
1
00:00:01.000 --> 00:00:03.253
‫آنچه در «آناتومی گری» و «ایستگاه 19» گذشت...

2
00:00:03.253 --> 00:00:04.087
‫- آندریا...
‫- کارینا، قسم می خورم خودشه.

3
00:00:04.087 --> 00:00:05.130
‫همون زنه است.

4
00:00:05.130 --> 00:00:06.464
‫این زن رو
‫به جرم قاچاق کودکان دستگیر کنین!

5
00:00:06.464 --> 00:00:07.674
‫می خواد اون دختر رو بفروشه!

6
00:00:07.674 --> 00:00:08.800
‫بیلی،
‫لطفا جلوش رو بگیر!

7
00:00:08.800 --> 00:00:10.760
‫آندریا، خواهش می کنم.
‫باید نجاتش بدم!

8
00:00:10.760 --> 00:00:12.595
‫یه بار گذاشتم از بیمارستان
‫خارج شه. دیگه نمی ذارم.

9
00:00:12.595 --> 00:00:14.639
‫منتظر نمی مونم. می رم داخل.

10
00:00:14.639 --> 00:00:16.808
‫جیدا! شانیس!

11
00:00:16.808 --> 00:00:19.644
‫می خوام
‫به جرم ورود غیر قانونی به ملک شخصی و آتش افروزی دستگیر شن!

12
00:00:19.644 --> 00:00:21.980
‫- این بچه دزدیده شده بود!
‫- ولم کنین!

13
00:00:21.980 --> 00:00:22.939
‫مشکلت چیه؟!

14
00:00:22.939 --> 00:00:24.983
‫- میلر!
‫- دین! دین!

15
00:00:24.983 --> 00:00:26.651
‫دیوونه ای؟
‫دستا بالا!

16
00:00:26.651 --> 00:00:28.862
‫اون یه قهرمانه!
‫همین الان اونا رو نجات داد!

17
00:00:40.874 --> 00:00:50.884
‫«فیلم با زیرنویس در سایت هکس دانلود»
‫مترجم: شهریار نادرمحمد

18
00:01:49.442 --> 00:01:50.985
‫گفتین شیفت کی شروع می شه؟

19
00:01:50.985 --> 00:01:52.445
‫حدود یه ساعت دیگه.

20
00:01:52.445 --> 00:01:55.198
‫حداقل جویس رو
‫به اندازه ما نگه نداشتن.

21
00:01:55.198 --> 00:01:57.242
‫وایسا،
‫از اتهامات اون هم کلا گذشتن؟

22
00:01:57.242 --> 00:01:59.285
‫اگه این کار رو
‫کرده باشن هم فقط واسه این بوده که یکی فیلمبرداری کرده بوده.

23
00:01:59.285 --> 00:02:00.578
‫چقدر پست باید باشی که...

24
00:02:00.578 --> 00:02:01.996
‫مادر یه
‫بچه ای که دزدیده شده بود رو بازداشت کنی؟

25
00:02:01.996 --> 00:02:04.457
‫و آتش نشانایی
‫که بچه های دزدیده شده رو نجات داده بودن.

26
00:02:04.457 --> 00:02:05.792
‫آتش نشانای سیاهپوست.

27
00:02:05.792 --> 00:02:07.627
‫فقط آتش نشانای مذکر سیاهپوست.

28
00:02:09.462 --> 00:02:11.965
‫شماها مطمئنین که می خواین کار کنین؟
‫حتما خیلی خسته این.

29
00:02:11.965 --> 00:02:14.175
‫راه دیگه اش اینه که
‫این همه خشم رو ببرم خونه...

30
00:02:14.175 --> 00:02:15.635
‫پیش دختر کوچولوی بی نقصم، پس...

31
00:02:15.635 --> 00:02:17.720
‫بعلاوه،
‫امروز روز بازرسیه.

32
00:02:17.720 --> 00:02:19.222
‫نه، اون فرداست.

33
00:02:19.222 --> 00:02:20.556
‫توی تقویمم
‫زدم که امروزه...

34
00:02:20.556 --> 00:02:21.975
‫و تا همین اواخر...

35
00:02:21.975 --> 00:02:24.602
‫قرار بود بازرس خودم باشم، پس...

36
00:02:25.645 --> 00:02:27.313
‫نه، نه، نه، نه، نه.

37
00:02:27.313 --> 00:02:29.315
‫ای خدا.

38
00:02:29.315 --> 00:02:31.609
‫بازرسی
‫بودجه کل سالمون رو مشخص می کنه.

39
00:02:31.609 --> 00:02:33.111
‫- روزش رو جا به جا می کنیم.
‫- ساز و کارش اینطوری نیست.

40
00:02:33.111 --> 00:02:34.445
‫روزش رو تغییر نمی دن.

41
00:02:34.445 --> 00:02:35.697
‫اینطوری فقط رد می شیم.

42
00:02:35.697 --> 00:02:37.782
‫و نمی خوام خودخواه باشم، ولی...

43
00:02:37.782 --> 00:02:39.200
‫تو اجازه داری خودخواه باشی.

44
00:02:39.200 --> 00:02:42.245
‫امروز اجازه داری
‫هر جوری که نیاز داری باشی.

45
00:02:42.245 --> 00:02:43.997
‫نیاز دارم
‫که تاثیر خوبی روی بازرس بذارم.

46
00:02:43.997 --> 00:02:45.790
‫نیاز دارم
‫که ما تاثیر خوبی روش بذاریم.

47
00:02:45.790 --> 00:02:48.793
‫من نمی تونم چیز دیگه ای رو از دست بدم.
‫نمی تونم این ایستگاه رو از دست بدم.

48
00:02:48.793 --> 00:02:50.920
‫- باید وجهه کاریم رو بازسازی کنم.
‫- خیله خب.

49
00:02:50.920 --> 00:02:53.214
‫خیله خب، باشه.
‫ما خودمون رو می شناسیم.

50
00:02:53.214 --> 00:02:54.632
‫هفته هاست
‫که داریم خودمون رو برای این بازرسی آماده می کنیم.

51
00:02:54.632 --> 00:02:56.509
‫باید این ایستگاه
‫رو کاملا تمیز و مرتب کنیم.

52
00:02:56.509 --> 00:02:59.262
‫بیاین فقط سرمون رو بندازیم پایین و امروز رو بگذرونیم.

53
00:02:59.262 --> 00:03:01.180
‫خیله خب. خیله خب.
‫از پسش برمیایم.

54
00:03:01.180 --> 00:03:04.308
‫باید به معنای واقعی کلمه،
‫همه چیز رو صیقل بدیم و تمیز کنیم.

55
00:03:04.308 --> 00:03:06.352
‫امکانش هست
‫که سرت شکم درد بگیره؟

56
00:03:06.352 --> 00:03:08.396
‫من که شکمم سردرد گرفته.

57
00:03:12.942 --> 00:03:14.819
‫ببین، مجبور نیستی اینجا بمونی.

58
00:03:16.696 --> 00:03:19.866
‫دیشب خودت هم
‫با من به اون خونه سوزان اومده بودی.

59
00:03:19.866 --> 00:03:21.534
‫می مونم.

60
00:03:34.839 --> 00:03:36.591
‫بیا بریم.

61
00:03:46.601 --> 00:03:47.977
‫سلام کارینا.

62
00:03:47.977 --> 00:03:49.771
‫فقط زنگ زدم حالت رو بپرسم.

63
00:03:49.771 --> 00:03:51.272
‫امیدوارم...

64
00:03:51.272 --> 00:03:54.609
‫روزت از شب من آروم تر باشه.

65
00:03:54.609 --> 00:03:56.277
‫امروز،
‫روز بازرسی سالانه است،

66
00:03:56.277 --> 00:04:00.406
‫که مهم ترین روزیه که...
‫تا حالا به عنوان سروان داشته ام،

67
00:04:00.406 --> 00:04:02.492
‫و فکر می کردم فرداست.

68
00:04:02.492 --> 00:04:04.035
‫پس آماده نیستم.

69
00:04:04.035 --> 00:04:05.745
‫نخوابیدم، دوش نگرفتم،

70
00:04:05.745 --> 00:04:07.288
‫غذا نخوردم...

71
00:04:07.288 --> 00:04:09.624
‫و هنوز چیزی که
‫دیشب دیدم رو هم هضم نکردم،

72
00:04:09.624 --> 00:04:12.794
‫و الان هم دارم
‫پشت پیغامگیرت ور ور می کنم...

73
00:04:12.794 --> 00:04:15.129
‫چون نگرانتم و...

74
00:04:15.129 --> 00:04:16.380
‫وای خدا.
‫اگه رد شیم، چی؟

75
00:04:16.380 --> 00:04:17.632
‫اگه رد شم، چی؟

76
00:04:17.632 --> 00:04:19.300
‫اونطوری...

77
00:04:25.473 --> 00:04:26.641
‫خیله خب.
‫همینطوری دنبالش برو، باشه؟

78
00:04:26.641 --> 00:04:30.603
‫شماره پلاک VTQ-864 ـه.

79
00:04:30.603 --> 00:04:32.438
‫ماشین یه سدان آبیه.

80
00:04:32.438 --> 00:04:34.440
‫راننده ماشین یه
‫قاچاقچی انسانه، خب؟

81
00:04:34.440 --> 00:04:35.900
‫دختری که
‫می خواست قاچاق کنه رو...

82
00:04:35.900 --> 00:04:37.276
‫به بیمارستان گری اسلون آورده بود.

83
00:04:37.276 --> 00:04:38.611
‫اسمش سیندیه، خب؟

84
00:04:38.611 --> 00:04:39.445
‫ارین...

85
00:04:39.445 --> 00:04:40.696
‫ارین بنکس. ممنون.

86
00:04:40.696 --> 00:04:43.491
‫بهمون گفته بود
‫که این زن دو سال پیش اون رو دزدیده،

87
00:04:43.491 --> 00:04:44.617
‫و...و دیشب...

88
00:04:44.617 --> 00:04:45.826
‫هم دو دختر دیگه به بیمارستان اومده بودن...

89
00:04:45.826 --> 00:04:48.412
‫که مردی به نام باب کورسون اونا رو دزدیده بود.

90
00:04:48.412 --> 00:04:50.540
‫باشه،
‫ما فکر می کنیم که این دو پرونده با هم مرتبطن.

91
00:04:50.540 --> 00:04:52.291
‫خب، نه. من ندا...

92
00:04:52.291 --> 00:04:54.502
‫هیچ مدرکی ندارم
‫که اینا به هم مرتبطن...

93
00:04:54.502 --> 00:04:55.920
‫ولی...نه.

94
00:04:55.920 --> 00:04:57.213
‫جناب، می شه لطفا...
‫جناب؟

95
00:04:57.213 --> 00:04:58.714
‫جناب،
‫ازتون می خوام که الان بیاین دنبال ما...

96
00:04:58.714 --> 00:05:00.800
‫چون همین الان داریم
‫اون زن رو تعقیب می کنیم.

97
00:05:00.800 --> 00:05:03.135
‫من یه دکترم.
‫این چه ربطی به...

98
00:05:03.135 --> 00:05:04.345
‫عجب.
‫خیله خب، باشه.

99
00:05:04.345 --> 00:05:05.429
‫اول ببین ارین بنکس کیه...

100
00:05:05.429 --> 00:05:07.098
‫و بعدش به یکی بگو که بهم زنگ بزنه.

101
00:05:08.349 --> 00:05:09.517
‫باورم نمی شه.

102
00:05:09.517 --> 00:05:10.601
‫کارینا، ببین،
‫باید مطمئن شیم...

103
00:05:10.601 --> 00:05:12.311
‫که ماشینش اصلا
‫از جلوی چشممون دور نمی شه، باشه؟

104
00:05:12.311 --> 00:05:13.854
‫گمش نمی کنم، آندریا. نگران نباش.

105
00:05:13.854 --> 00:05:15.273
‫این دفعه گمش نمی کنیم.

106
00:05:15.273 --> 00:05:16.565
‫می دونم.

