
1
00:00:00.458 --> 00:00:04.546
‫«فیلم با زیرنویس در سایت هکس دانلود»

2
00:00:05.922 --> 00:00:08.842
‫هیچ وقت نمیشه قطعی گفت
‫هیئت منصفهٔ درست رو انتخاب کردی یا نه.

3
00:00:08.925 --> 00:00:10.969
‫واسه همین بهشون میگن خدایان جرم.

4
00:00:11.052 --> 00:00:12.679
‫بذار شیرفهمت کنم.

5
00:00:12.679 --> 00:00:14.222
‫مشاور هیئت منصفه نمیخوام.

6
00:00:15.181 --> 00:00:17.892
‫به نظرت ممکنه که الیوت واقعاً بی گناه باشه؟

7
00:00:17.976 --> 00:00:21.438
‫میگه که هست. تو کارم همچین
‫چیزی رو بهش میگن تک شاخ.

8
00:00:21.521 --> 00:00:23.481
‫- تا حالا داشتی؟
‫- آره.

9
00:00:23.565 --> 00:00:25.483
‫یکی به اسم خسوس منندز.

10
00:00:25.900 --> 00:00:27.610
‫شاهد اصلیت مُرده.

11
00:00:27.694 --> 00:00:29.320
‫آنجلو سوتو اونو به کشتن داد.

12
00:00:29.404 --> 00:00:31.865
‫بدون شاهدت، پرونده به هم میریزه.

13
00:00:31.948 --> 00:00:33.867
‫تانیا کروز، ۲۶ ساله.

14
00:00:33.950 --> 00:00:36.119
‫اگه بتونیم بیاریمش سمت خودمون،
‫ممکنه بهمون اسم تیرانداز رو بگه.

15
00:00:36.119 --> 00:00:37.454
‫یه وکیل لازم داری.

16
00:00:37.495 --> 00:00:38.705
‫بهش اعتماد کن.

17
00:00:39.372 --> 00:00:42.625
‫شرمنده. هر کسی که بوده، من نبودم.

18
00:00:43.126 --> 00:00:44.878
‫- حسش شبیه تو بود.
‫- میکی.

19
00:00:44.961 --> 00:00:46.629
‫چطور میخوای در مورد پرونده هات توی

20
00:00:46.629 --> 00:00:47.714
‫یه ماشین شنود شده صحبت کنی؟

21
00:00:47.714 --> 00:00:50.925
‫اگه درش بیاریم، هر کسی که جاسازش کرده
‫میدونه که دنبالشیم.

22
00:00:51.009 --> 00:00:53.553
‫میدونی، من از باشگاه موتورسواری
‫اومدم بیرون که برات کار کنم.

23
00:00:53.636 --> 00:00:56.598
‫و یه جورایی زندگیم حتی عجیب ترم شد.

24
00:00:56.681 --> 00:00:58.767
‫یکی از بچه هامون کمک لازم داره.

25
00:00:58.767 --> 00:01:00.185
‫کیسی خشن.

26
00:01:00.268 --> 00:01:02.604
‫از طرف من سلام به سیسکو برسون.

27
00:01:02.687 --> 00:01:04.439
‫پول گمشده داریم.

28
00:01:04.481 --> 00:01:06.566
‫تماس های مرموزی از پلیس زده میشه.

29
00:01:06.649 --> 00:01:09.027
‫کلی فشار روشه که همچین
‫قتل مشهوری رو برنده بشی.

30
00:01:09.110 --> 00:01:11.696
‫اگه پول واسه رشوه بوده باشه چی؟

31
00:01:32.217 --> 00:01:35.553
‫- هالر، سلام.
‫- خیلی خب

32
00:01:35.637 --> 00:01:37.388
‫- حالت چطوره میکی؟
‫- با اعتماد به نفس.

33
00:01:37.472 --> 00:01:40.225
‫پلیس لس  آنجلس آدم اشتباهی رو گرفته بود.
‫کاملاً مشخصه.

34
00:01:40.308 --> 00:01:42.811
‫- حتی تو، کانلی.
‫- مطمئنی که قراره برنده بشی؟

35
00:01:42.894 --> 00:01:46.314
‫از این مطمئنم.
‫دوین جونز بیگناهه.

36
00:01:46.397 --> 00:01:50.735
‫هر چیزی که میخواید بنویسید، اینم بنویس.
‫ببخشید، دوستان.

37
00:01:53.446 --> 00:01:56.449
‫سلام، بچه جون.
‫نظرت در مورد بابات چی بود؟

38
00:01:56.533 --> 00:01:57.534
‫خیلی خوبی.

39
00:01:57.617 --> 00:02:00.286
‫میگالیتو، باید یه تلفن بزنم.

40
00:02:00.328 --> 00:02:01.746
‫پیش بابات بمون، خب؟

41
00:02:01.830 --> 00:02:03.540
‫- باشه، مامان.
‫- النا.

42
00:02:05.583 --> 00:02:07.085
‫امیدوارم نقش رو گرفته باشی.

43
00:02:15.385 --> 00:02:18.221
‫کاش تو و مامانت لازم نبود
‫این قدر زود برگردین.

44
00:02:18.471 --> 00:02:20.431
‫سر زدناتون خیلی کوتاه شده.

45
00:02:21.349 --> 00:02:23.101
‫ولی خوشحالم که میتونی این رو ببینی.

46
00:02:23.977 --> 00:02:26.020
‫این یکی مهم بود.

47
00:02:26.062 --> 00:02:27.063
‫چرا؟

48
00:02:29.065 --> 00:02:31.401
‫چون بیشتر موکل هام پول دارن.

49
00:02:32.235 --> 00:02:35.071
‫میدونی، پول باعث میشه آدما فکر کنن

50
00:02:35.321 --> 00:02:37.365
‫که میتونن هر کاری کنن و از زیرش در برن.

51
00:02:37.824 --> 00:02:39.284
‫این یکی فرق داشت.

52
00:02:39.367 --> 00:02:41.452
‫اون کار رو نکرده بود.

53
00:02:41.578 --> 00:02:43.037
‫و وکالتش رو رایگان به عهده گرفتم

54
00:02:43.997 --> 00:02:45.915
‫چون کار درستی بود.

55
00:02:46.916 --> 00:02:47.917
‫متوجهی؟

56
00:02:49.043 --> 00:02:50.795
‫ولی همین باعث میشه یکی از

57
00:02:50.837 --> 00:02:52.213
‫سخت ترین پرونده هایی که داشتم باشه.

58
00:02:54.507 --> 00:02:55.884
‫باید بری باهاش صحبت کنی.

59
00:02:55.967 --> 00:02:57.343
‫خیلی خب، لیگال.

60
00:02:58.386 --> 00:02:59.387
‫الان برمیگردم.

61
00:03:05.977 --> 00:03:07.187
‫یه چیزی برات دارم.

62
00:03:11.441 --> 00:03:13.568
‫نمیذارن تو دادگاه دوربین باشه.

63
00:03:13.651 --> 00:03:16.696
‫پس این چیزیه که توی اخبار میذارن.

64
00:03:16.779 --> 00:03:18.072
‫اینو توی تلویزیون پخش میکنن؟

65
00:03:19.657 --> 00:03:21.367
‫نگهش دار.

66
00:03:21.409 --> 00:03:22.911
‫هر کسی پرسید کیه

67
00:03:23.620 --> 00:03:25.914
‫بگو بهترین وکیل لس آنجلس.

68
00:03:28.750 --> 00:03:32.170
‫نگاش کن، اومدی صفحهٔ اول.

69
00:03:33.713 --> 00:03:35.757
‫بابات اگه بود بهت افتخار میکرد.

70
00:03:35.757 --> 00:03:37.717
‫اون دائما صفحهٔ اول بود.

71
00:03:37.800 --> 00:03:39.010
‫دفاعیه ات در چه حاله؟

72
00:03:41.095 --> 00:03:42.138
‫خوب نیست.

73
00:03:42.222 --> 00:03:43.890
‫فکر کردی اولین وکیلی هستی که

74
00:03:43.890 --> 00:03:45.558
‫یه پروندهٔ سخت داره؟

75
00:03:45.642 --> 00:03:47.852
‫پدرت و من توش رشد کردیم.

76
00:03:48.061 --> 00:03:50.063
‫این یکی خیلی حساسه، لیگال.

77
00:03:50.688 --> 00:03:52.190
‫یه سال تو بازی نبودم.

78
00:03:52.232 --> 00:03:53.942
‫دنبال نصیحت میگردی؟

79
00:03:54.609 --> 00:03:56.653
‫اگه حقایق رو داری، ازش استفاده کن

80
00:03:56.694 --> 00:03:58.404
‫اگه قانون رو داری، ازش استفاده کن.

81
00:03:58.488 --> 00:04:00.323
‫اگه هیچ کدوم رو نداشتی

82
00:04:00.406 --> 00:04:02.367
‫- رو میز بزن.
‫- رو میز بزن.

83
00:04:02.450 --> 00:04:04.077
‫آره، این یکی رو شنیدم.

84
00:04:06.120 --> 00:04:08.414
‫فکر کنم جری وینسنت ممکنه رشوه داده باشه.

85
00:04:08.498 --> 00:04:10.416
‫- به کی؟
‫- نمیدونم هنوز.

86
00:04:10.500 --> 00:04:12.085
‫اصلاً  نمیدونم حقیقت داشته باشه یا نه.

87
00:04:12.126 --> 00:04:14.379
‫ولی پول گم شده. الان دیگه چند ماهه.

88
00:04:14.462 --> 00:04:17.048
‫فقط سه نفر ممکنه باشه، درسته؟

89
00:04:17.131 --> 00:04:20.260
‫قاضی، عضو هیئت منصفه یا دادستان.

90
00:04:20.343 --> 00:04:24.389
‫نه. این دادستان گولنتز، به هر دری واسه
‫بردن این پرونده میزنه.

91
00:04:25.181 --> 00:04:26.474
‫پولدارم هست.

92
00:04:26.516 --> 00:04:28.142
‫خب، پس موند عضو هئیت منصفه.

93
00:04:28.810 --> 00:04:32.230
‫گفتی که این پول چند ماهیه که گم شده.

94
00:04:32.313 --> 00:04:33.314
‫آره.

95
00:04:33.398 --> 00:04:35.692
‫پس ممکنه قاضی تو مشتت باشه.

96
00:04:35.775 --> 00:04:39.028
‫خب، کسی رو تو مشتم ندارم.
‫کاری نکردم.

97
00:04:39.112 --> 00:04:42.657
‫دقیقاً. حالا میدونم چرا
میخواستی باهام صحبت کنی.

98
00:04:42.740 --> 00:04:44.367
‫میخوای بدونی بابات چیکار میکرد.

