
1
00:00:00.625 --> 00:00:02.293
‫الان دیگه تقریباً به نظرم واضحه...

2
00:00:02.335 --> 00:00:04.129
‫که صلاح شهر توی اشتغال زاییِ مورگان ادج ـه.

3
00:00:04.170 --> 00:00:06.005
‫می گن ادج داشته روی کارمندهاش...

4
00:00:06.047 --> 00:00:07.799
‫آزمایش انجام می داده.

5
00:00:07.799 --> 00:00:09.676
‫فقط دنبال اطلاعات بودی.

6
00:00:09.718 --> 00:00:11.469
‫خب، همزمان داریم با هم می گردیم.

7
00:00:11.511 --> 00:00:12.846
‫فکر کنم تا خونه پیاده برم.

8
00:00:12.887 --> 00:00:14.347
‫منم مثل شماها خبر نداشتم...

9
00:00:14.389 --> 00:00:15.473
‫که ادج داره چیکار می کنه.

10
00:00:15.473 --> 00:00:16.808
‫- باشه حتماً!
‫- آهای!

11
00:00:16.808 --> 00:00:18.852
‫مردم عصبانی ان. دارن خودشون رو خالی می کنن.

12
00:00:18.893 --> 00:00:20.729
‫می تونیم هم بریم توی مناطق حومه زندگی کنیم.

13
00:00:20.770 --> 00:00:22.439
‫این قضیه بالاخره تموم می شه.

14
00:00:22.480 --> 00:00:23.857
‫وزارت دفاع یه کم بیشتر از...

15
00:00:23.898 --> 00:00:25.108
‫برنامه ـشون، توی شهر می مونه.

16
00:00:25.108 --> 00:00:26.526
‫باید همۀ ایکس-کریپتونایت ها رو در بیارن،

17
00:00:26.568 --> 00:00:27.610
‫تا کس دیگه ای آسیب نبینه.

18
00:00:27.652 --> 00:00:28.987
‫تا کس دیگه ای قدرت پیدا نکنه!

19
00:00:28.987 --> 00:00:31.156
‫لوئیس لین داره لاپوشونیِ کارهای
‫وزارت دفاع رو می کنه.

20
00:00:31.197 --> 00:00:32.991
‫تو مثلاً باید طرفِ مردم باشی.

21
00:00:33.116 --> 00:00:34.325
‫نمی تونم این خبر رو بنویسم.

22
00:00:34.367 --> 00:00:36.327
‫اونقدر بهش نزدیکم که نمی شه بی طرف باقی بمونم،

23
00:00:36.327 --> 00:00:38.121
‫ولی تو می تونی.

24
00:00:40.457 --> 00:00:41.958
‫دستگاه «نابودگر» چی شد؟

25
00:00:42.000 --> 00:00:43.877
‫دقیقاً قبل از انفجار دستت بود.

26
00:00:43.918 --> 00:00:45.462
‫باهاش چیکار کردی؟

27
00:00:51.009 --> 00:00:52.760
‫کدوم گوری رفت؟

28
00:00:52.802 --> 00:00:55.472
‫حالا برو و کاری که
‫براش به اینجا فرستاده شدی رو کامل کن.

29
00:00:55.513 --> 00:00:57.015
‫- نابودگر بشو.
‫- نابودگر بشو.

30
00:00:57.056 --> 00:01:00.727
‫- نابودگر بشو.
‫- نابودگر بشو.

31
00:01:02.854 --> 00:01:06.274
‫تو نابودگر هستی!

32
00:01:06.441 --> 00:01:08.234
‫نابودگر بشو.

33
00:01:08.276 --> 00:01:10.695
‫- خونه ـمون نابود شد.
‫- زیتا-رو یه قولی داده بود.

34
00:01:10.737 --> 00:01:13.364
‫که پسر خودش به نابودگر تبدیل بشه.

35
00:01:13.364 --> 00:01:14.782
‫نمی تونم این کار رو بکنم.

36
00:01:14.824 --> 00:01:16.743
‫انقدر نِق نزن، پسر.

37
00:01:16.784 --> 00:01:19.162
‫دلیل آموزش هام همین بود.

38
00:01:19.204 --> 00:01:21.748
‫- خواهش می کنم، پدر!
‫- یه راه دیگه پیدا می کنم.

39
00:01:21.789 --> 00:01:23.666
‫راه من تنها راهه.

40
00:01:23.708 --> 00:01:25.668
‫جون سالم به در نمی برم.

41
00:01:25.710 --> 00:01:28.755
‫ولی یه چیزِ خیلی عالی تر می شی.

42
00:01:28.796 --> 00:01:29.923
‫نابودگر می شی.

43
00:01:29.964 --> 00:01:32.133
‫صرفاً با لمس دستانِ تو،

44
00:01:32.175 --> 00:01:35.386
‫مردممون احیا می شن.

45
00:01:37.972 --> 00:01:43.978
‫«فیلم با زیرنویس در سایت هکس دانلود»
‫مترجم: «TheFlashPoint»

46
00:01:44.270 --> 00:01:46.356
‫آخه چون ادج هنوز آزاده، برات خطرناکه.

47
00:01:46.397 --> 00:01:47.982
‫من و جان هنوز می ریم مدرسه.

48
00:01:48.024 --> 00:01:50.360
‫چطوریه که خونۀ سارا اینا خطرناک تره؟

49
00:01:50.526 --> 00:01:53.321
‫پدر و مادرش هم خونه می مونن؟

50
00:01:53.571 --> 00:01:55.114
‫فکر کنم.

51
00:01:55.156 --> 00:01:56.366
‫فکر می کنی یا مطمئنی؟

52
00:01:56.407 --> 00:01:57.784
‫دوباره خونه ـشون رو برای فروش گذاشتن.

53
00:01:57.825 --> 00:01:59.244
‫مطمئنم بالاخره یه بزرگتری پیدا می شه.

54
00:01:59.285 --> 00:02:00.370
‫دوباره به فروش گذاشتن؟ چی؟

55
00:02:00.370 --> 00:02:01.788
‫برای این می پرسم که تو و سارا...

56
00:02:01.829 --> 00:02:03.539
‫جدیداً خیلی با هم صمیمی شدین.

57
00:02:03.581 --> 00:02:05.208
‫مامان، لطفاً بس کن!

58
00:02:05.250 --> 00:02:07.085
‫لازم نیست برای بار هزارم حرفش رو بزنیم.

59
00:02:07.126 --> 00:02:08.127
‫فقط می خوایم خیالمون راحت باشه...

60
00:02:08.169 --> 00:02:09.754
‫که تصمیم های مسئولیت پذیرانه ای می گیری.

61
00:02:09.796 --> 00:02:10.797
‫به خاطر همین...

62
00:02:10.838 --> 00:02:12.632
‫- به نظرم باید برادرت رو با خودت ببری.
‫- نه، نه، نه.

63
00:02:12.674 --> 00:02:15.051
‫قبول نمی کنم که ملازم باشم.

64
00:02:15.051 --> 00:02:16.719
‫در ضمن باید...

65
00:02:16.719 --> 00:02:18.429
‫با جان هنری روی چکش کار کنم.

66
00:02:18.513 --> 00:02:20.723
‫جدیداً خیلی با جان هنری می گردی.

67
00:02:20.765 --> 00:02:22.725
‫خب، آره، اون عملاً نابغه ایه که...

68
00:02:22.767 --> 00:02:24.894
‫دو بار جون بابا رو نجات داده.

69
00:02:24.936 --> 00:02:27.563
‫پس فکر می کنم بتونم خیلی چیزا ازش یاد بگیرم.

70
00:02:27.772 --> 00:02:28.898
‫اونقدرا خیالمون راحت نیست...

71
00:02:28.940 --> 00:02:30.483
‫که از اونجور اسلحه ها بسازی.

72
00:02:30.483 --> 00:02:32.735
‫خب، آخه نمی شه که جفتش با هم باشه.

73
00:02:32.777 --> 00:02:34.737
‫یا ادج خطرناکه یا نیست.

74
00:02:35.071 --> 00:02:38.116
‫فقط می خوام برای وقتی که
‫دوباره سر و کله ـش پیدا می شه آماده باشم.

75
00:02:38.282 --> 00:02:39.742
‫باشه، خیلی منطقی داری حرف می زنی.

76
00:02:39.784 --> 00:02:42.245
‫زود باشید. یالا!
‫می تونید برید.

77
00:02:47.750 --> 00:02:49.752
‫لانا خونه ـش رو برای فروش گذاشته؟
‫کِی گذاشته بود؟

78
00:02:49.794 --> 00:02:51.421
‫نمی دونم.
‫می خوای برو از خودش بپرس.

79
00:02:51.462 --> 00:02:52.672
‫می شه از ابزار فروشی...

80
00:02:52.714 --> 00:02:55.049
‫- لامپ هم بگیری؟
‫- نمی شه!

81
00:02:55.091 --> 00:02:57.093
‫ابزار فروشی خانوادۀ تیگ، کارشون رو تعطیل کردن.

82
00:02:57.343 --> 00:02:58.428
‫چی؟

83
00:02:58.428 --> 00:03:00.805
‫توی ماه اخیر، این چهارمین کسب و کار محلی ـه.

84
00:03:00.805 --> 00:03:02.432
‫آره می دونم. اسمالویل خیلی وضعش خرابه.

85
00:03:02.473 --> 00:03:04.851
‫انگار ادج اینجا رو بدتر از قبل کرده.

86
00:03:04.892 --> 00:03:07.645
‫آره، اینکه وزارت دفاع هم هنوز اینجاست،
‫کار رو بدتر کرده.

87
00:03:09.522 --> 00:03:11.190
‫حالا که حرفش شد، صدای بابات رو می شنوم.

88
00:03:11.232 --> 00:03:12.650
‫ادج رو پیدا کرده؟

89
00:03:12.692 --> 00:03:16.195
‫نه، انگار ناراحته.

90
00:03:16.237 --> 00:03:18.406
‫اون همیشه ناراحته.

91
00:03:18.448 --> 00:03:21.325
‫«وزارت دفاع، اسمالویل رو گروگان گرفته»؟

92
00:03:21.367 --> 00:03:22.660
‫چیزی از این موضوع می دونی؟

93
00:03:22.702 --> 00:03:24.245
‫کریسی دیشب برام توضیح داد.

94
00:03:24.328 --> 00:03:25.663
‫پس چرا جلوی انتشارش رو نگرفتی؟

95
00:03:25.705 --> 00:03:27.707
‫چون کلی سؤال خوب مطرح کرده.

96
00:03:27.707 --> 00:03:29.041
‫داره کارش رو می کنه دیگه.

97
00:03:29.083 --> 00:03:30.793
‫با انتقاد از مردها و زنانی که...

98
00:03:30.835 --> 00:03:32.712
‫دارن سعی می کنن از این شهر محافظت کنن؟

99
00:03:32.754 --> 00:03:35.173
‫ما رو «نیروی اِشغال گر» خطاب کرده.

100
00:03:35.214 --> 00:03:37.675
‫آره، این یکی شاید یه کم اغراق آمیز باشه.

101
00:03:39.218 --> 00:03:41.304
‫وزارت دفاع یک ماهه که اینجاست.

102
00:03:41.345 --> 00:03:42.930
‫ملت می خوان بدونن کِی می رید.

103
00:03:42.972 --> 00:03:44.932
‫وقتی به نظرم اینجا امن بیاد.

104
00:03:44.974 --> 00:03:47.518
‫ولی نمی تونم اینو بگم، چون اگه مردم بفهمن...

105
00:03:47.560 --> 00:03:50.062
‫که مورگان ادج هنوز آزاده،
‫ترس میفته به جونشون.

106
00:03:50.104 --> 00:03:52.607
‫قبول کردم که امروز توی سالن شهرداری صحبت کنم،

107
00:03:52.648 --> 00:03:54.650
‫تا بلکه خیال مردم رو راحت کنم.

108
00:03:54.692 --> 00:03:56.903
‫الان دیگه تقریباً غیرممکن شد.

109
00:03:56.944 --> 00:03:59.489
‫پس یه بار هم که شده روراست باش.

110
00:03:59.530 --> 00:04:01.908
‫کلی از اون سؤال ها
‫به خانواده ـمون و و رازهایی که...

111
00:04:01.949 --> 00:04:03.993
‫شماها رو در امان نگه می داره برمی گردن.

112
00:04:04.035 --> 00:04:05.745
‫الان واقعاً مشکل همینه؟

113
00:04:05.787 --> 00:04:07.997
‫داری انگیزه ام رو زیر سؤال می بری؟

114
00:04:08.706 --> 00:04:09.957
‫چیکار کنم، لوئیس؟

115
00:04:09.957 --> 00:04:12.919
‫از دنیا محافظت کنم یا از خانواده ـمون؟

116
00:04:13.169 --> 00:04:16.547
‫آخه ظاهراً هر کاری بکنم
‫از نظر تو اشکال داره.

117
00:04:16.589 --> 00:04:17.673
‫بابا، شرمنده.

118
00:04:17.673 --> 00:04:19.467
‫دیگه صحبتی ندارم.

119
00:04:26.599 --> 00:04:30.144
‫[بازدید برای عموم آزاد]
‫[خانه ای زیبا برای فروش]

120
00:04:33.231 --> 00:04:35.441
‫عه، سلام کلارک.
‫جوردن اون پشت پیش ساراست.

121
00:04:35.483 --> 00:04:38.027
‫نه، راستش برای بازدید از خونه اومدم.

122
00:04:38.069 --> 00:04:39.320
‫خیلی که دیر نیومدم؟

123
00:04:39.320 --> 00:04:41.489
‫نه، به هیچ وجه.

124
00:04:41.531 --> 00:04:42.281
‫بفرما تو.

125
00:04:42.365 --> 00:04:44.951
‫ممنونم. ممنونم.

126
00:04:44.992 --> 00:04:48.371
‫خب، چی شده که اسمالویل رو انتخاب کردین؟

127
00:04:48.412 --> 00:04:50.456
‫- می دونی، بزرگ شدۀ اینجا هستم.
‫- عه، جدی؟

128
00:04:50.498 --> 00:04:52.750
‫آره. آره. واقعاً عاشقش بودم.

129
00:04:52.792 --> 00:04:56.003
‫می دونی، شهر عالی ای بود. آدمای خوبی داشت.

130
00:04:56.045 --> 00:04:58.965
‫- اینجا با دوست صمیمیم آشنا شدم.
‫- مرد خوش شانسی بوده که با تو رفیق شده.

131
00:04:59.006 --> 00:05:00.591
‫زنه! زنه!

132
00:05:00.591 --> 00:05:03.302
‫و باور کن اونی که شانس آورده منم.

133
00:05:03.553 --> 00:05:08.683
‫ولی یه جورایی به نظر میاد که
‫اخیراً داره ازم دوری می کنه.

134
00:05:09.809 --> 00:05:13.062
‫خودم می دونم. شرمنده، کلارک.

135
00:05:13.813 --> 00:05:15.815
‫فقط اینکه هر بار می بینمت...

136
00:05:15.856 --> 00:05:18.693
‫یاد همۀ چیزهایی میفتم که دارم از دستشون می دم.

137
00:05:18.734 --> 00:05:21.153
‫شاید این نشونه ای برای این باشه که باید بمونی.

138
00:05:23.781 --> 00:05:25.825
‫گوش کن.

139
00:05:26.158 --> 00:05:27.910
‫وقتی تو رفتی...

140
00:05:27.952 --> 00:05:29.829
‫حاضر بودم هر کاری بکنم...

141
00:05:29.870 --> 00:05:31.163
‫تا اینجا نگهت دارم.

142
00:05:31.205 --> 00:05:32.707
‫ولی به یه شروع نو نیاز داشتی...

143
00:05:32.748 --> 00:05:34.917
‫و ما هم الان همچین چیزی لازم داریم.

144
00:05:34.959 --> 00:05:36.502
‫آره...

145
00:05:36.544 --> 00:05:38.337
‫ولی من اونموقع بچه بودم،

146
00:05:38.421 --> 00:05:40.256
‫تو هم کل زندگیت اینجا بودی.

147
00:05:40.298 --> 00:05:43.134
‫در ضمن الان که مامانم مُرده،
‫تو قلب اسمالویلی.

148
00:05:43.175 --> 00:05:45.136
‫هستی دیگه.

149
00:05:45.886 --> 00:05:48.180
‫ولی اسمالویل از دست رفته.

150
00:05:48.222 --> 00:05:51.225
‫آدمای اینجا قدیما هوای همدیگه رو داشتن.

151
00:05:51.267 --> 00:05:55.187
‫بعد از کاری که ادج کرد،
‫اون اعتماد از بین رفت.

152
00:05:55.229 --> 00:05:59.317
‫پس بمون و کمک کن از نو بسازیمش.

153
00:05:59.775 --> 00:06:01.610
‫شرمنده، کلارک.

154
00:06:01.652 --> 00:06:03.529
‫واقعاً شرمنده ام.

155
00:06:04.071 --> 00:06:05.781
‫ولی ما تصمیممون رو گرفتیم.

156
00:06:12.079 --> 00:06:14.123
‫فکر کنم بابات کاملاً شکست خورد.

157
00:06:17.835 --> 00:06:19.837
‫پس به گمونم هیچ جوره اینجا نمی مونید، درسته؟

158
00:06:19.879 --> 00:06:22.048
‫نه، عمراً اگه جایی بریم.

159
00:06:23.007 --> 00:06:25.468
‫ولی پدر و مادرت دارن خونه رو می فروشن.

160
00:06:25.718 --> 00:06:26.969
‫به کی؟

161
00:06:26.969 --> 00:06:28.721
‫کسی نمی تونه سریع از این شهر بره.

162
00:06:28.721 --> 00:06:31.515
‫هیچ آدم عاقلی الان به اسمالویل نقل مکان نمی کنه.

163
00:06:31.682 --> 00:06:33.309
‫فکر نمی کنم مامانت باهات هم عقیده باشه.

164
00:06:33.350 --> 00:06:35.436
‫ظاهراً کمر به رفتن بسته.

165
00:06:35.895 --> 00:06:38.189
‫چه جوری حرفاش رو شنیدی؟

166
00:06:39.565 --> 00:06:40.816
‫خب، مهم نیست.

167
00:06:40.858 --> 00:06:42.318
‫تفکرشون خیلی مسخره ـست.

168
00:06:42.359 --> 00:06:44.695
‫فکر می کنن اگه بریم یه جای دیگه...

169
00:06:44.737 --> 00:06:46.781
‫می تونیم از نو شروع کنیم.

170
00:06:46.822 --> 00:06:50.701
‫گرچه فقط یه پیشنهادِ مزخرف
‫ برای خرید اینجا بهشون دادن.

171
00:06:51.660 --> 00:06:52.620
‫عالیه.

172
00:06:52.661 --> 00:06:54.413
‫یه موقع جلوی بابام این حرف رو نزنی!

173
00:06:54.455 --> 00:06:56.582
‫نه، نه، نه، نه، منظورم اینه که...

174
00:06:56.624 --> 00:06:59.293
‫عالیه که اینجا می مونید. همین!

175
00:06:59.335 --> 00:07:01.128
‫می دونم منظورت چی بود.

176
00:07:02.797 --> 00:07:04.590
‫خب، اون چند ولت ـه؟

177
00:07:07.927 --> 00:07:10.095
‫- بیشتر از اونی که بتونی از پسش بر بیای.
‫- چی بگم.

178
00:07:10.179 --> 00:07:11.722
‫قبلاً بدون هیچ مشکلی ازش استفاده کردم.

179
00:07:11.722 --> 00:07:14.308
‫خب، الان مشکل ساز می شه.

180
00:07:17.645 --> 00:07:19.980
‫چه اصلاحات دیگه ای داری انجام می دی؟

181
00:07:22.900 --> 00:07:25.361
‫در مورد سؤال پرسیدن چی گفته بودم؟

182
00:07:25.402 --> 00:07:26.695
‫که نپرسم.

183
00:07:33.452 --> 00:07:35.538
‫قضیۀ این چیه؟

184
00:07:36.664 --> 00:07:39.208
‫اون...

185
00:07:39.250 --> 00:07:40.417
‫اون ایدۀ نات بود.
‫(ناتاشا)

186
00:07:40.459 --> 00:07:42.294
‫دقیقاً بعد از اینکه
‫کار لباس قدیمی رو تموم کردیم گفتش.

187
00:07:42.336 --> 00:07:43.921
‫بهت کمک کرده لباس جنگیت رو بسازی؟

188
00:07:43.963 --> 00:07:45.381
‫معرکه ـست!

189
00:07:47.424 --> 00:07:50.511
‫معرکه نیست.

190
00:07:50.553 --> 00:07:53.722
‫چهارده سالِش بود و
‫مامانش توی پخش زندۀ تلویزیون کُشته شد.

191
00:07:53.889 --> 00:07:55.140
‫شرمنده... حرفم احمقانه بود.

192
00:07:55.140 --> 00:07:58.185
‫در یک لحظه، کل کودکیش ازش دزدیده شد.

