﻿1
00:00:05,920 --> 00:00:08,320
‫- <i>منتظر دستورم</i>
‫- <i>گروگان‌گیر در تیررس‌ـه</i>

2
00:00:08,400 --> 00:00:11,160
‫- چه غلطی داری می‌کنی تو؟
‫- اون‌طرف کلی تک‌تیرانداز وایساده!

3
00:00:11,320 --> 00:00:13,000
‫- زانو بزنین.
‫- <i>دارن هدف‌گیری می‌کنن</i>

4
00:00:13,680 --> 00:00:15,680
‫- بهم اجازۀ شلیک بدین
‫- <i>میخوان بُکُشنشون</i>

5
00:00:15,760 --> 00:00:17,680
‫- می‌خوان شلیک کنن
‫- <i>بهم اجازه بدین شلیک کنم</i>

6
00:00:17,760 --> 00:00:18,600
‫تفنگو بذار زمین!

7
00:00:19,560 --> 00:00:20,720
‫<i>اونا می‌خوان بُکُشن‌ـشون</i>

8
00:00:21,240 --> 00:00:22,080
‫اجازۀ شلیک رو بدین.

9
00:00:22,840 --> 00:00:25,080
‫- "کرکس 3"، می‌تونی شلیک کنی.
‫- پشت سرت!

10
00:00:47,000 --> 00:00:49,680
‫شنبه 
‫ساعت 6 عصر

11
00:01:52,600 --> 00:01:55,320
‫خوبه! خوبه، آقای "تورِس". خوبه. خیلی خوبه!

12
00:01:55,720 --> 00:01:57,680
‫ولی حالا بیا سریال‌ها رو عوض کنیم، باشه؟

13
00:01:57,960 --> 00:01:59,920
‫بیا حرف رو عوض کنیم، خب؟

14
00:02:00,080 --> 00:02:02,080
‫یه کشور دیگه، خب
‫غُر نزن. بدو برو!

15
00:02:07,480 --> 00:02:09,800
‫"هلسینکی"! بیا پایین، زود باش!

16
00:02:09,880 --> 00:02:12,440
‫- ببین پایین چی داریم؟
‫- بدجور تیر خورده. زود باش!

17
00:02:12,760 --> 00:02:15,600
‫شماها کُشتینش، حرومزاده‌ها!

18
00:02:58,800 --> 00:02:59,640
‫زود باشین

19
00:03:11,880 --> 00:03:13,720
‫آب می‌خوام، آب بدین، لطفاً.

20
00:03:19,560 --> 00:03:21,480
‫آب، لطفاً. آب

21
00:03:24,200 --> 00:03:26,240
‫ممنون. "آرتورو"، تحمل کن. "ریو"، "ریو".

22
00:03:26,440 --> 00:03:27,680
‫الکل، الکل.

23
00:03:28,000 --> 00:03:29,680
‫ازت می‌خوام که دستت رو برداری...

24
00:03:31,720 --> 00:03:32,560
‫- "راکِل"

25
00:03:32,640 --> 00:03:34,760
‫کارمندان سابق ضراب‌خونۀ ملی پول

26
00:03:34,840 --> 00:03:38,120
‫تونستن هویت شخصی که توسط پلیس 
‫مورد اصابت گلوله قرار گرفت رو شناسایی کنن

27
00:03:38,280 --> 00:03:41,120
‫اون شخص "آرتورو رومَن" بوده،
‫که مدیریت کل ضراب‌خونه رو به عهده داشته.

28
00:03:41,200 --> 00:03:44,480
‫اون در حالی که همراه با بقیۀ سارق‌ها
‫روی سقف بود،

29
00:03:44,560 --> 00:03:47,360
‫ توسط نیروهای پلیس
‫مورد اصابت گلوله قرار گرفت.

30
00:03:47,920 --> 00:03:51,600
‫این اتفاقات بعد از 32 ساعت از شروع
‫گروگان‌گیری رخ دادند.

31
00:03:52,520 --> 00:03:55,200
‫<i>32 ساعت پس از شروع سرقت</i>

32
00:03:57,200 --> 00:03:59,200
‫خواهش می‌کنم، باید با زنم حرف بزنم.

33
00:03:59,640 --> 00:04:01,480
‫باید با همسرم صحبت کنم.

34
00:04:01,760 --> 00:04:05,280
‫میگن که وقتی دَمِ مرگ هستیم،

35
00:04:05,720 --> 00:04:08,280
‫بالاخره می‌تونیم کل زندگی‌ـمون رو
‫در لحظه‌ای به وضوح ببینیم

36
00:04:08,880 --> 00:04:12,000
‫و "آرتورو رومَن"، وقتی داشت
‫روی اون میز خون از دست می‌داد

37
00:04:12,240 --> 00:04:16,080
‫منتظر یه چنین چیزی بود:
‫"بصیرت مرگ"

38
00:04:16,160 --> 00:04:19,520
‫اینکه یه بار واسه همیشه بفهمه
‫بالاخره عشق زندگی‌ـش کی بوده؟

39
00:04:21,680 --> 00:04:24,320
‫"لورا"، زنی که باهاش 14 سال
‫از زندگی‌ـش رو سپری کرده

40
00:04:24,480 --> 00:04:26,320
‫و باهاش پیوندی مقدس مثل ازدواج داشته؟

41
00:04:27,280 --> 00:04:29,800
‫یا "مونیکا"، منشی و معشوقه‌ـش؟

42
00:04:29,880 --> 00:04:32,240
‫"مونیکا"یی که "آرتورو" باهاش احساس
‫جوون بودن می‌کرد؟

43
00:04:32,880 --> 00:04:35,640
‫متأسفانه تنها اطمینانی که "آرتورو"
‫در اون لحظه داشت،

44
00:04:35,720 --> 00:04:37,760
‫این بود که اگه اونا نتونن گلوله رو
‫از بدنش خارج کنن،

45
00:04:38,200 --> 00:04:40,520
‫تا بیاد این معما رو برای خودش 
‫حل کنه، مُرده.

46
00:04:41,440 --> 00:04:45,800
‫و صادقانه بگم، اون تمریناتی که ما واسۀ کمک‌های اولیه داشتیم، 
‫اطمینانی واسه زنده نگه داشتن یه نفر نبودن

47
00:04:46,840 --> 00:04:48,080
‫سیاهرگ پایینی

48
00:04:49,240 --> 00:04:50,480
‫کلیۀ راست

49
00:04:51,480 --> 00:04:52,320
‫چپ

50
00:04:53,040 --> 00:04:54,160
‫روده‌بند

51
00:04:54,840 --> 00:04:56,440
‫ریۀ سمت راست

52
00:04:56,960 --> 00:04:57,800
‫چپ

53
00:04:58,280 --> 00:04:59,480
‫این قلب‌ـه

54
00:04:59,760 --> 00:05:00,600
‫سیاهرگ

55
00:05:01,160 --> 00:05:05,080
‫زیر ترقوه، راست و چپ

56
00:05:05,960 --> 00:05:06,840
‫بازو

57
00:05:08,160 --> 00:05:09,080
‫استخوان بازو

58
00:05:11,120 --> 00:05:12,680
‫وداج (ژوگولار) داخلی

59
00:05:13,320 --> 00:05:14,680
‫ژوگولار (وداج) خارجی

60
00:05:15,840 --> 00:05:17,360
‫و این قرمزها هم سرخرگ‌های اصلی هستن

61
00:05:17,680 --> 00:05:19,240
‫هی، وایسا، صبر کن

62
00:05:19,760 --> 00:05:20,680
‫بذار ببینم

63
00:05:21,320 --> 00:05:24,040
‫تو می‌خوای ما اینطوری پزشکی یاد بگیریم؟
‫با دو تا ماژیک؟

64
00:05:24,240 --> 00:05:26,480
‫اگه یکی تیر بخوره،
‫نمی‌تونه که بره بیمارستان.

65
00:05:26,840 --> 00:05:28,460
‫خودتون باید اون داخل قضیه رو
‫مدیریت کنید

66
00:05:28,640 --> 00:05:30,680
‫- عملاً مثه خوکشی کردن میمونه دیگه.
‫- خفه پسرم.

67
00:05:30,760 --> 00:05:33,060
‫اینکه خودمون رو توی اون لونۀ موش
‫حبس کنیم، یه مسأله‌ـس

68
00:05:33,080 --> 00:05:34,860
‫- اینکه بمیریمم یه مسألۀ دیگه‌ـس.
‫- "دِنوِر"

69
00:05:35,400 --> 00:05:37,920
‫ما می‌خوایم یاد بگیریم که
‫چطوری یه گلوله رو از بدن خارج کنیم

70
00:05:38,520 --> 00:05:40,360
‫قرار نیس که موشک هوا کنیم

71
00:05:40,440 --> 00:05:41,640
‫اونقدرا هم کار سختی نیست.

