﻿1
00:01:18,411 --> 00:01:28,421
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت هـکـس دانـلـود ::.
W W W . H E X D L . C O M

2
00:01:30,632 --> 00:01:37,180
‫(پنساکولا - سال 2004)

3
00:01:38,181 --> 00:01:41,809
‫یه بار یکی یه ضرب المثلی
‫در مورد شکار بهم گفته بود. می گفت که...

4
00:01:43,394 --> 00:01:46,606
‫«شیرها با دانش این که
‫شکارچی ان، متولد می شن.

5
00:01:46,689 --> 00:01:49,901
‫گوزن ها
‫درک می کنن که شکارن.

6
00:01:51,069 --> 00:01:55,198
‫انسان ها
‫تنها موجودات زمینن که بهشون حق انتخاب داده شده.»

7
00:01:55,281 --> 00:01:56,824
‫نمی دونم کی این رو گفته،

8
00:01:56,908 --> 00:02:01,913
‫ولی تقریبا مطمئنم که
‫هیچوقت جایی مثل پنساکولا رو تصور نمی کرده.

9
00:02:11,214 --> 00:02:13,633
‫خانواده لوسی بیلور،
‫دختر 16 ساله پنساکولایی...

10
00:02:13,716 --> 00:02:15,468
‫که هفته گذشته ناپدید شد،

11
00:02:15,551 --> 00:02:19,097
‫امروز صبح
‫جایزه ای 5000 دلاری برای یافتن او وضع کرد.

12
00:02:19,180 --> 00:02:21,474
‫سه شنبه صبح، کارآگاهان کلانتری شهرستان...

13
00:02:21,557 --> 00:02:23,768
‫در جریان نشستی خبری...

14
00:02:23,851 --> 00:02:26,980
‫گفتن که
‫می خوان با چند نفر در مورد ناپدید شدن این دختر صحبت کنن...

15
00:02:27,063 --> 00:02:29,524
‫ولی اضافه کردن
‫که اونا لزوما مظنون نیستن.

16
00:03:20,783 --> 00:03:22,201
‫خدای من!

17
00:03:56,819 --> 00:04:01,449
‫مقتول
‫یه زن سفیدپوسته که تقریبا 20 سالشه...

18
00:04:01,532 --> 00:04:04,118
‫آسیب ناشی از...

19
00:04:48,746 --> 00:04:50,706
‫نمی دونستم
‫به همین زودی همه اتون رو خبر کرده ان.

20
00:04:50,790 --> 00:04:54,877
‫نه، من شرق اینجا بودم.
‫گفتم یه نگاهی بندازم.

21
00:04:54,961 --> 00:04:56,587
‫بفرما، راحت باش.

22
00:05:08,975 --> 00:05:14,105
‫نه. دیشب یه جای دیگه ای
‫کشته شده و جسدش به اینجا آورده شده.

23
00:05:14,188 --> 00:05:16,107
‫این رو چطوری می تونی
‫از اینجا تشخیص بدی؟

24
00:05:17,858 --> 00:05:19,110
‫شناساییش کردین؟

25
00:05:20,403 --> 00:05:21,529
‫سارا کلاگ.

26
00:05:22,530 --> 00:05:26,534
‫26 ساله،
‫چند بار به جرم حمل مواد مخدر و بی اخلاقی متهم شده.

27
00:05:26,617 --> 00:05:30,621
‫آخرین محل سکونتی که ازش داشتن،
‫تالاهاسی بود. گزارش گم شدنش رو نتونستن پیدا کنن.

28
00:05:33,749 --> 00:05:36,377
‫- خانمت چطوره؟
‫- طبق معمول رو مخه.

29
00:05:38,546 --> 00:05:41,299
‫تا وقتی
‫هوا خیلی گرم نشده،

30
00:05:41,382 --> 00:05:43,801
‫- چندتا عکس با وضوح بالا از اون جای گازگرفتگی ها بگیرین.
‫- باشه.

31
00:05:44,802 --> 00:05:47,596
‫- هنوز یه نوشیدنی بهم بدهکاری.
‫- آره، می دونم.

32
00:06:02,236 --> 00:06:05,656
‫آهای، تا وقتی
‫کار رو شروع نکردین، کوکایین ممنوع.

33
00:07:22,900 --> 00:07:26,612
‫خانم، عصر بخیر.
‫میل دارین با هم یکم کیک تابه ای بخوریم؟

34
00:07:47,132 --> 00:07:48,634
‫دختر کوچولو،
‫دوست می خوای؟

35
00:07:49,802 --> 00:07:51,762
‫بیا دیگه،
‫بیا ببرمت یه جای راحت.

36
00:07:54,598 --> 00:07:56,141
‫حالتون خوبه؟

37
00:07:57,393 --> 00:07:58,394
‫آهای، حالتون خوبه؟

38
00:08:03,274 --> 00:08:06,819
‫بیا. بیا،
‫بیا ببریمت یه جای امن.

39
00:08:06,902 --> 00:08:08,737
‫بیا.

40
00:08:16,954 --> 00:08:19,498
‫کارل،
‫امشب سر به سرم نذار. گور بابات.

41
00:08:19,665 --> 00:08:23,377
‫- دارم کارم رو می کنم. همین.
‫- نظرت چیه جاهامون رو با هم عوض کنیم؟

42
00:08:23,460 --> 00:08:25,504
‫نظرت چیه
‫تو بیای اینجا و کارگری کنی...

43
00:08:25,588 --> 00:08:28,424
‫و من کل شب
‫توی ماشین بشینم و بوریتو بلمبونم؟

44
00:08:28,507 --> 00:08:30,050
‫فکر کنم طرفت اومد.

45
00:08:35,973 --> 00:08:37,349
‫تق تق.

46
00:08:40,811 --> 00:08:43,689
‫اوه،
‫تو دیگه باید احمق ترین عوضی پنساکولا باشی.

47
00:08:45,399 --> 00:08:46,650
‫من رو یادته؟

48
00:08:48,277 --> 00:08:49,820
‫
‫من آشناهای زیادی دارم.

49
00:08:49,903 --> 00:08:52,323
‫ولی من با همه فرق دارم.

50
00:08:52,406 --> 00:08:55,117
‫چقدر جذابی!

51
00:08:55,200 --> 00:08:57,369
‫نگران نباش،
‫رفیق خنگولت رو فرستادم پی نخود سیاه،

52
00:08:57,453 --> 00:08:59,788
‫واسه همین
‫فکر نمی کنم کسی مزاحممون بشه.

53
00:09:02,875 --> 00:09:05,586
‫توی لاکسلی
‫هم مچت رو گرفته بودم، نه؟

54
00:09:09,381 --> 00:09:12,051
‫که یعنی
‫این جرم دوم مجازات داره، درسته؟

55
00:09:14,720 --> 00:09:16,263
‫لعنتی.

56
00:09:16,347 --> 00:09:18,932
‫این هدفمون نیست.

57
00:09:22,644 --> 00:09:25,189
‫خب،
‫این هستی زیبای منه.

58
00:09:27,566 --> 00:09:30,611
‫و هر سگ مصبی که توشه،

59
00:09:33,572 --> 00:09:35,240
‫متعلق به منه.

60
00:09:35,324 --> 00:09:37,910
‫درست همونطوری که
‫زمین متعلق به خداست.

61
00:09:37,993 --> 00:09:38,827
‫چی؟

62
00:09:38,911 --> 00:09:41,914
‫پس این یعنی
‫شما کارگرهای عوضی...

63
00:09:41,997 --> 00:09:44,208
‫هم همه اتون متعلق به منین.

64
00:09:44,291 --> 00:09:46,168
‫می گیری چی می گم؟

65
00:09:46,251 --> 00:09:48,045
‫گور باباش،
‫من وارد عمل می شم.

66
00:09:48,128 --> 00:09:49,046
‫نه.

67
00:09:52,091 --> 00:09:53,092
‫خیله خب.

68
00:09:54,259 --> 00:09:56,845
‫پس تو
‫از اون عوضی هایی، آره؟

69
00:09:56,929 --> 00:09:58,806
‫تا وقتی
‫زخم و زیلی نشی، نمی فهمی. خب.

70
00:10:00,265 --> 00:10:02,643
‫من دارم وارد می شم.
‫این هدفمون نیست.

71
00:10:02,726 --> 00:10:05,187
‫- فقط دو دقیقه بهم وقت بده.
‫- واسه چی؟

72
00:10:05,270 --> 00:10:06,814
‫می خوای آرایش کنی؟ آره؟

73
00:10:08,357 --> 00:10:10,567
‫ببین چی دارم.

74
00:10:10,651 --> 00:10:15,239
‫حالا می تونم
‫بندازمت توی یه سطل آشغال و به خورد بچه خوک ها بدمت.

75
00:10:15,322 --> 00:10:16,615
‫و می دونی چیه؟

76
00:10:17,616 --> 00:10:19,827
‫برای هیچکس
‫پشیزی هم اهمیت نداره!

77
00:10:21,411 --> 00:10:23,497
‫تو چی؟

78
00:10:23,580 --> 00:10:26,583
‫اون موقعی که توی اردوگاه زندگی می کردین،
‫بابایی خیلی مامانی رو می زد؟

79
00:10:32,422 --> 00:10:33,799
‫آه!

80
00:10:42,516 --> 00:10:44,893
‫- نه!
‫- آه!

81
00:10:47,688 --> 00:10:49,314
‫- چیکار کردی؟
‫- طرفمون این نیست.

82
00:10:49,398 --> 00:10:51,066
‫خدا لعنتش کنه!

83
00:10:52,401 --> 00:10:53,861
‫- کارل.
‫- بهم قول داده بودی!

84
00:10:53,944 --> 00:10:55,654
‫کارل،
‫می خواستی چه غلطی بکنم؟

85
00:10:55,737 --> 00:10:57,281
‫داشت له و لورده ام می کرد!

86
00:10:57,364 --> 00:11:00,492
‫- اینطوری بد می شه.
‫- کارل...

87
00:11:00,576 --> 00:11:03,495
‫- بیا گورمون رو گم کنیم.
‫- باشه، بیا بریم.

88
00:11:03,579 --> 00:11:05,998
‫لعنتی.

89
00:11:06,081 --> 00:11:10,419
‫هنگامی که
‫در میان دره سایه مرگ قدم می زنیم،

90
00:11:10,502 --> 00:11:14,006
‫دور و برمون
‫انواع و اقسام هوس ها رو می بینیم.

91
00:11:14,089 --> 00:11:17,301
‫خوشی های زمینی مثل بی بند و باری
‫و سرخوشی و از این دست موارد، نظر کدوم یکی از ما...

92
00:11:17,384 --> 00:11:21,054
‫رو جلب نمی کنن؟

93
00:11:21,138 --> 00:11:23,432
‫کدوم یکی از ما در مقابل...

94
00:11:23,515 --> 00:11:28,478
‫وسوسه لذت بردن
‫از همچین چیزهایی، مصونه؟

95
00:11:28,562 --> 00:11:32,441
‫- کدوم یکی از ما...
‫- اون دخترمه. بتانی.

96
00:11:36,445 --> 00:11:37,946
‫الان دارم می رم خونه
‫تا اون رو ببینم.

97
00:11:43,368 --> 00:11:45,120
‫می خوای امشب
‫پیش ما بمونی؟

98
00:11:50,584 --> 00:11:52,252
‫دخترم عاشقت می شه.

99
00:11:55,631 --> 00:11:56,590
‫بله.

100
00:11:58,550 --> 00:11:59,718
‫لطفا.

101
00:12:02,220 --> 00:12:03,722
‫خب،
‫پس حله.

102
00:12:26,244 --> 00:12:29,831
‫(اداره پلیس ایالتی فلوریدا)
‫(پناسکولا، فلوریدا)

103
00:12:37,506 --> 00:12:39,633
‫بایرون،
‫می فهمم این قضیه برات احساسیه.

104
00:12:39,716 --> 00:12:41,426
‫مسئله احساس نیست.

105
00:12:41,510 --> 00:12:44,846
‫ای بابا،
‫همه امون از این قضیه بدجوری ضربه خوردیم.

106
00:12:44,930 --> 00:12:47,432
‫و حقیقت اینه که
‫تو هنوز جوونی.

107
00:12:47,516 --> 00:12:50,811
‫و انقدر پلیس خوبی هستی
‫که حیفه بخاطر فقط یه پرونده، از دست بری.

108
00:12:50,894 --> 00:12:54,606
‫ببخشید.
‫قربان، هفت قتل حل نشده، فراتر از یه پرونده است.

109
00:12:54,689 --> 00:12:56,441
‫می دونی که
‫نمی تونیم ارتباط بینشون رو تایید کنیم.

110
00:12:56,525 --> 00:12:59,236
‫قربان، گوش کنین،
‫صحنه سارا کلاگ باهاشون همخونی داره.

111
00:12:59,319 --> 00:13:02,030
‫جای گازگرفتگی ها،
‫نوع قرارگیری جسد، نحوه قتل، همه چیز.

112
00:13:02,114 --> 00:13:04,074
‫بایرون،
‫بذار حرف آخر رو بزنم.

