
1
00:00:06.923 --> 00:00:09.843
جری داشته
‫واسه بزرگترین پرونده ی عمرش،

2
00:00:09.926 --> 00:00:11.386
‫به محکمه می رفته
‫و اصلا دفاعیه ای نداشته؟

3
00:00:11.469 --> 00:00:13.430
وقتی لورنا داشت
‫حساب کتاب های جری رو بررسی می کرد،

4
00:00:13.513 --> 00:00:16.725
‫‫چند تا پرداختی به یه کارآگاه پیدا کرد
بروس کارلین..

5
00:00:16.808 --> 00:00:19.936
‫فقط می دونم این چند هفته ی اخیر،
‫از چیزی ترسیده بود.

6
00:00:20.020 --> 00:00:21.730
پس رئیسم دلیلی واسه نگرانی داره؟

7
00:00:21.813 --> 00:00:26.484
‫جری اهل شرط بندی بود؟
‫ماه گذشته ۳ بار رفته بود اونجا.

8
00:00:27.444 --> 00:00:30.530
‫اگه پول رو لازم داشته
‫چون اینجا هر چی داشته به باد داده چی؟

9
00:00:30.613 --> 00:00:34.367
‫اگه جری هم مثل ما معتاد بوده باشه چی؟

10
00:00:34.451 --> 00:00:36.661
تو هم درست به اندازه ی من
‫به این نیاز داری.

11
00:00:36.745 --> 00:00:38.538
‫این تنها شانس توئه.

12
00:00:38.621 --> 00:00:43.585
‫تنها چیزی که اون گفت این بود
‫که اون یه گلولۀ جادویی داره.

13
00:00:43.668 --> 00:00:45.712
‫قضیه چیه؟
‫گلوله ی جادویی چیه؟

14
00:00:45.795 --> 00:00:47.338
‫چیزیه که باخت تو کارش نیست.

15
00:00:47.422 --> 00:00:49.215
‫امروز کسی دنبال مون نیست؟

16
00:00:49.299 --> 00:00:52.177
‫نوچ، امروز نه. همه جا امن و امانه.

17
00:00:56.473 --> 00:01:01.478
‫«فیلم با زیرنویس در سایت هکس دانلود»

18
00:01:07.859 --> 00:01:09.069
‫تو دادگاه ها اگه

19
00:01:09.903 --> 00:01:13.656
‫یه چیز رو بدونم، اینه که موفقیت
‫تماماً به تداوم بستگی داره.

20
00:01:13.740 --> 00:01:17.577
‫قبل اینکه برنده بشی،
‫باید طوری رفتار کنی که میتونی برنده بشی،

21
00:01:17.660 --> 00:01:20.246
‫که یعنی باید باور کنی که
‫میتونی برنده بشی.

22
00:01:20.330 --> 00:01:21.790
‫ولی اگه برنده نشی چی؟

23
00:01:22.457 --> 00:01:25.335
‫پس بهتر اینقدر اداش رو
‫دربیاری که بهش برسی.

24
00:01:27.045 --> 00:01:28.046
‫ممنون.

25
00:01:32.675 --> 00:01:33.593
‫هالر؟

26
00:01:33.676 --> 00:01:34.761
‫چه عجب، رفیق!

27
00:01:34.761 --> 00:01:36.012
‫چه خبر، لوئیس؟

28
00:01:36.096 --> 00:01:38.431
‫- خیلی وقت بود نمیدیدمت. کجا بودی؟
‫- اوه، میدونی،

29
00:01:38.515 --> 00:01:39.516
‫همین دور و بر.

30
00:01:46.022 --> 00:01:47.273
‫هی، میک.

31
00:01:47.357 --> 00:01:48.942
‫- سلام، تونی.
‫- پارسال دوست، امسال آشنا.

32
00:01:48.983 --> 00:01:50.235
‫چه خبر؟

33
00:01:50.318 --> 00:01:52.654
‫داشتم میترکوندم.
‫الان یه پروندۀ موادمخدر رو تموم کردم.

34
00:01:52.737 --> 00:01:53.613
‫نه بابا.

35
00:01:53.696 --> 00:01:56.324
‫آزمایشگاه جنایی اینقدر اینقدر شلوغ بود،
‫بعضی تکنسین ها داشتن کپی میکردن.

36
00:01:56.407 --> 00:01:59.160
‫هی، گوش کن، قراره بخاطر جری
‫دور هم جمع بشیم، تو رستوران کیسی.

37
00:01:59.244 --> 00:02:00.912
‫- باید یه سر بیای.
‫- اِ جدی؟

38
00:02:00.995 --> 00:02:04.374
‫و هی، اگه برای پروندۀ الیوت
‫یه وکیلِ دستیار خواستی...

39
00:02:04.457 --> 00:02:06.126
‫- تو رو یادم میمونه، رفیق.
‫- منو انتخاب کن.

40
00:02:06.209 --> 00:02:08.586
‫- به زودی بیا یه مسابقۀ داجرز بریم.
‫- حتما.

41
00:02:08.670 --> 00:02:12.298
‫...57224
<i>‫ مردم علیه کیمبرلی واگستاف. </i>

42
00:02:12.382 --> 00:02:15.635
‫صبح بخیر، جناب قاضی.
‫میکی هالر هستم برای متهم.

43
00:02:15.718 --> 00:02:17.929
‫جناب قاضی، متأسفانه، خانم واگستاف

44
00:02:18.012 --> 00:02:19.681
‫همین چند ساعت پیش

45
00:02:19.764 --> 00:02:22.100
‫باهام تماس گرفت،
‫پس معذرت میخوام، ولی...

46
00:02:22.183 --> 00:02:25.311
‫- هنوز گزارش پلیس رو نخوندم.
‫- رامون؟

47
00:02:26.563 --> 00:02:27.772
‫ممنون، رامون.

48
00:02:28.940 --> 00:02:34.154
‫خانم واگستاف، شما متهم به تخطی از
‫مورد اِی647، قانون کیفری هستین،

49
00:02:34.237 --> 00:02:36.156
‫معروف به اسم ولگردی خیابانی.

50
00:02:36.239 --> 00:02:37.490
‫مایلین چه دادخواستی
‫برای شما صادر بشه؟

51
00:02:37.574 --> 00:02:39.826
‫بدن انسان زیباست، جناب قاضی.

52
00:02:39.909 --> 00:02:41.828
‫مسلماً. آیا اینکار جرم حساب نمیشه؟

53
00:02:41.911 --> 00:02:44.289
‫جناب قاضی،
‫میشه با موکلم مشورت کنم لطفا؟

54
00:02:44.372 --> 00:02:46.082
‫اگه بگم نه مهمه؟

55
00:02:46.166 --> 00:02:48.793
‫خیلی ممنون که اومدی.
‫دیگه نمیدونستم به کی زنگ بزنم.

56
00:02:48.877 --> 00:02:50.003
‫هیچکس جواب نمیداد.

57
00:02:50.086 --> 00:02:52.338
‫اوه، متأسفم بابتش.
‫یه مدت میشد کار نمیکردم.

58
00:02:52.422 --> 00:02:53.506
‫حالا اینجا جریان چیه؟

59
00:02:53.590 --> 00:02:55.216
‫اینکه این کشور چقدر سختگیره.

60
00:02:55.300 --> 00:02:58.219
‫تو اروپا، همه درحال غذا خوردن
‫تو خیابون راه میرن.

61
00:02:58.303 --> 00:03:00.889
‫ولی کیم، بیخیال،
‫این هفتمین جرمت نیست؟

62
00:03:00.972 --> 00:03:04.142
‫الان درخواست وثیقۀ نقد میکنن.
‫اگه چند هزار دلار وثیقه نداشته باشی...

63
00:03:04.225 --> 00:03:05.560
‫- چند هزار دلار؟
‫- بله.

64
00:03:05.643 --> 00:03:09.147
‫نه. باید همین امروز از اینجا بیام بیرون.
‫جمعه دفاع پایان نامه دارم.

65
00:03:09.230 --> 00:03:11.900
‫پایان نامه؟ موضوعش چیه؟

66
00:03:11.983 --> 00:03:14.235
‫تصادفی سازی در جبر خطی عددی.

67
00:03:16.613 --> 00:03:17.488
‫یه کاری بکن.

68
00:03:17.572 --> 00:03:19.908
‫خیلی خب، بذار
‫یه چیز رو امتحان کنم.

69
00:03:19.991 --> 00:03:24.245
‫جناب قاضی، متأسفانه وقتی
‫هیچ شکایتی صورت نگرفته

70
00:03:24.329 --> 00:03:25.705
‫برای موکل من غیر ممکنه
‫که دادخواستی صادر کنه.

71
00:03:25.788 --> 00:03:28.708
‫تلاش خوبی بود،
‫ولی تعرض به طور واضح صورت گرفته.

72
00:03:28.791 --> 00:03:32.420
‫آفتاب گرفتن درحال غذا خوردن اونم تو یه ساحل همگانی،
‫علی رغم هشدارهای مکرر.

73
00:03:32.503 --> 00:03:35.965
‫آره، ولی طبق گزارش پلیس،
‫مأمور پلیس خانم واگستاف رو

74
00:03:36.049 --> 00:03:37.508
‫درحالی که تا گردن توی آبه پیدا کرده،

75
00:03:37.592 --> 00:03:40.178
‫و هیچ شکایتی در این باره
‫توی گزارش نوشته نشده.

76
00:03:40.261 --> 00:03:41.262
‫خب؟

77
00:03:41.346 --> 00:03:43.514
‫خب، مأمور پلیس با دستور دادن
‫به موکل من که از آب بیاد بیرون،

78
00:03:43.598 --> 00:03:46.976
‫همون جرمی رو ایجاد کرده که
‫حالا موکل من بهش متهم شده.

79
00:03:47.644 --> 00:03:50.855
‫شوخیت گرفته، نه؟
‫اولا، این موضوع به عهدۀ هیئت منصفه ست.

80
00:03:50.939 --> 00:03:55.526
‫خب، اگه جناب قاضی صلاح بدونه که این
‫بهترین راه استفاده از منابع هیئت منصفه ای باشه.

81
00:03:55.610 --> 00:04:00.198
‫آیا شاهدی دارین که بتونه شهادت بده
‫که قبل از دستور مأمور پلیس

82
00:04:00.281 --> 00:04:03.076
‫مبنی بر خروج از آب
‫از خانم وکسلر شکایتی داشته؟

83
00:04:03.159 --> 00:04:04.911
‫درحال حاضر نه، جناب قاضی.

84
00:04:04.994 --> 00:04:06.871
‫میدونی اینا چیه؟

85
00:04:08.331 --> 00:04:09.874
‫اینا پرونده های دعاوی امروزمه.

86
00:04:10.750 --> 00:04:15.004
‫خانم واگستاف،
‫دیگه اینکار رو تکرار نکنین.

87
00:04:15.088 --> 00:04:16.589
‫اتهام تبرئه شد.

88
00:04:18.049 --> 00:04:20.510
‫ممنون. خیلی ممنون.
‫تو یه ناجی ای.

