1 00:00:02,016 --> 00:00:04,388 "آب" 2 00:00:04,389 --> 00:00:06,262 "خاک" 3 00:00:06,263 --> 00:00:08,371 "آتش" 4 00:00:08,372 --> 00:00:09,663 "باد" 5 00:00:10,729 --> 00:00:14,863 "خيلی وقت پيش هر 4 ملت با نظم خاصی کنار هم زندگی ميکردند" 6 00:00:14,864 --> 00:00:18,942 "بعد همه چی با حمله‌ی ملت آتش تغيير کرد" 7 00:00:19,143 --> 00:00:23,255 "تنها آواتار،مسلط به هر 4 عنصر ميتونست اونها رو متوقف کنه" 8 00:00:23,256 --> 00:00:26,415 "اما وقتی دنيا بيش از هميشه بهش نياز داشت،ناپديد شد" 9 00:00:26,756 --> 00:00:30,577 "صد سال گذشت و من و برادرم آواتار جديد رو پيدا کرديم" 10 00:00:30,578 --> 00:00:32,417 "يه باد افزار به اسم آنگ" 11 00:00:32,518 --> 00:00:34,623 "و با اينکه مهارت‌های باد افزاريش عالی هستن" 12 00:00:34,624 --> 00:00:38,356 "خيلی چيزا هست که بايد قبل از نجات کسی ياد بگيره" 13 00:00:38,357 --> 00:00:41,979 "اما من باور دارم،آنگ ميتونه دنيا رو نجات بده" 14 00:00:47,580 --> 00:00:49,850 ...آنچه در آواتار گذشت 15 00:00:50,400 --> 00:00:51,785 .آپا گم شده 16 00:00:51,820 --> 00:00:53,690 .امیدواریم توی باسینگ سِی پیداش کنیم 17 00:00:53,770 --> 00:00:57,430 .پروفسور "زِی"،رئیس بخش جامعه شناسی از دانشگاه باسینگ سِی 18 00:00:57,665 --> 00:01:01,730 .گفته میشه این کتابخانه شامل مجموعه‌های وسیعی از دانشه 19 00:01:03,620 --> 00:01:06,810 !آتش افزارها قدرتشون رو در طول خورشید گرفتگی از دست میدن 20 00:01:06,945 --> 00:01:10,010 .ما باید این اطلاعات رو به پادشاه خاک توی باسینگ سِی برسونیم 21 00:01:14,170 --> 00:01:16,430 داری چیکار میکنی؟ با آتش افزاری چاییت رو گرم میکنی؟ 22 00:01:16,900 --> 00:01:19,250 .خب یارو پیره یه کم چایی داغ خورد،چیه مگه 23 00:01:19,660 --> 00:01:21,155 !خودش گرمش کرد 24 00:01:21,190 --> 00:01:23,880 .اونا آتش افزارن 25 00:01:25,300 --> 00:01:29,300 خاک : کتاب دوم قسمت چهاردهم : شهر دیوارها و رازها 26 00:01:30,000 --> 00:01:34,000 (CyrusGreat)حميد وِتر : ترجمه و زيرنويس (Hamid Vetr) TvCenter 28 00:01:42,570 --> 00:01:44,670 .نگاه کنین،دیوار درونی 29 00:01:47,350 --> 00:01:50,810 .نمیتونم باور کنم بالاخره صحیح و سالم به باسینگ سِی رسیدیم 30 00:01:50,845 --> 00:01:52,015 .هی،حرفش رو نزن ممکنه یه اتفاقی بیافته 31 00:01:52,050 --> 00:01:55,580 .هنوزم امکانش هست با یه گلوله‌ی آتشین منفجره بهمون حمله بشه 32 00:01:55,615 --> 00:01:59,140 .یا معلوم بشه شهر توی یه اقیانوس از میگوهای قاتل غرق شده باشه 33 00:01:59,175 --> 00:02:01,340 دوباره آب کاکتوس خوردی؟ 34 00:02:01,375 --> 00:02:04,010 .من فقط دارم میگم،چیزای عجیب برای ما اتفاق میافته 35 00:02:10,510 --> 00:02:13,040 .نگران نباش آنگ،آپا رو پیدا میکنیم 36 00:02:13,060 --> 00:02:14,575 .شهر خیلی بزرگیه 37 00:02:14,610 --> 00:02:18,160 .اون یه گاومیش غوله چطور امکان داره یکی بتونه اونو یه جایی قایم کنه؟ 38 00:02:40,150 --> 00:02:42,335 .برگشتیم به شهر،عالیه 39 00:02:42,370 --> 00:02:44,520 .مشکل چیه؟ این که فوق العاده است 40 00:02:44,820 --> 00:02:47,365 .فقط یه مشت دیوار و قانون 41 00:02:47,400 --> 00:02:50,220 .صبر کن،یه چند روز که بگذره حالت از اینجا بهم میخوره 42 00:02:55,590 --> 00:02:57,130 .دارم میام دنبالت رفیق 43 00:02:58,890 --> 00:03:01,210 .اون اینجاست،میتونم حسش کنم 44 00:03:09,150 --> 00:03:12,035 .