1
00:00:01,440 --> 00:00:09,024
ارائه‌اي از تيم ترجمه‌ي فري‌آفلاين
.:: Forum.Free-Offline.Org ::.

2
00:00:09,025 --> 00:00:12,193
دانلود فيلم و سريال با لينک مستقيم
Mediasity.Us

3
00:00:36,000 --> 00:00:38,840
« الهام گرفته از اتفاقات واقعي »

4
00:00:39,280 --> 00:00:42,599
ميزان گلوکز خون مناسبه. عملکرد کبد
و کليه عاديه. مقدار پلاکت خون عاديه

5
00:00:42,600 --> 00:00:47,080
ميزان هموگلوبين عاديه
فشار خون 13.1 روي 9.2

6
00:00:47,880 --> 00:00:50,759
يکم بالا نيست؟ -
وزنت مناسبه -

7
00:00:50,760 --> 00:00:53,439
دور کمرت رو يکي دو سانت
کم کني ضرر نداره

8
00:00:53,440 --> 00:00:56,319
!نمونه‌ي مدفوعت حرف نداره

9
00:00:56,320 --> 00:00:58,719
نه، يعني هنوز نمونه‌اي ندادي

10
00:00:58,720 --> 00:01:02,879
اوه بله، درسته. اگه ميدادم يادم ميبود -
فکر کردي بوي بد نميده؟ -

11
00:01:02,880 --> 00:01:05,360
"اساساً هيچ مشکلي نداري، "مارتين

12
00:01:06,040 --> 00:01:08,279
همسرت ميگه فکر ميکني
يکم افسرده شدي

13
00:01:08,280 --> 00:01:11,919
خب اخراج شدم. الان بيکارم -
آره، ولي تقصير تو که نبود، مگه نه؟ -

14
00:01:11,920 --> 00:01:13,639
واسه همين افسرده شدم

15
00:01:13,640 --> 00:01:15,799
بخاطر حرفي که نزدم اخراج شدم

16
00:01:15,800 --> 00:01:19,039
برو بدو -
دقيقاً برعکس حرفي که بخاطرش اخراج شدم رو زدم -

17
00:01:19,040 --> 00:01:21,479
الان به چه کاري مشغولي؟

18
00:01:21,480 --> 00:01:24,159
به فکرِ نوشتنِ يه کتابم -
اوه! اوه، خوبه -

19
00:01:24,160 --> 00:01:26,320
راجع به چيه؟ -
تاريخ روسيه -

20
00:01:27,480 --> 00:01:29,199
برو بدو

21
00:01:29,200 --> 00:01:31,760
درگيري دولت انگليس بين وزير ترابري

22
00:01:31,784 --> 00:01:36,199
"و وزير رسانه‌اي سابقش، "مارتين سيکسميث
همچنان در حال تشديد است

23
00:01:36,200 --> 00:01:38,839
آقاي سيکسميث، ديدگاه خود
نسبت به اين بحث را مطرح نموده

24
00:01:38,840 --> 00:01:41,520
داونينگ استريت" اين جريان را"
به يک سريال عامه‌پسند تشبيه کرده است

25
00:01:42,000 --> 00:01:45,199
امروز اثري از آقاي سيکسميث
در خانه‌اش نبود

26
00:01:45,200 --> 00:01:49,439
ولي بعد از يک هفته سعي بر تبرئه کردن خود
بصورت خصوصي، اکنون مسئله را عمومي کرده است

27
00:01:49,440 --> 00:01:53,719
وي به ساندي‌تايمز گفت که مقامات ارشد دولتي
حمايت خود را از او نشان دادند

28
00:01:53,720 --> 00:01:57,879
آنها به من اطمينان دادند که قبول کرده‌اند هيچ سوء‌ظني"
راجع به اقدام غيرقانوني، بر عليه من وجود ندارد

29
00:01:57,880 --> 00:02:01,560
بنابراين تعجب کردم که يک‌جانبه"
"استعفاي من را صادر کردند

30
00:02:21,640 --> 00:02:26,440
ميخواهم بيانيه‌اي راجع به شرايط استعفاي
آقاي مارتين سيکسميث اعلام کنم

31
00:02:26,800 --> 00:02:30,142
ولي سؤال اينجاست که آقاي بلير
تا کِي ميتواند از زيردستش دفاع کند

32
00:02:30,320 --> 00:02:32,719
و به وجهه‌ي خودش صدمه‌اي نزند؟

33
00:02:32,720 --> 00:02:37,479
بدون شک اين يک آبروريزي ديگر
براي دولت است. آنها نه تنها مجبور شده‌اند

34
00:02:37,480 --> 00:02:44,080
که سرشکستگي شديدي نشان دهند
بلکه رفتاري بسيار عاجزانه هم پيش گرفتند

35
00:02:58,240 --> 00:02:59,559
اينجايي

36
00:02:59,560 --> 00:03:04,399
"خيلي آبروريزي بود. الان پدر "توني
ازم پرسيد که تو کجا غيبت زد

37
00:03:04,400 --> 00:03:07,279
خب، من به خدا اعتقاد ندارم

38
00:03:07,280 --> 00:03:10,320
و فکر کنم خودش فهميده باشه -
بيا بريم -

39
00:03:11,360 --> 00:03:14,159
من نگرانتم، مارتين -
اون کارِ منه -

40
00:03:14,160 --> 00:03:17,639
تو بايد دوباره سر کار بري

41
00:03:17,640 --> 00:03:21,720
اون کتاب تاريخ روسيه چي شد؟ -
هيچکس علاقه به تاريخ کوفتيِ روسيه نداره -

42
00:03:28,921 --> 00:03:37,177
« ترجمـه از پـدرام »
.:: Pedi.Bi@Yahoo.Com ::.

43
00:03:51,002 --> 00:03:55,303
« فيلومينا »

44
00:04:17,240 --> 00:04:20,240
تو رو تابحال اينطرفا نديدم
اهل کجايي؟

45
00:04:25,040 --> 00:04:27,160
پس اهل "ليمريک" هستي؟
[شهري در ايرلند]

46
00:04:32,480 --> 00:04:34,599
"سلام "فيلومينا -
سلام پدر -

47
00:04:34,600 --> 00:04:37,360
حالت چطوره؟
مفصل رانِ جديدت چطوره؟

48
00:04:38,000 --> 00:04:42,328
اوه، خيلي خوبه
تيتانيوميه

49
00:04:43,800 --> 00:04:46,920
خيلي وقت بود نديدمت -
فقط اومدم يه شمع روشن کنم -

50
00:04:47,440 --> 00:04:49,360
براي کس خاصيه؟

51
00:04:50,400 --> 00:04:52,360
بله

52
00:04:54,320 --> 00:04:56,240
از لباست خوشم مياد

53
00:04:56,960 --> 00:05:00,800
خودت دوختيش؟ -
نه، از يه مغازه خريدمش -

54
00:05:02,000 --> 00:05:07,320
بگذريم، خاله‌م بهم گفته که نبايد
با مردهاي غريبه مثل تو حرف بزنم

55
00:05:27,080 --> 00:05:29,440
گذاشتي بهت دست بزنه؟

56
00:05:30,160 --> 00:05:32,999
از گناهت لذت بردي؟

57
00:05:33,000 --> 00:05:35,040
شورتت رو پايين کشيدي؟

58
00:05:36,200 --> 00:05:40,280
به خواهر "هيلدگارد" جواب بده
پايين کشيديش؟

59
00:05:41,000 --> 00:05:42,000
بله

60
00:05:44,160 --> 00:05:48,280
واي مادر کشيش، خواهرها توي مدرسه
هرگز چيزي راجع به بچه بهمون نگفتن

61
00:05:48,600 --> 00:05:52,199
مادرت بهت نگفت؟ -
مادرش ده سال پيش مُرد -

62
00:05:52,200 --> 00:05:53,800
اوه، خدا بيامرزدش

63
00:05:58,160 --> 00:06:03,479
حق نداري خواهرها رو مقصر بدوني
تو دليل اين بي‌آبرويي بودي

64
00:06:03,480 --> 00:06:05,760
تو و هرزگيت

65
00:06:15,760 --> 00:06:17,120
!نميدونم چيکار کنم

66
00:06:18,240 --> 00:06:21,319
بايد يه دکتر خبر کنيم
!سرِ بچه اونطرفه. داره از پا درمياد

67
00:06:21,320 --> 00:06:24,440
الان ديگه دستِ خداست
اين درد، مجازات کارشه

68
00:06:24,840 --> 00:06:27,160
...اي ملکه‌ي مقدس، مادر بخشنده

69
00:06:32,680 --> 00:06:35,599
نذار بچه‌م رو دفن کنن

70
00:06:35,600 --> 00:06:38,040
اونجا سرد و تاريکه

71
00:06:43,480 --> 00:06:48,600
نيم ساعت ديگه برو چراغشون رو خاموش کن، خب؟ -
اون نميدونه تو يه شغل مناسب داري؟ -

72
00:06:49,240 --> 00:06:52,080
کمبود پرسنل داره
فقط دارم واسه کمک ميرم

73
00:06:54,000 --> 00:06:56,160
قبل از نيمه‌شب ميام خونه

74
00:06:58,960 --> 00:07:03,952
مامان؟ چي شده؟
حالت خوبه؟

75
00:07:18,480 --> 00:07:20,560
اين کيه؟

76
00:07:23,920 --> 00:07:28,000
امروز تولدشه
امروز پنجاه سالش ميشه

77
00:07:34,960 --> 00:07:36,920
!نفس بکش

78
00:07:39,520 --> 00:07:41,560
پسره

79
00:08:08,320 --> 00:08:11,080
!اوه مارتين -
اوه، سلام ديويد -

80
00:08:11,081 --> 00:08:12,041
سلام

81
00:08:12,560 --> 00:08:15,679
کيث رو که ميشناسي
"و "سالي ميچل

82
00:08:15,680 --> 00:08:18,999
ايشون مارتين سيکسميث‌ـه، قبلاً
خبرنگار بي‌بي‌سي توي مسکو بود

83
00:08:19,000 --> 00:08:20,519
و واشنگتن -
سلام -

84
00:08:20,520 --> 00:08:23,760
بعدش خبرنگار جيره‌خوار دولت شد
تا اينکه اوضاع قمردرعقرب شد

85
00:08:24,080 --> 00:08:27,879
جمع‌بنديِ منصفانه‌ايه، مارتين؟ -
آره، منصفانه‌ست. من هميشه ميگم -

86
00:08:27,880 --> 00:08:31,280
اگه تا يه مدت گُه‌کاري بقيه رو جمع کني
آخرش يه مقدار روي کفشت ميمونه

87
00:08:31,281 --> 00:08:33,201
آره، واسه تو که روي سرت موند
چطور تونستي اينکارو بکني؟

88
00:08:33,960 --> 00:08:38,719
الان مشغول چه کاري هستي؟ -
تو فکرِ نوشتن يه کتاب راجع به تاريخ روسيه هستم -

89
00:08:38,720 --> 00:08:41,679
يا يه موضوع ديگه
ممکنه به خبرنگاري برگردم

90
00:08:41,680 --> 00:08:46,039
تو رو يادمه! هموني هستي که
اون ايميل افتضاح رو فرستادي که

91
00:08:46,040 --> 00:08:49,399
يازدهم سپتامبر روز خوبي"
"براي دفن خبرهاي بد بود

92
00:08:49,400 --> 00:08:50,679
نه، من نبودم
يکي ديگه بود

93
00:08:50,680 --> 00:08:52,919
من فکر ميکردم کار تو بود -
نه، همه همين اشتباهو ميکنن -

94
00:08:52,920 --> 00:08:56,367
در اصل يک سال بعد، در مراسم تدفين
پرنسس مارگارت، يه ايميل به اين محتوا فرستادم که

95
00:08:56,368 --> 00:09:00,599
بياين مطمئن بشيم تنها چيزي که"
"امروز 'دفن' ميکنيم، پرنسس مارگارت باشه

96
00:09:00,600 --> 00:09:03,399
زياد فرقي نداره -
خيلي هم فرق داره -

97
00:09:03,400 --> 00:09:06,679
خب اگه ميخواي به خبرنگاري برگردي
بهتره با سالي صحبت کني

98
00:09:06,680 --> 00:09:10,520
اوه، من فقط تو کار داستان‌هاي غم‌انگيز
و انسان‌گرا هستم. تو اهلش نيستي، مگه نه؟

99
00:09:10,521 --> 00:09:11,116
...خب

100
00:09:11,120 --> 00:09:14,959
آره ولي اگه ايده‌اي داشتي که ارائه بدي
خوشحال ميشم بهش يه نگاهي بندازم

101
00:09:14,960 --> 00:09:16,320
بله، لطف ميکني

102
00:09:23,840 --> 00:09:27,360
ببخشيد، ميشه يه ليوان
شراب گريجيو بهم بدين؟

103
00:09:28,560 --> 00:09:32,120
فقط شراب قرمز و سفيده -
اوه، لطفاً سفيد بدين -

104
00:09:33,800 --> 00:09:36,439
شنيدم که شما خبرنگار هستين

105
00:09:36,440 --> 00:09:39,239
يه زن رو ميشناسم که وقتي
نوجوون بود، بچه‌دار شد

106
00:09:39,240 --> 00:09:41,999
و پنجاه سال اين موضوع رو
مخفي نگه داشت

107
00:09:42,000 --> 00:09:44,120
خودم تازه امروز فهميدم -
صحيح -

108
00:09:44,800 --> 00:09:48,360
شرمنده. بچه رو راهبه‌ها ازش گرفتن

109
00:09:48,960 --> 00:09:52,279
مجبورش کردن پسرش رو
به يه خونواده‌ي ديگه واگذار کنه

110
00:09:52,280 --> 00:09:54,760
و اون تموم اين مدت
اين موضوع رو مخفي نگه داشت

111
00:09:55,680 --> 00:09:59,440
خب، مسئله اينه که در حال حاضر
دارم روي يه کتاب راجع به تاريخ روسيه کار ميکنم

112
00:10:00,000 --> 00:10:04,719
اين تخصص منه و ايني که شما ميگين
اسمش داستان انسان‌گراست

113
00:10:04,720 --> 00:10:07,560
من اهلش نيستم -
چرا؟ -

114
00:10:08,080 --> 00:10:12,239
چون داستان انسان‌گرا
يجور حسن تعبير براي

115
00:10:12,240 --> 00:10:16,039
داستان درباره‌ي آدماي
بي‌اراده، ضعيف و نادون‌ـه

116
00:10:16,040 --> 00:10:19,960
تا روزنامه‌هايي که توسط آدماي بي‌اراده
ضعيف و نادون خونده ميشه رو پُر کنه

117
00:10:20,760 --> 00:10:25,400
البته شما اينجوري نيستي
و آره... بگذريم، اميدوارم پيداش کنين

118
00:10:31,000 --> 00:10:34,200
بنظرت روي يه داستان انسان‌‌گرا کار کنم؟

119
00:10:49,480 --> 00:10:52,639
سلام، شما بايد فيلومينا باشين
من مارتين هستم

120
00:10:52,640 --> 00:10:54,082
سلام مارتين -
دوباره سلام -

121
00:10:54,083 --> 00:10:54,919
سلام

122
00:10:54,920 --> 00:10:57,640
يه ميز اينجا رزرو کردم
اول شما بفرمايين

123
00:10:58,680 --> 00:11:00,600
سمت چپ

124
00:11:01,240 --> 00:11:03,799
بابت اون شب معذرت ميخوام

125
00:11:03,800 --> 00:11:06,639
متأسفانه اون لحظه حال خوشي نداشتم -
عيب نداره -

