
1
00:00:00.960 --> 00:00:01.760
‫آنچه در «سوپرمن و لوئیس» گذشت...

2
00:00:01.961 --> 00:00:04.330
‫بیا روی دلیل اومدنمون به اینجا تمرکز کنیم: خانواده

3
00:00:04.330 --> 00:00:06.765
‫انرژی بصری از خودت ساطع کردی.

4
00:00:06.765 --> 00:00:08.167
‫تقریباً به چند تا بچه صدمه زدی.

5
00:00:08.167 --> 00:00:10.002
‫بابام گفت احتمالاً حفرۀ گاز متان بوده.

6
00:00:10.035 --> 00:00:12.037
‫- دست «تگ هریس» شکسته.
‫- اون برادرته؟

7
00:00:12.037 --> 00:00:14.673
‫شنیدم جوردن برای خودش ستارۀ فوتبالی ـه.

8
00:00:15.908 --> 00:00:17.543
‫این شد یه چیز!

9
00:00:17.543 --> 00:00:20.212
‫نمیذارم مورگان ادج، این شهر رو نابود کنه.

10
00:00:20.245 --> 00:00:21.413
‫این یکی از دلایلیه که...

11
00:00:21.413 --> 00:00:23.115
‫باید میومدم اسمالویل.

12
00:00:23.115 --> 00:00:24.984
‫- میزنه نابودت میکنه!
‫- بذار سعیش رو بکنه.

13
00:00:26.352 --> 00:00:28.253
‫خودت میدونی اون قادر به انجام چه کارهایی ـه!

14
00:00:28.253 --> 00:00:30.956
‫کمکم کن سیاره ـت رو نجات بدیم، سم!

15
00:00:31.523 --> 00:00:34.059
‫[کانادا؛ ساسکاچوان؛ شش سال قبل]

16
00:00:44.570 --> 00:00:46.238
‫از مسیر دور نشید.

17
00:00:54.413 --> 00:00:55.714
‫حاضر باشید.

18
00:00:57.549 --> 00:00:59.718
‫با علامت من! ترمز!

19
00:01:14.967 --> 00:01:18.370
‫حالا احیا شروع میشه.

20
00:01:23.308 --> 00:01:24.676
‫پاس!

21
00:01:24.676 --> 00:01:27.112
‫آره!

22
00:01:27.112 --> 00:01:28.947
‫آره آقا! یوهو! ماشالا تیم «کروز»!

23
00:01:28.947 --> 00:01:30.516
‫این چند وقته داشتم به همه میگفتم...

24
00:01:30.516 --> 00:01:32.051
‫که وقتی این قرار عملی بشه...

25
00:01:32.051 --> 00:01:33.552
‫میتونیم یه دستی به میدون بکِشیم.

26
00:01:33.552 --> 00:01:35.120
‫مثلاً یه تابلوی امتیازاتِ جدید بذاریم.

27
00:01:35.154 --> 00:01:37.423
‫اینجوری مثل قدیما که بازی میکردم
‫جمعیت رو میکِشونه.

28
00:01:38.357 --> 00:01:39.391
‫آره.

29
00:01:39.958 --> 00:01:42.394
‫- یه چیزی تو این مایه ها؟
‫- آره فکر کنم.

30
00:01:42.461 --> 00:01:45.230
‫مربی گروه تشویق کنندگان، همسر منه: لانا!

31
00:01:45.230 --> 00:01:47.266
‫آره، تازه توی بانکتون هم کار میکنه.

32
00:01:47.266 --> 00:01:49.401
‫راستی طرفدارِ پر و پا قرصِ تغییراتیه که
‫ایجاد کردید.

33
00:01:49.401 --> 00:01:52.571
‫- یکی از کارمندهای منه؟
‫- بله آقا.

34
00:01:52.938 --> 00:01:55.574
‫پس اصرار دارم شام رو با ما بخورید.

35
00:01:59.845 --> 00:02:01.980
‫فکر بدی هم نیست.

36
00:02:02.581 --> 00:02:04.483
‫دفاع!

37
00:02:04.483 --> 00:02:06.718
‫خیلی جیگر داره که میاد اینجا.

38
00:02:06.718 --> 00:02:09.221
‫اونم بعد از اینکه قشنگ میخواست بکُشتت؟

39
00:02:09.221 --> 00:02:10.889
‫ولی خب نمیتونم اثباتش کنم.

40
00:02:13.592 --> 00:02:14.860
‫فردا مردم شهر رأی گیری میکنن،

41
00:02:14.860 --> 00:02:16.328
‫که بهش حقوق معدنکاری رو بدن یا نه.

42
00:02:16.328 --> 00:02:18.564
‫به خاطر همین داره به همه جا سر میزنه...

43
00:02:18.564 --> 00:02:21.166
‫تا همه اونو به عنوان یه مرد مردم دوست ببینن،

44
00:02:21.166 --> 00:02:22.534
‫و وانمود کنه که واقعاً میخواد...

45
00:02:22.534 --> 00:02:23.735
‫پول بریزه توی این منطقه.

46
00:02:23.735 --> 00:02:25.804
‫پسر، چقدر آدم اینجا جمع شدن، مگه نه؟

47
00:02:26.105 --> 00:02:27.339
‫بابا؟

48
00:02:27.339 --> 00:02:31.143
‫میدونم غافلگیر شدی ولی اولین بازیِ فصلِ «جان» ـه.

49
00:02:31.443 --> 00:02:33.245
‫هیچوقت به هیچکدوم از بازی های من نمیومدی.

50
00:02:35.681 --> 00:02:37.149
‫اون کلارک ـه؟

51
00:02:37.149 --> 00:02:39.952
‫خیلی خب، یالا، دفاع!
‫برید، شروع کنید!

52
00:02:39.952 --> 00:02:42.955
‫- کنت!
‫- بله مربی؟

53
00:02:42.955 --> 00:02:45.090
‫نه، تو رو نمیگم. اون یکی!

54
00:02:45.090 --> 00:02:47.559
‫- کوتوله!
‫- بله مربی؟

55
00:02:47.559 --> 00:02:49.495
‫ببین، الان بهت نیاز دارم.

56
00:02:49.495 --> 00:02:51.730
‫ازت میخوام اون توپ رو برام بیاری.

57
00:02:51.730 --> 00:02:53.599
‫- میشنوی چی میگم؟
‫- بله مربی.

58
00:02:53.599 --> 00:02:55.767
‫- آره!
‫- بله، مربی.

59
00:02:55.767 --> 00:02:56.902
‫هِی، یالا!

60
00:02:56.902 --> 00:02:58.237
‫یالا، مثل تمرین می مونه.

61
00:02:58.237 --> 00:02:59.371
‫این با تمرین فرق داره.

62
00:02:59.371 --> 00:03:01.373
‫نه، ببین، تو از پسش بر میای، باشه؟

63
00:03:01.373 --> 00:03:03.876
‫تو میتونی! فقط برو!

64
00:03:03.876 --> 00:03:06.912
‫حالا شمارۀ 24، جوردن کنت...

65
00:03:06.912 --> 00:03:08.313
‫وارد بازی میشه.

66
00:03:08.413 --> 00:03:09.815
‫برو بریم!

67
00:03:18.157 --> 00:03:20.359
‫آماده...

68
00:03:21.593 --> 00:03:22.995
‫پاس!

69
00:03:31.069 --> 00:03:33.105
‫توپ رو گرفت!
‫جوردن، برو!

70
00:03:38.477 --> 00:03:41.547
‫برو! برو! برو!

71
00:03:48.720 --> 00:03:51.523
‫تاچ داون، برای تیم کروز!
‫(تاچ داون: حرکتی در فوتبال آمریکایی)

72
00:03:51.523 --> 00:03:54.593
‫ایول جوردن!

73
00:04:03.335 --> 00:04:05.470
‫چیزی هست که میخوای بهم بگی؟

74
00:04:13.645 --> 00:04:18.550
‫«فیلم با زیرنویس در سایت هکس دانلود»
‫مترجم: «TheFlashPoint»

75
00:04:20.552 --> 00:04:23.188
‫خیلی خب، خیلی خب، خیلی خب.

76
00:04:23.188 --> 00:04:25.357
‫ولی بیاید انقدر هم مغرور نشیم.

77
00:04:25.958 --> 00:04:28.026
‫تفکرات اشتباه زیادی داشتیم.

78
00:04:28.026 --> 00:04:29.494
‫ولی امشب،

79
00:04:30.295 --> 00:04:32.364
‫توپ بازی امشب میرسه به...

80
00:04:32.364 --> 00:04:34.233
‫کوتوله، جوردن کنت!

81
00:04:34.233 --> 00:04:35.567
‫بیا بگیرش.

82
00:04:41.106 --> 00:04:42.507
‫چطور تونستی بهم نگی؟

83
00:04:42.507 --> 00:04:44.209
‫چیو؟ که فوتبالش خوبه؟

84
00:04:44.209 --> 00:04:45.244
‫خوب نیست!

85
00:04:45.244 --> 00:04:46.878
‫اون یه بچۀ 50 کیلوییه که خیس شده.

86
00:04:46.878 --> 00:04:48.614
‫تا حالا دومینو هم بازی نکرده.

87
00:04:48.614 --> 00:04:51.183
‫حالا اومده با بازیکنانی که دو برابرش هیکل دارن
‫شاخ به شاخ میشه؟

88
00:04:51.216 --> 00:04:53.051
‫اون یه سری قدرت داره ولی تو بهم نگفتی.

89
00:04:53.085 --> 00:04:54.086
‫خب، احتمالاً دیگه...

90
00:04:54.086 --> 00:04:55.487
‫هیچوقت این اتفاق نمیفته.

91
00:04:55.487 --> 00:04:57.723
‫لب کلام، اون قدرت خاصی نداره.

92
00:04:57.723 --> 00:04:58.991
‫فقط میخوام حواسمون بهش باشه.

93
00:04:58.991 --> 00:05:00.292
‫به خاطر همین اومدید اسمالویل؟

94
00:05:00.292 --> 00:05:02.094
‫نه! خب...آره، یه جورایی.

95
00:05:02.094 --> 00:05:03.629
‫حالا اومده فوتبال بازی میکنه؟

96
00:05:03.629 --> 00:05:04.963
‫اشتباهه!

97
00:05:04.963 --> 00:05:07.299
‫خانوادۀ کنت نباید مرکز توجه ها باشه.

98
00:05:07.299 --> 00:05:08.900
‫پسرهام باید زندگی هاشون رو بکنن.

99
00:05:08.934 --> 00:05:10.736
‫بابا، من و کلارک حواسمون به اوضاع هست.

