﻿1
00:00:02,000 --> 00:00:11,000
‫ارائه اختصاصی از پارس رایانه

2
00:00:11,001 --> 00:00:19,001
‫به روزترین فروشگاه فیلم و سریال
‫شیراز - خیابان کلاهدوز

1
00:00:20,291 --> 00:00:23,250
‫-اوضاع روی پشت بوم چطوره؟
‫-اینجا خبری نیست، قربان

2
00:00:30,500 --> 00:00:31,500
‫سوارز

3
00:00:32,708 --> 00:00:33,708
‫مارتینز!

4
00:00:35,625 --> 00:00:37,375
‫سرهنگ، گاندیا رو خطه

5
00:00:38,833 --> 00:00:40,083
‫گاندیا، با من حرف بزن

6
00:00:40,541 --> 00:00:41,708
‫سرهنگ

7
00:00:41,791 --> 00:00:43,500
‫من نایروبی و توکیو رو از بین بردم

8
00:00:44,875 --> 00:00:46,625
‫میخوام یه حمله‌ی دیگه انجام بدم

9
00:00:46,708 --> 00:00:49,208
‫-از بیسیم استفاده میکنم. فرکانسش اینه
‫-بیسیم!

10
00:00:51,833 --> 00:00:53,541
‫سوارز، میخوام تمام نیروها آماده‌ی عملیات باشن

11
00:00:53,916 --> 00:00:55,436
‫واحدهای آلفا و بتا، تو موقعیت قرار بگیرید

12
00:00:55,500 --> 00:00:56,750
‫میخوام همه به گوش باشن

13
00:01:01,208 --> 00:01:02,541
‫همه به جای خود

14
00:01:04,458 --> 00:01:06,000
‫سرهنگ، تیراندازی کردن!

15
00:01:07,916 --> 00:01:09,458
‫گاندیا! گاندیا!

16
00:01:09,541 --> 00:01:12,000
‫جواب بده. جوابم رو بده!
‫گاندیا، صدامو میشنوی؟

17
00:01:12,083 --> 00:01:13,000
‫من اینجام

18
00:01:13,083 --> 00:01:16,708
‫دارن بهم میرسن، قربان. بدجوری زیر آتیشم

19
00:01:16,791 --> 00:01:19,125
‫موقعیتت چیه؟ میتونیم ازت پشتیبانی کنیم؟

20
00:01:19,541 --> 00:01:22,000
‫جواب منفیه، سرهنگ. دارم میرم به سمت پشت بوم

21
00:01:22,083 --> 00:01:23,291
‫درخواست تخلیه‌ی فوری!

22
00:01:23,375 --> 00:01:25,708
‫سوارز، محض رضای خدا، فورا یه هلیکوپتر بفرست

23
00:01:25,791 --> 00:01:27,833
‫-بریم!
‫-دلتا 1، آماده‌ی پرواز

24
00:01:27,916 --> 00:01:29,958
‫عملیات فوری نجات در بانک اسپانیا!

25
00:01:33,458 --> 00:01:34,458
‫دلتا 1

26
00:01:37,541 --> 00:01:40,000
‫اونا شروع کردن به تیراندازی.
‫نمیتونم چیزی ببینم

27
00:01:40,083 --> 00:01:41,875
‫سرهنگ! سرهنگ!

28
00:01:42,416 --> 00:01:45,541
‫دود! دود!  قربان، از سقف داره دود میاد

29
00:01:46,708 --> 00:01:49,166
‫دووم بیار گاندیا. هلیکوپتر تو راهه

30
00:01:49,666 --> 00:01:51,291
‫برو رو پشت بوم. ما ازت پشتیبانی میکنیم

31
00:01:51,375 --> 00:01:54,250
‫من الان روی پشت بومم.
‫ماسک زدم و لباس سیاه پوشیدم

32
00:01:54,333 --> 00:01:55,333
‫تیراندازی نکنین!

33
00:01:55,583 --> 00:01:56,916
‫آدم ما لباس سیاه پوشیده

34
00:01:57,000 --> 00:01:59,458
‫مدام ازش پشتیبانی کنید.
‫آماده‌ی درگیری احتمالی باشین

35
00:01:59,541 --> 00:02:00,625
‫برید، برید، برید!

36
00:02:04,875 --> 00:02:05,916
‫حالا

37
00:02:06,416 --> 00:02:07,666
‫برید، برید، برید، برید!

38
00:02:11,791 --> 00:02:13,666
‫رو پشت بومن. شروع کردن به تیراندازی!

39
00:02:16,875 --> 00:02:18,750
‫به پشتیبانی نیاز داریم!
‫به پشتیبانی نیاز داریم!

40
00:02:18,833 --> 00:02:20,708
‫نمیتونم ببینمشون! دود خیلی زیاده

41
00:02:23,916 --> 00:02:26,416
‫-اون هلیکوپتر کدوم گوریه!
‫-واحد دلتا، موقعیت

42
00:02:26,833 --> 00:02:28,416
‫دو دقیقه و 50 ثانیه تا مقصد، قربان

43
00:02:36,375 --> 00:02:39,000
‫واحد دلتا، شروع حرکت به سمت هدف

44
00:02:39,083 --> 00:02:40,500
‫عملیات نجات

45
00:02:40,791 --> 00:02:42,958
‫میخوام خارج سازی سریع و تروتمیز انجام بشه

46
00:02:56,500 --> 00:02:57,750
‫هلیکوپتر در موقعیته

47
00:02:57,833 --> 00:02:59,625
‫محض رضای خدا، از اونجا درشون بیار!

48
00:03:00,041 --> 00:03:01,833
‫بسیار خب، دلتا 1، شروع کن

49
00:03:11,708 --> 00:03:12,875
‫یه چیزی میبینم

50
00:03:13,875 --> 00:03:16,500
‫یکی از مظنونین رو نشونه گرفتم.
‫اجازه‌ی شلیک، قربان

51
00:03:16,583 --> 00:03:17,833
‫اجازه‌ی شلیک قربان!

52
00:03:22,583 --> 00:03:27,291
‫45 ساعت قبل

53
00:03:27,375 --> 00:03:30,083
‫دو رگه! گفته بودم میکُشمت

54
00:03:30,625 --> 00:03:33,166
‫نه!

55
00:03:36,083 --> 00:03:37,291
‫نه!

56
00:03:38,875 --> 00:03:40,833
‫ده، نه،

57
00:03:41,666 --> 00:03:43,875
‫هشت، هفت

58
00:03:44,458 --> 00:03:46,458
‫شیش، پنج

59
00:03:47,333 --> 00:03:49,083
‫چهار، سه

60
00:03:49,875 --> 00:03:52,000
‫دو، یک!

61
00:04:14,916 --> 00:04:15,958
‫چی شد؟

62
00:04:16,041 --> 00:04:18,375
‫رفیقت نایروبی به سمتم یه نارنجک پرت کرد

63
00:04:18,458 --> 00:04:19,708
‫حالش خوبه؟

64
00:04:21,375 --> 00:04:23,083
‫بهم بگو چی سر نایروبی اومد!

65
00:04:23,166 --> 00:04:24,541
‫نمیدونم چه اتفاقی براش افتاد

66
00:04:25,666 --> 00:04:28,583
‫اما اون زنیکه مطمئنا هنوز زنده‌ست

67
00:04:29,375 --> 00:04:30,541
‫حالش خوب میشه؟

68
00:04:31,958 --> 00:04:33,166
‫گمون کنم

69
00:04:33,833 --> 00:04:36,083
‫جراح خوبی داشت

70
00:04:50,166 --> 00:04:53,086
‫میدونستی مثل اسب داره ازت خون میره؟

73
00:05:12,915 --> 00:05:22,915
‫کاری از: TheFlashPoint
‫تلگرام: GoodBadUgly@

74
00:05:22,916 --> 00:05:32,916
‫پارس رایانه - شیراز - خیابان کلاهدوز

75
00:05:32,917 --> 00:05:42,917
‫ما را در اینستاگرام دنبال کنید
‫parsclup@

80
00:06:16,375 --> 00:06:19,642
‫لازمه جلوی اینهمه آدم لباست رو عوض کنی؟

81
00:06:19,666 --> 00:06:22,166
‫این لباس معمولی نیست.
‫این یه یونیفرمه که مدیرهای پولدار موقع

82
00:06:22,250 --> 00:06:25,583
‫شام خوردن با خانوماشون و
‫چک کردن سهام نیکی میپوشن. خیلی حال به هم زنه
‫(سهام نیکی، بورسی ژاپنی است)

83
00:06:26,000 --> 00:06:29,041
‫با این لباس با رئیس
‫بانک اسپانیا ملاقات کردی

84
00:06:29,125 --> 00:06:31,041
‫اونوقت برای نوشیدن کوکتل مناسب نیست؟

85
00:06:31,125 --> 00:06:33,000
‫تو باید میرفتی ماشین رو پارک کنی

86
00:06:33,083 --> 00:06:34,750
‫مارتین خیلی کمتر غر میزنه

87
00:06:34,833 --> 00:06:35,833
‫حتما

88
00:06:36,791 --> 00:06:39,041
‫چیه؟ مارتین دیگه چه مشکلی داره؟

89
00:06:40,333 --> 00:06:41,666
‫اون همه جا دنبالته

90
00:06:42,500 --> 00:06:43,500
‫خب؟

91
00:06:44,833 --> 00:06:46,208
‫اون عاشقته

92
00:06:48,291 --> 00:06:49,875
‫عاشقمه

93
00:06:50,708 --> 00:06:52,708
‫اونوقت تو از کجا میدونی؟
‫ دفتر خاطراتش رو دیدی

