﻿1
00:00:28,799 --> 00:00:40,799
تماشای فیلم و سریال‌های‌ روز دنیا با دوبله و زیرنویس اختصاصی
aionet.ir با حجم اینترنت رایگان از آیو
ترجمه و زیرنویس از گروه ع.ف.جاوید

2
00:00:40,900 --> 00:00:45,100
‫« برگرفته از رویدادهای واقعی »

3
00:00:47,940 --> 00:00:51,250
‫در دنیای ایده‌آل من چمنزاری هست،

4
00:00:52,980 --> 00:00:55,625
‫که در آن باد، شاخه‌های درختی را می‌رقصاند.

5
00:00:55,635 --> 00:00:59,111
‫پلنگ گرسنه چشمش به نور روی دریاچه می‌افتد.

6
00:01:01,121 --> 00:01:05,831
‫درخت با شکوه و بلندیِ تمام به تنهایی سر بالا میگیرد،

7
00:01:06,041 --> 00:01:08,061
‫و بر زمین زیر خود سایه می‌افکند.

8
00:01:20,838 --> 00:01:23,163
‫همینجاست، در میان تمام چیزهایی که عزیز می‌پندارم.

9
00:01:23,870 --> 00:01:26,330
‫من تک تک خاطرات تو را در خاطر نگاه میدارم

10
00:01:27,951 --> 00:01:31,581
‫و هنگامی که می‌بینم دور از چشمان پرعشق تو

11
00:01:32,356 --> 00:01:34,532
‫در لجن‌زار دنیای واقعی یخ زده‌ام،

12
00:01:35,903 --> 00:01:39,892
‫به اینجا بازمیگردم،
‫چشمانم را می‌بندم،

13
00:01:40,422 --> 00:01:44,328
‫و تنها از آشنایی با تو آرامش میگیرم.

14
00:03:28,277 --> 00:03:29,268
‫سلام.

15
00:03:30,758 --> 00:03:32,685
‫پیرهنت خونی شده.

16
00:03:32,908 --> 00:03:34,726
‫آره خب، دارم از سر کار میام

17
00:03:35,022 --> 00:03:36,968
‫امروز طعمه کیه؟

18
00:03:38,151 --> 00:03:40,142
‫بنظر میاد قراره من باشم.

19
00:03:41,452 --> 00:03:43,216
‫قهوه میخوای؟

20
00:03:43,230 --> 00:03:44,322
‫چرا که نه.

21
00:04:13,359 --> 00:04:15,432
‫فردا باید برم کوه.

22
00:04:16,019 --> 00:04:18,703
‫میخوام « کیسی » رو ببرم فامیل‌هات رو ببینه.

23
00:04:22,408 --> 00:04:25,265
‫یه حیوون یه گوساله رو تو
‫چراگاه پشت خونه‌شون کشته.

24
00:04:25,277 --> 00:04:26,740
‫آره، منم بخاطر همین میخوام برم.

25
00:04:29,272 --> 00:04:33,035
‫تو کوه نذار « کیسی » از جلو چشمت دور بشه، خب؟

26
00:04:33,047 --> 00:04:35,956
‫همونطور که گفتم میخوام بذارمش پیش
‫فامیل‌هات بعدشم برم دنبال اون حیوون.

27
00:04:35,969 --> 00:04:37,523
‫خیلی سرده، نمیتونم ببرمش تو برف.

28
00:04:37,536 --> 00:04:38,651
‫خودت میدونی منظورم چیه.

29
00:04:39,796 --> 00:04:40,785
‫نه.

30
00:04:42,885 --> 00:04:43,777
‫چرا.

31
00:04:44,572 --> 00:04:45,483
‫« کیسی »!

32
00:04:45,874 --> 00:04:46,843
‫بابا؟

33
00:04:46,850 --> 00:04:47,578
‫زودباش رفیق.

34
00:04:47,589 --> 00:04:49,814
‫- باشه دارم میام!
‫- وقت رفتنه.

35
00:04:50,294 --> 00:04:51,746
‫هی، هی، هی.

36
00:04:51,930 --> 00:04:53,584
‫الان تفنگ بادی رو به کدوم سمت نشونه گرفتی؟

37
00:04:56,688 --> 00:04:58,537
‫بیا اینجا، بیا این پایین.

38
00:04:58,730 --> 00:04:59,720
‫ببخشید بابا.

39
00:05:00,350 --> 00:05:02,291
‫قانونمون چی بود رفیق؟

40
00:05:02,538 --> 00:05:06,191
‫همیشه فکر کن تفنگ پُره،
‫حتی اگه نباشه. خب؟

41
00:05:06,208 --> 00:05:08,310
‫- بله.
‫- خیلی‌خب. بیا رفیق.

42
00:05:08,650 --> 00:05:10,489
‫بذارش پشت وانت. عجله کن.

43
00:05:10,509 --> 00:05:11,945
‫- باشه.
‫- ندویی!

44
00:05:19,669 --> 00:05:21,544
‫دوشنبه بعدظهر برمیگردم.

45
00:05:22,751 --> 00:05:24,833
‫با احتیاط رانندگی کن، خب؟

46
00:05:25,533 --> 00:05:28,728
‫اولین بارم نیست که تو کولاک رانندگی میکنم.

47
00:05:29,550 --> 00:05:30,541
‫خیلی‌خب.

48
00:05:31,950 --> 00:05:33,465
‫همینه؟

49
00:05:34,165 --> 00:05:35,417
‫آره.

50
00:05:40,840 --> 00:05:42,363
‫بگیرش رفیق.

51
00:05:44,563 --> 00:05:47,850
‫میدونی، اینجا شهر خوبیه، « ویلما »

52
00:05:48,250 --> 00:05:49,363
‫مدرسه‌های خوبی اینجا هست.

53
00:05:49,563 --> 00:05:50,679
‫اگه استخدامم کنن،

54
00:05:50,690 --> 00:05:53,099
‫باید درباره خرجیش هم صحبت کنیم.

55
00:05:54,574 --> 00:05:56,866
.‫این شهر هزینه‌هاش خیلی بالاتره

56
00:05:56,966 --> 00:06:00,060
‫خب تو برو استخدام شو،
.‫بعدش ببینیم چی میشه

57
00:06:00,078 --> 00:06:01,260
‫اصلاً نگرانش نباش.

58
00:06:02,436 --> 00:06:06,112
‫از گردنه‌ی « توگوتی » برو،
‫سمت « پایندِیل » هم نرو، باشه؟

59
00:06:06,438 --> 00:06:10,385
‫این طوفان داره از جنوب میاد، برای همین...

60
00:06:10,427 --> 00:06:13,328
‫آره، تو « پایندیل » نمیتونی من رو بکسل کنی.

61
00:06:16,167 --> 00:06:18,525
‫دیگه پام رو تو اون شهر نمیذارم.

62
00:06:19,772 --> 00:06:21,323
‫خب موفق باشی

63
00:06:27,029 --> 00:06:29,033
‫بهتره عجله کنی،
‫زود گرسنه میشه.

64
00:06:33,416 --> 00:06:34,739
‫وقت غذاست، پسرا.

65
00:06:39,772 --> 00:06:40,999
‫ردیفی؟

66
00:06:41,861 --> 00:06:42,865
‫خوبم.

67
00:06:44,461 --> 00:06:46,921
‫وقتی اینجوری واست شاخ و شونه
‫میکشه باید پوزه‌ش رو هل بدی عقب.

68
00:06:47,556 --> 00:06:48,616
‫- باشه؟
‫- باشه.

69
00:06:48,750 --> 00:06:49,983
‫ببین.

70
00:06:51,204 --> 00:06:52,938
‫گفته بودم کلاهت کثیف میشه.

71
00:06:52,972 --> 00:06:54,979
‫مشکل اینه که اون زورش از من بیشتره.

72
00:06:55,050 --> 00:06:56,131
‫جدی؟

73
00:06:56,260 --> 00:06:58,892
‫خب بیا درستش کنیم. بیا.

74
00:06:59,750 --> 00:07:02,090
‫باید احترامش رو بدست بیاری.

75
00:07:02,861 --> 00:07:04,066
‫وقتی بدست بیاری،

76
00:07:04,550 --> 00:07:06,638
‫حرف اول و آخر رو تو میزنی.

77
00:07:06,750 --> 00:07:08,724
‫بیا بذارمت این بالا.

78
00:07:08,744 --> 00:07:09,932
‫درست همونطور که نشونت دادم، خب؟

79
00:07:12,527 --> 00:07:14,399
‫الان کی زورش بیشتره؟

80
00:07:14,950 --> 00:07:18,607
‫ها؟ الان افسار دست کیه؟
‫ببرش عقب.

81
00:07:19,194 --> 00:07:20,445
‫آروم باش.

82
00:07:20,610 --> 00:07:22,168
‫تا اینکه خودش بهت بگه آروم نباشی.

83
00:07:22,905 --> 00:07:24,440
‫باهاش دور بزن.

84
00:07:28,770 --> 00:07:31,408
‫خودشه. دقیقاً از کنار غذاش رد شو.

85
00:07:31,450 --> 00:07:33,192
‫همینجوری برو. ادامه بده.

86
00:07:33,238 --> 00:07:35,662
‫همینه. نشونش بده رئیس کیه.

87
00:07:35,734 --> 00:07:37,495
‫میخوای از کنار بیاریش اینور؟

88
00:07:42,872 --> 00:07:43,971
‫همینه.

89
00:07:44,971 --> 00:07:46,132
‫آفرین پسرم.

90
00:07:49,472 --> 00:07:50,646
‫همینجوری بیا.

91
00:07:51,104 --> 00:07:53,495
‫ببرش عقب. غذاش رو میخواد.
‫ببرش عقب.

92
00:07:55,072 --> 00:07:56,204
‫ببینش.

93
00:07:56,490 --> 00:07:58,002
‫خیلی‌خب، بیا اینجا.

94
00:07:58,263 --> 00:08:01,118
‫چطور بود؟ آفرین. بیا اینجا.

95
00:08:01,384 --> 00:08:03,089
‫دستت رو بذار رو پوزه‌ش.

96
00:08:03,460 --> 00:08:06,450
‫بذار تو رو بو کنه، بذار تو رو نفس بکشه،
‫بذار تو رو بشناسه.

97
00:08:06,971 --> 00:08:09,734
‫اینجوری برای همیشه دوستت داره، خب؟

98
00:08:15,004 --> 00:08:16,115
‫هی،

99
00:08:16,400 --> 00:08:18,324
‫نظرت چیه پسرم؟

100
00:08:18,634 --> 00:08:20,630
‫مثل گاوچرون‌ها شده بودم، نه؟

101
00:08:20,752 --> 00:08:25,099
‫نه پسرم. مثل سرخپوست‌ها شده بودی.

102
00:09:00,250 --> 00:09:01,878
‫سلام نوه‌ی خوشگلم!

103
00:09:03,638 --> 00:09:05,705
‫مامان‌بزرگ داره برات پیراشکی درست میکنه.

104
00:09:05,879 --> 00:09:07,461
‫- صبحونه خوردی؟
‫- فقط تخم مرغ.

105
00:09:07,572 --> 00:09:09,094
‫خب برو تو خونه ازش بگیر.

106
00:09:14,630 --> 00:09:16,857
‫- اسب‌ها طوفان رو حس میکنن، نه؟
‫- آره.

107
00:09:17,069 --> 00:09:20,943
‫رئیس پلیس زنگ زده گفته
‫شیر رو شکار کنی، آره؟

108
00:09:21,043 --> 00:09:22,682
‫گفت یه موجودی رو شکار کنم.

109
00:09:23,270 --> 00:09:25,128
‫شنیدم یه گوساله‌ات تلف شده.

110
00:09:25,190 --> 00:09:27,850
‫آره، نشونت میدم کجاست.
‫کار یه شیره.

111
00:09:28,150 --> 00:09:29,950
‫- جدی؟
‫- بیا.

112
00:09:31,730 --> 00:09:32,755
‫« ویلما » چطوره؟

113
00:09:32,875 --> 00:09:34,812
‫یه مصاحبه کاری داره.

114
00:09:35,026 --> 00:09:37,621
‫فکر کنم یه هتله تو « جکسون ».

115
00:09:37,751 --> 00:09:39,561
‫- « جکسون هول »
‫- آره.

116
00:09:39,672 --> 00:09:41,466
‫پس میخواد با میلیونرها زندگی کنه؟

117
00:09:42,951 --> 00:09:44,226
‫اونش رو نمیدونم.

118
00:09:44,338 --> 00:09:47,010
‫بنظرم میلیاردرها سال‌ها پیش
‫میلیونرها رو انداختن بیرون.

119
00:09:48,112 --> 00:09:49,634
‫پولت رو جمع کن.

120
00:09:50,030 --> 00:09:53,001
‫وقتی گرگ‌ها، سگ‌های شکاری‌شون رو بخورن،

121
00:09:53,632 --> 00:09:56,623
‫اون زمین رو با پول خرد هم میشه خرید.

122
00:09:59,551 --> 00:10:00,664
‫بله که میشه.

123
00:10:02,005 --> 00:10:03,573
‫بنظرت این چیه؟

124
00:10:16,290 --> 00:10:17,404
‫آره.

125
00:10:21,094 --> 00:10:23,035
‫آره، کار یه شیره.

126
00:10:24,083 --> 00:10:25,151
‫دو تا هستن!

127
00:10:28,790 --> 00:10:29,862
‫سه تا!

128
00:10:30,472 --> 00:10:32,910
‫جفت توله‌هاش از پارسال زنده موندن.

129
00:10:33,471 --> 00:10:36,185
‫بنظر میاد گوساله‌ات رو یه مدت تعقیب کردن.

130
00:10:36,394 --> 00:10:38,045
‫از ردپاها معلومه.

131
00:10:38,334 --> 00:10:40,931
‫شیر مادر داره شکار رو به بچه‌هاش یاد میده.

132
00:10:50,158 --> 00:10:52,570
‫با گاو و گوسفند داره بهشون یاد میده.

133
00:10:53,702 --> 00:10:56,306
‫شیر مادر کل خانواده‌اش رو داره به کشتن میده.

134
00:11:03,222 --> 00:11:05,390
‫سورتمه‌ات بنزین داره؟

135
00:11:18,968 --> 00:11:22,169
‫« دور از چشمان پرعشق تو... »

136
00:11:25,569 --> 00:11:28,022
‫« به اینجا بازمیگردم »

137
00:11:29,622 --> 00:11:31,613
‫« و باری دیگر چشمانم را می‌بندم »

138
00:11:49,813 --> 00:11:52,137
‫« دور از چشمان پرعشق تو... »

139
00:11:53,637 --> 00:11:56,690
‫« تک و تنها در باد می‌دوم »

140
00:15:00,974 --> 00:15:03,326
‫کمک اورژانسی نیاز دارم.

141
00:15:03,352 --> 00:15:07,063
‫تکرار میکنم، درخواست
‫کمک اورژانسی دارم. جواب بدین.

142
00:15:08,112 --> 00:15:11,305
‫دفتر کلانتر بخش « فرمونت ».
‫موقعیتتون چیه؟

143
00:15:12,006 --> 00:15:15,914
‫تو محدوده سرخپوستی « ویند ریور »
‫هستم . شرقِ « بولدر فلتس »

144
00:15:19,157 --> 00:15:21,665
‫« اف‌بی‌آی » داره طولش میده.

145
00:15:21,764 --> 00:15:24,107
‫آره، جاده‌ی بیرون « ریورتون »
‫وضعش خیلی خرابه.

146
00:15:24,194 --> 00:15:26,477
‫نمیخوام تکونش بدم تا خودشون
‫بیان ببیننش.

147
00:15:26,558 --> 00:15:29,689
‫ولی نمیخوام هم که تو تاریکی بیارمش.

148
00:15:29,770 --> 00:15:31,973
‫باید بیفتیم تو جاده.

149
00:15:32,450 --> 00:15:34,452
‫برف داره ردها رو از بین میبره « بن ».

150
00:15:35,550 --> 00:15:38,258
‫آره خیلی مشتی داره می‌باره.

151
00:15:40,572 --> 00:15:42,867
‫باید بذاری تا دیر نشده رد رو دنبال کنم برم اونجا.

152
00:15:43,579 --> 00:15:45,021
‫« کوری » نمیتونم بذارم بری،

153
00:15:45,232 --> 00:15:48,191
‫تا اینکه اف‌بی‌آی تایید کنه.

