﻿1
00:00:03,686 --> 00:00:11,076
تيم ترجمه ايران فيلم با افتخار تقديم ميکند

2
00:00:11,176 --> 00:00:22,076
: ترجمه و زيرنويس
(<font color="#00ffff">STEFAŊ</font>) <font color="#c0c0c0">تـــــورج</font>

3
00:00:22,177 --> 00:00:31,077
<font color="violet">Tooraj.0765@yahoo.Com
<font color="violet">::. T-Pakari.Rozblog.Com .::

4
00:00:40,167 --> 00:00:42,708
<i>.همه‌چيز خيلي خوب شروع شد </ i>

5
00:00:47,417 --> 00:00:51,292
<i>
.با يه عده از دوست‌ها تو کابين تو کوهستان بوديم</ i>

6
00:00:51,458 --> 00:00:55,792
<i>.کُلي مشروب مي‌خورديم، مي‌خنديديم
گوش مي‌گذشت</ I>

7
00:00:55,958 --> 00:01:00,375
<i>و بعدش خدا نکنه يه دسته زامبي ـه
.نازي رو بيدار کنين</ i>

8
00:01:04,375 --> 00:01:07,542
<i>،مي‌دونم
،به نظر کليشه‌اي مياد</ i> -

9
00:01:07,708 --> 00:01:10,333
<i>.ولي اين اتفاقي بود که افتاد</ i>

10
00:01:11,625 --> 00:01:15,042
<i>.قضيه اينه که، ما يه چيزي پيدا کرديم</ i>

11
00:01:15,958 --> 00:01:18,875
<i>.چيزي که نبايد پيداش مي‌کرديم</ i>

12
00:01:21,417 --> 00:01:24,000
<i>.طلاهاي قديمي نازي‌ها </ i>

13
00:01:25,542 --> 00:01:27,208
<i>... و بعدش</ i>

14
00:01:28,750 --> 00:01:30,500
<i>.تمام جهنم آزاد شد</ i>

15
00:01:42,625 --> 00:01:45,375
<i>... اونا مارو نفر</ i>

16
00:01:50,958 --> 00:01:53,833
<i>.به نفر کُشتن
.يکي از اونا گازَم گرفت </ I>

17
00:01:54,917 --> 00:01:58,250
<i>.ولي مي‌دونستم چطور درستش کنم </ i>

18
00:02:04,750 --> 00:02:07,292
<i>،"دوست دخترم "هانا </ i>

19
00:02:11,000 --> 00:02:12,500
<i>... اون</ i>

20
00:02:14,167 --> 00:02:16,542
<i>... اونا اونو ازم گرفتن و</ i>

21
00:02:17,958 --> 00:02:20,500
<i>.من طلاها رو پيدا کردم</ i>

22
00:02:22,583 --> 00:02:25,792
<i>.پسِشون دادم </ i>

23
00:02:29,417 --> 00:02:32,083
<i>.و اونا ولم کردن </ i>

24
00:02:39,292 --> 00:02:42,625
<i>.فکر مي‌کردم ديگه جام امنه </ i>

25
00:03:05,792 --> 00:03:07,208
<i>.اشتباه مي‌کردم</ i>

26
00:04:59,750 --> 00:05:04,167
سکه کوفتي رو بردارين و برگردين به
!همون جهنم دره‌اي که ازش اومدين

27
00:05:11,958 --> 00:05:14,167
.گندش، گندش، گندش

28
00:05:20,417 --> 00:05:21,958
.خيله‌خب، خيله‌خب

29
00:06:17,417 --> 00:06:21,500
مي‌دونستم که نبايد به اون
.جعبه دست مي‌زديم

30
00:06:33,083 --> 00:06:35,875
.نخواب. بيدار بمون

31
00:06:38,333 --> 00:06:42,667
<i>،"سوال خوبيه، "تورالف
... بين تمام پرنده‌هاي مهاجر</ i>

32
00:06:42,833 --> 00:06:47,542
<i>.اينا مخلوقات کوچيکي هستن که از بقيه دور مي‌مونن </ i>

33
00:06:47,708 --> 00:06:51,458
<i>به عنوان مثال، به صورتسه دسته‌اي
.به سمت شمال ميرن يا هم مستقيم</ i>

34
00:06:51,625 --> 00:06:55,208
<i>،در اطراف ساحل مي‌مونن
.مثل پرندگان دريايي تغذيه مي‌کنن</ i>

35
00:06:55,375 --> 00:06:58,000
<i>.به صورت گروهي شکار مي‌کنن</ i>

36
00:07:00,083 --> 00:07:04,292
<i> ... خيلي آروم تو هوا مانرو ميدن مثل يک</ i>

37
00:07:20,417 --> 00:07:23,333
!سربازان، درود بفرستيد

38
00:07:40,667 --> 00:07:42,875
[ ماهيِ تالويک ]

39
00:08:26,292 --> 00:08:27,667
<i> بله؟ </ i>

40
00:08:35,875 --> 00:08:38,667
اينجا چي داريم؟

41
00:08:38,833 --> 00:08:41,125
مارتين"، صدامو مي‌شنوي؟"

42
00:08:41,917 --> 00:08:45,167
."سلام، "مارتين
.خوش برگشتي

43
00:08:46,125 --> 00:08:49,500
.مارتين"، با ماشينِت تصادف کردي"

44
00:08:49,667 --> 00:08:52,667
.يه تصادف خيلي ناجور
.زنده موندت جاي شکر داره

45
00:08:52,833 --> 00:08:56,250
.که وضع دوست‌هات انقدر خوب نيست

46
00:08:58,958 --> 00:09:00,917
... ديدين

47
00:09:04,042 --> 00:09:06,750
اون موجودات رو ديدين؟

48
00:09:07,750 --> 00:09:10,875
... اونا رو

49
00:09:11,042 --> 00:09:16,042
پليس گرفتتِشون؟
يا ارتش؟

50
00:09:18,125 --> 00:09:20,083
سازمان روي يا ارلند نگرفتتِشون؟

51
00:09:22,250 --> 00:09:25,958
هانا"؟" -
... دوست‌هات رو پيدا کرديم. همشون

52
00:09:26,125 --> 00:09:30,125
.مُردن
هانا"، دوست دخترت بود؟"

53
00:09:30,292 --> 00:09:33,708
.خيلي خوشگل ـه
.اونو هم پيدا کرديم

54
00:09:33,875 --> 00:09:36,167
.يه تبر تو گردنِش بود

55
00:09:36,333 --> 00:09:39,917
.و اثر انگشت تو روي اون سلاح بود

56
00:09:40,083 --> 00:09:43,875
مي‌دوني اين اتفاق چطور افتاده؟

57
00:09:44,042 --> 00:09:46,708
... اونا از

58
00:09:47,833 --> 00:09:52,583
.برف‌ها اومدن بالا. موجودات. نازي‌ها
... گير افتاديم، ولي

59
00:09:52,750 --> 00:09:56,250
نازي‌ها از زير زمين اومدن بيرون؟
.چرند نگو

60
00:09:56,417 --> 00:10:01,042
مطمئني مغزش آسيب نديده؟

61
00:10:01,208 --> 00:10:07,083
لطفاً به خانوادَش زنگ بزنيد و بهشون بگيد
.که به هوش اومده. به وکيلِش بگيد يه ماشين بفرسته

62
00:10:07,250 --> 00:10:10,542
.و چهار نفر ديگه رو هم بفرستن
.آماده‌ي انتقالي

63
00:10:10,708 --> 00:10:15,208
اونا هنوز اون بيرونن. اگه جلوشون رو نگيريم
.دوباره دست به کُشتن ميزنن

64
00:10:15,375 --> 00:10:19,708
.ما هيچ کاري نمي‌کنيم
.خودم ديدم تو چيکار کردي

65
00:10:19,875 --> 00:10:25,125
.تو زندون جات خوبه -
.هيچکس نمي‌دونه اونجا چه اتفاقي افتاده -

66
00:10:25,292 --> 00:10:29,167
.فقط تو اينو مي‌دوني
.و اين خبر بدي نيست

67
00:10:29,333 --> 00:10:34,833
.وقتي پيدات کرديم، بد جور زخمي شده بودي
.دست راستت قطع شده بود

68
00:10:35,000 --> 00:10:38,167
... خودش قطع نشـ -
،وقتي پيدات کرديم، بدنِت سرد بود -

69
00:10:38,333 --> 00:10:42,750
برف کُل بدنِت رو يخ کرده بود
.و خيلي خوب بود

70
00:10:42,917 --> 00:10:46,917
.و بعدش دستت رو تو ماشين پيدا کرديم -
تو ماشين؟ -

71
00:10:47,083 --> 00:10:51,792
،يه خورده کبود شده بود و کاملاً رنگِش عوش شده بود
،يه خورده عجيب بود درواقع

72
00:10:51,958 --> 00:10:54,333
.ولي عمل موفقيت آميز بود

73
00:10:54,500 --> 00:10:57,542
.تونستيم دستت رو دوباره بهت پيوند بزنيم

74
00:11:10,125 --> 00:11:12,875
.نه، نه، نه

75
00:11:17,458 --> 00:11:20,875
.اين دست من نيست -
.آروم باش -

76
00:11:21,042 --> 00:11:24,917
!اين دست شيطان ـه
!اين دست شيطان ـه

77
00:11:25,083 --> 00:11:27,500
.آروم باش

78
00:11:34,125 --> 00:11:36,667
!نه، من نيستم که دارم اينکارو مي‌کنم

79
00:11:43,042 --> 00:11:44,250
!نه

80
00:11:49,667 --> 00:11:52,625
!من نيستم که دارم اينکارو مي‌کنم
... چه اتفاقي داره ميوفـ