89
00:04:20.593 --> 00:04:24.764
‫میشه دستمزدت رو قسط بندی کنیم
‫یا یه تخفیف دانشجویی ای چیزی بدی؟

90
00:04:24.847 --> 00:04:26.266
‫لورنا باهات تماس میگیره.

91
00:04:26.349 --> 00:04:28.601
‫و خواهش میکنم، کیم،
‫دفعۀ بعد اول فکر کن.

92
00:04:28.685 --> 00:04:30.561
‫این ترتیب رو رعایت کنی بهتره.

93
00:04:30.645 --> 00:04:31.896
‫خیلی خوشحالم که برگشتی.

94
00:04:31.980 --> 00:04:35.900
‫آره، منم همینطور. یه کم سخت بود.
‫داشتم سعی میکردم دوباره روی پای خودم وایسم.

95
00:04:35.984 --> 00:04:36.985
‫- بجنب.
‫- ممنون.

96
00:04:37.068 --> 00:04:38.236
‫آقای هالر.

97
00:04:38.319 --> 00:04:39.487
‫بله، جناب قاضی؟

98
00:04:39.570 --> 00:04:42.949
‫به نظر میاد امروز بعد از ظهر
‫دوباره در جلسۀ دادگاه من هستین.

99
00:04:44.117 --> 00:04:45.576
‫عجب سعادت غیرمنتظره ای.

100
00:04:46.494 --> 00:04:48.913
‫برای کدوم پرونده، جناب قاضی؟

101
00:04:48.997 --> 00:04:51.332
‫مردم علیه ایلای ویمز.

102
00:04:51.416 --> 00:04:56.254
‫یکی از پرونده های آقای وینسته.
‫گمونم اینم شما رتق و فتق میکنین؟

103
00:04:58.172 --> 00:05:01.175
‫بله، بله، آقای ویمز.

104
00:05:01.259 --> 00:05:04.971
‫البته، جناب قاضی. حتما میام.
‫حتما میام، جناب قاضی. ممنون.

105
00:05:08.141 --> 00:05:09.517
‫ایلای ویمز دیگه کدوم خریه؟

106
00:05:09.600 --> 00:05:12.478
‫فکر کردم گفتی تقویم جری
‫تحت کنترلته.

107
00:05:12.562 --> 00:05:16.691
‫هیچی توی تقویم نیست.
‫حتی یه پرونده هم نیست. دوبار گشتم.

108
00:05:16.774 --> 00:05:17.900
<i>‫ منظورت چیه </i>
<i>‫ هیچ پرونده ای نیست؟ </i>

109
00:05:17.984 --> 00:05:18.985
<i>‫ خودت شنیدی. </i>

110
00:05:19.027 --> 00:05:22.655
‫تو این دفتر هیچی نیست که
‫اسم "ایلای ویمز" روش باشه.

111
00:05:22.739 --> 00:05:25.325
<i>‫ باشه، فقط هرچی میتونی پیدا کن. </i>
<i>‫ من یه ساعت دیگه میام اونجا. </i>

112
00:05:28.369 --> 00:05:31.581
‫و شما توی یه آسایشگاه
‫کار میکنین، درسته؟

113
00:05:31.664 --> 00:05:34.709
‫آسایشگاهی که مالکش ایشونه.
‫آنجلو سوتو؟

114
00:05:34.792 --> 00:05:35.626
‫بله.

115
00:05:35.710 --> 00:05:38.755
‫و هر چند ماه یه بار مهاجرین فیلیپینی
‫جدیدی شروع به کار

116
00:05:38.838 --> 00:05:40.798
‫در این آسایشگاه میکنن، درسته؟

117
00:05:40.882 --> 00:05:41.883
‫بله.

118
00:05:42.717 --> 00:05:45.678
‫آقای لورسکا، لطفا،
‫میشه به هیئت منصفه توضیح بدین،

119
00:05:45.762 --> 00:05:48.056
‫در رابطه با این کارگران
‫چه چیزهایی مشاهده کردین؟

120
00:05:48.931 --> 00:05:50.808
‫صبح ها یه اتوبوس می اومد.

121
00:05:51.893 --> 00:05:53.227
‫شاید 25 نفر.

122
00:05:54.228 --> 00:05:56.397
‫اونا اون 25 نفر رو از مابقی ما
‫جدا نگه میداشتن.

123
00:05:56.481 --> 00:05:57.482
‫«اونا»؟

124
00:05:58.024 --> 00:06:00.109
‫کسایی که سرپرست شون بودن.

125
00:06:00.860 --> 00:06:03.279
‫کسایی که برای آقای
‫سوتو کار میکردن.

126
00:06:03.946 --> 00:06:06.532
‫و آیا با این کارگران مثل
‫مابقی شما رفتار میشد؟

127
00:06:07.158 --> 00:06:08.159
‫نه.

128
00:06:08.951 --> 00:06:09.952
‫نه اونا ترسیده بودن.

129
00:06:12.080 --> 00:06:14.207
‫اگه به زبان انگلیسی یا
‫تاگالوگی باهامون حرف میزدن،

130
00:06:14.290 --> 00:06:15.875
‫یکی می اومد ساکت شون میکرد.

131
00:06:16.667 --> 00:06:17.668
‫موقع ناهار...

132
00:06:20.671 --> 00:06:23.341
‫ته مانده غذای بیمارانی که توی
‫بشقاب هاشون میموند رو میخوردن.

133
00:06:25.968 --> 00:06:29.847
‫آقای لورسکا، موقعی که شما
‫در روز تسویه حساب حقوق تون رو میگرفتین،

134
00:06:29.931 --> 00:06:33.518
‫آیا تاحالا دیدین که هیچ کدوم از
‫این کارگرها هم حقوق بگیرن؟

135
00:06:34.477 --> 00:06:35.478
‫نه.

136
00:06:37.105 --> 00:06:38.106
‫هیچ وقت.

137
00:06:52.078 --> 00:06:53.204
‫هی، چه خبر؟

138
00:06:54.247 --> 00:06:55.540
‫سوتو داره میره.

139
00:06:55.623 --> 00:06:58.167
‫فردا یه پرواز به فیلیپین رزرو کرده.

140
00:06:58.251 --> 00:07:00.711
‫فکر میکنی خبر دادگاه به گوشش خورده؟
‫دادگاه محرمانه ست.

141
00:07:00.795 --> 00:07:02.296
‫نه، به نظر میاد یه
‫سفر کاری عادی باشه.

142
00:07:02.380 --> 00:07:04.799
‫به محض اینکه اعلام جرم بشه،
‫خبر همگانی میشه و خبردار میشه.

143
00:07:04.882 --> 00:07:08.553
‫و اگه بیرون از کشور باشه،
‫دیگه هیچوقت برنمیگرده. خیلی خب.

144
00:07:10.054 --> 00:07:11.681
‫شاهد اصلی من در جایگاهه.

145
00:07:11.764 --> 00:07:13.808
‫بهش میگیم امروز
‫ادعاهاش رو پس بگیره.

146
00:07:13.891 --> 00:07:17.186
‫- اینکار کافیه؟
‫- باید باشه. قضیه خیلی مهمه.

147
00:07:17.270 --> 00:07:19.939
‫شش ماهه داریم این پرونده رو میسازیم،
‫نمیخوام الان پا پس بکشم.

148
00:07:20.022 --> 00:07:21.399
‫باشه، منو در جریان بذار.

149
00:07:21.482 --> 00:07:22.650
‫ببخشید مزاحم میشم.

150
00:07:22.733 --> 00:07:24.068
‫اشکال نداره،
‫کارمون تمومه.

151
00:07:24.152 --> 00:07:25.570
‫کاراگاه لنگفورد.

152
00:07:26.571 --> 00:07:28.322
‫چیه، نکنه قبلا با همدیگه
‫پرونده داشتیم؟

153
00:07:28.406 --> 00:07:29.657
‫میشه اینو گفت.

154
00:07:29.740 --> 00:07:32.076
‫دختره 170 سانت قدشه و
‫فوتبالیست محشریه.

155
00:07:34.162 --> 00:07:38.124
‫اینو داشته باش.
‫آدم هر روز یه چیز جدید یاد میگیره، نه؟

156
00:07:39.208 --> 00:07:40.084
‫گمونم آره.

157
00:07:40.168 --> 00:07:41.544
‫در تماس خواهم بود.

158
00:07:45.590 --> 00:07:47.425
‫گمونم شما دوتا
‫همدیگه رو میشناسین.

159
00:07:47.508 --> 00:07:49.677
‫کسی هست توی زندگیم
‫روی اعصابش نرفته باشی؟

160
00:07:49.760 --> 00:07:51.721
‫تقصیر من نیست که
‫یارو عوضیه.

161
00:07:51.804 --> 00:07:54.015
‫فقط مراقبش باشه.
‫بهش اعتماد نکن.

162
00:07:54.098 --> 00:07:57.059
‫یه جور میگی انگار تو لس آنجلس
‫پلیسی هست که بهش اعتماد داشته باشی.

163
00:07:57.143 --> 00:07:58.936
‫نه، ولی همه ش دارم میگردم.

164
00:07:59.687 --> 00:08:00.771
‫- پیامم بهت رسید؟
‫- بله.

165
00:08:00.855 --> 00:08:03.816
‫و محض اطلاع، دربارۀ تو هیچی
‫به گولنتز نگفتم.

166
00:08:03.900 --> 00:08:08.321
‫خب، به نظر می اومد خوب خبر داره که
‫شش ماه اخیرم رو صرف پاک شدن کردم.

167
00:08:08.404 --> 00:08:09.697
‫آنچنان هم راز سر به مهری نبود.

168
00:08:09.780 --> 00:08:12.909
‫اینجا مثل یه پا دبیرستان میمونه
‫که قاضی هم داره. خودت بهم گفتی.

169
00:08:12.992 --> 00:08:15.411
‫اگه گولنتز میخواد بچرخه،
‫بچرخه تا بچرخیم.

170
00:08:15.495 --> 00:08:17.205
‫میخواد برنده بشه دیگه. مثل تو.

171
00:08:18.080 --> 00:08:20.166
‫باید برم. شنبه سر بازی میبینمت؟

172
00:08:20.249 --> 00:08:22.335
‫- بازی رو هیلی شروع میکنه.
‫- حتما میام.

173
00:08:22.418 --> 00:08:25.671
‫هی، باید مثل قدیما بعدش
‫بریم یه پیتزا بخوریم.

174
00:08:25.755 --> 00:08:28.716
‫- شاید، ببینیم چی میشه.
‫- بیخیال، مگی، عاشق اونجایی.

175
00:08:28.799 --> 00:08:32.553
‫مثل قدیما میتونی کانولی سفارش بدی،
‫بعد هم من بخورمش.

176
00:08:33.179 --> 00:08:35.973
‫گفتم ببینیم چی میشه. باشه؟

177
00:08:54.492 --> 00:08:56.410
‫صحبت از پلیس هایی که
‫بهشون اعتماد ندارم شد.

178
00:08:56.494 --> 00:08:57.912
‫دل به دل راه داره.

179
00:08:57.995 --> 00:09:00.373
‫مخصوصا وقتی
‫باهام راه نمیای.

180
00:09:00.456 --> 00:09:01.457
‫باهات راه نمیام؟

181
00:09:01.499 --> 00:09:04.210
‫آره. اون لیست مظنونی
‫که بهم دادی بن بست بود.