107
00:05:16.565 --> 00:05:18.859
‫ببین، می شه الان به...رفیقت زنگ بزنیم؟

108
00:05:18.859 --> 00:05:19.610
‫لطفا؟

109
00:05:25.283 --> 00:05:26.826
‫خوبی؟

110
00:05:26.826 --> 00:05:30.288
‫این اتفاق بارها برام افتاده، می دونی؟

111
00:05:30.288 --> 00:05:32.999
‫پیش اومده که روم تفنگ بکشن.

112
00:05:35.001 --> 00:05:36.252
‫خیلی خسته کننده است.

113
00:05:38.170 --> 00:05:39.922
‫حاضرم هر چی دارم بدم
‫تا بتونم یکم چرت بزنم.

114
00:05:39.922 --> 00:05:41.382
‫من هم همینطور.

115
00:05:41.382 --> 00:05:45.386
‫من الان حاضرم در ازای یه چرت...

116
00:05:45.386 --> 00:05:47.763
‫از گوشواره های نارسنگی که
‫مامان بزرگم بهم داده بود، بگذرم.

117
00:05:47.763 --> 00:05:50.808
‫مایکل بهم یه ساعت داده بود
‫که هیچوقت نمیندازم.

118
00:05:50.808 --> 00:05:52.476
‫نمی تونی ساعت رفیق مرده ات رو معامله کنی.

119
00:05:52.476 --> 00:05:53.811
‫خودت که
‫گوشواره های مامان بزرگ مرده ات رو معامله کردی.

120
00:05:53.811 --> 00:05:56.063
‫آره، ولی من
‫جورابای ریپلی خدا بیامرز رو معامله نمی کنم.

121
00:05:56.063 --> 00:05:58.232
‫ارثیه نامزد مرده ات جورابه؟

122
00:05:58.232 --> 00:05:59.317
‫- این...
‫- آره.

123
00:05:59.317 --> 00:06:01.110
‫...خیلی غم انگیزه.

124
00:06:02.778 --> 00:06:04.238
‫خدایا...

125
00:06:04.238 --> 00:06:05.322
‫خیله خب،
‫ببین، الان وقت زیادی برای توضیح دادن...

126
00:06:05.322 --> 00:06:06.407
‫نداریم، خب؟

127
00:06:06.407 --> 00:06:07.450
‫کارینا، تو خوبی؟

128
00:06:07.450 --> 00:06:08.534
‫آره.
‫فعلا در امانیم، ولی...

129
00:06:08.534 --> 00:06:09.702
‫آهای، بیشاپ،
‫الان آندرو دلوکا یه میلیون پیام...

130
00:06:09.702 --> 00:06:11.037
‫- برام فرستاد، می گه...
‫- سلام وارن.

131
00:06:11.037 --> 00:06:12.705
‫- اوه، سلام.
‫- سلام، ببین.

132
00:06:12.705 --> 00:06:14.248
‫ببین،
‫چند بار سعی کردم با بیلی تماس بگیرم، ولی...

133
00:06:14.248 --> 00:06:16.667
‫آره، بالاخره گرفته خوابیده،
‫پس مزاحمش نشو.

134
00:06:16.667 --> 00:06:17.835
‫چی...به چی نیاز داری؟

135
00:06:17.835 --> 00:06:19.754
‫امروز صبح
‫توی بیمارستان یه زنی دیدن...

136
00:06:19.754 --> 00:06:21.505
‫که فکر می کنن
‫یه ربطی به قضیه دیشب داشته باشه.

137
00:06:21.505 --> 00:06:23.007
‫آره. خب،
‫این دفعه قرار نیست بذاریم از زیرش قسر در بره.

138
00:06:23.007 --> 00:06:24.133
‫- آره.
‫- خب؟

139
00:06:24.133 --> 00:06:25.634
‫و اون باید یه جوری به...

140
00:06:25.634 --> 00:06:27.136
‫اون یارویی
‫که دیشب تیم شما دستگیرش کرد، مربوط باشه.

141
00:06:27.136 --> 00:06:28.304
‫انقدر به هم ربط دارن
‫که بعیده تصادفی باشه.

142
00:06:28.304 --> 00:06:29.513
‫به پلیس زنگ زدین؟

143
00:06:29.513 --> 00:06:30.556
‫آره،
‫چون این دیشب خیلی جواب داد.

144
00:06:30.556 --> 00:06:31.724
‫آره،
‫به پلیس زنگ زدیم،

145
00:06:31.724 --> 00:06:33.642
‫ولی بهمون گفتن
‫که قضیه رو پیگیری می کنن.

146
00:06:33.642 --> 00:06:35.269
‫پس برنامه اتون فقط اینه
‫که تعقیبش کنین؟

147
00:06:35.269 --> 00:06:37.730
‫نه. برنامه ام
‫اینه که نذارم این زن...

148
00:06:37.730 --> 00:06:39.482
‫نوجوونای
‫دیگه ای رو بدزده و شکنجه کنه.

149
00:06:39.482 --> 00:06:41.776
‫اگه بتونیم تا یه جایی دنبالش بریم...

150
00:06:41.776 --> 00:06:43.611
‫یا...یا...
‫یا تا خونه اش...

151
00:06:43.611 --> 00:06:45.404
‫حداقل می تونیم
‫به پلیس یه آدرس بدیم.

152
00:06:45.404 --> 00:06:46.614
‫خیله خب، کارینا.
‫این دیوونگیه.

153
00:06:46.614 --> 00:06:48.157
‫نمی تونی
‫همینطوری توی خیابونای سیاتل...

154
00:06:48.157 --> 00:06:49.158
‫یه غریبه رو تعقیب کنی.

155
00:06:49.158 --> 00:06:50.159
‫ببین، اون...داره به سمت راست می پیچه.

156
00:06:50.159 --> 00:06:50.993
‫- باشه، باشه، باشه.
‫- به سمت راست بپیچ.

157
00:06:50.993 --> 00:06:51.994
‫حله. حله. حله.

158
00:06:51.994 --> 00:06:53.579
‫برو که رفتیم.

159
00:06:53.579 --> 00:06:54.955
‫خیله خب. گمش نکن.

160
00:06:54.955 --> 00:06:56.707
‫نمی کنم.

161
00:06:58.167 --> 00:06:59.794
‫داره می ایسته.

162
00:06:59.794 --> 00:07:00.795
‫- بزن کنار.
‫- باشه.

163
00:07:00.795 --> 00:07:01.629
‫بزن کنار.

164
00:07:01.629 --> 00:07:02.880
‫کی وایساده؟ اوپال؟

165
00:07:02.880 --> 00:07:04.215
‫خیله خب، وایسا، وایسا.

166
00:07:07.885 --> 00:07:09.929
‫خیله خب، دلوکا، دلوکا.
‫چیکار داری می کنی؟

167
00:07:14.433 --> 00:07:16.435
‫آندریا...

168
00:07:16.435 --> 00:07:18.020
‫ببین، یه چیزی توی دستشه. می بینی؟

169
00:07:18.020 --> 00:07:19.522
‫اون کیه؟

170
00:07:19.522 --> 00:07:22.149
‫نمی دونم.

171
00:07:23.400 --> 00:07:24.735
‫داره با یه مرد صحبت می کنه.

172
00:07:24.735 --> 00:07:26.570
‫خیله خب، کارینا،
‫این آدما می تونن واقعا خطرناک باشن.

173
00:07:26.570 --> 00:07:28.030
‫آره، برای دخترای نوجوون خطرناکن.

174
00:07:28.030 --> 00:07:28.739
‫ما هم برای همین اینجاییم.

175
00:07:28.739 --> 00:07:29.990
‫توی ماشین بمونین.

176
00:07:29.990 --> 00:07:30.866
‫ببین، می خوای کمک کنی؟

177
00:07:30.866 --> 00:07:32.076
‫کارای اداری رو دور بزن...

178
00:07:32.076 --> 00:07:33.285
‫و پلیس رو همین الان به اینجا بکشون.

179
00:07:33.285 --> 00:07:34.328
‫باشه. این کار رو می کنیم.

180
00:07:34.328 --> 00:07:36.330
‫فقط لطفا منتظر پلیس بمونین.

181
00:07:36.330 --> 00:07:38.415
‫- می مونیم.
‫- من هیچ قولی نمی دم.

182
00:07:48.133 --> 00:07:49.718
‫عجب شبی بود.

183
00:07:49.718 --> 00:07:51.387
‫آره.

184
00:07:51.387 --> 00:07:55.224
‫نمی دونم
‫چیزی که دیروز دیدم رو چطوری هضم کنم.

185
00:07:57.643 --> 00:07:59.144
‫بهترین دوستم پلیس بود.

186
00:07:59.144 --> 00:08:00.688
‫می دونم
‫کارش چقدر سخت بود.

187
00:08:00.688 --> 00:08:03.899
‫می دونم
‫چقدر پیش می اومد که...

188
00:08:03.899 --> 00:08:04.942
‫وحشت زده بشه،

189
00:08:04.942 --> 00:08:06.610
‫و می دونم
‫که پلیسا می تونن هدف قرار بگیرن.

190
00:08:06.610 --> 00:08:08.279
‫من همیشه طرف اون بودم.

191
00:08:08.279 --> 00:08:10.447
‫پلیسا و آتش نشانا
‫طرف همدیگه بودن.

192
00:08:10.447 --> 00:08:15.494
‫ولی چیزی که
‫دیروز دیدم...رو با دید متفاوتی تجربه کردم.

193
00:08:17.162 --> 00:08:19.665
‫الان با یه مرد سیاهپوست ازدواج کرده ام و...

194
00:08:21.417 --> 00:08:23.627
‫...با دید متفاوتی تجربه اش کردم.

195
00:08:28.966 --> 00:08:30.509
‫فقط وقتی
‫که این رو شنیدی، بهم زنگ بزن.

196
00:08:30.509 --> 00:08:32.303
‫باشه. ممنون.

197
00:08:32.303 --> 00:08:33.470
‫خیله خب،
‫فکر کنم میراندا به سوابق دسترسی داشته باشه،

198
00:08:33.470 --> 00:08:34.471
‫ولی جواب نمی ده.

199
00:08:34.471 --> 00:08:35.806
‫- فکر کنم مُسَکِن خورده.
‫- اشکالی نداره.

200
00:08:35.806 --> 00:08:37.474
‫اونا تونستن اتفاقی که
‫توی گری اسلون افتاده بود رو...

201
00:08:37.474 --> 00:08:38.809
‫بدون شماره گزارش پیدا کنن،

202
00:08:38.809 --> 00:08:41.520
‫ولی کارآگاه پرونده، امروز سر کار نیست.

203
00:08:41.520 --> 00:08:43.230
‫خب؟
‫یعنی نمی تونن کارآگاه دیگه ای پیدا کنن؟

204
00:08:43.230 --> 00:08:44.398
‫گفتن تلاششون رو می کنن،

205
00:08:44.398 --> 00:08:45.733
‫ولی روندش و این که کارآگاه جدید در جریان...

206
00:08:45.733 --> 00:08:47.985
‫- پرونده قرار بگیره، طول می کشه.
‫- باورم نمی شه.

207
00:08:47.985 --> 00:08:49.445
‫اوه.

208
00:08:49.445 --> 00:08:51.947
‫سروان قدیمی رایان چی؟
‫اون می تونه برامون کاری کنه؟

209
00:08:51.947 --> 00:08:53.782
‫سروان رندون؟
‫می تونیم امتحان کنیم.

210
00:08:57.619 --> 00:08:59.288
‫سروان مایا بیشاپ هستم، ایستگاه 19.

211
00:08:59.288 --> 00:09:00.456
‫می شه لطفا با سروان رندون صحبت کنم؟

212
00:09:00.456 --> 00:09:01.290
‫گوشی رو نگه می دارم.

213
00:09:02.583 --> 00:09:04.585
‫- اندرو، اون...اون...؟
‫- وضعش پایداره.

214
00:09:04.585 --> 00:09:06.545
‫ماه هاست
‫که داروهاش رو مصرف می کنه.

215
00:09:06.545 --> 00:09:08.714
‫خوب می خوابه. حالش خوبه.

216
00:09:08.714 --> 00:09:10.299
‫خیله خب.

217
00:09:10.299 --> 00:09:12.051
‫می شه
‫لطفا یه پیغام براش بذاری؟

218
00:09:12.051 --> 00:09:14.136
‫سروان مایا بیشاپ، ایستگاه 19.

