
1
00:00:39.633 --> 00:00:41.568
مثل میلیون ها نفر دیگه...

2
00:00:41.701 --> 00:00:45.405
منم شنیدم که زیما می خواد
آخرین اثر هنریشو به نمایش بذاره

3
00:00:46.573 --> 00:00:51.311
در طول این سال ها، چندین بار
درخواست مصاحبه بهشون دادم و همیشه رد شده

4
00:00:51.411 --> 00:00:54.381
حالا به دلیل نامشخصی...

5
00:00:54.481 --> 00:00:58.451
آبی زیما " درخواست داده که"
با من صحبت کنه

6
00:00:59.619 --> 00:01:05.525
نمی تونم تصمیم بگیرم که این آبی
بیشتر آسمون نزدیک تره یا به دریا

7
00:01:06.326 --> 00:01:07.560
راستش به هیچکدوم

8
00:01:08.328 --> 00:01:12.565
آبی زیما، یه چیز خاص بود

9
00:01:14.467 --> 00:01:16.970
درباره تاریخچه زیما
اطلاعات کمی وجود داره

10
00:01:17.504 --> 00:01:21.107
گفته میشه که فعالیت هنریش رو
در پرتره نگاری شروع کرده

11
00:01:22.208 --> 00:01:26.212
اما شکل انسانی برای زیما
سوژه خیلی کوچکی بود

12
00:01:27.013 --> 00:01:30.617
جستجو برای معنای عمیق تر
باعث شد که به فراتر نگاه کنه...

13
00:01:32.352 --> 00:01:34.287
به خود کیهان

14
00:01:36.856 --> 00:01:39.526
از اونجا بود که نقاشی های دیواری شروع شدن

15
00:01:43.129 --> 00:01:45.932
اونا به طور غیر قابل انکاری
فوق العاده بودن

16
00:01:48.535 --> 00:01:53.173
یک روز، زیما از یه نقاشی دیواری رونمایی کرد
که یه چیزیش متفاوت بود

17
00:01:54.507 --> 00:01:59.312
وسط بوم، یک مربع آبی کوچک
وجود داشت

18
00:01:59.679 --> 00:02:01.715
در طول چندین دهه بعد...

19
00:02:01.781 --> 00:02:05.385
اون شکل های انتزاعی تغییر کردن
و برجسته تر شدن

20
00:02:05.985 --> 00:02:09.155
اما همیشه رنگ آبی، یکسان بود

21
00:02:10.256 --> 00:02:11.858
اون "آبی زیما" بود

22
00:02:12.559 --> 00:02:18.198
طولی نکشید که زیما از اولین نقاشی
دیواری سراسر آبی خودش رونمایی کرد

23
00:02:18.932 --> 00:02:22.836
خیلی ها فکر می کردن که این
نهایت جاییه که زیما می تونه بره

24
00:02:23.937 --> 00:02:25.872
اما اون افراد بدجوری اشتباه می کردن

25
00:02:28.408 --> 00:02:31.411
اکثر آدما وقتی درباره
دوران آبی اون صحبت می کنن...

26
00:02:31.511 --> 00:02:36.182
منظورشون دوران نقاشی دیواری های
خیلی عظیمه

27
00:02:37.383 --> 00:02:40.320
اما زیما تازه داشت شروع می کرد

28
00:02:46.159 --> 00:02:51.631
منظره های اون در حدی بودن
که زیما رو واقعاً معروف کردن

29
00:02:54.501 --> 00:02:56.603
اما هدف شهرت نبود

30
00:03:00.340 --> 00:03:04.844
علیرغم تمام موفقیت هاش
زیما هنوز ناراضی بود،

31
00:03:06.312 --> 00:03:12.418
و کاری که بعدش کرد، از دید خیلی ها
فداکاری خیلی عظیمی برای هنر بود،

