
1
00:00:24.541 --> 00:00:28.166
‫[غول مغروق.]

2
00:00:34.291 --> 00:00:35.541
‫... به صورت دائمی مسدود شده.

3
00:00:35.541 --> 00:00:37.416
‫الان چند وقته که از
‫این موضوع باخبر شدیم.

4
00:00:42.416 --> 00:00:44.874
‫شب قبلش طوفان شدیدی رخ داده بود.

5
00:00:44.958 --> 00:00:48.083
‫واسه همین، خبرش بعد از این که
‫ماهیگیران محلی...

6
00:00:48.166 --> 00:00:51.791
‫مشاهده اش کردن، اواخر صبح
‫به گوش مردم شهر رسید.

7
00:00:52.958 --> 00:00:54.749
‫من و همکارانم که دانشمندیم،

8
00:00:54.749 --> 00:00:56.583
‫فکر می کردیم گزارشات اولیه...

9
00:00:56.666 --> 00:00:59.458
‫اغراق شده ان یا خطای دید بوده.

10
00:01:00.416 --> 00:01:02.166
‫ولی وقتی دیدیم شاهدین عینی...

11
00:01:02.208 --> 00:01:03.999
‫بیشتری از ساحل برمی گردن،

12
00:01:04.083 --> 00:01:06.791
‫بالاخره تصمیم گرفتیم
‫خودمون تحقیق کنیم.

13
00:01:07.624 --> 00:01:10.458
‫بیا دیگه استیون.
‫وقت نداریم که انقدر خنگ بازی دربیاری.

14
00:01:11.374 --> 00:01:12.833
‫برین اومدم.

15
00:01:14.416 --> 00:01:17.083
‫حتما حداقل شصت تن وزنشه.

16
00:01:17.166 --> 00:01:19.041
‫من که می گم نزدیک هشتاد تنه.

17
00:01:19.041 --> 00:01:20.958
‫خود استخون هاش سی تن می شن.

18
00:01:21.916 --> 00:01:24.291
‫خصوصیات چهره این غول خیلی وسیع بود...

19
00:01:24.374 --> 00:01:27.333
‫و تخمین زدن سنش غیرممکن بود،

20
00:01:27.416 --> 00:01:29.916
‫ولی شکل کلاسیک دهن و بینیش...

21
00:01:29.999 --> 00:01:34.124
‫نشون می داد که احتمالا مرد جوونی
‫با حیا و باخرد بوده.

22
00:01:40.166 --> 00:01:43.666
‫چهره نجیبانه ای داشت
‫و آراسته و دلربا بود...

23
00:01:43.749 --> 00:01:47.124
‫که با جسم عظیم این غول همخونی نداشت.

24
00:01:52.208 --> 00:01:54.791
‫قامت باشکوه هومریش...

25
00:01:54.874 --> 00:01:58.083
‫مثال موثقی از یه آرگونوت مغروق ...

26
00:01:58.166 --> 00:02:00.166
‫یا قهرمانی از «اودیسه» ارائه می داد...

27
00:02:00.249 --> 00:02:01.874
‫و از تصاویر متعارف پیشین...

28
00:02:01.916 --> 00:02:04.499
‫که هم اندازه انسان
‫بودن پیشی می گرفت.

29
00:02:05.083 --> 00:02:10.083
‫«فیلم با زیرنویس در سایت هکس دانلود»

30
00:02:10.291 --> 00:02:15.291
‫مترجم: «کیارش نعمت گرگانی»

31
00:02:15.499 --> 00:02:18.374
‫مسلما به نظرم بخشی از فریبندگیش...

32
00:02:18.374 --> 00:02:20.458
‫هیبت عظیم الجثه اش بود،

33
00:02:20.541 --> 00:02:22.499
‫ولی بیش از هر چیز، صرفا...

34
00:02:22.541 --> 00:02:25.541
‫از وجود داشتن
‫حتمیش تعجب کرده بودم.

