1
00:01:31,241 --> 00:01:37,619
Arian Drama, GodeatGod مترجمين

2
00:01:39,241 --> 00:01:43,619
دانلود فيلم و سريال با لينک مستقيم
WwW.TinyMoviez.Co

3
00:01:34,241 --> 00:01:48,619
forum.free-offline.org

4
00:01:55,241 --> 00:01:57,619
،اين يه اشتباه خيلي رايجه

5
00:01:57,785 --> 00:02:00,913
که مردم فکر ميکنن تخيل نويسنده دائما در حال کاره

6
00:02:01,289 --> 00:02:03,791
و اينکه وي مداوم در حال توليد

7
00:02:04,751 --> 00:02:05,918
داستان و حوادث مختلفه

8
00:02:06,169 --> 00:02:09,797
و سوژه‌ها رو بدون هيچ سختي‌اي
هميشه خلق ميکنه

9
00:02:10,173 --> 00:02:12,717
در اصل، عکس اين قضيه حقيقت داره

10
00:02:12,884 --> 00:02:14,844
به محض اينکه مردم
بدونن شما نويسنده هستيد

11
00:02:15,219 --> 00:02:17,764
خودشون هستن که شخصيت‌ها
و اتفاقات رو ميارن سراغتون

12
00:02:17,931 --> 00:02:20,683
و تا زماني که بتونين نظارت بکنين

13
00:02:20,850 --> 00:02:23,311
و با دقت گوش بدين

14
00:02:23,478 --> 00:02:25,939
...اين داستان ها تا

15
00:02:26,314 --> 00:02:28,775
نکن. بسه، نکن
!نکن

16
00:02:34,280 --> 00:02:38,534
تا آخر عمرتون ادامه پيدا ميکنن

17
00:02:38,701 --> 00:02:41,955
به کسي که داستان‌هاي زيادي
از بقيه تعريف کرده

18
00:02:42,330 --> 00:02:43,831
داستان‌هاي زيادي هم بهش گفته ميشه

19
00:02:44,207 --> 00:02:45,792
ببخشيد -
عيبي نداره -

20
00:02:45,959 --> 00:02:49,212
اتفاقاتي که رخ دادن به شکلي غيرقابل انتظار

21
00:02:49,379 --> 00:02:52,382
براي من شرح داده شدن و من هم

22
00:02:52,548 --> 00:02:54,842
اون رو بدون دخل و تصرفي
دوباره بيان ميکنم

23
00:03:02,517 --> 00:03:03,685
<i>چندين سال پيش</i>

24
00:03:03,851 --> 00:03:06,771
<i>وقتي که به نوع خفيفي از
"بيماري "تب نويسندگي</i>

25
00:03:06,896 --> 00:03:10,650
<i>که نوعي ضعف اعصاب بين
طبقه‌ي روشنفکرهاي اون زمان محسوب ميشد دچار شدم</i>

26
00:03:10,858 --> 00:03:12,777
<i>تصميم گرفتم تا ماه آگوست رو</i>

27
00:03:12,902 --> 00:03:16,823
<i>در چشمعه‌ي آب گرم "نبلزباد" در
آلپاين سودتينوالتز" بگذرونم"</i>

28
00:03:17,240 --> 00:03:20,493
<i>و اتاقي رو در هتل بزرگ بوداپست گرفتم</i>

29
00:03:20,660 --> 00:03:25,540
<i>هتلي زيبا و شکيل که زماني
يک مجموعه‌ي بسيار معروف بود</i>

30
00:03:25,707 --> 00:03:28,334
<i>گمون ميکنم بعضي از شما
باهاش آشنا باشيد</i>

31
00:03:29,919 --> 00:03:33,339
<i>نه فصل مسافرتي بود
و نه مدرن</i>

32
00:03:33,423 --> 00:03:35,466
<i>و وقتي که واردش شدم</i>

33
00:03:35,591 --> 00:03:39,596
<i>کاملا نخ نما بوده
و شروع کرده بود به خراب شدن</i>

34
00:03:39,762 --> 00:03:41,514
<i>از اونجايي که آدم‌هاي کمي اونجا بودن</i>

35
00:03:41,723 --> 00:03:43,975
<i>همه به سرعت با
ظاهر و قيافه‌ي بقيه آشنا ميشدن</i>

36
00:03:44,350 --> 00:03:48,438
<i>چرا که ما تنها موجودات زنده
در اين عمارت بزرگ بوديم</i>

37
00:03:48,605 --> 00:03:51,608
<i>گرچه فکر نميکنم که ما
باهمديگه آشنا شديم</i>

38
00:03:51,774 --> 00:03:54,652
<i>به جز يه سري سر تکون دادن ها
هنگامي که از کنار همديگه عبور ميکرديم</i>

39
00:03:54,736 --> 00:03:55,737
<i>در رستوران</i>

40
00:03:55,903 --> 00:03:57,780
<i>در حمام هاي عربي</i>

41
00:03:57,947 --> 00:04:00,283
<i>و بر روي تراس و بالکن</i>

42
00:04:00,450 --> 00:04:03,369
<i>به نظر ميومد که خيلي
گروه کم حرفي بوديم</i>

43
00:04:03,494 --> 00:04:05,872
<i>و بدون استثنا، منزوي</i>

44
00:04:10,335 --> 00:04:12,962
<i>شايد به دليل اين سکوت همگاني</i>

45
00:04:13,338 --> 00:04:15,965
<i>آشنايي و دوستي اي رو</i>

46
00:04:16,341 --> 00:04:18,343
<i>با دربان هتل، شخصي غرب قاره اي</i>

47
00:04:18,509 --> 00:04:20,511
<i>که اسمش "آقاي ژان" بود شکل دادم</i>

48
00:04:20,678 --> 00:04:25,767
<i>کسي که در نگاه اول به عنوان
آدمي تنبل و واقعا مهمان نواز به چشم مياد</i>

49
00:04:25,975 --> 00:04:28,353
<i>حدس ميزنم که دستمزدش هم کافي نبود</i>

50
00:04:28,478 --> 00:04:29,812
<i>بهرحال، يک بعد از ظهر</i>

51
00:04:29,979 --> 00:04:32,565
<i>در حاليکه آرنج به آرنج
مشغول صحبت با آقاي ژان بودم</i>

52
00:04:32,732 --> 00:04:36,986
<i>متوجه حضور يک شخص جديد
در گروهمون شدم</i>

53
00:04:37,362 --> 00:04:39,656
<i>مردي کوچک، پير
که هوشمندانه لباس پوشيده بود</i>

54
00:04:39,822 --> 00:04:42,742
<i>چهره‌اي خردمند و سرزنده داشت</i>

55
00:04:42,951 --> 00:04:45,954
<i>و جوي غمناک ازش انعکاس ميشد</i>

56
00:04:46,329 --> 00:04:49,624
<i>اون هم مثل بقيه ي ما تنها بود
ولي بايد اين رو هم بگم</i>

57
00:04:49,791 --> 00:04:54,420
<i>اولين نفر بين ما بود که واقعا
چهره ي يک انسان کاملا تنها رو داشت</i>

58
00:04:54,587 --> 00:04:57,340
<i>همچنين يکي از نشانه‌هاي مشکل پزشکي من</i>

59
00:04:57,507 --> 00:04:59,425
اين پيرمرد گيرا کيه؟

60
00:04:59,550 --> 00:05:01,010
<i>از آقاي ژان پرسيدم</i>

61
00:05:01,386 --> 00:05:03,888
<i>و وقتي که جا خورد، خيلي تعجب کردم</i>

62
00:05:04,055 --> 00:05:05,473
يعني نميدوني؟ -
از من پرسيد -

63
00:05:05,640 --> 00:05:07,433
نميشناسيش؟

64
00:05:07,600 --> 00:05:08,893
<i>به نظر من هم آشنا ميومد</i>

65
00:05:09,060 --> 00:05:12,814
اون خود آقاي مصطفي‌ست
امروز صبح رسيد اينجا

66
00:05:13,856 --> 00:05:15,400
<i>قطعا اين نام بين اونهايي که بين شما</i>

67
00:05:15,483 --> 00:05:18,069
<i>چند تا پيرهن بيشتر پاره کردن آشنا مياد</i>

68
00:05:20,488 --> 00:05:24,826
<i>آقاي "زيرو مصطفي" زماني
پولدارترين شخص در "زوبروکا" بود</i>

69
00:05:26,953 --> 00:05:29,914
<i>و البته صاحب هتل بزرگ بوداپست هم بود</i>

70
00:05:31,541 --> 00:05:33,459
هر از گاهي مياد
و تقريبا يه هفته مي مونه

71
00:05:33,584 --> 00:05:35,670
،سالي حداقل سه بار مياد
ولي در فصل هاي مسافرتي نه

72
00:05:35,878 --> 00:05:38,131
آقاي ژان بهم اشاره کرد و
من هم نزديکتر رفتم

73
00:05:38,506 --> 00:05:39,549
يه رازي رو بهت ميگم

74
00:05:39,716 --> 00:05:41,968
اون هميشه يه اتاق تک تخته
و بدون حمام

75
00:05:42,135 --> 00:05:43,928
در گوشه‌ي بالاترين طبقه رو برميداره

76
00:05:44,095 --> 00:05:46,014
!اتاقه حتي از آسانسور هم کوچيکتره

77
00:05:46,431 --> 00:05:47,682
<i>به همگان مشخص بود</i>

78
00:05:47,890 --> 00:05:50,476
<i>که زيرو مصطفي در</i>

79
00:05:50,643 --> 00:05:53,563
<i>بزرگترين قلعه‌ها و
کاخ‌هاي اين قاره زندگي ميکرد</i>

80
00:05:53,813 --> 00:05:56,983
<i>ولي با اينحال، در هتل
تقريبا خالي خودش</i>

81
00:05:57,150 --> 00:05:59,902
<i>به اتاق خدمتکارها ميرفت؟</i>

82
00:06:00,153 --> 00:06:03,114
<i>در اون لحظه، اتفاقي غم انگيز رخ داد</i>

83
00:06:03,489 --> 00:06:04,616
لعنتي

84
00:06:04,782 --> 00:06:07,702
<i>که نيازمند توجه سريع و فوري</i>

85
00:06:07,869 --> 00:06:09,871
<i>آقاي ژان بود</i>

86
00:06:11,623 --> 00:06:14,000
<i>ولي حقيقتش توجه من رو
زياد به خودش جلب نکرد</i>

87
00:06:21,466 --> 00:06:22,467
<i>بهرحال</i>

88
00:06:22,634 --> 00:06:25,154
<i>اين آشنايي مختصر با داستان
اين مرد مرموز و پير</i>

89
00:06:25,470 --> 00:06:27,805
<i>به قول معروف</i>

90
00:06:27,972 --> 00:06:30,058
کنجکاويم رو تحريک کرده بود

91
00:06:30,475 --> 00:06:32,727
<i>و بدين ترتيب، بر روي صندليم</i>

92
00:06:32,852 --> 00:06:35,772
<i>شب رو به صبح تبديل کردم</i>

93
00:06:35,939 --> 00:06:39,734
<i>و در اون موقع بود که سرنوشت يک بار ديگه</i>

94
00:06:39,901 --> 00:06:43,821
<i>به طرز عجيبي، خودش رو
در زندگي من دخيل کرد</i>

95
00:06:47,742 --> 00:06:49,744
نوشته‌هات رو تحسين ميکنم

96
00:06:52,872 --> 00:06:54,457
ببخشيد؟

97
00:06:56,042 --> 00:07:00,129
گفتم که با کارهات آشنام
و تحسينشون ميکنم

98
00:07:01,172 --> 00:07:03,007
شما لطف دارين قربان

99
00:07:03,132 --> 00:07:05,551
آيا آقاي ژان يکي دو کلمه

100
00:07:05,635 --> 00:07:09,222
در رابطه با صاحب کهنسال
اين هتل بهت چيزي گفته؟

101
00:07:09,806 --> 00:07:13,977
بايد اعتراف کنم که خودم
راجع به شما سوال پرسيدم

102
00:07:14,143 --> 00:07:16,813
آقاي ژان بسيار تواناست

103
00:07:16,980 --> 00:07:18,773
ولي نميتونيم بگيم که يه دربان

104
00:07:18,940 --> 00:07:21,651
درجه يک يا حتي درجه دوم محسوب ميشه

105
00:07:21,734 --> 00:07:22,944
ولي ديگه چه ميشه کرد

106
00:07:23,861 --> 00:07:25,697
زمونه تغيير کرده

107
00:07:28,157 --> 00:07:31,911
حمام هاي حرارتي واقعا زيبان

108
00:07:32,036 --> 00:07:35,456
وضعيت خيلي بهتري داشتن ولي
نميشد ازشون نگهداري کرد

109
00:07:35,623 --> 00:07:37,208
براي ذائقه‌هاي فعلي خيلي
از مُد افتاده ست

110
00:07:37,583 --> 00:07:42,130
ولي با اينحال من عاشق اين
خرابه‌ي قديمي هستم

111
00:07:43,214 --> 00:07:45,842
چطور شد که خريدينش؟

112
00:07:46,009 --> 00:07:48,011
هتل بزرگ بوداپست رو

113
00:07:57,812 --> 00:07:58,813
نخريدمش

114
00:08:08,531 --> 00:08:10,199
اگه قرار نيست فقط از سر
ادب جواب مثبت بدين

115
00:08:10,575 --> 00:08:13,161
که در اين صورت بايد
اين رو بهم بگين

116
00:08:13,286 --> 00:08:16,289
ولي اگه واقعا علاقه داشته باشين

117
00:08:16,664 --> 00:08:18,916
امکانش هست که شما رو
امشب به شام دعوت کنم؟

118
00:08:19,167 --> 00:08:22,920
همچنين باعث افتخارم هم ميشه که بتونم

119
00:08:23,087 --> 00:08:26,633
داستانم" رو براتون تعريف کنم"

120
00:08:32,847 --> 00:08:34,766
دو تا اردک که با زيتون سرخ شدن

121
00:08:34,933 --> 00:08:37,226
خرگوش، سالاد؟

122
00:08:37,602 --> 00:08:40,188
شامپاين "پولي ژووه" از سال 1952
به انضمام يه پيک طعم

123
00:08:41,564 --> 00:08:44,651
گمونم اينطوري وقت کافي براي

124
00:08:44,817 --> 00:08:47,070
يه مکالمه‌ي مناسب رو بهمون بده -
با کمال ميل -

125
00:09:06,965 --> 00:09:12,345
خب، داستان برا متصدي پيشين
دوست مشترکمون شروع ميشه

126
00:09:12,720 --> 00:09:15,890
دربان محبوب و اصلي
هتل بزرگ بوداپست

127
00:09:17,183 --> 00:09:19,269
...صد البته که داستان شروع ميشه با

128
00:09:41,666 --> 00:09:43,907
ميز رو بيار سمت پنجره -
بله، آقاي گوستاو -

129
00:09:44,002 --> 00:09:46,442
سيني رو بيار سر ميز -
الساعه، آقاي گوستاو -

130
00:09:46,754 --> 00:09:49,007
همينجا. تميز و مرتب شدن؟

131
00:09:49,173 --> 00:09:51,009
البته، آقاي گوستاو -
بذارشون توي جعبه هاي کلاه -

132
00:09:51,092 --> 00:09:53,303
اين از طرف "اوبرتسدورف و کمپاني" فرستاده شده؟ -
گمون کنم، آقاي گوستاو -

133
00:09:53,386 --> 00:09:55,221
صندوق دوم. بليط ها دست کيه؟ -
دست من، آقاي گوستاو -

134
00:09:55,305 --> 00:09:57,307
بدشون من

135
00:09:58,349 --> 00:10:00,643
مرتبن. اون گوشه منتظر باش

136
00:10:08,818 --> 00:10:11,112
من جايي نميرم -
ببخشيد؟ -

137
00:10:11,279 --> 00:10:13,281
از اينجا نميرم -
چرا؟ -

138
00:10:13,656 --> 00:10:15,408
مي ترسم -
از چي؟ -

139
00:10:15,742 --> 00:10:17,943
ميترسم اين آخرين باري باشه
که همديگه رو مي بينيم

140
00:10:18,036 --> 00:10:19,662
چرا بايد از يه همچين چيزي حرف بزني؟

141
00:10:19,829 --> 00:10:21,998
خب، نميتونم به زبون بيارمش
ولي حس ميکنمش

142
00:10:22,165 --> 00:10:24,846
محض رضاي خدا، لازم نيست ما رو ترک کني
...اگه قراره که

143
00:10:24,959 --> 00:10:28,004
همراهم بيا -
به "لوتز" مسخره؟ -

144
00:10:28,171 --> 00:10:30,256
خواهش ميکنم -
دستت رو بده من -

145
00:10:32,258 --> 00:10:35,303
لازم نيست از چيزي بترسي
هميشه قبل از مسافرت مضطرب ميشي

146
00:10:35,386 --> 00:10:38,306
اعتراف ميکنم که به نظر مياد تو اين
يه مورد بدجوري اضطراب داري

147
00:10:38,389 --> 00:10:41,351
ولي حقيقتش اينه که... اوه خداي من
چه بلايي سر ناخون هات آوردي؟

148
00:10:41,434 --> 00:10:43,311
ببخشيد؟ -
غجب لاک بدرنگيه -

149
00:10:43,394 --> 00:10:45,394
رنگش کلا جور در نمياد -
ازش خوشت نمياد؟ -

150
00:10:45,438 --> 00:10:48,358
نه اينکه ازش خوشم نياد
از لحاظ فيزيکي باهاش ارتباط برقرار نميکنم

151
00:10:49,359 --> 00:10:52,820
شايد اين يه مقدار آرومت کنه -
چي؟ شعر نخوني ها -

