
1
00:00:50.592 --> 00:00:51.676
‫آهای؟

2
00:01:00.685 --> 00:01:05.690
‫«فیلم با زیرنویس در سایت هکس دانلود»

3
00:02:04.415 --> 00:02:06.251
‫- برش گردون.
‫- زنده ست؟

4
00:02:08.461 --> 00:02:09.462
<i>‫ صدامو می شنوی؟ </i>

5
00:02:18.763 --> 00:02:19.639
‫سلام.

6
00:02:19.722 --> 00:02:22.100
‫سلام. کجایی؟
‫یه ساعته دارم بهت زنگ میزنم.

7
00:02:22.183 --> 00:02:24.144
‫لورنا، تو دیگه زنم نیستی.

8
00:02:24.227 --> 00:02:25.436
<i>‫ ممنون که گفتی، میک، </i>

9
00:02:25.520 --> 00:02:27.856
‫چون هنوزم گیج میشم.
‫بعضی روزها، فکر می کنم زنتم.

10
00:02:27.939 --> 00:02:29.691
‫روزهای دیگه، بیشتر مادرتم.

11
00:02:29.774 --> 00:02:32.610
‫این کارو نکن. فکر می کنی نمی فهمم که
‫گوشی رو دور از گوشت نگه داشتی؟

12
00:02:32.694 --> 00:02:35.363
‫من کسی ام که این دفتر وکالت
‫رو اداره می کنه،

13
00:02:35.446 --> 00:02:36.656
‫حالا هرچی که ازش مونده،

14
00:02:36.739 --> 00:02:38.783
‫و بنابراین، باید بتونم باهات ارتباط برقرار کنم.

15
00:02:38.867 --> 00:02:41.411
‫باشه، باهام ارتباط برقرار کردی.
‫مشکل چیه؟

16
00:02:41.494 --> 00:02:43.163
‫قاضی هولدر باهامون تماس گرفت.

17
00:02:43.246 --> 00:02:45.790
‫- می خواد فوراً ببینتت.
‫- قاضی ارشد؟

18
00:02:45.874 --> 00:02:49.419
‫عملا، بهش میگن قاضی ناظر.
‫بگو که سر و سری باهاش نداری.

19
00:02:49.502 --> 00:02:51.296
‫نه. اصلا چرا باید همچین حرفی بزنی؟

20
00:02:51.379 --> 00:02:54.924
‫چون تنها دلیلی که یه قاضی خانوم
‫میگه به دفترش بری...

21
00:02:55.008 --> 00:02:58.344
‫اینه که الف، باهاش پرونده ای داری
‫یا ب، سر و سری باهاش داری.

22
00:02:58.428 --> 00:03:00.763
‫و از اونجایی که یه ساله پرونده ای نداشتی...

23
00:03:00.847 --> 00:03:02.682
‫من اصلا اون زن رو ندیدم.

24
00:03:02.765 --> 00:03:06.060
‫- خب، اون می خواد همین الان ببینتت.
‫- ولی نگفت بخاطر چی؟

25
00:03:06.144 --> 00:03:09.022
‫نه. ولی میکی میشه این احتمال رو بدی...

26
00:03:09.105 --> 00:03:10.273
‫که ممکن این چیزه مثبتی باشه؟

27
00:03:10.356 --> 00:03:12.942
‫شاید می خواد یه پرونده رایگان بهت بده.

28
00:03:13.026 --> 00:03:14.694
‫- کار خودش کار میاره.
‫- خب، شاید.

29
00:03:15.945 --> 00:03:17.030
<i>‫ میک؟ </i>

30
00:03:17.113 --> 00:03:18.114
‫هنوز همینجام.

31
00:03:18.198 --> 00:03:19.532
‫برو.<i> لینکلن </i>با یکی از ماشین های

32
00:03:19.616 --> 00:03:20.742
‫تو انبارن.

33
00:03:20.825 --> 00:03:23.995
‫یکی شون رو از انبار بیار بیرون.
‫لینکلن میشه تو.

34
00:03:24.078 --> 00:03:25.872
<i>‫ و تو هم خودت میشی. </i>

35
00:03:25.955 --> 00:03:30.376
‫و اگه این فرصت واقعی ای بود،
‫باید کاملا میکی هالری بری اونجا.

36
00:03:31.002 --> 00:03:31.878
‫خیلی خب.

37
00:03:31.961 --> 00:03:32.962
‫هی!

38
00:04:34.482 --> 00:04:35.400
‫سلام.

39
00:04:35.483 --> 00:04:37.777
‫هیلی امشب پیش توئه.
‫زنگ زدم یادآوری کنم.

40
00:04:37.860 --> 00:04:39.320
‫چون فکر می کنی یادم میره؟

41
00:04:39.404 --> 00:04:42.782
‫ساعت 6، خب؟
‫نه 6:10، نه 6:05

42
00:04:42.865 --> 00:04:45.118
‫آدم خوش شانس کیه؟
‫می شناسمش؟

43
00:04:45.201 --> 00:04:47.161
‫سر ساعت 6، میکی.

44
00:04:47.245 --> 00:04:48.246
‫خیلی خب، باشه.

45
00:04:48.329 --> 00:04:50.832
‫هی، چی می تونی راجع به
‫قاضی مری هولدر بهم بگی؟

46
00:04:50.915 --> 00:04:51.958
‫چرا؟

47
00:04:52.041 --> 00:04:54.210
<i>‫ نمی دونم. </i>
<i>‫ گفته برم اتاق دفترش. </i>

48
00:04:54.294 --> 00:04:56.921
‫- کاری کردی؟
‫- نه مگی، کاری نکردم.

49
00:04:57.005 --> 00:04:58.673
‫پس چرا گفته بری دفترش؟

50
00:04:58.756 --> 00:05:02.468
‫نمی دونم، واسه همینم دارم می پرسم.
‫چی می تونی راجع بهش بهم بگی؟

51
00:05:02.552 --> 00:05:05.596
‫می تونم بهت بگم که آدم با اصول
‫و قانونمندیه،

52
00:05:05.680 --> 00:05:07.432
‫که باعث میشه فکر کنم
‫کاری کردی.

53
00:05:07.515 --> 00:05:08.808
‫- خیلی خب، ممنون.
‫- صبر کن، میکی...

54
00:05:08.891 --> 00:05:09.976
‫امشب می بینمت.

55
00:05:11.602 --> 00:05:12.645
‫یه کاری کرده.

56
00:05:40.882 --> 00:05:42.091
‫اوه سلام، میک.

57
00:05:42.717 --> 00:05:44.802
‫- لورنا.
‫- در هر صورت مسیرم این طرفی بود.

58
00:05:44.886 --> 00:05:46.971
‫- نه، اصلانم. اومدی ببینی چه خبره.
‫- کی گفته؟

59
00:05:47.055 --> 00:05:49.223
‫خوب شدی.
‫همیشه این یکی رو دوست داشتم.

60
00:05:49.307 --> 00:05:50.808
‫اینجا چیکار می کنی، لورنا؟

61
00:05:50.892 --> 00:05:52.518
‫این ممکنه خیلی مهم باشه.

62
00:05:52.602 --> 00:05:55.855
‫اون قاضی ناظره خب.
‫بنابراین اومدم تا هرچقدر که می تونم اطلاعات گیر بیارم.

63
00:05:55.938 --> 00:05:56.773
‫و؟

64
00:05:56.856 --> 00:06:00.443
‫و بیشتر کار اون اداریه،
‫که کدوم قاضی کجا میره و اینا.

65
00:06:00.526 --> 00:06:01.361
‫و؟

66
00:06:01.444 --> 00:06:04.238
‫و اون پرونده ها رو واگذار می کنه.

67
00:06:04.989 --> 00:06:08.034
‫- و اگه قضیه اینه...
‫- نمی خوای خرابش کنم.

68
00:06:08.117 --> 00:06:11.579
‫فقط دارم میگم، هرچی که هست،
‫باید خوب پیش بره. باشه؟

69
00:06:49.617 --> 00:06:51.202
‫به گمونم آقای هالر هستید.

70
00:06:52.328 --> 00:06:53.329
‫قاضی هولدر.

71
00:06:53.413 --> 00:06:55.289
‫فکر نکنم قبلا همدیگه رو دیده باشیم، مگه نه؟

72
00:06:55.373 --> 00:06:56.416
‫نه، عالیجناب.

73
00:06:59.127 --> 00:07:00.628
‫پس بیا.

74
00:07:05.258 --> 00:07:07.427
‫وکیل لینکلن، اینطوری صدات می کنن؟

75
00:07:07.510 --> 00:07:09.345
‫بعضی ها آره.

76
00:07:10.596 --> 00:07:11.806
‫یا قبلا صدا می کردن.

77
00:07:11.889 --> 00:07:13.307
‫چرا؟

78
00:07:13.391 --> 00:07:17.228
‫بیشتر با ماشینم شغلم رو انجام می دادم.
‫بین دادگاه ها جا به جا می شدم.

79
00:07:17.311 --> 00:07:19.313
‫اون همه رانندگی و اینا.

80
00:07:19.397 --> 00:07:22.024
‫آماده بودی که اگه لازم شد
‫از حوزه قضایی فرار کنی.

81
00:07:23.067 --> 00:07:24.819
‫هیچوقت از حوزه قضایی فرار نکردم.

82
00:07:24.902 --> 00:07:25.903
‫بشین.

83
00:07:28.573 --> 00:07:30.992
‫چه ارتباطی با جری وینسنت داری؟

84
00:07:31.075 --> 00:07:32.076
‫جری وینسنت؟

85
00:07:32.994 --> 00:07:37.165
‫قبلا که دادستان بود
‫مقابلش قرار می گرفتم.

86
00:07:37.999 --> 00:07:39.542
‫بعد اون دادستانی رو ول کرد
‫و وکیل مدافع شد.

87
00:07:39.625 --> 00:07:41.043
‫اون دیشب به قتل رسید.

88
00:07:41.711 --> 00:07:42.920
‫ببخشید؟

89
00:07:43.004 --> 00:07:44.464
‫تو ماشینش بهش شلیک شد.

90
00:07:44.547 --> 00:07:45.548
‫چی؟

91
00:07:46.007 --> 00:07:48.426
‫اگه باهم صمیمی بودین،
‫لطفا تسلیت بنده رو قبول کنین،

92
00:07:48.509 --> 00:07:50.136
‫ولی شما بخاطر این نیومدین اینجا.

93
00:07:50.219 --> 00:07:51.220
‫ارتباط نزدیکی باهم داشتین؟

94
00:07:52.638 --> 00:07:56.058
‫یعنی، دوستانه بودیم.
‫بیشتر همکار بودیم.

95
00:07:56.142 --> 00:07:57.810
‫اون دفتر وکالتش رو براتون به جا گذاشته.

96
00:07:59.604 --> 00:08:00.980
‫ببخشید؟

97
00:08:01.063 --> 00:08:03.858
‫آقای وینسنت ده روز پیش
‫درخواستی به دادگاه داد...

98
00:08:03.941 --> 00:08:07.945
‫که اگه اون ناتوان یا فوت شد،

99
00:08:08.029 --> 00:08:10.865
‫کل وکالتش به تو منتقل بشه.

100
00:08:10.948 --> 00:08:13.826
‫- هیچوقت در این مورد باهاتون صحبت نکرد؟
‫- نه.

101
00:08:13.910 --> 00:08:18.414
‫خب، دیشب ایشون فوت شدن
‫که یعنی هرچی مال اون بوده، الان مال شماست.

