
1
00:00:00.750 --> 00:00:02.252
‫آنچه در سوپرمن و لوئیس گذشت...

2
00:00:03.628 --> 00:00:06.715
‫تو و جوردن، عملاً خودتون اسلحه اید.

3
00:00:06.715 --> 00:00:10.009
‫تنها کسی که توی این خونه کاملاً غیرمسلح ـه، منم.

4
00:00:10.009 --> 00:00:12.178
‫آدم نمیره توی ونِ آدمکُشیِ...

5
00:00:12.178 --> 00:00:14.514
‫یه یارویی که از یه دنیای دیگه اومده،
‫فضولی کنه.

6
00:00:14.514 --> 00:00:18.059
‫ما انسان های فوق العاده ای
‫در خانواده ای از اَبَرانسان ها هستیم.

7
00:00:18.810 --> 00:00:21.229
‫- نمی تونم بدون اون اجرا کنم.
‫- من بجاش میام.

8
00:00:21.229 --> 00:00:22.981
‫نمی تونم همه ـش به دل خودم صابون بزنم،

9
00:00:22.981 --> 00:00:24.649
‫بعدش ناامید بشم.

10
00:00:24.649 --> 00:00:26.192
‫تونستید به اندازۀ کافی سوژه پیدا کنید؟

11
00:00:26.192 --> 00:00:29.028
‫آره، ولی تضمینی نیست که میزبان های پذیرایی باشن.

12
00:00:29.028 --> 00:00:30.405
‫چیزای خیلی حال به هم زنی بودن.

13
00:00:30.405 --> 00:00:33.450
‫اون گاز، کریپتونایتِ مصنوعیِ آزمایشی بود.

14
00:00:33.450 --> 00:00:35.702
‫برای نفوذ به سیستم تنفسیت...

15
00:00:35.702 --> 00:00:37.412
‫و تضعیفت از درون، طراحی شده بود.

16
00:00:55.763 --> 00:00:58.183
‫چرا ادج اینجاست؟

17
00:00:58.391 --> 00:01:01.895
‫یعنی چرا اسمالویل؟

18
00:01:02.103 --> 00:01:03.980
‫مطمئناً به خاطر بریانی نیومده.
‫(نوعی غذا)

19
00:01:04.689 --> 00:01:07.609
‫در عرض چند هفته رفت داخل هیزل گرین و گرنویل
‫و از اونجا اومد بیرون...

20
00:01:07.609 --> 00:01:10.153
‫در عرض چند ماه،
‫عملیات های اجراییِ نیوکارتیج رو از کار انداخت،

21
00:01:10.153 --> 00:01:11.404
‫الان هم که اومده اینجا.

22
00:01:11.404 --> 00:01:13.865
‫باید به همون دلیلی باشه که
‫به شهرهای دیگه رفته، نه؟

23
00:01:14.199 --> 00:01:15.617
‫استخراجِ ایکس-کریپتونایت،

24
00:01:15.617 --> 00:01:17.994
‫استفاده از اون دستگاهی که دیدم به مردم قدرت میده.

25
00:01:17.994 --> 00:01:19.579
‫آره، می دونم بخشی از دلیلش همینه،

26
00:01:19.579 --> 00:01:22.665
‫ولی اسمالویل تنها شهریه که توش مونده،

27
00:01:22.665 --> 00:01:25.877
‫پس حتماً یه دلیلی داره که اسمالویل فرق میکنه.

28
00:01:25.877 --> 00:01:27.712
‫اون به اینجا نیاز داره.

29
00:01:27.837 --> 00:01:31.090
‫این دیگه در حیطۀ تخصص توئه.

30
00:01:31.090 --> 00:01:33.551
‫پیشنهاد میکنی چطوری دلیلش رو بفهمیم؟

31
00:01:33.968 --> 00:01:35.428
‫بیشتر تحقیق میکنیم.

32
00:01:35.428 --> 00:01:38.431
‫باید از هر منبعی که در اختیار داریم استفاده کنیم.

33
00:01:38.431 --> 00:01:41.434
‫پس همونطور که می دونیم، فقط توی هیزل گرین...

34
00:01:41.434 --> 00:01:42.894
‫کلارک، خبرنگار خیلی خوبیه.

35
00:01:43.186 --> 00:01:46.314
‫حالا که مربیگری نمیکنه، می تونه کمک کنه.

36
00:01:46.606 --> 00:01:50.235
‫هر چی اطلاعات می تونیم از لانا میگیریم،

37
00:01:50.610 --> 00:01:53.738
‫مثلاً پرونده های تمام افرادی که ادج استخدام کرده،

38
00:01:54.948 --> 00:01:57.951
‫اینکه کی هستن و از کجا اومدن.

39
00:01:57.951 --> 00:01:59.077
‫ممنون.

40
00:01:59.077 --> 00:02:01.746
‫تک تک جزئیات رو با دقت بررسی میکنیم.

41
00:02:03.289 --> 00:02:04.374
‫اینم از امیلی.

42
00:02:04.374 --> 00:02:06.793
‫بعدش دوباره از اول شروع میکنیم.

43
00:02:07.126 --> 00:02:09.462
‫خیلی خب، پس می دونیم که امیلی جدیدترین عضوه.

44
00:02:09.462 --> 00:02:13.675
‫اطلاعات رو به هم ارتباط میدیم،
‫داشته هامون رو روی هم میذاریم.

45
00:02:14.634 --> 00:02:17.178
‫و اگه کارمون رو درست انجام بدیم،

46
00:02:17.679 --> 00:02:20.223
‫جواب خودش مشخص میشه.

47
00:02:20.515 --> 00:02:22.308
‫هدف من همیشه یه چیز بوده.

48
00:02:22.725 --> 00:02:24.936
‫میخوام این دنیا رو عوض کنم.

49
00:02:25.353 --> 00:02:28.773
‫و بالاخره جایی رو پیدا کردم که
‫می تونم شروع به انجام این کار کنم.

50
00:02:28.773 --> 00:02:32.568
‫اینجا در اسمالویل، با آدمایی مثل تو!

51
00:02:32.568 --> 00:02:34.612
‫من؟

52
00:02:34.612 --> 00:02:35.947
‫چرا؟

53
00:02:35.989 --> 00:02:39.450
‫می دونم چند سال اخیر، زندگی سختی داشتی.

54
00:02:39.659 --> 00:02:41.995
‫از دردهات خبردارم.

55
00:02:43.997 --> 00:02:45.915
‫ترس از اینکه...

56
00:02:46.207 --> 00:02:48.209
‫بدونی نمیتونی خانواده ـت رو تأمین کنی،

57
00:02:48.209 --> 00:02:51.713
‫اون بار مسئولیت، اون فشار!

58
00:02:53.047 --> 00:02:55.299
‫با کمک من، میشه همۀ این ترس ها رو از بین برد.

59
00:02:55.717 --> 00:02:59.470
‫می تونم زندگیت رو از هر لحاظِ ممکن، بهتر کنم.

60
00:02:59.679 --> 00:03:02.348
‫می تونم تو رو بهتر کنم، امیلی.

61
00:03:02.849 --> 00:03:04.100
‫درد داره؟

62
00:03:08.688 --> 00:03:10.773
‫یه ذره هم درد نداره.

63
00:03:13.860 --> 00:03:18.281
‫اگه مایل باشی،
‫می تونم یه زندگی جدید برات فعال کنم.

64
00:03:18.698 --> 00:03:20.450
‫یه زندگی جدید؟

65
00:03:20.742 --> 00:03:22.660
‫مراحلی که پشت سر میذاری باعث میشن احساس کنی...

66
00:03:22.660 --> 00:03:24.328
‫یه آدم جدیدی.

67
00:03:24.454 --> 00:03:27.415
‫آدمی با ذهنی آزاد و قدرتمندتر،

68
00:03:28.332 --> 00:03:31.627
‫و قادر به انجام کارهایی که
‫هیچوقت خوابش هم نمیدیدی.

69
00:03:31.878 --> 00:03:34.297
‫ولی فقط اگه خودت بخوای...

70
00:03:34.505 --> 00:03:36.174
‫اگه بپذیری که زندگی ای که الان داری...

71
00:03:37.008 --> 00:03:38.676
‫دیگه اون چیزی نیست که میخوای.

72
00:03:38.676 --> 00:03:41.471
‫پذیرش کاملِ میزبان صورت گرفت.

73
00:03:41.971 --> 00:03:43.973
‫کارِت خوب بود.

74
00:03:44.015 --> 00:03:45.641
‫پروسه هنوز کامل نشده.

75
00:03:45.933 --> 00:03:48.269
‫چند روز طول می کِشه تا
‫اختیار کامل رو به دست بگیری.

76
00:03:48.770 --> 00:03:50.521
‫ولی وقتی این اتفاق بیفته...

77
00:03:53.566 --> 00:03:57.028
‫زندگی دوباره برای تو میشه.

78
00:03:57.612 --> 00:04:01.866
‫میخوای به بهترین حالتِ خودت تبدیل بشی، امیلی؟

79
00:04:03.201 --> 00:04:04.368
‫بله.

80
00:04:08.581 --> 00:04:11.584
‫«فیلم با زیرنویس در سایت هکس دانلود»
‫مترجم: «محمد و رومینا»

81
00:04:13.586 --> 00:04:16.672
‫لانا گفت ادج ازش خواسته
‫تا نامزدهای بیشتری انتخاب کنه...

82
00:04:16.714 --> 00:04:18.758
‫پس تا وقتی بفهمیم چه جوری باید جلوش رو بگیریم،

83
00:04:18.758 --> 00:04:21.177
‫باید ملت رو متقاعد کنیم تا بهش نزدیک نشن.

84
00:04:21.677 --> 00:04:24.013
‫لوئیس، اون داره به مردم پیشنهادِ شغل و پول میده،

85
00:04:24.055 --> 00:04:26.682
‫چیزایی که برای به دست گرفتنِ دوبارۀ کنترل زندگیشون
‫بهشون نیاز دارن.

86
00:04:26.807 --> 00:04:28.559
‫پسرا، اتوبوس الان میرسه!

87
00:04:28.559 --> 00:04:30.061
‫کلارک، باید یه کاری بکنیم،

88
00:04:30.061 --> 00:04:31.270
‫ولی هیچکس به حرفم گوش نمیکنه.

89
00:04:31.270 --> 00:04:32.813
‫از اون جلسۀ اول سالن شهرداری گوش نمیکنن،

90
00:04:32.813 --> 00:04:33.898
‫ولی به حرف تو گوش میکنن.

91
00:04:33.898 --> 00:04:36.192
‫- سلام، کدوم مال منه؟
‫- بیا.

92
00:04:36.192 --> 00:04:37.360
‫ممنون.

93
00:04:37.401 --> 00:04:38.778
‫خیلی خب، بچه ها.
‫احتمالاً امشب هم...

94
00:04:38.778 --> 00:04:40.821
‫دیر بیایم و روی این پروندۀ ادج کار کنیم.

95
00:04:40.821 --> 00:04:42.281
‫باشه، ما که در هر صورت...

96
00:04:42.323 --> 00:04:45.409
‫امشب میخواستیم اجرای سارا رو ببینیم.

97
00:04:45.910 --> 00:04:48.037
‫به عنوان دوستای ساده دیگه خیلی دارید با هم...

98
00:04:48.037 --> 00:04:49.914
‫وقت میگذرونید.

99
00:04:49.914 --> 00:04:52.041
‫فقط میخوام ازش حمایت کنم، بابا.

100
00:04:52.250 --> 00:04:54.043
‫- آهان!
‫- صحیح!

101
00:04:55.419 --> 00:04:56.504
‫چیه؟

102
00:04:56.504 --> 00:04:58.381
‫خودش گفت میخواد دوست ساده بمونیم.

103
00:04:58.381 --> 00:05:00.758
‫شاید بیشتر از این حرفا باشه ولی میذارم خودش...

104
00:05:00.758 --> 00:05:03.553
‫اینو بهت بگه.

105
00:05:04.595 --> 00:05:05.721
‫اتوبوس داره وایمیسته.

106
00:05:05.721 --> 00:05:07.557
‫خیلی خب، توی یخچال باقی موندۀ غذا هست، خب؟

107
00:05:07.557 --> 00:05:09.058
‫باشه، دوستتون دارم. خداحافظ.

108
00:05:09.058 --> 00:05:11.352
‫خیلی خب، باید برم دفتر روزنامۀ محلی لانا رو ببینم.

109
00:05:11.352 --> 00:05:12.228
‫باشه.

110
00:05:12.270 --> 00:05:14.689
‫کلارک، تو پسر مارتا کنت هستی.

111
00:05:14.689 --> 00:05:17.566
‫اون خیلی قبل تر از اینکه ادج پیداش بشه
‫داشت به مردم کمک میکرد.

112
00:05:17.566 --> 00:05:19.277
‫مردم به حرفت گوش میکنن.

113
00:05:19.819 --> 00:05:21.779
‫- خداحافظ.
‫- خداحافظ.

114
00:05:23.864 --> 00:05:27.159
‫اونوقت هیچکدوم از اینا متفاوت رفتار نمیکنن؟

115
00:05:27.201 --> 00:05:31.289
‫تنها تغییری که من می بینم اینه که خیلی خوشحالن!

116
00:05:31.289 --> 00:05:34.166
‫انگار واقعاً هیجان زده ان که اونجا هستن...

117
00:05:34.166 --> 00:05:37.211
‫و بخشی از یه اتفاق بزرگن که
‫ زندگی هاشون رو عوض میکنه.

118
00:05:37.211 --> 00:05:39.046
‫با اونا چیکار میکنه؟

119
00:05:39.046 --> 00:05:41.716
‫توسعۀ فردی، خودبهسازی،

120
00:05:41.716 --> 00:05:43.467
‫تمرین های اعتماد کردن؟!

121
00:05:43.467 --> 00:05:45.845
‫واقعاً جزئیاتش رو نمی دونم.

122
00:05:45.845 --> 00:05:47.388
‫خب، مثل این فرقه ها می مونه.

123
00:05:47.596 --> 00:05:50.391
‫فرقش اینه که ادج داره مجانی
‫ذهن هاشون رو با قدرت شستشو میده.

124
00:05:50.391 --> 00:05:52.685
‫چیز دیگه ای که می تونم بهتون بگم...

125
00:05:52.685 --> 00:05:56.188
‫اینه که توی رستوران «ویکتوریا می»
‫همنشینی های صبحگاهی رو شروع کردن.

126
00:05:56.188 --> 00:05:57.898
‫- همنشینی؟
‫- اوهوم.

127
00:05:57.898 --> 00:06:01.861
‫صبحونه های دوستی ساز!

128
00:06:01.902 --> 00:06:03.487
‫آخ، الان دیرم میشه.

129
00:06:03.487 --> 00:06:06.032
‫صبر کن...
‫لانا، شاید بهتر باشه یه استراحتی بکنی.

130
00:06:06.073 --> 00:06:08.242
‫این قضیه یه جورایی دیگه داره خیلی خطرناک میشه،

131
00:06:08.242 --> 00:06:09.827
‫منم نمیخوام اتفاقی برات بیفته.

132
00:06:09.827 --> 00:06:11.871
‫اشکالی نداره، لوئیس. جدی میگم.

133
00:06:12.204 --> 00:06:16.083
‫آخه اگه بتونم جلوی ادج رو بگیرم که
‫به یه نفر کمتر آسیب بزنه،

134
00:06:16.083 --> 00:06:18.085
‫ارزشش رو داره.

135
00:06:19.170 --> 00:06:21.505
‫نه، تو تمرکزت رو بذار روی اینکه
‫از نوچه های ادج...

136
00:06:21.505 --> 00:06:22.506
‫چی می تونی به دست بیاری.

137
00:06:22.506 --> 00:06:26.552
‫یه نفر رو میشناسم که
‫احتمالاً شانس بیشتری برای این کار داشته باشه.

138
00:06:35.144 --> 00:06:37.063
‫خیلی خب.

139
00:06:37.063 --> 00:06:38.898
‫سلام، پسرا!

140
00:06:38.898 --> 00:06:41.233
‫آهای، بیاید اینجا.

141
00:06:41.442 --> 00:06:43.235
‫- سلام، آقای کوشینگ.
‫- سلام.

142
00:06:43.235 --> 00:06:45.446
‫جوردن، گوش کن، من...

143
00:06:45.446 --> 00:06:47.448
‫میخواستم ازت تشکر کنم که پا پیش گذاشتی...

144
00:06:47.448 --> 00:06:49.408
‫و اون روز به سارا توی تستش کمک کردی.

145
00:06:49.408 --> 00:06:52.203
‫این کارِت واقعاً نجاتمون داد، پسر!

146
00:06:52.203 --> 00:06:54.121
‫آره...ممنونم.

147
00:06:54.121 --> 00:06:56.082
‫خیلی خب، نباید دیر کنی.

148
00:06:56.082 --> 00:06:58.167
‫آره.

149
00:06:58.167 --> 00:07:00.503
‫بعداً می بینیمت، باشه؟

150
00:07:00.503 --> 00:07:01.754
‫باشه.

151
00:07:01.879 --> 00:07:04.131
‫بی صبرانه منتظرم امشب روی صحنه ببینمت.

152
00:07:04.381 --> 00:07:05.257
‫نمیخواد بپرسین!

153
00:07:05.299 --> 00:07:07.760
‫دچار یه جور بحران هویتی شده.

154
00:07:07.760 --> 00:07:08.803
‫واقعاً؟

155
00:07:08.803 --> 00:07:11.055
‫آره، همه ـش بهم میگه دیگه برای همیشه عوض شده،

156
00:07:11.055 --> 00:07:12.765
‫و حالش بهتر شده.

157
00:07:12.973 --> 00:07:16.268
‫بعدش مثل همین اتفاقی که قراره برای داداشت بیفته،
‫خودشو گُم میکنه.

158
00:07:16.310 --> 00:07:17.353
‫چی؟

159
00:07:17.353 --> 00:07:19.271
‫بهت گفتم با تیگن ویکام کاری نداشته باش.

160
00:07:19.355 --> 00:07:21.982
‫بهم اعتماد کن، باشه؟

161
00:07:40.501 --> 00:07:42.127
‫کلارک؟

162
00:07:42.127 --> 00:07:43.337
‫امیلی، سلام!

163
00:07:43.337 --> 00:07:44.964
‫شنیده بودم به شهر برگشتی.

164
00:07:45.005 --> 00:07:46.799
‫آره، آره، ببخشید که زودتر از اینا ندیدمت.

165
00:07:46.841 --> 00:07:48.801
‫از وقتی که اومدیم اینجا اتفاقات خیلی زیادی افتاده

166
00:07:48.801 --> 00:07:51.011
‫میدونم. اتفاقاً برای منم همینطور بوده.

167
00:07:51.053 --> 00:07:52.972
‫- ولی برای من خوش یُمن بوده.
‫- عه جدی؟

168
00:07:52.972 --> 00:07:55.516
‫شنیدم توی شرکت «ادج انرکورپ» کار میکنی.

169
00:07:55.641 --> 00:07:58.811
‫زندگیم رو عوض کرده!

170
00:08:00.646 --> 00:08:02.189
‫احساس فوق العاده ای دارم.

171
00:08:02.189 --> 00:08:04.733
‫می تونم بهتر فکر کنم، تمرکز کنم.

172
00:08:04.733 --> 00:08:07.987
‫مشکلاتی که قبلاً حل کردنشون به نظر غیرممکن میومد
‫الان انگار هیچی نیستن!

173
00:08:07.987 --> 00:08:09.530
‫واقعاً؟ به به! می دونی چیه؟

174
00:08:09.530 --> 00:08:11.448
‫راستش خیلی دوست داشتم در مورد همین صحبت کنیم.

175
00:08:11.448 --> 00:08:12.992
‫یعنی دنبال کار میگردی؟

176
00:08:12.992 --> 00:08:15.035
‫- خب...
‫- اشکالی نداره.

177
00:08:15.035 --> 00:08:16.495
‫فقط با لانا صحبت کن.

178
00:08:16.495 --> 00:08:18.872
‫اون معرفیم کرد و منو وارد این برنامه کرد.