219
00:09:14.136 --> 00:09:15.846
‫باهاش کار فوری دارم.

220
00:09:23.270 --> 00:09:26.607
‫فقط منتظر می مونیم
‫تا ببینیم چی می شه.

221
00:09:26.607 --> 00:09:27.858
‫ببین.

222
00:09:27.858 --> 00:09:29.193
‫ببین، ببین، ببین، ببین.

223
00:09:34.740 --> 00:09:35.783
‫خیله خب.

224
00:09:35.783 --> 00:09:37.576
‫فکر کنم
‫دارن راه میفتن.

225
00:09:41.288 --> 00:09:43.373
‫خیله خب.

226
00:09:44.500 --> 00:09:46.293
‫باید دنبالش بریم؟

227
00:09:46.293 --> 00:09:47.628
‫نه.

228
00:09:47.628 --> 00:09:49.880
‫- باز هم دنبال زنه برو.
‫- باشه.

229
00:09:57.179 --> 00:09:58.347
‫من...

230
00:09:58.347 --> 00:09:59.807
‫من شیدا نیستم، خب؟

231
00:09:59.807 --> 00:10:00.974
‫من هم همچین فکری نمی کردم.

232
00:10:00.974 --> 00:10:01.975
‫فقط فکر نمی کنم...

233
00:10:01.975 --> 00:10:03.936
‫که
‫مسئولیت همه اینا با تو باشه.

234
00:10:03.936 --> 00:10:05.813
‫می دونی،
‫تنها تفاوت بین من و پدرمون..

235
00:10:05.813 --> 00:10:09.149
‫اینه که
‫من واقعا دارم سعی می کنم شکست هام رو جبران کنم.

236
00:10:09.149 --> 00:10:10.984
‫پس آره.
‫مسئولیت این قضیه با منه.

237
00:10:10.984 --> 00:10:12.986
‫- باید درستش کنم.
‫- نه، آندریا...

238
00:10:12.986 --> 00:10:15.405
‫بابامون چهار نفر
‫رو توی اتاق عمل کشت،

239
00:10:15.405 --> 00:10:18.033
‫چون نمی خواست
‫از سلامت روانش مراقبت کنه.

240
00:10:18.033 --> 00:10:20.953
‫حتی وقتی که
‫شیدا هستی هم دکتر فوق العاده ای به شمار میای.

241
00:10:20.953 --> 00:10:23.288
‫تو بیماری نادر دکتر وبر رو وسط...

242
00:10:23.288 --> 00:10:24.915
‫یکی از دوره های شیداییت تشخیص دادی.

243
00:10:24.915 --> 00:10:26.750
‫آره،
‫و بقیه هم فقط بخاطر...

244
00:10:26.750 --> 00:10:28.335
‫مردیث به حرفم گوش کردن.

245
00:10:28.335 --> 00:10:29.461
‫مردیث من رو می شناسه،

246
00:10:29.461 --> 00:10:32.005
‫و وقتی که هیچکس دیگه ای
‫حرفم رو باور نمی کرد، باورم کرد.

247
00:10:32.005 --> 00:10:33.465
‫حتی تو هم حرفم رو باور نمی کردی.

248
00:10:33.465 --> 00:10:35.133
‫وقتی
‫اوپال توی بیمارستان پیش ارین بود...

249
00:10:35.133 --> 00:10:36.969
‫هیچکس حرفم رو باور نکرد و اوپال فرار کرد.

250
00:10:36.969 --> 00:10:38.929
‫خیلی راحت از در بیمارستان بیرون رفت...

251
00:10:38.929 --> 00:10:40.180
‫بخاطر من.

252
00:10:40.180 --> 00:10:42.808
‫چون من ناپایدار بودم.
‫چون غیر قابل اعتماد بودم.

253
00:10:42.808 --> 00:10:45.269
‫و الان دوتا دختر دیگه
‫هم بخاطر من آسیب دیده ان.

254
00:10:45.269 --> 00:10:50.941
‫پس آره، نمی تونم...
‫من...نمی ذارم این اتفاق دوباره بیفته.

255
00:10:52.609 --> 00:10:54.945
‫تو مثل اون نیستی.

256
00:10:54.945 --> 00:10:56.530
‫اصلا.

257
00:10:56.530 --> 00:10:57.906
‫نه حتی...

258
00:10:57.906 --> 00:10:58.907
‫یه ذره.

259
00:11:05.581 --> 00:11:07.374
‫اگه غذای لهستانی دوست دارین،

260
00:11:07.374 --> 00:11:10.127
‫باید یه سر
‫به کامینسکی بزنین، جدی می گم.

261
00:11:10.127 --> 00:11:11.879
‫بهترین پورگی های شهر رو درست می کنن.

262
00:11:11.879 --> 00:11:13.088
‫قسم می خورم.

263
00:11:14.590 --> 00:11:15.799
‫چیکار می کنی؟

264
00:11:15.799 --> 00:11:18.260
‫دارم سعی می کنم
‫حواسم رو پرت کنم، ولی فایده ای نداره.

265
00:11:18.260 --> 00:11:19.511
‫پای یه مرد در میونه؟
‫همون مرده است؟

266
00:11:19.511 --> 00:11:20.929
‫- قضیه مرده رو بهم بگو.
‫- چی؟

267
00:11:20.929 --> 00:11:23.432
‫بگو دیگه. بس کن.

268
00:11:23.432 --> 00:11:25.392
‫وانمود می کنی
‫که مردی در کار نیست،

269
00:11:25.392 --> 00:11:27.644
‫ولی می بینم
‫که کل شب با گوشیت ور می ری.

270
00:11:27.644 --> 00:11:30.689
‫من الان خسته ام و قاتی کردم،

271
00:11:30.689 --> 00:11:33.734
‫و نیاز دارم
‫که قلب خیلی غمگینم رو تغذیه کنم،

272
00:11:33.734 --> 00:11:35.611
‫پس لطفا همه چیز رو بهم بگو.

273
00:11:35.611 --> 00:11:37.696
‫با توجه
‫به اتفاقات امروز، یکم سطحی به نظر میاد، نه؟

274
00:11:37.696 --> 00:11:38.989
‫- بله.
‫- باشه.

275
00:11:38.989 --> 00:11:41.116
‫سطحی به نظر میاد.

276
00:11:41.116 --> 00:11:42.576
‫ولی تو با شوخ طبعی باهاش کنار میای...

277
00:11:42.576 --> 00:11:44.286
‫...و من هم با فکر و خیال...

278
00:11:44.286 --> 00:11:46.079
‫عاشقانه مرموزت،

279
00:11:46.079 --> 00:11:48.290
‫که قضیه اش رو هم بهم نمی گی.

280
00:11:54.296 --> 00:11:55.797
‫خب،
‫میخ پرچام سالمن،

281
00:11:55.797 --> 00:11:57.174
‫کوک زدنم حرف نداره...

282
00:11:57.174 --> 00:11:58.383
‫دی رینگم هم مشکلی نداره.

283
00:11:58.383 --> 00:11:59.968
‫انگار خوبه.

284
00:11:59.968 --> 00:12:01.553
‫با پرو تماس تصویری گرفتی؟

285
00:12:01.553 --> 00:12:03.722
‫نه،
‫چون وقتی این کار رو بکنم، گریه ام می گیره.

286
00:12:03.722 --> 00:12:05.974
‫گوش کنین.
‫باید یه چیزی رو اعلام کنم.

287
00:12:08.810 --> 00:12:12.272
‫کارینا و برادرش،
‫اندرو دلوکا...

288
00:12:12.272 --> 00:12:14.066
‫اشکالی نداره، بگو.

289
00:12:14.066 --> 00:12:15.776
‫فکر می کنن
‫یکی از آدم دزدا رو پیدا کردن.

290
00:12:15.776 --> 00:12:16.777
‫همونایی که جیدا و شانیس رو دزدیدن؟

291
00:12:16.777 --> 00:12:18.779
‫نه، نه.
‫حال دخترا خوبه.

292
00:12:18.779 --> 00:12:19.946
‫دخترا در امانن.

293
00:12:19.946 --> 00:12:21.448
‫اون یارویی
‫که دیروز گرفتیمش هنوز بازداشته،

294
00:12:21.448 --> 00:12:24.201
‫ولی فکر می کنیم
‫شریکش شب قبل بیمارستان بوده.

295
00:12:24.201 --> 00:12:25.827
‫وایسا، وایسا، وایسا. کارینا
‫و اندرو دارن چیکار می کنن؟

296
00:12:25.827 --> 00:12:26.787
‫تعقیبش می کنن.

297
00:12:26.787 --> 00:12:27.871
‫- تعقیبش می کنن.
‫- درسته.

298
00:12:27.871 --> 00:12:28.872
‫باشه، خوبه.
‫خب، ما چیکار کنیم؟

299
00:12:28.872 --> 00:12:30.040
‫چطوری کمک کنیم؟

300
00:12:30.040 --> 00:12:31.333
‫برداشتم اینه که پلیسا هم چندان عجله ای
‫برای رسوندن خودشون به صحنه ندارن، درسته؟

301
00:12:31.333 --> 00:12:32.542
‫کلی کار دفتری هست.

302
00:12:32.542 --> 00:12:33.794
‫درسته،
‫ولی تو همچنان ازشون کمک می خوای.

303
00:12:33.794 --> 00:12:34.961
‫خیله خب، ببینین، من دارم می رم.

304
00:12:34.961 --> 00:12:36.505
‫می خوام ماشین کمکی رو بردارم و...

305
00:12:36.505 --> 00:12:37.798
‫- من می رم!
‫- من هم می رم!

306
00:12:37.798 --> 00:12:39.674
‫- رابرت، نه.
‫- ببین، من می رم.

307
00:12:39.674 --> 00:12:41.635
‫- من می رم.
‫- همه اتون که نمی تونین برین،

308
00:12:41.635 --> 00:12:43.095
‫وگرنه
‫بازرس ردمون می کنه.

309
00:12:43.095 --> 00:12:44.262
‫می گیم
‫که سر یه حادثه ایم.

310
00:12:44.262 --> 00:12:45.514
‫میلر،
‫این که حادثه نیست.

311
00:12:45.514 --> 00:12:46.973
‫در حال حاضر،
‫فقط رفیق من و...

312
00:12:46.973 --> 00:12:49.351
‫برادرش
‫دارن یکی رو با ماشین تعقیب می کنن.

313
00:12:49.351 --> 00:12:50.936
‫وای.
‫واقعا می خوای فقط...

314
00:12:50.936 --> 00:12:51.978
‫میلر، می خوام چی؟

315
00:12:51.978 --> 00:12:53.772
‫خیله خب، من می رم.
‫پس کی میاد؟

316
00:12:53.772 --> 00:12:56.024
‫- من می رم.
‫- خیله خب، ببینین، ببینین، من باید این کار رو بکنم.

317
00:12:56.024 --> 00:12:58.151
‫- نه!
‫- دین، داری چیکار...

318
00:12:58.151 --> 00:12:59.861
‫- چرا؟ چرا؟
‫- میلر، میلر، رفیق، نمی شه...

319
00:12:59.861 --> 00:13:00.779
‫در یه شبانه روز، دو بار دستگیرت کنن.

320
00:13:00.779 --> 00:13:02.114
‫بخاطر پرو می گم.

321
00:13:02.114 --> 00:13:03.949
‫شاید من چون ستوانم بتونم از
‫جایگاهم استفاده کنم یا حالا هر چی.

322
00:13:03.949 --> 00:13:04.699
‫یا حالا هر چی؟

323
00:13:04.699 --> 00:13:06.243
‫گیبسون، وارن، برین.

324
00:13:06.243 --> 00:13:07.911
‫بقیه اتون،
‫اینجا هنوز...

325
00:13:07.911 --> 00:13:09.663
‫کلی کار داریم.

326
00:13:12.541 --> 00:13:14.835
‫میلر، ببین. ولش کن.

327
00:13:15.877 --> 00:13:17.629
‫قرار نیست منتظر پلیسا بمونیم؟

328
00:13:17.629 --> 00:13:19.756
‫همونطوری که
‫دیروز مجبورم کردی منتظرشون بمونم؟

329
00:13:19.756 --> 00:13:21.508
‫بهت گفته بودم
‫که توی اون خونه چه خبره.

