1 00:00:02,049 --> 00:00:04,421 "آب" 2 00:00:04,422 --> 00:00:06,295 "خاک" 3 00:00:06,296 --> 00:00:08,404 "آتش" 4 00:00:08,405 --> 00:00:09,696 "باد" 5 00:00:10,762 --> 00:00:14,896 "خيلی وقت پيش هر 4 ملت با نظم خاصی کنار هم زندگی ميکردند" 6 00:00:14,897 --> 00:00:18,975 "بعد همه چی با حمله‌ی ملت آتش تغيير کرد" 7 00:00:19,176 --> 00:00:23,288 "تنها آواتار،مسلط به هر 4 عنصر ميتونست اونها رو متوقف کنه" 8 00:00:23,289 --> 00:00:26,448 "اما وقتی دنيا بيش از هميشه بهش نياز داشت،ناپديد شد" 9 00:00:26,789 --> 00:00:30,610 "صد سال گذشت و من و برادرم آواتار جديد رو پيدا کرديم" 10 00:00:30,611 --> 00:00:32,450 "يه باد افزار به اسم آنگ" 11 00:00:32,551 --> 00:00:34,656 "و با اينکه مهارت‌های باد افزاريش عالی هستن" 12 00:00:34,657 --> 00:00:38,389 "خيلی چيزا هست که بايد قبل از نجات کسی ياد بگيره" 13 00:00:38,390 --> 00:00:42,012 "اما من باور دارم،آنگ ميتونه دنيا رو نجات بده" 14 00:00:47,526 --> 00:00:49,906 ...آنچه در آواتار گذشت 15 00:00:50,199 --> 00:00:52,416 .ما میریم به باسینگ سِی 16 00:00:52,451 --> 00:00:54,745 چرا باید بریم به پایتخت قلمرو خاک؟ 17 00:00:54,829 --> 00:00:56,706 .شهر با پناهنده‌ها پر شده 18 00:00:57,748 --> 00:00:59,257 آه...سوکی چیکار میکنه؟ 19 00:00:59,292 --> 00:01:02,503 .در واقع اون و بقیه‌ی مبارزها رفتن که در جنگ مبارزه کنن 20 00:01:06,626 --> 00:01:08,641 بهم بگو آپا کجاست؟- !من معاوضه‌اش کردم- 21 00:01:08,676 --> 00:01:10,386 .الآن احتمالاً تو باسینگ سِیه 22 00:01:20,000 --> 00:01:24,500 خاک : کتاب دوم قسمت دوازدهم : سفر به باسینگ سِی(قسمت اول)-گذرگاه مار بزرگ 23 00:01:25,500 --> 00:01:29,500 (CyrusGreat)حميد وِتر : ترجمه و زيرنويس (Hamid Vetr) TvCenter 25 00:01:39,336 --> 00:01:41,504 !بمب آب افزاری 26 00:01:49,024 --> 00:01:54,655 ،البته،یه نقشه‌ی 5000 ساله از کتابخونه‌ی روحی .درست همین الآن آب پاشیدی روش 27 00:01:55,364 --> 00:01:56,615 .ببخشید 28 00:02:02,371 --> 00:02:04,588 پس،فهمیدی از کدوم راه باید بریم؟ 29 00:02:04,623 --> 00:02:07,668 خیلی خب،ما تازه از بیابون اومدیم ...بیرون،پس باید این اطراف باشیم 30 00:02:07,960 --> 00:02:10,552 .و باید بریم به باسینگ سِی که اینجاست... 31 00:02:10,587 --> 00:02:13,069 ...به نظر میرسه تنها راهی که جنوب رو به شمال وصل میکنه 32 00:02:13,104 --> 00:02:15,551 .این راهِ باریکه که به گذرگاه مار بزرگ معروفه... 33 00:02:15,586 --> 00:02:17,594 مطمئنی این بهترین راه برای رفتن به اونجاست؟ 34 00:02:17,629 --> 00:02:19,019 .این تنها راهه 35 00:02:19,054 --> 00:02:21,140 .منظورم اینه نه اینکه ما آپا رو داریم که تا اونجا پرواز کنیم 36 00:02:21,175 --> 00:02:24,810 در مورد آپا حرف نزن.نمیتونی حداقل یه کم احساساتی باشی؟ 37 00:02:26,186 --> 00:02:28,404 .کاتارا،مشکلی نیست 38 00:02:28,439 --> 00:02:31,066 .