﻿1
00:00:01,125 --> 00:00:07,416
 justcinema7 ارائه اختصاصی از
 /// instagram & telegram: juscinema7 /// omid vaziri:مترجم

2
00:00:10,500 --> 00:00:11,791
این یک جنگه

3
00:00:12,291 --> 00:00:13,625
پس خودت رو باهاش مطابقت بده

4
00:00:18,500 --> 00:00:19,583
!درها

5
00:00:21,666 --> 00:00:22,958
!آتش

6
00:00:58,875 --> 00:01:01,625
هرچیزی ممکنه توی کمتر از یک ثانیه به فنا بره

7
00:01:03,708 --> 00:01:06,583
،در همچین لحظه‌هایی
حس می‌کنی مرگ داره بهت نزدیک میشه

8
00:01:07,291 --> 00:01:10,250
و میدونی دیگه هیچ چیز
مثل گذشته نمیشه

9
00:01:12,791 --> 00:01:15,666
ولی باید هرکاری لازمه برای زنده موندن انجام بدی

10
00:01:15,750 --> 00:01:17,458
!نایروبی! تحمل کن

11
00:01:21,666 --> 00:01:22,666
تحمل کن

12
00:01:23,250 --> 00:01:24,583
تحمل کن نایروبی

13
00:01:25,000 --> 00:01:27,208
چیزی نمیشه -
!یالا -

14
00:01:27,708 --> 00:01:28,791
!بجنب

15
00:01:29,541 --> 00:01:32,208
تک‌تیرانداز، قلب همه رو هدف گرفته

16
00:01:32,291 --> 00:01:33,708
!سریعتر

17
00:01:33,791 --> 00:01:34,791
...ولی وحشت واقعی

18
00:01:35,375 --> 00:01:38,000
مال وقتی نیست که تو تیر بخوری -
!چیزی نمونده -

19
00:01:38,083 --> 00:01:40,083
مال وقتیه که اونی که
دوستش داری تیر بخوره

20
00:01:40,166 --> 00:01:41,166
!یالا! سریعتر

21
00:01:47,208 --> 00:01:48,375
ریو، سالین

22
00:01:49,416 --> 00:01:50,625
یالا

23
00:01:54,791 --> 00:01:56,625
خیلی‌خب... نفس بکش

24
00:01:59,500 --> 00:02:00,500
خوبه

25
00:02:06,041 --> 00:02:09,625
پروفسور این وحشت رو بیشتر از
همه‌ی ما حس می‌کرد

26
00:02:09,708 --> 00:02:12,750
توی دلش دو کلمه بود
:که هیچوقت نباید کنار هم باشن

27
00:02:12,833 --> 00:02:14,375
عشق و مرگ

28
00:02:15,541 --> 00:02:17,125
و این از درون متلاشی کردش

29
00:02:18,458 --> 00:02:20,125
،وقتی داشت توی جنگل فرار می‌کرد

30
00:02:24,166 --> 00:02:25,666
...فقط به یه چیز فکر می‌کرد

31
00:02:27,083 --> 00:02:29,041
"عشق زندگیم رو کشتن"

32
00:02:38,458 --> 00:02:39,666
ولی لیسبون اینجاست

33
00:02:40,833 --> 00:02:42,125
کاملا زنده

34
00:02:43,250 --> 00:02:45,458
،دو تیری که مرگش باهاش جعل شد

35
00:02:45,541 --> 00:02:48,375
مستقیما به ذهن پروفسور شلیک شد

36
00:02:49,791 --> 00:02:52,666
پروفسور توی غم و غصه‌ش در حال غرق شدن بود

37
00:02:53,333 --> 00:02:54,333
،و بهمراه اون

38
00:02:55,708 --> 00:02:57,875
ما هم در حال غرق شدن بودیم

39
00:03:21,458 --> 00:03:23,166
نبضش 155 و در حال بیشتر شدنه

40
00:03:23,250 --> 00:03:25,750
فشار خونش روی 85/40 هستش
و داره کمتر میشه

41
00:03:25,833 --> 00:03:28,083
دو تا سرم خون و سالین نیاز داریم

42
00:03:28,166 --> 00:03:29,291
،نایروبی

43
00:03:29,375 --> 00:03:30,958
قوی باش. من باهاتم

44
00:03:38,208 --> 00:03:39,208
،توی چادر

45
00:03:40,041 --> 00:03:42,083
تامایو حس من رو داشت

46
00:03:43,208 --> 00:03:45,375
وحشت ناشی از روبه‌رو شدن با مرگ

47
00:03:49,041 --> 00:03:51,416
دهنی خشک با پس‌مزه‌ی فلز

48
00:03:51,500 --> 00:03:55,000
تنگی نفس، اضطراب و درد

49
00:03:55,083 --> 00:03:57,666
،ولی تا زمانی که بازی ادامه داشت

50
00:03:57,750 --> 00:03:59,208
ما باید مقاومت می‌کردیم

51
00:04:07,000 --> 00:04:09,208
.دمای خون به سی درجه رسید
برای تزریق آمادست

52
00:04:27,291 --> 00:04:29,250
گلوله اینجاست

53
00:04:29,916 --> 00:04:31,208
پشت دنده‌ی هفتم

54
00:04:31,291 --> 00:04:33,041
توی پخش پایینی ریه هستش

55
00:04:33,666 --> 00:04:35,958
عزیزم، این خبر خوبیه

56
00:04:39,208 --> 00:04:41,458
.نمیتونه نفس بکشه
هوا توی ریه‌ش جمع شده

57
00:04:41,541 --> 00:04:43,541
سوراخش کن -
داره خفه میشه -

58
00:04:43,625 --> 00:04:45,208
توکیو. کیت جراحی 6

59
00:04:45,291 --> 00:04:47,041
.باشه رفتم
کیت جراحی 6

60
00:04:47,125 --> 00:04:49,291
هوا بین ریه و قفسه‌ی سینه‌ش جمع شده

61
00:04:49,375 --> 00:04:50,791
!عجله کن هلسینکی

62
00:04:51,916 --> 00:04:53,125
!توکیو -
اومدم -

63
00:04:59,458 --> 00:05:00,458
درست شد

64
00:05:05,916 --> 00:05:07,750
باید منو از اینجا ببرین

65
00:05:09,875 --> 00:05:11,708
ترجیح میدم زنده بمونم
و برم زندان

66
00:05:12,458 --> 00:05:14,333
نمیخوام اینجا بمیرم

67
00:05:15,458 --> 00:05:16,583
...توکیو

68
00:05:18,500 --> 00:05:20,916
لطفا منو تحویل پلیس بده

69
00:05:23,000 --> 00:05:24,250
خواهش می‌کنم

70
00:05:26,750 --> 00:05:27,833
منو ببرین بیرون

71
00:05:54,625 --> 00:06:02,500
:مترجمین
آرین دراما و علیرضا ابراهیمی

72
00:06:04,250 --> 00:06:10,208
دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم
www.FoxMovie.Co

73
00:06:45,833 --> 00:06:48,500
"مرحله سوم"

74
00:06:49,833 --> 00:06:51,125
"مقاومت"

75
00:06:53,791 --> 00:06:57,250
،به محض آزاد شدن ریو
...وارد فاز سوم نقشه میشیم

76
00:06:58,375 --> 00:06:59,375
مقاومت

77
00:07:03,958 --> 00:07:06,291
هیچکس نمی‌تونه زنده
از بانک اسپانیا بیرون بیاد

78
00:07:08,375 --> 00:07:09,375
محاله

79
00:07:10,916 --> 00:07:12,791
ولی من شما رو میارم بیرون

80
00:07:13,583 --> 00:07:15,958
،بمحض اینکه فاز سوم رو شروع کنیم

81
00:07:16,583 --> 00:07:19,875
فقط طلاست که اهمیت داره
...و تنها هدف ما

82
00:07:20,500 --> 00:07:21,500
ذوب کردنشه

83
00:07:22,416 --> 00:07:24,916
چون طلا تنها کلید ماست

84
00:07:25,208 --> 00:07:27,916
،اگه طلا رو بدست نیاریم
نمی‌تونم بیارمتون بیرون

85
00:07:29,375 --> 00:07:30,500
...پلیس

86
00:07:31,625 --> 00:07:34,625
،با تمام قوا بهمون حمله می‌کنه
...ولی تحت هر شرایطی

87
00:07:37,708 --> 00:07:38,833
،هر اتفاقی بیوفته

88
00:07:39,833 --> 00:07:41,125
،هرکاری کنن

89
00:07:43,541 --> 00:07:46,916
اوضاع نباید از کنترل ما خارج بشه

90
00:07:49,916 --> 00:07:52,333
وگرنه جون همه‌مون به خطر میوفته

91
00:08:03,500 --> 00:08:04,958
پلیس کشتیم؟

92
00:08:05,041 --> 00:08:07,458
.نمیدونم
یکیشون رو آتیش زدیم

93
00:08:07,541 --> 00:08:09,809
حالا اونا با تمام قوا برمی‌‌گردن

94
00:08:09,833 --> 00:08:10,913
و ما در موقعیتی نیستیم

95
00:08:10,958 --> 00:08:12,541
که از خودمون دفاع کنیم، سرخیو

96
00:08:13,250 --> 00:08:14,875
و نایروبی یه جراح نیاز داره

97
00:08:16,375 --> 00:08:19,095
.ما با موشک ضدتانک بهشون حمله کردیم
عمرا برامون جراح بفرستن

