
1
00:00:05.964 --> 00:00:07.966
‫سطحی نگری.
‫داستان این سری ماست.

2
00:00:08.049 --> 00:00:09.509
‫هدف تارا الیوت نبود.

3
00:00:09.592 --> 00:00:13.722
‫دوستش بود که توسط یه شوهر حسود دیگه،
‫یعنی آنتون شاوار کشته شد.

4
00:00:13.805 --> 00:00:16.307
‫یه مرد خطرناک و وحشی،
‫پلیس  یه بار هم درباره ش تحقیق نکرده بود.

5
00:00:16.391 --> 00:00:18.852
‫باید یه نگاهی به این بندازی.
‫کارول دوبوا.

6
00:00:18.935 --> 00:00:20.270
‫همون خانمه که توی کار بیمه ست.

7
00:00:20.353 --> 00:00:23.231
‫چه با بهونه چه بدون بهونه،
‫این خانمه یه چیزیش میشه.

8
00:00:23.314 --> 00:00:25.859
‫اونی که رفتی دیدنش موکلت بود؟

9
00:00:25.942 --> 00:00:29.487
‫آره. خسوس منندز.
‫داره به جرم قتل پونزده سال حبس میکشه.

10
00:00:29.571 --> 00:00:31.406
‫ازم پرسیدی انگیزه ام چی بود.

11
00:00:31.489 --> 00:00:34.576
‫وقتی حبس گرفت،
‫من داغون شدم.

12
00:00:34.659 --> 00:00:36.036
‫پایلز کمکم کرد انجامش بدم.

13
00:00:36.119 --> 00:00:39.497
‫آقای سوتو به قاچاق انسان و برده داری محکوم شده.

14
00:00:39.581 --> 00:00:44.044
‫می خوام ازش دور بشم.
‫دنبال یه شروع تازه واسه دخترم هستم.

15
00:00:44.127 --> 00:00:45.837
‫اون پول جری که گم شده...

16
00:00:45.920 --> 00:00:48.506
‫اگه پول رشوه بوده باشه چی؟

17
00:00:48.590 --> 00:00:52.385
‫چطور میشه قبل از اینکه معلوم بشه کسی
‫عضو هیئت منصفه هست یا نه، بهش رشوه داد؟

18
00:00:52.469 --> 00:00:54.137
‫خودت یه آشنا بینشون گذاشته بودی.

19
00:00:54.220 --> 00:00:56.306
‫من مهندس شرکت لاکهید مارتین هستم.

20
00:00:56.389 --> 00:00:58.433
‫مجردم و توی پالوس وردس زندگی می کنم.

21
00:00:58.516 --> 00:01:00.310
‫هیئت منصفه شماره هفته، نه؟

22
00:01:00.393 --> 00:01:03.229
‫- فقط اینو می دونم که بهش پول دادن.
‫- فکر می کردم سرمایه گذار داری.

23
00:01:03.313 --> 00:01:07.400
‫توی دانشکده یه هم اتاقی به اسم پاول کاسویچ داشتم.
‫خودم می دونم.

24
00:01:07.484 --> 00:01:10.028
‫اسم پدرش سرگی کاسویچه.

25
00:01:10.111 --> 00:01:12.530
‫از اون آدماییه که نباید باهاش در افتاد،
‫میکی.

26
00:01:12.614 --> 00:01:15.700
‫واسه همینه دارن تعقیبم می کنن.
‫واسه همین توی ماشینم شنود گذاشتن.

27
00:01:15.784 --> 00:01:18.703
‫می خوان کار خرید شرکتم راحت انجام بشه.

28
00:01:18.787 --> 00:01:21.372
‫اگه من محکوم شناخته بشم،
‫همچین اتفاقی نمی افته.

29
00:01:21.456 --> 00:01:24.584
‫به هر در و دیواری که می‎تونن، می زنن.
‫متوجهی؟

30
00:01:24.667 --> 00:01:27.087
‫که یعنی میان سراغ تو،
‫سراغ خانواده ت.

31
00:01:29.089 --> 00:01:34.094
‫«فیلم با زیرنویس در سایت هکس دانلود»

32
00:01:46.481 --> 00:01:47.482
‫یا خدا.

33
00:01:48.483 --> 00:01:52.362
‫خب، هیچکس در جلویی رو باز نکرد.
‫واسه همین گفتم این بیرونی.

34
00:01:54.906 --> 00:01:56.825
‫چیه که نمی تونی تلفنی بهم بگی؟

35
00:01:58.827 --> 00:02:03.623
‫یه چیزی نیاز دارم.
‫باید بین خودمون بمونه. خب؟

36
00:02:04.374 --> 00:02:07.877
‫اگه گیر بیفتی، مجوزت رو می گیرن و این تازه اولشه.

37
00:02:08.461 --> 00:02:09.838
‫میخوای کی رو بکشم؟

38
00:02:11.464 --> 00:02:12.882
‫نه، من...

39
00:02:12.966 --> 00:02:15.635
‫نه، سیسکو، می خوام هر اطلاعاتی که می تونی

40
00:02:15.718 --> 00:02:17.262
‫از هیئت منصفه شماره هفت گیر بیاری.

41
00:02:17.345 --> 00:02:20.932
‫خب، کار راحتی نیست.
‫یعنی اعضای هیئت منصفه ناشناسن.

42
00:02:21.015 --> 00:02:24.102
‫اگه بفهمن دارم همچین کاری می کنم،
‫ممکنه ممنوع الوکاله بشی.

43
00:02:24.185 --> 00:02:26.020
‫خب پس نذار مچت رو بگیرن.

44
00:02:26.771 --> 00:02:28.314
‫من گزینه دیگه ای ندارم، سیسکو.

45
00:02:28.398 --> 00:02:31.776
‫یه مشت خرابکاری قدیمی سگ که
‫تا روش پا نذاری، بوش درنمیاد.

46
00:02:31.860 --> 00:02:34.028
‫و تو هم جرمی مرتکبت نشدی، میک.

47
00:02:34.112 --> 00:02:40.201
‫اونوقت جری وینسنت چطوری تونسته قبل از اینکه
‫اسامی هیئت منصفه مشخص بشه، به یکیشون رشوه بده؟

48
00:02:40.285 --> 00:02:42.579
‫نمی دونم.
‫ولی داده. و ترور خبر داشت.

49
00:02:42.662 --> 00:02:44.247
‫خب، پس مصونیت داره.

50
00:02:45.123 --> 00:02:49.043
‫منظورم اینه، اگرم چیزی گیر بیارم،
‫مگه از گزارش کردنش منع نیستی؟

51
00:02:49.127 --> 00:02:52.797
‫چرا. مگه اینکه از جرمی مطلع بشم
‫که قراره انجام بشه.

52
00:02:53.464 --> 00:02:55.091
‫اونموقع که باید گزارشش بدم.

53
00:02:55.175 --> 00:02:56.759
‫رشوه همین الانش داده شده.

54
00:02:56.843 --> 00:02:59.012
‫رشوه دهی نیست.
‫مذاکره پنهانی با هیئت منصفه ست.

55
00:02:59.095 --> 00:03:01.931
‫این داستان فقط موقعی اتفاق می افته
‫که هیئت منصفه خودش بخواد.

56
00:03:03.224 --> 00:03:05.518
‫اگه دادگاه جری افتاده بود یه وقت دیگه،

57
00:03:06.352 --> 00:03:09.147
‫یه هیئت منصفه کاملاً متفاوت در کار بود.

58
00:03:10.106 --> 00:03:11.774
‫واسه همین کارش رو ساختن؟

59
00:03:11.858 --> 00:03:15.904
‫دارم میگم واسه همین باید بدونم
‫که دقیقاً با چی سر و کار دارم.

60
00:03:15.987 --> 00:03:19.324
‫واسه همین باید از عضو هیئت منصفه شماره هفت
‫و این یارو خبردار بشم.

61
00:03:20.325 --> 00:03:23.328
‫طبق ادعای شاهدین، میلیاردر روسی کاسویچ
‫با جرم سازمان یافته در ارتباط است

62
00:03:32.086 --> 00:03:33.630
‫مصونیت وکیل-موکل.

63
00:03:33.713 --> 00:03:35.924
‫هرچقدر هم بگی وکیلت آدم قابل اعتمادیه،

64
00:03:36.007 --> 00:03:37.258
‫ولی هرچیزی قیمتی داره.

65
00:03:37.342 --> 00:03:40.011
‫اگه از جرمی که مرتکب شدی بهم بگی،
‫هیچکاری ازم برنمیاد.

66
00:03:40.094 --> 00:03:42.472
‫اما اگه از جرمی که قراره مرتکب بشی بهم بگی

67
00:03:42.555 --> 00:03:45.141
‫و واسه انجامش از خدمات من استفاده کنی،

68
00:03:45.225 --> 00:03:47.352
‫پس من موظفم که یه کاری بابتش بکنم.

69
00:03:47.435 --> 00:03:50.396
‫به صورت نظری با عقل جور درمیاد،
‫ولی مگه خودت یه وظیفه ای نداری؟

70
00:03:51.773 --> 00:03:54.692
‫اگه گزارش کردنش به کشتنت بده،
‫چیکار می کنی؟

71
00:03:55.818 --> 00:03:58.905
‫- هالر هستم.
‫- چیزی از اون رشوه خبر داشتی؟

72
00:03:58.988 --> 00:04:01.741
‫- خب، من فقط...
‫- هالر.

73
00:04:02.533 --> 00:04:03.660
‫یه لحظه...

74
00:04:06.871 --> 00:04:11.626
‫گوش کن، ام...فکر کنم سر این یکی
‫داریم آب توی هاون می کوبیم.

75
00:04:12.293 --> 00:04:15.046
‫- کارآگاهم رفت تو کارش.
‫- همون دوچرخه سوار ریشوئه؟

76
00:04:15.129 --> 00:04:19.008
‫- شاید جری بالاخره یه قایق خرید.
‫- قایقی در کار نیست.

77
00:04:19.092 --> 00:04:20.969
‫داری چیزی رو ازم مخفی می کنی؟

78
00:04:21.052 --> 00:04:25.515
‫یدفعه به ذهنم رسید اگه توی پرونده الیوت رشوه ای
‫در کار باشه، ممکنه به نفع تو باشه.

79
00:04:25.598 --> 00:04:26.724
‫می دونی چیه، گریگز؟

80
00:04:26.808 --> 00:04:30.687
‫خودم رو می زنم به نشنیدن.
‫باید برم.

81
00:04:30.770 --> 00:04:32.563
‫لعنتی.

82
00:04:33.523 --> 00:04:34.649
‫اتفاقی افتاده؟

83
00:04:57.630 --> 00:05:00.550
‫بزن بریم. اولین روز دادگاهه.
‫می خوام از ترافیک جلو بزنم.

84
00:05:07.515 --> 00:05:08.850
‫ام...

85
00:05:09.600 --> 00:05:10.810
‫ماشین روشن نمیشه.