81
00:11:57,417 --> 00:11:59,292
.دست نگه‌دارين

82
00:12:52,583 --> 00:12:54,375
راندي"؟"

83
00:12:54,542 --> 00:12:58,375
.بايد بعداً دندون مصنوعي رو دربياريم

84
00:12:58,542 --> 00:13:01,667
.امشب آمادَم يه خورده خوشتيب بشم

85
00:13:36,583 --> 00:13:41,208
.بخاطره دستي که اون فراري قطع کرد

86
00:14:40,625 --> 00:14:44,458
[ سربازانِ ناشناسي که در جنگ شکست خوردند ]

87
00:15:35,583 --> 00:15:37,792
.فرسونده‌ست

88
00:15:37,958 --> 00:15:39,750
.گرمه

89
00:15:41,417 --> 00:15:45,208
.اينا پوسيدند

90
00:15:46,750 --> 00:15:50,875
!ما به افراد بيشتري نياز داريم

91
00:16:05,042 --> 00:16:07,000
!لعنتي

92
00:16:21,333 --> 00:16:24,125
."منو ترسوندي، "نيلز

93
00:16:25,250 --> 00:16:29,167
.ديگه حوصله مزخرف بازي ندارم
.روز طولانيه خرابي داشتم

94
00:16:29,333 --> 00:16:34,292
يه ازدواج، يه مراسم تشييع جنازه
.و يه تصديق

95
00:16:34,458 --> 00:16:38,125
.دختره تو تصديق چه چيزي بود

96
00:16:38,292 --> 00:16:40,833
... اگه فقط ده سال جوون‌تر بودم

97
00:16:41,000 --> 00:16:44,042
.و البته، يه کِشيش نبودم

98
00:16:46,417 --> 00:16:48,208
نيلز"؟"

99
00:16:58,417 --> 00:17:00,250
!يالا، باز شو

100
00:18:36,583 --> 00:18:38,292
... درود

101
00:18:38,458 --> 00:18:40,625
.بر پيروزي

102
00:18:42,375 --> 00:18:46,917
.درود بر پيروزي، درود بر پيروزي، درود بر پيروزي

103
00:19:03,542 --> 00:19:05,667
.از کوهستان اومدن پايين

104
00:19:06,875 --> 00:19:08,625
.ديدمِشون

105
00:19:26,833 --> 00:19:30,417
!آهاي! آهاي

106
00:19:32,625 --> 00:19:36,375
!اونا دارن ميان
!مي‌خوان همه رو بکُشن

107
00:19:41,708 --> 00:19:45,583
.پيس، هي تو
.پيس. آره، تو

108
00:19:47,833 --> 00:19:49,542
.سلام

109
00:19:50,458 --> 00:19:53,792
.دستت رو ديدم
.خيلي به نظر باحال ميومد

110
00:19:53,958 --> 00:19:58,542
.چندتا عکس هم ازش گرفتم
.بخ نظر چندش ميومد، ولي هنوزم باحاله

111
00:19:59,417 --> 00:20:04,625
.من اجازه ندارم اينجا باشم، ولي مثل يه نينجا يواشکي اومدم تو
.نينجا؟ -   - آره

112
00:20:07,250 --> 00:20:11,125
.اوه، من "بابي"ام
.با مامانم اومدم تعطيلات

113
00:20:11,292 --> 00:20:14,292
.ديروز ماهي بد خورده واسه همين، آره

114
00:20:16,042 --> 00:20:18,542
.باحاله
.خيلي باحاله

115
00:20:19,375 --> 00:20:22,000
.به نظر سوخته و کُهنه مياد

116
00:20:22,167 --> 00:20:25,708
.مثل دست يه زامبي
.زامبي‌ها باحالَن

117
00:20:25,875 --> 00:20:27,625
زامبي‌ها؟

118
00:20:28,833 --> 00:20:33,417
.شرمنده. بايد اينو جواب بدم
.مي‌خوان بدونن مي‌تونم اطلاعاتِ بيشتري گير بيارم يا نه

119
00:20:33,583 --> 00:20:36,667
.يه چيزي بيشتر از عکس‌هاي دست

120
00:20:36,833 --> 00:20:39,083
کيا؟ چي؟

121
00:20:39,250 --> 00:20:42,000
.جوخه‌ي زامبي
.مي‌خوان اطلاعات بيشتري داشته باشن

122
00:20:42,167 --> 00:20:44,667
،در زمينه‌ي زامبي‌ها متخصصن
.تو آمريکا زندگي مي‌کنن

123
00:20:44,833 --> 00:20:48,250
،سال‌هاست دارن تمرين مي‌کنن
.منتظرن که زامبي‌ها حمله کنن

124
00:20:48,417 --> 00:20:52,667
تا بتونن بيان اينجا؟
... بهشون بگو همين الآن بيان اينجا تا دخل زامبي‌ها رو بيارن

125
00:20:52,833 --> 00:20:55,000
.اونا متخصصَن، مي‌تونن نيروهاي زامبي‌ رو بکُشن

126
00:20:55,167 --> 00:20:57,833
مي‌دونم، تو زامبي‌ها رو ديدي؟ چون اونا واقعي‌ان نه؟ -
.آره. آره -

127
00:20:58,000 --> 00:21:02,667
مي‌توني کمک کني آزاد بشم؟ -
... مطمئن نيستم بايد اينکارو کنم، منظورم اينه که تو -

128
00:21:06,083 --> 00:21:08,792
.من شُکلات دارم -
.واقعاً؟ خيلي خوبه -

129
00:21:08,958 --> 00:21:15,208
... آره، چون مي‌تونستم بهت بدمش ولي مي‌دوني که
.آره -

130
00:21:15,375 --> 00:21:19,042
.شُکلات مخلوط بادمي -
!خدا من -

131
00:21:19,208 --> 00:21:21,333
.من اينو باز مي‌کنم

132
00:21:25,042 --> 00:21:27,500
.زودباش. زودباش
.تو مي‌توني

133
00:21:28,292 --> 00:21:30,625
.کمکم کن بقيه‌شون رو باز کنم

134
00:21:37,750 --> 00:21:40,208
حالا ميشه شُکلات رو بهم بدي؟ -
.من شُکلات ندارم -

135
00:21:40,375 --> 00:21:44,333
شُکلات نداري؟ -
خفه خون بگير  - چي؟ -

136
00:21:47,750 --> 00:21:50,000
.بايد از اينجا برم بيرون

137
00:23:00,750 --> 00:23:02,958
!هي

138
00:23:03,125 --> 00:23:06,458
!اين اون چيزي نيست که به نظر مياد

139
00:23:09,792 --> 00:23:11,625
!ايست

140
00:24:05,417 --> 00:24:06,833
الو؟

141
00:24:07,000 --> 00:24:11,417
.دنيل هفرنن" هستم، رهبر جوخه‌ي زامبي‌ها هستم"
ميشه لطفاً با "بابي" حرف بزنم؟

142
00:24:11,583 --> 00:24:13,667
... بابي"، آه"

143
00:24:13,833 --> 00:24:18,083
- <i>... بابي"، اون"</ i>
،من زبان "تور" بلد نيستم -

144
00:24:18,250 --> 00:24:21,625
بابي" اونجاست؟" -
.زامبي‌ها "بابي" رو کُشتن -

145
00:24:21,792 --> 00:24:23,500
.خداي من

146
00:24:24,792 --> 00:24:29,250
شما جوخه‌ي زامبي‌ها هستين؟ -
.ما در موقعيت 10.4 هستم، "مارتين"، به زودي ميايم پيشِتون -

147
00:24:29,417 --> 00:24:34,542
ولي قبل از اينکه راه بيوفتيم. به هر اطلاعاتي که مي‌توني
.در اختيارمون بزاري نياز داريم. هرچيزي که مي‌دوني

148
00:24:34,708 --> 00:24:36,750
... خب، آم

149
00:24:38,750 --> 00:24:43,208
... ما رفتيم تو کابين و يه مُشت

150
00:24:44,625 --> 00:24:47,208
... نازيِ زامبي اونجا بودن، و

151
00:24:47,375 --> 00:24:50,333
<i>،مي‌دوني، هممون رو کُشتن، آم </ i>

152
00:24:50,500 --> 00:24:53,333
<i>... به جزء من، و </ i>

153
00:24:53,500 --> 00:24:57,125
... دستم رو قطع کردم ولي

154
00:24:58,208 --> 00:25:00,167
.الآن سر جاشه

155
00:25:00,333 --> 00:25:03,375
... بعدش اونا گنجِشون خواستن، سکه‌هاشون رو

156
00:25:03,542 --> 00:25:06,333
کسي‌تون گاز گرفته شد؟ -
،هممون گاز گرفته شديم -

157
00:25:06,500 --> 00:25:11,125
... ولي مثل اونا نشديم، فقط

158
00:25:13,917 --> 00:25:16,042
.مُرديم، پس

159
00:25:17,875 --> 00:25:21,000
."گوش کن، "مارتين
.و خوب گوش کن

160
00:25:21,167 --> 00:25:23,792
،اينا زامبي‌هاي عادي‌اي مي‌شناسين نيستن

161
00:25:23,958 --> 00:25:29,500
.و عطش خوردن گوشت انسان دارن
.به نظر مياد بيشتر زامبي‌هاي نفرين شده‌ان