98
00:08:19,166 --> 00:08:21,375
تیر به ریه‌ش خورده

99
00:08:21,458 --> 00:08:24,541
.ما تنهایی نمی‌تونیم
باید تلاشت رو بکنی سرخیو

100
00:08:25,791 --> 00:08:27,833
باید جراحی که توی پاکستان هست رو بیاریم

101
00:08:29,958 --> 00:08:31,208
چقدر وقت داریم؟

102
00:08:31,625 --> 00:08:32,750
داره می‌میره

103
00:08:33,291 --> 00:08:36,875
اون تجهیزات کوهنوردی، بوی بازدارنده سگ
و لباس‌های استتاری داره

104
00:08:37,250 --> 00:08:38,916
ممکنه روی درخت باشه

105
00:08:39,000 --> 00:08:41,208
رو به بالا و سر درخت‌ها شلیک کنین

106
00:08:57,125 --> 00:09:00,083
.راکل، نذار تنها بگیرنت
بهشون بگو تسلیم میشم

107
00:09:01,250 --> 00:09:02,500
!راکل

108
00:09:03,416 --> 00:09:04,750
!فرار کن

109
00:09:05,458 --> 00:09:06,458
!فرار کن

110
00:09:07,625 --> 00:09:09,000
!فقط فرار کن

111
00:09:13,083 --> 00:09:14,291
سعیم رو می‌کنم

112
00:09:52,208 --> 00:09:54,083
آروم باش

113
00:09:55,125 --> 00:09:55,958
آروم

114
00:09:56,041 --> 00:09:57,291
آروم

115
00:09:57,375 --> 00:09:59,166
آروم

116
00:10:00,666 --> 00:10:02,083
گاومیش مهربون

117
00:10:04,125 --> 00:10:06,583
آروم باش

118
00:10:06,666 --> 00:10:08,083
آروم

119
00:10:09,083 --> 00:10:10,083
آروم

120
00:10:21,541 --> 00:10:23,916
،پروفسور به پلیس حمله کرد

121
00:10:24,000 --> 00:10:26,208
ولی هیچکس از بانک اسپانیا خارج نشده

122
00:10:26,291 --> 00:10:28,458
،تظاهرکننده‌ها شوکه شدن

123
00:10:28,541 --> 00:10:32,166
و سوال بزرگ اینه: حالا تکلیف حمایت
دالی‌ها چی میشه؟

124
00:10:32,708 --> 00:10:34,291
فعلا کسی جوابی براش نداره

125
00:10:34,375 --> 00:10:36,750
 ولی می‌تونیم بزودی شاهد
بروز اولین مشکل بزرگ

126
00:10:36,833 --> 00:10:38,833
برای حامیان پروفسور باشیم

127
00:10:39,458 --> 00:10:41,791
!شبیه فیلم شده
خیلی به نفعمون شد

128
00:10:42,166 --> 00:10:44,875
افرادمون سوختگی‌های شدید برداشتن

129
00:10:44,958 --> 00:10:47,708
طبیعیه. ما الان یک ون زرهی دیگه نیاز داریم

130
00:10:47,791 --> 00:10:49,208
!هیچی برات مهم نیست؟

131
00:10:50,833 --> 00:10:53,083
دیگه کسی رو نمیفرستم که زخمی بشن

132
00:10:53,166 --> 00:10:54,286
!و نقص عضو بگیرن

133
00:10:54,333 --> 00:10:57,041
اونا بهمون موشک شلیک کردن
و کل اسپانیا دید

134
00:10:57,125 --> 00:10:59,541
نمیخوام وسط مادرید جنگ راه بندازم

135
00:10:59,625 --> 00:11:00,833
!جنگ شروع شده

136
00:11:02,500 --> 00:11:07,208
.تامایو، گند نزن لطفا
بدترین اشتباه زندگیت رو نکن

137
00:11:09,958 --> 00:11:12,250
تو اشتباه کردی که
اون بچه رو شکنجه کردی

138
00:11:17,125 --> 00:11:19,791
،اگه می‌بردیمش دادگاه
الان اینجا نبودیم

139
00:11:19,875 --> 00:11:22,795
ولی با اینکار قویترشون کردیم و بهشون
دلیل موجه دادیم. دیگه اینکارو نمی‌کنم

140
00:11:24,083 --> 00:11:25,083
ترسیدی

141
00:11:31,333 --> 00:11:32,666
...درست مثل پریتو هستی

142
00:11:33,250 --> 00:11:36,458
یه جعبه ویاگرا کنار تختت داری
که تو سیخ کردن بهت کمک کنه

143
00:11:37,083 --> 00:11:39,625
اونوقت فکر می‌کنی
قانون تو رو نجات میده

144
00:11:40,250 --> 00:11:41,750
قانون الان به ما کمکی نمیکنه

145
00:11:43,875 --> 00:11:45,166
من خود قانونم

146
00:11:46,166 --> 00:11:47,958
!خیلی هم خوب شق می‌کنم

147
00:11:49,166 --> 00:11:50,875
باید به خودمون مسلط باشیم

148
00:11:52,958 --> 00:11:55,916
.من میخوام اوضاع رو آروم کنم
همه فهمیدن؟

149
00:11:56,000 --> 00:11:58,333
.مذاکره و متارکه
مذاکره و متارکه

150
00:11:59,458 --> 00:12:00,458
واضحه؟

151
00:12:01,416 --> 00:12:02,708
کاملا واضحه، رئیس

152
00:12:08,333 --> 00:12:09,500
آنتونتیانتاس؟

153
00:12:11,000 --> 00:12:12,416
آنتونتیانتاس؟

154
00:12:12,500 --> 00:12:13,625
بله بازرس؟

155
00:12:13,708 --> 00:12:14,750
شنیدی چی گفت دیگه؟

156
00:12:14,833 --> 00:12:17,500
.یارو خود قانونه
مثل جان وین

157
00:12:19,833 --> 00:12:21,958
من یه جراح و یه آمبولانس میخوام

158
00:12:23,291 --> 00:12:24,291
!فورا

159
00:12:27,791 --> 00:12:30,666
بریم اونجا بگیم زخمی‌هاشون رو تحویل بدن

160
00:12:36,875 --> 00:12:38,915
فرماندار توی ارتش سه تا کورس پزشکی رفته

161
00:12:38,958 --> 00:12:40,791
بهمون توی عملیات کمک می‌کنه

162
00:12:41,208 --> 00:12:44,708
من درسم رو تموم نکردم
و در نهایت شغلم هم اون نشد

163
00:12:44,791 --> 00:12:46,458
ولی یه سری چیزا رو یادمه

164
00:12:46,541 --> 00:12:47,875
عالی شد. لباس جراحیت رو بپوش

165
00:12:48,291 --> 00:12:49,291
میرم بیارم

166
00:12:49,625 --> 00:12:50,833
جراح کجاست؟

167
00:12:50,916 --> 00:12:53,791
میخوام تماس بگیرم
ولی اونا اول باید اجازه دسترسی بدن

168
00:12:53,875 --> 00:12:57,250
.بوگوتا، داروی بیهوشی بیار
نایروبی، میخوایم بیهوشت کنیم

169
00:12:57,708 --> 00:12:59,791
!نباید بیهوشم کنی! توکیو

170
00:13:01,666 --> 00:13:02,875
...توکیو

171
00:13:02,958 --> 00:13:04,583
...بهش بگو این جون منه

172
00:13:05,291 --> 00:13:06,541
و خودم تصمیم می‌گیرم

173
00:13:07,583 --> 00:13:08,416
!خواهش می‌کنم

174
00:13:08,500 --> 00:13:11,583
جون تو وسطه برای همین داریم
جراحی رو اینجا انجام میدیم. پس آروم باش

175
00:13:11,666 --> 00:13:13,083
خواهش می‌کنم توکیو

176
00:13:13,791 --> 00:13:14,791
لطفا

177
00:13:19,541 --> 00:13:20,541
تصمیم با خودشه

178
00:13:22,541 --> 00:13:23,541
تصمیم نهایی با اونه

179
00:13:26,041 --> 00:13:29,000
هلسینکی، بهت دستور دادم

180
00:13:31,416 --> 00:13:33,833
.تو به من دستور نمیدی
رئیسم نیستی

181
00:13:35,125 --> 00:13:36,583
گذاشتی زنگ بزنه

182
00:13:37,500 --> 00:13:39,166
قرار بود ازمون محافظت کنی

183
00:13:39,750 --> 00:13:41,916
اون می‌تونه اشتباه کنه
!ولی تو نه

184
00:13:42,000 --> 00:13:44,666
خفه شو خیکی
وگرنه درجا نفله‌ت می‌کنم

185
00:13:44,750 --> 00:13:45,750
!حرومزاده

186
00:13:46,333 --> 00:13:48,333
تو جنده‌ی منی نه مامانم

187
00:13:48,416 --> 00:13:52,125
تقصیر خودشه به این روز افتاده
چون خودش تصمیم گرفت حماقت کنه

188
00:13:52,541 --> 00:13:55,541
،اگه نایروبی میخواد بره
خودم تا دم در باهاش میرم

189
00:13:56,833 --> 00:13:58,208
و تو مرتیکه‌ی پست‌فطرت

190
00:13:58,791 --> 00:14:00,208
خفه خون بگیر

191
00:14:00,291 --> 00:14:03,166
چون از الان به بعد
دیگه رئیسم نیستی

192
00:14:03,250 --> 00:14:05,916
تفنگت رو بیار پایین توکیو -
...دنور -

193
00:14:06,000 --> 00:14:09,625
.اگه نایروبی ما رو لو بده، همه‌مون رو می‌کشن
عمل رو همینجا انجام میدیم