102
00:08:18.498 --> 00:08:20.416
‫از جمله دادگاهی ترور الیوت.

103
00:08:20.500 --> 00:08:21.709
‫راجع بهش شنیدین؟

104
00:08:21.792 --> 00:08:24.420
‫متخصص فناوری ای که
‫زنش و دوست مَرد اون رو کشته.

105
00:08:24.504 --> 00:08:25.505
‫گمان میره اینطور باشه.

106
00:08:25.546 --> 00:08:26.589
‫البته.

107
00:08:27.757 --> 00:08:29.133
‫این الان پرونده منه؟

108
00:08:29.217 --> 00:08:31.886
‫همه شون پرونده های شمان، آقای هالر.

109
00:08:31.969 --> 00:08:33.930
‫ممکنه نگهشون نداری.

110
00:08:34.013 --> 00:08:36.724
‫هر موکل حق داره که وقتی از مرگ
‫آقای وینسنت مطلع بشه...

111
00:08:36.807 --> 00:08:38.851
‫به وکیل دیگه ای مراجعه کنه.

112
00:08:38.935 --> 00:08:42.271
‫ولی به این معنیه که قبل از وکیل های دیگه
‫شما رو می بینه.

113
00:08:42.355 --> 00:08:45.191
‫البته اگه من راضی باشم که
‫موکلین آقای وینسنت...

114
00:08:45.274 --> 00:08:47.735
‫دارن به وکیلی منتقل میشن...

115
00:08:47.818 --> 00:08:49.946
‫که سابقه خوب و مهارت شایسته ای داره.

116
00:08:50.696 --> 00:08:52.031
‫تا جایی که اطلاع دارم،

117
00:08:52.114 --> 00:08:55.535
‫مدتی که شما پرونده ای نداشتید.

118
00:08:55.618 --> 00:08:59.580
‫آره. 18 ماه پیش حادثه ای برام پیش اومد.

119
00:08:59.664 --> 00:09:02.291
‫موج سواری، اگه باورتون بشه.

120
00:09:02.375 --> 00:09:06.879
‫چندین عمل جراحی داشتم
‫و خب، پیچیدگی ها پیش اومد.

121
00:09:06.963 --> 00:09:08.130
‫پیچیدگی ها؟

122
00:09:09.131 --> 00:09:14.178
‫مسکن می خوردم. بهشون اعتیاد پیدا کردم.
‫ولی الان دیگه تموم شده. کمک گیر آوردم.

123
00:09:14.762 --> 00:09:18.349
‫ترک کردم. پس هرگونه نگرانی ای که ممکنه
‫نسبت به سابقه من داشته باشین، من...

124
00:09:18.432 --> 00:09:22.395
‫من نگران سابقه خودمم.
‫منم که باید امضا کنم تا اینا بهت منتقل بشن.

125
00:09:23.396 --> 00:09:24.397
‫یا هم نکنم.

126
00:09:27.358 --> 00:09:28.359
‫چرا تو؟

127
00:09:29.151 --> 00:09:30.987
‫از بین این همه وکیل.

128
00:09:31.571 --> 00:09:34.198
‫راستش رو بخوای، عالیجناب
‫روحمم خبر نداره.

129
00:09:34.282 --> 00:09:35.700
‫خب، اگه بخوای حدسی بگی؟

130
00:09:35.783 --> 00:09:37.910
‫خب، همونطور که گفتم
‫من و جری رابطه دوستانه ای باهم داشتیم،

131
00:09:37.994 --> 00:09:39.120
‫بهم دیگه اعتماد داشتیم.

132
00:09:39.203 --> 00:09:41.330
‫و دوما، که نظر همه در این مورد
‫باهم فرق می کنه،

133
00:09:41.414 --> 00:09:44.792
‫وقتی حق با من باشه، هیچ وکیل مدافع جنایی ای
‫تو لس آنجلس بهتر از من نیست،

134
00:09:44.875 --> 00:09:47.086
‫و جری از روی تجربیات شخصی اینو می دونست.

135
00:09:48.713 --> 00:09:51.090
‫و به نظرتون الان حق با شماست؟

136
00:09:51.173 --> 00:09:52.174
‫بله.

137
00:09:59.056 --> 00:10:00.057
‫این دستور...

138
00:10:00.141 --> 00:10:02.476
‫انتقال وکالت آقای وینسنت به شماست.

139
00:10:02.560 --> 00:10:04.979
‫به همین سرعت هم می تونم لغوش کنم.

140
00:10:05.896 --> 00:10:07.940
‫زیر نظرتون دارم، آقای هالر.

141
00:10:08.024 --> 00:10:11.652
‫می خوام تا آغاز هفته آینده
‫موجودی ای بروز شده از پرونده ها رو بهم ارائه بدی.

142
00:10:11.736 --> 00:10:14.405
‫بعدش، دو هفته یکبار وضعیت...

143
00:10:14.488 --> 00:10:17.491
‫تمام پرونده هایی که وکیل شون می مونید
‫رو به اطلاعم می رسونید.

144
00:10:17.575 --> 00:10:20.036
‫- متوجهید؟
‫- ناامیدتون نمی کنم، عالیجناب.

145
00:10:20.119 --> 00:10:21.829
‫موکلینت رو ناامید نکن.

146
00:10:21.912 --> 00:10:25.499
‫بهت توصیه می کنم که همین الان
‫به دفتر آقای وینسنت برید.

147
00:10:25.583 --> 00:10:27.168
‫بدون شک الان که داریم صحبت می کنیم
‫پلیس ها دارن دفتر رو می گردن...

148
00:10:27.251 --> 00:10:29.962
‫و احتمالا حریم خصوصی ایشون
‫رو زیر پا می ذارن.

149
00:10:31.422 --> 00:10:32.590
‫ممنون، عالیجناب.

150
00:10:34.258 --> 00:10:35.468
‫موفق باشید، آقای هالر.

151
00:10:44.310 --> 00:10:47.146
‫خب، پرونده ای بدست آوردی؟

152
00:10:48.230 --> 00:10:49.690
‫الان کلی پرونده بدست آوردم.

153
00:10:50.399 --> 00:10:51.901
‫از جمله پرونده ترور الیوت.

154
00:10:51.984 --> 00:10:52.818
‫چی؟

155
00:10:52.902 --> 00:10:54.028
‫باید موکلین رو ببینم،

156
00:10:54.111 --> 00:10:56.822
‫رضایتشون رو جلب کنم،
‫ولی ممکنه که برگشته باشم تو کار، لورنا.

157
00:10:57.782 --> 00:10:59.408
‫واقعا ممکنه برگشته باشم.

158
00:11:01.494 --> 00:11:04.038
‫درمورد تجسم مثبت چی بهت گفته بودم؟

159
00:11:04.121 --> 00:11:05.873
‫بیدار شدی، یه موکل هم نداشتی.

160
00:11:05.956 --> 00:11:09.168
‫حالا تو یه دادرسی قتل
‫داری از یکی مثل ترور الیوت دفاع می کنی.

161
00:11:09.251 --> 00:11:10.586
‫اگه تصمیم بگیره منو نگه داره.

162
00:11:11.420 --> 00:11:13.881
‫مثبت فکر کن، میکی.
‫مثبت فکر کن.

163
00:11:19.387 --> 00:11:22.223
‫- طبقه بسته ست، دوستان.
‫- ما تو این طبقه کار داریم.

164
00:11:22.306 --> 00:11:24.433
‫- امروز کاری نداری.
‫- با قاضی حرف بزن.

165
00:11:28.688 --> 00:11:29.689
‫کارت شناسایی نیاز دارم.

166
00:11:32.608 --> 00:11:35.236
‫می دونی، ولی عوضی بازی در میارین
‫اصلا کمکی به خودتون نمی کنین.

167
00:11:37.613 --> 00:11:38.614
‫فقط خواستم بگم.

168
00:11:58.426 --> 00:12:01.387
‫- می تونم کمکتون کنم؟
‫- میکی هالر. وکیلم.

169
00:12:01.470 --> 00:12:03.431
‫دارم وکالت آقای وینسنت رو به عهده می گیرم.

170
00:12:03.514 --> 00:12:07.101
‫باید فردا برگردی.
‫اینجا یه صحنه جرمه. بسته شده.

171
00:12:07.184 --> 00:12:10.312
‫صحنه جرم یه پارکینگ بوده
‫نه این دفتر.

172
00:12:10.396 --> 00:12:13.858
‫اینجا پرونده های موکلینی هست که باید بهشون
‫دسترسی داشته باشم و ظاهراً مراقب شون باشم.

173
00:12:14.442 --> 00:12:15.651
‫گفتی اسمت چی بود؟

174
00:12:15.735 --> 00:12:18.529
‫میکی هالر.
‫ایشونم لورنا کرین ـه. واسه من کار می کنه.

175
00:12:19.238 --> 00:12:22.658
‫خب، میکی هالر و لورنا کرین،

176
00:12:23.451 --> 00:12:25.870
‫می خوام جفتتون از اینجا برید.
‫همین الان.

177
00:12:27.246 --> 00:12:29.582
‫- عوضی بازی، گفتم که.
‫- چی گفتی؟

178
00:12:29.665 --> 00:12:32.376
‫منظورم تو نبودی.
‫ولی اگه صدامو شنیدی، شنیدی دیگه.

179
00:12:32.460 --> 00:12:35.045
‫دارین یه صحنه جرم رو آلوده می کنین.
‫نباید اینجا باشین.

180
00:12:35.129 --> 00:12:37.047
‫این دستور تایید می کنه
‫که من...

181
00:12:37.131 --> 00:12:40.009
‫توسط قاضی ناظرِ دادگاه عالی
‫به عنوان...

182
00:12:40.092 --> 00:12:42.553
‫وکیل جایگزین موکلین جری وینسنت منصوب شدم.

183
00:12:42.636 --> 00:12:44.972
‫یعنی پرونده های اون
‫الان پرونده های منن،

184
00:12:45.055 --> 00:12:47.516
‫و شما حق ندارید اینجا باشید
‫و تو پرونده ها بگردید.

185
00:12:47.600 --> 00:12:49.185
‫این رازداری بین وکیل و موکله.

186
00:12:49.268 --> 00:12:52.396
‫آقای وینسنت به قتل رسیده.
‫انگیزه ممکنه تو یکی از این پرونده ها باشه.

187
00:12:52.480 --> 00:12:54.231
‫- حتی اگه اینطور باشه...
‫- جناب وکیل...

188
00:12:54.231 --> 00:12:55.775
‫فقط دستور رو بخون، کارآگاه.

189
00:12:55.858 --> 00:12:57.485
‫صحنه جرم شما تو پارکینگه،

190
00:12:57.568 --> 00:13:00.613
‫و هیچ قاضی توی لس آنجلس
‫صحنه رو تا این دفتر و این پرونده ها توسعه نمیده.

191
00:13:03.157 --> 00:13:06.202
‫گفتی که این همه پرونده های آقای وینسنت
‫رو بهت میده؟

192
00:13:06.285 --> 00:13:07.536
‫درسته.

193
00:13:07.620 --> 00:13:10.122
‫- پس اینطوری تو هم توی لیست مون قرار می گیری.
‫- جانم؟

194
00:13:10.206 --> 00:13:11.874
‫تو لیست مظنونین مون.

