
1
00:00:01.251 --> 00:00:03.128
بابام یه هتل خریده.

2
00:00:03.128 --> 00:00:05.588
حالا تا بابا و مامانم تریمونت
رو درست کنن، اینجا گیر افتادم.

3
00:00:05.588 --> 00:00:07.340
شما تو تریمونت زندگی می کنین؟

4
00:00:08.091 --> 00:00:09.592
ساوانا کیه؟

5
00:00:09.592 --> 00:00:11.302
روح یه بچه...

6
00:00:11.302 --> 00:00:13.263
که ظاهرا 30 ساله اون هتل رو...

7
00:00:13.263 --> 00:00:14.764
تسخیر کرده.

8
00:00:15.473 --> 00:00:16.933
گفتم ظاهرا.

9
00:00:19.602 --> 00:00:21.312
دیشب تو تریمونت، یه روح دیدیم.

10
00:00:23.815 --> 00:00:25.316
من یه روح دیدم.

11
00:00:26.067 --> 00:00:27.318
تریمونت یه پناهگاه داره؟

12
00:00:27.318 --> 00:00:28.528
بریم یه نگاه بهش بندازیم.

13
00:00:29.154 --> 00:00:31.072
گریفین، نگاه.

14
00:00:31.865 --> 00:00:33.992
انگار تو زمان به عقب برگشتیم.

15
00:00:33.992 --> 00:00:35.326
اون زنده ست، گریفین.

16
00:00:35.326 --> 00:00:37.078
تنها توضیح ممکن، سفر در زمان ـه.

17
00:00:38.413 --> 00:00:39.414
ساوانا؟

18
00:00:41.374 --> 00:00:42.876
تریمونت کاملا امنه.

19
00:00:42.876 --> 00:00:44.043
تریمونت، نفرین شده!

20
00:00:46.838 --> 00:00:48.173
شاید داریم تو چیزهایی دخالت می کنیم،

21
00:00:48.173 --> 00:00:49.799
که نباید دخالت کنیم.

22
00:00:51.801 --> 00:00:53.052
[بمون]

23
00:00:53.094 --> 00:00:55.597
ساوانا
،تو که گفتی هیچ وقت از دروازه رد نمیشی!

24
00:00:55.597 --> 00:00:57.265
می دونم. ولی بعد این رو پیدا کردم.

25
00:00:57.265 --> 00:00:59.267
انگار تو هم از سفر در زمان
دست برنداشتی.

26
00:00:59.267 --> 00:01:01.644
آره، بالاخره یه ماجراجویی داریم
که توش قرار نیست تو رو نجات بدیم.

27
00:01:01.644 --> 00:01:03.146
پس اون روح من نیستم.

28
00:01:03.146 --> 00:01:04.397
ممکنه هر کسی باشه.

29
00:01:04.397 --> 00:01:06.065
فقط یه راه واسه فهمیدنش هست.

30
00:01:07.025 --> 00:01:08.234
بریم.

31
00:01:08.234 --> 00:01:09.736
به شرط اینکه تا قبل از شام، برگردیم خونه.

32
00:01:19.829 --> 00:01:24.209
«فیلم با زیرنویس در سایت هکس دانلود»

33
00:01:24.501 --> 00:01:26.711
: مترجم
«محمد گرمسیری»

34
00:02:50.920 --> 00:02:53.256
بن! ترسوندیم.

35
00:02:53.256 --> 00:02:55.800
ببخشید. دنبال گریفین می گشتم. اون توئه؟

36
00:02:57.468 --> 00:02:58.678
هیچکس اینجا نیست.

37
00:03:04.100 --> 00:03:05.935
دیزی، تویی؟

38
00:03:05.935 --> 00:03:07.228
- .داره میاد -
بریم !

39
00:03:07.228 --> 00:03:08.354
کی...

40
00:03:09.480 --> 00:03:10.481
وای.

41
00:03:14.986 --> 00:03:16.195
جریان چی بود؟

42
00:03:17.030 --> 00:03:18.698
خیلی عجیب بود...

43
00:03:19.282 --> 00:03:20.658
انگار داشتی تو آینه نگاه می کردی.

44
00:03:20.658 --> 00:03:21.701
منظورت چیه؟

45
00:03:22.493 --> 00:03:23.494
مگه اون دختر رو ندیدی؟

46
00:03:24.454 --> 00:03:27.457
تقریبا مثل همیم
.ممکنه بود خود من باشه.

47
00:03:28.708 --> 00:03:29.792
این چطور ممکنه؟

48
00:03:33.713 --> 00:03:34.964
سم، برگرد!

49
00:03:35.673 --> 00:03:37.049
حالا دیگه کجا میره؟

50
00:03:37.049 --> 00:03:38.926
سم با دو رفت تو چمنزار، بعد اینکه دید...

51
00:03:38.926 --> 00:03:41.012
احتمالا فهمیده هنوز
کارهای خونه ش رو انجام نداده.

52
00:03:41.012 --> 00:03:42.555
بهش توجه نکن.