193
00:07:58.227 --> 00:08:00.896
‫آخرین ماه های زندگیش رو توی یه پناهگاه زیرزمینی
‫قایم شده بود.

194
00:08:01.981 --> 00:08:04.692
‫- می دونم.
‫- پس انقدر وقت منو تلف نکن.

195
00:08:07.611 --> 00:08:11.031
‫تو باید... باید بری بیرون پیش دوستات باشی...

196
00:08:11.073 --> 00:08:13.534
‫و مثل بچه های عادی باشی،
‫نه اینکه اینجا بازی های جنگی بکنی.

197
00:08:13.576 --> 00:08:15.703
‫فقط می خواستم ازت یاد بگیرم.

198
00:08:15.744 --> 00:08:17.788
‫خب، دیگه چیزی ندارم بهت آموزش بدم.

199
00:08:19.790 --> 00:08:21.333
‫برو مزاحم یکی دیگه بشو.

200
00:08:36.599 --> 00:08:39.101
‫الان بابام کلی تیکه بارم کرد.

201
00:08:39.143 --> 00:08:40.728
‫- آخ لوئیس...
‫- عیبی نداره.

202
00:08:40.769 --> 00:08:42.479
‫حق داشتی اون مقاله رو چاپ کنی.

203
00:08:42.521 --> 00:08:45.065
‫حق مردمه که بدونن چرا وزارت دفاع هنوز اینجاست.

204
00:08:45.107 --> 00:08:47.192
‫به نظرت توی سالن شهرداری
‫جواب سؤال هامون رو می گیریم؟

205
00:08:47.234 --> 00:08:49.570
‫شاید بگیریم، شایدم نگیریم.
‫ولی به هیچکس بیشتر از تو...

206
00:08:49.611 --> 00:08:51.739
‫برای پرسیدنِ سؤالات سخت، اعتماد ندارم.

207
00:08:53.115 --> 00:08:55.075
‫خب، خیلی لطف داری...

208
00:08:55.117 --> 00:08:57.703
‫و به خاطر همین حرفت،
‫چیزی که باید بهت بگم رو خیلی سخت تر کردی.

209
00:09:01.790 --> 00:09:03.792
‫بهم پیشنهاد خریدِ روزنامۀ «گزت» رو دادن.

210
00:09:05.836 --> 00:09:07.838
‫کی داده؟ یه آدم میلیاردر؟

211
00:09:07.880 --> 00:09:09.923
‫بیشتر به شرکت های اختلاطی چند ملیتی می خوره.

212
00:09:10.007 --> 00:09:12.343
‫چه بدتر! اخبار برای اونا مهم نیست.

213
00:09:12.384 --> 00:09:14.178
‫تنها چیزی که براشون مهمه، سود و زیانه.

214
00:09:14.219 --> 00:09:17.348
‫کریسی، اونا همۀ دستاوردهامون رو نابود می کنن.

215
00:09:17.389 --> 00:09:20.142
‫می دونم، ولی مگه چارۀ دیگه ای هم دارم؟

216
00:09:20.184 --> 00:09:21.727
‫داریم ورشکسته می شیم.

217
00:09:21.769 --> 00:09:24.355
‫بعد از قضیۀ ادج، مشترکینِ کممون، کم تر هم شدن.

218
00:09:24.355 --> 00:09:27.149
‫- مشترکین جدید پیدا می کنیم.
‫- چطور؟

219
00:09:27.191 --> 00:09:28.359
‫ما یه روزنامۀ شهرستانی...

220
00:09:28.400 --> 00:09:30.486
‫توی شهری هستیم که دیگه داره از بین می ره.

221
00:09:30.819 --> 00:09:32.946
‫حتی داشتنِ مشهورترین خبرنگارِ دنیا...

222
00:09:33.030 --> 00:09:34.782
‫نمی تونه جلوی بسته شدنِ اینجا رو بگیره.

223
00:09:35.949 --> 00:09:38.786
‫اگه روزنامۀ گزت ادغام بشه...

224
00:09:38.827 --> 00:09:40.037
‫ادج برنده می شه.

225
00:09:40.913 --> 00:09:42.498
‫بعضی وقتا برنده ای وجود نداره.

226
00:09:42.539 --> 00:09:44.500
‫فقط بازنده هست.

227
00:09:44.500 --> 00:09:46.043
‫لوئیس، اگه این پیشنهاد رو قبول نکنم،

228
00:09:46.085 --> 00:09:48.879
‫در عرض یه ماه ورشکسته می شم.

229
00:09:49.046 --> 00:09:50.464
‫چاره ای ندارم.

230
00:10:04.645 --> 00:10:07.231
‫تموم شد.

231
00:10:07.272 --> 00:10:10.275
‫یک فداکاریِ باارزش.

232
00:10:10.359 --> 00:10:12.069
‫شروع می کنیم.

233
00:10:12.111 --> 00:10:14.238
‫وقتش رسیده.

234
00:10:14.279 --> 00:10:15.948
‫کریپتون احیا می شه.

235
00:10:19.284 --> 00:10:20.994
‫شاید اون اسمالویل از بین رفته.

236
00:10:20.994 --> 00:10:23.372
‫آخه کریسی کل زندگیش توی «گزت» کار کرده...

237
00:10:23.413 --> 00:10:24.915
‫تا آخرش دودستی بده بره.

238
00:10:24.957 --> 00:10:26.917
‫کاری از دست تو برنمیاد؟

239
00:10:26.959 --> 00:10:29.378
‫اگه سوپرمن شروع به بانک زدن نکنه، نه!

240
00:10:29.419 --> 00:10:30.504
‫یه معجزه لازم داره.

241
00:10:30.546 --> 00:10:32.339
‫وزارت دفاع نمی خوایم! وزارت دفاع نمی خوایم!

242
00:10:32.339 --> 00:10:33.799
‫فقط اون نیست که معجزه لازم داره.

243
00:10:33.841 --> 00:10:36.844
‫وزارت دفاع نمی خوایم! وزارت دفاع نمی خوایم!
‫(دبیرستان اسمالویل؛ ورودی بلوک c)

244
00:10:36.885 --> 00:10:37.928
‫انگار وضع خوب نیست.

245
00:10:37.970 --> 00:10:41.014
‫وزارت دفاع نمی خوایم! وزارت دفاع نمی خوایم!

246
00:10:41.056 --> 00:10:44.560
‫وزارت دفاع نمی خوایم! وزارت دفاع نمی خوایم!

247
00:10:44.601 --> 00:10:45.936
‫خیلی بَده.

248
00:10:46.228 --> 00:10:49.022
‫وزارت دفاع نمی خوایم! وزارت دفاع نمی خوایم!

249
00:10:50.274 --> 00:10:52.401
‫همگی توجه کنید.

250
00:10:52.442 --> 00:10:53.777
‫- باید یه کاری بکنیم.
‫- لطفاً...

251
00:10:53.861 --> 00:10:55.404
‫آروم باشید و روی صندلی هاتون بشینید،

252
00:10:55.445 --> 00:10:57.114
‫تا بتونیم شروع کنیم.

253
00:10:59.366 --> 00:11:01.702
‫فقط... نمی خوام با عجله تصمیمی بگیریم...

254
00:11:01.743 --> 00:11:04.371
‫که بعداً ازش پشیمون می شیم.

255
00:11:05.664 --> 00:11:07.916
‫فکر نمی کنم خیلی چاره ای داشته باشیم.

256
00:11:07.958 --> 00:11:11.253
‫مردم اینجا یه جورایی مجبورمون کردن.

257
00:11:11.336 --> 00:11:14.006
‫همه که باهامون مشکل ندارن، کایل.

258
00:11:14.047 --> 00:11:16.300
‫خیلی خب، ببین.

259
00:11:16.341 --> 00:11:18.427
‫من واقعاً قدردانِ...

260
00:11:18.468 --> 00:11:20.345
‫همۀ کارهایی هستم که کنت ها برامون کردن.

261
00:11:20.387 --> 00:11:23.056
‫خیلی هوامون رو داشتن، ولی...

262
00:11:23.056 --> 00:11:25.934
‫لانا، دوستی با اونا غذا سر سفره ـمون نمیاره.

263
00:11:27.477 --> 00:11:29.813
‫می دونم.

264
00:11:29.855 --> 00:11:31.356
‫فقط سخته.

265
00:11:34.109 --> 00:11:35.777
‫سرحملۀ دوم، کجا قایم شده بودی؟

266
00:11:35.819 --> 00:11:37.863
‫عه!

267
00:11:37.904 --> 00:11:39.698
‫سلام، می دونید که مدرسه چه جوریه دیگه.

268
00:11:39.740 --> 00:11:41.658
‫داشتم کارهای عقب افتادۀ مدرسه رو می کردم.

269
00:11:41.700 --> 00:11:43.201
‫ارتش شهرمون رو محاصره کرده،

270
00:11:43.243 --> 00:11:45.621
‫اونوقت تو توی خونه قایم شده بودی تا درس بخونی؟

271
00:11:45.621 --> 00:11:47.497
‫رفیق، جواب چرتی دادی!

272
00:11:47.539 --> 00:11:49.166
‫دیگه وقتشه از جات بلند شی، داداش.

273
00:11:49.166 --> 00:11:50.459
‫پدر و مادر جیمی خارج از شهرن.

274
00:11:50.500 --> 00:11:51.918
‫کل خونه ـشون در اختیار خودشه.

275
00:11:52.002 --> 00:11:54.546
‫همین الان «ولنیتز» داره یه بشکۀ نوشیدنی می گیره.

276
00:11:54.588 --> 00:11:56.048
‫یه چیز به درد بخور.

277
00:11:56.089 --> 00:11:58.550
‫درصد شکرش خیلی بالاست.

278
00:11:58.592 --> 00:11:59.801
‫خیلی خب، پایه ام.

279
00:11:59.968 --> 00:12:01.637
‫تو هم بیا، قدکوتوله.

280
00:12:02.012 --> 00:12:04.473
‫خیلی خب، ما می ریم دنیس و کیتلین رو برداریم.

281
00:12:04.514 --> 00:12:05.807
‫شما پسرا رو اونجا می بینیم. خب؟

282
00:12:05.849 --> 00:12:07.559
‫- خداحافظ.
‫- فعلاً رفیق.

283
00:12:09.436 --> 00:12:11.104
‫دیگه شان بیشتر از این نمی تونست...

284
00:12:11.146 --> 00:12:12.356
‫خصومتش رو غیرمستقیم نشون بده.

285
00:12:12.397 --> 00:12:14.191
‫چی بگم... شاید چون قبلاً قرار می ذاشتین،

286
00:12:14.232 --> 00:12:16.568
‫صحنۀ عجیب غریبی شد.

287
00:12:16.610 --> 00:12:18.820
‫قبلاً که این قضیه مشکل ساز نبود.

288
00:12:18.820 --> 00:12:20.530
‫الان که آبرویی برای پدر و مادرم نمونده،

289
00:12:20.572 --> 00:12:22.115
‫انگار من هم شریک جرمشون هستم.

290
00:12:22.366 --> 00:12:23.241
‫می دونی... به خاطر اون قضیه.

291
00:12:23.283 --> 00:12:25.452
‫- آره، آره، آره. فقط...
‫- خیلی خب.

292
00:12:25.786 --> 00:12:27.079
‫وقتی رسیدی خونه بهم زنگ بزن.

293
00:12:27.120 --> 00:12:28.997
‫- باشه. خیلی خب.
‫- فعلاً.

294
00:12:29.039 --> 00:12:31.249
‫ولنیتز به نفعشه این دفعه پیراهنش رو در نیاره.

295
00:12:37.130 --> 00:12:38.632
‫می بینی اون روزنامۀ مزخرفت...

296
00:12:38.632 --> 00:12:40.258
‫چه آشوبی به پا کرده؟

297
00:12:40.300 --> 00:12:42.260
‫پس بذار کمک کنم.

298
00:12:42.302 --> 00:12:44.971
‫امیدوار بودم همینو بگی.

299
00:12:48.266 --> 00:12:51.061
‫خیلی خب دوستان.
‫جلسه رو شروع می کنیم.

300
00:12:51.103 --> 00:12:54.606
‫ژنرال لین اومده اینجا تا به سؤالاتی که احتمالاً...

301
00:12:54.648 --> 00:12:57.943
‫در مورد حضور پیوستۀ وزارت دفاع در اسمالویل دارید
‫جواب بده.

302
00:12:58.110 --> 00:13:00.362
‫- ژنرال لین بفرمایید.
‫- ممنونم، شهردار «دین».

303
00:13:00.404 --> 00:13:02.781
‫سربازهاتون کِی از شهر می رن بیرون؟

304
00:13:02.823 --> 00:13:05.283
‫آره!

305
00:13:07.160 --> 00:13:10.372
‫بهتون قول می دم که وزارت دفاع
‫داره با سریعترین سرعت ممکن کارش رو انجام می ده.

306
00:13:10.413 --> 00:13:12.958
‫به محض اینکه همۀ مواد خطرناک...

307
00:13:12.999 --> 00:13:14.709
‫از معادن خارج بشن،

308
00:13:14.751 --> 00:13:16.962
‫می تونید انتظارِ کاهش چشمگیری
‫در نیروها داشته باشید.

309
00:13:17.003 --> 00:13:18.296
‫اون نیروها دارن مشاغلی که...

310
00:13:18.338 --> 00:13:20.090
‫در حاشیۀ خیابون اصلی اینجاست رو فراری می دن.

311
00:13:20.132 --> 00:13:22.634
‫آخه چرا نمی شه همه ـشون رو
‫کنار معادن مستقر کنید؟

312
00:13:22.676 --> 00:13:24.553
‫آره، تازه مگه چی توی اون معادن هست...

313
00:13:24.594 --> 00:13:26.847
‫که انقدر خطرناکه؟

314
00:13:26.847 --> 00:13:28.431
‫اجازه ندارم که در موردِ...

315
00:13:28.473 --> 00:13:30.350
‫ماهیت اصلیِ اون ماده صحبت کنم، ولی...

316
00:13:30.392 --> 00:13:32.811
‫اینکه جلوی چشمامون دارید این کارها رو می کنید
‫اشکالی نداره؟!

317
00:13:32.853 --> 00:13:34.229
‫ببینید دوستان، مطمئنم که...

318
00:13:34.271 --> 00:13:35.939
‫دلیل خوبی برای استخراج اون ماده دارن.

319
00:13:35.981 --> 00:13:38.191
‫آره، احتمالاً کلی ارزش مالی داشته باشن.

320
00:13:38.233 --> 00:13:41.444
‫بهتون اطمینان می دم که هیچکس از این قضیه
‫سودی به جیب نمی زنه.

321
00:13:41.486 --> 00:13:44.281
‫ما صرفاً برای صلاح عموم داریم عمل می کنیم.

322
00:13:44.322 --> 00:13:47.659
‫ژنرال لین، می تونید بگید مورگان ادج الان کجاست؟

323
00:13:47.701 --> 00:13:51.121
‫در حال حاضر نمی تونم علناً در این باره صحبتی کنم.

324
00:13:51.163 --> 00:13:53.290
‫چرا نمی تونید؟ مردم ترسیدن...

325
00:13:53.331 --> 00:13:54.875
‫و می خوان بدونن در امانن یا نه.

326
00:13:54.916 --> 00:13:56.209
‫- آره.
‫- آره!

327
00:13:56.293 --> 00:13:57.836
‫خانم «بپو»، به نظرم برای امروز...

328
00:13:57.878 --> 00:13:59.379
‫به اندازۀ کافی مردم رو ترسونده باشین.

329
00:13:59.421 --> 00:14:01.423
‫- بابا!
‫- می شه حداقل بگید ادج توی بازداشتگاهه یا نه؟

330
00:14:01.464 --> 00:14:04.092
‫- خانم بپو!
‫- نه، نیست.

331
00:14:04.134 --> 00:14:06.344
‫- لوئیس!
‫- حق دارن بدونن.

332
00:14:06.386 --> 00:14:08.263
‫ادج چند هفته پیش...

333
00:14:08.305 --> 00:14:09.681
‫تونست از یه بازداشتگاه فرار کنه.

334
00:14:09.723 --> 00:14:12.475
‫حالا از اونموقع تا حالا، سوپرمن و وزارت دفاع...

335
00:14:12.517 --> 00:14:14.936
‫تمام تلاششون رو داشتند می کردند
‫تا رد اون رو بزنن.

336
00:14:14.978 --> 00:14:16.354
‫ولی تا به الان...

337
00:14:16.396 --> 00:14:18.690
‫هنوز معلوم نیست کجاست.

338
00:14:18.732 --> 00:14:20.984
‫باید نگران این باشیم که یه موقع برنگرده اینجا؟

339
00:14:23.695 --> 00:14:25.989
‫متأسفانه تا زمانیکه مورگان ادج دستگیر نشده...

340
00:14:26.031 --> 00:14:27.657
‫دلیل برای نگرانی هست.

341
00:14:27.699 --> 00:14:30.827
‫ولی مطمئن باشید که
‫وزارت دفاع داره تمام تلاشش رو می کنه...

342
00:14:30.869 --> 00:14:33.163
‫تا مردم اسمالویل رو در امان نگه داره.

343
00:14:33.204 --> 00:14:35.749
‫کسی به یه کلمه از حرفای اون مرد اعتماد نکنه.

344
00:14:37.542 --> 00:14:39.252
‫اون مادر دِرِک پاول ـه؟

345
00:14:39.419 --> 00:14:40.420
‫آره.

346
00:14:40.462 --> 00:14:43.006
‫وزارت دفاع ماه هاست که داره دروغ می گه.

347
00:14:44.466 --> 00:14:46.676
‫از همون موقع که پسرم مُرد!

348
00:14:48.219 --> 00:14:50.430
‫تازه من مدرک دارم.

349
00:14:53.058 --> 00:14:55.393
‫[ادارۀ آتش نشانی اسمالویل]

350
00:15:01.566 --> 00:15:03.485
‫فکرش رو می کردم تو باشی.

351
00:15:07.322 --> 00:15:10.158
‫با خودم گفتم الان بهترین وقت
‫برای جمع کردنِ وسایلمه.

352
00:15:10.158 --> 00:15:11.576
‫مخصوصاً الان که همۀ بچه ها...

353
00:15:11.618 --> 00:15:13.411
‫توی سالن شهرداری هستند.

354
00:15:15.038 --> 00:15:18.500
‫رئیسِ آتش نشانی «بریستول» زنگ زد و سراغت رو گرفت.
‫(شهرستانی در ماساچوست آمریکا)

355
00:15:18.541 --> 00:15:21.586
‫فقط دارم نظر این و اون رو می پرسم. همین!

356
00:15:21.628 --> 00:15:23.505
‫جدی؟ آخه تابلوی «برای فروش»...

357
00:15:23.546 --> 00:15:25.882
‫که توی چمنِ جلوی خونه ـتونه،
‫چیز دیگه ای نشون می ده.

358
00:15:25.924 --> 00:15:27.759
‫می خوای چیکار کنم، تامارا؟

359
00:15:29.094 --> 00:15:31.012
‫وقتی اینجا ثبت نام کردم، کار راحتی نبود، رئیس!

360
00:15:31.346 --> 00:15:33.264
‫همۀ مردهای دیگه یه جوری بهم نگاه می کردن...

361
00:15:33.264 --> 00:15:36.142
‫و فکر می کردن یه زن جایی توی ایستگاه نداره،
‫چه برسه سیاه پوست هم باشه!

362
00:15:36.184 --> 00:15:38.395
‫ولی تو... تو همیشه هوام رو داشتی.

363
00:15:38.436 --> 00:15:40.271
‫چون می دونستم در موردت اشتباه فکر می کنن.

364
00:15:40.313 --> 00:15:43.149
‫امیدوار بودم دوباره هم بتونیم بهشون ثابت کنیم
‫که دارن اشتباه می کنن.

365
00:15:49.739 --> 00:15:51.616
‫باید بدونی که به رئیس ایستگاه بریستول گفتم...

366
00:15:51.658 --> 00:15:53.868
‫که اگه تو بری توی تیمش، خیلی خوش شانسه!

367
00:15:54.452 --> 00:15:56.329
‫موفق باشی، رئیس.

368
00:15:56.329 --> 00:15:57.747
‫من ازت حمایت می کنم.

369
00:16:10.927 --> 00:16:13.179
‫این چه کوفتیه؟

370
00:16:14.514 --> 00:16:16.808
‫- وای خدا!
‫- شلیک! شلیک!

371
00:16:16.850 --> 00:16:18.101
‫وای خدا!

372
00:16:30.864 --> 00:16:32.824
‫این نامه ای از طرف وزارت دفاعه...

373
00:16:32.866 --> 00:16:35.160
‫که اون مردی که اونجا وایستاده امضاش کرده.

374
00:16:35.201 --> 00:16:38.788
‫توش نوشته که تحقیقات برای مرگ پسرم
‫در حال انجامه.

375
00:16:38.830 --> 00:16:41.833
‫درسته، خانم پاول.
‫ما هنوز در مرحلۀ...

376
00:16:41.875 --> 00:16:43.960
‫جمع آوری اطلاعات برای علت مرگ دِرِک هستیم.