182
00:09:04.293 --> 00:09:06.087
‫چیه، نکنه داری از یکی از موکل های
‫جدیدت مراقبت میکنی؟

183
00:09:06.170 --> 00:09:09.173
‫تو باورنکردنی هستی، میدونستی؟

184
00:09:09.257 --> 00:09:11.634
‫پیش همه سر خم کردم
‫تا اون لیست رو برات جور کنم.

185
00:09:11.717 --> 00:09:14.762
‫حالا جدی سؤالی داری که ازم بپرسی
‫یا فقط میخوای غرغر کنی؟

186
00:09:14.845 --> 00:09:17.181
‫- چون کلی کار دارم.
‫- اینو یه نگاه بنداز.

187
00:09:19.308 --> 00:09:21.852
‫با دوربین ترافیک بیرون خونۀ جری
‫گرفتیمش،

188
00:09:21.936 --> 00:09:23.145
‫حوالی اون زمانی که بهش شلیک شد.

189
00:09:24.397 --> 00:09:25.481
‫پس یه مظنون گیر آوردی؟

190
00:09:25.565 --> 00:09:28.276
‫شاید. برات آشنا نیست؟

191
00:09:28.359 --> 00:09:30.027
‫نه، برای من.

192
00:09:30.111 --> 00:09:32.989
‫ولی دستیار قدیمی جری قراره بیاد
‫که بقیۀ وسایلش رو جمع کنه.

193
00:09:33.072 --> 00:09:34.198
‫بذار یه عکس ازش بگیرم.

194
00:09:34.282 --> 00:09:36.450
‫امکان نداره.
‫اولین سرنخ خوبیه که گیر آوردیم.

195
00:09:36.534 --> 00:09:38.327
‫نمیذاریم دست تو بیفته.

196
00:09:38.411 --> 00:09:41.455
‫- بعدا میارمش دفترت.
‫- هرطور میلته.

197
00:09:42.373 --> 00:09:44.250
‫من باید برای
‫دادگاه یه قاتل آماده بشم.

198
00:09:44.333 --> 00:09:45.793
‫آره. ترور الیوت.

199
00:09:46.627 --> 00:09:49.463
‫جالبه، وکیلش کُشته شد،
‫ولی خودش نشد.

200
00:09:50.381 --> 00:09:52.216
‫اگه جات بودم
‫اینو یادم میموند.

201
00:10:23.414 --> 00:10:24.999
‫از ایلای ویمز چیزی گیر آوردی؟

202
00:10:25.082 --> 00:10:29.378
‫فقط یه فهرست اسناد. چندین
‫فقره اقدام به قتل مأمور پلیس.

203
00:10:29.462 --> 00:10:31.881
‫چندین فقره؟ چه بلندپرواز.

204
00:10:31.964 --> 00:10:35.468
‫از بیمارستان روانی سیلمار آوردنش.

205
00:10:35.551 --> 00:10:38.429
‫آره، حتما جری اونجا فرستادش
‫که ارزیابی روانی بشه.

206
00:10:39.180 --> 00:10:40.389
<i>‫ چندتا خبر خوب هم هست. </i>

207
00:10:40.473 --> 00:10:43.726
‫دادستان جوان جورجتیه.
‫هنوزم مربی فوتبال هیلیه؟

208
00:10:44.852 --> 00:10:47.813
‫آره، رابطه ام باهاش
‫یه کم ظریفه.

209
00:10:48.773 --> 00:10:51.901
‫آره، ولی هنوز متوجه نمیشم
‫چرا هیچ پرونده ای از این یارو نیست.

210
00:10:51.984 --> 00:10:54.737
‫تئوریم اینه که شبی که
‫کُشته شد، پرونده اش

211
00:10:54.820 --> 00:10:56.155
‫توی کیف جری بود.

212
00:10:56.238 --> 00:10:57.490
‫بخاطر همین اینجا نیست.

213
00:10:58.407 --> 00:10:59.659
‫بخاطر این تئوریت...

214
00:11:27.061 --> 00:11:28.229
‫بگیر.

215
00:11:29.605 --> 00:11:33.234
‫ازم خواستی ترور الیوت رو برات گیر بیارم.
‫فردا کل روزش رو برات کنار گذاشته.

216
00:11:38.823 --> 00:11:40.866
‫هنوز دارم عادت میکنم که
‫تو یه دفتر واقعی کار کنم.

217
00:11:42.284 --> 00:11:43.119
‫اینا چیه؟

218
00:11:43.202 --> 00:11:46.205
‫یه گزارش از دوست
‫همسرش که میخواستی دارم تهیه میکنم.

219
00:11:46.288 --> 00:11:48.165
‫- یان ریلز، مربی یوگا.
‫- و؟

220
00:11:48.249 --> 00:11:50.543
‫همۀ مدارک رو گشتیم
‫ولی چیز قطعی ای پیدا نکردیم.

221
00:11:50.626 --> 00:11:53.087
‫چیز قطعی نیاز ندارم.
‫یه چیز احتمالی هم باشه بسه.

222
00:11:54.338 --> 00:11:56.632
‫بگو یه چیز برام پیدا کردی.

223
00:11:56.716 --> 00:11:57.925
‫«یه چیز» رو تعریف کن.

224
00:11:58.008 --> 00:11:59.009
‫این چیه؟

225
00:11:59.719 --> 00:12:01.470
‫این فیلم دوربین امنیتی

226
00:12:01.554 --> 00:12:04.640
‫بیرونِ کازینویی که جری وینست
‫همیشه میرفت اونجا.

227
00:12:04.724 --> 00:12:08.352
‫شرکای هالر، چطور
‫میتونم کمکتون کنم؟

228
00:12:08.436 --> 00:12:10.479
‫اینجا. این جریه.

229
00:12:10.563 --> 00:12:13.399
‫اون یکی کیه؟
‫اون کاغذها چین که بهش داد؟

230
00:12:14.191 --> 00:12:15.192
‫نمیدونم.

231
00:12:15.234 --> 00:12:18.195
‫پلیس داره سعی میکنه شناساییش کنه،
‫ولی فعلا هیچی به هیچی.

232
00:12:18.279 --> 00:12:21.073
‫ولی حداقل میدونیم
‫جری قماربازی نمیکرد.

233
00:12:21.157 --> 00:12:22.533
‫اینو از کجا پیدا کردی؟

234
00:12:22.616 --> 00:12:25.619
‫از منبعم از پلیس لس آنجلس.
‫بهتره که نشناسیش.

235
00:12:25.703 --> 00:12:27.705
‫فکر میکنی ربطی به
‫ترور الیوت داشته باشه؟

236
00:12:27.788 --> 00:12:30.458
‫منظورم اینه، من صدها بار
‫پرونده اش رو زیر و رو کردم.

237
00:12:30.541 --> 00:12:34.211
‫اگه جری یه گلولۀ جادویی داشته،
‫مطمئنم که نمیتونیم پیداش کنیم.

238
00:12:35.004 --> 00:12:36.964
‫اِ؟ خب، یه چیز دیگه هم هست.

239
00:12:37.047 --> 00:12:39.675
‫اینو یادته؟ بروس کارلین.

240
00:12:40.259 --> 00:12:41.594
‫بازرس جری؟

241
00:12:41.677 --> 00:12:44.889
‫گم شده.
‫هیچکی نمیدونه کجا.

242
00:12:44.972 --> 00:12:48.893
‫رفیقت گریگز خبر گم شدنش رو
‫پخش کرده، ولی فعلا هیچی به هیچی.

243
00:12:48.976 --> 00:12:52.938
‫حتی ماشین کروت اش هم ول کرده.
‫که از نظرم یعنی دلش نمیخواد پیدا بشه.

244
00:12:53.606 --> 00:12:56.484
‫مسئله اینه که
‫کارلین یه عذر موجه داره.

245
00:12:57.193 --> 00:12:59.445
‫پلیس میدونه اون جری رو نکشته.

246
00:12:59.528 --> 00:13:01.071
‫پس چرا فرار کرده؟

247
00:13:01.655 --> 00:13:03.282
‫شاید میدونه کی کُشتش.

248
00:13:04.533 --> 00:13:07.828
‫و شاید هرکی که کُشتش
‫با اون دیده شده.

249
00:13:08.913 --> 00:13:09.914
‫عالیه.

250
00:13:12.333 --> 00:13:13.334
‫آره.

251
00:13:14.960 --> 00:13:15.795
‫چیه؟

252
00:13:15.878 --> 00:13:19.590
‫نمیخوام لورنا رو نگران کنم،
‫ولی گریگز یه عکسی بهم نشون داد.

253
00:13:19.673 --> 00:13:22.843
‫فکر میکنه شاید قاتل جری باشه
‫که داره از ساختمون میاد بیرون.

254
00:13:24.136 --> 00:13:27.348
‫منبعم بهش اشاره ای نکرد.
‫خیلی خوب مخفی کرده.

255
00:13:27.431 --> 00:13:29.475
‫آره، گریگز، خیلی قایمکی کار میکنه.

256
00:13:29.558 --> 00:13:31.644
‫فقط یه بار دیگه از
‫منبعت بپرس.

257
00:13:31.727 --> 00:13:35.022
‫ببین پلیس لس آنجلس
‫میدونه این یارو کیه یا نه، باشه؟

258
00:13:35.105 --> 00:13:36.106
‫کارت خوب بود.

259
00:13:39.360 --> 00:13:40.361
‫خیلی خب.

260
00:13:49.578 --> 00:13:50.830
‫چیز دیگه ای هست؟

261
00:13:51.372 --> 00:13:52.373
‫آره.

262
00:13:53.123 --> 00:13:55.709
‫این پرونده کلاً عجیب غریبه، میک.

263
00:13:56.377 --> 00:13:58.879
‫از اینکه تو تا نیمه شب
‫اینجا کار میکنی خوشم نمیاد.

264
00:13:59.463 --> 00:14:01.298
‫من میتونم مواظب خودم باشم.

265
00:14:02.091 --> 00:14:03.717
‫آره، خب، لورنا هم هست.

266
00:14:08.138 --> 00:14:09.348
‫اون چیه؟ ناهارته؟

267
00:14:10.224 --> 00:14:11.725
‫اوه، خدایا. سیسکو.

268
00:14:11.809 --> 00:14:13.394
‫فقط یه کم راحتیِ خیال.

269
00:14:14.812 --> 00:14:17.815
‫یه زامن داخلی داره،
‫فقط ماشه رو میکشی.

270
00:14:17.898 --> 00:14:19.817
‫من مجوز ندارم که با خودم
‫اسلحه حمل کنم...

271
00:14:19.900 --> 00:14:23.571
‫نمیخوای که با خودت حمل کنی، مگه نه؟
‫به نام من خریداری شده. صد در صد قانونیه.

272
00:14:23.654 --> 00:14:25.281
‫فقط دارم اینجا ازش
‫نگهداری میکنم.

273
00:14:25.364 --> 00:14:28.409
‫چیه؟ اعتماد کنار تصدیق خوبه.

274
00:14:28.492 --> 00:14:32.204
‫حالا هر چی. اگه باعث میشه حالت بهتر بشه،
‫بذارش اینجا. من نمیخوام بهش دست بزنم.

