
1
00:00:00.792 --> 00:00:02.711
‫آنچه در سوپرمن و لوئیس گذشت...

2
00:00:03.002 --> 00:00:03.545
‫دور و برت رو نگاه کن.
‫تقصیر توئه!

3
00:00:03.545 --> 00:00:04.587
‫مردم عصبانی ان.

4
00:00:04.587 --> 00:00:06.506
‫تو تمام چیزهایی که ساخته بودم رو نابود کردی.

5
00:00:06.506 --> 00:00:08.133
‫کاری می کنم عذاب بکشی.

6
00:00:08.133 --> 00:00:09.134
‫حتی سوپرمن هم...

7
00:00:09.134 --> 00:00:10.760
‫اونقدر قدرتمند نیست که جلوی زاد مقاومت کنه.

8
00:00:10.760 --> 00:00:12.721
‫باهاش مقابله کن، لعنتی!
‫پسش گرفتیم.

9
00:00:16.224 --> 00:00:18.017
‫مورگان ادج توی یه زندان پیشرفته ـست.

10
00:00:18.017 --> 00:00:20.562
‫کاری که براش به اینجا فرستاده شده بودی رو کامل کن

11
00:00:27.485 --> 00:00:33.324
‫«فیلم با زیرنویس در سایت هکس دانلود»
‫مترجم: «TheFlashPoint»

12
00:00:33.408 --> 00:00:35.160
‫بس کن!

13
00:00:36.786 --> 00:00:38.371
‫بس کن!

14
00:00:40.540 --> 00:00:42.667
‫ببخشید، پدر.

15
00:00:42.667 --> 00:00:43.752
‫باید استراحت کنم.

16
00:00:43.835 --> 00:00:44.919
‫استراحت؟

17
00:00:44.961 --> 00:00:47.839
‫این در مقایسه با
‫چیزی که بعداً تحمل می کنی هیچی نیست.

18
00:00:47.839 --> 00:00:49.090
‫هیچی!

19
00:00:49.090 --> 00:00:51.926
‫احساس می کنم اشتباه کردم که تو رو فرستادم، تال!

20
00:00:51.926 --> 00:00:53.720
‫تو ناجی نیستی.

21
00:00:53.720 --> 00:00:55.263
‫- میشم!
‫- کی؟

22
00:00:55.305 --> 00:00:57.182
‫چندین ماهه مشغول این کاریم،

23
00:00:57.182 --> 00:00:59.392
‫ولی بازم هنوز می لنگی.

24
00:00:59.392 --> 00:01:01.394
‫پدر، خواهش می کنم!

25
00:01:02.812 --> 00:01:04.647
‫من فرد برگزیده ام.

26
00:01:04.647 --> 00:01:06.691
‫همون کسی میشم که براش انتخاب شدم.

27
00:01:06.691 --> 00:01:07.942
‫پس ثابت کن.

28
00:01:07.942 --> 00:01:09.402
‫بهم ثابت کن که دیگه هیچوقت...

29
00:01:09.402 --> 00:01:12.947
‫دوباره باعث روسیاهیِ خاندان «رو» نمیشی.

30
00:01:21.998 --> 00:01:23.958
‫دستگاه «نابودگر» چی شد؟

31
00:01:24.834 --> 00:01:26.503
‫دقیقاً قبل از انفجار داشتیش.

32
00:01:26.503 --> 00:01:27.921
‫باهاش چیکار کردی؟

33
00:01:35.345 --> 00:01:37.472
‫کجاست؟

34
00:01:37.847 --> 00:01:39.849
‫تال!

35
00:01:42.310 --> 00:01:45.563
‫- لسلی لار کجاست؟
‫- من از کجا باید بدونم؟

36
00:01:45.772 --> 00:01:48.983
‫پشت این دیوارهای سُرب اندود شده رو نمی تونم ببینم.

37
00:01:50.610 --> 00:01:52.779
‫و تنها چیزی که می شنوم...

38
00:01:52.779 --> 00:01:54.656
‫چیزیه که توی ذهنمه.

39
00:01:55.240 --> 00:01:57.450
‫شاید هنوز برای اون وقت باشه.

40
00:01:57.450 --> 00:01:58.785
‫خیلی دیر شده.

41
00:01:58.785 --> 00:02:02.372
‫لسی لار خیلی وقت پیش جایگزینِ ایرما سیرس شد.

42
00:02:02.664 --> 00:02:04.874
‫اونوقت هیچ حس بدی به خاطر کاری که کردی نداری؟

43
00:02:04.874 --> 00:02:07.961
‫بیشتر از اونی که بتونی تصورش رو بکنی
‫حس بد دارم.

44
00:02:08.544 --> 00:02:10.463
‫ولی نه به خاطر روحِ افرادی که...

45
00:02:10.463 --> 00:02:12.048
‫توی این سیاره هستند،

46
00:02:12.048 --> 00:02:15.635
‫به خاطر کسانی که باید دوباره زنده بشن!

47
00:02:15.635 --> 00:02:19.347
‫به خاطر روح خودم و حتی روح تو، کال!

48
00:02:20.348 --> 00:02:21.891
‫به خاطر اینکه چقدر در اشتباه بودم!

49
00:02:22.392 --> 00:02:23.810
‫آره بودی.

50
00:02:25.395 --> 00:02:27.146
‫پدرت هم همینطور.

51
00:02:27.563 --> 00:02:29.565
‫اینو توی قلعه ـت پیدا کردیم.

52
00:02:29.565 --> 00:02:31.234
‫بفرما!

53
00:02:31.234 --> 00:02:34.487
‫همون طور که من تو رو از شر نفوذ پدرت خلاص کردم
‫منو از شر نفوذش خلاص کن.

54
00:02:38.157 --> 00:02:40.201
‫دیگه هیچوقت از این کریستال استفاده نمیشه.

55
00:02:40.201 --> 00:02:43.329
‫اگه نمی خوای بهم بگی لار کجاست، اشکالی نداره.

56
00:02:43.329 --> 00:02:45.957
‫پیداش می کنم و میارمش اینجا.

57
00:02:45.957 --> 00:02:47.750
‫بعد از اون...

58
00:02:47.750 --> 00:02:50.169
‫من و تو دیگه هیچوقت همدیگه رو نمی بینیم.

59
00:03:01.764 --> 00:03:03.224
‫با بابابزرگتون صحبت کردم.

60
00:03:03.224 --> 00:03:04.559
‫وزارت دفاع قراره یه کم...

61
00:03:04.559 --> 00:03:06.019
‫بیشتر از برنامه ـشون تو شهر بمونه.

62
00:03:06.060 --> 00:03:07.895
‫تا وقتی بتونید لسلی لار رو پیدا کنید یا چی؟

63
00:03:07.937 --> 00:03:09.689
‫هم اون، هم اینکه دارن معادن رو می بندن.

64
00:03:10.023 --> 00:03:10.982
‫چرا؟

65
00:03:10.982 --> 00:03:12.650
‫باید همۀ ایکس-کریپتونایت ها رو در بیارن...

66
00:03:12.650 --> 00:03:13.860
‫تا کس دیگه ای آسیب نبینه.

67
00:03:13.901 --> 00:03:15.319
‫تا کس دیگه ای قدرت پیدا نکنه.

68
00:03:15.319 --> 00:03:17.196
‫- اینم هست.
‫- بعدش چی؟

69
00:03:17.196 --> 00:03:18.740
‫بعدش باید همینجوری برگردیم مدرسه...

70
00:03:18.740 --> 00:03:20.533
‫و تظاهر کنیم هیچکدوم از این اتفاقات نیفتادن؟

71
00:03:20.533 --> 00:03:21.617
‫مدیر «بالکومب» امروز...

72
00:03:21.617 --> 00:03:23.119
‫یه گردهمایی همگانی مدرسه ای گذاشته.

73
00:03:23.119 --> 00:03:24.454
‫با همه در موردش حرف می زنه،

74
00:03:24.454 --> 00:03:26.039
‫و هر سؤالی که بتونه رو جواب میده.

75
00:03:26.039 --> 00:03:27.457
‫شاید بهتر باشه همون خونه بمونیم.

76
00:03:28.082 --> 00:03:29.459
‫حتماً! تلاش خوبی بود!

77
00:03:29.459 --> 00:03:31.627
‫بقیه فکر می کنن که...

78
00:03:31.627 --> 00:03:33.296
‫ادج داشته روی مردم آزمایش می کرده،

79
00:03:33.296 --> 00:03:35.256
‫بهشون قدرت می داده، کنترل ذهنیشون می کرده.

80
00:03:35.256 --> 00:03:36.799
‫من با کمک بابابزرگتون...

81
00:03:36.799 --> 00:03:38.176
‫که از سوپرمن کمک گرفته بود...

82
00:03:38.176 --> 00:03:39.802
‫فهمیدم چه نقشه ای داره.

83
00:03:39.802 --> 00:03:42.138
‫- بعدش جلوش رو گرفتیم. فهمیدین؟
‫- آره، نگران نباش، مامان.

84
00:03:42.138 --> 00:03:44.265
‫دیگه داریم توی داستان های من در آوردی ماهر میشیم.

85
00:03:44.974 --> 00:03:45.975
‫حاضرید؟

86
00:03:45.975 --> 00:03:47.351
‫باید بریم.

87
00:03:47.351 --> 00:03:48.478
‫دوستتون دارم بچه ها.

88
00:03:48.478 --> 00:03:49.812
‫- دوستتون دارم.
‫- دوستتون دارم.

89
00:03:49.812 --> 00:03:51.272
‫کریسی یه ریز داره پیام میده،

90
00:03:51.272 --> 00:03:53.232
‫می خواد بدونه کِی میام.
‫منم دیگه باید برم.

91
00:03:53.232 --> 00:03:54.609
‫می خوای با خودت غذا ببری؟

92
00:03:54.609 --> 00:03:56.235
‫فقط می خوام صبور باشید.

93
00:03:56.235 --> 00:04:00.156
‫دارید پیشنهاد می دید که کایل از ایستگاه جدا بشه؟

94
00:04:00.239 --> 00:04:03.201
‫فقط تا وقتی که این سر و صداهای مربوط به ادج بخوابه

95
00:04:03.326 --> 00:04:06.412
‫- حداکثر میشه یکی دو هفته.
‫- یکی دو هفته؟

96
00:04:06.412 --> 00:04:08.664
‫بیخیال، شهردار!
‫من فقط می خوام برگردم سر کارم.

97
00:04:08.664 --> 00:04:11.209
‫کایل، شاید حق با ایشون باشه.

98
00:04:11.209 --> 00:04:12.794
‫می دونی، من تنها کسی نیستم که...

99
00:04:12.794 --> 00:04:14.045
‫دلش می خواست ادج بیاد اینجا.

100
00:04:14.045 --> 00:04:17.006
‫باور کن منم این مدت داشتم همینو می گفتم، کایل.

101
00:04:17.006 --> 00:04:20.426
‫دقیقاً نمی دونم چرا مردم
‫حساب تو رو از بقیه جدا کردن...

102
00:04:20.426 --> 00:04:22.678
‫ولی این موضوع رو عوض می کنم.

103
00:04:22.678 --> 00:04:25.973
‫کاری می کنم که الکی کسی رو مقصر ندونن.

104
00:04:25.973 --> 00:04:28.059
‫فقط یه کم بهم وقت بده.

105
00:04:30.311 --> 00:04:31.812
‫توجه. توجه.

106
00:04:31.812 --> 00:04:34.106
‫همۀ دانش آموزها ملزوم هستند که...

107
00:04:34.106 --> 00:04:35.566
‫امروز قراره خیلی مزخرف باشه.

108
00:04:35.566 --> 00:04:38.110
‫انگار محاکمات جادوگری سِیلِم رو اینجا راه انداختن.

109
00:04:38.110 --> 00:04:40.071
‫- سلام سارا.
‫- بقیه دارن کجا میرن؟

110
00:04:40.279 --> 00:04:42.740
‫گردهمایی مدرسه در رابطه با ادج!

111
00:04:46.744 --> 00:04:48.663
‫امروز حوصلۀ همچین چیزی رو ندارم.

112
00:04:48.663 --> 00:04:50.665
‫کجا میری؟

113
00:04:50.706 --> 00:04:52.458
‫هر جا بجز اینجا!

114
00:04:53.709 --> 00:04:54.877
‫(برو)

115
00:04:56.337 --> 00:04:59.131
‫- سلام، کنت!
‫- سلام، چه خبرا پسرا؟

116
00:04:59.131 --> 00:05:02.927
‫رفیق، راست میگن؟
‫بابابزرگت وزارت دفاع رو می گردونه؟

117
00:05:04.262 --> 00:05:05.221
‫آره.

118
00:05:05.221 --> 00:05:06.556
‫آره، کم و بیش. آره.

119
00:05:06.556 --> 00:05:09.058
‫به نظر اتفاقاتی شبیه فیلم «برو بیرون» پیش اومده.

120
00:05:09.183 --> 00:05:11.269
‫عجله کنید. بریم!

121
00:05:11.852 --> 00:05:14.230
‫- شما هم همینطور، آقای کنت.
‫- باشه خانم.

122
00:05:16.732 --> 00:05:19.318
‫امروز قراره روز عجیبی بشه، مگه نه؟

123
00:05:20.611 --> 00:05:21.654
‫آره.

124
00:05:21.654 --> 00:05:22.697
‫آره، من...

125
00:05:22.697 --> 00:05:25.574
‫راستش الان ترجیح میدم تقریباً هر جایی باشم...

126
00:05:25.574 --> 00:05:27.910
‫- بجز اینجا!
‫- می تونیم باشیم!

127
00:05:30.204 --> 00:05:31.831
‫می تونیم دوتایی...

128
00:05:31.831 --> 00:05:33.958
‫یه فعالیت بهتر پیدا کنیم.

129
00:05:35.251 --> 00:05:36.460
‫دوتایی؟

130
00:05:42.675 --> 00:05:44.885
‫یه خبر لازم داریم، لوئیس.
‫[روزنامۀ اسمالویل]

131
00:05:45.011 --> 00:05:46.554
‫یه خبر بزرگ، توی صفحۀ اول،

132
00:05:46.554 --> 00:05:48.472
‫با یه عنوانِ جالب توجه! یه چیزی مثلِ...

133
00:05:48.472 --> 00:05:50.474
‫«در آستانۀ انقراض بشریت»
‫(ادج = آستانه)

134
00:05:50.766 --> 00:05:52.643
‫شایدم یه چیزی بهتر از این.

135
00:05:52.643 --> 00:05:53.894
‫برای شروع خوبه.

136
00:05:53.894 --> 00:05:56.480
‫این بزرگترین خبرِ سال ـه.

137
00:05:56.480 --> 00:05:58.065
‫بزرگترین خبر دوران کاری من!

138
00:05:58.065 --> 00:06:01.319
‫این در حد اولین باری که
‫سوپرمن توی متروپلیس پیداش شد، خبر بزرگیه.

139
00:06:01.319 --> 00:06:03.112
‫برای همین باید مصاحبه های بیشتری بگیریم.

140
00:06:03.112 --> 00:06:04.739
‫کسری های مدارک قابل استناد رو...

141
00:06:04.739 --> 00:06:06.615
‫می تونیم با شهادت های شاهدین عینی جبران کنیم.

142
00:06:06.615 --> 00:06:08.492
‫هر چیزی که این آشفته بازار رو تصدیق کنه.

143
00:06:08.492 --> 00:06:09.994
‫باید بازم با کارمندان ادج صحبت کنیم.

144
00:06:09.994 --> 00:06:11.287
‫باید با شهردار صحبت کنیم...

145
00:06:11.287 --> 00:06:13.247
‫- بابات!
‫- اون مصاحبه قبول نمی کنه.

146
00:06:13.247 --> 00:06:15.541
‫ولی وزارت دفاع همیشه یه بیانیه منتشر می کنه.

147
00:06:15.541 --> 00:06:17.835
‫- کِی؟
‫- نمی دونم، احتمالاً به زودی.

148
00:06:17.835 --> 00:06:21.213
‫لوئیس، ملت دارن بی وقفه به اینجا زنگ می زنن.

149
00:06:21.213 --> 00:06:24.467
‫هول کردن!
‫همه ـشون یه سری اطلاعات جزئی دارن...

150
00:06:24.467 --> 00:06:27.636
‫که اکثراً شایعه هستن.
‫بدجوری دنبال جوابن!

151
00:06:27.636 --> 00:06:29.472
‫و اگه وزارت دفاع یه جور چراغ سبز بهمون میداد،

152
00:06:29.513 --> 00:06:31.932
‫جواب مردم رو می دادم و
‫خیلی احساس بهتری پیدا می کردم.

153
00:06:37.521 --> 00:06:40.566
‫همین الان بهش زنگ می زنم.

154
00:06:46.113 --> 00:06:47.448
‫غذای خونگی؟

155
00:06:47.990 --> 00:06:50.618
‫عه! جا و غذا، آره؟

156
00:06:51.118 --> 00:06:52.912
‫ببین، تو جون منو نجات دادی.

157
00:06:52.912 --> 00:06:55.539
‫تا جایی که می دونیم، دنیا رو نجات دادی!

158
00:06:55.539 --> 00:06:58.459
‫پس تا آخر عمرت غذای مجانی می خوری.

159
00:06:58.793 --> 00:07:00.294
‫این چیه؟

160
00:07:00.586 --> 00:07:03.464
‫سیستم ردیابی کریپتونی های من.

161
00:07:04.131 --> 00:07:07.051
‫بُردش رو بیشتر کردم تا
‫توی پیدا کردنِ لار بهمون کمک کنه.

162
00:07:07.259 --> 00:07:08.302
‫شاید شانس آوردیم!

163
00:07:08.469 --> 00:07:10.137
‫منو اینجوری پیدا کردی؟

164
00:07:11.388 --> 00:07:13.641
‫- کم و بیش.
‫- می دونی، با این مهارت هات...

165
00:07:13.641 --> 00:07:15.684
‫خیلی توی وزارت دفاع به دردِ سم می خوری.

166
00:07:15.684 --> 00:07:16.936
‫اگه خواستی می تونم بهش بگم.

167
00:07:16.936 --> 00:07:18.312
‫فکر نکنم. ببین، کلارک...

168
00:07:18.312 --> 00:07:20.272
‫ممنونم درب خونه ـت رو به روی من باز کردی،

169
00:07:20.272 --> 00:07:22.733
‫ولی وقتی لسلی رو پیدا کردیم،

170
00:07:22.733 --> 00:07:24.652
‫احتمالاً دیگه برم.

171
00:07:25.027 --> 00:07:27.822
‫فهمیدم حالا که توی این سیاره ام،

172
00:07:28.155 --> 00:07:29.323
‫باید مثل خونه ام بدونمش.

173
00:07:29.490 --> 00:07:31.784
‫شاید اینطور به نظر نیاد ولی...

174
00:07:31.784 --> 00:07:33.160
‫می فهمم منظورت چیه.

175
00:07:33.452 --> 00:07:35.162
‫از غذا لذت ببر.

176
00:07:37.832 --> 00:07:40.084
‫یک مورد متحرک کریپتونی در هوا پیدا شد.

177
00:07:40.084 --> 00:07:41.961
‫- کجا؟
‫- داره میره سمت وزارت دفاع.

178
00:07:43.462 --> 00:07:44.880
‫لباس رو آماده کن.

179
00:07:44.880 --> 00:07:47.341
‫در حال همگام سازیِ تمام قابلیت ها.

180
00:07:53.138 --> 00:07:55.474
‫- سم، اثری از لار نیست؟
‫- نه!

181
00:07:55.474 --> 00:07:57.059
‫ساختمون تخلیه شده؟

182
00:07:57.059 --> 00:07:58.978
‫هنوز نه. حدود 60 درصد!

183
00:07:58.978 --> 00:08:00.354
‫قربان، لار رو رؤیت کردیم.

184
00:08:02.064 --> 00:08:03.190
‫زمین تقریبی رسیدن؟

185
00:08:03.190 --> 00:08:05.401
‫برخورد تا پنج ثانیه،

186
00:08:05.401 --> 00:08:07.611
‫چهار، سه،

187
00:08:07.611 --> 00:08:09.989
‫دو، یک.

188
00:08:11.740 --> 00:08:13.117
‫جلوش گرفته شد.

189
00:08:19.873 --> 00:08:21.625
‫هنوز برنده نشدی، کال.

190
00:08:32.052 --> 00:08:35.598
‫- شلیک خوبی بود.
‫- ممنون.

191
00:08:35.598 --> 00:08:37.141
‫دیگه تمومه.

192
00:08:37.141 --> 00:08:39.351
‫ولی یه سری کارهای نیمه تموم داریم.

193
00:08:39.643 --> 00:08:41.270
‫ادج و لار رو گرفتیم.

194
00:08:41.562 --> 00:08:44.315
‫فکر کنم بشه گفت
‫دیگه بالاخره می تونیم این قضیه رو فراموش کنیم.

195
00:08:47.651 --> 00:08:48.861
‫«7734»

196
00:08:48.861 --> 00:08:51.613
‫اون اسلحه ها رو به دلایل نادرستی
‫ساخته بودم.

197
00:08:51.655 --> 00:08:54.033
‫- منظورت چیه؟
‫- اشتباه فکر می کردم...

198
00:08:54.033 --> 00:08:56.285
‫که تو ممکنه تهدیدی برای جهان بشی.

199
00:08:56.285 --> 00:08:58.370
‫اون کریپتونایت و اون اسلحه ها رو بر می دارم...

200
00:08:58.370 --> 00:08:59.997
‫و توی بتن خاکشون می کنم...

201
00:08:59.997 --> 00:09:01.832
‫و در اعماق اقیانوس غرقشون می کنم.

202
00:09:01.832 --> 00:09:03.751
‫ادج و لار چی؟

203
00:09:03.751 --> 00:09:07.087
‫به اندازۀ کافی نگه می داریم که
‫درست و حسابی مراقب اونا باشیم،

204
00:09:07.087 --> 00:09:10.090
‫ولی دیگه به اندازه ای باقی نمی مونه
‫که بتونه یه ارتش رو تأمین کنه.

205
00:09:11.508 --> 00:09:13.135
‫نمی دونم چی بگم، سم.

206
00:09:13.177 --> 00:09:14.845
‫لازم نیست چیزی بگی.

207
00:09:14.845 --> 00:09:17.973
‫فقط بدون که تو، لوئیس و پسرا...

208
00:09:17.973 --> 00:09:20.017
‫دیگه لازم نیست نگران باشید.

209
00:09:22.686 --> 00:09:26.315
‫- داری ماشینم رو مسخره می کنی؟
‫- نه، نه.

210
00:09:26.315 --> 00:09:27.941
‫تو خودت اصلاً رانندگی بلد نیستی.
‫[تیم کلاغ ها]

211
00:09:27.941 --> 00:09:29.693
‫رنگ صندلی ها رو دوست دارم.

212
00:09:29.693 --> 00:09:31.278
‫نمره نخ خوبی داره.

213
00:09:33.697 --> 00:09:35.574
‫شماها یه جایی همینجاها زندگی می کنید، آره؟

214
00:09:35.699 --> 00:09:38.368
‫آره، آره، خیلی از اینجا دور نیست.

215
00:09:38.368 --> 00:09:39.453
‫از کجا می دونستی؟

216
00:09:39.745 --> 00:09:41.997
‫شاید یه نفر بهم گفته باشه.

217
00:09:41.997 --> 00:09:43.540
‫عه؟

218
00:09:44.374 --> 00:09:46.251
‫اون یه نفر دیگه چی بهت گفته؟

219
00:09:46.251 --> 00:09:48.837
‫که تو یه نامزد داری...

220
00:09:48.837 --> 00:09:50.172
‫که توی متروپلیس ـه.

221
00:09:50.172 --> 00:09:52.508
‫نه. قبلاً داشتم.

222
00:09:52.841 --> 00:09:54.134
‫از هم جدا شدیم.

223
00:09:57.346 --> 00:10:00.349
‫تو چی؟ با...

224
00:10:00.349 --> 00:10:02.434
‫با کسی هستی یا اینکه...؟

225
00:10:03.769 --> 00:10:06.271
‫نه، هیچکس.

226
00:10:10.734 --> 00:10:12.402
‫حله!

227
00:10:13.070 --> 00:10:14.488
‫فکر کنم بدونم کجا باید بریم.

228
00:10:14.488 --> 00:10:16.698
‫- جدی؟
‫- آره.

229
00:10:18.242 --> 00:10:19.535
‫باشه.

230
00:10:20.994 --> 00:10:23.205
‫تو قانون شکنی!

231
00:10:23.205 --> 00:10:24.248
‫- من؟
‫- اوهوم.

232
00:10:24.248 --> 00:10:25.874
‫تو امسال بیشتر از...

233
00:10:25.916 --> 00:10:27.668
‫همۀ بچه های مدرسه غیبت داشتی.

234
00:10:27.668 --> 00:10:30.838
‫- سیستم ایمنی بدنم ضعیفه!
‫- اوهوم.

235
00:10:30.838 --> 00:10:32.464
‫آره!

236
00:10:32.673 --> 00:10:35.926
‫در کل ممنونم که باهام اومدی.

237
00:10:35.926 --> 00:10:37.553
‫خواهش می کنم.

238
00:10:37.886 --> 00:10:40.389
‫دنیس و ایوری هنوز دارن برای اتفاقی که افتاد
‫بهت دری وری میگن؟

239
00:10:40.430 --> 00:10:43.225
‫فقط می دونم دارن در موردم حرف می زنن،

240
00:10:43.308 --> 00:10:44.893
‫ولی نمی تونه بدتر از...

241
00:10:44.893 --> 00:10:46.895
‫حرف هایی که در مورد پدر و مادرم می زنن باشه.

242
00:10:46.937 --> 00:10:48.146
‫منصفانه نیست.

243
00:10:48.146 --> 00:10:50.941
‫فکر نکنم منصفانه یه چیز واقعی باشه.

244
00:10:52.609 --> 00:10:55.445
‫مامانم ملکۀ روابط عمومی ـه، پس...

245
00:10:55.612 --> 00:10:57.698
‫خب، پس انقدر نگران چی هستی؟

246
00:10:59.199 --> 00:11:01.076
‫بابام...

247
00:11:01.410 --> 00:11:03.495
‫اینجور چیزا معمولاً در آستانۀ
‫از هم پاشیدن قرارش میده.

248
00:11:03.495 --> 00:11:06.832
‫یه جورایی منتظر اینم که کاملاً از هم بپاشه!

249
00:11:07.624 --> 00:11:09.293
‫خب.

250
00:11:10.168 --> 00:11:11.920
‫ببین، مطمئنی که نمی خوای...

251
00:11:11.962 --> 00:11:15.173
‫بری سینما یا مرکز شهر یا چیزی؟

252
00:11:15.173 --> 00:11:17.217
‫یه چیز باحال!

253
00:11:17.217 --> 00:11:19.219
‫خودت بگو.

254
00:11:25.475 --> 00:11:26.768
‫بانک چی؟

255
00:11:26.977 --> 00:11:28.937
‫شانس پس گرفتنِ کار قبلیت رو داری؟

256
00:11:28.937 --> 00:11:30.314
‫نخیر!

257
00:11:30.314 --> 00:11:32.733
‫نه، به محض اینکه رفتم جایگزینم کردن.

258
00:11:32.733 --> 00:11:36.236
‫تازه، همه چیز به اون گندِ کاری ادج مربوطه.

259
00:11:36.653 --> 00:11:39.031
‫لانا، باید چیکار کنیم؟

260
00:11:41.742 --> 00:11:43.243
‫میچ!

261
00:11:45.287 --> 00:11:47.080
‫عه، سلام.

262
00:11:47.080 --> 00:11:49.041
‫سلام.

263
00:11:49.041 --> 00:11:50.792
‫از دورۀ توان بخشی اومدی بیرون، آره؟

264
00:11:50.792 --> 00:11:52.628
‫هنوز کامل بیرون نیومدم.

265
00:11:52.711 --> 00:11:54.796
‫فقط بدجوری هوس مرغ و وافل کرده بودم.

266
00:11:54.796 --> 00:11:57.007
‫برای همین بچه ها می خواستن مهمونم کنن.

267
00:11:57.674 --> 00:11:59.009
‫عه، خیلی خب.

268
00:11:59.134 --> 00:12:00.469
‫یهویی شد، رئیس.

269
00:12:00.844 --> 00:12:02.554
‫آره، می دونم چطوری شده.

270
00:12:02.763 --> 00:12:04.806
‫شهردار «دین» گفت در مورد اینا باهات صحبت کرده.

271
00:12:04.806 --> 00:12:07.017
‫در مورد مرخصی؟
‫آره، در این مورد باهام صحبت کرده.

272
00:12:07.017 --> 00:12:08.435
‫تو این موضوع رو مطرح کردی؟

273
00:12:08.435 --> 00:12:09.728
‫به نظرم به نفع همه ـست.

274
00:12:09.728 --> 00:12:11.938
‫مخصوصاً به نفع کسی که
‫دنبال گرفتنِ کار منه، مگه نه؟

275
00:12:11.938 --> 00:12:14.149
‫کایل، اونا به فکر من و آتیش بودن،

276
00:12:14.191 --> 00:12:15.359
‫- همین!
‫- آتیش؟

277
00:12:15.359 --> 00:12:16.818
‫همونی که ازش کشیدمت بیرون؟

278
00:12:16.860 --> 00:12:18.153
‫همونی که جونت رو ازش نجات دادم؟

279
00:12:18.195 --> 00:12:19.488
‫آتیشی که عجیب الخلقه های ادج روشن کردن.

280
00:12:19.529 --> 00:12:20.989
‫- کایل...
‫- عه، اون تقصیر منه؟

281
00:12:21.031 --> 00:12:23.450
‫منم مثل شما خبر نداشتم که ادج داره چیکار میکنه.

282
00:12:23.450 --> 00:12:24.910
‫- باشه!
‫- آهای!

283
00:12:24.910 --> 00:12:27.954
‫من هیچوقت کاری نمی کنم که به کسی آسیب برسه.

284
00:12:28.246 --> 00:12:29.831
‫بیخیال بچه ها!

285
00:12:29.956 --> 00:12:31.458
‫شماها منو می شناسید.

286
00:12:32.042 --> 00:12:35.003
‫عزیزم، بیا بریم. زود باش.

287
00:12:38.757 --> 00:12:39.966
‫واقعاً که!

288
00:12:39.966 --> 00:12:41.218
‫برای این کارها وقت ندارم، لوئیس.

289
00:12:41.259 --> 00:12:42.803
‫بیانیۀ رسمی منتشر نمی کنیم.

290
00:12:42.803 --> 00:12:44.805
‫- تمام!
‫- ولی این روند استانداردشه.

291
00:12:44.805 --> 00:12:46.306
‫اگه چیزی هم باشه، از سر احترامه!

292
00:12:46.306 --> 00:12:48.058
‫ولی همیشه نظرت رو منتشر می کنی.

293
00:12:48.058 --> 00:12:50.644
‫خیلی خب، «نظری ندارم».
‫می تونی اینو چاپ کنی.

294
00:12:50.644 --> 00:12:53.146
‫- شوخیت گرفته؟
‫- تا الان به اندازۀ کافی گفتیم.

295
00:12:53.188 --> 00:12:55.190
‫در حدی گفتید که سؤالات بیشتری ایجاد بشه.

296
00:12:55.190 --> 00:12:56.400
‫بابا، مردم نگرانن.

297
00:12:56.441 --> 00:12:59.069
‫همین الان، یه مقاله داره درست میشه...

298
00:12:59.069 --> 00:13:01.488
‫- تا ایکس-کریپتونایت و اینا رو توضیح بده.
‫- داستان پردازی ـه!

299
00:13:01.530 --> 00:13:03.573
‫ولی نگرانی هاشون رو کم می کنه.

300
00:13:03.573 --> 00:13:06.576
‫از طرفی هم، می ترسونتشون
‫تا به اون معادن نزدیک نشن.

301
00:13:06.701 --> 00:13:09.329
‫- این کار درستی نیست.
‫- لازمه!

302
00:13:09.663 --> 00:13:11.331
‫بابا، اینجا الان دیگه خونۀ منه.

303
00:13:11.373 --> 00:13:12.666
‫این آدما همسایه های منن.

304
00:13:12.666 --> 00:13:14.626
‫انتظار داری چی بگم؟

305
00:13:14.626 --> 00:13:16.503
‫بگم ادج برادر سوپرمنه؟

306
00:13:16.545 --> 00:13:18.171
‫بگم داشته از اون آدما استفاده می کرده...

307
00:13:18.213 --> 00:13:20.465
‫تا یه ارتش کریپتونی برای تسخیر دنیا درست کنه؟

308
00:13:20.465 --> 00:13:21.508
‫نه، معلومه که نه!

309
00:13:21.550 --> 00:13:22.843
‫می دونم دلت نمی خواد اینو بشنوی،

310
00:13:22.843 --> 00:13:25.053
‫ولی باید خبرت رو با حداقل ها منتشر کنی.

311
00:13:25.053 --> 00:13:27.305
‫آخرش این شهر هیچیش نمیشه.

312
00:13:27.514 --> 00:13:28.932
‫باور کن!

313
00:13:28.932 --> 00:13:31.518
‫این خانواده اصلاً به این نیاز نداره که این خبر...

314
00:13:31.518 --> 00:13:33.854
‫از اسمالویل به بیرون درز کنه
‫و هر نقل قولی از من...

315
00:13:33.854 --> 00:13:36.648
‫صلاحیتِ همچین اتفاقی رو بهش میده.

316
00:13:52.622 --> 00:13:55.083
‫بس کن!

317
00:13:56.293 --> 00:13:58.670
‫بالاخره آماده شدی.

318
00:13:58.879 --> 00:14:00.046
‫حالا چی، پدر؟

319
00:14:00.088 --> 00:14:03.091
‫از اینجا میری تا دستگاه نابودگر رو پیدا کنی.

320
00:14:03.091 --> 00:14:04.718
‫اگه هنوز نرسیده باشه چی؟

321
00:14:04.759 --> 00:14:06.344
‫اونجا بمون تا برسه.

322
00:14:06.428 --> 00:14:07.596
‫تنهایی؟

323
00:14:07.596 --> 00:14:09.389
‫ممکنه چندین سال طول بکشه.

324
00:14:09.389 --> 00:14:10.682
‫همین الانش هم خیلی سال گذشته.

325
00:14:10.682 --> 00:14:11.725
‫بررسیشون کن.

326
00:14:11.725 --> 00:14:14.269
‫از نقطه ضعف هاشون سو استفاده کن و
‫ازشون نفع ببر.

327
00:14:14.477 --> 00:14:17.272
‫برای احیای ما آماده شو.

328
00:14:17.272 --> 00:14:19.733
‫پس شاید قبل از اینکه برم،

329
00:14:19.733 --> 00:14:22.235
‫بتونم با مادر صحبت کنم.

330
00:14:22.527 --> 00:14:24.863
‫قبل از اینکه برم، یه بار ببینمش و ازش مشورت بگیرم.

331
00:14:24.863 --> 00:14:27.198
‫بارها بهت گفتم که مادرت...

332
00:14:27.198 --> 00:14:28.700
‫هیچوقت از من حمایت نمی کنه.

333
00:14:28.700 --> 00:14:30.493
‫پس چرا یه کریستال توی محفظه ام گذاشتی؟

334
00:14:30.493 --> 00:14:32.621
‫تا بتونه شاهد رؤیای من...

335
00:14:32.621 --> 00:14:35.665
‫برای بازگردانیِ کریپتون باشه.