194
00:14:12,708 --> 00:14:14,916
تو چی از جراحی حالیته احمق؟

195
00:14:15,875 --> 00:14:17,166
نایروبی جراح لازم داره

196
00:14:17,250 --> 00:14:19,166
همه‌تون دیوونه شدین یا چی؟

197
00:14:19,833 --> 00:14:21,208
...به جون پسرم قسم

198
00:14:22,125 --> 00:14:23,583
هیچی بهشون نمیگم

199
00:14:23,666 --> 00:14:27,083
 الان اینو میگی ولی وقتی
شکنجه‌ت کنن حرف میزنی

200
00:14:27,708 --> 00:14:28,916
برو درت بذار

201
00:14:29,500 --> 00:14:31,250
نایروبی میره

202
00:14:33,583 --> 00:14:34,916
بعید میدونم

203
00:14:38,166 --> 00:14:42,333
فکر می‌کنی الان زمان خوبیه
که رهبر یاغی‌ها بشی؟

204
00:14:42,416 --> 00:14:45,375
یکی از ما داره می‌میره
!پس مسخره‌بازی رو تموم کن

205
00:14:47,833 --> 00:14:49,208
یکی دیگه از ما داره می‌میره

206
00:14:50,125 --> 00:14:51,541
یعنی چی یکی دیگه؟

207
00:14:55,958 --> 00:14:57,708
نیم ساعت پیش لیسبون رو اعدام کردن

208
00:15:02,333 --> 00:15:05,166
،اگه میخواستم اون روی دموکراتیکم رو نشون بدم

209
00:15:05,250 --> 00:15:08,083
الان رای‌گیری می‌کردیم و می‌بردیمش
بیرون، ولی اینطوری کشته میشه

210
00:15:08,166 --> 00:15:11,041
لیسبون وقتی مسلح نبود اعدام شد

211
00:15:11,125 --> 00:15:15,375
پسر نایروبی رو با خرس عروسکیش آوردن
تا بتونن یه تیر تو سر مامانش خالی کنن

212
00:15:15,458 --> 00:15:18,916
نکنه فکر می‌کنین از صلیب سرخ
اون بیرون منتظرتونن؟

213
00:15:19,000 --> 00:15:20,291
!بس کنین مسخره‌بازی رو

214
00:15:26,166 --> 00:15:27,333
پالرمو راست میگه

215
00:15:29,458 --> 00:15:31,208
...باید منو جراحی کنین

216
00:15:33,708 --> 00:15:34,916
و گلوله رو در بیارین

217
00:15:37,291 --> 00:15:38,791
...شاید

218
00:15:40,000 --> 00:15:41,541
مجبور بشین ریه‌م رو باز کنین

219
00:15:42,500 --> 00:15:44,833
تازه منم نباید از شدت خونریزی بمیرم

220
00:15:46,166 --> 00:15:47,541
!منو می‌کشین

221
00:15:49,041 --> 00:15:50,250
منو می‌کشین

222
00:15:52,166 --> 00:15:53,541
...هلسینکی

223
00:15:55,416 --> 00:15:57,083
خیلی پیچیده‌ست

224
00:15:57,791 --> 00:16:00,416
هلسینکی، خیلی پیچیده‌ست

225
00:16:00,500 --> 00:16:01,708
منو ببر دم در

226
00:16:01,791 --> 00:16:03,500
...منو ببر -
آروم باش -

227
00:16:04,083 --> 00:16:05,750
منو ببر دم در -
آروم باش -

228
00:16:06,541 --> 00:16:08,625
آروم باش -
!منو ببر دم در -

229
00:16:08,708 --> 00:16:10,958
چیزی نمیشه

230
00:16:12,250 --> 00:16:14,000
چیزی نمیشه -
!نه! نه -

231
00:16:14,083 --> 00:16:15,375
!نه! نمیخوام! نه

232
00:16:15,458 --> 00:16:16,916
!نه! نه! نه

233
00:16:17,000 --> 00:16:18,333
...هیس -
نه -

234
00:16:18,416 --> 00:16:19,583
!نه

235
00:16:19,666 --> 00:16:20,666
!نه

236
00:16:20,708 --> 00:16:23,541
!نه! نه! نه

237
00:16:25,916 --> 00:16:27,916
!نه! نه! نه

238
00:16:44,708 --> 00:16:48,291
ببخشید پروفسور، ما امشب یه بحثی داشتیم

239
00:16:49,583 --> 00:16:51,458
میرم پیش توکیو بخوابم

240
00:16:59,000 --> 00:17:02,208
تو مشکلی نداری که من امشب
اینجا بخوابم توکیو؟

241
00:17:04,208 --> 00:17:05,333
اصلا مشکلی نداره

242
00:17:14,791 --> 00:17:16,791
 فقط میخوام بگم
،وقتی یکی تو تختم هستش

243
00:17:16,875 --> 00:17:19,041
 .خیلی حشری میشم
از نظرت که عیبی نداره؟

244
00:17:20,041 --> 00:17:23,541
چی عیبی نداره؟ -
که یکم استرسمون رو خالی کنیم -

245
00:17:24,583 --> 00:17:26,041
کُسمون رو بهم بمالیم

246
00:17:31,541 --> 00:17:33,000
می‌دونستم شوخی می‌کنی

247
00:17:35,083 --> 00:17:38,000
...میشه لطفا یکی بهم توضیح بده چرا پالرمو

248
00:17:38,625 --> 00:17:39,708
شده رئیس؟

249
00:17:39,791 --> 00:17:41,500
چون ایده‌ از اون بود؟

250
00:17:43,375 --> 00:17:45,541
و نابغه‌ست -
نابغه‌ست؟ -

251
00:17:45,625 --> 00:17:49,433
همونی که مثل منحرفا
داشت با خایه‌هاش ور می‌رفت؟

252
00:17:49,583 --> 00:17:50,916
!بیخیال

253
00:17:51,541 --> 00:17:53,625
میدونین کی باید این
عملیات رو رهبری کنه؟

254
00:17:56,041 --> 00:17:57,041
!تو

255
00:17:57,541 --> 00:17:58,791
آره، تو

256
00:17:59,500 --> 00:18:01,708
.منم همین فکر رو می‌کنم
اگه کسی براش مهم باشه

257
00:18:01,791 --> 00:18:03,708
،عملیات خوب پیش بره
اون تویی

258
00:18:05,833 --> 00:18:07,625
از این فکرا به سرم نندازین

259
00:18:07,708 --> 00:18:10,125
از این فکرا به سرم نندازین

260
00:18:10,708 --> 00:18:11,958
میرم بخوابم

261
00:18:12,416 --> 00:18:13,458
شب بخیر

262
00:18:22,333 --> 00:18:24,208
میرم با پروفسور صحبت کنم

263
00:18:24,916 --> 00:18:26,041
!بیدار نمونین

264
00:18:30,416 --> 00:18:31,416
پروفسور

265
00:18:31,500 --> 00:18:32,708
...میخوام رهبری عملیات دزدی

266
00:18:33,583 --> 00:18:35,458
.با من باشه
من بهتر از پالرمو هستم

267
00:18:35,541 --> 00:18:37,958
توکیو، میشه فردا صبح
راجع بهش صحبت کنیم؟

268
00:18:38,041 --> 00:18:39,416
فردا صبح؟ نه، همین الان

269
00:18:40,125 --> 00:18:43,000
چرا اون باید رئیس باشه؟ -
...بذار ببینیم -

270
00:18:43,583 --> 00:18:48,125
توکیو مسئول سرقته چون خیلی وقته
...نقشه‌ش داره چیده میشه و

271
00:18:48,208 --> 00:18:50,791
اون از اول پیگیرش بوده. اصلا ایده مال اون بود

272
00:18:50,875 --> 00:18:51,875
خب که چی؟

273
00:18:53,375 --> 00:18:55,833
.منم می‌تونم نقشه رو یاد بگیرم
زود یاد می‌گیرم

274
00:18:56,333 --> 00:18:57,933
پلاترو یه الاغ بی‌جربزه و پشمالوئه

275
00:18:57,958 --> 00:19:00,541
اونقدر بی‌جربزست که انگار
لای پاش چیزی جز پنبه نیست