377
00:16:44.002 --> 00:16:45.962
‫اون به خاطر کاری که مورگان ادج کرد مُرد.

378
00:16:46.004 --> 00:16:47.881
‫اینجوری بود که مُرد.
‫چندین ماهه اینو می دونستی...

379
00:16:47.922 --> 00:16:50.008
‫ولی به خودت زحمت ندادی چیزی بهم بگی.

380
00:16:50.049 --> 00:16:52.844
‫شارون، می دونم این شرایط چقدر برات سخت بوده.

381
00:16:52.969 --> 00:16:57.098
‫واقعاً نمی دونی چه حسی داره که
‫آدم بچه ـش رو از دست بده.

382
00:16:58.808 --> 00:17:01.436
‫مادر، عذاب وجدان پیدا می کنه...

383
00:17:01.477 --> 00:17:03.521
‫و دائماً با خودش فکر می کنه که...

384
00:17:03.563 --> 00:17:05.356
‫چه کاری رو می تونسته جور دیگه ای انجام بده.

385
00:17:06.900 --> 00:17:08.318
‫واقعاً شرمنده ام.

386
00:17:08.359 --> 00:17:12.447
‫لطفاً بهم بگید مورگان ادج با پسرم چیکار کرد.

387
00:17:12.488 --> 00:17:14.199
‫باید حقیقت رو بدونم.

388
00:17:18.828 --> 00:17:20.788
‫همین الان ادج به تیمم حمله کرد.

389
00:17:21.039 --> 00:17:21.873
‫چی؟

390
00:17:21.873 --> 00:17:24.083
‫الان به مکانی که لار رو
‫توش نگه داشته بودیم حمله کرد.

391
00:17:24.125 --> 00:17:25.418
‫باید بریم.

392
00:17:25.460 --> 00:17:27.337
‫ببخشید دوستان ولی یه مشکلی پیش اومده...

393
00:17:27.378 --> 00:17:28.588
‫که فوراً باید بهش رسیدگی کنیم.

394
00:17:28.630 --> 00:17:29.631
‫نه، نه، نه!

395
00:17:29.672 --> 00:17:30.673
‫کجا می ری؟

396
00:17:30.673 --> 00:17:32.175
‫حق این خانم نیست که بی جواب بذاریش.

397
00:17:32.216 --> 00:17:34.344
‫- داری فرار می کنی؟
‫- ما دنبال جواب سؤال هامونیم.

398
00:17:34.385 --> 00:17:36.888
‫حقیقت رو بهمون بگو!
‫ما دنبال جواب سؤال هامونیم.

399
00:17:36.930 --> 00:17:40.224
‫ما دنبال جواب سؤال هامونیم.
‫ما دنبال جواب سؤال هامونیم.

400
00:17:40.266 --> 00:17:43.102
‫ما دنبال جواب سؤال هامونیم.
‫ما دنبال جواب سؤال هامونیم.

401
00:17:47.732 --> 00:17:50.109
‫- باید برگردیم اونجا.
‫- شدنی نیست.

402
00:17:50.151 --> 00:17:51.861
‫اسمالویل داره خودش رو تیکه پاره می کنه.

403
00:17:51.861 --> 00:17:53.112
‫اگه هیچ کاری نکنیم...

404
00:17:53.112 --> 00:17:54.197
‫نشنیدی چی گفتم؟

405
00:17:54.238 --> 00:17:56.115
‫ادج آزاده و لار هم با خودش بُرده.

406
00:17:56.115 --> 00:17:58.743
‫پس باید به شهر هشدار بدیم.

407
00:17:58.785 --> 00:18:00.495
‫انگار هیچ جایی دور و بر اسمالویل نیست.

408
00:18:00.495 --> 00:18:02.121
‫به خاطر اینه که یه هدف دیگه دارن.

409
00:18:02.163 --> 00:18:05.416
‫ردیابم بعد از اینکه از وزارت دفاع رفتن
‫ردشون رو زده.

410
00:18:05.458 --> 00:18:06.542
‫توی متروپلیسن.

411
00:18:06.584 --> 00:18:09.420
‫- دقیقاً مثل زمینِ خودت.
‫- شما دوتا باید همین الان برید.

412
00:18:09.462 --> 00:18:12.799
‫صبر کنید.
‫روی زمینِ تو، سوپرمن دست تنها نبود.

413
00:18:12.840 --> 00:18:14.050
‫یه ارتش کامل داشت.

414
00:18:14.050 --> 00:18:15.093
‫ادج واقعاً فکر می کنه که...

415
00:18:15.093 --> 00:18:17.053
‫اون و لار می تونن یه شهر رو نابود کنن؟

416
00:18:17.095 --> 00:18:18.346
‫با وجود چیزی که موقع فرارش...

417
00:18:18.388 --> 00:18:20.556
‫از وزارت دفاع دیدیم، شاید بتونه!

418
00:18:20.598 --> 00:18:22.266
‫شایدم فقط می خواد منو اذیت کنه.

419
00:18:22.308 --> 00:18:23.309
‫خاطراتم رو دیده.

420
00:18:23.351 --> 00:18:24.977
‫می دونه چقدر خاطره توی متروپلیس داریم.

421
00:18:25.019 --> 00:18:26.813
‫باشه، ولی اگه فقط می خواسته تو رو اذیت کنه...

422
00:18:26.854 --> 00:18:28.731
‫چرا مستقیم نیومده اسمالویل؟

423
00:18:28.731 --> 00:18:30.817
‫یه قضیۀ بزرگتری در جریانه که ما متوجهش نیستیم.

424
00:18:30.858 --> 00:18:32.777
‫منم باید باهاتون بیام.
‫می تونی مراقب پسرا باشی؟

425
00:18:32.819 --> 00:18:34.821
‫تماس می گیرم و ترتیب اینو می دم که
‫به مزرعه برگردن.

426
00:18:34.862 --> 00:18:36.948
‫می دونی ادج دقیقاً کجاست؟

427
00:18:38.908 --> 00:18:41.452
‫ظاهراً هنوز توی «پارک سنتنیال» ـه.

428
00:18:44.539 --> 00:18:46.499
‫لطفاً موانع رو جابجا نکنید.

429
00:18:46.541 --> 00:18:48.042
‫[پلیس ضربتِ متروپلیس]

430
00:18:48.126 --> 00:18:50.837
‫لطفاً همگی عقب بایستید.

431
00:18:54.382 --> 00:18:57.677
‫خواهشاً بهم بگو که
‫اون مورگان ادج نیست که روی هوا شناوره.

432
00:18:59.762 --> 00:19:01.639
‫- عه، اینجا رو!
‫- سوپرمنه!

433
00:19:01.681 --> 00:19:02.932
‫باید همه رو ببرید عقب.

434
00:19:02.974 --> 00:19:03.891
‫اینجا خطرناکه.

435
00:19:03.933 --> 00:19:06.227
‫لوئیس، می دونی اینجا چه خبره؟

436
00:19:06.310 --> 00:19:08.896
‫فکر می کنیم مورگان ادج
‫در آستانۀ حمله به متروپلیس ـه.

437
00:19:09.021 --> 00:19:10.565
‫فقط همون دوتا هستن؟

438
00:19:10.606 --> 00:19:12.191
‫تا جایی که معلومه، آره.

439
00:19:12.233 --> 00:19:14.068
‫باید نگران تعداد بیشتری باشیم؟

440
00:19:18.030 --> 00:19:19.824
‫فکر نکنم اون دیگه مورگان ادج باشه.

441
00:19:19.991 --> 00:19:21.909
‫پس کیه؟

442
00:19:22.994 --> 00:19:25.079
میخوام ولنیتز رو توی لیوان برگردون شکست بدم

443
00:19:25.121 --> 00:19:27.123
‫- بیا بریم. بیا بریم.
‫- اگه به خاطر ولنیتز باشه...

444
00:19:27.123 --> 00:19:28.458
‫سلام، جان.

445
00:19:30.001 --> 00:19:31.377
‫می شه صحبت کنیم؟

446
00:19:36.799 --> 00:19:38.968
‫- سلام، عزیزم.
‫- سلام.

447
00:19:39.010 --> 00:19:40.595
‫کارِت توی ایستگاه چطور پیش رفت؟

448
00:19:42.305 --> 00:19:44.557
‫خب، داشتم... داشتم با تامارا صحبت می کردم...

449
00:19:44.599 --> 00:19:48.769
‫و... این فکر رو توی سرم انداخت که...

450
00:19:49.103 --> 00:19:50.605
‫نمی دونم والا... شاید حق با تو باشه.

451
00:19:51.731 --> 00:19:54.484
‫شاید... شاید این تصمیم درستی نباشه.

452
00:19:55.568 --> 00:19:58.488
‫اصلاً اینجا کلی دستاورد داریم.

453
00:19:59.530 --> 00:20:02.241
‫فکر اینکه بخوایم همۀ اینا رو
‫پشت سر بذاریم، ترسناکه!

454
00:20:02.742 --> 00:20:03.951
‫آره.

455
00:20:09.165 --> 00:20:10.917
‫کایل هستم.

456
00:20:16.714 --> 00:20:18.716
‫- سوفی، صاف وایستا.
‫- آخ!

457
00:20:18.799 --> 00:20:20.218
‫سوفی!

458
00:20:20.968 --> 00:20:23.095
‫بیا تو.

459
00:20:25.806 --> 00:20:29.310
‫خب، دخترا، می خواستیم یه خبری بهتون بدیم.

460
00:20:29.852 --> 00:20:32.939
‫همین الان به باباتون یه پیشنهاد کاری داده شد.

461
00:20:32.980 --> 00:20:34.065
‫چه کاری؟

462
00:20:34.106 --> 00:20:35.858
‫هنوزم آتش نشانی، فقط...

463
00:20:37.235 --> 00:20:39.111
‫فقط توی یه شهر دیگه.

464
00:20:39.195 --> 00:20:40.655
‫کارش توی شهرستان بریستول ـه.

465
00:20:40.696 --> 00:20:43.074
‫اونجا که دو ساعت تا اینجا فاصله ـشه.

466
00:20:43.115 --> 00:20:45.701
‫به خاطر همین باید نقل مکان کنیم،
‫وگرنه این کار شدنی نیست.

467
00:20:45.743 --> 00:20:46.827
‫ولی مگه نگفتید که...

468
00:20:46.827 --> 00:20:48.371
‫پیشنهاد خرید خونه، خیلی کم بوده؟

469
00:20:48.412 --> 00:20:50.915
‫کم بود، ولی ببین، سارا...

470
00:20:50.915 --> 00:20:52.917
‫این فرصت خیلی خوبیه.

471
00:20:52.959 --> 00:20:54.835
‫رئیسشون داره برای بازنشستگی آماده می شه،

472
00:20:54.919 --> 00:20:57.129
‫که یعنی می تونم پا پیش بذارم...

473
00:20:57.463 --> 00:20:58.881
‫و جاش رو بگیرم.

474
00:20:58.923 --> 00:21:00.341
‫اصلاً خودتون می فهمید چی می گید؟

475
00:21:00.383 --> 00:21:02.843
‫این همه به آدمایی که
‫اسمالویل رو ترک می کردن چیز می گفتید،

476
00:21:02.885 --> 00:21:05.471
‫اونوقت به محض اینکه اوضاع سخت شد
‫می خواید از اینجا فرار کنید؟

477
00:21:05.513 --> 00:21:07.139
‫بیخیال، سارا.
‫بی انصافی نکن!

478
00:21:07.223 --> 00:21:09.308
‫- خیلی آدمای دورویی هستید.
‫- عه!

479
00:21:09.350 --> 00:21:12.853
‫- عزیزم، به خاطر جوردن ناراحتی؟
‫- نه، نه.

480
00:21:12.895 --> 00:21:14.105
‫به خاطر این ناراحتم که...

481
00:21:14.146 --> 00:21:15.648
‫پدر و مادرم دروغگوهای دورویی هستن.

482
00:21:15.648 --> 00:21:17.900
‫ببین، این قضیه برای همه سخته.

483
00:21:17.900 --> 00:21:20.111
‫گوش کن، ما فقط می خوایم...

484
00:21:20.152 --> 00:21:21.821
‫کاری که به نفع خانواده ـمونه رو بکنیم.

485
00:21:21.862 --> 00:21:23.906
‫شاید صلاحیتِ گرفتنِ این تصمیم رو نداشته باشی!

486
00:21:23.948 --> 00:21:25.950
‫آخه اولِ اولش خود تو بودی که پاچه خواریِ...

487
00:21:25.992 --> 00:21:27.410
‫مورگان ادج رو کردی که بیاد اینجا.

488
00:21:27.451 --> 00:21:29.829
‫پدرت رو به خاطر این قضایا مقصر ندون.

489
00:21:29.829 --> 00:21:31.706
‫تو رو هم مقصر می دونم.

490
00:21:33.249 --> 00:21:34.959
‫شماها خیلی احمقید!

491
00:21:35.001 --> 00:21:36.711
‫سارا! سارا!

492
00:21:43.384 --> 00:21:45.177
‫این قضیه ربطی به دوستت نداره، کال-ال.

493
00:21:45.553 --> 00:21:46.721
‫چرا اومدین اینجا؟

494
00:21:46.762 --> 00:21:49.181
‫با خودمون گفتیم شاعرانه ـست که
‫شهری که ازش دفاع می کردی...

495
00:21:49.181 --> 00:21:50.391
‫اول از همه سقوط کنه.

496
00:21:50.391 --> 00:21:51.726
‫ما بیخیالِ این شهر نمی شیم،

497
00:21:51.767 --> 00:21:54.019
‫شما هم می دونید که تنهایی نمی تونید بگیریدش.

498
00:21:54.061 --> 00:21:56.731
‫نابودگر از بین رفته.
‫سوژه هاتون از بین رفتن.

499
00:21:57.940 --> 00:22:00.151
‫تال-رو...

500
00:22:00.192 --> 00:22:02.570
‫لازم نیست کس دیگه ای آسیب ببینه.

501
00:22:02.611 --> 00:22:06.115
‫دیگه تال-رویی در کار نیست.

502
00:22:06.157 --> 00:22:07.241
‫جان...

503
00:22:07.283 --> 00:22:10.244
‫دارم علائم چهارتا کریپتونی جدید رو
‫توی پارک دریافت می کنم.

504
00:22:10.327 --> 00:22:12.371
‫مهمون داریم.

505
00:22:15.833 --> 00:22:17.126
‫برید!

506
00:22:17.168 --> 00:22:20.713
‫این شهر رو به زانو در بیارید.

507
00:22:27.511 --> 00:22:29.346
‫مگه دستگاه نابودگر از بین نرفته بود؟

508
00:22:29.388 --> 00:22:31.015
‫چرا. این یه چیز دیگه ـست.

509
00:22:31.390 --> 00:22:33.017
‫حواست به ادج باشه.

510
00:22:36.312 --> 00:22:37.813
‫مراقب لسلی لار باش.

511
00:22:37.855 --> 00:22:40.024
‫قبلش باید بهم می گفتی!

512
00:22:50.576 --> 00:22:53.037
‫همه باید برید داخل و پناه بگیرید.

513
00:22:53.078 --> 00:22:56.040
‫به متروپلیس حمله شده. برید!

514
00:23:04.173 --> 00:23:06.091
‫توی ناحیۀ تجاری، دارم دوتاشون رو می بینم.

515
00:23:06.258 --> 00:23:07.968
‫اون منطقه خیلی پرجمعیت ـه.

516
00:23:08.010 --> 00:23:10.971
‫باید قبل از اینکه کلی تلفات بدیم برسی اونجا.

517
00:23:20.314 --> 00:23:23.609
‫یه دونه ـشون از پا در اومد.
‫یه تیم بفرست تقاطع خیابان جورگنز و خیابون چهارم.

518
00:23:29.740 --> 00:23:31.659
‫نه، بهم اعتماد کن. فقط روی 42 بفروش...

519
00:23:31.700 --> 00:23:33.702
‫و بقیۀ چیزها رو بسپار به هیئت مدیره.

520
00:23:49.218 --> 00:23:53.472
‫سپر دفاع روی 63 درصد، 59 درصد، 55 درصد.

521
00:23:53.514 --> 00:23:55.015
‫این مسخره بازی ها دیگه بسه!

522
00:24:01.981 --> 00:24:04.692
‫چکشم!

523
00:24:04.817 --> 00:24:06.902
‫چکش جنبشی در وضعیت آفلاین ـه.

524
00:24:06.944 --> 00:24:09.738
‫- آنلاینش کن.
‫- تا 90 ثانیۀ دیگه دوباره بهش متصل می شیم.

525
00:24:10.489 --> 00:24:12.449
‫خب، حس می کنم شاید اونموقع که
‫کنار مخزن آب بودیم...

526
00:24:12.449 --> 00:24:14.535
‫برداشت اشتباهی از من کرده باشی.

527
00:24:14.576 --> 00:24:17.830
‫نه، راستش رو بخوای
‫فکر نمی کنم برداشتم اشتباه بوده باشه.

528
00:24:17.871 --> 00:24:19.206
‫خیلی خب، خیلی خب، می دونی چیه؟

529
00:24:19.206 --> 00:24:20.582
‫واقعاً می خواستم ازت اطلاعات بکشم،

530
00:24:20.582 --> 00:24:22.793
‫که کار مزخرفی بود و واقعاً شرمنده ام.

531
00:24:22.835 --> 00:24:26.338
‫ولی جداً می خواستم باهات بگردم.

532
00:24:28.716 --> 00:24:30.801
‫اینجور چیزا لزوماً نباید دو طرفه باشن.

533
00:24:30.843 --> 00:24:34.471
‫درسته، چون اونموقع که بهت گفتم بیا بریم بیرون...

534
00:24:34.513 --> 00:24:37.307
‫خیلی واضح بهم گفتی که
‫فقط سوژۀ کار خیر بودم.

535
00:24:38.058 --> 00:24:39.435
‫نه!

536
00:24:40.394 --> 00:24:42.896
‫می دونی، یه جورایی من ملکۀ پیام های قاتی پاتی شدم

537
00:24:45.065 --> 00:24:48.360
‫آره، آره. یه جورایی در موردت بهم هشدار داده بودن.

538
00:24:51.196 --> 00:24:53.198
‫جای تعجب نداره!

539
00:24:55.075 --> 00:24:57.494
‫از وقتی که به این شهر اومدم...

540
00:24:57.536 --> 00:25:00.372
‫ملت جوری رفتار می کنن که
‫انگار من سطحم از اینجا بالاتره.

541
00:25:01.749 --> 00:25:03.876
‫صبر کن ببینم، به این شهر اومدی؟ از کجا اومدی؟

542
00:25:03.917 --> 00:25:06.879
‫سنترال سیتی، دو سال قبل!
‫(شهرِ کاراکتر فلش)

543
00:25:08.672 --> 00:25:10.716
‫بابام...

544
00:25:13.135 --> 00:25:15.345
‫یه جورایی فرستاده شده بود زندان.

545
00:25:15.387 --> 00:25:17.848
‫من و مامانم به این نتیجه رسیدیم که
‫باید از نو شروع کنیم.

546
00:25:18.682 --> 00:25:20.684
‫خبر نداشتم.

547
00:25:20.851 --> 00:25:23.562
‫آخه به هر کسی این حرفا رو نمی زنم.

548
00:25:24.855 --> 00:25:28.358
‫چون بعدش مردم برای خودشون نتیجه گیری می کنن...

549
00:25:28.400 --> 00:25:32.112
‫و فکر می کنن که یه جور دخترکِ نچسب هستم.

550
00:25:34.239 --> 00:25:36.867
‫خب، متأسفم که همچین اتفاقی برات افتاده.

551
00:25:36.909 --> 00:25:39.119
‫می دونم اومدن به یه شهر جدید و شروع نو...

552
00:25:39.161 --> 00:25:40.704
‫کار آسونی نیست. می دونی؟

553
00:25:40.746 --> 00:25:41.830
‫می دونم.

554
00:25:41.872 --> 00:25:44.374
‫یه جورایی به خاطر همین
‫همه ـش داشتم بهت لبخند می زدم.

555
00:25:44.416 --> 00:25:47.711
‫احساس می کردم می تونم
‫وضعیتی که توش هستی رو درک کنم.

556
00:25:49.338 --> 00:25:50.756
‫به گمونم منطقی ـه.

557
00:25:53.717 --> 00:25:54.468
‫آهای، سارا، سارا، سلام.

558
00:25:54.718 --> 00:25:57.679
‫سارا، چی شده؟ سارا؟

559
00:25:59.973 --> 00:26:01.308
‫به چی نگاه می کنید؟ هان؟

560
00:26:01.308 --> 00:26:02.267
‫هِی، هِی، سارا!

561
00:26:02.518 --> 00:26:04.728
‫از بریستول به بابام پیشنهاد کاری داده شده.

562
00:26:05.812 --> 00:26:07.940
‫فکر کنم باید از اینجا بریم.