152
00:10:52,987 --> 00:10:55,239
فقط به نواي کلمات گوش کن -
خواهشا الان نه -

153
00:10:55,865 --> 00:10:59,285
در هنگام پرسه زني در جنگلي خاکستري

154
00:10:59,452 --> 00:11:03,790
به مقبره اي رسيدم بس روحاني، معنوي و قديمي

155
00:11:03,957 --> 00:11:05,750
نوشته‌ي بر رويش خيلي وقت پيش از بين رفته بود

156
00:11:05,959 --> 00:11:08,294
...با اينحال درون درزهاي اندوهگينش

157
00:11:09,379 --> 00:11:10,964
ميشه لطفا برام يه شمع روشن کني؟

158
00:11:12,256 --> 00:11:15,885
در کليساي سانتا ماريا -
خودم شخصا و فورا اينکارو انجام ميدم -

159
00:11:16,469 --> 00:11:20,014
يادت باشه، من هميشه همراهتم

160
00:11:20,974 --> 00:11:23,768
دوستت دارم -
منم دوستت دارم -

161
00:11:35,321 --> 00:11:37,824
وفادار نگه داشتن يه همچين زني به خودت

162
00:11:37,991 --> 00:11:39,993
براي 19 فصل متوالي خيلي سخته

163
00:11:41,286 --> 00:11:44,080
بله قربان -
ميدوني، اون خيلي بهم علاقه داره -

164
00:11:44,247 --> 00:11:45,248
بله قربان

165
00:11:45,415 --> 00:11:47,333
ولي هيچوقت اينطوري نديده بودمش

166
00:11:47,500 --> 00:11:48,501
خير قربان

167
00:11:48,876 --> 00:11:51,087
داشت مثل يه سگ که داره ميرينه مي لرزيد

168
00:11:52,422 --> 00:11:53,423
کاملا

169
00:11:53,756 --> 00:11:56,092
بدو برو به کليساي سانتا ماريا در برونرپلاتز

170
00:11:56,259 --> 00:11:57,927
يه شمع ساده و نصفه نيمه بخر

171
00:11:58,094 --> 00:11:59,574
و چهار "کلوبک" رو برگردون
[واحد پول خيالي]

172
00:11:59,846 --> 00:12:01,566
به نيت يه نذر روشنش کن، يه دعاي مختصر بخون

173
00:12:01,848 --> 00:12:03,968
بعدش برو سراغ "مندل" و برام
يه کيک شکلاتي بيار

174
00:12:04,100 --> 00:12:06,700
اگه چيزي از پول باقي موند، بدش
به پسر فلجي که کفشا رو واکس ميزنه

175
00:12:08,479 --> 00:12:10,481
به روي چشم قربان -
صبرکن -

176
00:12:12,859 --> 00:12:16,404
کي هستي تو؟ -
من "زيرو" هستم قربان. دربان جديد -

177
00:12:16,779 --> 00:12:17,947
اسمت زيروـه؟ -
بله قربان -

178
00:12:18,031 --> 00:12:20,511
نه اسمت رو شنيده بودم نه ديده بودمت
کي استخدامت کرده؟

179
00:12:20,533 --> 00:12:23,077
آقاي "موشر"، قربان -
!آقاي موشر -

180
00:12:24,329 --> 00:12:25,371
بله آقاي گوستاو؟

181
00:12:25,538 --> 00:12:28,207
کاشف به عمل آوردم که دور از چشم بنده

182
00:12:28,291 --> 00:12:29,542
اين مرد جوان رو بعنوان
دربان استخدام کردين؟

183
00:12:29,876 --> 00:12:33,338
يه دوره‌ي آزمايشي رو داره ميگذرونه که
البته بعدش نياز به تائيد شما داره

184
00:12:34,964 --> 00:12:37,258
صحيح. ممنون از شما آقاي موشر

185
00:12:37,383 --> 00:12:39,844
قابل شما رو نداشت آقاي گوستاو

186
00:12:40,303 --> 00:12:42,555
الان بايد رسما مصاحبه انجام بدي

187
00:12:42,889 --> 00:12:45,016
نبايد اول برم شمع رو روشن کنم؟

188
00:12:45,224 --> 00:12:46,434
چي؟ نه بابا

189
00:12:50,229 --> 00:12:51,272
تجربه؟

190
00:12:51,397 --> 00:12:53,483
آشپزخونه‌ي هتل کينسکي، شيش ماه

191
00:12:53,900 --> 00:12:56,027
بخش تميزکاري، هتل برليتز، سه ماه

192
00:12:56,194 --> 00:12:58,988
...قبل از اون ديگچه مي سابيدم -
تجربه : صفر -

193
00:12:59,072 --> 00:13:01,157
دوباره ممنون، آقاي گوستاو -
کلاهت رو صاف کن آناتول -

194
00:13:01,240 --> 00:13:03,117
افتخار از ماست، آقاي اشنايدر -
تسمه گير کرده -

195
00:13:03,201 --> 00:13:05,078
اينا قابل قبول نيستن -
کاملا قبول دارم -

196
00:13:05,161 --> 00:13:07,914
تحصيلات؟ -
خوندن و نوشتن بلدم -

197
00:13:08,081 --> 00:13:10,291
مقطع ابتدايي رو شروع کردم
...و تقريبا

198
00:13:10,458 --> 00:13:12,585
تحصيلات : صفر -
حالا منفجر شد -

199
00:13:12,919 --> 00:13:15,004
صبح بخير سيسرو
!با اون لوله کش لعنتي تماس بگير

200
00:13:15,088 --> 00:13:17,382
امروز بعد از ظهر، آقاي گوستاو -
بلا شک، خانم ليبلينگ -

201
00:13:17,465 --> 00:13:19,133
اين ديگه چيه؟ -
الان نه -

202
00:13:19,258 --> 00:13:21,260
خانواده؟

203
00:13:23,596 --> 00:13:25,473
صفر

204
00:13:25,848 --> 00:13:27,850
طبقه شيشم، ايگور

205
00:13:35,191 --> 00:13:37,068
چرا ميخواي دربان باشي؟

206
00:13:39,070 --> 00:13:43,449
خب، کيه که نخواد توي هتل
بزرگ بوداپست کار کنه؟

207
00:13:43,616 --> 00:13:45,618
يه سازمان معروفه

208
00:13:48,496 --> 00:13:50,164
بسيار خوب

209
00:14:05,388 --> 00:14:07,557
هزار کلوبک -
خداي من -

210
00:14:08,975 --> 00:14:11,561
شما هم تا به حال پادويي کردين، قربان؟

211
00:14:11,978 --> 00:14:12,979
خودت چي فکر ميکني؟

212
00:14:13,146 --> 00:14:15,064
...خب، گمونم آدم بايد از يه جايي شروع کنه ديگه

213
00:14:15,231 --> 00:14:17,032
برو اون شمع کوفتي رو روشن کن -
چشم قربان -

214
00:14:22,155 --> 00:14:24,157
<i>و زندگي من به اين شکل آغاز شد</i>

215
00:14:26,993 --> 00:14:28,244
<i>يه پادوي تازه کار و در حال آموزش</i>

216
00:14:28,411 --> 00:14:29,954
<i>هتل بزرگ بوداپست</i>

217
00:14:30,121 --> 00:14:33,249
<i>تحت دستور سفت و سخت
آقاي گوستاو اچ</i>

218
00:14:33,416 --> 00:14:36,502
<i>من تبديل به شاگردش شدم و اون هم در آينده
تبديل به مشاور و محافظ من شد</i>

219
00:14:36,669 --> 00:14:38,421
<i>پادو يعني چي؟</i>

220
00:14:38,630 --> 00:14:42,133
<i>پادو يعني کسي که هميشه
نامرئيه و هميشه هم حضور داره</i>

221
00:14:42,342 --> 00:14:44,344
<i>يه پادو چيزي که مردم ازش
متنفرن رو فراموش نميکنه</i>

222
00:14:44,510 --> 00:14:46,346
<i>يه پادو نيازهاي مهمان رو حدس ميزنه</i>

223
00:14:46,512 --> 00:14:48,598
<i>قبل اينکه اون نيازها
تبديل به نياز بشن</i>

224
00:14:48,932 --> 00:14:52,018
<i>مهمتر از همه، از يه پادو
اکيدا هيچ خطايي نبايد سر بزنه</i>

225
00:14:52,185 --> 00:14:54,228
مهمون‌هامون از جدي ترين
رازهاي پادوها باخبرن

226
00:14:54,312 --> 00:14:55,939
و حقيقتش اکثرشون هم

227
00:14:56,022 --> 00:14:57,690
اين رازها رو به گور نمي برن

228
00:14:58,066 --> 00:15:00,568
براي همين دهنت رو بسته نگه دار -
بله قربان -

229
00:15:02,695 --> 00:15:04,656
فعلا همينا

230
00:15:05,031 --> 00:15:06,950
<i>به آرومي متوجه شدم که اکثريت</i>

231
00:15:07,116 --> 00:15:10,703
<i>مهمان‌هاي سرشناس هتل فقط براي
ملاقات با آقاي گوستاو به اونجا ميومدن</i>

232
00:15:11,037 --> 00:15:13,957
<i>به نظر جزوي از وظايف حساسش ميومد</i>

233
00:15:14,165 --> 00:15:16,376
<i>ولي معتدقم که از اين کار لذت هم مي برد</i>

234
00:15:18,419 --> 00:15:20,380
<i>زن‌هاي مورد علاقش هميشه يه سري
خصوصيات مشترک داشتن</i>

235
00:15:20,546 --> 00:15:23,132
<i>بايد پولدار</i>

236
00:15:23,299 --> 00:15:24,384
<i>،پير</i>

237
00:15:24,550 --> 00:15:25,677
<i>متزلزل</i>

238
00:15:26,052 --> 00:15:27,095
<i>نااميد</i>

239
00:15:27,220 --> 00:15:28,429
<i>ظاهري</i>

240
00:15:28,596 --> 00:15:29,681
<i>بلوند</i>

241
00:15:30,056 --> 00:15:31,474
<i>و حريص مي بودن</i>

242
00:15:32,600 --> 00:15:34,602
چرا بلوند؟

243
00:15:36,729 --> 00:15:38,147
چون بلوند بودن ديگه

244
00:15:38,398 --> 00:15:39,649
<i>ضمنا آقاي گوستاو</i>

245
00:15:39,983 --> 00:15:43,444
<i>خوش بو ترين آدمي بود که
تا به حال ديده بودم</i>

246
00:15:43,611 --> 00:15:46,489
<i>عطرش، حضورش رو از فاصله ي
دور اعلام ميکرد</i>

247
00:15:48,074 --> 00:15:50,660
<i>و تا چند دقيقه بعد از اينکه رفته بود
هم بوش باقي مي موند</i>

248
00:15:52,578 --> 00:15:55,415
<i>هفته اي شش روز به انضمام
نصف روز يکشنبه کار ميکردم</i>

249
00:15:55,581 --> 00:15:57,792
<i>از پنج صبح تا بعد از نيمه شب</i>

250
00:15:59,085 --> 00:16:01,546
<i>وعده هاي غذاييمون کوچيک ولي
مقوي و کافي براي حفظ قدرت بدنيمون بود</i>

251
00:16:01,754 --> 00:16:04,590
<i>دو تا صبحانه، دو تا نهار
و يه شام دير وقت</i>

252
00:16:05,717 --> 00:16:09,137
آقاي گوستاو هم مراسم شبانه برگزار ميکرد

253
00:16:09,262 --> 00:16:12,348
خشونت در رفتار از نشانه هاي ترس محسوب ميشه

254
00:16:12,515 --> 00:16:14,684
مردم ميترسن به چيزي که ميخوان نرسن

255
00:16:15,059 --> 00:16:18,479
تنها انسان هاي مهيب و غيرجذاب
نياز به دوست داشتن دارن

256
00:16:18,605 --> 00:16:21,149
و نسبت به توجه مثل
يک گل شکوفه ميدن

257
00:16:21,316 --> 00:16:22,775
يه دو بيتي به خاطرم اومد

258
00:16:23,151 --> 00:16:25,486
نقاش شروع به تکميل نقاشي چهره کرد

259
00:16:25,653 --> 00:16:27,614
و وقتي که نقاشي تمام شد

260
00:16:27,780 --> 00:16:31,701
و با ضربه ي آخر قلم مو
زندگي و حيات به نقاشي وارد شد

261
00:16:32,076 --> 00:16:35,121
<i>خودش تنهايي در اتاقش شام ميخورد</i>

262
00:16:40,668 --> 00:16:44,422
<i>هويت صاحب هتل براي همه‌ي ما
ناشناخته بود</i>

263
00:16:44,589 --> 00:16:48,426
<i>هر ماه، نماينده‌ش، به نام وکيل کوواکس از راه ميرسيد</i>

264
00:16:48,593 --> 00:16:50,470
<i>تا حساب کتاب ها رو بررسي کنه
و پيغام ها رو از جانب</i>

265
00:16:50,637 --> 00:16:53,222
<i>صاحب مرموز هتل برسونه</i>

266
00:16:53,389 --> 00:16:56,351
<i>در اين مواقع، آقاي گوستاو
و مدير تجاري ما</i>

267
00:16:56,517 --> 00:17:01,147
<i>آقاي "بکر" با آقاي وکيل پشت
درهاي بسته ملاقات ميکردند</i>

268
00:17:12,784 --> 00:17:15,370
<i>همين موقع بود که من با آگاتا آشنا شدم</i>

269
00:17:33,513 --> 00:17:35,515
<i>ولي راجع به اين قضيه صحبت نمي کنيم</i>

270
00:18:26,441 --> 00:18:27,481
چي ميخواي؟ -
ببين -

271
00:18:32,530 --> 00:18:33,656
خداي بزرگ

272
00:18:33,906 --> 00:18:35,241
واقعا شرمندم قربان

273
00:18:35,408 --> 00:18:37,410
بايد بريم سراغش -
بايد؟ -

274
00:18:37,577 --> 00:18:41,205
وسايل رو آماده کن. اون بهم نياز داره و منم ازت
ميخوام که بهم کمک کني وسايل و چمدونام رو آماده کنم

275
00:18:43,166 --> 00:18:44,751
چقدر سريع ميتوني وسايل رو جمع کني؟ -
پنج دقيقه اي -

276
00:18:44,917 --> 00:18:46,917
برو سراغش. و يه بطري شامپاين پولي ژووه
از سال 1926

277
00:18:46,961 --> 00:18:48,296
توي يه سطل يخ با دو تا ليوان بيار

278
00:18:48,379 --> 00:18:51,341
تا مجبور نشيم اون کثافتي که توي
رستوران قطار ميدن رو بخوريم

279
00:19:00,391 --> 00:19:02,477
خودم رو مقصر ميدونم

280
00:19:03,311 --> 00:19:06,564
سعي کرد بهم بگه که پاش لب گوره
ولي من گوش نکردم

281
00:19:06,689 --> 00:19:08,358
تمام شهر "لوتز" سياهپوش ميشن

282
00:19:08,441 --> 00:19:10,443
به جز بچه هاي مزخرف و بي روحش

283
00:19:10,526 --> 00:19:12,654
که خودشم ازشون متنفر بود
و حتي نميتونست بهشون سلام کنه

284
00:19:12,820 --> 00:19:15,239
الان ديگه دارن با دمشون گردو مي‌شکونن

285
00:19:18,284 --> 00:19:20,328
عملا کار کردن توي اين
زندگي هيچ معني اي نداره

286
00:19:20,411 --> 00:19:22,330
چون همه چيز به يه
...چشم بهم زدن تموم ميشه

287
00:19:22,413 --> 00:19:25,375
و آدم چشم بهم زنه مي بينه
توي مرده شور خونه ست

288
00:19:25,541 --> 00:19:28,419
واقعا که هميشه آدماي خوب زود مي ميرن

289
00:19:28,586 --> 00:19:31,547
اگه شانس بياريم يه چندتا کلوبک
رو براي من به ارث گذاشته

290
00:19:31,673 --> 00:19:34,926
ولي تا وقتي که جوهر گواهي
فوتش خشک نشه کسي نميدونه

291
00:19:36,511 --> 00:19:38,388
اينم بگم که خيلي سرزنده و پرانرژي بود

292
00:19:40,431 --> 00:19:42,684
84سالش بود، آقاي گوستاو

293
00:19:42,850 --> 00:19:44,435
با پيرتر از اونم بودم

294
00:19:44,560 --> 00:19:46,271
وقتي آدم جوونه، طعمه ي خوبي هم گيرش مياد

295
00:19:46,437 --> 00:19:49,440
ولي با مرور زمان، بايد آدم خودش
رو با چيزهاي کم ارزشتر قانع کنه

296
00:19:49,565 --> 00:19:51,818
که البته من مشکلي باهاش ندارم. خيلي هم خوبه

297
00:19:51,985 --> 00:19:54,404
خوش طعم ترن

298
00:19:57,699 --> 00:19:59,701
چرا کنار يه مزرعه وايستادن؟

299
00:20:14,882 --> 00:20:16,634
سلام بر شما دوستان

300
00:20:16,884 --> 00:20:18,344
مدارک لطفا

301
00:20:18,511 --> 00:20:20,513
با کمال ميل

302
00:20:24,559 --> 00:20:26,477
متاسفانه عکس زياد مناسبي نيست

303
00:20:26,644 --> 00:20:28,354
من يه زمان براي خودم يه دلربايي بودم

304
00:20:29,606 --> 00:20:31,858
حرف "ف" مختصر چه اسميه؟
فريتز؟ فرانز؟

305
00:20:32,066 --> 00:20:34,736
فرانز -
!ميدونستم -

306
00:20:36,029 --> 00:20:37,947
داره ادا اطوار در مياره

307
00:20:38,323 --> 00:20:41,743
فرانز، دلبرم، اين يه ويزاي کار و مهاجرتي هستش

308
00:20:41,909 --> 00:20:43,995
پسره با منه

309
00:20:44,871 --> 00:20:45,913
لطفا بيايد بيرون

310
00:20:47,498 --> 00:20:50,460
آقا يه لحظه صبرکنين. بشين زيرو
مدارکش مشکلي ندارن