سلام،اسم من "جودی"ـه 45 00:03:12,070 --> 00:03:16,670 این افتخار بزرگ نصیب من شده .تا به آواتار اطراف باسینگ سِی رو نشون بدم 46 00:03:16,705 --> 00:03:19,865 .و شما باید ساکا،کاتارا و تاف باشید 47 00:03:19,900 --> 00:03:23,800 به شهر فوق العاده‌ی ما خوش آمدید.میشه شروع کنیم؟ 48 00:03:23,835 --> 00:03:24,435 !بله 49 00:03:24,470 --> 00:03:28,780 ما اطلاعاتی در مورد ارتش آتش داریم .که باید سریعاً به پادشاه خاک تحویل بدیمشون 50 00:03:28,815 --> 00:03:29,905 .عالیه 51 00:03:29,940 --> 00:03:31,365 .بیاین تورمون رو شروع کنیم 52 00:03:31,400 --> 00:03:35,610 .و بعد خونه‌ی جدیدتون رو بهتون نشون میدم .فکر کنم خوشتون بیاد 53 00:03:38,350 --> 00:03:40,245 .شاید چیزی که گفتم رو نشنیدی 54 00:03:40,280 --> 00:03:42,970 .ما باید با پادشاه در مورد جنگ صحبت کنیم،خیلی مهمه 55 00:03:43,005 --> 00:03:46,400 "شما الآن در باسینگ سِی هستین،همه اینجا در امان هستند" 56 00:03:51,120 --> 00:03:52,640 .اینجا حلقه‌ی پایینیه 57 00:03:53,040 --> 00:03:54,700 اون دیوار برای چیه؟ 58 00:03:54,880 --> 00:03:57,165 .اوه،باسینگ سِی دیوارهای زیادی داره 59 00:03:57,200 --> 00:04:02,760 یه تعدادی بیرون هستن که از ما محافظت میکنن .و یه تعدادی داخل هستن تا نظم رو حفظ کنن 60 00:04:03,080 --> 00:04:05,470 .اینجا جاییه که افراد تازه از راه رسیده زندگی میکنن 61 00:04:05,480 --> 00:04:10,180 .همینطور هنرمندان و صنعتگرانمون،کسایی که با دست کار میکنن 62 00:04:10,215 --> 00:04:12,500 .خیلی جالب و سرزنده است 63 00:04:14,550 --> 00:04:16,545 .گرچه شاید بخواین مراقب باشین کجا میرین 64 00:04:16,580 --> 00:04:20,300 .چرا همه‌ی این مردم فقیر و توی یه بخش از شهر زندانی کردن 65 00:04:20,335 --> 00:04:22,330 .به خاطر همینه که قبلاً هیچوقت به اینجا نیموده بودم 66 00:04:22,870 --> 00:04:26,240 همیشه میشنیدم زندگی اینجا خیلی .با چیزی که راهبها بهمون یاد دادن فرق داره 67 00:04:35,440 --> 00:04:38,030 ...من فقط میخوام جای جدیدمون قشنگ به نظر بیاد 68 00:04:38,065 --> 00:04:41,820 .محض احتیاط شاید کسی یه دوست خانومی رو آورد خونه... 69 00:04:41,930 --> 00:04:45,280 .این شهر یه زندونه.من نمیخوام اینجا یه زندگی تشکیل بدم 70 00:04:45,315 --> 00:04:47,700 ...زندگی هرجا که هستی اتفاق میافته 71 00:04:47,735 --> 00:04:49,425 .چه تشکیلش بدی یا ندی... 72 00:04:49,460 --> 00:04:51,900 ...حالا بیا،برای خودمون یه کار تازه پیدا کردم 73 00:04:51,910 --> 00:04:55,130 .و این غروب شروع میکنیم... 74 00:04:56,900 --> 00:05:00,680 .به اونا نگاه کنین،آتش افزارها،درست بیخ گوش همه زندگی میکنن 75 00:05:02,550 --> 00:05:05,125 .جِت،تو یه مرد رو با یه فنجون چای داغ دیدی 76 00:05:05,160 --> 00:05:08,385 ...این ثابت نمیکنه که اون یه آتش افزاره،تازشم اگه باشه 77 00:05:08,420 --> 00:05:12,410 قراره بهشون حمله کنیم؟... ...من فکر میکردم قراره اینجا یه شروع دوباره داشته باشیم 78 00:05:12,445 --> 00:05:13,680 .راهمون رو عوض کنیم... 79 00:05:14,070 --> 00:05:15,055 .شروع میکنیم 80 00:05:15,090 --> 00:05:18,740 ،وقتی مدارک مورد نیازم رو به دست آوردم ...تحویل پلیس میدم و میذارم اونا مشکل رو حل کنن 81 00:05:19,266 --> 00:05:20,193 باشه؟... 82 00:05:22,410 --> 00:05:25,065 .اینجا حلقه‌ی میانی باسینگ سِیه 83 00:05:25,100 --> 00:05:29,540 .منطقه‌ی کسب درآمد،مغازه‌ها و رستورانها و دانشگاه 84 00:05:29,575 --> 00:05:32,345 .