میدونم قبلاً در مورد گم کردن آپا ناراحت بودم 39 00:02:31,101 --> 00:02:33,694 ...اما الآن فقط میخوام روی رفتن به باسینگ سِی 40 00:02:33,729 --> 00:02:36,321 .و گفتن در مورد خورشید گرفتگی به پادشاه خاک تمرکز کنم... 41 00:02:37,322 --> 00:02:41,201 .اُه،خب،باشه،خوشحالم که حالت بهتره 42 00:02:41,618 --> 00:02:44,019 ،پس تصویب شد،به باسینگ سِی میریم .بدون هیچ عامل حواس پرتی دیگه‌ای 43 00:02:44,163 --> 00:02:46,457 !سلام،دوستان پناهنده 44 00:02:51,170 --> 00:02:53,429 پس،شماها هم دارین به باسینگ سِی میرین؟ 45 00:02:53,464 --> 00:02:57,551 البته،داریم سعیمون رو میکنیم تا قبل از اینکه .همسرم "یینگ" بچه‌ش رو به دنیا بیاره به اونجا برسیم 46 00:02:57,926 --> 00:03:00,345 .عالیه پس میتونیم با هم از گذرگاه مار بزرگ عبور کنیم 47 00:03:01,096 --> 00:03:05,684 !گذرگاه مار بزرگ؟ .فقط اونایی که واقعاً درمونده هستن از اون راه میرن 48 00:03:05,719 --> 00:03:08,729 !راه مرگبار،انتخاب عالی‌ای بود ساکا 49 00:03:08,764 --> 00:03:09,730 .خب ما که درمونده هستیم 50 00:03:10,189 --> 00:03:12,656 .شما باید با ما به خلیج "ماه کامل" بیاین 51 00:03:12,691 --> 00:03:17,404 ،کشتی‌ها پناهنده‌ها رو از دریاچه عبور میدن .این سریع ترین راه به باسینگ سِیه 52 00:03:17,439 --> 00:03:20,574 .و اونجا مخفیه،پس ملت آتش نمیتونه پیداش کنه 53 00:03:20,609 --> 00:03:24,745 هممم،سواری آرام با کشتی...یا راه مرگبار؟ 54 00:03:33,921 --> 00:03:38,057 .باورم نمیشه،چندتا خانواده به خاطر ملت آتش آواره شدن 55 00:03:38,092 --> 00:03:43,347 .ما دنبال یه زندگی بهتریم،امن،پشت دیوارهای باسینگ سِی 56 00:03:53,315 --> 00:04:01,448 ،کی فکرش رو میکرد بعد این همه سال ...من به صحنه‌ی بزرگترین رسوایی نظامیم 57 00:04:01,615 --> 00:04:03,040 .به عنوان یه توریست برگردم... 58 00:04:03,075 --> 00:04:06,787 .دور و برت رو نگاه کن،ما توریست نیستیم،پناهنده‌ایم 59 00:04:09,039 --> 00:04:13,877 ...دیگه حالم از خوردن غذای فاسد و خوابیدن توی خاک به هم خورده .دیگه از اینطوری زندگی کردن خسته شدم 60 00:04:14,211 --> 00:04:16,171 مگه ما نشدیم؟ 61 00:04:19,299 --> 00:04:21,969 ...اسم من جِته،و اینا مبارزان آزادی من هستن 62 00:04:22,004 --> 00:04:23,484 .اِسمِلر بی و لانگ شات... 63 00:04:23,708 --> 00:04:24,420 .سلام 64 00:04:25,839 --> 00:04:26,847 .سلام 65 00:04:26,848 --> 00:04:28,148 ...خب ماجرا از این قراره 66 00:04:28,183 --> 00:04:32,563 ،شنیدم کاپیتان مثل یه پادشاه غذا میخوره... .در حالی که ما پناهنده‌ها باید غذای اضافی اونو بخوریم 67 00:04:32,598 --> 00:04:34,488 منصفانه به نظر نمیاد،میاد؟ 68 00:04:34,523 --> 00:04:37,317 شبیه چه نوع پادشاهی غذا میخوره؟ 69 00:04:37,651 --> 00:04:39,535 .مدل خپل و سر خوش 70 00:04:41,170 --> 00:04:46,008 میخوای بهمون کمک کنی یه کم غذا "آزاد" کنیم؟ 71 00:04:49,747 --> 00:04:51,123 .من پایه‌ام 72 00:04:58,297 --> 00:05:01,849 .قبلاً بهت گفتم،سبزیجات روی کشتی ممنوعه 73 00:05:01,884 --> 00:05:06,138 .