35
00:02:25.624 --> 00:02:28.874
‫ما در زندگیمون راجع به چیزهای
‫متعددی شک داریم،

36
00:02:28.958 --> 00:02:33.124
‫ولی وجود داشتن این غول قطعی بود...

37
00:02:33.999 --> 00:02:35.166
‫و نمایی از دنیایی مملو...

38
00:02:35.166 --> 00:02:37.416
‫از موجودیت های حتمی
‫دیگه ای نشونمون داد...

39
00:02:37.499 --> 00:02:40.416
‫که ما تماشاچیان حاضر
‫در ساحل در مقایسه باهاش،

40
00:02:40.416 --> 00:02:43.166
‫کپی برداری هایی
‫ناقص و ریزه اندام بودیم.

41
00:02:45.499 --> 00:02:46.874
‫عه، اونجا رو.

42
00:02:52.583 --> 00:02:54.124
‫اون کیه؟
‫بیا دیگه.

43
00:03:24.124 --> 00:03:26.249
‫اون بالا چه حالی داره؟

44
00:03:28.707 --> 00:03:30.207
‫بامزه است؟

45
00:03:31.374 --> 00:03:33.166
‫معلوم بود که خیلی ترسیدی.

46
00:03:35.374 --> 00:03:38.457
‫از دور، انگار صرفا خواب بود...

47
00:03:38.541 --> 00:03:41.874
‫و ممکن بود هر آن پاشنه هاش
‫رو به هم بکوبه...

48
00:03:41.957 --> 00:03:43.999
‫و نسخه های کوچک عین خودش...

49
00:03:44.041 --> 00:03:46.791
‫رو که اطرافش ازدحام کردن له کنه.

50
00:03:54.249 --> 00:03:55.832
‫ولی با گذر زمان،

51
00:03:55.916 --> 00:03:59.999
‫طلسم جادویی این غول کم کم از هم پاشید.

52
00:04:01.582 --> 00:04:04.249
‫بهتره برگردیم شهر.
‫به زودی تاریک می شه.

53
00:04:04.332 --> 00:04:06.707
‫آره. فکر کنم درست می گی.

54
00:04:14.707 --> 00:04:18.124
‫سه روز گذشت تا دوباره به ساحل سر بزنم.

55
00:04:23.332 --> 00:04:25.916
‫همکارانم تو موسسه امون
‫که حس کردن علاقه خاصی...

56
00:04:25.999 --> 00:04:28.666
‫به این غول دارم، وظیفه نظارت...

57
00:04:28.749 --> 00:04:31.124
‫از غول رو به من محول کردن.

58
00:04:32.041 --> 00:04:35.582
‫چنین کاری اصلا وحشت آور نبود،
‫آخه به نظر من...

59
00:04:35.666 --> 00:04:37.999
‫اون غول هنوز از هر نظر زنده بود.

60
00:04:39.374 --> 00:04:42.999
‫حقیقتا از خیلی از افراد اطرافم
‫زنده تر بود.

61
00:04:50.166 --> 00:04:51.957
‫اگه قصاب ها از اینجا شروع کنن،

62
00:04:51.957 --> 00:04:54.207
‫می تونیم به زودی به
‫استخون ران برسیم.

63
00:04:54.832 --> 00:04:56.916
‫بعدش هم می تونیم تا مفصل ران پیش بریم.

64
00:04:56.999 --> 00:04:59.124
‫باید اضافه کاری کنیم
‫که بتونیم تمومش کنیم.

65
00:05:01.999 --> 00:05:03.457
‫فرداش...

66
00:05:03.541 --> 00:05:06.541
‫تعمدا رفتن به ساحل تا اواخر
‫بعد از ظهر به تعویق انداختم...

67
00:05:06.624 --> 00:05:09.541
‫و امیدوار بودم افراد کمتری تو ساحل باشن.

