﻿1
00:00:06,040 --> 00:00:08,360
‫کیت ابزار جراحی که پروفسور بهمون داد کجاست؟

2
00:00:08,440 --> 00:00:10,440
‫- یه دونه چاقوی جراحی داخل‌ـشه
‫- دستِ "برلین"‌ـه.

3
00:00:11,600 --> 00:00:14,600
‫جراحا! برو وسایل‌ـشون رو بردار بیا اینجا.
‫زود باش

4
00:00:14,680 --> 00:00:16,520
‫- باشه.
‫- صبر کن! وایسا!

5
00:00:17,200 --> 00:00:18,520
‫لطفاً این یادداشت رو هم بهش بده!

6
00:00:30,840 --> 00:00:33,520
‫<i>شنبه
‫ساعت 6:31 بعد از ظهر</i>

7
00:00:38,120 --> 00:00:40,800
‫<i>سی ‌و سه ساعت پس از شروع سرقت</i>

8
00:01:22,800 --> 00:01:23,720
‫چیه؟

9
00:01:25,600 --> 00:01:27,600
‫بعضی وقتا توی تلویزیون آدمایی مثه تو هستن

10
00:01:28,840 --> 00:01:29,960
‫مثه من؟ مگه من مثه کی هستم؟

11
00:01:30,640 --> 00:01:31,560
‫دزدا

12
00:01:33,120 --> 00:01:36,520
‫ولی شبیه‌ـشون نیستی‌ها.
‫مشخصه که کارِت این نیس.

13
00:01:36,920 --> 00:01:37,800
‫چطور مگه؟

14
00:01:39,560 --> 00:01:41,120
‫به خاطر شکلی که اسلحه رو دستت گرفتی.

15
00:01:48,520 --> 00:01:51,000
‫فکر می‌کردم دختر سفیر باشی،
‫نه دخترِ "رامبو".

16
00:01:51,280 --> 00:01:53,560
‫خب، بابام همیشه می‌خواست یه پسر داشته باشه

17
00:01:54,480 --> 00:01:57,920
‫و از وقتی پنج ساله‌ـم شد همیشه
‫منو می‌بره تیراندازی

18
00:01:58,400 --> 00:02:00,400
‫تیراندازی؟ به چی؟

19
00:02:01,200 --> 00:02:02,560
‫به اون چوب‌های داخل شهربازی؟

20
00:02:04,160 --> 00:02:05,920
‫گرازهای وحشی، گوزن‌های قرمز،

21
00:02:06,360 --> 00:02:07,360
‫بزهای کوهی...

22
00:02:08,400 --> 00:02:11,720
‫بابام هم که بیشتر دوس داره
‫بوم‌شناس‌ها رو شکار کنه!

23
00:02:18,960 --> 00:02:20,400
‫ولی از اسلحه‌ها خوشم نمیاد

24
00:02:22,040 --> 00:02:23,600
‫یه بار، توی "نورویچ"...
‫<font color="#ffff00">[شهری در شرق انگلستان]</font>

25
00:02:24,440 --> 00:02:27,960
‫اسلحۀ دوست بابام خود به خود شلیک کرد،

26
00:02:30,160 --> 00:02:31,200
‫منم همه‌چی رو دیدم.

27
00:02:34,360 --> 00:02:36,760
‫تیری که به پشتش خورده بود،
‫مردمی که جیغ می‌زدن...

28
00:02:37,960 --> 00:02:39,080
‫مثه وقتی میمونه که...

29
00:02:40,800 --> 00:02:44,120
‫یه تصادفی رو توی جاده می‌بینی و واسه همیشه
‫توی ذهنت باقی میمونه‌، اون...

30
00:02:45,240 --> 00:02:46,400
‫رنگ خون.

31
00:02:50,920 --> 00:02:51,840
‫به هر حال...

32
00:02:57,640 --> 00:02:59,160
‫داخلش تیری نیست، ببین؟

33
00:03:02,040 --> 00:03:03,080
‫نترس

34
00:03:15,960 --> 00:03:17,200
‫نظرت چیه دکتر؟

35
00:03:18,320 --> 00:03:19,320
‫زنده می‌مونم؟

36
00:03:19,960 --> 00:03:22,720
‫گلوله داخلِ...

37
00:03:23,120 --> 00:03:24,480
‫قفسۀ سینه‌ـت هست

38
00:03:25,600 --> 00:03:27,720
‫به هیچ کدوم از اعضای اصلی‌ـت
‫آسیبی نرسونده

39
00:03:28,360 --> 00:03:30,200
‫و منم نمی‌تونم شکستگی استخونی رو...

40
00:03:31,000 --> 00:03:32,120
‫ببینم

41
00:03:33,720 --> 00:03:35,320
‫هیشکی از یه همچنین گلوله‌ای نمی‌میره

42
00:03:37,320 --> 00:03:38,320
‫زود باشین آمادۀ کار بشین

43
00:03:38,920 --> 00:03:41,040
‫دِنور زمانی واسه هدر دادن نداشت

44
00:03:42,000 --> 00:03:44,120
‫- داروی بی‌هوشی
‫- "مونیکا" داشت خون از دست می‌داد

45
00:03:45,840 --> 00:03:47,760
‫اگه خیلی زود چاقوی جراحی رو برنمی‌داشت،

46
00:03:48,400 --> 00:03:50,720
‫دیگه اینکه از جونِ "مونیکا" گذشته بود،
‫عملاً بی‌فایده می‌شد.

47
00:03:50,960 --> 00:03:52,400
‫چه جور داروی بی‌هوشی‌ای استفاده می‌کنی؟

48
00:03:52,480 --> 00:03:55,000
‫در حالت‌هایی مثل این بهتره که
‫بی‌هوشی به صورت کامل انجام بشه

49
00:03:55,240 --> 00:03:56,120
‫نه

50
00:03:57,640 --> 00:03:59,720
‫بهتره همون محل رو بی‌حس کنی،

51
00:04:00,360 --> 00:04:04,800
‫که من و رفیقم بتونیم حین جراحی با همدیگه
‫صحبت داشته باشیم، مگه نه، "آرتوریتو"؟

52
00:04:13,840 --> 00:04:14,720
‫آروم باش، آروم باش

53
00:04:23,720 --> 00:04:24,960
‫خیلی خب، خیلی خب، همینه.

54
00:04:34,120 --> 00:04:35,320
‫اون ساعت واسه چیه اون موقع؟

55
00:04:35,480 --> 00:04:39,040
‫تا بتونیم مدت زمان بی‌حسی‌ رو کنترل کنیم،
‫25 دقیقه

56
00:04:39,200 --> 00:04:41,280
‫اگه حین جراحی مشکلی پیش بیاد،

57
00:04:41,360 --> 00:04:43,080
‫باید یه دُزِ دیگه بهش تزریق کنیم

58
00:04:45,800 --> 00:04:47,500
‫ساعت رو طوری بذار که صفحه نمایشش رو ببینم

59
00:04:51,520 --> 00:04:53,280
‫اون عمل برنامه‌ریزی شده بود

60
00:04:53,640 --> 00:04:57,600
‫و اونا هم مجبور بودن همونطور که بازرس
‫بهشون دستور داده بود دقیقاً 25 دقیقه طولش بدن

61
00:04:58,040 --> 00:05:00,840
‫اون شمارشگر اجازه می‌داد که اون 2 افسر پلیس
‫که ماسک "دالی" گذاشته بودن،

62
00:05:00,920 --> 00:05:02,360
‫بتونن وارد ضراب‌خونه بشن

63
00:05:02,920 --> 00:05:06,760
‫یا اگه برنامه درست پیش نمی‌رفت، 2 تا جسد
‫توی کانال تهویه باقی میموندن

64
00:05:07,480 --> 00:05:08,800
‫اسلحۀ لعنتی رو بندازش زمین

65
00:05:12,840 --> 00:05:15,240
‫داخلش تیری نیست،
‫بذارش زمین قبل از اینکه حسابی عصبی بشم

66
00:05:17,280 --> 00:05:18,880
‫یه گلوله هنوز داخل اسلحه هست

67
00:05:29,704 --> 00:05:32,104
‫♪ اگه باهات بمونم ♪

68
00:05:32,128 --> 00:05:34,328
‫♪ اگه اشتباه انتخاب کنم ♪

69
00:05:34,352 --> 00:05:36,852
‫♪ اصلاً واسم مهم نیست ♪

70
00:05:39,276 --> 00:05:41,576
‫♪ اگه قرار باشه الان ببازم ♪

71
00:05:41,600 --> 00:05:43,700
‫♪ ولی بعداً بِبَرم ♪

72
00:05:44,024 --> 00:05:47,524
‫♪ این تموم چیزی میشه که میخوام ♪

73
00:05:48,248 --> 00:05:52,748
‫♪ اصلاً واسم مهم نیس ♪

74
00:05:53,472 --> 00:05:55,972
‫♪ راهمو گُم کردم ♪

75
00:05:57,896 --> 00:06:02,396
‫♪ اصلاً واسم مهم نیس ♪

76
00:06:08,620 --> 00:06:10,420
‫♪ وقتمو هدر دادم ♪

77
00:06:10,444 --> 00:06:14,944
‫♪ ولی زندگیم همچنان ادامه داره ♪

78
00:06:15,268 --> 00:06:17,768
‫<font color="#ff0000">خانۀ اسکناس</font>

79
00:06:18,092 --> 00:06:22,092
‫<font color="#808040">تـرجـمـه و زیـرنـویـس</font>
‫<font color="#ff8000">Samya</font>

80
00:06:26,760 --> 00:06:28,000
‫"سوارز"، صدامو داری؟

81
00:06:28,320 --> 00:06:29,240
‫داخل کانال هستیم

82
00:06:29,720 --> 00:06:31,120
‫داریم به سمت هدف حرکت می‌کنیم

83
00:06:43,880 --> 00:06:45,880
‫برگرد و دست‌هات رو بذار پشت سرت

84
00:06:48,640 --> 00:06:49,520
‫همین الان!