162
00:25:29,667 --> 00:25:32,583
<i>بيدار شدن تا دوباره براي چيزي که ازشون
.دزديده شده ادعاي مالکيت کنن </ i>

163
00:25:32,750 --> 00:25:37,417
.يا وظيفه‌اي که بهشون داده شده رو به پايان برسونن -
.اونا "هرزوگ" صداش ميزدن -

164
00:25:39,750 --> 00:25:41,917
.اونا "هرزوگ" صداش ميزدن

165
00:25:42,083 --> 00:25:45,583
.مارتين" از شمال، ما به زودي به طرفِت حرکت مي‌کنيم"

166
00:25:45,750 --> 00:25:48,792
<i>.و ترتيب اين ماجرا رو ميديم</ i>

167
00:25:48,958 --> 00:25:52,125
<i>... ما حرفه‌اي هستيم ولي تا اون موقع</ i> -

168
00:25:52,292 --> 00:25:57,042
.سر در بيار دنبال چي‌ان. هدفشون چيه
.خدافظ

169
00:26:04,083 --> 00:26:06,417
.جوخه‌ي زامبي‌ها
... اونا

170
00:26:06,583 --> 00:26:09,000
.حرفه‌اي اَن

171
00:26:12,042 --> 00:26:13,708
<i>.آدم‌هاي سرسختي‌ان</ i>

172
00:26:13,875 --> 00:26:15,875
.خيله‌خب، دخترا

173
00:26:16,042 --> 00:26:19,125
.به نظر مياد راهيه نروژ شديم

174
00:26:24,542 --> 00:26:28,833
.نروژ؟ ما نمي‌تونيم بريم نروژ
.اونجا اون‌طرف دنياست

175
00:26:29,000 --> 00:26:34,917
و از کجا بدونيم واقعيه؟
.منظور اينه که، راهِ خيلي طولاني‌ايه واسه اينکه بري بفهمي يه دروغه

176
00:26:35,083 --> 00:26:36,958
.عکس‌ها رو که ديدين

177
00:26:37,125 --> 00:26:40,292
.اين يه دست آلوده شده‌ست
... اينو مي‌دونين، اين

178
00:26:40,458 --> 00:26:44,583
.کُل نشونه‌هاش هست، بچه‌ها
.پوست فرسوده، موهاي فاسد، خون سياه

179
00:26:44,750 --> 00:26:47,500
.اين واقعيه، بچه‌ها. واقعيه -
.ممکنه خطرناک باشه -

180
00:26:47,667 --> 00:26:51,917
،چه حرف باحالي، قضيه زامبي‌هاست
!معلومه که خطرناکه

181
00:26:52,083 --> 00:26:57,417
اين چيزيه که منتظرش بوديم. اين شانسِ‌مونه
.تا به همه ثابت کنيم که ما درست مي‌گفتيم

182
00:26:57,583 --> 00:27:02,625
منظورم اينه که، ما هميشه
... به همه مي‌گفتيم که دير يا زود

183
00:27:02,792 --> 00:27:06,958
.اولين هجوم اتفاق ميوفته
و در برگشت چي نصيبِمون شد؟

184
00:27:07,125 --> 00:27:11,125
.خنده. تحقير

185
00:27:12,625 --> 00:27:14,458
.تحمت ديوونگي

186
00:27:16,208 --> 00:27:18,917
خب، حدس بزنين حق با کي بود؟

187
00:27:20,792 --> 00:27:23,795
حدس بزنين کي الآن داره مي‌خنده؟ -
.فکر کنم ما مي‌خنديم -

188
00:27:23,958 --> 00:27:28,625
.شک نکن که همين‌طوره
اصلاً اگه به خاطر اين نبود پس چرا جوخه‌ي زامبي‌ها رو شروع کرديم؟

189
00:27:28,792 --> 00:27:30,875
.حق با اونه -
.صددرصد حق با منه -

190
00:27:31,042 --> 00:27:36,375
بعلاوه اگه اينکارو نکنيم، اگه نريم اونجا
... و به اين آدما کمک نکنيم

191
00:27:36,542 --> 00:27:38,917
کي اينکارو مي‌کنه؟

192
00:27:42,167 --> 00:27:44,625
خب، چيکار کنيم؟ -
.ايول -

193
00:27:44,792 --> 00:27:48,667
خيله‌خب، بايد هرچقدر مي‌تونيم در مورد اين
.يارو "هرزوگ" اطلاعات بدست بياريم

194
00:27:48,833 --> 00:27:51,500
.و "مارتين" و شمال نروژ. همه‌چي

195
00:27:51,667 --> 00:27:55,167
،خيله‌خب. صبر کن. بچه‌ها
.نبايد بزاريم سرپرست‌هامون از اين مورد با خبر بشن

196
00:27:55,333 --> 00:27:58,292
منظورت پدر و مادرمونه؟ -
... آه، پدر و مادرمون، ولي

197
00:27:58,458 --> 00:28:01,708
.نمي‌تونيم بهشون بگيم چه اتفاقي داره ميوفته -
.فهميدم -

198
00:28:01,875 --> 00:28:05,042
.عضوهاي رسميِ جوخه‌ زامبي‌هاي آمريکا

199
00:28:05,208 --> 00:28:08,500
!اوه، خداي من -
.وقتشه بريم شکار -

200
00:28:13,000 --> 00:28:15,333
.پرتابِت بهتر از دفعات قبل بود

201
00:28:46,708 --> 00:28:49,208
.برات قهوه ريختم

202
00:28:51,167 --> 00:28:54,792
.اينکه سرده -
.چون 40 دقيقه دير کردي -

203
00:28:54,958 --> 00:28:59,167
.نا سلامتي زمستونه
.سيستم زمانيه تابستون که نيست

204
00:28:59,333 --> 00:29:03,708
.کلاً مسخره‌ست
خبر چي داري؟

205
00:29:03,875 --> 00:29:07,417
چيز زيادي نيست. اون پسره‌ي تو پترا
.دوباره از يه مغازه دزدي کرده

206
00:29:07,583 --> 00:29:12,292
.بايد اينکارو تو ايران بکنن
.بدون دست‌هاش. وقتي ياد گرفت ميگم

207
00:29:12,458 --> 00:29:16,000
.و سگِ "اُو" دوباره تو باغِ "اُسلن" دستشويي کرده

208
00:29:16,167 --> 00:29:17,917
.با تير بزنش -
به "اُسلن"؟

209
00:29:18,083 --> 00:29:20,833
!اُسلن"رو نمي‌گم. به سگِ شليک کن"

210
00:29:21,000 --> 00:29:25,625
.خب تو مدرسه سخنراني درمورد عوارض ماريجوانا داريم

211
00:29:25,792 --> 00:29:27,250
<i>!حوصله سر بره </ i>

212
00:29:27,417 --> 00:29:32,083
.پس ديگه يه چيزي هست
."از "کسفجورد

213
00:29:32,958 --> 00:29:36,000
کسفجورد"؟"
.به ناحيه ما مربوط نميشه

214
00:29:36,167 --> 00:29:40,708
.مارتين هيکرود" ديروز از بيمارستان فرار کرده"

215
00:29:40,875 --> 00:29:45,625
مارتين هيکرود"؟ هموني که دوست‌هاش
رو بالاي کوهستان کُشته؟"

216
00:29:45,792 --> 00:29:51,000
آره. ديروز فرار کرده و يه پسر بچه
.و يه پليس رو کُشته

217
00:29:51,167 --> 00:29:54,875
.با پرتاب يه درجه‌ي ستاره به تو صورت پليس ـه

218
00:29:55,042 --> 00:29:57,750
درجه‌ي ستاره؟ -
.آره -

219
00:29:57,917 --> 00:30:01,833
اُسلو" چي؟" -
درمورد درجه‌ي ستاره؟ -

220
00:30:02,000 --> 00:30:04,167
."واسه پرونده‌ي "هيکرود

221
00:30:04,333 --> 00:30:08,542
،بايد افرادمون رو بيشتر کنيم
.اونا يه تيم رو مي‌فرستن

222
00:30:08,708 --> 00:30:11,250
يه تيم مي‌فرستن؟
افراد اضافي؟

223
00:30:11,417 --> 00:30:14,917
پول افراد اضافي رو از کجا بيارم؟

224
00:30:15,083 --> 00:30:19,708
.من حتي پول نداريم واسه ماشين‌ها باتري نو بگيرم

225
00:30:19,875 --> 00:30:21,708
.خيله‌خب. باشه

226
00:30:24,708 --> 00:30:26,458
چيه؟

227
00:30:26,625 --> 00:30:30,917
مگه توافق نکرده بوديم اتفاقي اونجا رو ديد بزنم؟

228
00:30:36,708 --> 00:30:38,708
.برو به کارت برس

229
00:30:43,042 --> 00:30:48,833
<i>،خداي من، انتظار يه جاي گرم رو داشتم
.اين بيشتر شبيه اندره</ i>

230
00:30:49,000 --> 00:30:51,958
نميشه يه چيزي بگي که ربطي به
.جنگ ستارگان نداشته باشه

231
00:30:52,125 --> 00:30:57,417
.چي؟ مثلاً، پيشتازان فضاء؟ حالمو بهم ميزنه -
... حداقل اون يه خورده درمود تئوري‌ها و صفينه‌هاي فضايي

232
00:30:57,583 --> 00:31:00,333
.بچه‌ها، بچه‌ها. جاي "مارتين" رو گير آودم -
اوه، کجاست؟ -