330
00:13:21.508 --> 00:13:23.009
‫بهت گفته بودم
‫که می خوام برم تو.

331
00:13:23.009 --> 00:13:25.554
‫نه،
‫و تو فریادهای اون مادر سیاهپوست رو نادیده گرفتی...

332
00:13:25.554 --> 00:13:28.056
‫چون منتظر پلیسی بودی
‫که قبول نکرد کمکش کنه؟

333
00:13:28.056 --> 00:13:30.308
‫اون دخترا برای جلب توجه ات باید خونه رو آتیش می زدن،

334
00:13:30.308 --> 00:13:31.852
‫در حالی که تو...

335
00:13:31.852 --> 00:13:34.104
‫می تونستی
‫صرفا پشت من دربیای.

336
00:13:52.789 --> 00:13:55.041
‫یالا.

337
00:13:55.041 --> 00:13:56.334
‫شاید منتظره
‫که یکی رو سوار کنه؟

338
00:13:56.334 --> 00:13:57.294
‫نمی دونم.

339
00:13:58.628 --> 00:14:00.463
‫ما تو راهیم.

340
00:14:00.463 --> 00:14:01.548
‫ممنون.
‫ممنون. ممنون.

341
00:14:01.548 --> 00:14:02.799
‫پلیسا هم همراهتونن؟

342
00:14:02.799 --> 00:14:04.634
‫آره. داریم روش کار می کنیم. الان کجایین؟

343
00:14:04.634 --> 00:14:07.345
‫جلوی یه ایستگاه قطاریم.
‫فقط همینطوری توی ماشینش نشسته.

344
00:14:07.345 --> 00:14:09.222
‫ببین،
‫می خوام عکس خودش،

345
00:14:09.222 --> 00:14:11.391
‫پلاکش و آدرسش
‫رو برات بفرستم، باشه؟

346
00:14:12.350 --> 00:14:13.101
‫خیله خب. باشه.

347
00:14:13.101 --> 00:14:14.102
‫اومد. اومد.

348
00:14:14.102 --> 00:14:15.937
‫ببینین،
‫نزدیکش نشین.

349
00:14:15.937 --> 00:14:17.272
‫فاصله اتون رو حفظ کنین، باشه؟

350
00:14:17.272 --> 00:14:18.273
‫ما...زیاد دور نیستیم.

351
00:14:18.273 --> 00:14:19.399
‫خوبه.

352
00:14:20.817 --> 00:14:21.943
‫سروان بیشاپ،

353
00:14:21.943 --> 00:14:23.570
‫شماره پلاک رو
‫برای پلیس جور کردیم.

354
00:14:23.570 --> 00:14:25.322
‫VTQ‐864.

355
00:14:25.322 --> 00:14:26.740
‫این پلاک مال آیداهوئه.

356
00:14:26.740 --> 00:14:28.617
‫دریافت شد.

357
00:14:28.617 --> 00:14:30.619
‫مایا حتما خیلی مضطربه.

358
00:14:30.619 --> 00:14:32.787
‫آره،
‫این فشار زیادیه.

359
00:14:32.787 --> 00:14:34.456
‫آره.

360
00:14:34.456 --> 00:14:36.625
‫و نمی دونم
‫چطوری به دین کمک کنم.

361
00:14:36.625 --> 00:14:38.376
‫اون بهترین دوستمه
‫و این چند ساعت ازش دوری کرده ام،

362
00:14:38.376 --> 00:14:41.004
‫چون نمی دونم
‫امروز حوصله کی رو داره،

363
00:14:41.004 --> 00:14:43.256
‫و می خوام کمکش کنم، می دونی؟

364
00:14:43.256 --> 00:14:44.299
‫می خوام
‫بهش بگم که متاسفم.

365
00:14:44.299 --> 00:14:46.593
‫می خوام
‫باهاش نوشیدنی بخورم...

366
00:14:46.593 --> 00:14:47.969
‫و یه کاری کنم
‫که به این قضیه بخنده و فراموشش کنه.

367
00:14:47.969 --> 00:14:49.471
‫- نه. نه.
‫- می دونم.

368
00:14:49.471 --> 00:14:51.640
‫- حرفم فقط اینه که...
‫- نه، نه، نمی دونی چطوریه.

369
00:14:51.640 --> 00:14:54.184
‫خب؟
‫نمی دونی این درد خاص چطوریه.

370
00:14:54.184 --> 00:14:57.103
‫نمی...با این درد آشنا نیستی.

371
00:14:57.103 --> 00:14:58.563
‫درکش نمی کنی.

372
00:15:01.441 --> 00:15:04.319
‫ما هر بار که
‫به حادثه اعزام می شیم، با پلیسا همکاری می کنیم.

373
00:15:04.319 --> 00:15:06.279
‫پلیسای خوب هم کم نیستن.

374
00:15:06.279 --> 00:15:09.199
‫آره،
‫این رو که دیگه اصلا بهش نگو،

375
00:15:09.199 --> 00:15:10.575
‫چون دیروز
‫دیدی که چندتا...

376
00:15:10.575 --> 00:15:12.410
‫از اون «پلیسای خوب» با مردای سیاهپوستی...

377
00:15:12.410 --> 00:15:15.580
‫که لباس فرم آتش نشانی تنشون نبود، چه رفتاری داشتن.

378
00:15:15.580 --> 00:15:16.998
‫حتما متوجه اش شدی.

379
00:15:16.998 --> 00:15:18.708
‫حتما متوجه تفاوت رفتارشون شدی.

380
00:15:22.003 --> 00:15:23.672
‫خب، چطوری کمکش کنم؟

381
00:15:23.672 --> 00:15:25.965
‫بهش فضا بده.

382
00:15:25.965 --> 00:15:27.842
‫ازش نخواه
‫که در مورد احساساتش حرف بزنه،

383
00:15:27.842 --> 00:15:29.761
‫و مجبورش هم نکن
‫که به احساسات تو گوش بده.

384
00:15:29.761 --> 00:15:32.514
‫و سعی نکن...
‫یه کاری کنی بخنده.

385
00:15:32.514 --> 00:15:35.600
‫شماها واسه این انقدر دووم آوردین
‫که موقعیتای سخت رو با شوخ طبعی گذروندین،

386
00:15:35.600 --> 00:15:38.019
‫ولی
‫هر وقت خودش به اونجا برسه، خودت می فهمی.

387
00:15:38.019 --> 00:15:39.979
‫و اصلا سعی نکن
‫که خودت به اونجا برسونیش.

388
00:15:39.979 --> 00:15:40.980
‫اگه تو سعی کنی
‫به اونجا برسونیش...

389
00:15:40.980 --> 00:15:42.732
‫یعنی فقط داری حقیقتش رو کم اهمیت جلوه می دی...

390
00:15:42.732 --> 00:15:45.026
‫و به تجربه اش بی احترامی می کنی.

391
00:15:45.026 --> 00:15:47.404
‫این مسئله بزرگیه.

392
00:15:47.404 --> 00:15:49.781
‫بذار احساساتش
‫رو تجربه کنه، دیگه ازش دوری نکن،

393
00:15:49.781 --> 00:15:54.119
‫و فقط مثل یه دوست هواش رو داشته باش.

394
00:15:54.119 --> 00:15:56.037
‫فقط...

395
00:15:56.037 --> 00:15:57.372
‫فقط یه جوری رفتار نکن
‫که انگار قضیه در مورد توئه.

396
00:15:57.372 --> 00:15:59.499
‫اون ماشین به نام رابرت کورسونه.

397
00:15:59.499 --> 00:16:00.917
‫همون یارو دیشبیه.

398
00:16:00.917 --> 00:16:02.460
‫پلاک آیداهو یعنی...

399
00:16:02.460 --> 00:16:04.796
‫قاچاقشون
‫رو بین مرزای ایالتی انجام می دن.

400
00:16:04.796 --> 00:16:07.298
‫اف بی آی داره درگیر می شه
‫و پلیسا هم توی راهن.

401
00:16:07.298 --> 00:16:09.509
‫دریافت شد، سروان.

402
00:16:14.514 --> 00:16:15.807
‫میلر،
‫خبر خوبی برات دارم.

403
00:16:15.807 --> 00:16:16.975
‫اف بی آی درگیر شده،

404
00:16:16.975 --> 00:16:18.518
‫و پلیس محلی
‫هم خودش رو به محل رسونده.

405
00:16:18.518 --> 00:16:20.478
‫خوشحالم که
‫این رو می شنوم، سروان.

406
00:16:20.478 --> 00:16:22.188
‫دین.

407
00:16:25.817 --> 00:16:28.153
‫معذرت می خوام.

408
00:16:28.153 --> 00:16:29.863
‫دیروز اشتباه کردم.

409
00:16:32.282 --> 00:16:33.616
‫سروان، شاید یکم طول بکشه...

410
00:16:33.616 --> 00:16:35.702
‫که ببخشمت.

411
00:16:37.453 --> 00:16:38.705
‫مفهومه.

412
00:16:48.214 --> 00:16:50.175
‫نمی تونم
‫به تختم فکر نکنم.

413
00:16:50.175 --> 00:16:51.718
‫آره،
‫تختت راحته.

414
00:16:51.718 --> 00:16:53.052
‫آره.

415
00:16:53.052 --> 00:16:54.137
‫تو این رو از کجا می دونی؟

416
00:16:54.137 --> 00:16:55.638
‫خب، وقتی اومدم پیشت،
‫به سبک گلدیلاکس امتحانش کردم.

417
00:16:55.638 --> 00:16:57.765
‫خیله خب،
‫باید یاد بگیری که به حریم بقیه احترام بذاری.

418
00:16:57.765 --> 00:16:59.309
‫باشه.

419
00:16:59.309 --> 00:17:01.269
‫انقدری گذشته
‫که قضیه این یارو جدیده رو بپرسم؟

420
00:17:01.269 --> 00:17:03.646
‫به معنای واقعی کلمه
‫همین الان بهم گفتی که به حریم بقیه احترام بذارم.

421
00:17:03.646 --> 00:17:05.773
‫باشه.
‫شاید جفتمون نیاز داشته باشیم که به حریم همدیگه احترام بذاریم.

422
00:17:05.773 --> 00:17:06.774
‫- باشه.
‫- باشه.

423
00:17:09.777 --> 00:17:11.112
‫مهم نیست.

424
00:17:15.617 --> 00:17:16.868
‫- یارو...
‫- خیله خب، برو که رفتیم.

425
00:17:16.868 --> 00:17:18.786
‫- ...بهم پیشنهاد داد، ولی من گفتم نه.
‫- چرا؟

426
00:17:18.786 --> 00:17:20.997
‫- چون آتش نشانه.
‫- آتش نشانه؟

427
00:17:20.997 --> 00:17:23.333
‫آخرین چیزی که
‫بهش نیاز دارم، میراث یه مُرده دیگه است.

428
00:17:23.333 --> 00:17:25.293
‫چیزی که الان بهش نیاز دارم،
‫احساس امنیته، خب؟

429
00:17:25.293 --> 00:17:26.461
‫فقط نیاز دارم...

430
00:17:26.461 --> 00:17:27.921
‫نیاز دارم فقط یه دقیقه
‫احساس امنیت کنم و نگران نباشم...

431
00:17:27.921 --> 00:17:30.340
‫و ترسی نداشته باشم...

432
00:17:30.340 --> 00:17:32.008
‫چون دیروز...

433
00:17:32.008 --> 00:17:34.218
‫شاهد تحقق بدترین ترس دوران بچگیم بودم،

434
00:17:34.218 --> 00:17:35.803
‫و تراویس، الان هم
‫درگیر یه پاندمی ایم...

435
00:17:35.803 --> 00:17:37.555
‫و بخاطرش
‫حتی قیافه بقیه رو هم نمی تونم ببینم...

436
00:17:37.555 --> 00:17:38.932
‫و خودت می دونی
‫که چقدر عاشق قیافه آدمام.

437
00:17:38.932 --> 00:17:41.059
‫عاشقشونم.
‫نمی دونم.

