﻿1
00:00:09,120 --> 00:00:10,640
‫بعدشم تو رو می‌کُشن.

2
00:00:11,760 --> 00:00:13,320
‫در هر صورت مُردی دیگه.

3
00:00:16,160 --> 00:00:17,400
‫عجب گیر افتادیما...

4
00:00:18,680 --> 00:00:20,400
‫چه کار کنم، پسر.

5
00:00:21,400 --> 00:00:22,520
‫زود باش، پسر.

6
00:00:30,080 --> 00:00:31,480
‫- زانو بزن.
‫- نه.

7
00:00:33,080 --> 00:00:34,280
‫خواهش می‌کنم، منو نکُش.

8
00:00:34,520 --> 00:00:37,200
‫<i>شنبه ساعت 12:30 ظهر</i>

9
00:00:38,160 --> 00:00:39,320
‫بهم نگاه نکن

10
00:00:42,000 --> 00:00:42,880
‫بهم نگاه نکن

11
00:00:43,480 --> 00:00:45,320
‫- لطفاً، منو نکُش.
‫- میگم بهم نگاه نکن!

12
00:00:45,400 --> 00:00:47,120
‫بهم نگاه نکن لعنتی

13
00:01:02,400 --> 00:01:03,600
‫این دیگه چی بود؟

14
00:01:03,760 --> 00:01:06,120
‫<i>26 ساعت پس از شروع سرقت</i>

15
00:01:06,200 --> 00:01:07,320
‫چه اتفاقی افتاد؟

16
00:01:07,400 --> 00:01:08,680
‫آروم باشین، یا خدا!

17
00:01:08,760 --> 00:01:11,040
‫آروم باشین. یه کمی قوی باشین بابا

18
00:01:11,120 --> 00:01:14,720
‫وگرنه نمی‌تونیم از اینجا زنده 
‫خارج بشیم، خب؟ یه کمی جسارت داشته باشین

19
00:01:34,920 --> 00:01:35,880
‫ممنون

20
00:01:36,200 --> 00:01:37,400
‫صداتو ببر، خفه شو

21
00:01:37,480 --> 00:01:38,360
‫- ممنون.
‫- میگم صداتو ببر.

22
00:01:38,720 --> 00:01:41,680
‫ممنون. بگو من کُشتی و از شَرّ
‫جنازه‌ـمم خلاص شدی.

23
00:01:41,760 --> 00:01:43,640
‫- من قایم میشم.
‫- کجای می‌خوای قایم بشی؟

24
00:01:43,800 --> 00:01:44,920
‫توی گاوصندوق شمارۀ 2.

25
00:01:45,320 --> 00:01:48,840
‫فقط با اثر انگشت من باز میشه. هیشکی نمی‌تونه
‫بیاد داخل. قایم میشم. بهشون بگو منو کُشتی

26
00:01:48,900 --> 00:01:51,220
‫- بهشون بگو.
‫- یه قطره خونم اینجا نریخته

27
00:01:51,280 --> 00:01:54,000
‫- حتی یه قطره خونم اینجا نریخته.
‫- به اینجام شلیک کن، زود باش.

28
00:01:54,080 --> 00:01:55,920
‫- به دستم شلیک کن.
‫- چرت و پرت نگو.

29
00:01:56,000 --> 00:01:57,600
‫- بهم شلیک کن.
‫- بی‌خیال بابا.

30
00:01:57,680 --> 00:01:58,880
‫- به شونه‌ـم شلیک کن
‫- شونه‌ـت؟

31
00:01:58,960 --> 00:02:00,060
‫به شونه‌ـم شلیک کن.

32
00:02:00,140 --> 00:02:02,820
‫شونه‌ـت به ریه‌هات خیلی نزدیکه.
‫نمی‌تونم یه همچین کاری کنم.

33
00:02:02,840 --> 00:02:05,040
‫به ران‌ـم شلیک کن، خونریزی‌ـشم زیاده.
‫قبلاً دیدم.

34
00:02:05,120 --> 00:02:08,280
‫داداشم با یه تیکه آهن زخمی شده بود و کلی
‫خون‌ریزی کرده بود. زود باش. بیا.

35
00:02:11,960 --> 00:02:13,480
‫اگه خواستی دستمو گاز بگیر.

36
00:02:30,000 --> 00:02:31,800
‫آروم باش، آروم باش.

37
00:02:32,400 --> 00:02:33,360
‫خیلی خب.

38
00:02:33,440 --> 00:02:36,080
‫- خیلی خب، باشه.
‫- نه!

39
00:03:03,800 --> 00:03:05,120
‫دو تا شلیک...

40
00:03:07,120 --> 00:03:10,560
‫هدف‌گیری‌ـت بد شده یا
‫مو بلوندها دستپاچه‌ـت می‌کنن

41
00:03:11,400 --> 00:03:13,760
‫اگه زانوت رو بگیره و اصرار
‫کنه که نکُشیش،

42
00:03:13,840 --> 00:03:14,920
‫دیگه کارِ راحتی نیس.

43
00:03:16,640 --> 00:03:18,040
‫چرا خودت نکشتیش؟

44
00:03:21,400 --> 00:03:22,960
‫خیلی حرومزاده‌ای.

45
00:03:23,200 --> 00:03:26,080
‫نمی‌خوای دستاتو به خون آلوده کنی،
‫به جاش دستای منو به خون آلوده می‌کنی.

46
00:03:27,360 --> 00:03:30,120
‫اگه یه بار دیگه بهم دست بزنی، مُردی.

47
00:03:33,960 --> 00:03:37,960
‫توی زیرزمین یه مخزن زغال‌سنگ هست،
‫بذارش داخل اونجا.

48
00:03:40,520 --> 00:03:43,240
‫بعدشم اینجا رو تمیز می‌کنی.

49
00:03:57,264 --> 00:03:59,664
‫♪ اگه باهات بمونم ♪

50
00:03:59,688 --> 00:04:01,888
‫♪ اگه اشتباه انتخاب کنم ♪

51
00:04:02,012 --> 00:04:04,512
‫♪ اصلاً واسم مهم نیست ♪

52
00:04:07,036 --> 00:04:09,336
‫♪ اگه قرار باشه الان ببازم ♪

53
00:04:09,360 --> 00:04:11,460
‫♪ ولی بعداً بِبَرم ♪

54
00:04:11,884 --> 00:04:15,384
‫♪ این تموم چیزی میشه که میخوام ♪

55
00:04:16,008 --> 00:04:20,508
‫♪ اصلاً واسم مهم نیس ♪

56
00:04:21,532 --> 00:04:24,032
‫♪ راهمو گُم کردم ♪

57
00:04:25,356 --> 00:04:29,856
‫♪ اصلاً واسم مهم نیس ♪

58
00:04:36,480 --> 00:04:38,280
‫♪ وقتمو هدر دادم ♪

59
00:04:38,304 --> 00:04:42,804
‫♪ ولی زندگیم همچنان ادامه داره ♪

60
00:04:43,728 --> 00:04:46,228
‫<font color="#ff0000">خانۀ اسکناس</font>

61
00:04:46,452 --> 00:04:50,452
‫<font color="#808040">تـرجـمـه و زیـرنـویـس</font>
‫<font color="#ff8000">Samya</font>

62
00:05:14,480 --> 00:05:15,440
‫"پاولا"؟

63
00:05:17,320 --> 00:05:19,520
‫"پاولا"، عزیزم! کجایی؟

64
00:05:19,680 --> 00:05:21,400
‫کجایی، "پاولا"؟

65
00:05:22,080 --> 00:05:23,400
‫"پاولا"، عزیزم.

66
00:05:25,320 --> 00:05:26,360
‫"پاولا"...

67
00:05:32,080 --> 00:05:34,440
‫الان دیگه توی "آلماسان" زندگی نمی‌کنم،
‫الان "مادرید" هستم.

68
00:05:35,360 --> 00:05:38,440
‫اتوبوسی که میره پایین‌شهر شمارۀ 21ـه.

69
00:05:39,480 --> 00:05:42,080
‫دو تا دختر دارم.
‫کلیدها توی کشویِ داخلِ سالن‌ـه.

70
00:05:42,240 --> 00:05:44,400
‫من با "راکل" و "پاولا" زندگی می‌کنم.
‫برادرم مریضه.

71
00:05:44,560 --> 00:05:47,000
‫کلیدها توی...
‫من دو تا دختر دارم. "راکل"...

72
00:05:47,160 --> 00:05:48,760
‫"پاولا" لوس و خودخواه‌ـه

73
00:05:48,920 --> 00:05:51,600
‫پدر "پاولا" قرارِ منع گرفته

74
00:05:52,120 --> 00:05:55,120
‫هیچ موقع نذار "پاولا" با پدرش
‫جایی بره.

75
00:06:16,080 --> 00:06:17,040
‫الو؟

76
00:06:17,920 --> 00:06:21,240
‫"پروفسور"، اون یک ساعتی که
‫بهتون وقت داده بودم به سر رسیده

77
00:06:21,800 --> 00:06:23,680
‫باید بدونم می‌خواید تسلیم بشید یا نه

78
00:06:24,640 --> 00:06:27,240
‫وقتی که بچه بودین،
‫چه بازی‌هایی توی زمین بازی می‌کردین؟

79
00:06:31,960 --> 00:06:33,680
‫طناب می‌زدم...،

80
00:06:34,320 --> 00:06:36,680
‫پرتاب قوطی با چوب، بازی الاغ و...

81
00:06:38,400 --> 00:06:40,840
‫کفشدوزک‌ـم بازی می‌کردم.
‫اتفاقاً بازی‌ـمم خیلی خوب بود

82
00:06:41,120 --> 00:06:42,880
‫منم دزد و پلیس بازی می‌کردم

83
00:06:43,360 --> 00:06:44,540
‫بازیش براتون آشنا نیس؟

84
00:06:44,640 --> 00:06:47,000
‫بعضی‌هامون مجبور بودیم پلیس باشیم
‫و بقیه رو بگیریم

85
00:06:47,080 --> 00:06:50,560
‫و وقتی هم دزد رو می‌گرفتیم، دیگه گرفته بودیمش، 
‫ولی هیچ موقع یادم نمیاد که حتی یه بچه

86
00:06:50,640 --> 00:06:54,520
‫توی اون زمین بازی قبل از این که گرفته بشه،
‫خودشو تسلیم کنه

87
00:06:55,160 --> 00:06:58,760
‫خب قرار نیس اون بچه‌ای که توی زمین مدرسه 
‫بازی می‌کنه این ریسک رو بکنه که

88
00:06:58,840 --> 00:07:00,080
‫بین 8 تا 16 سال بره زندان.

89
00:07:00,680 --> 00:07:03,200
‫درست میگید. 
‫شما دقیقاً درست می‌فرمایید.

90
00:07:03,280 --> 00:07:05,440
‫برای همینم من از دوستام پرسیدم

91
00:07:06,160 --> 00:07:08,100
‫رأی‌گیری هم کردیم، و می‌دونید
‫نتیجه‌ـش چی شد؟

92
00:07:09,200 --> 00:07:10,720
‫ما آدمای بلندپرواز و خیال‌بافی هستیم

93
00:07:10,800 --> 00:07:13,760
‫نهایتاً تصمیم‌ـمون این بود که 
‫اصلاً زندان نریم.

94
00:07:19,680 --> 00:07:22,200
‫سلام، "راکل" هستم.
‫الان نمی‌تونم جوابتون رو بدم.

