﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:07,000
‫سی نما تقدیم می‌کند
‫30nama.com

2
00:00:07,024 --> 00:00:12,024
‫<font color="#ff0000">«: مـتـرجـمـیـن: میثم موسویان، محمد اسماعیل نژاد :»</font>
‫<font color="#ff8000">.:: TheFlashPoint, MeysaM.UnicorN ::.</font>

3
00:00:17,708 --> 00:00:20,083
‫نیستم. برو گمشو لطفا!

4
00:00:22,667 --> 00:00:27,167
‫ای خدا، نشنیدی چی گفتم؟
‫کیه این ساعت زنگ میزنه؟

5
00:00:28,042 --> 00:00:30,000
‫- کیه زنگ میزنه؟
‫- منم.

6
00:00:30,625 --> 00:00:32,083
‫- تویی؟
‫- آره.

7
00:00:32,167 --> 00:00:33,750
‫اصن قدت میرسه زنگ بزنی؟

8
00:00:35,875 --> 00:00:37,917
‫- داری بی ادبی میکنی.
‫- بی ادبی؟ چرا؟

9
00:00:38,000 --> 00:00:40,458
‫- چرا مزاحم شدی؟
‫- یه نامه دارم برات.

10
00:00:40,542 --> 00:00:44,042
‫راحت تر بود واست از زیر در مینداختیش تو.

11
00:00:44,833 --> 00:00:47,583
‫کاکادیر. آره! از اتحادیست.

12
00:00:48,167 --> 00:00:50,583
‫مهمه. بیا اینو بگیر.

13
00:00:55,875 --> 00:00:58,500
‫"ما مفتخر هستیم که..."

14
00:00:59,208 --> 00:01:00,625
‫- چیه؟
‫- چی نوشته؟

15
00:01:00,708 --> 00:01:02,167
‫به تو چه!

16
00:01:02,250 --> 00:01:05,833
‫نامه خصوصی منه. یه کاری
‫نکن خر شم گردنتو بشکونم!

17
00:01:05,917 --> 00:01:06,875
‫ببخشید.

18
00:01:08,417 --> 00:01:10,833
‫نوشته: "ما مفتخریم که
‫در جمع ما حضور پیدا کنید

19
00:01:10,917 --> 00:01:13,958
‫در ششمین جشنواره لوبیای سفید قونیه،

20
00:01:14,042 --> 00:01:17,625
‫که توسط اتحادیه رانندگان
‫کامیون کرم بار برگزار شده."

21
00:01:17,708 --> 00:01:18,750
‫باید خبر خوبی باشه.

22
00:01:18,833 --> 00:01:22,208
‫احمق خبری بهتر از این نیست!

23
00:01:22,292 --> 00:01:25,208
‫خبری از این بهتر نیست!
‫نورالله! خبر خوبی دارم!

24
00:01:25,333 --> 00:01:27,708
‫خبر خوبی دارم نورالله!

25
00:01:27,792 --> 00:01:30,875
‫خبر خوبی دارم نورالله!

26
00:01:31,250 --> 00:01:32,708
‫- اومدش!
‫- این کیه؟

27
00:01:32,792 --> 00:01:34,542
‫- رجب داره میاد!
‫- بیا یکم بخور!

28
00:01:34,625 --> 00:01:38,750
‫برید کنار، نمیخوام بخورم.
‫از سر رام برید کنار

29
00:01:38,833 --> 00:01:41,833
‫- تعارف نکن بخور!
‫- نه ممنون. نمیخوام.

30
00:01:41,917 --> 00:01:45,083
‫گفتم ولم کنید! نمیخوام بخورم.
‫ولم کن!

31
00:01:53,917 --> 00:01:55,000
‫نورالله!

32
00:01:56,458 --> 00:01:59,125
‫بادکنک هام رو نترکون! چرا این کارو میکنی؟

33
00:01:59,667 --> 00:02:00,792
‫نورالله!

34
00:02:00,875 --> 00:02:01,708
‫چه خبر؟

35
00:02:04,583 --> 00:02:05,500
‫نکن!

36
00:02:07,167 --> 00:02:08,625
‫- بس کن!
‫- بیا برو!

37
00:02:09,250 --> 00:02:10,083
‫نورالله!

38
00:02:32,583 --> 00:02:35,167
‫نورالله! نورالله خبر خوبی دارم!

39
00:02:35,250 --> 00:02:38,083
‫خبر خوب دارم نورالله!

40
00:02:38,167 --> 00:02:39,792
‫- چند چندین؟
‫- دو دو

41
00:02:39,875 --> 00:02:42,125
‫پس خوش بگذره. نورالله!

42
00:02:42,667 --> 00:02:45,042
‫خبر خوب دارم نورالله!

43
00:02:45,125 --> 00:02:48,333
‫خبر خوب دارم! بیا بشین! بیا

44
00:02:52,833 --> 00:02:56,875
‫- به خدا دارم سکته میکنم.
‫- چرا اینقدر به خودت فشار میاری؟

45
00:02:57,208 --> 00:03:00,375
‫خبر خوبی برات دارم!

46
00:03:00,458 --> 00:03:01,458
‫بیا بخونش.

47
00:03:02,125 --> 00:03:07,208
‫"ما مفتخریم که در جمع ما برای ششمین
‫جشنواره لوبیا سفید قونیه حضور پیدا کنید."

48
00:03:07,708 --> 00:03:10,292
‫- جشنواره لوبیا سفید؟
‫- آره. جشنواره لوبیا سفید.

49
00:03:10,375 --> 00:03:11,875
‫- کجاست؟
‫- قونیه.

50
00:03:11,958 --> 00:03:13,750
‫- توی قونیه؟
‫- آره، قونیه.

51
00:03:13,833 --> 00:03:17,542
‫قونیه، شهری که توش زمان
‫متوقف میشه، یه شهر باشکوه،

52
00:03:17,625 --> 00:03:20,000
‫جایی که توش میتونی
‫هزاران نور سبز رو ببینی.

53
00:03:20,083 --> 00:03:22,917
‫پدربزرگم زمان عثمانی پیرو مولوی بود.

54
00:03:23,000 --> 00:03:26,125
‫اون به صوفی گری علاقه داشت.
‫برای همین میخوام برم قونیه رو ببینم.

55
00:03:26,208 --> 00:03:29,000
‫خبر خوبیه پس. با
‫یه تیر دو نشون میزنی.

56
00:03:29,375 --> 00:03:32,833
‫هم میتونی قونیه رو ببینی
‫هم مثل گاو لوبیا سفید بخوری.

57
00:03:32,917 --> 00:03:35,375
‫ما با هم میریم این کارو میکنیم.

58
00:03:35,875 --> 00:03:39,375
‫منظورم دوم شخصه میفهمی؟
‫چون ما با هم میریم.

59
00:03:39,458 --> 00:03:42,583
‫- نه بابا، من نمیتونم برم.
‫- یعنی چی که نمیتونی؟

60
00:03:42,667 --> 00:03:45,250
‫من قراره تنها برم؟ تو بهترین رفیقم نیستی؟

61
00:03:45,333 --> 00:03:47,708
‫- تو با من میای.
‫- کی اینجا رو میگردونه؟

62
00:03:47,792 --> 00:03:51,042
‫به تخمم نیست! نظرمو پرسیدی
‫وقتی خواستی اینجا رو باز کنی؟

63
00:03:51,125 --> 00:03:53,875
‫دوستت به جشنواره لوبیای سفید دعوت شده.

64
00:03:53,958 --> 00:03:56,917
‫- به عنوان یه دوست باید باهاش بیای.
‫- نه رجب نمیتونم.

65
00:03:59,500 --> 00:04:02,375
‫خدا لعنتت کنه! برام مهم نیست بیای یا نه!

66
00:04:02,458 --> 00:04:03,500
‫برام مهم نیست!

67
00:04:03,583 --> 00:04:06,333
‫از الان به بعد دوستیمون تمومه.

68
00:04:06,417 --> 00:04:08,375
‫منو تو دیگه دوست نیستیم!

69
00:04:08,458 --> 00:04:11,500
‫- برام مهم نیست! برو به جهنم!
‫- آروم باش رجب. ببخشید.

70
00:04:11,583 --> 00:04:13,458
‫- من میام.
‫- نه نمیای!

71
00:04:13,958 --> 00:04:18,250
‫الکی میگی میای که به من
‫لطف کرده باشی؟ نمیخوام!

72
00:04:18,333 --> 00:04:21,458
‫بچه بازی در نیار! باشه، من میام.

73
00:04:21,542 --> 00:04:23,750
‫- مطمئنی؟
‫- آره رجب.

74
00:04:23,833 --> 00:04:25,667
‫پس زود باش برامون بلیط بخر.

75
00:04:25,750 --> 00:04:27,708
‫چرا من باید بلیط بخرم؟

76
00:04:27,792 --> 00:04:30,458
‫تو داری منو دعوت میکنی من بلیط بخرم؟

77
00:04:30,542 --> 00:04:34,000
‫معلومه که تو باید بخری!
‫مگه بهترین رفیقم نیستی؟

78
00:04:34,083 --> 00:04:37,958
‫رفیقا این کارو برا هم میکنن.
‫اگه رفیقمی پس باید پولشو بدی.

79
00:04:38,042 --> 00:04:39,625
‫مشتریا رو مجبور میکنی بیشتر پول بدن.

80
00:04:39,708 --> 00:04:42,875
‫شیش بار ازشون
‫میخوای بیان حساب کنن.

81
00:04:42,958 --> 00:04:45,375
‫من از مستمری مادربزرگم 325 لیره دارم.

82
00:04:45,458 --> 00:04:48,917
‫چطور میتونم بلیط بخرم؟ با هر پولی
‫که تونستم پس انداز کنم بیت کوین خریدم.

83
00:04:49,333 --> 00:04:53,167
‫بعدش ورشکست شدم. وقتی 17
‫هزار لیره بود خریدم بعد شد 3 هزار لیره.

84
00:04:53,250 --> 00:04:54,500
‫بدجور به گا رفتم.

85
00:04:54,583 --> 00:04:57,458
‫برادرزادت تو کار گردشگریه
‫مگه نه؟ بهش زنگ بزن.

86
00:04:57,542 --> 00:04:59,667
‫شاید برامون بلیط مجانی
‫جور کرد. بهش زنگ بزن.

87
00:05:00,750 --> 00:05:02,750
‫وای خدا داریم میریم قونیه.

88
00:05:02,833 --> 00:05:06,750
‫عجب جشنواره ای میشه نورالله. باور کن.

89
00:05:07,792 --> 00:05:08,667
‫داره زنگ میخوره؟

90
00:05:11,500 --> 00:05:12,958
‫- سلام؟
‫- چطوری پسر؟

91
00:05:13,042 --> 00:05:14,833
‫- حالش چطوره؟
‫- خوبم عمو.

92
00:05:14,917 --> 00:05:17,833
‫- مثل همیشه درگیر کارم.
‫- حالش خوبه.

93
00:05:17,917 --> 00:05:19,833
‫- چه خوب.
‫- ما میخوایم یه سفری بریم.

94
00:05:19,917 --> 00:05:22,875
‫نگران نباش عمو کمکت میکنم.
‫چند نفرید؟

95
00:05:22,958 --> 00:05:26,250
‫- دو نفر. منو رجب.
‫- ببخشید. دوباره بگو عمو.

96
00:05:26,333 --> 00:05:27,917
‫- دو نفر پسر.
‫- آره دو نفر.

97
00:05:28,000 --> 00:05:30,750
‫- دو نفر.
‫- آره، برای دو نفر.

98
00:05:30,833 --> 00:05:33,458
‫- باشه عمو. کجا میخوای بری؟
‫- قونیه.

99
00:05:33,542 --> 00:05:35,500
‫- ببخشید، گفتی کجا؟
‫- قونیه!

100
00:05:35,583 --> 00:05:38,125
‫الو؟ صدات درست نمیاد عمو.

101
00:05:38,208 --> 00:05:40,750
‫- الو؟ صدام میشنوی؟
‫- آنتن داره؟

102
00:05:41,292 --> 00:05:44,125
‫- آره. دو خط آنتن داره.
‫- ای تف به مخابرات!

103
00:05:44,208 --> 00:05:47,792
‫صداتو نمیشنوم. برو
‫یه جایی که بهتر آنتن بده.

104
00:05:47,875 --> 00:05:50,125
‫پسر، دارم میگم قونیه!

105
00:05:50,208 --> 00:05:52,958
‫من قسمت "یه" رو میشنوم،
‫اول کلمه معلوم نیست.

106
00:05:53,042 --> 00:05:55,583
‫- قونیه!
‫- قونیه!

107
00:05:55,667 --> 00:05:56,667
‫گفتم قونیه!

108
00:05:57,083 --> 00:05:58,708
‫- آها کنیا!
‫- الو؟

109
00:05:59,667 --> 00:06:02,333
‫- کنیا. جای خوبیه عمو.
‫- الو؟

110
00:06:02,708 --> 00:06:05,375
‫- عمو جای خوبی انتخاب کردی.
‫- بالاخره فهمید!

111
00:06:05,458 --> 00:06:08,375
‫- کی میخوای بری؟
‫- میپرسه کی میخوای بری.

112
00:06:08,458 --> 00:06:11,833
‫- جشنواره یکشنبه پونزدهم برگزار میشه.
‫- یکشنبه پونزدهم میریم.

113
00:06:11,917 --> 00:06:15,542
‫عمو اینو بهت بگم. یه
‫طرفه گرونتر در میاد برات.

114
00:06:15,625 --> 00:06:19,208
‫- میگه گرونتره.
‫- به من ربطی نداره.

115
00:06:19,292 --> 00:06:23,958
‫عمو من یه برنامه تور عالی دارم،
‫سیزدهم میره شونزدهم بر میگرده.

116
00:06:24,042 --> 00:06:25,042
‫عاشقش میشی.

117
00:06:25,125 --> 00:06:27,208
‫اون یه برنامه تور بین
‫سیزدهم و شونزدهم داره.

118
00:06:27,292 --> 00:06:29,417
‫- باشه، قبولش کن.
‫- باشه. ما با تور میریم.

119
00:06:29,500 --> 00:06:31,417
‫- عالیه.
‫- همه جا رو بازدید میکنن؟

120
00:06:31,500 --> 00:06:33,500
‫- در مورد مسیرش بگو.
‫- دشت و اینا هم میره؟

121
00:06:33,583 --> 00:06:34,792
‫طرف دشت ها هم میره؟

122
00:06:34,875 --> 00:06:37,583
‫دشتا، زیبایی های
‫طبیعی، اماکن تاریخی.

123
00:06:37,667 --> 00:06:40,708
‫- یکی یکی اونا رو میبینید.
‫- ما از همه جا بازدید میکنیم.

124
00:06:40,792 --> 00:06:43,375
‫ماشین شخصی در اختیارتون هست

125
00:06:43,458 --> 00:06:46,875
‫و هر جایی توی مسیر
‫میبره شما رو عمو.

126
00:06:46,958 --> 00:06:48,458
‫ماشین شخصی ما رو میبره.

127
00:06:48,542 --> 00:06:51,208
‫- عالیه. اسکانش چطوره؟
‫- محل اسکانش چطوره؟

128
00:06:51,292 --> 00:06:53,375
‫توی هتل چهار ستاره میمونید.

129
00:06:53,458 --> 00:06:55,250
‫- هتل چهار ستاره.
‫- چهار؟

130
00:06:55,875 --> 00:07:01,125
‫من انتظار پنج ستاره داشتم اما
‫چهارم خوبه. تامام! قبولش کن.

131
00:07:01,208 --> 00:07:02,250
‫مشکلی نداریم.

132
00:07:02,333 --> 00:07:05,917
‫عمو بهت گفته باشم. اونجا
‫فرق داره ها. خیلی گرمه هوا.

133
00:07:06,000 --> 00:07:08,292
‫مراقب باش و لباس مناسب اونجا رو بپوش.

134
00:07:08,375 --> 00:07:09,667
‫میگه خیلی گرم تره هوای اونجا.

135
00:07:09,750 --> 00:07:13,833
‫واقعا؟ فکر میکردم سردتره!
‫خب معلومه که گرم تره!

136
00:07:14,250 --> 00:07:15,958
‫خیلی بهش آفتاب میخوره!

137
00:07:16,042 --> 00:07:18,833
‫دشت های قونیه هست
‫دیگه. بهش میگن دره مرگ!

138
00:07:18,917 --> 00:07:21,583
‫رجب در مورد اونجا اطلاعات
‫داره. میدونه که گرم تره.

139
00:07:21,667 --> 00:07:23,125
‫کار دیگه ای باید بکنیم؟

140
00:07:23,208 --> 00:07:25,583
‫باید گذرنامه هاتون رو آماده کنید.

141
00:07:25,667 --> 00:07:28,500
‫بیاریدشون پیش من. منم
‫توی فرودگاه بهتون پس میدم.

142
00:07:28,583 --> 00:07:29,500
‫گذرنامه؟

143
00:07:29,583 --> 00:07:32,750
‫گذرنامه؟ چرا باید برای
‫رفتن به قونیه گذرنامه بخوایم؟

144
00:07:33,333 --> 00:07:35,208
‫- مسائل امنیتی؟
‫- آره ممکنه.

145
00:07:35,292 --> 00:07:38,958
‫همونطوری که میدونی وضعیت
‫اضطراریه. شاید بخاطر اون باشه.

146
00:07:39,042 --> 00:07:40,958
‫گذرنامه من پیش صالحه. از اونجا بگیرش.

147
00:07:41,042 --> 00:07:43,458
‫باشه پسر. من مدارک رو میارم.

148
00:07:43,583 --> 00:07:44,875
‫خیلی خب عمو.

149
00:07:44,958 --> 00:07:46,167
‫- حله؟
‫- حله.

150
00:07:46,250 --> 00:07:51,125
‫اگه حله قطعش کن. الان
‫قطعش کن تا نظرش عوض نشده.

151
00:07:51,208 --> 00:07:55,042
‫خیلی هیجان دارم! ما میریم به
‫یه جشنواره بزرگ. بزن قدش!

152
00:07:56,250 --> 00:07:57,458
‫آروم باش!

153
00:08:03,292 --> 00:08:04,167
‫سلام.

154
00:08:05,875 --> 00:08:10,125
‫از این شیطان قرمز مراقبت کن
‫فهمیدی؟ تنها نذارش. به سلامت.

155
00:08:13,042 --> 00:08:15,708
‫سلام پسر. اینم مدارک.

156
00:08:15,792 --> 00:08:17,708
‫- ممنون عمو.
‫- سلام داداش.

157
00:08:17,792 --> 00:08:19,583
‫- سلام.
‫- سلام عمو.

158
00:08:19,667 --> 00:08:22,792
‫یادم میاد بهتون گفتم لباس مناسب بپوشید.

159
00:08:22,875 --> 00:08:26,417
‫ما لباس مناسب
‫پوشیدیم. اینا لباسای جدمه.

160
00:08:26,500 --> 00:08:28,958
‫توی این منطقه این لباسا مرسومه.

161
00:08:29,042 --> 00:08:32,000
‫اگه شما مشکلی ندارید،
‫پس منم حرفی ندارم.

162
00:08:32,083 --> 00:08:35,292
‫مردم اونجا هر چی دلشون بخواد میپوشن.

163
00:08:35,375 --> 00:08:38,042
‫مهم اینه که آدم هوا بخوره.

164
00:08:38,125 --> 00:08:42,875
‫آره. مهم اینه که آدم جزئی از طبیعت بشه.

165
00:08:42,958 --> 00:08:44,583
‫گل گفتی.

166
00:08:44,667 --> 00:08:47,250
‫باید بریم پیش هواپیما.

167
00:08:47,333 --> 00:08:50,167
‫- بیاید واکسن بزنیم بریم.
‫- واکسن؟

168
00:08:50,250 --> 00:08:52,375
‫چه واکسنی؟ چی داری میگی؟

169
00:08:52,458 --> 00:08:54,792
‫چیزی در مورد واکسن به ما نگفتن.

170
00:08:54,875 --> 00:08:57,750
‫این توسط دولت اجباریه. به من ربطی نداره.

171
00:08:57,833 --> 00:09:00,583
‫چرا باید دولت واکسنو اجباری کنه؟

172
00:09:00,667 --> 00:09:04,792
‫مگه بچه دبستانی هستیم؟ حتما بعدشم
‫باید برا اوریون و آبله مرغون آزمایش بدیم.

173
00:09:04,875 --> 00:09:06,458
‫بعدشم برای امتحان درس بخونیم!

174
00:09:06,542 --> 00:09:10,667
‫سه روز میخوایم بریم سفر دولت ولمون نمیکنه!

175
00:09:10,750 --> 00:09:12,917
‫کاری نیست بتونی بکنی؟

176
00:09:13,000 --> 00:09:18,833
‫متاسفانه نه. اگه میتونستم کاری
‫کنم شما رو به زحمت نمینداختم.

177
00:09:18,917 --> 00:09:22,375
‫برای محافظت از خودتونه
‫که اونجا براتون اتفاقی نیوفته.

178
00:09:22,458 --> 00:09:26,125
‫مطمئنم چیزی نمیشه، اما محض احتیاطه.

179
00:09:26,583 --> 00:09:27,708
‫نمیشه اینجوری.

180
00:09:27,792 --> 00:09:30,583
‫- یه لحظه وقت میدی به ما؟
‫- باشه. پنج دقیقه وقت دارید.

181
00:09:30,667 --> 00:09:31,750
‫باید آماده بشید.

182
00:09:33,167 --> 00:09:36,292
‫ببین، راستشو بهت میگم،
‫اصلا ازش خوشم نیومد!

183
00:09:36,792 --> 00:09:39,333
‫- یه چیزیش هست اون.
‫- چی؟

184
00:09:39,417 --> 00:09:42,625
‫چون فامیل توئه بیشتر بهش مشکوک شدم.

185
00:09:42,708 --> 00:09:45,167
‫همه فامیلات کلاهبردار و دغل بازن.

186
00:09:45,250 --> 00:09:49,542
‫باباش طلاهای مامانش رو برداشت
‫و رفت با کارمندش رابطه برقرار کرد.

187
00:09:50,667 --> 00:09:54,708
‫میدونم لایق یه فرصته. نباید با
‫گناهان پدرش اونو قضاوت کنیم.

188
00:09:55,292 --> 00:09:59,792
‫اما گفت گذرنامه. شک
‫اول. بعدش واکسن شک دوم.

189
00:09:59,875 --> 00:10:01,500
‫خدا ما رو از شر سومی حفظ کنه.

190
00:10:01,583 --> 00:10:03,833
‫اگه دولت گفته پس ضروریه.

191
00:10:03,917 --> 00:10:05,708
‫اگه مساله کشور مطرح
‫باشه چیز دیگه ای مهم نیست.

192
00:10:05,792 --> 00:10:08,375
‫میدونم! اینقدر شعار نده!

193
00:10:08,458 --> 00:10:11,125
‫میدونم! دارم در مورد واکسن حرف میزنم.

194
00:10:11,208 --> 00:10:12,292
‫راه بیوفت!

195
00:10:13,750 --> 00:10:16,042
‫برو داخل. عمو تو هم برو تو.

196
00:10:16,125 --> 00:10:19,583
‫- سلام. کجا باید وایسم؟ اینجا.
‫- بله.

197
00:10:20,125 --> 00:10:22,125
‫اون اول میزنه.

198
00:10:22,208 --> 00:10:23,958
‫- نه رجب، تو اول بزن.
‫- نه تو بزن.

199
00:10:24,042 --> 00:10:26,125
‫- رجب من ترسیدم.
‫- منم ترسیدم.

200
00:10:26,208 --> 00:10:28,417
‫- اول بزن ببین درد داره یا نه.
‫- تو بزرگتری.

201
00:10:28,500 --> 00:10:30,958
‫- زود باش بشین!
‫- رجب نه!

202
00:10:31,042 --> 00:10:32,208
‫بشین رجب.

203
00:10:32,292 --> 00:10:35,292
‫هر دوتون میزنید. اگه
‫دوست داری تو اول بزن.

204
00:10:36,375 --> 00:10:38,583
‫خدا لعنتت کنه! اینو بگیر.

205
00:10:40,500 --> 00:10:41,625
‫اینم بگیر.

206
00:10:42,875 --> 00:10:46,042
‫کدومو باید باز کنم؟ چپ یا راست؟

207
00:10:46,125 --> 00:10:47,417
‫لازم نیست

208
00:10:47,500 --> 00:10:50,375
‫- منظورت چیه؟
‫- ما روی بازو نمیزنیم.

209
00:10:50,500 --> 00:10:52,208
‫پس کجا میزنید خانم؟

210
00:10:52,292 --> 00:10:53,125
‫روی کفل.

211
00:10:53,208 --> 00:10:55,792
‫- روی کفل؟
‫- روی کفل. منظورم باسنه.

212
00:10:55,875 --> 00:11:00,333
‫منظورت از باسن... کونه؟

213
00:11:00,417 --> 00:11:01,917
‫بله.

214
00:11:03,333 --> 00:11:08,208
‫ما اینو نمیدونستیم. هی
‫داره با ما بدرفتاری میشه.

215
00:11:08,292 --> 00:11:09,500
‫این غیر قابل قبوله!

216
00:11:10,000 --> 00:11:11,667
‫- برای چی هست؟
‫- مالاریا.

217
00:11:11,750 --> 00:11:15,708
‫ما داریم میریم قونیه. توی
‫قونیه مالاریا چکار میکنه؟

218
00:11:15,792 --> 00:11:17,500
‫قونیه... چه بامزه!

219
00:11:18,333 --> 00:11:22,833
‫ببینش! همه دکترا دیوونن، بعد این
‫که هفت هشت سال درس میخونن،

220
00:11:22,917 --> 00:11:25,750
‫بعد این همه جراحی هایی
‫که میکنن و جسدایی که میبینن

221
00:11:26,625 --> 00:11:27,625
‫در بیار.