154
00:15:48,574 --> 00:15:49,835
‫هنوز به فامیلاش زنگ نزدی؟

155
00:15:50,582 --> 00:15:53,348
‫نه، میخوام جسدش رو ببرم به « لندر ».

156
00:15:54,094 --> 00:15:55,566
‫میدونم خیلی شبیه « ناتالی »ـه، ولی...

157
00:15:55,880 --> 00:15:56,981
‫« ناتالی »ـه.

158
00:16:07,451 --> 00:16:09,188
‫اینم از پلیس فدرالت.

159
00:16:12,021 --> 00:16:14,022
‫این احمق‌ها دارن چیکار میکنن؟

160
00:16:14,140 --> 00:16:15,376
‫نمیتونن جاده رو ببینن.

161
00:16:15,582 --> 00:16:17,353
‫ما وقت این کارا رو نداریم.

162
00:16:18,680 --> 00:16:19,924
‫من میارمشون.

163
00:16:20,790 --> 00:16:23,134
‫مقصد شما سمت چپ است.

164
00:16:24,250 --> 00:16:25,321
‫به چپ بپیچید.

165
00:16:28,861 --> 00:16:30,018
‫از اف‌بی‌آی اومدی؟

166
00:16:30,207 --> 00:16:31,902
‫تو پلیس محلی هستی؟

167
00:16:32,072 --> 00:16:33,546
‫نه، اومدم ببرمت پیششون

168
00:16:33,572 --> 00:16:35,687
‫ببین، خیلی نزدیکه.
‫تو فقط دنبال من بیا، خب؟

169
00:16:35,799 --> 00:16:36,914
‫باشه.

170
00:16:55,751 --> 00:16:57,286
‫من « جین بنر » هستم.

171
00:16:59,751 --> 00:17:01,025
‫تنهایی؟

172
00:17:01,050 --> 00:17:02,063
‫آره، فقط منم.

173
00:17:02,271 --> 00:17:05,485
‫من « بن شویو » هستم،
‫رئیس پلیس محلی.

174
00:17:05,498 --> 00:17:08,373
‫اون « کوری لمبرت »ـه
‫از اداره حمایت از محیط زیست.

175
00:17:08,389 --> 00:17:09,823
‫اون جسد رو پیدا کرده.

176
00:17:10,304 --> 00:17:13,541
‫و ایشون پدرخانمشه، « دن ».

177
00:17:14,084 --> 00:17:15,224
‫کاره‌ای نیست.

178
00:17:16,374 --> 00:17:18,013
‫دقیقاً مثل ایشون.

179
00:17:18,042 --> 00:17:21,205
‫خب، متأسفم که تو این شرایط آشنا شدیم.

180
00:17:21,302 --> 00:17:23,336
‫خب میخواین جسد رو نشونم بدین؟

181
00:17:23,972 --> 00:17:25,115
‫قصد بی‌احترامی ندارم.

182
00:17:25,132 --> 00:17:26,547
‫ولی تو این سرما دهنم داره صاف میشه.

183
00:17:27,139 --> 00:17:28,610
‫هر چی سریعتر، بهتر.

184
00:17:28,621 --> 00:17:30,461
‫جدی؟ خب اگه با همین لباس‌ها

185
00:17:30,475 --> 00:17:31,948
‫بری اونجا وضع از اینم بدتر میشه.

186
00:17:32,392 --> 00:17:34,281
‫با برف‌پیما 5 مایل راهه.

187
00:17:34,298 --> 00:17:36,480
‫متأسفانه اینجوری تا برسیم اونجا، مُردی.

188
00:17:36,872 --> 00:17:39,869
‫وقتی وسط دوره آموشی تسلیحات
‫بودم بهم مأموریت رو دادن.

189
00:17:39,888 --> 00:17:42,143
‫واسه همینم... اینجوری اومدم.

190
00:17:42,161 --> 00:17:44,280
‫حتماً باید تو اون ماشین لباس
‫زمستونی داشته باشی.

191
00:17:44,296 --> 00:17:47,847
‫نه، آخه ماشین دولتی نیست،
‫کرایه‌ایه. از وگاس با هواپیما اومدم.

192
00:17:47,862 --> 00:17:49,647
‫من نزدیک‌ترین مأمور به صحنه جرم هستم.

193
00:17:49,675 --> 00:17:52,570
‫بنظرتون زنده نمیمونم؟

194
00:17:52,585 --> 00:17:54,530
‫تو اهل « لاس‌وگاس » هستی؟

195
00:17:54,542 --> 00:17:56,916
‫نه، اهل اونجا که نیستم،
‫فقط پایگاهم اونجاست.

196
00:17:56,928 --> 00:17:58,047
‫خودم اهل « فورت لادردیل » هستم.

197
00:17:58,061 --> 00:18:00,236
‫ببخشید، اگه قراره از این حرف‌ها بزنیم
‫مبشه لطفاً بریم...

198
00:18:00,248 --> 00:18:02,234
‫بیا بریم داخل که آماده شی.
‫خیلی بهتره.

199
00:18:02,246 --> 00:18:04,526
‫ممنون. شرمنده.
‫ببخشید، مرسی.

200
00:18:06,240 --> 00:18:08,122
‫- ببین چی برامون فرستادن.
‫- آره.

201
00:18:12,351 --> 00:18:15,562
‫این شلوار ممکنه لباس
‫زیرت رو ببره بالای باسنت.

202
00:18:17,005 --> 00:18:18,966
‫گمونم لباس زیر تو خودش بالاست.

203
00:18:21,365 --> 00:18:24,067
‫حتماً این اندازته. لاغری.

204
00:18:25,134 --> 00:18:26,223
‫ممنون.

205
00:18:35,895 --> 00:18:36,903
‫دستکش داری؟

206
00:18:37,050 --> 00:18:38,182
‫نه.

207
00:18:39,258 --> 00:18:42,493
‫ای خدا. چه فکری با خودشون
‫کردن که تو رو فرستادن اینجا؟

208
00:18:47,305 --> 00:18:48,425
‫مرسی.

209
00:18:49,859 --> 00:18:52,936
‫به محض اینکه کارت تموم شد
‫برشون گردون.

210
00:18:53,218 --> 00:18:54,749
‫این لباسا مال نوه‌ام بودن.

211
00:18:54,871 --> 00:18:56,241
‫بهت هدیه ندادم.

212
00:18:57,079 --> 00:18:58,101
‫میشنوی؟

213
00:18:58,937 --> 00:19:00,047
‫آره، حتماً.

214
00:19:07,302 --> 00:19:08,434
‫خیلی‌خب.

215
00:19:14,574 --> 00:19:16,661
‫خیلی‌خب. هی رفیق.

216
00:19:19,606 --> 00:19:22,695
‫دو سه ساعت باید برم بیرون برای یه کاری.

217
00:19:22,751 --> 00:19:25,465
‫دو سه ساعت؟
‫امروز روز تفریحمون بود.

218
00:19:25,650 --> 00:19:26,921
‫قول میدم.

219
00:19:27,191 --> 00:19:29,400
‫- باشه؟
‫- باشه.

220
00:19:29,634 --> 00:19:32,414
‫- پیش بابابزرگ بمون.
‫- داره شدید میشه. دیگه بریم.

221
00:20:16,351 --> 00:20:18,640
‫یا خدا، همین 20 دقیقه پیش کولاک بود.

222
00:20:18,838 --> 00:20:20,520
‫بگیر ول کنی میاد.

223
00:20:20,780 --> 00:20:22,412
‫ممکنه یه ساعت آفتابی باشه...

224
00:20:22,935 --> 00:20:24,555
‫بعد دوباره میشه همون جهنم قبلی.

225
00:20:24,938 --> 00:20:26,123
‫طوفان برمیگرده.

226
00:20:26,140 --> 00:20:27,324
‫امیدوارم کردی اصلاً.

227
00:20:27,349 --> 00:20:28,357
‫آره

228
00:20:28,438 --> 00:20:29,526
‫بیا اینجا.

229
00:20:32,751 --> 00:20:33,861
‫هویت دقیقش رو میدونین؟

230
00:20:33,889 --> 00:20:35,210
‫دقیق نه.

231
00:20:35,751 --> 00:20:37,104
‫« ناتالی هنسون »

232
00:20:37,750 --> 00:20:39,519
‫فعلاً به همین بسنده میکنیم.

233
00:20:44,596 --> 00:20:45,888
‫همین نزدیکی‌ها زندگی میکرد؟

234
00:20:46,696 --> 00:20:50,351
‫آره، « فورت واکاشی ».
‫سمتِ... سمت شماله.

235
00:20:50,650 --> 00:20:51,780
‫چقدر سمت شمال؟

236
00:20:52,336 --> 00:20:54,172
‫حدود 30 دقیقه با ماشین.

237
00:20:54,286 --> 00:20:57,316
‫خب پس از خونه فرار نکرده.

238
00:20:59,723 --> 00:21:02,125
‫کسی گزارش مفقودی نداده؟
‫والدینش مثلاً؟

239
00:21:02,142 --> 00:21:03,172
‫نه.

240
00:21:08,641 --> 00:21:11,197
‫آره... بخاطر همین گفتیم تو بیای.

241
00:21:12,107 --> 00:21:14,409
‫معاینه‌گر پزشکیتون در چه حد تجربه داره؟

242
00:21:16,017 --> 00:21:18,308
‫اینجوری بگم که...
‫همیشه دستش بنده.

243
00:21:19,638 --> 00:21:21,049
‫درخواست یه کیت رسیدگی به تجاوز بده.

244
00:21:21,208 --> 00:21:24,399
‫وقتی امور مقدماتی رو تموم کرد،
‫جسد رو بفرستین به « لاولند ».

245
00:21:24,412 --> 00:21:25,861
‫و وسایلش هم حتماً باهاش بفرستین.

246
00:21:25,880 --> 00:21:27,287
‫چون اونا هم باید بررسی بشن.

247
00:21:29,817 --> 00:21:31,537
‫این رو بعنوان قتل گزارش میکنم.

248
00:21:37,508 --> 00:21:38,809
‫اینجا رو چقدر میشناسی؟

249
00:21:39,489 --> 00:21:42,393
‫به قدری که انگار اینجا کار میکنم.
‫واقعاً هم همینطوره.

250
00:21:42,459 --> 00:21:44,939
‫خب ، جایی هست که احتمال داشته
‫باشه از اونجا فرار کرده باشه؟

251
00:21:44,950 --> 00:21:46,030
‫این نزدیکی‌ها جایی هست؟

252
00:21:46,089 --> 00:21:47,735
‫نزدیک‌ترین خونه

253
00:21:47,748 --> 00:21:49,972
‫سه و نیم مایل به سمت جنوب شرقیه.

254
00:21:50,759 --> 00:21:52,750
‫خونه‌ی « سم لیتلفدر » اونجاست.

255
00:21:53,005 --> 00:21:53,979
‫آره.

256
00:21:54,759 --> 00:21:56,759
‫حتماً باید حسابی بررسیشون کنیم.

257
00:21:56,959 --> 00:21:59,083
‫ساختمون نزدیک‌تری نیست؟

258
00:21:59,680 --> 00:22:01,860
‫پنج مایل اونورتر یه دکل حفاری هست.

259
00:22:02,130 --> 00:22:03,920
‫به کارگرها کانکس میدن ولی...

260
00:22:05,300 --> 00:22:06,780
‫زمستون‌ها بسته‌ست.

261
00:22:07,080 --> 00:22:09,926
‫خب پس یه دختر نوجوون اینجا چیکار میکنه؟

262
00:22:11,080 --> 00:22:13,800
‫خب ، جوون‌ها با ماشین‌برفی‌هاشون میان اینجا

263
00:22:13,820 --> 00:22:15,900
‫تو برف یه جشنی چیزی میگیرن.

264
00:22:16,749 --> 00:22:18,370
‫نه با پای برهنه.

265
00:22:22,821 --> 00:22:23,871
‫نظر تو چیه؟

266
00:22:24,171 --> 00:22:25,471
‫من فقط اونی رو میدونم که از ردپا معلومه.

267
00:22:25,491 --> 00:22:27,421
‫خب، جز اون سرنخی نداریم.

268
00:22:27,521 --> 00:22:29,421
‫بیا اینجا نشونت بدم.

269
00:22:35,108 --> 00:22:37,931
‫اینجا رو می‌بینی؟
‫برجستگی جای پا رو می‌بینی؟

270
00:22:37,945 --> 00:22:39,800
‫جلوش از عقب عمیق‌تره.

271
00:22:39,850 --> 00:22:41,880
‫این یعنی داشته میدوییده.
‫بیا اینجا نشونت بدم.

272
00:22:44,150 --> 00:22:46,060
‫دوییده تا اینکه اینجا افتاده زمین.

273
00:22:46,770 --> 00:22:50,160
‫اون تیکه که خون توش جمع شده
‫جاییه که صورتش خورده به برف.

274
00:22:50,620 --> 00:22:53,310
‫اینجا تو شب دمای هوا میرسه
‫به 20 درجه زیر صفر.

275
00:22:53,740 --> 00:22:56,135
‫اگه ریه‌هات با اون هوای سرد پُر شه

276
00:22:56,235 --> 00:22:59,135
‫و در حال دویدن هم باشی،
‫ریه‌هات یخ میزنه.

277
00:22:59,235 --> 00:23:02,398
‫ریه‌ها پُر خون میشن،
‫سرفه‌ی خونی میکنی.

278
00:23:02,399 --> 00:23:04,225
‫پس از جایی که اومده...

279
00:23:07,541 --> 00:23:09,012
‫تا اینجا دویده.

280
00:23:09,816 --> 00:23:11,438
‫اینجا ریه‌هاش ترکیدن.

281
00:23:12,931 --> 00:23:15,751
‫اونجا به خودش پیچیده و
‫تو خون خودش غرق شده.

282
00:23:17,101 --> 00:23:20,451
‫خب بنظرت با پای برهنه چقدر میشه اینجا دوید؟

283
00:23:23,061 --> 00:23:24,622
‫این رو نمیدونم.

284
00:23:25,942 --> 00:23:28,202
‫بنظرت یه آدم چقدر برای زنده موندن تلاش میکنه؟

285
00:23:29,182 --> 00:23:30,792
‫به ویژه تو این شرایط.

286
00:23:33,032 --> 00:23:34,762
‫ولی من این دختر رو میشناختم.

287
00:23:36,262 --> 00:23:37,842
‫تسلیم نمیشد.

288
00:23:40,282 --> 00:23:42,530
‫پس تضمین میکنم از اون چیزی که

289
00:23:42,805 --> 00:23:45,033
‫تو فکر میکنی، بیشتر دویده.

290
00:23:48,093 --> 00:23:49,983
‫باید برگردم پیش پسرم.

291
00:23:54,243 --> 00:23:57,103
‫میشه کمکم کنی؟

292
00:24:00,623 --> 00:24:02,974
‫هی، ایشون میتونه تو تحقیقات به من کمک کنه؟

293
00:24:03,264 --> 00:24:05,944
‫چی؟ این که برای من کار نمیکنه.

294
00:24:07,194 --> 00:24:08,879
‫تو هم یادت نره باید یه شیر رو بکشی.

295
00:24:08,890 --> 00:24:10,875
‫سه تا شیر. یادم هم نرفته.

296
00:24:11,725 --> 00:24:13,764
‫شرمنده... تو کارت چی بود؟

297
00:24:15,074 --> 00:24:16,144
‫من شکارچی‌ام.

298
00:24:16,674 --> 00:24:17,944
‫شکارچیِ شیر؟

299
00:24:18,674 --> 00:24:20,034
‫حیوون‌های درنده رو شکار میکنم.

300
00:24:22,344 --> 00:24:24,965
‫خوبه، پس نظرت چیه بیای یکی
‫هم برای من شکار کنی؟

301
00:24:27,835 --> 00:24:28,855
‫باشه.

302
00:25:08,825 --> 00:25:09,935
‫بابا؟

303
00:25:11,995 --> 00:25:14,875
‫سلام رفیق. چی شده؟
‫خوابت نمیبره؟

304
00:25:16,125 --> 00:25:17,575
‫کابوس دیدم.