86
00:05:11.728 --> 00:05:14.147
‫دیروز به نظرت یه چیزیش نبود؟

87
00:05:15.940 --> 00:05:16.816
‫نه.

88
00:05:16.899 --> 00:05:19.569
‫- نه.
‫- لعنتی. گندش بزنن.

89
00:05:20.278 --> 00:05:23.114
‫بیا با ماشین تو بریم و بعد از رسوندن من

90
00:05:23.197 --> 00:05:26.200
‫می تونی اون یکی ماشین رو برداری. خب؟
‫یالا. بزن بریم.

91
00:05:35.710 --> 00:05:39.088
‫- چی شد؟
‫- بعداً توضیح میدم. یالا. باید عجله کنیم.

92
00:05:44.469 --> 00:05:47.722
‫جلسه دادگاه عالی ایالت کالیفرنیا شروع میشه.

93
00:05:47.805 --> 00:05:51.351
‫بخش لس آنجلس.
‫ال ای-213497.

94
00:05:51.434 --> 00:05:53.978
‫مردم کالیفرنیا در برابر ترور الیوت،

95
00:05:54.062 --> 00:05:56.606
‫قاضی ناظر عالیجناب جیمز پی. استانتون
‫به پرونده رسیدگی می کنن.

96
00:05:57.315 --> 00:05:58.608
‫لطفاً نظم جلسه رو رعایت کنید.

97
00:05:59.484 --> 00:06:01.569
‫آقای گولنتز، نطق شروع جلسه.

98
00:06:04.864 --> 00:06:06.991
‫اعضای هیئت منصفه، صبح بخیر.

99
00:06:08.326 --> 00:06:11.204
‫من جفری گولنتز هستم.
‫معاون بازپرس بخش.

100
00:06:12.914 --> 00:06:17.043
‫امروز همه برای اجرای یک هدف اینجا جمع شدیم.
‫اجرای عدالت.

101
00:06:18.419 --> 00:06:21.547
‫شما اینجایید تا با پاسخ به یک سوال ساده،
‫عدالت رو اجرا کنید.

102
00:06:22.173 --> 00:06:27.053
‫آیا متهم یعنی ترور الیوت،
‫همسر و دوستش رو به قتل رسوند؟

103
00:06:27.929 --> 00:06:30.014
‫من اومدم جواب این سوال رو بهتون بدم.

104
00:06:30.098 --> 00:06:32.475
‫و جوابم صراحتاً بله ست.

105
00:06:32.558 --> 00:06:33.851
‫طی چند روز آینده،

106
00:06:33.935 --> 00:06:37.939
‫نشون میدیم که آقای الیوت انگیزه
‫و فرصت کافی برای انجام این جنایت رو داشته

107
00:06:38.022 --> 00:06:41.776
‫و مدارک بسیاری رو خدمتتون ارائه میدیم
‫که نشون دهنده این موضوع هستن.

108
00:06:42.777 --> 00:06:47.031
‫به تماس اورژانس گوش میدیم.
‫حرف  معاونینی که سر صحنه جرم بودن رو می شنویم.

109
00:06:47.115 --> 00:06:49.909
‫تمام اعمال متهم رو مد نظر قرار میدیم.

110
00:06:51.077 --> 00:06:55.081
‫و نهایتاً، مطمئنم شما هم
‫به این نتیجه  ناگزیر می رسید،

111
00:06:55.164 --> 00:06:57.333
‫که ترور الیوت با شلیک گلوله

112
00:06:57.417 --> 00:07:00.545
‫لارا الیوت و یان ریلز رو به قتل رسونده.

113
00:07:07.969 --> 00:07:10.054
‫بیاید با یه عقبه کوچیک شروع کنیم.

114
00:07:11.013 --> 00:07:14.642
‫اصلاً ترور الیوت کی هست؟
‫خب...

115
00:07:14.725 --> 00:07:16.727
‫نطق های آغازین خیلی خاصن.

116
00:07:16.811 --> 00:07:19.564
‫آدم فرصت این رو پیدا می کنه که
‫همون ابتدای کار با هیئت منصفه ارتباط برقرار کنه.

117
00:07:19.647 --> 00:07:22.191
‫ولی اگه زیادی روی کنی،
‫توجهشون رو از دست میدی.

118
00:07:22.275 --> 00:07:23.693
‫شرکت آقای الیوت

119
00:07:23.776 --> 00:07:26.696
‫سازنده یکی از پرفروش ترین بازی های کامپیوتری تاریخه.

120
00:07:27.363 --> 00:07:30.074
‫طی دادگاه متوجه میشید که ایشون
‫قدرت و ثروت افسار گسیخته ای داره،

121
00:07:30.158 --> 00:07:33.703
‫و هیچ میلی نداره این ثروت رو که
‫فقط برای خودش می دونه، با کسی قسمت کنه.

122
00:07:34.287 --> 00:07:36.622
‫- و متوجه میشید که...
‫- من همچین آدمی نیستم.

123
00:07:36.706 --> 00:07:38.166
‫من عاشق ضربات سریعم.

124
00:07:38.249 --> 00:07:41.752
‫امتیازت رو بگیر، یه حرفی ننداز وسط،
‫و شک و تردید ایجاد کن.

125
00:07:41.836 --> 00:07:43.713
‫ولی همیشه بذار طرفت طلبه بمونه.

126
00:07:43.796 --> 00:07:47.508
‫نشونتون میدیم که آقای الیوت دقیقاً کی فهمید

127
00:07:47.592 --> 00:07:50.094
‫که همسرش عاشق یه نفر دیگه ست.

128
00:07:50.178 --> 00:07:53.723
‫اون خشم و حس حقارتی که باعث شد...

129
00:07:53.806 --> 00:07:55.975
‫نکته دیگه نطق های آغازین و پایانی اینه که

130
00:07:56.058 --> 00:07:58.186
‫فقط همون موقع میشه از یه میدان آزمون استفاده کرد.

131
00:07:58.269 --> 00:08:01.105
‫- چی شد؟
‫- فضایی که جلوی جایگاه هیئت منصفه قرار داره.

132
00:08:01.189 --> 00:08:03.900
‫تنها جایی که می تونی
‫با هیئت منصفه رو در رو بشی.

133
00:08:03.983 --> 00:08:06.235
‫همونجا که جادوی میکی هالر به کار میاد.

134
00:08:06.944 --> 00:08:09.780
‫اگه از من خوششون بیاد،
‫از پرونده ام هم خوششون میاد.

135
00:08:09.864 --> 00:08:14.035
‫وقت من دیگه تمومه، رفقا.
‫ولی عقل سلیم راهنماییتون می کنه.

136
00:08:15.119 --> 00:08:18.873
‫حالا دفاعیه سعی می کنه با دست اندازهایی
‫که جلوی راه عدالت می ذاره، شما رو به حاشیه ببره،

137
00:08:18.956 --> 00:08:21.626
‫ولی چشم رو از هدفتون برندارید.

138
00:08:21.709 --> 00:08:26.672
‫یادتون باشه، زندگی دو نفر از دست رفته.

139
00:08:28.549 --> 00:08:29.550
‫ما به خاطر اون ها اینجا جمع شدیم.

140
00:08:31.469 --> 00:08:32.470
‫ممنون.

141
00:08:39.602 --> 00:08:40.603
‫آقای هالر؟

142
00:08:42.813 --> 00:08:46.984
‫خب، عالیجناب...
‫سخنان بسیار جالبی بود.

143
00:08:47.068 --> 00:08:50.780
‫به نظرم یه وقتی به هیئت منصفه بدیم که یه نفسی بگیرن.

144
00:08:53.824 --> 00:08:56.827
‫- حرفتون رو بزنید، آقای هالر.
‫- البته، عالیجناب.

145
00:08:57.578 --> 00:09:00.873
‫خانم ها و آقایون، صبح بخیر.
‫من میکی هالر هستم.

146
00:09:01.666 --> 00:09:05.294
‫وکیل مدافع هستم و ایشون هم موکلم،
‫ترور الیوت هستن.

147
00:09:07.004 --> 00:09:09.131
‫می دونم یه چیزهایی درباره ش شنیدید.

148
00:09:09.215 --> 00:09:13.511
‫ولی فقط یه خواسته ازتون دارم،
‫خواهشاً تا همه چیز رو نشنیدید، تصمیم نگیرید.

149
00:09:14.345 --> 00:09:18.474
‫امروز نمی خوام زیاد صحبت کنم
‫چون می خوام سریع به این مدرکی که

150
00:09:18.558 --> 00:09:21.310
‫آقای گولنتز هی وعده ش رو میده برسم.
‫برای مثال، اسلحه.

151
00:09:21.978 --> 00:09:26.148
‫طبق شمارش من توی سخنرانیشون
‫شش بار از کلمه اسلحه استفاده کردن.

152
00:09:26.232 --> 00:09:27.483
‫شش بار بهتون گفت

153
00:09:27.567 --> 00:09:32.613
‫آقای الیوت برای قتل همسرش و یه شاهد بی گناه
‫از اسلحه استفاده کرده.

154
00:09:33.364 --> 00:09:37.493
‫چیزی که شش بار بهتون نگفت اینه که
‫توی پرونده هیچ حرفی از اسلحه نیومده

155
00:09:37.577 --> 00:09:40.288
‫و به هیچ وجه ارتباطی بین آقای الیوت و اسلحه وجود نداشته

156
00:09:40.371 --> 00:09:43.624
‫چراکه آقای الیوت نه اسلحه داشته
‫نه از اسلحه استفاده کرده بوده.

157
00:09:44.375 --> 00:09:46.752
‫ببینید، هیچکدوم از این موضوعات
‫اهمیتی برای پلیس نداره

158
00:09:46.836 --> 00:09:50.381
‫چراکه براشون واضحه همینکه تمرکز تحقیقات

159
00:09:50.464 --> 00:09:55.011
‫به سمت آقای الیوت چرخید، دیگه همه چی تموم شد.
‫دیگه چشمشون چیز دیگه ای ندید.

160
00:09:55.094 --> 00:09:59.056
‫و هیچوقت سراغ مظنونین یا شواهد بالقوه دیگه نرفتن.

161
00:09:59.140 --> 00:10:00.558
‫هیچی براشون مهم نبود.

162
00:10:01.392 --> 00:10:02.727
‫مظنونشون رو گرفته بودن.

163
00:10:04.478 --> 00:10:05.980
‫و دیگه با اون پرونده کاری نداشتن.

164
00:10:06.897 --> 00:10:09.859
‫خانم ها و آقایون،
‫داستان این پرونده سطحی نگریه.

165
00:10:10.484 --> 00:10:15.990
‫تمرکز کردن روی یه مظنون و
‫عدم توجه به هیچ چیز دیگه.

166
00:10:16.949 --> 00:10:20.661
‫بهتون قول میدم همینکه با یه دید دیگه
‫به این پرونده نگاه کنید،

167
00:10:20.745 --> 00:10:26.667
‫نور حقیقت به چشمتون می تابه،
‫و از خودتون می پرسید پس ادعای این ها چیه.