195
00:13:11.957 --> 00:13:15.085
‫اون مُرده و تو کل وکالتش رو بدست آوردی؟

196
00:13:15.169 --> 00:13:17.046
‫از من می پرسی، این انگیزه ست.

197
00:13:17.129 --> 00:13:20.549
‫میشه بهمون بگی دیشب بین ساعت 8
‫و نیمه شب کجا بودی؟

198
00:13:22.510 --> 00:13:24.428
‫مچم رو گرفتی، کارآگاه.
‫مچم رو گرفتی.

199
00:13:24.512 --> 00:13:28.057
‫من جری رو کشتم.
‫پرونده بسته شد، همگی.

200
00:13:29.058 --> 00:13:30.684
‫مشخصه که قبلا این کارو کردی.

201
00:13:30.768 --> 00:13:34.146
‫حالا می خواین از اینجا برین
‫یا قاضی رو خبر کنم؟

202
00:13:38.317 --> 00:13:39.318
‫باشه.

203
00:13:40.444 --> 00:13:42.154
‫- بچه ها.
‫- منم خوشوقتم.

204
00:13:42.238 --> 00:13:43.614
‫- خدافظ.
‫- بریم.

205
00:13:43.697 --> 00:13:44.949
‫همه چی رو بذارین همینجا.

206
00:13:46.617 --> 00:13:47.451
‫چیه؟

207
00:13:49.495 --> 00:13:50.996
‫خیلی خب. بیا.

208
00:13:51.080 --> 00:13:53.791
‫بعضی وقت ها فکر می کنم
‫که تو آکادمی یاد میدن...

209
00:13:53.874 --> 00:13:55.209
‫چطوری آدما رو عصبی کنی.

210
00:13:55.292 --> 00:13:58.587
‫وقتی به همه خصومت های
‫بین مردم و پلیس این شهر فکر می کنی،

211
00:13:58.671 --> 00:14:02.049
‫به نظرت "اینکه چطور آدما رو عصبی نکنید"
‫باید تو مدرسه ها تدریس بشه.

212
00:14:02.967 --> 00:14:04.635
‫نظرت چیه که سیسکو رو استخدام کنم؟

213
00:14:04.718 --> 00:14:05.761
‫ها!

214
00:14:05.845 --> 00:14:06.846
‫میکی.

215
00:14:06.929 --> 00:14:09.849
‫اون کارآگاه خوبیه.
‫یکی از بهترین هاییه که باهاش کار کردم.

216
00:14:09.932 --> 00:14:11.517
‫کار کردن با زن سابقت یه چیزه،

217
00:14:11.600 --> 00:14:14.520
‫استخدام کردن نامزد سابقش دیگه زیاده رویه،
‫حتی واسه تو.

218
00:14:14.603 --> 00:14:16.647
‫اگه ترور الیوت تصمیم بگیره
‫منو نگه داره،

219
00:14:16.730 --> 00:14:18.107
‫باید با یه کارآگاهی که بهش اعتماد دارم...

220
00:14:18.190 --> 00:14:20.401
‫سریع اقدام کنم و سیسکو...

221
00:14:22.570 --> 00:14:23.696
‫بله، میکی هالر هستم.

222
00:14:25.781 --> 00:14:29.326
‫بله، جناب. ساعت دو ظهر
‫یعنی دو ظهر امروز؟

223
00:14:29.410 --> 00:14:31.704
‫بله جناب، میام.
‫ممنون.

224
00:14:31.787 --> 00:14:32.872
‫کی بود؟

225
00:14:33.789 --> 00:14:37.710
‫منشی قاضی کانتر بود.
‫به نظر میاد جری امروز دادگاهی داره.

226
00:14:37.793 --> 00:14:38.836
‫- چی؟
‫- آره.

227
00:14:39.712 --> 00:14:43.048
‫- ساندویچت رو می خوری؟
‫- نه لورنا، واسه خودت.

228
00:14:43.132 --> 00:14:44.300
‫ممنون. بدو.

229
00:15:00.941 --> 00:15:01.859
‫سلام.

230
00:15:01.942 --> 00:15:04.194
‫- من جای جری وینسنت ام.
‫- اوه، شنیدم.

231
00:15:04.278 --> 00:15:05.821
‫ببخشید. اسمت چیه؟

232
00:15:05.905 --> 00:15:07.323
‫هالر. میکی هالر.

233
00:15:08.782 --> 00:15:10.075
‫و اسم موکلت؟

234
00:15:10.743 --> 00:15:11.744
‫درسته.

235
00:15:12.328 --> 00:15:15.372
‫لتس، اسم کوچیکش ایزیه.

236
00:15:15.456 --> 00:15:16.540
‫فکر کنم دزدیه.

237
00:15:16.624 --> 00:15:18.000
‫اون پرونده مارک دنیلز هستش،

238
00:15:18.083 --> 00:15:20.836
‫که وکالتش با منه، پس کارش با منه.

239
00:15:20.920 --> 00:15:24.214
‫- سرقت کلان هم هست.
‫- مشخصه که باید دادگاه موکول بشه.

240
00:15:24.298 --> 00:15:26.258
‫مشخصه که عمراً اینو بهت بدم.

241
00:15:26.842 --> 00:15:29.011
‫- چی؟
‫- من شاهدهایی دارم که از خارج از شهر اومدن.

242
00:15:29.094 --> 00:15:31.889
‫ترجیح میدم از دست قاضی یا تو عصبانی بشن
‫تا من.

243
00:15:31.972 --> 00:15:33.641
‫مخصوصا اگه بخوام دوباره برگردن.

244
00:15:33.724 --> 00:15:37.227
‫پرونده LA-292587.
‫مردم در مقابل ایزی لتس.

245
00:15:37.311 --> 00:15:38.395
‫و نوبت ما رسید.

246
00:15:39.146 --> 00:15:42.066
‫سارا شپرد نماینده مردم، جناب قاضی.
‫آماده دادگاهی ام.

247
00:15:42.149 --> 00:15:44.318
‫میکی هالر نماینده مدافع، عالیجناب.

248
00:15:45.027 --> 00:15:47.071
‫یه ثانیه دیگه میام پیشت.
‫میشه تشریف بیارم؟

249
00:15:50.407 --> 00:15:53.035
‫عالیجناب، آقای وینسنت
‫دیروز به طور غیرمنتظره ای فوت شدن.

250
00:15:53.118 --> 00:15:53.953
‫من جاش رو پر می کنم.

251
00:15:54.036 --> 00:15:56.705
‫صمیمانه تسلیت میگم.
‫کِی آماده هستی؟

252
00:15:57.539 --> 00:15:59.041
‫- خب...
‫- طمع نکن.

253
00:15:59.124 --> 00:16:01.043
‫یه دادگاهی بدون هیئت منصفه
‫با دوتا شاهده.

254
00:16:01.126 --> 00:16:04.046
‫شاهدهایی که از خارج از شهر اومدن
‫که اگه دادگاه موکل بشه، از دستشون میدم.

255
00:16:04.129 --> 00:16:05.130
‫فردا چطوره؟

256
00:16:05.214 --> 00:16:06.215
‫فردا؟

257
00:16:06.298 --> 00:16:07.216
‫پرونده رو نگاه کن.

258
00:16:07.299 --> 00:16:09.718
‫اگه حس کردی که نمی تونی آماده باشی
‫بهم بگو.

259
00:16:09.802 --> 00:16:10.803
‫برید عقب.

260
00:16:11.804 --> 00:16:15.557
‫این پرونده تا فردا ساعت ده صبح
‫موکول می شود.

261
00:16:15.641 --> 00:16:17.434
‫- صبر کن، چی؟
‫- آقا.

262
00:16:17.518 --> 00:16:20.020
‫عالیجناب، ما از سان فرانسیسکو
‫واسه این دادگاهی اومدیم.

263
00:16:20.104 --> 00:16:22.898
‫- این اصلا منصفانه نیست.
‫- متاسفانه مورد اضطراری ای پیش اومده.

264
00:16:22.982 --> 00:16:25.901
‫قربانی ها چی میشن؟
‫ما مورد اضطراری ای داشتیم.

265
00:16:25.985 --> 00:16:27.903
‫محض رضای خدا
‫به همسرم حمله شده.

266
00:16:27.987 --> 00:16:31.115
‫گردنبندش رو با خشونت ازش کشیدن
‫و دزدیدن.

267
00:16:31.198 --> 00:16:34.159
‫و دادگاه باهاتون همدردی می کنه
‫ولی نمیشه کاریش کرد.

268
00:16:34.243 --> 00:16:38.205
‫این پرونده به فردا ساعت ده صبح
‫موکول میشه.

269
00:16:38.288 --> 00:16:39.915
‫قربانی ها تو این روند هیچ حقی ندارن.

270
00:16:39.999 --> 00:16:42.209
‫- آره. ببخشید.
‫- اون چیزیه که دزدیده؟

271
00:16:43.168 --> 00:16:44.795
‫حداقل موکلت سلیقه داره.

272
00:16:47.339 --> 00:16:49.883
‫- میکی هالر. من وکیلتم.
‫- جری کجاست؟

273
00:16:51.093 --> 00:16:53.012
‫چطوره بریم یه جایی که بتونیم حرف بزنیم؟

274
00:16:55.848 --> 00:16:57.349
‫اون مَرد خیلی خوبی بود.

275
00:16:58.308 --> 00:16:59.852
‫حتی ازم پولم نمی گرفت.

276
00:17:01.020 --> 00:17:02.229
‫حداقل هنوز نمی گرفت.

277
00:17:04.565 --> 00:17:06.233
‫چرا باید یکی اونو بکشه؟

278
00:17:06.316 --> 00:17:09.028
‫نمی دونم.
‫پلیس هنوز داره مدارک جمع می کنه.

279
00:17:10.946 --> 00:17:12.406
‫این چه جور دنیاییه؟

280
00:17:13.365 --> 00:17:15.826
‫من باید تا فردا آماده پرونده ات بشم.

281
00:17:15.909 --> 00:17:18.037
‫- پس هرچی که بتونی بهم بگی...
‫- من بهش حمله نکردم.

282
00:17:18.662 --> 00:17:21.623
‫گردنبند رو قاپیدم و فرار کردم.
‫بهش حمله نکردم.

283
00:17:22.374 --> 00:17:25.294
‫خیلی خب. و دلیلی داره که جری
‫سعی نکرده پرونده رو به توافق برسونه؟

284
00:17:25.377 --> 00:17:28.881
‫چون اونا دو سال حبس می خواستن.
‫و جری گفت که زیادیه.

285
00:17:28.964 --> 00:17:31.884
‫فکر می کرد با دادگاهی،
‫حداقل می تونم قاضی رو...

286
00:17:31.967 --> 00:17:33.761
‫با شرایط توجیه کننده ام
‫تحت تاثیر قرار بدم

287
00:17:33.844 --> 00:17:35.095
‫که چیا هستن؟

288
00:17:35.179 --> 00:17:38.640
‫من آدم خوبی ام.
‫که مشکل اعتیاد داشت.

289
00:17:38.724 --> 00:17:40.809
‫من نبودم که گردنبند رو دزدیدم،

290
00:17:40.893 --> 00:17:43.896
‫بیشتر کاری کسی بود که
‫دیگه حتی نمی شناسمش.

291
00:17:43.979 --> 00:17:45.147
‫یکی که دیگه مُرده.

292
00:17:46.899 --> 00:17:48.108
‫من رفتم کمپ ترک اعتیاد.