100
00:05:10.736 --> 00:05:12.638
‫کلارک؟ چطوری داره کمک میکنه؟
‫با مربیگریِ تیم؟

101
00:05:12.638 --> 00:05:13.639
‫پیش بچه هاشه!

102
00:05:13.639 --> 00:05:15.407
‫کاری که تو هیچوقت نکردی!

103
00:05:15.407 --> 00:05:17.109
‫خوشم نمیاد که اولویت هاش دارن تغییر میکنن.

104
00:05:17.109 --> 00:05:18.610
‫بهش میگن «پدر بودن».

105
00:05:18.644 --> 00:05:20.912
‫ای بابا، بس کن دیگه!

106
00:05:20.912 --> 00:05:22.047
‫حق با توئه.

107
00:05:22.447 --> 00:05:23.515
‫دیگه بسه.

108
00:05:23.982 --> 00:05:26.385
‫ببین، از نگرانیت ممنونیم. جداً همینطوره.

109
00:05:26.385 --> 00:05:28.754
‫- ولی میدونیم داریم چیکار میکنیم.
‫- میدونید؟

110
00:05:28.754 --> 00:05:30.689
‫یه روانیِ زره پوش برای خودش آزاده...

111
00:05:30.689 --> 00:05:33.725
‫که میخواد بکُشتت، اونوقت اولویت تو انگار...

112
00:05:33.725 --> 00:05:35.727
‫مربیگریِ پسرهامه! آره!

113
00:05:35.727 --> 00:05:38.597
‫همیشه یه سری روانی هستن که میخوان بکُشنم.

114
00:05:38.597 --> 00:05:40.732
‫باید اینو بفهمی...

115
00:05:40.732 --> 00:05:43.068
‫که ارتش ازت وحشت داره!

116
00:05:43.068 --> 00:05:45.270
‫هر تغییری توی روتین کاریت رو متوجه میشن.

117
00:05:45.270 --> 00:05:46.605
‫این منم که نمیذارم کاری بکنن!

118
00:05:46.605 --> 00:05:48.273
‫آره و قدردان این کارِت هستیم.

119
00:05:48.273 --> 00:05:51.109
‫وقتی از متروپلیس رفتید، احساس خطر کردن.

120
00:05:51.109 --> 00:05:52.911
‫کسی توی آسمونا ندیدت.

121
00:05:52.911 --> 00:05:54.379
‫گروه های خلافکار مثل «اینترگانگ»...

122
00:05:54.379 --> 00:05:57.049
‫به همین زودی دارن فعالیت هاشون رو بیشتر میکنن.

123
00:05:57.049 --> 00:05:58.617
‫بالا دستی ها میخوان...

124
00:05:58.617 --> 00:06:00.886
‫زندانی های با ریسک بالا رو
‫از زندان متروپلیس جابجا کنن.

125
00:06:01.053 --> 00:06:03.555
‫چرا؟ چون اگه سوپرمن اونجا نباشه...

126
00:06:03.555 --> 00:06:05.824
‫زندان در برابر حملات، آسیب پذیرتر میشه.

127
00:06:05.824 --> 00:06:08.060
‫خب که چی؟ اون باید از یه زندان مراقبت کنه؟

128
00:06:08.060 --> 00:06:09.961
‫حسن نیتت رو نشون بده.

129
00:06:10.162 --> 00:06:12.798
‫جابجایی زندانیان رو اسکورت کن.

130
00:06:12.798 --> 00:06:15.967
‫میخوان «تدیوس کیلگریو» رو منتقل کنن.

131
00:06:15.967 --> 00:06:19.404
‫نابغۀ روانی ای که با تنفر از تو افراطی تر هم شده.

132
00:06:22.040 --> 00:06:23.842
‫اگه مشکلی پیش بیاد، میام اونجا...

133
00:06:23.842 --> 00:06:25.777
‫ولی وقتی که باید پیش خانواده ام باشم رو...

134
00:06:25.777 --> 00:06:27.412
‫به خاطر نشون دادن حسن نیت دور نمیندازم.

135
00:06:27.412 --> 00:06:29.681
‫پس نمیخوای به نصیحتم گوش کنی؟

136
00:06:29.681 --> 00:06:32.284
‫من برای تو کار نمیکنم، سم.

137
00:06:32.284 --> 00:06:33.485
‫باشه.

138
00:06:33.485 --> 00:06:35.987
‫یه روز جدید در خونۀ کنت ها!

139
00:06:36.488 --> 00:06:39.825
‫بذارید کیفم رو از ماشین بیارم.

140
00:06:39.825 --> 00:06:41.360
‫میخوام این آخر هفته رو اینجا بمونم.

141
00:06:42.761 --> 00:06:45.597
‫شاید اگه خودم هم باشم، آسون تر بشه.

142
00:06:51.103 --> 00:06:54.239
‫آهای، پوستر روی بازیِ «مدن 21» اومد!
‫(بازی فوتبال آمریکایی)

143
00:07:09.955 --> 00:07:11.757
‫اون اصلاً از فوتبال خوشش نمیاد.

144
00:07:11.757 --> 00:07:13.925
‫خب که چی؟ کامل تر شده.

145
00:07:13.925 --> 00:07:15.694
‫پیش میاد.

146
00:07:15.694 --> 00:07:17.529
‫قبلنا من توپ های بازی رو میگرفتم.

147
00:07:17.996 --> 00:07:19.297
‫قبل از اینکه این مصدومیتِ...

148
00:07:19.297 --> 00:07:21.833
‫احمقانۀ انفجار آتیشی که احتمالش یک به یک میلیونه
‫اتفاق بیفته.

149
00:07:21.833 --> 00:07:23.435
‫دکتر بهت زمان مشخصی داده...

150
00:07:23.435 --> 00:07:26.238
‫که اونو در بیاری یا نه؟

151
00:07:26.238 --> 00:07:28.840
‫احتمالاً به بازی های پلی آف برسم.

152
00:07:28.840 --> 00:07:30.075
‫ولی اگه دریافت کننده ـمون...

153
00:07:30.075 --> 00:07:32.344
‫نتونه توپ رو دریافت کنه، نمیتونیم به پلی آف برسیم.

154
00:07:32.344 --> 00:07:33.979
‫چی گفتی؟

155
00:07:37.215 --> 00:07:39.317
‫آروم باش، «ولنیتز».

156
00:07:39.418 --> 00:07:42.354
‫تو بدبختِ بی پول، داری منو مسخره میکنی؟

157
00:07:42.354 --> 00:07:43.688
‫خدمتکار؟

158
00:07:43.688 --> 00:07:45.457
‫شاید بهتر باشه پول این یارو رو قبلش بگیری،

159
00:07:45.490 --> 00:07:47.859
‫مگر اینکه بخواد پول اون بالِ بوفالوها رو قسطی بده!

160
00:07:47.859 --> 00:07:48.960
‫هِی، هِی، هِی!

161
00:07:48.960 --> 00:07:50.629
‫بچه ها، بچه ها، بچه ها، بچه ها، بچه ها.

162
00:07:50.629 --> 00:07:51.797
‫- هِی، هِی، هِی.
‫- بیخیال پسر!

163
00:07:51.797 --> 00:07:52.798
‫- چیکار میکنی؟
‫- آروم باشید.

164
00:07:52.798 --> 00:07:53.899
‫ارزشش رو نداره.

165
00:07:54.533 --> 00:07:57.569
‫شنیدم یکی از مُهره های منی!

166
00:07:58.069 --> 00:07:59.704
‫توی بانکم کار میکنی.

167
00:07:59.704 --> 00:08:00.705
‫آها، آره.

168
00:08:00.705 --> 00:08:03.008
‫خب، میدونید، با کمال احترام...

169
00:08:03.008 --> 00:08:04.009
‫من قبل از اینکه...

170
00:08:04.009 --> 00:08:06.011
‫شرکتتون اون شعبه رو بگیره، اونجا کار میکردم.

171
00:08:06.011 --> 00:08:08.046
‫حالا از کارِت راضی هستی؟

172
00:08:08.046 --> 00:08:10.882
‫برای این وارد امور مالی شدم که به مردم کمک کنم.

173
00:08:10.882 --> 00:08:12.150
‫ولی اخیراً حس میکنم...

174
00:08:12.150 --> 00:08:14.719
‫تنها مردمی که دارم بهشون کمک میکنم
‫سهام داران هستن.

175
00:08:14.719 --> 00:08:17.289
‫بانکداری میتونه برای کسی با ظرفیت های تو...

176
00:08:17.289 --> 00:08:19.891
‫کارِ ناخوشایند...

177
00:08:19.891 --> 00:08:21.927
‫و محدود کننده ای باشه.

178
00:08:21.927 --> 00:08:23.462
‫به پرونده ـت نگاه کردم.

179
00:08:23.462 --> 00:08:26.064
‫با نمرات عالی از دانشگاه استنهوپ فارغ التحصیل شدی.

180
00:08:30.068 --> 00:08:32.170
‫- زندگیِ اینجا رو دوست دارم.
‫- قطعاً همینطوره.

181
00:08:32.170 --> 00:08:34.139
‫شاید بتونی چیزی پیدا کنی که بیشتر در خورِ...

182
00:08:34.139 --> 00:08:36.541
‫استعدادهای منحصر به فردت باشه.

183
00:08:36.541 --> 00:08:39.144
‫اگه میخوای واقعاً تأثیر گذار باشی...

184
00:08:39.144 --> 00:08:40.412
‫میتونم کمکت کنم.

185
00:08:42.614 --> 00:08:44.115
‫به خودم افتخار میکنم...

186
00:08:44.115 --> 00:08:48.119
‫که به مردم کمک میکنم
‫تا به بهترین حالت خودشون دست پیدا کنن.

187
00:08:53.725 --> 00:08:55.861
‫- این وحشیانه ـست!
‫- [ادج برای سود معدنکاری می کند نه برای مشارکت]

188
00:08:55.861 --> 00:08:59.231
‫ادج از شهردار استفاده کرد تا
‫اطلاعاتِ غلطش رو طوطی وار منتشر کنه...

189
00:08:59.231 --> 00:09:00.866
‫پس منم باید جوابشون رو میدادم.

190
00:09:00.866 --> 00:09:05.103
‫آره، ولی انگار داری با یه کلاس اولی بحث میکنی.

191
00:09:05.103 --> 00:09:06.938
‫شهردار همه ـش حرف از «شغل» میزنه،

192
00:09:06.938 --> 00:09:09.474
‫اونوقت تو یه لیست از نقض قوانین حفاظت از محیط زیست

193
00:09:09.474 --> 00:09:11.142
‫حقه های تورم نرخ رهن،

194
00:09:11.142 --> 00:09:13.645
‫و یه دستۀ کامل از کارگرهای گُمشده، آماده کردی.

