﻿1
00:00:13,600 --> 00:00:17,800
<font color="#ff1111">اخـطار: فیلم شامل دیالوگ‌های رکیک و زننده است
 و این رکیک‌ بودن در ترجـمه هم آمده </font>

2
00:00:19,540 --> 00:00:21,500
«بذار بهتون بگم «مثل یه باکره
...دربارهٔ چیه

3
00:00:21,540 --> 00:00:24,339
همش دربارهٔ یه دخترست که
مجـذوبِ یه مردِ کیرگُنده میشه

4
00:00:24,420 --> 00:00:27,019
کُل ترانه یه استعاره‌ست واسه کیرای گُنده

5
00:00:27,100 --> 00:00:30,939
نه٬این نیست.در مورد یه دخترست
که خیلی بی‌پناه و آسیب‌پذیره

6
00:00:31,020 --> 00:00:35,019
بیشتر از چند باری گاییده شده ٬بعد یه مردی
... رو میبینه که خیلی حساس و زود رنجه

7
00:00:35,100 --> 00:00:38,899
(هوووو... توقف در «گرین‌بی» (شهری در آمریکا
این کُس‌شعرا رو تحویل توریستا بده

8
00:00:38,980 --> 00:00:41,019
توبی»؟ توبی کدوم خریه؟»

9
00:00:41,140 --> 00:00:44,979
مثل یه باکره» در مورد یه دختر حساس نیست»
... که میره یه آدم خوبو می‌بینه

10
00:00:45,100 --> 00:00:48,219
اون داستان «آبیِ واقعی» هست
تایید شده٬هیچ بحثی هم واسش نیست

11
00:00:48,300 --> 00:00:49,499
آبیِ واقعی» کدوم یکیه؟»

12
00:00:49,580 --> 00:00:52,339
آبی واقعی» رو گوش ندادی؟»
... یه موفقیت بزرگ واسه «مدونا» بوده

13
00:00:52,420 --> 00:00:56,019
من که حتی اون برنامهٔ «بهترین‌های پاپ» چرند رو دنبال
نمی‌کنم٬«آبی واقعی» رو شنیدم

14
00:00:56,100 --> 00:00:59,019
من که نگفتم نشنیدم
همهٔ چیزی که پرسیدم این بود که چطور پیش میره؟

15
00:00:59,100 --> 00:01:00,939
منو ببخشید بخاطر بزرگترین
طرفدار «مدونا» نـبودنم

16
00:01:01,020 --> 00:01:03,139
شخصاً من که می‌تونم
با کنار گذاشتنش کنار بیام

17
00:01:03,220 --> 00:01:05,499
قبلاً از کارای قدیمش
... خوشم می‌اومد٬«خط مرزی» و

18
00:01:05,620 --> 00:01:08,859
اما وقتی به دورهٔ بیرون دادنِ
بابا٬موعظه نکن» رسید٬بی‌خیالش شدم»

19
00:01:08,940 --> 00:01:11,699
هی.. شما آقایون باعث شدید رشتهٔ
... افکارم رو گم کنم

20
00:01:11,780 --> 00:01:13,619
داشتم یه چیزی می‌گفتم
چی بود؟

21
00:01:13,700 --> 00:01:18,659
اوه «توبی» اون دختر بچهٔ چینی‌
فامیلیش چی بود؟

22
00:01:18,740 --> 00:01:20,259
چیه اون؟

23
00:01:20,380 --> 00:01:24,699
یه کتاب‌ آدرس قدیمی٬توی یه کُتم که
خیلی وقت بود نپوشیده بودم٬پیدا کردم

24
00:01:24,780 --> 00:01:27,539
چی بود اسمش؟ -
من داشتم چه زِری می زدم؟ -

25
00:01:27,620 --> 00:01:30,499
می‌گفتی «آبی واقعی» در
... مورد یه یاروئه

26
00:01:30,580 --> 00:01:34,539
یه دختر حساسه که میره سروقت یه مرد خوب
اما «مثل یه باکره» یه استعاره‌ بوده واسه کیرهای گنده

27
00:01:34,620 --> 00:01:37,259
خب٬بذار بهتون بگم «مثل یه باکره» در مورد چیه

28
00:01:37,340 --> 00:01:40,379
همش در مورد این کُس دختره
که یه «ماشینِ گاییدن» همه وقته

29
00:01:40,460 --> 00:01:42,619
یعنی دارم میگم.. صبح٬روز
... شب٬بعدازظهر

30
00:01:42,740 --> 00:01:45,499
کیر٬کیر٬کیر٬کیر
...کیر٬کیر٬کیر٬کیر

31
00:01:45,620 --> 00:01:47,899
چند تا «کیر» میشه این ؟ -
خیلی -

32
00:01:47,980 --> 00:01:52,259
(بعد یه روز٬ این مادرجنده که مثلِ «جان هلمز» (بازیگر قدیمی پورن
«!هست رو می‌بینه و مثل اینه که «وای عزیزم

33
00:01:52,340 --> 00:01:56,579
یعنی میگم٬این گربه مثل «چارلز برانسونِ» تو
... فرار بزرگ».یارو تونل حفر میکنه»

34
00:01:56,660 --> 00:01:58,868
حالا دختره با یه حرکت جدی
... از کیر مواجهه

35
00:01:58,881 --> 00:02:01,099
و اون چیزی رو داره احساس می‌کنه
... که تا ابد حسش نکرد

36
00:02:01,220 --> 00:02:03,179
درد٬درد

37
00:02:03,300 --> 00:02:04,899
چو؟ «توبی چو» ؟

38
00:02:04,980 --> 00:02:07,308
درد کشید.دردش آورد

39
00:02:07,321 --> 00:02:09,659
نباید درد می‌کشید.می‌دونی کُسش تا الان
... باید یه مثل یه آدامس بادکنکی شده باشه

40
00:02:09,740 --> 00:02:15,579
اما وقتی این گـربـه می‌کُنتش٬دردش می‌گیره
دردش می‌گیره درست مثل اولین بارش

41
00:02:15,660 --> 00:02:18,028
... می‌بینید٬دردی که یه ماشین گاییدن رو به یاد میاره

42
00:02:18,041 --> 00:02:20,419
چیزی که یه زمانی بوده
مثل یک باکره بودن رو

43
00:02:20,500 --> 00:02:22,154
...در نتیجه میشه

44
00:02:22,220 --> 00:02:23,144
«مثل یه باکره»

45
00:02:24,780 --> 00:02:25,979
!«وانگ»

46
00:02:26,060 --> 00:02:27,939
بده من اون لعنتی رو

47
00:02:28,020 --> 00:02:30,379
فکر کردی داری چه غلطی می‌کنی؟
کتابمو پس بده

48
00:02:30,500 --> 00:02:33,379
«از شنیدنش دیوونه شدم «جو
موقع رفتم بهت پس میدم

49
00:02:33,500 --> 00:02:35,979
یعنی چی موقع رفتن؟
همین الان بدش به من

50
00:02:36,060 --> 00:02:40,099
از پونزده دقیقه پیش تا الان
با اسم‌‌ها٬مشغول وِزوِز کردنی

51
00:02:40,180 --> 00:02:41,419
...توبی

52
00:02:41,540 --> 00:02:44,179
توبی.توبی؟

53
00:02:44,300 --> 00:02:45,499
توبی وانگ

54
00:02:45,580 --> 00:02:47,179
توبی وانگ؟ توبی وانگ

55
00:02:47,300 --> 00:02:50,779
توبی چانگ
(چارلی چان لعنتی (شخصیت داستانیِ چینی

56
00:02:50,860 --> 00:02:53,379
کیر گُندهٔ مدونا رو دارم که
میره تو گوش چپم

57
00:02:53,460 --> 00:02:57,059
..و توبی جاپ.. نمی‌دونم چی‌چی
میاد تو گوش راستم

58
00:02:57,180 --> 00:02:59,019
بده من اون کتابو

59
00:03:00,060 --> 00:03:01,619
میخوای بذاریش کنار؟

60
00:03:01,700 --> 00:03:04,099
هر غلطی که دلم
بخواد باهاش می‌کنم

61
00:03:05,180 --> 00:03:07,619
خب٬پس متاسفم
منم مجبورم نگهش دارم

62
00:03:07,740 --> 00:03:10,899
«هی «جو
میخوای این یارو رو بزنم؟

63
00:03:10,980 --> 00:03:15,699
گوه .. اگه تو خوابم منو زدی٬بهتره بیدار شی
و عذرخواهی کنی

64
00:03:19,820 --> 00:03:23,219
«شماها هم برنامهٔ «آخر هفته با صداهای شاهکار دههٔ هفتاد کی-بیلی
رو گوش می‌دید؟

65
00:03:23,340 --> 00:03:26,459
 آره پسر.خیلی عالیه -
باورتون میشه چه آهنگ‌هایی پخش می‌کنند؟ -

66
00:03:26,540 --> 00:03:27,979
می‌دونید یه روزی چی شنیدم؟

67
00:03:28,060 --> 00:03:30,899
«تپش‌قلب٬یه تپش‌ عشقه»
«از «تونی دی‌فرانکو» کوچولو و «خانوادهٔ دی‌فرانکو

68
00:03:30,980 --> 00:03:33,659
این آهنگ رو از وقتی کلاس پنجم لعنتی
بودم٬نشنیده بودم

69
00:03:33,740 --> 00:03:37,539
وقتی داشتم می‌اومدم اینجا٬«شبی که چراغ‌ها در
جورجیا خاموش شدند»٬پخش می‌شد

70
00:03:37,620 --> 00:03:39,819
من از وقتی که این آهنگ معروف شد
دیگه نشنیده بودمش

71
00:03:39,940 --> 00:03:43,779
اما وقتی معروف بود٬باید بیشتر از
یه میلیون دفعه شنیده باشمش

72
00:03:43,900 --> 00:03:46,028
اما این اولین بار بود که
... اصلاً فهمیدم

73
00:03:46,041 --> 00:03:48,179
دختری که آهنگ رو می‌خونه
کسی هست که «اندی» رو زده

74
00:03:48,260 --> 00:03:51,099
یعنی تو نمی‌دونستی «ویکی لارنس» کسی
بوده که «اندی» رو زده؟

75
00:03:51,180 --> 00:03:53,099
فکر کردم همسری که بهش
خیانت شده٬«اندی» رو زده

76
00:03:53,180 --> 00:03:55,308
اینو که آخر آهنگ میگن

77
00:03:55,321 --> 00:03:57,459
می‌دونم مادرجنده ٬همین الان شنیدمش

78
00:03:57,580 --> 00:04:00,659
دارم در مورد همین صحبت می‌کنم

79
00:04:00,740 --> 00:04:03,019
حتماً قبلاً موقع شنیدن اون قسمت
حواسم پرت بوده

80
00:04:03,100 --> 00:04:06,899
خیلی خب٬صورت‌ حساب با من

81
00:04:06,980 --> 00:04:09,019
شما آقایون هم می‌تونید انعام بدید

82
00:04:09,140 --> 00:04:11,939
تقریباً باید نفری یه دلار باشه

83
00:04:12,060 --> 00:04:14,859
و تو٬وقتی برگشتم٬کتابم رو می‌خوام

84
00:04:14,940 --> 00:04:17,139
شرمنده.الان دیگه کتاب منه

85
00:04:17,220 --> 00:04:19,419
هی نظرم رو تغییر دادم

86
00:04:19,500 --> 00:04:21,619
این تیکه گوه رو بزن٬میشه؟

87
00:04:25,820 --> 00:04:28,779
خب همگی چند تا اسکناس سبز
برای خانم کوچولو بیاید بالا

88
00:04:35,340 --> 00:04:36,699
یالا٬یه دلار بیا

89
00:04:36,820 --> 00:04:38,539
من انعام نمیدم

90
00:04:38,660 --> 00:04:39,899
انعام نمیدی؟

91
00:04:39,980 --> 00:04:41,259
نه.بهش اعتقاد ندارم

92
00:04:41,380 --> 00:04:43,579
...به انعام دادن اعتقادی نداری

93
00:04:43,660 --> 00:04:46,819
میدونی این جیگرا چقدر در میارن؟
به اندازهٔ گوه

94
00:04:46,900 --> 00:04:49,619
این حرفا رو تحویل من نده.اگه به اندازهٔ
کافی درنمیاره میتونه خارج شه

95
00:04:49,700 --> 00:04:53,459
من حتی یه یهودی هم سراغ ندارم
که تُخم گفتن همچین حرفی رو داشته باشه

96
00:04:53,540 --> 00:04:56,259
بذار قضیه رو روشن کنم
تو کُلاً انعام نمیدی٬ها؟

97
00:04:56,340 --> 00:04:58,899
من انعام نمیدم٬چونکه اجتماع میگه
که مجبورم بدم

98
00:04:59,020 --> 00:05:01,019
خیلی خب٬اگه کسی واقعاً
... شایستهٔ انعام باشه

99
00:05:01,140 --> 00:05:03,979
اگه اونا واقعاً زحمت بکشند
چیزی بیشتر بهشون میدم

100
00:05:04,100 --> 00:05:06,219
اما این انعام دادن اتوماتیک
مخصوص پرنده‌هاست

101
00:05:07,740 --> 00:05:09,939
تا اونجا که به من مربوط میشه
اونا فقط دارند کارشون رو انجام میدن

102
00:05:10,020 --> 00:05:11,859
این دختر خوب بود -
 مشکلی نداشت -

103
00:05:11,940 --> 00:05:14,259
اما چیز ویژه‌ای نبود -
ویژه چیه؟ -

104
00:05:14,340 --> 00:05:16,219
ببرت پُشت ٬کیرت رو ساک بزنه؟

105
00:05:19,740 --> 00:05:23,659
من با بیشتر از ۱۲٪(درصد تقریبی انعام) حاضرم امتحانش کنم -
ببین٬من قهوه سفارش دادم.درسته؟ -

106
00:05:23,740 --> 00:05:26,459
ما خیلی وقته که اینجاییم و
اون فقط سه بار فنجانم رو پُر کرد

107
00:05:26,580 --> 00:05:29,139
وقتی من قهوه سفارش میدم
می‌خوام که شش بار پر بشه

108
00:05:29,260 --> 00:05:32,339
شش بار؟خب اگه سرش خیلی
شلوغ باشه چی؟

109
00:05:32,420 --> 00:05:35,339
«جملهٔ «سرم خیلی شلوغه
نباید در فرهنگ لغت یه پیشخدمت باشه

110
00:05:35,420 --> 00:05:39,499
عذر میخوام «آقای صورتی»٬آخرین
چیز لعنتی که تو نیاز داری٬یه فنجان دیگه قهوه‌ست

111
00:05:39,580 --> 00:05:41,808
این خانم‌ها از گرسنگی که در حال مرگ نیستن

112
00:05:41,821 --> 00:05:44,059
اونا حداقل دستمزد رو در میارند

113
00:05:44,180 --> 00:05:45,999
منم کار با حداقل دستمزد رو
... تجربه کردم و وقتی این کاره بودم

114
00:05:46,020 --> 00:05:48,859
به اندازهٔ کافی خوش شانس نبودم که شغلی
داشته باشم که اجتماع بهش به عنوان «شایستهٔ انعام»٬نگاه کنه

115
00:05:48,940 --> 00:05:51,599
مهم نیست برات که اونا روی انعام‌های
تو برای زندگی کردن حساب می‌کنن

116
00:05:53,900 --> 00:05:58,299
میدونی این چیه؟ کوچکترین ویولُن جهان
که فقط برای پیشخدمت‌ها در حال نواختنه

117
00:05:58,380 --> 00:06:01,819
تو نمی‌فهمی داری در مورد
... چی صحبت می‌کنی

118
00:06:01,900 --> 00:06:03,379
این آدما کونشون پاره‌ست

119
00:06:03,500 --> 00:06:05,179
این یه شغل سخته

120
00:06:05,260 --> 00:06:08,939
پس مثل کار کردن تو «مک‌دونالدز» هست
اما شما نیازِ دستمزد دادن به اونا رو احساس نمی‌کنید٬می‌کنید؟

121
00:06:09,020 --> 00:06:10,479
اما چرا نه؟ اونا هم دارن غذا واسه شما
... سِرو می‌کنند

122
00:06:10,500 --> 00:06:12,768
اما نه٬اجتماع میگه «به افرادی که اینجان
... انعام ندید

123
00:06:12,781 --> 00:06:15,059
اما به اینایی که اینجان بدین».مزخرفه

124
00:06:15,180 --> 00:06:17,019
... پیشخدمتی اولین اولویت کاریه

125
00:06:17,140 --> 00:06:20,099
برای فارغ‌التحصیلان غیر دانشگاهی
زن٬در این کشور

126
00:06:20,180 --> 00:06:24,379
یک شغله که اساساً هر زنی میتونه بدست
بیاره و باهاش یه زندگی رو بچرخونه

127
00:06:24,460 --> 00:06:26,219
دلیلش به خاطر انعام‌هاشه

128
00:06:27,380 --> 00:06:28,899
همش کس‌شعره

129
00:06:31,780 --> 00:06:34,408
من خیلی متاسفم که دولت برای
انعام‌هاشون مالیات می‌گیره

130
00:06:34,421 --> 00:06:37,059
وضعیت گَندیه٬که تقصیر من نیست

131
00:06:37,140 --> 00:06:38,899
به نظر میرسه پیش‌خدمت‌ها هم در بین
... خیلی از گروه‌ها هستند که

132
00:06:38,980 --> 00:06:41,579
دولت از کون بهشون جا می‌کنه
براساس یه قاعدهٔ منظم

133
00:06:41,660 --> 00:06:44,979
یه کاغذ به من نشون بدید که میگه دولت
نباید اینکارو کنه٬امضاش می‌کنم

134
00:06:45,060 --> 00:06:47,859
به رأی بذارنش٬بهش رأی میدم
اما کاری که من نمی‌کنم همراه شدن با بقیه‌ست

135
00:06:47,940 --> 00:06:51,779
«در مورد این حرف چرت «غیردانشگاهی
دو تا کلمه براش دارم٬تایپ کردن رو یاد بگیر

136
00:06:51,860 --> 00:06:55,419
چونکه اگه ازم انتظار داری برای هزینهٔ اجارت
کمک دستت باشم٬شامل یه سورپرایز بزرگ شدی

137
00:06:55,500 --> 00:06:56,968
منو قانع کرد٬دلارم رو پس بدید

138
00:06:58,540 --> 00:07:00,459
بذار دلارا باشن

139
00:07:02,020 --> 00:07:04,179
خیلی خب ولگردها
بریم سراغ ولگردیمون

140
00:07:05,380 --> 00:07:07,779
صبر کن ببینم
کی نداده؟

141
00:07:07,900 --> 00:07:10,179
   «آقای «صورتی -
آقای «صورتی»؟ -

142
00:07:10,260 --> 00:07:13,579
چرا نه؟ -
انعام نمیده -

143
00:07:13,660 --> 00:07:16,219
انعام نمیده؟ یعنی چی که انعام نمیدی؟

144
00:07:16,300 --> 00:07:18,499
بهش اعتقاد نداره؟ -
خفه شو -

145
00:07:18,620 --> 00:07:20,699
یعنی چی که بهش اعتقاد نداری؟

146
00:07:20,820 --> 00:07:23,339
یالا یه دلار بده حرومزادهٔ پست

147
00:07:23,420 --> 00:07:25,179
من پول صبحونهٔ کوفتیت رو دادم

148
00:07:25,260 --> 00:07:27,368
باشه٬چونکه صبحونه رو حساب کردی٬میدم

149
00:07:27,381 --> 00:07:29,499
اما تو حالت عادی هرگز اینکارو نمی‌کنم

150
00:07:31,380 --> 00:07:33,539
... برام مهم نیست حالت عادی چیکار می‌کنی

151
00:07:33,620 --> 00:07:37,139
فقط مثل بقیه دلار لعنتیت رو رَد کن

152
00:07:37,260 --> 00:07:38,899
ممنون

153
00:07:40,380 --> 00:07:44,579
ترانه‌ای از «خانوادهٔ پارتریدج» بود با
... «نام «کسی نمی‌خواد خواستنی باشه

154
00:07:44,660 --> 00:07:50,019
دنبال شد با ترانه‌ای از «ادیسون لایتهوس» با
«نام «عشق رشد می‌کنه به جایی که رزماریِ من میره

155
00:07:50,140 --> 00:07:53,354
...«همچنانکه «صداهای شاهکار دههٔ هفتاد کی-بیلی در آخر هفته

156
00:07:54,100 --> 00:07:55,725
 درست به همین منوال

157
00:07:55,726 --> 00:07:57,021
 درست به همین منوال ادامه دارد

158
00:08:51,953 --> 00:08:57,720
«سـگ‌های انبـاری»
<font color="#ff0000">زیـرنویـس از: حـمیــد عــبدالهی</font>

159
00:09:40,220 --> 00:09:41,739
... من می‌میرم

160
00:09:41,820 --> 00:09:44,539
من می‌میرم

161
00:09:44,620 --> 00:09:49,459
فقط طاقت داشته باش٬رفیق -
من می‌میرم -

162
00:09:51,340 --> 00:09:54,419
... متاسفم

163
00:09:54,500 --> 00:09:57,339
دستتو بده من -
نمی‌تونم باور کنم که اون منو کُشت٬مرد -

164
00:09:57,420 --> 00:09:59,459
کی اصلاً همچین فکری می‌کرد؟

165
00:09:59,540 --> 00:10:03,099
هی٬فقط تمومش کن این چرندیاتو٬همین الان

166
00:10:04,100 --> 00:10:08,219
تو زخمی هستی.تو واقعاً بدجوری هم
... زخمی هستی.اما تو نمی‌میری

167
00:10:08,300 --> 00:10:10,379
من می‌میرم..من می‌میرم

168
00:10:12,220 --> 00:10:14,379
... این همه

169
00:10:14,500 --> 00:10:17,459
این همه خـون بدجور منو
«می‌ترسونه «لری

170
00:10:17,580 --> 00:10:20,059
من می‌میرم..می‌دونم

171
00:10:20,140 --> 00:10:22,979
ببخشید٬من اطلاع نداشتم
... شما در پزشکی هم مدرک داشتید