126
00:11:06,640 --> 00:11:08,959
خوشحالم که تونستين پيدام کنين

127
00:11:08,960 --> 00:11:11,558
اميدوارم با اومدن به اينجا مشکلي
نداشته باشين. اين رستوران مورد علاقه‌ي مامانه

128
00:11:11,559 --> 00:11:13,767
نه، نه. خيلي هم خوبه

129
00:11:20,360 --> 00:11:23,960
خب فيلومينا، حالتون چطوره؟ -
خوبم -

130
00:11:25,600 --> 00:11:27,880
پارسال مفصل رانم رو عوض کردم، مارتين

131
00:11:27,881 --> 00:11:28,839
صحيح

132
00:11:28,840 --> 00:11:31,520
از اون مفصل استخوني قبلي خيلي بهتره

133
00:11:31,880 --> 00:11:34,719
تيتانيوميه، واسه همين زنگ نميزنه -
اوه -

134
00:11:34,720 --> 00:11:37,480
جنسش خوبه وگرنه مجبور ميشدين
مثل آدم حلبي روغن‌کاريش کنين

135
00:11:38,320 --> 00:11:41,080
واقعاً؟ -
نه، منظورم مثل جادوگر شهر آز ـه -

136
00:11:43,400 --> 00:11:46,599
داره شوخي ميکنه، مامان -
نه، نه. فقط دارم شوخي ميکنم -

137
00:11:46,600 --> 00:11:51,360
نه، مادرم هر دو مفصل زانوش
ورم شديد داره

138
00:11:56,840 --> 00:11:59,520
سالاد بگيريم؟ -
سالاد؟ آره -

139
00:12:03,160 --> 00:12:05,479
جين" باهوش‌ترين عضو خونواده‌ست"

140
00:12:05,480 --> 00:12:09,359
اون بعنوان يه دانشجوي بالغ وارد دانشگاه شد
ميدوني که، وقتي سن آدم بالاست

141
00:12:09,360 --> 00:12:14,120
تو کدوم دانشگاه رفتي مارتين؟ آکسبريج؟ -
خب، درست حدس زدين. بله آکسفورد -

142
00:12:14,640 --> 00:12:18,479
ميدونستم آدم خنگي نيستي -
فکر نکنم تابحال به رستوران "هاروستر" رفته باشم -

143
00:12:18,480 --> 00:12:21,879
توي لندن شعبه ندارن؟ -
نه، به يه رستوران کوچيک نزديک محل زندگيم ميرم -

144
00:12:21,880 --> 00:12:23,959
يعني کجا؟ -
نايتس‌بريج -

145
00:12:23,960 --> 00:12:27,200
اوه خب، حتماً خيلي گرونه

146
00:12:29,000 --> 00:12:31,720
دوست دارم از اين تُست‌هاي کوچولو
توي سالادم باشه

147
00:12:33,840 --> 00:12:36,999
متأهل هستي، مارتين؟ -
بله، 20 ساله با کيت ازدواج کردم -

148
00:12:37,000 --> 00:12:38,920
خوبه. خيلي عاليه

149
00:12:41,000 --> 00:12:42,800
ميدوني که پسرم رو دوست داشتم

150
00:12:46,640 --> 00:12:50,200
اتفاقي که واسم افتاد رو
پنجاه سال پنهون کردم

151
00:12:51,120 --> 00:12:54,720
پدرم من رو پيش راهبه‌ها گذاشت
خيلي خجالت‌زده بود

152
00:12:55,040 --> 00:12:56,960
به همه گفت من مُردم

153
00:12:57,640 --> 00:13:00,200
خونوادم هرگز به ديدنم نيومدن

154
00:13:01,080 --> 00:13:04,960
بعد از اينکه بچه‌ت رو بدنيا آوردي
بايد چهار سال توي صومعه ميموندي

155
00:13:05,400 --> 00:13:09,440
براي اينکه لطف خواهرهايي که بهت
سرپناه دادن رو جبران کني، بايد کار ميکردي

156
00:13:12,040 --> 00:13:15,680
بدترين کارها توي رختشويي بود
من رو هم همونجا گذاشتن

157
00:13:16,040 --> 00:13:19,639
تموم مدتي که اونجا بودم، هفت روز هفته
توي اون رختشويي کار ميکردم

158
00:13:19,640 --> 00:13:22,440
"با بهترين دوستم "کتلين
اونجا کار ميکردم

159
00:13:33,440 --> 00:13:37,480
فقط اجازه داشتيم بچه‌هامون رو
روزي يک ساعت ببينيم

160
00:13:41,880 --> 00:13:44,480
!راه بريد، ندوئيد

161
00:13:54,000 --> 00:13:55,920
!ماماني

162
00:14:12,080 --> 00:14:15,959
آنتوني بهترين دوستِ
دختر کتلين يعني "ماري" بود

163
00:14:15,960 --> 00:14:18,000
اون دوتا جدانشدني بودن

164
00:14:21,040 --> 00:14:23,440
نگاه کن، نميذاره که ماري
از جلو چشمش دور بشه

165
00:14:26,320 --> 00:14:27,519
چي شده؟

166
00:14:27,520 --> 00:14:31,240
دختراي توي آشپزخونه گفتن که مادر باربارا
ماري رو به خونه برده بود

167
00:14:32,000 --> 00:14:33,719
فکر ميکني باهاش چيکار داشتن؟

168
00:14:33,720 --> 00:14:37,520
فيل -
مطمئنم جاي هيچ نگراني نيست -

169
00:14:38,200 --> 00:14:40,160
الان ميام

170
00:14:42,400 --> 00:14:44,320
فيل، يه چيزي برات آوردم

171
00:14:44,321 --> 00:14:47,679
کتلين خيلي نگرانه
فکر ميکنه ميخوان ماري رو ازش بگيرن

172
00:14:47,680 --> 00:14:50,840
بهش گفتم اگه بخوان اينکارو بکنن -
حتماً اول بهش ميگن   - ببين

173
00:14:53,000 --> 00:14:54,760
نبايد به کسي چيزي بگي

174
00:14:57,040 --> 00:14:59,359
شرط ميبندم پدرش خوش‌قيافه بود -
چجورم -

175
00:14:59,360 --> 00:15:00,679
چطور اينو گرفتي؟

176
00:15:00,680 --> 00:15:04,680
يه دوربين قرض گرفتم و وقتي مادر کشيش
حواسش نبود، ازش عکس انداختم

177
00:15:06,120 --> 00:15:08,040
ممنون

178
00:15:11,040 --> 00:15:15,440
هروقت به اين عکس آنتوني نگاه ميندازم
براي شادي روح "آنونسياتا" دعا ميخونم

179
00:15:15,880 --> 00:15:19,039
اون وقتي آنتوني رو بدنيا آوردم
جونش رو نجات داد

180
00:15:19,040 --> 00:15:21,240
اون خيلي وقت پيش مُرد

181
00:15:21,560 --> 00:15:24,360
ولي اگه اون اين عکس رو نميگرفت
الان هيچي از پسرم نداشتم

182
00:15:25,280 --> 00:15:28,879
پس... شما تموم اون مدت
اونجا گير افتاده بودين؟

183
00:15:28,880 --> 00:15:31,560
فقط اگه بهشون صد پوند ميدادي
ميتونستي از اونجا بري

184
00:15:33,880 --> 00:15:36,400
ولي من همچين پولي رو از کجا مياوردم؟

185
00:15:38,680 --> 00:15:40,920
کجا ميرفتم؟

186
00:15:44,360 --> 00:15:46,840
اون روز رو به وضوح يادمه

187
00:15:48,160 --> 00:15:51,680
هممون ميدونستيم وقتي
يه ماشين بزرگ بياد، معنيش چيه

188
00:15:52,520 --> 00:15:57,080
کتلين رو نميشد آروم کرد
ميدونست اين دفعه سراغ ماري ميان

189
00:15:57,081 --> 00:15:58,521
نه، نه، نه، نه

190
00:15:58,522 --> 00:15:59,482
نه

191
00:16:25,840 --> 00:16:27,840
!از اونجا دور شو

192
00:16:28,720 --> 00:16:30,400
اين بيرون چيکار ميکني؟

193
00:16:30,720 --> 00:16:34,159
دل‌درد داشتم، خواهر هيلدگارد

194
00:16:34,160 --> 00:16:37,800
عادت ماهيانمه -
فقط تو اينجوري نيستي -

195
00:16:38,720 --> 00:16:41,200
ذهنت رو مشغول کارت کن
اونم خودبخود ميگذره

196
00:17:10,240 --> 00:17:12,800
فيل، وقت تمرين گروه کُر ـه

197
00:17:19,920 --> 00:17:22,600
اگه نياي تو دردسر ميوفتي

198
00:17:43,280 --> 00:17:45,799
معمولاً عاشق آواز خوندن بودم

199
00:17:45,800 --> 00:17:49,680
يکي از معدود چيزايي بود
که توي اونجا ازش لذت ميبردم

200
00:17:50,720 --> 00:17:54,320
ولي همش به فکرِ کتلين بيچاره بودم

201
00:18:06,520 --> 00:18:09,800
فيلومينا، اونا دارن آنتوني رو ميبرن -
نه، نه -

202
00:18:09,801 --> 00:18:11,241
دارن ميبرنش -
نه -

203
00:18:16,440 --> 00:18:17,480
اون کجاست؟

204
00:18:34,320 --> 00:18:36,600
!آنتوني

205
00:18:37,062 --> 00:18:38,022
!آنتوني

206
00:19:04,320 --> 00:19:06,840
!آنتوني

207
00:19:08,358 --> 00:19:09,510
!آنتوني

208
00:19:11,815 --> 00:19:13,072
آنتوني

209
00:19:14,801 --> 00:19:16,049
!آنتوني

210
00:19:17,202 --> 00:19:18,162
!آنتوني

211
00:19:22,752 --> 00:19:23,923
!آنتوني

212
00:19:31,760 --> 00:19:35,832
اونا فقط واسه ماري اومده بودن
ولي آنتوني نميذاشت اون از جلو چشمش دور بشه

213
00:19:36,000 --> 00:19:39,319
اونا جدانشدني بودن -
بنظرم کار خبيثي باهات کردن -

214
00:19:39,320 --> 00:19:41,439
!نه، نه. از اون کلمه خوشم نمياد

215
00:19:41,440 --> 00:19:44,200
نه، نه. خبيث خوبه

216
00:19:45,000 --> 00:19:46,920
منظورم از لحاظ داستانيه

217
00:19:49,840 --> 00:19:52,320
بعضي از راهبه‌ها خيلي خوش‌رفتار بودن

218
00:19:53,000 --> 00:19:56,680
زايمانِ برعکس کرد ولي بهش يدونه مسکن ندادن -
!محشره -

219
00:19:57,680 --> 00:19:59,720
بازم از لحاظ داستاني

220
00:20:00,440 --> 00:20:03,919
خب، ميتونيم بريم با اين راهبه‌ها حرف بزنيم؟ -
بله، ميتونيم سعيمون رو بکنيم -

221
00:20:03,920 --> 00:20:06,039
شايد تو بيشتر از مامانم به نتيجه برسي

222
00:20:06,040 --> 00:20:08,999
من توي اين سال‌ها، چندين بار
اونجا رفتم تا بپرسم پسرم کجاست

223
00:20:09,000 --> 00:20:12,079
اونا خيلي بهم کمک کردن
ديگه مثل قبل نيستن

224
00:20:12,080 --> 00:20:15,040
گفتن سعي ميکنن واسم پيداش کنن -
ولي پيداش نکردن -

225
00:20:15,041 --> 00:20:16,001
نه

226
00:20:20,400 --> 00:20:24,360
ميتوني کمکم کني پيداش کنم، مارتين؟ -
خب، داستان خيلي جالبيه -

227
00:20:24,880 --> 00:20:28,319
هفته‌ي بعد واسه چند روز دارم مامان رو
به ايرلند ميبرم، چطوره همراهمون بياي؟

228
00:20:28,320 --> 00:20:31,959
ميتوني باهاش به "راسکري" بري -
خيلي هم جا داريم -

229
00:20:31,960 --> 00:20:35,080
ماشينمون شورلت کاواليره -
اوه نه. يعني ممنون -

230
00:20:35,440 --> 00:20:37,760
ولي من دوست دارم پرواز کنم

231
00:21:07,640 --> 00:21:10,239
سلام، شرمنده دير کردم -
سلام مارتين -

232
00:21:10,240 --> 00:21:14,399
سلام. يکم واسه ماشينِ کرايه به مشکل برخوردم -
خب اين خيلي قشنگه، مگه نه جين؟ -

233
00:21:14,400 --> 00:21:17,919
حالا فهميدم چرا نميخواستي
با ما سوار کاوالير بشي

234
00:21:17,920 --> 00:21:20,719
نه، نه. بخاطر اون نبود
فقط يه سري کار داشتم

235
00:21:20,720 --> 00:21:23,559
مطمئني نميخواي باهاتون بيام، مامان؟ -
شما نمياي؟ -

236
00:21:23,560 --> 00:21:26,080
نه، به جين گفتم
دو نفره بريم بهتره

237
00:21:26,400 --> 00:21:28,440
درست نميگم مارتين؟ -
چرا، مشکلي نيست -

238
00:21:28,840 --> 00:21:31,840
چندتا چيز توي کيفت گذاشتم
امشب ميبينمت

239
00:21:33,240 --> 00:21:35,160
مرسي مارتين -
خواهش ميکنم -

240
00:21:48,560 --> 00:21:50,039
اين چه ماشينيه؟

241
00:21:50,040 --> 00:21:52,320
بي‌ام‌و -
آلمانيه -

242
00:21:54,080 --> 00:21:57,919
يه "تون" [آبنبات/به معني آهنگ] ميخواي؟ -
اگه من زمزمه کنمش، شما ميخونيش؟ -

243
00:21:57,920 --> 00:22:00,720
نه، ميگم "تون" ميخواي؟ -
...آره، فقط داشتم -

244
00:22:03,121 --> 00:22:04,177
مرسي

245
00:22:09,440 --> 00:22:11,600
اين واسه خوش‌شانسيه

246
00:22:13,240 --> 00:22:17,000
هميشه فکر ميکردم سنت کريستوفر
يه قديس قلابي بود

247
00:22:17,920 --> 00:22:21,560
قبلاً خادم کليسا بودم -
به خدا اعتقاد داري، مارتين؟ -

248
00:22:22,480 --> 00:22:25,519
خب، از کجا شروع کنم؟

249
00:22:25,520 --> 00:22:30,000
هميشه فکر ميکردم اين سؤال اونقدر سخته
که نميشه جواب ساده‌اي بهش داد

250
00:22:31,440 --> 00:22:34,000
شما به خدا اعتقاد داري؟ -
بله -

251
00:22:50,720 --> 00:22:53,840
« صومعه‌ي خواهران قلب مقدس راسکري »

252
00:23:26,520 --> 00:23:28,920
حالتون خوبه؟ -
خوبم -

253
00:23:33,800 --> 00:23:36,279
من شانس آوردم، مارتين

254
00:23:36,280 --> 00:23:40,080
بعضي از مادرها و بچه‌هاشون
حتي از زايمان جون سالم به در نبردن