85
00:06:53,520 --> 00:06:54,400
‫همین حالا!

86
00:06:56,160 --> 00:06:57,040
‫خب

87
00:06:58,240 --> 00:07:00,440
‫حالا چی؟ دیگه گردن‌کلفتی نمی‌کنی، نه؟

88
00:07:00,920 --> 00:07:02,800
‫یه کاری کن دیگه، بجنب

89
00:07:03,680 --> 00:07:04,560
‫شلیک کن

90
00:07:05,240 --> 00:07:07,080
‫دخترۀ دیوونۀ لعنتی،
‫زانو بزن ببینم

91
00:07:09,440 --> 00:07:10,320
‫چاقوی جراحی

92
00:07:10,400 --> 00:07:13,320
‫صبر کن، وایسا بینم.
‫من وسایل رو در اختیارش میذارم.

93
00:07:15,080 --> 00:07:16,000
‫چاقوی جراحی

94
00:07:22,200 --> 00:07:24,080
‫تا الان که حرف نداشتی،
‫مگه نه "آرتوریتو"؟

95
00:07:24,240 --> 00:07:25,960
‫اسم زن‌ـت رو اشتباهی گفتی

96
00:07:28,720 --> 00:07:29,960
‫البته، اینکه عادی‌ـه

97
00:07:31,840 --> 00:07:34,000
‫صبح‌ها با "مونیکا" جون می‌خوابیدی،

98
00:07:34,520 --> 00:07:35,960
‫عصرا رو هم با "لورا" می‌گذروندی...

99
00:07:36,640 --> 00:07:37,840
‫عادی‌ـه که قاطی کنی

100
00:07:40,000 --> 00:07:41,600
‫ولی من هر دوشون رو دوس دارم

101
00:07:43,160 --> 00:07:44,320
‫واقعیت اینه.

102
00:07:44,560 --> 00:07:48,320
‫وقتی جای من نیستی،
‫خیلی راحت می‌تونی قضاوت کنی. همه...

103
00:07:49,760 --> 00:07:51,520
‫فکر می‌کنن چه آدم پَستی هستی تو،

104
00:07:52,160 --> 00:07:53,920
‫چه آدم حرومزاده‌ای هستی.

105
00:07:54,280 --> 00:07:57,240
‫از من به دوره که بخوام قضاوت‌های اخلاقی
‫نسبت به کسی داشته باشم

106
00:08:12,120 --> 00:08:13,760
‫همۀ مسائلی که میگی رو می‌تونم درک کنم

107
00:08:15,280 --> 00:08:19,680
‫می‌تونی آزادانه در مورد هر چیزی که
‫خواستی باهام صحبت کنی

108
00:08:20,400 --> 00:08:22,640
‫خب، واقعیتش اینه که خیلی بدبختم

109
00:08:25,560 --> 00:08:28,160
‫یه آدم بدبخت که عاشق دو زن‌ـه

110
00:08:29,800 --> 00:08:32,840
‫و جسارتش رو هم نداره که یکی‌ـشون
‫رو انتخاب کنه

111
00:08:34,040 --> 00:08:36,240
‫و بین اون صحبت‌هایی که در مورد
‫خیانت‌کردن صورت می‌گرفت،

112
00:08:36,440 --> 00:08:38,080
‫"دنور" تونست چاقویی که نیاز داره رو بگیره

113
00:08:38,280 --> 00:08:41,800
‫و اون یادداشتی هم که "مونیکا" نوشته بود رو
‫طوری دور انداخت که انگار اصلاً وجود نداشته

114
00:08:42,480 --> 00:08:44,280
‫یا حداقل تلاشش رو کرد، چون "نایروبی"،

115
00:08:44,360 --> 00:08:47,520
‫همیشه توجه خیلی زیادی به جزئیات داره،
‫و این دفعه هم تونست متوجه این قضیه بشه

116
00:08:48,960 --> 00:08:52,200
‫- واسه چی یه همچین کار احمقانه‌ای کردی؟
‫- نمی‌دونم، ببخشید.

117
00:08:58,040 --> 00:08:58,920
‫ببخشید

118
00:08:59,400 --> 00:09:00,280
‫بخواب روی زمین!

119
00:09:16,040 --> 00:09:18,880
‫- 11 متر با ورودی فاصله دارین
‫- دریافت شد

120
00:09:19,520 --> 00:09:20,400
‫در حال حرکتیم.

121
00:09:25,720 --> 00:09:27,880
‫آشغالِ لوسِ عوضی!

122
00:09:28,880 --> 00:09:31,040
‫- معذرت میخوام
‫- خفه‌خون بگیر!

123
00:09:31,200 --> 00:09:33,440
‫دیگه نمی‌خوام از
‫داستان‌های زندگی‌ـت چیزی بدونم، خب؟

124
00:09:33,520 --> 00:09:35,920
‫من رفیق وامونده‌ـت نیستم، شیرفهم شدی؟

125
00:09:36,760 --> 00:09:39,160
‫باید خیلی آدم بدبختی باشی که واسه
‫دوستی با گروگان‌گیرت

126
00:09:39,240 --> 00:09:40,760
‫مجبور باشی اینطوری رو دست و پات بیفتی

127
00:09:57,120 --> 00:09:58,320
‫می‌دونی چیه؟

128
00:10:00,600 --> 00:10:03,040
‫فقط شش هفته‌ـست حامله‌ـم و...

129
00:10:03,880 --> 00:10:06,300
‫بیشتر از اینکه نگران جونِ خودم باشم،
‫نگران جون این بچه‌ـم...

130
00:10:06,840 --> 00:10:08,760
‫حتی عفونت هم جلوی اینکه بچه‌ـت تمومِ

131
00:10:08,840 --> 00:10:12,000
‫زندگی‌ـت میشه رو نمی‌تونه بگیره عزیزم.

132
00:10:13,400 --> 00:10:14,560
‫ببین، اسمت چیه؟

133
00:10:16,400 --> 00:10:18,560
‫"مسکو"، به من میگن "مسکو".

134
00:10:18,840 --> 00:10:19,800
‫ببین، "مسکو".

135
00:10:21,440 --> 00:10:22,440
‫سرپرست یه...

136
00:10:23,400 --> 00:10:24,400
‫بچه بودن چطوری‌ـه...؟

137
00:10:25,240 --> 00:10:26,520
‫منظورم، مادری کردن‌ـه براش.

138
00:10:28,760 --> 00:10:30,060
‫اینکه بتونی پدر و مادرش باشی...

139
00:10:33,240 --> 00:10:38,720
‫ببین، مادر یا پدر بودن یعنی یهو کلی مشکل

140
00:10:39,040 --> 00:10:42,480
‫صاف بریزه رو سرت و
‫این مشکلات تا آخر عمرت باهات باشن

141
00:10:43,640 --> 00:10:47,360
‫خلاصه بگم، تا آخر عمرت باید
‫نگران بچه‌ـت باشی

142
00:10:49,120 --> 00:10:51,240
‫اولش، سرماخوردگی‌های بچه‌ـت شروع میشه

143
00:10:51,360 --> 00:10:54,240
‫یعنی هر هفته به جای اینکه بری مشروب بزنی،

144
00:10:54,360 --> 00:10:55,880
‫باید بری اتاق اورژانس

145
00:10:56,080 --> 00:10:57,920
‫واسه‌ـم مهم نیس، اهل مشروب نیستم

146
00:10:58,280 --> 00:11:02,120
‫نمی‌دونی داری چه چیزی رو از دست میدی،
‫نمی‌دونی "پاچاران" چه مزۀ خوبی میده

147
00:11:02,280 --> 00:11:05,300
‫وقتی که توی تختش می‌خوابونی‌ـش و از
‫پیشش می‌خوای بری، مثل فرشته‌ها میمونه.

148
00:11:06,760 --> 00:11:07,960
‫بعدشم که مدرسه‌ـش هست

149
00:11:09,880 --> 00:11:10,760
‫ترسی که...

150
00:11:11,480 --> 00:11:13,080
‫همۀ پدر و مادرا دارن...

151
00:11:13,360 --> 00:11:16,800
‫اینکه بچه‌ـت اون آدم احمق باشه و
‫کتک خورِ کل کلاس بشه

152
00:11:16,920 --> 00:11:18,680
‫همین کاری که الان اسمش رو
‫گذاشتن "قلدری" کردن

153
00:11:19,120 --> 00:11:20,720
‫در واقع برای من که این قضیه متفاوت بود

154
00:11:21,680 --> 00:11:24,080
‫بچۀ من بود که بقیه رو کتک می‌زد

155
00:11:25,720 --> 00:11:27,600
‫همه‌ـش اخراج میشد

156
00:11:28,040 --> 00:11:30,400
‫خدا میدونه چندبار مدرسه‌ـش رو عوض کرد،
‫این قضیه

157
00:11:31,600 --> 00:11:34,480
‫و بعدشم که مامانش، طفلکی،
‫عادتای بدش رو داشت...

158
00:11:34,560 --> 00:11:35,880
‫اونقدرا هم که طفلکی نبود

159
00:11:37,680 --> 00:11:40,000
‫منو به امونِ خدا ولم کرد...