آره ما یه پروفسور از دانشگاه باسینگ سِی رو ملاقات کردیم 85 00:05:32,380 --> 00:05:35,670 اون ما رو به یه کتابخونه‌ی قدیمی و زیرزمینی برد که ما ...اونجا اطلاعاتی در مورد جنگ پیدا کردیم 86 00:05:35,705 --> 00:05:38,360 .که صد در صد شنیدنش برای پادشاه از نون شبم واجب تره... 87 00:05:38,395 --> 00:05:40,335 تاریخ خارق العاده نیست؟ 88 00:05:40,370 --> 00:05:44,445 ،ببینین،اینم یکی از قدیمی ترین ساختمان های حلقه‌ی میانی .ساختمان شهرداری 89 00:05:46,050 --> 00:05:47,575 اون زنه کره؟ 90 00:05:47,610 --> 00:05:49,660 .به نظر میرسه هر حرف دیگه ای که میزنم میشنوه به جز این 91 00:05:49,695 --> 00:05:52,737 .بهش میگن "دست به سر کردن" بهش عادت کن 92 00:06:00,730 --> 00:06:04,560 .خب،الآن شما کاملاً شبیه خدمتکاران رسمی چایخونه شدین 93 00:06:04,595 --> 00:06:05,850 چه احساسی دارین؟ 94 00:06:05,885 --> 00:06:06,950 .مزحک 95 00:06:07,870 --> 00:06:11,110 آه،این احتمالاً سایز بزرگتر نداره؟ 96 00:06:11,180 --> 00:06:15,640 .من یه کم نخ اضافه اون پشت دارم .تا زمانی که منتظرین یه کم چای بخورین 97 00:06:21,550 --> 00:06:25,190 .اوووغ! این چایی چیزی جز برگ دم کرده با آب داغ نیست 98 00:06:25,225 --> 00:06:27,500 .عمو،همه‌ی چایی ها همینه 99 00:06:27,830 --> 00:06:32,820 چطور یکی از اعضای خانواده‌ی خودم میتونه یه همچین چیز وحشتناکی رو بگه؟ 100 00:06:32,855 --> 00:06:36,790 .مجبوریم یه سری تغییرات اساسی این دور و اطراف بدیم 101 00:06:42,410 --> 00:06:46,560 .حلقه‌ی بالایی خونه‌ی شهروندان خیلی مهم‌مونه 102 00:06:46,595 --> 00:06:48,820 .خونه‌ی شما هم زیاد از اینجا دور نیست 103 00:06:52,490 --> 00:06:54,460 داخل اون دیوار چیه؟ 104 00:06:57,080 --> 00:06:59,740 و اون آدمای مرموز توی رَدا کی هستن؟ 105 00:06:59,775 --> 00:07:02,080 .داخل،قصر سلطنتیه 106 00:07:02,150 --> 00:07:06,441 .اون مردا مأمورهای "دای لی" هستن .محافظین فرهنگ باسینگ سِی 107 00:07:06,441 --> 00:07:09,820 .اونا نگهبانان تمام رسم و رسومات ما هستن 108 00:07:09,920 --> 00:07:11,315 حالا میتونیم پادشاه رو ببینیم؟ 109 00:07:11,350 --> 00:07:15,740 اوه،نه! کسی نمیتونه همینجوری .سر زده بره پیش پادشاه خاک 110 00:07:18,490 --> 00:07:21,340 .بالاخره رسیدیم.خونه‌ی جدید شما 111 00:07:24,470 --> 00:07:30,150 ،بازم خبرهای خوب ...درخواست ملاقاتتون با پادشاه خاک در حال بررسیه 112 00:07:30,185 --> 00:07:32,500 .و باید توی یک ماه آینده قرار داده بشه... 113 00:07:32,535 --> 00:07:34,590 .خیلی سریعتر از حد معمول 114 00:07:34,880 --> 00:07:35,920 !یک ماه 115 00:07:36,430 --> 00:07:38,630 .شش تا هشت هفته در واقع 116 00:07:45,780 --> 00:07:49,800 .واقعاً عالی نیست،فکر کنم خیلی از اینجا خوشتون بیاد 117 00:07:49,810 --> 00:07:52,620 من فکر میکنم بیشتر بهمون خوش .میگذشت اگه این همه منتظر نمیموندیم 118 00:07:52,655 --> 00:07:54,205 نمیتونیم پادشاه رو سریعتر از این ببینیم؟ 119 00:07:54,240 --> 00:07:58,290 .پادشاه خاک سرش خیلی با اداره‌ی بهترین شهر دنیا شلوغه 120 00:07:58,325 --> 00:08:00,755 .اما اون در اسرع وقت اگه زمان اجازه بده شما رو ملاقات میکنه 121 00:08:00,790 --> 00:08:04,570 ،اگه قراره برای یک ماه اینجا بمونیم .بهتره وقتمون رو روی پیدا کردن آپا بذاریم 122 00:08:04,605 --> 00:08:08,130 .خوشحال میشم هرجایی که خواستید برین همراهیتون کنم 123 00:08:08,165 --> 00:08:10,000 .