275
00:14:32.288 --> 00:14:34.456
‫بهتره داشته باشی و بهش نیاز نداشته باشی،
‫تا اینکه...

276
00:14:36.750 --> 00:14:37.835
‫خودت بقیه اش رو میدونی.

277
00:14:58.606 --> 00:14:59.607
‫ایلای؟

278
00:15:00.816 --> 00:15:01.817
‫ایلای ویمز؟

279
00:15:08.991 --> 00:15:09.992
‫ایلای؟

280
00:15:11.994 --> 00:15:13.162
‫ایلای.

281
00:15:13.245 --> 00:15:15.372
‫من میکی هالر هستم، وکیلت.

282
00:15:16.081 --> 00:15:17.791
‫متوجه هستی؟

283
00:15:20.044 --> 00:15:21.045
‫ایلای؟

284
00:15:21.462 --> 00:15:22.838
‫صدام رو میشنوی؟

285
00:15:24.465 --> 00:15:25.466
‫عالیه.

286
00:15:27.301 --> 00:15:28.552
‫نگهبان.

287
00:15:33.140 --> 00:15:34.391
‫سلام، چه خبر، مربی؟

288
00:15:35.184 --> 00:15:37.811
‫تو حق نداری بازم
‫منو اینطوری صدا کنی.

289
00:15:37.895 --> 00:15:40.564
‫بیخیال، جو.
‫دیگه یه سال گذشته.

290
00:15:40.648 --> 00:15:42.149
‫داورها حافظه شون قویه.

291
00:15:42.232 --> 00:15:44.902
‫مخصوصا وقتی باباها
‫از کنار زمین سرشون داد میزنن.

292
00:15:44.985 --> 00:15:46.654
‫- آره.
‫- تقریبا به قیمت باختن داشت برامون تموم میشد.

293
00:15:47.905 --> 00:15:49.573
‫روی «تقریبا» تأکید کن.

294
00:15:50.407 --> 00:15:52.576
‫من الان دیگه عوض شدم، جو.

295
00:15:53.619 --> 00:15:55.245
‫بجای جری اومدی اینجا؟

296
00:15:55.329 --> 00:15:57.539
‫- چی شد آخه؟
‫- هیچکی نمیدونه.

297
00:15:57.623 --> 00:16:00.042
‫مثل یه همستر روی چرخ
‫روی دارم میدوئم که سعی کنم بهش برسم.

298
00:16:00.125 --> 00:16:02.711
‫حالا که حرفش شد،
‫هیچ پرونده ای از این یارو ندارم.

299
00:16:02.795 --> 00:16:03.963
‫اشکال نداره...

300
00:16:04.046 --> 00:16:07.424
‫میتونم یه کپی از پروسۀ تأمین دلیل بهت بدم،
‫ولی یه روز طول میکشه.

301
00:16:07.508 --> 00:16:11.679
‫ما دادستان ها تجهیزات گرون قیمت
‫شما وکلا رو نداریم.

302
00:16:11.762 --> 00:16:12.888
‫یکی طلبت، جو.

303
00:16:13.722 --> 00:16:15.307
‫بیشتر از یکی طلب دارم.

304
00:16:15.391 --> 00:16:19.478
‫بیا، فعلا مال منو نگاه کن.
‫فقط چیزهای محرمانه رو نگاه نکن.

305
00:16:22.856 --> 00:16:24.191
‫طرف کهنه سربازه؟

306
00:16:24.274 --> 00:16:27.319
‫دو مدال افتخار در عراق.
‫تک تیراندازه.

307
00:16:27.403 --> 00:16:29.863
‫همسرش بیرونش انداخته.
‫مثل «حیات والا»،

308
00:16:29.947 --> 00:16:33.033
‫تو یه کامیون توی
‫پارک ایالتی توپانگا میخوابه.

309
00:16:33.117 --> 00:16:35.327
‫یه گزارش تیراندازی به
‫کلانتری رسید،

310
00:16:35.411 --> 00:16:37.579
‫پس چندتا گشت فرستادن
‫تا تحقیق کنه.

311
00:16:37.663 --> 00:16:40.708
‫ولی وقتی معاون کلانتری
‫اونجا وارد شد، جهنمی به پا شد.

312
00:16:40.791 --> 00:16:44.753
‫بعد سه ساعت و کلی شلیک،
‫ویمز رو بازداشت کردن.

313
00:16:44.837 --> 00:16:46.338
‫معجزه شد که به هیچکس
‫تیر نخورد.

314
00:16:46.422 --> 00:16:48.048
‫مصالحۀ خیلی واضحیه.

315
00:16:48.132 --> 00:16:50.592
‫که با وکیل تسخیری دقیقا
‫داشتم به همین سمت میرفتم که

316
00:16:50.676 --> 00:16:52.511
‫جری پرونده رو ازش گرفت.

317
00:16:53.929 --> 00:16:55.806
‫وایسا. ویمز وکیل تسخیری داشت؟

318
00:16:56.849 --> 00:16:58.600
‫پس چرا پرونده اش
‫دست جری بود؟

319
00:16:58.684 --> 00:17:02.104
‫منم برام سؤاله. حدس میزنم میخواسته
‫ساعات معاضدتی رو پر کنه.

320
00:17:02.187 --> 00:17:06.316
‫و بعد یارو رو فرستاد بیمارستان
‫تا ارزیابی توانمندی روانی ازش بشه؟

321
00:17:06.400 --> 00:17:08.110
‫که باعث شد پرونده
‫طولانی تر بشه.

322
00:17:08.819 --> 00:17:10.320
‫از چیزی که پلیس بهم گفت،

323
00:17:10.404 --> 00:17:14.324
‫ویمز خیلی روی مخ بوده ولی
‫توانمندیش سرجاش بوده.

324
00:17:14.408 --> 00:17:16.869
‫تنها کاری که توی بیمارستان کردن
‫این بود که یه عالمه دارو بهش دادن.

325
00:17:17.745 --> 00:17:20.039
‫اگه میخوای دادخواستی اعلام کنی،
‫من سر تا پا گوشم.

326
00:17:20.122 --> 00:17:21.957
‫همگی برخیزید.

327
00:17:23.751 --> 00:17:29.006
‫اِل.اِی-112895.
<i>‫ مردم علیه الی ویلمز. </i>

328
00:17:29.089 --> 00:17:30.424
‫اوه، آقای هالر.

329
00:17:31.717 --> 00:17:35.679
‫روزی دوبار میبینمت.
‫رویاهام بالاخره دارن به حقیقت میرسن.

330
00:17:36.722 --> 00:17:38.390
‫قراره برای محاکمه تعیین وقت کنیم؟

331
00:17:38.474 --> 00:17:39.850
‫درخواست نزدیک شدن،
‫جناب قاضی؟

332
00:17:43.145 --> 00:17:45.647
‫جناب قاضی، فکر کنم در این پرونده
‫بتونیم اعلام دادخواست کنیم.

333
00:17:45.731 --> 00:17:48.734
‫ولی اول یه قطع و منع نیاز دارم
‫تا موکلم اثر داروهاش تموم بشه.

334
00:17:48.817 --> 00:17:50.569
‫وگرنه اصلا نمیتونم باهاش
‫صحبت کنم.

335
00:17:50.652 --> 00:17:54.907
‫با احترام، جناب قاضی، این آدم از یه پارک پر از مأمورهای کلانتری
‫به عنوان هدف تمرینی استفاده کرده.

336
00:17:54.990 --> 00:17:57.326
‫اگه تو اتاق خواندن و تفریح بزنه
‫یکی رو بکشه چی؟

337
00:17:57.409 --> 00:18:00.204
‫اگه اثر داروهاش از بین رفت،

338
00:18:00.287 --> 00:18:02.247
‫و از توافقی که کرده
‫خوشش نیومد چی؟

339
00:18:02.331 --> 00:18:04.917
‫یعنی واقعا میخواین بعدا
‫بخاطر اینکه درحین ناتوانی در تصمیمگیری

340
00:18:05.000 --> 00:18:07.002
‫مجبورش کردین تصمیمگیری کنه
‫شکایت کنه؟

341
00:18:07.086 --> 00:18:08.295
‫خانم جورجتی؟

342
00:18:13.467 --> 00:18:16.678
‫بهتره تو بازی آخر هفته
‫دهنت رو بسته نگه داری.

343
00:18:21.141 --> 00:18:23.685
‫[نمیره. یه ساعت گذشته.]

344
00:18:49.294 --> 00:18:50.712
‫ماهی رو با خودت میبری؟

345
00:18:51.421 --> 00:18:52.798
‫جری عاشق این ماهی بود.

346
00:18:54.049 --> 00:18:56.927
‫یه سخنرانی نوشتم.
‫برای مراسم یابود امشبِ جری.

347
00:18:57.010 --> 00:18:57.928
‫میخوای بشنوی؟

348
00:18:58.011 --> 00:19:01.181
‫خیلی دوست دارم، عزیزم،
‫ولی وقت سر خاروندن ندارم الان.

349
00:19:05.269 --> 00:19:06.436
‫اینا چی ان؟

350
00:19:06.520 --> 00:19:08.564
‫پروندۀ ترور الیوته.

351
00:19:08.647 --> 00:19:10.482
‫یادته میگفتی
‫یه گلولۀ جادویی دارین،

352
00:19:10.566 --> 00:19:13.318
‫ما فکر میکنیم اون گلولۀ جادویی
‫یه دفاع از گناه شخص ثالث بوده.

353
00:19:14.319 --> 00:19:15.404
‫یه چی؟

354
00:19:15.988 --> 00:19:17.906
‫تقصیرها رو گردن
‫کسی دیگه انداختن.

355
00:19:17.990 --> 00:19:21.410
‫مثلا، شاید هدف واقعی
‫دوست همسرش بوده.

356
00:19:21.493 --> 00:19:23.787
‫پس الان دارم تمام
‫مشتری های یوگاش رو

357
00:19:23.871 --> 00:19:26.623
‫با مدارک
‫بانکش تطابق میدم تا...

358
00:19:32.087 --> 00:19:34.464
‫آیا اسم کارول دوبوا
‫به نظرت آشنا نیست؟

359
00:19:35.132 --> 00:19:36.175
‫نه. باید باشه؟

360
00:19:36.258 --> 00:19:41.263
‫ببین، توی دفترچۀ خصوصی یوگاش،
‫برای احتیاط از نام اختصاری اسمش استفاده کرده.

361
00:19:42.514 --> 00:19:46.059
‫ولی کارول دوبوا براش یه چک
‫به مبلغ 25هزار دلار نوشته.

362
00:19:46.143 --> 00:19:47.853
‫این شهریۀ زیادیه
‫برای کلاس یوگا.

363
00:19:56.403 --> 00:19:57.654
<i>‫ پیغام بگذارید. </i>

364
00:19:59.615 --> 00:20:02.075
‫من که مزاحمت
‫نیستم اینجام، نه؟

365
00:20:02.159 --> 00:20:04.369
‫نه. فقط... باید برم
‫یه کاری بکنم،

366
00:20:04.453 --> 00:20:08.749
‫فقط قبل اینکه بری درها رو قفل کن
‫و تو سخنرانی امشبت موفق باشی.