160
00:11:40,600 --> 00:11:41,720
‫که بشم نگهبان بچه‌ـمون!

161
00:11:43,000 --> 00:11:44,840
‫چون آخرش، تموم چیزی که می‌خوای...

162
00:11:46,640 --> 00:11:48,200
‫اینه که بچه‌ـت عادی باشه،

163
00:11:48,800 --> 00:11:51,960
‫اینکه آخرش به جای اینکه بره مدرسه،

164
00:11:52,840 --> 00:11:54,560
‫یه گوشه نیفته و مواد مصرف کنه.

165
00:11:57,880 --> 00:11:59,040
‫ولی پدر یا مادر بودن...

166
00:12:00,240 --> 00:12:02,120
‫واقعاً خوبه. خیلی...

167
00:12:03,160 --> 00:12:05,760
‫هی، نه، نه! "مونیکا"، طاقت بیار!

168
00:12:06,320 --> 00:12:08,720
‫منو ببین، منو ببین!
‫طاقت بیار عزیزم

169
00:12:08,800 --> 00:12:10,000
‫- زود باش، منو ببین!
‫- بابا!

170
00:12:10,080 --> 00:12:11,040
‫- آفرین
‫- چی شده؟

171
00:12:11,200 --> 00:12:12,520
‫- چی شده؟
‫- هیچی نشده، همه‌چی مرتبه

172
00:12:12,600 --> 00:12:14,400
‫- آره؟
‫- دمای بدنش زیادی بالاست

173
00:12:14,480 --> 00:12:17,080
‫نه، فقط منو ببین.
‫بذار ببینم، منو ببین، آفرین.

174
00:12:18,560 --> 00:12:19,640
‫همه چی با خودم آوردم

175
00:12:25,480 --> 00:12:27,840
‫<i>پنج دقیقه دیگه مونده تا دکترها خارج بشن</i>

176
00:12:28,760 --> 00:12:29,760
‫دریافت شد

177
00:12:33,920 --> 00:12:34,800
‫گلوله خارج شد

178
00:12:40,360 --> 00:12:41,240
‫ممنون

179
00:12:44,560 --> 00:12:46,100
‫و حالا هم جنابعالی
‫باید بخیه‌ـش بزنی.

180
00:12:47,040 --> 00:12:47,920
‫کی، من؟

181
00:12:48,840 --> 00:12:50,520
‫بله، تو

182
00:12:51,000 --> 00:12:52,160
‫مگه پرستار نیستی؟

183
00:12:55,240 --> 00:12:57,400
‫- آره، هستم
‫- خب، دیگه.

184
00:12:59,800 --> 00:13:01,120
‫بی‌حسی موضعی‌ـه

185
00:13:02,080 --> 00:13:04,680
‫می‌زنیمش روی زخمت و
‫یه چشم به هم بزنی... دیگه دردی نداری

186
00:13:05,880 --> 00:13:06,760
‫آره

187
00:13:20,720 --> 00:13:22,240
‫بده به من، بذار خودم انجامش میدم

188
00:13:22,880 --> 00:13:25,240
‫- تو همینطور نبض‌ـش رو چک کن
‫- باشه

189
00:13:27,200 --> 00:13:31,440
‫همینه...
‫تموم شد، حالا، آفرین، همینه.

190
00:13:31,680 --> 00:13:34,880
‫می‌دونی بعد از اینکه از اینجا
‫رفتم بیرون... می‌خوام چه کار کنم؟

191
00:13:35,400 --> 00:13:37,560
‫می‌خوام از راه دور درس بخونم

192
00:13:38,480 --> 00:13:40,080
‫کل زندگی‌ـت درس نخوندی

193
00:13:40,200 --> 00:13:42,120
‫نمیگم میخوام پزشکی بخونم که،
‫ولی...

194
00:13:43,360 --> 00:13:45,440
‫از همونجایی که ول کردم ادامه میدم، میدونی؟

195
00:13:45,640 --> 00:13:47,760
‫این یه مقداری دردش بیشتره، باشه؟

196
00:13:47,920 --> 00:13:48,840
‫ببین، ببین. اُه!

197
00:13:49,680 --> 00:13:50,720
‫تموم شد

198
00:13:51,440 --> 00:13:52,480
‫آره، تموم شد

199
00:13:52,560 --> 00:13:53,800
‫- آماده‌ای
‫- آماده‌ـم

200
00:13:53,960 --> 00:13:57,000
‫حالا، تا پنج دقیقۀ دیگه
‫بی‌حس میشه و...

201
00:13:58,240 --> 00:13:59,680
‫ما هم می‌تونیم زخمت رو باز کنیم، خب؟

202
00:13:59,960 --> 00:14:01,080
‫- خیلی خب
‫- آماده

203
00:14:09,080 --> 00:14:12,160
‫- نزدیک 2 متریِ ورودی هستید
‫- هدف رو می‌تونیم ببینیم

204
00:14:34,640 --> 00:14:35,680
‫بذار ببینم...

205
00:14:35,760 --> 00:14:37,960
‫حالم خیلی خوب نیس.
‫فکر کنم دارم بالا میارم

206
00:14:38,040 --> 00:14:40,800
‫پرستاری یا رقاص باله‌ای؟
‫چه مرگته آخه تو؟

207
00:14:40,880 --> 00:14:41,960
‫پرستارم،

208
00:14:42,440 --> 00:14:44,880
‫ولی عادت ندارم جایی کار کنم
‫که این همه اسلحه باشه

209
00:14:44,960 --> 00:14:47,240
‫خیلی خب، کافی‌ـه. خودم بخیه‌ـش می‌زنم

210
00:14:47,560 --> 00:14:50,680
‫ولی از همه‌ـتون می‌خوام که خواهشاً
‫ساکت بمونین

211
00:14:51,040 --> 00:14:52,360
‫زود باش، شروع کن

212
00:14:55,600 --> 00:14:56,480
‫قیچی

213
00:15:03,840 --> 00:15:05,480
‫پروفسور می‌خواد باهات صحبت کنه

214
00:15:05,640 --> 00:15:08,200
‫خیلی خب. پرستار رو ببر دستشویی
‫که اونجا بالا بیاره.

215
00:15:08,320 --> 00:15:11,080
‫اگه بالا نیاورد، سرش رو انقدری
‫داخل مستراح کن، که بالاخره بالا بیاره

216
00:15:11,160 --> 00:15:12,760
‫می‌فهمی چی میگم؟ تا بالاخره بالا بیاره

217
00:15:14,000 --> 00:15:14,960
‫خدافظ، "آرتورو".

218
00:15:15,720 --> 00:15:16,720
‫یالا

219
00:15:17,400 --> 00:15:18,400
‫راه برو

220
00:15:18,600 --> 00:15:19,480
‫راه برو

221
00:15:25,720 --> 00:15:28,680
‫یه ارتباط رمزگذاری شده روی موج کوتاه
‫برقرار کردن، فکر کنم میخوان وارد بشن

222
00:15:28,760 --> 00:15:30,880
‫- ولی نمی‌دونم از کجا
‫- باشه، میریم سراغ نقشۀ دوم

223
00:15:30,960 --> 00:15:33,240
‫باشه، تو هم تیم پزشکی رو همین الان
‫از اونجا خارج‌ـشون کن

224
00:15:33,640 --> 00:15:34,520
‫همین الان

225
00:15:46,600 --> 00:15:50,560
‫عزیزم، قوی باش. من حالم خوبه.
‫دوستت دارم، "مونیکا".

226
00:16:12,520 --> 00:16:15,360
‫معاون بازرس "آنجل" می‌دونست
‫که تا کمتر از یه ثانیۀ دیگه

227
00:16:15,440 --> 00:16:17,080
‫یه نبرد دیگه رو قراره ببازن

228
00:16:17,200 --> 00:16:19,560
‫اون ماسک‌های گمراه‌کننده
‫به این معنی بود که قراره

229
00:16:19,640 --> 00:16:21,120
‫دو تا آدم رو بفرستن تو دهن شیر

230
00:16:21,200 --> 00:16:23,600
‫و اینکه می‌فهمیدن اون کسی که
‫نقشۀ این سرقت رو کشیده

231
00:16:23,680 --> 00:16:26,640
‫باهوش‌تر و آینده‌نگرتر از پلیس و

232
00:16:26,840 --> 00:16:29,280
‫سرویس اطلاعاتی و واحد مداخله‌ـست

233
00:16:29,680 --> 00:16:31,120
‫و وقتی می‌بینید حسابی چند قدمی

234
00:16:32,320 --> 00:16:33,560
‫ازتون جلوترن، بهتره فرار کنین.

235
00:16:33,840 --> 00:16:35,360
‫همین الان باید بریم

236
00:16:39,320 --> 00:16:42,520
‫خانم، عذر می‌خوام، ما کارِمون
‫اینجا تموم شد. می‌تونیم بریم خواهشاً؟

237
00:16:43,160 --> 00:16:44,280
‫- بله
‫- آره؟

238
00:16:44,360 --> 00:16:45,440
‫خیلی آروم

239
00:16:47,600 --> 00:16:48,800
‫تو، بیا دنبالم

240
00:16:54,240 --> 00:16:55,960
‫دکتر، دکتر!

