1 00:00:00,960 --> 00:00:08,959 ارائه‌ای از تیم ترجمه‌ی دیباموویز 2 00:00:20,186 --> 00:00:21,646 ‫هی هی، آقا کوچولو 3 00:00:22,313 --> 00:00:23,356 ‫چیکار میکنی؟ 4 00:00:23,648 --> 00:00:24,648 ‫هیچی 5 00:00:25,150 --> 00:00:26,150 ‫میخوای برسونمت؟ 6 00:00:26,359 --> 00:00:27,359 ‫ممنون 7 00:00:28,486 --> 00:00:29,529 ‫کجا میری؟ 8 00:00:29,612 --> 00:00:30,780 ‫میرم مغازه 9 00:00:31,072 --> 00:00:32,157 ‫می‌رسونمت 10 00:00:32,240 --> 00:00:33,491 ‫همین‌جاست 11 00:00:34,200 --> 00:00:35,910 ‫می‌ترسی، ها؟ 12 00:00:36,578 --> 00:00:37,620 ‫نمی‌ترسم 13 00:00:37,704 --> 00:00:39,456 ‫چرا، ترسیدی 14 00:00:39,998 --> 00:00:41,332 ‫و یه کاری برات داشتم 15 00:00:41,666 --> 00:00:42,792 ‫چجور کاری؟ 16 00:00:42,876 --> 00:00:44,813 ‫- کاری که بهت پول میده ‫- چقدر؟ 17 00:00:44,836 --> 00:00:46,629 ‫- دو دلار ‫- چیکار باید بکنم؟ 18 00:00:46,713 --> 00:00:48,298 ‫نه، ترسیدی 19 00:00:48,381 --> 00:00:49,424 ‫من نمی‌ترسم! 20 00:00:49,758 --> 00:00:50,675 ‫بپر بالا پس 21 00:01:00,602 --> 00:01:01,811 ‫دو دلارم کجاست؟ 22 00:01:02,228 --> 00:01:03,313 ‫اول کار 23 00:01:06,337 --> 00:01:14,337 دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم www.DibaMoviez.Com 24 00:02:40,010 --> 00:02:48,010 ترجمه از ناصر اسماعیلی و رضا کارگران 25 00:02:56,634 --> 00:02:57,634 ‫خیلی‌خب، اینم چهار تا 26 00:02:57,886 --> 00:03:01,222 ‫- میخواین تمام روز این کارو بکنم؟ ‫- نه، کافیه 27 00:03:01,306 --> 00:03:04,184 ‫- حالا، میخوای باهاشون چیکار کنم؟ ‫- نشان پلیست رو بهشون نشون بده، 28 00:03:04,267 --> 00:03:06,436 ‫بهشون بگو دوباره هیچوقت ‫سوار ماشین یه غریبه نشن، 29 00:03:06,519 --> 00:03:07,729 ‫بعد ببر یه بستنی بهشون بده 30 00:03:07,812 --> 00:03:08,813 ‫من دو دلارم رو میخوام! 31 00:03:08,897 --> 00:03:10,958 ‫- آره، ما دلارهامون رو میخوایم! ‫- دو دلار من کجاست؟ 32 00:03:10,982 --> 00:03:12,442 ‫و به هر کدوم دو دلار بده 33 00:03:14,152 --> 00:03:18,364 ‫- پول حُرد نداشتی؟ ‫- شرمنده 34 00:03:18,988 --> 00:03:20,988 «سندتاون- مریلند» 35 00:03:27,207 --> 00:03:28,207 ‫هی بچه‌ها 36 00:03:28,374 --> 00:03:29,959 ‫- چطورین؟ ‫- گم شدی؟ 37 00:03:30,585 --> 00:03:32,420 ‫نه، یه کمک میخوام 38 00:03:32,503 --> 00:03:35,715 ‫یه پروژه‌ای دارم، و به هر کدومتون ‫ساعتی دو دلار میدم 39 00:03:35,798 --> 00:03:36,798 ‫پلیسی؟ 