305
00:25:18,455 --> 00:25:20,735
‫جدی؟ چه کابوسی؟

306
00:25:23,395 --> 00:25:24,826
‫اون خانمه کی بود؟

307
00:25:27,076 --> 00:25:28,296
‫بیا اینجا رفیق.

308
00:25:34,056 --> 00:25:35,245
‫شیر میخوای؟

309
00:25:35,246 --> 00:25:36,546
‫نه.

310
00:25:38,546 --> 00:25:39,646
‫نه؟

311
00:25:41,336 --> 00:25:44,797
‫اون یه دختره که راهش رو تو
‫برف گم کرده بوده. همین.

312
00:25:44,807 --> 00:25:46,397
‫خب؟

313
00:25:47,347 --> 00:25:48,647
‫اینا چیه؟

314
00:25:49,847 --> 00:25:51,167
‫مربوط به کارمه رفیق.

315
00:25:54,566 --> 00:25:56,398
‫اونم مثل « امیلی » مُرد؟

316
00:25:58,877 --> 00:26:00,347
‫اون از سرما مُرد.

317
00:26:03,397 --> 00:26:05,117
‫پس مثل « امیلی » مُرده دیگه؟

318
00:26:08,338 --> 00:26:11,458
‫آره پسرم. متأسفانه همینطوره.

319
00:26:22,530 --> 00:26:24,250
‫سلام. شرمنده.

320
00:26:26,230 --> 00:26:27,350
‫آره.

321
00:26:27,840 --> 00:26:28,950
‫پس بالاخره شهر رو پیدا کردی.

322
00:26:29,050 --> 00:26:30,751
‫آره، به زور.

323
00:26:31,181 --> 00:26:32,943
‫خانوادش جسد رو شناسایی کردن؟

324
00:26:32,944 --> 00:26:34,029
‫آره.

325
00:26:35,341 --> 00:26:38,951
‫گفتن چرا گزارش نکردن که دختره گم شده؟

326
00:26:39,131 --> 00:26:40,751
‫خب، بعضی وقتا پیش دوست‌پسرش می‌مونده.

327
00:26:40,851 --> 00:26:42,651
‫گفتن لابد الانم با اونه.

328
00:26:43,011 --> 00:26:45,411
‫18 سالش بوده. آزاد بوده
‫که هر کاری میخواد انجام بده.

329
00:26:46,844 --> 00:26:48,136
‫خیلی‌خب « رندی ». شروع کن.

330
00:26:48,236 --> 00:26:50,354
‫پنج دقیقه میتونم اینجا باشم.
‫پس زود شروع کن.

331
00:26:50,454 --> 00:26:51,954
‫زود میگم.

332
00:26:52,704 --> 00:26:55,094
‫صبح بخیر. من « رندی وایت‌هرست »
‫هستم، معاینه‌گر پزشکی اینجا.

333
00:26:56,745 --> 00:26:58,915
‫.من « جین بنر » هستم، مأمور اف‌بی‌آی

334
00:26:58,930 --> 00:27:03,360
‫همونطور که میدونین، یه پارگی عمیق
‫روی پیشونیش دیده میشه.

335
00:27:03,900 --> 00:27:05,412
‫دو تا دنده‌ش در رفته.

336
00:27:05,413 --> 00:27:07,751
‫بافت پاهاش تا مچ یخ زده.

337
00:27:07,951 --> 00:27:11,245
‫بافت بینی و دست چپش هم یخ زده.

338
00:27:11,445 --> 00:27:13,455
‫یخ‌زدگی پاهاش از نوع درجه چهاره.

339
00:27:13,467 --> 00:27:16,492
‫از رنگ آبی این ناحیه مشخصه.
‫می‌بینین؟

340
00:27:16,592 --> 00:27:17,672
‫آره.

341
00:27:17,872 --> 00:27:20,472
‫دیواره‌ی واژن با عمق‌های مختلف پاره شده.

342
00:27:20,672 --> 00:27:23,003
‫بنظرت بیشتر از یه نفر بودن؟

343
00:27:23,103 --> 00:27:24,103
‫نمیشه اون رو تعیین کرد.

344
00:27:24,303 --> 00:27:26,604
‫ممکنه یه متجاوز باشه که
‫چندین بار بهش تجاوز کرده.

345
00:27:27,004 --> 00:27:29,497
‫ازش نمونه گرفتم و نمونه رو
‫با پیک فرستادم

346
00:27:29,507 --> 00:27:31,502
‫به آزمایشگاه جنایی اف‌بی‌آی تو « لاولندِ کلورادو »

347
00:27:31,515 --> 00:27:33,602
‫همونطور که درخواست داده بودین.

348
00:27:33,902 --> 00:27:36,583
‫نتایج آزمایش دی‌ان‌ای
‫باید تا شش هفته دیگه برسه.

349
00:27:36,683 --> 00:27:39,083
‫اون نتایج ممکنه کمک کنن
‫بفهمیم چند نفر بودن.

350
00:27:39,283 --> 00:27:41,183
‫علت مرگ رو چی عنوان میکنی؟

351
00:27:42,483 --> 00:27:44,063
‫خب، باب میل شما نیست.

352
00:27:44,263 --> 00:27:46,263
‫اون از خونریزی ریوی مُرده.

353
00:27:46,763 --> 00:27:50,933
‫وقتی هوای زیر صفر درجه
‫به داخل ریه‌ها میره،

354
00:27:50,946 --> 00:27:54,217
‫ممکنه باعث شه آلوئول‌ها یا همون
‫کیسه‌های داخل شش‌ها، بترکن

355
00:27:54,817 --> 00:27:56,417
‫داخل ریه‌ها یه مایعی ساخته میشه

356
00:27:56,472 --> 00:27:57,441
‫و اگه هوا به اندازه کافی سرد باشه

357
00:27:57,541 --> 00:28:00,264
‫اون مایع داخل ریه‌ها یخ میزنه.

358
00:28:00,464 --> 00:28:01,754
‫در نهایت، قربانی...

359
00:28:01,765 --> 00:28:03,454
‫ببخشید، نمیخوای علت مرگ
‫رو قتل عنوان کنی؟

360
00:28:03,654 --> 00:28:04,654
‫نمیتونم.

361
00:28:04,854 --> 00:28:09,908
‫باید به شرایط هم توجه داشته باشی.

362
00:28:10,108 --> 00:28:12,308
‫اون چندین بار مورد تجاوز قرار گرفته.

363
00:28:12,508 --> 00:28:13,770
‫- کتکش زدن...
‫- ببین...

364
00:28:13,784 --> 00:28:17,454
‫توجه به شرایط کار توئه، نه من.

365
00:28:17,554 --> 00:28:18,554
‫بذار... بذار نشونت بدم.

366
00:28:18,654 --> 00:28:21,074
‫نه، لازم نیست توضیح بدی!

367
00:28:21,089 --> 00:28:23,449
‫میشه بعنوان قتل دنبالش رو گرفت.

368
00:28:23,458 --> 00:28:25,455
‫چون مشخصاً اگه بهش حمله نشده بود

369
00:28:25,462 --> 00:28:26,555
‫نمیرفت تو برف بدوئه.

370
00:28:26,655 --> 00:28:29,755
‫ولی نمیتونم علت مرگ رو قتل ذکر کنم.

371
00:28:29,763 --> 00:28:31,805
‫به منم گروه اف‌بی‌آی نمیدن

372
00:28:31,814 --> 00:28:33,473
‫مگه اینکه علت مرگ قتل عنوان شه.

373
00:28:33,884 --> 00:28:35,357
‫ببین، من نیومدم مسئله حل کنم.

374
00:28:35,363 --> 00:28:37,850
‫من اومدم که علت مرگ رو جویا شم

375
00:28:37,861 --> 00:28:39,610
‫و یه گروه تحقیقاتی بیارم اینجا.

376
00:28:39,623 --> 00:28:42,476
‫ببین، تجاوز و ضرب و شتم رو گزارش کن، منم...

377
00:28:42,484 --> 00:28:44,751
‫اونا در حیطه‌ی قضایی اف‌بی‌آی نیستن.

378
00:28:44,762 --> 00:28:46,416
‫مربوط میشن به دیوان عدالت سرخپوستان.

379
00:28:52,351 --> 00:28:54,753
‫هی ، من رو نگاه نکن.
‫من به دست‌تنها بودن عادت دارم.

380
00:28:54,850 --> 00:28:58,373
‫تو برای پوشش محدوده‌ای به وسعت « رود آیلند »

381
00:28:58,382 --> 00:29:00,232
‫کلاً شیش تا مأمور داری.

382
00:29:00,300 --> 00:29:01,757
‫بله، میدونم.

383
00:29:02,875 --> 00:29:05,087
‫بهت برنخوره، ولی باید معجزه بشه

384
00:29:05,094 --> 00:29:06,305
‫که تو بتونی این پرونده رو حل کنی.

385
00:29:06,507 --> 00:29:08,050
‫اینم میدونم.

386
00:29:08,061 --> 00:29:09,492
‫هممون میدونیم این قتله.

387
00:29:10,303 --> 00:29:13,490
‫بگید دادستان امضاء کنه،
‫منم قضیه رو تأیید میکنم.

388
00:29:13,502 --> 00:29:17,096
‫ولی نمیتونم تو گواهی فوت این رو درج کنم.

389
00:29:17,550 --> 00:29:18,505
‫باشه.

390
00:29:19,819 --> 00:29:20,950
‫ممنون.

391
00:29:32,988 --> 00:29:34,359
‫حساسیتت رو تحسین میکنم.

392
00:29:34,459 --> 00:29:36,559
‫پلیس فدرال معمولاً اینطوری برخورد نمیکنه.

393
00:29:37,489 --> 00:29:40,099
‫ولی « رندی » طرف ماست.

394
00:29:41,019 --> 00:29:44,518
‫پلیس ناظر من اگه این گزارش رو ببینه
‫میگه برگردم « لاس‌وگاس ».

395
00:29:45,016 --> 00:29:48,291
‫نه اینکه اگه بمونم میتونم خیلی کمک کنم ولی...

396
00:29:48,922 --> 00:29:50,826
‫تنها کسی که دارید منم.

397
00:30:00,952 --> 00:30:01,957
‫بله؟

398
00:30:11,971 --> 00:30:13,585
‫پس هیچوقت ندیدیش؟

399
00:30:13,637 --> 00:30:14,650
‫نه.

400
00:30:14,911 --> 00:30:16,501
‫اونم هیچوقت دربارش حرف نزد؟

401
00:30:16,601 --> 00:30:18,101
‫با من که نه.

402
00:30:18,901 --> 00:30:22,535
‫پس چرا گذاشتی دخترت پیش
‫کسی بمونه که هیچوقت ندیدیش؟

403
00:30:22,536 --> 00:30:24,589
‫کسی که حتی اسمش هم نمیدونی.

404
00:30:24,593 --> 00:30:25,637
‫اون یه دختر بالغ بود.

405
00:30:26,250 --> 00:30:27,198
‫نه خیلی.

406
00:30:30,552 --> 00:30:31,823
‫ببخشید، چی گفت؟

407
00:30:31,962 --> 00:30:32,962
‫چیز خوبی نگفت.

408
00:30:34,102 --> 00:30:35,692
‫ببینین...

409
00:30:37,052 --> 00:30:39,902
‫من نمیخوام بهتون توهین کنم.

410
00:30:40,002 --> 00:30:44,802
‫فقط میخوام شرایط رو درک کنم آقای « هنسون ».

411
00:30:45,212 --> 00:30:46,462
‫میخوام کمک کنم.

412
00:30:46,463 --> 00:30:49,888
‫چرا شماها هر وقت میخواین به کسی
‫کمک کنین اول بهش توهین میکنین؟

413
00:30:51,973 --> 00:30:53,803
‫نمیدونم چرا چیزی بهم نگفته بود.

414
00:30:54,113 --> 00:30:57,533
‫ولی 18 سالش بود،
‫منم تصمیم گرفتم بهش اعتماد کنم.

415
00:30:57,863 --> 00:30:59,193
‫تصمیمم اشتباه بود.

416
00:31:00,063 --> 00:31:05,203
‫خیلی‌خب، همسرتون چطور؟
‫دخترتون باهاش حرف میزد؟

417
00:31:05,313 --> 00:31:06,613
‫تو با مادرت حرف میزنی؟

418
00:31:06,713 --> 00:31:08,914
‫اسمش « انی »ـه. اینجاست؟

419
00:31:10,034 --> 00:31:11,034
‫تو اتاق خوابه.

420
00:31:11,134 --> 00:31:12,834
‫خوبه. میخوام باهاش صحبت کنم.

421
00:31:13,094 --> 00:31:14,454
‫بفرمایید.

422
00:31:15,074 --> 00:31:17,169
‫ممنونم. اتاق خواب از این طرفه؟

423
00:31:17,279 --> 00:31:18,484
‫اون سمت.

424
00:31:20,204 --> 00:31:21,624
‫- « جین ».
‫- بله؟

425
00:31:23,444 --> 00:31:25,693
‫شما که مشکلی ندارین، دارین؟

426
00:31:25,793 --> 00:31:29,025
‫تو به اجازه‌ی من نیازی نداری.
‫یه دختر بالغی.

427
00:31:30,415 --> 00:31:31,535
‫البته نه خیلی.

428
00:31:50,150 --> 00:31:51,130
‫« جین ».

429
00:32:13,127 --> 00:32:15,157
‫من... من واقعاً متأسفم.

430
00:32:36,873 --> 00:32:37,839
‫سلام.

431
00:33:18,908 --> 00:33:20,878
‫کاش میتونستم بگم دردت کمتر میشه.

432
00:33:22,608 --> 00:33:23,738
‫ولی نمیشه.

433
00:33:28,658 --> 00:33:32,558
‫اگه چیزی مایه‌ی تسلی باشه...

434
00:33:34,278 --> 00:33:36,469
‫گمونم اون عادت کردن به درده.

435
00:33:42,789 --> 00:33:46,424
‫تو « کسپر » رفتم به یه سمینار درباره‌ی غم.

436
00:33:47,266 --> 00:33:48,342
‫میدونستی؟

437
00:33:50,349 --> 00:33:51,599
‫نمیدونم چرا.

438
00:33:55,139 --> 00:33:57,200
‫فقط میخواستم حس بدم از بین بره.

439
00:33:58,500 --> 00:34:01,850
‫برای سوالات بی‌جوابم، جواب میخواستم.

440
00:34:05,930 --> 00:34:08,280
‫بعد از سمینار، مشاور اومدم پیشم.

441
00:34:08,380 --> 00:34:10,180
‫کنارم نشست.

442
00:34:11,830 --> 00:34:14,150
‫چیزی گفت که تو ذهنم موند.

443
00:34:16,320 --> 00:34:21,331
‫نمیدونم بخاطر حرفشه یا بیانش.

444
00:34:26,051 --> 00:34:29,581
‫گفت، « یه خبر خوب دارم،
‫یه خبر بد.

445
00:34:30,771 --> 00:34:33,301
‫خبر بد اینه که هیچوقت مثل قبلت نمیشی.

446
00:34:33,401 --> 00:34:36,801
‫تکه‌ای از قلبت جدا شده
‫که دیگه برنمیگرده.

447
00:34:38,061 --> 00:34:42,732
‫تو دخترت رو از دست دادی
‫و هیچوقت جاش پُر نمیشه.

448
00:34:43,272 --> 00:34:45,820
‫و خبر خوب اینکه اگه این رو بپذیری...

449
00:34:45,821 --> 00:34:47,649
‫و درد و عذابش رو به جون بخری...

450
00:34:55,832 --> 00:34:58,452
‫میتونی تو ذهنت کنارش باشی.

451
00:34:59,332 --> 00:35:02,043
‫تمام عشقی که به تو ابراز کرده

452
00:35:03,153 --> 00:35:04,893
‫و تمام شادی‌هایی که تجربه کرده رو به یاد میاری ».

453
00:35:09,663 --> 00:35:12,993
‫« مارتین » میخوام بگم که
‫نمیتونی از درد فرار کنی.

454
00:35:14,333 --> 00:35:16,463
‫اگه فرار کنی یعنی از خودت دزدی کردی.

455
00:35:22,254 --> 00:35:24,684
‫تمام لحظات با اون بودن رو از خودت دزدیدی.

456
00:35:26,944 --> 00:35:28,634
‫تک تکشون رو.