241
00:16:57,280 --> 00:16:58,280
‫یه لحظه صبر کنید

242
00:16:58,520 --> 00:16:59,960
‫یک دقیقه و سی ثانیۀ دیگه

243
00:17:02,400 --> 00:17:04,320
‫- چی شده؟
‫- دارن روی فرکانس پارازیت میندازن

244
00:17:05,520 --> 00:17:06,840
‫"سوارز"، صدامو داری؟

245
00:17:07,200 --> 00:17:08,800
‫پارازیت‌انداز نصب کردن

246
00:17:09,040 --> 00:17:10,720
‫فکر کنم ارتباطمون داره قطع میشه

247
00:17:11,000 --> 00:17:12,760
‫صدامو داری؟

248
00:17:15,360 --> 00:17:18,000
‫روی فرکانس پارازیت‌ انداختن
‫داریم ارتباطمون رو از دست میدیم

249
00:17:18,160 --> 00:17:19,040
‫"سوارز"

250
00:17:19,600 --> 00:17:21,120
‫جراحی چطور انجام شد؟

251
00:17:21,920 --> 00:17:25,200
‫خوب بود، ولی باید تا 24 ساعت دیگه هم
‫دوباره برگردیم

252
00:17:26,880 --> 00:17:28,820
‫ممنونیم، ولی برای موارد بعد از عمل

253
00:17:28,900 --> 00:17:30,980
‫به اندازۀ کافی افرادی رو داریم
‫که بتونن رسیدگی کنن

254
00:17:32,640 --> 00:17:36,240
‫دوست خوبم، پرستار...
‫الان حالت بهتر شده یا نه؟

255
00:17:36,400 --> 00:17:38,280
‫- بله، بله، ممنونم
‫- از شنیدنش خوشحال شدم

256
00:17:38,400 --> 00:17:41,520
‫معذرت می‌خوام که نمی‌تونم بدرقه‌ـتون کنم،
‫ولی به دست آدمای خوبی می‌سپارم‌ـتون

257
00:17:41,960 --> 00:17:42,840
‫خداحافظ

258
00:17:43,120 --> 00:17:44,360
‫- خداحافظ
‫- خداحافظ

259
00:17:56,520 --> 00:17:58,720
‫سلام‌ـمون رو به بیرونی‌ها هم برسونین

260
00:18:06,000 --> 00:18:08,480
‫- به "آرتورو" گفتی حالم خوبه؟
‫- چی؟

261
00:18:08,880 --> 00:18:10,960
‫به "آرتورو" گفتی که زنده‌ـم؟

262
00:18:12,080 --> 00:18:15,400
‫- آره. نه... بهش نگفتم.
‫- گفتی یا نگفتی؟

263
00:18:15,480 --> 00:18:16,800
‫بهش یادداشت رو دادم دیگه

264
00:18:22,800 --> 00:18:23,960
‫اون چی گفت؟

265
00:18:24,960 --> 00:18:28,520
‫حسابی ذوق کرده بود. ذوق کرده بود،
‫دیگه چی می‌تونست بگه؟

266
00:18:28,600 --> 00:18:29,480
‫- اینکه...
‫- ادامه بده

267
00:18:29,560 --> 00:18:30,440
‫اینکه...

268
00:18:31,280 --> 00:18:33,640
‫- خیلی دوستت داره
‫- دیگه چی؟

269
00:18:34,240 --> 00:18:35,400
‫گفت که...

270
00:18:36,040 --> 00:18:39,480
‫وقتی هر دو از اینجا خارج بشین،
‫می‌خواد ببرتت استرالیا

271
00:18:42,280 --> 00:18:43,240
‫استرالیا؟

272
00:18:43,640 --> 00:18:44,520
‫آره

273
00:18:45,200 --> 00:18:46,080
‫نمی‌تونم گلوله رو پیداش کنم

274
00:18:47,000 --> 00:18:50,200
‫اینم بهم گفت که نمی‌دونه چی توی وجودش
‫دیدی که ازش خوشت اومده

275
00:18:51,000 --> 00:18:52,640
‫- گفت استرالیا؟
‫- آره، استرالیا

276
00:18:53,800 --> 00:18:55,640
‫مقصد رؤیایی زن‌ـشه

277
00:18:57,920 --> 00:19:00,080
‫بعدشم، "آرتورو" می‌دونه
‫که از پرواز می‌ترسم

278
00:19:02,320 --> 00:19:05,760
‫چی شد؟
‫زن‌ـش هم همراه دکترا وارد شد؟

279
00:19:07,320 --> 00:19:09,160
‫- "لورا" اومد اینجا؟
‫- نه

280
00:19:09,640 --> 00:19:11,720
‫- آره که اومده
‫- باهاش پشت تلفن صحبت کرد

281
00:19:28,080 --> 00:19:30,400
‫- "سوارز"!
‫- مرکز، صدامو دارین؟

282
00:19:31,480 --> 00:19:33,200
‫مرکز، صدامو دارین؟

283
00:19:35,360 --> 00:19:36,240
‫لعنتی

284
00:19:39,280 --> 00:19:41,920
‫بازرس، جراح‌ها دارن خارج میشن

285
00:19:52,000 --> 00:19:53,400
‫حرکت کنین

286
00:19:53,960 --> 00:19:55,600
‫راه برین

287
00:20:01,200 --> 00:20:05,560
‫بدویین، الان بدویین. زود بدویین.
‫بدویین! زود باشین!

288
00:20:06,840 --> 00:20:08,080
‫زود باشین، بریم!

289
00:20:08,520 --> 00:20:10,500
‫"آنجل" داره با سرعت میاد اینجا
‫یه مشکلی پیش اومده

290
00:20:13,400 --> 00:20:15,440
‫لغو کنید! ماسک صورتشون رو عوض کردن

291
00:20:15,520 --> 00:20:18,320
‫اونا ماسک‌های "دالی" رو نپوشیدن
‫مأمورهامون صاف دارن وارد کشتارگاه میشن

292
00:20:18,340 --> 00:20:19,220
‫چی؟

293
00:20:21,480 --> 00:20:23,760
‫گوش کنین، وارد نشید!

294
00:20:24,160 --> 00:20:25,520
‫"سوارز"، صدامو داری؟

295
00:20:30,920 --> 00:20:32,360
‫به هدف رسیدیم

296
00:20:32,920 --> 00:20:35,200
‫داریم دریچه رو برمی‌داریم
‫که بتونیم وارد بشیم

297
00:20:41,200 --> 00:20:42,240
‫چه کار دارین می‌کنین؟

298
00:20:42,800 --> 00:20:43,720
‫یه گلوله‌ـس

299
00:20:44,160 --> 00:20:45,480
‫زخم گلوله‌ـس

300
00:20:55,960 --> 00:20:59,840
‫خدا! خدا! خدایا، "مسکو"!
‫ببین چه حمام خونی راه انداختی!

301
00:20:59,920 --> 00:21:03,040
‫- برو اونور، بذار خودم انجامش بدم!
‫- بعدش یه اتفاق عجیبی افتاد

302
00:21:03,560 --> 00:21:07,800
‫به جای اینکه "نایروبی" بره قضیه رو لو بده،
‫تموم تلاشش رو کرد که دقت عمل‌ـش رو

303
00:21:08,800 --> 00:21:12,080
‫صرف یه کار بهتری کنه، اینکه به "مسکو"
‫کمک کنه که جونِ "مونیکا" رو نجات بده

304
00:21:12,160 --> 00:21:13,640
‫من میرم بیرون یه کمی هوا تازه کنم

305
00:21:13,760 --> 00:21:16,480
‫- <i>یا حداقل پاش رو نجات بده</i>
‫- تو رو خدا ببینا!

306
00:21:16,560 --> 00:21:18,600
‫واقعاً نیومده بود که کسی رو بکشه.

307
00:21:18,680 --> 00:21:20,880
‫- عجبا، یالا!
‫- <i>و همونطور که قبلنم گفته بودم</i>

308
00:21:21,400 --> 00:21:24,720
‫نمیذاشت چیزی نقشۀ پروفسور رو
‫به هم بریزه

309
00:21:27,040 --> 00:21:28,440
‫"سوارز"، صدامو داری؟

310
00:21:29,680 --> 00:21:30,960
‫ماسک‌هاشونو عوض کردن

311
00:21:32,360 --> 00:21:35,320
‫ارتباطمون تداخل داره. مرکز، صدامو داری؟
‫من صداتون رو ندارم

312
00:21:35,600 --> 00:21:38,280
‫ماسک‌های "دالی" رو نپوشیدن!
‫دارین میرین عملاً خودکشی کنین!

313
00:21:41,800 --> 00:21:43,760
‫وارد نشین، تکرار می‌کنم، وارد نشین!

314
00:21:45,000 --> 00:21:46,120
‫این یه دستوره!

315
00:21:46,240 --> 00:21:49,240
‫اونا ماسک‌هاشون رو عوض کردن
‫دیگه اون ماسک‌های "دالی" روی صورتشون نیست

316
00:21:49,760 --> 00:21:51,520
‫توجه کنید، صدامو دارین؟

317
00:21:51,680 --> 00:21:53,120
‫وارد نشید!

318
00:21:53,680 --> 00:21:55,400
‫- عملیات رو لغو می‌کنیم.
‫- لعنتی!

319
00:21:56,120 --> 00:21:57,320
‫عملیات رو لغو می‌کنیم!

320
00:22:10,680 --> 00:22:12,880
‫"برلین"، همه دیگه می‌تونن آروم باشن

321
00:22:13,240 --> 00:22:16,080
‫نقشۀ دوم مطابق برنامه پیش رفت.
‫دارن عقب‌نشینی می‌کنن.