168
00:10:29.253 --> 00:10:30.588
‫خیلی ممنون.

169
00:10:48.439 --> 00:10:49.482
‫اه.

170
00:10:49.565 --> 00:10:52.943
‫- کارول بودی دیگه؟
‫- یه چیزی بهم بگو.

171
00:10:53.653 --> 00:10:57.281
‫- شبا چطوری خوابت می بره؟
‫- جانم؟

172
00:10:57.365 --> 00:11:02.870
‫شما وکلا همه مثل هم هستین.
‫واسه رسیدن به هدفتون از مردم سوءاستفاده می کنید.

173
00:11:02.953 --> 00:11:07.124
‫خب، من تا آخر جلسه اینجا می مونم

174
00:11:07.208 --> 00:11:10.503
‫و از اینکه هیئت منصفه موکلت رو محکوم می کنه،
‫لذت می برم.

175
00:11:10.586 --> 00:11:11.754
‫اون یه هیولاست.

176
00:11:12.630 --> 00:11:14.006
‫اون دوستم رو کشت.

177
00:11:15.091 --> 00:11:16.884
‫راستش من وکیل نیستم.

178
00:11:19.428 --> 00:11:20.429
‫دیگه برم.

179
00:11:25.976 --> 00:11:28.729
‫دوست سوتو.
‫به نظرت دوام میاره؟

180
00:11:28.813 --> 00:11:30.189
‫آره.
‫از اون جان سخت هاست.

181
00:11:30.272 --> 00:11:33.067
‫تانیا خودش رو به نفهمی می زنه،
‫ولی چشماش رو باز نگه می داره.

182
00:11:33.150 --> 00:11:37.405
‫همه چی رو می بینه.
‫فقط امیدوارم همسر سابقت به معامله مون گند نزده باشه.

183
00:11:37.488 --> 00:11:40.741
‫از موکلش حفاظت کرد.
‫که یعنی آماده ست که بره سراغ سوتو.

184
00:11:40.825 --> 00:11:42.410
‫خوبه.
‫منم آماده ام.

185
00:11:43.244 --> 00:11:45.287
‫پلیس مورد علاقه من چطوره؟

186
00:11:45.371 --> 00:11:46.497
‫لیست کوتاهیه.

187
00:11:47.790 --> 00:11:51.335
‫جنل امضاش کرد،
‫البته با کمک بنیاد غرامت قربانی.

188
00:11:51.419 --> 00:11:55.506
‫جابجایی و حمایت یه ساله.
‫خوب تونستی راضیشون کنی.

189
00:11:56.257 --> 00:11:59.885
‫واسه همین من رو می خواستی دیگه، نه؟
‫هیلی کجاست؟

190
00:11:59.969 --> 00:12:03.597
‫همون جای همیشگی.
‫بهت برنخوره، ولی الان مثل نوجوون ها صحبت می کنه.

191
00:12:04.598 --> 00:12:08.144
‫خب، ممنون که آوردیش.
‫ممنون که خودت هم اومدی.

192
00:12:08.936 --> 00:12:10.896
‫خوشحالم می بینم دوباره سرپا شدی.

193
00:12:11.731 --> 00:12:15.109
‫اه، صحبت از تانیا شد،
‫می خوام بعداً ببینمش.

194
00:12:15.192 --> 00:12:19.572
‫- باید یه ماشین واسه هایلی پیدا کنم که بره...
‫- من می تونم ببرمش. البته اگه بخواید.

195
00:12:20.322 --> 00:12:22.408
‫ممنون، اگه زحمتی نیست.

196
00:12:22.491 --> 00:12:26.078
‫چه زحمتی. و من...
‫خودمم یه جورایی می خوام از اینجا برم.

197
00:12:26.912 --> 00:12:30.624
‫مگی، اگه تا دیروقت سر کاری،
‫لورا می تونه بعداً بیاردش خونه من.

198
00:12:31.417 --> 00:12:35.171
‫- نه بابا. تو هم خیلی خسته ای. پس...
‫- می تونه موقع آماده سازیم تکالیفش رو انجام بده.

199
00:12:36.130 --> 00:12:38.382
‫خیلی خب.
‫ببینیم چی پیش میاد.

200
00:12:38.466 --> 00:12:41.177
‫ام، ممنون لورا.
‫من... بهش میگم.

201
00:12:42.303 --> 00:12:45.765
‫این لحظه آقای الیوت تو رو وارد خونه کرده بود؟

202
00:12:45.848 --> 00:12:49.310
‫آره، من و همکارم ازش خواستیم
‫کارهاش رو برامون مرور کنه.

203
00:12:49.393 --> 00:12:53.272
‫معاون موری، موقعی که آقای الیوت داشت شما رو

204
00:12:53.355 --> 00:12:54.732
‫توی خونه می چرخوند، متوجه چیز غیرعادی
‫توی رفتارشون شدید؟

205
00:12:54.815 --> 00:12:56.859
‫اعتراض دارم.
‫درخواست گمانه زنی داره.

206
00:12:56.942 --> 00:13:00.738
‫رد میشه. جزو مشاهدات افسره.
‫می تونه صحبت کنه.

207
00:13:02.156 --> 00:13:06.494
‫خب، کل مدتی که اونجا بودیم،
‫آقای الیوت هیچ احساسی از خودش نشون نداد.

208
00:13:06.577 --> 00:13:08.829
‫حتی وقتی پاش اشتباهی رفت روی جسد مرده.

209
00:13:08.913 --> 00:13:10.915
‫حتی وقتی به جسد همسرش اشاره کرد.

210
00:13:11.749 --> 00:13:14.543
‫وقتی بهش اشاره کرد،
‫چی گفت؟

211
00:13:14.627 --> 00:13:18.339
‫گفت، «اون همسرمه. مطمئنم که مُرده.»

212
00:13:18.422 --> 00:13:21.300
‫و آیا متهم به صورت داوطلبانه هیچ نظر یا اطلاعاتی

213
00:13:21.383 --> 00:13:22.760
‫درباره اینکه چه کسی ممکنه این کارو کرده باشه
‫ارائه کرد؟

214
00:13:22.843 --> 00:13:24.845
‫نه، فقط گفت کار خودش نبوده.

215
00:13:25.513 --> 00:13:27.264
‫ببخشید. چی گفتی؟

216
00:13:29.225 --> 00:13:33.270
‫اه، طی سه موقعیت مختلف،
‫آقای الیوت بصورت بی مقدمه گفتن که

217
00:13:33.354 --> 00:13:34.939
‫که کسی رو نکشتن.

218
00:13:35.689 --> 00:13:40.194
‫پس بدون هیچ حسی،
‫تو رو برد سمت صحنه قتل همسرش،

219
00:13:40.277 --> 00:13:45.241
‫و بعدش کاملاً خودجوش اصرار داشت
‫که کار خودش نبوده.

220
00:13:45.324 --> 00:13:47.368
‫بله، سه بار.

221
00:13:48.577 --> 00:13:50.996
‫ممنون، معاون.
‫سوال دیگه ای ندارم.

222
00:13:55.584 --> 00:13:56.627
‫سوال از شاهد؟

223
00:13:58.629 --> 00:13:59.630
‫اجازه هست؟

224
00:14:02.132 --> 00:14:03.801
‫معاون موری،

225
00:14:03.884 --> 00:14:08.931
‫زمان این اتفاق، شما تازه کار بودید.
‫درسته؟

226
00:14:09.014 --> 00:14:10.933
‫بله.

227
00:14:11.016 --> 00:14:12.142
‫استرس نداشته باش.

228
00:14:12.226 --> 00:14:15.521
‫علی رغم حرفایی که آقای گولنتز ممکنه بهتون گفته باشه،
‫من گولش رو نمی خورم.

229
00:14:17.064 --> 00:14:18.899
‫شما چند وقته توی نیروی پلیس مشغول به کارید؟

230
00:14:19.692 --> 00:14:22.069
‫هفته پیش اولین سالگرد فعالیتم توی گروه گشت زنی بود.

231
00:14:22.945 --> 00:14:23.946
‫تبریک میگم.

232
00:14:24.822 --> 00:14:29.493
‫خب معاون، این لحظه روز،
‫شما چند دقیقه میشد سر صحنه بودید؟

233
00:14:29.577 --> 00:14:31.704
‫به نظرم دو دقیقه.

234
00:14:31.787 --> 00:14:34.540
‫ولی دوربین بدنیم زمان دقیقش رو مشخص می کنه.

235
00:14:34.623 --> 00:14:37.126
‫فقط دو دقیقه بودید ولی همکارت اسلحه کشید.

236
00:14:37.209 --> 00:14:39.503
‫همینکه رسیدید اسلحه کشید؟

237
00:14:40.379 --> 00:14:43.173
‫یادم نمیاد.
‫من حواسم به متهم بود.

238
00:14:43.257 --> 00:14:45.426
‫این لحظه آقای الیوت دستگیر شده بودن؟

239
00:14:45.509 --> 00:14:47.511
‫نه، نشده بودن.

240
00:14:48.470 --> 00:14:50.055
‫چرا بهش دستبند زده بودید؟

241
00:14:52.683 --> 00:14:54.977
‫خودش داوطلبانه قبول کرد دستبند بخوره.

242
00:14:55.644 --> 00:14:57.938
‫یه موقعیت بی ثبات داشتیم

243
00:14:58.022 --> 00:15:00.858
‫و پیشنهاد کردم که واسه امنیت خودش و ما

244
00:15:00.941 --> 00:15:03.777
‫بهترین کار اینه که تا امن کردن ساختمون،
‫بهش دستبند بزنیم.

245
00:15:03.861 --> 00:15:06.906
‫جواب بسیار از پیش تمرین شده ای بود.

246
00:15:06.989 --> 00:15:09.158
‫- اعتراض دارم، عالیجناب.
‫- وارده.

247
00:15:09.241 --> 00:15:11.118
‫هیئت منصفه اظهاریه آخر رو نادیده می گیره.

248
00:15:11.201 --> 00:15:14.580
‫آقای الیوت اطلاع داشت که دستگیر نیست؟

249
00:15:14.663 --> 00:15:16.415
‫آره.
‫بهش گفتیم.

250
00:15:16.498 --> 00:15:20.669
‫ولی با اینحال از پشت بهش دستبند زده بودید،
‫نه از جلو.

251
00:15:21.295 --> 00:15:23.213
‫ما اجازه نداریم به متهـ...

252
00:15:24.757 --> 00:15:26.592
‫به سوژه از جلو دستبند بزنیم.

253
00:15:26.675 --> 00:15:29.678
‫سوژه.
‫یعنی چی؟

254
00:15:29.762 --> 00:15:33.223
‫سوژه کسیه که توی تحقیقات قتل دخیله.

255
00:15:34.016 --> 00:15:36.852
‫- کسی که دستگیر شده؟
‫- اون هم بله.