563
00:26:08.565 --> 00:26:10.901
‫مگه نگفتی غیرممکنه؟

564
00:26:10.943 --> 00:26:12.653
‫آهای، آهای، همگی ساکت بشید.

565
00:26:12.986 --> 00:26:15.155
‫توی متروپلیس یه خبراییه.

566
00:26:16.657 --> 00:26:18.534
‫و در «پارک سنتنیال» گرفته شده.

567
00:26:18.951 --> 00:26:20.118
‫همونطور که می بینید، سوپرمن همراه با متحد خود...

568
00:26:20.160 --> 00:26:22.246
‫عه، عه! اون مورگان ادج ـه؟

569
00:26:22.287 --> 00:26:24.790
‫...که یکجور لباس جنگیِ زرهی داشت، وارد صحنه شد.

570
00:26:25.207 --> 00:26:27.417
‫[جی بی اس]

571
00:26:29.378 --> 00:26:32.422
‫لوئیس، خبر داری قضیه چیه؟

572
00:26:32.464 --> 00:26:33.840
‫آره. خلاصه ـش رو بخوای،

573
00:26:33.882 --> 00:26:35.634
‫مورگان ادج داره بدن مردم رو تصاحب می کنه...

574
00:26:35.634 --> 00:26:37.427
‫و ازشون برای نابودیِ متروپلیس استفاده می کنه.

575
00:26:37.469 --> 00:26:39.012
‫خب، این به شدت وحشتناکه!

576
00:26:39.054 --> 00:26:41.473
‫جنت، باید به مردم بگیم چه خبره.

577
00:26:41.515 --> 00:26:44.017
‫باشه، پس احتمالاً بهتر باشه خودت بهشون بگی.

578
00:26:44.059 --> 00:26:45.519
‫یه میکروفون توی کیف مطبوعاتیم هست.

579
00:26:51.942 --> 00:26:54.736
‫من لوئیس لین هستم و
‫به صورت زنده از متروپلیس گزارش می دم.

580
00:26:54.778 --> 00:26:57.864
‫اینجا مورگان ادج حمله ای رو به شهر آغاز کرده.

581
00:27:09.209 --> 00:27:12.337
‫- چقدر زمان باقی مونده؟
‫- تا 15 ثانیۀ دیگه دوباره متصل می شیم.

582
00:27:14.715 --> 00:27:16.508
‫داره کدوم گوری می ره؟

583
00:27:19.594 --> 00:27:21.305
‫ظاهراً ادج قابلیت اینو داره...

584
00:27:21.346 --> 00:27:24.141
‫که به مردم قدرت بده و ذهن هاشون رو تسخیر کنه.

585
00:27:24.182 --> 00:27:25.517
‫لانا، داری می بینی؟

586
00:27:25.600 --> 00:27:27.894
‫برای همین خیلی مهمه که همۀ اهالی متروپلیس...

587
00:27:27.936 --> 00:27:30.480
‫جایی امن برای پناه گرفتن پیدا کنند
‫تا ادج یا دستگیر...

588
00:27:30.522 --> 00:27:31.857
‫و یا کُشته بشه.

589
00:27:31.898 --> 00:27:33.692
‫سوپرمن در تلاشه تا جلوی ادج...

590
00:27:33.734 --> 00:27:35.485
‫و همۀ افرادی که مبتلا کرده رو بگیره.

591
00:27:35.527 --> 00:27:38.613
‫- جان!
‫- اون اینجوری مُرد.

592
00:27:43.618 --> 00:27:45.245
‫لوئیس، پشت سرت!

593
00:27:45.287 --> 00:27:48.332
‫در حال اتصال: سه، دو، یک.

594
00:27:52.669 --> 00:27:54.629
‫خطا زدی!

595
00:27:59.092 --> 00:28:00.927
‫اوه!

596
00:28:04.806 --> 00:28:08.060
‫لار از پا در اومد.
‫یه دونه دیگه هم زدم.

597
00:28:08.101 --> 00:28:10.270
‫من هیچوقت خطا نمی زنم.

598
00:28:11.271 --> 00:28:12.898
‫هنوز داری می گیری؟

599
00:28:12.939 --> 00:28:17.194
‫شاید این تیکه آخرش رو از هوش رفته باشم، ولی آره.

600
00:28:18.945 --> 00:28:22.115
‫همونطور که می بینید،
‫سوپرمن در این نبرد، تنها نیست.

601
00:28:22.157 --> 00:28:23.992
‫ولی چون نمی دونیم چند نفر شهروند...

602
00:28:24.034 --> 00:28:25.911
‫مبتلا شده ان، خیلی مهمه که...

603
00:28:25.952 --> 00:28:28.789
‫حواستون به هرگونه فعالیت مشکوکی باشه.

604
00:28:28.830 --> 00:28:31.583
‫من لوئیس لین هستم
‫و این گزارش زنده ای از متروپلیس بود.

605
00:28:31.666 --> 00:28:33.585
‫مامانت فوق العاده ـست.

606
00:28:33.960 --> 00:28:35.170
‫می دونم.

607
00:28:40.383 --> 00:28:41.510
‫کی مونده؟

608
00:28:41.551 --> 00:28:44.221
‫فقط اون آقای اخمالو مونده!

609
00:28:45.180 --> 00:28:46.598
‫بیا تمومش کنیم.

610
00:28:53.980 --> 00:28:56.066
‫الان چی شد؟
‫نمی دونم.

611
00:28:56.107 --> 00:28:57.317
‫تا حالا همچین چیزی ندیده بودم.

612
00:28:57.359 --> 00:28:59.236
‫حتی بهش دست هم نزدیم.

613
00:29:03.740 --> 00:29:05.242
‫رفتش.

614
00:29:06.201 --> 00:29:08.453
‫قربان، افرادمون الان توی مزرعۀ کنت ها هستن.

615
00:29:08.495 --> 00:29:10.622
‫پسرا اونجا نیستن.

616
00:29:10.705 --> 00:29:12.332
‫ممنون.

617
00:29:19.798 --> 00:29:22.467
‫خواهش می کنم!
‫می تونیم یه فکری برای رابطه ـمون بکنیم.

618
00:29:22.717 --> 00:29:24.636
‫می تونیم بعداً در موردش صحبت کنیم.

619
00:29:24.719 --> 00:29:26.972
‫مثلاً یه موقع که مامانت
‫چند لحظه قبلش نزدیک نبوده بمیره.

620
00:29:27.013 --> 00:29:29.015
‫نه، همین باعث می شه این قضیه مهم تر باشه.

621
00:29:30.016 --> 00:29:31.685
‫ببین، من...

622
00:29:33.728 --> 00:29:35.814
‫نمی خوام تو رو از دست بدم.

623
00:29:35.855 --> 00:29:37.899
‫منم نمی خوام.

624
00:29:37.941 --> 00:29:39.818
‫فقط نمی دونم چه جوری می خوایم
‫رابطه رو حفظ کنیم.

625
00:29:39.859 --> 00:29:41.570
‫اینجوری هیچوقت همدیگه رو نمی بینیم.

626
00:29:42.028 --> 00:29:44.864
‫می تونیم زنگ بزنیم. می تونیم پیام بدیم.
‫می تونیم چت تصویری بکنیم.

627
00:29:44.906 --> 00:29:47.033
‫برادرت هم با الایزا همین کار رو کرد.

628
00:29:47.075 --> 00:29:49.160
‫به محض اینکه نقل مکان کرد، دختره قالش گذاشت.

629
00:29:49.202 --> 00:29:51.246
‫- ولی ما با اونا فرق می کنیم.
‫- آره، منم از این «ما» خوشم میاد.

630
00:29:51.246 --> 00:29:53.707
‫ولی می ترسم اگه از دور با هم در ارتباط باشیم،

631
00:29:55.625 --> 00:29:59.212
‫کم کم از خودمون بدمون میاد، خب؟

632
00:29:59.254 --> 00:30:01.756
‫نوه های من کدوم گوری ان؟

633
00:30:01.798 --> 00:30:03.049
‫سلام، بابابزرگ.

634
00:30:03.091 --> 00:30:04.759
‫- الان می خواستم زنگ بزنم.
‫- جفتتون...

635
00:30:04.801 --> 00:30:06.636
‫همین الان برید توی ماشین.

636
00:30:07.387 --> 00:30:10.056
‫می شه بهمون بگید قضیۀ مورگان ادج چیه؟

637
00:30:10.473 --> 00:30:11.683
‫به قیافۀ من می خوره...

638
00:30:11.683 --> 00:30:14.769
‫که به نوجوون های سرخوش، اطلاعات محرمانه بدم؟

639
00:30:15.520 --> 00:30:16.813
‫بابابزرگ، واقعاً شرمنده ایم.

640
00:30:16.855 --> 00:30:19.149
‫نمی خوام بشنوم.
‫راه بیفتید.

641
00:30:19.190 --> 00:30:21.234
‫می شه حداقل سارا رو ببریم خونه؟

642
00:30:21.276 --> 00:30:22.902
‫شب خیلی سختی داشتیم.

643
00:30:26.906 --> 00:30:29.075
‫باشه. بریم.

644
00:30:30.160 --> 00:30:31.911
‫- خداحافظ!
‫- لعنت!

645
00:30:33.830 --> 00:30:34.914
‫بعداً می بینمت.

646
00:30:34.956 --> 00:30:37.000
‫فعلاً.

647
00:30:43.923 --> 00:30:45.675
‫ادج چطور تونست از نابودگر استفاده کنه؟

648
00:30:45.759 --> 00:30:47.886
‫همیشه یه قدم عقبی، کال-ال.

649
00:30:49.471 --> 00:30:50.972
‫اونموقع که ادج داشت حرف می زد...

650
00:30:51.014 --> 00:30:53.224
‫- شبیه به این بود که...
‫- ...چندین نفر داشتن حرف می زدن.

651
00:30:53.266 --> 00:30:55.685
‫شاید به خاطر همین هیچوقت نابودگر رو پیدا نکردین.

652
00:30:55.769 --> 00:31:00.440
‫چرا؟ چون ادج یه جوری خودشو نابودگر کرده؟

653
00:31:00.482 --> 00:31:01.775
‫یعنی اصلاً همچین چیزی ممکنه؟

654
00:31:01.816 --> 00:31:03.276
‫توجیه خوبی برای قدرت های جدیدشه.

655
00:31:03.318 --> 00:31:04.444
‫و اون چهار تا سوژۀ جدیدش!

656
00:31:04.486 --> 00:31:06.529
‫خیلی خب، فرض کنیم ادج می تونه سوژه بسازه.

657
00:31:06.571 --> 00:31:09.532
‫- بعدش کجا می ره؟
‫- معلوم نیست؟

658
00:31:09.908 --> 00:31:11.701
‫می ره بیشتر بسازه!

659
00:31:14.829 --> 00:31:16.373
‫چطوری پیدامون کردین؟

660
00:31:16.414 --> 00:31:17.957
‫من وزارت دفاع رو می گردونم.

661
00:31:17.999 --> 00:31:20.418
‫به نظرت نمی تونم ردِ نوه های خودمو بزنم؟

662
00:31:23.296 --> 00:31:24.923
‫چی بود؟

663
00:31:26.257 --> 00:31:27.884
‫- وای خدا...
‫- مراقب باشید.

664
00:31:56.913 --> 00:31:59.499
‫ماشین به ادج زد ولی اون حتی از جاش تکون نخورد.

665
00:31:59.541 --> 00:32:01.167
‫جان، فرستندۀ موقعیت مکانیِ خودتو آوردی؟

666
00:32:01.292 --> 00:32:02.919
‫وقتی تصادف کردیم از دستم افتاد.

667
00:32:02.961 --> 00:32:04.420
‫دارید از چی صحبت می کنید؟

668
00:32:04.462 --> 00:32:05.713
‫توی داشبورد...

669
00:32:05.713 --> 00:32:07.799
‫یه سلاح کمری هست که با تیر کریپتونایت پر شده.

670
00:32:07.799 --> 00:32:10.009
‫می خوایم یکی از شما پسرا بیاید اینجا و برش دارید.

671
00:32:10.051 --> 00:32:11.427
‫باشه.

672
00:32:12.387 --> 00:32:13.596
‫جان، دستت!

673
00:32:13.638 --> 00:32:15.265
‫دست چپم مشکلی نداره.

674
00:32:18.393 --> 00:32:20.061
‫حالا ازت می خوام شلیک کنی.

675
00:32:20.103 --> 00:32:21.855
‫تجربۀ تیراندازی داری؟

676
00:32:21.896 --> 00:32:24.315
‫- یه کم از جان هنری یاد گرفتم.
‫- خوبه.

677
00:32:24.440 --> 00:32:27.652
‫می خوام ادج رو نشونه بگیری.

678
00:32:27.694 --> 00:32:29.863
‫باشه.

679
00:32:29.904 --> 00:32:32.532
‫- برای شلیک آماده ـش کن.
‫- باشه.

680
00:32:32.574 --> 00:32:33.950
‫همینجوری اونجا وایستاده.

681
00:32:33.950 --> 00:32:36.953
‫خیلی خب.
‫سعی کن دستت رو ثابت نگه داری.

682
00:32:36.995 --> 00:32:38.663
‫فقط یه بار فرصتِ شلیک کردن داری.

683
00:32:38.705 --> 00:32:40.039
‫باشه.

684
00:32:40.081 --> 00:32:42.500
‫وقتی نشونه ـش گرفتی، ماشه رو بکش.

685
00:32:50.425 --> 00:32:52.302
‫زدیش؟ زدیش؟

686
00:32:52.343 --> 00:32:53.761
‫نمی دونم. یهویی... پرواز کرد رفت!

687
00:32:53.803 --> 00:32:56.097
‫پرواز کرد کجا رفت؟

688
00:32:56.806 --> 00:32:58.600
‫جوردن!

689
00:32:59.225 --> 00:33:01.686
‫جوردن!

690
00:33:01.728 --> 00:33:03.229
‫دوستت دارم.

691
00:33:06.274 --> 00:33:09.110
‫نه! نه!

692
00:33:09.152 --> 00:33:12.280
‫سارا، سارا، درب رو باز کن.

693
00:33:12.322 --> 00:33:13.323
‫ادج بُردش.

694
00:33:13.364 --> 00:33:14.949
‫هیچ کاری از دستش بر نمی اومد.

695
00:33:14.991 --> 00:33:16.659
‫باید کمکش کنیم.
‫یکی باید کمکش کنه.

696
00:33:16.701 --> 00:33:18.578
‫منو ببین. منو ببین.
‫تو باید بری خونه.

697
00:33:18.620 --> 00:33:20.204
‫- بابات رو پیدا کن. بابات رو بیار.
‫- باشه.

698
00:33:20.204 --> 00:33:22.874
‫همین الان! برو! برو!

699
00:33:24.042 --> 00:33:25.918
‫بابابزرگ. بابابزرگ، حالتون خوبه؟

700
00:33:25.960 --> 00:33:28.338
‫فعلاً نمی خواد نگران من باشی.
‫اون فرستنده رو پیدا کن.

701
00:33:28.379 --> 00:33:30.131
‫باشه.

702
00:33:30.173 --> 00:33:31.841
‫از اینجا ببرش.

703
00:33:36.012 --> 00:33:37.305
‫بابا! بابا!

704
00:33:37.347 --> 00:33:38.640
‫- چی شده؟
‫- بابا، خواهش می کنم!

705
00:33:38.681 --> 00:33:40.850
‫پسرا!

706
00:33:46.731 --> 00:33:48.441
‫- بابا!
‫- جاناتان، چی شده؟

707
00:33:48.441 --> 00:33:49.942
‫- خوبی؟
‫- ادج جوردن رو بُرد.

708
00:33:49.984 --> 00:33:52.028
‫- چی؟
‫- باید پیداش کنی! برو.

709
00:34:05.958 --> 00:34:07.752
‫از جون من چی می خوای؟

710
00:34:48.543 --> 00:34:50.378
‫لوئیس.

711
00:34:50.628 --> 00:34:53.256
‫چی شده؟ پسرا کجان؟

712
00:34:53.506 --> 00:34:55.466
‫پسرا کجان؟

713
00:34:55.716 --> 00:34:57.593
‫- ادج جوردن رو بُرده.
‫- نه!

714
00:34:57.635 --> 00:34:59.220
‫سعی کردم دنبالش برم.
‫دیگه دیر شده بود.

715
00:34:59.262 --> 00:35:00.638
‫نه، برو پیداش کن.

716
00:35:00.638 --> 00:35:03.933
‫لوئیس، لوئیس، همه جا رو گشتم.

717
00:35:34.881 --> 00:35:38.259
‫آفرین، پسرم!

718
00:35:40.094 --> 00:35:42.972
‫حالا...

719
00:35:43.014 --> 00:35:44.807
‫شروع می کنیم.

720
01:26:02.361 --> 01:26:04.697
‫آنچه در سوپرمن و لوئیس گذشت...

721
01:26:04.738 --> 01:26:06.907
‫دیگه نمی خوام دوست های معمولی باشیم.

722
01:26:06.907 --> 01:26:08.283
‫من فقط دنبال صلاحِ این شهرم.

723
01:26:08.325 --> 01:26:09.994
‫الان دیگه تقریباً به نظرم واضحه...

724
01:26:10.035 --> 01:26:11.829
‫که صلاح شهر توی اشتغال زاییِ مورگان ادج ـه.

725
01:26:11.870 --> 01:26:13.706
‫می گن ادج داشته روی کارمندهاش...

726
01:26:13.747 --> 01:26:15.499
‫آزمایش انجام می داده.

727
01:26:15.499 --> 01:26:17.376
‫فقط دنبال اطلاعات بودی.

728
01:26:17.418 --> 01:26:19.169
‫خب، همزمان داریم با هم می گردیم.

729
01:26:19.211 --> 01:26:20.546
‫فکر کنم تا خونه پیاده برم.

730
01:26:20.587 --> 01:26:22.047
‫منم مثل شماها خبر نداشتم...

731
01:26:22.089 --> 01:26:23.173
‫که ادج داره چیکار می کنه.

732
01:26:23.173 --> 01:26:24.508
‫- باشه حتماً!
‫- آهای!

733
01:26:24.508 --> 01:26:26.552
‫مردم عصبانی ان. دارن خودشون رو خالی می کنن.

734
01:26:26.593 --> 01:26:28.429
‫می تونیم هم بریم توی مناطق حومه زندگی کنیم.

735
01:26:28.470 --> 01:26:30.139
‫این قضیه بالاخره تموم می شه.

736
01:26:30.180 --> 01:26:31.557
‫وزارت دفاع یه کم بیشتر از...

737
01:26:31.598 --> 01:26:32.808
‫برنامه ـشون، توی شهر می مونه.

738
01:26:32.808 --> 01:26:34.226
‫باید همۀ ایکس-کریپتونایت ها رو در بیارن،

739
01:26:34.268 --> 01:26:35.310
‫تا کس دیگه ای آسیب نبینه.

740
01:26:35.352 --> 01:26:36.687
‫تا کس دیگه ای قدرت پیدا نکنه!

741
01:26:36.687 --> 01:26:38.856
‫لوئیس لین داره لاپوشونیِ کارهای
‫وزارت دفاع رو می کنه.

742
01:26:38.897 --> 01:26:40.691
‫تو مثلاً باید طرفِ مردم باشی.

743
01:26:40.816 --> 01:26:42.026
‫نمی تونم این خبر رو بنویسم.

744
01:26:42.067 --> 01:26:44.028
‫اونقدر بهش نزدیکم که نمی شه بی طرف باقی بمونم،

745
01:26:44.028 --> 01:26:45.821
‫ولی تو می تونی.

746
01:26:48.157 --> 01:26:49.658
‫دستگاه «نابودگر» چی شد؟

747
01:26:49.700 --> 01:26:51.577
‫دقیقاً قبل از انفجار دستت بود.

748
01:26:51.618 --> 01:26:53.162
‫باهاش چیکار کردی؟

749
01:26:58.709 --> 01:27:00.461
‫کدوم گوری رفت؟

750
01:27:00.502 --> 01:27:03.172
‫حالا برو و کاری که
‫براش به اینجا فرستاده شدی رو کامل کن.

751
01:27:03.213 --> 01:27:04.715
‫- نابودگر بشو.
‫- نابودگر بشو.

752
01:27:04.757 --> 01:27:08.427
‫- نابودگر بشو.
‫- نابودگر بشو.

753
01:27:10.554 --> 01:27:13.974
‫تو نابودگر هستی!

754
01:27:14.141 --> 01:27:15.934
‫نابودگر بشو.

755
01:27:15.976 --> 01:27:18.395
‫- خونه ـمون نابود شد.
‫- زیتا-رو یه قولی داده بود.

756
01:27:18.437 --> 01:27:21.064
‫که پسر خودش به نابودگر تبدیل بشه.

757
01:27:21.064 --> 01:27:22.483
‫نمی تونم این کار رو بکنم.

758
01:27:22.524 --> 01:27:24.443
‫انقدر نِق نزن، پسر.

759
01:27:24.485 --> 01:27:26.862
‫دلیل آموزش هام همین بود.