ما به پرستار نیاز نداریم 124 00:08:10,490 --> 00:08:15,660 .اوه،جلوی دست و پاتون رو نمیگریم .در ضمن تنها گذاشتن شما باعث میشه من میزبان بدی بشم 125 00:08:15,695 --> 00:08:17,510 از کجا باید شروع کنیم؟ 126 00:08:24,440 --> 00:08:27,900 .متأسفم،اما من چیزی در مورد یه گاومیش پرنده نشنیدم 127 00:08:27,935 --> 00:08:29,620 .حتی نمیدونستم هنوزم چیزی ازشون هست 128 00:08:29,720 --> 00:08:34,060 اگه کسی میخواست یه حیوون دزدی رو بفروشه بدون اینکه کسی متوجه بشه،کجا میرفت؟ 129 00:08:34,110 --> 00:08:37,400 !بازار سیاه کجاست؟ کی میچرخونه‌ش؟ یالا،تو میدونی 130 00:08:42,510 --> 00:08:44,340 !اون غیر قانونیه 131 00:08:45,430 --> 00:08:48,780 شما باید الآن برین،لمورتون داره .بچه گربه-گنجشکهای منو اذیت میکنه 132 00:08:53,810 --> 00:08:57,190 .من هیچوقت یه ماسه افزار یا کوچ نشین رو این اطراف ندیدم 133 00:08:57,200 --> 00:09:01,410 شما باید از پروفسور زِی بپرسین .اون فرهنگ صحرا رو درس میده 134 00:09:01,460 --> 00:09:05,700 درست،حالا از کدوم یکی از پروفسورهاتون میتونیم در مورد جنگ با ملت آتش بپرسیم؟ 135 00:09:09,210 --> 00:09:13,380 !نمیدونم من دانش آموز درس دانش سیاسی نیستم،باید برم سر کلاسم 136 00:09:18,700 --> 00:09:21,720 .خب،متأسفم کسی گاومیش شما رو ندیده 137 00:09:22,270 --> 00:09:26,290 .چرا نمیرین یکم استراحت کنید؟ یه کم دیگه یه نفر با شام میاد 138 00:09:33,560 --> 00:09:35,150 .هی،با من بیاین 139 00:09:40,307 --> 00:09:45,047 .تو آواتاری.من شنیده بودم تو شهری،من "پا" هستم 140 00:09:45,282 --> 00:09:46,912 .از ملاقات باهات خوشبختم پا 141 00:09:46,913 --> 00:09:51,237 خب پا،این شهر چه مرگشه؟ چرا اینجا همه خیلی میترسن که در مورد جنگ حرف بزنن؟ 142 00:09:51,437 --> 00:09:54,467 جنگ؟ ترس؟ منظورت چیه؟ 143 00:09:54,502 --> 00:09:56,437 .میتونم حس کنم میلرزی 144 00:09:56,707 --> 00:10:02,307 ،ببین من فقط یه کارمند معمولی دولتم .سه سال صبر کردم تا بتونم این خونه رو بگیرم 145 00:10:02,342 --> 00:10:04,247 .نمیخوام تو دردسر بیافتم 146 00:10:04,257 --> 00:10:05,877 با کی تو دردسر بیافتی؟ 147 00:10:06,807 --> 00:10:13,177 گوش کنین،شما نمیتونیم اینجا اسم از جنگ ببرین .و هر کاری که میکنین از دای لی دور بمونین 148 00:10:19,377 --> 00:10:21,742 یه فنجون چای میل داری؟ 149 00:10:21,777 --> 00:10:24,517 .ما کل روز رو داشتیم توی یه چایخونه کار میکردیم 150 00:10:24,552 --> 00:10:26,227 !حالم از چایی بهم خورده 151 00:10:26,717 --> 00:10:30,837 حالت از چایی بهم خورده؟ !مثل این میمونه حالت از نفس کشیدن بهم بخوره 152 00:10:32,317 --> 00:10:35,877 سنگ آتشزنه‌مون رو ندیدی تا آب رو جوش بیارم؟ 153 00:10:35,912 --> 00:10:37,217 .اونجا نیستن 154 00:10:38,377 --> 00:10:40,647 .مجبوری آتش افزاری کنی،پیر مرد 155 00:10:42,637 --> 00:10:44,437 داری کجا میری؟ 156 00:10:45,687 --> 00:10:50,337 .از همسایه‌هامون قرض کردم،چه مردم خوبی 157 00:11:04,857 --> 00:11:07,882 .فهمیدم! میدونم چجوری باید پادشاه خاک رو ببینیم 158 00:11:07,917 --> 00:11:12,287 چجوری باید اینکار رو بکنیم؟ "کسی نمیتونه همینجوری سر زده بره پیش پادشاه خاک" 159 00:11:12,497 --> 00:11:16,037 پادشاه داره توی قصر برای .خرس خونه‌گیش یه مهمونی میگیره 160 00:11:16,047 --> 00:11:18,017 منظورت خرسِ پلاتیپوسه؟ 161 00:11:18,052 --> 00:11:20,252 ."نه،فقط نوشته "خرسی 162 00:11:20,287 --> 00:11:22,807 .