367
00:20:08.832 --> 00:20:10.959
‫بزن قلع و قمع کن. ببخشید.

368
00:20:11.043 --> 00:20:12.044
‫کلمات بدی انتخاب کردم.

369
00:20:22.679 --> 00:20:24.598
‫بریا. تاس کباب بز،
‫اصلِ جنس.

370
00:20:24.681 --> 00:20:25.891
‫گفتی «بز»؟

371
00:20:26.642 --> 00:20:28.769
‫آره. این زندگیت رو عوض میکنه.

372
00:20:33.941 --> 00:20:35.859
‫- لعنتی.
‫- خوبه؟

373
00:20:35.943 --> 00:20:37.236
‫بهت که گفتم.

374
00:20:39.154 --> 00:20:41.031
‫تو لس آنجلس
‫همه جا رو میشناسی؟

375
00:20:41.114 --> 00:20:42.115
‫خیلی جاهاشو.

376
00:20:43.575 --> 00:20:46.995
‫همیشه چیزهای جدید هست
‫یا به قدیمی ها چیزهای جدید اضافه میکنن.

377
00:20:48.497 --> 00:20:49.957
‫چند وقت اینجا زندگی کردی؟

378
00:20:51.124 --> 00:20:52.251
‫اینجا به دنیا اومدم.

379
00:20:53.293 --> 00:20:58.257
‫وقتی پدر مادرم طلاق گرفتن، من رفتم
‫با مامانم مکزیکوسیتی زندگی کردم.

380
00:20:58.340 --> 00:21:01.260
‫ولی بیشتر تابستان ها رو
‫اینجا با بابام سر کردم

381
00:21:01.343 --> 00:21:04.012
‫و، نمیدونم، اینجا میره
‫روی مخ آدم.

382
00:21:04.096 --> 00:21:05.681
‫«نوک دنیا که بر روی
‫پهلو خوابیده

383
00:21:05.764 --> 00:21:08.100
‫و تمام چیزهای آزاد
‫بر روی لس آنجلس فرود می آید.»

384
00:21:08.767 --> 00:21:10.185
‫از فرانک لوید رایت.

385
00:21:11.520 --> 00:21:12.521
‫فکر کنم.

386
00:21:15.691 --> 00:21:17.526
‫بهت گفتم.
‫زندگیت داره عوض میشه.

387
00:21:17.609 --> 00:21:20.737
‫- آروم و آهسته.
‫- الان داری از دانش بهره مند میشی.

388
00:21:26.660 --> 00:21:30.664
‫نه. منهای مالیات.
‫همیشه باید مالیات رو پرداخت کنی.

389
00:21:30.747 --> 00:21:33.500
‫جناب، قوانین رو من نساختم.

390
00:21:33.583 --> 00:21:36.628
‫خب، البته.
‫همیشه این گزینه جلوی پاتونه.

391
00:21:37.587 --> 00:21:38.588
‫شما هم همینطور، جناب.

392
00:21:40.257 --> 00:21:44.303
‫ببخشید بابتش.
‫بعضی ها فکر میکنن زیادی خاصن.

393
00:21:45.345 --> 00:21:47.472
‫حالا چیکار میتونم
‫برات بکنم؟

394
00:21:47.556 --> 00:21:49.850
‫خب، ممنون که قبول کردی
‫باهام ملاقات کنی.

395
00:21:49.933 --> 00:21:52.686
‫اولا، چون موضوع یه کم حساسه

396
00:21:52.769 --> 00:21:54.479
‫نمیخواستم پای تلفن راجع بهش
‫صحبت کنم.

397
00:21:54.563 --> 00:21:56.231
‫مربوط به یان ریلزه.

398
00:21:57.232 --> 00:21:59.693
‫یان؟ اون چه شه؟

399
00:22:01.278 --> 00:22:06.450
‫خب، من تو یه دفتر حقوقی کار میکنم
‫که داره دربارۀ چندتا ادعای بالقوه

400
00:22:06.533 --> 00:22:07.993
‫دربارۀ آقای ریلز تحقیق میکنه.

401
00:22:08.076 --> 00:22:09.453
‫ما یه الگو کشف کردیم،

402
00:22:09.536 --> 00:22:12.497
‫مشتری هایی که برای جلسات
‫خصوصی باهاش ملاقات میکنن،

403
00:22:12.581 --> 00:22:15.625
‫بعضی هاشون ممکنه فریب
‫خورده باشن که بهش پول بدن.

404
00:22:16.793 --> 00:22:19.546
‫«فریب خورده باشن»؟
‫نه. خودم براش یه چک نوشتم.

405
00:22:19.629 --> 00:22:22.424
‫میخواست یه اردوی یوگا
‫راه بندازه،

406
00:22:22.507 --> 00:22:23.717
‫در «جاشوا تیری.»

407
00:22:26.094 --> 00:22:27.846
‫چندین ادعا وجود داره که

408
00:22:27.929 --> 00:22:30.807
‫اون شاید با بعضی از
‫مشتری های خانمش

409
00:22:30.891 --> 00:22:32.559
‫ارتباط فیزیکی داشته.

410
00:22:35.354 --> 00:22:37.356
‫یان یه روح دیرینه بود.

411
00:22:38.565 --> 00:22:43.153
‫میدونست با آدم ها چطوری
‫ارتباط برقرار کنه.

412
00:22:44.196 --> 00:22:45.947
‫پس این باعث شد
‫معلم خوبی بشه.

413
00:22:46.031 --> 00:22:49.284
‫میتونست کاری کنه حس
‫کنی تو تنها آدم توی جهانی.

414
00:22:50.494 --> 00:22:51.495
‫ولی اینطور نبود.

415
00:22:52.412 --> 00:22:54.915
‫و من از این بقیۀ
‫سرمایه گذارها خبر داشتم.

416
00:22:54.998 --> 00:22:56.583
‫یکیشون نیما شاوار...

417
00:22:56.666 --> 00:23:00.962
‫وایسا. نیما شاوار،
‫یه مشتری دیگه بود یا...

418
00:23:01.963 --> 00:23:02.798
‫ببخشید.

419
00:23:02.881 --> 00:23:05.133
‫گفتی از کدوم دفتر حقوقی هستی؟

420
00:23:06.510 --> 00:23:07.677
‫خیلی ببخشید.

421
00:23:07.761 --> 00:23:10.305
‫فکر کنم جای اشتباهی اومدم.

422
00:23:10.389 --> 00:23:14.768
‫حتما اطلاعات غلطی بهم رسیده بود.
‫به اندازۀ کافی وقتت رو گرفتم.

423
00:23:14.851 --> 00:23:16.353
‫روزتون خوش.

424
00:23:38.542 --> 00:23:39.543
‫چی؟

425
00:23:40.335 --> 00:23:41.378
‫یه نوشگاهه.

426
00:23:42.212 --> 00:23:43.505
‫دارم میبینم، آره.

427
00:23:44.297 --> 00:23:46.216
‫پر از آدم هاییه که قدیما
‫باهاشون نوشیدنی میخوردی.

428
00:23:46.299 --> 00:23:48.802
‫مشکل من خوردن قرص بود، ایزی.

429
00:23:48.885 --> 00:23:52.389
‫اگه میخوای پاک بمونی، بهترین کار اینه
‫که همه چی برات ممنوع باشه.

430
00:23:52.472 --> 00:23:55.600
‫ببین، جری وینست باعث شد
‫دوباره شغلم رو داشته باشم.

431
00:23:55.684 --> 00:23:57.394
‫حداقل کاری که میتونم بکنم
‫اینه که ادای احترام بکنم.

432
00:23:57.477 --> 00:24:00.564
‫خب یه جای نزدیک پارک کن و
‫وقتی کارم تموم شد بهت پیام میدم.

433
00:24:27.466 --> 00:24:30.302
‫هی. بالاخره اومد.
‫چی میخوری، میک؟

434
00:24:30.385 --> 00:24:32.846
‫- میل ندارم، مرد.
‫- به این مرد یه نوشیدنی بدین!

435
00:24:32.929 --> 00:24:34.931
‫- ممنون.
‫- یه نوشیدنی. بجنب.

436
00:24:37.976 --> 00:24:40.312
‫یه نوشابه و لیمو لطفا.

437
00:24:41.730 --> 00:24:47.360
‫میدونی، جری نه تنها یه رئیس عالی
‫بود، بلکه مرد عالی ای هم بود.

438
00:24:48.236 --> 00:24:49.237
‫میدونی؟

439
00:24:50.280 --> 00:24:51.615
‫بله.

440
00:25:04.920 --> 00:25:05.921
‫به یاد جری.

441
00:25:07.422 --> 00:25:08.840
‫نوبت توئه، میک.

442
00:25:08.924 --> 00:25:10.383
‫سخنرانی کن!
‫سخنرانی کن!

443
00:25:10.467 --> 00:25:12.219
‫کی، من؟ من سخرانی کنم؟

444
00:25:12.302 --> 00:25:13.929
‫- بله، تو!
‫- بیخیال. چرا من؟

445
00:25:14.012 --> 00:25:15.055
‫بجنب بابا.

446
00:25:15.138 --> 00:25:16.765
‫تو جاش رو گرفتی.

447
00:25:16.848 --> 00:25:19.267
‫- به تو اعتماد کرده.
‫- بجنب.

448
00:25:19.351 --> 00:25:20.393
‫باشه.

449
00:25:22.854 --> 00:25:26.816
‫خب، من زیاد سخنور خوبی نیستم،
‫بجز توی جلسۀ دادگاه.

450
00:25:31.029 --> 00:25:33.907
‫اولین بار که جری رو
‫دیدم یه دادستان بودم.

451
00:25:33.990 --> 00:25:36.076
‫متوجه ام.

452
00:25:37.202 --> 00:25:40.580
‫فکر کنم جری کارهایی کرد که
‫بخاطر همون جناح عوض کرد.

453
00:25:41.998 --> 00:25:43.458
‫اونقدری مهربان بود که بهم بگه

454
00:25:43.542 --> 00:25:46.419
‫من یکی از کسانی بودم که
‫بهش الهام داد اینکارو بکنه.

455
00:25:47.337 --> 00:25:50.674
‫اگرچه شخصا فکر میکنم
‫بخاطر پولش اینکارو کرد.

456
00:25:53.385 --> 00:25:57.097
‫نه، جدی میگم...
‫مدت ها بود جری رو نمیدیدم.

457
00:25:57.973 --> 00:26:00.141
‫ولی بر عهده گرفتن
‫بعضی از موکل هاش،

458
00:26:01.476 --> 00:26:05.730
‫یادم انداخت که جری هم
‫مثل خیلی از ماها بود.

459
00:26:05.814 --> 00:26:09.442
‫میدونی، چندتا پروندۀ بزرگ داشت که
‫اجاره خونه اش رو ازش درمی آورد.

460
00:26:10.694 --> 00:26:14.281
‫چندتا پروندۀ کوچیک داشت که فقط
‫خودش میدونست چرا بر عهده شون گرفته.

