﻿1
00:01:50,166 --> 00:01:53,791
‫زندان ماکا جهانی با استانداردها و قوانین خاص خود است

2
00:01:54,041 --> 00:01:57,708
‫قانون اول این است که استاد اعظم دانگورو
‫بر زندانیان حکومت میکند.

3
00:01:57,958 --> 00:01:59,500
‫وقتی دانگورو بیمار میشود

4
00:01:59,750 --> 00:02:01,250
‫و دیگر نمیتواند حکمرانی کند،

5
00:02:01,500 --> 00:02:02,958
‫باید به زندگی خود پایان دهد.

6
00:03:10,000 --> 00:03:13,000
‫وزارت دادگستری ساحل عاج

7
00:03:13,250 --> 00:03:14,958
‫زندان

8
00:03:30,958 --> 00:03:36,708
‫شب پادشاهان

9
00:03:53,333 --> 00:03:55,458
‫نیواکوین پیر، دستورات چیه؟؟

10
00:04:04,416 --> 00:04:07,416
‫به ماکا خوش اومدی
‫زندان پنج ستاره!

11
00:04:07,666 --> 00:04:09,416
‫بهتره حواست به خودت باشه!

12
00:04:15,291 --> 00:04:17,375
‫باید ببینیم که مافوق مون چه تصمیمی میگیره

13
00:04:29,333 --> 00:04:31,166
‫اگه مدام به من بی احترامی کنی ، لس

14
00:04:31,833 --> 00:04:33,875
‫حمایت من رو از دست میدی.

15
00:04:35,083 --> 00:04:37,000
‫از کفتار به بره تبدیل میشی

16
00:04:37,500 --> 00:04:39,083
‫و همه یه گاز ازت میخوان.

17
00:04:39,333 --> 00:04:40,791
‫چی داری میگی؟

18
00:04:41,166 --> 00:04:44,250
‫اگه حمایت من رو از دست بدی
‫به یه پیرو تبدیل میشی.

19
00:04:47,458 --> 00:04:49,541
‫من ، لاس ، یه پیرو؟

20
00:04:50,291 --> 00:04:51,416
‫تو داری اعلان جنگ میکنی.

21
00:04:51,666 --> 00:04:52,458
‫این یه تهدیده؟

22
00:04:52,708 --> 00:04:54,166
‫چشماتو باز کن ریش سیاه

23
00:04:54,416 --> 00:04:56,958
‫و نگاهی به اطرافت بنداز،
‫تو دیگه رئیس نیستی.

24
00:04:57,333 --> 00:04:58,333
‫خفه شو!

25
00:05:12,833 --> 00:05:14,083
‫ما بعدا برمیگردیم.

26
00:05:19,208 --> 00:05:20,583
‫بچه های من...

27
00:05:23,958 --> 00:05:25,791
‫من یه "رومان" جدید نامگذاری میکنم
‫یه داستان گوی جدید.

28
00:05:29,750 --> 00:05:32,208
‫و چرا ارباب ریش سیاه؟؟

29
00:05:36,416 --> 00:05:39,083
‫امشب یا فردا
‫ماه قرمز بیرون میاد.

30
00:05:39,458 --> 00:05:41,916
‫این باید ابتدا توسط مراقبت تأیید بشه.

31
00:05:45,291 --> 00:05:47,500
‫اون خوک پیر حالا حالاها نمی‎میره!

32
00:06:42,875 --> 00:06:44,250
‫رئیس! خواهش می‌کنم!

33
00:07:02,041 --> 00:07:03,750
‫زاما: پایان یک افسانه

34
00:07:04,000 --> 00:07:06,250
‫جنگ علیه میکروب ها

35
00:07:24,083 --> 00:07:25,208
‫انگشتت رو اینجا فشار بده

36
00:07:38,083 --> 00:07:40,666
‫تو و دوستای میکروبت این کار رو کردین؟

37
00:07:44,875 --> 00:07:45,750
‫حرف بزن!

38
00:07:47,166 --> 00:07:47,750
‫بلند شو!

39
00:07:48,000 --> 00:07:49,458
‫بلند شو
‫بلند شو

40
00:07:50,458 --> 00:07:51,291
‫نیواکوین!

41
00:07:52,000 --> 00:07:52,875
‫اشکالی نداره

42
00:07:55,541 --> 00:07:57,208
‫اینو ببر به جنگل.

43
00:08:02,041 --> 00:08:02,750
‫ببخشید رئیس!

44
00:08:05,166 --> 00:08:06,458
‫کدوم ساختمون؟

45
00:08:10,125 --> 00:08:11,583
‫کیه؟؟
‫نیمه دیوانه.

46
00:08:13,083 --> 00:08:14,083
‫ چی میخو ای؟

47
00:08:14,291 --> 00:08:15,333
‫ریش سیاه منو فرستاده.

48
00:08:15,583 --> 00:08:18,083
‫اون میخواد زندونی جدید تو ساختمون اش باشه.

49
00:08:18,333 --> 00:08:19,208
‫برگرد به سلولت

50
00:08:23,875 --> 00:08:24,916
‫باشه ببرش.

51
00:09:32,666 --> 00:09:33,583
جذاب

52
00:09:38,166 --> 00:09:39,833
‫هی، خانوم کوچولو اینجاست!

53
00:09:43,583 --> 00:09:44,791
‫گوانتانامو

54
00:10:00,666 --> 00:10:02,000
‫جذاب

55
00:10:38,833 --> 00:10:41,583
‫بزن بریم
‫اون نمی‌دونه چه اتفاقی داره می‌افته!

56
00:10:41,833 --> 00:10:43,250
‫به زودی می‎بینه!

57
00:10:58,458 --> 00:10:59,583
‫کافیه!

58
00:11:15,583 --> 00:11:17,458
‫این اولین باریه که اومدی اینجا؟

59
00:11:19,750 --> 00:11:22,208
‫دهنت رو باز کن و حرف بزن!

60
00:11:24,333 --> 00:11:26,041
‫اوضاع بیرون چطوره؟؟

61
00:11:26,500 --> 00:11:27,791
‫بهم بگو

62
00:11:30,708 --> 00:11:32,250
‫داریم با توی عوضی حرف میزنیم

63
00:11:32,500 --> 00:11:34,041
‫یه داستان برام تعریف کن

64
00:11:34,291 --> 00:11:35,708
‫روزی روزگاری...

65
00:11:38,625 --> 00:11:40,375
‫بِنال!

66
00:11:40,958 --> 00:11:43,625
‫چیه، تو داستانی واسه گفتن نداری؟

67
00:11:44,041 --> 00:11:45,208
‫بله، اما...

68
00:11:46,041 --> 00:11:48,666
‫فقط در مورد هرچیزی که به ذهنت میرسه حرف بزن

69
00:11:51,041 --> 00:11:52,083
‫حرف بزن!

70
00:11:58,541 --> 00:12:00,041
‫این رویایی بود که دیدم

71
00:12:01,166 --> 00:12:02,166
‫توی رویاهام

72
00:12:02,416 --> 00:12:05,666
‫من و سه دوستم در قایق بودیم
‫در وسط اقیانوس.

73
00:12:07,166 --> 00:12:10,625
‫چند روز بود که چیزی نخورده بودیم.
‫داشتیم از راه آب فرار می‌کردیم.

74
00:12:10,916 --> 00:12:11,541
‫ای پیروان!

75
00:12:11,791 --> 00:12:12,916
‫بله؟

76
00:12:15,208 --> 00:12:16,333
‫خودشه.

77
00:12:17,750 --> 00:12:18,541
‫داستان گوی ما رومان.

78
00:12:18,791 --> 00:12:20,208
‫رومان

79
00:12:58,625 --> 00:12:59,791
‫گرسنه ای؟

80
00:13:16,583 --> 00:13:17,916
‫ببین چطور میخوره!

81
00:13:20,458 --> 00:13:21,583
‫حسابی گرسنه است

82
00:13:22,666 --> 00:13:23,791
‫تشنه ای؟

83
00:13:47,416 --> 00:13:48,916
‫از این به بعد تو رومان هستی

84
00:13:49,583 --> 00:13:51,375
‫شاهزاده ای بدون پادشاهی.

85
00:13:52,291 --> 00:13:55,666
‫وقتی که امشب ماه قرمز بیرون اومد
‫یا فردا، برامون داستان تعریف می‌کنی.

86
00:13:56,375 --> 00:13:57,375
‫فهمیدی؟

87
00:14:00,500 --> 00:14:02,833
‫من هرگز...
‫من بلد نیستم داستان تعریف کنم.