457
00:35:29,864 --> 00:35:34,444
‫از اولین قدمی که برداشت
‫تا آخرین لبخندی که زد.

458
00:35:35,884 --> 00:35:37,144
‫همه‌شون رو به فنا میدی.

459
00:35:40,284 --> 00:35:41,964
‫درد رو به جون بخر « مارتین ».

460
00:35:43,235 --> 00:35:45,635
‫میشنوی چی میگم؟ به جون بخرش.

461
00:35:50,245 --> 00:35:52,305
‫تنها راه زنده نگه داشتنش اینه.

462
00:35:54,495 --> 00:35:56,795
‫دیگه خسته شدم، « کوری ».

463
00:36:00,635 --> 00:36:04,816
‫میدونی، دیگه...
‫دیگه از جنگیدن با این زندگی خسته شدم.

464
00:36:07,356 --> 00:36:09,346
‫از الان برای پسرت زنده میمونی.

465
00:36:11,946 --> 00:36:13,776
‫الان دیگه مواد شده خانوادش.

466
00:36:15,296 --> 00:36:16,746
‫اونم مُرده.

467
00:36:18,386 --> 00:36:20,536
‫پایین همین جاده لعنتی زندگی میکنه، ولی...

468
00:36:21,656 --> 00:36:22,936
‫اونم مُرده.

469
00:36:24,896 --> 00:36:27,927
‫بعید نیست بفهمن اونم تو
‫این قضیه دست داشته.

470
00:36:29,987 --> 00:36:32,429
‫پیش پسرهای « لیتل‌فدر » میمونه.

471
00:36:33,047 --> 00:36:34,051
‫همین؟

472
00:36:35,827 --> 00:36:37,347
‫آره.

473
00:36:37,467 --> 00:36:41,327
‫این پلیسه رو اینور و اونور میبری که
‫گم نشه، آره؟

474
00:36:43,527 --> 00:36:44,997
‫ازم خواستن این کارو بکنم.

475
00:36:46,478 --> 00:36:48,318
‫ولی کاری که میکنم این نیست.

476
00:36:51,207 --> 00:36:52,789
‫پس چیکار میکنی؟

477
00:36:55,297 --> 00:36:56,760
‫من یه شکارچی‌ام، « مارتین ».

478
00:36:58,427 --> 00:37:00,120
‫بنظرت دارم چیکار میکنم؟

479
00:37:07,679 --> 00:37:09,509
‫اگه فهمیدی کار کی بوده...

480
00:37:11,349 --> 00:37:13,349
‫واسم مهم نیست کیه.

481
00:37:14,489 --> 00:37:15,949
‫متوجهی؟

482
00:37:17,259 --> 00:37:18,739
‫کاملاً.

483
00:37:21,289 --> 00:37:23,089
‫پس از حیاط خونه‌ی من
‫برو بیرون و پیداش کن.

484
00:38:07,171 --> 00:38:10,492
‫برادر « ناتالی » اینجا با « سم »
‫و « بارت لیتل‌فدر » و

485
00:38:10,602 --> 00:38:13,322
‫یه آشغال به تمام معنا به اسم
‫« فرنک واکر » زندگی میکنه.

486
00:38:15,622 --> 00:38:19,291
‫پسر هنسون هم بچه خوبی نیست
‫ولی اونای دیگه خیلی بی‌شرفن.

487
00:38:19,292 --> 00:38:20,379
‫پس مراقب خودت باش.

488
00:38:20,642 --> 00:38:23,542
‫بهتر نیست منتظر واحد پشتیبان باشیم؟

489
00:38:23,702 --> 00:38:26,712
‫خب، اینجا خبری از واحد پشتیبان نیست، « جین »

490
00:38:26,812 --> 00:38:29,112
‫اینجا خودتی و خودت.

491
00:38:44,113 --> 00:38:47,513
‫♪ و اگه قرار باشه بین مرگ و ♪
‫♪ زندان یکی رو انتخاب کنم ♪

492
00:38:48,243 --> 00:38:50,283
‫ببین چه مزخرفی گوش میده.

493
00:38:57,584 --> 00:38:58,604
‫ها؟

494
00:38:59,184 --> 00:39:01,434
‫دنبال «چیپ هنسون » هستیم. هست؟

495
00:39:02,374 --> 00:39:04,714
‫اینجا نیست دادا.

496
00:39:04,724 --> 00:39:05,814
‫تو کی هستی؟

497
00:39:08,044 --> 00:39:10,024
‫خودت چه خری هستی؟

498
00:39:10,184 --> 00:39:12,305
‫من پلیس اف‌بی‌آی هستم.
‫تو « سم » هستی؟

499
00:39:12,645 --> 00:39:13,935
‫نه.

500
00:39:14,445 --> 00:39:16,035
‫الان نشئه‌ای « سم »؟

501
00:39:16,508 --> 00:39:18,641
‫من چند بار دستگیرت کردم؟

502
00:39:19,705 --> 00:39:23,135
‫رئیس جون چی میگی دادا؟

503
00:39:23,145 --> 00:39:24,145
‫برادرت کو؟

504
00:39:26,175 --> 00:39:28,125
‫تو زندانه. خودت انداختیش زندان.

505
00:39:28,225 --> 00:39:29,625
‫یعنی مرخصی نگرفته؟

506
00:39:29,725 --> 00:39:32,876
‫نگاش کن. عدالت داره اجرا میشه.

507
00:39:33,966 --> 00:39:35,116
‫الان یادم اومد.

508
00:39:35,117 --> 00:39:37,816
‫نامه نوشت گفت که یه چیزی بهتون بدم.

509
00:39:38,486 --> 00:39:39,996
‫همینجا...
‫همینجا بود.

510
00:39:40,096 --> 00:39:42,096
‫وایسا، بذار دستات رو ببینم!
‫بذار دستات رو...

511
00:39:49,937 --> 00:39:52,237
‫« کوری » مراقب باش!

512
00:40:32,250 --> 00:40:33,186
‫لعنتی!

513
00:41:59,153 --> 00:42:00,910
‫اون دو تای دیگه با « کوری » بیرونن.

514
00:42:00,911 --> 00:42:01,954
‫بیا بریم.

515
00:42:02,493 --> 00:42:04,413
‫اون... اون هنوز زنده‌ست.
‫باید زنگ بزنیم اورژانس.

516
00:42:04,424 --> 00:42:05,823
‫اورژانس یه ساعت با اینجا فاصله داره.

517
00:42:05,850 --> 00:42:08,813
‫دیگه ولش کن.

518
00:42:08,833 --> 00:42:10,669
‫اون هنوز نمُرده « بن ».

519
00:42:20,663 --> 00:42:21,976
‫بهت گفتم.

520
00:42:22,204 --> 00:42:23,305
‫بیا بریم.

521
00:42:37,245 --> 00:42:39,175
‫- روبراهین؟
‫- آره.

522
00:42:40,805 --> 00:42:43,465
‫- اون لاغره برادر « ناتالی »ـه.
‫- اون یکی کیه؟

523
00:42:43,815 --> 00:42:46,785
‫اون موجودیه به اسم « فرنک واکر ».

524
00:42:47,485 --> 00:42:49,385
‫بابا جونت حسابی بهت افتخار میکنه.

525
00:42:49,485 --> 00:42:51,025
‫بابام تو هلفدونیه مردک عوضی.

526
00:42:51,027 --> 00:42:53,125
‫میدونم، خودم انداختمش اونجا.

527
00:42:53,575 --> 00:42:55,411
‫بگو برای خواهرت چه اتفاقی افتاد، « چیپ »

528
00:42:55,622 --> 00:42:56,720
‫چی؟

529
00:42:57,285 --> 00:42:58,336
‫احمق‌‎بازی درنیار.

530
00:42:58,748 --> 00:43:01,036
‫در چه مورد؟ چی شده؟

531
00:43:03,648 --> 00:43:04,736
‫ها؟

532
00:43:06,456 --> 00:43:08,106
‫اون مردک سفیدپوست چیکار کرده؟

533
00:43:09,356 --> 00:43:12,976
‫کدوم سفیدپوست؟
‫اون با یه پسر سفیدپوست دوست بود؟

534
00:43:13,626 --> 00:43:15,786
‫میشناسیش؟
‫میدونی کیه؟

535
00:43:15,886 --> 00:43:17,786
‫اسمش رو میدونی « چیپ »؟

536
00:43:20,467 --> 00:43:21,847
‫« بود »؟

537
00:43:23,067 --> 00:43:24,697
‫چرا گفتی « دوست بود »؟

538
00:43:25,737 --> 00:43:27,737
‫چرا گفتی « بود »؟

539
00:43:28,947 --> 00:43:30,577
‫اون گفت « بود ».

540
00:43:32,047 --> 00:43:35,157
‫چون بهش تجاوز شده و کشته شده، پسر جان.

541
00:43:37,546 --> 00:43:38,919
‫بخاطر این.

542
00:43:43,488 --> 00:43:44,578
‫نه...

543
00:43:49,358 --> 00:43:50,858
‫چی؟!

544
00:43:57,278 --> 00:43:59,746
‫نه!

545
00:44:02,619 --> 00:44:05,550
‫تو برو، منم « چیپ » رو میبرم
‫« لندر » که ببینم

546
00:44:05,562 --> 00:44:06,929
‫اسم دوست‌پسرش رو بهمون میگه یا نه.

547
00:44:07,359 --> 00:44:09,419
‫بهت گفته باشم،
‫فقط اینجوری میتونیم پیداش کنیم.

548
00:44:09,779 --> 00:44:12,465
‫نه، باید بریم محل زندگی یا کارش.

549
00:44:12,473 --> 00:44:15,850
‫جدی؟ خب حالا کجا کار میکنه؟

550
00:44:15,862 --> 00:44:17,082
‫کجا زندگی میکنه؟

551
00:44:17,093 --> 00:44:19,759
‫فکر میکنی این آشغال همه چی
‫رو بهمون میگه؟ من که اینطور فکر نمیکنم.

552
00:44:20,449 --> 00:44:25,040
‫ببین، من میدونم دنبال سرنخ میگردی
‫ولی داری نشونه‌ها رو جا میندازی.

553
00:44:25,200 --> 00:44:26,880
‫بیا اینجا نشونت بدم.

554
00:44:29,360 --> 00:44:32,400
‫این رو می‌بینی؟
‫این ردِ سورتمه‌ست.

555
00:44:32,700 --> 00:44:34,900
‫- خب.
‫- اون شیار رو میبینی؟

556
00:44:35,230 --> 00:44:38,090
‫بیا، با این نگاه کن.

557
00:44:38,930 --> 00:44:40,290
‫باشه.

558
00:44:40,390 --> 00:44:41,710
‫سر اون شیار رو میبینی؟

559
00:44:41,921 --> 00:44:44,751
‫- دست من رو دنبال کن. دستم رو میبینی؟
‫- آره.

560
00:44:44,851 --> 00:44:46,511
‫خیلی‌خب، حالا دستم رو برمیدارم تو نگاه کن.

561
00:44:48,022 --> 00:44:49,172
‫می‌بینیش؟

562
00:44:49,672 --> 00:44:51,372
‫اون سایه رو می‌بینی؟

563
00:44:51,761 --> 00:44:52,961
‫فکر کنم.

564
00:44:53,011 --> 00:44:54,031
‫برف داره میپوشوندش.

565
00:44:54,131 --> 00:44:56,833
‫پای کوه رو نگاه کن.
‫حالا شیار رو دنبال کن برو بالا.

566
00:44:57,201 --> 00:44:58,221
‫اونجا خیلی مشخص‌تره.

567
00:44:58,321 --> 00:45:00,221
‫اون رد رو می‌بینی که تا بالا رفته؟

568
00:45:00,321 --> 00:45:02,081
‫- آره می‌بینمش.
‫- خیلی‌خب.

569
00:45:02,862 --> 00:45:05,892
‫جسد « ناتالی » درست اون پشت
‫پیدا شد دیگه، درسته؟

570
00:45:07,122 --> 00:45:11,972
‫پس یکی با سورتمه‌ش تا اونجا رفته.

571
00:45:12,532 --> 00:45:14,832
‫رد برگشتنش وجود نداره، چرا؟

572
00:45:15,922 --> 00:45:19,192
‫دارم بهت میگم. جواب معما اونجاست.

573
00:45:23,603 --> 00:45:25,553
‫هی، ببین...

574
00:45:27,183 --> 00:45:31,013
‫من از این کارا بلد نیستم، خب؟
‫بلد نیستم رد دنبال کنم.

575
00:45:31,233 --> 00:45:33,613
‫اشکالی نداره. اون با من.

576
00:45:36,253 --> 00:45:37,263
‫ببین...

577
00:45:37,363 --> 00:45:39,263
‫ازم خواستی کمکت کنم، درسته؟

578
00:45:39,371 --> 00:45:40,563
‫آره.

579
00:45:40,574 --> 00:45:42,563
‫تا دیر نشده باید بریم.

580
00:45:43,843 --> 00:45:45,634
‫باشه.

581
00:46:05,074 --> 00:46:06,805
‫چرا وایسادیم؟

582
00:46:08,095 --> 00:46:10,135
‫طوفان تو راهه.

583
00:46:10,515 --> 00:46:12,535
‫نمیشه از بین درخت‌ها رد شد.

584
00:46:13,415 --> 00:46:14,955
‫باید از اینجا رو پیاده بریم.

585
00:46:15,905 --> 00:46:17,155
‫یالا.

586
00:46:21,805 --> 00:46:23,300
‫اینا رو پات کن.

587
00:46:23,765 --> 00:46:24,765
‫باشه.

588
00:46:29,786 --> 00:46:31,026
‫حالا چی؟

589
00:46:32,186 --> 00:46:33,386
‫راه میریم.

590
00:46:34,176 --> 00:46:36,756
‫این رد سورتمه رو به سمت جنوب دنبال میکنیم.

591
00:46:36,786 --> 00:46:37,826
‫- حاضری؟
‫- آره.

592
00:46:38,026 --> 00:46:39,376
‫خیلی‌خب. دنبالم بیا.

593
00:47:08,748 --> 00:47:10,228
‫خدایا.

594
00:47:19,628 --> 00:47:20,828
‫خدای من.

595
00:47:41,039 --> 00:47:42,949
‫نیم‌مایل آخرش رو پیاده رفتیم.

596
00:47:43,069 --> 00:47:45,560
‫ولی تو برف خیلی خوب ردگیری کردیم.

597
00:47:46,090 --> 00:47:48,210
‫اگه بخوای میتونم مأمورهات رو ببرم اون بالا.

598
00:47:48,560 --> 00:47:51,320
‫با سرپرست اداره امور سرخپوستان حرف میزنم.

599
00:47:51,420 --> 00:47:53,110
‫اون شاید این رو ازت بخواد.

600
00:47:53,630 --> 00:47:57,180
‫تیم امنیتی اون اطراف دوربین گذاشته.

601
00:47:57,280 --> 00:47:58,380
‫صبح راه میفتم میرم اونجا.

602
00:47:58,381 --> 00:48:00,426
‫شاید شانس بیاریم و
‫از فیلم‌ها چیزی دستگیرمون بشه.

603
00:48:03,280 --> 00:48:06,111
‫اون دو تایی که دستگیر کردیم چیزی نگفتن؟

604
00:48:07,171 --> 00:48:08,862
‫اونا کلا با حرف زدن حال نمیکنن، « جین ».

605
00:48:08,863 --> 00:48:12,359
‫این جوونک‌ها خودشون منتظرن برن زندان.
‫بخشی از رسومشونه.

606
00:48:12,360 --> 00:48:14,973
‫بنظرم منتظر جهنم رفتن هم هستن.

607
00:48:15,221 --> 00:48:18,011
‫سه وعده غذای گرم، یه تخت، تلوزیون مجانی.

608
00:48:19,471 --> 00:48:21,891
‫از نظر اونا هر چیزی از اینجا بودن بهتره.

609
00:48:22,241 --> 00:48:25,521
‫حالا دی‌ان‌ای اونا رو چک کنیم
‫ببینیم چیزی از اون دستگیرمون میشه یا نه.

610
00:48:25,581 --> 00:48:27,842
‫- میتونم باهاش صحبت کنم؟
‫- نه « کوری ».

611
00:48:27,942 --> 00:48:29,567
‫هر چیزی هم به تو بگن
‫تو دادگاه ارزش قضایی نداره.

