
1
00:00:03.712 --> 00:00:07.048
‫و من هر سال
‫چشم انتظار این مهمونی ام...

2
00:00:07.090 --> 00:00:09.926
‫این فرصتیه
‫برای این که دور هم جمع شیم و بابت جمعیت...

3
00:00:09.926 --> 00:00:13.471
‫همیشه رو به رشدمون،
‫تعهد و فضیلتمون جشن بگیریم.

4
00:00:13.471 --> 00:00:15.598
‫این گروه از آتش نشانان سیاهپوست...

5
00:00:16.224 --> 00:00:17.726
‫به این می گن پیشرفت.

6
00:00:22.689 --> 00:00:24.649
‫من متن این سخنرانی رو
‫دو هفته پیش نوشتم...

7
00:00:24.649 --> 00:00:28.027
‫و
‫پای این حرفا هستم...

8
00:00:28.069 --> 00:00:30.155
‫ولی بذارین اضافه کنم که...

9
00:00:31.281 --> 00:00:35.243
‫خانواده فلوید
‫و همه سیاهپوستان، یه نفر رو از دست داده ان.

10
00:00:35.660 --> 00:00:37.078
‫یه برادر رو با...

11
00:00:37.078 --> 00:00:39.831
‫ظلم و ستمی
‫که می دونیم وجود داره، ازمون گرفتن...

12
00:00:39.873 --> 00:00:42.250
‫ولی ما هر روز
‫سخت تلاش می کنیم که این رو فراموش کنیم.

13
00:00:42.625 --> 00:00:44.836
‫من عزادارم.

14
00:00:44.878 --> 00:00:47.714
‫سال 2020 اینطوریه دیگه.

15
00:00:47.756 --> 00:00:49.632
‫چرا هنوز توی سیستمی مشارکت می کنیم...

16
00:00:49.674 --> 00:00:51.885
‫که دنبال اینه
‫که بهمون آسیب بزنه؟

17
00:00:51.926 --> 00:00:55.889
‫خب من می خوام
‫حرفی که مرشدم، کلاد هریس،

18
00:00:55.930 --> 00:00:57.557
‫اون موقع بهم زد رو بهتون بگم.

19
00:00:57.599 --> 00:01:00.602
‫ما این کار
‫رو بخاطر همدیگه می کنیم.

20
00:01:00.643 --> 00:01:02.520
‫ما به کارمون
‫توی اداره ادامه می دیم...

21
00:01:02.520 --> 00:01:04.647
‫ترفیع مقام می گیریم...

22
00:01:04.647 --> 00:01:07.817
‫و فضای منصفانه تری خلق می کنیم.

23
00:01:07.817 --> 00:01:11.988
‫به این افتخار کنین
‫که به عنوان آتش نشانان سیاهپوست...

24
00:01:11.988 --> 00:01:15.074
‫بنیان وجودیمون
‫به خودی خود یه انقلابه.

25
00:01:18.745 --> 00:01:20.455
‫ممنون.
‫از شامتون لذت ببرید.

26
00:01:22.415 --> 00:01:24.876
‫باز هم همون سخنرانی تکراری.
‫هیچ تغییر واقعی ای در کار نیست.

27
00:01:24.876 --> 00:01:26.085
‫به نظرم اگه می رفتیم راهپیمایی...

28
00:01:26.127 --> 00:01:27.378
‫از روزمون استفاده بهتری کرده بودیم.

29
00:01:27.378 --> 00:01:29.088
‫من نوشیدنی نیاز دارم.

30
00:01:29.088 --> 00:01:30.465
‫بر می گردم.

31
00:01:35.845 --> 00:01:37.430
‫فقط...آره.

32
00:01:40.892 --> 00:01:42.519
‫اون از شکایتت متنفره.

33
00:01:42.519 --> 00:01:43.978
‫هنوز.

34
00:01:44.020 --> 00:01:45.230
‫هنوز.

35
00:01:45.271 --> 00:01:46.648
‫من تحسینش می کنم.

36
00:01:46.648 --> 00:01:48.191
‫خیلی به اون مرد احترام می ذارم...

37
00:01:48.233 --> 00:01:50.818
‫ولی این فکر که
‫فقط وجود ما در اینجا کافیه...

38
00:01:52.278 --> 00:01:54.948
‫دیگه اینطور نیست. من...

39
00:01:54.989 --> 00:01:56.241
‫این رو درک نمی کنم.
‫اون...اون رو درک نمی کنم.

40
00:01:56.241 --> 00:01:57.909
‫البته که می کنی.

41
00:01:58.576 --> 00:02:01.829
‫شکایتت
‫کل منشور اخلاقی رو زیر پا می ذاره.

42
00:02:03.122 --> 00:02:05.083
‫اونا یه نفر رو در حالی که دستاشون رو کرده بودن...

43
00:02:05.124 --> 00:02:07.418
‫تو جیباشون، به قتل رسوندن.

44
00:02:07.460 --> 00:02:08.586
‫سالیوان،
‫گور بابای منشور.

45
00:02:08.628 --> 00:02:10.255
‫لزومی نداره
‫من رو متقاعد کنی.

46
00:02:10.296 --> 00:02:11.589
‫من پشتتم.

47
00:02:13.549 --> 00:02:15.510
‫ولی
‫اگه حمایت اون رو هم جلب کنی، به نفعته.

48
00:02:38.199 --> 00:02:41.703
‫قربان،
‫حس کردم منظور سخنرانیتون به منه.

49
00:02:41.703 --> 00:02:43.621
‫میلر،
‫چون همینطور بود.

50
00:02:43.663 --> 00:02:46.416
‫قربان،
‫شکستن مانع رنگی، پیروزی بزرگی بود.

51
00:02:46.457 --> 00:02:47.959
‫شما خودتون رو به زور وارد بازی کردین...

52
00:02:48.001 --> 00:02:49.377
‫چون می دونستین
‫که ما حق داریم بازی کنیم...

53
00:02:49.377 --> 00:02:52.046
‫ولی الان 40 سال گذشته
‫و من وسط زمینم.

54
00:02:52.088 --> 00:02:53.840
‫و صرفا نمی تونم به دستاورد...

55
00:02:53.840 --> 00:02:56.050
‫شما راضی باشم.
‫این...این کافی نیست.

56
00:02:56.092 --> 00:02:57.427
‫قربان،
‫این با تسلیم شدن فرقی نداره.

57
00:02:57.468 --> 00:03:00.471
‫پسرم،
‫ما باید با هم متحد باشیم.

58
00:03:01.014 --> 00:03:02.724
‫همین الان مردم دارن توی خیابونا تظاهرات می کنن...

59
00:03:02.765 --> 00:03:04.350
‫و درخواست قطع منابع مالی پلیس رو دارن.

60
00:03:04.350 --> 00:03:06.728
‫- ما به پلیس نیاز داریم.
‫- نه این پلیس.

61
00:03:06.728 --> 00:03:08.479
‫قربان، نه یه نیروی پلیس نظامی سازی شده...

62
00:03:08.521 --> 00:03:10.189
‫که با تفنگ سر بالا...

63
00:03:10.189 --> 00:03:11.733
‫خودش رو سر موقعیت ها می رسونه؛
‫موقعیت هایی که بهتره درشون از...

64
00:03:11.774 --> 00:03:13.443
‫متخصصان حوزه سلامت روان استفاده کرد.

65
00:03:13.443 --> 00:03:15.319
‫ببین، هدف از این که پلیس...

66
00:03:15.361 --> 00:03:18.156
‫یه صحنه خشن بالقوه رو
‫قبل از این که ما بهش برسیم تخیله می کنه...

67
00:03:18.156 --> 00:03:19.699
‫اینه که اطمینان حاصل کنه نیازی نباشه...

68
00:03:19.699 --> 00:03:21.951
‫به جای یه بیمار،
‫به یه آتش نشان رسیدگی بشه.

69
00:03:22.410 --> 00:03:23.745
‫آخه
‫می خواین منابع مالی اونا رو قطع کنین؟

70
00:03:23.786 --> 00:03:25.455
‫درخواست قطع منابع مالی...

71
00:03:25.496 --> 00:03:28.207
‫با هدف تخصیص قسمتی از اونا...

72
00:03:28.207 --> 00:03:30.668
‫به خدماتیه که
‫منجر به بهبود زندگی مردم می شن...

73
00:03:30.668 --> 00:03:33.212
‫و قربان، این جا به جایی منابع مالی،
‫به سود جامعه و...

74
00:03:33.254 --> 00:03:34.881
‫نیروی پلیس خواهد بود.

75
00:03:35.465 --> 00:03:36.507
‫قربان؟

76
00:03:36.507 --> 00:03:37.842
‫ببخشید.

77
00:03:37.842 --> 00:03:39.051
‫قربان،
‫حالتون خوبه؟

78
00:03:40.344 --> 00:03:41.554
‫خیله خب. من...من...من...

79
00:03:41.596 --> 00:03:43.055
‫نمی تونم نفس بکشم.

80
00:03:43.097 --> 00:03:44.932
‫وای! وایسین! رئیس، رئیس!

81
00:03:44.974 --> 00:03:46.934
‫رئیس!

82
00:03:46.976 --> 00:03:48.478
‫رئیس!

83
00:03:48.478 --> 00:03:49.771
‫رئیس!

84
00:03:55.610 --> 00:03:57.904
‫میلر! میلر!

85
00:03:59.113 --> 00:04:00.740
‫آهای!

86
00:04:00.782 --> 00:04:02.200
‫آهای!

87
00:04:02.200 --> 00:04:05.369
‫یکی افتاده پایین!
‫یکی افتاده پایین!

88
00:04:07.622 --> 00:04:09.874
‫یکی بیاد کمک!

89
00:04:09.916 --> 00:04:11.042
‫یکی...

90
00:04:12.794 --> 00:04:14.504
‫یکی افتاده پایین!

91
00:04:20.968 --> 00:04:26.807
‫«فیلم با زیرنویس در سایت هکس دانلود»
‫مترجم: شهریار نادرمحمد

92
00:04:28.434 --> 00:04:30.978
‫- رئیس!
‫- کمک!

93
00:04:32.355 --> 00:04:33.940
‫کمک!

94
00:04:36.400 --> 00:04:37.568
‫خیله خب. گرفتمت.

95
00:04:37.610 --> 00:04:38.945
‫گرفتمت!

96
00:04:38.986 --> 00:04:40.905
‫آهای! لطفا!

97
00:04:40.947 --> 00:04:41.989
‫- میلر.
‫- جان؟

98
00:04:42.031 --> 00:04:42.990
‫حلقه نجات رو بگیر.

99
00:04:42.990 --> 00:04:44.367
‫- باشه.
‫- حلقه نجات رو بگیر.

100
00:04:44.367 --> 00:04:45.785
‫- حلقه نجات رو بگیر.
‫- چی شد؟!

101
00:04:45.826 --> 00:04:47.745
‫نمی دونم.
‫یهویی خم شد افتاد.

102
00:04:47.787 --> 00:04:49.121
‫نفس کشیدن برام سخته.

103
00:04:49.121 --> 00:04:50.164
‫رئیس، چیزی نیست.

104
00:04:50.164 --> 00:04:52.124
‫آهای! برگردین!

105
00:04:52.667 --> 00:04:53.834
‫وایسین. وایسین، نه.

106
00:04:53.876 --> 00:04:57.505
‫نه، نه، نه! بیهوش شد!

107
00:04:57.505 --> 00:04:59.674
‫- ببین نبض داره یا نه.
‫- من چیزی حس نمی کنم.

108
00:04:59.715 --> 00:05:01.509
‫- بجنب! دوباره چک کن!
‫- من چیزی حس نمی کنم!

109
00:05:01.551 --> 00:05:05.054
‫فکر نکنم
‫نفس بکشه.

110
00:05:05.096 --> 00:05:06.472
‫- احیاش کنیم؟
‫- آره.

111
00:05:06.514 --> 00:05:07.765
‫تو پشتش بمون،
‫من فشار میارم.

