
1
00:00:05.880 --> 00:00:08.675
‫امروز از اون روزای تعطیله
‫که فقط اخبار می بینی...

2
00:00:08.675 --> 00:00:10.510
‫یا از اون روزاست
‫که وانمود می کنی هیچ مشکلی وجود نداره؟

3
00:00:10.510 --> 00:00:11.720
‫هنوز تصمیم نگرفتم.

4
00:00:11.761 --> 00:00:14.472
‫باشه، خب،
‫نظرت چیه روزت رو با یه حموم حبابی شروع کنی...

5
00:00:14.514 --> 00:00:16.474
‫و بعدش غذا بخوری؟
‫بعدش باز هم غذا بخوری؟

6
00:00:16.516 --> 00:00:18.059
‫نظرت در موردش چیه؟

7
00:00:18.059 --> 00:00:19.853
‫منظورم از
‫حموم حبابی هم همین بود دیگه.

8
00:00:19.853 --> 00:00:21.020
‫اوه.

9
00:00:22.731 --> 00:00:25.316
‫توی ماشین می بینمت.

10
00:00:28.987 --> 00:00:31.531
‫می دونی، این که رفتن رو عقب میندازی...

11
00:00:31.531 --> 00:00:32.991
‫جلوی مشکل با کارینا رو نمی گیره.

12
00:00:33.032 --> 00:00:34.743
‫باید سریع برم و باهاش صحبت کنم...

13
00:00:34.784 --> 00:00:36.578


14
00:00:36.619 --> 00:00:38.747
‫خیلی بده. من...

15
00:00:38.788 --> 00:00:41.207
‫به عنوان کسی
‫که اخیرا جدایی از یکی از عزیزانش...

16
00:00:41.207 --> 00:00:43.585
‫رو از سر گذرونده،
‫می تونم بگم که ای کاش می تونستم بگم خیلی بد نیست...

17
00:00:43.585 --> 00:00:45.420
‫ولی...هست.

18
00:00:45.420 --> 00:00:46.921
‫چقدر الهام بخش. ممنون.

19
00:00:48.715 --> 00:00:50.592
‫مدام به این فکر می کنم
‫که شاید بهتره ازت عذرخواهی کنم...

20
00:00:50.592 --> 00:00:52.802
‫اینطوری مجبور نمی شه بره.

21
00:00:53.553 --> 00:00:57.348
‫خب...همچنین به عنوان کسی که اخیرا...

22
00:00:57.390 --> 00:01:00.101
‫خیلی سریع ازدواج کرده، من...این...

23
00:01:00.143 --> 00:01:02.562
‫راه حل مشکلاتت نیست.

24
00:01:03.521 --> 00:01:05.940
‫شما دوتا رفقای خیلی خوبی هستین.

25
00:01:05.982 --> 00:01:09.777
‫شما...این مسئله رو پشت سر می ذارین.

26
00:01:09.777 --> 00:01:13.031
‫حالا برو خونه و به کارات برس.

27
00:01:13.072 --> 00:01:14.991


28
00:01:14.991 --> 00:01:15.825
‫باشه.

29
00:01:27.295 --> 00:01:29.547
‫سلام عزیزم.
‫اینجا فاجعه است.

30
00:01:29.589 --> 00:01:31.090
‫انگار وسط جهنمم.
‫کی میای؟

31
00:01:31.090 --> 00:01:32.967
‫بی صبرانه منتظرم که برسم.

32
00:01:33.009 --> 00:01:37.222
‫خب،
‫بخاطر آموخته های آمریکاییت می تونی نقش مثبتی داشته باشی.

33
00:01:37.263 --> 00:01:38.890
‫پروازت کیه؟

34
00:01:38.932 --> 00:01:40.975
‫امشب. الان دارم وسایلم رو جمع می کنم.

35
00:01:40.975 --> 00:01:43.561
‫هنوز شروع نکردی، نه؟

36
00:01:43.603 --> 00:01:47.815
‫آخه آدم واسه سفری که
‫تاریخ برگشت نداره، چطوری چمدون می بنده؟

37
00:01:48.858 --> 00:01:53.821
‫«فیلم با زیرنویس در سایت هکس دانلود»
‫مترجم: شهریار نادرمحمد

38
00:02:00.620 --> 00:02:02.455
‫نگاهش کن.

39
00:02:02.455 --> 00:02:03.581
‫کرک و پرش می ریزه.

40
00:02:03.623 --> 00:02:04.749
‫مارشا، زحمت نکش.

41
00:02:04.791 --> 00:02:06.417
‫من می تونم درستش کنم.

42
00:02:06.459 --> 00:02:10.129
‫دیگه چیزی نمونده،
‫بدنم هم به تحرک نیاز داره.

43
00:02:10.129 --> 00:02:11.297
‫به تحرک نیاز داره.

44
00:02:11.297 --> 00:02:12.090
تکون بخور

45
00:02:12.715 --> 00:02:16.094
‫برو وسایلت
‫رو برای پارک بیار.

46
00:02:16.135 --> 00:02:17.428
‫می خوایم بریم پارک؟

47
00:02:17.470 --> 00:02:19.430
‫تو نمی ری. من می رم.

48
00:02:19.472 --> 00:02:21.683
‫یکی از معلماش
‫یه پروژه تخم مرغی بهش داده...

49
00:02:21.724 --> 00:02:24.269
‫و من هم...می خوام ببرمش پارک.

50
00:02:25.311 --> 00:02:26.771
‫- باشه، تو...
‫- آره.

51
00:02:26.813 --> 00:02:28.606
‫- حالش رو داری؟
‫- البته!

52
00:02:28.648 --> 00:02:31.025
‫دکترم گفت
‫به ویتامین دی بیشتری نیاز دارم...

53
00:02:31.067 --> 00:02:35.196
‫و شما دوتا هم
‫حق دارین یه کم با هم تنها باشین.

54
00:02:37.198 --> 00:02:38.700
‫خیله خب.

55
00:02:38.741 --> 00:02:41.452
‫جک،
‫بیا بزنیم به جاده.

56
00:02:41.494 --> 00:02:44.038
‫نه، نه. منظورم اون جک نیست. تو رو می گم.

57
00:02:45.498 --> 00:02:46.958
‫- برو که رفتیم.
‫- خیله خب، مراقب خودتون باشین.

58
00:02:47.000 --> 00:02:48.710
‫و گوشیتون رو هم جا نذارین.

59
00:02:48.710 --> 00:02:49.877
‫- باشه.
‫- آهای، ماسک!

60
00:02:49.877 --> 00:02:51.379
‫بله، می دونم.

61
00:02:51.379 --> 00:02:52.630
‫دیگه درس گرفته ام.

62
00:02:55.842 --> 00:02:58.302
‫باشه.

63
00:03:01.973 --> 00:03:05.059
‫میشل می خواد
‫برای تظاهرات به سیاتل سنتر بره.

64
00:03:05.059 --> 00:03:06.310
‫می خوای بریم؟

65
00:03:06.352 --> 00:03:08.312
‫- باید بریم؟
‫- آره.

66
00:03:08.312 --> 00:03:10.440
‫شاید بتونیم...

67
00:03:10.481 --> 00:03:12.150
‫وایسا.

68
00:03:12.150 --> 00:03:13.484
‫وارن.

69
00:03:13.526 --> 00:03:15.445
‫مگه الان نباید زیر تیغ جراحی باشی؟

70
00:03:15.486 --> 00:03:16.529
‫چند ساعت دیگه.

71
00:03:16.571 --> 00:03:18.823
‫آره، الان...بیمارستانم.

72
00:03:18.865 --> 00:03:19.782
‫خوبی؟

73
00:03:19.782 --> 00:03:21.617
‫آره، آره، من...

74
00:03:21.993 --> 00:03:23.703
‫آره،
‫میراندا نتونست خودش رو برسونه.

75
00:03:23.703 --> 00:03:25.371
‫یه جراحی لحظه آخری براش پیش اومد...

76
00:03:25.413 --> 00:03:26.622
‫و بهش گفتم اشکالی نداره.

77
00:03:26.664 --> 00:03:27.874
‫باشه.

78
00:03:28.875 --> 00:03:30.293
‫می خواد تنها نباشه.

79
00:03:30.334 --> 00:03:33.671
‫وارن،
‫می خوای بیام بیمارستان؟

80
00:03:33.671 --> 00:03:35.882
‫نه، نه رفیق. این...مسخره است.

81
00:03:35.923 --> 00:03:37.467
‫چون، ببین، درک می کنم.

82
00:03:37.508 --> 00:03:40.136
‫من هم وقتی جراحی کردم مضطرب بودم...

83
00:03:40.136 --> 00:03:42.847
‫تازه جراحیم اونقدر حساس هم نبود.

84
00:03:46.100 --> 00:03:47.435
‫ببین،
‫قراره بریم توی یه تظاهرات شرکت کنیم...

85
00:03:47.477 --> 00:03:49.103
‫ولی می تونم بیام پیشت.

86
00:03:49.103 --> 00:03:50.354
‫نه، نه، نه، نه. بیخیال رفیق.

87
00:03:50.730 --> 00:03:52.106
‫اون مهم تره، نه؟

88
00:03:52.148 --> 00:03:53.274
‫من مشکلی ندارم.

89
00:04:03.534 --> 00:04:05.077
‫اونجا قراره سرد باشه؟

90
00:04:05.119 --> 00:04:06.204
‫تا حدی.

91
00:04:06.245 --> 00:04:08.956
‫باید برای شب با خودم ژاکت ببرم.

92
00:04:08.998 --> 00:04:11.125
‫گمونم به مایو نیاز نداشته باشی؟

93
00:04:11.167 --> 00:04:13.544
‫متاسفانه، این سفر، تفریحی نیست.

94
00:04:13.544 --> 00:04:15.838
‫احتمالا
‫اصلا از بیمارستان بیرون نرم.

95
00:04:17.673 --> 00:04:19.383
‫تظاهرکنندگان، امشب...

96
00:04:19.425 --> 00:04:21.052
‫به خیابان های شهرمون خواهند ریخت.

97
00:04:21.052 --> 00:04:22.595
‫مقامات درخواست...

98
00:04:22.637 --> 00:04:26.015
‫مدام به این فکر می کنم
‫که بابام وقتی اینا رو می بینه، چه فکری می کنه.

99
00:04:26.432 --> 00:04:29.060
‫وقتی ملت به خاطر حق ازدواج آدمای متفاوت تظاهرات می کردن...

100
00:04:29.060 --> 00:04:32.897
‫گفت: «مردم صرفا نمی تونن
‫به چیزی که دارن، راضی باشن.»

101
00:04:32.897 --> 00:04:35.399
‫احتمالا برای همین
‫اون رو در جریان زندگیم نمی ذارم.

102
00:04:38.194 --> 00:04:40.279
‫مامانم برگشت پیشش.

103
00:04:40.279 --> 00:04:42.448
‫- کی؟
‫- چند ماه پیش.

104
00:04:42.448 --> 00:04:44.116
‫کرونا که همه گیر شد، برگشت پیشش.

105
00:04:44.158 --> 00:04:45.993
‫چرا این رو قبلا بهم نگفتی؟

106
00:04:46.035 --> 00:04:48.246
‫چون با تمام وجود تلاش می کردم بهش فکر نکنم.

107
00:04:48.246 --> 00:04:50.289
‫ولی الان که
‫قراره قرنطینه بشی...

108
00:04:50.331 --> 00:04:52.583
‫مدام اون رو در حالی تصور می کنم...

109
00:04:52.583 --> 00:04:54.085
‫که توی خونه روی نوک پا راه می ره...

110
00:04:54.085 --> 00:04:55.878
‫و سعی می کنه
‫باهاش توی یه اتاق نباشه...

111
00:04:55.878 --> 00:04:57.463
‫یا درا رو زیاد محکم نبنده...

112
00:04:57.505 --> 00:05:01.175
‫یا توی قهوه اش زیادی شیر نریزه.