53
00:03:43.806 --> 00:03:46.142
اون بچه حواسش همیشه یه جای دیگه ست.

54
00:03:50.271 --> 00:03:51.856
بذار کمکت کنم.

55
00:03:57.195 --> 00:03:58.905
[داستان های فضا و زمان]

56
00:05:10.560 --> 00:05:11.978
اون مرد تو همون صندلی ای نشسته بود،

57
00:05:11.978 --> 00:05:13.729
که یه کم قبل دیدم خود به خود تکون می خوره.

58
00:05:13.729 --> 00:05:15.189
نباید اتفاقی باشه.

59
00:05:15.189 --> 00:05:16.941
به نظرت اونجا یه روح دیدیم؟

60
00:05:16.941 --> 00:05:19.568
میگم اون باید همون
روحی باشه که الان هتل رو تسخیر کرده،

61
00:05:19.568 --> 00:05:21.445
همونی که ما رو به گذشته فرستاد.

62
00:05:21.445 --> 00:05:22.613
ولی چرا؟

63
00:05:22.613 --> 00:05:24.323
اون دختری که تو ایوان وایستاده بود چی؟

64
00:05:24.323 --> 00:05:26.158
باید یکی از اقوام من باشه.

65
00:05:31.455 --> 00:05:33.124
خانواده م قبل از اینکه اینجا هتل بشه،

66
00:05:33.124 --> 00:05:34.417
صاحب تریمونت بودن.

67
00:05:34.417 --> 00:05:36.085
پس بگو چرا اینقدر شبیه تو بود.

68
00:05:36.085 --> 00:05:37.503
ولی مردی که تو صندلی راحتی بود،

69
00:05:37.503 --> 00:05:39.255
یکی به اسم دیزی رو صدا می کرد.

70
00:05:39.255 --> 00:05:42.133
- ...پس یعنی اون میشه -
مطمئن نیستم .

71
00:05:42.133 --> 00:05:44.552
بعد مرگ بابام
.مامانم خیلی درباره ش حرف نمیزد،

72
00:05:44.552 --> 00:05:47.138
تنها چیزی که می دونم اینه که اونا
روز آخر اردوی مامانم، با هم آشنا شدن.

73
00:05:47.805 --> 00:05:49.765
- !وای نه -
چی شده؟

74
00:05:49.765 --> 00:05:51.767
باید برم خونه
،اردو از امروز شروع میشه.

75
00:05:51.767 --> 00:05:53.853
منم باید به همه کمک کنم تو خوابگاه ها،

76
00:05:53.853 --> 00:05:55.313
مستقر بشن.

77
00:05:55.313 --> 00:05:57.315
جالبه که قراره دوباره بری اونجا اردو.

78
00:05:57.315 --> 00:05:58.899
در واقع، راهنمای کوچک.

79
00:05:58.899 --> 00:06:00.985
این دفعه، منم که بچه ها رو...

80
00:06:00.985 --> 00:06:02.653
با افسانه ی مرد خزه ای، می ترسونم.

81
00:06:02.653 --> 00:06:04.655
و مچ اونا رو موقع سر کاری، می گیری.

82
00:06:04.655 --> 00:06:06.032
اونقدر دیگه شورش رو در نمیارم.

83
00:06:06.032 --> 00:06:07.825
یعنی، هنوز خودمم.

84
00:06:11.912 --> 00:06:13.914
خب، گمونم دوباره باید خداحافظی کنیم.

85
00:06:16.709 --> 00:06:17.835
لازم نیست اینطور باشه.

86
00:06:18.544 --> 00:06:20.379
ممکنه یه سرنخ تو سال 1962،

87
00:06:20.379 --> 00:06:21.756
درباره ی اون مرد تو صندلی راحتی باشه،

88
00:06:21.756 --> 00:06:23.632
که کیه و چرا هتل رو تسخیر کرده.

89
00:06:24.300 --> 00:06:26.594
اگه چیزی پیدا کردی
.یه پیام برامون بذار،

90
00:06:26.594 --> 00:06:29.472
بازم خونه ی درختی؟
مثل کاری که با ظرف قهوه کردیم؟

91
00:06:29.472 --> 00:06:31.015
نباید خطر کنیم.

92
00:06:31.015 --> 00:06:32.975
خیلی ها هستن که قضیه ی اونجا رو می دونن.

93
00:06:32.975 --> 00:06:33.976
زیرزمین چی؟

94
00:06:34.685 --> 00:06:36.103
زیر تخته های کف اتاق یا همچین چیزی؟

95
00:06:37.354 --> 00:06:38.689
ته پله ها؟

96
00:06:39.315 --> 00:06:40.399
اینم خوبه.

97
00:06:40.399 --> 00:06:41.901
مطمئنی واسه جاسوسی تو دردسر نمیفتی؟

98
00:06:41.901 --> 00:06:43.569
نمی خوایم برات تو خونه مشکلی پیش بیاد.

99
00:06:44.195 --> 00:06:45.905
اگه گیر نیفتی، تر دردسر هم نمیفتی.