760
01:27:26.904 --> 01:27:29.448
‫- خواهش می کنم، پدر!
‫- یه راه دیگه پیدا می کنم.

761
01:27:29.490 --> 01:27:31.366
‫راه من تنها راهه.

762
01:27:31.408 --> 01:27:33.368
‫جون سالم به در نمی برم.

763
01:27:33.410 --> 01:27:36.455
‫ولی یه چیزِ خیلی عالی تر می شی.

764
01:27:36.497 --> 01:27:37.623
‫نابودگر می شی.

765
01:27:37.664 --> 01:27:39.833
‫صرفاً با لمس دستانِ تو،

766
01:27:39.875 --> 01:27:43.086
‫مردممون احیا می شن.

767
01:27:45.672 --> 01:27:51.678
‫«فیلم با زیرنویس در سایت هکس دانلود»
‫مترجم: «TheFlashPoint»

768
01:27:51.970 --> 01:27:54.056
‫آخه چون ادج هنوز آزاده، برات خطرناکه.

769
01:27:54.097 --> 01:27:55.682
‫من و جان هنوز می ریم مدرسه.

770
01:27:55.724 --> 01:27:58.060
‫چطوریه که خونۀ سارا اینا خطرناک تره؟

771
01:27:58.227 --> 01:28:01.021
‫پدر و مادرش هم خونه می مونن؟

772
01:28:01.271 --> 01:28:02.814
‫فکر کنم.

773
01:28:02.856 --> 01:28:04.066
‫فکر می کنی یا مطمئنی؟

774
01:28:04.107 --> 01:28:05.484
‫دوباره خونه ـشون رو برای فروش گذاشتن.

775
01:28:05.526 --> 01:28:06.944
‫مطمئنم بالاخره یه بزرگتری پیدا می شه.

776
01:28:06.985 --> 01:28:08.070
‫دوباره به فروش گذاشتن؟ چی؟

777
01:28:08.070 --> 01:28:09.488
‫برای این می پرسم که تو و سارا...

778
01:28:09.530 --> 01:28:11.240
‫جدیداً خیلی با هم صمیمی شدین.

779
01:28:11.281 --> 01:28:12.908
‫مامان، لطفاً بس کن!

780
01:28:12.950 --> 01:28:14.785
‫لازم نیست برای بار هزارم حرفش رو بزنیم.

781
01:28:14.826 --> 01:28:15.827
‫فقط می خوایم خیالمون راحت باشه...

782
01:28:15.869 --> 01:28:17.454
‫که تصمیم های مسئولیت پذیرانه ای می گیری.

783
01:28:17.496 --> 01:28:18.497
‫به خاطر همین...

784
01:28:18.539 --> 01:28:20.332
‫- به نظرم باید برادرت رو با خودت ببری.
‫- نه، نه، نه.

785
01:28:20.374 --> 01:28:22.751
‫قبول نمی کنم که ملازم باشم.

786
01:28:22.751 --> 01:28:24.419
‫در ضمن باید...

787
01:28:24.419 --> 01:28:26.129
‫با جان هنری روی چکش کار کنم.

788
01:28:26.213 --> 01:28:28.423
‫جدیداً خیلی با جان هنری می گردی.

789
01:28:28.465 --> 01:28:30.425
‫خب، آره، اون عملاً نابغه ایه که...

790
01:28:30.467 --> 01:28:32.594
‫دو بار جون بابا رو نجات داده.

791
01:28:32.636 --> 01:28:35.264
‫پس فکر می کنم بتونم خیلی چیزا ازش یاد بگیرم.

792
01:28:35.472 --> 01:28:36.598
‫اونقدرا خیالمون راحت نیست...

793
01:28:36.640 --> 01:28:38.183
‫که از اونجور اسلحه ها بسازی.

794
01:28:38.183 --> 01:28:40.435
‫خب، آخه نمی شه که جفتش با هم باشه.

795
01:28:40.477 --> 01:28:42.437
‫یا ادج خطرناکه یا نیست.

796
01:28:42.771 --> 01:28:45.816
‫فقط می خوام برای وقتی که
‫دوباره سر و کله ـش پیدا می شه آماده باشم.

797
01:28:45.983 --> 01:28:47.442
‫باشه، خیلی منطقی داری حرف می زنی.

798
01:28:47.484 --> 01:28:49.945
‫زود باشید. یالا!
‫می تونید برید.

799
01:28:55.450 --> 01:28:57.452
‫لانا خونه ـش رو برای فروش گذاشته؟
‫کِی گذاشته بود؟

800
01:28:57.494 --> 01:28:59.121
‫نمی دونم.
‫می خوای برو از خودش بپرس.

801
01:28:59.162 --> 01:29:00.372
‫می شه از ابزار فروشی...

802
01:29:00.414 --> 01:29:02.749
‫- لامپ هم بگیری؟
‫- نمی شه!

803
01:29:02.791 --> 01:29:04.793
‫ابزار فروشی خانوادۀ تیگ، کارشون رو تعطیل کردن.

804
01:29:05.043 --> 01:29:06.128
‫چی؟

805
01:29:06.128 --> 01:29:08.505
‫توی ماه اخیر، این چهارمین کسب و کار محلی ـه.

806
01:29:08.505 --> 01:29:10.132
‫آره می دونم. اسمالویل خیلی وضعش خرابه.

807
01:29:10.173 --> 01:29:12.551
‫انگار ادج اینجا رو بدتر از قبل کرده.

808
01:29:12.592 --> 01:29:15.345
‫آره، اینکه وزارت دفاع هم هنوز اینجاست،
‫کار رو بدتر کرده.

809
01:29:17.222 --> 01:29:18.890
‫حالا که حرفش شد، صدای بابات رو می شنوم.

810
01:29:18.932 --> 01:29:20.350
‫ادج رو پیدا کرده؟

811
01:29:20.392 --> 01:29:23.895
‫نه، انگار ناراحته.

812
01:29:23.937 --> 01:29:26.106
‫اون همیشه ناراحته.

813
01:29:26.148 --> 01:29:29.026
‫«وزارت دفاع، اسمالویل رو گروگان گرفته»؟

814
01:29:29.067 --> 01:29:30.360
‫چیزی از این موضوع می دونی؟

815
01:29:30.402 --> 01:29:31.945
‫کریسی دیشب برام توضیح داد.

816
01:29:32.029 --> 01:29:33.363
‫پس چرا جلوی انتشارش رو نگرفتی؟

817
01:29:33.405 --> 01:29:35.407
‫چون کلی سؤال خوب مطرح کرده.

818
01:29:35.407 --> 01:29:36.742
‫داره کارش رو می کنه دیگه.

819
01:29:36.783 --> 01:29:38.493
‫با انتقاد از مردها و زنانی که...

820
01:29:38.535 --> 01:29:40.412
‫دارن سعی می کنن از این شهر محافظت کنن؟

821
01:29:40.454 --> 01:29:42.873
‫ما رو «نیروی اِشغال گر» خطاب کرده.

822
01:29:42.914 --> 01:29:45.375
‫آره، این یکی شاید یه کم اغراق آمیز باشه.

823
01:29:46.918 --> 01:29:49.004
‫وزارت دفاع یک ماهه که اینجاست.

824
01:29:49.046 --> 01:29:50.630
‫ملت می خوان بدونن کِی می رید.

825
01:29:50.672 --> 01:29:52.632
‫وقتی به نظرم اینجا امن بیاد.

826
01:29:52.674 --> 01:29:55.218
‫ولی نمی تونم اینو بگم، چون اگه مردم بفهمن...

827
01:29:55.260 --> 01:29:57.763
‫که مورگان ادج هنوز آزاده،
‫ترس میفته به جونشون.

828
01:29:57.804 --> 01:30:00.307
‫قبول کردم که امروز توی سالن شهرداری صحبت کنم،

829
01:30:00.348 --> 01:30:02.350
‫تا بلکه خیال مردم رو راحت کنم.

830
01:30:02.392 --> 01:30:04.603
‫الان دیگه تقریباً غیرممکن شد.

831
01:30:04.644 --> 01:30:07.189
‫پس یه بار هم که شده روراست باش.

832
01:30:07.230 --> 01:30:09.608
‫کلی از اون سؤال ها
‫به خانواده ـمون و و رازهایی که...

833
01:30:09.649 --> 01:30:11.693
‫شماها رو در امان نگه می داره برمی گردن.

834
01:30:11.735 --> 01:30:13.445
‫الان واقعاً مشکل همینه؟

835
01:30:13.487 --> 01:30:15.697
‫داری انگیزه ام رو زیر سؤال می بری؟

836
01:30:16.406 --> 01:30:17.657
‫چیکار کنم، لوئیس؟

837
01:30:17.657 --> 01:30:20.619
‫از دنیا محافظت کنم یا از خانواده ـمون؟

838
01:30:20.869 --> 01:30:24.247
‫آخه ظاهراً هر کاری بکنم
‫از نظر تو اشکال داره.

839
01:30:24.289 --> 01:30:25.373
‫بابا، شرمنده.

840
01:30:25.373 --> 01:30:27.167
‫دیگه صحبتی ندارم.

841
01:30:34.299 --> 01:30:37.844
‫[بازدید برای عموم آزاد]
‫[خانه ای زیبا برای فروش]

842
01:30:40.931 --> 01:30:43.141
‫عه، سلام کلارک.
‫جوردن اون پشت پیش ساراست.

843
01:30:43.183 --> 01:30:45.727
‫نه، راستش برای بازدید از خونه اومدم.

844
01:30:45.769 --> 01:30:47.020
‫خیلی که دیر نیومدم؟

845
01:30:47.020 --> 01:30:49.189
‫نه، به هیچ وجه.

846
01:30:49.231 --> 01:30:49.981
‫بفرما تو.

847
01:30:50.065 --> 01:30:52.651
‫ممنونم. ممنونم.

848
01:30:52.692 --> 01:30:56.071
‫خب، چی شده که اسمالویل رو انتخاب کردین؟

849
01:30:56.112 --> 01:30:58.156
‫- می دونی، بزرگ شدۀ اینجا هستم.
‫- عه، جدی؟

850
01:30:58.198 --> 01:31:00.450
‫آره. آره. واقعاً عاشقش بودم.

851
01:31:00.492 --> 01:31:03.703
‫می دونی، شهر عالی ای بود. آدمای خوبی داشت.

852
01:31:03.745 --> 01:31:06.665
‫- اینجا با دوست صمیمیم آشنا شدم.
‫- مرد خوش شانسی بوده که با تو رفیق شده.

853
01:31:06.706 --> 01:31:08.291
‫زنه! زنه!

854
01:31:08.291 --> 01:31:11.002
‫و باور کن اونی که شانس آورده منم.

855
01:31:11.253 --> 01:31:16.383
‫ولی یه جورایی به نظر میاد که
‫اخیراً داره ازم دوری می کنه.

856
01:31:17.509 --> 01:31:20.762
‫خودم می دونم. شرمنده، کلارک.

857
01:31:21.513 --> 01:31:23.515
‫فقط اینکه هر بار می بینمت...

858
01:31:23.557 --> 01:31:26.393
‫یاد همۀ چیزهایی میفتم که دارم از دستشون می دم.

859
01:31:26.434 --> 01:31:28.853
‫شاید این نشونه ای برای این باشه که باید بمونی.

860
01:31:31.481 --> 01:31:33.525
‫گوش کن.

861
01:31:33.858 --> 01:31:35.610
‫وقتی تو رفتی...

862
01:31:35.652 --> 01:31:37.529
‫حاضر بودم هر کاری بکنم...

863
01:31:37.571 --> 01:31:38.863
‫تا اینجا نگهت دارم.

864
01:31:38.905 --> 01:31:40.407
‫ولی به یه شروع نو نیاز داشتی...

865
01:31:40.448 --> 01:31:42.617
‫و ما هم الان همچین چیزی لازم داریم.

866
01:31:42.659 --> 01:31:44.202
‫آره...

867
01:31:44.244 --> 01:31:46.037
‫ولی من اونموقع بچه بودم،

868
01:31:46.121 --> 01:31:47.956
‫تو هم کل زندگیت اینجا بودی.

869
01:31:47.998 --> 01:31:50.834
‫در ضمن الان که مامانم مُرده،
‫تو قلب اسمالویلی.

870
01:31:50.875 --> 01:31:52.836
‫هستی دیگه.

871
01:31:53.587 --> 01:31:55.880
‫ولی اسمالویل از دست رفته.

872
01:31:55.922 --> 01:31:58.925
‫آدمای اینجا قدیما هوای همدیگه رو داشتن.

873
01:31:58.967 --> 01:32:02.887
‫بعد از کاری که ادج کرد،
‫اون اعتماد از بین رفت.

874
01:32:02.929 --> 01:32:07.017
‫پس بمون و کمک کن از نو بسازیمش.

875
01:32:07.475 --> 01:32:09.311
‫شرمنده، کلارک.

876
01:32:09.352 --> 01:32:11.229
‫واقعاً شرمنده ام.

877
01:32:11.771 --> 01:32:13.481
‫ولی ما تصمیممون رو گرفتیم.

878
01:32:21.323 --> 01:32:23.366
‫فکر کنم بابات کاملاً شکست خورد.

879
01:32:27.078 --> 01:32:29.080
‫پس به گمونم هیچ جوره اینجا نمی مونید، درسته؟

880
01:32:29.122 --> 01:32:31.291
‫نه، عمراً اگه جایی بریم.

881
01:32:32.250 --> 01:32:34.711
‫ولی پدر و مادرت دارن خونه رو می فروشن.

882
01:32:34.961 --> 01:32:36.212
‫به کی؟

883
01:32:36.212 --> 01:32:37.964
‫کسی نمی تونه سریع از این شهر بره.

884
01:32:37.964 --> 01:32:40.759
‫هیچ آدم عاقلی الان به اسمالویل نقل مکان نمی کنه.

885
01:32:40.925 --> 01:32:42.552
‫فکر نمی کنم مامانت باهات هم عقیده باشه.

886
01:32:42.594 --> 01:32:44.679
‫ظاهراً کمر به رفتن بسته.

887
01:32:45.138 --> 01:32:47.432
‫چه جوری حرفاش رو شنیدی؟

888
01:32:48.808 --> 01:32:50.060
‫خب، مهم نیست.

889
01:32:50.101 --> 01:32:51.561
‫تفکرشون خیلی مسخره ـست.

890
01:32:51.603 --> 01:32:53.938
‫فکر می کنن اگه بریم یه جای دیگه...

891
01:32:53.980 --> 01:32:56.024
‫می تونیم از نو شروع کنیم.

892
01:32:56.066 --> 01:32:59.944
‫گرچه فقط یه پیشنهادِ مزخرف
‫ برای خرید اینجا بهشون دادن.

893
01:33:00.904 --> 01:33:01.863
‫عالیه.

894
01:33:01.905 --> 01:33:03.656
‫یه موقع جلوی بابام این حرف رو نزنی!

895
01:33:03.698 --> 01:33:05.825
‫نه، نه، نه، نه، منظورم اینه که...

896
01:33:05.867 --> 01:33:08.536
‫عالیه که اینجا می مونید. همین!

897
01:33:08.578 --> 01:33:10.371
‫می دونم منظورت چی بود.

898
01:33:13.875 --> 01:33:15.168
‫الان به مامان می گم.

899
01:33:15.168 --> 01:33:16.711
‫سوفی!

900
01:33:16.961 --> 01:33:20.006
‫خفه شو.
‫سوفی، صبر کن!

901
01:33:22.133 --> 01:33:23.927
‫خب، اون چند ولت ـه؟

902
01:33:27.263 --> 01:33:29.432
‫- بیشتر از اونی که بتونی از پسش بر بیای.
‫- چی بگم.

903
01:33:29.516 --> 01:33:31.059
‫قبلاً بدون هیچ مشکلی ازش استفاده کردم.

904
01:33:31.059 --> 01:33:33.645
‫خب، الان مشکل ساز می شه.

905
01:33:36.981 --> 01:33:39.317
‫چه اصلاحات دیگه ای داری انجام می دی؟

906
01:33:42.237 --> 01:33:44.697
‫در مورد سؤال پرسیدن چی گفته بودم؟

907
01:33:44.739 --> 01:33:46.032
‫که نپرسم.

908
01:33:52.789 --> 01:33:54.874
‫قضیۀ این چیه؟

909
01:33:56.000 --> 01:33:58.545
‫اون...

910
01:33:58.586 --> 01:33:59.754
‫اون ایدۀ نات بود.
‫(ناتاشا)

911
01:33:59.796 --> 01:34:01.631
‫دقیقاً بعد از اینکه
‫کار لباس قدیمی رو تموم کردیم گفتش.

912
01:34:01.673 --> 01:34:03.258
‫بهت کمک کرده لباس جنگیت رو بسازی؟

913
01:34:03.299 --> 01:34:04.717
‫معرکه ـست!

914
01:34:06.761 --> 01:34:09.848
‫معرکه نیست.

915
01:34:09.889 --> 01:34:13.059
‫چهارده سالِش بود و
‫مامانش توی پخش زندۀ تلویزیون کُشته شد.

916
01:34:13.226 --> 01:34:14.477
‫شرمنده... حرفم احمقانه بود.

917
01:34:14.477 --> 01:34:17.522
‫در یک لحظه، کل کودکیش ازش دزدیده شد.

918
01:34:17.564 --> 01:34:20.233
‫آخرین ماه های زندگیش رو توی یه پناهگاه زیرزمینی
‫قایم شده بود.

919
01:34:21.317 --> 01:34:24.028
‫- می دونم.
‫- پس انقدر وقت منو تلف نکن.

920
01:34:26.948 --> 01:34:30.368
‫تو باید... باید بری بیرون پیش دوستات باشی...

921
01:34:30.410 --> 01:34:32.871
‫و مثل بچه های عادی باشی،
‫نه اینکه اینجا بازی های جنگی بکنی.

922
01:34:32.912 --> 01:34:35.039
‫فقط می خواستم ازت یاد بگیرم.

923
01:34:35.081 --> 01:34:37.125
‫خب، دیگه چیزی ندارم بهت آموزش بدم.

924
01:34:39.127 --> 01:34:40.670
‫برو مزاحم یکی دیگه بشو.

925
01:34:55.935 --> 01:34:58.438
‫الان بابام کلی تیکه بارم کرد.

926
01:34:58.479 --> 01:35:00.064
‫- آخ لوئیس...
‫- عیبی نداره.

927
01:35:00.106 --> 01:35:01.816
‫حق داشتی اون مقاله رو چاپ کنی.

928
01:35:01.858 --> 01:35:04.402
‫حق مردمه که بدونن چرا وزارت دفاع هنوز اینجاست.

929
01:35:04.444 --> 01:35:06.529
‫به نظرت توی سالن شهرداری
‫جواب سؤال هامون رو می گیریم؟

930
01:35:06.571 --> 01:35:08.906
‫شاید بگیریم، شایدم نگیریم.
‫ولی به هیچکس بیشتر از تو...

931
01:35:08.948 --> 01:35:11.075
‫برای پرسیدنِ سؤالات سخت، اعتماد ندارم.

932
01:35:12.452 --> 01:35:14.412
‫خب، خیلی لطف داری...

933
01:35:14.454 --> 01:35:17.040
‫و به خاطر همین حرفت،
‫چیزی که باید بهت بگم رو خیلی سخت تر کردی.

934
01:35:21.127 --> 01:35:23.129
‫بهم پیشنهاد خریدِ روزنامۀ «گزت» رو دادن.

935
01:35:25.173 --> 01:35:27.175
‫کی داده؟ یه آدم میلیاردر؟

936
01:35:27.216 --> 01:35:29.260
‫بیشتر به شرکت های اختلاطی چند ملیتی می خوره.

937
01:35:29.344 --> 01:35:31.679
‫چه بدتر! اخبار برای اونا مهم نیست.

938
01:35:31.721 --> 01:35:33.514
‫تنها چیزی که براشون مهمه، سود و زیانه.

939
01:35:33.556 --> 01:35:36.684
‫کریسی، اونا همۀ دستاوردهامون رو نابود می کنن.

940
01:35:36.726 --> 01:35:39.479
‫می دونم، ولی مگه چارۀ دیگه ای هم دارم؟

941
01:35:39.520 --> 01:35:41.064
‫داریم ورشکسته می شیم.

942
01:35:41.105 --> 01:35:43.691
‫بعد از قضیۀ ادج، مشترکینِ کممون، کم تر هم شدن.

943
01:35:43.691 --> 01:35:46.486
‫- مشترکین جدید پیدا می کنیم.
‫- چطور؟

944
01:35:46.527 --> 01:35:47.695
‫ما یه روزنامۀ شهرستانی...

945
01:35:47.737 --> 01:35:49.822
‫توی شهری هستیم که دیگه داره از بین می ره.

946
01:35:50.156 --> 01:35:52.283
‫حتی داشتنِ مشهورترین خبرنگارِ دنیا...

947
01:35:52.367 --> 01:35:54.118
‫نمی تونه جلوی بسته شدنِ اینجا رو بگیره.

948
01:35:55.286 --> 01:35:58.122
‫اگه روزنامۀ گزت ادغام بشه...