40 00:03:39,427 --> 00:03:42,805 ‫- اگه کار رو قبول میکنین، ماشینم... ‫- اگه هستی باید بگی بله 41 00:03:42,889 --> 00:03:45,449 ‫- میتونم به هر چهار تاتون پول بدم ‫- بکش بیرون از کونمون بابا! 42 00:03:45,975 --> 00:03:48,311 ‫- ببخشید؟ ‫- تو پلیس نیستی، کیرت رو نشون بده 43 00:03:48,394 --> 00:03:49,493 ‫یه پلیس کیرش رو نشون نمیده 44 00:03:49,520 --> 00:03:52,065 ‫- بجنب،‌ درش بیار ‫- هی آقا! 45 00:03:52,148 --> 00:03:54,150 ‫- چه گوهی میخوری اونجا!؟ ‫- شرمنده خانم 46 00:03:54,234 --> 00:03:56,212 ‫همه جوره حق دارن که بازی کنن ‫و سرشون تو لاک خودشون باشه 47 00:03:56,236 --> 00:03:58,422 ‫- شرمنده خانم، نمی‌خواستم... ‫- اگه حرفی برای گفتن داری، 48 00:03:58,446 --> 00:04:00,823 ‫باید به من بگی. چون نمی‌ذارم نوه‌هام، 49 00:04:00,907 --> 00:04:02,593 ‫- با غریبه‌ها حرف بزنن ‫- بله خانم. ممنونم 50 00:04:02,617 --> 00:04:03,937 ‫حالا سیکتیر کن... 51 00:04:40,738 --> 00:04:42,132 ‫اداره‌ی پلیس فیرفیلد 52 00:04:42,156 --> 00:04:45,118 ‫- کارآگاه مک‌گرا لطفاً ‫- یه لحظه لطفاً 53 00:04:48,496 --> 00:04:50,957 ‫- کیه؟ ‫- سلام. مامور ویژه بیل تنچ هستم، 54 00:04:51,040 --> 00:04:53,668 ‫- اف‌بی‌آی ‫- اوه. من کارآگاه نیدهام هستم 55 00:04:53,751 --> 00:04:54,951 ‫کمکی از دستم بر میاد؟ 56 00:04:55,670 --> 00:04:57,481 ‫میخواستم اگه میشه ‫با کارآگاه مک‌گرا صحبت کنم 57 00:04:57,505 --> 00:04:58,506 ‫آره 58 00:04:59,382 --> 00:05:00,842 ‫مک‌گرا دیگه پیش ما نیست 59 00:05:01,101 --> 00:05:03,761 ‫شماره‌ای ازش دارین؟ ‫تو یه پرونده‌ای باهاشون همکاری دارم 60 00:05:03,845 --> 00:05:07,265 ‫ایشون... ایشون دیگه... پیش ما نیستن 61 00:05:08,057 --> 00:05:09,057 ‫فوت شدن 62 00:05:09,934 --> 00:05:10,852 ‫خیلی متاسفم 63 00:05:10,935 --> 00:05:13,229 ‫آره، همسایه‌هاش میرن بهش سر بزنن 64 00:05:13,313 --> 00:05:15,153 ‫نشسته جلوی تلویزیون پیداش کردن 65 00:05:16,190 --> 00:05:17,900 ‫میدونین پرونده‌هاشون الان دست کی هست؟ 66 00:05:18,276 --> 00:05:19,276 ‫من 67 00:05:20,028 --> 00:05:22,530 ‫مک‌گرا پرونده‌ی ایدا جفری رو بست؟ 68 00:05:22,613 --> 00:05:23,512 ‫جفری؟ 