100
00:06:49.658 --> 00:06:50.826
منم باید برگردم.

101
00:06:50.826 --> 00:06:52.912
احتمالا دوقلوها
با خودشون میگن یه روح من رو دزدیده.

102
00:06:52.912 --> 00:06:54.580
یه روح که می خواد حالمون رو بگیره؟

103
00:06:56.832 --> 00:06:59.168
- .داشتم شوخی می کردم -
آره جون خودت .

104
00:07:11.639 --> 00:07:13.849
شاید فقط جلوی بچه ها
احساس راحتی می کنه که تکون بخوره.

105
00:07:13.849 --> 00:07:16.143
این یه صندلی ـه، وایت
.احساسات نداره.

106
00:07:16.143 --> 00:07:17.478
منظورش روح ـه.

107
00:07:17.478 --> 00:07:19.480
این روح صد در صد احساسات داره.

108
00:07:19.480 --> 00:07:21.106
خیلی هم احساسات داره.

109
00:07:21.106 --> 00:07:22.399
بیشترش احساس نا امیدی ـه،

110
00:07:22.399 --> 00:07:24.985
چون سر در نمیاریم چی می خواد بهمون بگه.

111
00:07:24.985 --> 00:07:26.612
دوباره بگین فکر می کنین چی دیدین.

112
00:07:26.612 --> 00:07:28.739
صندلی شروع به حرکت کرد...

113
00:07:28.739 --> 00:07:31.075
به عقب و جلو
.خیلی آروم.

114
00:07:31.075 --> 00:07:32.243
صبر کنین. فکر می کردم شما دو تا دیگه...

115
00:07:32.243 --> 00:07:34.411
دست از این مسائل ماورایی برداشتین.

116
00:07:34.411 --> 00:07:36.413
خودمونم همینطور فکر می کردیم
...ولی روح هی میاد سراغمون!

117
00:07:36.413 --> 00:07:37.581
تا دوباره برمون گردونه.

118
00:07:37.581 --> 00:07:39.500
اگه گوش ندی، بی ادبی ـه.

119
00:07:39.500 --> 00:07:40.751
من یه فکری دارم.

120
00:07:40.751 --> 00:07:44.713
نظرتون چیه واسه تغییر
به بابا و مامانتون گوش بدین؟

121
00:07:44.713 --> 00:07:47.716
وقتی می گیم ساوانا
اینجا رو تسخیر نکرده، جدی می گیم.

122
00:07:47.716 --> 00:07:49.260
می دونیم. آینه بهمون گفت.

123
00:07:50.052 --> 00:07:51.178
آینه؟

124
00:07:51.178 --> 00:07:52.930
روح اینطوری ارتباط برقرار می کنه.

125
00:07:52.930 --> 00:07:54.473
رو آینه پیام میذاره.

126
00:07:54.473 --> 00:07:57.351
وقتی ازش پرسیدیم تو ساوانایی، نوشت: نه.

127
00:07:57.935 --> 00:08:00.104
احتمالا کار گریفین بوده
که می خواسته سر به سرتون بذاره.

128
00:08:00.813 --> 00:08:02.106
من چی کار کردم؟

129
00:08:02.106 --> 00:08:04.316
دوباره وایت و زوئی رو سر کار گذاشتی؟

130
00:08:04.316 --> 00:08:06.277
آینه رو مه گرفت و پیام ظاهر شد.

131
00:08:06.277 --> 00:08:08.112
امکان نداره گریفین بتونه همچین کاری بکنه.

132
00:08:08.112 --> 00:08:09.363
بندازش دور، بن.

133
00:08:09.363 --> 00:08:11.323
- !نمی تونین -
اینطوری اصلا نمی فهمیم روح چی می خواد .

134
00:08:11.323 --> 00:08:13.409
به نظرم اگه آینه نباشه
خیال همه مون راحت تره.

135
00:08:13.409 --> 00:08:15.244
تازه، این جریان شکار روح،

136
00:08:15.244 --> 00:08:16.954
بدجور حواس همه رو پرت کرده.

137
00:08:16.954 --> 00:08:18.455
مامانتون راست میگه.

138
00:08:18.455 --> 00:08:19.957
می خوام از همه کمک بگیرم،

139
00:08:19.957 --> 00:08:21.792
تا بالاخره هتل رو دوباره باز کنیم.

140
00:08:21.792 --> 00:08:24.044
شما دو تا می تونین کارتون رو
با کمک به من تو طبقه ی پایین، شروع کنین.

141
00:08:24.044 --> 00:08:26.046
- ...ولی من -
درخواست نکردم .

142
00:08:31.510 --> 00:08:32.886
شاید بهتر باشه دورش نندازیم.

143
00:08:33.929 --> 00:08:35.764
نگو که به این داستان های روح، باور داری.

144
00:08:37.182 --> 00:08:38.809
این آینه ی قدیمی ممکنه کلی قیمتش باشه.

145
00:08:39.768 --> 00:08:41.228
می تونیم از پولش واسه نوسازی استفاده کنیم.