172
00:10:24,140 --> 00:10:26,379
آیا دکترید؟

173
00:10:27,420 --> 00:10:29,139
آیا دکتر هستید؟

174
00:10:29,220 --> 00:10:31,019
جواب بده لطفاً
آیا دکترید؟

175
00:10:32,420 --> 00:10:35,379
نه٬نیستم.نیستم

176
00:10:35,460 --> 00:10:39,579
خب.پس قبول داری که نمی‌دونی داری
در مورد چی صحبت می‌کنی

177
00:10:39,660 --> 00:10:41,908
پس اگه به آخر دادن نظرات ناشیانت
... به من رسیدی

178
00:10:41,921 --> 00:10:44,179
فقط راحت باش و به اخبار گوش بده

179
00:10:44,260 --> 00:10:46,499
... من برمی‌گردونمت به محل ملاقات

180
00:10:46,620 --> 00:10:51,379
جو» برات یه دکتر میاره٬این دکتر»
... درمانت می‌کنه

181
00:10:51,500 --> 00:10:53,019
و تو حالت خوب میشه

182
00:10:53,100 --> 00:10:54,299
... حالا اینو بگو

183
00:10:54,420 --> 00:10:57,499
... تو حالت خوب میشه

184
00:10:57,580 --> 00:10:58,699
...بگو

185
00:10:58,780 --> 00:11:01,619
تو حالت خوب میشه

186
00:11:01,700 --> 00:11:03,299
... بگو این جملهٔ لعنتی رو

187
00:11:03,380 --> 00:11:04,779
تو حالت خوب میشه

188
00:11:04,860 --> 00:11:08,499
اوه٬خدا -
بگو این جملهٔ لامصبو -

189
00:11:08,580 --> 00:11:10,179
... بگو

190
00:11:10,260 --> 00:11:12,379
«من خوبم «لری

191
00:11:12,460 --> 00:11:14,259
... همینه

192
00:11:14,340 --> 00:11:15,899
همینه

193
00:11:18,140 --> 00:11:20,059
من خوبم

194
00:11:27,700 --> 00:11:29,939
... ببین کجاییم

195
00:11:30,020 --> 00:11:33,219
... ببین کجاییم.ما موفق شدیم

196
00:11:33,300 --> 00:11:35,859
... اون زنه یه بچه داشت٬مرد

197
00:11:35,940 --> 00:11:37,299
یه بچه داشت

198
00:11:37,420 --> 00:11:39,819
ما تو انباریم

199
00:11:39,900 --> 00:11:43,859
گردن‌کلفت» کیه؟ «گردن کلفت» کیه؟»

200
00:11:44,700 --> 00:11:47,299
یالا٬«گردن کلفت» کیه؟ -
من یه گردن کلفتم -

201
00:11:47,380 --> 00:11:50,339
... تو یه گردن کلفتی

202
00:11:50,420 --> 00:11:52,499
تو یه «گردن کلفت» واقعی هستی

203
00:11:57,660 --> 00:12:00,419
ما تو انباریم
ببین کجاییم

204
00:12:00,500 --> 00:12:02,859
ما موفق شدیم

205
00:12:02,940 --> 00:12:04,899
ما موفق شدیم

206
00:12:04,980 --> 00:12:06,979
ما موفق شدیم

207
00:12:08,060 --> 00:12:10,379
ما تو انباریم
ببین کجاییم

208
00:12:11,780 --> 00:12:14,059
ببین کجاییم

209
00:12:14,140 --> 00:12:16,539
پس طاقت بیار رفیق
طاقت بیار

210
00:12:16,660 --> 00:12:18,499
طاقت بیار٬طاقت بیار

211
00:12:18,620 --> 00:12:20,859
اوه .. گوه

212
00:12:20,940 --> 00:12:24,139
بی‌خیال کوبیدن سرت شو.می‌خوای
... کف زمینو سوراخ کنی

213
00:12:26,100 --> 00:12:28,619
تو که نمی‌خوای به کف آسیب بزنی٬میخوای؟

214
00:12:28,700 --> 00:12:31,659
من نمی‌تونم کاری برات کنم

215
00:12:31,740 --> 00:12:33,499
... اما وقتی «جو» برسه اینجا

216
00:12:34,620 --> 00:12:36,499
... که الاناست که باید پیداش بشه

217
00:12:36,580 --> 00:12:39,699
کمکت می‌کنه٬بهت رسیدگی می‌کنه

218
00:12:39,780 --> 00:12:42,219
باشه؟ما فقط می‌شینیم اینجا
و منتظر «جو» میشیم

219
00:12:44,260 --> 00:12:46,179
ما منتظر کی هستیم؟

220
00:12:46,260 --> 00:12:47,699
«جو»

221
00:12:52,100 --> 00:12:55,939
لری» من واقعاً بدجور ترسیدم٬مرد»

222
00:12:58,580 --> 00:13:00,659
میشه لطفاً بغلم کنی

223
00:13:29,780 --> 00:13:31,659
ادامه بده و ترست رو نشون بده

224
00:13:32,620 --> 00:13:34,699
به اندازهٔ کافی قبلاً شجاع بودی

225
00:13:38,980 --> 00:13:42,019
من فقط ازت می‌خوام
الان آرامش داشته باشی٬باشه؟

226
00:13:42,100 --> 00:13:44,659
تو نمی‌میری٬تو خوب میشی

227
00:13:44,740 --> 00:13:47,699
وقتی «جو» برسه اینجا دوباره
کامل می‌سازتت

228
00:13:49,580 --> 00:13:52,539
«من زخمی‌ام٬بدجور زخمی‌ام «لری

229
00:13:53,620 --> 00:13:55,939
خـوب نیست٬نه

230
00:13:59,380 --> 00:14:02,339
ممنون از لطفت برای کاری
... که سعی می‌کنی انجام بدی

231
00:14:03,660 --> 00:14:05,739
... تا چند دقیقه قبل می‌ترسیدم

232
00:14:07,260 --> 00:14:09,419
اما الان حواسمو بدست آوردم

233
00:14:10,460 --> 00:14:13,699
وضعیت اینه که از شکم تیر خوردم

234
00:14:13,820 --> 00:14:16,219
بدون رسیدگی پزشکی می‌میرم

235
00:14:20,380 --> 00:14:22,099
... من نمی‌تونم ببرمت بیمارستان

236
00:14:22,180 --> 00:14:23,819
گور بابای زندان مرد

237
00:14:23,900 --> 00:14:27,419
تو مجبور نیستی منو ببری داخل
فقط منو تا نزدیک در جلویی ببر

238
00:14:28,380 --> 00:14:31,579
فقط منو تو پیاده‌رو ول کن
باقیش با خودم

239
00:14:34,460 --> 00:14:38,179
من هیچی بهشون نمیگم٬مرد
من هیچی بهشون نمیگم

240
00:14:39,420 --> 00:14:41,259
به خودِ خدا قسم می‌خورم

241
00:14:43,460 --> 00:14:46,299
«فقط به چشام نگاه کن «لری
به چشام نگاه کن

242
00:14:48,460 --> 00:14:52,979
من هیچی به اونا نمیگم

243
00:14:53,060 --> 00:14:54,899
تو در امان خواهی بود

244
00:14:56,420 --> 00:14:59,499
تو نمی‌میری بچه٬باشه؟

245
00:15:00,580 --> 00:15:03,299
گوش کن به من٬تو خوب میشی

246
00:15:05,020 --> 00:15:09,899
همراه با استخوان زانو٬شکم دردناکترین
... جاییه که یه آدم میتونه تیر بخوره

247
00:15:09,980 --> 00:15:11,808
شوخی نکن

248
00:15:11,821 --> 00:15:13,659
اما زمان زیادی می‌بره
تا بخاطرش بمیری

249
00:15:13,740 --> 00:15:15,259
دارم میگم روزها وقت می‌بره

250
00:15:16,340 --> 00:15:20,379
طوریه که تو آرزو می‌کنی که کاش مُرده بودی
اما روزها طول میکشه که بخاطر زخمت بمیری

251
00:15:20,460 --> 00:15:21,699
... تو وقت کافی داری

252
00:15:22,980 --> 00:15:25,939
این یه تله بود یا چی؟

253
00:15:26,060 --> 00:15:28,219
گوه.«نارنجی» تیر خورده؟

254
00:15:29,220 --> 00:15:30,939
تیر به شکم

255
00:15:31,060 --> 00:15:33,299
لعنت.«قهوه‌ای» کجاست؟

256
00:15:33,380 --> 00:15:34,699
مُرده

257
00:15:34,820 --> 00:15:37,259
چطور مُرد؟

258
00:15:38,300 --> 00:15:41,379
به نظرت چه جوری باید مُرده باشه؟
پلیسا زدنش

259
00:15:42,940 --> 00:15:45,819
این بده.اوضاع بدجوری بده

260
00:15:45,900 --> 00:15:47,499
وضعش بده؟

261
00:15:47,620 --> 00:15:49,339
میشه بهش گفت «خوب»؟

262
00:15:50,820 --> 00:15:52,619
این افتضاحه٬مرد

263
00:15:52,700 --> 00:15:54,979
این خیلی افتضاحــه

264
00:15:55,060 --> 00:15:57,299
... یکی بدجوری به ما کیر زد٬ مرد

265
00:16:00,660 --> 00:16:02,699
واقعاً فکر می‌کنی توی تله بودیم؟

266
00:16:02,780 --> 00:16:04,819
اصلاً شک هم داری٬ مرد؟

267
00:16:04,900 --> 00:16:07,119
من فکر نمی‌کنم که توی تله بودیم
من می‌دونم که توی تله بودیم

268
00:16:07,140 --> 00:16:09,059
جداً اون همه پلیس از کجا اومدن٬ها؟

269
00:16:09,140 --> 00:16:11,188
یه دقیقه اینجا نیستن٬دقیقه
... بعدی اینجان

270
00:16:11,201 --> 00:16:13,259
من هیچ صدای آژیر پلیسی نشنیدم

271
00:16:14,260 --> 00:16:17,659
وقتی آژیر خطر فعال میشه٬میانگین چهار
دقیقه فرصت واکنش داری

272
00:16:17,780 --> 00:16:20,348
مگه اینکه یه ماشین گشت٬نزدیک
... او خیابون در حال چرخیدن باشه

273
00:16:20,361 --> 00:16:22,939
چهار دقیقه فرصت داری تا قبل از
... اینکه اونا بتونند واکنش نشون بدن

274
00:16:23,020 --> 00:16:25,299
و ظرف یه دقیقه٬ هفده تا پلیس
... بیرون اونجا بودن

275
00:16:25,380 --> 00:16:29,419
همه‌شونم دقیقاً می‌دونستند چی غلطی
دارن می‌کنن و همه‌شون درست اونجا بودن

276
00:16:30,540 --> 00:16:33,379
اون موج دوم که با ماشین‌ها
پیداشون شد٬یادته؟

277
00:16:33,460 --> 00:16:37,659
اونا به زنگ خطر واکنش دادن
اون مادر جنده‌های اولی منتظر ما بودن

278
00:16:38,700 --> 00:16:40,899
یعنی میگم اصلاً در موردش فکر کردی؟

279
00:16:40,980 --> 00:16:43,059
فرصتی واسه فکر کردن پیدا نکردم

280
00:16:43,820 --> 00:16:46,179
اول فقط سعی کردم از اونجا
گورمو گم کنم

281
00:16:47,100 --> 00:16:50,499
و بعد که فرار کردیم٬فقط به
اون می‌رسیدم

282
00:16:50,580 --> 00:16:53,059
بهتره شروع به فکر کردن در موردش کنی
چون این همهٔ چیزیه که من دارم در موردش فکر می‌کنم

283
00:16:53,140 --> 00:16:56,099
من حتی نمی‌خواستم بیام اینجا
فقط می‌خواستم هر جوری شده فرار کنم

284
00:16:56,180 --> 00:16:58,499
چونکه هر کی برامون تله گذاشته
این مکان هم می‌شناسه

285
00:16:58,580 --> 00:17:00,628
امکان این وجود داشت که پلیسا
... اینجا منتظر ما باشن

286
00:17:00,641 --> 00:17:02,699
امکان این وجود داره که پلیسا
همین الان بیان اینجا

287
00:17:05,980 --> 00:17:09,059
بیا بریم توی اون یکی اتاق.اونجا

288
00:17:09,140 --> 00:17:12,099
لری» از پیشم نرو»

289
00:17:12,180 --> 00:17:13,619
من می‌میرم

290
00:17:13,700 --> 00:17:16,579
فقط می‌خوام برم توی اون اتاق
فقط اونطرف٬اون سمت دیگه

291
00:17:16,660 --> 00:17:20,179
یه دقیقه‌ای برمی‌گردم٬باشه؟
از همونجا حواسم بهت هست

292
00:17:20,300 --> 00:17:21,939
درست اونجام٬نگات می‌کنم.باشه؟

293
00:17:37,420 --> 00:17:40,099
من اینجا چه غلطی می‌کنم مرد؟

294
00:17:40,180 --> 00:17:42,499
می‌دونی از همون اول در مورد این
کار٬احساس مسخره‌ای داشتم

295
00:17:42,580 --> 00:17:46,059
تا اینکه احساسش کردم باید می‌گفتم
نه٬ممنون» و می‌رفتم٬اما گوش نکردم»

296
00:17:46,140 --> 00:17:48,619
احساسم مثل هر دفعه بود که
... موقع خریدن علف دستگیرم میکردن٬همونطور مرد

297
00:17:48,700 --> 00:17:50,939
به طرف اعتماد نداشتم٬دربارش احساس
مسخره‌ای داشتم٬اما خواستم باورش کنم

298
00:17:51,020 --> 00:17:53,248
چونکه اگه دروغ نگه و واقعاً
... تای‌ استیک» (نوعی ماری‌جوانای تایلندی) هست»

299
00:17:53,261 --> 00:17:55,499
پس این عالیه٬اما هیچ وقت نیست

300
00:17:55,620 --> 00:17:58,739
همیشه میگم اگه اونطور احساسی در مورد
یک کار داشتم٬راهمو بکشم و برم و اینکارو نکردم

301
00:17:58,820 --> 00:18:01,061
نکردم بخاطر پـول لعنتـی

302
00:18:01,140 --> 00:18:03,859
چیزی که شُده٬شُده
ما نیاز داریم که تو خونسرد باشی

303
00:18:04,780 --> 00:18:06,179
آیا خونسردی؟

304
00:18:08,000 --> 00:18:10,399
خونسردم

305
00:18:10,780 --> 00:18:12,859
یه آبی به صورتت بزن

306
00:18:16,620 --> 00:18:18,659
یه نفسی بگیر

307
00:18:33,500 --> 00:18:35,899
آروم باش.یه سیگار بکش

308
00:18:36,780 --> 00:18:39,739
ترک کردم -
باشه -

309
00:18:39,820 --> 00:18:41,739
چطور٬یکی داری؟

310
00:18:52,540 --> 00:18:55,459
بفرما.یه «چسترفیلد» (مارک سیگار) بکش

311
00:19:14,380 --> 00:19:16,979
خب.بیا چیزی که اتفاق افتاد
رو مرور کنیم

312
00:19:18,901 --> 00:19:20,739
ما در اون مکانیم
همه چی خوب پیش میره

313
00:19:20,820 --> 00:19:23,659
بعد کلید خطر زده شد -
درسته -

314
00:19:23,740 --> 00:19:26,659
من برگشتم و همهٔ اون
پلیسا بیرونند

315
00:19:29,420 --> 00:19:32,739
تو درست میگی
یه چشم بهم زدم و اونا اونجان

316
00:19:32,820 --> 00:19:35,079
... (بعد همه شروع کردن به دیوونه‌بازی (از شدت ترس و هیجان

317
00:19:35,100 --> 00:19:37,179
بعد آقای «بلوند» شروع
... کرد به کشتن همه

318
00:19:37,260 --> 00:19:40,299
این درست نیست -
اشکالش چیه؟ -

319
00:19:40,380 --> 00:19:44,059
پلیسا بعد از اینکه کلید خطر
... فعال شد پیداشون نشد

320
00:19:44,140 --> 00:19:47,739
«پیداشون نشد تا وقتی که آقای «بلوند
شروع کرد به شلیک‌کردن به همه

321
00:19:47,820 --> 00:19:50,979
تا من صدای آژیر رو شنیدم٬پلیسا رو دیدم -
نه٬اینقدر سریع نبود -

322
00:19:51,060 --> 00:19:54,979
اونا نگذاشتن حضورشون معلوم بشه
تا بعد از اینکه آقای «بلوند» تبدیل به یه آدم دیوانه شد

323
00:19:55,060 --> 00:19:56,939
من نمیگم اونا اونجا نبودند
میگم اونا اونجا بودند

324
00:19:57,020 --> 00:20:01,499
اما حرکتی انجام ندادن تا بعد اینکه
بلوند» شروع کرد به شلیک کردن به همه»

325
00:20:01,620 --> 00:20:04,019
یعنی میگم این دلیل اینه که من میدونم
ما توی تله بودیم

326
00:20:05,100 --> 00:20:08,459
یالا «آقای سفید»٬میتونی درکش کنی -
ببین.ببین.بس کن این «آقای سفید» گوه رو -

327
00:20:08,540 --> 00:20:10,328
صبر کن.صبرکن.اسم لعنتیت
رو به من نگو

328
00:20:10,341 --> 00:20:12,139
نمی‌خوام بدونم

329
00:20:12,260 --> 00:20:14,699
یا مسیح٬منم نمی‌خوام واسه خودمو بگم

330
00:20:20,060 --> 00:20:22,019
درست میگی٬این بده

331
00:20:27,500 --> 00:20:29,659
تو چطور فرار کردی؟

332
00:20:29,780 --> 00:20:33,479
تو راه فرار٬تیراندازی کردم.همه شروع کردن به شلیک
پس منم واسه پیدا کردن یه فرصت٬به تیر بستمشون

333
00:21:11,061 --> 00:21:12,941
از ماشین گمشو بیرون

334
00:21:12,980 --> 00:21:15,219
حرکت کنید.. از راه برید کنار

335
00:21:44,300 --> 00:21:45,979
من یه چند تایی پلیس زدم

336
00:21:47,060 --> 00:21:48,699
تو کسی رو کشتی؟

337
00:21:48,820 --> 00:21:50,419
چند تا پلیس

338
00:21:50,500 --> 00:21:52,179
مردم واقعی نه؟

339
00:21:52,260 --> 00:21:53,739
فقط پلیس

340
00:22:05,940 --> 00:22:07,659
«مرد٬می‌تونستی «آقای بلوند
رو باور کنی؟

341
00:22:09,340 --> 00:22:12,019
اون دیوانه‌ترین حرکتی بود که
که تا بحال دیده بودم

342
00:22:12,500 --> 00:22:14,899
روی چه حسابی «جو» آدمی
مثل اونو به کار گرفته؟

343
00:22:14,980 --> 00:22:16,459
... من نمی‌خوام کسی رو بکشم

344
00:22:17,540 --> 00:22:19,339
اما اگه مجبور بشم از دری خارج شم
... و تو سر راه منی

345
00:22:19,420 --> 00:22:21,739
هر طور که شده٬تویی که از
راه من خارج میشی

346
00:22:21,820 --> 00:22:23,979
این طوریه که منم بهش نگاه می کنم

347
00:22:24,100 --> 00:22:29,919
انتخاب کردن بین کاری که ده سال داری
... انجامش میدی یا کنار زدن چند تا مادر جندهٔ احمق

348
00:22:30,500 --> 00:22:31,939
... ابداً یه انتخاب نیست

349
00:22:33,020 --> 00:22:34,939
اما دیگه منم دیوانه نیستم

350
00:22:35,220 --> 00:22:36,986
آخه «جو» چی فکر کرده بوده؟

351
00:22:38,200 --> 00:22:40,712
من نمی‌تونم با آدمی
مثل اون کار کنم

352
00:22:41,900 --> 00:22:45,299
ما بی‌نهایت خوش شانسیم که ما رو نزد
... وقتی اونجا رو به رگبار بست

353
00:22:45,420 --> 00:22:49,219
اینقدر نزدیک شدم که خـودم
شخصاً بکشمش

354
00:22:49,340 --> 00:22:52,299
یعنی میگم٬همه می‌ترسن
... هـمه

355
00:22:53,609 --> 00:22:55,148
رفتارها عصبی میشن
این طبیعت انسانه که بترسه

356
00:22:55,180 --> 00:22:58,859
فرقی نمی‌کنه کی باشی٬نمی‌تونی
کاریش کنی

357
00:22:58,940 --> 00:23:02,819
لعنت٬مرد٬می‌ترسی از درونت
در سرت٬می‌دونی؟

358
00:23:02,900 --> 00:23:07,099
بعد یه چند ثانیه‌ای به خودت زمان میدی
... تا وضع رو کنترل کنی

359
00:23:07,180 --> 00:23:10,259
و باهاش کنار بیای٬اما کاری که نمی‌کنی
اینه که شروع کنی به تیر بستن اونجا و کشتن مردم

360
00:23:10,340 --> 00:23:14,179
نه٬کاری که انتظار میره انجام بدی
اینه که مثل یک حرفه‌ای واقعی رفتار کنی

361
00:23:14,260 --> 00:23:16,899
یه روانی٬یه حرفه‌ای نیست

362
00:23:16,980 --> 00:23:18,819
من نمی‌تونم با یه روانی کار کنم

363
00:23:18,900 --> 00:23:21,899
تو نمی‌دونی حرکت بعدیِ این
احمق‌های مریض چیه

364
00:23:23,380 --> 00:23:28,099
یعنی میگم٬یا مسیح٬فکر می‌کنی
اون دختر سیاه‌پوست چند سالش بود؟ بیست؟

365
00:23:28,900 --> 00:23:30,499
شاید ۲۱؟ -
تازه شاید -

366
00:23:32,500 --> 00:23:34,939
هی٬تو دیدی برای بقیه چه اتفاقی افتاد؟

367
00:23:36,220 --> 00:23:39,899
من و «نارنجی» پریدیم توی ماشین
قهوه‌ای» تخت‌گاز رفت»