72
00:05:41,720 --> 00:05:44,620
‫انبردستی رو برمی‌داری، بدون اینکه
‫گندی بالا بیاری، گلوله رو می‌کِشی بیرون

73
00:05:44,700 --> 00:05:46,740
‫- تموم شد رفت
‫- گلوله‌هه گند رو بالا آورده دیگه

74
00:05:46,820 --> 00:05:48,620
‫اگه تیر خوردم، منو ببرین بیمارستان

75
00:05:48,700 --> 00:05:49,860
‫پاسخ منفی‌ـه

76
00:05:49,880 --> 00:05:51,760
‫خب، من یکی که ترجیح میدم
‫چلاق باشم و آزاد باشم

77
00:05:51,840 --> 00:05:54,040
‫ولی حالم خوب باشه و
‫توی سلول یه زندان بپوسم

78
00:05:54,200 --> 00:05:55,160
‫هیشکی از اونجا خارج نمیشه

79
00:05:56,240 --> 00:05:58,400
‫هر کدوم‌ـتون سرنخی هستین
‫که میشه ازتون استفاده کرد

80
00:05:58,480 --> 00:06:00,280
‫اگه کسی میخواد از کار کنار بکشه،
‫الان وقتشه

81
00:06:01,040 --> 00:06:03,240
‫حین دزدی همین‌جا میمونه و 
‫بعدشم میره پِیِ زندگی‌ـش

82
00:06:06,480 --> 00:06:07,900
‫این درس‌ـمون قراره تا کِی طول بکشه؟

83
00:06:08,560 --> 00:06:10,680
‫کیرم مثل کیر "هلسینکی" هِی داره
‫کوچیک و کوچیک‌تر میشه

84
00:06:10,760 --> 00:06:12,760
‫هِی! در مورد کیر من چی گفتی تو؟

85
00:06:14,920 --> 00:06:17,640
‫- بسه بابا. کافی‌ـه.
‫- می‌خوای کیرمو ببینی؟

86
00:06:17,720 --> 00:06:18,760
‫خواهش می‌کنم

87
00:06:19,600 --> 00:06:22,240
‫بلند شو لباساتو بپوش.
‫یکی دیگه بیاد اینجا بخوابه، لطفاً.

88
00:06:22,320 --> 00:06:23,500
‫- قضیب جان نوبت توئه
‫- زود باش

89
00:06:23,580 --> 00:06:24,480
‫برو دیگه

90
00:06:24,560 --> 00:06:27,320
‫- نه؟ نمیری، هیشکی نمیره...
‫- خب، خودم میرم

91
00:06:27,400 --> 00:06:29,640
‫- خب...
‫- زود باش، "نایروبی"

92
00:06:29,720 --> 00:06:32,480
‫- مشکلی نیست دیگه، نه؟
‫- زود باش، "نایروبی"

93
00:06:32,560 --> 00:06:33,960
‫چه تیکه‌ای‌ـه!

94
00:06:34,600 --> 00:06:36,760
‫- سیاهه
‫- سکسی و جذاب‌ـه

95
00:06:37,240 --> 00:06:38,600
‫- تو انجام بده
‫- واو! باشه

96
00:06:38,680 --> 00:06:39,680
‫بذار ببینیم چی یاد گرفتی

97
00:06:40,040 --> 00:06:41,960
‫این‌که "کاروتید"ـه...
‫<font color="#ffff00">[کاروتید: خواب رگ یا سبات]</font>

98
00:06:42,240 --> 00:06:44,960
‫و خب، حین دکتر بازی کردن...

99
00:06:45,280 --> 00:06:48,000
‫فهمیدم "نایروبی" از اون چیزی که نشون
‫می‌داد آدم تودار تری‌ـه

100
00:06:48,320 --> 00:06:49,160
‫قلب

101
00:06:51,080 --> 00:06:52,160
‫سرخرگ بزرگ...

102
00:06:52,560 --> 00:06:54,740
‫و با اینکه هیشکی در مورد هیچ‌کس
‫دیگه اطلاعاتی نداشت...

103
00:06:54,820 --> 00:06:55,740
‫بزرگ‌سرخ‌رگ شکمی

104
00:06:55,820 --> 00:06:58,380
‫...چیزی که حتی فکرشم نمی‌کردم
‫این بود که "نایروبی" یه پسر داشته

105
00:06:58,800 --> 00:06:59,800
‫یا یه دختر

106
00:07:00,240 --> 00:07:03,200
‫از زخمای سزارین کردنش پیدا بود

107
00:07:03,280 --> 00:07:05,240
‫- چه کار داری می‌کنی؟ چه کار داری می‌کنی؟
‫- هی، هی!

108
00:07:05,320 --> 00:07:06,520
‫- کجا داری میری؟
‫- چی شده؟

109
00:07:06,600 --> 00:07:07,600
‫داری به چی نگاه می‌کنی؟

110
00:07:07,680 --> 00:07:08,520
‫- چی شده؟
‫- آروم باش

111
00:07:08,600 --> 00:07:10,200
‫نه. الان اون ماژیک رو می‌کنم توی حلق‌ـت

112
00:07:10,280 --> 00:07:11,880
‫- چی شده؟
‫- زنیکه لزبین‌ـه انگاری

113
00:07:11,960 --> 00:07:13,960
‫نمی‌دونه داره به چی نگاه می‌کنه

114
00:07:14,040 --> 00:07:16,920
‫خودت لزبین‌ـی. نوک پستون‌ـت
‫اندازۀ حبۀ قند سفت شده بود

115
00:07:17,000 --> 00:07:18,440
‫اندازه حبۀ قند؟ الان بهت میگم...

116
00:07:19,480 --> 00:07:20,320
‫بس کنین!

117
00:07:20,520 --> 00:07:22,960
‫و اینجوری بود که رفاقت‌ـمون شکل گرفت

118
00:07:33,784 --> 00:07:36,184
‫♪ اگه باهات بمونم ♪

119
00:07:36,208 --> 00:07:38,408
‫♪ اگه اشتباه انتخاب کنم ♪

120
00:07:38,432 --> 00:07:40,932
‫♪ اصلاً واسم مهم نیست ♪

121
00:07:43,456 --> 00:07:45,756
‫♪ اگه قرار باشه الان ببازم ♪

122
00:07:45,780 --> 00:07:47,880
‫♪ ولی بعداً بِبَرم ♪

123
00:07:48,204 --> 00:07:51,704
‫♪ این تموم چیزی میشه که میخوام ♪

124
00:07:52,428 --> 00:07:56,928
‫♪ اصلاً واسم مهم نیس ♪

125
00:07:56,952 --> 00:07:59,452
‫♪ راهمو گُم کردم ♪

126
00:08:01,876 --> 00:08:06,376
‫♪ اصلاً واسم مهم نیس ♪

127
00:08:12,800 --> 00:08:14,600
‫♪ وقتمو هدر دادم ♪

128
00:08:14,624 --> 00:08:19,124
‫♪ ولی زندگیم همچنان ادامه داره ♪

129
00:08:19,148 --> 00:08:21,648
‫<font color="#ff0000">خانۀ اسکناس</font>

130
00:08:21,772 --> 00:08:25,772
‫<font color="#808040">تـرجـمـه و زیـرنـویـس</font>
‫<font color="#ff8000">Samya</font>

131
00:08:39,640 --> 00:08:40,880
‫"راکل"، وزیر پشت خطه

132
00:08:40,960 --> 00:08:42,960
‫چی بهش بگم؟
‫"راکل"؟ چی بگم؟

133
00:08:43,040 --> 00:08:45,160
‫- "راکل"! چی بهش بگم؟
‫- چی؟

134
00:08:45,360 --> 00:08:48,360
‫- میگن دستور رو کی صادر کرده؟
‫- من دستورو دادم

135
00:08:50,160 --> 00:08:52,440
‫بهشون بگو... مرد زخمی شده
‫یه گروگان بوده

136
00:08:52,520 --> 00:08:55,400
‫- بعدشم تلفن لامصب رو قطع کن!
‫- طرف شبیه سارق‌ها بود دیگه

137
00:08:55,560 --> 00:08:57,560
‫من درخواست کردم که اجازۀ شلیک بدین
‫اصرار از من بود

138
00:08:57,580 --> 00:09:00,100
‫بازرس، مسؤولیت این قضیه
‫رو من به همراه‌ـتون به عهده می‌گیرم

139
00:09:01,080 --> 00:09:02,800
‫"بازرس"، آمبولانس آماده‌ـست

140
00:09:03,520 --> 00:09:05,040
‫بیاین با گروگان‌گیر صحبت کنیم

141
00:09:06,480 --> 00:09:08,960
‫داریم ارتباط رو باهاشون برقرار می‌کنیم

142
00:09:11,480 --> 00:09:13,640
‫باید یه تصمیمی می‌گرفتیم.
‫اونا داشتن...

143
00:09:13,720 --> 00:09:16,760
‫یه جوری بود که انگار داشتن می‌کُشتنشون،
‫باید تصمیم می‌گرفتیم، وقت نداشتیم

144
00:09:16,840 --> 00:09:18,120
‫ساکت باشین لطفاً!

145
00:09:45,840 --> 00:09:46,680
‫"پروفسور"؟

146
00:09:47,320 --> 00:09:49,040
‫به سمت گروگان‌ها شلیک کردین

147
00:09:49,280 --> 00:09:52,400
‫یکی‌ـشون بین مرگ و زندگی‌ـه.
‫فکر کنم واسه همین زنگ زدین

148
00:09:52,480 --> 00:09:54,280
‫یه آمبولانس می‌فرستم که
‫مجروح رو خارج کنه

149
00:09:54,720 --> 00:09:55,880
‫هیشکی از اینجا خارج نمیشه.