88
00:14:03,083 --> 00:14:04,291
‫اون فکر میکنه حق انتخاب داره

89
00:14:08,208 --> 00:14:10,000
‫پله ها رو اونجا می بینی؟

90
00:14:11,958 --> 00:14:12,708
‫ازش میری بالا

91
00:14:12,958 --> 00:14:15,000
‫یه قلاب آهنی در بالای اون قرار داره

92
00:14:15,708 --> 00:14:16,416
‫به من اعتماد کن،

93
00:14:17,291 --> 00:14:19,416
‫تو نمیخوای کارت به اونجا بکشه.

94
00:14:21,458 --> 00:14:23,708
‫نقشت رو به عنوان راوی جدی بگیر

95
00:14:24,208 --> 00:14:25,916
‫برای ما مهمه.

96
00:14:29,375 --> 00:14:30,625
‫ممنون دانگورو

97
00:14:30,875 --> 00:14:32,833
‫خیلی ممنون

98
00:15:15,166 --> 00:15:16,666
‫آروم باش، رفیق

99
00:15:16,958 --> 00:15:18,416
‫من ریزر بلید هستم.
‫تیغ ریش تراش

100
00:15:21,125 --> 00:15:22,291
‫اهل کجایی؟

101
00:15:24,375 --> 00:15:26,791
‫قبل از اینکه به ماکا بیام
‫در خیابونها بودم.

102
00:15:27,000 --> 00:15:28,500
‫من نترس بودم

103
00:15:28,750 --> 00:15:30,208
‫اما سرزنشی نیست.

104
00:15:30,625 --> 00:15:32,291
‫قبل از اینکه بچه خیابونی بشم

105
00:15:32,541 --> 00:15:36,083
‫در یک مزرعه کاکائو کار میکردم
‫نزدیک تیاساله.

106
00:15:37,583 --> 00:15:39,166
‫به مزارع میرفتم و

107
00:15:39,416 --> 00:15:42,791
‫موش ها و پرندگان رو در بین درختا تعقیب میکردم.

108
00:15:43,041 --> 00:15:45,291
‫و قبل از همه اینها ،
‫من توی شکم مادرم بودم

109
00:15:46,416 --> 00:15:49,208
‫قبل از اون،
‫من در باد بودم ، شاید.

110
00:15:50,041 --> 00:15:51,541
‫شاید من توی آب بودم.

111
00:15:51,916 --> 00:15:54,000
‫شاید یه مار

112
00:15:54,250 --> 00:15:57,250
‫ما همیشه یه چیزی هستیم
‫مثل یه مار

113
00:15:58,083 --> 00:15:59,791
‫یک درخت یا یک گاو ،

114
00:16:00,541 --> 00:16:02,250
‫قبل از اینکه در شکم مادرمان قرار بگیریم.

115
00:16:02,875 --> 00:16:04,083
‫حرامزاده ها!

116
00:16:09,041 --> 00:16:11,041
‫قضیه این داستان گفتن چیه؟

117
00:16:18,625 --> 00:16:20,166
‫چرا من انتخاب شدم؟

118
00:16:33,125 --> 00:16:35,166
‫مراقبت، چی می‎بینی؟

119
00:16:36,166 --> 00:16:38,125
‫امشب یا فردا؟

120
00:16:39,791 --> 00:16:41,208
‫آسمان رو می بینم.

121
00:16:43,541 --> 00:16:44,541
‫داره بیرون میاد...

122
00:16:47,875 --> 00:16:48,958
‫من قرمز رو می‌بینم

123
00:16:49,333 --> 00:16:50,291
‫قرمز!

124
00:16:53,750 --> 00:16:56,125
‫قرمزه!
‫این ماه قرمزه!

125
00:17:00,583 --> 00:17:01,708
‫کوبی

126
00:17:02,375 --> 00:17:04,125
‫مراقب تاییدش کرد.

127
00:17:04,500 --> 00:17:07,500
‫الان هیچ‌کس نمی‌تونه در
‫مورد "شب رومان" بحث کنه.

128
00:17:11,541 --> 00:17:12,583
‫بیا

129
00:17:13,708 --> 00:17:15,208
‫همه چیز رو آماده کنید

130
00:17:16,000 --> 00:17:17,666
‫برو آشپزها رو ببین

131
00:17:19,083 --> 00:17:21,541
‫و به پترول بگو چراغ‌ها رو روشن کنه

132
00:17:26,375 --> 00:17:27,833
‫چاره دیگه ای ندارم

133
00:17:28,708 --> 00:17:32,791
‫این برام چند روز وقت میخره
‫یه هفته، شاید.

134
00:17:34,125 --> 00:17:35,291
‫بعدش چی؟

135
00:17:36,000 --> 00:17:37,416
‫نمی‌دونم.

136
00:17:39,208 --> 00:17:40,333
‫اون لاس...

137
00:17:41,333 --> 00:17:43,250
‫دیگه نمی‌خوام ببینمش.

138
00:17:43,875 --> 00:17:45,458
‫در غیر این صورت
‫نابیناش میکنم.

139
00:17:46,416 --> 00:17:50,208
‫زمانی که دنیای شما از دیوارهای طلایی ساخته شده
‫تو دنبال رویا نمیری.

140
00:17:56,833 --> 00:18:00,541
‫نمیتونی رئیسان راسکال رو متقاعد کنی
‫که یه کم بیشتر بهم وقت بدهند؟

141
00:18:05,083 --> 00:18:06,708
‫غیر ممکنه.

142
00:18:06,958 --> 00:18:08,750
‫این قانون ماکا است.

143
00:18:22,500 --> 00:18:25,333
‫بعدش پایین میرم و خودم رو در آب غرق میکنم.

144
00:18:27,833 --> 00:18:30,125
‫روح من یک گوزن خواهد شد

145
00:18:30,375 --> 00:18:33,166
‫و در جنگل اطراف زندان پرسه میزنم.

146
00:18:38,583 --> 00:18:39,666
‫تو

147
00:18:40,125 --> 00:18:41,375
‫یه گوزن؟؟

148
00:18:55,958 --> 00:18:58,208
‫جعبه عقرب خوابیده ریش سیاه رو باز کنید.

149
00:18:58,458 --> 00:18:59,708
‫همین الان فهمیدی؟

150
00:19:00,750 --> 00:19:04,125
‫اون میتونه همه داستان گوهایی که میخواد رو به ما بده
‫اما پایان نزدیکه.

151
00:19:04,375 --> 00:19:05,291
‫کوبی نقطه ضعف اوست.

152
00:19:05,916 --> 00:19:06,958
‫داره ما رو مسخره میکنه.

153
00:19:07,208 --> 00:19:09,083
‫اون مریضه، باید بمیره.

154
00:19:10,250 --> 00:19:12,041
‫اون باید این نکته رو در ذهن داشته باشه

155
00:19:12,291 --> 00:19:13,958
‫دورش صحرا درست میکنم

156
00:19:14,208 --> 00:19:16,083
‫اوه، آره؟ چطور؟

157
00:19:16,458 --> 00:19:18,916
‫همه چیزهایی که براش عزیزه رو میسوزونم

158
00:19:19,166 --> 00:19:20,458
‫درسته

159
00:19:20,708 --> 00:19:24,750
‫بعد از کناره گیری اون
‫زندان باید منطقی تر اداره بشه.

160
00:19:25,791 --> 00:19:28,375
‫زندانیان دیگه نباید برده ما باشن...

161
00:19:28,833 --> 00:19:30,666
‫اونا مشتری ما میشن.

162
00:19:32,291 --> 00:19:34,708
‫همش مربوط به پوله، بچه‌ها.
‫این خوبه.

163
00:19:34,958 --> 00:19:36,041
‫کی با منه؟

164
00:19:37,416 --> 00:19:38,958
‫خوب گفتی لاس

165
00:19:39,208 --> 00:19:43,000
‫ ماه قرمز بیرون است

166
00:20:08,625 --> 00:20:13,000
‫پدر و مادرم فکر میکنند هنوز با من هستی

167
00:20:28,458 --> 00:20:30,583
‫ماه قرمز امشب بیرون است

168
00:20:33,583 --> 00:20:37,416
‫ریش سیاه ترفند دیگه ای برای
‫موندن در دانگورو پیدا کرده

169
00:20:39,875 --> 00:20:42,333
‫اون مریضه
‫دیگه نمیتونه دانگورو باشه

170
00:20:42,541 --> 00:20:44,041
‫اون باید بمیره.

171
00:20:52,083 --> 00:20:53,375
‫این شب رومان است.

172
00:20:53,875 --> 00:20:55,125
‫این شب رومان است.

173
00:21:14,125 --> 00:21:15,541
‫اون کیه؟

174
00:21:15,833 --> 00:21:18,375
‫ساکت
‫او نیمه دیوانه است.

