1
00:00:02,490 --> 00:00:04,862
"آب"
2
00:00:04,863 --> 00:00:06,736
"خاک"
3
00:00:06,737 --> 00:00:08,845
"آتش"
4
00:00:08,846 --> 00:00:10,137
"باد"
5
00:00:11,203 --> 00:00:15,337
"خيلی وقت پيش هر 4 ملت با نظم خاصی کنار هم زندگی ميکردند"
6
00:00:15,338 --> 00:00:19,416
"بعد همه چی با حملهی ملت آتش تغيير کرد"
7
00:00:19,617 --> 00:00:23,729
"تنها آواتار،مسلط به هر 4 عنصر ميتونست اونها رو متوقف کنه"
8
00:00:23,730 --> 00:00:26,889
"اما وقتی دنيا بيش از هميشه بهش نياز داشت،ناپديد شد"
9
00:00:27,230 --> 00:00:31,051
"صد سال گذشت و من و برادرم آواتار جديد رو پيدا کرديم"
10
00:00:31,052 --> 00:00:32,891
"يه باد افزار به اسم آنگ"
11
00:00:32,992 --> 00:00:35,097
"و با اينکه مهارتهای باد افزاريش عالی هستن"
12
00:00:35,098 --> 00:00:38,830
"خيلی چيزا هست که بايد قبل از نجات کسی ياد بگيره"
13
00:00:38,831 --> 00:00:42,453
"اما من باور دارم،آنگ ميتونه دنيا رو نجات بده"
14
00:00:49,000 --> 00:00:53,000
خاک : کتاب دوم
قسمت پنجم : روز آواتار
15
00:00:55,000 --> 00:00:59,000
(CyrusGreat)حميد وِتر : ترجمه و زيرنويس
(Hamid Vetr)
TvCenter
17
00:01:11,984 --> 00:01:14,947
!تو دهن من چیکار میکنی؟
18
00:01:14,993 --> 00:01:20,437
.مومو،تو باید یه خورده بیشتر به حریم شخصی من احترام بذاری
19
00:01:25,792 --> 00:01:29,857
.تسلیم بشین! شما کاملاً محاصره شدین
20
00:01:30,704 --> 00:01:33,352
!یالا،یالا،یالا
21
00:01:34,370 --> 00:01:36,210
!طومارهام
22
00:01:37,129 --> 00:01:39,662
!چوب دستیم
23
00:02:03,642 --> 00:02:05,789
!یپ یپ
24
00:02:08,437 --> 00:02:10,816
!صبر کنین،بومرنگم
25
00:02:10,830 --> 00:02:12,012
!وقت نیست
26
00:02:12,025 --> 00:02:15,443
اُه،بذار ببینم،برای برداشتن طومارهای تو
...و چوب دستی تو وقت هست
27
00:02:15,456 --> 00:02:17,145
ولی برای بومرنگ من وقت نیست؟...
28
00:02:17,160 --> 00:02:18,268
!کاملاً درسته
29
00:02:18,279 --> 00:02:20,701
.اُه
30
00:02:23,912 --> 00:02:26,265
.بابت بومرنگت متاسفم،ساکا
31
00:02:26,271 --> 00:02:28,862
.احساس میکنم بخشی از وجودم رو از دست دادم
32
00:02:28,873 --> 00:02:35,686
تصور کن اگه تو فلشت رو از دست میدادی
.یا کاتارا...بیگودیهاش رو گم میکرد
33
00:02:37,234 --> 00:02:39,725
.اینم وسایلتون،آقای مو دم اسبی
34
00:02:39,734 --> 00:02:43,167
...قبلاً آقای بومرنگی بودم
35
00:02:45,381 --> 00:02:47,270
.هی،پول قبیلهی آب
36
00:02:47,281 --> 00:02:48,750
.امیدوارم مشکلی نداشته باشه
37
00:02:48,756 --> 00:02:51,179
.تا وقتی که پوله مشکلی نیست
38
00:02:52,875 --> 00:02:54,623
!روز آواتاری خوبی داشته باشین
39
00:02:54,649 --> 00:02:56,021
روز آواتار؟
40
00:02:56,044 --> 00:02:59,782
شماها به فستیوال میرین،مگه نه؟
41
00:03:05,785 --> 00:03:09,118
یه تعطیلات برای آواتاره،کسی چه میدونست؟
42
00:03:09,134 --> 00:03:13,284
.نگاه کنین،اونا یه کیوشی بزرگِ متحرک درست کردن
43
00:03:13,811 --> 00:03:16,864
!اینم از آواتار روکو
44
00:03:18,040 --> 00:03:20,461
...برگزاری یه فستیوال بزرگ به افتخار آدم عالیه
45
00:03:20,479 --> 00:03:23,346
.اما اگه بخوام از ته دلم بگم،خوبه که مردم قَدرت رو بدونن...