99
00:04:46.619 --> 00:04:47.745
‫خب؟

100
00:04:47.829 --> 00:04:51.165
‫اگه بابات یه پرونده رو از یه وکیل میگرفت

101
00:04:51.165 --> 00:04:53.543
‫و بعد میفهمید که رشوه گرفته

102
00:04:53.626 --> 00:04:55.628
‫هیچ کاری نمیکرد.

103
00:04:55.670 --> 00:04:57.880
‫به عنوان یه نشانه از
‫طرف خدا بهش نگاه میکرد.

104
00:04:58.881 --> 00:05:00.550
‫کسی دیگه در موردش میدونه؟

105
00:05:01.175 --> 00:05:03.970
‫آره، پلیسی که قتل جری رو بررسی میکنه.

106
00:05:04.053 --> 00:05:05.430
‫همونی که در موردش بهم گفت.

107
00:05:05.471 --> 00:05:06.848
‫موکلت چی؟

108
00:05:06.931 --> 00:05:11.144
‫ازش نپرسیدم. آخه...
‫مدرکی نیست. فقط یه نظریه ست.

109
00:05:11.227 --> 00:05:12.729
‫پس برو پرونده ات رو آماده کن.

110
00:05:12.812 --> 00:05:16.149
‫و سؤالاتی که بهشون جواب بدی رو نپرس.

111
00:05:21.529 --> 00:05:24.490
‫همسر؟ باید اینو جواب بدی.

112
00:05:24.824 --> 00:05:27.327
‫از رو تجربه میگم.

113
00:05:27.410 --> 00:05:28.494
‫سلام!

114
00:05:43.217 --> 00:05:45.053
‫تفنگ رو بردار.

115
00:05:45.053 --> 00:05:46.262
‫ممکنه لازمت باشه.

116
00:05:51.184 --> 00:05:52.185
‫بیا داخل.

117
00:05:53.478 --> 00:05:54.479
‫سلام، عزیزم.

118
00:05:55.229 --> 00:05:56.230
‫سلام.

119
00:05:57.106 --> 00:05:58.274
‫اون...

120
00:06:00.818 --> 00:06:04.030
‫آره. همه هنوز بازیش میکنن،
‫با اینکه...

121
00:06:04.113 --> 00:06:06.407
‫خب.. میدونی.

122
00:06:08.868 --> 00:06:10.078
‫مامان بهت زنگ زد؟

123
00:06:10.536 --> 00:06:11.537
‫آره.

124
00:06:12.288 --> 00:06:14.082
‫گفت که مدرسه نرفتی.

125
00:06:16.918 --> 00:06:18.753
‫دادگاه نداری مگه؟

126
00:06:20.671 --> 00:06:21.756
‫دوشنبه شروع میشه.

127
00:06:23.007 --> 00:06:24.759
‫ببین، هیلی، من...

128
00:06:26.052 --> 00:06:28.012
‫میدونم اون روز چی دیدی.

129
00:06:28.721 --> 00:06:29.847
‫واسه هر کسی زیاده.

130
00:06:31.015 --> 00:06:32.058
‫میخوای در موردش صحبت کنی؟

131
00:06:35.103 --> 00:06:36.104
‫باشه.

132
00:06:37.772 --> 00:06:40.233
‫اگه لازم داشتی،
‫میدونی، من هستم.

133
00:06:42.652 --> 00:06:44.404
‫میشه یه چیزی ازت بپرسم؟

134
00:06:44.404 --> 00:06:45.780
‫کسی که شاهد مامان رو کشت...

135
00:06:45.863 --> 00:06:46.864
‫اوهوم.

136
00:06:46.906 --> 00:06:48.157
‫وکالت اونا رو به عهده داری؟

137
00:06:49.492 --> 00:06:51.702
‫هر کسی لیاقت داشتن یه وکیل داره، هیلی.

138
00:06:52.036 --> 00:06:54.330
‫ولی تو ازشون دفاع میکنی؟

139
00:06:54.664 --> 00:06:56.249
‫با دونستن کاری که کردن؟

140
00:06:56.833 --> 00:07:00.545
‫پیچیده تر از یه آره و نه ساده ست، هیلی.

141
00:07:00.628 --> 00:07:02.088
‫- چرا؟
‫- چون میدونی چرا

142
00:07:02.171 --> 00:07:03.381
‫در موردش صحبت کردیم.

143
00:07:03.464 --> 00:07:06.259
‫نه. چیزی که در مورد بابات گفتی و اینکه

144
00:07:06.300 --> 00:07:08.511
‫تاوقتی ثابت نشه، بی گناه هستن رو میدونم.

145
00:07:08.594 --> 00:07:09.846
‫ولی تو چی؟

146
00:07:10.763 --> 00:07:12.473
‫ خب؟ خط قرمزت کجاست؟

147
00:07:14.100 --> 00:07:16.102
‫یعنی، اصلاً داری؟

148
00:07:16.185 --> 00:07:17.812
‫آره. خط قرمز دارم. من...

149
00:07:19.397 --> 00:07:22.775
‫مثلاً، وکالت کسایی که به بچه ها
‫صدمه میزنن رو قبول نمیکنم. خب؟

150
00:07:26.154 --> 00:07:28.573
‫خوبه، فکر کنم.

151
00:07:30.032 --> 00:07:31.492
‫آره، بی خیال. هیلی.

152
00:07:37.373 --> 00:07:39.083
‫نتونستی کاری کنی سفرهٔ دلش رو باز کنه؟

153
00:07:39.125 --> 00:07:40.251
‫نه خیلی.

154
00:07:40.334 --> 00:07:42.253
‫گاهی فقط باید استراحت کنی

155
00:07:42.336 --> 00:07:43.337
‫اوهوم.

156
00:07:43.754 --> 00:07:46.841
‫خب، کاری میخواستی برات کنم؟

157
00:07:46.924 --> 00:07:49.594
‫آره، همکاری شهود.

158
00:07:49.677 --> 00:07:52.096
‫یکی رو لازم داره که در مورد
‫اطلاعات محرمانه اش مذاکره کنه.

159
00:07:52.555 --> 00:07:54.974
‫آره. حتما. بعد از دادگاه.
‫مشکلی نیست.

160
00:07:55.057 --> 00:07:56.976
‫خب، مشکل اینه که الان میخوام.

161
00:07:57.935 --> 00:08:00.313
‫الان؟ بی خیال، مگی.
‫من الان...

162
00:08:00.396 --> 00:08:02.315
‫این همونیه که شاهدم رو کشت.

163
00:08:03.232 --> 00:08:06.402
‫و جنل داره تهدید میکنه که
‫همه چی رو بیخیال بشه

164
00:08:06.486 --> 00:08:08.654
‫اگه مهم نبود ازت نمیخواستم.

165
00:08:09.363 --> 00:08:12.074
‫خیلی خب، مگ، خیلی خب.
‫منم یه چیزی میخوام.

166
00:08:12.158 --> 00:08:14.827
‫میتونی هیلی رو دوشنبه بیاری دادگاه؟
‫که صحبت هام رو بشنوه؟

167
00:08:14.911 --> 00:08:17.246
‫دادگاه قتله.
‫بعد از چیزی که دیده؟

168
00:08:17.330 --> 00:08:18.289
‫فقط صحبت های اولیه ام.

169
00:08:18.331 --> 00:08:20.416
‫بهت قول میدم، صحبتی
‫از خون و خونریزی نیست.

170
00:08:20.500 --> 00:08:22.585
‫وقتی اونجا باشه استرس نمیگیری؟

171
00:08:22.585 --> 00:08:24.170
‫معلومه که میگیرم.

172
00:08:24.670 --> 00:08:27.548
‫ولی فکر کنم یه کم استرس
ممکنه برام خوب باشه.

173
00:08:29.759 --> 00:08:31.093
‫- باشه.
‫- ممنون

174
00:08:31.886 --> 00:08:34.805
‫راستی شاهدت از قبل بهم زنگ زده.

175
00:08:34.805 --> 00:08:36.140
‫فردا میبینمش.

176
00:08:36.224 --> 00:08:37.058
‫عوضی.

177
00:08:37.141 --> 00:08:40.728
‫رابرت کاردون میخواد فکر کنید اصلاح طلبه.

178
00:08:40.811 --> 00:08:41.729
‫حلال زاده  هم هست.

179
00:08:41.812 --> 00:08:44.565
‫در مدت زمانی که زمام دار
واحد بررسی جنایت بود

180
00:08:44.649 --> 00:08:47.944
‫لس  آنجلس بیشترین تاریخ درگیری پلیس
‫در اتفاقات رو شاهد بوده.

181
00:08:48.027 --> 00:08:50.279
‫گول رابرت کاردون رو نخورید.

182
00:08:50.321 --> 00:08:51.864
‫اون به درد دادستان ناحیه ای نمیخوره.

183
00:08:51.948 --> 00:08:53.074
‫به درد لس آنجلس نمیخوره.

184
00:08:53.157 --> 00:08:54.408
‫من جنل سیمونز هستم و

185
00:08:54.450 --> 00:08:55.868
‫این پیام رو تأیید میکنم.

186
00:08:55.952 --> 00:08:58.538
‫یادم افتاد هیچ وقت سمت
‫شغل دادستان ناحیه ای نرم.

187
00:08:58.621 --> 00:09:00.373
‫تو خیلی از بیشترشون مفیدتر میشی.

188
00:09:00.456 --> 00:09:03.709
‫فردا مراسم جمع آوری داره.
‫ازم خواست معرفیش کنم.

189
00:09:03.793 --> 00:09:04.877
‫اینو باید ببینم.

190
00:09:04.877 --> 00:09:06.003
‫نه. لازم نیست.

191
00:09:06.128 --> 00:09:09.257
‫- نه. هست.
‫- جدی؟ میخوای بیای؟

192
00:09:09.298 --> 00:09:10.132
‫آره.

193
00:09:10.216 --> 00:09:12.677
‫فکر نمیکردم کسی رو قانع کنم بلیت بخره.

194
00:09:12.760 --> 00:09:16.013
‫میتونیم توافق همکاری ببندیم؟
‫یه تیر و دو نشون؟

195
00:09:16.097 --> 00:09:18.432
‫چطور همچین دعوتی رو رد کنم؟

196
00:09:18.474 --> 00:09:20.017
‫اونجا میبینمت، مک فیرز.

197
00:09:20.101 --> 00:09:21.102
‫باشه.

198
00:09:28.025 --> 00:09:29.193
‫دید محدود.

199
00:09:30.653 --> 00:09:31.696
‫قضیهٔ ما اینه.

200
00:09:31.696 --> 00:09:32.989
‫هدف لارا الیوت نبوده.

201
00:09:33.072 --> 00:09:37.743
‫دوستش بوده که توسط یه شوهر حسود کشته شده،
‫آنتون شوار.

202
00:09:37.827 --> 00:09:40.705
‫مردی خطرناک و خشن،
‫و پلیس ها هیچ وقت بهش نپرداختن.