612
00:48:29,568 --> 00:48:31,561
‫و بعد هر چیزی هم که تو به ما بگی

613
00:48:31,661 --> 00:48:33,861
‫میشه حرف‌هایی که ارزش قضایی ندارن.

614
00:48:34,182 --> 00:48:36,672
‫اگه بهتون نگم و فقط خودم بدونم چی؟

615
00:48:41,592 --> 00:48:44,082
‫بله، « بنر » هستم. بله قربان.

616
00:48:44,182 --> 00:48:45,252
‫« بن ».

617
00:48:46,382 --> 00:48:48,793
‫من این بچه رو از وقتی راه رفتن
‫یاد گرفته میشناسم.

618
00:48:49,343 --> 00:48:51,043
‫من باید خونه رو پلمپ کنم.

619
00:48:51,263 --> 00:48:54,933
‫در پشتی فقط از داخل قفل میشه.

620
00:49:16,644 --> 00:49:17,924
‫وضعت رو ببین.

621
00:49:21,404 --> 00:49:24,334
‫خودت وضعت رو ببین. من هیچ خریتی نکردم.

622
00:49:26,804 --> 00:49:29,905
‫تو این سه سال اخیر تنها کاری
‫که کردی خریت بوده.

623
00:49:31,385 --> 00:49:35,065
‫بخاطر اینجاست پسر.
‫ببین چه چیزهایی رو ازمون میگیره.

624
00:49:36,545 --> 00:49:38,115
‫ببین کی رو از تو گرفت.

625
00:49:38,915 --> 00:49:42,375
‫من نیومدم بهت بگم زندگی منصفانه‌ست
‫چون واقعاً نیست.

626
00:49:42,735 --> 00:49:44,325
‫برای هیچکدوممون.

627
00:49:44,345 --> 00:49:47,225
‫ولی خب... چیکار کنیم؟

628
00:49:50,166 --> 00:49:52,093
‫این سرزمین... این سرزمین تنها
‫چیزیه که برای ما مونده.

629
00:49:52,294 --> 00:49:53,465
‫چرا هی میگی « ما »؟

630
00:49:54,076 --> 00:49:56,676
‫تنها ربطی که به اینجا داری زن سابقته.

631
00:49:56,776 --> 00:49:57,876
‫و دخترت که نتونستی مراقبش باشی.

632
00:49:57,956 --> 00:49:59,836
‫شاید اگه کار‌آگاه‌بازی درمیاوردی...

633
00:50:02,406 --> 00:50:04,266
‫حق نداری در این مورد حرف بزنی.

634
00:50:05,586 --> 00:50:07,166
‫میشنوی چی میگم؟

635
00:50:07,736 --> 00:50:09,407
‫برو اونور.

636
00:50:15,727 --> 00:50:18,227
‫میخوای درباره مراقب آدما بودن
‫برام سخنرانی کنی؟

637
00:50:18,807 --> 00:50:20,927
‫اونم وقتی این مزخرف رو معامله میکنی
‫که آدما رو میکشه؟

638
00:50:23,977 --> 00:50:24,884
‫برخلاف بیشتر آدما،

639
00:50:24,985 --> 00:50:27,867
‫تو اراده میکردی میتونستی از
‫این خراب‌شده بزنی بیرون.

640
00:50:27,947 --> 00:50:30,378
‫میتونستی بری ارتش، میتونستی
‫بری کالج، همه‌چی به اختیار خودت بود.

641
00:50:30,478 --> 00:50:31,928
‫ببین چی رو انتخاب کردی.

642
00:50:33,878 --> 00:50:35,148
‫ببین چی رو انتخاب کردی.

643
00:50:36,818 --> 00:50:38,248
‫خدا لعنتت کنه.

644
00:50:39,218 --> 00:50:40,428
‫من دیدمش.

645
00:50:44,878 --> 00:50:45,928
‫جدی؟

646
00:50:46,028 --> 00:50:48,738
‫آره اون حرومی تقریباً سن و سال تو رو داشت.

647
00:50:51,229 --> 00:50:53,469
‫منم میخواستم دخلش رو بیارم.

648
00:50:54,599 --> 00:50:56,159
‫« ناتالی » اجازه نمیداد.

649
00:50:58,009 --> 00:51:00,259
‫گمونم عشق واقعاً چشم رو کور میکنه، نه؟

650
00:51:03,399 --> 00:51:05,839
‫نگهبان یکی از چاه‌های نفت بود.

651
00:51:09,719 --> 00:51:11,690
‫این دوست‌پسره اسم هم داره؟

652
00:51:12,390 --> 00:51:16,040
‫« مت ». « مت » نمیدونم چی چی.
‫فامیلیش رو نمیدونم.

653
00:51:16,590 --> 00:51:18,800
‫کی میدونه؟

654
00:51:18,801 --> 00:51:21,390
‫« سم » میدونست. برو از اون بپرس.

655
00:51:22,990 --> 00:51:25,740
‫گمونم خیلی قبل‌تر از من
‫بتونی با « سم » حرف بزنی.

656
00:51:26,230 --> 00:51:28,490
‫فکر میکنی من خودم خواستم این آدم باشم؟

657
00:51:30,530 --> 00:51:31,690
‫ای بابا.

658
00:51:34,721 --> 00:51:38,811
‫بعضی وقتا اونقدر عصبی میشم
‫که میخوام با کل دنیا بجنگم.

659
00:51:41,441 --> 00:51:43,641
‫هیچ میدونی چه حسی داره؟

660
00:51:45,121 --> 00:51:46,341
‫میدونم.

661
00:51:49,621 --> 00:51:52,061
‫ولی به جاش تصمیم گرفتم با
‫این حس بجنگم.

662
00:51:53,561 --> 00:51:55,852
‫چون فهمیدم پیروز این جنگ دنیاست.

663
00:52:02,252 --> 00:52:04,982
‫بهت چی گفتم؟
‫اون چیزی گفت؟

664
00:52:05,042 --> 00:52:07,732
‫نه، اه. نمیخوام...
‫نمیخوام بدونم.

665
00:52:08,312 --> 00:52:10,562
‫فردا میری سمت دکل، درسته؟

666
00:52:10,662 --> 00:52:11,662
‫آره.

667
00:52:11,882 --> 00:52:13,832
‫دوست‌پسر « ناتالی » اونجا کار میکرده.

668
00:52:14,042 --> 00:52:17,833
‫چی؟ نه بهم نگو.

669
00:52:17,843 --> 00:52:19,793
‫این ماجرا خودش داره حل میشه.

670
00:52:20,473 --> 00:52:21,523
‫« کوری ».

671
00:52:22,793 --> 00:52:24,963
‫میخوام فردا تو هم باهامون بیای دکل.

672
00:52:27,133 --> 00:52:29,315
‫گرگ رو نمیشه تو جایی که
‫ممکنه باشه گیر انداخت.

673
00:52:29,316 --> 00:52:30,728
‫باید جایی که قبلاً بوده دنبالش بگردی.

674
00:52:32,163 --> 00:52:33,563
‫اونا همینجا بودن.

675
00:52:49,324 --> 00:52:50,344
‫سلام.

676
00:52:51,715 --> 00:52:53,185
‫تو خوبی؟

677
00:52:55,515 --> 00:52:56,685
‫نه زیاد.

678
00:52:59,445 --> 00:53:01,325
‫داع دلت دوباره تازه شد، نه؟

679
00:53:03,935 --> 00:53:05,076
‫شاید.

680
00:53:06,556 --> 00:53:08,736
‫شنیدم تو و « بن » و
‫این دختر پلیس اف‌بی‌آی

681
00:53:08,741 --> 00:53:12,336
‫خودتون جمع شدین که
‫که برین معما رو حل کنین.

682
00:53:14,976 --> 00:53:16,176
‫فقط میخوام کمک کنم.

683
00:53:16,861 --> 00:53:19,256
‫جواب‌هایی که دنبالشونی رو پیدا نمیکنی.

684
00:53:22,146 --> 00:53:24,156
‫حالا هر چی هم پیدا کنی.

685
00:53:26,917 --> 00:53:28,957
‫این قضیه ربطی به « امیلی » نداره.

686
00:53:35,587 --> 00:53:37,157
‫شب بخیر « کوری ».

687
00:54:08,438 --> 00:54:10,229
‫« مت ریبرن »

688
00:54:12,429 --> 00:54:13,749
‫میشناسیش؟

689
00:54:15,639 --> 00:54:17,209
‫همون یاروییه که تو برف پیدا کردیم؟

690
00:54:17,221 --> 00:54:19,009
‫آره، اثر انگشتش تو دیتابیس بود.

691
00:54:19,109 --> 00:54:23,059
‫پیمانکار یکی از جایگاه‌های حفاری بوده.

692
00:54:24,389 --> 00:54:25,489
‫خیلی‌خب.

693
00:54:28,589 --> 00:54:29,669
‫همین؟

694
00:54:31,170 --> 00:54:32,570
‫- دیگه اخراجم؟
‫- نه.

695
00:54:33,160 --> 00:54:34,782
‫بیا داخل گرم شی.

696
00:54:34,790 --> 00:54:35,990
‫باشه.

697
00:54:42,070 --> 00:54:45,350
‫نوشیدنی میخوای؟

698
00:54:45,450 --> 00:54:46,450
‫چرا که نه.

699
00:54:46,600 --> 00:54:51,260
‫شیر میخوای یا قهوه یا آب چشمه؟

700
00:54:51,520 --> 00:54:53,951
‫- همون آب خوبه.
‫- خیلی‌خب.

701
00:54:54,661 --> 00:54:57,351
‫حله، تو راحت باش.

702
00:55:20,172 --> 00:55:21,532
‫- بفرما.
‫- ممنون.

703
00:55:26,252 --> 00:55:30,042
‫این... این دخترمه، « امیلی ».

704
00:55:31,232 --> 00:55:33,042
‫سه سال پیش فوت شد.

705
00:55:35,563 --> 00:55:36,863
‫تسلیت میگم.

706
00:55:39,983 --> 00:55:42,643
‫میخوای بدونی چجوری مُرده، مگه نه؟

707
00:55:45,343 --> 00:55:46,703
‫آره ولی...

708
00:55:48,393 --> 00:55:50,083
‫منم همینطور.

709
00:55:52,413 --> 00:55:55,367
‫تو « پایندِیل » فروشندگی میکردم.

710
00:55:55,368 --> 00:56:00,964
‫حسابی برف اومده بود، برای
‫همینم استثنائاً اون شب تعطیل کردم.

711
00:56:01,994 --> 00:56:04,589
‫به همین خاطر رفتم مسافرخونه،
‫به زنم زنگ زدم و گفتم

712
00:56:04,594 --> 00:56:06,594
‫چطوره امشب بیای اینجا پیش من؟

713
00:56:07,574 --> 00:56:11,444
‫وقتی دو تا بچه داری و
‫نصف سال هم بالای کوهی...

714
00:56:12,764 --> 00:56:14,474
‫خیلی فرصت نمیشه با زنت تنها باشی.

715
00:56:15,884 --> 00:56:19,787
‫« امیلی » رو گذاشتیم که مراقب
‫« کیسی » باشه. اون موقع 5 سالش بود.

716
00:56:19,788 --> 00:56:21,110
‫« امیلی » 16 سالش بود.

717
00:56:22,015 --> 00:56:25,145
‫گمونم خبرش پخش شد که ما تو شهر نیستیم.

718
00:56:26,365 --> 00:56:29,545
‫برای همینم چند تا از دوستای مدرسه‌اش
‫اومدن خونه. بعد چند تا دیگه هم اومدن.

719
00:56:30,445 --> 00:56:31,955
‫بعد...

720
00:56:33,905 --> 00:56:36,225
‫بعد چند نفر اومدن که دوست نبودن.

721
00:56:37,065 --> 00:56:39,996
‫پس یه دورهمی معمولی تبدیل شد
‫به یه مهمونی درست و حسابی.

722
00:56:41,356 --> 00:56:42,666
‫بعد...

723
00:56:44,956 --> 00:56:46,076
‫نمیدونم.

724
00:56:47,776 --> 00:56:50,076
‫میدونی، خیلی چیزا هست که نمیدونم.

725
00:56:55,676 --> 00:56:57,896
‫فردا صبحش بهم زنگ زدن.

726
00:56:59,607 --> 00:57:00,777
‫« ناتالی » زنگ زد.

727
00:57:02,557 --> 00:57:04,447
‫گفت « امیلی » گم شده.

728
00:57:07,327 --> 00:57:10,277
‫طبیعتاً نگران شده بود.
‫صمیمی‌ترین دوستش بود.

729
00:57:12,797 --> 00:57:16,197
‫آره خلاصه ما سعی کردیم خیلی
‫مراقب « امیلی » باشیم.

730
00:57:18,497 --> 00:57:20,568
‫سعی کردیم برای همه چی آماده باشیم.

731
00:57:26,938 --> 00:57:28,788
‫دختر خیلی خوبی بود.

732
00:57:31,088 --> 00:57:32,938
‫ولی ما ازش چشم برداشتیم.

733
00:57:34,618 --> 00:57:38,758
‫بذار بهت بگم. ببین تو هم ممکنه یه روز بچه‌دار شی.

734
00:57:41,428 --> 00:57:42,899
‫نباید پلک بزنی.

735
00:57:45,789 --> 00:57:47,539
‫نه حتی یه بار. هیچوقت.

736
00:57:50,679 --> 00:57:54,709
‫یه بابایی هست که از « ویند ریور »
‫گوسفند رد میکنه.

737
00:57:55,249 --> 00:57:56,799
‫اون بود که پیداش کرد.

738
00:57:58,199 --> 00:58:00,989
‫حدود 20 مایل اونورتر از خونه‌مون.

739
00:58:01,249 --> 00:58:04,320
‫نمیدونن چجوری از اونجا سر درآورده
‫یا چه اتفاقی اقتاده.

740
00:58:05,080 --> 00:58:08,510
‫با کالبدشکافی چیز خاصی دستمون
‫رو نگرفت چون گرگ‌ها به حسابش رسیده بودن.

741
00:58:12,260 --> 00:58:13,840
‫میدونی، واقعاً متأسفم...

742
00:58:15,140 --> 00:58:16,170
‫تأسف...

743
00:58:18,300 --> 00:58:19,400
‫شرمنده.

744
00:58:19,405 --> 00:58:21,700
‫میشه دستشویی رو...

745
00:58:24,611 --> 00:58:26,921
‫بهم نشون بدی؟

746
00:58:27,201 --> 00:58:29,171
‫همونجاست.

747
00:58:29,181 --> 00:58:30,281
‫ممنون.

748
00:58:57,081 --> 00:58:58,961
‫« در دنیای ایده‌آل من چمنزاری هست »

749
00:58:59,171 --> 00:59:01,317
‫« امیلی » اون رو نوشته.

750
00:59:05,087 --> 00:59:06,148
‫با همین متن تونست

751
00:59:06,154 --> 00:59:09,148
‫تو برنامه نویسندگی تابستونیِ
‫« کلورادو » قبول شه.

752
00:59:10,648 --> 00:59:12,388
‫برای تو نوشته؟

753
00:59:17,888 --> 00:59:19,788
‫مهم نیست مخاطبش کیه.

754
00:59:21,548 --> 00:59:23,628
‫مهم نویسندشه.

755
00:59:30,049 --> 00:59:34,029
‫شرمنده بابت حرفی که امشب زدم.

756
00:59:35,899 --> 00:59:38,639
‫فقط میخوام کار درست رو انجام بدم.

757
00:59:39,229 --> 00:59:42,279
‫من نمیدونم اون پسره « هنسون »
‫چی بهت گفته ولی...

758
00:59:43,939 --> 00:59:47,550
‫نمیخوام وقتی کمکی از دستم برمیاد
‫مثل امروز کوتاهی کنم.

759
00:59:48,170 --> 00:59:52,439
‫پس اگه چیزی گفته که بهتره بدونم...

760
00:59:52,440 --> 00:59:54,619
‫ممنونت میشم اگه بهم بگی.

761
00:59:55,640 --> 00:59:59,230
‫خب، تنها حرفش این بود که
‫اسم دوست‌پسر « ناتالی »، « مت »ـه.

762
01:00:00,250 --> 01:00:02,850
‫تو هم که خودت این رو متوجه شدی پس...