233
00:31:00,500 --> 00:31:03,042
.تو خليجِ آيس ـه -
.اووه، بزن بريم. يالا -

234
00:31:03,208 --> 00:31:07,542
.صبرکنين، صبرکنين
.اول بايد يه کاري انجام بديم

235
00:31:07,708 --> 00:31:11,167
.اوه، آره. من واقعاً دستشوييم گرفته -
.نه بچه‌ها.   - منم گرسنمه -

236
00:31:11,333 --> 00:31:15,458
.بايد مسلح بشيم. الآن ديگه دنيا دست ماست

237
00:32:09,875 --> 00:32:14,042
.خيلي آسون مي‌شُد اينجا اسلحه بخريم -
.مي‌دونم -

238
00:32:14,208 --> 00:32:17,208
اين کشور چه مرگشه؟

239
00:32:29,417 --> 00:32:31,292
[ موزه‌ي جنگ جهانيِ دوم ]

240
00:33:04,625 --> 00:33:07,125
مي‌تونم کمکِتون کنم؟

241
00:33:07,292 --> 00:33:10,500
.زيادي قهوه خوردم. برو به راهِت ادامه بده

242
00:33:10,667 --> 00:33:13,417
.به نفعِت ـه که بري دنبالِ کارت

243
00:34:30,833 --> 00:34:33,583
اينجا موزه‌ي جنگيه، درسته؟

244
00:34:33,750 --> 00:34:34,917
.بله

245
00:34:35,083 --> 00:34:36,792
... آره، و

246
00:34:38,917 --> 00:34:42,667
درمورد آلماني‌ها اطلاعات دارين؟

247
00:34:49,958 --> 00:34:51,417
!کمک! کمک

248
00:34:55,125 --> 00:34:56,833
.گوش کن چي مي‌گم

249
00:34:57,708 --> 00:35:02,083
.من واسه اين چيزا وقت ندارم
.اونا به اين دنيا اومدن، و ما بايد جلوشون رو بگيريم

250
00:35:02,250 --> 00:35:05,875
.من دوتا بچه گربه تو خونَم دارم -
!خفه شو -

251
00:35:07,875 --> 00:35:10,833
!کمکم کن. خواهش مي‌کنم

252
00:35:11,000 --> 00:35:14,958
درمود "آينساتز" اطلاعات داري؟ -
.آره -

253
00:35:15,125 --> 00:35:18,542
.تو طبقه‌ي دومه -
.تو طبقه‌ي دومه -

254
00:35:29,708 --> 00:35:32,042
کدوم گوري هستي؟

255
00:35:34,583 --> 00:35:37,542
دنبال چي مي‌گردي؟ -
."هرزوگ" -

256
00:35:44,667 --> 00:35:47,458
.رفيقِ "هيتلر" بوده

257
00:35:47,625 --> 00:35:51,875
خوبه، نه؟ -
.به اثرها دست نزن -

258
00:35:54,250 --> 00:35:57,042
.هرزوگ" سال 1942 به رئيس "آينساتز" تبديل شد"

259
00:35:57,208 --> 00:36:01,167
و بهش دستور داده شد به قسمت دوردست شمال
... نورژ بره تا از کشتي‌هاي جنگي محافظت کنه

260
00:36:01,333 --> 00:36:04,875
که نيروي دريايي آلماني‌ها اونا
.رو تو فلات قايم کرده بودن

261
00:36:05,042 --> 00:36:12,000
.اون در "آکسفجورد" خدمت مي‌کرد
... يه بازرسيِ رومزه از کشتيِ شارن‌لوشت، وقتي که

262
00:36:12,167 --> 00:36:13,750
.شارن‌هولست

263
00:36:16,333 --> 00:36:21,167
... تايرپيتز"، بزرگترين کشتي ـه ناوِ جنگيه آلمان"

264
00:36:21,333 --> 00:36:25,083
... توسط بمب‌گزارانِ انگليسي در تالويک بعد از اينکه

265
00:36:25,250 --> 00:36:30,417
،از موقعيت کشتي‌ها اطلاعاتِ حياتي‌اي از جاسوس‌ها بدست آوردن
.مورد حمله قرار گرفت

266
00:36:30,583 --> 00:36:34,458
.هيتلر"، از حمله‌ي به "تايرپيتز" مورد تحقير قرار گرفت
... به "هرزوگ" دستور داد که

267
00:36:34,625 --> 00:36:40,625
تا تمام هشتصد سرباز و مردمي که در آن زمان
.در تالويک زندگي مي‌کنند رو بکُشه

268
00:36:43,292 --> 00:36:46,417
اون تو راه بود داشت ميومد؟

269
00:36:46,583 --> 00:36:52,792
همون عصري که اونا تو "آسکفجورد" قتل عام
راه انداختن اون تو راه بود داشت ميومد؟

270
00:36:52,958 --> 00:36:55,875
."از طرف "هيتلر

271
00:37:00,583 --> 00:37:05,750
.مأموريتي که هيچوقت انجام نشد
.خوشه. دقيقاً خودشه

272
00:37:07,208 --> 00:37:09,917
.اونا تالويک رو نابود مي‌کنن

273
00:37:12,000 --> 00:37:13,667
... جايي که

274
00:37:18,875 --> 00:37:22,083
،هرزوگ" ازش حرکت کرد "آکسفجورد" بود"

275
00:37:22,250 --> 00:37:24,458
... که ميشه اينجا

276
00:37:24,625 --> 00:37:27,667
.و به سمت "تاوليک" ميرفت

277
00:37:27,833 --> 00:37:30,208
.که اينجاست

278
00:37:30,375 --> 00:37:32,250
الآن ما کجاييم؟

279
00:37:33,167 --> 00:37:34,917
الآن ما کجاييم؟

280
00:37:37,500 --> 00:37:38,875
.اينجا

281
00:37:39,042 --> 00:37:41,833
.اينسس‌آفتن

282
00:37:45,667 --> 00:37:49,250
.ايجا بين دو جاست

283
00:39:33,625 --> 00:39:36,208
!دارن نيرو مي‌گيرن

284
00:39:37,125 --> 00:39:41,500
.دارن سربازهاي جديد مي‌سازن
!حالا اينکارم مي‌تونن؟ گندش

285
00:39:41,667 --> 00:39:44,750
.خيله‌خب، دارن ميان اينجا
.دارن ميان اينجا

286
00:39:44,917 --> 00:39:49,625
من تو يه موزه پيشِ يه آدم
.که لباس سبز پوشيده نمي‌ميرم

287
00:39:49,792 --> 00:39:52,417
.آروم باش
.مُردن که مي‌ميري

288
00:39:54,167 --> 00:39:56,458
.ولي آروم باش. امروز روز مَرگت نيست

289
00:41:48,417 --> 00:41:50,208
!اونجا

290
00:41:52,458 --> 00:41:54,917
.بزار ببينيم اين چيزه چيکار مي‌کنه

291
00:41:55,083 --> 00:41:56,917
چي جور چيزي؟

292
00:42:24,250 --> 00:42:27,792
تو چيکار کردي؟
... اونا رو کُشتي اونم بدونِ اينکه

293
00:42:27,958 --> 00:42:30,750
.بخاطره اين دست ـه، رفيق

294
00:42:30,917 --> 00:42:35,750
،قبلاً نمي‌تونستم کنترلش کنم
.ولي الآن طبق فکرم عمل مي‌کنه

295
00:42:35,917 --> 00:42:38,417
.تو حتي عرقَم نکردي

296
00:42:39,292 --> 00:42:41,167
.نگرانِش نباش

297
00:42:46,167 --> 00:42:50,917
.اونا بيشتر سرباز بوجود آوردن
.خيلي بيشتر

298
00:42:51,083 --> 00:42:54,000
.خيلي‌هاشونم از اين دست‌ها دارن

299
00:43:14,500 --> 00:43:16,250
.کُلي هم مُرده

300
00:43:24,458 --> 00:43:27,417
.تمام اين مرگ‌هاي غير ضروري

301
00:43:56,958 --> 00:43:59,083
.گندش

302
00:43:59,250 --> 00:44:03,083
.ديگه اون ديوس چطوري شد

303
00:44:03,250 --> 00:44:06,500
... تو -
.نه، بخاطره اين دست ـه. کاره اين دست ـه -

304
00:44:34,250 --> 00:44:36,875
.بهمون حمله نمي‌کنه

305
00:44:48,208 --> 00:44:50,583
ديدين؟ ديدين؟
!زدمِش

306
00:44:50,750 --> 00:44:54,042
.زدمِش! اوه، خداي من
.زدمِش، خدايي زدمِش

307
00:44:54,208 --> 00:44:56,875
.صاف زدم تو چشمش
.اوه، خداي من

308
00:44:57,042 --> 00:45:00,542
.اوه، خداي من. يه عکس بگير
.لطفاً، يه عکس ازم بگير

309
00:45:00,708 --> 00:45:03,750
.اولين زامبي کُشي ـه جوخه‌ي زامبي‌ها -
... يک، دو -

310
00:45:03,917 --> 00:45:05,875
.بگو سيب

311
00:45:06,667 --> 00:45:08,875
گرفتي؟

312
00:45:09,042 --> 00:45:13,833
.من "دنيل"ام، اين "بليک" و اينم "مونيکا"ست

313
00:45:14,000 --> 00:45:16,500
.ما جوخه‌ي زامبي‌ها هستيم

314
00:45:18,667 --> 00:45:22,167
.خدا لعنتت کنه -
.واقعيه، اينا آدم‌هاي مُرده واقعي‌ان -