یه کِرمِ کلم میتونه کل اِکوسیستم باسینگ سِی رو نابود کنه 74 00:05:06,388 --> 00:05:07,514 !حراست 75 00:05:10,642 --> 00:05:13,395 !آه! کلمـــــــــام 76 00:05:18,817 --> 00:05:20,027 !بعدی 77 00:05:21,779 --> 00:05:24,573 .آم،چهارتا بلیط کشتی برای باسینگ سِی،لطفاً 78 00:05:24,656 --> 00:05:25,831 .پاسپورت 79 00:05:25,866 --> 00:05:28,869 .آه،کسی به ما نگفته بود باید پاسپورت داشته باشیم 80 00:05:29,286 --> 00:05:31,920 .نمیدونی این کیه؟ اون آواتاره 81 00:05:31,955 --> 00:05:37,795 ،آه،من هر روز 50 تا آواتار میبینم .و ضمناً،لباس مبدل جذابیم نیست 82 00:05:41,465 --> 00:05:46,220 به علاوه،ورود حیوانات ممنوعه.نیازی هست حراست رو خبر کنم؟ 83 00:05:49,681 --> 00:05:51,642 .اون ضرورتی نداره 84 00:05:51,677 --> 00:05:52,816 !بعدی 85 00:05:52,851 --> 00:05:54,520 .من این موضوع رو حل میکنم 86 00:05:55,312 --> 00:05:58,107 .اسم من تاف بِی فانگه و به 4 تا بلیط نیاز دارم 87 00:06:00,109 --> 00:06:02,826 .اُه! نشان طلایی گراز پرنده 88 00:06:02,861 --> 00:06:06,990 .باعث افتخار منه که به هر کسی از اعضای خانواده‌ی بِی فانگ کمک کنم 89 00:06:07,032 --> 00:06:13,288 البته که باعث افتخارته،همونطور که میبینی من نابینام .و این سه تا خرفت هم نوکرام هستن 90 00:06:13,323 --> 00:06:14,915 ...اما حیوون 91 00:06:15,124 --> 00:06:16,834 .اون لمور،چشم منه 92 00:06:18,085 --> 00:06:21,505 ...خب،معمولاً یه بلیط برای هر پاسپورته اما 93 00:06:21,540 --> 00:06:23,841 .این مدرک خیلی رسمیه... 94 00:06:23,876 --> 00:06:26,427 .فکر کنم 4 تا بلیط میارزه 95 00:06:28,721 --> 00:06:30,639 .خیلی ممنون 96 00:06:31,557 --> 00:06:33,600 .خیلی خب،خیلی خوب سر اون خانمه رو کلاه گذاشتیم 97 00:06:34,893 --> 00:06:36,603 .بلیط و پاسپورت لطفاً 98 00:06:36,895 --> 00:06:38,272 مشکلی هست؟ 99 00:06:38,307 --> 00:06:38,938 .آره 100 00:06:38,973 --> 00:06:40,474 .من با تو یه مشکلی دارم 101 00:06:40,482 --> 00:06:41,991 .امثال تو رو قبلاً دیدم 102 00:06:42,026 --> 00:06:47,531 ،احتمالاً تیکه انداز،فکر میکنی بامزه‌ای .و بذار حدس بزنم با آواتار سفر میکنی 103 00:06:48,449 --> 00:06:49,832 من شما رو میشناسم؟ 104 00:06:49,867 --> 00:06:51,535 منظورت اینه که یادت نمیاد؟ 105 00:06:51,570 --> 00:06:53,037 .شاید این رو به یاد بیاری 106 00:06:54,687 --> 00:06:55,845 !سوکی 107 00:06:57,666 --> 00:06:59,251 !ساکا،از دیدنت خوشحالم 108 00:07:00,461 --> 00:07:04,027 ...تو بدون آرایشت خیلی متفاوت به نظر میای و این لباس جدیدت 109 00:07:04,062 --> 00:07:07,593 اون پیرزن عجوزه همه‌ی نگهبان‌های حراست .رو مجبور میکنه اینطوری لباس بپوشن 110 00:07:07,628 --> 00:07:10,477 و تو رو نگاه کن آقای بی آستین،ورزش میکردی؟ 111 00:07:10,512 --> 00:07:16,226 یه چند وقتی هست که از شاخه‌ی درخت .