113
00:13:04,157 --> 00:13:06,868
‫- نمی تونی این پرونده رو دوباره باز کنی.
‫- جان؟

114
00:13:06,952 --> 00:13:08,912
‫- پرونده جدیدی بهت داده شده.
‫- کِی؟

115
00:13:08,995 --> 00:13:12,624
‫- همین الان.
‫- خیله خب. بیاین...بیاین اف بی آی رو درگیر کنیم.

116
00:13:12,707 --> 00:13:16,211
‫- یه مجرم که توی چند محدوده قضایی فعاله.
‫- شوخی می کنی دیگه؟

117
00:13:16,294 --> 00:13:19,673
‫باید ازش بگذری.
‫چاره ای نداری.

118
00:13:21,049 --> 00:13:22,300
‫خیله خب.

119
00:13:23,927 --> 00:13:26,596
‫می دونین،
‫هیچکس هیچوقت پشت اون دخترا درنیومده.

120
00:13:30,016 --> 00:13:33,019
‫و من هم
‫انگار دیگه نمی تونم با این قضیه کنار بیام.

121
00:13:51,163 --> 00:13:53,373
‫بالادستی ها سرخورده شده ان.

122
00:13:53,456 --> 00:13:55,166
‫اون سگ مصب
‫شانس آورده که زنده است.

123
00:13:55,250 --> 00:13:57,335
‫اونا دستور پایان عملیات رو داده ان.

124
00:13:57,419 --> 00:14:02,716
‫عملیات بزرگراه امن
‫از فلوریدا خارج می شه.

125
00:14:02,799 --> 00:14:04,217
‫- کی؟
‫- همین الان.

126
00:14:04,301 --> 00:14:07,679
‫به جاده بین ایالتی شماره پنج
‫که توی مناطق زیبای شمال غربیه، می ریم.

127
00:14:07,762 --> 00:14:10,181
‫نه، برو پیش بالادستی ها
‫و بهشون بگو برن گم شن.

128
00:14:10,265 --> 00:14:12,350
‫این عملیات تو نیست.

129
00:14:12,434 --> 00:14:13,810
‫از لحظه ای که
‫به طعمه و تله تبدیل شدم،

130
00:14:13,894 --> 00:14:16,146
‫به عملیات من
‫تبدیل شد و خود سگ مصبت هم این رو می دونی!

131
00:14:16,229 --> 00:14:18,899
‫کاری از دست من برنمیاد.

132
00:14:18,982 --> 00:14:21,151
‫خیله خب، کارل،
‫ببین، گندکاری دیشب تقصیر من بود.

133
00:14:21,234 --> 00:14:23,403
‫خب؟
‫من گند زدم. ببخشید.

134
00:14:23,486 --> 00:14:26,031
‫الان با
‫بیشتر از ده مجرم فعال در ارتباطم...

135
00:14:26,114 --> 00:14:27,991
‫که دنبال این دختران.

136
00:14:28,074 --> 00:14:30,285
‫امشب قراره برم
‫سراغ بزرگترین هدفم.

137
00:14:30,368 --> 00:14:31,745
‫از این مکالمه خسته شده ام.

138
00:14:33,038 --> 00:14:34,539
‫امشب اون سگ مصب رو گیر میندازم.

139
00:14:35,457 --> 00:14:37,042
‫- چرت می گی!
‫- تماشا کن.

140
00:14:39,878 --> 00:14:40,837
‫کلانتری...

141
00:14:40,921 --> 00:14:42,714
‫در همکاری نزدیکی
‫با مقامات قانونی ایالتی...

142
00:14:42,797 --> 00:14:45,425
‫داره سعی می کنه
‫مشخص کنه که بین این پرونده...

143
00:14:45,508 --> 00:14:47,969
‫و مجموعه ای از
‫پرونده های آدم ربایی...

144
00:14:48,053 --> 00:14:51,598
‫که ماه های اخیر
‫در طول جاده بین ایالتی 10 رخ داده ان، ارتباطی هست یا نه.

145
00:14:51,681 --> 00:14:54,434
‫یکی از سخنگوهای شهرداری،
‫گفته که نمی تونن در این مورد صحبتی کنن،

146
00:14:54,517 --> 00:14:56,936
‫چون پرونده مذکور، باز و در جریانه.
‫(منزل خانواده کلاگ - کریمنی پاینز فلوریدا)

147
00:14:57,020 --> 00:14:59,814
‫اونا از هر کسی که
‫اطلاعاتی در این مورد داره، خواسته ان که باهاشون ارتباط برقرار کنه.

148
00:15:23,546 --> 00:15:27,384
‫- کمکی از دستم برمیاد؟
‫- خانم، عصر بخیر.

149
00:15:27,467 --> 00:15:29,010
‫بنده بایرون کرافورد هستم.

150
00:15:29,094 --> 00:15:31,763
‫آقای کرافورد، اومدی
‫خونه رو بخری؟ خب، اینجا فروشی نیستی.

151
00:15:31,846 --> 00:15:32,931
‫نه خانم.

152
00:15:34,015 --> 00:15:36,017
‫من مامور پلیس ایالتی فلوریدا هستم و...

153
00:15:37,394 --> 00:15:39,813
‫می شه بپرسم
‫که شما ارتباطی با سارا کلاگ دارین یا نه؟

154
00:15:46,444 --> 00:15:50,240
‫یه پلیس نفهم
‫زنگ زد و با بی شعوری تمام، چندتا سوال ناجور پرسید.

155
00:15:50,323 --> 00:15:52,700
‫گفت که
‫اون رو حومه پنساکولا پیدا کرده ان.

156
00:15:52,784 --> 00:15:56,746
‫خانم، ببخشید.
‫نباید اینطوری مطلع می شدین.

157
00:15:58,957 --> 00:16:01,000
‫واقعا بهتون تسلیت می گم.

158
00:16:03,420 --> 00:16:06,673
‫این همه راه
‫تا اینجا اومدی که بهم بگی دخترم کشته شده؟

159
00:16:07,674 --> 00:16:08,675
‫بله، خانم.

160
00:16:09,801 --> 00:16:13,805
‫باید اینطوری باشه.
‫ببخشید که جور دیگه ای شنیدین.

161
00:16:16,558 --> 00:16:18,935
‫حالا که تا اینجا اومدی،
‫بیا تو و یکم بشین.

162
00:16:34,325 --> 00:16:36,077
‫الان می خوای
‫بهم بگی که تا وقتی بی شرفی...

163
00:16:36,161 --> 00:16:38,454
‫که سارا رو کشته،
‫دستگیر نکردی، آروم نمی شینی؟

164
00:16:38,538 --> 00:16:40,123
‫نه، خانم.

165
00:16:41,207 --> 00:16:44,502
‫هر کسی که
‫این رو بهتون بگه، داره دروغ می گه.

166
00:16:44,586 --> 00:16:46,838
‫اوضاع اصلا بر وفق مراد ما نیست.

167
00:16:49,591 --> 00:16:52,468
‫آقای کرافورد،
‫یکم رُکتر باش.

168
00:16:52,552 --> 00:16:54,053
‫ای بابا!

169
00:16:54,137 --> 00:16:56,347
‫گمونم
‫صداقتت برام ارزشمند باشه.

170
00:16:58,808 --> 00:17:01,477
‫شاید الان
‫اون تعارف نوشیدنیتون رو قبول کنم.

171
00:17:02,937 --> 00:17:04,772
‫تصمیم خوبی بود.

172
00:17:04,856 --> 00:17:07,358
‫بعضی روزا،
‫بهترین کار نوشیدنه.

173
00:17:07,442 --> 00:17:08,776
‫آره.

174
00:17:10,153 --> 00:17:11,946
‫آقای کرافورد،
‫شما اهل پنهندلی؟

175
00:17:12,030 --> 00:17:15,491
‫نه، همین نزدیکی ها، ماریانا.

176
00:17:23,291 --> 00:17:27,670
‫شماها همیشه
‫دور و بر تالاهاسی زندگی می کردین؟

177
00:17:29,255 --> 00:17:30,673
‫تالاهاسی؟ ای بابا.

178
00:17:30,757 --> 00:17:33,676
‫خانواده ام
‫نزدیک به 100 سال کوفتیه که ساکن این خونه است.

179
00:17:35,595 --> 00:17:37,430
‫اون عکس من و
‫خواهر دوقلوم، کارولینه.

180
00:17:39,182 --> 00:17:41,100
‫هنوز وقتی که
‫اون عکس رو گرفتیم رو یادمه.

181
00:17:41,184 --> 00:17:44,312
‫مادرم همه اش
‫بابت اون لباسای کوفتی سر و صدا می کرد.

182
00:17:44,395 --> 00:17:48,149
‫همون تابستون هم مرد،
‫در جریان آتش سوزی کارخونه کولتیر توی توماسویل.

183
00:17:48,232 --> 00:17:50,985
‫چه وحشتناک، متاسفم.

184
00:17:51,069 --> 00:17:54,030
‫پدرم
‫توی کره مجروح شده بود.

185
00:17:55,281 --> 00:18:00,161
‫بعد از مرگ مادرم،
‫انگار یه کلیدی توی ذهنش زده شد.

186
00:18:02,622 --> 00:18:03,873
‫نوشیدنی می خورد.

187
00:18:05,333 --> 00:18:07,293
‫از صبح شروع می کرد
‫و با خودش صحبت می کرد،

188
00:18:07,377 --> 00:18:10,713
‫تا وقتی که
‫ما از مدرسه برگردیم خونه، ادامه می داد.

189
00:18:10,797 --> 00:18:12,966
‫من رو زهره ترک می کرد.

190
00:18:13,049 --> 00:18:15,677
‫فرار می کردیم
‫و لای چمن ترکه ها قایم می شدیم.

191
00:18:18,012 --> 00:18:19,347
‫ساعت ها بازی می کردیم.

192
00:18:20,848 --> 00:18:22,058
‫هوا تاریک می شد.

193
00:18:23,059 --> 00:18:24,519
‫اصلا حالیمون نمی شد.

194
00:18:29,190 --> 00:18:30,942
‫تا وقتی که اون مثل یه سگ...

195
00:18:33,945 --> 00:18:36,823
‫هار می اومد دنبالمون.

196
00:18:38,324 --> 00:18:40,284
‫هنوز هم
‫می تونم صداش رو بشنوم.

197
00:18:40,368 --> 00:18:42,120
‫بعضی وقتا،
‫ما رو می گرفت.

198
00:18:45,498 --> 00:18:47,125
‫بعضی وقتا
‫هم نمی گرفت.

199
00:18:51,713 --> 00:18:52,839
‫ما فقط منتظر می موندیم.

200
00:18:55,883 --> 00:18:57,552
‫باید منتظر می موندیم.

201
00:19:01,305 --> 00:19:03,891
‫کارولین می گفت:
‫«تا نیمه شب».

202
00:19:06,352 --> 00:19:08,020
‫درست مثل سیندرلا.

203
00:19:11,566 --> 00:19:13,192
‫می خوای
‫به جاش یه نوشیدنی خنک برات بیارم؟

204
00:19:13,276 --> 00:19:15,278
‫نه خانم، من...

205
00:19:16,279 --> 00:19:17,572
‫نمی خواد.

206
00:19:20,825 --> 00:19:23,411
‫سارا من رو
‫خیلی یاد کارولین مینداخت.

207
00:19:25,496 --> 00:19:28,082
‫جفتشون
‫همه اش پی فرار بودن.

208
00:19:28,166 --> 00:19:30,042
‫و سلیقه اشون
‫توی انتخاب مرد هم افتضاح بود.

209
00:19:31,043 --> 00:19:32,545
‫سارا نامزد داشت؟

210
00:19:34,881 --> 00:19:37,425
‫ای بابا،
‫هیچ نمی دونم.

211
00:19:37,508 --> 00:19:39,594
‫نزدیک یه سال پیش از اینجا رفت.

212
00:19:41,596 --> 00:19:42,430
‫خب...

213
00:19:46,017 --> 00:19:47,351
‫من دیگه برم.

214
00:19:49,020 --> 00:19:50,563
‫ولی...

215
00:19:52,815 --> 00:19:54,150
‫اگه چیزی نیاز داشتین...

216
00:19:56,444 --> 00:19:58,237
‫بهم زنگ بزنین.

217
00:20:05,703 --> 00:20:09,207
‫- چطوری مرد؟
‫- جان؟

218
00:20:10,333 --> 00:20:13,711
‫منظورم
‫اینه که سارا چطوری کشته شد؟

219
00:20:22,970 --> 00:20:25,348
‫خب، آقای کرافورد،
‫می شه ازتون بخوام یه لطفی در حقم بکنین؟

220
00:20:29,227 --> 00:20:34,023
‫شما رو به خدا،
‫اگه کسی تونست این...

221
00:20:35,775 --> 00:20:38,277
‫آدم شروری که
‫دختر کوچولوم رو کشته رو بگیره،

222
00:20:38,361 --> 00:20:41,072
‫می شه باز هم بیاین و بهم بگین؟

223
00:20:43,699 --> 00:20:45,618
‫خانم، عصر خوش.

224
00:21:30,705 --> 00:21:32,832
‫اوه!
‫اون کیه؟

225
00:21:32,915 --> 00:21:35,167
‫سلام عزیزم.