336
00:14:36.833 --> 00:14:39.628
‫بعدش برای همیشه نابودش می کنم.

337
00:14:39.628 --> 00:14:42.130
‫لطفاً...

338
00:14:42.130 --> 00:14:43.340
‫فقط یه بار!

339
00:14:43.340 --> 00:14:44.466
‫برو...

340
00:14:44.466 --> 00:14:47.510
‫و تا وقتی که روزش نرسیده برنگرد.

341
00:14:51.056 --> 00:14:52.807
‫خداحافظ.

342
00:14:56.895 --> 00:15:00.231
‫برای آخرین بار می پرسم،
‫دستگاه نابودگر کجاست؟

343
00:15:03.193 --> 00:15:05.904
‫بهت گفتم برات هیچ فایده ای نداره.

344
00:15:05.904 --> 00:15:07.572
‫اگه نمی خوای بهم بگی، اشکالی نداره.

345
00:15:07.656 --> 00:15:09.574
‫ما همه چیز داریم،

346
00:15:09.783 --> 00:15:10.950
‫حتی لسلی رو!

347
00:15:11.159 --> 00:15:12.994
‫الان مثل تو زندانی شده.

348
00:15:12.994 --> 00:15:14.871
‫قبل از اینکه بتونه فراریت بده، جلوش رو گرفتم.

349
00:15:14.871 --> 00:15:16.665
‫نمی دونم نقشه ـتون چی بود،
‫ولی خوب نبود.

350
00:15:16.665 --> 00:15:17.832
‫بهش میگن وفاداری!

351
00:15:17.832 --> 00:15:19.334
‫چیزی که تو هیچی ازش نمی دونی.

352
00:15:19.459 --> 00:15:22.504
‫من به آدمای این دنیا که منو پذیرفتن وفادارم!

353
00:15:24.339 --> 00:15:27.133
‫تو رو پذیرفتن؟

354
00:15:27.342 --> 00:15:28.760
‫اونا ازت می ترسن.

355
00:15:28.760 --> 00:15:30.470
‫همیشه می ترسن و باید هم بترسن!

356
00:15:30.470 --> 00:15:33.723
‫- اشتباه می کنی.
‫- تو باید خدا باشی...

357
00:15:33.932 --> 00:15:35.475
‫ولی بردۀ اونا شدی.

358
00:15:35.684 --> 00:15:38.478
‫تا حالا برات سؤال نشده که
‫اگه اینجا فرود نیومده بودی...

359
00:15:38.520 --> 00:15:40.021
‫و کشاورزهای ساده بزرگت نمی کردن،

360
00:15:40.438 --> 00:15:42.232
‫چه شخصیتی پیدا می کردی؟

361
00:15:42.232 --> 00:15:44.901
‫- هیچ جوره شبیه تو نمی شدم.
‫- جفتمون می دونیم این حقیقت نداره.

362
00:15:44.901 --> 00:15:48.405
‫تو هر روز با ذات اصلیت می جنگی.

363
00:15:48.405 --> 00:15:49.697
‫تو منو نمی شناسی.

364
00:15:49.697 --> 00:15:52.617
‫قدرتی که در بدنت با شدت جریان داره رو می شناسم.

365
00:15:52.617 --> 00:15:55.537
‫تک تک لحظاتی رو می شناسم که تصمیم می گیری...

366
00:15:55.537 --> 00:15:57.163
‫جلوی خودتو بگیری.

367
00:15:57.205 --> 00:15:59.666
‫چون ما فقط اینجوری می تونیم
‫بدونِ کُشتنِ انسان ها...

368
00:15:59.666 --> 00:16:01.501
‫بینشون راه بریم، مگه نه؟

369
00:16:01.626 --> 00:16:03.711
‫همه ـش بحثِ کنترل کردنه!

370
00:16:04.129 --> 00:16:06.339
‫ولی اینکه فقط یه بار...

371
00:16:06.381 --> 00:16:10.343
‫کنترلت رو از دست دادی، حس خوبی نداشت؟

372
00:16:16.224 --> 00:16:18.226
‫خداحافظ، تال.

373
00:16:21.563 --> 00:16:23.982
‫توی چشم هات می بینم، برادر!

374
00:16:25.024 --> 00:16:27.235
‫حسش کردی!

375
00:16:28.570 --> 00:16:31.156
‫تو دقیقاً مثل منی.

376
00:16:38.371 --> 00:16:41.166
‫نظری ندارن؟ همیشه نظر میدن.

377
00:16:42.041 --> 00:16:43.334
‫آره، نمی دونم چی بگم.

378
00:16:43.334 --> 00:16:45.086
‫به خاطر اینه که ما یه روزنامۀ کوچیکیم؟

379
00:16:45.086 --> 00:16:47.130
‫وقتی توی «پلنت» بودی
‫همیشه اظهاراتشون رو می گرفتی.

380
00:16:47.130 --> 00:16:49.549
‫کریسی، ما به وزارت دفاع یا بابام نیازی نداریم.

381
00:16:49.549 --> 00:16:52.010
‫میشه مصاحبه های بیشتری بگیریم
‫و چیزی که می خوایم رو بنویسیم.

382
00:16:52.051 --> 00:16:54.179
‫آخه با عقل جور در نمیاد.

383
00:16:54.220 --> 00:16:56.389
‫این خبر یه جورایی متفاوته؟

384
00:16:57.599 --> 00:16:59.184
‫نه تا جایی که من خبر دارم.

385
00:17:00.101 --> 00:17:03.062
‫لوئیس، اون داره چیو قایم می کنه؟

386
00:17:04.939 --> 00:17:06.983
‫نمی دونم، کریسی!

387
00:17:09.694 --> 00:17:11.821
‫الان داری دروغ میگی؟

388
00:17:11.821 --> 00:17:13.656
‫نه.

389
00:17:14.324 --> 00:17:15.533
‫قشنگ داری دروغ میگی.

390
00:17:15.533 --> 00:17:17.035
‫کریسی، اینطور نیست که فکر می کنی.

391
00:17:17.076 --> 00:17:19.370
‫لوئیس لین داره طرفِ وزارت دفاع رو می گیره.

392
00:17:19.412 --> 00:17:21.456
‫تو باید طرفِ مردم باشی،

393
00:17:21.456 --> 00:17:22.582
‫نه اون مرد!

394
00:17:22.582 --> 00:17:24.459
‫فکر می کردم توی این قضیه، همدیگه رو داریم.

395
00:17:24.459 --> 00:17:27.045
‫- کریسی...
‫- لوئیس، اگه نمی تونی راستش رو بهم بگی...

396
00:17:28.546 --> 00:17:30.381
‫پس شاید بهتر باشه بری.

397
00:17:42.226 --> 00:17:44.812
‫می دونی، مامانت یه الگوی واقعی ـه.

398
00:17:45.021 --> 00:17:46.064
‫جدی؟

399
00:17:46.064 --> 00:17:48.399
‫حتی یه سال توی روز مشاغل
‫مثل اون لباس پوشیدم.

400
00:17:48.399 --> 00:17:51.402
‫خیلی خب، یه حقیقتی رو باید بگم:

401
00:17:51.444 --> 00:17:52.904
‫منم این کار رو کردم.

402
00:17:52.987 --> 00:17:55.365
‫- چی؟
‫- آره.

403
00:17:55.365 --> 00:17:58.284
‫- خانوادۀ خیلی باحالی داری.
‫- نه.

404
00:17:58.326 --> 00:17:59.327
‫از همه شنیدم!
‫آخه خانواده ـت یه جورایی...

405
00:17:59.369 --> 00:18:02.080
‫وسط بزرگترین اتفاقیه که
‫تا حالا برای اسمالویل افتاده.

406
00:18:03.081 --> 00:18:05.166
‫فکر می کنی اون آدما واقعاً شستشوی مغزی شدن؟

407
00:18:05.375 --> 00:18:06.459
‫چی؟

408
00:18:06.459 --> 00:18:10.672
‫میگن ادج داشته روی کارمندهاش آزمایش انجام می داده.

409
00:18:12.048 --> 00:18:16.010
‫دختر خاله ام گفت دیده که
‫مامان «ایوری فن» پرواز کرده.

410
00:18:16.010 --> 00:18:19.180
‫خبرش رو شنیدم.
‫واقعاً... واقعاً باورنکردنی ـه، مگه نه؟

411
00:18:19.222 --> 00:18:20.932
‫خب، بابابزرگت نظرش چیه؟

412
00:18:20.932 --> 00:18:24.852
‫می دونه ادج چطور بهشون اون قدرت ها رو داده؟

413
00:18:27.063 --> 00:18:29.732
‫تیگن، چرا منو آوردی اینجا؟

414
00:18:31.192 --> 00:18:32.777
‫می خوام بیشتر بشناسمت.

415
00:18:32.777 --> 00:18:34.946
‫آخه هفتۀ پیش برات جذابیتی نداشتم...

416
00:18:34.946 --> 00:18:37.240
‫ولی یهویی... یهویی چی عوض شد؟

417
00:18:37.657 --> 00:18:39.033
‫نمی دونم، جاناتان!

418
00:18:39.033 --> 00:18:40.576
‫فقط...

419
00:18:40.618 --> 00:18:43.204
‫فقط دنبال اطلاعات بودی.

420
00:18:43.413 --> 00:18:45.415
‫خب، بجز اون داریم با هم می گردیم.

421
00:18:48.042 --> 00:18:49.377
‫آره.

422
00:18:49.419 --> 00:18:51.838
‫فکر کنم تا خونه پیاده برم.

423
00:18:51.838 --> 00:18:54.424
‫صبر کن، صبر کن، صبر کن، جاناتان!

424
00:18:56.342 --> 00:18:58.261
‫همه می خوان بدونن چی شده.

425
00:18:58.469 --> 00:18:59.721
‫صحیح!

426
00:18:59.762 --> 00:19:01.973
‫و طبیعتاً میخوای کسی باشی که بهشون میگه چی شده.

427
00:19:01.973 --> 00:19:04.058
‫پس درک می کنم.

428
00:19:05.101 --> 00:19:06.811
‫فعلاً!

429
00:19:13.401 --> 00:19:16.279
‫اصلاً دیدی چطور بهم نگاه می کردن؟ ها؟

430
00:19:16.279 --> 00:19:17.905
‫حتی گروه خودمم بهم اعتماد نداره.

431
00:19:17.947 --> 00:19:20.741
‫کایل، نباید این قضیه رو به خودت بگیری، عزیزم.

432
00:19:20.741 --> 00:19:22.368
‫درست نیست!

433
00:19:22.368 --> 00:19:24.871
‫می دونی، تو جونت رو به خطر انداختی
‫تا این شهر رو نجات بدی.

434
00:19:24.871 --> 00:19:27.081
‫شاید اگه این آدما از این ماجرا خبر داشتن...

435
00:19:27.081 --> 00:19:29.625
‫فکر کردی باور می کنن؟

436
00:19:29.625 --> 00:19:32.003
‫من با اینکه خودم بودم، به زور باورم میشه.

437
00:19:32.003 --> 00:19:34.922
‫گندش بزنن. لانا... این واقعاً منصفانه نیست.

438
00:19:34.922 --> 00:19:37.758
‫نه، نیست. خیلی کوفته!

439
00:19:38.384 --> 00:19:40.386
‫ولی شهردار هوامون رو داره.

440
00:19:40.386 --> 00:19:42.096
‫فقط باید صبور باشیم.

441
00:19:42.138 --> 00:19:43.890
‫توی این قضیه تنها نیستیم.

442
00:19:44.724 --> 00:19:46.225
‫باشه.

443
00:19:46.517 --> 00:19:49.896
‫ولی ببین، نمی تونم همینجوری ول بگردم و
‫هیچ کاری نکنم.

444
00:19:52.023 --> 00:19:54.650
‫خب...

445
00:19:54.692 --> 00:19:56.194
‫می تونی کمک من کنی تا یه کار پیدا کنم.

446
00:19:56.194 --> 00:19:58.446
‫خب، اینجا کار پیدا کردن خیلی بعیده!

447
00:19:58.446 --> 00:20:00.448
‫می دونم، ولی...

448
00:20:00.907 --> 00:20:03.618
‫داشتم فکر می کردم بریم توی مناطق اطراف بگردیم.

449
00:20:04.035 --> 00:20:07.121
‫آره، می تونیم هم به مناطق اطراف نقل مکان کنیم.

450
00:20:07.163 --> 00:20:08.164
‫کایل...

451
00:20:08.164 --> 00:20:10.458
‫اگه چارۀ دیگه ای نداریم، چرا که نه؟

452
00:20:11.500 --> 00:20:13.085
‫وای خدا! جدی هستی؟

453
00:20:13.085 --> 00:20:15.630
‫لانا، این آدما کل زندگیمون ما رو می شناختن.

454
00:20:16.172 --> 00:20:19.258
‫وقتی اینجوری انقدر سریع بهمون پشت می کنن...

455
00:20:19.258 --> 00:20:21.427
‫دیگه چیزی برای گفتن بهشون باقی می مونه؟

456
00:20:21.427 --> 00:20:24.680
‫این آدما خانوادۀ ما هستن.

457
00:20:25.598 --> 00:20:27.767
‫ببین، اینا بالاخره تموم میشه.

458
00:20:28.184 --> 00:20:30.853
‫حالا بعداً معلوم میشه، نه؟

459
00:20:33.189 --> 00:20:35.274
‫چطور اینجا رو پیدا کردی؟

460
00:20:37.360 --> 00:20:41.280
‫قبلنا با مامان بزرگم میومدم.

461
00:20:42.114 --> 00:20:45.493
‫قصه هایی از خانواده ام برام می گفت.

462
00:20:45.493 --> 00:20:47.036
‫ما اصالتاً مکزیکی هستیم...

463
00:20:47.036 --> 00:20:50.831
‫ولی چندین نسله توی اسمالویل بودیم.

464
00:20:51.457 --> 00:20:53.501
‫می دونی، نصف اوقات اصلاً نمی دونستم...

465
00:20:53.501 --> 00:20:55.086
‫کدوم قصه هاش واقعی ان.

466
00:20:55.628 --> 00:20:58.881
‫ولی همیشه باعث میشد این حس رو پیدا کنم...

467
00:20:58.881 --> 00:21:01.384
‫که به یه جایی تعلق دارم.

468
00:21:02.009 --> 00:21:04.762
‫هیچوقت واقعاً حس نکردم به جایی تعلق دارم...

469
00:21:07.515 --> 00:21:10.059
‫تا اینکه راستش با تو آشنا شدم.

470
00:21:10.059 --> 00:21:11.185
‫جوردن...

471
00:21:11.227 --> 00:21:13.145
‫می دونم، می دونم، می دونم، بیخیال!

472
00:21:13.145 --> 00:21:16.691
‫ولی این... ببین، کل حرفم اینه که فقط...

473
00:21:16.732 --> 00:21:19.110
‫یه نفر کافیه تا کل زندگیت عوض بشه،

474
00:21:19.110 --> 00:21:21.028
‫تا بهت احساس امنیت بده!

475
00:21:21.070 --> 00:21:22.530
‫و تو جان رو داری،

476
00:21:22.530 --> 00:21:24.699
‫خانواده ـت رو داری،

477
00:21:24.782 --> 00:21:26.617
‫منو داری...

478
00:21:28.577 --> 00:21:31.163
‫و اینا هیچوقت جایی نمیرن.

479
00:21:31.163 --> 00:21:33.165
‫حدود بیست و خرده ای سلاح سنگین و سلاح کمری،

480
00:21:33.165 --> 00:21:35.918
‫حدود چند هزارتا گلولۀ کریپتونایتی...

481
00:21:36.460 --> 00:21:38.796
‫و به علاوۀ یه کلکسیون عظیم از:

482
00:21:38.796 --> 00:21:41.590
‫چاقو و شمشیر و نیزه داریم.

483
00:21:41.590 --> 00:21:43.592
‫نسخه های اولیۀ توی آزمایشگاه تحقیق و توسعه چی؟

484
00:21:43.592 --> 00:21:45.261
‫سلاح های شیمیایی رو میگم.

485
00:21:45.302 --> 00:21:48.848
‫احتمالاً حدود پنج شش تا
‫که توی مراحل مختلف توسعه ان.

486
00:21:48.848 --> 00:21:51.142
‫توی انبارتون چقدر کریپتونایتِ خام دارید؟

487
00:21:51.142 --> 00:21:53.644
‫به اندازۀ یکی دوتا انبار.
‫چرا این همه سؤال می پرسی؟

488
00:21:53.686 --> 00:21:55.312
‫به هر حال همه ـشون قراره از بین برن.

489
00:21:58.357 --> 00:22:00.317
‫به نظرم این کار اشتباهه.

490
00:22:00.359 --> 00:22:01.235
‫چی؟

491
00:22:01.235 --> 00:22:03.654
‫ما به 7734 نیاز داریم.

492
00:22:03.654 --> 00:22:05.531
‫از اولش هم برای همین بهش اجازۀ فعالیت دادی.

493
00:22:05.531 --> 00:22:08.451
‫بعدش دیدم چطور به خانواده ام آسیب زد.

494
00:22:08.451 --> 00:22:10.077
‫این اسلحه ها می تونن بکُشنت.

495
00:22:10.077 --> 00:22:11.704
‫آره، برای همین لازمشون داریم.

496
00:22:11.704 --> 00:22:14.331
‫کلارک، تو دشمن نیستی!

497
00:22:14.331 --> 00:22:16.500
‫آره، ولی ممکن بود بشم.

498
00:22:16.500 --> 00:22:19.044
‫ببین سم، افرادی مثل من...

499
00:22:19.044 --> 00:22:21.380
‫بدون این اسلحه ها،

500
00:22:21.380 --> 00:22:22.965
‫فنا ناپذیریم.

501
00:22:22.965 --> 00:22:24.550
‫و اگه اتفاقی مشابه این دوباره بیفته...

502
00:22:24.550 --> 00:22:27.470
‫و از قبل نقشه ای نکشیده باشیم
‫و حرکت پیشگیرانه ای نداشته باشیم...

503
00:22:28.929 --> 00:22:31.015
‫همه چیز تموم میشه.

504
00:22:53.204 --> 00:22:54.288
‫کارِت خوب بود، جان!

505
00:22:54.288 --> 00:22:57.041
‫بازآفرینی بی نقصی از طراحی اصلی!

506
00:22:57.416 --> 00:22:59.960
‫فکر می کنم ناتالی اگه اینجا بود بهت افتخار می کرد.

507
00:23:01.337 --> 00:23:03.214
‫حالا که لباست تکمیل شده...

508
00:23:03.255 --> 00:23:05.925
‫و همۀ جنگجویان دشمن بازداشت شدند،

509
00:23:05.925 --> 00:23:08.761
‫میشه شاخص های مأموریت جدیدمون رو ازت بپرسم؟

510
00:23:09.261 --> 00:23:10.638
‫هنوز دارم روش فکر می کنم.

511
00:23:10.888 --> 00:23:13.349
‫شاید بد نباشه یه تلاش دیگه برای دیدنِ خواهرت بکنی

512
00:23:13.557 --> 00:23:15.100
‫می دونی، یه جورایی داری سمج میشی.

513
00:23:15.100 --> 00:23:17.895
‫من برای پیش بینی نیازهات برنامه ریزی شدم.

514
00:23:17.895 --> 00:23:19.855
‫سلامت بهینۀ روانی نیازمند به...

515
00:23:19.855 --> 00:23:23.859
‫شکل گیریِ روابط میان فردی ـه.

516
00:23:24.068 --> 00:23:25.528
‫سلام، ببخشید.

517
00:23:25.528 --> 00:23:28.322
‫الان رسیدم خونه و یه صداهایی شنیدم، پس...

518
00:23:30.616 --> 00:23:32.868
‫خب...

519
00:23:32.910 --> 00:23:34.995
‫واقعاً اینو از صفر ساختی، آره؟

520
00:23:37.456 --> 00:23:39.124
‫خیلی فوق العاده ـست.

521
00:23:41.710 --> 00:23:43.963
‫عشق کارهای فنی ای؟

522
00:23:44.463 --> 00:23:46.298
‫نمی دونم چی هستم.

523
00:23:48.801 --> 00:23:51.387
‫همیشه ورزشکار بودم، پس نمی دونم.

524
00:23:51.387 --> 00:23:53.264
‫منم همینطور.

525
00:23:53.639 --> 00:23:55.557
‫می دونی، می تونی بیشتر از یه چیز باشی.

526
00:23:55.641 --> 00:23:57.893
‫شاید بد نباشه یه قصه از بچگی هات...

527
00:23:57.893 --> 00:23:59.395
‫برای جاناتان بگی.

528
00:23:59.395 --> 00:24:01.772
‫میشه لطفاً فقط خاموش بشی؟

529
00:24:01.981 --> 00:24:04.817
‫جاناتان!

530
00:24:05.150 --> 00:24:07.027
‫چرا مدرسه نیستی؟

531
00:24:14.285 --> 00:24:15.869
‫به نفعته به خاطر بیانیه زنگ زده باشی.

532
00:24:15.869 --> 00:24:17.997
‫الان نه، لوئیس.
‫موضوع مهمی ـه.

533
00:24:17.997 --> 00:24:20.791
‫- چی شده؟
‫- موضوع کلارک ـه.

534
00:24:21.583 --> 00:24:23.502
‫نگرانشم.

535
00:24:29.425 --> 00:24:31.427
‫[صفحۀ نیازمندی های روزنامه]

536
00:24:34.596 --> 00:24:36.015
‫سلام، سوف.

537
00:24:36.306 --> 00:24:39.018
‫مامان،مشکلی پیش اومده؟

538
00:24:40.060 --> 00:24:41.729
‫منظورت چیه، عزیزم؟

539
00:24:41.729 --> 00:24:44.732
‫بابا ازم پرسید می خوام برم یه مدرسۀ دیگه یا نه.

540
00:24:44.732 --> 00:24:47.484
‫نه، گُلم. بابایی همینجوری داشته می پرسیده.

541
00:24:49.695 --> 00:24:51.030
‫الان میام، باشه؟

542
00:24:55.576 --> 00:24:57.536
‫الو؟

543
00:24:57.536 --> 00:25:00.748
‫عه، سلام «کیا».

544
00:25:00.914 --> 00:25:02.207
‫دستگیر؟

545
00:25:02.249 --> 00:25:04.209
‫جان، از تو بعیده که قانون شکنی کنی.

546
00:25:04.251 --> 00:25:06.879
‫می دونم، می دونم، ولی یه دختره هست
‫که سال پایینی ـه.

547
00:25:06.879 --> 00:25:08.172
‫و نمی دونم والا. خیال می کردم...

548
00:25:08.172 --> 00:25:09.757
‫خیال می کردم خیلی از من سر تره. خب؟

549
00:25:09.757 --> 00:25:11.383
‫برای جلب توجه یه دختره، کلاس رو پیچوندی؟

550
00:25:11.425 --> 00:25:12.259
‫نکته ـش همینجاست.

551
00:25:12.259 --> 00:25:15.053
‫فقط می خواست در مورد اتفاقاتی که پیش اومده بپرسه.
‫مثلاً...

552
00:25:15.095 --> 00:25:17.723
‫ادج، قدرت ها، بابابزرگ...

553
00:25:18.682 --> 00:25:20.017
‫و؟

554
00:25:20.017 --> 00:25:21.643
‫من که چیزی بهش نگفتم.

555
00:25:21.685 --> 00:25:23.020
‫باید یه صحبتی با هم بکنیم.

556
00:25:23.353 --> 00:25:25.481
‫آره، باید بکنیم.
‫جان کلاسش رو پیچونده.

557
00:25:25.689 --> 00:25:27.399
‫چی؟ برو طبقۀ بالا.

558
00:25:27.441 --> 00:25:29.359
‫بعداً به حساب تو می رسم.

559
00:25:32.863 --> 00:25:34.031
‫بعد از اینکه حرفم رو زدم...

560
00:25:34.031 --> 00:25:36.033
‫در مورد اون حرف می زنیم.

561
00:25:37.576 --> 00:25:40.662
‫- به بابام گفتی پروژۀ 7734 رو نگه داره؟
‫- آره، آره.

562
00:25:40.704 --> 00:25:41.997
‫قبلش باید به تو می گفتم.

563
00:25:42.039 --> 00:25:44.875
‫جاناتان، طبقۀ بالا!

564
00:25:46.418 --> 00:25:48.504
‫بعد از این همه بدبختی ای که کشیدیم...

565
00:25:48.545 --> 00:25:50.255
‫- می دونم، می دونم.
‫- چرا؟

566
00:25:50.255 --> 00:25:52.591
‫چون کار درست همینه.

567
00:25:52.591 --> 00:25:54.760
‫این ربطی به ادج نداره، مگه نه؟
‫مربوط به خودت میشه.

568
00:25:54.760 --> 00:25:56.345
‫لوئیس، نزدیک بود جان آیرونز رو بکُشم.

569
00:25:56.386 --> 00:25:58.347
‫- ولی نکُشتی!
‫- آره ولی اگه کُشته بودم چی؟

570
00:25:58.347 --> 00:26:00.307
‫یعنی بعدش کی می مُرد؟

571
00:26:00.307 --> 00:26:02.476
‫من قسم خوردم تا از مردم این سیاره دفاع کنم.

572
00:26:02.476 --> 00:26:03.852
‫تا الان عملکردم در حد معقول بوده،

573
00:26:03.852 --> 00:26:05.854
‫ولی اگه یه موقع گول خوردم یا فاسد شدم چی؟

574
00:26:05.896 --> 00:26:09.149
‫- هیچوقت همچین اتفاقی نمیفته.
‫- ولی تازگی افتاد!

575
00:26:10.234 --> 00:26:11.735
‫مردم این دنیا حق دارن که وسیله ای...

576
00:26:11.735 --> 00:26:12.903
‫برای دفاع از خودشون...

577
00:26:12.903 --> 00:26:15.531
‫در برابر تنها چیزی که نمی تونم
‫ازش نجاتشون بدم داشته باشن: از خودم!

578
00:26:15.531 --> 00:26:17.324
‫اگه همچین اسلحه هایی وجود داشته باشه،

579
00:26:17.324 --> 00:26:19.535
‫اونوقت به دست آدمای نااهل می رسه...

580
00:26:19.576 --> 00:26:21.578
‫و اونموقع باید چیکار کنیم؟

581
00:26:25.916 --> 00:26:27.167
‫مدرسه پیچوندن کافی نبود،

582
00:26:27.167 --> 00:26:29.002
‫این یکی باید می رفت دستگیر می شد!

583
00:26:29.002 --> 00:26:30.295
‫اگه جفتشون دارن بدرفتاری میکنن،

584
00:26:30.337 --> 00:26:31.505
‫تنبیهشون می کنیم.

585
00:26:31.505 --> 00:26:32.673
‫من پشت فرمون میشینم.

586
00:26:32.714 --> 00:26:34.550
‫- لوئیس، در مورد اون چیز دیگه...
‫- چی؟

587
00:26:34.550 --> 00:26:35.884
‫من درست میگم. تو اشتباه میکنی.

588
00:26:35.884 --> 00:26:38.262
‫درک می کنم چرا همچین فکری می کنی.

589
00:26:38.262 --> 00:26:39.763
‫می دونی اونموقع که بابام...

590
00:26:39.763 --> 00:26:41.557
‫به جان هنری آیرونز...

591
00:26:41.598 --> 00:26:43.433
‫اجازۀ شلیک موشک رو داد چه حسی داشتم؟

592
00:26:43.433 --> 00:26:44.560
‫شرمنده!

593
00:26:44.560 --> 00:26:46.520
‫پس چرا ریسکِ دوباره پیش اومدنش رو بکنیم؟

594
00:26:46.520 --> 00:26:47.479
‫گفتم که. چون...

595
00:26:47.479 --> 00:26:48.814
‫چون کار درست همینه.

596
00:26:48.814 --> 00:26:51.191
‫اصلاً این حرف دیگه معنایی هم داره، کلارک؟

597
00:26:51.191 --> 00:26:54.194
‫امروز به کریسی دروغ گفتم
‫تا از خانواده ام محافظت کنم.

598
00:26:54.194 --> 00:26:57.114
‫خط قرمزِ مقدس خودمو
‫در نقش روزنامه نگار زیرپا گذاشتم.

599
00:26:57.114 --> 00:26:58.448
‫جفتمون هر از گاهی توی...

600
00:26:58.448 --> 00:27:00.158
‫اخلاق روزنامه نگاری، به جاده خاکی میزنیم.

601
00:27:00.158 --> 00:27:02.160
‫وقتی پای حفظ کردنِ رازت در میون باشه،

602
00:27:02.160 --> 00:27:03.912
‫نه توی خبرهایی که در موردشون تحقیق می کنیم.

603
00:27:03.954 --> 00:27:05.330
‫آره ولی ادج برادر منه.

604
00:27:05.330 --> 00:27:07.666
‫اون کریپتونی ـه. این خبر فرق می کنه.

605
00:27:07.666 --> 00:27:10.335
‫چرا باید با این موضوع مشکلی نداشته باشم که
‫ارتش یه کد رمزی...

606
00:27:10.335 --> 00:27:11.503
‫برای کُشتن شوهرم داره؟

607
00:27:11.503 --> 00:27:14.172
‫اونم با وجود یه عالمه روانی
‫که میخوان سر به تنت نباشه!

608
00:27:14.172 --> 00:27:16.925
‫واقعاً به نظر فکر خیلی بدی میاد.

609
00:27:17.801 --> 00:27:19.428
‫لوئیس، میشه لطفاً فقط گوش کنی...

610
00:27:19.469 --> 00:27:21.388
‫نه، هیچ حرفی نداری که دلم بخواد بشنوم...

611
00:27:21.388 --> 00:27:24.433
‫و الان عصبانی ام و
‫چون سرت داد زدم احساس شرمندگی می کنم...

612
00:27:24.433 --> 00:27:25.934
‫ولی از طرفی هم باید عصبانی بمونم...

613
00:27:25.934 --> 00:27:27.561
‫تا جوردن رو مثل سگ بترسونم.

614
00:27:27.561 --> 00:27:29.438
‫پس تو همینجا بمون...

615
00:27:29.438 --> 00:27:31.064
‫و بذار جفتمون یه کم فکر کنیم...

616
00:27:31.064 --> 00:27:32.357
‫و بعداً در موردش حرف می زنیم.

617
00:27:32.357 --> 00:27:34.901
‫بعد از اینکه وثیقه گذاشتم
‫تا پسرم رو از زندان در بیارن!

618
00:27:50.917 --> 00:27:53.795
‫- چیکار می کردین؟
‫- واقعاً درکتون نمی کنم.

619
00:27:53.795 --> 00:27:56.923
‫- می تونم توضیح بدم.
‫- واقعاً شرمنده!

620
00:27:56.923 --> 00:27:59.593
‫سلام لانا.
‫شما هم باید مادر جوردن باشید.

621
00:27:59.634 --> 00:28:01.470
‫شوخیت گرفته؟

622
00:28:01.470 --> 00:28:04.014
‫وقتی هم سن و سال اونا بودیم،
‫همیشۀ خدا می رفتیم اونجا.

623
00:28:04.014 --> 00:28:06.308
‫بجز اینکه اونجا یه ملک شخصی ـه
‫نمی دونم چی بهت بگم.

624
00:28:08.268 --> 00:28:10.771
‫معاون، اگه لانا هم حتی نمی دونست
‫اونجا ملک شخصی ـه...

625
00:28:10.771 --> 00:28:12.189
‫پس مطمئنم بچه ها هم نمی دونستن.

626
00:28:12.189 --> 00:28:15.650
‫و بهتون قول می دم یه دنیا بلای غیرقابل تصور...

627
00:28:15.650 --> 00:28:18.028
‫در انتظار پسرمه، چون مدرسه ـش رو پیچونده!

628
00:28:18.028 --> 00:28:19.529
‫سارا هم همینطور.

629
00:28:19.571 --> 00:28:20.906
‫دیگه هیچوقت تکرار نمیشه.

630
00:28:20.989 --> 00:28:22.532
‫چون صرفاً گذاشت با یه اخطار برید...

631
00:28:22.783 --> 00:28:25.243
‫یعنی راستش...

632
00:28:25.243 --> 00:28:27.704
‫قربانی های اصلی ما هستیم.

633
00:28:27.704 --> 00:28:29.664
‫خدا می دونه چه مزیت هایی...

634
00:28:29.664 --> 00:28:32.292
‫از اون کار خاصِ لانا نصیبشون شد.

635
00:28:33.001 --> 00:28:35.420
‫- هیچ مزیتی!
‫- لانا...

636
00:28:35.420 --> 00:28:37.756
‫به ما هم مثل بقیه دروغ گفته شد.

637
00:28:37.798 --> 00:28:40.592
‫دقیقاً همونطور که تو وقتی گفتی میخوای کمکمون کنی
‫بهمون دروغ گفتی.

638
00:28:40.592 --> 00:28:42.302
‫میخوای بریم یه جای دیگه صحبت کنیم؟

639
00:28:42.302 --> 00:28:44.971
‫گفتی میخوای سو تفاهم ها رو رفع کنی،

640
00:28:44.971 --> 00:28:47.474
‫ولی تنها کاری که کردی این بود که
‫خودتو کشیدی کنار...

641
00:28:47.474 --> 00:28:49.768
‫تا وقتی موقع انتخابات شهرداری رسید
‫دودش تو چشمت نره.

642
00:28:49.810 --> 00:28:51.228
‫دارم کاری که به نفع شهره رو میکنم.

643
00:28:51.228 --> 00:28:52.771
‫داری کاری که به نفع خودته رو میکنی...

644
00:28:52.771 --> 00:28:54.815
‫اونم به قیمتِ آبروی خانوادۀ من!

645
00:28:54.815 --> 00:28:57.901
‫و باید به خاطر این کارِت از خودت خجالت بکشی.

646
00:29:01.905 --> 00:29:05.116
‫می دونی، فقط اون نیست.

647
00:29:05.116 --> 00:29:07.202
‫انگار کل این شهر...

648
00:29:07.244 --> 00:29:08.620
‫بهمون پشت کرده.

649
00:29:08.620 --> 00:29:10.413
‫فقط دنبال یه راه برای فراموش کردن هستن.

650
00:29:10.413 --> 00:29:12.916
‫مقصر دونستنِ شما
‫آسون تر از اینه که خودشون رو مقصر بدونن.

651
00:29:12.916 --> 00:29:15.377
‫آره، ولی بازم دردناکه!

652
00:29:15.418 --> 00:29:17.671
‫اسمالویل همیشه هوای منو داشته.

653
00:29:17.671 --> 00:29:20.048
‫برای همین توش زندگیم رو تشکیل دادم،

654
00:29:20.257 --> 00:29:23.385
‫ولی الان دارم میگم ایکاش
‫برای روز مبادا برنامه داشتم...

655
00:29:23.426 --> 00:29:25.470
‫چون همه دست رد به سینه ام زدن...

656
00:29:25.470 --> 00:29:27.264
‫و هیچ پس اندازی ندارم...

657
00:29:27.264 --> 00:29:29.015
‫و به هیچ جای دیگه ای وصل نیستم.

658
00:29:29.015 --> 00:29:32.561
‫و نگران خانواده ام هستم، لوئیس...

659
00:29:32.561 --> 00:29:34.813
‫مخصوصاً وقتی آدمایی مثل شهردار «دین»...

660
00:29:34.813 --> 00:29:36.898
‫دارن داستان رو جور دیگه ای تعریف می کنن.