آویزون میشم و چندتا بارفیکس میرم،چیز مهمی نیست 112 00:07:16,935 --> 00:07:19,236 بقیه‌ی مبارزان کیوشی هم این اطراف هستن؟ 113 00:07:19,271 --> 00:07:23,275 ،آره،بعد از اینکه شما جزیره‌ی کیوشی رو ترک کردین .ما میخواستیم یه راهی برای کمک به مردم پیدا کنیم 114 00:07:23,310 --> 00:07:25,986 ما یه سری پناهنده رو تا اینجا همراهی کردیم .و از اون به بعد اینجاییم 115 00:07:28,055 --> 00:07:30,356 .سلام مومو،از دیدن تو هم خوشحالم 116 00:07:30,891 --> 00:07:35,604 پس چرا شماها برای کشتی بلیط گرفتین؟ مگه با آپا پرواز نمیکنین؟ 117 00:07:36,488 --> 00:07:40,534 .آپا گم شده،امیدواریم بتونیم توی باسینگ سِی پیداش کنیم 118 00:07:40,535 --> 00:07:42,461 .خیلی از شنیدنش متأسفم 119 00:07:42,996 --> 00:07:44,880 تو حالت خوبه؟ 120 00:07:48,008 --> 00:07:51,178 !من خوبم،میشه همه‌تون دیگه دست از نگرانی برای من بردارین 121 00:07:51,595 --> 00:07:54,188 !آواتار آنگ،شما باید به ما کمک کنین 122 00:07:54,223 --> 00:07:56,148 .یه نفر تمام وسایلمون رو دزدیده 123 00:07:56,183 --> 00:08:00,396 .پاسپورت‌هامون،بلیط‌هامون،همه چی از دست رفته 124 00:08:01,480 --> 00:08:03,565 .من برای شما با اون خانم حرف میزنم 125 00:08:04,191 --> 00:08:06,694 !بدون پاسپورت،بلیطی در کار کار نیست 126 00:08:07,444 --> 00:08:12,241 ،اما اون حامله است و همه‌ی وسایلشون دزدیده شده .شما باید استثناء قائل بشین 127 00:08:12,533 --> 00:08:13,415 !هیچ استثنائی در کار نیست 128 00:08:13,450 --> 00:08:17,746 ،اگه من همینطور فلّه‌ای به هر کی بلیط بدیم ...اون موقع دیگه نظمی نمیمونه 129 00:08:17,781 --> 00:08:21,083 !و میدونی این یعنی چی،دیگه تمدّنی در کار نمیمونه... 130 00:08:21,118 --> 00:08:22,418 چی میشه اگه ما بلیط‌هامون رو بهشون بدیم؟ 131 00:08:22,453 --> 00:08:22,894 !نه 132 00:08:22,929 --> 00:08:23,653 ...اما 133 00:08:23,688 --> 00:08:24,378 !بعدی 134 00:08:25,754 --> 00:08:30,801 ،نگران نباشین،شما به سلامت به شهر میرسین .من از طرف گذرگاه مار بزرگ هدایت‌تون میکنم 135 00:08:37,474 --> 00:08:41,437 نمیتونم باور کنم ما بیخیال بلیط‌هامون شدیم .و داریم از گذارگاه مار بزرگ میریم 136 00:08:41,472 --> 00:08:44,064 .منم نمیتونم باور کنم تو هنوز داری در موردش قُر میزنی 137 00:08:44,099 --> 00:08:45,441 .منم میام 138 00:08:46,483 --> 00:08:48,277 مطمئنی ایده‌ی خوبیه؟ 139 00:08:48,610 --> 00:08:50,487 ...ساکا،من فکر کردم تو خودت میخوای که من بیام 140 00:08:50,522 --> 00:08:51,780 ...میخوام،فقط 141 00:08:51,905 --> 00:08:53,163 فقط چی؟ 142 00:08:53,198 --> 00:08:55,576 .هیچی،خوشحالم که داری میای 143 00:08:59,872 --> 00:09:01,749 این گذرگاه مار بزرگه؟ 144 00:09:01,832 --> 00:09:04,752 ...فکر میکردم پر پیچ و خم تر باشه،میدونی مثل یه مار بزرگ 145 00:09:05,127 --> 00:09:06,885 .فکر کنم اسمش رو اشتباهی گذاشتن... 146 00:09:06,920 --> 00:09:09,882 .به این نوشته نگاه کنین،چقدر وحشتناک 147 00:09:09,917 --> 00:09:13,600 چی میگه؟