112
00:05:07.807 --> 00:05:09.767
‫بجنب. بجنب، رئیس.

113
00:05:09.809 --> 00:05:11.310
‫بجنب، رئیس!

114
00:05:11.310 --> 00:05:13.813
‫فقط دارم جفتتون رو از خودم دور می کنم.

115
00:05:13.854 --> 00:05:15.398
‫زاویه اش به کل اشتباهه. دهن به دهن بدیم؟

116
00:05:15.439 --> 00:05:16.607
‫اون کار فایده ای نداره.

117
00:05:16.649 --> 00:05:18.693
‫بخاطر شوک ناشی
‫از آب یخ، دچار لارنگواسپاسم شده.

118
00:05:18.693 --> 00:05:20.569
‫یعنی به معنای واقعی کلمه
‫نفس هات حروم می شن.

119
00:05:20.569 --> 00:05:21.862
‫سکته قلبی چطور؟

120
00:05:21.862 --> 00:05:23.072
‫خب،
‫شاید ایست قلبی نباشه.

121
00:05:23.114 --> 00:05:25.074
‫شاید
‫صرفا آهنگ ضربانش غیر عادی شده باشه.

122
00:05:25.074 --> 00:05:27.118
‫پس فقط نیاز داره تحریک بشه؟

123
00:05:27.159 --> 00:05:28.202
‫آره. آره.

124
00:05:28.202 --> 00:05:29.328
‫یه فکری به ذهنم رسید.

125
00:05:29.745 --> 00:05:31.956
‫فقط یه ثانیه نگه اش دار.

126
00:05:32.456 --> 00:05:34.000
‫فقط محض اطمینان
‫که اگه دچار تندتپشی بطنی شد، بشه یه کاری کرد.

127
00:05:34.041 --> 00:05:35.251
‫می خوای
‫به ناحیه اطراف قلبش ضربه بزنی؟

128
00:05:35.293 --> 00:05:36.377
‫قربان، تحمل کنین. تحمل کنین.

129
00:05:40.798 --> 00:05:41.924
‫رئیس!

130
00:05:41.966 --> 00:05:43.009
‫میلر!

131
00:05:43.050 --> 00:05:44.260
‫میلر!

132
00:05:44.302 --> 00:05:46.470
‫میلر! میلر، بس کن!

133
00:05:47.013 --> 00:05:48.389
‫از دست رفته.

134
00:05:52.351 --> 00:05:53.561
‫قایق هم همینطور.

135
00:06:04.238 --> 00:06:06.741
‫متوجه ای
‫که این شکایت خاطر چندتا از اعضای...

136
00:06:06.782 --> 00:06:07.992
‫اداره آتش نشانی رو آزرده می کنه دیگه؟

137
00:06:08.034 --> 00:06:09.535
‫بله،
‫نگرانش هم نیستم.

138
00:06:09.535 --> 00:06:11.620
‫- قهوه می خوای؟
‫- آره، ممنون.

139
00:06:11.662 --> 00:06:12.913
‫الکسا...

140
00:06:12.955 --> 00:06:15.666
‫ساعت هفت شب بهم یادآوری کن که
‫پوشک پرو رو عوض کنم،

141
00:06:15.708 --> 00:06:18.252
‫پشتش بزنم تا آروغ بزنه
‫و بعدش دماغش رو تمیز کنم.

142
00:06:18.294 --> 00:06:20.046
‫باشه.

143
00:06:20.046 --> 00:06:21.922
‫هفت شب
‫بهت یادآوری می کنم.

144
00:06:21.964 --> 00:06:23.883
‫- چه بچه لوسی.
‫- اوه!

145
00:06:23.924 --> 00:06:25.176
‫- منظورم تویی ها.
‫- باشه.

146
00:06:29.221 --> 00:06:31.182
‫دنبال اون سوئیت مجلل می گردین.

147
00:06:31.223 --> 00:06:32.641
‫دوتا واحد پایین تره.

148
00:06:32.641 --> 00:06:35.728
‫نه،
‫مطمئنم درست اومدیم.

149
00:06:35.770 --> 00:06:37.438
‫- شما دین میلری، درسته؟
‫- آره.

150
00:06:37.480 --> 00:06:40.066
‫من پترا لائم،
‫ایشون هم شوهرم، هنریه.

151
00:06:40.107 --> 00:06:41.400
‫کی؟

152
00:06:41.442 --> 00:06:43.027
‫ما والدین جی جی هستیم.

153
00:06:43.027 --> 00:06:44.945
‫ببخشید
‫که انقدر یهویی مزاحم شدیم.

154
00:06:44.945 --> 00:06:47.698
‫قبل از این که
‫هنگ کنگ رو ترک کنیم، آزمایش دادیم.

155
00:06:47.698 --> 00:06:49.658
‫امروز صبح هم
‫باز آزمایش سرپایی دادیم.

156
00:06:52.453 --> 00:06:53.579
‫شما نامزدشی؟

157
00:06:53.621 --> 00:06:55.206
‫در حال حاضر، نه.

158
00:06:55.206 --> 00:06:57.041
‫کاندولا وارگاس هستم. وکیل دین.

159
00:06:57.083 --> 00:06:58.083
‫آهان، خوبه.

160
00:06:58.083 --> 00:06:59.418
‫امیدوارم بابت بلایی که اون مامورای پلیس...

161
00:06:59.460 --> 00:07:01.545
‫سرت آوردن،
‫از شهرداری شکایت کنی.

162
00:07:01.545 --> 00:07:02.922
‫وایسین، پس شما اون فیلم...

163
00:07:02.963 --> 00:07:05.508
‫ببخشید. من فقط گیج شدم.

164
00:07:05.508 --> 00:07:08.093
‫شما...شما چرا اومدین اینجا؟

165
00:07:08.135 --> 00:07:09.804
‫ببخشید.

166
00:07:09.804 --> 00:07:11.347
‫تازه به شهر رسیدیم...

167
00:07:11.347 --> 00:07:13.098
‫و خیلی دوست داریم
‫که با نوه امون آشنا شیم.

168
00:07:15.935 --> 00:07:17.686
‫دوست داره
‫به بقیه دستور بده، درست مثل مامانش.

169
00:07:17.686 --> 00:07:20.064
‫من یه جلسه آنلاین دارم...

170
00:07:20.064 --> 00:07:22.483
‫باید برم خونه.

171
00:07:22.525 --> 00:07:23.567
‫وایسا، چی؟

172
00:07:23.609 --> 00:07:25.611
‫اگه
‫بهم نیاز داشتی، زنگ بزن.

173
00:07:25.653 --> 00:07:27.488
‫ببخشید.

174
00:07:27.530 --> 00:07:29.156
‫باشه.

175
00:07:31.200 --> 00:07:33.369
‫می دونین
‫که جی جی اینجا نیست دیگه؟

176
00:07:33.369 --> 00:07:37.081
‫که هیچ نقشی
‫توی بزرگ کردن بچه نداره و جواب پیامام هم نداده؟

177
00:07:37.122 --> 00:07:40.251
‫بله،
‫نمی دونیم چطوری بابت رفتارش معذرت خواهی کنیم.

178
00:07:40.251 --> 00:07:42.753
‫ما تازه از وجود پرو باخبر شدیم،

179
00:07:42.753 --> 00:07:44.421
‫وگرنه زودتر می اومدیم،

180
00:07:44.421 --> 00:07:47.091
‫جی جی می خواست
‫به اون صومعه در هند بره...

181
00:07:47.132 --> 00:07:49.426
‫و سر راهش خیلی کوتاه و گذری
‫به هنگ کنگ اومد و قضیه پرو رو بهمون گفت.

182
00:07:49.426 --> 00:07:50.761
‫بهش می گن آشرام.

183
00:07:50.803 --> 00:07:53.973
‫و اون توی یه آشرام چیکار می کنه؟

184
00:07:54.014 --> 00:07:56.433
‫روی دست ما خرج می ذاره.

185
00:07:57.142 --> 00:08:00.104
‫بابت همه سختی هایی
‫که بخاطرش کشیدی، معذرت می خوایم.

186
00:08:00.145 --> 00:08:01.647
‫اشکالی نداره. اشکالی...نداره.

187
00:08:01.689 --> 00:08:04.483
‫نه، نه،
‫خیلی هم اشکال داره.

188
00:08:04.525 --> 00:08:06.777
‫با این که
‫از اولش اینجا نبودیم...

189
00:08:06.777 --> 00:08:09.822
‫لطفا بدون
‫که از الان به بعد کاملا ازت حمایت می کنیم.

190
00:08:09.863 --> 00:08:12.741
‫پدر و مادرت
‫از نظر مالی وضعیت خوبی دارن.

191
00:08:12.741 --> 00:08:14.118
‫ازت حمایت کرده ان؟

192
00:08:14.159 --> 00:08:15.411
‫شما پدر و مادر من رو می شناسین؟

193
00:08:15.411 --> 00:08:17.538
‫در موردشون تحقیق کردیم،
‫در مورد خودت هم همینطور...

194
00:08:17.580 --> 00:08:19.081
‫البته هدف شومی نداشتیم.

195
00:08:19.081 --> 00:08:22.334
‫فقط می خوایم بدونیم
‫پرو زیر نظر کی بزرگ می شه.

196
00:08:22.376 --> 00:08:26.547
‫و ممکنه دعوتشون کرده باشیم
‫اینجا تا با هم آشنا شیم.

197
00:08:26.589 --> 00:08:29.258
‫اونا هم...قبول کردن؟

198
00:08:29.258 --> 00:08:31.802
‫الاناست که برسن.

199
00:08:36.140 --> 00:08:38.684
‫حتما فهمیده ان که نیستیم، درسته؟

200
00:08:38.726 --> 00:08:39.977
‫دیدی قایق
‫با چه سرعتی ناپدید شد؟

201
00:08:39.977 --> 00:08:41.020
‫آره.

202
00:08:41.061 --> 00:08:42.896
‫یعنی آب داره ما رو جا به جا می کنه...اون هم با سرعت.

203
00:08:42.896 --> 00:08:45.357
‫تا الان دیگه
‫احتمالا 1.5 کیلومتر از نقطه اولیه امون دور شدیم.

204
00:08:45.399 --> 00:08:46.817
‫پس حتی اگه برگردن هم...

205
00:08:46.817 --> 00:08:48.444
‫جای اشتباهی رو می گردن، آره.

206
00:08:48.444 --> 00:08:49.987
‫و هر لحظه هم داریم دورتر می شیم.

207
00:08:49.987 --> 00:08:52.072
‫باید به جای این که
‫دنبالمون بپری توی آب، می رفتی کمک می آوردی!

208
00:08:52.072 --> 00:08:53.365
‫خودت هم پریدی ها!

209
00:08:53.407 --> 00:08:55.075
‫طرف جلوی روم سکته کرده بود!

210
00:08:55.075 --> 00:08:57.661
‫آره، خب،
‫سعی کردم کمک بخوام، ولی وقت نبود.

211
00:08:58.871 --> 00:09:00.998
‫هیچی نمی تونم ببینم.

212
00:09:02.166 --> 00:09:03.876
‫اوه. اوه.

213
00:09:03.917 --> 00:09:05.336
‫لعنتی!

214
00:09:05.336 --> 00:09:07.087
‫گوشیم،
‫توی کتمه،

215
00:09:07.087 --> 00:09:08.505
‫که اون هم روی قایقه.

216
00:09:08.547 --> 00:09:09.631
‫آه.

217
00:09:11.216 --> 00:09:12.259
‫بیا.

218
00:09:12.301 --> 00:09:13.927
‫آه!

219
00:09:13.969 --> 00:09:15.554
‫ایول، ایول.

220
00:09:17.598 --> 00:09:18.932
‫وایسا.

221
00:09:26.023 --> 00:09:27.566
‫حلقه نجات فوری.

222
00:09:35.491 --> 00:09:37.201
‫ایول!