226
00:21:37,628 --> 00:21:39,755
‫اون باباییه؟

227
00:21:39,839 --> 00:21:41,132
‫- روزت چطور بود؟
‫

228
00:21:41,716 --> 00:21:44,009
‫امروز صبح
‫دو نفر بهم زنگ زدن.

229
00:21:45,136 --> 00:21:47,596
‫اولیش
‫گزارش گم شدن یه نفر رو داد.

230
00:21:47,680 --> 00:21:53,477
‫دیشب یه دختر 16 ساله
‫از توفقگاه کامیون های حومه پنساکولا ناپدید شده.

231
00:21:56,063 --> 00:22:01,110
‫قبل از اون هم یه فروشنده سیمان،
‫کنار جاده بین ایالتی 10، در مرز ایالت، یه جسد پیدا کرده بود.

232
00:22:01,193 --> 00:22:03,904
‫- همون دختره بود؟
‫- نه.

233
00:22:03,988 --> 00:22:06,157
‫یه بدبختی اهل تالاهاسی شرقی.

234
00:22:06,240 --> 00:22:08,951
‫این کار...

235
00:22:12,037 --> 00:22:16,375
‫قبلا حضور خدا
‫رو حس می کردم، ولی الان...

236
00:22:16,459 --> 00:22:18,836
‫نمی دونم والا.

237
00:22:18,919 --> 00:22:22,965
‫عشق اون توی دلته.
‫خودت این رو می دونی.

238
00:22:23,966 --> 00:22:28,137
‫برای همین هم
‫این دخترا به یکی مثل تو نیاز دارن.

239
00:22:29,263 --> 00:22:31,724
‫من بهت ایمان دارم.

240
00:22:37,062 --> 00:22:39,356
‫مامانی،
‫داره می سوزه؟

241
00:22:39,440 --> 00:22:42,526
‫نه عزیزم،
‫این بخاطر آب داغه.

242
00:22:48,657 --> 00:22:50,534
‫- به موقع اومدی.
‫- خوشبوئه.

243
00:22:53,078 --> 00:22:55,122
‫آرنجات
‫رو از روی میز بردار.

244
00:22:56,290 --> 00:22:57,625
‫الان چی می خونی؟

245
00:22:57,708 --> 00:22:59,919
‫اسمش «تپه واترشیپ»ـه.

246
00:23:00,002 --> 00:23:03,881
‫مطمئنم که
‫باهوش ترین هشت ساله کل پنهندلی.

247
00:23:03,964 --> 00:23:05,841
‫برای اون کتاب
‫خیلی کوچیکه.

248
00:23:13,891 --> 00:23:14,934
‫چی داریم؟

249
00:23:15,017 --> 00:23:18,896
‫- میتلف! غذای مورد علاقه ام.
‫- میتلف، ذرت.

250
00:23:40,084 --> 00:23:43,212
‫- یه اتفاق بدی میفته.
‫- هر وقت خواستی، می تونی بری.

251
00:23:43,295 --> 00:23:46,465
‫- هیچکس مجبورت نمی کنه که بمونی.
‫- ممکنه نشان هامون رو از دست بدیم.

252
00:23:46,548 --> 00:23:50,594
‫کارل، قرار نیست نشان هامون رو از دست بدیم.
‫من از زمان لاکسلی دارم روی این یارو کار می کنم.

253
00:23:50,678 --> 00:23:54,515
‫- به پلیس محلی زنگ بزن.
‫- هیچکس پشیزی به این دخترا اهمیت نمی ده.

254
00:23:54,598 --> 00:23:58,018
‫خودت می دونی.
‫اگه کسی دنبالت نباشه، پس واقعا گم نشده ای.

255
00:23:58,102 --> 00:24:00,312
‫نمی خوام چیزیت بشه.

256
00:24:01,313 --> 00:24:02,606
‫- باشه.
‫- جدی می گم.

257
00:24:02,690 --> 00:24:04,942
‫خیله خب، باشه،
‫این آخریشه. خب؟

258
00:24:05,025 --> 00:24:07,111
‫بعدش جل و پلاسمون رو
‫جمع می کنیم و به سیاتل بارونی می ریم.

259
00:24:09,029 --> 00:24:11,282
‫- من نمیام.
‫- چی؟

260
00:24:11,365 --> 00:24:14,994
‫- کریستن ازم طلاق می گیره.
‫- چرت و پرت نگو بابا.

261
00:24:15,077 --> 00:24:18,080
‫وکیل گرفته بابا.

262
00:24:18,163 --> 00:24:21,458
‫کارل، نمی دونستم. ببخشید.

263
00:24:28,674 --> 00:24:32,177
‫گور باباش. نمیاد.
‫بریم بابا.

264
00:24:35,806 --> 00:24:38,475
‫جانسون هنوز استعلاجیه.
‫من باید بارش رو به موبایل برسونم.

265
00:24:39,476 --> 00:24:42,563
‫امشب؟
‫پیت، قرار بود اون قفسه کتاب رو مرتب کنیم.

266
00:24:42,646 --> 00:24:46,567
‫می دونم عزیزم، ولی
‫الان سرمون خیلی شلوغه و راننده هم کم داریم.

267
00:24:46,650 --> 00:24:48,986
‫ببین،
‫ما وسط ناکجاآباد زندگی می کنیم...

268
00:24:49,069 --> 00:24:51,155
‫و سر جمع دوتا همسایه
‫داریم که همونا رو هم نمی شناسیم.

269
00:24:51,238 --> 00:24:55,492
‫خب، برای همین هم
‫الان شکمامون سیرن، نه؟

270
00:24:55,576 --> 00:24:58,245
‫آخه این اواخر
‫خیلی اینطوری می شه.

271
00:24:58,328 --> 00:25:01,081
‫می خواستی
‫دیگه توی جاده کار نکنم.

272
00:25:01,165 --> 00:25:03,000
‫عزیزم،
‫سرپرست باید در دسترس باشه.

273
00:25:05,502 --> 00:25:07,671
‫فقط بعضی وقتا
‫یکم احساس تنهایی می کنم.

274
00:25:07,713 --> 00:25:10,007
‫اگه بخوای،
‫استعفا می دم.

275
00:25:10,090 --> 00:25:11,383
‫- می دم.
‫- نه، نمی دی.

276
00:25:11,467 --> 00:25:12,926
‫معلومه که می دم.
‫اصلا همین الان می دم.

277
00:25:13,010 --> 00:25:16,138
‫- می خوای استعفا بدم؟
‫- نه، نده.

278
00:25:16,221 --> 00:25:18,640
‫خیله خب.

279
00:25:18,724 --> 00:25:21,852
‫- عزیزم، دوستت دارم.
‫- من هم دوستت دارم.

280
00:25:21,935 --> 00:25:24,229
‫- مراقب خودت باش.
‫- دوستت دارم، عزیزم.

281
00:25:24,313 --> 00:25:25,981
‫- شب بخیر، بابایی.
‫- شب بخیر، عزیزم.

282
00:25:28,525 --> 00:25:30,611
‫خیله خب. خداحافظ.

283
00:26:16,865 --> 00:26:17,866
‫کلیدت رو گم کردی؟

284
00:26:20,661 --> 00:26:23,205
‫خوشتیپ، خجالت نکش.

285
00:26:23,288 --> 00:26:25,040
‫چرا نمیای یه نوشیدنی بزنیم؟

286
00:26:29,878 --> 00:26:31,964
‫بدم نمیاد
‫با یکی صحبت کنم.

287
00:26:32,047 --> 00:26:33,590
‫باشه.

288
00:26:34,841 --> 00:26:36,051
‫چرا که نه؟

289
00:26:54,194 --> 00:26:56,655
‫تو که پلیس نیستی؟

290
00:27:07,582 --> 00:27:08,709
‫چند سالته؟

291
00:27:09,793 --> 00:27:11,670
‫20.

292
00:27:19,761 --> 00:27:21,388
‫واقعا عاشق این آهنگم.

293
00:27:23,849 --> 00:27:27,394
‫کثافت فاسد بی اخلاق!

294
00:27:30,397 --> 00:27:33,275
‫چیزی نیست.

295
00:27:36,570 --> 00:27:37,612
‫ای وای.

296
00:28:12,064 --> 00:28:14,483
‫آقای توپ، پیدات کردم.

297
00:28:19,488 --> 00:28:21,531
‫مونده ام
‫اینجا چیزی هست یا نه.

298
00:28:32,000 --> 00:28:35,420
‫بتانی!
‫عزیزم، بیا تو! وقت شامه!

299
00:28:36,588 --> 00:28:37,964
‫مامانی،
‫دارم میام.

300
00:28:42,302 --> 00:28:45,680
‫کمک!
‫کسی هست؟

301
00:29:39,693 --> 00:29:42,445
‫ورود افراد متفرقه
‫به این محدوده ممنوعه. رئیس گفته اینجا رو ببندیم.

302
00:29:42,529 --> 00:29:44,698
‫- مسئول اینجا کیه؟
‫- کارآگاه یاربورو.

303
00:29:44,781 --> 00:29:45,782
‫ممنون.

304
00:29:45,865 --> 00:29:47,325
‫آهای،
‫باید برگه امنیتی رو امضا کنی. نرو دیگه!

305
00:29:47,409 --> 00:29:50,954
‫- بچه، بهت برنخوره.
‫- لعنتی.

306
00:29:51,037 --> 00:29:52,372
‫آروم، آروم!

307
00:29:52,455 --> 00:29:55,834
‫دوست من،
‫نکنه محدوده قضاییم رو اشتباه اومده ام؟

308
00:29:55,917 --> 00:29:57,502
‫نخیر.
‫فقط اومده ام یه نگاهی بندازم.

309
00:29:57,586 --> 00:30:01,047
‫کرافورد،
‫چرا حس می کنم راستش رو نمی گی؟

310
00:30:01,131 --> 00:30:02,841
‫و کسی نباید
‫سر صحنه جرمم بهم دروغ بگه.

311
00:30:02,924 --> 00:30:05,010
‫دارم راستش رو می گم. فقط اومده ام...

312
00:30:05,093 --> 00:30:06,845
‫ببخشید،
‫شما مسئول صحنه ای؟

313
00:30:06,928 --> 00:30:08,930
‫- این احمقا رو از اینجا بیرون کنین!
‫- سلام، رفیق.

314
00:30:09,014 --> 00:30:10,140
‫ما مامورای اف بی آی هستیم.

315
00:30:11,141 --> 00:30:15,854
‫خب، خوشوقتم،
‫ولی توی صحنه جرم من چه غلطی می کنین؟

316
00:30:15,937 --> 00:30:20,108
‫ما عوضی هایی که دخترهای زیر سن قانونی که
‫احتمالا قاچاق می شن رو شکار می کنن، هدف می گیریم.

317
00:30:20,191 --> 00:30:23,445
‫خب، گوش کنین،
‫بابت زحماتی که برای...

318
00:30:23,528 --> 00:30:25,447
‫این نواحی می کشین ممنونم.

319
00:30:25,530 --> 00:30:28,283
‫- ولی الان چرا داریم با هم صحبت می کنیم؟
‫- دیشب اینجا...

320
00:30:28,366 --> 00:30:30,327
‫برای یه نفر تله گذاشته بودیم.

321
00:30:30,410 --> 00:30:32,537
‫کلانتری
‫من رو اصلا در جریان همچین چیزی نذاشته.

322
00:30:32,620 --> 00:30:34,664
‫توی این کار بالاخره
‫اشتباه صورت می گیره.

323
00:30:34,748 --> 00:30:35,874
‫خب، مشخصا همینطوره، خب؟

324
00:30:35,957 --> 00:30:39,627
‫چون اینجا یه دختر 20 ساله
‫هست که جمجمه اش از شش ناحیه ترک برداشته.

325
00:30:42,172 --> 00:30:44,841
‫این هدف دیشبتون
‫اسمی هم داره؟

326
00:30:44,924 --> 00:30:47,761
‫خیله خب، نه، نه.
‫به اندازه کافی صحبت کردیم، خب؟

327
00:30:47,844 --> 00:30:52,265
‫طبق دستورالعمل،
‫ستوانم باید با ارشد شماها صحبت کنه. خب؟

328
00:30:52,349 --> 00:30:54,893
‫
‫بیخیال شو.

329
00:31:11,576 --> 00:31:14,579
‫- من اون دختر رو کشتم.
‫- امیدوارم که شوخی کنی.

330
00:31:14,662 --> 00:31:18,500
‫نه، منظورم اینه که من باید
‫جای اون می بودم. قراره از این دخترا محافظت کنم.

331
00:31:18,583 --> 00:31:21,836
‫چرت و پرت نگو!
‫ممکن بود دیشب بمیری.

332
00:31:21,920 --> 00:31:25,548
‫سلام.
‫من بایرون کرافوردم،

333
00:31:25,632 --> 00:31:27,592
‫مامور پلیس ایالت فلوریدام.

334
00:31:28,593 --> 00:31:32,680
‫گفته بودین
‫این هدف سر قرار نیومده بود؟

335
00:31:32,764 --> 00:31:36,726
‫- قرار بوده کجا بیاد؟
‫- چند شب پیش.