95
00:07:22,280 --> 00:07:24,920
‫اگه کار ضروری‌ای دارید،
‫بعد از شنیدن بوق پیام بذارین.

96
00:07:26,320 --> 00:07:29,240
‫کلی آدم دارن زجر می‌کشن،
‫می‌خواین چه کار کنین؟

97
00:07:29,720 --> 00:07:31,080
‫یه کاغذ و خودکار بردار.

98
00:07:32,880 --> 00:07:34,120
‫به یه کامیون نیاز دارم

99
00:07:34,280 --> 00:07:36,840
‫می‌خوام ده چرخ (3 محور) باشه،
‫یه تریلر 18 تُنی هم همراهش باشه

100
00:07:36,920 --> 00:07:40,000
‫دو تا تانکر هم همراهش باشه،
‫که داخلشون گاز پروپان باشه که اسکورتش کنن

101
00:07:40,080 --> 00:07:43,000
‫و یه کَشتی "مالایکا" با 
‫پرچم "سنت وینسنت و گرنادین‌ها" هم می‌خوام
‫<font color="#ffff00">[کشوری جزیره‌ای در دریای کارائیب]</font>

102
00:07:43,080 --> 00:07:46,180
‫کَشتی‌ای که خواستم واسه‌ـتون آشنا نبود؟
‫همونی‌ـه که 9 ماه پیش با 2800 کیلو

103
00:07:46,260 --> 00:07:47,340
‫کوکائین مصادره شده بود.

104
00:07:47,520 --> 00:07:49,560
‫توی بندر نظامی "فِرول" لنگر انداخته

105
00:07:49,920 --> 00:07:52,560
‫سخته که درخواست‌هاتون رو بتونیم عملی کنیم

106
00:07:53,240 --> 00:07:56,280
‫هم به خاطر مسائل منطقه‌ای...،
‫هم به خاطر مسائل امنیتی...

107
00:07:57,600 --> 00:07:58,840
‫تصور کن که

108
00:08:00,320 --> 00:08:05,080
‫یه ساختمونی فرو می‌ریزه
‫و 67 نفر هم داخل اون ساختمونن

109
00:08:06,920 --> 00:08:09,480
‫تا چه حد می‌تونن مقدماتی رو فراهم کنن
‫که بتونن جون اون افراد

110
00:08:09,560 --> 00:08:12,840
‫بی‌گناه رو نجات بدن؟
‫بازرس، بذار واضح بگم.

111
00:08:13,680 --> 00:08:17,800
‫شما فقط دو گزینه دارید.
‫یک: ما رو مجازات کنید. 
‫دو: زندگی افراد رو نجات بدین.

112
00:08:17,880 --> 00:08:20,160
‫و متأسفانه نمی‌تونید هر دو گزینه رو
‫با همدیگه انتخاب کنید

113
00:08:21,000 --> 00:08:22,960
‫<i>شما یک پیام جدید دارید</i>

114
00:08:23,040 --> 00:08:24,840
‫مامان، تازه کارم تموم شده. دارم میام خونه.

115
00:08:25,320 --> 00:08:27,680
‫<i>برای تماس، عدد 1 را وارد کنید.</i>

116
00:08:30,240 --> 00:08:31,720
‫یه چیزی رو بهتون قول میدم.

117
00:08:37,960 --> 00:08:39,560
‫اگه تصمیم بگیرید که 
‫ما رو مجازات نکنید،

118
00:08:39,640 --> 00:08:42,320
‫اون 67 گروگان رو در بهترین شرایط
‫سلامتی تقدیم‌ـتون می‌کنم

119
00:08:42,400 --> 00:08:44,640
‫البته وقتی که ما روانۀ آب‌های آزاد
‫بین‌المللی شده باشیم

120
00:08:44,720 --> 00:08:46,840
‫و بهتون اطمینان میدم،
‫انتخاب اولم یه چنین چیزی نبوده

121
00:08:46,920 --> 00:08:49,400
‫از دریا، ماهی و ماسۀ روی ساحل متنفرم

122
00:08:50,080 --> 00:08:52,760
‫ولی زندگی همیشه راه آسونی برای
‫انتخاب کردن واست نمیذاره، اینطور نیس؟

123
00:08:59,280 --> 00:09:02,680
‫امروز صبح یه پیامی رو از طرف دخترم
‫از اون گوشی گرفته بودم

124
00:09:02,760 --> 00:09:07,400
‫من نمی... من مادر "راکل موریو" هستم
‫و هیچ‌جوری نمی‌تونم پیداش کنم.

125
00:09:07,680 --> 00:09:10,600
‫خواهش می‌کنم، می‌دونید کجاس؟
‫خیلی ضروری‌ـه.

126
00:09:14,120 --> 00:09:17,200
‫اون کامیونی که میخوان رو واسه‌ـشون
‫میاریم که از اون تلۀ موش بِکِشیمشون بیرون

127
00:09:17,280 --> 00:09:19,820
‫اگه بهشون میدون بدیم، مقابله کردن باهاشون
‫واسه‌ـمون راحت‌تر میشه

128
00:09:19,840 --> 00:09:21,600
‫بیاین ماشینا رو با گاز مخدر
‫آماده‌ـشون کنیم

129
00:09:21,680 --> 00:09:24,040
‫- اونا نمی‌خوان بیان بیرون.
‫- از کجا می‌دونی؟

130
00:09:24,080 --> 00:09:27,080
‫اونا اون گاوصندوق رو باز کردن،
‫ولی پول‌هاش رو نمی‌خواستن.

131
00:09:28,480 --> 00:09:30,000
‫منتظر پلیس موندن.

132
00:09:32,200 --> 00:09:33,080
‫شلیک کردن.

133
00:09:34,080 --> 00:09:36,500
‫دو تا کیف رو انداختن روی زمین،
‫که خیلی اتفاقی کیف‌ها باز بودن

134
00:09:36,580 --> 00:09:38,820
‫طوری که اسکناس‌ها توی خیابون پخش می‌شدن

135
00:09:40,080 --> 00:09:42,040
‫- خب؟
‫- می‌خواستن اینطور نشون بدن که گیر افتادن

136
00:09:42,120 --> 00:09:43,960
‫تا بتونن دو روز واسه مذاکره کردن وقت بگیرن

137
00:09:44,120 --> 00:09:45,880
‫ولی از عمد داخل هستن

138
00:09:45,960 --> 00:09:49,320
‫با یه مسلسل "براونینگ"،
‫لباس قرمز، ماسک و همه چی.

139
00:09:51,600 --> 00:09:54,400
‫اونا خودشون آژیر رو 2 ساعت بعد از اینکه
‫وارد شدن به کار انداختن

140
00:09:54,560 --> 00:09:56,720
‫بعد از اینکه گاوصندوق رو باز کردن
‫این کارو انجام دادن

141
00:09:56,800 --> 00:10:00,360
‫اونا از پول یه جوری استفاده کردن که انگار می‌خوان 
‫یه دزدی انجام بدن، ولی قضیه عادی نبود

142
00:10:00,440 --> 00:10:02,120
‫وقتی وارد شدن که دختر سفیر داخل بوده

143
00:10:02,200 --> 00:10:04,300
‫واسه همینه این مَرده بدون
‫تردید و تأمل حرفاشو می‌زنه

144
00:10:04,360 --> 00:10:07,240
‫همه‌چی رو تحت کنترل داره، چون می‌دونه
‫همه چی طبق برنامه داره پیش میره

145
00:10:07,240 --> 00:10:10,360
‫چه برنامه‌ای می‌تونه بهتر از دزدیدن
‫8 میلیون از گاوصندوق و فرار کردن باشه؟

146
00:10:13,920 --> 00:10:16,160
‫دارن پول بدون علامت خودشون رو چاپ می‌کنن!

147
00:10:20,920 --> 00:10:23,160
‫- همین‌جاس دیگه، درسته؟
‫- آره، وایسا.

148
00:10:23,240 --> 00:10:24,360
‫مواظب باش.

149
00:10:29,960 --> 00:10:32,360
‫- چرا کار نمی‌کنه پس؟
‫- انگشتم تمیز نیست.

150
00:10:33,040 --> 00:10:34,840
‫الان اینم مثل اون یکی باز شدنش
‫تأخیر می‌خوره؟

151
00:10:34,920 --> 00:10:35,800
‫نه.

152
00:10:41,120 --> 00:10:42,640
‫- حله.
‫- بیا.

153
00:11:09,000 --> 00:11:10,880
‫- نمی‌تونی وارد بشی.
‫- یه تماس تلفنی برای بازرس

154
00:11:10,960 --> 00:11:12,760
‫"موریو" دارم، "راکل موریو".

155
00:11:13,360 --> 00:11:15,680
‫- باشه.
‫- ضروری‌ـه و شخصی‌ـه.

156
00:11:17,640 --> 00:11:19,880
‫- فوری‌ـه.
‫- برو جلو.

157
00:11:22,520 --> 00:11:24,360
‫- ممنون.
‫- دستاتو باز کن.

158
00:11:33,320 --> 00:11:34,680
‫باهام بیا

159
00:11:38,560 --> 00:11:41,920
‫- یه تماس دریافتی روی "تکرارگر" داریم.
‫- ضبطش کن. همین الان.

160
00:11:43,480 --> 00:11:44,560
‫داره ضبط میشه.

161
00:11:44,640 --> 00:11:46,960
‫یه شهروند داره سمت محل فرماندهی میره،
‫با "آلمانسا" هست.

162
00:11:47,120 --> 00:11:49,680
‫می‌خواد بازرس رو ببینه،
‫یه مسألۀ شخصی و فوری هست.

163
00:11:52,240 --> 00:11:55,680
‫معذرت می‌خوام، بازرس، ولی مادرتون
‫پشت خط تلفنِ من هستن.

164
00:11:56,240 --> 00:11:59,000
‫فکر کنم با گوشیِ من باهاشون 
‫تماس گرفته بودین. عذر میخوام،

165
00:11:59,600 --> 00:12:01,800
‫ولی فکر می‌کنم به دخترتون مربوط بشه.

166
00:12:15,960 --> 00:12:17,480
‫- الو؟
‫- عزیزم

167
00:12:17,640 --> 00:12:19,120
‫- مامان، چی شده؟
‫- ضبط نکنین.

168
00:12:19,200 --> 00:12:21,040
‫- "پاولا" با باباش رفت.
‫- چی؟

169
00:12:21,120 --> 00:12:23,720
‫- بهم گفت فقط چند لحظه می‌برتش.
‫- مامان، چه کار کردی؟

170
00:12:23,800 --> 00:12:26,680
‫- هنوز برنگشتن.
‫- "آلبرتو" که قرارِ منع داره.

171
00:12:26,760 --> 00:12:29,760
‫هر 15 روز فقط یه بار می‌تونه "پاولا"
‫رو ببینه و نبایدم وارد خونه بشه

172
00:12:29,920 --> 00:12:31,800
‫- می‌دونم، عزیزم.
‫- ضبط نکن دیگه!

173
00:12:32,080 --> 00:12:33,920
‫- نمی‌تونیم.
‫- خب صداش رو کم کن حداقل.

174
00:12:34,000 --> 00:12:34,920
‫من نتونستم...

175
00:12:35,520 --> 00:12:36,640
‫مامان، مامان.

176
00:12:36,720 --> 00:12:39,040
‫- چقدر وقت پیش رفتن؟
‫- 2 ساعت پیش، فکر کنم.

177
00:12:39,120 --> 00:12:40,880
‫باشه، همونجا منتظرم بمون.