368
00:23:39,980 --> 00:23:41,979
بعد از اون نمی‌دونم چی پیش اومد

369
00:23:42,100 --> 00:23:44,099
در اون زمان٬هر کی به فکر
نجات خودش بوده

370
00:23:44,220 --> 00:23:47,979
«تا جایی که به آقای «بلوند» و «آبی
... مربوط میشه٬اصلاً هیچی به ذهنم نمیرسه

371
00:23:48,100 --> 00:23:49,539
چون که وقتی زدم بیرون
اصلاً عقبو نگاه نکردم

372
00:23:49,620 --> 00:23:51,659
چی فکر می‌کنی؟

373
00:23:51,780 --> 00:23:55,099
چی فکر می‌کنم؟ پلیسا یا گرفتنشون
یا کُشتنشون

374
00:23:56,980 --> 00:23:59,339
امکانش نیست یه راه فرار درست
کرده باشن؟ تو یه روزنه پیدا کردی

375
00:23:59,420 --> 00:24:01,339
آره و اون یه معجزهٔ واقعی بود

376
00:24:01,420 --> 00:24:04,459
اصلاً اگه اونا فرار کردن پس کدوم گوریند؟

377
00:24:06,500 --> 00:24:08,408
... فکر نمی‌کنی الماس‌ها رو گرفتن و

378
00:24:08,421 --> 00:24:10,339
نه.امکان نداره

379
00:24:10,460 --> 00:24:12,539
از کجا می‌تونی اینقدر مطمئن باشی؟

380
00:24:14,100 --> 00:24:16,499
من الماسا رو گرفتم

381
00:24:23,820 --> 00:24:25,419
رفیق خودمی

382
00:24:26,260 --> 00:24:29,179
کجا؟ -
مخفی‌شون کردم -

383
00:24:29,260 --> 00:24:33,259
ببین٬اگه میخوای با من بیای
... بیا بریم همین الان بگیریمشون٬همین لحظه

384
00:24:33,340 --> 00:24:35,099
... چونکه فکر ‌می‌کنم اینجا موندن ٬مرد

385
00:24:35,180 --> 00:24:37,339
باید عقلمون رو از دست داده باشیم

386
00:24:37,420 --> 00:24:41,099
نقشه این بود.ایجا همدیگه رو ببینیم -
پس بقیه کدوم خراب‌شده‌ای‌ هستن؟ -

387
00:24:41,180 --> 00:24:44,499
نقشه باطل و پوچه از وقتیکه ما فهمیدیم
توی گروه٬یه جاسوس داریم

388
00:24:44,620 --> 00:24:47,659
هیچی به ذهنمون نمیرسه در مورد
اینکه چی به سر آقای «بلوند» و آقای «آبی» اومده

389
00:24:47,740 --> 00:24:49,739
می‌تونن هردوشون مُرده باشن
یا دستگیر شده باشن

390
00:24:49,820 --> 00:24:53,119
امکانش هست پلیسا همین الان اونا رو توی مرکز پلیس
داشته باشن و در حال تحت فشار قرار دادن اونا باشن

391
00:24:53,500 --> 00:24:57,099
اونا اسم ما رو نمی‌دونن٬ اما می‌تونن
این مکان رو لو بدن

392
00:25:04,500 --> 00:25:07,539
به خدا قسم٬فکرکنم نفرین شدم

393
00:25:08,580 --> 00:25:10,139
چی؟

394
00:25:11,740 --> 00:25:14,859
... دو کار قبلتر٬یه کار چهار نفره بود

395
00:25:14,980 --> 00:25:17,819
ما فهمیدیم یکی توی تیم
پلیس مخفیه

396
00:25:19,900 --> 00:25:21,339
چرت نگو!؟

397
00:25:22,340 --> 00:25:25,139
شکر خدا به موقع فهمیدیم

398
00:25:25,220 --> 00:25:28,899
ما بایستی همه چی رو فراموش می‌‌کردیم
فقط بی‌خیال قضیه شیم

399
00:25:28,980 --> 00:25:31,059
خب٬جاسوس این دفعه کیه؟

400
00:25:31,140 --> 00:25:33,499
آقای آبی»؟»

401
00:25:33,620 --> 00:25:35,459
آقای قهوه‌ای»؟»

402
00:25:35,540 --> 00:25:36,979
جو»؟»

403
00:25:37,060 --> 00:25:39,699
«گوش کن٬ترتیب چیدن همهٔ کارها با «جو
... بوده٬شاید گذاشتن تله هم کار خودش بوده

404
00:25:39,780 --> 00:25:42,979
قبول ندارم.من و «جو» خیلی
وقته همدیگه رو می شناسیم

405
00:25:43,060 --> 00:25:46,499
می‌تونم بهت بگم قطعاً٬«جو» در مورد
این گَند هیچی نمی‌دونسته

406
00:25:46,580 --> 00:25:48,339
ببین من از وقتی بچه بودم
... جو» رو می‌شناسم»

407
00:25:48,420 --> 00:25:51,579
و اینکه بگم «قطعاً» ربطی بهش نداره
مسخره است

408
00:25:51,660 --> 00:25:54,579
من می‌تونم بگم من قطعاً اینکارو نکردم
چونکه می‌دونم چیکار کردم یا چیکار نکردم

409
00:25:54,660 --> 00:25:58,019
اما در مورد بقیه نمی‌تونم قطعاً بگم
چونکه قطعاً و کامل اونا رو نمی‌شناسم

410
00:25:58,100 --> 00:26:00,219
با همهٔ چیزی که من می‌دونم
تو اون جاسوسی

411
00:26:00,300 --> 00:26:02,779
با همهٔ چیزی که من می‌دونم
تو اون جاسوس لعنتی هستی

412
00:26:02,860 --> 00:26:05,259
خیلی خب٬حالا داری
... از مغزت استفاده می‌کنی

413
00:26:05,340 --> 00:26:07,019
با همه چیزی که ما می‌دونیم
اون همون جاسوسه

414
00:26:07,100 --> 00:26:11,059
هی٬اون بچه که اونجاست داره می‌میره
... بخاطر گلولهٔ لعنتی که من دیدم بهش خورد

415
00:26:11,140 --> 00:26:12,779
پس اونو «جاسوس» صدا نمی‌کنی

416
00:26:12,860 --> 00:26:15,739
ببین..من درست میگم٬باشه؟

417
00:26:15,820 --> 00:26:17,899
یکی جاسوسه

418
00:26:22,900 --> 00:26:26,379
توالت این سیاهچال کجاست؟
باید اسهال شده باشم

419
00:26:28,380 --> 00:26:32,339
برو پایینِ هال٬سمت چپ٬پله‌ها
رو برو بالا و سمت راست

420
00:26:40,820 --> 00:26:42,619
راستی «آلاباما» چطوره؟

421
00:26:42,740 --> 00:26:44,699
آلاباما»؟»

422
00:26:44,820 --> 00:26:47,219
بیشتر از یک سال و نیمه که
اونو ندیدم

423
00:26:48,260 --> 00:26:50,139
من فکر می‌کردم شما
دو تا یه تیم‌اید

424
00:26:52,220 --> 00:26:54,019
... برای یه مدت کوتاه بودیم

425
00:26:54,100 --> 00:26:57,539
ما تقریباً چهار تا کار با هم بودیم
بعد تصمیم گرفتیم دیگه ادامش ندیم

426
00:26:57,620 --> 00:26:59,219
چرا؟

427
00:27:02,100 --> 00:27:06,059
اون موقعیت زن و مرد رو برای یه مدت زیادی
به زور جلو می‌بری و بعد یه مدت بهت گیر می‌کنه

428
00:27:06,180 --> 00:27:08,339
الان چیکار می‌کنه؟

429
00:27:08,420 --> 00:27:10,019
با «فرانک مک‌گار» رابطه ایجاد کرد

430
00:27:10,140 --> 00:27:13,619
چند تایی کار باهم انجام دادن
عجب زنی.. سارق کوچولوی خوب

431
00:27:18,020 --> 00:27:19,819
خب پیغام تلگراف رو توضیح بده

432
00:27:19,940 --> 00:27:21,499
کار پنج نفره

433
00:27:21,580 --> 00:27:23,819
حمله و فرار سریع از یه عمده فروشیِ الماس

434
00:27:23,940 --> 00:27:27,219
بعدش می‌تونی آبشون کنی؟ من هیچ‌کس
رو نمی‌شناسم که بتونه الماس آب کنه

435
00:27:27,300 --> 00:27:29,139
مشکلی نیست.افرادی رو
داریم که منتظرشن

436
00:27:29,220 --> 00:27:32,659
به سر «مارسلوس اسپایوی» چی اومد؟
اون نبود که همیشه الماسات رو آب می‌کرد

437
00:27:32,740 --> 00:27:35,099
داره بیست سال حبسش
رو تو زندان «سوزان ویل» میکشه

438
00:27:35,180 --> 00:27:37,539
بیست سال؟ یا خدا

439
00:27:37,620 --> 00:27:39,899
واسه چی؟ -
بدشانسی -

440
00:27:39,980 --> 00:27:41,859
کاملاً باهات موافقم

441
00:27:42,900 --> 00:27:46,059
نمایش چه شکلیه ؟ -
آخرش توی دو دقیقه -

442
00:27:46,180 --> 00:27:47,659
اما یه دو دقیقهٔ سخته

443
00:27:47,740 --> 00:27:51,699
روشناییِ روز٬توی ساعت کاری
سروکار داشتن با مردم

444
00:27:51,780 --> 00:27:53,819
اما شما افرادی رو دارید
که با مردم کنار بیان

445
00:27:53,900 --> 00:27:56,739
کارکنانش چند تاست؟ -
من میگم حدود بیست تا -

446
00:27:56,820 --> 00:27:58,459
امنیت خیلی ضعیف

447
00:27:58,540 --> 00:28:00,739
اونا بیشتر معمولاً در قالب
صندوق تجارت می‌کنند

448
00:28:00,860 --> 00:28:04,179
می‌دونی٬سنگ‌های تراش نخورده
از اتحادیهٔ الماس

449
00:28:04,260 --> 00:28:08,979
اما در این روز خاص٬اونا یه محموله
سنگ جلاء داده شده از «اسراییل» می‌گیرند

450
00:28:09,060 --> 00:28:13,579
اونا مثلِ ایستگاه‌های فرعی بین راهی‌اند
«روز بعدش بارگیری می کنند و می‌فرستند به «ورمونت

451
00:28:13,700 --> 00:28:15,659
نه٬نمی‌فرستند

452
00:28:17,980 --> 00:28:20,139
سهمش چقدره٬بابا؟

453
00:28:20,220 --> 00:28:21,979
پُرسود٬جوون

454
00:28:22,060 --> 00:28:24,859
واقعاً پُرسود

455
00:28:26,660 --> 00:28:30,059
ببین مرد٬هر کاری میخوای بکُن
من از اینجا میرم

456
00:28:30,180 --> 00:28:32,139
میخوام برای چند روزی
توی یه متل بمونم

457
00:28:32,260 --> 00:28:34,739
می‌دونی٬آفتابی نمیشم
«تماس می‌گیرم با «جو

458
00:28:34,820 --> 00:28:36,659
گوه٬رو دستمون مُرد؟

459
00:28:39,260 --> 00:28:40,979
ها؟ مُرده یا چی؟

460
00:28:43,380 --> 00:28:46,699
نمُرده -
اون چیه؟ -

461
00:28:49,340 --> 00:28:53,419
بدجوری ترسیدم مرد
گفتم حتماً مُرده

462
00:28:53,540 --> 00:28:56,179
بدون رسیدگی پزشکی
حتماً می‌میره

463
00:28:57,180 --> 00:28:59,899
چیکار می‌خوای کنیم؟
نمی‌تونیم ببریمش بیمارستان

464
00:29:01,980 --> 00:29:05,779
بدون رسیدگی پزشکی ممکنه
اون مرد تا آخر شب زنده نمونه

465
00:29:05,860 --> 00:29:08,739
اون گلوله که تو
شکمشه تقصیر منه

466
00:29:08,820 --> 00:29:12,579
شاید این واسه تو اصلاً معنی‌ نداشته
باشه٬اما واسه من خیلی معنی میده

467
00:29:12,660 --> 00:29:16,699
اولین کارها اول.باشه؟ اینجا موندن احمقانست
ما باید یه جایی رو رِزرو کنیم

468
00:29:16,780 --> 00:29:18,539
میگی چیکار کنیم؟ بریم هتل؟

469
00:29:18,620 --> 00:29:20,739
ما یکی رو داریم که از شکم تیر خورده

470
00:29:20,820 --> 00:29:23,059
نمی‌تونه راه بره٬همینطورم داره
ازش خون میره

471
00:29:23,180 --> 00:29:25,779
وقتی هم بیداره٬از درد فریاد میزنه

472
00:29:26,880 --> 00:29:28,939
اگه فکری داری٬بریز بیرون

473
00:29:28,940 --> 00:29:30,899
جو» می‌تونست کمک کنه»

474
00:29:30,980 --> 00:29:33,219
... اگه می‌تونستیم با «جو» تماس بگیریم

475
00:29:33,300 --> 00:29:37,659
جو» می‌تونه ببرش پیش یه دکتر»
جو» می‌تونه یه دکتر بیاره تا ببینتش»

476
00:29:38,620 --> 00:29:42,499
به فرض که بتونیم به «جو» اعتماد کنیم
چطور می‌خوایم باهاش تماس بگیریم

477
00:29:42,620 --> 00:29:46,939
ها؟ قرار شد که اینجا باشه که نیست
که این منو در مورد اینجا بودن خیلی عصبی می‌کنه

478
00:29:47,020 --> 00:29:50,739
حتی اگه با ما رو راست بوده و قابل اعتماده
فکر نکنم از ما خیلی راضی باشه

479
00:29:50,820 --> 00:29:53,419
اون نقشهٔ یه دزدی رو کشید
و مسئولیت یه حموم خون نصیبش شد

480
00:29:53,500 --> 00:29:56,419
چیزی که گیرش اومد٬پلیسای مُرده
دزدای مُرده٬مردم مُرده‌ست

481
00:29:56,500 --> 00:29:59,819
یا مسیح٬من شک هم دارم که چندان همدردی‌
واسه مخمصه‌ای که ما توشیم داشته باشه

482
00:29:59,900 --> 00:30:02,448
اگه من جاش بودم٬تا جایی که
... می‌شد٬هر چه بیشتر

483
00:30:02,461 --> 00:30:05,019
بین خودم و همچین دردسری٬فاصله می‌گذاشتم

484
00:30:08,260 --> 00:30:14,579
قبل اینکه بیای اینجا٬آقای «نارنجی» ازم
می‌خواست ببرمش پیش یه دکتر٬به یه بیمارستان

485
00:30:16,700 --> 00:30:19,859
حالا اینکه از فکرِ تحویل دادنش به پلیسا
... خوشم نمیاد

486
00:30:19,940 --> 00:30:21,619
اما اگه اینکارو نکنیم٬می‌میره

487
00:30:22,540 --> 00:30:24,499
التماسم می‌کرد که اینکارو کنم

488
00:30:25,580 --> 00:30:29,499
خیلی خب..پس فکر کنم
می‌بریمش به یه بیمارستان

489
00:30:29,580 --> 00:30:31,499
اگه این چیزی بوده که گفته
بیا انجامش بدیم

490
00:30:31,580 --> 00:30:34,619
از اونجایی‌ که چیزی در مورد ما
نمی‌دونه٬نظر من اینه که این تصمیم خودشه

491
00:30:34,700 --> 00:30:36,299
خب یخورده در مورد من می‌دونه

492
00:30:39,460 --> 00:30:42,859
چی؟ صبر کن٬صبر کن.تو که اسمت رو
بهش نگفتی٬گفتی؟

493
00:30:42,980 --> 00:30:45,739
بهش اسم کوچیکم رو گفتم
و اینکه اهل کجام

494
00:30:45,860 --> 00:30:47,339
چرا؟

495
00:30:49,020 --> 00:30:53,619
چند روز پیش بهش گفتم که اهل کجام
فقط یه گفتگوی عادی بود

496
00:30:54,700 --> 00:30:57,459
چرا اسمت رو بهش بگی وقتی قرار نبوده ؟

497
00:30:57,580 --> 00:30:59,019
پـرسـید

498
00:31:00,740 --> 00:31:04,219
تازه از دست پلیسا فرار کرده بودیم
همون موقع تیر خورد

499
00:31:04,300 --> 00:31:06,539
اشتباه من بود که اون تیر خورد

500
00:31:07,860 --> 00:31:09,859
... غَرق خون شده

501
00:31:09,940 --> 00:31:11,619
... داره جیغ میکشه

502
00:31:12,620 --> 00:31:15,979
به خدا قسم٬فکر کردم می‌میره
... همون موقع و همون جا

503
00:31:16,060 --> 00:31:17,859
... سعی می‌کنم که دلداریش بدم

504
00:31:19,060 --> 00:31:23,699
بهش میگم نگران نباش٬همه چی
درست میشه٬من حواسم بهش هست

505
00:31:23,780 --> 00:31:25,659
... و ازم پرسید که اسمت چیه

506
00:31:27,860 --> 00:31:30,216
یعنی میگم مَرده داشت
توی دستام می‌مُرد

507
00:31:30,250 --> 00:31:32,252
چه گوهی قرار بود بخورم ؟

508
00:31:33,740 --> 00:31:38,899
بگم «شرمنده٬من نمی‌تونم این
... اطلاعات لعنتیو رو کنم

509
00:31:38,980 --> 00:31:40,619
... خلافه قوانینه

510
00:31:41,580 --> 00:31:44,539
«بهت زیاد اعتماد ندارم

511
00:31:44,660 --> 00:31:48,099
... شاید باید می‌گفتم اما نتونستم

512
00:31:48,180 --> 00:31:50,539
گاییدم تو رو تو.گاییدم «جو» رو

513
00:31:50,620 --> 00:31:53,699
... مطمئنم صحنهٔ خیلی زیبایی بوده بینِ -
منو به مسخره نگیر -

514
00:31:53,780 --> 00:31:56,579
من یه سوال ازت دارم.آیا اونا یه پرونده
ازت دارن که بگه اهل کجایی؟

515
00:31:56,660 --> 00:31:58,859
آره -
خب٬پس دیگه حرفی باقی نمی‌مونه٬مرد -

516
00:31:58,940 --> 00:32:01,939
یعنی میگم٬نگرانیم دربارهٔ امکانات
عکس‌ بازداشتی» (عکسی که پس از دستگیری از فرد گرفته می‌شود) همین بود»

517
00:32:02,060 --> 00:32:04,299
حالا یک-اون اسمت رو می‌دونه٬ دو-اینکه
... چه شکلی هستی

518
00:32:04,380 --> 00:32:06,379
سه-اهل کجایی٬چهار-تخصصت چیه

519
00:32:06,460 --> 00:32:09,739
اونا مجبور نیستن کُلی عکس
نشونش بدن تا تو رو پیدا کنه

520
00:32:09,860 --> 00:32:13,179
فقط همینه دیگه٬چرا چیز دیگه‌ای
بهش نگفتی که انتخاب کردن رو ساده‌تر کنه ؟

521
00:32:13,260 --> 00:32:16,659
اگه بازم مجبور بشم بهت بگم که
تمومش کن٬کارمون به دعوا میرسه

522
00:32:16,780 --> 00:32:18,619
ما نمی‌بریمش به بیمارستان

523
00:32:19,940 --> 00:32:21,579
اگه نبریم٬اون می‌میره

524
00:32:21,700 --> 00:32:24,579
خیلی متاسفم در موردش اما بعضی
آدما خوش‌ شانسن و بعضی نه

525
00:32:24,700 --> 00:32:27,419
واسه چی به من دست می‌زنی مرد؟

526
00:32:32,220 --> 00:32:34,779
میخوای با اعصاب من بازی کنی؟ نشونت
میدم با اعصاب کی داری وَر میری

527
00:32:34,860 --> 00:32:37,019
... میخوای منو بزنی٬تو تیکه گوه؟ یالا بزن

528
00:32:37,100 --> 00:32:40,219
گاییدمت «سفید»٬من این وضع رو
... درست نکردم٬من دارم باهاش مقابله می‌کنم

529
00:32:40,300 --> 00:32:42,248
تو مثل یه سارق سال اولی
رفتار می‌کنی

530
00:32:42,261 --> 00:32:44,219
من مثل یه حرفه‌ای رفتار می‌کنم

531
00:32:44,300 --> 00:32:45,899
... اونو بگیرن٬می‌تونن تو رو بگیرن

532
00:32:46,020 --> 00:32:49,219
تو رو بگیرن٬اونا به من نزدیک‌تر
میشن و این نمی‌تونه اتفاق بیافته

533
00:32:49,300 --> 00:32:51,668
تو طوری به من نگاه می‌کنی که
... انگار تقصیر منه

534
00:32:51,681 --> 00:32:54,059
من اسمم رو بهش نگفتم
... من بهش نگفتم که اهل کجام

535
00:32:54,140 --> 00:32:57,099
گوه٬ پونزده دقیقهٔ قبل تقریباً
... اسمت رو به منم گفتی

536
00:32:57,180 --> 00:32:59,579
ما تو وضعی گیر کردیم
که تو درستش کردی

537
00:32:59,700 --> 00:33:02,979
اگه می‌خوای نگاه‌های بدتو به جایی
بندازی٬یه نگاه به آینه بنداز

538
00:33:03,060 --> 00:33:05,939
شما بچه‌ها نباید اینقدر
... خشن بازی کنید

539
00:33:06,020 --> 00:33:08,539
یکی میخواد شروع به گریه‌کردن کنه

540
00:33:08,660 --> 00:33:09,859
«آقای «بلوند

541
00:33:13,020 --> 00:33:14,859
گوه٬بدجور لگدم می‌زدی

542
00:33:19,780 --> 00:33:23,539
چی به سرت اومد؟
فکر کردیم مُردی

543
00:33:27,100 --> 00:33:29,659
هی٬سالمی؟

544
00:33:31,220 --> 00:33:33,379
دیدی به سر «آبی» چی اومد؟

545
00:33:33,460 --> 00:33:35,268
ما نمی‌دونستیم چه اتفاقی
... واسه تو و «آبی» افتاد

546
00:33:35,281 --> 00:33:37,199
این چیزی بود که در
... موردش شک داشتیم٬یالا مرد