195
00:09:13.645 --> 00:09:15.313
‫دقیقاً به خاطر همین استخدامت کردم.

196
00:09:15.313 --> 00:09:17.048
‫حتی ویرایش کار خودم رو هم کردم.

197
00:09:17.048 --> 00:09:18.850
‫اونجاش هنوز یه کم کار داره.

198
00:09:18.850 --> 00:09:20.986
‫کجاش؟

199
00:09:21.186 --> 00:09:23.588
‫راستش ساعت 10 شب باز نیستیم!

200
00:09:23.588 --> 00:09:25.357
‫قرارداد قدیمیت.

201
00:09:25.357 --> 00:09:27.459
‫بده به وکیلت!

202
00:09:31.229 --> 00:09:32.464
‫در مورد چی حرف میزنی؟

203
00:09:32.464 --> 00:09:33.498
‫از اون مقاله ای که...

204
00:09:33.498 --> 00:09:35.033
‫قصد داری فردا منتشر کنی، باخبریم.

205
00:09:35.033 --> 00:09:36.067
‫از کجا میدونستی؟

206
00:09:36.067 --> 00:09:37.702
‫مطمئنم وکیلت برات توضیح میده که...

207
00:09:37.736 --> 00:09:38.937
‫هر اقدامی بکنی...

208
00:09:38.937 --> 00:09:40.939
‫نقض قراردادِ قبلیت محسوب میشه.

209
00:09:40.939 --> 00:09:43.675
‫بهت که گفتم نابودت میکنه!

210
00:09:48.947 --> 00:09:49.981
‫اشکالی نداره.

211
00:09:50.015 --> 00:09:51.650
‫ادج فقط میخواد بترسونتمون.

212
00:09:51.683 --> 00:09:53.485
‫آره، قشنگ هم داره جواب میده.

213
00:09:53.518 --> 00:09:54.886
‫«گزت» نمیتونه از پسِ یه لشکر از...

214
00:09:54.920 --> 00:09:55.954
‫وکلای ادج بر بیاد.

215
00:09:55.987 --> 00:09:57.455
‫ما حتی یه وکیل هم نداریم.

216
00:09:57.455 --> 00:09:59.190
‫ولی فردا رأی گیری ـه.

217
00:09:59.224 --> 00:10:01.726
‫متأسفم، لوئیس.
‫ولی تا وقتی این قضیه راست و ریست نشه...

218
00:10:01.760 --> 00:10:04.262
‫نمیتونم ریسک کنم و حتی یه کلمه
‫از چیزایی که مینویسی رو چاپ کنم.

219
00:10:25.016 --> 00:10:27.118
‫باورم نمیشه اینجوری شد.

220
00:10:27.118 --> 00:10:28.687
‫[بهترین جوان دریافت کنندۀ شهر]
‫[تگ هریس]

221
00:10:31.056 --> 00:10:33.258
‫دست شکستۀ مزخرف!

222
00:10:39.130 --> 00:10:40.999
‫گچِ مزخرف!

223
00:10:55.046 --> 00:10:56.715
‫چه بلایی داره سرم میاد؟

224
00:10:59.317 --> 00:11:01.753
‫قرمز، 57.
‫آماده، پاس!

225
00:11:08.827 --> 00:11:09.928
‫گرفتمش!

226
00:11:10.328 --> 00:11:12.097
‫نباید مغرور بشی.
‫گناه کبیره ـست!

227
00:11:12.097 --> 00:11:14.165
‫تا وقتی از خط گل رد نشدی، خوشحالی نکن.

228
00:11:14.165 --> 00:11:15.734
‫باشه، آقایی که با سرعت فراصوت می دوئی!

229
00:11:16.368 --> 00:11:18.003
‫برو!

230
00:11:23.141 --> 00:11:24.175
‫خب...

231
00:11:24.175 --> 00:11:26.678
‫خب، به خاطر همین توی دفاع بازی میکنه.

232
00:11:26.678 --> 00:11:29.381
‫آهای، خوبی؟

233
00:11:29.581 --> 00:11:31.282
‫آره.

234
00:11:31.683 --> 00:11:33.885
‫آره، فقط...فقط سخته!

235
00:11:33.885 --> 00:11:36.254
‫آخه من نیمکت نشین شدم...

236
00:11:36.254 --> 00:11:39.491
‫و جوردن توپ بازی رو گرفت!

237
00:11:39.491 --> 00:11:41.192
‫میفهمی؟

238
00:11:41.192 --> 00:11:43.395
‫راستش رو بخوای فکر نکنم
‫این برای هیچکدوم از بازیکن ها...

239
00:11:43.395 --> 00:11:45.063
‫منصفانه باشه.

240
00:11:45.063 --> 00:11:47.365
‫خب، اون که کل پُست های تیم رو نگرفته.

241
00:11:47.365 --> 00:11:49.434
‫هنوز فرصت داری تا خودتو نشون بدی.

242
00:11:50.802 --> 00:11:52.270
‫کلارک؟

243
00:11:54.506 --> 00:11:56.241
‫شوهرِ زیبا...

244
00:11:56.241 --> 00:11:57.542
‫عشق زندگیم...

245
00:11:57.542 --> 00:11:59.544
‫و قهرمانِ عزیز و شخصیِ خودم!

246
00:11:59.544 --> 00:12:01.179
‫یه درخواست کوچولو داشتم.

247
00:12:01.179 --> 00:12:03.214
‫ربطی به بابات داره؟

248
00:12:03.214 --> 00:12:05.450
‫نه، داره کارهای مربوط به امنیت ملی میکنه.

249
00:12:05.450 --> 00:12:07.052
‫به گردهمایی مربوط میشه.

250
00:12:07.052 --> 00:12:09.187
‫داشتم فکر میکردم حالا که مقالۀ من پاره شد...

251
00:12:09.220 --> 00:12:11.723
‫و عملاً نمیتونم حرفی از مورگان ادج بزنم...

252
00:12:11.723 --> 00:12:14.859
‫بهترین کاری که میشه کرد اینه که
‫پسر مورد علاقۀ اسمالویل رو آورد وسط.

253
00:12:14.859 --> 00:12:17.896
‫یه سر بیا اونجا و یه کم از عدالت صحبت کن.

254
00:12:17.896 --> 00:12:19.064
‫خیلی خب.

255
00:12:19.464 --> 00:12:21.666
‫خب، وقتی با این لحن ازم میخوای...

256
00:12:21.666 --> 00:12:23.535
‫- باشه، حتماً میام.
‫- عالیه.

257
00:12:23.535 --> 00:12:24.636
‫با اجازه ـت، من دیگه میرم.

258
00:12:24.669 --> 00:12:26.371
‫همین الان فهمیدم ادج رفته معدن.

259
00:12:26.371 --> 00:12:28.206
‫وایستا ببینم، میخوای بری باهاش رو در رو بشی؟

260
00:12:28.206 --> 00:12:29.674
‫اونم بعد از اینکه یه نفر رو فرستاد سراغت؟

261
00:12:29.674 --> 00:12:31.710
‫ببین، ادج فکر میکنه منو یه گوشه گیر انداخته.

262
00:12:31.710 --> 00:12:34.546
‫اگه یهویی سر و کله ام پیدا بشه
‫و یه کم ناراحتش کنم...

263
00:12:34.546 --> 00:12:35.714
‫شاید یه حرفی از دهنش پرید.

264
00:12:35.747 --> 00:12:37.282
‫اگه صبر کنی، منم میتونم باهات بیام.

265
00:12:37.282 --> 00:12:38.983
‫نه، لازم نیست. تو تمرین داری!

266
00:12:38.983 --> 00:12:40.585
‫از پس کارهای خودم بر میام.

267
00:12:48.626 --> 00:12:51.529
‫[خوش آمد گوییِ شهردار «دین» به مورگان ادج
‫برای ورود به اسمالویل]

268
00:12:51.529 --> 00:12:54.466
‫پس چی شد این افشاسازیِ بزرگ لوئیس لین؟ هان؟

269
00:12:54.766 --> 00:12:56.768
‫بهت که گفتم چیزی بر علیه ادج نداره.

270
00:12:57.969 --> 00:12:59.304
‫انگار خیلی از خودت راضی هستی...

271
00:12:59.304 --> 00:13:01.706
‫که داری طرفداریِ یه میلیاردرِ مغرور رو میکنی.

272
00:13:01.706 --> 00:13:03.908
‫من فقط دنبال چیزی ام که به نفع این شهره.

273
00:13:03.908 --> 00:13:05.643
‫در حال حاضر به نظرم خیلی واضحه که...

274
00:13:05.643 --> 00:13:08.046
‫چیزی که به نفعه، مورگان ادجه که
‫داره اشتغال زایی میکنه.

275
00:13:08.046 --> 00:13:11.483
‫خب که چی؟ باید نادیده گرفت که اون یه عوضیه؟

276
00:13:12.817 --> 00:13:14.252
‫چرا عوضیه؟ هان؟

277
00:13:14.252 --> 00:13:16.020
‫چون یه کم پول ریخت و پاش میکنه؟

278
00:13:19.424 --> 00:13:21.726
‫به نظرت زشت نبود که...

279
00:13:22.327 --> 00:13:23.828
‫منو یه گوشه گیر آورد...

280
00:13:23.828 --> 00:13:26.865
‫و در مورد شغلم ازم پرسید؟
‫بهم قول فرصت داد؟

281
00:13:26.865 --> 00:13:29.100
‫میزبانمون بود.
‫فقط داشت دوستانه رفتار میکرد.

282
00:13:29.100 --> 00:13:32.003
‫حتی نپرسیدی معذب شده بودم یا نه.

283
00:13:32.003 --> 00:13:33.571
‫اصلاً برات مهمه؟

284
00:13:33.571 --> 00:13:36.441
‫حرف های عاشقانه که بهت نمیزد.

285
00:13:36.808 --> 00:13:38.109
‫عزیزم، منم دقیقاً همونجا بودم.

286
00:13:38.109 --> 00:13:40.078
‫موضوع تو نیستی.

287
00:13:41.379 --> 00:13:43.481
‫من ناراحت شدم!

288
00:13:43.481 --> 00:13:44.983
‫منو معذب کرد،

289
00:13:44.983 --> 00:13:46.985
‫اونوقت تو اصلاً نفهمیدی.

290
00:13:48.153 --> 00:13:50.188
‫ازدواجمون به این مرحله رسیده؟

291
00:13:50.188 --> 00:13:53.358
‫باشه لانا، پس میخوای با یارو در بیفتم...