223
00:09:37.201 --> 00:09:39.578
‫این هم از این!

224
00:09:40.204 --> 00:09:42.289
‫- ایول بابا.
‫- ایول.

225
00:09:42.331 --> 00:09:45.167
‫ایول به پیشاهنگا!

226
00:09:45.584 --> 00:09:46.627
‫کلاس هفتم.

227
00:09:49.755 --> 00:09:52.174
‫- یا خدا.
‫- میلر؟ میلر!

228
00:09:57.930 --> 00:09:59.807
‫شنا کردن بدون اونا آسون تره.

229
00:09:59.807 --> 00:10:00.724
‫اینطوری آدم سبک تره.

230
00:10:00.766 --> 00:10:02.434
‫فکر خوبیه.

231
00:10:06.021 --> 00:10:07.940
‫خوب چیزی بود.

232
00:10:09.108 --> 00:10:10.734
‫باید اون رو هم ول کنیم.

233
00:10:10.734 --> 00:10:12.027
‫بیا.
‫حلقه نجات رو تو بگیر.

234
00:10:12.027 --> 00:10:13.612
‫قرار نیست یه جوری که انگار...

235
00:10:13.612 --> 00:10:15.364
‫مافیا اون رو کشته،
‫بذاریم غرق شه و بره ته اقیانوس.

236
00:10:15.405 --> 00:10:18.158
‫اون غرق نمی شه.
‫روی آب معلق می شه.

237
00:10:18.200 --> 00:10:20.285
‫تا وقتی که
‫ریه هاش از آب پر شن، بعدش غرق می شه.

238
00:10:20.285 --> 00:10:22.746
‫- ولی این مهم نیست.
‫- ولش نمی کنیم.

239
00:10:22.746 --> 00:10:24.540
‫- حقش بیشتر از ایناست.
‫- ببین، خودت شنیدی چی گفت، درسته؟

240
00:10:24.540 --> 00:10:26.708
‫گفت مبارزه
‫رو با زنده موندن ادامه می دیم.

241
00:10:26.708 --> 00:10:29.211
‫حالا این حلقه کوفتی لامصب
‫رو بگیر و با زنده موندن بهش ادای احترام کن!

242
00:10:29.253 --> 00:10:30.712
‫نه!

243
00:10:30.754 --> 00:10:33.090
‫ولش نمی کنم...حلقه نجات هم ول نمی کنم...

244
00:10:33.131 --> 00:10:34.550
‫تا جایی که
‫می تونم جفتشون رو نگه می دارم.

245
00:10:37.761 --> 00:10:39.304
‫بهتره یه دعایی براش بکنیم.

246
00:10:40.097 --> 00:10:42.641
‫آره. آره،
‫بهتره این کار رو بکنیم.

247
00:10:43.225 --> 00:10:44.977
‫رئیس،
‫آسوده بخواب.

248
00:10:45.018 --> 00:10:46.186
‫آسوده بخواب.

249
00:11:01.743 --> 00:11:03.579
‫این موقعیت خیلی ناجوره.

250
00:11:03.579 --> 00:11:05.080
‫قراره بمیریم.

251
00:11:05.122 --> 00:11:07.082
‫خب، با همچین طرز فکری، قطعا می میریم.

252
00:11:07.124 --> 00:11:09.042
‫به نظرت اوضاع
‫الان بر وفق مرادمونه؟

253
00:11:09.042 --> 00:11:10.419
‫نه، ولی...

254
00:11:10.419 --> 00:11:11.879
‫ببین،
‫اگه می خوایم حتی شانس زنده موندن داشته باشیم...

255
00:11:11.879 --> 00:11:14.089
‫باید طرز فکرمون اینطوری باشه
‫که زنده می مونیم.

256
00:11:14.131 --> 00:11:16.216
‫اگه کار به اونجا بکشه...

257
00:11:16.884 --> 00:11:18.051
‫من رو می خوری؟

258
00:11:18.302 --> 00:11:19.803
‫چرا باید...کارمون به اونجا نمی کشه.

259
00:11:19.803 --> 00:11:21.221
‫بن،
‫این جواب منفی نبود.

260
00:11:21.221 --> 00:11:22.639
‫باید انرژیمون رو ذخیره کنیم.

261
00:11:23.056 --> 00:11:26.518
‫باشه؟ خب...سعی کن
‫روی پشتت معلق شی.

262
00:11:26.560 --> 00:11:28.145
‫نمی تونم. پا...

263
00:11:28.729 --> 00:11:31.648
‫آه! پاهام مدام می رن پایین
‫و جهت دادن به بدنم سخته.

264
00:11:31.690 --> 00:11:33.817
‫می دونی چیه؟
‫سمورای دریایی.

265
00:11:33.859 --> 00:11:36.194
‫سمورای دریایی
‫وقتی روی آب معلق می شن، دستای همدیگه رو می گیرن...

266
00:11:36.236 --> 00:11:37.696
‫تا زنده بمونن.

267
00:11:38.739 --> 00:11:40.782
‫آره، فکر کنم...خودم یه کاریش می کنم.

268
00:11:41.074 --> 00:11:43.160
‫- خودم یه فکری به حال جهت دادن می کنم.
‫- باشه.

269
00:11:43.201 --> 00:11:44.995
‫خیله خب،
‫فقط به پاهات یکم نیرو وارد کن...

270
00:11:45.037 --> 00:11:46.788
‫تا...افقی بمونی.

271
00:11:53.045 --> 00:11:54.838
‫بن،
‫من نمی خوام بمیرم.

272
00:11:59.009 --> 00:12:00.302
‫نباید بمیرم.

273
00:12:04.640 --> 00:12:05.766
‫می دونم.

274
00:12:07.434 --> 00:12:09.353
‫من هم همینطور.

275
00:12:14.858 --> 00:12:17.152
‫مطمئنین می خواین خانم وارن اینجا باشه؟

276
00:12:17.194 --> 00:12:19.154
‫یا ترجیح می دین
‫به شکل خصوصی به چندتا سوال جواب بدین؟

277
00:12:19.154 --> 00:12:22.324
‫- نه، مشکلی نیست.
‫- خانم وارن، دکتر میراندا بیلیه...

278
00:12:22.407 --> 00:12:24.910
‫رئیس بخش جراحی بیمارستان یادبود گری اسلون.

279
00:12:27.120 --> 00:12:29.039
‫باشه.

280
00:12:29.081 --> 00:12:31.625
‫خب، دکتر وارن،
‫آخرین باری کی با آرامش خوابیدین؟

281
00:12:31.875 --> 00:12:34.294
‫اوه...

282
00:12:34.336 --> 00:12:36.713
‫آره، خب، من و زنم...

283
00:12:36.755 --> 00:12:38.298
‫ولی ماه ها آتش نشانی بودم...

284
00:12:38.340 --> 00:12:40.550
‫بن،
‫تو رو خدا، این آقا پزشکه.

285
00:12:40.592 --> 00:12:45.305
‫چند ساعت پیش.

286
00:12:45.305 --> 00:12:48.100
‫دو ماه از آخرین خواب راحتش می گذشت...

287
00:12:48.100 --> 00:12:50.977
‫چون بیشتر از این که
‫با هم توی قرنطینه باشیم، جداگونه این کار رو کرده بودیم.

288
00:12:50.977 --> 00:12:54.815
‫پس بله،
‫حسابی خوابید.

289
00:12:54.856 --> 00:12:56.691
‫ولی احتمالا...

290
00:12:56.733 --> 00:12:58.485
‫باز هم خسته است، درسته؟

291
00:12:58.485 --> 00:12:59.820
‫من کیست دارم، درسته؟

292
00:12:59.861 --> 00:13:01.154
‫منظورم اینه که...این منطقی ترین جوابه.

293
00:13:01.196 --> 00:13:03.949
‫بیاین
‫قضیه رو بیشتر باز کنیم.

294
00:13:04.241 --> 00:13:05.534
‫ببخشید.

295
00:13:05.534 --> 00:13:07.577
‫چیزی نمونده بهش برسم.

296
00:13:08.995 --> 00:13:11.373
‫و تمام.

297
00:13:12.707 --> 00:13:14.417
‫خیله خب،
‫این هم یه حوله.

298
00:13:14.417 --> 00:13:16.962
‫خب،
‫وضعش خرابه.

299
00:13:17.003 --> 00:13:19.464
‫و با توجه به این که آزمایشات...

300
00:13:19.506 --> 00:13:21.842
‫نشون می دن
‫که سطح آلفا فیتوپروتئین بالاست،

301
00:13:21.883 --> 00:13:24.761
‫حدس من اینه
‫که یه جور غده سلولی میکروبی ترکیبیه.

302
00:13:24.803 --> 00:13:26.304
‫حدس؟

303
00:13:26.346 --> 00:13:28.265
‫باید مطمئن شیم.

304
00:13:28.265 --> 00:13:30.767
‫من هم همینطور،
‫که این هم یعنی یه اورکیکتومی...

305
00:13:30.809 --> 00:13:32.227
‫انجام می دیم
‫تا اندام مربوطه رو برداریم...

306
00:13:32.227 --> 00:13:33.895
‫و بعدش
‫بافت رو بررسی می کنیم.

307
00:13:33.895 --> 00:13:34.980
‫چی؟

308
00:13:35.021 --> 00:13:36.982
‫نمی خواین
‫اولش بافت برداری کنین؟

309
00:13:37.023 --> 00:13:38.984
‫بافت برداری
‫در همچین مواردی قابل اعتماد نیست.

310
00:13:39.359 --> 00:13:41.403
‫نمی تونی یهویی تصمیم بگیری
‫که کل اندام رو برداری که.

311
00:13:41.444 --> 00:13:42.529
‫خب،
‫این تصمیم یهویی نبود.

312
00:13:42.529 --> 00:13:44.406
‫در عرض پنج ثانیه تصمیم گرفتی.

313
00:13:44.406 --> 00:13:45.699
‫حس می کنم یهویی بوده.

314
00:13:45.699 --> 00:13:48.034
‫دکتر بیلی،
‫من یه اورولوژیستم، مدرکم هم موجوده.

315
00:13:48.034 --> 00:13:49.244
‫من هم متخصص بیهوشی...

316
00:13:49.286 --> 00:13:51.288
‫و جراح و آتش نشانم.

317
00:13:51.872 --> 00:13:53.331
‫- آتش نشان؟
‫- بله.

318
00:13:53.373 --> 00:13:54.416
‫خب،
‫پس قطعا...

319
00:13:54.457 --> 00:13:56.501
‫یه ارتباطی
‫بین کارم و این غده وجود داره.

320
00:13:56.543 --> 00:13:58.086
‫بله، می دونم.

321
00:13:58.128 --> 00:14:01.172
‫خب،
‫ببخشید که خبر بدی بهتون می دم.

322
00:14:01.506 --> 00:14:04.509
‫همونطوری که شما دوست ندارین
‫کلمه ای که با «س» شروع می شه رو بشنوین، من هم دوست ندارم بگمش...

323
00:14:04.551 --> 00:14:05.969
‫ولی خودتون از قبل می دونستین
‫که چی می خوام بگم...

324
00:14:06.011 --> 00:14:07.429
‫وگرنه برای این ویزیت سری، این همه راه...

325
00:14:07.429 --> 00:14:09.139
‫تا این سر شهر نمی اومدین...

326
00:14:09.180 --> 00:14:12.100
‫و به جاش پیش همکاراتون
‫در بیمارستان گری اسلون می رفتین.

327
00:14:12.809 --> 00:14:13.852
‫شیمی درمانی چی؟

328
00:14:13.852 --> 00:14:15.520
‫اگه شیمی درمانی کنیم
‫و جراحی نکنم، چی؟

329
00:14:15.562 --> 00:14:18.398
‫- اون جواب می ده؟
‫- شیمی درمانی نتیجه قطعی نمی ده.

330
00:14:19.399 --> 00:14:21.192
‫این تنها راهه.