661
00:29:36.940 --> 00:29:40.235
‫درست نیست! درست نیست!

662
00:29:40.944 --> 00:29:44.489
‫و اینجا اون شهری نیست که قبلاً عاشقش بودم.

663
00:29:53.540 --> 00:29:55.709
‫سلام.

664
00:29:55.709 --> 00:29:58.044
‫با یه اخطار ولشون کردن.

665
00:30:00.088 --> 00:30:02.048
‫خوبه.

666
00:30:02.090 --> 00:30:04.801
‫جان هنوز بالا توی اتاقشه.

667
00:30:06.886 --> 00:30:08.930
‫- بهتره در موردِ...
‫- باید در مورد...

668
00:30:10.724 --> 00:30:12.225
‫اول تو بگو.

669
00:30:16.646 --> 00:30:18.773
‫کلارک، تو اشتباه می کنی.

670
00:30:19.983 --> 00:30:21.985
‫لوئیس، باید یه نقشه داشته باشیم.

671
00:30:22.235 --> 00:30:23.069
‫چرا؟

672
00:30:23.069 --> 00:30:25.030
‫چون ذهنت قابل فاسد شدنه؟

673
00:30:25.030 --> 00:30:26.865
‫الان مدرک داریم!

674
00:30:26.865 --> 00:30:29.743
‫قلبت از ذهنت قوی تره.

675
00:30:29.784 --> 00:30:31.244
‫نه، متوجه نیستی.

676
00:30:31.369 --> 00:30:33.371
‫کلارک، من خودم عاشق نقشه های روز مبادایی ام...

677
00:30:33.371 --> 00:30:35.915
‫ولی این یکی ریسک های خیلی بزرگی داره،

678
00:30:35.915 --> 00:30:38.543
‫اونم به خاطر چیزی که ثابت کردی تهدید حساب نمیشه.

679
00:30:40.420 --> 00:30:43.048
‫خیلی هم اینطور نیست.

680
00:30:44.841 --> 00:30:46.801
‫منظورت چیه؟

681
00:30:52.557 --> 00:30:54.976
‫بابام بهم کنترل کردن رو یاد داد.

682
00:30:56.102 --> 00:30:58.271
‫تقریباً 40 ساله که دارم قدرت هام رو...

683
00:30:58.313 --> 00:30:59.773
‫هر ثانیه از هر روز...

684
00:30:59.773 --> 00:31:02.442
‫کنترل می کنم،

685
00:31:02.484 --> 00:31:04.444
‫ولی وقتی زاد کنترلم رو به دست گرفت،

686
00:31:04.444 --> 00:31:05.945
‫برای اولین بار...

687
00:31:05.945 --> 00:31:08.948
‫احساس کردم که بیخیال شدن چه حسی داره.

688
00:31:10.408 --> 00:31:12.535
‫تا واقعاً بیخیال همه چی بشم.

689
00:31:12.744 --> 00:31:15.705
‫کلارک، اونا احساسات زاد بودن، نه تو!

690
00:31:15.705 --> 00:31:18.458
‫می دونم، ولی من حسش کردم.

691
00:31:18.500 --> 00:31:20.794
‫خودم بودم.

692
00:31:21.920 --> 00:31:24.798
‫و نمیگم می خوام این حقیقت داشته باشه...

693
00:31:24.798 --> 00:31:26.966
‫کاش حقیقت نداشت...

694
00:31:30.762 --> 00:31:32.972
‫ولی حس خوبی داشت!

695
00:31:32.972 --> 00:31:35.809
‫حس خیلی خیلی خوبی داشت.

696
00:31:35.809 --> 00:31:37.936
‫این احساس نگرانم می کنه.

697
00:31:37.936 --> 00:31:40.146
‫حتی اگه کمترین شانسی وجود داشته باشه که...

698
00:31:40.146 --> 00:31:44.150
‫دوباره یه موقع بازیچۀ اون میل به بیخیالی بشم...

699
00:31:48.071 --> 00:31:51.116
‫دنیا یه راهی برای اینکه جلوی منو بگیره لازم داره.

700
00:31:52.283 --> 00:31:54.327
‫فکر نمی کنم هیچوقت همچین اتفاقی بیفته.

701
00:31:54.452 --> 00:31:57.080
‫- لوئیس...
‫- ولی...

702
00:31:57.080 --> 00:32:00.166
‫اگه یه موقع اشتباه کرده باشم...

703
00:32:00.166 --> 00:32:03.545
‫و اگه این باعث میشه احساس بهتری داشته باشی
‫پس قبول!

704
00:32:03.545 --> 00:32:05.046
‫بیا یه حرکت پیشگیرانه داشته باشیم،

705
00:32:05.046 --> 00:32:07.841
‫ولی صد سال سیاه...

706
00:32:07.841 --> 00:32:10.009
‫توی این قضیه به وزارت دفاع اعتماد نمی کنم.

707
00:32:12.053 --> 00:32:14.931
‫پس باید یه نفر رو پیدا کنیم که قابل اعتماده.

708
00:32:14.931 --> 00:32:16.724
‫میخوای یه بار دیگه بگی چی گفتی؟

709
00:32:16.724 --> 00:32:18.518
‫می دونم خواهش بزرگیه.

710
00:32:18.560 --> 00:32:21.312
‫می خوای من و فقط من...

711
00:32:21.312 --> 00:32:22.939
‫قابلیتِ کُشتنت رو داشته باشم؟

712
00:32:22.939 --> 00:32:25.942
‫اگه یه موقع لازم شد، آره.

713
00:32:27.026 --> 00:32:28.361
‫ولی الان می دونم کی هستی.

714
00:32:28.403 --> 00:32:31.197
‫می دونم، ولی این برای وضعیت هاییه که
‫قابل پیش بینی نیستن،

715
00:32:31.322 --> 00:32:33.741
‫و تو خودت از نزدیک دیدی که...

716
00:32:33.741 --> 00:32:35.743
‫چه خرابی هایی می تونم برای این دنیا به بار بیارم.

717
00:32:35.743 --> 00:32:37.036
‫دارم سعی می کنم فراموش کنم.

718
00:32:37.036 --> 00:32:39.330
‫یادت رفته؟ الان دیگه کُشتنِ تو...

719
00:32:39.330 --> 00:32:40.874
‫تنها هدف زندگی کردنم نیست.

720
00:32:41.082 --> 00:32:42.458
‫نباید هم باشه.

721
00:32:42.458 --> 00:32:44.669
‫جان، شک ندارم توی این دنیا راه خودتو پیدا می کنی،

722
00:32:44.669 --> 00:32:48.673
‫ولی به نظرم می تونی همزمان نگهبانِ 7734 هم باشی.

723
00:32:50.008 --> 00:32:52.927
‫اومدی اینجا تا از این دنیا در برابر من محافظت کنی،

724
00:32:53.261 --> 00:32:55.138
‫الان هم دارم ازت همینو می خوام.

725
00:32:59.559 --> 00:33:01.060
‫به سم زنگ می زنم.

726
00:33:05.356 --> 00:33:08.192
‫بابام داره یه چیزی رو قایم می کنه
‫و نمی تونم به اعتمادش خیانت کنم.

727
00:33:08.192 --> 00:33:10.945
‫این خبر بزرگتر از تو یا باباته.

728
00:33:10.945 --> 00:33:13.156
‫ما نسبت به مردم مسئولیت داریم.

729
00:33:13.156 --> 00:33:14.907
‫این شهر داره از هم می پاشه.

730
00:33:14.907 --> 00:33:16.993
‫باور کن می دونم.

731
00:33:16.993 --> 00:33:18.828
‫مردم دارن همدیگه رو جِر واجِر می کنن،

732
00:33:18.828 --> 00:33:21.122
‫و دنبال یه مقصر می گردن و اگه هیچ کاری نکنیم...

733
00:33:21.122 --> 00:33:23.875
‫ما هم مثل هر کس دیگه ای
‫توی نابودی این شهر مسئولیم.

734
00:33:23.875 --> 00:33:25.793
‫کاش میشد کاری کرد!

735
00:33:25.793 --> 00:33:27.337
‫نمی تونم این خبر رو بنویسم.

736
00:33:27.337 --> 00:33:30.506
‫اونقدر بهش نزدیکم که نمی تونم بی طرف باقی بمونم،

737
00:33:32.216 --> 00:33:34.010
‫ولی تو می تونی.

738
00:33:42.894 --> 00:33:46.230
‫این یه بیانیه از طرف باباته!

739
00:33:46.439 --> 00:33:48.232
‫اون نمیاد همه چیز رو علنی کنه...

740
00:33:48.232 --> 00:33:50.234
‫ولی این در حدی هست که بشه
‫عمدۀ خبر رو منتشر کرد...

741
00:33:50.234 --> 00:33:52.987
‫و تقصیرها رو گردن کسی که حقشه انداخت:

742
00:33:53.029 --> 00:33:54.864
‫مورگان ادج!

743
00:33:56.908 --> 00:33:58.993
‫خیلی کارِ داغونی کردی، لوئیس.

744
00:33:58.993 --> 00:34:00.286
‫می دونم.

745
00:34:00.286 --> 00:34:02.288
‫امیدوارم بتونم اعتمادت رو دوباره به خودم جلب کنم.

746
00:34:07.335 --> 00:34:08.961
‫اونجا چیکار می کنی؟

747
00:34:08.961 --> 00:34:10.713
‫من تنها نیستم.

748
00:34:10.713 --> 00:34:14.592
‫کل این مدت بدون هیچکدوم از هم نوع هام بودم،

749
00:34:14.592 --> 00:34:16.344
‫چندین سال...

750
00:34:16.344 --> 00:34:18.554
‫تنها بودم، پدر!

751
00:34:18.679 --> 00:34:20.014
‫چطور تونستی بهم نگی؟

752
00:34:20.056 --> 00:34:22.183
‫اون هیچ ارتباطی باهات نداره.

753
00:34:22.183 --> 00:34:23.851
‫از خاندان «ال» ـه. اون برادر...

754
00:34:23.851 --> 00:34:25.228
‫برادرته، آره.

755
00:34:25.228 --> 00:34:27.355
‫فقط به واسطۀ اصل و نسب!

756
00:34:27.355 --> 00:34:29.816
‫یه اصل و نسبِ رقت انگیزِ خیانت آمیز!

757
00:34:29.816 --> 00:34:31.609
‫اون یه قهرمان شده، پدر.

758
00:34:31.609 --> 00:34:33.403
‫اون هیچی نیست!

759
00:34:34.237 --> 00:34:35.738
‫یه راه دیگه پیدا می کنم.

760
00:34:35.780 --> 00:34:37.448
‫همچین کاری نمی کنی.

761
00:34:37.448 --> 00:34:38.866
‫وقتی دستگاه نابودگر رو پیدا کردم،

762
00:34:38.908 --> 00:34:41.452
‫- بهش نشون میدم چیکار می تونیم بکنیم.
‫- تال، نه!

763
00:34:41.452 --> 00:34:42.870
‫خودمو بهش می شناسونم،

764
00:34:42.912 --> 00:34:45.081
‫و بهش همون چیزی رو میدم که اون هم اینجا نداشته!
‫(خانواده)

765
00:34:45.081 --> 00:34:46.207
‫تال، گوش کن چی میگم.

766
00:34:46.207 --> 00:34:49.252
‫لازم نیست این کار رو به روش تو انجام بدم، پدر.

767
00:34:49.252 --> 00:34:51.379
‫اینجوری احیا رو خراب می کنی.

768
00:34:51.379 --> 00:34:53.881
‫خرابش نمی کنم.
‫فقط نمی خوام برای انجامش بمیرم.

769
00:34:53.923 --> 00:34:56.926
‫راه من، تنها راهشه!

770
00:35:00.388 --> 00:35:02.014
‫تال؟ تال؟

771
00:35:02.014 --> 00:35:04.433
‫تال، چیکار می کنی؟ نه!

772
00:35:27.039 --> 00:35:29.959
‫راه تو تنها راهه.

773
00:35:30.168 --> 00:35:32.253
‫خداحافظ، پدر.

774
00:35:45.975 --> 00:35:48.269
‫واقعاً نمی دونم الان باید چی بگم.

775
00:35:48.269 --> 00:35:49.896
‫می تونی با یه عذرخواهی شروع کنی.

776
00:35:49.896 --> 00:35:52.523
‫ببخشید که پلیس ها عصبانی شدن...

777
00:35:52.523 --> 00:35:53.941
‫که ما رفتیم کنار دریاچه!

778
00:35:53.941 --> 00:35:56.694
‫می دونی، قضیۀ ورود بدون اجازه رو فراموش کن، سارا.

779
00:35:56.694 --> 00:35:59.030
‫مدرسه رو پیچوندی.
‫این غیرقابل قبوله!

780
00:35:59.030 --> 00:36:02.366
‫باید توی کلاس بشینم تا ملت در مورد من یا شما...

781
00:36:02.366 --> 00:36:03.409
‫حرف بزنن؟

782
00:36:03.409 --> 00:36:06.412
‫همه به خاطر قضیۀ ادج ما رو مقصر می دونن
‫و من دیگه خسته شدم. خب؟

783
00:36:06.412 --> 00:36:07.955
‫پس لطفاً حبس خونگیم بکنید.

784
00:36:07.997 --> 00:36:10.708
‫خیلی هم کُشته مُردۀ این نیستم که
‫برم توی این شهر غم انگیز کوچیک...

785
00:36:10.708 --> 00:36:13.711
‫کنار این آدمای کینه ایِ کوته فکرِ آشغال!

786
00:36:13.711 --> 00:36:17.214
‫می دونید چیه؟ برای امشب دیگه بسه.

787
00:36:17.256 --> 00:36:19.634
‫فردا از اول شروع می کنیم. باشه؟

788
00:36:19.634 --> 00:36:21.761
‫- باشه.
‫- باشه.

789
00:36:22.720 --> 00:36:26.015
‫کاش قیافۀ شهردار «دین» رو می دیدی.

790
00:36:26.682 --> 00:36:29.435
‫خودش می دونه اشتباه می کرده.

791
00:36:30.019 --> 00:36:32.647
‫خب، اونم به فکر خودشه دیگه.

792
00:36:33.481 --> 00:36:35.983
‫اوضاع فقط بدتر و بدتر میشه، مگه نه؟

793
00:36:38.486 --> 00:36:40.112
‫نمیشه همینجوری مدرسه رو بپیچونید.

794
00:36:40.112 --> 00:36:42.114
‫برام مهم نیست فکر و ذکرتون سارا کوشینگ شده...

795
00:36:42.114 --> 00:36:44.367
‫یا اومدین خونه با جان هنری رُبات بسازید.

796
00:36:44.367 --> 00:36:46.160
‫- فکر و ذکر؟
‫- یه لباس جنگی ـه.

797
00:36:46.202 --> 00:36:47.870
‫بچه ها، شماها خیلی سختی کشیدین.

798
00:36:47.870 --> 00:36:49.830
‫می خواید یه کم خودتون رو تخلیه کنید،
‫درک می کنم!

799
00:36:49.872 --> 00:36:51.248
‫ولی یه سری قوانین هست...

800
00:36:51.290 --> 00:36:53.417
‫و نباید با نادیده گرفتنِ زحماتی که معلم هاتون...

801
00:36:53.417 --> 00:36:55.628
‫توی کلاس هاتون می کشن، بهشون بی احترامی کنید.

802
00:36:55.628 --> 00:36:57.963
‫- شرمنده ایم.
‫- واقعاً شرمنده.

803
00:36:58.798 --> 00:37:00.216
‫می خواید یه بار دیگه...

804
00:37:00.216 --> 00:37:01.884
‫یه جور بگید که باورمون بشه لطفاً؟

805
00:37:02.718 --> 00:37:04.845
‫- شرمنده.
‫- شرمنده.

806
00:37:04.887 --> 00:37:05.971
‫ممنون.

807
00:37:05.971 --> 00:37:07.473
‫حالا اوضاع بالاخره داره آروم میشه،

808
00:37:07.473 --> 00:37:09.183
‫پس وقتی حبس خونگیتون تموم شد،

809
00:37:09.183 --> 00:37:11.394
‫می تونید دوباره نوجوون های معمولی باشید...

810
00:37:11.519 --> 00:37:14.980
‫و باور کنید، توی شهرهای کوچیک
‫اتفاقاً خیلی خوش میگذره.

811
00:37:19.276 --> 00:37:22.238
‫خیلی خب، برید بخوابید. الان!

812
00:37:32.540 --> 00:37:33.582
‫چیه؟

813
00:37:34.875 --> 00:37:36.502
‫چند وقت پیش شروع شد؟

814
00:37:36.502 --> 00:37:38.462
‫چند دقیقه میشه، قربان.

815
00:37:40.840 --> 00:37:42.925
‫یه تیم بفرست بررسیش کنه.

816
00:38:02.653 --> 00:38:04.363
‫- علائم حیاتیش؟
‫- علائم حیاتی نداره، قربان.

817
00:38:04.363 --> 00:38:06.365
‫چیزی دریافت نمی کنیم.

818
00:38:13.456 --> 00:38:15.624
‫اون میدانِ کریپتونایتی رو حداکثر کنید.

819
00:38:32.683 --> 00:38:34.143
‫از اونجا بیارشون بیرون.

820
00:39:19.563 --> 00:39:21.398
‫ادج!

821
00:39:50.719 --> 00:39:52.554
‫رفتش.

822
00:39:53.639 --> 00:39:56.392
‫کدوم گوری رفت؟

823
00:40:08.779 --> 00:40:10.739
‫تو یه مأموریت داشتی!

824
00:40:10.739 --> 00:40:12.408
‫- یه مأموریت!
‫- یه مأموریت!

825
00:40:12.408 --> 00:40:15.244
‫و چون ضعیف هستی، ازش منحرف شدی.

826
00:40:15.285 --> 00:40:16.787
‫- ضعیف!
‫- ضعیف!

827
00:40:16.787 --> 00:40:18.914
‫دیگه ازش منحرف نمیشی.

828
00:40:18.956 --> 00:40:21.667
‫حالا برو و کاری که براش فرستاده شدی رو کامل کن.

829
00:40:21.667 --> 00:40:24.044
‫- نابودگر شو!
‫- نابودگر شو!

830
00:40:24.044 --> 00:40:26.255
‫- نابودگر شو!
‫- نابودگر شو!

831
00:40:26.296 --> 00:40:28.799
‫نابودگر شو!

832
00:40:28.799 --> 00:40:31.927
‫وگرنه اینو بدون که تنها دلیل از دست رفتنِ کریپتون،

833
00:40:31.927 --> 00:40:33.637
‫تو بودی.

834
00:40:33.721 --> 00:40:38.892
‫«فیلم با زیرنویس در سایت هکس دانلود»
‫مترجم: «TheFlashPoint»

835
00:51:12.108 --> 00:51:14.026
‫آنچه در سوپرمن و لوئیس گذشت...

836
00:51:14.026 --> 00:51:16.237
‫بیاید روی چیزی که براش اومدیم اینجا تمرکز کنیم:
‫خانواده!

837
00:51:16.237 --> 00:51:18.364
‫دیگه نمی خوام فقط با هم دوست باشیم.

838
00:51:18.364 --> 00:51:19.657
‫دور و برت رو نگاه کن.
‫تقصیر توئه!

839
00:51:19.657 --> 00:51:20.700
‫مردم عصبانی ان.

840
00:51:20.700 --> 00:51:22.618
‫تو تمام چیزهایی که ساخته بودم رو نابود کردی.

841
00:51:22.618 --> 00:51:24.245
‫کاری می کنم عذاب بکشی.

842
00:51:24.245 --> 00:51:25.246
‫حتی سوپرمن هم...

843
00:51:25.246 --> 00:51:26.872
‫اونقدر قدرتمند نیست که جلوی زاد مقاومت کنه.

844
00:51:26.872 --> 00:51:28.833
‫باهاش مقابله کن، لعنتی!
‫پسش گرفتیم.

845
00:51:32.086 --> 00:51:34.422
‫خیلی خوشحالم که حالت بهتره، کلارک.
‫دیگه بهت شک نمی کنم.

846
00:51:34.422 --> 00:51:36.424
‫هنوز معلوم نیست لسلی لار کجاست؟

847
00:51:36.424 --> 00:51:38.050
‫تا آخر هفته بازداشت میشه.

848
00:51:38.050 --> 00:51:39.844
‫مورگان ادج توی یه زندان پیشرفته ـست.

849
00:51:39.844 --> 00:51:42.388
‫کاری که براش به اینجا فرستاده شده بودی رو کامل کن

850
00:51:49.312 --> 00:51:55.151
‫«فیلم با زیرنویس در سایت هکس دانلود»
‫مترجم: «TheFlashPoint»

851
00:51:55.234 --> 00:51:56.986
‫بس کن!

852
00:51:58.613 --> 00:52:00.197
‫بس کن!

853
00:52:02.366 --> 00:52:04.493
‫ببخشید، پدر.

854
00:52:04.493 --> 00:52:05.578
‫باید استراحت کنم.

855
00:52:05.661 --> 00:52:06.746
‫استراحت؟

856
00:52:06.787 --> 00:52:09.665
‫این در مقایسه با
‫چیزی که بعداً تحمل می کنی هیچی نیست.

857
00:52:09.665 --> 00:52:10.916
‫هیچی!

858
00:52:10.916 --> 00:52:13.753
‫احساس می کنم اشتباه کردم که تو رو فرستادم، تال!

859
00:52:13.753 --> 00:52:15.546
‫تو ناجی نیستی.

860
00:52:15.546 --> 00:52:17.089
‫- میشم!
‫- کی؟

861
00:52:17.131 --> 00:52:19.008
‫چندین ماهه مشغول این کاریم،

862
00:52:19.008 --> 00:52:21.218
‫ولی بازم هنوز می لنگی.

863
00:52:21.218 --> 00:52:23.220
‫پدر، خواهش می کنم!

864
00:52:24.638 --> 00:52:26.474
‫من فرد برگزیده ام.

865
00:52:26.474 --> 00:52:28.517
‫همون کسی میشم که براش انتخاب شدم.

866
00:52:28.517 --> 00:52:29.769
‫پس ثابت کن.

867
00:52:29.769 --> 00:52:31.228
‫بهم ثابت کن که دیگه هیچوقت...

868
00:52:31.228 --> 00:52:34.774
‫دوباره باعث روسیاهیِ خاندان «رو» نمیشی.

869
00:52:43.824 --> 00:52:45.785
‫دستگاه «نابودگر» چی شد؟

870
00:52:46.660 --> 00:52:48.329
‫دقیقاً قبل از انفجار داشتیش.

871
00:52:48.329 --> 00:52:49.747
‫باهاش چیکار کردی؟

872
00:52:57.171 --> 00:52:59.298
‫کجاست؟

873
00:52:59.673 --> 00:53:01.675
‫تال!

874
00:53:04.136 --> 00:53:07.389
‫- لسلی لار کجاست؟
‫- من از کجا باید بدونم؟

875
00:53:07.598 --> 00:53:10.810
‫پشت این دیوارهای سُرب اندود شده رو نمی تونم ببینم.

876
00:53:12.436 --> 00:53:14.605
‫و تنها چیزی که می شنوم...

877
00:53:14.605 --> 00:53:16.482
‫چیزیه که توی ذهنمه.

878
00:53:17.066 --> 00:53:19.276
‫شاید هنوز برای اون وقت باشه.

879
00:53:19.276 --> 00:53:20.611
‫خیلی دیر شده.

880
00:53:20.611 --> 00:53:24.198
‫لسی لار خیلی وقت پیش جایگزینِ ایرما سیرس شد.

881
00:53:24.490 --> 00:53:26.700
‫اونوقت هیچ حس بدی به خاطر کاری که کردی نداری؟

882
00:53:26.700 --> 00:53:29.787
‫بیشتر از اونی که بتونی تصورش رو بکنی
‫حس بد دارم.

883
00:53:30.371 --> 00:53:32.289
‫ولی نه به خاطر روحِ افرادی که...

884
00:53:32.289 --> 00:53:33.874
‫توی این سیاره هستند،

885
00:53:33.874 --> 00:53:37.461
‫به خاطر کسانی که باید دوباره زنده بشن!

886
00:53:37.461 --> 00:53:41.173
‫به خاطر روح خودم و حتی روح تو، کال!

887
00:53:42.174 --> 00:53:43.717
‫به خاطر اینکه چقدر در اشتباه بودم!

888
00:53:44.218 --> 00:53:45.636
‫آره بودی.

889
00:53:47.221 --> 00:53:48.973
‫پدرت هم همینطور.

890
00:53:49.390 --> 00:53:51.392
‫اینو توی قلعه ـت پیدا کردیم.

891
00:53:51.392 --> 00:53:53.060
‫بفرما!

892
00:53:53.060 --> 00:53:56.313
‫همون طور که من تو رو از شر نفوذ پدرت خلاص کردم
‫منو از شر نفوذش خلاص کن.

893
00:53:59.984 --> 00:54:02.027
‫دیگه هیچوقت از این کریستال استفاده نمیشه.

894
00:54:02.027 --> 00:54:05.155
‫اگه نمی خوای بهم بگی لار کجاست، اشکالی نداره.

895
00:54:05.155 --> 00:54:07.783
‫پیداش می کنم و میارمش اینجا.

896
00:54:07.783 --> 00:54:09.577
‫بعد از اون...

897
00:54:09.577 --> 00:54:11.996
‫من و تو دیگه هیچوقت همدیگه رو نمی بینیم.

898
00:54:23.591 --> 00:54:25.050
‫با بابابزرگتون صحبت کردم.

899
00:54:25.050 --> 00:54:26.385
‫وزارت دفاع قراره یه کم...

900
00:54:26.385 --> 00:54:27.845
‫بیشتر از برنامه ـشون تو شهر بمونه.

901
00:54:27.887 --> 00:54:29.722
‫تا وقتی بتونید لسلی لار رو پیدا کنید یا چی؟

902
00:54:29.763 --> 00:54:31.515
‫هم اون، هم اینکه دارن معادن رو می بندن.

903
00:54:31.849 --> 00:54:32.808
‫چرا؟

904
00:54:32.808 --> 00:54:34.476
‫باید همۀ ایکس-کریپتونایت ها رو در بیارن...

905
00:54:34.476 --> 00:54:35.686
‫تا کس دیگه ای آسیب نبینه.

906
00:54:35.728 --> 00:54:37.146
‫تا کس دیگه ای قدرت پیدا نکنه.

907
00:54:37.146 --> 00:54:39.023
‫- اینم هست.
‫- بعدش چی؟

908
00:54:39.023 --> 00:54:40.566
‫بعدش باید همینجوری برگردیم مدرسه...

909
00:54:40.566 --> 00:54:42.359
‫و تظاهر کنیم هیچکدوم از این اتفاقات نیفتادن؟

910
00:54:42.359 --> 00:54:43.444
‫مدیر «بالکومب» امروز...

911
00:54:43.444 --> 00:54:44.945
‫یه گردهمایی همگانی مدرسه ای گذاشته.

912
00:54:44.945 --> 00:54:46.280
‫با همه در موردش حرف می زنه،

913
00:54:46.280 --> 00:54:47.865
‫و هر سؤالی که بتونه رو جواب میده.

914
00:54:47.865 --> 00:54:49.283
‫شاید بهتر باشه همون خونه بمونیم.

915
00:54:49.908 --> 00:54:51.285
‫حتماً! تلاش خوبی بود!

916
00:54:51.285 --> 00:54:53.454
‫بقیه فکر می کنن که...

917
00:54:53.454 --> 00:54:55.122
‫ادج داشته روی مردم آزمایش می کرده،

918
00:54:55.122 --> 00:54:57.082
‫بهشون قدرت می داده، کنترل ذهنیشون می کرده.

919
00:54:57.082 --> 00:54:58.626
‫من با کمک بابابزرگتون...

920
00:54:58.626 --> 00:55:00.002
‫که از سوپرمن کمک گرفته بود...

921
00:55:00.002 --> 00:55:01.629
‫فهمیدم چه نقشه ای داره.

922
00:55:01.629 --> 00:55:03.964
‫- بعدش جلوش رو گرفتیم. فهمیدین؟
‫- آره، نگران نباش، مامان.

923
00:55:03.964 --> 00:55:06.091
‫دیگه داریم توی داستان های من در آوردی ماهر میشیم.

924
00:55:06.800 --> 00:55:07.801
‫حاضرید؟

925
00:55:07.801 --> 00:55:09.178
‫باید بریم.

926
00:55:09.178 --> 00:55:10.304
‫دوستتون دارم بچه ها.

927
00:55:10.304 --> 00:55:11.639
‫- دوستتون دارم.
‫- دوستتون دارم.

928
00:55:11.639 --> 00:55:13.098
‫کریسی یه ریز داره پیام میده،

929
00:55:13.098 --> 00:55:15.059
‫می خواد بدونه کِی میام.
‫منم دیگه باید برم.

930
00:55:15.059 --> 00:55:17.353
‫می خوای با خودت غذا ببری؟

931
00:55:18.479 --> 00:55:20.481
‫مهمونمون احتمالاً گرسنه ـشه.

932
00:55:23.984 --> 00:55:25.944
‫دلسردیتون رو درک می کنم.

933
00:55:25.944 --> 00:55:27.863
‫فقط می خوام صبور باشید.

934
00:55:27.863 --> 00:55:31.784
‫دارید پیشنهاد می دید که کایل از ایستگاه جدا بشه؟

935
00:55:31.867 --> 00:55:34.828
‫فقط تا وقتی که این سر و صداهای مربوط به ادج بخوابه

936
00:55:34.953 --> 00:55:38.040
‫- حداکثر میشه یکی دو هفته.
‫- یکی دو هفته؟

937
00:55:38.040 --> 00:55:40.292
‫بیخیال، شهردار!
‫من فقط می خوام برگردم سر کارم.

938
00:55:40.292 --> 00:55:42.836
‫کایل، شاید حق با ایشون باشه.

939
00:55:42.836 --> 00:55:44.421
‫می دونی، من تنها کسی نیستم که...

940
00:55:44.421 --> 00:55:45.672
‫دلش می خواست ادج بیاد اینجا.

941
00:55:45.672 --> 00:55:48.634
‫باور کن منم این مدت داشتم همینو می گفتم، کایل.

942
00:55:48.634 --> 00:55:52.054
‫دقیقاً نمی دونم چرا مردم
‫حساب تو رو از بقیه جدا کردن...

943
00:55:52.054 --> 00:55:54.306
‫ولی این موضوع رو عوض می کنم.

944
00:55:54.306 --> 00:55:57.601
‫کاری می کنم که الکی کسی رو مقصر ندونن.

945
00:55:57.601 --> 00:55:59.686
‫فقط یه کم بهم وقت بده.

946
00:56:01.939 --> 00:56:03.440
‫توجه. توجه.

947
00:56:03.440 --> 00:56:05.734
‫همۀ دانش آموزها ملزوم هستند که...

948
00:56:05.734 --> 00:56:07.194
‫امروز قراره خیلی مزخرف باشه.

949
00:56:07.194 --> 00:56:09.738
‫انگار محاکمات جادوگری سِیلِم رو اینجا راه انداختن.

950
00:56:09.738 --> 00:56:11.698
‫- سلام سارا.
‫- بقیه دارن کجا میرن؟

951
00:56:11.907 --> 00:56:14.368
‫گردهمایی مدرسه در رابطه با ادج!

952
00:56:18.372 --> 00:56:20.290
‫امروز حوصلۀ همچین چیزی رو ندارم.

953
00:56:20.290 --> 00:56:22.292
‫کجا میری؟

954
00:56:22.334 --> 00:56:24.086
‫هر جا بجز اینجا!

955
00:56:25.337 --> 00:56:26.505
‫(برو)

956
00:56:27.965 --> 00:56:30.759
‫- سلام، کنت!
‫- سلام، چه خبرا پسرا؟

957
00:56:30.759 --> 00:56:34.555
‫رفیق، راست میگن؟
‫بابابزرگت وزارت دفاع رو می گردونه؟

958
00:56:35.889 --> 00:56:36.849
‫آره.

959
00:56:36.849 --> 00:56:38.183
‫آره، کم و بیش. آره.

960
00:56:38.183 --> 00:56:40.686
‫به نظر اتفاقاتی شبیه فیلم «برو بیرون» پیش اومده.

961
00:56:40.686 --> 00:56:42.354
‫یالا پسر، بگو ادج چطوری این کار رو کرد؟

962
00:56:42.354 --> 00:56:45.023
‫خیلی خب آقایون، برید سالن ورزشی.

963
00:56:45.232 --> 00:56:47.317
‫عجله کنید. بریم!

964
00:56:47.901 --> 00:56:50.279
‫- شما هم همینطور، آقای کنت.
‫- باشه خانم.

965
00:56:52.781 --> 00:56:55.367
‫امروز قراره روز عجیبی بشه، مگه نه؟

966
00:56:56.660 --> 00:56:57.703
‫آره.

967
00:56:57.703 --> 00:56:58.745
‫آره، من...

968
00:56:58.745 --> 00:57:01.623
‫راستش الان ترجیح میدم تقریباً هر جایی باشم...

969
00:57:01.623 --> 00:57:03.959
‫- بجز اینجا!
‫- می تونیم باشیم!

970
00:57:06.253 --> 00:57:07.880
‫می تونیم دوتایی...

971
00:57:07.880 --> 00:57:10.007
‫یه فعالیت بهتر پیدا کنیم.

972
00:57:11.300 --> 00:57:12.509
‫دوتایی؟

973
00:57:18.724 --> 00:57:20.934
‫یه خبر لازم داریم، لوئیس.
‫[روزنامۀ اسمالویل]

974
00:57:21.059 --> 00:57:22.603
‫یه خبر بزرگ، توی صفحۀ اول،

975
00:57:22.603 --> 00:57:24.521
‫با یه عنوانِ جالب توجه! یه چیزی مثلِ...

976
00:57:24.521 --> 00:57:26.523
‫«در آستانۀ انقراض بشریت»
‫(ادج = آستانه)

977
00:57:26.815 --> 00:57:28.692
‫شایدم یه چیزی بهتر از این.

978
00:57:28.692 --> 00:57:29.943
‫برای شروع خوبه.

979
00:57:29.943 --> 00:57:32.529
‫این بزرگترین خبرِ سال ـه.

980
00:57:32.529 --> 00:57:34.114
‫بزرگترین خبر دوران کاری من!

981
00:57:34.114 --> 00:57:37.367
‫این در حد اولین باری که
‫سوپرمن توی متروپلیس پیداش شد، خبر بزرگیه.

982
00:57:37.367 --> 00:57:39.161
‫برای همین باید مصاحبه های بیشتری بگیریم.

983
00:57:39.161 --> 00:57:40.787
‫کسری های مدارک قابل استناد رو...

984
00:57:40.787 --> 00:57:42.664
‫می تونیم با شهادت های شاهدین عینی جبران کنیم.

985
00:57:42.664 --> 00:57:44.541
‫هر چیزی که این آشفته بازار رو تصدیق کنه.

986
00:57:44.541 --> 00:57:46.043
‫باید بازم با کارمندان ادج صحبت کنیم.

987
00:57:46.043 --> 00:57:47.336
‫باید با شهردار صحبت کنیم...

988
00:57:47.336 --> 00:57:49.296
‫- بابات!
‫- اون مصاحبه قبول نمی کنه.

989
00:57:49.296 --> 00:57:51.590
‫ولی وزارت دفاع همیشه یه بیانیه منتشر می کنه.

990
00:57:51.590 --> 00:57:53.884
‫- کِی؟
‫- نمی دونم، احتمالاً به زودی.