150
00:09:56,640 --> 00:09:59,880
‫- اون مرد داره خون‌ریزی می‌کنه
‫- به خاطر شلیکی که شما کردید

151
00:10:00,520 --> 00:10:01,800
‫یعنی می‌خوای بذاری بمیره؟

152
00:10:04,360 --> 00:10:06,200
‫بذار یه تیم پزشکی بفرستم اونجا

153
00:10:10,720 --> 00:10:12,680
‫پروفسور، گوش کن

154
00:10:13,640 --> 00:10:14,960
‫می‌دونم اشتباهِ من بوده

155
00:10:16,480 --> 00:10:20,400
‫ولی اگه یه گروگان بمیره، همونقدر که 
‫واسه من بد میشه، واسه تو هم بد میشه

156
00:10:20,720 --> 00:10:22,160
‫باور کن، توی کمتر از

157
00:10:22,320 --> 00:10:25,080
‫پنج دقیقه افکار عمومی متوجه میشن

158
00:10:25,240 --> 00:10:26,320
‫که اون مرد به خاطر اینکه

159
00:10:26,400 --> 00:10:29,000
‫شما بهمون اجازه ندادین 
‫وارد بشیم و نجاتش بدیم، مُرده

160
00:10:41,440 --> 00:10:44,120
‫دو تا جراح و یه دونه پرستار
‫با تجهیزات جراحی

161
00:10:44,400 --> 00:10:46,560
‫- وقتی رسیدن بهم اطلاع بدین
‫- ممنون

162
00:10:46,960 --> 00:10:48,760
‫یه درخواستی هم ازتون داشتم

163
00:10:50,120 --> 00:10:51,920
‫شخصی که مجروح شده می‌خواد
‫با همسرش صحبت کنه

164
00:10:52,400 --> 00:10:53,240
‫البته

165
00:10:54,640 --> 00:10:55,560
‫یا خدا

166
00:10:56,480 --> 00:10:58,160
‫همسر آقای "رومن" رو پیدا کنین

167
00:10:58,760 --> 00:11:01,040
‫تیم پزشکی کِی می‌تونن خودشونو
‫برسونن اینجا؟

168
00:11:01,120 --> 00:11:03,680
‫اگه از "لاپاز" با هلیکوپتر بیان،
‫10 تا 15 دقیقه طول می‌کشه

169
00:11:03,960 --> 00:11:05,880
‫- همین الان بیارشون اینجا!
‫- باشه

170
00:11:39,400 --> 00:11:41,040
‫همه توی موقعیتتون قرار بگیرین، زود باشین

171
00:11:44,200 --> 00:11:46,560
‫لطفاً توی موقعیتتون قرار بگیرید

172
00:12:09,920 --> 00:12:10,760
‫ببخشید

173
00:12:11,600 --> 00:12:12,720
‫می‌تونی رانندگی کنی؟

174
00:12:13,400 --> 00:12:14,240
‫بله، بله

175
00:12:14,320 --> 00:12:16,200
‫باید از اینجا برم بیرون، بریم یه دوری بزنیم

176
00:12:16,280 --> 00:12:17,600
‫- باشه
‫- ممنون

177
00:12:22,800 --> 00:12:23,800
‫هی، "راکل"

178
00:12:25,240 --> 00:12:26,240
‫چی شده؟

179
00:12:26,760 --> 00:12:28,000
‫باید فکر کنم

180
00:12:40,120 --> 00:12:41,000
‫برو

181
00:12:50,560 --> 00:12:52,760
‫اینطوری بهم نگاه نکن
‫تنهات که نمیذارم

182
00:13:14,280 --> 00:13:15,600
‫کدوم گوری رفته پس؟

183
00:13:17,080 --> 00:13:18,400
‫عوضی فرار کرده!

184
00:13:27,000 --> 00:13:28,160
‫بذار ببینم...

185
00:13:31,160 --> 00:13:32,160
‫یه لحظه

186
00:13:33,120 --> 00:13:34,520
‫اینم از این

187
00:13:39,360 --> 00:13:40,200
‫بگو دخترم

188
00:13:40,400 --> 00:13:42,280
‫امشب رو میتونی بیای خونه؟

189
00:13:42,360 --> 00:13:45,440
‫- نمی‌دونم، مامان
‫- چرا؟ چی شده مگه؟

190
00:13:47,800 --> 00:13:49,200
‫مامان، من...

191
00:13:50,320 --> 00:13:51,200
‫من...

192
00:13:52,360 --> 00:13:53,240
‫من با یه مشکل

193
00:13:53,320 --> 00:13:54,840
‫خیلی بزرگی سر کار مواجه شدم

194
00:13:54,920 --> 00:13:57,760
‫دخترم، کارِت سخته دیگه

195
00:13:58,600 --> 00:14:00,680
‫زود باش، بهم بگو، خودتو خالی کن

196
00:14:00,840 --> 00:14:03,440
‫هر مشکلی رو اگه به زبون بیاری،
‫آروم‌تر میشی

197
00:14:04,640 --> 00:14:07,640
‫یه کمی مشروب خورده بودم با...

198
00:14:07,720 --> 00:14:09,320
‫ایول. با کی؟

199
00:14:09,760 --> 00:14:10,600
‫می‌شناسمش؟

200
00:14:10,760 --> 00:14:13,560
‫نه، مامان. خودمم نمی‌شناسمش.

201
00:14:14,400 --> 00:14:17,480
‫مسأله اینه که...
‫وقتی برگشتم توی چادر،

202
00:14:17,560 --> 00:14:19,160
‫یه موقعیت خیلی جدی‌ای پیش اومد،

203
00:14:20,040 --> 00:14:23,200
‫یه موقعیت خطرناک
‫روی سقف ضراب‌خونه و...

204
00:14:23,760 --> 00:14:25,800
‫منم فکر کردم یکی از گروگان‌ها
‫توی خطره،

205
00:14:25,880 --> 00:14:27,240
‫واسه همین...

206
00:14:27,640 --> 00:14:29,040
‫دستور شلیک دادم و...

207
00:14:30,160 --> 00:14:32,240
‫یه مرد بی‌گناه تیر خورد.

208
00:14:32,400 --> 00:14:36,280
‫- آره. توی تلویزیون دیدم، دخترم.
‫- الانم نمی‌دونم چه کار کنم.

209
00:14:37,240 --> 00:14:39,800
‫نمی‌دونم به زنش زنگ بزنم،

210
00:14:40,160 --> 00:14:44,360
‫کنفرانس خبری برگزار کنم، استعفا بدم...
‫نمی‌دونم چه کار کنم، مامان.

211
00:14:44,680 --> 00:14:47,920
‫خب، اولاً، آروم باش
‫و خودتم سرزنش نکن

212
00:14:48,400 --> 00:14:51,600
‫اونا اونجا با ماسک و اسلحه وایسادن،

213
00:14:51,920 --> 00:14:53,720
‫حبس شدن و همه چی رو
‫دارن به هم می‌ریزن.

214
00:14:54,360 --> 00:14:57,280
‫تو فقط می‌خواستی که از گروگان‌ها
‫محافظت کنی، غیر از اینه؟

215
00:14:58,240 --> 00:15:00,760
‫عزیزم... اگه جون یه نفر رو نجات
‫داده بودی چی؟

216
00:15:00,960 --> 00:15:04,440
‫هان؟ دیگه به من که زنگ نمی‌زدی، مگه نه؟

217
00:15:04,640 --> 00:15:05,520
‫خب...،

218
00:15:06,040 --> 00:15:07,640
‫و حالا هم من...

219
00:15:07,920 --> 00:15:10,600
‫نمی‌تونستم بفهمم که جدیداً
‫داری با غریبه‌ها می‌پری و...

220
00:15:11,080 --> 00:15:12,400
‫باهاشون مشروب می‌زنی

221
00:15:13,280 --> 00:15:16,320
‫یا خدا! من... من که با غریبه‌ها نمی‌پرم!

222
00:15:17,440 --> 00:15:20,320
‫دخترم، دنیا دو روزه...

223
00:15:21,720 --> 00:15:24,040
‫باشه، مامان،
‫ولی الان مسأله این نیس که،

224
00:15:24,120 --> 00:15:26,720
‫مسأله اینه که من توی یه وضعیت
‫بحرانی سر کار هستم

225
00:15:26,880 --> 00:15:29,040
‫عزیزم، گور بابای اون شغلت

226
00:15:29,200 --> 00:15:32,220
‫چرا به جاش ازشون نمی‌خوای که بذارنت
‫توی یه سِمَتی که پاسپورت‌ها رو مُهر کنی؟

227
00:15:32,300 --> 00:15:34,260
‫اینطوری شاید یه کمی بتونی وقت واسه
‫خوشگذرونی هم داشته باشی!

228
00:15:34,340 --> 00:15:37,340
‫فکر می‌کنی وقتی بعدها رفتی خونۀ سالمندان،
‫گروگان‌گیرها میان دستتو میگیرن

229
00:15:37,420 --> 00:15:39,560
‫و میان بهت سر میزنن؟
‫نخیر، دخترم

230
00:15:39,640 --> 00:15:42,600
‫ولی شاید اون غریبه‌هه...