293
00:17:49.151 --> 00:17:50.235
‫الان تو توانبخشی ام.

294
00:17:51.236 --> 00:17:52.237
‫حرفت رو باور می کنم.

295
00:17:54.573 --> 00:17:57.409
‫ولی مطمئن نیستم که اون یکی طرف
‫برای همیشه رفته باشه.

296
00:18:00.079 --> 00:18:01.246
‫مال من آکسی بود.

297
00:18:03.082 --> 00:18:04.083
‫تو؟

298
00:18:05.501 --> 00:18:07.211
‫اساسا همین.

299
00:18:07.294 --> 00:18:08.545
‫هروئین.

300
00:18:08.629 --> 00:18:11.590
‫که بعد از اینکه دیگه پول آکسی نداشتم
‫رفتم سراغش.

301
00:18:14.176 --> 00:18:16.095
‫پس جری برنامه داشت که
‫ببرتت روی جایگاه.

302
00:18:17.012 --> 00:18:18.555
‫آها.

303
00:18:20.182 --> 00:18:23.143
‫و موقعیت خوب شخصیتیم رو
‫رو به عنوان مدرک معرفی کنه.

304
00:18:30.567 --> 00:18:32.528
<i>‫ گفتی دادگاهی فرداست؟ </i>

305
00:18:32.611 --> 00:18:34.988
‫دادگاهی بدون هیئت منصفه، دوتا شاهد.
‫فکر کنم مشکلی نباشه.

306
00:18:35.072 --> 00:18:35.906
‫میکی.

307
00:18:35.989 --> 00:18:38.450
<i>‫ به ماروین بیدل من زنگ بزن، </i>
<i>‫ بهش بگو یه لطفی ازش می خوام. </i>

308
00:18:38.534 --> 00:18:41.662
‫و داره 80 سالش میشه،
‫باید بهش یادآوری کنی که بهم مدیونه.

309
00:18:41.745 --> 00:18:43.330
<i>‫ چیزی از ترور الیوت گیر آوردی؟ </i>

310
00:18:43.413 --> 00:18:48.001
‫جری یه حق الوکاله 625 هزار دلاری گرفته
‫که به نظر بیشترش خرج شدن.

311
00:18:48.627 --> 00:18:51.922
‫قراره موقع دادگاهی 450 هزار دلار دیگه بده.
‫غیر قابل استرداد.

312
00:18:52.005 --> 00:18:54.758
‫- عجب.
‫- می دونم. پول یه سال جریمه ماشینه.

313
00:18:54.842 --> 00:18:56.176
<i>‫ یه پرونده امتیازیه. </i>

314
00:18:56.260 --> 00:18:58.095
‫- قاضیه کیه؟
‫- جیمز پی. استانتون.

315
00:18:58.178 --> 00:19:01.431
‫قبلا وکیل مدافع بوده، پس این خوبه.
‫راستی نزدیکی؟

316
00:19:01.515 --> 00:19:03.767
‫- چون واسه ساعت 3 وقت داری.
‫- الان می رسم.

317
00:19:03.851 --> 00:19:06.937
‫مطمئنیم که الیوت وکیلی استخدام نکرده؟

318
00:19:07.020 --> 00:19:09.815
‫نگران وکیل دیگه نباش.
‫فقط برو.

319
00:19:09.898 --> 00:19:10.899
‫خیلی خب.

320
00:19:13.819 --> 00:19:14.820
‫سلام.

321
00:19:15.445 --> 00:19:16.446
‫اسمت؟

322
00:19:17.531 --> 00:19:18.949
‫هالر. میکی هالر.

323
00:19:24.163 --> 00:19:25.205
‫ماشین خفنیه، مَرد.

324
00:19:25.289 --> 00:19:26.290
‫ممنون.

325
00:19:28.292 --> 00:19:29.918
‫- ممنون.
‫- خواهش می کنم.

326
00:19:41.221 --> 00:19:42.222
‫آقای هالر.

327
00:19:44.266 --> 00:19:46.018
‫برید بالا. منتظرتونه.

328
00:19:47.519 --> 00:19:49.646
‫مطمئنین که چیزی نیاز ندارین؟
‫آب...

329
00:19:49.730 --> 00:19:50.772
‫نیازی نیست.
‫ممنون.

330
00:19:53.192 --> 00:19:54.902
‫آقای الیوت تو دفترشونن؟

331
00:19:54.985 --> 00:19:56.570
‫دفترشون؟ نه.

332
00:20:07.623 --> 00:20:08.624
‫آقای الیوت.

333
00:20:09.291 --> 00:20:10.876
‫میکی هالر. ام.
‫چطورین؟

334
00:20:16.548 --> 00:20:17.633
‫آقای الیوت؟

335
00:20:17.716 --> 00:20:19.760
‫هفته دیگه قراره به جرم قتل
‫دادگاهی بشم.

336
00:20:20.636 --> 00:20:22.596
‫وکیلم کشته شده.

337
00:20:22.679 --> 00:20:24.973
‫احتمالا می تونی تصور کنی
‫که ممکنه حالم چطور باشه.

338
00:20:27.935 --> 00:20:29.811
‫چیزی نمی دونن؟
‫مظنونی ندارن؟

339
00:20:29.895 --> 00:20:31.563
‫تا جایی که می دونم، نه.

340
00:20:32.397 --> 00:20:34.816
‫بهم گفتن که می خوان با همه موکل هاش
‫مصاحبه کنن.

341
00:20:34.900 --> 00:20:36.777
‫مشخصه که بهت توصیه نمی کنم...

342
00:20:36.860 --> 00:20:38.320
‫تا دادگاهیت تموم نشده
‫باهاشون صحبت کنی.

343
00:20:39.363 --> 00:20:42.032
‫چیه، می خوان منو به جرم قتل جری
‫هم متهم کنن؟

344
00:20:42.658 --> 00:20:44.701
‫چرا که نه؟
‫براشون کاری نداره.

345
00:20:47.537 --> 00:20:49.665
‫خب، تو کی هستی؟
‫چطوره که تا حالا چیزی ازت نشنیدم؟

346
00:20:49.748 --> 00:20:50.749
‫هیچوقت راجع به من نشنیدی...

347
00:20:50.832 --> 00:20:53.126
‫چون خودم کاری می کنم که
‫سر زبون ها نباشم.

348
00:20:53.210 --> 00:20:56.171
‫وکیل سلبریتی ها
‫توجه زیادی به موکلین شون جذب می کنن.

349
00:20:56.255 --> 00:20:57.297
‫من اینطوری کار نمی کنم.

350
00:20:58.715 --> 00:21:02.886
‫همونطور که مدیر پرونده هام توضیح داد،
‫جری وکالتش رو به من منتقل کرده.

351
00:21:02.970 --> 00:21:06.098
‫اگه به قرارداد وکالتی که با اون امضا کردی
‫نگاه کنی،

352
00:21:06.181 --> 00:21:08.684
‫می بینی که به جری اجازه می داد
‫تا درمورد پرونده ات باهام صحبت کنه.

353
00:21:08.767 --> 00:21:10.727
‫حالا کرد؟
‫باهات صحبت کرد؟

354
00:21:11.520 --> 00:21:13.689
‫نه. منظورم اینه که جری بهم اعتماد داشت.

355
00:21:13.772 --> 00:21:15.190
‫دلیل نمیشه که منم اعتماد کنم.

356
00:21:15.857 --> 00:21:16.858
‫نه، دلیل نمیشه.

357
00:21:18.986 --> 00:21:21.405
‫- میکی بودی، آره؟
‫- درسته.

358
00:21:22.072 --> 00:21:23.699
‫تو بسکتبال بازی می کنی، میکی؟

359
00:21:24.741 --> 00:21:26.660
‫- یکمی.
‫- من بازی نمی کنم.

360
00:21:27.536 --> 00:21:28.578
‫نه واقعا.

361
00:21:29.997 --> 00:21:31.665
‫ولی دوست دارم تماشا کنم.

362
00:21:31.748 --> 00:21:33.000
‫ولی همیشه کفرم رو در میاورد...

363
00:21:33.083 --> 00:21:35.961
‫که می دیدم پرتاب آزاد
‫واسه بازیکن های بزرگ دشوار بود.

364
00:21:36.044 --> 00:21:40.632
‫این تنها چیزیه که کنترلش با خودته.
‫همه پرتاب ها دقیقا مثل همن.

365
00:21:41.591 --> 00:21:44.219
‫نمی خواد عجله کنی،
‫تنظیمش می کنی.

366
00:21:47.681 --> 00:21:51.518
‫ولی باز، زمان و شانس
‫به سر همه شون میاد.

367
00:21:53.270 --> 00:21:54.771
‫من نمی خوام عوضی بازی در بیارم.

368
00:21:56.231 --> 00:21:59.443
‫یا شایدم می خوام.
‫ما قرار بود هفته دیگه دادگاهی بشیم.

369
00:21:59.526 --> 00:22:01.862
‫من پنج ماهه منتظرم
‫تا اسمم رو پاک کنم.

370
00:22:01.945 --> 00:22:03.363
‫- درک می کنم.
‫- واقعا؟

371
00:22:03.447 --> 00:22:06.116
‫درک می کنی که واسه یه مَرد بیگناه چطوره...

372
00:22:06.199 --> 00:22:09.953
‫که باید همش صبر کنه
‫تا دادگاهی بشه؟

373
00:22:10.037 --> 00:22:12.998
‫که مجبور باشه همه دروغ ها
‫و چرت و پرت های تو رسانه ها رو بخونه،

374
00:22:13.081 --> 00:22:15.834
‫که باید 24 ساعته پابند ببنده.

375
00:22:15.917 --> 00:22:19.379
‫- همه اینا رو درک می کنی؟
‫- من قبلا موکل ها زیادی داشتم که به اشتباه متهم شده بودن.

376
00:22:19.463 --> 00:22:20.630
‫خامم نکن.

377
00:22:20.714 --> 00:22:23.467
‫خیلی خب.
‫پس یه راست میرم سر اصل مطلب.

378
00:22:23.550 --> 00:22:25.552
‫جری وینسنت وکیل عالی ای بود.

379
00:22:26.636 --> 00:22:28.430
‫- من بهترم.
‫- به گفته خودت.

380
00:22:28.513 --> 00:22:31.600
‫- جری هم همینو می گفت.
‫- شاید. اگه اینجا بود که نیست.

381
00:22:31.683 --> 00:22:34.644
‫- من درموندگیت رو می فهمم.
‫- ازت خواستم خامم نکنی.

382
00:22:37.522 --> 00:22:41.026
‫قبل از اینکه اصلا تو رو در نظر بگیرم،
‫باید بدونم که می تونی تا هفته آینده آماده باشی،

383
00:22:41.109 --> 00:22:42.444
‫چون اینو عقب نمی ندازم.

384
00:22:42.527 --> 00:22:45.614
‫نه یه هفته دیگه.
‫نه حتی یه روز دیگه.

385
00:22:45.697 --> 00:22:48.408
‫- می تونم تا هفته آینده آماده بشم.
‫- در جریان پرونده قرار گرفتی؟

386
00:22:48.492 --> 00:22:50.494
‫در جریان قرار می گیرم.
‫اگه به نظرم درست آماده نبودم، بهت میگم.

387
00:22:50.577 --> 00:22:53.205
‫ولی خاطر جمع ام که نیازی نیست
‫دادگاهی رو به تاخیر بندازی.