46
00:03:23,356 --> 00:03:26,951
.و خوبه که از غذاهای سرخشدهی فستیوالشون قدردانی کنی
47
00:03:26,961 --> 00:03:28,363
!آنگ،نگاه کن
48
00:03:28,369 --> 00:03:31,628
.اون بزرگترین مَنیه که تاحالا دیدم
49
00:03:37,841 --> 00:03:44,167
.حالا هم یه مشعل،نماد خوبیه،برّاقه،خطرناکه،...مردونه به نظر میاد
50
00:03:44,179 --> 00:03:46,678
.اما مطمئن نیستم من بتونم حملش کنم
51
00:03:46,681 --> 00:03:49,767
هی،اون یارو داره چیکار میکنه؟
52
00:03:52,258 --> 00:03:59,568
!مرگ بر آواتار! مرگ بر آواتار! مرگ بر آواتار
53
00:04:27,167 --> 00:04:29,008
اینا رو از کجا آوردی؟
54
00:04:29,018 --> 00:04:32,569
چه اهمیتی داره که از کجا اومده؟
55
00:04:36,436 --> 00:04:41,170
!مرگ بر آواتار! مرگ بر آواتار
56
00:04:53,379 --> 00:04:58,013
.هی! اون خرابکار داره روز آواتار رو خراب میکنه
57
00:04:58,030 --> 00:05:01,445
.اون خرابکار دوست منه
58
00:05:02,224 --> 00:05:04,215
!اون خوده آواتاره
59
00:05:04,221 --> 00:05:07,437
.میخواد ما رو با قدرتهای خارق العادهی آواتاریش بکشه
60
00:05:07,446 --> 00:05:10,732
...نه،من نمیخوام،من
61
00:05:11,830 --> 00:05:15,753
!من بهت پیشنهاد میکنم بری،تو اینجا دعوت نیستی،آواتار
62
00:05:15,766 --> 00:05:18,366
!چرا نه؟آنگ به مردم کمک میکنه
63
00:05:18,382 --> 00:05:21,126
.درسته.من طرف شمام
64
00:05:21,137 --> 00:05:26,716
،با توجه به کاری که تو در زندگی گذشتهت با ما کردی
.هضم این موضوع برای من سخته
65
00:05:26,727 --> 00:05:32,193
.کار آواتار کیوشی بود.اون رهبر بزرگ ما رو کشت،چینِ کبیر
66
00:05:32,209 --> 00:05:35,301
تو فکر میکنی که من...کسی رو کشتم؟
67
00:05:35,316 --> 00:05:40,192
.ما قبل از اینکه تو رهبرمون رو بکشی جامعهی بزرگی بودیم
!حالا نگاهمون کن
68
00:05:40,200 --> 00:05:41,041
!ها
69
00:05:41,052 --> 00:05:43,284
.آنگ هیچوقت یه همچین کاری نمیکنه
70
00:05:43,296 --> 00:05:47,641
،هیچ آواتاری اینکار رو نمیکنه
.و این منصفانه نیست که بخوایین افتخار اون رو زیر سوال ببرین
71
00:05:47,642 --> 00:05:52,607
.بذار بهش بگیم ما در مورد "افتخار" آواتار چی فکر میکنیم