94
00:06:52,791 --> 00:06:55,333
‫یا گریه‌کنان وقتی که داشت برای فراموش
‫کردن غصه‌اش نوشیدنی میخورد بهت گفت؟

95
00:06:55,416 --> 00:06:56,616
‫دیده‌ام چطوری بهت نگاه میکنه

96
00:06:56,666 --> 00:06:59,583
‫چطور به تمام ایده‌های احمقانه‌ات میخنده

97
00:06:59,666 --> 00:07:01,346
‫با همه‌ی جزئیات نقشه‌ات موافقت میکنه

98
00:07:01,375 --> 00:07:04,333
‫اما نمیتونه نقادانه و
‫منطقی به موضوع نگاه کنه

99
00:07:04,416 --> 00:07:06,875
‫اون عاشق شده، و این باعث میشه
‫نتونه بدون تعصب به مسائل نگاه کنه

100
00:07:06,958 --> 00:07:09,333
‫اون کاملا بدون تعصبه. اون یه مهندسه

101
00:07:09,416 --> 00:07:12,166
‫اون معادله‌های پیچیده رو حل میکنه،
‫و این ممکنه شگفت‌زده‌ات کنه

102
00:07:12,250 --> 00:07:15,750
‫اما هیچ کدوم از اون محاسبات به هیچ وجه
‫درشون احساسات دخیل نیست

103
00:07:15,833 --> 00:07:17,708
‫خودتم به اندازه‌ی من میدونی
‫که چقدر این نقشه افتضاحه

104
00:07:17,791 --> 00:07:19,666
‫نقشه خیلی هم حیرت آوره

105
00:07:19,750 --> 00:07:21,916
‫نقشه یه بخش‌هایی داره،
‫یه جزئیاتی که حیرت آورن

106
00:07:22,000 --> 00:07:23,500
‫اما به عنوان یه نقشه کارکرد ندارن

107
00:07:24,500 --> 00:07:25,791
‫کار نمیکنه

108
00:07:26,750 --> 00:07:29,750
‫-چرا منو آوردی تو کار؟
‫-چون میخوام باهات شریک باشم

109
00:07:30,666 --> 00:07:33,386
‫این بزرگترین سرقت زندگی منه،
‫و میخوام برادرم هم اونجا باشه

110
00:07:34,791 --> 00:07:37,625
‫تو ازم خواستی تا
‫ایده‌هایی بدم که اون نمیتونه

111
00:07:38,541 --> 00:07:39,541
‫و تو...

112
00:07:40,583 --> 00:07:43,142
‫تو میدونی چطور طلا ها رو بکشی بیرون،
‫اما نمیدونی چطور افراد رو در بیاری

113
00:07:43,166 --> 00:07:46,125
‫همینطور اصلا نمیدونید
‫باقی عمرتون رو چطور با 90 تن

114
00:07:46,208 --> 00:07:48,583
‫طلا بگذرونید، بدون اینکه کسی متوجه بشه

115
00:07:48,666 --> 00:07:50,541
‫هر ذهن تحلیلگری، حتی اگه محدود باشه،

116
00:07:50,625 --> 00:07:52,666
‫قبل از هرچیزی، این موضوع رو مدنظر میگیره

117
00:07:52,750 --> 00:07:53,750
‫اما شما دوتا نگرفتید

118
00:07:54,375 --> 00:07:56,666
‫چون تو عاشق نقشه‌ای

119
00:07:57,583 --> 00:07:59,250
‫و اونم عاشق تو

120
00:08:00,125 --> 00:08:02,791
‫احساسات ما رو راهنمایی میکنه، درست.
‫اما نفرت چشمای تو رو کور کرده

121
00:08:02,875 --> 00:08:04,041
‫نفرت از احساس گرایی

122
00:08:04,125 --> 00:08:06,809
‫خب، شاید به خاطر این باشه که
‫یکی از مضامین اصلی احساس گرایی

123
00:08:06,833 --> 00:08:09,208
‫خودکشیه. آندرس، این نقشه خودکُشیه

124
00:08:09,291 --> 00:08:10,666
‫هنوز بدبینه؟

125
00:08:10,750 --> 00:08:12,510
‫امروز، روزش نیست، اما باهاش کنار میاد

126
00:08:12,541 --> 00:08:14,500
‫وقتی استرس داشته باشه، دیدش منفی میشه

127
00:08:14,583 --> 00:08:15,583
‫خب...

128
00:08:17,000 --> 00:08:18,375
‫میخوام برم دستشویی

129
00:08:18,791 --> 00:08:21,166
‫دوستداری همراهم بیای، سرجیو؟

130
00:08:21,875 --> 00:08:23,958
‫تا حالا مزیت تجربه‌ی

131
00:08:24,041 --> 00:08:27,208
‫تحریک آلت تناسلی با دهان رو
‫از یه مرد چیره‌دست رو داشتی؟

132
00:08:30,500 --> 00:08:31,791
‫شوخی کردم

133
00:08:43,833 --> 00:08:44,916
‫بی حس

134
00:08:45,000 --> 00:08:47,333
‫سر در گم، نگاه خیره

135
00:08:48,333 --> 00:08:52,166
‫و بیشتر از همه،
‫حس کنی انگار خارج از واقعیت معلقی

136
00:08:53,791 --> 00:08:56,083
‫اینا نشانه‌های شوک عاطفیه

137
00:08:57,833 --> 00:08:59,958
‫البته ممکنه کاملا متفاوت هم بروز پیدا کنه

138
00:09:03,333 --> 00:09:05,250
‫خشم مهار ناپذیر

139
00:09:05,333 --> 00:09:07,083
‫که تنها راه توقفش

140
00:09:08,541 --> 00:09:09,541
‫خشمه

141
00:09:13,666 --> 00:09:14,666
‫راه باز شد

142
00:09:26,958 --> 00:09:27,958
‫امنه

143
00:09:30,291 --> 00:09:31,291
‫خون

144
00:09:34,541 --> 00:09:35,583
‫یا خدا

145
00:09:38,708 --> 00:09:39,708
‫امنه

146
00:09:59,500 --> 00:10:01,166
‫اتاق امن رو پیدا کردیم قربان

147
00:10:01,250 --> 00:10:04,833
‫گاندیا از داخل درو بسته.
‫زخمی شده. توکیو پیششه

148
00:10:05,333 --> 00:10:06,583
‫زخمش چقدر وخیمه؟

149
00:10:07,666 --> 00:10:09,791
‫یه نارنجک درست کنارش منفجر شد

150
00:10:10,291 --> 00:10:12,750
‫حتما سعی میکنه مذاکره کنه و
‫ایندفعه ما برگ برنده رو داریم

151
00:10:12,833 --> 00:10:15,833
‫-اگه بخواد زنده بمونه، به توکیو آسیبی نمیزنه
‫-من خیلی مطمئن نیستم

152
00:10:17,583 --> 00:10:18,583
‫پروفسور...

153
00:10:20,708 --> 00:10:22,208
‫گاندیا نایروبی رو کُشت

154
00:10:31,750 --> 00:10:33,166
‫میخوای بگی جوابت آره است؟

155
00:11:11,291 --> 00:11:14,708
‫به خاطر کاری که با نایروبی کرده‌ان،
‫صد برابر بدتر جواشونو میدیم

156
00:11:20,583 --> 00:11:23,916
‫در اون لحظه، پروفسور دیگه
‫هیچ دردی حس نمیکرد

157
00:11:24,000 --> 00:11:27,458
‫اون از احساساتش جدا شده بود
‫و مثل ماشین عمل میکرد

158
00:11:27,541 --> 00:11:29,916
‫توی هفت مرحله اون چادر رو نابود میکنیم

159
00:11:30,000 --> 00:11:32,333
‫تنها چیزی که توی ذهنش بود، حمله‌ی بعدی بود

160
00:11:32,416 --> 00:11:34,291
‫و اولینش با واقعیت شروع میشه

161
00:11:34,375 --> 00:11:37,625
‫پروفسور، اگه میخوای حقیقت رو بگی،
‫باید با ریو حرف بزنی

162
00:11:39,166 --> 00:11:40,791
‫یه چیزایی هست که باید بدونی

163
00:11:42,000 --> 00:11:42,833
‫پروفسور...