179
00:08:18.872 --> 00:08:22.167
‫مطمئنم خوشحال میشه که به نامزد سابقش کمک کنه.

180
00:08:22.710 --> 00:08:24.878
‫- آره.
‫- وای، من دیگه باید برم.

181
00:08:24.878 --> 00:08:26.422
‫اگه کمکی از دستم برمیومد بهم بگو.

182
00:08:26.547 --> 00:08:28.257
‫خیلی خوشحال شدم دیدمت، کلارک.

183
00:08:28.465 --> 00:08:30.384
‫- منم همینطور.
‫- مراقب خودت باش.

184
00:08:40.728 --> 00:08:42.980
‫[مکزیک؛ مزاتلان]

185
00:10:23.747 --> 00:10:25.124
‫حالت خوبه؟

186
00:10:25.165 --> 00:10:26.875
‫مشکلی برام پیش نمیاد.

187
00:10:26.917 --> 00:10:27.960
‫ممنون.

188
00:10:36.969 --> 00:10:38.512
‫خدا رو شکر که برگشتی.

189
00:10:38.554 --> 00:10:41.139
‫ادج همین الان یه نفر رو فرستاد
‫که تبلیغات روزنامۀ فردا رو...

190
00:10:41.139 --> 00:10:43.058
‫کاملاً برای خودش بخره.

191
00:10:43.058 --> 00:10:45.853
‫- برای عضوگیری جدید؟
‫- دو برابرِ قبل!

192
00:10:45.978 --> 00:10:48.939
‫نمی دونم ادج داره با این آدما
‫چه سحر و جادویی میکنه...

193
00:10:48.939 --> 00:10:50.941
‫ولی بدجوری داره بهش رونق میده.

194
00:10:51.149 --> 00:10:53.318
‫داری کجا میری؟

195
00:10:53.944 --> 00:10:55.821
‫میرم قیل و قال کنم!

196
00:11:00.826 --> 00:11:02.327
‫- لوئیس؟
‫- ادج کجاست؟

197
00:11:02.369 --> 00:11:03.412
‫توی یه جلسۀ گروهی ـه.

198
00:11:03.453 --> 00:11:06.248
‫تازه الان از تبلیغات فردا با خبر شدم.

199
00:11:09.293 --> 00:11:11.503
‫به نفعتونه که کاری با پیشنهادش نداشته باشید.

200
00:11:11.670 --> 00:11:12.838
‫خانم لین...

201
00:11:12.838 --> 00:11:14.381
‫باید همین الان پاشید برید.

202
00:11:14.423 --> 00:11:16.967
‫پاشید برید!

203
00:11:17.259 --> 00:11:18.677
‫بهم دست نزن.

204
00:11:18.677 --> 00:11:21.138
‫ببخشید، اگه میشه همه یه لحظه
‫من و خانم لین رو تنها بذارن.

205
00:11:21.221 --> 00:11:22.806
‫قول میدم خیلی طول نکشه.

206
00:11:22.848 --> 00:11:25.017
‫می دونم به نظرتون باورنکردنی میاد،
‫چون همینطورم هست...

207
00:11:25.017 --> 00:11:27.644
‫ولی اون میخواد تمام هستی ـتون رو پاک کنه...

208
00:11:27.644 --> 00:11:30.314
‫و با یه چیز دیگه جایگزینش کنه.

209
00:11:34.484 --> 00:11:36.236
‫این کار رو از روی درموندگی کردی!

210
00:11:36.486 --> 00:11:38.071
‫می دونم داری چیکار میکنی.

211
00:11:38.280 --> 00:11:40.741
‫مشاغل خوبی برای جامعه ای نیازمند مهیا میکنم.

212
00:11:40.741 --> 00:11:43.410
‫داری ضمیرِ خودآگاهِ کریپتونی ها رو...

213
00:11:43.410 --> 00:11:44.578
‫توی بدن انسان ها میذاری.

214
00:11:44.578 --> 00:11:48.123
‫داری تسخیرشون میکنی و بهشون قدرت میدی.

215
00:11:48.332 --> 00:11:50.709
‫اونوقت در این رابطه چه مدرکی داری؟

216
00:11:51.043 --> 00:11:53.587
‫دِرِک پاول، رینو روزتی، لسلی!

217
00:11:54.004 --> 00:11:56.673
‫آها، پس دوتا مَرد مُرده و دستیار شخصیم!

218
00:11:57.466 --> 00:12:00.677
‫باید بگم این خبر حتی با معیارهای تو هم
‫حفره های زیادی داره.

219
00:12:01.053 --> 00:12:02.804
‫جفتمون می دونیم حقیقت داره.

220
00:12:02.888 --> 00:12:05.766
‫طبق تجربۀ من، حقیقت به طرز تفکر اشخاص بستگی داره.

221
00:12:05.766 --> 00:12:07.559
‫فکر میکنی ملت حرف کیو بیشتر باور کنن؟

222
00:12:07.559 --> 00:12:10.896
‫یه آدم از رده خارج شده که توی روزنامۀ محلی ـه...

223
00:12:10.896 --> 00:12:12.147
‫یا مردی که داره به این شهر...

224
00:12:12.147 --> 00:12:13.815
‫بهترین اقتصاد شناخته شده رو میده؟

225
00:12:13.815 --> 00:12:17.444
‫این آدما عروسک های خیمه شب بازی نیستن
‫که تو بخوای کنترلشون کنی.

226
00:12:17.486 --> 00:12:20.489
‫اونا آرزو دارن، خانواده دارن!

227
00:12:20.489 --> 00:12:23.075
‫هیچکس مجبور نیست کاری بر خلاف میلش بکنه.

228
00:12:23.075 --> 00:12:25.952
‫به همه ـشون یه پیشنهاد شده:
‫فرصتی برای یه زندگی بهتر.

229
00:12:25.952 --> 00:12:28.497
‫- اونجا هم همینو نوشته.
‫- ما اینو چاپ نمی کنیم.

230
00:12:28.997 --> 00:12:32.125
‫پس به گمونم انتقال شفاهی اطلاعات
‫باید کفایت کنه.

231
00:12:32.501 --> 00:12:36.046
‫تو نمی تونی جلوی این قضیه رو بگیری، لوئیس.

232
00:12:36.046 --> 00:12:38.048
‫شاید وقتش باشه از اون دستگاهت استفاده کنی...

233
00:12:38.048 --> 00:12:40.634
‫تا اون اَبَر دوستت رو خبر کنی.

234
00:12:40.926 --> 00:12:43.261
‫احتمالاً وقتش باشه.

235
00:12:44.262 --> 00:12:45.806
‫ولی ریسکی ـه.

236
00:12:45.847 --> 00:12:48.183
‫لازمه بهت یادآوری کنم از کجا اومده؟

237
00:12:48.183 --> 00:12:50.227
‫شاید خوشحال بشه که بدونه کسانی اینجا هستن...

238
00:12:50.227 --> 00:12:52.813
‫که دقیقاً مثل اونن.

239
00:12:52.896 --> 00:12:55.732
‫همونطور که جان آیرونز پیشگویی کرد!

240
00:12:55.732 --> 00:12:58.652
‫سوپرمن هیچ شباهتی به اونا نداره.

241
00:13:00.821 --> 00:13:03.115
‫خیلی دوست دارم ببینم.

242
00:13:11.706 --> 00:13:13.834
‫سلام، انگار بالاخره زبونِ اون کمد رو یاد گرفتی.

243
00:13:13.834 --> 00:13:15.877
‫آره، نه...به نصیحت تو گوش کردم.

244
00:13:15.877 --> 00:13:18.755
‫می دونی، عصبانیت هیچوقت به چیز خوبی ختم نمیشه.

245
00:13:24.177 --> 00:13:26.471
‫آهای، تیگن!

246
00:13:26.471 --> 00:13:30.767
‫ببین، میخواستم بدونم که دلت میخواد یه موقعی...

247
00:13:30.767 --> 00:13:34.729
‫بعد از مدرسه با هم بگردیم؟

248
00:13:34.729 --> 00:13:36.481
‫بگردیم؟

249
00:13:36.481 --> 00:13:39.526
‫- یعنی فقط خودمون دوتا؟
‫- آره، یعنی...

250
00:13:39.526 --> 00:13:42.737
‫لازم نیست چیز رسمی ای باشه، فقط...

251
00:13:42.946 --> 00:13:45.574
‫چه می دونم...بریم رستوران یه غذایی بخوریم.

252
00:13:45.574 --> 00:13:47.534
‫هممم...

253
00:13:48.535 --> 00:13:51.580
‫ببین، مطمئنم که پسر خیلی خوبی هستی...

254
00:13:51.580 --> 00:13:53.832
‫ببین، من فکر کردم...

255
00:13:53.832 --> 00:13:56.668
‫چه می دونم...گفتم همه ـش به همدیگه نگاه میکردیم.

256
00:13:56.668 --> 00:14:00.422
‫خب، آره...آخه دستت شکسته بود...

257
00:14:00.422 --> 00:14:01.715
‫و به نظر خیلی تنها میومدی.

258
00:14:01.715 --> 00:14:04.467
‫میخواستم باهات برخورد خوبی داشته باشم.

259
00:14:04.968 --> 00:14:06.303
‫آره، حله.

260
00:14:06.303 --> 00:14:08.471
‫ببین، نمیخواستم به احساساتت صدمه بزنم...

261
00:14:08.471 --> 00:14:11.016
‫نه، نه، نه، نه، نه، اشکالی...

262
00:14:11.016 --> 00:14:11.892
‫اشکالی نداره.

263
00:14:11.933 --> 00:14:14.144
‫اشتباه از من بود.

264
00:14:17.856 --> 00:14:21.067
‫اوف، سرحملۀ شماره دو،
‫انگار یه کتاب راهنمای دیگه لازم داری.

265
00:14:21.276 --> 00:14:22.986
‫باید مثل بستنِ درب کمدت...

266
00:14:22.986 --> 00:14:25.405
‫روی بستن قرار و مدار کار کنی!

267
00:14:29.826 --> 00:14:32.037
‫- کلارک، اینجایی؟
‫- توی آشپزخونه ام.

268
00:14:32.037 --> 00:14:33.538
‫یه مشکلی داریم.

269
00:14:33.538 --> 00:14:36.416
‫مورگان ادج داره اون برنامه ـش رو توسعه میده.

270
00:14:36.416 --> 00:14:38.919
‫خدای من! چی شده؟

271
00:14:39.210 --> 00:14:41.421
‫رفتم جلوی سرقت از بانک رو بگیرم که تیر خوردم.

272
00:14:41.421 --> 00:14:44.007
‫- از کریپتونایت استفاده کردن؟
‫- نه، گلوله های معمولی.

273
00:14:44.174 --> 00:14:46.343
‫سوپرمن کبود نمیشه،
‫علی الخصوص از گلوله!

274
00:14:46.551 --> 00:14:48.178
‫به نظرت ربطی به اون گازی داره...

275
00:14:48.178 --> 00:14:49.471
‫که روزتی استفاده کرد؟

276
00:14:49.471 --> 00:14:50.472
‫نمی دونم.

277
00:14:50.472 --> 00:14:52.098
‫باید به بابام زنگ بزنیم.

278
00:14:57.020 --> 00:14:59.648
‫ببخشید که قطعۀ اولیه رو خراب کردم.
‫(اینترو یا شروع آهنگ)

279
00:14:59.648 --> 00:15:03.360
‫اصلاً متوجه نشدم. عالی بودی.

280
00:15:03.443 --> 00:15:06.363
‫ممنون.

281
00:15:06.446 --> 00:15:08.365
‫چطور انقدر عالی پیانو میزنی؟

282
00:15:08.365 --> 00:15:09.783
‫استعداد مخفی دیگه ای داری...

283
00:15:09.783 --> 00:15:11.076
‫که بهم نگفتی؟

284
00:15:11.076 --> 00:15:12.869
‫هممم...

285
00:15:13.370 --> 00:15:14.996
‫نه، دیگه تقریباً همینا بود.

286
00:15:16.081 --> 00:15:19.084
‫خب، بابت همه چیز ممنونم،

287
00:15:19.084 --> 00:15:22.003
‫بابت تمام وقتی که روی این کار گذاشتی.

288
00:15:22.003 --> 00:15:24.589
‫واقعاً اینکه اینجایی، خیلی برام ارزشمنده.

289
00:15:26.925 --> 00:15:28.635
‫خودم میخوام اینجا باشم.

290
00:15:36.893 --> 00:15:38.937
‫عافیت باشه!

291
00:15:41.189 --> 00:15:45.402
‫لابد حساسیتی چیزی دارم.

292
00:15:45.402 --> 00:15:48.363
‫جوردن، من...

293
00:15:48.363 --> 00:15:50.365
‫جوردن!

294
00:16:05.630 --> 00:16:07.882
‫جوردن.

295
00:16:09.259 --> 00:16:11.261
‫یه چیزیم شده.

296
00:16:13.680 --> 00:16:16.057
‫تو هم مبتلا شدی.

297
00:16:16.057 --> 00:16:17.600
‫بیا بریم.

298
00:16:22.313 --> 00:16:24.441
‫گاز کریپتونایتی که
‫روزتی توی وزارت دفاع روم استفاده کرد...

299
00:16:24.482 --> 00:16:27.360
‫یه اسلحۀ بیولوژیکی بود
‫و فکر کنم احتمالاً مسری بوده باشه.

300
00:16:28.945 --> 00:16:33.575
‫پس دارم از تو مریضی کریپتونایتی میگیرم؟

301
00:16:34.367 --> 00:16:36.327
‫آره.

302
00:16:36.327 --> 00:16:37.996
‫کلارک، تقصیر تو نیست.

303
00:16:37.996 --> 00:16:40.373
‫حتی تا امروز نمی دونستی خبری هست.

304
00:16:40.373 --> 00:16:43.543
‫تو قابلیت اَبَر-التیام داری.
‫پس چند وقت مریض می مونی؟

305
00:16:44.043 --> 00:16:47.088
‫بابات هیچوقت توی زندگیش یه روز هم مریض نشده.

306
00:16:48.798 --> 00:16:52.218
‫خب، منم اونقدرا حالم بد نیست.

307
00:16:55.180 --> 00:16:57.724
‫آخ!

308
00:16:58.224 --> 00:16:59.767
‫قرار نبود همچین اتفاقی بیفته.

309
00:17:00.101 --> 00:17:01.144
‫واقعاً؟

310
00:17:01.144 --> 00:17:04.939
‫آخه کاملاً واضحه که اسلحه ای
‫که برای آسیب زدن به سوپرمن طراحی شده..

311
00:17:04.981 --> 00:17:06.733
‫به سوپرمن آسیب میزنه!

312
00:17:06.733 --> 00:17:08.943
‫فقط برای آخرین چاره درست شده بود،

313
00:17:09.068 --> 00:17:11.362
‫تا فقط موقتاً ضعیفش کنه.

314
00:17:11.404 --> 00:17:13.489
‫پس چرا پسرم مریضه؟

315
00:17:13.531 --> 00:17:14.908
‫اینو برام توضیح بده.

316
00:17:14.949 --> 00:17:17.660
‫نوۀ خودتو به خطر انداختی.

317
00:17:18.077 --> 00:17:20.288
‫سم، چطور این وضع رو درست کنیم؟

318
00:17:20.330 --> 00:17:22.498
‫افرادم دارن روش کار میکنن.

319
00:17:23.917 --> 00:17:25.251
‫- آهای، سارا!
‫- سلام.

320
00:17:25.293 --> 00:17:27.170
‫سلام، توی این مراسم...

321
00:17:27.170 --> 00:17:29.005
‫کیک و آبمیوه میدن یا نه؟

322
00:17:29.297 --> 00:17:30.423
‫جوردن رو ندیدی؟

323
00:17:30.465 --> 00:17:33.051
‫نه، احتمالاً داره بهترین تیشرتِ سیاهش رو
‫برای اجرا می پوشه.

324
00:17:33.051 --> 00:17:34.385
‫- می دونی که چطوریه.
‫- نه، نمی دونم.

325
00:17:34.385 --> 00:17:37.472
‫چون حدود یه ساعت پیش رفت و هنوز برنگشته.

326
00:17:37.472 --> 00:17:38.973
‫بهت نگفت داره کجا میره؟

327
00:17:38.973 --> 00:17:40.350
‫نه، مثل یه موش کوچولوی ترسیده...

328
00:17:40.350 --> 00:17:42.769
‫از تمرین فرار کرد.

329
00:17:43.311 --> 00:17:46.064
‫واقعاً داشت بهمون خوش میگذشت،

330
00:17:46.064 --> 00:17:48.566
‫یا حداقل من اینطور فکر میکردم
‫تا اینکه قشنگ قالم گذاشت.

331
00:17:48.566 --> 00:17:50.276
‫سارا، فکر نمیکنم مشکل از تو باشه.

332
00:17:50.818 --> 00:17:51.819
‫پیداش میکنم.

333
00:17:51.819 --> 00:17:55.114
‫باشه، پس عجله کن.
‫چون فکر کنم نفر اول اجرای من باشه.

334
00:17:56.449 --> 00:17:58.242
‫امیلی!

335
00:17:58.242 --> 00:17:59.786
‫امیلی، سلام.

336
00:18:00.078 --> 00:18:01.788
‫همه ـش میخواستم ازت بپرسم...

337
00:18:01.829 --> 00:18:04.624
‫برنامه چطور پیش میره؟

338
00:18:04.958 --> 00:18:07.710
‫آقای ادج نابغه ـست.

339
00:18:07.710 --> 00:18:09.963
‫می دونی، اینکه به یه نحوی پروسه ای پیدا کرده...

340
00:18:09.963 --> 00:18:11.965
‫که کاملاً زندگی مردم رو متحول میکنه...

341
00:18:12.006 --> 00:18:14.133
‫فوق العاده ـست.

342
00:18:14.425 --> 00:18:15.718
‫چه پروسه ای؟

343
00:18:17.512 --> 00:18:20.807
‫ببخشید، خیال میکردم تو این پروسه رو طی کرده باشی.

344
00:18:20.848 --> 00:18:22.684
‫نه، نکردم.

345
00:18:22.892 --> 00:18:25.728
‫دقیقاً باهات چیکار کرد؟

346
00:18:26.020 --> 00:18:28.690
‫آقای ادج خیلی واضح گفت که به کسی نگیم.

347
00:18:28.815 --> 00:18:32.110
‫امیلی، ما همدیگه رو از کلاس پنجم میشناسیم.

348
00:18:32.110 --> 00:18:33.695
‫می تونی بهم اعتماد کنی.

349
00:18:33.695 --> 00:18:36.322
‫لانا، یه لحظه وقت داری؟

350
00:18:38.241 --> 00:18:40.493
‫بعداً می بینمت.

351
00:18:51.963 --> 00:18:54.090
‫به نظر میاد...

352
00:18:54.215 --> 00:18:57.427
‫یه مدته داری در مورد چیزایی تحقیق میکنی
‫که بهت ربطی ندارن.

353
00:18:59.387 --> 00:19:02.348
‫تو منو مسئول برنامۀ مدیران جوان گذاشتی.

354
00:19:02.390 --> 00:19:05.059
‫حداقل باید بدونم در مورد چیه.

355
00:19:05.268 --> 00:19:08.521
‫حالا از روی کنجکاوی میخوای بدونی...

356
00:19:08.563 --> 00:19:10.982
‫یا اینکه میخوای بری به لوئیس لین بگی؟

357
00:19:11.274 --> 00:19:14.152
‫- من هیچوقت چیزی بهش نگفتم.
‫- اشکالی نداره.

358
00:19:14.235 --> 00:19:16.362
‫همون طور که در نمایش
‫امروز دیدیم،

359
00:19:16.404 --> 00:19:17.613
‫خانم لین مستأصله.

360
00:19:17.613 --> 00:19:19.115
‫در واقع، اگه سعی نمی کرد تو رو...

361
00:19:19.115 --> 00:19:22.285
‫...بترسونه تا کمک کنی،
‫بیشتر غافلگیر می شدم.

362
00:19:24.078 --> 00:19:28.249
‫امیلی درباره یه پروسه ای که
‫طی کرده بهم گفت.