311
00:20:50,627 --> 00:20:53,630
من خودم شخصا با وزارت کار بررسي کردمشون

312
00:20:53,796 --> 00:20:55,673
نميتونين همينطوري فقط به
خاطر اينکه مهاجره دستگيرش کنين

313
00:20:55,757 --> 00:20:57,884
کار اشتباهي که نکرده

314
00:21:03,598 --> 00:21:05,516
!دست نگه دارين

315
00:21:05,767 --> 00:21:07,810
!نگران نباشين آقاي گوستاو
!بذارين کار خودشون رو بکنن

316
00:21:07,936 --> 00:21:09,646
!درد گرفت

317
00:21:12,523 --> 00:21:15,360
!اي فاشيست هاي کثيف بد ذات و لاشي

318
00:21:15,526 --> 00:21:17,779
!به پادوي من دست نزنين

319
00:21:29,666 --> 00:21:30,917
مشکل چيه؟

320
00:21:31,084 --> 00:21:32,335
اين غيرقابل تحمله

321
00:21:32,418 --> 00:21:35,099
اين مرد جوان براي من در هتل
بزرگ بوداپست در نبلزلند کار ميکنه

322
00:21:36,965 --> 00:21:38,424
آقاي گوستاو؟

323
00:21:41,094 --> 00:21:43,096
اسم من "هنکلز" هستش

324
00:21:44,555 --> 00:21:47,600
من پسر دکتر و خانم ولفگانگ هنکلز برگرزدوفر هستم

325
00:21:47,809 --> 00:21:49,560
من رو به خاطر ميارين؟

326
00:21:50,561 --> 00:21:54,107
خيلي هم خوب ميشناسمت
عجب تصادفي. تو آلبرت کوچولويي

327
00:21:54,440 --> 00:21:56,109
واقعا شرمنده‌م. آزادشون کنين

328
00:21:56,985 --> 00:21:59,070
آزادشون کنين

329
00:22:05,952 --> 00:22:07,161
وضعيت همکارتون نامشخصه

330
00:22:07,537 --> 00:22:09,778
بايد براي ويزاش درخواست تجديد نظر بکنه
و اجازه نامه بگيره

331
00:22:09,872 --> 00:22:13,126
که در حال حاضر ممکنه کار خيلي سختي باشه

332
00:22:13,459 --> 00:22:14,460
اين رو بگيرين

333
00:22:15,878 --> 00:22:18,881
موقتيه ولي متاسفانه بهترين کاريه
که از دستم بر مياد

334
00:22:18,965 --> 00:22:21,092
و مادر عزيزت چطوره؟

335
00:22:21,467 --> 00:22:23,386
خيلي خوبه، ممنون -
تحسين ميکنمش -

336
00:22:23,469 --> 00:22:25,722
سلام من رو برسون -
به روي چشم -

337
00:22:26,639 --> 00:22:30,518
وقتي من يه پسربچه ي تنها بودم
حضورتون در کنارم لذت بخش بود

338
00:22:31,561 --> 00:22:33,896
من و افرادم از شما بابت ايجاد
مزاحمت براتون عذرخواهي ميکنيم

339
00:22:34,105 --> 00:22:36,107
عذر ميخوام قربان

340
00:22:52,582 --> 00:22:55,752
مي بيني؟ هنوز پرتوهاي نازکي از تمدن

341
00:22:55,918 --> 00:22:59,672
در اين سلاخ‌خانه‌اي که زماني اسمش
تمدن بود وجود داره

342
00:22:59,881 --> 00:23:04,093
دراصل، اين دقيقا چيزيه که ما در
...فروتانه ترين و خاضعانه ترين و

343
00:23:05,678 --> 00:23:07,680
گور پدرش

344
00:23:38,962 --> 00:23:41,798
کجاست، کلوتيلده؟
من رو ببر پيشش

345
00:24:17,250 --> 00:24:19,252
چه خوشگل شدي قند دلم

346
00:24:19,627 --> 00:24:20,878
خيلي خوشگل درست کردنت

347
00:24:21,087 --> 00:24:23,589
نميدونم چه کرمي توي مرده شور خونه
روي صورتت زدن

348
00:24:23,756 --> 00:24:25,008
ولي منم از همونا ميخوام

349
00:24:25,174 --> 00:24:27,593
راستشو بگم، توي چند سال اخير
الان بهترين ظاهر رو داري

350
00:24:27,719 --> 00:24:29,721
انگار که واقعا زنده اي

351
00:24:35,268 --> 00:24:39,147
اوه، اينا رو هم عوض کردي. عاليه

352
00:24:39,314 --> 00:24:41,149
کلوتيلده؟ -
بله آقاي گوستاو؟ -

353
00:24:41,274 --> 00:24:43,318
يه ليوان آب خنک بدون يخ لطفا

354
00:24:50,700 --> 00:24:52,285
خيلي خب

355
00:24:52,660 --> 00:24:54,662
زود برميگردم عزيزم

356
00:24:55,872 --> 00:24:57,915
<i>ما رو از يه سالن پذيرايي</i>

357
00:24:58,041 --> 00:25:01,336
<i>و بخش خدمتکاران به آبدارخونه هدايت کردن</i>

358
00:25:04,255 --> 00:25:06,341
<i>چند لحظه بعد، در آبدارخونه باز شد</i>

359
00:25:06,633 --> 00:25:09,886
<i>و يک خدمتکار کوچيک ملبس به لباس سفيد
وارد اتاق شد</i>

360
00:25:10,762 --> 00:25:13,014
<i>من هيچوقت حالت چهره ي
اين مرد رو فراموش نکردم</i>

361
00:25:13,890 --> 00:25:15,892
چه خبره؟

362
00:25:16,601 --> 00:25:20,188
<i>من خودم شخصا تا اون موقع
وارد يه همچين خونه اي نشده بودم</i>

363
00:25:21,731 --> 00:25:24,171
<i>چيزهاي زيادي از اتفاقاتي که بعدا
رخ داد سر در نمياوردم</i>

364
00:25:24,317 --> 00:25:27,278
<i>ولي در آخر، متوجه شدم</i>

365
00:25:27,654 --> 00:25:31,074
<i>وقتي که قراره راجع به يک ثروت هنگفت تصميم گيري انجام بشه</i>

366
00:25:31,240 --> 00:25:35,161
<i>حرص و طمع انسان ها هم گل ميکنه</i>

367
00:25:38,289 --> 00:25:40,625
<i>عموها، برادرزاده ها، پسرخاله ها</i>

368
00:25:40,792 --> 00:25:43,294
<i>و اقوام خيلي دور</i>

369
00:25:43,670 --> 00:25:45,150
<i>دورترين قوم و خويش هاي پيرزن</i>

370
00:25:45,254 --> 00:25:47,340
<i>به اميد گرفتن سهمشون اومده بودن</i>

371
00:25:49,050 --> 00:25:53,179
<i>،بر مسند اين جماعت
،و بر حسب يک اتفاق گيج کننده</i>

372
00:25:53,346 --> 00:25:56,099
<i>کاشف به عمل آورديم که وکيل کواکس</i>

373
00:25:56,307 --> 00:25:59,060
<i>که يه وکيل مهم هم محسوب ميشد</i>

374
00:25:59,269 --> 00:26:02,730
<i>به اجراي وصيت نامه ي
اين بيوه ي مرحومه خواهد پرداخت</i>

375
00:26:09,404 --> 00:26:12,407
اين آخرين وصيت نامه‌ي بانو "دي" هستش

376
00:26:13,825 --> 00:26:15,827
شامل يک حساب جامع

377
00:26:15,952 --> 00:26:19,872
از قبل از مرگ شوهرش در 46 سال گذشته بوده

378
00:26:20,081 --> 00:26:23,209
و متشکل از مجموعا 635 اصلاحيه

379
00:26:23,376 --> 00:26:26,129
حاشيه نويسي، اصلاحات و درخواست هاييست

380
00:26:26,296 --> 00:26:29,382
که ظرف چند دهه ي اخير به انجام رسيدن

381
00:26:31,759 --> 00:26:33,399
براي رسيدن به نتيجه ي جامع
از تمامي اين اوراق انباشه شده

382
00:26:33,720 --> 00:26:34,846
نياز به بررسي هاي بيشتر هست

383
00:26:34,971 --> 00:26:38,016
ولي طبق نظر ما، اين قصد خانم "دي" بود

384
00:26:38,224 --> 00:26:40,143
که کنترل حجم گسترده اي از دارايي هايش

385
00:26:40,268 --> 00:26:43,021
بايد به پسرش "ديميتري" به ارث برسد

386
00:26:43,146 --> 00:26:45,857
همراه با اعطاي بخش هايي براي خواهرانش

387
00:26:46,024 --> 00:26:48,359
مارگارت، لائتيزا و کارولينا

388
00:26:48,735 --> 00:26:51,738
و هدايايي کوچک براي اقوام دورتر خانواده

389
00:26:51,904 --> 00:26:55,325
که نامشون در ليست درج شده و من
در زمان مناسب بهش خواهم پرداخت

390
00:26:57,785 --> 00:26:58,870
با اين حال

391
00:27:02,332 --> 00:27:03,750
متممي براي وصيت نامه

392
00:27:03,875 --> 00:27:07,128
امروز صبح توسط پست به دستم رسيد

393
00:27:07,295 --> 00:27:09,797
که طبق شواهد موجود
توسط خانم "دي" طي

394
00:27:10,006 --> 00:27:11,367
آخرين ساعات عمرش فرستاده شده بود

395
00:27:11,382 --> 00:27:13,968
و شامل اصلاحيه‌اي در رابطه
با وصيت نامه اي اصلي بود

396
00:27:14,177 --> 00:27:18,181
و من هم طبق وظيفه‌ي
قانونيم اون رو براتون قرائت ميکنم

397
00:27:18,306 --> 00:27:19,627
صحت اين مدرک

398
00:27:19,766 --> 00:27:21,726
هنوز توسط قاضي دادگاه تائيد نشده

399
00:27:21,893 --> 00:27:26,022
براي همين از همگان تمنا دارم
صبور بوده و از هرگونه اظهار نظر عجولانه بپرهيزند

400
00:27:26,189 --> 00:27:29,442
تا زماني که تحقيقات ما به اتمام برسه

401
00:27:38,326 --> 00:27:41,788
تقديم به دوست محترمم، که به من
در آخرين سال هاي عمرم آرامش داده

402
00:27:41,913 --> 00:27:44,165
و اميد را به زندگي يک پيرزن برگردانده

403
00:27:44,374 --> 00:27:47,210
پيرزني که فکر ميکرد ديگر
هيچگاه نخواهد توانست خوشحال باشد

404
00:27:47,335 --> 00:27:49,253
آقاي گوستاو اچ

405
00:27:51,047 --> 00:27:53,299
وصيت ميکنم نقاشي "پسري با سيب" را
"I bequeath, bestow and devise,
free of all taxation

406
00:27:53,466 --> 00:27:56,344
"اثر "يوهانس ون هويتل

407
00:27:57,345 --> 00:27:59,097
معاف از ماليات و
با سند احتصاب کامل

408
00:27:59,222 --> 00:28:00,974
...تعلق بگيرد به...

409
00:28:01,182 --> 00:28:02,783
...مرد جواني...

410
00:28:02,809 --> 00:28:05,103
که باني شادي هردوي ما بود

411
00:28:05,228 --> 00:28:06,187
ون هويتل؟

412
00:28:06,271 --> 00:28:07,431
معاف از ماليات؟ -
اصلا ميتونه همچين کاري بکنه؟ -

413
00:28:07,772 --> 00:28:09,774
گوستاو اچ کيه؟

414
00:28:10,942 --> 00:28:12,485
متاسفانه منم، عزيز دلم

415
00:28:14,946 --> 00:28:17,198
!کوني آشغال

416
00:28:17,365 --> 00:28:19,951
اون يه دربانه. اينجا چکار ميکني تو؟

417
00:28:20,076 --> 00:28:23,079
اومدم تا به زني که از ته
دل عاشقش بودم اداي احترام کنم

418
00:28:23,246 --> 00:28:26,457
!اين مرد در خونه‌ي من يه مزاحمه -
هنوز خونه ي تو نيستش، ديميتري -

419
00:28:26,541 --> 00:28:28,960
فقط وقتي که گواهي حصر وراثت تائيد بشه
...و وزارت دارايي هم

420
00:28:29,085 --> 00:28:31,445
نقاشي "پسري با سيب" رو عمرا بهت بدم
!مرتيکه ي لعنتي

421
00:28:33,089 --> 00:28:35,216
الان چي بگم من؟

422
00:28:35,383 --> 00:28:37,427
پليس رو خبر کنين
ما ميخوايم شکايت کنيم

423
00:28:37,802 --> 00:28:40,805
اين مجرم تقريبا بيست سال
آزگار باعث اذيت و آزار خونوادم شده

424
00:28:40,972 --> 00:28:42,932
يه ماجراجوي بي رحم و يه فريبکاره

425
00:28:43,016 --> 00:28:45,101
که با بانوهاي پير مريض و ضعيف حال ميکنه

426
00:28:45,268 --> 00:28:47,353
!و احتمالا کونشون هم ميذاره

427
00:28:47,520 --> 00:28:49,814
من با تمام دوستام همخواب ميشم

428
00:28:59,115 --> 00:29:01,242
سلين کجاست؟

429
00:29:01,409 --> 00:29:05,038
چي؟ اون مُرده
داريم وصيت نامه‌ش رو ميخونيم مثلا

430
00:29:05,246 --> 00:29:07,415
اوه بله بله درسته

431
00:29:07,582 --> 00:29:10,460
اگه بفهمم که دست به مادرم زدي

432
00:29:10,835 --> 00:29:14,088
چه جسدش چه زنده‌ش، به خدا قسم
گلوت رو مي برم! ميشنوي چي ميگم؟

433
00:29:14,297 --> 00:29:16,382
فکر ميکردم که من کوني هستم

434
00:29:17,467 --> 00:29:20,136
آره ولي دوجنسگرا هستي -
بذار موضوع رو عوض کنيم -

435
00:29:20,303 --> 00:29:21,346
من ميرم

436
00:29:30,396 --> 00:29:33,566
اون نقاشي "پسري با سيب" رو نميشه
روش ارزش گذاشت. متوجهي؟

437
00:29:33,942 --> 00:29:35,360
!تبريک ميگم آقاي گوستاو

438
00:29:35,526 --> 00:29:37,446
ميخوان براي اون حرومزاده باهام بجنگن

439
00:29:37,487 --> 00:29:39,906
خيلي خوشگله؟ -
اصلا نميشه توصيفش کرد -
- Is it very

440
00:29:40,073 --> 00:29:42,450
حتي بهترين اشعار و کلمات و سرود ها نيز

441
00:29:42,575 --> 00:29:44,619
!نميتوانند اندازه‌اي زيبايي وي را توصيف کند

442
00:29:45,036 --> 00:29:47,330
...زبانش -
ميتونم ببينمش؟ -

443
00:29:47,497 --> 00:29:49,499
چرا که نه

444
00:30:21,197 --> 00:30:23,533
اين پرتره‌ي بسيار هنرمندانه از

445
00:30:23,908 --> 00:30:26,077
يه پسر زيبا در آستانه‌ي بلوغشه
که توسط ون هويتل کشيده شده

446
00:30:26,244 --> 00:30:28,997
بلوند، پوست صاف و
سفيد به رنگ شير

447
00:30:29,122 --> 00:30:30,373
از يه نژاد بي عيب و نقص

448
00:30:30,581 --> 00:30:34,168
يکي از آخرين نقاشي هاي ون هويتل که به صورت
خصوصي نگه داري ميشه و بدون شک بهترينش

449
00:30:34,377 --> 00:30:35,628
يه شاهکاره

450
00:30:35,962 --> 00:30:38,006
بقيه ي اينا فقط آت و آشغالن

451
00:31:57,085 --> 00:31:59,462
ميخواستي قبل از اين چي بهم بگي؟

452
00:32:00,713 --> 00:32:02,715
فکر نکنم بتونم الان بگم

453
00:32:03,091 --> 00:32:05,343
فردا برام بنويس
!ايستگاه قطار لوتز

454
00:32:17,313 --> 00:32:19,315
هيچوقت از خودم جداش نميکنم

455
00:32:19,482 --> 00:32:23,778
من رو به ياد عزيزم و عزيزم
رو به ياد من ميندازه. هميشه

456
00:32:24,195 --> 00:32:26,739
من با اين عکس که بالاي تختم
آويزون شده مي ميرم

457
00:32:27,073 --> 00:32:29,075
شباهت رو مي بيني؟

458
00:32:30,076 --> 00:32:32,078
اوه بله

459
00:32:37,375 --> 00:32:39,127
حقيقتش، ما بايد بفروشيمش

460
00:32:39,335 --> 00:32:42,338
هرچي زودتر بهتر
چون ممکنه بخوان دوباره از ما بدزدنش

461
00:32:42,505 --> 00:32:45,258
بعلاوه، اون سربازاي رواني اي که اون بيرون
...ريختن هم خيلي مشکوک ميزنن