461
00:26:15.865 --> 00:26:17.158
‫ولی در نهایت،

462
00:26:18.243 --> 00:26:19.995
‫فقط دلش میخواست موکل هاشو

463
00:26:20.078 --> 00:26:22.497
‫در وضعیتی بهتر از اون موقع
‫که پیداشون کرده بود رها کنه. و این...

464
00:26:23.957 --> 00:26:26.084
‫همه مون فقط همین کارو
‫میتونیم بکنیم، نه؟

465
00:26:30.338 --> 00:26:32.007
‫سخنرانی خوبی بود، داداش.

466
00:26:42.142 --> 00:26:44.352
‫هی، عجب چیزی بود.
‫از دیدنت خوشحالم.

467
00:26:52.986 --> 00:26:53.987
‫وکیل.

468
00:26:56.406 --> 00:26:59.034
‫لنگفورد. بخاطر جری اومدی؟

469
00:27:00.577 --> 00:27:02.454
‫بخاطر یه وکیل مدافع پا شم بیام؟
‫به همین خیال باش.

470
00:27:03.204 --> 00:27:07.083
‫نه، فقط داشتم بعد از سرکار
‫با چندتا از پلیس ها نوشیدنی میخوردم.

471
00:27:07.167 --> 00:27:09.669
‫میدونی، با آدم های شریف.

472
00:27:14.633 --> 00:27:17.385
‫خب، مک فیرز...

473
00:27:22.724 --> 00:27:24.476
‫موندم چی توی تو دیده.

474
00:27:27.062 --> 00:27:29.064
‫آره. خب، سؤال منم هست.

475
00:27:32.400 --> 00:27:35.779
‫خب، چه خبر از رفیقت؟

476
00:27:37.822 --> 00:27:40.241
‫خسوس منندز از کالیپاتریا.

477
00:27:49.959 --> 00:27:51.586
‫خب، از طرف من
‫بهش سلام برسون.

478
00:27:54.923 --> 00:27:56.508
‫بعدا میبینمت، وکیل مدافع.

479
00:28:20.615 --> 00:28:22.450
‫یه نوشابه دیگه، رئیس.

480
00:28:22.534 --> 00:28:25.370
‫یه لیوان دلستر و
‫یه نوشابه، لطفا.

481
00:28:25.453 --> 00:28:26.705
‫آره. باشه.

482
00:29:30.977 --> 00:29:32.395
‫همه ش ممنوعه، هان؟

483
00:29:33.438 --> 00:29:34.564
‫منصفانه به نظر نمیاد.

484
00:29:35.982 --> 00:29:37.650
‫هیچ ربطی به انصاف نداره.

485
00:29:43.239 --> 00:29:45.492
‫همینه که هست. میدونی؟

486
00:29:45.575 --> 00:29:49.746
‫انگار که بخوای یه خیارشور
‫رو برگردونی به حالت خیار معمولی.

487
00:29:49.829 --> 00:29:50.830
‫الان دیگه خیارشوری.

488
00:29:51.581 --> 00:29:53.541
‫آره، توی بازپروری هم اینو میگفتن.

489
00:29:53.625 --> 00:29:55.001
‫البته مطمئن نیستم
‫تو کتم رفته باشه.

490
00:29:56.211 --> 00:29:58.129
‫پس چرا این نوشیدنی ها رو
‫داشتی میخوردی؟

491
00:29:58.213 --> 00:30:00.089
‫چون...

492
00:30:01.633 --> 00:30:04.093
‫میخواستم ثابت کنم
‫بهش نیازی ندارم.

493
00:30:04.177 --> 00:30:06.304
‫و چون تا اعتماد مگی رو بدست نیارم

494
00:30:06.387 --> 00:30:08.223
‫نمیتونم حضانت مشترک رو پس بگیرم.

495
00:30:08.306 --> 00:30:11.768
‫آره. فکر نکنم اگه بخاطر کسی دیگه ای
‫اینکارو بکنی در طولانی مدت جواب بده.

496
00:30:11.851 --> 00:30:13.520
‫آره. اینم تو بازپروری میگفتن.

497
00:30:19.651 --> 00:30:20.693
‫ماشینت رو دیدم.

498
00:30:25.281 --> 00:30:26.783
‫همون برچسب سپر
‫استدیوی رقص داره.

499
00:30:26.866 --> 00:30:27.867
‫مال توئه، نه؟

500
00:30:28.701 --> 00:30:30.036
‫از کجا میدونی؟

501
00:30:31.162 --> 00:30:32.455
‫منم درباره ات تحقیق کردم.

502
00:30:33.706 --> 00:30:35.917
‫باید میدونستم دارم
‫خودم رو درگیر چی میکنم.

503
00:30:40.171 --> 00:30:42.257
‫توی ماشینت که نمیخوابی، نه؟

504
00:30:43.883 --> 00:30:44.884
‫دیگه نه.

505
00:30:46.052 --> 00:30:50.098
‫دو روز پیش یه جای جدید خریدم.
‫با اون همه پول هایی که داری بهم میدی.

506
00:30:54.435 --> 00:30:56.646
‫لس آنجلس اومدم تا
‫توی اون استدیو درس بخونم.

507
00:30:58.773 --> 00:30:59.899
‫جواب داد.

508
00:31:01.776 --> 00:31:03.486
‫- آره؟
‫- آره.

509
00:31:03.570 --> 00:31:06.489
‫با چندتا ستاره  های پاپ پولدار
‫کل جهان رو زیر و رو کردم.

510
00:31:07.156 --> 00:31:10.785
‫و مقدار زیادی مواد مخدر توی پشت صحنه ها
‫که تونستم ازشون قسر در برم.

511
00:31:12.662 --> 00:31:16.165
‫تا اینکه کمرم صدمه دید،
‫و نمیخواستم کارم رو از دست بدم.

512
00:31:18.751 --> 00:31:20.670
‫ولی چیزی که باید
‫میفهمیدم این بود که

513
00:31:20.753 --> 00:31:22.922
‫مواد مخدرها داشتن
‫کدوم دردم رو تسکین میدادن.

514
00:31:24.716 --> 00:31:27.802
‫تا ندونی کجات داده بهبود پیدا میکنه
‫نمیتونی بهبود پیدا کنی.

515
00:31:31.806 --> 00:31:32.932
‫اصل کار اینه.

516
00:31:44.944 --> 00:31:45.945
‫بیا.

517
00:32:05.131 --> 00:32:07.467
‫وایسا. چیکار کردی؟

518
00:32:07.550 --> 00:32:10.637
‫عزیزم، نباید خودت رو
‫تو این موقعیت ها قرار بدی.

519
00:32:10.720 --> 00:32:12.513
‫لازم نیست مثل بچه ها
‫باهام برخورد کنی، سیسکو.

520
00:32:12.597 --> 00:32:14.557
‫- مثل بچه ها... چی؟
‫- راه دیگه ای نداشتیم.

521
00:32:14.641 --> 00:32:17.352
‫تو هم تلفنت رو جواب نمیدادی،
‫پس منم ابتکار عمل به خرج دادم.

522
00:32:17.477 --> 00:32:19.437
‫بعد شروع کرد صحبت کردن
‫راجع به مشتری های دیگه اش،

523
00:32:19.520 --> 00:32:21.814
‫یکی که احتمالا باهاش دوست بوده.

524
00:32:21.898 --> 00:32:23.483
‫داری جدی میگی؟

525
00:32:23.566 --> 00:32:24.484
‫عاشقش بوده.

526
00:32:24.567 --> 00:32:26.986
‫بعد متوجه شده اون
‫داره تو کل شهر پخش میشه.

527
00:32:27.070 --> 00:32:29.697
‫یکی مثل اون،
‫کی میدونه چه کارهایی ازشون برمیاد؟

528
00:32:32.575 --> 00:32:34.535
‫من بازرس خوبی میشم.

529
00:32:35.370 --> 00:32:36.704
‫چیزهای دیگه هم میشی.

530
00:32:39.958 --> 00:32:41.209
‫قراره جایی بریم؟

531
00:32:41.292 --> 00:32:42.126
‫آره.

532
00:32:42.210 --> 00:32:43.503
‫راننده ام دنبالمون میاد.

533
00:32:43.586 --> 00:32:45.838
‫- میخوام با ماشین تو بریم.
‫- ماشین من؟

534
00:32:47.548 --> 00:32:48.967
‫دست هات رو بپا.

535
00:32:49.050 --> 00:32:50.927
‫یه لطفی به خوت بکن.
‫وقتی میای دادگاه،

536
00:32:51.010 --> 00:32:52.887
‫با یه ماشین دیگه بیا.

537
00:32:52.971 --> 00:32:55.014
‫هیئت منصفه با این ماشین ببینتت
‫باید کلا بیخیال شی.

538
00:33:05.024 --> 00:33:06.859
‫میگی قراره کجا بریم؟

539
00:33:06.943 --> 00:33:09.028
‫- یا باید...
‫- نگران نباش.

540
00:33:09.112 --> 00:33:10.947
‫فقط بالای سرعت مجاز نرو.

541
00:33:11.030 --> 00:33:12.740
‫اینجا سریع جریمه میکنن.

542
00:33:12.824 --> 00:33:13.825
‫باشه.

543
00:33:17.036 --> 00:33:18.413
‫دکمه های اینجا کجان؟

544
00:33:18.496 --> 00:33:20.415
‫- چی میخوای؟
‫- میخوام بوی اقیانوس رو حس کنم.

545
00:33:21.416 --> 00:33:22.667
‫پنجره.

546
00:33:28.548 --> 00:33:31.342
‫خیلی خب. بیا راجع به
‫پرونده ات صحبت کنیم.

547
00:33:32.260 --> 00:33:34.846
‫از طرف دادستانی،
‫شرایط خیلی وابسته به موقعیته.

548
00:33:34.929 --> 00:33:37.849
‫مشکل اینجاست که برای
‫هیئت منصفه هم خیلی قابل باوره.

549
00:33:37.932 --> 00:33:40.393
‫بهت گفتم. نمیدونستم که
‫داره بی وفایی میکنه.

550
00:33:40.476 --> 00:33:42.478
‫این یه مدرک خیلی مهم بوده.

551
00:33:42.562 --> 00:33:44.397
‫بقایای گلوله روی لباس هات.

552
00:33:44.480 --> 00:33:46.315
‫نه، اون تطابق جعلی بود.

553
00:33:47.400 --> 00:33:50.445
‫قطعا همین بوده. تاحالا تو
‫عمرم با تفنگ شلیک نکردم.

554
00:33:50.528 --> 00:33:52.488
‫جری گفت میتونست
‫به نتایج آزمایش حمله کنه.

555
00:33:52.572 --> 00:33:56.534
‫که حالا بریم سراغ پروندۀ دفاع.
‫تو و جری دربارۀ اینم صحبت کردین؟

556
00:33:56.617 --> 00:33:58.286
‫گفت یه چیزی تو چنته داره

557
00:33:58.369 --> 00:34:02.206
‫ولی تا وقتی مطمئن نشده
‫نمیخواست بهم بگه.

558
00:34:03.541 --> 00:34:05.626
‫قرار بود این هفته
‫درباره اش صحبت کنیم.

559
00:34:06.586 --> 00:34:08.629
‫ولی گمونم دیگه شدنی نیست.