363
00:19:29.500 --> 00:19:32.462
‫درباره چی حرف می زنه؟

364
00:19:32.462 --> 00:19:34.797
‫درباره پیشنهادی که
‫بهش دادم،

365
00:19:34.797 --> 00:19:39.010
‫همونی که می خوام
‫همین الان به تو بدم،

366
00:19:40.219 --> 00:19:43.514
‫و اشتباه نکن.

367
00:19:43.514 --> 00:19:47.393
‫جوابی که میدی روی
‫مابقی زندگیت تأثیر می ذاره.

368
00:19:51.147 --> 00:19:54.066
‫- جوردن، کجایی؟
‫- طبقه بالا.

369
00:19:55.776 --> 00:19:58.446
‫وای، این جا به
‫سردی آیدیتراده.

370
00:19:58.446 --> 00:20:00.198
‫برادرت مریضه.

371
00:20:00.198 --> 00:20:03.576
‫این ربطی به پریدنت به سارا داره؟

372
00:20:03.618 --> 00:20:06.579
‫- باید برگردم اون جا. من...
‫- تو هیچ جایی نمیری.

373
00:20:06.621 --> 00:20:09.248
‫سارا ممکنه هر لحظه بره،
‫نمی تونم همین طوری ولش کنم.

374
00:20:09.290 --> 00:20:11.083
‫- اون چیزیش نمیشه.
‫- چرا، میشه.

375
00:20:11.125 --> 00:20:12.835
‫این دقیقا کاریه که
‫باباش کرد.

376
00:20:12.835 --> 00:20:14.128
‫نمی تونم بذارم این
‫اتفاق دوباره بیفته.

377
00:20:14.128 --> 00:20:15.755
‫می دونم می خوای
‫پشتش باشی،

378
00:20:15.796 --> 00:20:17.089
‫اما نمی تونی
‫هیچ جایی بری،

379
00:20:17.131 --> 00:20:18.549
‫تا وقتی بدونیم
‫دقیقا چه خبره.

380
00:20:18.549 --> 00:20:20.343
‫وایسا...وایسا...ما حتی
‫نمی دونیم اون چه شه؟

381
00:20:20.343 --> 00:20:21.886
‫کریپتونایتی که
‫برادرت رو آلوده کرده،

382
00:20:21.886 --> 00:20:23.346
‫داره تأثیر متفاوتی نسبت
‫به من روش می ذاره.

383
00:20:23.346 --> 00:20:25.097
‫پدربزرگت داره با
‫دکترها کار می کنه...

384
00:20:25.139 --> 00:20:26.307
‫...تا یه راهی برای کمک
‫بهش پیدا کنه.

385
00:20:26.307 --> 00:20:28.017
‫جاناتان، اون خوب میشه.

386
00:20:31.479 --> 00:20:34.982
‫بابا، اون به نظر
‫خوب نمیاد.

387
00:20:34.982 --> 00:20:37.026
‫نفس کشیدن داره
‫سخت تر میشه.

388
00:20:37.026 --> 00:20:40.613
‫- چه اتفاقی داره براش میفته؟
‫- نمی تونیم منتظر بابات بمونیم.

389
00:20:48.955 --> 00:20:51.207
‫بعدا باهات تماس می گیرم.

390
00:20:53.376 --> 00:20:56.295
‫چرا کلارک داره میره؟

391
00:20:56.295 --> 00:20:57.922
‫که کاری که تو
‫نمی تونی رو بکنه.

392
00:20:57.922 --> 00:21:01.676
‫لوئیس، اون گازی که روزتی رو
‫کلارک استفاده کرد، مصنوعی بود.

393
00:21:01.676 --> 00:21:03.803
‫آزمایشی، امتحانش نکرده بودن.

394
00:21:03.844 --> 00:21:06.681
‫ما نمی دونستیم چه
‫واکنشی نشون میده.

395
00:21:10.184 --> 00:21:14.397
‫تمام زندگیم، کارت
‫اولویت اولت بود.

396
00:21:15.147 --> 00:21:17.984
‫قبول کردن این، آسون نبود،

397
00:21:17.984 --> 00:21:20.695
‫اما یاد گرفتم که تحملش کنم و
‫حتی کم کم بهش...

398
00:21:20.695 --> 00:21:23.322
‫...احترام گذاشتم، چون
‫باور داشتم که داری سعی می کنی...

399
00:21:23.322 --> 00:21:26.158
‫...کار درست رو بکنی و
‫واقعا ساده لوحانه فکر کردم...

400
00:21:26.242 --> 00:21:29.704
‫...که وقتی خانواده تشکیل
‫بدم، شاید عوض بشی،

401
00:21:29.704 --> 00:21:32.707
‫ما رو اولویت قرار بدی،

402
00:21:32.707 --> 00:21:35.501
‫اما اشتباه می کردم.

403
00:21:35.501 --> 00:21:40.381
‫آگاهانه و به اختیار خودت
‫به خطر انداختن جون...

404
00:21:40.381 --> 00:21:43.384
‫...آدمایی که من دوست دارم...

405
00:21:43.384 --> 00:21:45.886
‫نمی تونم این رو ببخشم.

406
00:21:46.053 --> 00:21:48.347
‫پس وقتی این قضیه تموم
‫شد، می خوام بری...

407
00:21:48.347 --> 00:21:50.516
‫...و هیچ وقت برنگردی.

408
00:21:53.310 --> 00:21:56.480
‫دیگه این جا ازت
‫استقبال نمیشه.

409
00:22:16.167 --> 00:22:17.752
‫جوردن آلوده به کریپتونایت شده.

410
00:22:17.752 --> 00:22:19.044
‫داره روی تنفسش تأثیر می ذاره.

411
00:22:19.044 --> 00:22:21.630
‫اون دچار زجر تنفسی شده.

412
00:22:21.630 --> 00:22:22.757
‫چرا؟

413
00:22:22.757 --> 00:22:26.302
‫کریپتونایت داره باعث
‫میشه ریه هاش پر از مایع بشن.

414
00:22:26.302 --> 00:22:29.472
‫چون می تونه مقادیر
‫زیاد هوا رو فشرده کنه...

415
00:22:29.472 --> 00:22:31.974
‫داره مثل من
‫سردش می کنه.

416
00:22:31.974 --> 00:22:33.601
‫می تونین کریپتونایت رو
‫ازش بیرون بکشین؟

417
00:22:33.601 --> 00:22:36.979
‫احتمالا، اما فقط به همون روشی که...

418
00:22:36.979 --> 00:22:39.231
‫...در گذشته روی تو استفاده کردیم.

419
00:22:45.905 --> 00:22:48.324
‫- چیه؟
‫- بیا این جا.

420
00:22:48.324 --> 00:22:49.867
‫بیا این جا.

421
00:22:51.702 --> 00:22:54.413
‫مجبوریم کریپتونایت رو
‫بسوزونیم تا از سیستمت خارج شه.

422
00:22:54.413 --> 00:22:57.249
‫چه جوری بسوزونیدش؟

423
00:22:57.249 --> 00:23:01.003
‫با گرما، با گرمای شدید.

424
00:23:01.045 --> 00:23:02.963
‫- نه، نه...
‫- به من گوش بده، به من گوش بده.

425
00:23:02.963 --> 00:23:05.090
‫به من گوش کن. این
‫تنها راهه، خب؟

426
00:23:05.090 --> 00:23:06.258
‫باید این کار رو بکنیم،

427
00:23:06.258 --> 00:23:08.010
‫وگرنه ریه هات ممکنه
‫کاملا یخ بزنن.

428
00:23:08.052 --> 00:23:10.846
‫- بابا، من می ترسم.
‫- من همین جا خواهم بود.

429
00:23:10.846 --> 00:23:13.015
‫دستم رو می گیری، خب؟

430
00:23:13.057 --> 00:23:16.685
‫هر چه قدر لازم داشتی،
‫سفت فشارش بده. باشه؟

431
00:23:16.727 --> 00:23:18.646
‫از پسش بر میای.

432
00:23:28.239 --> 00:23:30.199
‫مامان.

433
00:23:32.034 --> 00:23:34.745
‫مامان، خوبی؟

434
00:23:34.745 --> 00:23:37.373
‫باید ازش محافظت می کردم.

435
00:23:39.333 --> 00:23:41.877
‫مامان، این...این گردن تو نیست.

436
00:23:45.422 --> 00:23:46.799
‫من مامان توئم.

437
00:23:46.799 --> 00:23:49.385
‫تنها وظیفه من اینه که
‫شماها رو در امان نگه دارم،

438
00:23:49.385 --> 00:23:51.095
‫و مدام درش شکست می خورم.

439
00:23:51.095 --> 00:23:52.888
‫نه، نه، نمی خوری.

440
00:23:52.888 --> 00:23:56.600
‫تو کم بود تو کاروان
‫جان هنری تیر بخوری...

441
00:23:56.600 --> 00:23:59.061
‫- اون تقصیر خودم بود.
‫- تصادف کردی.

442
00:23:59.103 --> 00:24:00.396
‫اون هم تقصیر خودم بود.

443
00:24:00.396 --> 00:24:02.356
‫حس می کنم نمی تونم
‫سرم رو برگردونم...

444
00:24:02.356 --> 00:24:04.233
‫...بدون این که یکیتون
‫تو خطر جانی باشه.

445
00:24:04.275 --> 00:24:07.236
‫چرا این قدر در امان
‫نگه داشتنتون سخته؟

446
00:24:09.113 --> 00:24:11.240
‫نمی دونم.

447
00:24:11.240 --> 00:24:13.409
‫فقط...

448
00:24:13.409 --> 00:24:17.288
‫به گمونم از ویژگی های
‫ابرخانواده بودنه.

449
00:24:23.293 --> 00:24:24.628
‫- سلام، لانا.
‫- سلام!

450
00:24:24.628 --> 00:24:27.006
‫- برای جفتتون جا گرفتم.
‫- اُه، مرسی.

451
00:24:27.047 --> 00:24:28.716
‫- سلام، چه طورین؟
‫- سلام.

452
00:24:28.716 --> 00:24:30.384
‫از دیدنتون خوشحالم.

453
00:24:34.722 --> 00:24:37.433
‫سلام به همگی و
‫ممنون که اومدین.

454
00:24:37.433 --> 00:24:38.726
‫امشب دانش آموزهامون...

455
00:24:38.726 --> 00:24:40.644
‫اوضاع با اِدج چه طور
‫پیش رفت؟

456
00:24:40.644 --> 00:24:44.148
‫اُه، معرکه. همه چیز رو
‫برام توضیح داد.

457
00:24:44.148 --> 00:24:46.108
‫همه چیز با عقل
‫جور در میاد.

458
00:24:46.108 --> 00:24:48.027
‫- خیلی خوب.
‫- آره، مرسی.

459
00:24:48.027 --> 00:24:50.070
‫و در اولین اجرامون...

460
00:24:50.112 --> 00:24:52.698
‫...سارا کوشینگ بسیار
‫بااستعداد رو داریم که...

461
00:24:52.698 --> 00:24:55.409
‫...«چراغ کوچک» آموس لی رو
‫می خونه.

462
00:24:55.534 --> 00:24:57.661
‫وو!

463
00:25:11.467 --> 00:25:13.719
‫متأسفم، نمی تونم
‫این کار رو بکنم.

464
00:25:13.719 --> 00:25:16.680
‫چرا، می تونی.

465
00:25:16.680 --> 00:25:19.057
‫درست مثل وقتیه که
‫خونه ای، خب؟

466
00:25:39.119 --> 00:25:43.749
‫♪ بعضی روزها نمی تونم ♪
‫♪ خودم رو از جعبه در بیارم ♪

467
00:25:45.501 --> 00:25:50.214
‫♪ و بعضی روزها نمی تونم ♪
‫♪ کلید هیچ قفلی رو پیدا کنم ♪

468
00:25:51.799 --> 00:25:56.804
‫♪ بعضی روزها حس می کنم ♪
‫♪ همه چیز زیادیه ♪

469
00:25:57.763 --> 00:26:02.684
‫♪ و بعد به تو نگاه می کنم ♪
‫♪ و خیلی احساس تنهایی نمی کنم ♪

470
00:26:02.684 --> 00:26:05.521
‫♪ و میگم، هی ♪

471
00:26:05.521 --> 00:26:12.027
‫♪ بذار چراغ کوچیکت بدرخشه ♪

472
00:26:12.027 --> 00:26:16.365
‫♪ که دنیا ببینه ♪

473
00:26:35.092 --> 00:26:37.010
‫فقط منتظرم که از
‫تیمم خبر بگیرم.

474
00:26:37.052 --> 00:26:38.679
‫اون وقت همه چیز رو
‫با جردن و بابات...

475
00:26:38.679 --> 00:26:40.180
‫...راست و ریس می کنیم.

476
00:26:40.222 --> 00:26:42.307
‫یه ذره برای این حرفا
‫دیر شده، مگه نه؟

477
00:26:44.768 --> 00:26:46.937
‫چرا این کار رو کردی؟

478
00:26:48.438 --> 00:26:51.608
‫چرا اون سلاح ها رو برای
‫آسیب رسوندن به بابام ساختی؟

479
00:26:57.239 --> 00:27:00.575
‫پدرت قدرتمندترین
‫موجودیه که...

480
00:27:00.575 --> 00:27:03.203
‫...این دنیا تا حالا شناخته.

481
00:27:03.328 --> 00:27:06.248
‫وظیفه من اینه که
‫خودمون رو در امان نگه دارم،

482
00:27:06.248 --> 00:27:09.376
‫که یعنی برای هر
‫سناریویی آماده باشم،

483
00:27:09.376 --> 00:27:12.879
‫صرف نظر از این که
‫چه قدر بعیده.

484
00:27:12.921 --> 00:27:15.215
‫من و تو مثل بابات نیستیم،

485
00:27:15.215 --> 00:27:17.384
‫یا حتی جوردن.

486
00:27:17.384 --> 00:27:19.177
‫اون برادر دوقلوی منه.

487
00:27:19.177 --> 00:27:22.973
‫بله، اما لحظه ای که
‫قدرت هاش بروز کردن،

488
00:27:23.890 --> 00:27:27.436
‫تو و اون شروع به قدم زدن
‫در دو مسیر بسیار متفاوت کردین.

489
00:27:29.396 --> 00:27:31.690
‫این می ترسوندت، مگه نه؟

490
00:27:31.690 --> 00:27:34.401
‫می ترسونه.

491
00:27:35.944 --> 00:27:37.821
‫می دونی، فکر می کنم
‫اشتباه می کنی.

492
00:27:37.821 --> 00:27:41.533
‫فکر می کنم درباره شباهت
‫من و خودت اشتباه می کنی.

493
00:27:41.533 --> 00:27:43.452
‫چه طور؟

494
00:27:45.245 --> 00:27:49.291
‫من هیچ وقت نمی تونم
‫از خانواده م بترسم.

495
00:27:49.416 --> 00:27:51.376
‫مهم نیست چه قدرت هایی
‫داشته باشن.

496
00:27:51.376 --> 00:27:54.838
‫جاناتان، تو چیزایی که
‫من دیده م رو ندیدی.

497
00:27:56.840 --> 00:27:58.967
‫آره، درست میگی.

498
00:28:01.511 --> 00:28:03.597
‫اما در نهایت،

499
00:28:03.597 --> 00:28:06.433
‫فکر نکنم این اهمیتی داشته باشه،

500
00:28:06.475 --> 00:28:09.019
‫چون باز هم بهشون
‫اعتماد دارم،

501
00:28:09.019 --> 00:28:11.688
‫و تو باز هم یه ترسویی.

502
00:28:22.491 --> 00:28:25.285
‫♪ یه جنگی برای بُردن هست ♪

503
00:28:25.327 --> 00:28:28.371
‫♪ برای عشقی که در خونه پیدا می کنی ♪

504
00:28:28.914 --> 00:28:32.542
‫- اون بالا محشر بودی!
‫- ممنون.

505
00:28:32.542 --> 00:28:34.377
‫وقتی شروع کردم
‫واقعا احساس خوبی داشت.

506
00:28:34.377 --> 00:28:36.880
‫- آره.
‫- آره، بهت گفتم که می ترکونی.

507
00:28:36.922 --> 00:28:40.967
‫ممنون، بابا، برای
‫کمک کردن بهم.

508
00:28:41.259 --> 00:28:43.553
‫♪ خب، می دونم که من کرده م ♪

509
00:28:51.686 --> 00:28:54.731
‫♪ لطفا من رو ببخش اگه قدم نمی زنم... ♪

510
00:28:54.773 --> 00:28:56.233
‫امیلی، کجا میری؟
‫اجرای اِوری هنوز تموم نشده.

511
00:28:59.861 --> 00:29:03.198
‫- عجیب بود.
‫- آره.

512
00:29:03.198 --> 00:29:04.533
‫میرم ببینم چی شده.

513
00:29:04.533 --> 00:29:06.243
‫وایسا، کایل...

514
00:29:09.412 --> 00:29:12.624
‫این رو دیده بودی؟

515
00:29:14.543 --> 00:29:16.086
‫هنوز ضعیفه.

516
00:29:16.086 --> 00:29:20.048
‫دقیقا به همین علت همین الان
‫چند تا از سوژه هامون رو فعال کردم.

517
00:29:20.048 --> 00:29:22.551
‫برای شکست دادن سوپرمن؟

518
00:29:22.551 --> 00:29:25.178
‫اون نه،

519
00:29:25.220 --> 00:29:27.347
‫کسی که ازش
‫محافظت می کنه.

520
00:29:32.477 --> 00:29:34.145
‫کریپتونایت تقریبا
‫از بین رفته.

521
00:29:34.145 --> 00:29:35.939
‫آفرین، چیزی نمونده.

522
00:29:35.981 --> 00:29:38.275
‫چیزی نمونده.

523
00:29:39.985 --> 00:29:42.279
‫خودشه. خودشه.
‫تموم شد!

524
00:29:42.320 --> 00:29:43.905
‫خودشه، تموم شد.
‫تمومه.

525
00:29:43.905 --> 00:29:45.907
‫هی، موفق شدی، خب؟ هی.

526
00:29:45.907 --> 00:29:47.867
‫هی، بهت افتخار می کنم.

527
00:29:47.867 --> 00:29:50.412
‫حالت خوبه؟
‫بیا این حا.

528
00:29:50.412 --> 00:29:52.455
‫بهت افتخار می کنم.
‫یالا، پا شو.

529
00:29:52.455 --> 00:29:54.332
‫پا شو.

530
00:29:54.332 --> 00:29:58.253
‫منظورت چیه که نمی دونی
‫تا کی روش تأثیر می ذاره؟

531
00:29:58.253 --> 00:30:01.590
‫نه، هنوز نمونه اولیه رو
‫امتحان نکرده م.

532
00:30:01.590 --> 00:30:03.800
‫دقیقا حال و حوصله ش رو
‫نداشت.

533
00:30:03.842 --> 00:30:06.720
‫فقط برام یه جواب
‫پیدا کن.

534
00:30:16.521 --> 00:30:19.983
‫میشه فقط...مثلا...مثلا
‫زنگی چیزی بهشون بزنیم؟

535
00:30:20.025 --> 00:30:23.820
‫بی دلیل که اسمش
‫قلعه تنهایی نیست!

536
00:30:23.862 --> 00:30:25.155
‫می دونم حس بدیه،

537
00:30:25.155 --> 00:30:28.158
‫فقط باید صبور باشیم، خب؟

538
00:30:36.374 --> 00:30:37.459
‫هی، لانا.

539
00:30:37.459 --> 00:30:39.919
‫لوئیس، یادته هی ازم
‫می پرسیدی که...

540
00:30:39.919 --> 00:30:41.838
‫...کسی تو ادج انرکورپ...

541
00:30:41.838 --> 00:30:43.631
‫...رفتارش فرق کرده یا نه؟

542
00:30:43.631 --> 00:30:47.510
‫همین الان برای اولین
‫بار تو امیلی فن دیدمش.

543
00:30:47.510 --> 00:30:49.471
‫- امیلی؟
‫- آره.