146
00:08:41.228 --> 00:08:42.813
آره، هر قرون پول به درد می خوره.

147
00:08:43.731 --> 00:08:46.734
ولی نمی تونیم بذاریم این بالا بمونه
.خیلی واسه دوقلوها وسوسه انگیزه.

148
00:08:46.734 --> 00:08:48.110
ببریمش زیرزمین؟

149
00:08:48.777 --> 00:08:50.654
اونقدر می ترسن که جرئت نمی کنن برن اونجا.

150
00:08:56.076 --> 00:08:58.495
پیچ هاش هرز شده.

151
00:08:59.204 --> 00:09:02.666
به ابزار درست و حسابی نیاز داریم
.انبردست، مته.

152
00:09:03.292 --> 00:09:04.460
تا حالا درباره ی زمانی که...

153
00:09:04.460 --> 00:09:06.086
بابابزرگ سعی کرد استفاده
از ابزار رو نشونم بده، برات تعریف کردم؟

154
00:09:06.086 --> 00:09:07.421
نه.

155
00:09:07.421 --> 00:09:08.922
تقریبا همونطوری پیش رفت که انتظار داری.

156
00:09:27.358 --> 00:09:29.026
برادرت هنوز رو مبل ـه؟

157
00:09:30.110 --> 00:09:32.404
یه چیزی درباره موجودات لزج،

158
00:09:32.404 --> 00:09:34.448
و یه نبرد حماسی واسه بشریت گفت.

159
00:09:34.448 --> 00:09:36.283
خب، بشریت باید صبر کنه.

160
00:09:36.283 --> 00:09:38.160
نوبت اونه که تو تا کردن لباس ها کمک کنه.

161
00:09:38.160 --> 00:09:40.621
- .من انجامش میدم -
راحت باش .

162
00:09:41.538 --> 00:09:44.541
خب، بابا هم به این چیزها علاقه داشت؟

163
00:09:45.042 --> 00:09:46.919
می دونی، هیولاها و ارواح.

164
00:09:46.919 --> 00:09:48.670
بابات؟ بی خیال.

165
00:09:48.670 --> 00:09:50.881
نمی تونستم به زور
تا آخر یه فیلم ترسناک نگهش دارم،

166
00:09:50.881 --> 00:09:53.383
حداقل نه بدون اینکه دستم رو با فشار له کنه.

167
00:09:53.383 --> 00:09:54.968
نمی دونم تافر به کی رفته.

168
00:09:56.178 --> 00:09:57.387
من شبیه بابا هستم؟

169
00:09:58.931 --> 00:10:01.266
به نظرم تو جنبه های خوب من و بابات رو به ارث بردی.

170
00:10:01.266 --> 00:10:03.685
اونم همین اعتماد بنفس رو داشت،

171
00:10:03.685 --> 00:10:07.064
ولی رگه ی لجبازیت؟
این رو به من رفتی.

172
00:10:08.732 --> 00:10:10.734
اسم من رو از رو اسم
مامان بابا برداشتین، نه؟

173
00:10:10.734 --> 00:10:12.361
آره. مامان بزرگ ماری.

174
00:10:13.904 --> 00:10:15.405
کاش می تونستی ببینیش.

175
00:10:15.405 --> 00:10:17.074
اونم درست مثل بابات، قلب مهربونی داشت.

176
00:10:17.074 --> 00:10:19.243
پدر و مادر مامان بزرگ چی؟
اونا چطوری بودن؟

177
00:10:20.536 --> 00:10:21.620
این همه سوال واسه چیه؟

178
00:10:23.288 --> 00:10:25.249
خیلی چیزها هست
که درباره ی خانواده مون نمی دونم.

179
00:10:25.874 --> 00:10:26.834
گمونم هیچوقت هم نمی فهمم.

180
00:10:29.044 --> 00:10:30.838
می دونی، مامان بزرگ ماری یه عادتی داشت،

181
00:10:30.838 --> 00:10:32.422
اون همه چی رو نگه می داشت.

182
00:10:32.422 --> 00:10:34.591
آره، تقریبا سه ماه طول کشید تا بابات،

183
00:10:34.591 --> 00:10:36.009
بعد مرگ مامان بزرگ، خونه ش رو تمیز کنه.

184
00:10:39.763 --> 00:10:41.557
این مال مامان بزرگ بود.

185
00:10:42.558 --> 00:10:45.018
- .نمی دونم داخلش چیه -
هیچوقت بازش نکردی؟

186
00:10:45.769 --> 00:10:47.729
گمونم بابات گذاشته بود واسه شما بچه ها.

187
00:10:48.814 --> 00:10:50.440
گمونم حالا وقت خوبی باشه.

188
00:10:55.445 --> 00:10:57.072
ببخشید، عزیزم،

189
00:10:57.072 --> 00:10:59.408
کریستن حالش خوب نیست و می خواد تعطیل کنم.

190
00:10:59.408 --> 00:11:00.742
عیبی نداره. باید بری.

191
00:11:00.742 --> 00:11:02.953
می دونی، برادرت رو با خودم می برم.