231
00:15:44,480 --> 00:15:48,480
‫نخند، می‌دونم چی دارم بهت میگم. من خودم...

232
00:15:48,640 --> 00:15:50,120
‫20 سال بیوه بودم و ...

233
00:15:53,080 --> 00:15:54,760
‫زمان رو نمیشه متوقف کرد، دخترم

234
00:15:55,800 --> 00:15:57,640
‫به عقب هم نمیشه برگردوندش، می‌فهمی؟

235
00:15:58,080 --> 00:16:01,240
‫- <i>داریم وارد منقطه میشیم</i>
‫- در موردش فکر می‌کنم، مامان.

236
00:16:01,800 --> 00:16:04,160
‫اگه دیدی دیروقت شد و نیومدم،
‫برو بخواب، باشه؟

237
00:16:04,320 --> 00:16:05,200
‫باشه

238
00:16:05,760 --> 00:16:07,000
‫گوش کن، تو هم با یه نفر دیگه

239
00:16:07,160 --> 00:16:08,360
‫برو توی تختت بخواب.

240
00:16:16,800 --> 00:16:20,000
‫"راکل" از یه غربیه خوشش میاد

241
00:16:32,720 --> 00:16:35,800
‫- تو دیگه چی می‌خوای؟
‫- نمی‌دونم. اون موقع یه چیزی رو دیدم و...

242
00:16:37,280 --> 00:16:38,600
‫توجهم رو جلب کرد

243
00:16:39,840 --> 00:16:41,040
‫نمی‌دونستم چیه

244
00:16:41,680 --> 00:16:44,720
‫- معذرت می‌خوام
‫- باشه، می‌بخشمت

245
00:16:45,200 --> 00:16:46,920
‫خیلی خب، بعداً می‌بینمت.

246
00:16:53,240 --> 00:16:54,200
‫چه کار داری می‌کنی؟

247
00:16:54,520 --> 00:16:56,320
‫برو دیگه، نمیری؟
‫حوصله حرف زدن ندارم

248
00:17:07,520 --> 00:17:08,680
‫چند سالشه؟

249
00:17:10,080 --> 00:17:10,920
‫پسرت رو میگم

250
00:17:15,640 --> 00:17:16,600
‫هفت سالشه

251
00:17:17,960 --> 00:17:18,920
‫هفت سالشه الان

252
00:17:19,720 --> 00:17:20,600
‫کجاست؟

253
00:17:21,080 --> 00:17:21,920
‫با باباشه؟

254
00:17:22,440 --> 00:17:25,120
‫باباش؟ نه بابا با اون نیس که.
‫هیچ موقع با باباش نبوده

255
00:17:25,520 --> 00:17:27,000
‫نمی‌دونیم باباش کیه اصن!

256
00:17:33,600 --> 00:17:34,440
‫اسمش چیه؟

257
00:17:37,520 --> 00:17:38,520
‫"اَکسل"

258
00:17:39,560 --> 00:17:41,000
‫اسمش "اکسل"‌ـه

259
00:17:42,880 --> 00:17:44,160
‫معنی‌ـش میشه "تبر".

260
00:17:44,840 --> 00:17:46,080
‫- تبر
‫- آره

261
00:17:47,280 --> 00:17:49,040
‫- پسر تکی‌ـه
‫- خوبه...

262
00:17:50,240 --> 00:17:51,280
‫درست مثل مامانش

263
00:17:55,200 --> 00:17:57,240
‫بچۀ جون سختی‌ـه، می‌دونی؟

264
00:17:57,840 --> 00:17:59,120
‫از همه‌چی جونِ سالم به در برده

265
00:18:00,040 --> 00:18:02,760
‫مثل چوب‌پنبه وسط دریا میمونه

266
00:18:03,240 --> 00:18:04,320
‫غرق نمیشه

267
00:18:06,120 --> 00:18:07,120
‫از اولشم همینطوری بود

268
00:18:09,040 --> 00:18:10,040
‫وقتی سه سالش بود...

269
00:18:10,880 --> 00:18:12,880
‫مجبور شدم از خونۀ مادرم
‫ببرمش بیرون

270
00:18:13,520 --> 00:18:14,680
‫چون شوهر مادرم...

271
00:18:15,640 --> 00:18:19,320
‫وقتی اونجا نبودم، بهش عرق می‌داد،
‫چون نمی‌تونست گریه‌هاشو تحمل کنه

272
00:18:20,720 --> 00:18:21,880
‫واسه همین از اونجا بردمش

273
00:18:22,360 --> 00:18:24,520
‫فقط خودمون دو تایی،
‫بدون نیاز به خونواده‌ای

274
00:18:25,880 --> 00:18:26,760
‫من و اون

275
00:18:28,360 --> 00:18:30,240
‫همه‌چی عالی بود

276
00:18:36,040 --> 00:18:37,200
‫ولی من همه‌چی رو خراب کردم

277
00:18:43,960 --> 00:18:44,800
‫یه روز...

278
00:18:47,160 --> 00:18:49,480
‫باید می‌رفتم یه کمی قرص 
‫می‌گرفتم که بفروشم

279
00:18:51,040 --> 00:18:51,960
‫و...

280
00:18:53,960 --> 00:18:55,120
‫تنها گذاشتمش

281
00:18:58,240 --> 00:18:59,240
‫فقط پنج‌دقیقه‌ها

282
00:18:59,840 --> 00:19:01,520
‫فقط پنج دقیقه ولش کردم، خب؟

283
00:19:02,360 --> 00:19:03,440
‫اونم مسخره‌بازی‌ـش رو با اون

284
00:19:03,800 --> 00:19:06,320
‫مرد عنکبوتی‌بازی‌هاش شروع کرده بود

285
00:19:06,400 --> 00:19:07,680
‫شاشیدم به مرد عنکبوتی!

286
00:19:10,160 --> 00:19:12,160
‫چون می‌خواست ابرقهرمان باشه!

287
00:19:13,280 --> 00:19:16,160
‫از همه‌جا می‌رفت بالا
‫اتفاقاً از همه‌جا خیلی خوب می‌رفت بالا

288
00:19:20,160 --> 00:19:22,000
‫یه بارم از پنجره تونست وارد
‫تِراس بشه

289
00:19:27,560 --> 00:19:30,360
‫از اونجا یه صندلی برداشت،
‫رفت روی صندلی

290
00:19:30,720 --> 00:19:32,240
‫اون موقع داد زد: "مامانی!"

291
00:19:32,600 --> 00:19:33,840
‫"مامانی!"

292
00:19:35,440 --> 00:19:37,040
‫سه سال و نیم‌ـش بود

293
00:19:39,480 --> 00:19:40,880
‫خب، پنج دقیقه بعدشم

294
00:19:41,680 --> 00:19:46,400
‫به گشت پلیس زنگ زدیم، آتش نشان و...

295
00:19:47,680 --> 00:19:48,680
‫همه رو خبر کردیم

296
00:19:50,840 --> 00:19:53,080
‫اونا دیدن که من قرص دارم،

297
00:19:54,880 --> 00:19:56,160
‫سابقه هم دارم،

298
00:19:56,400 --> 00:19:57,400
‫کار هم ندارم

299
00:19:58,680 --> 00:19:59,680
‫فرستادنم زندون

300
00:20:00,920 --> 00:20:04,680
‫بچه‌ـم رو هم شروع کردن از یه خونواده
‫به یه خونوادۀ دیگه می‌فرستادن

301
00:20:04,960 --> 00:20:05,960
‫همینطوری دست به دست میشد

302
00:20:07,440 --> 00:20:08,800
‫اون موقع واسه من هیچ کاری نکردن

303
00:20:09,240 --> 00:20:10,080
‫هیچی، می‌فهمی؟

304
00:20:10,520 --> 00:20:13,880
‫حتی اجازه نداشتم یه بار
‫ببینمش، یه زنگ بزنم بهش

305
00:20:14,080 --> 00:20:15,000
‫هیچی

306
00:20:15,400 --> 00:20:16,720
‫بعدش از زندان آزاد شدم...

307
00:20:17,560 --> 00:20:18,440
‫بازم هیچ اتفاقی نیفتاد

308
00:20:19,240 --> 00:20:20,440
‫نذاشتن پسش بگیرم

309
00:20:23,200 --> 00:20:25,600
‫- دیگه از اون موقع ندیدی‌ـش؟
‫- نمیذارن ببینمش

310
00:20:27,240 --> 00:20:28,120
‫ولی...

311
00:20:29,480 --> 00:20:30,760
‫می‌دونم کجاست

312
00:20:31,360 --> 00:20:33,120
‫- جدی؟
‫- توی جزایر قناری‌ـه

313
00:20:33,760 --> 00:20:35,520
‫با یه خونواده‌ای‌ـه که صاحب یه هتل هستن

314
00:20:36,920 --> 00:20:37,760
‫حالش خوبه

315
00:20:39,960 --> 00:20:41,560
‫می‌خوای بری و بگیریش؟

316
00:20:41,960 --> 00:20:43,400
‫می‌گیرمش...