حتماً منظورت خرسِ راسوییِ اونه 163 00:11:22,842 --> 00:11:24,117 .یا خرسِ گورکنش 164 00:11:24,352 --> 00:11:25,487 خرسی موش کور؟ 165 00:11:25,488 --> 00:11:27,747 .فقط...خرس 166 00:11:28,197 --> 00:11:30,582 .اینجا عجیبه 167 00:11:30,583 --> 00:11:33,987 .قصر پر میشه از آدم،میتونیم دزدکی بریم تو 168 00:11:34,022 --> 00:11:34,987 .جواب نمیده 169 00:11:35,137 --> 00:11:35,912 چرا؟ 170 00:11:35,947 --> 00:11:38,002 ...خب،به شما دوستای روستای بر نخوره ها 171 00:11:38,037 --> 00:11:41,467 اما توی یه جمعیت واقعی و با کلاس از 100... .کیلوتری قیافه‌تون داد میزنه 172 00:11:41,502 --> 00:11:43,227 .شما آداب معاشرت بلد نیستین 173 00:11:43,377 --> 00:11:49,297 ببخشید؟ من آداب معاشرت بلد نیستم؟ !تو که خوت خانوم خوشکله‌ی پا تمیز نیستی 174 00:11:50,847 --> 00:11:54,627 من رفتار مناسب یه جامعه‌ی واقعی رو یاد گرفتم .و تصمیم گرفتم که ولش کنم 175 00:11:54,662 --> 00:11:58,967 شما هیچوقت هیچ چیزی یاد نگرفتین .و حقیقتش رو بخواین الآن یه کم دیره 176 00:11:59,277 --> 00:12:01,937 .آها،اما تو یاد گرفتی،میتونی به ما یاد بدی 177 00:12:02,247 --> 00:12:05,507 ،آره من دارم هر عنصری رو یاد میگیرم یاد گرفتن آداب معاشرت چقدر سخت میتونه باشه؟ 178 00:12:05,907 --> 00:12:08,627 .عصبر بخیر آقا ساکا از قبیله‌ی آب 179 00:12:08,662 --> 00:12:10,317 .خانم کاتارا از قبیله‌ی آب 180 00:12:10,637 --> 00:12:14,917 .پادشاه مومو از موموِستان،مومو حضرتا 181 00:12:14,927 --> 00:12:18,477 آواتار آنگ؟ احوالتون چطوره؟ 182 00:12:23,717 --> 00:12:28,647 کاتارا ممکنه بتونه از پسش بر بیاد اما شما دوتا .خیلی خوش شانسین اگه بتونین به عنوان خدمتکار وارد بشین 183 00:12:28,682 --> 00:12:30,687 .اما من خیلی احساس زیبایی دارم 184 00:12:34,547 --> 00:12:35,687 !خاک- !آتش- 185 00:12:45,407 --> 00:12:47,457 !واو،تو خیلی خوشگل شدی 186 00:12:48,857 --> 00:12:52,832 .با مردم عادی حرف نزن کاتارا،اولین قانون جامعه 187 00:12:52,867 --> 00:12:56,877 ما میریم توی مهمونی بعد یه راهی پیدا میکنیم .شما رو از در پشتی بیاریم تو 188 00:13:11,397 --> 00:13:13,737 .جت،باید حرف بزنیم 189 00:13:13,747 --> 00:13:18,677 چی؟ اوه،عالیه شمایین،کجا بودین؟ .میتونم از کمکتون برای دیدبانی استفاده کنم 190 00:13:18,787 --> 00:13:22,467 ما داشتیم حرف میزدیم و فکر میکنیم .تو زیادی درگیر این موضوع شدی 191 00:13:22,617 --> 00:13:24,132 .این درست نیست 192 00:13:24,167 --> 00:13:26,802 اوه،واقعاً؟ هردوتون همین فکر رو میکنین؟ 193 00:13:26,837 --> 00:13:30,122 ...ما به اینجا اومدیم تا یه شروع تازه داشته باشیم 194 00:13:30,157 --> 00:13:33,387 .اما تو بیخیال این موضوع نمیشی... .با اینکه هیچ مدرک واقعی‌ای وجود نداره 195 00:13:33,422 --> 00:13:35,469 .خب شاید اگه بهم کمک میکردین وجود داشت 196 00:13:35,504 --> 00:13:37,482 .جِت،تو باید دست از این کارت بکشی 197 00:13:37,517 --> 00:13:40,232 .شاید فراموش کردین چرا ما نیاز داریم یه زندگی تازه شروع کنیم 198 00:13:40,267 --> 00:13:42,947 ...شاید فراموش کردین چطور ملت آتش ما رو بیخانمان کرد 199 00:13:43,282 --> 00:13:45,732 .چطوری تمام کسایی رو که دوست داشتیم نابود کرد... 200 00:13:45,733 --> 00:13:48,677 !اگه نمیخواین به من کمک کنین،خودم مردک جور میکنم 201 00:13:56,097 --> 00:13:58,877 !این بهترین چایی تو شهره 202 00:13:58,912 --> 00:14:01,657 .