175
00:21:18,625 --> 00:21:20,500
‫اون هرموقع بخواد میفهمه.

176
00:21:42,291 --> 00:21:43,375
‫پسره

177
00:21:44,500 --> 00:21:45,916
‫یه میکروبه؟؟ درسته؟؟

178
00:21:46,375 --> 00:21:48,125
‫ظاهرا، اون با اونا وقت میگذرونه.

179
00:21:49,083 --> 00:21:50,916
‫همه اونها از محله های بی قانون هستند.

180
00:22:00,833 --> 00:22:01,833
‫بیا

181
00:22:03,375 --> 00:22:04,708
‫باعث میشه احساس بهتری داشته باشی.

182
00:22:09,583 --> 00:22:10,708
‫چی شده؟

183
00:22:21,000 --> 00:22:23,208
‫پسری که اینجا بود...
‫ماه قرمز است!

184
00:22:23,458 --> 00:22:24,666
‫اون چی؟

185
00:22:24,916 --> 00:22:26,750
‫ریش سیاه اون رو به عنوان داستان گو انتخاب میکنه.

186
00:22:27,291 --> 00:22:28,541
‫شوخی می‌کنی؟

187
00:22:36,166 --> 00:22:36,791
‫برای سالها،

188
00:22:37,958 --> 00:22:39,958
‫تو چیزی از شب رومان نمی شنوی.

189
00:22:40,208 --> 00:22:43,666
‫سپس ناگهان!
‫اونا در تمام طول شب در سرخوشی به سر میبرند.

190
00:22:43,916 --> 00:22:45,500
‫و هیچ کاری هم نمی تونیم بکنیم.

191
00:22:45,916 --> 00:22:47,208
‫ماکا متعلق به اوناست.

192
00:22:47,458 --> 00:22:49,416
‫آنها باید خون بریزند.

193
00:22:51,500 --> 00:22:53,083
‫اگه به من ربط داشت

194
00:22:53,333 --> 00:22:55,291
‫سالها پیش این زندان رو تمیز میکردم

195
00:22:55,541 --> 00:22:57,416
‫با ریش سیاه هم شروع میکردم.

196
00:23:07,208 --> 00:23:08,333
‫بله، رئیس

197
00:23:09,666 --> 00:23:11,750
‫بله، ما در امانیم.

198
00:23:13,000 --> 00:23:13,958
‫بله

199
00:23:19,458 --> 00:23:20,250
‫بله

200
00:23:22,041 --> 00:23:24,208
‫ما آژیر رو به صدا درمیاریم.

201
00:23:27,000 --> 00:23:27,875
‫اون چی گفت؟

202
00:23:28,125 --> 00:23:29,458
‫چی میتونه بگه؟

203
00:23:31,083 --> 00:23:34,125
‫ماکا تنها زندان در دنیاست که

204
00:23:34,541 --> 00:23:36,333
‫توسط یه زندانی اداره میشه.

205
00:23:57,875 --> 00:24:00,291
‫رومان! رومان! رومان!

206
00:24:30,458 --> 00:24:33,333
‫نیواکوین
‫تو آژیر رو به صدا در آوردی؟

207
00:24:37,791 --> 00:24:38,916
‫همه چی داره از بین میره.

208
00:24:39,416 --> 00:24:41,583
‫اگه همدیگه رو بُکُشن،
‫به نفع ماست.

209
00:24:51,916 --> 00:24:52,833
‫رومان

210
00:24:53,958 --> 00:24:55,083
‫بیا بریم

211
00:26:23,791 --> 00:26:24,833
‫ای مردم ماکا!

212
00:26:27,583 --> 00:26:30,166
‫یه پسر بد، هنوزم پسره.

213
00:26:30,666 --> 00:26:31,333
‫آره

214
00:26:31,625 --> 00:26:35,041
‫هیچ چیزی نفرت‌انگیزتر از یک مرد
‫بی‎گناه در زندان وجود نداره.

215
00:26:36,791 --> 00:26:40,500
‫همه تو این طبقه گناهکار هستن.

216
00:26:41,041 --> 00:26:43,416
‫هیجکس رو به جرم رقصیدن اینجا نیاوردن.

217
00:26:44,375 --> 00:26:45,041
‫زندانیان!

218
00:26:45,291 --> 00:26:46,291
‫بله

219
00:26:47,333 --> 00:26:48,708
‫ماه صحبت کرده است

220
00:26:49,750 --> 00:26:51,291
‫قرمز است

221
00:26:52,541 --> 00:26:55,500
‫استاد ما ، ریش سیاه ،
‫به ما جایزه داده است.

222
00:26:55,750 --> 00:26:57,708
‫او داستان گوی جدیدی رو انتخاب کرده است.

223
00:26:59,958 --> 00:27:02,041
‫او چه داستانی را تعریف خواهد کرد؟

224
00:27:03,458 --> 00:27:05,625
‫چگونه سخنان او رنگ خواهد گرفت؟

225
00:27:06,958 --> 00:27:08,541
‫با امید یا غم؟

226
00:27:08,791 --> 00:27:10,208
‫آیا تلخ خواهد بود؟

227
00:27:10,458 --> 00:27:12,000
‫یا شیرین؟

228
00:27:18,791 --> 00:27:21,166
‫کلمه اینجاست

229
00:27:22,500 --> 00:27:25,500
‫کلمه اینجاست و باید گفته بشه

230
00:27:32,000 --> 00:27:34,625
‫حرف بزن، رومان، ما گوش میدیم.

231
00:27:58,666 --> 00:28:01,000
‫زودباش ، حرف بزن!

232
00:28:06,166 --> 00:28:07,458
‫بذار حرف بزنه

233
00:28:10,958 --> 00:28:13,166
‫اگر خدا مقدر کرد که تو دزد خواهی شد

234
00:28:14,375 --> 00:28:15,916
‫تو یک دزد خواهی شد.

235
00:28:26,000 --> 00:28:28,500
‫اگر خدا مقدر کرد که تو قاتل خواهی شد

236
00:28:29,583 --> 00:28:31,333
‫تو یک قاتل خواهی شد.

237
00:28:41,416 --> 00:28:43,208
‫اگر خدا مقدر کرد من رومان باشم

238
00:28:44,333 --> 00:28:47,166
‫و باید تمام شب رو داستان بگم

239
00:28:49,041 --> 00:28:50,291
‫بنابراین من رومان هستم.

240
00:29:10,791 --> 00:29:12,083
‫اگر خدا بگوید بله

241
00:29:13,291 --> 00:29:14,166
‫هیچ کس نمی تواند بگوید...

242
00:29:14,416 --> 00:29:15,625
‫نه!

243
00:29:26,583 --> 00:29:27,666
‫قبل از خدا ،

244
00:29:28,541 --> 00:29:30,666
‫اعتراف میکنم که جیب بُر هستم.

245
00:29:32,333 --> 00:29:33,625
‫یه کلاهبردار.

246
00:29:35,458 --> 00:29:36,583
‫یه دغل کار.

247
00:29:37,500 --> 00:29:38,208
‫درسته

248
00:29:38,750 --> 00:29:39,958
‫یه رذل.

249
00:29:42,000 --> 00:29:43,041
‫یک دزد واقعی ، حتی.

250
00:29:55,708 --> 00:29:58,708
‫من با عمه ام سالیماتا بزرگ شدم

251
00:29:59,291 --> 00:30:01,375
‫یه گریوت سنتی.
‫اهل شعر و ادب، قصه و آواز)

252
00:30:02,583 --> 00:30:04,041
‫هر یکشنبه،

253
00:30:04,625 --> 00:30:06,541
‫من او را در عروسی ها همراهی میکردم

254
00:30:06,791 --> 00:30:08,833
‫جایی که او در ستایش ثروتمندان آواز میخواند.

255
00:30:20,375 --> 00:30:22,041
‫ادامه بده، داستان گو

256
00:30:25,458 --> 00:30:29,291
‫او از پولی که از این راه کسب میکرد
‫برای ساخت خانه ای در محله بی قانون استفاده کرد.

257
00:30:29,541 --> 00:30:30,875
‫که چی؟

258
00:30:35,333 --> 00:30:36,750
‫در سن ۶ سالگی،

259
00:30:37,000 --> 00:30:39,875
‫شروع به تحصیل در مدرسه دولتی کردم.

260
00:30:40,708 --> 00:30:44,958
‫من مدیرم آقای کابلان رو یادمه
‫فقط یه دست داشت

261
00:30:46,375 --> 00:30:47,583
‫یک دست!

262
00:30:53,375 --> 00:30:56,333
‫من تا ۱۲ سالگی در آن مدرسه بودم.