991
00:57:53.884 --> 00:57:57.262
‫لوئیس، ملت دارن بی وقفه به اینجا زنگ می زنن.

992
00:57:57.262 --> 00:58:00.515
‫هول کردن!
‫همه ـشون یه سری اطلاعات جزئی دارن...

993
00:58:00.515 --> 00:58:03.685
‫که اکثراً شایعه هستن.
‫بدجوری دنبال جوابن!

994
00:58:03.685 --> 00:58:05.520
‫و اگه وزارت دفاع یه جور چراغ سبز بهمون میداد،

995
00:58:05.562 --> 00:58:07.981
‫جواب مردم رو می دادم و
‫خیلی احساس بهتری پیدا می کردم.

996
00:58:13.570 --> 00:58:16.615
‫همین الان بهش زنگ می زنم.

997
00:58:22.162 --> 00:58:23.497
‫غذای خونگی؟

998
00:58:24.039 --> 00:58:26.667
‫عه! جا و غذا، آره؟

999
00:58:27.167 --> 00:58:28.960
‫ببین، تو جون منو نجات دادی.

1000
00:58:28.960 --> 00:58:31.588
‫تا جایی که می دونیم، دنیا رو نجات دادی!

1001
00:58:31.588 --> 00:58:34.508
‫پس تا آخر عمرت غذای مجانی می خوری.

1002
00:58:34.841 --> 00:58:36.343
‫این چیه؟

1003
00:58:36.635 --> 00:58:39.513
‫سیستم ردیابی کریپتونی های من.

1004
00:58:40.180 --> 00:58:43.100
‫بُردش رو بیشتر کردم تا
‫توی پیدا کردنِ لار بهمون کمک کنه.

1005
00:58:43.308 --> 00:58:44.351
‫شاید شانس آوردیم!

1006
00:58:44.518 --> 00:58:46.186
‫منو اینجوری پیدا کردی؟

1007
00:58:47.437 --> 00:58:49.690
‫- کم و بیش.
‫- می دونی، با این مهارت هات...

1008
00:58:49.690 --> 00:58:51.733
‫خیلی توی وزارت دفاع به دردِ سم می خوری.

1009
00:58:51.733 --> 00:58:52.984
‫اگه خواستی می تونم بهش بگم.

1010
00:58:52.984 --> 00:58:54.361
‫فکر نکنم. ببین، کلارک...

1011
00:58:54.361 --> 00:58:56.321
‫ممنونم درب خونه ـت رو به روی من باز کردی،

1012
00:58:56.321 --> 00:58:58.782
‫ولی وقتی لسلی رو پیدا کردیم،

1013
00:58:58.782 --> 00:59:00.701
‫احتمالاً دیگه برم.

1014
00:59:01.076 --> 00:59:03.870
‫فهمیدم حالا که توی این سیاره ام،

1015
00:59:04.204 --> 00:59:05.372
‫باید مثل خونه ام بدونمش.

1016
00:59:05.539 --> 00:59:07.833
‫شاید اینطور به نظر نیاد ولی...

1017
00:59:07.833 --> 00:59:09.209
‫می فهمم منظورت چیه.

1018
00:59:09.501 --> 00:59:11.211
‫از غذا لذت ببر.

1019
00:59:13.880 --> 00:59:16.133
‫یک مورد متحرک کریپتونی در هوا پیدا شد.

1020
00:59:16.133 --> 00:59:18.009
‫- کجا؟
‫- داره میره سمت وزارت دفاع.

1021
00:59:19.511 --> 00:59:20.929
‫لباس رو آماده کن.

1022
00:59:20.929 --> 00:59:23.390
‫در حال همگام سازیِ تمام قابلیت ها.

1023
00:59:29.187 --> 00:59:31.523
‫- سم، اثری از لار نیست؟
‫- نه!

1024
00:59:31.523 --> 00:59:33.108
‫ساختمون تخلیه شده؟

1025
00:59:33.108 --> 00:59:35.026
‫هنوز نه. حدود 60 درصد!

1026
00:59:35.026 --> 00:59:36.403
‫قربان، لار رو رؤیت کردیم.

1027
00:59:39.364 --> 00:59:40.490
‫زمین تقریبی رسیدن؟

1028
00:59:40.490 --> 00:59:42.701
‫برخورد تا پنج ثانیه،

1029
00:59:42.701 --> 00:59:44.911
‫چهار، سه،

1030
00:59:44.911 --> 00:59:47.289
‫دو، یک.

1031
00:59:49.040 --> 00:59:50.417
‫جلوش گرفته شد.

1032
00:59:59.092 --> 01:00:00.844
‫هنوز برنده نشدی، کال.

1033
01:00:15.150 --> 01:00:18.695
‫- شلیک خوبی بود.
‫- ممنون.

1034
01:00:18.695 --> 01:00:20.238
‫دیگه تمومه.

1035
01:00:20.238 --> 01:00:22.449
‫ولی یه سری کارهای نیمه تموم داریم.

1036
01:00:22.741 --> 01:00:24.367
‫ادج و لار رو گرفتیم.

1037
01:00:24.659 --> 01:00:27.412
‫فکر کنم بشه گفت
‫دیگه بالاخره می تونیم این قضیه رو فراموش کنیم.

1038
01:00:30.749 --> 01:00:31.958
‫«7734»

1039
01:00:31.958 --> 01:00:34.711
‫اون اسلحه ها رو به دلایل نادرستی
‫ساخته بودم.

1040
01:00:34.753 --> 01:00:37.130
‫- منظورت چیه؟
‫- اشتباه فکر می کردم...

1041
01:00:37.130 --> 01:00:39.382
‫که تو ممکنه تهدیدی برای جهان بشی.

1042
01:00:39.382 --> 01:00:41.468
‫اون کریپتونایت و اون اسلحه ها رو بر می دارم...

1043
01:00:41.468 --> 01:00:43.094
‫و توی بتن خاکشون می کنم...

1044
01:00:43.094 --> 01:00:44.930
‫و در اعماق اقیانوس غرقشون می کنم.

1045
01:00:44.930 --> 01:00:46.848
‫ادج و لار چی؟

1046
01:00:46.848 --> 01:00:50.185
‫به اندازۀ کافی نگه می داریم که
‫درست و حسابی مراقب اونا باشیم،

1047
01:00:50.185 --> 01:00:53.188
‫ولی دیگه به اندازه ای باقی نمی مونه
‫که بتونه یه ارتش رو تأمین کنه.

1048
01:00:54.606 --> 01:00:56.232
‫نمی دونم چی بگم، سم.

1049
01:00:56.274 --> 01:00:57.943
‫لازم نیست چیزی بگی.

1050
01:00:57.943 --> 01:01:01.071
‫فقط بدون که تو، لوئیس و پسرا...

1051
01:01:01.071 --> 01:01:03.114
‫دیگه لازم نیست نگران باشید.

1052
01:01:05.784 --> 01:01:09.412
‫- داری ماشینم رو مسخره می کنی؟
‫- نه، نه.

1053
01:01:09.412 --> 01:01:11.039
‫تو خودت اصلاً رانندگی بلد نیستی.
‫[تیم کلاغ ها]

1054
01:01:11.039 --> 01:01:12.791
‫رنگ صندلی ها رو دوست دارم.

1055
01:01:12.791 --> 01:01:14.376
‫نمره نخ خوبی داره.

1056
01:01:16.795 --> 01:01:18.672
‫شماها یه جایی همینجاها زندگی می کنید، آره؟

1057
01:01:18.797 --> 01:01:21.466
‫آره، آره، خیلی از اینجا دور نیست.

1058
01:01:21.466 --> 01:01:22.550
‫از کجا می دونستی؟

1059
01:01:22.842 --> 01:01:25.095
‫شاید یه نفر بهم گفته باشه.

1060
01:01:25.095 --> 01:01:26.638
‫عه؟

1061
01:01:27.472 --> 01:01:29.349
‫اون یه نفر دیگه چی بهت گفته؟

1062
01:01:29.349 --> 01:01:31.935
‫که تو یه نامزد داری...

1063
01:01:31.935 --> 01:01:33.269
‫که توی متروپلیس ـه.

1064
01:01:33.269 --> 01:01:35.605
‫نه. قبلاً داشتم.

1065
01:01:35.939 --> 01:01:37.232
‫از هم جدا شدیم.

1066
01:01:40.443 --> 01:01:43.446
‫تو چی؟ با...

1067
01:01:43.446 --> 01:01:45.532
‫با کسی هستی یا اینکه...؟

1068
01:01:46.866 --> 01:01:49.369
‫نه، هیچکس.

1069
01:01:53.832 --> 01:01:55.500
‫حله!

1070
01:01:56.167 --> 01:01:57.585
‫فکر کنم بدونم کجا باید بریم.

1071
01:01:57.585 --> 01:01:59.796
‫- جدی؟
‫- آره.

1072
01:02:01.339 --> 01:02:02.632
‫باشه.

1073
01:02:04.092 --> 01:02:06.302
‫تو قانون شکنی!

1074
01:02:06.302 --> 01:02:07.345
‫- من؟
‫- اوهوم.

1075
01:02:07.345 --> 01:02:08.972
‫تو امسال بیشتر از...

1076
01:02:09.013 --> 01:02:10.765
‫همۀ بچه های مدرسه غیبت داشتی.

1077
01:02:10.765 --> 01:02:13.935
‫- سیستم ایمنی بدنم ضعیفه!
‫- اوهوم.

1078
01:02:13.935 --> 01:02:15.562
‫آره!

1079
01:02:15.770 --> 01:02:19.023
‫در کل ممنونم که باهام اومدی.

1080
01:02:19.023 --> 01:02:20.650
‫خواهش می کنم.

1081
01:02:20.984 --> 01:02:23.486
‫دنیس و ایوری هنوز دارن برای اتفاقی که افتاد
‫بهت دری وری میگن؟

1082
01:02:23.528 --> 01:02:26.322
‫فقط می دونم دارن در موردم حرف می زنن،

1083
01:02:26.406 --> 01:02:27.991
‫ولی نمی تونه بدتر از...

1084
01:02:27.991 --> 01:02:29.993
‫حرف هایی که در مورد پدر و مادرم می زنن باشه.

1085
01:02:30.034 --> 01:02:31.244
‫منصفانه نیست.

1086
01:02:31.244 --> 01:02:34.038
‫فکر نکنم منصفانه یه چیز واقعی باشه.

1087
01:02:35.707 --> 01:02:38.543
‫مامانم ملکۀ روابط عمومی ـه، پس...

1088
01:02:38.710 --> 01:02:40.795
‫خب، پس انقدر نگران چی هستی؟

1089
01:02:42.297 --> 01:02:44.174
‫بابام...

1090
01:02:44.507 --> 01:02:46.593
‫اینجور چیزا معمولاً در آستانۀ
‫از هم پاشیدن قرارش میده.

1091
01:02:46.593 --> 01:02:49.929
‫یه جورایی منتظر اینم که کاملاً از هم بپاشه!

1092
01:02:50.722 --> 01:02:52.390
‫خب.

1093
01:02:53.266 --> 01:02:55.018
‫ببین، مطمئنی که نمی خوای...

1094
01:02:55.059 --> 01:02:58.271
‫بری سینما یا مرکز شهر یا چیزی؟

1095
01:02:58.271 --> 01:03:00.315
‫یه چیز باحال!

1096
01:03:00.315 --> 01:03:02.317
‫خودت بگو.

1097
01:03:08.573 --> 01:03:09.866
‫بانک چی؟

1098
01:03:10.074 --> 01:03:12.035
‫شانس پس گرفتنِ کار قبلیت رو داری؟

1099
01:03:12.035 --> 01:03:13.411
‫نخیر!

1100
01:03:13.411 --> 01:03:15.830
‫نه، به محض اینکه رفتم جایگزینم کردن.

1101
01:03:15.830 --> 01:03:19.334
‫تازه، همه چیز به اون گندِ کاری ادج مربوطه.

1102
01:03:19.751 --> 01:03:22.128
‫لانا، باید چیکار کنیم؟

1103
01:03:24.839 --> 01:03:26.341
‫میچ!

1104
01:03:28.384 --> 01:03:30.178
‫عه، سلام.

1105
01:03:30.178 --> 01:03:32.138
‫سلام.

1106
01:03:32.138 --> 01:03:33.890
‫از دورۀ توان بخشی اومدی بیرون، آره؟

1107
01:03:33.890 --> 01:03:35.725
‫هنوز کامل بیرون نیومدم.

1108
01:03:35.808 --> 01:03:37.894
‫فقط بدجوری هوس مرغ و وافل کرده بودم.

1109
01:03:37.894 --> 01:03:40.104
‫برای همین بچه ها می خواستن مهمونم کنن.

1110
01:03:40.772 --> 01:03:42.106
‫عه، خیلی خب.

1111
01:03:42.232 --> 01:03:43.566
‫یهویی شد، رئیس.

1112
01:03:43.942 --> 01:03:45.652
‫آره، می دونم چطوری شده.

1113
01:03:45.860 --> 01:03:47.904
‫شهردار «دین» گفت در مورد اینا باهات صحبت کرده.

1114
01:03:47.904 --> 01:03:50.114
‫در مورد مرخصی؟
‫آره، در این مورد باهام صحبت کرده.

1115
01:03:50.114 --> 01:03:51.532
‫تو این موضوع رو مطرح کردی؟

1116
01:03:51.532 --> 01:03:52.825
‫به نظرم به نفع همه ـست.

1117
01:03:52.825 --> 01:03:55.036
‫مخصوصاً به نفع کسی که
‫دنبال گرفتنِ کار منه، مگه نه؟

1118
01:03:55.036 --> 01:03:57.247
‫کایل، اونا به فکر من و آتیش بودن،

1119
01:03:57.288 --> 01:03:58.456
‫- همین!
‫- آتیش؟

1120
01:03:58.456 --> 01:03:59.916
‫همونی که ازش کشیدمت بیرون؟

1121
01:03:59.958 --> 01:04:01.251
‫همونی که جونت رو ازش نجات دادم؟

1122
01:04:01.292 --> 01:04:02.585
‫آتیشی که عجیب الخلقه های ادج روشن کردن.

1123
01:04:02.627 --> 01:04:04.087
‫- کایل...
‫- عه، اون تقصیر منه؟

1124
01:04:04.128 --> 01:04:06.547
‫منم مثل شما خبر نداشتم که ادج داره چیکار میکنه.

1125
01:04:06.547 --> 01:04:08.007
‫- باشه!
‫- آهای!

1126
01:04:08.007 --> 01:04:11.052
‫من هیچوقت کاری نمی کنم که به کسی آسیب برسه.

1127
01:04:11.344 --> 01:04:12.929
‫بیخیال بچه ها!

1128
01:04:13.054 --> 01:04:14.555
‫شماها منو می شناسید.

1129
01:04:15.139 --> 01:04:18.101
‫عزیزم، بیا بریم. زود باش.

1130
01:04:25.191 --> 01:04:26.401
‫واقعاً که!

1131
01:04:26.401 --> 01:04:27.819
‫برای این کارها وقت ندارم، لوئیس.

1132
01:04:27.819 --> 01:04:29.612
‫بیانیۀ رسمی منتشر نمی کنیم.

1133
01:04:29.612 --> 01:04:31.614
‫- تمام!
‫- ولی این روند استانداردشه.

1134
01:04:31.614 --> 01:04:33.116
‫اگه چیزی هم باشه، از سر احترامه!

1135
01:04:33.116 --> 01:04:34.867
‫ولی همیشه نظرت رو منتشر می کنی.

1136
01:04:34.867 --> 01:04:37.453
‫خیلی خب، «نظری ندارم».
‫می تونی اینو چاپ کنی.

1137
01:04:37.453 --> 01:04:39.956
‫- شوخیت گرفته؟
‫- تا الان به اندازۀ کافی گفتیم.

1138
01:04:39.998 --> 01:04:42.000
‫در حدی گفتید که سؤالات بیشتری ایجاد بشه.

1139
01:04:42.000 --> 01:04:43.209
‫بابا، مردم نگرانن.

1140
01:04:43.251 --> 01:04:45.878
‫همین الان، یه مقاله داره درست میشه...

1141
01:04:45.878 --> 01:04:48.297
‫- تا ایکس-کریپتونایت و اینا رو توضیح بده.
‫- داستان پردازی ـه!

1142
01:04:48.339 --> 01:04:50.383
‫ولی نگرانی هاشون رو کم می کنه.

1143
01:04:50.383 --> 01:04:53.386
‫از طرفی هم، می ترسونتشون
‫تا به اون معادن نزدیک نشن.

1144
01:04:53.511 --> 01:04:56.139
‫- این کار درستی نیست.
‫- لازمه!

1145
01:04:56.472 --> 01:04:58.141
‫بابا، اینجا الان دیگه خونۀ منه.

1146
01:04:58.182 --> 01:04:59.475
‫این آدما همسایه های منن.

1147
01:04:59.475 --> 01:05:01.436
‫انتظار داری چی بگم؟

1148
01:05:01.436 --> 01:05:03.312
‫بگم ادج برادر سوپرمنه؟

1149
01:05:03.354 --> 01:05:04.981
‫بگم داشته از اون آدما استفاده می کرده...

1150
01:05:05.023 --> 01:05:07.275
‫تا یه ارتش کریپتونی برای تسخیر دنیا درست کنه؟

1151
01:05:07.275 --> 01:05:08.317
‫نه، معلومه که نه!

1152
01:05:08.359 --> 01:05:09.652
‫می دونم دلت نمی خواد اینو بشنوی،

1153
01:05:09.652 --> 01:05:11.863
‫ولی باید خبرت رو با حداقل ها منتشر کنی.

1154
01:05:11.863 --> 01:05:14.115
‫آخرش این شهر هیچیش نمیشه.

1155
01:05:14.323 --> 01:05:15.742
‫باور کن!

1156
01:05:15.742 --> 01:05:18.327
‫این خانواده اصلاً به این نیاز نداره که این خبر...

1157
01:05:18.327 --> 01:05:20.663
‫از اسمالویل به بیرون درز کنه
‫و هر نقل قولی از من...

1158
01:05:20.663 --> 01:05:23.458
‫صلاحیتِ همچین اتفاقی رو بهش میده.

1159
01:05:39.432 --> 01:05:41.893
‫بس کن!

1160
01:05:43.102 --> 01:05:45.480
‫بالاخره آماده شدی.

1161
01:05:45.688 --> 01:05:46.856
‫حالا چی، پدر؟

1162
01:05:46.898 --> 01:05:49.901
‫از اینجا میری تا دستگاه نابودگر رو پیدا کنی.

1163
01:05:49.901 --> 01:05:51.527
‫اگه هنوز نرسیده باشه چی؟

1164
01:05:51.569 --> 01:05:53.154
‫اونجا بمون تا برسه.

1165
01:05:53.237 --> 01:05:54.405
‫تنهایی؟

1166
01:05:54.405 --> 01:05:56.199
‫ممکنه چندین سال طول بکشه.

1167
01:05:56.199 --> 01:05:57.492
‫همین الانش هم خیلی سال گذشته.

1168
01:05:57.492 --> 01:05:58.534
‫بررسیشون کن.

1169
01:05:58.534 --> 01:06:01.078
‫از نقطه ضعف هاشون سو استفاده کن و
‫ازشون نفع ببر.

1170
01:06:01.287 --> 01:06:04.081
‫برای احیای ما آماده شو.

1171
01:06:04.081 --> 01:06:06.542
‫پس شاید قبل از اینکه برم،

1172
01:06:06.542 --> 01:06:09.045
‫بتونم با مادر صحبت کنم.

1173
01:06:09.337 --> 01:06:11.672
‫قبل از اینکه برم، یه بار ببینمش و ازش مشورت بگیرم.

1174
01:06:11.672 --> 01:06:14.008
‫بارها بهت گفتم که مادرت...

1175
01:06:14.008 --> 01:06:15.510
‫هیچوقت از من حمایت نمی کنه.

1176
01:06:15.510 --> 01:06:17.303
‫پس چرا یه کریستال توی محفظه ام گذاشتی؟

1177
01:06:17.303 --> 01:06:19.430
‫تا بتونه شاهد رؤیای من...

1178
01:06:19.430 --> 01:06:22.475
‫برای بازگردانیِ کریپتون باشه.

1179
01:06:23.643 --> 01:06:26.437
‫بعدش برای همیشه نابودش می کنم.

1180
01:06:26.437 --> 01:06:28.940
‫لطفاً...

1181
01:06:28.940 --> 01:06:30.149
‫فقط یه بار!

1182
01:06:30.149 --> 01:06:31.275
‫برو...

1183
01:06:31.275 --> 01:06:34.320
‫و تا وقتی که روزش نرسیده برنگرد.

1184
01:06:37.865 --> 01:06:39.617
‫خداحافظ.

1185
01:06:43.704 --> 01:06:47.041
‫برای آخرین بار می پرسم،
‫دستگاه نابودگر کجاست؟

1186
01:06:50.002 --> 01:06:52.713
‫بهت گفتم برات هیچ فایده ای نداره.

1187
01:06:52.713 --> 01:06:54.382
‫اگه نمی خوای بهم بگی، اشکالی نداره.

1188
01:06:54.465 --> 01:06:56.384
‫ما همه چیز داریم،

1189
01:06:56.592 --> 01:06:57.760
‫حتی لسلی رو!

1190
01:06:57.969 --> 01:06:59.804
‫الان مثل تو زندانی شده.

1191
01:06:59.804 --> 01:07:01.681
‫قبل از اینکه بتونه فراریت بده، جلوش رو گرفتم.

1192
01:07:01.681 --> 01:07:03.474
‫نمی دونم نقشه ـتون چی بود،
‫ولی خوب نبود.

1193
01:07:03.474 --> 01:07:04.642
‫بهش میگن وفاداری!

1194
01:07:04.642 --> 01:07:06.143
‫چیزی که تو هیچی ازش نمی دونی.

1195
01:07:06.269 --> 01:07:09.313
‫من به آدمای این دنیا که منو پذیرفتن وفادارم!

1196
01:07:11.148 --> 01:07:13.943
‫تو رو پذیرفتن؟

1197
01:07:14.151 --> 01:07:15.569
‫اونا ازت می ترسن.

1198
01:07:15.569 --> 01:07:17.280
‫همیشه می ترسن و باید هم بترسن!

1199
01:07:17.280 --> 01:07:20.533
‫- اشتباه می کنی.
‫- تو باید خدا باشی...

1200
01:07:20.741 --> 01:07:22.285
‫ولی بردۀ اونا شدی.

1201
01:07:22.493 --> 01:07:25.288
‫تا حالا برات سؤال نشده که
‫اگه اینجا فرود نیومده بودی...

1202
01:07:25.329 --> 01:07:26.831
‫و کشاورزهای ساده بزرگت نمی کردن،

1203
01:07:27.248 --> 01:07:29.041
‫چه شخصیتی پیدا می کردی؟

1204
01:07:29.041 --> 01:07:31.711
‫- هیچ جوره شبیه تو نمی شدم.
‫- جفتمون می دونیم این حقیقت نداره.

1205
01:07:31.711 --> 01:07:35.214
‫تو هر روز با ذات اصلیت می جنگی.

1206
01:07:35.214 --> 01:07:36.507
‫تو منو نمی شناسی.

1207
01:07:36.507 --> 01:07:39.427
‫قدرتی که در بدنت با شدت جریان داره رو می شناسم.

1208
01:07:39.427 --> 01:07:42.346
‫تک تک لحظاتی رو می شناسم که تصمیم می گیری...

1209
01:07:42.346 --> 01:07:43.973
‫جلوی خودتو بگیری.

1210
01:07:44.015 --> 01:07:46.475
‫چون ما فقط اینجوری می تونیم
‫بدونِ کُشتنِ انسان ها...

1211
01:07:46.475 --> 01:07:48.310
‫بینشون راه بریم، مگه نه؟

1212
01:07:48.436 --> 01:07:50.521
‫همه ـش بحثِ کنترل کردنه!

1213
01:07:50.938 --> 01:07:53.149
‫ولی اینکه فقط یه بار...

1214
01:07:53.190 --> 01:07:57.153
‫کنترلت رو از دست دادی، حس خوبی نداشت؟

1215
01:08:03.034 --> 01:08:05.036
‫خداحافظ، تال.

1216
01:08:08.372 --> 01:08:10.791
‫توی چشم هات می بینم، برادر!

1217
01:08:11.834 --> 01:08:14.045
‫حسش کردی!

1218
01:08:15.379 --> 01:08:17.965
‫تو دقیقاً مثل منی.

1219
01:08:25.181 --> 01:08:27.975
‫نظری ندارن؟ همیشه نظر میدن.

1220
01:08:28.851 --> 01:08:30.144
‫آره، نمی دونم چی بگم.

1221
01:08:30.144 --> 01:08:31.896
‫به خاطر اینه که ما یه روزنامۀ کوچیکیم؟

1222
01:08:31.896 --> 01:08:33.939
‫وقتی توی «پلنت» بودی
‫همیشه اظهاراتشون رو می گرفتی.

1223
01:08:33.939 --> 01:08:36.358
‫کریسی، ما به وزارت دفاع یا بابام نیازی نداریم.

1224
01:08:36.358 --> 01:08:38.819
‫میشه مصاحبه های بیشتری بگیریم
‫و چیزی که می خوایم رو بنویسیم.

1225
01:08:38.861 --> 01:08:40.988
‫آخه با عقل جور در نمیاد.

1226
01:08:41.030 --> 01:08:43.199
‫این خبر یه جورایی متفاوته؟

1227
01:08:44.408 --> 01:08:45.993
‫نه تا جایی که من خبر دارم.

1228
01:08:46.911 --> 01:08:49.872
‫لوئیس، اون داره چیو قایم می کنه؟

1229
01:08:51.749 --> 01:08:53.793
‫نمی دونم، کریسی!

1230
01:08:56.504 --> 01:08:58.631
‫الان داری دروغ میگی؟

1231
01:08:58.631 --> 01:09:00.466
‫نه.

1232
01:09:01.133 --> 01:09:02.343
‫قشنگ داری دروغ میگی.

1233
01:09:02.343 --> 01:09:03.844
‫کریسی، اینطور نیست که فکر می کنی.

1234
01:09:03.886 --> 01:09:06.180
‫لوئیس لین داره طرفِ وزارت دفاع رو می گیره.

1235
01:09:06.222 --> 01:09:08.265
‫تو باید طرفِ مردم باشی،

1236
01:09:08.265 --> 01:09:09.391
‫نه اون مرد!

1237
01:09:09.391 --> 01:09:11.268
‫فکر می کردم توی این قضیه، همدیگه رو داریم.

1238
01:09:11.268 --> 01:09:13.854
‫- کریسی...
‫- لوئیس، اگه نمی تونی راستش رو بهم بگی...

1239
01:09:15.356 --> 01:09:17.191
‫پس شاید بهتر باشه بری.

1240
01:09:29.036 --> 01:09:31.622
‫می دونی، مامانت یه الگوی واقعی ـه.

1241
01:09:31.830 --> 01:09:32.873
‫جدی؟

1242
01:09:32.873 --> 01:09:35.209
‫حتی یه سال توی روز مشاغل
‫مثل اون لباس پوشیدم.

1243
01:09:35.209 --> 01:09:38.212
‫خیلی خب، یه حقیقتی رو باید بگم:

1244
01:09:38.254 --> 01:09:39.713
‫منم این کار رو کردم.

1245
01:09:39.797 --> 01:09:42.174
‫- چی؟
‫- آره.

1246
01:09:42.174 --> 01:09:45.094
‫- خانوادۀ خیلی باحالی داری.
‫- نه.

1247
01:09:45.094 --> 01:09:47.221
‫خب، با وجود مامان و بابابزرگت...

1248
01:09:47.221 --> 01:09:48.764
‫دیگه جای شکی نمی مونه.

1249
01:09:49.640 --> 01:09:51.976
‫پس در مورد بابابزرگم هم شنیدی.

1250
01:09:51.976 --> 01:09:53.394
‫همون یه نفر بهت گفته؟

1251
01:09:53.435 --> 01:09:55.729
‫از همه شنیدم!
‫آخه خانواده ـت یه جورایی...

1252
01:09:55.771 --> 01:09:58.482
‫وسط بزرگترین اتفاقیه که
‫تا حالا برای اسمالویل افتاده.

1253
01:09:59.483 --> 01:10:01.569
‫فکر می کنی اون آدما واقعاً شستشوی مغزی شدن؟

1254
01:10:01.777 --> 01:10:02.861
‫چی؟

1255
01:10:02.861 --> 01:10:07.074
‫میگن ادج داشته روی کارمندهاش آزمایش انجام می داده.

1256
01:10:08.450 --> 01:10:12.413
‫دختر خاله ام گفت دیده که
‫مامان «ایوری فن» پرواز کرده.

1257
01:10:12.413 --> 01:10:15.583
‫خبرش رو شنیدم.
‫واقعاً... واقعاً باورنکردنی ـه، مگه نه؟

1258
01:10:15.624 --> 01:10:17.334
‫خب، بابابزرگت نظرش چیه؟

1259
01:10:17.334 --> 01:10:21.255
‫می دونه ادج چطور بهشون اون قدرت ها رو داده؟

1260
01:10:23.465 --> 01:10:26.135
‫تیگن، چرا منو آوردی اینجا؟

1261
01:10:27.594 --> 01:10:29.179
‫می خوام بیشتر بشناسمت.

1262
01:10:29.179 --> 01:10:31.348
‫آخه هفتۀ پیش برات جذابیتی نداشتم...

1263
01:10:31.348 --> 01:10:33.642
‫ولی یهویی... یهویی چی عوض شد؟

1264
01:10:34.059 --> 01:10:35.436
‫نمی دونم، جاناتان!

1265
01:10:35.436 --> 01:10:36.979
‫فقط...

1266
01:10:37.021 --> 01:10:39.606
‫فقط دنبال اطلاعات بودی.

1267
01:10:39.815 --> 01:10:41.817
‫خب، بجز اون داریم با هم می گردیم.

1268
01:10:44.445 --> 01:10:45.779
‫آره.

1269
01:10:45.821 --> 01:10:48.240
‫فکر کنم تا خونه پیاده برم.

1270
01:10:48.240 --> 01:10:50.826
‫صبر کن، صبر کن، صبر کن، جاناتان!

1271
01:10:52.745 --> 01:10:54.663
‫همه می خوان بدونن چی شده.

1272
01:10:54.872 --> 01:10:56.123
‫صحیح!

1273
01:10:56.165 --> 01:10:58.375
‫و طبیعتاً میخوای کسی باشی که بهشون میگه چی شده.

1274
01:10:58.375 --> 01:11:00.461
‫پس درک می کنم.

1275
01:11:01.503 --> 01:11:03.213
‫فعلاً!

1276
01:11:09.803 --> 01:11:12.681
‫اصلاً دیدی چطور بهم نگاه می کردن؟ ها؟

1277
01:11:12.681 --> 01:11:14.308
‫حتی گروه خودمم بهم اعتماد نداره.

1278
01:11:14.350 --> 01:11:17.144
‫کایل، نباید این قضیه رو به خودت بگیری، عزیزم.

1279
01:11:17.144 --> 01:11:18.771
‫درست نیست!

1280
01:11:18.771 --> 01:11:21.273
‫می دونی، تو جونت رو به خطر انداختی
‫تا این شهر رو نجات بدی.

1281
01:11:21.273 --> 01:11:23.484
‫شاید اگه این آدما از این ماجرا خبر داشتن...

1282
01:11:23.484 --> 01:11:26.028
‫فکر کردی باور می کنن؟

1283
01:11:26.028 --> 01:11:28.405
‫من با اینکه خودم بودم، به زور باورم میشه.

1284
01:11:28.405 --> 01:11:31.325
‫گندش بزنن. لانا... این واقعاً منصفانه نیست.

1285
01:11:31.325 --> 01:11:34.161
‫نه، نیست. خیلی کوفته!

1286
01:11:34.787 --> 01:11:36.789
‫ولی شهردار هوامون رو داره.

1287
01:11:36.789 --> 01:11:38.499
‫فقط باید صبور باشیم.

1288
01:11:38.540 --> 01:11:40.292
‫توی این قضیه تنها نیستیم.

1289
01:11:41.126 --> 01:11:42.628
‫باشه.

1290
01:11:42.920 --> 01:11:46.298
‫ولی ببین، نمی تونم همینجوری ول بگردم و
‫هیچ کاری نکنم.

1291
01:11:48.425 --> 01:11:51.053
‫خب...

1292
01:11:51.095 --> 01:11:52.596
‫می تونی کمک من کنی تا یه کار پیدا کنم.

1293
01:11:52.596 --> 01:11:54.848
‫خب، اینجا کار پیدا کردن خیلی بعیده!

1294
01:11:54.848 --> 01:11:56.850
‫می دونم، ولی...

1295
01:11:57.309 --> 01:12:00.020
‫داشتم فکر می کردم بریم توی مناطق اطراف بگردیم.

1296
01:12:00.437 --> 01:12:03.524
‫آره، می تونیم هم به مناطق اطراف نقل مکان کنیم.

1297
01:12:03.565 --> 01:12:04.566
‫کایل...

1298
01:12:04.566 --> 01:12:06.860
‫اگه چارۀ دیگه ای نداریم، چرا که نه؟

1299
01:12:07.903 --> 01:12:09.488
‫وای خدا! جدی هستی؟

1300
01:12:09.488 --> 01:12:12.032
‫لانا، این آدما کل زندگیمون ما رو می شناختن.

1301
01:12:12.574 --> 01:12:15.661
‫وقتی اینجوری انقدر سریع بهمون پشت می کنن...

1302
01:12:15.661 --> 01:12:17.830
‫دیگه چیزی برای گفتن بهشون باقی می مونه؟

1303
01:12:17.830 --> 01:12:21.083
‫این آدما خانوادۀ ما هستن.

1304
01:12:22.000 --> 01:12:24.169
‫ببین، اینا بالاخره تموم میشه.

1305
01:12:24.586 --> 01:12:27.256
‫حالا بعداً معلوم میشه، نه؟

1306
01:12:29.591 --> 01:12:31.677
‫چطور اینجا رو پیدا کردی؟

1307
01:12:33.762 --> 01:12:37.683
‫قبلنا با مامان بزرگم میومدم.

1308
01:12:38.517 --> 01:12:41.895
‫قصه هایی از خانواده ام برام می گفت.

1309
01:12:41.895 --> 01:12:43.438
‫ما اصالتاً مکزیکی هستیم...

1310
01:12:43.438 --> 01:12:47.234
‫ولی چندین نسله توی اسمالویل بودیم.

1311
01:12:47.860 --> 01:12:49.903
‫می دونی، نصف اوقات اصلاً نمی دونستم...

1312
01:12:49.903 --> 01:12:51.488
‫کدوم قصه هاش واقعی ان.

1313
01:12:52.030 --> 01:12:55.284
‫ولی همیشه باعث میشد این حس رو پیدا کنم...

1314
01:12:55.284 --> 01:12:57.786
‫که به یه جایی تعلق دارم.

1315
01:12:58.412 --> 01:13:01.164
‫هیچوقت واقعاً حس نکردم به جایی تعلق دارم...

1316
01:13:03.917 --> 01:13:06.461
‫تا اینکه راستش با تو آشنا شدم.

1317
01:13:06.461 --> 01:13:07.588
‫جوردن...

1318
01:13:07.629 --> 01:13:09.548
‫می دونم، می دونم، می دونم، بیخیال!