315
00:45:22,333 --> 00:45:25,167
.و اونم يه زامبي ـه واقعيه
.تو زدي کُشتيش

316
00:45:25,333 --> 00:45:29,083
.باورم نميشه -
ميشه واسه يه لحضه تمرکز کنيم، بچه‌ها؟ -

317
00:45:29,250 --> 00:45:33,458
.خيلي خيلي معذرت مي‌خوام
.ما خيلي بيشتر از اينا حرفه‌اي هستيم

318
00:45:33,625 --> 00:45:36,625
شما جوخه‌ي زامبي‌ها هستين؟ -
.آره -

319
00:45:36,792 --> 00:45:39,208
شما جوخه‌ي زامبي‌ها هستين؟ -
.آره، ما جوخه‌ي زامبي‌ها هستيم -

320
00:45:39,375 --> 00:45:43,417
،معذرت مي‌خوام
.ولي انتظاره يه چيزه متفاوتي داشتم

321
00:45:43,583 --> 00:45:47,792
پس اين يارويي که امروز صبح از خواب پا شده چي؟

322
00:45:50,042 --> 00:45:52,500
.چون با يه تبر زدم تو صورتِش

323
00:45:52,667 --> 00:45:56,083
آره، چطوري پيدام کردين؟ -
.معلومه ديگه آيفونِت رو رديابي کرديم -

324
00:45:56,250 --> 00:45:59,833
.ما خبره ايم
.کُلي از تکنولوژي سر درمياريم. بياين بحث رو عوض کنيم

325
00:46:00,000 --> 00:46:04,208
چي فهميدي؟
اون موجودات چي مي‌خوان؟

326
00:46:09,750 --> 00:46:11,375
.انتقام

327
00:47:12,833 --> 00:47:15,958
!اصلاً باور کردني نيست

328
00:47:17,083 --> 00:47:20,292
تو؟ اون قدرتِ داري؟

329
00:47:20,458 --> 00:47:23,292
.اين نيروي‌ترين نيرو رو داره

330
00:47:23,458 --> 00:47:25,167
.خيله‌خب

331
00:47:28,833 --> 00:47:33,583
.مارتين"، اينجوريه که شکستِ‌شون ميديم
.اينجوري دخلِشون رو مياريم

332
00:47:33,750 --> 00:47:37,125
منظورت چيه؟ -
... منظورم اينه که -

333
00:47:38,417 --> 00:47:40,708
.ما ارتش خودمون رو مي‌سازيم

334
00:47:41,500 --> 00:47:44,708
سعي کردم تا وقتي ميرسيم هر چقدر
.مي‌تونم اطلاعات بدست بيارم

335
00:47:44,875 --> 00:47:48,542
،مخصوصاً درمورد "هرزوگ". واسه شکست دادن دشمنِت
.بايد دشمنِت رو بشناسي

336
00:47:48,708 --> 00:47:52,083
.اين سطوان "استاوارين" از ارتشِ شوروي ـه

337
00:47:52,250 --> 00:47:55,750
.اون و گُردانِش در طي جنگ "کورسک" دستگير شدن

338
00:47:55,917 --> 00:47:58,750
اونا رو به عنوان زنداني‌هاي جنگي
.به اينجا يعني شمال نورژ آوردن

339
00:47:58,917 --> 00:48:02,417
،در سال 1994 به کوهستان "کونگ" فرستاده شدن

340
00:48:02,583 --> 00:48:05,000
.تا در بين کوهستان يه راه بسازن

341
00:48:05,167 --> 00:48:10,000
،وقتي ساخت جاده رو تموم کردن
.اوضاع خراب شد

342
00:48:10,167 --> 00:48:15,625
.به تمام زنداني‌ها شليک شد
.تا سر حد مرگ

343
00:48:15,792 --> 00:48:18,625
.هيچکس زنده نموند

344
00:48:18,792 --> 00:48:22,250
... و فَرد مسئولِش

345
00:48:22,417 --> 00:48:24,167
.هرزوگ" بود"

346
00:48:24,750 --> 00:48:27,667
.جسدهاشون هنوز اونجا دفن شدن

347
00:48:28,792 --> 00:48:33,500
.در زير زمين زمين يخ زده دفن شدن
.محفوظَن. منتظرن

348
00:48:36,458 --> 00:48:40,208
منتظر چيَن؟ -
.همون چيزي که "هرزوگ" دنبالِش ـه -

349
00:48:40,375 --> 00:48:44,875
انتقام. و حدس بزن کي قراره
انتقام رو بهش بده؟

350
00:48:46,958 --> 00:48:50,917
کسي که مي‌تونه مُرده ها رو بيدار کنه؟ -
.زدي تو خال -

351
00:48:51,083 --> 00:48:55,875
شماها برين دنبال "هرزوگ" و سعي کنين معطلِ‌شون کنين
.و هرچقدر زمان مي‌تونين واسمون جور کنين

352
00:48:56,042 --> 00:48:58,750
و اگه اين جواب نده چي؟ -
.بايد بده -

353
00:48:58,917 --> 00:49:02,250
تمام کاري که بايد بکنيم اينه که بريم زير زمين زيره کوهستان
... و "استاوارين" رو پيدا کنيم، از مَرگ بيدارش کنيم

354
00:49:02,417 --> 00:49:05,875
و برش گردونيم به تالويک تا کمکِمون کنه
.با "هرزوگ" و افرادش بجنگيم

355
00:49:06,042 --> 00:49:09,333
... گوش کنين. بعلاوه

356
00:49:10,917 --> 00:49:13,708
.ما کمک داريم

357
00:49:18,167 --> 00:49:21,000
.ما رفتيم

358
00:49:29,750 --> 00:49:32,167
.اون آخرين اميدمون بود

359
00:49:46,458 --> 00:49:48,625
.نگاه کنين، يه تانک

360
00:50:08,792 --> 00:50:11,500
الآن اومدن بازديد؟ -
.زوده -

361
00:50:28,167 --> 00:50:29,875
سلام؟ -

362
00:51:37,625 --> 00:51:40,708
.ببينين. دستش داره بزرگ‌تر ميشه

363
00:51:42,375 --> 00:51:46,250
گلن"، ديگه شهر يا روستايي تا قبل"
از رسيدن به تالويک هست؟

364
00:51:46,417 --> 00:51:51,208
.شايد چندتا خونه باشه، ولي همين‌قدر بيشتر نيست -
.خوبه. پس همين تعداد که داره به دردمون مي‌خورن تا حمله کنيم -

365
00:51:51,375 --> 00:51:55,833
آره، خيلي زياد. تا وقتي که مردم تالويک رو نکُشته
.و اونا رو هم مجبور نکرده بهش بپيوندن

366
00:51:56,000 --> 00:51:59,250
چند نفر تو تالويک زندگي مي‌کنن؟ -
.يه چيزي حدود سه هزار نفر -

367
00:51:59,417 --> 00:52:03,375
.يا خدا -
.تمام کاري که لازمه بکنيم اينه که تا مي‌تونيم معطلِ‌شون کنيم -

368
00:52:04,625 --> 00:52:10,292
نگاه کنين. بلدي يکي از اونا رو بروني؟ -
.معلومه، نا سلامتي اهل شمال نورژه‌ام -

369
00:52:10,458 --> 00:52:14,000
.نمي‌دونم يعني چي
.بچه‌ها، وسايلِ‌تون رو بردارين

370
00:52:14,167 --> 00:52:16,708
.از اينجا ميريم. همين حالا

371
00:52:21,917 --> 00:52:25,958
اينجا چه اتفاقي فتاده؟

372
00:52:26,917 --> 00:52:28,875
مهندس‌ها چيکار مي‌کنن؟

373
00:52:29,042 --> 00:52:32,833
،اونا فني‌دان نيستن
.فقط "تام" و"اُل" همين‌جوري لباس سفيد پوشيدن

374
00:52:33,000 --> 00:52:36,333
.فکر مي‌کردم يه خورده بيشتر بارشون باشه

375
00:52:37,083 --> 00:52:40,500
.گروه تلوزيونيِ دايره‌ي قتل" تا شب ميرسن اينجا"

376
00:52:40,667 --> 00:52:45,208
شاهدي وجود داره؟ -
.اگه يه مرغ دريايي گرفتي دوستانه در اين مورد ازش بپرس -

377
00:52:45,375 --> 00:52:48,833
.مرغ‌هاي گوشت‌خوار، آره
.عجب ابتکاري داري تو

378
00:52:49,000 --> 00:52:53,000
يه ابزاري هم جور بشه که زبون مرغ‌هاي گوشت‌خوار
.رو به زبون انسان ترجمه کنه

379
00:52:53,167 --> 00:52:56,417
.هرکسي اينکارو کنه پول‌دار ميشه که نگو

380
00:52:56,583 --> 00:52:59,833
جسدها رو ببر به تالويک تا
.مرغ‌هاي گوشت‌خوار نخوردنِشون

381
00:53:00,000 --> 00:53:05,125
و کُلي عکس هم بگيرين باشه؟
.وگرنه "گروه تلوزيونيِ دايره‌ي قتل" تُخم‌هام رو از جا مي‌کَنه

382
00:53:05,292 --> 00:53:09,083
.رئيس، اينم از عکس‌هاي دوربين نظارتي

383
00:53:12,500 --> 00:53:14,625
اون هموني نيست که...؟

384
00:53:18,917 --> 00:53:22,333
.ديگه ريد به مُخم

385
00:53:25,833 --> 00:53:30,458
!خيله‌خب، بچه‌ها، بچه‌ها
!بايد عجله کنيم. بجنبين