255
00:23:41,520 --> 00:23:43,399
کمکي از دستم برمياد؟

256
00:23:43,400 --> 00:23:46,759
من فيلومينا لي هستم
قرار ملاقات گذاشته بودم

257
00:23:46,760 --> 00:23:47,999
اوه بله، بفرماييد داخل فيلومينا

258
00:23:48,000 --> 00:23:50,631
اين دوستم مارتين سيکسميث
از اخبار ساعت ده هستش

259
00:23:50,632 --> 00:23:54,848
درواقع اخبار بي‌بي‌سي ولي ديگه نيستم -
اوه، سلام -

260
00:23:54,849 --> 00:23:55,713
سلام

261
00:24:00,120 --> 00:24:02,480
خواهر کلير به زودي مياد پيشتون -
ممنون -

262
00:24:04,160 --> 00:24:05,520
ميشه برم دستشويي؟

263
00:24:06,000 --> 00:24:08,120
...طبقه‌ي پايينه -
ميدونم کجاست -

264
00:24:11,760 --> 00:24:14,480
واستون چاي بيارم؟ -
بله، ممنون -

265
00:25:14,640 --> 00:25:16,760
<i>!آنتوني</i>

266
00:25:23,360 --> 00:25:25,480
<i>!آنتوني</i>

267
00:25:27,075 --> 00:25:28,227
<i>!آنتوني</i>

268
00:25:30,436 --> 00:25:31,588
<i>!آنتوني</i>

269
00:25:33,509 --> 00:25:34,469
<i>!آنتوني</i>

270
00:25:36,390 --> 00:25:37,350
<i>!آنتوني</i>

271
00:25:39,079 --> 00:25:40,231
<i>!آنتوني </i>

272
00:25:57,960 --> 00:25:59,920
!سلام -
اوه سلام -

273
00:26:00,360 --> 00:26:02,759
من خواهر کلير هستم

274
00:26:02,760 --> 00:26:07,039
بله سلام. الان داشتم عکس
جين منسفيلد" [بازيگر] رو تحسين ميکردم"

275
00:26:07,040 --> 00:26:10,519
نه، اون "جين راسل" هستش
جين منسفيلد بلوند بود

276
00:26:10,520 --> 00:26:13,880
بله البته، ولي هردوتاشون
خيلي بزرگ هستن. يعني دوتاشون

277
00:26:15,080 --> 00:26:18,759
کارنامه‌ي خيلي عظيمي دارن
کدوم يکيشون توي تصادف مُرد؟

278
00:26:18,760 --> 00:26:21,839
جين منسفيلد، بله -
چرا عکسش روي ديواره؟ -

279
00:26:21,840 --> 00:26:24,719
شرمنده، اسمتون رو نپرسيدم -
مارتين سيکسميث -

280
00:26:24,720 --> 00:26:26,999
مارتين سيکسميث از اخبار ساعت ده

281
00:26:27,000 --> 00:26:30,920
خب من قبلاً با بي‌بي‌سي کار ميکردم ولي ديگه نه -
سلام فيلومينا -

282
00:26:31,440 --> 00:26:33,096
خيلي از آشنايي باهات خوشحالم

283
00:26:33,097 --> 00:26:34,479
من خواهر کلير هستم -
خواهر کلير -

284
00:26:34,480 --> 00:26:37,839
آخرين باري که به ديدنمون اومدي
کِي بود فيلومينا؟

285
00:26:37,840 --> 00:26:40,399
خيلي قبلتر از زمان شما بود، خواهر کلير

286
00:26:40,400 --> 00:26:43,440
تلفني با خواهر هيلدگارد حرف زدم

287
00:26:43,760 --> 00:26:46,799
و وقتي اومدم اينجا
بخاطر کسالت نتونست ملاقاتم کنه

288
00:26:46,800 --> 00:26:49,399
هنوزم پيشمونه
ولي ديگه خيلي ضعيف شده

289
00:26:49,400 --> 00:26:53,600
اوه مارتين، نون کَره‌اي بخور -
مشکلي نيست -

290
00:26:57,480 --> 00:27:00,719
خيلي خوشمزه‌ست
طعم نون کشمشي ميده

291
00:27:00,720 --> 00:27:02,599
اين نونِ ميوه‌ايه، مارتين

292
00:27:02,600 --> 00:27:05,839
آره، نه ميدونم. خوش‌طعم‌ـه -
خب، بگذريم -

293
00:27:05,840 --> 00:27:08,159
نميدونم دفعه‌ي پيش
چي بهت گفتن فيلومينا

294
00:27:08,160 --> 00:27:11,360
ولي بيشتر اسنادمون
توي آتيش‌سوزي بزرگ از بين رفت

295
00:27:12,560 --> 00:27:14,360
آتيش‌سوزي؟ -
واسه قبل از زمان من بود -

296
00:27:14,361 --> 00:27:18,201
پس متأسفانه هيچ خبري
از آنتوني ندارم

297
00:27:30,960 --> 00:27:33,480
من هنوزم به عشاي رباني ميرم

298
00:27:34,760 --> 00:27:41,080
نميخوام الم‌شنگه به پا کنم يا کسي رو
مقصر بدونم يا به هر نحوي کليسا رو سرزنش کنم

299
00:27:42,960 --> 00:27:46,720
فقط ميخوام بدونم حالش خوبه يا نه
حتي لازم هم نيست ببينمش

300
00:27:48,760 --> 00:27:54,400
يه سري تصوراتي ازش ميبينم
و اون بي‌خانمانه و هيشکي دوستش نداره

301
00:27:55,680 --> 00:28:01,239
فيلومينا، ما نميتونيم
درد و رنجت رو ازت بگيريم

302
00:28:01,240 --> 00:28:05,280
ولي ميتونيم تو اين مسير همراهت باشيم
دست در دست

303
00:28:06,680 --> 00:28:10,960
...اين راهبه‌هاي پير‌
شرمنده وسط حرفتون پريدم

304
00:28:11,280 --> 00:28:14,639
اين راهبه‌هاي پير‌ شايد بتونن
توي بعضي جزئيات بهمون کمکي کنن

305
00:28:14,640 --> 00:28:17,039
بيشترشون فوت کردن

306
00:28:17,040 --> 00:28:21,519
درسته، ولي اونايي که نمردن چي؟ -
خب فکر نکنم حرف معقولي ازشون بشنوين -

307
00:28:21,520 --> 00:28:23,720
ولي ميتونيم سعيمون رو بکنيم؟

308
00:28:25,120 --> 00:28:27,960
فکر نکنم امکانش باشه -
چرا؟ -

309
00:28:29,480 --> 00:28:33,039
من با کمال ميل به هر سؤالي
که فيلومينا داره جواب ميدم

310
00:28:33,040 --> 00:28:35,079
خب من دارم ازتون سؤال ميپرسم

311
00:28:35,080 --> 00:28:38,119
شما يه خبرنگاري -
بله همينطوره. خب قبلاً بودم -

312
00:28:38,120 --> 00:28:41,399
مارتين يه کاتوليک‌ـه -
بله. خب نه، قبلاً بودم -

313
00:28:41,400 --> 00:28:44,360
واسم راحتتره که با فيلومينا
خصوصي حرف بزنم

314
00:29:12,240 --> 00:29:14,960
آهاي، کمکي از دستم برمياد؟

315
00:29:15,920 --> 00:29:18,560
...اوه شرمنده، فقط داشتم -
دنبال چيزي ميگردين؟ -

316
00:29:19,000 --> 00:29:22,800
اينجا چيه؟ -
اونا اقامتگاه‌هاي خصوصي هستن -

317
00:29:22,801 --> 00:29:23,761
خيلي‌خب

318
00:29:26,280 --> 00:29:28,560
بيرون منتظر ميمونم

319
00:29:43,480 --> 00:29:47,560
مادر و فرزند
مرگ هنگام زايمان

320
00:29:56,320 --> 00:30:00,440
ايزلينگ دولين، چهارده ساله
روحش شاد

321
00:30:06,600 --> 00:30:08,880
شرمنده، داشتم به اطراف نگاه مينداختم

322
00:30:18,440 --> 00:30:21,959
چي بهتون گفت؟ -
گفت که تو يه خبرنگاري -

323
00:30:21,960 --> 00:30:26,239
و ميخواي منو دست بندازي

324
00:30:26,240 --> 00:30:28,240
و بايد حواسم باشه
چه حرفايي بهت ميزنم

325
00:30:29,200 --> 00:30:31,040
اينو هم بهم داد

326
00:30:33,000 --> 00:30:34,520
ميخواين بازش کنم؟

327
00:30:40,640 --> 00:30:43,440
خب، يه قرارداده که سال 1955
بدست شما امضا شده

328
00:30:44,600 --> 00:30:48,760
نوشته "بدينوسيله از هرگونه ادعاي مالکيت
نسبت به فرزند مذکورم آنتوني لي، صرفنظر ميکنم

329
00:30:49,160 --> 00:30:51,479
تعهد ميکنم که هرگز در آينده"
...اقدام به ديدنش نکنم

330
00:30:51,480 --> 00:30:56,480
مداخله‌اي با او نداشته باشم يا هيچگونه
"ادعايي نسبت به فرزند مذکور نکنم

331
00:30:58,800 --> 00:31:01,039
هرگز پيداش نميکنم

332
00:31:01,040 --> 00:31:04,959
اگه به هر نحوي مجبورتون کرده باشن که اينو
امضا کنين، ميتونيم بطور قانوني جلوشون وايستيم

333
00:31:04,960 --> 00:31:09,000
مارتين، هيچکس مجبورم نکرد
با اختيار خودم امضاش کردم

334
00:31:15,040 --> 00:31:16,704
خنده‌داره، مگه نه؟

335
00:31:16,705 --> 00:31:21,800
تمام اسنادي که به شما
توي پيدا کردنش کمک ميکنن، نابود شدن

336
00:31:22,440 --> 00:31:27,280
ولي دست بر قضا همون يک سندي که شما رو
از پيدا کردنش منع ميکنه، خيلي شکيل حفظ شده

337
00:31:27,600 --> 00:31:32,399
خدا با حکمتِ بي‌کرانش تصميم گرفته
که اون رو از شعله‌هاي آتيش در امان نگه داره

338
00:31:32,400 --> 00:31:36,440
امضاش کردم چون اعتقاد داشتم که
گناه بزرگي مرتکب شدم و بايد مجازات بشم

339
00:31:37,680 --> 00:31:42,999
ولي چيزي که خيلي بدترش کرد
اين بود که ازش لذت بردم

340
00:31:43,000 --> 00:31:45,799
چي؟ -
اون سکس -

341
00:31:45,800 --> 00:31:50,000
فوق‌العاده بود، مارتين
حس ميکردم روي هوا شناورم

342
00:31:50,880 --> 00:31:54,680
اون خيلي خوش‌قيافه بود
جوري که منو تو دستاش گرفته بود

343
00:31:56,520 --> 00:31:59,360
مسئله اينجاست که من حتي
نميدونستم که چوچول دارم، مارتين

344
00:31:59,361 --> 00:32:00,321
صحيح

345
00:32:00,960 --> 00:32:05,000
بعد از اينکه سکس تموم شد، فکر کردم
هر کاري که لذتبخشه، حتماً اشتباهه

346
00:32:06,320 --> 00:32:08,520
کاتوليک‌هاي لعنتي

347
00:32:09,680 --> 00:32:11,319
شرمنده

348
00:32:11,320 --> 00:32:15,240
من سي سال پرستار بودم
بدتر از اينم شنيدم

349
00:32:16,240 --> 00:32:21,960
آخه چرا خدا بهمون ميل جنسي عطا کرده
و بعدش ازمون ميخواد ازش خودداري کنيم؟

350
00:32:22,440 --> 00:32:28,439
اين يجور بازي عجيبه که اختراع کرده تا خستگي
ناشي از قادر مطلق بودن رو کاهش بده؟

351
00:32:28,440 --> 00:32:32,119
در عجبم
تازه مثلاً از نظر خودم خيلي باهوش هستم

352
00:32:32,120 --> 00:32:34,120
خب شايد نباشي

353
00:32:37,560 --> 00:32:40,800
چطور پيش رفت؟ -
چي؟ خواهران بي‌رحم رو ميگي؟ -

354
00:32:41,360 --> 00:32:43,880
آهان، پس فقط چاي و کيک خوردين

355
00:32:45,480 --> 00:32:48,080
تنها چيزي که بهت دادن
همين بوده، مگه نه مامان؟

356
00:32:49,320 --> 00:32:53,839
تقصير اونا نيست، جين
تمام اسناد توي آتيش‌سوزي نابود شد

357
00:32:53,840 --> 00:32:58,760
نه، نه، ممنون. از وقت خوابت گذشته -
حالا که ديگه ريخته. به سلامتي -

358
00:32:59,880 --> 00:33:02,160
...مامان

359
00:33:05,800 --> 00:33:08,799
خيلي‌خب. شب بخير مارتين -
شب بخير جين -

360
00:33:08,800 --> 00:33:12,400
شب بخير مارتين -
شب بخير فيلومينا. خوب بخوابي -

361
00:33:14,400 --> 00:33:15,679
!به سلامتي

362
00:33:15,680 --> 00:33:19,519
به صومعه رفتين؟ -
آره. آره -

363
00:33:19,520 --> 00:33:24,159
مشخصه که الان اوضاع خيلي فرق کرده
راهبه‌هاشون عوض شدن

364
00:33:24,160 --> 00:33:28,640
واسه زمان دختران مجدليه نيستن -
!معلومه که الان همشون مُردن -

365
00:33:29,640 --> 00:33:33,000
چند نفر اينجا اومدن که ميخواستن بفهمن
چه بلايي سر پسرا يا دختراشون اومده

366
00:33:33,320 --> 00:33:35,600
تعداد خيلي کمي ازشون
از صومعه به نتيجه‌اي ميرسن

367
00:33:35,920 --> 00:33:38,320
آتيش‌سوزي بزرگي که همه چيزو
نابود کرد، ميدوني عاملش چي بود؟

368
00:33:38,680 --> 00:33:41,880
فکر کنم کبريت روشن کردن -
کي؟   - خواهرها -

369
00:33:42,880 --> 00:33:46,999
توي محوطه‌ي پشت خونه آتيش بزرگي به پا کردن -
پس خودِ صومعه آتيش نگرفته بود؟ -

370
00:33:47,000 --> 00:33:50,599
خودشون آتيش درست کرده بودن
يه عالمه اسناد رو توش سوزوندن

371
00:33:50,600 --> 00:33:51,719
آخه چرا؟

372
00:33:51,720 --> 00:33:55,999
اين قضيه واسه چند سال پيشه. گمون کنم از اينکه
اون بچه‌ها رو به آمريکايي‌ها فروختن، شرمنده بودن

373
00:33:56,000 --> 00:33:59,719
و نميخوان مردم دربارشون داستان ببافن -
اون مادرمه -

374
00:33:59,720 --> 00:34:04,480
گفتي بچه‌ها رو به آمريکايي‌ها فروختن؟ -
آمريکايي‌هاي زيادي براي پيدا کردن بچه به ايرلند اومدن -

375
00:34:04,800 --> 00:34:08,120
فقط همونا وُسعشون ميرسيد -
هزار پوند -

376
00:34:08,560 --> 00:34:11,399
جين راسل در سال 1952
توي شهر "دري" يه بچه خريد

377
00:34:11,400 --> 00:34:13,799
باورم نميشه بچه‌ها رو ميفروختن

378
00:34:13,800 --> 00:34:18,679
اون اومد اينجا و ويسکي بوربن خواست
ولي بجاش بهش يه ليوان ويسکي ايرلندي دادن