192
00:11:02.953 --> 00:11:05.873
حالا که به خودش زحمت تا کردن
لباس ها رو نداد، می تونه کافه رو طی بکشه.

193
00:11:05.873 --> 00:11:07.457
- چیزی لازم نداری؟ -
مشکلی برام پیش نمیاد.

194
00:11:08.083 --> 00:11:09.126
همیشه همینطوری.

195
00:11:09.918 --> 00:11:12.087
- .قویترین دختری هستی که می شناسم -
از بهترین ها یاد گرفتم .

196
00:11:15.382 --> 00:11:16.508
خیلی خب.

197
00:11:39.448 --> 00:11:41.116
خوابگاه ها انتهای این مسیر هستن،

198
00:11:41.116 --> 00:11:42.993
و چشمه ها اون پشت هستن.

199
00:11:42.993 --> 00:11:44.369
می تونیم یه وقت هایی شنا کنیم؟

200
00:11:44.369 --> 00:11:46.997
بدون راهنما، هیچکدوم از
بچه های اردو، نمی تونن شب ها بیان اینجا.

201
00:11:46.997 --> 00:11:49.166
خب، من از تاریکی نمی ترسم.

202
00:11:49.166 --> 00:11:50.876
وقتی جنگل رو نشناسی،

203
00:11:50.876 --> 00:11:52.085
خیلی راحت گم میشی...

204
00:11:52.878 --> 00:11:54.880
یا چیزی که تو جنگل ـه.

205
00:11:56.632 --> 00:11:57.674
تو جنگل؟

206
00:11:58.634 --> 00:12:01.470
افسانه ها میگن یه چیزی اینجا زندگی می کنه.

207
00:12:02.763 --> 00:12:03.930
منتظره...

208
00:12:04.640 --> 00:12:06.808
نظاره می کنه.

209
00:12:08.310 --> 00:12:09.311
اون صدای چی بود؟

210
00:12:11.480 --> 00:12:12.856
احتمالا فقط صدای باد بود.

211
00:12:13.899 --> 00:12:15.400
همینجا بمونین
.من میرم یه نگاه بندازم،

212
00:13:05.742 --> 00:13:06.952
یه کم بالاتر.

213
00:13:07.619 --> 00:13:09.162
پایین.

214
00:13:09.162 --> 00:13:10.580
پایین تر.

215
00:13:10.580 --> 00:13:11.665
خیلی آوردی پایین.

216
00:13:12.958 --> 00:13:14.751
می خوای بی نقص باشه، نه؟

217
00:13:15.377 --> 00:13:16.545
دیگه بسه.

218
00:13:17.712 --> 00:13:20.090
آره، مشکل داریم،

219
00:13:20.090 --> 00:13:22.592
چون فقط همین دو رول باقی مونده.

220
00:13:22.592 --> 00:13:23.802
تو کمد رو نگاه کردی؟

221
00:13:23.802 --> 00:13:25.846
آره. چسب هم تموم کردیم.

222
00:13:25.846 --> 00:13:28.056
- .چه عجیب -
میرم مغازه .

223
00:13:28.056 --> 00:13:30.308
بذار من برم
.استراحت لازم دارم.

224
00:13:30.308 --> 00:13:31.726
ما کی می تونیم استراحت کنیم؟

225
00:13:31.726 --> 00:13:33.562
تو که اصلا کمک نکردی.

226
00:13:33.562 --> 00:13:34.896
چرا، کردم!

227
00:13:34.896 --> 00:13:36.106
تو فقط اونجا وایستاده بودی.

228
00:13:36.106 --> 00:13:37.607
بهش میگن نظارت.

229
00:13:37.607 --> 00:13:38.942
اینم میشه گفت.

230
00:13:39.734 --> 00:13:41.111
خوش بگذره!

231
00:13:41.111 --> 00:13:43.071
به نظرم استراحت حق همه مونه.

232
00:13:43.071 --> 00:13:45.490
- بستنی تو مغازه ی دان؟ -
من جلو می شینم !

233
00:13:45.490 --> 00:13:46.908
بار آخر تو نشستی!

234
00:13:46.908 --> 00:13:48.785
- !من اول گفتم -
تو هم میای، پسرم؟

235
00:13:48.785 --> 00:13:51.621
کلی مشق دارم که باید بنویسم.

236
00:13:51.621 --> 00:13:52.956
برام یه بستنی میارین؟

237
00:13:53.456 --> 00:13:55.208
شکلاتی با خامه ی اضافه؟

238
00:13:55.208 --> 00:13:56.793
خوب حدس زدی.

239
00:13:56.793 --> 00:13:58.253
همیشه همین رو سفارش میدی.

240
00:13:58.253 --> 00:14:00.088
همچین آدم مرموزی نیستی، گریفین.

241
00:14:31.703 --> 00:14:32.954
سلام؟

242
00:14:35.206 --> 00:14:36.207
صدام رو می شنوی؟

243
00:14:55.226 --> 00:14:56.519
دیزی، مادر مادربزرگمه.