386
00:53:30,625 --> 00:53:33,250
!بجنبين، پسرا
!کُلي کار داريم

387
00:53:36,333 --> 00:53:38,875
.اونجان -
.مي‌بينم يه تانک هم دارن -

388
00:53:39,042 --> 00:53:41,833
.آره، از تو موزه دزديدَنِش

389
00:53:43,000 --> 00:53:44,417
!گندش

390
00:53:45,958 --> 00:53:50,208
اين چيه؟ -
.يه تانک خيلي بزرگ با چهل، پنجاه تا زامبي -

391
00:53:50,375 --> 00:53:53,125
.نه، نه، نه، نه
اينو ميگم. اين چيه؟

392
00:53:53,292 --> 00:53:57,958
"اين ماکِت از دوربين‌هاي دو چشميه که "هان" و "چيو
.تو سياره‌ي "هات" ازش استفاده مي‌کردن

393
00:53:58,125 --> 00:54:02,208
... "واقعاً مي‌دونستين که تمام صحنه‌هاي "هات

394
00:54:02,375 --> 00:54:06,500
اينجا تو نروژ گرفته شده؟
."به اينجا ميگَن "فينسا

395
00:54:06,667 --> 00:54:11,708
آره. ميشه به جاش روي
زامبي‌هاي نازي تمرکز کنيم؟

396
00:54:11,875 --> 00:54:16,375
چيکار کنيم؟ -
.دنيل" بهمون گفت که معطلِ‌شون کنيم، پس همين‌کارم مي‌کنيم" -

397
00:54:16,542 --> 00:54:18,333
.ببينين

398
00:54:19,333 --> 00:54:23,708
،بايد بريم اونجا
توجُهِشون رو جلب کنيم و به طرف باتلاق‌ها بکِشونيمِشون، خب؟

399
00:54:23,875 --> 00:54:29,167
و وقتي گير کردن مي‌تونيم از بمب‌هاي کودي‌اي که
.ساختيم استفاده کنيم و تيکه تيکه‌شون کنيم

400
00:54:29,333 --> 00:54:31,583
.عملاً اينکارو غيرممکنه

401
00:54:31,750 --> 00:54:35,500
و چطوري مي‌خوايم بکِشونيمِشون اونجا؟
ما به طعمه نياز داريم. طعمه‌ي زنده

402
00:54:35,667 --> 00:54:39,125
به يه کسي نياز داريم تا توجُهشون
.رو به خودش جلب کنه

403
00:54:39,292 --> 00:54:42,125
.کسي که سريع بدوئه

404
00:54:42,292 --> 00:54:47,042
کسي که اين باتلاق‌ها رو مي‌شناسه و مي‌تونه
.بدون اينکه گير کنه از وسطِشون رَد بشه

405
00:54:53,375 --> 00:54:54,917
چي؟

406
00:54:55,083 --> 00:54:56,792
.نه

407
00:54:56,958 --> 00:55:00,000
.نه. نا سلامتي اونا باتلاق‌ان

408
00:55:00,167 --> 00:55:04,042
کي گفته من گير نمي‌کنم؟
... و بعلاوه اون موجودها

409
00:55:04,208 --> 00:55:07,333
.زامبي‌ان که مي‌خوان صورتم رو جدا کنن

410
00:55:07,500 --> 00:55:10,458
،تاويک شهريه که توش زندگي مي‌کني
درست نمي‌گم؟

411
00:55:10,625 --> 00:55:14,208
.آره -
.حتماً کسايي رو اونجا داري که دوستِشون داشته باشي -

412
00:55:14,375 --> 00:55:19,125
... آره. يه مَر
.زَن خاصي هست که دوستِش دارم

413
00:55:19,292 --> 00:55:25,208
.موهاي بلند و سينه‌هاي بزرگ داره -
.بخاطره اون اينکارو بکن -

414
00:55:25,375 --> 00:55:29,708
،تو فقط بيارشون اينجا
بقيهَ‌ش با ما. فهيميدي؟

415
00:55:38,375 --> 00:55:41,625
هي، رفيق. "مارتين"؟

416
00:55:41,792 --> 00:55:45,083
بله؟ -
حالت خوبه؟ -

417
00:55:45,250 --> 00:55:47,000
.آره، آره

418
00:55:48,625 --> 00:55:51,958
... اولش، يه گُردان نازي ـه زامبي بيدار مي‌کنيم

419
00:55:52,125 --> 00:55:56,208
و حالا قراره يه عده روسيه‌ايه مُرده رو بيدار کنم؟

420
00:55:56,375 --> 00:55:59,208
... ببين، دستت، قدرتت

421
00:55:59,375 --> 00:56:03,417
.درحال حاضر تنها چيزيه که مي‌تونه "هرزوگ" رو نابود کنه
.اينو يادت باشه

422
00:56:03,583 --> 00:56:05,667
... اگه موفق نشيم

423
00:56:06,417 --> 00:56:10,625
،قدرتش انقدر پيشروي مي‌کنه
.تا وقتي که غير قابل توقف بشه

424
00:56:13,333 --> 00:56:16,292
... و اون، رفيق. يه وضعِ خيلي تُخمي‌ايه

425
00:56:16,458 --> 00:56:19,375
.که اصلاً نمي‌خوايم توش زندگي کنيم

426
00:56:28,000 --> 00:56:32,167
.اوه، خداي من
.چه بوي بدي داره

427
00:56:32,333 --> 00:56:35,208
چطور انقدر سريع بوش ماشين رو پُر کرد؟
... اين بود، آه

428
00:56:35,375 --> 00:56:40,250
.نه، چيزي نيست. فقط بخاطره تو ماشين بودن حالش بهم خورده. مي‌دوني که
.بوش خيلي خرابه -

429
00:56:40,417 --> 00:56:42,167
!نه، نه، نه، نه، نه

430
00:56:42,333 --> 00:56:45,125
!گندش -
.خيلي حال بهم زنه -

431
00:56:48,125 --> 00:56:50,042
.اون بو رو مي‌گفتم

432
00:57:33,375 --> 00:57:38,458
.نمي‌دونستم تو شهر گنگره زشت‌ها هم هست

433
00:57:43,208 --> 00:57:44,833
.خب، بياين و منو بگيرين

434
00:57:46,208 --> 00:57:48,917
.اگه جرأت دارين بياين منو بگيرين

435
00:58:10,083 --> 00:58:11,417
!برين

436
00:58:15,833 --> 00:58:17,792
!وايسين

437
00:58:20,167 --> 00:58:23,458
.داره جواب ميده. دارن دنبالِش مي‌کنن -
.ولي "هرزوگ" دست نگه داشته و بيشترشون انسانَن -

438
00:58:23,625 --> 00:58:29,667
.نه، نه، اشکال نداره. توجُهِشون رو جلب کرديم
.اگه دخل اينارو بياريم بعدش اون به جاشون ميان دنبالِمون

439
00:58:32,625 --> 00:58:34,667
."زودباش، "گلن

440
00:58:38,417 --> 00:58:40,875
!يالا، سريع‌‌تر  -
!سريع‌‌تر -

441
00:59:03,125 --> 00:59:03,833
!ايول

442
00:59:11,292 --> 00:59:13,125
،سريع‌‌تر، سريع‌‌تر، سريع‌‌تر
."گلن"

443
00:59:15,000 --> 00:59:17,042
!يالا، آره، برو -
!يالا، آره، برو -

444
00:59:23,333 --> 00:59:25,875
."سريع‌‌تر، "گلن -
!سريع‌‌تر -

445
00:59:26,042 --> 00:59:27,750
!سريع‌‌تر، سريع‌‌تر

446
00:59:35,458 --> 00:59:37,333
.خواهش مي‌کنم جواب بده

447
00:59:43,833 --> 00:59:45,542
!ايول -
!ايول -

448
00:59:45,708 --> 00:59:48,458
."اوه، خداي من، "بليک

449
00:59:49,333 --> 00:59:52,500
!آمريکا! آمريکا

450
00:59:52,667 --> 00:59:54,708
!آمريکا

451
00:59:57,292 --> 00:59:58,958
.شليک کن

452
01:00:09,000 --> 01:00:12,458
.هي. تانک‌ِشون داره تکون مي‌خوره

453
01:00:14,958 --> 01:00:17,500
.نمي‌تونه چيزه خوبي باشه

454
01:00:30,792 --> 01:00:32,625
!بدوئين

455
01:00:37,542 --> 01:00:39,042
!بدوئين

456
01:00:48,583 --> 01:00:49,625
!خداي من

457
01:01:13,625 --> 01:01:15,542
.برو به تالويک. فوراً

458
01:02:09,583 --> 01:02:11,333
.هي

459
01:02:13,500 --> 01:02:16,458
ما کجاييم؟ -
.داريم نزديک مي‌شيم -

460
01:02:16,625 --> 01:02:18,833
.ولي گيرَم کرديم

461
01:02:23,083 --> 01:02:27,250
ميشه هُلِش بدم؟ -
.فکر نکنم کمکي بکنه -

462
01:02:27,417 --> 01:02:31,875
.دوره؟ مي‌تونيم پياده بريم -
.انقدر وقت نداريم -

463
01:02:34,542 --> 01:02:37,000
... اگه فقط بتونيم يه چيزي پيدا کنيم

464
01:02:37,167 --> 01:02:41,167
که بتونيم بزاريمش زير ماشين
.تا انقباض ايجاد کنيم

465
01:02:41,333 --> 01:02:44,083
.اون موقع مي‌تونم از اين مخمصه خلاصِمون کنم

466
01:03:34,000 --> 01:03:38,042
.پس اينجايي -
.شيطان زنده‌ست که با هم يکسان ور بره -