203
00:09:40.788 --> 00:09:44.584
‫پیدا نشدن ابزار قتل از
این داستان حمایت میکنه.

204
00:09:44.667 --> 00:09:47.545
‫ولی ترور الیوت باروت روی دستش بود.

205
00:09:47.628 --> 00:09:49.672
‫یه برنامه دارم.
‫لورنا، به تونی والش زنگ بزن.

206
00:09:49.755 --> 00:09:53.426
‫دعوتش کن به مراسم خیریه،
‫شماها هم باید بیاید. مهمون من.

207
00:09:53.509 --> 00:09:56.429
‫میکی...
‫باید واسه پول به دست آوردن خرج کنی.

208
00:09:56.512 --> 00:09:58.848
‫حالا، یه زنی هست که صحبتش توی روزنامه بود.

209
00:09:58.931 --> 00:10:00.641
‫سونیا پاتل، از دوستای قدیمی لارا.

210
00:10:00.725 --> 00:10:04.395
‫آره، دیدمش ولی نوشته که چند سالیه
‫لارا رو ندیده.

211
00:10:04.478 --> 00:10:06.188
‫طبق سوابق گوشی لارا

212
00:10:06.272 --> 00:10:08.608
‫دو روز قبل از قتل به سونیا زنگ زده.

213
00:10:08.691 --> 00:10:10.151
‫فکر میکنی یه چیزی میدونسته؟

214
00:10:10.234 --> 00:10:12.778
‫نمیدونم.
‫ولی اگه تمرکزمون جای اشتباهی بوده باشه چی؟

215
00:10:12.862 --> 00:10:14.614
‫اگه لارا الیوت دشمن داشته باشه چی؟

216
00:10:14.697 --> 00:10:20.161
‫سونیا پاتل. یه مهندس نرم افزار
‫توی کیاس گیمز شهر کالوره.

217
00:10:20.870 --> 00:10:23.873
‫- در موردش تحقیق میکنم.
‫- نه، ترتیبش رو میدم.

218
00:10:24.707 --> 00:10:26.542
‫یه چیز دیگه ازتون میخوام.

219
00:10:27.460 --> 00:10:29.378
‫نگرانم که جری ممکنه رشوه داده باشه.

220
00:10:29.462 --> 00:10:32.548
‫و بهترین حدسم اینه که
‫به قاضی استانتون داده شده.

221
00:10:33.215 --> 00:10:34.050
‫چی؟

222
00:10:34.133 --> 00:10:37.011
‫میدونیم که کی اون ۱۰۰ هزار دلار
‫کی از حساب جری برداشته شده.

223
00:10:37.094 --> 00:10:39.388
‫باید بفهمید به حساب استانتون رفته یا نه.

224
00:10:39.472 --> 00:10:41.182
‫داری میگی در مورد یه قاضی تحقیق کنیم.

225
00:10:41.265 --> 00:10:44.852
‫میدونم. واسه همین بهتون اعتماد دارم
‫که با احتیاط پیش میرید.

226
00:10:44.935 --> 00:10:48.689
‫اون منتخب دولتیه. بیشتر
اطلاعات مالیش عمومیه.

227
00:10:48.773 --> 00:10:51.108
‫عالی. برید تو کارش.
‫چیز دیگه ای هست؟

228
00:10:51.192 --> 00:10:55.112
‫آره. باید وضعیت پرونده ات رو
‫به قاضی هولدر ساعت ۱۱ بگی.

229
00:10:56.072 --> 00:10:57.657
‫- ۱۱؟ لورنا، خیلی...
‫- شرمنده

230
00:10:57.740 --> 00:11:01.369
‫میخواستم زودتر بگم،
‫ولی مدام دم از این توطئه زدی.

231
00:11:03.954 --> 00:11:05.623
‫عالیجناب، میخواستید من رو ببینید؟

232
00:11:05.706 --> 00:11:10.294
‫بله. بشین، آقای هالر،
‫و لطفاً دسته چکت رو بیار.

233
00:11:10.378 --> 00:11:11.379
‫دسته چکم؟

234
00:11:12.254 --> 00:11:13.839
‫ده دقیقه دیر کردی.

235
00:11:13.923 --> 00:11:15.633
‫میتونم حکم بی احترامی به دادگاه برات بنویسم

236
00:11:15.633 --> 00:11:18.678
‫یا میتونی هر چی خواستی به خیریه اهدا کنی.

237
00:11:18.761 --> 00:11:22.056
‫بستگی به خودت داره. یه لیست از
‫مورد علاقه هام رو روی میز میذارم.

238
00:11:23.307 --> 00:11:26.852
‫صحیح، عالیجناب. شرمنده
‫ولی دسته چکم باهام نیست.

239
00:11:29.188 --> 00:11:31.190
‫به دفترم میگم که بفرستنش اینجا.

240
00:11:31.273 --> 00:11:33.984
‫خیلی خب. البته که مقدارش با خودت.

241
00:11:36.070 --> 00:11:40.783
‫خب... با شروع شدن دادگاه الیوت توی دوشنبه،
‫میخواستم یه بررسی کرده باشم.

242
00:11:41.450 --> 00:11:44.870
‫از اخبار ایمیلت در مورد بقیهٔ موکل های
‫جری وینسنت ممنونم.

243
00:11:44.954 --> 00:11:46.789
‫به نظر دست پر اومدی.

244
00:11:46.872 --> 00:11:50.501
‫آره، ولی قول میدم از کسی غافل نشدم.

245
00:11:50.584 --> 00:11:53.087
‫خوشحالم که برگشتم سر کار.

246
00:11:53.170 --> 00:11:54.171
‫خوبه.

247
00:11:54.880 --> 00:11:58.551
‫همه هنوز در مورد مرگ آقای وینسنت
‫تو شوک هستن.

248
00:11:58.634 --> 00:12:02.680
‫میدونی، شوهرم یه کم میشناختش.
‫میچ لستر؟

249
00:12:02.763 --> 00:12:04.598
‫اونم وکیله.

250
00:12:04.682 --> 00:12:07.727
‫توی مهمونی این هفتهٔ آقای وینسنت بود.

251
00:12:09.812 --> 00:12:13.482
‫- من رو اونجا دید.
‫- فقط نگرانی من نیست

252
00:12:13.566 --> 00:12:15.818
‫کانون وکلا از وضعیتت آگاهه.

253
00:12:15.901 --> 00:12:18.779
‫از خود بی خود نشدم،
‫اگه منظورتون اینه.

254
00:12:18.863 --> 00:12:21.907
‫جلساتی رو میرم.
‫مدارک دارم. میتونم...

255
00:12:21.991 --> 00:12:23.868
‫نه، لازم نیست.

256
00:12:23.951 --> 00:12:26.787
‫اعضای خونواده ای با این
مشکلات رو دارم، آقای هالر.

257
00:12:26.871 --> 00:12:29.331
‫پدرم کل عمرش باهاش دست و پنجه نرم کرد.

258
00:12:30.040 --> 00:12:33.419
‫فقط میخواستم مطمئن بشم که
‫مشکلی نیست که بتونم کمک کنم؟

259
00:12:33.502 --> 00:12:37.214
‫نه، ممنونم، جناب قاضی.
‫ولی نه، مشکلی نیست.

260
00:12:37.298 --> 00:12:42.470
‫بسیارخب. پس دیگه صحبتی نیست.
‫ممنون که در جریانم گذاشتی.

261
00:12:42.553 --> 00:12:43.554
‫مشکلی نیست.

262
00:12:44.513 --> 00:12:45.848
‫راستی، آقای هالر...

263
00:12:47.057 --> 00:12:49.143
‫توی دادگاه هفته بعد موفق باشی.

264
00:12:51.937 --> 00:12:53.355
‫ممنون، عالی جناب.

265
00:12:57.401 --> 00:13:00.321
‫بیا پایین... وروجک.

266
00:13:08.996 --> 00:13:11.415
‫سوابق قاضی استانتون رو گرفتم.

267
00:13:11.499 --> 00:13:14.210
‫هارولد کیسی توی تقویم میکی چیکار میکنه؟

268
00:13:14.293 --> 00:13:16.128
‫نمیدونم. چرا؟

269
00:13:16.212 --> 00:13:17.213
‫خب...

270
00:13:17.922 --> 00:13:21.050
‫یه یارویی بود که باهاش صحبت میکردم
‫وقتی توی رود سینتس بودم.

271
00:13:21.133 --> 00:13:22.134
‫باشه.

272
00:13:25.095 --> 00:13:26.806
‫لازمه نگران باشم؟

273
00:13:29.016 --> 00:13:31.519
‫تاریخ باستانه.

274
00:13:32.978 --> 00:13:36.273
‫- چی داریم؟
‫- کافه «کانتیننتال». توی مرکز شهره.

275
00:13:36.357 --> 00:13:37.358
‫خیلی باکلاسه.

276
00:13:37.441 --> 00:13:40.778
‫اسم قاضی استانتون توی اجاره نامه هست
‫و یه سال پیش تعطیل شد.

277
00:13:42.196 --> 00:13:43.614
‫سرمایه گذار بوده؟

278
00:13:43.697 --> 00:13:47.493
‫نه دقیقا. اینجا توی افتتاحیه با سرآشپز هست.

279
00:13:47.576 --> 00:13:49.286
‫و اینجا دارن پیمان میبندن.

280
00:13:49.370 --> 00:13:50.371
‫آخی.

281
00:13:50.996 --> 00:13:54.041
‫پس استانتون توی رستوران
دوستش سرمایه گذاری کرده.

282
00:13:54.834 --> 00:13:57.795
‫تعطیل میشه.
‫ممکنه تو بدهی انداخته باشه ش.

283
00:13:57.878 --> 00:14:03.592
‫آره، ولی یه ماه پیش دوباره باز شده.
‫میوز بیسترو مدرن.

284
00:14:05.261 --> 00:14:08.639
‫- استنتون هنوز صاحبشه؟
‫- چرا فردا نریم ببینیم؟

285
00:14:12.685 --> 00:14:15.271
‫- سونیا پاتل؟
‫- بله؟

286
00:14:16.063 --> 00:14:19.316
‫میکی هالر هستم.
‫وکیلم. و پروندهٔ...

287
00:14:19.400 --> 00:14:20.484
‫میدونم کی هستی.

288
00:14:22.403 --> 00:14:23.404
‫اجازه هست بشینم؟

289
00:14:24.238 --> 00:14:26.365
‫فقط دو دقیقه از وقتتون رو میخوام،
‫لطفاً؟

290
00:14:28.284 --> 00:14:30.452
‫دو دقیقه. از الان.

291
00:14:30.536 --> 00:14:31.537
‫ممنون.

292
00:14:32.496 --> 00:14:36.709
‫میخوام یه سری اطلاعات
‫در مورد لارا الیوت به دست بیارم.