222
00:11:28,167 --> 00:11:33,625
‫وای خدا! چرا اینقدر سریع رفتی سر اصل مطلب
‫دکتر! من به این چیزا عادت ندارم! ببینش!

223
00:11:33,850 --> 00:11:35,475
‫یهو که نمیشه بگی در بیار!

224
00:11:35,850 --> 00:11:38,350
‫نگفتی کجا رو. چپ یا راست؟

225
00:11:38,850 --> 00:11:41,434
‫- مهم نیست.
‫- مهمه!

226
00:11:41,517 --> 00:11:46,142
‫مثل بازوئه دو قسمت داره.
‫چپو در بیارم یا راستو؟

227
00:11:46,225 --> 00:11:48,059
‫چپو راستش مهم نیست.

228
00:11:48,642 --> 00:11:50,225
‫پس راستی رو در میارم.

229
00:11:50,309 --> 00:11:53,475
‫معمولا روی سمت راستی
‫واسکن میزنم. وای خدا!

230
00:11:53,850 --> 00:11:56,309
‫- برات کافیه؟
‫- آره.

231
00:11:56,767 --> 00:11:57,809
‫درد داره!

232
00:11:57,892 --> 00:12:00,142
‫- هنوز کاری نکردم که!
‫- باشه پس.

233
00:12:00,600 --> 00:12:03,267
‫- درد داره!
‫- سرنگ هنوز تو دستمه!

234
00:12:03,350 --> 00:12:06,142
‫دکتر لطفا قبلش به من بگو. باید آماده باشم.

235
00:12:06,600 --> 00:12:08,642
‫باشه. یه نفس عمیق بکش.

236
00:12:09,142 --> 00:12:11,809
‫وای خدا! خیلی درد داره!

237
00:12:14,642 --> 00:12:17,059
‫- کدوم صندلی هستیم نورالله؟
‫- هشت.

238
00:12:17,142 --> 00:12:18,559
‫- هشت؟
‫- آره.

239
00:12:19,517 --> 00:12:21,350
‫بازم ما رو انداختن پشت.

240
00:12:22,142 --> 00:12:23,434
‫- نورالله؟
‫- بله؟

241
00:12:24,100 --> 00:12:27,559
‫- مطمئنی هواپیمای درست رو سوار شدیم؟
‫- آره، اینا رو میشناسم.

242
00:12:27,642 --> 00:12:30,059
‫ما با هم توی گیت ورودی
‫بودیم. سلام خاله جان.

243
00:12:30,142 --> 00:12:35,142
‫خاله؟ مگه من خالتم؟ حرف
‫دهنتو بفهم! باید به من بگی خانم!

244
00:12:35,225 --> 00:12:37,850
‫ببخشید، چی بهت گفت؟

245
00:12:37,934 --> 00:12:39,517
‫عجوزه پیر؟

246
00:12:39,600 --> 00:12:41,225
‫بهت گفت عجوزه پیر؟

247
00:12:41,309 --> 00:12:43,309
‫بهت گفت خاله! اینقدر سخت نگیر.

248
00:12:43,392 --> 00:12:46,434
‫تو شبیه خاله هایی. اگه
‫بهت میگن خانم توهین بود.

249
00:12:46,517 --> 00:12:47,684
‫تو بی ادبی!

250
00:12:48,100 --> 00:12:50,767
‫بیا نورالله. بدشون به من.

251
00:12:52,559 --> 00:12:53,392
‫ساکو بده من.

252
00:12:55,100 --> 00:12:56,350
‫پرواز خوبی داشته باشید.

253
00:12:56,725 --> 00:12:57,725
‫اینم از این.

254
00:13:05,517 --> 00:13:08,392
‫چیز عجیبی توی هواپیما میبینی نورالله؟

255
00:13:08,475 --> 00:13:09,892
‫- نه.
‫- چطور نمیبینی؟

256
00:13:10,434 --> 00:13:13,350
‫- سیاه پوستا بیشترن.
‫- درست میگی.

257
00:13:13,892 --> 00:13:15,142
‫- چرا؟
‫- نمیدونم.

258
00:13:15,225 --> 00:13:16,434
‫بهش فکر کن.

259
00:13:16,934 --> 00:13:19,767
‫- چیزی به فکرم نمیرسه.
‫- قدرت قونیه.

260
00:13:19,850 --> 00:13:21,100
‫مولانا چی میگه؟

261
00:13:21,892 --> 00:13:24,642
‫- بیا بیا از هر کجا؟
‫- خدا لعنتت کنه!

262
00:13:24,725 --> 00:13:30,642
‫احمق این برا صدا سایانه.
‫مولانا میگه "هر که هستی بیا."
‫[خواننده ترک زبان]

263
00:13:30,725 --> 00:13:35,600
‫همونطوری که میبینی، مردم
‫همه دنیا دارن میرن قونیه.

264
00:13:37,267 --> 00:13:38,392
‫اطلاعیش رو داره میخونه.

265
00:13:43,434 --> 00:13:45,017
‫کمربندت رو بستی؟

266
00:13:45,100 --> 00:13:46,975
‫- تو کمربندت رو بستی؟
‫- آره.

267
00:13:47,059 --> 00:13:48,850
‫- اهل کجایی؟
‫- آره.

268
00:13:48,934 --> 00:13:50,059
‫- چی؟
‫- آره.

269
00:13:50,142 --> 00:13:52,392
‫چرا به همه چی میگی آره. نمیفهمم.

270
00:13:53,809 --> 00:13:56,392
‫خیلی خب قونیه. داریم میایم.

271
00:13:56,475 --> 00:13:59,809
‫کاپیتان روشن کن بریم.

272
00:14:08,517 --> 00:14:11,642
‫وای خدا! الله اکبر! چی داره میشه نورالله؟

273
00:14:11,725 --> 00:14:13,934
‫چیزی نیست. تلاطم هواییه.

274
00:14:14,017 --> 00:14:15,725
‫چطور میتوین اینقدر آروم باشی؟

275
00:14:15,809 --> 00:14:17,850
‫چیزی نیست! تلاطم هواییه!

276
00:14:18,517 --> 00:14:22,392
‫یه جوری میگی تلاطم انگار یه عمره خلبانی!

277
00:14:22,934 --> 00:14:24,100
‫ساعت چنده؟

278
00:14:24,184 --> 00:14:26,559
‫- یک و سی و هفت دقیقه ظهر.
‫- یک و سی و هفت دقیقه ظهر؟

279
00:14:26,642 --> 00:14:29,184
‫- یعنی سه ساعت و نیمه تو هواپیماییم؟
‫- آره.

280
00:14:29,267 --> 00:14:30,892
‫چطور ممکنه نورالله؟

281
00:14:30,975 --> 00:14:32,725
‫- عجیبه.
‫- منظورت چیه؟

282
00:14:32,809 --> 00:14:34,892
‫- چقدر طول میکشه بری آنکارا؟
‫- یه ساعت.

283
00:14:34,975 --> 00:14:39,100
‫خب؟ قونیه نزدیک آنکاراست. باید
‫یه ساعت و نیم طول بکشه تا قونیه.

284
00:14:39,184 --> 00:14:41,809
‫الان سه ساعت و نیم طول کشیده.
‫باید یه مشکلی پیش اومده باشه.

285
00:14:41,892 --> 00:14:45,059
‫- بخاطر ترافیک هواییه؟
‫- آره، ممکنه حق با تو باشه.

286
00:14:45,142 --> 00:14:47,059
‫توی ساعتای شلوغی ترافیک شدیده.

287
00:14:47,142 --> 00:14:49,725
‫مخصوصا پل استانبول
‫قونیه. ای احمق!

288
00:14:50,475 --> 00:14:53,059
‫ترافیک هوایی چیه؟ هوا
‫خالیه همینجوری توش میری.

289
00:14:53,142 --> 00:14:55,350
‫توی بلند شدن و فرود ترافیک هست.

290
00:14:55,934 --> 00:14:59,934
‫باید بپرسم. این وضع خوب نیست.
‫نباید سه ساعت و نیم طول بکشه.

291
00:15:02,225 --> 00:15:05,059
‫خانم، ببخشید.

292
00:15:06,225 --> 00:15:08,434
‫بیا. من دکمه رو فشار دادم.

293
00:15:10,017 --> 00:15:11,225
‫تو.. تو باید بیای.

294
00:15:13,850 --> 00:15:15,309
‫چرا مرده اومد؟

295
00:15:16,600 --> 00:15:17,850
‫چطور میتونم کمکتون کنم قربان؟

296
00:15:19,309 --> 00:15:20,475
‫نخواستم که تو بیای.

297
00:15:21,100 --> 00:15:24,142
‫نه، اما اون داشت سرویس
‫میداد. من میتونم کمکتون کنم.

298
00:15:24,225 --> 00:15:26,059
‫من دکمه رو فشار دادم.

299
00:15:26,142 --> 00:15:30,434
‫من و اون ارتباط چشمی برقرار
‫کردیم. داشت که میومد جاش رو گرفتی.

300
00:15:30,934 --> 00:15:34,975
‫چرا این کارو کردی؟ این منطقه توئه؟
‫تو داشتی اون پشت ساندویچ سرو میکردی.

301
00:15:35,059 --> 00:15:37,309
‫- اینجا چکار میکنی؟
‫- نمیفهمم.

302
00:15:37,392 --> 00:15:41,017
‫به هر حال، ما زمان رو دیدیم گیج شدیم.

303
00:15:41,100 --> 00:15:44,392
‫سه ساعت و نیم طول
‫کشیده. نباید بیشتر از این بشه.

304
00:15:44,475 --> 00:15:48,434
‫قربان ما سه ساعت دیگه سفرمون طول میکشه.

305
00:15:48,517 --> 00:15:50,642
‫چطور ممکنه سه ساعت دیگه مونده باشه؟

306
00:15:50,725 --> 00:15:52,309
‫تا قونیه چقدر طول میکشه؟

307
00:15:52,392 --> 00:15:57,434
‫از استانبول تا قونیه...
‫مطمئن نیستم، اما باید حداکثر...

308
00:15:57,517 --> 00:16:00,517
‫ای بابا! چته تو؟

309
00:16:01,017 --> 00:16:04,475
‫یه مهماندار باید با مسافرا خوب رفتار کنه.

310
00:16:04,559 --> 00:16:05,975
‫تو اصلا خوب رفتار نمیکنی!

311
00:16:06,059 --> 00:16:09,309
‫- من مسیر پروازم اونجا نیست.
‫- مسیر پروازت برام مهم نیست!

312
00:16:09,809 --> 00:16:12,225
‫ما سه ساعت و نیمه تو هواییم.

313
00:16:12,309 --> 00:16:14,267
‫تو گفتی سه ساعت دیگه.
‫این میشه شیش ساعت و نیم.

314
00:16:14,350 --> 00:16:18,059
‫منهای یک ساعت و نیم میشه پنج ساعت.
‫چرا ما باید پنج ساعت دیر تر برسیم.

315
00:16:18,142 --> 00:16:22,100
‫یه ساعت و نیم تا قونیه طول
‫میکشه، اما این پرواز به قونیه نمیره.

316
00:16:22,392 --> 00:16:24,225
‫- پس کجا میره؟
‫- کنیا میره قربان.

317
00:16:24,309 --> 00:16:26,267
‫- کنیا؟
‫- بله، کنیا.

318
00:16:26,350 --> 00:16:28,309
‫این پرواز به سمت قونیه نیست؟

319
00:16:28,392 --> 00:16:32,350
‫قونیه؟ نه قربان به مقصد
‫کنیا هست. شوخیتون گرفته.

320
00:16:32,434 --> 00:16:35,350
‫صبر کن ببینم! این هواپیما الان میره کنیا؟

321
00:16:35,434 --> 00:16:38,309
‫- آره، داره میره کنیا.
‫- این چی داره میگه نورالله؟

322
00:16:38,392 --> 00:16:41,017
‫به ما گفتن میره قونیه. باید بره قونیه.

323
00:16:41,100 --> 00:16:43,267
‫- نه، این پرواز استانبول کنیا هست.
‫- شوخی میکنی.

324
00:16:43,350 --> 00:16:45,892
‫- نه قربان شوخی نمیکنم.
‫- بگو که داری شوخی میکنی.

325
00:16:45,975 --> 00:16:47,809
‫- من شوخی نمیکنم.
‫- به کنیا نمیریم.

326
00:16:47,892 --> 00:16:51,892
‫- ولم کن! گفتم ولم کن!
‫- شوخیت گرفته؟ آره؟

327
00:16:51,975 --> 00:16:54,267
‫- برای من با نمک شدی؟
‫- میشه منو ول کنی لطفا؟

328
00:16:54,350 --> 00:16:57,267
‫میخوام با خلبان حرف بزنم!

329
00:16:57,350 --> 00:17:02,142
‫- میخوام با خلبان حرف بزنم!
‫- آقا بس کن!

330
00:17:02,225 --> 00:17:05,684
‫- میخوام برم قونیه نه کنیا!
‫- گفتم بس کن!

331
00:17:05,767 --> 00:17:11,059
‫ما رو ببر قونیه بعد برو کنیا!

332
00:17:11,142 --> 00:17:13,142
‫من میخوام برم قونیه!

333
00:17:13,725 --> 00:17:16,975
‫- برو کنار. برو کنار!
‫- چی شده؟

334
00:17:20,142 --> 00:17:23,309
‫چرا؟ باید الان بیهوش
‫میشد! چرا بیهوش نشده؟

335
00:17:23,767 --> 00:17:26,225
‫درست کار کرد؟

336
00:18:10,725 --> 00:18:13,559
‫ما رو ببین! ما توی کنیا هستیم نه قونیه!

337
00:18:13,642 --> 00:18:15,559
‫یه حرف نباید اینقدر فرق ایجاد کنه!

338
00:18:16,059 --> 00:18:18,809
‫به جای ق حرف ک بذار میشه این!

339
00:18:18,892 --> 00:18:20,517
‫باید خوش بین باشی.

340
00:18:20,600 --> 00:18:24,892
‫ما اومدیم کنیا تفریح. بیا خوش بگذرونیم.

341
00:18:24,975 --> 00:18:28,642
‫خوش بین باشم؟ اون زنه توی ارتفاع
‫30 هزار پایی به من 7 هزار ولت وصل کرد!

342
00:18:28,725 --> 00:18:32,350
‫هنوز کونم بی حسه! چرا باید خوش بین باشم؟

343
00:18:36,725 --> 00:18:38,434
‫این وری بگیرش!

344
00:18:39,184 --> 00:18:41,309
‫- چی شده؟
‫- چی شده؟

345
00:18:41,392 --> 00:18:45,475
‫اگه من جشنواره لوبیای
‫سفید رو از دست بدم...

346
00:18:45,975 --> 00:18:48,434
‫اون وقت میفهمی چی شده!

347
00:18:57,892 --> 00:18:58,725
‫خوش اومدید!

348
00:18:59,309 --> 00:19:01,309
‫خوش اومدید!

349
00:19:02,267 --> 00:19:05,934
‫همگی به کنیا خوش اومدین!

350
00:19:06,017 --> 00:19:08,600
‫من راهنمای تور شما ارسین هستم.

351
00:19:09,475 --> 00:19:12,642
‫پرواز چطور بود؟ خسته شدید؟

352
00:19:12,725 --> 00:19:15,600
‫- چی؟ با ما بودی داداش؟
‫- ببخشید؟

353
00:19:15,684 --> 00:19:18,767
‫گفتی "خسته شدید؟" با ما
‫بودی؟ ما با هم تو یه گروهیم؟

354
00:19:18,850 --> 00:19:20,725
‫همینجوری گفتم.

355
00:19:20,809 --> 00:19:23,017
‫پرواز بد بود. ما یکم عصبی هستیم. ببخشید.

356
00:19:23,100 --> 00:19:25,767
‫من شما رو به چادرهاتون میبرم استراحت کنید.

357
00:19:25,850 --> 00:19:28,225
‫چادر؟ چی داره میگه نورالله؟

358
00:19:28,309 --> 00:19:30,892
‫من توی چادر نمیمونم.
‫هتل چهارستاره مگه نبود؟

359
00:19:30,975 --> 00:19:33,892
‫- به ما اینو نگفتن ارسین.
‫- اما فقط همینو داریم.

360
00:19:33,975 --> 00:19:36,975
‫منو اینو ببین. چطور
‫میتونیم توی یه چادر بمونیم؟

361
00:19:37,059 --> 00:19:40,350
‫چطور میتونیم توی یه چادر
‫بمونیم؟ اون شبا

362
00:19:40,434 --> 00:19:42,059
‫خر و پف میکنه، میگوزه
‫و به خودش ور میره.

363
00:19:42,142 --> 00:19:44,475
‫- تو مگه کار دیگه ای میکنی؟
‫- خفه بابا!

364
00:19:44,559 --> 00:19:47,642
‫نگران نباشید، تشکیلات ما کیفیت
‫و امکانات هتل چهار ستاره رو داره.

365
00:19:47,725 --> 00:19:50,309
‫باور کنی عاشقش میشید. بیاید.

366
00:19:50,392 --> 00:19:53,059
‫همش بخاطر توئه! راه بیوفت!

367
00:19:57,850 --> 00:20:00,392
‫رسیدیم.

368
00:20:01,267 --> 00:20:03,059
‫خب، نظرت چیه؟

369
00:20:03,350 --> 00:20:06,517
‫- راستش از خونم بهتره.
‫- بهت گفتم.

370
00:20:06,600 --> 00:20:09,559
‫یکم استراحت کنید.
‫فردا روز خسته کننده ایه.

371
00:20:09,642 --> 00:20:12,892
‫- ساعت 6 صبح سر صبحونه میبینمتون.
‫- صبحونه ساعت 6 صبحه داداش؟

372
00:20:13,309 --> 00:20:17,184
‫میدونی که چی میگن. سحرخیز
‫باش تا کامروا باشی! میبینمت.

373
00:20:19,309 --> 00:20:23,017
‫من این اسکلو از یه جا میشناسم
‫نورالله، نمیدونم ولی از کجا.

374
00:20:23,392 --> 00:20:24,225
‫این برا تو.

375
00:20:24,767 --> 00:20:26,809
‫- من میرم روی اون یکی.
‫- نه بابا؟

376
00:20:27,100 --> 00:20:30,934
‫اون مال منه. این برا توئه.
‫باید به در نزدیک تر باشی.

377
00:20:31,017 --> 00:20:35,017
‫اگه چیز خطرناکی بیاد اول میاد سراغ تو.

378
00:20:46,309 --> 00:20:47,142
‫نورالله.

379
00:20:48,392 --> 00:20:49,309
‫نورالله.

380
00:20:50,517 --> 00:20:53,017
‫ما بخاطر اون اینجا وسط آفریقاییم.

381
00:20:53,100 --> 00:20:55,892
‫حالا داره مثل تراکتور خر و پف میکنه!

382
00:20:57,600 --> 00:20:59,184
‫من به این رختخواب عادت ندارم.

383
00:21:00,142 --> 00:21:03,184
‫انگار همه دارن نگام میکنن.

384
00:21:06,475 --> 00:21:07,309
‫این چیه؟

385
00:21:09,059 --> 00:21:12,059
‫ایش داره راه میره! حشرست!

386
00:21:13,434 --> 00:21:16,642
‫ای خدا. افتاد روی شلوارش.

387
00:21:16,767 --> 00:21:18,767
‫وای، اون خیلی از حشره ها میترسه.

388
00:21:19,225 --> 00:21:21,142
‫چکار کنم؟ خیلی گندست.

389
00:21:22,975 --> 00:21:24,850
‫دارم بالا میارم!

390
00:21:25,850 --> 00:21:27,100
‫خدا لعنتش کنه.

391
00:21:30,642 --> 00:21:35,142
‫ببین کجا وایساده. برای
‫کشتن حشره باید اخته کنم اینو.

392
00:21:35,225 --> 00:21:37,725
‫کاری نمیشه کرد نورالله. باید بزنمش.

393
00:21:37,809 --> 00:21:38,767
‫توکل به خدا

394
00:21:41,392 --> 00:21:46,225
‫وای خدا داره راه میره! رفت رو صورتش! اه!

395
00:21:46,309 --> 00:21:48,059
‫دارم بالا میارم!

396
00:21:51,100 --> 00:21:55,017
‫صورتش همینجوری چندش بود.
‫حالا با حشره بیشتر حال بهم زن شد.

397
00:21:55,100 --> 00:21:59,059
‫خیلی خب، یک، دو، سه.

398
00:22:01,309 --> 00:22:05,892
‫ای تف! رفت تو دهنش! سرفه بزن نورالله!

399
00:22:05,975 --> 00:22:10,100
‫سرفه کن نورالله! داره
‫میمیره! داره توی کنیا میمیره!

400
00:22:10,184 --> 00:22:11,767
‫اون داره توی کنیا میمیره!

401
00:22:11,850 --> 00:22:13,934
‫سرفه کن! زود باش نورالله!

402
00:22:14,017 --> 00:22:16,642
‫اون داره میمیره! داره توی کنیا میمیره!

403
00:22:16,725 --> 00:22:18,475
‫- داره تو کنیا میمیره!
‫- اومد بیرون!

404
00:22:18,559 --> 00:22:21,475
‫- مطمئنی؟ مطمئنی اومد بیرون؟
‫- آره، اومد بیرون.

405
00:22:21,559 --> 00:22:23,725
‫- اومد بیرون؟
‫- اومد بیرون.

406
00:22:27,350 --> 00:22:31,934
‫نه، نه. جامبو یا چیز دیگه نیست! رفیقمه.

407
00:22:32,017 --> 00:22:33,934
‫اون جامبو نیست رفیقمه.

408
00:22:36,892 --> 00:22:40,975
‫برو بیرون! برو و گرنه میزنمت! برو!

409
00:22:59,100 --> 00:23:00,350
‫صبح تو ام بخیر!

410
00:23:00,434 --> 00:23:03,350
‫شروع نکن! خفه شو تا گردنت رو نشکوندم!

411
00:23:03,434 --> 00:23:07,642
‫- امروز خیلی عصبی هستی رجب.
‫- اصلا! خیلیم خوشحالم!

412
00:23:07,725 --> 00:23:11,350
‫من قرار بود برای لوبیا سفید
‫برم قونیه حالا دارم اینو میخورم!

413
00:23:11,434 --> 00:23:12,475
‫عالیه!

414
00:23:12,559 --> 00:23:16,184
‫من امروز صبح خیلی
‫خوشحالم که دما 55 درجست

415
00:23:16,267 --> 00:23:18,225
‫و حیوونای وحشی به من نگاه میکنن!

416
00:23:18,309 --> 00:23:21,059
‫مگه من اینو میخواستم؟ اشتباه پیش اومده.

417
00:23:21,142 --> 00:23:22,767
‫خفه! خفه!

418
00:23:23,309 --> 00:23:25,725
‫منو کفری نکن. مگه به
‫برادرزادت زنگ نزدی؟

419
00:23:25,809 --> 00:23:26,850
‫چرا زدم.

420
00:23:26,934 --> 00:23:30,392
‫- پرواز برگشت کیه؟
‫- سه روز دیگه. همه پروازا پره.

421
00:23:30,475 --> 00:23:33,059
‫- ما تو نوبتیم.
‫- خدا لعنتت کنه!

422
00:23:33,142 --> 00:23:35,725
‫خدا تو و اون برادرزاده
‫کوفتیتو لعنت کنه!

423
00:23:35,809 --> 00:23:38,475
‫اون قابله ای که تو رو زائیدو گاییدم!

424
00:23:38,559 --> 00:23:42,725
‫موجوداتی مثل شما دو تا باید
‫از صفحه روزگار محو بشید!

425
00:23:42,809 --> 00:23:44,517
‫- به من توهین نکن!
‫- خفه!

426
00:23:44,600 --> 00:23:45,434
‫خفه!

427
00:23:45,517 --> 00:23:48,517
‫همه به من میخندن.

428
00:23:48,600 --> 00:23:51,267
‫بخاطر چیزی که شد همه
‫فکر میکنن ما با هم زوجیم.

429
00:23:51,350 --> 00:23:53,475
‫چطور این پیش اومد؟ تو ما رو تحقیر کردی!

430
00:23:58,059 --> 00:24:01,975
‫بخاطر اون حرومزادست. توی دشت میگیرمت

431
00:24:02,059 --> 00:24:03,767
‫و گردنتو میشکونم!

432
00:24:06,142 --> 00:24:08,267
‫میبینی چرا الان عصبانیم؟

433
00:24:09,767 --> 00:24:13,100
‫عصبانی و نگرانی اما
‫اشتهات رو از دست ندادی!

434
00:24:13,184 --> 00:24:16,225
‫غذای اینجا فرق داره. مراقب
‫باش. حالت تهوع میگیری.

435
00:24:16,309 --> 00:24:18,850
‫همچین میگه انگار هفت سال اینجا به عنوان

436
00:24:18,934 --> 00:24:22,642
‫مهاجر زندگی کرده و در مورد
‫فرهنگ صبحونه آفریقا حالیشه!

437
00:24:22,725 --> 00:24:24,975
‫تجربتو بگیر بکن تو کونت! غذاتو بخور.

438
00:24:25,517 --> 00:24:28,767
‫خره غذاش خوبه مثل برنجه. 
‫میخوای یکم؟

439
00:24:28,850 --> 00:24:31,225
‫- من از اون نمیخورم!
‫- بیا بخور خوبه!

440
00:24:31,309 --> 00:24:32,975
‫- حالمو بهم میزنه.
‫- خیلی خوبه.

441
00:24:33,059 --> 00:24:36,142
‫ای جان! دارید دسراتون
‫رو مشترک میخورید؟

442
00:24:36,225 --> 00:24:40,142
‫صبح بخیر. امیدوارم بعد دیشب خسته نباشید.