438
00:17:41.059 --> 00:17:43.311
‫امسال
‫یه سال جهنمی و خارج از کنترل بوده...

439
00:17:43.311 --> 00:17:44.771
‫ولی
‫این دیگه دست خودمه...

440
00:17:44.771 --> 00:17:47.774
‫پس اصلا مهم نیست
‫که طرف کیه.

441
00:17:47.774 --> 00:17:50.276
‫فقط...منتفیه.
‫منتفیه. تمام.

442
00:17:50.276 --> 00:17:51.402
‫- ویک، فقط...
‫- فکر کنم...

443
00:17:51.402 --> 00:17:54.614
‫دستمالای بیشتری بخوایم...و یکم قهوه.

444
00:18:05.208 --> 00:18:06.918
‫مایا، خبری نشده.

445
00:18:06.918 --> 00:18:08.294
‫من یه خبری دارم.
‫پلیسا دارن میان.

446
00:18:08.294 --> 00:18:10.004
‫عالیه.

447
00:18:10.004 --> 00:18:11.005
‫خیله خب. ممنون.

448
00:18:11.005 --> 00:18:12.256
‫ممنون، مایا.

449
00:18:12.256 --> 00:18:13.299
‫می دونی،
‫از بین رفقایی که کارینا تا حالا داشته...

450
00:18:13.299 --> 00:18:14.300
‫تو رو از همه بیشتر دوست دارم،

451
00:18:14.300 --> 00:18:15.802
‫واقعا هم خیلی رفیق بازه.

452
00:18:15.802 --> 00:18:17.345
‫نه.
‫به حرفش گوش نکن.

453
00:18:19.681 --> 00:18:20.848
‫داره پیاده می شه.

454
00:18:20.848 --> 00:18:22.558
‫کی داره پیاده می شه؟

455
00:18:22.558 --> 00:18:24.102
‫خیله خب،
‫نه، آندریا.

456
00:18:24.102 --> 00:18:25.436
‫نه، آندریا.

457
00:18:25.436 --> 00:18:26.437
‫به پلیس نیاز داریم.
‫الانه که برسن.

458
00:18:26.813 --> 00:18:27.438
‫گمش نمی کنم.

459
00:18:27.730 --> 00:18:28.523
‫آندریا.

460
00:18:28.523 --> 00:18:29.565
‫خیله خب،
‫چیکار داره می کنه؟

461
00:18:29.565 --> 00:18:31.734
‫آندر...

462
00:18:31.734 --> 00:18:34.237
‫آندر..
‫مایا، باید قطع کنم.

463
00:18:34.237 --> 00:18:35.947
‫چی؟ نه. نه. نه. قطع نکن.

464
00:18:45.498 --> 00:18:47.333
‫- مایا، نمی تونم...
‫- نه، وارنم.

465
00:18:47.333 --> 00:18:48.960
‫- رسیدین؟
‫- هنوز نه.

466
00:18:48.960 --> 00:18:51.045
‫خیله خب،
‫داریم در طول ایستگاه قطار دنبالش می کنیم.

467
00:18:51.045 --> 00:18:53.089
‫ایستگاه قطار؟ وایسا.
‫از ماشین پیاده شدین؟

468
00:18:53.089 --> 00:18:55.883
‫آندریا پیاده شد
‫و من هم باید دنبالش می اومدم.

469
00:18:56.217 --> 00:18:57.427
‫چیکار داری می کنی؟

470
00:18:57.427 --> 00:18:58.636
‫نمی دونم، فقط...بهم اعتماد کن، باشه؟

471
00:18:59.011 --> 00:19:00.221
‫ایتالیایی؟

472
00:19:00.221 --> 00:19:01.514
‫اصلا چطوری وارد این کشور شدین؟

473
00:19:01.514 --> 00:19:02.974
‫مگه همه اتون کرونا ندارین؟

474
00:19:03.391 --> 00:19:04.851
‫برو پی کارت.
‫همینجوریش هم به اندازه کافی مشکل داریم، خواهش می کنم.

475
00:19:04.934 --> 00:19:07.103
‫کارینا، قضیه چیه؟

476
00:19:07.103 --> 00:19:08.729
‫کارینا.

477
00:19:13.109 --> 00:19:14.360
‫آندریا...
‫بیا برگردیم پیش ماشین.

478
00:19:14.360 --> 00:19:17.321
‫کارینا...بس کن، بیا بریم.

479
00:19:17.321 --> 00:19:18.531
‫کارینا.

480
00:19:18.531 --> 00:19:19.949
‫کا..کارینا، بگو ببینم چی شده.

481
00:19:19.949 --> 00:19:24.245
‫بن،
‫زنه سوار قطار شده، فکر کنم آندریا می خواد دنبالش بره.

482
00:19:24.245 --> 00:19:26.164
‫- کدوم قطار؟
‫- هنوز نفهمیدیم.

483
00:19:26.164 --> 00:19:27.665
‫خب،
‫می شه وقتی فهمیدی بهمون بگی...

484
00:19:28.791 --> 00:19:30.835
‫بن، صدات رو ندار...بن.

485
00:19:30.835 --> 00:19:31.961
‫الو؟

486
00:19:31.961 --> 00:19:33.296
‫- آژیر رو بزن.
‫- باشه.

487
00:19:34.422 --> 00:19:36.340
‫سروان بیشاپ،
‫اونا دارن سوار یه قطار می شن.

488
00:19:36.340 --> 00:19:37.508
‫حالا مطمئن نیستیم
‫مقصدشون کجاست،

489
00:19:37.508 --> 00:19:38.843
‫ولی همین الان داریم
‫به سمت نزدیک ترین ایستگاه قطار می ریم.

490
00:19:38.843 --> 00:19:40.136
‫به پلیسا بگو که دست به کار نشن.

491
00:19:40.136 --> 00:19:41.637
‫چی؟! چرا؟!
‫آخه چرا سوار...

492
00:19:41.637 --> 00:19:44.682
‫باشه، باشه، باشه.

493
00:19:44.682 --> 00:19:47.810
‫آندریا،
‫اگه دنبالش بریم و سوار قطار شیم،

494
00:19:47.810 --> 00:19:49.020
‫نمی فهمیم که مقصدش کجاست.

495
00:19:49.020 --> 00:19:50.813
‫چه راه دیگه ای هست، هان؟
‫همینطوری بذاریم بره؟

496
00:19:50.813 --> 00:19:52.523
‫ولی اینطوری بن نمی فهمه
‫کجا باید به دیدنمون بیاد.

497
00:19:52.523 --> 00:19:54.358
‫می تونیم
‫وقتی که سوار قطار شدیم، به بن پیام بدیم.

498
00:19:54.358 --> 00:19:55.818
‫آندریا،
‫اونا الان شماره پلاک زنه رو دارن.

499
00:19:55.818 --> 00:19:56.903
‫می تونن پیداش کنن.

500
00:19:56.903 --> 00:19:58.154
‫ما حتی نمی دونیم
‫که اون ماشین خودشه یا نه.

501
00:19:58.154 --> 00:20:00.114
‫حتی اسمش هم نمی دونیم.
‫وجدانم بهم اجازه نمی ده بذارم بره.

502
00:20:00.114 --> 00:20:01.616
‫کارینا...

503
00:20:01.616 --> 00:20:02.617
‫من می رم.

504
00:20:02.617 --> 00:20:03.618
‫میای یا نه؟

505
00:20:03.826 --> 00:20:04.785
‫هان؟

506
00:20:08.039 --> 00:20:09.040
‫هان؟

507
00:20:09.040 --> 00:20:11.042
‫میام. بیا بریم.

508
00:20:11.042 --> 00:20:11.834
‫باشه.

509
00:20:16.214 --> 00:20:18.216
‫کلاه ها رو صیقل دادیم،
‫شلنگا رو مرتب کردیم.

510
00:20:18.216 --> 00:20:19.383
‫کف غذاخوری انقدر تمیز شده که می شه روش غذا خورد.

511
00:20:19.383 --> 00:20:21.385
‫می دونم
‫با توجه به اوضاع، چیز زیادی نیست...

512
00:20:21.385 --> 00:20:24.138
‫ولی بابام
‫همیشه بهم می گفت...

513
00:20:24.138 --> 00:20:26.015
‫که بعضی وقتا،
‫ظاهر باطن رو می سازه،

514
00:20:26.015 --> 00:20:27.600
‫و در حال حاضر، ظاهر این ایستگاه...

515
00:20:27.600 --> 00:20:29.435
‫خیلی قشنگ شده.

516
00:20:29.435 --> 00:20:32.146
‫رئیس گردان گریگوری
‫حداقل یه ساعت دیگه می رسه.

517
00:20:32.146 --> 00:20:33.773
‫مفهومه.
‫می خوای مطمئن شم که...

518
00:20:33.773 --> 00:20:36.108
‫می خوام
‫تا وقتی که برگردم، مسئول ایستگاه باشی.

519
00:20:36.108 --> 00:20:37.902
‫نمی تونم همینطوری اینجا بمونم و به کارینا...

520
00:20:37.902 --> 00:20:39.111
‫وایسا...صبر کن...

521
00:20:39.111 --> 00:20:40.279
‫مایا.

522
00:20:40.279 --> 00:20:43.783
‫این بازرسی،
‫نقشت به عنوان سروان،

523
00:20:43.783 --> 00:20:46.535
‫به عنوان...اولین سروان زن ایستگاه 19 رو تعریف می کنه.

524
00:20:46.535 --> 00:20:47.995
‫خودم می دونم.

525
00:20:47.995 --> 00:20:50.623
‫ولی نمی تونم
‫طبق قوانینی که دیروز دیدم بازی کنم.

526
00:20:50.623 --> 00:20:53.376
‫کل این قضیه اولین سروان زن...

527
00:20:53.376 --> 00:20:56.295
‫به این اشاره داره
‫که اگه تک تک قوانین رو رعایت نکنم...

528
00:20:56.295 --> 00:20:57.672
‫یعنی دارم شکست می خورم،

529
00:20:57.672 --> 00:21:00.257
‫و اگه این کار رو
‫مثل مردان قبل از خودم انجام ندم،

530
00:21:00.257 --> 00:21:01.676
‫پس تواناییش رو ندارم،

531
00:21:01.676 --> 00:21:04.261
‫ولی دیروز
‫از تک تک قوانین پیروی کردم.

532
00:21:04.261 --> 00:21:05.596
‫علیه غریزه ام عمل کردم...

533
00:21:05.596 --> 00:21:08.724
‫و اون دخترا مجبور شدن
‫برای نجات جون خودشون خونه رو آتیش بزنن،

534
00:21:08.724 --> 00:21:10.685
‫چون من داشتم
‫از قوانین پیروی می کردم،

535
00:21:10.685 --> 00:21:13.479
‫چون نگران این بودم
‫که عملکردم روی کاغذ چطور به نظر میاد،

536
00:21:13.479 --> 00:21:14.605
‫و این آدما،

537
00:21:14.605 --> 00:21:17.024
‫این انسانای تهوع آور و بی روح،

538
00:21:17.024 --> 00:21:18.943
‫بچه ها رو می دزدن...

539
00:21:18.943 --> 00:21:21.988
‫و گروگان می گیرن و می فروشن،

540
00:21:21.988 --> 00:21:23.781
‫در حالی که بیشتر از اینا از ما برمیاد.

541
00:21:23.781 --> 00:21:25.783
‫پس می خوام برم اونجا.
‫من یه نیروی امدادی ام.

542
00:21:25.783 --> 00:21:27.118
‫می خوام وظیفه ام رو انجام بدم و اگه این به این معنیه...

543
00:21:27.118 --> 00:21:28.995
‫که امروز قراره آخرین روز کاریم به عنوان اولین سروان زن باشه،

544
00:21:28.995 --> 00:21:30.871
‫می تونم باهاش کنار بیام.

545
00:21:30.871 --> 00:21:32.623
‫به همه می گم
‫که با تمام وجود رعایت کنن.

546
00:21:32.623 --> 00:21:33.749
‫برو.

547
00:21:38.963 --> 00:21:40.548
‫وای!

548
00:21:40.548 --> 00:21:41.799
‫چی؟

549
00:21:41.799 --> 00:21:43.259
‫وای خدا!
‫چی...چیکار کردی؟

550
00:21:43.259 --> 00:21:44.719
‫- این کار واسه خودش علم داره!
‫- ببخش...