- ."میگه "امید رو رها کنین- 148 00:09:13,635 --> 00:09:17,855 چطور میتونیم امید رو رها کنیم؟ .اون همه‌ی چیزیه که داریم 149 00:09:17,890 --> 00:09:21,935 .نمیدونم،راهب‌ها همیشه میگفتن امید فقط یه عامل حواس پرتیه 150 00:09:21,970 --> 00:09:24,605 .پس شاید ما واقعاً باید رهاش کنیم 151 00:09:24,640 --> 00:09:25,939 چی داری میگی؟ 152 00:09:26,732 --> 00:09:30,569 امید قرار نیست ما رو به باسینگ سِی ببره .و قرارم نیست آپا رو پیدا کنه 153 00:09:30,986 --> 00:09:36,075 ما باید رو کاری که الآن داریم میکنیم تمرکز کنیم .و اونم گذشتن از این مسیره 154 00:09:37,451 --> 00:09:39,536 .باشه،اگه اینطور میگی 155 00:09:44,458 --> 00:09:47,259 .ملت آتش،دریاچه‌ی غربی رو کنترل میکنه 156 00:09:47,294 --> 00:09:52,132 ،شایعه هست که اونا دارن روی یه چیز بزرگ اونطرف کار میکنن .و نمیخوان کسی بفهمه چیه 157 00:10:02,475 --> 00:10:03,643 .من حالم خوبه 158 00:10:07,823 --> 00:10:10,742 !اونا ما رو دیدن! برین،برین 159 00:10:27,259 --> 00:10:31,847 !سوکی،تو حالت خوبه؟ باید بیشتر مراقب باشی .بیا بیرم 160 00:10:32,230 --> 00:10:36,735 "مرسی از اینکه جونم رو نجات دادی تاف" .هی،قابلی نداشت ساکا 161 00:10:51,984 --> 00:10:54,284 .سوکی،تو نباید اونجا بخوابی 162 00:10:54,319 --> 00:10:57,406 .کسی چه میدونه این لبه‌ها چقدر ثابت هستن .میتونه هر لحظه ریزش کنه 163 00:10:57,441 --> 00:10:59,665 .ساکا،من خوبم! اینقدر نگران نباش 164 00:10:59,700 --> 00:11:03,954 .حق با توئه،حق با توئه،تو کاملاً توانایی مراقبت از خودت رو داری 165 00:11:04,489 --> 00:11:05,378 !صبر کن 166 00:11:05,413 --> 00:11:08,792 !اُه،بیخیال،فکر کردم یه عنکبوت دیدم،اما تو مشکلی نداری 167 00:11:41,784 --> 00:11:43,077 !نگهبان داره میاد 168 00:12:03,055 --> 00:12:06,350 !میدونی این مشکلی نداره که دلت برای آپا تنگ بشه 169 00:12:07,434 --> 00:12:09,193 تو چته؟ 170 00:12:09,228 --> 00:12:11,689 .توی صحرا،تمام چیزی که برات مهم بود پیدا کردن آپا بود 171 00:12:11,724 --> 00:12:13,565 .و حالا اینطور به نظر میاد که اصلاً برات مهم نیست 172 00:12:13,600 --> 00:12:15,407 .تو دیدی،من اونجا چیکار کردم 173 00:12:15,442 --> 00:12:19,279 .من خیلی از گم کردن آپا عصبانی بودم که نمیتونستم خودم رو کنترل کنم 174 00:12:19,314 --> 00:12:21,080 .از یه همچین حسی متنفرم 175 00:12:21,115 --> 00:12:24,166 .اما الآن به خودت اجازه نمیدی که چیزی احساس کنی 176 00:12:24,201 --> 00:12:28,246 میدونم بعضی وقتا امید داشتم خیلی ناراحت کننده است .و حتی اهمیت دادن از اون بدتر 177 00:12:28,281 --> 00:12:32,292 .اما تو باید بهم قول بدی که دست از اهمیت دادن بر نمیداری 178 00:12:33,377 --> 00:12:35,963 .یالا،به یه بغل احتیاج داری 179 00:12:36,630 --> 00:12:39,049 .مرسی بابت نگرانیت کاتارا 180 00:12:51,979 --> 00:12:53,647 .ماه زیباییه 181 00:12:53,682 --> 00:12:55,315 .آره،واقعاً هست 182 00:12:57,234 --> 00:13:01,363 .