256
00:15:36.936 --> 00:15:39.730
‫ولی بازم میگم،
‫آقای الیوت دستگیر نشده بودن.

257
00:15:41.398 --> 00:15:47.321
‫صحیح. معاون، چه لحظه ای همکارت
‫اسلحه ش رو کنار گذاشت؟

258
00:15:47.404 --> 00:15:49.907
‫بعد از اینکه محیط رو گشتیم و ازش مطمئن شدیم.

259
00:15:49.990 --> 00:15:53.661
‫منظورت اینه بعد از اینکه آقای الیوت
‫کل صحنه جرم رو نشونتون داد؟

260
00:15:54.745 --> 00:15:55.746
‫درسته.

261
00:15:55.829 --> 00:15:59.959
‫یه مرد توسط دو پلیس که بهش دستبند زدن
‫توی خونه خودش می چرخه،

262
00:16:00.042 --> 00:16:02.211
‫که یکی از این  پلیس ها روش سلاح کشیده،

263
00:16:02.920 --> 00:16:06.924
‫و دارید میگید خیلی عجیبه که این مرد
‫توی اون لحظه حس کنه باید اعلام بی گناهی کنه؟

264
00:16:07.841 --> 00:16:12.346
‫- به گمونم... یه مقداری عجیب میومد، بله.
‫- به گمونت؟

265
00:16:13.472 --> 00:16:15.265
‫معاون، بعد از ایمن کردن خونه،

266
00:16:15.349 --> 00:16:17.559
‫دستبندها رو از دست آقای الیوت باز کردید؟

267
00:16:17.643 --> 00:16:20.521
‫نه.
‫نشوندیمش پشت ماشین پلیس.

268
00:16:20.604 --> 00:16:23.857
‫اینکه سوژه رو بدون دستبند سوار ماشین کنیم
‫برخلاف آیین نامه ست.

269
00:16:23.941 --> 00:16:26.694
‫دوباره این کلمه رو گفتی.
‫«سوژه.»

270
00:16:26.777 --> 00:16:28.904
‫خیلی خب، معاون،
‫پس اگه می خواست،

271
00:16:28.988 --> 00:16:32.282
‫می تونست در رو باز کنه و پیاده بشه؟

272
00:16:32.366 --> 00:16:34.702
‫نه، درها هم قفل ایمنی دارن.

273
00:16:35.327 --> 00:16:39.498
‫خیلی خب، ایشون با دستبندی که از پشت

274
00:16:39.581 --> 00:16:41.667
‫به دستش خورده بود،
‫روی صندلی عقب ماشین پلیس نشسته بود.

275
00:16:41.750 --> 00:16:42.751
‫درسته.

276
00:16:43.544 --> 00:16:44.962
‫ولی دستگیر نشده بود؟

277
00:16:45.754 --> 00:16:46.839
‫نه، نشده بود.

278
00:16:48.132 --> 00:16:49.299
‫یه سوال دیگه،

279
00:16:49.383 --> 00:16:51.844
‫شما گفتی وقتی آقای الیوت توی خونه راهنماییتون کرد،

280
00:16:51.927 --> 00:16:53.387
‫هیچ احساسی از خودش نشون نداد.

281
00:16:53.470 --> 00:16:54.972
‫درسته.

282
00:16:55.055 --> 00:16:57.224
‫و شما یه روان شناس دوره دیده هستید،
‫معاون؟

283
00:16:57.307 --> 00:16:59.643
‫- اعتراض دارم. مشاجره جویی.
‫- وارده.

284
00:17:00.269 --> 00:17:01.645
‫سوال رو به شکل دیگه ای بپرسید.

285
00:17:01.729 --> 00:17:05.190
‫معاون، به نظر شما پاسخ احساسی درستی
‫به ضربه روحی وجود داره؟

286
00:17:07.526 --> 00:17:11.321
‫به نظر من اگه کسی بعد از به قتل رسیدن همسرش

287
00:17:11.405 --> 00:17:15.367
‫جسدش رو ببینه،
‫حداقل یه واکنشی نشون میده.

288
00:17:16.160 --> 00:17:18.037
‫واکنش.
‫چه واکنشی؟

289
00:17:19.621 --> 00:17:22.624
‫- شاید گریه؟
‫- یه قطره اشک کافیه؟

290
00:17:22.708 --> 00:17:26.128
‫اگه یکی پنج دقیقه گریه کنه و بعدش بزنه زیر خنده چی؟

291
00:17:26.211 --> 00:17:28.881
‫اعتراض دارم. مشاجره جویی.

292
00:17:28.964 --> 00:17:31.300
‫وارده.
‫وکیل، برو سر مطلب بعدی.

293
00:17:32.301 --> 00:17:37.139
‫معاون، میشه بهمون بگی چرا از نظرت
‫رفتار موکل من غیرعادی بود؟

294
00:17:37.931 --> 00:17:41.018
‫طبق تجربیاتم، تا حالا همچین چیزی ندیده بودم.

295
00:17:41.101 --> 00:17:44.438
‫البته، البته.
‫تجربیاتتون.

296
00:17:44.521 --> 00:17:47.399
‫و تا امروز چند وقت میشه که به این کار مشغولید؟

297
00:17:49.318 --> 00:17:50.861
‫تقریباً هفت ماه.

298
00:17:50.944 --> 00:17:53.572
‫اصلاً دوره کارآموزی رو طی کردی؟

299
00:17:54.782 --> 00:17:56.950
‫نه.

300
00:17:57.034 --> 00:17:59.745
‫ولی مطمئنی که دستگیر نشده بود؟

301
00:17:59.828 --> 00:18:00.829
‫مطمئنم.

302
00:18:01.955 --> 00:18:04.083
‫سوال دیگه ای ندارم، عالیجناب.

303
00:18:09.296 --> 00:18:11.965
‫هی.
‫کارت عالی بود.

304
00:18:12.049 --> 00:18:14.510
‫یه اطلاعاتی به هیئت منصفه دادیم
‫که روش فکر کنن.

305
00:18:17.471 --> 00:18:20.307
‫معاون موری،
‫چند دقیقه قبل از رسیدن شما

306
00:18:20.390 --> 00:18:22.768
‫تصویربردار به صحنه قتل رسیده بود؟

307
00:18:23.393 --> 00:18:24.812
‫مطمئن نیستم،

308
00:18:24.895 --> 00:18:28.107
‫ولی قبل از رسیدن ما حداقل سه دقیقه تصویر وجود داره.

309
00:18:28.190 --> 00:18:33.112
‫وقتی شما رسیدید،
‫آقای الیوت به نظر نگران یا وحشت زده میومد؟

310
00:18:33.862 --> 00:18:35.781
‫نه، خیلی آروم بود.

311
00:18:36.490 --> 00:18:38.075
‫چیکار می کرد؟

312
00:18:38.742 --> 00:18:42.830
‫دقیق نمی تونم بگم،
‫ولی انگار داشت ایمیل هاش رو نگاه می کرد.

313
00:18:42.913 --> 00:18:44.123
‫تا جاییکه  می دونه،

314
00:18:44.206 --> 00:18:46.625
‫موکلم داشته دنبال خبر یه قاتل فراری میگشته.

315
00:18:46.708 --> 00:18:50.170
‫وارده. هیئت منصفه آخرین پاسخ رو
‫بعنوان مدرک در نظر نمی گیره.

316
00:18:52.047 --> 00:18:53.048
‫سوال دیگه ای ندارم.

317
00:19:11.567 --> 00:19:13.277
‫به نظرت کارم چطوره؟

318
00:19:13.360 --> 00:19:14.361
‫بد نیست.

319
00:19:15.529 --> 00:19:17.322
‫اون برتری که قدیم داشتی.

320
00:19:18.157 --> 00:19:21.785
‫اون فرضیه خودکاری که پلیس ها
‫صادق و قابل اعتمادن؟

321
00:19:22.578 --> 00:19:23.745
‫این روزا دیگه اینطور نیست.

322
00:19:23.829 --> 00:19:26.456
‫آره. اگه موکلت یکی دیگه بود،
‫شاید باهات موافق بودم.

323
00:19:26.540 --> 00:19:28.542
‫هیچکس از یه سفید پوست پولدار و عوضی خوشش نمیاد.

324
00:19:31.795 --> 00:19:34.381
‫خوشحالم که از اول وکیل ترور نبودی.

325
00:19:34.464 --> 00:19:37.968
‫وگرنه اونقدری باهوش بودی که
‫حرفی از اون کلیپه نزنی.

326
00:20:05.871 --> 00:20:07.206
‫روز خوش.

327
00:20:08.207 --> 00:20:10.250
‫- اسمتون؟
‫- تانیا کروز.

328
00:20:20.427 --> 00:20:21.428
‫الان برمی گردم.

329
00:20:46.119 --> 00:20:47.746
‫فکر می کردم تنها میای.

330
00:20:47.829 --> 00:20:51.667
‫لحظه آخر نظرش عوض شد.
‫از داستان ما باخبره؟

331
00:20:51.750 --> 00:20:54.294
‫نه، نمی دونه.
‫ساکت می مونه.

332
00:20:55.379 --> 00:20:59.132
‫تانیا، کارآگاهم داره محض شفافیت
‫این مکالمه رو ضبط می کنه

333
00:20:59.216 --> 00:21:00.884
‫چون من نمی تونم بعنوان شاهد حاضر بشم.

334
00:21:01.551 --> 00:21:04.721
‫ما سر شرایط قرارت توافق کردیم.
‫حالا نوبت توئه.

335
00:21:04.805 --> 00:21:06.974
‫بهمون بگو از دست داشتن سوتو

336
00:21:07.057 --> 00:21:09.518
‫توی قتل دیوید لورسکا یا هر جرم دیگه ای چی می دونی.

337
00:21:13.480 --> 00:21:14.606
‫تانیا؟

338
00:21:15.649 --> 00:21:20.028
‫یه رفیق اهل سبو سیتی داشتم که مثل خودم بود.

339
00:21:20.112 --> 00:21:22.531
‫توی یکی از خونه سالمندانش کار می کرد.

340
00:21:22.614 --> 00:21:24.658
‫حدود دو سال پیش،

341
00:21:24.741 --> 00:21:28.912
‫رفت سراغ یه وکیل مهاجرت
‫که از حقوقش باخبر بشه.

342
00:21:29.663 --> 00:21:32.124
‫از وکیله  خواست با مقامات صحبت کنه.

343
00:21:32.207 --> 00:21:36.169
‫واسه همین... ازم پرسید به نظرم فکر خوبیه یا نه.

344
00:21:37.087 --> 00:21:40.590
‫- از چند نفر دیگه هم پرسید.
‫- و سوتو فهمید؟

345
00:21:40.674 --> 00:21:44.761
‫انتظار داشتم عصبی بشه،
‫ولی فقط بهش گفت دیگه بیخیال بشه.

346
00:21:45.512 --> 00:21:48.432
‫اون شب بردمش گل فروشی.