113
00:05:08.432 --> 00:05:10.685
‫بله گابری؟ باز چی شده؟

114
00:05:14.522 --> 00:05:16.440
‫می دونم عزیزم، چیزی نیست.

115
00:05:16.440 --> 00:05:19.694
‫نه،
‫همونطور که گفته بودیم، خیلی راحت و سریعه.

116
00:05:19.735 --> 00:05:21.112
‫آره، خب ببین، من...

117
00:05:21.112 --> 00:05:22.113
‫آره، آره.

118
00:05:22.113 --> 00:05:24.699
‫من...من هم دوستت دارم.

119
00:05:26.200 --> 00:05:27.702
‫ببین، برو...
‫برو جون آدما رو نجات بده، باشه؟

120
00:05:27.743 --> 00:05:29.412
‫من مشکلی ندارم.

121
00:05:41.757 --> 00:05:44.468
‫خیله خب،
‫ازتون می خوام این فرم رو پر کنین.

122
00:05:44.468 --> 00:05:45.636
‫فقط روال عادی برای محافظت از سلامتی خودتونه...

123
00:05:45.636 --> 00:05:47.346
‫من در جریان همه فرم ها هستم.

124
00:05:47.388 --> 00:05:48.556
‫راستش...

125
00:05:48.597 --> 00:05:49.890
‫خودم جراحم.

126
00:05:49.932 --> 00:05:52.601
‫خوبه.
‫جراح ها بهترین بیماران.

127
00:05:54.437 --> 00:05:56.314
‫کسی رو
‫دارین که بعدا بیاد دنبالتون؟

128
00:05:56.314 --> 00:05:57.565
‫آره،
‫همسرم میاد.

129
00:05:57.606 --> 00:05:59.817
‫اون هم...اون هم پزشکه.

130
00:05:59.817 --> 00:06:01.652
‫عمل داشت و نتونست بیاد.

131
00:06:01.652 --> 00:06:03.070
‫وای.
‫کل خانواده اتون پزشکن.

132
00:06:03.112 --> 00:06:05.781
‫آره،
‫پسر خونده امون هم قراره پزشک بشه.

133
00:06:05.781 --> 00:06:07.867
‫خانم لی؟
‫یکی اومد ملاقات آقای وارن.

134
00:06:07.908 --> 00:06:09.994
‫می گه
‫امروز مخاطب اضطراریشه؟

135
00:06:10.870 --> 00:06:12.913
‫سلام.
‫اشکالی نداره بیام پیشت؟

136
00:06:12.955 --> 00:06:14.040
‫سلام.

137
00:06:14.081 --> 00:06:15.791
‫ایشون دوستم...اندی هستن.

138
00:06:15.791 --> 00:06:17.001
‫سلام.

139
00:06:17.001 --> 00:06:18.252
‫خیله خب، دکتر وارن.

140
00:06:18.294 --> 00:06:19.837
‫هوشبر به زودی میاد...

141
00:06:19.837 --> 00:06:21.172
‫تا...

142
00:06:21.213 --> 00:06:23.299
‫باز بودن مسیر جریان هوا
‫رو معاینه کنه و بابت هوشبری ازم رضایت بگیره. باشه.

143
00:06:23.674 --> 00:06:25.885
‫بذار حدس بزنم...هوشبر هم هستین؟

144
00:06:25.885 --> 00:06:27.386
‫راستش، آره.

145
00:06:27.428 --> 00:06:29.555
‫این...ببخشید.

146
00:06:30.681 --> 00:06:32.016
‫تو اینجا چیکار می کنی؟

147
00:06:32.016 --> 00:06:34.894
‫خب، بابام اگه زنده بود،
‫می خواست بیام پیشت.

148
00:06:36.145 --> 00:06:37.605
‫اتحاد.

149
00:06:39.857 --> 00:06:40.566
‫ممنون، اندی.

150
00:06:41.192 --> 00:06:43.027
‫- یه آدم بود!
‫- خیله خب.

151
00:06:49.742 --> 00:06:51.077
‫یا خدا...نه، نه، نه، نه!

152
00:06:51.118 --> 00:06:52.161
‫باید کمکش کنیم.

153
00:06:52.203 --> 00:06:53.662
‫واقعا؟

154
00:06:58.334 --> 00:07:00.920
‫- اوه. اوه، نه.
‫- خانم؟!

155
00:07:00.920 --> 00:07:04.173
‫- نه، نه. نه، نه، نه، نه.
‫- سلام؟ حالتون خوبه؟

156
00:07:04.215 --> 00:07:05.216
‫شما؟

157
00:07:05.257 --> 00:07:06.509
‫ما واحد 14 زندگی می کنیم.

158
00:07:06.550 --> 00:07:08.052
‫حالتون خوبه؟

159
00:07:08.093 --> 00:07:11.514
‫پشتم به کنار سطل آشغال خورد و افتادم توش.

160
00:07:11.555 --> 00:07:13.432
‫باورم نمی شه!

161
00:07:13.432 --> 00:07:16.268
‫افتادم توی یه سطل آشغال!

162
00:07:16.268 --> 00:07:18.979
‫می رم به امور اورژانسی زنگ...

163
00:07:19.021 --> 00:07:20.189
‫باشه، خیله خب.

164
00:07:20.231 --> 00:07:21.816
‫نه، نه، نه، نه، نه! تکون...تکون نخورین!

165
00:07:21.857 --> 00:07:24.193
‫تکون...آهای، آهای.
‫نباید تکون بخورین، باشه؟

166
00:07:24.235 --> 00:07:25.694
‫خیلی مهمه
‫که تکون نخورین...

167
00:07:25.736 --> 00:07:27.321
‫تا بتونم وضعیتتون رو بررسی کنم، باشه؟

168
00:07:27.363 --> 00:07:29.031
‫گفتین کمرتون ضربه خورده؟

169
00:07:29.073 --> 00:07:30.157
‫آره.

170
00:07:30.199 --> 00:07:31.367
‫خیله خب،
‫می تونین بهم بگین کجاتون درد می کنه؟

171
00:07:31.408 --> 00:07:32.535
‫خب، کمرم.

172
00:07:32.576 --> 00:07:33.994
‫پایین تر.

173
00:07:34.036 --> 00:07:36.330
‫نمی دونم،
‫همه جام درد می کنه.

174
00:07:36.372 --> 00:07:37.623
‫باشه. چیزی نیست.

175
00:07:37.623 --> 00:07:39.124
‫سرتون ضربه خورده؟

176
00:07:39.124 --> 00:07:40.751
‫نه، من...فکر...فکر نکنم.

177
00:07:40.793 --> 00:07:42.002
‫خوبه. این خوبه.

178
00:07:42.044 --> 00:07:44.129
‫می تونین انگشتای دست و پاتون رو...تکون بدین؟

179
00:07:44.129 --> 00:07:46.340
‫انگشتای دستم رو آره.

180
00:07:46.382 --> 00:07:48.008
‫نمی دونم
‫انگشتای پام تکون می خورن یا نه.

181
00:07:48.050 --> 00:07:49.051
‫نمی تونم تشخیص بدم.

182
00:07:49.093 --> 00:07:50.177
‫ولی پاهام می خارن.

183
00:07:50.219 --> 00:07:51.262
‫این..بده؟

184
00:07:53.389 --> 00:07:54.348
‫ممنون.

185
00:07:54.390 --> 00:07:56.016
‫نمی تونم...بگم که...

186
00:07:56.058 --> 00:07:57.017
‫این خوبه یا بد.

187
00:07:57.059 --> 00:07:59.228
‫من...ولی دارین حرف می زنین...

188
00:07:59.270 --> 00:08:00.354
‫و این همیشه نشونه خوبیه، درسته؟

189
00:08:00.396 --> 00:08:01.855
‫شما...شما...پزشکی؟

190
00:08:01.897 --> 00:08:03.941
‫نه، آتش نشانم.

191
00:08:03.983 --> 00:08:05.359
‫اسمتون چیه؟

192
00:08:05.401 --> 00:08:07.111
‫- سانیا.
‫- سانیا.

193
00:08:07.152 --> 00:08:08.654
‫فکر می کردم
‫دارم می رم روی راه پله اضطراری...

194
00:08:08.654 --> 00:08:12.533
‫ولی گمونم اشتباه می کردم.

195
00:08:12.575 --> 00:08:14.076
‫به امور اورژانسی زنگ زدم.

196
00:08:14.118 --> 00:08:15.828
‫در اسرع وقت
‫خودشون رو می رسونن، باشه؟

197
00:08:15.828 --> 00:08:17.705
‫نه!
‫شما گفتی آتش نشانی؟

198
00:08:17.746 --> 00:08:19.957
‫نمی تونی من رو
‫از اینجا بیاری بیرون...و ببری خونه؟

199
00:08:19.999 --> 00:08:21.250
‫قسم می خورم
‫که یه راست برم خونه.

200
00:08:21.292 --> 00:08:22.876
‫نه، نه. اگه...جا به جاتون کنم...

201
00:08:22.918 --> 00:08:24.545
‫خطر آسیب زدن به ستون فقراتتون رو به جونتون می خرم...

202
00:08:24.587 --> 00:08:28.632
‫آمبولانس هم
‫ممکنه به زندگیم آسیب بزنه، خب؟

203
00:08:28.674 --> 00:08:29.842
‫باید برم.

204
00:08:29.842 --> 00:08:30.884
‫- نه، نه، تکون نخورین!
‫- آخ!

205
00:08:30.926 --> 00:08:32.344
‫وایسین! نباید تکون بخورین.

206
00:08:32.344 --> 00:08:34.096
‫اَه،
‫از تکون نخوردن متنفرم.

207
00:08:34.138 --> 00:08:35.889
‫شاید بهتر باشه بری پیشش؟

208
00:08:35.931 --> 00:08:37.558
‫نمی خوام خطر کنم، ممکنه...

209
00:08:37.600 --> 00:08:38.892
‫بخاطر حرکت روی آشغالا، بهش تنه بزنم.

210
00:08:38.934 --> 00:08:42.062
‫آره،
‫چرا نمی خواین آمبولانس بیاد؟

211
00:08:42.062 --> 00:08:44.189
‫شوهرم می بینه.

212
00:08:44.189 --> 00:08:46.275
‫سانیا،

213
00:08:46.775 --> 00:08:48.402
‫اون بهت آسیب می زنه؟

214
00:08:48.402 --> 00:08:50.154
‫چون اگه اینطوریه، می تونیم کمکت کنیم...

215
00:08:50.195 --> 00:08:53.240
‫نه بابا. ای خدا، نه، نه، نه. اون...بی نقصه.

216
00:08:53.282 --> 00:08:54.533
‫اون...آره، بی نقصه.

217
00:08:54.533 --> 00:08:56.618
‫اونی که آشغاله، منم.

218
00:08:56.660 --> 00:08:59.455
‫من آشغالم...به معنای واقعی کلمه توی یه سطل آشغالم.

219
00:08:59.496 --> 00:09:01.540
‫من به درد سطل آشغال می خورم.

220
00:09:01.540 --> 00:09:02.916
‫مطمئنم اینطور نیست، خب؟

221
00:09:02.916 --> 00:09:04.793
‫بعلاوه،
‫شما به مراقبت های مناسب نیاز دارین، خب؟

222
00:09:04.835 --> 00:09:06.503
‫این حقتونه. شما...

223
00:09:06.503 --> 00:09:09.465
‫من به شوهرم بی محبتی می کنم، خب؟

224
00:09:10.716 --> 00:09:13.010
‫از وقتی قرنطینه شروع شده، فقط...

225
00:09:13.052 --> 00:09:14.887
‫همه ش بهش کم لطفی می کنم.

226
00:09:14.887 --> 00:09:18.098
‫و بعدش...بعدش،
‫اخبار انقدر اعصاب خردکن شد که فشار شدیدی بهم آورد...