293
00:14:37.585 --> 00:14:39.795
‫و اسم من رو توی روزنامه دیدی.

294
00:14:40.754 --> 00:14:42.047
‫همونطور که به خبرنگار گفتم

295
00:14:42.131 --> 00:14:45.009
‫لارا و من اون موقع که توی
‫کیاس گیمز کار میکرد صمیمی بودیم

296
00:14:45.092 --> 00:14:46.510
‫ولی مال سال ها پیش بود.

297
00:14:48.554 --> 00:14:52.766
‫اون... یه کدنویس معرکه بود.

298
00:14:53.726 --> 00:14:55.728
‫میشه بپرسم سر چی ارتباطتون قطع شد؟

299
00:14:56.729 --> 00:15:00.024
‫اگه بخوام حدس بزنم،
‫میگم به خاطر ترور بوده. کنترلش میکرد.

300
00:15:01.317 --> 00:15:03.193
‫نمیدونم اصلاً چی توش دیده بود.

301
00:15:03.277 --> 00:15:06.739
‫سوابق گوشیش نشون میده که
‫دو روز قبل از قتل

302
00:15:06.822 --> 00:15:08.198
‫به شما زنگ زده.

303
00:15:08.282 --> 00:15:09.283
‫بله.

304
00:15:10.075 --> 00:15:12.745
‫میخواست بریم ناهار بخوریم،
‫که فکر کردم عجیبه

305
00:15:12.828 --> 00:15:15.664
‫با توجه به این همه مدت دوری.

306
00:15:15.748 --> 00:15:18.208
‫ولی هیچ وقت فرصتش نشد.

307
00:15:18.292 --> 00:15:20.294
‫نظری داری در مورد چی بود؟

308
00:15:20.377 --> 00:15:23.380
‫گفتم شاید میخواد بهم پیشنهاد کاری بده.

309
00:15:23.464 --> 00:15:25.883
‫مهندسای زیادی از پارالاکس رفتن

310
00:15:27.259 --> 00:15:33.307
‫ببخشید، ولی همینو میدونم.
‫و دودقیقه ات دیگه داره تموم میشه.

311
00:15:33.390 --> 00:15:37.186
‫کسی دیگه از گذشتهٔ لارا هست
‫که ممکنه بخواد بهش صدمه بزنه؟

312
00:15:37.269 --> 00:15:40.481
‫- چطور همچین چیزی ازم میپرسی؟
‫- چون نمیدونم کی اونو کشته

313
00:15:40.564 --> 00:15:43.400
‫تو هم نمیدونی.
‫یکی باید این سؤال رو بپرسه.

314
00:15:43.484 --> 00:15:45.235
‫اگه پلیس نباشه، باید من باشم.

315
00:15:45.319 --> 00:15:50.616
‫همه عاشق لارا بودن.
‫حتی ترور.

316
00:15:55.996 --> 00:15:58.832
‫چرا لارا چند روز قبل از مرگش
‫به سونیا زنگ زده؟

317
00:15:58.916 --> 00:16:00.042
‫نمیدونم.

318
00:16:00.125 --> 00:16:02.795
‫گفت ممکنه واسه پیشنهاد کاری بوده باشه.

319
00:16:02.878 --> 00:16:06.298
‫بعید میدونم.
‫ولی مطمئنم سونیا دوست داره واقعی باشه.

320
00:16:06.382 --> 00:16:09.551
‫میدونی چند بار سعی کرده تو این چند سال
‫کار براش جور کنم؟

321
00:16:09.635 --> 00:16:11.095
‫مگه اون و لارا دوست نبودن؟

322
00:16:11.178 --> 00:16:14.473
‫سال ها پیش. همینکه پارالاکس
‫شروع به کار کرد، همه چی عوض شد.

323
00:16:14.556 --> 00:16:16.558
‫چرا اصلاً در مورد این چیزا میپرسی؟

324
00:16:16.642 --> 00:16:20.437
‫دارم سؤال های معمولی رو میپرسم، ترور. ‫اگه
من سونیا رو پیدا کرده باشم، گولنتز هم میکنه.

325
00:16:20.521 --> 00:16:22.690
‫به کسی پوشیده نیست که
‫خیلی از من خوشش نمیاد

326
00:16:22.773 --> 00:16:25.401
‫هر چند که حاضر بود هر کاری کنه
‫که اینجا کار کنه.

327
00:16:25.484 --> 00:16:28.278
‫ولی بعید میدونم چیزی که گفته
‫معنی خاصی داشته باشه.

328
00:16:29.029 --> 00:16:31.365
‫خیلی خب.
‫یه چیز دیگه قبل از اینکه قطع کنم.

329
00:16:31.448 --> 00:16:34.326
‫- در مورد حق وکالت اولت.
‫- چی شده؟

330
00:16:34.410 --> 00:16:37.121
‫مدیر دفترم حساب های جری رو بررسی کرده

331
00:16:37.204 --> 00:16:40.499
‫و ۱۰۰ هزار دلار پرداختی حساب نشده هست.

332
00:16:40.582 --> 00:16:42.292
‫- آشنا میاد؟
‫- نه، باید بیاد؟

333
00:16:42.376 --> 00:16:44.837
‫نمیدونم.
‫جری خیلی حسابداریش تعریفی نداشت.

334
00:16:44.920 --> 00:16:48.132
‫یادداشت هایی در مورد انجام بازسازی ویدئو

335
00:16:48.215 --> 00:16:51.552
‫از قتل ها واسه قاضی بود.
‫چیزی در موردش بهت گفته؟

336
00:16:52.428 --> 00:16:55.472
‫آها، اون. میدونی چیه؟
‫حالا که گفتی.

337
00:16:55.556 --> 00:16:58.892
‫آره
‫گفتش که قراره گرون باشه

338
00:16:58.976 --> 00:17:01.603
‫نمیدونم تهش چی شد.

339
00:17:02.604 --> 00:17:05.107
‫آره. آره، همین فکر رو میکردم.

340
00:17:06.066 --> 00:17:07.735
‫و اتفاق نیفتاد، درسته؟

341
00:17:09.319 --> 00:17:10.946
‫خیلی خب، چیزی دیگه هست؟

342
00:17:11.780 --> 00:17:15.075
‫فقط استراحت کن.
‫هفتهٔ مهمی داریم.

343
00:17:15.159 --> 00:17:16.243
‫آره، سعی میکنم.

344
00:17:34.261 --> 00:17:35.262
‫چی شده؟

345
00:17:36.930 --> 00:17:39.725
‫مردم بهم دروغ میگن، ایزی.
‫مشکل اینه.

346
00:19:18.699 --> 00:19:20.951
‫میخوای بگی چرا داریم این کار رو میکنیم؟

347
00:19:21.577 --> 00:19:22.578
‫نوچ.

348
00:19:38.343 --> 00:19:41.180
‫لعنتی. آفتاب از کدوم طرف در اومده؟

349
00:19:45.184 --> 00:19:48.145
‫- میدونم خیلی وقت گذشته، خسوس
‫- آره، میشه گفت

350
00:19:49.188 --> 00:19:53.942
‫فکر نمیکردم دیگه ببینمت.
‫نه وقتی این همه موکل پولدار داری.

351
00:19:55.611 --> 00:19:58.113
‫وقتی تلویزیون کار کنه اخبار میشنویم.

352
00:19:59.239 --> 00:20:02.284
‫قضیه این نیست.
‫همه ش این نیست در واقع.

353
00:20:04.786 --> 00:20:06.455
‫یه اتفاقی برام افتاد، خسوس.

354
00:20:06.538 --> 00:20:09.541
‫داداش، این چرت و پرتا رو بذار
‫واسه کسی که براش مهم باشه.

355
00:20:09.625 --> 00:20:11.376
‫خرده نمیگیرم اگه عصبانی هستی.

356
00:20:13.253 --> 00:20:16.340
‫- شرمنده که..
‫- عذاب وجدانت رو هم بذار کنار.

357
00:20:16.924 --> 00:20:18.842
‫آما واقعاً فکر کرد میشه بهت اعتماد کرد.

358
00:20:19.801 --> 00:20:22.763
‫اون یکی از ماست، اسپانیایی صحبت میکنه.

359
00:20:24.890 --> 00:20:26.141
‫رکب خوردیم.

360
00:20:27.976 --> 00:20:29.853
‫تو اولین فرصت گذاشتیم کنار.

361
00:20:29.937 --> 00:20:32.981
‫باید اون دعویه رو قبول میکردی
‫چون شاهد کلیدیمون گم شد.

362
00:20:33.065 --> 00:20:35.150
‫بهت قول میدم، پیداش میکنم.

363
00:20:35.234 --> 00:20:36.902
‫یکی رو گذاشتم دنبالش بگرده.

364
00:20:36.985 --> 00:20:38.153
‫- خب؟
‫- وقتی پیداش کنم

365
00:20:38.237 --> 00:20:42.157
‫قانعش میکنم که همکاری کنه.
‫بعد درخواست تبرئه میدم.

366
00:20:42.241 --> 00:20:44.826
‫- یه حرکت قانونیه...
‫- میدونم چیه.

367
00:20:44.910 --> 00:20:48.914
‫بین کتک خوردن و انفرادی،
‫یه چندتایی کتاب حقوقی خوندم.

368
00:20:50.040 --> 00:20:52.209
‫که بدونم محاله آزاد بشم.

369
00:20:52.292 --> 00:20:56.880
‫خسوس، تو یه فرصت داری
‫و تا وقتی که بهش نرسی آروم نمیگیرم، خب؟

370
00:20:59.633 --> 00:21:03.470
‫پس، آزادیم بستگی به حرف اون خانومه؟
‫اگه پیداش کنی اصلاً.

371
00:21:03.553 --> 00:21:05.389
‫و اگه بخواد صحبت کنه؟

372
00:21:08.767 --> 00:21:10.102
‫پسر، چرا اصلاً برات مهمه؟

373
00:21:11.937 --> 00:21:13.313
‫چرا اصلاً  اینجایی؟

374
00:21:15.357 --> 00:21:18.527
‫اینجام چون باور دارم بی گناهی، خسوس.

375
00:21:18.610 --> 00:21:19.778
‫همیشه باورش داشتم.

376
00:21:19.861 --> 00:21:23.240
‫فقط نتونستیم برنده باشیم.
‫ولی بهت گفتم، وقتی دادخواست رو قبول کردی

377
00:21:23.323 --> 00:21:25.742
‫بهت گفتم که دست از مبارزه برنمیدارم.

378
00:21:25.826 --> 00:21:29.121
‫یه اشتباهاتی داشتم، شرمنده
‫ولی من پای حرفم هستم.

379
00:21:29.204 --> 00:21:31.456
‫هر چی نباشم، اون رو هستم.

380
00:21:35.585 --> 00:21:36.795
‫یه فرصت دوباره بهم بده.