331
00:14:21.234 --> 00:14:23.111
‫این غده ها
‫می تونن سریع گسترش پیدا کنن...

332
00:14:23.111 --> 00:14:25.322
‫که یعنی وقت نداریم.

333
00:14:32.495 --> 00:14:34.331
‫اونا به قتل رسوندنش.

334
00:14:35.081 --> 00:14:36.333
‫کی رو؟

335
00:14:36.374 --> 00:14:37.959
‫رئیس؟

336
00:14:37.959 --> 00:14:39.502
‫جورج فلوید بابا.

337
00:14:41.838 --> 00:14:43.548
‫به قتل رسوندنش. تو دیدیش.

338
00:14:43.590 --> 00:14:45.300
‫همه امون دیدیمش.

339
00:14:46.468 --> 00:14:48.094
‫اون مرده.

340
00:14:48.428 --> 00:14:50.639
‫کاری به کار کسی نداشت.

341
00:14:51.222 --> 00:14:52.807
‫ممکن بود
‫من جاش باشم.

342
00:14:54.809 --> 00:14:57.479
‫اون روزی که
‫جیدا رو توی اون زیرزمین پیدا کردیم...

343
00:14:57.479 --> 00:14:59.397
‫و اون پلیس سرم رو به زمین کوبوند...

344
00:14:59.397 --> 00:15:01.816
‫اگه پلیس بدی بود،
‫ممکن بود بلایی که سر جورج فلوید اومد، سر من هم بیاد...

345
00:15:01.816 --> 00:15:04.527
‫و اونطوری پرو تنها می موند.

346
00:15:05.737 --> 00:15:08.740
‫ولی چون
‫پلیس خوبی به سر صحنه اومده بود...

347
00:15:08.740 --> 00:15:11.743
‫یه فرصت دوباره بهم داده شد و جورج...

348
00:15:12.118 --> 00:15:13.912
‫هیچی بهش داده نمی شه.

349
00:15:13.912 --> 00:15:15.580
‫و پلیسا هم فقط...

350
00:15:15.580 --> 00:15:19.084
‫همه فقط وایسادن و نگاه کردن.

351
00:15:19.584 --> 00:15:20.627
‫نمی دونم.

352
00:15:20.669 --> 00:15:22.379
‫هیچکس کاری نکرد.

353
00:15:22.837 --> 00:15:24.881
‫کاری از دست کسی بر نمی اومد.

354
00:15:24.881 --> 00:15:27.550
‫مطمئنم
‫همه اونایی که اونجا بودن...

355
00:15:27.550 --> 00:15:29.469
‫درست مثل ما موقع
‫دیدن اون فیلم، احساس ناتوانی می کردن.

356
00:15:29.469 --> 00:15:32.013
‫و اگه این بلا سرم می اومد، پرو تنها می شد.

357
00:15:32.013 --> 00:15:33.723
‫و ممکنه بود
‫مثل جیدا کارش به یه زیرزمین بکشه...

358
00:15:33.765 --> 00:15:35.100
‫چون هیچکس نبود که مراقبش باشه...

359
00:15:35.141 --> 00:15:36.226
‫چون قبلش من رو کشته بودن.

360
00:15:36.267 --> 00:15:38.144
‫اونوقت من دارم
‫با فرصت دوباره ام چیکار می کنم؟

361
00:15:38.186 --> 00:15:39.187
‫هان؟!

362
00:15:39.187 --> 00:15:40.230
‫دارم توی اقیانوس می میرم!

363
00:15:40.271 --> 00:15:42.607
‫خیله خب، ببین،
‫امروز هیچکس نمی میره، باشه؟!

364
00:15:42.649 --> 00:15:44.776
‫و تو هم
‫قرار نیست کشته شی.

365
00:15:45.193 --> 00:15:49.197
‫ببین. ببین، حتی
‫اگه اون اتفاق بیفته هم...

366
00:15:49.197 --> 00:15:51.616
‫این که
‫به چه دلیلی کشته بشی، دست خودت نیست.

367
00:15:51.658 --> 00:15:52.659
‫ببین، تنها کاری که از دستت برمیاد...

368
00:15:52.659 --> 00:15:56.121
‫اینه که با تمام توانت
‫برای زنده موندن مبارزه کنی...

369
00:15:56.579 --> 00:15:59.457
‫تا بتونی اطمینان حاصل کنی
‫که پرو تنها نمی شه...

370
00:15:59.749 --> 00:16:01.126
‫تا...بتونی از اون پدرایی باشی...

371
00:16:01.126 --> 00:16:02.836
‫که ایستادگی می کنن و می گن: «آره.

372
00:16:02.836 --> 00:16:06.589
‫آره، بچه ام رو بدون
‫هیچ کمک مالی و غیر مالی بزرگ می کنم...

373
00:16:06.589 --> 00:16:09.717
‫حتی اگه به زور پدر شده باشم.»

374
00:16:09.717 --> 00:16:12.762
‫بابایی که...با اون پلیس شاخ به شاخ شد...

375
00:16:12.762 --> 00:16:14.556
‫که چون می دونست اون اولین قدم...

376
00:16:14.556 --> 00:16:15.765
‫در تبدیل دنیا به
‫جایی بهتر برای بچه اشه،

377
00:16:15.807 --> 00:16:18.184
‫اون خطر رو کرد.

378
00:16:18.518 --> 00:16:20.103
‫درسته؟ دنیایی...

379
00:16:20.145 --> 00:16:21.729
‫که درش قرار نیست
‫روزی 10 بار به دخترش گفته بشه...

380
00:16:21.771 --> 00:16:22.772
‫که صرفا بخاطر رنگ پوستش...

381
00:16:22.814 --> 00:16:25.150
‫امکانش هست که بمیره.

382
00:16:25.150 --> 00:16:28.194
‫از اون باباهایی که
‫همه اون مسائل رو می بینه...

383
00:16:28.695 --> 00:16:31.364
‫اون همه بی عدالتی رو می بینه و می گه...

384
00:16:31.364 --> 00:16:34.033
‫«آره، اون بلا ممکنه سر من هم بیاد،

385
00:16:34.534 --> 00:16:37.579
‫ولی مطمئن می شم
‫که هیچوقت سر تو نیاد.»

386
00:16:37.620 --> 00:16:39.080
‫از اون باباهایی که هنوز هم...

387
00:16:39.122 --> 00:16:41.207
‫بدن یکی که مرده رو رها نمی کنه...

388
00:16:41.207 --> 00:16:43.293
‫با این که
‫این مسئله، این موقعیت کابوس وار...

389
00:16:43.293 --> 00:16:45.962
‫رو 200 درصد برای خودش سخت تر می کنه،

390
00:16:46.004 --> 00:16:48.965
‫چون این کار درستیه.

391
00:16:48.965 --> 00:16:50.341
‫بن،
‫بی پروایانه است.

392
00:16:50.341 --> 00:16:52.010
‫صالحانه است.

393
00:16:52.468 --> 00:16:53.803
‫تو همیشه کار درست رو انجام می دی...

394
00:16:53.803 --> 00:16:55.388
‫و بعدا
‫به جزئیاتش فکر می کنی.

395
00:16:55.722 --> 00:16:57.724
‫این یکی از
‫ویژگی های دیوانه کننده اته.

396
00:17:00.435 --> 00:17:02.145
‫من اصلا نمی دونستم
‫آلینا بیرون بر داره.

397
00:17:02.187 --> 00:17:05.064
‫دو ساله دارم سعی می کنم
‫اونجا یه میز رزرو کنم.

398
00:17:05.064 --> 00:17:06.232
‫این حداقل کاری بود
‫که از دستمون بر می اومد.

399
00:17:06.232 --> 00:17:07.984
‫هر چی باشه،
‫روزت رو دزدیدیم.

400
00:17:08.026 --> 00:17:09.652
‫والدینم رو هم همینطور.

401
00:17:09.694 --> 00:17:10.862
‫نه.
‫این چه حرفیه.

402
00:17:10.904 --> 00:17:12.238
‫خیلی خوشحال شدیم
‫که شما رو دیدیم.

403
00:17:12.530 --> 00:17:15.909
‫خب، دین، قضیه شکایتمون و...

404
00:17:15.950 --> 00:17:17.452
‫- عواقبش به کجا رسید؟
‫- شکایتمون؟

405
00:17:17.493 --> 00:17:19.454
‫ما داریم پول کاندولا رو می دیم.

406
00:17:19.454 --> 00:17:20.788
‫دوست داریم
‫در جریان اتفاقات جدید قرار بگیریم.

407
00:17:20.788 --> 00:17:22.665
‫فقط محض اطلاعتون...

408
00:17:22.707 --> 00:17:25.126
‫ما کاملا پشتتونیم.

409
00:17:25.376 --> 00:17:26.753
‫خب،
‫ما که نخواستیم این کار رو بکنین.

410
00:17:26.794 --> 00:17:28.504
‫خب،
‫ما در هر صورت پشتتونیم.

411
00:17:28.504 --> 00:17:29.923
‫خب، نیازی نداریم پشتمون باشین.

412
00:17:31.090 --> 00:17:34.093
‫گمونم بالادستی های اداره آتش نشانی
‫زیاد از دستت خوشحال نیستن، نه؟

413
00:17:34.093 --> 00:17:36.846
‫نه،
‫اداره پلیس هم همینطور.

414
00:17:36.888 --> 00:17:39.724
‫ولی اگه این بهای جلب توجه بقیه
‫به این مسئله باشه...

415
00:17:39.849 --> 00:17:41.684
‫می تونم
‫با چندتا جریمه پارک غیر مجاز کنار بیام.

416
00:17:41.684 --> 00:17:45.021
‫پدر بزرگم راه آهن...

417
00:17:45.063 --> 00:17:47.106
‫این کشور رو ساخته.

418
00:17:47.148 --> 00:17:49.442
‫پسرش سعی کرد
‫با یه مغازه کوچیک،

419
00:17:49.442 --> 00:17:51.319
‫اینجا واسه
‫خودش یه زندگی بسازه...

420
00:17:51.361 --> 00:17:53.947
‫و موقعی که
‫به موفقیت رسید، مغازه اش سوخت.

421
00:17:53.988 --> 00:17:55.740
‫پدربزرگ و مادربزرگم
‫بازسازیش کردن...

422
00:17:55.740 --> 00:17:58.284
‫ولی سه بار دیگه...

423
00:17:58.368 --> 00:18:00.119
‫سوخت و خاکستر شد...

424
00:18:00.203 --> 00:18:04.040
‫و مامورین قانون
‫هم هیچ کاری نمی کردن.

425
00:18:04.791 --> 00:18:07.335
‫چون چینی بودیم.

426
00:18:07.377 --> 00:18:09.712
‫در نهایت، به هنگ کنگ برگشتن...

427
00:18:09.754 --> 00:18:11.756
‫و اونجا ثروتمند شدن.

428
00:18:12.006 --> 00:18:13.466
‫گفتم «برگشتن»...

429
00:18:13.549 --> 00:18:16.344
‫ولی اونا متولد و بزرگ شده آمریکا بودن...

430
00:18:17.136 --> 00:18:21.432
‫صرفا بقیه مردم این کشور
‫همچین دیدی نسبت به اونا نداشتن.

431
00:18:21.432 --> 00:18:23.810
‫اونا صرفا به این دلیل زنده موندن...

432
00:18:23.810 --> 00:18:27.438
‫که یه خانواده بودن.

433
00:18:28.022 --> 00:18:29.732
‫حتی اگه
‫بنیان وجودی دنیاشون به لرزه در می اومد...

434
00:18:29.732 --> 00:18:32.985
‫هم می تونستن
‫به خانواده اشون اتکا کنن.

435
00:18:33.027 --> 00:18:35.446
‫اون خانواده داره...ما.

436
00:18:35.446 --> 00:18:37.156
‫ما فقط داریم سعی می کنیم بگیم...

437
00:18:37.198 --> 00:18:39.867
‫ما هم دوست داریم
‫عضو خانواده شما باشیم.