379
00:34:18,680 --> 00:34:21,879
اگه کاتوليک بودي، با هزار پوند
ميتونستي يه بچه بخري

380
00:34:21,880 --> 00:34:24,359
جين راسل يکي خريد
و با خودش به خونه برد

381
00:34:24,360 --> 00:34:28,200
ولي من اهل شايعه پراکني نيستم -
نه، نه، کاملاً مشخصه -

382
00:34:28,840 --> 00:34:31,800
نوش -
بله. به سلامتي -

383
00:34:46,960 --> 00:34:50,680
خب سالي، تو گفتي اگه ايده‌اي به ذهنم رسيد
باهات تماس بگيرم و اين موضوع خودش اومد طرفم

384
00:34:50,681 --> 00:34:52,071
<i>بگو</i>

385
00:34:52,072 --> 00:34:57,119
درواقع خيلي جالبه، فکر کنم مضمونش
در رابطه با آدماييه که دنبال شجره‌نامه‌شون هستن

386
00:34:57,120 --> 00:35:00,719
و کلاً پراکندگي ايرلندي‌ها

387
00:35:00,720 --> 00:35:03,559
از کلماتي مثل پراکندگي استفاده نکن، مارتين

388
00:35:03,560 --> 00:35:05,799
من نميتونم هجي کنمش
و مردم نميدونن معنيش چيه

389
00:35:05,800 --> 00:35:07,679
<i>...مربوط به هجرت ايرلندي‌ها بعد از</i>

390
00:35:07,680 --> 00:35:10,759
نه، نه، نه. واقعاً هيچ علاقه‌اي
به دونستن معنيش ندارم

391
00:35:10,760 --> 00:35:11,559
باشه

392
00:35:11,560 --> 00:35:14,000
آدم خوبا و آدم بدا کيا هستن؟

393
00:35:14,520 --> 00:35:17,519
خب، درباره‌ي يه پيرزن ايرلنديه

394
00:35:17,520 --> 00:35:21,519
يه پرستار بازنشسته که دنبال
پسرِ از دست رفته‌اش ميگرده

395
00:35:21,520 --> 00:35:25,920
پسري که موقع تولد
توسط راهبه‌هاي خبيث ازش قاپيده شد

396
00:35:27,360 --> 00:35:30,720
خب چطور تموم ميشه؟
پايانش بايد يا خيلي شاد يا خيلي غم‌انگيز باشه

397
00:35:31,200 --> 00:35:34,280
چه رئيس شرکت آي‌بي‌ام باشه
چه يه آس‌وپاس، فرقي نميکنه

398
00:35:34,720 --> 00:35:38,999
سال‌ها دوري از بين رفت
وقتي که سکوت پنجاه ساله

399
00:35:39,000 --> 00:35:42,800
"توسط دو کلمه ساده شکسته شد: "سلام مامان
ميتونم همين الان بنويسمش

400
00:35:45,240 --> 00:35:47,160
نميدونستم اينقدر منفعت‌طلبي

401
00:35:47,560 --> 00:35:51,039
حدس ميزنم آنتوني به سرپرستي
گرفته شد و به آمريکا فرستاده شد

402
00:35:51,040 --> 00:35:53,720
صومعه تقريباً بطور انحصاري
با مشتري‌هاي آمريکايي معامله ميکرد

403
00:35:54,200 --> 00:35:57,679
باورم نميشه اونا بچه‌ها رو ميفروختن -
شايد ميخواستن زندگي بهتري واسشون فراهم کنن -

404
00:35:57,680 --> 00:35:59,999
ميخواستن ازش پول دربيارن -
يه مشکلي هست -

405
00:36:00,000 --> 00:36:04,359
امروز صبح با انجمن سرپرستي قلب مقدس
توي شهر کورک تماس گرفتم

406
00:36:04,360 --> 00:36:09,559
اونا من رو به هيئت سرپرستي ايرلند پاس دادن. اونا هم
دوباره منو به انجمن سرپرستي قلب مقدس ارجاع دادن

407
00:36:09,560 --> 00:36:14,639
دارن پاس‌کاري ميکننت   - اونا کمکمون نميکنن -
ولي ديشب با بعضي آشناهاي دوران واشنگتنم حرف زدم

408
00:36:14,640 --> 00:36:17,759
و راه‌هايي هست که توي آمريکا
ميتونيم پيگيري کنيم

409
00:36:17,760 --> 00:36:22,039
البته مشکل اينجاست که من با حرف زدن از جانب شما
تا يه حد خاصي ميتونم پيش برم، فيلومينا

410
00:36:22,040 --> 00:36:27,079
ولي چون شما مادرش هستي، اونا وظيفه‌شونه
که اطلاعات مورد نيازت رو فراهم کنن

411
00:36:27,080 --> 00:36:29,280
داري ميگي ميخواي مادرم رو
با خودت به آمريکا ببري؟

412
00:36:29,600 --> 00:36:33,039
اگه خودتون بخواين
سردبيرم حاضر شده هزينه رو تقبل کنه

413
00:36:33,040 --> 00:36:36,080
نظرت چيه با مارتين به آمريکا بري؟

414
00:36:37,360 --> 00:36:38,799
نميدونم

415
00:36:38,800 --> 00:36:42,160
اگه بخواي ميتونم باهات بيام -
نه، نه، نه. تو بايد سر کار بري -

416
00:36:42,920 --> 00:36:46,640
فقط نگران اينم که مارتين مجبوره اين همه راه رو
با يه پيرزن ايرلندي خل‌وضع مثل من همسفر بشه

417
00:36:47,160 --> 00:36:48,959
بنظرم شما خل‌وضع نيستين -
برو گمشو -

418
00:36:48,960 --> 00:36:50,800
پير هم نيستين

419
00:36:54,120 --> 00:36:56,600
بنظرم مايلم که بيام

420
00:36:57,960 --> 00:37:02,200
ميخوام بدونم که آنتوني
اصلاً به من فکر کرده يا نه

421
00:37:03,360 --> 00:37:06,520
چون من هر روز به فکرشم

422
00:37:13,640 --> 00:37:16,928
!اوه، واشنگتن ميريد. چه خوب
خودتون چمدونتون رو بستين؟

423
00:37:16,929 --> 00:37:17,879
بله -
بله -

424
00:37:17,880 --> 00:37:19,639
دخترم بهم کمک کرد

425
00:37:19,640 --> 00:37:23,999
داره باهام رفتار سلطنتي ميشه، مارتين
حس ميکنم پاپ هستم

426
00:37:24,000 --> 00:37:26,560
خب، اينجوري به مفصل‌تون فشار نمياد

427
00:37:27,440 --> 00:37:30,320
اون کتاب جالبيه؟
من تازه واسه خودمو تموم کردم

428
00:37:30,880 --> 00:37:33,520
نه، مال من خسته‌کننده‌ست
درباره‌ي انقلاب اکتبره

429
00:37:33,840 --> 00:37:37,280
و بده بستون سياسي -
مال من راجع به اسب‌هاست -

430
00:37:37,600 --> 00:37:40,959
درباره‌ي يه نفر به اسم رابرت‌ـه
که با يه دوشيزه نامزد کرده

431
00:37:40,960 --> 00:37:44,599
اون پسر يه دکتره، پس وضع خوبي
واسه خودش دست‌وپا کرده

432
00:37:44,600 --> 00:37:48,199
ولي اين زن، اين دوشيزه افتضاحه
به شدت مغروره

433
00:37:48,200 --> 00:37:51,439
و هميشه توي آينه به خودش
نگاه ميکنه و از اينجور چيزا

434
00:37:51,440 --> 00:37:53,119
بگذريم، اون فکر ميکنه
که پسره خيلي خسته‌کننده‌ست

435
00:37:53,120 --> 00:37:57,719
واسه همين پسره به اسب‌ها علاقمند ميشه
چون اينجوري ميتونه با پولدارها نشست و برخاست کنه

436
00:37:57,720 --> 00:38:00,919
و البته دختر مورد علاقه‌اش رو
توي اصطبل ميبينه

437
00:38:00,920 --> 00:38:04,839
اون حتي دختر يه دکتر هم نيست
پدرش يه کارگر مزرعه‌ست

438
00:38:04,840 --> 00:38:06,627
و يه پا هم بيشتر نداره -
واي خدا -

439
00:38:06,628 --> 00:38:08,439
ولي بهرحال اونا عاشق همديگه ميشن

440
00:38:08,440 --> 00:38:12,399
و حالا دودل‌ـه که دوک بشه يا نه
چون اگه با اون دوشيزه ازدواج کنه

441
00:38:12,400 --> 00:38:14,479
ارباب کاخ و از اينجور چيزا ميشه

442
00:38:14,480 --> 00:38:18,319
و دختر اصطبلي که پسره دوسش داره
آهي در بساطش نيست

443
00:38:18,320 --> 00:38:22,480
خب روز بزرگ يعني عروسي در راهه
و اين دختر... اين دختر خيلي دوست‌داشتنيه

444
00:38:22,960 --> 00:38:27,079
ميگه رابرت بايد وظيفه‌ش رو انجام بده
ميگه اون براي کس ديگه‌ست

445
00:38:27,080 --> 00:38:30,480
و دارن واسه کت‌وشلوار اندازه‌ي پسره رو
ميگيرن و مشخصه که دلش راضي نيست

446
00:38:30,800 --> 00:38:34,591
چون تمام مدت فقط داره به اسب‌ها
و دختر اصطبلي فکر ميکنه

447
00:38:34,592 --> 00:38:37,919
خب همه توي کليسا منتظرش هستن
تمام عوام

448
00:38:37,920 --> 00:38:42,520
ولي مسئله اينه مارتين، اين دوشيزه فقط رابرت رو واسه
اين ميخواد که لجِ کسي که واقعاً خاطرخواهشه رو دربياره

449
00:38:43,040 --> 00:38:46,120
و بعد آخر کار ميفهمه که
دختر اصطبلي به رابرت نظر داره

450
00:38:46,520 --> 00:38:52,439
ولي قبلش پدرِ تک‌پا ميميره
"و به رابرت ميگه: "به نداي قلبت گوش کن

451
00:38:52,440 --> 00:38:57,160
و بعدش دوشيزه، دختر اصطبلي رو اخراج ميکنه و اونم
وسايلشو جمع ميکنه و اسب و کالسکه بيرون منتظرشه

452
00:38:57,480 --> 00:39:00,559
:سوارش ميشه و ميگه
"ميدوني کجا داريم ميريم؟"

453
00:39:00,560 --> 00:39:03,839
راننده برميگرده و دختره
!ميبينه که اون رابرت‌ـه

454
00:39:03,840 --> 00:39:07,559
پسره ميگه: "تو رو جايي ميبرم
"که ديگه کسي نتونه اذيتت کنه

455
00:39:07,560 --> 00:39:10,239
اصلاً انتظارشو نداشتم، مارتين
!به هيچ وجه

456
00:39:10,240 --> 00:39:14,000
خوبه که سوپرايز داشته باشه. بنظر کتاب جذابي مياد -
خب ميتوني قرض بگيريش -

457
00:39:14,001 --> 00:39:15,079
نميخواد

458
00:39:15,080 --> 00:39:19,120
نه، نه، من که ديگه خوندمش -
حس ميکنم بيشترشو خوندم -

459
00:39:20,560 --> 00:39:22,680
"گام‌زن و نعل"

460
00:39:24,560 --> 00:39:26,320
اوه، يه مجموعه‌ست

461
00:39:31,720 --> 00:39:34,200
شامپاين خالي يا با آب پرتقال؟ -
نه، ممنون -

462
00:39:34,201 --> 00:39:35,161
نه، ممنون

463
00:39:36,720 --> 00:39:38,879
مجانيه

464
00:39:38,880 --> 00:39:40,320
!ببخشيد

465
00:39:40,760 --> 00:39:42,600
يه مخلوط بدين

466
00:39:45,920 --> 00:39:47,799
ممنون

467
00:39:47,800 --> 00:39:50,519
اين خيلي خوبه، مارتين

468
00:39:50,520 --> 00:39:54,320
تو هواپيمايي رايان بايد بابت همه چيز پول بدي -
خب اونا بخش مياني ندارن -

469
00:39:54,321 --> 00:39:55,281
نوش

470
00:39:58,280 --> 00:40:00,240
مارتين -
الکس، حالت چطوره؟ -

471
00:40:00,640 --> 00:40:04,639
از وقتي از سازمان رفتي نديدمت
راستش ميخواستم بهت زنگ بزنم

472
00:40:04,640 --> 00:40:06,199
هنوز دوستيم؟ -
صددرصد -

473
00:40:06,200 --> 00:40:07,896
گوش کن، اميدوارم خيال نکرده باشي
که من تو رو توي اين مخمصه انداختم

474
00:40:07,897 --> 00:40:09,279
واقعاً نميخواد نگرانش باشي

475
00:40:09,280 --> 00:40:11,320
تلفات جنگ بود -
آره، آسيب جانبي -

476
00:40:12,281 --> 00:40:13,319
خب مشغول چه کاري هستي؟

477
00:40:13,320 --> 00:40:14,789
رفتي سراغ کاراي مقدماتي؟ -
آره -

478
00:40:14,790 --> 00:40:16,359
...نه، دارم کمکم ميکنه که -
...آره، فقط -

479
00:40:16,360 --> 00:40:19,720
يه داستان انسان‌گراست
خبرنگاري ميکنم

480
00:40:21,320 --> 00:40:23,680
خب موفق باشي
من بهتره برگردم

481
00:40:23,681 --> 00:40:24,641
باشه

482
00:40:26,040 --> 00:40:29,439
ببخشيد مارتين، بايد وانمود کنيم که -
همديگه رو نميشناسيم؟   - نه، نه، نه

483
00:40:29,440 --> 00:40:33,200
اون همکار سابقمه. خبرنگارِ جيره‌خواره
ميخوام ازشون دوري کنم

484
00:40:34,520 --> 00:40:38,120
اونجا بخش درجه يکه؟ -
از مزاياي شغلشه -

485
00:40:39,360 --> 00:40:42,680
چون توي بخش درجه يک هستي
دليل نميشه آدم درجه يکي باشي

486
00:40:44,160 --> 00:40:46,120
آدم خوبيه

487
00:40:47,600 --> 00:40:51,480
فکر کنم يه پس‌گردني تروتميز لازم داره

488
00:40:53,760 --> 00:40:55,880
آره، احتمالاً حق با شماست

489
00:41:53,320 --> 00:41:55,560
مارتين، روي بالش تو هم
يه شکلات کوچولو بود؟

490
00:41:55,561 --> 00:41:57,359
بله، بود. آره

491
00:41:57,360 --> 00:41:59,879
زندگي پولدارها اينجوريه، نه؟ -
آره -

492
00:41:59,880 --> 00:42:01,560
آخه منظره رو ببين -
!واي -

493
00:42:02,360 --> 00:42:05,880
منظره‌ي اتاق من
مجراي سيستم تهويه‌ست

494
00:42:08,160 --> 00:42:10,720
اوه، کارولاين از دفتر اسناده
بهتره جواب بدم. الو؟