551
00:21:44.719 --> 00:21:45.720
‫فقط...

552
00:21:45.720 --> 00:21:47.012
‫در حال حاضر، به معنای واقعی کلمه،

553
00:21:47.012 --> 00:21:48.597
‫این تنها چیزیه که من رو زنده نگه داشته.

554
00:21:48.597 --> 00:21:51.767
‫هنوز ماشین رو صیقل ندادیم.

555
00:21:55.521 --> 00:21:57.565
‫بابت قبل تر متاسفم.

556
00:21:57.565 --> 00:21:59.650
‫بابت اون طرف فضولی کردم.
‫فکرم کار نمی کرد.

557
00:21:59.650 --> 00:22:01.360
‫- یعنی اصلا فکر نمی کردم.
‫- اشکالی نداره.

558
00:22:05.072 --> 00:22:08.743
‫فقط وقتی می بینم...

559
00:22:08.743 --> 00:22:10.161
‫مادرای اون بچه هایی...

560
00:22:10.161 --> 00:22:11.412
‫که دزدیده شدن...

561
00:22:11.412 --> 00:22:13.164
‫رو مجازات می کنن، حالم به هم می خوره. اون هم واسه...

562
00:22:13.164 --> 00:22:15.624
‫یعنی فقط داشتن سعی می کردن نجاتشون بدن.

563
00:22:15.624 --> 00:22:16.792
‫می دونی،
‫اگه اون دخترا سفیدپوست بودن،

564
00:22:16.792 --> 00:22:19.086
‫الان عکسشون صفحه اول روزنامه ها بود.

565
00:22:19.086 --> 00:22:20.045
‫قهرمان می شدن.

566
00:22:20.045 --> 00:22:21.130
‫ولی نه.
‫اونا سفیدپوست نبودن.

567
00:22:21.130 --> 00:22:22.631
‫و جویس...
‫اگه جویس شلوغ نمی کرد...

568
00:22:22.631 --> 00:22:23.758
‫اگه عقب نشینی می کرد...

569
00:22:23.758 --> 00:22:25.050
‫و درخواست نمی کرد که کاری انجام شه...

570
00:22:25.050 --> 00:22:29.430
‫اون هم وقتی که بارها نه شنیده بود...

571
00:22:29.430 --> 00:22:32.016
‫زندگی زنان سیاهپوست بعضی وقتا اینطوریه.

572
00:22:32.016 --> 00:22:33.809
‫دقیقا انگار
‫داری توی یه خلاء فریاد می کشی،

573
00:22:33.809 --> 00:22:35.728
‫و من خیلی...

574
00:22:35.728 --> 00:22:37.771
‫خیلی ازش خسته ام.

575
00:22:37.771 --> 00:22:39.690
‫منظورم اینه که، خدا رو شکر...خیله خب. می دونی چیه؟

576
00:22:39.690 --> 00:22:40.733
‫خدا رو شکر که میلر و سالیوان هستن.

577
00:22:40.733 --> 00:22:41.775
‫خدا رو شکر که اونجا بودن.

578
00:22:41.775 --> 00:22:43.444
‫اونا تونستن نجاتشون بدن.

579
00:22:43.444 --> 00:22:45.946
‫ولی ما نباید...
‫نباید اینطوری باشه، نه؟

580
00:22:45.946 --> 00:22:47.948
‫نباید مجبور شیم
‫توی خیابون فریاد بکشیم.

581
00:22:47.948 --> 00:22:52.453
‫نباید مجبور شیم
‫برای نجاتمون به این مردا تکیه کنیم.

582
00:22:52.453 --> 00:22:55.664
‫و این دنیا، فقط...فقط...فقط...

583
00:22:55.664 --> 00:22:57.500
‫از زوایای خیلی زیاد و متفاوتی بهمون فشار میاره...

584
00:22:57.500 --> 00:22:59.418
‫و...و...ما...

585
00:22:59.418 --> 00:23:02.796
‫خیلی کمتر از
‫اونچه که می دیم، می گیریم...

586
00:23:02.796 --> 00:23:04.965
‫دریغ از یه ذره منزلت،
‫و یه ذره محبت...

587
00:23:04.965 --> 00:23:07.468
‫و یه ذره...

588
00:23:07.468 --> 00:23:10.304
‫یه ذره احترام متعارف کوفتی.

589
00:23:10.304 --> 00:23:13.265
‫من هر روز جونم
‫رو برای این شهر مسخره به خطر میندازم،

590
00:23:13.265 --> 00:23:15.184
‫و در ازاش چی...

591
00:23:15.184 --> 00:23:17.728
‫اصلا اهالیش حاضرن
‫همچین کاری برام بکنن؟

592
00:23:20.314 --> 00:23:22.316
‫من خیلی...

593
00:23:22.316 --> 00:23:25.277
‫من خیلی عصبانی ام.

594
00:23:25.277 --> 00:23:26.862
‫من خیلی عصبانی ام.

595
00:23:26.862 --> 00:23:29.198
‫نمی تونم آروم شم و خیلی ناراحتم.

596
00:23:29.198 --> 00:23:32.117
‫به معنای واقعی کلمه دارم می لرزم.
‫نمی تونم به حالت عادی برگردم.

597
00:23:32.117 --> 00:23:33.369
‫دارم تلاشم رو می کنم.

598
00:23:33.369 --> 00:23:35.579
‫دارم تلاشم رو می کنم، ولی...

599
00:23:35.579 --> 00:23:37.248
‫خدایا، تراویس،
‫از تلاش کردن خیلی خسته ام.

600
00:23:40.042 --> 00:23:41.752
‫پس تلاش نکن.

601
00:23:41.752 --> 00:23:44.129
‫ویک...پس تلاش نکن.

602
00:23:44.129 --> 00:23:45.881
‫مجبور نیستی آروم بشی.

603
00:23:45.881 --> 00:23:47.883
‫مجبور نیستی
‫به حالت عادی برگردی.

604
00:23:47.883 --> 00:23:48.926
‫این کار رو نکن.

605
00:24:03.482 --> 00:24:06.485
‫پس تنهایی مردن
‫قرار نیست اونقدرا هم بد باشه، نه؟

606
00:24:06.485 --> 00:24:07.611
‫چی؟

607
00:24:07.611 --> 00:24:09.113
‫بیوه های آتش نشان.

608
00:24:09.113 --> 00:24:11.282
‫با هم تنهاییم.

609
00:24:11.282 --> 00:24:12.241
‫تا ابد.

610
00:24:15.369 --> 00:24:17.329
‫تو تنهایی نمی میری.

611
00:24:20.916 --> 00:24:22.334
‫چه غلیظه.

612
00:24:22.334 --> 00:24:24.712
‫من...
‫من هم همین رو می گم.

613
00:24:24.712 --> 00:24:25.921
‫نمی دونم.

614
00:24:32.011 --> 00:24:34.596
‫پسر، قراره از دیدنت توی اون لباس فرم لذت ببرم.

615
00:24:34.596 --> 00:24:37.725
‫خب...یقه ام خالی به نظر میاد.

616
00:24:37.725 --> 00:24:39.601
‫دلم برای نشانم تنگ شده.

617
00:24:41.854 --> 00:24:43.605
‫از این وضعیت متنفری؟

618
00:24:43.605 --> 00:24:45.190
‫از چی متنفرم؟

619
00:24:45.190 --> 00:24:47.609
‫این که
‫دوباره آشخور شدم.

620
00:24:47.609 --> 00:24:48.944
‫دیروز،
‫این رو با تمام وجود حس کردم.

621
00:24:48.944 --> 00:24:51.030
‫مایا...

622
00:24:51.030 --> 00:24:52.781
‫رئیس منه.

623
00:24:52.781 --> 00:24:53.949
‫- از این وضع متنفری.
‫- ازش متنفرم.

624
00:24:53.949 --> 00:24:55.701
‫متنفرم. متنفرم.

625
00:24:55.701 --> 00:24:57.244
‫و وقتی
‫که یاد بگیرم چطوری باید باهاش کنار بیام...

626
00:24:57.244 --> 00:24:59.997
‫خرابکاری هام رو درست می کنم
‫و اشتباهاتم رو جبران می کنم،

627
00:24:59.997 --> 00:25:03.250
‫و بعدش با چنگ و دندون
‫خودم رو به جایگاهی که بهش تعلق دارم می کشونم.

628
00:25:08.130 --> 00:25:09.631
‫نقشه امون چیه؟

629
00:25:09.631 --> 00:25:10.632
‫هوای سیاتل امروز قشنگ شده.

630
00:25:10.632 --> 00:25:12.092
‫قراره قطارسواری کنیم...

631
00:25:12.468 --> 00:25:15.095
‫آنتنت اومد؟ به بن پیام بده.

632
00:25:22.144 --> 00:25:23.187
‫خیله خب.

633
00:25:23.187 --> 00:25:25.522
‫ایستگاه بعدی بهمون ملحق می شن.

634
00:25:25.522 --> 00:25:26.523
‫19؟

635
00:25:26.523 --> 00:25:27.524
‫آره.
‫و پلیس.

636
00:25:27.983 --> 00:25:28.776
‫خیله خب.

637
00:25:29.109 --> 00:25:30.778
‫اگه پیاده شه،
‫اونا اونجا هستن.

638
00:25:30.778 --> 00:25:31.779
‫و اگه پیاده نشه هم سوار می شن.

639
00:25:37.659 --> 00:25:39.745
‫اولین باره
‫که به عنوان یه ایتالیایی شناسایی می شم.

640
00:25:39.745 --> 00:25:42.790
‫همونقدری که
‫انتظار داشتم، مزخرفه.

641
00:25:42.790 --> 00:25:45.375
‫می تونی تصور کنی
‫که بابا به این موقعیت چه واکنشی نشون می داد؟

642
00:25:51.924 --> 00:25:54.301
‫متاسفم
‫که مجبور شدی تنهایی پیش بابا بزرگ شی.

643
00:25:54.301 --> 00:25:56.094
‫حتی فرصت نکردی بچگی کنی.

644
00:25:57.304 --> 00:25:59.723
‫حال و هواش، ببخشید...موفقیتش...

645
00:25:59.723 --> 00:26:00.808
‫بخاطر تو بود.

646
00:26:00.808 --> 00:26:03.143
‫همونطور که
‫همیشه بهم یادآوری می کرد، دلیل شکست هاش هم من بودم.

647
00:26:05.312 --> 00:26:06.897
‫و...

648
00:26:06.897 --> 00:26:10.526
‫ببخشید که
‫وقتی مامان فوت کرد، بهت دروغ گفتم.

649
00:26:10.526 --> 00:26:13.195
‫گمونم
‫فقط می خواستم ازت محافظت کنم.

650
00:26:17.699 --> 00:26:21.370
‫یادته قبل از این که...

651
00:26:21.370 --> 00:26:23.372
‫با مامان به آمریکا بیاین...

652
00:26:23.372 --> 00:26:25.290
‫شبا می خوابوندمت و اون آواز رو برات می خوندم؟

653
00:26:27.668 --> 00:26:32.381
‫همچون جیرجیرک ها و
‫ستارگان در ماه اوت، لبخند خواهی زد.

654
00:26:32.714 --> 00:26:34.800
‫به نظرت چرا جدامون کردن؟

655
00:26:34.800 --> 00:26:35.884
‫منظورم اینه که،
‫می دونم که همیشه...

656
00:26:35.884 --> 00:26:37.427
‫این رو یه جورایی
‫به عنوان یه کاری که کردن قبول داشتم،

657
00:26:37.427 --> 00:26:39.763
‫ولی منظورم اینه که
‫چرا باید با دوتا بچه همچین کاری کنی؟

658
00:26:39.763 --> 00:26:43.141
‫چرا من رو دور کردن؟
‫چرا ما رو پیش همدیگه نگه نداشتن؟

659
00:26:48.188 --> 00:26:51.233
‫آندریا،
‫راستش این فکر من بود.

660
00:26:51.233 --> 00:26:52.693
‫منظورت چیه؟

661
00:26:52.693 --> 00:26:54.653
‫یه شب داشتم می خوابوندمت...