547
00:33:39,380 --> 00:33:42,059
ببین٬«قهوه‌ای» مُرده
... نارنجی» از شکم تیر خورده»

548
00:33:42,140 --> 00:33:44,419
کافیه .. کافیه

549
00:33:44,500 --> 00:33:46,539
تو بهتره شروع به
... حرف زدن کنی احمق

550
00:33:47,620 --> 00:33:49,699
بخاطر گندی که بالا آوردیم
نیازه که دربارش حرف بزنیم

551
00:33:50,580 --> 00:33:52,379
... ما همین الانش هم شوک‌زده هستیم

552
00:33:52,500 --> 00:33:56,299
اینکه بخوایم واسه ما عجیب و غریب بازی در بیاری مثل اینه
(که یه کیسه واسه کونمون بخوایم (اشاره به وضعیت بعد از جراحی کولوستومی

553
00:33:56,940 --> 00:33:58,499
باشه٬صحبت کنیم

554
00:33:58,580 --> 00:34:02,979
ما فکر می‌کنیم یه جاسوس تو گروه داریم -
من تضمین می‌کنم که یه جاسوس تو گروه داریم -

555
00:34:03,060 --> 00:34:04,859
چی باعث شده این حرفو بزنی؟

556
00:34:04,940 --> 00:34:06,939
به نظر این جوک میاد؟

557
00:34:07,060 --> 00:34:09,539
ببین٬ما فکر می‌کنیم این مکان امن نیست

558
00:34:09,620 --> 00:34:12,619
این مکان مطمئن نیست.ما میریم
تو هم باید با ما بیای

559
00:34:12,700 --> 00:34:14,939
هیچ‌‌کس٬هیچ جا نمیره

560
00:34:16,060 --> 00:34:18,499
... بشاش به این گوه

561
00:34:18,580 --> 00:34:21,739
ما از اینجا میریم -
«قدم دیگه‌ای بر ندار٬آقای «سفید -

562
00:34:22,800 --> 00:34:25,199
... گاییدمت روانی

563
00:34:27,620 --> 00:34:29,808
بخاطر اشتباه لعنتیِ تو
ما تو این مشکلیم

564
00:34:29,821 --> 00:34:32,019
مشکل این بابا چیه؟

565
00:34:32,100 --> 00:34:35,059
مشکل من چیه؟ آره٬من یه
... مشکل کیری دارم

566
00:34:35,140 --> 00:34:37,019
... من یه مشکل کیری بزرگ دارم

567
00:34:38,060 --> 00:34:41,059
با هر دیوانهٔ «عشقِ تفنگ‌بازی» که
تقریباً به من شلیک کنه

568
00:34:42,620 --> 00:34:44,779
دربارهٔ چی داری زِر می‌زنی؟

569
00:34:44,860 --> 00:34:46,619
... اون تیراندازی سرخوشانت

570
00:34:47,940 --> 00:34:50,259
تو فروشگاه٬یادت میاد؟

571
00:34:50,340 --> 00:34:53,179
لعنت بهشون.اونا کلید خطر
... رو زدن

572
00:34:53,260 --> 00:34:54,859
اونا لایق چیزی که گرفتن٬بودن

573
00:34:54,980 --> 00:34:56,619
... تو تقریباً منو کشتی

574
00:34:58,380 --> 00:35:00,059
احمق

575
00:35:02,000 --> 00:35:06,119
اگه فهمیده بودم چه جور آدمی هستی
اصلاً قبول نمی‌کردم باهات کار کنم

576
00:35:07,580 --> 00:35:10,139
میخوای تموم روز رو واق‌واق
... کنی٬هـاپو کوچولو

577
00:35:11,500 --> 00:35:12,859
یا میخوای گاز بگیری؟

578
00:35:12,940 --> 00:35:15,019
چی بود اون؟

579
00:35:17,620 --> 00:35:20,019
... عذر می‌خوام٬متوجه نشدم

580
00:35:20,100 --> 00:35:21,579
ممکنه تکرارش کنی؟

581
00:35:21,660 --> 00:35:24,659
میخوای تموم روز رو واق‌واق
... کنی٬هـاپو کوچولو

582
00:35:26,740 --> 00:35:28,459
یا میخوای گاز بگیری؟

583
00:35:28,540 --> 00:35:31,539
شما دو تا احمق٬آروم بگیرید
هی٬بی‌خیال

584
00:35:31,620 --> 00:35:35,179
چیه؟ ما اینجا تو یه تفریحگاهیم٬ها؟
تنها حرفه‌ای اینجا منم؟

585
00:35:35,260 --> 00:35:37,499
شما لعنتی‌ها مثل یه مشت
کاکاسیاه لعنتی رفتار می‌کنید

586
00:35:37,580 --> 00:35:41,219
با کاکاسیاه‌ها کار کردید؟ها؟ درست مثل
شما دو تا.همش میگن میخوان همدیگه رو بکشن

587
00:35:41,300 --> 00:35:42,588
خودت گفتی در مورد کشتنش فکر کردی

588
00:35:42,601 --> 00:35:43,899
تو همچین زری زدی؟

589
00:35:44,020 --> 00:35:45,739
... آره٬من گفتم.باشه؟من گفتم

590
00:35:45,860 --> 00:35:49,179
اما این٬اون موقع بود.حالا این
آدم تنها کسیه که کاملاً بهش اطمینان دارم

591
00:35:49,260 --> 00:35:50,728
اون آدمکش‌تر از اینه که با پلیسا باشه

592
00:35:50,741 --> 00:35:52,219
طرف اونو گرفتی؟

593
00:35:52,300 --> 00:35:55,339
نه٬گور بابای «طرف»٬چیزی که
ما الان نیاز داریم٬یخورده همبستگیه

594
00:35:55,460 --> 00:35:57,259
... یه نفر یه سیخ داغ به کون ما جا کرده

595
00:35:57,380 --> 00:36:00,059
و من می‌خوام بفهمم
... که اون کیه

596
00:36:02,340 --> 00:36:06,219
ببین٬می‌دونم من اون تیکه گوه نیستم
... و کاملاً مطمئنم تو هم نیستی

597
00:36:06,340 --> 00:36:08,139
و حتم دارم که تو هم قابل اعتمادی

598
00:36:08,260 --> 00:36:11,739
پس بیاید سعی کنیم و بفهمیم
آدم بده کیه٬باشه؟

599
00:36:16,540 --> 00:36:18,339
...این واقعاً هیجان‌انگیز بود

600
00:36:20,140 --> 00:36:23,859
شرط می بندم تو یه طرفدار سرسخت
لی ماروین» (بازیگر قدیمی سینما) هستی٬درسته؟»

601
00:36:25,820 --> 00:36:27,939
منم همینطور.من عاشق اون آدمم

602
00:36:30,300 --> 00:36:33,739
قلبم خیلی تند داره میزنه
الانه که همینجا یه حمله قلبی بگیرم

603
00:36:35,260 --> 00:36:39,899
چیزی بیرون دارم که می‌خوام
به شماها نشون بدم٬پس دنبالم بیاین

604
00:36:39,980 --> 00:36:41,859
دنبال تو؟ کجا؟

605
00:36:41,940 --> 00:36:44,219
سمت ماشینم

606
00:36:45,460 --> 00:36:48,299
چیه٬فراموش کردی سیب‌زمینی
سرخ‌کرده تو با نوشابه همراهی کنی؟

607
00:36:48,380 --> 00:36:50,019
نه٬از قبل اونا رو داشتم

608
00:36:50,140 --> 00:36:53,939
چیزی گرفتم که فکر می‌کنم شاید
بخواید ببینید.یه سورپرایز بزرگه

609
00:36:54,060 --> 00:36:57,379
مطمئنم خوشتون میاد.بیاید

610
00:37:06,620 --> 00:37:08,699
ما هنوزم باید از اینجا
... خارج شیم٬می‌دونی

611
00:37:10,020 --> 00:37:12,059
نه.ما منتظر می‌مونیم و
صبر می‌کنیم

612
00:37:12,140 --> 00:37:15,339
برای کی٬پلیسا؟ -
«نه.«ادی مرد خوب -

613
00:37:15,420 --> 00:37:17,608
ادی مرد خوب»؟ چه باعث میشه»
... که فکر کنی

614
00:37:17,621 --> 00:37:19,819
اون الان سوار یه هواپیما
توی نیمهٔ راهش به «کاستاریکا» نیست

615
00:37:19,900 --> 00:37:23,219
چونکه باهاش تلفنی حرف زدم
و گفت تو راه اینجاست

616
00:37:23,340 --> 00:37:26,819
تو با «ادی» حرف زدی؟ خب چرا
اینو همون اول نگفتی؟

617
00:37:26,900 --> 00:37:29,179
چونکه اصلاً ازم نپرسیدی -
هار هار خندیدم -

618
00:37:29,300 --> 00:37:32,059
چی گفت اون؟ -
گفت بمونید -

619
00:37:32,820 --> 00:37:35,179
... پس٬در این فاصله

620
00:37:35,300 --> 00:37:37,219
بذارید به شما آقایون چیزی نشون بدم

621
00:37:44,260 --> 00:37:47,379
شاید این پسر آبی پوشمون
... بتونه به بعضی از این سوالات

622
00:37:47,460 --> 00:37:50,459
دربارهٔ این موضوعِ جاسوس که
صحبتشو می‌کردید٬جواب بده

623
00:37:50,540 --> 00:37:53,139
تو شاهکاری رفیق

624
00:37:53,220 --> 00:37:55,779
بد فکری نیست.بیا از اینجا
بیاریمش بیرون

625
00:37:58,820 --> 00:38:00,419
هی«سید»٬آروم میشی؟

626
00:38:00,540 --> 00:38:02,408
من خیلی وقته که تو رو می شناسم
من ناراحت نیستم

627
00:38:02,421 --> 00:38:04,299
می‌دونم کارم رو تلافی می‌کنی

628
00:38:05,260 --> 00:38:08,179
به من چیزی که از قبل
می‌دونم نگو٬خجالتم نده

629
00:38:09,140 --> 00:38:11,579
... پس تو چند ماه بد رو داشتی

630
00:38:11,660 --> 00:38:13,699
تو کاری رو می‌کنی که
هرکس دیگه‌ای هم می‌کنه

631
00:38:13,780 --> 00:38:18,419
اهمیت نمیدم اگه اون «جی‌پی مورگان» یا
ایروینگِ» خیـاط هست٬تو طاقت آوردی»

632
00:38:18,500 --> 00:38:21,099
ویک وگا» بیرونه» -
صبر کن -

633
00:38:21,220 --> 00:38:23,219
کی؟ -
«ویک وگا» -

634
00:38:23,300 --> 00:38:25,099
بهش بگو بیاد

635
00:38:25,180 --> 00:38:26,899
من باید برم -
بیا تو -

636
00:38:26,980 --> 00:38:30,939
یکی از دوستام بیرونه.قوی و امیدوار بمون
باهات صحبت می‌کنم.نگران نباش

637
00:38:36,060 --> 00:38:37,859
«سلام٬به خونه خوش اومدی٬«ویک

638
00:38:38,820 --> 00:38:41,539
حس آزادی چطوره٬ها؟

639
00:38:41,660 --> 00:38:45,019
یه تغییره -
این یه حقیقت غمناکه -

640
00:38:45,100 --> 00:38:48,179
بشین٬کُتت رو در بیار٬راحت باش

641
00:38:48,300 --> 00:38:50,099
یه نوشیدنی کوچیک می‌خوای؟

642
00:38:50,180 --> 00:38:52,859
با یخورده «رمی مارتین» چطوری؟

643
00:38:52,940 --> 00:38:55,019
البته

644
00:38:55,140 --> 00:38:56,819
افسر ناظرت کیه؟

645
00:38:58,540 --> 00:39:00,499
«سیمور اسکاگنتی»

646
00:39:00,580 --> 00:39:02,339
چطوره؟

647
00:39:03,580 --> 00:39:05,139
... یه کیریه واقعی

648
00:39:05,220 --> 00:39:07,139
حتی اجازه نمیده «بازگردان‌گاه» (محل اسکان زندانیان
بعد از آزادی مشروط) رو ترک کنم

649
00:39:07,220 --> 00:39:09,779
می‌دونی٬هیچ وقت نیست که
... باعث تعجبم نشه

650
00:39:09,900 --> 00:39:14,419
یه حیوون سیاه جنگلی٬گلوی
... چند تا پیرزن رو واسه ۲۵ سنت می‌بُره

651
00:39:14,500 --> 00:39:17,019
افسر ناظرش
... (میشه «دوریس دی» (بازیگر زن قدیمی سینما

652
00:39:17,100 --> 00:39:20,539
مرد خوبی مثل تو نصیبش
میشه یه احمق تُخمی

653
00:39:22,940 --> 00:39:26,219
می‌خوام بدونی من قدردان همهٔ چیزهایی
که برام تو زندان فرستادی٬هستم

654
00:39:26,300 --> 00:39:30,499
قرار بود چیکار کنم٬فراموشت کنم؟

655
00:39:30,580 --> 00:39:33,219
فقط می‌خوام بدونی که
این برام خیلی ارزش داشت

656
00:39:33,340 --> 00:39:36,939
اون کوچکترین کاری بود که می‌تونستم بکنم
آرزومه که می‌توستم خیلی بیشتر انجام بدم

657
00:39:37,020 --> 00:39:38,699
«خیلی ممنون «جو

658
00:39:40,100 --> 00:39:41,539
... «ویک»

659
00:39:44,820 --> 00:39:46,459
ویک» خلال‌دندون»

660
00:39:48,340 --> 00:39:52,339
خب٬داستانت رو برام بگو بچه
برنامه‌هات چیه؟

661
00:39:52,420 --> 00:39:56,099
توی حروم‌زاده.دارم می‌بینم که نشستی
اونجا٬اما باورم نمیشه

662
00:39:56,180 --> 00:39:58,499
حالت چطوره خلال دندون -
«سلام «ادی -

663
00:40:03,380 --> 00:40:06,139
گوش کن٬شرمنده‌ام.من خودم باید
... می‌آوردمت

664
00:40:06,220 --> 00:40:09,339
... من بودم... این هفته واقعاً پرمشغله بوده

665
00:40:09,460 --> 00:40:11,499
سرم تو کونمه٬اصلاً حواسم
به دور و برم نیست

666
00:40:11,580 --> 00:40:14,899
بامزه‌ست٬این چیزی بود که من و بابات
... همین الان دربارش حرف می زدیم

667
00:40:14,980 --> 00:40:16,779
اینکه من باید می‌اومدم دنبالت؟

668
00:40:16,860 --> 00:40:19,219
نه٬اینکه سرت تو کونته و حواست
به دور و بر نیست

669
00:40:21,740 --> 00:40:23,139
... اومدم داخل اتاق٬اون میگه

670
00:40:23,260 --> 00:40:27,459
ویک خیلی خوشحالم که بالاخره»
... یکی اینجاست که می‌دونه چه خبره

671
00:40:27,540 --> 00:40:30,099
... پسرم ادی یه خرابکاره

672
00:40:30,180 --> 00:40:32,419
... داره گَند می‌زنه به کار

673
00:40:33,540 --> 00:40:37,259
منظورم اینه که٬من این مرد رو دوست
«دارم اما داره همه چی رو می‌فرسته ته توالت

674
00:40:37,340 --> 00:40:40,579
این چیزی بود که گفتی٬درسته «جو»؟
خودت بهش بگـو

675
00:40:40,700 --> 00:40:43,259
ادی»٬نفرت دارم که»
... این جوری بشنوی

676
00:40:43,340 --> 00:40:46,219
اما «ویک» اومد و ازم پرسید
... که کار چطور بوده

677
00:40:47,380 --> 00:40:50,579
نمیشه به کسی که تازه چهار سال حبس
رو تو زندان تموم کرده٬دروغ بگی

678
00:40:50,660 --> 00:40:52,659
کاملاً درسته

679
00:40:57,420 --> 00:40:59,819
خیلی خب٬بس کنید این
کثافت‌کاری رو.جــدا شید

680
00:40:59,900 --> 00:41:01,619
اینجا زمینِ بازی نیست

681
00:41:05,580 --> 00:41:10,939
می‌خواید غلت بزنید رو زمین
توی دفتر «ادی» بزنید٬ نه واسه من

682
00:41:11,020 --> 00:41:12,899
بابا٬دیدی چی شد؟ -
چی؟ -

683
00:41:13,900 --> 00:41:15,859
اون منو گذاشت رو زمین
و سعی کرد منو بُکُنه

684
00:41:15,940 --> 00:41:17,499
خوابشو ببینی

685
00:41:17,580 --> 00:41:20,699
تو مریض حروم‌زاده.تو سعی کردی
تو دفتر پدرم منو بُکُنی

686
00:41:20,820 --> 00:41:25,339
ببین «ویک»٬هر کاری که میخوای تو
... خلوت خونهٔ خودت انجام بدی٬انجام بده

687
00:41:25,420 --> 00:41:26,939
اما سعی نکن منو بُکُنی

688
00:41:27,020 --> 00:41:29,019
منظورم اینه٬این‌ طوری در موردت
فکر نمی‌کنم

689
00:41:29,100 --> 00:41:31,699
خیلی دوسِت دارم رفیق٬اما این
طوری در موردت فکر نمی‌کنم

690
00:41:35,020 --> 00:41:39,819
گوش کن اگه یه لواط‌ کارم بودم٬حتی
تو رو جلوی هم‌پیاله‌هام هم نمی‌گذاشتم

691
00:41:39,900 --> 00:41:42,419
نه٬نمی‌گذاشتی.نگه‌ام می‌داشتی
واسـه خودت

692
00:41:43,540 --> 00:41:45,819
می‌دونی٬ چهار سال خلافکارا
... بهت از کون جا کردن

693
00:41:45,900 --> 00:41:47,819
قدردانی می‌کنی از
یه دندهٔ گوشتی اساسـی٬ وقتی می‌بینیش

694
00:41:47,900 --> 00:41:51,099
«ممکنه تو رو به گاییدن بدم «مرد خوب
اما تو رو جندهٔ سگم می‌کنم

695
00:41:51,180 --> 00:41:52,619
منظرهٔ غمناکی نیست٬بابا ؟

696
00:41:52,700 --> 00:41:56,259
یه مرد پاشو که تو زندان می‌گذاره٬یه سفید پوسته
بیرون که میاد مثل یه کاکاسیاه لعنتی حرف می‌زنه

697
00:41:56,340 --> 00:42:00,619
می‌دونی چیه٬فکر کنم اینا همش اون
منی‌های سیاهیه که تا بحال تو کونت تلمبه شده

698
00:42:00,740 --> 00:42:04,699
زده به مغز لعنتیت٬داره از زبونت میاد بیرون

699
00:42:04,780 --> 00:42:08,539
ادی»٬به حرف زدنت ادامه بدی اینجوری»
میام می‌زنمت بدجوری

700
00:42:08,660 --> 00:42:11,699
خیلی خب٬تمومه دیگه این گوه‌کاری
دیـوونه شدم

701
00:42:11,780 --> 00:42:13,419
هر دو تون٬بشینید

702
00:42:19,060 --> 00:42:24,139
خب «ادی»٬وقتی می‌اومدی اینجا٬ما داشتیم
در مورد یه موضوع جدی کاری صحبت می‌کردیم

703
00:42:24,260 --> 00:42:27,499
الان «ویک» مشکل عفو مشروط داره

704
00:42:27,580 --> 00:42:30,259
افسر ناظرت کیه؟ -
«سیمور اسکاگنتی» -

705
00:42:30,340 --> 00:42:32,979
اسکاگنتی».لعـنت»

706
00:42:33,100 --> 00:42:36,059
شنیدم یه مادر جنده‌ست -
اون کیریه -

707
00:42:36,940 --> 00:42:40,339
حتی اجازه نمیده «بازگردان‌گاه» رو ترک کنم
مگه اینکه یه شغل مزخرفی پیدا کنم

708
00:42:40,420 --> 00:42:42,899
تو برگشتی واسه ما کار
کنی٬درسته؟

709
00:42:46,500 --> 00:42:48,379
خـب٬می‌خـوام

710
00:42:48,460 --> 00:42:51,708
اما اول باید ثابت کنم
... به اون کله کـیری که می‌تونم

711
00:42:51,721 --> 00:42:54,979
یه شغل با برنامه٬گیر بیارم .می‌دونی یه
... جور شغلی که واقعا شغله

712
00:42:55,060 --> 00:42:56,879
قبل از اینکه بتونم ول کنم
بیام سراغ کار خـودم

713
00:42:57,700 --> 00:42:59,699
... نمی‌تونم برای کار واسه شما برگردم

714
00:42:59,780 --> 00:43:02,388
... اگه هر شب لعنتی مجبورم نگرانِ

715
00:43:02,401 --> 00:43:05,019
یه سری مقررات احمقانهٔ
خاموشیِ ساعت ۱۰ ٬باشم

716
00:43:05,900 --> 00:43:09,379
خیلی خب٬ما می‌تونیم
اینو حـل کنیم٬نمی‌تونیم «ادی» ؟

717
00:43:09,460 --> 00:43:11,179
این اونقدرها هم مشکل نیست

718
00:43:11,300 --> 00:43:13,619
ببین ما می‌تونیم بهت
کلی کارهای قانونی بدیم

719
00:43:14,660 --> 00:43:17,259
به عنوان کارگر لنگرگاه
«می‌برمت سمت جنوب در «لانگ بیچ

720
00:43:17,340 --> 00:43:19,459
«من نمی‌خوام جعبه بار کنم «ادی

721
00:43:19,540 --> 00:43:22,219
... ویک» تو هیچی بار نمی‌کنی»

722
00:43:22,300 --> 00:43:24,219
حـتی اونجا کار هم نمی‌کنی

723
00:43:24,300 --> 00:43:27,019
اما تا اونجا که به مدارک مربوط
میشه٬تو کار می‌کنی

724
00:43:27,100 --> 00:43:29,208
تماس می‌گیرم با «ماتیوز» سرکارگر
... و بهش میگم

725
00:43:29,221 --> 00:43:31,339
یه شخص جدید داره
میری توی گردش شیفت کاری

726
00:43:31,420 --> 00:43:34,859
یه «کارت ساعت» میگیری که
هـر روز برات ساعت ورود و خـروج می‌خوره