544
00:30:49.471 --> 00:30:52.182
‫وسط اجرای دخترش رفت.

545
00:30:52.223 --> 00:30:55.685
‫هیچ وقت این کار رو نمی کرد.
‫اوری همه چیزشه.

546
00:30:55.727 --> 00:30:57.854
‫یعنی، انگار اون...

547
00:30:57.896 --> 00:31:00.023
‫اون یکی دیگه بود.

548
00:31:01.483 --> 00:31:04.486
‫من میرم.

549
00:31:04.486 --> 00:31:06.821
‫به گمونم منظور
‫ادج این بود.

550
00:31:06.821 --> 00:31:08.198
‫منظورت چیه؟

551
00:31:08.198 --> 00:31:10.158
‫امشب قبل از این که
‫دفتر رو ترک کنم،

552
00:31:10.158 --> 00:31:12.118
‫یه پیشنهادی بهم داد...

553
00:31:12.118 --> 00:31:14.496
‫...که کاری که داره با
‫بقیه می کنه رو بکنم.

554
00:31:14.496 --> 00:31:16.915
‫- چی؟
‫- من ردش کردم.

555
00:31:16.915 --> 00:31:19.542
‫لانا، برای چی قبلا
‫اشاره به این نکردی؟

556
00:31:19.542 --> 00:31:21.878
‫چون مضطرب بودم.

557
00:31:21.878 --> 00:31:24.339
‫اون می دونست که دارم
‫اطلاعات به تو میدم.

558
00:31:24.339 --> 00:31:26.216
‫هی، مامان، فکر کنم
‫با تو کار دارن.

559
00:31:26.216 --> 00:31:28.718
‫لوئیس، من نگرانم.

560
00:31:28.760 --> 00:31:30.553
‫اگه یه کاری بکنه چی؟

561
00:31:33.598 --> 00:31:36.267
‫- مامان؟
‫- لوئیس؟

562
00:31:36.267 --> 00:31:38.853
‫- نباید زنگ می زد.
‫- لوئیس.

563
00:31:46.486 --> 00:31:49.280
‫این بار نه.

564
00:31:49.280 --> 00:31:51.032
‫آه!

565
00:31:52.992 --> 00:31:55.078
‫این تو نیستی.

566
00:31:55.120 --> 00:31:57.789
‫دیگه نه.

567
00:32:01.793 --> 00:32:04.212
‫از این جا برید بیرون!

568
00:32:04.212 --> 00:32:05.797
‫این قدر این رو
‫بزنین تا بیاد.

569
00:32:05.797 --> 00:32:07.048
‫- تنها کاریه که می تونیم بکنیم.
‫- نه، نه، نه، نه.

570
00:32:07.048 --> 00:32:09.050
‫- باید بریم انبار.
‫- من سرشون رو گرم می کنم.

571
00:32:21.813 --> 00:32:23.857
‫تو سلاح هاش رو
‫گرفتی؟

572
00:32:26.651 --> 00:32:28.069
‫کایل؟

573
00:32:28.069 --> 00:32:29.571
‫من همین الان از
‫سر اجرا اومدم.

574
00:32:29.571 --> 00:32:32.282
‫لانا ترسیده بود.
‫چه خبره؟

575
00:32:32.282 --> 00:32:35.785
‫- ادج آدم فرستاد که من رو بکشن.
‫- همچین چیزی نمیشه.

576
00:32:47.505 --> 00:32:49.799
‫حرکتی نکن.

577
00:33:01.561 --> 00:33:03.771
‫هدف ها اول.

578
00:33:04.647 --> 00:33:08.443
‫پس کریپتونایت همچین
‫حسی داره، ها؟

579
00:33:08.443 --> 00:33:10.361
‫آره.

580
00:33:18.536 --> 00:33:20.246
‫بابا؟

581
00:33:31.007 --> 00:33:33.092
‫متأسفم، جوردن.

582
00:33:34.510 --> 00:33:36.596
‫زندگیت در حال حاضر
‫به خاطر کسی که من هستم،

583
00:33:36.596 --> 00:33:38.222
‫کاملا عوض شده.

584
00:33:40.058 --> 00:33:43.436
‫هر اتفاقی که داره
‫برات میفته،

585
00:33:43.436 --> 00:33:45.688
‫تو هیچ کدوم از اینا رو
‫نمی خواستی.

586
00:33:47.940 --> 00:33:50.860
‫نمی خواستم،

587
00:33:50.860 --> 00:33:53.571
‫اما تو هم اتفاقی که برات
‫افتاد رو نخواستی.

588
00:34:11.756 --> 00:34:13.549
‫یالا، تفنگ رو بده به من.

589
00:34:26.020 --> 00:34:28.231
‫تو استفاده ازش
‫خیلی ماهری.

590
00:34:35.780 --> 00:34:38.866
‫فقط قرار نیست
‫بکشیمت، لوئیس.

591
00:34:38.866 --> 00:34:41.202
‫اون می خواست
‫اول عذاب بکشی.

592
00:34:54.298 --> 00:34:56.509
‫اونا رفتن.

593
00:35:08.020 --> 00:35:09.647
‫بهتر از یخه،

594
00:35:09.647 --> 00:35:13.025
‫مگر این که وقتی بچه
‫بودم بهم دروغ گفته باشی.

595
00:35:13.025 --> 00:35:15.695
‫فقط این طوری می تونستم
‫مجبورت کنم انجامش بدی.

596
00:35:15.695 --> 00:35:18.406
‫مطمئنا کم از نخود فرنگی
‫یخ زده استفاده نکردیم،

597
00:35:18.406 --> 00:35:19.448
‫مگه نه؟

598
00:35:19.448 --> 00:35:20.950
‫خدایا، حتی وقتی
‫بچه بودی،

599
00:35:20.950 --> 00:35:23.452
‫همیشه کبود میومدی خونه.

600
00:35:26.706 --> 00:35:29.167
‫هیچ وقت اون جا نبودم که
‫جلوی کبود شدنت رو بگیرم،

601
00:35:29.167 --> 00:35:31.127
‫بودم؟

602
00:35:31.127 --> 00:35:33.713
‫- بابا.
‫- حقیقته.

603
00:35:33.713 --> 00:35:37.341
‫هر چیزی که گفتی حقیقته.

604
00:35:38.259 --> 00:35:41.387
‫من بهترین پدر نبودم.

605
00:35:41.387 --> 00:35:45.600
‫خیلی غایب بودم،

606
00:35:45.641 --> 00:35:50.479
‫و اون جا نبودم که جوری ازت
‫محافظت کنم که وظیفه یه والده.

607
00:35:54.525 --> 00:35:57.945
‫امشب که بودی.

608
00:35:57.945 --> 00:36:00.364
‫نمی تونستم بذارم به
‫نوه م آسیبی بزنن.

609
00:36:03.701 --> 00:36:06.454
‫یا دختر کوچولوم.

610
00:36:14.128 --> 00:36:17.632
‫لوئیس، ما تا وقتی این
‫قضیه تموم شه، این جا می مونیم.

611
00:36:17.632 --> 00:36:19.508
‫از حالا به بعد،

612
00:36:19.508 --> 00:36:23.262
‫تو، پسرها، کلارک،
‫اسمالویل،

613
00:36:23.262 --> 00:36:25.348
‫این اولویت منه.

614
00:36:25.389 --> 00:36:27.391
‫خوبه.

615
00:36:27.391 --> 00:36:30.895
‫چون اون جنگی که جان
‫هنری آیرونز داشت حرفش رو می زد،

616
00:36:31.979 --> 00:36:34.690
‫فکر کنم داره اتفاق میفته.

617
00:36:36.400 --> 00:36:39.070
‫به نظرت حالا مامان می ذاره
‫سلاح های خورشیدی رو نگه داریم؟

618
00:36:39.070 --> 00:36:40.446
‫نمی دونم.

619
00:36:40.446 --> 00:36:43.199
‫یعنی اونا عملا تنها علت
‫زنده بودنمون هستن، پس...

620
00:36:43.407 --> 00:36:46.535
‫خیلی بد می شد که بیام خونه و
‫بفهمم تک بچه شده م.

621
00:36:48.996 --> 00:36:50.873
‫آره.

622
00:36:50.873 --> 00:36:53.292
‫پس...

623
00:36:53.292 --> 00:36:57.088
‫تو الان...خوبی؟

624
00:36:57.088 --> 00:37:00.549
‫آره، غیر از نفس یخی.

625
00:37:00.549 --> 00:37:02.218
‫پس حالا دیگه تا ابد داریش؟

626
00:37:02.218 --> 00:37:05.596
‫- فکر کنم.
‫- چه حسی داره؟

627
00:37:05.596 --> 00:37:07.598
‫مثل اینه که همیشه
‫یه آدامس نعنایی...

628
00:37:07.598 --> 00:37:09.517
‫...تو دهنت داشته باشی.

629
00:37:09.517 --> 00:37:10.893
‫چه خوب.

630
00:37:10.893 --> 00:37:14.188
‫باورم نمیشه چه
‫اتفاقی افتاد.

631
00:37:14.188 --> 00:37:17.608
‫مامان اِوری فن و
‫آقای کوشینگ؟

632
00:37:17.608 --> 00:37:19.068
‫درسته، اما اون خودشون
‫نبودن، می دونی؟

633
00:37:19.068 --> 00:37:21.946
‫خیلی خیلی شستشوی
‫مغزی داده شده بودن.

634
00:37:21.946 --> 00:37:24.698
‫فکر کنم بابابزرگ داره
‫چند نفری رو می فرسته...

635
00:37:24.698 --> 00:37:26.700
‫...که برن دنبال جفتشون بگردن.

636
00:37:28.494 --> 00:37:32.706
‫چی قراره به سارا بگن؟

637
00:37:32.706 --> 00:37:34.500
‫نمی دونم.

638
00:37:37.920 --> 00:37:39.755
[جوردن: میشه حرف بزنیم؟]

639
00:37:44.927 --> 00:37:48.347
‫- خدای من، چی شد؟
‫- ناخوشی؟

640
00:37:48.389 --> 00:37:51.016
‫- نه.
‫- عزیزم، میشه تنهامون بذاری؟

641
00:37:51.016 --> 00:37:52.393
‫- مامان...
‫- لطفا؟

642
00:37:52.393 --> 00:37:55.020
‫باید تنها با پدرت
‫صحبت کنم.

643
00:37:56.939 --> 00:38:00.192
‫البته.

644
00:38:00.192 --> 00:38:03.154
‫- هستی؟
‫- نه.

645
00:38:03.154 --> 00:38:07.658
‫نه، ببین، بهت گفتم که
‫دیگه اون رو کنار گذاشتم.

646
00:38:07.658 --> 00:38:10.619
‫سعی دارم خودم رو
‫بهتر کنم، لانا.

647
00:38:10.619 --> 00:38:11.662
‫واقعا،

648
00:38:11.662 --> 00:38:14.248
‫اما یه اتفاقی امشب
‫برام افتاد.

649
00:38:14.290 --> 00:38:17.126
‫تو اجرا بودم،

650
00:38:17.126 --> 00:38:19.920
‫و داشتیم با سارا
‫حرف می زدیم،

651
00:38:19.920 --> 00:38:22.298
‫و بعد هوشیاریم رو
‫از دست دادم.

652
00:38:22.298 --> 00:38:24.466
‫بعدش یهو وسط یه
‫زمین بودم،

653
00:38:24.508 --> 00:38:27.386
‫یه جایی خارج از شهر و
‫دنده هام...

654
00:38:27.386 --> 00:38:30.514
‫دنده هام درد می کردن و
‫نمی دونستم چه طور رفتم اون جا.

655
00:38:30.514 --> 00:38:34.143
‫نمی دونستم چه خبره...چیه؟

656
00:38:35.186 --> 00:38:38.647
‫قدم هایی که داری برای
‫بهتر کردن خودت برمیداری...

657
00:38:38.647 --> 00:38:41.775
‫مورگان ادج بهت
‫پیشنهادی داده؟

658
00:39:02.338 --> 00:39:04.840
‫چه طور می تونم
‫کمکت کنم؟

659
00:39:04.840 --> 00:39:07.009
‫می خوام بهترین حالت
‫خودم باشم.

660
00:39:07.009 --> 00:39:09.553
‫می خواستم بهتر باشم.

661
00:39:09.553 --> 00:39:13.182
‫برای تو و برای
‫دخترامون، عزیزم.

662
00:39:19.980 --> 00:39:21.148
‫سلام، کریسی.

663
00:39:21.148 --> 00:39:22.399
‫گفتی که اگه به
‫گشتن ادامه بدیم،

664
00:39:22.399 --> 00:39:24.234
‫جواب خودش رو نشون
‫میده و راستش،

665
00:39:24.234 --> 00:39:25.611
‫یه مدت فکر کردم
‫دیوونه ای،

666
00:39:25.611 --> 00:39:26.946
‫چون هیچ چیز جدیدی
‫رو نمی شد،

667
00:39:26.946 --> 00:39:28.781
‫اما بعد کل تحقیقاتی که
‫درباره آدمای قدرت داری...

668
00:39:28.822 --> 00:39:30.157
‫...که می شناسیم وجود داره رو
‫گیر آوردم...

669
00:39:30.157 --> 00:39:32.576
‫...و یه تیکه کوچیک
‫پیدا کردم که یه مفهومی داره.

670
00:39:32.576 --> 00:39:35.079
‫فقط فعلا نمی دونم چیه،
‫اما گفتم مغز گنده تو...

671
00:39:35.079 --> 00:39:36.747
‫...شاید بتونه پازل رو
‫حل کنه.

672
00:39:36.747 --> 00:39:38.540
‫کریسی، درباره
‫چی حرف می زنی؟

673
00:39:38.540 --> 00:39:42.127
‫ایرما سیرز و دیوید فیوگلستد.

674
00:39:42.127 --> 00:39:43.295
‫کی؟

675
00:39:43.295 --> 00:39:46.882
‫لسلی لار و یارو
‫حمله کننده مسافرخونه.

676
00:39:46.882 --> 00:39:49.551
‫اسم واقعی لسلی لار
‫ایرما سیرزه؟

677
00:39:49.551 --> 00:39:52.346
‫اوهوم...و یارو
‫دیوید فیوگلستده.

678
00:39:52.346 --> 00:39:53.681
‫و حدس بزن چی؟

679
00:39:53.681 --> 00:39:57.518
‫فهمیدم که جفتشون
‫اصالتا اهل اسمالویلن.

680
00:40:00.145 --> 00:40:01.980
‫دِرک پاول از نیو کارتیجه.

681
00:40:01.980 --> 00:40:04.024
‫رنو روزتی از متروپلیسه.

682
00:40:04.024 --> 00:40:07.277
‫دیوید فیوگلستد و لسلی لار
‫از اسمالویلن.

683
00:40:07.277 --> 00:40:08.987
‫وقتی دِرک پاول
‫خودش رو کشت،

684
00:40:08.987 --> 00:40:10.698
‫به تو چی گفت؟

685
00:40:10.739 --> 00:40:13.867
‫- که الانش هم مُرده.
‫- و قدرت هاش داشتن ضعیف می شدن.

686
00:40:13.909 --> 00:40:16.036
‫آره، درست مثل
‫مال روزتی.

687
00:40:16.078 --> 00:40:17.663
‫این اتفاق وقتی با دیوید
‫جنگیدم نیفتاد.

688
00:40:17.663 --> 00:40:20.040
‫و با لسلی هم همین طور.

689
00:40:24.044 --> 00:40:25.587
‫وقتی این جا فرود اومدم،

690
00:40:25.587 --> 00:40:27.256
‫یه هفته همه جای دنیا...

691
00:40:27.256 --> 00:40:29.007
‫...باران شهاب بود.

692
00:40:29.007 --> 00:40:31.135
‫درسته، باقی مونده کریپتون.
‫برای همین کریپتونایت هست.

693
00:40:31.135 --> 00:40:32.761
‫درسته، هر شکلی از
‫کریپتونایت،

694
00:40:32.761 --> 00:40:35.681
‫و اون فرمی که این جا
‫فرود اومده، تو معادن مدفونه.

695
00:40:35.681 --> 00:40:37.433
‫ایکس-کریپتونایت بوده.

696
00:40:37.433 --> 00:40:39.852
‫پس تنها جای دنیا که
‫ایکس-کریپتونایت داره،

697
00:40:39.852 --> 00:40:41.812
‫همون جاییه که آدمایی داره...

698
00:40:41.812 --> 00:40:44.898
‫...که این قدر در معرضش قرار
‫گرفته ن که تأثیرش رو قبول کردن.

699
00:40:44.898 --> 00:40:48.569
‫مثل تگ هریس.

700
00:40:48.569 --> 00:40:50.863
‫ادج برای ساختن ارتشش
‫به اسمالویل نیاز نداره.

701
00:40:50.863 --> 00:40:53.157
‫به مردمش نیاز داره.

702
00:40:57.744 --> 00:40:59.580
‫چیه؟

703
00:40:59.580 --> 00:41:01.457
‫فرستنده موقعیت مکانیت.

704
00:41:03.208 --> 00:41:05.169
‫ادج.

705
00:41:15.137 --> 00:41:17.347
‫خوشحالم که اومدی.

706
00:41:17.347 --> 00:41:19.683
‫هر کاری که داری
‫می کنی، متوقف میشه.

707
00:41:19.683 --> 00:41:21.894
‫این دقیقا همون چیزیه که
‫دوستت لوئیس لین...

708
00:41:21.894 --> 00:41:23.520
‫...مدام بهم میگه.

709
00:41:23.604 --> 00:41:27.399
‫تو هم مثل اون نمی تونی
‫جلوش رو بگیری.

710
00:41:38.035 --> 00:41:40.621
‫واقعا فکر کردی به
‫مردم قدرت میدم...

711
00:41:40.621 --> 00:41:42.748
‫...بدون این که خودم
‫داشته باشمش؟

712
00:41:42.748 --> 00:41:46.752
‫می دونی، من مال خودم رو همون موقع
‫که تو به دستش آوردی، به دست آوردم، کال ال.

713
00:41:46.752 --> 00:41:48.545
‫وقتی به این سیاره رسیدم.

714
00:41:48.545 --> 00:41:50.464
‫وقتی رسیدی؟

715
00:41:53.383 --> 00:41:56.553
‫فکر می کنم وقتشه که حقیقت رو
‫درباره هویت من بدونی.

716
00:41:56.553 --> 00:42:00.432
‫و این که واقعا
‫اهل کجام،

717
00:42:00.432 --> 00:42:02.935
‫برادر.

718
01:44:03.398 --> 01:44:05.400
‫آنچه در سوپرمن و لوئیس گذشت...

719
01:44:05.400 --> 01:44:07.778
‫بیا روی چیزی که براش اومدیم اینجا تمرکز کنیم:
‫خانواده!

720
01:44:07.778 --> 01:44:10.864
‫تو و جوردن، عملاً خودتون اسلحه اید.

721
01:44:10.864 --> 01:44:14.159
‫تنها کسی که توی این خونه کاملاً غیرمسلح ـه، منم.

722
01:44:14.159 --> 01:44:16.328
‫آدم نمیره توی ونِ آدمکُشیِ...

723
01:44:16.328 --> 01:44:18.664
‫یه یارویی که از یه دنیای دیگه اومده،
‫فضولی کنه.

724
01:44:18.664 --> 01:44:22.793
‫ما انسان های فوق العاده ای
‫در خانواده ای از اَبَرانسان ها هستیم.

725
01:44:22.793 --> 01:44:23.794
‫- بابام رو ندیدین؟
‫- [تست اجرای دبیرستان اسمالویل]

726
01:44:23.794 --> 01:44:26.213
‫- نمی تونم بدون اون اجرا کنم.
‫- من بجاش میام.

727
01:44:26.213 --> 01:44:27.965
‫نمی تونم همه ـش به دل خودم صابون بزنم،

728
01:44:27.965 --> 01:44:29.633
‫بعدش ناامید بشم.

729
01:44:29.633 --> 01:44:31.176
‫تونستید به اندازۀ کافی سوژه پیدا کنید؟

730
01:44:31.176 --> 01:44:34.012
‫آره، ولی تضمینی نیست که میزبان های پذیرایی باشن.