164
00:11:42,916 --> 00:11:44,333
‫از اون لحظه به بعد

165
00:11:44,416 --> 00:11:47,666
‫هر چیز، دقیقا هرچیزی که انجام دادیم
‫مربوط به حمله کردن بود

166
00:11:47,750 --> 00:11:49,309
‫-پروفسور
‫-در چند ساعت بعد

167
00:11:49,333 --> 00:11:51,458
‫پروفسور انبوهی از موشک شلیک خواهد کرد

168
00:11:51,541 --> 00:11:53,958
‫گفتی که بیرون بردن ما غیر ممکنه، ولی تو انجامش میدی

169
00:11:54,041 --> 00:11:55,833
‫سر قولت می‌مونی؟

170
00:11:57,250 --> 00:11:59,958
‫من گفتم وقتی طلاها رو آب کردیم و آوردیمشون بیرون

171
00:12:00,041 --> 00:12:01,250
‫شماها رو هم میارم بیرون

172
00:12:02,583 --> 00:12:03,583
‫و همین کار رو هم میکنم

173
00:12:05,541 --> 00:12:07,875
‫پالرمو، برو توکیو رو نجات بده

174
00:12:08,291 --> 00:12:10,750
‫من میرم به ریخته‌گری. دنور، با من بیا

175
00:12:14,083 --> 00:12:15,625
‫تمام واحدها، در حالت آماده باش

176
00:12:16,625 --> 00:12:18,333
‫پیشروی با ربات تداکس

177
00:12:26,333 --> 00:12:28,708
‫آماده‌ی غیر فعال کردن بمب‌های درب ورودی هستیم

178
00:12:44,958 --> 00:12:46,000
‫نایروبی مُرده

179
00:12:48,375 --> 00:12:50,416
‫از الان من مسئولم

180
00:12:50,958 --> 00:12:54,166
‫باید خیلی دقیق کار کنیم. چند تن داریم؟

181
00:12:54,583 --> 00:12:56,125
‫چهل و چهار

182
00:12:56,208 --> 00:12:59,875
‫-چه غلطی دارین میکنین؟ بازی میکنین مگه؟
‫-چهل و چهار سه تا از چیزی که میخوایم کمتره

183
00:12:59,958 --> 00:13:03,458
‫دما رو به 1750 افزایش بدین.
‫باید نرخ تولید رو بالا ببریم

184
00:13:04,208 --> 00:13:05,791
‫-کسی اونجاست؟
‫-نه

185
00:13:05,875 --> 00:13:08,000
‫خب باید باشه. بریم داخل

186
00:13:08,083 --> 00:13:10,123
‫چون باید به هر قیمتی
‫شده اون طلاها رو خارج کنیم

187
00:13:10,166 --> 00:13:11,166
‫دنور!

188
00:13:12,083 --> 00:13:13,763
‫حتی یه گرم طلا هم باقی نمونه

189
00:13:13,791 --> 00:13:15,291
‫میخوام از اینجا بیام بیرون

190
00:13:16,666 --> 00:13:18,458
‫یالا. بریم سر کار. بریم!

191
00:13:29,458 --> 00:13:31,375
‫-پروفسور
‫-پروفسور نیستم

192
00:13:31,458 --> 00:13:33,938
‫یه مشکلی داریم. باید از فایروال استفاده کنیم.
‫الان تماست رو منتقل میکنم

193
00:13:34,000 --> 00:13:35,208
‫باشه. عجله کن

194
00:13:42,208 --> 00:13:44,791
‫آغاز عملیات خنثی سازی اولین بمب

195
00:13:44,875 --> 00:13:48,291
‫همه پناه بگیرن. واحدهای یک و
‫دو آماده باشن تا به محض خنثی شدن

196
00:13:48,375 --> 00:13:50,041
‫وارد عمل بشن

197
00:13:58,125 --> 00:13:59,666
‫فایروال لعنتی

198
00:14:06,166 --> 00:14:07,392
‫-پروفسور
‫-بله

199
00:14:07,416 --> 00:14:10,083
‫نباید اینو بهت بگم، اما دارن
‫نقشه‌ی یه قتل عام رو میکشن

200
00:14:10,708 --> 00:14:11,988
‫میخوان بریزن توی بانک

201
00:14:12,041 --> 00:14:15,125
‫دارن سعی میکنن با گاندیا تماس
‫برقرار کنن تا حمله رو طرح ریزی کنن

202
00:14:16,291 --> 00:14:17,666
‫متوجه شدم

203
00:14:17,750 --> 00:14:19,333
‫پیغام منو به لیسبون دادی؟

204
00:14:19,750 --> 00:14:20,750
‫آره

205
00:14:21,000 --> 00:14:22,958
‫آنتونیانزاس، تو بمون و حواست به موریو باشه

206
00:14:23,625 --> 00:14:24,708
‫نذار کسی بیاد تو

207
00:14:28,500 --> 00:14:31,666
‫محض رضای خدا، چرا قبل
‫از این ماجرا به کسی نگفتی؟

208
00:14:32,916 --> 00:14:35,708
‫این چیزا چه به درد من میخوره؟
‫نیاز به یه ذره ترحم دارم؟

209
00:14:38,083 --> 00:14:39,333
‫اوه، آلیشا

210
00:14:42,625 --> 00:14:43,625
‫پاریس

211
00:14:46,625 --> 00:14:48,916
‫خیلی تحت تاثیر قرار گرفت

212
00:14:49,000 --> 00:14:51,041
‫خیلی ذوق کرده بود

213
00:14:51,833 --> 00:14:53,958
‫ای کاش میتونستی ببینیش

214
00:14:58,291 --> 00:14:59,458
‫ممنون، بنیتو

215
00:15:05,000 --> 00:15:06,934
‫-گوش کن
‫-دارم گوش میکنم

216
00:15:06,958 --> 00:15:08,918
‫پلیس داره برای یه حمله
‫با گاندیا همکاری میکنه

217
00:15:08,958 --> 00:15:11,719
‫باید تلفن توی اتاق امن رو از کار بندازیم.
‫همه‌چیز رو قطع کنین

218
00:15:11,750 --> 00:15:13,333
‫همینطور خیلی مهمه که...

219
00:15:14,208 --> 00:15:16,208
‫گاندیا رو نکش. زنده میخوامش

220
00:15:16,750 --> 00:15:18,791
‫با وجود توکیو اون داخل، یکم سخته

221
00:15:18,875 --> 00:15:20,833
‫گفتم زنده میخوامش. کلید نقشه اونه

222
00:15:22,375 --> 00:15:25,500
‫امواج الکترومغناطیس رو
‫پیدا کن و کابل‌ها رو قطع کن

223
00:15:26,208 --> 00:15:27,708
‫وقتی ارتباطش قطع شده باشه

224
00:15:27,791 --> 00:15:29,751
‫و به دوربینی دسترسی نداشت، درو باز کن

225
00:15:29,833 --> 00:15:32,958
‫از اره‌برقی استفاده کن، از پُتک.
‫تا میتونی سر و صدا درست کن

226
00:15:33,041 --> 00:15:35,875
‫باید بفهمه که داریم میایم
‫سراغش تا حواسش به در باشه

227
00:15:35,958 --> 00:15:38,541
‫و بعد از پشت، بدون اینکه بفهمه

228
00:15:38,625 --> 00:15:41,750
‫یه سوراخ کوچیک درست میکنیم و
‫گاز بیهوشی وارد میکنیم

229
00:15:43,500 --> 00:15:45,541
‫وقتی بیهوش شد، در رو باز میکنیم

230
00:15:45,625 --> 00:15:47,666
‫-متوجه شدی؟
‫-متوجه شدم

231
00:15:52,833 --> 00:15:54,625
‫بمب ها از کار افتادن، قربان

232
00:15:54,708 --> 00:15:56,791
‫خوبه. گاندیا رو بگیر

233
00:16:12,166 --> 00:16:13,166
‫زدیم به خال!

234
00:16:27,750 --> 00:16:28,750
‫یوهووو!

235
00:16:37,833 --> 00:16:39,083
‫اونا رفیقامن!

236
00:16:59,916 --> 00:17:01,000
‫سرهنگ!

237
00:17:04,166 --> 00:17:05,166
‫سرهنگ!

238
00:17:06,291 --> 00:17:07,291
‫سرهنگ!

239
00:17:10,500 --> 00:17:13,125
‫انگار به گا رفتی، مگه نه کونی؟

240
00:17:16,125 --> 00:17:18,958
‫برام مهم نیست سخت باشه. معلومه انجامش میدم

241
00:17:19,041 --> 00:17:20,291
‫مطمئنی؟

242
00:17:21,291 --> 00:17:22,625
‫میتونی بهم اعتماد کنی

243
00:17:23,708 --> 00:17:24,708
‫ممنون ریو

244
00:17:25,166 --> 00:17:26,166
‫ممنون

245
00:17:26,958 --> 00:17:31,291
‫صحرای الجزایر

246
00:17:32,250 --> 00:17:33,708
‫چیزی پیدا کردی؟

247
00:17:34,416 --> 00:17:36,625
‫کجا چی پیدا کنم؟

248
00:17:36,708 --> 00:17:37,958
‫اینجا بیابونه ها

249
00:17:38,041 --> 00:17:42,000
‫نمیتونی تاکسی بگیری و بگی
‫"لطفا منو ببر به شکنجه‌گاه"

250
00:17:42,083 --> 00:17:43,333
‫من که بهت پشتیبانی محلی دادم

251
00:17:45,500 --> 00:17:47,958
‫گوش کن، پروفسور. من اسپانیایی بلدم

252
00:17:48,041 --> 00:17:51,375
‫آلمانی بلدم، ایتالیایی، فرانسوی،
‫انگلیسی، کروواسیایی، صربستانی

253
00:17:51,458 --> 00:17:53,291
‫اما بربری بلد نیستم حرف بزنم

254
00:17:53,375 --> 00:17:54,833
‫مختصات میخوام

255
00:17:54,916 --> 00:17:56,041
‫ده دقیقه بهم وقت بده

256
00:18:03,000 --> 00:18:06,250
‫شکیر، همین الان تصاویر ماهواره‌ای رو میخوام

257
00:18:06,333 --> 00:18:07,666
‫ده دقیقه وقت داری

258
00:18:18,791 --> 00:18:20,125
‫پالرمو، دارن میان داخل

259
00:18:26,166 --> 00:18:28,416
‫-به نظر پلیس میخواهد...
‫-...بانک اسپانیا...

260
00:18:28,500 --> 00:18:29,916
‫واحدهای عملیات ویژه

261
00:18:30,000 --> 00:18:34,208
‫درحال حرکت به سمت ساختمون هستن،
‫و به نظر میرسه میخوان به زور وارد ساختمون بشن

262
00:18:38,791 --> 00:18:42,500
‫پلیسا داشتن میومدن،
‫آماده‌ بودن با تمام قوا حمله کنن

263
00:18:43,500 --> 00:18:45,750
‫اونموقع پروفسور اولین موشک رو شلیک کرد

264
00:18:45,833 --> 00:18:46,833
‫درا رو باز کن

265
00:18:49,041 --> 00:18:50,041
‫صبر کنید!