317
00:20:44,720 --> 00:20:45,920
‫حرفی توش نیس

318
00:20:46,760 --> 00:20:48,160
‫از اونجا هم می‌برمش اونور دنیا

319
00:20:48,600 --> 00:20:50,280
‫بذار یه چیزی رو بهت بگم

320
00:20:51,000 --> 00:20:52,080
‫توی این سرقت

321
00:20:52,600 --> 00:20:55,160
‫هیشکی نباید برنامه رو به هم بریزه،
‫نه من، نه هیچکس دیگه

322
00:20:56,120 --> 00:20:59,880
‫اگه کسی بخواد برنامه رو به هم بریزه،
‫زندگی‌ـشو خراب می‌کنم

323
00:21:06,840 --> 00:21:08,960
‫از تموم این برنامه‌هایی که ماها داریم،

324
00:21:09,520 --> 00:21:10,520
‫برنامۀ تو...

325
00:21:11,200 --> 00:21:12,040
‫بهترین‌ـشه

326
00:21:15,960 --> 00:21:17,400
‫بذار یه چیز دیگه رو هم بهت بگم...

327
00:21:21,880 --> 00:21:22,880
‫"تکیلا" دوس داری؟

328
00:22:34,960 --> 00:22:37,600
‫4 و 3 دقیقۀ صبحه‌ها!

329
00:22:39,760 --> 00:22:41,360
‫فردا صبح زود کلاس داریم

330
00:22:44,120 --> 00:22:45,240
‫در مورد مواد منفجره

331
00:22:45,880 --> 00:22:46,720
‫ببخشید

332
00:22:47,800 --> 00:22:50,200
‫خیلی خوب میشد اگه استراحت می‌کردین
‫که سَرِ کلاس سرحال باشین

333
00:22:50,920 --> 00:22:52,640
‫- نتونستیم بخوابیم
‫- برین بخوابین

334
00:22:52,840 --> 00:22:55,000
‫- سه تامون با هم؟
‫- هر کی توی تخت خودش

335
00:22:55,160 --> 00:22:57,240
‫با پیژامه‌هات عجب چیزی شدی، پروفسور.

336
00:22:57,560 --> 00:22:58,440
‫همین الان

337
00:23:00,640 --> 00:23:01,480
‫برین بخوابین

338
00:23:07,680 --> 00:23:09,960
‫خودتو ببین... با این چراغا...

339
00:23:10,200 --> 00:23:12,880
‫این یارو حسابی حشری‌ـم می‌کنه،
‫واقعاً حشری‌ـم می‌کنه‌ها

340
00:23:12,960 --> 00:23:15,800
‫- خیلی حشری‌ـم می‌کنه
‫- جدی؟ من که نفهمیدم اصن

341
00:23:16,040 --> 00:23:16,920
‫جدی نفهمیدی؟

342
00:23:17,000 --> 00:23:18,400
‫- اصلاً
‫- بذار بهش بفهمونم

343
00:23:19,520 --> 00:23:20,640
‫چه سر و صدایی به پا کردیما!

344
00:23:39,680 --> 00:23:40,640
‫یا خدا...

345
00:23:43,040 --> 00:23:44,600
‫"مونیکا". هی... هی

346
00:23:46,520 --> 00:23:49,680
‫- اینجا چه کار می‌کنی تو؟ دیوونه شدی؟
‫- حالم خیلی خوب نبود

347
00:23:51,720 --> 00:23:53,960
‫فکر کنم به خاطر داروها بوده، حالمو بد کرده

348
00:23:54,800 --> 00:23:55,920
‫داروها

349
00:23:56,720 --> 00:23:59,200
‫به خاطر همونه، داروها
‫آره، بچه‌ـس. واسه اونه

350
00:24:03,480 --> 00:24:06,360
‫عجب، داری از تَب می‌سوزی که!

351
00:24:06,440 --> 00:24:08,360
‫باید از اینجا بره بیرون

352
00:24:08,680 --> 00:24:10,400
‫- بذار کمکت کنم
‫- صبر کن، وایسا

353
00:24:11,400 --> 00:24:12,600
‫می‌تونی چند لحظه

354
00:24:12,760 --> 00:24:13,600
‫- تنهام بذاری؟
‫- باشه

355
00:24:14,080 --> 00:24:14,960
‫خواهش می‌کنم

356
00:24:28,320 --> 00:24:29,400
‫چی فکر می‌کنی؟

357
00:24:33,720 --> 00:24:36,280
‫حالش که خیلی خوب نیس.
‫حالش خیلی بده.

358
00:24:37,680 --> 00:24:41,000
‫اگه اون گلوله رو خارج نکنیم،
‫کارش تمومه.

359
00:24:41,200 --> 00:24:42,800
‫بابا، آروم باش، باشه؟

360
00:24:43,240 --> 00:24:44,280
‫حالش خوب میشه

361
00:24:46,560 --> 00:24:48,160
‫واسه چی اصن بهش شلیک کردی؟

362
00:24:51,880 --> 00:24:55,360
‫چون "برلین" می‌خواست بُکُشتش
‫راه دیگه‌ای نداشتم

363
00:24:58,360 --> 00:24:59,440
‫اون حرومزاده

364
00:25:00,480 --> 00:25:03,200
‫اگه میخواد کسی رو بکشه،
‫خودش باید ماشه رو بچکونه، نه تو.

365
00:25:04,560 --> 00:25:05,960
‫ما واسه دزدی اومدیم

366
00:25:06,200 --> 00:25:08,560
‫نه اینکه ملت رو بُکُشیم. 
‫یا کسی رو نجات بدیم

367
00:25:08,680 --> 00:25:10,240
‫عجب بدبختایی هستیم ما

368
00:25:10,320 --> 00:25:12,800
‫- بین همۀ این آدما...
‫- بابا، آروم باش

369
00:25:12,920 --> 00:25:14,000
‫آروم باش

370
00:25:20,880 --> 00:25:23,000
‫"مونیکا"، کارت هنوز تموم نشده؟

371
00:25:23,680 --> 00:25:24,520
‫تموم شد

372
00:25:36,920 --> 00:25:39,200
‫- بیا بریم
‫- "راکل"، یه لحظه صبر کن

373
00:25:41,120 --> 00:25:42,360
‫یه صحبتی باهات دارم

374
00:25:42,760 --> 00:25:44,320
‫می‌خوام وارد تیم پزشکی بشم

375
00:25:45,200 --> 00:25:47,440
‫نه. یه نفر وارد میشه، ولی تو
‫اون یه نفر نیستی

376
00:25:48,000 --> 00:25:51,120
‫حتماً! همیشه یه نفر بهتر از من
‫واسه هر کاری وجود داره

377
00:25:59,560 --> 00:26:01,720
‫"راکل"، من اسلحه‌ها رو خیلی خوب
‫می‌شناسم

378
00:26:02,240 --> 00:26:05,240
‫می‌تونم وارد اونجا بشم، و توی یه نگاه،
‫بفهمم چند تا اسحله دارن

379
00:26:05,320 --> 00:26:06,920
‫اسلحه‌ـشون از چه نوعی‌ـه؛ قلابی‌ـه یا نه؟

380
00:26:08,560 --> 00:26:10,480
‫شاید بتونم بفهمم دزدا کی هستن

381
00:26:13,440 --> 00:26:14,280
‫درست میگی

382
00:26:15,720 --> 00:26:17,760
‫باهاشون برو و مراقب تیم پزشکی هم باش

383
00:26:18,640 --> 00:26:20,400
‫حالا بهت میگم که چه کار قراره انجام بدیم

384
00:26:21,560 --> 00:26:23,000
‫صدای یه شلیکی رو شنیدم

385
00:26:23,560 --> 00:26:26,040
‫پلیس بود. به یکی از گروگان‌ها شلیک کردن

386
00:26:27,440 --> 00:26:28,920
‫- به یه گروگان؟
‫- آره

387
00:26:30,360 --> 00:26:31,320
‫کی؟

388
00:26:34,240 --> 00:26:35,080
‫کی؟

389
00:26:37,240 --> 00:26:38,920
‫پلیس به کی شلیک کرد؟

390
00:26:41,080 --> 00:26:42,320
‫به رئیس ضراب‌خونه

391
00:26:43,680 --> 00:26:44,600
‫"آرتورو"؟

392
00:26:46,520 --> 00:26:47,800
‫یعنی پلیس "آرتورو" رو کُشت؟

393
00:26:48,600 --> 00:26:50,160
‫نه. نکشتنش

394
00:26:50,840 --> 00:26:52,440
‫- حالش خوبه؟
‫- آره

395
00:26:52,560 --> 00:26:53,440
‫زنده‌ـست؟

396
00:26:54,760 --> 00:26:56,280
‫- حال "آرتورو" خوبه؟
‫- آره، خوبه.