495
00:42:11,840 --> 00:42:16,000
<i>خيلي خوبه
ليست بلندبالا رو برام بفرست</i>

496
00:42:19,592 --> 00:42:20,719
خوبه. باشه

497
00:42:20,720 --> 00:42:22,879
عاليه. صبح باهات حرف ميزنم

498
00:42:22,880 --> 00:42:23,960
خيلي‌خب. خداحافظ

499
00:42:27,360 --> 00:42:28,840
بريم قدم بزنيم؟

500
00:42:29,560 --> 00:42:32,399
خستگي پرواز از تنمون در بره
گفتين ميخواين "يادبود لينکن" رو ببينين؟

501
00:42:32,400 --> 00:42:34,279
ميتونيم بريم آقاي لينکن رو ببينيم

502
00:42:34,280 --> 00:42:38,559
يا ميتونيم از تلويزيون
خونه‌ي مادربزرگ" رو تماشا کنيم"

503
00:42:38,560 --> 00:42:41,664
راجع به يه مرد کوچيک سياه‌پوسته که خودش رو
جاي يه خانوم سياه‌پوست چاق جا زده

504
00:42:41,665 --> 00:42:44,479
الان توي تلويزيون
يه تيکه‌هاييش رو نشون دادن

505
00:42:44,480 --> 00:42:49,120
!همه دنبالش بودن
!بنظر خيلي خنده‌دار ميومد، مارتين

506
00:42:53,120 --> 00:42:55,120
فوق‌العاده نيست؟

507
00:42:55,600 --> 00:42:58,599
هميشه دلم ميخواست
که توي صندلي بزرگش ببينمش

508
00:42:58,600 --> 00:43:05,279
خب اون مرد بزرگي بود. به معناي واقعي کلمه
قدش 1.95 بود. بلندقدترين رئيس‌جمهور آمريکا

509
00:43:05,280 --> 00:43:07,840
کاملاً مشخصه
حتي وقتي نشسته هم قدش بلنده

510
00:43:09,160 --> 00:43:13,399
يه دوست داشتم که دخترش واسه تولدِ
هفتاد سالگيش، بهش پول داد تا به فلوريدا بره

511
00:43:13,400 --> 00:43:18,040
بهم گفت: "فيل، اگه بدوني هر پُرس غذاشون
"!چقدر زياده، باورت نميشه

512
00:43:18,560 --> 00:43:22,199
ميخوام سريع يه عکس بگيرم. صاف بمونين -
واسه مقاله‌ست؟ -

513
00:43:22,200 --> 00:43:25,559
آره، يکم برين عقبتر. اونجا وايستين -
ميدوني، من يکم نگرانم. چون اگه پيداش کنيم -

514
00:43:25,560 --> 00:43:28,399
ممکنه با حرف زدن
با روزنامه‌ها مخالف باشه

515
00:43:28,400 --> 00:43:30,599
مسائل خانوادگي، خيلي خصوصي هستن

516
00:43:30,600 --> 00:43:35,639
خيلي‌خب، برگردين سر جاتون. درسته، خيلي
خصوصي هستن ولي پيدا کردنش خرج زيادي داره

517
00:43:35,640 --> 00:43:38,559
يجور عمل متقابل‌ـه، مگه نه؟ -
يعني چي؟ -

518
00:43:38,560 --> 00:43:40,959
خب معني لغويش ميشه
اين در ازاي اون

519
00:43:40,960 --> 00:43:43,919
ولي نگران نباشين
چيزي که راضي نباشين رو نمينويسم

520
00:43:43,920 --> 00:43:47,080
فقط ميخوام حقيقت رو بگم -
منم نگران همينم -

521
00:43:47,640 --> 00:43:49,280
لبخند بزنم يا جدي باشم؟

522
00:43:49,960 --> 00:43:53,960
يدونه عکس شاد ميگيريم
يکي هم عکسِ نه چندان شاد

523
00:44:00,080 --> 00:44:03,000
دارم ميترسم
ديگه داريم نزديک ميشيم

524
00:44:04,040 --> 00:44:07,559
تموم اين سال‌ها واسم سؤال بود
که آنتوني توي دردسره يا توي زندان

525
00:44:07,560 --> 00:44:09,120
يا خدا ميدونه کجاست

526
00:44:09,680 --> 00:44:15,319
تا وقتي نميدونستم، هميشه ميتونستم به خودم بگم
که اون يه جايي خوشحاله و وضعش خوبه

527
00:44:15,320 --> 00:44:19,319
ولي اگه توي ويتنام مُرده باشه چي؟
يا بدون پا برگشته باشه

528
00:44:19,320 --> 00:44:21,520
يا توي خيابون افتاده باشه؟

529
00:44:23,520 --> 00:44:27,040
خودتو ناراحت نکن
ما که چيزي نميدونيم

530
00:44:27,640 --> 00:44:31,720
وقتي فهميديم، باهاش کنار ميايم -
اگه معتاد باشه چي، مارتين؟ -

531
00:44:32,600 --> 00:44:34,120
اگه خيکي باشه چي؟

532
00:44:36,400 --> 00:44:37,632
خيکي؟

533
00:44:37,633 --> 00:44:41,080
يه مستند ديدم که توش ميگفت
خيلي از آمريکايي‌ها گُنده هستن

534
00:44:41,440 --> 00:44:45,600
اگه اونم اينجوري شده باشه چي؟ -
چرا فکر ميکني خيکي شده؟ -

535
00:44:46,120 --> 00:44:49,120
!چون هر پُرس غذاشون خيلي زياده

536
00:44:56,040 --> 00:44:57,960
الو؟

537
00:44:58,840 --> 00:45:01,280
نه، لباس حمام دارم فيلومينا

538
00:45:02,160 --> 00:45:06,360
آره، توي هر اتاق دوتا هست
با دمپايي

539
00:45:07,960 --> 00:45:13,760
خيلي‌خب، فقط خستگي پرواز تو تنت مونده
سرت رو بذار روي بالش. خيلي‌خب، شب بخير

540
00:45:15,160 --> 00:45:16,359
سلام، حالتون چطوره؟

541
00:45:16,360 --> 00:45:19,439
<i>همه خوبيم. "دني" امروز بازي راگبيش رو بُرد
نزديک بود يه گل سه امتيازي بزنه</i>

542
00:45:19,440 --> 00:45:20,559
!عاليه

543
00:45:20,560 --> 00:45:21,719
<i>حال فيلومينا چطوره؟</i>

544
00:45:21,720 --> 00:45:24,999
خب، بالاخره از نزديک ديدم
که وقتي آدم تو کل عمرش

545
00:45:25,000 --> 00:45:28,839
"فقط مجله "ريدرز دايجست"، روزنامه "ديلي ميل
و رمان‌هاي عاشقانه بخونه

546
00:45:28,840 --> 00:45:31,559
چه بلايي سر مغزش مياد

547
00:45:31,560 --> 00:45:33,679
همش به خدمه‌ي هتل ميگه
که خيلي مهربون هستن

548
00:45:33,680 --> 00:45:35,719
حتماً فکر ميکنه که اونا
داوطلبانه دارن کار ميکنن

549
00:45:35,720 --> 00:45:38,400
امروز به چهار نفر گفت که
لنگه‌شون يک در ميليون پيدا ميشه

550
00:45:39,120 --> 00:45:40,879
احتمالش چقدره؟

551
00:45:40,880 --> 00:45:43,560
<i>بيخيال، اون يه پيرزن ايرلنديه</i>

552
00:46:03,440 --> 00:46:05,799
همه چيز مرتبه؟ -
مارتين -

553
00:46:05,800 --> 00:46:09,240
ميخواستم قبلتر يه چيزي
بهت بگم ولي يادم رفت

554
00:46:09,840 --> 00:46:13,400
و بعدش خواستم تلفني بهت بگم
اما شماره‌ات يادم رفت

555
00:46:13,401 --> 00:46:14,361
باشه

556
00:46:15,840 --> 00:46:19,720
ميخواستم بگم ازت ممنونم که داري
توي پيدا کردن پسرم بهم کمک ميکني

557
00:46:21,200 --> 00:46:25,840
ميدونم از کارت اخراج شدي
اخبار ساعت ده رو نميگم، اون يکي

558
00:46:26,440 --> 00:46:28,920
خب ضرر اونا براي من منفعته

559
00:46:29,800 --> 00:46:31,760
ممنون

560
00:46:32,520 --> 00:46:35,720
خب شب بخير مارتين -
شب بخير فيلومينا -

561
00:47:19,480 --> 00:47:22,360
سلام کارولاين
مارتين سيکسميث هستم

562
00:47:23,400 --> 00:47:26,720
فقط ميخواستم چک کنم. آره
اون فايل اسناد مهاجرت

563
00:47:28,680 --> 00:47:31,119
ميدونم چک کرديش
ميشه برام بفرستيش؟

564
00:47:31,120 --> 00:47:34,919
ما توي انگليس، مکزيکي نداريم
بجاش هندي داريم

565
00:47:34,920 --> 00:47:37,280
و همه ادويه کاري دوست دارن

566
00:47:37,828 --> 00:47:39,201
مارتين
مارتين؟

567
00:47:40,520 --> 00:47:45,359
اونجا املت دارن، پن‌کيک
شيريني شطرنجي، هر جور محتويات

568
00:47:45,360 --> 00:47:48,559
و برشتوک، بيکن و سوسيس. هر چيزي که بخواي -
ميدونم. ديدم، ديدم -

569
00:47:48,560 --> 00:47:51,799
هزينه صبحونه حساب شده، مگه نه؟ -
آره. فقط واسه من هنوز زوده -

570
00:47:51,800 --> 00:47:55,239
معده‌م هنوز بيدار نشده -
مال من قبل از خودم بيدار ميشه -

571
00:47:55,240 --> 00:47:58,039
من املت گوشت خوک و پنير سوييسي ميخورم
واسه تو هم بگيرم؟

572
00:47:58,040 --> 00:48:00,679
نه، من گرسنه‌م نيست -
يه مقدار تمشک آبي چطوره؟ -

573
00:48:00,680 --> 00:48:02,320
قهوه ميخورين؟ -
نه ممنون -

574
00:48:02,321 --> 00:48:06,320
باشه، اگه ميخواين از اونجا صبحونه بگيرين
ما دوتا بوفه داريم. داغ و سرد

575
00:48:06,321 --> 00:48:07,359
ميدونم -
ميوه‌ي تازه -

576
00:48:07,360 --> 00:48:08,999
ايشون الان بهم گفت -
برشتوک -

577
00:48:09,000 --> 00:48:11,559
املت با محتويات دلخواه -
دقيقاً ميدونم اونجا چيا دارن -

578
00:48:11,560 --> 00:48:14,640
پن‌کيک تازه هم داريم -
ممنون. ميخوايم خصوصي صحبت کنيم -

579
00:48:15,040 --> 00:48:16,360
معذرت ميخوام قربان

580
00:48:20,120 --> 00:48:22,679
لازم نيست بي‌ادبي کني
اون آدم خيلي خوبيه

581
00:48:22,680 --> 00:48:26,279
ميدونم، مطمئنم لنگه‌ش يک در ميليون
پيدا ميشه. يا يک در صد هزار

582
00:48:26,280 --> 00:48:30,399
منظورت چيه؟   - خب اينو حدوداً به ده نفر گفتي -
پس فقط يه تقسيمِ ساده‌ست

583
00:48:30,400 --> 00:48:34,199
موقع پيشرفت بايد با آدما خوب رفتار کني
چون ممکنه موقع پسرفت گذرت بهشون بخوره

584
00:48:34,200 --> 00:48:37,160
تو يکي بايد اينو خوب بفهمي

585
00:48:38,280 --> 00:48:41,119
ترجيح ميدم به جاي بي‌ادبي به آدماي خوبي
که اينجا کار ميکنن، به من بي‌ادبي کني

586
00:48:41,120 --> 00:48:45,560
خب شرمنده، فقط دارم سعي ميکنم کمکت کنم
...که پسرت رو پيدا کني. واسه همين اينجاييم، پس

587
00:48:47,240 --> 00:48:49,680
بايد يه مقدار تنها باشم

588
00:48:58,840 --> 00:49:01,440
توي مکزيک بدنيا اومدي؟ -
من اهل چيهواهوا هستم -

589
00:49:02,080 --> 00:49:05,800
حتماً از ساندويچ مکزيکي خوشت مياد
نوه‌ام ناتالي منو باهاش آشنا کرد

590
00:49:06,440 --> 00:49:10,920
من تابحال مکزيک نرفتم ولي بنظرم جاي قشنگيه
البته بجز آدم‌ربايي‌هاش

591
00:49:17,520 --> 00:49:20,880
آنتوني لي - اسناد مهاجرت

592
00:49:43,200 --> 00:49:47,359
دکتر و خانم "هس"، با دو عضو جديد خانواده‌شان
يعني "ماري" و "مايکل" به فرودگاه "ميدوي" رسيدند

593
00:49:47,360 --> 00:49:49,680
اين بچه‌ها از ايرلند به سرپرستي گرفته شده‌اند

594
00:49:55,320 --> 00:49:58,520
مايکل هس
تاريخ تولد 52/07/05

595
00:50:03,080 --> 00:50:05,400
مايکل هس - حزب جمهوري‌خواه

596
00:50:18,120 --> 00:50:19,759
او در سال 1952 در ايرلند بدنيا آمد

597
00:50:19,760 --> 00:50:21,760
در سال 1955 توسط پدرخوانده
و مادرخوانده‌اش به آمريکا آورده شد

598
00:50:23,960 --> 00:50:26,279
مشاور حقوقي ارشدِ
رئيس‌جمهور جورج بوش پدر

599
00:50:26,280 --> 00:50:28,720
مشاور اصلي کميته‌ي ملي جمهوري‌خواهان
طي دوران حکومت ريگان

600
00:50:33,320 --> 00:50:35,920
مايکل در پانزدهم آگوست 1995 فوت کرد

601
00:50:40,360 --> 00:50:41,800
بفرماييد -
ممنون -

602
00:50:45,560 --> 00:50:48,520
تمشک آبي تموم کردن واسه همين
واست بجاش تمشک سياه گرفتم

603
00:50:50,320 --> 00:50:52,920
اوه شرمنده، ميخواي تنها باشي؟

604
00:51:02,000 --> 00:51:03,960
اون آنتونيِ منه

605
00:51:11,760 --> 00:51:15,000
اون مُرده، مگه نه؟ -
بله. متأسفم -

606
00:51:24,360 --> 00:51:25,280
متأسفم

607
00:51:26,600 --> 00:51:28,520
خيلي متأسفم

608
00:52:05,040 --> 00:52:06,319
اون مُرده

609
00:52:06,320 --> 00:52:07,679
<i>کي مُرده؟</i>

610
00:52:07,680 --> 00:52:09,839
پسرش. اون هشت سال پيش مُرد

611
00:52:09,840 --> 00:52:13,119
!واي خدا
واسه چي مُرد؟

612
00:52:13,120 --> 00:52:15,919
نميدونم، نفهميدم
توي فرودگاه هستم

613
00:52:15,920 --> 00:52:17,519
توي فرودگاهي؟

614
00:52:17,520 --> 00:52:18,959
<i>خب، اون ميخواد برگرده</i>

615
00:52:18,960 --> 00:52:20,159
تا پيش دخترش باشه

616
00:52:20,160 --> 00:52:21,999
<i>داستان چي ميشه؟</i>

617
00:52:22,000 --> 00:52:25,039
خب اون مُرده -
مُرده يا زنده، شاد يا غم‌انگيز -

618
00:52:25,040 --> 00:52:28,320
<i>جفتشون خوبن
کشش بده، يه داستان پيدا کن</i>

619
00:52:28,880 --> 00:52:32,959
ببين، اگه من اينجا بمونم و اون بره خونه
هيچکس به سؤالام جواب نميده