266
00:19:17,458 --> 00:19:18,916
‫چه اتفاقی داره میوفته؟

267
00:19:22,541 --> 00:19:25,625
‫اولین موشک برای احترام به یاد نایروبی بود

268
00:19:37,333 --> 00:19:39,416
‫اونا محافظین شخصی فرمانده هستن

269
00:19:40,375 --> 00:19:41,375
‫مراسم ترحیمه

270
00:19:57,000 --> 00:19:59,000
‫نوشته‌ی روی تابوت: رییسِ لعنتیِ ما!

271
00:20:04,041 --> 00:20:06,541
‫در اون لحظه، همه چیز متوقف شد

272
00:20:07,291 --> 00:20:10,541
‫چه اتفاقی داره میوفته؟

273
00:20:11,125 --> 00:20:12,500
‫چه اتفاقی داره میوفته؟

274
00:20:12,583 --> 00:20:13,916
‫برش گردون داخل؟

275
00:20:14,000 --> 00:20:16,125
‫بزار ببینه. به خاطر احترام

276
00:20:21,083 --> 00:20:24,000
‫با خروج نایروبی، سکوت سنگینی جو رو فرا گرفت

277
00:20:28,083 --> 00:20:31,833
‫باعث شد هزاران نفر از مردمی که گول داستان
‫دالی رو خورده بودن به خود بیان، داستانی که

278
00:20:37,041 --> 00:20:39,166
‫...یه قصه‌ی خیال انگیز با پایانی شاد بود...

279
00:20:45,583 --> 00:20:47,083
‫...درحالی که درواقع یه جنگ بود

280
00:21:24,958 --> 00:21:28,166
‫و اونموقع، پروفسور دومین موشکش رو شلیک کرد

281
00:21:31,666 --> 00:21:32,750
‫زنده به گور شده!

282
00:21:32,833 --> 00:21:35,208
‫اون تمام مادرید رو پر کرد از عکس‌های ریو

283
00:21:35,291 --> 00:21:37,708
‫و یه سری توضیحات درمورد بلاهایی
‫که سر اون آورده بودن فرستاد برای

284
00:21:37,791 --> 00:21:40,458
‫مطبوعات ملی و بین‌المللی

285
00:21:41,833 --> 00:21:44,083
‫من به صورت غیر قانونی در تاریخ 20 ژانویه

286
00:21:44,166 --> 00:21:46,583
‫-توسط پلیس پاناما دستگیر شدم
‫-سرهنگ. بازرس؟

287
00:21:47,666 --> 00:21:51,000
‫بعد منو با یه پرواز سری همراه با
‫سرهنگ سی‌ان‌آی منتقل کردن...

288
00:21:52,125 --> 00:21:53,041
‫سرهنگ لوئیس پریتو

289
00:21:53,125 --> 00:21:55,208
‫یه جایی حوالی مغرب فرود اومدیم

290
00:21:55,791 --> 00:21:58,000
‫و تا 4 آپریل منو شکنجه کردن

291
00:21:59,041 --> 00:22:01,625
‫منو انداختن توی یه سلول
‫که اونقدر کوچیک بود...

292
00:22:02,791 --> 00:22:04,375
‫که مجبور بودم بایستم

293
00:22:05,250 --> 00:22:08,416
‫اونا ولم کردن تا توی خودم بشاشم و برینم

294
00:22:10,041 --> 00:22:11,250
‫همینطوری اونجا ولم کردن

295
00:22:11,833 --> 00:22:13,291
‫توی کثافت خودم زندگی کنم

296
00:22:15,708 --> 00:22:16,708
‫یه شب...

297
00:22:17,958 --> 00:22:19,541
‫منو از سلول بیرون آوردن

298
00:22:20,291 --> 00:22:21,791
‫و بردنم به صحرا

299
00:22:22,958 --> 00:22:25,041
‫و مجبورم کردن قبر خودم رو بکنم

300
00:22:27,125 --> 00:22:30,291
‫منو گذاشتن توی تابوت و زنده زنده دفنم کردن...

301
00:22:31,666 --> 00:22:34,791
‫تا اینکه از هوش رفتم و
‫همه فکر کردن مُرده‌ام

302
00:22:38,750 --> 00:22:40,375
‫تو اون بچه رو زنده به گور کردی؟

303
00:22:40,458 --> 00:22:42,166
‫معلومه زنده به گورش کردیم

304
00:22:42,250 --> 00:22:43,958
‫چرا همچین کاری باید میکردی؟

305
00:22:44,041 --> 00:22:47,375
‫فکر کردی برای چی فرستادیمش الجزایر؟
‫تا فقط با خط‌‌کش بزنیم پشت دستش؟

306
00:22:47,458 --> 00:22:49,976
‫باید میزاشتین توی یه چاله‌ای چیزی بمونه.
‫میشد با آهک شکنجه‌اش کرد

307
00:22:50,000 --> 00:22:51,125
‫یه خروار سیمان حتی

308
00:22:51,208 --> 00:22:52,791
‫اما زنده به گور آخه؟ تف توی این شانس من

309
00:22:52,875 --> 00:22:56,666
‫همه شنیدن با تمام جزئیات ماجرا رو تعریف کرد.
‫مثل فیلمای ترسناک میمونه

310
00:22:56,750 --> 00:22:59,434
‫وقتی بحث همدردی بیاد وسط، مثل این میمونه
‫که زده باشیم مخ خودمون رو پوکونده باشیم

311
00:22:59,458 --> 00:23:01,298
‫نیویورک تایمز فیلم رو منتشر کرده

312
00:23:01,833 --> 00:23:04,250
‫چندتا کشور درخواست تشکیل
‫کمیسیون توی استرازبورگ دادن

313
00:23:04,333 --> 00:23:08,125
‫حتی سازمان عفو عمومی داره ازش
‫استفاده میکنه تا یه بازرسی انجام بده

314
00:23:08,208 --> 00:23:09,041
‫به گا رفتیم

315
00:23:09,125 --> 00:23:12,125
‫اونجایی که بردیش، تلفنی،
‫دوربین امنیتی، وای فای

316
00:23:12,208 --> 00:23:14,625
‫یا هرچیز دیگه‌ای که بشه
‫علیه ما ازش استفاده کرد داره؟

317
00:23:14,708 --> 00:23:16,000
‫اونجا وسط ناکجا آباد بود

318
00:23:16,083 --> 00:23:19,083
‫دوربینی نبود، اینترنتی نبود.
‫لعنتی، حتی جاده هم نداشت

319
00:23:19,166 --> 00:23:21,767
‫-برای همین رفتیم اونجا
‫-اونجا سوراخ کون دنیا بود

320
00:23:21,791 --> 00:23:23,831
‫حتی سرویس امنیتی الجزایر درموردش نمیدونه

321
00:23:23,875 --> 00:23:25,291
‫تازه، بچه‌هه از روز اولش بهتر شده

322
00:23:25,375 --> 00:23:27,975
‫نه جای کبودی داره، نه خونریزی
‫داخلی داشته، هیچی

323
00:23:28,041 --> 00:23:30,125
‫-خیلی حساس بودیم
‫-خیلی خب

324
00:23:31,583 --> 00:23:34,000
‫مثل سگ، منکر همه‌چی میشیم!

325
00:23:34,083 --> 00:23:37,916
‫جنگ بین حرفای ما و حرفای اوناست.
‫و تو قراره انجامش بدی، لوییس

326
00:23:38,375 --> 00:23:39,208
‫من؟

327
00:23:39,291 --> 00:23:41,833
‫آره، تو. تو خایه‌اش رو داری، پس برو تو کارش

328
00:23:41,916 --> 00:23:45,166
‫خودنمایی باشکوه از راه
‫کنفرانس خبری. جلسه فوری

329
00:23:45,250 --> 00:23:46,458
‫شفافیت، لوئیس

330
00:23:46,541 --> 00:23:47,875
‫شفافیت

331
00:23:48,791 --> 00:23:52,541
‫به خاطر همه‌ی این مزخرفات قند خونم افتاده.
‫بیسکوئیتای لعنتی رو کجا گذاشتن؟

332
00:24:36,833 --> 00:24:37,833
‫دارکو

333
00:24:42,083 --> 00:24:43,083
‫بنجامین

334
00:24:43,791 --> 00:24:44,875
‫ممنون اومدی

335
00:24:46,416 --> 00:24:49,958
‫اگه آگوستین، یعنی مسکو بهت اعتماد کرده...

336
00:24:51,625 --> 00:24:53,041
‫من رو هم دوست خودت بدون

337
00:24:56,750 --> 00:24:58,833
‫دخترم، حالش خوبه؟

338
00:24:59,416 --> 00:25:00,958
‫مانیلا حالش خوبه

339
00:25:02,750 --> 00:25:04,750
‫-اونا همه معدنچین؟
‫-همه‌شون

340
00:25:05,416 --> 00:25:06,666
‫و قابل اعتمادن

341
00:25:07,333 --> 00:25:08,333
‫آستوریاسی هستن

342
00:25:08,708 --> 00:25:09,750
‫بجز...