727
00:43:34,940 --> 00:43:37,028
تـو آخر هفته یه حوالهٔ دستمزد
خـوب هم می‌گیری

728
00:43:37,041 --> 00:43:39,139
کارگرای لنگرگاه خیلی خوب
... عمل می‌کنن

729
00:43:40,140 --> 00:43:42,939
پـس می‌تونی به جای نسبتاً مطلوبی تغییر
... مکان داشته باشی٬بدون اینکه «اسکاگنتی» فکر کنه

730
00:43:43,020 --> 00:43:45,139
«این پول از کدوم گوری اومده ؟»

731
00:43:45,260 --> 00:43:48,659
و اگه تصمیم گرفت یه ملاقات
... غیرمنتظره داشته باشه

732
00:43:48,740 --> 00:43:53,379
این همون روزیه که ما فرستادیمت
به «تاستین» برای گرفتن یه باری و آوردنش

733
00:43:53,460 --> 00:43:55,408
... اگه اون دوباره برگشت

734
00:43:55,421 --> 00:43:57,379
متاسفیم سیمور٬همین الان اینجا بود»

735
00:43:57,460 --> 00:44:01,579
مجبور بودیم بفرستیمش
... به فرودگاه «تافت» که پنج ساعت تمام دورتره

736
00:44:01,660 --> 00:44:04,659
ما یه محموله داشتیم که بایستی
«در اونجا بارگیری می‌کرد

737
00:44:04,780 --> 00:44:08,299
بخشی از کار تو رفتن به مکان‌های
... مختلفه.قشنگیش همینه

738
00:44:08,380 --> 00:44:11,059
ما سراسر مکـان٬مکان‌هایی گرفتیم

739
00:44:11,140 --> 00:44:13,219
دیدی «ویک»٬نگفتم بهت نگران نباش؟

740
00:44:13,300 --> 00:44:17,059
ویک» نگران بود» -
«فردا می‌برمت به «لانگ بیچ -

741
00:44:17,140 --> 00:44:20,939
ترتیب ملاقاتت با «ماتیوز» رو میدیم
بهش میگم چی به چیه

742
00:44:22,740 --> 00:44:25,339
می‌دونی٬من واقعا ممنونم از
... کاری که شماها انجام میدید

743
00:44:25,460 --> 00:44:30,619
اما می‌خوام بدونم وقتی که می‌تونم
برگردم٬می‌دونید٬یه کار واقعی انجام بدم

744
00:44:31,380 --> 00:44:35,899
خب٬گفتنش سخته٬الان یه جورایی
زمان عجیبیه

745
00:44:36,020 --> 00:44:37,988
... اوضاع یه جورایی

746
00:44:38,001 --> 00:44:39,979
چیزی که هست اینه که
یه خورده افتضاحـه

747
00:44:41,140 --> 00:44:44,699
ما الان داریم آماده میشیم
«برای یه ملاقات بزرگ در «لاس وگاس

748
00:44:44,820 --> 00:44:49,299
ببین٬فعلاً فقط بذار «ادی» ترتیب
کارت در «لانگ بیچ» رو بده

749
00:44:49,380 --> 00:44:52,979
... یه شغل بهت بده٬یخورده پـول

750
00:44:53,060 --> 00:44:56,139
و شَر این «اسکاگنتی» رو از
سرت کم کنه

751
00:44:56,220 --> 00:44:58,299
بعد با هم صحبت می‌کنیم٬باشه؟

752
00:44:59,540 --> 00:45:03,939
بابا٬من یه فکری دارم

753
00:45:04,020 --> 00:45:06,139
... حـالا فقط خوب گوش کن به من

754
00:45:07,220 --> 00:45:10,659
می‌دونم دوست نداری از افراد خودی
... تـو این کـارها استفاده کنی

755
00:45:10,740 --> 00:45:15,099
اما «ویک» الان٬منظورم اینه٬ هیچ کاری
هم نکرده باشه٬اما برامون خوش‌شانسی آورده

756
00:45:15,180 --> 00:45:18,219
به خاطر خدا ببین که این آدم
(واسه خودش یه «پای خـرگوشه» (عامل خوش شانسی

757
00:45:19,180 --> 00:45:21,099
من مایلم که داشته باشیمش

758
00:45:21,180 --> 00:45:24,499
می‌دونی که اون می‌تونه از پَسش بر میاد
و حتم داری که می‌تونی بهش اعتماد کنی

759
00:45:27,020 --> 00:45:29,059
... «خـب «ویک

760
00:45:29,140 --> 00:45:33,019
احسـاست چیه در مورد
انجام یه کار با تقریباً پنج آدم دیگه ؟

761
00:45:35,660 --> 00:45:37,739
احساسم دربارش عالیه

762
00:45:42,900 --> 00:45:46,539
«صداهای شاهکار دههٔ هفتاد کی-بیلی»
... ادامه دارد

763
00:45:46,620 --> 00:45:48,699
و اگـر شما دوازدهمین
... تماس‌گیرنده هستید

764
00:45:48,780 --> 00:45:52,339
«برندهٔ دو بلیط به «نمایش ماشین غول‌پیکر
... خـواهید شد

765
00:45:52,420 --> 00:45:55,579
که امشب در محل نمایش‌های
شهر «کارسـون» برگزار می‌شود

766
00:45:55,660 --> 00:46:00,539
با حضـور ماشین متعلق
«به بابای بـزرگ «دان بادین» معروف به «بهیموث

767
00:46:00,620 --> 00:46:05,839
دوازدهمین تماس‌گیرنده در ایستگاه رادیو
بـرنده می شود٬جایی که «هفتادی‌ها» بقاء یافتـند

768
00:46:10,620 --> 00:46:14,259
هی «داو»٬ما اینجا
تو یه موقعیت جدی قرار گرفتیم

769
00:46:14,340 --> 00:46:17,699
می‌دونم که می‌دونی.من باید با بابا صحبت
کنم و بفهمم که اون می‌خواد چی انجام بشه

770
00:46:25,580 --> 00:46:27,648
همهٔ چیزی که می‌دونم چیزیه
... که «ویک» بهم گفت.گفت که

771
00:46:27,661 --> 00:46:29,739
مکان تبدیل شد به
... یه فستیوال گلولهٔ لعنتی

772
00:46:29,820 --> 00:46:32,539
اون یه پلیس رو گروگان گرفته
فقط واسه اینکه بتونه از اونجا خلاص شه

773
00:46:37,740 --> 00:46:40,068
آیا به نظر میام
که دارم شوخی می‌کنم؟

774
00:46:40,081 --> 00:46:42,419
اون داره همینطوری می‌چرخه با یه پلیس
تو صندوق ماشینش

775
00:46:47,180 --> 00:46:48,539
... من نمی‌دونم کی چیکار کرده

776
00:46:48,620 --> 00:46:52,499
نمی‌دونم کی جنس‌ها رو گرفته
... نمی‌دونم آیا کسی جنس‌ها رو گرفته

777
00:46:52,580 --> 00:46:56,219
نمی‌دونم کی مُرده٬نمی‌دونم کی زندست
نمی‌دونم کی دستگیر شده٬نمی‌دونم کی نشده

778
00:47:11,940 --> 00:47:14,539
خواهم فهمید.الان دیگه
نزدیک اونجام

779
00:47:15,820 --> 00:47:17,979
اما چی به اینا بگم دربارهٔ بابا ؟

780
00:47:20,820 --> 00:47:23,859
خیلی خب.مطمئنی این
چیزیه که اون گفت ؟

781
00:47:25,540 --> 00:47:27,459
باشه٬این چیزیه که
من بهشون میگم

782
00:47:28,900 --> 00:47:30,968
لعنت بهت.می‌خوای یه
قهرمان باشی٬ها ؟

783
00:47:30,981 --> 00:47:33,059
دوست داری قهرمان بودنو ؟

784
00:47:33,140 --> 00:47:34,699
دوست داری قهرمان بودنو ؟

785
00:47:38,500 --> 00:47:40,659
بهتره بلوف زدنو تموم کنی٬رفیق

786
00:47:40,780 --> 00:47:43,299
می‌شنوی؟ چون می‌خوای حرف بزنی

787
00:47:43,380 --> 00:47:44,779
من هیچی نمی‌دونم

788
00:47:44,860 --> 00:47:48,659
خوبم می‌دونی.تو می‌دونی.نگاه کن به من
... خوبم می‌دونی

789
00:47:48,740 --> 00:47:51,219
تو این خراب‌شده چه خبره؟

790
00:47:51,340 --> 00:47:54,219
تو می‌پرسی چه خبره ؟ «جو» کدوم گوریه؟ -
هی٬«مرد خوب»٬ما یه پلیس گرفتیم -

791
00:47:55,500 --> 00:47:57,739
لعـنت.«نارنجی» مُرده

792
00:47:57,820 --> 00:48:01,619
نه٬نمرده.اما می‌میره اگه ما نبریمش
تا بهش رسیدگی بشه

793
00:48:01,700 --> 00:48:04,419
ما تو تله بودیم.پلیسا اونجا منتظر ما بودن

794
00:48:04,500 --> 00:48:06,619
چی؟ هیچکی٬هیچکس رو تو تله نگذاشته

795
00:48:06,700 --> 00:48:10,139
پلیسا منتظر ما بودن٬مرد -
کس‌شعر -

796
00:48:10,220 --> 00:48:13,499
گاییدمت مرد.تو اونجا نبودی
پلیسا اون فروشگاه رو تحت نظر داشتن

797
00:48:13,580 --> 00:48:17,979
باشه آقای کارآگاهِ کیری٬تو خیلی
خرهوشی٬ها؟ کی کرده؟

798
00:48:18,060 --> 00:48:20,299
پس فکر می‌کنی در مورد
چی از هم می‌پرسیدیم؟

799
00:48:20,380 --> 00:48:23,339
خب به چی رسیدید٬ها؟ فکر می‌کنید
من کردم؟ فکر می‌کنید من شماها رو تو تله گذاشتم؟

800
00:48:23,420 --> 00:48:26,259
نمی‌دونم٬اما یکی کرده

801
00:48:27,420 --> 00:48:28,779
هیچکی نکرده

802
00:48:28,860 --> 00:48:30,788
شما احمقای لعنتی یه
... فروشگاه جواهری رو تبدیل کردید به

803
00:48:30,801 --> 00:48:32,739
... منو احمق صدا نکن

804
00:48:32,820 --> 00:48:35,939
شما کودنای لعنتی یه فروشگاه جواهری رو
... تبدیل کردید به یه نمایش غرب وحشی

805
00:48:36,020 --> 00:48:39,579
و در تعجبید که چرا پلیسا پیداشون شد؟

806
00:48:40,620 --> 00:48:41,699
جوزف» کجاست ؟»

807
00:48:41,780 --> 00:48:44,299
نمی‌دونم.من باهاش صحبت نکردم

808
00:48:44,380 --> 00:48:48,619
من با «داو» حرف زدم.اون گفت بابا داره
میاد سمت اینجا و بدجوری عصبانیه

809
00:48:48,700 --> 00:48:51,099
عصبانیه؟ بهت گفتم عصبانی میشه

810
00:48:51,180 --> 00:48:52,579
جو» چی گفت؟»

811
00:48:52,660 --> 00:48:54,379
گفتم که٬من باهاش
صحبت نکردم

812
00:48:54,460 --> 00:48:55,939
همه چیزی که می‌دونم
اینه که اون عصبانیه

813
00:48:56,020 --> 00:48:57,579
در مورد اون میخوای چیکار کنی؟

814
00:48:57,700 --> 00:49:00,419
یا مسیح٬یه فرصت به من بدید
که نفس بکشم

815
00:49:00,500 --> 00:49:03,539
منم واسه خودم یه چند تا سوال دارم -
تو در حال مُردن نیستی٬اون هست -

816
00:49:03,660 --> 00:49:06,979
خیلی خب آقای دلسوز لعنتی
با یکی تماس می‌گیرم

817
00:49:07,060 --> 00:49:08,539
کی؟

818
00:49:08,620 --> 00:49:12,179
یه مارگیرِ کیری..کی فکر می‌کنی؟
به یه دکتر زنگ می زنم

819
00:49:12,260 --> 00:49:13,899
اون همین جا درمانش می‌کنه

820
00:49:13,980 --> 00:49:16,459
خب٬به سر «قهوه‌ای» و «آبی» چی اومد؟

821
00:49:16,540 --> 00:49:18,499
قهوه‌ای» مُرده.از «آبی» خبر نداریم»

822
00:49:18,580 --> 00:49:20,459
قهوه‌ای» مُرده؟ مطمئنید؟»

823
00:49:20,540 --> 00:49:22,619
مطمئنم.من اونجا بودم

824
00:49:22,700 --> 00:49:24,499
تیر گرفت به سرش

825
00:49:24,580 --> 00:49:27,459
هیچ‌کس نشونی نداره که چی
به سر «آقای آبی» اومده؟

826
00:49:27,540 --> 00:49:29,379
... یا زنده‌ست٬یا مُرده

827
00:49:29,460 --> 00:49:32,299
یا پلیسا گرفتنش٬یا نگرفتن

828
00:49:34,940 --> 00:49:37,619
مثل اینکه این همون حروم‌زاده‌ای
که در موردش بهم گفتید

829
00:49:37,740 --> 00:49:39,539
چرا می‌زنینش؟

830
00:49:39,620 --> 00:49:42,179
شاید می‌تونه بگه کی
ما رو تو تله گذاشته

831
00:49:42,260 --> 00:49:46,619
اگه این احمق رو به اندازهٔ کافی بزنیدش٬بهتون میگه
... که آتیش سوزی سال ۱۸۷۱ شیکاگو هم خودش راه انداخته

832
00:49:46,700 --> 00:49:49,299
انجام این کار به هیچ وجه لزومی نداره

833
00:49:49,380 --> 00:49:51,419
بی‌خیال بابا٬فکر کنید

834
00:49:51,540 --> 00:49:56,179
خیلی خب.اولین کارهـا٬آخر از همه
کی الماسها رو گرفته؟

835
00:49:56,300 --> 00:50:00,019
لطفاً یکی حداقل به من بگه٬یه لطف
... کوچیک لعنتی کنه بخاطر من

836
00:50:00,100 --> 00:50:02,339
من یه کیف گرفتم.من یه کیف گرفتم.باشه؟

837
00:50:02,460 --> 00:50:05,419
جا دادمشون تا وقتی بتونم مطمئن بشم
این جا یک مرکز پلیس نباشه

838
00:50:05,500 --> 00:50:07,819
آفرین به تو
حالا بریم بگیریمش

839
00:50:07,900 --> 00:50:10,048
اما اول باید ترتیب اون
...ماشینای بیرون رو بدیم

840
00:50:10,061 --> 00:50:12,219
که مثلِ بخش ماشینهای دزدیِ «سَم» شده

841
00:50:12,300 --> 00:50:16,139
خب٬«بلوندی»٬اینجا بمون
و مواظب این دو تا باش

842
00:50:17,180 --> 00:50:19,579
سفید» و «صورتی»٬هر کدوم»
... یه ماشین بگیرید

843
00:50:19,660 --> 00:50:21,579
من دنبالتون میام.ماشینا رو
یه جا ول کنید

844
00:50:21,700 --> 00:50:23,459
الماسا رو بر می‌دارید

845
00:50:23,540 --> 00:50:26,979
در حالی که دنبالتون میام٬ترتیب یه
جور دکتر هم میدم واسه رفیقمون

846
00:50:27,060 --> 00:50:28,739
ما نمی‌تونیم اینا رو با اون ول کنیم

847
00:50:28,820 --> 00:50:32,299
چرا نه ؟ -
چون اون یه روانیه لعنتیه -

848
00:50:32,420 --> 00:50:35,019
... و اگه فکر می‌کنی «جو» عصبانیه

849
00:50:35,100 --> 00:50:38,379
اصلاً قابل مقایسه نیست
... با اینکه من چقدر از دستش عصبانیم

850
00:50:38,500 --> 00:50:41,080
بخاطر قرار دادن من در همون
جایی که این حروم‌زاده‌ست

851
00:50:43,020 --> 00:50:45,379
می‌بینی چی رو من تحمل می‌کردم٬«ادی» ؟

852
00:50:45,460 --> 00:50:49,739
پامو گذاشتم اینجا٬به این آقایون
... در مورد «موندن» گفتم

853
00:50:50,580 --> 00:50:54,059
آقای سفید» تفنگشو می‌کشه»
... میگیرش سمت صورتم

854
00:50:54,140 --> 00:50:57,819
صدام میکنه «مادر جنده»٬میگه
... میخوام بکشمت

855
00:50:57,940 --> 00:51:00,099
... و چِرت٬چرت٬چرت٬چرت

856
00:51:00,180 --> 00:51:03,379
اون دلیل اینه که مکان تبدیل شد
به یه تیراندازی کردنِ سرخوشانه

857
00:51:03,460 --> 00:51:06,099
چی هستی تو؟ یه شریک بی‌صدا؟

858
00:51:06,180 --> 00:51:07,979
بگو بهش

859
00:51:08,060 --> 00:51:10,539
تو فروشگاه دیوونه شد
اما الان به نظر خوبه

860
00:51:10,660 --> 00:51:12,899
... این کاریه که اون می‌کنه

861
00:51:20,900 --> 00:51:24,019
بهشون گفتم کلید خطر لعنتی
... رو دست نزنن٬اونا زدن

862
00:51:24,100 --> 00:51:28,619
اگه اونا نکرده بودن٬کاری که من
بهشون گفتم نکنن٬هنوز زنده بودن

863
00:51:30,340 --> 00:51:31,939
قهرمان کیری من

864
00:51:34,060 --> 00:51:35,939
متشکرم

865
00:51:36,060 --> 00:51:38,899
این توجیهته واسه براه انداختنِ
یه کشتار دیوانه‌وار؟

866
00:51:39,020 --> 00:51:41,139
«من آژیر خطرها رو دوست ندارم «آقای سفید

867
00:51:44,260 --> 00:51:47,019
چه اهمیتی داره که کی
با پلیسه می‌مونه؟

868
00:51:47,100 --> 00:51:49,299
حالا که همه رو دیده٬نمیذاریم بره

869
00:51:49,380 --> 00:51:51,259
... من به شماها نگاه نمی‌کردم

870
00:51:51,340 --> 00:51:53,579
خفه بمیر٬مرد

871
00:51:53,660 --> 00:51:56,819
از همون اول نباید از صندوق
خارجش می‌کردید

872
00:51:56,900 --> 00:52:00,739
سعی کردیم در مورد تله بفهمیم -
هیچ تله‌‌ٔ گوهی وجود نداره -

873
00:52:00,820 --> 00:52:02,259
... حالا اخبار اینه

874
00:52:02,380 --> 00:52:04,979
بلوندی»٬تو اینجا می‌مونی»
و مواظب این دو تایی

875
00:52:06,020 --> 00:52:10,499
سفید» و «صورتی»٬شما با من میاید»
...که اگه «جو» این ماشینای پارک شدهٔ بیرون رو ببینه

876
00:52:10,580 --> 00:52:13,419
قسم می‌خورم درست به اندازه‌ای که
از دست شما عصبانیه٬از من هم بشه

877
00:52:36,540 --> 00:52:38,499
تنها شدیم بالاخره

878
00:52:59,900 --> 00:53:02,139
... حدس بزن

879
00:53:02,220 --> 00:53:04,799
(فکر کنم تو منطقهٔ قرمز (مخصوص پارک ماشین‌های اورژانس
پارک کردم

880
00:53:10,140 --> 00:53:11,859
خب٬کجا بودیم؟

881
00:53:14,460 --> 00:53:17,499
گفتم بهتون٬من هیچی در مورد
هیچ تله‌ای نمی‌دونم

882
00:53:19,060 --> 00:53:20,788
فقط هشت ماهه که
... توی نیروی پلیسم

883
00:53:20,801 --> 00:53:22,539
... اونا هیچی بهم نگفتن

884
00:53:25,100 --> 00:53:28,059
هیچکس هیچی بهم نگفته
می‌تونی هر چقدر که میخوای شکنجه‌ام کنی

885
00:53:29,060 --> 00:53:31,699
... شکنجه کردن تو.خوبه
این فکر خوبیه

886
00:53:31,780 --> 00:53:33,699
از این خوشم اومد.آره

887
00:53:34,820 --> 00:53:37,819
حتی رئیست گفت که
تله‌ای در کار نبوده

888
00:53:39,940 --> 00:53:41,459
چیه من ؟

889
00:53:41,540 --> 00:53:43,019
رئیست

890
00:53:44,100 --> 00:53:46,139
... ببخشید رفیق

891
00:53:46,220 --> 00:53:50,099
یه چیز که می‌خوام برات روشن کنم
من رئیس ندارم

892
00:53:50,180 --> 00:53:52,059
هیچ‌کس به من نمیگه چیکار کنم

893
00:53:52,940 --> 00:53:55,659
فهمیدی؟ شنیدی چی گفتم٬حروم‌زاده؟

894
00:53:55,780 --> 00:53:59,019
باشه.باشه.تو رئیس نداری

895
00:54:02,220 --> 00:54:04,219
بگیر این گوه رو

896
00:54:12,620 --> 00:54:15,059
ببین٬نمی‌خوام مزخرف بارت کنم٬باشه؟

897
00:54:16,700 --> 00:54:19,859
واقعاً به تُخمم نیست که تو
... چی می‌دونی یا نمی‌دونی

898
00:54:21,780 --> 00:54:23,859
اما می‌خوام شکنجت کنم در هـر صورت

899
00:54:26,220 --> 00:54:27,699
بی‌ملاحظه‌کاری

900
00:54:27,820 --> 00:54:29,779
نه برای گرفتن اطلاعات

901
00:54:31,820 --> 00:54:33,286
سرگرم‌کنندست

902
00:54:33,287 --> 00:54:33,873
سرگرم‌کنندست برام

903
00:54:33,874 --> 00:54:35,163
سرگرم‌کنندست برام شکنجه کردنِ

904
00:54:35,164 --> 00:54:36,195
سرگرم‌کنندست برام شکنجه کردنِ یه پلیس

905
00:54:36,300 --> 00:54:39,499
تو می‌تونی هر چی که می‌خوای بگی
چونکه قبلاً همهٔ اونا رو شنیدم