ببین،میدونم تو فقط میخوای کمک کنی،اما من میتونم از خودم مراقبت کنم 183 00:13:01,398 --> 00:13:02,788 .میدونم که میتونی 184 00:13:02,823 --> 00:13:05,159 پس چرا اینقدر وسواسی عمل میکنی؟ 185 00:13:05,284 --> 00:13:07,703 .خیلی سخته کسی که خیلی برات مهمه رو از دست بدی 186 00:13:07,995 --> 00:13:11,206 .یه اتفاقی توی قطب شمال افتاد و من نتونستم از یه فردی مراقبت کنم 187 00:13:11,241 --> 00:13:13,917 .نمیخوام چیزی شبیه اون،دوباره هیچوقت اتفاق بیافته 188 00:13:13,952 --> 00:13:15,711 .منم کسی رو که بهش اهمیت میدادم از دست دادم 189 00:13:15,753 --> 00:13:18,387 .اون نمرد،فقط رفت 190 00:13:18,422 --> 00:13:21,717 ...من فقط چند روز وقت داشتم تا بشناسمش،اما اون 191 00:13:21,752 --> 00:13:24,904 .باهوش و شجاع و با مزه بود 192 00:13:25,139 --> 00:13:28,445 این یارو کیه؟ از من قدش بلندتره؟ 193 00:13:28,576 --> 00:13:30,347 .نه،تقریباً هم قد توئه 194 00:13:30,386 --> 00:13:31,643 قیافه‌ش بهتره؟ 195 00:13:31,678 --> 00:13:33,645 !اون خود توئی احمق 197 00:13:42,654 --> 00:13:43,989 .نمیتونم 198 00:13:44,406 --> 00:13:46,075 !من...متأسفم 199 00:13:47,201 --> 00:13:50,454 .نه،نباید باشی 200 00:13:58,045 --> 00:14:03,133 .خب،اسملر بی،این اسم عجیبی برای یه مرد جوانه 201 00:14:03,509 --> 00:14:07,638 !شاید به خاطر این باشه که من مرد نیستم .من یه دخترم 202 00:14:08,680 --> 00:14:13,811 .اُه،حالا میفهمم،اسم قشنگی برای یه دختر دوست داشتنیه 203 00:14:17,106 --> 00:14:23,028 ،میدونم،حق با توئه،تا زمانی که من به خودم اطمینان دارم که کی هستم .مهم نیست که دیگران چی فکر میکنن 204 00:14:23,404 --> 00:14:24,780 .مرسی لانگ شات 205 00:14:28,033 --> 00:14:32,496 ،از اونجایی که من شنیدم .مردم توی باسینگ سِی هر شب اینطوری غذا میخورن 206 00:14:32,531 --> 00:14:35,040 .نمیتونم صبر کنم تا اون دیوار بزرگ رو ببینم 207 00:14:35,075 --> 00:14:37,758 .جلوه‌ی زیبایی داره 208 00:14:37,793 --> 00:14:39,795 پس تو قبلاً اونجا بودی؟ 209 00:14:39,962 --> 00:14:43,889 .یه بار،زمانی که مرد متفاوتی بودم 210 00:14:44,424 --> 00:14:47,219 .من تو گذشته‌م یه سری کارا کردم که بهشون افتخار نمیکنم 211 00:14:47,628 --> 00:14:51,506 .اما بخاطر همینه که دارم به باسینگ سِی میرم،برای یک شروع تازه 212 00:14:52,048 --> 00:14:53,307 .یه فرصت دوباره 213 00:14:53,542 --> 00:14:55,409 .این نشانه‌ی بزرگی توئه 214 00:14:55,844 --> 00:14:59,889 .من معتقدم مردم میتونن زندگیشون رو عوض کنن،اگه بخوان 215 00:14:59,924 --> 00:15:03,184 .من به فرصت‌های دوباره ایمان دارم 216 00:15:23,981 --> 00:15:25,816 .همه به خط بشین 217 00:15:34,743 --> 00:15:36,787 .آنگ،من به کمک احتیاج دارم 218 00:16:04,045 --> 00:16:06,089 اون دیگه چیه؟ 219 00:16:37,029 --> 00:16:40,574 .فکر کنم همین الآن فهمیدم چرا بهش میگن گذرگاه مار بزرگ 220 00:16:48,334 --> 00:16:51,343 ،سوکی،تو یه چیزای در مورد غول های بزرگ دریایی میدونی !