عصاره‌ی مخفیش عشقه 203 00:14:06,957 --> 00:14:09,117 .فکر میکنم شما دلیل این همه مشتری هستین 204 00:14:11,317 --> 00:14:15,447 !من از صبر کردن خسته شدم،این دوتا مرد آتش افزارن 205 00:14:25,317 --> 00:14:29,297 !من میدونم اونا آتش افزارن !خودم پیرمرده رو دیدم که چاییش رو گرم میکرد 206 00:14:29,887 --> 00:14:31,557 !اون تو یه چایخونه کار میکنه 207 00:14:31,717 --> 00:14:33,822 !اون یه آتش افزاره،دارم بهتون میگم 208 00:14:33,857 --> 00:14:36,542 .شمشیرات رو بنداز پسر،آروم و یواش 209 00:14:36,577 --> 00:14:42,977 .مجبوری از خودت دفاع کنی،بعد همه میفهمن .یالا،بهشون نشون بده چیکارا بلدی 210 00:14:44,047 --> 00:14:47,657 .تو یه نمایش میخوای؟ خودم بهت یه نمایش میدم 211 00:15:07,657 --> 00:15:09,227 .دعوتنامه لطفاً 212 00:15:09,262 --> 00:15:10,797 .فکر میکنم این جواب بده 213 00:15:11,057 --> 00:15:13,007 .بدون دعوتنامه ورود ممنوعه 214 00:15:13,017 --> 00:15:14,752 .از صف برین بیرون لطفاً 215 00:15:14,787 --> 00:15:19,047 .ببین،خانواده‌ی "پَنگ" و "یام سون هان" داخل منتظر ما هستن 216 00:15:19,082 --> 00:15:21,657 .من بهشون میگم کی راهم نداد داخل 217 00:15:21,692 --> 00:15:23,617 .از صف برین بیرون لطفاً 218 00:15:33,207 --> 00:15:38,347 ،قربان؟ متأسم که مزاحمتون میشم ...اما دخترخاله‌ام دعوتنامه‌های ما رو گم کرده 219 00:15:38,382 --> 00:15:39,982 .اون نابیناست... 220 00:15:40,017 --> 00:15:41,802 فکر میکنین بتونین بهمون کمک کنین؟ 221 00:15:41,837 --> 00:15:44,797 .خانواده‌ی ما داخلن و مطمئنم خیلی نگرانن 222 00:15:45,357 --> 00:15:46,902 ...باعث افتخارمه 223 00:15:46,937 --> 00:15:48,787 .لطفاً با من بیاین... 224 00:15:59,787 --> 00:16:02,032 !اون داره همه‌ی چیزای خوب رو میخوره 225 00:16:02,067 --> 00:16:06,317 ساکت،نمیدونی چه کارا که نکردم !تا یه صندلی کنار این خرس بگیرم 226 00:16:12,207 --> 00:16:14,072 زیباست،مگه نه؟ 227 00:16:14,107 --> 00:16:18,816 .در ضمن من "لانگ فِنگ" هستم.وزیر فرهنگ پادشاه 228 00:16:18,816 --> 00:16:22,557 .من "خوآ مِی" هستم و این "دانگ"ـه (مدفوع یا کود : dung) 229 00:16:24,207 --> 00:16:27,047 .حالا خانواده‌تون کجان؟ دوست دارم ملاقاتشون کنم 230 00:16:28,107 --> 00:16:32,427 آم،من الآن نمیبینمشون،اما مطمئنم زود .پیداشون میکنیم،بابت کمک‌تون ممنون 231 00:16:35,817 --> 00:16:41,877 نگران نباشید،به عنوان همراهتون این بی احترامیه که شما .خانم‌ها رو بدون اینکه اول خانواده‌تون رو پیدا کنید ترک کنم 232 00:16:42,167 --> 00:16:43,567 .به گشتن ادامه میدیم 233 00:16:46,167 --> 00:16:47,592 اونا کجان؟ 234 00:16:47,627 --> 00:16:50,182 .نگاه کن من یه نقش جایگزین دارم 235 00:16:50,217 --> 00:16:52,702 ما یه لباس شبیه روح تن مومو میکنیم،باشه؟ 236 00:16:52,737 --> 00:16:58,587 ،اون بالای سر نگهبانها پرواز میکنه و حواسشون رو پرت میکنه ...بعد ما دیوار رو سوراخ میکنیم و 237 00:16:58,622 --> 00:17:00,132 .یا،میتونیم با اینا بریم تو 238 00:17:00,167 --> 00:17:02,992 .تاف گفت ممکنه بتونیم به عنوان خدمتکار وارد بشیم 239 00:17:03,027 --> 00:17:07,427 ،باشه،ولی نقشه‌ی روح مومو یادت باشه .فکر میکنم صد در صد عملیه 240 00:17:11,817 --> 00:17:14,297 .باید از استفاده از اون شمشیرها خسته شده باشی 241 00:17:14,332 --> 00:17:16,777 چرا نمیای و روی من آتش افزاری نمیکنی؟ 242 00:17:17,228 --> 00:17:21,141 !