!زارررررررررت؟
72
00:05:55,054 --> 00:05:57,791
.به من یه فرصت بدین تا اسمم رو پاک کنم
73
00:05:57,802 --> 00:06:02,448
.تنها راه ثابت کردن بیگناهیت اینه که آزمایش پس بدی
74
00:06:02,461 --> 00:06:04,663
.با خوشحالی آزمایشم رو پس میدم
75
00:06:04,676 --> 00:06:10,020
.باید از همهی قوانین ما پیروی کنی
.که شامل پرداخت مالیات هم میشه
76
00:06:10,025 --> 00:06:12,662
!مشکلی نیست
77
00:06:12,675 --> 00:06:17,192
من از کجا باید میدونستم که اونا پول قبیلهی آب رو نمیگیرن؟
78
00:06:21,291 --> 00:06:23,920
!خب،یه عده از تو خوششون نمیاد،مگه چیه
79
00:06:23,929 --> 00:06:26,492
!یه ملت کامل از آتش افزارها هستن که ازت متنفرن
80
00:06:26,499 --> 00:06:28,448
.حالا بزن بریم که از اینجا فراریت بدیم
81
00:06:28,453 --> 00:06:29,511
.نمیتونم
82
00:06:29,523 --> 00:06:33,308
!البته که میتونی! یه ذره،هو...فیش،فیش،فیش
83
00:06:33,315 --> 00:06:36,707
.چندتا حرکت برقی باد افزاری!...و بعدشم اَلفرار
84
00:06:36,718 --> 00:06:39,502
...فکر کنم چیزی که "استاد فیش،فیش" سعی داره بگه
85
00:06:39,510 --> 00:06:41,959
.اینه که تو باید بیرون باشی و دنیا رو نجات بدی...
86
00:06:41,961 --> 00:06:43,800
.تو که نمیتونی قُل و زنجیر شده این تو،اینکارها رو بکنی
87
00:06:43,970 --> 00:06:47,129
.نمیتونمم با مردی که فکر میکنن من یه قاتلم کارم رو بکنم
88
00:06:47,134 --> 00:06:49,543
.من میخوام که شماها ثابت کنین من بیگناهم
89
00:06:49,554 --> 00:06:53,502
اون وقت چجوری باید اینکار رو بکنیم؟
.جرم تقریباً 300 سال پیش اتفاق افتاد
90
00:06:53,507 --> 00:06:58,612
،مشکلی نیست ساکا
.من به دلایلی فکر میکردم ممکنه تو یه کاراگاه خِبره باشی
91
00:06:58,621 --> 00:07:02,672
.خب،فکر میکنم بتونم یه همچین چیزی هم باشم
92
00:07:02,686 --> 00:07:08,623
آره،تو محلِمون اون بخاطر
.حل معمای لرزونک ماهیهای گمشده مشهور بود
93
00:07:08,632 --> 00:07:10,984
...همه میخواستن تقصیر رو بندازن گردن یه پلنگ قطبی وحشی
94
00:07:10,991 --> 00:07:14,691
اما من فهمدم که یه پیرمرد موزی رفته...