یه کاری کن بره پی کارش 221 00:16:51,378 --> 00:16:54,799 ،فقط به خاطر اینکه من کنار یوناگی زندگی میکردم .دلیل نمیشه که یه متخصصم 222 00:16:55,466 --> 00:17:00,554 ،اُه،اِی مار بزرگ و قدرتمند دریایی .خواهش میکنم این پیشکش متواضع و لذیذ رو از ما بپذیر،متشکرم 224 00:17:05,309 --> 00:17:08,104 .من حواسش رو پرت میکنم،کاتارا،همه رو ببر اونور 225 00:17:39,802 --> 00:17:41,887 .تاف،یالا،فقط یخه 226 00:17:43,889 --> 00:17:48,352 در واقع،من ترجیح میدم روی همین .جزیره‌ی کوچولوم که میتونم ببینم بمونم 227 00:17:49,812 --> 00:17:51,105 !باشه،دارم میام 228 00:17:52,898 --> 00:17:57,653 .داری عالی پیش میری،فقط صدای من رو دنبال کن 229 00:17:58,154 --> 00:17:59,947 !سخته که نخوای دنبالش کنی 230 00:18:00,364 --> 00:18:02,450 !تقریباً رسیدی 231 00:18:04,869 --> 00:18:07,079 !کمک! من نمیتونم شنا کنم 232 00:18:08,205 --> 00:18:09,498 !دارم میام تاف 233 00:18:15,671 --> 00:18:16,755 !کمک 234 00:18:24,638 --> 00:18:29,101 .اُه،ساکا تو نجاتم دادی 235 00:18:29,977 --> 00:18:32,313 !در واقع منم 236 00:18:32,314 --> 00:18:37,167 .اُه،خب،...هههه،...الآن میتونی بذاری من غرق بشم 237 00:19:09,758 --> 00:19:12,094 !اینم از دیوار 238 00:19:13,521 --> 00:19:16,607 .حالا دیگه چیزی جز یه مسیر صاف و هموار به باسینگ سِی نیست 239 00:19:16,856 --> 00:19:17,573 .اُه،نه 240 00:19:17,608 --> 00:19:19,068 چی شده؟ 241 00:19:19,360 --> 00:19:20,945 !بچه داره میاد 242 00:19:20,980 --> 00:19:22,369 !چی؟! الآن؟ 243 00:19:22,404 --> 00:19:24,330 نمیتونی تو نگه‌ش داری یا یه همچین چیزی؟ 244 00:19:24,365 --> 00:19:28,577 ساکا،آروم باش،من تو خونه .به مامان بزرگ کمک کردم یه عالمه بچه به دنیا بیاره 245 00:19:28,786 --> 00:19:34,583 !این که مثل به دنیا آوردن بچه‌ی یه شیر دریایی نیست !این یه چیز واقعی آدمیزادیه 246 00:19:34,618 --> 00:19:39,338 !به این میگن بچه .و کمک کردم که یه عالمه از اینا هم به دنیا بیان 247 00:19:39,373 --> 00:19:43,015 !آنگ،یه کم پارچه بیار،ساکا،آب 248 00:19:43,050 --> 00:19:46,679 .تاف ازت میخوام که یه چادر سنگی درست کنی،یه بزرگش رو 249 00:19:49,348 --> 00:19:50,850 !سوکی،با من بیا 250 00:19:55,354 --> 00:19:59,942 .میدونی،درست همون موقع که زخمت رو دیدم،فهمیدم کی هستی 251 00:20:00,734 --> 00:20:03,411 .تو یه مرطدی،مثل من 252 00:20:03,446 --> 00:20:07,199 .و ما طرد شده‌ها باید با هم باشیم،باید هوای هم دیگه رو داشته باشیم 253 00:20:07,783 --> 00:20:09,792 .چون کس دیگه‌ای اینکار رو نمیکنه 254 00:20:09,827 --> 00:20:14,248 .من اخیراً فهمیدم،که متّکی بودن به خودت همیشه بهترین راه نیست 255 00:20:22,631 --> 00:20:24,341 .داری عالی پیش میری یینگ 256 00:20:24,376 --> 00:20:26,006 ساکا! اون آب کجاست؟ 257 00:20:26,041 --> 00:20:27,636 .آماده شو برای فشار دادن 258 00:20:28,345 --> 00:20:32,475 !