292
00:13:53.358 --> 00:13:54.959
‫چون به خودش اجازه داد باهات حرف بزنه؟

293
00:13:54.959 --> 00:13:55.894
‫ای خدا!

294
00:13:55.894 --> 00:13:57.762
‫آخه میتونستم جلوی رئیست هم عوضی بازی در بیارم،

295
00:13:57.796 --> 00:14:00.098
‫ولی اونموقع دیگه عصبانی میشدی، مگه نه؟

296
00:14:02.667 --> 00:14:04.702
‫هِی، صبر کن.
‫لانا، منظور بدی از حرفم نداشتم.

297
00:14:04.702 --> 00:14:06.871
‫حالا هر چی!
‫میرم یه کم هوا بخورم.

298
00:14:06.871 --> 00:14:08.339
‫لانا...

299
00:14:20.752 --> 00:14:22.020
‫خانم لین!

300
00:14:22.020 --> 00:14:24.289
‫اومدی یه سر به تشکیلاتمون بزنی؟

301
00:14:24.289 --> 00:14:26.224
‫خب، بعد از اتفاقی که توی نیو کارتیج افتاد...

302
00:14:26.224 --> 00:14:28.760
‫ترجیح میدم توی یه تونل تاریک، دنبالت نیام.

303
00:14:28.760 --> 00:14:30.595
‫منظورت از این حرف چیه؟

304
00:14:30.595 --> 00:14:33.164
‫ببین، یه جورایی خسته شدم از
‫این لهجۀ ساختگیِ بریتانیاییت...

305
00:14:33.164 --> 00:14:35.700
‫و از این عوام فریبیِ
‫«میلیاردری در بازی فوتبال در تلاش برای همرنگ شدن».

306
00:14:35.700 --> 00:14:38.236
‫میتونم بهت اطمینان بدم که لهجه ـم واقعی ـه.

307
00:14:38.236 --> 00:14:40.905
‫- جایی بزرگ شدم که...
‫- ای خدا، به من چه؟

308
00:14:40.905 --> 00:14:43.208
‫بذار همه چیز رو دونه دونه بهت بگم.

309
00:14:43.408 --> 00:14:44.843
‫اولش اومدی داستانم رو عوض کردی،

310
00:14:44.843 --> 00:14:45.944
‫بعدش یه آدمکش فرستادی...

311
00:14:45.944 --> 00:14:47.946
‫که نزدیک بود شارون پاول رو بکُشه.

312
00:14:47.946 --> 00:14:50.882
‫حالا نوچه ـت رو فرستادی تا حرفۀ منو تهدید کنه؟

313
00:14:50.882 --> 00:14:52.984
‫بذار من بهت بگم چی میشه.

314
00:14:52.984 --> 00:14:54.853
‫اگه ازم شکایت کنی، منم شکایت میکنم.

315
00:14:54.853 --> 00:14:56.855
‫بعدش سوابقت مورد بررسی قرار میگیرن...

316
00:14:56.855 --> 00:14:59.557
‫و این برای خودت یا برای نام تجاریت،
‫عاقبت خوبی نداره.

317
00:14:59.557 --> 00:15:01.426
‫به به!

318
00:15:01.426 --> 00:15:03.094
‫به همه چیزش فکر کردی.

319
00:15:03.094 --> 00:15:05.163
‫چرا اسمالویل؟

320
00:15:05.163 --> 00:15:06.731
‫شهرها و معدن های دیگه ای هم هستن.

321
00:15:06.731 --> 00:15:09.067
‫چرا این همه به خودت زحمت میدی؟

322
00:15:09.067 --> 00:15:11.603
‫جالبه! منم میخواستم همین سؤال رو ازت بپرسم!

323
00:15:11.603 --> 00:15:14.439
‫روزنامه نگاری که شهرت جهانی داره...

324
00:15:14.439 --> 00:15:16.441
‫و دو بار جایزۀ پولیتزر رو گرفته...

325
00:15:16.441 --> 00:15:18.676
‫میاد اینجا!

326
00:15:18.676 --> 00:15:20.879
‫با اون شوهر بیکار...

327
00:15:20.879 --> 00:15:22.947
‫و دوتا پسر نوجوونت.

328
00:15:22.947 --> 00:15:24.883
‫به نظر میرسه اینجا یه چیزی هست...

329
00:15:24.883 --> 00:15:26.317
‫که خیلی برات مهمه.

330
00:15:26.317 --> 00:15:28.519
‫شاید بعداً فهمیدم اون چیه.

331
00:15:28.553 --> 00:15:29.621
‫الان تهدید کردی؟

332
00:15:29.621 --> 00:15:31.222
‫خب، میتونم بهت کار قدیمیت رو برگردونم...

333
00:15:31.222 --> 00:15:33.691
‫به شرط اینکه طبق قوانین پیش بری،

334
00:15:33.691 --> 00:15:35.360
‫ولی بیا روراست باشیم،

335
00:15:35.660 --> 00:15:37.662
‫دیگه هیچوقت توی «دیلی پلنت» کار نمیکنی.

336
00:15:37.662 --> 00:15:39.197
‫دیگه از دوران اوجت فاصله گرفتی،

337
00:15:39.197 --> 00:15:42.400
‫و داری بازی پر ریسکی رو میکنی
‫که میدونی توش شکست میخوری.

338
00:15:43.768 --> 00:15:45.737
‫بهتره تا وقتی فرصتش رو داری بکِشی کنار.

339
00:15:45.737 --> 00:15:47.939
‫راستش یه برگ برندۀ دیگه دارم.

340
00:15:48.239 --> 00:15:50.074
‫میخوام با خودم بیارمش توی گردهمایی شهر.

341
00:15:50.074 --> 00:15:52.010
‫شاید اونموقع بتونیم بیشتر صحبت کنیم.

342
00:15:52.010 --> 00:15:53.478
‫فعلاً دیگه کاری باهات ندارم.

343
00:15:53.478 --> 00:15:55.914
‫مگر اینکه این چِندش، چیزی برای گفتن داشته باشه.

344
00:15:58.283 --> 00:16:00.084
‫همین انتظار رو داشتم.

345
00:16:03.187 --> 00:16:04.856
‫[به معادن «شوستر» خوش آمدید]

346
00:16:06.357 --> 00:16:08.526
‫بدبختی پشت سر بدبختی!

347
00:16:08.526 --> 00:16:09.827
‫حرکاتی مثل اینه که...

348
00:16:09.827 --> 00:16:11.729
‫باعث میشه دلم بخواد مربیگری رو بذارم کنار...

349
00:16:11.729 --> 00:16:13.131
‫و یه پیتزا فروشی باز کنم.

350
00:16:14.832 --> 00:16:17.368
‫فکر میکنی خنده داره، هریس؟

351
00:16:17.368 --> 00:16:19.437
‫میدونی چیه؟ اگه تو بودی، این توپ رو میگرفتی.

352
00:16:19.437 --> 00:16:20.905
‫البته اگه نمیرفتی توی اون مهمونی...

353
00:16:20.905 --> 00:16:22.874
‫و دستت رو به فنا نمیدادی.

354
00:16:22.874 --> 00:16:24.876
‫امیدوارم اون مهمونی ارزشش رو داشته باشه، نابغه!

355
00:16:24.876 --> 00:16:26.711
‫میدونید، امروز میخواستم همه ـتون رو...

356
00:16:26.711 --> 00:16:27.845
‫یه ذره زودتر مرخص کنم.

357
00:16:27.845 --> 00:16:30.281
‫ولی فکر میکنم باید روی
‫خطاهای روانی ـمون کار کنیم.

358
00:16:30.381 --> 00:16:33.217
‫این بازی 20 درصد جسمانی...

359
00:16:33.217 --> 00:16:34.519
‫و هشتاد درصد روانی ـه.

360
00:16:34.519 --> 00:16:36.688
‫و به محض اینکه بتونیم این موضوع رو درست کنیم...

361
00:16:36.688 --> 00:16:39.624
‫میتونیم بیشتر از اینجور چیزا، موفقیت کسب کنیم.

362
00:16:40.024 --> 00:16:42.460
‫«تکرار»، مادر همۀ مهارت هاست.

363
00:16:50.668 --> 00:16:51.936
‫ژنرال لین صحبت میکنه.

364
00:16:51.936 --> 00:16:54.539
‫گزارش وضعیتِ کیلگریو رو میخوام. بگو!

365
00:16:54.539 --> 00:16:57.442
‫تأیید میشه، ژنرال.
‫زندانی در حال انتقال ـه.

366
00:16:57.642 --> 00:16:59.344
‫انیشتین، زمان رو...

367
00:16:59.344 --> 00:17:01.646
‫به چشمِ یه توهم میدید.

368
00:17:02.947 --> 00:17:05.383
‫توهمی که مجبورمون میکنه ساعت مُچی بندازیم.

369
00:17:05.883 --> 00:17:08.219
‫احیاناً ساعت ندارید؟

370
00:17:09.954 --> 00:17:11.522
‫چیز قشنگیه!

371
00:17:13.658 --> 00:17:15.426
‫ساعت آنالوگی هم هست!

372
00:17:15.727 --> 00:17:17.762
‫خوش به حالت!

373
00:17:18.763 --> 00:17:21.099
‫خیلیا دیجیتالی استفاده میکنن.

374
00:17:21.099 --> 00:17:23.267
‫اونا دنبال لقمۀ آماده ان.

375
00:17:24.569 --> 00:17:27.005
‫ناراحت کننده ـست.

376
00:17:27.405 --> 00:17:30.408
‫مردم دارن لوس بار میان!

377
00:17:32.010 --> 00:17:35.013
‫به نظرم یه تلنگری میخوان که بیدارشون کنه.

378
00:17:37.248 --> 00:17:40.651
‫موضوع اینه که، اون یه آدامس نیست.

379
00:17:41.052 --> 00:17:44.889
‫یه صمغِ بسپار زنجیرىِ حساس به دماست...

380
00:17:44.889 --> 00:17:48.159
‫که توی سینک ظرفشویی سلول زندانم درستش کردم.

381
00:17:48.159 --> 00:17:51.262
‫در سطح اتمی، به شدت جیوه داره!

382
00:17:51.763 --> 00:17:54.599
‫که اگه با لرزش مشخصی که...

383
00:17:54.599 --> 00:17:58.503
‫یه ساعت مُچیِ تیک تاک کننده داره ترکیب بشه،

384
00:17:58.503 --> 00:18:00.438
‫خب...

385
00:18:00.738 --> 00:18:03.674
‫سه، دو،

386
00:18:03.674 --> 00:18:04.976
‫یک.