.چکمههایی شبیه پای پلنگ قطبی وحشی پوشیده
95
00:07:14,700 --> 00:07:18,533
.ببین،یه پلنگ قطبی وحشی 450 کیلویی عمق ردّ پاش خیلی بیشتره
96
00:07:18,540 --> 00:07:20,893
.باشه،فکر کنم خیلی تو اینکار ماهرم
97
00:07:20,902 --> 00:07:23,694
پس تو پروندهی منم کمک میکنی؟
98
00:07:23,701 --> 00:07:28,032
.قبوله،اما به یه چندتا خرت و پرت جدید نیاز دارم
99
00:07:28,043 --> 00:07:30,991
.من آمادهام
100
00:07:31,004 --> 00:07:32,825
چیه؟
101
00:08:01,817 --> 00:08:05,454
.این صحنهی جرمه
102
00:08:09,206 --> 00:08:13,338
.اینم جای پای قاتل،کیوشیه
103
00:08:13,342 --> 00:08:18,951
...غروب آفتاب 370 سال پیش،امروز بود
104
00:08:18,956 --> 00:08:23,830
که کیوشی از داخل این معبد پرید بیرون
.و زد چین کبیر رو کشت
105
00:08:23,835 --> 00:08:30,178
بعد از اون روز تاسّف بار،ما این مجسمه رو
.برای زنده نگه داشتن یاد رهبرمون ساختیم
106
00:08:30,183 --> 00:08:33,599
.برای تقدیر از این مجسمه و رهبرمون راحت باشین
107
00:08:40,796 --> 00:08:44,646
.این معبد و این مجسمه از یه سنگ تراش خوردن
108
00:08:44,661 --> 00:08:48,381
.و ما میدونیم که مجسه بعد از اینکه چین مرد ساخته شده
109
00:08:48,387 --> 00:08:50,995
...پس اگه هر دو در یک زمان ساخته شدن،معنیش اینه که
110
00:08:51,004 --> 00:08:57,562
!شششش! من میخوام حلش کنم
.یعنی کیوشی هیچوقت پاش رو تو این معبد نذاشته
111
00:08:57,569 --> 00:08:59,976
...این یه خلاء بزرگ تو داستان شهرداره،اما
112
00:08:59,983 --> 00:09:02,759
.برای اثبات بیگناهی آنگ کافی نیست...
113
00:09:02,770 --> 00:09:05,245
.حق با توئه
114
00:09:07,215 --> 00:09:10,104
.باید بریم به جزیرهی کیوشی
115
00:09:10,119 --> 00:09:13,508
اینو از کجا آوردی؟
116
00:09:18,032 --> 00:09:19,988
...تو یه سر کچل داری
117
00:09:19,997 --> 00:09:22,870
...خالکوبی باحال داری...
118
00:09:24,156 --> 00:09:29,431
.دقیقاً برای اینجا ساخته شدی
119
00:09:58,325 --> 00:09:59,911
آنگی کجاست؟
120
00:09:59,918 --> 00:10:02,833
.اون نتوست بیاد اینجا،کوکو
121
00:10:02,841 --> 00:10:05,515
...من میخواستم آنگی رو ببینم
122
00:10:16,393 --> 00:10:18,576
!اُیاجی! آنگ تو زندونه
123
00:10:18,581 --> 00:10:22,311
.شهر چین ادعا میکنه آنگ تو زندگی گذشتهش رهبرشون رو کشته
124
00:10:22,321 --> 00:10:24,331
.اونا میگن کار کیوشی بود
125
00:10:24,343 --> 00:10:28,522
.کیوشی؟ مزخرفه! من شما رو میبرم به زیارتگاه اون
126
00:10:28,526 --> 00:10:33,142
شاید اونجا چیزی باشه که بهتون کمک کنه
.اسم و رسمش رو پاک کنین
127
00:10:34,061 --> 00:10:38,331
پس،آه...سوکی چیکار میکنه؟همین طرفاست؟
128
00:10:38,340 --> 00:10:42,134
.در واقع اون و بقیهی مبارزها رفتن که در جنگ مبارزه کنن
129
00:10:42,141 --> 00:10:44,653