یک،دو،سه،...فشار 259 00:20:36,520 --> 00:20:37,605 !یه دختره 260 00:20:38,439 --> 00:20:42,777 پس،میخوای بری بچه رو ببینی؟ یا میخوای دوباره مثل یه پیرزن غش کنی؟ 261 00:20:42,812 --> 00:20:45,196 !نه،نه،این دفعه خوبم 262 00:20:50,910 --> 00:20:53,746 .آنگ،تو باید بیای اینو ببینی 263 00:20:58,375 --> 00:20:59,585 .اون به نظر سالم میاد 264 00:20:59,620 --> 00:21:01,045 .خیلی قشنگه 265 00:21:01,596 --> 00:21:03,639 .خیلی...چهره‌ی لطیفی داره 266 00:21:07,843 --> 00:21:09,393 اسمش رو باید چی بذاریم؟ 267 00:21:09,428 --> 00:21:11,764 .میخوام اسم دخترمون تک باشه 268 00:21:11,799 --> 00:21:14,642 .میخوام یه معنی‌ای داشته باشه 269 00:21:18,854 --> 00:21:21,794 .فکر میکنم تو این اواخر شرایط سختی رو پشت سر گذاشتین 270 00:21:21,829 --> 00:21:24,735 .اما شما دوباره من رو...امیدوار کردین 271 00:21:25,486 --> 00:21:28,155 .الآن میدونم میخوام اسم بچه‌مون رو چی بذارم 272 00:21:28,326 --> 00:21:29,785 هوپ (امید) 273 00:21:30,157 --> 00:21:33,327 .اسم عالی‌ایه،هوپ 274 00:21:37,081 --> 00:21:41,877 ،فکر میکردم دارم سعی میکنم قوی باشم .اما فقط داشتم از احساساتم فرار میکردم 275 00:21:41,912 --> 00:21:46,757 ...دیدن این خانواده کنار هم،پر از شادی و عشق 276 00:21:46,792 --> 00:21:49,468 ...منو یاد احساسم نسبت به آپا انداخت... 277 00:21:51,095 --> 00:21:53,097 .و چه احساسی نسبت به تو دارم... 278 00:22:01,105 --> 00:22:03,899 .قول میدم آپا رو تا جایی که میتونم سریع پیدا کنم 279 00:22:04,150 --> 00:22:05,985 .من فقط واقعاً نیاز دارم که اینکار رو انجام بدم 280 00:22:06,020 --> 00:22:07,770 .توی شهر بزرگ میبینمت 281 00:22:07,770 --> 00:22:10,539 .سلام منو به اون توپ پشمالو برسون 282 00:22:11,073 --> 00:22:12,783 .تو پیداش میکنی آنگ 283 00:22:12,818 --> 00:22:13,749 .میدونم 284 00:22:13,984 --> 00:22:15,285 .مرسی کاتارا 285 00:22:17,746 --> 00:22:19,582 تو آماده‌ای مومو؟ 286 00:22:26,046 --> 00:22:28,305 .ساکا،واقعاً دیدن دوباره‌ت خیلی خوشحالم کرد 287 00:22:28,340 --> 00:22:32,059 واووو،صبر کن ببینم،چرا صدات شبیه اینه که داری خداحافظی میکنی؟ 288 00:22:32,094 --> 00:22:36,640 من باهاتون اومدم چون میخواستم مطمئن بشم .شما از گذرگاه مار بزرگ به سلامت رد میشین 289 00:22:36,675 --> 00:22:39,602 .اما الآن باید برگردم پیش بقیه‌ی مبارزان کیوشی 290 00:22:39,637 --> 00:22:43,081 پس تو اومدی که از من مراقبت کنی؟ 291 00:22:43,116 --> 00:22:46,490 .گوش کن،من واقعاً بابت دیشب متأسفم 292 00:22:46,525 --> 00:22:52,907 ،ما داشتیم حرف میزدیم و چیزایی میگفتیم ...من کنترلم رو از دست دادم و قبل از اینکه بفهمم چی شده 293 00:22:55,242 --> 00:22:56,702 .تو خیلی حرف میزنی 294 00:23:36,033 --> 00:23:39,328 .متأسفم مومو،آپا باید صبر کنه 295 00:23:41,000 --> 00:24:20,000 (Hamid74)ترجمه و زيرنويس : حميد وِتر (Hamid Vetr) http://tvcenter.tv