343
00:25:11,083 --> 00:25:12,083
‫اون یارو

344
00:25:12,958 --> 00:25:13,958
‫اون لهستانیه

345
00:25:14,875 --> 00:25:15,875
‫کاپیتان

346
00:25:16,125 --> 00:25:17,125
‫<i>obrigado.</i>

347
00:25:19,291 --> 00:25:20,541
‫به همتون خوش‌آمد میگم

348
00:25:21,916 --> 00:25:22,916
‫لطفا دنبالم بیاین

349
00:25:23,458 --> 00:25:25,000
‫کجا داریم میریم، پروفسور؟

350
00:25:25,083 --> 00:25:26,083
‫به کلاس

351
00:25:26,375 --> 00:25:29,416
‫میخوام بهتون توضیح بدم که توی
‫30 ساعت آینده قراره چیکار بکنیم

352
00:25:36,458 --> 00:25:39,458
‫میخوایم نقشه‌ای رو اجرا کنیم
‫که هر عقل سلیمی

353
00:25:39,541 --> 00:25:41,333
‫میگه کاملا دیوانگیه

354
00:25:43,041 --> 00:25:45,208
‫پس چطوره عقل سلیم رو فراموش کنیم؟

355
00:25:49,583 --> 00:25:51,791
‫سونای آشغال. لعنت بهش!

356
00:25:53,125 --> 00:25:54,125
‫سونا زیاد میری؟

357
00:25:56,666 --> 00:26:00,708
‫خیلی خودت رو سرکوب میکنی، مگه نه؟
‫توی رختکن ارتش حشری میشی

358
00:26:02,083 --> 00:26:03,083
‫درست نمیگم؟

359
00:26:08,208 --> 00:26:09,875
‫میدونستی من و تو شبیه همیم؟

360
00:26:13,166 --> 00:26:15,500
‫تنها فرقمون اینه که توی جناح مختلفیم

361
00:26:19,541 --> 00:26:21,041
‫میتونم بهت یه کار پیشنهاد کنم

362
00:26:26,916 --> 00:26:27,916
‫میدونی چیه؟

363
00:26:30,083 --> 00:26:32,291
‫ترجیح میدم به جاش پیشنهاد میکردی منو بکنی

364
00:26:37,041 --> 00:26:40,791
‫قانونی هست که نزاره دوتا سرباز از
‫دو جناح مختلف همدیگه رو بکنن؟

365
00:26:42,500 --> 00:26:43,875
‫این دیگه خیانت نیست، مگه نه؟

366
00:26:45,541 --> 00:26:47,875
‫باید اینو به کنوانسیون ژنو اضافه کنن

367
00:26:48,875 --> 00:26:50,500
‫"آتش بس!

368
00:26:51,583 --> 00:26:52,833
‫الان وقته...

369
00:26:53,875 --> 00:26:54,916
‫کردنه!"

370
00:27:03,333 --> 00:27:04,666
‫تو چی میخوای؟

371
00:27:06,541 --> 00:27:08,041
‫من چیزی نمیخوام

372
00:27:10,625 --> 00:27:11,625
‫تو حشریم میکنی

373
00:27:51,333 --> 00:27:52,333
‫هی

374
00:27:54,416 --> 00:27:56,625
‫میدونی، من اینجا خیلی فکر کردم

375
00:27:57,625 --> 00:28:00,458
‫و من... من واقعا نمیدونم چمه

376
00:28:01,458 --> 00:28:04,298
‫و نمیفهمم تو شرایطت چطوره،
‫اما من خیلی دوستت دارم

377
00:28:05,541 --> 00:28:08,666
‫و میخوام اینو بدونی که چه باهم باشیم
‫چه نباشیم، همیشه برای کمک بهت هستم

378
00:28:09,083 --> 00:28:10,166
‫این کارا یعنی چی، دنور؟

379
00:28:11,000 --> 00:28:12,083
‫چی داری میگی؟

380
00:28:12,166 --> 00:28:13,458
‫اون نایروبی رو کشت

381
00:28:15,041 --> 00:28:16,250
‫اینجا همه‌چیز ممکنه اتفاق بیوفته

382
00:28:16,333 --> 00:28:18,458
‫حتی چیزایی که فکر میکردیم
‫ناممکنن، میتونن اتفاق بیوفتن

383
00:28:19,333 --> 00:28:21,833
‫میدونم توی اندونزی شرایط راحت‌تر بود،
‫چون روز که تموم میشد

384
00:28:21,916 --> 00:28:24,458
‫تو با تنها مردی بودی که
‫میتونستی باهاش حرف بزنی

385
00:28:24,875 --> 00:28:27,375
‫اما اینجا اوضاع فرق میکنه، میفهمم

386
00:28:28,333 --> 00:28:29,333
‫ولی من عاشقتم

387
00:28:30,791 --> 00:28:34,625
‫اومدی اینجا. مقایسه کردی، و من از
‫این مقایسه بازنده بیرون اومدم. میفهمم

388
00:28:34,708 --> 00:28:36,291
‫هیچکی تو رو مقایسه نمیکنه، دنور

389
00:28:37,333 --> 00:28:40,500
‫جدی میگم. و رابطه‌ی منو ریو...هیچی نیست

390
00:28:41,333 --> 00:28:43,708
‫فقط میخواستم بدونی اگه لازمه که تو...

391
00:28:44,166 --> 00:28:46,208
‫اگه میخوای با ریو باشی...

392
00:28:47,583 --> 00:28:48,625
‫میتونی بری

393
00:28:49,125 --> 00:28:50,625
‫من همچین چیزی نمیخوام

394
00:28:53,208 --> 00:28:56,208
‫و من حتی نمیدونم چی میخوام دنور. نه الان

395
00:28:57,916 --> 00:29:00,583
‫ما الان وسط این دیوونه‌بازی
‫هستیم و من الان نمیتونم فکر کنم

396
00:29:00,666 --> 00:29:02,750
‫یا تصمیم بگیرم یا هر کار دیگه ای کنم

397
00:29:02,833 --> 00:29:04,833
‫اما من و تو توی یه سرقت همدیگه‌رو دیدیم

398
00:29:06,458 --> 00:29:08,041
‫و کلی تصمیم‌ها گرفتیم

399
00:29:09,375 --> 00:29:10,375
‫ما

400
00:29:34,833 --> 00:29:36,166
‫آرتورو، چیکار کردی؟

401
00:29:36,791 --> 00:29:37,791
‫همم؟

402
00:29:39,708 --> 00:29:41,708
‫وقتی خواب بودم با من چیکار کردی؟

403
00:29:42,541 --> 00:29:44,666
‫نمیدونم درمورد چی داری حرف میزنی

404
00:29:45,083 --> 00:29:46,333
‫ازم سو استفاده کردی

405
00:29:46,416 --> 00:29:49,125
‫نمیدونم داری درمورد چی حرف میزنی،
‫ اما الان وقت خوبی نیست

406
00:29:49,208 --> 00:29:50,208
‫تو چیزخورم کردی

407
00:29:50,875 --> 00:29:52,833
‫تو بهم آرامبخش دادی، تو اصرار کردی

408
00:29:52,916 --> 00:29:55,541
‫بهم بیشتر از نیازم دادی و اونا بیهوشم کردن

409
00:29:55,625 --> 00:29:58,291
‫اما قبل از اینکه از هوش برم،
‫حس کردم نزدیکمی

410
00:29:58,375 --> 00:30:00,875
‫حس کردم به گردنم و سینه‌هام دست زدی

411
00:30:00,958 --> 00:30:02,041
‫کاملا هوشیار نبودم،

412
00:30:02,125 --> 00:30:05,583
‫اما میتونستم حس کنم داری زیپ منو
‫باز میکنی و مدام بهم دست میزدی

413
00:30:06,000 --> 00:30:08,000
‫تو شرت منو درآوردی، آرتورو

414
00:30:08,083 --> 00:30:10,458
‫بیدار شدم، و بعد دوباره بیهوش شدم

415
00:30:12,000 --> 00:30:15,208
‫میتونستم تصاویری ببینم.
‫بیدار که شدم دیدم کرستم پاره شده

416
00:30:15,291 --> 00:30:16,333
‫آماندا!

417
00:30:17,875 --> 00:30:20,125
‫اتفاقی که داره میوفته
‫اینه که تو خیلی مضطربی

418
00:30:20,208 --> 00:30:21,833
‫-و این طبیعیه...
‫-نه

419
00:30:21,916 --> 00:30:23,958
‫-چون اوضاع خیلی دیوونه کننده‌ست
‫-نه

420
00:30:24,041 --> 00:30:25,916
‫مطمئنم گیج شدی. یه سری تصاویری دیدی

421
00:30:26,000 --> 00:30:29,500
‫و خیال میکنی واقعی بودن،
‫اما واقعا اتفاق نیوفتادن

422
00:30:29,916 --> 00:30:31,750
‫یا شاید... شاید...

423
00:30:31,833 --> 00:30:33,666
‫داشتی درمورد من خواب تحریک کننده میدیدی؟

424
00:30:33,750 --> 00:30:34,583
‫خواب سکسی؟

425
00:30:34,666 --> 00:30:37,958
‫طبیعیه. اصلا برام مشکلی نیست
‫که هدف امیالت من باشم ولی...