336
00:31:36,810 --> 00:31:40,355
‫هتل اوسیس.
‫پنساکولا.

337
00:31:41,648 --> 00:31:43,733
‫می ترسیدم
‫همینطور باشه.

338
00:31:43,817 --> 00:31:47,278
‫یه زن جوون
‫گزارش گم شدن خواهر 16 ساله اش رو داده بود.

339
00:31:47,362 --> 00:31:50,115
‫پنجشنبه شب،
‫اطراف اوسیس.

340
00:31:50,198 --> 00:31:52,700
‫خیلی دوست دارم
‫بشنوم چیز دیگه ای هم از این یارو می دونین یا نه.

341
00:31:52,784 --> 00:31:56,329
‫اگه چیز دیگه ای
‫از اون شب یادتون اومد یا...

342
00:31:56,412 --> 00:31:59,374
‫اطلاعات بیشتری
‫از مظنون پیدا کردین...

343
00:31:59,457 --> 00:32:01,042
‫بهم خبر بدین.

344
00:33:06,608 --> 00:33:09,444
‫- سلام بابایی.
‫- سلام عزیزم.

345
00:33:09,527 --> 00:33:12,530
‫روی قفسه کتاب کار می کنی؟
‫مامان خیلی خوشحال می شه.

346
00:33:12,614 --> 00:33:13,865
‫بذار کمکت کنم.

347
00:33:16,075 --> 00:33:19,245
‫- عزیزم، دوستت دارم.
‫- بابا، من هم دوستت دارم.

348
00:33:19,329 --> 00:33:21,331
‫خیلی دوستت دارم.

349
00:33:24,292 --> 00:33:26,628
‫بیا بریم بازی کنیم.

350
00:33:26,711 --> 00:33:28,004
‫خیله خب.

351
00:33:40,141 --> 00:33:42,685
‫فکر کنم
‫اون دختر رو توی اوسیس دیده بودم.

352
00:33:42,769 --> 00:33:46,522
‫داشت مثل زامبی ها
‫به سمت مرکز خدمات می رفت.

353
00:33:46,606 --> 00:33:48,733
‫نظرت چیه خودت بیای اینجا و کارگری کنی...

354
00:33:48,816 --> 00:33:51,027
‫و من کل شب
‫توی ماشین بشینم و بوریتو بلمبونم؟

355
00:33:51,110 --> 00:33:53,488
‫فکر نمی کردم
‫چیز خاصی باشه.

356
00:33:53,571 --> 00:33:56,157
‫بعدش هم که
‫یارو بهت حمله ور شد.

357
00:33:56,240 --> 00:33:57,909
خدای من.

358
00:34:00,745 --> 00:34:01,704
‫خب...

359
00:34:03,831 --> 00:34:05,833
‫فردا می گیریمش.

360
00:34:36,239 --> 00:34:37,407
‫بلند شو.

361
00:34:42,286 --> 00:34:44,872
‫دستا و پاهات
‫رو با اسفنج بشور.

362
00:34:53,631 --> 00:34:54,841
‫بشور.

363
00:34:56,008 --> 00:34:56,592
‫سریع!

364
00:34:58,928 --> 00:35:01,973
‫عزیز، همینجاست. آفرین.

365
00:35:02,056 --> 00:35:04,016
‫این هم از این. بیا اینجا.

366
00:35:06,686 --> 00:35:07,979
‫این بهتره؟

367
00:35:19,448 --> 00:35:21,826
‫- سلام.
‫- سلام.

368
00:35:21,909 --> 00:35:26,247
‫- رفیق، چی میل داری؟
‫- همونی که این خانم میل می کنه. ممنون.

369
00:35:26,330 --> 00:35:30,877
‫اولین باریه که
‫مامورای اف بی آی، داوطلبانه میان اینجا، نه؟

370
00:35:30,960 --> 00:35:34,338
‫به نظر نمیاد
‫اینجا کمبود جرم داشته باشه، نه؟

371
00:35:34,422 --> 00:35:37,967
‫خب،
‫ممنون که تماس گرفتی.

372
00:35:38,050 --> 00:35:39,760
‫می خوام یکم
‫در جریان اتفاقات گذشته بذارمت.

373
00:35:39,844 --> 00:35:43,014
‫چند سال پیش،
‫دو پرونده مقتول زن ناشناس بهم سپرده شدن.

374
00:35:43,097 --> 00:35:45,725
‫جفتشون
‫آدمای بی اخلاق و معتادی بودن.

375
00:35:45,808 --> 00:35:51,105
‫جفتشون کنار جاده بین ایالتی 10 رها شده بودن.
‫جفتشون خفه شده بودن، مورد تعرض قرار گرفته بودن، گاز گرفته شده بودن،

376
00:35:51,188 --> 00:35:54,400
‫و جسدهاشون
‫هم جوری قرار گرفته بودن که از بزرگراه مشخص باشن.

377
00:35:54,483 --> 00:35:57,445
‫هیچکس نمی خواست
‫نزدیک این پرونده ها بشه.

378
00:35:57,528 --> 00:35:59,780
‫چون
‫حل کردنشون غیر ممکن بود.

379
00:36:00,781 --> 00:36:02,408
‫بعدش سر و کله
‫یه جسد دیگه پیدا شد.

380
00:36:02,491 --> 00:36:05,661
‫و یکی دیگه.

381
00:36:05,745 --> 00:36:07,663
‫تا این که
‫تعدادشون به شش تا رسید.

382
00:36:07,747 --> 00:36:10,958
‫طرف یه قاتل سریالی تمام عیاره.

383
00:36:11,042 --> 00:36:12,752
‫این پرونده
‫به کدوم مامور اف بی آی سپرده شده بود؟

384
00:36:12,835 --> 00:36:17,298
‫یه تحلیلگر خیلی باهوش
‫که برای شاخه فلوریدای اداره کار می کرد، پرونده شخصیتی طرف رو ساخت...

385
00:36:17,381 --> 00:36:21,260
‫اف بی آی
‫هم به یه متخصص رفتارشناسی دادش تا چیزی که می دونستیم رو تایید کنه.

386
00:36:21,344 --> 00:36:24,472
‫قاتل یه مرد سفید پوسته،
‫راننده کامیونه، سی و خورده ای سالشه،

387
00:36:24,555 --> 00:36:26,474
‫ولی چیز خاصی دستگیرمون نشد.

388
00:36:26,557 --> 00:36:29,560
‫بعضی ها فکر می کنن...

389
00:36:29,644 --> 00:36:34,899
‫که اتفاقی که
‫برای اون دخترا، که معتاد و بی اخلاقن، افتاده، حقشونه.

390
00:36:34,982 --> 00:36:36,233
‫خودت چه اعتقادی داری؟

391
00:36:37,360 --> 00:36:41,322
‫بدشانسی آوردن توی زندگی،
‫ارزش آدم به عنوان انسان رو کمتر نمی کنه.

392
00:36:41,405 --> 00:36:44,992
‫همه به یه فرصت
‫نیاز دارن تا بتونن دوباره روی پاهاشون وایسن.

393
00:36:46,619 --> 00:36:49,789
‫چند روز پیش،
‫یه جسد در مرز ایالت پیدا شد.

394
00:36:49,872 --> 00:36:53,668
‫ویژگی های قتلش دقیقا
‫همونطوری بود، مورد دیشبی توی هتل...

395
00:36:53,751 --> 00:36:57,630
‫هم کار همون طرف بود،
‫ولی عجولانه و حاصل تفکر لحظه ای بود.

396
00:36:57,713 --> 00:37:00,424
‫- چرا روال عادیش رو شکسته؟
‫- راستش رو بخوای...

397
00:37:02,134 --> 00:37:05,012
‫یه جورایی
‫فکر می کنم دنبال تو بوده.

398
00:37:05,096 --> 00:37:08,391
‫ولی سوالم اینه که...چرا؟

399
00:37:09,392 --> 00:37:12,228
‫چند هفته پیش
‫از طریق یه تبلیغات اینترنتی، با طرف ارتباط برقرار کردم.

400
00:37:12,311 --> 00:37:15,439
‫تصمیم گرفتیم توی یکی از هتل های لاکسلی همدیگه رو ببینیم.
‫(می خوام امشب ببینمت.)

401
00:37:15,523 --> 00:37:19,443
‫چندتا
‫از پلیسای محلی زود وارد عمل شدن و چند نفر رو دستگیر کردن.

402
00:37:19,527 --> 00:37:23,572
‫من از پوششم در نیومدم.
‫بعد از یکم...چَت کردن...

403
00:37:23,656 --> 00:37:26,075
‫تصمیم گرفتیم
‫چند شب پیش، توی اوسیس همدیگه رو ببینیم...

404
00:37:26,158 --> 00:37:28,285
‫ولی یه بی شعور خرده پا فراریش داد.

405
00:37:28,369 --> 00:37:31,664
‫ولی
‫بیخیالم نشد.

406
00:37:31,747 --> 00:37:33,874
‫دیشب قرار بود
‫همدیگه رو توی موستانگ ببینیم.

407
00:37:33,958 --> 00:37:37,461
‫- تا الان دیگه خیلی دور شده.
‫- می تونم دوباره براش تله بذارم.

408
00:37:37,545 --> 00:37:40,673
‫زیادی خطرناکه.
‫عمرا مجوز نمی دن.

409
00:37:40,756 --> 00:37:42,800
‫خودت الان گفتی
‫که دنبال من می گرده.

410
00:37:42,883 --> 00:37:44,343
‫دوباره تلاشش رو می کنه.

411
00:37:46,011 --> 00:37:49,515
‫به نظرت
‫اون دختری که از اوسیس ناپدید شده، هنوز زنده است؟

412
00:37:49,598 --> 00:37:52,226
‫نمی دونم. شاید.

413
00:37:52,309 --> 00:37:55,104
‫خیله خب،
‫کی گزارش گم شدنش رو داده؟

414
00:37:55,187 --> 00:37:57,857
‫خواهرش،
‫هدر والاس بهم زنگ زد.

415
00:38:00,317 --> 00:38:01,819
‫شما هدری؟

416
00:38:01,902 --> 00:38:03,821
‫من همونی ام
‫که بهت زنگ زده بود.

417
00:38:10,744 --> 00:38:12,746
‫پلیسی؟

418
00:38:12,830 --> 00:38:14,290
‫فقط اومده ام
‫کمکت کنم.

419
00:38:14,373 --> 00:38:16,167
‫- تو آوردیش اینجا؟
‫- چاره دیگه ای نداشتم.

420
00:38:16,250 --> 00:38:20,171
‫از چند نفر
‫که فکر می کردم دوستامن، پول قرض گرفته بودم.

421
00:38:20,254 --> 00:38:22,798
‫و تا به خودم اومدم،
‫دیدم کارم به اینجا کشیده.

422
00:38:22,882 --> 00:38:26,093
‫و بهم گفتن
‫باید پولشون رو پس بدم. می دونی؟

423
00:38:26,177 --> 00:38:28,053
‫همیشه که جای خیلی بدی نیست،

424
00:38:28,137 --> 00:38:30,890
‫ولی مناسب یه 16 ساله نیست.

425
00:38:30,973 --> 00:38:33,809
‫به اون هم همین رو گفتم.
‫گفتم کاری به کارش نداشته باشه.

426
00:38:35,477 --> 00:38:37,021
‫زیاد
‫به این حرف گوش نکرد.

427
00:38:44,653 --> 00:38:47,948
‫- کی؟
‫- همون آشغال نی قلیون که مسئول اینجاست.

428
00:38:48,032 --> 00:38:49,283
‫کالوین.

429
00:38:49,366 --> 00:38:51,619
‫آخرین شبی که
‫خواهرت رو دیدی، پنجشنبه بود؟

430
00:38:51,702 --> 00:38:55,915
‫آره. کالوین
‫جنس ناجوری به دختراش داده بود...

431
00:38:55,998 --> 00:38:58,083
‫و کلی مهمون دعوت کرده بود.

432
00:38:58,167 --> 00:38:59,835
‫گفت
‫دورهمیه.

433
00:38:59,919 --> 00:39:02,546
‫فقط یادمه
‫به تریسی گفتم گورش رو گم کنه.

434
00:39:02,630 --> 00:39:04,215
‫تریسی،
‫برو بیرون.

435
00:39:04,298 --> 00:39:07,760
‫اون هم رفت،
‫دیگه هم برنگشت.

436
00:39:07,843 --> 00:39:09,553
‫کالوین
‫کجا زندگی می کنه؟

437
00:39:09,637 --> 00:39:12,389
‫اتاق انتهای راهرو.
‫بعد از تصادف، رفت اونجا.

438
00:39:12,473 --> 00:39:15,392
‫توی یه تصادف ماشین
‫بدجوری سیاه و کبود شد. یه جورایی خنده داره.

439
00:39:17,978 --> 00:39:19,605
‫لطف می کنی پیداش کنی؟

440
00:39:19,688 --> 00:39:21,899
‫آره،
‫می خوام برم با کالوین یه گپی بزنم.

441
00:39:33,452 --> 00:39:36,789
‫گفته بودی...اگه سر و صدا نکنم...

442
00:39:36,872 --> 00:39:40,084
‫و دختر خوبی باشم، می ذاری برم.