263
00:30:57,958 --> 00:31:00,666
‫چه اهمیتی داره؟
‫اینا چرت و پرته.

264
00:31:02,625 --> 00:31:04,791
‫من با زاما کینگ به مدرسه رفتم.

265
00:31:07,000 --> 00:31:08,833
‫زاما کینگ! زاما کینگ!

266
00:31:22,833 --> 00:31:26,541
‫من در مقابل همه شما زندانیان که مثل یه
‫قایق به اسکله بسته‌شده می‌ایستم.

267
00:31:27,541 --> 00:31:29,541
‫ این بازی نیست.

268
00:31:30,125 --> 00:31:32,000
‫ما داریم درباره یک قهرمان صحبت می‌کنیم.

269
00:31:32,833 --> 00:31:35,458
‫تنها و تنها زاما کینگ

270
00:31:37,666 --> 00:31:40,500
‫آنها او را پسر باد نامیدند.

271
00:31:41,875 --> 00:31:44,166
‫شوالیه سیاه محله بی قانون.

272
00:31:44,416 --> 00:31:45,666
‫دارم بهتون میگم

273
00:31:46,458 --> 00:31:48,125
‫آنها روح او را اسیر کردند

274
00:31:48,375 --> 00:31:51,625
‫آنها هدف او را سلب کردند
‫و روح او را خاموش کردند.

275
00:31:52,291 --> 00:31:53,250
‫در غیر این صورت ، هی!

276
00:31:53,625 --> 00:31:56,458
‫در یک نبرد رو در رو ، مرد ،

277
00:31:56,708 --> 00:31:58,708
‫او بدون شک، شکست ناپذیر بود.

278
00:31:59,208 --> 00:32:01,500
‫قدرت عرفانی او بسیار قوی بود.

279
00:32:01,750 --> 00:32:04,166
‫طلسم های او قدرتمند بودند.

280
00:32:05,458 --> 00:32:07,416
‫این حقیقت است

281
00:32:07,666 --> 00:32:08,458
‫من اونجا بودم!

282
00:32:08,708 --> 00:32:11,041
‫دروغگو! تو اینجا پیش ما بودی.

283
00:32:25,375 --> 00:32:26,541
‫زاما کینگ...

284
00:32:29,166 --> 00:32:31,375
‫کودکی منزوی بود.

285
00:32:34,291 --> 00:32:35,791
‫لکنت زبان داشت.

286
00:32:41,750 --> 00:32:43,625
‫نام اصلی او زاما است.

287
00:32:45,000 --> 00:32:48,083
‫بعد از اولین جُرمش ،
‫اون لقبکینگرو اضافه كرد.

288
00:32:54,000 --> 00:32:55,708
‫زامایی که در موردش بهتون میگم

289
00:32:56,250 --> 00:32:57,958
‫من اون رو از کودکی میشناسم.

290
00:32:58,833 --> 00:33:01,208
‫ما با هم بزرگ شدیم
‫در محله بی قانون،

291
00:33:01,458 --> 00:33:02,916
‫در سمت بهشت.

292
00:33:09,916 --> 00:33:13,583
‫او در یک حیاط مشترک با یک
‫درخت انبه بزرگ زندگی می کرد.

293
00:33:33,916 --> 00:33:37,125
‫آیا شما میدونید که زاما کینگ رئیس میکروب ها بود؟

294
00:33:43,416 --> 00:33:45,000
‫آیا میدونید او چگونه مُرد؟

295
00:33:50,166 --> 00:33:51,791
‫که از مُرده اون فیلم برداری کردن؟

296
00:33:59,125 --> 00:34:00,416
‫زاما

297
00:34:07,416 --> 00:34:10,333
‫دیروز این اتفاق افتاد
‫حدود ۵ بعد از ظهر

298
00:34:10,583 --> 00:34:14,041
‫من با زاما ، راکی و بالدوین بودم

299
00:34:14,916 --> 00:34:18,333
‫زاما توسط پلیس و مردم تحت تعقیب بود

300
00:34:19,958 --> 00:34:21,625
‫به خاطر همه جنایاتش.

301
00:34:22,458 --> 00:34:24,750
‫اون کاملا توهمی شده بود

302
00:34:26,875 --> 00:34:28,666
‫او همه جا ارواح میدید

303
00:34:30,166 --> 00:34:32,958
‫ما میخواستیم از فروشگاه موریتانی سیگار بخریم

304
00:34:33,333 --> 00:34:34,916
‫اون موقع بود که ما رو پیدا کردن.

305
00:34:39,583 --> 00:34:40,625
‫زاما کینگ ، قاتل!

306
00:34:40,875 --> 00:34:43,333
‫تو اونو می‌شناسی؟
‫اینجا قلمرو ما نیست.

307
00:34:43,583 --> 00:34:45,208
‫قاتل ، زاما کینگ!

308
00:34:48,541 --> 00:34:51,500
‫زاما کینگ ، قاتل!
‫تو قاتل هستی.

309
00:34:52,375 --> 00:34:53,458
‫قاتل!

310
00:35:00,958 --> 00:35:01,833
‫خودشه

311
00:35:05,666 --> 00:35:06,625
‫بعد از آن

312
00:35:07,250 --> 00:35:09,083
‫پلیس منطقه رو جستجو کرد

313
00:35:11,958 --> 00:35:14,708
‫دختر زال به اونها گفت که ما چهار نفر هستیم

314
00:35:17,750 --> 00:35:20,541
‫اونها من رو در گودالی در حاشیه تالاب پیدا کردند

315
00:35:27,291 --> 00:35:29,166
‫حالا من در مقابل شما هستم.

316
00:35:30,583 --> 00:35:31,750
‫چی شده؟

317
00:35:32,000 --> 00:35:33,208
‫برادران؟

318
00:35:49,708 --> 00:35:51,291
‫این یک ضیافت است!

319
00:35:51,750 --> 00:35:52,958
‫لذت ببرید

320
00:35:53,666 --> 00:35:55,083
‫زنده باد ریش سیاه

321
00:36:37,166 --> 00:36:39,041
‫این رومان داستان گوی خوبی است.

322
00:36:39,625 --> 00:36:40,833
‫خب، آره

323
00:36:41,083 --> 00:36:43,250
‫اون توسط یه گریوت بزرگ شده
‫اهل شعر و ادب، قصه و آواز)

324
00:36:44,125 --> 00:36:45,291
ولی وقتی تموم بشه میفهمه

325
00:36:53,416 --> 00:36:54,916
‫این رومان داستان گوی خوبی است.

326
00:36:55,458 --> 00:36:57,125
‫اما آیا اون میدونه چه بلایی سرش خواهد آمد؟

327
00:37:07,708 --> 00:37:08,666
‫سکسی

328
00:37:09,166 --> 00:37:10,166
‫بیا اینجا

329
00:37:15,333 --> 00:37:16,708
‫ما میخوایم کوبی رو بکشیم.

330
00:37:26,083 --> 00:37:27,291
‫رومان چطوری؟؟

331
00:38:40,333 --> 00:38:41,458
ساکت باش

332
00:38:51,666 --> 00:38:53,416
‫میخوای بدونی چقدر وقت داری؟

333
00:38:59,750 --> 00:39:03,250
‫اگه میخوای زنده بمونی
‫داستانت رو تموم نکن.

334
00:39:14,458 --> 00:39:15,875
‫یادت باشه، رومان!

335
00:39:16,125 --> 00:39:17,875
‫تا صبح ادامه بده

336
00:39:25,291 --> 00:39:27,875
‫وقتی من رفتم
‫وسایلم رو دور ننداز.

337
00:39:28,750 --> 00:39:29,875
‫نگهشون دار.

338
00:39:30,833 --> 00:39:32,791
‫اونا رو به پسر بزرگم بده.

339
00:39:34,375 --> 00:39:36,125
‫بهش بگو من کی بودم

340
00:39:37,583 --> 00:39:39,666
‫چقدر رنج کشیدم.

341
00:39:45,500 --> 00:39:47,833
‫بهش بگو به غرایزش اعتماد کنه

342
00:39:48,791 --> 00:39:51,541
‫اطمینان حاصل کن که اونا نام من
‫رو در گل و لای فرو نمی برند.

343
00:39:52,875 --> 00:39:55,375
‫بعد از من
‫ماکا رهبر نخواهد داشت.

344
00:39:58,541 --> 00:40:00,291
‫دچار هرج و مرج خواهد شد.

345
00:40:05,041 --> 00:40:07,416
‫اینطوری حرف نزن ، ریش سیاه

346
00:40:08,125 --> 00:40:09,541
‫بدشانسی میاره.