443
00:24:40,225 --> 00:24:42,767
‫چون قراره بریم مهاجرت بزرگ رو تماشا کنیم.

444
00:24:42,850 --> 00:24:44,309
‫میبینی چی میگم؟

445
00:24:44,392 --> 00:24:46,975
‫- اسمت چیه داداش؟
‫- ارسین.

446
00:24:47,059 --> 00:24:51,975
‫ارسین، نذار کونتو پاره کنم. حواست
‫به خودت باشه! چی میخواستی بگی؟

447
00:24:52,059 --> 00:24:54,100
‫ببخشید قربان. منظورم جامبو جامبو بود.

448
00:24:54,642 --> 00:24:57,100
‫جامبو جامبو چیه؟ منظورت چیه؟

449
00:24:57,559 --> 00:25:01,642
‫اون نگهبانه صحنه رو دید.
‫من بهش فکر میکنم خندم میگیره.

450
00:25:02,642 --> 00:25:05,475
‫چی دید؟ میخوای چی بگی؟

451
00:25:05,559 --> 00:25:07,642
‫منظورت چیه؟ چیو میخوای ثابت کنی؟

452
00:25:07,725 --> 00:25:11,642
‫البته ما با این قضیه مشکلی
‫نداریم. انتخاب خودتون بوده بهرحال.

453
00:25:11,725 --> 00:25:13,059
‫آره، انتخاب خودمه.

454
00:25:13,142 --> 00:25:16,267
‫حالا من بهت چند تا
‫گزینه میدم تا انتخاب کنی.

455
00:25:16,350 --> 00:25:18,975
‫کدومو میخوای؟ الف ب جیم دال؟

456
00:25:19,059 --> 00:25:21,267
‫- ببخشید؟
‫- یکی رو انتخاب کن.

457
00:25:21,350 --> 00:25:23,934
‫الف ب جیم دال، کدوم؟

458
00:25:24,517 --> 00:25:26,017
‫- من الف رو انتخاب میکنم.
‫- انتخاب خوبی بود.

459
00:25:28,475 --> 00:25:32,100
‫توی ب و جیم و دال سیلی نبود اما تو الف
‫رو انتخاب کردی. انتخاب خودت بود بهرحال.

460
00:25:32,184 --> 00:25:37,309
‫پدرخر همینجا جرت میدم
‫میذارم شیرا بیان تشیع جنازت.

461
00:25:37,392 --> 00:25:39,100
‫- برو گمشو!
‫- برو گمشو!

462
00:25:39,184 --> 00:25:40,934
‫برو گمشو! سر به سر ما نذار!

463
00:25:41,017 --> 00:25:44,642
‫چرت نگو بابا! همش تقصیر تو بود.

464
00:25:44,725 --> 00:25:46,559
‫به خدا همینو میام تو شیکمت!

465
00:25:46,642 --> 00:25:47,975
‫همینجا فرو میکنم بهت

466
00:25:48,059 --> 00:25:51,267
‫و با پا از سقف آویزونت میکنم پوستتو میکنم!

467
00:25:51,350 --> 00:25:53,225
‫هر کاری کنم راضی نمیشی رجب.

468
00:26:01,392 --> 00:26:03,892
‫آماده رفتنیم آره؟ گردشمون شروع میکشه!

469
00:26:06,642 --> 00:26:10,267
‫وای خدا. کاش اونا توی ماشین ما نیان.

470
00:26:10,350 --> 00:26:12,225
‫باید قبل اومدنشون میرفتیم.

471
00:26:12,309 --> 00:26:15,892
‫- ماشینو روشن کن. میتونیم فرار کنیم.
‫- هوی!

472
00:26:16,600 --> 00:26:17,725
‫صبر کنید بیایم!

473
00:26:25,809 --> 00:26:30,809
‫داداش کجا دارید میرید؟
‫انگار داری فرار میکنی از ما.

474
00:26:30,892 --> 00:26:33,767
‫آقا ما دیرمون شده بود و مردم
‫نمیتونستن منتظر بمونن برا شما...

475
00:26:33,850 --> 00:26:34,850
‫ناموسا؟

476
00:26:34,934 --> 00:26:38,600
‫داداش همه این آدما برا من صبر میکنن!

477
00:26:38,684 --> 00:26:42,809
‫چون افراد شما سفر منو خراب کردن
‫و من توی جاییم که نمیخواستم باشم

478
00:26:42,892 --> 00:26:45,225
‫و چون من مجبور شدم بیام کنیا،

479
00:26:45,309 --> 00:26:47,059
‫- پس باید برام صبر کنید!
‫- بله.

480
00:26:47,142 --> 00:26:49,642
‫اگه استانبول بود من ساعت ده صبحونه میخوردم

481
00:26:50,017 --> 00:26:52,517
‫و ساعت یازده رودم کار میکرد

482
00:26:52,600 --> 00:26:54,434
‫و ساعت دوازده میریدم.

483
00:26:54,517 --> 00:26:56,350
‫اینجا ساعت شیش صبحونه میخورن.

484
00:26:56,434 --> 00:26:59,017
‫رودهام شروع به کار نکردن و آماده نیستم.

485
00:26:59,100 --> 00:27:02,934
‫نمیخوام روزم رو اینجوری
‫شروع کنم، پس باید صبر کنید!

486
00:27:03,017 --> 00:27:03,975
‫- آره، البته.
‫- بازش کن.

487
00:27:04,850 --> 00:27:06,684
‫- حتما به شما نیاز داشتیم.
‫- چه گوهی خوردی؟

488
00:27:06,767 --> 00:27:10,184
‫لطف کردی که اومدی پیش
‫ما. ما نمیتونستیم بدون شما بریم.

489
00:27:11,350 --> 00:27:16,934
‫ببین، پسر خوبی باش و خوب راهنمایی
‫کن. رو اعصاب من راه نرو باشه؟

490
00:27:18,225 --> 00:27:21,184
‫سلام علیکم. امیدوارم
‫گردش خوبی داشته باشید.

491
00:27:21,267 --> 00:27:24,225
‫امیدوارم حیوونای زیادی ببینیم.

492
00:27:25,434 --> 00:27:26,434
‫بریم.

493
00:27:55,017 --> 00:27:58,975
‫دوستان عزیز، در این
‫مکان بشریت زاده شد.

494
00:27:59,059 --> 00:28:03,934
‫محیط اطراف ما خانه
‫بیشتر از 500 گونه جانوره.

495
00:28:04,017 --> 00:28:05,017
‫خوب نگاه کنید.

496
00:28:05,100 --> 00:28:07,767
‫- حالا یادم اومد از کجا میشناسمش.
‫- آره؟

497
00:28:07,850 --> 00:28:08,725
‫اینو ببین.

498
00:28:09,725 --> 00:28:11,767
‫- ببخشید!
‫- بله.

499
00:28:11,850 --> 00:28:13,809
‫اون 500 تا گونه رو دونه دونه بگو.

500
00:28:14,725 --> 00:28:16,517
‫اگه لازم باشه میگم.

501
00:28:16,600 --> 00:28:18,559
‫پس بگو. میخوام بدونم.

502
00:28:19,392 --> 00:28:24,809
‫باشه، کرگدن، فیل، گوریل، شیر...

503
00:28:25,517 --> 00:28:28,392
‫- کرگدنو گفتم؟
‫- چرا داری تکراری میگی؟

504
00:28:28,475 --> 00:28:30,267
‫بقیه حیوونا چی؟

505
00:28:30,892 --> 00:28:33,517
‫نمیتونی 496 تای دیگه رو
‫بگی مگه نه؟ مرتیکه الاغ!

506
00:28:34,975 --> 00:28:35,850
‫منو یادته؟

507
00:28:35,934 --> 00:28:38,392
‫آقا باز داری شوخی میکنی.

508
00:28:38,892 --> 00:28:44,934
‫بگذریم، همه شما قراره
‫مهاجرت بزرگ رو شاهد باشید.

509
00:28:45,017 --> 00:28:48,059
‫ما از طریق بی سیم مطلع
‫میشیم و بعد میریم به تماشا.

510
00:28:48,142 --> 00:28:49,934
‫خب، مهاجرت بزرگ چیه؟

511
00:28:50,017 --> 00:28:51,517
‫تنها مهاجرتی که من میدونم

512
00:28:51,600 --> 00:28:55,100
‫اونی بود که قبیله های ترک
‫از آسیای میانه اومدن آناتولی.

513
00:28:55,184 --> 00:28:56,559
‫اون چه ربطی به این داره؟

514
00:28:56,642 --> 00:28:58,684
‫دست کم نگیرش. اگه اون نبود،

515
00:28:58,767 --> 00:29:01,517
‫توی دیوار چین داشتی
‫بطری آب میفروختی.

516
00:29:01,642 --> 00:29:05,809
‫این مهاجرتیه که خیلی از
‫حیوونا به تالاب مهاجرت میکنن.

517
00:29:05,892 --> 00:29:10,559
‫یه مهاجرت هم هست که همه صبح
‫از خونه میرن سر کار توی استانبول.

518
00:29:10,642 --> 00:29:12,767
‫نه قربان. این در مورد حیووناست.

519
00:29:12,850 --> 00:29:16,600
‫این شامل خشونت و بقاست.
‫سفری هست برای امید.

520
00:29:16,684 --> 00:29:19,059
‫میدونم. همینو دارم میگم.

521
00:29:19,142 --> 00:29:22,392
‫مردم هر روز صبح سعی میکنن زنده بمونن.

522
00:29:22,475 --> 00:29:25,892
‫اونا همدیگه رو گاز میگیرن
‫که توی اتوبوس جا گیرشون بیاد.

523
00:29:26,475 --> 00:29:33,350
‫وسائل نقلیه عمومی پر از حیوونه.
‫منحرفا، فضولا، خفت گیرا، متجاوزا.

524
00:29:33,434 --> 00:29:36,017
‫حتی یه بار دیدم یکی داشت
‫خودشو مجبور میکرد بالا بیاره.

525
00:29:36,100 --> 00:29:39,725
‫حرف راهنما رو قطع نکن.
‫نمیخوام به حرفات گوش کنم!

526
00:29:39,809 --> 00:29:41,934
‫برات سخته خانم؟

527
00:29:42,017 --> 00:29:43,100
‫چی برام سخته؟

528
00:29:43,184 --> 00:29:45,225
‫- یائسگی.
‫- ای بی حیا!

529
00:29:45,309 --> 00:29:47,309
‫آروم باشید لطفا.

530
00:29:47,392 --> 00:29:50,642
‫مهمانان عزیز، به این
‫دشت های بیکران نگاه کنید.

531
00:29:50,725 --> 00:29:53,975
‫هر چیز و همه چیز اینجا شروع شد.

532
00:29:57,059 --> 00:29:58,350
‫چیه رجب؟

533
00:29:58,434 --> 00:30:01,059
‫دلم نورالله. خیلی درد داره.

534
00:30:01,142 --> 00:30:05,142
‫- بهت گفتم اون غذا رو نخور.
‫- از کجا میدونی بخاطر غذاست؟

535
00:30:05,225 --> 00:30:07,309
‫- وای خدا!
‫- حالت خوبه؟

536
00:30:07,392 --> 00:30:11,309
‫حالم اصلا خوب نیست. دل
‫و رودم پره. میخوام برم برینم.

537
00:30:11,392 --> 00:30:13,892
‫- نمیتونی از ماشین پیاده شی.
‫- میخوای همینجا برینم؟

538
00:30:13,975 --> 00:30:16,059
‫نه، خواهش میکنم نه.

539
00:30:16,142 --> 00:30:19,517
‫اما بیرون خطرناکه. پر از حیوونای وحشیه.

540
00:30:19,600 --> 00:30:22,600
‫مطمئن باش اینجا موندن خطرناکتره.

541
00:30:22,725 --> 00:30:26,642
‫یه انفجاری رخ میده و همه جا میپاشه.

542
00:30:26,809 --> 00:30:28,225
‫داره میریزه!

543
00:30:28,809 --> 00:30:31,392
‫نمیدونم چکار کنم. شاید بهتره پیاده شی.

544
00:30:31,475 --> 00:30:34,309
‫- اما خیلی دور نشو.
‫- بذار خیلی دور بشه!

545
00:30:34,392 --> 00:30:39,267
‫هنوز داری حرف میزنی؟
‫باور کنم میام کنار پات میرینم!

546
00:30:39,350 --> 00:30:40,934
‫- ای بی حیا!
‫- زنیکه!

547
00:30:41,434 --> 00:30:45,725
‫وای خدا! میرم توی بوته
‫های اونجا. میرم اونجا.

548
00:30:47,975 --> 00:30:48,809
‫ای خدا.

549
00:31:04,892 --> 00:31:08,392
‫- خیلی طول میکشه؟
‫- آره. اون با حوصله میرینه.

550
00:31:16,392 --> 00:31:18,892
‫- لعنتی، شروع شد.
‫- چی؟ مهاجرت؟

551
00:31:18,975 --> 00:31:21,225
‫- مهاجرت شروع شد.
‫- پس برو همین حالا!

552
00:31:21,309 --> 00:31:25,767
‫من یه ساله منتظر اینم. بخاطر
‫کون گوهی اون از دستش نمیدم!

553
00:31:25,850 --> 00:31:28,809
‫شوهر من معروف ترین وکیل استانبوله.

554
00:31:28,892 --> 00:31:32,392
‫شرکتت رو نابود میکنه و
‫هر چی داری رو ازت میگیره.

555
00:31:32,475 --> 00:31:35,892
‫ما پولش رو دادیم! پولمونو
‫پس بده یا همین الان ما رو ببر!

556
00:31:35,975 --> 00:31:38,475
‫قبل این که برگرده نمیتونیم جایی بریم.

557
00:31:38,559 --> 00:31:41,517
‫وای خدا، نمیدونم چکار کنم.
‫مهاجرت شروع شده.

558
00:31:41,600 --> 00:31:44,142
‫همه میخوان تماشا کنن، ما باید بریم.
‫تو!

559
00:31:44,517 --> 00:31:46,892
‫برو پیش دوستت بمون. اما تکون نخور.

560
00:31:46,975 --> 00:31:50,850
‫توی بوته قایم شو و ثابت بمون.
‫بعد مهاجرت بر میگردیم.

561
00:31:50,934 --> 00:31:53,684
‫من دوستمو تنها نمیذارم. الان میرم پایین!

562
00:31:53,767 --> 00:31:55,559
‫- گمشو!
‫- تکون نخور!

563
00:31:55,642 --> 00:31:58,059
‫ما زود بر میگردیم. سر جاتون بمونید.

564
00:31:58,142 --> 00:32:00,559
‫زود باش عجله کن برو!

565
00:32:03,517 --> 00:32:06,392
‫- رجب! رجب!
‫- همونجا بمون! دارم میرینم.

566
00:32:07,684 --> 00:32:09,059
‫باشه من اینجا صبر میکنم.

567
00:32:09,142 --> 00:32:11,559
‫این مردم موقع ریدنم ما رو ول نمیکنن!

568
00:32:15,100 --> 00:32:17,934
‫- حالت چطوره رجب؟
‫- خوبم، اما چرا اینجایی تو؟

569
00:32:18,017 --> 00:32:22,392
‫اونا میخواستن برن و من نمیخواستم تنهات
‫بذارم، برای همین پیاده شدم اومدم پیشت.

570
00:32:22,475 --> 00:32:23,975
‫- تو از ماشین پیاده شدی؟
‫- آره.

571
00:32:24,059 --> 00:32:25,850
‫- الان کجاست؟
‫- رفته.

572
00:32:25,934 --> 00:32:27,642
‫مهاجرت بزرگ شروع شده.

573
00:32:27,725 --> 00:32:32,600
‫چرا گذاشتی برن؟ چرا گذاشتی
‫برن قبل این که ما سوار بشیم؟

574
00:32:32,684 --> 00:32:35,017
‫اون زنا داشتن دردسر درست میکردن.

575
00:32:35,100 --> 00:32:38,100
‫یه کاری نکن بزنمت
‫دردسر از گوشت بزنه بیرون!

576
00:32:38,184 --> 00:32:41,225
‫کسخلی مگه؟ ریدن تو مخت؟

577
00:32:41,309 --> 00:32:44,059
‫بخاطر این که چند تا
‫زن غر زدن پیاده شدی!

578
00:32:44,142 --> 00:32:47,017
‫ما توی آفریقاییم. اینجا حیوونای وحشی هست!

579
00:32:47,100 --> 00:32:48,350
‫چرا پیاده شدی؟

580
00:32:48,434 --> 00:32:51,059
‫آروم باش. اونا گفتن میان دنبالمون.

581
00:32:51,142 --> 00:32:53,725
‫گفتن جایی نریم توی بوته ها بمونیم.

582
00:32:53,809 --> 00:32:58,267
‫کره بز! من الان ریدم. هنوز تازست بو میده.

583
00:32:58,767 --> 00:33:03,100
‫بوش به سرعت توی آفریقا پخش
‫میشه. توی همه این اطراف پخش میشه.

584
00:33:03,184 --> 00:33:06,475
‫همه حیوونا مثل پلنگ و
‫یوزپلنگ و شیر میان اینجا!

585
00:33:06,559 --> 00:33:08,559
‫- میخوای اینجا بمونی؟
‫- میخوایم چکار کنیم؟

586
00:33:09,100 --> 00:33:11,850
‫با اردوگاه تماس بگیر سریع!

587
00:33:11,934 --> 00:33:14,767
‫- آنتن ندارم.
‫- به چه دردی میخوری تو؟

588
00:33:14,850 --> 00:33:17,392
‫- فایده ای هم داری؟
‫- بیا با گوشی خودت زنگ بزنیم.

589
00:33:17,475 --> 00:33:18,892
‫من همراهم نیست.

590
00:33:18,975 --> 00:33:22,809
‫من توی اردوگاه گذاشتمش
‫چون رومینگ داده من خاموش بود.

591
00:33:22,892 --> 00:33:24,434
‫با خودم نیوردمش.

592
00:33:24,517 --> 00:33:27,725
‫- میخوایم چکار کنیم؟
‫- فقط یه کار هست که میشه کرد.

593
00:33:27,809 --> 00:33:31,559
‫ما با رد تایر اردوگاه رو
‫پیدا میکنیم. این تنها راهه.

594
00:33:31,642 --> 00:33:35,517
‫باید مراقب شیرا باشیم.
‫اونا دنبال بز هستن.

595
00:33:35,600 --> 00:33:37,975
‫این طرف زیادن. از این طرف میریم.

596
00:33:38,059 --> 00:33:39,684
‫اگه از اونور بیان چی؟

597
00:33:39,767 --> 00:33:41,100
‫نقشه اینه.

598
00:33:41,184 --> 00:33:44,017
‫ما با هم میمونیم، بعد در
‫جهت های مخالف فرار میکنیم.

599
00:33:44,100 --> 00:33:47,559
‫شیرا گیج میشن و یکی از ما رو
‫دنبال میکنن. اون یکیمون زنده میمونه.

600
00:33:47,642 --> 00:33:49,767
‫اگه شیرا منو دنبال کردن چی؟

601
00:33:49,850 --> 00:33:51,559
‫خدا کنه تو رو انتخاب کنن.

602
00:33:51,642 --> 00:33:54,017
‫اگه تو رو انتخاب کردن،
‫تا جایی که میتونی فرار کن.

603
00:33:54,100 --> 00:33:57,434
‫وقتی دیگه نتونستی فرار کنی
‫دراز بکش دستات رو بذار رو هم،

604
00:33:57,517 --> 00:34:02,475
‫اشهد ان لا اله الا الله رو تا آخر رو بخون.
‫شیرا خودشون ترتیب بقیه کارو میدن.

605
00:34:02,559 --> 00:34:04,934
‫طی چند ساعت میمیری. اونا
‫طی چهار روز تو رو میخورن.

606
00:34:05,017 --> 00:34:07,392
‫- اینجوری نگو!
‫- باشه، برو راه بیوفت!

607
00:34:07,475 --> 00:34:10,309
‫من که از ماشین پیاده نشدم. برو!

608
00:34:39,434 --> 00:34:41,809
‫باید مسیر رو دنبال
‫کنی که به ماشینا برسی.

609
00:34:41,892 --> 00:34:45,059
‫چرا؟ چون بالاخره به یه جایی میرسه.

610
00:34:45,142 --> 00:34:47,725
‫ماشینا یه جایی میرن دیگه.

611
00:34:52,350 --> 00:34:54,142
‫- نورالله.
‫- چیه رجب؟

612
00:34:54,225 --> 00:34:56,059
‫- بن بسته.
‫- بن بسته؟

613
00:34:56,142 --> 00:34:57,892
‫- حالا به گا رفتیم.
‫- چرا؟

614
00:34:57,975 --> 00:35:00,434
‫- دیگه جاده نیست.
‫- راه اشتباهی اومدیم؟

615
00:35:00,517 --> 00:35:05,434
‫نه، غیر ممکنه. محاسبات من
‫نشون داد اردوگاه اون سمته.

616
00:35:05,517 --> 00:35:09,684
‫باید اونجا باشه. ما این همه
‫راه اومدیم و جاده اینجا تموم شد.

617
00:35:09,767 --> 00:35:13,184
‫آره، ماشین از آسمون
‫افتاده اینجا مسیر شروع شده!

618
00:35:13,267 --> 00:35:14,642
‫راه اشتباهی اومدیم!

619
00:35:15,017 --> 00:35:16,309
‫یه لحظه به من فرصت میدی؟

620
00:35:16,809 --> 00:35:19,892
‫میذاری این بحران رو مدیریت کنم؟
‫برو کنار!

621
00:35:19,975 --> 00:35:20,892
‫باشه رجب.

622
00:35:28,809 --> 00:35:30,725
‫- چکار میکنی؟
‫- هوا رو بو میکنم.

623
00:35:30,809 --> 00:35:34,642
‫همون اول باید بو میکردی!

624
00:35:34,725 --> 00:35:36,267
‫برو گمشو! گورتو گم کن!

625
00:35:36,350 --> 00:35:39,350
‫راه خودتو پیدا کن، برو به جهنم اگه میخوای!

626
00:35:39,475 --> 00:35:40,767
‫کجا میتونم برم رجب؟

627
00:35:40,850 --> 00:35:44,350
‫یه زودی شیرا بوی عرق
‫کونت رو حس میکنن و میان اینجا.

628
00:35:44,434 --> 00:35:47,267
‫بخاطر تو ما رو میگیرن میخورن.

629
00:35:47,350 --> 00:35:49,434
‫- بو گه میدی.
‫- ببخشید.

630
00:35:49,517 --> 00:35:50,850
‫یه لحظه به من وقت بده!

631
00:35:50,934 --> 00:35:54,017
‫من زندگیمو صرف پیدا کردن
‫راهم توی محیط های باز کردم.

632
00:35:54,100 --> 00:35:56,059
‫من سه سال پیشاهنگ بودم.

633
00:35:56,142 --> 00:35:59,184
‫- به من میگفتن رجب گرگی.
‫- باشه.

634
00:35:59,975 --> 00:36:03,309
‫طبق تجربیات من،
‫دارم بهت میگم نورالله

635
00:36:03,767 --> 00:36:07,475
‫اگه این راه بن بست باشه ما دو راه داریم.

636
00:36:07,865 --> 00:36:09,449
‫یا باید بریم چپ یا راست.

637
00:36:10,657 --> 00:36:12,949
‫- فکر کنم باید بریم راست.
‫- باشه.

638
00:36:13,032 --> 00:36:15,699
‫خوبه که همیشه آدم به مسیر راست بره.

639
00:37:50,115 --> 00:37:55,199
‫نورالله. دارم با ضرس
‫قاطع بهت میگم که گم شدیم.

640
00:37:55,282 --> 00:37:57,657
‫- گم شدیم؟
‫- آره، قطعا گم شدیم.

641
00:37:57,740 --> 00:38:01,157
‫من دیگه کاری از دستم بر
‫نمیاد. نمیدونم اردوگاه کجاست.

642
00:38:01,240 --> 00:38:02,324
‫حالا چکار کنیم؟

643
00:38:02,407 --> 00:38:06,865
‫ما باید یه کاری بکنیم. قرار نیست
‫اینجا بشینیم مثل بچه ها گریه کنیم.

644
00:38:06,949 --> 00:38:09,699
‫من یه مَردم. بقا توی خونمه.

645
00:38:09,782 --> 00:38:13,365
‫وقتی بچه بودم، منو ول میکردن
‫توی یه شهر هفت کیلومتر دورتر

646
00:38:13,449 --> 00:38:16,699
‫و من توی تاریکی و پا برهنه
‫با بو کشیدن راهمو پیدا میکردم.

647
00:38:16,782 --> 00:38:18,199
‫من اینقدر خفنم!

648
00:38:18,865 --> 00:38:21,490
‫الان غروب آفتاب نزدیکه. یه نقشه نیاز داریم

649
00:38:21,574 --> 00:38:24,990
‫- که شب رو توی دشت بگذرونیم.
‫- ما توی دشت میمونیم؟

650
00:38:25,115 --> 00:38:26,282
‫نه، من اینجا میمونم.

651
00:38:26,365 --> 00:38:30,199
‫برا تو یه هتل رزرو کردم!
‫معلومه که اینجا میمونیم ابله!

652
00:38:30,282 --> 00:38:33,865
‫اما نه توی فضای باز،
‫باید توی جنگل پناه بگیریم.

653
00:38:33,949 --> 00:38:36,949
‫باید به جایی بریم که جنگل متراکمه.

654
00:38:37,032 --> 00:38:40,865
‫و اونجوری هوای پشت سرمون
‫رو داریم. بیا از این ور بریم.

655
00:38:43,990 --> 00:38:45,365
‫خب عالی شد.

656
00:38:46,240 --> 00:38:50,449
‫عالیه. هیچ چیزی نمیتونه اینجا
‫به ما صدمه بزنه. پشتمون درخته.

657
00:38:50,532 --> 00:38:53,907
‫اینجا آتیش میسوزه و دیدمون بازه.