462
00:32:45,466 --> 00:32:48,761
ممکنه يه جنگ راه بيوفته و تجارت هتل رو خراب کنه

463
00:32:49,095 --> 00:32:51,514
تا جايي که من ميدونم
ممکنه همين فردا ما رو به ارتش اعزام کنن

464
00:32:57,812 --> 00:32:59,772
بيا اينجا يه سوگند جدي بخوريم

465
00:33:00,148 --> 00:33:02,468
تا آخرهفته با بازار سياه ارتباط برقرار ميکنيم

466
00:33:02,567 --> 00:33:03,526
و نقاشي "پسري با سيب" رو ميفروشيم

467
00:33:03,610 --> 00:33:06,529
و بعدش از کشور خارج ميشيم و ميريم
يه جايي توي جزيره ي مالتا

468
00:33:06,738 --> 00:33:09,324
تا زمانيکه آب ها از آسياب
بيوفته و بعدش دوباره کارمون رو شروع ميکنيم

469
00:33:09,532 --> 00:33:11,284
در ازاي کمک و وفاداري

470
00:33:11,492 --> 00:33:13,286
و خدمتت بعنوان خدمتکار شخصيم

471
00:33:13,494 --> 00:33:18,082
يک و نيم درصد از هزينه‌ي خالص
فروش نقاشي رو بهت ميدم

472
00:33:18,249 --> 00:33:20,251
1.5؟ -
بعلاوه غذا و مکان -

473
00:33:21,669 --> 00:33:24,172
ميشه بکنيش ده درصد؟ -
ده؟ شوخي ميکني؟ -

474
00:33:24,380 --> 00:33:26,132
من به يه دلال کمتر از اين پول ميدم

475
00:33:26,257 --> 00:33:28,509
و تو هم که فرق بين نقاشي سياه قلم
و مدفوع جوجه رو حاليت نميشه

476
00:33:28,718 --> 00:33:30,470
نه. همون 1.5 درصد خوبه
ولي يه چيزي رو بهت ميگم

477
00:33:30,637 --> 00:33:33,765
اگه اول من بميرم، که احتمال قريب به يقين هم
همينطوري ميشه، تو ميشي تنها وارثم

478
00:33:34,140 --> 00:33:36,901
چيز زيادي توي گاوصندوقم نيست
به جز يه دست برس مو با دسته‌ي عاج

479
00:33:37,143 --> 00:33:38,504
و کتابخونه‌م پر از
اشعار رمانتيک

480
00:33:38,603 --> 00:33:41,314
،ولي وقتي که زمانش برسه
،اينا به تو ميرسن

481
00:33:41,439 --> 00:33:44,692
در کنار هرچيزي که روي فاحشه‌ها
و ويسکي خرج نکرده باشيم

482
00:33:44,817 --> 00:33:47,528
اين قرار مقدس ماست

483
00:33:47,695 --> 00:33:49,697
الان آماده ميکنمش

484
00:33:54,702 --> 00:33:58,748
من، آقاي گوستاو اچ
سالم از لحاظ بدني و رواني

485
00:33:59,123 --> 00:34:02,794
در اين روز، 19ام کتبر
...سال 1932 ميلادي

486
00:34:03,169 --> 00:34:05,838
<i>هيچوقت بهم نگفت که اهل کجاست</i>

487
00:34:09,425 --> 00:34:11,636
<i>هيچوقت راجع به خانواده‌ش ازش نپرسيدم</i>

488
00:34:32,573 --> 00:34:34,575
بخشيد

489
00:34:35,326 --> 00:34:36,327
اها؟

490
00:34:37,453 --> 00:34:40,748
پليس اومده
دنبالش شما ميگردن

491
00:34:44,669 --> 00:34:46,671
بهشون بگو که الساعه ميرسم خدمتشون

492
00:34:47,505 --> 00:34:49,507
بسيارخب

493
00:34:54,721 --> 00:34:56,641
تا حالا پليس ازت بازجويي کرده؟

494
00:34:56,848 --> 00:34:59,601
بله، بعد از قيام صحرا
توسط نيروهاي شبهه‌نظامي

495
00:34:59,767 --> 00:35:00,810
بازجويي و شکنجه شدم

496
00:35:01,185 --> 00:35:03,065
پس با روال کار آشنايي ديگه. دهنو ببند خلاصه -
چشم -

497
00:35:03,354 --> 00:35:06,649
تا حالا کلمه‌ي "ون هويتل" توي عمرت
به گوشت نخورده. يالا بزن بريم

498
00:35:21,664 --> 00:35:23,666
چه خدمتي از ما بر مياد آقايون؟

499
00:35:24,917 --> 00:35:26,210
اوه، سرهنگ هنکلز

500
00:35:26,377 --> 00:35:28,796
به دستور کميسيونر پليس ايالت زوبروکا

501
00:35:29,255 --> 00:35:30,840
بدين وسيله شما را به جرم قتل

502
00:35:30,965 --> 00:35:33,551
مادام سلين ويلنيوه دسگوف و تاکسيس دستگير ميکنم

503
00:35:33,676 --> 00:35:36,763
ميدونستم يه جاي کار مي لنگه
هيچوقت دليل مرگ مشخص نشد

504
00:35:36,930 --> 00:35:40,266
اون به قتل رسيده و شما
فکر ميکنيد که کار من بوده

505
00:35:45,688 --> 00:35:47,690
!ايست

506
00:36:36,823 --> 00:36:38,866
چه اتفاقي افتاده؟

507
00:36:39,033 --> 00:36:41,619
اتفاقي که افتاده، زيروي دوست داشتني من
اينه که من زدم دهن يه

508
00:36:41,744 --> 00:36:44,497
عنتر عوضي به اسم
پينکي باندينسکي رو سرويس کردم

509
00:36:44,664 --> 00:36:46,499
که جرئت کرده بود شجاعت و قدرت
من رو زير سوال ببره

510
00:36:46,624 --> 00:36:48,876
چون اگه آدم فقط يه چيزي
توي زندگي ياد ميگيره

511
00:36:49,002 --> 00:36:51,163
و اونم اينه که اگه پات به يه
جايي مثل اينجا باز شد

512
00:36:51,379 --> 00:36:52,755
هيچوقت نبايد سوسول بازي در بياري

513
00:36:52,922 --> 00:36:54,882
آدم بايد از همون روز اول
خودش رو ثابت کنه

514
00:36:55,008 --> 00:36:56,592
بايد احترامشون رو بدست بياري

515
00:36:56,884 --> 00:36:59,971
بايد ببيني پوزه‌ش امروز
صبح به چه وضعي افتاده بود

516
00:37:03,474 --> 00:37:05,351
حقيقتش تبديل به
يکي از دوستان خوب شد

517
00:37:05,518 --> 00:37:06,936
اميدوارم که ببينيش

518
00:37:07,895 --> 00:37:09,939
خب. با کواکس صحبت کردي؟

519
00:37:10,356 --> 00:37:11,649
مخفيانه ديشب به ديدنش رفتم

520
00:37:11,816 --> 00:37:14,097
مجبورم کرد به انجيل قسم بخورم
که به کسي چيزي نميگم

521
00:37:14,360 --> 00:37:16,654
نبايد هم اينکارو بکني -
حالا بعدا ميگم -

522
00:37:16,779 --> 00:37:19,365
احتمال ميده که بي گناه باشي -
مشخصه -

523
00:37:19,532 --> 00:37:21,367
حکمش چيه؟

524
00:37:22,702 --> 00:37:25,663
در آخرين ساعات شبانه‌ي 19ام اکتبر

525
00:37:25,830 --> 00:37:28,875
شخصي به نام آقاي گوستاو اچ

526
00:37:29,042 --> 00:37:32,337
به عمارت "دزگوف و تاکسيس" در
شهر لوتز رفته

527
00:37:32,503 --> 00:37:34,922
از مسير آمد و شد خدمتکاران وارد شده

528
00:37:35,048 --> 00:37:36,507
کسي را از حضورش باخبر نساخته

529
00:37:36,716 --> 00:37:40,511
و از مسيرهاي فرعي استفاده کرده

530
00:37:40,678 --> 00:37:42,931
تا خودش را به اتاق هاي شخصي
خانم "دي" برساند

531
00:37:43,097 --> 00:37:45,725
مدرکي دال بر اينکه آيا اين ملاقات
با خود خانم دي

532
00:37:45,892 --> 00:37:48,478
هماهنگ شده بود يا خير در دست نيست

533
00:37:48,645 --> 00:37:53,566
فرداي اونروز خانم "دي" به دليل
مسموميت با استرکنين فوت شده يافت شد

534
00:37:53,733 --> 00:37:55,894
ديگر کسي آقاي گوستاو را در عمارت نديد

535
00:37:55,985 --> 00:37:59,113
تا 24 ساعت بعد

536
00:37:59,489 --> 00:38:04,035
هويت شاکيان وي در گواهي محضري درج شده

537
00:38:04,410 --> 00:38:07,747
شاکيان شامل تمامي اعضاي خانواده‌ي مرحومه بوده

538
00:38:07,914 --> 00:38:12,669
ولي شاهد کليدي‌اي که ظاهرا
اتفاقات اخير را به چشم خود ديده

539
00:38:12,835 --> 00:38:15,546
از حوزه‌ي قضايي ما فرار کرده است

540
00:38:15,713 --> 00:38:17,465
موقعيت فعلي وي در حال حاضر نامشخص بوده

541
00:38:17,590 --> 00:38:20,093
ولي مقامات به دنبال پيدا و دستگير کردنش هستند

542
00:38:20,468 --> 00:38:22,553
شاهده کيه؟

543
00:38:26,641 --> 00:38:28,726
سرژ؟ -
متاسفانه -

544
00:38:28,935 --> 00:38:31,145
مرتيکه‌ي عوضي

545
00:38:31,479 --> 00:38:33,564
نه، باورم نميشه
مجبورش کردن اين حرفو بزنه

546
00:38:33,773 --> 00:38:35,858
برام پاپوش درست کردن

547
00:38:36,025 --> 00:38:37,026
شاهدي دارين؟

548
00:38:37,402 --> 00:38:39,563
البته، ولي با دوکِ وستفاليا ازدواج کرده

549
00:38:39,696 --> 00:38:42,407
نميتونم اجازه بدم اسمش قاطي
اين کاراي بي دليل و مسخره بشه

550
00:38:42,573 --> 00:38:46,411
پاي جون خودت در ميونه -
ميدونم، ولي زنيکه زده به چاک -

551
00:38:46,577 --> 00:38:50,164
همين الان سوار کشتي "آناستازيا"ـست
و وسط مسيرش به شهر "تانگانيکا"ـه

552
00:38:52,792 --> 00:38:54,002
تسليم نشو

553
00:38:59,841 --> 00:39:01,467
<i>بدست آوردن جزئيات اين توطئه</i>

554
00:39:02,760 --> 00:39:04,846
<i>که هم اکنون در اختيار عموم قرار دارند</i>

555
00:39:05,013 --> 00:39:08,099
<i>در آن زمان براي ما غيرممکن بود</i>

556
00:39:25,617 --> 00:39:27,035
من دنبال سرژ ايکس ميگردم

557
00:39:27,201 --> 00:39:30,079
به دنبال مرد جواني ميگردم که جزو
استخدامي هاي کارفرماي من بود

558
00:39:30,455 --> 00:39:33,875
خانواده‌ي دزگوف و تاکسيس از
شهر اشلوس لوتز

559
00:39:35,543 --> 00:39:37,003
بله قربان؟ -
شما خواهرشي؟ -

560
00:39:37,837 --> 00:39:39,672
بله قربان -
اخيرا نديديش؟ -

561
00:39:40,840 --> 00:39:42,925
نه قربان -
نه قربان؟ -

562
00:39:44,010 --> 00:39:45,011
نه قربان

563
00:39:48,514 --> 00:39:51,142
به خاطر امنيت خودش و بقيه هم که شده

564
00:39:51,517 --> 00:39:52,936
بايد فورا پيداش کنم

565
00:39:53,144 --> 00:39:55,897
...اگه سروکله‌ش پيدا شد

566
00:39:56,022 --> 00:39:58,816
بله قربان؟ -
بهش بگو که "جاپلينگ" ميگه -

567
00:39:59,025 --> 00:40:01,235
"بيا خونه"

568
00:40:03,529 --> 00:40:05,990
<i>ولي يه چيزي مشخص بود</i>

569
00:40:08,034 --> 00:40:11,704
<i>دزگوف و تاکسيس" خانواده‌ي بسيار قدرتمندي بود</i>

570
00:40:15,833 --> 00:40:18,002
<i>و زمان هم به ضرر ما بود</i>

571
00:40:26,010 --> 00:40:28,846
يه نامه از طرف آقاي گوستاو
زيرو

572
00:40:29,764 --> 00:40:31,766
من بخونم؟ -
بخونش -

573
00:40:37,647 --> 00:40:39,607
...همکاران عزيز و محترمم

574
00:40:39,774 --> 00:40:41,818
هم اکنون که در اين حبس بي خود
و بي معني قرار دارم

575
00:40:41,985 --> 00:40:44,988
به شدت دلم براي شما تنگ شده است

576
00:40:45,154 --> 00:40:47,240
و تا زماني که دوباره به
شما بعنوان مردي آزاد ملحق نشوم

577
00:40:47,573 --> 00:40:49,867
هتل بزرگ بوداپست در دستان
شما باقي خواهند ماند

578
00:40:50,076 --> 00:40:52,203
و همچنين شهرت بي عيب و نقصش

579
00:40:52,578 --> 00:40:54,580
به شکلي بي نقص از هتل نگهداري کنيد
و بهش جلا ببخشيد

580
00:40:54,747 --> 00:40:57,000
از تک تک گوشه و کنارهاش
به شدت مراقب کنيد

581
00:40:57,166 --> 00:40:59,252
طوري که انگار من شاهيني بودم در بند

582
00:40:59,585 --> 00:41:02,964
که همچنان از بالا حواسش به شماست

583
00:41:03,131 --> 00:41:06,175
اگر متوجه کم کاري يا غفلتي در
زمان غيبتم بشوم

584
00:41:06,551 --> 00:41:10,054
قول ميدهم که عدالتي بي رحمانه
بر شما نازل خواهم نمود

585
00:41:10,221 --> 00:41:14,183
محلي بزرگ و شريف هم اکنون
تحت محافظت شماست

586
00:41:14,559 --> 00:41:17,061
اگه چيز عجيبي ديديد زيرو رو خبر کنيد

587
00:41:17,228 --> 00:41:19,314
آقاي گوستاوِ فداکار شما

588
00:41:19,689 --> 00:41:22,009
يه شعر هم ضميمه شده
ولي بهتره که سوپ رو شروع کنيم

589
00:41:22,066 --> 00:41:24,569
چون شعره 46 تا بند داره

590
00:41:24,736 --> 00:41:28,323
خاکستري سياه و مرطوب، لانه‌ي
موشي سياه رنگ را خيس کرده

591
00:41:28,698 --> 00:41:30,783
و بوي پوسيدگي چوب را با خود مياورد

592
00:41:30,950 --> 00:41:32,785
...و در همين حال آواز خواندن شادي بخش بچه‌ي ولگرد

593
00:41:32,952 --> 00:41:35,163
هيچوقت به اون خدمتکاره اعتماد نداشتم

594
00:41:35,330 --> 00:41:39,083
خيلي بيش از حد صادقه -
ميگي خيلي صادقه؟ -

595
00:41:39,208 --> 00:41:43,671
حالا هرچي که هست، سريع
پيداش کن و کارشو تموم کن

596
00:41:59,896 --> 00:42:02,357
کسي از شما همبندان عزيز ميل
به مقداري پوره‌ي ذرت نداره؟

597
00:42:04,984 --> 00:42:06,319
نه؟ هيچکس؟

598
00:42:06,694 --> 00:42:08,905
شمايي که يه زخم خيلي
بزرگ روي صورتت داري؟

599
00:42:18,206 --> 00:42:21,125
امتحانش کن. واقعا امروز صبح
خيلي گرم و مقوي شده

600
00:42:21,250 --> 00:42:22,293
يه مقدار نمک لازم داره

601
00:42:31,219 --> 00:42:32,845
روز خوش

602
00:42:37,725 --> 00:42:39,727
آقايون، پوره‌ي ذرت؟
کسي ميل نداره؟

603
00:42:43,815 --> 00:42:45,233
هرجور راحتيـن

604
00:42:50,905 --> 00:42:52,448
برپا، يالا يالا

605
00:42:54,075 --> 00:42:55,243
صبح به‌خير پينکي

606
00:43:01,082 --> 00:43:03,751
بازم از شيريني‌فروشي مندل؟ -
دقيقا -

607
00:43:03,918 --> 00:43:05,920
تيغ‌اصلاح دست کيه؟

608
00:43:11,426 --> 00:43:14,345
کيکش آسمونيه -
شيريني‌هاي مندل رودست نداره -

609
00:43:14,721 --> 00:43:16,806
خب ديگه بايد برگردم سرکارم -
آقاي گوستاو -

610
00:43:20,268 --> 00:43:21,811
بله؟

611
00:43:25,440 --> 00:43:27,859
من و بچه‌ها درباره‌اش حرف زديم

612
00:43:28,067 --> 00:43:30,445
به‌نظرمون آدم روراست و صادقي هستي

613
00:43:30,778 --> 00:43:32,905
خب تا حالا به اين مورد متهم نشده بودم

614
00:43:33,114 --> 00:43:35,074
اما ممنون واسه تعريفت

615
00:43:35,241 --> 00:43:36,743
ديگه حالا از خودموني

616
00:43:37,952 --> 00:43:39,912
چه حرف خوشايندي زدي

617
00:43:40,121 --> 00:43:42,040
ممنون پينکي عزيز
ممنون گونتر

618
00:43:42,165 --> 00:43:43,708
ممنونم ولف جان

619
00:43:43,875 --> 00:43:45,877
تموم شد ديگه؟

620
00:43:47,754 --> 00:43:48,796
بهش بگو لودويگ

621
00:43:50,757 --> 00:43:54,010
چک‌پوينت19
يه زندان با سطح امنيتي بالاست

622
00:43:54,135 --> 00:43:57,347
تمام درها، پنجره‌ها و دريچه‌هاش حفاظ‌هاي آهني داره