1319
01:13:09.548 --> 01:13:13.093
‫ولی این... ببین، کل حرفم اینه که فقط...

1320
01:13:13.135 --> 01:13:15.512
‫یه نفر کافیه تا کل زندگیت عوض بشه،

1321
01:13:15.512 --> 01:13:17.431
‫تا بهت احساس امنیت بده!

1322
01:13:17.472 --> 01:13:18.932
‫و تو جان رو داری،

1323
01:13:18.932 --> 01:13:21.101
‫خانواده ـت رو داری،

1324
01:13:21.184 --> 01:13:23.020
‫منو داری...

1325
01:13:24.980 --> 01:13:27.691
‫و اینا هیچوقت جایی نمیرن.

1326
01:13:31.486 --> 01:13:34.698
‫واقعاً با این جمله ـت تحت تأثیرم قرار دادی.

1327
01:13:34.698 --> 01:13:37.075
‫- جدی؟
‫- آره.

1328
01:13:43.665 --> 01:13:45.125
‫شما دوتا، دیگه کافیه!

1329
01:13:49.338 --> 01:13:52.215
‫حدود بیست و خرده ای سلاح سنگین و سلاح کمری،

1330
01:13:52.215 --> 01:13:54.968
‫حدود چند هزارتا گلولۀ کریپتونایتی...

1331
01:13:55.510 --> 01:13:57.846
‫و به علاوۀ یه کلکسیون عظیم از:

1332
01:13:57.846 --> 01:14:00.640
‫چاقو و شمشیر و نیزه داریم.

1333
01:14:00.640 --> 01:14:02.642
‫نسخه های اولیۀ توی آزمایشگاه تحقیق و توسعه چی؟

1334
01:14:02.642 --> 01:14:04.311
‫سلاح های شیمیایی رو میگم.

1335
01:14:04.353 --> 01:14:07.898
‫احتمالاً حدود پنج شش تا
‫که توی مراحل مختلف توسعه ان.

1336
01:14:07.898 --> 01:14:10.192
‫توی انبارتون چقدر کریپتونایتِ خام دارید؟

1337
01:14:10.192 --> 01:14:12.694
‫به اندازۀ یکی دوتا انبار.
‫چرا این همه سؤال می پرسی؟

1338
01:14:12.736 --> 01:14:14.363
‫به هر حال همه ـشون قراره از بین برن.

1339
01:14:17.407 --> 01:14:19.368
‫به نظرم این کار اشتباهه.

1340
01:14:19.409 --> 01:14:20.285
‫چی؟

1341
01:14:20.285 --> 01:14:22.704
‫ما به 7734 نیاز داریم.

1342
01:14:22.704 --> 01:14:24.581
‫از اولش هم برای همین بهش اجازۀ فعالیت دادی.

1343
01:14:24.581 --> 01:14:27.501
‫بعدش دیدم چطور به خانواده ام آسیب زد.

1344
01:14:27.501 --> 01:14:29.127
‫این اسلحه ها می تونن بکُشنت.

1345
01:14:29.127 --> 01:14:30.754
‫آره، برای همین لازمشون داریم.

1346
01:14:30.754 --> 01:14:33.382
‫کلارک، تو دشمن نیستی!

1347
01:14:33.382 --> 01:14:35.550
‫آره، ولی ممکن بود بشم.

1348
01:14:35.550 --> 01:14:38.095
‫ببین سم، افرادی مثل من...

1349
01:14:38.095 --> 01:14:40.430
‫بدون این اسلحه ها،

1350
01:14:40.430 --> 01:14:42.015
‫فنا ناپذیریم.

1351
01:14:42.015 --> 01:14:43.600
‫و اگه اتفاقی مشابه این دوباره بیفته...

1352
01:14:43.600 --> 01:14:46.520
‫و از قبل نقشه ای نکشیده باشیم
‫و حرکت پیشگیرانه ای نداشته باشیم...

1353
01:14:47.979 --> 01:14:50.065
‫همه چیز تموم میشه.

1354
01:15:12.254 --> 01:15:13.338
‫کارِت خوب بود، جان!

1355
01:15:13.338 --> 01:15:16.091
‫بازآفرینی بی نقصی از طراحی اصلی!

1356
01:15:16.466 --> 01:15:19.010
‫فکر می کنم ناتالی اگه اینجا بود بهت افتخار می کرد.

1357
01:15:20.387 --> 01:15:22.264
‫حالا که لباست تکمیل شده...

1358
01:15:22.305 --> 01:15:24.975
‫و همۀ جنگجویان دشمن بازداشت شدند،

1359
01:15:24.975 --> 01:15:27.811
‫میشه شاخص های مأموریت جدیدمون رو ازت بپرسم؟

1360
01:15:28.311 --> 01:15:29.688
‫هنوز دارم روش فکر می کنم.

1361
01:15:29.938 --> 01:15:32.399
‫شاید بد نباشه یه تلاش دیگه برای دیدنِ خواهرت بکنی

1362
01:15:32.607 --> 01:15:34.151
‫می دونی، یه جورایی داری سمج میشی.

1363
01:15:34.151 --> 01:15:36.945
‫من برای پیش بینی نیازهات برنامه ریزی شدم.

1364
01:15:36.945 --> 01:15:38.905
‫سلامت بهینۀ روانی نیازمند به...

1365
01:15:38.905 --> 01:15:42.909
‫شکل گیریِ روابط میان فردی ـه.

1366
01:15:43.118 --> 01:15:44.578
‫سلام، ببخشید.

1367
01:15:44.578 --> 01:15:47.372
‫الان رسیدم خونه و یه صداهایی شنیدم، پس...

1368
01:15:49.666 --> 01:15:51.918
‫خب...

1369
01:15:51.960 --> 01:15:54.045
‫واقعاً اینو از صفر ساختی، آره؟

1370
01:15:56.506 --> 01:15:58.174
‫خیلی فوق العاده ـست.

1371
01:16:00.760 --> 01:16:03.013
‫عشق کارهای فنی ای؟

1372
01:16:03.513 --> 01:16:05.348
‫نمی دونم چی هستم.

1373
01:16:07.851 --> 01:16:10.437
‫همیشه ورزشکار بودم، پس نمی دونم.

1374
01:16:10.437 --> 01:16:12.314
‫منم همینطور.

1375
01:16:12.689 --> 01:16:14.608
‫می دونی، می تونی بیشتر از یه چیز باشی.

1376
01:16:14.691 --> 01:16:16.943
‫شاید بد نباشه یه قصه از بچگی هات...

1377
01:16:16.943 --> 01:16:18.445
‫برای جاناتان بگی.

1378
01:16:18.445 --> 01:16:20.822
‫میشه لطفاً فقط خاموش بشی؟

1379
01:16:21.031 --> 01:16:23.867
‫جاناتان!

1380
01:16:24.200 --> 01:16:26.077
‫چرا مدرسه نیستی؟

1381
01:16:33.335 --> 01:16:34.919
‫به نفعته به خاطر بیانیه زنگ زده باشی.

1382
01:16:34.919 --> 01:16:37.047
‫الان نه، لوئیس.
‫موضوع مهمی ـه.

1383
01:16:37.047 --> 01:16:39.841
‫- چی شده؟
‫- موضوع کلارک ـه.

1384
01:16:40.634 --> 01:16:42.552
‫نگرانشم.

1385
01:16:54.356 --> 01:16:56.358
‫[صفحۀ نیازمندی های روزنامه]

1386
01:17:01.613 --> 01:17:03.031
‫سلام، سوف.

1387
01:17:03.323 --> 01:17:06.034
‫مامان،مشکلی پیش اومده؟

1388
01:17:07.077 --> 01:17:08.745
‫منظورت چیه، عزیزم؟

1389
01:17:08.745 --> 01:17:11.748
‫بابا ازم پرسید می خوام برم یه مدرسۀ دیگه یا نه.

1390
01:17:11.748 --> 01:17:14.501
‫نه، گُلم. بابایی همینجوری داشته می پرسیده.

1391
01:17:16.711 --> 01:17:18.046
‫الان میام، باشه؟

1392
01:17:22.592 --> 01:17:24.552
‫الو؟

1393
01:17:24.552 --> 01:17:27.764
‫عه، سلام «کیا».

1394
01:17:27.931 --> 01:17:29.224
‫دستگیر؟

1395
01:17:29.265 --> 01:17:31.226
‫جان، از تو بعیده که قانون شکنی کنی.

1396
01:17:31.267 --> 01:17:33.895
‫می دونم، می دونم، ولی یه دختره هست
‫که سال پایینی ـه.

1397
01:17:33.895 --> 01:17:35.188
‫و نمی دونم والا. خیال می کردم...

1398
01:17:35.188 --> 01:17:36.773
‫خیال می کردم خیلی از من سر تره. خب؟

1399
01:17:36.773 --> 01:17:38.400
‫برای جلب توجه یه دختره، کلاس رو پیچوندی؟

1400
01:17:38.441 --> 01:17:39.275
‫نکته ـش همینجاست.

1401
01:17:39.275 --> 01:17:42.070
‫فقط می خواست در مورد اتفاقاتی که پیش اومده بپرسه.
‫مثلاً...

1402
01:17:42.112 --> 01:17:44.739
‫ادج، قدرت ها، بابابزرگ...

1403
01:17:45.698 --> 01:17:47.033
‫و؟

1404
01:17:47.033 --> 01:17:48.660
‫من که چیزی بهش نگفتم.

1405
01:17:48.701 --> 01:17:50.036
‫باید یه صحبتی با هم بکنیم.

1406
01:17:50.370 --> 01:17:52.497
‫آره، باید بکنیم.
‫جان کلاسش رو پیچونده.

1407
01:17:52.705 --> 01:17:54.416
‫چی؟ برو طبقۀ بالا.

1408
01:17:54.457 --> 01:17:56.376
‫بعداً به حساب تو می رسم.

1409
01:17:59.879 --> 01:18:01.047
‫بعد از اینکه حرفم رو زدم...

1410
01:18:01.047 --> 01:18:03.049
‫در مورد اون حرف می زنیم.

1411
01:18:04.592 --> 01:18:07.679
‫- به بابام گفتی پروژۀ 7734 رو نگه داره؟
‫- آره، آره.

1412
01:18:07.720 --> 01:18:09.013
‫قبلش باید به تو می گفتم.

1413
01:18:09.055 --> 01:18:11.891
‫جاناتان، طبقۀ بالا!

1414
01:18:13.434 --> 01:18:15.520
‫بعد از این همه بدبختی ای که کشیدیم...

1415
01:18:15.562 --> 01:18:17.272
‫- می دونم، می دونم.
‫- چرا؟

1416
01:18:17.272 --> 01:18:19.607
‫چون کار درست همینه.

1417
01:18:19.607 --> 01:18:21.776
‫این ربطی به ادج نداره، مگه نه؟
‫مربوط به خودت میشه.

1418
01:18:21.776 --> 01:18:23.361
‫لوئیس، نزدیک بود جان آیرونز رو بکُشم.

1419
01:18:23.403 --> 01:18:25.363
‫- ولی نکُشتی!
‫- آره ولی اگه کُشته بودم چی؟

1420
01:18:25.363 --> 01:18:27.323
‫یعنی بعدش کی می مُرد؟

1421
01:18:27.323 --> 01:18:29.492
‫من قسم خوردم تا از مردم این سیاره دفاع کنم.

1422
01:18:29.492 --> 01:18:30.869
‫تا الان عملکردم در حد معقول بوده،

1423
01:18:30.869 --> 01:18:32.871
‫ولی اگه یه موقع گول خوردم یا فاسد شدم چی؟

1424
01:18:32.912 --> 01:18:36.166
‫- هیچوقت همچین اتفاقی نمیفته.
‫- ولی تازگی افتاد!

1425
01:18:37.250 --> 01:18:38.751
‫مردم این دنیا حق دارن که وسیله ای...

1426
01:18:38.751 --> 01:18:39.919
‫برای دفاع از خودشون...

1427
01:18:39.919 --> 01:18:42.547
‫در برابر تنها چیزی که نمی تونم
‫ازش نجاتشون بدم داشته باشن: از خودم!

1428
01:18:42.547 --> 01:18:44.340
‫اگه همچین اسلحه هایی وجود داشته باشه،

1429
01:18:44.340 --> 01:18:46.551
‫اونوقت به دست آدمای نااهل می رسه...

1430
01:18:46.593 --> 01:18:48.595
‫و اونموقع باید چیکار کنیم؟

1431
01:18:52.932 --> 01:18:54.184
‫مدرسه پیچوندن کافی نبود،

1432
01:18:54.184 --> 01:18:56.019
‫این یکی باید می رفت دستگیر می شد!

1433
01:18:56.019 --> 01:18:57.312
‫اگه جفتشون دارن بدرفتاری میکنن،

1434
01:18:57.353 --> 01:18:58.521
‫تنبیهشون می کنیم.

1435
01:18:58.521 --> 01:18:59.689
‫من پشت فرمون میشینم.

1436
01:18:59.731 --> 01:19:01.566
‫- لوئیس، در مورد اون چیز دیگه...
‫- چی؟

1437
01:19:01.566 --> 01:19:02.901
‫من درست میگم. تو اشتباه میکنی.

1438
01:19:02.901 --> 01:19:05.278
‫درک می کنم چرا همچین فکری می کنی.

1439
01:19:05.278 --> 01:19:06.779
‫می دونی اونموقع که بابام...

1440
01:19:06.779 --> 01:19:08.573
‫به جان هنری آیرونز...

1441
01:19:08.615 --> 01:19:10.450
‫اجازۀ شلیک موشک رو داد چه حسی داشتم؟

1442
01:19:10.450 --> 01:19:11.576
‫شرمنده!

1443
01:19:11.576 --> 01:19:13.536
‫پس چرا ریسکِ دوباره پیش اومدنش رو بکنیم؟

1444
01:19:13.536 --> 01:19:14.495
‫گفتم که. چون...

1445
01:19:14.495 --> 01:19:15.830
‫چون کار درست همینه.

1446
01:19:15.830 --> 01:19:18.207
‫اصلاً این حرف دیگه معنایی هم داره، کلارک؟

1447
01:19:18.207 --> 01:19:21.210
‫امروز به کریسی دروغ گفتم
‫تا از خانواده ام محافظت کنم.

1448
01:19:21.210 --> 01:19:24.130
‫خط قرمزِ مقدس خودمو
‫در نقش روزنامه نگار زیرپا گذاشتم.

1449
01:19:24.130 --> 01:19:25.465
‫جفتمون هر از گاهی توی...

1450
01:19:25.465 --> 01:19:27.175
‫اخلاق روزنامه نگاری، به جاده خاکی میزنیم.

1451
01:19:27.175 --> 01:19:29.177
‫وقتی پای حفظ کردنِ رازت در میون باشه،

1452
01:19:29.177 --> 01:19:30.929
‫نه توی خبرهایی که در موردشون تحقیق می کنیم.

1453
01:19:30.970 --> 01:19:32.347
‫آره ولی ادج برادر منه.

1454
01:19:32.347 --> 01:19:34.682
‫اون کریپتونی ـه. این خبر فرق می کنه.

1455
01:19:34.682 --> 01:19:37.352
‫چرا باید با این موضوع مشکلی نداشته باشم که
‫ارتش یه کد رمزی...

1456
01:19:37.352 --> 01:19:38.519
‫برای کُشتن شوهرم داره؟

1457
01:19:38.519 --> 01:19:41.189
‫اونم با وجود یه عالمه روانی
‫که میخوان سر به تنت نباشه!

1458
01:19:41.189 --> 01:19:43.942
‫واقعاً به نظر فکر خیلی بدی میاد.

1459
01:19:44.817 --> 01:19:46.444
‫لوئیس، میشه لطفاً فقط گوش کنی...

1460
01:19:46.486 --> 01:19:48.404
‫نه، هیچ حرفی نداری که دلم بخواد بشنوم...

1461
01:19:48.404 --> 01:19:51.449
‫و الان عصبانی ام و
‫چون سرت داد زدم احساس شرمندگی می کنم...

1462
01:19:51.449 --> 01:19:52.951
‫ولی از طرفی هم باید عصبانی بمونم...

1463
01:19:52.951 --> 01:19:54.577
‫تا جوردن رو مثل سگ بترسونم.

1464
01:19:54.577 --> 01:19:56.454
‫پس تو همینجا بمون...

1465
01:19:56.454 --> 01:19:58.081
‫و بذار جفتمون یه کم فکر کنیم...

1466
01:19:58.081 --> 01:19:59.374
‫و بعداً در موردش حرف می زنیم.

1467
01:19:59.374 --> 01:20:01.918
‫بعد از اینکه وثیقه گذاشتم
‫تا پسرم رو از زندان در بیارن!

1468
01:20:19.811 --> 01:20:22.689
‫- چیکار می کردین؟
‫- واقعاً درکتون نمی کنم.

1469
01:20:22.689 --> 01:20:25.817
‫- می تونم توضیح بدم.
‫- واقعاً شرمنده!

1470
01:20:25.817 --> 01:20:28.486
‫سلام لانا.
‫شما هم باید مادر جوردن باشید.

1471
01:20:28.486 --> 01:20:30.279
‫کیا، چی شده؟

1472
01:20:30.279 --> 01:20:32.907
‫بدون اجازه وارد منطقۀ نزدیک برکۀ اطلس شده بودن.

1473
01:20:32.907 --> 01:20:34.909
‫شوخیت گرفته؟

1474
01:20:34.909 --> 01:20:37.453
‫وقتی هم سن و سال اونا بودیم،
‫همیشۀ خدا می رفتیم اونجا.

1475
01:20:37.453 --> 01:20:39.747
‫بجز اینکه اونجا یه ملک شخصی ـه
‫نمی دونم چی بهت بگم.

1476
01:20:41.708 --> 01:20:44.210
‫معاون، اگه لانا هم حتی نمی دونست
‫اونجا ملک شخصی ـه...

1477
01:20:44.210 --> 01:20:45.628
‫پس مطمئنم بچه ها هم نمی دونستن.

1478
01:20:45.628 --> 01:20:49.090
‫و بهتون قول می دم یه دنیا بلای غیرقابل تصور...

1479
01:20:49.090 --> 01:20:51.467
‫در انتظار پسرمه، چون مدرسه ـش رو پیچونده!

1480
01:20:51.467 --> 01:20:52.969
‫سارا هم همینطور.

1481
01:20:53.010 --> 01:20:54.345
‫دیگه هیچوقت تکرار نمیشه.

1482
01:20:54.429 --> 01:20:56.556
‫چون صرفاً گذاشت با یه اخطار برید...

1483
01:20:56.556 --> 01:20:58.391
‫- دلیل نمیشه که نادیده بگیریمش.
‫- مامان...

1484
01:20:58.433 --> 01:20:59.934
‫- هنوز حرف نزن!
‫- داشتم می گفتم...

1485
01:20:59.934 --> 01:21:02.311
‫مشکل اصلی خانوادۀ کوشینگ هستن.

1486
01:21:02.311 --> 01:21:04.272
‫جدی میگم کلانتر، من از همون روز اول...

1487
01:21:04.272 --> 01:21:05.690
‫به مورگان ادج مشکوک بودم.

1488
01:21:05.690 --> 01:21:08.025
‫ولی کایل رو که می شناسی.
‫همه ـش اصرار می کنه...

1489
01:21:08.025 --> 01:21:10.236
‫تا اینکه بالاخره به هدفش برسه.

1490
01:21:10.236 --> 01:21:12.697
‫یعنی راستش...

1491
01:21:12.697 --> 01:21:15.158
‫قربانی های اصلی ما هستیم.

1492
01:21:15.158 --> 01:21:17.118
‫خدا می دونه چه مزیت هایی...

1493
01:21:17.118 --> 01:21:19.745
‫از اون کار خاصِ لانا نصیبشون شد.

1494
01:21:20.455 --> 01:21:22.874
‫- هیچ مزیتی!
‫- لانا...

1495
01:21:22.874 --> 01:21:25.209
‫به ما هم مثل بقیه دروغ گفته شد.

1496
01:21:25.251 --> 01:21:28.045
‫دقیقاً همونطور که تو وقتی گفتی میخوای کمکمون کنی
‫بهمون دروغ گفتی.

1497
01:21:28.045 --> 01:21:29.755
‫میخوای بریم یه جای دیگه صحبت کنیم؟

1498
01:21:29.755 --> 01:21:32.425
‫گفتی میخوای سو تفاهم ها رو رفع کنی،

1499
01:21:32.425 --> 01:21:34.927
‫ولی تنها کاری که کردی این بود که
‫خودتو کشیدی کنار...

1500
01:21:34.927 --> 01:21:37.221
‫تا وقتی موقع انتخابات شهرداری رسید
‫دودش تو چشمت نره.

1501
01:21:37.263 --> 01:21:38.681
‫دارم کاری که به نفع شهره رو میکنم.

1502
01:21:38.681 --> 01:21:40.224
‫داری کاری که به نفع خودته رو میکنی...

1503
01:21:40.224 --> 01:21:42.268
‫اونم به قیمتِ آبروی خانوادۀ من!

1504
01:21:42.268 --> 01:21:45.354
‫و باید به خاطر این کارِت از خودت خجالت بکشی.

1505
01:21:51.402 --> 01:21:52.403
‫حالت خوبه؟

1506
01:21:52.445 --> 01:21:54.238
‫الان نمی دونم حالم چطوره.

1507
01:21:54.280 --> 01:21:57.033
‫- احساسات مختلفی دارم.
‫- بیشتر عصبانی هستی، درسته؟

1508
01:21:57.033 --> 01:22:00.912
‫خیلی عصبانی ام! تا حالا به این توجه کردی که...

1509
01:22:00.912 --> 01:22:02.538
‫که چقدر صورت شهردار، مُشت خورش ملس ـه؟

1510
01:22:02.538 --> 01:22:03.664
‫آره، توجه کردم.

1511
01:22:03.664 --> 01:22:04.749
‫خدا!

1512
01:22:05.124 --> 01:22:08.336
‫می دونی، فقط اون نیست.

1513
01:22:08.336 --> 01:22:10.421
‫انگار کل این شهر...

1514
01:22:10.463 --> 01:22:11.839
‫بهمون پشت کرده.

1515
01:22:11.839 --> 01:22:13.633
‫فقط دنبال یه راه برای فراموش کردن هستن.

1516
01:22:13.633 --> 01:22:16.135
‫مقصر دونستنِ شما
‫آسون تر از اینه که خودشون رو مقصر بدونن.

1517
01:22:16.135 --> 01:22:18.596
‫آره، ولی بازم دردناکه!

1518
01:22:18.638 --> 01:22:20.890
‫اسمالویل همیشه هوای منو داشته.

1519
01:22:20.890 --> 01:22:23.267
‫برای همین توش زندگیم رو تشکیل دادم،

1520
01:22:23.476 --> 01:22:26.604
‫ولی الان دارم میگم ایکاش
‫برای روز مبادا برنامه داشتم...

1521
01:22:26.646 --> 01:22:28.689
‫چون همه دست رد به سینه ام زدن...

1522
01:22:28.689 --> 01:22:30.483
‫و هیچ پس اندازی ندارم...

1523
01:22:30.483 --> 01:22:32.235
‫و به هیچ جای دیگه ای وصل نیستم.

1524
01:22:32.235 --> 01:22:35.780
‫و نگران خانواده ام هستم، لوئیس...

1525
01:22:35.780 --> 01:22:38.032
‫مخصوصاً وقتی آدمایی مثل شهردار «دین»...

1526
01:22:38.032 --> 01:22:40.117
‫دارن داستان رو جور دیگه ای تعریف می کنن.

1527
01:22:40.159 --> 01:22:43.454
‫درست نیست! درست نیست!

1528
01:22:44.163 --> 01:22:47.708
‫و اینجا اون شهری نیست که قبلاً عاشقش بودم.

1529
01:22:54.090 --> 01:22:57.218
‫برو توی اتاقت.
‫بعداً دربارۀ این قضیه حرف می زنیم.

1530
01:23:02.473 --> 01:23:04.642
‫سلام.

1531
01:23:04.642 --> 01:23:06.978
‫با یه اخطار ولشون کردن.

1532
01:23:09.021 --> 01:23:10.982
‫خوبه.

1533
01:23:11.023 --> 01:23:13.734
‫جان هنوز بالا توی اتاقشه.

1534
01:23:15.820 --> 01:23:17.863
‫- بهتره در موردِ...
‫- باید در مورد...

1535
01:23:19.657 --> 01:23:21.158
‫اول تو بگو.

1536
01:23:25.579 --> 01:23:27.707
‫کلارک، تو اشتباه می کنی.

1537
01:23:28.916 --> 01:23:30.918
‫لوئیس، باید یه نقشه داشته باشیم.

1538
01:23:31.168 --> 01:23:32.002
‫چرا؟

1539
01:23:32.002 --> 01:23:33.963
‫چون ذهنت قابل فاسد شدنه؟

1540
01:23:33.963 --> 01:23:35.798
‫الان مدرک داریم!

1541
01:23:35.798 --> 01:23:38.676
‫قلبت از ذهنت قوی تره.

1542
01:23:38.718 --> 01:23:40.177
‫نه، متوجه نیستی.

1543
01:23:40.302 --> 01:23:42.304
‫کلارک، من خودم عاشق نقشه های روز مبادایی ام...

1544
01:23:42.304 --> 01:23:44.849
‫ولی این یکی ریسک های خیلی بزرگی داره،

1545
01:23:44.849 --> 01:23:47.476
‫اونم به خاطر چیزی که ثابت کردی تهدید حساب نمیشه.

1546
01:23:49.353 --> 01:23:51.981
‫خیلی هم اینطور نیست.

1547
01:23:53.774 --> 01:23:55.735
‫منظورت چیه؟

1548
01:24:01.490 --> 01:24:03.909
‫بابام بهم کنترل کردن رو یاد داد.

1549
01:24:05.035 --> 01:24:07.204
‫تقریباً 40 ساله که دارم قدرت هام رو...

1550
01:24:07.246 --> 01:24:08.706
‫هر ثانیه از هر روز...

1551
01:24:08.706 --> 01:24:11.375
‫کنترل می کنم،

1552
01:24:11.417 --> 01:24:13.377
‫ولی وقتی زاد کنترلم رو به دست گرفت،

1553
01:24:13.377 --> 01:24:14.879
‫برای اولین بار...

1554
01:24:14.879 --> 01:24:17.882
‫احساس کردم که بیخیال شدن چه حسی داره.

1555
01:24:19.341 --> 01:24:21.469
‫تا واقعاً بیخیال همه چی بشم.

1556
01:24:21.677 --> 01:24:24.638
‫کلارک، اونا احساسات زاد بودن، نه تو!

1557
01:24:24.638 --> 01:24:27.391
‫می دونم، ولی من حسش کردم.

1558
01:24:27.433 --> 01:24:29.727
‫خودم بودم.

1559
01:24:30.853 --> 01:24:33.731
‫و نمیگم می خوام این حقیقت داشته باشه...

1560
01:24:33.731 --> 01:24:35.900
‫کاش حقیقت نداشت...

1561
01:24:39.695 --> 01:24:41.906
‫ولی حس خوبی داشت!

1562
01:24:41.906 --> 01:24:44.742
‫حس خیلی خیلی خوبی داشت.

1563
01:24:44.742 --> 01:24:46.869
‫این احساس نگرانم می کنه.

1564
01:24:46.869 --> 01:24:49.079
‫حتی اگه کمترین شانسی وجود داشته باشه که...

1565
01:24:49.079 --> 01:24:53.083
‫دوباره یه موقع بازیچۀ اون میل به بیخیالی بشم...

1566
01:24:57.004 --> 01:25:00.049
‫دنیا یه راهی برای اینکه جلوی منو بگیره لازم داره.

1567
01:25:01.217 --> 01:25:03.260
‫فکر نمی کنم هیچوقت همچین اتفاقی بیفته.

1568
01:25:03.385 --> 01:25:06.013
‫- لوئیس...
‫- ولی...

1569
01:25:06.013 --> 01:25:09.099
‫اگه یه موقع اشتباه کرده باشم...

1570
01:25:09.099 --> 01:25:12.478
‫و اگه این باعث میشه احساس بهتری داشته باشی
‫پس قبول!

1571
01:25:12.478 --> 01:25:13.979
‫بیا یه حرکت پیشگیرانه داشته باشیم،

1572
01:25:13.979 --> 01:25:16.774
‫ولی صد سال سیاه...

1573
01:25:16.774 --> 01:25:18.943
‫توی این قضیه به وزارت دفاع اعتماد نمی کنم.

1574
01:25:20.986 --> 01:25:23.864
‫پس باید یه نفر رو پیدا کنیم که قابل اعتماده.

1575
01:25:23.864 --> 01:25:25.658
‫میخوای یه بار دیگه بگی چی گفتی؟

1576
01:25:25.658 --> 01:25:27.451
‫می دونم خواهش بزرگیه.

1577
01:25:27.493 --> 01:25:30.246
‫می خوای من و فقط من...

1578
01:25:30.246 --> 01:25:31.872
‫قابلیتِ کُشتنت رو داشته باشم؟

1579
01:25:31.872 --> 01:25:34.875
‫اگه یه موقع لازم شد، آره.

1580
01:25:35.960 --> 01:25:37.294
‫ولی الان می دونم کی هستی.

1581
01:25:37.336 --> 01:25:40.130
‫می دونم، ولی این برای وضعیت هاییه که
‫قابل پیش بینی نیستن،

1582
01:25:40.256 --> 01:25:42.675
‫و تو خودت از نزدیک دیدی که...

1583
01:25:42.675 --> 01:25:44.677
‫چه خرابی هایی می تونم برای این دنیا به بار بیارم.

1584
01:25:44.677 --> 01:25:45.970
‫دارم سعی می کنم فراموش کنم.

1585
01:25:45.970 --> 01:25:48.264
‫یادت رفته؟ الان دیگه کُشتنِ تو...

1586
01:25:48.264 --> 01:25:49.807
‫تنها هدف زندگی کردنم نیست.

1587
01:25:50.015 --> 01:25:51.392
‫نباید هم باشه.

1588
01:25:51.392 --> 01:25:53.602
‫جان، شک ندارم توی این دنیا راه خودتو پیدا می کنی،

1589
01:25:53.602 --> 01:25:57.606
‫ولی به نظرم می تونی همزمان نگهبانِ 7734 هم باشی.

1590
01:25:58.941 --> 01:26:01.860
‫اومدی اینجا تا از این دنیا در برابر من محافظت کنی،

1591
01:26:02.194 --> 01:26:04.071
‫الان هم دارم ازت همینو می خوام.

1592
01:26:08.492 --> 01:26:09.994
‫به سم زنگ می زنم.

1593
01:26:12.705 --> 01:26:15.332
‫[مجلۀ اسمالویل]

1594
01:26:21.296 --> 01:26:23.841
‫انتظار نداشتم تو رو ببینم.

1595
01:26:24.633 --> 01:26:26.677
‫یه عذرخواهی بهت بدهکارم.

1596
01:26:26.844 --> 01:26:28.929
‫یه جورایی سرم شلوغه، لوئیس.

1597
01:26:30.723 --> 01:26:33.726
‫حق با تو بود. دروغ گفتم.

1598
01:26:35.269 --> 01:26:38.105
‫بابام داره یه چیزی رو قایم می کنه
‫و نمی تونم به اعتمادش خیانت کنم.

1599
01:26:38.105 --> 01:26:40.858
‫این خبر بزرگتر از تو یا باباته.

1600
01:26:40.858 --> 01:26:43.068
‫ما نسبت به مردم مسئولیت داریم.

1601
01:26:43.068 --> 01:26:44.820
‫این شهر داره از هم می پاشه.

1602
01:26:44.820 --> 01:26:46.905
‫باور کن می دونم.

1603
01:26:46.905 --> 01:26:48.741
‫مردم دارن همدیگه رو جِر واجِر می کنن،

1604
01:26:48.741 --> 01:26:51.035
‫و دنبال یه مقصر می گردن و اگه هیچ کاری نکنیم...

1605
01:26:51.035 --> 01:26:53.787
‫ما هم مثل هر کس دیگه ای
‫توی نابودی این شهر مسئولیم.

1606
01:26:53.787 --> 01:26:55.706
‫کاش میشد کاری کرد!

1607
01:26:55.706 --> 01:26:57.249
‫نمی تونم این خبر رو بنویسم.

1608
01:26:57.249 --> 01:27:00.419
‫اونقدر بهش نزدیکم که نمی تونم بی طرف باقی بمونم،

1609
01:27:02.129 --> 01:27:03.922
‫ولی تو می تونی.

1610
01:27:12.806 --> 01:27:16.143
‫این یه بیانیه از طرف باباته!

1611
01:27:16.351 --> 01:27:18.145
‫اون نمیاد همه چیز رو علنی کنه...

1612
01:27:18.145 --> 01:27:20.147
‫ولی این در حدی هست که بشه
‫عمدۀ خبر رو منتشر کرد...

1613
01:27:20.147 --> 01:27:22.900
‫و تقصیرها رو گردن کسی که حقشه انداخت:

1614
01:27:22.941 --> 01:27:24.777
‫مورگان ادج!

1615
01:27:26.820 --> 01:27:28.906
‫خیلی کارِ داغونی کردی، لوئیس.

1616
01:27:28.906 --> 01:27:30.199
‫می دونم.

1617
01:27:30.199 --> 01:27:32.201
‫امیدوارم بتونم اعتمادت رو دوباره به خودم جلب کنم.

1618
01:27:37.247 --> 01:27:38.874
‫اونجا چیکار می کنی؟

1619
01:27:38.874 --> 01:27:40.626
‫من تنها نیستم.

1620
01:27:40.626 --> 01:27:44.505
‫کل این مدت بدون هیچکدوم از هم نوع هام بودم،

1621
01:27:44.505 --> 01:27:46.256
‫چندین سال...

1622
01:27:46.256 --> 01:27:48.467
‫تنها بودم، پدر!

1623
01:27:48.592 --> 01:27:49.927
‫چطور تونستی بهم نگی؟

1624
01:27:49.968 --> 01:27:52.095
‫اون هیچ ارتباطی باهات نداره.

1625
01:27:52.095 --> 01:27:53.764
‫از خاندان «ال» ـه. اون برادر...

1626
01:27:53.764 --> 01:27:55.140
‫برادرته، آره.

1627
01:27:55.140 --> 01:27:57.267
‫فقط به واسطۀ اصل و نسب!

1628
01:27:57.267 --> 01:27:59.728
‫یه اصل و نسبِ رقت انگیزِ خیانت آمیز!

1629
01:27:59.728 --> 01:28:01.522
‫اون یه قهرمان شده، پدر.

1630
01:28:01.522 --> 01:28:03.315
‫اون هیچی نیست!

1631
01:28:04.149 --> 01:28:05.651
‫یه راه دیگه پیدا می کنم.

1632
01:28:05.692 --> 01:28:07.361
‫همچین کاری نمی کنی.

1633
01:28:07.361 --> 01:28:08.779
‫وقتی دستگاه نابودگر رو پیدا کردم،

1634
01:28:08.820 --> 01:28:11.365
‫- بهش نشون میدم چیکار می تونیم بکنیم.
‫- تال، نه!

1635
01:28:11.365 --> 01:28:12.783
‫خودمو بهش می شناسونم،

1636
01:28:12.824 --> 01:28:14.993
‫و بهش همون چیزی رو میدم که اون هم اینجا نداشته!
‫(خانواده)

1637
01:28:14.993 --> 01:28:16.119
‫تال، گوش کن چی میگم.