347
00:40:55,125 --> 00:40:57,625
‫بیا، یه هدیه از طرف ریش سیاه

348
00:41:05,583 --> 00:41:07,000
‫چرا داره اینو بهم میده؟

349
00:42:06,875 --> 00:42:07,958
‫ای مردم ماکا

350
00:42:12,666 --> 00:42:14,791
‫هر مردی به خودش دروغ میگه...

351
00:42:15,208 --> 00:42:17,500
‫تا وقتی که با مرگ خودش روبرو میشه.

352
00:42:23,208 --> 00:42:25,250
‫مرا ببخشید که داستانم را با عجله گفتم

353
00:42:26,666 --> 00:42:29,125
‫اما مجبور شدم اون رو از روی سینه ام بردارم.

354
00:42:29,750 --> 00:42:32,208
‫من باید به شما میگفتم که زاما چگونه مُرد.

355
00:42:34,958 --> 00:42:37,666
‫عمه من سالیماتا ، اون گریوت

356
00:42:38,208 --> 00:42:42,666
‫همیشه میگفت که هر داستان باید آغاز و پایان داشته باشد.

357
00:42:43,166 --> 00:42:44,208
‫درسته، درسته

358
00:42:48,541 --> 00:42:52,000
‫به خاطر عجله ام
‫من با پایانش شروع کردم

359
00:42:55,750 --> 00:42:58,750
‫زمانی که زاما به یک عقرب خشمگین تبدیل شده بود.

360
00:43:06,916 --> 00:43:09,833
‫اما اول،
‫من باید به شما میگفتم چطور زاما...

361
00:43:11,333 --> 00:43:12,666
‫آیا شما میدونید زاما کجا بزرگ شده؟

362
00:43:13,000 --> 00:43:14,125
‫نه

363
00:43:22,666 --> 00:43:25,750
‫زاما در یک دهکده کوچک بزرگ شده بود

364
00:43:26,666 --> 00:43:28,666
‫کنار اقیانوس اطلس.

365
00:43:32,416 --> 00:43:34,208
‫در گذشته
‫در اون بخش

366
00:43:34,458 --> 00:43:35,583
‫از ساحل عاج

367
00:43:35,833 --> 00:43:37,708
‫هنوز پادشاهان و ملکه ها بودند

368
00:43:37,958 --> 00:43:38,750
‫درسته.

369
00:43:40,583 --> 00:43:43,583
‫حاکمان برای گسترش پادشاهی های
‫خود با یکدیگر میجنگیدند.

370
00:44:06,000 --> 00:44:06,791
‫هی

371
00:44:07,125 --> 00:44:08,125
‫پدرش چطور؟

372
00:44:08,541 --> 00:44:09,500
‫پدرش کیه؟

373
00:44:15,708 --> 00:44:16,833
‫نام پدرش

374
00:44:17,333 --> 00:44:18,625
‫سونی است

375
00:44:20,708 --> 00:44:21,750
‫او یک گدای پیر است

376
00:44:23,416 --> 00:44:24,541
‫یک مرد نابینا

377
00:44:47,291 --> 00:44:49,583
‫هر روز ، او در همان نقطه می نشست

378
00:44:51,583 --> 00:44:54,458
‫روبروی مسجد
‫کنار سینما پلازا.

379
00:45:03,625 --> 00:45:04,458
‫و مادرش؟

380
00:45:04,708 --> 00:45:05,833
‫مادرش کیه؟

381
00:45:06,333 --> 00:45:07,708
‫کجا اون رو حامله کردی؟

382
00:45:15,583 --> 00:45:18,291
‫نام مادرش هلن بود.

383
00:46:16,750 --> 00:46:19,291
‫و اینگونه بود که سونی تنها ماند

384
00:46:19,541 --> 00:46:20,708
‫با پسرش

385
00:46:23,416 --> 00:46:25,708
‫اینگونه بود که زاما مادرش رو از دست داد.

386
00:46:27,333 --> 00:46:28,708
‫زاما ، زاما

387
00:46:29,166 --> 00:46:31,458
‫زاما

388
00:47:10,375 --> 00:47:13,375
‫کودک با پدرش

389
00:47:14,625 --> 00:47:16,291
‫زاما است.

390
00:47:18,583 --> 00:47:22,666
‫مادرش ، هلن ،
‫توسط سربازان کشته شد

391
00:47:23,250 --> 00:47:25,583
‫سربازان ملکه

392
00:47:30,791 --> 00:47:32,083
‫یه مرد اینجاست

393
00:47:37,333 --> 00:47:38,041
‫یه مرد نابینا

394
00:47:39,291 --> 00:47:41,250
‫باید یه چیزی بگم

395
00:47:42,625 --> 00:47:44,083
‫بذار حرف بزنه

396
00:47:45,375 --> 00:47:49,458
‫اعلیحضرت
‫من میتونم به شما کمک کنم تا در این جنگ پیروز شوید.

397
00:47:50,083 --> 00:47:52,250
‫من قدرت دارم ، قدرتهای زیادی دارم.

398
00:47:52,500 --> 00:47:55,875
‫من میتونم با خورشید صحبت کنم
‫ستاره ها و ماه.

399
00:47:56,916 --> 00:47:59,041
‫من همچنین میتونم با اسب ها صحبت کنم.

400
00:48:00,458 --> 00:48:01,666
‫من میتونم کمکت کنم

401
00:48:06,583 --> 00:48:08,000
‫او به ملکه گفت

402
00:48:08,250 --> 00:48:11,708
‫به زبان اسب ها صحبت میکنه

403
00:48:14,416 --> 00:48:19,750
‫سونیمطمئنی که میدونی داری چیکار می‌کنی؟

404
00:48:22,625 --> 00:48:26,291
‫چه سرنوشتی در انتظار زاما است؟

405
00:48:30,041 --> 00:48:33,250
‫پسری بدون مادر چه سرنوشتی در پیش دارد؟

406
00:49:43,041 --> 00:49:44,125
‫ای مردم ماکا!

407
00:49:48,333 --> 00:49:49,083
‫ماه ها

408
00:49:49,958 --> 00:49:51,166
‫و سالها

409
00:49:51,708 --> 00:49:52,791
‫گذشته

410
00:49:54,875 --> 00:49:56,583
‫سونی ، پدر زاما ،

411
00:49:57,083 --> 00:49:58,916
‫محرم اسرار ملکه می‌شود.

412
00:50:03,583 --> 00:50:05,625
‫نبرد بزرگی در جریان است ،

413
00:50:05,875 --> 00:50:08,500
‫و سونی باید ارتش دشمن را شکست دهد.

414
00:50:15,541 --> 00:50:16,416
‫کوبی؟؟

415
00:50:47,666 --> 00:50:50,208
‫کوبی جوان

416
00:50:50,791 --> 00:50:52,000
‫با دو متر قد

417
00:50:52,458 --> 00:50:54,125
‫ماهیچه‌هایی مثل این

418
00:50:54,541 --> 00:50:55,916
‫پاهایی مثل این

419
00:50:56,166 --> 00:50:57,958
‫اما قلبی مثل این

420
00:50:58,250 --> 00:50:59,625
‫اینجا دراز کشیده است

421
00:51:00,375 --> 00:51:01,958
‫ما صداش میکنیم

422
00:51:02,625 --> 00:51:04,541
‫اما جوابی نمی‌دهد.

423
00:51:11,000 --> 00:51:12,333
‫دانگورو

424
00:51:13,250 --> 00:51:15,000
‫میخوای مجبورش کنیم اعتراف کنه؟

425
00:51:20,541 --> 00:51:21,458
‫و رومان؟

426
00:51:24,583 --> 00:51:26,541
اون باید به داستان خودش ادامه بده

427
00:51:31,583 --> 00:51:33,666
‫اول بهش بگو بیاد سلول من

428
00:51:34,250 --> 00:51:35,166
‫باشه

429
00:51:50,666 --> 00:51:52,416
بهش حمله شده

430
00:52:43,041 --> 00:52:44,750
اتفاقی که برای کوبی افتاد
بسیار غم انگیزه

431
00:52:46,875 --> 00:52:49,125
‫اما ما اونو تحت کنترل داریم.

432
00:52:50,541 --> 00:52:53,333
‫اون کلمه رو بگو
‫فقط انگشتت رو تکون بده.

433
00:52:53,583 --> 00:52:55,166
‫و من ارتشی بسیج میکنم

434
00:52:56,291 --> 00:52:58,750
‫آسونه که اونها رو بر علیه لاس کنیم

435
00:53:03,125 --> 00:53:05,625
‫من همیشه با تو روراست بودم ریش سیاه

436
00:53:08,750 --> 00:53:11,083
‫من همیشه بازی رو همونطور که
‫تو میخواستی اجرا کردم

437
00:53:11,333 --> 00:53:13,416
‫تا پیروان نافرمانی نکنند.