387
00:18:17.588 --> 00:18:20.792
‫تگ، خوبی؟

388
00:18:22.894 --> 00:18:24.862
‫تگ؟

389
00:18:25.263 --> 00:18:27.932
‫خوبم! خوبم!

390
00:18:33.504 --> 00:18:35.573
‫این باید در ذهنمون نقش ببنده که...

391
00:18:35.573 --> 00:18:37.475
‫اینجور اتفاقات دیگه نمیفتن.

392
00:18:37.475 --> 00:18:39.877
‫چون این غیرقابل قبوله!

393
00:18:39.877 --> 00:18:41.179
‫شماها بهتر از این حرفایید.

394
00:18:41.179 --> 00:18:42.680
‫نیروهای ناشناسی به...

395
00:18:42.680 --> 00:18:44.282
‫ونِ انتقال زندان متروپلیس حمله کردند.

396
00:18:44.282 --> 00:18:47.385
‫ببینید زندانی کجاست.
‫«تدیوس آر کیلگریو».

397
00:18:47.385 --> 00:18:49.620
‫بالاترین سطح تهدیدِ ممکن!

398
00:18:50.221 --> 00:18:53.524
‫واحد «بیشاپ شش»،
‫اینترگانگ به ونِ انتقال زندان حمله کرد.

399
00:18:53.524 --> 00:18:55.359
‫«بیشاپ شش»، جواب بده.

400
00:18:55.359 --> 00:18:57.528
‫بابا، یه مشکلی پیش اومده.

401
00:19:10.908 --> 00:19:13.077
‫یه کمک ریز میکنید لباسم رو در بیارم؟

402
00:19:17.181 --> 00:19:19.717
‫خداییش؟ رفتی بابات رو برام آوردی؟

403
00:19:19.717 --> 00:19:20.952
‫گچ دستت چی شد؟

404
00:19:20.952 --> 00:19:23.287
‫داشت دیوونه ام میکرد، پس...

405
00:19:23.287 --> 00:19:24.522
‫درش آوردم.

406
00:19:24.522 --> 00:19:26.824
‫- تگ، متأسفم...
‫- ببین، بیخیال!

407
00:19:26.824 --> 00:19:28.893
‫دستم داره بدجوری اذیتم میکنه.

408
00:19:30.595 --> 00:19:33.531
‫به هر حال که نمیتونم تمرین کنم.
‫پس میرم.

409
00:19:33.531 --> 00:19:36.467
‫بیشاپ شش، لطفاً جواب بده.
‫اولویتِ سطح یک!

410
00:19:36.567 --> 00:19:38.136
‫- بابا...
‫- کیلگریو فرار کرده.

411
00:19:38.136 --> 00:19:40.138
‫- یه چیزی میلنگید که...
‫- جان، جان.

412
00:19:40.138 --> 00:19:41.372
‫بعداً درباره ـش حرف میزنیم، باشه؟

413
00:19:41.372 --> 00:19:43.374
‫خبرم کردن. باید برم.

414
00:19:58.156 --> 00:20:00.625
‫بیشاپ شش، کیلگریو رو پیدا کردیم.

415
00:20:00.625 --> 00:20:03.094
‫«خیابان 25 بیکن کورت».
‫لطفاً برید اون سمت.

416
00:20:26.083 --> 00:20:28.753
‫به زودی میبینمت، آسمون بزرگ!
‫(لقب سوپرمن: پسرکِ پیشاهنگِ آسمون بزرگ)

417
00:20:39.297 --> 00:20:41.399
‫هنوز خبری از کیلگریو نیست،

418
00:20:41.499 --> 00:20:44.135
‫ولی اونقدر میگردم تا پیداش کنم.

419
00:20:47.672 --> 00:20:51.509
‫پسرا، باید برای یه موضوع اورژانسی
‫برگردم وزارت دفاع.

420
00:20:57.782 --> 00:20:59.817
‫میخواستم بگم...

421
00:20:59.817 --> 00:21:03.254
‫بابت تغییراتی که باید تحملشون کنید، متأسفم.

422
00:21:03.254 --> 00:21:07.858
‫جوردن، میدونم داری نشونه های خاص بودن
‫از خودت نشون میدی.

423
00:21:07.892 --> 00:21:10.127
‫واقعاً خیلی چیز مهمی نیست.

424
00:21:10.228 --> 00:21:11.662
‫آره. آره، بیخیال بابابزرگ.

425
00:21:11.662 --> 00:21:14.232
‫همون بچۀ همیشگی ایه که
‫یه کم از بچه های معمولی بهتره!

426
00:21:14.265 --> 00:21:15.600
‫خیلی خب...

427
00:21:15.600 --> 00:21:18.803
‫چیزی که ازش مطمئنم اینه که باباتون خیلی خاصه.

428
00:21:18.803 --> 00:21:21.472
‫نمیخواستم اینو بدونید، ولی خب اینجوری شد دیگه.

429
00:21:21.572 --> 00:21:24.575
‫و با توجه به اینکه باباتون مهمترین نیروی خِیر...

430
00:21:24.575 --> 00:21:25.943
‫در کل دنیاست...

431
00:21:25.943 --> 00:21:28.145
‫پس یعنی شما هم یه وظیفه ای دارید.

432
00:21:28.145 --> 00:21:30.915
‫وقتش رو هدر ندید!

433
00:21:31.015 --> 00:21:32.383
‫سعی کنید به این فکر کنید که...

434
00:21:32.383 --> 00:21:34.585
‫وقتی باباتون حواسش سر جاش نباشه...

435
00:21:34.585 --> 00:21:35.920
‫جون مردم به خطر میفته.

436
00:21:35.920 --> 00:21:38.789
‫میفهمید؟

437
00:21:38.789 --> 00:21:40.458
‫- بله.
‫- آره.

438
00:21:40.458 --> 00:21:42.460
‫پس رفتار مناسبی داشته باشید.

439
00:21:43.461 --> 00:21:44.729
‫و محض اطلاعتون...

440
00:21:44.729 --> 00:21:46.530
‫دیشب بازی خیلی خوبی بود!

441
00:21:47.398 --> 00:21:48.232
‫نظرت چیه؟

442
00:21:48.266 --> 00:21:50.568
‫میخوای به مهمونی ولنیتز بری یا نه؟

443
00:21:50.568 --> 00:21:52.403
‫نگران تگی؟

444
00:21:52.703 --> 00:21:55.439
‫آره.

445
00:21:55.539 --> 00:21:57.942
‫- بذار به سارا زنگ بزنم ببینم میرسونتمون یا نه.
‫- باشه.

446
00:21:58.042 --> 00:22:00.211
‫و مورگان ادج، وعده های زیادی داد.

447
00:22:00.211 --> 00:22:01.679
‫و موضوع اینه که...

448
00:22:01.679 --> 00:22:04.448
‫به تک تک اون وعده ها عمل کرد.

449
00:22:04.649 --> 00:22:07.318
‫پس من میگم، منتظر چی هستیم؟ هممم؟

450
00:22:07.418 --> 00:22:09.487
‫بیاید این پیشنهاد رو تصویب کنیم...

451
00:22:09.487 --> 00:22:11.522
‫و اون معدن ها رو راه بندازیم.

452
00:22:11.555 --> 00:22:13.891
‫باشه؟

453
00:22:19.130 --> 00:22:21.799
‫خیلی یک طرفه ـست. رقت انگیزه!

454
00:22:21.799 --> 00:22:24.702
‫- کلارک کلاً جواب نداد؟
‫- حتماً سرش شلوغه.

455
00:22:24.702 --> 00:22:26.771
‫با دستیار مربی بودنِ تیم فوتبال؟

456
00:22:28.205 --> 00:22:30.207
‫توی مزرعه خیلی کار میکنه.

457
00:22:30.207 --> 00:22:31.676
‫عه.

458
00:22:31.676 --> 00:22:33.577
‫خیلی خب.

459
00:22:33.577 --> 00:22:36.814
‫خب، فکر کنم منم برم مخالفین رو تحریک کنم.

460
00:22:36.814 --> 00:22:39.350
‫البته اگه مخالفی پیدا بشه.

461
00:22:40.951 --> 00:22:42.620
‫سلام، کلارک هستم.
‫پیغام بگذارید.

462
00:22:42.620 --> 00:22:43.788
‫سلام، کجایی؟

463
00:22:43.788 --> 00:22:45.389
‫تو عملاً آخرین شانس من...

464
00:22:45.389 --> 00:22:47.091
‫برای ارائه دادنِ دیدگاه من به این قضیه ای.

465
00:22:47.124 --> 00:22:48.592
‫میدونی که خودم حاضر بودم انجامش بدم،

466
00:22:48.626 --> 00:22:50.494
‫ولی نمیخوام با یه شکایت، ورشکسته بشم.

467
00:22:50.494 --> 00:22:51.629
‫زود باش!

468
00:23:00.104 --> 00:23:02.440
‫سلام، لوئیس.

469
00:23:02.473 --> 00:23:04.041
‫خوبی؟

470
00:23:04.041 --> 00:23:06.977
‫نه واقعاً.
‫من یه جورایی بازندۀ بدقلقی ام.

471
00:23:06.977 --> 00:23:09.280
‫میخوای امشب یه نوشیدنی با هم بخوریم؟

472
00:23:09.280 --> 00:23:12.483
‫یعنی بدون بچه ها، بدون شوهرها!

473
00:23:12.483 --> 00:23:15.786
‫دوتایی با هم بریم بیرون.
‫بهت قول میدم خوش میگذره.

474
00:23:17.688 --> 00:23:20.558
‫همۀ کسانی که با اهدای حق انحصاریِ...

475
00:23:20.558 --> 00:23:23.294
‫معادنِ شوستر، به شرکت «ادج انرکورپ» موافق هستن.

476
00:23:23.294 --> 00:23:25.262
‫- موافقم!
‫- موافقم!

477
00:23:25.262 --> 00:23:26.697
‫همۀ مخالفین؟

478
00:23:26.697 --> 00:23:28.899
‫مخالفم!

479
00:23:34.372 --> 00:23:36.207
‫با این پیشنهاد موافقت میشه.

480
00:23:39.009 --> 00:23:41.479
‫چه ساعتی میخوای قرار بذاریم؟

481
00:23:52.256 --> 00:23:55.559
‫عزیزم، خیلی خیلی متأسفم که نتونستم بیام رأی گیری.

482
00:23:55.559 --> 00:23:57.328
‫میدونم. اشکالی نداره.

483
00:23:57.328 --> 00:24:00.030
‫چرا، اشکال داره.
‫و تو داری میریزی توی خودت!

484
00:24:00.030 --> 00:24:02.967
‫جاسوسیِ ضربان هام یا هر کاری که میکنی رو نکن.