1638
01:28:16.119 --> 01:28:19.164
‫لازم نیست این کار رو به روش تو انجام بدم، پدر.

1639
01:28:19.164 --> 01:28:21.291
‫اینجوری احیا رو خراب می کنی.

1640
01:28:21.291 --> 01:28:23.794
‫خرابش نمی کنم.
‫فقط نمی خوام برای انجامش بمیرم.

1641
01:28:23.835 --> 01:28:26.838
‫راه من، تنها راهشه!

1642
01:28:30.300 --> 01:28:31.927
‫تال؟ تال؟

1643
01:28:31.927 --> 01:28:34.346
‫تال، چیکار می کنی؟ نه!

1644
01:28:56.952 --> 01:28:59.871
‫راه تو تنها راهه.

1645
01:29:00.080 --> 01:29:02.165
‫خداحافظ، پدر.

1646
01:29:15.887 --> 01:29:18.181
‫واقعاً نمی دونم الان باید چی بگم.

1647
01:29:18.181 --> 01:29:19.808
‫می تونی با یه عذرخواهی شروع کنی.

1648
01:29:19.808 --> 01:29:22.436
‫ببخشید که پلیس ها عصبانی شدن...

1649
01:29:22.436 --> 01:29:23.854
‫که ما رفتیم کنار دریاچه!

1650
01:29:23.854 --> 01:29:26.606
‫می دونی، قضیۀ ورود بدون اجازه رو فراموش کن، سارا.

1651
01:29:26.606 --> 01:29:28.942
‫مدرسه رو پیچوندی.
‫این غیرقابل قبوله!

1652
01:29:28.942 --> 01:29:32.279
‫باید توی کلاس بشینم تا ملت در مورد من یا شما...

1653
01:29:32.279 --> 01:29:33.321
‫حرف بزنن؟

1654
01:29:33.321 --> 01:29:36.324
‫همه به خاطر قضیۀ ادج ما رو مقصر می دونن
‫و من دیگه خسته شدم. خب؟

1655
01:29:36.324 --> 01:29:37.868
‫پس لطفاً حبس خونگیم بکنید.

1656
01:29:37.909 --> 01:29:40.620
‫خیلی هم کُشته مُردۀ این نیستم که
‫برم توی این شهر غم انگیز کوچیک...

1657
01:29:40.620 --> 01:29:43.623
‫کنار این آدمای کینه ایِ کوته فکرِ آشغال!

1658
01:29:43.623 --> 01:29:47.127
‫می دونید چیه؟ برای امشب دیگه بسه.

1659
01:29:47.169 --> 01:29:49.546
‫فردا از اول شروع می کنیم. باشه؟

1660
01:29:49.546 --> 01:29:51.673
‫- باشه.
‫- باشه.

1661
01:30:01.308 --> 01:30:02.601
‫از دست نوجوون ها!

1662
01:30:04.770 --> 01:30:08.065
‫کاش قیافۀ شهردار «دین» رو می دیدی.

1663
01:30:08.732 --> 01:30:11.485
‫خودش می دونه اشتباه می کرده.

1664
01:30:12.069 --> 01:30:14.696
‫خب، اونم به فکر خودشه دیگه.

1665
01:30:15.530 --> 01:30:18.033
‫اوضاع فقط بدتر و بدتر میشه، مگه نه؟

1666
01:30:23.789 --> 01:30:26.750
‫شاید حق با تو باشه، کایل.

1667
01:30:27.751 --> 01:30:29.461
‫شاید بهتر باشه وسایلمون رو جمع کنیم...

1668
01:30:29.461 --> 01:30:32.255
‫و تا می تونیم از اینجا دور بشیم.

1669
01:30:38.428 --> 01:30:40.680
‫چیزیمون نمیشه.

1670
01:30:41.681 --> 01:30:44.142
‫اصلاً می دونید چقدر توی دردسر افتادید؟

1671
01:30:44.184 --> 01:30:45.811
‫نمیشه همینجوری مدرسه رو بپیچونید.

1672
01:30:45.811 --> 01:30:47.813
‫برام مهم نیست فکر و ذکرتون سارا کوشینگ شده...

1673
01:30:47.813 --> 01:30:50.065
‫یا اومدین خونه با جان هنری رُبات بسازید.

1674
01:30:50.065 --> 01:30:51.858
‫- فکر و ذکر؟
‫- یه لباس جنگی ـه.

1675
01:30:51.900 --> 01:30:53.568
‫بچه ها، شماها خیلی سختی کشیدین.

1676
01:30:53.568 --> 01:30:55.529
‫می خواید یه کم خودتون رو تخلیه کنید،
‫درک می کنم!

1677
01:30:55.570 --> 01:30:56.947
‫ولی یه سری قوانین هست...

1678
01:30:56.988 --> 01:30:59.115
‫و نباید با نادیده گرفتنِ زحماتی که معلم هاتون...

1679
01:30:59.115 --> 01:31:01.326
‫توی کلاس هاتون می کشن، بهشون بی احترامی کنید.

1680
01:31:01.326 --> 01:31:03.662
‫- شرمنده ایم.
‫- واقعاً شرمنده.

1681
01:31:04.496 --> 01:31:05.914
‫می خواید یه بار دیگه...

1682
01:31:05.914 --> 01:31:07.582
‫یه جور بگید که باورمون بشه لطفاً؟

1683
01:31:08.416 --> 01:31:10.544
‫- شرمنده.
‫- شرمنده.

1684
01:31:10.585 --> 01:31:11.670
‫ممنون.

1685
01:31:11.670 --> 01:31:13.171
‫حالا اوضاع بالاخره داره آروم میشه،

1686
01:31:13.171 --> 01:31:14.881
‫پس وقتی حبس خونگیتون تموم شد،

1687
01:31:14.881 --> 01:31:17.092
‫می تونید دوباره نوجوون های معمولی باشید...

1688
01:31:17.217 --> 01:31:20.679
‫و باور کنید، توی شهرهای کوچیک
‫اتفاقاً خیلی خوش میگذره.

1689
01:31:24.975 --> 01:31:27.936
‫خیلی خب، برید بخوابید. الان!

1690
01:31:38.238 --> 01:31:39.281
‫چیه؟

1691
01:31:40.407 --> 01:31:42.450
‫«توی شهرهای کوچیک خیلی خوش میگذره».

1692
01:31:42.450 --> 01:31:45.036
‫فقط می خواستم یه چیزی بهشون بگم
‫که بهش امیدوار باشن.

1693
01:31:45.036 --> 01:31:47.163
‫- به طرز عجیبی خوشم اومد!
‫- عه، جداً؟

1694
01:31:47.163 --> 01:31:50.083
‫اونوقت هنوز به شهرهای کوچیک علاقه پیدا نکردی؟

1695
01:31:50.208 --> 01:31:52.335
‫به شوهرم که توی شهر کوچیکه علاقه پیدا کردم.

1696
01:31:52.377 --> 01:31:54.713
‫هممم. با اینم کارم راه میفته.

1697
01:32:01.219 --> 01:32:02.846
‫چند وقت پیش شروع شد؟

1698
01:32:02.846 --> 01:32:04.806
‫چند دقیقه میشه، قربان.

1699
01:32:07.183 --> 01:32:09.269
‫یه تیم بفرست بررسیش کنه.

1700
01:32:28.997 --> 01:32:30.707
‫- علائم حیاتیش؟
‫- علائم حیاتی نداره، قربان.

1701
01:32:30.707 --> 01:32:32.709
‫چیزی دریافت نمی کنیم.

1702
01:32:39.799 --> 01:32:41.968
‫اون میدانِ کریپتونایتی رو حداکثر کنید.

1703
01:32:59.027 --> 01:33:00.487
‫از اونجا بیارشون بیرون.

1704
01:33:45.907 --> 01:33:47.742
‫ادج!

1705
01:34:17.063 --> 01:34:18.898
‫رفتش.

1706
01:34:19.983 --> 01:34:22.735
‫کدوم گوری رفت؟

1707
01:34:35.123 --> 01:34:37.083
‫تو یه مأموریت داشتی!

1708
01:34:37.083 --> 01:34:38.751
‫- یه مأموریت!
‫- یه مأموریت!

1709
01:34:38.751 --> 01:34:41.588
‫و چون ضعیف هستی، ازش منحرف شدی.

1710
01:34:41.629 --> 01:34:43.131
‫- ضعیف!
‫- ضعیف!

1711
01:34:43.131 --> 01:34:45.258
‫دیگه ازش منحرف نمیشی.

1712
01:34:45.300 --> 01:34:48.011
‫حالا برو و کاری که براش فرستاده شدی رو کامل کن.

1713
01:34:48.011 --> 01:34:50.388
‫- نابودگر شو!
‫- نابودگر شو!

1714
01:34:50.388 --> 01:34:52.599
‫- نابودگر شو!
‫- نابودگر شو!

1715
01:34:52.640 --> 01:34:55.143
‫نابودگر شو!

1716
01:34:55.143 --> 01:34:58.271
‫وگرنه اینو بدون که تنها دلیل از دست رفتنِ کریپتون،

1717
01:34:58.271 --> 01:34:59.981
‫تو بودی.

1718
01:35:00.064 --> 01:35:05.236
‫«فیلم با زیرنویس در سایت هکس دانلود»
‫مترجم: «TheFlashPoint»

1719
02:38:51.472 --> 02:38:53.391
‫آنچه در سوپرمن و لوئیس گذشت...

1720
02:38:53.391 --> 02:38:55.601
‫بیاید روی چیزی که براش اومدیم اینجا تمرکز کنیم:
‫خانواده!

1721
02:38:55.601 --> 02:38:57.728
‫دیگه نمی خوام فقط با هم دوست باشیم.

1722
02:38:57.728 --> 02:38:59.021
‫دور و برت رو نگاه کن.
‫تقصیر توئه!

1723
02:38:59.021 --> 02:39:00.064
‫مردم عصبانی ان.

1724
02:39:00.064 --> 02:39:01.983
‫تو تمام چیزهایی که ساخته بودم رو نابود کردی.

1725
02:39:01.983 --> 02:39:03.609
‫کاری می کنم عذاب بکشی.

1726
02:39:03.609 --> 02:39:04.610
‫حتی سوپرمن هم...

1727
02:39:04.610 --> 02:39:06.237
‫اونقدر قدرتمند نیست که جلوی زاد مقاومت کنه.

1728
02:39:06.237 --> 02:39:08.197
‫باهاش مقابله کن، لعنتی!
‫پسش گرفتیم.

1729
02:39:11.450 --> 02:39:13.786
‫خیلی خوشحالم که حالت بهتره، کلارک.
‫دیگه بهت شک نمی کنم.

1730
02:39:13.786 --> 02:39:15.788
‫هنوز معلوم نیست لسلی لار کجاست؟

1731
02:39:15.788 --> 02:39:17.415
‫تا آخر هفته بازداشت میشه.

1732
02:39:17.415 --> 02:39:19.208
‫مورگان ادج توی یه زندان پیشرفته ـست.

1733
02:39:19.208 --> 02:39:21.752
‫کاری که براش به اینجا فرستاده شده بودی رو کامل کن

1734
02:39:28.676 --> 02:39:34.515
‫«فیلم با زیرنویس در سایت هکس دانلود»
‫مترجم: «TheFlashPoint»

1735
02:39:34.599 --> 02:39:36.350
‫بس کن!

1736
02:39:37.977 --> 02:39:39.562
‫بس کن!

1737
02:39:41.731 --> 02:39:43.858
‫ببخشید، پدر.

1738
02:39:43.858 --> 02:39:44.942
‫باید استراحت کنم.

1739
02:39:45.026 --> 02:39:46.110
‫استراحت؟

1740
02:39:46.152 --> 02:39:49.030
‫این در مقایسه با
‫چیزی که بعداً تحمل می کنی هیچی نیست.

1741
02:39:49.030 --> 02:39:50.281
‫هیچی!

1742
02:39:50.281 --> 02:39:53.117
‫احساس می کنم اشتباه کردم که تو رو فرستادم، تال!

1743
02:39:53.117 --> 02:39:54.910
‫تو ناجی نیستی.

1744
02:39:54.910 --> 02:39:56.454
‫- میشم!
‫- کی؟

1745
02:39:56.495 --> 02:39:58.372
‫چندین ماهه مشغول این کاریم،

1746
02:39:58.372 --> 02:40:00.583
‫ولی بازم هنوز می لنگی.

1747
02:40:00.583 --> 02:40:02.585
‫پدر، خواهش می کنم!

1748
02:40:04.003 --> 02:40:05.838
‫من فرد برگزیده ام.

1749
02:40:05.838 --> 02:40:07.882
‫همون کسی میشم که براش انتخاب شدم.

1750
02:40:07.882 --> 02:40:09.133
‫پس ثابت کن.

1751
02:40:09.133 --> 02:40:10.593
‫بهم ثابت کن که دیگه هیچوقت...

1752
02:40:10.593 --> 02:40:14.138
‫دوباره باعث روسیاهیِ خاندان «رو» نمیشی.

1753
02:40:23.189 --> 02:40:25.149
‫دستگاه «نابودگر» چی شد؟

1754
02:40:26.025 --> 02:40:27.693
‫دقیقاً قبل از انفجار داشتیش.

1755
02:40:27.693 --> 02:40:29.111
‫باهاش چیکار کردی؟

1756
02:40:36.535 --> 02:40:38.663
‫کجاست؟

1757
02:40:39.038 --> 02:40:41.040
‫تال!

1758
02:40:43.501 --> 02:40:46.754
‫- لسلی لار کجاست؟
‫- من از کجا باید بدونم؟

1759
02:40:46.962 --> 02:40:50.174
‫پشت این دیوارهای سُرب اندود شده رو نمی تونم ببینم.

1760
02:40:51.801 --> 02:40:53.969
‫و تنها چیزی که می شنوم...

1761
02:40:53.969 --> 02:40:55.846
‫چیزیه که توی ذهنمه.

1762
02:40:56.430 --> 02:40:58.641
‫شاید هنوز برای اون وقت باشه.

1763
02:40:58.641 --> 02:40:59.975
‫خیلی دیر شده.

1764
02:40:59.975 --> 02:41:03.562
‫لسی لار خیلی وقت پیش جایگزینِ ایرما سیرس شد.

1765
02:41:03.854 --> 02:41:06.065
‫اونوقت هیچ حس بدی به خاطر کاری که کردی نداری؟

1766
02:41:06.065 --> 02:41:09.151
‫بیشتر از اونی که بتونی تصورش رو بکنی
‫حس بد دارم.

1767
02:41:09.735 --> 02:41:11.654
‫ولی نه به خاطر روحِ افرادی که...

1768
02:41:11.654 --> 02:41:13.239
‫توی این سیاره هستند،

1769
02:41:13.239 --> 02:41:16.826
‫به خاطر کسانی که باید دوباره زنده بشن!

1770
02:41:16.826 --> 02:41:20.538
‫به خاطر روح خودم و حتی روح تو، کال!

1771
02:41:21.539 --> 02:41:23.082
‫به خاطر اینکه چقدر در اشتباه بودم!

1772
02:41:23.582 --> 02:41:25.000
‫آره بودی.

1773
02:41:26.585 --> 02:41:28.337
‫پدرت هم همینطور.

1774
02:41:28.754 --> 02:41:30.756
‫اینو توی قلعه ـت پیدا کردیم.

1775
02:41:30.756 --> 02:41:32.425
‫بفرما!

1776
02:41:32.425 --> 02:41:35.678
‫همون طور که من تو رو از شر نفوذ پدرت خلاص کردم
‫منو از شر نفوذش خلاص کن.

1777
02:41:39.348 --> 02:41:41.392
‫دیگه هیچوقت از این کریستال استفاده نمیشه.

1778
02:41:41.392 --> 02:41:44.520
‫اگه نمی خوای بهم بگی لار کجاست، اشکالی نداره.

1779
02:41:44.520 --> 02:41:47.148
‫پیداش می کنم و میارمش اینجا.

1780
02:41:47.148 --> 02:41:48.941
‫بعد از اون...

1781
02:41:48.941 --> 02:41:51.360
‫من و تو دیگه هیچوقت همدیگه رو نمی بینیم.

1782
02:42:02.955 --> 02:42:04.415
‫با بابابزرگتون صحبت کردم.

1783
02:42:04.415 --> 02:42:05.749
‫وزارت دفاع قراره یه کم...

1784
02:42:05.749 --> 02:42:07.209
‫بیشتر از برنامه ـشون تو شهر بمونه.

1785
02:42:07.251 --> 02:42:09.086
‫تا وقتی بتونید لسلی لار رو پیدا کنید یا چی؟

1786
02:42:09.128 --> 02:42:10.880
‫هم اون، هم اینکه دارن معادن رو می بندن.

1787
02:42:11.213 --> 02:42:12.173
‫چرا؟

1788
02:42:12.173 --> 02:42:13.841
‫باید همۀ ایکس-کریپتونایت ها رو در بیارن...

1789
02:42:13.841 --> 02:42:15.050
‫تا کس دیگه ای آسیب نبینه.

1790
02:42:15.092 --> 02:42:16.510
‫تا کس دیگه ای قدرت پیدا نکنه.

1791
02:42:16.510 --> 02:42:18.387
‫- اینم هست.
‫- بعدش چی؟

1792
02:42:18.387 --> 02:42:19.930
‫بعدش باید همینجوری برگردیم مدرسه...

1793
02:42:19.930 --> 02:42:21.724
‫و تظاهر کنیم هیچکدوم از این اتفاقات نیفتادن؟

1794
02:42:21.724 --> 02:42:22.808
‫مدیر «بالکومب» امروز...

1795
02:42:22.808 --> 02:42:24.310
‫یه گردهمایی همگانی مدرسه ای گذاشته.

1796
02:42:24.310 --> 02:42:25.644
‫با همه در موردش حرف می زنه،

1797
02:42:25.644 --> 02:42:27.229
‫و هر سؤالی که بتونه رو جواب میده.

1798
02:42:27.229 --> 02:42:28.647
‫شاید بهتر باشه همون خونه بمونیم.

1799
02:42:29.273 --> 02:42:30.649
‫حتماً! تلاش خوبی بود!

1800
02:42:30.649 --> 02:42:32.818
‫بقیه فکر می کنن که...

1801
02:42:32.818 --> 02:42:34.486
‫ادج داشته روی مردم آزمایش می کرده،

1802
02:42:34.486 --> 02:42:36.447
‫بهشون قدرت می داده، کنترل ذهنیشون می کرده.

1803
02:42:36.447 --> 02:42:37.990
‫من با کمک بابابزرگتون...

1804
02:42:37.990 --> 02:42:39.366
‫که از سوپرمن کمک گرفته بود...

1805
02:42:39.366 --> 02:42:40.993
‫فهمیدم چه نقشه ای داره.

1806
02:42:40.993 --> 02:42:43.329
‫- بعدش جلوش رو گرفتیم. فهمیدین؟
‫- آره، نگران نباش، مامان.

1807
02:42:43.329 --> 02:42:45.456
‫دیگه داریم توی داستان های من در آوردی ماهر میشیم.

1808
02:42:46.165 --> 02:42:47.166
‫حاضرید؟

1809
02:42:47.166 --> 02:42:48.542
‫باید بریم.

1810
02:42:48.542 --> 02:42:49.668
‫دوستتون دارم بچه ها.

1811
02:42:49.668 --> 02:42:51.003
‫- دوستتون دارم.
‫- دوستتون دارم.

1812
02:42:51.003 --> 02:42:52.463
‫کریسی یه ریز داره پیام میده،

1813
02:42:52.463 --> 02:42:54.423
‫می خواد بدونه کِی میام.
‫منم دیگه باید برم.

1814
02:42:54.423 --> 02:42:56.717
‫می خوای با خودت غذا ببری؟

1815
02:42:57.843 --> 02:42:59.845
‫مهمونمون احتمالاً گرسنه ـشه.

1816
02:43:03.349 --> 02:43:05.309
‫دلسردیتون رو درک می کنم.

1817
02:43:05.309 --> 02:43:07.227
‫فقط می خوام صبور باشید.

1818
02:43:07.227 --> 02:43:11.148
‫دارید پیشنهاد می دید که کایل از ایستگاه جدا بشه؟

1819
02:43:11.231 --> 02:43:14.193
‫فقط تا وقتی که این سر و صداهای مربوط به ادج بخوابه

1820
02:43:14.318 --> 02:43:17.404
‫- حداکثر میشه یکی دو هفته.
‫- یکی دو هفته؟

1821
02:43:17.404 --> 02:43:19.657
‫بیخیال، شهردار!
‫من فقط می خوام برگردم سر کارم.

1822
02:43:19.657 --> 02:43:22.201
‫کایل، شاید حق با ایشون باشه.

1823
02:43:22.201 --> 02:43:23.786
‫می دونی، من تنها کسی نیستم که...

1824
02:43:23.786 --> 02:43:25.037
‫دلش می خواست ادج بیاد اینجا.

1825
02:43:25.037 --> 02:43:27.998
‫باور کن منم این مدت داشتم همینو می گفتم، کایل.

1826
02:43:27.998 --> 02:43:31.418
‫دقیقاً نمی دونم چرا مردم
‫حساب تو رو از بقیه جدا کردن...

1827
02:43:31.418 --> 02:43:33.671
‫ولی این موضوع رو عوض می کنم.

1828
02:43:33.671 --> 02:43:36.965
‫کاری می کنم که الکی کسی رو مقصر ندونن.

1829
02:43:36.965 --> 02:43:39.051
‫فقط یه کم بهم وقت بده.

1830
02:43:41.303 --> 02:43:42.805
‫توجه. توجه.

1831
02:43:42.805 --> 02:43:45.099
‫همۀ دانش آموزها ملزوم هستند که...

1832
02:43:45.099 --> 02:43:46.558
‫امروز قراره خیلی مزخرف باشه.

1833
02:43:46.558 --> 02:43:49.103
‫انگار محاکمات جادوگری سِیلِم رو اینجا راه انداختن.

1834
02:43:49.103 --> 02:43:51.063
‫- سلام سارا.
‫- بقیه دارن کجا میرن؟

1835
02:43:51.271 --> 02:43:53.732
‫گردهمایی مدرسه در رابطه با ادج!

1836
02:43:57.736 --> 02:43:59.655
‫امروز حوصلۀ همچین چیزی رو ندارم.

1837
02:43:59.655 --> 02:44:01.657
‫کجا میری؟

1838
02:44:01.699 --> 02:44:03.450
‫هر جا بجز اینجا!

1839
02:44:04.702 --> 02:44:05.869
‫(برو)

1840
02:44:07.329 --> 02:44:10.124
‫- سلام، کنت!
‫- سلام، چه خبرا پسرا؟

1841
02:44:10.124 --> 02:44:13.919
‫رفیق، راست میگن؟
‫بابابزرگت وزارت دفاع رو می گردونه؟

1842
02:44:15.254 --> 02:44:16.213
‫آره.

1843
02:44:16.213 --> 02:44:17.548
‫آره، کم و بیش. آره.

1844
02:44:17.548 --> 02:44:20.050
‫به نظر اتفاقاتی شبیه فیلم «برو بیرون» پیش اومده.

1845
02:44:20.050 --> 02:44:21.718
‫یالا پسر، بگو ادج چطوری این کار رو کرد؟

1846
02:44:21.718 --> 02:44:24.388
‫خیلی خب آقایون، برید سالن ورزشی.

1847
02:44:24.596 --> 02:44:26.682
‫عجله کنید. بریم!

1848
02:44:27.266 --> 02:44:29.643
‫- شما هم همینطور، آقای کنت.
‫- باشه خانم.

1849
02:44:32.146 --> 02:44:34.731
‫امروز قراره روز عجیبی بشه، مگه نه؟

1850
02:44:36.024 --> 02:44:37.067
‫آره.

1851
02:44:37.067 --> 02:44:38.110
‫آره، من...

1852
02:44:38.110 --> 02:44:40.988
‫راستش الان ترجیح میدم تقریباً هر جایی باشم...

1853
02:44:40.988 --> 02:44:43.323
‫- بجز اینجا!
‫- می تونیم باشیم!

1854
02:44:45.617 --> 02:44:47.244
‫می تونیم دوتایی...

1855
02:44:47.244 --> 02:44:49.371
‫یه فعالیت بهتر پیدا کنیم.

1856
02:44:50.664 --> 02:44:51.874
‫دوتایی؟

1857
02:44:58.088 --> 02:45:00.299
‫یه خبر لازم داریم، لوئیس.
‫[روزنامۀ اسمالویل]

1858
02:45:00.424 --> 02:45:01.967
‫یه خبر بزرگ، توی صفحۀ اول،

1859
02:45:01.967 --> 02:45:03.886
‫با یه عنوانِ جالب توجه! یه چیزی مثلِ...

1860
02:45:03.886 --> 02:45:05.888
‫«در آستانۀ انقراض بشریت»
‫(ادج = آستانه)

1861
02:45:06.180 --> 02:45:08.056
‫شایدم یه چیزی بهتر از این.

1862
02:45:08.056 --> 02:45:09.308
‫برای شروع خوبه.

1863
02:45:09.308 --> 02:45:11.894
‫این بزرگترین خبرِ سال ـه.

1864
02:45:11.894 --> 02:45:13.478
‫بزرگترین خبر دوران کاری من!

1865
02:45:13.478 --> 02:45:16.732
‫این در حد اولین باری که
‫سوپرمن توی متروپلیس پیداش شد، خبر بزرگیه.

1866
02:45:16.732 --> 02:45:18.525
‫برای همین باید مصاحبه های بیشتری بگیریم.

1867
02:45:18.525 --> 02:45:20.152
‫کسری های مدارک قابل استناد رو...

1868
02:45:20.152 --> 02:45:22.029
‫می تونیم با شهادت های شاهدین عینی جبران کنیم.

1869
02:45:22.029 --> 02:45:23.906
‫هر چیزی که این آشفته بازار رو تصدیق کنه.

1870
02:45:23.906 --> 02:45:25.407
‫باید بازم با کارمندان ادج صحبت کنیم.

1871
02:45:25.407 --> 02:45:26.700
‫باید با شهردار صحبت کنیم...

1872
02:45:26.700 --> 02:45:28.660
‫- بابات!
‫- اون مصاحبه قبول نمی کنه.

1873
02:45:28.660 --> 02:45:30.954
‫ولی وزارت دفاع همیشه یه بیانیه منتشر می کنه.

1874
02:45:30.954 --> 02:45:33.248
‫- کِی؟
‫- نمی دونم، احتمالاً به زودی.

1875
02:45:33.248 --> 02:45:36.627
‫لوئیس، ملت دارن بی وقفه به اینجا زنگ می زنن.

1876
02:45:36.627 --> 02:45:39.880
‫هول کردن!
‫همه ـشون یه سری اطلاعات جزئی دارن...

1877
02:45:39.880 --> 02:45:43.050
‫که اکثراً شایعه هستن.
‫بدجوری دنبال جوابن!

1878
02:45:43.050 --> 02:45:44.885
‫و اگه وزارت دفاع یه جور چراغ سبز بهمون میداد،

1879
02:45:44.927 --> 02:45:47.346
‫جواب مردم رو می دادم و
‫خیلی احساس بهتری پیدا می کردم.

1880
02:45:52.935 --> 02:45:55.979
‫همین الان بهش زنگ می زنم.

1881
02:46:01.526 --> 02:46:02.861
‫غذای خونگی؟

1882
02:46:03.403 --> 02:46:06.031
‫عه! جا و غذا، آره؟

1883
02:46:06.531 --> 02:46:08.325
‫ببین، تو جون منو نجات دادی.

1884
02:46:08.325 --> 02:46:10.953
‫تا جایی که می دونیم، دنیا رو نجات دادی!

1885
02:46:10.953 --> 02:46:13.872
‫پس تا آخر عمرت غذای مجانی می خوری.

1886
02:46:14.206 --> 02:46:15.707
‫این چیه؟

1887
02:46:15.999 --> 02:46:18.877
‫سیستم ردیابی کریپتونی های من.

1888
02:46:19.544 --> 02:46:22.464
‫بُردش رو بیشتر کردم تا
‫توی پیدا کردنِ لار بهمون کمک کنه.

1889
02:46:22.673 --> 02:46:23.715
‫شاید شانس آوردیم!

1890
02:46:23.882 --> 02:46:25.550
‫منو اینجوری پیدا کردی؟

1891
02:46:26.802 --> 02:46:29.054
‫- کم و بیش.
‫- می دونی، با این مهارت هات...

1892
02:46:29.054 --> 02:46:31.098
‫خیلی توی وزارت دفاع به دردِ سم می خوری.

1893
02:46:31.098 --> 02:46:32.349
‫اگه خواستی می تونم بهش بگم.

1894
02:46:32.349 --> 02:46:33.725
‫فکر نکنم. ببین، کلارک...

1895
02:46:33.725 --> 02:46:35.686
‫ممنونم درب خونه ـت رو به روی من باز کردی،

1896
02:46:35.686 --> 02:46:38.146
‫ولی وقتی لسلی رو پیدا کردیم،

1897
02:46:38.146 --> 02:46:40.065
‫احتمالاً دیگه برم.

1898
02:46:40.440 --> 02:46:43.235
‫فهمیدم حالا که توی این سیاره ام،

1899
02:46:43.568 --> 02:46:44.736
‫باید مثل خونه ام بدونمش.

1900
02:46:44.903 --> 02:46:47.197
‫شاید اینطور به نظر نیاد ولی...

1901
02:46:47.197 --> 02:46:48.573
‫می فهمم منظورت چیه.

1902
02:46:48.865 --> 02:46:50.575
‫از غذا لذت ببر.

1903
02:46:53.245 --> 02:46:55.497
‫یک مورد متحرک کریپتونی در هوا پیدا شد.

1904
02:46:55.497 --> 02:46:57.374
‫- کجا؟
‫- داره میره سمت وزارت دفاع.

1905
02:46:58.875 --> 02:47:00.293
‫لباس رو آماده کن.

1906
02:47:00.293 --> 02:47:02.754
‫در حال همگام سازیِ تمام قابلیت ها.

1907
02:47:08.552 --> 02:47:10.887
‫- سم، اثری از لار نیست؟
‫- نه!

1908
02:47:10.887 --> 02:47:12.472
‫ساختمون تخلیه شده؟

1909
02:47:12.472 --> 02:47:14.391
‫هنوز نه. حدود 60 درصد!

1910
02:47:14.391 --> 02:47:15.767
‫قربان، لار رو رؤیت کردیم.

1911
02:47:18.729 --> 02:47:19.855
‫زمین تقریبی رسیدن؟

1912
02:47:19.855 --> 02:47:22.065
‫برخورد تا پنج ثانیه،

1913
02:47:22.065 --> 02:47:24.276
‫چهار، سه،

1914
02:47:24.276 --> 02:47:26.653
‫دو، یک.

1915
02:47:28.405 --> 02:47:29.781
‫جلوش گرفته شد.

1916
02:47:38.457 --> 02:47:40.208
‫هنوز برنده نشدی، کال.

1917
02:47:54.514 --> 02:47:58.059
‫- شلیک خوبی بود.
‫- ممنون.

1918
02:47:58.059 --> 02:47:59.603
‫دیگه تمومه.

1919
02:47:59.603 --> 02:48:01.813
‫ولی یه سری کارهای نیمه تموم داریم.

1920
02:48:02.105 --> 02:48:03.732
‫ادج و لار رو گرفتیم.

1921
02:48:04.024 --> 02:48:06.776
‫فکر کنم بشه گفت
‫دیگه بالاخره می تونیم این قضیه رو فراموش کنیم.

1922
02:48:10.113 --> 02:48:11.323
‫«7734»

1923
02:48:11.323 --> 02:48:14.075
‫اون اسلحه ها رو به دلایل نادرستی
‫ساخته بودم.

1924
02:48:14.117 --> 02:48:16.495
‫- منظورت چیه؟
‫- اشتباه فکر می کردم...

1925
02:48:16.495 --> 02:48:18.747
‫که تو ممکنه تهدیدی برای جهان بشی.

1926
02:48:18.747 --> 02:48:20.832
‫اون کریپتونایت و اون اسلحه ها رو بر می دارم...

1927
02:48:20.832 --> 02:48:22.459
‫و توی بتن خاکشون می کنم...

1928
02:48:22.459 --> 02:48:24.294
‫و در اعماق اقیانوس غرقشون می کنم.

1929
02:48:24.294 --> 02:48:26.213
‫ادج و لار چی؟

1930
02:48:26.213 --> 02:48:29.549
‫به اندازۀ کافی نگه می داریم که
‫درست و حسابی مراقب اونا باشیم،

1931
02:48:29.549 --> 02:48:32.552
‫ولی دیگه به اندازه ای باقی نمی مونه
‫که بتونه یه ارتش رو تأمین کنه.

1932
02:48:33.970 --> 02:48:35.597
‫نمی دونم چی بگم، سم.

1933
02:48:35.639 --> 02:48:37.307
‫لازم نیست چیزی بگی.

1934
02:48:37.307 --> 02:48:40.435
‫فقط بدون که تو، لوئیس و پسرا...

1935
02:48:40.435 --> 02:48:42.479
‫دیگه لازم نیست نگران باشید.

1936
02:48:45.148 --> 02:48:48.777
‫- داری ماشینم رو مسخره می کنی؟
‫- نه، نه.

1937
02:48:48.777 --> 02:48:50.403
‫تو خودت اصلاً رانندگی بلد نیستی.
‫[تیم کلاغ ها]

1938
02:48:50.403 --> 02:48:52.155
‫رنگ صندلی ها رو دوست دارم.

1939
02:48:52.155 --> 02:48:53.740
‫نمره نخ خوبی داره.

1940
02:48:56.159 --> 02:48:58.036
‫شماها یه جایی همینجاها زندگی می کنید، آره؟

1941
02:48:58.161 --> 02:49:00.830
‫آره، آره، خیلی از اینجا دور نیست.

1942
02:49:00.830 --> 02:49:01.915
‫از کجا می دونستی؟

1943
02:49:02.207 --> 02:49:04.459
‫شاید یه نفر بهم گفته باشه.

1944
02:49:04.459 --> 02:49:06.002
‫عه؟

1945
02:49:06.836 --> 02:49:08.713
‫اون یه نفر دیگه چی بهت گفته؟

1946
02:49:08.713 --> 02:49:11.299
‫که تو یه نامزد داری...

1947
02:49:11.299 --> 02:49:12.634
‫که توی متروپلیس ـه.

1948
02:49:12.634 --> 02:49:14.970
‫نه. قبلاً داشتم.

1949
02:49:15.303 --> 02:49:16.596
‫از هم جدا شدیم.

1950
02:49:19.808 --> 02:49:22.811
‫تو چی؟ با...

1951
02:49:22.811 --> 02:49:24.896
‫با کسی هستی یا اینکه...؟

1952
02:49:26.231 --> 02:49:28.733
‫نه، هیچکس.

1953
02:49:33.196 --> 02:49:34.864
‫حله!

1954
02:49:35.532 --> 02:49:36.950
‫فکر کنم بدونم کجا باید بریم.

1955
02:49:36.950 --> 02:49:39.160
‫- جدی؟
‫- آره.

1956
02:49:40.704 --> 02:49:41.997
‫باشه.

1957
02:49:43.456 --> 02:49:45.667
‫تو قانون شکنی!

1958
02:49:45.667 --> 02:49:46.710
‫- من؟
‫- اوهوم.

1959
02:49:46.710 --> 02:49:48.336
‫تو امسال بیشتر از...

1960
02:49:48.378 --> 02:49:50.130
‫همۀ بچه های مدرسه غیبت داشتی.