620
00:52:32,960 --> 00:52:35,679
پس همونجا نگهش دار -
چي؟ -

621
00:52:35,680 --> 00:52:39,399
بيخيال، اون ماتم گرفته
انگار که دوباره پسرش رو از دست داده

622
00:52:39,400 --> 00:52:41,200
عاليه! اين جمله رو بنويس

623
00:52:56,400 --> 00:52:58,479
<i>تو يه قرارداد امضا کردي</i>

624
00:52:58,480 --> 00:52:59,479
جدي ميگي؟ -
آره -

625
00:52:59,479 --> 00:53:01,399
<i>هروقت چيزي گير آوردي
باهام تماس بگير</i>

626
00:53:12,000 --> 00:53:13,999
شرمنده، سردبيرم بود

627
00:53:15,079 --> 00:53:18,479
گمونم الان ديگه بايد از اون
عکسِ نه چندان شاد استفاده کني

628
00:53:18,480 --> 00:53:20,400
بله، گمون کنم

629
00:53:27,360 --> 00:53:29,959
اون روز توي شهربازي رو يادمه

630
00:53:30,480 --> 00:53:33,400
پدرش با درآوردن اداي پيرمردها
من رو به خنده آورد

631
00:53:34,240 --> 00:53:37,480
منم با درآوردن اداي پيرزن‌ها
اونو به خنده آوردم

632
00:53:39,559 --> 00:53:44,920
حالا يه پيرزن شدم و نميدونم که آنتوني
اصلاً به من فکر کرده يا نه

633
00:53:46,240 --> 00:53:49,480
و هرگز نميتونم
ازش معذرت‌خواهي کنم

634
00:53:55,000 --> 00:53:57,640
از حدود يک ساعت ديگه
مسافرها رو سوار ميکنن

635
00:54:00,120 --> 00:54:05,039
بگو ببينم مارتين، ما بليط قابل‌تعويض داريم؟ -
بله، فکر کنم -

636
00:54:05,040 --> 00:54:08,079
خب اگه برنامه‌هات رو عوض کني
ميتوني پروازت رو تغيير بدي؟

637
00:54:08,080 --> 00:54:09,040
بله

638
00:54:09,559 --> 00:54:12,240
بنظرم امشب سوار هواپيما نشيم

639
00:54:14,200 --> 00:54:17,760
چون اينجا نشستم و منتظر
يه نشونه هستم ولي چيزي نديدم

640
00:54:18,400 --> 00:54:22,120
پس خودم تصميم گرفتم
و دوست دارم يکم ديگه اينجا بمونم

641
00:54:23,520 --> 00:54:26,959
خب اگه همينو ميخواين، باشه -
همينو ميخوام -

642
00:54:29,719 --> 00:54:33,559
ميخوام با کسي حرف بزنم
که واقعاً اونو از نزديک ديده

643
00:54:34,680 --> 00:54:37,039
باشه پس، ميمونيم

644
00:54:43,360 --> 00:54:48,119
يه عکس از آنتوني واسم فرستادن. ميخواين ببينين؟ -
اوه، بله لطفاً -

645
00:54:48,120 --> 00:54:50,040
همراه رئيس‌جمهور ريگان

646
00:54:53,040 --> 00:54:56,959
از طرف خانوميه که ممکنه
"فردا ببينيمش، به اسم "مارسيا ولر

647
00:54:58,720 --> 00:55:03,159
اون همکار سابق آنتوني بود -
پسرم بنظر خيلي باهوش مياد -

648
00:55:03,160 --> 00:55:05,081
حالا نوشيدني ميخورين؟
برندي" ميخواين ديگه؟"

649
00:55:06,199 --> 00:55:07,159
!اوه، هيچي اينجا نيست

650
00:55:08,072 --> 00:55:09,992
...مارتين

651
00:55:10,759 --> 00:55:13,080
اين مرد خيلي شبيه توئه

652
00:55:25,360 --> 00:55:27,558
خودمم

653
00:55:27,559 --> 00:55:29,640
مايکل هس

654
00:55:31,440 --> 00:55:32,760
من ديدمش -
کجا؟ -

655
00:55:32,761 --> 00:55:34,799
توي کاخ سفيد -
!خداي بزرگ -

656
00:55:34,800 --> 00:55:38,319
حدود ده سال پيش که با بي‌بي‌سي بودم -
چجوري بود؟ -

657
00:55:38,320 --> 00:55:40,038
يادم نمياد
جلسه‌ي جمهوري‌خواهان بود

658
00:55:40,039 --> 00:55:42,479
حتماً يه چيزي يادته

659
00:55:42,480 --> 00:55:45,558
وقتي رفتيم، کنار در بود
من باهاش دست دادم

660
00:55:45,559 --> 00:55:48,959
خب، چجوري دست داد؟ -
محکم بود -

661
00:55:48,960 --> 00:55:53,478
اگه شُل دست ميداد، يادم ميموند
هيچکس با شُل دست دادن به همچين مقامي نميرسه

662
00:55:53,479 --> 00:55:55,408
پس محکم دست ميداد
ديگه چي؟

663
00:55:56,359 --> 00:55:59,718
باهوش بود -
اوه، من هميشه باهوش نگهش داشتم -

664
00:55:59,719 --> 00:56:01,039
چيزي از حرفاش يادت هست؟

665
00:56:03,120 --> 00:56:04,519
[Hello] سلام -
سلام. سلام -

666
00:56:04,520 --> 00:56:06,199
گفته باشه [Hi] ممکنه سلام -
سلام -

667
00:56:06,679 --> 00:56:08,320
مؤدب بود -
...خب -

668
00:56:08,959 --> 00:56:12,869
اون باهوش بود و محکم دست ميداد -
گفت سلام -

669
00:56:12,870 --> 00:56:14,310
گفت سلام. سلام

670
00:56:15,079 --> 00:56:16,920
مؤدب بود -
!واي مارتين -

671
00:56:23,839 --> 00:56:27,319
من نزديک به ده سال
پسرتون رو ميشناختم

672
00:56:29,239 --> 00:56:34,200
اون مشاور حقوقي ارشدِ
هر دو دولت بوش و ريگان بود

673
00:56:34,800 --> 00:56:37,000
کارش زياد بد نبود، مگه نه فيلومينا؟

674
00:56:39,400 --> 00:56:42,600
اگه پيش من ميموند
هرگز همچين شغلي گير نمياورد

675
00:56:43,840 --> 00:56:46,120
فکر کنم اگه پيشم ميموند
توي "مک‌کلورلي" کار ميکرد

676
00:56:46,840 --> 00:56:49,320
اون يه شرکت وکالت
توي شهر "کسلبار" ـه

677
00:56:50,560 --> 00:56:53,839
اون اصلاً حرفي از ايرلند نزد، مارسيا؟ -
فکر نکنم -

678
00:56:55,000 --> 00:56:57,024
البته يه شماره از خواهرش ماري دارم

679
00:56:57,025 --> 00:56:59,399
که از ايرلند همراهش اومد -
عاليه -

680
00:56:59,400 --> 00:57:01,719
ميتونم واستون باهاش تماس بگيرم -
عاليه. حرف نداره -

681
00:57:01,720 --> 00:57:04,560
اينجا بنظر خيلي خوشحال مياد

682
00:57:05,959 --> 00:57:09,919
اين آقا کيه؟ -
اين دوستش "پيت"ـه -

683
00:57:14,040 --> 00:57:18,079
تو دوست‌دخترش بودي مارسيا؟ -
اوه، نه -

684
00:57:20,080 --> 00:57:22,840
نميدونم ميدونستين يا نه
ولي اون همجنسباز بود

685
00:57:23,680 --> 00:57:26,719
وقتي ميخواست به مراسم رسمي بره
من همراهيش ميکردم

686
00:57:27,040 --> 00:57:31,759
چون همجنسباز بودن توي حزب جمهوري‌خواه
يه امر ناپسند به شمار ميومد

687
00:57:34,680 --> 00:57:37,879
ولي خيلي دلربا و پُرجذبه بود

688
00:57:39,120 --> 00:57:44,280
بگو ببينم اون بچه‌اي داشت؟ -
فيلومينا، مارسيا الان گفت که آنتوني همجنسباز بود -

689
00:57:44,599 --> 00:57:48,640
خب من هميشه اينو ميدونستم ولي ميخواستم
بدونم که علاقه به هر دو جنس داشت يا نه

690
00:57:49,200 --> 00:57:54,160
خيلي از پرستارايي که باهاشون کار ميکردم همجنسباز بودن
ولي يکيشون به اسم "برندون" گفت علاقه به هر دو جنس داره

691
00:57:54,760 --> 00:57:56,959
فکر کنم سر دو راهي مونده بود، مارسيا

692
00:57:57,760 --> 00:58:00,480
اون بچه‌اي نداشت. متأسفم

693
00:58:04,000 --> 00:58:07,159
پيت دوستش داشت؟ -
بله -

694
00:58:08,359 --> 00:58:11,200
فيل، از کجا ميدونستي
که اون همجنسباز بود؟

695
00:58:11,800 --> 00:58:13,920
خب اون پسربچه‌ي خيلي حساسي بود

696
00:58:14,239 --> 00:58:18,360
و با گذشت سال‌ها، هميشه واسم
سؤال بود که همجنسبازه يا نه

697
00:58:19,159 --> 00:58:23,880
وقتي اون عکسش که روپوش کار پوشيده بود
رو ديدم، ديگه هيچ شکي نداشتم

698
00:58:45,760 --> 00:58:49,439
<i>پيتر، نظرت چيه؟
فکر کنم حالش خوش نيست</i>

699
00:58:49,440 --> 00:58:51,480
<i>امروز اخلاقش گند شده
برخلاف تو</i>

700
00:58:57,400 --> 00:59:00,120
چرا اين موضوع رو
پنجاه سال مخفي نگه داشتي؟

701
00:59:01,039 --> 00:59:06,039
من گناه کرده بودم
واسه همين مخفي نگهش داشتم

702
00:59:06,040 --> 00:59:10,799
بعدش پيش خودم فکر کردم
که مخفي نگه داشتنش هم يه گناهه

703
00:59:10,800 --> 00:59:13,639
چون داشتم به همه دروغ ميگفتم

704
00:59:14,400 --> 00:59:18,839
و با گذشت زمان آشفته شدم
و نگران اين بودم که کدوم گناه بدتره

705
00:59:18,840 --> 00:59:21,640
بچه‌دار شدن يا دروغ گفتن

706
00:59:21,960 --> 00:59:25,399
آخرش نتونستم تصميم بگيرم، مارتين

707
00:59:26,440 --> 00:59:30,880
مارتين، ميخواستم ازت بپرسم امکانش هست
موقع نوشتن داستان، از اسم واقعيم استفاده نکني؟

708
00:59:31,840 --> 00:59:34,639
شايد بتوني اسمم رو نانسي بذاري
هميشه اين اسم رو دوست داشتم

709
00:59:35,040 --> 00:59:39,319
نانسي. خواهرزاده‌م اسمش نانسي‌ـه
اوه نه، شايد بعداً فکر کنن که راجع به اونه

710
00:59:40,080 --> 00:59:45,438
آن" چطوره؟ آن بولين. اسم قشنگيه"
اوه، حتماً يکي قبلاً انتخابش کرده

711
00:59:45,439 --> 00:59:48,880
بايد از اسم واقعيت استفاده کنيم، فيلومينا
روند کار اينجوريه

712
01:00:00,679 --> 01:00:02,307
ماري؟ -
بله -

713
01:00:02,307 --> 01:00:04,079
سلام، من مارتين هستم

714
01:00:04,080 --> 01:00:07,920
ايشون فيلومينا لي هستن
مادر آنتوني... خب، مادر مايکل

715
01:00:11,160 --> 01:00:13,159
باشه

716
01:00:14,160 --> 01:00:16,960
اون مادرمونه
يعني مادرخونده‌مون

717
01:00:18,480 --> 01:00:22,998
اون خانوم خوبي بود، ماري؟ بنظر خانوم خوبي مياد -
ميدونين، نميخوام بهتون دروغ بگم -

718
01:00:22,999 --> 01:00:26,479
دوران بچگيمون زياد شاد نبود
مارج" خوب بود"

719
01:00:26,920 --> 01:00:29,760
"ولي پدرمون "داک
خيلي آدم سنگدلي بود

720
01:00:32,719 --> 01:00:35,119
!اينقدر شکنجه‌ش نکن

721
01:00:36,360 --> 01:00:39,079
اون مايکل با پيت اولسن‌ـه

722
01:00:40,159 --> 01:00:42,639
...مايکل و پيت

723
01:00:42,640 --> 01:00:46,240
مشکلي نيست، ماري
ميدونم که آنتوني همجنسباز بود

724
01:00:46,800 --> 01:00:49,839
ما مارسيا رو هم ديديم
که فکر کنم اسکورتش بود

725
01:00:49,840 --> 01:00:52,679
درسته مارتين؟ -
بله، درسته -

726
01:00:52,680 --> 01:00:57,360
حتماً خيلي وحشتناکه که مجبور بوده
تموم عمرش اين موضوع رو پنهون کنه

727
01:00:59,520 --> 01:01:02,560
گمونم پسرم بخاطر ايدز مُرد -
آره -

728
01:01:03,120 --> 01:01:08,478
يکي دو سال آخر عمرش که واسه ريگان کار ميکرد
زياد خوشحال نبود. اعصابش خيلي داغون بود

729
01:01:08,479 --> 01:01:12,039
جمهوري‌خواهان از تخصيص بودجه
به تحقيقات ايدز صرفنظر کردن چون اونا

730
01:01:12,040 --> 01:01:14,327
دليل اين بيماري رو
روش زندگي همجنسبازها دونستن

731
01:01:14,328 --> 01:01:19,000
درسته، چون بعضي از اونا کاندوم نميزدن
چون ميگفتن لذتش از بين ميره

732
01:01:22,360 --> 01:01:24,119
کجا دفن شده، ماري؟

733
01:01:24,120 --> 01:01:27,119
بابا ميخواست که اون توي قطعه‌ي خانوادگي
در سنت‌لوييس دفن بشه

734
01:01:27,120 --> 01:01:30,040
ولي پيت اجازه نميداد
دعواي شديدي کردن

735
01:01:30,480 --> 01:01:33,679
من آخرسر نرفتم
نميخواستم خودمو درگيرش کنم

736
01:01:34,240 --> 01:01:35,239
دربارش ميتونين با پيت حرف بزنين

737
01:01:35,719 --> 01:01:40,560
بله، ما شماره‌ي پيت رو داريم
بهتره يه سر بهش بزنيم، نه فيلومينا؟

738
01:01:44,839 --> 01:01:49,080
ميشه يه سؤالي ازت بپرسم ماري؟
يه چيزو ميخوام بدونم

739
01:01:49,519 --> 01:01:52,879
هرگز نشد که آنتوني حرفي از
ايرلند يا زادگاهش بزنه؟

740
01:01:56,760 --> 01:01:59,959
راستش نه
دربارش حرف نزديم

741
01:02:01,320 --> 01:02:04,159
نه، چرا حرف بزنين؟

742
01:02:07,720 --> 01:02:10,800
يکم شکر ميخواين؟ يکم شير؟ -
اگه زحمت نيست -

743
01:02:11,137 --> 01:02:12,865
بابت مهمون‌نوازيتون خيلي ممنونم

744
01:02:31,320 --> 01:02:35,159
عجيبه که اون با کسي که مادرش رو
ميشناخت توي يه اتاق بود