347
00:21:49.266 --> 00:21:53.145
‫نیمساعت توی ماشین منتظر موندم.
‫نگران شدم.

348
00:21:55.022 --> 00:22:00.235
‫بعدش با یه دسته گل واسه من بیرون اومد
‫و رفتیم خونه.

349
00:22:00.319 --> 00:22:01.862
‫ولی روز بعدش...

350
00:22:04.323 --> 00:22:09.369
‫دوستم رفته بود.
‫طرف گفت سوار هواپیما کردتش که برگرده خونه.

351
00:22:09.453 --> 00:22:13.040
‫هیچکس سوالی نپرسید،
‫ولی من می دونستم که مُرده.

352
00:22:14.791 --> 00:22:17.002
‫فقط خیلی می ترسیدم به کسی بگم.

353
00:22:18.962 --> 00:22:20.172
‫الان داری به من میگی.

354
00:22:28.305 --> 00:22:30.432
‫بله، پنج شنبه
‫ساعت 11:30 افتتاحیه دارم.

355
00:22:33.810 --> 00:22:38.273
‫تانیا، سوتو چیزی گفت یا کاری کرد
‫که کُشتن دوستت رو تأیید کنه؟

356
00:22:38.982 --> 00:22:39.816
‫الآن باید برم.

357
00:22:39.900 --> 00:22:42.903
‫مدرکی یا پیغامی چیزی هست؟

358
00:22:42.986 --> 00:22:44.029
‫نه.

359
00:22:45.906 --> 00:22:50.202
‫ولی شب قبل از این که شاهدت کُشته بشه،

360
00:22:50.285 --> 00:22:52.537
‫رسوندمش همون گلفروشی.

361
00:22:55.290 --> 00:22:56.875
‫اونجا کجاس؟

362
00:23:08.762 --> 00:23:09.763
‫اون تو حالت خوبه؟

363
00:23:10.472 --> 00:23:14.184
‫اگه می خوای دربارۀ اتفاقاتی
‫که واسم افتاده بازجوییم کنی،

364
00:23:14.267 --> 00:23:15.310
‫می تونی دخالت کنی.

365
00:23:44.840 --> 00:23:45.465
‫همه ش رو گرفتی؟

366
00:23:46.091 --> 00:23:48.760
‫مطمئنم که روور اصلاً به اون مزرعه نرفته.

367
00:23:53.807 --> 00:23:56.101
‫خوبه. همین طور پاس بدین.

368
00:23:56.184 --> 00:23:58.061
‫آره. خوبه.

369
00:24:00.439 --> 00:24:02.941
‫همینه. از پسش برمیای. از پسش برمیای.

370
00:24:02.941 --> 00:24:04.901
‫خب، کاراگاه کیندر، می تونین بهمون

371
00:24:04.985 --> 00:24:07.195
‫دربارۀ بازجوییِ اولتون از آقای الیوت بگین؟

372
00:24:07.279 --> 00:24:09.573
‫بله، بعد از این بود که رسیدیم پاسگاه پلیس.

373
00:24:09.656 --> 00:24:12.868
‫موافقت کرد که همکاری کنه.
‫و منم شروع کردم به سؤال پرسیدن.

374
00:24:12.951 --> 00:24:15.078
‫یعنی تمایل به همکاری باهاتون بود؟

375
00:24:15.162 --> 00:24:18.415
‫اون به تمام سؤالاتم جواب داد.
‫ولی بعضی چیزا از قلم افتادن.

376
00:24:18.498 --> 00:24:19.499
‫مثل چی؟

377
00:24:19.583 --> 00:24:21.293
‫اول گفت که جای دیگه ای

378
00:24:21.376 --> 00:24:23.628
‫از خونه به جز اتاق خوابش،

379
00:24:23.712 --> 00:24:26.631
‫که همسرش و آقای ریلز بودن نرفته.

380
00:24:26.715 --> 00:24:29.009
‫بعداً فهمیدیم اول گاراژ رو چک کرده

381
00:24:29.092 --> 00:24:31.803
‫و ماشین همسرش رو پیدا کرده.
‫اون می دونست که همسرش خونه س.

382
00:24:31.887 --> 00:24:34.848
‫و چیز دیگه ای هم از قلم افتاده بود؟

383
00:24:34.931 --> 00:24:38.852
‫بله. آقای الیوت به
‫مأمورین گفته بود که بلافاصله

384
00:24:38.935 --> 00:24:41.521
‫بعد از مواجه شدن
‫با صحنۀ جرم با 911 تماس گرفته.

385
00:24:41.605 --> 00:24:46.943
‫وقتی زمان رفتنش از دفتر رو حساب کردم،
‫دیدم زمانبندی ها جور در نمیاد.

386
00:24:47.819 --> 00:24:52.073
‫پس اینو باهاش درمیون گذاشتم
‫و اونم اعتراف کرد که

387
00:24:52.157 --> 00:24:54.993
‫قبل از زنگ زدن به 911
‫حدود پنج دقیقه صبر کرده.

388
00:24:55.076 --> 00:24:58.163
‫همین که یه شاهد علیهت حرف می زنه
‫خودش بد هست، ولی قسمت بدترش اینه که

389
00:24:58.246 --> 00:25:00.749
‫وقتی دادستان ازشون
‫استفاده می کنه تا وقت تموم بشه،

390
00:25:00.832 --> 00:25:02.918
‫چون اون شاهدی که داره علیهت حرف می زنه

391
00:25:03.585 --> 00:25:05.754
‫آخرین کسیه که هیئت منصفه حرفاش رو می شنوه.

392
00:25:05.837 --> 00:25:09.382
‫- پس باید چیکار کرد؟
‫- باید مکالمه رو تغییر داد.

393
00:25:09.466 --> 00:25:11.301
‫خب، کارآگاه کیندر، از نظر شما،

394
00:25:11.384 --> 00:25:13.803
‫مفهوم این مطالب
‫از قلم افتادۀ آقای الیوت چی بود؟

395
00:25:13.887 --> 00:25:15.972
‫اعتراض دارم. دنبال گمانه زنیه.

396
00:25:16.723 --> 00:25:17.724
‫اجازه میدم.

397
00:25:18.725 --> 00:25:22.103
‫برای من، فریبکاریِ آقای الیوت رو نشون میداد.

398
00:25:22.771 --> 00:25:24.898
‫من خیلی بیشتر از هفت ماهه
‫که این چیزا رو می بینم.

399
00:25:27.692 --> 00:25:29.903
‫ممنون کارآگاه. سؤال دیگه ای نیست.

400
00:25:29.986 --> 00:25:33.490
‫خیلی خب.
‫هیئت منصفه اظهاراتشون رو یادشون می مونه.

401
00:25:33.573 --> 00:25:36.451
‫- این دادگاه به زمان دیگری موکول می شود.
‫- درخواست سؤال از شاهد، جناب قاضی؟

402
00:25:36.535 --> 00:25:38.036
‫ساعتِ 4:27 ؟

403
00:25:38.745 --> 00:25:41.414
‫کارآگاه کیندر آدم پرمشغله ایه.

404
00:25:41.498 --> 00:25:45.085
‫فقط دو تا سؤال مختصر دارم.
‫نمی خوام فردا هم بکشونمش اینجا.

405
00:25:45.877 --> 00:25:47.963
‫- خلاصه باشه.
‫- ممنون جناب قاضی.

406
00:25:48.046 --> 00:25:51.174
‫کاراگاه کیندر، چه زمانی از تحقیقاتتون

407
00:25:51.258 --> 00:25:54.678
‫تشخیص دادید که هدف اصلی این دو قتل

408
00:25:54.761 --> 00:25:57.264
‫لارا الیوت نبوده و یان ریلز بوده؟

409
00:25:59.349 --> 00:26:03.728
‫هیچ وقت اینو درنظر نگرفتم
‫که یان ریلز هدف اصلی بوده باشه.

410
00:26:03.812 --> 00:26:05.939
‫صبر کن، پس یعنی هیچ وقت از آنتون شاوار

411
00:26:06.022 --> 00:26:08.733
‫دربارۀ برخوردهای خشونت آمیزش
‫با یان ریلز نپرسیدید؟

412
00:26:08.817 --> 00:26:11.570
‫یا دربارۀ پروندۀ قرار منع علیهش؟

413
00:26:11.653 --> 00:26:14.864
‫اعتراض دارم جناب قاضی.
‫بی ربطه. با این حرفا به چی می خوایم برسیم؟

414
00:26:15.574 --> 00:26:17.534
‫- جناب قاضی می تونم بیام جلو؟
‫- الآن.

415
00:26:21.246 --> 00:26:23.999
‫جناب قاضی.
‫آنتون شاوار شوهر

416
00:26:24.082 --> 00:26:26.835
‫یکی از مددجویان یوگای خصوصیِ یان ریلزه.

417
00:26:26.918 --> 00:26:31.172
‫شواهدی وجود داره که آقای شاوار
‫برخوردهای تهدیدآمیزی با آقای ریلز داشته.

418
00:26:31.256 --> 00:26:35.010
‫این یه اقدام واضح برای راه فرار جور کردن
‫تو دادگاهی که نفر سوم صحنۀ جرم متهمه س.

419
00:26:35.093 --> 00:26:36.720
‫می خواد هیئت منصفه رو گیج کنه.

420
00:26:36.803 --> 00:26:40.724
‫این یه اقدام برای رسیدن
‫به واقعیت دربارۀ قاتلین اون دو نفره.

421
00:26:40.807 --> 00:26:43.935
‫شاهد گفت که احتمال این که

422
00:26:44.019 --> 00:26:46.062
‫خانم الیوت هدف اصلی نبوده رو در نظر نگرفته.

423
00:26:46.813 --> 00:26:48.315
‫فقط دو تا سؤال مختصر؟

424
00:26:49.107 --> 00:26:52.027
‫فقط یکی دیگه مونده جناب قاضی.

425
00:26:55.905 --> 00:26:59.200
‫اعتراض رد میشه.
‫شاهد باید به سؤال پاسخ بده.

426
00:26:59.284 --> 00:27:01.077
‫میشه درخواست بازخوانی بدم، لطفاً؟

427
00:27:02.537 --> 00:27:07.125
‫«پس یعنی هیچ وقت از آنتون شاوار
‫دربارۀ برخوردهای خشونت آمیزش با یان ریلز

428
00:27:07.208 --> 00:27:09.628
‫یا دربارۀ پروندۀ قرار منع علیهش نپرسیدید؟

429
00:27:10.795 --> 00:27:11.796
‫نه.

430
00:27:13.381 --> 00:27:15.967
‫از هیچ کدوم از مددجویان خصوصی دیگۀ ریلز

431
00:27:16.051 --> 00:27:18.720
‫یا شوهراشون چیزی دربارۀ قتل ها پرسیدید؟

432
00:27:19.721 --> 00:27:20.722
‫نه.

433
00:27:21.431 --> 00:27:22.682
‫سؤال دیگه ای ندارم.