485
00:24:02.967 --> 00:24:04.301
‫وقتی عصبی میشی، فکت رو جمع میکنی.

486
00:24:04.335 --> 00:24:05.870
‫- عصبی نیستم.
‫- خب، باید باشی!

487
00:24:05.903 --> 00:24:07.104
‫گفتم میام اونجا ولی نیومدم.

488
00:24:07.104 --> 00:24:08.339
‫کلارک، میشه الان بیخیال بشیم؟

489
00:24:08.339 --> 00:24:10.274
‫- حوصله ـش رو ندارم.
‫- فقط میخوام عذرخواهی کنم.

490
00:24:10.274 --> 00:24:12.676
‫- و میخوام بدونی که...
‫- عزیزم، نیازی به عذر و بهانه ندارم.

491
00:24:12.710 --> 00:24:15.012
‫میدونم که عذرت چیه.
‫تو سوپرمنی!

492
00:24:15.045 --> 00:24:16.714
‫- لوئیس.
‫- باشه قبول، عصبی ام.

493
00:24:16.714 --> 00:24:19.049
‫و میدونم که نامعقوله، چون میفهمم که...

494
00:24:19.049 --> 00:24:20.851
‫جون مردم در خطر بوده...

495
00:24:20.851 --> 00:24:22.820
‫ولی این قضیه خیلی برام مهم بود.

496
00:24:22.820 --> 00:24:24.455
‫و راستی رأی گیری رو باختیم...

497
00:24:24.455 --> 00:24:25.489
‫و الان عذاب وجدان دارم...

498
00:24:25.489 --> 00:24:28.559
‫که میخواستم کاری رو بکنی که خودت گفتی حاضری بکنی.

499
00:24:32.329 --> 00:24:34.365
‫از اول آشناییمون میدونستم چی در انتظارمه.

500
00:24:34.398 --> 00:24:36.867
‫و عصبانی نمیشم که شب های قرار...

501
00:24:36.867 --> 00:24:39.203
‫یا سالگردها یا شام های خانوادگی رو...

502
00:24:39.203 --> 00:24:41.105
‫به خاطر یه احمق با یه بمب اتمی از دست میدی.

503
00:24:41.105 --> 00:24:43.541
‫ولی اخیراً با این جریاناتی که برای پسرها افتاده،

504
00:24:43.541 --> 00:24:46.877
‫و اینکه یه سره گوشِت به بابامه...

505
00:24:46.877 --> 00:24:49.947
‫حس میکنم توی لیست اولویت هات...

506
00:24:49.947 --> 00:24:51.916
‫واقعاً خیلی پایینم.

507
00:24:51.916 --> 00:24:53.651
‫واقعاً این حس رو داری؟

508
00:24:53.651 --> 00:24:56.854
‫الان و در این لحظه که شاید فردا ازش پشیمون بشم...

509
00:24:56.854 --> 00:24:58.422
‫آره، همین حس رو دارم.

510
00:25:01.425 --> 00:25:02.927
‫تاکسیم اومد.

511
00:25:02.927 --> 00:25:05.696
‫لانا پیشنهاد داد بریم بیرون نوشیدنی بخوریم و
‫منم بدجوری دلم میخواست.

512
00:25:18.108 --> 00:25:20.845
‫- لطف کردی اومدی!
‫- برای عرض ادب اومدم.

513
00:25:21.145 --> 00:25:23.848
‫میخوای از عرض ادب حرف بزنی؟

514
00:25:23.848 --> 00:25:26.317
‫نظرت چیه عرض ادبت رو اینجوری نشون بدی
‫کارِت رو انجام بدی؟

515
00:25:26.317 --> 00:25:28.619
‫من که خیلی به دید کار بهش نگاه نمیکنم، ژنرال!

516
00:25:28.619 --> 00:25:30.421
‫بیشتر شبیه ندای مسئولیت پذیری ـه.

517
00:25:30.421 --> 00:25:32.223
‫چیزی که من و تو توش وجه اشتراک داریم.

518
00:25:32.223 --> 00:25:33.557
‫پس حالا که اینجام...

519
00:25:33.557 --> 00:25:36.460
‫نظرت چیه با همدیگه این قضیه رو حل کنیم؟

520
00:25:36.460 --> 00:25:37.061
‫چرا مردها همه چیز رو میخوان یه کاریش بکنن؟

521
00:25:37.595 --> 00:25:39.463
‫خودتون چی؟ با هم مشکلی ندارید؟

522
00:25:39.463 --> 00:25:42.600
‫16 سال از ازدواجمون میگذره.

523
00:25:43.000 --> 00:25:44.602
‫ولی لحظات خوب خودمون رو هم داریم.

524
00:25:44.602 --> 00:25:47.271
‫مشخصه که در مورد ادج، باهاش مخالفم...

525
00:25:47.271 --> 00:25:49.974
‫ولی واقعاً به این احترام میذارم که
‫چقدر اینجا رو دوست داره.

526
00:25:49.974 --> 00:25:51.375
‫آره.

527
00:25:53.844 --> 00:25:56.213
‫تو و کلارک که قشنگ معلومه خیلی با هم خوبید.

528
00:25:56.714 --> 00:25:57.548
‫چی بگم والا.

529
00:25:57.581 --> 00:25:59.149
‫بعضی وقتا حس میکنم هر چی مسن تر میشیم،

530
00:25:59.149 --> 00:26:01.185
‫هر چی مسئولیتمون بیشتر میشه،

531
00:26:02.586 --> 00:26:06.590
‫عشق و عاشقی، بیشتر این وسط گُم میشه.

532
00:26:06.690 --> 00:26:08.826
‫بذار یه چیزی بهت بگم.

533
00:26:10.060 --> 00:26:12.263
‫کلارک قدیمی ترین دوستمه.

534
00:26:12.296 --> 00:26:15.032
‫از قدیم الایامه که اونو میشناسم.

535
00:26:15.065 --> 00:26:16.600
‫آره، توی دبیرستان با هم قرار گذاشتیم،

536
00:26:16.600 --> 00:26:18.068
‫تا اینکه به کلی غیبش زد.

537
00:26:18.068 --> 00:26:21.205
‫بعدش فهمیدم رفته متروپلیس!

538
00:26:21.238 --> 00:26:24.275
‫وقتی فهمیدم با خودم گفتم: «صبر کن ببینم، چی؟»

539
00:26:24.308 --> 00:26:25.843
‫«کلارک رفته توی شهر بزرگ؟»

540
00:26:25.976 --> 00:26:29.613
‫وقتی برگشت به اینجا سر بزنه،
‫یه آدم کاملاً جدید شده بود.

541
00:26:29.613 --> 00:26:32.182
‫با اعتماد به نفس و به خود مطمئن بود.

542
00:26:32.182 --> 00:26:35.352
‫صاف وایستاده بود و خیلی تیز هوش بود.

543
00:26:35.352 --> 00:26:38.689
‫خیلی طول نکِشید تا بفهمم.

544
00:26:40.691 --> 00:26:42.259
‫به خاطر تو بود!

545
00:26:43.594 --> 00:26:44.995
‫- بفرمایید.
‫- ممنونم.

546
00:26:46.096 --> 00:26:47.264
‫سوزشی که...

547
00:26:48.899 --> 00:26:51.435
‫از شکستِ سالن شهرداری داشتم رو میشوره میبره!

548
00:26:52.403 --> 00:26:55.205
‫یه جورایی دلم برای برادرت میسوزه.

549
00:26:55.205 --> 00:26:56.674
‫کل زندگیش محبوب بوده.

550
00:26:56.674 --> 00:26:58.742
‫چیزیش نمیشه.

551
00:26:58.742 --> 00:27:00.010
‫نکته ـش همینه.

552
00:27:00.010 --> 00:27:02.212
‫بچه های محبوبی مثل جاناتان...

553
00:27:02.212 --> 00:27:04.448
‫واقعاً نمیدونن چطوری باید
‫مثل افراد طرد شده رفتار کنن.

554
00:27:04.481 --> 00:27:07.785
‫آخه، انگار خیلی سر در گُم ـه.

555
00:27:08.953 --> 00:27:10.854
‫ما توی چه دسته ای قرار میگیریم؟

556
00:27:11.255 --> 00:27:13.891
‫من و تو، جوون های خیلی ناراضی هستیم.

557
00:27:13.891 --> 00:27:16.493
‫خودسر! تقریباً پانک رانک!
‫(نوعی سبک موسیقی)

558
00:27:17.861 --> 00:27:19.296
‫یعنی...

559
00:27:19.296 --> 00:27:22.066
‫من با بیرون اومدن از تیم تشویق کنندگان
‫با مادرم مخالفت کردم...

560
00:27:22.499 --> 00:27:24.702
‫تو هم با این فوتبال بازی کردنت!

561
00:27:24.702 --> 00:27:26.337
‫راستش یه جورایی خوشم میاد که توی تیمم.

562
00:27:26.370 --> 00:27:28.639
‫- واقعاً؟
‫- آره.

563
00:27:28.639 --> 00:27:30.941
‫خوبه که آدم توی یه کاری خوب باشه.

564
00:27:32.343 --> 00:27:34.712
‫این چند وقت هیچ اضطرابی نداشتم.

565
00:27:35.713 --> 00:27:38.215
‫از اینجا خوشم میاد.

566
00:27:38.215 --> 00:27:41.885
‫احساس میکنم بعد از مدت ها، برای اولین بار...

567
00:27:41.885 --> 00:27:43.854
‫خوشحالم!

568
00:27:48.559 --> 00:27:50.861
‫شاید به خاطر اینه که...

569
00:27:50.861 --> 00:27:54.031
‫توی همنشینی که داری، خیلی شانس آوردی.

570
00:28:00.504 --> 00:28:02.906
‫بریم برادرت رو نجات بدیم؟

571
00:28:03.807 --> 00:28:07.144
‫بذار پنج دقیقه بهش وقت بدیم.
‫شاید تونست اوضاع رو عوض کنه.

572
00:28:07.645 --> 00:28:09.713
‫به نظر کاملاً منصفانه میاد.

573
00:28:33.404 --> 00:28:35.806
‫ببخشید، درستش میکنم.

574
00:28:35.839 --> 00:28:37.041
‫پول یه همبرگر رو نمیتونی بدی.

575
00:28:37.074 --> 00:28:39.643
‫چطور میخوای پول یه میز به این قشنگی رو بدی؟

576
00:28:39.743 --> 00:28:41.712
‫- هان؟ هان؟
‫- متأسفم.

577
00:28:41.712 --> 00:28:43.414
‫هِی، هِی، چه خبره؟

578
00:28:43.414 --> 00:28:45.115
‫تو دخالت نکن، کنت!