276
00:19:03,916 --> 00:19:06,083
من و پلاترو با خوان رامینز

277
00:19:06,166 --> 00:19:07,416
میدونیم

278
00:19:07,500 --> 00:19:11,125
،نمیدونم فهمیدی یا نه
ولی بد موقعی مزاحم شدی

279
00:19:18,416 --> 00:19:19,416
چی شده؟

280
00:19:20,916 --> 00:19:21,916
حشری شدی؟

281
00:19:22,000 --> 00:19:23,750
بودم. بودم آره

282
00:19:24,208 --> 00:19:25,625
آره؟ -
اوهوم -

283
00:19:26,125 --> 00:19:28,416
به نظر زیاد قوه تخیل خوبی نداری

284
00:19:28,500 --> 00:19:30,000
ممکنه غافلگیرت کنم

285
00:19:30,083 --> 00:19:32,625
...محض رضای خدا -
وای! جدی میگی؟ -

286
00:19:32,708 --> 00:19:33,708
اوهوم

287
00:19:36,458 --> 00:19:37,708
میخوای خودم بگم؟

288
00:19:38,916 --> 00:19:39,916
نه

289
00:19:40,875 --> 00:19:41,750
و تو؟

290
00:19:41,833 --> 00:19:43,750
چرا اصلا راجع بهش صحبت می‌کنیم؟

291
00:19:43,833 --> 00:19:46,041
چون دارم میگم سه تاییش بکنیم

292
00:19:47,333 --> 00:19:48,916
پالرمو، تو و من

293
00:19:50,250 --> 00:19:52,250
آمار و ارقام با اون

294
00:19:52,333 --> 00:19:54,166
نقشه چیدن با تو

295
00:19:54,750 --> 00:19:58,041
ولی من میشم فرمانده عملیات

296
00:19:58,458 --> 00:20:00,625
چون وقتی اوضاع به گند کشیده بشه

297
00:20:00,708 --> 00:20:01,708
من واکنش نشون میدم

298
00:20:02,541 --> 00:20:05,833
.اینو با درس خوندن یاد نمیگیری
یه چیز ذاتیه

299
00:20:12,416 --> 00:20:13,416
،آقایون

300
00:20:15,083 --> 00:20:16,416
من فرماندهی رو بعهده می‌گیرم

301
00:20:19,041 --> 00:20:20,083
عمل رو شروع می‌کنیم

302
00:20:22,041 --> 00:20:23,875
.فرماندهی با ایشون

303
00:20:24,291 --> 00:20:26,250
خانم باهوش، عقل کل و معتدل

304
00:20:26,333 --> 00:20:28,250
زنیکه‌ی دیوونه‌ای که ما رو
به این روز انداخت

305
00:20:28,333 --> 00:20:30,625
همونی میشه که جونتون رو
بخاطرش از دست میدین

306
00:20:30,708 --> 00:20:33,125
...میذارم شما به دکتربازیتون برسین

307
00:20:34,041 --> 00:20:36,791
.و منم به قدم بعدیم فکر می‌کنم

308
00:20:48,875 --> 00:20:51,125
اون نیم ساعت بدترین لحظه‌ی ما بود

309
00:20:52,041 --> 00:20:53,250
،توی نیم ساعت

310
00:20:53,333 --> 00:20:56,291
پلیس با شلیک به درخت‌ها
مکان زیادی رو جستجو کرد

311
00:20:56,833 --> 00:20:59,083
ما رو تنها و دور از هم نگه داشتن

312
00:20:59,708 --> 00:21:02,791
و پروفسور داخل آبشخور

313
00:21:02,875 --> 00:21:05,333
داشت به اون 30 دقیقه فکر می‌کرد

314
00:21:05,416 --> 00:21:08,416
و اینکه اگه نیم ساعت پیش
...همچین تصمیمی می‌گرفت

315
00:21:09,416 --> 00:21:10,666
لیسبون زنده می‌موند

316
00:21:31,291 --> 00:21:32,958
وقتشه فاز دوم هاملین رو شروع کنیم

317
00:21:33,041 --> 00:21:34,041
دریافت شد

318
00:21:50,000 --> 00:21:51,500
"شماره‌ی ناشناس"

319
00:21:54,000 --> 00:21:56,875
آلیسیا، مذاکره و متارکه

320
00:22:01,250 --> 00:22:02,250
پروفسور

321
00:22:02,291 --> 00:22:03,666
پنج دقیقه نشده زنت رو از دست دادی

322
00:22:03,750 --> 00:22:05,333
به یه زن دیگه زنگ میزنی؟

323
00:22:05,958 --> 00:22:07,000
پسر شیطون

324
00:22:07,625 --> 00:22:09,333
خیلی حشری هستی نه؟

325
00:22:09,833 --> 00:22:13,416
تو دستور اعدامش رو دادی؟ -
من وقتش رو نداشتم. اون خودکشی کرد -

326
00:22:15,000 --> 00:22:17,458
راکل موریلو جلوی دستگیر شدنش مقاومت کرد

327
00:22:17,541 --> 00:22:19,250
به همکارهای سابقش شلیک کرد

328
00:22:19,333 --> 00:22:21,416
درست مثل یک خائن -
سرهنگ -

329
00:22:24,333 --> 00:22:25,791
سیگنالش از مادرید نمیاد

330
00:22:33,416 --> 00:22:35,125
انگار یک بزرگراهه

331
00:22:36,166 --> 00:22:37,208
نزدیک به هولوا

332
00:22:42,958 --> 00:22:44,638
داره از دستمون فرار می‌کنه

333
00:22:45,041 --> 00:22:48,291
اون حرومزاده 42کیلومتر با شما فاصله داره

334
00:22:48,375 --> 00:22:50,333
مطمئنی؟
اگه یه تله‌ی دیگه باشه چی؟

335
00:22:50,416 --> 00:22:53,375
کاملا مطمئنم سیگنالش از اونجا میاد

336
00:22:53,458 --> 00:22:56,416
.توی بزرگراه 435 شمال هستش
برو دنبالش

337
00:22:56,500 --> 00:22:57,541
باشه

338
00:22:58,916 --> 00:23:01,500
.از بازرس روبیو به تمام واحدها
حرکت می‌کنیم

339
00:23:01,583 --> 00:23:04,833
هدف در بزرگراه 435 شمال قرار داره

340
00:23:14,208 --> 00:23:15,416
،به حرفم گوش کن سیرا

341
00:23:16,958 --> 00:23:18,916
،قبل اینکه از بانک اسپانیا بیایم بیرون

342
00:23:20,083 --> 00:23:21,833
تو رو با خاک یکسان می‌کنم

343
00:23:23,666 --> 00:23:25,000
چقدر کسل‌کننده‌ای

344
00:23:25,541 --> 00:23:27,250
مگه پروفسور درس اخلاق نبودی؟

345
00:23:28,041 --> 00:23:30,791
نه، دوتا موشک زدی وسط مادرید

346
00:23:30,875 --> 00:23:33,000
و حالا شدی مثل القاعده. آره

347
00:23:33,083 --> 00:23:35,166
!بینگ بنگ بوم
!خودت رو مسخره کردی

348
00:23:35,583 --> 00:23:37,041
من اشتباهاتم رو درست می‌کنم

349
00:23:37,125 --> 00:23:39,708
و حالا دارم بهت این فرصت رو میدم
که تو هم اینکارو بکنی

350
00:23:40,208 --> 00:23:41,583
...نایروبی -
نه -

351
00:23:42,500 --> 00:23:43,958
من جراح نمی‌فرستم

352
00:23:45,208 --> 00:23:48,625
.ولی می‌تونم یه راه‌حل ساده بهت بدم
نایروبی رو بفرست بیرون

353
00:23:48,708 --> 00:23:51,000
منم یه آمبولانس براش می‌فرستم

354
00:23:51,083 --> 00:23:54,983
نمیذارم نایروبی بیوفته دست همونی که
از اول دنبال کشتنش بود

355
00:23:56,208 --> 00:23:59,416
خودت با عواقبش روبه‌رو میشی -
از شدت ترس دارم می‌لرزم -

356
00:24:02,166 --> 00:24:05,708
باشه، میخوام نیت خیرم رو بهت
ثابت کنم و پیشنهاد آتش‌بس میدم

357
00:24:05,791 --> 00:24:07,166
بمدت 48 ساعت

358
00:24:07,250 --> 00:24:08,958
‫اینجوری، میتونین برآورد کنین...

359
00:24:09,041 --> 00:24:11,000
‫که جراحت زخم چقدر جدیه

360
00:24:12,000 --> 00:24:14,500
‫- یا فقط بذارین اون تو بمیره
‫- متارکه رو قبول می‌کنم

361
00:24:14,583 --> 00:24:15,833
‫ولی گوش کن

362
00:24:17,041 --> 00:24:18,666
‫نایروبی جون سالم به‌در میبره...

363
00:24:19,750 --> 00:24:21,250
‫چه با کمک شما، چه بدون کمک شما

364
00:24:25,625 --> 00:24:26,625
‫خوبه

365
00:24:29,083 --> 00:24:30,750
‫بریم اون مادرجنده رو بگیریم!

366
00:24:56,708 --> 00:24:57,708
‫یالا!

367
00:25:25,666 --> 00:25:27,833
‫چطوری خودمونو از کانون توجه خارج کنیم؟

368
00:25:30,208 --> 00:25:31,666
‫با پیروی از نقشه‌ی هاملین

369
00:25:35,000 --> 00:25:36,625
‫تعریفش کن

370
00:25:40,625 --> 00:25:42,541
‫مارسی فلوتش رو می‌نوازه،

371
00:25:42,625 --> 00:25:45,083
‫و همه‌ی موش‌ها شروع به
‫تعقیبش می‌کنن

372
00:25:48,333 --> 00:25:51,041
‫کاری می‌کنیم باور کنن که
‫عملیات قفس شکست خورده؟

373
00:25:52,541 --> 00:25:53,875
‫دقیقا

374
00:25:53,958 --> 00:25:56,583
‫از خودمون ردپای اشتباه به‌جا میذاریم، ولی...

375
00:25:57,791 --> 00:26:00,916
‫با فراهم کردن مدارک، کاری‌
‫می‌کنیم که قابل‌باور باشه

376
00:26:01,000 --> 00:26:03,625
‫و درخت‌هایی که توشون قایم می‌شدیم،
‫خالی خواهند بود

377
00:26:04,041 --> 00:26:06,125
‫و وقتی شکارچی‌ها رفتن،

378
00:26:06,208 --> 00:26:09,125
‫مثل میمون از درخت‌ها میایم پایین

379
00:26:15,750 --> 00:26:18,375
‫بنظرت بهترین تجدید دیدار کل عمرت نمیشه؟

380
00:26:59,833 --> 00:27:01,541
‫چرا بهم میگی آقای کله سیب‌زمینی؟

381
00:27:02,583 --> 00:27:05,666
‫- نمیدونم. بخاطر راه رفتنت؟
‫- راه رفتنم؟ یعنی چی؟

382
00:27:05,750 --> 00:27:08,041
‫شاید بخاطر اینکه... روحیه‌ی لطیفی داری

383
00:27:08,125 --> 00:27:10,541
‫خب، پس الان داری میگی روحیه‌ی لطیفی
‫دارم، یا داری میگی چاقم؟

384
00:27:10,625 --> 00:27:12,750
‫بسیارخب، بسیارخب. ترجیح میدم جواب ندی

385
00:27:14,416 --> 00:27:16,958
‫واقعا خط قرمز رو با گفتن کله‌ سیب‌زمینی رد کردی

386
00:27:17,041 --> 00:27:19,166
‫ببین، حالا همه درباره‌ش میدونن...