434
00:27:22.766 --> 00:27:26.436
‫ولی حق این رو داریم
‫که تو جلسۀ بعد شاهد رو بخوایم.

435
00:27:27.646 --> 00:27:30.023
‫خیلی خب. شاهد مرخصه.

436
00:27:30.774 --> 00:27:32.025
‫و اگه سؤال دیگه ای نیست...

437
00:27:33.568 --> 00:27:35.779
‫هیئت منصفه اظهاراتشون رو یادشون می مونه.

438
00:27:35.862 --> 00:27:37.280
‫دادگاه به زمان دیگری موکول می شود.

439
00:28:01.721 --> 00:28:03.640
‫پدرت خیلی نگرانته.

440
00:28:04.265 --> 00:28:06.226
‫- از وقتی که...
‫- بله، می دونم.

441
00:28:07.185 --> 00:28:09.396
‫این جای کار نگرانیشون آزار دهنده س.

442
00:28:09.479 --> 00:28:11.398
‫خب، اونا پدر و مادرتن هیلی.

443
00:28:11.481 --> 00:28:14.150
‫به من ربطی نداره،
‫ولی مگه از این کاراشون منظوری ندارن؟

444
00:28:14.234 --> 00:28:16.361
‫اتفاق امروز اصلاً شبیه کارای تو نبود.

445
00:28:16.444 --> 00:28:18.738
‫دعوا ربطی به پدر و مادرم نداره.

446
00:28:18.822 --> 00:28:20.949
‫ربطی به این که چه حسی بهشون دارم هم نداره.

447
00:28:21.032 --> 00:28:22.200
‫پس به چی ربط داره؟

448
00:28:24.077 --> 00:28:26.246
‫- ترور الیوت.
‫- چی؟

449
00:28:27.455 --> 00:28:31.334
‫دخترای مدرسه فکر می کنن چون پدرم
‫وکالت یه هیولا رو به عهده داره،

450
00:28:31.418 --> 00:28:34.713
‫پس خودش هم یه هیولاس.
‫و می دونی، سعی کردم ساکتشون کنم.

451
00:28:34.796 --> 00:28:36.256
‫ولی امروز، میشا یه نقل قولی رو گفت:

452
00:28:36.339 --> 00:28:39.134
‫«پدرت به تنهایی داره
‫از مردسالاری حمایت می کنه

453
00:28:39.217 --> 00:28:42.637
‫و داره امکان سواستفاده رو مهیا می کنه.»
‫منم یه مُشت بهش زدم.

454
00:28:42.721 --> 00:28:43.722
‫هیلی!

455
00:28:46.433 --> 00:28:49.018
‫خوش شانسی که بعد از
‫این کارت مجبور نیست وکیل تو بشه.

456
00:28:49.102 --> 00:28:53.523
‫آره، می دونم. فقط، هیچ بحثی
‫دربارۀ پلیس آگاه نیست.

457
00:28:53.606 --> 00:28:55.817
‫پدرم آدم بدی نیست.

458
00:28:55.900 --> 00:28:57.777
‫ولی وقتی وکیل آدمای بد میشه کار سخت میشه.

459
00:28:59.237 --> 00:29:02.615
‫ببین، موضوع اینه. کی می دونه کی آدم بدیه.
‫درسته؟

460
00:29:02.699 --> 00:29:05.660
‫اونا هم آدمن.
‫کل قضیه همینه.

461
00:29:05.744 --> 00:29:09.247
‫هر کسی تو اون دادگاه واسه
‫یه شخص دیگه ارزش کل دنیا رو دارن.

462
00:29:09.330 --> 00:29:11.207
‫شاهد مامانت، اونم یه خانواده داشت،

463
00:29:11.291 --> 00:29:14.127
‫و مامانت تا کسی رو که
‫اونو کُشت دستگیر نکنه آروم نمی گیره.

464
00:29:14.210 --> 00:29:18.089
‫- که باعث میشه از نظر من یه قهرمان باشه.
‫- تو فکر می کنی مامانم یه قهرمانه؟

465
00:29:18.173 --> 00:29:21.217
‫- آره. پدرت هم همین طور.
‫- آره.

466
00:29:21.301 --> 00:29:22.427
‫و از طرف دیگه،

467
00:29:22.510 --> 00:29:26.765
‫هرکسی که پدرت وکالتش رو
‫به عهده می گیره یه آدمه. حتی ترور الیوت.

468
00:29:26.848 --> 00:29:30.477
‫دوستات فقط می بینن که یه آدم پولدار
‫متهم به قتل همسرش شده. می فهمم.

469
00:29:31.436 --> 00:29:35.273
‫ولی امروز فقط روز اول از دادگاهشون بود،
‫و اونا از قبل گناهکار می دوننش.

470
00:29:35.356 --> 00:29:37.525
‫آره، ولی من اونا رو دوست خودم نمی دونم.

471
00:29:39.152 --> 00:29:42.447
‫خیلی مردم همیشه اشتباه متهم میشن.

472
00:29:42.530 --> 00:29:46.743
‫و پدرت می خواد مطمئن بشه که
‫یه آدم بی گناه

473
00:29:46.826 --> 00:29:48.953
‫به اشتباه گناهکار شناخته نشه.

474
00:29:49.037 --> 00:29:52.040
‫حتی اگه مجبور بشه
‫از بین 1000 تا آدم گناهکار رد بشه.

475
00:29:52.957 --> 00:29:56.377
‫پس اونم یه قهرمانه.
‫مهم نیست که اون میشای عوضی چی میگه.

476
00:29:57.754 --> 00:30:00.423
‫خب تو چرا وکیل نمیشی؟

477
00:30:00.507 --> 00:30:02.926
‫قهرمان بودن تو از پدر و مادر منم منطقی تره.

478
00:30:04.385 --> 00:30:05.553
‫یعنی، بیخیال دیگه.

479
00:31:00.441 --> 00:31:04.362
‫سلام عزیزم. الآن یه جورایی وسط یه کاری ام.

480
00:31:04.445 --> 00:31:07.615
‫می خوام انجامش بدم.
‫می خوام برم دانشکدۀ حقوق.

481
00:31:07.699 --> 00:31:11.744
‫- معرکه س.
‫- مردم به کمکم نیاز دارن سیسکو.

482
00:31:11.828 --> 00:31:14.706
‫- فکر کنم بتونم کمک کنم.
‫- حتماً.

483
00:31:15.498 --> 00:31:17.792
‫می خوای راستش رو به میکی بگی؟

484
00:31:19.210 --> 00:31:20.211
‫آره.

485
00:31:21.296 --> 00:31:24.090
‫اگه به محقق خوبی نیاز داشتی،
‫من یکی رو می شناسم.

486
00:31:26.092 --> 00:31:28.052
‫- اون تو چیکار می کنی؟
‫- باید برم.

487
00:31:28.136 --> 00:31:31.264
‫- الآن به پلیس زنگ میزنم.
‫- نه، نیازی به این کار نیست.

488
00:31:31.347 --> 00:31:35.226
‫با زنم دعوام شد و اون...

489
00:31:36.144 --> 00:31:37.645
‫بانگ بچگیم رو انداخت دور.

490
00:31:37.729 --> 00:31:39.439
‫- چی؟
‫- می دونی، این...

491
00:31:41.441 --> 00:31:42.942
‫تو ندیدیش؟

492
00:31:43.026 --> 00:31:45.111
‫ففقط از اون تو بیا بیرون. همین حالا.

493
00:31:49.449 --> 00:31:51.743
‫هر دو طرف دیوار نوشته هست، ولی مغازه پاکه.

494
00:31:51.826 --> 00:31:52.827
‫چی می فهمی از این؟

495
00:31:52.869 --> 00:31:55.330
‫- دارن به گروه تبهکارا باج میدن.
‫- آره؟

496
00:31:55.413 --> 00:31:56.539
‫یا خودشون هم جزوشونن.

497
00:32:00.001 --> 00:32:01.210
‫می دونی، باید اینو  بپرسم.

498
00:32:01.920 --> 00:32:03.588
‫اون آشغالایی رو که دستگیر کردیم،

499
00:32:05.006 --> 00:32:07.842
‫سر شام با اون یارو که

500
00:32:07.926 --> 00:32:09.802
‫ازشون دفاع کرد چی گفتی؟

501
00:32:09.886 --> 00:32:11.596
‫به این سادگی ها هم نیست.

502
00:32:12.555 --> 00:32:14.849
‫یه دلیلی داره که اون شوهر سابقمه.

503
00:32:16.309 --> 00:32:18.311
‫تو چطور؟ تو چرا جدا شدی؟

504
00:32:19.312 --> 00:32:20.647
‫لعنتی. نمی دونم.

505
00:32:21.773 --> 00:32:23.858
‫هر شب با خودم می گفتم:

506
00:32:23.942 --> 00:32:27.904
‫«80 تو ترافیک بشینم
‫و زنم از دانش آموزاش بگه؟»

507
00:32:27.987 --> 00:32:30.907
‫و بعد، من از روز خودم براش بگم؟

508
00:32:31.532 --> 00:32:34.911
‫و مثل این می موند که اون داره
‫فرانسوی حرف می زنه و من استونیایی.

509
00:32:34.994 --> 00:32:37.038
‫این شغل دیوونه کننده.

510
00:32:38.247 --> 00:32:40.625
‫بقیۀ مردم نمی دونن باهات چیکار می کنه.

511
00:32:43.211 --> 00:32:47.799
‫حالا که حرف شوهر سابقت شد،
‫ری گیگز اومد ملاقات و درباره ش صحبت کرد.

512
00:32:47.882 --> 00:32:50.176
‫کارآگاه گریگز؟ دربارۀ چی؟
‫- دقیق نمی دونم.

513
00:32:51.844 --> 00:32:53.346
‫حتما بهش یه نگاهی انداخته.

514
00:32:54.180 --> 00:32:56.349
‫می دونست یه بار علیهش بودم.

515
00:32:56.432 --> 00:32:58.518
‫باور کن،
‫نمی خوام به هالر لطفی بکنم،

516
00:32:58.601 --> 00:33:01.771
‫ولی برای احترام به تو،
‫فکر کنم باید چیزی بگم.

517
00:33:01.854 --> 00:33:05.400
‫- یعنی میکی باید نگران باشه؟
‫- نه. اگه کاری نکرده باشه نه.

518
00:33:06.651 --> 00:33:08.736
‫گریگز خیلی سرسخت و بی رحمه.

519
00:33:08.820 --> 00:33:11.614
‫و اگه چیزی باشه، حتماً پیدا می کنه.

520
00:33:14.367 --> 00:33:18.454
‫خیلی خب. فردا صبح این برچسب ها
‫رو به واحد شناسایی میدم.

521
00:33:18.538 --> 00:33:22.917
‫این سیاه و خاکستریه.
‫پارسال دو نفرشون رو به جرم قتل دستگیر کردم.

522
00:33:23.001 --> 00:33:24.836
‫بقیۀ اعضاشون رو نمی شناسم.