949
01:35:58.164 --> 01:35:59.374
‫ادج برنده می شه.

950
01:36:00.249 --> 01:36:01.834
‫بعضی وقتا برنده ای وجود نداره.

951
01:36:01.876 --> 01:36:03.836
‫فقط بازنده هست.

952
01:36:03.836 --> 01:36:05.380
‫لوئیس، اگه این پیشنهاد رو قبول نکنم،

953
01:36:05.421 --> 01:36:08.216
‫در عرض یه ماه ورشکسته می شم.

954
01:36:08.383 --> 01:36:09.801
‫چاره ای ندارم.

955
01:36:23.981 --> 01:36:26.567
‫تموم شد.

956
01:36:26.609 --> 01:36:29.612
‫یک فداکاریِ باارزش.

957
01:36:29.695 --> 01:36:31.405
‫شروع می کنیم.

958
01:36:31.447 --> 01:36:33.574
‫وقتش رسیده.

959
01:36:33.616 --> 01:36:35.284
‫کریپتون احیا می شه.

960
01:36:38.663 --> 01:36:40.540
‫[دبیرستان اسمالویل]

961
01:36:41.499 --> 01:36:45.503
‫اسمالویل بدون لانا لین، یه جاش می لنگه.

962
01:36:45.545 --> 01:36:47.255
‫اون بخشی از این شهره.

963
01:36:47.296 --> 01:36:49.132
‫شاید بیراه هم نمی گه.

964
01:36:49.173 --> 01:36:50.883
‫شاید اون اسمالویل از بین رفته.

965
01:36:50.883 --> 01:36:53.261
‫آخه کریسی کل زندگیش توی «گزت» کار کرده...

966
01:36:53.302 --> 01:36:54.804
‫تا آخرش دودستی بده بره.

967
01:36:54.846 --> 01:36:56.806
‫کاری از دست تو برنمیاد؟

968
01:36:56.848 --> 01:36:59.267
‫اگه سوپرمن شروع به بانک زدن نکنه، نه!

969
01:36:59.308 --> 01:37:00.393
‫یه معجزه لازم داره.

970
01:37:00.434 --> 01:37:02.228
‫وزارت دفاع نمی خوایم! وزارت دفاع نمی خوایم!

971
01:37:02.228 --> 01:37:03.688
‫فقط اون نیست که معجزه لازم داره.

972
01:37:03.729 --> 01:37:06.732
‫وزارت دفاع نمی خوایم! وزارت دفاع نمی خوایم!
‫(دبیرستان اسمالویل؛ ورودی بلوک c)

973
01:37:06.774 --> 01:37:07.817
‫انگار وضع خوب نیست.

974
01:37:07.859 --> 01:37:10.903
‫وزارت دفاع نمی خوایم! وزارت دفاع نمی خوایم!

975
01:37:10.945 --> 01:37:14.448
‫وزارت دفاع نمی خوایم! وزارت دفاع نمی خوایم!

976
01:37:14.490 --> 01:37:15.825
‫خیلی بَده.

977
01:37:16.117 --> 01:37:18.911
‫وزارت دفاع نمی خوایم! وزارت دفاع نمی خوایم!

978
01:37:20.162 --> 01:37:22.290
‫همگی توجه کنید.

979
01:37:22.331 --> 01:37:23.666
‫- باید یه کاری بکنیم.
‫- لطفاً...

980
01:37:23.749 --> 01:37:25.293
‫آروم باشید و روی صندلی هاتون بشینید،

981
01:37:25.334 --> 01:37:27.003
‫تا بتونیم شروع کنیم.

982
01:37:30.047 --> 01:37:31.090
‫سلام عزیزم.

983
01:37:31.132 --> 01:37:33.551
‫من یه سر می رم ایستگاه آتش نشانی...

984
01:37:33.593 --> 01:37:36.596
‫و وسایلم رو جمع می کنم.

985
01:37:37.346 --> 01:37:39.724
‫احتمالاً برای پختن دنده ها به موقع برگردم خونه.

986
01:37:40.433 --> 01:37:43.477
‫به نظر تو ما داریم اشتباه می کنیم؟

987
01:37:43.519 --> 01:37:45.271
‫چون دندۀ کمر می خوریم؟

988
01:37:47.148 --> 01:37:49.901
‫اینکه داریم از اسمالویل می ریم.

989
01:37:49.942 --> 01:37:53.112
‫منظورم اینه که
‫به نظرت داریم خیلی راحت تسلیم می شیم؟

990
01:37:53.154 --> 01:37:55.781
‫کلارک این حرف رو زد.

991
01:37:55.823 --> 01:37:58.159
‫فقط... نمی خوام با عجله تصمیمی بگیریم...

992
01:37:58.200 --> 01:38:00.828
‫که بعداً ازش پشیمون می شیم.

993
01:38:02.121 --> 01:38:04.373
‫فکر نمی کنم خیلی چاره ای داشته باشیم.

994
01:38:04.415 --> 01:38:07.710
‫مردم اینجا یه جورایی مجبورمون کردن.

995
01:38:07.793 --> 01:38:10.463
‫همه که باهامون مشکل ندارن، کایل.

996
01:38:10.504 --> 01:38:12.757
‫خیلی خب، ببین.

997
01:38:12.798 --> 01:38:14.884
‫من واقعاً قدردانِ...

998
01:38:14.925 --> 01:38:16.802
‫همۀ کارهایی هستم که کنت ها برامون کردن.

999
01:38:16.844 --> 01:38:19.513
‫خیلی هوامون رو داشتن، ولی...

1000
01:38:19.513 --> 01:38:22.391
‫لانا، دوستی با اونا غذا سر سفره ـمون نمیاره.

1001
01:38:23.934 --> 01:38:26.270
‫می دونم.

1002
01:38:26.312 --> 01:38:27.813
‫فقط سخته.

1003
01:38:30.358 --> 01:38:32.151
‫آره، می دونم.

1004
01:38:33.736 --> 01:38:37.073
‫ولی ببین، تا وقتی تو رو دارم...

1005
01:38:38.240 --> 01:38:40.493
‫مهم نیست کجا زندگی می کنیم.

1006
01:38:40.534 --> 01:38:42.912
‫خیلی خب، پس من و تو...

1007
01:38:42.953 --> 01:38:46.332
‫می تونیم هر جایی خونه زندگی تشکیل بدیم.
‫خب؟

1008
01:38:46.332 --> 01:38:47.625
‫آره.

1009
01:38:50.294 --> 01:38:52.838
‫- دیگه خداحافظ.
‫- خداحافظ.

1010
01:38:52.880 --> 01:38:54.882
‫به اسمالویل جدید خوش اومدین.

1011
01:38:54.924 --> 01:38:56.384
‫دقیقاً مثل قدیمه...

1012
01:38:56.425 --> 01:38:58.302
‫فقط رقت انگیزتره.

1013
01:38:59.970 --> 01:39:01.639
‫سرحملۀ دوم، کجا قایم شده بودی؟

1014
01:39:01.681 --> 01:39:03.724
‫عه!

1015
01:39:03.766 --> 01:39:05.559
‫سلام، می دونید که مدرسه چه جوریه دیگه.

1016
01:39:05.601 --> 01:39:07.520
‫داشتم کارهای عقب افتادۀ مدرسه رو می کردم.

1017
01:39:07.561 --> 01:39:09.063
‫ارتش شهرمون رو محاصره کرده،

1018
01:39:09.105 --> 01:39:11.482
‫اونوقت تو توی خونه قایم شده بودی تا درس بخونی؟

1019
01:39:11.482 --> 01:39:13.359
‫رفیق، جواب چرتی دادی!

1020
01:39:13.401 --> 01:39:15.027
‫دیگه وقتشه از جات بلند شی، داداش.

1021
01:39:15.027 --> 01:39:16.320
‫پدر و مادر جیمی خارج از شهرن.

1022
01:39:16.362 --> 01:39:17.780
‫کل خونه ـشون در اختیار خودشه.

1023
01:39:17.863 --> 01:39:20.408
‫همین الان «ولنیتز» داره یه بشکۀ نوشیدنی می گیره.

1024
01:39:20.449 --> 01:39:21.909
‫یه چیز به درد بخور.

1025
01:39:21.951 --> 01:39:24.412
‫درصد شکرش خیلی بالاست.

1026
01:39:24.453 --> 01:39:26.163
‫خیلی خب، پایه ام.

1027
01:39:27.123 --> 01:39:28.791
‫تو هم بیا، قدکوتوله.

1028
01:39:29.166 --> 01:39:31.627
‫خیلی خب، ما می ریم دنیس و کیتلین رو برداریم.

1029
01:39:31.669 --> 01:39:32.962
‫شما پسرا رو اونجا می بینیم. خب؟

1030
01:39:33.003 --> 01:39:34.713
‫- خداحافظ.
‫- فعلاً رفیق.

1031
01:39:36.590 --> 01:39:38.259
‫دیگه شان بیشتر از این نمی تونست...

1032
01:39:38.300 --> 01:39:39.510
‫خصومتش رو غیرمستقیم نشون بده.

1033
01:39:39.552 --> 01:39:41.345
‫چی بگم... شاید چون قبلاً قرار می ذاشتین،

1034
01:39:41.387 --> 01:39:43.722
‫صحنۀ عجیب غریبی شد.

1035
01:39:43.764 --> 01:39:45.975
‫قبلاً که این قضیه مشکل ساز نبود.

1036
01:39:45.975 --> 01:39:47.685
‫الان که آبرویی برای پدر و مادرم نمونده،

1037
01:39:47.726 --> 01:39:49.895
‫انگار من هم شریک جرمشون هستم.

1038
01:39:50.354 --> 01:39:52.273
‫ما مجبور نیستیم بریم.

1039
01:39:52.314 --> 01:39:55.192
‫نه! خیلی وقته که شماها با هم نگشتید.

1040
01:39:55.234 --> 01:39:57.695
‫و لحظات برادرانۀ خوشی می تونید داشته باشید.

1041
01:39:57.736 --> 01:40:00.614
‫تازه نوشیدنیش خیلی به درد بخوره!

1042
01:40:00.656 --> 01:40:02.283
‫- مطمئنی؟
‫- آره.

1043
01:40:02.324 --> 01:40:04.785
‫به سوفیا قول داده بودم که
‫ آرایش موهاش رو انجام بدم.

1044
01:40:04.785 --> 01:40:06.954
‫می دونی... به خاطر اون قضیه.

1045
01:40:06.996 --> 01:40:09.165
‫- آره، آره، آره. فقط...
‫- خیلی خب.

1046
01:40:09.498 --> 01:40:10.791
‫وقتی رسیدی خونه بهم زنگ بزن.

1047
01:40:10.833 --> 01:40:12.710
‫- باشه. خیلی خب.
‫- فعلاً.

1048
01:40:12.751 --> 01:40:14.962
‫ولنیتز به نفعشه این دفعه پیراهنش رو در نیاره.

1049
01:40:20.843 --> 01:40:22.344
‫می بینی اون روزنامۀ مزخرفت...

1050
01:40:22.344 --> 01:40:23.971
‫چه آشوبی به پا کرده؟

1051
01:40:24.013 --> 01:40:25.973
‫پس بذار کمک کنم.

1052
01:40:26.015 --> 01:40:28.684
‫امیدوار بودم همینو بگی.

1053
01:40:31.979 --> 01:40:34.773
‫خیلی خب دوستان.
‫جلسه رو شروع می کنیم.

1054
01:40:34.815 --> 01:40:38.319
‫ژنرال لین اومده اینجا تا به سؤالاتی که احتمالاً...

1055
01:40:38.360 --> 01:40:41.655
‫در مورد حضور پیوستۀ وزارت دفاع در اسمالویل دارید
‫جواب بده.

1056
01:40:41.822 --> 01:40:44.074
‫- ژنرال لین بفرمایید.
‫- ممنونم، شهردار «دین».

1057
01:40:44.116 --> 01:40:46.493
‫سربازهاتون کِی از شهر می رن بیرون؟

1058
01:40:46.535 --> 01:40:48.996
‫آره!

1059
01:40:50.873 --> 01:40:54.084
‫بهتون قول می دم که وزارت دفاع
‫داره با سریعترین سرعت ممکن کارش رو انجام می ده.

1060
01:40:54.126 --> 01:40:56.670
‫به محض اینکه همۀ مواد خطرناک...

1061
01:40:56.712 --> 01:40:58.422
‫از معادن خارج بشن،

1062
01:40:58.464 --> 01:41:00.674
‫می تونید انتظارِ کاهش چشمگیری
‫در نیروها داشته باشید.

1063
01:41:00.716 --> 01:41:02.009
‫اون نیروها دارن مشاغلی که...

1064
01:41:02.051 --> 01:41:03.802
‫در حاشیۀ خیابون اصلی اینجاست رو فراری می دن.

1065
01:41:03.844 --> 01:41:06.347
‫آخه چرا نمی شه همه ـشون رو
‫کنار معادن مستقر کنید؟

1066
01:41:06.388 --> 01:41:08.265
‫آره، تازه مگه چی توی اون معادن هست...

1067
01:41:08.307 --> 01:41:10.559
‫که انقدر خطرناکه؟

1068
01:41:10.559 --> 01:41:12.144
‫اجازه ندارم که در موردِ...

1069
01:41:12.186 --> 01:41:14.063
‫ماهیت اصلیِ اون ماده صحبت کنم، ولی...

1070
01:41:14.104 --> 01:41:16.523
‫اینکه جلوی چشمامون دارید این کارها رو می کنید
‫اشکالی نداره؟!

1071
01:41:16.565 --> 01:41:17.942
‫ببینید دوستان، مطمئنم که...

1072
01:41:17.983 --> 01:41:19.652
‫دلیل خوبی برای استخراج اون ماده دارن.

1073
01:41:19.693 --> 01:41:21.904
‫آره، احتمالاً کلی ارزش مالی داشته باشن.

1074
01:41:21.946 --> 01:41:25.157
‫بهتون اطمینان می دم که هیچکس از این قضیه
‫سودی به جیب نمی زنه.

1075
01:41:25.199 --> 01:41:27.993
‫ما صرفاً برای صلاح عموم داریم عمل می کنیم.

1076
01:41:28.035 --> 01:41:31.372
‫ژنرال لین، می تونید بگید مورگان ادج الان کجاست؟

1077
01:41:31.413 --> 01:41:34.833
‫در حال حاضر نمی تونم علناً در این باره صحبتی کنم.

1078
01:41:34.875 --> 01:41:37.002
‫چرا نمی تونید؟ مردم ترسیدن...

1079
01:41:37.044 --> 01:41:38.587
‫و می خوان بدونن در امانن یا نه.

1080
01:41:38.629 --> 01:41:39.922
‫- آره.
‫- آره!

1081
01:41:40.005 --> 01:41:41.548
‫خانم «بپو»، به نظرم برای امروز...

1082
01:41:41.590 --> 01:41:43.092
‫به اندازۀ کافی مردم رو ترسونده باشین.

1083
01:41:43.133 --> 01:41:45.135
‫- بابا!
‫- می شه حداقل بگید ادج توی بازداشتگاهه یا نه؟

1084
01:41:45.177 --> 01:41:47.805
‫- خانم بپو!
‫- نه، نیست.

1085
01:41:47.846 --> 01:41:50.057
‫- لوئیس!
‫- حق دارن بدونن.

1086
01:41:50.099 --> 01:41:51.975
‫ادج چند هفته پیش...

1087
01:41:52.017 --> 01:41:53.394
‫تونست از یه بازداشتگاه فرار کنه.

1088
01:41:53.435 --> 01:41:56.188
‫حالا از اونموقع تا حالا، سوپرمن و وزارت دفاع...

1089
01:41:56.230 --> 01:41:58.649
‫تمام تلاششون رو داشتند می کردند
‫تا رد اون رو بزنن.

1090
01:41:58.691 --> 01:42:00.067
‫ولی تا به الان...

1091
01:42:00.109 --> 01:42:02.403
‫هنوز معلوم نیست کجاست.

1092
01:42:02.444 --> 01:42:04.697
‫باید نگران این باشیم که یه موقع برنگرده اینجا؟

1093
01:42:07.408 --> 01:42:09.702
‫متأسفانه تا زمانیکه مورگان ادج دستگیر نشده...

1094
01:42:09.743 --> 01:42:11.370
‫دلیل برای نگرانی هست.

1095
01:42:11.412 --> 01:42:14.540
‫ولی مطمئن باشید که
‫وزارت دفاع داره تمام تلاشش رو می کنه...

1096
01:42:14.581 --> 01:42:16.875
‫تا مردم اسمالویل رو در امان نگه داره.

1097
01:42:16.917 --> 01:42:19.461
‫کسی به یه کلمه از حرفای اون مرد اعتماد نکنه.

1098
01:42:21.255 --> 01:42:22.965
‫اون مادر دِرِک پاول ـه؟

1099
01:42:23.132 --> 01:42:24.133
‫آره.

1100
01:42:24.174 --> 01:42:26.719
‫وزارت دفاع ماه هاست که داره دروغ می گه.

1101
01:42:28.178 --> 01:42:30.389
‫از همون موقع که پسرم مُرد!

1102
01:42:31.932 --> 01:42:34.143
‫تازه من مدرک دارم.

1103
01:42:36.770 --> 01:42:39.106
‫[ادارۀ آتش نشانی اسمالویل]

1104
01:42:45.279 --> 01:42:47.197
‫فکرش رو می کردم تو باشی.

1105
01:42:51.034 --> 01:42:53.871
‫با خودم گفتم الان بهترین وقت
‫برای جمع کردنِ وسایلمه.

1106
01:42:53.871 --> 01:42:55.289
‫مخصوصاً الان که همۀ بچه ها...

1107
01:42:55.330 --> 01:42:57.124
‫توی سالن شهرداری هستند.

1108
01:42:58.750 --> 01:43:02.212
‫رئیسِ آتش نشانی «بریستول» زنگ زد و سراغت رو گرفت.
‫(شهرستانی در ماساچوست آمریکا)

1109
01:43:02.254 --> 01:43:05.299
‫فقط دارم نظر این و اون رو می پرسم. همین!

1110
01:43:05.340 --> 01:43:07.217
‫جدی؟ آخه تابلوی «برای فروش»...

1111
01:43:07.259 --> 01:43:09.595
‫که توی چمنِ جلوی خونه ـتونه،
‫چیز دیگه ای نشون می ده.

1112
01:43:09.636 --> 01:43:11.472
‫می خوای چیکار کنم، تامارا؟

1113
01:43:12.806 --> 01:43:14.725
‫وقتی اینجا ثبت نام کردم، کار راحتی نبود، رئیس!

1114
01:43:15.058 --> 01:43:16.977
‫همۀ مردهای دیگه یه جوری بهم نگاه می کردن...

1115
01:43:16.977 --> 01:43:19.855
‫و فکر می کردن یه زن جایی توی ایستگاه نداره،
‫چه برسه سیاه پوست هم باشه!

1116
01:43:19.897 --> 01:43:22.107
‫ولی تو... تو همیشه هوام رو داشتی.

1117
01:43:22.149 --> 01:43:23.984
‫چون می دونستم در موردت اشتباه فکر می کنن.

1118
01:43:24.026 --> 01:43:26.862
‫امیدوار بودم دوباره هم بتونیم بهشون ثابت کنیم
‫که دارن اشتباه می کنن.

1119
01:43:33.452 --> 01:43:35.329
‫باید بدونی که به رئیس ایستگاه بریستول گفتم...

1120
01:43:35.370 --> 01:43:37.581
‫که اگه تو بری توی تیمش، خیلی خوش شانسه!

1121
01:43:38.165 --> 01:43:40.042
‫موفق باشی، رئیس.

1122
01:43:40.042 --> 01:43:41.460
‫من ازت حمایت می کنم.

1123
01:43:54.640 --> 01:43:56.892
‫این چه کوفتیه؟

1124
01:43:58.227 --> 01:44:00.520
‫- وای خدا!
‫- شلیک! شلیک!

1125
01:44:00.562 --> 01:44:01.813
‫وای خدا!

1126
01:44:14.576 --> 01:44:16.536
‫این نامه ای از طرف وزارت دفاعه...

1127
01:44:16.578 --> 01:44:18.872
‫که اون مردی که اونجا وایستاده امضاش کرده.

1128
01:44:18.914 --> 01:44:22.501
‫توش نوشته که تحقیقات برای مرگ پسرم
‫در حال انجامه.

1129
01:44:22.542 --> 01:44:25.545
‫درسته، خانم پاول.
‫ما هنوز در مرحلۀ...

1130
01:44:25.587 --> 01:44:27.673
‫جمع آوری اطلاعات برای علت مرگ دِرِک هستیم.

1131
01:44:27.714 --> 01:44:29.675
‫اون به خاطر کاری که مورگان ادج کرد مُرد.

1132
01:44:29.716 --> 01:44:31.593
‫اینجوری بود که مُرد.
‫چندین ماهه اینو می دونستی...

1133
01:44:31.635 --> 01:44:33.720
‫ولی به خودت زحمت ندادی چیزی بهم بگی.