388
00:22:53.288 --> 00:22:56.124
‫خاطر جمع هستی که باید اینو بگی
‫تا وکالتم رو بدست بیاری.

389
00:22:57.250 --> 00:22:58.251
‫خیلی خب.

390
00:23:00.212 --> 00:23:01.630
‫باید بهش فکر کنم.

391
00:23:02.339 --> 00:23:04.925
‫فکر خوبیه.
‫بگو سابقه ام رو در بیارن.

392
00:23:05.008 --> 00:23:07.886
‫مدتی فکر کن.
‫ولی نه زیاد.

393
00:23:07.969 --> 00:23:08.970
‫هرچی بیشتر صبر کنی،

394
00:23:09.054 --> 00:23:12.641
‫احتمال اینکه قاضی یه دلیل ضروری پیدا کنه
‫تا دادگاهیت رو عقب بندازه، بیشتر میشه.

395
00:23:12.724 --> 00:23:15.685
‫اگه منو قبول کنی،
‫مطمئن میشم که این اتفاق نمیوفته.

396
00:23:15.769 --> 00:23:18.563
‫مهارت های قانع کننده ایت
‫تحسین برانگیزه، اینو قبول دارم.

397
00:23:20.107 --> 00:23:22.776
‫من کارم وکیل مدافع جناییه، آقای الیوت.

398
00:23:22.859 --> 00:23:25.153
‫کارمم خیلی خوبه.
‫شماره هام رو داری.

399
00:23:27.114 --> 00:23:30.033
‫من همه چی رو از دست دادم،
‫اینو درک می کنی، میکی؟

400
00:23:31.326 --> 00:23:34.079
‫زندگیم، آوازه ام...

401
00:23:36.081 --> 00:23:37.749
‫بدتر از همه، همسرم.

402
00:23:39.543 --> 00:23:41.545
‫که خیلی دوستش داشتم.

403
00:23:44.131 --> 00:23:45.048
‫می فهمم.

404
00:23:45.132 --> 00:23:47.551
‫تو هیچی رو نمی فهمی.
‫هنوز نه.

405
00:23:48.510 --> 00:23:53.890
‫فکر می کنی که الان لاتاری رو بردی،
‫ولی دارم بهت میگم... هنوز نه.

406
00:24:01.273 --> 00:24:03.692
<i>‫ هفته بعد؟ </i>
<i>‫ میکی، این غیرممکنه. </i>

407
00:24:03.775 --> 00:24:05.610
‫خب، اگه می گفتم نمی تونم
‫ردم می کرد.

408
00:24:05.694 --> 00:24:07.612
<i>‫ اول بیا وکالتش رو بدست بیاریم، </i>

409
00:24:07.696 --> 00:24:09.739
‫بعد شاید بتونم قانعش کنم
‫که دادگاه رو به وقت دیگه ای موکول کنیم.

410
00:24:10.740 --> 00:24:12.200
‫اوه، این باید از اینجا بره.

411
00:24:12.284 --> 00:24:14.035
‫- چی؟
‫- هیچی.

412
00:24:14.119 --> 00:24:15.495
<i>‫ حالا هرچی، گوش کن. </i>
<i>‫ من یه راننده لازم دارم. </i>

413
00:24:15.579 --> 00:24:17.747
‫باید زمانی که صرف رانندگی می کنم
‫رو صرف خوندن پرونده ها بکنم.

414
00:24:17.831 --> 00:24:20.625
<i>‫ فکر می کردم که شاید کینترو رو استخدام کنم. </i>
<i>‫ هستش؟ </i>

415
00:24:20.709 --> 00:24:22.669
<i>‫ آخرین باری که شنیدم، </i>
<i>‫ تو زندان کورکوران داره حبس می کشه. </i>

416
00:24:22.752 --> 00:24:23.962
‫خب، استیوی چطور؟

417
00:24:24.045 --> 00:24:27.382
‫اوه، استیوی راننده افتضاحیه.
‫دیگه کسی با استیوی سوار ماشین نمیشه.

418
00:24:27.466 --> 00:24:29.342
‫خیلی خب.
‫فقط خبرش رو پخش کن، باشه؟

419
00:24:29.426 --> 00:24:31.511
‫دارم پارک می کنم.
‫یکم دیگه می بینمت.

420
00:25:28.568 --> 00:25:31.780
‫خدای من.
‫زهره ترکم کردی، سیسکو.

421
00:25:31.863 --> 00:25:33.990
‫اصلا اینجا چیکار می کنی، مَرد؟

422
00:25:34.074 --> 00:25:36.117
‫لورنا گفت که می خواستی استخدامم کنی.

423
00:25:36.201 --> 00:25:39.371
‫واسه این نه، سیسکو.
‫تا روی پرونده ترور الیوت کار کنی.

424
00:25:39.454 --> 00:25:41.623
‫پلیس قاتل جری وینسنت رو پیدا می کنه.

425
00:25:41.706 --> 00:25:43.875
‫داری سکته ام میدی، مَرد.

426
00:25:43.959 --> 00:25:45.544
‫تو هم ممکن بود منو سکته بدی.

427
00:25:47.879 --> 00:25:48.880
‫ببخشید.

428
00:25:49.506 --> 00:25:52.467
‫پس ترور الیوت، ها؟
‫موکل بزرگیه.

429
00:25:52.551 --> 00:25:53.718
‫آره، اگه بدستش بیارم.

430
00:25:54.386 --> 00:25:56.012
‫هنوز وکالتش رو نگرفتم.

431
00:25:56.096 --> 00:25:58.306
‫باید بتونم یه چیزه خوب بهش بگم.

432
00:25:58.390 --> 00:26:00.392
‫یه چیزی که باعث بشه
‫منو استخدام کنه.

433
00:26:00.475 --> 00:26:01.643
‫پرونده اش رو دیدی؟

434
00:26:01.726 --> 00:26:05.897
‫یکمیش رو. دو نفر مُردن. اون تو صحنه جرم بوده.
‫دقیقا جلوه تمیزی نداره.

435
00:26:05.981 --> 00:26:08.149
‫آره خب، من باید یه جوری
‫یه چیزه تمیز تحویلش بدم.

436
00:26:08.984 --> 00:26:12.404
‫شاید مگی بتونه سر پیگرد پرونده
‫بهت اطلاعات برسونه.

437
00:26:12.487 --> 00:26:13.530
‫اوه، لعنتی.
‫مگی.

438
00:26:19.202 --> 00:26:20.537
‫لعنتی.

439
00:26:20.620 --> 00:26:23.039
‫می تونی بری، مامان.
‫تا میرسه مشکلی برام پیش نمیاد.

440
00:26:23.123 --> 00:26:24.499
‫من نمیرم.

441
00:26:25.292 --> 00:26:27.419
‫فکر کنم نیم ساعت تنها باشم
‫چیزیم نمیشه.

442
00:26:27.502 --> 00:26:29.379
‫دنیا اونقدرهام خطرناک نشده.

443
00:26:29.462 --> 00:26:32.340
‫- از این خبرا نیست.
‫- اخه امیدوارم که امشب زمان خوبی رو بگذرونم.

444
00:26:32.424 --> 00:26:34.426
‫و اگه حال و هوای بابا خوب باشه
‫شانس بهتری دارم،

445
00:26:34.509 --> 00:26:36.219
‫و اگه تو بخاطر اینکه 15 دقیقه دیر کرده...

446
00:26:36.303 --> 00:26:39.389
‫سرش خراب نشی، احتمال اینکه حال و هواش
‫خراب نشه بیشتره.

447
00:26:41.349 --> 00:26:42.350
‫اومد.

448
00:26:45.020 --> 00:26:46.896
‫- معذرت می خوام.
‫- واقعا؟

449
00:26:49.733 --> 00:26:51.276
‫سلام، بابا.

450
00:26:51.359 --> 00:26:52.360
‫ببخشید.

451
00:26:53.361 --> 00:26:54.487
‫ببخشید، مگز.

452
00:26:55.447 --> 00:26:58.575
‫- چه زیبا شدی. ببخشید.
‫- تو بهم قول دادی، میکی. ساعت 6.

453
00:26:58.658 --> 00:26:59.492
‫می دونم.

454
00:26:59.576 --> 00:27:02.287
‫واقعا می خوای دوباره برگردی به حضانت مشترک؟
‫قدم اول...

455
00:27:02.370 --> 00:27:04.331
‫مگی، الان اینجام دیگه.

456
00:27:04.414 --> 00:27:06.916
‫چطوره این حرفا رو بذاریم واسه بعد، باشه؟

457
00:27:08.043 --> 00:27:10.253
‫- صبح میام دنبالت، عزیزم.
‫- باشه.

458
00:27:10.337 --> 00:27:12.130
‫- دوستت دارم.
‫- منم دوستت دارم.

459
00:27:14.507 --> 00:27:15.508
‫هی.

460
00:27:16.176 --> 00:27:17.969
‫اگه می خوای اینقدر باهام بد رفتار کنی،

461
00:27:18.053 --> 00:27:20.847
‫حداقل وقتی این کارو می کنی
‫اینقدر خودتو زیبا نکن.

462
00:27:23.350 --> 00:27:24.351
‫آآ.

463
00:27:27.771 --> 00:27:28.146
‫
‫- خوبم.

464
00:27:28.146 --> 00:27:30.231
‫- حاضری؟ کیفت رو برداشتی؟
‫- آره.

465
00:27:31.650 --> 00:27:33.902
‫اون حس می کرده قراره چی بشه،
‫جری رو میگم.

466
00:27:33.985 --> 00:27:34.986
‫نمی دونم والا.

467
00:27:35.028 --> 00:27:38.198
‫خب، ده روز پیش درخواست داده دادگاه.

468
00:27:38.865 --> 00:27:40.992
‫که اگه یه وقت مُرد
‫وکالتش منتقل بشه.

469
00:27:41.868 --> 00:27:45.372
‫ببین، بیا فعلا روی الیوت تمرکز کنیم، باشه؟

470
00:27:45.455 --> 00:27:48.833
‫میکی که جداً قرار نیست هفته دیگه
‫این پرونده رو ببره دادگاه، درسته؟

471
00:27:48.917 --> 00:27:52.253
‫عملاً نُه روزه.
‫خیلی خب، منم همینو گفتم.

472
00:27:52.337 --> 00:27:54.756
‫ولی همچین پرونده هایی همیشه گیر نمیان.

473
00:27:54.839 --> 00:27:56.675
‫و میکی بهش نیاز داره.
‫به یه چیزی نیاز داره.

474
00:27:58.593 --> 00:28:01.012
‫اون مشکلی نداره با... می دونی؟

475
00:28:02.764 --> 00:28:03.932
‫آم...

476
00:28:04.015 --> 00:28:07.602
‫- انگار بهش نگفتی.
‫- فقط زمان مناسبی براش پیدا نکردم.

477
00:28:15.235 --> 00:28:18.363
‫پس درواقع نرفتی توی آب؟

478
00:28:19.072 --> 00:28:19.906
‫نه.

479
00:28:19.989 --> 00:28:21.700
‫اون کابوسی که می بینم
‫رو می دونی؟

480
00:28:22.784 --> 00:28:25.161
‫بیشتر تقریباً غرق شدن خودم نیست،

481
00:28:25.245 --> 00:28:26.705
‫بخاطر توئه.

482
00:28:26.788 --> 00:28:29.999
‫ترک کردنت، این بخشیه که همیشه
‫عذابم میده.