381
00:21:41.758 --> 00:21:44.386
‫ و این محوطه ظرفیت صدتا مهمون رو داره.

382
00:21:44.469 --> 00:21:47.347
‫تصمیم گرفتین که مهمونی تون فقط شامه
‫یا کارای دیگه هم انجام بشه؟

383
00:21:47.431 --> 00:21:49.766
‫- چه کارایی یعنی؟
‫- فقط شام.

384
00:21:49.850 --> 00:21:51.768
‫در واقع، میخواستیم اول منو رو ببینیم.

385
00:21:51.852 --> 00:21:54.229
‫البته. قبلاً اینجا بودین؟

386
00:21:54.313 --> 00:21:57.649
‫بودیم، ولی فکر کنم اسمش یه چیز دیگه بود.

387
00:21:58.525 --> 00:22:01.278
‫همون آشپز قبلیه اینجاست؟
‫چی خوردیم؟

388
00:22:01.361 --> 00:22:02.904
‫خیلی از اون...

389
00:22:02.988 --> 00:22:05.240
‫ولینگتون بیف با صدف چوبی.

390
00:22:05.324 --> 00:22:08.327
‫بشقاب ترکیبی. آشپز کاسل هنوز اینجاست.
‫یکی از صاحبین رستورانه.

391
00:22:08.410 --> 00:22:13.498
‫عه، نمیدونستم. بازسازی های خیلی
‫خوبی کردین. به نظر گرون تموم شده باشه.

392
00:22:14.374 --> 00:22:16.251
‫سالن اون پشته.

393
00:22:16.335 --> 00:22:19.212
‫عروسی شما اولین عروسی ای میشه
‫که میخوایم توش برگزار کنیم.

394
00:22:19.296 --> 00:22:22.382
‫- چقدر میشه؟
‫- نمیدونم.

395
00:22:22.466 --> 00:22:26.011
‫ببینید، فقط میخوایم مطمئن بشیم مشکلی نباشه

396
00:22:26.094 --> 00:22:29.473
‫آخرین چیزی که لازمه اینه که
‫واسه روز خاصّمون رزروش کنیم

397
00:22:29.556 --> 00:22:31.433
‫و بعد دوباره تعطیل کنید برید.

398
00:22:34.061 --> 00:22:35.062
‫میگیری چی میگم؟

399
00:22:35.145 --> 00:22:40.150
‫البته. حقیقت اینه که مطمئن نبودیم که
‫بعد از تعطیلی رستوران دوباره فعالیت کنیم

400
00:22:40.233 --> 00:22:44.446
‫ولی سرآشپز کاسل و جیمز جادو کردن.

401
00:22:44.529 --> 00:22:45.739
‫آها.

402
00:22:45.822 --> 00:22:49.159
‫- خوبه که جادوشون رو پیدا کردن.
‫- حیاط پشتی رو میتونم نشونتون بدم؟

403
00:22:49.242 --> 00:22:51.536
‫تازه یه دیوار گیاهی نصب کردیم.

404
00:22:51.620 --> 00:22:52.621
‫بفرمایید.

405
00:23:02.464 --> 00:23:04.966
‫اونی که میخواستی ببینی،
‫موکلته؟

406
00:23:08.762 --> 00:23:11.556
‫آره، همونی که بهت گفتم.

407
00:23:14.726 --> 00:23:15.727
‫آها.

408
00:23:16.645 --> 00:23:17.646
‫لعنتی.

409
00:23:20.941 --> 00:23:24.152
‫ازم پرسیدی محرکت چی بوده،
‫که چی باعث شده مصرف کنم؟

410
00:23:26.071 --> 00:23:29.533
‫دردی که میکشیدم از اون اتفاق نبود،
‫نه واقعاً.

411
00:23:31.743 --> 00:23:32.786
‫به خاطر اون بود.

412
00:23:34.871 --> 00:23:37.207
‫وقتی محکوم شد، دیگه...

413
00:23:37.290 --> 00:23:38.667
‫نابود شدم...

414
00:23:39.960 --> 00:23:41.211
‫قرص ها کمک کردن سر پا بمونم.

415
00:23:46.299 --> 00:23:47.759
‫باید بیارمش بیرون، ایزی.

416
00:24:06.653 --> 00:24:09.990
‫خب، این جلسه رو بیرون انجام میدم، خب؟

417
00:24:25.005 --> 00:24:27.716
‫- آقای هالر؟
‫- سلام، میکی هستم.

418
00:24:28.592 --> 00:24:32.345
‫امیدوارم مشکلی نباشه اینجا صحبت کنیم.
‫یه جای خلوت میخواستم باشه.

419
00:24:33.096 --> 00:24:37.350
‫دادستان گفت که باید
‫با وکیلی که بتونم بهش اعتماد کنم صحبت کنم.

420
00:24:37.434 --> 00:24:42.772
‫آره، ولی میخوام یه چیز رو روشن کنم.
‫فقط واسه تو کار میکنم، خب؟

421
00:24:42.856 --> 00:24:45.025
‫هر چی که میگی، بین ما میمونه.

422
00:24:45.108 --> 00:24:49.112
‫آخه، گفت که میرم زندان،
‫که بچه ام رو از دست میدم.

423
00:24:50.906 --> 00:24:52.115
‫بچه چیه؟

424
00:24:53.283 --> 00:24:54.284
‫دختر.

425
00:24:54.951 --> 00:24:56.119
‫منم یه دختر دارم.

426
00:24:57.412 --> 00:25:00.332
‫بهت قول میدم،
‫هر کاری که از دستم بر بیاد انجام میدم

427
00:25:00.415 --> 00:25:02.834
‫که تو و بچه ات در امون باشید، خب؟

428
00:25:03.752 --> 00:25:05.837
‫خب، چطور با آنجلو سوتو آشنا شدی؟

429
00:25:05.921 --> 00:25:06.922
‫براش کار میکردم.

430
00:25:07.631 --> 00:25:09.883
‫مثل بقیه ای که توی آسایشگاه بودن شروع کردم.

431
00:25:09.966 --> 00:25:12.969
‫- بعدش چی شد؟
‫- متوجه من شد.

432
00:25:13.720 --> 00:25:16.431
‫برام ناهار میاورد، باهام خوب رفتار میکرد.

433
00:25:17.140 --> 00:25:19.226
‫و بعد میخواست باهم دوست باشیم.

434
00:25:20.519 --> 00:25:22.187
‫هیچ وقت ازش خوشم نیومد.

435
00:25:23.063 --> 00:25:27.359
‫ولی یه آپارتمان برام گرفت، بهم پول داد.

436
00:25:29.569 --> 00:25:33.114
‫آقای سوتو متهم به قاچاق انسان
‫و رعیت داریه.

437
00:25:33.949 --> 00:25:37.077
‫- چیزی در موردش میدونی؟
‫- چیزی به من نمیگه.

438
00:25:37.827 --> 00:25:42.040
‫اگه ازش سؤال بپرسم،
‫عصبانی میشه. ولی چیزایی میبینم.

439
00:25:42.123 --> 00:25:45.293
‫میخوام که بنویسیش،
‫تا جایی که یادت میاد.

440
00:25:45.377 --> 00:25:47.921
‫اسم، تاریخ، همه چی.
‫میتونی این کار رو کنی؟

441
00:25:49.214 --> 00:25:51.758
‫حالا اتهاماتی که دادستان تهدیدت کرده

442
00:25:51.841 --> 00:25:54.386
‫که اسمت توی سوابق مالی هست، نگران نباش.

443
00:25:54.469 --> 00:25:58.056
‫میتونم اون موضوع رو حل کنم.
‫لازم نیست همکاری کنی اگه نمیخوای.

444
00:25:58.723 --> 00:26:02.769
‫میخوام ازش دور بشم.
‫یه شروع جدید واسه دخترم میخوام.

445
00:26:04.271 --> 00:26:06.856
‫نمیخوام بزرگ بشه و اون پدرش باشه.

446
00:26:06.940 --> 00:26:10.443
‫و همین نصیبت میشه.
‫با بازپرس صحبت میکنم.

447
00:26:12.112 --> 00:26:13.488
‫تو از اون بهتری.

448
00:26:14.489 --> 00:26:17.117
‫اونم وقتی بشناسیش آدم مهربونیه.

449
00:26:22.831 --> 00:26:25.959
‫سر میز یازدهه. میخوام باهاش صحبت کنم،
‫بعداً باهات صحبت میکنم.

450
00:26:26.042 --> 00:26:27.252
‫خب، ۵ دقیقه؟

451
00:26:27.335 --> 00:26:28.336
‫- بله.
‫- خیلی خب.

452
00:26:28.420 --> 00:26:30.297
‫میدونی که حمایتت رو فراموش نمیکنم.

453
00:26:33.508 --> 00:26:35.510
‫تولد ۳۰ سالگیت رو یادته؟

454
00:26:36.928 --> 00:26:38.513
‫واسه شام آوردیم اینجا.

455
00:26:39.598 --> 00:26:41.850
‫خیلی گرون بود، تا جایی که یادمه.

456
00:26:41.933 --> 00:26:45.103
‫همیشه میدونستی چطور شلوغش کنی، هالر.

457
00:26:45.186 --> 00:26:48.732
‫- خب، تانیا کروز رو دیدم.
‫- همکاری میکنه؟

458
00:26:48.815 --> 00:26:51.151
‫جدا از تهدیدت که بچه اش رو میگیری

459
00:26:51.234 --> 00:26:52.694
‫به خاطر اتهاماتی که اصلاً...

460
00:26:52.777 --> 00:26:54.613
‫سوتو شاهدم رو کشت، میکی.

461
00:26:54.696 --> 00:26:58.617
‫واسه همین از ترس موکلم برای آیندهٔ بچه اش
‫بعداً تشکر میکنی، مگ.

462
00:27:00.160 --> 00:27:01.036
‫چی میخوای؟

463
00:27:01.119 --> 00:27:04.664
‫جا به جایی، حمایت مالی،
‫ حداقل واسه یه سال.

464
00:27:04.748 --> 00:27:07.167
‫میتونم از طریق دادگاه جا
به جاش کنم، ولی یه سال؟

465
00:27:07.250 --> 00:27:11.421
‫- قدرت این کار رو ندارم.
‫- شاید تو نه، ولی یکی رو میشناسم که داره.

466
00:27:15.634 --> 00:27:18.303
‫بعداً در موردش صحبت می کنیم.
‫باید کارم رو انجام بدم.

467
00:27:19.095 --> 00:27:22.849
‫الان کارت اینه؟
‫دیدی، شاید باید درخواست دادستان ایالتی بدی.

468
00:27:22.932 --> 00:27:23.975
‫آره، درسته.