906
00:54:40,780 --> 00:54:42,755
...همهٔ کاری که می‌تونی کنی

907
00:54:42,780 --> 00:54:45,083
 دعاست برای یه مرگ سریع

908
00:54:48,180 --> 00:54:50,723
...که

909
00:54:50,748 --> 00:54:52,443
تو بهش نمی‌رسی

910
00:55:18,140 --> 00:55:21,979
تا بحال «صداهای شاهکار دههٔ ۷۰ کی-بیلی» رو
گوش دادی؟

911
00:55:25,820 --> 00:55:27,859
برنامهٔ مورد علاقمه

912
00:55:34,060 --> 00:55:38,899
جو ایگان» و «جری رافرتی» یک گروه»
... «دو نفره بودند معروف به «استیلرز ویل

913
00:55:38,980 --> 00:55:42,979
... هنگامی که آنها این محبوبِ٬بابلگام پاپِ٬سبکِ دیلانی

914
00:55:43,100 --> 00:55:47,739
را از ماه آوریل سال ۱۹۷۴ ضبط
... کردند.این ترانه به رتبهٔ پنجم رسیـد

915
00:55:47,860 --> 00:55:51,699
«همچنانکه «صداهای شاهکار دههٔ ۷۰ کی-بیلی
ادامه پیدا می‌کند

916
00:56:40,900 --> 00:56:43,139
... ثابت بمون

917
00:56:43,220 --> 00:56:45,579
ثابت بمون لعنتی

918
00:57:05,421 --> 00:57:07,779
به تو هم همونقدر حال داد که به من داد ؟

919
00:57:08,700 --> 00:57:11,459
هی.. چه خبر ؟ شنیدی اونو ؟

920
00:57:20,900 --> 00:57:24,299
جایی نرو.الان برمی‌گردم

921
00:59:09,060 --> 00:59:12,819
... نکن.. وایستا..وایستا..وایستا

922
00:59:12,940 --> 00:59:15,739
چیه ؟ موضوع چیه ؟ -
این کارو نکن -

923
00:59:15,860 --> 00:59:18,939
لطفاً.. نکن -
یخورده می‌سوزونه ؟ -

924
00:59:19,020 --> 00:59:21,579
فقط ایست کن.ایست کن

925
00:59:24,100 --> 00:59:25,699
فقط ایست کن

926
00:59:25,820 --> 00:59:28,339
فقط باهام صحبت کن

927
00:59:28,420 --> 00:59:30,219
نکن.. لطفاً

928
00:59:30,300 --> 00:59:32,059
نکن.منو نسوزون٬خواهش می‌کنم

929
00:59:34,940 --> 00:59:39,059
نکن٬التماست می‌کنم.من در مورد هیچکدوم
از شما لعنتی‌ها٬چیزی نمی‌دونم

930
00:59:39,140 --> 00:59:41,179
... من چیزی نمیگم

931
00:59:41,300 --> 00:59:42,979
نکن

932
00:59:43,060 --> 00:59:44,299
نکن..لطفاً نکن

933
00:59:44,420 --> 00:59:45,739
تمومه ؟

934
00:59:45,820 --> 00:59:47,059
تموم شد ؟

935
00:59:47,180 --> 00:59:50,699
خواهش می‌کنم.من یه بچهٔ کوچیک
... تو خونه دارم.خواهش می‌کنم

936
00:59:50,780 --> 00:59:53,139
همه حرفاتو زدی ؟

937
00:59:53,260 --> 00:59:55,299
یخـورده آتیش میل کن متـرسک

938
01:01:06,980 --> 01:01:09,219
اسمت چیه؟

939
01:01:12,420 --> 01:01:13,699
«ماروین»

940
01:01:15,980 --> 01:01:17,979
ماروین چی ؟

941
01:01:21,220 --> 01:01:22,739
«ماروین نش»

942
01:01:29,460 --> 01:01:32,059
... «گوش کن «ماروین

943
01:01:34,140 --> 01:01:36,859
«گوش کن «ماروین نش
من یه پلیسم

944
01:01:39,060 --> 01:01:40,619
آره٬می‌دونم

945
01:01:43,060 --> 01:01:44,699
می‌دونی ؟

946
01:01:45,780 --> 01:01:49,139
... آره.اسم تو فردی چی‌چیه

947
01:01:50,340 --> 01:01:52,939
نیوندایک

948
01:01:53,020 --> 01:01:55,139
«فردی نیوندایک»

949
01:01:58,980 --> 01:02:05,019
فرانکی فرشتی» ... حدود پنج ماه قبل»
ما رو به هم معرفی کرد

950
01:02:07,820 --> 01:02:09,579
اصلاً اینو یادم نمیاد

951
01:02:13,620 --> 01:02:15,419
من یادم میاد

952
01:02:16,540 --> 01:02:18,699
لعنـت

953
01:02:18,780 --> 01:02:20,939
فردی» ؟»

954
01:02:22,020 --> 01:02:23,939
فردی» ؟»

955
01:02:24,020 --> 01:02:25,939
فردی» ؟»

956
01:02:29,060 --> 01:02:30,859
چه شکلی‌ام ؟

957
01:02:33,780 --> 01:02:34,780
چی ؟

958
01:02:43,220 --> 01:02:45,339
«نمی‌دونم چی بهت بگم٬«ماروین

959
01:02:49,380 --> 01:02:51,259
... اون لعنتی

960
01:02:53,180 --> 01:02:55,939
... اون مریض لعنتی

961
01:02:56,020 --> 01:02:58,899
... اون حروم‌زاده

962
01:03:01,020 --> 01:03:03,099
... ماروین»٬میخوام که طاقت بیاری»

963
01:03:04,460 --> 01:03:07,299
پلیسا تو یه خیابون اونطرفتر
منتظر حرکتن

964
01:03:08,340 --> 01:03:10,699
منتظر چی هستن پس ؟

965
01:03:11,900 --> 01:03:17,259
اون آدم لعنتی صورتمو برید
... و گوشمو قطع کرد

966
01:03:17,340 --> 01:03:19,619
از ریخت و قیافه افتادم

967
01:03:19,700 --> 01:03:21,339
... گـاییدمت

968
01:03:21,420 --> 01:03:24,539
گاییدمت... من دارم اینجا جون میدم

969
01:03:24,620 --> 01:03:26,739
من دارم جون میدم

970
01:03:34,860 --> 01:03:38,019
اونا حرکتی نمی‌کنن تا وقتی که
جو کابوت» پیداش بشه»

971
01:03:39,020 --> 01:03:41,099
من واسه گرفتن اون فرستاده شدم

972
01:03:42,020 --> 01:03:45,259
خیلی خب؟ حالا گوش کن

973
01:03:45,340 --> 01:03:47,059
اونا گفتن اون تو راهه

974
01:03:47,140 --> 01:03:48,979
«الان واسه من بزدل‌بازی در نیار «ماروین

975
01:03:50,940 --> 01:03:53,548
... ما فقط اینجا می‌شینیم و خون میدیم

976
01:03:53,561 --> 01:03:56,179
تا وقتی که «جو کابوت»٬کلهٔ گوهش
رو از این در٬ رد کنه

977
01:04:17,780 --> 01:04:19,659
به یه مادرجنده که «نفوذ کرده» سلام کن

978
01:04:19,780 --> 01:04:22,939
کابوت» داره یه کارو انجام میده»
و یه حدس گُنده بزن کی رو می‌خواد واسه تیم ؟

979
01:04:23,020 --> 01:04:25,419
بهتره یه جور از شوخی‌های
مخصوصت نباشه

980
01:04:25,540 --> 01:04:29,259
شوخی نیست.من اونجـام
بقل کونشم

981
01:04:36,820 --> 01:04:39,819
ادی مرد خوب» بهم میگه»
... جو» می‌خواد منو ببینه»

982
01:04:39,900 --> 01:04:43,419
میگه فقط باید تو آپارتمانم آماده
باشم و منتظر زنگ تلفنم بمونم

983
01:04:43,500 --> 01:04:47,259
بعد از سه شب لعنتی انتظار کشیدن پای تلفن
... اون دیشب بهم زنگ میزنه

984
01:04:47,340 --> 01:04:50,059
و میگه «جو» آماده‌ست
تا پونزده دقیقه دیگه میاد دنبالم

985
01:04:50,140 --> 01:04:53,179
کی اومد دنبال همهٔ شما؟ -
مرد خوب».ما رفتیم به یه بار» -

986
01:04:53,260 --> 01:04:55,539
کدوم بار ؟ -
«اسموکی پته» تو «گاردنا» -

987
01:04:55,620 --> 01:04:57,219
... می‌رسیم اونجا

988
01:04:57,300 --> 01:05:00,339
و من «جو» و یه شخصی
به نام «آقای سفید» رو ملاقات می‌کنم

989
01:05:00,420 --> 01:05:02,299
«یه اسم ساختگیه.اسم منم هست «آقای نارنجی

990
01:05:02,380 --> 01:05:05,179
آقای نارنجی» ؟» -
آقای نارنجی -

991
01:05:06,260 --> 01:05:08,299
... «خـب «آقای نارنجی

992
01:05:08,420 --> 01:05:12,059
قبلاً این مادر جنده رو اصلاً دیدی ؟ -
کی ؟ «آقای سفید» ؟ -

993
01:05:12,140 --> 01:05:13,739
«بله «آقای نارنجی».«آقای سفیـد

994
01:05:13,820 --> 01:05:15,659
نـه.اون آشنا نیست

995
01:05:15,740 --> 01:05:19,339
اون از سـربازهای «کابوت» هـم نیست
باید از خارج از شهر باشه

996
01:05:19,460 --> 01:05:21,619
جو» خیلی خوب می‌شناختش» -
چطور اینو میگی ؟ -

997
01:05:21,700 --> 01:05:24,739
طوری که حرف می‌زدن.میتونستی
بفهمی که اونا دوست‌های واقعی‌اند

998
01:05:24,820 --> 01:05:26,859
شما دو تا حرف زدید ؟ -
کی ؟ من و «جو» ؟ -

999
01:05:26,980 --> 01:05:28,979
«آقای سفید»

1000
01:05:29,100 --> 01:05:30,619
یه خورده -
دربارهٔ چی ؟ -

1001
01:05:30,700 --> 01:05:33,259
«بروورز» -
تیم بیسبال «میلواکی بروورز» ؟ -

1002
01:05:33,340 --> 01:05:35,288
آره.مثل اینکه شب قبلش بُرده بودن

1003
01:05:35,301 --> 01:05:37,259
بخاطرش پول زیادی به جیب زده بود

1004
01:05:37,640 --> 01:05:40,779
خب پس اگه این آدم قلابی یه طرفدار «بروورز» هست
باید اهل ایالت «ویسکانسین» باشه

1005
01:05:42,340 --> 01:05:44,899
و من سر همه چی و همه کس
... باهات شرط می‌بندم

1006
01:05:44,980 --> 01:05:47,379
که «میلواکی» از این «آقای سفید» پرونده داره

1007
01:05:47,500 --> 01:05:50,459
پـس کاری که من ازت می‌خوام
... انجام بدی مرور کردن عکس‌های بازداشتی

1008
01:05:50,580 --> 01:05:53,499
از همهٔ کسانی که اهل «میلواکی» قدیم٬با سابقهٔ
... سرقت مسلحانه هستند

1009
01:05:53,580 --> 01:05:55,259
اسمش رو از چهرش پیدا کن

1010
01:05:55,380 --> 01:05:57,619
کارت خـوب بود -
ممنون رفیق -

1011
01:05:58,420 --> 01:06:00,339
ارجاع به «مایکِ» لانگ بیچی چطور بود؟

1012
01:06:00,420 --> 01:06:03,419
عـالی.اون یه مدت خیلی
طولانی هوامو داشت

1013
01:06:03,500 --> 01:06:06,099
به اونا گفتم این «مایک» لانگ بیچی بوده
که باهاش پـوکر بازی کردم

1014
01:06:06,220 --> 01:06:09,059
وقتی «مرد خوب» برای بررسی احضارش کرد
... اون گفت مشکلی نداشت

1015
01:06:09,180 --> 01:06:11,819
گفت من یه سارق خوب
... بودم٬من عصـبی نشدم

1016
01:06:11,940 --> 01:06:13,368
آماده بودم که هر کاری اون
... صلاح بدونه انجام بدم

1017
01:06:13,381 --> 01:06:14,819
... اون آدم خوبیه

1018
01:06:14,940 --> 01:06:17,059
اگه بخاطر اون نبود٬داخل نمی‌بودم

1019
01:06:17,140 --> 01:06:18,699
... نه نه نه نه

1020
01:06:18,820 --> 01:06:21,619
مایک» لانگ بیچی رفیق»
تو نیست٬مرد

1021
01:06:21,740 --> 01:06:25,819
مایک» لانگ بیچی یه آدم بیشرفه»
... اون رفیقای خودشو می‌فروشه

1022
01:06:25,900 --> 01:06:28,419
این همچین آدم خـوبیه که اون گوه هست٬باشه؟

1023
01:06:28,540 --> 01:06:32,419
من حواسم بهش هست٬اما تو اون
... بی شرف پست رو از ذهنت خارج می‌کنی

1024
01:06:32,540 --> 01:06:34,699
و مراقب کاری.متوجهی ؟

1025
01:06:34,780 --> 01:06:36,459
رفـت

1026
01:06:41,780 --> 01:06:43,499
از «داستان تُوالت» استفاده کردی ؟

1027
01:06:44,780 --> 01:06:47,779
داستان تُوالت» چیه ؟» -
یه نمایشه٬مرد.حفظش کن -

1028
01:06:49,180 --> 01:06:50,539
یه چی ؟

1029
01:06:50,620 --> 01:06:53,099
ببین مرد٬یه پلیس مخفی
باید «مارلون براندو» باشه٬خُب؟

1030
01:06:53,180 --> 01:06:55,259
برای انجام دادن این کار
... تو باید یه بازیگر عالی باشی

1031
01:06:55,340 --> 01:06:58,499
تو باید طبیعی باشی
... تو باید بدجـوری طبیعی باشی

1032
01:06:58,580 --> 01:07:01,299
چون که اگه تو یه بازیگر عالی نیستی
... یه بازیگر بد هستی

1033
01:07:01,380 --> 01:07:03,499
و بد بازی کردن مزخرفه تو این کار

1034
01:07:03,580 --> 01:07:05,459
این چیه ؟

1035
01:07:05,540 --> 01:07:07,919
اون یه داستان کوتاه سرگرم‌کننده‌ست
دربارهٔ یه معاملهٔ مواد

1036
01:07:09,180 --> 01:07:10,539
چی ؟

1037
01:07:10,660 --> 01:07:14,859
یه چیز بامزه که وقتی داشتی یه کار لعنتی
رو انجام می‌دادی برات اتفاق افتاده.لعنت مرد

1038
01:07:14,940 --> 01:07:16,859
من باید همهٔ اینو حفظ کنم ؟

1039
01:07:16,940 --> 01:07:18,928
بیشتر از چهار صفحه از
این گوه هست

1040
01:07:18,941 --> 01:07:20,939
فقط اینطور در موردش فکر کن
که انگار یه جـوکه

1041
01:07:21,020 --> 01:07:24,139
تو چیزی که مهمه رو حفظ می‌کنی
بقیش رو از خودت می‌سازی.باشه ؟

1042
01:07:24,260 --> 01:07:27,419
تو می‌تونی جوک بگی٬نمی‌تونی؟ -
نـه -

1043
01:07:27,500 --> 01:07:29,368
... خب٬فرض کنیم تو «دان ریکلس» یا

1044
01:07:29,381 --> 01:07:31,259
یا یه خری هستی و یه جوک میگی٬خیلی خب ؟

1045
01:07:31,340 --> 01:07:34,219
حالا چیزهایی که تو باید
به یاد داشته باشی٬جزئیات هستن

1046
01:07:34,300 --> 01:07:36,379
این جزئیاته که باعث فروش داستانت میشه

1047
01:07:36,460 --> 01:07:39,419
این داستان بخصوص٬تو
توالت مردانه اتفاق می‌افته

1048
01:07:39,500 --> 01:07:42,059
پس تو باید همه جزئیات رو دربارهٔ
اون توالت مردانه بدونی

1049
01:07:42,140 --> 01:07:45,939
تو باید بدونی برای خشک کردن دست‌هات
... اونا دستمال حوله‌ای دارن یا دستگاه خُشک‌کن

1050
01:07:46,020 --> 01:07:49,619
... تو باید بدونی آیا اتاق‌ها در دارن یا نه مرد

1051
01:07:49,740 --> 01:07:51,419
... تو باید بدونی آیا اونا صابون مایع دارن

1052
01:07:51,540 --> 01:07:54,819
یا اون گوهِ پودر شدهٔ ریز شدهٔ صـورتی
که قبلاً تو دبیرستان استفاده میشد.یادته ؟

1053
01:07:54,900 --> 01:07:56,288
تو باید بدونی آیا اونا آب داغ دارند یا نه

1054
01:07:56,301 --> 01:07:57,699
... آیا بوی گَند میده

1055
01:07:57,780 --> 01:07:59,499
... آیا یه آدم کثیفِ پستِ

1056
01:07:59,620 --> 01:08:03,819
تفالهٔ مادر جنده٬روی تموم یکی
از توالت‌ها اسهال پاشیده

1057
01:08:03,900 --> 01:08:07,499
تو باید هر جزئیاتی که اونجا برای فهمیدن
این «توالت» هست٬رو بدونی

1058
01:08:07,580 --> 01:08:12,299
پس کاری که تو باید کنی اینه که همهٔ
جزئیاتشون رو بگیری و از خودت بسازیشون

1059
01:08:12,380 --> 01:08:16,259
و در حالی که این کارو می‌کنی
... تو باید یادت باشه که این داستان دربارهٔ توئه

1060
01:08:16,340 --> 01:08:19,539
و چطور اتفاق‌هایی که افتاده رو درک کردی

1061
01:08:19,620 --> 01:08:22,539
تنها راه برای انجام دادنش
... اینه که برادر من

1062
01:08:22,620 --> 01:08:27,219
... مُدام بخونیش و بخونیش و بخونیش و

1063
01:08:30,620 --> 01:08:34,659
این قضیه واسه زمان قحطی ماری‌جوانا
تو «لس آنجلس» سال ۱۹۸۶ بود

1064
01:08:35,660 --> 01:08:38,268
... من هنوز یه رابط داشتم
که دیوانه‌کننده بود

1065
01:08:38,281 --> 01:08:40,899
چون هیچ خراب شده‌ای
نمی‌تونستی علف گیر بیاری

1066
01:08:42,620 --> 01:08:45,548
به هر حال ... من ارتباط داشتم
... با این تیکهٔ هیپی

1067
01:08:45,561 --> 01:08:48,499
تو «سانتا کروز» و همهٔ
رفیقام می‌شناختنش

1068
01:08:48,580 --> 01:08:51,779
اونا زنگ میزنن بهم
...و میگن «سلام٬فردی

1069
01:08:51,860 --> 01:08:57,259
... اونا میگن «سلام٬رفیق٬داری یه مقدار می‌گیری؟

1070
01:08:57,340 --> 01:09:00,619
«می‌تونی یه مقدار واسه منم بگیری؟
انگار اونا می‌دونستن هنوز می‌کِشم

1071
01:09:00,700 --> 01:09:04,059
پس اونا ازم می‌خواستن یه مقدار
براشون بخرم٬وقتی که واسه خودم می‌خریدم

1072
01:09:04,140 --> 01:09:05,699
... اما شده بود

1073
01:09:06,780 --> 01:09:08,859
... شده بود٬شده بود

1074
01:09:10,380 --> 01:09:12,739
شده بود ... هر وقت که یه مقدار علف خریدم

1075
01:09:12,820 --> 01:09:15,779
برای چهار یا پنج آدم مختلف لعنتی
دیگه هم می‌خریدم

1076
01:09:15,860 --> 01:09:20,459
آخر گفتم لعنت به این وضع.دارم این
جنده رو پولدار می‌کنم

1077
01:09:20,580 --> 01:09:23,939
اون مجبور نیست هیچ کاری کنه
اون حتی اصلاً مجبور نیست این آدما رو ببینه

1078
01:09:24,020 --> 01:09:25,779
من همهٔ کارو می‌کردم

1079
01:09:25,860 --> 01:09:30,219
اما بعدش دیگه خیلی اعصاب خُردکن شده بود
مردم همه وقت بهم زنگ می‌زنن

1080
01:09:30,300 --> 01:09:34,459
من حتی نمی‌تونستم یه نوار فیلم کرایه کنم
بدون اینکه شش تا تماس لعنتی تلفنی مزاحمم نشن

1081
01:09:34,540 --> 01:09:37,299
«دفعه بعدی که یه مقدار می‌گیری کی هست؟»
... مادر جنده»

1082
01:09:37,380 --> 01:09:40,619
من دارم سعی می‌کنم «پسـران از دست رفته» رو ببینم
«وقتی یه مقدار گرفتم٬خبرت می‌کنم

1083
01:09:40,700 --> 01:09:43,739
بعدش اون معتادهای قراضه
پیداشون شد

1084
01:09:43,860 --> 01:09:46,939
اونا رفقام و اینا هستن٬اما با این حال٬می‌دونی؟

1085
01:09:47,020 --> 01:09:48,859
من جنس‌ها رو خوابونده شده
تو کیف‌های شصت دلاری گرفتم

1086
01:09:48,940 --> 01:09:51,459
اونا کیف با قیمت شصت دلار نمی‌خوان
اونا با قیمت ده دلار می‌خوان

1087
01:09:51,540 --> 01:09:54,388
تقسیم کردنش٬اعصاب خرد کنی اصلیه

1088
01:09:54,401 --> 01:09:57,259
من اصلاً نمی‌دونم کیف ده دلاری چه شکلی هست

1089
01:09:57,340 --> 01:09:59,579
این یه وضعیت خیلی عجیبه

1090
01:10:01,020 --> 01:10:05,499
نمی‌دونم اگه قبلاً رو یادتون بیاد تو سال ۸۶
یه قحطی بزرگ وجود داشت