322
00:22:18,760 --> 00:22:21,760
‫پشت یه صدای ماشینی با دوربین‌هاش و
‫استراتژی‌هاش قایم شده بود،

323
00:22:21,840 --> 00:22:25,320
‫در حالی که در مورد یه سرقت مذاکره می‌کرد،
‫پروفسور، کاملاً می‌دونست داره چه کار می‌کنه

324
00:22:25,440 --> 00:22:28,480
‫ولی توی بقیۀ چیزای زندگی،
‫کاملاً بی‌فایده بود

325
00:22:29,080 --> 00:22:32,440
‫دو شخصیت کاملاً متفاوت داشت،
‫مثل "کلارک کنت" و "سوپرمن".

326
00:22:33,240 --> 00:22:35,920
‫شاید واسه اینکه تموم دوران بچگی
‫و جوونی‌ـش رو توی یه تخت

327
00:22:36,000 --> 00:22:38,800
‫توی بیمارستان "سَن خوان دِ دیوس"
‫در شهر "سَن سباستین" سپری کرده بود.

328
00:22:39,480 --> 00:22:43,120
‫فقط با پرستارای پیر هم صحبت شده بود
‫و به کتاب خوندن مشغول بود

329
00:22:45,800 --> 00:22:48,360
‫نه چندان آدم عادی‌ای بود و
‫نه چندان آدم اجتماعی‌ای بود

330
00:22:49,040 --> 00:22:50,720
‫و قطعاً آدم دخترباز یا اغواگری هم نبود

331
00:22:51,080 --> 00:22:52,160
‫می‌تونم بشینم؟

332
00:22:54,360 --> 00:22:55,240
‫بله، حتماً.

333
00:22:55,600 --> 00:22:57,760
‫واسه همین منم دوس داشتم دست‌پاچه‌ـش کنم

334
00:23:00,880 --> 00:23:03,160
‫خب، وقتی دنبال کشیدنِ نقشۀ یه دزدی نیستی،
‫چه کار می‌کنی؟

335
00:23:05,160 --> 00:23:07,160
‫منظورت وقت آزادم یا یه همچین چیزی‌ـه؟

336
00:23:07,720 --> 00:23:08,800
‫مثلاً میری می‌رقصی یا...؟

337
00:23:08,880 --> 00:23:11,640
‫نه، نه، نه اصلاً. هیچی از آهنگ و
‫حرکات موزون حالی‌ـم نمیشه

338
00:23:13,520 --> 00:23:14,600
‫دوس‌دختر داری؟

339
00:23:15,800 --> 00:23:16,800
‫ازدواج کردی؟

340
00:23:18,400 --> 00:23:20,640
‫توافق کردیم که اطلاعات شخصی‌ـمون
‫رو به هم نگیم

341
00:23:22,480 --> 00:23:23,760
‫باکره که نیستی، نه؟

342
00:23:26,280 --> 00:23:27,920
‫یه ارتباطاتی داشتم

343
00:23:29,640 --> 00:23:30,600
‫به واقع چندتایی.

344
00:23:32,200 --> 00:23:35,000
‫نه خیلی زیاد، اونقدرا هم طول نکشیدن،
‫ولی چندتایی داشتم

345
00:23:35,080 --> 00:23:36,640
‫منظورم... رابطه‌ـست...

346
00:23:37,440 --> 00:23:38,640
‫روابطم پراکنده بودن
‫<font color="#ffff00">[منظورش اینه که متناوب بوده]</font>

347
00:23:39,160 --> 00:23:42,020
‫منظورم از پراکنده این نیس که با
‫زنای خیابونی رابطه داشتما، اشتباه نکن

348
00:23:44,000 --> 00:23:45,640
‫والا، نمی‌دونم، شایدم گِی باشی

349
00:23:45,800 --> 00:23:47,160
‫ای بابا... نخیر

350
00:23:48,080 --> 00:23:49,160
‫نخیر، تا الان که همچین چیزی نبوده

351
00:23:49,240 --> 00:23:51,400
‫اینطور نیس که از بیان کردن گرایش‌ـم
‫خجالت بکشم و اینا

352
00:24:03,520 --> 00:24:05,560
‫آدما چیزای زیادی رو جذاب تلقی می‌کنن

353
00:24:06,160 --> 00:24:09,520
‫رقصیدن، عضلات، موهای قشنگ،

354
00:24:09,800 --> 00:24:10,960
‫یه لهجۀ فرانسوی رو حتی...

355
00:24:13,160 --> 00:24:14,840
‫می‌دونی از نظر من چی جذابه؟

356
00:24:19,360 --> 00:24:20,440
‫هوش و ذکاوت

357
00:24:22,600 --> 00:24:24,960
‫مردایی که باهات حرف می‌زنن و
‫نمی‌تونی متحیرشون نشی

358
00:24:25,040 --> 00:24:27,440
‫مهم نیس که دیگه قدبلند باشن یا قد کوتاه،
‫زشت باشن یا خوشگل

359
00:24:27,520 --> 00:24:30,320
‫وقتی در مورد چیزایی که نمی‌دونم باهام
‫حرف می‌زنن حسابی حشری‌ـم می‌کنن

360
00:24:35,520 --> 00:24:38,240
‫خب، یه ویژگی به خصوص‌ـه،
‫که توی دیکشنری‌ها هم در موردش نوشته شده

361
00:24:38,320 --> 00:24:39,840
‫بهش میگن "سافیوفیل".
‫<font color="#ffff00">[میل جنسی به افراد باهوش]</font>

362
00:24:48,120 --> 00:24:49,360
‫همه‌چی رو می‌دونی، مگه نه؟

363
00:24:50,960 --> 00:24:53,320
‫خب دیگه، اگه ایرادی نداشته باشه،
‫از خدمتتون مرخص میشم.

364
00:24:55,160 --> 00:24:56,040
‫فقط یه چیزی

365
00:25:01,400 --> 00:25:03,600
‫چطوری یه همچین سرقتی
‫به فکرت رسید؟

366
00:25:04,680 --> 00:25:06,080
‫این قضیه ایدۀ من نبوده

367
00:25:07,600 --> 00:25:08,600
‫پس ایدۀ کی بوده؟

368
00:25:08,760 --> 00:25:10,400
‫ایدۀ من نبوده

369
00:25:13,040 --> 00:25:16,040
‫اون "سافیوفیل"‌ـی که گفتی هم
‫بیشتر معنی "به گا دادن یه وزغ" رو می‌داد

370
00:25:41,440 --> 00:25:44,280
‫- اون ماسک‌ها مالِ قیافۀ کی بودن دیگه؟
‫- نمی‌دونم

371
00:25:44,880 --> 00:25:47,760
‫دهن‌ ماسک‌ها یه جورایی باز بود،
‫یه حالت پریشونی داشت

372
00:25:48,120 --> 00:25:51,680
‫یه جوری که، نمی‌تونم بگم،
‫مثل تابلوی "جیغ" مونک. مثه اون

373
00:25:52,280 --> 00:25:55,440
‫مونک، نقاش سبک هیجان‌نمایی دیگه

374
00:26:06,520 --> 00:26:09,600
‫"دالی"، "مونک"... بعدی‌ـش قراره چی باشه؟

375
00:26:09,960 --> 00:26:13,080
‫نمی‌دونی چقدر از سؤالی که
‫پرسیدی خوشحال شدم، بازرس

376
00:26:14,760 --> 00:26:17,400
‫اگه بازم می‌خواستی عوضش کنی،
‫می‌رفتی سراغ کدوم نقاش؟

377
00:26:17,560 --> 00:26:20,080
‫ببخشید... نمی‌دونم، شاید پیکاسو مثلاً؟

378
00:26:20,840 --> 00:26:22,680
‫- "گویا"
‫- "گویا"
‫<font color="#ffff00">[فرانسیسکو گویا، نقاش اسپانیایی]</font>

379
00:26:26,080 --> 00:26:27,000
‫"ولاسکوئز".
‫<font color="#ffff00">[دیه‌گو ولاسکوئز: نقاش اسپانیایی محبوب دربار فیلیپ چهارم]</font>

380
00:26:27,400 --> 00:26:28,280
‫ولاسکوئز...

381
00:26:32,800 --> 00:26:34,920
‫"داوینچی". آره، با ریش‌هاش...

382
00:26:35,000 --> 00:26:38,120
‫- از ریش بدم نمیاد
‫- "اندی وارهول"
‫<font color="#ffff00">[هنرمند آمریکایی]</font>

383
00:26:39,440 --> 00:26:42,520
‫- همون یارو که قوطی سوپ می‌کشید؟
‫- "اندی وارهول" رو میگی "آنجل"؟
‫<font color="#ffff00">[اشاره به قوطی‌های سوپ کمپبل اثر وارهول]</font>

384
00:26:43,160 --> 00:26:46,000
‫آره، "اندی وارهول"،
‫همون که نقاشی "مریلین" رو کشیده بود
‫<font color="#ffff00">[اشاره به اثر "مریلین مونرو" که وارهول روی یه نوع چوب نقاشی کرد]</font>

385
00:26:47,160 --> 00:26:48,120
‫طرف نقاش‌ـه دیگه...

386
00:26:49,480 --> 00:26:51,960
‫نقاش خیلی شناخته شده و نمادینی هم هست

387
00:26:53,640 --> 00:26:55,320
‫موهاش و عینک‌هاشو میگم

388
00:26:55,640 --> 00:26:58,120
‫"آنجل"، گولۀ غافلگیری هستی تو!