469
00:27:26.978 --> 00:27:27.979
‫هالر؟

470
00:27:28.521 --> 00:27:31.191
‫دیدم اومدی داخل،
‫گفتم بیام سلامی کنم

471
00:27:31.274 --> 00:27:35.111
‫- نمیخواستم عجیب باشه.
‫- آره، خب، معمولاً همچین جاهایی نمیام.

472
00:27:35.195 --> 00:27:36.196
‫همین.

473
00:27:36.780 --> 00:27:37.989
‫متوجهم.

474
00:27:39.449 --> 00:27:42.160
‫نه، جدی میگم،
‫رئیسی ندارم که پاچه خواریش کنم.

475
00:27:43.828 --> 00:27:45.914
‫شب به خیر.

476
00:27:45.997 --> 00:27:48.208
‫شب به خیر، و ممنون که تشریف آوردین.

477
00:27:48.291 --> 00:27:50.710
‫اسم من مگی مک پیرسونه.

478
00:27:50.794 --> 00:27:54.255
‫۹ سال اخیر معاون دادستان
‫ایالتی در جرائم سنگین بودم

479
00:27:54.339 --> 00:27:56.800
‫معاون همون شخصی که
‫امشب اومدین اون رو ببینید

480
00:27:56.883 --> 00:28:00.845
‫که فرصت خیلی خوبی بهم میده
‫که ازش تعریف کنم، فکر کنم.

481
00:28:01.554 --> 00:28:04.933
‫وقتی استرس داره این کار رو میکنه، درسته؟
‫موهاش رو میگم.

482
00:28:05.016 --> 00:28:08.269
‫یعنی، تو بهتر از من میشناسیش.
‫باهاش ازدواج کرده بودی.

483
00:28:08.353 --> 00:28:09.354
‫من فقط...

484
00:28:09.854 --> 00:28:12.440
‫...عمیقاً با نیازهای ادارهٔ ما آگاهه

485
00:28:12.524 --> 00:28:14.526
‫بگذریم، باید برم.
‫باید بخوابم که جذاب بمونم.

486
00:28:14.609 --> 00:28:16.569
‫دوشنبه روز مهمیه. بدرود.

487
00:28:16.653 --> 00:28:18.988
‫... و مهم تر از همه، منصفه.

488
00:28:19.072 --> 00:28:22.075
‫خانم ها و آقایون،
‫در این فضای تاریخی

489
00:28:22.158 --> 00:28:27.789
‫باعث افتخارمه که دادستان ناحیه ای بعدی
‫لس آنجلس رو بهتون معرفی کنم

490
00:28:27.872 --> 00:28:29.541
‫جنل سیمونز.

491
00:28:29.666 --> 00:28:31.000
‫تویی که لطف کردی اومدی.

492
00:28:31.084 --> 00:28:32.377
‫صحبت از لطف شد...

493
00:28:34.337 --> 00:28:36.548
‫حسابرسی داخلی از آزمایشگاه جنایی.

494
00:28:36.631 --> 00:28:39.968
‫اشتباهی توی پوشهٔ من کپیش کرده بودن.
‫امیدوارم به دردت بخوره.

495
00:28:40.051 --> 00:28:43.304
‫- همین رو لازم داشتم. ممنون.
‫- باعث افتخارمه. گوش کن.

496
00:28:43.388 --> 00:28:46.015
‫- نشونشون بده تنهایی چطور میشه انجامش داد.
‫- بشین لذت ببر

497
00:28:50.687 --> 00:28:51.688
‫مگی؟

498
00:28:52.063 --> 00:28:54.816
‫لورنا، سلام. نمیدونستم قراره بیای.

499
00:28:55.483 --> 00:28:56.401
‫میتونم برم.

500
00:28:56.484 --> 00:29:00.947
‫نه، مشکلی نیست.
‫فقط میخواستم هوا بخورم.

501
00:29:01.030 --> 00:29:03.616
‫این چیزا سلیقه ای لازمه که
‫من کلاً نداشتم.

502
00:29:05.493 --> 00:29:06.828
‫امشب سیسکو نیست؟

503
00:29:06.911 --> 00:29:09.372
‫نه، نه.
‫اینجور جاها به اون نمیخوره.

504
00:29:09.456 --> 00:29:13.293
‫مال منم نیست، ولی
میخواستم این لباس رو بپوشم.

505
00:29:16.755 --> 00:29:19.048
‫- هیلی چطوره؟
‫- چرا؟

506
00:29:20.258 --> 00:29:21.843
‫میکی گفت یه اتفاقی افتاده.

507
00:29:23.386 --> 00:29:24.637
‫آها!

508
00:29:25.180 --> 00:29:29.768
‫آره. خوب میشه، لورنا.
‫حداقل نظر خودم همینه.

509
00:29:30.393 --> 00:29:33.688
‫خب، مطمئنم که میشه.
‫میتونم هر از گاهی بیام.

510
00:29:33.772 --> 00:29:35.982
‫شاید یه بسته آرایشی براش بیارم؟

511
00:29:36.065 --> 00:29:38.401
‫قبلاً عاشق کلوچه هایی بود که درست میکردیم.

512
00:29:38.485 --> 00:29:40.236
‫آره، شاید.

513
00:29:44.365 --> 00:29:48.453
‫- قصد جسارت نداشتم.
‫- نه، مشکلی نیست، فقط...

514
00:29:49.370 --> 00:29:52.207
‫زمان لازم داره. همین.

515
00:29:54.250 --> 00:29:58.755
‫باشه. باید احتمالاً برگردم.
‫شام نخوردم.

516
00:29:58.838 --> 00:30:00.799
‫قارچ شکم پر بخورم کافیه.

517
00:30:03.051 --> 00:30:05.303
‫- ببین، لورنا.
‫- بله؟

518
00:30:05.386 --> 00:30:09.933
‫- کفشای قشنگی داری.
‫- مرسی. از دیور هستن.

519
00:30:10.016 --> 00:30:11.100
‫حراجی بود.

520
00:30:15.814 --> 00:30:18.733
‫- سلام.
‫- سلام.

521
00:30:18.817 --> 00:30:20.151
‫میری؟

522
00:30:20.235 --> 00:30:22.529
‫باید قبل از اینکه خیلی دیر بشه دیگه برگردم.

523
00:30:22.612 --> 00:30:24.447
‫صبح با جنل صحبت میکنم.

524
00:30:24.531 --> 00:30:26.324
‫- خیلی خب.
‫- الان خیلی سرش شلوغه.

525
00:30:26.407 --> 00:30:30.578
‫و مهمونی و مذاکره کردن
‫خیلی خوب جور در نمیاد. پس...

526
00:30:30.662 --> 00:30:34.123
‫میخوای برسونمت؟
‫یعنی من که حالم خوبه. یادته؟

527
00:30:34.207 --> 00:30:36.835
‫نه، مشکلی نیست. اوبر گرفتم.
‫نیازی نیست.

528
00:30:38.837 --> 00:30:43.716
‫خب، این یارو گلونتز... باهم...

529
00:30:45.260 --> 00:30:47.387
‫- چی؟
‫- نه، مشکلی نیست اگه باشه

530
00:30:47.470 --> 00:30:49.889
‫فقط خوب میشد اگه میدونستم.

531
00:30:49.973 --> 00:30:54.894
‫دو بار بعد از کار رفتیم غذا خوردیم.
‫بیشتر کاری بود.

532
00:30:54.978 --> 00:30:56.896
‫نه اینکه بهت ربطی داشته باشه.

533
00:30:57.856 --> 00:30:59.232
‫نه، نداره.

534
00:30:59.315 --> 00:31:00.567
‫چت شده؟

535
00:31:00.650 --> 00:31:03.444
‫نمیتونی تشخیص بدی وقتی
‫یه دادستان داره بازیت میده؟

536
00:31:04.904 --> 00:31:07.115
‫جدی میگم.

537
00:31:07.782 --> 00:31:10.577
‫فردا بیام که قرار رو نهایی کنیم؟

538
00:31:11.452 --> 00:31:13.955
‫شاید با هیلی هم صبحونه خوردم،
‫اگه من رو ببینه.

539
00:31:14.038 --> 00:31:16.875
‫بذار پنکیک صحبت کنه،
‫واسه من جوابه.

540
00:31:16.958 --> 00:31:19.377
‫- خیلی خب.
‫- ممنون که اومدی، میکی.

541
00:31:19.460 --> 00:31:23.214
‫شب خوبی داشته باشی، مگز.
‫ممنون.

542
00:31:26.467 --> 00:31:30.179
‫- مگی.
‫- باب. تو اینجا چیکار میکنی؟

543
00:31:31.389 --> 00:31:34.183
‫- اومدم با تو صحبت کنم، در واقع.
‫- من؟

544
00:31:34.934 --> 00:31:38.688
‫متوجهم که به جنل وفاداری
‫و وفاداری چیز مهمیه

545
00:31:38.771 --> 00:31:40.982
‫ولی ممکنه زیادی هم پیش رفته باشه.

546
00:31:41.774 --> 00:31:46.321
‫جنل رو میشناسی.
‫اول دادستانی، بعد تالار شهر، بعد چی؟

547
00:31:46.404 --> 00:31:48.072
‫همین الانشم کار بعدیش رو جور کرده.

548
00:31:49.157 --> 00:31:50.617
‫تو نکردی؟

549
00:31:50.700 --> 00:31:52.493
‫واقعاً فکر کردی جنل هوات رو داره؟

550
00:31:53.411 --> 00:31:55.580
‫تو و بقیهٔ  دادستان های اون اداره؟

551
00:31:55.663 --> 00:31:59.083
‫من خودم رو قاطی سیاست نمیکنم.
‫فقط کارم رو میکنم.

552
00:31:59.167 --> 00:32:01.794
‫میدونم. واسه همین رئیسی لازم داری

553
00:32:01.878 --> 00:32:05.506
‫که ابزار و آزادی ای که برای درست انجام
‫دادنش لازم داری رو بهت بده.

554
00:32:06.925 --> 00:32:08.593
‫فقط بهش فکر کن. همین.

555
00:32:09.802 --> 00:32:11.137
‫شب خوبی داشته باشی، مگی.

556
00:32:21.981 --> 00:32:24.192
‫به نظر میاد قضیهٔ قاضی بن بسته.

557
00:32:24.275 --> 00:32:25.735
‫فکر کردم بهش میخوره

558
00:32:25.818 --> 00:32:28.112
‫ولی مشخص شد که رهن اون ساختمون

559
00:32:28.196 --> 00:32:29.864
‫از حساب خونوادگی کم شده.

560
00:32:29.948 --> 00:32:33.576
‫حدود زمان بازسازی رستوران
‫یه برداشت دیگه داشتن.

561
00:32:33.660 --> 00:32:35.244
‫پس، قانونیه.

562
00:32:35.328 --> 00:32:37.747
‫پس، پول از رشوه نیومده.