244
00:14:56.519 --> 00:14:57.687
اون مردی هم که تو صندلی راحتی ـه،

245
00:14:57.687 --> 00:14:59.564
اون باباش بود
.الایژا تریمونت،

246
00:14:59.564 --> 00:15:01.691
پس بگو اسم هتل رو چطوری گذاشتن.

247
00:15:03.026 --> 00:15:04.569
مامانت اینا رو بهت گفت؟

248
00:15:04.569 --> 00:15:05.737
چند تا عکس پیدا کردم...

249
00:15:06.863 --> 00:15:09.282
تو یه صندوق قدیمی
که بابام تو گاراژ نگه داشته بود.

250
00:15:09.282 --> 00:15:10.784
باورت نمیشه دیگه چی داخلش ـه.

251
00:15:11.493 --> 00:15:12.327
نگاه.

252
00:15:13.328 --> 00:15:14.788
یه.. دستبند ـه؟

253
00:15:14.788 --> 00:15:16.081
دستبند منه!

254
00:15:16.790 --> 00:15:19.125
امروز عصر که رفتیم سال 1930، تو دستم بود.

255
00:15:19.125 --> 00:15:21.127
حتما از دستم افتاده.

256
00:15:21.127 --> 00:15:23.838
یکی از اعضای خانواده م
پیداش کرده و این همه مدت نگهش داشته.

257
00:15:23.838 --> 00:15:25.006
هارپر...

258
00:15:25.006 --> 00:15:26.091
فکرش رو بکن چقدر جالبه که...

259
00:15:26.091 --> 00:15:27.634
یکی از وسایل من قبل از اینکه...

260
00:15:27.634 --> 00:15:29.969
حتی به دنیا بیام
نسل به نسل منتقل شده.

261
00:15:29.969 --> 00:15:32.180
هارپر، کی می تونی بیای اینجا؟

262
00:15:32.180 --> 00:15:33.056
چرا؟

263
00:15:33.765 --> 00:15:34.724
ببین.

264
00:15:36.017 --> 00:15:38.645
[برگردید]

265
00:15:45.026 --> 00:15:46.069
سلام، جس.

266
00:15:46.861 --> 00:15:49.531
سلام! داشتم با خودم می گفتم
قبل از اینکه برگردین شیکاگو،

267
00:15:49.531 --> 00:15:51.408
کی می تونم ببینمتون.

268
00:15:51.408 --> 00:15:52.409
برنامه عوض شد.

269
00:15:52.409 --> 00:15:54.035
تو سولفور اسپرینگز می مونیم!

270
00:15:54.035 --> 00:15:56.079
- واقعا؟ -
هنوز نمی تونیم بریم .

271
00:15:56.079 --> 00:15:57.914
اوضاع تازه داره خوب میشه.

272
00:15:58.581 --> 00:16:01.543
خب، دو بچه می شناسم
که از شنیدن این خبر خیلی خوشحال میشن.

273
00:16:01.543 --> 00:16:03.169
تافر اون پشت داره میزها رو مرتب می کنه،

274
00:16:03.169 --> 00:16:04.504
اگه می خواین این خبر رو بهش بدین.

275
00:16:04.504 --> 00:16:06.714
صبر کن تا جریان آینه رو بهش بگیم.

276
00:16:07.424 --> 00:16:10.343
فکر می کردم بالاخره از زندگی
تو یه هتل تسخیر شده خسته شدین.

277
00:16:10.343 --> 00:16:12.262
تنها مسئله ی ترسناک در مورد تریمونت،

278
00:16:12.262 --> 00:16:13.805
مقدار کاری ـه که لازم داره.

279
00:16:13.805 --> 00:16:16.099
وقتی یه مشکل رو درست می کنیم
.یه مشکل دیگه پیدا میشه،

280
00:16:16.099 --> 00:16:18.435
خب، بعضی ها ممکنه بگن این یه دلیلی داره.

281
00:16:19.185 --> 00:16:20.770
حالا داری مثل دوقلوها حرف می زنی.

282
00:16:20.770 --> 00:16:22.605
مردم نسل هاست داستان هایی...

283
00:16:22.605 --> 00:16:25.108
از دیدن روح، اطراف اون خونه میگن.

284
00:16:25.525 --> 00:16:27.152
اونا فقط داستان هستن.

285
00:16:27.152 --> 00:16:29.112
افسانه های عامیانه مثل مرد خزه ای.

286
00:16:29.112 --> 00:16:30.280
اگه افسانه نباشن چی؟

287
00:16:33.741 --> 00:16:37.787
امروز صبح، از اتاق گریفین صدای زمزمه شنیدم.

288
00:16:38.454 --> 00:16:40.039
حداقل، فکر می کنم شنیدم.

289
00:16:41.374 --> 00:16:42.917
احتمالا یه آهنگ رو روشن گذاشته بوده.

290
00:16:42.917 --> 00:16:45.044
نه، صدای رادیو نبود.

291
00:16:46.212 --> 00:16:49.090
مثل ترانه ی «امیزینگ گریس» بود.