443
00:39:40,167 --> 00:39:43,087
‫تو دختر خوبی بوده ای.

444
00:39:49,301 --> 00:39:51,053
‫آره،
‫دختر خوبی بوده ای.

445
00:39:54,598 --> 00:39:56,433
‫عزیزم.

446
00:39:58,227 --> 00:39:59,937
‫هیچ جایی نداری که بری.

447
00:40:02,439 --> 00:40:04,108
‫بهتره همینجا پیش من بمونی.

448
00:40:13,534 --> 00:40:15,285
‫چطوری می تونی
‫این کار رو بکنی؟

449
00:40:20,165 --> 00:40:22,251
‫خودت یه دختر داری.

450
00:40:22,334 --> 00:40:24,169
‫می دونم که داری!

451
00:40:24,253 --> 00:40:27,214
‫- صداش رو شنیدم!
‫- آهای!

452
00:40:34,138 --> 00:40:36,473
‫من هیچوقت
‫این بلا رو سر دختر خودم نمیارم.

453
00:40:48,193 --> 00:40:51,488
‫چیه؟

454
00:40:51,572 --> 00:40:54,283
‫استیسی
‫بهم گفت بیام پیشت،

455
00:40:54,366 --> 00:40:56,452
‫بابت کاری، چیزی.

456
00:40:58,203 --> 00:40:59,746
‫استیسی دیگه کدوم خریه؟

457
00:40:59,830 --> 00:41:01,123
‫بدون شک...

458
00:41:01,206 --> 00:41:03,584
‫احمق ترین بی شرف کل پنساکولایی.

459
00:41:03,667 --> 00:41:05,043
‫فکر می کردم
‫تا الان دیگه از اینجا خیلی دور شده باشی.

460
00:41:05,127 --> 00:41:06,670
‫خانم،
‫چه مرگته؟

461
00:41:06,753 --> 00:41:08,755
‫این سوال کوفتی
‫رو فقط یه بار ازت می پرسم.

462
00:41:08,839 --> 00:41:11,967
‫- پنجشنبه شب کی رو بیرون کردی؟
‫- چی؟

463
00:41:12,050 --> 00:41:13,552
‫پنجشنبه گفته بودی رفیقم رو
‫فرستادی پی کارش.

464
00:41:13,635 --> 00:41:16,680
‫- منظورت کی بود؟
‫- من از کجا بدونم! رفیق، من چِت بودم!

465
00:41:17,890 --> 00:41:20,809
‫الان
‫جون چندتا دختر رو می تونم نجات بدم؟

466
00:41:20,893 --> 00:41:23,145
‫خیله خب،
‫یه راننده کامیون بود که چند باری اومده اینجا.

467
00:41:23,228 --> 00:41:24,229
‫فقط همین رو می دونم.

468
00:41:24,313 --> 00:41:25,439
‫خیله خب،
‫رفتم پیشش...

469
00:41:25,522 --> 00:41:27,608
‫ازش پرسیدم قضیه چیه
‫و اون هم سریع زد به چاک.

470
00:41:27,691 --> 00:41:30,444
‫دالاس گنده بهم گفته بود
‫ساکن اتاق 106 یه جنس جدیدی آورده...

471
00:41:30,527 --> 00:41:31,820
‫و من هم رفتم ببینم چی به چیه.

472
00:41:31,904 --> 00:41:33,739
‫- دیگه بقیه اش رو خودت می دونی.
‫- قیافه اش چه شکلیه؟

473
00:41:33,822 --> 00:41:37,034
‫- یه راننده کامیون سفیدپوسته دیگه!
‫- برای کی کار می کنه؟

474
00:41:37,117 --> 00:41:38,827
‫- من از کجا بدونم؟
‫- فکر کن، جوجه!

475
00:41:38,911 --> 00:41:40,913
‫باشه بابا،
‫یکی رو فرستادم تا پیداش کنم.

476
00:41:40,996 --> 00:41:42,623
‫سعی کرده
‫بود یکی از آدمام رو بزنه.

477
00:41:43,916 --> 00:41:45,042
‫همین.

478
00:41:46,043 --> 00:41:49,129
‫صاعقه.
‫روی ماشینش یه صاعقه بود.

479
00:41:49,213 --> 00:41:50,339
‫یه وانت داشت.

480
00:41:50,422 --> 00:41:52,758
‫اگه تا سه روز
‫دیگه از اینجا نری، می کشمت.

481
00:41:52,841 --> 00:41:55,344
‫بابام اصلا
‫مامانم رو کتک نمی زد، خب؟

482
00:41:57,804 --> 00:41:59,431
‫چی؟

483
00:41:59,514 --> 00:42:03,143
‫گفته بودی قبلا می دیدم که
‫باباییم مامانیم رو کتک بزنه و اینا.

484
00:42:04,728 --> 00:42:07,397
‫تنها چیزی که دیدم،
‫این بود که بابام یه شاتگان به سرش چسبوند...

485
00:42:07,481 --> 00:42:11,235
‫و مغزش رو
‫پاشید توی وان حموم. هشت سالم بود.

486
00:42:11,318 --> 00:42:15,906
‫مامانم هم با ماشین کاروانمون،
‫توی پارکینگ انقدر گاز داد تا خفه شد و مرد.

487
00:42:18,325 --> 00:42:21,870
‫کالوین،
‫همه امون یه بهونه ای داریم.

488
00:42:21,954 --> 00:42:22,996
‫سه روز.

489
00:42:29,336 --> 00:42:30,337
‫لعنتی!

490
00:42:39,930 --> 00:42:43,517
‫پسر. اینجا بهترین جایی بود که
‫می تونستی برای وعده خداحافظی پیدا کنی؟

491
00:42:43,600 --> 00:42:45,227
‫- بفرمایین. شما هم میل دارین؟
‫- ممنون.

492
00:42:45,310 --> 00:42:46,561
‫نمی خوام، ممنون.

493
00:42:48,981 --> 00:42:50,774
‫انگار حالت بهتر شده.

494
00:42:51,858 --> 00:42:54,027
‫به خوبی تو که نیستم.

495
00:42:54,111 --> 00:42:55,904
‫شبیه این دختر مدرسه ای ها
‫شدی که کیفشون کوکه.

496
00:42:58,365 --> 00:43:00,742
‫ولی راستش رو بخوای،
‫چند روز اخیر، برام خیلی...

497
00:43:00,826 --> 00:43:01,994
‫دردسر درست کرده ان.

498
00:43:03,078 --> 00:43:05,330
‫سال...

499
00:43:05,414 --> 00:43:07,958
‫سال اول دانشگاه،

500
00:43:08,041 --> 00:43:10,544
‫خودم رو
‫درگیر موقعیت ناجوری کردم.

501
00:43:10,627 --> 00:43:13,463
‫حالا جزئیات خشنش رو بهت نمی گم،

502
00:43:13,547 --> 00:43:16,758
‫ولی اساسا
‫شامل یه سال بالایی،

503
00:43:16,842 --> 00:43:20,721
‫مقادیر بیش از حد نوشیدنی
‫و خونریزی داخلی می شد.

504
00:43:22,139 --> 00:43:24,266
‫بهترین دوستم
‫نگران شد و به مامانش گفت...

505
00:43:24,349 --> 00:43:28,437
‫و مامانش هم
‫به بابام گفت و اینطوری قضیه به یه مسئله خانوادگی تبدیل شد.

506
00:43:28,520 --> 00:43:31,106
‫بابات پلیس بود، درسته؟

507
00:43:31,189 --> 00:43:33,567
‫رفت سراغ اون بچه و کل خانواده اش.

508
00:43:33,650 --> 00:43:35,318
‫از کار بیکار شد.

509
00:43:36,695 --> 00:43:39,322
‫و...بعدش پدر و مادرم
‫از هم طلاق گرفتن.

510
00:43:40,657 --> 00:43:41,783
‫اصلا نمی دونستم.

511
00:43:41,867 --> 00:43:44,244
‫خب، شاید اگه
‫هر از چند گاهی از یکی در مورد زندگیش سوال کنی...

512
00:43:44,327 --> 00:43:46,830
‫این چرت و پرتا رو بفهمی.

513
00:43:46,913 --> 00:43:49,040
‫منطقی بود.

514
00:43:49,124 --> 00:43:52,794
‫راستش بعد از اون قضیه،
‫من و اون بعد از مدرسه می رفتیم کلاس تکواندو.

515
00:43:54,838 --> 00:43:57,090
‫پیروزی توی مسابقات
‫باعث می شد یه موضوعی برای صحبت باهاش گیرم بیاد...

516
00:43:57,174 --> 00:43:58,550
‫یه چیزی که
‫باهاش در میون بذارم و...

517
00:44:00,510 --> 00:44:03,680
‫یه راهی که
‫خوشحالش کنم.

518
00:44:09,060 --> 00:44:12,105
‫- به نظرم تو هم باید بزنی بیرون.
‫- ما که داریم می ریم.

519
00:44:14,524 --> 00:44:16,193
‫منظورم از عملیات بود.

520
00:44:18,528 --> 00:44:21,406
‫برو یه جای دیگه.
‫بذار کمکت کنم.

521
00:44:21,490 --> 00:44:23,742
‫می دونم
‫این مزخرفات آزارت می دن.

522
00:44:23,825 --> 00:44:27,078
‫جدی؟
‫دو دقیقه به داستان غم انگیزم گوش کردی...

523
00:44:27,162 --> 00:44:29,331
‫و یهویی فکر می کنی
‫باید بهم امر و نهی کنی؟

524
00:44:29,414 --> 00:44:31,458
‫عمرا.
‫از این کار خوشم میاد.

525
00:44:31,541 --> 00:44:34,211
‫خوشم میاد که
‫فرصت این رو دارم که این بی شرفا رو با خاک یکسان کنم...

526
00:44:34,294 --> 00:44:35,754
‫می دونم چرا داری می ری.

527
00:44:36,922 --> 00:44:38,173
‫منظورت چیه؟

528
00:44:38,256 --> 00:44:41,384
‫واسه این می ری که می ترسی،
‫ولی فکر نکن که من هم می ترسم.

529
00:44:44,095 --> 00:44:45,263
‫می خوای
‫راستش رو بدونی؟

530
00:44:48,892 --> 00:44:50,644
‫تو مثل یه غده سرطانی ای.

531
00:44:50,727 --> 00:44:54,105
‫اگه بمونم،
‫من رو هم به کشتن می دی.

532
00:44:56,107 --> 00:44:57,609
‫توی سیاتل خوش بگذره.

533
00:45:16,753 --> 00:45:19,965
‫(سلام، دیشب نیومدی، دلم برات تنگ شد. چی شد؟؟)

534
00:45:19,965 --> 00:45:21,675
‫(ببخشید دختر کوچولو،
‫دیشب مسیر تحویلم به تالاهاسی تغییر کرد.)

535
00:45:21,758 --> 00:45:23,677
‫اینا
‫اون تو اصلا جواب نمی دن.

536
00:45:23,760 --> 00:45:27,931
‫آره، بهم گفت که
‫پیراهن پیچازی و شلوار لی می پوشه.

537
00:45:28,014 --> 00:45:29,557
‫قراره ساعت ده
‫توی کافه ببینمش.

538
00:45:29,557 --> 00:45:31,601
‫(می خوام امشب ببینمت.)

539
00:45:32,394 --> 00:45:33,728
‫از این وضع خوشم نمیاد.

540
00:45:33,812 --> 00:45:35,897
‫نمی شه
‫به این محیط مسلط بود.

541
00:45:35,981 --> 00:45:37,482
‫آره،
‫ولی به تسلط نیاز نداریم.

542
00:45:37,565 --> 00:45:40,110
‫فقط نیاز داریم
‫اثر انگشتش رو از روی یه بطری نوشیدنی...

543
00:45:40,193 --> 00:45:41,528
‫یا ته سیگار جمع کنیم،
‫یا یه تار موش رو گیر بیاریم.

544
00:45:41,528 --> 00:45:46,032
‫(ساعت ده شب، بیا کافه هندلبار که کنار جاده بین ایالتی 10ـه،
‫تا همدیگه رو ببینیم. یه پیراهن پیچازی می پوشم تا من رو بشناسی.)

545
00:45:46,741 --> 00:45:49,786
‫هندلبار
‫یکی از شلوغترین جاهای پنهندله.

546
00:45:49,869 --> 00:45:53,290
‫خیله خب. فقط اگه
‫یکی پُررو بازی درآورد، از پوشش خارج نشو.

547
00:46:19,774 --> 00:46:22,027
‫من در موقعیتم.
‫توی کافه که خبری نیست.

548
00:46:31,786 --> 00:46:34,998
‫این خراب شده خیلی داغونه.

549
00:46:37,333 --> 00:46:39,294
‫سلام
‫می خوای سوار موتورم شی؟

550
00:46:39,377 --> 00:46:40,503
‫خوبی؟

551
00:46:42,881 --> 00:46:45,842
‫بدجوری
‫اون بی شرف رو ترکوندی ها.

552
00:46:45,925 --> 00:46:47,260
‫بهت گفتم
‫مراقب رفتارت باشی.

553
00:46:47,343 --> 00:46:49,262
‫این رو مهمون منی.