763
01:00:03,700 --> 01:00:06,230
‫میتونستی برای این اطلاعات استعلام بگیری، نه؟

764
01:00:06,810 --> 01:00:09,121
‫میخواستم بدونم چرا کمکم میکنی.

765
01:00:09,641 --> 01:00:11,501
‫حالا هم میدونم.

766
01:00:13,011 --> 01:00:14,291
‫فردا...

767
01:00:16,331 --> 01:00:20,341
‫بنظرت میتونیم با برف‌پیما با سرعت
‫کمتر از 80 مایل بر ساعت بریم؟

768
01:00:20,441 --> 01:00:24,371
‫آره چرا که نه، البته ممکنه بیفتیم تو یه
‫گودال که میتونستیم با سرعت بالا ردش کنیم.

769
01:00:25,281 --> 01:00:26,701
‫ایول.

770
01:00:27,761 --> 01:00:28,937
‫خیلی‌خب.

771
01:00:30,062 --> 01:00:31,438
‫تو بردی.

772
01:00:33,002 --> 01:00:34,922
‫- شب خوبی داشته باشی.
‫- ممنون.

773
01:00:35,382 --> 01:00:36,462
‫فردا می‌بینمت.

774
01:00:37,562 --> 01:00:38,662
‫می‌بینمت.

775
01:00:57,528 --> 01:00:58,851
‫تو که بدتر از این میلرزی.

776
01:00:58,852 --> 01:01:01,657
‫انقدر سرده که یه سرخپوست پهلوون
‫هم اگه باشه یخ میزنه.

777
01:01:01,658 --> 01:01:03,164
‫آره، معلومه زیر صفره.

778
01:01:03,193 --> 01:01:05,536
‫آره، شیش درجه زیر صفره.
‫اون بالا که دیگه خیلی سردتره.

779
01:01:06,648 --> 01:01:07,678
‫سلام رفیق.

780
01:01:08,328 --> 01:01:11,428
‫- سلام. چطورین؟
‫- اینجا چیکار میکنی؟

781
01:01:11,548 --> 01:01:13,941
‫از خونه‌ی « لیتل‌فدر » تا جسد
‫سورتمه رد انداخته بود.

782
01:01:13,942 --> 01:01:16,796
‫میخوام اون رد رو دنبال کنم ببینم
‫کجا میره. تو چی؟

783
01:01:16,831 --> 01:01:19,089
‫آره، خب اونجا فقط « جین »
‫صلاحیت قضایی داره.

784
01:01:19,097 --> 01:01:21,419
‫فقط چند تا مأمور دیگه میخواستم که همراهمون باشه.

785
01:01:21,589 --> 01:01:22,639
‫میخوای در جریان بذاریشون؟

786
01:01:22,644 --> 01:01:24,239
‫حتماً، آره.

787
01:01:24,969 --> 01:01:27,773
‫جایگاه نفت‌کِشی تو کل اون محدوده دوربین داره؛

788
01:01:27,774 --> 01:01:29,844
‫ما هم امیدوارم یکی از دوربین‌ها
‫چیزی ضبط کرده باشه.

789
01:01:30,279 --> 01:01:33,660
‫کانکس « مت ریبرن » هم میخوایم توقیف کنیم.

790
01:01:33,672 --> 01:01:35,990
‫ببینیم چیزی هست که نشون بده
‫اون تو تجاوز نقشی داشته یا نه.

791
01:01:36,270 --> 01:01:37,420
‫حکم قضایی داری؟

792
01:01:37,526 --> 01:01:39,550
‫میخوام خیلی محترمانه درخواست کنم.

793
01:01:40,580 --> 01:01:42,690
‫از خونه « لیتل‌فدر » نمیشه رفت اونجا؟

794
01:01:43,400 --> 01:01:45,820
‫خیلی سخته که با سورتمه از دو تا تنگ‌دره رد بشی،

795
01:01:45,832 --> 01:01:48,510
‫شما رو هم نمیخوام به دردسر بندازم،
‫برای همین اصلاً توصیه نمیکنم.

796
01:01:48,524 --> 01:01:50,410
‫از جاده‌ی پالایشگاه میریم.

797
01:01:50,590 --> 01:01:52,864
‫در نتیجه باید به جای 5 مایل
‫50 مایل راه بریم.

798
01:01:52,865 --> 01:01:54,350
‫« وایومینگ » همینه دیگه.

799
01:01:54,741 --> 01:01:57,451
‫یادتون میاد اینجا بهار شده باشه؟

800
01:01:59,951 --> 01:02:04,121
‫اگه چیزی پیدا کردی با بی‌سیم بهم خبر بده.

801
01:04:06,257 --> 01:04:09,290
‫« دور از چشمان پرعشق تو »

802
01:04:11,957 --> 01:04:14,590
‫« در جایی که زمستان را هیچ‌گاه نمی‌بیند »

803
01:04:19,958 --> 01:04:22,291
‫« دور از چشمان پرعشق تو »

804
01:04:26,458 --> 01:04:29,291
‫« تک و تنها در بار می‌دوم »

805
01:04:32,658 --> 01:04:35,291
‫« دور از چشمان پرعشق تو »

806
01:04:46,659 --> 01:04:49,292
‫« به اینجا بازمیگردم »

807
01:05:01,780 --> 01:05:02,844
‫صبح بخیر.

808
01:05:02,965 --> 01:05:04,058
‫صبح بخیر.

809
01:05:04,158 --> 01:05:05,189
‫کمکی ازم برمیاد؟

810
01:05:05,289 --> 01:05:07,590
‫آره. کسی به اسم « مت ریبرن » اینجا کار میکنه؟

811
01:05:07,610 --> 01:05:10,090
‫آره. میدونی کجاست؟

812
01:05:11,160 --> 01:05:13,550
‫منم میخواستم همین رو ازت بپرسم.

813
01:05:14,520 --> 01:05:17,086
‫نه. چند روز پیش با
‫دوست‌دخترش دعواش شد.

814
01:05:17,096 --> 01:05:20,592
‫دوست‌دخترش رفت. اونم بعدش رفت.
‫ما هم از اون موقع ندیدیمشون.

815
01:05:20,771 --> 01:05:22,901
‫- کِی بود؟
‫- سه روز پیش.

816
01:05:23,141 --> 01:05:24,487
‫واقعاً نمیدونستیم چیکار کنیم.

817
01:05:24,494 --> 01:05:26,590
‫از اون موقع منتظر خبر شرکتیم که بگه

818
01:05:26,690 --> 01:05:28,851
‫فرم پایان کارش رو پر کنیم
‫یا به شما زنگ بزنیم.

819
01:05:28,866 --> 01:05:29,871
‫همه‌چی روبراهه؟

820
01:05:29,891 --> 01:05:30,981
‫آره، اومدن سراغ « مت » رو بگیرن.

821
01:05:31,241 --> 01:05:33,361
‫پیداش کردین؟ حالش خوبه؟

822
01:05:33,551 --> 01:05:35,951
‫- شما دو تا چتونه؟
‫- جانم؟

823
01:05:36,051 --> 01:05:37,771
‫انگار یه کم زخمی شدین.

824
01:05:38,351 --> 01:05:41,802
‫آره خب، تو هم با سرعت 60 مایل
‫بر ساعت بخوری به شاخه‌های درخت کاج،

825
01:05:41,812 --> 01:05:42,812
‫میبینی خودت به چه وضعی میفتی.

826
01:05:42,912 --> 01:05:46,232
‫ما مرزهای این ملک رو روزی دو بار چک میکنیم.
‫اینجا کار کردن اینارم داره.

827
01:05:46,682 --> 01:05:48,812
‫خب باید ماسک ایمنی بزنین.

828
01:05:49,432 --> 01:05:52,782
‫من درخواست کلاه ایمنی دادم، ناظر
‫کار میگه، « برف که نرمه، مگه نه؟ »

829
01:05:52,922 --> 01:05:54,752
‫شرکت‌های تگزاسی همینن.
‫چه میشه گفت؟

830
01:05:55,152 --> 01:05:56,572
‫« مت » شب‌ها همینجا تو ملک میخوابه؟

831
01:05:57,072 --> 01:05:59,372
‫آره. آره، هممون همینجا میخوابیم.

832
01:06:02,233 --> 01:06:03,643
‫میتونیم کانکسش رو ببینیم؟

833
01:06:03,663 --> 01:06:05,343
‫آره حتماً. بیاین. نشونتون میدم.

834
01:06:05,413 --> 01:06:06,823
‫چی شده رئیس؟

835
01:06:06,833 --> 01:06:08,323
‫اومدن سراغ « مت » رو بگیرن.

836
01:06:33,254 --> 01:06:35,064
‫دیگه به آخر خط رسیدی.

837
01:07:29,777 --> 01:07:34,363
‫اتفاقی براش افتاده؟
‫میدونین کجاست؟

838
01:07:34,571 --> 01:07:36,397
‫ما هم میخوایم همین رو بفهمیم.

839
01:07:36,617 --> 01:07:39,327
‫دوست‌دخترش گزارش مفقودیش رو داده.

840
01:07:39,527 --> 01:07:40,607
‫چطور ممکنه؟
‫فکر کردم شما

841
01:07:40,616 --> 01:07:42,512
‫قبل از طوفان تو برف پیداش کردین.

842
01:07:42,522 --> 01:07:43,547
‫جان؟

843
01:07:43,647 --> 01:07:46,178
‫وقتی پیداش کرده بودین اسمش
‫رو تو بی‌سیم گفتین منم شنیدم.

844
01:07:46,378 --> 01:07:48,318
‫یادم نمیاد اسمش رو گفته باشم.

845
01:07:50,298 --> 01:07:52,198
‫خب پس حتماً حواست نبوده چی میگی.

846
01:07:54,848 --> 01:07:57,308
‫- چه غلطی دارین میکنین؟
‫- چی؟

847
01:07:59,068 --> 01:08:01,598
‫- چرا دارین دورم رو میگیرین؟
‫- چی داری میگی؟

848
01:08:02,138 --> 01:08:04,903
‫خودت میدنی مردک. شما
‫از سه طرف ما رو محاصره کردین، بی‌پدر!

849
01:08:05,112 --> 01:08:06,741
‫اون اسلحه رو بذار کنار.
‫اینجا یه ملک خصوصیه.

850
01:08:06,949 --> 01:08:08,241
‫- چیکار میکنی؟
‫- اون اسلحه لعنتی رو بذار زمین!

851
01:08:08,509 --> 01:08:09,769
‫همین الان اون اسلحه لعنتی رو بذار زمین!

852
01:08:09,774 --> 01:08:10,859
‫هی!

853
01:08:10,972 --> 01:08:12,023
‫بذارش کنار، « دیلن »!

854
01:08:13,219 --> 01:08:14,239
‫« دیلن »!

855
01:08:14,439 --> 01:08:15,940
‫همین الان برگرد اون سمت و زانو بزن!

856
01:08:16,140 --> 01:08:17,229
‫« اوان »!

857
01:08:17,329 --> 01:08:19,549
‫گور بابات، اینجا مال اداره نیروئه، مدرک عوضی.

858
01:08:19,749 --> 01:08:20,969
‫اینجا بودنت خلاف قانونه.

859
01:08:20,979 --> 01:08:22,159
‫هی!

860
01:08:22,259 --> 01:08:23,543
‫اینجا یه زمین استیجاریه، هشدار میدم.

861
01:08:23,843 --> 01:08:24,923
‫تو هیچ اختیاری نداری.

862
01:08:25,023 --> 01:08:26,106
‫فکر کردی نمیدونم دارین چیکار میکنین؟

863
01:08:26,207 --> 01:08:27,734
‫بزن دیگه آشغال. بزن ببین چی میشه.

864
01:08:28,034 --> 01:08:30,720
‫- یالا سفیدپوست. بزن دیگه.
‫- چیکار میکنین؟

865
01:08:30,820 --> 01:08:33,850
‫هشدار میدم، تو هیچ اختیاری نداری.
‫داری قانون فدرال رو زیر پا میذاری.

866
01:08:34,050 --> 01:08:35,080
‫سلاحت رو بیار پایین.

867
01:08:35,180 --> 01:08:36,380
‫برو به درک! ما رو محاصره کردین!

868
01:08:36,480 --> 01:08:37,751
‫حرف بزن دیگه! چیکار کنم؟

869
01:08:37,952 --> 01:08:40,368
‫همونجا وایسا! کلانترهای بخش
‫اینجا صلاحیت قانونی ندارن!

870
01:08:40,430 --> 01:08:42,330
‫بسه دیگه، آروم باشین!

871
01:08:42,344 --> 01:08:44,200
‫اف‌بی‌آی! هی! اف‌بی‌آی!

872
01:08:44,660 --> 01:08:48,981
‫اینجا زمین فدراله و فقط من
‫صلاحیت قانونی دارم، خب؟

873
01:08:49,754 --> 01:08:52,961
‫همین الان همتون سلاحتون رو بیارید پایین!

874
01:08:54,151 --> 01:08:55,891
‫خب؟ همتون!

875
01:08:56,301 --> 01:08:59,751
‫ما هممون یه هدف داریم.

876
01:08:59,778 --> 01:09:01,751
‫و میخوام که گاردتون رو پایین بیارین

877
01:09:02,763 --> 01:09:06,151
‫و دستاتون رو از سلاح‌هاتون دور کنین.

878
01:09:06,168 --> 01:09:07,342
‫اینجوری.

879
01:09:08,102 --> 01:09:11,292
‫« دیلن »، غلاف کن!

880
01:09:14,552 --> 01:09:15,782
‫کمتر کافئین بخور پسر.

881
01:09:16,352 --> 01:09:17,952
‫خدا شفات بده!

882
01:09:18,572 --> 01:09:21,262
‫حواست به این آشغال باشه، خانم.

883
01:09:21,297 --> 01:09:23,062
‫ما اینجا فقط داریم کارمون رو میکنیم.

884
01:09:23,074 --> 01:09:24,852
‫وقتی ما هستیم تو دیگه
‫کاری نداری، عوضی.

885
01:09:24,862 --> 01:09:27,058
‫« اوان » همین الان سلاحت رو غلاف کن!

886
01:09:27,165 --> 01:09:30,149
‫خیلی‌خب، همتون به سمت
‫چپ من حرکت کنین. بریم.

887
01:09:30,160 --> 01:09:33,239
‫- کسی پشت من نباشه. فهمیدی؟
‫- باشه بابا عوضی.

888
01:09:33,243 --> 01:09:35,273
‫بچه‌ها، پشت سر من حرکت کنین.

889
01:09:35,288 --> 01:09:38,023
‫لطفاً همه یه نفس عمیق بکشین.

890
01:09:38,755 --> 01:09:39,871
‫

891
01:09:39,883 --> 01:09:42,765
‫هشدار میدم. سلاحت رو غلاف کن.

892
01:09:42,779 --> 01:09:43,853
‫تو ندیدی؟

893
01:09:43,868 --> 01:09:46,105
‫همین الان غلاف کن وگرنه
‫دستگیرت میکنم، فهمیدی؟

894
01:09:47,853 --> 01:09:49,072
‫تو ندیدی.

895
01:10:04,474 --> 01:10:06,262
‫ما رو ببر پیش کانکس « مت ».

896
01:10:07,789 --> 01:10:08,935
‫چشم خانم.

897
01:10:28,905 --> 01:10:29,955
‫« بن »، میشنوی؟

898
01:10:33,966 --> 01:10:35,056
‫« بن » صدام رو میشنوی؟

899
01:10:47,176 --> 01:10:48,346
‫« بن »!

900
01:10:55,037 --> 01:10:57,017
‫همینه، اینجاست.

901
01:10:58,017 --> 01:10:59,292
‫تو این کانکس کس دیگه‌ای هم هست؟

902
01:10:59,504 --> 01:11:02,982
‫آره. من و « پیت میکنز ».

903
01:11:03,193 --> 01:11:04,807
‫الان « پیت » اینجاست؟

904
01:11:05,020 --> 01:11:07,420
‫آره، خوابه. شیفت شبه.

905
01:11:41,819 --> 01:11:43,059
‫کمکی ازم برمیاد؟

906
01:11:44,389 --> 01:11:47,792
‫آره، دنبال شوالیه‌ام هستم
‫که زره درخشان هم تنشه.

907
01:11:47,993 --> 01:11:49,722
‫گمونم این کانکسشه.