623
00:43:57,722 --> 00:44:01,184
هفتاد و دو تا نگهبان تو طبقات
و شونزده ‌تا هم رو برجک‌ها هستن

624
00:44:01,351 --> 00:44:05,772
با يه ارتفاع صدمتري در گودالي که
توش پر از کروکوديله

625
00:44:05,980 --> 00:44:07,941
اما اينجا هم مثل بهترين‌ زندان‌ها نقطه ضعف خودشو داره

626
00:44:08,107 --> 00:44:09,901
نقطه ضعف اين زندان تو ناودوني‌هايي هستش

627
00:44:10,068 --> 00:44:12,153
که متصل به سيستم فاضلابه

628
00:44:12,320 --> 00:44:14,739
که برمي‌گرده به استحکامات اوليه‌اش

629
00:44:14,948 --> 00:44:16,991
که در زمان قرون وسطي شکل گرفته

630
00:44:17,158 --> 00:44:20,244
حالا کسي نميگه که اين کار مثل پياده‌روي با يه خانم زيبا

631
00:44:20,370 --> 00:44:22,163
و يه سگ پشمالوي سفيد تو يه پارک سرسبزه

632
00:44:22,330 --> 00:44:26,042
اما از اون چيزي که بهش ميگين "آسيب‌پذيري" برخورداره

633
00:44:26,209 --> 00:44:28,962
اينم تنها ابزاريه که داريم

634
00:44:29,837 --> 00:44:31,965
يه نگاه بنداز

635
00:44:33,132 --> 00:44:34,384
کي اينو کشيده؟

636
00:44:34,759 --> 00:44:36,844
منظورت چيه "کي اينو کشيده"؟
من کشيدم

637
00:44:37,011 --> 00:44:39,097
خيلي خوبه. عالي طراحيش کردي لودويگ

638
00:44:39,222 --> 00:44:40,974
اين نويد يه هنرمند بزرگ رو ميده

639
00:44:41,140 --> 00:44:44,435
يه سوال، چجوري مي‌خواين قسمت زيرين نفوذ کنيد؟

640
00:44:44,811 --> 00:44:47,230
چون انگار از گرانيت 60 سانتي‌متري
تقويت شده ساخته شده

641
00:44:47,397 --> 00:44:49,148
اگه با اون تيغ اصلاح بخوايد حفاري کنيد

642
00:44:49,357 --> 00:44:52,068
گمونم حدود 3 تا 6 ماه تلاش بي‌وقفه لازم داره

643
00:44:52,193 --> 00:44:53,778
که در طول اين مدت چند نفر از اعضاي گروهمون

644
00:44:53,987 --> 00:44:55,348
مثل سگ اعدام شده رفته پي کارش

645
00:44:55,488 --> 00:44:57,949
زدي تو خال آقاي گوستاو

646
00:44:58,116 --> 00:45:00,785
ما مدارک جعلي داريم
لباس‌هاي دست‌دومي که جلب توجه نکنن داريم

647
00:45:00,952 --> 00:45:03,246
نردبون طنابي داريم که از
تکه چوب‌ها و ملافه‌ها درست شده

648
00:45:03,413 --> 00:45:05,331
اما به ابزار حفاري نياز داريم

649
00:45:05,498 --> 00:45:08,459
که تو اين هلفدوني سخت گير مياد

650
00:45:22,974 --> 00:45:24,392
در اين قسمت از داستان

651
00:45:24,559 --> 00:45:28,229
پيرمرد سکوت اختيار کرد و بشقابش رو پس زد

652
00:45:28,396 --> 00:45:31,274
چشماش به بي‌روحي دو تيکه سنگ شدن

653
00:45:31,441 --> 00:45:33,443
مي‌تونستم غم و اندوه رو در وجودش ببينم

654
00:45:33,818 --> 00:45:36,237
حالتون خوب نيست آقاي مصطفي؟ -
آخرسر ازش پرسيدم -

655
00:45:36,404 --> 00:45:38,823
اوه نه عزيز جان خوبم -
اينو در جواب گفت -

656
00:45:39,032 --> 00:45:41,367
فقط نمي‌دونم چجوري ادامه بدم

657
00:45:42,535 --> 00:45:44,871
گريه مي‌کرد

658
00:45:45,038 --> 00:45:46,456
ببين من تاحالا از آگاتا چيزي نگفتم

659
00:45:46,581 --> 00:45:50,251
چون حتي اگه اسمشم به ذهنم خطور کنه

660
00:45:50,418 --> 00:45:53,212
ديگه نمي‌تونم احساساتم رو کنترل کنم

661
00:45:56,299 --> 00:45:58,509
اما گمونم غيرممکنه ازش چيزي نگم

662
00:45:59,927 --> 00:46:02,180
آخه جونمون رو نجات داد

663
00:46:02,430 --> 00:46:04,307
در سومين قرار رسمي‌مون

664
00:46:04,474 --> 00:46:07,268
يک ماه قبل
======
ازش درخواست ازدواج کردم و اونم قبول کرد

665
00:46:07,477 --> 00:46:09,479
باهام ازدواج مي‌کني؟ -
آره -

666
00:46:11,314 --> 00:46:14,233
ما روهم‌رفته 50 کلوبکس هم نداشتيم

667
00:46:14,400 --> 00:46:17,612
البته کسي نمي‌دونست اما کي اصلا واسش مهم بود؟

668
00:46:17,946 --> 00:46:20,531
ما تو اين دنيا خودمون بوديم و خودمون

669
00:46:21,866 --> 00:46:23,868
و شديدا هم عاشق

670
00:46:32,502 --> 00:46:34,379
بفرما -
مرسي -

671
00:46:34,545 --> 00:46:36,422
يه کتابه -
متوجه‌ام -

672
00:46:36,589 --> 00:46:38,174
مجموعه اشعار عاشقانه
جلد اول

673
00:46:38,341 --> 00:46:40,901
آقاي گوستاو بهم پيشنهادش کرد
خودمم يه نسخه ازش دارم

674
00:46:40,969 --> 00:46:45,014
گمونم سورپرايز بودنش رو خراب کردم -
به‌هر حال من که الان بازش مي‌کنم -
باشه -

675
00:46:48,393 --> 00:46:50,395
صفحه‌ي اولش رو بخون
[تقديم‌نامه]

676
00:46:51,393 --> 00:46:53,928
تقديم به عزيزترين، گرامي‌ترين، ارزش‌مندترين و نازنين‌ترينم آگاتا

677
00:46:54,029 --> 00:46:57,395
که مي‌پرستمش، با احترامات
تحسين و ستايش فراوان

678
00:46:57,928 --> 00:47:01,395
همراه با بوسه، تقدير و آرزوي بهترين‌ها
از طرف ز به آ

679
00:47:08,997 --> 00:47:10,081
آقاي گوستاو مُصر بود

680
00:47:10,248 --> 00:47:12,458
که يه مکالمه‌ي حضوري فوري با آگاتا داشته باشه

681
00:47:12,625 --> 00:47:15,378
جذابه، واقعا دلبريه واسه خودش

682
00:47:15,503 --> 00:47:18,047
در حين گفتگو، يک گردنبند سراميکي
و 5 دسته‌ي 12 تايي

683
00:47:18,214 --> 00:47:21,134
از لاله‌هاي سفيد که هر کدوم جداگانه
در دستمالي پيچيده شده بود

684
00:47:21,342 --> 00:47:23,428
در ظرفي به اندازه‌ي قبر بچه، پيشکش آگاتا کرد

685
00:47:23,594 --> 00:47:26,347
اين کار درست نيستش -
جانم؟ -

686
00:47:26,514 --> 00:47:27,640
چرا انقدر اخموئه؟

687
00:47:28,016 --> 00:47:30,016
اون دوست‌دختر منه
تو حق نداري همينطوري بهش چيزي هديه بدي

688
00:47:30,101 --> 00:47:33,354
من فقط دارم از طذفت با اين هاله‌ي زيباروي مصاحبه مي‌کنم

689
00:47:33,521 --> 00:47:36,190
هيچوقت تو اين دنيا حتي واسه يه لحظه هم
آدم حسودي نباش زيرو

690
00:47:36,357 --> 00:47:37,984
داره باهات لاس مي‌زنه؟

691
00:47:39,235 --> 00:47:42,322
بله -
من اين وصلت رو تاييد مي‌کنم -

692
00:47:42,530 --> 00:47:45,116
آگاتاي قشنگم
برگرد پيش معشوقه‌ات

693
00:47:45,283 --> 00:47:46,534
... زودي متوجه شديم که

694
00:47:46,701 --> 00:47:48,453
به پاي هم پير شين

695
00:47:48,620 --> 00:47:50,371
آگاتا نه‌تنها تو کار با

696
00:47:50,580 --> 00:47:53,166
کاردک و تزيين کاري با کِرم کره ماهر بود

697
00:47:53,333 --> 00:47:55,335
مندل اومد -
زودباش -

698
00:47:56,461 --> 00:47:58,463
بلکه خيلي هم دختر نترسي بود

699
00:48:03,051 --> 00:48:05,136
گمونم اين خصلتش مادرزادي بود

700
00:48:24,447 --> 00:48:26,491
يه چيزي گمشده

701
00:48:26,616 --> 00:48:31,204
يه سند حياتي، يا جاش عوض شده يا عمدا از بين رفته

702
00:48:31,371 --> 00:48:33,851
نمي‌دونم داخلش چي نوشته
نمي‌دونم بيانگر چيه

703
00:48:34,123 --> 00:48:35,416
اصلا نمي‌دونم چي هستش

704
00:48:35,625 --> 00:48:38,711
اما اثرات و سايه‌هاش همه‌جا وجود دارن

705
00:48:39,045 --> 00:48:40,630
حالا نمي‌خوام بهتون هشدار بدم

706
00:48:40,797 --> 00:48:42,677
و انتظار تغيير بخصوصي رو هم

707
00:48:42,715 --> 00:48:45,718
در جلسه‌ي نهايي دادگاه تعيين وراثت‌تون ندارم

708
00:48:46,094 --> 00:48:49,722
اما با در نظر گرفتن شرايط فوت مادام دي

709
00:48:50,098 --> 00:48:54,477
و ناپديد شدن شاهد کليدي پرونده‌ي قتل، سرج‌اِکس

710
00:48:54,644 --> 00:48:56,485
پيشنهاد مي‌کنم فورا مساله رو

711
00:48:56,521 --> 00:48:58,690
به اطلاع بازپرس شهر برسونيم

712
00:48:59,065 --> 00:49:00,745
تا اينطوري در آينده هيچ شک و شبهه‌اي

713
00:49:01,025 --> 00:49:03,319
در اينکه کوتاهي کرده باشيم به‌جا نمونه

714
00:49:03,486 --> 00:49:05,280
قبوله؟ -
نه‌خير -

715
00:49:07,156 --> 00:49:09,242
نه‌خير؟ -
نه‌خير -

716
00:49:11,828 --> 00:49:15,248
ميشه يه سوالي ازت بپرسم، ويلموس؟ -
بپرس ديميتري -

717
00:49:15,373 --> 00:49:18,126
واسه کي کار مي‌کني؟ -
بله؟ -

718
00:49:18,293 --> 00:49:22,088
واسه کي کار مي‌کني؟
فکر مي‌کردم قراره وکيل ما باشي

719
00:49:22,255 --> 00:49:25,550
خب درواقع من مامور رسيدگي به اموال و دارايي‌ها هستم

720
00:49:25,717 --> 00:49:29,804
اما در اين موقعيت خاص
موظفم به وضعيت مرگ متوفي هم رسيدگي کنم

721
00:49:30,179 --> 00:49:31,180
جدا؟

722
00:49:31,306 --> 00:49:34,100
... بله. حق‌الزحمه‌ي بنده شامل

723
00:49:34,267 --> 00:49:39,105
فقط جمع‌ و جورش کن و نذار قضيه بغرنج‌تر از اين بشه. قبوله؟

724
00:49:41,107 --> 00:49:45,153
من يه وکيلم ديميتري. موظفم قانوني عمل کنم

725
00:49:46,446 --> 00:49:47,530
نه‌خير

726
00:49:54,203 --> 00:49:56,247
حال آدمو به هم زنه، خواهرا

727
00:49:59,626 --> 00:50:01,669
الان گربه‌ي منو از پنجره انداخت بيرون؟

728
00:50:03,087 --> 00:50:04,714
فکر نکنم

729
00:50:04,797 --> 00:50:05,798
نه، جدا؟ -
جاپلينگ اين کارو کرد؟ -

730
00:50:32,784 --> 00:50:34,786
خيلي‌خب

731
00:50:45,421 --> 00:50:48,216
يه چيزي هست که تا حالا بهت نگفتم آگاتا

732
00:50:48,424 --> 00:50:49,592
خب -
ما يه تابلو نقاشي دزديديم -

733
00:50:49,759 --> 00:50:52,387
خيلي قيمتيه، راستش شايد 5 ميليون کلوبکس بيارزه

734
00:50:52,553 --> 00:50:54,472
نمي‌دونم تا الان کسي فهميده
سرجاش نيست يا نه

735
00:50:54,597 --> 00:50:56,266
... اما اگه اتفاقي واسه‌ي من يا آقاي گوستاو بيفته

736
00:50:56,432 --> 00:50:57,850
تو آثار هنري مي‌دزدي؟

737
00:50:58,935 --> 00:51:02,188
فقط يه تابلو. به‌هرحال بايد يه نقشه‌اي واسه قسر در رفتنت بکشيم

738
00:51:02,313 --> 00:51:05,193
اينو قايم کن. کد شده‌ست و واسه خوندنش بايد ذره‌بين بزني

739
00:51:05,316 --> 00:51:07,527
اما بهت ميگه دقيقا کجا و چجوري تابلو رو پيدا کني

740
00:51:07,694 --> 00:51:09,737
... کمتر از نصف قيمتي که نوشتم نفروشيش

741
00:51:09,904 --> 00:51:12,657
زيرو، من يه نونوا هستم -
تو يه اوستاي شيريني‌پزي هستي -

742
00:51:12,824 --> 00:51:14,742
اگه منظورت سپر بلاست، من همچين آدمي نيستم

743
00:51:14,909 --> 00:51:16,828
يه جنس دزدي رو نمي‌فروشم

744
00:51:18,204 --> 00:51:20,206
من بد گفتم
تو وصيتش اينو واسه گوستاو ارث گذاشته

745
00:51:29,382 --> 00:51:31,384
بگير بخواب

746
00:51:31,926 --> 00:51:33,803
چشم آقاي مندل

747
00:51:36,598 --> 00:51:38,391
اينو قايمش کن -
نه -

748
00:51:38,558 --> 00:51:40,560
باشه اما درهر صورت بگيرش

749
00:52:10,558 --> 00:52:12,560
رسيد کت
محتويات: گربه‌ي ايراني
[مُرده]

750
00:52:53,558 --> 00:52:55,560
ايستگاه بعد
موزه‌ي‌کونست

751
00:53:16,558 --> 00:53:19,560
موزه تا 15 دقيقه‌ي ديگر تعطيل مي‌شود

752
00:53:31,558 --> 00:53:33,560
موزه تا 14 دقيقه‌ي ديگر تعطيل مي‌شود

753
00:55:06,599 --> 00:55:09,769
صبح روز بعدش
آقاي بکر در لحظه‌ي آخر

754
00:55:09,936 --> 00:55:12,689
يادداشتي ويژه از دفتر
وکيل کواکس مبني بر

755
00:55:12,897 --> 00:55:17,485
به تعويق انداختن قرار قبليشون
براي هميشه، دريافت کرد

756
00:55:21,897 --> 00:55:24,485
چک‌پوينت 19
انبار تدارکات

757
00:55:47,557 --> 00:55:49,559
راه بيفتين

758
00:56:57,170 --> 00:57:01,881
بلوک سي - طبقه‌ي سوم
=====
چجوري رفتين اون بيرون؟ -
گاله رو ببند -

759
00:57:02,048 --> 00:57:04,759
اينا مي‌خوان فرار کنن

760
00:57:04,926 --> 00:57:06,678
تو چه مرگته، خبرکش لعنتي؟

761
00:57:06,844 --> 00:57:08,846
نگهبان
نگهبان

762
00:57:16,104 --> 00:57:19,691
تويي. مرسي مرسي
مرد مهربون دوست‌داشتني

763
00:57:26,104 --> 00:57:28,691
آسايشگاه نگهبانان

764
00:57:49,554 --> 00:57:51,556
خيلي‌خب

765
00:59:05,421 --> 00:59:08,132
گمونم به اين ميگن حساب بي‌حساب شدن

766
00:59:17,225 --> 00:59:19,227
عصر به‌خير

767
00:59:27,443 --> 00:59:31,155
بذاريد به‌هم معرفيتون کنم
پينکي، ولف، لودويگ، و اينم زيروي عزيزـه

768
00:59:31,322 --> 00:59:33,199
گونتر هم تو سرداب کشته شد

769
00:59:33,366 --> 00:59:36,160
خب رفقا، خدا مي‌دونه کِي دوباره همو مي‌بينيم
... اما اگه روزي