32
00:03:21.127 --> 00:03:23.096
خوشحالم که خودتو رسوندی، کلیر

33
00:03:24.364 --> 00:03:25.365
پرواز چطور بود؟

34
00:03:27.734 --> 00:03:28.968
آروم باش، کلیر

35
00:03:30.170 --> 00:03:31.271
سلام

36
00:03:32.305 --> 00:03:35.542
به نظر بعضیا ترسناک میام
اما اونا هم سریع می فهمن اشتباه کردن،

37
00:03:36.209 --> 00:03:40.280
الان بیش از 100 ساله
که با رسانه ها صحبت نکردم

38
00:03:40.346 --> 00:03:44.818
ازت دعوت کردم که به اینجا بیای
چون می خوام کمکم کنی داستانم رو تعریف کنم

39
00:03:45.885 --> 00:03:47.987
می تونیم کمی قدم بزنیم؟

40
00:03:49.889 --> 00:03:53.960
اون یه مرد خوش تیپ و جذاب بود
حتی بعد از تمام تغییراتی که داشته،

41
00:03:54.694 --> 00:03:57.130
سیاره ای به نام "خارکوف هشت" وجود داره

42
00:03:57.664 --> 00:04:01.201
که در زمینه تغییرات غیر قانونی سایبرنتیک
تخصص دارن

43
00:04:03.002 --> 00:04:06.840
اون تحت جراحی های
بیولوژیکال اساسی قرار گرفته

44
00:04:06.940 --> 00:04:10.376
که باعث شده بتونه
شرایط بی نهایت سخت رو تحمل کنه

45
00:04:10.510 --> 00:04:13.146
اونم حتی بدون یه لباس محافظ

46
00:04:14.280 --> 00:04:17.383
چشمانش می تونن توی هر
طیفی بینایی داشته باشن

47
00:04:18.284 --> 00:04:20.820
اون دیگه اکسیژن تنفس نمی کنه

48
00:04:20.887 --> 00:04:24.858
پوست اون با پلیمر فشرده
جایگزین شده بود

49
00:04:24.924 --> 00:04:29.963
بنابراین جلوتر رفت تا
با کیهان معاشرت بیشتری داشته باشه

50
00:04:33.166 --> 00:04:35.935
اما اون چیزی که زیما در نهایت فهمید

51
00:04:36.002 --> 00:04:39.472
این بود که کیهان همین حالا هم
داره از حقیقت خودش صحبت می کنه

52
00:04:39.873 --> 00:04:42.242
اونم با زبون خیلی بهتری
نسبت به چیزی که از دست خودش بر میومد

53
00:04:47.680 --> 00:04:50.550
جستجوی من به دنبال حقیقت
منو به اینجا رسونده

54
00:04:51.818 --> 00:04:54.854
که آخرین اثر من خواهد بود

55
00:04:56.189 --> 00:05:00.226
بالاخره، چیزی که در هنرم
دنبالش بودم رو درک کردم

56
00:05:00.760 --> 00:05:04.631
و این استخر چه ارتباطی بهش داره؟

57
00:05:04.864 --> 00:05:07.567
این فقط یه استخر نیست

58
00:05:08.501 --> 00:05:12.071
خیلی وقت پیش، متعلق به
زن با استعداد جوانی بود

59
00:05:12.138 --> 00:05:14.774
که علاقه شدیدی
به رباتیک کاربردی داشت

60
00:05:15.041 --> 00:05:19.178
اون چندین ربات ساخته بود
که کارهای خونه اش رو براش انجام بدن

61
00:05:19.245 --> 00:05:24.417
اما اون علاقه بخصوصی به اونی داشت
که برای تمیز کردن استخرش ساخته بود

62
00:05:24.951 --> 00:05:29.689
اون دستگاه کوچیک بی پایان کار می کرد
و دیواره های سرامیکی استخر رو می سابید

63
00:05:30.857 --> 00:05:34.294
اما زن جوان از کار اون ربات
راضی نبود

64
00:05:34.761 --> 00:05:37.263
بنابراین یک سیستم دید تمام رنگی
بهش داد

65
00:05:37.330 --> 00:05:40.466
و یک مغز به اندازه ای که بتونه
اطلاعات تصویری رو به یک مدل...