178
00:12:52,440 --> 00:12:57,400
‫- چه ریخت‌و‌پاشی‌ـه اینجا دیگه، نه؟
‫- "آلمانسا"، ببرش بیرون لطفاً.

179
00:13:08,440 --> 00:13:12,440
‫شلیک‌هایی که شنیدین به خاطر
‫یکی از گروگان‌ها بود که

180
00:13:14,000 --> 00:13:17,800
‫موضع ما رو در مقابل پلیس ضعیف‌تر کرده بود
‫و از قوانینی که بهتون گفته بودم پیروی نکرده بود

181
00:13:18,240 --> 00:13:20,640
‫و می‌خواست با استفاده از این تلفن...

182
00:13:21,240 --> 00:13:22,680
‫ارتباط برقرار کنه

183
00:13:39,880 --> 00:13:41,200
‫و برام سؤاله...

184
00:13:42,600 --> 00:13:46,040
‫اگه گوشی‌ـه خانم "گتمبید" دستِ من‌ـه...

185
00:13:47,720 --> 00:13:49,240
‫پس این یکی مال کیه؟

186
00:13:51,600 --> 00:13:53,560
‫این زنگِ گوشی واسه‌ـتون آشنا نیست؟

187
00:13:59,080 --> 00:14:00,120
‫چی شده؟

188
00:14:01,000 --> 00:14:02,080
‫چه کار داری می‌کنی؟

189
00:14:02,760 --> 00:14:04,120
‫همه‌ـمون صدای شلیک‌ها رو شنیدیم.

190
00:14:04,400 --> 00:14:06,160
‫ازت پرسیدم چی شده عوضی؟

191
00:14:07,160 --> 00:14:08,040
‫اینجا نه.

192
00:14:10,000 --> 00:14:11,320
‫گفتیم هیچ قربانی‌ای در کار نباشه

193
00:14:11,640 --> 00:14:14,040
‫خب گوشی داشت. چه کار باید می‌کردم،
‫با شلاق‌زدن ادبش می‌کردم؟

194
00:14:14,120 --> 00:14:17,080
‫بترسونش، نه اینکه بُکُشیش.
‫مثل توی فیلما، یه گوشش رو می‌بُریدی.

195
00:14:17,160 --> 00:14:20,160
‫اگه به پلیس اطلاعاتی رو در مورد تعدادمون 
‫و اینکه کجا هستیم رو می‌داد

196
00:14:20,240 --> 00:14:22,240
‫الان شماها بودین که بهتون شلیک می‌شد.

197
00:14:23,200 --> 00:14:24,740
‫ولی می‌تونستین گوش‌هاتون رو نگه دارین.

198
00:14:25,560 --> 00:14:26,560
‫کی شلیک کرد؟

199
00:14:28,040 --> 00:14:28,960
‫"دِنور".

200
00:14:30,880 --> 00:14:32,400
‫زیادی کله‌خر و جوشی‌ـه.

201
00:14:33,200 --> 00:14:35,720
‫پروفسور گفت که خون
‫از کسی نریزیم،

202
00:14:35,800 --> 00:14:38,520
‫- این جزء قوانین‌ـمون بود.
‫- خب، باید بگم به تازگی تغییراتی در نحوۀ

203
00:14:38,840 --> 00:14:40,640
‫کنترل کردن گروگان‌هامون به وجود اومده.

204
00:14:42,440 --> 00:14:43,360
‫شیرفهم شدین؟

205
00:14:44,600 --> 00:14:48,320
‫آروم باشین، افکار عمومی سمت ماست
‫و این قضیه قرار نیست عوض بشه.

206
00:14:48,400 --> 00:14:51,400
‫تا بیان بفهمن که یکی از گروگان‌ها نیستش،
‫ما از اینجا رفتیم

207
00:14:52,080 --> 00:14:53,080
‫حسابی هم از اینجا دور شدیم.

208
00:14:53,240 --> 00:14:54,920
‫پروفسور اینو می‌دونه؟ ها؟

209
00:14:55,600 --> 00:14:58,200
‫پروفسور می‌دونه که اولین قانون این نقشه
‫رو زیر پا گذاشتی لعنتی؟

210
00:14:58,360 --> 00:15:00,380
‫یعنی تو می‌خوای در مورد 
‫قوانین با من حرف بزنی؟

211
00:15:00,760 --> 00:15:04,880
‫تو که به خاطر رابطه‌ـت با این آشغال
‫نزدیک بود یه افسر پلیس رو به کشتن بدی؟

212
00:15:05,240 --> 00:15:07,280
‫باید به پروفسور زنگ بزنیم و بهش اطلاع بدیم

213
00:15:08,640 --> 00:15:09,640
‫پسر

214
00:15:17,160 --> 00:15:18,440
‫بهش زنگ بزن، "ریو".

215
00:15:30,840 --> 00:15:31,920
‫جواب نمیده

216
00:15:39,960 --> 00:15:42,800
‫نمی‌تونی که 24 ساعت روز هم همه‌چی رو
‫زیر نظر بگیری و هم کنترل کنی

217
00:15:42,880 --> 00:15:46,360
‫بالاخره باید غذا بخوری، بخوابی، 
‫بری دستشویی.

218
00:15:46,440 --> 00:15:48,440
‫برا همینه که من اینجا مسؤول قضیه‌ـم.

219
00:15:49,360 --> 00:15:51,760
‫فقط اگه حرفه‌ای عمل کنیم میتونیم
‫از اینجا خارج بشیم

220
00:15:51,960 --> 00:15:54,160
‫می‌تونید بهم بگید اینجا چه خبره؟

221
00:15:54,640 --> 00:15:56,160
‫صداتون تا اونطرف راهرو میاد

222
00:15:57,480 --> 00:15:59,440
‫"برلین" دستور کُشتن یکی از
‫گروگان‌ها رو داده.

223
00:16:06,360 --> 00:16:07,560
‫کی کُشتتش؟

224
00:16:14,640 --> 00:16:15,720
‫پسرت.

225
00:16:22,680 --> 00:16:26,560
‫یه دزد، به معنی واقعی کلمه،
‫طبق عادت خوش‌بین‌ـه.

226
00:16:28,080 --> 00:16:30,000
‫همیشه فکر می‌کنه
‫همه چی مطابق برنامه پیش میره

227
00:16:31,280 --> 00:16:33,480
‫غیر از "مسکو" که نسبت به همه چیز
‫واقع‌بین‌تر بود.

228
00:16:39,360 --> 00:16:41,400
‫از جمله افرادی بود که صادق بود،

229
00:16:41,480 --> 00:16:45,440
‫بهمون اعتماد به نفس می‌داد، هوامون رو داشت،
‫و واسه‌ـمون جوکای بد می‌گفت.

230
00:16:46,240 --> 00:16:48,040
‫همیشه نسبت بهش 
‫احساس مهر و محبت داشتم.

231
00:16:51,400 --> 00:16:52,920
‫داری به چی گوش می‌کنی؟

232
00:16:55,440 --> 00:16:56,320
‫آهنگ خیلی خوبی‌ـه.

233
00:16:57,600 --> 00:16:59,720
‫می‌دونی موسیقی چطوری اختراع شده؟

234
00:17:01,840 --> 00:17:03,960
‫- نه.
‫- روی قطار.

235
00:17:05,320 --> 00:17:08,640
‫یه پدر و پسری بودن، که اسم پسره
‫هم "پتچی" بود

236
00:17:09,040 --> 00:17:11,280
‫پسره خیلی نگران بود که
‫ببینه قطاره، ایستگاه روستاشون

237
00:17:11,360 --> 00:17:14,360
‫نگه می‌داره یا نه.
‫بعدشم، بچه‌هه حسابی رو اعصاب بود.

238
00:17:14,520 --> 00:17:16,840
‫هی می‌گفت:
‫"بابا نگه می‌داره؟"

239
00:17:16,920 --> 00:17:20,160
‫باباشم می‌گفت: "نگه می‌داره، پتچی."
‫"بابا نگه می‌داره؟" "نگه می‌داره، پتچی."

240
00:17:26,400 --> 00:17:30,280
‫قضیۀ تو و دِنور چیه؟ فامیل‌ـین 
‫و دو نفری به صورت هنری سرقت می‌کنین؟

241
00:17:32,800 --> 00:17:36,120
‫آره، مثل گروه مداد و مدادتراش،
‫ولی خب ما دزدیم.
‫<font color="#ffff00">[گروه مداد و تراش: گروه دو نفرۀ کمدین توی اسپانیا بودن]</font>

242
00:17:37,080 --> 00:17:40,200
‫عصر اون‌روز "مسکو" بهم گفت که چطوری
‫پسرش رو وارد اون دزدی

243
00:17:40,280 --> 00:17:42,080
‫دیوونه‌وار کرده.

244
00:17:42,800 --> 00:17:46,560
‫پسر من نباید یه همچین جایی باشه.
‫ولی وقتی پروفسور در مورد

245
00:17:46,640 --> 00:17:49,840
‫نقشه‌ـش بهم گفت،
‫با خودم آوردمش اینجا.

246
00:17:58,400 --> 00:17:59,280
‫هِی!

247
00:18:06,160 --> 00:18:07,040
‫بذارش اونجا.

248
00:18:08,600 --> 00:18:09,920
‫ای بابا، بیا بغلم ببینم.

249
00:18:13,240 --> 00:18:16,040
‫حسابی با غذای زندون حال می‌کنیا، نه؟

250
00:18:16,120 --> 00:18:20,000
‫- بهم دست نزن، اینا گازن.
‫- باشه، گازن.

251
00:18:20,360 --> 00:18:22,520
‫البته چربی اشباع‌شده هم
‫هستن که اون‌تو به خوردمون میدن

252
00:18:22,600 --> 00:18:24,200
‫- آره.
‫- یه سیگار بهم بده ببینم، زود باش.

253
00:18:24,280 --> 00:18:25,960
‫آماده کردم برات. بیا.

254
00:18:28,160 --> 00:18:30,120
‫چطوری؟ زندگی‌ـت در چه وضعی‌ـه؟

255
00:18:30,200 --> 00:18:31,760
‫خوبم. اینجام دیگه.

256
00:18:38,040 --> 00:18:40,400
‫- چی شده؟
‫- منظورت چیه؟

257
00:18:40,800 --> 00:18:43,320
‫- از دیدنت ذوق‌مرگ شدم.
‫- گولم نزن ببینم.

258
00:18:43,880 --> 00:18:47,080
‫ششمین باری‌ـه که اومدی دَمِ در زندان که منو
‫ببری و هیچ موقع اینطوری نگام نکردی.

259
00:18:47,480 --> 00:18:48,520
‫چه مرگت شده؟

260
00:18:52,200 --> 00:18:53,280
‫همه چی رو به فنا دادم.

261
00:18:55,000 --> 00:18:56,200
‫چه غلطی کردی؟

262
00:18:57,600 --> 00:18:59,720
‫800 تا قرص رو گم کرده بود

263
00:19:00,120 --> 00:19:03,800
‫که مالِ یه ساقیِ آشغالی
‫به اسم "پُل" از شهر "آلکورکون" بود.

264
00:19:05,160 --> 00:19:07,280
‫انگار از ماشینش دزدیده بودن ازش.

265
00:19:07,840 --> 00:19:09,340
‫اونم که خودش یه رئیس دیگه داره.