731
01:44:34.012 --> 01:44:35.389
‫چیزای خیلی حال به هم زنی بودن.

732
01:44:35.389 --> 01:44:38.433
‫اون گاز، کریپتونایتِ مصنوعیِ آزمایشی بود.

733
01:44:38.433 --> 01:44:40.686
‫برای نفوذ به سیستم تنفسیت...

734
01:44:40.686 --> 01:44:42.396
‫و تضعیفت از درون، طراحی شده بود.

735
01:45:00.747 --> 01:45:03.166
‫چرا ادج اینجاست؟

736
01:45:03.375 --> 01:45:06.878
‫یعنی چرا اسمالویل؟

737
01:45:07.087 --> 01:45:08.964
‫مطمئناً به خاطر بریانی نیومده.
‫(نوعی غذا)

738
01:45:09.673 --> 01:45:12.592
‫در عرض چند هفته رفت داخل هیزل گرین و گرنویل
‫و از اونجا اومد بیرون...

739
01:45:12.592 --> 01:45:15.137
‫در عرض چند ماه،
‫عملیات های اجراییِ نیوکارتیج رو از کار انداخت،

740
01:45:15.137 --> 01:45:16.388
‫الان هم که اومده اینجا.

741
01:45:16.388 --> 01:45:18.849
‫باید به همون دلیلی باشه که
‫به شهرهای دیگه رفته، نه؟

742
01:45:19.182 --> 01:45:20.600
‫استخراجِ ایکس-کریپتونایت،

743
01:45:20.600 --> 01:45:22.978
‫استفاده از اون دستگاهی که دیدم به مردم قدرت میده.

744
01:45:22.978 --> 01:45:24.563
‫آره، می دونم بخشی از دلیلش همینه،

745
01:45:24.563 --> 01:45:27.649
‫ولی اسمالویل تنها شهریه که توش مونده،

746
01:45:27.649 --> 01:45:30.861
‫پس حتماً یه دلیلی داره که اسمالویل فرق میکنه.

747
01:45:30.861 --> 01:45:32.696
‫اون به اینجا نیاز داره.

748
01:45:32.821 --> 01:45:36.074
‫این دیگه در حیطۀ تخصص توئه.

749
01:45:36.074 --> 01:45:38.535
‫پیشنهاد میکنی چطوری دلیلش رو بفهمیم؟

750
01:45:38.952 --> 01:45:40.412
‫بیشتر تحقیق میکنیم.

751
01:45:40.412 --> 01:45:43.415
‫باید از هر منبعی که در اختیار داریم استفاده کنیم.

752
01:45:43.415 --> 01:45:46.418
‫پس همونطور که می دونیم، فقط توی هیزل گرین...

753
01:45:46.418 --> 01:45:47.878
‫کلارک، خبرنگار خیلی خوبیه.

754
01:45:48.170 --> 01:45:51.298
‫حالا که مربیگری نمیکنه، می تونه کمک کنه.

755
01:45:51.590 --> 01:45:55.218
‫هر چی اطلاعات می تونیم از لانا میگیریم،

756
01:45:55.594 --> 01:45:58.722
‫مثلاً پرونده های تمام افرادی که ادج استخدام کرده،

757
01:45:59.931 --> 01:46:02.934
‫اینکه کی هستن و از کجا اومدن.

758
01:46:02.934 --> 01:46:04.060
‫ممنون.

759
01:46:04.060 --> 01:46:06.730
‫تک تک جزئیات رو با دقت بررسی میکنیم.

760
01:46:08.273 --> 01:46:09.357
‫اینم از امیلی.

761
01:46:09.357 --> 01:46:11.776
‫بعدش دوباره از اول شروع میکنیم.

762
01:46:12.110 --> 01:46:14.446
‫خیلی خب، پس می دونیم که امیلی جدیدترین عضوه.

763
01:46:14.446 --> 01:46:18.658
‫اطلاعات رو به هم ارتباط میدیم،
‫داشته هامون رو روی هم میذاریم.

764
01:46:19.618 --> 01:46:22.162
‫و اگه کارمون رو درست انجام بدیم،

765
01:46:22.662 --> 01:46:25.207
‫جواب خودش مشخص میشه.

766
01:46:25.499 --> 01:46:27.292
‫هدف من همیشه یه چیز بوده.

767
01:46:27.709 --> 01:46:29.920
‫میخوام این دنیا رو عوض کنم.

768
01:46:30.337 --> 01:46:33.757
‫و بالاخره جایی رو پیدا کردم که
‫می تونم شروع به انجام این کار کنم.

769
01:46:33.757 --> 01:46:37.552
‫اینجا در اسمالویل، با آدمایی مثل تو!

770
01:46:37.552 --> 01:46:39.596
‫من؟

771
01:46:39.596 --> 01:46:40.931
‫چرا؟

772
01:46:40.972 --> 01:46:44.434
‫می دونم چند سال اخیر، زندگی سختی داشتی.

773
01:46:44.643 --> 01:46:46.978
‫از دردهات خبردارم.

774
01:46:48.980 --> 01:46:50.899
‫ترس از اینکه...

775
01:46:51.191 --> 01:46:53.193
‫بدونی نمیتونی خانواده ـت رو تأمین کنی،

776
01:46:53.193 --> 01:46:56.696
‫اون بار مسئولیت، اون فشار!

777
01:46:58.031 --> 01:47:00.283
‫با کمک من، میشه همۀ این ترس ها رو از بین برد.

778
01:47:00.700 --> 01:47:04.454
‫می تونم زندگیت رو از هر لحاظِ ممکن، بهتر کنم.

779
01:47:04.663 --> 01:47:07.332
‫می تونم تو رو بهتر کنم، امیلی.

780
01:47:07.832 --> 01:47:09.084
‫درد داره؟

781
01:47:13.672 --> 01:47:15.757
‫یه ذره هم درد نداره.

782
01:47:18.843 --> 01:47:23.265
‫اگه مایل باشی،
‫می تونم یه زندگی جدید برات فعال کنم.

783
01:47:23.682 --> 01:47:25.433
‫یه زندگی جدید؟

784
01:47:25.725 --> 01:47:27.644
‫مراحلی که پشت سر میذاری باعث میشن احساس کنی...

785
01:47:27.644 --> 01:47:29.312
‫یه آدم جدیدی.

786
01:47:29.437 --> 01:47:32.399
‫آدمی با ذهنی آزاد و قدرتمندتر،

787
01:47:33.316 --> 01:47:36.611
‫و قادر به انجام کارهایی که
‫هیچوقت خوابش هم نمیدیدی.

788
01:47:36.861 --> 01:47:39.281
‫ولی فقط اگه خودت بخوای...

789
01:47:39.322 --> 01:47:40.532
‫می تونم این کار رو بکنم.

790
01:47:40.532 --> 01:47:44.035
‫اگه بپذیری که زندگی ای که الان داری...

791
01:47:44.869 --> 01:47:46.538
‫دیگه اون چیزی نیست که میخوای.

792
01:47:46.538 --> 01:47:49.332
‫پذیرش کاملِ میزبان صورت گرفت.

793
01:47:49.833 --> 01:47:51.835
‫کارِت خوب بود.

794
01:47:51.876 --> 01:47:53.503
‫پروسه هنوز کامل نشده.

795
01:47:53.795 --> 01:47:56.131
‫چند روز طول می کِشه تا
‫اختیار کامل رو به دست بگیری.

796
01:47:56.631 --> 01:47:58.383
‫ولی وقتی این اتفاق بیفته...

797
01:48:01.428 --> 01:48:04.889
‫زندگی دوباره برای تو میشه.

798
01:48:05.473 --> 01:48:09.728
‫میخوای به بهترین حالتِ خودت تبدیل بشی، امیلی؟

799
01:48:11.062 --> 01:48:12.230
‫بله.

800
01:48:16.443 --> 01:48:19.446
‫«فیلم با زیرنویس در سایت هکس دانلود»
‫مترجم: «محمد و رومینا»

801
01:48:21.448 --> 01:48:24.534
‫لانا گفت ادج ازش خواسته
‫تا نامزدهای بیشتری انتخاب کنه...

802
01:48:24.576 --> 01:48:26.619
‫پس تا وقتی بفهمیم چه جوری باید جلوش رو بگیریم،

803
01:48:26.619 --> 01:48:29.039
‫باید ملت رو متقاعد کنیم تا بهش نزدیک نشن.

804
01:48:29.539 --> 01:48:31.875
‫لوئیس، اون داره به مردم پیشنهادِ شغل و پول میده،

805
01:48:31.916 --> 01:48:34.544
‫چیزایی که برای به دست گرفتنِ دوبارۀ کنترل زندگیشون
‫بهشون نیاز دارن.

806
01:48:34.669 --> 01:48:36.421
‫پسرا، اتوبوس الان میرسه!

807
01:48:36.421 --> 01:48:37.922
‫کلارک، باید یه کاری بکنیم،

808
01:48:37.922 --> 01:48:39.132
‫ولی هیچکس به حرفم گوش نمیکنه.

809
01:48:39.132 --> 01:48:40.675
‫از اون جلسۀ اول سالن شهرداری گوش نمیکنن،

810
01:48:40.675 --> 01:48:41.760
‫ولی به حرف تو گوش میکنن.

811
01:48:41.760 --> 01:48:44.053
‫- سلام، کدوم مال منه؟
‫- بیا.

812
01:48:44.053 --> 01:48:45.221
‫ممنون.

813
01:48:45.263 --> 01:48:46.639
‫خیلی خب، بچه ها.
‫احتمالاً امشب هم...

814
01:48:46.639 --> 01:48:48.683
‫دیر بیایم و روی این پروندۀ ادج کار کنیم.

815
01:48:48.683 --> 01:48:50.143
‫باشه، ما که در هر صورت...

816
01:48:50.185 --> 01:48:53.271
‫امشب میخواستیم اجرای سارا رو ببینیم.

817
01:48:53.772 --> 01:48:55.899
‫به عنوان دوستای ساده دیگه خیلی دارید با هم...

818
01:48:55.899 --> 01:48:57.776
‫وقت میگذرونید.

819
01:48:57.776 --> 01:48:59.903
‫فقط میخوام ازش حمایت کنم، بابا.

820
01:49:00.111 --> 01:49:01.905
‫- آهان!
‫- صحیح!

821
01:49:03.281 --> 01:49:04.365
‫چیه؟

822
01:49:04.365 --> 01:49:06.242
‫خودش گفت میخواد دوست ساده بمونیم.

823
01:49:06.242 --> 01:49:08.620
‫شاید بیشتر از این حرفا باشه ولی میذارم خودش...

824
01:49:08.620 --> 01:49:11.414
‫اینو بهت بگه.

825
01:49:12.457 --> 01:49:13.583
‫اتوبوس داره وایمیسته.

826
01:49:13.583 --> 01:49:15.418
‫خیلی خب، توی یخچال باقی موندۀ غذا هست، خب؟

827
01:49:15.418 --> 01:49:16.920
‫باشه، دوستتون دارم. خداحافظ.

828
01:49:16.920 --> 01:49:19.214
‫خیلی خب، باید برم دفتر روزنامۀ محلی لانا رو ببینم.

829
01:49:19.214 --> 01:49:20.089
‫باشه.

830
01:49:20.131 --> 01:49:22.550
‫کلارک، تو پسر مارتا کنت هستی.

831
01:49:22.550 --> 01:49:25.428
‫اون خیلی قبل تر از اینکه ادج پیداش بشه
‫داشت به مردم کمک میکرد.

832
01:49:25.428 --> 01:49:27.764
‫مردم به حرفت گوش میکنن.

833
01:49:27.806 --> 01:49:29.265
‫باشه.

834
01:49:29.265 --> 01:49:31.226
‫- خداحافظ.
‫- خداحافظ.

835
01:49:33.311 --> 01:49:36.606
‫اونوقت هیچکدوم از اینا متفاوت رفتار نمیکنن؟

836
01:49:36.648 --> 01:49:40.735
‫تنها تغییری که من می بینم اینه که خیلی خوشحالن!

837
01:49:40.735 --> 01:49:43.613
‫انگار واقعاً هیجان زده ان که اونجا هستن...

838
01:49:43.613 --> 01:49:46.658
‫و بخشی از یه اتفاق بزرگن که
‫ زندگی هاشون رو عوض میکنه.

839
01:49:46.658 --> 01:49:48.493
‫با اونا چیکار میکنه؟

840
01:49:48.493 --> 01:49:51.162
‫توسعۀ فردی، خودبهسازی،

841
01:49:51.162 --> 01:49:52.914
‫تمرین های اعتماد کردن؟!

842
01:49:52.914 --> 01:49:55.291
‫واقعاً جزئیاتش رو نمی دونم.

843
01:49:55.291 --> 01:49:56.834
‫خب، مثل این فرقه ها می مونه.

844
01:49:57.043 --> 01:49:59.837
‫فرقش اینه که ادج داره مجانی
‫ذهن هاشون رو با قدرت شستشو میده.

845
01:49:59.837 --> 01:50:02.131
‫چیز دیگه ای که می تونم بهتون بگم...

846
01:50:02.131 --> 01:50:05.635
‫اینه که توی رستوران «ویکتوریا می»
‫همنشینی های صبحگاهی رو شروع کردن.

847
01:50:05.635 --> 01:50:07.345
‫- همنشینی؟
‫- اوهوم.

848
01:50:07.345 --> 01:50:11.307
‫صبحونه های دوستی ساز!

849
01:50:11.349 --> 01:50:12.934
‫آخ، الان دیرم میشه.

850
01:50:12.934 --> 01:50:15.478
‫صبر کن...
‫لانا، شاید بهتر باشه یه استراحتی بکنی.

851
01:50:15.520 --> 01:50:17.689
‫این قضیه یه جورایی دیگه داره خیلی خطرناک میشه،

852
01:50:17.689 --> 01:50:19.274
‫منم نمیخوام اتفاقی برات بیفته.

853
01:50:19.274 --> 01:50:21.317
‫اشکالی نداره، لوئیس. جدی میگم.

854
01:50:21.651 --> 01:50:25.530
‫آخه اگه بتونم جلوی ادج رو بگیرم که
‫به یه نفر کمتر آسیب بزنه،

855
01:50:25.530 --> 01:50:27.532
‫ارزشش رو داره.

856
01:50:29.534 --> 01:50:31.077
‫فکر کنم بد نباشه یه سر برم اون رستوران،

857
01:50:31.077 --> 01:50:33.454
‫و توی این صبحونه خودمو قاتی صحبت هاشون کنم.

858
01:50:33.454 --> 01:50:35.790
‫نه، تو تمرکزت رو بذار روی اینکه
‫از نوچه های ادج...

859
01:50:35.790 --> 01:50:36.791
‫چی می تونی به دست بیاری.

860
01:50:36.791 --> 01:50:40.837
‫یه نفر رو میشناسم که
‫احتمالاً شانس بیشتری برای این کار داشته باشه.

861
01:50:49.429 --> 01:50:51.347
‫خیلی خب.

862
01:50:51.347 --> 01:50:53.182
‫سلام، پسرا!

863
01:50:53.182 --> 01:50:55.518
‫آهای، بیاید اینجا.

864
01:50:55.727 --> 01:50:57.520
‫- سلام، آقای کوشینگ.
‫- سلام.

865
01:50:57.520 --> 01:50:59.731
‫جوردن، گوش کن، من...

866
01:50:59.731 --> 01:51:01.733
‫میخواستم ازت تشکر کنم که پا پیش گذاشتی...

867
01:51:01.733 --> 01:51:03.693
‫و اون روز به سارا توی تستش کمک کردی.

868
01:51:03.693 --> 01:51:06.487
‫این کارِت واقعاً نجاتمون داد، پسر!

869
01:51:06.487 --> 01:51:08.406
‫آره...ممنونم.

870
01:51:08.406 --> 01:51:10.366
‫خیلی خب، نباید دیر کنی.

871
01:51:10.366 --> 01:51:12.452
‫آره.

872
01:51:12.452 --> 01:51:14.787
‫بعداً می بینیمت، باشه؟

873
01:51:14.787 --> 01:51:16.039
‫باشه.

874
01:51:16.164 --> 01:51:18.416
‫بی صبرانه منتظرم امشب روی صحنه ببینمت.

875
01:51:18.666 --> 01:51:19.542
‫نمیخواد بپرسین!

876
01:51:19.584 --> 01:51:22.045
‫دچار یه جور بحران هویتی شده.

877
01:51:22.045 --> 01:51:23.087
‫واقعاً؟

878
01:51:23.087 --> 01:51:25.339
‫آره، همه ـش بهم میگه دیگه برای همیشه عوض شده،

879
01:51:25.339 --> 01:51:27.050
‫و حالش بهتر شده.

880
01:51:27.050 --> 01:51:29.260
‫یه مدت کوتاه، اوضاع بهتر میشه،
‫همیشه این داستان رو داریم.

881
01:51:29.260 --> 01:51:32.722
‫بعدش مثل همین اتفاقی که قراره برای داداشت بیفته،
‫خودشو گُم میکنه.

882
01:51:32.764 --> 01:51:33.806
‫چی؟

883
01:51:33.806 --> 01:51:35.725
‫بهت گفتم با تیگن ویکام کاری نداشته باش.

884
01:51:35.808 --> 01:51:38.436
‫بهم اعتماد کن، باشه؟

885
01:51:56.954 --> 01:51:58.581
‫کلارک؟

886
01:51:58.581 --> 01:51:59.791
‫امیلی، سلام!

887
01:51:59.791 --> 01:52:01.417
‫شنیده بودم به شهر برگشتی.

888
01:52:01.459 --> 01:52:03.252
‫آره، آره، ببخشید که زودتر از اینا ندیدمت.

889
01:52:03.294 --> 01:52:05.254
‫از وقتی که اومدیم اینجا اتفاقات خیلی زیادی افتاده

890
01:52:05.254 --> 01:52:07.465
‫میدونم. اتفاقاً برای منم همینطور بوده.

891
01:52:07.507 --> 01:52:09.425
‫- ولی برای من خوش یُمن بوده.
‫- عه جدی؟

892
01:52:09.425 --> 01:52:11.969
‫شنیدم توی شرکت «ادج انرکورپ» کار میکنی.

893
01:52:12.094 --> 01:52:15.264
‫زندگیم رو عوض کرده!

894
01:52:17.099 --> 01:52:18.643
‫احساس فوق العاده ای دارم.

895
01:52:18.643 --> 01:52:21.187
‫می تونم بهتر فکر کنم، تمرکز کنم.

896
01:52:21.187 --> 01:52:24.440
‫مشکلاتی که قبلاً حل کردنشون به نظر غیرممکن میومد
‫الان انگار هیچی نیستن!

897
01:52:24.440 --> 01:52:25.983
‫واقعاً؟ به به! می دونی چیه؟

898
01:52:25.983 --> 01:52:27.902
‫راستش خیلی دوست داشتم در مورد همین صحبت کنیم.

899
01:52:27.902 --> 01:52:29.445
‫یعنی دنبال کار میگردی؟

900
01:52:29.445 --> 01:52:31.489
‫- خب...
‫- اشکالی نداره.

901
01:52:31.489 --> 01:52:32.949
‫فقط با لانا صحبت کن.

902
01:52:32.949 --> 01:52:35.326
‫اون معرفیم کرد و منو وارد این برنامه کرد.

903
01:52:35.326 --> 01:52:38.621
‫مطمئنم خوشحال میشه که به نامزد سابقش کمک کنه.

904
01:52:39.163 --> 01:52:41.332
‫- آره.
‫- وای، من دیگه باید برم.

905
01:52:41.332 --> 01:52:42.875
‫اگه کمکی از دستم برمیومد بهم بگو.

906
01:52:43.000 --> 01:52:44.710
‫خیلی خوشحال شدم دیدمت، کلارک.

907
01:52:44.919 --> 01:52:46.838
‫- منم همینطور.
‫- مراقب خودت باش.