68
00:05:17.541 --> 00:05:19.916
‫غوطه ور شدن
‫طولانی مدت تو آب دریا...

69
00:05:19.957 --> 00:05:22.041
‫و ورم کردن بافت های بدنش...

70
00:05:22.124 --> 00:05:24.832
‫باعث شده بود چهره اش
‫تا حدی جوانیش رو از دست بده.

71
00:05:24.916 --> 00:05:28.957
‫چهره اش الان به یه انسان
‫کاملا بالغ می خورد...

72
00:05:29.041 --> 00:05:31.582
‫و از فاسد شدن پیش رو خبر می داد.

73
00:05:34.166 --> 00:05:36.207
‫این اتفاق، آغاز تسلیم شدنش...

74
00:05:36.249 --> 00:05:38.874
‫مقابل سیستم همه چیز
‫خواه زمان بود...

75
00:05:38.957 --> 00:05:42.041
‫که بقیه انسان ها هم درگیرش بودن.

76
00:05:43.374 --> 00:05:45.832
‫این دگردیسی مدام،

77
00:05:45.916 --> 00:05:48.416
‫این زندگی در مرگ آشکار،

78
00:05:48.457 --> 00:05:50.999
‫هرچقدر هم که زننده بود،

79
00:05:51.082 --> 00:05:54.791
‫باعث شد بالاخره جرئت کنم
‫و رو جسدش پا بذارم.

80
00:06:26.499 --> 00:06:28.624
‫با این دیدگاه جدید، بیشتر...

81
00:06:28.624 --> 00:06:32.124
‫از آخرین رنج های
‫جسمانی این غول آگاه شدم.

82
00:06:32.207 --> 00:06:33.874
‫عدم آگاهی خودش از این رنج ها...

83
00:06:33.916 --> 00:06:36.041
‫هم چیزی از دردناک
‫بودنش کم نمی کرد.

84
00:06:43.916 --> 00:06:46.499
‫در نهایت، صورتش به نقابی...

85
00:06:46.582 --> 00:06:49.707
‫از فرسودگی و ناامیدی تبدیل شد.

86
00:06:52.416 --> 00:06:54.957
‫تو همون چرخه شکننده ای که سرنوشت...

87
00:06:55.041 --> 00:06:58.082
‫زندگی های فانی همگیمونه
‫گرفتار شده بود.

88
00:07:01.249 --> 00:07:05.207
‫درد و رنجش هم با احتساب
‫انفرادی که...

89
00:07:05.290 --> 00:07:06.999
‫که تحمل می کرد، غم انگیز تر می شد.

90
00:07:07.082 --> 00:07:10.957
‫مثل یه کشتی متروک
‫به ساحل نشسته بود.

91
00:07:16.540 --> 00:07:20.499
‫این قطع عضو اولین مورد
‫از غارت جسمش بود.

92
00:07:21.790 --> 00:07:23.332
‫دو روز گذشت...

93
00:07:23.415 --> 00:07:25.707
‫تا بتونم به زور به اکراهم در راستای...

94
00:07:25.790 --> 00:07:28.790
‫مشاهده پایان کار این توهم شکوهمند چیره بشم.

95
00:07:35.165 --> 00:07:36.957
‫با وجود هیبت عظیم این غول،

96
00:07:37.040 --> 00:07:39.499
‫توهین هایی که بدن عظیم
‫الجثه اش می شد، باعث شد...

97
00:07:39.499 --> 00:07:41.999
‫بیش از پیش به چشم
‫یه انسان بهش نگاه کنم.

98
00:07:42.499 --> 00:07:43.707
‫آسیب پذیرتر شده بود.

99
00:07:44.749 --> 00:07:46.832
‫ولی همین ضعف باعث شد کینه ای...

100
00:07:46.832 --> 00:07:48.957
‫فروخورده به ناگاه آزاد بشه...

101
00:07:49.040 --> 00:07:51.707
‫و موجودات ریز اطرافش تشویق شدن...