266
00:19:10,040 --> 00:19:11,440
‫اون بی‌پدر که دیگه
‫حسابی روانی‌ـه

267
00:19:12,680 --> 00:19:18,080
‫تیغۀ بینی‌ـت رو می‌شکنن،
‫پاهات رو می‌شکنن

268
00:19:19,000 --> 00:19:21,560
‫تا همه بدونن که
‫از بد آدمی دزدی کردی

269
00:19:25,680 --> 00:19:30,240
‫بابا، دیگه وقتی برام نمونده و هنوز
‫نتونستم پول رو جور کنم.

270
00:19:30,400 --> 00:19:33,200
‫به خدا قسم من قرصا رو ندزدیدم،
‫از ماشینم دزدیدن

271
00:19:33,280 --> 00:19:36,600
‫اینطور نبوده که بفروشمشون یا مصرفشون کنم.
‫مواد حالمو به هم می‌زنه.

272
00:19:44,440 --> 00:19:47,760
‫واسه همین، چون نمی‌خواستی مَنیسَک زانوهاش
‫رو با چوب بیسبال بشکنن، بهش گفتی:

273
00:19:48,880 --> 00:19:50,480
‫بیا بریم واسه‌ـش پول چاپ کنیم.

274
00:19:50,560 --> 00:19:52,800
‫هر کار بدی که بگی انجام داده تا الان:

275
00:19:54,280 --> 00:19:57,480
‫از خز فروشی، از بانک، ون‌های بانکی و...
‫دزدی کرده

276
00:19:58,320 --> 00:20:01,400
‫حالا هم... اومده سراغ یه چیز گُنده‌تر

277
00:20:02,240 --> 00:20:05,120
‫اگه همه‌چی طبق نقشه پیش بره،
‫پسرمو برمی‌دارم می‌برم یه کشوری

278
00:20:05,680 --> 00:20:08,000
‫که اسمشو هم حتی نشه تلفظ کرد

279
00:20:08,080 --> 00:20:12,220
‫بدون اینکه "پُل"ـی در کار باشه، بدون اینکه پروندۀ 
‫باز شده‌ای در کار باشه، یه زندگی تازه رو شروع کنیم

280
00:20:12,280 --> 00:20:15,680
‫ولی خب، با موهیتو، کنار ساحل

281
00:20:16,520 --> 00:20:18,520
‫ببخشید، ببخشید.

282
00:20:18,680 --> 00:20:22,840
‫- پسر، مگه نمی‌بینی دارم این کف رو تمیز می‌کنم؟
‫- یادداشت‌هامو اینجا گذاشته بودم که بخونم

283
00:20:23,320 --> 00:20:27,240
‫- یادداشت‌هاتو جا گذاشته بودی... بی‌خیال، گمشو بیرون.
‫- اذیت نکن، بذار پیداش کنم.

284
00:20:28,040 --> 00:20:30,400
‫- می‌تونی...؟
‫- بابا، باید بخونم،

285
00:20:30,480 --> 00:20:33,840
‫- یادداشت‌هامو جا گذاشتم. دارم میرم.
‫- برو بیرون بینم، زود باش. زود باش.

286
00:20:34,600 --> 00:20:37,280
‫زود باش، گمشو بیرون. از دست این.

287
00:20:41,760 --> 00:20:42,640
‫"مسکو"

288
00:20:45,680 --> 00:20:46,720
‫صبر کن

289
00:20:49,480 --> 00:20:52,520
‫واسه بار آخر بهت میگم،
‫برگرد سر موقعیتت.

290
00:21:00,720 --> 00:21:01,960
‫چه کار می‌خوای بکنی؟

291
00:21:02,800 --> 00:21:03,760
‫بهم شلیک کنی؟

292
00:21:05,800 --> 00:21:07,200
‫بعدش به کی؟

293
00:21:07,960 --> 00:21:08,960
‫همه؟

294
00:21:10,240 --> 00:21:12,160
‫می‌خوای خودت تنهایی تو این تله‌موش بمونی؟

295
00:21:41,760 --> 00:21:42,720
‫پسرم

296
00:21:48,400 --> 00:21:49,880
‫بگو ببینم اون زن‌ـو تو کشتی؟

297
00:22:02,080 --> 00:22:03,080
‫بابا

298
00:22:10,120 --> 00:22:11,000
‫هیچی...

299
00:22:12,240 --> 00:22:13,560
‫- نمی‌تونم نفس بکشم
‫- بابا

300
00:22:13,880 --> 00:22:16,120
‫بابا، چی شده؟ چی شده؟

301
00:22:16,200 --> 00:22:17,880
‫بابا، قلبت گرفته؟

302
00:22:17,960 --> 00:22:21,120
‫نکنه داری سکته می‌کنی؟
‫بابا، نه، نه

303
00:22:21,200 --> 00:22:24,360
‫حمله عصبی‌ـه.
‫بخوابونش. بخوابونش.

304
00:22:24,600 --> 00:22:26,960
‫- بابا، بابا
‫- خوبه

305
00:22:27,360 --> 00:22:31,160
‫وقتی "مسکو" رو روی اون زمین پُر از خون
‫خوابوندنش، می‌دونست که دیگه خبری از کایپیرینها،
‫<font color="#ffff00">[کایپیرینها: مشروب ملی برزیل]</font>

306
00:22:31,880 --> 00:22:34,040
‫یا هیچ کشوری که نتونن تلفظش کنن، نیست.

307
00:22:35,480 --> 00:22:38,240
‫"دِنوِر" رو برده بود اونجا که
‫از چاله درش بیاره

308
00:22:38,560 --> 00:22:41,480
‫به جاش صاف انداختش توی چاهی،
‫که واسه بیرون اومدن ازش یا باید دستگیر

309
00:22:42,040 --> 00:22:43,980
‫می‌شد یا یه گلوله توی 
‫سینه‌ـش حرومش می‌کردن

310
00:22:48,160 --> 00:22:49,880
‫معذرت می‌خوام. ببخشید

311
00:22:51,200 --> 00:22:54,240
‫صدای اون شلیکی که چند دقیقه پیش شنیدیم...
‫کسی آسیبی دیده؟

312
00:22:54,600 --> 00:22:56,200
‫آروم باش، باشه؟

313
00:22:56,600 --> 00:22:58,640
‫کسی آسیبی ندیده. خب؟

314
00:22:59,080 --> 00:23:02,040
‫فقط به منظور جلوگیری از مداخلۀ
‫پلیس‌ها شلیک کردیم. فقط همین.

315
00:23:04,040 --> 00:23:06,920
‫شنیدید که. در مورد اون شلیک‌ها
‫افکار عجیب و غریب

316
00:23:07,000 --> 00:23:10,360
‫نداشته باشید، خب؟
‫اینا سارق هستن

317
00:23:10,440 --> 00:23:13,000
‫گروه جهادی و اینا که نیستن

318
00:23:18,600 --> 00:23:21,320
‫- مامان.
‫- عزیزم، معذرت می‌خوام.

319
00:23:26,800 --> 00:23:28,360
‫ترن‌هوایی‌ـه.

320
00:23:28,440 --> 00:23:30,640
‫خب، کدومش کدومه،
‫کجا خیس میشی؟

321
00:23:30,720 --> 00:23:33,040
‫- قایق چرخون.
‫- اُه، آره، قایق‌ها.

322
00:23:36,080 --> 00:23:37,040
‫مامانت اومد.

323
00:23:37,560 --> 00:23:42,080
‫مامان! رفتیم شهربازی.
‫خیلی خوش گذشت.

324
00:23:42,400 --> 00:23:43,480
‫البته، عزیزم.

325
00:23:44,880 --> 00:23:48,840
‫مامان، می‌تونی بری بالا و
‫خرسش رو بذاری توی اتاقش؟

326
00:23:49,440 --> 00:23:50,400
‫حتماً، عزیزم.

327
00:23:52,800 --> 00:23:54,080
‫بیا اینجا ببینم، عشقم.

328
00:24:03,720 --> 00:24:05,640
‫از یه قرارِ منع تخطی کردی

329
00:24:06,520 --> 00:24:08,200
‫برگرد و به سمت دیوار وایسا.

330
00:24:08,360 --> 00:24:10,760
‫"راکل"، من باباشم.
‫نمی‌تونی که منو از "پاولا" دور نگه داری.

331
00:24:10,880 --> 00:24:14,800
‫تو از یه قرارِ منع تخطی کردی.
‫برگرد و به سمت دیوار وایسا.

332
00:24:14,880 --> 00:24:16,860
‫به اندازۀ کافی زندگی‌ـمو خراب کردی.
‫بس نیست برات؟

333
00:24:16,940 --> 00:24:18,460
‫- گفتم وایسا...!
‫- داری چه کار می‌کنی؟

334
00:24:21,000 --> 00:24:21,880
‫واقعاً؟

335
00:24:22,800 --> 00:24:24,400
‫می‌خوای اسلحه‌ـت رو سمتم نشونه بری؟

336
00:24:54,960 --> 00:24:55,840
‫الو؟

337
00:24:55,920 --> 00:24:58,920
‫"راکل"، "سَلوا" هستم.
‫از کافه‌ دارم بهت زنگ می‌زنم.

338
00:24:59,000 --> 00:25:01,360
‫ببین، مجبور شدم زنگ بزنم،
‫حواست نبود گوشی‌ـم رو بُردی.

339
00:25:02,400 --> 00:25:03,320
‫"راکل"؟

340
00:25:06,400 --> 00:25:08,400
‫بابا. بابا.

341
00:25:09,360 --> 00:25:10,440
‫حالت چطوره؟

342
00:25:11,320 --> 00:25:12,200
‫سردم‌ـه.

343
00:25:12,560 --> 00:25:13,480
‫- سردت‌ـه؟
‫- آره

344
00:25:13,560 --> 00:25:14,640
‫- یه پتو بیار.
‫- باشه.

345
00:25:14,880 --> 00:25:17,720
‫- یه کمی شکر هم بیارم، یا حالا هر چی.
‫- زود باش، "هلسینکی"، برو شکر بیار

346
00:25:17,800 --> 00:25:19,000
‫مثه چوب‌لباسی وایسادی اینجا.

347
00:25:20,120 --> 00:25:21,560
‫نمی‌دونم چرا حالم اینطوری شد

348
00:25:23,720 --> 00:25:27,040
‫فکر کنم به خاطر این بود که کل صبح مشغول...
‫حفاری تونل بودم

349
00:25:27,600 --> 00:25:29,800
‫فقطم یکی از اون ساندویچ‌های
‫آشغالو خوردم

350
00:25:29,880 --> 00:25:32,520
‫حالا استراحت کن، بابا. استراحت کن

351
00:25:40,120 --> 00:25:41,800
‫می‌دونی چی الان حالت رو خوب می‌کنه؟

352
00:25:42,120 --> 00:25:44,120
‫یه سوپ درست و حسابی،
‫یکی از همونایی که دوس داری

353
00:25:44,200 --> 00:25:47,720
‫- با گوشت و نخود
‫- بیا. اینم پتو، بیا

354
00:25:48,880 --> 00:25:51,120
‫- خوبه. آروم باش، "مسکو".
‫- ممنون

355
00:25:51,720 --> 00:25:55,960
‫سرم رو می‌گذارم بر زمین، ای زمینِ نازنین
‫هیچکس نیاد بالا سرم، جز مولا امیرالمؤمنین

356
00:25:56,120 --> 00:25:57,440
‫حالا استراحت کن، باشه؟

357
00:26:16,040 --> 00:26:18,440
‫بابا، اینجا چه کار می‌کنی؟ عجبا.

358
00:26:20,520 --> 00:26:23,040
‫ساعت 4 صبح از خواب پامیشم و
‫می‌بینم توی تختت نیستی.