523
00:33:25.670 --> 00:33:28.006
‫اه. چشمم روشن.

524
00:33:29.590 --> 00:33:32.301
‫چند تا دوست تو بخش هالیوود دارم.
‫اونا می دونن.

525
00:33:41.978 --> 00:33:45.189
‫خب، می خوای بپرسی؟

526
00:33:46.858 --> 00:33:48.568
‫آره، دربارۀ دعوات صحبت می کنیم.

527
00:33:49.986 --> 00:33:51.988
‫ولی نه وقتی که باید برای فردا اماده بشم.

528
00:33:59.412 --> 00:34:03.332
‫کاش ناراحتیت نسبت به شغل منو
‫سر اون دختر خالی نمی کردی.

529
00:34:03.416 --> 00:34:07.628
‫برخلاف باور شما،
‫کارای من هیچ ربطی به شما نداره.

530
00:34:09.589 --> 00:34:11.382
‫- بله؟
‫- سلام، میک!

531
00:34:11.466 --> 00:34:12.467
‫بازه.

532
00:34:21.726 --> 00:34:25.688
‫- هی، حالت چطوره هیلی؟
‫- شنیدم می خوای با لورنا ازدواج کنی.

533
00:34:26.481 --> 00:34:27.690
‫اینجوری نسبت ما با هم چی میشه؟

534
00:34:27.774 --> 00:34:30.902
‫من اون بابایی هستم که وقتی می خوای
‫بزنی پای کسی رو بشکنی بهم زنگ می زنی.

535
00:34:30.985 --> 00:34:33.362
‫خیلی خب. حرفت یادت باشه.

536
00:34:36.991 --> 00:34:37.992
‫فقط محض اطلاعات گفتم.

537
00:34:41.329 --> 00:34:45.458
‫اسم واقعیِ عضو شمارۀ
‫هفت هیئت منصفه گلین مکسوئینیه.

538
00:34:45.541 --> 00:34:50.463
‫تو ون نایز زندگی می کنی، و مطمئناً
‫تو لاکهید کار نمی کنه و سابقه داره.

539
00:34:50.546 --> 00:34:55.301
‫- فکر کنم منبع خبریت تو پلیس لس آنجلس رو از دست دادی.
‫- فکر کردی این مانعم میشه؟

540
00:34:56.302 --> 00:34:58.179
‫خب بقیه چی؟

541
00:35:00.264 --> 00:35:03.684
‫این یارو اسمش کسویچه.
‫رسماً به خاطر یکی از نفرات اول

542
00:35:03.768 --> 00:35:06.437
‫بانکداری خصوصی روسیه بودن پولدار شده.

543
00:35:06.521 --> 00:35:09.190
‫غیررسمی، تو همه کارا هست.

544
00:35:09.273 --> 00:35:13.528
‫به پوتین وصله، سازمان اطلاعات روسیه،
‫تبهکاران روسیه، دیگه هرچی فکرش رو بکنی،

545
00:35:13.611 --> 00:35:17.573
‫متهم شده بهشون،
‫از جمله آدم ربایی.

546
00:35:17.657 --> 00:35:20.701
‫و اتفاقاً پسرش

547
00:35:20.785 --> 00:35:23.788
‫ یکی از هم اتاقی های
‫ترور الیوت تو دانشگاه بود.

548
00:35:23.871 --> 00:35:25.623
‫فکر کنم خودت از قبل می دونستی.

549
00:35:27.917 --> 00:35:30.211
‫- خب نقشه چیه؟
‫- هنوز نمی دونم.

550
00:35:31.212 --> 00:35:32.713
‫هرچی کمتر بدونی بهتره.

551
00:35:33.673 --> 00:35:35.800
‫من کسایی تو رو رود سینت می شناسم،

552
00:35:36.467 --> 00:35:39.595
‫به جایی رسیدن که نمی تونستن از جاشون پا شن

553
00:35:40.429 --> 00:35:43.599
‫چون از کاری ازشون می خواستن
‫اون روز انجام بدن می ترسیدن.

554
00:35:44.851 --> 00:35:48.604
‫یا اونجوری زندگی می کنی، یا نمی کنی.

555
00:35:48.688 --> 00:35:49.689
‫این یارو؟

556
00:35:50.565 --> 00:35:52.525
‫اون اینجوری زندگی می کنه. مشکلی نیست.

557
00:35:53.943 --> 00:35:56.946
‫اون دردسر دستکاریِ
‫هیئت منصفه رو به جون خریده.

558
00:35:57.029 --> 00:36:00.908
‫بعد تو بیای و نقشه هاش رو به هم بریزی
‫و دادگاه رو خراب کنی،

559
00:36:01.742 --> 00:36:05.121
‫نمی دونی که با خودت
‫یا با خانواده ت چیکار می کنه.

560
00:36:06.789 --> 00:36:07.790
‫فقط گفتم که گفته باشم.

561
00:36:17.550 --> 00:36:18.968
‫- مگی؟
‫- هی.

562
00:36:19.051 --> 00:36:22.555
‫ایشون کارآگاه کایل وینتر هستن،
‫ایشون هم کارآگاه لیندا پرز هستن.

563
00:36:22.638 --> 00:36:26.475
‫هر کدومتون که فرصت کار کردن با مک فیرز
‫رو پیدا کردین، بدونین که پشیمون نمیشین.

564
00:36:27.268 --> 00:36:28.644
‫یه بار علیه شوهر سابقت شدم.

565
00:36:29.312 --> 00:36:30.897
‫- پروندۀ قتل.
‫- همونی که بهت گفته بودم.

566
00:36:30.980 --> 00:36:33.149
‫مطمئنم که جفتتون داستان هایی
‫برای گفتن دارین، ولی...

567
00:36:33.232 --> 00:36:36.903
‫البته. لیندا رو با خودم آوردم چون قبلاً تو
‫بخش مبارزه با مواد مخدر هالیوود کار می کرد.

568
00:36:36.986 --> 00:36:39.113
‫- تمام اعضا رو می شناسه.
‫- چیزی به دست آوردی؟

569
00:36:39.197 --> 00:36:41.199
‫یه اسمی پیدا شد،
‫فکر کنم همخونی داشته باشه.

570
00:36:41.282 --> 00:36:45.828
‫آلوین آکینو.تتوی سیاه و خاکستری،
‫آزادی مشروط داره و به جرم اقدام به قتل زندونه.

571
00:36:45.912 --> 00:36:47.872
‫- حدس بزن کجا کار می کنه؟
‫- گلفروشیِ نامایان.

572
00:36:47.955 --> 00:36:50.625
‫با افسر آزادی مشروط آکینو صحبت کردم.
‫اون می خواد شروع کنه.

573
00:36:50.708 --> 00:36:52.960
‫- ممنون بابت این.
‫- موفق باشی.

574
00:37:27.453 --> 00:37:31.415
‫- استیکت رو چطور دوست داری؟
‫- معمولی، ولی نمی خوام،ممنون.

575
00:37:31.499 --> 00:37:32.500
‫معمولی؟

576
00:37:33.876 --> 00:37:36.212
‫فهمیدم. به درد بخوره.

577
00:37:37.004 --> 00:37:38.339
‫مثل لینکلن.

578
00:37:38.422 --> 00:37:41.092
‫باید سیاه و آبی هاش رو امتحان کنی.

579
00:37:41.175 --> 00:37:43.719
‫هز طرفی رو یه دقیقه
‫رو گرمای 1800 درجه می ذاره.

580
00:37:43.803 --> 00:37:46.514
‫بیرونش مثل ژاکت چرمیه، ولی داخلش...

581
00:37:46.597 --> 00:37:49.684
‫بیخیال درس آشپزی به من شو تدی.
‫کمکم می کنی یا چی؟

582
00:37:49.767 --> 00:37:53.771
‫ازت خوشم میاد جناب مشاور.
‫ولی باید اینو بهت بگم.

583
00:37:54.522 --> 00:37:57.858
‫همین الآنش بهم بدهکاری. برای سیسکو.

584
00:37:58.526 --> 00:38:02.947
‫کسایی که خیلی بهم بدهکار بشن
‫سر آخر پشیمون میشن.

585
00:38:04.407 --> 00:38:06.909
‫ولی حتماً. خوشحال میشم بتونم کمکی بکنم.

586
00:38:07.535 --> 00:38:08.828
‫ممنون.

587
00:38:09.704 --> 00:38:10.705
‫وقتشه.

588
00:38:20.548 --> 00:38:21.966
‫خیلی خب.

589
00:38:27.221 --> 00:38:28.806
‫منتظر چیزی هستیم؟

590
00:38:30.516 --> 00:38:32.101
‫می دونم اینجا کجاس.

591
00:38:33.185 --> 00:38:35.813
‫چی، فکر کردی اومدم اینجا مواد بگیرم؟

592
00:38:35.896 --> 00:38:38.399
‫برای این که بفهمی کسی این کاره س، باید
‫نقشۀ مخفیانه بکشه و تو هم داری نقشه می کشی.

593
00:38:38.482 --> 00:38:40.735
‫واسه این نیومدم اینجا ایزی. خیلی خب؟

594
00:38:40.818 --> 00:38:43.362
‫دیروز قضیه ماشین چی بود؟
‫کل اون حقه بازی ها؟

595
00:38:43.446 --> 00:38:45.489
‫- واقعاً می خوای بدونی؟
‫- آره.

596
00:38:46.741 --> 00:38:48.117
‫یکی تو ماشینم شنود گذاشته بود.

597
00:38:48.868 --> 00:38:50.703
‫- این یکی نه. اون یکی.
‫- چی؟

598
00:38:50.786 --> 00:38:52.246
‫خب خودت خواستی بدونی.

599
00:38:52.913 --> 00:38:55.041
‫- این ماشین چی؟
‫- نه این پاکسازی شده.

600
00:38:55.124 --> 00:38:56.709
‫سیسکو هر روز تمیزش می کنه.

601
00:38:57.418 --> 00:38:59.879
‫- اگه ماشین من شنود گذاشته باشن چی؟
‫- نه نداشتن.

602
00:39:00.504 --> 00:39:02.340
‫سیسکو ماشین منم تمیز می کنه؟

603
00:39:04.425 --> 00:39:06.010
‫می ذاری دزدکی وارد ماشین من بشه؟

604
00:39:06.093 --> 00:39:08.262
‫دزدکی وارد شدن نیست که.

605
00:39:08.346 --> 00:39:10.514
‫پس اسمش چیه؟ صبر کن، وایسا.

606
00:39:10.598 --> 00:39:13.225
‫- کی تو ماشینت شنود گذاشته؟
‫- این جزو حقوق وکیل و موکله.

607
00:39:13.309 --> 00:39:16.062
‫درواقع تو واسه من کار می کنی، ولی...
‫میشه فقط...

608
00:39:16.145 --> 00:39:19.273
‫حدود یه ساعت تا مرکز شهر فاصله داریم.
‫میشه تو راه توضیح بدم؟

609
00:39:19.357 --> 00:39:20.358
‫اوهوم.