1091
01:10:05,580 --> 01:10:06,939
... هیچکی٬هیچی نداشت

1092
01:10:07,020 --> 01:10:10,379
مردم با «رزین» (شیرهٔ درختی) سَر می‌کردن٬تا چند ماه
چوب تو پیپ‌هاشون دود می‌کردن

1093
01:10:10,500 --> 01:10:12,059
... این تیکه یه دسته داشت

1094
01:10:12,180 --> 01:10:14,379
و التماسم می‌کنه که بفروشمش

1095
01:10:14,460 --> 01:10:17,419
خب من بهش گفتم٬دیگه نمی‌خوام
... فروشندگی مواد کنم

1096
01:10:17,500 --> 01:10:21,259
اما یخورده برمی‌دارم و میفروشمش
به دوستان نزدیک نزدیک نزدیکم

1097
01:10:21,340 --> 01:10:24,059
... اون قبول کرد همون قرارو مثل قبل نگه داریم

1098
01:10:24,140 --> 01:10:27,659
ده درصد و مواد مجانی واسه من
تا آخر اون هفته‌ای که کمکش کردم

1099
01:10:27,780 --> 01:10:31,139
یکی از این علف‌های آجری داشت که می‌فروخت
اون نمی‌خواست تنهایی بره سر معامله

1100
01:10:31,220 --> 01:10:34,979
برادرش معمولاً باهاش می‌رفت
اما اون یکدفعه‌ای تو بخشه

1101
01:10:35,060 --> 01:10:38,299
بخاطر چی ؟ -
جریمه رانندگیش حکم توقیف شدن گرفته -

1102
01:10:38,380 --> 01:10:41,699
اونا واسه چیزی نگهش داشتن٬ازش حکم
پیدا کردن٬بردنش به بخش

1103
01:10:41,780 --> 01:10:44,859
حالا اون نمی‌خواد همینطوری
تنها راه بره با همهٔ اون علف‌ها

1104
01:10:44,940 --> 01:10:46,419
من نمی‌خوام این کارو کنم

1105
01:10:46,540 --> 01:10:48,579
حس خیلی بدی دربارش دارم

1106
01:10:48,660 --> 01:10:51,099
اون همش ازم می‌خواد٬همش از می‌خواد
... همش ازم می‌خواد

1107
01:10:51,220 --> 01:10:53,379
آخرش گفتم باشه چون از شنیدنش
دیوونه شدم

1108
01:10:53,460 --> 01:10:55,899
حالا ما داریم دنبال اون یارو
... تو ایستگاه قطار میریم

1109
01:10:55,980 --> 01:10:58,979
تو رفتی ایستگاه٬دنبال خریدار
با اون علف‌ها همراهت ؟

1110
01:10:59,100 --> 01:11:01,419
طرف فوری می‌خواستش
ازم نپرس چرا

1111
01:11:01,500 --> 01:11:05,739
در هر حال٬ما رسیدیم به ایستگاه قطار
و منتظر اون شخصیم

1112
01:11:05,860 --> 01:11:07,688
... من علف رو توی یکی از اون

1113
01:11:07,701 --> 01:11:09,539
ساک‌های کوچیک دوشی حمل می‌کنم
من باید بشاشم

1114
01:11:09,620 --> 01:11:12,539
به رابط میگم الان برمی‌گردم
میرم به توالت مردانه

1115
01:11:17,460 --> 01:11:20,499
خب من پا میزارم به توالت مردانه
و کی اونجا ایستاده ؟

1116
01:11:22,020 --> 01:11:25,419
«چهار کلانتر بخش «لس آنجلس
و یه سگ آلمانی

1117
01:11:27,700 --> 01:11:31,099
اونا منتظر تو هستن ؟ -
نه٬فقط یه دسته پلیس که دارن حرف می‌زنن -

1118
01:11:31,220 --> 01:11:33,448
وقتی که از در رد شدم همشون
چیزی که داشتن دربارش حرف می‌زدن

1119
01:11:33,461 --> 01:11:35,699
رو ول کردن و نگاه کردن به من

1120
01:11:35,780 --> 01:11:40,539
این سخته مرد
این یه موقعیت خیلی سخته

1121
01:11:40,620 --> 01:11:42,299
سگ آلمانی شروع کرد به پارس کردن

1122
01:11:44,020 --> 01:11:45,739
اون داره به من پارس میکنه

1123
01:11:45,820 --> 01:11:48,259
منظورم اینه که٬مشخصه که داره
به من پارس میکنه

1124
01:11:49,500 --> 01:11:51,579
... تا آخرین رشته‌های عصبیم٬همهٔ حس‌های بدنم

1125
01:11:51,600 --> 01:11:53,999
خون توی رگ‌هام٬هر چیزی که دارم
جـیغ می‌کشید

1126
01:11:54,000 --> 01:11:57,799
بزن به چاک٬مرد.فقط برو بیرون.فقط گورت»
«رو از اونجا گم کن

1127
01:11:58,280 --> 01:11:59,459
ترس مثل یه سطل آب
بهم ضربه می‌زد

1128
01:11:59,500 --> 01:12:01,779
اولش شوک حاصل از برخورد هست
بَممم٬درست توی صورت

1129
01:12:02,240 --> 01:12:04,319
من فقط اونجا ایستادم
... خیس شده از ترس

1130
01:12:04,340 --> 01:12:07,179
و همهٔ این کلانترها دارن به من
... نگاه می‌کنن٬و اونا می‌دونن مرد

1131
01:12:07,260 --> 01:12:10,779
اونا می‌تونستن بوش کنن
با همون اطمینان که اون سگ لعنتی می‌تونست

1132
01:12:10,860 --> 01:12:12,659
اونا می‌تونستن روی من بوش کنن

1133
01:12:13,800 --> 01:12:15,839
خـفه شـو

1134
01:12:16,260 --> 01:12:18,019
... خب٬به هر حال

1135
01:12:18,140 --> 01:12:19,779
... من تفنگم رو کشیده نگه داشتم٬خب

1136
01:12:19,860 --> 01:12:25,179
و درست مستقیم به سمت این یارو گرفتم
«و بهش میگم «بی‌حرکت.. تکون نخور

1137
01:12:25,260 --> 01:12:27,979
و این احمق کوچولو داره درست به من
نگاه میکنه٬سرش رو تکون میده

1138
01:12:28,100 --> 01:12:30,299
«و میگه «می‌دونم٬می‌دونم٬می‌دونم

1139
01:12:30,380 --> 01:12:33,539
اما در این حال٬دست راستش
داره آروم سمت جعبه داشبورد میره

1140
01:12:33,620 --> 01:12:38,739
و من داد می‌زنم سرش
...میگم «احمق٬همین الان بهت شلیک میکنم

1141
01:12:38,860 --> 01:12:40,699
«دستات رو بذار روی داشبورد

1142
01:12:40,780 --> 01:12:43,468
و اون هنوز داره منو نگاه می‌کنه
و سرشو تکون میده

1143
01:12:43,481 --> 01:12:46,179
«می‌دونم٬می‌دونم٬می‌دونم»

1144
01:12:46,260 --> 01:12:49,979
و در این حال٬می‌دونی ٬دستش
هنوز داره سمت جعبه داشبورد میره

1145
01:12:50,060 --> 01:12:55,819
... و گفتم «رفیق٬شلیک می‌کنم تو صورتت

1146
01:12:55,900 --> 01:12:58,459
«اگه دستات رو روی داشبورد لعنتی نگذاری

1147
01:12:59,540 --> 01:13:04,059
و بعدش دوست‌دختر این یارو
... این جندهٔ شرقیِ واقعاً سکسی٬می‌دونی

1148
01:13:04,180 --> 01:13:07,339
شروع کرد به داد کشیدن سر اون
... چاک.. چاک.. داری چی کار می‌کنی؟»

1149
01:13:07,420 --> 01:13:10,099
به افسر گوش کن.دستات رو بذار
«روی داشبورد

1150
01:13:10,180 --> 01:13:13,259
بعد٬می‌دونی٬خیلی عجیب یارو
... بی‌خیال شد

1151
01:13:13,340 --> 01:13:15,219
و عادی دستاشو می‌گذاره روی داشبورد

1152
01:13:15,300 --> 01:13:18,859
 می‌خواست چی رو بگیره ؟ -
مدارک لعنتیش -

1153
01:13:18,940 --> 01:13:21,219
... شـوخی می‌کنی

1154
01:13:21,300 --> 01:13:25,419
نه.. شهروند احمق نمی‌دونست
چقدر نزدیک شد که سرشو به باد بده

1155
01:13:25,540 --> 01:13:27,619
نـزدیک بود٬مرد

1156
01:14:00,180 --> 01:14:01,940
تو می‌دونی چطور از پس همچین
موقعیتی بر بیای

1157
01:14:03,100 --> 01:14:05,259
از ترس می‌رینی به شلوارت
و شیـرجه می‌زنی و شنا می‌کنی

1158
01:14:08,180 --> 01:14:10,419
بیشتر در مورد «کـابـوت» برام بگو

1159
01:14:10,540 --> 01:14:12,059
نمی‌دونم

1160
01:14:12,140 --> 01:14:13,739
اون .. اون آدم باحـالیه

1161
01:14:13,820 --> 01:14:16,819
نمی‌دونم.بامزه‌ست

1162
01:14:16,900 --> 01:14:18,299
اون یه آدم بامزه‌ست

1163
01:14:18,420 --> 01:14:21,379
چهار شگفت‌انگیز» رو یادته؟»

1164
01:14:22,580 --> 01:14:26,299
آره٬با اون جندهٔ نامرئی
و «مشعل روشن» و اینا

1165
01:14:27,660 --> 01:14:33,019
چـیز».مادر جنده درست»
شبیه شخصیت «چیز» هست

1166
01:14:37,400 --> 01:14:41,752
سلام.وقت نمایشه
کُتت رو بگیر.بیرون پارک کردم

1167
01:14:42,660 --> 01:14:44,419
الان میام پایین

1168
01:14:45,580 --> 01:14:47,179
الان میاد پایین

1169
01:16:07,340 --> 01:16:10,419
الان واسه من بزدل‌بازی در نیار
اونا نمی‌دونن

1170
01:16:11,500 --> 01:16:13,739
اونا هیچی نمی‌دونن

1171
01:16:13,820 --> 01:16:15,859
تو آسیب نمی‌بینی

1172
01:16:15,940 --> 01:16:20,059
تو خودِ «بارتا» (شخصیت سریالی تلویزیونی) هستی
اونا هر کلمه رو باور کردن٬چـون تو فـوقِ خـونسردی

1173
01:16:27,700 --> 01:16:29,299
اینم از رفیق ما

1174
01:16:29,380 --> 01:16:31,608
... قسم می‌خورم یه آدم باید سنگ‌هایی به اندازهٔ

1175
01:16:31,621 --> 01:16:33,859
تنگهٔ جبل‌الطارق تو سرش داشته باشه
که «مخـفی» کار بکنه

1176
01:16:33,980 --> 01:16:36,859
یکی از اینا می‌خوای ؟ -
آره٬این شیرینی «پنجه خرسی» رو بده -

1177
01:16:52,260 --> 01:16:57,379
من می‌دونم چی دارم میگم٬باشه؟
زنهای سیاه شبیه زنهای سفید نیستن

1178
01:16:57,500 --> 01:16:59,099
یه تفاوت ناچیز هـست

1179
01:16:59,180 --> 01:17:01,699
خیلی بامزست.می‌دونی منظورم چیه

1180
01:17:01,780 --> 01:17:03,688
... چیزی که یه جندهٔ سفید تحمل می‌کنه

1181
01:17:03,701 --> 01:17:05,619
یه جندهٔ سیاه برای یه دقیقه هم نمی‌کنه

1182
01:17:05,700 --> 01:17:08,659
اونـا یه خط دارن و اگه تو ازش رد شی
کونت میذارن

1183
01:17:08,740 --> 01:17:11,219
باید روی این یکی با «صورتی» همراهی کنم
دیـدم که اتفاق افتاده

1184
01:17:11,340 --> 01:17:13,859
باشه آقای کارشناس٬اگه
... اینطور ثابت و معلومه

1185
01:17:13,940 --> 01:17:18,379
چه جوریه که هر کاکا سیاهی که من می‌شناسم
مثل سگ با زنش رفتار می‌کنه

1186
01:17:18,460 --> 01:17:20,408
باهـات شرط می‌بندم که اینا
... همون کاکاسیاه‌های لعنتی هستن

1187
01:17:20,421 --> 01:17:22,379
که خودِ کثیفِ واقعیشون رو تو جمع نشون میدن

1188
01:17:22,460 --> 01:17:24,939
وقتی جنده‌هاشون بیارنشون خونه
خفه می‌گیرن

1189
01:17:25,060 --> 01:17:28,099
نه این آدما -
اوه٬آره٬این آدما هم همنیطور -

1190
01:17:28,180 --> 01:17:30,379
واسه شما آقایون یه داستان میگم

1191
01:17:30,460 --> 01:17:35,139
«تو یکی از دیسکوهای بابا یه «پیشخدمت مخصوص نوشیدنیِ
«سیاه هست به نام «ایـلویس

1192
01:17:35,220 --> 01:17:37,939
ایلویس ؟ -
آره٬ایلویس -

1193
01:17:38,020 --> 01:17:40,979
ای-لویس».ما صداش می‌کردیم»
«خانم «ای

1194
01:17:41,060 --> 01:17:44,899
(اهل کجا بود ؟ «کامپـتون» ؟ (شهری بدنام بخاطر جنایت و فحشاء

1195
01:17:44,980 --> 01:17:46,739
(اهل «لدرا هایتس» (اکثر ساکنینش سیاه‌پوستان ثروتمندن

1196
01:17:46,820 --> 01:17:49,659
اوه لدرا هایتس.این همون «بورلی‌ هیلزِ» سیاهه

1197
01:17:49,740 --> 01:17:52,379
این همون بورلی هیلزِسیـاه نیست

1198
01:17:52,460 --> 01:17:54,939
این همون «پالوس وردس» سیاهه

1199
01:17:55,060 --> 01:18:00,459
در هر حال٬خانم «ای»٬یعنی میگم
اون آخره اغـواگری بود

1200
01:18:00,540 --> 01:18:03,779
فوق‌العاده باور نکردنی.هر مردی که
... چشماش رو انداخت به اون

1201
01:18:03,900 --> 01:18:06,099
مجبور میشد اقلاً یه بار
بخاطرش جلق بزنه

1202
01:18:06,180 --> 01:18:09,779
می‌دونید شبیه کی بود؟
«شبیه «کریستی لاو

1203
01:18:09,900 --> 01:18:11,939
اون سریال تلویزیونی رو یادتون میاد
«کریستی لاو رو خبر کن»

1204
01:18:12,020 --> 01:18:14,579
دربارهٔ اون پلیس زن سیاه‌پوست
... اون همیشه عادت داشت بگه

1205
01:18:14,700 --> 01:18:16,939
«تـو تحت بازداشتی٬جـونم »

1206
01:18:18,700 --> 01:18:20,859
اون تیکه‌ای که «کریستی لاو» رو
بازی کرد٬کی بود؟

1207
01:18:20,940 --> 01:18:22,979
«پم گریر» -
نـه٬اون «پم گریر» نبود -

1208
01:18:23,060 --> 01:18:24,779
پم گریر» یکی دیگه بود»

1209
01:18:24,860 --> 01:18:26,459
پم گریر» فیلم کار می‌کرد»

1210
01:18:26,540 --> 01:18:31,259
کریستی لاو» مثل یه سریال تلویزیونی پم گریری»
«بود٬بدون «پم گریر

1211
01:18:31,380 --> 01:18:34,059
خب پس «کریستی لاو» کی بود؟ -
من از کدوم قبری باید بدونم؟ -

1212
01:18:34,180 --> 01:18:36,459
عالی شد٬الان یه زجر‌کشیدهٔ کاملم

1213
01:18:36,540 --> 01:18:39,859
هرکسی اون بود٬مهم نیست
اون دقیقاً شبیه «ایلویس» بود

1214
01:18:39,980 --> 01:18:41,339
«ان فرانسیس»

1215
01:18:41,420 --> 01:18:44,139
نه٬ اون سریال «هانی وست» بود

1216
01:18:44,220 --> 01:18:48,099
ان فرانسیس» سفید پوسته» -
خفـه شو.الان دارم سعی می‌کنم یه داستان بگم -

1217
01:18:48,180 --> 01:18:52,939
اون دقیقاً شبیه «ایلویس» بود
... در هر حال٬من یه شب میام به دیسکو

1218
01:18:53,020 --> 01:18:56,899
و اونجـا «کارلوس» هست.اون متصدی باره
اون یه مهاجره قاچاقیه.اون دوست منه

1219
01:18:56,980 --> 01:18:58,979
... من بهش میگم

1220
01:18:59,060 --> 01:19:01,539
«کارلوس٬خانم ای امشب کجاست؟»

1221
01:19:01,660 --> 01:19:05,939
حالا اینکه ظاهراً خانم «ای» با
... یه گوه واقعی ازدواج کرده

1222
01:19:06,020 --> 01:19:08,939
یعنی میگم یه حیوان واقعی
اون عادت داره که باهاش کارهایی ‌کنه

1223
01:19:09,020 --> 01:19:11,539
کارهایی کنه؟ کارهایی می‌کنه مثل چی؟
چی‌کار می‌کنه؟

1224
01:19:11,620 --> 01:19:13,459
اون کُتکش زده یا همچین چیزی ؟

1225
01:19:13,540 --> 01:19:16,579
من نمی‌دونم اون چیکار کرده.اون فقط
کارهایی کرده٬خیلی خب ؟

1226
01:19:16,660 --> 01:19:20,339
خب٬در هر حال٬یه شب
خانم «ای» واقعاً خـونسـرد عمل می‌کنه

1227
01:19:20,420 --> 01:19:22,539
اون صبر می‌کنه تا این گوه مست بشه

1228
01:19:22,620 --> 01:19:25,539
اون روی کاناپه خـوابش می‌بره

1229
01:19:25,620 --> 01:19:30,179
آروم نزدیکش میشه٬یه مقدار
... چسب «واکـو» میذاره روی کیرش

1230
01:19:30,260 --> 01:19:32,219
و کیرش رو به شکمش می‌چسبونه

1231
01:19:35,460 --> 01:19:38,139
من جـدی‌ام مرد.جدی‌ام
من شـدید جـدی‌ام

1232
01:19:38,220 --> 01:19:41,459
اونا مجبور شدن بهیار خبر کنن
تا بتونن کیرو آزاد کنن٬واقعاً میگم

1233
01:19:41,580 --> 01:19:44,739
چه کارای عجیب‌ غریبی که می‌تونی باهاش کنی -
خیلی عصبانی شد؟ -

1234
01:19:46,420 --> 01:19:48,708
چه احساسی بهت دست میده
... اگه هر وقت که بایستی بشاشی

1235
01:19:48,721 --> 01:19:51,019
مجبور بودی رو دستات بایستی ؟

1236
01:19:55,860 --> 01:19:59,139
شما آقایون دوست دارید جوک بگید
و هِرهِر بخندید و مسخره‌بازی کنید٬هـا ؟

1237
01:19:59,260 --> 01:20:02,379
خندیدن مثل یه مُشت هرزهٔ
جوون تو حیاط مدرسه

1238
01:20:02,460 --> 01:20:04,139
خب بذارید یه جوک بگم

1239
01:20:05,220 --> 01:20:09,068
پنج مرد نشستن توی یه سلول
«در زندان «سن کوئنتین

1240
01:20:09,800 --> 01:20:12,558
متعجب که چطور کارشون
به اونجا رسید

1241
01:20:12,580 --> 01:20:14,568
چه کاری رو اشتباه انجام دادیم؟ چی رو»
«نبایستی انجام داده بودیم؟

1242
01:20:14,581 --> 01:20:16,579
«چه کاری رو نکردیم؟»

1243
01:20:16,700 --> 01:20:20,059
«این تقصیر توئه٬تقصیر منه٬تقصیر اونه»
همهٔ این مزخرفات

1244
01:20:20,140 --> 01:20:24,299
بالاخره یکی به این فکر
... رسید که «صبر کن ببینم

1245
01:20:24,380 --> 01:20:28,859
در حالیکه این سرقت رو طراحی می‌کردیم
«همهٔ کاری که کردیم این بود که همینطور بشینیم و جـوک بگیم

1246
01:20:29,500 --> 01:20:31,579
پـیامو گـرفتید ؟

1247
01:20:33,060 --> 01:20:35,219
رفقا قصدم این نیست که
سرتون داد بزنم

1248
01:20:36,300 --> 01:20:39,459
وقتی این سرقت تمومه
و من مطمئنم که موفقیت‌آمیز خواهد بود

1249
01:20:39,540 --> 01:20:43,059
«به جهنم٬میریم جنوب سمت «جزایر هـاوایی
من با همهٔ شما می‌خندم

1250
01:20:43,180 --> 01:20:45,059
منو شخصیتی متفاوت در اونجا
خواهید یافت

1251
01:20:45,180 --> 01:20:47,619
در حال حاضر٬کاره که اهمیت داره

1252
01:20:48,700 --> 01:20:52,939
به استثنای «ادی» و خـودم
... که از قبل می‌شناسیدش

1253
01:20:53,060 --> 01:20:55,779
ما قصد داریم در این کار از
اسم‌های مستعار استفاده کنیم

1254
01:20:55,900 --> 01:20:58,459
... تحت هیچ شرایطی

1255
01:20:58,540 --> 01:21:04,019
نمی‌خوام هیچ کدوم از شما بوسیلهٔ
اسم‌های اصلیتون با هم ارتباط برقرار کنید

1256
01:21:04,100 --> 01:21:08,299
و نمی‌خوام هیچ صحبتی در مورد
مسائل شخصیتون داشته باشید

1257
01:21:08,420 --> 01:21:14,379
که شـامل میشه ٬جایی که بوده‌اید٬اسم همسرتون
... جایی که احتمالاً حبس زندان رو گذروندید

1258
01:21:14,460 --> 01:21:18,299
یا بانکی که شاید در «سن پترزبورگ» زدید

1259
01:21:18,380 --> 01:21:24,019
همه چیزی که از شما آقایون می‌خوام که
دربارش صحبت کنید٬اگه مجبورید٬اینه که قصد دارید چیکار کنید