658
00:38:53,990 --> 00:38:55,615
‫هر دشمنی رو میتونیم ببینیم.

659
00:38:55,699 --> 00:38:58,949
‫- ما میتونیم اینجا استراحت کنیم نورالله.
‫ - انشالله رجب.

660
00:38:59,032 --> 00:39:03,074
‫انشالله و ماشالله نداره! حیوونای
‫وحشی از آتیش دور میمونن.

661
00:39:03,157 --> 00:39:06,532
‫چون وقتی ببینش میترسن.
‫تو نزدیک آتیش میری؟

662
00:39:06,615 --> 00:39:08,199
‫نه، اما اونا حیوونن.

663
00:39:08,282 --> 00:39:11,449
‫تو هم یه حیوونی. تو هم یه
‫جور حیوون به حساب میای.

664
00:39:11,532 --> 00:39:14,740
‫نمیتونم بگم که انسانی.
‫خودتو ببین و به من بگو،

665
00:39:14,824 --> 00:39:17,240
‫به حیوونا احساس نزدیکی
‫بیشتری میکنی یا آدما؟

666
00:39:17,324 --> 00:39:19,699
‫بهش فکر کن. به کدوم بیشتر نزدیکی؟

667
00:39:19,782 --> 00:39:21,949
‫فکر میکنم حیوونی
‫بیشتر، اما سو تفاهم نشه.

668
00:39:22,032 --> 00:39:24,615
‫منم حیوونم. البته بیشتر یه حیوون خونگیم.

669
00:39:24,699 --> 00:39:28,365
‫وقتی در امنیت باشم حس میکنم یه
‫گربم. از این جهت با تو فرق دارم.

670
00:39:28,449 --> 00:39:33,365
‫به هرحال، نه ما نزدیک آتیش
‫میریم نه حیوونای وحشی.

671
00:39:33,449 --> 00:39:36,490
‫اینقدرم حیوونای
‫وحشی رو بزرگشون نکن.

672
00:39:36,615 --> 00:39:37,949
‫حیوون وحشی چیه؟

673
00:39:38,032 --> 00:39:40,449
‫از خانواده گربست. پیشیه.

674
00:39:40,532 --> 00:39:43,990
‫پیشیه. باور نکن چیزایی که
‫میگن که مثلا شیر بهت حمله میکنه،

675
00:39:44,074 --> 00:39:47,907
‫یا پلنگ دنبالت میکنه،
‫یا یوزپلنگ یه نفرو دریده.

676
00:39:48,282 --> 00:39:51,865
‫کصشر محضه. دلیلی برای
‫ترسیدن از شیر و این چیزا نیست.

677
00:39:51,949 --> 00:39:53,907
‫اونا پیشی کوچولو هستن.

678
00:39:53,990 --> 00:39:55,324
‫- داداش!
‫- چیه؟

679
00:39:55,407 --> 00:39:57,907
‫- وای بابام!
‫- چکار کنیم رجب؟

680
00:39:58,032 --> 00:40:01,199
‫اول این که باید آروم
‫باشیم. باید آروم باشیم.

681
00:40:01,282 --> 00:40:04,657
‫یه حیوون وحشی اومده. توی کیفت غذا داری؟

682
00:40:04,740 --> 00:40:07,449
‫- چیزی نیست عزیز. آروم باش.
‫- دارم.

683
00:40:07,532 --> 00:40:09,199
‫- چیه؟ چی داری؟
‫- سوسیس.

684
00:40:09,282 --> 00:40:11,699
‫سوسیس؟ سوسیس توی کیفت چکار میکنه؟

685
00:40:11,782 --> 00:40:15,907
‫عالیه. سوسیس عالیه.
‫هی آقا شیره. منو ببین.

686
00:40:15,990 --> 00:40:18,074
‫توی سوسیسه همه حیوونا هستن.

687
00:40:18,157 --> 00:40:20,657
‫بیا، بیا نزدیک تر پیشی جان.

688
00:40:20,740 --> 00:40:23,032
‫با این از دستم محافظت میکنم. بیا!

689
00:40:23,115 --> 00:40:26,282
‫بیا. توش گوشت خر و اسب داره. بیا پسر.

690
00:40:27,657 --> 00:40:29,990
‫خیلی عصبانیه! بگیرش!

691
00:40:30,574 --> 00:40:34,407
‫بگیرش، بگیرش پسر. ببین چکار میکنه!

692
00:40:37,490 --> 00:40:41,115
‫بیا بگیرش. نورالله به
‫زودی این ما رو ول میکنه.

693
00:40:41,199 --> 00:40:45,324
‫بیا بخورش! سوسیسه! مال خودته!

694
00:40:45,824 --> 00:40:49,699
‫زود باش برو! گفتم برو! برو سوسیس رو بگیرش!

695
00:40:49,824 --> 00:40:52,574
‫گفتم برو دیگه! نمیره سراغ سوسیس.

696
00:40:52,657 --> 00:40:56,699
‫من به یه چیز بازدارنده نیاز
‫دارم! توی کیفت چی داری؟

697
00:40:56,782 --> 00:40:57,615
‫هیچی!

698
00:40:57,699 --> 00:41:00,865
‫خدا لعنتت کنه! سوسیس
‫داری یه چیز بازدارنده نداری!

699
00:41:00,949 --> 00:41:03,740
‫من یه فکری دارم. یه راهی هست
‫که بتونیم زنده بمونیم. با من بیا.

700
00:41:03,824 --> 00:41:06,449
‫بیا نزدیک تر، آروم. حواست به پشتم باشه.

701
00:41:10,199 --> 00:41:13,157
‫برو! فرار کن! برو! بوشو فهمید؟

702
00:41:13,240 --> 00:41:16,240
‫فهمید؟ داره میاد. داره میاد سراغمون!

703
00:41:27,949 --> 00:41:33,115
‫♪ وای امان امان امان! ♪

704
00:41:35,824 --> 00:41:40,907
‫♪ کاش برای ریدن از ماشین پیاده نمیشدم. ♪

705
00:41:42,907 --> 00:41:46,324
‫♪ من یه غلطی کردم، اما ♪
‫♪ توی کله خر چرا اومدی دنبالم ♪

706
00:41:46,907 --> 00:41:52,240
‫♪ نورالله! خیلی خری ♪
‫♪ نورالله! خیلی خری نورالله! ♪

707
00:41:54,032 --> 00:41:57,365
‫♪ ما دو تا عاشق گمگشته ایم ♪

708
00:41:57,449 --> 00:42:01,449
‫♪ ما به چپ و راستمون نگاه میکنیم ♪

709
00:42:01,532 --> 00:42:05,074
‫♪ نمیفهمیم چطور اینجوری شد ♪

710
00:42:05,199 --> 00:42:09,532
‫♪ میخواستیم بریم قونیه ♪
‫♪ ولی توی کنیا گیر افتادیم. ♪

711
00:42:09,615 --> 00:42:11,824
‫- مرسی بخاطر آوازت داداش.
‫- نوکرم.

712
00:42:12,324 --> 00:42:15,907
‫ملافه ها رو از کیفت
‫در بیار بنداز که بخوابیم.

713
00:42:15,990 --> 00:42:17,449
‫فردا فکر فردا رو میکنیم.

714
00:42:36,032 --> 00:42:38,032
‫- نورالله.
‫- ها؟

715
00:42:39,365 --> 00:42:40,949
‫- دستتو بکش.
‫- چی؟

716
00:42:41,490 --> 00:42:44,282
‫- دستتو بکش.
‫- من پشتت نیستم رجب.

717
00:42:44,407 --> 00:42:45,365
‫نیستی؟

718
00:42:48,949 --> 00:42:52,782
‫اگه پشتم نیستی.
‫پس کی پشتمه نورالله؟

719
00:42:54,740 --> 00:42:56,824
‫وای خدا! پاشو! پاشو!

720
00:42:58,865 --> 00:43:01,157
‫- برو عقب!
‫- من اینو نمیخوام! نگران نباش!

721
00:43:01,240 --> 00:43:05,324
‫آروم باش! ما بهش نشون میدیم کی هستیم!
‫ضعیف نباش! چیه؟ چی میوای؟

722
00:43:06,407 --> 00:43:08,074
‫من از تو دیوونه ترم!

723
00:43:11,657 --> 00:43:13,949
‫- برو عقب!
‫- اینو میبینی؟

724
00:43:14,032 --> 00:43:16,407
‫سه تا گوریل همینجوری توی حیاط وحش!

725
00:43:16,490 --> 00:43:21,365
‫فوق العادست. انگار دارن یه
‫جور مراسم جفت گیری انجام میدن.

726
00:43:22,199 --> 00:43:23,782
‫بیا اینجا ببینم! پدرتو در میارم!

727
00:43:27,115 --> 00:43:28,074
‫هی، کمکم کن!

728
00:43:28,282 --> 00:43:29,490
‫وای!

729
00:43:29,574 --> 00:43:32,157
‫فکر میکنم بهتره اونا رو بیهوش
‫کنیم و ببریمشون به آزمایشگاه.

730
00:43:32,240 --> 00:43:33,157
‫منم همین فکرو دارم.

731
00:43:33,240 --> 00:43:35,365
‫بزنش! خسته شدم!

732
00:43:42,199 --> 00:43:43,699
‫لطفا به اولی شلیک کن.

733
00:43:46,199 --> 00:43:49,865
‫- باید اونو بزنی خل و چل نه منو!
‫- اشتباه زدم!

734
00:43:54,615 --> 00:43:55,490
‫چی شد؟

735
00:43:57,115 --> 00:43:59,907
‫- خوب بود!
‫- چی شد؟

736
00:43:59,990 --> 00:44:01,532
‫سکته قلبی زد؟

737
00:44:05,199 --> 00:44:08,199
‫نورالله، با دارت سمی بهش شلیک کردن.

738
00:44:08,865 --> 00:44:12,699
‫اینجا باید آدمایی باشن. به
‫اون با تیر سمی شلیک کردن.

739
00:44:12,782 --> 00:44:14,782
‫دومی رو بزن لطفا.

740
00:44:16,824 --> 00:44:18,615
‫وای خدا! نورالله!

741
00:44:19,574 --> 00:44:22,199
‫کونمو زدن. تیر خوردم!

742
00:44:22,282 --> 00:44:26,782
‫وای خدا! کونم تیر خورده!
‫پام رو نمیتونم حس کنم!

743
00:44:26,865 --> 00:44:29,782
‫وای! داره میوفته، ببینش!

744
00:44:29,865 --> 00:44:34,740
‫پام رو نمیتونم حس کنم! نمیتونم وایسم!

745
00:44:34,824 --> 00:44:37,532
‫نورالله! نورالله! یه بار یه مستند دیدم.

746
00:44:37,615 --> 00:44:38,699
‫دارتو در بیار!

747
00:44:38,782 --> 00:44:41,324
‫- کونمو مک بزن که سمو خارج کنی!
‫- کونتو؟

748
00:44:41,407 --> 00:44:42,574
‫آره کونمو! بمکش!

749
00:44:42,657 --> 00:44:44,032
‫- نمیتونم رجب!
‫- بمک!

750
00:44:44,157 --> 00:44:45,990
‫- نمیتونم رجب!
‫- کونم رو مک بزن!

751
00:44:46,074 --> 00:44:47,657
‫قبل این که سم تو بدنم
‫پخش شه اونو بمک!

752
00:44:47,740 --> 00:44:49,699
‫- زود باش!
‫- وای خدا!

753
00:44:49,782 --> 00:44:51,615
‫- چی شد؟
‫- تیر خوردم رجب!

754
00:44:51,699 --> 00:44:52,657
‫خدانگهدار.

755
00:44:53,365 --> 00:44:56,865
‫تو هم تیر خوردی؟ همه دارن تیر میخورن!

756
00:44:56,949 --> 00:45:00,699
‫الان من تنهام! وای خدا! وای خدا!

757
00:45:00,782 --> 00:45:03,407
‫داره اثر میکنه!

758
00:45:04,657 --> 00:45:06,074
‫سمت چپم رو نمیتونم حس کنم!

759
00:45:06,699 --> 00:45:09,782
‫هنوز میتونم ببینم! یکی از چشام بازه!

760
00:45:09,865 --> 00:45:11,990
‫روی من اثر نذاشته. چشام داره بسته میشه.

761
00:45:14,532 --> 00:45:15,574
‫- آخ جون!
‫- اینو ببین!

762
00:45:15,657 --> 00:45:17,240
‫- بزن قدش!
‫- دمت گرم!

763
00:45:17,324 --> 00:45:18,907
‫- اینم از این!
‫- فوق العادست!

764
00:45:22,365 --> 00:45:24,949
‫بیا ببریمشون به آزمایشگاه.

765
00:45:25,032 --> 00:45:26,324
‫- بیا بریم.
‫- خوبه.

766
00:45:30,490 --> 00:45:33,824
‫- داره حالم جا میاد.
‫- ما کجاییم رجب؟

767
00:45:34,407 --> 00:45:35,824
‫نمیدونم نورالله.

768
00:45:36,615 --> 00:45:40,449
‫اینو با ما اوردن. باید
‫توی یه آزمایشگاه باشیم.

769
00:45:42,657 --> 00:45:45,407
‫- به خودت شاشیدی؟
‫- آره رجب.

770
00:45:45,490 --> 00:45:48,074
‫دیگه بزرگ شدی! چرا این کارو کردی؟

771
00:45:48,157 --> 00:45:50,157
‫- پاهام رو حس نمیکنم.
‫- اومدن.

772
00:45:50,824 --> 00:45:54,324
‫آقا ببخشید. کارت خوب نبود.

773
00:45:54,449 --> 00:45:57,907
‫ما رو از اینجا ببر بیرون. چرا
‫با ما مثل گوریل رفتار میکنی؟

774
00:45:57,990 --> 00:46:00,657
‫ما انسانیم! آدمیم!

775
00:46:00,740 --> 00:46:04,782
‫ما آدمیم. یه مرد و یه آقا.

776
00:46:04,865 --> 00:46:06,365
‫یه مرد و یه آقا.

777
00:46:06,449 --> 00:46:11,032
‫گونه های خیلی جالبی هستن،
‫مخصوصا دوتای سمت راست.

778
00:46:11,115 --> 00:46:14,074
‫ما با اون فرق داریم!
‫انسان و حیوان.

779
00:46:14,449 --> 00:46:17,449
‫حیوان، انسان و حیوان.

780
00:46:17,532 --> 00:46:20,074
‫- حیوان و انسان.
‫- فکر کنم باید چند تا آزمایش انجام بدیم.

781
00:46:20,199 --> 00:46:21,699
‫ما رو همین الان بیار بیرون!

782
00:46:21,782 --> 00:46:24,574
‫- لطفا منو دوستمو بیار بیرون.
‫- آزمایش شماره یک رو شروع کن.

783
00:46:24,657 --> 00:46:26,324
‫چی؟ اون گفت شروع. شروع کن.

784
00:46:29,407 --> 00:46:32,615
‫این پیچیدست! چطور میتونیم حلش کنیم؟

785
00:46:32,699 --> 00:46:34,115
‫بیا جا به جا کنیم.

786
00:46:39,615 --> 00:46:40,699
‫اینجوری؟

787
00:46:43,990 --> 00:46:46,282
‫هیچ کاری نکردی! این حیوونه حلش کرد!

788
00:46:46,365 --> 00:46:48,365
‫لطفا آزمون شماره دو رو شروع کنید.

789
00:46:49,032 --> 00:46:51,199
‫باید چکار کنیم؟ این چیه؟

790
00:46:53,032 --> 00:46:56,115
‫شماره ها رفتن! یادم نمیاد چجوری بودن.

791
00:46:56,199 --> 00:46:57,282
‫عجب!

792
00:47:03,907 --> 00:47:06,282
‫لعنتی! اینجوری بود که.

793
00:47:06,365 --> 00:47:09,365
‫اون وسطیه خیلی احمقه.

794
00:47:11,990 --> 00:47:13,990
‫- دوباره حلش کرد؟
‫- اون خیلی زرنگه.

795
00:47:14,074 --> 00:47:16,074
‫- خیلی باهوشه!
‫- این منصفانه نیست!

796
00:47:16,657 --> 00:47:17,865
‫معمای این خیلی آسون بود.

797
00:47:17,949 --> 00:47:20,490
‫به این آسون میگیری
‫چون حیوونه! این چی پس؟

798
00:47:21,615 --> 00:47:24,365
‫- نذار بزنمت!
‫- آزمایش شماره سه رو لطفا شروع کنید.

799
00:47:24,449 --> 00:47:26,032
‫باید باهاش چکار کنیم؟

800
00:47:33,740 --> 00:47:35,365
‫دستم گیر کرد!

801
00:47:39,324 --> 00:47:40,157
‫اینو ببین.

802
00:47:41,074 --> 00:47:43,740
‫شکر رو حس کرد.

803
00:47:53,782 --> 00:47:54,907
‫ای بابا!

804
00:47:54,990 --> 00:47:57,532
‫اینجوری درست میشه. میله لازم نیست.

805
00:47:57,615 --> 00:47:59,824
‫احمق، احمق، باهوش!

806
00:48:10,199 --> 00:48:13,324
‫ببین توی چه وضعی گیر افتادیم!

807
00:48:20,074 --> 00:48:20,907
‫نورالله.

808
00:48:22,365 --> 00:48:25,282
‫- چیه؟
‫- من یه نقشه عالی برای فرار دارم.

809
00:48:25,365 --> 00:48:26,532
‫تونل میکنیم؟

810
00:48:26,615 --> 00:48:30,032
‫آره. قاشق داری؟ مثل ال چاپو تونل میکنیم.
‫[رئیس سابق کارتل مواد مخدر مکزیک]

811
00:48:30,115 --> 00:48:32,407
‫کصمغز! چی داری میگی؟

812
00:48:33,449 --> 00:48:36,365
‫ما با همکاری از اینجا فرار میکنیم.

813
00:48:36,449 --> 00:48:39,032
‫- اونا کلید قفس هامونن؟
‫- آره.

814
00:48:39,115 --> 00:48:40,699
‫- مطمئنی؟
‫- آره.

815
00:48:42,824 --> 00:48:45,865
‫- اون تی رو میبینی اونجا؟
‫- آره.

816
00:48:45,949 --> 00:48:48,532
‫- بکن تو کونت.
‫- وقت شوخیه الان؟

817
00:48:49,324 --> 00:48:51,157
‫بگذریم، دستت بهش میرسه؟

818
00:48:51,240 --> 00:48:52,782
‫- سعی میکنم.
‫- پس سعی کن.

819
00:48:53,740 --> 00:48:54,574
‫سعی کن بگیریش.

820
00:48:55,657 --> 00:48:56,532
‫میتونی بگیریش؟

821
00:48:57,824 --> 00:49:00,407
‫- گرفتیش؟
‫- دارم سعی میکنم.

822
00:49:01,449 --> 00:49:05,407
‫- گرفتیش؟ صدا در نیار!
‫- گرفتمش!

823
00:49:05,490 --> 00:49:06,365
‫بی صدا!

824
00:49:07,990 --> 00:49:09,740
‫- گرفتیش؟
‫- آره.

825
00:49:13,032 --> 00:49:13,907
‫بدش من.

826
00:49:14,740 --> 00:49:17,407
‫خیلی خب، قدم اول کامل شد.

827
00:49:17,490 --> 00:49:20,740
‫حالا قدم دوم اینه که با گوریل کار کنیم.

828
00:49:21,365 --> 00:49:22,449
‫- داداش...
‫- هی!

829
00:49:24,032 --> 00:49:27,574
‫هی منو ببین! بیا اینجا.
‫ساکت باش. تی رو بگیر.

830
00:49:27,657 --> 00:49:31,740
‫بگیرش، حالا بچرخونش.
‫اون وری بگیرش.

831
00:49:32,324 --> 00:49:37,574
‫اونجان. کلیدا. کلیدای قفس.

832
00:49:37,949 --> 00:49:42,490
‫کلید این قفسی که توش زندانی
‫شدی. کلیدا احمق! بگیرشون.

833
00:49:42,574 --> 00:49:45,699
‫بعدش ما فرار میکنیم با هم. کلیدا رو بیار!

834
00:49:45,782 --> 00:49:50,324
‫زود باش کلیدا رو بیار! روی دیوارن!
‫با تی اونا رو بگیر!

835
00:49:50,657 --> 00:49:53,240
‫اونا رو بردار.

836
00:49:54,240 --> 00:49:55,365
‫با تی.

837
00:49:56,407 --> 00:50:00,740
‫با تی بزن کلیدا رو بیار!

838
00:50:00,907 --> 00:50:04,449
‫خدا لعنتت کنه! بلدی که
‫لامپا رو خاموش روشن کنی!

839
00:50:04,532 --> 00:50:08,407
‫بلدی که عکس انتخاب کنی کثافت!
‫یاد بگیر چطور از ابزار استفاده کنی.

840
00:50:08,532 --> 00:50:10,240
‫ای احمق! من نمیتونم خودم انجامش بدم!

841
00:50:11,199 --> 00:50:13,240
‫ریدی به کل برنامه فرار!

842
00:50:14,490 --> 00:50:17,865
‫نه، ممکن نیست. اون احمق هیچی نمیفهمه.

843
00:50:20,032 --> 00:50:20,949
‫داره انجامش میده.

844
00:50:22,199 --> 00:50:24,490
‫داره انجامش میده! زود باش پسر! زود باش!

845
00:50:24,574 --> 00:50:26,282
‫از تی استفاده کن! زود باش!

846
00:50:26,365 --> 00:50:28,574
‫آفرین! زود باش بگیرش.

847
00:50:29,115 --> 00:50:29,990
‫بگیرشون!

848
00:50:30,990 --> 00:50:35,032
‫کلیدا رو بگیر! زود باش! آفرین! بگیرش!

849
00:50:35,115 --> 00:50:38,865
‫آفرین پسر! کلیدا رو بده من.

850
00:50:39,532 --> 00:50:40,782
‫بده من اونا رو.

851
00:50:41,490 --> 00:50:44,740
‫آفرین پسر! دمت گرم! گل کاشتی!

852
00:50:45,615 --> 00:50:49,949
‫ما کلیدا رو گرفتیم. بیا قفسو
‫باز کنیم قبل این که اون بیدار شه.

853
00:50:58,657 --> 00:50:59,657
‫برو عقب!

854
00:51:00,824 --> 00:51:02,032
‫کلیدا رو بده...

855
00:51:04,449 --> 00:51:08,407
‫صاف زد تو سرش بیهوشش
‫کرد. آفرین کارت خوب بود.

856
00:51:13,282 --> 00:51:14,115
‫برو!

857
00:51:14,782 --> 00:51:19,240
‫بدو! فرار کن! از این طرف! زود باش!

858
00:51:20,740 --> 00:51:24,657
‫بیا! زود باش با ما بیا! زود باش!

859
00:51:25,365 --> 00:51:28,324
‫میخوای اونوری بری؟ عجب.

860
00:51:28,407 --> 00:51:31,782
‫- پس وقت خداحافظیه چارلی.
‫- اسمش رو از کجا میدونی؟

861
00:51:31,865 --> 00:51:34,032
‫- معمولا بهشون میگن چارلی.
‫- چارلی؟

862
00:51:34,115 --> 00:51:37,282
‫آره چارلی. خیلی خب چارلی، بدرود.

863
00:51:37,365 --> 00:51:41,449
‫شاید بچه هات منتظرت باشن.
‫منتظرن برگردی پیششون.

864
00:51:42,032 --> 00:51:46,907
‫اونا رو تامین کن که و نذار به
‫کس دیگه ای وابسته بشن. برو!

865
00:51:46,990 --> 00:51:49,032
‫شاید زنتم منتظرته.

866
00:51:49,115 --> 00:51:51,865
‫شاید وقتی برگشتی برا
‫شام برات موز حاضر کرده باشه.

867
00:51:51,949 --> 00:51:55,365
‫برو پاهات رو بشور و شام بخور. برو دیگه.

868
00:51:55,907 --> 00:51:59,574
‫میدونم جدایی سخته. برای منم
‫همینطور. میدونم چه حسی داری.

869
00:52:00,240 --> 00:52:02,740
‫برو. برو پیش خانوادت. به سلامت.

870
00:52:06,615 --> 00:52:09,907
‫کیری چرا اون کارو کردی؟
‫اینقدر احساسی باهات حرف زدم.

871
00:52:09,990 --> 00:52:14,240
‫چرا این کارو کردی؟ جواب
‫میخوای؟ اینم جوابت! کودن!

872
00:52:14,782 --> 00:52:17,574
‫فکر کردم میتونی مرد
‫باشی، اما نه! تو مرد نیستی!

873
00:52:17,657 --> 00:52:20,990
‫خیلی عوضی هستی!
‫گمشو برو گوریل احمق! برو!

874
00:52:22,240 --> 00:52:23,907
‫از این ور. برو!

875
00:52:44,032 --> 00:52:46,532
‫- من تشنمه نورالله!
‫- منم همینطور رجب!

876
00:52:46,949 --> 00:52:49,074
‫باید شاش همو بخوریم؟

877
00:52:49,157 --> 00:52:50,949
‫- نمیتونی اینو بخوری!
‫- چرا میشه!

878
00:52:51,032 --> 00:52:52,907
‫یه بار یه مستند دیدم.

879
00:52:52,990 --> 00:52:56,365
‫یه مرد با خوردن شاشش زنده
‫موند. شاید ما هم بتونیم زنده بمونیم.

880
00:52:58,407 --> 00:53:00,782
‫نورالله، تو هم چیزی که من میبینمو میبینی؟

881
00:53:00,907 --> 00:53:02,824
‫- میبینم رجب!
‫- این یه روستاس؟

882
00:53:02,907 --> 00:53:04,282
‫یه روستا اونجاست!