389
00:26:58,280 --> 00:27:00,960
‫گولۀ غافلگیری با یه میکروفن
‫توی عینک‌هاش

390
00:27:01,760 --> 00:27:04,020
‫می‌تونن هر روز تا یه ماه دیگه
‫چهرۀ ماسک‌ـشون رو تغییر بدن

391
00:27:04,040 --> 00:27:06,200
‫و اینطوری هیچ موقع نمی‌تونیم
‫ازشون جلو بیفتیم

392
00:27:06,280 --> 00:27:10,040
‫ولی معمای این مسأله که این نیست بازرس،
‫خودتونم می‌دونید

393
00:27:10,240 --> 00:27:12,240
‫ولی این مسأله مهم نیس، مهم اینه که...

394
00:27:12,400 --> 00:27:14,560
‫لعنتیا چطوری می‌دونستن که
‫ما داخل اونجاییم؟

395
00:27:15,360 --> 00:27:19,280
‫چقدر طول کشیده که هر لحظه از قدم‌های
‫بعدی‌ـمون رو تحقیق و بررسی کنن؟

396
00:27:19,760 --> 00:27:21,720
‫صادقانه بخوام بگم، نصف زندگی‌ـم

397
00:27:22,000 --> 00:27:24,080
‫میخوان تا کِی اون داخل بمونن؟

398
00:27:24,240 --> 00:27:27,080
‫خیلی زیاد طول نمی‌کشه، فقط 9 روز دیگه
‫حداکثر دیگه 10 یا 11 روز

399
00:27:27,160 --> 00:27:29,680
‫داریم باهاشون شطرنج بازی می‌کنیم

400
00:27:29,840 --> 00:27:30,880
‫و اونا هم دارن شکست‌ـمون میدن

401
00:27:30,960 --> 00:27:34,560
‫ولی من یه اسب تروجان دارم، بازرس
‫شانس‌ـت واسه شکست دادن من خیلی کمه

402
00:27:34,720 --> 00:27:36,680
‫وقتشه که با دقت بیشتری فکر کنیم...

403
00:27:37,840 --> 00:27:38,960
‫به عقب برگردیم،

404
00:27:40,240 --> 00:27:41,440
‫برگردیم به شروع ماجرا،

405
00:27:49,360 --> 00:27:51,240
‫همه‌ـمون می‌دونیم که قضیه خیلی وقت
‫پیش شروع شده

406
00:27:51,520 --> 00:27:54,160
‫می‌دونیم اونایی که الان داخل ضراب‌خونه هستن
‫قبلاً هم اونجا بودن

407
00:27:54,240 --> 00:27:57,280
‫یه فیلمایی رو تونستیم حین وارد شدن
‫"کورتس" و "اولیویرا" به موزه پیدا کنیم

408
00:27:57,720 --> 00:27:59,080
‫ولی آیا تنهایی وارد شدن؟

409
00:27:59,600 --> 00:28:01,920
‫بار اول‌ـشون بوده یا بار آخرشون؟

410
00:28:02,760 --> 00:28:04,360
‫چند بار دیگه به اونجا سر زدن؟

411
00:28:04,720 --> 00:28:07,320
‫با کسی صحبت کردن؟
‫یه نشونه‌ای، یه نگاهی...

412
00:28:07,840 --> 00:28:11,160
‫و مهم‌تر از همه، سرنخی به جا
‫گذاشتن که بشه ازش استفاده کرد یا نه؟

413
00:28:12,600 --> 00:28:15,760
‫ازتون می‌خوام که دوباره برید
‫سراغ دوربین‌های امنیتی

414
00:28:15,840 --> 00:28:18,200
‫و لحظه به لحظه‌ـشون رو بررسی کنید

415
00:28:18,360 --> 00:28:20,440
‫بقیه‌ـمون سعی می‌کنیم یه مقداری
‫استراحت کنیم

416
00:28:20,760 --> 00:28:23,200
‫بعضی از شماها هم بیشتر از
‫30 ساعته که نخوابیدین

417
00:28:23,440 --> 00:28:26,160
‫"سوارز"، اگه اتفاقی افتاد، بهم زنگ بزن

418
00:28:26,240 --> 00:28:27,320
‫مسؤول اینجا، تویی الان

419
00:28:28,560 --> 00:28:31,080
‫"افرا" هستم داخل "مارسلو یوسرا"
‫واحدی نزدیک اینجا هست؟

420
00:28:31,160 --> 00:28:32,120
‫خواهش می‌کنم،

421
00:28:32,520 --> 00:28:35,360
‫کانال هشت رو واسۀ قضیۀ
‫گروگان‌ها آزاد بذارید دیگه!

422
00:28:36,680 --> 00:28:38,920
‫هیشکی دیگه از کانال هشت
‫استفاده نکنه لطفاً!

423
00:28:39,520 --> 00:28:42,600
‫گوش کن "راکِل"، دوس داری قبل از اینکه
‫بری خونه یه چیزی بخوریم؟

424
00:28:42,960 --> 00:28:46,040
‫بین خوردن و خوابیدن، همیشه
‫خوردن رو انتخاب می‌کنم، ولی...

425
00:28:46,320 --> 00:28:47,480
‫حسابی خسته‌ـم، "آنجل".

426
00:28:47,800 --> 00:28:49,200
‫معذرت می‌خوام، ولی ممنون.

427
00:28:51,600 --> 00:28:54,760
‫تا حالا به این فکر کردین که اگه
‫می‌تونستین زمان رو به عقب برگردونین

428
00:28:54,840 --> 00:28:56,880
‫احتمالاً اون تصمیماتی که گرفتین
‫رو دیگه نمی‌گیرین؟

429
00:28:57,120 --> 00:29:00,760
‫اینکه با تصمیمات اشتباهی که می‌گیریم
‫کلی مشکلات دیگه واسه خودمون درست می‌کنیم

430
00:29:01,240 --> 00:29:05,200
‫مشکلاتی که بزرگتر و بزرگتر میشن، تا مثه
‫اون سنگ‌ـه بزرگ توی "ایندیانا جونز" بشن و

431
00:29:05,800 --> 00:29:08,680
‫از اون بالا قِل بخوره بیاد پایین دنبالت
‫تا لِهِت کنه

432
00:29:28,080 --> 00:29:30,640
‫تموم تصمیماتی که در گذشته گرفته بودیم

433
00:29:31,160 --> 00:29:33,560
‫بی‌وقفه ما رو تا آینده هدایت‌ـمون کردن

434
00:29:34,400 --> 00:29:37,720
‫"ریو" می‌خواست هر چه زودتر
‫یه دونه تلویزیونی

435
00:29:37,800 --> 00:29:40,320
‫که توی ضراب‌خونه مونده بود رو روشن کنه،

436
00:29:41,440 --> 00:29:44,480
‫تا اگه یه موقعی ارتباط‌مون رو با پروفسور
‫از دست دادیم، بفهمیم چی شده

437
00:29:45,680 --> 00:29:48,240
‫روشنش کن، بچه‌جون!
‫روشنش کن، ببینیم چی در موردمون میگن!

438
00:29:48,320 --> 00:29:50,080
‫این سرقتِ ما که از سرقت بزرگ گلاسگو
‫هم بزرگ‌تره!
‫<font color="#ffff00">[سرقت بزرگی که از یه قطار انجام شد]</font>

439
00:29:50,160 --> 00:29:53,520
‫تعداد نامشخصی از سارقان
‫تونستن به...

440
00:29:53,600 --> 00:29:55,760
‫خواستۀ این سارق‌ها چیه؟

441
00:29:55,880 --> 00:29:57,520
‫این یکی خفن‌ـشونه

442
00:29:58,120 --> 00:30:00,680
‫آیا می‌خوان به نظام ضربه بزنن؟

443
00:30:03,240 --> 00:30:05,760
‫خدایِ من!
‫آمریکایی‌ها هم نمی‌تونستن همچین کاری بکنن!

444
00:30:05,840 --> 00:30:08,840
‫این کار ساخت اسپانیاست؛ فقط
‫این دفعه با ام16! روتون کم شد؟

445
00:30:09,640 --> 00:30:10,680
‫یا خدا، بابا و مامانم!

446
00:30:11,040 --> 00:30:13,760
‫یه نوجوون... که یه خرده عجیب بود

447
00:30:14,680 --> 00:30:16,160
‫خجالتی بود...
‫- خجالتی بود

448
00:30:17,160 --> 00:30:19,560
‫بچه‌ـمون همیشه توی اتاقش بود

449
00:30:20,240 --> 00:30:22,320
‫فکر می‌کردیم داره با کامپیوترش
‫بازی می‌کنه یا...

450
00:30:22,840 --> 00:30:25,140
‫ولی هیچ موقع نمی‌تونستیم فکرش
‫رو بکنیم که یه جنایتکاره

451
00:30:26,600 --> 00:30:29,900
‫بعدش... روی آنتن تلویزیون می‌بینی‌ـش که
‫با یه اسلحه توی دستش، داره تیراندازی می‌کنه

452
00:30:30,120 --> 00:30:31,840
‫اونم در حالی که 60 نفر آدمو گروگان گرفته

453
00:30:33,800 --> 00:30:36,960
‫- می‌بینی که شبیه "جهادی"‌ها شده
‫- "پاکو"...

454
00:30:37,920 --> 00:30:39,720
‫اون دیگه پسر ما نیس

455
00:30:40,400 --> 00:30:42,000
‫نزن این حرفا رو لطفاً

456
00:30:42,360 --> 00:30:45,280
‫واسه من... واسه من مثه این
‫میمونه که مُرده باشه

457
00:30:45,600 --> 00:30:46,800
‫ولی، "پاکو"...

458
00:30:47,280 --> 00:30:51,200
‫الان حرفای پدر و مادر یکی از سارق‌ها
‫رو می‌شنیدیم که قلب رو به درد می‌آورد...