69 00:05:23,531 --> 00:05:25,825 ‫زنی که سرایدار کلیسا بود. یه پسر کوچیک داشت 70 00:05:25,908 --> 00:05:27,535 ‫درسته. وحشتناک بود 71 00:05:28,328 --> 00:05:31,414 ‫نه. پرونده خوابید. ‫چیزی... نبود که ادامه‌ش بده 72 00:05:32,248 --> 00:05:33,541 ‫ببخشید، نمیتونم کمکتون کنم 73 00:05:33,624 --> 00:05:35,501 ‫می‌فهمم. ممنونم 74 00:05:36,127 --> 00:05:38,379 ‫- و بازم بابت مک‌گرا متاسفم ‫- ممنونم جناب 75 00:05:44,385 --> 00:05:46,971 ‫بیل. صبح بخیر 76 00:05:47,472 --> 00:05:48,681 ‫درست بموقع رسیدی 77 00:05:49,057 --> 00:05:52,268 ‫هولدن یه چیزی پیدا کرده، ‫و میخواد باهامون در میون بذاره 78 00:05:53,353 --> 00:05:54,353 ‫باشه 79 00:06:00,193 --> 00:06:03,529 ‫تو یه دوره‌ی هفت ماهه، ‫یازده بچه تو آتلانتا ناپدید شدن 80 00:06:03,613 --> 00:06:04,906 ‫هشت تاشون رو مُرده پیدا کردن 81 00:06:04,989 --> 00:06:06,532 ‫حتی یه پرونده هم حل نشد 82 00:06:06,616 --> 00:06:09,619 ‫حتی یه پرونده هم یه مظنون ‫یا شاهد بدردبخوری نداره 83 00:06:10,578 --> 00:06:13,081 ‫سنجاق‌های قرمز نشان‌دهنده‌ی ‫آخرین محل دیده شدن بچه‌هاست 84 00:06:13,164 --> 00:06:15,249 ‫سنجاق‌های سیاه هم ‫محل پیدا شدن جسدشون 85 00:06:15,666 --> 00:06:17,835 ‫- یه پرونده براش ساختم ‫- وایسا ببینم 86 00:06:17,960 --> 00:06:19,962 ‫ازت خواستن که تو این پرونده کمک کنی؟ 87 00:06:20,254 --> 00:06:21,153 ‫نه دقیقاً 88 00:06:21,172 --> 00:06:24,276 ‫- "نه دقیقاً" دقیقاً یعنی چی؟ ‫- نه از طرف کسی که مقام داره 89 00:06:24,300 --> 00:06:26,195 ‫پس نمیتونیم خودمون رو قاطی کنیم. اینو میدونی 90 00:06:26,219 --> 00:06:29,093 ‫- میتونیم کمکمون رو پیشنهاد بدیم ‫- تا ازمون نخواستن نمی‌تونیم کمک کنیم 91 00:06:29,097 --> 00:06:31,306 ‫- چی رو نخواستن؟ ‫- تد 92 00:06:32,266 --> 00:06:33,726 ‫داشتیم درباره‌ی آتلانتا حرف میزدیم 93 00:06:33,810 --> 00:06:35,520 ‫- هنس و پیرس؟ ‫- نه 94 00:06:37,146 --> 00:06:39,107 ‫هشت بچه‌ی کُشته شده، سه تا هم مفقود 95 00:06:39,190 --> 00:06:42,360 ‫داشتیم می‌گفتیم که جزء وظایف ما نیست 96 00:06:42,902 --> 00:06:44,946 ‫اخیراً تلکس‌هایی درباره‌ی این پرونده برامون اومده 97 00:06:45,029 --> 00:06:46,307 ‫درباره‌شون خبر داری؟ 