883
00:53:04,365 --> 00:53:06,240
‫روستای ماست نورالله؟

884
00:53:06,657 --> 00:53:09,449
‫- ما موفق شدیم! ما موفق شدیم نورالله!
‫- ما موفق شدیم رجب!

885
00:53:09,532 --> 00:53:10,657
‫وای خدا، ما زنده موندیم!

886
00:53:10,740 --> 00:53:13,032
‫خدا رو شکر زنده موندیم نورالله!

887
00:53:13,115 --> 00:53:14,907
‫اونا آب دارن! خیلی تشنمه!

888
00:53:14,990 --> 00:53:17,115
‫منم همینطور! بیا آب بخوریم!

889
00:53:17,199 --> 00:53:19,949
‫سلام خانما! میشه آب بخوریم؟

890
00:53:22,240 --> 00:53:26,990
‫چیز بدی گفتم؟ ولش کن.
‫بیا یکم آب بخور داداش.

891
00:53:27,657 --> 00:53:29,615
‫بیا داداش. آب بخور.

892
00:53:37,324 --> 00:53:40,282
‫بیا آب بخور. حال کن.

893
00:53:42,699 --> 00:53:44,365
‫رجب! یه نفر داره میداد.

894
00:53:54,532 --> 00:53:55,657
‫سلام داداش.

895
00:53:55,824 --> 00:53:59,407
‫ما گم شدیم. میخواستیم یه
‫راهی پیدا کنیم برگردیم به شهر.

896
00:53:59,490 --> 00:54:01,865
‫یه تلفن میخوایم. باید بریم شهر،

897
00:54:01,949 --> 00:54:04,157
‫که سوار هواپیما شیم و برگردیم خونه.

898
00:54:08,699 --> 00:54:09,907
‫اون نفهمید.

899
00:54:10,365 --> 00:54:15,449
‫اگه الان توی یه روستای ترکی
‫بودیم، برامون نون و آب دوغ میوردن.

900
00:54:16,407 --> 00:54:18,782
‫من مردم خودمون رو
‫ترجیح میدم. اینا رو ببین!

901
00:54:18,865 --> 00:54:20,782
‫هر کدوم از اون یکی ترسناک تر.

902
00:54:20,865 --> 00:54:25,449
‫ببین داداش. ما توریست هستیم.
‫عکس میگیریم. میدونی چیه؟

903
00:54:25,907 --> 00:54:29,157
‫ما برای گردش اومدیم. عکس، توریست. فهمیدی؟

904
00:54:29,240 --> 00:54:33,490
‫ما از ماشین پیاده شدیم. من
‫ریدم. ماشین رفت. ما جا موندیم.

905
00:54:40,074 --> 00:54:40,990
‫این دیگه چیه؟

906
00:54:44,074 --> 00:54:47,782
‫وای خدا! نورالله، اونا
‫میخوان ما رو تیکه پاره کنن!

907
00:54:47,865 --> 00:54:50,365
‫وای خدایا کمکمون کن!
‫اونا ما رو میکشن رجب!

908
00:54:50,449 --> 00:54:53,699
‫اونا خشتکمونو میکشن رو سرمون نورالله!

909
00:54:53,782 --> 00:54:57,324
‫ببینش! هی! دولت ترکیه یه
‫کاری میکنه پشیمون بشی!

910
00:54:57,407 --> 00:55:00,865
‫داری اشتباه میکنی! ما رو ول
‫کن کن! ما آدمای خوبی هستیم!

911
00:55:00,949 --> 00:55:03,157
‫خفه شو رجب! داری عصبانی ترش میکنی!

912
00:55:03,240 --> 00:55:06,157
‫وای خدا! نمیدونم داره چکار میکنه! ببینش!

913
00:55:06,949 --> 00:55:09,949
‫اونا کافرن رجب! ببین! دارن اونو میپرستن!

914
00:55:12,324 --> 00:55:14,532
‫نورالله! اون مرد شبیه منه!

915
00:55:15,490 --> 00:55:18,324
‫- آره، شبیه توئه رجب!
‫- یه آدم خاصیه؟

916
00:55:18,407 --> 00:55:21,699
‫- ممکنه باشه چون خیلی بالا گذاشتنش!
‫- من یه فکری دارم نورالله.

917
00:55:21,782 --> 00:55:23,032
‫من شانسم رو امتحان میکنم!

918
00:55:23,115 --> 00:55:26,199
‫اگه موفق شدم، چیزیمون نمیشه،
‫اگه نشدم "هاکونا ماتاتا" میشه.

919
00:55:26,282 --> 00:55:27,740
‫این دیگه چیه؟

920
00:55:27,824 --> 00:55:30,865
‫یعنی ما به گای عظما رفتیم.

921
00:55:34,324 --> 00:55:35,407
‫بسه!

922
00:55:35,990 --> 00:55:39,615
‫اونو ببین! زود باش ببینش! میبینی چیه؟

923
00:55:40,282 --> 00:55:42,740
‫حالا منو نگاه کن. اول اونو ببین بعد منو.

924
00:55:46,407 --> 00:55:47,240
‫دیدی؟

925
00:55:51,365 --> 00:55:52,824
‫اون مثل منه. خودمم.

926
00:55:54,407 --> 00:55:55,490
‫سوکاچو؟

927
00:55:55,574 --> 00:55:58,824
‫- چی؟ سوکاچو چیه؟
‫- شاید اسمش باشه.

928
00:55:58,949 --> 00:56:00,615
‫آره، اسمش شاید سوکاچو باشه.

929
00:56:00,699 --> 00:56:02,990
‫منو باز کن نشونت بدم چقدر شبیهیم.

930
00:56:03,074 --> 00:56:05,365
‫- سوکاچو؟
‫- آره، من سوکاچو ام. بازم کن.

931
00:56:06,824 --> 00:56:08,115
‫آره، هر چی. بازم کن.

932
00:56:08,782 --> 00:56:12,032
‫اینو ببین. دیدی؟

933
00:56:14,699 --> 00:56:16,740
‫الان دیدی؟ من سوکاچو ام.

934
00:56:20,365 --> 00:56:21,615
‫سوکاچو ام. من سوکاچو ام.

935
00:56:22,324 --> 00:56:26,074
‫آره. آره خودمم. درسته من سوکاچو ام.

936
00:56:26,615 --> 00:56:28,657
‫آره خودمم.

937
00:56:30,907 --> 00:56:31,949
‫سوکاچو!

938
00:56:35,574 --> 00:56:37,324
‫اونا حرفتو باور کردن رجب. ما زنده موندیم!

939
00:56:37,407 --> 00:56:40,490
‫اگه خدا بخواد آره. هی،
‫خواهش میکنم زانو نزن.

940
00:56:41,407 --> 00:56:44,407
‫اون دروغ میگه! سوکاچو نیست!

941
00:56:46,074 --> 00:56:50,449
‫نه! من سوکاچو ام. من
‫ثابتش کردم! ببین! همینجوریم!

942
00:56:50,532 --> 00:56:51,865
‫نه!

943
00:56:52,449 --> 00:56:56,949
‫سوکاچو طبق افسانه
‫یه حیوون داشته!

944
00:56:57,824 --> 00:57:01,865
‫باشه منم دارم! این حیوون
‫منه! حیوون شخصی منه!

945
00:57:01,949 --> 00:57:05,282
‫اون یه موجوده با بدن
‫انسان و نیم تنه حیوون.

946
00:57:05,365 --> 00:57:06,782
‫- داری بی ادبی میکنی!
‫- خفه!

947
00:57:06,865 --> 00:57:09,824
‫بی ادبی چیه؟ ما رو دارن میکشن.
‫تو یه حیوونی.

948
00:57:09,907 --> 00:57:12,990
‫اینجوری ما باید به هم
‫اعتماد کنیم. من سوکاچو هستم.

949
00:57:13,115 --> 00:57:15,407
‫داری دروغ میگی!

950
00:57:17,657 --> 00:57:23,740
‫سوکاچو میتونه معجزه کنه.
‫اگه سوکاچو هستی ثابت کن.

951
00:57:23,824 --> 00:57:26,782
‫باشه من ثابت میکنم. چرا که نه؟

952
00:57:26,865 --> 00:57:30,032
‫فردا! تا غروب آفتاب وقت داری!

953
00:57:30,990 --> 00:57:33,365
‫و گرنه میمیری!

954
00:57:35,282 --> 00:57:36,740
‫چه اتفاقی داره میوفته؟ هی!

955
00:57:37,282 --> 00:57:39,782
‫هی! حیوون منو بدید! حیوون منو بدی!

956
00:57:40,449 --> 00:57:41,699
‫هی!

957
00:57:41,865 --> 00:57:44,324
‫هی! آروم!

958
00:57:45,324 --> 00:57:46,740
‫با ما مثل حیوون رفتار نکنید!

959
00:57:49,532 --> 00:57:53,365
‫ما رو ببین نورالله. توی
‫این آشغال دونی گیر کردیم!

960
00:57:53,949 --> 00:57:56,824
‫حداقل زنده ایم خدا رو شکر.
‫نزدیک بود ما رو تیکه پاره کنن.

961
00:57:56,907 --> 00:57:59,240
‫اگه تا فردا معجزه
‫نکنی این کارو میکنن.

962
00:57:59,532 --> 00:58:01,324
‫خفه. خفه بابا!

963
00:58:01,407 --> 00:58:04,657
‫اعصابمو کیری نکن! برو از
‫کیفت یه چیزی بیار بخوریم.

964
00:58:05,157 --> 00:58:06,907
‫- اینجا نیست.
‫- کجاست پس؟

965
00:58:06,990 --> 00:58:09,699
‫- کجایی که ما بیهوش شدیم.
‫- چرا با خودت نیوردیش؟

966
00:58:09,782 --> 00:58:11,282
‫چطور میتونستم؟ بیهوش بودم.

967
00:58:11,824 --> 00:58:15,115
‫- محض رضای خدا...
‫- اما گوشی و شارژرم رو دارم.

968
00:58:15,240 --> 00:58:18,365
‫پس بزنش به برق.
‫اینجا مگه برق هست خنگ؟

969
00:58:18,449 --> 00:58:21,615
‫آنتنم نمیده! واقعا شاهکار
‫کردی با خودت اوردیش!

970
00:58:21,699 --> 00:58:24,740
‫ما توی راهنمایی از سیب
‫زمینی برق تولید میکردیم.

971
00:58:24,824 --> 00:58:27,740
‫من گوش ندادم. بعد کلاس سوم ترک تحصیل کردم.

972
00:58:27,824 --> 00:58:30,865
‫بعد این که فهمیدم چطور بخونم
‫و بنویسم فارغ التحصیل شدم.

973
00:58:30,949 --> 00:58:34,782
‫برای من کافی بود. تنها چیزی که با
‫سیب زمینی بلدم درست کنم مهر رنگیه.

974
00:58:34,865 --> 00:58:38,865
‫توی تابستان با یه جاعل مدرک کار میکردم
‫که با مهر سیب زمینی مدرک درست میکرد.

975
00:58:39,740 --> 00:58:40,615
‫اطرافو ببین.

976
00:58:40,699 --> 00:58:43,865
‫اینجا مثل انباره. باید یه
‫چیزی برای خوردن باشه.

977
00:58:43,949 --> 00:58:47,115
‫- یه چیزی باید باشه بتونیم بخوریم.
‫- باشه رجب.

978
00:58:48,449 --> 00:58:49,324
‫اسیر شدیم.

979
00:58:53,157 --> 00:58:54,782
‫- رجب، بیا.
‫- چیه؟

980
00:58:55,074 --> 00:58:56,824
‫- یه چیزی برای خوردن هست.
‫- ساکت!

981
00:58:56,907 --> 00:58:58,115
‫- بیا!
‫- ساکت باش!

982
00:59:01,074 --> 00:59:02,199
‫- چیه؟
‫- ببین.

983
00:59:02,699 --> 00:59:05,657
‫- این چیه؟
‫- میتونیم روی آتیش اینا رو بپزیم!

984
00:59:05,740 --> 00:59:07,824
‫خر کونتو گاز گرفته؟
‫ما نمیتونیم اینا رو بخوریم.

985
00:59:07,907 --> 00:59:09,532
‫اونا کبوتر نامه برن.

986
00:59:09,615 --> 00:59:12,199
‫یکیشونو بردار بیار تو باشه؟

987
00:59:12,282 --> 00:59:13,615
‫یکیشونو بیار تو.

988
00:59:18,699 --> 00:59:19,990
‫بیا اینجا.

989
00:59:20,657 --> 00:59:24,032
‫این پرنده جونمون رو نجات میده نورالله.

990
00:59:24,115 --> 00:59:26,282
‫و تو داری در مورد خوردنش حرف میزنی!

991
00:59:26,615 --> 00:59:29,199
‫ما یه نامه به پاش میبندیم میذاریم بره.

992
00:59:29,282 --> 00:59:31,282
‫اونا ما رو پیدا میکنن.

993
00:59:31,365 --> 00:59:32,324
‫انشالله.

994
00:59:32,907 --> 00:59:36,907
‫اما باید چی بنویسیم؟
‫کاش قلم و کاغذ داشتیم.

995
00:59:36,990 --> 00:59:38,782
‫من قلم و کاغذ دارم رجب.

996
00:59:39,365 --> 00:59:41,740
‫خدا خیرت بده! بیارش ببینم.

997
00:59:41,824 --> 00:59:42,657
‫- بده من.
‫- بیا.

998
00:59:42,740 --> 00:59:44,740
‫آروم باش دختر. چیزی نیست.

999
00:59:45,782 --> 00:59:47,907
‫نترس کوچولو.

1000
00:59:48,740 --> 00:59:53,282
‫من، نورالله قهوه خونه چی
‫و دوستم رجب ایودیک گم شدیم.

1001
00:59:53,365 --> 00:59:54,740
‫- گم شدیم.
‫- نقطه بذار.

1002
00:59:54,824 --> 00:59:57,949
‫ما توی آفریقا هستیم. نقطه.
‫یه جایی توی کنیا.

1003
00:59:58,032 --> 01:00:00,907
‫- یه جایی توی کنیا.
‫- ما رو پیدا کنید. نطقه.

1004
01:00:00,990 --> 01:00:02,199
‫- نطقه.
‫- کمک!

1005
01:00:02,949 --> 01:00:04,074
‫- کمک.
‫- تموم.

1006
01:00:04,699 --> 01:00:06,907
‫لولش کن.

1007
01:00:08,407 --> 01:00:10,949
‫به پای پرنده ببندش. زود باش.

1008
01:00:11,032 --> 01:00:12,282
‫- تموم شد؟
‫- تموم شد.

1009
01:00:12,365 --> 01:00:15,365
‫خیلی خب. حالا این
‫پرنده پیام ما رو تحویل میده

1010
01:00:15,449 --> 01:00:17,240
‫و اونا ما رو پیدا میکنن نورالله.

1011
01:00:17,324 --> 01:00:20,574
‫- چطور پرنده آدرس رو پیدا میکنه؟
‫- حق با توئه.

1012
01:00:21,324 --> 01:00:24,532
‫کبوترا با بو راهشونو پیدا
‫میکنن. به یه بوی آشنا نیاز داره.

1013
01:00:24,657 --> 01:00:25,615
‫چکار کنیم؟

1014
01:00:25,699 --> 01:00:28,157
‫ما باید یه بوی خاص گون گورنی رو بهش بدیم.
‫[منطقه ای در استانبول]

1015
01:00:29,574 --> 01:00:31,032
‫- من یه فکری دارم.
‫- چی؟

1016
01:00:31,115 --> 01:00:33,657
‫- چیه که ما توی محلمون زیاد داریمش؟
‫- نمیدونم.

1017
01:00:33,740 --> 01:00:36,324
‫زنت چی آویزون میکنه؟
‫اون پرنده ها رو دور میکنه

1018
01:00:36,407 --> 01:00:38,449
‫- که روی چی نرینن؟
‫- لباسا.

1019
01:00:38,532 --> 01:00:41,782
‫آره، لباسا. اما مهم تر از همه، شورتت.

1020
01:00:41,865 --> 01:00:45,199
‫محله پر از اون
‫شورتاییه که تو میپوشی.

1021
01:00:45,282 --> 01:00:49,157
‫اگه بذاریم پرنده بوش کنه،
‫تا خونه اون بو رو دنبال میکنه.

1022
01:00:49,240 --> 01:00:51,115
‫- شورتت رو درار.
‫- عمرا.

1023
01:00:51,199 --> 01:00:52,657
‫- درش بیار!
‫- عمرا!

1024
01:00:52,740 --> 01:00:54,949
‫مساله مرگ و زندگیه! درش بیار!

1025
01:00:55,032 --> 01:00:58,574
‫برش دار بیارش. شورت
‫گوهی تو رو میخوام چکار!

1026
01:00:59,782 --> 01:01:03,740
‫برو یه جایی که تنها
‫باشی این کارو بکن. اه اه!

1027
01:01:04,782 --> 01:01:08,907
‫برو، برو! زود باش! 
‫خیلی خب، شورتتو بده من.

1028
01:01:09,407 --> 01:01:12,990
‫بده من. خدا لعنتت کنه با این شورتت!

1029
01:01:13,782 --> 01:01:16,115
‫بوش کن دختر. زود باش اینو بو کن.

1030
01:01:16,199 --> 01:01:17,990
‫تو مرکزش رو پیدا میکنی.

1031
01:01:18,074 --> 01:01:20,490
‫تو به گن گورن میری
‫و پیام ما رو میرسونی.

1032
01:01:20,574 --> 01:01:23,074
‫زود باش بو کن. شورتو بو کن.

1033
01:01:23,157 --> 01:01:24,282
‫بیا بگیرش!

1034
01:01:24,990 --> 01:01:29,115
‫خیلی خب، برو پیام ما
‫رو برسون. ما رو آزاد کن!

1035
01:01:29,199 --> 01:01:32,615
‫خدایا خودت کمکمون کن. برو!

1036
01:01:38,365 --> 01:01:41,199
‫عالی شد! پرنده بخاطر
‫بوی گه شورتت مرد!

1037
01:01:41,699 --> 01:01:44,574
‫ریه هاش خراب شد.
‫نتونست بو رو تحمل کنه.

1038
01:01:45,532 --> 01:01:46,407
‫سلام!

1039
01:01:47,490 --> 01:01:49,282
‫- یه نفر اینجاس.
‫- سلام!

1040
01:01:50,782 --> 01:01:51,824
‫سلام علیکم.

1041
01:01:53,532 --> 01:01:54,615
‫علیک سلام داداش.

1042
01:01:55,282 --> 01:01:57,657
‫ما تا فردا وقت داریم. چرا اینجایی؟

1043
01:01:57,740 --> 01:02:01,324
‫من یه چیزی برای خوردن اوردم.

1044
01:02:01,615 --> 01:02:04,782
‫ممنون دمت گرم. یه نوشیدنی هم باید بیاری.

1045
01:02:04,865 --> 01:02:06,990
‫ما داریم از تشنگی میمیریم.

1046
01:02:07,490 --> 01:02:08,907
‫خیلی ممنون.

1047
01:02:09,824 --> 01:02:14,449
‫من به تو باور دارم. تو سوکاچو
‫هستی. به پدرم اینو ثابت کن. یه معجزه کن.

1048
01:02:14,949 --> 01:02:16,990
‫- پدرت؟
‫- پدرم رئیس قبیلست.

1049
01:02:17,074 --> 01:02:18,657
‫- پدرت رئیسه؟
‫- آره.

1050
01:02:18,740 --> 01:02:22,574
‫پس میشه با پدرت حرف بزنی که
‫بذاره ما بریم؟ ما آدمای خوبی هستیم.

1051
01:02:22,657 --> 01:02:25,574
‫اون میذاره برید، اما
‫باید قبلش معجزه کنید.

1052
01:02:25,657 --> 01:02:29,782
‫برو دیگه! راضیش کن ما بریم!
‫بخاطر این گردنبند خوشگلت!

1053
01:02:29,865 --> 01:02:32,199
‫باهاش حرف بزن راضیش کن بذاره بریم.

1054
01:02:32,282 --> 01:02:34,157
‫- بذار یه چیزی بهت بگم.
‫- چی؟

1055
01:02:34,240 --> 01:02:37,032
‫اینو بخور.

1056
01:02:39,240 --> 01:02:41,282
‫خدا لعنتت کنه!

1057
01:02:41,365 --> 01:02:44,240
‫اینو بخور! انگار خودمون
‫نمیدونستیم باید اینو بخوریم! کره خر!

1058
01:02:44,324 --> 01:02:48,657
‫پسر احمق پولدار. پول و
‫همه چی داره ولی مخش تعطیله!

1059
01:02:55,449 --> 01:02:58,490
‫رجب، چکار میکنی؟ چرا داری سرو صدا میکنی؟

1060
01:02:58,574 --> 01:03:00,532
‫- خفه شو!
‫- اون چیه؟

1061
01:03:00,615 --> 01:03:05,074
‫من برای اون گوشی بی
‫مصرفت شارژر درست کردم!

1062
01:03:05,157 --> 01:03:07,365
‫حتی پشتش سیم پیچی
‫الکتریکی وصل کردم.

1063
01:03:07,449 --> 01:03:10,490
‫به این میگن دانش ریاضی و مکانیک!

1064
01:03:10,574 --> 01:03:11,657
‫گوشتو بده من.

1065
01:03:12,824 --> 01:03:14,949
‫بشین، زود باش!

1066
01:03:15,907 --> 01:03:19,365
‫منتظر علامت من باش. بهش دست نزن!

1067
01:03:19,990 --> 01:03:22,365
‫فهمیدی؟ این یه دستگاه مکانیکیه.

1068
01:03:23,949 --> 01:03:25,449
‫حالا بچرخونش.

1069
01:03:26,157 --> 01:03:29,532
‫بچرخونش، چرخو بچرخون. سریعتر!

1070
01:03:29,615 --> 01:03:30,824
‫کار دیگه نمیتونم بکنم!

1071
01:03:30,907 --> 01:03:32,532
‫زود باش بچرخونش!

1072
01:03:32,615 --> 01:03:34,740
‫کار نمیکنه. صبر کن!

1073
01:03:35,490 --> 01:03:36,657
‫بگیرش.

1074
01:03:37,782 --> 01:03:40,699
‫باید خودم انجامش بدم؟
‫باید خودم بچرخونمش؟

1075
01:03:40,782 --> 01:03:42,824
‫هم باید اختراعش کنم هم بچرخونمش؟

1076
01:03:43,740 --> 01:03:45,782
‫- میخوای منو بکشی؟
‫- خفه!

1077
01:03:45,865 --> 01:03:47,199
‫خفه بابا!

1078
01:03:47,907 --> 01:03:50,032
‫- من نمیتونم این کارو بکنم.
‫- خفه شو!

1079
01:03:51,365 --> 01:03:53,032
‫- گوش کن.
‫- چیه؟

1080
01:03:53,657 --> 01:03:55,990
‫- وقتی برقش وصل شد به من بگو.
‫- باشه.

1081
01:03:56,074 --> 01:03:58,199
‫- بعدش میتونم ولتاژ برق رو تنظیم کنم.
‫- باشه.

1082
01:03:58,282 --> 01:03:59,407
‫- فهمیدی؟
‫- فهمیدم.

1083
01:03:59,490 --> 01:04:01,365
‫- نذار الکی بچرخونم.
‫- باشه.

1084
01:04:01,449 --> 01:04:02,657
‫خیلی خب، بسم الله.

1085
01:04:02,740 --> 01:04:03,907
‫خدایا به من نیرو بده!

1086
01:04:03,990 --> 01:04:05,115
‫دارم شروع میکنم.

1087
01:04:05,199 --> 01:04:06,782
‫بزن.

1088
01:04:07,990 --> 01:04:09,782
‫بچرخونش! زود باش!

1089
01:04:09,865 --> 01:04:11,615
‫برق داریم؟

1090
01:04:11,990 --> 01:04:14,074
‫- نه.
‫- هنوز برق نداره؟

1091
01:04:14,157 --> 01:04:16,740
‫- بازم بچرخون رجب زود باش!
‫- چیزی شد؟

1092
01:04:16,824 --> 01:04:18,949
‫حالا داریمش! گوشی داره شارژ میشه!

1093
01:04:19,032 --> 01:04:21,532
‫- دارم ولتاژ رو زیاد میکنم!
‫- ادامه بده!

1094
01:04:21,615 --> 01:04:24,824
‫- دارم سعیمو میکنم! خسته شدم!
‫- توقف نکن! زود باش!

1095
01:04:24,907 --> 01:04:26,574
‫- زود باش رجب!
‫- گوش روشن شد؟

1096
01:04:26,657 --> 01:04:28,865
‫تقریبا، پا بزن!

1097
01:04:28,949 --> 01:04:31,032
‫این چه گوشی تخمیه که داری! چرا روشن نمیشه؟

1098
01:04:31,115 --> 01:04:32,407
‫روشن شد!

1099
01:04:32,490 --> 01:04:34,740
‫به اولین شماره ای که دیدی پیام بده!

1100
01:04:34,824 --> 01:04:37,865
‫- یه پیام از سفارت اومده.
‫- محلی که هستیم رو برای سفارت بفرست!

1101
01:04:37,949 --> 01:04:40,990
‫- دارم میفرستم.
‫- همین الان بفرستش نورالله!

1102
01:04:41,074 --> 01:04:42,282
‫دارم میفرستمش رفیق!

1103
01:04:42,365 --> 01:04:45,324
‫یه چیزی شد! گوشی کار نمیکنه!

1104
01:04:45,407 --> 01:04:48,490
‫- خدا لعنتت کنه! چی شد؟
‫- دست من نیست!

1105
01:04:48,574 --> 01:04:51,240
‫- وای دوربینش روشن شد!
‫- چرا دوربین؟

1106
01:04:51,324 --> 01:04:53,990
‫- گوشیم یه چیزیش شده!
‫- چرا دوربینو روشن کردی؟

1107
01:04:54,074 --> 01:04:55,199
‫دست من نیست!