554
00:46:49,345 --> 00:46:51,306
‫ما همیشه دنبال نگهبان جدیدیم.

555
00:47:02,192 --> 00:47:04,527
‫فکر کنم
‫یه مورد احتمالی می بینم.

556
00:47:04,611 --> 00:47:06,613
‫همونی که
‫پیراهن فلانل پوشیده،

557
00:47:06,696 --> 00:47:09,741
‫کنار پیشخوانه، دقیقا بغلته.

558
00:47:13,161 --> 00:47:15,789
‫لعنتی،
‫فکر کنم من رو دید.

559
00:47:15,872 --> 00:47:18,041
‫می رم دنبالش. خیله خب.

560
00:47:18,124 --> 00:47:20,043
‫خیله خب، در حرکته.
‫توی همون موقعیت بمون.

561
00:47:22,378 --> 00:47:24,380
‫آهای!
‫آهای، صبر کن!

562
00:47:24,506 --> 00:47:26,466
‫آهای، صبر کن!
‫می خوام یه لحظه باهات صحبت کنم!

563
00:47:34,516 --> 00:47:36,351
‫یه نوشیدنی لطف می کنی؟

564
00:47:37,852 --> 00:47:39,103
‫ممنون.

565
00:47:40,396 --> 00:47:43,608
‫ایول!

566
00:47:44,776 --> 00:47:47,195
‫اجرای زنده اینجا،
‫توی کل نورث کانتی بهترینه،

567
00:47:47,278 --> 00:47:48,905
‫ولی مشتریاش زیاد تعریفی ندارن.

568
00:47:51,616 --> 00:47:53,034
‫گفتم وایسا!
‫می خوام باهات صحبت کنم!

569
00:47:53,117 --> 00:47:55,119
‫داداش،
‫قضیه چیه؟

570
00:47:57,163 --> 00:47:58,748
‫پلیس ایالتی! تکون نخور!

571
00:48:03,878 --> 00:48:07,006
‫قیافه ات خیلی آشناست ها.

572
00:48:07,090 --> 00:48:08,341
‫قبلا
‫همدیگه رو ندیدیم؟

573
00:48:10,677 --> 00:48:12,679
‫من ساکن اینجا نیستم،
‫فقط سر راهم گفتم بیام یه گلویی تازه کنم.

574
00:48:13,721 --> 00:48:16,558
‫خیله خب. مطمئنی؟

575
00:48:16,641 --> 00:48:19,143
‫چون
‫همچین قیافه قشنگی رو عمرا فراموش نمی کنم. سلامت باشی.

576
00:48:19,185 --> 00:48:21,062
‫آقا، من که کاری نکرده ام!
‫چرا دنبالم می کنی؟

577
00:48:21,145 --> 00:48:23,398
‫- خودت چرا فرار می کنی؟
‫- پسر، مال من نیست!

578
00:48:23,481 --> 00:48:24,649
‫مال پسرخالمه،
‫موقتا دست منه!

579
00:48:24,732 --> 00:48:27,318
‫- فقط می خوام تحویلش بدم!
‫- چی؟

580
00:48:37,954 --> 00:48:39,706
‫گورت رو گم کن، باشه؟

581
00:48:42,083 --> 00:48:44,419
‫مظنون، هدف نبود!
‫ممکنه پوششمون لو رفته باشه!

582
00:48:44,502 --> 00:48:46,754
‫تکرار می کنم،
‫ممکنه پوششمون لو رفته باشه! لمباردو!

583
00:48:50,258 --> 00:48:52,010
‫ببین...

584
00:48:52,093 --> 00:48:55,847
‫توی لاکسلی
‫یه هتل نقلی بانمک هست.

585
00:48:57,098 --> 00:48:58,725
‫کنار جاده بین ایالتی 10.

586
00:49:00,768 --> 00:49:02,979
‫اسمش هتل لاکسلی پایپره.

587
00:49:03,062 --> 00:49:05,898
‫جای خیلی خاصیه،
‫می گیری چی می گم؟

588
00:49:05,982 --> 00:49:09,027
‫ببخشید.
‫نزدیکترین دستشویی کجاست؟

589
00:49:11,571 --> 00:49:13,573
‫لمباردو! لمباردو!

590
00:49:16,284 --> 00:49:20,204
‫بهتره
‫بری اونجا تا توی صف نمونی.

591
00:49:24,834 --> 00:49:26,669
‫جات رو
‫برات گرم نگه می دارم.

592
00:49:28,171 --> 00:49:29,589
‫ببخشید! آهای!

593
00:49:29,672 --> 00:49:31,132
‫پلیس! برین کنار! ببخشید!

594
00:49:31,215 --> 00:49:33,551
‫پلیس!
‫مراقب باشین، مراقب باشین!

595
00:49:38,765 --> 00:49:40,975
‫کرافورد،
‫با هدف ارتباط برقرار کرده ام.

596
00:49:41,059 --> 00:49:44,020
‫آهای. عوضی،
‫فکر می کنی داری چیکار می کنی؟

597
00:49:44,103 --> 00:49:46,064
‫خیله خب،
‫بذارین رد شه.

598
00:49:50,651 --> 00:49:52,111
‫به شونه ام تکیه کن.

599
00:49:53,112 --> 00:49:56,032
‫لمباردو، جوابم رو بده!
‫لمباردو، صدام رو می شنوی؟

600
00:50:01,120 --> 00:50:04,415
‫اون خانمی که
‫کت سیاه پوشیده بود و موهاش قهوه ای تیره بودن رو دیدی؟

601
00:50:04,499 --> 00:50:07,043
‫- دیدیش؟
‫- آره، هر پنج دقیقه یه خانم اون شکلی می بینم.

602
00:50:07,126 --> 00:50:08,544
‫عالی شد!

603
00:50:10,171 --> 00:50:11,380
‫- من رو ببین.
‫- چیه؟

604
00:50:11,464 --> 00:50:13,466
‫راستش، دیدمش.
‫خیلی داغون بود.

605
00:50:13,549 --> 00:50:15,468
‫به زور می تونست راه بره.
‫با یه یارویی رفت بیرون.

606
00:50:15,551 --> 00:50:17,929
‫- با کی؟
‫- برادرش؟ نمی دونم.

607
00:50:18,012 --> 00:50:20,223
‫اون سگ مصب که برادر نداره!

608
00:50:20,306 --> 00:50:21,682
‫با برادر کوفتیش نرفته!

609
00:50:21,766 --> 00:50:23,476
‫- آهای!
‫- مگه عقب مونده ای؟

610
00:50:23,559 --> 00:50:24,936
‫خدا لعنتش کنه! سگ مصب!

611
00:50:32,235 --> 00:50:34,445
‫- سلام.
‫- لمباردو؟

612
00:50:34,529 --> 00:50:36,656
‫لمباردو هستم.
‫ببخشید، الان نمی تونم جواب گوشیم رو بدم.

613
00:50:36,739 --> 00:50:37,824
‫ولی پیغام بذارین.

614
00:50:38,991 --> 00:50:40,743
‫بایرون.

615
00:50:40,827 --> 00:50:42,537
‫- سلام عزیزم.
‫- عزیزم، میای خونه؟

616
00:50:42,620 --> 00:50:44,789
‫- بچه امون خیلی سر و صدا می کنه.
‫- تب داره؟

617
00:50:44,872 --> 00:50:46,499
‫- آره، بهت نیاز دارم.
‫- باشه، خب...

618
00:50:46,582 --> 00:50:49,168
‫امشب تا دیروقت کار می کنم،
‫ولی یه سر میام خونه.

619
00:50:49,252 --> 00:50:50,419
‫- خب؟
‫- چرا؟

620
00:50:50,503 --> 00:50:52,713
‫به زودی می بینمت.
‫می خوام چندتا وسیله بردارم.

621
00:50:52,797 --> 00:50:54,966
‫- باشه.
‫- خیله خب. دوستت دارم.

622
00:50:55,049 --> 00:50:56,884
‫دوستت دارم، بایرون.

623
00:51:21,075 --> 00:51:23,202
‫ببین کی بیدار شده.

624
00:51:23,286 --> 00:51:25,955
‫چه عجب.

625
00:52:56,921 --> 00:53:00,424
‫بایرون جیمز،
‫نمی خوام این قضیه دوباره تکرار شه.

626
00:53:01,634 --> 00:53:05,638
‫وقتی باردار شدم،
‫توافق کردیم که این خانواده اولویت داره.

627
00:53:05,721 --> 00:53:07,932
‫توافق کردیم
‫که اون دختر کوچولو اولویت داره.

628
00:53:09,767 --> 00:53:13,437
‫من با این که
‫تمام روز اینجا بمونم و مراقب بچه مریضت باشم، مشکلی ندارم...

629
00:53:13,521 --> 00:53:17,191
‫چون می دونم
‫هر شب از اون در میای تو.

630
00:53:17,274 --> 00:53:20,528
‫باید بهم قول بدی
‫که همیشه از اون در میای تو.

631
00:53:22,947 --> 00:53:26,534
‫عزیزم، باید بهم قول بدی
‫که من و بلا رو تنها نمی ذاری!

632
00:53:26,617 --> 00:53:30,079
‫عزیزم، عزیزم.
‫من رو ببین. قول می دم، باشه؟

633
00:53:30,162 --> 00:53:33,499
‫قول می دم.
‫بر می گردم. باشه؟

634
00:53:33,582 --> 00:53:35,960
‫ولی الان
‫باید بهم اعتماد کنی.

635
00:53:36,043 --> 00:53:39,171
‫باید برم، باید برم کارم رو انجام بدم.

636
00:53:52,143 --> 00:53:56,856
‫سلام، تا حالا
‫اسم عیسی به گوشتون خورده؟

637
00:53:56,939 --> 00:53:58,649
‫خوش بگذره.
‫مراقب خودتون باشین.

638
00:54:00,943 --> 00:54:04,280
‫- سلام فرد.
‫- بایرون، از این ورا؟

639
00:54:04,363 --> 00:54:07,783
‫یکم محدودیت زمانی دارم.

640
00:54:07,867 --> 00:54:09,660
‫چه کمکی
‫از دستم برمیاد؟

641
00:54:09,743 --> 00:54:11,537
‫باید فیلم اون درگیری...

642
00:54:11,620 --> 00:54:13,998
‫که شب پنجشنبه،
‫توی توقفگاه نیمه شبانه اتون رخ داد رو ببینم.

643
00:54:14,081 --> 00:54:16,125
‫اون رو که
‫روز بعدش تحویل پلیسا دادم.

644
00:54:16,208 --> 00:54:18,127
‫یکی از
‫اون دهاتی های محلی نمی تونه کمکت کنه؟

645
00:54:18,210 --> 00:54:20,921
‫فرد،
‫نیازی نیست که دوربین های موهاک رو ببینم.

646
00:54:21,005 --> 00:54:22,256
‫باید
‫دوربین های تو رو ببینم.

647
00:54:22,339 --> 00:54:25,050
‫بایرون،
‫متوجه منظورت نمی شم.

648
00:54:25,134 --> 00:54:26,427
‫اینجا فقط
‫فقط یه مجموعه دوربین نصب کرده ام.

649
00:54:27,428 --> 00:54:29,221
‫فرد،
‫ما چند وقته که همدیگه رو می شناسیم؟

650
00:54:29,305 --> 00:54:30,931
‫فکر کنم
‫از زمان دبیرستان.

651
00:54:31,015 --> 00:54:32,850
‫و فرد، توی این مدت،
‫از همه مزخرفاتی...

652
00:54:32,933 --> 00:54:34,935
‫که در مورد این خراب شده...

653
00:54:35,019 --> 00:54:38,063
‫شنیده ام،
‫مزخرفاتی که زیر نظر تو اتفاق میفتن، چشم پوشی کرده ام.

654
00:54:38,147 --> 00:54:42,234
‫و لب از لب باز نکرده ام
‫و هیچی هم در ازاش نخواسته ام، خب؟

655
00:54:42,318 --> 00:54:44,153
‫این اکثرا
‫بخاطر این بوده که هیچوقت ازت خوشم نمی اومده...

656
00:54:44,236 --> 00:54:46,113
‫و این تشکیلات هم
‫کلا حالم رو به هم می زنه.

657
00:54:46,196 --> 00:54:51,619
‫ولی الان اومده ام سراغت
‫و شخصا ازت می خوام یه لطفی در حقم بکنی.

658
00:54:51,702 --> 00:54:54,747
‫منطقیه که
‫فرض کنی یکی بهت بدهکار می شم.

659
00:54:56,248 --> 00:54:57,875
‫میلز،
‫می شه حواست به پمپ گاز باشه؟

660
00:54:57,958 --> 00:54:59,293
‫- حتما، مشکلی نیست.
‫- دنبالم بیا.

661
00:55:02,463 --> 00:55:04,340
‫خیله خب.
‫خیله خب، همینجا.

662
00:55:04,423 --> 00:55:08,302
‫خیله خب،
‫این یارو چاقه یکم به اون دختره گیر می ده.

663
00:55:08,385 --> 00:55:10,679
‫و بعدش...بوم!

664
00:55:10,763 --> 00:55:12,723
‫یکی دیگه
‫از پشت اون رو می زنه.