459
00:30:53,440 --> 00:30:56,360
‫"پروفسور" گفته از بیرون خبری نگیریم

460
00:30:57,840 --> 00:31:01,920
‫ولی خب گفته بود که یه سرقت
‫بدون خشونت‌ـم می‌خواد،

461
00:31:02,600 --> 00:31:03,720
‫که هیچ قربانی‌ای نداشته باشه

462
00:31:54,680 --> 00:31:55,560
‫"آنجل"، چیه؟

463
00:31:56,080 --> 00:31:57,040
‫سلام، "راکِل"

464
00:31:58,080 --> 00:31:59,160
‫خواب بودی؟

465
00:31:59,920 --> 00:32:01,480
‫نه، نه، نه، چی شده؟

466
00:32:01,960 --> 00:32:04,840
‫نه، نه، نه، نه. هیچی، چیزی نشده

467
00:32:06,760 --> 00:32:10,520
‫ببین، داشتم فکر می‌کردم
‫یه دقیقه وقت داری؟

468
00:32:10,600 --> 00:32:12,600
‫یه ذره بی‌خیالش شو دیگه، بابا،
‫کلی خسته‌ـست خب

469
00:32:12,960 --> 00:32:14,120
‫آره، حتماً، آره

470
00:32:14,200 --> 00:32:18,080
‫ببخشید انقدر رُک میگم:
‫قضیۀ این "اندی وارهول" چی بود؟

471
00:32:19,440 --> 00:32:21,840
‫- چی؟
‫- اینکه هِی می‌گفتین پُر از غافل‌گیری‌ـم و اینا...

472
00:32:21,840 --> 00:32:25,800
‫مگه من چِمِه؟ نباید یعنی از موزه و
‫نقاشی‌های مدرن خوشم بیاد؟

473
00:32:26,560 --> 00:32:28,740
‫یعنی نباید از هیچی غیر از
‫"اتلتیکو مادرید" خوشم بیاد؟

474
00:32:28,960 --> 00:32:30,440
‫آره، البته که می‌تونی

475
00:32:30,680 --> 00:32:33,800
‫فقط یه جورایی... غافل‌گیرم کردی،
‫چون اینو در موردت نمی‌دونستم

476
00:32:33,960 --> 00:32:36,240
‫همونطور که اینم نمی‌دونستم
‫که طرفدار "اتلتیکو" هستی

477
00:32:36,320 --> 00:32:38,480
‫- ولی بهم میاد که طرفدارشون باشم، نه؟
‫- آره، بهت میاد

478
00:32:38,800 --> 00:32:39,680
‫آره، بهت میاد

479
00:32:40,280 --> 00:32:43,640
‫گوش کن، "آنجل"، من خیلی خسته‌ـم.
‫می‌تونیم فردا با هم صحبت کنیم؟

480
00:32:45,000 --> 00:32:47,920
‫اون آقایی که باهات دیده بودم،
‫که دستاشو گرفته بودی،

481
00:32:49,920 --> 00:32:51,240
‫باهاش می‌خوای رابطه داشته باشی؟

482
00:32:52,840 --> 00:32:56,480
‫- بهم بگو، می‌خوام بدونم.
‫- "آنجل"، واسه چی این سؤالا رو می‌پرسی؟

483
00:32:56,560 --> 00:32:58,640
‫می‌خوای باهاش رابطه داشته باشی یا نه؟

484
00:32:59,760 --> 00:33:00,760
‫جوابمو بده

485
00:33:03,280 --> 00:33:05,480
‫خب آره، می‌خوام، چرا که نه؟

486
00:33:06,360 --> 00:33:08,240
‫یه زن مجرد 40 ساله‌ـم

487
00:33:08,520 --> 00:33:10,920
‫و واقعیتش اینه که بدمم نمیاد
‫بعد این همه وقت یه حالی بکنم

488
00:33:11,720 --> 00:33:14,840
‫تا... به یه چیز متفاوت‌تر
‫فکر کنم

489
00:33:15,440 --> 00:33:17,120
‫واسه همین حتماً باهاش
‫رابطه برقرار می‌کنم

490
00:33:18,200 --> 00:33:19,080
‫خب حالا که چی؟

491
00:33:22,640 --> 00:33:23,640
‫درک می‌کنم

492
00:33:24,840 --> 00:33:27,480
‫به هر کسی یه فرصتی میدی.
‫درک می‌کنم

493
00:33:28,840 --> 00:33:29,720
‫"آنجل"...

494
00:33:31,000 --> 00:33:34,600
‫اتفاقی که بین من و تو توی "سرسدیلا" افتاد،
‫موقتی بود

495
00:33:35,280 --> 00:33:37,640
‫هشت سال از اون موقع گذشته و الان دیگه ببین

496
00:33:37,840 --> 00:33:39,840
‫قضیه رو کامل کنار گذاشتم،
‫چون با هم همکاری‌ـم

497
00:33:40,160 --> 00:33:42,800
‫- و دوستیم، "راکل"
‫- و دوستیم

498
00:33:43,560 --> 00:33:45,680
‫- و تو هم متأهلی، "آنجل"
‫- منم متأهلم

499
00:33:46,400 --> 00:33:49,320
‫چون تو بهم گفتی که یه همچین رابطه‌هایی
‫بین همکارا جواب نمیده

500
00:33:49,480 --> 00:33:51,960
‫بعدشم ازدواج کردی،
‫اونم با یکی از همکارات!

501
00:33:52,120 --> 00:33:55,080
‫و از اونجایی که منو به عنوان یه...
‫آدم برنده نمی‌بینی، و همیشه منو به عنوان

502
00:33:55,160 --> 00:33:58,240
‫یه آدم بازنده می‌بینی که قاعدتاً
‫نباید... از "اندی وارهول" خوشش بیاد

503
00:33:58,520 --> 00:34:01,360
‫ولی اگه واسه یه لحظه هم که شده
‫منو به عنوان یه مرد برای خودت می‌دیدی،

504
00:34:02,480 --> 00:34:05,520
‫بهت قول میدم توی کمتر از ده دقیقه
‫"کارمِن" رو ولش می‌کنم و میام پیشت

505
00:34:11,760 --> 00:34:16,360
‫ببخشید "راکل". معذرت می‌خوام. لعنتی،
‫دیگه نمی‌دونم این روزا چی دارم میگم!

506
00:34:17,440 --> 00:34:20,200
‫همه‌ـش به خاطر... این شغله،
‫که داره همه‌ـمون رو دیوونه می‌کنه

507
00:34:22,480 --> 00:34:25,080
‫آره، آره، درسته، همه‌ـمونو.

508
00:34:26,080 --> 00:34:30,720
‫"آنجل"، دیروقته. برو بخواب، باشه؟
‫فردا صحبت می‌کنیم

509
00:34:31,800 --> 00:34:34,520
‫- شب به خیر، "راکل"
‫- شب به خیر

510
00:35:02,440 --> 00:35:03,960
‫با کی داشتی حرف می‌زدی؟

511
00:35:05,000 --> 00:35:06,880
‫باورم نمیشه داشتی منو می‌پاییدی!

512
00:35:06,960 --> 00:35:08,680
‫خب چه کار کنم، صدات رو شنیدم دیگه

513
00:35:08,760 --> 00:35:10,200
‫برو بخواب، دیروقته

514
00:35:10,280 --> 00:35:12,160
‫دیگه الان دیره. خوابم نمی‌بره که

515
00:35:12,720 --> 00:35:15,240
‫بذار ببینم، بهم بگو، باز چی شده؟

516
00:35:15,440 --> 00:35:16,640
‫- چی؟
‫- گیرِ مثلث عشقی افتادی؟

517
00:35:16,720 --> 00:35:19,200
‫مثلث عشقی کدومه،
‫"آنجل" بود، همکارم

518
00:35:19,280 --> 00:35:21,680
‫آها، فکر می‌کردم داری یه کاری
‫می‌کنی که حسودی‌ـش بشه بهت

519
00:35:21,760 --> 00:35:24,400
‫که با غریبه‌ها میری توی مشروب فروشی،
‫باهاشون مشروب می‌زنی

520
00:35:25,120 --> 00:35:27,960
‫مامان، خواهش می‌کنم، نمی‌خواستم
‫حسودی‌ـش بشه که

521
00:35:28,040 --> 00:35:30,000
‫بعدشم... جلوی فرصت‌ها رو نگیر دیگه

522
00:35:30,160 --> 00:35:32,720
‫حالا که دیگه متأهل نیستی،
‫می‌تونی وارد بازی عشقی بشی و...

523
00:35:32,800 --> 00:35:34,640
‫- آها، وارد بازی بشم
‫- آره، وارد بازی شو

524
00:35:34,720 --> 00:35:35,600
‫البته

525
00:35:36,160 --> 00:35:39,360
‫دخترم، نهایتاً عشق‌ـه که...

526
00:35:40,320 --> 00:35:42,400
‫باعث میشه زندگی رو متفاوت ببینیم

527
00:35:44,880 --> 00:35:47,400
‫تو هم اخیراً بخش تاریک
‫همه‌چی رو دیدی

528
00:35:51,720 --> 00:35:55,080
‫یعنی شاید بی‌خیال همۀ این...
‫قضیه‌ها نشدی

529
00:35:55,160 --> 00:35:58,120
‫بذار ببینیم، مامان، بذار ببینیم که
‫از چه چیزایی نگذشتم...

530
00:35:58,600 --> 00:36:01,280
‫تو هم فکر می‌کنی شکایتم الکی بوده...