397
00:26:56,440 --> 00:26:57,640
‫- مطمئنی؟
‫- مطمئنم

398
00:26:58,800 --> 00:27:00,400
‫- خوبه؟
‫- یه جراح با تیمش

399
00:27:00,560 --> 00:27:01,440
‫داره میاد اینجا

400
00:27:01,840 --> 00:27:03,480
‫یه جراحی روش انجام میدن و
‫نجاتش میدن

401
00:27:03,640 --> 00:27:04,880
‫- قراره روش جراحی انجام بدن؟
‫- آره

402
00:27:07,760 --> 00:27:09,200
‫باید بهش بگین که من زنده‌ـم

403
00:27:09,920 --> 00:27:11,440
‫باید به "آرتورو" بگین

404
00:27:12,000 --> 00:27:15,280
‫- می‌فهمین چی میگم؟
‫- هیشکی به هیشکی هیچی نمیگه

405
00:27:15,360 --> 00:27:17,880
‫چون هم تو حالت خوب میشه،
‫هم اون، خب؟

406
00:27:18,040 --> 00:27:20,000
‫زود باش. بیا یه نگاه به زخم بندازیم

407
00:27:20,720 --> 00:27:21,680
‫آروم باش

408
00:27:22,120 --> 00:27:25,960
‫الان داره خودشو سرزنش می‌کنه
‫اون بهم گفت که من گوشی رو بردارم

409
00:27:26,120 --> 00:27:27,920
‫و حالا هم فکر می‌کنه به خاطر
‫این قضیه من مُردم

410
00:27:29,640 --> 00:27:31,760
‫باید بهش بگین که من زنده‌ـم، باشه؟

411
00:27:34,440 --> 00:27:35,720
‫بهش بگین پسرشم سالمه

412
00:27:40,440 --> 00:27:41,560
‫حامله‌ای تو؟

413
00:27:47,520 --> 00:27:48,440
‫خیلی خب

414
00:27:49,760 --> 00:27:51,040
‫مبارک باشه

415
00:27:52,640 --> 00:27:54,720
‫- میشه یه خودکار بهم بدی؟
‫- باشه

416
00:28:00,200 --> 00:28:01,040
‫کِی؟

417
00:28:03,280 --> 00:28:04,120
‫ممنون

418
00:28:05,960 --> 00:28:06,800
‫"آنجل"!

419
00:28:15,800 --> 00:28:17,960
‫تصمیم گرفتم یکی از نیروهامون رو
‫وارد ساختمون کنم

420
00:28:18,200 --> 00:28:20,500
‫می‌خوام این کارو وقتی انجام بدم که
‫تیم پزشکی رو می‌فرستیم داخل

421
00:28:20,560 --> 00:28:23,440
‫از اینکه این تصمیمات رو حین سوار شدن
‫آمبولانس می‌گیری، تحسین‌ـت می‌کنم

422
00:28:24,240 --> 00:28:27,400
‫ولی حضور من اینجا فقط به خاطر
‫دولت هست که میخواد

423
00:28:27,560 --> 00:28:29,040
‫هیچ خروجی خشونت‌باری رخ نده

424
00:28:29,360 --> 00:28:30,200
‫عجب!

425
00:28:30,880 --> 00:28:33,400
‫افسر سرویس اطلاعاتی‌ـمون یهویی
‫صلح‌طلب شده!

426
00:28:33,760 --> 00:28:36,240
‫مگه تو نبودی که می‌خواستی
‫با تانک وارد اونجا بشی؟

427
00:28:36,400 --> 00:28:39,340
‫من می‌خواستم غافل‌گیرشون کنم و بگیرم‌ـشون
‫این قضیه رو هم زودتر تموم‌ـش کنم

428
00:28:39,440 --> 00:28:41,520
‫ولی الان اولویت اینه که هیچ
‫قربانی‌ای در کار نباشه

429
00:28:41,600 --> 00:28:44,440
‫بنابراین پیشنهاد می‌کنم صرفاً مذاکره کنید
‫و صبر کنید

430
00:28:45,760 --> 00:28:48,120
‫چقدر بده که کل روز رو اینجا باشی

431
00:28:48,200 --> 00:28:51,000
‫فکر کنی بهترینی، در عین حال
‫مجبورم نباشی هیچ تصمیمی بگیری، نه؟

432
00:28:52,160 --> 00:28:54,620
‫مثه این میمونه که توی نمایش تلویزیونی
‫بحران گروگان‌گیری هستیم!

433
00:28:54,700 --> 00:28:56,420
‫بازرس، نمی‌خوام نیش و کنایه بزنم

434
00:28:56,440 --> 00:29:00,760
‫چون توی یه مقطع سنی خاص هورمون‌ها
‫دیگه کنترل کل بدن رو می‌گیرن

435
00:29:01,560 --> 00:29:04,480
‫- مامانمم همین شکلی بود
‫- کجا داری میری؟

436
00:29:05,080 --> 00:29:07,800
‫همونطوری که می‌دونی،
‫باید همۀ این قضایا رو اطلاع بدم

437
00:29:08,280 --> 00:29:09,120
‫البته

438
00:29:13,360 --> 00:29:16,560
‫تا الان گروگان‌ها همیشه چند قدم
‫از ما جلوتر بودن

439
00:29:16,720 --> 00:29:19,280
‫همه‌چیزشون برنامه‌ریزی شده بود
‫غیر از این تیراندازی

440
00:29:19,720 --> 00:29:21,520
‫اولین چیزی‌ـه که مطابق
‫برنامه پیش نرفته

441
00:29:21,600 --> 00:29:23,000
‫ما هم باید از این قضیه استفاده کنیم

442
00:29:24,800 --> 00:29:27,520
‫تنها راهی که بتونیم وارد بشیم
‫بدون اینکه دوربین‌هاشون متوجه‌ـمون بشن

443
00:29:27,680 --> 00:29:30,120
‫اینه که از طریق این لوله‌ها که زیر خاک
‫هستن پیش بریم

444
00:29:30,200 --> 00:29:32,320
‫اینطوری مستقیم وارد زیرزمین میشیم

445
00:29:32,480 --> 00:29:34,040
‫اینجا هم دریچۀ تهویه هست

446
00:29:34,160 --> 00:29:37,020
‫هفت ماه پیش اینو گذاشتنش که
‫بتونن گرمای چاپ‌خونه رو از اینجا خارج کنن

447
00:29:37,100 --> 00:29:38,100
‫ولی هنوز کامل نشده

448
00:29:38,140 --> 00:29:42,940
‫- احتمالاً اصلاً از وجودش با خبر نیستن
‫- ازت می‌خوام دو تا نیروهات رو از اینجا بفرستی داخل

449
00:29:43,040 --> 00:29:46,000
‫من خودم با افسر "گارسیا لوبو" که اینجائه
‫میتونیم بریم

450
00:29:46,160 --> 00:29:48,120
‫باشه. معاون بازرس "روبیو" هم

451
00:29:48,280 --> 00:29:51,160
‫همراهِ دو تا جراح میره و به عنوان
‫پرستار وارد میشه

452
00:29:51,480 --> 00:29:53,960
‫الان ساعت 6:09 عصره،
‫ساعت‌ها رو تنظیم کنید

453
00:29:54,040 --> 00:29:56,640
‫رأس 6:15 عصر، تیم پزشکی وارد میشن.

454
00:29:56,800 --> 00:29:58,480
‫با توجه به گفته‌های رئیس داخلی تیم پزشکی،

455
00:29:58,600 --> 00:30:00,680
‫جراحی حداکثر 30 دقیقه زمان می‌بره.

456
00:30:01,320 --> 00:30:04,320
‫ولی می‌تونن تا ساعت 7 عصر طولش بدن.

457
00:30:04,880 --> 00:30:06,160
‫وقتی دکترها خارج میشن،

458
00:30:06,240 --> 00:30:08,960
‫اکثر گروگان‌گیرها مجبورن که
‫حواسشون بهشون باشه،

459
00:30:09,040 --> 00:30:12,280
‫اینجاست که "سوارز" و "لوبو" از
‫زیر خاک رد شدن و وارد میشن

460
00:30:13,640 --> 00:30:17,000
‫اونا با لباس قرمز و ماسک "دالی" 
‫وارد کانال تهویه میشن

461
00:30:17,160 --> 00:30:18,760
‫بین گروگان‌ها نفوذ پیدا می‌کنن

462
00:30:19,160 --> 00:30:22,160
‫این نقشه زمانی جواب میده که
‫مطابق زمان برنامه‌ریزی شده پیش بریم

463
00:30:22,480 --> 00:30:23,640
‫بازرس!

464
00:30:23,920 --> 00:30:26,920
‫- همسر "آرتورو رومَن" اینجاست
‫- یه لحظه صبر کنید لطفاً

465
00:30:27,680 --> 00:30:28,960
‫"سوارز"، زود باش کارو شروع کن

466
00:30:30,440 --> 00:30:32,400
‫حواست به دکترها باشه
‫مراقب خودتم باش

467
00:30:32,680 --> 00:30:34,160
‫عملیات رو شروع کنین

468
00:30:35,280 --> 00:30:37,360
‫چی شده؟ شوهرم حالش خوبه؟

469
00:30:38,000 --> 00:30:39,640
‫شوهرت به هوش‌ـه و حالشم خوبه

470
00:30:39,920 --> 00:30:41,200
‫اشتباهاً سمتش شلیک شده

471
00:30:41,560 --> 00:30:44,840
‫- شلیک شده؟ منظورتون چیه؟
‫- زخمی شده، ولی زنده‌ـس.