438
00:53:14,208 --> 00:53:17,833
‫من همه خواسته های دفن شده اونها رو میدونم

439
00:53:18,958 --> 00:53:20,875
‫از من به عنوان جانشین خود نام ببر

440
00:53:21,750 --> 00:53:23,541
‫من هرگز تو رو ناامید نمیکنم

441
00:53:23,791 --> 00:53:24,708
‫هرگز

442
00:54:03,166 --> 00:54:04,208
‫بیا

443
00:54:05,166 --> 00:54:06,916
‫بیا نزدیکتر
‫نترس

444
00:54:08,625 --> 00:54:09,708
‫به من نگاه کن

445
00:54:12,125 --> 00:54:13,791
‫پول میتونه هر چیزی رو بخره.

446
00:54:15,625 --> 00:54:18,708
‫اما نمیتونی به کسی پول بدی که جات مریض باشه.

447
00:54:29,291 --> 00:54:30,166
‫گاهی،

448
00:54:30,416 --> 00:54:33,125
‫از خودم میپرسم آیا اونها ما رو اینجا
‫در این جنگل فراموش کردن؟

449
00:54:37,000 --> 00:54:38,750
‫بهم بگو
‫میخوام بدونم

450
00:54:41,125 --> 00:54:43,500
‫چرا داستان زاما کینگ رو انتخاب کردی؟

451
00:54:45,500 --> 00:54:46,875
‫من انتخاب نکردم

452
00:54:47,625 --> 00:54:48,958
‫یهو به ذهنم رسید

453
00:54:54,583 --> 00:54:56,625
‫فکر کردم شاید دلیل دیگه ای هم داشته باشه.

454
00:55:01,125 --> 00:55:02,666
‫کمکم کن لباسم رو عوض کنم

455
00:55:21,333 --> 00:55:23,666
‫نوبت منه که یه داستان برات تعریف کنم.

456
00:55:29,916 --> 00:55:32,166
‫میدونی چرا به من میگن ریش سیاه؟؟

457
00:55:36,083 --> 00:55:38,750
‫این اسم مستعار من بوده
‫از زمان نوجوانی

458
00:55:40,250 --> 00:55:43,166
‫من در یه جزیره ماهیگیری زندگی میکردم
‫سیبیزا.

459
00:55:45,083 --> 00:55:47,041
‫رفتم چند تا ماهی بدزدم.

460
00:55:49,250 --> 00:55:51,291
‫تقریبا هم سن و سال تو بودم

461
00:55:52,208 --> 00:55:54,500
‫ماهیگیران چاله ای حفر کردند

462
00:55:54,750 --> 00:55:58,125
‫من رو در ساحل دفن کردند
‫فقط سرم بیرون بود

463
00:55:58,750 --> 00:56:00,083
‫مثل دزدان دریایی.

464
00:56:02,333 --> 00:56:04,375
‫نام اصلی من بلیز است.

465
00:56:09,958 --> 00:56:10,916
‫حالا...

466
00:56:11,958 --> 00:56:13,750
‫میتونم یه سوال ازت بپرسم؟

467
00:56:16,875 --> 00:56:17,875
‫بپرس

468
00:56:24,125 --> 00:56:26,541
‫تو مریضی.
‫نفس های آخرت رو میکشی.

469
00:56:27,000 --> 00:56:29,791
‫چرا این بازی داستان گویی رو تموم نمیکنی؟

470
00:56:36,250 --> 00:56:37,708
‫این یه بازی نیست.

471
00:56:39,208 --> 00:56:41,500
‫این یه سنت قدیمی ماکا است.

472
00:56:42,250 --> 00:56:45,250
‫فقط من میتونم شب رومان رو لغو کنم.

473
00:56:46,541 --> 00:56:47,666
‫اما این کار رو نمیکنم

474
00:56:49,875 --> 00:56:50,833
‫چرا؟؟

475
00:57:02,458 --> 00:57:05,250
‫میخوام برای آخرین بار خون بریزم

476
00:57:06,791 --> 00:57:08,291
‫و لحظه‌ای که دیدمت

477
00:57:09,125 --> 00:57:12,625
‫میدونستم که باید مجازات بشی

478
00:57:13,833 --> 00:57:17,000
‫تو شبیه کسی هستی که باید مجازات بشه

479
00:57:17,791 --> 00:57:19,291
‫این یه احساس درونی عه

480
00:57:20,541 --> 00:57:22,500
‫نمیتونم باهاش مبارزه کنم

481
00:57:23,458 --> 00:57:25,583
‫این احساسات واقعی هستن

482
00:57:26,208 --> 00:57:27,958
‫حتی اگه ناعادلانه باشه.

483
00:57:45,166 --> 00:57:46,708
‫او کاملا دیوانه است

484
00:57:47,250 --> 00:57:48,416
‫رومان

485
00:57:50,458 --> 00:57:51,500
‫رومان

486
00:57:52,416 --> 00:57:54,166
‫چرا جوابمو نمیدی وقتی صدات میکنم؟؟

487
00:57:54,416 --> 00:57:55,708
‫بله
‫بله؟ کی؟

488
00:57:56,208 --> 00:57:57,041
‫بله ، نیمه دیوانه

489
00:57:57,291 --> 00:57:59,208
‫حالا من کی هستم؟
‫بله ، استاد تشریفات.

490
00:57:59,458 --> 00:58:01,458
‫حالا کاری که میگم رو انجام بده

491
00:58:01,708 --> 00:58:02,916
‫چرت و پرت نگو.

492
00:58:03,708 --> 00:58:04,875
‫یالا

493
00:58:05,125 --> 00:58:06,833
‫وقتشه که داستانت رو تموم کنی

494
00:58:08,208 --> 00:58:11,166
‫بعدا میبینی بچه بی‌شعور

495
00:58:30,875 --> 00:58:32,916
‫ریش سیاه شنل رو پوشیده

496
00:58:35,541 --> 00:58:36,916
‫مرگش رو قبول کرده

497
00:58:40,916 --> 00:58:43,291
‫آسونتر از چیزی بود که فکر می‌کردم

498
00:58:56,791 --> 00:58:58,916
‫اون یه مرد درشت هیکل با پاهای گِلی بود

499
00:59:38,166 --> 00:59:39,250
‫ای مردم ماکا!

500
00:59:44,041 --> 00:59:45,083
‫ماه ها،

501
00:59:45,625 --> 00:59:46,708
‫سالها،

502
00:59:47,333 --> 00:59:49,708
‫حتی یک سال کبیسه هم گذشت

503
00:59:51,166 --> 00:59:53,041
‫زاما 7 ساله است.

504
00:59:53,666 --> 00:59:56,791
‫سونی به نزدیکترین مشاور ملکه تبدیل شده است.

505
00:59:59,083 --> 01:00:01,500
‫هر شب پدر زاما از خود می‎پرسید

506
01:00:02,875 --> 01:00:05,875
‫چگونه میتوان انتظارات ملکه را برآورده کرد.

507
01:00:06,750 --> 01:00:10,000
‫او مخفیانه آیه ای را به زبان عربی میخواند

508
01:00:12,541 --> 01:00:16,541
‫آیا ندیدی که پروردگارت با صاحبان فیل چگونه رفتار کرد؟

509
01:00:21,833 --> 01:00:23,583
‫سونی باعث شد ملکه باور کنه که

510
01:00:24,333 --> 01:00:26,458
‫اون به زبان ستاره ها صحبت میکنه.

511
01:00:39,833 --> 01:00:41,916
‫ریش سیاه تصمیم به کناره گیری گرفت

512
01:00:52,916 --> 01:00:55,708
‫ریش سیاه سفر رو آغاز کرد

513
01:00:55,958 --> 01:00:57,791
‫سفر رو آغاز کرد

514
01:00:58,041 --> 01:01:00,250
‫برنمی‎گرده

515
01:01:02,416 --> 01:01:04,375
‫سلام مرا به پیرمردها برسان...

516
01:01:07,166 --> 01:01:09,750
‫سلام مرا به مارکو برسان...

517
01:01:11,833 --> 01:01:14,916
‫سلام به سرباز ملعون

518
01:01:18,375 --> 01:01:20,000
‫او در حال رفتن است

519
01:01:21,416 --> 01:01:24,791
‫خداحافظ، ریش سیاه دارد می‌رود.