531
00:36:01,920 --> 00:36:05,000
‫و از اینکه شوهر سابقم با خواهرم
‫روی هم ریختن، اعصابم به هم ریخته

532
00:36:05,080 --> 00:36:06,420
‫و می‌خوام رابطه‌ـشون رو خراب کنم؟

533
00:36:06,480 --> 00:36:08,920
‫شوهرت با خواهرت با هم رابطه دارن؟

534
00:36:11,640 --> 00:36:13,160
‫مامان، چی داری میگی؟

535
00:36:17,640 --> 00:36:19,840
‫- چی؟
‫- هیچی. آره...

536
00:36:20,080 --> 00:36:21,720
‫یه لحظه نفهمیدم چی گفتی

537
00:36:22,720 --> 00:36:25,440
‫آخرشم اون مرد بالاخره تونست
‫با دو تا خواهر رابطه برقرار کنه

538
00:36:25,600 --> 00:36:28,360
‫مثه توی فیلما... از اون
‫شهوانی‌هاش رو منظورمه

539
00:36:30,320 --> 00:36:32,520
‫مامان. مامان، حالت خوبه؟

540
00:36:38,640 --> 00:36:40,680
‫چطوری با این قضیۀ
‫سرقت داری کنار میای، عزیزم؟

541
00:36:41,560 --> 00:36:44,640
‫ببخشید... خوب نیس، خوب نیس. اصلاً خوب نیس

542
00:36:45,400 --> 00:36:47,360
‫اونجا، تموم روز رو نشستم،

543
00:36:48,440 --> 00:36:50,640
‫در حالی که از جام تکون نمی‌خورم، و... آره

544
00:36:50,800 --> 00:36:52,760
‫یعنی سر جات نشستی تو عزیزم؟

545
00:36:53,080 --> 00:36:55,480
‫تو باید بری دنبالشون.

546
00:36:55,880 --> 00:36:59,440
‫فقط وقتی می‌تونی آدمای بد رو بگیری‌ که بری
‫دنبال‌ـشون. خودت که می‌دونی باید چه کار کنی

547
00:37:06,080 --> 00:37:07,400
‫شبت به خیر، عزیزم

548
00:37:50,520 --> 00:37:52,000
‫چه سورپرایز قشنگی!

549
00:38:04,400 --> 00:38:05,800
‫باید بیشتر بیای این طرفا

550
00:38:10,280 --> 00:38:12,580
‫می‌بینم یه دفتر کوچولوی خیلی خوشگل
‫واسه خودت آماده کردی

551
00:38:12,680 --> 00:38:15,020
‫- همینطوری‌ـشم که دو تا داری
‫- دفترها رو خیلی دوس دارم

552
00:38:15,920 --> 00:38:16,920
‫همیشه می‌خواستم که...

553
00:38:18,400 --> 00:38:21,080
‫یه دونه میز از چوب "ماهون" داشته باشم،

554
00:38:23,360 --> 00:38:26,000
‫ولی مجرم بودن و دفتر داشتن
‫خیلی با هم جور در نمیان

555
00:38:29,000 --> 00:38:30,080
‫گرمه، نه؟

556
00:38:34,680 --> 00:38:37,560
‫می‌بینم که جلیقۀ ضد گلوله‌ـت رو
‫پوشیدی که بیای بهم سر بزنی

557
00:38:40,320 --> 00:38:42,800
‫ترجیح می‌دادم با کُرسِت می‌اومدی،
‫از اون ونیزی‌هاش رو میگم

558
00:38:44,280 --> 00:38:45,160
‫ببین...

559
00:38:46,560 --> 00:38:48,120
‫خیلی برام قابل درک نیستی

560
00:38:48,760 --> 00:38:49,960
‫چرا اومدی اینجا، "توکیو"؟

561
00:38:54,680 --> 00:38:55,600
‫تا ازت بخوام

562
00:38:59,640 --> 00:39:00,640
‫خواهشاً

563
00:39:03,120 --> 00:39:04,680
‫به پروفسور زنگ بزنی

564
00:39:05,800 --> 00:39:07,400
‫و بهش بگی چه کار کردی،

565
00:39:08,360 --> 00:39:10,360
‫که دستور کُشتن یکی از گروگان‌ها رو دادی

566
00:39:12,560 --> 00:39:13,920
‫شیطون بلا

567
00:39:20,240 --> 00:39:21,680
‫می‌دونی چرا؟

568
00:39:24,240 --> 00:39:26,120
‫چون پروفسور، فرشتۀ نجات من‌ـه،

569
00:39:27,000 --> 00:39:29,720
‫و اگه تو بهش نگی،
‫خودم بهش میگم

570
00:39:29,800 --> 00:39:30,680
‫تو؟

571
00:39:32,560 --> 00:39:34,720
‫اینطوری میشی مثه همونی که
‫می‌گفت "بگم بگم"

572
00:39:34,720 --> 00:39:37,240
‫یه آدم خبرچین، یه موش کثیف

573
00:39:39,040 --> 00:39:41,520
‫من آدم متشخصی هستم،
‫نمی‌ذارم واست یه همچین اتفاقی بیفته

574
00:40:20,960 --> 00:40:21,840
‫بله؟

575
00:40:22,440 --> 00:40:24,120
‫من اولین قانون‌ـمون رو زیر پا گذاشتم

576
00:40:27,600 --> 00:40:28,920
‫یکی از گروگان‌ها رو کُشتم

577
00:40:30,880 --> 00:40:35,440
‫یعنی خودم که نه، "دِنوِر" کشته،
‫ولی اونش مهم نیست

578
00:40:35,840 --> 00:40:38,920
‫بذار اینطوری بگم که اون دقیقاً کاری
‫رو انجام داد که من بهش دستور داده بودم

579
00:40:40,040 --> 00:40:42,160
‫ترجیح دادم خودم بهت اطلاع بدم

580
00:40:54,040 --> 00:40:55,680
‫این تنها خط قرمزمون بود

581
00:40:58,680 --> 00:41:00,080
‫همه‌چی رو خراب کردی

582
00:41:02,560 --> 00:41:06,120
‫- می‌فهمم که شوکه شدی
‫- همه‌چی رو نابود کردی

583
00:41:06,760 --> 00:41:09,320
‫اون زن بین پاهاش یه دونه گوشی
‫گذاشته بود

584
00:41:10,800 --> 00:41:14,600
‫امکانش بود که با گوشی‌ـش به پسرعموش
‫"چلیتو" زنگ بزنه

585
00:41:15,280 --> 00:41:17,440
‫و بهش بگه که داره با مدیرکل‌ـش می‌خوابه،

586
00:41:17,520 --> 00:41:20,600
‫ولی من فکر کنم می‌خواسته با گوشی‌ـش
‫به پلیس زنگ بزنه

587
00:41:24,920 --> 00:41:28,600
‫دیگه در آینده گوشی‌ای در کار نخواهد بود
‫می‌تونی از این بابت مطمئن باشی

588
00:41:28,680 --> 00:41:29,600
‫طرف کی بود؟

589
00:41:31,280 --> 00:41:32,880
‫"مونیکا گتمبید"

590
00:41:44,560 --> 00:41:45,760
‫تنبیه‌ـم می‌کنی؟

591
00:41:47,920 --> 00:41:49,280
‫باید مجازاتم کنی

592
00:41:50,640 --> 00:41:52,360
‫می‌دونم که آدم آرمان‌گرایی هستی،

593
00:41:53,040 --> 00:41:56,240
‫که فکر می‌کنی با خواهش و
‫تمنا بهمون اسکناس میدن،

594
00:41:56,400 --> 00:41:59,440
‫اینکه می‌خوای تا آخر کار آدم نجیبی باشی
‫ولی در عین‌حال تفنگ و مواد منفجره در اختیارمون میذاری

595
00:41:59,520 --> 00:42:02,560
‫تا کل ساختمون رو منفجر کنیم،
‫ولی بازی بس‌ـه

596
00:42:03,760 --> 00:42:05,240
‫باید مجازاتم کنی،

597
00:42:05,800 --> 00:42:08,360
‫چون اگه جسارت همچین کاری رو
‫نداشته باشی، موفق نمی‌شیم

598
00:42:08,880 --> 00:42:11,480
‫طی چند سال گذشته چندین و چندبار
‫بهت گفتم:

599
00:42:14,200 --> 00:42:17,240
‫اونی که مشکل داره من نیستم، تویی

600
00:42:19,240 --> 00:42:22,720
‫باید مجازاتم کنی، چون اینطوری میتونم
‫بفهمم که ناخدایِ واقعیِ ما تویی

601
00:42:22,880 --> 00:42:24,880
‫کسی که بدون تردید، سُکان‌دارِ این کَشتی‌ـه

602
00:42:25,880 --> 00:42:28,280
‫اینکه قابل اطمینانی.

603
00:42:31,240 --> 00:42:33,480
‫فکر کنم نمی‌خوای الان
‫در موردش حرفی بزنی

604
00:42:34,440 --> 00:42:36,960
‫هنوز که فعلاً از اون بیرون، کسی
‫خبری از این قربانی نداره

605
00:42:37,040 --> 00:42:38,800
‫برای همین فعلاً طبق
‫برنامه پیش میریم

606
00:42:39,160 --> 00:42:41,800
‫تا 48 ساعت دیگه ازمون میخوان
‫که بهشون ثابت کنیم همه زنده‌ـن

607
00:42:50,024 --> 00:43:00,024
‫<font color="#808040">تـرجـمـه و زیـرنـویـس</font>
‫<font color="#ff8000">Samya</font>