662
00:26:54.653 --> 00:26:56.697
‫و شنیدم
‫که دارن در مورد طلاق صحبت می کنن...

663
00:26:57.489 --> 00:26:59.491
‫و مامان گفت
‫که می خواد به آمریکا بره...

664
00:26:59.533 --> 00:27:01.910
‫و شروعی تازه داشته باشه
‫و بابا هم فریاد می کشید که...

665
00:27:01.910 --> 00:27:04.162
‫ترجیح می ده
‫خانواده رو از هم بپاشونه...

666
00:27:04.162 --> 00:27:06.665
‫تا این که تنها و بدون بچه بمونه...

667
00:27:06.665 --> 00:27:09.001
‫و من همون موقع هم می دونستم...

668
00:27:09.001 --> 00:27:10.919
‫که یه مشکلی داره.

669
00:27:10.919 --> 00:27:13.338
‫می دونی،
‫منظورم تغییرات خلق و خوی شدیدشه.

670
00:27:13.338 --> 00:27:16.508
‫من...

671
00:27:16.508 --> 00:27:19.219
‫ولی من می تونستم از پسش بربیام،

672
00:27:19.219 --> 00:27:23.265
‫و نمی خواستم
‫تو هم پیشش گیر بیفتی، می دونی؟

673
00:27:23.265 --> 00:27:26.852
‫نمی خواستم پیش بابا گیر بیفتی.

674
00:27:26.852 --> 00:27:29.730
‫پس به مامان گفتم
‫که تو رو با خودش ببره.

675
00:27:33.066 --> 00:27:35.360
‫فکر کنم
‫این یه نفرین خانوادگیه.

676
00:27:35.360 --> 00:27:38.780
‫منظورم نیاز عاجزانه به کمک به دیگرانه...

677
00:27:38.780 --> 00:27:40.157
‫حتی اگه
‫باعث بشه خودمون درد بکشیم.

678
00:28:00.761 --> 00:28:02.304
‫«زنه ما رو دید.»

679
00:28:05.432 --> 00:28:07.059
‫برو دیگه.

680
00:28:07.059 --> 00:28:09.352
‫دلوکا،
‫لطفا کار احمقانه ای نکن.

681
00:28:09.352 --> 00:28:11.188
‫می دونم توی سرت چی می گذره،
‫ولی خیلی خطرناکه.

682
00:28:11.188 --> 00:28:12.314
‫نمی دونی توی سرم چی می گذره.

683
00:28:12.314 --> 00:28:13.482
‫داری به این فکر می کنی
‫که باید بهش تنه بزنی.

684
00:28:13.482 --> 00:28:14.608
‫راستش،
‫تقریبا یه همچین چیزی.

685
00:28:14.608 --> 00:28:16.276
‫آندریا، نه.

686
00:28:16.276 --> 00:28:17.486
‫اون ما رو دید.
‫تمومه.

687
00:28:17.486 --> 00:28:20.197
‫ببین. نه.
‫ما ماسک زدیم، خب؟

688
00:28:20.197 --> 00:28:22.115
‫امکان نداره ما رو شناخته باشه.

689
00:28:22.115 --> 00:28:23.366
‫باید حواسمون رو بهش جمع کنیم.

690
00:28:23.366 --> 00:28:24.910
‫نه، نه، نه.
‫آندریا، آندریا، آندریا.

691
00:28:25.702 --> 00:28:27.913
‫خواهش می کنم، اون زن خطرناکه. بسه.

692
00:28:36.713 --> 00:28:38.632
‫به نظرتون
‫این یه جور قدرت نماییه؟

693
00:28:38.632 --> 00:28:41.426
‫این که رئیس گردان
‫ما رو اینطوری منتظر نگه می داره رو می گم.

694
00:28:41.426 --> 00:28:43.512
‫احتمالا تاخیرش
‫یه ربطی به کرونا داره.

695
00:28:43.512 --> 00:28:45.180
‫دلیل من جالب تره.

696
00:28:45.180 --> 00:28:46.890
‫خیله خب،
‫ببینین، نزدیکه یه حرفی بزنم...

697
00:28:46.890 --> 00:28:49.142
‫که
‫به طرز دردناکی صادقانه و شدیدا احساسیه...

698
00:28:49.142 --> 00:28:50.310
‫و کلی هم کافئین خوردم،

699
00:28:50.310 --> 00:28:51.770
‫پس بیاین همه امون به کارمون ادامه بدیم...

700
00:28:51.770 --> 00:28:52.979
‫- و تحملم کنین.
‫- نه.

701
00:28:52.979 --> 00:28:53.980
‫گفت نمی خواد
‫در مورد اون قضیه صحبت کنه.

702
00:28:53.980 --> 00:28:55.106
‫منظورم اون قضیه نیست.

703
00:28:55.106 --> 00:28:55.816
‫- اوه.
‫- اوه.

704
00:28:55.816 --> 00:28:56.858
‫باشه.

705
00:28:56.858 --> 00:28:59.694
‫ویک،
‫اصلا نمی تونم درک کنم...

706
00:28:59.694 --> 00:29:01.571
‫که حس و حالی که داری چقدر سنگین و دردناکه،

707
00:29:01.571 --> 00:29:04.574
‫ولی نمی ذارم
‫به عنوان یه بیوه غمگین و تنها،

708
00:29:04.574 --> 00:29:05.784
‫در حالی که جوراب نامزد مرده ات
‫رو پوشیدی، بمیری.

709
00:29:05.784 --> 00:29:06.785
‫نمی ذارم.

710
00:29:06.785 --> 00:29:08.411
‫ببین،
‫تو نمی تونی فقط بخاطر این که...

711
00:29:08.411 --> 00:29:10.413
‫کارمون خطرناکه،
‫عشق رو از خودت دریغ کنی.

712
00:29:10.413 --> 00:29:11.581
‫دنیا تغییر کرده.

713
00:29:11.581 --> 00:29:12.833
‫الان دکتر بودن خطرناکه.

714
00:29:12.833 --> 00:29:15.210
‫کارمند سوپرمارکت بودن...فوق خطرناکه.

715
00:29:15.210 --> 00:29:17.754
‫و آتش نشانا؟
‫ما خودمون رو به صحنه می رسونیم.

716
00:29:17.754 --> 00:29:20.090
‫خودمون رو به صحنه می رسونیم و سعی می کنیم دنیا رو...

717
00:29:20.090 --> 00:29:22.384
‫برای همه
‫و همدیگه به جای امنی تبدیل کنیم.

718
00:29:22.384 --> 00:29:23.593
‫من آماده ام
‫که در موردش صحبت کنم.

719
00:29:26.596 --> 00:29:28.431
‫من...می خوام باهاشون مبارزه کنم.

720
00:29:28.431 --> 00:29:29.850
‫چی؟

721
00:29:29.850 --> 00:29:32.394
‫می خوام از طریق دادگاه های لامصب باهاشون مبارزه کنم.

722
00:29:32.394 --> 00:29:35.480
‫خطرناکه، می دونم،
‫ولی راه دیگه ای وجود نداره.

723
00:29:35.480 --> 00:29:37.399
‫همین الان هم
‫سه دختر سیاهپوست از محله جویس...

724
00:29:37.399 --> 00:29:39.150
‫گم شدن.

725
00:29:39.150 --> 00:29:41.069
‫پلیسا هیچ کاری نکردن.

726
00:29:41.069 --> 00:29:42.362
‫اون رو جلوی...

727
00:29:42.362 --> 00:29:43.947
‫دخترش به جرمی دروغین دستگیر کردن...

728
00:29:43.947 --> 00:29:46.575
‫و فقط به این دلیل
‫از خیر اتهاماتش گذشتن که یکی فیلمبرداری کرده بود...

729
00:29:46.575 --> 00:29:48.118
‫و این کافی نیست.

730
00:29:48.118 --> 00:29:49.411
‫این کافی نیست!

731
00:29:49.411 --> 00:29:51.538
‫آسیبی که
‫این اتفاق به اون دختر زده، دائمیه.

732
00:29:51.538 --> 00:29:54.541
‫آسیبی که
‫به اون مادر زده، دائمیه.

733
00:29:54.541 --> 00:29:57.877
‫و اگه...اگه این رو فقط یه مشکل...

734
00:29:57.877 --> 00:29:59.546
‫سیستمی در نظر بگیریم
‫و در قبالش هیچ کاری نکنیم...

735
00:29:59.546 --> 00:30:03.091
‫اگه اسم اونایی
‫که از این سیستم حمایت می کنن رو مطرح نکنیم...

736
00:30:03.091 --> 00:30:06.094
‫اگه...اگه باهاشون مبارزه نکنیم،
‫هیچی عوض نمی شه.

737
00:30:06.094 --> 00:30:08.513
‫هیچی عوض نمی شه.

738
00:30:08.513 --> 00:30:11.016
‫ما آتش نشانیم.

739
00:30:11.016 --> 00:30:13.852
‫به سمت ساختمونای آتیش گرفته
‫هجوم می بریم، بر انواع و اقسام موانع غلبه می کنیم،

740
00:30:13.852 --> 00:30:17.689
‫و جون آدما رو نجات می دیم،
‫این هم هیچ فرقی با کار ما نداره.

741
00:30:17.689 --> 00:30:18.773
‫این...

742
00:30:18.773 --> 00:30:21.318
‫فقط آتیش متفاوتیه.

743
00:30:23.069 --> 00:30:26.114
‫من یه آتش نشان سیاهپوستم و به خودم افتخار می کنم.

744
00:30:26.114 --> 00:30:28.783
‫مردی ام
‫که برای آینده دختر کوچولوش مبارزه می کنه...

745
00:30:28.783 --> 00:30:30.994
‫و خانواده ام
‫هم پولداره.

746
00:30:33.079 --> 00:30:34.372
‫با خانواده ات آشتی کردی؟

747
00:30:34.372 --> 00:30:35.790
‫نه.

748
00:30:35.790 --> 00:30:37.667
‫ولی...

749
00:30:37.667 --> 00:30:39.794
‫الان می کنم.

750
00:30:39.794 --> 00:30:41.671
‫خب،
‫من پایه ام.

751
00:30:43.423 --> 00:30:45.425
‫شهادت می دم.
‫هر کاری که نیاز داشته باشی می کنم، میلر.

752
00:30:45.425 --> 00:30:47.469
‫مرسی،
‫مانتگومری.

753
00:30:57.354 --> 00:30:59.814
‫به طرز دردناکی صادق بودن بهت میاد.

754
00:31:09.199 --> 00:31:11.034
‫یک دقیقه تا مرکز شهر.

755
00:31:21.044 --> 00:31:22.420
‫وضعیت چیه؟

756
00:31:22.420 --> 00:31:24.756
‫باید به زودی برسن.

757
00:31:24.756 --> 00:31:26.925
‫خیله خب.
‫وقتی پلیسا برسن، می گیم حواسشون به هر دو خروجی باشه.

758
00:31:26.925 --> 00:31:29.260
‫مرکز شهر سیاتل.

759
00:31:32.972 --> 00:31:36.309
‫برای امنیت خودتون،
‫لطفا از درها فاصله بگیرین.

760
00:31:40.146 --> 00:31:41.815
‫آندریا، وایسا!

761
00:31:41.815 --> 00:31:42.649
‫آندریا؟

762
00:31:52.992 --> 00:31:54.119
‫آندریا.

763
00:31:54.577 --> 00:31:55.787
‫بعد از این که
‫تعقیبش کردیم، چیکار کنیم؟

764
00:31:55.787 --> 00:31:56.955
‫کارینا،
‫گوش کن چی می گم، باشه؟

765
00:31:56.955 --> 00:31:58.289
‫می خوام بری بن و پلیسا رو پیدا کنی.

766
00:31:58.289 --> 00:32:00.125
‫گمش نمی کنم.
‫وجدانم نمی ذاره بیخیالش شم.

767
00:32:00.125 --> 00:32:01.126
‫باشه.

768
00:32:43.543 --> 00:32:44.711
‫19!

769
00:32:44.711 --> 00:32:45.503
‫چی؟

770
00:32:45.503 --> 00:32:46.504
‫- من نبودم...
‫- خدای من.