665
00:55:12,806 --> 00:55:14,808
‫وایسا،
‫همینجا نگه اش داره.

666
00:55:14,892 --> 00:55:17,436
‫- اون کیه؟
‫- من از کجا بدونم.

667
00:55:21,940 --> 00:55:24,068
‫کجا رفتن؟
‫داره دختره رو کجا می بره؟

668
00:55:24,151 --> 00:55:27,863
‫نمی دونم.
‫یکم عجیبه، غیبشون زد.

669
00:55:27,946 --> 00:55:31,241
‫نه، نه، وایسا.
‫وایسا. وایسا.

670
00:55:31,325 --> 00:55:33,827
‫نگه اش دار.
‫اونجا.

671
00:55:33,911 --> 00:55:36,288
‫اون کامیون
‫مال کدوم شرکت باربریه؟

672
00:55:36,372 --> 00:55:39,541
‫انگار «هاربر جنوبی» هستش.
‫آره. اون پرچم اوناست.

673
00:55:39,625 --> 00:55:43,045
‫ایول!
‫فرد، دمت گرم!

674
00:55:43,128 --> 00:55:44,463
‫خیله خب.

675
00:55:55,974 --> 00:55:57,810
‫آه!

676
00:56:08,320 --> 00:56:09,154
‫لعنتی.

677
00:56:25,212 --> 00:56:26,380
‫لعنتی.

678
00:56:27,423 --> 00:56:29,341
‫منحرف کثافت.

679
00:56:30,634 --> 00:56:35,681
‫(شرکت باربری هاربر جنوبی - وارینگتون فلوریدا)

680
00:56:47,234 --> 00:56:49,444
‫- سلام؟
‫- کمکی براتون از دستم برمیاد؟

681
00:56:49,528 --> 00:56:52,364
‫مطمئنم نیستم.
‫من بایرون کرافوردم. مامور پلیس ایالتی فلوریدام.

682
00:56:52,447 --> 00:56:54,616
‫اومده ام
‫محل یکی از راننده های هاربر جنوبی رو که...

683
00:56:54,700 --> 00:56:57,661
‫باید به بخش خدمات مشتریانمون
‫برین، اون سمت باراندازه.

684
00:56:57,744 --> 00:56:59,371
‫فقط امیدوارم
‫بودم که بشه آمار هفته پیش...

685
00:56:59,454 --> 00:57:01,415
‫رو برام بیارین
‫و ببینین که عصر پنجشنبه گذشته، کی از طریق...

686
00:57:01,498 --> 00:57:03,250
‫جاده بین ایالتی 10 از موهاک رد شده؟ می دونم...

687
00:57:03,333 --> 00:57:05,669
‫آقای کرافورد،
‫بذارین همینجا جلوتون رو بگیرم.

688
00:57:05,752 --> 00:57:08,463
‫می دونم دارین چیکار می کنین.
‫واسه همین توصیه می کنم با حکم دادگاهی...

689
00:57:08,547 --> 00:57:10,090
‫- بیاین، اون موقع شاید بتونم کمکتون کنم.
‫- ولی خانم...

690
00:57:10,174 --> 00:57:12,134
‫آقای کرافورد، من می دونم که کارتون...

691
00:57:12,217 --> 00:57:14,386
‫سخته و کسی هم
‫بابتش ازتون تشکر نمی کنه، براش ارزش قائلم،

692
00:57:14,469 --> 00:57:16,805
‫ولی نمی خوام
‫توی موقعیتی گیر بیفتم که مجبور بشم...

693
00:57:16,889 --> 00:57:19,558
‫به رئیسم توضیح بدم که
‫این اطلاعات رو چطوری بدون حکم، در اختیارتون قرار داده ام.

694
00:57:19,641 --> 00:57:21,435
‫خانم،
‫کاملا درک می کنم.

695
00:57:21,518 --> 00:57:24,146
‫ممنون که
‫موقعیت سختتون رو بهم توضیح دادین.

696
00:57:24,229 --> 00:57:26,773
‫ممنون که درک کردین.

697
00:57:26,857 --> 00:57:30,986
‫موقعیت سخت من
‫اینه که در طول 26 ماه اخیر،

698
00:57:31,069 --> 00:57:34,114
‫باید به دیدار خانواده هایی می رفتم که...

699
00:57:34,197 --> 00:57:37,326
‫دخترا،
‫نوه ها، خواهر زاده ها، برادر زاده ها،

700
00:57:37,409 --> 00:57:40,621
‫خواهرا، همسرا
‫و مادراشون به طرز وحشیانه ای به قتل رسیده...

701
00:57:40,704 --> 00:57:43,248
‫و اجسادشون مثل آشغال
‫کنار جاده بین ایالتی 10 پرت شده بودن و این خبر رو بهشون می دادم.

702
00:57:48,378 --> 00:57:51,381
‫و نمی تونم پیش یه خانواده دیگه هم برم...

703
00:57:52,925 --> 00:57:54,301
‫و این خبر رو بهشون بدم.

704
00:57:55,510 --> 00:57:57,387
‫خانم،
‫اون به زَنا صدمه می زنه.

705
00:57:57,471 --> 00:57:59,056
‫به دخترا صدمه می زنه.

706
00:58:00,265 --> 00:58:02,893
‫و الان هم
‫داره به یکی صدمه می زنه.

707
00:58:08,941 --> 00:58:11,568
‫آقای کرافورد،
‫فقط یه دقیقه بهم وقت بدین، باشه؟

708
00:58:20,827 --> 00:58:22,704
‫از این عطر خوشت نمیاد؟

709
00:58:22,788 --> 00:58:26,416
‫ولی
‫اون رنگ خیلی بهت میادها.

710
00:58:29,211 --> 00:58:31,213
‫یه جورایی
‫از باهوش ها خوشم میاد.

711
00:58:34,216 --> 00:58:35,258
‫لعنتی.

712
00:58:45,143 --> 00:58:48,647
‫یه دسته گل کوچولوی بانمک
‫برام درست کرد که به زنم بدم.

713
00:58:50,273 --> 00:58:52,484
‫دامنه
‫رو واسه خودم نگه اش داشتم.

714
00:58:59,408 --> 00:59:02,077
‫- لعنتی.
‫- سلام.

715
00:59:02,160 --> 00:59:03,412
‫- چیزی پیدا کردی؟
‫- نه.

716
00:59:03,495 --> 00:59:06,289
‫انگار حتی
‫یه راننده هم بعد از ساعت 10 شب پنجشنبه هفته پیش،

717
00:59:06,373 --> 00:59:08,375
‫به اون قسمت جاده ایالتی شماره 10 نرفته.

718
00:59:08,458 --> 00:59:11,420
‫مطمئنی
‫این شامل همه اونایی که پنجشنبه کار کرده ان، می شه؟

719
00:59:11,503 --> 00:59:12,587
‫آره.

720
00:59:14,089 --> 00:59:16,341
‫واقعا ممنون
‫که انقدر باهام همکاری کردی و مفید بودی.

721
00:59:16,425 --> 00:59:19,678
‫- شب خوش.
‫- همچنین.

722
00:59:19,761 --> 00:59:21,721
‫سلام عزیزم.

723
00:59:21,805 --> 00:59:23,140
‫- بایرون؟
‫- چطوری؟

724
00:59:23,223 --> 00:59:25,100
‫اینجا بهت نیاز دارم،
‫قول داده بودی. بچه امون...

725
00:59:25,183 --> 00:59:27,269
‫- هنوز حالش بهتر نشده، نه؟
‫- نه، بهتر نشده.

726
00:59:27,352 --> 00:59:29,062
‫بخش مراقبت های فوری
‫باید به زودی باز بشه.

727
00:59:29,146 --> 00:59:30,647
‫- نیاز دارم اینجا باشی.
‫- خیله خب.

728
00:59:30,730 --> 00:59:32,649
‫- دوستت دارم.
‫- به زودی بر می گردم خونه. دوستت دارم.

729
00:59:32,732 --> 00:59:34,526
‫لطفا مراقب خودت باش. باشه؟

730
00:59:43,160 --> 00:59:45,036
‫اگه
‫یه راننده زنگ بزنه و بگه مریضه و نمی تونه بیاد، چی؟

731
00:59:45,120 --> 00:59:47,122
‫- بار که روی زمین نمی مونه، نه؟
‫- البته که نه.

732
00:59:47,205 --> 00:59:48,832
‫یه راننده دیگه
‫حملش می کنه یا یه راننده موقت استخدام می کنیم.

733
00:59:48,915 --> 00:59:52,002
‫- ولی این هم توی اون لیست ذکر می شه؟
‫- آره، در غیر این صورت پول نمی گیرن.

734
00:59:52,085 --> 00:59:56,465
‫ولی بعضی وقتا
‫سرپرست ها، اگه قبلا راننده بوده باشن...

735
00:59:56,548 --> 00:59:58,133
‫پا پیش می ذارن
‫و بار رو می رسونن.

736
00:59:58,216 --> 00:59:59,426
‫ولی
‫اسمشون توی اون لیست ثبت می شه؟

737
00:59:59,509 --> 01:00:03,847
‫نه. سرپرستا حقوق می گیرن،
‫واسه همین مجبور نیستن ساعت بزنن.

738
01:00:03,930 --> 01:00:06,057
‫کی فکرش رو می کرد؟

739
01:00:06,141 --> 01:00:07,017
‫چیه؟

740
01:00:07,100 --> 01:00:09,728
‫یکی از راننده هامون
‫استعلاجی گرفته.

741
01:00:09,811 --> 01:00:13,023
‫دو هفته گذشته
‫یه راننده موقت جایگزینش شده، ولی پنجشنبه اینطور نبود.

742
01:00:13,106 --> 01:00:15,817
‫- یه سرپرست، بار رو تحویل گرفته.
‫- کی؟

743
01:00:19,571 --> 01:00:21,656
‫پیتر هیلبورو.

744
01:00:33,376 --> 01:00:36,630
‫سلام بابا.
‫می خوای قبل از شام یکم چوب ببری؟

745
01:00:36,713 --> 01:00:38,215
‫سلام عزیز دلم.

746
01:00:39,216 --> 01:00:43,053
‫- تو اینجا چیکار می کنی؟
‫- می خوام کمکت کنم.

747
01:00:45,347 --> 01:00:47,849
‫ممنونم، عزیزم.

748
01:00:47,933 --> 01:00:52,979
‫ولی...می دونی که
‫تجهیزات توی آلونک خیلی خیلی خطرناکن.

749
01:00:53,063 --> 01:00:54,940
‫- می دونم، می دونم.
‫- باشه؟

750
01:00:55,023 --> 01:00:56,316
‫آخه نمی خوام
‫یکی از اون اره ها...

751
01:00:56,399 --> 01:00:57,943
‫دست کوچولوت رو ببرن.

752
01:00:59,527 --> 01:01:01,154
‫خیله خب.

753
01:01:01,237 --> 01:01:02,614
‫بیا بریم.

754
01:01:02,697 --> 01:01:05,075
‫شام الاناست که آماده شه.

755
01:01:09,996 --> 01:01:11,748
‫سلام؟

756
01:01:11,831 --> 01:01:14,376
‫کسی اونجاست؟

757
01:01:14,834 --> 01:01:16,378
‫تریسی؟

758
01:01:17,379 --> 01:01:19,297
‫تریسی،
‫اینجایی؟

759
01:01:20,548 --> 01:01:21,508
‫لعنتی.

760
01:01:23,134 --> 01:01:25,220
‫تریسی،
‫لطفا بهم بگو که اینجایی.

761
01:01:29,474 --> 01:01:31,935
‫با هدر صحبت کردم.

762
01:01:32,018 --> 01:01:34,187
‫خیلی دلتنگته.

763
01:01:36,022 --> 01:01:38,316
‫از ته دل می خواد برگردی.

764
01:01:40,819 --> 01:01:41,903
‫تریسی؟

765
01:01:42,904 --> 01:01:45,240
‫خواهرم رو دیدی؟

766
01:01:48,034 --> 01:01:49,077
‫بله.

767
01:01:52,038 --> 01:01:55,417
‫تریسی،
‫عزیزم، خوبی؟ چیزیت شده؟

768
01:01:57,377 --> 01:01:58,670
‫نمی دونم.

769
01:02:01,423 --> 01:02:03,383
‫دستم و...

770
01:02:05,301 --> 01:02:07,762
‫شکمم خیلی درد می کنن.

771
01:02:09,973 --> 01:02:13,935
‫هر شب
‫بهم آمپول می زنه و نمی تونم تکون بخورم.

772
01:02:15,854 --> 01:02:16,730
‫تریسی.

773
01:02:17,731 --> 01:02:20,567
‫ازت می خوام
‫خیلی با دقت به حرفام گوش کنی. خب؟

774
01:02:23,778 --> 01:02:28,491
‫می خوام همین الان تمام تلاشت
‫رو بکنی تا بیای بیرون.

775
01:02:30,076 --> 01:02:31,870
‫نمی تونم.

776
01:02:31,953 --> 01:02:34,038
‫نمی تونم،
‫اینجا حبسم کرده.

777
01:02:35,165 --> 01:02:36,791
‫باید
‫یه راه خروجی باشه.