66
00:05:40.566 --> 00:05:42.602
تبدیل کنه و پردازش کنه

67
00:05:42.702 --> 00:05:46.139
بهش این قابلیت رو داد
که بتونه برای خودش تصمیم بگیره

68
00:05:46.205 --> 00:05:48.975
تا استراتژی های متفاوت
برای تمیز کردن استخر به کار بگیره

69
00:05:49.609 --> 00:05:54.080
اون از اون دستگاه برای آزمایش کردن سخت
افزار و نرم افزارهای جدید استفاده می کرد

70
00:05:54.881 --> 00:05:57.850
و در طول این مراحل، اون ماشین
آگاه تر شد

71
00:05:57.951 --> 00:06:00.520
سرانجام، اون زن مُرد

72
00:06:00.787 --> 00:06:02.455
اون دستگاه کوچک از یک صاحب...

73
00:06:02.588 --> 00:06:04.824
به صاحب بعدی منتقل شد

74
00:06:05.325 --> 00:06:09.429
اونا هم چیزهایی بهش اضافه کردن
تغییراتی در جاهای مختلف بهش دادن،

75
00:06:09.429 --> 00:06:12.899
و با هر مرحله اون زنده تر شد

76
00:06:14.100 --> 00:06:16.135
و بیشتر تبدیل به...

77
00:06:16.703 --> 00:06:17.704
من شد

78
00:06:18.671 --> 00:06:21.574
این همون استخره

79
00:06:21.941 --> 00:06:24.010
اونو از زمین کندم و به اینجا آوردم

80
00:06:25.044 --> 00:06:30.950
اما تو یه انسان با قطعات دستگاه هستی
نه یه دستگاه که فکر می کنه یه انسانه،

81
00:06:31.017 --> 00:06:35.054
بعضی وقتا درک چیزی که بهش تبدیل شدم
برای خودمم سخته

82
00:06:35.588 --> 00:06:39.225
و سخت تر از اون اینه که یادم بیاد
قبلاً چی بودم

83
00:06:41.294 --> 00:06:43.696
رنگ آبی این کاشی ها...

84
00:06:44.163 --> 00:06:47.300
آبی زیما ست، همون اسمی که
سازنده اش روش گذاشته

85
00:06:48.134 --> 00:06:50.370
اولین چیزی که من در عمرم دیدم

86
00:06:50.903 --> 00:06:52.872
من از اینجا شروع کردم

87
00:06:53.072 --> 00:06:57.043
یک دستگاه خام کوچک که فقط به اندازه ای
هوش داشت که بتونه خودشو هدایت کنه

88
00:06:57.910 --> 00:06:59.579
اما این دنیای من بود

89
00:06:59.846 --> 00:07:04.083
تنها چیزی بود که می دونستم
و نیاز داشتم که بدونم

90
00:07:05.251 --> 00:07:06.386
و حالا؟

91
00:07:39.819 --> 00:07:41.587
خودمو غوطه ور خواهم کرد

92
00:07:49.162 --> 00:07:53.733
و در این حین، به آرومی
کارکرد های برتر مغزم رو خاموش می کنم

93
00:08:03.609 --> 00:08:05.611
خودمو قطعه قطعه می کنم

94
00:08:13.052 --> 00:08:16.389
فقط در حدی از خودم باقی میذارم
که بتونم محیط اطرافمو حس کنم

95
00:08:24.163 --> 00:08:29.569
که بتونم لذت ساده ای رو از
انجام خوب و کامل یک مأموریت، بیرون بکشم

96
00:08:30.770 --> 00:08:33.639
جستجوی من بدنبال حقیقت
بالاخره به پایان رسیده

97
00:08:38.177 --> 00:08:40.179
و دارم میرم خونه

98
00:08:45.885 --> 00:08:53.893
ترجمه و زیرنویس: عــــــمــاد