426
00:30:38,041 --> 00:30:40,291
‫منو متهم به کاری که نکرده‌ام نکن

427
00:30:41,583 --> 00:30:43,041
‫تو به من تجاوز کردی، آرتورو

428
00:30:43,791 --> 00:30:45,791
‫چیزخورم کردی و بعد بهم تجاوز کردی

429
00:30:45,875 --> 00:30:47,000
‫گوش کن

430
00:30:48,500 --> 00:30:49,666
‫ای توله سگ

431
00:30:50,083 --> 00:30:51,250
‫من بهت تجاوز نکردم

432
00:30:51,833 --> 00:30:53,583
‫ازت سو استفاده نکردم

433
00:30:54,250 --> 00:30:57,541
‫تو داری به من اتهام خیلی خیلی بزرگی میزنی

434
00:30:57,625 --> 00:30:59,000
‫چیزی که ازش نفرت دارم

435
00:30:59,083 --> 00:31:00,333
‫چیزی که ازش بیزارم

436
00:31:00,416 --> 00:31:03,458
‫همه میدونن که من مدافع سرسخت حقوق زنان هستم

437
00:31:03,541 --> 00:31:05,541
‫مدافع و خواهان احترام

438
00:31:05,625 --> 00:31:07,666
‫به همین خاطر اجازه‌ی
‫همچین کاری رو بهت نمیدم

439
00:31:11,041 --> 00:31:12,166
‫اتفاقی نیوفتاد

440
00:31:12,583 --> 00:31:14,875
‫تو ترسیده بودی. حمله‌ی عصبی داشتی

441
00:31:15,291 --> 00:31:17,083
‫منطقیه، نه؟

442
00:31:19,958 --> 00:31:21,833
‫باورتون میشه؟

443
00:31:21,916 --> 00:31:23,041
‫باورتون میشه؟

444
00:31:31,958 --> 00:31:33,000
‫بوگوتا، ایناشش

445
00:31:44,583 --> 00:31:46,250
‫الان واقعا به گا رفتی

446
00:31:47,708 --> 00:31:49,583
‫به خاطر ترکش توی گردنته

447
00:31:50,041 --> 00:31:51,791
‫شبکه‌ی بازویی

448
00:31:52,791 --> 00:31:55,125
‫کلی عضله توی بازوت رو کنترل میکنه

449
00:31:55,583 --> 00:31:56,708
‫توی دستت

450
00:31:57,875 --> 00:31:58,875
‫کتفت

451
00:31:59,250 --> 00:32:01,541
‫-خیلی چیزا میدونی نه؟
‫-اوهوم

452
00:32:02,125 --> 00:32:04,583
‫یه چیزایی از پروفسور یادگرفتم

453
00:32:05,166 --> 00:32:06,708
‫-اوه، آره؟
‫-اوهوم

454
00:32:08,916 --> 00:32:10,125
‫نفس کشیدن برات سخت شده؟

455
00:32:11,166 --> 00:32:12,166
‫طبیعیه

456
00:32:13,541 --> 00:32:14,625
‫به خاطر دیافراگمته

457
00:32:16,833 --> 00:32:17,875
‫خیلی غم‌انگیزه

458
00:32:18,791 --> 00:32:20,833
‫میخوای آزادت کنم؟

459
00:32:23,458 --> 00:32:24,916
‫اگه نذاری برم، مُردی

460
00:32:27,583 --> 00:32:28,875
‫اگه آزادم کنی...

461
00:32:31,708 --> 00:32:32,708
‫کمکت میکنم

462
00:32:34,000 --> 00:32:37,208
‫دستات رو باز میکنم تا
‫بتونی ترکش ها رو دربیاری

463
00:32:41,083 --> 00:32:42,500
‫اما هنوز...

464
00:32:44,708 --> 00:32:46,166
‫گردنت بسته‌ست

465
00:32:47,708 --> 00:32:49,250
‫پشتم رو میکنم بهت

466
00:32:50,750 --> 00:32:53,333
‫اما فقط کافیه یه انگشتم رو حرکت بدم

467
00:32:53,666 --> 00:32:57,500
‫تا تمام دانشی که توی اون مغز
‫خوشگلت هست بریزه بیرون

468
00:33:00,500 --> 00:33:03,250
‫وزارت امور داخلی
‫ساعت 19:45

469
00:33:04,875 --> 00:33:06,125
‫عصر بخیر

470
00:33:06,208 --> 00:33:07,750
‫اسم من لوئیس پریتو هست

471
00:33:08,375 --> 00:33:11,458
‫من یه سرهنگ از سازمان اطلاعات ملی هستم

472
00:33:12,000 --> 00:33:15,291
‫من امروز به درخواست وزیر امور
‫داخلی مقابل شما قرار گرفتم

473
00:33:15,375 --> 00:33:17,791
‫تا تمام اتهامات وارده در رابطه با

474
00:33:17,875 --> 00:33:20,541
‫شکنجه‌ی انیبال کورتز پاسخ بدم

475
00:33:21,541 --> 00:33:25,125
‫و همینطور ابهاماتی که ممکنه
‫داشته باشید رو رفع کنم

476
00:33:27,125 --> 00:33:29,666
‫آگاتا خیمنز یا همون نایروبی چطور مُرد؟

477
00:33:29,750 --> 00:33:32,375
‫در حال حاضر، هنوز درحال جمع‌آوری اطلاعاتیم

478
00:33:32,458 --> 00:33:35,708
‫تنها چیزی که میتونم بگم اینه
‫که اون طی یک کشمکش

479
00:33:35,791 --> 00:33:37,591
‫توسط مسئول امنیت بانک
‫اسپانیا که تونست فرار کنه

480
00:33:37,625 --> 00:33:38,875
‫کشته شد

481
00:33:40,375 --> 00:33:42,375
‫دستگیری کورتز در پاناما غیر قانونی بود؟

482
00:33:42,458 --> 00:33:44,958
‫دستگیری براساس قانون صورت گرفت،

483
00:33:45,041 --> 00:33:47,291
‫بر اساس دستوری بین المللی
‫مبنی بر دستگیری او

484
00:33:47,375 --> 00:33:49,791
‫که رسما توسط پلیس اروپا ابلاغ شده بود

485
00:33:49,875 --> 00:33:53,583
‫کورتز مدعیه که توی یه سلول به عرض
‫45 سانتی متر نگه‌داری میشده

486
00:33:53,666 --> 00:33:54,750
‫این حقیقت داره؟

487
00:33:54,833 --> 00:33:57,541
‫هیچ بندی از قانون و هیچ
‫کشور دموکراتی در دنیا نیست

488
00:33:57,625 --> 00:33:59,305
‫که اجازه بده همچین اتفاقی بیوفته

489
00:34:00,875 --> 00:34:03,125
‫اون مدعیه که زنده به گور شده بود

490
00:34:03,208 --> 00:34:04,958
‫شما این رو هم منکر میشین؟

491
00:34:05,041 --> 00:34:06,708
‫که رها شده بود تا خودش رو کثیف کنه؟

492
00:34:06,791 --> 00:34:12,750
‫که بهش 40تا قهوه و دوش آب سرد دادین؟

493
00:34:12,833 --> 00:34:14,125
‫...دوش آب سرد

494
00:34:14,208 --> 00:34:17,458
‫تمام این بیانات به همون
‫اندازه که متناقض‌اند، مضحک‌اند

495
00:34:18,333 --> 00:34:21,250
‫پریتو کاری رو کرد که پروفسور انتظار داشت

496
00:34:21,333 --> 00:34:24,458
‫اون دروغ گفت، دروغ گفت، و باز دروغ گفت

497
00:34:24,875 --> 00:34:27,166
‫اون حتی بهتر از چیزی که پروفسور
‫فکر میکرد این کار رو کرد

498
00:34:27,250 --> 00:34:28,708
‫اونا همینطور با موفقیت...

499
00:34:28,791 --> 00:34:31,166
‫با نیشخند و تکبر

500
00:34:31,583 --> 00:34:33,333
‫اونا ازخود راضی عمل میکنن

501
00:34:33,416 --> 00:34:35,166
‫کاملا ازخود راضی

502
00:34:35,250 --> 00:34:38,041
‫چون اونا خیال میکنن حرفاشون به ضرر ماست

503
00:34:38,541 --> 00:34:41,375
‫و این همون چیزیه که باعث میشه توی

504
00:34:41,458 --> 00:34:42,958
‫گردباد دروغ‌های خودشون فرو برن

505
00:34:43,541 --> 00:34:47,625
‫هیچکس انتظار اینو نداره که سازمان اطلاعات ملی،

506
00:34:49,416 --> 00:34:51,083
‫اطلاعاتش از ما کمتر باشه.

507
00:34:53,916 --> 00:34:55,250
‫اما ما بهشون نشون میدیم

508
00:34:56,958 --> 00:34:58,625
‫و هیچ چیز جلودارمون نیست

509
00:35:02,708 --> 00:35:04,125
‫چون از قبل اونجاییم

510
00:35:20,250 --> 00:35:23,125
‫دوباره با همون حربه‌ی همیشگی مواجهیم:

511
00:35:23,208 --> 00:35:25,041
‫خشونت پلیس

512
00:35:25,125 --> 00:35:27,500
‫این یه اتهام بی اساسه، و غیر قابل قبوله

513
00:35:33,000 --> 00:35:34,000
‫الان حرف بزن

514
00:35:37,416 --> 00:35:41,291
‫ما آنیبال کورتز رو
‫شکنجه کردیم، حدود دوماه، اینا

515
00:35:41,916 --> 00:35:44,833
‫به ما 200 هزار یورو
‫دادن تا این کار رو بکنیم

516
00:35:45,333 --> 00:35:47,791
‫این پول رو سرهنگ پریتو
‫از اطلاعات اسپانیا به ما داد

517
00:35:48,208 --> 00:35:49,875
‫و اون سومین موشکش بود

518
00:35:50,750 --> 00:35:52,875
‫سرهنگ پریتو، ببخشید. سرهنگ پریتو

519
00:35:52,958 --> 00:35:55,583
‫درست همین لحظه یه مدرک ویدیویی به دستمون رسیده