771
00:32:46.504 --> 00:32:47.881
‫- بله قربان. بله قربان.
‫- وای خدا.

772
00:32:47.881 --> 00:32:49.090
‫صبح بخ...صبح بخیر.

773
00:32:49.090 --> 00:32:50.967
‫- صبح بخیر.
‫- منظورم این که...قربان.

774
00:32:50.967 --> 00:32:54.470
‫رئیس گردان گریگوری،
‫به ایستگاه 19 خوش اومدین.

775
00:32:54.470 --> 00:32:57.765
‫می بینم
‫که با هیوز، مانتگومری و میلر آشنا شدین.

776
00:32:57.765 --> 00:32:58.766
‫سروان بیشاپ کجاست؟

777
00:32:58.766 --> 00:33:01.144
‫ایشون نیستن.
‫کاری براشون پیش اومده.

778
00:33:01.144 --> 00:33:03.187
‫من رو مسئول ایستگاه کردن.
‫ستوان هررا هستم.

779
00:33:03.187 --> 00:33:04.814
‫دختر پروت هررا؟

780
00:33:04.814 --> 00:33:06.149
‫بله، قربان.

781
00:33:08.443 --> 00:33:09.861
‫لطف کنین و از این سمت تشریف بیارین.

782
00:33:13.698 --> 00:33:16.743
‫پروت حتی از اون دنیا هم همچنان نجاتمون می ده.

783
00:33:45.480 --> 00:33:46.898
‫سروان بیشاپ؟

784
00:33:46.898 --> 00:33:50.026
‫درا رو پوشش دادیم.
‫این عکس اوپاله.

785
00:33:50.026 --> 00:33:53.029
‫اون مظنون پرونده است.
‫بیاین بریم.

786
00:33:53.029 --> 00:33:54.822
‫سمت راست و چپ رو پوشش بدین. بریم.

787
00:34:10.088 --> 00:34:11.255
‫عقب گرد!

788
00:34:12.965 --> 00:34:14.550
‫19. شیفت الف.

789
00:34:14.550 --> 00:34:16.135
‫به گوشم رسوندن که خودتون رو گروه برتر
‫صدا می کنین.

790
00:34:16.135 --> 00:34:17.512
‫با این حال،
‫سروانتون نیست...

791
00:34:17.512 --> 00:34:19.555
‫و موقعی که
‫اومده ام هم همه اتون سر کار خواب بودین.

792
00:34:19.555 --> 00:34:20.890
‫رئیس گریگوری،
‫اگه اجازه بدین من یه توضیحی بدم،

793
00:34:20.890 --> 00:34:24.060
‫تیم ما به دقت،

794
00:34:24.060 --> 00:34:25.645
‫صحت و
‫سخت کوشی خودش افتخار می کنه.

795
00:34:25.645 --> 00:34:26.854
‫ما واحدی قدرتمندیم.

796
00:34:26.854 --> 00:34:28.940
‫هررا،
‫سروانت کجاست؟

797
00:34:30.691 --> 00:34:32.568
‫ایشون دارن به هماهنگی...

798
00:34:32.568 --> 00:34:34.654
‫دستگیری یه قاچاقچی انسان معروف...

799
00:34:34.654 --> 00:34:36.739
‫که فکر می کنیم مسئول دزدیدن...

800
00:34:36.739 --> 00:34:38.741
‫دو دختری که
‫دیروز نجاتشون دادیم باشه، کمک می کنن.

801
00:34:38.741 --> 00:34:40.201
‫سروان ما داره الگویی...

802
00:34:40.201 --> 00:34:42.203
‫از مفهوم عضوی از
‫نیروهای امداد بودن می سازه.

803
00:34:42.203 --> 00:34:44.288
‫منظورم خارج از کارای دفتری یا حوزه قضائیه.

804
00:34:44.288 --> 00:34:47.834
‫ما به این که
‫اون مافوقمونه، افتخار می کنیم.

805
00:34:47.834 --> 00:34:49.836
‫خبر جریانات دیروز
‫به گوشم رسیده.

806
00:34:49.836 --> 00:34:53.172
‫در حالی که در حال انجام وظیفه نبودین
‫و تجهیزاتی هم نداشتین، وارد یه ساختمون آتش گرفته شدین،

807
00:34:53.172 --> 00:34:54.924
‫قربان،
‫از نظر ما، جون انسان ها بر دستور کار اولویت داره.

808
00:34:54.924 --> 00:34:56.384
‫و باز هم این کار رو می کنیم.

809
00:34:56.384 --> 00:34:59.053
‫خصوصا برای گروهی از جامعه
‫که نادیده گرفته می شه.

810
00:34:59.053 --> 00:35:00.138
‫قربان.

811
00:35:11.524 --> 00:35:12.233
‫موی قرمز.

812
00:35:12.233 --> 00:35:14.360
‫گمونم حدود 170 سانتی متر قدش باشه.

813
00:35:14.360 --> 00:35:15.987
‫قطار یه چند دقیقه ای هست
‫که به این ایستگاه رسیده،

814
00:35:15.987 --> 00:35:17.155
‫پس باید یه جایی همین اطراف باشن.

815
00:35:17.155 --> 00:35:17.905
‫خودشه!

816
00:35:17.905 --> 00:35:18.990
‫برو که رفتیم.

817
00:35:21.659 --> 00:35:23.703
‫- خانم، ایست!
‫- آهای...

818
00:35:23.703 --> 00:35:25.746
‫ببخشید.
‫اشتباه گرفتیم.

819
00:35:32.795 --> 00:35:34.755
‫نه. اونجاست. اونجا.
‫اونجا، اونجا، اونجا!

820
00:35:34.755 --> 00:35:36.966
‫فکر می کنیم
‫داره از بخش شمالی ساختمون خارج می شه.

821
00:35:36.966 --> 00:35:38.759
‫خانم. ایست.

822
00:35:38.759 --> 00:35:40.219
‫قضیه چیه؟

823
00:35:40.219 --> 00:35:41.554
‫قضیه چیه؟

824
00:35:42.889 --> 00:35:44.181
‫هدف رو گرفتیم.

825
00:35:44.181 --> 00:35:46.183
‫خانم،
‫شما حق دارین سکوت کنین.

826
00:35:46.183 --> 00:35:47.435
‫هر حرفی که بزنین در دادگاه...

827
00:35:47.435 --> 00:35:50.771
‫علیه خودتون استفاده می شه.

828
00:35:59.155 --> 00:36:00.281
‫جالبه که صورتش...

829
00:36:00.281 --> 00:36:02.241
‫رو روی زمین فشار ندادن.

830
00:36:09.123 --> 00:36:10.666
‫آزاد.

831
00:36:12.752 --> 00:36:14.128
‫با این که درگیری...

832
00:36:14.128 --> 00:36:16.339
‫با برادران پلیسمون رو تایید نمی کنم...

833
00:36:16.339 --> 00:36:21.552
‫صداقت و شجاعت
‫به عنوان ارزش هایی اساسی، برام ارزشمندن.

834
00:36:23.512 --> 00:36:27.350
‫شما دیروز جون دو نفر رو نجات دادین.

835
00:36:27.350 --> 00:36:29.852
‫با دستای خالیتون این کار رو کردین.

836
00:36:29.852 --> 00:36:32.730
‫من به وجود هر کدوم
‫از شما توی تیمم افتخار می کنم.

837
00:36:36.525 --> 00:36:37.860
‫ببخش...

838
00:36:37.860 --> 00:36:40.613
‫ببخشید.
‫ببخشید.

839
00:36:40.613 --> 00:36:41.947
‫خدای من.

840
00:36:41.947 --> 00:36:44.492
‫ببخشید.
‫قربان، معذرت می خوام.

841
00:36:44.492 --> 00:36:46.160
‫قربان،
‫اون همه اش رو توی خودش ریخته.

842
00:36:46.160 --> 00:36:48.079
‫خیلی سنگین بود.

843
00:36:48.079 --> 00:36:50.164
‫هضم اتفاقات دیروز، خیلی سخت بود.

844
00:36:50.164 --> 00:36:52.291
‫تصور می کنم
‫که همینطور بوده، پسرم.

845
00:36:52.291 --> 00:36:55.294
‫قربان، ما نخوابیدیم. غذا نخوردیم.

846
00:36:55.294 --> 00:36:58.339
‫مشکلمون
‫گسترده تر از تضعیف روحیه است.

847
00:36:58.339 --> 00:36:59.965
‫متوجه ام.

848
00:37:02.218 --> 00:37:03.928
‫خیلی متاسفم.
‫قربان، من همیشه اینطوری نیستم.

849
00:37:03.928 --> 00:37:05.429
‫همیشه...من همیشه اینطوری نیستم.

850
00:37:05.429 --> 00:37:07.056
‫واقعا اینطوری نیست.
‫قربان، واقعا همیشه اینطوری نیست.

851
00:37:07.056 --> 00:37:08.349
‫تا حالا همچین کاری نکرده بود.

852
00:37:11.018 --> 00:37:12.228
‫19.

853
00:37:12.228 --> 00:37:13.187
‫19.

854
00:37:13.187 --> 00:37:14.063
‫- 19.
‫- 19.

855
00:37:14.063 --> 00:37:15.231
‫19.

856
00:37:15.231 --> 00:37:16.107
‫- 19.
‫- 19.

857
00:37:16.107 --> 00:37:17.191
‫19!

858
00:37:17.191 --> 00:37:18.109
‫19!

859
00:37:18.109 --> 00:37:19.110
‫19!

860
00:37:19.110 --> 00:37:20.152
‫همینه.

861
00:37:24.156 --> 00:37:25.157
‫اوه.

862
00:37:25.157 --> 00:37:26.492
‫آندریا!

863
00:37:26.492 --> 00:37:27.660
‫آهای.

864
00:37:35.251 --> 00:37:36.419
‫فکر کنم بهم چاقو زد.

865
00:37:36.419 --> 00:37:38.003
‫کمک!

866
00:37:38.003 --> 00:37:39.171
‫کمک!

867
00:37:39.171 --> 00:37:40.548
‫به 911 زنگ بزن!

868
00:37:40.548 --> 00:37:42.049
‫کمک!

869
00:37:44.301 --> 00:37:45.553
‫باهام حرف بزن، صدام رو می شنوی؟

870
00:37:45.553 --> 00:37:47.388
‫ببخشید.
‫لطفا راه رو خالی کنین.

871
00:37:47.388 --> 00:37:48.806
‫- برین کنار. بذارین رد شیم.
‫- کمکش کنین! کمکش کنین!

872
00:37:48.806 --> 00:37:49.849
‫راه رو خالی کنین.

873
00:37:52.977 --> 00:37:54.603
‫کارینا...

874
00:37:54.603 --> 00:37:56.605
‫باید کار کنیم.
‫بیا. بیا.

875
00:38:01.360 --> 00:38:02.570
‫از هوش نرو!
‫از هوش نرو!

876
00:38:44.278 --> 00:38:45.613
‫بیمارستان گری اسلون،

877
00:38:45.613 --> 00:38:47.615
‫من سروان مایا بیشاپ از ایستگاه 19 هستم.

878
00:38:47.615 --> 00:38:49.992
‫یه دکتر هستش...

879
00:38:49.992 --> 00:38:52.661
‫یه مرد 35 ساله...

880
00:38:52.661 --> 00:38:54.872
‫که شکمش چاقو خورده رو داریم براتون میاریم.

881
00:38:54.872 --> 00:38:56.832
‫تپش قلب داره و
‫فشار خونش پایینه.

882
00:38:56.832 --> 00:38:58.459
‫وارن.

883
00:38:58.459 --> 00:39:01.128
‫دارمش. دارمش.

884
00:39:01.128 --> 00:39:02.838
‫گرفتنش؟

885
00:39:02.838 --> 00:39:03.631
‫چی؟

886
00:39:03.631 --> 00:39:04.673
‫زنه رو گرفتن؟

887
00:39:04.673 --> 00:39:06.717
‫آره، گرفتنش.
‫گرفتنش.

888
00:39:13.140 --> 00:39:16.644
‫همچون جیرجیرک ها و ستارگان در ماه اوت...

889
00:39:20.606 --> 00:39:22.608
‫لبخند خواهی زد.