520
01:01:46,250 --> 01:01:48,500
‫خداحافظ

521
01:02:35,333 --> 01:02:36,416
‫ادامه بده

522
01:02:40,333 --> 01:02:42,750
قبلا درست نگفته بودم

523
01:02:45,791 --> 01:02:49,875
‫سونی باعث شد ملکه باور کنه که
‫اون به زبان ستاره ها صحبت میکنه.

524
01:02:52,166 --> 01:02:53,916
‫و پدر زاما

525
01:02:54,500 --> 01:02:56,750
‫مردی نابینا با نیروهایی که از ترس تکثیر می‌شدند،

526
01:02:57,416 --> 01:03:00,083
‫حالا باید ارتش مخالف رو شکست بده.

527
01:03:00,333 --> 01:03:02,875
‫در نبرد ملکه علیه برادر کوچکترش.

528
01:03:04,416 --> 01:03:08,166
‫نبرد در شرف وقوع است
‫با وجود مخالفت ژنرال‌ها

529
01:03:09,000 --> 01:03:13,041
‫یه شب پرستاره
‫سربازان ملکه شروع به پیشروی می‌کنند

530
01:03:22,041 --> 01:03:25,166
‫سربازان پاهای خود را با پارچه پیچیدند

531
01:03:26,416 --> 01:03:28,625
‫تا سر و صدا نکنند

532
01:03:31,708 --> 01:03:33,541
‫در ساعات اولیه صبح

533
01:03:33,875 --> 01:03:36,166
‫ارتش جدیدی به آنها پیوست

534
01:04:10,541 --> 01:04:11,541
‫من اینجا هستم

535
01:04:25,166 --> 01:04:26,291
‫تو اومدی؟

536
01:04:27,250 --> 01:04:28,583
‫نمی‌ترسی؟
‫نه

537
01:04:29,333 --> 01:04:31,625
‫بابا، میتونی جنگ رو ببری؟

538
01:04:32,125 --> 01:04:33,541
‫اگر خدا بخواد

539
01:04:33,791 --> 01:04:36,250
‫اگر این کار رو نکنی، ملکه عصبانی میشه

540
01:04:41,833 --> 01:04:43,375
‫ملکه حالا غذا خواهد خورد!

541
01:06:31,625 --> 01:06:32,500
‫توهین به مقدسات!

542
01:06:32,750 --> 01:06:34,083
‫چرا اونها جنگ نمی کنند؟

543
01:06:34,333 --> 01:06:37,000
‫تو نمی‎تونی جنگ اونها رو ببینی
‫چون که درگیرش نیستی.

544
01:09:17,625 --> 01:09:19,250
‫و اینطور شد که ملکه

545
01:09:19,958 --> 01:09:23,541
‫با وجود کمک گرفتن از شکارچیان سنتی شمال

546
01:09:23,958 --> 01:09:26,250
‫توسط برادر کوچکترش شکست خورد.

547
01:09:34,166 --> 01:09:35,041
‫و سونی؟

548
01:09:35,416 --> 01:09:36,458
‫و زاما؟

549
01:09:38,000 --> 01:09:39,458
‫مطمئنا اونا رو کشتن.

550
01:09:43,583 --> 01:09:46,458
‫سونیمیدونست اگه ملکه اونو دستگیر کنه
کارش تمومه

551
01:09:47,916 --> 01:09:50,083
‫بنابراین یه بوبوی بزرگ و پاره به تن کرد
‫(جامه ی گشادی که در برخی کشورهای آفریقایی می پوشند)

552
01:09:50,666 --> 01:09:54,291
‫یه سبد مرغ دریایی برداشت و
‫خودش رو به شکل یه فروشنده مرغ درآورد.

553
01:10:01,583 --> 01:10:02,666
‫از جاده خارج شد

554
01:10:03,666 --> 01:10:05,166
‫با کمک زاما.

555
01:10:08,833 --> 01:10:12,583
‫سونی به همراه پسرش وارد آبیدجان شد
‫شهری در سواحل ساحل عاج در جنوب اقیانوس اطلس

556
01:10:17,541 --> 01:10:20,458
‫و مثل همه فقرا در غرب کشور

557
01:10:20,916 --> 01:10:23,125
‫سونی و زاما به یک محله فقیرنشین رسیدند

558
01:10:23,375 --> 01:10:24,291
‫محله بی قانون!

559
01:10:59,250 --> 01:11:00,833
‫سلام پیرمرد
‫حالت چطوره؟

560
01:11:02,416 --> 01:11:04,500
‫زاما؟
‫بله بابا؟

561
01:11:04,750 --> 01:11:06,000
‫دوستات اینجان

562
01:11:09,291 --> 01:11:12,541
‫این رو بپوش ،به هتل گلف میریم
‫اونا باگبو رو دستگیر کردن.

563
01:11:37,291 --> 01:11:39,833
‫عصر بخیر؛ خانم ها و آقایان.

564
01:11:40,166 --> 01:11:43,041
‫ساحل عاج آزاد شد.

565
01:11:43,750 --> 01:11:48,208
‫رئیس جمهور سابق لوران باگبو
‫دقایقی پیش دستگیر شد

566
01:11:48,458 --> 01:11:49,750
‫توسط نیروهای جمهوری خواه.

567
01:11:53,291 --> 01:11:55,000
‫آیا بحران پس از انتخابات رو دنبال کردید؟

568
01:11:55,666 --> 01:11:56,708
‫نه

569
01:11:56,958 --> 01:11:58,625
‫ما اینجا درباره سیاست حرف نمی‌زنیم

570
01:12:00,250 --> 01:12:02,291
‫بحران پس از انتخابات ، زاما رو ساخت.

571
01:12:03,208 --> 01:12:03,833
‫چطور؟؟

572
01:12:04,625 --> 01:12:06,333
‫وقتی که جنگ در آبیدجان شروع شد

573
01:12:07,416 --> 01:12:10,500
‫زاما به نیروهای شورشی پیوست

574
01:12:12,666 --> 01:12:15,333
‫تو پسر یک مرد نابینا هستی.

575
01:12:16,291 --> 01:12:18,000
‫به محافظت نیاز داری.

576
01:12:19,625 --> 01:12:21,291
‫یه چیزی برات دارم...

577
01:12:22,500 --> 01:12:24,250
‫چون تو خیلی در معرض دید هستی

578
01:12:26,791 --> 01:12:28,500
‫این گردنبند رو بنداز

579
01:12:29,000 --> 01:12:30,041
‫کجایی؟

580
01:12:32,375 --> 01:12:35,208
‫مطمئن شو

581
01:12:36,083 --> 01:12:38,541
همیشه با خودت داریش

582
01:12:39,083 --> 01:12:42,625
‫بعد از من تکرار کن:
‫من ، زاما ، مثل باد هستم.

583
01:12:48,083 --> 01:12:50,666
‫فقط کسانی که میتوانند باد را بگیرند
‫قادر به گرفتن من خواهند بود.

584
01:12:57,458 --> 01:12:58,708
‫وقتی با اونها هستی

585
01:12:59,333 --> 01:13:01,708
‫همیشه عقب بمون

586
01:13:02,625 --> 01:13:05,708
بعدش میتونی از قدرتشون استفاده کنی
قدرتشون رو مهار کنی)
‫فهمیدی؟

587
01:13:05,958 --> 01:13:07,791
سیاست داشته باش

588
01:13:09,208 --> 01:13:10,666
‫زاما برو

589
01:13:12,291 --> 01:13:14,750
‫خدا تو رو حفظ کنه ، پسر.

590
01:13:16,250 --> 01:13:18,000
‫خداوند تو رو هدایت کنه.

591
01:13:26,791 --> 01:13:30,541
با یک بولتن خبر فوری
این برنامه رو قطع میکنیم

592
01:13:30,791 --> 01:13:33,291
‫ما همین الان فهمیدیم که...

593
01:13:39,166 --> 01:13:41,833
‫لوران باگبو به همراه همسرش دستگیر شدند

594
01:13:42,083 --> 01:13:44,291
‫و پسرش ، میشل باگبو

595
01:13:44,875 --> 01:13:48,500
‫در اینجا یک فیلم از این دستگیری است

596
01:14:10,708 --> 01:14:13,500
‫پس از دستگیری رئیس جمهور لوران باگبو

597
01:14:13,750 --> 01:14:16,375
‫زاما مورد علاقه شورشیان قرار گرفت

598
01:14:16,625 --> 01:14:19,000
‫شخصی آماده بخدمت
‫برای رهبران جدید کشور.

599
01:14:19,250 --> 01:14:21,500
‫ساحل عاج مال ماست!

600
01:14:38,958 --> 01:14:42,458
‫با طلسم جادویی پدرش
‫اون احساس شکست‌ناپذیری میکرد.