.شما بچهها سوکی رو متحول کردین
130
00:10:44,664 --> 00:10:48,977
اون گفت شما بهش الهام بخشیدین
.و اون میخواد کمک کنه تا دنیا رو عوض کنه
131
00:10:48,991 --> 00:10:53,197
.اُه،خب...این عالیه
132
00:10:53,952 --> 00:10:57,838
.این معبد تبدیل شد به یه زیارتگاهِ کیوشی
133
00:10:57,845 --> 00:11:04,183
،روحانیون به ما گفتن که وسایلش هنوز به روحش وابستهاند
.اون کیمونوشه
(کیمونو لباس سنتی ژاپنی که هم مردونه و هم زنونه است)
134
00:11:04,195 --> 00:11:05,935
.سلیقهش خیلی محشر بود
135
00:11:05,945 --> 00:11:07,093
.لطفاً دست نزنید
136
00:11:07,107 --> 00:11:10,711
این بادبزنها...اینا سلاحاش بودن،نه؟
137
00:11:10,720 --> 00:11:13,889
.لطفاً به بادبزنها هم دست نزنین
138
00:11:13,894 --> 00:11:18,179
اینا چکمههاش بودن؟
!پاهاش باید خیلی بزرگ میبود
139
00:11:18,192 --> 00:11:21,461
!بزرگترینِ هر آواتاری
140
00:11:21,468 --> 00:11:24,254
یه دقیقه صبر کن...پای بزرگ؟
141
00:11:24,266 --> 00:11:26,608
...ردّپای کوچیک؟ اصلاً راه نداره
142
00:11:26,624 --> 00:11:32,938
اِهِم! دم و دستگاه مخصوص؟ کلاه و پیپ؟
این چیزا هیچ معنیای برای تو نداره؟
143
00:11:32,951 --> 00:11:36,173
.حق با توئه! متاسفم،بفرمایین
144
00:11:36,186 --> 00:11:40,649
آها! اصلاً راه نداره کیوشی بتونه یه همچون
.ردّپایی از خودش به جا بذاره
145
00:11:40,653 --> 00:11:44,589
و بنابراین هیچ چیزی وجود نداره
.که بتونه اون رو به صحنهی جرم ربط بده
146
00:11:44,600 --> 00:11:47,551
!شاهکار بود،ساکا
147
00:11:50,076 --> 00:11:54,889
،این دختری که داری در موردش صحبت میکنی
.خودش میاد طرفت،فقط باید صبر کنی
148
00:11:54,903 --> 00:11:56,000
اینطور فکر میکنی؟
149
00:11:56,028 --> 00:11:56,603
!البته
150
00:11:56,616 --> 00:11:57,136
.آره
151
00:11:57,156 --> 00:11:58,344
.قیافت دختر کُشه
152
00:11:58,363 --> 00:11:59,721
...نمیدونم
153
00:11:59,727 --> 00:12:06,095
،هی! تو باهوشی،خوش تیپی،بامزهای
.حالا اگه آواتار بودنت رو در نظر نگیریم
154
00:12:06,104 --> 00:12:07,657
.شماها خیلی عالی هستین
155
00:12:07,665 --> 00:12:12,386
.از اینکه احساساتت رو بهش بگی نترس
156
00:12:13,969 --> 00:12:17,628
.این تابلو به "تولد کیوشی" معروفه
157
00:12:17,635 --> 00:12:21,530
این تابلو در طلوع آفتاب روزی که
.این جزیره بنا نهاده شده نقاشی شد
158
00:12:21,539 --> 00:12:27,037
.چرا،در واقع 370 سال پیش در همین روز بود
159
00:12:27,044 --> 00:12:30,670
سیصد و هفتاد سال پیش،...صبر کن،مطمئنی امروز بود؟
160
00:12:30,677 --> 00:12:35,371
.اُه،از اون جایی که امروز روز کیوشیه،پس بله،مطمئنم
161
00:12:35,381 --> 00:12:38,012
...مراسم موقع طلوع آفتاب برگزار نشد
162
00:12:38,021 --> 00:12:41,895
.موقع غروب آفتاب برگزار شد.به سایهها دقت کن...