1961
02:49:50.130 --> 02:49:53.299
‫- سیستم ایمنی بدنم ضعیفه!
‫- اوهوم.

1962
02:49:53.299 --> 02:49:54.926
‫آره!

1963
02:49:55.135 --> 02:49:58.388
‫در کل ممنونم که باهام اومدی.

1964
02:49:58.388 --> 02:50:00.015
‫خواهش می کنم.

1965
02:50:00.348 --> 02:50:02.851
‫دنیس و ایوری هنوز دارن برای اتفاقی که افتاد
‫بهت دری وری میگن؟

1966
02:50:02.892 --> 02:50:05.687
‫فقط می دونم دارن در موردم حرف می زنن،

1967
02:50:05.770 --> 02:50:07.355
‫ولی نمی تونه بدتر از...

1968
02:50:07.355 --> 02:50:09.357
‫حرف هایی که در مورد پدر و مادرم می زنن باشه.

1969
02:50:09.399 --> 02:50:10.608
‫منصفانه نیست.

1970
02:50:10.608 --> 02:50:13.403
‫فکر نکنم منصفانه یه چیز واقعی باشه.

1971
02:50:15.071 --> 02:50:17.907
‫مامانم ملکۀ روابط عمومی ـه، پس...

1972
02:50:18.074 --> 02:50:20.160
‫خب، پس انقدر نگران چی هستی؟

1973
02:50:21.661 --> 02:50:23.538
‫بابام...

1974
02:50:23.872 --> 02:50:25.957
‫اینجور چیزا معمولاً در آستانۀ
‫از هم پاشیدن قرارش میده.

1975
02:50:25.957 --> 02:50:29.294
‫یه جورایی منتظر اینم که کاملاً از هم بپاشه!

1976
02:50:30.086 --> 02:50:31.755
‫خب.

1977
02:50:32.630 --> 02:50:34.382
‫ببین، مطمئنی که نمی خوای...

1978
02:50:34.424 --> 02:50:37.635
‫بری سینما یا مرکز شهر یا چیزی؟

1979
02:50:37.635 --> 02:50:39.679
‫یه چیز باحال!

1980
02:50:39.679 --> 02:50:41.681
‫خودت بگو.

1981
02:50:47.937 --> 02:50:49.230
‫بانک چی؟

1982
02:50:49.439 --> 02:50:51.399
‫شانس پس گرفتنِ کار قبلیت رو داری؟

1983
02:50:51.399 --> 02:50:52.776
‫نخیر!

1984
02:50:52.776 --> 02:50:55.195
‫نه، به محض اینکه رفتم جایگزینم کردن.

1985
02:50:55.195 --> 02:50:58.698
‫تازه، همه چیز به اون گندِ کاری ادج مربوطه.

1986
02:50:59.115 --> 02:51:01.493
‫لانا، باید چیکار کنیم؟

1987
02:51:04.204 --> 02:51:05.705
‫میچ!

1988
02:51:07.749 --> 02:51:09.542
‫عه، سلام.

1989
02:51:09.542 --> 02:51:11.503
‫سلام.

1990
02:51:11.503 --> 02:51:13.254
‫از دورۀ توان بخشی اومدی بیرون، آره؟

1991
02:51:13.254 --> 02:51:15.089
‫هنوز کامل بیرون نیومدم.

1992
02:51:15.173 --> 02:51:17.258
‫فقط بدجوری هوس مرغ و وافل کرده بودم.

1993
02:51:17.258 --> 02:51:19.469
‫برای همین بچه ها می خواستن مهمونم کنن.

1994
02:51:20.136 --> 02:51:21.471
‫عه، خیلی خب.

1995
02:51:21.596 --> 02:51:22.931
‫یهویی شد، رئیس.

1996
02:51:23.306 --> 02:51:25.016
‫آره، می دونم چطوری شده.

1997
02:51:25.225 --> 02:51:27.268
‫شهردار «دین» گفت در مورد اینا باهات صحبت کرده.

1998
02:51:27.268 --> 02:51:29.479
‫در مورد مرخصی؟
‫آره، در این مورد باهام صحبت کرده.

1999
02:51:29.479 --> 02:51:30.897
‫تو این موضوع رو مطرح کردی؟

2000
02:51:30.897 --> 02:51:32.190
‫به نظرم به نفع همه ـست.

2001
02:51:32.190 --> 02:51:34.400
‫مخصوصاً به نفع کسی که
‫دنبال گرفتنِ کار منه، مگه نه؟

2002
02:51:34.400 --> 02:51:36.611
‫کایل، اونا به فکر من و آتیش بودن،

2003
02:51:36.653 --> 02:51:37.820
‫- همین!
‫- آتیش؟

2004
02:51:37.820 --> 02:51:39.280
‫همونی که ازش کشیدمت بیرون؟

2005
02:51:39.322 --> 02:51:40.615
‫همونی که جونت رو ازش نجات دادم؟

2006
02:51:40.657 --> 02:51:41.950
‫آتیشی که عجیب الخلقه های ادج روشن کردن.

2007
02:51:41.991 --> 02:51:43.451
‫- کایل...
‫- عه، اون تقصیر منه؟

2008
02:51:43.493 --> 02:51:45.912
‫منم مثل شما خبر نداشتم که ادج داره چیکار میکنه.

2009
02:51:45.912 --> 02:51:47.372
‫- باشه!
‫- آهای!

2010
02:51:47.372 --> 02:51:50.416
‫من هیچوقت کاری نمی کنم که به کسی آسیب برسه.

2011
02:51:50.708 --> 02:51:52.293
‫بیخیال بچه ها!

2012
02:51:52.418 --> 02:51:53.920
‫شماها منو می شناسید.

2013
02:51:54.504 --> 02:51:57.465
‫عزیزم، بیا بریم. زود باش.

2014
02:52:04.555 --> 02:52:05.765
‫واقعاً که!

2015
02:52:05.765 --> 02:52:07.183
‫برای این کارها وقت ندارم، لوئیس.

2016
02:52:07.183 --> 02:52:08.977
‫بیانیۀ رسمی منتشر نمی کنیم.

2017
02:52:08.977 --> 02:52:10.979
‫- تمام!
‫- ولی این روند استانداردشه.

2018
02:52:10.979 --> 02:52:12.480
‫اگه چیزی هم باشه، از سر احترامه!

2019
02:52:12.480 --> 02:52:14.232
‫ولی همیشه نظرت رو منتشر می کنی.

2020
02:52:14.232 --> 02:52:16.818
‫خیلی خب، «نظری ندارم».
‫می تونی اینو چاپ کنی.

2021
02:52:16.818 --> 02:52:19.320
‫- شوخیت گرفته؟
‫- تا الان به اندازۀ کافی گفتیم.

2022
02:52:19.362 --> 02:52:21.364
‫در حدی گفتید که سؤالات بیشتری ایجاد بشه.

2023
02:52:21.364 --> 02:52:22.573
‫بابا، مردم نگرانن.

2024
02:52:22.615 --> 02:52:25.243
‫همین الان، یه مقاله داره درست میشه...

2025
02:52:25.243 --> 02:52:27.662
‫- تا ایکس-کریپتونایت و اینا رو توضیح بده.
‫- داستان پردازی ـه!

2026
02:52:27.704 --> 02:52:29.747
‫ولی نگرانی هاشون رو کم می کنه.

2027
02:52:29.747 --> 02:52:32.750
‫از طرفی هم، می ترسونتشون
‫تا به اون معادن نزدیک نشن.

2028
02:52:32.875 --> 02:52:35.503
‫- این کار درستی نیست.
‫- لازمه!

2029
02:52:35.837 --> 02:52:37.505
‫بابا، اینجا الان دیگه خونۀ منه.

2030
02:52:37.547 --> 02:52:38.840
‫این آدما همسایه های منن.

2031
02:52:38.840 --> 02:52:40.800
‫انتظار داری چی بگم؟

2032
02:52:40.800 --> 02:52:42.677
‫بگم ادج برادر سوپرمنه؟

2033
02:52:42.719 --> 02:52:44.345
‫بگم داشته از اون آدما استفاده می کرده...

2034
02:52:44.387 --> 02:52:46.639
‫تا یه ارتش کریپتونی برای تسخیر دنیا درست کنه؟

2035
02:52:46.639 --> 02:52:47.682
‫نه، معلومه که نه!

2036
02:52:47.724 --> 02:52:49.017
‫می دونم دلت نمی خواد اینو بشنوی،

2037
02:52:49.017 --> 02:52:51.227
‫ولی باید خبرت رو با حداقل ها منتشر کنی.

2038
02:52:51.227 --> 02:52:53.479
‫آخرش این شهر هیچیش نمیشه.

2039
02:52:53.688 --> 02:52:55.106
‫باور کن!

2040
02:52:55.106 --> 02:52:57.692
‫این خانواده اصلاً به این نیاز نداره که این خبر...

2041
02:52:57.692 --> 02:53:00.028
‫از اسمالویل به بیرون درز کنه
‫و هر نقل قولی از من...

2042
02:53:00.028 --> 02:53:02.822
‫صلاحیتِ همچین اتفاقی رو بهش میده.

2043
02:53:18.796 --> 02:53:21.257
‫بس کن!

2044
02:53:22.467 --> 02:53:24.844
‫بالاخره آماده شدی.

2045
02:53:25.053 --> 02:53:26.220
‫حالا چی، پدر؟

2046
02:53:26.262 --> 02:53:29.265
‫از اینجا میری تا دستگاه نابودگر رو پیدا کنی.

2047
02:53:29.265 --> 02:53:30.892
‫اگه هنوز نرسیده باشه چی؟

2048
02:53:30.933 --> 02:53:32.518
‫اونجا بمون تا برسه.

2049
02:53:32.602 --> 02:53:33.770
‫تنهایی؟

2050
02:53:33.770 --> 02:53:35.563
‫ممکنه چندین سال طول بکشه.

2051
02:53:35.563 --> 02:53:36.856
‫همین الانش هم خیلی سال گذشته.

2052
02:53:36.856 --> 02:53:37.899
‫بررسیشون کن.

2053
02:53:37.899 --> 02:53:40.443
‫از نقطه ضعف هاشون سو استفاده کن و
‫ازشون نفع ببر.

2054
02:53:40.651 --> 02:53:43.446
‫برای احیای ما آماده شو.

2055
02:53:43.446 --> 02:53:45.907
‫پس شاید قبل از اینکه برم،

2056
02:53:45.907 --> 02:53:48.409
‫بتونم با مادر صحبت کنم.

2057
02:53:48.701 --> 02:53:51.037
‫قبل از اینکه برم، یه بار ببینمش و ازش مشورت بگیرم.

2058
02:53:51.037 --> 02:53:53.372
‫بارها بهت گفتم که مادرت...

2059
02:53:53.372 --> 02:53:54.874
‫هیچوقت از من حمایت نمی کنه.

2060
02:53:54.874 --> 02:53:56.667
‫پس چرا یه کریستال توی محفظه ام گذاشتی؟

2061
02:53:56.667 --> 02:53:58.795
‫تا بتونه شاهد رؤیای من...

2062
02:53:58.795 --> 02:54:01.839
‫برای بازگردانیِ کریپتون باشه.

2063
02:54:03.007 --> 02:54:05.802
‫بعدش برای همیشه نابودش می کنم.

2064
02:54:05.802 --> 02:54:08.304
‫لطفاً...

2065
02:54:08.304 --> 02:54:09.514
‫فقط یه بار!

2066
02:54:09.514 --> 02:54:10.640
‫برو...

2067
02:54:10.640 --> 02:54:13.684
‫و تا وقتی که روزش نرسیده برنگرد.

2068
02:54:17.230 --> 02:54:18.981
‫خداحافظ.

2069
02:54:23.069 --> 02:54:26.405
‫برای آخرین بار می پرسم،
‫دستگاه نابودگر کجاست؟

2070
02:54:29.367 --> 02:54:32.078
‫بهت گفتم برات هیچ فایده ای نداره.

2071
02:54:32.078 --> 02:54:33.746
‫اگه نمی خوای بهم بگی، اشکالی نداره.

2072
02:54:33.830 --> 02:54:35.748
‫ما همه چیز داریم،

2073
02:54:35.957 --> 02:54:37.124
‫حتی لسلی رو!

2074
02:54:37.333 --> 02:54:39.168
‫الان مثل تو زندانی شده.

2075
02:54:39.168 --> 02:54:41.045
‫قبل از اینکه بتونه فراریت بده، جلوش رو گرفتم.

2076
02:54:41.045 --> 02:54:42.838
‫نمی دونم نقشه ـتون چی بود،
‫ولی خوب نبود.

2077
02:54:42.838 --> 02:54:44.006
‫بهش میگن وفاداری!

2078
02:54:44.006 --> 02:54:45.508
‫چیزی که تو هیچی ازش نمی دونی.

2079
02:54:45.633 --> 02:54:48.678
‫من به آدمای این دنیا که منو پذیرفتن وفادارم!

2080
02:54:50.513 --> 02:54:53.307
‫تو رو پذیرفتن؟

2081
02:54:53.516 --> 02:54:54.934
‫اونا ازت می ترسن.

2082
02:54:54.934 --> 02:54:56.644
‫همیشه می ترسن و باید هم بترسن!

2083
02:54:56.644 --> 02:54:59.897
‫- اشتباه می کنی.
‫- تو باید خدا باشی...

2084
02:55:00.106 --> 02:55:01.649
‫ولی بردۀ اونا شدی.

2085
02:55:01.857 --> 02:55:04.652
‫تا حالا برات سؤال نشده که
‫اگه اینجا فرود نیومده بودی...

2086
02:55:04.694 --> 02:55:06.195
‫و کشاورزهای ساده بزرگت نمی کردن،

2087
02:55:06.612 --> 02:55:08.406
‫چه شخصیتی پیدا می کردی؟

2088
02:55:08.406 --> 02:55:11.075
‫- هیچ جوره شبیه تو نمی شدم.
‫- جفتمون می دونیم این حقیقت نداره.

2089
02:55:11.075 --> 02:55:14.579
‫تو هر روز با ذات اصلیت می جنگی.

2090
02:55:14.579 --> 02:55:15.871
‫تو منو نمی شناسی.

2091
02:55:15.871 --> 02:55:18.791
‫قدرتی که در بدنت با شدت جریان داره رو می شناسم.

2092
02:55:18.791 --> 02:55:21.711
‫تک تک لحظاتی رو می شناسم که تصمیم می گیری...

2093
02:55:21.711 --> 02:55:23.337
‫جلوی خودتو بگیری.

2094
02:55:23.379 --> 02:55:25.840
‫چون ما فقط اینجوری می تونیم
‫بدونِ کُشتنِ انسان ها...

2095
02:55:25.840 --> 02:55:27.675
‫بینشون راه بریم، مگه نه؟

2096
02:55:27.800 --> 02:55:29.885
‫همه ـش بحثِ کنترل کردنه!

2097
02:55:30.303 --> 02:55:32.513
‫ولی اینکه فقط یه بار...

2098
02:55:32.555 --> 02:55:36.517
‫کنترلت رو از دست دادی، حس خوبی نداشت؟

2099
02:55:42.398 --> 02:55:44.400
‫خداحافظ، تال.

2100
02:55:47.737 --> 02:55:50.156
‫توی چشم هات می بینم، برادر!

2101
02:55:51.198 --> 02:55:53.409
‫حسش کردی!

2102
02:55:54.744 --> 02:55:57.330
‫تو دقیقاً مثل منی.

2103
02:56:04.545 --> 02:56:07.340
‫نظری ندارن؟ همیشه نظر میدن.

2104
02:56:08.215 --> 02:56:09.508
‫آره، نمی دونم چی بگم.

2105
02:56:09.508 --> 02:56:11.260
‫به خاطر اینه که ما یه روزنامۀ کوچیکیم؟

2106
02:56:11.260 --> 02:56:13.304
‫وقتی توی «پلنت» بودی
‫همیشه اظهاراتشون رو می گرفتی.

2107
02:56:13.304 --> 02:56:15.723
‫کریسی، ما به وزارت دفاع یا بابام نیازی نداریم.

2108
02:56:15.723 --> 02:56:18.184
‫میشه مصاحبه های بیشتری بگیریم
‫و چیزی که می خوایم رو بنویسیم.

2109
02:56:18.225 --> 02:56:20.353
‫آخه با عقل جور در نمیاد.

2110
02:56:20.394 --> 02:56:22.563
‫این خبر یه جورایی متفاوته؟

2111
02:56:23.773 --> 02:56:25.357
‫نه تا جایی که من خبر دارم.

2112
02:56:26.275 --> 02:56:29.236
‫لوئیس، اون داره چیو قایم می کنه؟

2113
02:56:31.113 --> 02:56:33.157
‫نمی دونم، کریسی!

2114
02:56:35.868 --> 02:56:37.995
‫الان داری دروغ میگی؟

2115
02:56:37.995 --> 02:56:39.830
‫نه.

2116
02:56:40.498 --> 02:56:41.707
‫قشنگ داری دروغ میگی.

2117
02:56:41.707 --> 02:56:43.209
‫کریسی، اینطور نیست که فکر می کنی.

2118
02:56:43.250 --> 02:56:45.544
‫لوئیس لین داره طرفِ وزارت دفاع رو می گیره.

2119
02:56:45.586 --> 02:56:47.630
‫تو باید طرفِ مردم باشی،

2120
02:56:47.630 --> 02:56:48.756
‫نه اون مرد!

2121
02:56:48.756 --> 02:56:50.633
‫فکر می کردم توی این قضیه، همدیگه رو داریم.

2122
02:56:50.633 --> 02:56:53.219
‫- کریسی...
‫- لوئیس، اگه نمی تونی راستش رو بهم بگی...

2123
02:56:54.720 --> 02:56:56.555
‫پس شاید بهتر باشه بری.

2124
02:57:08.400 --> 02:57:10.986
‫می دونی، مامانت یه الگوی واقعی ـه.

2125
02:57:11.195 --> 02:57:12.238
‫جدی؟

2126
02:57:12.238 --> 02:57:14.573
‫حتی یه سال توی روز مشاغل
‫مثل اون لباس پوشیدم.

2127
02:57:14.573 --> 02:57:17.576
‫خیلی خب، یه حقیقتی رو باید بگم:

2128
02:57:17.618 --> 02:57:19.078
‫منم این کار رو کردم.

2129
02:57:19.161 --> 02:57:21.539
‫- چی؟
‫- آره.

2130
02:57:21.539 --> 02:57:24.458
‫- خانوادۀ خیلی باحالی داری.
‫- نه.

2131
02:57:24.458 --> 02:57:26.585
‫خب، با وجود مامان و بابابزرگت...

2132
02:57:26.585 --> 02:57:28.128
‫دیگه جای شکی نمی مونه.

2133
02:57:29.004 --> 02:57:31.340
‫پس در مورد بابابزرگم هم شنیدی.

2134
02:57:31.340 --> 02:57:32.758
‫همون یه نفر بهت گفته؟

2135
02:57:32.800 --> 02:57:35.094
‫از همه شنیدم!
‫آخه خانواده ـت یه جورایی...

2136
02:57:35.135 --> 02:57:37.847
‫وسط بزرگترین اتفاقیه که
‫تا حالا برای اسمالویل افتاده.

2137
02:57:38.848 --> 02:57:40.933
‫فکر می کنی اون آدما واقعاً شستشوی مغزی شدن؟

2138
02:57:41.141 --> 02:57:42.226
‫چی؟

2139
02:57:42.226 --> 02:57:46.438
‫میگن ادج داشته روی کارمندهاش آزمایش انجام می داده.

2140
02:57:47.815 --> 02:57:51.777
‫دختر خاله ام گفت دیده که
‫مامان «ایوری فن» پرواز کرده.

2141
02:57:51.777 --> 02:57:54.947
‫خبرش رو شنیدم.
‫واقعاً... واقعاً باورنکردنی ـه، مگه نه؟

2142
02:57:54.989 --> 02:57:56.699
‫خب، بابابزرگت نظرش چیه؟

2143
02:57:56.699 --> 02:58:00.619
‫می دونه ادج چطور بهشون اون قدرت ها رو داده؟

2144
02:58:02.830 --> 02:58:05.499
‫تیگن، چرا منو آوردی اینجا؟

2145
02:58:06.959 --> 02:58:08.544
‫می خوام بیشتر بشناسمت.

2146
02:58:08.544 --> 02:58:10.713
‫آخه هفتۀ پیش برات جذابیتی نداشتم...

2147
02:58:10.713 --> 02:58:13.007
‫ولی یهویی... یهویی چی عوض شد؟

2148
02:58:13.424 --> 02:58:14.800
‫نمی دونم، جاناتان!

2149
02:58:14.800 --> 02:58:16.343
‫فقط...

2150
02:58:16.385 --> 02:58:18.971
‫فقط دنبال اطلاعات بودی.

2151
02:58:19.179 --> 02:58:21.181
‫خب، بجز اون داریم با هم می گردیم.

2152
02:58:23.809 --> 02:58:25.144
‫آره.

2153
02:58:25.185 --> 02:58:27.605
‫فکر کنم تا خونه پیاده برم.

2154
02:58:27.605 --> 02:58:30.190
‫صبر کن، صبر کن، صبر کن، جاناتان!

2155
02:58:32.109 --> 02:58:34.028
‫همه می خوان بدونن چی شده.

2156
02:58:34.236 --> 02:58:35.487
‫صحیح!

2157
02:58:35.529 --> 02:58:37.740
‫و طبیعتاً میخوای کسی باشی که بهشون میگه چی شده.

2158
02:58:37.740 --> 02:58:39.825
‫پس درک می کنم.

2159
02:58:40.868 --> 02:58:42.578
‫فعلاً!

2160
02:58:49.168 --> 02:58:52.046
‫اصلاً دیدی چطور بهم نگاه می کردن؟ ها؟

2161
02:58:52.046 --> 02:58:53.672
‫حتی گروه خودمم بهم اعتماد نداره.

2162
02:58:53.714 --> 02:58:56.508
‫کایل، نباید این قضیه رو به خودت بگیری، عزیزم.

2163
02:58:56.508 --> 02:58:58.135
‫درست نیست!

2164
02:58:58.135 --> 02:59:00.637
‫می دونی، تو جونت رو به خطر انداختی
‫تا این شهر رو نجات بدی.

2165
02:59:00.637 --> 02:59:02.848
‫شاید اگه این آدما از این ماجرا خبر داشتن...

2166
02:59:02.848 --> 02:59:05.392
‫فکر کردی باور می کنن؟

2167
02:59:05.392 --> 02:59:07.770
‫من با اینکه خودم بودم، به زور باورم میشه.

2168
02:59:07.770 --> 02:59:10.689
‫گندش بزنن. لانا... این واقعاً منصفانه نیست.

2169
02:59:10.689 --> 02:59:13.525
‫نه، نیست. خیلی کوفته!

2170
02:59:14.151 --> 02:59:16.153
‫ولی شهردار هوامون رو داره.

2171
02:59:16.153 --> 02:59:17.863
‫فقط باید صبور باشیم.

2172
02:59:17.905 --> 02:59:19.656
‫توی این قضیه تنها نیستیم.

2173
02:59:20.491 --> 02:59:21.992
‫باشه.

2174
02:59:22.284 --> 02:59:25.662
‫ولی ببین، نمی تونم همینجوری ول بگردم و
‫هیچ کاری نکنم.

2175
02:59:27.790 --> 02:59:30.417
‫خب...

2176
02:59:30.459 --> 02:59:31.960
‫می تونی کمک من کنی تا یه کار پیدا کنم.

2177
02:59:31.960 --> 02:59:34.213
‫خب، اینجا کار پیدا کردن خیلی بعیده!

2178
02:59:34.213 --> 02:59:36.215
‫می دونم، ولی...

2179
02:59:36.673 --> 02:59:39.385
‫داشتم فکر می کردم بریم توی مناطق اطراف بگردیم.

2180
02:59:39.802 --> 02:59:42.888
‫آره، می تونیم هم به مناطق اطراف نقل مکان کنیم.

2181
02:59:42.930 --> 02:59:43.931
‫کایل...

2182
02:59:43.931 --> 02:59:46.225
‫اگه چارۀ دیگه ای نداریم، چرا که نه؟

2183
02:59:47.267 --> 02:59:48.852
‫وای خدا! جدی هستی؟

2184
02:59:48.852 --> 02:59:51.397
‫لانا، این آدما کل زندگیمون ما رو می شناختن.

2185
02:59:51.939 --> 02:59:55.025
‫وقتی اینجوری انقدر سریع بهمون پشت می کنن...

2186
02:59:55.025 --> 02:59:57.194
‫دیگه چیزی برای گفتن بهشون باقی می مونه؟

2187
02:59:57.194 --> 03:00:00.447
‫این آدما خانوادۀ ما هستن.

2188
03:00:01.365 --> 03:00:03.534
‫ببین، اینا بالاخره تموم میشه.

2189
03:00:03.951 --> 03:00:06.620
‫حالا بعداً معلوم میشه، نه؟

2190
03:00:08.956 --> 03:00:11.041
‫چطور اینجا رو پیدا کردی؟

2191
03:00:13.127 --> 03:00:17.047
‫قبلنا با مامان بزرگم میومدم.

2192
03:00:17.881 --> 03:00:21.260
‫قصه هایی از خانواده ام برام می گفت.

2193
03:00:21.260 --> 03:00:22.803
‫ما اصالتاً مکزیکی هستیم...

2194
03:00:22.803 --> 03:00:26.598
‫ولی چندین نسله توی اسمالویل بودیم.

2195
03:00:27.224 --> 03:00:29.268
‫می دونی، نصف اوقات اصلاً نمی دونستم...

2196
03:00:29.268 --> 03:00:30.853
‫کدوم قصه هاش واقعی ان.

2197
03:00:31.395 --> 03:00:34.648
‫ولی همیشه باعث میشد این حس رو پیدا کنم...

2198
03:00:34.648 --> 03:00:37.151
‫که به یه جایی تعلق دارم.

2199
03:00:37.776 --> 03:00:40.529
‫هیچوقت واقعاً حس نکردم به جایی تعلق دارم...

2200
03:00:43.282 --> 03:00:45.826
‫تا اینکه راستش با تو آشنا شدم.

2201
03:00:45.826 --> 03:00:46.952
‫جوردن...

2202
03:00:46.994 --> 03:00:48.912
‫می دونم، می دونم، می دونم، بیخیال!

2203
03:00:48.912 --> 03:00:52.457
‫ولی این... ببین، کل حرفم اینه که فقط...

2204
03:00:52.499 --> 03:00:54.877
‫یه نفر کافیه تا کل زندگیت عوض بشه،

2205
03:00:54.877 --> 03:00:56.795
‫تا بهت احساس امنیت بده!

2206
03:00:56.837 --> 03:00:58.297
‫و تو جان رو داری،

2207
03:00:58.297 --> 03:01:00.465
‫خانواده ـت رو داری،

2208
03:01:00.549 --> 03:01:02.384
‫منو داری...

2209
03:01:04.344 --> 03:01:07.055
‫و اینا هیچوقت جایی نمیرن.

2210
03:01:10.851 --> 03:01:14.062
‫واقعاً با این جمله ـت تحت تأثیرم قرار دادی.

2211
03:01:14.062 --> 03:01:16.440
‫- جدی؟
‫- آره.

2212
03:01:23.030 --> 03:01:24.489
‫شما دوتا، دیگه کافیه!

2213
03:01:28.702 --> 03:01:31.580
‫حدود بیست و خرده ای سلاح سنگین و سلاح کمری،

2214
03:01:31.580 --> 03:01:34.333
‫حدود چند هزارتا گلولۀ کریپتونایتی...

2215
03:01:34.875 --> 03:01:37.210
‫و به علاوۀ یه کلکسیون عظیم از:

2216
03:01:37.210 --> 03:01:40.005
‫چاقو و شمشیر و نیزه داریم.

2217
03:01:40.005 --> 03:01:42.007
‫نسخه های اولیۀ توی آزمایشگاه تحقیق و توسعه چی؟

2218
03:01:42.007 --> 03:01:43.675
‫سلاح های شیمیایی رو میگم.

2219
03:01:43.717 --> 03:01:47.262
‫احتمالاً حدود پنج شش تا
‫که توی مراحل مختلف توسعه ان.

2220
03:01:47.262 --> 03:01:49.556
‫توی انبارتون چقدر کریپتونایتِ خام دارید؟

2221
03:01:49.556 --> 03:01:52.059
‫به اندازۀ یکی دوتا انبار.
‫چرا این همه سؤال می پرسی؟

2222
03:01:52.100 --> 03:01:53.727
‫به هر حال همه ـشون قراره از بین برن.

2223
03:01:56.772 --> 03:01:58.732
‫به نظرم این کار اشتباهه.

2224
03:01:58.774 --> 03:01:59.650
‫چی؟

2225
03:01:59.650 --> 03:02:02.069
‫ما به 7734 نیاز داریم.

2226
03:02:02.069 --> 03:02:03.945
‫از اولش هم برای همین بهش اجازۀ فعالیت دادی.

2227
03:02:03.945 --> 03:02:06.865
‫بعدش دیدم چطور به خانواده ام آسیب زد.

2228
03:02:06.865 --> 03:02:08.492
‫این اسلحه ها می تونن بکُشنت.

2229
03:02:08.492 --> 03:02:10.118
‫آره، برای همین لازمشون داریم.

2230
03:02:10.118 --> 03:02:12.746
‫کلارک، تو دشمن نیستی!

2231
03:02:12.746 --> 03:02:14.915
‫آره، ولی ممکن بود بشم.

2232
03:02:14.915 --> 03:02:17.459
‫ببین سم، افرادی مثل من...

2233
03:02:17.459 --> 03:02:19.795
‫بدون این اسلحه ها،

2234
03:02:19.795 --> 03:02:21.380
‫فنا ناپذیریم.

2235
03:02:21.380 --> 03:02:22.964
‫و اگه اتفاقی مشابه این دوباره بیفته...

2236
03:02:22.964 --> 03:02:25.884
‫و از قبل نقشه ای نکشیده باشیم
‫و حرکت پیشگیرانه ای نداشته باشیم...

2237
03:02:27.344 --> 03:02:29.429
‫همه چیز تموم میشه.

2238
03:02:51.618 --> 03:02:52.702
‫کارِت خوب بود، جان!

2239
03:02:52.702 --> 03:02:55.455
‫بازآفرینی بی نقصی از طراحی اصلی!

2240
03:02:55.831 --> 03:02:58.375
‫فکر می کنم ناتالی اگه اینجا بود بهت افتخار می کرد.

2241
03:02:59.751 --> 03:03:01.628
‫حالا که لباست تکمیل شده...

2242
03:03:01.670 --> 03:03:04.339
‫و همۀ جنگجویان دشمن بازداشت شدند،

2243
03:03:04.339 --> 03:03:07.175
‫میشه شاخص های مأموریت جدیدمون رو ازت بپرسم؟

2244
03:03:07.676 --> 03:03:09.052
‫هنوز دارم روش فکر می کنم.

2245
03:03:09.302 --> 03:03:11.763
‫شاید بد نباشه یه تلاش دیگه برای دیدنِ خواهرت بکنی

2246
03:03:11.972 --> 03:03:13.515
‫می دونی، یه جورایی داری سمج میشی.

2247
03:03:13.515 --> 03:03:16.309
‫من برای پیش بینی نیازهات برنامه ریزی شدم.

2248
03:03:16.309 --> 03:03:18.270
‫سلامت بهینۀ روانی نیازمند به...

2249
03:03:18.270 --> 03:03:22.274
‫شکل گیریِ روابط میان فردی ـه.

2250
03:03:22.482 --> 03:03:23.942
‫سلام، ببخشید.

2251
03:03:23.942 --> 03:03:26.736
‫الان رسیدم خونه و یه صداهایی شنیدم، پس...

2252
03:03:29.030 --> 03:03:31.283
‫خب...

2253
03:03:31.324 --> 03:03:33.410
‫واقعاً اینو از صفر ساختی، آره؟

2254
03:03:35.871 --> 03:03:37.539
‫خیلی فوق العاده ـست.

2255
03:03:40.125 --> 03:03:42.377
‫عشق کارهای فنی ای؟

2256
03:03:42.878 --> 03:03:44.713
‫نمی دونم چی هستم.

2257
03:03:47.215 --> 03:03:49.801
‫همیشه ورزشکار بودم، پس نمی دونم.

2258
03:03:49.801 --> 03:03:51.678
‫منم همینطور.

2259
03:03:52.053 --> 03:03:53.972
‫می دونی، می تونی بیشتر از یه چیز باشی.

2260
03:03:54.055 --> 03:03:56.308
‫شاید بد نباشه یه قصه از بچگی هات...

2261
03:03:56.308 --> 03:03:57.809
‫برای جاناتان بگی.

2262
03:03:57.809 --> 03:04:00.187
‫میشه لطفاً فقط خاموش بشی؟

2263
03:04:00.395 --> 03:04:03.231
‫جاناتان!

2264
03:04:03.565 --> 03:04:05.442
‫چرا مدرسه نیستی؟

2265
03:04:12.699 --> 03:04:14.284
‫به نفعته به خاطر بیانیه زنگ زده باشی.

2266
03:04:14.284 --> 03:04:16.411
‫الان نه، لوئیس.
‫موضوع مهمی ـه.

2267
03:04:16.411 --> 03:04:19.205
‫- چی شده؟
‫- موضوع کلارک ـه.

2268
03:04:19.998 --> 03:04:21.917
‫نگرانشم.

2269
03:04:33.720 --> 03:04:35.722
‫[صفحۀ نیازمندی های روزنامه]

2270
03:04:40.977 --> 03:04:42.395
‫سلام، سوف.

2271
03:04:42.687 --> 03:04:45.398
‫مامان،مشکلی پیش اومده؟

2272
03:04:46.441 --> 03:04:48.109
‫منظورت چیه، عزیزم؟

2273
03:04:48.109 --> 03:04:51.112
‫بابا ازم پرسید می خوام برم یه مدرسۀ دیگه یا نه.

2274
03:04:51.112 --> 03:04:53.865
‫نه، گُلم. بابایی همینجوری داشته می پرسیده.

2275
03:04:56.076 --> 03:04:57.410
‫الان میام، باشه؟

2276
03:05:01.957 --> 03:05:03.917
‫الو؟

2277
03:05:03.917 --> 03:05:07.128
‫عه، سلام «کیا».

2278
03:05:07.295 --> 03:05:08.588
‫دستگیر؟

2279
03:05:08.630 --> 03:05:10.590
‫جان، از تو بعیده که قانون شکنی کنی.

2280
03:05:10.632 --> 03:05:13.259
‫می دونم، می دونم، ولی یه دختره هست
‫که سال پایینی ـه.

2281
03:05:13.259 --> 03:05:14.552
‫و نمی دونم والا. خیال می کردم...

2282
03:05:14.552 --> 03:05:16.137
‫خیال می کردم خیلی از من سر تره. خب؟

2283
03:05:16.137 --> 03:05:17.764
‫برای جلب توجه یه دختره، کلاس رو پیچوندی؟

2284
03:05:17.806 --> 03:05:18.640
‫نکته ـش همینجاست.

2285
03:05:18.640 --> 03:05:21.434
‫فقط می خواست در مورد اتفاقاتی که پیش اومده بپرسه.
‫مثلاً...

2286
03:05:21.476 --> 03:05:24.104
‫ادج، قدرت ها، بابابزرگ...