560
00:34:08.713 --> 00:34:11.507
‫چرا 5 دقیقه صبر کردی
‫تا به 911 زنگ بزنی؟

561
00:34:12.759 --> 00:34:14.719
‫چون که شوکه شده بودم.

562
00:34:14.802 --> 00:34:16.721
‫پس باید صبر میکردی
‫و به یه وکیل زنگ میزدی.

563
00:34:16.804 --> 00:34:18.973
‫که بهم بگم دهنم رو بسته نگه دارم؟

564
00:34:19.057 --> 00:34:21.142
‫که سؤال ها رو جواب ندم؟
‫اینکار کارِ گناهکارهاست.

565
00:34:21.225 --> 00:34:23.186
‫نه خیر. اینکار کارِ باهوش هاست.

566
00:34:23.269 --> 00:34:27.065
‫مزخرفه. هیئت منصفه باید
‫از دهن خودم بشنوه که من بی گناهم.

567
00:34:27.148 --> 00:34:30.443
‫منظورت اینه شهادت بدی؟
‫گولنتز خیلی بهتر از توئه.

568
00:34:30.526 --> 00:34:34.155
‫و به محض اینکه قابل اعتماد بودنت رو ثابت بشه،
‫دیگه اهمیتی نداره چی به هیئت منصفه میگی.

569
00:34:34.238 --> 00:34:35.239
‫دوتا هیئت منصفه هست.

570
00:34:35.323 --> 00:34:37.241
‫یکی توی اتاق دادگاه،
‫و یکی هم اون بیرون توی توییتر.

571
00:34:37.325 --> 00:34:40.161
‫بهت گفتم،
‫باید ببینن که من بی گناهم.

572
00:34:40.244 --> 00:34:42.789
‫یا دستاوردهامون به فنا میره.

573
00:34:42.872 --> 00:34:44.332
‫این قابل مذاکره نیست.

574
00:34:51.464 --> 00:34:53.341
‫بایگانی شده؟ مطمئنی؟

575
00:34:54.383 --> 00:34:56.094
‫باشه. عالیه، ممنون.

576
00:34:56.969 --> 00:34:58.679
‫الان اعلام جرم رو از مهر و موم درآوردم.

577
00:35:00.098 --> 00:35:01.599
‫باریکلا، مک فیرز.

578
00:35:04.310 --> 00:35:05.228
‫چیه؟

579
00:35:05.311 --> 00:35:06.813
‫هیچی. فقط...

580
00:35:07.897 --> 00:35:10.525
‫تو و هالر. تو کتم نمیره.

581
00:35:11.651 --> 00:35:13.111
‫این قراره مشکل ساز بشه؟

582
00:35:13.194 --> 00:35:14.529
‫نه. مشکلی نیست.

583
00:35:14.612 --> 00:35:18.199
‫چون که با همسر سابق من مشکل داری،
‫هیچ ربطی به من نداره.

584
00:35:19.367 --> 00:35:22.245
‫باشه، اشتباه از من بود.

585
00:35:23.079 --> 00:35:24.872
‫متوجه ام.
‫منم طلاق گرفتم.

586
00:35:24.956 --> 00:35:28.084
‫اوه، بیخیال. اینجا واسه چه کاری اومدیم؟
‫مگه تو یکی از تجسس های کگنی و لیسی هستیم؟

587
00:35:28.167 --> 00:35:29.502
‫من کدومم؟

588
00:35:31.087 --> 00:35:33.631
‫فکر کنم شما دوتا قبلا
‫تو یه پرونده مخالف هم بودین؟

589
00:35:35.174 --> 00:35:39.554
‫آره. اصلا حتی پروندۀ منم نبود.
‫من فقط ناظر بودم.

590
00:35:39.637 --> 00:35:43.558
‫یه قاتل بود. خسوس منندز،
‫یه ولگرد رو تیکه تیکه کرد،

591
00:35:43.641 --> 00:35:45.560
‫و بعد همسر سابقت آزادش کرد.

592
00:35:46.644 --> 00:35:48.813
‫آره، به نظر میاد یکی
‫از پرونده های خودش بوده.

593
00:35:48.896 --> 00:35:50.898
‫سوژه رؤیت شد،
‫داره میاد بیرون.

594
00:35:50.982 --> 00:35:52.483
‫برو که رفتیم.

595
00:35:56.946 --> 00:35:59.407
‫آنجلا سوتو.
‫همون جایی که هستی وایسا.

596
00:35:59.490 --> 00:36:00.491
‫بیخیال.

597
00:36:00.575 --> 00:36:03.786
‫آقای سوتو، شما بخاطر مظنونیت
‫به قاچاق انسانی بازداشت هستین،

598
00:36:03.870 --> 00:36:06.038
‫قانون کیفری 236.1.

599
00:36:06.122 --> 00:36:07.790
‫حق داری سکوت اختیار کنی.

600
00:36:07.874 --> 00:36:10.918
‫هر چیزی که بگی ممکنه
‫در دادگاه علیه  ت استفاده بشه.

601
00:36:22.638 --> 00:36:24.640
‫چرا منو اینجا آوردی؟

602
00:36:25.516 --> 00:36:28.603
‫دادستانی ساعتی رو که
‫از دفترت بیدار اومدی رو میدونه.

603
00:36:28.686 --> 00:36:30.688
‫بر اساس زمان مرگ،
‫باید اثبات کنن

604
00:36:30.771 --> 00:36:33.274
‫آیا میتونستی در 40 دقیقه
‫یا کمتر اینجا بیای یا نه.

605
00:36:34.233 --> 00:36:36.986
‫36دقیقه ای اومدی.
‫و تازه زیر سرعت مجاز رانندگی کردی.

606
00:36:37.069 --> 00:36:40.489
‫بخاطر این منو برگردوندی
‫جایی که همسرم کُشته شده بود؟

607
00:36:40.573 --> 00:36:41.490
‫نه، نه فقط بخاطر این.

608
00:36:41.574 --> 00:36:43.534
‫کل ماجراهای روز
‫قتل ها رو برام تعریف کن.

609
00:36:44.285 --> 00:36:45.578
‫میخوای بری تو جایگاه وایسی، ترور؟

610
00:36:45.661 --> 00:36:47.872
‫باید دقیقا بشنوم
‫چی میخوای بگی.

611
00:36:47.955 --> 00:36:49.165
‫با شب قبلش شروع کن.

612
00:36:55.254 --> 00:36:56.255
‫دعوامون شد.

613
00:36:56.339 --> 00:36:57.340
‫سر چی؟

614
00:36:57.381 --> 00:36:59.091
‫سر همون چیزی که
‫همیشه دعوامون میشه.

615
00:36:59.175 --> 00:37:01.427
‫همسرم عصبانی بود که
‫داره زیر سایۀ من زندگی میکنه.

616
00:37:01.510 --> 00:37:02.511
‫میتونی بهش حق ندی؟

617
00:37:03.721 --> 00:37:05.056
‫پس با حالت عصبانی
‫رفتی تو رختخواب.

618
00:37:06.766 --> 00:37:10.019
‫بله. ولی روز بعد اینجا اومدم
‫و سعی کردم جبران کنم.

619
00:37:10.102 --> 00:37:12.271
‫فکر کردم یه کار انگیزشی بکنیم،

620
00:37:12.355 --> 00:37:14.232
‫شاید بریم به...

621
00:37:14.315 --> 00:37:15.316
‫بعدش چی؟

622
00:37:15.983 --> 00:37:17.526
‫بعدش چی؟ بعدش رو دیگه خودت میدونی.

623
00:37:18.986 --> 00:37:20.071
‫نه. نمیدونم.

624
00:37:20.696 --> 00:37:24.200
‫به این راحتی خلاص نمیشی.
‫حالا بیا بریم داخل. بجنب. بجنب.

625
00:37:38.839 --> 00:37:40.466
‫بعد از اینکه اومدی تو چی شد؟

626
00:37:42.260 --> 00:37:43.844
‫اسمش رو صدا زدم.

627
00:37:48.557 --> 00:37:49.558
‫لارا؟

628
00:37:50.601 --> 00:37:51.811
‫جواب نداد.

629
00:37:52.561 --> 00:37:54.272
‫فکر کردم رفته ساحل،

630
00:37:54.355 --> 00:37:56.899
‫پس منم رفتم اتاق
‫تا لباس شنام رو بپوشم.

631
00:37:57.692 --> 00:37:58.693
‫لارا؟

632
00:38:01.612 --> 00:38:02.613
‫خیلی خب. بریم اونجا.

633
00:38:07.201 --> 00:38:09.704
‫- مجبورم نکن اینکارو بکنم.
‫- بجنب، ترور. بجنب.

634
00:38:18.671 --> 00:38:19.797
‫ترور، بگو چی دیدی.

635
00:38:23.551 --> 00:38:24.760
‫عزیزم.

636
00:38:27.179 --> 00:38:28.180
‫اونجا افتاده بود.

637
00:38:30.057 --> 00:38:31.559
‫و لارا...

638
00:38:33.644 --> 00:38:34.854
‫لارا توی تختخواب بود.

639
00:38:37.898 --> 00:38:40.359
‫مُرده پیداشون کردم. باشه؟

640
00:38:40.443 --> 00:38:42.820
‫جفت شون رو مُرده پیدا کردم.
‫اونا...

641
00:38:59.754 --> 00:39:01.380
‫دوربین ها چی؟

642
00:39:02.840 --> 00:39:03.966
‫کدوم دوربین ها؟

643
00:39:04.050 --> 00:39:06.552
‫روز صبح قتل ها خاموش بودن.

644
00:39:07.178 --> 00:39:09.555
‫هیچ فیلمی از
‫اومدنت به خونه نبود.

645
00:39:09.638 --> 00:39:11.182
‫لارا حتما خاموششون کرده بود.

646
00:39:11.265 --> 00:39:14.268
‫گمونم نمیخواسته فیلمش همراه
‫ریلز با همدیگه ضبط بشه.

647
00:39:14.352 --> 00:39:15.603
‫با عقل جور درمیاد.

648
00:39:15.686 --> 00:39:18.773
‫هر دفعه که همراه
‫ریلز بوده اینکارو میکرده، مگه نه؟

649
00:39:18.856 --> 00:39:19.857
‫نمیدونم.

650
00:39:20.566 --> 00:39:21.484
‫واقعا؟

651
00:39:21.567 --> 00:39:25.112
‫منم تو خونه ام یه سیستم امنیتی دارم.
‫زیاد چیز درست حسابی ای نیست.

652
00:39:25.196 --> 00:39:28.074
‫ولی هروقت بخوام میتونم از طریق
‫گوشیم به دوربین ها دسترسی داشته باشم،

653
00:39:28.157 --> 00:39:30.951
‫و تازه من یه وکیل ساده ام.
‫و ترور، تو یه نابغۀ تکنولوژی هستی.

654
00:39:31.035 --> 00:39:33.454
‫حالا تو بهم گفتی چیزی
‫راجع به بی وفایی نمیدونستی.

655
00:39:33.537 --> 00:39:36.040
‫هیچوقت ازش نپرسیدی
‫چرا دوربین ها رو خاموش میکنی؟

656
00:39:36.123 --> 00:39:37.291
‫هیچوقت خاموش بودنشون رو
‫متوجه نشدی؟

657
00:39:37.375 --> 00:39:38.250
‫گور بابات، میکی.