438
00:18:44.080 --> 00:18:48.000
‫توی بدنم
‫غده ای به اندازه یه سکه یه کواتری تشکیل شده.

439
00:18:48.418 --> 00:18:49.961
‫- چی تشکیل شده؟
‫- سرطان.

440
00:18:50.878 --> 00:18:52.588
‫سرطان.

441
00:18:53.005 --> 00:18:54.507
‫کی فهمیدی؟

442
00:18:55.758 --> 00:18:58.344
‫یه روز قبل از
‫این که از قضیه جورج فلوید خبردار شیم.

443
00:18:59.053 --> 00:19:01.681
‫هضمش خیلی سخته.

444
00:19:01.681 --> 00:19:03.307
‫متاسفم، برادر.

445
00:19:04.642 --> 00:19:06.436
‫- بافت برداری انجام دادن؟
‫- نه.

446
00:19:06.436 --> 00:19:08.187
‫نه، نه،
‫می خوان با جراحی...

447
00:19:08.229 --> 00:19:09.647
‫کل اندام رو بردارن...

448
00:19:09.647 --> 00:19:11.649
‫و بعدش مشخص می کنن که سرطانه یا نه...

449
00:19:11.649 --> 00:19:13.401
‫که تقریبا مطمئنن که هست.

450
00:19:13.860 --> 00:19:16.654
‫وایسا، یعنی اول جراحی می کنن
‫بعد تشخیص می دن؟

451
00:19:16.696 --> 00:19:17.989
‫آره، دقیقا.

452
00:19:17.989 --> 00:19:20.700
‫- این همون مشکلیه که...
‫- پروئیت هررا داشت.

453
00:19:21.200 --> 00:19:22.368
‫آره.

454
00:19:22.368 --> 00:19:24.704
‫- ولی اون...
‫- نخیر.

455
00:19:24.704 --> 00:19:26.581
‫نه، زنده نموند.

456
00:19:35.756 --> 00:19:38.885
‫- به پسرا چی بگیم؟
‫- حقیقت رو.

457
00:19:39.218 --> 00:19:40.761
‫ما که اصلا نمی دونیم حقیقت چیه.

458
00:19:40.803 --> 00:19:42.221
‫نمی دونیم
‫که سرطانه یا نه.

459
00:19:42.263 --> 00:19:44.182
‫- نمی خوایم منتظر بمونیم تا بفهمیم.
‫- من پدرشونم.

460
00:19:44.182 --> 00:19:45.933
‫اونا انتظار دارن که...

461
00:19:45.975 --> 00:19:47.351
‫ازشون محافظت و حمایت کنم.

462
00:19:47.351 --> 00:19:49.187
‫نمی خوام
‫من رو اینطوری ببینن.

463
00:19:49.187 --> 00:19:52.190
‫یه تشخیص که
‫از مردونگیت کم نمی کنه.

464
00:19:52.190 --> 00:19:55.943
‫نشونشون می دی
‫که اشکالی نداره که آدم آسیب پذیر باشه.

465
00:19:55.985 --> 00:19:58.488
‫راستش رو بخوای،
‫الان کلا نمی خوام کسی من رو اینطوری ببینه.

466
00:19:58.488 --> 00:19:59.697
‫بن،
‫به پشتیبانی نیاز داری.

467
00:19:59.739 --> 00:20:01.449
‫نه،
‫به اطلاعات بیشتری نیاز دارم، خب؟

468
00:20:01.490 --> 00:20:03.701
‫تا ببینم پخش شده یا نه.
‫ببینم که پیش بینی دکترا چیه.

469
00:20:03.701 --> 00:20:05.661
‫و تنها راه فهمیدن این جوابا،
‫ارکیکتومیه.

470
00:20:05.661 --> 00:20:07.121
‫ببین، من...آماده جراحی نیستم!

471
00:20:07.163 --> 00:20:09.707
‫می شه لطفا الان فقط...

472
00:20:09.749 --> 00:20:11.709
‫پشتم باشی؟

473
00:20:11.751 --> 00:20:13.419
‫باشه.

474
00:20:13.461 --> 00:20:14.879
‫باشه.

475
00:20:15.588 --> 00:20:17.215
‫می خوای
‫نظر یه نفر دیگه رو هم جویا بشیم؟

476
00:20:17.215 --> 00:20:19.884
‫چون همین الان می تونم
‫به کاترین فاکس زنگ بزنم.

477
00:20:19.926 --> 00:20:22.178
‫چی؟
‫نه. نه، نه. آهای، آهای، آهای.

478
00:20:22.178 --> 00:20:23.429
‫- میراندا!
‫- بن، وایسا!

479
00:20:24.847 --> 00:20:26.724
‫مشکلت چیه؟!

480
00:20:36.067 --> 00:20:37.276
‫ببخشید.

481
00:20:37.318 --> 00:20:39.737
‫خودت می دونی
‫که نرخ مرگ مردای سیاهپوست بر اثر سرطان چقدره.

482
00:20:39.737 --> 00:20:43.074
‫آره، می دونم، خب؟
‫نیازی نیست بهم یاد بدی.

483
00:20:43.115 --> 00:20:44.575
‫من آدم خوش شانسی ام.

484
00:20:44.617 --> 00:20:46.369
‫به خدمات دسترسی دارم،
‫منابعی هست که می تونم ازشون استفاده کنم...

485
00:20:46.369 --> 00:20:48.955
‫تو رو دارم
‫که مجبورم می کنی برم دکتر.

486
00:20:48.996 --> 00:20:50.665
‫هر انگیزه ای
‫که فکرش رو بکنی دارم که باهاش مبارزه کنم...

487
00:20:50.706 --> 00:20:52.875
‫ولی همچنین کاملا حق دارم که...

488
00:20:54.460 --> 00:20:56.837
‫من غذای خوب می خورم. ورزش می کنم.

489
00:20:56.879 --> 00:21:00.424
‫از نظر فیزیکی،
‫در بهترین حالت ممکنم.

490
00:21:00.466 --> 00:21:02.385
‫چرا...چرا این بلا داره سرم میاد؟

491
00:21:02.385 --> 00:21:04.053
‫فقط سر تو نمیاد.

492
00:21:04.053 --> 00:21:06.430
‫- میراندا، حس و حالش رو ندارم.
‫- نه، نه، بنجامین.

493
00:21:06.472 --> 00:21:09.767
‫واسه ام میراندا میراندا راه ننداز،
‫چون من زنتم...

494
00:21:09.809 --> 00:21:12.103
‫و هر بلایی که
‫سر تو بیاد، سر من هم میاد.

495
00:21:12.103 --> 00:21:14.105
‫تو توی این قضیه تنها نیستی.

496
00:21:14.146 --> 00:21:17.400
‫ببین،
‫می دونم چطوریه که آدم از دکتر به مریض تبدیل شه.

497
00:21:17.400 --> 00:21:18.401
‫می دونم چه حسی داری.

498
00:21:18.401 --> 00:21:20.194
‫ولی نیاز داری که این کار رو بکنی.

499
00:21:20.236 --> 00:21:24.073
‫ازت می خوام اورکیکتومی رو انجام بدی، چون...

500
00:21:24.407 --> 00:21:26.701
‫امسال خیلی سخت بوده.

501
00:21:29.245 --> 00:21:31.080
‫مادرم مرد.

502
00:21:31.080 --> 00:21:32.915
‫اندرو دلوکا مرد.

503
00:21:32.915 --> 00:21:35.459
‫مردیث گری
‫تازه از زیر ونتیلاتور دراومده.

504
00:21:35.501 --> 00:21:37.795
‫و اگه دلت می خواد،
‫بگو آدم خودخواهی ام...

505
00:21:37.795 --> 00:21:39.588
‫ولی
‫نمی تونم تو رو از دست بدم!

506
00:21:49.348 --> 00:21:51.142
‫تحملش رو ندارم.

507
00:21:51.142 --> 00:21:52.768
‫اگه اینطوری بشه،
‫نمی تونم به زندگی ادامه بدم...

508
00:21:52.768 --> 00:21:55.354
‫یا اصلا آدم باشم.

509
00:21:55.396 --> 00:21:56.856
‫من...

510
00:21:56.897 --> 00:21:58.899
‫نمی تونم مراقب پسرامون باشم...

511
00:21:58.941 --> 00:22:00.860
‫و من...نه، ما...

512
00:22:00.901 --> 00:22:04.155
‫باید
‫از پسرامون مراقبت کنیم.

513
00:22:04.196 --> 00:22:07.199
‫و آقای بنجامین وارن، من نمی تونم...

514
00:22:07.241 --> 00:22:09.744
‫ادامه این زندگی
‫رو بدون تو تصور کنم.

515
00:22:11.454 --> 00:22:13.164
‫اون من رو خرد می کنه.

516
00:22:14.039 --> 00:22:16.000
‫این کار رو بخاطر من بکن.

517
00:22:17.168 --> 00:22:19.211
‫هنوز زمانش رو مشخص نکردم.

518
00:22:19.503 --> 00:22:22.047
‫بن،
‫ما داریم وسط اقیانوس برای...

519
00:22:22.089 --> 00:22:23.257
‫جونمون می جنگیم،

520
00:22:23.257 --> 00:22:25.801
‫اونوقت انجام یه فرآیند درمانی متعارف...

521
00:22:25.843 --> 00:22:27.887
‫برای نجات جونت زیادیه؟ بخاطر مردونگی؟

522
00:22:27.928 --> 00:22:30.139
‫خب، آره دیگه.
‫بعلاوه مسائل دیگه.

523
00:22:30.139 --> 00:22:32.391
‫مثل از دست دادن اندامم...

524
00:22:32.433 --> 00:22:34.185
‫- و قدرت و سرزندگیم...
‫- می دونی،

525
00:22:34.226 --> 00:22:35.352
‫تو می تونی
‫حال خوب کن ترین آدم دنیا باشی...

526
00:22:35.394 --> 00:22:36.479
‫ولی وقتی خودت کمک لازم می شی...

527
00:22:36.479 --> 00:22:38.606
‫می ری توی خودت
‫و سرت رو می کنی زیر برف.

528
00:22:39.106 --> 00:22:40.649
‫پس...پس...

529
00:22:40.649 --> 00:22:42.818
‫حالت بقا چی شد؟

530
00:22:43.194 --> 00:22:45.321
‫پسر، اگه کله ات رو
‫زیر برف بکنی، می میری.

531
00:22:45.779 --> 00:22:47.364
‫خیله خب،
‫محض خالی نبودن عریضه، من وقتی...

532
00:22:47.406 --> 00:22:49.492
‫خودت، چند وقت پیش
‫مشکل اعتماد به نفس شدیدی پیدا کرده بودی...

533
00:22:49.533 --> 00:22:50.743
‫باهات خیلی مهربون بودم.

534
00:22:50.743 --> 00:22:52.620
‫و اصلا هم نگفتم
‫که جراحی نمی کنم.

535
00:22:52.620 --> 00:22:54.872
‫- فقط...
‫- سروان هررا.

536
00:22:54.914 --> 00:22:58.459
‫یه روز قبل از مرگش،
‫بهم حرفای روحیه بخشی زد.

537
00:22:59.043 --> 00:23:00.794
‫من...

538
00:23:01.253 --> 00:23:02.922
‫داشتم به این فکر می کردم
‫که یه پدر و مادر ناخوانده برای پرو پیدا کنم...

539
00:23:02.922 --> 00:23:05.758
‫و اون بهم گفت...گفت: «پسرم...

540
00:23:06.175 --> 00:23:08.928
‫من دارم می میرم،
‫و فقط می خوام...

541
00:23:08.969 --> 00:23:11.430
‫یکم دیگه
‫با دختر کوچولوم باشم.»

542
00:23:11.472 --> 00:23:12.640
‫آره،
‫می فهمم داری چیکار می کنی.

543
00:23:12.640 --> 00:23:14.183
‫این که توی یه ایستگاه،
‫دو نفر به یه دلیل بمیرن...