387
00:27:19,250 --> 00:27:21,875
‫دایره‌ی جنایی، امور داخلی، و حتی قوه قضائیه

388
00:27:21,958 --> 00:27:23,500
‫من حتی نمی‌دونستم میم چی هست...

389
00:27:23,583 --> 00:27:25,458
‫تا اینکه یه مشت میم کله سیب‌زمینی
‫به دستم رسید

390
00:27:25,541 --> 00:27:27,000
‫واقعا متاسفم آنخل

391
00:27:37,541 --> 00:27:38,875
‫نمیخوای ازم بپرسی...

392
00:27:39,791 --> 00:27:41,083
‫که چرا اینکارا رو کردم؟

393
00:27:46,166 --> 00:27:47,166
‫نه

394
00:27:48,833 --> 00:27:50,458
‫نه. میدونم که بخاطر عشق کردی

395
00:27:53,416 --> 00:27:57,125
‫وقتی پامون به مادرید برسه، برای همکاری
‫باهاشون بهت توافقی رو پیشنهاد می‌کنن

396
00:27:57,333 --> 00:27:58,333
‫آره

397
00:28:00,291 --> 00:28:01,875
‫سرقت خشونت‌آمیز،

398
00:28:01,958 --> 00:28:03,541
‫اخلال در نظم عمومی،

399
00:28:03,625 --> 00:28:05,000
‫مقاومت در برابر مامورین قانون،

400
00:28:05,083 --> 00:28:06,458
‫حمل سلاح،

401
00:28:06,541 --> 00:28:07,666
‫افشاء اسرار،

402
00:28:07,750 --> 00:28:10,416
‫همکاری با گروه‌های مسلح...

403
00:28:11,416 --> 00:28:12,458
‫و ربودنِ گروگان‌ها...

404
00:28:13,291 --> 00:28:14,458
‫و دختر خودم

405
00:28:19,000 --> 00:28:21,125
‫بنابراین، مهم نیست که توافقمون بر سر چی باشه،

406
00:28:21,958 --> 00:28:24,833
‫حتی اگر قاضی و نظام بخوان
‫عاطفی برخورد کنن،

407
00:28:25,458 --> 00:28:27,458
‫تا 30 سال دیگه پام گیره

408
00:28:30,333 --> 00:28:32,291
‫بنابراین واقعا بگا رفتم،

409
00:28:33,250 --> 00:28:34,416
‫آقای سیب‌زمینی

410
00:28:38,750 --> 00:28:41,267
‫سعی کنید خیلی مختصر و واضح
‫دستورالعمل رو بیان کنین

411
00:28:41,291 --> 00:28:42,291
‫باشه؟ خوبه

412
00:28:42,791 --> 00:28:44,191
‫چند واحد خون نیاز داریم؟

413
00:28:44,250 --> 00:28:46,875
‫سه واحد رو در دمای مناسب آماده کنید
‫(اسلام‌آباد، پاکستان)

414
00:28:47,291 --> 00:28:48,708
‫دنور، چندتا داریم؟

415
00:28:51,416 --> 00:28:53,291
‫- سه واحد
‫- برو بازم بیار

416
00:28:53,375 --> 00:28:56,291
‫اُو منفی و آ منفی، به‌اندازه‌ی
‫سه‌تا عمل جراحی خون بکش،

417
00:28:56,833 --> 00:28:58,291
‫و بپرس ببین کسی دکتر هست یا نه

418
00:28:58,375 --> 00:28:59,833
‫بوگوتا، برو پایین

419
00:28:59,916 --> 00:29:02,583
‫این تنها راه خروج ما از اینجاست.
‫به آب کردن طلا ادامه بده

420
00:29:09,000 --> 00:29:11,000
‫رئیس بودن بهت میاد

421
00:29:11,083 --> 00:29:12,625
‫هیشکی دیگه به تو اعتماد نداره

422
00:29:12,708 --> 00:29:16,125
‫میدونی وقتی من اینجا نباشم، تنها
‫راه خروجت چی خواهد بود؟

423
00:29:19,166 --> 00:29:21,291
‫اینه که درحالی که دستات پشت ‌سرتن بری بیرون،

424
00:29:21,375 --> 00:29:25,375
‫و دعا کنی که بخاطر همه‌ی اون دوربین‌ها و آدمایی
‫که بیرونن، بهت شلیک نکنن

425
00:29:25,458 --> 00:29:26,500
‫آقایون...

426
00:29:28,125 --> 00:29:29,125
‫خدانگهدار

427
00:29:29,416 --> 00:29:30,416
‫فعلاً

428
00:29:35,458 --> 00:29:36,583
‫ادامه بدین، دکتر

429
00:29:36,666 --> 00:29:41,958
‫یک شکاف 15 سانتیمتری بین دنده‌ی
‫ششم و هفتم ایجاد کنین

430
00:29:42,041 --> 00:29:43,041
‫چاقو رو بده

431
00:29:45,708 --> 00:29:47,833
‫اگر قرار باشه کسی مجروح بشه،

432
00:29:47,916 --> 00:29:50,083
‫این‌بار از هر وقت‌ دیگه‌ای برای نجات
‫جونش آماده‌تر خواهیم بود

433
00:29:51,125 --> 00:29:54,583
‫پروتکل‌های درمانی مربوط به رایج‌ترین موارد
‫جراحت با گلوله رو یاد خواهیم گرفت

434
00:29:55,375 --> 00:29:58,333
‫و در کامیون نظامی در کنار تمام تجهیزاتی
‫که برای سرقت نیاز داریم،

435
00:29:59,958 --> 00:30:03,625
‫تجهیزات پزشکی رو هم در صورت الزام به
‫انجام هرگونه عمل جراحی، همراه خواهیم داشت

436
00:30:05,833 --> 00:30:08,833
‫دکتر احمد مغز متفکر خواهد بود، ولی
‫اون 7000 کیلومتر اونورتره،

437
00:30:08,916 --> 00:30:10,166
‫بنابراین شما کمک‌دست‌های اون خواهید بود

438
00:30:11,083 --> 00:30:12,291
‫آسون نخواهد بود

439
00:30:13,541 --> 00:30:14,541
‫نباید درنگ کنید

440
00:30:16,458 --> 00:30:17,458
‫نباید شکست بخورید

441
00:30:18,666 --> 00:30:21,208
‫چون قرار نیست یک خوک مرده
‫روی میز داشته باشیم

442
00:30:26,000 --> 00:30:27,375
‫و اون خوک یکی از شما خواهد بود

443
00:30:28,708 --> 00:30:31,916
‫- مکنده. نمیتونم خوب ببینم
‫- دوربین رو بیار نزدیکتر

444
00:30:32,000 --> 00:30:34,916
‫همیشه ناحیه‌ی جراحی رو تمیز نگه دارین

445
00:30:35,833 --> 00:30:37,250
‫- بهتر شد
‫- خب بعدش چی؟

446
00:30:37,666 --> 00:30:39,291
‫باید دنده‌ها رو جدا کنیم

447
00:30:40,000 --> 00:30:40,916
‫ممکنه که...

448
00:30:41,000 --> 00:30:43,166
‫مجبور بشین قسمتی از
‫ریه رو در بیارین

449
00:30:43,250 --> 00:30:45,250
‫دنده‌ها رو جدا کنیم؟
‫شوخی می‌کنی؟

450
00:30:46,125 --> 00:30:47,875
‫برو دنده‌باز‌کن رو برام بیار

451
00:30:54,333 --> 00:30:56,333
‫- اینه؟
‫- آره. بیارش

452
00:31:04,708 --> 00:31:09,125
‫اونایی که گروه خونیشون او منفی و آ منفی ـه،
‫دستشونو بگیرن بالا

453
00:31:14,000 --> 00:31:17,208
‫میخواین مجبورمون کنین پرونده‌های
‫پزشکیتون رو چک کنیم، یا چی؟

454
00:31:21,416 --> 00:31:22,416
‫پاکیتا

455
00:31:23,291 --> 00:31:24,958
‫تو قبلا پرستار بودی، درسته؟

456
00:31:25,041 --> 00:31:26,625
‫بله قربان، و ماما

457
00:31:26,708 --> 00:31:28,166
‫پس دنبالم بیا

458
00:31:28,250 --> 00:31:31,500
‫هرکس که دستشو بلند کرده همراه من بیاد!

459
00:32:01,875 --> 00:32:02,916
‫سلام...

460
00:32:03,000 --> 00:32:04,208
‫سلام، پروفسور!

461
00:32:04,291 --> 00:32:05,208
‫مارسی؟

462
00:32:05,291 --> 00:32:06,541
‫آره منم. آروم باش

463
00:32:10,666 --> 00:32:12,833
‫- بیا. پلیسی در کار نیست
‫- و گاوه چی؟

464
00:32:13,625 --> 00:32:16,000
‫- چه گاوی؟
‫- کمکم کن بلند شم. بدنم بی‌حس شده

465
00:32:26,291 --> 00:32:27,583
‫اون گاو؟

466
00:32:27,666 --> 00:32:29,583
‫همون گاو

467
00:32:30,208 --> 00:32:31,208
‫

468
00:32:31,250 --> 00:32:32,500
‫خیلی آروم...