745
01:02:35,160 --> 01:02:37,320
ولي دربارش هيچ سؤالي ازت نپرسيد

746
01:02:38,200 --> 01:02:42,640
بنظر من عجيب نيست. چرا بخواد درباره‌ي
کسي که نميشناسدش سؤالي بپرسه؟

747
01:02:46,639 --> 01:02:49,998
ميخوام به اعترافگاه برم
توي راه اينجا، از يه کليسا رد شديم

748
01:02:49,999 --> 01:02:54,280
چرا ميخواي به اعترافگاه بري؟ -
خب معلومه، براي اعتراف به گناهانم -

749
01:02:54,960 --> 01:02:59,040
کدوم گناه؟ کليساي کاتوليک
بايد به اعترافگاه بره، نه شما

750
01:02:59,680 --> 01:03:03,918
پدر، مرا ببخش چون گناه کردم"
من زنان جوان را بر خلاف ميلشان محبوس کردم

751
01:03:03,919 --> 01:03:07,799
از آنها بعنوان برده استفاده نمودم
"و سپس فرزندانشان را به بالاترين قيمت فروختم

752
01:03:07,800 --> 01:03:11,039
اميدوارم خدا به حرفات گوش نده -
...خب من به خدا اعتقاد ندارم، پس -

753
01:03:11,040 --> 01:03:13,391
ببين، رعدوبرق خشکم نکرد -
تو چي رو ميخواي ثابت کني؟ -

754
01:03:13,392 --> 01:03:17,079
هيچي، فقط اينکه واسه داشتن يه زندگي
شاد و متعادل، نيازي به دين نيست

755
01:03:17,080 --> 01:03:18,759
اونوقت زندگيِ تو شاد و متعادله؟

756
01:03:18,760 --> 01:03:21,359
من يه خبرنگارم، فيلومينا
ما سؤال ميپرسيم

757
01:03:21,360 --> 01:03:25,239
ما چيزي رو فقط بخاطر اينکه گفتن حقيقته
باور نميکنيم. آره، توي انجيل چي نوشته؟

758
01:03:25,240 --> 01:03:29,879
"خوشا به حال آنان که ناديده ايمان آورند"
!مرحبا به اعتقاد کورکورانه و جهالت

759
01:03:29,880 --> 01:03:34,439
خب تو به چي اعتقاد داري؟
به انتقاد از بقيه و پُرادعا بودن؟

760
01:03:34,440 --> 01:03:37,279
اينکه هرجا خواستي عکس بگيري؟

761
01:03:38,680 --> 01:03:42,534
چند روز پيش توي يه روزنامه‌ي طنز، يه تيترِ
خيلي خنده‌دار راجع به زمين‌لرزه در ترکيه خوندم

762
01:03:42,535 --> 01:03:45,719
نوشته بود: "خداوند بار ديگر
"بر تروريست‌ها غلبه مي‌کند

763
01:03:45,720 --> 01:03:49,998
اينکه چرا خدا حس ميکنه بايد يهو صدها هزار
انسان بيگناه رو نابود کنه در فهمم نميگنجه

764
01:03:49,999 --> 01:03:54,119
وقتي اون داخل هستي، ازش بپرس
"احتمالاً ميگه "خداوند اصول اسرارآميزي داره

765
01:03:54,120 --> 01:03:57,120
نه، فکر کنم ميگه تو يه احمقي

766
01:04:11,560 --> 01:04:13,120
سلام

767
01:04:15,160 --> 01:04:16,680
سلام؟

768
01:04:17,280 --> 01:04:18,798
اوه، سلام -
سلام سالي -

769
01:04:18,799 --> 01:04:19,959
<i>چي واسم گير آوردي؟</i>

770
01:04:19,960 --> 01:04:23,999
حدس بزن چي شده؟ پسره يه مشاور حقوقيِ کله‌گنده
واسه دولت‌ ريگان و بوش بوده

771
01:04:24,000 --> 01:04:25,799
<i>شوخي ميکني. محشره</i>

772
01:04:25,800 --> 01:04:29,958
در ضمن يه همجنسباز پنهاني بود
که بخاطر ايدز مُرد

773
01:04:29,959 --> 01:04:33,678
<i>اوه، اين واسه بخش آخرهفته عاليه</i>

774
01:04:33,679 --> 01:04:35,519
و من هم از نزديک ديدمش

775
01:04:35,520 --> 01:04:36,959
تو ميشناختيش؟ -
آره -

776
01:04:36,960 --> 01:04:39,639
پس جنبه‌ي شخصي هم داره -
آره -

777
01:04:39,640 --> 01:04:41,879
<i>اين يکي از جنبه‌هاي داستانه
ولي مردم بايد بدونن چه اتفاقي واسش افتاد</i>

778
01:04:41,880 --> 01:04:44,118
اين واقعاً ناعدالتيه

779
01:04:44,119 --> 01:04:46,278
<i>راهبه‌هاي خبيث چي؟
اونا چي شدن؟</i>

780
01:04:46,279 --> 01:04:49,719
هنوز همونجا هستن. جايي نرفتن
يخورده خبيث‌تر هم شدن

781
01:04:49,720 --> 01:04:51,798
<i>اين عاليه، مارتين</i>

782
01:04:51,799 --> 01:04:54,160
به زودي باهات تماس ميگيرم

783
01:04:55,000 --> 01:04:56,920
حرف بزن عزيزجان، نترس

784
01:05:19,120 --> 01:05:23,080
ايمان داشته باش، عزيزجان
خدا تو رو ميبخشه

785
01:06:05,320 --> 01:06:09,600
فيل؟ فيل، حق با تو بود
من احمق بودم و معذرت ميخوام

786
01:06:10,000 --> 01:06:14,999
اون داخل يه مقدار فکر کردم. ميخوام يه وام
از بانک "بردفورد و بيگلي" بگيرم، مارتين

787
01:06:15,000 --> 01:06:19,839
چون الان چيزي گروي بانک ندارم و ميتونم
وام ده هزار پوندي واسه بناي جانبي بگيرم

788
01:06:19,840 --> 01:06:23,199
دوستم "رين" همين کارو کرد
يه گلخونه ساخت

789
01:06:23,200 --> 01:06:27,039
خب من گلخونه لازم ندارم
پس ميتونم تمام پول رو به تو بدم

790
01:06:27,040 --> 01:06:33,123
و بعدش... و بعدش اين هزينه‌ي هتل‌ها
تموم پروازها و همه چيز رو پوشش ميده

791
01:06:33,124 --> 01:06:36,637
و ديگه لازم نيست از جيب بذاري
و مجبور نيستي داستان رو چاپ کني

792
01:06:36,638 --> 01:06:39,746
!چون نميخوام چاپش کني
!نميخوام هرگز کسي چيزي بفهمه

793
01:06:39,747 --> 01:06:41,119
فيل، تو کار اشتباهي نکردي

794
01:06:41,440 --> 01:06:45,400
تو حق داري بفهمي پسرت کي بوده -
خب تو که شنيدي ماري چي گفت -

795
01:06:45,880 --> 01:06:50,079
گفت اون هرگز به من فکر نکرد
اون آنتونيِ من نبود، مايکلِ يه نفر ديگه بود

796
01:06:50,080 --> 01:06:52,878
احتمالاً از فکر کردن به من متنفر بود

797
01:06:52,879 --> 01:06:56,238
تو که اينو نميدوني، فيلومينا -
هرگز نبايد ميذاشتم از جلو چشمم دور بشه -

798
01:06:56,239 --> 01:06:58,319
فقط بايد با پيت اولسن حرف بزنيم

799
01:07:05,359 --> 01:07:06,798
<i>کمکي از دستم برمياد؟</i>

800
01:07:06,799 --> 01:07:10,559
سلام، بله. ميخوام با پيت اولسن
يه قرار ملاقات بذارم

801
01:07:11,159 --> 01:07:16,399
بله، خب من چندبار زنگ زدم ولي هيچکس باهام
تماس نگرفته پس حس ميکنم دارم به درِ بسته ميزنم

802
01:07:18,627 --> 01:07:21,239
آره
بله. بله

803
01:07:21,239 --> 01:07:26,320
درسته ولي فکر کنم اگه شماره‌ي شخصيش رو بهم بدين
اون هيچ مشکلي با اين قضيه نداشته باشه. واقعاً ميگم

804
01:07:27,199 --> 01:07:32,279
بله ميدونم، ولي نميفهمم که چرا نميخواد
فقط يه ساعت با فيلومينا ديدار کنه

805
01:07:32,680 --> 01:07:34,639
...من... اين

806
01:07:51,040 --> 01:07:53,479
فيلومينا؟ حالت خوبه؟

807
01:08:03,400 --> 01:08:05,759
متأسفم قربان، کسي جواب نميده

808
01:08:07,600 --> 01:08:09,719
اون که تنهايي جايي نميره

809
01:08:10,319 --> 01:08:13,679
احتمالاً چيز خاصي نيست
ولي اون خيلي پير و ايرلنديه

810
01:08:14,159 --> 01:08:18,119
و فاميلتونه. چون اگه فاميل نباشه نميتونم راه بدمتون -
بله، اون مادرمه -

811
01:08:19,360 --> 01:08:21,280
!سرايدار

812
01:08:24,640 --> 01:08:26,920
فيل؟ مامان؟

813
01:08:31,399 --> 01:08:32,440
آهاي؟

814
01:08:34,600 --> 01:08:36,280
مامان؟

815
01:08:39,199 --> 01:08:40,599
!اينجايي

816
01:08:40,600 --> 01:08:42,478
چي شده؟ -
دنبالت ميگشتم -

817
01:08:42,479 --> 01:08:44,599
حال مادرتون خوبه؟ -
بله، ممنون -

818
01:08:44,600 --> 01:08:45,560
باشه قربان

819
01:08:47,399 --> 01:08:49,798
بايد اين حرفو ميزدم تا راهم بده

820
01:08:49,799 --> 01:08:53,399
اگه صداي در اتاقت رو نميشنوي
نبايد در بالکن رو ببندي

821
01:08:53,879 --> 01:08:56,639
فقط داشتم يکم گريه ميکردم

822
01:08:56,640 --> 01:08:57,600
صحيح

823
01:08:58,999 --> 01:09:00,598
بايد برگردي داخل

824
01:09:00,599 --> 01:09:04,159
تو که فکر نميکردي ميخوام از بالکن بپرم؟ -
نه، معلومه که نه -

825
01:09:04,999 --> 01:09:10,559
تونستي با پيتر اولسن تماس بگيري؟ -
فقط با دفترش حرف زدم، اونجا نبود -

826
01:09:11,040 --> 01:09:12,000
...خب

827
01:09:13,120 --> 01:09:17,998
اون نميخواد منو ببينه، مگه نه؟ -
بعضيا با رسيدگي به گذشته مشکل دارن -

828
01:09:17,999 --> 01:09:22,240
البته شما نه
ولي مطمئنم که راضي ميشه

829
01:09:27,640 --> 01:09:29,800
<i>ماشينت منتظرته</i>

830
01:09:31,559 --> 01:09:34,000
<i>زردشو واست گرفتم</i>

831
01:10:24,040 --> 01:10:26,680
مارتين، يه چيزي ميخوام بهت بگم

832
01:10:27,199 --> 01:10:30,719
يه تصميمي گرفتم و ديگه قطعيه
و هرچي هم بگي عوضش نميکنم

833
01:10:31,439 --> 01:10:34,839
از تمام زحماتي که واسم کشيدي مچکرم
و ممنون که مراقبم بودي

834
01:10:34,840 --> 01:10:39,239
تمام هتل‌ها و غذاها و همه چيزو دوست داشتم
ولي اين اونجوري که من ميخواستم نشده

835
01:10:40,159 --> 01:10:43,359
پس بنظرم فردا بايد سوار هواپيما بشيم
و مستقيم به انگليس برگرديم

836
01:10:43,360 --> 01:10:44,719
بفرما، ديگه قضيه تمومه

837
01:10:45,079 --> 01:10:52,039
فقط بخاطر اينکه تو به آکسبريج رفتي و من نرفتم
سعي نکن با حرفاي زيرکانه، نظرم رو عوض کني

838
01:10:52,424 --> 01:10:54,152
<i>سالي ميچل</i>

839
01:10:54,599 --> 01:10:56,799
من به آکسفورد رفتم
آکسفورد

840
01:10:56,800 --> 01:11:00,358
آکسبريج يه واژه‌ي ترکيبي از آکسفورد
و کمبريج‌ـه که اين دو کلمه رو به هم متصل کرده

841
01:11:00,359 --> 01:11:03,838
خب اينا واسم پشيزي اهميت نداره
همشون واسه من يجورن

842
01:11:03,839 --> 01:11:05,718
بنظرم فردا بهتره
به ديدن پيت اولسن بريم

843
01:11:05,719 --> 01:11:08,559
خب ميتوني تنها بري
چون من آمادگيشو ندارم اون همه راه برم

844
01:11:08,560 --> 01:11:14,278
تا يه نفر بهم بگه که به آنتوني هيچ اهميتي
نميدادم و بچه‌م رو رها کردم و باقي قضايا

845
01:11:14,279 --> 01:11:15,496
اين چيه؟ -
چي؟ -

846
01:11:15,497 --> 01:11:18,281
روي ليوان -
چي؟ چي رو ميگي؟ -

847
01:11:18,282 --> 01:11:19,879
ايناهاش، اينو ميگم

848
01:11:20,680 --> 01:11:23,319
يه چنگِ سلتي‌ـه

849
01:11:23,320 --> 01:11:25,918
بنظرم بايد بريم خونه
و من سرم به کار خودم باشه

850
01:11:25,919 --> 01:11:28,399
از تلويزيون "ديويد اتنبرو" ببينم و قانع باشم
[مستندساز معروف]

851
01:11:29,879 --> 01:11:31,799
اين چيه؟

852
01:11:33,160 --> 01:11:35,319
يه چنگِ سلتي‌ـه

853
01:11:35,320 --> 01:11:40,199
چرا کسي که اينقدر نسبت به اصل‌ونسبش بي‌تفاوت بوده
يه چيز تا اين حد ايرلندي به خودش ميزده؟

854
01:11:40,999 --> 01:11:44,639
خب شايد چنگ ميزد
اون همجنسباز بودا

855
01:11:45,959 --> 01:11:47,719
اون چنگ نميزد

856
01:12:45,439 --> 01:12:47,399
خب، اوناهاشش

857
01:12:52,720 --> 01:12:55,559
من هرگز نميتونستم واسش
همچين زندگي‌اي فراهم کنم

858
01:12:56,440 --> 01:12:59,440
اوه نگاه کن مارتين
يه مزداي کوچيک قرمز

859
01:13:09,719 --> 01:13:12,239
خودشه، اون پيت اولسن‌ـه

860
01:13:13,079 --> 01:13:14,359
مي‌بينمت

861
01:13:18,919 --> 01:13:20,679
حالا چيکار کنيم؟

862
01:13:20,680 --> 01:13:23,680
جلوي در غافلگيرش ميکنيم -
اين ديگه چه کاريه؟ -

863
01:13:24,799 --> 01:13:28,943
اين کاريه که خبرنگارهاي بدجنس واسه صحبت با
کسي که حاضر به حرف زدن نيست، انجام ميدن