563
00:32:37.830 --> 00:32:40.541
‫- برگشتیم سر خونهٔ اول.
‫- گوش کن، میک. یه چیز دیگه

564
00:32:40.625 --> 00:32:44.545
‫دیدم که با کیسی خشن ملاقات داشتی.

565
00:32:44.629 --> 00:32:48.549
‫نقض عفو مشروط کرده بود،
‫تدی ازم خواست ببینم میتونم حلش کنم.

566
00:32:48.633 --> 00:32:52.220
‫- تدی رو دیدی؟
‫- اون دید.

567
00:32:52.303 --> 00:32:55.723
‫ببین، سیسکو، سینتس ها
‫سال هاست که موکلمون بودن، خب؟

568
00:32:56.891 --> 00:33:00.103
‫باید کاری که لازمه رو بکنی، میک.
‫باید برم.

569
00:33:08.653 --> 00:33:13.658
‫با جنل صحبت کردم.
‫۲ ماه جا به جایی، بهترین چیزی که میشه داد.

570
00:33:13.741 --> 00:33:17.078
‫بیخیال، مگی. اون یه مهاجره.
‫کسی رو اینجا نمیشناسه.

571
00:33:17.161 --> 00:33:19.622
‫- کافی نیست.
‫- ما پلیس فدرال نیستیم، میک.

572
00:33:19.706 --> 00:33:21.332
‫ما برنامهٔ محافظت از شهود نداریم.

573
00:33:21.416 --> 00:33:23.167
‫شرمنده، تو فقط ازم خواستی انجامش بدم

574
00:33:23.251 --> 00:33:24.961
‫چون فکر کردی میتونم تانیا رو قانع کنم؟

575
00:33:25.044 --> 00:33:27.964
‫- که کارت رو انجام داده باشم؟
‫- ازت خواستم چون بهت اعتماد داشتم.

576
00:33:29.841 --> 00:33:31.551
‫اسم لتی لوپز برات آشناست؟

577
00:33:31.634 --> 00:33:32.719
‫نه. باید باشه؟

578
00:33:32.802 --> 00:33:35.096
‫هفت ساله که توی رینو زندگی میکنه

579
00:33:35.179 --> 00:33:37.181
‫منتظر شهادت توی پروندهٔ مواده.

580
00:33:37.265 --> 00:33:39.267
‫و حین این مدت، ما مالیات دهنده ها

581
00:33:39.350 --> 00:33:43.104
‫ماهی ۲ هزار دلار واسه
‫هزینه و مخارج بهش دادیم.

582
00:33:43.187 --> 00:33:44.731
‫از جنل بپرس. میدونی چیه؟

583
00:33:44.814 --> 00:33:47.567
‫اصلا بهتر، از دوستت، کارآگاه لنکفورد بپرس.

584
00:33:47.650 --> 00:33:49.986
‫اگه تو پولش رو نداری، مگی،
‫پلیس لس آنجلس داره.

585
00:33:50.069 --> 00:33:52.780
‫از بودجه ۱۰میلیون دلاری سالیانه ش کسر میشه.

586
00:33:52.864 --> 00:33:55.033
‫وقتی بودجهٔ پلیس رو قطع کنن
‫دیگه از این خبرا نیست.

587
00:33:55.116 --> 00:33:56.659
‫تنها چیزی که خواستم یه ساله.

588
00:33:56.743 --> 00:34:00.329
‫که این زن بتونه یه شروع دوباره داشته باشه
‫بعد از این که جونش رو برات به خطر انداخته.

589
00:34:00.413 --> 00:34:02.290
‫قرار همینه. میخوای بخواه
‫نمیخوای نخواه.

590
00:34:04.125 --> 00:34:06.002
‫خیلی خب. جنل رو قانع میکنم.

591
00:34:07.420 --> 00:34:09.714
‫شماها نمیتونید بابا مامان معمولی باشید؟

592
00:34:11.382 --> 00:34:12.800
‫خیلی خب، حاضری؟
‫خیلی گرسنمه.

593
00:34:12.884 --> 00:34:15.094
‫- خیلی خب، بریم پس.
‫- بریم.

594
00:34:15.178 --> 00:34:16.888
‫- خداحافظ مامان.
‫- خوش بگذره

595
00:34:20.016 --> 00:34:23.394
‫تو و مامان دیشب رفتین سر قرار؟

596
00:34:23.478 --> 00:34:28.775
‫چی؟ نه، یه مراسمی واسه رئیس مامانت بود.

597
00:34:29.650 --> 00:34:31.402
‫چرا فکر کردی قرار بوده؟

598
00:34:31.486 --> 00:34:36.282
‫نمیدونم. اون شب دیدم که پیش همید
‫بعد از اینکه..

599
00:34:37.241 --> 00:34:41.245
‫- بعد از اون اتفاق.
‫- پس دیدی؟

600
00:34:42.246 --> 00:34:46.125
‫ببین، هیلی، مامانت هنوز برام مهمه.

601
00:34:46.209 --> 00:34:48.669
‫همیشه هست، خب؟ فقط...

602
00:34:49.587 --> 00:34:52.381
‫نمیدونم آینده چی میشه، میدونی؟

603
00:34:53.633 --> 00:34:57.095
‫فهمیدم.
‫یعنی، جفتتون خیلی فرق دارین.

604
00:34:58.012 --> 00:35:01.557
‫چرا، چون من وکالت قاتل ها رو میگیرم
‫و اون میخواد اونا رو زندانی کنه؟

605
00:35:03.101 --> 00:35:07.355
‫میدونی چیه؟
‫بیخیال پنکیک. فکر بهتری دارم.

606
00:35:14.153 --> 00:35:17.031
‫واسه آبنما من رو آوردی اینجا؟

607
00:35:17.115 --> 00:35:18.825
‫اینا رو یه میلیون بار دیدم.

608
00:35:18.908 --> 00:35:20.993
‫نه، آبنما نه.
‫ببین.

609
00:35:22.578 --> 00:35:24.205
‫- اون ساختمون رو دیدی؟
‫- اوهوم.

610
00:35:24.288 --> 00:35:25.623
‫اون ساختمون شهرداریه.

611
00:35:25.706 --> 00:35:29.210
‫اونی که بغلشه، ساختمون دادگستریه
‫که مادرت اونجا کار میکنه.

612
00:35:29.293 --> 00:35:32.755
‫و جلوش، دادگاه فدراله.

613
00:35:32.839 --> 00:35:35.133
‫اون اف بی ای و اعمال مهاجرت و گمرک.

614
00:35:36.551 --> 00:35:41.889
‫اینم پلیس لس آنجلسه.
‫حالا، اون مرد رو اونجا دیدی؟

615
00:35:41.973 --> 00:35:42.807
‫آره.

616
00:35:42.890 --> 00:35:45.309
‫احتمالاً مجوزی برای چرخش نداره.

617
00:35:45.393 --> 00:35:48.521
‫ممکنه ثبت نشده باشه.
‫جرم نیست، دقیقا

618
00:35:48.604 --> 00:35:51.315
‫ولی مردم بازم میان سراغت.

619
00:35:51.399 --> 00:35:53.484
‫حالا، قراره چیکار کنه

620
00:35:53.568 --> 00:35:56.154
‫علیه این همه آدم توی این ساختمونای بزرگ؟

621
00:35:57.196 --> 00:36:01.909
‫خیلی خب. فهمیدم.
‫ولی ترور الیوت یه ستم دیده نیست.

622
00:36:01.993 --> 00:36:04.787
‫نه، نیست،
‫ولی اصلش یکیه.

623
00:36:04.871 --> 00:36:08.166
‫من وکالت ستم دیده ها رو هم گرفتم.
‫مثل پدربزرگت.

624
00:36:08.249 --> 00:36:12.879
‫فکر کردم بیشتر موکل هاش ستاره ها
‫و دلال های مواد مخدر بوده.

625
00:36:12.962 --> 00:36:15.923
‫نه، همیشه نه.
‫یه پرونده رو یادمه.

626
00:36:16.007 --> 00:36:18.426
‫مادربزرگت من رو برد که تماشاش کنم

627
00:36:18.509 --> 00:36:21.095
‫یه بچه ای بود که توی رانندگی یا همچین چیزی
‫متهم شده بود

628
00:36:21.179 --> 00:36:24.849
‫و کل قضیه ساختگی بود.
‫۱۰۰ درصد بیگناه بود.

629
00:36:24.932 --> 00:36:27.310
‫ولی واسه اونا، مهم نبود.

630
00:36:28.352 --> 00:36:30.104
‫تا حالا همچین کسی داشتی؟

631
00:36:30.188 --> 00:36:33.816
‫در واقع، آره.
‫ولی برگشتم. میخوام کمکش کنم.

632
00:36:34.734 --> 00:36:39.113
‫خیلی خب، پس چرا به جای ترور الیوت
‫روی اون پرونده کار نمیکنی؟

633
00:36:39.989 --> 00:36:42.074
‫به اون راحتیا نیست، هیلی.

634
00:36:42.158 --> 00:36:44.911
‫یه دادگاه و یه وظیفه ای نسبت به موکلم دارم.

635
00:36:45.703 --> 00:36:50.708
‫خب، آره، تازه پرونده رو گرفتی.
‫چرا حتماً باید الان باشه؟

636
00:36:51.459 --> 00:36:55.129
‫چون موکلم نمیخواد تأخیر بیفته
‫و میخواد توی دادگاه دفاعیه داشته باشه.

637
00:36:56.797 --> 00:37:00.968
‫متوجه نیستم.
‫اگه من قرار بود برم زندان

638
00:37:01.052 --> 00:37:03.679
‫تا وقتی که میتونستم
کشش میدادم که بیفته عقب.

639
00:37:04.472 --> 00:37:05.723
‫ببخشید.

640
00:37:08.559 --> 00:37:11.354
‫- بابا؟
‫- بیا. باید ببرمت خونه

641
00:37:11.979 --> 00:37:13.356
‫بیا، بریم، بریم.

642
00:37:24.075 --> 00:37:26.577
‫چی این قدر ضروری بود که نمیشد تا صبح بمونه؟

643
00:37:26.661 --> 00:37:28.913
‫- چطور انجامش دادی؟
‫- چی رو؟

644
00:37:28.996 --> 00:37:32.625
‫چطور به عضو هیئت منصفه چند ماه قبل از
‫اینکه حتی هیئت منصفه تشکیل بشه رشوه دادی؟

645
00:37:35.294 --> 00:37:37.171
‫چی داری میگی؟

646
00:37:37.255 --> 00:37:40.800
‫نمیخواستی که دادگاه بیفته یه روز دیگه
‫چون باید فوراً برگزارش میکردی.

647
00:37:40.883 --> 00:37:43.886
‫- بهت گفتم. شرکتم...
‫- چرت و پرته

648
00:37:43.970 --> 00:37:46.973
‫کسی آزادیش رو به خاطر
‫یه قرار کاری به خطر نمیندازه، ترور.