2287
03:05:25.063 --> 03:05:26.398
‫و؟

2288
03:05:26.398 --> 03:05:28.024
‫من که چیزی بهش نگفتم.

2289
03:05:28.066 --> 03:05:29.401
‫باید یه صحبتی با هم بکنیم.

2290
03:05:29.734 --> 03:05:31.861
‫آره، باید بکنیم.
‫جان کلاسش رو پیچونده.

2291
03:05:32.070 --> 03:05:33.780
‫چی؟ برو طبقۀ بالا.

2292
03:05:33.822 --> 03:05:35.740
‫بعداً به حساب تو می رسم.

2293
03:05:39.244 --> 03:05:40.412
‫بعد از اینکه حرفم رو زدم...

2294
03:05:40.412 --> 03:05:42.414
‫در مورد اون حرف می زنیم.

2295
03:05:43.957 --> 03:05:47.043
‫- به بابام گفتی پروژۀ 7734 رو نگه داره؟
‫- آره، آره.

2296
03:05:47.085 --> 03:05:48.378
‫قبلش باید به تو می گفتم.

2297
03:05:48.420 --> 03:05:51.256
‫جاناتان، طبقۀ بالا!

2298
03:05:52.799 --> 03:05:54.884
‫بعد از این همه بدبختی ای که کشیدیم...

2299
03:05:54.926 --> 03:05:56.636
‫- می دونم، می دونم.
‫- چرا؟

2300
03:05:56.636 --> 03:05:58.972
‫چون کار درست همینه.

2301
03:05:58.972 --> 03:06:01.141
‫این ربطی به ادج نداره، مگه نه؟
‫مربوط به خودت میشه.

2302
03:06:01.141 --> 03:06:02.725
‫لوئیس، نزدیک بود جان آیرونز رو بکُشم.

2303
03:06:02.767 --> 03:06:04.727
‫- ولی نکُشتی!
‫- آره ولی اگه کُشته بودم چی؟

2304
03:06:04.727 --> 03:06:06.688
‫یعنی بعدش کی می مُرد؟

2305
03:06:06.688 --> 03:06:08.857
‫من قسم خوردم تا از مردم این سیاره دفاع کنم.

2306
03:06:08.857 --> 03:06:10.233
‫تا الان عملکردم در حد معقول بوده،

2307
03:06:10.233 --> 03:06:12.235
‫ولی اگه یه موقع گول خوردم یا فاسد شدم چی؟

2308
03:06:12.277 --> 03:06:15.530
‫- هیچوقت همچین اتفاقی نمیفته.
‫- ولی تازگی افتاد!

2309
03:06:16.614 --> 03:06:18.116
‫مردم این دنیا حق دارن که وسیله ای...

2310
03:06:18.116 --> 03:06:19.284
‫برای دفاع از خودشون...

2311
03:06:19.284 --> 03:06:21.911
‫در برابر تنها چیزی که نمی تونم
‫ازش نجاتشون بدم داشته باشن: از خودم!

2312
03:06:21.911 --> 03:06:23.705
‫اگه همچین اسلحه هایی وجود داشته باشه،

2313
03:06:23.705 --> 03:06:25.915
‫اونوقت به دست آدمای نااهل می رسه...

2314
03:06:25.957 --> 03:06:27.959
‫و اونموقع باید چیکار کنیم؟

2315
03:06:32.297 --> 03:06:33.548
‫مدرسه پیچوندن کافی نبود،

2316
03:06:33.548 --> 03:06:35.383
‫این یکی باید می رفت دستگیر می شد!

2317
03:06:35.383 --> 03:06:36.676
‫اگه جفتشون دارن بدرفتاری میکنن،

2318
03:06:36.718 --> 03:06:37.886
‫تنبیهشون می کنیم.

2319
03:06:37.886 --> 03:06:39.053
‫من پشت فرمون میشینم.

2320
03:06:39.095 --> 03:06:40.930
‫- لوئیس، در مورد اون چیز دیگه...
‫- چی؟

2321
03:06:40.930 --> 03:06:42.265
‫من درست میگم. تو اشتباه میکنی.

2322
03:06:42.265 --> 03:06:44.642
‫درک می کنم چرا همچین فکری می کنی.

2323
03:06:44.642 --> 03:06:46.144
‫می دونی اونموقع که بابام...

2324
03:06:46.144 --> 03:06:47.937
‫به جان هنری آیرونز...

2325
03:06:47.979 --> 03:06:49.814
‫اجازۀ شلیک موشک رو داد چه حسی داشتم؟

2326
03:06:49.814 --> 03:06:50.940
‫شرمنده!

2327
03:06:50.940 --> 03:06:52.901
‫پس چرا ریسکِ دوباره پیش اومدنش رو بکنیم؟

2328
03:06:52.901 --> 03:06:53.860
‫گفتم که. چون...

2329
03:06:53.860 --> 03:06:55.195
‫چون کار درست همینه.

2330
03:06:55.195 --> 03:06:57.572
‫اصلاً این حرف دیگه معنایی هم داره، کلارک؟

2331
03:06:57.572 --> 03:07:00.575
‫امروز به کریسی دروغ گفتم
‫تا از خانواده ام محافظت کنم.

2332
03:07:00.575 --> 03:07:03.494
‫خط قرمزِ مقدس خودمو
‫در نقش روزنامه نگار زیرپا گذاشتم.

2333
03:07:03.494 --> 03:07:04.829
‫جفتمون هر از گاهی توی...

2334
03:07:04.829 --> 03:07:06.539
‫اخلاق روزنامه نگاری، به جاده خاکی میزنیم.

2335
03:07:06.539 --> 03:07:08.541
‫وقتی پای حفظ کردنِ رازت در میون باشه،

2336
03:07:08.541 --> 03:07:10.293
‫نه توی خبرهایی که در موردشون تحقیق می کنیم.

2337
03:07:10.335 --> 03:07:11.711
‫آره ولی ادج برادر منه.

2338
03:07:11.711 --> 03:07:14.047
‫اون کریپتونی ـه. این خبر فرق می کنه.

2339
03:07:14.047 --> 03:07:16.716
‫چرا باید با این موضوع مشکلی نداشته باشم که
‫ارتش یه کد رمزی...

2340
03:07:16.716 --> 03:07:17.884
‫برای کُشتن شوهرم داره؟

2341
03:07:17.884 --> 03:07:20.553
‫اونم با وجود یه عالمه روانی
‫که میخوان سر به تنت نباشه!

2342
03:07:20.553 --> 03:07:23.306
‫واقعاً به نظر فکر خیلی بدی میاد.

2343
03:07:24.182 --> 03:07:25.808
‫لوئیس، میشه لطفاً فقط گوش کنی...

2344
03:07:25.850 --> 03:07:27.769
‫نه، هیچ حرفی نداری که دلم بخواد بشنوم...

2345
03:07:27.769 --> 03:07:30.813
‫و الان عصبانی ام و
‫چون سرت داد زدم احساس شرمندگی می کنم...

2346
03:07:30.813 --> 03:07:32.315
‫ولی از طرفی هم باید عصبانی بمونم...

2347
03:07:32.315 --> 03:07:33.942
‫تا جوردن رو مثل سگ بترسونم.

2348
03:07:33.942 --> 03:07:35.818
‫پس تو همینجا بمون...

2349
03:07:35.818 --> 03:07:37.445
‫و بذار جفتمون یه کم فکر کنیم...

2350
03:07:37.445 --> 03:07:38.738
‫و بعداً در موردش حرف می زنیم.

2351
03:07:38.738 --> 03:07:41.282
‫بعد از اینکه وثیقه گذاشتم
‫تا پسرم رو از زندان در بیارن!

2352
03:07:59.175 --> 03:08:02.053
‫- چیکار می کردین؟
‫- واقعاً درکتون نمی کنم.

2353
03:08:02.053 --> 03:08:05.181
‫- می تونم توضیح بدم.
‫- واقعاً شرمنده!

2354
03:08:05.181 --> 03:08:07.850
‫سلام لانا.
‫شما هم باید مادر جوردن باشید.

2355
03:08:07.850 --> 03:08:09.644
‫کیا، چی شده؟

2356
03:08:09.644 --> 03:08:12.271
‫بدون اجازه وارد منطقۀ نزدیک برکۀ اطلس شده بودن.

2357
03:08:12.271 --> 03:08:14.273
‫شوخیت گرفته؟

2358
03:08:14.273 --> 03:08:16.818
‫وقتی هم سن و سال اونا بودیم،
‫همیشۀ خدا می رفتیم اونجا.

2359
03:08:16.818 --> 03:08:19.112
‫بجز اینکه اونجا یه ملک شخصی ـه
‫نمی دونم چی بهت بگم.

2360
03:08:21.072 --> 03:08:23.574
‫معاون، اگه لانا هم حتی نمی دونست
‫اونجا ملک شخصی ـه...

2361
03:08:23.574 --> 03:08:24.993
‫پس مطمئنم بچه ها هم نمی دونستن.

2362
03:08:24.993 --> 03:08:28.454
‫و بهتون قول می دم یه دنیا بلای غیرقابل تصور...

2363
03:08:28.454 --> 03:08:30.832
‫در انتظار پسرمه، چون مدرسه ـش رو پیچونده!

2364
03:08:30.832 --> 03:08:32.333
‫سارا هم همینطور.

2365
03:08:32.375 --> 03:08:33.710
‫دیگه هیچوقت تکرار نمیشه.

2366
03:08:33.793 --> 03:08:35.920
‫چون صرفاً گذاشت با یه اخطار برید...

2367
03:08:35.920 --> 03:08:37.755
‫- دلیل نمیشه که نادیده بگیریمش.
‫- مامان...

2368
03:08:37.797 --> 03:08:39.298
‫- هنوز حرف نزن!
‫- داشتم می گفتم...

2369
03:08:39.298 --> 03:08:41.676
‫مشکل اصلی خانوادۀ کوشینگ هستن.

2370
03:08:41.676 --> 03:08:43.636
‫جدی میگم کلانتر، من از همون روز اول...

2371
03:08:43.636 --> 03:08:45.054
‫به مورگان ادج مشکوک بودم.

2372
03:08:45.054 --> 03:08:47.390
‫ولی کایل رو که می شناسی.
‫همه ـش اصرار می کنه...

2373
03:08:47.390 --> 03:08:49.600
‫تا اینکه بالاخره به هدفش برسه.

2374
03:08:49.600 --> 03:08:52.061
‫یعنی راستش...

2375
03:08:52.061 --> 03:08:54.522
‫قربانی های اصلی ما هستیم.

2376
03:08:54.522 --> 03:08:56.482
‫خدا می دونه چه مزیت هایی...

2377
03:08:56.482 --> 03:08:59.110
‫از اون کار خاصِ لانا نصیبشون شد.

2378
03:08:59.819 --> 03:09:02.238
‫- هیچ مزیتی!
‫- لانا...

2379
03:09:02.238 --> 03:09:04.574
‫به ما هم مثل بقیه دروغ گفته شد.

2380
03:09:04.615 --> 03:09:07.410
‫دقیقاً همونطور که تو وقتی گفتی میخوای کمکمون کنی
‫بهمون دروغ گفتی.

2381
03:09:07.410 --> 03:09:09.120
‫میخوای بریم یه جای دیگه صحبت کنیم؟

2382
03:09:09.120 --> 03:09:11.789
‫گفتی میخوای سو تفاهم ها رو رفع کنی،

2383
03:09:11.789 --> 03:09:14.292
‫ولی تنها کاری که کردی این بود که
‫خودتو کشیدی کنار...

2384
03:09:14.292 --> 03:09:16.586
‫تا وقتی موقع انتخابات شهرداری رسید
‫دودش تو چشمت نره.

2385
03:09:16.627 --> 03:09:18.045
‫دارم کاری که به نفع شهره رو میکنم.

2386
03:09:18.045 --> 03:09:19.589
‫داری کاری که به نفع خودته رو میکنی...

2387
03:09:19.589 --> 03:09:21.632
‫اونم به قیمتِ آبروی خانوادۀ من!

2388
03:09:21.632 --> 03:09:24.719
‫و باید به خاطر این کارِت از خودت خجالت بکشی.

2389
03:09:30.766 --> 03:09:31.767
‫حالت خوبه؟

2390
03:09:31.809 --> 03:09:33.603
‫الان نمی دونم حالم چطوره.

2391
03:09:33.644 --> 03:09:36.397
‫- احساسات مختلفی دارم.
‫- بیشتر عصبانی هستی، درسته؟

2392
03:09:36.397 --> 03:09:40.276
‫خیلی عصبانی ام! تا حالا به این توجه کردی که...

2393
03:09:40.276 --> 03:09:41.903
‫که چقدر صورت شهردار، مُشت خورش ملس ـه؟

2394
03:09:41.903 --> 03:09:43.029
‫آره، توجه کردم.

2395
03:09:43.029 --> 03:09:44.113
‫خدا!

2396
03:09:44.489 --> 03:09:47.700
‫می دونی، فقط اون نیست.

2397
03:09:47.700 --> 03:09:49.785
‫انگار کل این شهر...

2398
03:09:49.827 --> 03:09:51.204
‫بهمون پشت کرده.

2399
03:09:51.204 --> 03:09:52.997
‫فقط دنبال یه راه برای فراموش کردن هستن.

2400
03:09:52.997 --> 03:09:55.500
‫مقصر دونستنِ شما
‫آسون تر از اینه که خودشون رو مقصر بدونن.

2401
03:09:55.500 --> 03:09:57.960
‫آره، ولی بازم دردناکه!

2402
03:09:58.002 --> 03:10:00.254
‫اسمالویل همیشه هوای منو داشته.

2403
03:10:00.254 --> 03:10:02.632
‫برای همین توش زندگیم رو تشکیل دادم،

2404
03:10:02.840 --> 03:10:05.968
‫ولی الان دارم میگم ایکاش
‫برای روز مبادا برنامه داشتم...

2405
03:10:06.010 --> 03:10:08.054
‫چون همه دست رد به سینه ام زدن...

2406
03:10:08.054 --> 03:10:09.847
‫و هیچ پس اندازی ندارم...

2407
03:10:09.847 --> 03:10:11.599
‫و به هیچ جای دیگه ای وصل نیستم.

2408
03:10:11.599 --> 03:10:15.144
‫و نگران خانواده ام هستم، لوئیس...

2409
03:10:15.144 --> 03:10:17.396
‫مخصوصاً وقتی آدمایی مثل شهردار «دین»...

2410
03:10:17.396 --> 03:10:19.482
‫دارن داستان رو جور دیگه ای تعریف می کنن.

2411
03:10:19.523 --> 03:10:22.818
‫درست نیست! درست نیست!

2412
03:10:23.527 --> 03:10:27.073
‫و اینجا اون شهری نیست که قبلاً عاشقش بودم.

2413
03:10:33.454 --> 03:10:36.582
‫برو توی اتاقت.
‫بعداً دربارۀ این قضیه حرف می زنیم.

2414
03:10:41.837 --> 03:10:44.006
‫سلام.

2415
03:10:44.006 --> 03:10:46.342
‫با یه اخطار ولشون کردن.

2416
03:10:48.386 --> 03:10:50.346
‫خوبه.

2417
03:10:50.388 --> 03:10:53.099
‫جان هنوز بالا توی اتاقشه.

2418
03:10:55.184 --> 03:10:57.228
‫- بهتره در موردِ...
‫- باید در مورد...

2419
03:10:59.021 --> 03:11:00.523
‫اول تو بگو.

2420
03:11:04.944 --> 03:11:07.071
‫کلارک، تو اشتباه می کنی.

2421
03:11:08.281 --> 03:11:10.282
‫لوئیس، باید یه نقشه داشته باشیم.

2422
03:11:10.533 --> 03:11:11.367
‫چرا؟

2423
03:11:11.367 --> 03:11:13.327
‫چون ذهنت قابل فاسد شدنه؟

2424
03:11:13.327 --> 03:11:15.162
‫الان مدرک داریم!

2425
03:11:15.162 --> 03:11:18.040
‫قلبت از ذهنت قوی تره.

2426
03:11:18.082 --> 03:11:19.542
‫نه، متوجه نیستی.

2427
03:11:19.667 --> 03:11:21.669
‫کلارک، من خودم عاشق نقشه های روز مبادایی ام...

2428
03:11:21.669 --> 03:11:24.213
‫ولی این یکی ریسک های خیلی بزرگی داره،

2429
03:11:24.213 --> 03:11:26.841
‫اونم به خاطر چیزی که ثابت کردی تهدید حساب نمیشه.

2430
03:11:28.718 --> 03:11:31.345
‫خیلی هم اینطور نیست.

2431
03:11:33.139 --> 03:11:35.099
‫منظورت چیه؟

2432
03:11:40.855 --> 03:11:43.274
‫بابام بهم کنترل کردن رو یاد داد.

2433
03:11:44.400 --> 03:11:46.569
‫تقریباً 40 ساله که دارم قدرت هام رو...

2434
03:11:46.610 --> 03:11:48.070
‫هر ثانیه از هر روز...

2435
03:11:48.070 --> 03:11:50.740
‫کنترل می کنم،

2436
03:11:50.781 --> 03:11:52.742
‫ولی وقتی زاد کنترلم رو به دست گرفت،

2437
03:11:52.742 --> 03:11:54.243
‫برای اولین بار...

2438
03:11:54.243 --> 03:11:57.246
‫احساس کردم که بیخیال شدن چه حسی داره.

2439
03:11:58.706 --> 03:12:00.833
‫تا واقعاً بیخیال همه چی بشم.

2440
03:12:01.042 --> 03:12:04.003
‫کلارک، اونا احساسات زاد بودن، نه تو!

2441
03:12:04.003 --> 03:12:06.756
‫می دونم، ولی من حسش کردم.

2442
03:12:06.797 --> 03:12:09.091
‫خودم بودم.

2443
03:12:10.217 --> 03:12:13.095
‫و نمیگم می خوام این حقیقت داشته باشه...

2444
03:12:13.095 --> 03:12:15.264
‫کاش حقیقت نداشت...

2445
03:12:19.059 --> 03:12:21.270
‫ولی حس خوبی داشت!

2446
03:12:21.270 --> 03:12:24.106
‫حس خیلی خیلی خوبی داشت.

2447
03:12:24.106 --> 03:12:26.233
‫این احساس نگرانم می کنه.

2448
03:12:26.233 --> 03:12:28.444
‫حتی اگه کمترین شانسی وجود داشته باشه که...

2449
03:12:28.444 --> 03:12:32.448
‫دوباره یه موقع بازیچۀ اون میل به بیخیالی بشم...

2450
03:12:36.368 --> 03:12:39.413
‫دنیا یه راهی برای اینکه جلوی منو بگیره لازم داره.

2451
03:12:40.581 --> 03:12:42.625
‫فکر نمی کنم هیچوقت همچین اتفاقی بیفته.

2452
03:12:42.750 --> 03:12:45.377
‫- لوئیس...
‫- ولی...

2453
03:12:45.377 --> 03:12:48.464
‫اگه یه موقع اشتباه کرده باشم...

2454
03:12:48.464 --> 03:12:51.842
‫و اگه این باعث میشه احساس بهتری داشته باشی
‫پس قبول!

2455
03:12:51.842 --> 03:12:53.344
‫بیا یه حرکت پیشگیرانه داشته باشیم،

2456
03:12:53.344 --> 03:12:56.138
‫ولی صد سال سیاه...

2457
03:12:56.138 --> 03:12:58.307
‫توی این قضیه به وزارت دفاع اعتماد نمی کنم.

2458
03:13:00.351 --> 03:13:03.229
‫پس باید یه نفر رو پیدا کنیم که قابل اعتماده.

2459
03:13:03.229 --> 03:13:05.022
‫میخوای یه بار دیگه بگی چی گفتی؟

2460
03:13:05.022 --> 03:13:06.815
‫می دونم خواهش بزرگیه.

2461
03:13:06.857 --> 03:13:09.610
‫می خوای من و فقط من...

2462
03:13:09.610 --> 03:13:11.237
‫قابلیتِ کُشتنت رو داشته باشم؟

2463
03:13:11.237 --> 03:13:14.240
‫اگه یه موقع لازم شد، آره.

2464
03:13:15.324 --> 03:13:16.659
‫ولی الان می دونم کی هستی.

2465
03:13:16.700 --> 03:13:19.495
‫می دونم، ولی این برای وضعیت هاییه که
‫قابل پیش بینی نیستن،

2466
03:13:19.620 --> 03:13:22.039
‫و تو خودت از نزدیک دیدی که...

2467
03:13:22.039 --> 03:13:24.041
‫چه خرابی هایی می تونم برای این دنیا به بار بیارم.

2468
03:13:24.041 --> 03:13:25.334
‫دارم سعی می کنم فراموش کنم.

2469
03:13:25.334 --> 03:13:27.628
‫یادت رفته؟ الان دیگه کُشتنِ تو...

2470
03:13:27.628 --> 03:13:29.171
‫تنها هدف زندگی کردنم نیست.

2471
03:13:29.380 --> 03:13:30.756
‫نباید هم باشه.

2472
03:13:30.756 --> 03:13:32.967
‫جان، شک ندارم توی این دنیا راه خودتو پیدا می کنی،

2473
03:13:32.967 --> 03:13:36.971
‫ولی به نظرم می تونی همزمان نگهبانِ 7734 هم باشی.

2474
03:13:38.305 --> 03:13:41.225
‫اومدی اینجا تا از این دنیا در برابر من محافظت کنی،

2475
03:13:41.559 --> 03:13:43.435
‫الان هم دارم ازت همینو می خوام.

2476
03:13:47.856 --> 03:13:49.358
‫به سم زنگ می زنم.

2477
03:13:52.069 --> 03:13:54.697
‫[مجلۀ اسمالویل]

2478
03:14:00.661 --> 03:14:03.205
‫انتظار نداشتم تو رو ببینم.

2479
03:14:03.998 --> 03:14:06.041
‫یه عذرخواهی بهت بدهکارم.

2480
03:14:06.208 --> 03:14:08.294
‫یه جورایی سرم شلوغه، لوئیس.

2481
03:14:10.087 --> 03:14:13.090
‫حق با تو بود. دروغ گفتم.

2482
03:14:14.633 --> 03:14:17.469
‫بابام داره یه چیزی رو قایم می کنه
‫و نمی تونم به اعتمادش خیانت کنم.

2483
03:14:17.469 --> 03:14:20.222
‫این خبر بزرگتر از تو یا باباته.

2484
03:14:20.222 --> 03:14:22.433
‫ما نسبت به مردم مسئولیت داریم.

2485
03:14:22.433 --> 03:14:24.184
‫این شهر داره از هم می پاشه.

2486
03:14:24.184 --> 03:14:26.270
‫باور کن می دونم.

2487
03:14:26.270 --> 03:14:28.105
‫مردم دارن همدیگه رو جِر واجِر می کنن،

2488
03:14:28.105 --> 03:14:30.399
‫و دنبال یه مقصر می گردن و اگه هیچ کاری نکنیم...

2489
03:14:30.399 --> 03:14:33.152
‫ما هم مثل هر کس دیگه ای
‫توی نابودی این شهر مسئولیم.

2490
03:14:33.152 --> 03:14:35.070
‫کاش میشد کاری کرد!

2491
03:14:35.070 --> 03:14:36.613
‫نمی تونم این خبر رو بنویسم.

2492
03:14:36.613 --> 03:14:39.783
‫اونقدر بهش نزدیکم که نمی تونم بی طرف باقی بمونم،

2493
03:14:41.493 --> 03:14:43.287
‫ولی تو می تونی.

2494
03:14:52.171 --> 03:14:55.507
‫این یه بیانیه از طرف باباته!

2495
03:14:55.716 --> 03:14:57.509
‫اون نمیاد همه چیز رو علنی کنه...

2496
03:14:57.509 --> 03:14:59.511
‫ولی این در حدی هست که بشه
‫عمدۀ خبر رو منتشر کرد...

2497
03:14:59.511 --> 03:15:02.264
‫و تقصیرها رو گردن کسی که حقشه انداخت:

2498
03:15:02.306 --> 03:15:04.141
‫مورگان ادج!

2499
03:15:06.185 --> 03:15:08.270
‫خیلی کارِ داغونی کردی، لوئیس.

2500
03:15:08.270 --> 03:15:09.563
‫می دونم.

2501
03:15:09.563 --> 03:15:11.565
‫امیدوارم بتونم اعتمادت رو دوباره به خودم جلب کنم.

2502
03:15:16.612 --> 03:15:18.238
‫اونجا چیکار می کنی؟

2503
03:15:18.238 --> 03:15:19.990
‫من تنها نیستم.

2504
03:15:19.990 --> 03:15:23.869
‫کل این مدت بدون هیچکدوم از هم نوع هام بودم،

2505
03:15:23.869 --> 03:15:25.621
‫چندین سال...

2506
03:15:25.621 --> 03:15:27.831
‫تنها بودم، پدر!

2507
03:15:27.956 --> 03:15:29.291
‫چطور تونستی بهم نگی؟

2508
03:15:29.333 --> 03:15:31.460
‫اون هیچ ارتباطی باهات نداره.

2509
03:15:31.460 --> 03:15:33.128
‫از خاندان «ال» ـه. اون برادر...

2510
03:15:33.128 --> 03:15:34.505
‫برادرته، آره.

2511
03:15:34.505 --> 03:15:36.632
‫فقط به واسطۀ اصل و نسب!

2512
03:15:36.632 --> 03:15:39.092
‫یه اصل و نسبِ رقت انگیزِ خیانت آمیز!

2513
03:15:39.092 --> 03:15:40.886
‫اون یه قهرمان شده، پدر.

2514
03:15:40.886 --> 03:15:42.679
‫اون هیچی نیست!

2515
03:15:43.514 --> 03:15:45.015
‫یه راه دیگه پیدا می کنم.

2516
03:15:45.057 --> 03:15:46.725
‫همچین کاری نمی کنی.

2517
03:15:46.725 --> 03:15:48.143
‫وقتی دستگاه نابودگر رو پیدا کردم،

2518
03:15:48.185 --> 03:15:50.729
‫- بهش نشون میدم چیکار می تونیم بکنیم.
‫- تال، نه!

2519
03:15:50.729 --> 03:15:52.147
‫خودمو بهش می شناسونم،

2520
03:15:52.189 --> 03:15:54.358
‫و بهش همون چیزی رو میدم که اون هم اینجا نداشته!
‫(خانواده)

2521
03:15:54.358 --> 03:15:55.484
‫تال، گوش کن چی میگم.

2522
03:15:55.484 --> 03:15:58.529
‫لازم نیست این کار رو به روش تو انجام بدم، پدر.

2523
03:15:58.529 --> 03:16:00.656
‫اینجوری احیا رو خراب می کنی.

2524
03:16:00.656 --> 03:16:03.158
‫خرابش نمی کنم.
‫فقط نمی خوام برای انجامش بمیرم.

2525
03:16:03.200 --> 03:16:06.203
‫راه من، تنها راهشه!

2526
03:16:09.665 --> 03:16:11.291
‫تال؟ تال؟

2527
03:16:11.291 --> 03:16:13.710
‫تال، چیکار می کنی؟ نه!

2528
03:16:36.316 --> 03:16:39.236
‫راه تو تنها راهه.

2529
03:16:39.444 --> 03:16:41.530
‫خداحافظ، پدر.

2530
03:16:55.252 --> 03:16:57.546
‫واقعاً نمی دونم الان باید چی بگم.

2531
03:16:57.546 --> 03:16:59.172
‫می تونی با یه عذرخواهی شروع کنی.

2532
03:16:59.172 --> 03:17:01.800
‫ببخشید که پلیس ها عصبانی شدن...

2533
03:17:01.800 --> 03:17:03.218
‫که ما رفتیم کنار دریاچه!

2534
03:17:03.218 --> 03:17:05.971
‫می دونی، قضیۀ ورود بدون اجازه رو فراموش کن، سارا.

2535
03:17:05.971 --> 03:17:08.307
‫مدرسه رو پیچوندی.
‫این غیرقابل قبوله!

2536
03:17:08.307 --> 03:17:11.643
‫باید توی کلاس بشینم تا ملت در مورد من یا شما...

2537
03:17:11.643 --> 03:17:12.686
‫حرف بزنن؟

2538
03:17:12.686 --> 03:17:15.689
‫همه به خاطر قضیۀ ادج ما رو مقصر می دونن
‫و من دیگه خسته شدم. خب؟

2539
03:17:15.689 --> 03:17:17.232
‫پس لطفاً حبس خونگیم بکنید.

2540
03:17:17.274 --> 03:17:19.985
‫خیلی هم کُشته مُردۀ این نیستم که
‫برم توی این شهر غم انگیز کوچیک...

2541
03:17:19.985 --> 03:17:22.988
‫کنار این آدمای کینه ایِ کوته فکرِ آشغال!

2542
03:17:22.988 --> 03:17:26.491
‫می دونید چیه؟ برای امشب دیگه بسه.

2543
03:17:26.533 --> 03:17:28.910
‫فردا از اول شروع می کنیم. باشه؟

2544
03:17:28.910 --> 03:17:31.038
‫- باشه.
‫- باشه.

2545
03:17:40.672 --> 03:17:41.965
‫از دست نوجوون ها!

2546
03:17:44.134 --> 03:17:47.429
‫کاش قیافۀ شهردار «دین» رو می دیدی.

2547
03:17:48.096 --> 03:17:50.849
‫خودش می دونه اشتباه می کرده.

2548
03:17:51.433 --> 03:17:54.061
‫خب، اونم به فکر خودشه دیگه.

2549
03:17:54.895 --> 03:17:57.397
‫اوضاع فقط بدتر و بدتر میشه، مگه نه؟

2550
03:18:03.153 --> 03:18:06.114
‫شاید حق با تو باشه، کایل.

2551
03:18:07.115 --> 03:18:08.825
‫شاید بهتر باشه وسایلمون رو جمع کنیم...

2552
03:18:08.825 --> 03:18:11.620
‫و تا می تونیم از اینجا دور بشیم.

2553
03:18:17.793 --> 03:18:20.045
‫چیزیمون نمیشه.

2554
03:18:21.046 --> 03:18:23.507
‫اصلاً می دونید چقدر توی دردسر افتادید؟

2555
03:18:23.548 --> 03:18:25.175
‫نمیشه همینجوری مدرسه رو بپیچونید.

2556
03:18:25.175 --> 03:18:27.177
‫برام مهم نیست فکر و ذکرتون سارا کوشینگ شده...

2557
03:18:27.177 --> 03:18:29.429
‫یا اومدین خونه با جان هنری رُبات بسازید.

2558
03:18:29.429 --> 03:18:31.223
‫- فکر و ذکر؟
‫- یه لباس جنگی ـه.

2559
03:18:31.264 --> 03:18:32.933
‫بچه ها، شماها خیلی سختی کشیدین.

2560
03:18:32.933 --> 03:18:34.893
‫می خواید یه کم خودتون رو تخلیه کنید،
‫درک می کنم!

2561
03:18:34.935 --> 03:18:36.311
‫ولی یه سری قوانین هست...

2562
03:18:36.353 --> 03:18:38.480
‫و نباید با نادیده گرفتنِ زحماتی که معلم هاتون...

2563
03:18:38.480 --> 03:18:40.690
‫توی کلاس هاتون می کشن، بهشون بی احترامی کنید.

2564
03:18:40.690 --> 03:18:43.026
‫- شرمنده ایم.
‫- واقعاً شرمنده.

2565
03:18:43.860 --> 03:18:45.278
‫می خواید یه بار دیگه...

2566
03:18:45.278 --> 03:18:46.947
‫یه جور بگید که باورمون بشه لطفاً؟

2567
03:18:47.781 --> 03:18:49.908
‫- شرمنده.
‫- شرمنده.

2568
03:18:49.950 --> 03:18:51.034
‫ممنون.

2569
03:18:51.034 --> 03:18:52.536
‫حالا اوضاع بالاخره داره آروم میشه،

2570
03:18:52.536 --> 03:18:54.246
‫پس وقتی حبس خونگیتون تموم شد،

2571
03:18:54.246 --> 03:18:56.456
‫می تونید دوباره نوجوون های معمولی باشید...

2572
03:18:56.581 --> 03:19:00.043
‫و باور کنید، توی شهرهای کوچیک
‫اتفاقاً خیلی خوش میگذره.

2573
03:19:04.339 --> 03:19:07.300
‫خیلی خب، برید بخوابید. الان!

2574
03:19:17.602 --> 03:19:18.645
‫چیه؟

2575
03:19:19.771 --> 03:19:21.815
‫«توی شهرهای کوچیک خیلی خوش میگذره».

2576
03:19:21.815 --> 03:19:24.401
‫فقط می خواستم یه چیزی بهشون بگم
‫که بهش امیدوار باشن.

2577
03:19:24.401 --> 03:19:26.528
‫- به طرز عجیبی خوشم اومد!
‫- عه، جداً؟

2578
03:19:26.528 --> 03:19:29.447
‫اونوقت هنوز به شهرهای کوچیک علاقه پیدا نکردی؟

2579
03:19:29.573 --> 03:19:31.700
‫به شوهرم که توی شهر کوچیکه علاقه پیدا کردم.

2580
03:19:31.741 --> 03:19:34.077
‫هممم. با اینم کارم راه میفته.

2581
03:19:40.584 --> 03:19:42.210
‫چند وقت پیش شروع شد؟

2582
03:19:42.210 --> 03:19:44.170
‫چند دقیقه میشه، قربان.

2583
03:19:46.548 --> 03:19:48.633
‫یه تیم بفرست بررسیش کنه.

2584
03:20:08.361 --> 03:20:10.071
‫- علائم حیاتیش؟
‫- علائم حیاتی نداره، قربان.

2585
03:20:10.071 --> 03:20:12.073
‫چیزی دریافت نمی کنیم.

2586
03:20:19.164 --> 03:20:21.333
‫اون میدانِ کریپتونایتی رو حداکثر کنید.

2587
03:20:38.391 --> 03:20:39.851
‫از اونجا بیارشون بیرون.

2588
03:21:25.271 --> 03:21:27.107
‫ادج!

2589
03:21:56.427 --> 03:21:58.263
‫رفتش.

2590
03:21:59.347 --> 03:22:02.100
‫کدوم گوری رفت؟

2591
03:22:14.487 --> 03:22:16.447
‫تو یه مأموریت داشتی!

2592
03:22:16.447 --> 03:22:18.116
‫- یه مأموریت!
‫- یه مأموریت!

2593
03:22:18.116 --> 03:22:20.952
‫و چون ضعیف هستی، ازش منحرف شدی.

2594
03:22:20.994 --> 03:22:22.495
‫- ضعیف!
‫- ضعیف!

2595
03:22:22.495 --> 03:22:24.622
‫دیگه ازش منحرف نمیشی.

2596
03:22:24.664 --> 03:22:27.375
‫حالا برو و کاری که براش فرستاده شدی رو کامل کن.

2597
03:22:27.375 --> 03:22:29.752
‫- نابودگر شو!
‫- نابودگر شو!

2598
03:22:29.752 --> 03:22:31.963
‫- نابودگر شو!
‫- نابودگر شو!

2599
03:22:32.005 --> 03:22:34.507
‫نابودگر شو!

2600
03:22:34.507 --> 03:22:37.635
‫وگرنه اینو بدون که تنها دلیل از دست رفتنِ کریپتون،

2601
03:22:37.635 --> 03:22:39.345
‫تو بودی.

2602
03:22:39.429 --> 03:22:44.601
‫«فیلم با زیرنویس در سایت هکس دانلود»
‫مترجم: «TheFlashPoint»