469
00:32:32,583 --> 00:32:34,000
‫برو عقب، مارسی

470
00:32:34,458 --> 00:32:36,208
‫همینطوری تو چشماش زل بزن

471
00:32:36,750 --> 00:32:37,875
‫برو عقب

472
00:32:38,708 --> 00:32:40,958
‫این تو رو یاد چیزی نمی‌اندازه؟

473
00:32:41,041 --> 00:32:42,041
‫سن فرمین؟

474
00:32:42,125 --> 00:32:43,250
‫نه

475
00:32:44,291 --> 00:32:45,291
‫ایتالیا

476
00:32:45,791 --> 00:32:47,833
‫اون موقعی که همدیگه رو... توی عروسی دیدیم

477
00:32:47,916 --> 00:32:50,000
‫یالا. برین عقبتر!

478
00:32:50,791 --> 00:32:53,458
‫این دسته‌گل رو مگه زن‌های مجرد نمیگیرن؟

479
00:32:53,875 --> 00:32:56,041
‫مارتین، تو زن مجردی اینجا می‌بینی؟

480
00:32:56,125 --> 00:32:58,916
‫نزدیک‌ترین چیزی که داریم خودتی

481
00:32:59,000 --> 00:33:01,208
‫جزء رسم و رسومه! عروس دسته‌گل رو می‌اندازه،

482
00:33:01,291 --> 00:33:03,541
‫بنابراین یکم برین عقبتر

483
00:33:03,625 --> 00:33:05,000
‫یالا! عقبتر

484
00:33:05,875 --> 00:33:07,625
‫یه جوشکار، یه همجنس‌باز،

485
00:33:08,208 --> 00:33:09,875
‫یه لال، و حتی یه کتابدار

486
00:33:10,708 --> 00:33:13,333
‫این مسخره‌بازی تمومی نداره. دیگه
‫باید عاشق ایتالیایی‌ها بشیم

487
00:33:13,416 --> 00:33:15,666
من لال نیستم. فقط ساکت میمونم

488
00:33:15,750 --> 00:33:17,916
‫و من... و من کتابدار نیستم

489
00:33:18,000 --> 00:33:20,125
‫لطفا به همین کفایت کن که
‫سرخیو صدام کنی

490
00:33:20,208 --> 00:33:21,416
‫خانم‌ها، تمرکزتونو از دست ندین!

491
00:33:21,500 --> 00:33:24,916
‫- عروس الانه که دسته‌گل رو بندازه!
‫- دخترا، یکم برین عقبتر!

492
00:33:25,000 --> 00:33:26,166
‫عقبتر!

493
00:33:26,958 --> 00:33:28,041
‫عقبتر!

494
00:33:48,708 --> 00:33:49,708
‫آماده‌این؟

495
00:33:50,583 --> 00:33:51,833
‫

496
00:33:54,958 --> 00:33:56,625
‫داداش کوچولو!

497
00:33:56,708 --> 00:33:58,541
‫عالی بود، داداش کوچولو!

498
00:33:58,625 --> 00:34:00,541
‫خیلی برات خوشحالم

499
00:34:00,625 --> 00:34:04,291
‫خب، خانم فونولوسا، باید رقص
‫عروسی رو شروع کنیم، ولی قبلش...

500
00:34:05,041 --> 00:34:06,875
‫- یه سورپرایز دارم
‫- چی؟

501
00:34:07,583 --> 00:34:08,583
‫

502
00:35:41,041 --> 00:35:43,833
‫یالا! همگی بخونین! یالا!

503
00:35:47,583 --> 00:35:50,625
‫مثل آدمایی که هوش موسیقایی ندارن
‫و نمی‌تونن برقصن،

504
00:35:50,708 --> 00:35:53,000
‫پروفسور همینجوری سر میز نشست،

505
00:35:53,083 --> 00:35:54,708
‫و از خودش پرسید،

506
00:35:54,791 --> 00:35:56,375
‫که کدوم سنگینی بیشتری داره؟

507
00:35:56,458 --> 00:35:58,208
‫عشق یا مرگ؟

508
00:35:58,666 --> 00:36:00,791
‫زندگی سنگینی بیشتری داره، داداش کوچولو

509
00:36:01,583 --> 00:36:02,583
‫زندگی

510
00:36:04,000 --> 00:36:06,958
‫مثلا منو ببین. با اینکه دارم میمیرم،
‫ولی دارم ازدواج می‌کنم

511
00:36:09,541 --> 00:36:11,708
‫تناقض زیبایی نیست؟

512
00:36:16,125 --> 00:36:17,625
‫اون میدونه مریضی؟

513
00:36:18,041 --> 00:36:20,500
‫البته که میدونه

514
00:36:22,500 --> 00:36:23,625
‫خیلی باهوشه

515
00:36:26,000 --> 00:36:28,875
‫و اگه نیمه‌ی پر لیوان رو نگاه کنی،
‫یه‌جور خوشبختی هم حساب میشه

516
00:36:30,375 --> 00:36:32,791
‫مردم روحشونم خبر نداره که کِی
‫قراره عمرشون به سر بیاد

517
00:36:33,666 --> 00:36:36,208
‫ولی ما میتونیم تا ابد توی ماه‌عسلمون بمونیم

518
00:36:39,416 --> 00:36:42,375
‫مردم برای یه جشن خاص
،یه بطری شامپاین میگیرن

519
00:36:42,458 --> 00:36:44,166
‫ولی باز هم به روزهای عادیشون برمی‌گردن

520
00:36:44,250 --> 00:36:46,166
‫من و تاتیانا قراره زندگیمون رو...

521
00:36:46,250 --> 00:36:48,666
‫خرج بشکه‌های شامپاین فرانسه کنیم!

522
00:36:57,208 --> 00:37:00,375
‫مرگ می‌تونه بزرگترین فرصت زندگیت باشه، سرخیو

523
00:37:19,083 --> 00:37:20,291
‫ناراحتی پروفسور؟

524
00:37:24,208 --> 00:37:27,416
‫اگه میخوای، می‌تونی راجع به احساساتت
‫با من حرف بزنی

525
00:37:28,666 --> 00:37:33,125
‫میخوای یکم آهنگ گوش کنی؟
‫آهنگ، آدم رو شاد می‌کنه

526
00:37:43,500 --> 00:37:45,958
‫این ماشین، دزدیه. این آهنگا مال من نیست!

527
00:37:46,041 --> 00:37:48,833
‫مهم نیست، مارسی.
‫رانندگیتو بکن

528
00:38:07,958 --> 00:38:09,000
‫ببخشید

529
00:38:10,166 --> 00:38:11,708
‫این خون برای کی گرفته میشه؟

530
00:38:12,500 --> 00:38:14,458
‫برای تو چه اهمیتی داره که
‫برای کی گرفته میشه؟

531
00:38:14,541 --> 00:38:17,125
‫دیدم که دو نفر با خرس عروسکی رفتن طبقه‌ی بالا،

532
00:38:17,208 --> 00:38:18,528
‫ولی الان فقط یکیشون هست

533
00:38:18,916 --> 00:38:20,541
‫خب، حالا میدونی خون برای کی گرفته میشه

534
00:38:21,416 --> 00:38:22,666
‫پس بیا و ساکت بمون

535
00:38:31,250 --> 00:38:32,791
‫- دنور
‫- چیه؟

536
00:38:35,166 --> 00:38:36,166
‫ممنون رفیق

537
00:38:37,041 --> 00:38:38,958
‫- بابت چی؟
‫- می‌خواستم بیام اینجا...

538
00:38:39,041 --> 00:38:40,708
‫تا بتونم شخصاً باهات صحبت کنم

539
00:38:42,916 --> 00:38:45,708
‫میدونم اونطور که باید و شاید شروع خوبی نداشتیم،

540
00:38:45,791 --> 00:38:48,208
‫ولی در انتها، تنها چیزی که مهمه...

541
00:38:48,291 --> 00:38:49,875
‫اینه که تو پسر منو بزرگ می‌کنی

542
00:38:50,291 --> 00:38:52,583
‫- ممنون
‫- چی میگی، احمق؟

543
00:38:57,250 --> 00:39:00,208
‫خوبه پاکیتا. کافیه. کافیه. ممنون

544
00:39:02,250 --> 00:39:04,916
‫میدونم توی سن تو با اون همه پولی که داری...

545
00:39:05,000 --> 00:39:06,833
‫

546
00:39:06,916 --> 00:39:09,916
‫مطمئنم عوض کردن پوشک‌های گُهی
‫جزء برنامه‌ات نبوده

547
00:39:10,000 --> 00:39:11,320
‫بخاطر همینه که برات احترام قائلم

548
00:39:11,708 --> 00:39:16,083
‫چون باید یه مرد واقعی باشی که از بچه‌ای که...

549
00:39:16,166 --> 00:39:17,583
‫از اسپرم یکی دیگه به‌وجود اومده، مراقبت کنی

550
00:39:17,666 --> 00:39:19,166
‫گوش کن مادرجنده!

551
00:39:20,083 --> 00:39:23,875
‫خفه شو، و با من در نیفت، وگرنه
‫میزنم دندون‌هاتو خورد می‌کنم

552
00:39:24,833 --> 00:39:26,000
‫اون...