908
01:11:49,973 --> 01:11:54,039
‫خب پس، ای بابا، اون بخش زره رو ندارم.

909
01:11:54,289 --> 01:11:57,850
‫- اشکال نداره.
‫- اشکال نداره؟ جدی؟

910
01:11:58,770 --> 01:12:01,380
‫هیچ میدونی چقدر خوشحالم از دیدنت؟

911
01:12:01,580 --> 01:12:04,100
‫اصلاً میفهمی؟ دارم بال درمیارم.

912
01:12:04,313 --> 01:12:06,815
‫چجوری اومدی اینجا؟
‫صدای سورتمه‌ات رو نشنیدم.

913
01:12:07,025 --> 01:12:10,970
‫آخه سورتمه‌ام میخواست بره « لندر »
‫به برنامه ساعت 8 برسه.

914
01:12:11,260 --> 01:12:12,920
‫برای همینم دم خروجی من رو پیاده کرد.

915
01:12:13,140 --> 01:12:14,920
‫پس چیکار کردی؟
‫تو برف پیاده اومدی؟ آره؟

916
01:12:15,140 --> 01:12:16,221
‫مثل یه شیرزن؟

917
01:12:16,451 --> 01:12:19,036
‫- بنظرم ارزشش رو داری.
‫- من ارزشش رو دارم؟ جدی؟

918
01:12:19,245 --> 01:12:20,571
‫گمشو بیا تو ببینم.

919
01:12:20,791 --> 01:12:23,571
‫تو شیطون‌ترین زن روی زمینی. میدونستی؟

920
01:12:27,561 --> 01:12:28,571
‫خدایا.

921
01:12:31,321 --> 01:12:32,851
‫نیویورک چطور؟

922
01:12:32,971 --> 01:12:37,632
‫وای، اگه تو « نیویورک » باشی حالت
‫بهم میخوره. یه ماه برو اونجا...

923
01:12:37,832 --> 01:12:40,252
‫پاهات چیزی جز سیمان رو لمس نمیکنن.

924
01:12:40,912 --> 01:12:42,862
‫خیلی‌خب، « شیکاگو » چطور؟

925
01:12:43,112 --> 01:12:45,982
‫ای بابا عزیزم، اونم که مثل « نیویورک »ـه، فقط سردتر.

926
01:12:46,262 --> 01:12:49,137
‫امنیتش هم کمتره، البته اگه برات مهم باشه.

927
01:12:49,345 --> 01:12:50,812
‫خنده داره؟

928
01:12:53,522 --> 01:12:55,704
‫خیلی‌خب. « لس‌آنجلس » چطور؟

929
01:12:55,905 --> 01:12:59,005
‫گوش کن چی میگم. دیگه هیچوقت
‫جلوی من این کلمه رو به زبون نیار.

930
01:12:59,205 --> 01:13:01,068
‫- آخه اونجا گرمه.
‫- من ترجیح میدم تو عراق باشم تا اونجا.

931
01:13:01,269 --> 01:13:02,274
‫عراق هم گرمه.

932
01:13:04,473 --> 01:13:06,903
‫الان برات میگم. یه جا تو ذهنم هست.

933
01:13:07,473 --> 01:13:08,593
‫یه جا رو سراغ دارم.

934
01:13:09,073 --> 01:13:10,393
‫من...

935
01:13:11,553 --> 01:13:14,251
‫یادمه تو یه جایی به نام
‫« پوینت موگو » مستقر بودم.

936
01:13:14,452 --> 01:13:15,870
‫حدود یه ساعت با لس‌آنجلس فاصله داره.

937
01:13:16,253 --> 01:13:19,583
‫کریسمس بود. بیدار شدم،
‫تنها بودم، کسی رو نداشتم.

938
01:13:19,783 --> 01:13:21,325
‫ولی نیروی دریایی کریسمس که میشه

939
01:13:21,355 --> 01:13:23,497
‫برای کسایی که خانواده ندارن
‫یه سری نمایش‌های کمدی

940
01:13:23,708 --> 01:13:24,783
‫تو سالن غذاخوری برگزار میکنن.

941
01:13:24,983 --> 01:13:27,413
‫منم نمیخواستم اون چرندیات رو نگاه کنم برای همینم...

942
01:13:27,734 --> 01:13:29,881
‫پریدم تو وانتم و سریع از اونجا زدم بیرون.

943
01:13:30,082 --> 01:13:32,908
‫بعد سر از یه شهر کوهستانی
‫به اسم « اوهای » درآوردم.

944
01:13:33,614 --> 01:13:37,774
‫رسیدم اونجا دیدم پُر از مزارع
‫میوه و تاکستانه.

945
01:13:37,974 --> 01:13:41,315
‫کوهستان هم دورش رو گرفته بود
‫انگار که داشت از شهر محافظت میکرد.

946
01:13:41,675 --> 01:13:45,505
‫و مردم اونجا همه به هم لبخند میزدن، میدونی...

947
01:13:45,705 --> 01:13:47,435
‫وقتی سلام میکردن انگار...

948
01:13:48,185 --> 01:13:52,965
‫یادمه با خودم میگفتم اینا چه نگاه
‫عجیبی تو چشماشونه.

949
01:13:53,165 --> 01:13:56,215
‫انگار که زندگیشون یه راز داشت که
‫همشون فهمیده بودن.

950
01:13:56,585 --> 01:13:59,365
‫بعد دیدم که یه گروه اونجا بود،
‫یه گروه اسپانیایی دقیقاً وسط شهر بود.

951
01:13:59,478 --> 01:14:01,365
‫داشتن کریسمس رو جشن میگرفتن.

952
01:14:01,915 --> 01:14:04,526
‫جشن گرفتن کریسمس تو
‫هوای 70 درجه خیلی نوبره.

953
01:14:04,726 --> 01:14:07,966
‫از یه درخت برای خودم یه پرتقال چیدم و...

954
01:14:08,236 --> 01:14:11,826
‫نشستم رو نیمکت، به صدای
‫آواز گروه کُر گوش دادم و پرتقالم رو خوردم.

955
01:14:12,896 --> 01:14:17,216
‫و... نمیدونم، فکر کنم بهترین
‫کریسمس عمرم بود.

956
01:14:20,696 --> 01:14:22,176
‫میخوام اونجا زندگی کنم.

957
01:14:24,817 --> 01:14:26,077
‫باشه.

958
01:14:27,617 --> 01:14:29,227
‫بریم « اوهای » زندگی کنیم.

959
01:14:29,787 --> 01:14:31,387
‫- باشه.
‫- آره.

960
01:14:37,437 --> 01:14:38,729
‫ساعت چنده؟

961
01:14:41,017 --> 01:14:42,659
‫فکر میکردم امشب تو شهر میمونن.

962
01:14:42,860 --> 01:14:43,881
‫منم همین فکر رو میکردم.

963
01:14:44,177 --> 01:14:46,068
‫لعنتی. شرمنده « ناتالی ».

964
01:14:48,628 --> 01:14:50,228
‫ببند اون چیزه رو...

965
01:14:59,968 --> 01:15:03,388
‫نوشیدنی دارین؟ ودکا دارین؟

966
01:15:04,248 --> 01:15:05,979
‫چی داری؟ بده اینجا ببینم.

967
01:15:11,079 --> 01:15:13,709
‫بده من اونا رو. تو هم میخوای؟

968
01:15:14,149 --> 01:15:16,129
‫اینجا یه بوهایی میاد.

969
01:15:20,459 --> 01:15:22,309
‫شما دو تا اینجایین؟

970
01:15:22,509 --> 01:15:24,519
‫جیگرا اومدن ماه عسل؟

971
01:15:24,719 --> 01:15:26,530
‫شما دو تا چیکار میکردین؟ ها؟

972
01:15:26,770 --> 01:15:28,570
‫اینا چیکار میکردن؟

973
01:15:29,410 --> 01:15:30,500
‫ها؟

974
01:15:32,610 --> 01:15:34,100
‫سلام عرض شد.

975
01:15:34,640 --> 01:15:36,330
‫- سلام « پیت ».
‫- سلام.

976
01:15:37,380 --> 01:15:41,570
‫کنجکاوم بدونم زیر این ملافه‌ها چی هست.

977
01:15:41,990 --> 01:15:44,110
‫- « کرت » داداش میشه این رو جمع کنی؟
‫- بیا « پیت ».

978
01:15:44,310 --> 01:15:46,820
‫من از این بانو یه سوال پرسیدم.
‫زیر این ملافه‌ها چی داره؟

979
01:15:47,020 --> 01:15:49,689
‫یه لباس پشمیه « پیت ».
‫خیلی جذاب نیست.

980
01:15:49,901 --> 01:15:50,919
‫خب، من به پشمی هم راضی‌ام.

981
01:15:51,189 --> 01:15:53,021
‫« کرت » میای جمعش کنی یا نه؟

982
01:15:53,221 --> 01:15:54,951
‫« مت » جون وایسا ببینم.
‫تو هم لختی؟

983
01:15:55,271 --> 01:15:58,151
‫تو هم لختی؟
‫شما دو تا داشتین چیکار میکردین؟

984
01:15:58,701 --> 01:16:00,941
‫- « کرت » این رو از اتاق من ببر بیرون لطفاً.
‫- بیا اینجا « پیت ».

985
01:16:01,141 --> 01:16:03,821
‫تو هم لختی؟
‫شما دو تا چیکار میکردین؟

986
01:16:04,021 --> 01:16:05,741
‫« کرت » میشه این رو ببری رفیق؟

987
01:16:05,941 --> 01:16:08,611
‫- پیت بیا اینجا!
‫- فقط میخوام یه نگاه بندازم.

988
01:16:08,811 --> 01:16:11,582
‫هی « کرت »، بیا اینجا و
‫این رو جمعش کن ببر.

989
01:16:11,796 --> 01:16:13,482
‫نمیفهمم چرا اینکارو نمیکنی پسر.

990
01:16:13,700 --> 01:16:15,282
‫یه نگاه! فقط یه نگاه!
‫فقط میخوام یه نگاه بندازم!

991
01:16:15,572 --> 01:16:17,592
‫تو مرض داری؟

992
01:16:19,892 --> 01:16:21,027
‫

993
01:16:21,032 --> 01:16:23,882
‫حواستون رو جمع کنین.
‫چرا اینجوری میکنی؟ ها؟

994
01:16:24,282 --> 01:16:25,957
‫سر من رو کلاه نذار دختر جون.

995
01:16:26,157 --> 01:16:29,032
‫قبل از ما داشتی اینجا
‫نمایش بالای 18 سال اجرا میکردی.

996
01:16:29,402 --> 01:16:31,863
‫منم داشتم میدیدم و الان
‫فقط یه نگاه...

997
01:16:32,503 --> 01:16:34,833
‫فقط یه نگاه ریز میخوام.
‫میخوای چیکار کنی گردن‌کلفت؟

998
01:16:35,803 --> 01:16:36,843
‫بیخیال « پیت ».

999
01:16:37,043 --> 01:16:39,283
‫میخوای چیکار کنی؟ یالا،
‫میخوای چیکار کنی گردن‌کلفت؟

1000
01:16:43,343 --> 01:16:44,383
‫الان که چی مثلاً؟

1001
01:16:46,843 --> 01:16:49,383
‫- آره دارم میبینم.
‫- نمیخواد دوست‌دخترش رو بهمون بده.

1002
01:16:52,804 --> 01:16:53,884
‫رفیق همه‌چیش رو با رفیقش تقسیم میکنه.

1003
01:16:57,704 --> 01:16:59,284
‫

1004
01:16:59,624 --> 01:17:01,274
‫چیکار میکنی؟

1005
01:17:01,644 --> 01:17:03,964
‫سر این زنیکه سرخپوست چقدر خودتو میگیری!

1006
01:17:04,844 --> 01:17:05,864
‫مردک آشغال!

1007
01:17:08,594 --> 01:17:09,714
‫پیت!

1008
01:17:12,054 --> 01:17:13,625
‫هی، هی!

1009
01:17:13,855 --> 01:17:14,925
‫بگیرش!

1010
01:17:15,165 --> 01:17:16,245
‫« مت » رو بگیر!

1011
01:17:20,465 --> 01:17:22,845
‫دورش کن!
‫مردک عوضی!

1012
01:17:47,976 --> 01:17:49,386
‫نگهش دار!

1013
01:18:21,086 --> 01:18:22,886
‫الان دیگه مغرور نیستی.
‫شدی نوکر خودم.

1014
01:18:26,786 --> 01:18:28,286
‫وایسا نوبت من شه، زنیکه خراب.

1015
01:18:39,086 --> 01:18:40,086
‫برو!

1016
01:18:42,086 --> 01:18:42,986
‫دورش کن.

1017
01:19:00,537 --> 01:19:02,307
‫پلیس اف‌بی‌آی! باز کن!

1018
01:19:14,778 --> 01:19:16,408
‫مطمئنی کسی داخله؟

1019
01:19:17,178 --> 01:19:21,148
‫- هی « پیت ». منم « کرتیس ».
‫- « بن »، میشنوی؟

1020
01:19:21,398 --> 01:19:24,538
‫پلیس اف‌بی‌آی جلوی در وایساده، باز کن.

1021
01:19:27,048 --> 01:19:29,528
‫« جین »، از جلو در بیا کنار!

1022
01:20:26,231 --> 01:20:27,901
‫برو به درک، شروع کن.

1023
01:20:38,402 --> 01:20:40,199
‫- « پیت » حالت خوبه؟
‫- تیر خوردم!

1024
01:20:40,400 --> 01:20:41,463
‫کی نخورده؟

1025
01:20:41,692 --> 01:20:43,323
‫- « پیت » خوبین؟
‫- ما خوبیم.

1026
01:20:43,591 --> 01:20:44,903
‫بیرون چند نفر از ما موندن؟

1027
01:20:45,132 --> 01:20:48,652
‫- دو نفر که بلند نمیشن.
‫- نه، من بلند میشم.

1028
01:20:55,393 --> 01:20:58,203
‫خدایا. زن‌های اینجا چقدر پُر دل و جرئتن.

1029
01:21:07,173 --> 01:21:09,273
‫کسی ندید از کجا شلیک شد؟

1030
01:21:13,023 --> 01:21:15,153
‫- میتونی سر پا وایسی؟
‫- نمیدونم.

1031
01:21:15,359 --> 01:21:17,534
‫به نفعته بفهمی چون هنوز کارمون تموم نشده.

1032
01:21:23,794 --> 01:21:25,014
‫- کجاست؟
‫- نمیدونم.

1033
01:21:25,358 --> 01:21:26,359
‫« کرتیس »!

1034
01:21:28,064 --> 01:21:29,354
‫« مایک »!

1035
01:21:30,534 --> 01:21:32,674
‫- هی « کرتیس »!
‫- پشت کانکس شماره سه!

1036
01:22:19,737 --> 01:22:21,047
‫تو خوبی؟

1037
01:22:23,037 --> 01:22:24,727
‫بیا بریم تو.

1038
01:22:35,567 --> 01:22:37,671
‫- گلوله چقدر آسیب زده؟
‫- نمیدونم.

1039
01:22:41,658 --> 01:22:43,638
‫بنظر میاد دو تیکه گلوله به اینجا خورده.

1040
01:22:44,238 --> 01:22:46,198
‫ولی فقط دو تا تیکه‌ست.
‫حالت خوب میشه.

1041
01:22:46,598 --> 01:22:47,658
‫بذار ببینم.

1042
01:22:48,258 --> 01:22:49,358
‫بذار اینجا رو ببینم.

1043
01:22:52,878 --> 01:22:54,045
‫خیلی‌خب.

1044
01:23:06,269 --> 01:23:10,089
‫- نگهش دار. محکم فشار بده.
‫- آره. باشه.

1045
01:23:26,128 --> 01:23:27,962
‫بی‌سیمت رو بده من.

1046
01:23:29,490 --> 01:23:33,460
‫بهترین فرصتم برای زنده موندن
‫اینه که هلیکوپتر بیاد.

1047
01:23:34,590 --> 01:23:36,510
‫تو که هلیکوپتر نداری، داری؟

1048
01:23:37,189 --> 01:23:38,622
‫نه.

1049
01:23:41,249 --> 01:23:43,132
‫بی‌سیمت رو بده من.

1050
01:23:44,391 --> 01:23:45,811
‫برو اون رو بگیر.