98 00:06:46,331 --> 00:06:48,217 ‫چند هفته پیش گزارشی از ‫دفتر میدانی آتلانتا برامون اومد، 99 00:06:48,241 --> 00:06:50,801 ‫- درباره‌ی یه دختر جوون که ربوده شده ‫- قربانی نُهم 100 00:06:52,912 --> 00:06:55,456 ‫لاتونیا ویلسون. وقتی خواب بود از خونه‌ش ربوده شد 101 00:06:55,540 --> 00:06:58,592 ‫هیچ تماسی برای باج‌خواهی گرفته نشد. ‫تا الان، هیچ جرم فدرالی به وقوع نپیوسته 102 00:06:58,709 --> 00:06:59,978 ‫شهردار خواسته وارد پرونده بشیم، 103 00:07:00,002 --> 00:07:03,047 ‫ولی فکر نمیکنم دادگستری بخواد ‫پرونده رو خیلی بزرگ کنه 104 00:07:03,131 --> 00:07:04,549 وضعمون رو کامل روشن کرد 105 00:07:06,384 --> 00:07:08,177 ‫ولی میتونه یه فرصت باشه 106 00:07:08,261 --> 00:07:09,901 ‫این داره توجه کل کشور رو جلب میکنه 107 00:07:10,146 --> 00:07:12,366 ‫- تحقیقاتی کردی؟ ‫- یه پرونده‌ی ابتدایی درست کردم، 108 00:07:12,390 --> 00:07:14,489 ‫و می‌خواستم بدمش به واحد جنایی ‫تا نظرشون رو بدونم 109 00:07:14,516 --> 00:07:16,144 ‫دوست دارم بشنوم 110 00:07:20,565 --> 00:07:24,068 ‫بیشتر بچه‌ها در خلال ‫زندگی روزمره‌شون ناپدید شدن: 111 00:07:24,569 --> 00:07:28,239 ‫پیغام بُردن، سر راه خونه. تو روز روشن، ‫هیچکس چیزی ندیده 112 00:07:28,906 --> 00:07:31,367 ‫بچه‌ها همه سیاه‌پوست و ‫بین سنین 7 تا 14 سال هستن 113 00:07:31,451 --> 00:07:32,743 ‫جز دو تا همشون پسر هستن 114 00:07:33,202 --> 00:07:34,370 ‫هیچ صحنه‌ی قتلی نداریم، 115 00:07:34,454 --> 00:07:36,747 ‫فقط مکان‌هایی که اجساد ‫پس از مرگ توشون رها شدن 116 00:07:36,831 --> 00:07:40,168 ‫حالا، نمیگم که فکر میکنم ‫همه‌ی این موارد به هم ربط دارن 117 00:07:40,251 --> 00:07:43,110 ‫- پس چی میگی؟ ‫- که نشانگرهایی از یه قاتل بلااختیار هست 118 00:07:43,129 --> 00:07:46,090 ‫- مثل؟ ‫- جسد یه بچه شسته شده، 119 00:07:46,174 --> 00:07:48,894 ‫یکی دیگه رو وقتی پیدا کردن ‫شرت یکی دیگه تو دهنش بوده 120 00:07:48,968 --> 00:07:51,012 ‫چند تاشون در اثر خفگی با دست مُردن 121 00:07:51,596 --> 00:07:53,473 ‫یکم تحقیق کردم، و... 122 00:07:55,558 --> 00:07:57,018 ‫- یه غریزه‌ای پیدا کردم ‫- هولدن 123 00:07:57,101 --> 00:07:58,603 ‫لطفاً بذار حرفش رو تموم کنه 124 00:08:00,146 --> 00:08:02,148 ‫باید دنبال یه مرد سیاه‌پوست بگردن، 125 00:08:02,648 --> 00:08:04,025 ‫25 تا 30 ساله 126 00:08:06,569 --> 00:08:07,569 ‫ادامه بده 127 00:08:08,112 --> 00:08:09,112 ‫همیناست 128 00:08:12,116 --> 00:08:14,744 ‫هیچ سفیدپوستی تو اون محله‌ها ‫نمیتونه بدون جلب توجه بچرخه 129 00:08:14,827 --> 00:08:17,267 ‫باید چندین شاهد عینی داشته باشیم، ‫ولی هیچی نداریم 130 00:08:18,331 --> 00:08:19,624 ‫تو چی فکر میکنی بیل؟ 