خواهش میکنم پسرم تو گیج شدی،نمیدونی داری چیکار میکنی 243 00:17:21,992 --> 00:17:24,193 شرط میبندم الآن داری آرزو میکنی .که اون با یه گلوله‌ی آتشی به کمکت میومد 244 00:17:27,054 --> 00:17:28,861 .تو کسی هستی که به کمک نیاز داره 245 00:17:38,053 --> 00:17:40,685 .دیدین؟ ملت آتش سعی داره منو ساکت کنه 246 00:17:41,109 --> 00:17:42,448 .هیچوقت این اتفاق نمیافته 247 00:17:48,736 --> 00:17:50,207 تاف و کاتارا کجان؟ 248 00:17:50,242 --> 00:17:53,492 .اونا رو فراموش کن،فقط چهار چشمی دنبال پادشاه بگرد 249 00:17:54,133 --> 00:17:55,259 .من نمیدونم چه شکلیه 250 00:17:55,645 --> 00:17:59,433 .میدونی،"سلطنتی"،ردایی که روی زمین کشیده میشه،جواهرات زیبا 251 00:18:01,304 --> 00:18:02,665 .اون میتونه هر کسی باشه 252 00:18:03,367 --> 00:18:05,041 .یه خرچنگ سخاری دیگه لطفاً 253 00:18:05,876 --> 00:18:06,800 .تو پیدامون کردی 254 00:18:07,399 --> 00:18:09,903 .من اون قدمای کوچیکت رو هر جا که بری میشناسم اسکلت برقی 255 00:18:10,238 --> 00:18:12,141 !مرسی که ما رو راه دادین تو 256 00:18:12,235 --> 00:18:15,395 ،ببخشید،اما اون کسی که همراهیمون کرد داخل .نمیذاره از جلوی چشمش کنار بریم 257 00:18:15,809 --> 00:18:16,914 کدوم کس؟ 258 00:18:18,897 --> 00:18:19,570 شما اینجا چیکار میکنین؟ 259 00:18:20,327 --> 00:18:24,101 ،شما باید سریعاً اینجا رو ترک کنید .وگرنه همه‌مون توی دردسر بزرگی میافتیم 260 00:18:24,380 --> 00:18:26,197 .نه تا زمانی که پادشاه رو ببینیم 261 00:18:26,318 --> 00:18:30,305 .شما نمیفهمید،باید برین 262 00:18:33,006 --> 00:18:35,376 .متأسفم! نه،جیغ نزن 263 00:18:40,286 --> 00:18:44,966 .آواتار،اووه،نمیدونستم آواتارم اینجا خواهد بود 264 00:18:53,896 --> 00:18:56,366 .تو تا زمانی که من دنبال پادشاه میگردم حواسشون رو پرت کن 265 00:18:56,401 --> 00:18:57,910 !همه اینو نگاه کنین 266 00:19:21,756 --> 00:19:23,276 .اسلحه‌هاتون رو بندازین 267 00:19:23,676 --> 00:19:26,091 .دستگیرشون کنید،اونا آتش افزارن 268 00:19:26,126 --> 00:19:31,226 .این پسر بیچاره گیج شده،ما فقط پناهنده‌های معمولی هستیم 269 00:19:31,261 --> 00:19:36,326 این مرد جوان چایخونه‌ی من رو نابود کرد .و به کارمندام حمله کرد 270 00:19:36,361 --> 00:19:38,786 .درسته قربان،ما کل ماجرا رو دیدیم 271 00:19:38,796 --> 00:19:41,526 .این بچه‌ی دیوونه به بهترین چای ساز شهر حمله کرد 272 00:19:41,776 --> 00:19:44,516 !!اوه هوهو،خیلی با مزه بود 273 00:19:45,426 --> 00:19:47,306 .با ما بیا پسر 274 00:19:51,766 --> 00:19:55,886 !شما نمیفهمید! اونا از ملت آتشن! باید حرفم رو باور کنید 275 00:20:26,476 --> 00:20:28,926 !آنگ،پادشاه خاک 276 00:20:31,586 --> 00:20:33,556 .درود بر شما سرورم 277 00:20:42,156 --> 00:20:44,076 !هی،بذارین برم 278 00:20:55,956 --> 00:21:03,374 ،آواتار،ملاقات با شما افتخار بزرگیه،من لانگ فنگ هستم .دبیر عالی باسینگ سِی و رئیس دای لی 279 00:21:03,374 --> 00:21:07,473 .دوست دارم باهاتون صحبت کنم .دوستانتون توی کتابخونه منتظرمون خواهند بود 280 00:21:11,996 --> 00:21:13,921 چرا نمیذاری ما با پادشاه صحبت کنیم؟ 281 00:21:13,956 --> 00:21:16,710 !ما اطلاعاتی داریم که میتونه ملت آتش رو شکست بده 282 00:21:16,910 --> 00:21:20,576 پادشاه خاک وقت این رو نداره ...که در کش مکش‌های سیاسی و 283 00:21:20,611 --> 00:21:23,356 .جزئیات فعالیت‌ها نظامی هر روزه خودش رو درگیر کنه... 284 00:21:23,356 --> 00:21:26,181 .