601
01:14:44,041 --> 01:14:47,958
سربازهایی مثل زاما کینگ اولین فرزندان این شورش بودند

602
01:14:49,500 --> 01:14:50,625
‫فیثاغورس

603
01:14:51,500 --> 01:14:52,500
‫بلکی

604
01:14:52,750 --> 01:14:53,875
‫و دوبل تروبل.

605
01:14:56,583 --> 01:14:59,333
‫با کمک اونا
‫باند خودش رو درست کرد

606
01:14:59,583 --> 01:15:00,958
‫میکروب ها

607
01:15:02,333 --> 01:15:05,208
‫اونا این اسم رو از یه فیلم برزیلی گرفتن

608
01:15:05,458 --> 01:15:06,708
‫شهر خدا
‫فیلمی برزیلی در ژانر گانگستری محصول ۲۰۰۲

609
01:15:06,958 --> 01:15:08,083
‫زی پکنو

610
01:15:08,333 --> 01:15:09,666
‫من اون فیلم رو می‌شناسم

611
01:15:09,916 --> 01:15:13,041
‫اونا هر شب عملیات پاکسازی شهر رو انجام میدادن.

612
01:15:13,458 --> 01:15:15,500
‫اونا همه چیز رو در مسیر خودشون می دزدیدند

613
01:15:15,750 --> 01:15:19,833
‫زاما کینگ و دار و دسته اش توی خیابون شلوغ
‫با بارها و رستوران ها سروکله شون پیدا میشد

614
01:15:26,000 --> 01:15:28,916
‫کوچکترها وانمود میکردن که باهم دعوا میکنن

615
01:15:31,583 --> 01:15:34,500
‫مردم جمع میشدن تا ببینن چه اتفاقی افتاده

616
01:15:35,208 --> 01:15:36,208
‫بعدش

617
01:15:36,458 --> 01:15:39,458
‫میکروبهای دیگه از مخفیگاه بیرون
‫می‎اومدن و اونا رو محاصره میکردن.

618
01:15:40,083 --> 01:15:41,416
‫تعداد اونها ۲۰ یا ۳۰ نفر بود

619
01:15:41,666 --> 01:15:44,958
‫همه رو تفتیش می‌کردن،
‫و گوشی و پول نقدشون رو میگرفتن.

620
01:15:45,208 --> 01:15:48,791
‫به هر کسی که مقاومت میکرد
‫با چاقو یا قمه حمله میکردن.

621
01:15:50,000 --> 01:15:52,083
‫وقتی پلیس به محل می‎رسید

622
01:15:52,333 --> 01:15:54,041
‫زاما کینگ و دار و دسته اش
‫رفته بودند.

623
01:15:56,708 --> 01:15:58,791
‫اینگونه بود که زاما کینگ و میکروب ها

624
01:15:59,041 --> 01:16:00,708
‫آبیدجان رو به مدت دو سال به ناامن کردند.

625
01:16:01,375 --> 01:16:02,791
‫تا اون روز...

626
01:16:03,750 --> 01:16:05,000
‫بگیرینش
‫بُکُشش

627
01:16:05,250 --> 01:16:06,583
‫خودشه

628
01:16:10,833 --> 01:16:11,791
‫خودشه

629
01:16:22,083 --> 01:16:22,750
‫خودشه

630
01:16:44,958 --> 01:16:46,708
‫بُکُشش

631
01:17:08,125 --> 01:17:12,166
‫تا روزی که در موردش بهتون گفتم
‫وقتی مردم اونو گرفتن.

632
01:17:17,208 --> 01:17:18,375
‫ای مردم ماکا!

633
01:17:18,625 --> 01:17:19,666
‫بله

634
01:17:21,958 --> 01:17:24,333
‫رومان داستان خودش رو برامون تعریف کرد

635
01:17:25,875 --> 01:17:27,500
‫یه شب

636
01:17:27,750 --> 01:17:29,458
‫که همه شب ها رو دربرمیگیره

637
01:17:30,583 --> 01:17:33,875
‫اون مارو به زندگی زاما کینگ برد.

638
01:17:34,916 --> 01:17:36,208
‫و برای این، ازش ممنونیم

639
01:17:37,750 --> 01:17:40,041
‫رومان،رومان
‫رومان

640
01:17:43,500 --> 01:17:44,458
‫نه

641
01:17:45,125 --> 01:17:46,583
‫هنوز کارم تموم نشده

642
01:17:46,833 --> 01:17:48,125
‫پس ادامه بده!

643
01:17:48,333 --> 01:17:49,708
‫ما گوش میدیم.

644
01:17:58,708 --> 01:18:00,208
‫یه قسمت کلیدی رو نگفتم

645
01:18:02,958 --> 01:18:06,291
‫من پیچش داستان رو برای آخر نگه داشتم

646
01:18:07,000 --> 01:18:08,416
‫گریوت ها همیشه اینکار رو میکنن

647
01:18:09,541 --> 01:18:10,583
‫آیا شما میدونید

648
01:18:12,208 --> 01:18:13,250
‫حرفت رو بزن.

649
01:18:13,958 --> 01:18:15,916
‫که سونی پدر زاما نبود؟

650
01:18:25,125 --> 01:18:27,875
‫و مادرش ، هلن ،
‫هم مادر واقعی اون نبود.

651
01:18:28,125 --> 01:18:29,208
‫چی داری میگی؟

652
01:18:30,000 --> 01:18:32,791
‫من به شما خواهم گفت که زاما
‫چطوری به فرزندی گرفته شد

653
01:18:33,041 --> 01:18:34,958
‫زمانی که او تازه متولد شده بود

654
01:19:48,458 --> 01:19:50,916
‫خوش اومدی
من هلن هستم

655
01:19:51,166 --> 01:19:55,083
‫من تو رو زاما صدا میکنم
‫و او کسی است که قدرت را به دیگران القا میکند.
(برای دیگران نیرو بخشه)

656
01:20:01,625 --> 01:20:02,541
‫در حقیقت،

657
01:20:03,916 --> 01:20:05,625
‫سونی و هلن
‫نمی تونستن بچه دار بشن

658
01:20:07,666 --> 01:20:10,000
‫به این دلیل بود که هلن بچه سر راهی رو پذیرفت

659
01:20:16,458 --> 01:20:18,041
‫به زودی صبح میشه.

660
01:20:26,875 --> 01:20:27,916
‫نظم!

661
01:20:28,583 --> 01:20:29,458
‫نظم!

662
01:20:32,083 --> 01:20:33,041
‫تموم شد؟

663
01:20:33,916 --> 01:20:35,208
‫نه
‫من هنوز بهتون نگفتم

664
01:20:35,458 --> 01:20:37,958
‫که سونی چطوری از مرگ پسرش مطلع شد

665
01:20:38,625 --> 01:20:39,500
‫کافیه

666
01:20:39,750 --> 01:20:42,166
‫کل شب‌رو وقت داشتی که داستانت رو تعریف کنی

667
01:20:43,166 --> 01:20:45,541
‫اصلا با عقل جور در نمیاد
‫مارو گیج کردی.

668
01:20:46,208 --> 01:20:49,416
‫چطوری زاما کینگ ، که در سن 19 سالگی مُرده
‫در یه پادشاهی باستانی بزرگ شده؟

669
01:20:51,833 --> 01:20:53,083
‫مسخره است.

670
01:20:53,750 --> 01:20:56,583
‫داستانت رو تموم کردی
‫اما داری سعی می‌کنی زمان بیشتری بخری.

671
01:20:56,833 --> 01:20:58,083
‫آره

672
01:20:58,583 --> 01:21:00,708
‫احتمالا یه نفر در مورد اتفاقی که
‫قراره برات بیفته بهت هشدار داده

673
01:21:01,083 --> 01:21:02,208
‫اون میدونه

674
01:21:03,708 --> 01:21:05,083
‫آخرین آرزوت چیه؟

675
01:21:06,083 --> 01:21:08,125
‫چرا نمیذاری داستانش رو تموم کنه؟

676
01:21:09,666 --> 01:21:10,750
‫نیمه دیوانه...

677
01:22:06,666 --> 01:22:08,916
‫نیمه دیوانه!

678
01:22:10,666 --> 01:22:11,750
‫لاس!

679
01:23:27,208 --> 01:23:28,000
‫نیواکوین!

680
01:23:53,000 --> 01:23:54,083
‫رومان؟

681
01:24:03,375 --> 01:24:04,333
‫رومان!

682
01:24:18,250 --> 01:24:23,416
‫اگه خدا بگه: "بله" هیچ‌کس نمی‌تونه بگه "نه"

683
01:24:44,625 --> 01:24:45,666
‫رومان؟