483
00:28:30.083 --> 00:28:31.418
‫- بابا...
‫- چیه؟

484
00:28:31.501 --> 00:28:32.794
‫تو حادثه ای برات پیش اومد.

485
00:28:32.877 --> 00:28:35.046
‫تو اولین موج سواری نیستی
‫که این اتفاق براش افتاده...

486
00:28:35.130 --> 00:28:38.591
‫و منم اولین بچه ای نیستم که
‫بلایی سر یکی از والدینش افتاده.

487
00:28:39.175 --> 00:28:42.011
‫اوه، تو سرسختی.
‫آدم سرسختی هستی.

488
00:28:42.095 --> 00:28:43.805
‫دقیقا مثل مامانت.

489
00:28:43.888 --> 00:28:46.182
‫به اندازه اون سرسخت نشو، باشه؟

490
00:28:46.266 --> 00:28:48.309
‫- سعیم رو می کنم.
‫- خب، خوبه.

491
00:28:48.393 --> 00:28:50.478
‫اون نگرانته.

492
00:28:50.562 --> 00:28:51.688
‫خودش گفت؟

493
00:28:53.398 --> 00:28:57.360
‫فکر می کنه ممکنه یه قضیه میانسالی
‫بعلاوه قرص ها باشه.

494
00:28:58.361 --> 00:28:59.362
‫همینطوره؟

495
00:29:01.448 --> 00:29:03.408
‫خب، شاید یکمی.

496
00:29:03.491 --> 00:29:04.993
‫منظورت چیه؟

497
00:29:05.076 --> 00:29:09.330
‫اوه دخترم، دوتا ازدواج ناموفق،
‫وکالت به بن بست خورده،

498
00:29:10.165 --> 00:29:11.708
‫6 ماه تو مرکز توانبخشی...

499
00:29:11.791 --> 00:29:14.502
‫با دخترت گل کاشتی.
‫منظورم اینه که، بیخیال...

500
00:29:15.086 --> 00:29:16.379
‫هی.

501
00:29:18.298 --> 00:29:22.177
‫وقتی به گذشته نگاه می کنم،
‫همیشه می خواستم یه وکیل مدافع باشم،

502
00:29:22.260 --> 00:29:24.804
‫از زمانی که به بچه بودم
‫و پدرم رو تماشا می کردم.

503
00:29:24.888 --> 00:29:29.434
‫چیزهایی که تو دانشکده حقوق یادت میدن
‫که سیستم قضایی باید چطور کار کنه.

504
00:29:29.517 --> 00:29:32.479
‫بعد میری بیرون و می بینی
‫همه چی کثیف و درهم برهمه.

505
00:29:32.562 --> 00:29:34.147
‫همه دنبال یه زاویه می گردن.

506
00:29:35.398 --> 00:29:36.399
‫همه دروغ میگن.

507
00:29:37.650 --> 00:29:40.487
‫بعد از یه مدت برات سوال پیش میاد
‫که اصلا داری کار خوبی می کنی یا نه.

508
00:29:42.363 --> 00:29:47.827
‫می دونی که مامان هیچوقت همچین حسی نداره، درسته؟
‫اون فقط آدمای بد رو زندانی می کنه.

509
00:29:50.205 --> 00:29:51.581
‫مامانت یه معتقد واقعیه.

510
00:29:51.664 --> 00:29:54.042
‫واسه همینم کارش رو عالی انجام میده.

511
00:29:54.584 --> 00:29:55.794
‫ولی تو معتقد نیستی؟

512
00:30:01.382 --> 00:30:05.094
‫بودم. فکر کنم هنوزم هستم.

513
00:30:06.763 --> 00:30:11.726
‫ببین، من معتقدم که تو سیستم قضایی ما
‫همه بیگناهن تا موقعی که خلافش ثابت بشه.

514
00:30:11.810 --> 00:30:14.312
‫حالا، وقتی که ایالت متهمت می کنه،

515
00:30:14.395 --> 00:30:15.939
‫خب، من تنها کسی ام که داری.

516
00:30:17.774 --> 00:30:18.775
‫این دیگه کیه؟

517
00:30:28.952 --> 00:30:29.953
‫شوخیت گرفته؟

518
00:30:30.036 --> 00:30:31.120
‫ببخشید که مزاحم شدم.

519
00:30:31.204 --> 00:30:32.997
‫بهتره دلیل خوبی داشته باشی، کارآگاه.

520
00:30:33.081 --> 00:30:34.082
‫مهمه.

521
00:30:38.753 --> 00:30:41.756
‫ما واقعا باید پرونده های جری رو ببینیم.

522
00:30:42.757 --> 00:30:45.093
‫می دونم که تو رازداری بین وکیل و موکلین رو داری.

523
00:30:45.176 --> 00:30:47.804
‫دفتر دادستانی میگه که احتمالا حق داری
‫که بهمون اجازه ندی.

524
00:30:53.560 --> 00:30:55.687
‫خدایی؟
‫من این بنده خدا رو می شناختم.

525
00:30:55.770 --> 00:30:58.106
‫واقعا ازت می خوام ببینی که
‫با چی طرفیم.

526
00:31:02.861 --> 00:31:05.947
‫یه شلیک مرگبار به سَره،
‫خیلی تمیزه.

527
00:31:06.030 --> 00:31:08.950
‫هرکی که ماشه رو کشیده
‫پوکه ها رو هم برداشته.

528
00:31:09.033 --> 00:31:10.785
‫یکی جری وینست هدف قرار داده...

529
00:31:10.869 --> 00:31:13.997
‫و کیف پول یا پولش رو نبردن.

530
00:31:14.080 --> 00:31:16.749
‫کیف اداری و لپ تاپش رو بردن.

531
00:31:18.710 --> 00:31:24.507
‫حالا سوال اینجاست که توشون چی بوده؟
‫اون چی می دونسته که به کشتنش داده؟

532
00:31:24.591 --> 00:31:27.635
‫اگه این جواب جایی باشه،
‫احتمالا تو پرونده هاشه.

533
00:31:30.305 --> 00:31:34.017
‫کاش می تونستم کمکت کنم، کارآگاه
‫واقعا میگم.

534
00:31:34.100 --> 00:31:36.394
‫دارم ازت می خوام به خودت کمک کنی.

535
00:31:37.729 --> 00:31:39.439
‫تو در خطری، جناب وکیل.

536
00:31:40.815 --> 00:31:41.941
‫ممکنه هدف بعدی خودت باشی.

537
00:31:49.699 --> 00:31:52.744
<i>‫ جری با مافیا یا کارتل سر و کار داشته؟ </i>

538
00:31:52.827 --> 00:31:54.829
‫شک دارم، اون آدم سر به راهی بود.

539
00:31:54.913 --> 00:31:57.707
‫- قبلا دادستان بود.
‫- شاید کار یکیه که قبلا زندانیش کرده.

540
00:31:57.790 --> 00:31:58.958
‫یه لحظه.

541
00:32:02.253 --> 00:32:04.756
‫آره، بهش فکر کردم.
‫تو پرونده ها بگرد.

542
00:32:04.839 --> 00:32:08.843
‫دنبال هرگونه تهدیدی بگرد،
‫موکل ها، موکل های سابق، همه، باشه؟

543
00:32:08.927 --> 00:32:09.928
‫حله.

544
00:32:10.678 --> 00:32:12.889
<i>‫ تا اون موقع، ترور الیوت قبول کرده که </i>
<i>‫ بهمون دسترسی... </i>

545
00:32:12.972 --> 00:32:15.183
<i>‫ به خونه اش تو ملیبو رو بده </i>
<i>‫ که قتل ها توش اتفاق افتادن. </i>

546
00:32:15.266 --> 00:32:17.477
<i>‫ به نظرم مهمه که یه دید درست و حسابی بزنیم. </i>

547
00:32:17.560 --> 00:32:20.521
‫پس آدرس رو برات می فرستم.
‫حول و هوش ظهر بیا اونجا.

548
00:32:20.605 --> 00:32:22.065
‫این یعنی پرونده رو گرفتیم؟

549
00:32:22.148 --> 00:32:24.692
‫هنوز نه. هر چی بیشتر اطلاعات کسب کنیم
‫شانس مون بیشتر میشه.

550
00:32:24.776 --> 00:32:27.236
‫- تو الان کجایی؟
‫- دارم واسه دادگاهی میرم.

551
00:32:30.281 --> 00:32:31.157
‫ماروین.

552
00:32:31.240 --> 00:32:35.328
‫- اوه! میکی!
‫- ممنون که اومدی، ماروین. واقعا ممنونتم.

553
00:32:35.411 --> 00:32:36.287
‫چرا نباید میومدم؟

554
00:32:36.371 --> 00:32:39.540
‫وقتی بهترین آدمی که تا حالا دیدم
‫ازم کمک بخواد،

555
00:32:39.624 --> 00:32:40.667
‫منم کمک می کنم.

556
00:32:40.750 --> 00:32:41.876
‫النور چطوره؟

557
00:32:41.960 --> 00:32:46.631
‫اوه، اون حرف نداره.
‫و سلام رسوند.

558
00:32:46.714 --> 00:32:48.800
‫سلام منو هم بهش برسون، باشه؟
‫ممنون.

559
00:32:48.883 --> 00:32:50.969
‫پرونده LA-292587.
‫مردم در مقابل ایزی لتس.

560
00:32:51.052 --> 00:32:52.470
‫یه ثانیه دیگه میام پیشت.

561
00:32:52.553 --> 00:32:54.931
‫میکی هالر هستم، قاضی،
‫میشه بیام خدمتتون؟

562
00:32:55.014 --> 00:32:56.474
‫لطفا بگو که آماده ای.

563
00:32:56.557 --> 00:32:58.434
‫- تقریبا، جناب قاضی.
‫- آقای هالر.

564
00:32:58.518 --> 00:32:59.519
‫راستش قاضی.

565
00:32:59.602 --> 00:33:01.980
‫با ریسک متخاصم شدن بیشتر آقای هولت،

566
00:33:02.063 --> 00:33:04.065
‫شاید بتونیم صداش کنیم بیاد اینجا؟

567
00:33:04.148 --> 00:33:05.525
‫- ببخشید؟
‫- قضیه چیه؟

568
00:33:05.608 --> 00:33:07.777
‫کمی غیرمتعارفه،
‫ولی به نفع...

569
00:33:07.860 --> 00:33:09.696
‫اقتصاد قضایی و عدالته.

570
00:33:09.779 --> 00:33:10.822
‫30 ثانیه بیشتر طول نمی کشه.

571
00:33:12.115 --> 00:33:13.491
‫آقای هولت.

572
00:33:13.574 --> 00:33:15.368
‫میشه لطفا به جایگاه قاضی بیاید؟

573
00:33:21.165 --> 00:33:23.501
‫- چطورین؟
‫- خیلی خب، سریع حرفم رو میزنم.

574
00:33:23.584 --> 00:33:25.503
‫موکل من به جرم دزدی کلان متهم شده.

575
00:33:25.586 --> 00:33:27.797
‫که طبق ماده 487 قانون کیفری...

576
00:33:27.880 --> 00:33:31.968
‫یعنی ارزش کالای دزدیده شده
‫باید بالای 950 دلار باشه.

577
00:33:32.051 --> 00:33:35.722
‫عالیجناب، اون گردنبند چقدر میشه
‫فوقش 400 دلار؟

578
00:33:35.805 --> 00:33:36.889
‫چی؟

579
00:33:36.973 --> 00:33:39.183
‫من چندین باری با طلا و الماس
‫دستمزد گرفتم،

580
00:33:39.267 --> 00:33:40.852
‫خوب تشخیص شون میدم.