610
00:39:20.441 --> 00:39:21.442
‫ممنون.

611
00:39:47.885 --> 00:39:51.680
‫فکر کنم استانتون داره درخواست
‫رأی مستقیم منو بررسی می کنه.

612
00:39:51.764 --> 00:39:54.725
‫- مطمئنم.
‫- باید نگران باشم؟

613
00:40:01.232 --> 00:40:04.735
‫قاضی استانتون می خواد
‫هر دو مشاور فوراً برن اتاقشون.

614
00:40:05.694 --> 00:40:06.695
‫تنها.

615
00:40:18.124 --> 00:40:20.418
‫مشاور، می خوام چند تا سؤال ازتون بپرسم.

616
00:40:21.168 --> 00:40:24.046
‫ولی اول می خوام هر دو وظیفۀ صداقت

617
00:40:24.130 --> 00:40:26.340
‫و اصول اخلاقی کارتون رو بهتون یادآوری کنم.

618
00:40:26.424 --> 00:40:28.008
‫- حتماً.
‫- البته.

619
00:40:28.843 --> 00:40:32.012
‫بهم اطلاع داده شده که
‫با هیئت منصفۀ این دادگاه مذاکره شده.

620
00:40:32.096 --> 00:40:33.806
‫- مذاکره با هیئت منصفه؟
‫- آقای هالر؟

621
00:40:33.889 --> 00:40:36.475
‫با توجه به چیزی که گفتم،
‫می خواین چیزی به حرفای من اضافه کنین؟

622
00:40:36.559 --> 00:40:38.310
‫من؟ چرا از اون نمی پرسین؟

623
00:40:42.898 --> 00:40:45.443
‫اینو دیشب پیک برام آورد.

624
00:40:45.526 --> 00:40:49.071
‫«قاضی استانتون، باید بدونین که عضو شمارۀ هفت
‫هیئت منصفه، نه اونیه که شما فکر می کنین

625
00:40:49.155 --> 00:40:50.489
‫و نه اونی که خودش ادعاش رو داره.»

626
00:40:50.573 --> 00:40:52.324
‫«لاکهید رو بررسی کنید،
‫و پرینت های خودش رو هم بررسی کنید.»

627
00:40:52.408 --> 00:40:53.868
‫«سابقۀ دستگیری داره.»

628
00:40:54.910 --> 00:40:56.620
‫هیچ نشونی از کسی که فرستاده ش نیست.

629
00:40:57.329 --> 00:41:00.082
‫خیلی خب. متأسفم، جناب قاضی.
‫اینجا چه خبره؟

630
00:41:00.833 --> 00:41:04.170
‫عضو شمارۀ هفت هیئت منصفه قرار بود
‫شخصی به اسم رادنی بنک بند باشه.

631
00:41:04.837 --> 00:41:07.173
‫ولی کاراگاهان امروز صبح باهاش صحبت کردن.

632
00:41:07.256 --> 00:41:09.300
‫آقای بنک لند اصلاً احضاریۀ
‫هیئت منصفه رو دریافت نکرده

633
00:41:09.383 --> 00:41:11.594
‫و اونی که تو هیئت منصفۀ ما
‫می شینیه بنک لند نیست.

634
00:41:11.677 --> 00:41:13.596
‫مشخص شد که اون یه آدم تقلبی بود.

635
00:41:13.679 --> 00:41:15.389
‫وقتی اومد گرفتیمش؟

636
00:41:15.473 --> 00:41:18.559
‫اه، پیچیده تر از این حرفاس. عضو شمارۀ هفت
‫هیئت منصفه امروز صبح نیومد.

637
00:41:18.642 --> 00:41:19.977
‫یکی بهش هشدار داده.

638
00:41:20.060 --> 00:41:23.814
‫سناریویی که مذاکره با هیئت منصفه
‫به نفع دادستان باشه رو نمی تونم تصور کنم،

639
00:41:23.898 --> 00:41:26.066
‫با توجه به شرایط مسئول قبلیِ شغل شما.

640
00:41:26.150 --> 00:41:29.361
‫اینکه فکر می کنین من ربطی به این
‫قضیه دارم برام توهین آمیزه.

641
00:41:29.445 --> 00:41:31.489
‫از هر تحقیقاتی حمایت می کنم.

642
00:41:31.572 --> 00:41:32.656
‫خیلی خب.

643
00:41:32.740 --> 00:41:34.825
‫شرایط  میگه که دادگاه خراب شده،

644
00:41:34.909 --> 00:41:38.078
‫و بعد از مشورت با چند تا از همکارها،
‫مایلم که شرایط رو اضطراری اعلام کنم.

645
00:41:38.162 --> 00:41:40.289
‫- فکر کنم هدف هم همین بوده.
‫- جدی؟

646
00:41:40.372 --> 00:41:43.375
‫بهتون ثابت می کنم که اشتباه می کنید.
‫جناب قاضی، این کار ضروریه؟

647
00:41:43.459 --> 00:41:46.003
‫درستیِ این دادگاه زیرسؤال رفته.

648
00:41:46.086 --> 00:41:48.339
‫اگه هیئت منصفه مشورت کرده بودن،
‫با حرفتون موافقت می کردم.

649
00:41:48.422 --> 00:41:51.300
‫ولی مشورت نکردن.
‫می تونیم کس دیگه ای رو جایگزینش کنیم.

650
00:41:51.383 --> 00:41:55.054
‫هر کاری دیگه ای انجام بشه،
‫به چهرۀ اجتماعیِ موکلم بیشتر صدمه می زنه.

651
00:41:57.139 --> 00:41:59.016
‫نظر مردم چیه؟

652
00:41:59.725 --> 00:42:02.770
‫چیزی دربارۀ اینا نمی دونم، ولی من
‫مطمئنم که می تونم برندۀ این پرونده باشم،

653
00:42:02.853 --> 00:42:04.271
‫بدون توجه به این که کی تو هیئت منصفه س.

654
00:42:11.153 --> 00:42:14.698
‫منم بقیۀ روز رو وقت می ذارم تا
‫مطمئن بشم بقیۀ اعضای هیئت منصفه، واقعاً

655
00:42:14.782 --> 00:42:17.535
‫همونی که باید باشن هستن
‫و باهاشون مذاکره نشده.

656
00:42:18.410 --> 00:42:21.080
‫فردا دادگاه رو برگزار می کنیم.
‫روزبخیر آقایون.

657
00:42:25.543 --> 00:42:29.004
‫- منظورت چیه که آدم ما نیومد؟
‫- حتماً بهش هشدار دادن.

658
00:42:29.088 --> 00:42:31.549
‫قاضی می دونه،
‫و پلیس ها هم کاملاً آگاهن.

659
00:42:32.591 --> 00:42:35.177
‫- تو این کارو کردی، مگه نه؟
‫- ترور، بیخیال.

660
00:42:35.261 --> 00:42:37.721
‫می خوای اینجا نمایش به پا کنی؟

661
00:42:42.893 --> 00:42:45.396
‫من هیچ ربطی به این قضیه نداشتم، خیلی خب؟

662
00:42:45.479 --> 00:42:48.732
‫شاید کار دوستای روسیته،
‫شاید دیگه بیخیال شدن. شاید گند زدن.

663
00:42:48.816 --> 00:42:51.986
‫مهم نیست میکی، چون اینا آدمایی نیستن که

664
00:42:52.069 --> 00:42:54.029
‫به اشتباهاتشون اقرار کنن.

665
00:42:54.113 --> 00:42:56.031
‫شاید عضو شمارۀ هفت هیئت منصفه مُرده.

666
00:42:56.115 --> 00:42:59.535
‫به این فکر کرده بودی؟
‫ شاید منو تو نفرات بعدی باشیم.

667
00:42:59.618 --> 00:43:00.619
‫تا زمانی که ما برنده بشیم،

668
00:43:00.703 --> 00:43:02.663
‫- لازم نیست نگران چیزی باشی.
‫- این...

669
00:43:02.746 --> 00:43:07.167
‫- عالیه. این عالیه.
‫- هیچ وقت فکر نمی کردی که بتونیم برنده شیم.

670
00:43:07.251 --> 00:43:10.337
‫بدون عضو هیئت منصفه مون؟ شوخی می کنی؟
‫می دونم چطور به نظر میاد.

671
00:43:10.421 --> 00:43:16.385
‫ترور، ما می تونیم برنده بشیم.
‫می تونیم و میشیم. با عدل و انصاف. خیلی خب؟

672
00:43:21.181 --> 00:43:24.059
‫یه استثنای دیگه هم تو حق وکیل به موکل هست.

673
00:43:24.143 --> 00:43:26.812
‫اگه موکلم بخواد جُرمی مرتکب بشه،
‫باید گزارشش بدم.

674
00:43:26.895 --> 00:43:29.398
‫مگه اینکه بتونم جلوی ارتکاب
‫اون جُرم رو بگیرم.

675
00:43:29.481 --> 00:43:33.277
‫اون موقع هیچ ضرری نداره، هیچ خطایی
‫صورت نگرفته. هیچ کس هم لازم نیست بدونه.

676
00:43:33.360 --> 00:43:36.280
‫ولی چطوری این کار رو بدون اینکه
‫کاسه کوزه ها سرت بشکنه انجام میدی؟

677
00:43:39.950 --> 00:43:41.952
‫فردا مشاور هیلی رو می بینم.

678
00:43:42.036 --> 00:43:43.871
‫آره، کاش می تونستم اونجا باشم مگز.

679
00:43:43.954 --> 00:43:45.998
‫کلی جلسۀ دیگه بعد از دادگاهت
‫واسه ت هست که شرکت کنی.

680
00:43:46.707 --> 00:43:48.751
‫راستی، خبر تازه ای از پروندۀ جری شده؟

681
00:43:48.834 --> 00:43:50.836
‫نه، نمی دونم. گریگز داره ترتیب کارا رو میده.

682
00:43:50.919 --> 00:43:51.920
‫آره.

683
00:43:52.713 --> 00:43:55.716
‫- جدیداً باهاش صحبت کردی؟
‫- نه، راستش، چطور؟

684
00:43:55.799 --> 00:43:59.678
‫نمی دونم، فقط یادم اومد که
‫قبلاً باعث دردسرت شده بود، پس...

685
00:43:59.762 --> 00:44:03.182
‫مگز، اگه مشکلی بود خودم ترتیبش رو می دادم.
‫خیلی خب؟

686
00:44:03.265 --> 00:44:06.101
‫می دونم. ولی یه
‫راه معمولی برای مرتب کردن چیزا هست،

687
00:44:06.185 --> 00:44:07.478
‫و یه راه مایکی ای.

688
00:44:09.271 --> 00:44:11.523
‫- شب خوبی داشته باشی، مگز.
‫- شب بخیر.

689
00:44:11.565 --> 00:44:16.528
‫«فیلم با زیرنویس در سایت هکس دانلود»