1134
01:44:33.762 --> 01:44:36.556
‫شارون، می دونم این شرایط چقدر برات سخت بوده.

1135
01:44:36.682 --> 01:44:40.811
‫واقعاً نمی دونی چه حسی داره که
‫آدم بچه ـش رو از دست بده.

1136
01:44:42.521 --> 01:44:45.148
‫مادر، عذاب وجدان پیدا می کنه...

1137
01:44:45.190 --> 01:44:47.234
‫و دائماً با خودش فکر می کنه که...

1138
01:44:47.275 --> 01:44:49.069
‫چه کاری رو می تونسته جور دیگه ای انجام بده.

1139
01:44:50.612 --> 01:44:52.030
‫واقعاً شرمنده ام.

1140
01:44:52.072 --> 01:44:56.159
‫لطفاً بهم بگید مورگان ادج با پسرم چیکار کرد.

1141
01:44:56.201 --> 01:44:57.911
‫باید حقیقت رو بدونم.

1142
01:45:02.541 --> 01:45:04.501
‫همین الان ادج به تیمم حمله کرد.

1143
01:45:04.751 --> 01:45:05.585
‫چی؟

1144
01:45:05.585 --> 01:45:07.796
‫الان به مکانی که لار رو
‫توش نگه داشته بودیم حمله کرد.

1145
01:45:07.838 --> 01:45:09.131
‫باید بریم.

1146
01:45:09.172 --> 01:45:11.049
‫ببخشید دوستان ولی یه مشکلی پیش اومده...

1147
01:45:11.091 --> 01:45:12.300
‫که فوراً باید بهش رسیدگی کنیم.

1148
01:45:12.342 --> 01:45:13.343
‫نه، نه، نه!

1149
01:45:13.385 --> 01:45:14.386
‫کجا می ری؟

1150
01:45:14.386 --> 01:45:15.887
‫حق این خانم نیست که بی جواب بذاریش.

1151
01:45:15.929 --> 01:45:18.056
‫- داری فرار می کنی؟
‫- ما دنبال جواب سؤال هامونیم.

1152
01:45:18.098 --> 01:45:20.600
‫حقیقت رو بهمون بگو!
‫ما دنبال جواب سؤال هامونیم.

1153
01:45:20.642 --> 01:45:23.937
‫ما دنبال جواب سؤال هامونیم.
‫ما دنبال جواب سؤال هامونیم.

1154
01:45:23.979 --> 01:45:26.815
‫ما دنبال جواب سؤال هامونیم.
‫ما دنبال جواب سؤال هامونیم.

1155
01:45:31.445 --> 01:45:33.822
‫- باید برگردیم اونجا.
‫- شدنی نیست.

1156
01:45:33.864 --> 01:45:35.574
‫اسمالویل داره خودش رو تیکه پاره می کنه.

1157
01:45:35.574 --> 01:45:36.825
‫اگه هیچ کاری نکنیم...

1158
01:45:36.825 --> 01:45:37.909
‫نشنیدی چی گفتم؟

1159
01:45:37.951 --> 01:45:39.828
‫ادج آزاده و لار هم با خودش بُرده.

1160
01:45:39.828 --> 01:45:42.456
‫پس باید به شهر هشدار بدیم.

1161
01:45:42.497 --> 01:45:44.207
‫انگار هیچ جایی دور و بر اسمالویل نیست.

1162
01:45:44.207 --> 01:45:45.834
‫به خاطر اینه که یه هدف دیگه دارن.

1163
01:45:45.876 --> 01:45:49.129
‫ردیابم بعد از اینکه از وزارت دفاع رفتن
‫ردشون رو زده.

1164
01:45:49.171 --> 01:45:50.255
‫توی متروپلیسن.

1165
01:45:50.297 --> 01:45:53.133
‫- دقیقاً مثل زمینِ خودت.
‫- شما دوتا باید همین الان برید.

1166
01:45:53.175 --> 01:45:56.511
‫صبر کنید.
‫روی زمینِ تو، سوپرمن دست تنها نبود.

1167
01:45:56.553 --> 01:45:57.763
‫یه ارتش کامل داشت.

1168
01:45:57.763 --> 01:45:58.805
‫ادج واقعاً فکر می کنه که...

1169
01:45:58.805 --> 01:46:00.765
‫اون و لار می تونن یه شهر رو نابود کنن؟

1170
01:46:00.807 --> 01:46:02.058
‫با وجود چیزی که موقع فرارش...

1171
01:46:02.100 --> 01:46:04.269
‫از وزارت دفاع دیدیم، شاید بتونه!

1172
01:46:04.311 --> 01:46:05.979
‫شایدم فقط می خواد منو اذیت کنه.

1173
01:46:06.021 --> 01:46:07.022
‫خاطراتم رو دیده.

1174
01:46:07.063 --> 01:46:08.690
‫می دونه چقدر خاطره توی متروپلیس داریم.

1175
01:46:08.732 --> 01:46:10.525
‫باشه، ولی اگه فقط می خواسته تو رو اذیت کنه...

1176
01:46:10.567 --> 01:46:12.444
‫چرا مستقیم نیومده اسمالویل؟

1177
01:46:12.444 --> 01:46:14.529
‫یه قضیۀ بزرگتری در جریانه که ما متوجهش نیستیم.

1178
01:46:14.571 --> 01:46:16.490
‫منم باید باهاتون بیام.
‫می تونی مراقب پسرا باشی؟

1179
01:46:16.531 --> 01:46:18.533
‫تماس می گیرم و ترتیب اینو می دم که
‫به مزرعه برگردن.

1180
01:46:18.575 --> 01:46:20.660
‫می دونی ادج دقیقاً کجاست؟

1181
01:46:22.621 --> 01:46:25.165
‫ظاهراً هنوز توی «پارک سنتنیال» ـه.

1182
01:46:28.251 --> 01:46:30.212
‫لطفاً موانع رو جابجا نکنید.

1183
01:46:30.253 --> 01:46:31.755
‫[پلیس ضربتِ متروپلیس]

1184
01:46:31.838 --> 01:46:34.549
‫لطفاً همگی عقب بایستید.

1185
01:46:38.094 --> 01:46:41.389
‫خواهشاً بهم بگو که
‫اون مورگان ادج نیست که روی هوا شناوره.

1186
01:46:43.475 --> 01:46:45.352
‫- عه، اینجا رو!
‫- سوپرمنه!

1187
01:46:45.393 --> 01:46:46.645
‫باید همه رو ببرید عقب.

1188
01:46:46.686 --> 01:46:47.604
‫اینجا خطرناکه.

1189
01:46:47.646 --> 01:46:49.940
‫لوئیس، می دونی اینجا چه خبره؟

1190
01:46:50.023 --> 01:46:52.609
‫فکر می کنیم مورگان ادج
‫در آستانۀ حمله به متروپلیس ـه.

1191
01:46:52.734 --> 01:46:54.277
‫فقط همون دوتا هستن؟

1192
01:46:54.319 --> 01:46:55.904
‫تا جایی که معلومه، آره.

1193
01:46:55.946 --> 01:46:57.781
‫باید نگران تعداد بیشتری باشیم؟

1194
01:47:01.743 --> 01:47:03.536
‫فکر نکنم اون دیگه مورگان ادج باشه.

1195
01:47:03.703 --> 01:47:05.622
‫پس کیه؟

1196
01:47:12.462 --> 01:47:13.672
‫- سلام!
‫- چطوری؟

1197
01:47:13.713 --> 01:47:15.465
‫سلام، زود باش یه نوشیدنی بگیر.

1198
01:47:15.465 --> 01:47:16.967
‫اون پشت، «لیوان برگردون» بازی می کنیم.

1199
01:47:16.967 --> 01:47:18.927
‫باشه، برو من میام. برو من میام.

1200
01:47:25.433 --> 01:47:27.602
‫- بابابزرگه.
‫- جواب نده.

1201
01:47:27.727 --> 01:47:29.771
‫اگه اتفاقی افتاده باشه چی؟

1202
01:47:30.647 --> 01:47:32.274
‫اونموقع دوباره زنگ می زنه.

1203
01:47:32.732 --> 01:47:34.901
‫نمی دونم والا. هیچوقت زنگ نمی زنه.

1204
01:47:34.943 --> 01:47:38.029
‫فقط برای یه ساعت، یه بچۀ معمولی باش.

1205
01:47:38.071 --> 01:47:39.239
‫باشه؟ فرستنده ام همراهمه.

1206
01:47:39.239 --> 01:47:41.408
‫اگه اتفاق مهمی افتاد، به بابا خبر می دم.

1207
01:47:43.618 --> 01:47:45.745
‫از کِی تا حالا اهل مهمونی رفتن شدی؟

1208
01:47:45.787 --> 01:47:47.205
‫مگه الان نباید با جان هنری...

1209
01:47:47.205 --> 01:47:48.915
‫مشغول ساختِ سکوی پرتابی چیزی باشی؟

1210
01:47:48.915 --> 01:47:50.166
‫اولاً که موشک اندازه،

1211
01:47:50.208 --> 01:47:52.293
‫دوماً می خوام ولنیتز رو
‫توی «لیوان برگردون» شکست بدم.

1212
01:47:52.335 --> 01:47:54.337
‫- بیا بریم. بیا بریم.
‫- اگه به خاطر ولنیتز باشه...

1213
01:47:54.337 --> 01:47:55.672
‫سلام، جان.

1214
01:47:57.215 --> 01:47:58.591
‫می شه صحبت کنیم؟

1215
01:48:04.014 --> 01:48:06.182
‫- سلام، عزیزم.
‫- سلام.

1216
01:48:06.224 --> 01:48:07.809
‫کارِت توی ایستگاه چطور پیش رفت؟

1217
01:48:09.519 --> 01:48:11.771
‫خب، داشتم... داشتم با تامارا صحبت می کردم...

1218
01:48:11.813 --> 01:48:15.984
‫و... این فکر رو توی سرم انداخت که...

1219
01:48:16.317 --> 01:48:17.819
‫نمی دونم والا... شاید حق با تو باشه.

1220
01:48:18.945 --> 01:48:21.698
‫شاید... شاید این تصمیم درستی نباشه.

1221
01:48:22.782 --> 01:48:25.702
‫اصلاً اینجا کلی دستاورد داریم.

1222
01:48:26.745 --> 01:48:29.456
‫فکر اینکه بخوایم همۀ اینا رو
‫پشت سر بذاریم، ترسناکه!

1223
01:48:29.956 --> 01:48:31.166
‫آره.

1224
01:48:36.379 --> 01:48:38.131
‫کایل هستم.

1225
01:48:43.928 --> 01:48:45.930
‫- سوفی، صاف وایستا.
‫- آخ!

1226
01:48:46.014 --> 01:48:47.432
‫سوفی!

1227
01:48:48.183 --> 01:48:50.310
‫بیا تو.

1228
01:48:53.021 --> 01:48:56.524
‫خب، دخترا، می خواستیم یه خبری بهتون بدیم.

1229
01:48:57.066 --> 01:49:00.153
‫همین الان به باباتون یه پیشنهاد کاری داده شد.

1230
01:49:00.195 --> 01:49:01.279
‫چه کاری؟

1231
01:49:01.321 --> 01:49:03.072
‫هنوزم آتش نشانی، فقط...

1232
01:49:04.449 --> 01:49:06.326
‫فقط توی یه شهر دیگه.

1233
01:49:06.409 --> 01:49:07.869
‫کارش توی شهرستان بریستول ـه.

1234
01:49:07.911 --> 01:49:10.288
‫اونجا که دو ساعت تا اینجا فاصله ـشه.

1235
01:49:10.330 --> 01:49:12.916
‫به خاطر همین باید نقل مکان کنیم،
‫وگرنه این کار شدنی نیست.

1236
01:49:12.957 --> 01:49:14.042
‫ولی مگه نگفتید که...

1237
01:49:14.042 --> 01:49:15.585
‫پیشنهاد خرید خونه، خیلی کم بوده؟

1238
01:49:15.627 --> 01:49:18.129
‫کم بود، ولی ببین، سارا...

1239
01:49:18.129 --> 01:49:20.131
‫این فرصت خیلی خوبیه.

1240
01:49:20.173 --> 01:49:22.050
‫رئیسشون داره برای بازنشستگی آماده می شه،

1241
01:49:22.133 --> 01:49:24.344
‫که یعنی می تونم پا پیش بذارم...

1242
01:49:24.677 --> 01:49:26.095
‫و جاش رو بگیرم.

1243
01:49:26.137 --> 01:49:27.555
‫اصلاً خودتون می فهمید چی می گید؟

1244
01:49:27.597 --> 01:49:30.058
‫این همه به آدمایی که
‫اسمالویل رو ترک می کردن چیز می گفتید،

1245
01:49:30.099 --> 01:49:32.685
‫اونوقت به محض اینکه اوضاع سخت شد
‫می خواید از اینجا فرار کنید؟

1246
01:49:32.727 --> 01:49:34.354
‫بیخیال، سارا.
‫بی انصافی نکن!

1247
01:49:34.437 --> 01:49:36.523
‫- خیلی آدمای دورویی هستید.
‫- عه!

1248
01:49:36.564 --> 01:49:40.068
‫- عزیزم، به خاطر جوردن ناراحتی؟
‫- نه، نه.

1249
01:49:40.109 --> 01:49:41.319
‫به خاطر این ناراحتم که...

1250
01:49:41.361 --> 01:49:42.862
‫پدر و مادرم دروغگوهای دورویی هستن.

1251
01:49:42.862 --> 01:49:45.114
‫ببین، این قضیه برای همه سخته.

1252
01:49:45.114 --> 01:49:47.325
‫گوش کن، ما فقط می خوایم...

1253
01:49:47.367 --> 01:49:49.035
‫کاری که به نفع خانواده ـمونه رو بکنیم.

1254
01:49:49.077 --> 01:49:51.120
‫شاید صلاحیتِ گرفتنِ این تصمیم رو نداشته باشی!

1255
01:49:51.162 --> 01:49:53.164
‫آخه اولِ اولش خود تو بودی که پاچه خواریِ...

1256
01:49:53.206 --> 01:49:54.624
‫مورگان ادج رو کردی که بیاد اینجا.

1257
01:49:54.666 --> 01:49:57.043
‫پدرت رو به خاطر این قضایا مقصر ندون.

1258
01:49:57.043 --> 01:49:58.920
‫تو رو هم مقصر می دونم.

1259
01:50:00.463 --> 01:50:02.173
‫شماها خیلی احمقید!

1260
01:50:02.215 --> 01:50:03.925
‫سارا! سارا!

1261
01:50:10.598 --> 01:50:12.392
‫این قضیه ربطی به دوستت نداره، کال-ال.

1262
01:50:12.767 --> 01:50:13.935
‫چرا اومدین اینجا؟

1263
01:50:13.977 --> 01:50:16.396
‫با خودمون گفتیم شاعرانه ـست که
‫شهری که ازش دفاع می کردی...

1264
01:50:16.396 --> 01:50:17.605
‫اول از همه سقوط کنه.

1265
01:50:17.605 --> 01:50:18.940
‫ما بیخیالِ این شهر نمی شیم،

1266
01:50:18.982 --> 01:50:21.234
‫شما هم می دونید که تنهایی نمی تونید بگیریدش.

1267
01:50:21.276 --> 01:50:23.945
‫نابودگر از بین رفته.
‫سوژه هاتون از بین رفتن.

1268
01:50:25.154 --> 01:50:27.365
‫تال-رو...

1269
01:50:27.407 --> 01:50:29.784
‫لازم نیست کس دیگه ای آسیب ببینه.

1270
01:50:29.826 --> 01:50:33.329
‫دیگه تال-رویی در کار نیست.

1271
01:50:33.371 --> 01:50:34.455
‫جان...

1272
01:50:34.497 --> 01:50:37.458
‫دارم علائم چهارتا کریپتونی جدید رو
‫توی پارک دریافت می کنم.

1273
01:50:37.542 --> 01:50:39.585
‫مهمون داریم.

1274
01:50:44.090 --> 01:50:45.383
‫برید!

1275
01:50:45.425 --> 01:50:48.970
‫این شهر رو به زانو در بیارید.

1276
01:50:55.768 --> 01:50:57.603
‫مگه دستگاه نابودگر از بین نرفته بود؟

1277
01:50:57.645 --> 01:50:59.272
‫چرا. این یه چیز دیگه ـست.

1278
01:50:59.647 --> 01:51:01.274
‫حواست به ادج باشه.

1279
01:51:04.569 --> 01:51:06.070
‫مراقب لسلی لار باش.

1280
01:51:06.112 --> 01:51:08.281
‫قبلش باید بهم می گفتی!

1281
01:51:18.833 --> 01:51:21.294
‫همه باید برید داخل و پناه بگیرید.

1282
01:51:21.335 --> 01:51:24.297
‫به متروپلیس حمله شده. برید!

1283
01:51:25.006 --> 01:51:27.258
‫احیاناً دوربینی ندارید که
‫بتونیم باهاش پخش زنده بگیریم؟

1284
01:51:27.258 --> 01:51:29.343
‫توی «جی بی اس» پیش جنت ـه.
‫رفت بالای پشت بوم...

1285
01:51:29.343 --> 01:51:31.345
‫تا یه فیلم واضح از این اتفاقات بگیره.

1286
01:51:38.186 --> 01:51:40.104
‫توی ناحیۀ تجاری، دارم دوتاشون رو می بینم.

1287
01:51:40.271 --> 01:51:41.981
‫اون منطقه خیلی پرجمعیت ـه.

1288
01:51:42.023 --> 01:51:44.984
‫باید قبل از اینکه کلی تلفات بدیم برسی اونجا.

1289
01:51:54.327 --> 01:51:57.622
‫یه دونه ـشون از پا در اومد.
‫یه تیم بفرست تقاطع خیابان جورگنز و خیابون چهارم.

1290
01:52:03.753 --> 01:52:05.671
‫نه، بهم اعتماد کن. فقط روی 42 بفروش...

1291
01:52:05.713 --> 01:52:07.715
‫و بقیۀ چیزها رو بسپار به هیئت مدیره.

1292
01:52:24.732 --> 01:52:28.986
‫سپر دفاع روی 63 درصد، 59 درصد، 55 درصد.

1293
01:52:29.028 --> 01:52:30.530
‫این مسخره بازی ها دیگه بسه!

1294
01:52:40.039 --> 01:52:42.750
‫چکشم!

1295
01:52:42.875 --> 01:52:44.961
‫چکش جنبشی در وضعیت آفلاین ـه.

1296
01:52:45.002 --> 01:52:47.797
‫- آنلاینش کن.
‫- تا 90 ثانیۀ دیگه دوباره بهش متصل می شیم.

1297
01:52:52.134 --> 01:52:55.054
‫خب، حس می کنم شاید اونموقع که
‫کنار مخزن آب بودیم...

1298
01:52:55.054 --> 01:52:57.139
‫برداشت اشتباهی از من کرده باشی.

1299
01:52:57.181 --> 01:53:00.434
‫نه، راستش رو بخوای
‫فکر نمی کنم برداشتم اشتباه بوده باشه.

1300
01:53:00.476 --> 01:53:01.811
‫خیلی خب، خیلی خب، می دونی چیه؟

1301
01:53:01.811 --> 01:53:03.187
‫واقعاً می خواستم ازت اطلاعات بکشم،

1302
01:53:03.187 --> 01:53:05.398
‫که کار مزخرفی بود و واقعاً شرمنده ام.

1303
01:53:05.439 --> 01:53:08.943
‫ولی جداً می خواستم باهات بگردم.

1304
01:53:11.320 --> 01:53:13.406
‫اینجور چیزا لزوماً نباید دو طرفه باشن.

1305
01:53:13.447 --> 01:53:17.076
‫درسته، چون اونموقع که بهت گفتم بیا بریم بیرون...

1306
01:53:17.118 --> 01:53:19.912
‫خیلی واضح بهم گفتی که
‫فقط سوژۀ کار خیر بودم.

1307
01:53:20.663 --> 01:53:22.039
‫نه!

1308
01:53:22.999 --> 01:53:25.501
‫می دونی، یه جورایی من ملکۀ پیام های قاتی پاتی شدم

1309
01:53:27.670 --> 01:53:30.965
‫آره، آره. یه جورایی در موردت بهم هشدار داده بودن.

1310
01:53:33.801 --> 01:53:35.803
‫جای تعجب نداره!

1311
01:53:37.680 --> 01:53:40.099
‫از وقتی که به این شهر اومدم...

1312
01:53:40.141 --> 01:53:42.977
‫ملت جوری رفتار می کنن که
‫انگار من سطحم از اینجا بالاتره.

1313
01:53:44.353 --> 01:53:46.480
‫صبر کن ببینم، به این شهر اومدی؟ از کجا اومدی؟

1314
01:53:46.522 --> 01:53:49.483
‫سنترال سیتی، دو سال قبل!
‫(شهرِ کاراکتر فلش)

1315
01:53:51.277 --> 01:53:53.321
‫بابام...

1316
01:53:55.740 --> 01:53:57.950
‫یه جورایی فرستاده شده بود زندان.