227
00:09:18.098 --> 00:09:23.354
‫و فقط...باید...باید یه کاری می کردم، خب؟

228
00:09:23.354 --> 00:09:25.022
‫خوبه.
‫باید باهامون صحبت کنی.

229
00:09:25.022 --> 00:09:26.482
‫می دونی، خودت رو خالی کن.

230
00:09:26.523 --> 00:09:29.276
‫ولی سعی کن
‫در این حین تکون نخوری، باشه؟

231
00:09:29.318 --> 00:09:31.904
‫بلند گفتنش حس خوبی داره.

232
00:09:33.322 --> 00:09:35.908
‫حس می کردم یه جا گیر افتادم و
‫دارم خفه می شم...و حوصلم هم سر رفته بود.

233
00:09:35.908 --> 00:09:37.785
‫و به شوهرم می گفتم
‫که می رم پیاده روی...

234
00:09:37.785 --> 00:09:39.244
‫ولی در واقع نمیرفتم...

235
00:09:39.244 --> 00:09:41.163
‫که اون موقع خانوادش خارج از شهر بود.

236
00:09:41.205 --> 00:09:43.791
‫یه هفته نبود،
‫ولی گمونم زود برگشت.

237
00:09:43.832 --> 00:09:47.419
‫من هم هول کردم و...به سمت راه پله اضطراری دویدم.

238
00:09:47.419 --> 00:09:51.090
‫الان هم اینجام،
‫اگه آمبولانس از راه برسه...

239
00:09:51.131 --> 00:09:52.800
‫این قضیه بیخ پیدا می کنه...

240
00:09:52.800 --> 00:09:54.218
‫و شوهرم قضیه رو می فهمه...

241
00:09:54.259 --> 00:09:56.428
‫و زندگیم...زندگیم به پایان می رسه!

242
00:09:56.470 --> 00:09:57.846
‫نه، قرار نیست...من باید از اینجا برم...

243
00:09:57.888 --> 00:09:59.765
‫سانیا،
‫نباید تکون بخوری، خواهش می کنم.

244
00:09:59.807 --> 00:10:01.308
‫بیخیالش.

245
00:10:01.391 --> 00:10:03.102
‫خیله خب، دارم میام. وایسا.

246
00:10:03.143 --> 00:10:05.562
‫آخ،
‫پام خیلی درد می کنه!

247
00:10:08.273 --> 00:10:09.274
‫آه!

248
00:10:09.274 --> 00:10:11.777
‫خیله خب، هوات رو دارم.
‫هوات رو دارم. هوات رو دارم.

249
00:10:11.819 --> 00:10:13.195
‫خدایا! اوه!

250
00:10:15.280 --> 00:10:17.074
‫خیله خب، خیله خب.

251
00:10:21.662 --> 00:10:24.248
‫- این رو حس می کنی؟
‫- چی رو؟

252
00:10:24.957 --> 00:10:27.793
‫- هیچی؟
‫- نه.

253
00:10:27.835 --> 00:10:29.628
‫خیله خب. خیله خب.

254
00:10:30.838 --> 00:10:34.174
‫گوش کن، می دونم چه حسی داری.

255
00:10:35.676 --> 00:10:38.303
‫من هم تصمیم هایی
‫گرفتم که بهشون افتخار نمی کنم، خب؟

256
00:10:41.390 --> 00:10:43.100
‫یه زمانی
‫عاشق یه خانمی شده بودم

257
00:10:45.269 --> 00:10:46.770
‫خیلی سختی کشیدم.

258
00:10:48.772 --> 00:10:50.732
‫اسمش ایوا بود.

259
00:10:51.275 --> 00:10:54.319
‫و...آره، آدم بدی بود.

260
00:10:54.319 --> 00:10:57.239
‫ولی هر بار که می دیدمش...

261
00:10:57.239 --> 00:10:59.324
‫دنبال چیزی می گشتم...

262
00:10:59.324 --> 00:11:02.744
‫که کس دیگه ای
‫نمی تونست بهم بده، می دونی؟

263
00:11:02.786 --> 00:11:05.914
‫ولی اشتباه ها...خب، میان و می رن.

264
00:11:05.914 --> 00:11:07.624
‫ولی فلج شدن؟ دائمیه.

265
00:11:07.624 --> 00:11:09.626
‫پس شاید بهتر باشه
‫به حرفم گوش کنی، باشه؟

266
00:11:09.668 --> 00:11:11.837
‫نه، نمی تونم.
‫نباید به آمبولانس بگی چی شده.

267
00:11:11.879 --> 00:11:13.130
‫خواهش می کنم.

268
00:11:13.171 --> 00:11:14.756
‫می خوام
‫باهات روراست باشم، خب؟

269
00:11:14.756 --> 00:11:16.717
‫اگه انگشتای پات حس ندارن.
‫نشونه خوبی نیست.

270
00:11:16.758 --> 00:11:18.719
‫باید بدون چرخیدن ستون فقراتت از اینجا...

271
00:11:18.760 --> 00:11:20.470
‫بلندت کنن، خب؟

272
00:11:20.512 --> 00:11:24.224
‫این آسیب می تونه زندگیت رو تغییر بده.

273
00:11:24.266 --> 00:11:26.393
‫این بهیارا می تونن نجاتش بدن.

274
00:11:26.435 --> 00:11:28.020
‫سانیا؟

275
00:11:29.104 --> 00:11:30.314
‫مت؟

276
00:11:32.274 --> 00:11:34.192
‫لعنتی!

277
00:11:34.234 --> 00:11:35.235
‫خوبی؟

278
00:11:35.277 --> 00:11:37.321
‫نمی دونم.

279
00:11:37.946 --> 00:11:39.364
‫وایسا، تو اریکی؟

280
00:11:39.364 --> 00:11:40.449
‫نه، جکم.

281
00:11:40.490 --> 00:11:42.200
‫اون آتش نشانه.

282
00:11:42.242 --> 00:11:44.870
‫نامزدت دید چی شد؟

283
00:11:44.911 --> 00:11:46.288
‫نه،
‫همون یارویی بود که سگش رو می بره بیرون.

284
00:11:46.288 --> 00:11:47.831
‫اونا یه کلید داشتن...و ما هم قرار بود بیرون شهر باشیم...

285
00:11:47.873 --> 00:11:49.166
‫واسه همین در رو باز کرد و اومد تو.

286
00:11:49.166 --> 00:11:51.627
‫گوشیم کجاست؟
‫اریک احتمالا داره دنبالم می گرده.

287
00:11:51.627 --> 00:11:53.003
‫فکر کنم همچنان طبقه بالا باشه.

288
00:11:53.045 --> 00:11:54.671
‫من فقط...

289
00:11:55.547 --> 00:11:56.590
‫می رم بیارمش، باشه؟

290
00:11:56.632 --> 00:11:57.924
‫خدایا.

291
00:11:58.467 --> 00:11:59.760
‫می رم
‫ببینم آمبولانس در چه حاله.

292
00:11:59.801 --> 00:12:00.969
‫خیله خب، باشه.

293
00:12:00.969 --> 00:12:02.471
‫فکر خوبیه.

294
00:12:02.471 --> 00:12:03.764
‫این...خواهش می کنم.

295
00:12:04.806 --> 00:12:06.016
‫قضیه چیه؟

296
00:12:06.058 --> 00:12:08.727
‫یه خانمی آسیب دیده.
‫آمبولانس خبر کردیم.

297
00:12:08.977 --> 00:12:11.063
‫- توی سطل آشغاله؟
‫- آره.

298
00:12:12.147 --> 00:12:14.149
‫من خیلی احمقم.

299
00:12:14.149 --> 00:12:15.609
‫می تونستم خونه بمونم...

300
00:12:15.650 --> 00:12:18.070
‫و مثل بقیه،
‫نون خمیرترش درست کنم.

301
00:12:18.111 --> 00:12:21.323
‫ولی نه،
‫باید شوهرم رو اذیت می کردم.

302
00:12:22.074 --> 00:12:24.326
‫این یه افتضاح به تمام معناست...

303
00:12:24.326 --> 00:12:25.744
‫و من هم در مرکزشم.

304
00:12:25.786 --> 00:12:27.662
‫به معنای واقعی کلمه
‫وسط سطل آشغالی ام که آتیش گرفته...

305
00:12:27.662 --> 00:12:29.247
‫سانیا؟

306
00:12:29.289 --> 00:12:30.582
‫اریک؟

307
00:12:30.624 --> 00:12:33.043
‫الان گفتی
‫داری من رو اذیت می کنی؟

308
00:12:39.716 --> 00:12:41.218
‫چاقوهات رو هم با خودت می بری؟

309
00:12:41.259 --> 00:12:43.387
‫نمی دونم اون خونه کرایه ای چی داره...

310
00:12:43.387 --> 00:12:47.140
‫و می خوام
‫مرسوله های پستیمون رو به حداقل برسونم.

311
00:12:48.850 --> 00:12:50.644
‫چند وقت می خوای اونجا بمونی؟

312
00:12:50.685 --> 00:12:52.938
‫مایا،
‫من هیچ مدتی در نظر ندارم،

313
00:12:52.979 --> 00:12:54.773
‫چون نمی تونم، چون نمی دونم.

314
00:12:54.815 --> 00:12:56.400
‫من...

315
00:12:57.567 --> 00:12:59.903
‫اَه.

316
00:12:59.903 --> 00:13:01.071
‫ببخشید.

317
00:13:01.071 --> 00:13:02.614
‫اشکالی نداره. از اونا خیلی داریم.

318
00:13:02.656 --> 00:13:04.574
‫باشه.

319
00:13:04.574 --> 00:13:07.327
‫می شه لطفا اونا رو بهم بدی؟

320
00:13:14.459 --> 00:13:15.585
‫کارینا، من...

321
00:13:15.585 --> 00:13:18.255
‫پس اصلا پدر و مادرت رو در جریان زندگیت نمی ذاری؟

322
00:13:18.296 --> 00:13:20.423
‫مامانم خودش خبر داره.

323
00:13:20.423 --> 00:13:21.675
‫مطمئنم که
‫بابام هم می دونه...

324
00:13:21.716 --> 00:13:23.593
‫ولی هیچوقت رسما بهشون نگفتم، نه.

325
00:13:23.593 --> 00:13:25.929
‫می ترسیدی به بابات بگی؟

326
00:13:25.971 --> 00:13:28.098
‫آره،
‫ولی دلیل اصلیش این نبود که می ترسیدم سرم داد بزنه.

327
00:13:28.098 --> 00:13:29.599
‫در هر صورت سرم داد می زد.

328
00:13:29.599 --> 00:13:32.936
‫گمونم فقط حس می کردم
‫این مسئله شخصیه؟

329
00:13:32.978 --> 00:13:34.646
‫- باشه.
‫- منظورم اینه که، من تا حالا...

330
00:13:34.646 --> 00:13:36.815
‫تجربه خاصی هم نداشتم...

331
00:13:36.857 --> 00:13:38.316
‫- باشه.
‫- واسه همین پیش خودم فکر کردم...

332
00:13:38.358 --> 00:13:40.193
‫اگه قبلا خانوادم رو در جریان...

333
00:13:40.235 --> 00:13:42.028
‫مسائل زندگیم نمی ذاشتم،

334
00:13:42.070 --> 00:13:44.447
‫الان چرا باید بذارم؟

335
00:13:44.447 --> 00:13:45.824
‫منطقیه.

336
00:13:47.325 --> 00:13:49.202
‫راستش رو بخوای...

337
00:13:50.745 --> 00:13:52.455
‫قبل از این که با تو آشنا شم...

338
00:13:53.999 --> 00:13:55.709
‫فکر می کنم بخشی از من همیشه فرض می کرد...

339
00:13:55.750 --> 00:13:57.335
‫که آخرش خیلی سنتی زندگی کنم.

340
00:13:57.377 --> 00:13:59.045
‫واقعا؟

341
00:13:59.087 --> 00:14:00.630
‫ولی الان فکر می کنم...