579
00:28:55.192 --> 00:28:56.527
‫چه خبره؟

580
00:28:56.527 --> 00:28:58.028
‫نمیدونم...

581
00:28:59.697 --> 00:29:01.298
‫میرم ببینم حالش چطوره.

582
00:29:03.567 --> 00:29:04.868
‫یه چیزی پیدا کردیم.

583
00:29:06.336 --> 00:29:08.305
‫میدان «گلن مورگان».

584
00:29:18.082 --> 00:29:20.050
‫کیلگریو کجاست؟

585
00:29:20.050 --> 00:29:23.187
‫فقط گفت بیارمت اینجا.

586
00:29:24.088 --> 00:29:26.156
‫برای اینکه این تفنگ صوتی کار کنه...

587
00:29:26.156 --> 00:29:28.625
‫باید توی بُرد نزدیکتر گیرت میاوردم.

588
00:29:28.726 --> 00:29:30.260
‫حالا توجه کن!

589
00:29:30.461 --> 00:29:33.097
‫بذار بهت نشون بدم این جیگر چیکارا میکنه.

590
00:29:45.743 --> 00:29:49.880
‫کلی وقت داشتم تا به تو فکر کنم.

591
00:29:49.880 --> 00:29:53.250
‫تمام فکر و ذکرم،
‫دنبال کردنِ الگوهای رفتاریت بود.

592
00:29:53.283 --> 00:29:56.253
‫متوجه شدم چند وقتیه که خیلی کم...

593
00:29:56.286 --> 00:29:58.889
‫توی متروپلیس بودی.

594
00:29:58.889 --> 00:30:02.292
‫اونجوری بود که فهمیدم...

595
00:30:02.326 --> 00:30:04.428
‫که بچه های بالا، منو منتقل میکنن...

596
00:30:04.428 --> 00:30:06.630
‫به یه زندانِ امن تر.

597
00:30:06.630 --> 00:30:09.600
‫ظاهراً جای دیگه ای مشغولی.

598
00:30:10.000 --> 00:30:12.636
‫همین باعث میشه حواست جمع نباشه.

599
00:30:12.636 --> 00:30:15.439
‫آسیب پذیر باشی!

600
00:30:15.439 --> 00:30:17.107
‫سست عنصر باشی!

601
00:30:36.727 --> 00:30:39.129
‫تگ، فقط دووم بیار.

602
00:30:44.101 --> 00:30:46.003
‫تگ، فقط نفس عمیق بکِش.

603
00:30:46.003 --> 00:30:47.471
‫نفس عمیق بکِش! همه چی درست میشه.

604
00:30:47.471 --> 00:30:49.807
‫هِی داداش...

605
00:30:49.807 --> 00:30:52.676
‫نباید بهم نزدیک بشی.

606
00:30:52.676 --> 00:30:54.344
‫باید مکان یاب اضطراری رو استفاده کنی، باشه؟

607
00:30:54.378 --> 00:30:56.680
‫- فکر کنم من این کار رو باهاش کرده باشم.
‫- چی؟

608
00:30:56.680 --> 00:30:58.649
‫- چی میگی برای خودت؟
‫- مهمونی و آتیش!

609
00:30:58.682 --> 00:31:00.384
‫فکر کنم دیدِ حرارتیم باعث اون انفجار شده باشه،

610
00:31:00.384 --> 00:31:02.252
‫- و یه جوری روش تأثیر گذاشته.
‫- خیلی خب، ببین...

611
00:31:02.286 --> 00:31:04.254
‫میتونی بعداً این تئوریت رو به «بیل نای» بگی، باشه؟
‫(بیل نای، معروف به مرد علم)

612
00:31:04.288 --> 00:31:06.423
‫- الان به بابا نیاز داریم، جوردن.
‫- یادته بابابزرگ چی گفت؟

613
00:31:06.423 --> 00:31:07.624
‫بابا مشغول نجات دنیاست.

614
00:31:07.658 --> 00:31:10.093
‫ببین، اون تنها کسی نیست که
‫میتونه از پس این کار بر بیاد.

615
00:31:11.094 --> 00:31:13.630
‫جان، بهم اعتماد کن.

616
00:31:27.678 --> 00:31:29.746
‫جوردن!

617
00:31:30.147 --> 00:31:32.115
‫نفس عمیق بکِش. همه چی درست میشه.

618
00:31:34.885 --> 00:31:37.221
‫مکان یابِ اضطراری کجاست؟

619
00:31:40.490 --> 00:31:41.992
‫جان، باید همین الان از اینجا بریم.

620
00:31:42.025 --> 00:31:44.061
‫به بابا نیاز داریم.

621
00:31:44.061 --> 00:31:45.863
‫ازت میخوام پاشی. جوردن!

622
00:31:47.998 --> 00:31:50.467
‫بابا!

623
00:31:59.877 --> 00:32:01.979
‫کیلگریو افتاده روی زمین.
‫بیاید برش دارید.

624
00:32:01.979 --> 00:32:04.615
‫واحدهای پزشکی هم بفرستید.
‫یه سری تماشاچی در محل آسیب دیدن.

625
00:32:09.253 --> 00:32:10.554
‫تگ!

626
00:32:12.155 --> 00:32:14.758
‫جوردن، جوردن!

627
00:32:25.869 --> 00:32:28.639
‫هوای اینجا رقیق ـه.
‫بهت کمک میکنه تا آروم بشی.

628
00:32:47.858 --> 00:32:49.159
‫خوبی؟

629
00:32:53.330 --> 00:32:54.531
‫جوردن!

630
00:32:55.499 --> 00:32:56.700
‫اتفاقی...

631
00:32:57.834 --> 00:32:59.569
‫اتفاقی که برای تگ افتاد...

632
00:32:59.569 --> 00:33:01.772
‫سعی نکن بگی تقصیر من نبوده.

633
00:33:02.973 --> 00:33:04.141
‫خودت ویدئو رو دیدی.

634
00:33:04.141 --> 00:33:06.777
‫دیدِ حرارتیم به تگ اون قدرت ها رو داد...

635
00:33:06.777 --> 00:33:07.945
‫نه، روالش اینجوری نیست.

636
00:33:07.978 --> 00:33:09.880
‫- تو از کجا میدونی؟
‫- راست میگی. نمیدونم.

637
00:33:09.880 --> 00:33:13.884
‫نمیدونم چطور و چرا این اتفاقات دارن میفتن، باشه؟

638
00:33:14.818 --> 00:33:16.219
‫و حقیقت اینه که...

639
00:33:18.088 --> 00:33:19.289
‫هممم...

640
00:33:20.090 --> 00:33:22.893
‫واقعاً به همۀ این چیزا خیلی حسودیم میشد.

641
00:33:22.893 --> 00:33:24.394
‫و از این بابت متأسفم.

642
00:33:25.095 --> 00:33:27.564
‫ولی جوردن، ببین، اینو خوب میدونم:

643
00:33:30.701 --> 00:33:33.503
‫تو هیچوقت به کسی آسیب نمیزنی! هیچوقت!

644
00:33:34.438 --> 00:33:35.906
‫پس هر چی که شده...

645
00:33:37.174 --> 00:33:38.809
‫اتفاقی شده. خب؟

646
00:33:41.178 --> 00:33:42.746
‫اتفاقی شده.

647
00:33:43.613 --> 00:33:45.215
‫[دیلی پلنت]

648
00:33:45.248 --> 00:33:46.616
‫حالا تگ کجاست؟

649
00:33:46.616 --> 00:33:48.318
‫توی وزارت دفاع، پیش دکترهاست.

650
00:33:48.318 --> 00:33:50.787
‫و ظاهراً دارن خیلی خوب ازش مراقبت میکنن.

651
00:33:50.821 --> 00:33:52.089
‫گفتن من این کار رو باهاش کردم؟

652
00:33:52.122 --> 00:33:54.891
‫دادم یه تیم اون ویدئویی که با گوشی گرفته بودن رو
‫بررسی کنن.

653
00:33:54.891 --> 00:33:57.427
‫دیدِ حرارتیت یه انفجار ایجاد کرد...

654
00:33:57.427 --> 00:33:59.796
‫ولی یه مادۀ دیگه هم در کار بود.

655
00:33:59.830 --> 00:34:01.398
‫یه فسفرسانسِ زرد رنگ.

656
00:34:01.398 --> 00:34:03.033
‫فکر میکنیم احتمالاً اون باعث شده...

657
00:34:03.066 --> 00:34:04.501
‫که اون پسر، اَبَر انسان بشه.

658
00:34:04.534 --> 00:34:05.736
‫میتونیم ببینیمش؟

659
00:34:05.736 --> 00:34:08.705
‫خب، پسر، پروتکل های وزارت دفاع خیلی سخت گیرانه ـست

660
00:34:08.705 --> 00:34:11.675
‫نظارتِ 24 ساعته، لاپوشونی، جابجایی!

661
00:34:11.708 --> 00:34:13.176
‫منظور بابابزرگتون اینه که...

662
00:34:13.176 --> 00:34:14.578
‫قراره بره یه مدرسۀ مخصوص...

663
00:34:14.611 --> 00:34:18.148
‫که برای بچه هاییه که اینجور توانایی ها رو دارن.

664
00:34:18.148 --> 00:34:21.685
‫ببینم، پس یه مدرسۀ ویژه
‫برای بچه هایی که قدرت های خاص دارن هست؟

665
00:34:21.685 --> 00:34:24.121
‫- خیلی باحاله!
‫- نه، نیست.

666
00:34:24.121 --> 00:34:25.589
‫چند تا بچه اونجاست؟

667
00:34:25.589 --> 00:34:28.125
‫این محرمانه ـست، ولی بذار اینطور بگم که...

668
00:34:28.158 --> 00:34:29.526
‫بابا!

669
00:34:29.526 --> 00:34:31.428
‫ببینید، بچه ها، باید یه چیزی رو شفاف سازی کنیم.

670
00:34:31.461 --> 00:34:33.663
‫چرا انقدر طولش دادید
‫تا مکان یاب اورژانسی رو استفاده کنید؟

671
00:34:33.697 --> 00:34:36.700
‫چرا همون موقع که فهمیدید یه مشکلی هست
‫بهم زنگ نزدید؟

672
00:34:45.742 --> 00:34:47.911
‫ببین، شاید بد گفته باشم.

673
00:34:47.944 --> 00:34:49.646
‫بد گفته باشی؟

674
00:34:49.646 --> 00:34:52.149
‫نمیتونی به پسرا بگی برای کمک نیان پیشم!