این میتونه مهمترین چیزی باشه که اون تا به حال شنیده 285 00:21:26,216 --> 00:21:32,486 ،چیزی که برای اعلا حضرت از همه مهمتره .حفظ میراث فرهنگی باسینگ سِیه 286 00:21:32,521 --> 00:21:35,591 .تمام وظایفش مربوط به صدور احکام در رابطه با همین چیزا میشه 287 00:21:35,626 --> 00:21:41,136 .این وظیفه‌ی منه تا به بقیه منابع شهر رسیدگی کنم،از جمله سپاه 288 00:21:41,171 --> 00:21:43,426 !پس پادشاه فقط یه دست نشونده است 289 00:21:43,461 --> 00:21:45,051 !اون عروسک خیمه شب بازی توئه 290 00:21:45,086 --> 00:21:50,371 !اوه،نه،نه! اعلا حضرت یه نماده،یه خدا برای مردمش 291 00:21:50,406 --> 00:21:54,156 اون نمیتونه دست خودش رو با بررسی .ساعت به ساعت تغییرات یه جنگ بی پایان کثیف کنه 292 00:21:54,156 --> 00:21:57,737 اما ما در رابطه با یه خورشید گرفتگی .فهمیدیم که ملت آتش رو بی دفاع میکنه 293 00:21:57,737 --> 00:21:58,941 ...شما میتونید یه حمله ترتیب بدین 294 00:21:58,941 --> 00:22:01,526 !کافیه! دیگه نمیخوام در مورد نقشه‌های مسخره‌تون بشنوم 295 00:22:01,661 --> 00:22:04,431 ...این یکی از سیاست‌های مهم باسینگ سِیه 296 00:22:04,431 --> 00:22:07,426 .که درون دیوارها نباید از جنگ اسم ببرین... 297 00:22:07,461 --> 00:22:12,626 اخباری در رابطه با یه جنگ رو به رشد .شهروندان باسینگ سِی رو وحشت زده میکنه 298 00:22:13,356 --> 00:22:15,671 !شما باید حرفم رو باور کنید،اونا آتش افزارن 299 00:22:15,706 --> 00:22:17,986 !اون تا زمانی که جنگ رو نبردن دست بر نمیدارن 300 00:22:18,936 --> 00:22:22,086 !آروم باش،تو الآن در امانی 301 00:22:24,566 --> 00:22:30,216 .اقتصاد ما نابود میشه .زندگی صلح آمیزمون،رسومات‌مون از بین میره 302 00:22:30,251 --> 00:22:33,721 !هیچ جنگی در باسینگ سِی نیست 303 00:22:33,756 --> 00:22:38,476 در مورد چی دارین حرف میزنین؟ پس فکر میکنین !این همه پناهنده از کجا اومدن؟ شما نمیتونین مخفیش کنین 304 00:22:39,506 --> 00:22:44,666 ،در صحبت‌های خاموش از درگیری،باسینگ سِی آروم باقی میمونه .یک اوتوپیای (شهر آرمانی) منظم 305 00:22:44,701 --> 00:22:47,026 .آخرین بر روی زمین 306 00:22:50,196 --> 00:22:54,616 !هیچ جنگی درون دیوارها نیست،اینجا ما در امانیم 307 00:22:54,651 --> 00:22:57,816 !اینجا ما آزادیم 308 00:22:59,046 --> 00:23:02,826 تو نمیتونی حقیقت رو !از همه‌ی این مردم پنهان کنی،اونا باید بدونن 309 00:23:02,861 --> 00:23:06,131 !من بهشون میگم،مطمئن میشم همه با خبر میشن 310 00:23:06,166 --> 00:23:09,071 !تا الآن با شما مانند میهمانان افتخاری ما رفتار شده 311 00:23:09,106 --> 00:23:12,951 !اما از الآن هر لحظه توسط مأمورهای دای لی مراقبت میشید 312 00:23:12,986 --> 00:23:17,026 !اگه در مورد جنگ با کسی صحبت کنید،سریعاً از شهر بیرون میشید 313 00:23:17,061 --> 00:23:19,531 .من فهمیدم که تو دنبال گاومیشت میگردی 314 00:23:19,566 --> 00:23:23,996 !خیلی بد میشه اگه نتونی خواسته‌ات رو تکمیل کنی 315 00:23:24,486 --> 00:23:26,936 .حالا جودی خونه رو بهتون نشون میده 316 00:23:29,426 --> 00:23:31,326 .با من بیاید لطفاً 317 00:23:31,361 --> 00:23:32,746 برای جودی چه اتفاقی افتاد؟ 318 00:23:33,076 --> 00:23:38,256 من جودی هستم،تا زمانی که در شهر .فوق العاده‌ی ما هستید من میزبان‌تون هستم 319 00:23:39,000 --> 00:24:20,000 (CyrusGreat)ترجمه و زيرنويس : حميد وِتر (Hamid Vetr) http://tvcenter.tv