778
01:02:36,875 --> 01:02:38,960
‫مسئله مرگ و زندگیه.

779
01:02:40,253 --> 01:02:42,088
‫نمی تونم.

780
01:02:47,969 --> 01:02:49,721
‫می خواد امشب تو رو بکشه.

781
01:02:51,806 --> 01:02:54,267
‫بعدش من رو
‫توی اون سگ مصب می ذاره.

782
01:02:57,270 --> 01:02:59,230
‫پس
‫باید این کار رو بکنی.

783
01:02:59,314 --> 01:03:02,192
‫خب؟
‫می خوام این کار رو برای هدر بکنی.

784
01:03:02,275 --> 01:03:04,277
‫چون اون دوستت داره.

785
01:03:05,612 --> 01:03:07,530
‫می دونم خسته ای.

786
01:03:07,614 --> 01:03:10,658
‫ولی خیلی قوی ای
‫و قطعا این کار رو می کنی.

787
01:03:12,744 --> 01:03:14,412
‫چون هدر
‫نیاز داره که این کار رو بکنی.

788
01:03:16,331 --> 01:03:18,166
‫باشه؟

789
01:03:20,835 --> 01:03:22,170
‫باشه.

790
01:03:32,388 --> 01:03:34,390
‫شنبه؟ قول می دی؟

791
01:03:34,474 --> 01:03:35,683
‫قول می دم.

792
01:03:35,767 --> 01:03:38,811
‫باغ وحش،
‫رستوران ویلی تی و لبنیاتی.

793
01:03:38,895 --> 01:03:41,689
‫- حله.
‫- حله.

794
01:03:41,773 --> 01:03:42,982
‫خیله خب.

795
01:03:49,781 --> 01:03:53,493
‫وقتشه یکم بخوابی.
‫من هم می خوام برم سر کار.

796
01:04:03,253 --> 01:04:04,754
‫آه!

797
01:04:08,424 --> 01:04:10,009
‫بابایی،
‫دوستت دارم.

798
01:04:12,387 --> 01:04:14,806
‫عزیزم،
‫من هم دوستت دارم.

799
01:04:23,398 --> 01:04:25,775
‫اَه!

800
01:04:27,568 --> 01:04:28,319
‫آه!

801
01:04:29,278 --> 01:04:31,614
‫- توی خوابت می بینمت.
‫- باشه.

802
01:04:33,282 --> 01:04:35,994
‫لباسات رو عوض کن.
‫یه بار هم که شده پیژامه بپوش.

803
01:04:58,558 --> 01:04:59,475
‫آه!

804
01:05:25,293 --> 01:05:26,711
‫یک، دو...

805
01:05:29,464 --> 01:05:32,008
‫سه، چهار، پنج...

806
01:05:33,509 --> 01:05:37,346
‫12، 13، 14، 15...

807
01:05:42,727 --> 01:05:45,188
‫23، 24، 25...

808
01:05:50,276 --> 01:05:51,694
‫بابایی!
‫بابایی! بابایی!

809
01:05:53,279 --> 01:05:55,490
‫یکی بیرونه،
‫داره توی چمنا می دوئه!

810
01:06:05,082 --> 01:06:07,627
‫وای، نه. وای، نه.

811
01:06:11,005 --> 01:06:11,964
‫لعنتی!

812
01:06:37,657 --> 01:06:39,283
‫تریسی!

813
01:08:07,788 --> 01:08:08,998
‫پلیس پنساکولا...

814
01:08:09,081 --> 01:08:11,459
‫همچنان به دنبال اطلاعتی من باب ناپدید شدن...

815
01:08:11,542 --> 01:08:14,920
‫می دونم
‫دارن چیکار می کنن.

816
01:08:21,260 --> 01:08:24,055
‫باید اینجا باشه...

817
01:08:27,183 --> 01:08:28,476
‫سلام؟

818
01:08:29,852 --> 01:08:32,396
‫سلام؟

819
01:08:35,232 --> 01:08:40,154
‫وای، خدای مهربون!

820
01:08:43,991 --> 01:08:47,661
‫- بذار کمکت کنم.
‫- کمکم کنین. لطفا کمکم کنین.

821
01:08:49,371 --> 01:08:50,831
‫خواهش می کنم!

822
01:08:52,666 --> 01:08:55,211
‫یکی دیگه هم پیششه.
‫لطفا به پلیس زنگ بزنین.

823
01:09:20,402 --> 01:09:22,530
‫- سلام؟
‫- سلام خانم.

824
01:09:22,613 --> 01:09:24,657
‫حالتون چطوره؟
‫من بایرون کرافورد هستم.

825
01:09:24,740 --> 01:09:27,284
‫امیدوار بودم
‫بتونم یه چند کلمه با پیتر هیلبورو صحبت کنم.

826
01:09:27,368 --> 01:09:30,621
‫تازه رفت.
‫رفت به یکی از همسایه های مسنمون سر بزنه.

827
01:09:30,704 --> 01:09:32,665
‫اوه.

828
01:09:32,748 --> 01:09:36,085
‫ولی بیاین تو.
‫باید تا چند دقیقه دیگه برگرده.

829
01:09:38,045 --> 01:09:39,213
‫خانم کیوبر!

830
01:09:39,296 --> 01:09:40,923
‫پیتر هیلبوروئم.

831
01:09:41,006 --> 01:09:42,716
‫نه، نه!

832
01:09:42,800 --> 01:09:44,468
‫نه!

833
01:09:44,552 --> 01:09:46,512
‫خانم کیوبر!

834
01:09:46,595 --> 01:09:48,264
‫نه، خواهش می کنم!

835
01:09:49,014 --> 01:09:49,974
‫پیتر.

836
01:09:50,057 --> 01:09:53,227
‫چه کمکی برات از دستم برمیاد؟

837
01:09:53,310 --> 01:09:56,522
‫فکر می کنم
‫یکی رو پیدا کرده ام که مال شماست.

838
01:10:00,859 --> 01:10:02,069
‫چارلیه؟

839
01:10:02,152 --> 01:10:04,154
‫همین الان
‫توی جاده پیداش کردم.

840
01:10:04,238 --> 01:10:06,365
‫نزدیک بود
‫بپره جلوی وانتم.

841
01:10:06,448 --> 01:10:10,077
‫چارلی،
‫تو که می دونی نباید این کار رو بکنی.

842
01:10:10,160 --> 01:10:11,662
‫- بذارین بیارمش تو.
‫- نه، نه، نمی خواد.

843
01:10:11,745 --> 01:10:13,914
‫- مجبور نیستی این کار رو بکنی.
‫- فکر کنم شاید پاش آسیب دیده.

844
01:10:13,998 --> 01:10:17,710
‫- مجبور نیستی این کار رو بکنی.
‫- بهتره بذارمش پایین و یه نگاهی بهش بندازم.

845
01:10:21,714 --> 01:10:24,300
‫خب،
‫انگار چیزیش نیست.

846
01:10:24,383 --> 01:10:27,678
‫- ممنون، ممنون...
‫- همه می دونن که شما تنها زندگی می کنی.

847
01:10:27,761 --> 01:10:30,472
‫فقط می خوام
‫حواسم بهتون باشه.

848
01:10:33,058 --> 01:10:35,561
‫اگه یه نگاهی
‫به این دور و اطراف بندازم، خیال خانمم خیلی راحت می شه.

849
01:10:37,396 --> 01:10:38,564
‫خب، چرا...

850
01:10:40,024 --> 01:10:42,568
‫چرا فردا نمیای؟

851
01:10:47,698 --> 01:10:49,033
‫میام.

852
01:10:53,829 --> 01:10:55,789
‫پیتر، خواهش می کنم.

853
01:10:59,084 --> 01:11:01,628
‫خانم کیوبر،
‫هر طور راحتین.

854
01:11:22,149 --> 01:11:26,028
‫من اگه جاتون بودم،
‫نمی خواستم چارلی این بافتنی زیبا رو بجوئه.

855
01:11:32,701 --> 01:11:34,078
‫ببین، خواهش می کنم.

856
01:11:38,582 --> 01:11:41,919
‫ببین،
‫واقعا باید ازت بخوام...خواهش می کنم...

857
01:11:47,216 --> 01:11:52,054
‫ببین،
‫باید ازت بخوام که بری. سریع.

858
01:11:52,137 --> 01:11:53,847
‫باشه، خانم کیوبر.

859
01:11:54,848 --> 01:11:58,602
‫باشه.
‫خانم کیوبر، شبتون خوش.

860
01:12:02,815 --> 01:12:04,566
‫براتون دعا می کنیم.

861
01:12:10,572 --> 01:12:12,825
‫مطمئنین
‫نوشیدنی نمی خواین؟

862
01:12:12,991 --> 01:12:15,369
‫حدود پنج سال پیش
‫اومدیم اینجا.

863
01:12:15,452 --> 01:12:17,788
‫خونه همسایه
‫چقدر با اینجا فاصله داره؟

864
01:12:17,871 --> 01:12:20,165
‫- حدود 800 متر.
‫- 800 متر.

865
01:12:20,874 --> 01:12:22,876
‫بیدار شو کثافت!

866
01:12:24,920 --> 01:12:27,047
‫اون کدوم گوری رفته؟

867
01:12:27,130 --> 01:12:29,007
‫هان؟

868
01:12:31,134 --> 01:12:32,427
‫کثافت،
‫می شنوی چی می گم؟

869
01:12:35,472 --> 01:12:37,099
‫اون کدوم گوریه؟

870
01:12:37,182 --> 01:12:39,476
‫بگو ببینم.

871
01:12:39,560 --> 01:12:40,686
‫بگو ببینم!

872
01:12:48,819 --> 01:12:50,988
‫می دونی کجاست، نه؟

873
01:12:52,656 --> 01:12:53,156
‫نه؟

874
01:12:55,701 --> 01:12:56,660
‫نه؟!

875
01:12:56,743 --> 01:12:59,580
‫نمی دونم.

876
01:12:59,663 --> 01:13:03,792
‫چرا، می دونی. چرا، می دونی.

877
01:13:03,875 --> 01:13:06,628
‫لعنتی!

878
01:13:06,712 --> 01:13:07,796
‫کثافت عوضی.

879
01:13:10,591 --> 01:13:12,634
‫اون کدوم گوریه؟

880
01:13:14,428 --> 01:13:16,763
‫خب،
‫من دیگه بهتره برم.

881
01:13:16,847 --> 01:13:18,557
‫مطمئنین؟
‫الاناست که برگرده ها.

882
01:13:18,640 --> 01:13:22,102
‫رفت دنبال اونی
‫که توی علفا بود.

883
01:13:22,185 --> 01:13:24,980
‫نمی گی، هان؟

884
01:13:25,063 --> 01:13:27,316
‫خب...

885
01:13:46,752 --> 01:13:47,669
‫اوه.

886
01:13:48,837 --> 01:13:49,880
‫لعنتی!

887
01:13:56,762 --> 01:13:57,763
‫لعنتی!

888
01:13:59,723 --> 01:14:01,808
‫آره، قراره بهم بگی.

889
01:14:01,892 --> 01:14:04,436
‫بگو اون کدوم گوریه.

890
01:14:07,647 --> 01:14:09,900
‫سگ مصب، تیکه پاره ات می کنم.

891
01:14:11,360 --> 01:14:13,403
‫سگ مصب،
‫تیکه پاره ات می کنم!

892
01:14:14,821 --> 01:14:15,906
‫لمباردو!

893
01:14:17,949 --> 01:14:19,201
‫سگ مصب.

894
01:14:30,379 --> 01:14:33,465
‫گمونم
‫باید به یه سری کارا رسیدگی کنم.

895
01:14:37,511 --> 01:14:39,221
‫نگران نباشی ها.

896
01:14:39,304 --> 01:14:41,098
‫نوبت وقت گذرونی خودمون هم می رسه.

897
01:14:53,568 --> 01:14:56,905
‫یه مهمونی کوچیک می گیریم.
‫فقط خودت و خودم.

898
01:14:58,031 --> 01:14:59,699
‫نظرت چیه؟

899
01:14:59,783 --> 01:15:00,992
‫هان؟

900
01:15:13,505 --> 01:15:15,132
‫نگران نباش.

901
01:15:15,215 --> 01:15:17,050
‫بهت آسیب نمی زنم.

902
01:15:25,892 --> 01:15:26,852
‫بهت آسیب نمی زنم.

903
01:15:29,855 --> 01:15:32,357
‫چیزیت نمی شه.

904
01:15:32,440 --> 01:15:33,400
‫دیگه آروم باش.

905
01:15:37,654 --> 01:15:38,947
‫هیس.

906
01:15:57,424 --> 01:15:59,467
‫آه!

907
01:17:37,023 --> 01:17:39,317
‫یه روز هم نمی تونم تنهات بذارم.

908
01:17:40,985 --> 01:17:46,074
‫دکتر گفت
‫گلوت باید بهبود پیدا کنه تا بتونی حرف بزنی.

909
01:17:46,157 --> 01:17:47,992
‫خوش به حالشون، نه؟

910
01:17:48,076 --> 01:17:52,831
‫تو قوی ترین
‫بی شرفی هستی که تا حالا دیده ام.