342
00:14:00.630 --> 00:14:02.799
‫گمونم این رو می فهمم.

343
00:14:02.799 --> 00:14:04.634
‫بابات یه جورایی این حس...

344
00:14:04.634 --> 00:14:06.970
‫که «مجبوری مثل من زندگی کنی»
‫رو درت نهادینه کرده بود.

345
00:14:06.970 --> 00:14:09.639
‫من هم احتمالا برای همین
‫اصلا نمی خوام سنتی زندگی کنم.

346
00:14:09.639 --> 00:14:13.184
‫والدینم
‫باعث شدن خیلی نچسب به نظر بیاد.

347
00:14:13.226 --> 00:14:15.020
‫نمی خوای سنتی زندگی کنی؟

348
00:14:15.061 --> 00:14:17.480
‫نه.
‫بهش اعتقاد ندارم.

349
00:14:17.480 --> 00:14:19.149
‫اوه.

350
00:14:24.112 --> 00:14:27.908
‫خب...خب،
‫همه مون فکر می کردیم خیلی خفنیم که اجازه گرفتیم بریم دستشویی...

351
00:14:27.949 --> 00:14:29.492
‫و دزدکی از در کناری کافه تریا...

352
00:14:29.492 --> 00:14:31.828
‫بزنیم بیرون،
‫ولی بعدش اون رو دیدیم.

353
00:14:31.870 --> 00:14:33.997
‫بابا به همراه بقیه بچه ها سوار ماشین 19 بود.

354
00:14:34.039 --> 00:14:35.165
‫وای، نه.

355
00:14:35.206 --> 00:14:36.666
‫و به محض این که از مدرسه...

356
00:14:36.666 --> 00:14:37.834
‫خارج شدیم، شنیدیم که گفت...

357
00:14:41.296 --> 00:14:42.672
‫«جوانان، توجه کنین.

358
00:14:42.672 --> 00:14:44.215
‫لطفا برگردین سر کلاساتون.

359
00:14:44.257 --> 00:14:46.468
‫این دستوری از طرف آتش نشانی سیاتله.»

360
00:14:46.551 --> 00:14:47.677
‫داداش...

361
00:14:47.677 --> 00:14:49.679
‫رایان نزدیک بود خودش رو خیس کنه.

362
00:14:49.721 --> 00:14:51.264
‫آره! ولی آخه از کجا می دونست...

363
00:14:51.306 --> 00:14:52.474
‫که می خواین کلاسا رو بپیچونین؟

364
00:14:52.474 --> 00:14:54.559
‫هنوز هم اصلا نفهمیدم.

365
00:14:56.770 --> 00:14:58.229
‫اوه.

366
00:14:58.271 --> 00:15:00.857
‫ای کاش...ای کاش این رو ازش می پرسیدم.

367
00:15:01.691 --> 00:15:03.401
‫دکتر وارن.

368
00:15:03.401 --> 00:15:04.944
‫دکتر کبیر.

369
00:15:05.528 --> 00:15:06.780
‫آماده این؟

370
00:15:06.821 --> 00:15:09.491
‫بله قربان، آماده ام.

371
00:15:09.491 --> 00:15:11.242
‫- گوشیم رو واسه ام نگه می داری؟
‫- حتما.

372
00:15:11.284 --> 00:15:12.786
‫اگه میراندا زنگ زد...

373
00:15:12.827 --> 00:15:14.454
‫بهش بگو که...خوبم.

374
00:15:14.496 --> 00:15:16.373
‫وارن، بترکونی ها.

375
00:15:19.084 --> 00:15:21.836
‫خیله خب.

376
00:15:31.346 --> 00:15:34.516
‫سانیا، جدی؟!
‫اون یارو هپلیه؟!

377
00:15:34.557 --> 00:15:35.767
‫ما اون رو مسخره می کنیم!

378
00:15:35.809 --> 00:15:37.394
‫ببخشید! ببخشید!
‫مغزم کار نمی کرد!

379
00:15:37.394 --> 00:15:38.853
‫همینطوری پیش اومد!

380
00:15:38.895 --> 00:15:40.230
‫سانیا،
‫نباید گردنت رو تکون بدی، باشه؟

381
00:15:40.230 --> 00:15:41.856
‫تو هم اگه می خوای
‫ناراحتش کنی، باید بری عقب.

382
00:15:41.898 --> 00:15:44.109
‫اون رو ناراحت کنم؟
‫پس من چی؟ خودم ناراحتم!

383
00:15:44.109 --> 00:15:46.027
‫نمی دونم...نمی دونم چرا!

384
00:15:46.069 --> 00:15:47.112
‫ای کاش اینطوری نبودم!

385
00:15:47.153 --> 00:15:48.279
‫نمی دونم چرا.

386
00:15:48.321 --> 00:15:49.864
‫نمی دونم چرا.

387
00:15:49.906 --> 00:15:52.283
‫من رو ببین.

388
00:15:52.325 --> 00:15:53.868
‫این رو حس می کنی؟

389
00:15:54.077 --> 00:15:55.537
‫می دونی، خرد و خاکشیر کردن...

390
00:15:55.578 --> 00:15:57.330
‫دلم یه چیزه...

391
00:15:57.372 --> 00:15:59.791
‫ولی آخه وسط پاندمی؟

392
00:16:01.376 --> 00:16:02.836


393
00:16:02.877 --> 00:16:06.673
‫تو بخاطر یه...هپلی ما رو به خطر انداختی!

394
00:16:06.714 --> 00:16:08.508
‫آخه کی می دونه
‫اون کثافت کجا بوده؟!

395
00:16:08.550 --> 00:16:10.427
‫آهای رفیق،
‫من هم مراقب بودم ها!

396
00:16:10.427 --> 00:16:12.345
‫- که مراقب بودی، آره؟!
‫- آره.

397
00:16:12.387 --> 00:16:13.888
‫خب،
‫این حالم رو خیلی بهتر می کنه.

398
00:16:13.888 --> 00:16:15.723
‫آره،
‫حتی ماسک هم نمی زنی!

399
00:16:15.723 --> 00:16:16.808
‫- رفیق، دو متر فاصله بگیر!
‫- وایسا!

400
00:16:16.808 --> 00:16:18.101
‫دو متر فاصله بگیر!

401
00:16:18.101 --> 00:16:19.352
‫- مردا چرا اینطوری ان؟
‫- تو زنم رو ازم گرفتی...

402
00:16:19.394 --> 00:16:20.520
‫که یعنی با هم مشکل داریم!

403
00:16:26.818 --> 00:16:28.736
‫وای. آهای.

404
00:16:28.736 --> 00:16:31.156
‫آه!

405
00:16:33.408 --> 00:16:34.576
‫ولم کن پسر!

406
00:16:34.617 --> 00:16:36.244
‫آروم باش!

407
00:16:36.244 --> 00:16:38.496
‫نذارین نزدیکم بشه!

408
00:16:38.496 --> 00:16:40.039
‫به نامزدش هم زنگ بزنین!

409
00:16:40.081 --> 00:16:41.958
‫- چی؟
‫- بلند شو.

410
00:16:42.458 --> 00:16:43.585
‫سلام گیبسون.

411
00:16:43.626 --> 00:16:45.378
‫- به به، فینچ.
‫- می بینم که توی ناحیه تخصصتی.

412
00:16:49.174 --> 00:16:52.844
‫سانیا از
‫طبقه سوم افتاده، پایین کمرش آسیب دیده.

413
00:16:52.844 --> 00:16:55.305
‫سرش آسیب ندیده
‫و بیهوش هم نشده، ولی...

414
00:16:55.305 --> 00:16:57.891
‫پاهاش و الان هم سرش، دارن ضعیف تر می شن...

415
00:16:57.932 --> 00:17:00.059
‫و می خارن.

416
00:17:00.101 --> 00:17:01.686
‫خیله خب. گیبسون، دیگه می تونی بری.

417
00:17:02.937 --> 00:17:04.397
‫فکر کنم بمونم و کمک کنم.

418
00:17:04.439 --> 00:17:06.065
‫عزیزم، خیلی متاسفم!

419
00:17:06.107 --> 00:17:09.319
‫قول می دم
‫که این اولین باره!

420
00:17:09.319 --> 00:17:10.737
‫قسم می خورم!

421
00:17:10.778 --> 00:17:12.572
‫دیگه نباید داد بزنی، باشه؟

422
00:17:12.614 --> 00:17:14.073
‫تو همیشه اینطوری می کنی.

423
00:17:14.115 --> 00:17:16.242
‫ولی اصلا منظوری نداشتم.

424
00:17:16.284 --> 00:17:17.785
‫تخته مخصوص ستون فقرات رو بیارین!

425
00:17:17.785 --> 00:17:18.870
‫ما مشکلی نداشتیم.

426
00:17:18.912 --> 00:17:20.246
‫شاد بودیم.

427
00:17:20.288 --> 00:17:21.998
‫هر سه شنبه
‫از بقالی جنس سفارش می دادیم.

428
00:17:21.998 --> 00:17:24.167
‫جمعه ها
‫شب بازی مجازی داشتیم.

429
00:17:24.167 --> 00:17:26.294
‫رابطه شاد و سالمی داشتیم، همه چیز خوب بود...

430
00:17:26.294 --> 00:17:27.712
‫اونوقت تو همچین کاری کردی.

431
00:17:28.922 --> 00:17:30.506
‫از هیچ، آشوب درست کردی.

432
00:17:30.506 --> 00:17:33.676
‫ببخشید.
‫واقعا معذرت می خوام.

433
00:17:33.676 --> 00:17:35.637
‫ببخشید.

434
00:17:40.475 --> 00:17:42.226
‫خیلی معذرت می خوام.

435
00:17:51.694 --> 00:17:55.198
‫عجب.
‫واقعا کلی سوال داره ها.

436
00:17:55.198 --> 00:17:56.908
‫آره،
‫اگه روی یه چیزی متمرکز شه...

437
00:17:56.908 --> 00:17:59.243
‫تا وقتی
‫مشکل رو حل نکرده، نمی تونه سراغ چیز دیگه ای بره.

438
00:17:59.285 --> 00:18:03.247
‫گمونم من هم
‫خیلی خوب می تونم کمکش کنم مشکلاتش رو حل کنه.

439
00:18:03.706 --> 00:18:06.042
‫حله.
‫پس نه تنها قراره تا مدتی نامعلوم...

440
00:18:06.042 --> 00:18:07.669
‫از هم دور باشیم...

441
00:18:07.710 --> 00:18:10.088
‫بلکه قراره شبانه روز با رفیق صمیمی...

442
00:18:10.129 --> 00:18:11.923
‫سابقت باشی...

443
00:18:11.923 --> 00:18:14.300
‫که برای حل همه مشکلاتش، بهت نیاز داره.

444
00:18:14.342 --> 00:18:16.094
‫هر دفعه که می گی...

445
00:18:16.094 --> 00:18:17.762
‫قراره از هم دور باشیم...

446
00:18:17.762 --> 00:18:19.263
‫یه جوری می گی
‫انگار از دستم عصبانی ای.

447
00:18:19.263 --> 00:18:20.348
‫انگار تقصیر منه.

448
00:18:20.348 --> 00:18:21.349
‫من عصبانی نیستم.

449
00:18:21.349 --> 00:18:22.934
‫فقط...

450
00:18:22.934 --> 00:18:25.353
‫مگه از ماه ها
‫پیش نمی دونستی که ویزات داره تموم می شه؟

451
00:18:25.353 --> 00:18:27.647
‫پس واقعا از دستم عصبانی ای.

452
00:18:27.647 --> 00:18:29.774
‫حرفم چیز دیگه ای بود.

453
00:18:30.191 --> 00:18:32.568
‫خیله خب،
‫مایا، الان فقط ازت می خوام...

454
00:18:32.568 --> 00:18:35.279
‫توی این دوره وحشتناک، پشتم باشی و...