472
00:30:45,560 --> 00:30:47,320
‫آروم باش. آروم باش

473
00:30:48,080 --> 00:30:50,720
‫گروگان‌گیرها بهمون اجازه دادن که
‫یه تیم جراحی رو وارد اونجا کنیم

474
00:30:50,800 --> 00:30:52,440
‫اونم سریعاً قراره جراحی بشه

475
00:30:53,680 --> 00:30:57,040
‫ببخشید، ولی...
‫نفهمیدم چی گفتین، ببخشین.

476
00:30:57,240 --> 00:30:58,080
‫آروم باش

477
00:30:58,760 --> 00:31:00,160
‫همه‌چیز قراره درست بشه

478
00:31:00,840 --> 00:31:02,480
‫- بگیر بشین، لطفاً
‫- ممنون

479
00:31:02,960 --> 00:31:04,800
‫- می‌تونی الان باهاش حرف بزنی؟
‫- بله

480
00:31:05,560 --> 00:31:06,680
‫اینو بگیر

481
00:31:08,120 --> 00:31:09,120
‫"آلمانسا"، ضبطش کن.

482
00:31:10,120 --> 00:31:12,160
‫همین الان باید یه جوری اون
‫گلوله رو خارجش کنیم

483
00:31:16,680 --> 00:31:17,760
‫تو انجامش بده، بابا

484
00:31:18,640 --> 00:31:20,120
‫تو خون‌سردتر می‌تونی انجامش بدی

485
00:31:24,240 --> 00:31:26,560
‫کیت جراحی که پروفسور بهمون داد کجاست؟

486
00:31:26,640 --> 00:31:28,580
‫- یه چاقوی جراحی کوچیک داخلش‌ـه
‫- دست "برلین"‌ـه

487
00:31:29,200 --> 00:31:30,040
‫عجبا!

488
00:31:30,120 --> 00:31:32,480
‫فکر نکنم ایدۀ خوبی باشه که
‫ازش کیت جراحی رو بخوایم

489
00:31:33,280 --> 00:31:35,920
‫جراح‌ها!
‫برو ابزارشون رو بدزد. زود باش!

490
00:31:36,080 --> 00:31:38,040
‫- باشه
‫- وایسا! صبر کن!

491
00:31:38,760 --> 00:31:40,040
‫لطفاً این یادداشت رو بهش بده!

492
00:31:50,720 --> 00:31:52,400
‫الان زخمت رو تمیز می‌کنم، باشه؟

493
00:31:53,280 --> 00:31:55,080
‫آروم باش. حالت خوب میشه.

494
00:31:59,520 --> 00:32:02,440
‫- الو؟
‫- پروفسور، همسر "آرتورو رومَن" اینجاست

495
00:32:03,480 --> 00:32:04,320
‫باشه

496
00:32:14,200 --> 00:32:15,120
‫"آرتورو"

497
00:32:16,560 --> 00:32:17,400
‫"آرتورو!"

498
00:32:19,960 --> 00:32:21,440
‫اسم زنت چیه؟

499
00:32:23,280 --> 00:32:24,120
‫"لورا"

500
00:32:25,160 --> 00:32:27,280
‫چه اسم قشنگی.
‫خب، الان می‌تونی با "لورا" صحبت کنی

501
00:32:28,600 --> 00:32:30,600
‫همسر واسه یه همچین لحظاتی خوبه دیگه

502
00:32:32,080 --> 00:32:33,240
‫آرام‌بخش‌ـن یه جورایی

503
00:32:33,840 --> 00:32:37,080
‫هیشکی وقتی توی دیسکو هست و
‫مثه چی توی فضاس

504
00:32:37,160 --> 00:32:40,000
‫یاد زنش نمی‌افته که، ولی...

505
00:32:40,680 --> 00:32:45,640
‫اگه به یه مشکلی بر بخوری، یه تصادفی یا...
‫مثه سگ می‌ترسی

506
00:32:46,400 --> 00:32:47,520
‫که همه‌چی عوض بشه

507
00:32:52,520 --> 00:32:54,840
‫الان داری به منشی‌ـت فکر می‌کنی؟

508
00:32:55,800 --> 00:32:57,000
‫ها؟ آره؟

509
00:32:59,120 --> 00:32:59,960
‫نه

510
00:33:00,640 --> 00:33:02,760
‫ولی کی میاد به معشوقه‌ـش فکر کنه

511
00:33:03,240 --> 00:33:05,760
‫اونم با بچه‌هایی که میشد سقط‌ـشون کرد...

512
00:33:06,280 --> 00:33:08,520
‫- یا اصن فکر نکنه؟
‫- میشه بی‌خیال سخنرانی بشی لطفاً؟

513
00:33:08,600 --> 00:33:09,440
‫گوش کن ببین چی میگم

514
00:33:10,640 --> 00:33:11,680
‫اگه چیز عجیبی بگی،

515
00:33:11,840 --> 00:33:13,200
‫یه جوری می‌کُشمت که

516
00:33:13,280 --> 00:33:15,320
‫زن‌ـت اون طرف خط به صورت زنده
‫قضیه رو بشنوه. فهمیدی؟

517
00:33:26,280 --> 00:33:27,200
‫بازرس!

518
00:33:27,720 --> 00:33:29,160
‫دارن یه تلفن رو روشن می‌کنن

519
00:33:30,120 --> 00:33:31,640
‫باید اون گوشی رو هک کنیم

520
00:33:31,880 --> 00:33:33,840
‫می‌خوام دوربین سلفی و دوربین اصلی‌ـش
‫رو ببینم

521
00:33:35,400 --> 00:33:36,880
‫بیا عزیزم، بیا.

522
00:33:37,240 --> 00:33:38,560
‫سلام عشقم

523
00:33:40,160 --> 00:33:41,800
‫"آرتورو"، عزیزم، حالت چطوره؟

524
00:33:42,080 --> 00:33:43,480
‫خوبم، خوب. حالم خوبه

525
00:33:43,800 --> 00:33:45,560
‫- گلوله به جای حیاتی نخورده
‫- تصویری نیس

526
00:33:45,800 --> 00:33:48,560
‫نه از دوربین اصلی و نه از دوربین سلفی.
‫روی دوربین‌هارو پوشوندن.

527
00:33:49,000 --> 00:33:50,960
‫اجازه دادن که چندتا جراح وارد بشه

528
00:33:52,960 --> 00:33:53,880
‫می‌دونم

529
00:33:54,760 --> 00:33:55,800
‫ببین، من...

530
00:33:56,560 --> 00:33:59,200
‫داشتم بهت فکر می‌کردم و...

531
00:33:59,720 --> 00:34:01,200
‫به تموم اشتباهاتی که کرده بودیم...

532
00:34:01,360 --> 00:34:03,240
‫بهش فکر نکن، عزیزم. الان وقتش نیس.

533
00:34:03,640 --> 00:34:04,600
‫الان وقتش نیس.

534
00:34:05,040 --> 00:34:06,640
‫بعدشم، همه‌ـش تقصیرِ من‌ـه.

535
00:34:08,600 --> 00:34:11,800
‫می‌دونم که وضعیت‌ـمون خوب نیس.
‫چند وقتی میشه که وضع مناسبی نداریم

536
00:34:12,080 --> 00:34:15,480
‫نسبت به تو و بچه‌هامون غفلت کردم
‫آدم خودخواهی بودم

537
00:34:17,120 --> 00:34:19,420
‫بهت قول میدم که همۀ این مسائل
‫عوض میشن، می‌فهمی چی میگم؟

538
00:34:19,840 --> 00:34:21,440
‫قول میدم همه چی عوض بشه.

539
00:34:22,480 --> 00:34:24,600
‫10 سالی میشه که بهم گفته بودی میخوای

540
00:34:24,720 --> 00:34:26,040
‫خواهرت رو توی استرالیا ببینی.

541
00:34:27,360 --> 00:34:29,760
‫از موقعیت هم استفاده کنی که
‫بچه‌ها هم انگلیسی یاد بگیرن

542
00:34:30,480 --> 00:34:32,240
‫و کانگوروها رو هم ببینن

543
00:34:33,480 --> 00:34:35,920
‫وقتی از اینجا بیام بیرون، اولین کاری
‫که انجام میدم همین‌ـه.

544
00:34:36,760 --> 00:34:37,800
‫اینو مدیون‌ـم بهت

545
00:34:39,400 --> 00:34:40,640
‫واست انجامش میدم.

546
00:34:41,120 --> 00:34:42,520
‫چون خیلی زیاد دوسِت دارم

547
00:34:42,760 --> 00:34:46,040
‫همۀ این سال‌ها به هدر رفتن، دنبال...

548
00:34:47,560 --> 00:34:50,600
‫فکر می‌کردم پول و منصب‌
‫از هر چیزی بیشتر اهمیت دارن

549
00:34:51,120 --> 00:34:52,960
‫ولی این تو بودی که از همه‌ـشون
‫برام مهم‌تر بودی

550
00:34:54,080 --> 00:34:55,480
‫همیشه هم خودت بودی

551
00:34:57,240 --> 00:34:58,880
‫از همون روزی که واسه اولین بار دیدمت

552
00:35:01,720 --> 00:35:03,320
‫قسم می‌خورم وقتایی بوده که...

553
00:35:03,840 --> 00:35:05,600
‫اون روز رو به یاد بیارم و...