908
01:52:57.181 --> 01:52:59.433
‫[مکزیک؛ مزاتلان]

909
01:54:42.995 --> 01:54:44.622
‫از اینجا به بعدش رو بسپارم به خودت؟

910
01:54:44.663 --> 01:54:46.040
‫حالت خوبه؟

911
01:54:46.082 --> 01:54:47.792
‫مشکلی برام پیش نمیاد.

912
01:54:47.833 --> 01:54:48.876
‫ممنون.

913
01:54:57.885 --> 01:54:59.428
‫خدا رو شکر که برگشتی.

914
01:54:59.470 --> 01:55:02.056
‫ادج همین الان یه نفر رو فرستاد
‫که تبلیغات روزنامۀ فردا رو...

915
01:55:02.056 --> 01:55:03.974
‫کاملاً برای خودش بخره.

916
01:55:03.974 --> 01:55:06.769
‫- برای عضوگیری جدید؟
‫- دو برابرِ قبل!

917
01:55:06.894 --> 01:55:09.855
‫نمی دونم ادج داره با این آدما
‫چه سحر و جادویی میکنه...

918
01:55:09.855 --> 01:55:11.857
‫ولی بدجوری داره بهش رونق میده.

919
01:55:12.066 --> 01:55:14.235
‫داری کجا میری؟

920
01:55:14.860 --> 01:55:16.737
‫میرم قیل و قال کنم!

921
01:55:21.742 --> 01:55:23.244
‫- لوئیس؟
‫- ادج کجاست؟

922
01:55:23.285 --> 01:55:24.328
‫توی یه جلسۀ گروهی ـه.

923
01:55:24.370 --> 01:55:27.164
‫تازه الان از تبلیغات فردا با خبر شدم.

924
01:55:30.209 --> 01:55:32.419
‫به نفعتونه که کاری با پیشنهادش نداشته باشید.

925
01:55:32.586 --> 01:55:33.754
‫خانم لین...

926
01:55:33.754 --> 01:55:35.297
‫باید همین الان پاشید برید.

927
01:55:35.339 --> 01:55:37.883
‫پاشید برید!

928
01:55:38.175 --> 01:55:39.593
‫بهم دست نزن.

929
01:55:39.593 --> 01:55:42.054
‫ببخشید، اگه میشه همه یه لحظه
‫من و خانم لین رو تنها بذارن.

930
01:55:42.137 --> 01:55:43.722
‫قول میدم خیلی طول نکشه.

931
01:55:43.764 --> 01:55:45.933
‫می دونم به نظرتون باورنکردنی میاد،
‫چون همینطورم هست...

932
01:55:45.933 --> 01:55:48.561
‫ولی اون میخواد تمام هستی ـتون رو پاک کنه...

933
01:55:48.561 --> 01:55:51.230
‫و با یه چیز دیگه جایگزینش کنه.

934
01:55:55.401 --> 01:55:57.152
‫این کار رو از روی درموندگی کردی!

935
01:55:57.403 --> 01:55:58.988
‫می دونم داری چیکار میکنی.

936
01:55:59.196 --> 01:56:01.657
‫مشاغل خوبی برای جامعه ای نیازمند مهیا میکنم.

937
01:56:01.657 --> 01:56:04.326
‫داری ضمیرِ خودآگاهِ کریپتونی ها رو...

938
01:56:04.326 --> 01:56:05.494
‫توی بدن انسان ها میذاری.

939
01:56:05.494 --> 01:56:09.039
‫داری تسخیرشون میکنی و بهشون قدرت میدی.

940
01:56:09.248 --> 01:56:11.625
‫اونوقت در این رابطه چه مدرکی داری؟

941
01:56:11.959 --> 01:56:14.503
‫دِرِک پاول، رینو روزتی، لسلی!

942
01:56:14.920 --> 01:56:17.590
‫آها، پس دوتا مَرد مُرده و دستیار شخصیم!

943
01:56:18.382 --> 01:56:21.594
‫باید بگم این خبر حتی با معیارهای تو هم
‫حفره های زیادی داره.

944
01:56:21.969 --> 01:56:23.721
‫جفتمون می دونیم حقیقت داره.

945
01:56:23.804 --> 01:56:26.682
‫طبق تجربۀ من، حقیقت به طرز تفکر اشخاص بستگی داره.

946
01:56:26.682 --> 01:56:28.475
‫فکر میکنی ملت حرف کیو بیشتر باور کنن؟

947
01:56:28.475 --> 01:56:31.812
‫یه آدم از رده خارج شده که توی روزنامۀ محلی ـه...

948
01:56:31.812 --> 01:56:33.063
‫یا مردی که داره به این شهر...

949
01:56:33.063 --> 01:56:34.732
‫بهترین اقتصاد شناخته شده رو میده؟

950
01:56:34.732 --> 01:56:38.360
‫این آدما عروسک های خیمه شب بازی نیستن
‫که تو بخوای کنترلشون کنی.

951
01:56:38.402 --> 01:56:41.405
‫اونا آرزو دارن، خانواده دارن!

952
01:56:41.405 --> 01:56:43.991
‫هیچکس مجبور نیست کاری بر خلاف میلش بکنه.

953
01:56:43.991 --> 01:56:46.869
‫به همه ـشون یه پیشنهاد شده:
‫فرصتی برای یه زندگی بهتر.

954
01:56:46.869 --> 01:56:49.413
‫- اونجا هم همینو نوشته.
‫- ما اینو چاپ نمی کنیم.

955
01:56:49.913 --> 01:56:53.042
‫پس به گمونم انتقال شفاهی اطلاعات
‫باید کفایت کنه.

956
01:56:53.417 --> 01:56:56.962
‫تو نمی تونی جلوی این قضیه رو بگیری، لوئیس.

957
01:56:56.962 --> 01:56:58.964
‫شاید وقتش باشه از اون دستگاهت استفاده کنی...

958
01:56:58.964 --> 01:57:01.550
‫تا اون اَبَر دوستت رو خبر کنی.

959
01:57:01.842 --> 01:57:04.178
‫احتمالاً وقتش باشه.

960
01:57:05.179 --> 01:57:06.722
‫ولی ریسکی ـه.

961
01:57:06.764 --> 01:57:09.099
‫لازمه بهت یادآوری کنم از کجا اومده؟

962
01:57:09.099 --> 01:57:11.143
‫شاید خوشحال بشه که بدونه کسانی اینجا هستن...

963
01:57:11.143 --> 01:57:13.729
‫که دقیقاً مثل اونن.

964
01:57:13.812 --> 01:57:16.649
‫همونطور که جان آیرونز پیشگویی کرد!

965
01:57:16.649 --> 01:57:19.568
‫سوپرمن هیچ شباهتی به اونا نداره.

966
01:57:21.737 --> 01:57:24.031
‫خیلی دوست دارم ببینم.

967
01:57:32.623 --> 01:57:34.750
‫سلام، انگار بالاخره زبونِ اون کمد رو یاد گرفتی.

968
01:57:34.750 --> 01:57:36.794
‫آره، نه...به نصیحت تو گوش کردم.

969
01:57:36.794 --> 01:57:39.671
‫می دونی، عصبانیت هیچوقت به چیز خوبی ختم نمیشه.

970
01:57:45.094 --> 01:57:47.388
‫آهای، تیگن!

971
01:57:47.388 --> 01:57:51.683
‫ببین، میخواستم بدونم که دلت میخواد یه موقعی...

972
01:57:51.683 --> 01:57:55.646
‫بعد از مدرسه با هم بگردیم؟

973
01:57:55.646 --> 01:57:57.398
‫بگردیم؟

974
01:57:57.398 --> 01:58:00.442
‫- یعنی فقط خودمون دوتا؟
‫- آره، یعنی...

975
01:58:00.442 --> 01:58:03.654
‫لازم نیست چیز رسمی ای باشه، فقط...

976
01:58:03.862 --> 01:58:06.490
‫چه می دونم...بریم رستوران یه غذایی بخوریم.

977
01:58:06.490 --> 01:58:08.450
‫هممم...

978
01:58:09.451 --> 01:58:12.496
‫ببین، مطمئنم که پسر خیلی خوبی هستی...

979
01:58:12.496 --> 01:58:14.748
‫ببین، من فکر کردم...

980
01:58:14.748 --> 01:58:17.584
‫چه می دونم...گفتم همه ـش به همدیگه نگاه میکردیم.

981
01:58:17.584 --> 01:58:21.338
‫خب، آره...آخه دستت شکسته بود...

982
01:58:21.338 --> 01:58:22.631
‫و به نظر خیلی تنها میومدی.

983
01:58:22.631 --> 01:58:25.384
‫میخواستم باهات برخورد خوبی داشته باشم.

984
01:58:25.884 --> 01:58:27.219
‫آره، حله.

985
01:58:27.219 --> 01:58:29.388
‫ببین، نمیخواستم به احساساتت صدمه بزنم...

986
01:58:29.388 --> 01:58:31.932
‫نه، نه، نه، نه، نه، اشکالی...

987
01:58:31.932 --> 01:58:32.808
‫اشکالی نداره.

988
01:58:32.850 --> 01:58:35.060
‫اشتباه از من بود.

989
01:58:35.185 --> 01:58:37.771
‫- حله.
‫- بعداً می بینمت.

990
01:58:40.023 --> 01:58:43.235
‫اوف، سرحملۀ شماره دو،
‫انگار یه کتاب راهنمای دیگه لازم داری.

991
01:58:43.443 --> 01:58:45.154
‫باید مثل بستنِ درب کمدت...

992
01:58:45.154 --> 01:58:47.573
‫روی بستن قرار و مدار کار کنی!

993
01:58:51.994 --> 01:58:54.204
‫- کلارک، اینجایی؟
‫- توی آشپزخونه ام.

994
01:58:54.204 --> 01:58:55.706
‫یه مشکلی داریم.

995
01:58:55.706 --> 01:58:58.584
‫مورگان ادج داره اون برنامه ـش رو توسعه میده.

996
01:58:58.584 --> 01:59:01.086
‫خدای من! چی شده؟

997
01:59:01.378 --> 01:59:03.589
‫رفتم جلوی سرقت از بانک رو بگیرم که تیر خوردم.

998
01:59:03.589 --> 01:59:06.383
‫- از کریپتونایت استفاده کردن؟
‫- نه، گلوله های معمولی.

999
01:59:06.383 --> 01:59:07.426
‫این عادی نیست.

1000
01:59:07.426 --> 01:59:10.512
‫سوپرمن کبود نمیشه،
‫علی الخصوص از گلوله!

1001
01:59:10.721 --> 01:59:12.347
‫به نظرت ربطی به اون گازی داره...

1002
01:59:12.347 --> 01:59:13.640
‫که روزتی استفاده کرد؟

1003
01:59:13.640 --> 01:59:14.641
‫نمی دونم.

1004
01:59:14.641 --> 01:59:16.268
‫باید به بابام زنگ بزنیم.

1005
01:59:21.189 --> 01:59:23.817
‫ببخشید که قطعۀ اولیه رو خراب کردم.
‫(اینترو یا شروع آهنگ)

1006
01:59:23.817 --> 01:59:27.529
‫اصلاً متوجه نشدم. عالی بودی.

1007
01:59:27.613 --> 01:59:30.532
‫ممنون.

1008
01:59:30.616 --> 01:59:32.534
‫چطور انقدر عالی پیانو میزنی؟

1009
01:59:32.534 --> 01:59:33.952
‫استعداد مخفی دیگه ای داری...

1010
01:59:33.952 --> 01:59:35.245
‫که بهم نگفتی؟

1011
01:59:35.245 --> 01:59:37.039
‫هممم...

1012
01:59:37.539 --> 01:59:39.166
‫نه، دیگه تقریباً همینا بود.

1013
01:59:40.250 --> 01:59:43.253
‫خب، بابت همه چیز ممنونم،

1014
01:59:43.253 --> 01:59:46.173
‫بابت تمام وقتی که روی این کار گذاشتی.

1015
01:59:46.173 --> 01:59:48.759
‫واقعاً اینکه اینجایی، خیلی برام ارزشمنده.

1016
01:59:51.094 --> 01:59:52.804
‫خودم میخوام اینجا باشم.

1017
02:00:01.063 --> 02:00:03.106
‫عافیت باشه!

1018
02:00:05.359 --> 02:00:09.571
‫لابد حساسیتی چیزی دارم.

1019
02:00:09.571 --> 02:00:12.532
‫جوردن، من...

1020
02:00:12.532 --> 02:00:14.534
‫جوردن!

1021
02:00:29.800 --> 02:00:32.052
‫جوردن.

1022
02:00:33.428 --> 02:00:35.430
‫یه چیزیم شده.

1023
02:00:37.849 --> 02:00:40.227
‫تو هم مبتلا شدی.

1024
02:00:40.227 --> 02:00:41.770
‫بیا بریم.

1025
02:00:45.899 --> 02:00:48.110
‫بیا عزیزم.
‫حالا چی شده؟

1026
02:00:48.110 --> 02:00:50.779
‫گاز کریپتونایتی که
‫روزتی توی وزارت دفاع روم استفاده کرد...

1027
02:00:50.821 --> 02:00:53.698
‫یه اسلحۀ بیولوژیکی بود
‫و فکر کنم احتمالاً مسری بوده باشه.

1028
02:00:54.408 --> 02:00:57.285
‫مثل یه جور ویروس؟

1029
02:00:57.494 --> 02:01:02.124
‫پس دارم از تو مریضی کریپتونایتی میگیرم؟

1030
02:01:02.916 --> 02:01:04.876
‫آره.

1031
02:01:04.876 --> 02:01:06.545
‫کلارک، تقصیر تو نیست.

1032
02:01:06.545 --> 02:01:08.922
‫حتی تا امروز نمی دونستی خبری هست.

1033
02:01:08.922 --> 02:01:12.092
‫تو قابلیت اَبَر-التیام داری.
‫پس چند وقت مریض می مونی؟

1034
02:01:12.592 --> 02:01:15.637
‫بابات هیچوقت توی زندگیش یه روز هم مریض نشده.

1035
02:01:17.347 --> 02:01:20.767
‫خب، منم اونقدرا حالم بد نیست.

1036
02:01:23.728 --> 02:01:26.273
‫آخ!

1037
02:01:26.773 --> 02:01:28.316
‫قرار نبود همچین اتفاقی بیفته.

1038
02:01:28.650 --> 02:01:29.693
‫واقعاً؟

1039
02:01:29.693 --> 02:01:33.488
‫آخه کاملاً واضحه که اسلحه ای
‫که برای آسیب زدن به سوپرمن طراحی شده..

1040
02:01:33.530 --> 02:01:35.282
‫به سوپرمن آسیب میزنه!

1041
02:01:35.282 --> 02:01:37.492
‫فقط برای آخرین چاره درست شده بود،

1042
02:01:37.617 --> 02:01:39.911
‫تا فقط موقتاً ضعیفش کنه.

1043
02:01:39.953 --> 02:01:42.038
‫پس چرا پسرم مریضه؟

1044
02:01:42.080 --> 02:01:43.456
‫اینو برام توضیح بده.

1045
02:01:43.498 --> 02:01:46.209
‫نوۀ خودتو به خطر انداختی.

1046
02:01:46.626 --> 02:01:48.837
‫سم، چطور این وضع رو درست کنیم؟

1047
02:01:48.879 --> 02:01:51.047
‫افرادم دارن روش کار میکنن.

1048
02:01:53.216 --> 02:01:55.510
‫- آهای، سارا!
‫- سلام.

1049
02:01:55.552 --> 02:01:57.429
‫سلام، توی این مراسم...

1050
02:01:57.429 --> 02:01:59.264
‫کیک و آبمیوه میدن یا نه؟

1051
02:01:59.556 --> 02:02:00.682
‫جوردن رو ندیدی؟

1052
02:02:00.724 --> 02:02:03.310
‫نه، احتمالاً داره بهترین تیشرتِ سیاهش رو
‫برای اجرا می پوشه.

1053
02:02:03.310 --> 02:02:04.644
‫- می دونی که چطوریه.
‫- نه، نمی دونم.

1054
02:02:04.644 --> 02:02:07.731
‫چون حدود یه ساعت پیش رفت و هنوز برنگشته.

1055
02:02:07.731 --> 02:02:09.232
‫بهت نگفت داره کجا میره؟

1056
02:02:09.232 --> 02:02:10.609
‫نه، مثل یه موش کوچولوی ترسیده...

1057
02:02:10.609 --> 02:02:13.028
‫از تمرین فرار کرد.

1058
02:02:13.570 --> 02:02:16.323
‫واقعاً داشت بهمون خوش میگذشت،

1059
02:02:16.323 --> 02:02:18.825
‫یا حداقل من اینطور فکر میکردم
‫تا اینکه قشنگ قالم گذاشت.

1060
02:02:18.825 --> 02:02:20.535
‫سارا، فکر نمیکنم مشکل از تو باشه.

1061
02:02:21.077 --> 02:02:22.078
‫پیداش میکنم.

1062
02:02:22.078 --> 02:02:25.373
‫باشه، پس عجله کن.
‫چون فکر کنم نفر اول اجرای من باشه.

1063
02:02:25.373 --> 02:02:27.334
‫باشه.

1064
02:02:29.044 --> 02:02:30.837
‫امیلی!

1065
02:02:30.837 --> 02:02:32.380
‫امیلی، سلام.

1066
02:02:32.672 --> 02:02:34.382
‫همه ـش میخواستم ازت بپرسم...

1067
02:02:34.424 --> 02:02:37.218
‫برنامه چطور پیش میره؟

1068
02:02:37.552 --> 02:02:40.305
‫آقای ادج نابغه ـست.

1069
02:02:40.305 --> 02:02:42.557
‫می دونی، اینکه به یه نحوی پروسه ای پیدا کرده...

1070
02:02:42.557 --> 02:02:44.559
‫که کاملاً زندگی مردم رو متحول میکنه...

1071
02:02:44.601 --> 02:02:46.728
‫فوق العاده ـست.

1072
02:02:47.020 --> 02:02:48.313
‫چه پروسه ای؟

1073
02:02:50.106 --> 02:02:53.401
‫ببخشید، خیال میکردم تو این پروسه رو طی کرده باشی.

1074
02:02:53.443 --> 02:02:55.278
‫نه، نکردم.

1075
02:02:55.487 --> 02:02:58.323
‫دقیقاً باهات چیکار کرد؟

1076
02:02:58.615 --> 02:03:01.284
‫آقای ادج خیلی واضح گفت که به کسی نگیم.

1077
02:03:01.409 --> 02:03:04.704
‫امیلی، ما همدیگه رو از کلاس پنجم میشناسیم.

1078
02:03:04.704 --> 02:03:06.289
‫می تونی بهم اعتماد کنی.

1079
02:03:06.289 --> 02:03:08.917
‫لانا، یه لحظه وقت داری؟

1080
02:03:10.835 --> 02:03:13.088
‫بعداً می بینمت.

1081
02:03:24.557 --> 02:03:26.685
‫به نظر میاد...

1082
02:03:26.810 --> 02:03:30.021
‫یه مدته داری در مورد چیزایی تحقیق میکنی
‫که بهت ربطی ندارن.

1083
02:03:31.981 --> 02:03:34.943
‫تو منو مسئول برنامۀ مدیران جوان گذاشتی.

1084
02:03:34.984 --> 02:03:37.654
‫حداقل باید بدونم در مورد چیه.

1085
02:03:37.862 --> 02:03:41.116
‫حالا از روی کنجکاوی میخوای بدونی...

1086
02:03:41.157 --> 02:03:43.576
‫یا اینکه میخوای بری به لوئیس لین بگی؟

1087
02:03:43.868 --> 02:03:46.746
‫- من هیچوقت چیزی بهش نگفتم.
‫- اشکالی نداره.

1088
02:03:46.830 --> 02:03:48.957
‫همون طور که در نمایش
‫امروز دیدیم،

1089
02:03:48.998 --> 02:03:50.208
‫خانم لین مستأصله.

1090
02:03:50.208 --> 02:03:51.710
‫در واقع، اگه سعی نمی کرد تو رو...

1091
02:03:51.710 --> 02:03:54.879
‫...بترسونه تا کمک کنی،
‫بیشتر غافلگیر می شدم.