467
01:03:38,208 --> 01:03:42,917
.لباس‌ها ديگه جا نداشتن
.مجبور شديم بقيه‌شون بزاريم تو گاراژ

468
01:03:43,083 --> 01:03:46,583
.به نظر راه حال عالي‌اي مياد -
.ممنون -

469
01:03:47,583 --> 01:03:52,708
.بيشتر آلماني‌ها و فرانسوي‌ها
... خيلي سخت مرخصي گيرشون مياد

470
01:03:52,875 --> 01:03:56,542
تا لباس و اسلحه‌شون رو در بيارن و برن دنبال احشاء، خب؟

471
01:03:56,708 --> 01:03:59,417
.مگه اينکه از چيزهاي لوله شده خوششون بياد

472
01:04:04,792 --> 01:04:07,667
مي‌توني اونکارو کي؟ -
.نه -

473
01:04:07,833 --> 01:04:10,917
تا الآن "گروه تلوزيونيِ دايره‌ي قتل" نبايد ميرسيد؟ -
.کُلي خبر از اداره فرودگاه بهم رسيده -

474
01:04:11,083 --> 01:04:15,208
.هواپيماشون نمي‌تونه فرود بياد
.گفتن، صبح ميرسَن اينجا

475
01:04:18,333 --> 01:04:21,250
.عاليه -
چي؟ -

476
01:04:22,458 --> 01:04:25,167
.اين فرصتِ‌مونه

477
01:04:25,333 --> 01:04:29,125
.حالا، به مردم نشون ميديم که ما خودِ کار دونيم

478
01:04:29,292 --> 01:04:34,000
ما اينجا از طرف اداره‌ي پليس
.تالويک "مارتين هيکرود" رو پيدا مي‌کنيم

479
01:04:34,167 --> 01:04:38,375
."مي‌گيريمِش. "وي
.ما قهرمان مي‌شيم

480
01:04:38,542 --> 01:04:42,500
،نه يه مُشت کت و شلواري
... نه يه مُشت کم عقل

481
01:04:42,667 --> 01:04:46,083
.نه هم يه مُشت سوشي خوره شماليه هرکوکينس

482
01:04:46,917 --> 01:04:49,208
... اطلال دهنده‌ها

483
01:04:49,375 --> 01:04:54,542
اطلاع دهنده‌ها. به تمام نيروهاي تو
.منطقه‌هاي تالويک يه عکس بفرست

484
01:04:54,708 --> 01:04:59,417
،وايساد که شاش کنه
.من بايد رنگ و بوي شاشِش رو بدونم

485
01:05:00,667 --> 01:05:03,583
.عطر و رنگ -
.و اسلحه‌هاشون رو آماده کنن -

486
01:05:03,750 --> 01:05:07,250
حالا واسه اولين بار به يه چيزي غير از
.مرغ‌هاي گوشت‌خوار شليک مي‌کنيم

487
01:05:12,417 --> 01:05:15,000
واقعاً فکر مي‌کني اين جواب ميده؟

488
01:05:15,167 --> 01:05:20,000
منظورم اينه که، مي‌گيم که تونستيم
.اين روسيه‌اي‌ها رو دوباره زنده کنيم

489
01:05:20,167 --> 01:05:23,000
چي باعث ميشه نزنن خودمون رو نکُشن؟

490
01:05:24,292 --> 01:05:29,000
،نمي‌دونم چه اتفاقي ميوفته
... ولي اگه بر اساس اون بگم

491
01:05:29,167 --> 01:05:33,083
.اون طوري باهات رفتار مي‌کنه مثل اينکه تو اربابشي
.اميدوارم اونا هم همين‌طور باشن

492
01:05:33,250 --> 01:05:35,208
اميدواري. چي؟

493
01:05:35,375 --> 01:05:39,333
.نمي‌دونم، پسر
... اين يه سري جادو جمبل گفته نشده و تأييد نشده و رازهاي

494
01:05:39,500 --> 01:05:44,542
.زامبي‌ايه، پسر
.تا حالا اينو نديدم

495
01:05:44,708 --> 01:05:50,042
،من هزارتا فيلم زامبي‌اي ديدم
.و اين مثل هيچ‌کدوم‌ِشون نيست

496
01:05:50,208 --> 01:05:54,000
.تو واسه خودت يه ژانر جديد ساختي

497
01:05:54,167 --> 01:05:58,500
منظورم اينه که، اگه قراره بريم عليه
... يه گُردان زامبي ـه نازي قرار بگيريم

498
01:05:58,667 --> 01:06:02,500
مي‌تونيم بلاهاي بد بيشتري رو با
.زامبي‌هاي روسيه‌اي سرشون بياريم

499
01:06:05,333 --> 01:06:09,000
.مي‌دوني، اون بايد بميره. "هرزوگ" رو مي‌گم

500
01:06:09,167 --> 01:06:12,792
.به خاطره کاري که کرد
.بايد بکُشيمِش

501
01:06:14,375 --> 01:06:18,333
.خودم بايد بکُشمِش
."بخاطره "هانا

502
01:06:21,708 --> 01:06:24,833
.همين‌جاست -
.آره -

503
01:06:26,667 --> 01:06:29,375
.آره، همين‌جاست

504
01:06:30,292 --> 01:06:35,042
هرزوگ" خودِ "استاوارين" و پنجاه تَن
.از افرادش رو اينجا کُشت"

505
01:06:35,208 --> 01:06:39,875
.پس بايد اينجا زير زمين يخ زده دفن زده باشن

506
01:06:42,042 --> 01:06:44,125
چطوري انجامِش بديم؟

507
01:06:44,292 --> 01:06:46,042
... همون‌طوري که

508
01:06:47,208 --> 01:06:48,958
.اينو اينجوري کردي

509
01:06:49,125 --> 01:06:51,792
.دستم رو گذاشتم رو سَرش

510
01:06:53,167 --> 01:06:55,542
.خيله‌خب، باشه -
.آره -

511
01:06:57,417 --> 01:07:00,083
.نمي‌تونيم بکنيم همه رو در بياريم
.چند هفته طول مي‌کِشه

512
01:07:00,250 --> 01:07:04,500
.بايد هر طوري که شده بيدارشون کني

513
01:09:27,708 --> 01:09:31,167
.سرورم

514
01:09:36,542 --> 01:09:39,042
.ايول

515
01:10:13,292 --> 01:10:15,542
.اول اينجا ديده شده

516
01:10:17,125 --> 01:10:18,958
.تو اکسفجورد

517
01:10:20,083 --> 01:10:24,792
.و دفعه بعدش تو اينجا
.موزه‌ي تو اسنتافتن

518
01:10:24,958 --> 01:10:29,375
.و به نظر مياد اگه به طرف شمال رفته باشه
.شايد الآن اينجا باشه

519
01:10:31,375 --> 01:10:33,333
.يه مُشکلي داريم

520
01:10:34,167 --> 01:10:38,167
يه گروه لباس آلماني‌ها رو پوشيدن
و دارن واسه خودشون رژه ميرن؟

521
01:10:38,333 --> 01:10:41,375
رژه؟
.اونا کُلي آدم‌هاي مختلف رو کُشتن

522
01:10:41,542 --> 01:10:46,333
،ما از سال 1997 به بعد قاتل نداشتيم اينجا
.و يهويي "نبرد خدايان" اينجا برپا شده

523
01:10:46,500 --> 01:10:52,083
!خيله‌خب، همگي، گوش کنين
.اول شليک کنين، بعد سوال بپرسين

524
01:11:37,167 --> 01:11:40,833
.هيچکس اينجا نيست
.به همه خبر داديم

525
01:11:41,000 --> 01:11:43,208
.همه رفتن

526
01:11:45,375 --> 01:11:48,708
از اونجايي که تو نمي‌توني
... مأموريت رو تمومِش کني

527
01:11:48,875 --> 01:11:53,375
.مي‌توني روت رو برگردوني و برگردي به اون غاره برفيت

528
01:12:21,583 --> 01:12:25,292
،از دفعه‌ي قبل يه خورده رشد کرده
.يکم بزرگ‌تر شده

529
01:12:29,125 --> 01:12:32,458
.منم چندتا جسد رو بلند کردم برقصَن

530
01:13:18,292 --> 01:13:21,417
يه خورده تُند نيست وقتي که کسي
... که فکر مي‌کردي مُرده

531
01:13:21,583 --> 01:13:24,458
برگشته تا بکُشتت؟

532
01:13:51,917 --> 01:13:53,875
.بياين بکُشيمِشون

533
01:13:54,042 --> 01:13:55,458
!سربازان

534
01:13:58,708 --> 01:14:00,250
!حمله

535
01:14:04,458 --> 01:14:06,833
!بياين همشون رو بکُشيم

536
01:15:18,333 --> 01:15:21,958
اينجا چه خبره؟
تو شهر کارناوال برگذار شده؟

537
01:16:15,667 --> 01:16:17,667
اون يه تانک ـه؟

538
01:16:27,333 --> 01:16:29,417
!لعنتي -
!فرار کنين -

539
01:16:29,583 --> 01:16:31,167
!کمک

540
01:16:58,083 --> 01:17:00,542
!دنيل"، تانک"

541
01:18:13,750 --> 01:18:16,375
نبايد کُمکِشون کنيم؟ -
به کيا کمک کنيم؟ -

542
01:18:16,542 --> 01:18:21,542
،اون خوني موني‌هايي که يونيفرم آلمان رو پوشيدن
يا اون خوني موني‌هايي که يونيفرم روسيه رو پوشيدن؟