544
00:23:14.183 --> 00:23:15.559
‫غیر قابل قبوله.

545
00:23:15.601 --> 00:23:17.478
‫درست نیست. می فهمم.

546
00:23:17.478 --> 00:23:19.522
‫به این دلیل به ما می گن ایستگاه آتش نشانی...

547
00:23:19.563 --> 00:23:21.315
‫که یه خانواده ایم.

548
00:23:21.690 --> 00:23:22.983
‫هوای همدیگه رو داریم.

549
00:23:23.025 --> 00:23:25.945
‫و پسر، تو هم به عنوان یکی از اعضای خانواده...

550
00:23:25.986 --> 00:23:29.114
‫با پشت گوش انداختن جراحیت، داری حماقت می کنی.

551
00:23:31.242 --> 00:23:33.160
‫خنده داره که همین الان گفتی ما می تونیم...

552
00:23:33.202 --> 00:23:34.411
‫مثل اعضای خانواده،
‫ایراد کار همدیگه رو بگیم...

553
00:23:34.411 --> 00:23:35.955
‫با این حال، انگار متوجه نیستی...

554
00:23:35.955 --> 00:23:37.706
‫که این قضیه
‫در مورد خودت هم صدق می کنه.

555
00:23:48.634 --> 00:23:50.302
‫یه روزی...

556
00:23:51.053 --> 00:23:53.472
‫اینا همه مال تو می شن،

557
00:23:53.472 --> 00:23:55.474
‫بچه قشنگ و شیرینم.

558
00:23:55.516 --> 00:23:57.351
‫خوبه که
‫از بچگی، الهام بخشش بشیم.

559
00:23:57.393 --> 00:24:00.062
‫نه،
‫مجازا نگفتم.

560
00:24:00.062 --> 00:24:01.647
‫اون مجتمع مال ماست...

561
00:24:01.689 --> 00:24:03.357
‫بعلاوه اکثر اسکله.

562
00:24:03.399 --> 00:24:04.400
‫اوه.

563
00:24:04.400 --> 00:24:05.943
‫شما برای هولدینگ ال سی پی کار می کنین.

564
00:24:05.943 --> 00:24:07.611
‫آره بابا،
‫من این اسم رو شنیده ام.

565
00:24:07.611 --> 00:24:09.029
‫ال سی پی
‫یه گروه سرمایه گذاری خصوصیه.

566
00:24:09.071 --> 00:24:10.656
‫راستش...

567
00:24:10.698 --> 00:24:12.491
‫هولدینگ ال سی پی مال ماست...

568
00:24:12.533 --> 00:24:14.243
‫لائو سنترال پاسیفیک.

569
00:24:15.577 --> 00:24:16.996
‫- اوه!
‫- اوه.

570
00:24:16.996 --> 00:24:18.163
‫- بذارین کمکتون کنم.
‫- اینا دیگه چی ان؟

571
00:24:18.205 --> 00:24:20.165
‫وای!

572
00:24:20.165 --> 00:24:21.291
‫چندتا چیز کوچولو.

573
00:24:21.291 --> 00:24:22.751
‫اون از وقتی فهمیده پرو وجود خارجی داره...

574
00:24:22.793 --> 00:24:24.044
‫داره براش خرید می کنه.

575
00:24:24.044 --> 00:24:27.006
‫وای. نوشیدنی اسکاتلندی و گوشت نمک سود شده؟

576
00:24:27.047 --> 00:24:28.757
‫- خیله خب.
‫- این خوراکی ها برای شمان.

577
00:24:28.757 --> 00:24:30.175
‫و شما.

578
00:24:30.217 --> 00:24:31.760
‫واقعا نباید به خودتون زحمت می دادین.

579
00:24:31.802 --> 00:24:34.179
‫ولی الان که
‫می دونیم صاحب نصف سیاتلین...

580
00:24:34.221 --> 00:24:36.432
‫می تونستین
‫خیلی بیشتر از اینا خرید کنین.

581
00:24:40.936 --> 00:24:43.147
‫دارم بهت یادآوری می کنم که پوشک پرو رو عوض کنی...

582
00:24:43.147 --> 00:24:44.398
‫- بله، ممنون.
‫- ...بزن پشتش تا آروغ بزنه...

583
00:24:44.440 --> 00:24:45.566
‫- ممنونم.
‫- ...و دماغش رو هم...

584
00:24:45.607 --> 00:24:47.276
‫- تمیز کن.
‫- باشه. الکسا، بس کن.

585
00:24:47.317 --> 00:24:49.570
‫- ممنون.
‫- دیدی؟ واقعا به کمکمون نیاز داری.

586
00:24:51.447 --> 00:24:53.240
‫همه چیزایی که
‫گفتیم، از صمیم قلب بودن.

587
00:24:53.282 --> 00:24:55.909
‫اگه به چیزی نیاز داشتی، حالا هر چیزی...
‫نه صرفا برای پرو، بهمون بگو.

588
00:24:56.201 --> 00:24:58.662
‫ممنون.
‫واقعا ممنونیم.

589
00:24:58.662 --> 00:24:59.747
‫واقعا ممنونیم.

590
00:24:59.788 --> 00:25:01.623
‫از آشنایی
‫با همه اتون لذت بردیم...

591
00:25:01.623 --> 00:25:03.876
‫و وقتی که بالاخره مجبور شیم بریم...

592
00:25:03.876 --> 00:25:06.795
‫شک ندارم که می تونیم...

593
00:25:06.795 --> 00:25:08.380
‫سر دیدن پرو به توافقی برسیم...

594
00:25:08.380 --> 00:25:10.591
‫که از هر لحاظ
‫برای همه خوب باشه.

595
00:25:10.674 --> 00:25:11.967
‫دیدن پرو؟

596
00:25:12.009 --> 00:25:13.761
‫آره،
‫ما الان یه خانواده ایم، درسته؟

597
00:25:13.802 --> 00:25:15.554
‫باید در موردش صحبت کنیم.

598
00:25:15.554 --> 00:25:17.890
‫نمی خوایم پرو تحت تاثیر...

599
00:25:17.890 --> 00:25:20.893
‫تصمیم های جی جی قرار بگیره.

600
00:25:21.268 --> 00:25:22.978
‫- درک می کنین دیگه؟
‫- کاملا.

601
00:25:23.020 --> 00:25:24.646
‫دختر ما آدم درستی نیست...

602
00:25:25.105 --> 00:25:27.024
‫و ماموریت ما اینه که اطمینان حاصل کنیم...

603
00:25:27.065 --> 00:25:30.152
‫که پرو
‫از هر لحاظ از جی جی برتر بشه.

604
00:25:32.988 --> 00:25:34.156
‫خداحافظ.

605
00:25:41.246 --> 00:25:43.540
‫خب،
‫والدین جی جی می خوان پرو رو ازمون بگیرن؟

606
00:25:43.540 --> 00:25:45.042
‫نه.

607
00:25:45.667 --> 00:25:47.211
‫اونا مهربونن، خونگرمن.

608
00:25:47.252 --> 00:25:49.630
‫انقدر پول دارن
‫که بیانسه رو خجالت زده می کنن.

609
00:25:49.838 --> 00:25:51.548
‫بعد از فقط یه دیدار، عاشقش شدن.

610
00:25:51.590 --> 00:25:52.883
‫اونا آدمای شروری نیستن.

611
00:25:52.883 --> 00:25:54.301
‫اوه! اون چی بود؟

612
00:25:54.468 --> 00:25:56.345
‫- دیدیش؟
‫- چی؟

613
00:25:56.345 --> 00:25:58.555
‫الان رفت زیر پام!

614
00:25:58.597 --> 00:25:59.807
‫رفیق، الان شنا کرد و رفت زیرم!

615
00:26:00.015 --> 00:26:01.225
‫چی؟ چی؟

616
00:26:01.225 --> 00:26:03.435
‫- داره من رو می گزه!
‫- میلر! میلر!

617
00:26:03.435 --> 00:26:05.395
‫- آه! گاز گرفت! گاز گرفت!
‫- گوش کن! گوش کن!

618
00:26:05.395 --> 00:26:07.773
‫نه، گوش کن! گوش کن! کوسه نیست.

619
00:26:07.773 --> 00:26:09.191
‫- چی؟
‫- تمرکز کن. آروم باش.

620
00:26:09.233 --> 00:26:10.651
‫یه ناوچه پرتغالی بود.

621
00:26:10.651 --> 00:26:12.361
‫خب؟
‫یه عروس دریایی نیشت زده.

622
00:26:12.402 --> 00:26:14.571
‫- چرا چیزی نگفتی؟
‫- خب، داشتم تلاشم رو می کردم که بگم.

623
00:26:14.613 --> 00:26:16.198
‫جدی؟

624
00:26:16.990 --> 00:26:18.033
‫از کجا می دونستی؟

625
00:26:18.033 --> 00:26:20.452
‫خب، من...رو زودتر نیش زد.

626
00:26:20.494 --> 00:26:22.037
‫چی؟
‫تو که هیچ واکنشی از خودت نشون ندادی.

627
00:26:22.037 --> 00:26:23.872
‫آره، خب،
‫گمونم خیلی قوی تر از توئم.

628
00:26:23.872 --> 00:26:25.832
‫نه، ببین،
‫من فقط...نمی خواستم هول کنم.

629
00:26:28.502 --> 00:26:29.920
‫رفیق،
‫اگه کسی پیدامون نکنه، چی؟

630
00:26:34.049 --> 00:26:35.384
‫من نمی خوام بمیرم.

631
00:26:37.761 --> 00:26:40.430
‫رفیق،
‫من با توجه به حرفه امون، با مرگ کنار اومده ام...

632
00:26:40.472 --> 00:26:41.848
‫ولی نمی خوام بمیرم.

633
00:26:43.183 --> 00:26:44.685
‫نمی تونم
‫پرو رو بدون پدر، تنها بذارم.

634
00:26:44.685 --> 00:26:45.894
‫اون همین الانش مادر نداره.

635
00:26:45.894 --> 00:26:47.437
‫آره، خب،
‫شاید مامانش با ذهن از خواب بیدار شده...

636
00:26:47.479 --> 00:26:48.730
‫از هند برگرده.

637
00:26:48.730 --> 00:26:50.899
‫بن،
‫نباید قبل از این که...

638
00:26:50.899 --> 00:26:52.859
‫به تنها زنی که
‫می خوام مادرش بشه نگفتم عاشقشم، بمیرم.

639
00:26:53.235 --> 00:26:54.736
‫چی...چی شد؟

640
00:26:54.778 --> 00:26:56.571
‫- جی جی رو می گی؟
‫- نه.

641
00:26:56.571 --> 00:26:58.490
‫- کاندولا؟
‫- نه.

642
00:27:00.534 --> 00:27:01.910
‫ویکتوریا.

643
00:27:03.078 --> 00:27:04.705
‫هیوز.

644
00:27:06.873 --> 00:27:07.916
‫چی؟

645
00:27:07.958 --> 00:27:10.877
‫رفیق،
‫من عاشق ویکتوریا هیوزم.

646
00:27:10.919 --> 00:27:12.838
‫دارم می میرم...

647
00:27:14.006 --> 00:27:15.507
‫و هیچوقت
‫هم این رو بهش نگفتم.

648
00:27:15.507 --> 00:27:17.509
‫و هیچوقت هم نمی فهمه و...

649
00:27:17.968 --> 00:27:19.678
‫می دونم خیلی مسخره
‫به نظر میاد، ولی...

650
00:27:19.720 --> 00:27:22.723
‫هیچوقت نمی فهمم
‫که اون هم از من خوشش می اومده یا نه.

651
00:27:23.849 --> 00:27:25.642
‫بن،
‫ممکن بود تا ابد به خوبی و خوشی با هم زندگی کنیم.

652
00:27:25.642 --> 00:27:28.812
‫یعنی فقط خودم، هیوئی و پروئی...