1092
02:03:56.673 --> 02:04:00.844
‫امیلی درباره یه پروسه ای که
‫طی کرده بهم گفت.

1093
02:04:02.095 --> 02:04:05.056
‫درباره چی حرف می زنه؟

1094
02:04:05.056 --> 02:04:07.392
‫درباره پیشنهادی که
‫بهش دادم،

1095
02:04:07.392 --> 02:04:11.604
‫همونی که می خوام
‫همین الان به تو بدم،

1096
02:04:12.814 --> 02:04:16.109
‫و اشتباه نکن.

1097
02:04:16.109 --> 02:04:19.988
‫جوابی که میدی روی
‫مابقی زندگیت تأثیر می ذاره.

1098
02:04:23.741 --> 02:04:26.661
‫- جوردن، کجایی؟
‫- طبقه بالا.

1099
02:04:28.371 --> 02:04:31.040
‫وای، این جا به
‫سردی آیدیتراده.

1100
02:04:31.040 --> 02:04:32.792
‫برادرت مریضه.

1101
02:04:32.792 --> 02:04:36.171
‫این ربطی به پریدنت به سارا داره؟

1102
02:04:36.212 --> 02:04:39.174
‫- باید برگردم اون جا. من...
‫- تو هیچ جایی نمیری.

1103
02:04:39.215 --> 02:04:41.843
‫سارا ممکنه هر لحظه بره،
‫نمی تونم همین طوری ولش کنم.

1104
02:04:41.885 --> 02:04:43.678
‫- اون چیزیش نمیشه.
‫- چرا، میشه.

1105
02:04:43.720 --> 02:04:45.430
‫این دقیقا کاریه که
‫باباش کرد.

1106
02:04:45.430 --> 02:04:46.723
‫نمی تونم بذارم این
‫اتفاق دوباره بیفته.

1107
02:04:46.723 --> 02:04:48.349
‫می دونم می خوای
‫پشتش باشی،

1108
02:04:48.391 --> 02:04:49.684
‫اما نمی تونی
‫هیچ جایی بری،

1109
02:04:49.726 --> 02:04:51.144
‫تا وقتی بدونیم
‫دقیقا چه خبره.

1110
02:04:51.144 --> 02:04:52.937
‫وایسا...وایسا...ما حتی
‫نمی دونیم اون چه شه؟

1111
02:04:52.937 --> 02:04:54.481
‫کریپتونایتی که
‫برادرت رو آلوده کرده،

1112
02:04:54.481 --> 02:04:55.940
‫داره تأثیر متفاوتی نسبت
‫به من روش می ذاره.

1113
02:04:55.940 --> 02:04:57.692
‫پدربزرگت داره با
‫دکترها کار می کنه...

1114
02:04:57.734 --> 02:04:58.902
‫...تا یه راهی برای کمک
‫بهش پیدا کنه.

1115
02:04:58.902 --> 02:05:00.612
‫جاناتان، اون خوب میشه.

1116
02:05:04.073 --> 02:05:07.577
‫بابا، اون به نظر
‫خوب نمیاد.

1117
02:05:07.577 --> 02:05:09.621
‫نفس کشیدن داره
‫سخت تر میشه.

1118
02:05:09.621 --> 02:05:13.208
‫- چه اتفاقی داره براش میفته؟
‫- نمی تونیم منتظر بابات بمونیم.

1119
02:05:21.549 --> 02:05:23.801
‫بعدا باهات تماس می گیرم.

1120
02:05:25.970 --> 02:05:28.890
‫چرا کلارک داره میره؟

1121
02:05:28.890 --> 02:05:30.516
‫که کاری که تو
‫نمی تونی رو بکنه.

1122
02:05:30.516 --> 02:05:34.270
‫لوئیس، اون گازی که روزتی رو
‫کلارک استفاده کرد، مصنوعی بود.

1123
02:05:34.270 --> 02:05:36.397
‫آزمایشی، امتحانش نکرده بودن.

1124
02:05:36.439 --> 02:05:39.275
‫ما نمی دونستیم چه
‫واکنشی نشون میده.

1125
02:05:42.779 --> 02:05:46.991
‫تمام زندگیم، کارت
‫اولویت اولت بود.

1126
02:05:47.742 --> 02:05:50.578
‫قبول کردن این، آسون نبود،

1127
02:05:50.578 --> 02:05:53.289
‫اما یاد گرفتم که تحملش کنم و
‫حتی کم کم بهش...

1128
02:05:53.289 --> 02:05:55.917
‫...احترام گذاشتم، چون
‫باور داشتم که داری سعی می کنی...

1129
02:05:55.917 --> 02:05:58.753
‫...کار درست رو بکنی و
‫واقعا ساده لوحانه فکر کردم...

1130
02:05:58.836 --> 02:06:02.298
‫...که وقتی خانواده تشکیل
‫بدم، شاید عوض بشی،

1131
02:06:02.298 --> 02:06:05.301
‫ما رو اولویت قرار بدی،

1132
02:06:05.301 --> 02:06:08.096
‫اما اشتباه می کردم.

1133
02:06:08.096 --> 02:06:12.976
‫آگاهانه و به اختیار خودت
‫به خطر انداختن جون...

1134
02:06:12.976 --> 02:06:15.979
‫...آدمایی که من دوست دارم...

1135
02:06:15.979 --> 02:06:18.481
‫نمی تونم این رو ببخشم.

1136
02:06:18.648 --> 02:06:20.942
‫پس وقتی این قضیه تموم
‫شد، می خوام بری...

1137
02:06:20.942 --> 02:06:23.111
‫...و هیچ وقت برنگردی.

1138
02:06:25.905 --> 02:06:29.075
‫دیگه این جا ازت
‫استقبال نمیشه.

1139
02:06:48.761 --> 02:06:50.346
‫جوردن آلوده به کریپتونایت شده.

1140
02:06:50.346 --> 02:06:51.639
‫داره روی تنفسش تأثیر می ذاره.

1141
02:06:51.639 --> 02:06:54.225
‫اون دچار زجر تنفسی شده.

1142
02:06:54.225 --> 02:06:55.351
‫چرا؟

1143
02:06:55.351 --> 02:06:58.896
‫کریپتونایت داره باعث
‫میشه ریه هاش پر از مایع بشن.

1144
02:06:58.896 --> 02:07:02.066
‫چون می تونه مقادیر
‫زیاد هوا رو فشرده کنه...

1145
02:07:02.066 --> 02:07:04.569
‫داره مثل من
‫سردش می کنه.

1146
02:07:04.569 --> 02:07:06.195
‫می تونین کریپتونایت رو
‫ازش بیرون بکشین؟

1147
02:07:06.195 --> 02:07:09.574
‫احتمالا، اما فقط به همون روشی که...

1148
02:07:09.574 --> 02:07:11.826
‫...در گذشته روی تو استفاده کردیم.

1149
02:07:18.499 --> 02:07:20.918
‫- چیه؟
‫- بیا این جا.

1150
02:07:20.918 --> 02:07:22.462
‫بیا این جا.

1151
02:07:24.297 --> 02:07:27.008
‫مجبوریم کریپتونایت رو
‫بسوزونیم تا از سیستمت خارج شه.

1152
02:07:27.008 --> 02:07:29.844
‫چه جوری بسوزونیدش؟

1153
02:07:29.844 --> 02:07:33.598
‫با گرما، با گرمای شدید.

1154
02:07:33.639 --> 02:07:35.558
‫- نه، نه...
‫- به من گوش بده، به من گوش بده.

1155
02:07:35.558 --> 02:07:37.685
‫به من گوش کن. این
‫تنها راهه، خب؟

1156
02:07:37.685 --> 02:07:38.853
‫باید این کار رو بکنیم،

1157
02:07:38.853 --> 02:07:40.605
‫وگرنه ریه هات ممکنه
‫کاملا یخ بزنن.

1158
02:07:40.646 --> 02:07:43.441
‫- بابا، من می ترسم.
‫- من همین جا خواهم بود.

1159
02:07:43.441 --> 02:07:45.610
‫دستم رو می گیری، خب؟

1160
02:07:45.651 --> 02:07:49.280
‫هر چه قدر لازم داشتی،
‫سفت فشارش بده. باشه؟

1161
02:07:49.322 --> 02:07:51.240
‫از پسش بر میای.

1162
02:08:00.833 --> 02:08:02.793
‫مامان.

1163
02:08:04.629 --> 02:08:07.340
‫مامان، خوبی؟

1164
02:08:07.340 --> 02:08:09.967
‫باید ازش محافظت می کردم.

1165
02:08:11.928 --> 02:08:14.472
‫مامان، این...این گردن تو نیست.

1166
02:08:18.017 --> 02:08:19.393
‫من مامان توئم.

1167
02:08:19.393 --> 02:08:21.979
‫تنها وظیفه من اینه که
‫شماها رو در امان نگه دارم،

1168
02:08:21.979 --> 02:08:23.689
‫و مدام درش شکست می خورم.

1169
02:08:23.689 --> 02:08:25.483
‫نه، نه، نمی خوری.

1170
02:08:25.483 --> 02:08:29.195
‫تو کم بود تو کاروان
‫جان هنری تیر بخوری...

1171
02:08:29.195 --> 02:08:31.656
‫- اون تقصیر خودم بود.
‫- تصادف کردی.

1172
02:08:31.697 --> 02:08:32.990
‫اون هم تقصیر خودم بود.

1173
02:08:32.990 --> 02:08:34.951
‫حس می کنم نمی تونم
‫سرم رو برگردونم...

1174
02:08:34.951 --> 02:08:36.827
‫...بدون این که یکیتون
‫تو خطر جانی باشه.

1175
02:08:36.869 --> 02:08:39.830
‫چرا این قدر در امان
‫نگه داشتنتون سخته؟

1176
02:08:41.707 --> 02:08:43.834
‫نمی دونم.

1177
02:08:43.834 --> 02:08:46.003
‫فقط...

1178
02:08:46.003 --> 02:08:49.882
‫به گمونم از ویژگی های
‫ابرخانواده بودنه.

1179
02:08:53.928 --> 02:08:56.389
‫هی، بیا این جا.

1180
02:08:56.389 --> 02:08:59.016
‫بابا یه راهی پیدا می کنه.

1181
02:08:59.016 --> 02:09:01.185
‫همیشه می کنه.

1182
02:09:09.527 --> 02:09:10.861
‫- سلام، لانا.
‫- سلام!

1183
02:09:10.861 --> 02:09:13.364
‫- برای جفتتون جا گرفتم.
‫- اُه، مرسی.

1184
02:09:13.364 --> 02:09:15.533
‫- سلام، چه طورین؟
‫- سلام.

1185
02:09:15.533 --> 02:09:17.201
‫از دیدنتون خوشحالم.

1186
02:09:21.539 --> 02:09:24.250
‫سلام به همگی و
‫ممنون که اومدین.

1187
02:09:24.250 --> 02:09:25.543
‫امشب دانش آموزهامون...

1188
02:09:25.543 --> 02:09:27.461
‫اوضاع با اِدج چه طور
‫پیش رفت؟

1189
02:09:27.461 --> 02:09:30.965
‫اُه، معرکه. همه چیز رو
‫برام توضیح داد.

1190
02:09:30.965 --> 02:09:32.925
‫همه چیز با عقل
‫جور در میاد.

1191
02:09:32.925 --> 02:09:34.844
‫- خیلی خوب.
‫- آره، مرسی.

1192
02:09:34.844 --> 02:09:36.887
‫و در اولین اجرامون...

1193
02:09:36.929 --> 02:09:39.515
‫...سارا کوشینگ بسیار
‫بااستعداد رو داریم که...

1194
02:09:39.515 --> 02:09:42.226
‫...«چراغ کوچک» آموس لی رو
‫می خونه.

1195
02:09:42.351 --> 02:09:44.478
‫وو!

1196
02:09:48.482 --> 02:09:50.484
‫(نمایش استعدادهای دبیرستان اسمالویل)

1197
02:10:00.953 --> 02:10:02.496
‫آم...

1198
02:10:02.496 --> 02:10:04.749
‫متأسفم، نمی تونم
‫این کار رو بکنم.

1199
02:10:04.749 --> 02:10:07.710
‫چرا، می تونی.

1200
02:10:07.710 --> 02:10:10.087
‫درست مثل وقتیه که
‫خونه ای، خب؟

1201
02:10:30.149 --> 02:10:34.779
‫♪ بعضی روزها نمی تونم ♪
‫♪ خودم رو از جعبه در بیارم ♪

1202
02:10:36.530 --> 02:10:41.243
‫♪ و بعضی روزها نمی تونم ♪
‫♪ کلید هیچ قفلی رو پیدا کنم ♪

1203
02:10:42.828 --> 02:10:47.833
‫♪ بعضی روزها حس می کنم ♪
‫♪ همه چیز زیادیه ♪

1204
02:10:48.793 --> 02:10:53.714
‫♪ و بعد به تو نگاه می کنم ♪
‫♪ و خیلی احساس تنهایی نمی کنم ♪

1205
02:10:53.714 --> 02:10:56.550
‫♪ و میگم، هی ♪

1206
02:10:56.550 --> 02:11:03.057
‫♪ بذار چراغ کوچیکت بدرخشه ♪

1207
02:11:03.057 --> 02:11:07.394
‫♪ که دنیا ببینه ♪

1208
02:11:28.749 --> 02:11:30.668
‫فقط منتظرم که از
‫تیمم خبر بگیرم.

1209
02:11:30.709 --> 02:11:32.336
‫اون وقت همه چیز رو
‫با جردن و بابات...

1210
02:11:32.336 --> 02:11:33.837
‫...راست و ریس می کنیم.

1211
02:11:33.879 --> 02:11:35.965
‫یه ذره برای این حرفا
‫دیر شده، مگه نه؟

1212
02:11:38.425 --> 02:11:40.594
‫چرا این کار رو کردی؟

1213
02:11:42.096 --> 02:11:45.266
‫چرا اون سلاح ها رو برای
‫آسیب رسوندن به بابام ساختی؟

1214
02:11:50.896 --> 02:11:54.233
‫پدرت قدرتمندترین
‫موجودیه که...

1215
02:11:54.233 --> 02:11:56.860
‫...این دنیا تا حالا شناخته.

1216
02:11:56.986 --> 02:11:59.905
‫وظیفه من اینه که
‫خودمون رو در امان نگه دارم،

1217
02:11:59.905 --> 02:12:03.033
‫که یعنی برای هر
‫سناریویی آماده باشم،

1218
02:12:03.033 --> 02:12:06.537
‫صرف نظر از این که
‫چه قدر بعیده.

1219
02:12:06.578 --> 02:12:08.872
‫من و تو مثل بابات نیستیم،

1220
02:12:08.872 --> 02:12:11.041
‫یا حتی جوردن.

1221
02:12:11.041 --> 02:12:12.835
‫اون برادر دوقلوی منه.

1222
02:12:12.835 --> 02:12:16.630
‫بله، اما لحظه ای که
‫قدرت هاش بروز کردن،

1223
02:12:17.548 --> 02:12:21.093
‫تو و اون شروع به قدم زدن
‫در دو مسیر بسیار متفاوت کردین.

1224
02:12:23.053 --> 02:12:25.347
‫این می ترسوندت، مگه نه؟

1225
02:12:25.347 --> 02:12:28.058
‫می ترسونه.

1226
02:12:29.601 --> 02:12:31.478
‫می دونی، فکر می کنم
‫اشتباه می کنی.

1227
02:12:31.478 --> 02:12:35.190
‫فکر می کنم درباره شباهت
‫من و خودت اشتباه می کنی.

1228
02:12:35.190 --> 02:12:37.109
‫چه طور؟

1229
02:12:38.902 --> 02:12:42.948
‫من هیچ وقت نمی تونم
‫از خانواده م بترسم.

1230
02:12:43.073 --> 02:12:45.034
‫مهم نیست چه قدرت هایی
‫داشته باشن.

1231
02:12:45.034 --> 02:12:48.495
‫جاناتان، تو چیزایی که
‫من دیده م رو ندیدی.

1232
02:12:50.497 --> 02:12:52.624
‫آره، درست میگی.

1233
02:12:55.169 --> 02:12:57.254
‫اما در نهایت،

1234
02:12:57.254 --> 02:13:00.090
‫فکر نکنم این اهمیتی داشته باشه،

1235
02:13:00.132 --> 02:13:02.676
‫چون باز هم بهشون
‫اعتماد دارم،

1236
02:13:02.676 --> 02:13:05.345
‫و تو باز هم یه ترسویی.

1237
02:13:16.148 --> 02:13:18.942
‫♪ یه جنگی برای بُردن هست ♪

1238
02:13:18.984 --> 02:13:22.029
‫♪ برای عشقی که در خونه پیدا می کنی ♪

1239
02:13:22.029 --> 02:13:25.157
‫- مامان.
‫- ♪ کلماتی که به پایان... ♪

1240
02:13:25.157 --> 02:13:28.786
‫- اون بالا محشر بودی!
‫- ممنون.

1241
02:13:28.786 --> 02:13:30.621
‫وقتی شروع کردم
‫واقعا احساس خوبی داشت.

1242
02:13:30.621 --> 02:13:33.123
‫- آره.
‫- آره، بهت گفتم که می ترکونی.

1243
02:13:33.165 --> 02:13:37.336
‫ممنون، بابا، برای
‫کمک کردن بهم.

1244
02:13:40.547 --> 02:13:42.841
‫♪ خب، می دونم که من کرده م ♪

1245
02:13:50.974 --> 02:13:54.019
‫♪ لطفا من رو ببخش اگه قدم نمی زنم... ♪

1246
02:13:54.019 --> 02:13:56.814
‫امیلی، کجا میری؟
‫اجرای اِوری هنوز تموم نشده.

1247
02:13:56.855 --> 02:13:58.273
‫زود برمیگردم.

1248
02:14:01.860 --> 02:14:05.197
‫- عجیب بود.
‫- آره.

1249
02:14:05.197 --> 02:14:06.532
‫میرم ببینم چی شده.

1250
02:14:06.532 --> 02:14:08.242
‫وایسا، کایل...

1251
02:14:11.411 --> 02:14:14.623
‫این رو دیده بودی؟

1252
02:14:16.542 --> 02:14:18.085
‫هنوز ضعیفه.

1253
02:14:18.085 --> 02:14:22.047
‫دقیقا به همین علت همین الان
‫چند تا از سوژه هامون رو فعال کردم.

1254
02:14:22.047 --> 02:14:24.550
‫برای شکست دادن سوپرمن؟

1255
02:14:24.550 --> 02:14:27.177
‫اون نه،

1256
02:14:27.219 --> 02:14:29.346
‫کسی که ازش
‫محافظت می کنه.

1257
02:14:34.476 --> 02:14:36.144
‫کریپتونایت تقریبا
‫از بین رفته.

1258
02:14:36.144 --> 02:14:37.938
‫آفرین، چیزی نمونده.

1259
02:14:37.980 --> 02:14:40.274
‫چیزی نمونده.

1260
02:14:41.984 --> 02:14:44.278
‫خودشه. خودشه.
‫تموم شد!

1261
02:14:44.319 --> 02:14:45.904
‫خودشه، تموم شد.
‫تمومه.

1262
02:14:45.904 --> 02:14:47.906
‫هی، موفق شدی، خب؟ هی.

1263
02:14:47.906 --> 02:14:49.866
‫هی، بهت افتخار می کنم.

1264
02:14:49.866 --> 02:14:52.411
‫حالت خوبه؟
‫بیا این حا.

1265
02:14:52.411 --> 02:14:54.454
‫بهت افتخار می کنم.
‫یالا، پا شو.

1266
02:14:54.454 --> 02:14:56.331
‫پا شو.

1267
02:14:56.331 --> 02:15:00.252
‫منظورت چیه که نمی دونی
‫تا کی روش تأثیر می ذاره؟

1268
02:15:00.252 --> 02:15:03.589
‫نه، هنوز نمونه اولیه رو
‫امتحان نکرده م.

1269
02:15:03.589 --> 02:15:05.799
‫دقیقا حال و حوصله ش رو
‫نداشت.