455
00:18:35.279 --> 00:18:36.572
‫من که پشتتم.

456
00:18:36.572 --> 00:18:38.825
‫و
‫یه کاری نکنی که بابتش حس بدتری پیدا کنم.

457
00:18:38.866 --> 00:18:41.869
‫ولی انگار فقط می تونی بابت این مسئله...

458
00:18:41.911 --> 00:18:44.831
‫که
‫چه تاثیر منفی ای روت می ذاره فکر کنی...

459
00:18:44.831 --> 00:18:46.749
‫و روی جزئیات ریزی مثل...

460
00:18:46.791 --> 00:18:49.127
‫کسی که
‫قراره باهاش کار کنم، متمرکز شی.

461
00:18:49.127 --> 00:18:51.295
‫باشه،
‫در جریان هیچکدوم از جزئیات ویزام هستی؟

462
00:18:51.295 --> 00:18:54.090
‫می دونی
‫برای تمدیدش باید چیکار کرد؟

463
00:18:54.132 --> 00:18:56.175
‫وقتی سعی کردم
‫قضیه اش رو بهت بگم، اسمش رو گذاشتی...

464
00:18:56.175 --> 00:18:59.011
‫«مسائل مربوط به ویزات»
‫و چشمات بی روح شدن.

465
00:19:01.097 --> 00:19:03.766
‫من سه بار بهت گفته ام.
‫نه، نمی تونم از ابطالش جلوگیری کنم.

466
00:19:03.808 --> 00:19:05.893
‫طرز کار دولت آمریکا اینطوری نیست...

467
00:19:05.893 --> 00:19:09.605
‫وسط پاندمی که دیگه اصلا اینطوری نیست.

468
00:19:09.647 --> 00:19:11.023
‫ببخشید.

469
00:19:11.065 --> 00:19:12.358
‫نمی دونی چه حسی داره...

470
00:19:12.400 --> 00:19:13.818
‫که خیلی راحت از...

471
00:19:13.860 --> 00:19:15.778
‫جایی که
‫داری سعی می کنه به خونه تبدیلش کنی، بندازنت بیرون...

472
00:19:15.778 --> 00:19:17.947
‫که از کشوری که داری سعی می کنی...

473
00:19:17.947 --> 00:19:20.116
‫درش زندگیت رو بسازی،
‫بخاطر تشریفات اداری، بندازنت بیرون.

474
00:19:20.116 --> 00:19:22.618
‫و...این که از این که...

475
00:19:22.618 --> 00:19:24.454
‫اگه دقیقا کار درست رو انجام ندی...

476
00:19:24.454 --> 00:19:27.039
‫و تمامی شروط رو قبول نکنی...

477
00:19:27.081 --> 00:19:30.585
‫خطر این که
‫دیگه هیچوقت به داخل این کشور راهت ندن رو به جون می خری، وحشت کنی.

478
00:19:30.585 --> 00:19:32.753
‫مایا،
‫دیگه هیچوقت راهت ندن.

479
00:19:32.795 --> 00:19:33.754
‫می دونی
‫این چه حسی داره؟

480
00:19:33.796 --> 00:19:35.798
‫- نه، نمی دونم.
‫- آره، امکان نداره بدونی.

481
00:19:37.383 --> 00:19:38.843
‫پس تقصیر منه
‫که اینجا به دنیا اومدم.

482
00:19:38.843 --> 00:19:41.387
‫اَه،
‫کسی از تقصیر صحبت نمی کنه!

483
00:19:41.387 --> 00:19:43.097
‫چرا هر بار در مورد رفاقتمون صحبت می کنیم...

484
00:19:43.097 --> 00:19:44.557
‫باید به برنده ها و بازنده ها بپردازیم...؟

485
00:19:44.557 --> 00:19:46.100
‫به ما در مقابل اونا؟

486
00:19:46.100 --> 00:19:47.477
‫این...خیله خب، مشکل این کشور...

487
00:19:47.518 --> 00:19:49.145
‫هم همینه...مرزها...

488
00:19:49.187 --> 00:19:50.563
‫دسته بندی ها...دیوارها.

489
00:19:50.563 --> 00:19:52.732
‫این مشکل...

490
00:19:52.773 --> 00:19:55.359
‫ببخشید.

491
00:19:56.152 --> 00:19:58.488
‫من...من...من...حس می کنم دیوونه شده ام.

492
00:19:58.488 --> 00:20:01.240
‫حس توخالی بودن می کنم...

493
00:20:01.240 --> 00:20:03.451
‫و بعدش یهو همه حس ها با هم میان سراغم.

494
00:20:03.492 --> 00:20:05.244
‫- عزیزم، ببخشید، من...
‫- اشکالی نداره.

495
00:20:05.286 --> 00:20:08.122
‫می دونم
‫وقتی هیجان زده می شم، به نظر میاد که انگار دارم داد می زنم...

496
00:20:08.164 --> 00:20:10.124
‫ولی داد نمی زنم...سرت داد نمی زنم.

497
00:20:10.166 --> 00:20:12.835
‫ولی عزیزم، انگار...ببخشید.

498
00:20:12.877 --> 00:20:14.086
‫ببخشید، ببخشید،
‫ببخشید، ببخشید.

499
00:20:14.128 --> 00:20:15.588
‫- اشکالی نداره.
‫- ببخش...

500
00:20:15.630 --> 00:20:17.715
‫اشکالی نداره...اشکالی نداره...اشکالی نداره!

501
00:20:29.602 --> 00:20:31.145
‫از این وضع متنفرم!

502
00:20:31.729 --> 00:20:32.939
‫می دونم.

503
00:20:33.898 --> 00:20:36.067
‫همه حرفات درستن.

504
00:20:36.817 --> 00:20:38.236
‫انقدر نگران رفتنت بودم...

505
00:20:38.277 --> 00:20:40.571
‫که
‫هیچوقت ننشستم و فکر نکردم که خودت چه حسی داری.

506
00:20:40.613 --> 00:20:43.616
‫صرفا فرض کردم
‫که خوشحالی که داری یکم...

507
00:20:43.658 --> 00:20:46.244
‫می ری خونه.

508
00:20:46.661 --> 00:20:47.870
‫«خونه»؟

509
00:20:47.912 --> 00:20:50.539
‫می دونم.
‫می دونم خونه اصلیت جنوبه.

510
00:20:50.581 --> 00:20:52.625
‫فقط فکر می کردم...

511
00:20:55.419 --> 00:20:58.297
‫ایتالیا از وقتی که 16 سالم بود و مامانم ترکمون کرد...

512
00:20:58.339 --> 00:20:59.715
‫دیگه برام مثل خونه نبوده.

513
00:20:59.715 --> 00:21:01.842
‫اون موقع
‫صرفا به محل زندگیم تبدیل شد.

514
00:21:04.345 --> 00:21:09.058
‫رفیق،
‫من خونه م رو توی دوستی با تو  پیدا کردم.

515
00:21:09.058 --> 00:21:10.518
‫تو خونه منی،

516
00:21:10.935 --> 00:21:12.687
‫و من رو هم دارن وسط یه پاندمی...

517
00:21:12.687 --> 00:21:14.355
‫از خونه م بیرون می کنن.

518
00:21:15.606 --> 00:21:16.941
‫خیلی افتضاحه.

519
00:21:16.983 --> 00:21:18.317
‫و وانمود می کردی که چیز خاصی نیست...

520
00:21:18.359 --> 00:21:20.027
‫تا من قاتی نکنم.

521
00:21:23.489 --> 00:21:26.033
‫خودت رو
‫دست خوب کسی سپردی. جای نگرانی وجود نداره.

522
00:21:26.033 --> 00:21:28.744
‫دکتر رید اطمینان حاصل می کنه
‫که خواب خوب و راحتی داشته باشی.

523
00:21:29.537 --> 00:21:31.080
‫بی صبرانه منتظرشم.

524
00:21:31.747 --> 00:21:33.499
‫هر وقت آماده بودی،
‫از 10 شمارش معکوس کن.

525
00:21:34.667 --> 00:21:37.837
‫10...9...8...

526
00:21:37.837 --> 00:21:41.215
‫7...6...5...

527
00:21:41.257 --> 00:21:44.635
‫4...3...2...

528
00:21:45.594 --> 00:21:46.762
‫...1.

529
00:21:51.434 --> 00:21:52.935
‫آهای؟

530
00:21:54.061 --> 00:21:55.896
‫آهای؟ من...چرا بیهوش نشدم؟

531
00:21:55.938 --> 00:21:59.442
‫چقدر پروپوفول بهم زدی؟

532
00:21:59.817 --> 00:22:00.860
‫نگران نباش.

533
00:22:00.901 --> 00:22:02.069
‫وای، یعنی چی...؟

534
00:22:02.111 --> 00:22:03.195
‫من هم یه هوشبرم.

535
00:22:03.195 --> 00:22:04.196
‫قضیه...قضیه چیه؟

536
00:22:04.238 --> 00:22:05.239
‫هیچ مشکلی نیست.

537
00:22:05.281 --> 00:22:06.365
‫جراح الان میاد.

538
00:22:06.407 --> 00:22:07.700
‫خب، من...نه، نه، نه.

539
00:22:07.700 --> 00:22:10.369
‫نه، نه، نه، نه،
‫چون آماده جراحی نیستم.

540
00:22:10.828 --> 00:22:11.996
‫به هوشم.

541
00:22:11.996 --> 00:22:13.330
‫اون کار خودش رو بلده.

542
00:22:13.330 --> 00:22:14.832
‫بهم اعتماد کن.

543
00:22:17.877 --> 00:22:19.211
‫بیاین بریم سراغ برش.

544
00:22:19.712 --> 00:22:21.505
‫چی...دکتر کبیر کجاست؟

545
00:22:21.547 --> 00:22:22.673
‫چه بلایی سرش آوردی؟

546
00:22:22.715 --> 00:22:23.841
‫اوه.

547
00:22:23.883 --> 00:22:26.093
‫بذار برم! بذار برم!

548
00:22:26.093 --> 00:22:27.803
‫پسر...چیکار می کنی؟

549
00:22:27.845 --> 00:22:29.221
‫من چیکار می کنم؟

550
00:22:29.221 --> 00:22:31.557
‫می دونی اون
‫احمق می خواست کجات رو ببره؟

551
00:22:31.557 --> 00:22:32.933
‫تیغ شماره 10.

552
00:22:35.019 --> 00:22:36.437
‫چی...جویی؟

553
00:22:36.437 --> 00:22:39.023
‫خیله خب،
‫حالا خودت چی رو می خوای ببری؟

554
00:22:39.064 --> 00:22:40.649
‫هر چیزی.
‫می دونی، هر چیزی به جز اون.

555
00:22:40.691 --> 00:22:42.193
‫ببین،
‫بهم اعتماد کن.

556
00:22:42.193 --> 00:22:44.737
‫دوست من،
‫بهت قول می دم که همه چیت همونطوری مثل روز اولش بمونه.

557
00:22:44.737 --> 00:22:47.281
‫خیله خب، وایسا، وایسا،
‫وایسا، وایسا، وایسا.

558
00:22:47.281 --> 00:22:48.657
‫چی رو می بری؟

559
00:22:48.699 --> 00:22:50.117
‫هنوز تصمیم نگرفتم.

560
00:22:50.117 --> 00:22:52.244
‫جفت دستا و جفت پاهام
‫رو برای شغلم نیاز دارم.

561
00:22:52.244 --> 00:22:53.829
‫کیسه صفرا چطوره؟

562
00:22:53.871 --> 00:22:54.997
‫بدون اون زنده می مونه.

563
00:22:55.039 --> 00:22:56.457


564
00:22:56.457 --> 00:22:57.833
‫خب جویی،
‫فکر نمی کنم...

565
00:22:57.875 --> 00:23:00.169
‫تو واقعا صلاحیت
‫داشته باشی که به یه جراح یا بیمار مشاوره بدی.