554
00:35:06,600 --> 00:35:09,200
‫به خودم بگم تو چی تویِ من دیدی، "مونیکا"؟

555
00:35:15,360 --> 00:35:16,200
‫"لورا"

556
00:35:22,800 --> 00:35:24,440
‫تو فقط به فکر این باش
‫که از اونجا خارج بشی

557
00:35:28,120 --> 00:35:29,440
‫فقط به همین فکر کن

558
00:35:30,280 --> 00:35:31,200
‫دوستت دارم

559
00:35:32,040 --> 00:35:33,160
‫دوستت دارم، عزیزم.

560
00:35:41,200 --> 00:35:42,040
‫تو خوبی؟

561
00:35:43,080 --> 00:35:44,000
‫آروم باش.

562
00:35:46,200 --> 00:35:48,040
‫چقدر حرفه‌ای هستی تو، "آرتورو".

563
00:35:49,440 --> 00:35:52,640
‫منشی‌ـت... با اون شکمش...

564
00:35:53,840 --> 00:35:57,560
‫"لوریتا" هم که توی یه اتاق 4 در 4
‫با بچه‌ها منتظرته

565
00:35:57,840 --> 00:36:00,880
‫تو هم که دور تا دورت رو پول گرفته،
‫عملاً افسانه‌ای!

566
00:36:02,920 --> 00:36:03,760
‫"برلین"!

567
00:36:04,200 --> 00:36:05,560
‫دکترها بیرونن!

568
00:36:08,280 --> 00:36:09,960
‫باید منو ببخشی

569
00:36:15,880 --> 00:36:19,480
‫- همه می‌دونن که باید چه کار کنن دیگه؟
‫- می‌دونن! البته که می‌دونن!

570
00:36:19,640 --> 00:36:20,920
‫آماده‌این؟

571
00:36:22,280 --> 00:36:23,200
‫می‌بینی که، آماده‌ـن!

572
00:36:23,520 --> 00:36:24,360
‫"مرسدس"!

573
00:36:26,440 --> 00:36:27,320
‫آماده‌ای؟

574
00:36:28,520 --> 00:36:30,480
‫- بله، قربان
‫- اینو می‌خوام از اینجا ببری‌ـش بیرون.

575
00:36:30,760 --> 00:36:33,040
‫"ریو"، اینو ببرش توی یه دفتر.

576
00:36:36,280 --> 00:36:37,280
‫"نایروبی"

577
00:36:38,160 --> 00:36:41,000
‫ماسک‌هاتون رو بذارید!

578
00:36:42,800 --> 00:36:45,160
‫همه با من! به پیش!

579
00:36:59,400 --> 00:37:00,240
‫بیاین داخل

580
00:37:10,320 --> 00:37:11,840
‫همه چی رو بذارین روی زمین

581
00:37:13,280 --> 00:37:14,120
‫در رو ببندین

582
00:37:25,040 --> 00:37:26,160
‫بیاین جلو

583
00:37:34,200 --> 00:37:36,380
‫دست‌هاتون رو بذارید روی سرتون و 
‫پاهاتون رو باز کنید

584
00:37:37,080 --> 00:37:38,320
‫می‌خوایم تفتیش‌ـتون کنیم

585
00:37:47,720 --> 00:37:49,400
‫لطفاً اینو از اینجا ببرش بیرون

586
00:38:06,360 --> 00:38:07,440
‫گوش کن ببین چی میگم

587
00:38:08,400 --> 00:38:10,520
‫یکی از پرستارها یه پلیس مخفی‌ـه

588
00:38:10,680 --> 00:38:12,680
‫- کدومشون؟
‫- اونی که عینک داره

589
00:38:13,120 --> 00:38:14,520
‫می‌دونی که باید چه کار کنی دیگه.

590
00:38:14,600 --> 00:38:16,640
‫- تمام و کمال. میریم سراغش.
‫- "برلین"!

591
00:38:17,800 --> 00:38:20,280
‫این کار باید با دقت فوق‌العاده بالایی
‫انجام بشه‌ها!

592
00:38:20,760 --> 00:38:21,760
‫می‌دونم

593
00:38:24,240 --> 00:38:25,080
‫رفقا!

594
00:38:25,480 --> 00:38:27,200
‫اونی که عینک داره، پلیس‌ـه!

595
00:38:29,120 --> 00:38:30,000
‫اونا وارد میشن

596
00:38:31,320 --> 00:38:34,320
‫شاید حین یه حمله باشه،
‫یا یه مسأله اورژانسی پیش بیاد

597
00:38:34,400 --> 00:38:36,800
‫ممکنه یکی از هلال احمر بیاد یا
‫یه نفر بیاد که بهتون پیتزا بده

598
00:38:36,960 --> 00:38:41,480
‫ولی مشخصه که سعی می‌کنن
‫یه نفر رو یه جوری وارد کنن

599
00:38:42,640 --> 00:38:46,760
‫و اینطوری واسه‌ـمون موقعیتی پیش میاد 
‫که بتونیم بهشون یه اسب تروجان بدیم

600
00:38:47,240 --> 00:38:48,440
‫می‌دونین اسب تروجان چیه؟

601
00:38:48,600 --> 00:38:51,120
‫- نمی‌دونم چیه، ولی باهاش میشه قافیه رفت!
‫- نه!

602
00:38:52,360 --> 00:38:54,400
‫- اسب تروجان...
‫- می‌دهد جولان!

603
00:38:54,960 --> 00:38:57,240
‫خفه‌شو و حواستو جمع کن، بی‌شعور!

604
00:38:57,520 --> 00:38:58,360
‫ببخشید

605
00:39:00,760 --> 00:39:01,600
‫معذرت میخوام

606
00:39:04,280 --> 00:39:06,440
‫یونانی‌ها با "تروجان‌"ـی‌ها توی جنگ بودن

607
00:39:08,200 --> 00:39:11,280
‫یه روز "تروجان"ـی‌ها جلوی شهرشون

608
00:39:11,440 --> 00:39:13,960
‫یه اسب چوبی پیدا کردن،
‫یه اسب چوبی خیلی بزرگ

609
00:39:15,360 --> 00:39:16,440
‫و از سَرِ نفهمی و غرورشون،

610
00:39:16,520 --> 00:39:19,680
‫فکر کردن یونانی‌ها کادوی تسلیم شدن‌ـشون
‫رو اینطوری فرستادن

611
00:39:19,760 --> 00:39:21,240
‫واسه همین دروازه‌های شهرو باز کردن...

612
00:39:21,920 --> 00:39:23,200
‫و اسب رو بردن داخل.

613
00:39:24,080 --> 00:39:26,320
‫ولی نمی‌دونستن که اون اسب توخالی نیست و

614
00:39:27,400 --> 00:39:29,560
‫کلی جنگجوی یونانی داخل‌ـشه!

615
00:39:32,640 --> 00:39:34,680
‫اون شب "تروجان"ـی‌ها جنگ رو باختن

616
00:39:38,680 --> 00:39:41,280
‫و اینم دقیقاً همون کاری‌ـه
‫که ما قراره انجام بدیم

617
00:39:47,120 --> 00:39:48,560
‫وقتی میخوان وارد بشن

618
00:39:50,000 --> 00:39:52,120
‫در حالی که دارن فکر می‌کنن
‫که قراره برندۀ مبارزه بشن

619
00:40:09,800 --> 00:40:12,360
‫تموم اشیای فلزی‌ـتون رو بذارید
‫توی اون سینی.

620
00:40:13,480 --> 00:40:14,560
‫عینک‌هاتون

621
00:40:15,000 --> 00:40:15,840
‫ساعت‌هاتون

622
00:40:16,240 --> 00:40:17,520
‫اگه اسلحه‌ای دارید،

623
00:40:17,920 --> 00:40:20,400
‫میکروفونی دارید... پیشنهاد می‌کنم اونا رو
‫هم بذارید داخل سینی.

624
00:40:20,560 --> 00:40:22,960
‫رَدِ هرجور ارتباط رادیویی رو می‌گیریم

625
00:40:24,120 --> 00:40:26,440
‫کفش‌هاتون رو هم در بیارین لطفاً.

626
00:40:30,000 --> 00:40:31,280
‫حالا بخوابید

627
00:40:31,960 --> 00:40:32,800
‫روی زمین

628
00:40:37,080 --> 00:40:37,960
‫خیلی خب

629
00:40:38,200 --> 00:40:39,200
‫مثل سوسک‌ها.

630
00:41:09,400 --> 00:41:10,280
‫بلند شین

631
00:41:13,480 --> 00:41:14,680
‫کفش‌هاتون رو بپوشید

632
00:41:20,360 --> 00:41:21,360
‫فقط عینک‌ـت رو بردار

633
00:41:21,960 --> 00:41:22,960
‫بهشون نیاز پیدا می‌کنی

634
00:41:24,480 --> 00:41:28,800
‫و حالا... خوش اومدین.
‫وسایل‌ـتون رو بردارید و دنبالم بیاین.

635
00:41:29,000 --> 00:41:29,960
‫ممنونم

636
00:41:58,884 --> 00:42:08,884
‫<font color="#808040">تـرجـمـه و زیـرنـویـس</font>
‫<font color="#ff8000">Samya</font>