359
00:26:23,440 --> 00:26:26,160
‫هیچی نشده بابا،
‫نتونستم بخوابم.

360
00:26:26,520 --> 00:26:28,920
‫اومدم بیرون به آسمون نگاه کنم

361
00:26:29,680 --> 00:26:30,560
‫آسمون...

362
00:26:32,800 --> 00:26:34,320
‫آسمون خیلی بزرگه، مگه نه؟

363
00:26:35,000 --> 00:26:36,520
‫یعنی این عظمت
‫کجا می‌خواد تموم بشه؟

364
00:26:40,200 --> 00:26:41,680
‫- چی شده؟
‫- هیچی

365
00:26:43,960 --> 00:26:46,680
‫- می‌دونی واسه چی از کار معدن اومدم بیرون؟
‫- آره که می‌دونم

366
00:26:47,160 --> 00:26:48,960
‫چون اون کثافت داشت
‫ریه‌ـت رو نابود می‌کرد

367
00:26:49,080 --> 00:26:51,560
‫- همون "سیفیلیس"
‫- "سیفیلیس" دیگه، نه؟
‫<font color="#ffff00">[سیفیلیس بیماری مقاربت جنسی‌ـه]</font>

368
00:26:51,640 --> 00:26:53,280
‫- مگه چیه؟
‫- خیلی بی‌شعوری.

369
00:26:53,360 --> 00:26:55,160
‫- "سیلیکوزیس" بود.
‫- منم همینو گفتم دیگه.

370
00:26:55,800 --> 00:26:57,840
‫ولی به خاطر این قضیه
‫از کار معدن نیومدم بیرون

371
00:26:58,640 --> 00:27:00,560
‫چون از فضاهای تنگ و تاریک می‌ترسیدم
‫کارمو ول کردم

372
00:27:00,960 --> 00:27:01,840
‫- تو؟
‫- آره

373
00:27:02,520 --> 00:27:05,920
‫نمی‌تونستم بودنِ توی اون سوراخ رو تحمل کنم

374
00:27:10,240 --> 00:27:14,160
‫واسه همین مجبور شدم این دزدی‌هامو
‫شروع کنم که یه پولی در بیارم

375
00:27:15,280 --> 00:27:18,480
‫آخرشم کارم کشید به زندون.
‫به بن‌بست خوردم، مثه کل زندگی لعنتی‌ـم

376
00:27:20,200 --> 00:27:22,560
‫حالت خوبه بابا؟
‫حرفای عجیب می‌زنی.

377
00:27:23,840 --> 00:27:24,720
‫عجیب نیست.

378
00:27:26,440 --> 00:27:29,880
‫حالم خیلی‌ـم خوبه،
‫اینجا باشم، بیرونِ شهر،

379
00:27:30,640 --> 00:27:31,760
‫توی هوای آزاد

380
00:27:33,600 --> 00:27:36,280
‫به دنیا نیومدم که همیشه بدبخت باشم.

381
00:27:36,360 --> 00:27:38,080
‫- حرف نداریم ما، بابا.
‫- آره

382
00:27:38,160 --> 00:27:39,960
‫تازه قضیه وقتی بهتر میشه
‫که از اینجا بریم

383
00:27:40,120 --> 00:27:41,000
‫یه چیزی رو می‌دونی؟

384
00:27:42,200 --> 00:27:44,320
‫گور بابای مازراتی و جواهرات

385
00:27:44,520 --> 00:27:46,520
‫می‌دونی با پولامون چه کار می‌کنیم؟

386
00:27:47,960 --> 00:27:49,560
‫میریم یه جزیره می‌خریم.

387
00:27:50,320 --> 00:27:53,320
‫تا بتونی راحت و لخت
‫بین درختای خرما بخوابی

388
00:27:53,800 --> 00:27:56,360
‫توی یه کلبه البته.
‫یه کلبه واسه تو، یه کلبه واسه من

389
00:27:56,440 --> 00:27:58,080
‫- آره
‫- نه مثه الان پیش هم بخوابیم.

390
00:27:58,160 --> 00:28:01,200
‫- چون تو خیلی خُر و پُف می‌کنی
‫- چی میگی واسه خودت؟ خُروپُف نمی‌کنم بچه جون

391
00:28:01,280 --> 00:28:03,760
‫بابا، باور کن مثه چی خُروپُف می‌کنی

392
00:28:03,840 --> 00:28:06,360
‫- خداییش خُروپُف می‌کنم؟
‫- خیلی زیاد خُروپُف می‌کنی.

393
00:28:06,440 --> 00:28:09,200
‫- اصلنم خُروپُف نمی‌کنم.
‫- صدات شبیه این شیپورا می‌مونه، بابا.

394
00:28:10,160 --> 00:28:11,280
‫دستتو بذار داخل.

395
00:28:14,200 --> 00:28:15,400
‫یه لحظه اجازه بده؟

396
00:28:16,760 --> 00:28:17,440
‫عالی شد

397
00:28:21,280 --> 00:28:22,520
‫بذار استراحت بکنه.

398
00:28:25,160 --> 00:28:26,600
‫دستشویی رو تمیزش کن

399
00:28:28,200 --> 00:28:31,000
‫بعدشم جات رو با "هلسینکی" عوض کن و
‫مراقب گروگان‌ها باش

400
00:28:58,440 --> 00:28:59,320
‫سلام

401
00:29:00,680 --> 00:29:02,040
‫ببخشید. حسابی به‌هم‌ریخته‌ـم.

402
00:29:02,120 --> 00:29:04,880
‫نه، مهم نیس واقعاً.
‫فکر نکنم کسی بهم زنگی زده باشه.

403
00:29:04,960 --> 00:29:08,320
‫بذار ببینم. ببین، حتی واتس‌اپ 
‫هم کسی پیام نداده. نگاه کن

404
00:29:08,640 --> 00:29:09,520
‫من...

405
00:29:12,720 --> 00:29:15,520
‫عذر می‌خوام،
‫به من اصلاً مربوط نمیشه‌ها، ولی

406
00:29:16,400 --> 00:29:17,800
‫همه‌چی با دخترتون مرتبه؟

407
00:29:21,200 --> 00:29:24,400
‫من گوشی‌ـت رو دزدیدم،
‫تفتیش‌ـت کردم، داشتم دستگیرت می‌کردم

408
00:29:24,480 --> 00:29:26,360
‫اون موقع تو هنوز نگران منی؟

409
00:29:27,480 --> 00:29:31,400
‫خب، گوشیمو که اتفاقی بردین

410
00:29:31,880 --> 00:29:33,960
‫که اونم به خاطر این بود که
‫اعصابتون به هم ریخته بود

411
00:29:34,440 --> 00:29:37,640
‫و قضیۀ تفتیش هم... خب، بامزه بود

412
00:29:37,720 --> 00:29:39,680
‫چی می‌تونم بگم؟
‫هیجان‌انگیز بود

413
00:29:39,760 --> 00:29:41,400
‫"دستگاه ضبط. دستگاه ضبط کجاست؟"

414
00:29:41,480 --> 00:29:43,800
‫- دستم اینجام بود و...
‫- باید ببخشی.

415
00:29:43,960 --> 00:29:45,840
‫- معذرت میخوام.
‫- "آنتونیو" کلی ترسیده بود.

416
00:29:45,920 --> 00:29:49,280
‫به هر حال، بعدش مهمونم کرد
‫واسه همین الان با هم مشکلی نداریم

417
00:29:51,360 --> 00:29:53,400
‫- همه‌چی مرتبه، ممنون.
‫- خوبه.

418
00:29:53,560 --> 00:29:55,480
‫- خوبه.
‫- خب. خوشحال شدم.

419
00:29:55,560 --> 00:29:57,520
‫نهایتاً، نگران خیلی چیزا هستیم

420
00:29:57,600 --> 00:30:00,040
‫و نباید انقدر همه‌چی رو انقدر بزرگ کنیم.
‫نهایتاً...

421
00:30:00,120 --> 00:30:01,160
‫خب، در واقع...

422
00:30:01,520 --> 00:30:02,800
‫نمیشه گفت همه‌چی کاملاً مرتبه.

423
00:30:04,440 --> 00:30:06,560
‫همه‌چی... معمولاً خیلی هم بده!

424
00:30:07,160 --> 00:30:08,080
‫مزخرفه

425
00:30:08,720 --> 00:30:10,480
‫یعنی واقعاً مزخرفه.

426
00:30:12,880 --> 00:30:13,760
‫خدای من...

427
00:30:14,080 --> 00:30:16,720
‫معذرت می‌خوام، ولی... من...

428
00:30:17,480 --> 00:30:20,040
‫نه، قضیۀ اورژانسی این بود که...

429
00:30:21,480 --> 00:30:24,080
‫شوهر سابق‌ـم دخترم رو برده بود و...

430
00:30:24,760 --> 00:30:27,440
‫خب، به خاطر سوء رفتاری که با من داشته،
‫قرارِ منع واسه‌ـش صادر شده

431
00:30:29,560 --> 00:30:30,440
‫ممنون.

432
00:30:34,800 --> 00:30:35,720
‫ممنون.

433
00:31:00,040 --> 00:31:02,040
‫برات یه چیزایی آوردم که 
‫باهاشون بهت رسیدگی کنم

434
00:31:03,040 --> 00:31:04,880
‫- خیلی درد می‌کنه؟
‫- یه کمی.

435
00:31:04,960 --> 00:31:07,040
‫بذار تا شریان‌بند رو ببندم 
‫تا بهتر بشی، باشه؟

436
00:31:07,560 --> 00:31:09,280
‫- باشه.
‫- بذار ببینیم.

437
00:31:10,040 --> 00:31:10,960
‫بذار ببینیم.

438
00:31:15,520 --> 00:31:17,200
‫فکر کنم باید اینو...

439
00:31:18,440 --> 00:31:20,040
‫- آره.
‫- باشه.

440
00:31:21,920 --> 00:31:22,800
‫می‌خوای کمکت کنم؟

441
00:31:30,840 --> 00:31:31,720
‫آروم

442
00:31:35,080 --> 00:31:36,320
‫آروم باش، تقریباً تمومه.

443
00:31:37,800 --> 00:31:38,960
‫خیلی خب، خیلی خب

444
00:31:43,440 --> 00:31:44,320
‫یا خدا!

445
00:31:47,960 --> 00:31:49,080
‫خیلی خب، خیلی خب

446
00:31:53,960 --> 00:31:55,200
‫مراقب باش، مراقب باش

447
00:31:55,520 --> 00:31:56,760
‫خیلی خب، آفرین

448
00:31:59,680 --> 00:32:00,760
‫اُه، یا خدا.

449
00:32:06,040 --> 00:32:06,920
‫وایسا.

450
00:32:09,120 --> 00:32:11,240
‫فکر کنم باید گلوله رو خارج کنیم

451
00:32:12,320 --> 00:32:15,960
‫نه، نه.
‫نه، کلی عضله، استخون و اینا هست

452
00:32:16,040 --> 00:32:18,540
‫- حسابی خون‌و‌خون‌ریزی میشه
‫- حواسمو جمع می‌کنم و انجامش میدم

453
00:32:18,600 --> 00:32:20,640
‫- چطوری می‌خوای درش بیاری؟
‫- درش میارم و...