292
00:16:49.674 --> 00:16:50.758
یه زن.

293
00:16:51.593 --> 00:16:52.844
وقتی کنار در رسیدم...

294
00:16:54.804 --> 00:16:55.972
دیگه نخوند.

295
00:16:57.599 --> 00:17:00.935
نه. من اگه جاتون بودم، هر چه زودتر
دنبال یه جای  جدید می گشتم.

296
00:17:01.519 --> 00:17:03.313
پولمون به جای دیگه نمی رسه.

297
00:17:03.313 --> 00:17:05.273
باز کردن هتل، تنها گزینه ی ماست.

298
00:17:20.830 --> 00:17:22.540
- حاضری؟ -
ها؟

299
00:17:23.499 --> 00:17:25.209
آره، آره، آره.

300
00:17:26.836 --> 00:17:28.796
این چیزها رو از کجا گیر آوردی؟

301
00:17:28.796 --> 00:17:30.465
تو اون صندق کنار عکس ها.

302
00:17:30.465 --> 00:17:32.634
مادربزرگم واقعا همه چی رو نگه داشته بود.

303
00:17:33.301 --> 00:17:34.844
این لباس عروسیش بوده.

304
00:17:36.638 --> 00:17:38.348
آروم باش، کسی قرار نیست ازدواج کنه.

305
00:17:38.973 --> 00:17:40.141
هدفمون اینه که همرنگ جماعت بشیم، نه؟

306
00:17:40.141 --> 00:17:42.560
تو این زمان کم، این
بهترین کاری بود که تونستم بکنم.

307
00:17:42.560 --> 00:17:45.021
صحیح. خب حالا برنامه چیه؟

308
00:17:45.688 --> 00:17:48.399
خب، روح الایژا ازمون می خواد
برگردیم به مزرعه ی خانوادگیم.

309
00:17:48.399 --> 00:17:49.984
باید دلیلش رو بفهمیم.

310
00:17:51.611 --> 00:17:53.029
خیلی خب. همه چی آماده ست.

311
00:17:55.031 --> 00:17:56.157
بیا.

312
00:18:05.625 --> 00:18:06.668
اون صدا رو می شنوی؟

313
00:18:11.005 --> 00:18:12.548
از اونجا میاد.

314
00:18:22.767 --> 00:18:24.686
شاید دلیل اینکه باید برمی گشتیم، اونه.

315
00:18:30.274 --> 00:18:32.068
یا هر چی که داره دنبالش می گرده.

316
00:18:46.374 --> 00:18:47.834
چراغ ها خاموش شدن،

317
00:18:47.834 --> 00:18:49.752
سرنخ های مخصوص مسابقه ی جستجو، مخفی شدن،

318
00:18:49.752 --> 00:18:52.255
و قفس ها آماده ی سر هم شدن هستن.

319
00:18:52.255 --> 00:18:54.799
کاش همه ی راهنماها مثل تو، مسئولیت پذیر بودن.

320
00:18:55.550 --> 00:18:56.551
بچه ها؟

321
00:18:57.719 --> 00:18:59.679
برید بیرون بازی کنین تا چیزی...

322
00:19:02.974 --> 00:19:04.308
نشکسته.

323
00:19:04.308 --> 00:19:05.810
ببخشید. جمعش می کنیم.

324
00:19:06.936 --> 00:19:08.938
دیگه کم کم وقت خاموشی ـه.

325
00:19:08.938 --> 00:19:11.232
برگردید خوابگاه ها
.خودم جمعش می کنم.

326
00:19:11.899 --> 00:19:14.193
باید تا کسی صدمه ندیده، شیشه ها رو جمع کنم.

327
00:19:14.735 --> 00:19:15.945
من جارو میارم.

328
00:19:15.945 --> 00:19:17.738
ممنون، عزیزم
.یه دونه تو زیرزمین هست.

329
00:20:35.733 --> 00:20:36.901
مرد خزه ای!

330
00:20:42.949 --> 00:20:44.700
گریف، ما برگشتیم.

331
00:20:44.700 --> 00:20:48.246
اینجا رو ببین
.حیف اون همه کار!

332
00:20:49.705 --> 00:20:51.332
افسانه ی عامیانه، ها؟

333
00:20:51.332 --> 00:20:52.541
پسر!

334
00:20:52.541 --> 00:20:54.710
داره شروع میشه
.درست همونطور که تافر گفت.

335
00:20:54.710 --> 00:20:57.171
- روح؟ -
باید خودش باشه .

336
00:20:57.171 --> 00:20:59.507
تو نزدیک چهار لیتر چسب
واسه اون کاغذ دیواری استفاده کردی.

337
00:20:59.507 --> 00:21:01.133
توضیح دیگه ای نداره.

338
00:21:02.426 --> 00:21:04.887
مامان و بابا بابت
جا به جا کردن آینه، خیلی خیلی پشیمون میشن.

339
00:21:39.380 --> 00:21:41.716
اونا تو خونه بودن، بابا.