770
00:59:36,369 --> 00:59:37,412
صبرکن

771
00:59:40,415 --> 00:59:42,917
واسه گپ زدن وقت نداريم

772
00:59:43,126 --> 00:59:45,420
مواظب خودت باش موسيو گوستاو

773
00:59:45,753 --> 00:59:47,755
موفق باشي پسر

774
00:59:51,259 --> 00:59:54,345
از کدوم طرف بايد بريم خونه‌ي امن؟ -
نتونستم خونه‌ي امن جور کنم -

775
00:59:54,429 --> 00:59:57,473
خونه‌ي امني در کار نيست؟ جدي ميگي؟
الان اين بيرون به امون خدا ول شديم؟

776
00:59:57,807 --> 01:00:00,935
... متاسفانه، دنبالش گشتم اما

777
01:00:01,144 --> 01:00:03,938
مي‌فهمم. ريسکش بالاست
گمونم بايد الله‌بختکي بريم جلو

778
01:00:04,147 --> 01:00:06,441
لباس‌هاي استتار رو بده بپوشيم

779
01:00:06,774 --> 01:00:08,901
الان تنمونه ديگه -
نه‌خير نيست -

780
01:00:09,068 --> 01:00:11,446
گفتيم ريش و بيني مصنوعي و اين چيزا

781
01:00:11,779 --> 01:00:14,198
چيزي ازينا با خودت نياوردي؟ -
فکر کردم خودت ريش بلند مي‌کني -

782
01:00:14,365 --> 01:00:17,285
اونطوري طبيعي‌تر جلوه مي‌کرد، مگه نه؟

783
01:00:17,452 --> 01:00:19,787
نه، وقتي اونا رو خوب بچسبوني گول زننده ميشه

784
01:00:19,954 --> 01:00:21,914
اما منظورتو فهميدم، عيبي نداره

785
01:00:22,081 --> 01:00:24,459
ميشه لطفا بدي چند تا پاف از لي‌ايردپنش بزنم؟

786
01:00:26,210 --> 01:00:29,464
حتي نمي‌تونم عطر به خودم بزنم؟ -
يادم رفت بيارمش -

787
01:00:29,839 --> 01:00:32,300
واقعا "لي‌ايردپنش"‌ رو يادت رفت بياري؟

788
01:00:32,467 --> 01:00:35,428
باورم نميشه
چطور يادت رفت؟

789
01:00:35,803 --> 01:00:38,765
من اين مدت تو زندان بودم زيرو
مي‌فهمي چقدر تحقيرآميزه؟

790
01:00:38,932 --> 01:00:40,934
من بوي گند ميدم

791
01:00:42,936 --> 01:00:44,854
پشم‌هاي آدم مي‌ريزه، نه؟

792
01:00:45,063 --> 01:00:48,816
گمونم اين مساله‌ي عجيبي نباشه تو ... گفتي اهل کجايي؟

793
01:00:48,983 --> 01:00:50,401
آق‌سليم الجبات -
دقيقا -

794
01:00:50,777 --> 01:00:53,196
گمونم اين مساله تو آق‌سليم الجبات يه چيز عاديه

795
01:00:53,363 --> 01:00:54,781
جايي که مهم‌ترين اموالشون

796
01:00:54,948 --> 01:00:56,908
يه مشت قالي کثيف و يه بز لاغرمردني

797
01:00:56,991 --> 01:01:00,828
و يه خيمه‌اس که توش مي‌خوابن
و با خوردن خرما و سوسک زنده مي‌مونن

798
01:01:00,995 --> 01:01:03,414
اما من اينطوري آموزشت ندادم

799
01:01:03,790 --> 01:01:05,291
چي تو اين دنيا باعث شد که

800
01:01:05,375 --> 01:01:06,895
ميهنت رو که مشخصا به درد همونجا مي‌خوري ترک کني و

801
01:01:06,960 --> 01:01:09,879
اين همه مسافت غيرقابل‌بيان رو طي کني
تا در يه جامعه‌ي فرهيخته‌ي فرهنگي

802
01:01:10,088 --> 01:01:12,006
که صادقانه بگم بدون حضور تو هم
بدون هيچ‌گونه مشکلي

803
01:01:12,215 --> 01:01:15,218
به کارش ادامه مي‌داد
بشي يه پناهنده‌ي مفلس؟

804
01:01:16,135 --> 01:01:17,136
جنگ

805
01:01:18,263 --> 01:01:19,514
چي گفتي؟

806
01:01:19,847 --> 01:01:21,891
خب ببين، پدرم کشته شد

807
01:01:22,100 --> 01:01:24,560
و بقيه‌ي اعضاي خونواده‌ام به‌دست دشمن اعدام شدن

808
01:01:24,978 --> 01:01:26,418
روستامون رو با خاک يکي کردن

809
01:01:26,479 --> 01:01:29,857
و اونايي که تونستن جون سالم به‌در ببرن
مجبور شدن فرار کنن

810
01:01:29,983 --> 01:01:31,859
بخاطر جنگ بود که اونجا رو ترک کردم

811
01:01:32,819 --> 01:01:36,406
پس با اين حساب واقعا يه پناهنده‌ به‌حساب مياي؟

812
01:01:37,532 --> 01:01:38,533
درسته

813
01:01:38,866 --> 01:01:42,453
خب پس گمونم بهتره هر چي گفتم رو پس بگيرم

814
01:01:43,830 --> 01:01:46,916
عجب احمق بي‌شعوريم من
يه ابله حال‌به‌هم زن

815
01:01:47,125 --> 01:01:49,210
يه حرومزاده‌ي خودخواه لعنتي

816
01:01:49,377 --> 01:01:52,422
اين باعث ننگه و زير استانداردهاي هتل بزرگ بوداپست ـه

817
01:01:54,173 --> 01:01:56,217
از طرف هتل و اعضاش معذرت مي‌خوام

818
01:01:56,384 --> 01:01:58,845
تقصر شما نيست. چون عطر رو يادم رفته بود ناراحت بودي

819
01:01:59,012 --> 01:02:03,016
نمي‌خواد بهونه بدي دستم
من زندگيمو بهت مديونم

820
01:02:03,182 --> 01:02:07,061
تو شاگرد و دوست عزيزمي
و خيلي بهت افتخار مي‌کنم

821
01:02:07,270 --> 01:02:09,480
اينو بايد بدوني

822
01:02:09,856 --> 01:02:11,858
حسابي شرمنده‌ام زيرو

823
01:02:13,318 --> 01:02:15,320
ما مثل برادر مي‌مونيم

824
01:02:23,453 --> 01:02:25,455
آگاتاي عزيزمون چطوره؟

825
01:02:28,041 --> 01:02:31,252
آنگاه که چهره‌اش درخشانش را در بيابان پر خلنگ ديدم

826
01:02:31,419 --> 01:02:34,088
و ازآن پس هر روز برمي‌گشتم

827
01:02:34,297 --> 01:02:37,216
... همچون سرکه‌‌ي که در دلم غل مي‌زد هيچگاه

828
01:02:37,342 --> 01:02:40,094
خيلي خوبه. مي‌خوام همينجا حرفت رو قطع کنم
چون آژير خطر به‌صدا دراومده

829
01:02:40,219 --> 01:02:43,598
اما يادت باشه کجا بوديم چون مُصِرم
که بعدا ادامه‌اش رو بگي تمومش کني

830
01:03:01,616 --> 01:03:04,410
مي‌خوام تا شعاع 50 کيلومتري
همه‌ي مسيرها رو ببنديد

831
01:03:04,577 --> 01:03:07,330
مي‌خوام تا شعاع 100 کيلومتري
ايستگاه‌هاي قطار رو ببنديد

832
01:03:07,580 --> 01:03:10,458
مي‌خوام تا 5 دقيقه‌ي ديگه 50 نفر نيرو
و 10 تا سگ شکاري آماده به حرکت باشن

833
01:03:10,583 --> 01:03:13,962
مي‌خوايم تمام دونات‌فروشي‌ها، بارها
و شيريني‌فروشي‌ها رو زير و رو کنيم

834
01:03:14,087 --> 01:03:17,924
مخصوصا هر هتل بزرگي از آگنزبورگ تا زيلچبورک

835
01:03:18,174 --> 01:03:20,093
اين آدم‌ها خطرناک و مجرم‌هاي حرفه‌اي هستن

836
01:03:20,301 --> 01:03:22,345
لااقل 3 تاشون که اينطورين

837
01:03:22,512 --> 01:03:23,513
شما؟

838
01:03:26,057 --> 01:03:28,643
اينجا چيکار مي‌کني؟
افراد غير نظامي حق ندارن داخل سلول‌ها باشن

839
01:03:28,935 --> 01:03:32,021
اين يه تحقيقات نظاميه -
ايشون آقاي جاپلينگ هستن قربان -

840
01:03:32,105 --> 01:03:34,274
... مادر کارفرماي ايشون يکي از قرباني

841
01:03:34,399 --> 01:03:36,651
خفه

842
01:03:37,652 --> 01:03:40,113
شما واسه خونواده‌ي دگاف‌اوند‌تکزيس کار مي‌کنيد؟

843
01:03:40,280 --> 01:03:44,242
از قتل جناب وکيل آقاي ويلموس کوواکس در 23 اکتبر مطلعيد؟

844
01:03:44,409 --> 01:03:46,661
بنده فقط مي‌دونم که ناپديد شدن

845
01:03:47,078 --> 01:03:49,497
جسدش آخر شب تو يه تابوت سنگي

846
01:03:49,622 --> 01:03:51,249
پشت انبار موزه‌ي کانت پيدا شده

847
01:03:51,457 --> 01:03:54,127
چهارتا انگشتش قطع شده بود

848
01:03:54,294 --> 01:03:57,046
از اين چي مي‌دوني؟ -
هيچي -

849
01:03:58,548 --> 01:04:00,550
آقاي جاپلينگ رو تا بيرون زندان همراهي کنيد

850
01:04:11,144 --> 01:04:13,146
مندل

851
01:04:17,984 --> 01:04:20,153
اپراتور، قصر بزرگ بادن-يورگن رو واسم بگير

852
01:04:20,320 --> 01:04:21,738
و هزينه‌ي تماس رو از اونجا کم کن لطفا

853
01:04:22,113 --> 01:04:23,990
چاره‌اي نداريم
جاي ديگه‌اي نيست که رو بندازيم

854
01:04:24,157 --> 01:04:25,408
گوشي دستمه. ممنون

855
01:04:25,533 --> 01:04:28,286
اين تنها اميدمونه. وگرنه که اصلا نبايد بهت بگم وجود خارجي داره

856
01:04:28,453 --> 01:04:31,333
نيازي به گفتن نيست که، هيچوقت
به احدي يه کلمه هم از اين جريان نميگيا

857
01:04:31,456 --> 01:04:33,376
قسم مي‌خوري؟ -
البته، حالا چي هستش؟ -

858
01:04:33,416 --> 01:04:34,500
نمي‌تونم بگم

859
01:04:37,253 --> 01:04:39,047
چجوري يه نفر وقتي مي‌فهمه فقط يه روز فرصت داره

860
01:04:39,255 --> 01:04:42,467
بليط رديف اول افتتاحيه‌ي اپراي توسکانا رو جور مي‌کنه؟

861
01:04:42,592 --> 01:04:44,177
چجوري يه نفر ترتيب يه بازديد مخفيانه

862
01:04:44,385 --> 01:04:47,180
از کلکسيون فرش‌هاي منقوش دست‌باف گالري رويال ساکسون رو ميده؟

863
01:04:47,347 --> 01:04:49,182
چجوري يه نفر شب‌جمعه

864
01:04:49,349 --> 01:04:51,476
يه ميز دنج تو رستوران شي‌دومنيک رزرو مي‌کنه؟

865
01:04:51,601 --> 01:04:54,020
آيون عزيزم، گوستاوم. سلام

866
01:04:54,187 --> 01:04:56,189
لااقل تا همين 5 دقيقه پيش که گوستاو بودم

867
01:04:56,397 --> 01:04:59,484
چون عجله داريم مسئوليتش بي چون و چرا پاي خودمونيم
اگه متوجه منظورم ميشي

868
01:04:59,609 --> 01:05:02,195
خب از طريق کانال فاضلاب انجام شد
دقيقا

869
01:05:02,362 --> 01:05:05,114
گوش‌کن آيون، ببخشيد که مي‌پرم تو حرفت
اما الان وضعيتمون يه کم اضطراريه

870
01:05:05,198 --> 01:05:06,741
اين يه درخواست رسميه

871
01:05:07,075 --> 01:05:10,203
... رسما درخواست خدمات ويژه‌ي

872
01:05:11,075 --> 01:05:14,203
بخش چهارم
انجمن کليد‌هاي ضربدري

873
01:05:15,416 --> 01:05:16,751
باهات تماس مي‌گيرم گوستاو

874
01:05:17,168 --> 01:05:19,087
باشه. گوش به‌زنگ باش

875
01:05:19,295 --> 01:05:22,423
عذر مي‌خوام
پياده‌روي رو ترجيح ميدين؟

876
01:05:22,590 --> 01:05:24,509
ما درست اينجاييم
خيلي ساده‌ست

877
01:05:24,717 --> 01:05:26,719
مسير کوهستاني رو صاف تا آخر بريد بعد
بپيچيد به چپ

878
01:05:27,053 --> 01:05:29,055
جوجو، مسير رو به آقا نشون بده

879
01:05:31,766 --> 01:05:34,227
موسيو جورج تو هتل شاتولاکس رو واسم بگير

880
01:05:36,062 --> 01:05:39,482
تولدت مبارک

881
01:05:39,565 --> 01:05:40,566
جاي من وايستا

882
01:05:40,650 --> 01:05:42,193
... تولدت مبارک

883
01:05:42,360 --> 01:05:43,528
الو، آيون؟

884
01:05:45,655 --> 01:05:47,532
فهميدم

885
01:05:47,740 --> 01:05:50,535
موسيو دينو تو هتل پلاتزوپرينسيپسا رو واسم بگير

886
01:05:52,328 --> 01:05:54,664
بالاتر لعنتي، ببر بالاتر

887
01:05:56,541 --> 01:05:58,293
بيا جاي منو بگير

888
01:05:58,418 --> 01:06:00,086
موسيو جورج -
بالاتر -

889
01:06:00,253 --> 01:06:02,380
متوجه‌ام. الساعه

890
01:06:03,798 --> 01:06:06,384
لطفا موسيو رابين تو هتل کت‌دوکپ رو واسم بگير

891
01:06:08,219 --> 01:06:10,138
... دو، سه

892
01:06:11,347 --> 01:06:14,225
موسيو رابين، موسيو دينو زنگ زدن باهاتون کار دارن

893
01:06:14,392 --> 01:06:16,394
جامو بگير

894
01:06:17,687 --> 01:06:20,481
يک، دو، سه -
جانم دينو -

895
01:06:20,648 --> 01:06:24,068
بله دينو
باشه دينو

896
01:06:25,695 --> 01:06:28,364
موسيو مارتين تو هتل ريتزامپريال رو واسم بگير

897
01:06:30,158 --> 01:06:31,868
نمکش زياده

898
01:06:32,160 --> 01:06:35,079
فلفلش هم کمه

899
01:06:35,288 --> 01:06:37,290
جاي منو بگير

900
01:06:39,334 --> 01:06:41,419
الو رابين؟ مارتينم -
نمکش زياده -

901
01:06:41,544 --> 01:06:43,546
آره منم شنيدم

902
01:06:44,839 --> 01:06:47,800
شايد. بذار چند تا زنگ بزنم

903
01:06:52,847 --> 01:06:55,433
سرج‌اکس گمشده
وکيل کوواکس هم همين‌طور

904
01:06:55,600 --> 01:06:58,478
مادام دي مُرده
تابلوئه توسط ما دزديده شده

905
01:06:58,603 --> 01:07:01,189
ديميتري و جاپلينگ هم وحشي‌هاي بي‌رحم و سنگدلي هستن

906
01:07:01,356 --> 01:07:04,567
گوستاو اِچ هم که فراريه
ديگه چي؟

907
01:07:04,692 --> 01:07:07,445
زيرو گيج‌شده -
زيرو هم گيج‌شده، درسته -

908
01:07:07,612 --> 01:07:09,739
به‌قول معروف چه آش شله قلم‌کاري شده

909
01:07:10,156 --> 01:07:12,617
راستي چرا؟ مگه استعاره از آش خاصيه؟

910
01:07:12,825 --> 01:07:14,827
چمي‌دونم

911
01:07:19,707 --> 01:07:21,376
سوارشين

912
01:07:23,711 --> 01:07:25,129
ما خدمتکاره رو پيدا کرديم

913
01:07:25,338 --> 01:07:28,174
تو تپه‌هاي دوردست نزديک قله‌ي گيبل‌ميستر قايم شده

914
01:07:28,341 --> 01:07:30,426
رابطمون راضيش کرده که شما رو فردا ظهر

915
01:07:30,593 --> 01:07:31,914
تو رصدخونه‌ي قله‌ي کوه ملاقات کنه

916
01:07:32,220 --> 01:07:34,472
به کسي چيزي نگيد
خودش همه چيو واستون توضيح ميده

917
01:07:34,722 --> 01:07:36,766
قطارتون تا 4 و نيم دقيقه‌ي ديگه راه ميفته

918
01:07:36,891 --> 01:07:38,434
اينم بليطاتون

919
01:07:38,601 --> 01:07:40,770
درجه 3؟ -
ديگه جا نبود -

920
01:07:41,187 --> 01:07:44,649
تازه چون رابطمون قبلا تو کاخ ورساي پيشخدمت بوده