658
00:39:38.334 --> 00:39:40.669
‫ترور، اگه من بتونم اینو
‫در عرض چند روز بفهمم،

659
00:39:40.753 --> 00:39:42.838
‫پس دادستان ماه ها پیش
‫اینو فهمیده.

660
00:39:42.922 --> 00:39:45.257
‫- اونطور که فکر میکنی نیست.
‫- پس چیه؟

661
00:39:47.510 --> 00:39:49.178
‫من بی وفایی برام مهم نبود.

662
00:39:51.889 --> 00:39:54.600
‫یعنی مهم بود، ولی...

663
00:39:55.768 --> 00:39:58.437
‫خدا میدونه که من
‫شوهر خوبی نبودم.

664
00:39:59.480 --> 00:40:01.941
‫موفقیتت روی آدم تأثیر میذاره. من...

665
00:40:03.692 --> 00:40:07.154
‫منم بی وفایی کردم، بیشتر از یه بار...

666
00:40:07.238 --> 00:40:10.282
‫لارا منو بابتش بخشید،
‫حداقل سعیش رو کرد.

667
00:40:10.366 --> 00:40:13.661
‫حالا، آیا من خوشم می اومد که
‫با مردهای دیگه مراوده داره؟

668
00:40:13.744 --> 00:40:16.747
‫نه. ولی آیا میذارم این موضوع
‫ازدواجم رو نابود کنه؟

669
00:40:16.831 --> 00:40:17.832
‫پس میدونستی.

670
00:40:17.873 --> 00:40:19.458
‫- بله، میدونستم.
‫- و درباره اش دروغ گفتی.

671
00:40:19.542 --> 00:40:22.211
‫چون که میدونم باعث میشه
‫چقدر گناهکار به نظر بیام.

672
00:40:22.294 --> 00:40:25.756
‫ببین، اون روز صبح من اومدم اینجا
‫تا برای زنی که عاشقشم بجنگم.

673
00:40:25.840 --> 00:40:28.259
‫منظورم به طور فیزیکی نیست،
‫احساسی.

674
00:40:29.051 --> 00:40:30.845
‫میکی، من اونا رو نکُشتم.

675
00:40:30.928 --> 00:40:33.389
‫من دلِ همچین کاری رو ندارم.

676
00:40:36.308 --> 00:40:38.978
‫حالا، وقتی ازت خواستم
‫داستانت رو برام تعریف کنی،

677
00:40:39.061 --> 00:40:41.188
‫اون روز چی شد،

678
00:40:41.272 --> 00:40:44.650
‫این معاینۀ مستقیمت بود،
‫و تو با نمره بالا قبول شدی.

679
00:40:44.733 --> 00:40:47.570
‫هم چیزهای درست رو گفتی،
‫هم در مواقع درست احساساتت رو نشون دادی،

680
00:40:47.653 --> 00:40:49.697
‫تک تک کلماتت رو باور کردم
‫و هیئت منصفه هم بود باور میکرد.

681
00:40:49.780 --> 00:40:52.366
‫ولی، درست الان ترور،
‫اینجا رد شدی.

682
00:40:53.367 --> 00:40:54.243
‫به همین راحتی

683
00:40:54.326 --> 00:40:56.996
‫اون بیشرف، گولنتز،
‫تیکه تیکه ات میکنه.

684
00:40:57.079 --> 00:40:58.706
‫متوجهی؟

685
00:41:01.000 --> 00:41:02.084
‫دیگه کارمون تمومه.

686
00:41:08.799 --> 00:41:10.050
<i>‫ ای خدا. </i>

687
00:41:16.348 --> 00:41:19.143
‫وایسا. حالا کسان دیگه هم هستن
‫که تقصیر رو بندازیم گردنشون؟

688
00:41:19.810 --> 00:41:23.439
‫گوش کن، زنی که لورنا پیدا کرد
‫از نظر من احتمال قوی ای به نظر نمیاد.

689
00:41:24.190 --> 00:41:28.444
‫ولی از یکی دیگه از مشتری های
‫یوگا حرف زد. نیما شاوار.

690
00:41:29.069 --> 00:41:31.655
<i>‫ اونم به این یارو ریلز </i>
<i>‫ داشته پول میداد. </i>

691
00:41:31.739 --> 00:41:34.158
‫و تازه ازدواج هم کرده.

692
00:41:34.241 --> 00:41:39.747
‫مدیر یه شرکت امنیت خصوصیه. از اون شرکت ها
‫که به ارباب رجوع های محرمانه خدمات میده.

693
00:41:39.830 --> 00:41:41.916
‫از اون شرکت ها که استاد
‫تعقیب کردن مردمه؟

694
00:41:41.999 --> 00:41:46.504
‫میدونم چی فکر میکنی، ولی گوش کن،
‫تنها چیزی که الان داریم دود، خبری از آتیشش نیست.

695
00:41:47.379 --> 00:41:49.632
‫میخوای ما امشب بمونیم؟

696
00:41:49.715 --> 00:41:52.927
‫نه، نه. شما برید.
‫دلم میخواد ساکت و آروم باشه.

697
00:41:53.010 --> 00:41:56.847
‫وایسا، سیسکو، راجع به اون مرده که
‫تو اون عکسه که گریگز بهم نشون داد چیزی پیدا نکردی؟

698
00:41:56.931 --> 00:41:58.974
‫نتونستم با منبعم
‫ارتباط برقرار کنم.

699
00:41:59.058 --> 00:42:00.142
‫منو میپیچونه.

700
00:42:00.226 --> 00:42:02.061
‫و خودِ گریگز نیومد
‫عکسه رو بیاره؟

701
00:42:02.144 --> 00:42:03.145
<i>‫ تا جایی که میدونم نه. </i>

702
00:42:03.187 --> 00:42:06.899
‫ولی دادستانی پروسۀ تأمین دلیل مربوط به
‫ایلای ویمز رو فرستاد.

703
00:42:06.982 --> 00:42:08.484
<i>‫ برات میذارمش کنار. </i>

704
00:42:08.567 --> 00:42:10.945
‫باشه، ممنون.
‫فردا نگاهش میکنم.

705
00:42:11.028 --> 00:42:12.988
‫امشب باید فقط کارهای
‫الیوت رو بکنیم.

706
00:42:21.372 --> 00:42:22.373
‫تداوم عالیه.

707
00:42:23.249 --> 00:42:25.209
<i>‫ تداوم چیزیه که آدم میخواد. </i>

708
00:42:26.085 --> 00:42:28.295
<i>‫ ولی تداوم همینطور میتونه </i>
<i>‫ تبدیل به بی حرکتی بشه. </i>

709
00:42:29.755 --> 00:42:32.591
<i>‫ و این یعنی با چندتا </i>
<i>‫ کتابچۀ قطع رحلی </i>

710
00:42:32.675 --> 00:42:34.301
<i>‫ تنهایی با آهنگ رو در رو میشی. </i>

711
00:42:38.973 --> 00:42:41.934
<i>‫ اول، حقایق پایه ای رو مینویسی. </i>

712
00:42:43.686 --> 00:42:46.480
‫هرچی بیشتر فکر میکنی
‫بیشتر تحقیق میکنی.

713
00:42:47.439 --> 00:42:48.941
‫واسه چی تحقیق میکنی؟

714
00:42:49.733 --> 00:42:51.777
‫بستگی داره.
‫هر پرونده ای مثل یه پازله.

715
00:42:51.860 --> 00:42:53.696
‫یه رمزه که باید بازش کنی.

716
00:42:53.779 --> 00:42:55.281
<i>‫ باید جواب ها رو پیدا کنی، </i>

717
00:42:56.448 --> 00:42:59.493
<i>‫ یا گلولۀ جادویی ای که میتونه </i>
<i>‫ کل پرونده رو کل کنه. </i>

718
00:43:05.791 --> 00:43:08.043
<i>‫ بعضی وقت ها ممکنه </i>
<i>‫ درست جلوی چشمت باشه. </i>

719
00:43:10.921 --> 00:43:13.757
‫ولی معمولا، زیر خاک عمیق
‫دفن شده.

720
00:43:13.841 --> 00:43:15.342
‫پس باید بیشتر تحقیق کنی.

721
00:43:18.887 --> 00:43:22.516
<i>‫ رابطه های فرّار، </i>
<i>‫ از اونا که اولش متوجه شون نمیشی. </i>

722
00:43:24.476 --> 00:43:28.272
<i>‫ قطعات پازلی که جا نمیرن. </i>
<i>‫ یا قطعات پازلی که زیادی راحت جا میرن. </i>

723
00:43:31.191 --> 00:43:32.359
<i>‫ ولی هیچکدومشون جور درنمیاد. </i>

724
00:43:34.528 --> 00:43:37.031
‫اونجاست که باید دست نگه داری
‫و یه قدم بری عقب.

725
00:43:37.906 --> 00:43:40.659
‫چون که جواب ممکنه درست
‫جلوی چشمت باشه.

726
00:44:25.204 --> 00:44:26.205
‫لعنتی.

727
00:44:30.292 --> 00:44:33.796
‫ایلای ویمز همون گلولۀ جادوییه.
‫نمیدونم چطوری، ولی حتما خودشه.

728
00:44:33.879 --> 00:44:37.216
‫دقیقا همون روز قتل چند کیلومتر
‫اون طرف تر دستگیر شده.

729
00:44:37.299 --> 00:44:39.093
‫بخاطر همین جری
‫پرونده اش رو میخواسته.

730
00:44:39.176 --> 00:44:42.179
‫امکان نداره تصادفی بوده باشه.
‫این یارو یه چیزهایی میدونه، سیسکو.

731
00:44:42.262 --> 00:44:43.764
‫فقط بهم زنگ بزن، باشه؟

732
00:45:08.956 --> 00:45:09.957
‫هی!

733
00:45:22.010 --> 00:45:24.304
‫لعنتی! بجنب.

734
00:45:41.613 --> 00:45:43.365
‫از اینجا گمشو بیرون!

735
00:45:47.119 --> 00:45:48.579
‫آره! خودشه!

736
00:45:53.208 --> 00:45:54.042
<i>‫ هالر؟ </i>

737
00:45:54.126 --> 00:45:57.004
‫آدمی که توی عکس بهم نشون دادی،
‫فکر کنم همینجا بود. توی دفترم.

738
00:45:57.087 --> 00:46:00.507
<i>‫ - چی؟ </i>
‫- فکر کنم با یه تفنگ ترسوندمش.

739
00:46:00.591 --> 00:46:03.927
<i>‫ - با تفنگ داشتی چه غلطی میکردی؟ </i>
‫- بیخیال! فقط بیا اینجا!

740
00:46:04.720 --> 00:46:05.888
‫لعنت بهش!

741
00:46:05.971 --> 00:46:09.308
<i>‫ تا ده دقیقه دیگه میام اونجا. </i>
<i>‫ سعی کن وقتی اومدم بهم شلیک نکنی. </i>

742
00:46:13.854 --> 00:46:18.859
‫«فیلم با زیرنویس در سایت هکس دانلود»