566
00:23:00.211 --> 00:23:01.754
‫حرفم اینه که
‫مردی که شغل آتش نشانی...

567
00:23:01.754 --> 00:23:04.131
‫رو انتخاب می کنه،
‫آدم خاصیه و اگه بذاری...

568
00:23:04.131 --> 00:23:06.300
‫اندام اشتباهی رو ببرن،
‫این مسئله ممکنه تغییر کنه.

569
00:23:06.300 --> 00:23:07.426
‫بد نمی گه.

570
00:23:07.426 --> 00:23:09.678
‫تستوسترون عامل بی تاثیری...

571
00:23:09.720 --> 00:23:11.597
‫در چیزی که
‫به نظرمون شهامته، نیست.

572
00:23:12.097 --> 00:23:14.475
‫قبل از
‫این که با هم آشنا شیم هم انقدر خرخون بودی؟

573
00:23:14.475 --> 00:23:15.851
‫- نه، من...
‫- چه خرخون بوده یا نه...

574
00:23:15.893 --> 00:23:17.853
‫همیشه...من
‫رو به عنوان نقشه پشتیبان خواهد داشت.

575
00:23:17.895 --> 00:23:19.688
‫تو شاید به نشستن روی اون چهارپایه کوچولو...

576
00:23:19.730 --> 00:23:21.023
‫و حل جدولت راضی باشی...

577
00:23:21.065 --> 00:23:22.608
‫ولی من...باید نیاز دارم هیجان رو حس کنم.

578
00:23:22.608 --> 00:23:24.443
‫خب،
‫در زمینه هیجان که هیچوقت مشکل نداشتی.

579
00:23:24.443 --> 00:23:26.070
‫لیسا؟

580
00:23:26.111 --> 00:23:28.280
‫بن،
‫تو قبل از میراندا هم نامزد داشتی؟

581
00:23:28.280 --> 00:23:30.199
‫سابقه ش خرابه بابا.
‫جنت رو یادته؟

582
00:23:30.241 --> 00:23:31.700
‫وای. جنت.

583
00:23:31.742 --> 00:23:32.868
‫اون هم اتاقیم بود.

584
00:23:32.910 --> 00:23:33.869
‫جفتمون رو بازی می داد.

585
00:23:33.911 --> 00:23:35.120
‫فکر می کنه نمی دونیم.

586
00:23:35.120 --> 00:23:36.997
‫بن،
‫فک نمی کردم همچین آدمی باشی.

587
00:23:36.997 --> 00:23:38.332
‫خب،
‫بعد از این جراحی دیگه نمی تونه همچون آدمی باشه.

588
00:23:38.332 --> 00:23:39.625
‫البته که می تونه.

589
00:23:39.625 --> 00:23:41.627
‫ببین،
‫می خوام به جاش کلیه ش رو دربیارم...

590
00:23:41.627 --> 00:23:43.545
‫و به یه نیازمند اهداش کنم.

591
00:23:43.587 --> 00:23:45.714
‫اوه، از این خوشش میاد.
‫اون دوست داره قهرمان بازی دربیاره.

592
00:23:45.756 --> 00:23:47.091
‫بنجامین وارن.

593
00:23:47.132 --> 00:23:48.050
‫مامان؟!

594
00:23:48.092 --> 00:23:49.635
‫بچه ای که
‫من بزرگ کردم، یه احمق نیست.

595
00:23:49.635 --> 00:23:51.053
‫تو اینجا چیکار می کنی؟

596
00:23:51.095 --> 00:23:54.390
‫چون ترسیدی
‫و این باعث می شه احمق بشی.

597
00:23:54.431 --> 00:23:58.060
‫مهم نیست
‫چقدر بترسی یا احمق بشی...

598
00:23:58.102 --> 00:23:59.561
‫باید به حرف مامانت گوش کنی.

599
00:23:59.603 --> 00:24:03.023
‫مامان...مامان...من...من که نمی ترسم.

600
00:24:03.023 --> 00:24:04.817
‫بن،
‫قراره بمیری؟

601
00:24:04.817 --> 00:24:06.026
‫این دیگه کیه؟

602
00:24:06.026 --> 00:24:07.152
‫این پسرمه.

603
00:24:07.152 --> 00:24:08.821
‫- پسر داری؟
‫- من رو به فرزندی قبول کرده.

604
00:24:08.821 --> 00:24:10.155
‫نه جویی، تو پسرمی.

605
00:24:10.155 --> 00:24:11.115
‫بله، هست.

606
00:24:11.156 --> 00:24:12.658
‫پس می دونی باید چیکار کنی؟

607
00:24:12.658 --> 00:24:13.826
‫باید بدنت رو ببری و سرطان رو ازش خارج کنی.

608
00:24:13.826 --> 00:24:15.577
‫نه، نه. نه، نه، نه.

609
00:24:15.619 --> 00:24:17.121
‫خیله خب،
‫می دونی کجاست؟

610
00:24:17.162 --> 00:24:20.165
‫برام مهم نیست کجاست،
‫مهم اینه که درش بیارن.

611
00:24:20.165 --> 00:24:23.460
‫چون وقتی بچه داشته باشی،
‫برای زنده موندن می جنگی.

612
00:24:25.045 --> 00:24:26.088
‫خودت هم جنگیدی.

613
00:24:26.130 --> 00:24:27.172
‫من جنگیدم.

614
00:24:27.172 --> 00:24:28.882
‫در نهایت باختم، ولی...

615
00:24:28.882 --> 00:24:31.260
‫با تمام وجود
‫جنگیدم تا پیشت بمونم.

616
00:24:32.636 --> 00:24:35.681
‫تو دوتا پسر خوشگل داری...

617
00:24:35.681 --> 00:24:39.601
‫و زنی داری که عاشقته،
‫پس حالا نوبت توئه که بجنگی.

618
00:24:39.601 --> 00:24:41.353
‫خیله خب، مامان، تو متوجه نیستی.

619
00:24:41.395 --> 00:24:43.647
‫بنجامین، هستم.

620
00:24:43.689 --> 00:24:45.190
‫چهره ترسیده ات رو می شناسم.

621
00:24:46.734 --> 00:24:49.028
‫اولین باری که
‫دیدمش، سه سالت بود.

622
00:24:49.069 --> 00:24:52.031
‫فکر می کردی
‫لولو خورخوره توی کمدت واقعیه.

623
00:24:52.072 --> 00:24:53.866
‫الان هم تغییر نکردی.

624
00:24:53.907 --> 00:24:55.951
‫گریه کرد و مامانش رو خواست.

625
00:24:58.328 --> 00:25:00.247
‫جورج فلوید.

626
00:25:00.247 --> 00:25:03.959
‫وقتی...داشتن می کشتنش، گریه کرد...

627
00:25:03.959 --> 00:25:06.920
‫گریه کرد و مامانش رو خواست.

628
00:25:07.713 --> 00:25:08.630
‫خودم این رو شنیدم.

629
00:25:10.257 --> 00:25:12.593
‫همه امون شنیدیم.

630
00:25:14.261 --> 00:25:15.846
‫می دونست قراره بمیره.

631
00:25:18.390 --> 00:25:19.808
‫ترسیده بود و...

632
00:25:24.229 --> 00:25:25.773
‫...به مامانش نیاز داشت.

633
00:25:25.773 --> 00:25:28.275
‫بنجامین،
‫من پشتتم.

634
00:25:28.901 --> 00:25:30.903
‫پشت خواهرت هم هستم. من هستم.

635
00:25:32.279 --> 00:25:32.696
‫مامان.

636
00:25:32.905 --> 00:25:36.950
‫حالا تو هم اون تیغ رو به کسی بده...

637
00:25:36.992 --> 00:25:39.369
‫که انقدر قوی و شجاع باشه...

638
00:25:39.369 --> 00:25:40.621
‫که چیزی که
‫نیاز به برش داره رو ببره.

639
00:25:40.621 --> 00:25:42.748
‫- مامان...
‫- بنجامین.

640
00:25:48.545 --> 00:25:51.298
‫تو می دونی داری چیکار می کنی؟

641
00:25:51.298 --> 00:25:53.091
‫آره. قراره جراح بشم.

642
00:25:56.220 --> 00:25:58.222
‫وقتی بچه بودی،

643
00:25:58.263 --> 00:25:59.723
‫فکر می کردی
‫در آینده چیکاره می شی؟ یادته؟

644
00:25:59.765 --> 00:26:01.225
‫بازیکن راگبی.

645
00:26:01.225 --> 00:26:02.726
‫اولین رییس جمهور سیاهپوست.

646
00:26:04.853 --> 00:26:06.271
‫به نظر من که شانس موفقیت داشتی.

647
00:26:06.313 --> 00:26:08.232
‫باورم نمی شه
‫می خواستم رییس جمهور بشم.

648
00:26:08.607 --> 00:26:11.818
‫فقط می خواستی چیزی رو درست کنی...

649
00:26:11.860 --> 00:26:13.529
‫که بقیه حاضر نبودن درست کنن.

650
00:26:13.570 --> 00:26:15.405
‫اگه این کار رو کرده بودی،
‫ممکن بود دنیا الان خیلی متفاوت باشه.

651
00:26:15.405 --> 00:26:18.325
‫هنوز هم می تونی. اگه زنده بمونی.

652
00:26:20.118 --> 00:26:21.495
‫و...

653
00:26:21.537 --> 00:26:23.539
‫تمام.

654
00:26:27.834 --> 00:26:31.588
‫بنجامین،
‫این از تو یه مرد نمی سازه.

655
00:26:32.422 --> 00:26:34.258
‫می تونست تو رو به کشتن بده.

656
00:26:42.432 --> 00:26:43.559
‫پسرم،
‫موفق شدی.

657
00:26:43.600 --> 00:26:47.187
‫پسرم،
‫موفق شدی.

658
00:27:01.159 --> 00:27:04.204
‫- خیلی عجیب بود.
‫- آره.

659
00:27:04.204 --> 00:27:06.331
‫آخه کی اینطوری به شوهرش ضربه می زنه؟

660
00:27:06.373 --> 00:27:09.334
‫این...جسورانه است.

661
00:27:11.044 --> 00:27:15.590
‫خب، اسمش ایوا بود؟

662
00:27:15.966 --> 00:27:17.634
‫قضیه اش چیه؟

663
00:27:17.634 --> 00:27:20.137
‫قبلا...کار احمقانه ای...

664
00:27:20.137 --> 00:27:21.513
‫کردم.

665
00:27:22.139 --> 00:27:24.683
‫ولی خوشبختانه تو رو پیدا کردم.

666
00:27:25.976 --> 00:27:28.270
‫حالا هم
‫صرفا به کسل کننده بودن راضی ام، می دونی؟

667
00:27:28.270 --> 00:27:29.479
‫اگه من نباشم، چی؟

668
00:27:32.024 --> 00:27:33.483
‫من...

669
00:27:33.483 --> 00:27:35.277
‫نیازی نیست این کارا رو بکنی.

670
00:27:35.277 --> 00:27:38.155
‫چه کارایی؟

671
00:27:39.656 --> 00:27:41.616
‫نه، من...من...

672
00:27:41.616 --> 00:27:46.163
‫خیلی ازت خوشم میاد و برام مهمی...

673
00:27:46.204 --> 00:27:48.874
‫و عاشق اینم که هوای...

674
00:27:48.915 --> 00:27:50.292
‫تو و مارکوس رو داشته باشم.

675
00:27:50.292 --> 00:27:51.460
‫پس این یعنی نمی تونم جذاب باشم؟

676
00:27:51.460 --> 00:27:53.336
‫چون تو دوست داری هوای من و بچه ام رو داشته باشی؟

677
00:27:53.336 --> 00:27:56.548
‫نه. نه، این...

678
00:27:56.840 --> 00:27:58.216
‫حرفم رو درست نگفتم.