340
00:21:41.716 --> 00:21:44.468
این بار اول نیست که می بینیم
کسایی این اطراف پرسه می زنن.

341
00:21:44.468 --> 00:21:46.262
مثل دفعه های قبل نبود.

342
00:21:46.262 --> 00:21:48.889
این آدم ها... فرق داشتن.

343
00:21:49.432 --> 00:21:51.976
فقط یه دلیل داره
که یه نفر این اطراف پرسه بزنه.

344
00:21:53.978 --> 00:21:55.146
چشمه ها.

345
00:21:55.855 --> 00:21:57.982
احتمالا عقیده ی مادرتون رو داشتن.

346
00:21:57.982 --> 00:22:00.234
ولی می دونیم هیچ چیز خاصی
راجع به اون آب وجود نداره.

347
00:22:08.784 --> 00:22:10.035
من میرم بخوابم.

348
00:22:10.911 --> 00:22:13.539
سم، به خواهرت کمک کن ظرف ها رو بشوره.

349
00:22:13.539 --> 00:22:14.749
بله، قربان.

350
00:22:23.674 --> 00:22:24.800
حق با توئه.

351
00:22:26.719 --> 00:22:28.387
این افراد مثل بقیه نیستن.

352
00:22:30.014 --> 00:22:31.098
من دلیلش رو می دونم.

353
00:22:33.017 --> 00:22:34.393
اونا فضایی هستن.

354
00:22:34.393 --> 00:22:36.729
- .شامت رو تموم کن، سم -
مدرک دارم .

355
00:22:40.107 --> 00:22:42.318
- .این رو تو چمنزار پیدا کردم -
دستبند من .

356
00:22:42.318 --> 00:22:44.612
می بینی؟ یه ستاره ست.

357
00:22:46.113 --> 00:22:48.741
آدم ها همینطوری دود نمیشن برن تو هوا، دیزی.

358
00:22:49.575 --> 00:22:51.118
ولی اونا چرا.

359
00:22:59.585 --> 00:23:00.586
هارپر، صبر کن.

360
00:23:02.171 --> 00:23:03.005
اوناهاش.

361
00:23:19.772 --> 00:23:20.898
بیا.

362
00:23:23.859 --> 00:23:25.152
تو دیدی، نه؟

363
00:23:25.152 --> 00:23:26.904
زنی که تو چشمه بود، یهو...

364
00:23:26.904 --> 00:23:28.322
ناپدید شد.

365
00:23:28.322 --> 00:23:30.241
اگه یه روح باشه...

366
00:23:30.241 --> 00:23:31.408
کلا اشتباه فهمیدیم.

367
00:23:31.408 --> 00:23:33.410
اصلا الایژا نبود که ما رو به اینجا کشوند.

368
00:23:34.411 --> 00:23:35.454
اون زنه بود.

369
00:23:36.872 --> 00:23:39.750
اون کی بود و چرا اونطوری جیغ کشید؟

370
00:23:39.750 --> 00:23:40.876
نمی دونم.

371
00:23:43.963 --> 00:23:45.506
گریفین، وایستا، نگاه کن.

372
00:23:50.386 --> 00:23:53.305
[گریس تریمونت. همسر و مادر مهربان سم و دیزی]

373
00:23:53.847 --> 00:23:54.682
اینم از جواب سوالمون.

374
00:23:55.599 --> 00:23:56.725
گریس.

375
00:23:57.518 --> 00:24:00.729
مادر دیزی
.مادر مادر مادربزرگم،

376
00:24:02.147 --> 00:24:04.024
روح تریمونت.

377
00:24:11.949 --> 00:24:14.285
آنچه در قسمت بعد خواهید دید...

378
00:24:14.285 --> 00:24:15.369
این عادی نیست.

379
00:24:15.369 --> 00:24:17.246
- دیگه چه توضیحی براش داریم؟ -
ارواح .

380
00:24:17.246 --> 00:24:19.790
انگار یه چیزی تو این هتل ـه،

381
00:24:19.790 --> 00:24:21.250
و می خواد ما بریم بیرون.

382
00:24:21.250 --> 00:24:23.085
یه چیزی تو جنگل، داشت تعقیبم می کرد،

383
00:24:23.085 --> 00:24:24.962
یه موجود که پوشیده از خزه بود.

384
00:24:24.962 --> 00:24:27.256
نقشه رو یادت باشه
،به محض اینکه دیزی رفت،

385
00:24:27.256 --> 00:24:29.091
من وارد میشم
.خودم رو جای اون میزنم،

386
00:24:29.091 --> 00:24:30.759
- !دیزی -
اینا چیه؟

387
00:24:30.759 --> 00:24:32.344
می خوای ماشین زمان بسازی؟

388
00:24:32.344 --> 00:24:34.096
به سفر در زمان باور داری، هری؟

389
00:24:34.096 --> 00:24:35.097
اون پیداش کرد!

390
00:24:35.097 --> 00:24:36.598
دیزی، دروازه رو پیدا کرد.

391
00:24:36.598 --> 00:24:38.726
- !دیزی -
هارپر؟