581
00:33:40.935 --> 00:33:42.270
‫ولی واسه اینکه مطمئن بشم، جناب قاضی،

582
00:33:42.353 --> 00:33:44.689
‫یه کارشناس در این زمینه
‫رو هم با خودم آوردم.

583
00:33:44.772 --> 00:33:47.150
‫اون ماروین بیدل من هستش.
‫یه جواهرفروشه.

584
00:33:47.233 --> 00:33:49.402
‫سریع می تونه ارزشش رو بهمون بگه.

585
00:33:49.485 --> 00:33:52.488
‫می فهمم که دادستان ممکنه بخوان
‫کارشناس خودشون رو بیارن.

586
00:33:53.072 --> 00:33:55.283
‫به گمونم همسرت نمی دونه که گردنبند نقلبیه؟

587
00:33:55.366 --> 00:33:57.535
‫البته من نمی خوام ناراحتش کنم.

588
00:33:57.618 --> 00:33:59.037
‫شوخیت گرفته؟

589
00:33:59.120 --> 00:34:01.122
‫نه. شوخیم نگرفته.

590
00:34:01.205 --> 00:34:05.460
‫صبر کن، حتی اگه تقلبی باشه
‫مدافع فکر می کرده داره گردنبند واقعی رو می دزده.

591
00:34:05.543 --> 00:34:07.879
‫شاهدی داری که بگه تو ذهنش چی می گذشته؟

592
00:34:07.962 --> 00:34:10.548
‫مگه ندادین ارزش گردنبند تعیین بشه؟

593
00:34:10.631 --> 00:34:12.675
‫تعیین قیمت رو از شرکت بیمه ایشون داریم.

594
00:34:12.759 --> 00:34:14.927
‫که ممکنه یه پرونده کلاهبرداری
‫کاملا جدید رو باز کنه.

595
00:34:16.345 --> 00:34:17.680
‫البته ممکنه اشتباه کرده باشم.

596
00:34:17.764 --> 00:34:22.477
‫خانوم شپرد، نظری ندارین که چطور می خواین
‫پرونده رو پیش ببرین؟

597
00:34:28.483 --> 00:34:31.402
‫کاملا آزاد شدم؟
‫یعنی می تونم برم؟

598
00:34:31.486 --> 00:34:34.322
‫خب، مگه اینکه دادستان تصمیم بگیره
‫خانواده هولت رو تحت پیگرد قانونی قرار بده...

599
00:34:34.405 --> 00:34:36.783
‫و بهت زنگ می زنن
‫تا علیه شون شهادت بدی،

600
00:34:36.866 --> 00:34:38.201
‫ولی فکر نکنم این اتفاق بیوفته.

601
00:34:38.284 --> 00:34:39.118
‫وای، خدای من.

602
00:34:39.202 --> 00:34:40.828
‫حتی مجبور نشدی که بری اون بالا...

603
00:34:40.912 --> 00:34:42.830
‫و شهادت بدی که چه آدم خوبی هستی.

604
00:34:42.914 --> 00:34:46.417
‫نمی دونم چطور ازت تشکر کنم.
‫یه روز پولت رو میدم، قول میدم.

605
00:34:46.501 --> 00:34:47.877
‫الان پولم رو میدی.

606
00:34:48.669 --> 00:34:50.588
‫من بی پولم.
‫یه قرون جیبم ندارم.

607
00:34:50.671 --> 00:34:52.006
‫گواهینامه داری؟

608
00:34:52.090 --> 00:34:53.091
‫ببخشید؟

609
00:34:54.133 --> 00:34:55.718
<i>‫ منظورت چیه که استخدامش کردی؟ </i>

610
00:34:55.802 --> 00:34:58.638
‫بهت که گفتم راننده لازم دارم،
‫و اون رانندگی بلده.

611
00:34:58.721 --> 00:35:00.139
‫من درواقع راننده خوبی ام.

612
00:35:00.223 --> 00:35:02.642
‫اون درواقع راننده خوبیه، لورنا.

613
00:35:02.725 --> 00:35:05.311
‫نمی مُردی که تو دفتر کار می کردی.

614
00:35:05.394 --> 00:35:08.106
‫ساز و بنای زیادی داره.
‫باید وقتی درحال حرکتم کار کنم.

615
00:35:08.189 --> 00:35:12.110
‫- میکی، مگه نگفته بودی که دختره معتاده؟
‫- قبلا بوده. من کی باشم که قضاوت کنم؟ بپیچ سمت راست.

616
00:35:13.027 --> 00:35:14.654
‫الان میرسم.
‫بعداً بهت زنگ میزنم.

617
00:35:14.737 --> 00:35:16.072
‫میکی، نه...

618
00:35:19.951 --> 00:35:22.912
‫- مگی.
‫- سلام، لورنا. از دیدنت خوشحالم.

619
00:35:22.995 --> 00:35:26.916
‫ممنون و همچنین.
‫زیبا شدی.

620
00:35:30.711 --> 00:35:32.296
‫کمکی از دستم برمیاد؟

621
00:35:33.339 --> 00:35:35.341
‫هر دومون بهش اهمیت میدیم، لورنا.

622
00:35:36.175 --> 00:35:38.052
‫و یعنی، خوشحالم...

623
00:35:38.136 --> 00:35:40.847
‫که این همه اتفاقات مثبت
‫واسه میکی افتاده...

624
00:35:40.930 --> 00:35:42.223
‫ولی؟

625
00:35:42.306 --> 00:35:46.144
‫ولی گرفتن وکالت پرونده قتل یه شخص سرشناس
‫به جای وکیلی که تازه خدا می دونه...

626
00:35:46.227 --> 00:35:49.480
‫به چه دلیلی کشته شده،
‫واقعا فکر خوبیه؟

627
00:35:49.564 --> 00:35:51.274
‫بالاخره فرصت محیا شده، مگی.

628
00:35:51.357 --> 00:35:54.902
‫من وکالتش رو با چنگ و دندون نگه داشتم.

629
00:35:54.986 --> 00:35:57.572
‫زندگی اون بزرگتر از حرفه حقوقیشه.

630
00:35:57.655 --> 00:36:01.617
‫قبلش باید دوباره سرپا بشه.
‫دخترش بهش نیاز داره که دوباره سرپا بشه.

631
00:36:01.701 --> 00:36:05.288
‫می دونم و همین ممکنه چیزی باشه
‫که به اونجا می رسونتش.

632
00:36:05.371 --> 00:36:07.790
‫تو این یه سال، دوباره زنده موندن کرده.

633
00:36:07.874 --> 00:36:08.958
‫و میکی رو که می شناسی.

634
00:36:09.041 --> 00:36:11.127
‫تنها چیزی که اون از یه مبارزه
‫بیشتر خوشش میاد...

635
00:36:11.210 --> 00:36:13.713
‫مبارزه ایه که یه دستش از پشت بسته باشه.

636
00:36:26.225 --> 00:36:27.810
‫حدود 15 دقیقه دیگه میام.

637
00:36:27.894 --> 00:36:28.936
‫به نظر خوبه.

638
00:36:59.926 --> 00:37:01.093
‫به جنگل خوش اومدی.

639
00:37:09.393 --> 00:37:11.562
‫یادم بنداز که عمراً هیئت مدیره رو بیاریم اینجا.

640
00:37:11.646 --> 00:37:13.606
‫از این یارو متنفر میشن
‫و به فنا می ریم.

641
00:37:22.406 --> 00:37:24.909
‫زنش روی تخت بوده.

642
00:37:26.702 --> 00:37:27.662
‫مَرده روی زمین.

643
00:37:29.163 --> 00:37:33.542
‫پلیس فکر می کنه که الیوت دم در وایساده بوده.
‫شاید نگاهشون می کرده...

644
00:37:33.626 --> 00:37:37.171
‫یه مدت همینطوری وایساده
‫بعد اومده و بهشون شلیک کرده.

645
00:37:38.464 --> 00:37:40.633
‫وسیله قتل پیدا نشده.

646
00:37:41.342 --> 00:37:43.344
‫احتمالا تو اقیانوسه.

647
00:37:46.973 --> 00:37:49.976
‫نمی دونم، میک.
‫تو کارت خوبه، ولی در این حد؟

648
00:37:50.059 --> 00:37:52.019
‫اگه بتونن الیوت رو اینجا قرار بدن.

649
00:37:52.812 --> 00:37:55.940
‫انگیزه تمام وجود داره.
‫بُراده مثبت گلوله.

650
00:37:56.899 --> 00:37:58.526
‫گذشته اش رو بهت گفته؟

651
00:38:02.446 --> 00:38:04.991
‫هی گوش کن، یه چیزه دیگه هم هست.

652
00:38:05.074 --> 00:38:06.075
‫چی؟

653
00:38:08.786 --> 00:38:11.747
‫می دونم که مشکلی با من و لورنا نداری و اینا.

654
00:38:11.831 --> 00:38:14.834
‫حداقل میگی که مشکلی نداری.

655
00:38:14.917 --> 00:38:17.712
‫لورنا قرار بود وقت مناسبش که رسید
‫بهت بگه،

656
00:38:17.795 --> 00:38:19.297
‫ولی یه جورایی،

657
00:38:19.380 --> 00:38:22.383
‫شک دارم که وقت مناسب اون برسه،

658
00:38:22.466 --> 00:38:23.884
‫پس حرفم رو میزنم بره.

659
00:38:25.261 --> 00:38:26.846
‫من و لورنا،

660
00:38:28.639 --> 00:38:29.890
‫می خوایم ازدواج کنیم.

661
00:38:31.726 --> 00:38:32.727
‫آه.

662
00:38:35.396 --> 00:38:38.858
‫منظورت چیه، "آه"؟
‫یعنی چی "آه"؟ مشکلی باهاش نداری؟

663
00:38:39.442 --> 00:38:41.610
‫من ربطی به قضیه ندارم، سیسکو.

664
00:38:41.694 --> 00:38:43.696
‫ولی می خوام بدونم،
‫مشکلی باهاش نداری؟

665
00:38:45.990 --> 00:38:46.991
‫دوستش داری؟

666
00:38:47.575 --> 00:38:48.617
‫با تمام وجودم.

667
00:38:50.119 --> 00:38:51.620
‫پس مشکلی باهاش ندارم.

668
00:38:51.704 --> 00:38:53.331
‫ولی بذار بهت بگم، سیسکو.

669
00:38:53.414 --> 00:38:56.292
‫اون یکی از چهارتا آدم مهم زندگی منه.

670
00:38:57.501 --> 00:39:00.046
‫- اگه اونو برنجونی...
‫- معلومه که نمی رنجونمش.

671
00:39:00.129 --> 00:39:02.048
‫اون بهترینه.

672
00:39:02.131 --> 00:39:03.007
‫چهارمین نفر کیه؟

673
00:39:03.090 --> 00:39:04.091
‫چی؟

674
00:39:05.051 --> 00:39:06.635
‫گفتی چهار نفر.

675
00:39:08.637 --> 00:39:10.765
‫هیلی، مگی، لورنا و...

676
00:39:12.391 --> 00:39:13.601
‫نفر چهارم کیه؟

677
00:39:13.684 --> 00:39:14.685
‫میکی هالر هستم.

678
00:39:17.146 --> 00:39:19.357
‫بله...
‫بله، میام.