1051
01:23:47,701 --> 01:23:49,191
‫برنمیگردونمش.

1052
01:23:50,551 --> 01:23:52,031
‫باید این رو بدونی.

1053
01:23:52,981 --> 01:23:54,171
‫میدونم.

1054
01:23:55,781 --> 01:23:56,921
‫برو بگیرش.

1055
01:25:38,766 --> 01:25:41,466
‫- میدونی کجایی؟
‫- نه.

1056
01:25:42,016 --> 01:25:43,206
‫اینجا قله‌ی « گنت »ـه.

1057
01:25:45,176 --> 01:25:46,826
‫بلندترین کوه « وایومینگ ».

1058
01:25:47,736 --> 01:25:51,617
‫تو گرم‌ترین روز آگوست،
‫باید خبری از برف بشه.

1059
01:25:52,537 --> 01:25:56,047
‫امروز سردتر از اونه که برف بیاد.

1060
01:25:56,657 --> 01:25:59,477
‫ببین داداش. بیا یه دقیقه حرف بزنیم، باشه؟

1061
01:25:59,787 --> 01:26:02,065
‫بیا حرف بزنیم. خواهش میکنم.

1062
01:26:02,077 --> 01:26:03,277
‫حتماً.

1063
01:26:17,138 --> 01:26:20,828
‫یعنی چی؟! چکمه‌هام کو؟
‫چکمه‌هام کو؟

1064
01:26:21,158 --> 01:26:23,698
‫میدونی، تا دلت بخواد من وقت دارم.

1065
01:26:23,818 --> 01:26:24,898
‫ولی تو نه.

1066
01:26:25,918 --> 01:26:29,018
‫پس حرف میزنی؟
‫یا میخوای بازم ناله کنی؟

1067
01:26:30,828 --> 01:26:31,918
‫ببین، منم...

1068
01:26:32,478 --> 01:26:35,189
‫منم اشتباهاتی داشتم، خب؟

1069
01:26:36,039 --> 01:26:37,489
‫خب چیکار کردی؟

1070
01:26:41,469 --> 01:26:43,639
‫ببین، من اینجا مأمور قانون نیستم.

1071
01:26:43,889 --> 01:26:45,809
‫فقط یه بابایی‌ام که جلوت نشسته.

1072
01:26:46,929 --> 01:26:48,259
‫پس میتونی حقیقت رو بهم بگی.

1073
01:26:49,529 --> 01:26:51,029
‫حقیقت رو بهم بگی بهت فرصت میدم.

1074
01:26:51,298 --> 01:26:53,037
‫گوش کن ببین چی میگم!

1075
01:26:53,819 --> 01:26:56,910
‫میدونی تو این جهنمِ یخی بودن چه حسی داره؟!

1076
01:26:58,640 --> 01:27:00,739
‫کاری برای انجام دادن نیست!

1077
01:27:00,850 --> 01:27:03,965
‫هیچی! نه زنی! نه سرگرمی‌ای!

1078
01:27:04,940 --> 01:27:10,470
‫فقط برف هست!
‫فقط سکوت هست! همین!

1079
01:27:12,040 --> 01:27:13,797
‫فامیل‌های من به اینجا تبعید شدن.

1080
01:27:14,047 --> 01:27:15,651
‫یه قرن اینجا گیر افتادن.

1081
01:27:16,931 --> 01:27:18,771
‫این برف و سکوتی که میگی...

1082
01:27:19,571 --> 01:27:21,661
‫تنها چیزیه که ازشون گرفته نشده.

1083
01:27:23,801 --> 01:27:25,121
‫خب تو چی گرفتی؟

1084
01:27:26,051 --> 01:27:28,771
‫نمیدونم...
‫نمیدونم منظورت چیه.

1085
01:27:30,140 --> 01:27:31,413
‫تو هم چیزی گرفتی؟

1086
01:27:45,741 --> 01:27:50,758
‫میخوام با من روراست باشی، خب؟

1087
01:27:52,852 --> 01:27:53,922
‫مست کردی.

1088
01:27:55,432 --> 01:27:56,522
‫حس تنهایی کردی.

1089
01:27:58,123 --> 01:27:59,343
‫بعد چیکار کردی؟

1090
01:28:00,693 --> 01:28:03,158
‫اگه کار تو بوده،
‫مرد باش و بگو.

1091
01:28:03,279 --> 01:28:04,740
‫بگو « من بهش تجاوز کردم ».

1092
01:28:05,513 --> 01:28:07,073
‫من بهش تجاوز کردم.

1093
01:28:07,933 --> 01:28:10,273
‫من بهش تجاوز کردم! آره!

1094
01:28:20,504 --> 01:28:22,124
‫دوست‌پسرش چی؟

1095
01:28:22,624 --> 01:28:26,124
‫خواست جلوت رو بگیره
‫برای همین اونقدر کتکش زدی تا بمیره؟

1096
01:28:26,194 --> 01:28:28,774
‫ببین، سر تکون دادن به درد من نمیخوره. خب؟

1097
01:28:28,975 --> 01:28:30,392
‫- میخوام به زبون بیاری.
‫- ما کتکش زدیم.

1098
01:28:30,597 --> 01:28:32,246
‫ما کشتیمش.

1099
01:28:35,264 --> 01:28:36,294
‫خیلی‌خب.

1100
01:28:44,835 --> 01:28:46,445
‫خواهش میکنم نکن.

1101
01:28:49,295 --> 01:28:50,615
‫میخوام دستت رو باز کنم.

1102
01:28:57,015 --> 01:28:58,195
‫آزادی.

1103
01:29:01,495 --> 01:29:03,695
‫کجا؟ کجا برم؟

1104
01:29:03,895 --> 01:29:05,787
‫من سر قولم موندم.

1105
01:29:06,046 --> 01:29:10,146
‫حقیقت رو گفتی، منم بهت یه فرصت میدم.

1106
01:29:11,896 --> 01:29:15,136
‫همون فرصتی رو بهت میدم که
‫نصیب اون شد.

1107
01:29:15,437 --> 01:29:16,736
‫چه فرصتی نصیب اون شد؟ چه...

1108
01:29:17,236 --> 01:29:18,836
‫چه فرصتی نصیب اون شد؟

1109
01:29:19,866 --> 01:29:23,467
‫اگه بتونی خودت رو برسونی به بزرگراه، آزادی.

1110
01:29:23,727 --> 01:29:25,767
‫وایسا... بزرگراه کجاست؟

1111
01:29:26,687 --> 01:29:29,587
‫میدونی جایی که جسد « ناتالی » رو پیدا
‫کردم چقدر با کمپ حفاری فاصله داره؟

1112
01:29:29,797 --> 01:29:31,207
‫شیش مایل.

1113
01:29:31,537 --> 01:29:32,707
‫با پای برهنه.

1114
01:29:35,667 --> 01:29:37,027
‫قوی به این میگن.

1115
01:29:39,557 --> 01:29:40,957
‫قوی به این زن میگن.

1116
01:29:41,327 --> 01:29:43,544
‫تو شاید 200 متر دوام بیاری.

1117
01:29:43,545 --> 01:29:46,250
‫ولی بهرحال به نفعته حرکت کنی.

1118
01:29:49,278 --> 01:29:51,908
‫نمیفهمم. نمیفهمم.

1119
01:29:53,028 --> 01:29:54,718
‫میخوای من چیکار کنم؟

1120
01:29:55,727 --> 01:29:57,150
‫میخوام بدویی.

1121
01:30:09,038 --> 01:30:11,361
‫« دو از چشمان پرعشق تو »

1122
01:30:17,458 --> 01:30:20,561
‫« در جایی که زمستان را هرگز به خود نمی‌بیند »

1123
01:30:26,279 --> 01:30:28,362
‫« دور از چشمان پرعشق تو »

1124
01:30:32,879 --> 01:30:35,762
‫« به تنهایی در باد می‌دوم »

1125
01:30:40,359 --> 01:30:43,062
‫« دور از چشمان پرعشق تو »

1126
01:30:44,859 --> 01:30:47,863
‫« به تنهایی در باد می‌دوم »

1127
01:30:54,060 --> 01:30:57,063
‫« به اینجا بازمیگردم »

1128
01:31:02,660 --> 01:31:05,263
‫« و باری دیگر چشمانم را می‌بندم »

1129
01:31:29,123 --> 01:31:30,683
‫حالت چطوره؟

1130
01:31:32,133 --> 01:31:33,683
‫خوبم.

1131
01:31:35,223 --> 01:31:36,443
‫یه چیزی برات آوردم.

1132
01:31:37,793 --> 01:31:41,063
‫گفتم شاید یه مقدار یاد شهرِت رو برات زنده کنه.

1133
01:31:47,043 --> 01:31:50,404
‫- یه کروکودیل کوچولو.
‫- خواهش میکنم من رو نخندون.

1134
01:31:52,504 --> 01:31:54,359
‫اون تمساحه.

1135
01:31:56,024 --> 01:31:56,967
‫ولی ازت محافظت میکنه.

1136
01:31:56,997 --> 01:31:59,144
‫حداقل از جلیقه ضدگلوله بهتره، نه؟

1137
01:32:02,534 --> 01:32:04,924
‫نباید مسخره‌ش کنم.
‫جونت رو نجات داد.

1138
01:32:06,924 --> 01:32:08,904
‫تو جونم رو نجات دادی.

1139
01:32:12,185 --> 01:32:13,855
‫نه.

1140
01:32:19,795 --> 01:32:21,495
‫« جین » تو زن سرسختی هستی.

1141
01:32:22,705 --> 01:32:24,265
‫خودت جون خودت رو نجات دادی.

1142
01:32:26,115 --> 01:32:28,405
‫جفتمون باید روراست باشیم. من فقط...

1143
01:32:30,445 --> 01:32:32,155
‫شانس آوردم.

1144
01:32:32,966 --> 01:32:35,526
‫میدونی، شانس اینجا وجود نداره.

1145
01:32:36,566 --> 01:32:38,166
‫شانس تو شهر وجود داره.

1146
01:32:41,776 --> 01:32:43,026
‫اینجاها نیست.

1147
01:32:45,846 --> 01:32:49,426
‫شانس اونجاست که یه اتوبوس بهت میخوره یا نه.

1148
01:32:50,326 --> 01:32:53,026
‫اینکه به بانکت دستبرد میزنن یا نه.

1149
01:32:53,029 --> 01:32:54,707
‫شانس مال وقتیه که موبایل کسی رو

1150
01:32:54,737 --> 01:32:56,365
‫تو گذرگاه عابر پیاده میزنن.

1151
01:32:56,366 --> 01:32:58,327
‫شانس اینه. اونجا مسئله برد و باخته.

1152
01:32:58,342 --> 01:33:01,527
‫اینجا یا زنده میمونی یا
‫تسلیم میشی. تمام.

1153
01:33:02,487 --> 01:33:04,256
‫بستگی داره به قدرتت...

1154
01:33:04,286 --> 01:33:05,247
‫و همینطور روحیه‌ات.

1155
01:33:07,127 --> 01:33:09,527
‫گرگ‌ها آهوی بدشانس رو نمیکشن.

1156
01:33:10,017 --> 01:33:11,397
‫آهوی ضعیف رو میکشن.

1157
01:33:11,412 --> 01:33:14,197
‫تو هم برای زندگیت جنگیدی، « جین ».

1158
01:33:17,058 --> 01:33:18,748
‫حالا هم میتونی ادامه‌اش بدی.

1159
01:33:24,178 --> 01:33:25,578
‫میتونی بری خونه.

1160
01:33:34,938 --> 01:33:36,899
‫میدونم داری چیکار میکنی.

1161
01:33:38,829 --> 01:33:40,909
‫خب میخوام برات مجله بخونم.

1162
01:33:43,739 --> 01:33:47,029
‫« 10 نشانه‌ی اینکه اون به شما علاقه دارد. »

1163
01:33:48,739 --> 01:33:50,899
‫خیلی دلم میخواد اینا رو بدونم.

1164
01:33:51,619 --> 01:33:54,059
‫« وقتی با شما صحبت میکند
‫در چشمانتان نگاه میکند. »

1165
01:33:56,679 --> 01:33:58,090
‫این مگه نباید برات بامزه باشه؟

1166
01:34:00,900 --> 01:34:03,660
‫اون شیش مایل تو برف دوییده.

1167
01:34:06,780 --> 01:34:08,110
‫آره همینطوره.

1168
01:34:24,971 --> 01:34:26,151
‫سلام.

1169
01:34:29,571 --> 01:34:30,962
‫« مارتین »؟

1170
01:34:44,922 --> 01:34:46,152
‫« مارتین »!

1171
01:34:48,732 --> 01:34:49,912
‫هی.

1172
01:34:59,933 --> 01:35:00,943
‫« مارتین »؟

1173
01:35:33,575 --> 01:35:35,005
‫« انی »؟

1174
01:37:21,290 --> 01:37:22,330
‫سلام.

1175
01:37:29,070 --> 01:37:30,530
‫قضیه رنگ صورتت چیه؟

1176
01:37:32,710 --> 01:37:34,620
‫صورت مخصوص مرگمه.

1177
01:37:36,590 --> 01:37:37,960
‫جدی؟

1178
01:37:41,691 --> 01:37:43,301
‫حالا از کجا فهمیدی این شکلیه؟

1179
01:37:45,511 --> 01:37:46,571
‫نفهمیدم.

1180
01:37:48,041 --> 01:37:49,335
‫از خودم درآوردم.

1181
01:37:49,336 --> 01:37:51,511
‫کسی نمونده که بهم یاد بده.

1182
01:38:00,821 --> 01:38:02,442
‫آماده‌ی تسلیم بودم.

1183
01:38:05,652 --> 01:38:07,092
‫بعد تلفن زنگ زد.

1184
01:38:08,682 --> 01:38:10,602
‫که البته هیچوقت خبر خوب نداره.

1185
01:38:12,682 --> 01:38:14,382
‫ولی امروز داشت.

1186
01:38:17,692 --> 01:38:20,282
‫یه سال بود که « چیپ » بهم زنگ نزده بود.

1187
01:38:24,303 --> 01:38:25,493
‫کجاست؟

1188
01:38:26,913 --> 01:38:28,473
‫ایستگاه.

1189
01:38:31,283 --> 01:38:33,153
‫میخواستم برم دنبالش.

1190
01:38:33,643 --> 01:38:36,433
‫البته بعد از اینکه این طرح
‫مزخرف رو از صورتم پاک کنم.

1191
01:38:39,403 --> 01:38:41,183
‫شنیدم چه اتفاقی افتاده.

1192
01:38:44,464 --> 01:38:46,374
‫شنیدم یکیشون هنوز مفقوده.

1193
01:38:47,644 --> 01:38:48,764
‫نه.

1194
01:38:51,334 --> 01:38:52,754
‫هیچکس مفقود نیست.

1195
01:38:57,414 --> 01:38:58,824
‫چطوری مُرد؟

1196
01:39:03,474 --> 01:39:04,834
‫با داد و ناله.

1197
01:39:11,685 --> 01:39:13,655
‫باید به « چیپ » آسون بگیری.

1198
01:39:15,225 --> 01:39:17,885
‫اولین باری که رنج و عذاب
‫میکشی خیلی برات سخته.

1199
01:39:22,345 --> 01:39:23,845
‫باید برم دنبالش.

1200
01:39:26,145 --> 01:39:28,896
‫فقط باید یکم اینجا بشینم.

1201
01:39:31,686 --> 01:39:33,336
‫فقط یه دقیقه.

1202
01:39:38,706 --> 01:39:40,586
‫وقت داری پیشم بشینی؟

1203
01:39:43,146 --> 01:39:44,826
‫من جایی نمیرم.

1204
01:40:03,827 --> 01:40:11,827
‫« در حالی که آمار مفقودشدگان برای ‫تمام جوامع آماری موجود است،
هنوز ‫هیچگونه آماری در خصوص مفقودی ‫زنان بومی آمریکا وجود ندارد. »

1205
01:40:14,128 --> 01:40:18,328
‫« کسی نمیداند چه تعدادشان گم شده‌اند. »

1206
01:40:26,000 --> 01:40:38,000
تماشای فیلم و سریال‌های‌ روز دنیا با دوبله و زیرنویس اختصاصی
aionet.ir با حجم اینترنت رایگان از آیو
کاری از ع.ف.جاوید و حسين رضائی