163
00:12:41,904 --> 00:12:45,517
.اونا به سمت شرقن،پس خورشید میبایست سمت غرب باشه
164
00:12:45,528 --> 00:12:47,038
که چی؟
165
00:12:47,047 --> 00:12:49,304
...اگه کیوشی موقع غروب آفتاب توی مراسم بود
166
00:12:49,320 --> 00:12:56,767
.پس اون نمیتونسته مرتکب قتل چین بوده باشه
.پس اون بهونهی خوبی داره
167
00:12:56,775 --> 00:13:00,508
شهردار محترم،ما تونستیم برای دفاع از آواتار
.مدرک مستحکمی پیدا کنیم
168
00:13:00,517 --> 00:13:04,122
.ما یه سری تحقیقات کردیم و شواهدی قوی پیدا کردیم
169
00:13:04,127 --> 00:13:08,301
.شواهد؟پوف! رِوال کار دادگاه ما که اینطوری نیست
170
00:13:08,311 --> 00:13:10,823
.پس من چطوری میتونم بیگناهیم رو ثابت کنم
171
00:13:10,839 --> 00:13:14,107
...ساده است.من میگم چی شد بعد تو میگی چی شد
172
00:13:14,115 --> 00:13:18,610
.بعد من تصمیم میگیرم حق با کیه...
173
00:13:18,631 --> 00:13:24,676
.برای همینه که بهش میگیم عدالت چون فقط خودمونیم
(Just US و Justice)
174
00:13:29,475 --> 00:13:33,971
.همه چین کبیر رو دوست داشتن چون خیلی کبیر بود
175
00:13:33,980 --> 00:13:39,559
!بعد آواتار سر و کلهش پیدا شد و کشتش! داستان از این قرار بود
176
00:13:39,575 --> 00:13:45,076
.حالا متهم دفاعیهی خودش رو بیان میکنه
177
00:13:45,088 --> 00:13:47,953
.تو میتونی آنگ،فقط شواهد و مدارک یادت باشه
178
00:13:47,958 --> 00:13:52,955
...درسته،...مدارک،خانمها و آقایان
179
00:13:52,960 --> 00:13:55,499
.من میخوام بهتون بگم که واقعاً چه اتفاقی افتاد...
180
00:13:55,509 --> 00:14:02,621
...و با یکسری از حقایق اثباتش میکنم.حقیقت شمارهی یک...آه
181
00:14:02,634 --> 00:14:04,421
!ردّپا
182
00:14:04,429 --> 00:14:10,828
.اُه،همینطور که میبینین،من پاهای خیلی بزرگی دارم
183
00:14:11,669 --> 00:14:17,628
.تازَشَم،سنگ...معبد شما با مجسمهتون یکیه
184
00:14:18,636 --> 00:14:22,762
.اما...من داشتم توی غروب آفتاب نقاشی میکردم
185
00:14:22,779 --> 00:14:26,580
!خب،اینم از این! من گناهکار نیستم
186
00:14:27,189 --> 00:14:30,401
.کارش تمومه
187
00:14:30,768 --> 00:14:36,283
به نظر میرسه حسابی افتادی تو خرج،اما پولش رو از کجا آوردی؟
188
00:14:36,291 --> 00:14:38,231
از قوری جدیدت خوشت میاد؟
189
00:14:38,234 --> 00:14:41,932
...اگه بخوام باهات رو راست باشم،مزهی خوش طعم چایی
190
00:14:41,945 --> 00:14:46,950
ربطی به این نداره که از توی یه...