653
00:27:28.854 --> 00:27:31.231
‫می تونستیم
‫تا ابد به خوبی و خوشی زندگی کنیم.

654
00:27:33.358 --> 00:27:34.609
‫خیله خب، چیزی نگو.

655
00:27:34.651 --> 00:27:36.361
‫- من...
‫- نگو.

656
00:27:38.322 --> 00:27:40.198
‫باشه، یه چیزی بگو.

657
00:27:40.407 --> 00:27:42.075
‫فقط در مورد هیوز چیزی نگو.

658
00:27:42.117 --> 00:27:45.787
‫ببین. رفیق، ببین...

659
00:27:45.829 --> 00:27:47.748
‫چقدر انگیزه زندگی داری.

660
00:27:49.332 --> 00:27:50.834
‫شوخی نمی کنم.
‫قضیه هیوز رو به هیچکس نگو.

661
00:27:50.876 --> 00:27:52.044
‫رفیق، ببین، دارم جدی حرف می زنم ها!

662
00:27:52.085 --> 00:27:54.504
‫این راز رو
‫با خودم به گور می برم.

663
00:27:54.880 --> 00:27:57.507
‫که احتمالا قراره همین آب باشه...

664
00:27:57.549 --> 00:27:59.426
‫- پس...خیالت راحت.
‫- این...خنده دار نیست.

665
00:28:01.094 --> 00:28:02.095
‫خنده دار نیست.

666
00:28:02.095 --> 00:28:04.431
‫یکم خنده داره.

667
00:28:08.852 --> 00:28:10.228
‫سمورا.

668
00:28:35.087 --> 00:28:36.421
‫فکر یکم تکون خوردن شاید مفید باشه.

669
00:28:36.463 --> 00:28:37.589
‫ولی...

670
00:28:37.631 --> 00:28:39.716
‫نه.
‫هنوز هم دارم یخ می زنم.

671
00:28:39.758 --> 00:28:41.384
‫آره.

672
00:28:41.426 --> 00:28:43.512
‫بن، این رو جدی می گم.

673
00:28:43.512 --> 00:28:44.805
‫اگه بلایی سرم اومد...

674
00:28:44.846 --> 00:28:45.972
‫می خوام
‫تو و بیلی، پرو رو بزرگ کنین.

675
00:28:46.014 --> 00:28:47.641
‫ما آماده ایم
‫که در صورت لزوم، پا پیش بذاریم...

676
00:28:47.682 --> 00:28:49.351
‫ولی نیاز نمی شه
‫این کار رو بکنیم.

677
00:28:49.351 --> 00:28:51.269
‫تو، هر راه درمانی که انتخاب کنی
‫و هر اتفاقی که برات بیفته،

678
00:28:51.311 --> 00:28:53.897
‫قوم و خویشت هستن که پسرات...

679
00:28:53.939 --> 00:28:55.899
‫رو بزرگ کنن.

680
00:28:55.899 --> 00:28:58.026
‫ولی من و پرو تنهاییم...

681
00:28:58.068 --> 00:29:00.570
‫و شغلمون هم
‫هر لحظه ممکنه ما رو به کشتن بده...

682
00:29:00.570 --> 00:29:02.447
‫و پرو هم تنها می شه.

683
00:29:02.447 --> 00:29:05.492
‫نه، میلر...نه، شما...
‫پسر، شما تنها نیستین.

684
00:29:05.534 --> 00:29:06.743
‫و اون هم هیچوقت تنها نمی شه.

685
00:29:06.827 --> 00:29:08.912
‫قوم و خویش ما،
‫قوم و خویش تو هم هستن.

686
00:29:08.912 --> 00:29:10.914
‫و اون والدینت و هیوز...

687
00:29:10.914 --> 00:29:13.959
‫و والدین سرمایه دار جی جی
‫که سر و کله اشون تازه پیدا شده رو هم داره.

688
00:29:14.000 --> 00:29:15.001
‫ببین.

689
00:29:15.043 --> 00:29:17.128
‫اون همیشه من رو خواهد داشت.

690
00:29:17.337 --> 00:29:19.297
‫و قول می دم
‫که اگه یه وقت...

691
00:29:19.339 --> 00:29:20.590
‫اتفاقی برات بیفته...

692
00:29:21.007 --> 00:29:22.843
‫برای پرو هم پدری کنم.

693
00:29:22.843 --> 00:29:25.554
‫الان به معنای واقعی کلمه
‫دستت رو گرفته ام. دارمت.

694
00:29:25.554 --> 00:29:26.930
‫اون قوم و خویش داره.

695
00:29:26.972 --> 00:29:28.598
‫همه مردم شهر هواتون رو دارن.

696
00:29:28.598 --> 00:29:29.933
‫- خیله خب.
‫- ولی، نه...

697
00:29:29.975 --> 00:29:31.935
‫نه فقط برای مراقبت از پرو...برای همه چیز.

698
00:29:31.977 --> 00:29:33.311
‫چون گوش کن، تو...این وزنه رو...

699
00:29:33.353 --> 00:29:36.189
‫یه جوری روی دوشت گذاشتی که انگار...

700
00:29:36.231 --> 00:29:39.276
‫خودت تنهایی باید
‫همه مشکلاتی که آمریکایی های سیاهپوست باهاش روبروئن رو حل کن.

701
00:29:39.317 --> 00:29:41.111
‫انگار...یه گرگ تنهایی...

702
00:29:41.111 --> 00:29:42.487
‫که داره سعی می کنه به تنهایی اطمینان حاصل کنه...

703
00:29:42.529 --> 00:29:44.114
‫که بلایی که سر جورج فلوید اومد...

704
00:29:44.155 --> 00:29:45.323
‫و حسی که بهمون می ده...

705
00:29:45.365 --> 00:29:47.033
‫هیچوقت سر کس دیگه ای، نیاد.

706
00:29:47.075 --> 00:29:48.660
‫دقیقا!

707
00:29:48.702 --> 00:29:50.870
‫عدالتی که
‫گفتم می خوام، اینه...

708
00:29:50.996 --> 00:29:53.748
‫که امثال تو و کاندولا...همه اتون باهاش موافق بودین.

709
00:29:53.790 --> 00:29:55.584
‫آره،
‫با این تفاوت که مسئولیتش کاملا روی دوش تو نیست.

710
00:29:55.625 --> 00:29:56.626
‫خب؟ ببین.

711
00:29:56.626 --> 00:29:59.921
‫توافق کردیم
‫که با این قضیه مقابله کنیم.

712
00:29:59.963 --> 00:30:02.632
‫با هم این بار رو به دوش می کشیم.

713
00:30:06.928 --> 00:30:09.222
‫بن،
‫من خسته شده ام.

714
00:30:09.389 --> 00:30:12.058
‫خیلی...خیلی خسته ام.

715
00:30:16.062 --> 00:30:17.439
‫آهای.

716
00:30:18.273 --> 00:30:19.733
‫آهای، میلر؟

717
00:30:19.774 --> 00:30:21.067
‫چیه؟

718
00:30:21.234 --> 00:30:23.612
‫قبول می کنی...هوای تاک و جویی رو داشته باشی؟

719
00:30:23.653 --> 00:30:24.863
‫- منظورم اینه که اگه زنده نموندم.
‫- چی؟

720
00:30:24.904 --> 00:30:26.114
‫اصلا از این حرفا نزنی ها.

721
00:30:26.156 --> 00:30:27.157
‫خب؟

722
00:30:27.157 --> 00:30:28.116
‫گفتی چیزیمون نمی شه.

723
00:30:28.158 --> 00:30:29.492
‫ببین،
‫من آدم برنامه ریزی ام، خب؟

724
00:30:29.534 --> 00:30:30.702
‫و تو...

725
00:30:30.785 --> 00:30:32.329
‫چیزیت نمی شه، ولی...

726
00:30:32.370 --> 00:30:33.705
‫منظورم اینه که، جویی...

727
00:30:34.789 --> 00:30:38.209
‫جویی پارسال به معنای واقعی کلمه توی خیابونا زندگی می کرد.

728
00:30:38.835 --> 00:30:41.963
‫اگه زنم
‫بدون هیچ سوالی، اون رو نیاورده بود خونه...

729
00:30:42.130 --> 00:30:43.923
‫هنوز هم همونجا بود.

730
00:30:45.258 --> 00:30:46.926
‫ولی الان...

731
00:30:47.427 --> 00:30:49.763
‫هیچی جلودار اون بچه نیست.

732
00:30:51.056 --> 00:30:52.432
‫شکاف بزرگی ایجاد می کنن؟

733
00:30:52.432 --> 00:30:53.933
‫زیاد بد نیست. می دونی، فقط...

734
00:30:53.933 --> 00:30:56.019
‫فقط اینجا،
‫حول کشاله ران رو می شکافن.

735
00:30:56.061 --> 00:30:58.021
‫بهبود حالت خیلی طول می کشه؟

736
00:30:58.021 --> 00:31:00.690
‫روز بعدش سر پام.

737
00:31:00.732 --> 00:31:02.776
‫اتفاق عجیب و غریبی
‫برای بدنت میفته؟

738
00:31:02.776 --> 00:31:06.363
‫نه،
‫یه اندام مصنوعی جاش می ذارم، تا متقارن بشم.

739
00:31:06.404 --> 00:31:07.572
‫چطوری می تونن بعد از
‫این که با تیغ بدنت رو بریده ان...

740
00:31:07.614 --> 00:31:09.115
‫جلوی خونریزی رو بگیرن؟

741
00:31:09.115 --> 00:31:10.825
‫تیغ فقط برای برش پوسته.

742
00:31:10.825 --> 00:31:12.285
‫به محض این که
‫به بافت برسن...

743
00:31:12.285 --> 00:31:14.412
‫از ابزاری به اسم بووی استفاده می کنن که...

744
00:31:15.080 --> 00:31:17.540
‫خب،
‫موقع برش...بدن رو ضد عفونی هم می کنه.

745
00:31:17.665 --> 00:31:19.626
‫بهش می گن الکتروکوتری؟

746
00:31:19.667 --> 00:31:21.586
‫همینه.

747
00:31:21.586 --> 00:31:23.254
‫آره،
‫با ایجاد سوختگی های کوچیک، بافت رو می شکافه.

748
00:31:23.296 --> 00:31:24.631
‫اینطوری،
‫بیمار خونریزی نمی کنه.

749
00:31:24.672 --> 00:31:27.258
‫به نظر من که
‫انگار خیلی راحت از پس این جراحی برمیای.

750
00:31:28.718 --> 00:31:30.345
‫البته
‫اگه می خواستی انجامش بدی.

751
00:31:30.929 --> 00:31:33.681
‫آره، آره، باشه.

752
00:31:34.390 --> 00:31:36.059
‫تو از پزشکی خوشت میاد، نه؟

753
00:31:36.059 --> 00:31:38.645
‫اصلا حالت رو به هم نمی زنه.

754
00:31:39.187 --> 00:31:40.980
‫تا حالا
‫به این فکر کردی که پزشکی بخونی؟

755
00:31:41.022 --> 00:31:42.899
‫من قبل از شما و میراندا...

756
00:31:42.899 --> 00:31:44.317
‫یه پزشک سیاهپوست هم ندیده بودم.

757
00:31:44.359 --> 00:31:46.736
‫توی تلویزیون دیده بودمشون ها، ولی...

758
00:31:46.736 --> 00:31:51.699
‫قبل از شما،
‫بعدش دکتر آوری، دکتر وبر و دکتر پیرس...

759
00:31:51.699 --> 00:31:53.076
‫پزشک سیاهپوست ندیده بودم.

760
00:31:53.118 --> 00:31:54.577
‫این که ببینم
‫این همه آدم که شبیه منن...

761
00:31:54.619 --> 00:31:56.412
‫یه کار تاثیر گذاری می کنن...

762
00:31:56.830 --> 00:31:58.540
‫- نمی دونم...باحاله.
‫- آره.

763
00:31:58.581 --> 00:32:00.708
‫قطعا باحاله.