454
00:32:20,720 --> 00:32:23,720
‫- نمی‌تونی که با اون درش بیاری.
‫- اگه بیرون باشه بهتر از اینه که داخل باشه

455
00:32:23,800 --> 00:32:26,120
‫نه. بعضیا گلوله توی بدن‌ـشون میمونه
‫و مشکلی هم ندارن

456
00:32:26,200 --> 00:32:29,240
‫توی تلویزیون دیدم.
‫حتی تکۀ شیشه هم مشکلی نداره... مشکلی نیست

457
00:32:29,320 --> 00:32:31,480
‫- باشه، باشه.
‫- میذاریمش همونجا بمونه

458
00:32:31,680 --> 00:32:34,920
‫جلوی خونریزی رو می‌گیریم تا ببینیم
‫حالت بهتر میشه یا نه، باشه؟

459
00:32:35,360 --> 00:32:36,240
‫- باشه.
‫- آروم باش.

460
00:32:42,160 --> 00:32:43,040
‫باشه

461
00:32:45,480 --> 00:32:46,720
‫خیلی خب، باشه

462
00:32:48,000 --> 00:32:49,760
‫خیلی خب، خیلی خب

463
00:32:50,120 --> 00:32:51,000
‫خیلی خب

464
00:33:00,800 --> 00:33:01,840
‫خوبه

465
00:33:02,160 --> 00:33:07,040
‫دقیقاً مثه وقتی که بچه بودیم و
‫دکتر بازی می‌کردیم

466
00:33:13,160 --> 00:33:14,040
‫خیلی خب

467
00:34:11,800 --> 00:34:15,080
‫کلی آنتی‌بیوتیک و مُسَکن و

468
00:34:15,760 --> 00:34:18,240
‫آرام‌بخش عضلانی آوردم...
‫همه‌چی آوردم.

469
00:34:18,320 --> 00:34:19,280
‫اینطوری بد نمیشه؟

470
00:34:20,280 --> 00:34:22,400
‫امیدوارم مصرف کردنش منعی نداشته باشه

471
00:34:23,520 --> 00:34:26,920
‫خب، دیگه هیچی بیشتر از گلوله
‫که مصرف کردنش منع نداره

472
00:34:31,000 --> 00:34:32,240
‫داشتم به بچه فکر می‌کردم

473
00:34:34,360 --> 00:34:35,400
‫آهان راس میگی

474
00:34:36,040 --> 00:34:37,840
‫باشه، خیلی خب

475
00:34:38,560 --> 00:34:41,920
‫راهنماش رو می‌خونم که ببینم
‫چه کار باید انجام بدیم، باشه؟

476
00:34:48,720 --> 00:34:49,600
‫بذار ببینم.

477
00:34:49,760 --> 00:34:53,320
‫"این دستورات رو قبل از اینکه
‫این دارو را مصرف کنید بخوانید

478
00:34:53,720 --> 00:34:56,800
‫دستورات را نگه دارید، زیرا ممکن است 
‫مجدداً نیاز به مطالعۀ آن داشته باشید

479
00:35:00,840 --> 00:35:03,120
‫اگر در مصرف تردیدی دارید،
‫از دکتر یا پزشک متخصص سؤال کنید

480
00:35:03,200 --> 00:35:05,360
‫این دارو می‌بایست نسخه شود و...

481
00:35:50,840 --> 00:35:51,720
‫خیلی خب.

482
00:36:21,880 --> 00:36:22,760
‫نمی‌خوام

483
00:36:30,720 --> 00:36:32,760
‫هی. رشته فرنگی داری؟

484
00:36:38,480 --> 00:36:40,480
‫رشته فرنگی ندارم. ولی یه کمی برنج دارم

485
00:36:42,360 --> 00:36:43,400
‫همونم خوبه

486
00:36:50,880 --> 00:36:51,760
‫"مسکو"

487
00:36:57,360 --> 00:36:59,880
‫"مسکو"، چه کار می‌کنی؟ هی

488
00:37:01,080 --> 00:37:02,520
‫چه غلطی می‌کنی؟

489
00:37:04,040 --> 00:37:05,320
‫"توکیو"، چی شده؟

490
00:37:05,400 --> 00:37:07,560
‫- نمی‌دونم
‫- درها رو باز نکن!

491
00:37:07,640 --> 00:37:08,520
‫"مسکو"!

492
00:37:11,560 --> 00:37:14,120
‫- دارن درها رو باز می‌کنن.
‫- آماده باشین.

493
00:37:14,200 --> 00:37:16,760
‫- زود باشین، زود باشین!
‫- توی موقعیت قرار بگیرین.

494
00:37:19,480 --> 00:37:20,520
‫تکون نخور!

495
00:37:21,400 --> 00:37:22,280
‫تک‌تیراندازها!

496
00:37:22,360 --> 00:37:24,480
‫- آلفا 1 در موقعیت.
‫- آلفا 2 در موقعیت.

497
00:37:24,560 --> 00:37:26,040
‫آلفا 3 در موقعیت

498
00:37:27,400 --> 00:37:28,960
‫روی زمین بخوابین! همه‌ـتون!

499
00:37:29,040 --> 00:37:30,280
‫روی زمین بخوابین! همین الان!

500
00:37:32,600 --> 00:37:33,920
‫هدف در تیررس‌ـه.

501
00:37:34,000 --> 00:37:35,440
‫- با شمارش من؛ سه، دو، یک
‫- بابا!

502
00:37:35,560 --> 00:37:38,120
‫- صورتت رو بپوشون! صورتت رو مخفی کن!
‫- بذار برم بیرون.

503
00:37:38,280 --> 00:37:40,080
‫- اونا ماسک نپوشیدن
‫- دارن با هم کُشتی می‌گیرن

504
00:37:40,160 --> 00:37:42,120
‫- نه، بابا
‫- باید برم بیرون.

505
00:37:42,280 --> 00:37:44,320
‫- ضبطش کن
‫- نمی‌تونم صورت‌هاشون رو ببینم.

506
00:37:44,480 --> 00:37:46,320
‫- باید برم بیرون
‫- بیرون؟ واسه چی؟

507
00:37:46,400 --> 00:37:47,920
‫قربان، هدف در تیررس‌ـه

508
00:37:49,120 --> 00:37:52,520
‫تقصیر منه. تو نباید اینجا باشی.
‫تو نباید کسی رو می‌کُشتی.

509
00:37:52,760 --> 00:37:54,920
‫- منتظر دستورتون هستیم.
‫- اجازه هست، قربان؟

510
00:37:57,680 --> 00:37:59,520
‫- بذار برم بیرون.
‫- می‌خوای خودتو تسلیم کنی؟

511
00:37:59,600 --> 00:38:02,760
‫- تا خودت رو فریب‌خورده نشون بدی؟
‫- نمی‌دونیم که سارق هستن یا نه.

512
00:38:02,920 --> 00:38:04,440
‫اجازه بهم میدین، قربان؟

513
00:38:05,680 --> 00:38:07,720
‫- بذار برم بیرون.
‫- من نکشتمش.

514
00:38:09,400 --> 00:38:11,160
‫- بذار برم بیرون
‫- میگم نکشتمش

515
00:38:11,560 --> 00:38:13,200
‫مخفی‌ـش کردم

516
00:38:17,320 --> 00:38:19,600
‫درها دارن بسته میشن، قربان.
‫سه ثانیه فرصت داریم

517
00:38:19,680 --> 00:38:21,760
‫- درها بسته شدند.
‫- شلیک نکنید.

518
00:38:25,680 --> 00:38:26,680
‫لامصب!

519
00:38:29,120 --> 00:38:31,320
‫- بذارین برم بیرون
‫- باشه، میریم بیرون بابا.

520
00:38:31,480 --> 00:38:33,640
‫میریم بیرون، که هوای تازه بخوری.

521
00:38:33,720 --> 00:38:35,240
‫- میخوام نفس بکشم.
‫- باشه.

522
00:38:43,280 --> 00:38:45,160
‫خیلی متأسفم که توی یه چنین موقعیتی...

523
00:38:48,080 --> 00:38:51,080
‫یعنی یه چنین تجربه‌ای رو پشت سر گذاشتین...

524
00:38:52,240 --> 00:38:56,840
‫خب، اگه کمکی خواستید، هر جور کمکی،
‫من در خدمتتونم

525
00:38:57,760 --> 00:39:00,600
‫یه گوشی که همیشه میتونه در اختیارتون باشه،
‫یه محافظ با عینک...

526
00:39:03,000 --> 00:39:04,960
‫ببخشید. نباید در مورد یه 
‫همچین چیزی جوک می‌گفتم.

527
00:39:05,040 --> 00:39:06,680
‫- حواسم نبود.
‫- نه، مشکلی نیست.

528
00:39:06,760 --> 00:39:10,040
‫معذرت می‌خوام. ولی اینطور که 
‫من شما رو می‌بینم... جور در نمیاد

529
00:39:10,120 --> 00:39:13,360
‫وقتی بهش فکر می‌کنم
‫نمی‌تونم تصور کنم که شما...

530
00:39:13,520 --> 00:39:16,720
‫چی رو تصور کنی؟ 
‫اینکه یه زن آسیب‌دیده باشم؟

531
00:39:19,960 --> 00:39:21,400
‫چون تفنگ دارم اینو میگی، نه؟

532
00:39:23,520 --> 00:39:24,520
‫گوش کن،

533
00:39:25,680 --> 00:39:29,360
‫واقعیت اینه که...
‫هیچ موقع با کتک زدن شروع نمیشه که

534
00:39:30,600 --> 00:39:34,040
‫اگه اینطور بود، هیچ‌کس با یه
‫مرد خشن رابطه برقرار نمی‌کرد

535
00:39:36,280 --> 00:39:37,640
‫قضیه دقیقاً برعکسه.

536
00:39:38,840 --> 00:39:39,720
‫شما...

537
00:39:40,440 --> 00:39:44,120
‫شما عاشق یه فرد
‫جذاب و باهوش میشین...

538
00:39:45,040 --> 00:39:47,400
‫که باعث میشه احساس کنید
‫تموم دنیا دارن دورتون می‌چرخن

539
00:39:48,320 --> 00:39:52,240
‫و وقتی ازت میخواد که عکس
‫پروفایلت رو عوض کنی

540
00:39:52,320 --> 00:39:55,320
‫و به جاش از عکس دخترت استفاده کنی،
‫فکر می‌کنی به خاطر حساسیت‌ـشه

541
00:39:56,920 --> 00:40:00,360
‫و وقتی بهت میگه که سر کار
‫دامن کوتاه نپوشی،

542
00:40:00,840 --> 00:40:04,280
‫به خودت میگی: "من یه زنی
‫هستم که دارم توی

543
00:40:04,360 --> 00:40:08,560
‫دنیای مردها کار می‌کنم،
‫اون در واقع داره ازم محافظت می‌کنه."

544
00:40:11,120 --> 00:40:15,280
‫و بعدش یه روز... صداش رو می‌بره بالا

545
00:40:15,880 --> 00:40:19,840
‫- لازم نیس بهم بگی
‫- آره، آره. باید بگم.

546
00:40:21,000 --> 00:40:22,120
‫ببین، مثل این میمونه که...

547
00:40:23,200 --> 00:40:25,360
‫مثل این میمونه که بخوای پله‌ها رو
‫یکی یکی بری پایین

548
00:40:25,480 --> 00:40:29,160
‫مثل اون فیلمای ترسناک هست که
‫یه نفر میخواد وارد زیرزمین بشه

549
00:40:29,240 --> 00:40:33,240
‫و همه با خودشون فکر می‌کنن:
‫"نرو پایین. نکن این کارو."