679
00:27:58.258 --> 00:27:59.217
‫حرفم اینه که...

680
00:27:59.259 --> 00:28:00.844
‫صرفا بخاطر این که
‫من در گذشته خودم...

681
00:28:00.886 --> 00:28:03.138
‫دیوونه بازی درآوردم،
‫نیازی نیست چیزی باشی که نیستی.

682
00:28:03.138 --> 00:28:04.598
‫می دونی،
‫نیاز ندارم همچین کاری کنی.

683
00:28:04.598 --> 00:28:06.516
‫نمی کنم.

684
00:28:06.516 --> 00:28:10.103
‫جک،
‫من یه آدمم، یه آدم کامل.

685
00:28:10.520 --> 00:28:12.397
‫و باورت بشه یا نه،
‫من هم از خوشگذرونی خوشم میاد.

686
00:28:12.397 --> 00:28:13.482
‫می دونم که میاد. فقط می گم...

687
00:28:13.523 --> 00:28:15.400
‫نیازی نیست
‫خیلی شلوغش کنیم، می دونی؟

688
00:28:15.400 --> 00:28:17.778
‫با توجه به گذشته ات، می دونی؟

689
00:28:17.819 --> 00:28:19.071
‫- فقط...
‫- که اینطور.

690
00:28:19.071 --> 00:28:20.906
‫چون من رو
‫از دست کسی که آزارم می داد نجات دادی...

691
00:28:20.906 --> 00:28:21.823
‫فکر می کنی خیلی ضعیفم.

692
00:28:21.865 --> 00:28:23.075
‫منظورم این...

693
00:28:23.075 --> 00:28:26.495
‫جک،
‫من یه دختر جوون که همش نیاز داشته باشه نجاتش بدی، نیستم.

694
00:28:28.038 --> 00:28:30.874
‫من صرفا بخاطر ویزام ازدواج نمی کنم.

695
00:28:30.874 --> 00:28:31.792
‫«صرفا»؟

696
00:28:31.833 --> 00:28:32.876
‫خودت متوجه منظورم می شی.

697
00:28:32.876 --> 00:28:34.086
‫ظاهرا نمی شم.

698
00:28:34.127 --> 00:28:35.587
‫مایا،
‫آدم نمی تونه برای حل مشکلاتش...

699
00:28:35.629 --> 00:28:36.755
‫ازدواج کنه که.

700
00:28:36.797 --> 00:28:38.757
‫من که راه حل دیگه ای نمی بینم.

701
00:28:38.757 --> 00:28:40.300
‫الان
‫داریم از راه دیگه پیش می ریم.

702
00:28:40.342 --> 00:28:41.718
‫من از گری اسلون استعفا دادم.

703
00:28:41.718 --> 00:28:45.889
‫توی ایتالیا کار پیدا کردم.
‫الان می خوام به فرودگاه برم.

704
00:28:45.889 --> 00:28:47.432
‫نمی تونم صرفا...

705
00:28:47.432 --> 00:28:48.934


706
00:28:48.975 --> 00:28:50.602
‫واسه این ازدواج نمی کنی که.

707
00:28:50.644 --> 00:28:52.062
‫برای همین اومدم پیشت.

708
00:28:52.062 --> 00:28:53.814
‫این فقط بخش تشریفاتیش بود.

709
00:28:53.855 --> 00:28:55.565
‫این فکر ازدواجت هم همینطوره.

710
00:28:55.565 --> 00:28:56.775
‫تشریفاتیه.

711
00:28:56.817 --> 00:28:58.276
‫فقط واسه این بحثش رو پیش کشیدی...

712
00:28:58.318 --> 00:29:00.403
‫که من اهل این کشور نیستم و
‫نمی تونم توی کشورت بمونم.

713
00:29:00.403 --> 00:29:01.738
‫- همین.
‫- «همین»؟

714
00:29:01.738 --> 00:29:03.114
‫این دلیل خیلی خوبیه.

715
00:29:03.114 --> 00:29:04.658
‫مایا،
‫تو تازه وقتی که بابت رفتنم ناراحت شدی...

716
00:29:04.699 --> 00:29:06.243
‫تصمیم گرفتی واسم شوهر پیدا کنی.

717
00:29:06.243 --> 00:29:07.619
‫تازه؟
‫من خیلی داغون شدم.

718
00:29:07.661 --> 00:29:09.287
‫دارم سعی می کنم تیمم رو...

719
00:29:09.329 --> 00:29:10.997
‫در جریان یکی
‫از بدترین لحظات تاریخمون رهبری کنم.

720
00:29:11.039 --> 00:29:13.124
‫یه ایستگاه آتش نشانی دارم
‫که پر از آتش نشانای عزاداره...

721
00:29:13.166 --> 00:29:14.501
‫و بهترین رفیقم
‫هم می خواد من رو تنها بذاره و به ایتالیا بره!

722
00:29:14.584 --> 00:29:17.003
‫می دونم مایا!
‫می دونم که سال خیلی سختی بوده!

723
00:29:17.045 --> 00:29:19.297
‫فقط برای تو سخت نبوده...بهم اعتماد کن!

724
00:29:25.595 --> 00:29:28.306
‫کارینا،
‫من یه نفر رو واسه ات سراغ دارم.

725
00:29:28.348 --> 00:29:29.558
‫ولی؟

726
00:29:30.767 --> 00:29:33.103
‫شاید حق با تو باشه.
‫این...خیلی عجیبه.

727
00:29:33.103 --> 00:29:34.479
‫شاید جوگیر شده باشیم.

728
00:29:34.479 --> 00:29:35.480
‫شاید خوب بهش فکر نکرده باشیم.

729
00:29:35.480 --> 00:29:37.148
‫شاید به زور همدیگه رو می شناسیم.

730
00:29:37.190 --> 00:29:38.733
‫شاید بهتر باشه یه مدت از هم دور باشیم.

731
00:29:39.484 --> 00:29:41.653
‫البته نه...برای همیشه.

732
00:29:41.695 --> 00:29:43.363
‫فقط...

733
00:29:43.405 --> 00:29:46.491
‫اصلا نمی دونیم کی قراره برگردی.

734
00:29:46.533 --> 00:29:49.494
‫و خب...خب که چی؟
‫می خوای تنهایی بری دنبال شوهر بگردی؟

735
00:29:49.536 --> 00:29:51.121
‫- نه.
‫- اون هم وسط پاندمی؟

736
00:29:51.121 --> 00:29:53.206
‫نه، ولی بحث تفاوت زمانی هست...تو هم سرت شلوغ می شه...

737
00:29:53.248 --> 00:29:54.624
‫و من هم سرم شلوغ می شه.

738
00:29:54.666 --> 00:29:56.835
‫و دنیا هم...شهرم...آتیش گرفته.

739
00:29:57.294 --> 00:29:58.503
‫مایا، نفس بکش.

740
00:29:58.545 --> 00:29:59.629
‫و واقعا به غیر قابل تصورترین شکل ممکن...

741
00:29:59.629 --> 00:30:01.339
‫نفس بکش. مایا، نفس بکش. نفس بکش.

742
00:30:04.092 --> 00:30:06.428
‫کارینا،
‫ما در جریان دو ساعت پیش،

743
00:30:06.428 --> 00:30:07.929
‫بیشتر از کل دوران دوستیمون،

744
00:30:07.929 --> 00:30:10.056
‫همدیگه رو شناختیم.

745
00:30:10.098 --> 00:30:11.933
‫باید می دونستم...

746
00:30:11.933 --> 00:30:13.351
‫که نمی خوای ازدواج کنی...

747
00:30:13.393 --> 00:30:15.312
‫و می خوای بچه دار شی.

748
00:30:15.353 --> 00:30:17.647
‫می دونستم.

749
00:30:17.647 --> 00:30:20.233
‫می دونستم به مرور قاتی می کنی و جا می زنی.

750
00:30:20.233 --> 00:30:22.110
‫کارینا،
‫همه حرفات درستن.

751
00:30:22.152 --> 00:30:25.155
‫من هم هیچ تلاشی نکردم
‫که فرهنگ یا زبانت رو یاد بگیرم.

752
00:30:25.155 --> 00:30:27.532
‫مشکلات ویزات رو هم...

753
00:30:27.532 --> 00:30:28.867
‫درک نمی کنم.

754
00:30:28.867 --> 00:30:31.745
‫شاید درست نباشه

755
00:30:31.786 --> 00:30:33.955
‫باشه.
‫پس می خوای موقتا دیگه با هم حرف نزنیم؟

756
00:30:33.997 --> 00:30:35.123
‫یا می خوایم بخاطر این که...

757
00:30:35.165 --> 00:30:36.624
‫رفقای خوبی برای هم نیستیم،
‫دیگه کلا همدیگه رو نبینیم؟

758
00:30:36.624 --> 00:30:38.376
‫نگفتم کلا، گفتم موقتا.

759
00:30:38.418 --> 00:30:40.128
‫راستش رو بخوای،
‫متوجه تفاوتشون نمی شم.

760
00:30:40.170 --> 00:30:41.880
‫می خوای بری شوهر پیدا کنی؟

761
00:30:41.921 --> 00:30:44.215
‫مایا،
‫من می دونم شوهر داشتن چطوریه.

762
00:30:44.215 --> 00:30:47.052
‫به ازدواجی که
‫با یه امضا تحقق پیدا کنه، اعتقاد ندارم.

763
00:30:47.052 --> 00:30:49.471
‫به ساختن زندگی با شخصی که...

764
00:30:49.471 --> 00:30:52.182
‫می خوای هر روزت
‫رو باهاش بگذرونی، معتقدم.

765
00:30:52.182 --> 00:30:54.476
‫وقتی اومدم پیشت،

766
00:30:54.517 --> 00:30:55.894
‫اصلا به این مسائل فکر نمی کردم.

767
00:30:55.935 --> 00:30:57.395
‫ساز و کارش اینطوری نیست.

768
00:30:57.437 --> 00:31:00.231
‫نه، ازدواج...اون نوعش که دولت می گه مشکلی نداره...

769
00:31:00.273 --> 00:31:01.900
‫باعث می شه
‫عشق به یه وظیفه تبدیل شه.

770
00:31:01.941 --> 00:31:03.443


771
00:31:03.485 --> 00:31:05.111
‫ازدواج صرفا یه مسئله مالیه...

772
00:31:05.153 --> 00:31:06.154


773
00:31:06.154 --> 00:31:07.822
‫ازدواج آدما رو پیش هم نگه می داره!

774
00:31:07.822 --> 00:31:09.491
‫دقیقا!

775
00:31:09.491 --> 00:31:10.825
‫خیلی مسخره است که تنها راه موندن توی سیاتل...

776
00:31:10.825 --> 00:31:12.744
‫این که بتونم پیش تو بمونم...

777
00:31:12.786 --> 00:31:13.995
‫اینه که یه برگه امضا کنم که روش نوشته...

778
00:31:13.995 --> 00:31:15.830
‫هیچوقت شوهرم رو ترک نمی کنم!

779
00:31:15.830 --> 00:31:18.041
‫یه تیکه کاغذ که...

780
00:31:18.083 --> 00:31:20.085
‫هیچ ارزشی نداره.

781
00:31:20.126 --> 00:31:23.213
‫و اگه انقدر مزخرفه،
‫پس چرا مهمه؟

782
00:31:23.254 --> 00:31:26.257
‫چرا صرفا این کار
‫رو نمی کنی تا بتونی پیشم بمونی؟!

783
00:31:26.299 --> 00:31:30.053
‫تا بتونیم در حالی که
‫دنیا داره می سوزه و خاکستر می شه، با هم باشیم؟!

784
00:31:30.095 --> 00:31:32.722
‫همه از عمق وجود ترسیده ان، همه تنهان...

785
00:31:32.764 --> 00:31:35.391
‫همه عاجزن،
‫ما هم همدیگه رو داریم.

786
00:31:35.433 --> 00:31:38.144
‫خیلی شانس آوردیم و تو هم حاضری...