764
00:32:01.709 --> 00:32:03.461
‫ولی تو
‫هم می تونی به همچین جایی برسی ها.

765
00:32:03.461 --> 00:32:04.963
‫دانشکده پزشکی خیلی گرونه، نه؟

766
00:32:05.004 --> 00:32:06.339
‫آره،
‫ولی می تونیم کمک کنیم.

767
00:32:06.339 --> 00:32:09.342
‫- جدی؟
‫- جدی. آره.

768
00:32:12.011 --> 00:32:15.098
‫شاید یه روزی
‫بتونی استاد اتاق عملم بشی.

769
00:32:21.688 --> 00:32:23.481
‫انجامش می دم.

770
00:32:23.523 --> 00:32:25.483
‫جراحی رو می گی؟

771
00:32:25.525 --> 00:32:27.193
‫آره. آره.

772
00:32:27.235 --> 00:32:29.696
‫البته که انجامش می دم.

773
00:32:30.363 --> 00:32:31.906
‫هیچوقت قرار نبود انجامش ندم.

774
00:32:31.948 --> 00:32:34.534
‫من...یه جراحم، می دونی؟

775
00:32:34.534 --> 00:32:36.160
‫از...جراحی نمی ترسم.

776
00:32:36.202 --> 00:32:37.704
‫فقط...فقط...

777
00:32:38.746 --> 00:32:40.164
‫فقط برای هضمش به یکم زمان...

778
00:32:40.164 --> 00:32:43.042
‫نیاز داشتم، می دونی؟

779
00:32:43.042 --> 00:32:45.503
‫بدون...بدون این که همه سرم داد بزنن...

780
00:32:45.545 --> 00:32:47.797
‫که برم جراحی کنم.

781
00:32:50.049 --> 00:32:52.093
‫میلر؟

782
00:32:53.303 --> 00:32:54.429
‫میلر.

783
00:32:56.639 --> 00:32:58.391
‫میلر.

784
00:32:58.433 --> 00:33:00.602
‫میلر.

785
00:33:00.602 --> 00:33:03.021
‫میلر! میلر! قایق! قایق!

786
00:33:03.062 --> 00:33:04.772
‫یه قایق! یه قایق. آهای!

787
00:33:04.772 --> 00:33:06.190
‫- آهای، آهای!
‫- ما اینجاییم!

788
00:33:06.232 --> 00:33:07.609
‫- خواهش می کنم!
‫- ما اینجاییم!

789
00:33:07.609 --> 00:33:09.444
‫- وایسین!
‫- ما اینجاییم!

790
00:33:09.444 --> 00:33:10.820
‫ما اینجاییم!

791
00:33:12.488 --> 00:33:14.699
‫آهای! آهای!

792
00:33:14.699 --> 00:33:16.784
‫آهای...

793
00:33:22.373 --> 00:33:24.250
‫دین! دین!

794
00:33:24.292 --> 00:33:26.377
‫برگرد و شنا کن! برگرد و شنا کن!

795
00:33:26.419 --> 00:33:29.339
‫یا خدا! کمرم! کمرم!

796
00:33:29.380 --> 00:33:33.259
‫بیا! میلر، حلقه رو بگیر!

797
00:33:33.593 --> 00:33:34.886
‫حلقه رو بگیر!

798
00:33:34.927 --> 00:33:36.137
‫باید ولش کنی.

799
00:33:36.179 --> 00:33:37.555
‫- نه، ولش نمی کنم!
‫- باید ولش کنی!

800
00:33:37.597 --> 00:33:38.598
‫- نه! نه!
‫- نمی تونم تو رو از دست بدم!

801
00:33:38.598 --> 00:33:40.058
‫- ولش نمی کنم!
‫- نه!

802
00:33:40.099 --> 00:33:41.184
‫بگیرش و ولش کن!

803
00:33:41.225 --> 00:33:43.102
‫- ولش کن و حلقه رو...
‫- نه! نه! ولم کن!

804
00:33:43.102 --> 00:33:45.188
‫- حلقه رو بگیر!
‫- نه!

805
00:33:45.229 --> 00:33:46.856
‫- نه!
‫- نه، میلر! میلر.

806
00:33:46.939 --> 00:33:48.274
‫نه! نه!

807
00:33:49.442 --> 00:33:50.902
‫میلر!

808
00:33:51.653 --> 00:33:53.446
‫بگیرش! نه!

809
00:33:53.446 --> 00:33:55.198
‫نه!

810
00:33:55.239 --> 00:33:57.241
‫دستت رو بده به من. دستت رو بده به من.

811
00:34:05.333 --> 00:34:06.501
‫چاره ای نداشتی.

812
00:34:10.880 --> 00:34:12.215
‫من...

813
00:34:14.801 --> 00:34:17.387
‫دارمت. دارمت.

814
00:34:17.387 --> 00:34:18.805
‫دارمت.

815
00:34:35.113 --> 00:34:37.281
‫می خوام
‫از همه اساتیدم،

816
00:34:37.323 --> 00:34:39.075
‫همه همکلاسی های باهوشم...

817
00:34:39.075 --> 00:34:40.576
‫و بن که امروز نمی تونست...

818
00:34:40.952 --> 00:34:43.079
‫بیاد اینجا، تشکر کنم،

819
00:34:43.079 --> 00:34:47.166
‫اون بیشتر از
‫هر کس دیگه ای، برام پدری کرد.

820
00:34:48.251 --> 00:34:49.460
‫دلم برات تنگ شده...

821
00:34:49.502 --> 00:34:50.920
‫و اگه بهم باور نداشتی...

822
00:34:50.920 --> 00:34:52.255
‫امکان نداشت به اینجا برسم.

823
00:34:58.886 --> 00:35:00.429
‫آهای.

824
00:35:01.389 --> 00:35:03.474
‫آهای. آهای، به هوشی؟

825
00:35:05.685 --> 00:35:06.727
‫هنوز به هوشی؟

826
00:35:06.769 --> 00:35:08.020
‫هواپیما.

827
00:35:09.063 --> 00:35:10.690
‫ارتفاعش خیلی زیاده.

828
00:35:15.736 --> 00:35:17.155
‫بن.

829
00:35:17.196 --> 00:35:20.241
‫قبل از این که بمیرم، فقط...

830
00:35:20.283 --> 00:35:22.618
‫باید بگم که...

831
00:35:22.618 --> 00:35:24.412
‫با این که احتمالا بهتر بود...

832
00:35:24.453 --> 00:35:25.830
‫دنبالمون توی آب نمی پریدی...

833
00:35:26.497 --> 00:35:28.040
‫خوشحالم که
‫اینجا تنها نیستم...

834
00:35:28.040 --> 00:35:29.167
‫و تنهایی توی این مه گم نشده ام.

835
00:35:29.167 --> 00:35:30.501
‫آره.

836
00:35:30.960 --> 00:35:33.045
‫کاریه که شده.

837
00:35:34.714 --> 00:35:39.135
‫♪ هر چی بخواد بشه، می شه ♪

838
00:35:39.176 --> 00:35:41.470
‫♪ هر چی بخواد بشه، می شه ♪

839
00:35:41.470 --> 00:35:43.222
‫آهای! بن.

840
00:35:43.264 --> 00:35:45.725
‫♪ - ما اجازه نداریم از آینده خبر داشته باشیم♪
‫- بن.

841
00:35:45.766 --> 00:35:47.935
‫به خوندن ادامه بده.

842
00:35:47.977 --> 00:35:50.855
‫دستا و پاهام از کار افتاده ان.

843
00:35:50.897 --> 00:35:53.983
‫نمی تونم هماهنگشون کنم.

844
00:35:53.983 --> 00:35:56.235
‫طاقت بیار.
‫بن، چه اتفاقی داره برام میفته؟

845
00:35:56.277 --> 00:35:59.322
‫بخاطر...سرمازدگیه.

846
00:35:59.322 --> 00:36:01.741
‫آره، خب ما...

847
00:36:01.782 --> 00:36:05.036
‫ما که اصلا دیگه از سرما نمی لرزیم.

848
00:36:05.077 --> 00:36:10.333
‫این نشونه بدیه.

849
00:36:10.333 --> 00:36:13.878
‫نشونه خیلی بدیه.

850
00:36:13.920 --> 00:36:15.296
‫خیله خب.

851
00:36:15.296 --> 00:36:19.300
‫پس...پس...یه بار...

852
00:36:19.842 --> 00:36:21.844
‫یه بار دیگه، برای آخرین بار، می گم.

853
00:36:22.428 --> 00:36:24.347
‫اگه مردم...

854
00:36:24.847 --> 00:36:26.265
‫مراقب پرو باش.

855
00:36:26.307 --> 00:36:31.228
‫و اگه تو مردی،
‫من هر کاری از دستم بربیاد برای تاک و جویی می کنم.

856
00:36:31.687 --> 00:36:33.522
‫آهای. آهای.

857
00:36:37.652 --> 00:36:39.236
‫وارن؟

858
00:36:39.820 --> 00:36:41.947
‫من...فکر نکنم...

859
00:36:41.947 --> 00:36:43.240
‫دیگه زیاد بتونم دووم بیارم.

860
00:36:43.282 --> 00:36:44.533
‫پاهام...

861
00:36:44.575 --> 00:36:46.243
‫پاهام باطلن.

862
00:36:52.541 --> 00:36:53.834
‫وارن.

863
00:36:55.252 --> 00:36:56.962
‫فکر کنم باید ولت کنم.

864
00:36:58.547 --> 00:36:59.965
‫باید ولت کنم.

865
00:36:59.965 --> 00:37:01.634
‫خودت می خواستی ولت کنم، درسته؟

866
00:37:01.676 --> 00:37:03.219
‫رفیق، فقط اینطوری...

867
00:37:03.260 --> 00:37:05.179
‫شانس زنده موندن داری.

868
00:37:05.554 --> 00:37:08.057
‫پس...

869
00:37:08.057 --> 00:37:10.101
‫می خوام ولت کنم.

870
00:37:13.771 --> 00:37:16.315
‫ولت می کنم.

871
00:37:17.400 --> 00:37:18.693
‫دارم ولت می کنم.

872
00:37:18.734 --> 00:37:25.741
‫♪ لالایی، شب بخیر ♪

873
00:37:25.741 --> 00:37:30.371
‫♪ ستاره ها توی آسمون می درخشن ♪

874
00:37:38.629 --> 00:37:43.801
‫♪ چشمات رو ببند و استراحت کن ♪

875
00:37:43.801 --> 00:37:48.639
‫♪ دعا می کنم خدا موقع خواب، مراقبت باشه ♪

876
00:37:48.639 --> 00:37:54.311
‫♪ وقتی سپیده توی آسمون بزنه... ♪

877
00:37:54.311 --> 00:38:00.151
‫♪ بیدار می شی و اون رو می بینی ♪

878
00:38:00.192 --> 00:38:05.865
‫♪ چشمات رو ببند و استراحت کن ♪

879
00:38:05.906 --> 00:38:10.578
‫♪ دعا می کنم خدا موقع خواب، مراقبت باشه ♪

880
00:38:10.619 --> 00:38:15.207
‫♪ وقتی سپیده توی آسمون بزنه... ♪

881
00:38:15.249 --> 00:38:19.879
‫♪ بیدار می شی و اون رو می بینی ♪

882
00:38:38.397 --> 00:38:39.732
‫گارد ساحلی دلتا 15...

883
00:38:39.773 --> 00:38:41.734
‫ما دو نفر که
‫توی اقیانوس گیر افتاده بودن رو نجات دادیم، داریم میایم پیشتون...

884
00:38:41.775 --> 00:38:43.777
‫این دو نفر از ساعت 19 گم شده بودن...

885
00:38:43.819 --> 00:38:45.362
‫زنده پیدا شدن
‫و جریان آب اونا رو به ساحل کیپ فلتری رسونده بود.

886
00:38:55.539 --> 00:38:57.291
‫خیله خب.