550
00:40:34,720 --> 00:40:35,780
‫ولی تو انجامش میدی

551
00:40:38,120 --> 00:40:39,560
‫اینطوری شد که اولین سیلی رو خوردم

552
00:40:41,600 --> 00:40:43,960
‫بعدشم دومی، و بعدش سومی...

553
00:40:46,120 --> 00:40:47,600
‫و آخرشم دیگه طلاق گرفتم.

554
00:40:52,280 --> 00:40:53,400
‫کارهاش رو گزارش نمی‌کردی؟

555
00:40:55,600 --> 00:40:58,000
‫نه خب. خودش پلیس بود دیگه،

556
00:40:58,560 --> 00:41:03,800
‫محبوب‌ترین آدم پاسگاه بود،
‫منم دیگه نمی‌خواستم باهاش چشم تو چشم بشم

557
00:41:06,280 --> 00:41:11,200
‫فکر کنم... خجالت می‌کشیدم که
‫جلوی رئیسم بشینم و

558
00:41:12,120 --> 00:41:15,760
‫بهش در مورد یک سال و نیم تحقیر و
‫کتک‌کاری‌ها بگم

559
00:41:18,080 --> 00:41:20,520
‫اینجا یه دونه اسلحۀ 
‫هکلر و کُچ 9 میلی‌متری دارم،

560
00:41:20,600 --> 00:41:24,760
‫ولی... واقعاً نمی‌دونم چطوری باید باهاش
‫از خودم محافظت کنم

561
00:41:26,480 --> 00:41:27,440
‫اینطوری نگو

562
00:41:28,600 --> 00:41:33,480
‫ولی... قضیۀ اصلی چند
‫ماه بعدش اتفاق افتاد

563
00:41:35,280 --> 00:41:38,000
‫چون خواهرم عاشقش شد

564
00:41:43,160 --> 00:41:46,720
‫شروع کردن با همدیگه بیرون رفتن، مسافرت کردن

565
00:41:48,240 --> 00:41:49,640
‫بعدش مجبور شدم گزارشش رو بدم،

566
00:41:51,080 --> 00:41:52,440
‫که دیر بود و دیگه مدرکی هم نبود

567
00:41:57,320 --> 00:41:59,960
‫چون نمی‌خواستم خواهرم وارد همون
‫چاهی بشه که من شده بودم

568
00:42:01,000 --> 00:42:01,920
‫می‌فهمی؟

569
00:42:03,920 --> 00:42:07,960
‫ولی، خب، اینطوری فقط به عنوان یه زن
‫حسودِ آسیب دیده جلوه می‌کردم

570
00:42:08,040 --> 00:42:09,600
‫که داره الکی شکایت می‌کنه

571
00:42:11,760 --> 00:42:14,040
‫"دیدی؟ بازرس اون موقع که باید
‫گزارشش می‌کرد این کارو نکرد

572
00:42:14,560 --> 00:42:16,800
‫ولی حالا که طرف با خواهرش‌ـه
‫اومده گزارشش می‌کنه."

573
00:42:17,080 --> 00:42:21,160
‫ولی، "راکل" پلیس یا قاضی‌ها

574
00:42:21,240 --> 00:42:23,720
‫باید حرفتو باور کنن،
‫امکان نداره که باورت نکنن.

575
00:42:24,840 --> 00:42:27,420
‫"راکل"، الان من احساست رو درک کردم
‫و متوجه ناتوانی‌ـت هم شدم

576
00:42:27,500 --> 00:42:30,000
‫حتماً یه نفر دیگه هم پیدا میشه که
‫بتونه درکت کنه و کمکت کنه

577
00:42:30,060 --> 00:42:32,340
‫- یکی. کی می‌خواد به من کمک کنه؟
‫- من

578
00:42:34,240 --> 00:42:37,800
‫ببخشید، نمی‌دونم چطوری
‫می‌تونم کمکتون کنم، ولی...

579
00:42:41,960 --> 00:42:42,840
‫ممنون.

580
00:42:46,640 --> 00:42:47,520
‫"راکل"

581
00:42:49,840 --> 00:42:51,120
‫- "راکل"
‫- "آنجل"

582
00:42:51,440 --> 00:42:52,880
‫یه حرکتایی توی ساختمون شده

583
00:42:52,960 --> 00:42:55,640
‫چند ثانیه‌ای در رو باز کردن و
‫یه دعوایی هم شده بود

584
00:42:55,720 --> 00:42:57,940
‫- فکر می‌کنیم با یکی از گروگان‌ها بوده باشه
‫- بیا بریم

585
00:43:12,920 --> 00:43:15,680
‫گوش کنید، می‌خوام بدونید که این
‫قضیه به هیچ عنوان تهدید نیست

586
00:43:16,280 --> 00:43:19,200
‫فقط یه درخواست شخصی‌ـه
‫اینو ازتون به عنوان یه سارق درخواست نمی‌کنم

587
00:43:19,800 --> 00:43:22,340
‫ازتون می‌خوام که ماسک‌هاتون رو بزنید،
‫کلاه‌هاتون رو هم بپوشید

588
00:43:22,440 --> 00:43:25,300
‫و از در پشت بوم بدون اینکه کار احمقانه‌ای
‫کنید یا به کسی نشونه‌ای بدین

589
00:43:25,440 --> 00:43:27,280
‫واسه 10 دقیقه برین بیرون، باشه؟

590
00:43:27,560 --> 00:43:30,680
‫میرید بیرون، یه کمی هوا تازه می‌کنید
‫و برمی‌گردید داخل، خب؟

591
00:43:33,200 --> 00:43:36,320
‫چه کار می‌خوای بکنی، حواس پلیس رو پرت کنی؟

592
00:43:36,440 --> 00:43:37,840
‫پلیس همینطوری‌ـش حواسش پرته

593
00:43:37,920 --> 00:43:40,480
‫با اونا کاری نداشته باشین و
‫الکی اذیت نکنید

594
00:43:41,360 --> 00:43:44,800
‫ما طعمه‌ایم. دارن ازمون 
‫به عنوان طعمه استفاده می‌کنن.

595
00:43:44,880 --> 00:43:46,800
‫- یعنی چی؟
‫- دارن ما رو میندازن جلوی گرگ‌ها

596
00:43:46,880 --> 00:43:48,900
‫و حین این قضیه هم
‫خودشون از یه در دیگه فرار می‌کنن

597
00:43:48,980 --> 00:43:50,980
‫داریم به خاطر انسانیت میریم بیرون،

598
00:43:52,160 --> 00:43:56,280
‫چون یکی از دوستامون نیاز داره نفس بکشه،
‫دوباره تکرار نمی‌کنم برات.

599
00:43:59,000 --> 00:44:00,000
‫تکون نخور.

600
00:44:04,000 --> 00:44:06,040
‫توی چه جور دنیای مسخره‌ای 
‫داریم زندگی می‌کنیم؟

601
00:44:06,480 --> 00:44:08,840
‫هیشکی حاضر نیست واسه یه نفر دیگه
‫کاری بکنه، نه؟

602
00:44:09,240 --> 00:44:13,520
‫یکی از ماها حملۀ عصبی بهش دست داده
‫و اون موقع شما فکر می‌کنین قراره طعمه باشید

603
00:44:14,560 --> 00:44:15,960
‫هیچ اتفاقی قرار نیست بیفته

604
00:44:16,320 --> 00:44:19,200
‫هیچ اتفاقی نمی‌افته،
‫چون منم باهاتون میام بیرون.

605
00:44:19,840 --> 00:44:21,680
‫واسه چی حملۀ عصبی بهش دست داده؟

606
00:44:22,400 --> 00:44:24,480
‫به خاطر شلیک‌ها. به خاطر 
‫شلیک‌ها بوده دیگه، نه؟

607
00:44:24,560 --> 00:44:27,920
‫به خاطر شلیک‌ها بوده. کی رو کُشتی؟
‫کی رو کُشتی؟

608
00:44:29,680 --> 00:44:31,120
‫دهنتو باز کن، "آرتوریتو".

609
00:44:33,920 --> 00:44:35,760
‫دهن وامونده‌ـت رو باز کن، "آرتوریتو".

610
00:44:36,280 --> 00:44:37,560
‫دهنتو وا کن.

611
00:44:39,080 --> 00:44:42,440
‫حالا اگه قصد داری همچنان عوضی‌بازی 
‫در بیاری، دست چپت رو ببر بالا

612
00:44:43,000 --> 00:44:46,120
‫اگه قصد داری دهنت رو بسته نگه داری،
‫دست راستت رو ببر بالا

613
00:44:51,400 --> 00:44:52,280
‫خوبه.

614
00:44:53,120 --> 00:44:55,040
‫"دِنوِر"، بس کن دیگه، همین حالا.

615
00:44:55,760 --> 00:44:56,640
‫بس کن.

616
00:45:00,960 --> 00:45:03,040
‫لطفاً، انقدر کج خلقی نکن دیگه.

617
00:45:04,760 --> 00:45:07,080
‫- طرف گروگان نبوده.
‫- از کجا اینو میگی؟

618
00:45:08,240 --> 00:45:10,080
‫چون، هیچ موقع نمیذارن یه گروگان

619
00:45:10,160 --> 00:45:12,160
‫تا این حد جلو بره، اونم بدون
‫اینکه بهش شلیکی بکنن.

620
00:45:12,220 --> 00:45:15,620
‫مگر اینکه شاگردای گاندی باشن!
‫یکی‌ـشون میخواسته خودشو تسلیم کنه.

621
00:45:19,600 --> 00:45:20,840
‫حالا، بابا.

622
00:45:22,000 --> 00:45:23,200
‫یه کمی نفس بکش.

623
00:45:26,280 --> 00:45:28,080
‫لازم نیس یه همچین کاری واسم انجام بدی.

624
00:45:30,200 --> 00:45:31,920
‫یادمه وقتی مامان رفته بود،

625
00:45:33,120 --> 00:45:34,980
‫توی نفس کشیدن‌ـت
‫واسه‌ـت مشکل پیش اومده بود،

626
00:45:35,560 --> 00:45:38,120
‫هر شب می‌رفتی توی بالکن
‫تا نفس بکشی.

627
00:45:38,360 --> 00:45:40,760
‫واسه همین اصلاً مهم نیس،
‫تو میری بیرون

628
00:45:40,840 --> 00:45:43,800
‫تا یه کم هوا تازه کنی و 
‫وقتی آروم شدی، برمی‌گردیم داخل.

629
00:45:43,880 --> 00:45:47,800
‫همه‌ـتون کلاه و ماسک‌ـتون رو
‫بپوشید. "آرتوریتو"، نزدیک من راه بیفت.

630
00:45:59,880 --> 00:46:02,680
‫از "کرکس 3" به مرکز فرماندهی،
‫یه حرکاتی روی سقف مشاهده شد.

631
00:46:03,760 --> 00:46:06,640
‫"سوارز"، تک‌تیراندازها باید آماده باشن.

632
00:46:06,720 --> 00:46:08,960
‫- گروه بزرگی‌ـن.
‫- همه توی موقعیت قرار بگیرید.

633
00:46:09,120 --> 00:46:11,480
‫توجه توجه، داریم می‌بینیم‌ـشون.
‫دارن حرکت می‌کنن.

634
00:46:14,760 --> 00:46:16,600
‫- بابا، آروم باش.
‫- باشه

635
00:46:16,760 --> 00:46:19,160
‫ببین چه روز خفن و خوبی‌ـه.