921
01:07:44,774 --> 01:07:45,900
پارتي بازي کرده

922
01:07:46,359 --> 01:07:48,361
واسه رستوران قطار
به اينا احتياج پيدا مي‌کنين

923
01:07:51,239 --> 01:07:53,241
آخرين چيز

924
01:07:54,784 --> 01:07:56,786
ل‌ي‌اير‌دپنش

925
01:07:59,414 --> 01:08:01,541
فقط نيم اونس ازش داشتن

926
01:08:05,753 --> 01:08:07,755
بايد به‌عنوان يه حرکت نمادين يه چيزي بهش بديم

927
01:08:07,922 --> 01:08:10,341
چقدر پول داري؟ -
چهل و دو کلوبکس و 3 تا تمبر پستي -

928
01:08:10,508 --> 01:08:12,510
بيست و پنج تا بهم بده. آره

929
01:08:16,264 --> 01:08:19,183
خدا خيرت بده -
نيازي به اين کار نيست -

930
01:08:35,950 --> 01:08:37,630
بايد تحسينش کنم -
اي خدا -

931
01:08:37,702 --> 01:08:41,539
انتظارشو نداشتم -
خب، مي‌خواي حالا چيکار کنم؟ -

932
01:08:41,706 --> 01:08:46,961
دوباره با اون خواهر عليله صحبت کن
!و اين دفعه مجاب‌کننده باش

933
01:08:54,302 --> 01:08:56,930
حرومزاده‌ي لعنتي

934
01:09:20,578 --> 01:09:22,580
اي تو روحت

935
01:09:26,834 --> 01:09:29,754
معني اين کثافت کاري چيه؟

936
01:09:29,879 --> 01:09:31,589
پسرک سيب ‌به‌دست رو ميگي؟
فکر کردم خودت قايمش کردي

937
01:09:31,673 --> 01:09:34,050
چرا تازه الان متوجه‌اش شدي؟ -
فکر کردم  واسه تخمين ماليات برديش -

938
01:09:34,425 --> 01:09:38,471
شوخيتون گرفته؟

939
01:09:38,638 --> 01:09:41,474
ببخشيد. گمونم موسيو گوستاو برداشتنش

940
01:09:49,357 --> 01:09:50,441
از دست سرج عصباني نيستم

941
01:09:50,650 --> 01:09:53,027
نميشه کسي رو واسه کمبود اصول اخلاقيش سرزنش کني

942
01:09:53,361 --> 01:09:55,321
اون يه ترسوي بزدل ريقوي شاشوي احمقه

943
01:09:55,530 --> 01:09:57,650
تقصير اون نيست، مگه نه؟ -
نمي‌دونم. بستگي داره -

944
01:09:57,699 --> 01:09:59,379
خب اين يه حرف کلي ـه که
درباره‌ي بيشتر مسائل ميشه زد

945
01:09:59,409 --> 01:10:00,809
بستگي داره" معلومه که بستگي داره"

946
01:10:00,910 --> 01:10:02,590
خب معلومه که بستگي داره
البته که بستگي داره

947
01:10:02,704 --> 01:10:04,789
آره. به‌نظرم حق باتوئه
بستگي داره ديگه

948
01:10:04,998 --> 01:10:08,543
هرچند معنيش اين نيست که نمي‌خوام اون موش
بوگندوي فسقلي رو خفه کنم

949
01:10:10,920 --> 01:10:15,341
راستي مي‌تونم عاقدتون باشم تو مراسم عقد؟

950
01:10:15,550 --> 01:10:16,551
باعث افتخارمه

951
01:10:16,676 --> 01:10:19,387
بايد بگم اون دختر از نظرم کاملا دلپسنده

952
01:10:19,554 --> 01:10:20,972
سينه‌هاي کوچيکي داره، يه ماه‌گرفتگي بزرگ

953
01:10:21,347 --> 01:10:22,932
به شکل نقشه‌ي مکزيک روي نصف صورتشه

954
01:10:23,349 --> 01:10:25,435
يکسره داره تو اون آشپزخونه‌ي گرم عرق مي‌ريزه

955
01:10:25,560 --> 01:10:26,894
اونم درحاليکه اون مندل زرنگ خان

956
01:10:27,061 --> 01:10:28,688
مثل يه گوريل گنده چپ و راست راه ميره بهش دستور ميده

957
01:10:28,896 --> 01:10:31,024
اما با همه‌ي اينا
بدون هيچ‌گونه سوال و اشتباهي

958
01:10:31,399 --> 01:10:34,569
هميشه و بدون هيچ تغييري آگاتاي ما کاملا دوست‌داشتنيه

959
01:10:34,694 --> 01:10:35,945
چرا؟

960
01:10:36,362 --> 01:10:38,823
بخاطر پاکي و صاف و ساده بودنشه

961
01:10:40,908 --> 01:10:43,119
اونم هميشه شما رو تحسين مي‌کنه موسيو گوستاو

962
01:10:43,411 --> 01:10:45,997
جدا؟ -
خيلي زياد -

963
01:10:46,414 --> 01:10:50,043
اين نشونه‌ي خوبيه
يعني دختر فهميده‌اي ـه

964
01:10:50,418 --> 01:10:52,420
همينش مهمه

965
01:10:54,756 --> 01:10:56,758
باهاش لاس نزن

966
01:11:37,756 --> 01:11:39,758
سر دختر محلي در سبد خشکشويي پيدا شد

967
01:11:42,679 --> 01:11:46,015
تلگرافي در ساعت 4 صبح براي دختره رسيده و امضاش کرده

968
01:11:46,140 --> 01:11:48,893
پاکتش نزديک جسدش پيدا شد
اما نامه‌ي داخلش گم شده بود

969
01:11:49,686 --> 01:11:52,897
هرچند که دفتر تلگراف‌خونه هميشه تا 24 ساعت بعد
نوار تلگراف مصرفي رو نگه مي‌داره

970
01:11:52,981 --> 01:11:55,149
منم متنش رو کپي کردم
:که به شرح زيرـه

971
01:11:56,150 --> 01:11:57,485
وسايلت رو جمع و جور کن. نقطه"

972
01:11:57,694 --> 01:11:59,779
همين‌که اينو خوندي آماده‌شو که از اونجا بري. نقطه

973
01:11:59,904 --> 01:12:02,490
تو همون اطراف قله‌ي گيبل‌ميستر مخفي شو. نقطه

974
01:12:02,657 --> 01:12:04,993
اين پيامو از بين ببر
"از صميم قلب دوست دارم. نقطه و تمام

975
01:12:06,035 --> 01:12:07,870
سبده کجاست؟

976
01:12:22,146 --> 01:12:24,148
تپه‌هاي دوردست
نزديک قله‌ي گيبل‌ميستر

977
01:12:33,146 --> 01:12:35,148
کجا مي‌خواين برين آقا؟

978
01:12:38,901 --> 01:12:41,154
اسکي؟ سورتمه‌سواري؟ کوه‌نوردي؟

979
01:12:50,955 --> 01:12:52,915
سه کلوبکس

980
01:13:03,051 --> 01:13:04,844
با تلگراف بي‌سيم سريعي، يادداشتي براي آگاتا گذاشتم

981
01:13:05,053 --> 01:13:07,847
که در اون دستوراتي مبني بر رفتن به
مخفيگاهي که از قبل ترتيبش رو داده بوديم داده شده بود

982
01:13:07,972 --> 01:13:10,558
درشکه‌اي شبيه به کولي‌ها خارج از جاده‌ي نبلسبد

983
01:13:10,767 --> 01:13:12,560
درحاليکه من و موسيو گوستاو مسيرمون رو به سمت شرق

984
01:13:12,769 --> 01:13:14,062
و قله‌هاي زوبرووکيان ادامه مي‌داديم

985
01:13:14,270 --> 01:13:18,066
به سمت ارتفاعاتي که محل قرارمون با سرج‌اِکس خدمتکار بود

986
01:13:19,984 --> 01:13:22,236
محض احتياط، بي‌سر و صدا تو محوطه‌ي بارگيري

987
01:13:22,612 --> 01:13:24,948
بيرون از ايستگاه پياده شديم

988
01:13:32,622 --> 01:13:34,290
لي‌اير‌دپنش

989
01:13:37,622 --> 01:13:39,290
ظهرگاه
رصدخانه‌ي قله

990
01:13:44,968 --> 01:13:47,448
بايد اعتراف کنم که نماي خيلي خفنيه
البته اگه فايده‌اي داشته باشه

991
01:13:47,595 --> 01:13:49,597
موافقم

992
01:14:00,650 --> 01:14:04,028
اغلب گفته شده
که هيچ دونه‌ي برفي نيست که

993
01:14:04,195 --> 01:14:07,865
از نظر شکل و خلوص شبيه دونه‌ي ديگه‌اي باشه
... يکي داره مياد

994
01:14:10,326 --> 01:14:13,663
شما موسيو گوستاو از هتل بزرگ بوداپست در نبلسبد هستين؟

995
01:14:13,788 --> 01:14:16,332
اوهوم -
سوار تله‌کابين بعدي بشين -

996
01:14:55,955 --> 01:14:59,292
شما موسيو گوستاو از هتل بزرگ بوداپست در نبلسبد هستين؟

997
01:14:59,667 --> 01:15:01,753
اوهوم -
جاتونو با من عوض کنيد -

998
01:15:31,240 --> 01:15:33,993
شما موسيو گوستاو از هتل بزرگ بوداپست در نبلسبد هستين؟

999
01:15:34,202 --> 01:15:36,996
اوهوم -
اينارو بپوشيد و دعا کنيد -

1000
01:16:05,108 --> 01:16:07,694
... شما موسيو گوستاو از هتل
آره بابا نمودين

1001
01:16:07,860 --> 01:16:08,861
اعتراف کن
[اشاره به اتاقک اعتراف]

1002
01:16:09,028 --> 01:16:10,863
من بي‌گناهم

1003
01:16:11,030 --> 01:16:12,907
ها؟ نه نه

1004
01:16:22,292 --> 01:16:25,044
منو ببخشيد آقاي گوستاو
اصلا نمي‌خواستم بهتون خيانت کنم

1005
01:16:25,169 --> 01:16:28,131
اونا تهديد کردن منو مي‌کشن
و حالا هم تنها عضو خونواده‌ام رو کشتن

1006
01:16:28,298 --> 01:16:29,966
نه. اين دفعه کيو کشتن؟

1007
01:16:30,133 --> 01:16:32,427
خواهر عزيزمو -
همون دختر عليل ـه؟ -

1008
01:16:32,802 --> 01:16:34,137
بله -
دهن‌سرويسا -

1009
01:16:34,304 --> 01:16:35,805
خواستم همون اولش بهتون هشدار بدم

1010
01:16:35,972 --> 01:16:37,307
مي‌دونم عزيزجان
گذشته‌ها گذشته

1011
01:16:37,473 --> 01:16:40,727
ببين دوست ندارم تحت فشار بذارمت اما
جدا بايد ازت بخوام اسممو پاک کني

1012
01:16:40,893 --> 01:16:43,938
... شکي نيست که عزاداري
هنوز مونده
باشه

1013
01:16:44,147 --> 01:16:45,468
از داستانم -
متوجه‌ام، بگو -

1014
01:16:45,773 --> 01:16:47,775
من در حضور مادام دي شاهد رسمي

1015
01:16:47,942 --> 01:16:49,402
نوشتن وصيت‌نامه‌ي دوم به‌دست ايشون بودم که

1016
01:16:49,777 --> 01:16:52,822
فقط در صورتي اجرا بشه که ايشون به قتل رسيده باشن

1017
01:16:52,947 --> 01:16:54,365
وصيت‌نامه‌ي دوم؟ -
آره -

1018
01:16:54,741 --> 01:16:56,221
درصورتي که به قتل برسه؟ -
آره -

1019
01:16:56,326 --> 01:16:57,869
اما اونا از بين بردنش

1020
01:16:58,036 --> 01:16:59,412
اوه خداي من -
هرچند -

1021
01:16:59,787 --> 01:17:01,205
يه نسخه‌ي کپي ازش برداشتم

1022
01:17:01,331 --> 01:17:03,416
يه رونوشت دوم از وصيت‌نامه‌ي دوم؟

1023
01:17:03,833 --> 01:17:05,084
درسته

1024
01:17:07,837 --> 01:17:10,157
توش چي نوشته؟ کجاست؟
معني اين کارا چيه لعنتي؟

1025
01:17:10,214 --> 01:17:13,051
نذار انقدر لنگ در هوا بمونيم
اين جريان کابوسي بوده واسه خودش

1026
01:17:13,217 --> 01:17:15,762
بگو ببينم قضيه‌ي وامونده از چه قراره

1027
01:17:17,430 --> 01:17:21,017
سرج؟ سرج؟ سرج؟

1028
01:17:24,854 --> 01:17:27,106
گندش بزنن
بدبخت کثافت رو خفه کردن

1029
01:17:55,093 --> 01:17:56,094
يالا زودباش

1030
01:18:04,060 --> 01:18:06,229
اگه گرفتيمش چيکار کنيم؟ -
چمي‌دونم -

1031
01:18:06,396 --> 01:18:08,815
اون يه قاتل روانيه -
بيا وايستيم -

1032
01:18:09,023 --> 01:18:11,234
نمي‌تونم. تقريبا کنترلي روش ندارم

1033
01:19:19,093 --> 01:19:22,597
اي بدبخت چندش مريض
ازت متنفرم

1034
01:19:35,360 --> 01:19:39,238
اگه قرار است اين پايان من باشد، بدرود
در سوگ من بنواز اي پسرک فلوت‌زن

1035
01:19:40,907 --> 01:19:43,368
آنگاه که تفنگ‌ها مي‌غرند
و سربازان گارد بانگ شادي سردهند

1036
01:19:43,534 --> 01:19:44,661
و برج‌ها فروريزند

1037
01:19:46,371 --> 01:19:50,041
گفت که بر اين فکرم، اکنون آخرين نفس‌هايم برمي‌آيند و ترس بر من ... مستولي شده

1038
01:19:50,208 --> 01:19:52,126
ياخدا. دخلشو آوردي

1039
01:19:52,335 --> 01:19:54,253
آفرين زيرو

1040
01:20:05,390 --> 01:20:07,642
گوستاو اِچ، تو يه فراري از چنگال قانوني

1041
01:20:08,059 --> 01:20:10,520
خودت تسليم‌شو تا من شخصا ضمانت کنم

1042
01:20:10,979 --> 01:20:11,980
دادرسيت منصفانه باشه

1043
01:20:12,063 --> 01:20:13,481
سعي نکن فرار کني

1044
01:20:13,690 --> 01:20:15,275
نظرت چيه؟ -
نمي‌دونم -

1045
01:20:15,400 --> 01:20:18,319
ترجيح ميدم از همين پرتگاه بپرم پايين
تا اينکه برگردم به اون زندان خراب‌شده

1046
01:20:18,528 --> 01:20:21,030
من که ميگم موتور اون رواني مريض رو بدزديم
بريم آگاتا رو برداريم

1047
01:20:21,239 --> 01:20:24,239
تابلو رو برگردونيم و يک‌بار و براي هميشه
بريم مالتس‌ريورا

1048
01:20:24,242 --> 01:20:27,036
عاليه. حرف نداري زيرو
مرسي

1049
01:20:27,161 --> 01:20:29,580
حالا يه لحظه سکوت کنيم به ياد خدمتکار فداکار

1050
01:20:29,956 --> 01:20:32,542
که در حين انجام وظيفه‌اش با خشونت تمام به قتل رسيد

1051
01:20:35,503 --> 01:20:37,505
خداحافظ سرج

1052
01:20:39,090 --> 01:20:41,092
خيلي‌خب بزن بريم

1053
01:20:48,090 --> 01:20:51,092
بخش پنجم
رونوشت دوم از وصيت‌نامه‌ي دوم

1054
01:20:53,771 --> 01:20:55,607
جنگ در نيمه‌شب آغاز شد

1055
01:20:55,732 --> 01:20:58,318
جمعيت نظامي تا ظهر روانه‌ي پايفل‌استاد شدن

1056
01:20:58,484 --> 01:21:01,738
ده‌ها گرداني که از سرتاسر مرزهاي طولاني غربي
روانه‌ي هتل شده بودن

1057
01:21:02,113 --> 01:21:03,740
فرماندهان ارشد به نبلسبد اومده بودن

1058
01:21:12,311 --> 01:21:14,361
بيست و چهار ساعت بعد

1059
01:21:16,127 --> 01:21:19,631
پيشکشي آقاي مندل براي ستاد اجرايي ارتش

1060
01:21:22,759 --> 01:21:26,095
ژنرال استيگلتز درخواست يه اتاق با نمايي وسيع از باغ رو دارن

1061
01:21:26,262 --> 01:21:28,222
اتاق دوک لئوپولد رو بهشون بده

1062
01:21:28,389 --> 01:21:30,141
دفتر منشي وورنيک کابل کشي شده

1063
01:21:30,308 --> 01:21:33,770
صبح‌زود تشريف ميارن
اتاق‌هاي 401-2-3

1064
01:21:34,103 --> 01:21:35,704
به نيروهاي لجستيکي تاکتيکي بگو داريم

1065
01:21:35,772 --> 01:21:37,398
به يه اتاق دوتخته‌ي استاندارد در طبقه‌ي سوم منتقلشون مي‌کنيم

1066
01:21:37,565 --> 01:21:39,442
انگار فضايي بيشتر از اون اتاق لازم دارن

1067
01:22:02,507 --> 01:22:07,261
آغاز ِ پايان ِ پايان ِ يه شروع، شروع شده

1068
01:22:07,387 --> 01:22:10,431
به غم‌انگيزي آخرين نت نواخته‌شده
در خرابه اي از يه سالن پيانو