520
00:35:55,666 --> 00:35:57,875
‫که با بیانات قبلیتون مغایرت داره

521
00:35:57,958 --> 00:36:00,625
‫شما شهروندی ترک تبار به نام عثمان میشناین؟

522
00:36:01,416 --> 00:36:03,166
‫همم، نه. من همچین کسی نمیشناسم

523
00:36:03,250 --> 00:36:05,000
‫ایمیلی که هست

524
00:36:05,083 --> 00:36:07,583
‫از مکاتبات شما با همین عثمان فرستاده شده

525
00:36:07,666 --> 00:36:09,500
‫این یه دستور بود که بهش داده بودید. میخونمش

526
00:36:09,583 --> 00:36:12,958
‫از هر راهی که میتونید استفاده
‫کنید تا ازش اطلاعات بگیرید

527
00:36:13,041 --> 00:36:14,041
‫شما اینو نفرستادید؟

528
00:36:14,083 --> 00:36:16,208
‫متاسفم. نمیدونم درمورد چی دارین حرف میزنین

529
00:36:18,083 --> 00:36:20,500
‫شاید این ویدیو ذهنتون رو به کار بندازه

530
00:36:21,375 --> 00:36:24,750
‫این قبریه که توش
‫آنیبال کورتز رو زنده به گور کردیم

531
00:36:25,166 --> 00:36:26,458
‫اون تابوت چوبیه

532
00:36:26,875 --> 00:36:29,000
‫دو سه ساعتی اونجا گذاشتیمش

533
00:36:29,416 --> 00:36:31,125
‫خودش چاله رو کند

534
00:36:32,041 --> 00:36:34,833
‫این مدارک رو هم میخواین منکر شین؟

535
00:36:34,916 --> 00:36:36,750
‫یا می‌خواید مدعی شین که این قبر

536
00:36:36,833 --> 00:36:40,041
‫که توی مکانی به اسم "تیمیمون"، در الجزایر قرار داره

537
00:36:40,125 --> 00:36:43,333
‫و محلیه که توی خیلی از ایمیل ها
‫بهش اشاره شده ساختگیه؟

538
00:36:43,416 --> 00:36:44,958
‫خب، البته که ساختگیه

539
00:36:48,916 --> 00:36:50,416
‫چیز بیشتری برای گفتن ندارم

540
00:36:55,625 --> 00:36:58,875
‫تامایو میشه مثل یه تنیسوری
‫که توی زمین تنهاست

541
00:36:58,958 --> 00:37:01,541
‫که تلاش میکنه تک تک توپ‌هایی که بی وقفه

542
00:37:01,625 --> 00:37:03,791
‫به سمتش شلیک میشن برگردونه

543
00:37:09,125 --> 00:37:10,416
‫اونا منو گذاشتن توی تابوت

544
00:37:11,291 --> 00:37:13,250
‫دویست هزار یورو تا انجامش بدیم

545
00:37:13,333 --> 00:37:15,250
‫اون اونقدر متمرکز میشه روی

546
00:37:15,333 --> 00:37:17,976
‫برگردوندن توپ‌هایی که به سمتش میان که وقت

547
00:37:18,000 --> 00:37:21,083
‫یا انرژی برای فکر کردن به
‫سرقت رو نداره، حتی یه لحظه

548
00:37:21,500 --> 00:37:24,125
‫چون تمام دنیاش تیکه تیکه میشه

549
00:37:24,208 --> 00:37:26,458
‫سرهنگ، ما آماده‌ایم تا حمله رو از سر بگیریم

550
00:37:26,541 --> 00:37:28,684
‫-ما هیچ چیزی رو از سر نمیگیریم
‫-گوش کنین...

551
00:37:28,708 --> 00:37:30,166
‫نمیبینی چه اتفاقی داره میوفته؟

552
00:37:30,250 --> 00:37:33,375
‫متوجه نیستی که داریم جلوی چشم
‫تمام دنیا خورد خاک شیر میشیم؟

553
00:37:33,458 --> 00:37:37,000
‫همینمون مونده اتفاقی یه گروگان رو
‫بکشیم و یه تاج از گُه بزاریم رو سرمون

554
00:37:37,083 --> 00:37:40,017
‫-سرهنگ، ما الان برگ برنده‌ی ...
‫- برگ برنده‌ و زهر مار!

555
00:37:40,041 --> 00:37:43,416
‫لازمه بهت یادآوری کنم که تا الانش 4
‫ بار سعی کردی بری اونتو؟ 4 بار!

556
00:37:43,500 --> 00:37:45,958
‫خیال کردی اونتو نوشیدنی مجانی میدن یا چی؟

557
00:37:46,041 --> 00:37:49,333
‫وقتی مشکلت آتیش باشه و آتیش هم تندتر میشه

558
00:37:49,416 --> 00:37:51,666
‫فقط به یک چیز میتونی فکر کنی

559
00:37:51,750 --> 00:37:53,500
‫-خاموش کردنش
‫-خاموش کردنش

560
00:37:54,250 --> 00:37:56,416
‫خاموش کردنش.
‫نه به خاطر اعتبار اسپانیا

561
00:37:56,500 --> 00:37:59,750
‫نه برای دفاع از صداقت
‫سازمان اطلاعات ملی. نه

562
00:38:00,958 --> 00:38:02,291
‫برای آزادی خودت

563
00:38:02,916 --> 00:38:04,500
‫خیلی خب. همه گوش کنن

564
00:38:04,958 --> 00:38:07,791
‫میخوام همه به جز پرسنل اصلی برن بیرون

565
00:38:07,875 --> 00:38:09,666
‫یه هوایی، قهوه‌ای بخورید

566
00:38:09,750 --> 00:38:11,916
‫و بعد از پنج دقیقه برمیگردیم سر کار

567
00:38:17,541 --> 00:38:19,416
‫اوه، آلیشا

568
00:38:20,375 --> 00:38:22,541
‫سعی کردیم بریم بیرون و همه‌چیز رو منکر شیم...

569
00:38:24,000 --> 00:38:26,208
‫اما اون پروفسور لعنتی با شواهد دردستش

570
00:38:26,291 --> 00:38:28,625
‫منتظرمون بود

571
00:38:31,041 --> 00:38:33,791
‫الان تنها راه نجات، گردن گرفتن مسئولیته

572
00:38:35,000 --> 00:38:36,625
‫و کی قراره این کار رو کنه؟

573
00:38:37,250 --> 00:38:38,750
‫از طرف سی‌ان‌آی، پریتو

574
00:38:42,958 --> 00:38:44,250
‫از طرف پلیس، تو

575
00:38:46,625 --> 00:38:50,791
‫ازت میخوایم مثل یه سپر امنیتی عمل کنی
‫تا سازمان قسر در بره

576
00:38:56,416 --> 00:38:57,708
‫چیکار کنم؟ چی بگم؟

577
00:38:58,708 --> 00:39:01,083
‫میخوای بگم همه‌ی کارا رو تنهایی انجام دادم؟

578
00:39:01,541 --> 00:39:02,541
‫که همه چیز

579
00:39:03,125 --> 00:39:05,041
‫تلاش برای موفقیت کاری بود؟

580
00:39:05,916 --> 00:39:08,916
‫که ببینم بهم مدال شایستگی پلیس میدن؟

581
00:39:09,541 --> 00:39:12,708
‫اونا ایمیل های پریتو رو دارن،
‫پس احتمالا مال تو  هم دستشونه

582
00:39:13,791 --> 00:39:16,166
‫باید اعتراف کنی،
‫از پرونده‌ی سرقت کناره گیری کنی

583
00:39:17,291 --> 00:39:18,750
‫و...

584
00:39:18,833 --> 00:39:21,541
‫و مسئولیت تمام فعالیت‌های
‫غیر قانونی رو به عهده بگیری

585
00:39:21,625 --> 00:39:23,000
‫حالا که دارم به فنا میرم،

586
00:39:23,083 --> 00:39:27,416
‫چرا یه سری چیزا اضافه نکنیم و
‫بگیم من مانولت و کندی رو کشتم

587
00:39:27,500 --> 00:39:29,041
‫کودتای 23 فوریه

588
00:39:29,583 --> 00:39:30,833
‫من به پاپ شلیک کردم

589
00:39:31,708 --> 00:39:33,958
‫آره، همه چیز رو بندازین گردن من، ها؟

590
00:39:34,041 --> 00:39:36,791
‫درهرصورت به گوه کشیده میشیم

591
00:39:37,375 --> 00:39:40,458
‫اما اگه کمکمون کنی،
‫فراموش نمیکنیم برامون چه کاری کردی

592
00:39:41,208 --> 00:39:43,708
‫به سی‌ان‌آی میگم اعتبار مدارک رو از بین ببرن

593
00:39:43,791 --> 00:39:46,666
‫نماینده دولت و وکلا طرف مان

594
00:39:47,208 --> 00:39:49,458
‫یه قاضی که هواتو داشته باشه
‫رو میزارن مسئول قضاوت

595
00:39:49,875 --> 00:39:52,750
‫یه نفر که بهمون بدهکاره.
‫یه نفر که خایه‌هاش تو چنگمونه

596
00:39:52,833 --> 00:39:54,313
‫بهت اطمینان میدم، کارت رو بهت پس نمیدن

597
00:39:54,375 --> 00:39:55,583
‫اما نگران اون نباش

598
00:39:55,666 --> 00:39:58,186
‫چون مطمئن میشیم از
‫موجودی ذخیره‌مون بهت پول بدن

599
00:40:02,625 --> 00:40:05,458
‫بهت قول میدم، پات به زندان نرسه

600
00:40:05,541 --> 00:40:06,791
‫مزخرفه

601
00:40:13,708 --> 00:40:15,125
‫خب...