1108
01:04:55,282 --> 01:04:57,240
‫- فرستادیش؟
‫- خودش داره عکس میگیره!

1109
01:04:57,324 --> 01:04:58,615
‫بفرستش!

1110
01:04:58,699 --> 01:05:00,199
‫- بفرستش!
‫- لعنتی!

1111
01:05:00,282 --> 01:05:02,240
‫من یه چیزی فرستادم اما نمیدونم چی.

1112
01:05:02,324 --> 01:05:04,699
‫- صفحه نمایش گوشی قفل کرده!
‫- گفتم بفرستش!

1113
01:05:04,782 --> 01:05:06,115
‫- بفرستش!
‫- لعنتی!

1114
01:05:06,282 --> 01:05:08,449
‫نمیتونم گوشی رو نگه دارم! وای!

1115
01:05:09,615 --> 01:05:12,199
‫- چکار میکنی؟
‫- نمیتونستم نگه دارم گوشیو. خیلی داغ بود!

1116
01:05:12,282 --> 01:05:14,032
‫تو و گوشیتو با هم گاییدم.

1117
01:05:16,240 --> 01:05:18,157
‫کنسولگری جمهوری ترکیه در کنیا

1118
01:05:18,240 --> 01:05:19,824
‫من ازت این انتظارو نداشتم ارسین.

1119
01:05:19,907 --> 01:05:22,740
‫چطور تونستی شهروندای
‫ترکیه رو تنها توی جنگل ول کنی؟

1120
01:05:22,824 --> 01:05:24,407
‫همونجوری که بهتون گفتم شد.

1121
01:05:24,490 --> 01:05:30,240
‫قربان، ما اینا لباسا و این کیف
‫رو پیدا کردیم. باید مال اونا باشه.

1122
01:05:30,365 --> 01:05:33,740
‫کیف اوناست. اون کوتولهه
‫همیشه همراهش بود.

1123
01:05:33,824 --> 01:05:36,740
‫اونا نزدیک مزر غربی
‫دشت اردو زدن.

1124
01:05:36,824 --> 01:05:39,407
‫- ما اینا رو اونجا پیدا کردیم.
‫- پس اونا باید زنده باشن.

1125
01:05:39,865 --> 01:05:41,074
‫انشالله که زندن.

1126
01:05:41,157 --> 01:05:43,615
‫قربان،احتمالا اونا در مورد زنده
‫موندن در حیات وحش اطلاعاتی دارن.

1127
01:05:46,032 --> 01:05:46,907
‫قربان.

1128
01:05:48,324 --> 01:05:50,282
‫- من خبرای خوبی دارم.
‫- چیه؟

1129
01:05:50,365 --> 01:05:51,949
‫ما دیشب چند تا پیام دریافت کردیم.

1130
01:05:52,449 --> 01:05:55,240
‫این پیام از یه جنگل
‫نزدیک اوگاندا دریافت شد،

1131
01:05:55,324 --> 01:06:00,157
‫در غرب کنیا.

1132
01:06:00,240 --> 01:06:02,907
‫ما الان داریم سعی میکنیم
‫مکان دقیقش رو مشخص کنیم.

1133
01:06:03,782 --> 01:06:04,907
‫اونا زندن.

1134
01:06:24,074 --> 01:06:25,407
‫ولم کن!

1135
01:06:29,157 --> 01:06:33,907
‫تو! یه معجزه کن، و گرنه میمیری.

1136
01:06:36,949 --> 01:06:39,615
‫ای بابا! چرا اینقدر عصبانی هستی؟

1137
01:06:39,740 --> 01:06:41,740
‫بهت گفتم معجزه میکنم نگفتم؟

1138
01:06:41,824 --> 01:06:45,865
‫و این کارو میکنم. بهشون بگو برن عقب.
‫من هر معجزه ای که بخوای انجام میدم.

1139
01:06:46,282 --> 01:06:47,490
‫میخوای چکار کنی؟

1140
01:06:47,949 --> 01:06:51,324
‫میخوام بهشون چند تا تردستی
‫که توی ابتدایی یادگرفتم نشون بدم.

1141
01:06:51,407 --> 01:06:54,990
‫چون اینجا زندگی میکنن شاید
‫اونا رو بلد نباشن. فکر کنم قبول کنن.

1142
01:06:55,074 --> 01:06:56,199
‫شروع کنیم؟

1143
01:06:58,990 --> 01:07:02,949
‫اینو ببین. انگشتامو ببین. با دقت نگاه کن.

1144
01:07:06,949 --> 01:07:11,657
‫- دیدی؟ چطور بود؟
‫- این معجزه نبود!

1145
01:07:12,365 --> 01:07:14,740
‫هر دو دستم توی جیبمه.

1146
01:07:19,532 --> 01:07:21,865
‫- چطوره؟
‫- این چیه؟

1147
01:07:22,282 --> 01:07:24,282
‫اینم یکی دیگه. داری میبینی؟

1148
01:07:31,740 --> 01:07:32,907
‫یه معجزه کن!

1149
01:07:33,574 --> 01:07:36,824
‫رئیس، من از پشت این پارچه غیب میشم.

1150
01:07:36,907 --> 01:07:40,074
‫میدونی چطور ممکنه؟
‫چون معجزست. اینو ببین.

1151
01:07:40,157 --> 01:07:41,157
‫یک.

1152
01:07:42,407 --> 01:07:43,657
‫دو.

1153
01:07:44,740 --> 01:07:45,615
‫سه.

1154
01:07:56,490 --> 01:08:01,574
‫من تا حالا اینو ندیدم.
‫میشناسمت؟ نه.

1155
01:08:01,657 --> 01:08:05,699
‫و اون زبان ما رو بلد نیست.
‫اینو دقیق نگاه کن. معجزه منو.

1156
01:08:11,490 --> 01:08:16,907
‫یه تخم مرغ! از کجا اومد؟
‫چطور از سرش در اومد؟

1157
01:08:18,365 --> 01:08:20,157
‫یکی از این تردستیا رو قبول کن!

1158
01:08:20,240 --> 01:08:22,824
‫برای معجزه آماده بشید. بلندش کنید.

1159
01:08:23,282 --> 01:08:24,865
‫با دقت نگاه میکنید؟

1160
01:08:35,907 --> 01:08:38,740
‫چرا انداختیدش؟ بهتون گفتم بندازیدش؟

1161
01:08:39,324 --> 01:08:41,032
‫عوضیا! بهتون گفتم بندازید؟

1162
01:08:41,115 --> 01:08:42,282
‫آماده ای؟ اینو ببین.

1163
01:08:50,407 --> 01:08:52,449
‫چیه؟ خوشت نیومد؟ چی شد؟

1164
01:08:53,740 --> 01:08:56,865
‫اگه معجزه ای نداری میمیری.

1165
01:08:57,199 --> 01:08:59,990
‫بیخیال رئیس، یکم رحم داشته باش.

1166
01:09:00,490 --> 01:09:05,824
‫من این همه معجزه کردم یکیش
‫رو هم قبول نکردی. منصفانه نیست!

1167
01:09:05,907 --> 01:09:10,407
‫دیروز چی گفتی؟ گفتی ما
‫تا غروب آفتاب وقت داریم.

1168
01:09:10,574 --> 01:09:13,782
‫هنوز تموم نشده. خورشید توی آسمونه.

1169
01:09:13,865 --> 01:09:18,365
‫تو به من قولت رو دادی. اگه سر
‫قولت نمونی چه جور مردی هستی؟

1170
01:09:18,490 --> 01:09:19,949
‫سر حرفت بمون.

1171
01:09:20,032 --> 01:09:23,032
‫من هنوز وقت دارم معجزه کنم، مگه نه؟

1172
01:09:23,490 --> 01:09:25,324
‫اینقدر نگو که ما قراره بمیریم.

1173
01:09:25,407 --> 01:09:27,782
‫- صبور باش.
‫- میخوای چکار کنی؟

1174
01:09:28,240 --> 01:09:31,407
‫من یه فکری دارم.
‫اون مرد گوژپشت رو میبینی؟

1175
01:09:31,532 --> 01:09:33,324
‫- آره.
‫- من کمکش میکنم راست شه

1176
01:09:33,407 --> 01:09:34,657
‫با استفاده از تکنیک محمت.

1177
01:09:34,740 --> 01:09:35,740
‫حداقل سعیمو میکنم.

1178
01:09:36,740 --> 01:09:39,824
‫رئیس، من میخوام یه معجزه برات بکنم باشه؟

1179
01:09:39,907 --> 01:09:44,032
‫اما به یه نفر نیاز دارم. اونو میخوام. بیا.

1180
01:09:44,490 --> 01:09:51,240
‫خوبه. این یارو خمیدست. من
‫کمکش میکنم راست شه، خوبه؟

1181
01:09:51,324 --> 01:09:53,115
‫اون اینجا چکار میکنه؟ جادوگره؟

1182
01:09:53,199 --> 01:09:56,824
‫من به جادوگر کمک میکنم راست
‫شه. این معجزه رو قبول میکنی یا نه؟

1183
01:09:56,907 --> 01:10:00,949
‫- نه، نذار این کارو بکنه!
‫- خفه شو!

1184
01:10:01,407 --> 01:10:03,199
‫توی هر چیزی دخالت نکن!

1185
01:10:03,282 --> 01:10:06,657
‫رئیس، نذار اینجوری حرف
‫بزنن. تو رئیسی، اعمال نفوذ کن.

1186
01:10:06,740 --> 01:10:07,990
‫قبولش میکنی؟

1187
01:10:08,074 --> 01:10:11,157
‫اگه راست بشه به عنوان معجزه قبولش میکنی؟

1188
01:10:11,240 --> 01:10:14,074
‫باشه. این آخرین فرصت توئه.

1189
01:10:14,699 --> 01:10:19,449
‫باشه رئیس، من میخوام یه معجزه
‫انجام بدم که ثابت کنم سوکاچو هستم.

1190
01:10:19,532 --> 01:10:22,990
‫همونطوری که میبینی، این
‫مرد یه جادوگر سالخوردست.

1191
01:10:23,532 --> 01:10:26,990
‫حالت خوبه؟ آره؟
‫میبینی چطور نفس میکشه؟

1192
01:10:27,074 --> 01:10:30,865
‫مثل اسب نفس میکشه! درد
‫داره، من از درد راحتش میکنم.

1193
01:10:30,949 --> 01:10:34,407
‫دراز بکش. زود باش. 
‫با دقت نگاه کن رئیس.

1194
01:10:35,157 --> 01:10:37,407
‫بکشش بالا! خوبه، طناب رو ثابت کن.

1195
01:10:37,532 --> 01:10:42,990
‫ثابتش کن. خیلی خب. رئیس،
‫این یارو دیسک کمرش در رفته.

1196
01:10:43,074 --> 01:10:46,032
‫دیسکای کمرش به هم
‫فشرده شده، منم کمکش میکنم.

1197
01:10:46,115 --> 01:10:50,657
‫من از نیروی جاذبه که نیوتون اونو
‫کشف کرده استفاده میکنم. حالا اون آویزونه.

1198
01:10:51,657 --> 01:10:54,657
‫آروم. آروم باش.

1199
01:10:54,740 --> 01:10:56,449
‫خیلی خب، تموم شد.

1200
01:10:56,865 --> 01:10:59,365
‫من با استفاده از این
‫کمکش میکنم راست شه.

1201
01:10:59,449 --> 01:11:02,115
‫آماده ای؟ یک، دو، سه.
‫بسم الله الرحمن الرحیم.

1202
01:11:02,309 --> 01:11:04,309
‫امیدوارم تکنیکت جواب بده، محمت.

1203
01:11:06,434 --> 01:11:09,767
‫حالا از اینجا.
‫میخوام یه ذره بکِشمش.

1204
01:11:14,267 --> 01:11:16,309
‫خیلی‌خب، بیارش پایین.

1205
01:11:16,809 --> 01:11:18,809
‫یالا پاشو. وایسو!

1206
01:11:19,309 --> 01:11:24,100
‫هی...پاشو دیگه. کمرت چطوره؟
‫حالت بهتره؟

1207
01:11:24,184 --> 01:11:27,475
‫حالت بهتر نیست؟
‫یک، دو، سه. بسم الله الرحمن الرحیم!

1208
01:11:29,142 --> 01:11:30,100
‫خیلی‌خب.

1209
01:11:40,642 --> 01:11:41,559
‫الان چطوری؟

1210
01:11:46,434 --> 01:11:47,309
‫همتون دیدین؟

1211
01:11:49,600 --> 01:11:52,850
‫موفق شدیم! موفق شدیم، پسر!
‫همینه!

1212
01:11:54,934 --> 01:11:56,850
‫سوکاچو! سوکاچو!

1213
01:12:20,350 --> 01:12:22,684
‫تو! سوکاچو!

1214
01:12:23,267 --> 01:12:30,100
‫به قبیله‌ی ناهو خوش اومدی...
‫اینجا وطن تو و اولین خونه‌ت محسوب میشه!

1215
01:12:34,225 --> 01:12:37,100
‫این گردنبند، گردنبندِ شجاعته.

1216
01:12:37,767 --> 01:12:40,017
‫نگهش دار و اجازه نده کسی ازت بگیرتش.

1217
01:12:42,642 --> 01:12:45,559
‫یه گردنبند ارزون. حلبی هم هست!

1218
01:12:48,767 --> 01:12:53,725
‫این کلاه خود، قدرتت رو نشون میده.
‫از الان به بعد تو یکی از ما هستی.

1219
01:12:55,017 --> 01:12:56,559
‫به اینجا خوش اومدی!

1220
01:12:56,642 --> 01:13:00,309
‫سوکاچو! سوکاچو! سوکاچو! سوکاچو!

1221
01:13:00,392 --> 01:13:04,350
‫سوکاچو! سوکاچو! سوکاچو! سوکاچو!

1222
01:13:18,100 --> 01:13:22,350
‫خدا لعنتت کنه! این دیگه برای چی بود؟
‫دیگه تُف کردن واسه چیه؟ هان؟

1223
01:13:22,475 --> 01:13:26,017
‫خدا همتون رو لعنت کنه.
‫خیلی کار مزخرفی ـه!

1224
01:13:26,434 --> 01:13:27,600
‫نه. جرات داری اینکار رو بکن.

1225
01:13:28,725 --> 01:13:31,309
‫نه! از اینجا برو ببینم! برو گمشو!

1226
01:13:32,434 --> 01:13:35,100
‫من سوکاچو هستم اونوقت پشت سر هم دارن
‫توی صورتم تُف میکنن!

1227
01:13:35,725 --> 01:13:38,850
‫رفیق، تُف کردن برای ما
‫یه روش ابراز علاقه‌ست.

1228
01:13:38,934 --> 01:13:40,309
‫یه جور خوشامدگویی ـه.

1229
01:13:40,392 --> 01:13:43,725
‫آخه این دیگه چجوری خوشامد گویی‌ایه؟
‫ریدم تو سوکاچو بودن!

1230
01:13:43,809 --> 01:13:48,100
‫اصلاً با این قضیه حال نکردم. به عنوان سوکاچو...
‫از این لحظه به بعد، تُف کردن رو ممنوع میکنم.

1231
01:13:48,184 --> 01:13:50,725
‫اولین کاریه که به عنوان سوکاچو انجام میدم.
‫دیگه تُف کردن نداریم!

1232
01:14:20,309 --> 01:14:22,725
‫بیا اینو بخورش! خیلی خوشمزه‌ست.

1233
01:14:22,809 --> 01:14:25,809
‫نه، ممنونم. گرسنه نیستم. ممنونم.

1234
01:14:25,892 --> 01:14:28,934
‫نه، باید بخوریش!
‫این غذای مقدسی ـه. خیلی‌خوبه. بیا بخورش!

1235
01:14:29,350 --> 01:14:31,434
‫یا خدا! این دیگه چیه؟

1236
01:14:31,559 --> 01:14:33,059
‫غذای خیلی خوبیه. بخورش!

1237
01:14:33,642 --> 01:14:34,850
‫بهت اعتماد میکنما.

1238
01:14:35,559 --> 01:14:37,934
‫بذار یه ذره مزه‌ش کنم.
‫زشته اگه هیچی نخورم.

1239
01:14:38,559 --> 01:14:39,600
‫خیلی‌خب...بسم الله!

1240
01:14:42,350 --> 01:14:45,517
‫اوه، میدونم چیه...میدونم!
‫بیا یه ذره ازش بخور.

1241
01:14:46,017 --> 01:14:48,850
‫بخورش، خودت میفهمی چیه. مطمئنم!

1242
01:14:49,892 --> 01:14:51,809
‫اسمش نوک زبونمه. چی بود؟

1243
01:14:52,350 --> 01:14:55,350
‫- کرگدن ـه.
‫- آره، میدونستم. کرگدن!

1244
01:14:55,434 --> 01:14:57,267
‫آره این کرگدن ـه.

1245
01:14:57,350 --> 01:15:01,267
‫میخواستم بگم یه حیوونِ بومی ـه.
‫میخواستم بگم یه کرگدنه.

1246
01:15:01,350 --> 01:15:02,684
‫مزه‌ی گوشت کرگدن میده.

1247
01:15:02,767 --> 01:15:05,017
‫یه مزه‌ی بومی...میدونی، مزه کرگدن!
‫خیلی خوبه.

1248
01:15:05,100 --> 01:15:09,725
‫- حالا دقیقاً چیه؟ استیک کرگدنه یا یه چیز
‫تو این مایه‌ها؟ - یکی از اندام‌های کرگدن ـه.

1249
01:15:09,809 --> 01:15:12,142
‫کدوم اندام؟ اندام داخلی منظورته؟

1250
01:15:12,225 --> 01:15:14,392
‫اون اندامِ بزرگ کرگدن رو میگم!

1251
01:15:15,309 --> 01:15:19,434
‫- استیک دنده‌ست؟
‫- آلت تناسلی کرگدن رو میگم!

1252
01:15:23,184 --> 01:15:24,934
‫- آلت تناسلی؟
‫- آره، آلت تناسلی کرگدن!

1253
01:15:25,017 --> 01:15:26,017
‫کرگدن...؟

1254
01:15:26,100 --> 01:15:27,684
‫- آره. خیلی خوبه. بخورش!
‫- عالیه.

1255
01:15:27,767 --> 01:15:32,225
‫خدا همتون رو لعنت کنه.
‫خدا همتون رو لعنت کنه. بگیرش...نخواستیم.

1256
01:15:33,309 --> 01:15:35,267
‫ریدم تو سوکاچو بودن. یه چیز بده روش بخورم.

1257
01:15:35,350 --> 01:15:39,017
‫گیر کرده...آلت تناسلیِ کرگدن
‫توی گلوم گیر کرده. اونو بده من!

1258
01:15:43,767 --> 01:15:47,517
‫بخدا الان بالا میارم. این یکی
‫خیلی خوب بود. چی بود حالا؟

1259
01:15:47,600 --> 01:15:49,392
‫«اوگامبا موگامبا»

1260
01:15:49,475 --> 01:15:51,267
‫خب حله...اوگامبا موگامبا...
‫حالا چی هست؟

1261
01:15:51,350 --> 01:15:53,059
‫اوگامبا یعنی خفاش سفید.

1262
01:15:54,600 --> 01:15:56,850
‫پس اسم این نوشیدنی رو گذاشتید «خفاش سفید».
‫خیلی باحاله.

1263
01:15:56,934 --> 01:16:03,142
‫نه، اوگامبا موگامبا...
‫اوگامبا یعنی خفاش سفید و موگامبا یعنی شاش!

1264
01:16:03,642 --> 01:16:07,017
‫یعنی این شاش خفاش سفید ـه.
‫خیلی برای سلامتیت خوبه.

1265
01:16:07,100 --> 01:16:11,017
‫خدا لعنتتون کنه!
‫بگیرش. عجب آدمایی هستید!

1266
01:16:11,142 --> 01:16:16,600
‫میدونید بغیر از آلت تناسلی کرگدن و شاش
‫خفاش، اعضای دیگه‌ی بدن حیوانات هم میشه خورد!

1267
01:16:16,684 --> 01:16:18,850
‫یه ذره میوه بده بهم تا فراموشش کنم.

1268
01:16:18,934 --> 01:16:21,309
‫از این به بعد فقط میوه
‫میخورم. چیز دیگه‌ای نمیخورم.

1269
01:16:21,392 --> 01:16:22,767
‫- فقط میوه!
‫- آره...میوه!

1270
01:16:33,517 --> 01:16:34,850
‫اینطوری شروع شد.

1271
01:16:34,934 --> 01:16:37,309
‫ما داشتیم میرفتیم «قونیه»
‫ولی یهویی از اینجا سر در آوردیم.

1272
01:16:37,392 --> 01:16:39,559
‫اینم شد روزی ما. اصلاً شبیه هم هستیم؟

1273
01:16:41,975 --> 01:16:43,142
‫- شبیه هستیم؟
‫- هی، هی، هی!

1274
01:16:43,850 --> 01:16:44,850
‫داری چیکار میکنی؟

1275
01:16:44,934 --> 01:16:46,975
‫ترسوندی منو بابا! اینجا چیکار میکنی؟

1276
01:16:47,059 --> 01:16:50,475
‫حالا که اونا فکر میکنن تو سوکاچو هستی
‫بیا از اینجا بزنیم بیرون.

1277
01:16:50,559 --> 01:16:54,225
‫آره حتماً! بیا بریم طعمه‌ی
‫شیرها و حیوونات دیگه بشیم.

1278
01:16:54,642 --> 01:16:57,267
‫- الان باید همینجا بمونیم.
‫- چرا؟

1279
01:16:57,350 --> 01:16:59,434
‫- تو پیام رو نفرستادی؟
‫- چرا.

1280
01:16:59,517 --> 01:17:02,684
‫اگه پیام به دست آدمای درستی رسیده باشه،

1281
01:17:02,767 --> 01:17:05,100
‫اونا موقعیت مکانی ما رو با «جی اس ام»
‫مشخص میکنن. (جی پی اس رو اشتباه گفت)

1282
01:17:05,184 --> 01:17:09,434
‫بعدشم جای ما رو پیدا میکنن. باید
‫همینجا بمونیم تا اونا بتونن پیدامون کنن.

1283
01:17:10,017 --> 01:17:13,017
‫- راست میگی، پسر.
‫- نباید جایی بریم، نورالله.

1284
01:17:13,100 --> 01:17:14,434
‫حله، داداش.

1285
01:17:14,517 --> 01:17:16,350
‫بگذریم...
‫همین الان باید برم برینم.

1286
01:17:16,850 --> 01:17:18,892
‫همینجا بمون من برم برینم بیام.

1287
01:17:18,975 --> 01:17:19,934
‫مراقب باش.

1288
01:17:20,350 --> 01:17:23,684
‫دیگه بیشتر از این نمی‌تونم صبر کنم، زویا!
‫پس کِی میخوای به بابات بگی؟

1289
01:17:24,350 --> 01:17:27,934
‫نمیتونم با بابام صحبت کنم، سونگا. اون میگه
‫من نمیتونم با مردی از قبیله‌‌ی ناهو ازدواج کنم.

1290
01:17:29,392 --> 01:17:32,309
‫- پس من باهاش صحبت میکنم.
‫- نه، سونگا.

1291
01:17:32,392 --> 01:17:33,809
‫بابام می‌کُشتت!

1292
01:17:36,017 --> 01:17:37,350
‫- من دوستت دارم!
‫- اونجا چه خبره؟

1293
01:17:37,434 --> 01:17:38,725
‫- کی اونجاست؟
‫- دیگه کاسه‌ی صبرم لبریز شده.

1294
01:17:38,809 --> 01:17:40,809
‫منم دوستت دارم، سونگا.

1295
01:17:41,767 --> 01:17:44,934
‫هی! سونگا!

1296
01:17:45,559 --> 01:17:47,392
‫جریان چیه؟ اون دختره کیه؟

1297
01:17:47,475 --> 01:17:49,309
‫- کسی اینجا نیست.
‫- کسشر نگو بابا.

1298
01:17:49,392 --> 01:17:50,725
‫خودم با چشمای خودم دیدمش!

1299
01:17:50,809 --> 01:17:54,225
‫بردیش پشت حصار تا روش حرکت بزنی؟
‫به تو میگن مرد!

1300
01:17:54,309 --> 01:17:55,892
‫اون دوست دختر منه، مرد!

1301
01:17:55,975 --> 01:17:58,059
‫- پس الان کس کلک بازی نمیکردی؟
‫- نه، مرد!

1302
01:17:58,600 --> 01:18:00,309
‫اوه، حالا فهمیدم.

1303
01:18:00,392 --> 01:18:02,600
‫- اون کیه؟
‫- یکی از دخترای قبیله‌ی هونکوتوس ـه.

1304
01:18:02,684 --> 01:18:03,600
‫اون دیگه کین؟

1305
01:18:03,684 --> 01:18:05,350
‫دشمن ما هستن.

1306
01:18:05,434 --> 01:18:09,142
‫پس چرا با اون میگردی؟
‫- دوستش دارم، مرد. عاشقشم!

1307
01:18:09,725 --> 01:18:13,767
‫وقتی گفتی عشق، منو تحت تاثیر قرار دادی.
‫تو دلباخته هستی.

1308
01:18:14,517 --> 01:18:16,309
‫درک میکنم چه حسی داری.

1309
01:18:16,392 --> 01:18:19,350
‫باشه، ولی به کسی درباره‌ی این قضیه نگو.
‫هیچکس!

1310
01:18:20,184 --> 01:18:21,767
‫زیپ دهنم رو کشیدم!

1311
01:18:21,850 --> 01:18:23,100
‫خیلی‌‌خب، بهت اعتماد میکنم.

1312
01:18:23,184 --> 01:18:25,767
‫نگران نباش. این یه راز بین خودمونه.