1270
02:15:05.841 --> 02:15:08.719
‫فقط برام یه جواب
‫پیدا کن.

1271
02:15:18.520 --> 02:15:21.982
‫میشه فقط...مثلا...مثلا
‫زنگی چیزی بهشون بزنیم؟

1272
02:15:22.024 --> 02:15:25.819
‫بی دلیل که اسمش
‫قلعه تنهایی نیست!

1273
02:15:25.861 --> 02:15:27.154
‫می دونم حس بدیه،

1274
02:15:27.154 --> 02:15:30.157
‫فقط باید صبور باشیم، خب؟

1275
02:15:38.373 --> 02:15:39.458
‫هی، لانا.

1276
02:15:39.458 --> 02:15:41.918
‫لوئیس، یادته هی ازم
‫می پرسیدی که...

1277
02:15:41.918 --> 02:15:43.837
‫...کسی تو ادج انرکورپ...

1278
02:15:43.837 --> 02:15:45.630
‫...رفتارش فرق کرده یا نه؟

1279
02:15:45.630 --> 02:15:49.509
‫همین الان برای اولین
‫بار تو امیلی فن دیدمش.

1280
02:15:49.509 --> 02:15:51.470
‫- امیلی؟
‫- آره.

1281
02:15:51.470 --> 02:15:54.181
‫وسط اجرای دخترش رفت.

1282
02:15:54.222 --> 02:15:57.684
‫هیچ وقت این کار رو نمی کرد.
‫اوری همه چیزشه.

1283
02:15:57.726 --> 02:15:59.853
‫یعنی، انگار اون...

1284
02:15:59.895 --> 02:16:02.022
‫اون یکی دیگه بود.

1285
02:16:03.482 --> 02:16:06.485
‫من میرم.

1286
02:16:06.485 --> 02:16:08.820
‫به گمونم منظور
‫ادج این بود.

1287
02:16:08.820 --> 02:16:10.197
‫منظورت چیه؟

1288
02:16:10.197 --> 02:16:12.157
‫امشب قبل از این که
‫دفتر رو ترک کنم،

1289
02:16:12.157 --> 02:16:14.117
‫یه پیشنهادی بهم داد...

1290
02:16:14.117 --> 02:16:16.495
‫...که کاری که داره با
‫بقیه می کنه رو بکنم.

1291
02:16:16.495 --> 02:16:18.914
‫- چی؟
‫- من ردش کردم.

1292
02:16:18.914 --> 02:16:21.541
‫لانا، برای چی قبلا
‫اشاره به این نکردی؟

1293
02:16:21.541 --> 02:16:23.877
‫چون مضطرب بودم.

1294
02:16:23.877 --> 02:16:26.338
‫اون می دونست که دارم
‫اطلاعات به تو میدم.

1295
02:16:26.338 --> 02:16:28.215
‫هی، مامان، فکر کنم
‫با تو کار دارن.

1296
02:16:28.215 --> 02:16:30.717
‫لوئیس، من نگرانم.

1297
02:16:30.759 --> 02:16:32.552
‫اگه یه کاری بکنه چی؟

1298
02:16:35.597 --> 02:16:38.266
‫- مامان؟
‫- لوئیس؟

1299
02:16:38.266 --> 02:16:40.852
‫- نباید زنگ می زد.
‫- لوئیس.

1300
02:16:48.485 --> 02:16:51.279
‫این بار نه.

1301
02:16:51.279 --> 02:16:53.031
‫آه!

1302
02:16:54.991 --> 02:16:57.077
‫این تو نیستی.

1303
02:16:57.119 --> 02:16:59.788
‫دیگه نه.

1304
02:17:03.792 --> 02:17:06.211
‫از این جا برید بیرون!

1305
02:17:06.211 --> 02:17:07.796
‫این قدر این رو
‫بزنین تا بیاد.

1306
02:17:07.796 --> 02:17:09.047
‫- تنها کاریه که می تونیم بکنیم.
‫- نه، نه، نه، نه.

1307
02:17:09.047 --> 02:17:11.049
‫- باید بریم انبار.
‫- من سرشون رو گرم می کنم.

1308
02:17:23.812 --> 02:17:25.856
‫تو سلاح هاش رو
‫گرفتی؟

1309
02:17:28.650 --> 02:17:30.068
‫کایل؟

1310
02:17:30.068 --> 02:17:31.570
‫من همین الان از
‫سر اجرا اومدم.

1311
02:17:31.570 --> 02:17:34.281
‫لانا ترسیده بود.
‫چه خبره؟

1312
02:17:34.281 --> 02:17:37.784
‫- ادج آدم فرستاد که من رو بکشن.
‫- همچین چیزی نمیشه.

1313
02:17:49.504 --> 02:17:51.798
‫حرکتی نکن.

1314
02:18:03.560 --> 02:18:05.770
‫هدف ها اول.

1315
02:18:06.646 --> 02:18:10.442
‫پس کریپتونایت همچین
‫حسی داره، ها؟

1316
02:18:10.442 --> 02:18:12.360
‫آره.

1317
02:18:20.535 --> 02:18:22.245
‫بابا؟

1318
02:18:33.006 --> 02:18:35.091
‫متأسفم، جوردن.

1319
02:18:36.509 --> 02:18:38.595
‫زندگیت در حال حاضر
‫به خاطر کسی که من هستم،

1320
02:18:38.595 --> 02:18:40.221
‫کاملا عوض شده.

1321
02:18:42.057 --> 02:18:45.435
‫هر اتفاقی که داره
‫برات میفته،

1322
02:18:45.435 --> 02:18:47.687
‫تو هیچ کدوم از اینا رو
‫نمی خواستی.

1323
02:18:49.939 --> 02:18:52.859
‫نمی خواستم،

1324
02:18:52.859 --> 02:18:55.570
‫اما تو هم اتفاقی که برات
‫افتاد رو نخواستی.

1325
02:19:13.755 --> 02:19:15.548
‫یالا، تفنگ رو بده به من.

1326
02:19:28.019 --> 02:19:30.230
‫تو استفاده ازش
‫خیلی ماهری.

1327
02:19:37.779 --> 02:19:40.865
‫فقط قرار نیست
‫بکشیمت، لوئیس.

1328
02:19:40.865 --> 02:19:43.201
‫اون می خواست
‫اول عذاب بکشی.

1329
02:19:56.297 --> 02:19:58.508
‫اونا رفتن.

1330
02:20:10.019 --> 02:20:11.646
‫بهتر از یخه،

1331
02:20:11.646 --> 02:20:15.024
‫مگر این که وقتی بچه
‫بودم بهم دروغ گفته باشی.

1332
02:20:15.024 --> 02:20:17.694
‫فقط این طوری می تونستم
‫مجبورت کنم انجامش بدی.

1333
02:20:17.694 --> 02:20:20.405
‫مطمئنا کم از نخود فرنگی
‫یخ زده استفاده نکردیم،

1334
02:20:20.405 --> 02:20:21.447
‫مگه نه؟

1335
02:20:21.447 --> 02:20:22.949
‫خدایا، حتی وقتی
‫بچه بودی،

1336
02:20:22.949 --> 02:20:25.451
‫همیشه کبود میومدی خونه.

1337
02:20:28.705 --> 02:20:31.166
‫هیچ وقت اون جا نبودم که
‫جلوی کبود شدنت رو بگیرم،

1338
02:20:31.166 --> 02:20:33.126
‫بودم؟

1339
02:20:33.126 --> 02:20:35.712
‫- بابا.
‫- حقیقته.

1340
02:20:35.712 --> 02:20:39.340
‫هر چیزی که گفتی حقیقته.

1341
02:20:40.258 --> 02:20:43.386
‫من بهترین پدر نبودم.

1342
02:20:43.386 --> 02:20:47.599
‫خیلی غایب بودم،

1343
02:20:47.640 --> 02:20:52.478
‫و اون جا نبودم که جوری ازت
‫محافظت کنم که وظیفه یه والده.

1344
02:20:56.524 --> 02:20:59.944
‫امشب که بودی.

1345
02:20:59.944 --> 02:21:02.363
‫نمی تونستم بذارم به
‫نوه م آسیبی بزنن.

1346
02:21:05.700 --> 02:21:08.453
‫یا دختر کوچولوم.

1347
02:21:16.127 --> 02:21:19.631
‫لوئیس، ما تا وقتی این
‫قضیه تموم شه، این جا می مونیم.

1348
02:21:19.631 --> 02:21:21.507
‫از حالا به بعد،

1349
02:21:21.507 --> 02:21:25.261
‫تو، پسرها، کلارک،
‫اسمالویل،

1350
02:21:25.261 --> 02:21:27.347
‫این اولویت منه.

1351
02:21:27.388 --> 02:21:29.390
‫خوبه.

1352
02:21:29.390 --> 02:21:32.894
‫چون اون جنگی که جان
‫هنری آیرونز داشت حرفش رو می زد،

1353
02:21:33.978 --> 02:21:36.689
‫فکر کنم داره اتفاق میفته.

1354
02:21:38.399 --> 02:21:41.069
‫به نظرت حالا مامان می ذاره
‫سلاح های خورشیدی رو نگه داریم؟

1355
02:21:41.069 --> 02:21:42.445
‫نمی دونم.

1356
02:21:42.445 --> 02:21:45.198
‫یعنی اونا عملا تنها علت
‫زنده بودنمون هستن، پس...

1357
02:21:45.406 --> 02:21:48.534
‫خیلی بد می شد که بیام خونه و
‫بفهمم تک بچه شده م.

1358
02:21:50.995 --> 02:21:52.872
‫آره.

1359
02:21:52.872 --> 02:21:55.291
‫پس...

1360
02:21:55.291 --> 02:21:59.087
‫تو الان...خوبی؟

1361
02:21:59.087 --> 02:22:02.548
‫آره، غیر از نفس یخی.

1362
02:22:02.548 --> 02:22:04.217
‫پس حالا دیگه تا ابد داریش؟

1363
02:22:04.217 --> 02:22:07.595
‫- فکر کنم.
‫- چه حسی داره؟

1364
02:22:07.595 --> 02:22:09.597
‫مثل اینه که همیشه
‫یه آدامس نعنایی...

1365
02:22:09.597 --> 02:22:11.516
‫...تو دهنت داشته باشی.

1366
02:22:11.516 --> 02:22:12.892
‫چه خوب.

1367
02:22:12.892 --> 02:22:16.187
‫باورم نمیشه چه
‫اتفاقی افتاد.

1368
02:22:16.187 --> 02:22:19.607
‫مامان اِوری فن و
‫آقای کوشینگ؟

1369
02:22:19.607 --> 02:22:21.067
‫درسته، اما اون خودشون
‫نبودن، می دونی؟

1370
02:22:21.067 --> 02:22:23.945
‫خیلی خیلی شستشوی
‫مغزی داده شده بودن.

1371
02:22:23.945 --> 02:22:26.698
‫فکر کنم بابابزرگ داره
‫چند نفری رو می فرسته...

1372
02:22:26.698 --> 02:22:28.700
‫...که برن دنبال جفتشون بگردن.

1373
02:22:30.493 --> 02:22:34.705
‫چی قراره به سارا بگن؟

1374
02:22:34.705 --> 02:22:36.499
‫نمی دونم.

1375
02:22:39.919 --> 02:22:41.754
[جوردن: میشه حرف بزنیم؟]

1376
02:22:46.926 --> 02:22:50.346
‫- خدای من، چی شد؟
‫- ناخوشی؟

1377
02:22:50.388 --> 02:22:53.015
‫- نه.
‫- عزیزم، میشه تنهامون بذاری؟

1378
02:22:53.015 --> 02:22:54.392
‫- مامان...
‫- لطفا؟

1379
02:22:54.392 --> 02:22:57.019
‫باید تنها با پدرت
‫صحبت کنم.

1380
02:22:58.938 --> 02:23:02.191
‫البته.

1381
02:23:02.191 --> 02:23:05.153
‫- هستی؟
‫- نه.

1382
02:23:05.153 --> 02:23:09.657
‫نه، ببین، بهت گفتم که
‫دیگه اون رو کنار گذاشتم.

1383
02:23:09.657 --> 02:23:12.618
‫سعی دارم خودم رو
‫بهتر کنم، لانا.

1384
02:23:12.618 --> 02:23:13.661
‫واقعا،

1385
02:23:13.661 --> 02:23:16.247
‫اما یه اتفاقی امشب
‫برام افتاد.

1386
02:23:16.289 --> 02:23:19.125
‫تو اجرا بودم،

1387
02:23:19.125 --> 02:23:21.919
‫و داشتیم با سارا
‫حرف می زدیم،

1388
02:23:21.919 --> 02:23:24.297
‫و بعد هوشیاریم رو
‫از دست دادم.

1389
02:23:24.297 --> 02:23:26.465
‫بعدش یهو وسط یه
‫زمین بودم،

1390
02:23:26.507 --> 02:23:29.385
‫یه جایی خارج از شهر و
‫دنده هام...

1391
02:23:29.385 --> 02:23:32.513
‫دنده هام درد می کردن و
‫نمی دونستم چه طور رفتم اون جا.

1392
02:23:32.513 --> 02:23:36.142
‫نمی دونستم چه خبره...چیه؟

1393
02:23:37.185 --> 02:23:40.646
‫قدم هایی که داری برای
‫بهتر کردن خودت برمیداری...

1394
02:23:40.646 --> 02:23:43.774
‫مورگان ادج بهت
‫پیشنهادی داده؟

1395
02:24:04.337 --> 02:24:06.839
‫چه طور می تونم
‫کمکت کنم؟

1396
02:24:06.839 --> 02:24:09.008
‫می خوام بهترین حالت
‫خودم باشم.

1397
02:24:09.008 --> 02:24:11.552
‫می خواستم بهتر باشم.

1398
02:24:11.552 --> 02:24:15.181
‫برای تو و برای
‫دخترامون، عزیزم.

1399
02:24:21.979 --> 02:24:23.147
‫سلام، کریسی.

1400
02:24:23.147 --> 02:24:24.398
‫گفتی که اگه به
‫گشتن ادامه بدیم،

1401
02:24:24.398 --> 02:24:26.233
‫جواب خودش رو نشون
‫میده و راستش،

1402
02:24:26.233 --> 02:24:27.610
‫یه مدت فکر کردم
‫دیوونه ای،

1403
02:24:27.610 --> 02:24:28.945
‫چون هیچ چیز جدیدی
‫رو نمی شد،

1404
02:24:28.945 --> 02:24:30.780
‫اما بعد کل تحقیقاتی که
‫درباره آدمای قدرت داری...

1405
02:24:30.821 --> 02:24:32.156
‫...که می شناسیم وجود داره رو
‫گیر آوردم...

1406
02:24:32.156 --> 02:24:34.575
‫...و یه تیکه کوچیک
‫پیدا کردم که یه مفهومی داره.

1407
02:24:34.575 --> 02:24:37.078
‫فقط فعلا نمی دونم چیه،
‫اما گفتم مغز گنده تو...

1408
02:24:37.078 --> 02:24:38.746
‫...شاید بتونه پازل رو
‫حل کنه.

1409
02:24:38.746 --> 02:24:40.539
‫کریسی، درباره
‫چی حرف می زنی؟

1410
02:24:40.539 --> 02:24:44.126
‫ایرما سیرز و دیوید فیوگلستد.

1411
02:24:44.126 --> 02:24:45.294
‫کی؟

1412
02:24:45.294 --> 02:24:48.881
‫لسلی لار و یارو
‫حمله کننده مسافرخونه.

1413
02:24:48.881 --> 02:24:51.550
‫اسم واقعی لسلی لار
‫ایرما سیرزه؟

1414
02:24:51.550 --> 02:24:54.345
‫اوهوم...و یارو
‫دیوید فیوگلستده.

1415
02:24:54.345 --> 02:24:55.680
‫و حدس بزن چی؟

1416
02:24:55.680 --> 02:24:59.517
‫فهمیدم که جفتشون
‫اصالتا اهل اسمالویلن.

1417
02:25:02.144 --> 02:25:03.980
‫دِرک پاول از نیو کارتیجه.

1418
02:25:03.980 --> 02:25:06.023
‫رنو روزتی از متروپلیسه.

1419
02:25:06.023 --> 02:25:09.276
‫دیوید فیوگلستد و لسلی لار
‫از اسمالویلن.

1420
02:25:09.276 --> 02:25:10.986
‫وقتی دِرک پاول
‫خودش رو کشت،

1421
02:25:10.986 --> 02:25:12.697
‫به تو چی گفت؟

1422
02:25:12.738 --> 02:25:15.866
‫- که الانش هم مُرده.
‫- و قدرت هاش داشتن ضعیف می شدن.

1423
02:25:15.908 --> 02:25:18.035
‫آره، درست مثل
‫مال روزتی.

1424
02:25:18.077 --> 02:25:19.662
‫این اتفاق وقتی با دیوید
‫جنگیدم نیفتاد.

1425
02:25:19.662 --> 02:25:22.039
‫و با لسلی هم همین طور.

1426
02:25:26.043 --> 02:25:27.586
‫وقتی این جا فرود اومدم،

1427
02:25:27.586 --> 02:25:29.255
‫یه هفته همه جای دنیا...

1428
02:25:29.255 --> 02:25:31.006
‫...باران شهاب بود.

1429
02:25:31.006 --> 02:25:33.134
‫درسته، باقی مونده کریپتون.
‫برای همین کریپتونایت هست.

1430
02:25:33.134 --> 02:25:34.760
‫درسته، هر شکلی از
‫کریپتونایت،

1431
02:25:34.760 --> 02:25:37.680
‫و اون فرمی که این جا
‫فرود اومده، تو معادن مدفونه.

1432
02:25:37.680 --> 02:25:39.432
‫ایکس-کریپتونایت بوده.

1433
02:25:39.432 --> 02:25:41.851
‫پس تنها جای دنیا که
‫ایکس-کریپتونایت داره،

1434
02:25:41.851 --> 02:25:43.811
‫همون جاییه که آدمایی داره...

1435
02:25:43.811 --> 02:25:46.897
‫...که این قدر در معرضش قرار
‫گرفته ن که تأثیرش رو قبول کردن.

1436
02:25:46.897 --> 02:25:50.568
‫مثل تگ هریس.

1437
02:25:50.568 --> 02:25:52.862
‫ادج برای ساختن ارتشش
‫به اسمالویل نیاز نداره.

1438
02:25:52.862 --> 02:25:55.156
‫به مردمش نیاز داره.

1439
02:25:59.743 --> 02:26:01.579
‫چیه؟

1440
02:26:01.579 --> 02:26:03.456
‫فرستنده موقعیت مکانیت.

1441
02:26:05.207 --> 02:26:07.168
‫ادج.

1442
02:26:17.136 --> 02:26:19.346
‫خوشحالم که اومدی.

1443
02:26:19.346 --> 02:26:21.682
‫هر کاری که داری
‫می کنی، متوقف میشه.

1444
02:26:21.682 --> 02:26:23.893
‫این دقیقا همون چیزیه که
‫دوستت لوئیس لین...

1445
02:26:23.893 --> 02:26:25.519
‫...مدام بهم میگه.

1446
02:26:25.603 --> 02:26:29.398
‫تو هم مثل اون نمی تونی
‫جلوش رو بگیری.

1447
02:26:40.034 --> 02:26:42.620
‫واقعا فکر کردی به
‫مردم قدرت میدم...

1448
02:26:42.620 --> 02:26:44.747
‫...بدون این که خودم
‫داشته باشمش؟

1449
02:26:44.747 --> 02:26:48.751
‫می دونی، من مال خودم رو همون موقع
‫که تو به دستش آوردی، به دست آوردم، کال ال.

1450
02:26:48.751 --> 02:26:50.544
‫وقتی به این سیاره رسیدم.

1451
02:26:50.544 --> 02:26:52.463
‫وقتی رسیدی؟

1452
02:26:55.382 --> 02:26:58.552
‫فکر می کنم وقتشه که حقیقت رو
‫درباره هویت من بدونی.

1453
02:26:58.552 --> 02:27:02.431
‫و این که واقعا
‫اهل کجام،

1454
02:27:02.431 --> 02:27:04.934
‫برادر.