131 00:08:20,958 --> 00:08:24,587 ‫با کمال احترام نسبت به همکارم، ‫و غرایز نسبتاً بی‌اشتباهش، 132 00:08:25,213 --> 00:08:27,632 ‫نمیتونم تو این مرحله شروع به نتیجه‌گیری‌ای بکنم 133 00:08:27,715 --> 00:08:30,718 ‫باید کار میدانی خیلی بیشتری انجام بدم 134 00:08:31,511 --> 00:08:35,723 ‫با این فرض هولدن که اگه موارد با هم مرتبط باشن، ‫قاتل به احتمال قوی سیاه‌پوسته، موافقم 135 00:08:36,265 --> 00:08:37,934 ‫ولی اینکه با هم مرتبط باشن... 136 00:08:38,017 --> 00:08:40,686 ‫- کاملاً نامطمئنم ‫- دکتر کار؟ نظر شما چیه؟ 137 00:08:40,770 --> 00:08:43,564 ‫هیچ کدوم از حرف‌های هولدن ‫اساس علمی‌ای نداره 138 00:08:43,981 --> 00:08:46,025 ‫در شمای کلی، یه حس مشترکی بینمون هست، 139 00:08:46,108 --> 00:08:48,611 ‫ولی باید بتونیم از فرضیه‌مون دفاع کنیم 140 00:08:48,694 --> 00:08:49,694 ‫ممنونم 141 00:08:51,072 --> 00:08:54,200 ‫فعلاً در حوزه‌ی اختیار ما نیست. فعلاً 142 00:08:54,534 --> 00:08:55,785 ‫پیش ببرش 143 00:08:58,371 --> 00:08:59,830 ‫از غریزه‌ت استفاده کن 144 00:09:00,540 --> 00:09:03,042 ‫فقط باید از همین «کوانتیکو» انجامش بدی 145 00:09:41,205 --> 00:09:42,205 ‫سلام؟ 146 00:09:42,999 --> 00:09:43,999 ‫دارم میام 147 00:09:47,587 --> 00:09:48,587 ‫سلام 148 00:09:49,213 --> 00:09:50,298 ‫خیلی رسمی لباس پوشیدم 149 00:09:50,381 --> 00:09:52,091 ‫نه، اصلاً 150 00:09:52,842 --> 00:09:55,469 ‫بجنب. بریم 151 00:09:57,597 --> 00:09:59,682 ‫ک... کجا میریم؟ 152 00:10:01,309 --> 00:10:02,393 ‫عاشقش میشی 153 00:10:12,653 --> 00:10:14,363 ‫واقعاً داری یاد می‌گیری 154 00:10:14,447 --> 00:10:17,950 ‫حس میکنم اگه کفش مناسب ‫می‌پوشیدم، بهتر می‌تونستم 155 00:10:18,326 --> 00:10:21,078 ‫خب کرایه کن. به هر تیپی میان 156 00:10:21,162 --> 00:10:22,962 ‫هیچ میدونی اینا پای کی بوده؟ 157 00:10:23,164 --> 00:10:24,063 ‫هر طور تو بخوای 158 00:10:24,081 --> 00:10:26,167 ‫فقط فکر میکنم یه برتری ناعادلانه‌ای داری 159 00:10:27,293 --> 00:10:28,293 ‫باشه 160 00:10:29,545 --> 00:10:30,546 ‫گور بابای کفش‌ها 161 00:10:31,547 --> 00:10:32,590 ‫ببین و یاد بگیر 162 00:10:43,559 --> 00:10:45,019 ‫چطوری اینکارو میکنی؟ 163 00:10:45,936 --> 00:10:47,063 ‫یه زندگی خوب و تمیز 164 00:10:51,817 --> 00:10:53,903 ‫میشه یه سوالی ازت بپرسم؟ 