1069
01:22:10,598 --> 01:22:13,268
در حومه‌ي يه شهر روح‌زده‌ي فراموش‌شده

1070
01:22:13,393 --> 01:22:15,395
ترجيح ميدم شاهد چنين حرکت کفرآميزي نباشم

1071
01:22:15,561 --> 01:22:16,562
منم همين‌طور

1072
01:22:16,729 --> 01:22:19,148
هتل بزرگ، شده سربازخونه

1073
01:22:19,357 --> 01:22:21,734
ديگه تا عمر دارم نمي‌خوام گذرم به اينجا بيفته

1074
01:22:22,068 --> 01:22:23,548
منم همين‌طور -
... بازم تا عمر دارم ديگه -

1075
01:22:23,695 --> 01:22:26,698
راستش به‌نظرم همين الان بازم بايد بريم داخل

1076
01:22:28,491 --> 01:22:30,076
ديميتري

1077
01:22:32,870 --> 01:22:34,622
آگاتا

1078
01:22:45,383 --> 01:22:47,624
عصر به‌خير آقاي دگوف‌اوند‌تکزيس
بنده موسيو چاک هستم

1079
01:22:47,635 --> 01:22:50,847
ما براي شما و خواهرهاتون سوئيت کينگ‌فرديناند رو رزرو کرديم

1080
01:22:51,222 --> 01:22:53,182
عصرتون به‌خير
... ژنرال ون‌شرکر شخصا ازم خواستن

1081
01:22:53,349 --> 01:22:56,185
اون کيه؟ -
بخشيد؟ -

1082
01:22:56,311 --> 01:22:59,105
گمونم تابلوي من دست اون دخترکه
ببخشيد

1083
01:23:15,580 --> 01:23:17,582
طبقه‌ي ششم -
نگهش دار -

1084
01:23:20,752 --> 01:23:21,794
طبقه‌ي ششم

1085
01:23:24,922 --> 01:23:26,758
پيشکش آقاي مندل براي شما

1086
01:23:42,899 --> 01:23:43,900
ببخشيد

1087
01:23:44,233 --> 01:23:46,434
تو يک دقيقه و نيم پيش يه دختر از شيريني‌پزي

1088
01:23:46,486 --> 01:23:47,686
با يه بسته زير بغلش نديدي؟

1089
01:23:47,779 --> 01:23:50,239
چرا. همين الان همراه آقاي دگوف‌اوند‌تکزيس سوار آسنانسور شد

1090
01:23:50,365 --> 01:23:52,533
مرسي

1091
01:23:52,700 --> 01:23:54,243
ببخشيد. شما؟

1092
01:23:54,369 --> 01:23:57,622
اوتو، آقا، مستخدم جديد هتل -
خوب آموزشت ندادن -

1093
01:23:57,789 --> 01:23:59,874
يه مستخدم هيچوقت اينجور اطلاعات رو به مردم نميده

1094
01:24:00,249 --> 01:24:02,335
تو نبايد چيزي بروز بدي، افتاد؟

1095
01:24:18,935 --> 01:24:20,603
تابلوي قشنگيه

1096
01:24:21,479 --> 01:24:22,480
طبقه‌ي ششم

1097
01:25:06,316 --> 01:25:07,900
تابلوئه کجاست؟

1098
01:25:08,860 --> 01:25:11,279
به توي عوضي هيچ ربطي نداره

1099
01:25:11,904 --> 01:25:15,658
الان مي‌زنم يک‌بار و براي هميشه
کونتو پاره مي‌کنم

1100
01:25:25,001 --> 01:25:26,628
اسلحه‌ت رو بنداز

1101
01:25:48,816 --> 01:25:50,735
آتش‌بس
شليک نکنيد

1102
01:25:50,944 --> 01:25:52,403
بسه

1103
01:25:52,570 --> 01:25:54,030
الان کي به کي شليک مي‌کنه؟

1104
01:25:54,364 --> 01:25:56,783
اون گوستاو اِچ ـه
قاتل‌فراري و دزد اثر هنري

1105
01:25:56,950 --> 01:25:58,076
اون گيشه گيرش انداختم

1106
01:25:58,451 --> 01:25:59,786
اونم ديميتري دگوف‌اوند‌تکزيس ـه

1107
01:25:59,953 --> 01:26:01,955
مسئول قتل وکيل کواکس

1108
01:26:02,288 --> 01:26:04,958
سرج‌اِکس و خواهر معلولش
و علاوه بر اينا، مادر خودشه

1109
01:26:06,626 --> 01:26:08,753
هيشکي تکون نمي‌خوره
همه‌تون بازداشتين

1110
01:26:10,088 --> 01:26:12,507
کي اونور پنجره‌ست؟

1111
01:26:12,632 --> 01:26:14,634
آگاتا

1112
01:26:20,807 --> 01:26:21,849
ميشه اتاق 310 بي.آي.اِس

1113
01:26:21,975 --> 01:26:23,393
دووم بيار
دارم ميام

1114
01:26:48,501 --> 01:26:50,503
... يه‌چيزي پشت تاب

1115
01:26:56,092 --> 01:26:57,093
آگاتا

1116
01:26:57,427 --> 01:26:59,012
آگاتا

1117
01:26:59,345 --> 01:27:01,347
حالت خوبه؟ -
گمونم -

1118
01:27:02,890 --> 01:27:04,851
يه‌چيزي پشت تابلوئه

1119
01:27:09,890 --> 01:27:12,851
محرمانه
فقط در صورتي که به‌قتل رسيده باشم باز شود
مادام دي

1120
01:27:18,364 --> 01:27:20,992
شکي نبود که همه چيز رو
واسه موسيو گوستاو به ارث گذاشته بود

1121
01:27:22,994 --> 01:27:25,455
عمارتش ملقب به شلوس‌لوتز

1122
01:27:26,873 --> 01:27:29,959
کارخونه‌هاش رو که اسلحه، دارو و پارچه توليد مي‌کردن

1123
01:27:32,879 --> 01:27:34,631
و صنف مهم يه روزنامه رو

1124
01:27:35,757 --> 01:27:38,134
و احتمالا همين الانشم به ذهنتون خطور کرده
======
از تمام اتهامات تبرئه شد

1125
01:27:38,384 --> 01:27:42,972
اين موسسه‌ي مهم ‌رو
هتل بزرگ بوداپست
======
پسر دوشيزه‌ به‌قتل رسيده
بدون هيچ‌گونه ردي ناپديد شد
ديميتري کجاست؟

1126
01:27:44,515 --> 01:27:45,934
اون منو به جانشيني خودش رسوند

1127
01:27:46,059 --> 01:27:48,978
و همين‌طور که جنگ ادامه داشت
من هم براي کشور تازه‌ي خودم

1128
01:27:49,145 --> 01:27:53,608
از پشت ميز جمع و جوري که
هنوزم تو اتاق کناري پيدا ميشه خدمت کردم

1129
01:27:53,900 --> 01:27:55,985
اون درست مثل مريدان خودش بود

1130
01:27:56,152 --> 01:27:59,614
نامطمئن، مغرور، سطحي‌نگر
بلوند و محتاج

1131
01:28:00,490 --> 01:28:02,659
و در آخر حتي پولدار

1132
01:28:03,952 --> 01:28:07,080
هرچند که عمرش به پيري نرسيد

1133
01:28:11,918 --> 01:28:13,836
... عزيزان، امروز اينجا جمع شده‌ايم تا

1134
01:28:13,962 --> 01:28:15,838
عزيز دل من هم به سن پيري نرسيد

1135
01:28:16,047 --> 01:28:18,466
آگاتا و فرزند نوزادش 2 سال بعد

1136
01:28:18,633 --> 01:28:21,511
به‌دست بيماري مزخرف کوچکي به اسم آنفلانزاي پروسي کشته شدن

1137
01:28:21,678 --> 01:28:26,849
امروزه يک هفته‌اي اين بيماري رو درمان مي‌کنيم
اما اون روزا ميليون‌ها نفر بر اثر اين بيماري جان دادند

1138
01:28:30,103 --> 01:28:31,980
در روز بيست و يکم اشغال

1139
01:28:32,105 --> 01:28:34,899
صبح روزي که ايالت مستقل زوبروکا

1140
01:28:35,066 --> 01:28:36,192
ديگر وجود خارجي نداشت

1141
01:28:36,526 --> 01:28:38,528
ما به‌همراه موسيو گوستاو عازم لوتز شديم

1142
01:28:38,653 --> 01:28:40,863
راستي در جواب سوالي که قبلا پرسيده بودي

1143
01:28:41,072 --> 01:28:42,949
البته

1144
01:28:44,784 --> 01:28:47,662
زيرو پرسيده بود که من اول ِ اول، از سطح
تا چه اندازه پاييني تو هتل شروع به کار کرده بودم

1145
01:28:47,787 --> 01:28:50,039
من شايد واسه مدتي بهترين مستخدم لابي بودم

1146
01:28:50,248 --> 01:28:52,750
که تا اون زمان تو هتل بزرگ بوداپست داشتيم

1147
01:28:52,959 --> 01:28:54,502
گمونم اينو بتونم بگم که

1148
01:28:54,669 --> 01:28:56,546
که ايشون بالاخره حتي از منم پيشي گرفت

1149
01:28:56,713 --> 01:28:59,674
هرچند که اينم بايد بگم که
ايشون يه معلم استثنايي هم داشتن

1150
01:28:59,799 --> 01:29:00,925
درسته

1151
01:29:06,139 --> 01:29:09,100
هنگامي‌که اين دو برادر درخشان آسماني

1152
01:29:09,475 --> 01:29:10,727
براي لحظه‌اي به هم پيوستند

1153
01:29:10,893 --> 01:29:15,106
همانطوري که از آسمان پرستاره‌ي پنجره‌ي من عبور مي‌کردند

1154
01:29:15,273 --> 01:29:18,109
يکي از شرق و ديگري از سمت غرب

1155
01:29:18,234 --> 01:29:20,028
خيلي خوب بود

1156
01:29:20,236 --> 01:29:22,238
باهاش لاس نزن

1157
01:29:24,699 --> 01:29:26,909
چرا باز تو مزرعه جو وايستاديم؟

1158
01:29:32,699 --> 01:29:34,909
هفدهم نوامبر
مرز لوتز بليتز

1159
01:29:35,168 --> 01:29:38,254
به‌نظرم اين يونيفرم‌هاي سياهشون
خيلي شبخته و کسل‌کننده‌اس

1160
01:29:42,884 --> 01:29:45,845
سلام آقايون سرکار
همين الان ذکر خيرتون بود

1161
01:29:46,054 --> 01:29:49,849
مدارک لطفا -
خواهش مي‌کنم حتما، مثل هميشه -

1162
01:29:54,187 --> 01:29:56,022
شما اولين نفري از نيروهاي نظامي هستين

1163
01:29:56,189 --> 01:29:58,608
که قبلا به‌طور رسمي با هم آشنا شديم

1164
01:29:58,733 --> 01:30:00,735
حالتون چطوره؟

1165
01:30:01,903 --> 01:30:03,947
انگار همين ديروز بود، مگه نه؟

1166
01:30:08,326 --> 01:30:11,829
عزيزجان، اون يه ويزاي مهاجرتي
با اجازه‌ي کار در سطح سوم کارگريه

1167
01:30:12,038 --> 01:30:13,039
اينو بخونيد

1168
01:30:14,920 --> 01:30:17,929
جهت اطلاع
حامل اين برگه مي‌تواند آزادنه و بدون مزاحمت
بين ارتفاعات زوبروکيان و زمين‌هاي پست
تحت مجوز شخصي بازپرس اِي.جي.هنکلز سفر کند
پليس نظامي لوتز

1169
01:30:22,298 --> 01:30:25,176
بيا بيرون -
ازجات تکون نخور -

1170
01:30:27,345 --> 01:30:29,764
بهت گفته باشم
اگه دستت به اين مرد بخوره

1171
01:30:29,931 --> 01:30:32,058
به غروب آفتاب نرسيده
با بي‌آبرويي تمام از سمتت خلع ميشي

1172
01:30:32,267 --> 01:30:35,353
ميفتي آب خنک خوردن
و بعدشم اعدام ميشي

1173
01:30:36,771 --> 01:30:38,648
هنوزم سوسو‌هاي ناچيزي از تمدن در اون

1174
01:30:38,773 --> 01:30:43,069
کشتارگاه وحشيانه که به نام انسانيت شناخته ميشه به‌چشم مي‌خورد

1175
01:30:46,114 --> 01:30:49,867
اي فاشيست آبله‌رو لعنتي کثافت عوضي

1176
01:30:50,952 --> 01:30:53,705
اون يکي از اون آدمها بود

1177
01:30:53,830 --> 01:30:55,832
ديگه بيشتر از اين چي ميشه گفت؟

1178
01:31:03,381 --> 01:31:06,092
آخرش چي شد؟

1179
01:31:06,259 --> 01:31:08,261
آخرش با تير زدنش

1180
01:31:10,096 --> 01:31:12,098
پس همه‌ي اين چيزا به من رسيد

1181
01:31:20,982 --> 01:31:24,193
بعد از شام رفتيم که کليد اتاق‌هامون رو بگيريم

1182
01:31:24,360 --> 01:31:26,237
اما موسيو جوون سر پستش نبود

1183
01:31:26,362 --> 01:31:28,698
فکر کنم به‌کلي مارو يادش رفته

1184
01:31:28,865 --> 01:31:29,949
البته در سال‌هاي اخير

1185
01:31:30,116 --> 01:31:32,327
چنين اموال و املاکي مثل هتل بزرگ

1186
01:31:32,702 --> 01:31:36,164
به‌جز چند مورد استثنا ناچيز
به املاک شراکتي تبديل شده بودن

1187
01:31:37,165 --> 01:31:39,208
درحالي‌که شرايط مذاکراتش با

1188
01:31:39,375 --> 01:31:41,295
دولت جديد هيچوقت دقيقا اعلام نشده بود

1189
01:31:41,669 --> 01:31:42,869
اما پاسخش مثل يه راز ِ تابلو بود

1190
01:31:43,713 --> 01:31:46,299
زيرو مصطفي يه هتل ارزشمند و بزرگ رو

1191
01:31:46,674 --> 01:31:50,929
با يه هتل هزينه‌بر ِ بدون سوددهي ِ نفرين شده عوض کرده بود

1192
01:31:51,930 --> 01:31:52,931
چرا؟

1193
01:31:53,139 --> 01:31:55,183
صرفا تصميمي احساسي بوده يا نه؟
======
سوئيت آقاي مصطفي

1194
01:31:55,350 --> 01:31:59,145
گستاخانه و کمي دور از شخصيت من بود

1195
01:31:59,270 --> 01:32:01,147
اما احساسم مي‌گفت بايد بدونم

1196
01:32:01,356 --> 01:32:03,358
گمونم بخاطر سلامتيم

1197
01:32:06,027 --> 01:32:08,196
ببخشيد که اينو مي‌پرسم
اميدوارم ناراحتتون نکنم

1198
01:32:08,363 --> 01:32:10,365
نه البته که

1199
01:32:11,407 --> 01:32:14,285
اين هتل آخرين چيزي هستش که شما رو
به اون دنياي محوشده متصل مي‌کنه؟

1200
01:32:14,410 --> 01:32:16,871
دنياي اون البته اگه اينطوري بگيد

1201
01:32:17,038 --> 01:32:18,790
دنياي اون؟

1202
01:32:19,040 --> 01:32:22,043
نه گمون نکنم

1203
01:32:22,168 --> 01:32:24,253
آخه ما يه کار مشترک داشتيم

1204
01:32:24,420 --> 01:32:26,172
لزومي نداشته نگهش دارم

1205
01:32:26,381 --> 01:32:31,135
نه. هتل رو بخاطر آگاتا نگه مي‌دارم

1206
01:32:32,470 --> 01:32:33,888
ما اينجا خوشحال و راضي بوديم

1207
01:32:34,055 --> 01:32:36,057
لااقل واسه يه مدتي

1208
01:32:41,354 --> 01:32:43,773
بخوام رک باشم، گمونم دنياي اون خيلي قبل اينکه

1209
01:32:43,940 --> 01:32:45,858
بخواد واردش بشه محو شده بود

1210
01:32:46,067 --> 01:32:47,485
اما اينم ميگم که

1211
01:32:47,860 --> 01:32:51,281
اون مشخصا تصور اون دنيا رو
با متانتي بي‌نظير زنده نگه داشته بود

1212
01:32:52,907 --> 01:32:55,076
با من مياي بالا؟ -
نه، يه کم ديگه همينجا مي‌شينم -

1213
01:32:55,243 --> 01:32:57,203
شب خوش

1214
01:33:02,417 --> 01:33:03,501
هفته‌ي بعدش

1215
01:33:03,835 --> 01:33:06,004
براي معالجه‌ي دردم سفري دريايي به آمريکاي جنوبي داشتم

1216
01:33:06,212 --> 01:33:08,881
و مقدمه‌اي شد بر سفري طولاني و حيرت‌آور

1217
01:33:09,090 --> 01:33:11,968
ديگه براي سال‌هاي زيادي به اروپا برنگشتم

1218
01:33:16,973 --> 01:33:19,350
اون هتل خرابه‌ي قديمي مسحور کننده‌اي بود

1219
01:33:24,673 --> 01:33:27,350
اما ديگه قسمت نشد که دوباره ببينمش

1220
01:33:39,973 --> 01:33:45,350
Arian Drama, GodeatGod مترجمين

1221
01:33:46,938 --> 01:33:51,937
دانلود فيلم و سريال با لينک مستقيم
WwW.TinyMoviez.Co

1222
01:33:53,938 --> 01:33:57,937
forum.free-offline.org