649
00:37:47.723 --> 00:37:51.060
‫احضاریه های هئیت منصفه برای تاریخ مشخصی
‫اعلام میشه، پس میدونستی.

650
00:37:51.143 --> 00:37:54.188
‫میدونستی که اگه بتونستی یه عضو هئیت منصفهٔ
‫خوب توی گروهت داشته باشی

651
00:37:54.272 --> 00:37:55.481
‫ممکنه بتونی قضیه رو جمع کنی.

652
00:37:55.564 --> 00:37:57.608
‫واسه همین نمیخواستی
‫مشاور هیئت منصفه نمیخواستی.

653
00:37:57.692 --> 00:38:00.528
‫واسه همین خواستی نظر نهایی رو
‫اعضای هیئت منصفه بدن

654
00:38:00.611 --> 00:38:04.365
‫و اون نقشی که توی گاراژ بازی کردی
‫که عضو هیئت منصفه اخراج بشه

655
00:38:04.448 --> 00:38:05.825
‫یکی رو آوردی.

656
00:38:07.702 --> 00:38:09.578
‫من یه مهندس هوافضا
‫توی لاکهید مارتین هستم.

657
00:38:09.662 --> 00:38:11.747
‫مجردم و توی پالوس وردس زندگی میکنم.

658
00:38:11.831 --> 00:38:13.624
‫عضو شمارهٔ هفته، مگه نه؟

659
00:38:17.920 --> 00:38:20.464
‫نمیدونم طرف کیه و چیزی نمیدونم در موردش.

660
00:38:20.548 --> 00:38:22.591
‫تنها چیزی که میدونم
‫اینه که خریدیمش و پول بهش دادیم.

661
00:38:23.551 --> 00:38:27.388
‫آره، خب، همین.
‫خط قرمز من موکل هاییه که رشوه میدن.

662
00:38:27.471 --> 00:38:29.682
‫- چی میگی؟
‫- میگم من نیستم.

663
00:38:29.765 --> 00:38:31.809
‫میگی بهش نیاز دارم؟
‫نه تا این حد.

664
00:38:31.892 --> 00:38:33.894
‫- نه. نمیتونی همچین کاری کنی.
‫- بشین و تماشا کن.

665
00:38:33.978 --> 00:38:35.604
‫متوجه نیستی.
‫نمیتونی این کار رو کنی.

666
00:38:35.688 --> 00:38:38.899
‫- آخر کار هر دومون میشه.
‫- چی میگی؟

667
00:38:40.985 --> 00:38:45.197
‫من اونی نیستم که رشوه داده.
‫میگیری چی میگم؟

668
00:38:46.699 --> 00:38:49.452
‫جری بود. نمیدونم چطور.

669
00:38:49.535 --> 00:38:51.871
‫به کمک بازرسش ردیفش کرد.
‫کارلین.

670
00:38:51.954 --> 00:38:53.205
‫یه مشکلی اونجاست، ترور.

671
00:38:53.289 --> 00:38:56.167
‫جری میخواست دادگاه تأخیر بخوره.
‫درخواست رو پیدا کردم.

672
00:38:56.250 --> 00:38:58.961
‫میدونم. واسه همین نمیتونی پا پس بکشی.

673
00:39:04.425 --> 00:39:06.218
‫همینو میخوام بهت بگم.

674
00:39:06.302 --> 00:39:09.805
‫چی؟ یعنی میگی مرتبطه؟
‫قتل جری و پروندهٔ  الیوت؟

675
00:39:10.890 --> 00:39:13.809
‫همین باعث کشته شدنش  شد، مگه نه؟

676
00:39:14.894 --> 00:39:16.604
‫تو کشتیش، ترور؟

677
00:39:16.687 --> 00:39:20.107
‫بهت گفتم. من آدم نمیکشم.
‫از این کارا نمیکنم.

678
00:39:20.191 --> 00:39:23.319
‫بهت دروغ نگفتم، میکی.
‫نه در مورد چیزای مهم.

679
00:39:24.320 --> 00:39:30.826
‫من جری رو نکشتم، و خدا میدونه
‫لارا یا جان ریلز لامصب رو نکشتم.

680
00:39:30.910 --> 00:39:32.453
‫پس کدوم خری بوده؟

681
00:39:32.536 --> 00:39:35.289
‫یه بار قبلاً ازت پرسیدم،
‫فکر کردی پول رو از کجا آوردم؟

682
00:39:35.373 --> 00:39:36.248
‫چی؟

683
00:39:36.332 --> 00:39:39.085
‫میلیون ها دلار لازمه که شرکتی مثل من
‫چرخش بچرخه، میکی.

684
00:39:39.168 --> 00:39:41.670
‫- من یه پاپاسی هم نداشتم.
‫- فکر کردم سرمایه گذار داشتی.

685
00:39:41.754 --> 00:39:43.005
‫نه اونجوی که فکر میکنی.

686
00:39:43.089 --> 00:39:45.132
‫اون سرمایه گذارها هیچی بهم نمیدادن.

687
00:39:45.216 --> 00:39:48.803
‫نه جرئتش رو داشتن و بینشش رو
‫ولی...

688
00:39:50.262 --> 00:39:53.432
‫یه هم اتاقی توی دانشگاه داشتم،
‫به اسم پاتول کاسوویچ.

689
00:39:53.516 --> 00:39:54.350
‫میدونم.

690
00:39:54.433 --> 00:39:57.812
‫اسم پدرش سرگی کاسوویچه.
‫آشنا نیست؟

691
00:39:57.895 --> 00:39:59.980
‫- اسمش رو شنیدی؟
‫- آره، یه یارو میلیاردریه.

692
00:40:00.064 --> 00:40:02.733
‫صاحب یه تیم فوتباله.
‫آره، صاحب یه تیم فوتباله

693
00:40:02.817 --> 00:40:07.738
‫از قضا صاحب بزرگ ترین
‫شرکت نفت و گاز روسیه ست

694
00:40:07.822 --> 00:40:09.865
‫همراه کلی چیزای دیگه.

695
00:40:09.949 --> 00:40:15.413
‫مرد، من ناچار و احمق بودم،
‫و کاسوویچ یه قرارداد عالی واسه خودش بست

696
00:40:15.496 --> 00:40:16.997
‫که قراره پرداخت بشه.

697
00:40:18.416 --> 00:40:20.668
‫و این مردی نیست که
‫بخوای باهاش در بیفتی ، میکی.

698
00:40:21.419 --> 00:40:24.755
‫نمیذاره هیچی سر راهش وایسه.
‫نه جری، نه لارا.

699
00:40:24.839 --> 00:40:26.215
‫لارا چه ربطی به این داشت؟

700
00:40:26.298 --> 00:40:29.468
‫داداش، ازدواجمون داشت نابود میشد
‫رسماً توی دفتر زندگی میکردم.

701
00:40:29.552 --> 00:40:30.678
‫میخواست ولم کنه.

702
00:40:30.761 --> 00:40:33.639
‫و کاسوویچ در مورد طلاقم فهمید،
‫میدونست...

703
00:40:35.891 --> 00:40:40.729
‫تعهدنامهٔ قبل از ازدواج نداشتیم.
‫پس اگه بره، نصف پول مال اونه.

704
00:40:41.689 --> 00:40:42.982
‫پول من نبود.

705
00:40:45.860 --> 00:40:48.654
‫التماسش کردم که بیخیالش بشه.

706
00:40:50.656 --> 00:40:54.368
‫اون صبح، رفتم خونه که سعی کنم
‫از اونجا بیارمش ولی...

707
00:40:57.913 --> 00:41:01.750
‫واسه همین دنبال منی.
‫واسه همین ماشینم شنود میشه.

708
00:41:04.044 --> 00:41:08.632
‫باور کن، شنود شدن ماشینت
‫حداقل چیزیه که باید نگرانش باشی.

709
00:41:08.716 --> 00:41:11.760
‫لازم دارن مالکیت شرکتم رو داشته باشن.

710
00:41:11.844 --> 00:41:14.346
‫اگه من برم زندان، همچین اتفاقی نمیفته.

711
00:41:14.430 --> 00:41:17.224
‫منم میکشن، اگه دیگه به درد نخورم.

712
00:41:17.308 --> 00:41:18.976
‫اگه یه کلمه از این رو بگم

713
00:41:19.059 --> 00:41:21.979
‫هر رد پایی که مجبور باشن رو پاک میکنن،
‫حالیته؟

714
00:41:23.063 --> 00:41:25.858
‫یعنی تو، خونواده ات...

715
00:41:31.989 --> 00:41:34.241
‫میکی، بهت گفتم که بیگناه بودم.

716
00:41:35.659 --> 00:41:36.869
‫الان باورم میکنی؟

717
00:41:42.249 --> 00:41:45.211
‫باور میکنم که اتهامی که
‫بهت وارد شده رو انجام ندادی.

718
00:41:48.672 --> 00:41:50.090
‫همین کافیه.

719
00:41:51.926 --> 00:41:53.093
‫پس، کمکم میکنی؟

720
00:41:55.262 --> 00:41:56.472
‫لطفاً.

721
00:42:40.099 --> 00:42:42.977
‫گفتی این پرونده یکی از سخت ترین
‫پرونده هایی بوده که داشتی، درسته؟

722
00:42:43.686 --> 00:42:44.687
‫درسته.

723
00:42:45.312 --> 00:42:48.357
‫ولی اگه طرف انجامش نداده بوده،
‫مگه چیز خوبی نیست؟

724
00:42:49.108 --> 00:42:50.234
‫فقط اگه برنده بشی.

725
00:42:51.068 --> 00:42:54.530
‫اگه یکی گناهکار باشه،
‫باید نهایت تلاشم رو کنم که ازشون دفاع کنم.

726
00:42:54.613 --> 00:42:57.533
‫مثل کاری که برای هر کس دیگه ای میکردم.
‫کارم همینه.

727
00:42:58.576 --> 00:43:01.412
‫ولی اگه برن زندان،
‫میتونم باهاش کنار بیام.

728
00:43:02.121 --> 00:43:03.956
‫خب، بالاخره مجرم بوده دیگه، درسته؟

729
00:43:05.207 --> 00:43:08.836
‫ولی میدونی چه حسی داره وقتی یکی بیگناهه

730
00:43:08.919 --> 00:43:10.713
‫و نتونی نجاتش بدی؟

731
00:43:11.922 --> 00:43:14.258
‫ترجیحم اینه موکلم گناهکار باشه.

732
00:43:14.341 --> 00:43:16.176
‫اینجوری بهتر خوابم میبره.

733
00:43:20.556 --> 00:43:23.017
‫خدایان جرم صحبت کردن.

734
00:43:23.100 --> 00:43:25.394
‫باید برم، بچه جون. هیئت منصفه برگشت.

735
00:43:25.936 --> 00:43:30.316
«فیلم با زیرنویس در سایت هکس دانلود»