1260
01:21:24,900 --> 01:21:27,219
همین باید کافی باشه

1261
01:21:27,300 --> 01:21:28,699
... این هم اسم‌هاتون

1262
01:21:29,700 --> 01:21:31,059
«آقای قهوه‌ای»

1263
01:21:31,180 --> 01:21:32,619
«آقای سفید»

1264
01:21:32,700 --> 01:21:34,339
«آقای بلوند»

1265
01:21:34,420 --> 01:21:35,699
«آقای آبی»

1266
01:21:35,724 --> 01:21:36,363
«آقای نارنجی»

1267
01:21:36,420 --> 01:21:39,019
«و «آقای صـورتی -
چرا من آقای صورتی ؟ -

1268
01:21:39,100 --> 01:21:41,179
چون تو یه کونی هستی٬باشه؟

1269
01:21:43,180 --> 01:21:45,479
چرا نمی‌تونیم رنگ‌هامون رو خودمون انتخاب کنیم؟ -
نمیشه -

1270
01:21:45,500 --> 01:21:48,219
نمیشه.یه بار امتحان کردیم
جواب نمیده

1271
01:21:48,300 --> 01:21:51,819
چهار تا آدم گیر میاری که دارن می‌جنگن
سر اینکه چه کسی «آقای سیاه» باشه

1272
01:21:51,900 --> 01:21:55,139
اونا همدیگه رو نمی‌شناختن
در نتیجه هیچکس نمی‌خواد کـوتاه بیاد

1273
01:21:55,260 --> 01:21:57,539
نمیشه.من انتخاب می‌کنم
تو «آقای صورتی» هستی

1274
01:21:57,620 --> 01:22:00,859
ممنون باش که «آقای زرد» نیستی

1275
01:22:00,940 --> 01:22:03,499
آره اما «آقای قهوه‌ای»٬یخورده
زیادی نزدیکه به آقای گـوه

1276
01:22:03,580 --> 01:22:05,299
آقای صورتی» به نظر آقای کُس میاد»

1277
01:22:05,380 --> 01:22:09,259
چطوره اگه «آقای بنفش» باشم؟
از نظر من خوبه.من «آقای بنفش» هستم

1278
01:22:09,340 --> 01:22:11,819
تو «آقای بنفش» نیستی

1279
01:22:11,940 --> 01:22:16,099
یه آدم در یه کار دیگه «آقای بنفش» هست
تو «آقای صورتی» هستی

1280
01:22:16,180 --> 01:22:17,899
کی اهمیت میده اسم تو چیه؟

1281
01:22:18,020 --> 01:22:19,948
آره واسه تو راحته که بگی
تو آقای سفیدی

1282
01:22:19,961 --> 01:22:21,899
تو اسم خوش صدایی داری

1283
01:22:21,980 --> 01:22:25,379
خیلی خب٬ببین٬اگه برات اهمیت نداره که
آقای صورتی باشی٬می‌خوای معاوضه کنیم

1284
01:22:25,460 --> 01:22:28,299
هیچکس با هیچکس معاوضه نمی‌کنه

1285
01:22:28,380 --> 01:22:31,499
این یه جلسهٔ شـورای شهر لعنتی نیست٬می‌دونی؟

1286
01:22:33,180 --> 01:22:35,259
«حالا خـوب گوش کن٬«آقای صورتی

1287
01:22:35,380 --> 01:22:37,819
... دو تا راه هست که می‌تونی بیای به این کار

1288
01:22:37,900 --> 01:22:40,379
راه من یا راه در خـروجی

1289
01:22:40,500 --> 01:22:42,339
حالا چی خـواهد بود٬«آقای صورتی» ؟

1290
01:22:42,460 --> 01:22:45,939
... یا مسیح «جو»٬بی‌خیالش شـو

1291
01:22:46,060 --> 01:22:48,739
در شـأن من نیست٬می‌دونی.من آقای صورتی‌ام
بیا ادامه بدیم

1292
01:22:48,820 --> 01:22:51,219
ادامه میدم هر وقت
خودم دلم بخـواد

1293
01:22:52,100 --> 01:22:54,339
همهٔ شماها پیام لعنتی رو گرفتید؟

1294
01:22:56,460 --> 01:22:59,819
اینقدر که با عصبانیت سر شماها داد زدم
به سختی می‌تونم صحبت کنم

1295
01:23:01,860 --> 01:23:03,899
بریم سراغ کار

1296
01:23:03,980 --> 01:23:06,419
بیا مرورش کنیم
تـو کجایی ؟

1297
01:23:06,500 --> 01:23:08,448
من بیرون ایستادم
و در رو نگهبانی میدم

1298
01:23:08,461 --> 01:23:10,419
اجازه نمیدم هیچکس داخل بره یا خارج بشه

1299
01:23:10,540 --> 01:23:13,020
آقای قهوه‌ای» ؟» -
آقای قهوه‌ای» توی ماشین منتظره» -

1300
01:23:14,140 --> 01:23:16,939
اونطرف خیابون پارک کرده.وقتی علامت
میدم جلوی فروشگاه ایست می‌کنه

1301
01:23:17,020 --> 01:23:19,379
آقای بلوند» و «آقای آبی» ؟»

1302
01:23:19,500 --> 01:23:23,019
کنترل مردم.اونا کارمندا و مشتریا
رو اداره می‌کنن

1303
01:23:23,100 --> 01:23:26,219
کون اون دختر ؟ -
نشسته درست اینجا رو کیر بنده -

1304
01:23:28,740 --> 01:23:30,659
خـودم و «آقای صـورتی» ؟

1305
01:23:30,740 --> 01:23:34,859
شما دو تا مدیرو می‌برید پشت
و مجبورش می‌کنید الماس‌ها رو بده

1306
01:23:34,980 --> 01:23:37,099
ما برای اون الماسا اونجاییم٬همین و بس

1307
01:23:37,180 --> 01:23:41,779
از اونجا که به ویترین‌ها آسیب زده نمیشه
زنگ خطر فعال نمیشه

1308
01:23:41,860 --> 01:23:44,579
ما توی دو دقیقه بیرون اونجاییم
نـه یه ثانیه بیشـتر

1309
01:23:46,220 --> 01:23:50,059
چی میشه اگه مدیر الماسا رو
بهتـون نده ؟

1310
01:23:50,140 --> 01:23:53,499
وقتی با یه فروشگاه مثل این سروکار
داری٬از سر تا کـونش رو بیمه کردن

1311
01:23:53,620 --> 01:23:56,459
انتظار نمیره به هیچ وجه مقاومتی
نشون بدن

1312
01:23:56,580 --> 01:24:00,419
اگه یه مشتری یا یه کارمند داری که
... فکر می‌کنه «چالز برانسون» هست

1313
01:24:00,500 --> 01:24:02,779
... قنداق تفنگت رو بگیر و بزن تو دماغشون

1314
01:24:02,860 --> 01:24:05,659
پرتشون می‌کنه درست روی زمین
... هـمه می‌پرن

1315
01:24:05,740 --> 01:24:08,459
اون در حالی که جیغ میکشه می‌افته
... خــون از دماغش میزنه بیرون

1316
01:24:08,540 --> 01:24:12,499
همه رو می‌ترسونه.بعدش دیگه
هیچکس هیچ زِری نمی‌زنه

1317
01:24:12,580 --> 01:24:14,979
ممکنه یه جنده باشه که باهات
... بد صحبت می‌کنه

1318
01:24:15,100 --> 01:24:17,699
اما یه نگاه بهش بنداز انگار که
... بعدش می‌خوای صورت اونو بزنی

1319
01:24:17,780 --> 01:24:20,259
می‌بینیش که خفه‌خون گرفته

1320
01:24:20,340 --> 01:24:22,499
حـالا اگه اون یه مدیـره
این داستانش فرق می‌کنه

1321
01:24:22,580 --> 01:24:25,299
مدیرا بهتـر می‌دونن چطور وقت تلف کنن

1322
01:24:25,380 --> 01:24:27,288
پس اگه یکی گیرت اومد
... که برات حـاضر‌جوابی می‌کنه

1323
01:24:27,301 --> 01:24:29,219
احتمالاً فکر می‌کنه که یه کابـوی واقعیه

1324
01:24:29,300 --> 01:24:31,499
پس تو باید اون حروم زاده رو
دو تیکه کـنی

1325
01:24:31,620 --> 01:24:35,939
اگه می‌خوای چیزی رو بدونی
... و اون بهت نمیگه٬یکی از انگشتاش رو بِبُر

1326
01:24:36,020 --> 01:24:39,499
کـوچیکه.بعد بگو
... بعدش نوبت انگشت شَسته

1327
01:24:39,580 --> 01:24:43,059
بـعد از اون اگه لباسِ زیر زنونه هم
پوشیده باشه٬بهت میگه

1328
01:24:46,500 --> 01:24:48,739
من گشنمه.بریم یه سـاندویجی

1329
01:25:00,100 --> 01:25:01,619
زود باش

1330
01:25:23,460 --> 01:25:26,299
یـا مسیح.. کـور شدم مرد

1331
01:25:26,420 --> 01:25:28,148
من کـورم

1332
01:25:28,161 --> 01:25:29,899
تو کور نیستی.فقط توی چشمات رو
خـون گرفته

1333
01:25:43,800 --> 01:25:44,900
اون مُرده ؟

1334
01:25:45,860 --> 01:25:47,739
اون مُرد یا نه ؟

1335
01:25:49,020 --> 01:25:50,659
بریم

1336
01:26:25,140 --> 01:26:27,379
نگـه دار.. همیـن جا

1337
01:26:29,300 --> 01:26:31,939
از ماشین لعنتی بیا بیرون

1338
01:26:46,620 --> 01:26:48,939
«متاسفم.متاسفم «لری

1339
01:26:49,020 --> 01:26:51,499
نمی‌تونم باور کنم که اون منو کُشت

1340
01:26:51,580 --> 01:26:53,299
کی همچین فکری می‌کرد؟

1341
01:26:53,420 --> 01:26:55,859
هی٬دیگه تمومش کن این
چرندیاتو٬همین الان

1342
01:26:55,940 --> 01:26:58,939
تو زخمی هستی.تو واقعاً بدجوری هم
... زخمی هستی

1343
01:26:59,060 --> 01:27:00,539
اما تو نمی‌میری

1344
01:27:02,140 --> 01:27:05,459
این همه خون بدجور منو
«می‌ترسونه «لری

1345
01:27:05,540 --> 01:27:08,379
من می‌میرم... می‌دونم

1346
01:27:43,340 --> 01:27:44,899
چه اتفاقی افتـاد ؟

1347
01:27:45,020 --> 01:27:48,539
اون صورت پلیس رو برید٬گوشش رو قطع کرد
و می‌خواست زنده بسوزونتش

1348
01:27:49,900 --> 01:27:51,939
چی ؟ نشنیدم چی گفتی

1349
01:27:52,020 --> 01:27:53,779
... گفتم

1350
01:27:55,820 --> 01:27:57,299
بلوند» دیوونه شد»

1351
01:27:57,380 --> 01:28:01,819
اون صورت پلیسه رو برید٬گوشش رو
قطع کرد و می‌خواست زنده بسوزونتش

1352
01:28:02,860 --> 01:28:04,499
این پلیس؟

1353
01:28:08,980 --> 01:28:13,219
اون دیوونه شد.یه چیزی شبیه این؟
بدتر یا بهتر ؟

1354
01:28:13,340 --> 01:28:16,579
ادی»٬اون داشت یه آتیش‌سوزی»
راه مینداخت٬مرد

1355
01:28:17,860 --> 01:28:19,739
... اون می‌خواست پلیسه و منو بکشه

1356
01:28:19,820 --> 01:28:21,739
... وقتی شماها از در اومدید

1357
01:28:21,820 --> 01:28:24,579
می‌خواست بفرستتون جهنم
و با الماسا فرار کنه

1358
01:28:24,660 --> 01:28:29,139
چی بهت گفتم ؟ اون مریض گوه
یه روانی بی‌‌رحم بود

1359
01:28:29,220 --> 01:28:32,579
می‌تونستی از پلیسه بپرسی
اگه الان نمی‌کشتیش

1360
01:28:32,660 --> 01:28:36,699
اون در مورد اینکه می‌خواست چیکار کنه
صحبت کرد٬وقتی داشت تیکه‌تیکش می‌کرد

1361
01:28:37,780 --> 01:28:39,459
بـاور نمی‌کنم

1362
01:28:39,580 --> 01:28:41,059
با عقل جور در نمیاد

1363
01:28:45,380 --> 01:28:47,219
واسه من که خیلی هم کامل
با عقل جور در میاد

1364
01:28:47,300 --> 01:28:51,219
تو ندیدی موقع کار چطور رفتار کرد
مـا دیدیم

1365
01:28:51,340 --> 01:28:53,539
در مورد گوش راست میگه
جدا شده

1366
01:28:53,620 --> 01:28:57,779
فقط بذارید اینو با صدای بلند بگم
چونکه می‌خــوام کـاملاً متوجه بشم

1367
01:28:57,860 --> 01:29:01,859
«تو داری میگی که «آقای بلوند
... می‌خواست تو رو بکشه

1368
01:29:01,940 --> 01:29:05,259
و بعد وقتی ما برگشتیم٬اون
می‌خواست ما رو بکشه

1369
01:29:05,340 --> 01:29:07,299
کیف الماسا رو بگیره و جیم بشه

1370
01:29:07,380 --> 01:29:10,459
در مورد این درست میگم
این درسته٬این داستان توئه؟

1371
01:29:10,540 --> 01:29:14,739
به روح جـاودانهٔ مـادرم قسم می‌خورم
این اتفاقیه که افتاد

1372
01:29:15,992 --> 01:29:18,731
مردی که تو الان کشتیش
تازه از زندان آزاد شده بود

1373
01:29:18,820 --> 01:29:21,899
اون توی انبار یه کارخانهٔ پر از وسایل
دزدی دستگیر شده بود

1374
01:29:21,980 --> 01:29:23,699
... اون می‌تونست خودشو خلاص کنه

1375
01:29:24,700 --> 01:29:28,819
همهٔ کاری که بایست می‌کرد این بود که اسم بابام
... رو بیاره اما نگفت و دهنش رو بسته نگه داشت

1376
01:29:28,900 --> 01:29:32,056
و مدت لعنتی زندانش رو مثل یه مرد کشید

1377
01:29:32,081 --> 01:29:34,323
اون بخاطر ما چهار سال کشید

1378
01:29:34,420 --> 01:29:36,739
... «خب «آقای نارنجی

1379
01:29:36,820 --> 01:29:39,979
تو داری بهم میگی که این
... دوسـت خیلی خـوب من

1380
01:29:40,060 --> 01:29:42,819
... کسی که چهار سال برای پدرم کشید

1381
01:29:42,900 --> 01:29:47,779
کسی که تو چهار سال هرگز معامله نکرد
... بدون اهمیت به اینکه چی رو جلوش گذاشتن

1382
01:29:47,860 --> 01:29:50,859
... داری بهم میگی حالا که این مرد آزاده

1383
01:29:50,980 --> 01:29:53,939
و ما داریم تعهداتمون نسبت به
اون رو انجام میدیم

1384
01:29:54,060 --> 01:29:56,472
...اون همین الان تصمیم می‌گیره

1385
01:29:56,500 --> 01:29:58,777
...یکدفعه‌ای

1386
01:29:58,800 --> 01:30:00,488
که فریبمون بده؟

1387
01:30:02,380 --> 01:30:05,699
چرا بهم نمیگی واقعاً چی اتفاقی افتاد ؟

1388
01:30:05,780 --> 01:30:08,259
که چی بشه ؟

1389
01:30:08,340 --> 01:30:10,339
تا مزخرفات بیشتری وسط بیاد

1390
01:30:12,940 --> 01:30:14,619
این مرد ما رو تو تله گذاشته

1391
01:30:15,860 --> 01:30:18,859
بابا٬متاسفم٬اما من نمی‌دونم
چه اتفاقی داره می‌افته

1392
01:30:18,940 --> 01:30:20,419
مشکلی نیست «ادی»٬من می‌دونم

1393
01:30:20,500 --> 01:30:22,739
در مورد چی داری حرف می زنی ؟

1394
01:30:22,820 --> 01:30:26,419
این تیکه گوه با پلیس کار می‌کنه

1395
01:30:27,860 --> 01:30:32,659
من اصلاً روحم خبـر نداره که
در مورد چی دارید حرف می‌زنید

1396
01:30:32,740 --> 01:30:36,299
جو» من نمی‌دونم چی فکر می‌کنی می‌دونی»
اما در اشتباهـی

1397
01:30:36,380 --> 01:30:38,099
معلومه که نیستم

1398
01:30:38,180 --> 01:30:41,099
جو» در این مورد بهم اعتماد کن»
اشتباه می‌کنی

1399
01:30:41,180 --> 01:30:43,019
اون بچهٔ خـوبیه

1400
01:30:43,100 --> 01:30:45,779
... می‌فهمم فوق‌العاده عصبانی هستی

1401
01:30:45,860 --> 01:30:47,619
... ما همه واقعاً هیجان‌زده‌ایم

1402
01:30:47,740 --> 01:30:52,339
اما طرفت رو عوضی گرفتی
من این مرد رو می‌شناسم٬اون این کارو نمی‌کنه

1403
01:30:52,460 --> 01:30:54,899
تو هیچی نمی‌دونی.من می‌دونم

1404
01:30:54,980 --> 01:30:56,779
... این ساک‌زن پلیسا رو خبر کرد

1405
01:30:56,860 --> 01:30:58,939
و «آقای قهوه‌ای» و «آقای آبی» رو
به کشتن داد

1406
01:30:59,020 --> 01:31:00,499
آقای آبی» مُرده ؟»

1407
01:31:00,580 --> 01:31:01,979
همونطوری که «جـان دیلینگر» مُرد

1408
01:31:02,060 --> 01:31:04,059
از کجا می‌دونی همهٔ اینا رو ؟

1409
01:31:04,180 --> 01:31:06,819
اون تنها کسی بود که کاملاً
ازش مطمئن نبودم

1410
01:31:07,900 --> 01:31:10,899
باید عقلم پاره سنگ برداشته باشه
وقتی که کاملاً مطمئن نبودم٬ادامه دادم

1411
01:31:11,000 --> 01:31:12,068
این دلیلته ؟

1412
01:31:12,100 --> 01:31:13,978
نیازی به دلیل نداری وقتی که غـریزه داری

1413
01:31:14,900 --> 01:31:17,179
قبلاً نادیده گرفتمش٬اما دیگه نـه

1414
01:31:19,660 --> 01:31:21,859
عقلت رو از دست دادی ؟

1415
01:31:21,940 --> 01:31:24,779
جو»٬تـو داری یه اشتباه وحشتناک می‌کنی»
نمی‌خوام بذارم این کارو کنی

1416
01:31:24,860 --> 01:31:27,139
... بی‌خیال بچه‌ها.هیچ‌کس ایـنو نمی‌خواد

1417
01:31:27,970 --> 01:31:30,129
ما قراره حـرفه‌ای باشیم

1418
01:31:30,400 --> 01:31:32,539
... لری» ببین»

1419
01:31:32,620 --> 01:31:34,419
زمان واقعاً طولانی بـوده

1420
01:31:34,540 --> 01:31:35,979
کارهای خیلی زیادی

1421
01:31:36,060 --> 01:31:38,139
نیازی به این نیست مرد

1422
01:31:39,180 --> 01:31:41,659
... بیا فقط تفنگامون رو بیاریم پایین

1423
01:31:42,900 --> 01:31:46,179
و بیا این وضع رو با یه گفتگوی
لعنتی معلوم کنیم

1424
01:31:46,300 --> 01:31:49,899
جو» اگه این مرد رو بکشی»
بعدش تو می‌میری

1425
01:31:50,020 --> 01:31:51,979
تــکرار.اگه این مرد رو بکشی
بعدش تو می‌میری

1426
01:31:52,100 --> 01:31:54,699
... لری» ما با هم دوست بوده‌ایم»

1427
01:31:55,740 --> 01:31:59,859
و تو برای پدرم احترام قائلی و من برای تو احترام قائلم
... اما شلیک می‌کنم درست توی قلبت

1428
01:31:59,980 --> 01:32:01,979
اون تفنگ لعنتی رو بیار پایین٬حـالا

1429
01:32:02,060 --> 01:32:04,299
«خـدا لعنتت کنه «جو

1430
01:32:05,380 --> 01:32:06,579
مجبورم نکن این کارو کنم

1431
01:32:06,700 --> 01:32:09,299
لری» تموم کن نشونه گرفتن اون»
تفنگ لعنتی رو سمت بابام

1432
01:33:56,000 --> 01:33:58,000
...متاسفم بچه

1433
01:34:00,500 --> 01:34:02,899
... مثل اینکه

1434
01:34:03,020 --> 01:34:05,939
یه مدت کمی رو تو زندان می‌گذرونیم

1435
01:34:12,220 --> 01:34:13,699
من یه پلیسم

1436
01:34:16,060 --> 01:34:17,579
... «لری»

1437
01:34:19,340 --> 01:34:21,019
متاسفم

1438
01:34:22,460 --> 01:34:24,059
... من

1439
01:34:24,140 --> 01:34:26,379
خیلی .. متاسفم

1440
01:34:29,220 --> 01:34:30,819
من یه پلیسم

1441
01:34:47,740 --> 01:34:49,579
متاسفم.متاسفم

1442
01:35:00,940 --> 01:35:02,779
من متاسفم

1443
01:35:10,700 --> 01:35:13,899
بی‌حرکت.. اون تفنگ لعنتی رو بنداز رفیق

1444
01:35:13,980 --> 01:35:15,699
حالا -
تفنگو بیار پایین -

1445
01:35:15,780 --> 01:35:17,539
این کارو نکن -
تفنگو بنداز٬مرد -

1446
01:35:17,620 --> 01:35:19,939
تفنگو بنداز -
تفنگ لعنتیو بنداز -

1447
01:35:20,060 --> 01:35:21,779
ما بهت شـلیک می‌کنیم

1448
01:35:29,803 --> 01:35:34,803
<font color="#ff0000"> زیـرنویـس از : حـمیــد عــبدالهی</font>
<font color="#ff0000">hamid.abdollahi361@gmail.com</font>