553
00:39:26,541 --> 00:39:27,708
‫اون گروه خونیش آ منفی نیست

554
00:39:27,791 --> 00:39:29,291
‫آرتورو گروه خونیش آ مثبته

555
00:39:30,166 --> 00:39:31,750
‫آرتورو، چیکار کردی؟

556
00:39:33,000 --> 00:39:35,458
‫چیکار کردی؟ اگه من اینارو چک نمی‌کردم چی؟

557
00:39:35,541 --> 00:39:36,781
‫می‌تونست نایروبی رو به کشتن بده

558
00:39:39,416 --> 00:39:40,458
‫متاسفم

559
00:39:40,541 --> 00:39:43,583
‫متاسفم. اشتباه شد. قسم می‌خورم
‫هرگز چنین کاری رو از قصد نمی‌کنم

560
00:39:44,125 --> 00:39:46,625
‫می‌دونستم گروه خونیم آ یه چیزیه،
‫ولی نمی‌دونستم چی،

561
00:39:46,708 --> 00:39:48,468
‫منفی یا مثبت. کی این چیزارو میدونه؟

562
00:39:48,500 --> 00:39:49,980
‫چیزی نیست که هرروز باهاش
‫سر و کار داشته باشی

563
00:39:50,041 --> 00:39:52,250
‫خیلی خب. پس قاطی کردی، درسته؟

564
00:39:56,791 --> 00:39:58,511
‫- یعنی چی، دنور؟
‫- منظورت چیه؟

565
00:39:58,583 --> 00:40:01,541
‫چیکار میکنی؟ شاید واقعاً قاطیشون کرده. لعنتی

566
00:40:03,333 --> 00:40:05,666
‫- کمکش کن تو رو خدا!
‫- پاشو بابا، چیزیت نیست

567
00:40:05,750 --> 00:40:06,875
‫پاشو!

568
00:40:07,333 --> 00:40:10,208
‫نمیشه همینجوری بیای و
‫مشت حواله بدی تو صورت مردم. خدایا!

569
00:40:10,666 --> 00:40:12,586
‫همین که اینجا گیر افتادن بسشونه

570
00:40:12,625 --> 00:40:15,166
‫حالا دیگه تموم شد. چیزیش نیست.
‫تموم شد. شرمنده‌ام

571
00:40:15,625 --> 00:40:16,750
‫ایرادی نداره

572
00:40:17,583 --> 00:40:18,583
‫ایرادی نداره

573
00:40:19,583 --> 00:40:20,583
‫ببین...

574
00:40:24,083 --> 00:40:26,166
‫میدونم چرا یهو کفری شدی، رفیق

575
00:40:26,250 --> 00:40:28,458
‫- چرا؟ چرا؟
‫- چیزی نیست. می‌فهمم

576
00:40:28,875 --> 00:40:31,166
‫مانیکا بهت گفت که توی دستشویی چه
‫اتفاقی افتاد، مگه نه؟

577
00:40:31,250 --> 00:40:32,333
‫چه دستشویی‌ای؟

578
00:40:33,541 --> 00:40:35,916
‫چه دستشویی‌ای؟ چی میگه این یارو؟

579
00:40:36,000 --> 00:40:37,708
‫واقعا معذرت میخوام

580
00:40:37,791 --> 00:40:41,250
‫شرمنده‌ام، خدایا، نمیدونم توی
‫سرم چی‌ می‌گذشت، واقعا نمیدونم

581
00:40:41,333 --> 00:40:44,750
‫از آخرین باری که دیده بودمش خیلی وقت
می‌گذشت. اون خیلی نزدیکم بود

582
00:40:44,833 --> 00:40:46,875
‫نمیدونم. گمونم تابلوها رو درست نخوندم

583
00:40:47,458 --> 00:40:52,500
‫اون بهم گفت که بعد از این قضایا، یه جایی
‫باهم قرار میذاریم تا من بتونم پسرمو ببینم

584
00:40:52,916 --> 00:40:55,333
‫خلاصه همه چیز دست به دست هم داد،
‫و منم رفتم تو کارش

585
00:40:55,416 --> 00:40:56,625
‫رفتی تو کارش؟

586
00:40:57,208 --> 00:40:58,291
‫رفتی تو کار چی؟

587
00:40:58,708 --> 00:41:00,041
‫دنور، هیچ اتفاقی نیفتاد

588
00:41:00,125 --> 00:41:02,458
‫فقط ولش کن. ولش کن

589
00:41:03,541 --> 00:41:06,875
‫تو می‌خواستی با این عوضی قرار
‫بذاری که پسرمونو بهش نشون بدی؟

590
00:41:06,958 --> 00:41:10,166
‫اون گولم زد. گفت که پدرشه. احساسی شده بود

591
00:41:10,250 --> 00:41:13,291
‫آره، ولی رفت تو کارِ چی؟
‫اینو نمی‌فهمم

592
00:41:13,375 --> 00:41:15,750
‫اون هیچ‌کاری نکرد.
‫ربطی به مانیکا نداره

593
00:41:15,833 --> 00:41:17,333
‫کسی که مقصره، منم

594
00:41:17,750 --> 00:41:20,125
‫ما همدیگه رو بغل کردیم، من تحریک شدم،

595
00:41:20,208 --> 00:41:21,666
‫- شهوت بالا گرفت و ...
‫- خفه شو!

596
00:41:22,666 --> 00:41:23,666
‫راست میگه؟

597
00:41:26,000 --> 00:41:27,291
‫این احمق مادرجنده...

598
00:41:27,833 --> 00:41:30,333
‫درحالی که کیرش شق بوده خودشو بهت مالیده؟

599
00:41:30,416 --> 00:41:33,625
‫به ثانیه نکشیده با تفنگ
‫زدمش کنار، دنور

600
00:41:34,541 --> 00:41:35,541
‫گوش کن

601
00:41:35,583 --> 00:41:37,666
‫من از خودم دفاع کردم، دنور

602
00:41:38,250 --> 00:41:39,416
‫پس راست میگه

603
00:41:45,333 --> 00:41:47,750
‫بس کن! خواهش می‌کنم بس کن!

604
00:41:47,833 --> 00:41:49,833
‫تمومش کن! الان می‌کشیش!

605
00:41:50,208 --> 00:41:52,416
‫بس کن!‌ داری می‌کشیش!

606
00:41:52,500 --> 00:41:53,791
‫بس کن! بسه!

607
00:42:14,291 --> 00:42:15,833
‫این کارا یعنی چی؟

608
00:42:18,833 --> 00:42:21,208
‫این چه کوفتیه که درونت داری؟

609
00:42:21,833 --> 00:42:23,291
‫اینقدر خشم

610
00:42:25,833 --> 00:42:27,583
‫اینقدر خشونت

611
00:42:28,125 --> 00:42:29,625
‫به یه گروگان شلیک کردی

612
00:42:31,708 --> 00:42:33,291
‫حالام که کتکش زدی

613
00:42:34,916 --> 00:42:36,000
‫مثل دیوونه‌ها

614
00:42:36,083 --> 00:42:38,291
‫نمیتونم ادامه بدم

615
00:42:39,458 --> 00:42:41,208
‫نمیدونم مرضت چیه

616
00:42:41,708 --> 00:42:44,500
‫نمیدونم مرضت چیه یا از کجا اومده، ولی...

617
00:42:44,916 --> 00:42:46,250
‫نمیتونم، دنور

618
00:42:49,125 --> 00:42:51,083
‫نمیتونم، و نمیخوام

619
00:42:51,958 --> 00:42:53,125
‫نمیخوام

620
00:42:54,000 --> 00:42:55,500
‫نمیخوام پسرم...

621
00:42:56,166 --> 00:42:59,750
‫اون خشونت غیرمنطقی‌ای که درونت
‫داری رو حس کنه

622
00:43:01,208 --> 00:43:02,250
‫نمیخوام

623
00:43:20,333 --> 00:43:21,666
‫درسته. ادامه بدین

624
00:43:29,666 --> 00:43:31,333
‫- صبح بخیر
‫- صبح بخیر

625
00:43:31,791 --> 00:43:33,916
‫- خودشه؟
‫- ماشین هفت‌بار غلت خورده

626
00:43:34,000 --> 00:43:37,416
‫رد خون موجوده، ولی نتونستیم راننده
‫رو پیدا کنیم. باید خودش باشه

627
00:43:37,500 --> 00:43:39,625
‫یا شایدم یه قاچاقچی مواد، یا
‫یه جنایتکار شانسی، نه؟

628
00:43:39,708 --> 00:43:42,166
‫ماشین دو ساعت و نیم پیش در
‫سالواتیرا دزدیده شده،

629
00:43:42,583 --> 00:43:45,333
‫نزدیک‌ترین روستا به جایی که
‫موریو رو پیدا کردیم

630
00:43:45,750 --> 00:43:47,041
‫و از درخت هم بالا رفته

631
00:43:48,333 --> 00:43:49,333
‫درسته

632
00:43:50,916 --> 00:43:51,916
‫ببخشید

633
00:43:58,125 --> 00:43:59,875
‫- بله، سرهنگ
‫- خودش بود؟

634
00:44:00,583 --> 00:44:03,791
‫فکر کنم. نمیتونه زیاد دور شده باشه.
‫بنظر خون زیادی از دست داده

635
00:44:04,416 --> 00:44:07,166
‫میذاریمش به‌عهده‌ی سوارز. میخوام
‫بیای اینجا پیش موریو

636
00:44:07,250 --> 00:44:10,125
‫بیارش مادرید. این از همه‌چی مهم‌تره، فهمیدی؟

637
00:44:10,208 --> 00:44:12,500
‫- بله، دریافت شد
‫- و اطمینان حاصل کن که سوارز...