543
01:18:51,625 --> 01:18:53,208
<i> .خيله‌خب </ i>

544
01:19:06,125 --> 01:19:08,000
.پسر خوب

545
01:19:20,375 --> 01:19:24,125
.يا خدا، مسيح و همه‌چي با هم -
چه خبره اينجا؟ -

546
01:19:24,292 --> 01:19:27,542
.مثل جهنم شده
.انگار بازي کامپيوتري ـه

547
01:19:27,708 --> 01:19:30,167
!مارتين هيکرود" اونجاست"

548
01:19:32,125 --> 01:19:33,583
!آره -
بريم بگيريمِش؟ -

549
01:19:33,750 --> 01:19:37,083
!نه، نه، نه، نه، نه
.صبرکنين تا اوضاع آروم بشه

550
01:19:37,250 --> 01:19:40,750
.بايد طبق تاکتيک‌هاي پليسي عمل کنيم

551
01:20:07,125 --> 01:20:09,417
جوخه‌ي زامبي‌ها. ديگه وقتش بود
.سروکله‌تون پيداش بشه

552
01:20:09,583 --> 01:20:11,958
.داستانش طولانيه -
.يه تانک ديديم -

553
01:20:12,125 --> 01:20:14,458
.و يکي از اونا جاکت‌ام رو برداشت

554
01:20:14,625 --> 01:20:19,625
.مي‌بينم، "استاوارين" و افرادش رو پيدا کردين -
.آره، ولي هنوز تعدادشون بيشتر از ماست -

555
01:20:19,792 --> 01:20:22,625
فکرکنم وقتشه يه خورده باهاشون برابر باشيم، نه؟

556
01:21:07,250 --> 01:21:09,250
بچه‌ها!   - چيه؟ -
.داريم شکست مي‌خوريم -

557
01:21:10,458 --> 01:21:12,292
.نگاه کنين

558
01:21:14,208 --> 01:21:16,042
!گندش

559
01:21:26,083 --> 01:21:28,083
.نه، نه، نه، نه

560
01:21:28,250 --> 01:21:30,333
!نه

561
01:21:38,875 --> 01:21:40,583
!صبرکنين

562
01:21:41,417 --> 01:21:43,583
.ما بايد اونو بکُشيم

563
01:21:43,750 --> 01:21:46,458
اونا به اون پيوند خوردن همون‌طور
.که روسيه‌اي‌ها به تو پيوند خوردن

564
01:21:46,625 --> 01:21:49,708
.اگه اون بميره، بقيه هم مي‌ميرن

565
01:21:52,083 --> 01:21:55,458
.بياين تمومش کنيم

566
01:21:57,542 --> 01:21:59,458
<i>.آشغال</ i>

567
01:23:15,792 --> 01:23:18,833
.بيخيال، بچه‌ها
کمربند ايمني نبستين؟

568
01:23:19,000 --> 01:23:21,208
.کي حالا در قيده

569
01:23:51,167 --> 01:23:53,958
گندش بزنن، مگه اينا چند نفرن؟

570
01:23:59,167 --> 01:24:01,917
اين پيايانِ کاره؟

571
01:24:03,917 --> 01:24:06,542
مونيکا"، ديگه الآن پايانِ کاره؟"

572
01:24:06,708 --> 01:24:08,417
.نه، نه

573
01:24:09,375 --> 01:24:11,750
حالا ديگه مي‌ميريم؟ -
.نه -

574
01:24:14,458 --> 01:24:16,250
.کون لقِش

575
01:24:17,583 --> 01:24:19,958
.به زبونِش ميارم تا بره

576
01:24:21,375 --> 01:24:23,083
... من

577
01:24:23,833 --> 01:24:26,042
... گلن کنت تويوِنن"، همجـ"

578
01:24:27,000 --> 01:24:28,708
!نه

579
01:24:30,583 --> 01:24:32,625
!"بليک" -
گلن"؟" -

580
01:24:33,500 --> 01:24:35,292
."مونيکا"

581
01:27:41,917 --> 01:27:44,917
چرا تو کوهستان نموندي؟

582
01:27:49,250 --> 01:27:54,542
.چيزي که بايد ميداشتي رو بدست آوردي
.طالاها گيرت اومد. تا ذره‌ي آخرش

583
01:27:58,667 --> 01:28:00,917
.ولي برات کافي نبود

584
01:28:03,667 --> 01:28:06,833
.حريص بودي

585
01:28:07,000 --> 01:28:10,083
.بيشتر مي‌خواستي

586
01:28:10,250 --> 01:28:12,167
."بليک"

587
01:28:15,125 --> 01:28:17,500
."مونيکا" -
!مواظب باش -

588
01:28:20,458 --> 01:28:22,292
!"مونيکا" -
!"بليک" -

589
01:28:26,500 --> 01:28:28,625
!بليک"! نه"

590
01:28:39,917 --> 01:28:42,458
.واسه همين شکست خوردي

591
01:28:42,625 --> 01:28:46,000
.چون حريص بودي

592
01:28:51,375 --> 01:28:54,500
مي‌دوني که جنگ رو باختي؟

593
01:28:56,292 --> 01:28:58,917
.همه‌چيز رو باختي

594
01:29:00,458 --> 01:29:03,542
.مسخره‌ي تاريخ

595
01:29:03,708 --> 01:29:06,042
.رقت انگيز

596
01:29:07,333 --> 01:29:08,917
و مي‌دوني چيه؟

597
01:29:11,208 --> 01:29:12,583
.دوباره هم شکست مي‌خوري

598
01:29:21,750 --> 01:29:23,375
!نه

599
01:29:36,583 --> 01:29:38,292
!خداي من

600
01:29:41,375 --> 01:29:43,292
!اون موفق شد

601
01:29:43,458 --> 01:29:48,583
.اون "هرزوگ" رو کُشت
.جواب داد. مي‌دونستم -

602
01:29:50,167 --> 01:29:52,417
.هرزوگ" مُرده"

603
01:29:52,583 --> 01:29:54,833
!اون مُرده. آره

604
01:30:10,333 --> 01:30:13,083
.اوه، يا قمر. خيلي نزديک بودا

605
01:30:24,917 --> 01:30:28,333
!تو موفق شدي
تو "هرزوگ" رو کُشتي؟

606
01:30:29,625 --> 01:30:32,750
.واقعاً باورم نميشه عملي شد

607
01:30:32,917 --> 01:30:35,583
.معلومه که شد

608
01:30:35,750 --> 01:30:38,542
به جوخه‌ي زامبي‌ها شک داري تو؟

609
01:30:40,083 --> 01:30:42,708
گلن کنت"، اون...؟"

610
01:30:45,167 --> 01:30:47,208
.اون زنده نموند

611
01:30:58,375 --> 01:31:02,375
.زامبي کُشي با شما باعث افتخارم بود

612
01:31:03,125 --> 01:31:06,125
."همچنين، "مارتين

613
01:31:10,500 --> 01:31:13,958
.چيه؟ باشه

614
01:31:15,167 --> 01:31:17,833
.مي‌توني بگيش -
.برو بگو -

615
01:31:21,167 --> 01:31:23,875
.باشد که قوا همراهيت کند

616
01:31:27,375 --> 01:31:31,375
خدايي؟ اون يکي؟
بين اين همه اينو انتخاب کردي؟

617
01:31:31,542 --> 01:31:35,667
،يه ميليون جمله بود که مي‌تونستي انتخاب کني
چرا اونو انتخاب کردي؟

618
01:31:59,792 --> 01:32:03,125
اون کجان؟ -
.من چه بدونم -

619
01:32:03,292 --> 01:32:07,042
گندش! "بجانرد"؟

620
01:32:08,000 --> 01:32:10,250
تو کُمايي؟

621
01:32:10,417 --> 01:32:12,792
!برو پيداشون کن، لعنتي

622
01:32:16,583 --> 01:32:21,875
.من اين پرونده رو حلش مي‌کنم
.قرار نيست با صدتا جسد جديد تموم بشه

623
01:32:22,042 --> 01:32:27,083
کجا بزاريمِشون؟
.گاراژ و فريزر پُره پُرَن

624
01:32:27,250 --> 01:32:30,500
.نمي‌دونم، نمي‌دونم
!نمي‌دونم

625
01:32:36,417 --> 01:32:41,625
.دوباره مرغ‌هاي گوشت‌خوار پيداشون شد
.از زمان جنگ خوب غذا نخوردن

626
01:32:43,625 --> 01:32:47,250
.بايد يه دستگاه داشته باشيم

627
01:32:47,417 --> 01:32:50,667
.دستگاهي که زبون مرغ‌هاي دريايي رو به انسان ترجمه کنه

628
01:32:50,833 --> 01:32:54,500
،بعدش دخل من اومدَست
.پروندها‌ي "جک" مثل تُخم مُرغ حل نشدني‌ان

629
01:32:54,667 --> 01:32:57,542
.مثل تُخم مُرغ

630
01:33:00,200 --> 01:33:16,100
: ترجمه و زيرنويس
(<font color="#00ffff">STEFAŊ</font>) <font color="#c0c0c0">تـــــورج</font>

631
01:33:16,200 --> 01:33:27,100
<font color="violet">Tooraj.0765@yahoo.Com
<font color="violet">::. T-Pakari.Rozblog.Com .::
<font color="violet">WwW.facebook.com/tooraj.pakari

632
01:33:27,200 --> 01:33:40,100
<font color="#80ffff">www.Iran-Film.net</font>