1313
01:18:25,850 --> 01:18:31,934
‫نه! نه! گفتم نه! یه ناهویی نمیتونه
‫با یه هونکوتویی ازدواج کنه، سونگا!

1314
01:18:32,017 --> 01:18:35,309
‫خیلی ممنون که رازم رو نگه داشتی.
‫حالا دیگه کارم تمومه!

1315
01:18:35,392 --> 01:18:37,392
‫من که کاری نکردم.
‫الان مثلاً توییتش کردم؟
‫(پیامی که در توییتر گذاشته میشه)

1316
01:18:37,975 --> 01:18:39,267
‫توی اینستاگرام پُستش کردم؟

1317
01:18:39,350 --> 01:18:42,725
‫- من که کاری نکردم!
‫- هونکوتوس‌ها دشمن من هستن.

1318
01:18:43,392 --> 01:18:46,642
‫تا زمانی که من زنده هستم، این
‫ازدواج صورت نمیگیره. اصلاً!

1319
01:18:46,725 --> 01:18:48,767
‫چیکار میتونم بکنم، بابا؟ من دوستش دارم.

1320
01:18:48,850 --> 01:18:51,642
‫- بیا بریم باهاشون صلح کنیم.
‫- خفه شو! گفتم خفه شو!

1321
01:18:54,100 --> 01:18:55,142
‫دیگه تمومه.

1322
01:18:56,684 --> 01:19:00,100
‫- لعنت بهت بابا!
‫- به بابات توهین نکن.

1323
01:19:00,725 --> 01:19:04,975
‫اینجوری میری رو مُخش!
‫آدم که به باباش لعنت نمی‌فرسته.

1324
01:19:05,059 --> 01:19:09,309
‫بهت گفتم اگه بابام بفهمه دیگه هیچ
‫جوره راه نداره تا ما کنار همدیگه باشیم.

1325
01:19:09,892 --> 01:19:12,100
‫منو دور زدی، مرد!

1326
01:19:12,184 --> 01:19:15,267
‫باشه بابا...باشه. اینقدر آه و ناله نکن.
‫واقعاً دوستش داری؟

1327
01:19:15,350 --> 01:19:18,642
‫- بس کن، مرد.
‫دوستش داری یا نه؟

1328
01:19:19,142 --> 01:19:21,392
‫- من دیوونه‌شم.
‫- اگه دیوونه‌شی...

1329
01:19:22,100 --> 01:19:24,767
‫میریم پیش پدرش و ازش
‫اجازه‌ی این ازدواج رو میگیریم.

1330
01:19:24,850 --> 01:19:28,017
‫اگه قبول کنه که حله. اگه قبول نکرد، اون
‫دختره رو هم قانع میکنیم تا باهات فرار کنه.

1331
01:19:28,100 --> 01:19:29,142
‫ولی چطور؟

1332
01:19:29,225 --> 01:19:32,809
‫یه عملیات خارج از مرز انجام میدیم.
‫بهترین افرادت رو آماده کن.

1333
01:19:32,892 --> 01:19:34,934
‫منم حیوانِ انسان‌نمای خودم رو میارم.

1334
01:19:35,017 --> 01:19:37,642
‫نزدیکای سحر میریم روستای هونکوتو!

1335
01:19:37,725 --> 01:19:38,809
‫گرفتم، مرد.

1336
01:19:38,892 --> 01:19:42,184
‫اسم من سوکاچوئه!
‫من اجازه نمیدم عاشقا از هم جدا بمون.

1337
01:19:42,267 --> 01:19:44,725
‫- خیلی‌خب، مرد.
‫- هر کاری که لازم باشه رو انجام میدم.

1338
01:19:44,809 --> 01:19:46,017
‫- افتاد؟
‫- آره قربونش.

1339
01:19:55,600 --> 01:19:58,975
‫آقایون. نفوذ، موفقیت آمیز بود.
‫تو همینجا بمون!

1340
01:19:59,059 --> 01:20:00,142
‫باید بپا وایسی.

1341
01:20:00,225 --> 01:20:03,017
‫اگه ما برنگشتیم، برگرد
‫روستا و به اونا خبر بده.

1342
01:20:03,100 --> 01:20:03,934
‫- خیلی‌خب.
‫- تو...

1343
01:20:04,017 --> 01:20:07,350
‫سونگا، تو اول برو اون چادر رو
‫پیدا کن. باشه؟ تو هم دنبالش میری.

1344
01:20:07,475 --> 01:20:09,600
‫- باشه.
‫- خیلی‌خب. بچه‌ها موفق باشید.

1345
01:20:09,975 --> 01:20:13,559
‫بیاید نفوذ رو آغاز کنیم.
‫یواش یواش. دولا بشید. حرکت کنید!

1346
01:20:51,267 --> 01:20:54,059
‫حروم زاده‌های لعنتی!
‫خیلی‌خب...ادامه بدید.

1347
01:21:01,725 --> 01:21:04,809
‫خب. نفوذ موفقیت آمیز بود. آقایون!

1348
01:21:05,434 --> 01:21:09,475
‫- حالا باید چادر درست رو پیدا کنیم.
‫- نمیدونم کدوم یکیه، مرد.

1349
01:21:09,600 --> 01:21:11,725
‫- چطور میشه ندونی؟
‫- نمی‌دونم خب.

1350
01:21:11,809 --> 01:21:15,100
‫هی! هی! گمشو!

1351
01:21:15,809 --> 01:21:17,767
‫- بجنب دیگه. کدوم چادر؟
‫- نمی‌دونم.

1352
01:21:17,850 --> 01:21:21,600
‫- قبل از اینکه چادر رو پیدا کنی، اومدیم
‫اینجا؟ - فکر کنم اون توی چادر بزرگه زندگی کنه.

1353
01:21:21,725 --> 01:21:26,309
‫منم همین فکر رو میکنم. پس بیاید اونو
‫امتحان کنیم. خیلی‌خب، نفوذ شماره دو!

1354
01:21:44,934 --> 01:21:46,767
‫اوه، ببین کی اینجاست!

1355
01:21:48,767 --> 01:21:55,184
‫بچه‌ها ما خیلی متاسفیم.اشتباه وارد شدیم. داشتیم
‫دنبال یه خانومه‌ای میگشتیم. واقعاً متاسفیم.

1356
01:21:59,600 --> 01:22:02,600
‫شما بی‌اجازه وارد خونه‌ی من شدید!

1357
01:22:03,225 --> 01:22:04,267
‫ناهویی‌‌ها!

1358
01:22:05,017 --> 01:22:05,934
‫ناهویی‌ها!

1359
01:22:06,934 --> 01:22:09,850
‫من میکُشمتون!

1360
01:22:09,934 --> 01:22:14,434
‫ببین، داداش. ما که مخصوصاً بدون اجازه
‫وارد نشدیم. اون فقط یه اشتباه ساده بود.

1361
01:22:14,517 --> 01:22:16,100
‫آخه از کجا باید می‌دونستیم
‫که اون داخل هستین؟

1362
01:22:16,184 --> 01:22:18,684
‫اگه می‌دونستیم که بدون اجازه وارد نمیشدیم.
‫باور کن!

1363
01:22:18,767 --> 01:22:21,184
‫نمیومدیم اون صورتِ گوهت رو ببینیم!

1364
01:22:21,267 --> 01:22:25,392
‫خیلی حال بهم زنی!
‫ببین، اینقدر درباره‌ی کُشتن ما صحبت نکن.

1365
01:22:25,475 --> 01:22:27,434
‫یا درباره‌ش حرف نزن یا اینکه پشیمون میشی.

1366
01:22:27,517 --> 01:22:30,892
‫این یارو پسر رییس قبیله‌ست.
‫اون سونگائه. پسر رییس قبیله.

1367
01:22:30,975 --> 01:22:36,142
‫بهمون دست نمیزنی وگرنه
‫بخدا هزار نفر میارم اینجا!

1368
01:22:36,225 --> 01:22:39,267
‫باهوش باش. دستت به ما نخوره!

1369
01:22:39,350 --> 01:22:41,892
‫ما تنها نیستیم.
‫فکر کردی ما کی هستیم؟ ها؟

1370
01:22:43,017 --> 01:22:44,934
‫آهان اومدن! چی شد؟

1371
01:22:45,017 --> 01:22:47,892
‫انگار غافلگیر شدی.
‫حالا ورق برگشت!

1372
01:22:50,809 --> 01:22:51,975
‫آروم باشید.

1373
01:22:52,642 --> 01:22:56,100
‫خب؟ چی شد؟
‫چرا دیگه زِر زِر نمیکنی و رجز نمیخونی؟

1374
01:22:56,184 --> 01:22:58,017
‫ببین! اینا شجاعن و اومدن اینجا.

1375
01:22:58,142 --> 01:23:01,642
‫ما ناهویی هستیم. با ماها
‫نباید در بیوفتی. گرفتی؟

1376
01:23:01,725 --> 01:23:02,934
‫برو گمشو عقب بابا!

1377
01:23:03,642 --> 01:23:06,725
‫- اینجا چه خبره؟
‫- رییس، ما برای امر خیر اومدیم اینجا...

1378
01:23:06,809 --> 01:23:10,642
‫ولی اینا باهامون بدرفتاری کردن. ولی
‫نمی‌خواد نگران باشی. خودم باهاشون صحبت می‌کنم.

1379
01:23:12,017 --> 01:23:15,600
‫خب. رییس قبیله‌ی هونکوتو...گوش کن چی میگم.

1380
01:23:15,684 --> 01:23:20,392
‫اسم من سوکاچو ـه. سوکاچو از قبیله‌ی ناهو!
‫بیا اینجا.

1381
01:23:21,142 --> 01:23:25,809
‫اینم حیوونه منه. حیوونِ انسان نما!
‫من الان به دلیل خاصی اینجا واینسودم!

1382
01:23:26,600 --> 01:23:30,309
‫الان فقط بخاطر یه افسانه اینجام.
‫مراقب رفتارت باش. حالا برو عقب!

1383
01:23:32,309 --> 01:23:36,184
‫من و قبیله‌م بخاطر یه
‫امر خیر اومدیم سراغ شما.

1384
01:23:37,892 --> 01:23:43,475
‫به یاری خدا و پیغمبر، ما میخوایم
‫پسرمون، سونگا... با دخترتون...

1385
01:23:43,559 --> 01:23:44,975
‫- اسمش چی بود؟
‫- زویا.

1386
01:23:45,059 --> 01:23:46,559
‫آره.
‫...با زیا ازدواج کنه.
‫(زویا رو اشتباهاً گفت زیا)

1387
01:23:47,184 --> 01:23:48,850
‫- قبول میکنی یا نه؟
‫- زویا!

1388
01:23:49,725 --> 01:23:50,559
‫بابا؟

1389
01:24:06,309 --> 01:24:08,684
‫من اجازه نمیدم با هیچ مردی
‫از قبیله‌ی ناهو ازدواج کنه.

1390
01:24:08,767 --> 01:24:11,434
‫- چرا؟
‫- ناهویی‌ها ترسو هستن.

1391
01:24:11,517 --> 01:24:12,975
‫ناهویی‌ها جسورن!

1392
01:24:15,059 --> 01:24:18,017
‫اینقدر داد و بیداد نکنید بابا.
‫سر درد گرفتم!

1393
01:24:18,100 --> 01:24:21,267
‫اول اون داد میزنه، بعدش تو!
‫خب مثل آدم حرف بزنید.

1394
01:24:21,350 --> 01:24:24,017
‫- سوکاچو، بیا بریم.
‫- یه دقیقه وایسو، رییس!

1395
01:24:24,642 --> 01:24:26,267
‫میخوام این مشکل رو حل کنم.

1396
01:24:27,892 --> 01:24:31,059
‫از اونجایی که تو فکر میکنی ناهویی‌ها
‫ترسو هستن و هونکوتویی‌ها جسورن...

1397
01:24:31,892 --> 01:24:34,184
‫و از اونجایی که تو فکر میکنی ما نمی‌دونیم
‫چطور باید بجنگیم،

1398
01:24:34,267 --> 01:24:36,767
‫و فقط شما جنگجوهای خوبی هستین،
‫پس بیاید وارد رینگ مبارزه بشیم!

1399
01:24:36,850 --> 01:24:38,725
‫تخم داری همچین کاری بکنی؟

1400
01:24:39,725 --> 01:24:44,059
‫دارم خیلی بلند و واضح به مبارزه
‫می‌طلبمتون. قبیله‌ی ناهو در برابر هونکوتو.

1401
01:24:44,142 --> 01:24:46,309
‫موافقی یا مخالف؟
‫قبول میکنی؟

1402
01:24:46,392 --> 01:24:50,767
‫قبول! ولی به یه شرط.
‫- چه شرطی؟

1403
01:24:50,850 --> 01:24:55,684
‫اگه ما پیروز شدیم، شما اون
‫دختره رو فراموش می‌کنید...

1404
01:24:55,767 --> 01:24:58,350
‫و اون گردنبند واسه من میشه.

1405
01:24:58,809 --> 01:25:01,684
‫نه، سوکاچو! اون گردنبند متعلق به ماست.

1406
01:25:02,767 --> 01:25:06,517
‫200ساله که به ما تعلق داره.
‫بهش میگن روح جنگل!

1407
01:25:06,975 --> 01:25:11,184
‫از این جنس‌های ارزونه، مرد. از حلبی درست
‫شده. فکر میکنی ارزش داره ولی اینطوری نیست.

1408
01:25:11,267 --> 01:25:13,600
‫می‌بینی؟ الکی ـه. یه نفر رو توی
‫بازار بزرگ استانبول میشناسم...

1409
01:25:13,684 --> 01:25:17,517
‫بهش میگم یه دونه دیگه واست درست کنه و
‫برات بفرسته. فقط خونسرد باش. خونسرد!

1410
01:25:18,475 --> 01:25:22,267
‫باشه، قبول.
‫اگه برنده بشی، گردنبند رو میدم بهت.

1411
01:25:22,725 --> 01:25:25,350
‫ولی اگه ما برنده بشیم، اون...
‫اسمش چی بود؟

1412
01:25:25,475 --> 01:25:28,475
‫- زویا!
‫- ...ما زویا رو می‌گیریم و میریم. قبوله؟

1413
01:25:28,559 --> 01:25:29,475
‫قبول!

1414
01:25:29,559 --> 01:25:32,559
‫پس من فردا توی چمنزار جلوی روستا...

1415
01:25:32,642 --> 01:25:34,809
‫منتظر همتون خواهم بود.

1416
01:25:36,142 --> 01:25:39,017
‫فردا می‌بینمتون!
‫بچه‌های خوبی باشید! بیاید بریم.

1417
01:25:43,600 --> 01:25:45,642
‫خیلی‌خب، امروز روز موعوده.

1418
01:25:46,267 --> 01:25:51,725
‫الان لحظه‌ی حساسی ـه.
‫از الان به بعد یا شنا میکنید یا غرق میشید.

1419
01:25:51,809 --> 01:25:57,767
‫این ربطی به عشق یا ازدواج سونگا نداره.
‫ما الان با چیزی فراتر از اون طرفیم.

1420
01:25:58,309 --> 01:26:03,850
‫الان دیگه بحث حیثیت،
‫آبرو، غرور و شرف در میونه.

1421
01:26:04,392 --> 01:26:08,059
‫بهشون نشون میدیم که یه
‫ناهوی واقعی از چی ساخته شده.

1422
01:26:09,267 --> 01:26:14,142
‫بهشون قدرتمون رو نشون میدیم، بهشون
‫جسارت و مهارت‌های مبارزه‌مون رو نشون میدیم.

1423
01:26:15,434 --> 01:26:20,517
‫با عنایت پروردگار،
‫تا آخرین قطره‌ی خون و عرقمون می‌جنگیم!

1424
01:26:20,600 --> 01:26:23,225
‫پرچممون رو داخل
‫دهکده‌شون میذاریم و برمیگردیم.

1425
01:26:23,309 --> 01:26:26,517
‫رفیق، ما که پرچم نداریم.

1426
01:26:26,600 --> 01:26:31,475
‫اوه، جداً؟ تو اینطور فکر میکنی، سونگا.
‫نورالله، بهشون نشون بده.

1427
01:26:32,392 --> 01:26:36,059
‫از این لحظه به بعد، این پرچم ماست.

1428
01:26:36,725 --> 01:26:38,975
‫این علامتِ نه گفتنه!

1429
01:26:39,059 --> 01:26:42,725
‫قبلیه‌ی شما هم که اسمش ناهو ـه.
‫پرچمی بهتر از این نمی‌تونستید داشته باشید.

1430
01:26:42,809 --> 01:26:46,559
‫بذارید نشونتون بدم چطوری باید انجامش بدید.
‫اینجوری یه مُشت درست کنید و بعدش اینجوری کنید.

1431
01:26:47,559 --> 01:26:48,892
‫بیاید امتحانش کنیم.

1432
01:26:50,225 --> 01:26:52,225
‫آره، خوبه. آهان. امتحانش کن.

1433
01:26:52,725 --> 01:26:54,725
‫خیلی‌خب. خوبه. حله.

1434
01:26:55,600 --> 01:27:00,309
‫کم کم بهتر میشید. اولش واسه منم سخت بود.
‫کم کم بهتر میشید.

1435
01:27:00,392 --> 01:27:01,517
‫- ما کی هستیم؟
‫- ناهو!

1436
01:27:01,600 --> 01:27:02,600
‫- کی هستیم؟
‫- ناهو!

1437
01:27:02,684 --> 01:27:05,184
‫- ناهو!
‫- ناهو! ناهو! ناهو!

1438
01:27:07,892 --> 01:27:11,267
‫- بازی رو شروع کنید!
‫- شروع کنید!

1439
01:27:16,267 --> 01:27:20,975
‫- بازی اول، بازی سیلی زدنه.
‫- ببینیم کی قوی‌تره.

1440
01:27:28,309 --> 01:27:29,392
‫خدا لعنتت کنه!

1441
01:27:30,225 --> 01:27:31,809
‫یالا، سونگا! بجنب!

1442
01:27:34,309 --> 01:27:35,184
‫گندش بزنن!

1443
01:27:39,434 --> 01:27:40,767
‫خدای من!

1444
01:27:42,350 --> 01:27:47,059
‫یالا، نورالله! برو به خدمتش برس.
‫نشونش بده یه تُرک واقعی به کی میگن.

1445
01:27:49,934 --> 01:27:51,350
‫خوبه. حالا بهش سیلی بزن!

1446
01:27:53,850 --> 01:27:55,017
‫خدا لعنتت کنه!

1447
01:27:58,684 --> 01:28:00,934
‫حتی لمسش هم نکردی!

1448
01:28:01,350 --> 01:28:03,059
‫نگاه کن، دوباره تعدادمون کمتر شد.

1449
01:28:04,809 --> 01:28:07,100
‫خیلی‌خب. بسم‌ الله الرحمین الرحیم!

1450
01:28:10,142 --> 01:28:11,600
‫سلام، داداش!

1451
01:28:16,142 --> 01:28:18,684
‫خوردیش؟ ها؟ یالا!

1452
01:28:19,642 --> 01:28:22,642
‫حاضری؟ بزن! بزن!

1453
01:28:26,975 --> 01:28:27,809
‫خوبه.

1454
01:28:28,809 --> 01:28:30,142
‫تو خیلی گردن کلفتی.
‫محکم ضربه میزنی.

1455
01:28:30,225 --> 01:28:33,475
‫حالا الان یه سیلیِ ترکیبی از
‫یه ترک-ناهو میخوری. حاضری؟

1456
01:28:33,559 --> 01:28:34,850
‫خیلی مراقب باش.

1457
01:28:45,767 --> 01:28:46,725
‫ناهو!

1458
01:28:48,184 --> 01:28:49,350
‫ناهو!

1459
01:28:51,434 --> 01:28:52,684
‫خیلی دووم نیوردی که!

1460
01:29:04,559 --> 01:29:08,475
‫- اینه!
‫- سوکاچو! سوکاچو! سوکاچو!

1461
01:29:11,642 --> 01:29:13,434
‫سوکاچو! سوکاچو!

1462
01:29:15,017 --> 01:29:18,642
‫بازی بعدی، راه رفتن روی آتیش ـه.
‫شروع کنید!

1463
01:29:21,517 --> 01:29:24,850
‫از وقتی که به دنیا اومدن داشتن روی
‫آتیش راه میرفتن؟ نگاشون کن ناموساً!

1464
01:29:24,934 --> 01:29:27,350
‫اونا این بازی رو انتخاب
‫کردن تا تو نتونی برنده بشی.

1465
01:29:27,767 --> 01:29:30,517
‫میدونم ولی قرار نیست
‫به همین راحتی تسلیم بشم.

1466
01:29:31,017 --> 01:29:34,017
‫من از همه‌ی جنبه‌های قانونی
‫و غیرقانونی آماده‌ام، نورالله!

1467
01:29:34,100 --> 01:29:35,892
‫اون ترکیبی که بهت
‫گفته بودم رو بزن به پاهام.

1468
01:29:35,975 --> 01:29:39,642
‫- فکر میکنی جواب بده؟
‫- معلومه که میده. توی یه مستند دیده بودم.

1469
01:29:39,725 --> 01:29:41,892
‫یه لایه هوا زیر پاهام ایجاد میکنه،

1470
01:29:41,975 --> 01:29:43,975
‫اونوقت اون لایه‌ی هوا،
‫جلوی آتیش رو میگیره.

1471
01:29:44,059 --> 01:29:46,225
‫وانمود میکنم که دارم حرکات
‫کششی پا انجام میدم. بمالش به پام!

1472
01:29:54,642 --> 01:29:56,475
‫- تموم شد؟
‫- تمومه!

1473
01:29:56,559 --> 01:29:58,725
‫سوکاچو! سوکاچو! نوبت توئه.

1474
01:29:58,850 --> 01:30:02,392
‫صبر کن، دارم حرکات کششی پا انجام میدم.
‫زدی؟

1475
01:30:02,975 --> 01:30:04,600
‫- تمومه.
‫- زدی؟

1476
01:30:06,600 --> 01:30:07,850
‫بسم الله!

1477
01:30:14,267 --> 01:30:15,184
‫بسم الله!

1478
01:30:18,184 --> 01:30:20,225
‫یا خدا! نورالله!

1479
01:30:20,475 --> 01:30:22,684
‫- چی شده رجب؟
‫- پاهام گیر کرده.

1480
01:30:22,767 --> 01:30:25,475
‫اونا دارن میسوزن! خدای من!

1481
01:30:36,809 --> 01:30:39,559
‫بکش، بکش. چیکار میکنی؟

1482
01:30:39,850 --> 01:30:43,934
‫بس کنید! بس کنید! فقط گمشید از اینجا برید.
‫از اینجا برید. به هیچکدومتون نیاز ندارم.

1483
01:30:52,100 --> 01:30:54,309
‫موفق شدم! همینه! همینه!

1484
01:31:00,642 --> 01:31:04,142
‫اوه خدای من! دارم لیز میخورم.
‫چطور میتونی اونجوری وایسی؟

1485
01:31:04,767 --> 01:31:06,350
‫انرژیم داره تموم میشه.

1486
01:31:07,642 --> 01:31:09,892
‫- دیگه انرژی ندارم!
‫- نه.

1487
01:31:09,975 --> 01:31:11,059
‫بسم الله!

1488
01:31:15,142 --> 01:31:16,184
‫خدا لعنتش کنه!

1489
01:31:21,559 --> 01:31:24,184
‫خدا لعنتت کنه!

1490
01:31:27,517 --> 01:31:28,975
‫هونکوتو تساوی رو نمی‌پذیره.

1491
01:31:29,600 --> 01:31:30,725
‫هونکوتو جسوره!

1492
01:31:31,267 --> 01:31:34,142
‫«ماروک» ارباب جنگل، این تساوی رو میشکنه!

1493
01:31:34,225 --> 01:31:37,559
‫- ماروک! ماروک!
‫- ناهو؟

1494
01:31:37,642 --> 01:31:38,934
‫جربزه‌ش رو دارید؟

1495
01:31:40,559 --> 01:31:42,642
‫ناهویی‌ها از هیچی نمی‌ترسن.

1496
01:31:45,309 --> 01:31:49,017
‫ما قبول می‌کنیم که ماروک این
‫تساوی رو بشکونه. - ماروک!

1497
01:31:50,309 --> 01:31:53,892
‫- هی، بهم بگو ببینم این ماروک چیه؟
‫- بزرگترین مار جنگل.

1498
01:31:54,225 --> 01:31:56,559
‫- یه آناکونداست.
‫- آناکوندا؟

1499
01:31:56,642 --> 01:31:58,850
‫آره، سوکاچو. یه آناکونداست.

1500
01:31:58,934 --> 01:32:02,434
‫هیچکس تاحالا نتونسته
‫تخم‌هاش رو برداره و زنده بمونه.

1501
01:32:02,517 --> 01:32:05,892
‫نه، رییس قبول نکن. قبول نکن!

1502
01:32:05,975 --> 01:32:09,642
‫خیلی‌خب. از هونکوتوس کی میره؟

1503
01:32:09,725 --> 01:32:12,684
‫- توکومبا!
‫- توکومبا!

1504
01:32:12,850 --> 01:32:14,434
‫شرکت کننده‌ی ناهویی کیه؟

1505
01:32:14,934 --> 01:32:16,267
‫سوکاچو میره تو کارش.

1506
01:32:16,350 --> 01:32:19,350
‫چرا من، احمق؟ همه کارها رو
‫من باید انجام بدم؟ چرا دوباره من؟

1507
01:32:19,434 --> 01:32:21,475
‫من انجامش نمیدم. از جون خودم که سیر نشدم.

1508
01:32:21,559 --> 01:32:25,434
‫هی میگن سوکاچو...هی میگن سوکاچو! الان
‫بحث آناکوندا وسطه. رییس، من انجامش نمیدم.

1509
01:32:25,517 --> 01:32:28,559
‫همت کنم می‌تونم با یه کبری در بیوفتم.
‫برای آناکوندا من پایه نیستم.