638
00:44:12,583 --> 00:44:14,666
‫به‌ همه‌ی بیمارستان‌های ناحیه،

639
00:44:14,750 --> 00:44:17,500
‫به همه‌ی دامپزشکی‌ها و حتی به همه‌ی
‫صومعه‌های کوفتی، واحدها رو بفرسته

640
00:44:18,750 --> 00:44:20,458
‫میخوام همه گوش‌به‌زنگ باشن

641
00:44:20,541 --> 00:44:23,250
‫مگر اینکه مرده باشه تا بتونه از
‫دست ما فرار کنه

642
00:44:30,541 --> 00:44:31,541
‫پاموک

643
00:44:36,125 --> 00:44:37,125
‫چی؟

644
00:44:37,500 --> 00:44:39,125
‫اسم سگم پاموک بود

645
00:44:40,125 --> 00:44:42,125
‫در تمام طول جنگ همراهم بود

646
00:44:42,625 --> 00:44:43,875
‫میدونم چه حسی داری

647
00:44:43,958 --> 00:44:46,666
‫مارسی، الان داری سعی می‌کنی...

648
00:44:46,750 --> 00:44:49,208
‫بین سگ مرده‌ات و زن من یه استعاره
‫یا همچین چیزی بسازی؟

649
00:44:49,291 --> 00:44:50,833
‫اون یه سگ ماده بود

650
00:44:52,708 --> 00:44:57,166
‫بعد از جنگ، همه‌ی دوستام مرده بودن

651
00:44:58,208 --> 00:44:59,458
‫و من...

652
00:45:00,000 --> 00:45:02,583
‫شب‌هام روی توی بار می‌گذروندم

653
00:45:02,666 --> 00:45:05,125
‫هر روز رو

654
00:45:05,750 --> 00:45:08,916
‫پاموک همیشه بیرون منتظر بود. همیشه

655
00:45:11,125 --> 00:45:14,458
‫پس شما دوتا هم عاشق بودین،
‫و جلو خودت هم اعدام شد؟

656
00:45:17,000 --> 00:45:18,000
‫آره

657
00:45:23,750 --> 00:45:25,208
‫چه بلایی سر پاموک اومد؟

658
00:45:29,333 --> 00:45:30,791
‫پسرهای روستا...

659
00:45:31,750 --> 00:45:33,458
‫مسخره‌بازی‌های جنگی رو دوست داشتن

660
00:45:34,666 --> 00:45:36,458
‫بنابراین بعد از یه مدت،

661
00:45:37,208 --> 00:45:41,833
‫که دشمنی نداشتن، از
‫مسخره‌بازی جنگی خسته شدن

662
00:45:42,375 --> 00:45:43,375
‫یه روز،

663
00:45:44,041 --> 00:45:45,625
‫یه‌سری سنگ پیدا کردن

664
00:45:47,291 --> 00:45:49,291
‫بطری‌ها رو شکستن...

665
00:45:51,875 --> 00:45:53,375
‫و گفتن که پاموکِ من...

666
00:45:53,958 --> 00:45:55,166
‫دشمنشون بوده

667
00:45:59,916 --> 00:46:00,916
‫متاسفم

668
00:46:05,250 --> 00:46:06,958
‫سگ خوبی بود

669
00:46:13,750 --> 00:46:17,083
‫مارسی، میشه یه لحظه بزنی کنار؟
‫میخوام... بشاشم

670
00:47:45,500 --> 00:47:46,541
‫خوب شاشیدی؟

671
00:47:47,625 --> 00:47:48,625
‫

672
00:47:51,125 --> 00:47:53,291
‫شاشیدن گاهی اوقات به آدم آرامش میده

673
00:48:03,541 --> 00:48:08,083
‫اگرچه که همه‌مون درد داشتیم، ولی
‫از یک حقیقت نمی‌تونستیم چشم‌پوشی کنیم:

674
00:48:08,875 --> 00:48:13,708
‫جونمون وابسته به اتفاقی بود که 48 متر
‫پایین زمین داشت می‌افتاد

675
00:48:14,333 --> 00:48:15,958
‫نقشه، یه قانون خیلی ساده داشت:

676
00:48:16,833 --> 00:48:18,416
‫یا طلا رو می‌بردیم بیرون،

677
00:48:19,125 --> 00:48:20,583
‫یا همه‌مون می‌مردیم

678
00:48:21,625 --> 00:48:23,958
‫مهم نبود که بالا چه اتفاقی داشت می‌افتاد،

679
00:48:24,041 --> 00:48:26,000
‫طلا باید به بیرون‌ برده میشد

680
00:48:26,083 --> 00:48:30,000
‫مهم نبود که بالا چه اتفاقی داشت می‌افتاد،
‫طلا باید به بیرون برده میشد

681
00:48:34,458 --> 00:48:35,791
‫ریه رو جابجا کن

682
00:48:36,291 --> 00:48:37,916
‫میخوام بخش پایینیش رو ببینم

683
00:48:39,416 --> 00:48:40,416
‫بلندش کن

684
00:48:44,625 --> 00:48:45,625
‫سرهنگ!

685
00:48:48,208 --> 00:48:50,916
‫در جریان سیگنال‌های الکترومغناطیسِ ورودی
‫و خروجیِ بانک...

686
00:48:51,000 --> 00:48:52,500
‫افزایشی دیده میشه

687
00:48:52,958 --> 00:48:55,416
‫مارتینز، واضح بگو لطفا

688
00:48:55,500 --> 00:48:57,250
‫دارن با یه نفر از بیرون ارتباط برقرار می‌کنن

689
00:49:02,583 --> 00:49:05,208
‫تصویر رو ببرین نزدیکتر. خوبه

690
00:49:05,625 --> 00:49:08,500
‫بسیارخب. باید بخش پایینی
‫ریه رو در بیاریم

691
00:49:08,583 --> 00:49:10,791
‫احتمال عفونت و نکروز بافت وجود داره

692
00:49:10,875 --> 00:49:12,166
‫ممکنه به قیمت جونش تموم شه

693
00:49:12,250 --> 00:49:14,500
‫چطوری باید بخشی از ریه‌ش رو در بیاریم؟

694
00:49:14,791 --> 00:49:17,250
‫- چاقوی برقی دارین؟
‫- آره

695
00:49:17,333 --> 00:49:19,208
‫از پهنای باندش بنظر میاد
‫که تماس تصویری باشه

696
00:49:19,625 --> 00:49:21,041
‫میشه دیدش؟

697
00:49:21,125 --> 00:49:22,625
‫سیگنالش رمزنگاری شده‌ست

698
00:49:23,750 --> 00:49:26,000
‫بنظرم از طریق یه ماهواره‌ی قزاق
‫داره مخابره میشه

699
00:49:27,750 --> 00:49:30,916
‫و احتمالا از طریق دیپ‌وب، ولی مطمئن نیستم

700
00:49:34,125 --> 00:49:35,333
‫پس بیا تماسشونو قطع کنیم

701
00:49:37,916 --> 00:49:40,375
‫بیاین شروع کنیم. وقتی واسه تلف کردن نداریم

702
00:49:40,458 --> 00:49:43,166
‫خیلی دقیق دستورالعمل‌هام رو گوش کنین
‫و بهش عمل کنین

703
00:49:44,083 --> 00:49:47,083
‫- باید خیلی آروم پیش بریم. مفهوم شد؟
‫- مفهومه

704
00:49:47,166 --> 00:49:48,166
‫سرهنگ...

705
00:49:49,166 --> 00:49:51,267
‫اگه ماهواره متعلق به یکی از
‫شرکت‌های تلفن همراه اسپانیا باشه،

706
00:49:51,291 --> 00:49:53,934
‫- باید درخواست پارازیت موقت...
‫- لازم نکرده بگی

707
00:49:53,958 --> 00:49:55,083
‫که چه کاریو نمیتونیم انجام بدیم

708
00:49:55,166 --> 00:49:57,416
‫بهت گفتم تماسشونو قطع کن

709
00:49:57,500 --> 00:50:00,750
‫اگر رگی پاره بشه، چاقو رو در میاریم

710
00:50:00,833 --> 00:50:04,000
‫- و با انبر جراحی می‌بندیمش
‫- مفهوم شد

711
00:50:04,083 --> 00:50:06,625
‫باید روی تک‌تک سیگنال‌های
،ناحیه پارازیت بندازیم

712
00:50:06,708 --> 00:50:09,833
‫اینترنت و هرچیزی که از طریق ماهواره‌ها
‫مخابره میشه رو از کار بندازیم

713
00:50:10,250 --> 00:50:12,291
‫مثل مصر در سال 2011

714
00:50:12,375 --> 00:50:13,375
‫انجامش بده

715
00:50:14,458 --> 00:50:16,583
‫بیاین اولین شکاف رو ایجاد کنیم

716
00:50:16,666 --> 00:50:18,833
‫- زبانه رو می‌بینین؟
‫- زبانه چیه؟

717
00:50:18,916 --> 00:50:20,750
‫قسمت پایینی ریه...

718
00:50:21,666 --> 00:50:23,416
‫- هی، هی
‫- چی شد؟

719
00:50:23,500 --> 00:50:24,750
‫حتما شوخیت گرفته!

720
00:50:28,958 --> 00:50:29,958
‫چی شد؟

721
00:50:33,000 --> 00:50:34,750
‫- سیگنال برگشتی‌ای نداریم
‫- چی؟

722
00:50:34,833 --> 00:50:35,916
‫لعنتی!

723
00:50:38,791 --> 00:50:42,000
‫ارتباطمون با دکتر قطع شد!
‫سیستم از کار افتاده!

724
00:50:42,083 --> 00:50:43,083
‫حالا چیکار کنیم؟

725
00:50:43,166 --> 00:50:45,958
‫فشار خونش داره می‌افته.
‫کم‌کم‌ داره میمیره!

726
00:50:46,041 --> 00:50:49,041
‫نه، نه، نه، نه. لعنتی!

727
00:50:59,043 --> 00:51:04,043
 justcinema7 ارائه اختصاصی از
 /// instagram&telegram: juscinema7 /// omid vaziri:مترجم