675
00:34:52.182 --> 00:34:53.717
‫هدفم این بود که بهشون کمک کنم...

676
00:34:53.717 --> 00:34:56.019
‫تا خطرات مرگ و زندگیِ کارِت رو ببینن.

677
00:34:56.053 --> 00:34:58.088
‫کارِ من اینه که باباشونم.
‫این کار منه!

678
00:34:58.121 --> 00:34:59.623
‫تو فقط بابای اونا نیستی.

679
00:34:59.623 --> 00:35:01.725
‫تو مهمترین فردِ جهانی...

680
00:35:01.725 --> 00:35:03.727
‫و حالا که اینو میدونن باید به وظایفی که...

681
00:35:03.760 --> 00:35:05.162
‫باهاش همراهه، احترام بذارن.

682
00:35:05.195 --> 00:35:07.697
‫من باید به این وظایف احترام بذارم! من!

683
00:35:07.697 --> 00:35:09.766
‫و باور کن هر روز همین کار رو میکنم.

684
00:35:09.800 --> 00:35:11.835
‫- پس توی عمل نشون بده!
‫- بسه!

685
00:35:12.736 --> 00:35:14.471
‫تمومش کن!

686
00:35:16.907 --> 00:35:21.945
‫این همون مزخرفِ «کشور در اولویت اول» ـه...

687
00:35:21.945 --> 00:35:23.980
‫که وقتی بچه بودم، منو باهاش خر میکردی.

688
00:35:23.980 --> 00:35:25.849
‫لوئیس، خواهش میکنم! الان بحثِ من و تو نیست.

689
00:35:25.849 --> 00:35:28.718
‫نه، بحث تو و بحثِ انتخاب های پدرانه ـته...

690
00:35:28.718 --> 00:35:31.421
‫که اونموقع چقدر مزخرف بودن و هنوز هم مزخرفن.

691
00:35:31.421 --> 00:35:33.924
‫و اینکه ما نمیخوایم اونا رو به پسرامون تعمیم بدیم.

692
00:35:33.924 --> 00:35:36.827
‫من یه تصمیم گرفتم که زندگیم رو وقف ارتش بکنم.

693
00:35:36.860 --> 00:35:38.161
‫میتونستی جفتش رو انجام بدی.

694
00:35:38.195 --> 00:35:39.663
‫کلارک داره همین کار رو میکنه،

695
00:35:39.663 --> 00:35:42.899
‫و میبینم هر روز داره باهاش سر و کله میزنه،

696
00:35:42.933 --> 00:35:46.269
‫پس چطور جرئت میکنی بهش بگی
‫نمیتونه این پدری که الان هست باشه...

697
00:35:46.269 --> 00:35:48.338
‫چون تو هیچوقت به خودت زحمت ندادی امتحانش کنی.

698
00:35:48.338 --> 00:35:51.508
‫اگه بازم بهمون فشار بیاری،
‫دیگه اینجا جایی نداری.

699
00:35:51.608 --> 00:35:53.210
‫باشه.

700
00:35:53.243 --> 00:35:55.479
‫وسایلم رو برمیدارم.

701
00:35:55.479 --> 00:35:57.714
‫یه مسیر طولانی در پیش دارم.

702
00:36:04.087 --> 00:36:06.756
‫الان پنکیک تو رو هم میارم، عزیزم.

703
00:36:06.756 --> 00:36:09.259
‫و برو بریم.

704
00:36:09.259 --> 00:36:13.163
‫این برونتوسورِ دوست داشتنی کوچولو برای توئه!
‫(نوعی دایناسور)

705
00:36:13.163 --> 00:36:15.765
‫- صبح بخیر.
‫- سلام مامان.

706
00:36:15.765 --> 00:36:17.200
‫بابا داره پنکیک درست میکنه.

707
00:36:17.200 --> 00:36:19.102
‫هنوز یه دونه ـشون رو هم نسوزونده.

708
00:36:19.102 --> 00:36:21.671
‫- چشمم نزنی!
‫- آره، افتاده روی غلتک.

709
00:36:21.671 --> 00:36:23.573
‫گفتم بذارم یه کم دیگه بخوابی.

710
00:36:23.573 --> 00:36:26.109
‫ممنونم.

711
00:36:26.243 --> 00:36:28.345
‫پنکیک های دایناسوری، آره؟

712
00:36:28.378 --> 00:36:30.914
‫آره، یه جورایی تنها تخصص منه!

713
00:36:30.947 --> 00:36:32.949
‫اینطور نیست.

714
00:36:32.983 --> 00:36:35.519
‫هم پنکیک های دایناسوری درست میکنی...

715
00:36:35.552 --> 00:36:37.087
‫هم اینکه کلی برای مردم شهرِت...

716
00:36:37.120 --> 00:36:40.190
‫به خودت زحمت میدی.

717
00:36:40.223 --> 00:36:41.191
‫بیا ببینم.

718
00:36:41.191 --> 00:36:42.859
‫به نظر من که بیشتر از این حرفا تخصص داری.

719
00:36:43.360 --> 00:36:45.629
‫مراقب باش! داری یه جوری میگی که
‫انگار داری ازم تعریف میکنی!

720
00:36:46.463 --> 00:36:49.199
‫ولی چرا بابا باید برای استفاده از دروگر
‫به کمک من نیاز داشته باشه؟

721
00:36:49.232 --> 00:36:51.668
‫مامان، میشه فقط یه لحظه ...

722
00:36:51.701 --> 00:36:54.337
‫روزنامه نگارِ جستجوگر نباشی و...

723
00:36:54.371 --> 00:36:56.072
‫چه میدونم...

724
00:36:56.106 --> 00:36:58.241
‫سورپرایز بشی؟

725
00:37:11.688 --> 00:37:13.957
‫الان از دیدِ من، در جایگاه خیلی خوبی هستی!

726
00:37:13.957 --> 00:37:15.625
‫اگه بچۀ خوبی باشی...

727
00:37:15.625 --> 00:37:17.494
‫شاید یه کادو هم بهت دادم!

728
00:37:17.494 --> 00:37:19.296
‫دیگه داری لوسم میکنی.

729
00:37:19.296 --> 00:37:21.097
‫خب، حق داری لوست کنم.

730
00:37:21.097 --> 00:37:24.134
‫حق داری بدونی که بدون شک...

731
00:37:24.134 --> 00:37:26.836
‫تحت هر شرایطی...

732
00:37:26.836 --> 00:37:28.138
‫یا اینکه من در چه وضعی ام...

733
00:37:28.138 --> 00:37:30.307
‫این، یعنی وقتی که باهات میگذرونم...

734
00:37:30.307 --> 00:37:32.442
‫چیزیه که منو از پس هر مشکلی رد میکنه.

735
00:37:32.642 --> 00:37:35.412
‫اولین چیزی هستی که روزها بهش فکر میکنم.

736
00:37:35.412 --> 00:37:38.481
‫آخرین چیزی هستی که شب ها بهش فکر میکنم.

737
00:37:39.482 --> 00:37:41.117
‫و دوستت دارم.

738
00:37:47.057 --> 00:37:48.358
‫بهتر از این نمیشد!

739
00:37:48.358 --> 00:37:50.460
‫واقعاً بهتر از الان نمیتونست زنگ بزنه!

740
00:37:50.460 --> 00:37:51.895
‫آره!

741
00:37:55.632 --> 00:37:57.601
‫- سلام، سم.
‫- کلارک!

742
00:37:57.601 --> 00:37:59.236
‫ببخشید مزاحم میشم.

743
00:37:59.236 --> 00:38:00.804
‫یه اتفاقی توی «مالاوی» افتاده.

744
00:38:00.804 --> 00:38:02.472
‫هنوز اولویت نشده...

745
00:38:02.472 --> 00:38:04.975
‫ولی حدس میزنم تا یه ساعت دیگه میشه.

746
00:38:04.975 --> 00:38:07.777
‫زنگ زدم به لوئیس، تا اون بهت خبر بده...

747
00:38:07.777 --> 00:38:09.512
‫که خودت تصمیم بگیری...

748
00:38:09.512 --> 00:38:11.281
‫که میخوای بیای یا نه.

749
00:38:11.281 --> 00:38:12.649
‫اونم اونجاست؟

750
00:38:12.749 --> 00:38:15.151
‫همین الان رفت دستشویی.

751
00:38:15.151 --> 00:38:17.454
‫ولی ممنونم که خبر دادی.

752
00:38:17.654 --> 00:38:20.056
‫بهش خبر میدم که زنگ زدی.

753
00:38:20.457 --> 00:38:21.858
‫برو.

754
00:38:21.858 --> 00:38:23.927
‫سریع میام، قول میدم.

755
00:38:23.927 --> 00:38:26.396
‫منتظر می مونم.

756
00:38:26.396 --> 00:38:27.831
‫هِی!

757
00:38:27.831 --> 00:38:30.200
‫منم دوستت دارم.

758
00:38:38.008 --> 00:38:39.943
‫[7734]
‫(معکوسش: جهنم)

759
00:38:51.588 --> 00:38:53.690
‫ستوان «روزتی»، خط رو امن کن.

760
00:38:53.690 --> 00:38:55.959
‫اطاعت، ژنرال. خط امن ـه.

761
00:38:55.959 --> 00:38:58.395
‫بنا به دلایلی معتقدم که بهتره یه نقشۀ روز مبادا...

762
00:38:58.395 --> 00:39:00.463
‫مد نظر بگیریم.

763
00:39:02.098 --> 00:39:05.101
‫میخوام یه پروتکل جدید باز کنی.

764
00:39:06.670 --> 00:39:08.838
‫اسمش رو بذار: «پروژۀ 7734»

765
00:39:12.642 --> 00:39:16.680
‫دقیقاً...

766
00:39:16.680 --> 00:39:18.181
‫اینجا!

767
00:39:22.218 --> 00:39:25.188
‫لطف میکنی؟

768
00:39:30.727 --> 00:39:33.596
‫حالا حق امتیاز این زمین رو داریم...

769
00:39:33.997 --> 00:39:37.467
‫که توش اونقدر ایکس-کریپتونایت داره
‫که میشه باهاش یه ارتش رو زنده کرد.

770
00:39:37.467 --> 00:39:41.071
‫البته اگه بتونیم کاندیداهای مشتاق پیدا کنیم.

771
00:39:41.071 --> 00:39:43.907
‫من که نگران اونش نیستم.

772
00:39:43.907 --> 00:39:47.243
‫چون خودت میدونی، استعداد یاب خوبی هستم.

773
00:39:47.844 --> 00:39:52.315
‫«فیلم با زیرنویس در سایت هکس دانلود»
‫مترجم: «TheFlashPoint»