.قوری سلطنتی بیرون باید یا یه قوری حلبی
191
00:14:46,959 --> 00:14:50,416
.میدونم که اخیراً خیلی بهمون سخت گذشته
192
00:14:50,431 --> 00:14:53,791
.مجبور بودیم فقط برای گذران زندگی دست و پا بزنیم
193
00:14:53,801 --> 00:14:59,886
.اما چیزی برای خجالت کشیدن وجود نداره
.یه افتخار سادهای توی فقر وجود داره
194
00:14:59,895 --> 00:15:02,485
.بدون آواتار برای من هیچ افتخاری وجود نداره
195
00:15:02,498 --> 00:15:07,949
...زوکو...حتی اگه تو آواتار رو هم دستگیر میکردی
196
00:15:07,961 --> 00:15:13,222
.زیاد مطمئنم نبودم که میتونست مشکلات ما رو حل کنه...
.حداقل الآن نه
197
00:15:13,242 --> 00:15:14,996
.پس دیگه هیچ امیدی وجود نداره
198
00:15:15,010 --> 00:15:19,075
.نه زوکو! هیچ وقت نباید تسلیم ناامیدی بشی
199
00:15:19,084 --> 00:15:25,706
.روح خودت رو آزاد کن و تسلیم پایینترین خواستههات شو
200
00:15:25,722 --> 00:15:31,507
.در تاریکترین دوران،امید چیزیه که تو به خودت میدی
201
00:15:31,524 --> 00:15:36,358
.این معنی نیروی درونه
202
00:15:44,224 --> 00:15:49,011
شهردار تانگ،من از دادگاه خواهش دارم
.تا آخرین شاهد را احضار کنم
203
00:15:49,012 --> 00:15:55,441
.قبلاً هم بهت گفتم،فقط منو متهمیم! تو نمیتونی هیچ شاهدی رو بیاری
204
00:15:55,450 --> 00:16:03,422
...اون که هر شاهدی نیست،من میخوام
.خود آواتار کیوشی رو احضار کنم
205
00:16:11,153 --> 00:16:12,476
داری چیکار میکنی؟
206
00:16:12,493 --> 00:16:17,921
خب،اون زندگی گذشتهی آنگه،شاید
.پوشیدن لباسهای اون یه معجزهای کنه
207
00:16:17,936 --> 00:16:21,315
.من به قدرت لباس و وسایل ایمان دارم
208
00:16:21,320 --> 00:16:23,758
.شما دارین ما رو مسخره میکنین
209
00:16:23,767 --> 00:16:29,546
.لطفاً! اگه یه لحظه دیگه صبر کنین مطمئنم کیوشی میاد اینجا
210
00:16:30,718 --> 00:16:34,315
.سلام به همه.آواتار کیوشی اومده
211
00:16:34,322 --> 00:16:44,387
...این دیگه بچه بازیه.برای قتل چین کبیر،این دادگاه آواتار رو
212
00:16:52,593 --> 00:16:55,893
.من چین فاتح رو کشتم
213
00:16:57,119 --> 00:17:03,354
اون خیلی ستمگر بود.چین داشت ارتش خودش
.رو گسترش میداد و به گوشه و کنار قاره میفرستاد
214
00:17:03,359 --> 00:17:06,294
...زمانی که به نزدیکی شبه جزیرهای که ما توش بودیم رسید
215
00:17:06,305 --> 00:17:09,140
.اون از ما خواست تا در اسرع وقت تسلیم بشیم...
216
00:17:09,148 --> 00:17:13,844
من بهش اخطار دادم که ساکت نمیشینم
...تا خونهمون رو ازمون بگیره
217
00:17:13,855 --> 00:17:17,065
.اما اون عقب نشینی نکرد...
218
00:17:23,573 --> 00:17:28,617
اون روز ما از سرزمین اصلی جدا شدیم...
219
00:18:09,494 --> 00:18:15,926
من جزیرهی کیوشی رو ساختم تا مردمم...