787
00:31:38.186 --> 00:31:40.188
‫این رفاقت رو
‫بخاطر یه اصل، دور بندازی.

788
00:31:40.188 --> 00:31:41.397
‫نه، مایا. تو داری اون رو دور میندازی.

789
00:31:41.439 --> 00:31:44.567
‫من صرفا واقع گرام.

790
00:31:48.446 --> 00:31:50.240
‫خب،
‫حداقل گابریلا برات می مونه.

791
00:31:51.282 --> 00:31:52.867
‫- عجب.
‫- خب، شاید اون...

792
00:31:52.867 --> 00:31:54.619
‫قراره به بهترین دوستت تبدیل شه.

793
00:31:54.661 --> 00:31:55.954
‫مایا، بس کن.

794
00:31:55.954 --> 00:31:57.622
‫شاید صرفا قرار نیست
‫تا ابد با هم دوست بمونیم.

795
00:31:57.664 --> 00:32:00.416
‫مایا، بس کن.
‫به اندازه کافی حرف زدی.

796
00:32:05.004 --> 00:32:07.924
‫هنوز می خوای
‫تا فرودگاه ببرمت؟

797
00:32:07.966 --> 00:32:09.467
‫نه.

798
00:32:27.402 --> 00:32:29.362
‫- بقیه هم میان؟
‫- نه.

799
00:32:29.404 --> 00:32:31.573
‫میلر، هیوز و مانتگومری رفتن توی یه تظاهرات شرکت کنن...

800
00:32:31.614 --> 00:32:34.325
‫ولی سلامشون
‫رو با چندتا دونات بیش از حد گنده رسوندن.

801
00:32:34.367 --> 00:32:36.327
‫همین چیزای کوچیک مهمن.

802
00:32:36.369 --> 00:32:38.162
‫نذار وارن این حرف رو از دهنت بشنوه.

803
00:32:40.665 --> 00:32:43.167
‫ای خدا،
‫باورم نمی شه وارن، علاوه بر چیزای دیگه،

804
00:32:43.167 --> 00:32:45.587
‫داره با همچین چیزی هم دست و پنجه نرم می کنه.

805
00:32:45.628 --> 00:32:47.005
‫خیلی...

806
00:32:47.005 --> 00:32:48.715
‫خیلی زیادیه.

807
00:32:49.591 --> 00:32:51.551
‫خیلی زیادیه.

808
00:32:51.551 --> 00:32:53.845
‫امروز یه زن رو از سطل آشغال بیرون آوردم.

809
00:32:54.387 --> 00:32:56.389
‫آره، داشت مخفیانه از خونه...

810
00:32:56.431 --> 00:32:58.516
‫همسایه اش می زد بیرون، صاف افتاد توی سطل آشغال.

811
00:32:58.516 --> 00:33:00.101
‫فکر کردم ستون فقراتش قطع شده.

812
00:33:00.143 --> 00:33:02.645
‫مشخص شد که صرفا ضربه خورده.

813
00:33:02.645 --> 00:33:03.938
‫وایسا،
‫داشت مخفیانه می زد بیرون؟

814
00:33:03.980 --> 00:33:06.190
‫خب،
‫داشت سر شوهرش رو گول می مالید.

815
00:33:06.232 --> 00:33:08.026
‫لطفا بهم بگو
‫که همسایه اش نیستی.

816
00:33:08.026 --> 00:33:09.110
‫خفه شو بابا.

817
00:33:09.152 --> 00:33:11.404
‫عجب.

818
00:33:11.446 --> 00:33:15.283
‫نامزدیت با اینارا چطور پیش می ره؟

819
00:33:15.325 --> 00:33:17.452
‫آره، نه، خوبه.

820
00:33:17.994 --> 00:33:20.622
‫آره، اون...اون عالیه.

821
00:33:20.872 --> 00:33:22.373
‫خیلی مهربونه.

822
00:33:29.547 --> 00:33:30.673
‫مامان؟

823
00:33:31.674 --> 00:33:32.925
‫سلام.

824
00:33:34.552 --> 00:33:37.096
‫تو که مامانم نیستی.

825
00:33:39.307 --> 00:33:40.642
‫نه، نیستم.

826
00:33:42.810 --> 00:33:44.228
‫ولی ممنون که اومدی.

827
00:33:44.270 --> 00:33:45.188
‫خوب چرت زدی؟

828
00:33:45.229 --> 00:33:46.898
‫خوابای خیلی عجیبی دیدم.

829
00:33:46.939 --> 00:33:48.149
‫کارمون چطور بوده؟

830
00:33:48.149 --> 00:33:50.443
‫حاشیه برش هاتون خوبه. به اندازه برش دادین.

831
00:33:50.485 --> 00:33:52.278
‫کارتون تمیز بوده.

832
00:33:52.320 --> 00:33:55.031
‫گویا اثر مورفین هنوز نرفته.

833
00:33:56.324 --> 00:33:58.034
‫راستی،
‫این از طرف بچه های 19ـه.

834
00:33:58.409 --> 00:34:00.453
‫گفتن شاید چندتا توپ جدید بخوای.

835
00:34:02.663 --> 00:34:04.415
‫این یکی خیلی سنگینه.

836
00:34:04.415 --> 00:34:05.541
‫آره،
‫اندازه اش تقریبا درسته...

837
00:34:05.541 --> 00:34:07.210
‫- تقریبا درسته.
‫- آره، احتمالا کاملا مناسبت باشه.

838
00:34:07.627 --> 00:34:09.504
‫این توی تاریکی می درخشه. عاشقشم.

839
00:34:09.545 --> 00:34:10.755
‫چندتا مغز هم هستن.

840
00:34:10.797 --> 00:34:12.924
‫پس وقتی که
‫بیهوش بودم، چیزای زیادی تغییر نکردن، نه؟

841
00:34:17.637 --> 00:34:19.305
‫پس بهت گفت بری شوهر کنی؟

842
00:34:19.305 --> 00:34:20.723
‫بیشتر اینطوری بود که...

843
00:34:20.765 --> 00:34:22.016
‫«گمونم بشه برات شوهر پیدا کرد».

844
00:34:22.016 --> 00:34:24.018
‫هیچکس دوست نداره
‫اینطوری شوهر کنه!

845
00:34:24.060 --> 00:34:26.229
‫نمی فهمم، با ازدواج مشکل داری...

846
00:34:26.270 --> 00:34:27.688
‫یا با خواستگاری؟

847
00:34:27.730 --> 00:34:30.483
‫گابریلا،
‫پدر و مادرم نزدیک بود همدیگه رو بکشن.

848
00:34:30.483 --> 00:34:32.985
‫اونا...اونا...اونا...
‫آندریا و من رو از هم جدا کردن.

849
00:34:32.985 --> 00:34:34.404
‫- اونا...اونا...
‫- باشه، باشه. گوش کن.

850
00:34:34.445 --> 00:34:35.655
‫پدر و مادر همه طلاق می گیرن.

851
00:34:35.655 --> 00:34:37.532
‫این بهونه خوبی برای ازدواج نکردن، نیست.

852
00:34:37.573 --> 00:34:38.866
‫باشه، باشه. ازدواج واقعی نیست.

853
00:34:38.866 --> 00:34:40.660
‫یه لحظه وایسا.

854
00:34:42.161 --> 00:34:43.371
‫چی می گفتی؟

855
00:34:43.371 --> 00:34:44.914
‫ازدواج واقعی نیست.

856
00:34:44.956 --> 00:34:46.749
‫پس دو سال دیگه
‫از طرف جدا شو. خب که چی؟

857
00:34:46.791 --> 00:34:48.835
‫دوستی من و مایا، خیلی عمیقه...

858
00:34:48.835 --> 00:34:51.379


859
00:34:51.420 --> 00:34:52.922
‫و نمی خوام صرفا بخاطر چیزای مسخره،

860
00:34:52.964 --> 00:34:54.298
‫توی موقعیتی گیر بیوفتم که...

861
00:34:54.340 --> 00:34:55.550
‫چند سال بعد بابتش پشیمون بشیم.

862
00:34:55.550 --> 00:34:58.136
‫پس حاضری
‫به جاش اون رو از دست بدی، آره؟

863
00:35:00.888 --> 00:35:02.890
‫حرفای خیلی بدی به همدیگه زدیم.

864
00:35:04.267 --> 00:35:06.394
‫من نیمی از
‫زندگیمه که تو رو می شناسم و راستش رو بخوای...

865
00:35:06.394 --> 00:35:08.813
‫تا حالا ندیده بودم که مثل وقتی که پیش اونی...

866
00:35:08.855 --> 00:35:10.273
‫آرامش داشته باشی.

867
00:35:10.314 --> 00:35:12.900
‫حتی وقتی که
‫عزادار بودی هم...

868
00:35:12.900 --> 00:35:14.485
‫در اعماق وجودت،
‫در شادترین حالتت بودی.

869
00:35:16.779 --> 00:35:18.156
‫باید صرفا بخاطر این مسئله که کشورش...

870
00:35:18.197 --> 00:35:20.074
‫می ذاره ازدواج کنی، جشن بگیری.

871
00:35:30.668 --> 00:35:32.587
‫پس من...

872
00:35:32.587 --> 00:35:34.422
‫همینطوری گذاشتی بره؟

873
00:35:34.422 --> 00:35:35.965
‫باید چیکار می کردم؟

874
00:35:36.007 --> 00:35:37.425
‫رفتارم خیلی بد بود.
‫رفتار اون هم خیلی بد بود.

875
00:35:37.425 --> 00:35:39.844
‫ولی قراره دوستیتون رو از سر بگیرین، درسته؟

876
00:35:39.844 --> 00:35:42.096
‫منظورم بعد از تمدید ویزاشه.

877
00:35:42.096 --> 00:35:43.431
‫مایا؟

878
00:35:46.225 --> 00:35:47.643
‫می تونی برام شوهر پیدا کنی.

879
00:35:49.937 --> 00:35:51.439
‫می تونی برام شوهر پیدا کنی.

880
00:35:51.480 --> 00:35:53.274
‫می دونم یه احمق کله شقم
‫و نمی خوام صرفا بخاطر حرف...

881
00:35:53.316 --> 00:35:55.443
‫دولت، ازدواج کنم...

882
00:35:55.443 --> 00:35:57.111
‫و همچنان فکر می کنم که ازدواج برای این خلق شده...

883
00:35:57.153 --> 00:35:58.446
‫که بتونن زَنا رو به عنوان دارایی نگه دارن...

884
00:35:58.446 --> 00:35:59.947
‫ولی واقعا ترجیح می دم...

885
00:35:59.947 --> 00:36:02.867
‫یه کاری که نمی خوام بکنم
‫رو بکنم.

886
00:36:02.909 --> 00:36:05.703
‫کارینا، من نمی دونم از زندگیم چی می خوام...

887
00:36:05.745 --> 00:36:07.622
‫و الان وضع دنیا هم خیلی خرابه.

888
00:36:07.622 --> 00:36:09.957
‫بله،
‫دنیا جای داغونیه و داره تغییر می کنه.

889
00:36:09.999 --> 00:36:11.876
‫دنیا همین الان که اینجا وایسادیم...

890
00:36:11.918 --> 00:36:13.669
‫داره تغییر می کنه
‫و این زیباست.

891
00:36:13.711 --> 00:36:15.713
‫می تونیم بعدا نگران باقی مسائل باشیم.

892
00:36:15.755 --> 00:36:17.840
‫من می دونم که می خوام...

893
00:36:17.882 --> 00:36:21.302
‫توی این دنیای در حال تغییر،
‫داغون و زیبا، کنار تو باشم.

894
00:36:21.302 --> 00:36:24.639
‫عزیزم، خواهش می کنم، خواهش می کنم برام پادرمیونی کن.

895
00:36:26.766 --> 00:36:28.309
‫- وای!
‫- چی؟!