602
00:40:17,583 --> 00:40:19,500
‫گمون کنم چاره‌ی دیگه ای نداشته باشم

603
00:40:21,583 --> 00:40:22,583
‫درسته؟

604
00:40:23,916 --> 00:40:24,916
‫آلیشا

605
00:40:25,958 --> 00:40:26,958
‫قوی باش

606
00:40:28,208 --> 00:40:29,416
‫ما باهاتیم

607
00:40:42,208 --> 00:40:43,583
‫سیرا...

608
00:40:43,666 --> 00:40:45,166
‫و سرهنگ پریتو

609
00:40:47,625 --> 00:40:50,083
‫اونا اولین کسایی هستن که سقوط میکنن

610
00:40:51,083 --> 00:40:52,083
‫و چرا؟

611
00:40:53,041 --> 00:40:55,208
‫چون اینجوریه که اون چادر رو فلج میکنیم

612
00:40:55,291 --> 00:40:58,416
‫و بعد، میتونیم از تمام
‫افرادمون توی بانک محافظت کنیم

613
00:40:58,916 --> 00:41:01,333
‫تامایو نمیتونه خودشو کنترل کنه

614
00:41:01,750 --> 00:41:04,333
‫وقتی همه توی بانک تحت مراقبت مناسب بودن

615
00:41:04,416 --> 00:41:06,791
‫-چیکار میکنیم، بنجامین؟
‫-ها؟ شاید...

616
00:41:07,750 --> 00:41:08,750
‫خودت بگو

617
00:41:09,291 --> 00:41:13,041
‫یکی دیگه از اعضای گروه رو نجات میدیم

618
00:41:14,833 --> 00:41:16,541
‫یه کسی رو نجات میدیم

619
00:41:17,083 --> 00:41:20,750
‫که بین 26 افسر پلیس تحت بازداشته

620
00:41:20,833 --> 00:41:25,333
‫-این غیر ممکنه، پروفسور
‫-تقریبا غیر ممکنه

621
00:41:25,416 --> 00:41:28,500
‫اما یه احتمال وجود داره...

622
00:41:29,041 --> 00:41:30,750
‫اگر بتونیم به این سوالات جواب بدیم:

623
00:41:31,833 --> 00:41:35,666
‫به کجا میخوان منتقلش کنن و کِی؟

624
00:41:36,416 --> 00:41:38,750
‫و ما به اون اطلاعات میرسیم

625
00:41:40,583 --> 00:41:43,125
‫چون میخوام کاری کنم انتقال صورت بگیره

626
00:42:34,291 --> 00:42:35,875
‫فقط اونی که روی گردنته مونده

627
00:42:38,000 --> 00:42:39,041
‫اوضاعش چطوره؟

628
00:42:40,666 --> 00:42:41,750
‫خیلی خوب نیست

629
00:42:43,916 --> 00:42:46,083
‫اگه اشتباه بکشمش بیرون، فلج میشی

630
00:42:46,750 --> 00:42:49,375
‫بکشش بیرون، بکشش بیرون. تعلل نکن

631
00:42:59,000 --> 00:43:00,916
‫یکم دیگه سرت رو بیار پایین

632
00:43:04,666 --> 00:43:05,750
‫دوربین

633
00:43:26,916 --> 00:43:29,083
‫یا خدا! گاندیا مُرده

634
00:43:29,166 --> 00:43:31,916
‫بوگوتا، توکیو گاندیا رو کشت! در رو بشکون

635
00:43:32,458 --> 00:43:33,458
‫کیر توش!

636
00:43:35,583 --> 00:43:37,458
‫اونوقت بود که موشک چهارم شلیک شد

637
00:43:49,166 --> 00:43:52,125
‫همکارمون، لیسبون،
‫به طور غیر قانونی دستگیر شده

638
00:43:52,500 --> 00:43:55,083
‫اونو دزدیدن و الان توی مقر
‫فرماندهی پلیس بیرون بانک اسپانیا

639
00:43:55,166 --> 00:43:58,833
‫بدون اینکه به هیچ قاضی
‫اطلاع داده بشه نگهداری میشه

640
00:43:59,750 --> 00:44:01,125
‫بدون حق دفاع از خود

641
00:44:01,208 --> 00:44:02,291
‫این چه کوفتیه؟

642
00:44:02,375 --> 00:44:04,666
‫اونا همچنین به دروغ گفتن کشته شده

643
00:44:05,500 --> 00:44:06,583
‫و برای اثبات این حرف

644
00:44:07,500 --> 00:44:09,666
‫این مکالمه‌ی ضبط شده‌ی اون لحظه‌است

645
00:44:09,750 --> 00:44:12,000
‫-سوارز
‫-اسلحه‌ات رو بیار پایین

646
00:44:12,083 --> 00:44:14,283
‫-پروفسور کجاست؟
‫-راکل

647
00:44:14,333 --> 00:44:17,541
‫بهشون بگو تسلیم میشم. تا وقتی
‫میرسم یکم زمان بخر. راکل، بهش بگو

648
00:44:17,625 --> 00:44:20,351
‫-پروفسور کجاست؟
‫-نمیدونم کجاست

649
00:44:20,375 --> 00:44:22,333
‫بهشون بگو تقریبا رسیدم. راکل!

650
00:44:22,416 --> 00:44:24,708
‫-پروفسور کجاست؟
‫-نمیدونم!

651
00:44:24,791 --> 00:44:26,166
‫ببرشون بیرون، راکل

652
00:44:26,250 --> 00:44:28,666
‫از اینجا برو بیرون، از اینجا برو بیرون،
‫از اینجا برو بیرون

653
00:44:28,750 --> 00:44:30,583
‫نمیدونم پروفسور کجاست

654
00:44:31,000 --> 00:44:32,375
‫جواب اشتباه بود

655
00:44:32,458 --> 00:44:34,375
‫تقریبا رسیدم. بیا بیرون

656
00:44:34,458 --> 00:44:37,958
‫فقط بیا بیرون

657
00:44:39,500 --> 00:44:41,541
‫برای دفاع از خود بود، متوجه شدی؟

658
00:44:41,625 --> 00:44:44,000
‫فهمیدی، سولانا؟ اول اون شلیک کرد

659
00:44:44,083 --> 00:44:47,583
‫اسلحه رو بردار، اثر انگشت
‫رو پاک کن و بذارش توی دستش

660
00:44:50,000 --> 00:44:52,208
‫تقاضای یه بازجویی کاملا شفاف دارم

661
00:44:52,791 --> 00:44:55,125
‫تا درستی این موارد رو تایید کنه

662
00:45:08,000 --> 00:45:11,000
‫مثل سگ بسته بودت
‫اما بازم دخلش رو آوردی. عالیه

663
00:45:11,083 --> 00:45:13,625
‫-ببین نبض داره یا نه
‫-آره، نبض دارم

664
00:45:14,125 --> 00:45:16,250
‫اوه، ببخشید، دارید درمورد گاندیا حرف میزنید

665
00:45:17,291 --> 00:45:19,666
‫اوناشش، یکم داغونه، مردک بیچاره

666
00:45:21,750 --> 00:45:23,750
‫-زنده‌ست
‫-خوبه

667
00:45:23,833 --> 00:45:25,208
‫یکی میخواد آزادم کنه یا نه؟

668
00:45:29,875 --> 00:45:30,875
‫خوبی؟

669
00:45:56,625 --> 00:45:57,875
‫نایروبی چطوره؟

670
00:46:34,208 --> 00:46:38,125
‫آخرین موشک‌ها با ماشین
‫مامورهای دولت به چادر رسیدن

671
00:46:38,541 --> 00:46:41,208
‫مامورهایی که نشان و حکم دادگاه داشتن

672
00:46:41,708 --> 00:46:43,250
‫همه توجه کنن

673
00:46:44,250 --> 00:46:45,625
‫دست از کار بردارین

674
00:46:49,541 --> 00:46:52,583
‫-من سرهنگ تامایو هستم. مسئول اینجام
‫-اصلا برام مهم نیست کی مسئوله، سرهنگ

675
00:46:52,666 --> 00:46:54,125
‫ما مامورای امنیت ملی هستیم

676
00:46:54,208 --> 00:46:55,833
‫اینجا چه خبره؟

677
00:46:55,916 --> 00:46:57,791
‫کجا میتونم زندانیتون،
‫راکل موریو رو پیدا کنم؟

678
00:47:12,958 --> 00:47:14,291
‫راکل موریو

679
00:47:14,375 --> 00:47:17,708
‫شما به جرم عضو بودن در یک گروه مسلح، آدمربایی،

680
00:47:17,791 --> 00:47:21,541
‫حمله به مسئولین و سازمان های کشور بازداشتین

681
00:47:22,416 --> 00:47:24,250
‫شما حق دارین سکوت اختیار کنین

682
00:47:24,791 --> 00:47:27,916
‫شما حق دارید وکیل یا هرگونه کمک قانونی دیگه‌ای بگیرید

683
00:47:28,416 --> 00:47:31,916
‫شما حق درخواست کمک‌های پزشکی
‫درصورت بیمار بودن رو دارین

684
00:47:32,000 --> 00:47:33,625
‫شما حق دارین...

688
00:47:33,626 --> 00:47:41,626
‫ارائه‌ای از پارس‌رایانه، به روزترین فروشگاه فیلم و سریال
‫شیراز - خیابان کلاهدوز

689
00:47:41,627 --> 00:47:51,627
‫ما را در اینستاگرام دنبال کنید
‫parsclup@