679
00:39:24.653 --> 00:39:26.238
‫ترور الیوت احضارم کرده.

680
00:39:33.120 --> 00:39:34.705
<i>‫ سابقه ات خوب در اومد. </i>

681
00:39:34.789 --> 00:39:38.334
<i>‫ وکیل دادگستری با عملکرد عالی، </i>
<i>‫ طبق گفته بیشترشون خیلی بهتر از جری بودی. </i>

682
00:39:38.417 --> 00:39:41.504
‫تا اینکه زدی جاده خاکی
‫و معتاد شدی.

683
00:39:41.587 --> 00:39:42.838
‫الان معتاد نیستم.

684
00:39:44.673 --> 00:39:47.760
‫گوش کن، میکی.
‫مسئله این پرونده اینه،

685
00:39:47.843 --> 00:39:49.512
‫من باید تو دادگاه برنده بشم،

686
00:39:49.595 --> 00:39:52.348
‫و باید از نظر مردم برنده بشم.

687
00:39:53.140 --> 00:39:55.184
‫دنیا این روزها زود آدما رو کنسل می کنن.
‫[ فرهنگ کنسل ]

688
00:39:55.267 --> 00:39:57.144
‫فقط محتوای توییترم رو ببین.

689
00:39:58.729 --> 00:40:01.232
‫من وکیلی نیاز دارم که بتونه
‫آزادیم...

690
00:40:01.315 --> 00:40:02.817
‫و اسمم رو پس بگیره.

691
00:40:04.110 --> 00:40:05.528
‫تو همون وکیلی؟

692
00:40:07.238 --> 00:40:08.239
‫نه.

693
00:40:09.865 --> 00:40:12.076
‫نه، من فقط می تونم حکم "بیگناه"
‫رو برات بگیرم.

694
00:40:12.159 --> 00:40:14.328
‫نمی تونم بی گناهیت رو به طول کامل مشخص کنم.

695
00:40:14.412 --> 00:40:17.498
‫دادگاه اینطوری نیست.
‫حکم بیگناه، بهترین کاریه که می تونم بکنم.

696
00:40:17.581 --> 00:40:19.834
‫و می تونی اینو بگیری؟
‫حتما؟

697
00:40:19.917 --> 00:40:22.169
‫بستگی داره چی داشته باشم
‫که باهاش کار کنم.

698
00:40:23.337 --> 00:40:24.964
‫- من اونا رو نکشتم.
‫- من اینو ازت نپرسیدم.

699
00:40:25.047 --> 00:40:27.550
‫ولی می خوام بدونی، این کارو نکردم.

700
00:40:29.593 --> 00:40:31.554
‫خیلی خب، قضیه از این قراره، ترور.

701
00:40:32.263 --> 00:40:36.600
‫من تقریبا می تونم هر پرونده ای رو برنده بشم
‫اگه بدونم با چی سر و کار دارم.

702
00:40:37.393 --> 00:40:39.061
‫درحال حاضر، نمی دونم.

703
00:40:39.145 --> 00:40:40.187
‫پس اگه بهم دروغ بگی،

704
00:40:40.980 --> 00:40:43.816
‫پرونده ات رو نمی خوام،
‫حالا هرچقدرم که ممکنه بهش نیاز داشته باشم.

705
00:40:46.360 --> 00:40:47.361
‫باشه.

706
00:40:49.989 --> 00:40:50.990
‫باشه.

707
00:40:52.116 --> 00:40:55.411
‫تو دبیرستان من و باحال بودن
‫زمین تا آسمون فرق داشتیم.

708
00:40:56.120 --> 00:41:00.082
‫دخترها سلامم باهام نمی کردن،
‫ولی همیشه می تونستم با زلدا حرف بزنم.
‫[ بازی افسانه زلدا ]

709
00:41:00.958 --> 00:41:02.251
‫زندگی واقعی مزخرف بود.

710
00:41:03.294 --> 00:41:05.629
‫ولی بازی های ویدئویی، اهمیت داشتن.

711
00:41:06.464 --> 00:41:08.090
‫بعد با لارا آشنا شدم.

712
00:41:08.174 --> 00:41:11.635
‫اون فرق می کرد.
‫زیبا بود، باهوش بود.

713
00:41:11.719 --> 00:41:13.345
‫و دوستم داشت.

714
00:41:14.889 --> 00:41:18.559
‫تازه دانشکده عالی رو تموم کرده بود،
‫صنعت بازی سازی تو اوج بود.

715
00:41:18.642 --> 00:41:22.980
‫ولی مشکلی که هیچکس نمی تونست حلش کنه
‫دره ی ناآشنا بود.

716
00:41:23.063 --> 00:41:24.106
‫ناآشنا چی؟

717
00:41:26.317 --> 00:41:28.569
‫اگه سعی کنی یه چیزی رو انسان مانند بسازی،

718
00:41:29.361 --> 00:41:32.364
‫اگه اون تقریبا بی نقص نباشه
‫مغز انسان ردش می کنه.

719
00:41:32.448 --> 00:41:34.950
‫می دونی، شخصیت های بازی های ویدئویی
‫نزدیک به واقعیت بودن،

720
00:41:35.034 --> 00:41:36.410
‫ولی نه به اندازه کافی.

721
00:41:36.494 --> 00:41:39.330
‫مخصوصا تو قسمت چشم ها،
‫همیشه چشم ها غیر واقعی میزدن.

722
00:41:39.413 --> 00:41:41.582
‫ولی هرچه شخصیت بیشتر شبیه به ما باشه،

723
00:41:41.665 --> 00:41:44.877
‫ما بیشتر احساس ارتباط می کنیم،
‫بیشتر هم می خوایم بازی کنیم.

724
00:41:46.045 --> 00:41:49.632
‫این دره ی ناآشناست.
‫و من کسی بودم که ازش رد شدم

725
00:41:51.675 --> 00:41:53.302
<i>‫ تو گاراژ خونه ام کار می کردم. </i>

726
00:41:54.011 --> 00:41:57.848
<i>‫ یه برنامه، شاید صدها خط کُد، </i>

727
00:41:59.016 --> 00:42:00.017
<i>‫ همه چی رو عوض کرد. </i>

728
00:42:01.060 --> 00:42:02.645
‫دختر توی بازی.

729
00:42:05.940 --> 00:42:06.941
‫ناکتورنا.

730
00:42:08.526 --> 00:42:10.402
‫اون اولین بازی بزرگِ موفق مون بود.

731
00:42:11.487 --> 00:42:12.905
‫ما رو شناخته کرد.

732
00:42:12.988 --> 00:42:16.033
‫و بله، مدل شخصیت رو از لارا گرفتم.

733
00:42:16.784 --> 00:42:18.369
‫میشه گفت که دی ان ای اون...

734
00:42:18.452 --> 00:42:22.540
‫تو هرچیزی که این شرکت انجام داده، هست.

735
00:42:23.123 --> 00:42:24.291
‫ما یه تیم بودیم.

736
00:42:25.501 --> 00:42:27.378
‫نمی دونستم که داشت بهم بی وفایی می کرد.

737
00:42:28.254 --> 00:42:30.756
‫الان که به اون موقع نگاه می کنم،
‫من همیشه کار می کردم،

738
00:42:30.839 --> 00:42:34.552
‫زیادی سفر می کردم،
‫و اون ازم زده شد.

739
00:42:35.844 --> 00:42:36.845
‫عصبانی شده بود.

740
00:42:38.305 --> 00:42:40.808
‫اون روز رفتم خونه تا غافلگیرش کنم.

741
00:42:43.227 --> 00:42:44.228
‫و به جاش...

742
00:42:49.066 --> 00:42:52.444
‫تا وقتی که زنده ام
‫هیچوقت از ذهنم پاک نمیشه.

743
00:42:52.528 --> 00:42:57.658
‫اونطوری پیداش کردم.
‫زن خودم. رفیق صمیمیم.

744
00:42:58.242 --> 00:43:00.286
‫و اون مربی یوگای کثافت.

745
00:43:01.412 --> 00:43:03.080
‫و همه فکر می کنن که من کشتمش،

746
00:43:03.163 --> 00:43:05.666
‫ولی حقیقت اینه که
‫اگه اونو زنده پیدا می کردم،

747
00:43:05.749 --> 00:43:07.543
‫حتی اونو ول نمی کردم.

748
00:43:09.295 --> 00:43:12.798
‫بهش التماس می کردم که برگرده پیشم
‫چون بهش نیاز دارم.

749
00:43:14.216 --> 00:43:18.637
‫مردم میگن من یه نابغه ام.
‫کدی که نوشتم، بهش میگن جادو.

750
00:43:19.513 --> 00:43:22.433
‫لارا جادو بود.
‫اون الهامم بود.

751
00:43:22.516 --> 00:43:25.936
‫بدون اون، من الان هنوز تو گاراژ خونه ام بودم.

752
00:43:27.563 --> 00:43:30.566
‫هیچوقت نمی تونستم اونو بکشم...

753
00:43:32.067 --> 00:43:33.611
‫چون بدون اون...

754
00:43:35.988 --> 00:43:37.114
‫من هیچ جادویی ندارم.

755
00:43:43.954 --> 00:43:46.874
‫این چیزیه که باهاش سر و کار داری، جناب وکیل.
‫می تونی باهاش کار کنی؟

756
00:43:49.001 --> 00:43:50.419
‫می تونم باهاش برنده بشم.

757
00:43:52.921 --> 00:43:55.090
‫- می تونی با این برنده بشی؟
‫- می تونم.

758
00:43:57.009 --> 00:43:59.720
‫- می تونی هفته آینده باهاش برنده بشی؟
‫- می تونم.

759
00:44:02.181 --> 00:44:03.349
‫پس استخدامی.

760
00:44:18.364 --> 00:44:19.990
‫- خب؟
‫- بدستش آوردیم.

761
00:44:20.074 --> 00:44:22.326
‫- پرونده رو بدست آوردیم؟
‫- کلی کار داریم، لورنا.

762
00:44:22.409 --> 00:44:24.995
‫- باید به خودمون مسلط باشیم.
‫- وای، خدای من.

763
00:44:25.079 --> 00:44:27.706
‫کلی کار داریم.
‫به سیسکو بگو بیاد دفتر پیشم.

764
00:44:27.790 --> 00:44:28.791
‫میکی...

765
00:44:29.667 --> 00:44:30.668
‫یکم دیگه می بینمت.

766
00:44:47.851 --> 00:44:48.894
‫خوبی؟

767
00:44:50.396 --> 00:44:52.523
‫چشم هات به نظر میان قراره گریه کنن
‫یا همچین چیزی.

768
00:44:53.357 --> 00:44:55.025
‫بخاطر حساسیتمه.

769
00:44:55.109 --> 00:44:56.902
‫تو درکل باید حواست به جاده باشه.

770
00:45:07.162 --> 00:45:08.539
‫واقعا حالت خوبه؟

771
00:45:09.123 --> 00:45:11.834
‫از این بهتر نبودم.
‫اینجا بپیچ، باشه؟

772
00:45:17.131 --> 00:45:18.006
‫آم...

773
00:45:18.090 --> 00:45:19.758
‫چیه؟ چیزی شده؟

774
00:45:19.842 --> 00:45:22.177
‫آره، داریم تعقیب میشیم.

775
00:45:24.179 --> 00:45:29.143
‫«فیلم با زیرنویس در سایت هکس دانلود»