.بتونن از دست مهاجمین در امان باشن
220
00:18:24,885 --> 00:18:27,652
پس...چی شد حالا؟
221
00:18:27,670 --> 00:18:31,996
.آه،تو یه جورایی اعتراف کردی،متاسفم
222
00:18:32,000 --> 00:18:40,184
.و من تو رو گناهکار اعلام میکنم! گردونهی مجازات رو بیارین
223
00:18:45,890 --> 00:18:49,031
.عمو،من در مورد چیزهایی که گفتی خیلی فکر کردم
224
00:18:49,040 --> 00:18:51,457
.فکر کردی؟خوبه،خوبه
225
00:18:51,500 --> 00:18:53,113
.به من کمک کرد چیزی رو بفهمم
226
00:18:53,116 --> 00:18:57,437
.ما دیگه هیچ انگیزهای از سفر با هم دیگه نداریم
227
00:18:57,441 --> 00:19:00,808
.من باید راهِ خودم رو پیدا کنم
228
00:19:06,706 --> 00:19:08,716
!صبر کن
229
00:19:22,532 --> 00:19:30,792
.حالا متهم گردونهی مجازات رو برای تعیین حکم خودش میچرخونه
230
00:19:31,072 --> 00:19:35,058
.من گفتم که با عدالت رو به رو میشم،پس اینکار رو میکنم
231
00:19:39,663 --> 00:19:41,671
!یالا،ماشین شکنجه
232
00:19:41,678 --> 00:19:43,709
!خورده شدن توسط خرسها
233
00:19:43,718 --> 00:19:44,700
!گودال نیزه
234
00:19:44,708 --> 00:19:49,449
!خدمات اجتماعی! لطفاً رو خدمات اجتماعی وایسا
235
00:19:53,437 --> 00:19:59,114
.به نظر میرسه که"سرخ شدن در روغن داغ"ه
236
00:20:08,033 --> 00:20:12,072
.ما اومیدم که این شهر رو به نام پادشاه آتش تسخیر کنیم
237
00:20:12,093 --> 00:20:16,310
...حالا رهبرتون رو بهم نشون بدین تا بتونم
238
00:20:18,411 --> 00:20:20,589
.سرنگونش کنم...
239
00:20:20,594 --> 00:20:22,432
!اونیه که اونجاست
240
00:20:22,437 --> 00:20:25,356
!تو! آواتار! یه کاری بکن
241
00:20:25,372 --> 00:20:30,641
.هی،خیلی دوست داشتم کمکی کنم اما من قراره توی روغن بسوزم
242
00:20:30,651 --> 00:20:38,110
بیا!"خدمات اجتماعی".حالا به اجتماعت خدمت کن
.و شَرّ اون کرگدنها رو از سرمون کم کن
243
00:20:57,237 --> 00:21:00,574
.کرگدنهای خشمگین! به طرف شهر
244
00:21:32,081 --> 00:21:36,503
.بومرنگ! تو همیشه بر میگردی
245
00:22:23,413 --> 00:22:29,942
،از حالا به بعد ما روز جدید آواتار رو جشن میگیریم
...به افتخار اینکه آواتار آنگ
246
00:22:29,951 --> 00:22:33,236
.ما رو از دست حملهی کرگدنهای خشمگین نجات داد...
247
00:22:33,246 --> 00:22:34,740
این چیه؟
248
00:22:34,761 --> 00:22:39,571
.اون غذای جدید فستیوالمونه،شیرینی سرخ نشده
249
00:22:39,606 --> 00:22:49,330
،که بخوریمش و شاید یادآور این روز باشه
.که آواتار تو روغن سرخ نشد
250
00:22:54,538 --> 00:22:58,180
.روز آواتار بر همه مبارک
251
00:23:01,246 --> 00:23:05,673
.این دیگه از هر شهر درِپیتی که توش بودیم درِپیتتره
252
00:23:07,000 --> 00:23:50,000
(Hamid74)ترجمه و زيرنويس : حميد وِتر
(Hamid Vetr)
https://tvcenter.cc