1510
01:32:29,475 --> 01:32:32,642
‫- سوکاچو!
‫- سوکاچو!

1511
01:32:32,725 --> 01:32:34,059
‫سوکاچو میره.

1512
01:32:34,517 --> 01:32:38,350
‫جسورترین مردان از هر دو قبیله میرن...

1513
01:32:39,225 --> 01:32:44,434
‫و تخم ماروک رو تا قبل از
‫غروب خورشید برمیگردونن.

1514
01:32:44,975 --> 01:32:47,684
‫کسی که اول تخم‌ها رو بیاره، برنده میشه.

1515
01:32:47,767 --> 01:32:50,600
‫قبول! هونکوتو برنده میشه!

1516
01:32:50,684 --> 01:32:53,184
‫هونکوتو! هونکوتو! هونکوتو!

1517
01:32:53,267 --> 01:32:57,934
‫- ناهو برنده میشه!
‫- ناهو! ناهو! ناهو!

1518
01:33:04,100 --> 01:33:06,142
‫هی، سونگا. ماروک کجاست؟

1519
01:33:06,559 --> 01:33:08,850
‫مراقب باش، داداش. ممکنه هرجایی باشه.

1520
01:33:08,934 --> 01:33:12,600
‫تاجایی که من می‌دونم مارها زیر تنه‌ی درخت‌ها
‫یا زیر سنگ‌ها هستن. جاهای بی‌سر و صدا!

1521
01:33:12,684 --> 01:33:15,059
‫داداش، آناکوندا مار خیلی بزرگی ـه.

1522
01:33:15,142 --> 01:33:16,725
‫بریم کنار رودخونه رو یه نگاه بندازیم؟

1523
01:33:16,809 --> 01:33:19,559
‫کنار رودخونه کجا بود؟ ما الان تو جنگلیم!

1524
01:33:20,642 --> 01:33:21,767
‫اوه، خدای من! ماروک!

1525
01:33:22,642 --> 01:33:23,559
‫شوخی کردم. شوخی کردم.

1526
01:33:30,642 --> 01:33:32,017
‫اون چیه؟ ابالفضل!

1527
01:33:32,850 --> 01:33:35,392
‫- اونا تخم‌ها ماروک هستن؟
‫- آره. خیلی بزرگن.
‫(تخماشم گذاشته بیرون اینا بیان بردارن :دی)

1528
01:33:35,517 --> 01:33:38,059
‫یا خدا! اونا اندازه‌ی کله‌ی نورالله هستن.

1529
01:33:38,809 --> 01:33:40,725
‫موندم خود حیوونه چقدر بزرگه؟!

1530
01:33:40,809 --> 01:33:42,767
‫اون مار بزرگیه، مرد. آناکونداست دیگه.

1531
01:33:42,850 --> 01:33:44,517
‫- نورالله؟
‫- چیه، داداش؟

1532
01:33:44,600 --> 01:33:46,767
‫- اون تخم‌ها رو می‌بینی؟
‫- آره.

1533
01:33:46,850 --> 01:33:49,684
‫- برو یکی از اونا رو بیار. برو ماشالا!
‫- نمی‌تونم.

1534
01:33:49,767 --> 01:33:53,350
‫بزنم توی اون صورتت!
‫خب الان چرا اینجایی؟ بدرد هیچی نمیخوری!

1535
01:33:54,350 --> 01:33:56,475
‫- یالا سونگا.
‫- نمی‌تونم، مرد.

1536
01:33:57,059 --> 01:34:00,017
‫لعنت به شما دوتا.
‫خب برای چی با من اومدین؟

1537
01:34:00,100 --> 01:34:02,809
‫میخواستین جنگل رو ببینید؟
‫همه کارها رو باید خودم بکنم؟

1538
01:34:03,809 --> 01:34:04,892
‫اونو بدش من!

1539
01:34:05,975 --> 01:34:08,100
‫گوش کن چی میگم. الان میرم اونجا...

1540
01:34:08,850 --> 01:34:11,850
‫اگه احساس خطر کردین، سریع بیاین کمکم کنید.

1541
01:34:11,934 --> 01:34:12,892
‫- گرفتم.
‫- گرفتی؟

1542
01:34:12,975 --> 01:34:14,975
‫- گرفتم، رجب.
‫- منو تنها نذاریدا.

1543
01:34:15,059 --> 01:34:16,975
‫- گرفتم، رفیق.
‫- خیلی ضروریه!

1544
01:34:17,059 --> 01:34:19,892
‫به محض اینکه احساس خطر کردین میاین کمک من.

1545
01:34:19,975 --> 01:34:20,892
‫- باشه.
‫- قول میدین؟

1546
01:34:20,975 --> 01:34:22,434
‫- قول!
‫- قول میدم.

1547
01:34:22,517 --> 01:34:23,350
‫بسم الله.

1548
01:34:27,517 --> 01:34:30,600
‫- بچه‌ها اینجا نیستش.
‫- بجنب، مرد! تخم‌ها رو بردار!

1549
01:34:30,684 --> 01:34:32,392
‫تخم‌ها رو بردار، رفیق!

1550
01:34:33,017 --> 01:34:35,434
‫اینجا نیست. اون ماره اینجا نیست.

1551
01:34:36,017 --> 01:34:38,809
‫رفیق، شاید یه جایی همین اطراف باشه.
‫خیلی خطرناکه! یالا!

1552
01:34:38,892 --> 01:34:42,225
‫نورالله. به این تخم‌‌ها نگاه کن، داداش!

1553
01:34:42,684 --> 01:34:45,809
‫- بیخیال رفیق. برشون دار بریم دیگه.
‫- نگاه کن، نورالله.

1554
01:34:46,392 --> 01:34:47,809
‫خدایی جون میده باهاشون...

1555
01:34:50,184 --> 01:34:52,184
‫یه املت با کره درست کرد.
‫فکرشو بکن!

1556
01:34:52,267 --> 01:34:55,059
‫میریزیش توی ماهی‌تابه،
‫بعدش میتونی نون رو بکنی توی املت!

1557
01:34:56,017 --> 01:34:58,559
‫- جون میده واسه املت.
‫- املت رو فراموش کن بابا!

1558
01:34:58,642 --> 01:35:02,892
‫نمیخواد نگران باشین! اینقدر جو ندین!
‫تخم‌هاش رو اینجا ول کرده و رفته.

1559
01:35:02,975 --> 01:35:04,434
‫خدا میدونه الان کجاست.

1560
01:35:04,517 --> 01:35:07,767
‫شاید رفته دنبال مارهای دیگه تا از اون کارها
‫بکنه... خودتون میفهمید چی میگم دیگه. اون رفته!

1561
01:35:07,850 --> 01:35:10,142
‫تخم‌ها رو بردار و بیا، مرد!
‫این قضیه شوخی‌بردار نیست.

1562
01:35:10,267 --> 01:35:13,434
‫احتمالاً از اینجا به عنوان یه مکان
‫استفاده میکنه. اینجا خونه‌ش نیست.

1563
01:35:13,934 --> 01:35:16,517
‫- فقط گهگاهی میاد اینجا.
‫- اینجا لونه‌شه. یالا بیا بریم!

1564
01:35:18,850 --> 01:35:20,059
‫یه صدایی شنیدم.

1565
01:35:20,142 --> 01:35:21,892
‫- برگرد، خواهش می‌کنم!
‫- یه صدایی میشنوم.

1566
01:35:21,975 --> 01:35:24,559
‫یالا بیا عقب!

1567
01:35:24,642 --> 01:35:26,434
‫- ماروک.
‫- تخم‌ها رو بردار و بیا عقب.

1568
01:35:26,517 --> 01:35:28,934
‫- شوخی بردار نیست، مرد!
‫- ماروک، بیا اینجا پسر.

1569
01:35:29,017 --> 01:35:30,642
‫- یالا!
‫- اینجا نیست.

1570
01:35:33,392 --> 01:35:36,100
‫- اوه خدای من!
‫- همونجوری اونجا واینسید! کمکم کنید!

1571
01:35:41,684 --> 01:35:46,892
‫هی...گفتم کمکم کنید. کمک! کمک! کمک!

1572
01:35:54,809 --> 01:35:56,975
‫- اوه خدای من!
‫- خدایا خودت بهش کمک کن.

1573
01:35:57,059 --> 01:35:59,809
‫- یا خدا!
‫- بیاین اینجا بهم کمک کنید!

1574
01:36:03,559 --> 01:36:05,225
‫- داره میبرتش!
‫- کمکم کنید!

1575
01:36:05,309 --> 01:36:07,017
‫دارم میگم کمکم کنید!

1576
01:36:07,517 --> 01:36:08,684
‫- رفیق!
‫- کمک!!!

1577
01:36:08,767 --> 01:36:10,059
‫داره میبرتش داخل.

1578
01:36:16,017 --> 01:36:17,559
‫فرار کن. عجله کن!

1579
01:36:36,684 --> 01:36:37,600
‫سونگا!

1580
01:36:38,725 --> 01:36:39,559
‫سوکاچی کجاست؟

1581
01:36:39,642 --> 01:36:43,309
‫بابا، ما تخم‌ها رو پیدا کردیم
‫ولی ماروک بهمون حمله کرد.

1582
01:36:43,934 --> 01:36:47,309
‫سوکاچو رو بُرد داخل لونه‌ش. ما هم
‫نمی‌تونستیم نجاتش بدیم. اون دیگه مُرده.

1583
01:36:49,934 --> 01:36:50,892
‫سوکاچو مُرده؟

1584
01:36:51,434 --> 01:36:54,600
‫کشوندش داخل لونه!
‫نمی‌تونستیم جلوش رو بگیریم!

1585
01:36:55,309 --> 01:36:56,142
‫لعنت بهش، سوکاچو.

1586
01:36:59,850 --> 01:37:02,184
‫منو ببخش زویا!
‫همیشه دوستت خواهم داشت.

1587
01:37:03,975 --> 01:37:06,559
‫مبارز ناهویی اینجا حاضر نیست.

1588
01:37:06,642 --> 01:37:09,309
‫مبارز هونکوتو یه تخم آورده.

1589
01:37:10,017 --> 01:37:12,392
‫برنده کسی نیست جز هونکو...

1590
01:37:13,434 --> 01:37:14,642
‫سوکاچو!

1591
01:37:22,559 --> 01:37:26,517
‫سوکاچو! سوکاچو! سوکاچو! سوکاچو!

1592
01:37:29,100 --> 01:37:32,059
‫سوکاچو! سوکاچو!

1593
01:37:33,017 --> 01:37:34,809
‫- سوکاچو! سوکاچو!
‫- برید کنار!

1594
01:37:40,725 --> 01:37:44,309
‫گفتین تخم‌هاش رو بیارم...
‫اینم خود ماروک، آقایون!

1595
01:37:44,434 --> 01:37:48,184
‫چندتا از تخم‌هاشم آوردم.
‫شاید بهشون نیاز پیدا کنید.

1596
01:37:48,267 --> 01:37:50,642
‫می‌تونین باهاش املت درست کنین.

1597
01:37:51,392 --> 01:37:54,600
‫خب، برنده ناهو ـه!

1598
01:37:59,475 --> 01:38:03,434
‫خب، رییس قبیله‌ی هونکوتو...
‫من کاری که باید میکردم رو کردم.

1599
01:38:03,559 --> 01:38:06,850
‫حالا نوبت توئه. ببینم اجازه‌ی
‫ازدواج اینا رو میدی یا نه.

1600
01:38:08,309 --> 01:38:10,642
‫هونکوتویی‌ها روی حرفشون وایمیسن.
‫سوکاچو برنده شد.

1601
01:38:11,142 --> 01:38:12,809
‫زویا اجازه داره که ازدواج کنه.

1602
01:38:12,892 --> 01:38:17,392
‫تو باید بگی دختر من «زیا» اجازه داره تا با
‫سونگا از قبیله‌ی ناهو ازدواج کنه.
‫(اسم زویا رو گفت زیا)

1603
01:38:17,475 --> 01:38:18,475
‫بگو میخوام بشنوم.

1604
01:38:20,475 --> 01:38:24,600
‫- اون اجازه داره تا با سونگا از
‫قبیله‌ی ناهو ازدواج کنه. - این شد یه چیز!

1605
01:38:26,850 --> 01:38:31,017
‫اگه هر دوتا رییس موافق باشن، بیاید همین
‫فردا مراسم عروسی رو برگزار کنیم. نظرت چیه؟

1606
01:38:31,100 --> 01:38:32,017
‫- قبول!
‫- تو چی؟

1607
01:38:32,100 --> 01:38:32,934
‫منم همینطور.

1608
01:38:33,017 --> 01:38:36,267
‫همتون فردا برای عروسی
‫به قبیله‌ی ناهو دعوت هستید!

1609
01:38:38,850 --> 01:38:43,434
‫سوکاچو! سوکاچو! سوکاچو! سوکاچو!

1610
01:39:06,725 --> 01:39:08,017
‫این کف‌ها یه ذره زیاد از حد نیست؟

1611
01:39:08,100 --> 01:39:10,725
‫نه، عالیه.
‫داماد رو باید همینطوری اصلاح کنی.

1612
01:39:27,725 --> 01:39:28,559
‫دیگه تمومه.

1613
01:39:48,934 --> 01:39:49,767
‫این چیه؟

1614
01:39:50,767 --> 01:39:51,600
‫چیه؟

1615
01:39:52,100 --> 01:39:55,767
‫این‌که واسه بازی کردن نیست. روش
‫نوشته دینامیت! برو نبینمت! گمشو!

1616
01:39:56,350 --> 01:39:59,100
‫واقعاً نمیشه تحملشون کرد.
‫این کارای کسشر دیگه چیه؟

1617
01:39:59,642 --> 01:40:02,517
‫خدایا! خدای من!

1618
01:40:06,684 --> 01:40:09,184
‫کجا باید پرتش کنم؟
‫الان منجفر میشه! گندش بزنن!

1619
01:40:09,392 --> 01:40:11,100
‫الان توی دستم منفجر میشه.

1620
01:40:11,184 --> 01:40:13,975
‫نورالله! الان توی دستم منفجر میشه. خدایا!

1621
01:40:24,434 --> 01:40:27,600
‫تنها چیزی که توی کونم نترکیده
‫بود، دینامیت بود که الان ترکید!

1622
01:40:27,684 --> 01:40:30,059
‫اصلاً قابل تحمل نیست.
‫همیشه برای خودت ول میگردی!

1623
01:40:30,142 --> 01:40:32,142
‫کدوم گوری بودی؟ کجا؟

1624
01:40:33,934 --> 01:40:37,309
‫خیلی‌خب، برادران و خواهران.
‫گفتن این حرف‌ها واسم سخته ولی میخوام بگم.

1625
01:40:37,975 --> 01:40:40,392
‫همتون وقتی دینامیت رو
‫دیدین، پا به فرار گذاشتین.

1626
01:40:41,017 --> 01:40:42,017
‫اصلاً قابل تحمل نیست.

1627
01:40:42,434 --> 01:40:46,100
‫پس مهارت‌های جنگیدنتون چی شد؟
‫اون رجزخونی‌‌ها و گنده گوزی‌هاتون چی شد؟

1628
01:40:46,184 --> 01:40:47,475
‫از یه دینامیت می‌ترسین؟

1629
01:40:48,059 --> 01:40:50,059
‫به لطف اون چاه، هیچ اتفاقی نیوفتاد.

1630
01:40:50,809 --> 01:40:52,892
‫در ضمن می‌تونید ازم بخاطر اینکه
‫روی چاه رو پوشوندم تشکر کنید.

1631
01:40:52,975 --> 01:40:56,350
‫نشستم روش تا فشار انفجار رو جذب کنم
‫و دینامیت توی کون من منفجر شد.

1632
01:40:56,434 --> 01:40:57,392
‫مجبور بودم این کار رو بکنم؟

1633
01:40:58,142 --> 01:41:00,809
‫بگذریم...دیگه بیشتر از این جلوی این
‫زوج خوشبخت بهتون توهین نمی‌کنم.

1634
01:41:02,475 --> 01:41:05,100
‫امروز، ما بخاطر یک اتفاق
‫خوشحال‌کننده اینجا جمع شدیم.

1635
01:41:06,059 --> 01:41:08,809
‫ما میخوایم ازدواج این زوج رو جشن بگیریم.

1636
01:41:09,225 --> 01:41:12,975
‫حالا از رییس قبیله‌ی هونکوتو می‌پرسم،
‫آیا بنده وکیلم؟

1637
01:41:13,059 --> 01:41:14,059
‫بله.
‫(رجب وکیلم شد :دی)

1638
01:41:14,142 --> 01:41:17,475
‫- رییس قبیله‌ی ناهو، آیا بنده وکیلم؟
‫- بله.

1639
01:41:17,559 --> 01:41:23,100
‫حالا به عنوان سوکاچو، با توجه به
‫اختیاری که هر دو قبیله به من دادن...

1640
01:41:23,642 --> 01:41:24,767
‫شما رو زن و شوهر اعلام می‌کنم.

1641
01:41:30,600 --> 01:41:32,684
‫باید دقیقاً همینجوری انجام میشد.

1642
01:41:40,392 --> 01:41:43,142
‫نورالله، تو هم همونی
‫رو می‌بینی که من می‌بینم؟

1643
01:41:43,225 --> 01:41:44,350
‫آره، مرد!

1644
01:41:44,434 --> 01:41:46,100
‫اون پرچم ترکیه‌ست؟
‫- آره.

1645
01:41:46,184 --> 01:41:49,809
‫خدایا شکر! ما موفق شدیم!
‫ما موفق شدیم، نورالله! اونا رسیدن!

1646
01:41:49,892 --> 01:41:51,309
‫ترک‌ها رسیدن!

1647
01:41:51,392 --> 01:41:53,184
‫خدای من...اونا سربازهای ترکیه هستن.

1648
01:41:53,267 --> 01:41:55,642
‫رییس، اونا با ما هستن.
‫نگران نباش. چیزی نیست.

1649
01:41:55,767 --> 01:41:57,684
‫بریم، نورالله. بریم!

1650
01:42:00,975 --> 01:42:03,267
‫اونا واقعاً سربازهای ترکیه هستن، نورالله!

1651
01:42:03,350 --> 01:42:06,350
‫خدا خیرتون بده، قربان!
‫خدا خیرتون بده!

1652
01:42:06,434 --> 01:42:08,225
‫شما «رجب ایودیک» و «نورالله سلام» هستید؟
‫(قشنگم فهمید کدومشون رجبه کدومشون نورالله ـه)

1653
01:42:08,309 --> 01:42:11,350
‫- بله. خودمونیم.
‫- ما سربازان ترکیه‌ای هستیم.

1654
01:42:11,767 --> 01:42:15,184
‫ما اینجاییم تا به دستور سفارتمون
‫شما رو برگردونیم به ترکیه.

1655
01:42:15,517 --> 01:42:18,600
‫خدا خیرتون بده!
‫ولی قربان ما خیلی وقته که اینجاییم.

1656
01:42:18,934 --> 01:42:20,350
‫یه کاری هست که باید تمومش کنیم.

1657
01:42:20,434 --> 01:42:23,100
‫اگه اشکالی نداره اون رو تمومش کنیم،
‫بعدش برگردیم خدمتتون.

1658
01:42:23,184 --> 01:42:25,934
‫باشه، باشه. حالا که پیداتون
‫کردیم منتظرتون می‌مونیم.

1659
01:42:26,017 --> 01:42:29,017
‫به شما میگن مرد!
‫دمتون گرم، سربازهای تُرک!

1660
01:42:29,184 --> 01:42:30,642
‫بیا بریم، نورالله.

1661
01:42:38,225 --> 01:42:41,434
‫برادران و خواهران عزیز،
‫باید مطلب مهمی رو به عرضتون برسونم.

1662
01:42:43,559 --> 01:42:44,600
‫من سوکاچو نیستم.

1663
01:42:46,309 --> 01:42:50,434
‫اسم من رجب ایودیک ـه.
‫ما اون کسایی که شما فکر می‌کنید، نیستیم.

1664
01:42:50,517 --> 01:42:55,309
‫ما بهتون دروغ گفتیم چون فکر میکردیم ما
‫رو می‌کُشید. ولی خوشحالم که دروغ گفتیم.

1665
01:42:55,767 --> 01:42:59,142
‫بد میگم؟
‫اختلاف بین دو قبیله تموم شد.

1666
01:43:00,142 --> 01:43:02,642
‫دو تا انسان که همدیگه رو
‫دوست دارن، ازدواج کردن.

1667
01:43:02,725 --> 01:43:04,059
‫عالیه، مگه نه؟

1668
01:43:04,600 --> 01:43:07,017
‫مهم نیست که سوکاچو باشید یا نه...دوستان!

1669
01:43:07,600 --> 01:43:09,475
‫چیزی که مهمه اینه که انسان باشید!

1670
01:43:11,142 --> 01:43:14,309
‫حالا، می‌خوام این گردنبند زیبا رو ...

1671
01:43:14,392 --> 01:43:17,892
‫که وقتی سوکاچو شدم بهم داده شد،
‫برگردونم به صاحب اصلیش!

1672
01:43:17,975 --> 01:43:19,767
‫زوج جوان بیاید جلو!

1673
01:43:22,642 --> 01:43:29,559
‫میخوام این گردنبند که اسمش روح جنگل ـه
‫و به من داده شده بود رو...

1674
01:43:30,725 --> 01:43:32,725
‫به عروس بدم تا همیشه
‫اونو همراهش داشته باشه،

1675
01:43:33,559 --> 01:43:37,600
‫چون مردها مَسکن‌ها رو میسازن ولی این زن‌ها هستن
‫که به اون مسکن‌ها معنی خونه میدن! بگیرش عزیزم.

1676
01:43:39,017 --> 01:43:39,850
‫بفرمایید.

1677
01:43:40,267 --> 01:43:43,559
‫نگهش دار. بِدش به بچه‌ها
‫و نوه‌هات. خیلی‌خب؟

1678
01:43:44,517 --> 01:43:48,017
‫- ممنونم، رفیق. مرد به تو میگن!
‫- عشقی داداش!

1679
01:43:48,600 --> 01:43:52,850
‫مرد واقعی تویی! یه جنتلمن به تمام معنا!
‫در کنار خانواده‌ت بمون.

1680
01:43:52,934 --> 01:43:54,434
‫- ردیفه.
‫- خیلی‌خب.

1681
01:44:02,267 --> 01:44:04,392
‫رییس...وقتشه که خداحافظی کنیم.

1682
01:44:04,892 --> 01:44:07,309
‫اونا سربازهای ترکیه‌ای هستن.

1683
01:44:07,392 --> 01:44:10,892
‫اونا از وطنمون اومدن.
‫میخوان ما رو برگردونن!

1684
01:44:10,975 --> 01:44:12,142
‫ما باید بریم.

1685
01:44:12,767 --> 01:44:14,184
‫اسم تو سوکاچو نیست.

1686
01:44:15,184 --> 01:44:17,809
‫ولی تو سوکاچوی واقعی هستی!

1687
01:44:18,642 --> 01:44:19,767
‫تو مرد جسوری هستی.

1688
01:44:20,600 --> 01:44:23,809
‫تو و دوستت...آدمای خوبی هستید.

1689
01:44:24,600 --> 01:44:25,517
‫ممنونم.

1690
01:44:26,267 --> 01:44:30,184
‫- ممنون. شما هم همینطور.
‫- تو یک مرد جسور و فوق‌العاده هستی.

1691
01:44:30,767 --> 01:44:32,059
‫ممنونم. شما هم همینطور.

1692
01:44:32,725 --> 01:44:35,767
‫میخوام به روش سنتی
‫خودتون باهاتون خداحافظی کنم.

1693
01:44:38,142 --> 01:44:39,434
‫نه، نه، نه، نه!

1694
01:44:42,809 --> 01:44:45,684
‫مراقب خودتون باشید و خدانگهدار!
‫بیا بریم، نورالله.

1695
01:44:49,267 --> 01:44:54,267
‫سوکاچو! سوکاچو! سوکاچو!

1696
01:44:54,350 --> 01:44:59,059
‫سوکاچو! سوکاچو! سوکاچو! سوکاچو!

1697
01:44:59,142 --> 01:45:01,434
‫سوکاچو! سوکاچو!

1698
01:45:07,642 --> 01:45:09,642
‫چرا الان دارین اینکار رو می‌کنین؟
‫(حتی اون قبیله‌ی دیگه هم یاد گرفته :دی)

1699
01:45:10,184 --> 01:45:12,392
‫بیا درست و حسابی جوابشون رو بدیم، نورالله.

1700
01:45:18,975 --> 01:45:20,225
‫مراقب خودتون باشید!

1701
01:45:20,725 --> 01:45:21,767
‫خداحافظ!

1702
01:45:29,225 --> 01:45:30,892
‫- نورالله؟
‫- بله؟

1703
01:45:30,975 --> 01:45:32,934
‫- میدونی چی رو فراموش کردیم؟
‫- چی؟

1704
01:45:33,017 --> 01:45:35,934
‫- یه مراسم عروسی که بدون رقصِ هالای...
‫- ...عروسی نمیشه!
‫(جمله‌ی همدیگه رو تکمیل کردن)

1705
01:45:36,017 --> 01:45:37,892
‫درسته داداش!

1706
01:45:39,100 --> 01:45:40,309
‫بیا وسط!

1707
01:45:40,333 --> 01:45:45,333
‫<font color="#ff0000">«: مـتـرجـمـیـن: میثم موسویان، محمد اسماعیل نژاد :»</font>
‫<font color="#ff8000">.:: TheFlashPoint, MeysaM.UnicorN ::.</font>

1708
01:45:45,357 --> 01:45:40,357
‫بزرگترین مرجع دانلود فیلم و سریال
‫30nama.com

1709
01:45:40,381 --> 01:45:44,381
‫ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید
‫@officialcinama