102
00:07:51.749 --> 00:07:53.915
‫که قطع عضو و معیوبش کنن.

103
00:07:58.999 --> 00:08:01.124
‫فرداش که به ساحل سر زدم،

104
00:08:01.207 --> 00:08:05.874
‫تا حدی با آسایش خاطر دیدم
‫که سرش رو جدا کردن.

105
00:08:13.999 --> 00:08:17.374
‫چند هفته طول کشید
‫تا دوباره به ساحل سفر کنم.

106
00:08:17.457 --> 00:08:20.124
‫و تا اون موقع، اون
‫غول دیگه هیچ شباهتی...

107
00:08:20.165 --> 00:08:21.540
‫به انسان ها نداشت.

108
00:08:22.332 --> 00:08:23.624
‫سلام رفیق.

109
00:08:30.124 --> 00:08:34.040
‫و با از بین رفتن معدود
‫رده های انسانیت...

110
00:08:34.124 --> 00:08:36.665
‫که به جسمش چنگ زده بودن،

111
00:08:36.749 --> 00:08:40.957
‫بالاخره اشتیاق تماشاچیان هم از بین رفت.

112
00:08:54.874 --> 00:08:56.749
‫چندین ماه بعد، وقتی اکثر مردم...

113
00:08:56.790 --> 00:08:59.249
‫پیدا شدن اون غول
‫رو فراموش کرده بودن،

114
00:08:59.332 --> 00:09:01.707
‫کم کم بخش های متعددی از بدنش...

115
00:09:01.749 --> 00:09:04.165
‫در جاهای مختلف شهر دیده شد.

116
00:09:11.540 --> 00:09:13.749
‫اکثر بخش های باقیمونده اش
‫استخون بودن.

117
00:09:15.082 --> 00:09:17.457
‫انگار این ذرات عظیم،
‫با این که جدا شده بودن،

118
00:09:17.499 --> 00:09:20.415
‫بیش از آخرین
‫خاطراتم از برآمدگی های...

119
00:09:20.499 --> 00:09:22.124
‫ورم کرده اون غول، ماهیت شکوهمندش...

120
00:09:22.207 --> 00:09:25.457
‫رو به آدم یادآوری می کردن.

121
00:09:29.332 --> 00:09:32.582
‫شک ندارم که اگه کافه ها، هتل ها...

122
00:09:32.665 --> 00:09:34.874
‫و غذاخوری های شهر رو بگردم،

123
00:09:34.915 --> 00:09:38.040
‫بینی یا گوش های
‫مومیایی شده اون غول...

124
00:09:38.124 --> 00:09:40.790
‫رو روی دیوار و بالای
‫شومینه هاشون پیدا می کنم.

125
00:09:41.832 --> 00:09:43.790
‫از اینجا بلیت بخرین!

126
00:09:48.165 --> 00:09:50.207
‫حتی افرادی که شخصا تو ساحل...

127
00:09:50.249 --> 00:09:52.624
‫شاهد این غول بودن، اگه الان...

128
00:09:52.707 --> 00:09:54.249
‫به خاطرش بیارن، فکر می کنن...

129
00:09:54.249 --> 00:09:56.124
‫صرفا یه موجود دریایی عظیم بوده.

130
00:09:57.540 --> 00:10:00.124
‫ولی اون غول هنوز واسه من زنده است.

131
00:10:00.957 --> 00:10:03.249
‫بارها خواب احیا شدنش رو می بینم.

132
00:10:03.749 --> 00:10:05.290
‫خواب می بینم که غولی عظیم الجثه...

133
00:10:05.290 --> 00:10:07.124
‫داره تو خیابون های
‫شهر قدم می زنه...

134
00:10:07.207 --> 00:10:09.499
‫و در سفرش به سمت دریا،

135
00:10:09.499 --> 00:10:12.082
‫اعضای بدنش رو جمع می کنه.