636
00:46:19,240 --> 00:46:21,320
‫- آره
‫- خیلی آفتابی‌ـه، ها؟

637
00:46:21,400 --> 00:46:23,040
‫نفس بکش و آروم باش.

638
00:46:23,200 --> 00:46:25,600
‫گروه بزرگی هستن.
‫همینطوری دارن روی سقف راه میرن.

639
00:46:25,680 --> 00:46:27,520
‫دارن به سمت لبۀ سقف
‫حرکت می‌کنن.

640
00:46:31,120 --> 00:46:32,960
‫- الو؟
‫- چی شده؟

641
00:46:33,040 --> 00:46:35,920
‫- چرا اینا روی سقفن؟
‫- "مسکو" رفت بیرون یه کمی هوا بخوره

642
00:46:36,000 --> 00:46:38,080
‫اطرافش هم گروگان‌ها با
‫اسلحه‌های قلابی‌ـشون وایسادن.

643
00:46:38,120 --> 00:46:41,800
‫همینطور که به خوبی می‌دونید، اگه دستِ من بود
‫اجازۀ یه چنین دیوونه‌بازی‌هایی رو نمی‌دادم

644
00:46:41,880 --> 00:46:44,920
‫ولی در حال حاضر دوستامون تونستن قانع‌ـم کنن

645
00:46:45,000 --> 00:46:48,640
‫- که باهاشون راه بیام
‫- دیگه نمی‌خوام از این خودسر بازی‌ها ببینم

646
00:46:49,320 --> 00:46:50,960
‫در جریان همه‌چی قرارم بده.

647
00:46:51,040 --> 00:46:53,720
‫همینطوری دارن راه میرن.
‫دارن به لبه نزدیک میشن.

648
00:46:53,800 --> 00:46:57,360
‫اگه آروم نگیرین، باید بی‌خیالِ پول‌ها و
‫شهر آکوپولکو و یه باغ پر از بچه

649
00:46:57,440 --> 00:47:00,000
‫و این چیزا بشید،
‫چون همه‌چی رو خراب می‌کنین.

650
00:47:01,400 --> 00:47:04,720
‫فقط یه کار باید انجام بدین:
‫اینکه حرفه‌ای باقی بمونین.

651
00:47:07,680 --> 00:47:09,560
‫یعنی از نظرت این کارمون حرفه‌ای نیس؟

652
00:47:12,000 --> 00:47:14,120
‫- با ارزش‌ـه.
‫- نخیر، ارزشی نداره.

653
00:47:14,720 --> 00:47:17,680
‫یه اسکناس لعنتی‌ـه که از اونایی
‫که توی بانک هستن بهتره.

654
00:47:18,120 --> 00:47:22,160
‫حتی نمی‌تونن ردّش رو بگیرن.
‫کار هنری‌ـه عملاً.

655
00:47:23,800 --> 00:47:26,640
‫- می‌دونی چرا؟
‫- روشنم کن، "نایروبی".

656
00:47:31,160 --> 00:47:33,800
‫چون با عشق و علاقه
‫ساخته شده.

657
00:47:35,920 --> 00:47:37,520
‫من حرفه‌ای‌ـم.

658
00:47:38,280 --> 00:47:39,680
‫ولی نمی‌دونم وقتی بابام وسط این

659
00:47:39,760 --> 00:47:42,440
‫آشفتگی، خوف و اضطراب به جونش بیفته،
‫باید چه کار کنم.

660
00:47:43,080 --> 00:47:45,080
‫یعنی دزد بودن نسبت به پسر بودن
‫برات ارجیحت داره؟

661
00:47:45,760 --> 00:47:46,720
‫ها، "برلین"؟

662
00:47:47,640 --> 00:47:49,680
‫دزد بودن نسبت به انسان بودن
‫برای ارجیحت داره؟

663
00:47:52,920 --> 00:47:55,240
‫واسه یه کله‌خری مثه تو شاید آره...

664
00:47:56,160 --> 00:47:58,240
‫ولی... واسه خودمو نمی‌دونم.

665
00:48:05,480 --> 00:48:07,640
‫- تو اون دخترو نکُشتی؟
‫- نه.

666
00:48:08,160 --> 00:48:09,600
‫- بهم راستشو بگو.
‫- میگم نکُشتمش!

667
00:48:12,480 --> 00:48:14,040
‫"برلین" با یه گوشی پیداش کرد

668
00:48:14,680 --> 00:48:16,880
‫بهم گفت برو بکشش،
‫منم مجبور بودم بهش شلیک کنم

669
00:48:16,960 --> 00:48:19,280
‫- راه دیگه‌ای نداشتم.
‫- داری در مورد "مونیکا" حرف می‌زنی.

670
00:48:19,800 --> 00:48:20,960
‫داری در مورد "مونیکا" حرف می‌زنی.

671
00:48:21,040 --> 00:48:23,040
‫- داری چه‌کار می‌کنی؟
‫- با "مونیکا" چه کار کردی؟

672
00:48:23,120 --> 00:48:24,160
‫برگرد سر جات.

673
00:48:24,240 --> 00:48:26,120
‫"پروفسور"، این تماس از روی
‫حسن نیت نیست

674
00:48:26,200 --> 00:48:28,880
‫اگه می‌خوای باهات صادق باشم و
‫اطلاعاتی رو ازت مخفی نکنم،

675
00:48:28,960 --> 00:48:30,480
‫تو هم باید همین کارو
‫واسم انجام بدی.

676
00:48:31,000 --> 00:48:33,320
‫به هر حال، هر کسی حق داره
‫یه کمی توی فضای آزاد استراحت کنه

677
00:48:34,000 --> 00:48:37,560
‫فکر نمی‌کنید احساس مسؤولیت کردم که به
‫گروگان‌ها اجازه دادم برن نفسی تازه کنن؟

678
00:48:38,640 --> 00:48:41,520
‫بهتون اطمینان میدم که قصد من
‫ترسوندن یا عذاب دادن‌ـشون نیست.

679
00:48:42,320 --> 00:48:44,800
‫فقط می‌خوام سالم و سلامت
‫برشون گردونم پیش شما

680
00:48:45,600 --> 00:48:47,820
‫البته به محض اینکه چیزایی که
‫ازتون خواستم رو بهم بدین.

681
00:48:50,680 --> 00:48:51,600
‫فقط همین.

682
00:48:51,960 --> 00:48:54,560
‫<i>تکرار می‌کنم، مسلح هستن،
‫حین عملیات پناه بگیرید</i>

683
00:48:54,720 --> 00:48:56,120
‫<i>در انتظار دستورم</i>

684
00:48:56,320 --> 00:48:58,400
‫- تو چه کار کردی؟
‫- برگرد سر جات.

685
00:48:58,480 --> 00:49:00,040
‫- بهم بگو "مونیکا" کجاست؟
‫- برگرد عقب.

686
00:49:00,640 --> 00:49:03,760
‫- <i>یه اتفاقی افتاده</i>
‫- <i>بهم بگید باید چه کار کنم</i>

687
00:49:03,960 --> 00:49:07,120
‫پس تو "مونیکا" رو کُشتی.
‫یا خدا. اون بی‌گناه بود.

688
00:49:07,280 --> 00:49:10,040
‫- "کرکس 1" هستم. هدف در تیررس‌ـه.
‫- اجازۀ تیراندازی دارم؟

689
00:49:10,200 --> 00:49:11,560
‫- روی زانوهاتون.
‫- چی؟

690
00:49:11,720 --> 00:49:14,000
‫- اون حامله بود
‫- اون‌طرف تک‌تیراندازه

691
00:49:14,080 --> 00:49:17,000
‫بذار فکر کنن گروگان‌ـیم.
‫دستاتون رو بذارید روی سرتون.

692
00:49:17,080 --> 00:49:19,480
‫بازی برام در نیار، بلند شو.
‫دارم باهات حرف می‌زنما.

693
00:49:19,640 --> 00:49:22,000
‫- یه اتفاقی افتاده.
‫- همه‌ـشون زانو زدن.

694
00:49:22,160 --> 00:49:25,400
‫- مجبورشون کردن زانو بزنن که بُکُشن‌ـشون.
‫- <i>منتظر دستورم</i>

695
00:49:25,560 --> 00:49:26,640
‫اون‌طرف تک‌تیراندازه.

696
00:49:26,720 --> 00:49:29,240
‫زانو بزنید، اون‌طرف تک‌تیراندازا هستن.

697
00:49:29,320 --> 00:49:30,800
‫همه‌ـتون بخوابین رو زمین.

698
00:49:31,160 --> 00:49:32,520
‫برگرد سر جات.

699
00:49:33,120 --> 00:49:35,240
‫- حرکت‌ها روی سقف خیلی زیاده.
‫- "کرکس 3" هستم.

700
00:49:35,400 --> 00:49:37,600
‫یکی از اونایی که ماسک زده، تفنگش رو
‫به سمت بقیه گرفته

701
00:49:37,680 --> 00:49:40,880
‫- می‌تونم به طور واضح این قضیه رو ببینم.
‫- قربان، منتظر دستورتون هستم.

702
00:49:41,240 --> 00:49:43,920
‫- ازتون اجازه می‌خوام.
‫- <i>همچنان روی زانوهاشون هستن، قربان</i>

703
00:49:44,080 --> 00:49:45,880
‫- منتظر دستورم.
‫- بهم اجازه بدین.

704
00:49:46,000 --> 00:49:48,640
‫- دارن فرار می‌کنن.
‫- گروگان‌گیره در تیر‌رس‌ـمه.

705
00:49:48,800 --> 00:49:51,960
‫- چه گهی داری می‌خوری؟
‫- اونطرف تک‌تیراندازا وایسادن، عجبا!

706
00:49:52,120 --> 00:49:53,800
‫- زانو بزنین.
‫- <i>دارن هدف‌گیری می‌کنن</i>

707
00:49:53,960 --> 00:49:56,040
‫- بهم اجازه بدین.
‫- می‌خوان بُکُشن‌ـشون.

708
00:49:56,200 --> 00:49:58,080
‫- می‌خوان شلیک کنن.
‫- بهم اجازه بدین شلیک کنم.

709
00:49:58,240 --> 00:49:59,920
‫تفنگ رو بذار زمین!

710
00:50:00,360 --> 00:50:01,600
‫می‌خوان بُکُشن‌ـشون.

711
00:50:02,040 --> 00:50:03,040
‫بهشون اجازه بدین.

712
00:50:03,360 --> 00:50:05,240
‫"کرکس 3"، می‌تونی
‫شلیک کنی.

713
00:50:19,680 --> 00:50:22,460
‫- مظنون مورد هدف گلوله قرار گرفت، قربان.
‫- مظنون مورد هدف قرار گرفت

714
00:50:22,500 --> 00:50:23,680
‫هدف از بین رفت.

715
00:50:23,700 --> 00:50:24,700
‫هدف در دیدرس‌ـه.

716
00:50:24,780 --> 00:50:27,060
‫اینکه مدیر کارخونه‌ـست، "آرتورو رومن"ـه.

717
00:50:27,240 --> 00:50:29,800
‫- شلیک نکنید.
‫- "کرکس 3"، دیگه شلیک نکنید.

718
00:50:29,880 --> 00:50:31,800
‫تمامی واحدها، جلوی تیراندازی رو بگیرید.

719
00:50:35,240 --> 00:50:36,640
‫یه گروگان رو کُشتیم.

720
00:50:36,664 --> 00:50:46,664
‫<font color="#808040">تـرجـمـه و زیـرنـویـس</font>
‫<font color="#ff8000">Samya</font>