864
01:13:50,039 --> 01:13:52,039
زياد طول نميکشه

865
01:14:13,720 --> 01:14:15,400
پيت اولسن؟ -
بله -

866
01:14:16,079 --> 01:14:18,798
من مارتين سيکسميث هستم
با فيلومينا لي اومدم

867
01:14:18,799 --> 01:14:20,800
مادر شريک زندگي مرحومتون
مايکل هس

868
01:14:23,759 --> 01:14:24,799
!صبر کنين

869
01:14:27,079 --> 01:14:31,360
ميشه فقط يه سؤال ازتون بپرسم؟ -
ميشه پاتون رو از لاي در بردارين؟ -

870
01:14:35,639 --> 01:14:37,600
!بيخيال

871
01:14:39,559 --> 01:14:41,599
!آهاي
آهاي

872
01:14:42,319 --> 01:14:44,800
آقا از اينجا بريد
وگرنه پليس خبر ميکنم

873
01:15:08,639 --> 01:15:11,159
شرمنده که زياد مفيد واقع نشدم

874
01:15:12,559 --> 01:15:15,040
ولش کن
حداقل سعيت رو کردي

875
01:15:24,760 --> 01:15:25,879
داري چيکار ميکني؟

876
01:15:27,040 --> 01:15:28,360
همينجا بمون

877
01:15:47,839 --> 01:15:50,800
...از ملکم برو بيرون وگرنه

878
01:15:51,760 --> 01:15:53,999
فقط ميخوام باهات
راجع به پسرم حرف بزنم

879
01:15:54,719 --> 01:15:57,919
اونو ازم گرفتن و از همون موقع
دارم دنبالش ميگردم

880
01:17:48,319 --> 01:17:49,840
نگاش کن مارتين

881
01:17:55,240 --> 01:17:57,199
فيل -
چيه؟ -

882
01:17:59,159 --> 01:18:02,920
چيه؟ چي شده؟ -
اون به ايرلند رفت؟ به راسکري رفت؟ -

883
01:18:03,719 --> 01:18:07,840
آره، آره. خودم بردمش
اون دنبال شما ميگشت، فيلومينا

884
01:18:11,320 --> 01:18:14,799
من اون راهبه رو توي راسکري ديدم -
اون خواهر هيلدگارده -

885
01:18:14,800 --> 01:18:17,638
الان پيرتر شده
ولي صددرصد خودش بود

886
01:18:17,639 --> 01:18:20,599
هميشه بهم گفتن
که نميدونن آنتوني کجاست

887
01:18:22,159 --> 01:18:25,360
ولي به ما گفتن
که نتونستن شما رو پيدا کنن

888
01:18:27,799 --> 01:18:31,559
گفتن که شما از بچگي رهاش کردين

889
01:18:32,119 --> 01:18:35,518
!اون داشته دنبالش ميگشته
!کل زندگيش رو صرف پيدا کردنش کرده

890
01:18:35,519 --> 01:18:38,279
من بچه‌م رو رها نکردم

891
01:18:42,280 --> 01:18:46,759
اون الان اونجاست -
منظورت چيه؟ -

892
01:18:47,479 --> 01:18:51,919
من يه دعواي شديد با پدرش کردم
اون ميخواست که توي آمريکا دفنش کنه

893
01:18:52,759 --> 01:18:58,199
ولي اين آرزوي قبل از مرگ پسرتون بود
گفت ميخواد بره خونه

894
01:19:02,039 --> 01:19:04,639
اون توي راسکري دفن شده

895
01:19:58,679 --> 01:20:00,959
يه دورِ کامل زديم

896
01:20:01,279 --> 01:20:06,678
آره. "پايان تمام اکتشافاتمان
رسيدن به نقطه‌ي شروع

897
01:20:06,679 --> 01:20:09,118
"و شناختش براي اولين بار خواهد بود

898
01:20:09,119 --> 01:20:11,278
چه جمله‌ي قشنگي، مارتين

899
01:20:11,279 --> 01:20:14,958
از خودت گفتيش؟ -
نه، از "تي.اس اليوت"ـه -

900
01:20:14,959 --> 01:20:17,159
خب بهرحال هنوزم خيلي قشنگه

901
01:20:20,519 --> 01:20:24,359
بريم داخل؟ -
اونجا که معرکه به پا نميکني؟ -

902
01:20:26,279 --> 01:20:28,199
فقط ميخوام چندتا سؤال بپرسم

903
01:20:29,200 --> 01:20:31,159
نه چاي ميخوام، نه کيک

904
01:20:49,439 --> 01:20:51,479
بفرماييد داخل، فيلومينا -
ممنون -

905
01:20:58,719 --> 01:21:01,919
خواهر کلير گفتن اينجا منتظرشون بمونين

906
01:21:10,399 --> 01:21:12,639
يادت باشه مارتين
تقصير اونا نيست

907
01:21:12,639 --> 01:21:15,079
اونا نميدونستن که آنتوني
يه اسم ديگه داشت

908
01:21:26,639 --> 01:21:28,399
يکيشون ميدونست

909
01:21:28,899 --> 01:21:29,936
<i>!مارتين</i>

910
01:21:48,559 --> 01:21:50,815
خداحافظ خواهر
توي عشاي رباني ميبينمتون

911
01:21:50,951 --> 01:21:53,358
ببخشيد، دارين چيکار ميکنين؟
شما اجازه ندارين بياين اينجا

912
01:21:53,359 --> 01:21:56,919
همينجوري سرشو انداخت اومد داخل -
!اين کاملاً رفتارِ ناشايستيه -

913
01:21:58,839 --> 01:22:02,118
خواهر هيلدگارد، چيزي نيست. کاريتون ندارم
فقط ميخوام يه سؤال ازتون بپرسم

914
01:22:02,119 --> 01:22:06,255
من دوست فيلومينا لي هستم
من شما رو با پسرش توي يه فيلم ديدم

915
01:22:06,255 --> 01:22:10,638
حالا وقتي شما ميدونستين اونا دارن دنبال
همديگه ميگردن، چرا نذاشتين به هم برسن؟

916
01:22:10,639 --> 01:22:12,918
اگه سريعاً از اينجا نريد
نگهبان‌ها رو خبر ميکنيم

917
01:22:12,919 --> 01:22:15,678
تا جوابم رو نده از اينجا نميرم -
ببخشيد -

918
01:22:15,679 --> 01:22:18,478
!بنظرم رفتار شما واقعاً نفرت‌انگيزه

919
01:22:18,479 --> 01:22:21,279
بذار بهتون بگم چي نفرت‌انگيزه
دروغ گفتن به يه مردِ در حال مرگ

920
01:22:21,279 --> 01:22:24,718
شما ميتونستي بذاري قبل از مرگش
چند لحظه با مادرش باشه

921
01:22:24,719 --> 01:22:27,358
!ولي اينکارو نکردي. اين نفرت‌انگيزه -
بياين خواهر هيلدگارد -

922
01:22:27,359 --> 01:22:29,118
مجبور نيستين به اين حرفا گوش بدين

923
01:22:29,119 --> 01:22:32,039
!زياد کارتون مسيحانه نبود -
!وايستا -

924
01:22:37,519 --> 01:22:39,479
بذار يه چيزي بهت بگم

925
01:22:40,279 --> 01:22:44,599
من در تمام عمرم
به عهدِ تجردم پايبند موندم

926
01:22:46,559 --> 01:22:50,398
ازخودگذشتگي و خوارسازيِ جسم

927
01:22:50,399 --> 01:22:52,678
اين چيزيه که ما رو به خدا نزديکتر ميکنه -
خواهر هيلدگارد -

928
01:22:52,679 --> 01:22:56,039
اون دخترها خودشون مقصر بودن

929
01:22:56,719 --> 01:23:01,118
!و هرزگيِ جسمي‌شون -
!خواهر هيلدگارد، خواهش ميکنم -

930
01:23:01,119 --> 01:23:03,879
منظورت اينه سکس داشتن -
کاريه که شده -

931
01:23:04,199 --> 01:23:07,439
حالا انتظار داري چيکارش کنيم؟ -
هيچي -

932
01:23:09,799 --> 01:23:12,519
نه کاري ميشه کرد
نه حرفي ميشه زد

933
01:23:13,639 --> 01:23:17,318
من پسرم رو پيدا کردم
واسه همين اومده بودم. مارتين

934
01:23:17,319 --> 01:23:21,438
وايستا، وايستا. بهت ميگم چيکار کني
چطوره بگي متأسفي؟ معذرت بخواه

935
01:23:21,439 --> 01:23:22,950
اينقدر همه چيزو مخفي نکن

936
01:23:22,951 --> 01:23:27,398
برو بيرون و اون علف‌ها و کثافت‌هاي روي قبر
مادر و بچه‌هايي که سر زايمان مُردن رو پاک کن

937
01:23:27,399 --> 01:23:30,278
درد و رنجي که کشيدن
!کفاره‌ي گناهانشون بود

938
01:23:30,279 --> 01:23:33,718
!يکي از مادرها 14 سالش بود -
!مارتين، کافيه -

939
01:23:33,719 --> 01:23:37,518
عيسي مسيح، قاضيِ اعمالم ميشه
نه آدمايي مثل تو

940
01:23:37,519 --> 01:23:40,971
واقعاً؟ چون فکر کنم اگه عيسي اينجا بود
ميزد تو رو از اون ويلچر کوفتي مينداخت پايين

941
01:23:40,972 --> 01:23:44,119
تو هم نميتونستي بلند بشي راه بري -
کافيه! کافيه! معذرت ميخوام -

942
01:23:45,519 --> 01:23:47,618
نميخواستم بيارمش داخل
که اينجوري معرکه به پا کنه

943
01:23:47,619 --> 01:23:51,198
چرا معذرت‌خواهي ميکني؟ آنتوني داشت از ايدز
ميمُرد و اين بازم حاضر نشد دربارت بهش بگه

944
01:23:51,199 --> 01:23:54,999
ولي اين اتفاق واسه من افتاد، نه تو
تصميمش با منه که چيکار کنم. انتخاب منه

945
01:23:56,159 --> 01:23:57,519
پس ميخواي هيچ کاري نکني؟

946
01:24:01,999 --> 01:24:03,959
نه

947
01:24:07,239 --> 01:24:08,639
خواهر هيلدگارد

948
01:24:11,799 --> 01:24:14,399
ميخوام بدونين که من ميبخشمتون

949
01:24:19,159 --> 01:24:20,519
به همين سادگي؟

950
01:24:22,039 --> 01:24:26,199
به همين سادگي نيست
سخته. واسه من سخته

951
01:24:26,639 --> 01:24:30,479
ولي من نميخوام که از آدما متنفر باشم
نميخوام مثل تو باشم

952
01:24:33,959 --> 01:24:35,559
يه نگاه به خودت بنداز

953
01:24:36,079 --> 01:24:37,559
من عصبانيم

954
01:24:39,039 --> 01:24:41,119
حتماً خيلي طاقت‌فرساست

955
01:24:44,799 --> 01:24:48,759
خواهر کلير، ميشه لطف کنين
من رو سر قبر پسرم ببرين؟

956
01:25:04,994 --> 01:25:05,954
...خب

957
01:25:08,479 --> 01:25:10,703
من اگه بودم نميتونستم ببخشمتون

958
01:25:36,079 --> 01:25:37,759
چيزي نيست، آروم شدم

959
01:25:39,359 --> 01:25:41,519
فقط ميخوام يه چيزي بخرم

960
01:25:42,119 --> 01:25:47,719
مايکل آ.هس
مردي با دو مليت و استعداد فراوان

961
01:26:30,559 --> 01:26:32,959
اون ميدونست من اينجا پيداش ميکنم

962
01:26:39,119 --> 01:26:41,079
من نميخوام داستان رو چاپ کنم

963
01:26:44,439 --> 01:26:46,359
اين بين تو و اونه

964
01:26:50,639 --> 01:26:52,799
يه چيزي واست گرفتم

965
01:26:54,279 --> 01:26:55,719
واي مارتين

966
01:26:57,679 --> 01:26:59,559
ممنونم

967
01:27:16,879 --> 01:27:18,959
ميدوني، الان به اين نتيجه رسيدم که

968
01:27:19,879 --> 01:27:23,238
ميخوام داستانم رو چاپ کني

969
01:27:23,239 --> 01:27:26,119
مردم بايد بدونن
که اينجا چه اتفاقي افتاد

970
01:27:54,319 --> 01:27:57,519
مارتين، بهت گفتم که اون کتاب
زين و دستگاه بافندگي" رو تموم کردم؟"

971
01:27:57,839 --> 01:27:59,759
ميخواي بخونيش؟

972
01:28:02,559 --> 01:28:04,799
چطوره خودت واسم تعريف کني

973
01:28:04,800 --> 01:28:05,760
باشه

974
01:28:06,039 --> 01:28:08,359
راجع به يه دختر بافنده‌ست

975
01:28:09,199 --> 01:28:12,718
خيلي ظاهرش ساده‌ست
خوشگله ولي ظاهر ساده‌اي داره

976
01:28:12,719 --> 01:28:16,679
از اينجور دخترا خوشم مياد -
آره. خب، بهش گفتن بايد تموم شب رو کار کنه -

977
01:28:17,239 --> 01:28:20,958
تا يه رَداي زيبا از مرغوب‌ترين ابريشم

978
01:28:20,959 --> 01:28:23,998
واسه ارباب ببافه
تا واسه روز عروسيش بپوشه

979
01:28:23,999 --> 01:28:29,303
سر صبح رَدا رو بهش نشون ميده
"و ميپرسه: "نظرتون چيه، آقاي مهربان؟

980
01:28:29,679 --> 01:28:35,039
اونم ميگه: "زيباست! تابحال به عمرم
"!چيزي زيباتر از اين ديدم

981
01:28:35,759 --> 01:28:39,879
ولي حدس بزن چي شده؟ اون اصلاً چشمش
به رَدا نيست، داره دختره رو نگاه ميکنه

982
01:28:40,199 --> 01:28:44,079
اصلاً انتظارشو نداشتم، مارتين
!به هيچ وجه

983
01:28:48,239 --> 01:28:52,208
مارتين سيکسميث در سال 2009
کتاب "فرزند گمشده‌ي فيلومينا لي" را منتشر کرد

984
01:28:52,209 --> 01:28:57,760
هزاران بچه‌ي ايرلنديِ به سرپرستي گرفته‌شده‌ي ديگر
و مادران 'شرمسارشان' هنوز سعي در پيدا کردن يکديگر دارند

985
01:28:59,640 --> 01:29:03,279
فيلومينا لي به همراه فرزندان و نوه‌هايش
در جنوب انگليس زندگي مي‌کند

986
01:29:03,280 --> 01:29:05,800
او همچنان به قبر پسرش
در راسکري سر مي‌زند

987
01:29:08,000 --> 01:29:11,593
مارتين سيکسميث هم‌اکنون
بعنوان نويسنده و گوينده مشغول است

988
01:29:11,594 --> 01:29:14,282
او چندين کتاب راجع به تاريخ روسيه
منتشر کرده است

989
01:29:15,272 --> 01:29:21,032
« ترجمـه از پـدرام »
.:: Pedi.Bi@Yahoo.Com ::.

990
01:29:21,033 --> 01:29:25,833
ارائه‌اي از تيم ترجمه‌ي فري‌آفلاين
.:: Forum.Free-Offline.Org ::.

991
01:29:25,834 --> 01:29:29,674
دانلود فيلم و سريال با لينک مستقيم
Mediasity.Us

992
01:29:29,675 --> 01:29:32,556
Version 1.0