1317
01:53:57.992 --> 01:54:00.453
‫من و مامانم به این نتیجه رسیدیم که
‫باید از نو شروع کنیم.

1318
01:54:01.287 --> 01:54:03.289
‫خبر نداشتم.

1319
01:54:03.456 --> 01:54:06.167
‫آخه به هر کسی این حرفا رو نمی زنم.

1320
01:54:07.460 --> 01:54:10.963
‫چون بعدش مردم برای خودشون نتیجه گیری می کنن...

1321
01:54:11.005 --> 01:54:14.717
‫و فکر می کنن که یه جور دخترکِ نچسب هستم.

1322
01:54:16.844 --> 01:54:19.472
‫خب، متأسفم که همچین اتفاقی برات افتاده.

1323
01:54:19.513 --> 01:54:21.724
‫می دونم اومدن به یه شهر جدید و شروع نو...

1324
01:54:21.766 --> 01:54:23.309
‫کار آسونی نیست. می دونی؟

1325
01:54:23.351 --> 01:54:24.435
‫می دونم.

1326
01:54:24.477 --> 01:54:26.979
‫یه جورایی به خاطر همین
‫همه ـش داشتم بهت لبخند می زدم.

1327
01:54:27.021 --> 01:54:30.316
‫احساس می کردم می تونم
‫وضعیتی که توش هستی رو درک کنم.

1328
01:54:31.942 --> 01:54:33.361
‫به گمونم منطقی ـه.

1329
01:54:36.864 --> 01:54:39.158
‫پس...

1330
01:54:39.200 --> 01:54:42.036
‫اگه این یعنی دیگه با هم مشکلی نداریم،

1331
01:54:42.453 --> 01:54:46.373
‫پس نظرت چیه این اطراف رو بهت نشون بدم،
‫آقای تازه وارد؟

1332
01:54:48.751 --> 01:54:52.797
‫باشه، حله، ولی اندفعه اگه می شه
‫بیخیالِ مخزن آب بشو!

1333
01:54:53.214 --> 01:54:54.632
‫- واقعاً؟
‫- آره.

1334
01:54:54.632 --> 01:54:58.219
‫چون، می دونی... فقط همونه!

1335
01:54:58.552 --> 01:55:01.347
‫این اطراف خیلی چیز خاصی برای دیدن وجود نداره.

1336
01:55:01.388 --> 01:55:02.598
‫یه جورایی می دونستم.

1337
01:55:02.640 --> 01:55:04.600
‫آهای، سارا، سارا، سلام.

1338
01:55:04.850 --> 01:55:07.812
‫سارا، چی شده؟ سارا؟

1339
01:55:07.853 --> 01:55:08.854
‫ببخشید.

1340
01:55:08.896 --> 01:55:11.357
‫جوردن، باید باهات صحبت کنم.

1341
01:55:11.398 --> 01:55:13.234
‫آهای، یه کم آداب معاشرت داشته باش، کوشینگ!

1342
01:55:13.275 --> 01:55:14.401
‫خفه شو، «کوری».

1343
01:55:17.530 --> 01:55:18.864
‫به چی نگاه می کنید؟ هان؟

1344
01:55:18.864 --> 01:55:20.783
‫هِی، هِی، سارا!

1345
01:55:21.909 --> 01:55:22.993
‫چی شده؟

1346
01:55:22.993 --> 01:55:25.204
‫از بریستول به بابام پیشنهاد کاری داده شده.

1347
01:55:26.288 --> 01:55:28.415
‫فکر کنم باید از اینجا بریم.

1348
01:55:29.041 --> 01:55:31.377
‫مگه نگفتی غیرممکنه؟

1349
01:55:31.418 --> 01:55:33.129
‫آهای، آهای، همگی ساکت بشید.

1350
01:55:33.462 --> 01:55:35.631
‫توی متروپلیس یه خبراییه.

1351
01:55:36.465 --> 01:55:39.009
‫این فیلم، دقیقاً قبل از شروع درگیری...

1352
01:55:39.051 --> 01:55:41.387
‫و در «پارک سنتنیال» گرفته شده.

1353
01:55:41.428 --> 01:55:44.223
‫همونطور که می بینید، سوپرمن همراه با متحد خود...

1354
01:55:44.265 --> 01:55:46.350
‫عه، عه! اون مورگان ادج ـه؟

1355
01:55:46.392 --> 01:55:48.894
‫...که یکجور لباس جنگیِ زرهی داشت، وارد صحنه شد.

1356
01:55:49.311 --> 01:55:51.522
‫[جی بی اس]

1357
01:55:53.482 --> 01:55:56.527
‫لوئیس، خبر داری قضیه چیه؟

1358
01:55:56.569 --> 01:55:57.945
‫آره. خلاصه ـش رو بخوای،

1359
01:55:57.987 --> 01:55:59.738
‫مورگان ادج داره بدن مردم رو تصاحب می کنه...

1360
01:55:59.738 --> 01:56:01.532
‫و ازشون برای نابودیِ متروپلیس استفاده می کنه.

1361
01:56:01.574 --> 01:56:03.117
‫خب، این به شدت وحشتناکه!

1362
01:56:03.158 --> 01:56:05.578
‫جنت، باید به مردم بگیم چه خبره.

1363
01:56:05.619 --> 01:56:08.122
‫باشه، پس احتمالاً بهتر باشه خودت بهشون بگی.

1364
01:56:08.163 --> 01:56:09.623
‫یه میکروفون توی کیف مطبوعاتیم هست.

1365
01:56:16.046 --> 01:56:18.841
‫من لوئیس لین هستم و
‫به صورت زنده از متروپلیس گزارش می دم.

1366
01:56:18.883 --> 01:56:21.969
‫اینجا مورگان ادج حمله ای رو به شهر آغاز کرده.

1367
01:56:33.314 --> 01:56:36.442
‫- چقدر زمان باقی مونده؟
‫- تا 15 ثانیۀ دیگه دوباره متصل می شیم.

1368
01:56:39.987 --> 01:56:41.780
‫داره کدوم گوری می ره؟

1369
01:56:44.867 --> 01:56:46.577
‫ظاهراً ادج قابلیت اینو داره...

1370
01:56:46.619 --> 01:56:49.413
‫که به مردم قدرت بده و ذهن هاشون رو تسخیر کنه.

1371
01:56:49.455 --> 01:56:50.789
‫لانا، داری می بینی؟

1372
01:56:50.873 --> 01:56:53.167
‫برای همین خیلی مهمه که همۀ اهالی متروپلیس...

1373
01:56:53.208 --> 01:56:55.753
‫جایی امن برای پناه گرفتن پیدا کنند
‫تا ادج یا دستگیر...

1374
01:56:55.794 --> 01:56:57.129
‫و یا کُشته بشه.

1375
01:56:57.171 --> 01:56:58.964
‫سوپرمن در تلاشه تا جلوی ادج...

1376
01:56:59.006 --> 01:57:00.758
‫و همۀ افرادی که مبتلا کرده رو بگیره.

1377
01:57:00.799 --> 01:57:03.886
‫- جان!
‫- اون اینجوری مُرد.

1378
01:57:08.891 --> 01:57:10.517
‫لوئیس، پشت سرت!

1379
01:57:10.559 --> 01:57:13.604
‫در حال اتصال: سه، دو، یک.

1380
01:57:17.941 --> 01:57:19.902
‫خطا زدی!

1381
01:57:24.365 --> 01:57:26.200
‫اوه!

1382
01:57:30.079 --> 01:57:33.332
‫لار از پا در اومد.
‫یه دونه دیگه هم زدم.

1383
01:57:33.374 --> 01:57:35.542
‫من هیچوقت خطا نمی زنم.

1384
01:57:36.543 --> 01:57:38.170
‫هنوز داری می گیری؟

1385
01:57:38.212 --> 01:57:42.466
‫شاید این تیکه آخرش رو از هوش رفته باشم، ولی آره.

1386
01:57:44.218 --> 01:57:47.388
‫همونطور که می بینید،
‫سوپرمن در این نبرد، تنها نیست.

1387
01:57:47.429 --> 01:57:49.264
‫ولی چون نمی دونیم چند نفر شهروند...

1388
01:57:49.306 --> 01:57:51.183
‫مبتلا شده ان، خیلی مهمه که...

1389
01:57:51.225 --> 01:57:54.061
‫حواستون به هرگونه فعالیت مشکوکی باشه.

1390
01:57:54.103 --> 01:57:56.855
‫من لوئیس لین هستم
‫و این گزارش زنده ای از متروپلیس بود.

1391
01:57:56.939 --> 01:57:58.857
‫مامانت فوق العاده ـست.

1392
01:57:59.233 --> 01:58:00.442
‫می دونم.

1393
01:58:05.656 --> 01:58:06.782
‫کی مونده؟

1394
01:58:06.824 --> 01:58:09.493
‫فقط اون آقای اخمالو مونده!

1395
01:58:10.452 --> 01:58:11.870
‫بیا تمومش کنیم.

1396
01:58:19.253 --> 01:58:21.338
‫الان چی شد؟
‫نمی دونم.

1397
01:58:21.380 --> 01:58:22.589
‫تا حالا همچین چیزی ندیده بودم.

1398
01:58:22.631 --> 01:58:24.508
‫حتی بهش دست هم نزدیم.

1399
01:58:29.012 --> 01:58:30.514
‫رفتش.

1400
01:58:31.473 --> 01:58:33.725
‫قربان، افرادمون الان توی مزرعۀ کنت ها هستن.

1401
01:58:33.767 --> 01:58:35.894
‫پسرا اونجا نیستن.

1402
01:58:35.978 --> 01:58:37.604
‫ممنون.

1403
01:58:45.070 --> 01:58:47.739
‫خواهش می کنم!
‫می تونیم یه فکری برای رابطه ـمون بکنیم.

1404
01:58:47.990 --> 01:58:49.908
‫می تونیم بعداً در موردش صحبت کنیم.

1405
01:58:49.992 --> 01:58:52.244
‫مثلاً یه موقع که مامانت
‫چند لحظه قبلش نزدیک نبوده بمیره.

1406
01:58:52.286 --> 01:58:54.288
‫نه، همین باعث می شه این قضیه مهم تر باشه.

1407
01:58:55.289 --> 01:58:56.957
‫ببین، من...

1408
01:58:59.001 --> 01:59:01.086
‫نمی خوام تو رو از دست بدم.

1409
01:59:01.128 --> 01:59:03.171
‫منم نمی خوام.

1410
01:59:03.213 --> 01:59:05.090
‫فقط نمی دونم چه جوری می خوایم
‫رابطه رو حفظ کنیم.

1411
01:59:05.132 --> 01:59:06.842
‫اینجوری هیچوقت همدیگه رو نمی بینیم.

1412
01:59:07.301 --> 01:59:10.137
‫می تونیم زنگ بزنیم. می تونیم پیام بدیم.
‫می تونیم چت تصویری بکنیم.

1413
01:59:10.178 --> 01:59:12.306
‫برادرت هم با الایزا همین کار رو کرد.

1414
01:59:12.347 --> 01:59:14.433
‫به محض اینکه نقل مکان کرد، دختره قالش گذاشت.

1415
01:59:14.474 --> 01:59:16.518
‫- ولی ما با اونا فرق می کنیم.
‫- آره، منم از این «ما» خوشم میاد.

1416
01:59:16.518 --> 01:59:18.979
‫ولی می ترسم اگه از دور با هم در ارتباط باشیم،

1417
01:59:20.898 --> 01:59:24.484
‫کم کم از خودمون بدمون میاد، خب؟

1418
01:59:24.526 --> 01:59:27.029
‫نوه های من کدوم گوری ان؟

1419
01:59:27.070 --> 01:59:28.322
‫سلام، بابابزرگ.

1420
01:59:28.363 --> 01:59:30.032
‫- الان می خواستم زنگ بزنم.
‫- جفتتون...

1421
01:59:30.073 --> 01:59:32.743
‫همین الان برید توی ماشین.

1422
01:59:32.784 --> 01:59:34.494
‫بیا بریم.

1423
01:59:34.620 --> 01:59:37.289
‫می شه بهمون بگید قضیۀ مورگان ادج چیه؟

1424
01:59:37.706 --> 01:59:38.916
‫به قیافۀ من می خوره...

1425
01:59:38.916 --> 01:59:42.002
‫که به نوجوون های سرخوش، اطلاعات محرمانه بدم؟

1426
01:59:42.753 --> 01:59:44.046
‫بابابزرگ، واقعاً شرمنده ایم.

1427
01:59:44.087 --> 01:59:46.381
‫نمی خوام بشنوم.
‫راه بیفتید.

1428
01:59:46.423 --> 01:59:48.467
‫می شه حداقل سارا رو ببریم خونه؟

1429
01:59:48.508 --> 01:59:50.135
‫شب خیلی سختی داشتیم.

1430
01:59:54.139 --> 01:59:56.308
‫باشه. بریم.

1431
01:59:57.392 --> 01:59:59.144
‫- خداحافظ!
‫- لعنت!

1432
02:00:01.063 --> 02:00:02.147
‫بعداً می بینمت.

1433
02:00:02.189 --> 02:00:04.232
‫فعلاً.

1434
02:00:13.241 --> 02:00:14.993
‫ادج چطور تونست از نابودگر استفاده کنه؟

1435
02:00:15.077 --> 02:00:17.204
‫همیشه یه قدم عقبی، کال-ال.

1436
02:00:18.789 --> 02:00:20.290
‫اونموقع که ادج داشت حرف می زد...

1437
02:00:20.332 --> 02:00:22.542
‫- شبیه به این بود که...
‫- ...چندین نفر داشتن حرف می زدن.

1438
02:00:22.584 --> 02:00:25.003
‫شاید به خاطر همین هیچوقت نابودگر رو پیدا نکردین.

1439
02:00:25.087 --> 02:00:29.758
‫چرا؟ چون ادج یه جوری خودشو نابودگر کرده؟

1440
02:00:29.800 --> 02:00:31.093
‫یعنی اصلاً همچین چیزی ممکنه؟

1441
02:00:31.134 --> 02:00:32.594
‫توجیه خوبی برای قدرت های جدیدشه.

1442
02:00:32.636 --> 02:00:33.762
‫و اون چهار تا سوژۀ جدیدش!

1443
02:00:33.804 --> 02:00:35.847
‫خیلی خب، فرض کنیم ادج می تونه سوژه بسازه.

1444
02:00:35.889 --> 02:00:38.850
‫- بعدش کجا می ره؟
‫- معلوم نیست؟

1445
02:00:39.226 --> 02:00:41.019
‫می ره بیشتر بسازه!

1446
02:00:44.147 --> 02:00:45.691
‫چطوری پیدامون کردین؟

1447
02:00:45.732 --> 02:00:47.275
‫من وزارت دفاع رو می گردونم.

1448
02:00:47.317 --> 02:00:49.736
‫به نظرت نمی تونم ردِ نوه های خودمو بزنم؟

1449
02:00:52.614 --> 02:00:54.241
‫چی بود؟

1450
02:00:55.575 --> 02:00:57.202
‫- وای خدا...
‫- مراقب باشید.

1451
02:01:26.231 --> 02:01:28.817
‫ماشین به ادج زد ولی اون حتی از جاش تکون نخورد.

1452
02:01:28.859 --> 02:01:30.485
‫جان، فرستندۀ موقعیت مکانیِ خودتو آوردی؟

1453
02:01:30.610 --> 02:01:32.237
‫وقتی تصادف کردیم از دستم افتاد.

1454
02:01:32.279 --> 02:01:33.738
‫دارید از چی صحبت می کنید؟

1455
02:01:33.780 --> 02:01:35.031
‫توی داشبورد...

1456
02:01:35.031 --> 02:01:37.117
‫یه سلاح کمری هست که با تیر کریپتونایت پر شده.

1457
02:01:37.117 --> 02:01:39.327
‫می خوایم یکی از شما پسرا بیاید اینجا و برش دارید.

1458
02:01:39.369 --> 02:01:40.745
‫باشه.

1459
02:01:41.705 --> 02:01:42.914
‫جان، دستت!

1460
02:01:42.956 --> 02:01:44.583
‫دست چپم مشکلی نداره.

1461
02:01:47.711 --> 02:01:49.379
‫حالا ازت می خوام شلیک کنی.

1462
02:01:49.421 --> 02:01:51.173
‫تجربۀ تیراندازی داری؟

1463
02:01:51.214 --> 02:01:53.633
‫- یه کم از جان هنری یاد گرفتم.
‫- خوبه.

1464
02:01:53.758 --> 02:01:56.970
‫می خوام ادج رو نشونه بگیری.

1465
02:01:57.012 --> 02:01:59.181
‫باشه.

1466
02:01:59.222 --> 02:02:01.850
‫- برای شلیک آماده ـش کن.
‫- باشه.

1467
02:02:01.892 --> 02:02:03.268
‫همینجوری اونجا وایستاده.

1468
02:02:03.268 --> 02:02:06.271
‫خیلی خب.
‫سعی کن دستت رو ثابت نگه داری.

1469
02:02:06.313 --> 02:02:07.981
‫فقط یه بار فرصتِ شلیک کردن داری.

1470
02:02:08.023 --> 02:02:09.357
‫باشه.

1471
02:02:09.399 --> 02:02:11.818
‫وقتی نشونه ـش گرفتی، ماشه رو بکش.

1472
02:02:19.743 --> 02:02:21.620
‫زدیش؟ زدیش؟

1473
02:02:21.661 --> 02:02:23.079
‫نمی دونم. یهویی... پرواز کرد رفت!

1474
02:02:23.121 --> 02:02:25.415
‫پرواز کرد کجا رفت؟

1475
02:02:26.124 --> 02:02:27.918
‫جوردن!

1476
02:02:28.543 --> 02:02:31.004
‫جوردن!

1477
02:02:31.046 --> 02:02:32.547
‫دوستت دارم.

1478
02:02:35.592 --> 02:02:38.428
‫نه! نه!

1479
02:02:38.470 --> 02:02:41.598
‫سارا، سارا، درب رو باز کن.

1480
02:02:41.640 --> 02:02:42.641
‫ادج بُردش.

1481
02:02:42.682 --> 02:02:44.267
‫هیچ کاری از دستش بر نمی اومد.

1482
02:02:44.309 --> 02:02:45.977
‫باید کمکش کنیم.
‫یکی باید کمکش کنه.

1483
02:02:46.019 --> 02:02:47.896
‫منو ببین. منو ببین.
‫تو باید بری خونه.

1484
02:02:47.938 --> 02:02:49.522
‫- بابات رو پیدا کن. بابات رو بیار.
‫- باشه.

1485
02:02:49.522 --> 02:02:52.192
‫همین الان! برو! برو!

1486
02:02:53.360 --> 02:02:55.236
‫بابابزرگ. بابابزرگ، حالتون خوبه؟

1487
02:02:55.278 --> 02:02:57.656
‫فعلاً نمی خواد نگران من باشی.
‫اون فرستنده رو پیدا کن.

1488
02:02:57.697 --> 02:02:59.449
‫باشه.

1489
02:02:59.491 --> 02:03:01.159
‫از اینجا ببرش.

1490
02:03:05.330 --> 02:03:06.623
‫بابا! بابا!

1491
02:03:06.665 --> 02:03:07.958
‫- چی شده؟
‫- بابا، خواهش می کنم!

1492
02:03:07.999 --> 02:03:10.168
‫پسرا!

1493
02:03:16.049 --> 02:03:17.759
‫- بابا!
‫- جاناتان، چی شده؟

1494
02:03:17.759 --> 02:03:19.260
‫- خوبی؟
‫- ادج جوردن رو بُرد.

1495
02:03:19.302 --> 02:03:21.346
‫- چی؟
‫- باید پیداش کنی! برو.

1496
02:03:35.276 --> 02:03:37.070
‫از جون من چی می خوای؟

1497
02:04:17.861 --> 02:04:19.696
‫لوئیس.

1498
02:04:19.946 --> 02:04:22.574
‫چی شده؟ پسرا کجان؟

1499
02:04:22.824 --> 02:04:24.784
‫پسرا کجان؟

1500
02:04:25.034 --> 02:04:26.911
‫- ادج جوردن رو بُرده.
‫- نه!

1501
02:04:26.953 --> 02:04:28.538
‫سعی کردم دنبالش برم.
‫دیگه دیر شده بود.

1502
02:04:28.580 --> 02:04:29.956
‫نه، برو پیداش کن.

1503
02:04:29.956 --> 02:04:33.251
‫لوئیس، لوئیس، همه جا رو گشتم.

1504
02:04:33.334 --> 02:04:36.087
‫اون رفته! اون رفته!

1505
02:04:40.383 --> 02:04:43.470
‫- حالا چیکار کنیم؟
‫- نمی دونم.

1506
02:04:45.472 --> 02:04:47.432
‫نمی دونم.

1507
02:05:19.297 --> 02:05:22.675
‫آفرین، پسرم!

1508
02:05:24.510 --> 02:05:27.388
‫حالا...

1509
02:05:27.430 --> 02:05:29.224
‫شروع می کنیم.