165 00:10:54,195 --> 00:10:55,195 ‫البته 166 00:10:55,863 --> 00:10:57,573 ‫نباید یه پروفسوری چیزی باشی؟ 167 00:10:58,407 --> 00:11:00,868 ‫اف‌بی‌آی خیلی... 168 00:11:01,869 --> 00:11:03,120 ‫نمیدونم، به تو نمیاد 169 00:11:03,746 --> 00:11:06,082 ‫- الان سوالی نپرسیدی که ‫- چرا پرسیدم 170 00:11:07,875 --> 00:11:09,919 ‫نزدیک بود "پروفسوری چیزی" بشم 171 00:11:10,211 --> 00:11:12,129 ‫- ولی؟ ‫- به درد من نمیخورد 172 00:11:13,130 --> 00:11:15,591 ‫میدونی، من شیفته‌ی آدمای ‫پر سر و صدا هستم، و توی کوانتیکو، 173 00:11:15,675 --> 00:11:16,922 ‫میتونم کامل درباره‌شون مطالعه کنم 174 00:11:16,926 --> 00:11:18,886 ‫از آن بترس که سر به زیر دارد 175 00:11:20,262 --> 00:11:22,556 ‫- زیاد اینکارو میکنی؟ ‫- پوشیدن کفش‌های بقیه؟ 176 00:11:23,933 --> 00:11:24,933 ‫یا سر قرار رفتن؟ 177 00:11:25,226 --> 00:11:27,103 ‫فکر کنم زیاد رفتم 178 00:11:27,186 --> 00:11:28,896 ‫ولی هیچوقت با یه مامور اف‌بی‌آی نرفتم 179 00:11:28,979 --> 00:11:29,878 ‫یه مشاور 180 00:11:29,897 --> 00:11:32,692 ‫درسته. آره، بیشتر قرارهای من با یه تیپ آدماست 181 00:11:32,775 --> 00:11:35,653 ‫- مربی‌های والیبال، مدیرهای کمپ‌ها ‫- اوه، پس من فقط، 182 00:11:35,736 --> 00:11:38,096 ‫- چون دامن بهم میاد اینجایم ‫- چون یه دامن داری 183 00:11:44,620 --> 00:11:46,122 ‫تو چی؟ با کسی هستی؟ 184 00:11:50,167 --> 00:11:51,567 ‫برا مدت زیادی با یکی بودم 185 00:11:51,627 --> 00:11:54,755 ‫گمونم ژنرال «پتون» فکر میکنه ‫تو منتظر آقای «رایت» هستی؟ 186 00:11:54,839 --> 00:11:56,439 ‫"مردم چیزی که میخوان ببینن رو می‌بینن" 187 00:11:57,425 --> 00:12:01,387 ‫نه، فقط حس میکنم آسون‌تره که ‫این بخش از زندگیم رو جدا کنم 188 00:12:01,470 --> 00:12:02,638 ‫اینطوری نمیشه 189 00:12:07,143 --> 00:12:08,143 ‫بیا 190 00:12:08,686 --> 00:12:10,646 ‫اینو امتحان کن. این سبُک‌تره 191 00:12:16,068 --> 00:12:17,486 ‫ممنونم 192 00:12:20,448 --> 00:12:22,283 ‫باید وسط بایستی 193 00:12:24,827 --> 00:12:25,911 ‫خیلی‌خب، آماده شو 194 00:12:26,579 --> 00:12:27,830 ‫شونه‌ها صاف 195 00:12:28,706 --> 00:12:29,999 ‫و توپ رو بیار بالا 196 00:12:31,167 --> 00:12:32,501 ‫بالاتر، جلوی سینه‌هات 197 00:12:33,127 --> 00:12:35,629 ‫حالا، اگه میتونی توپ و... 198 00:12:36,464 --> 00:12:39,258 ‫مرکز میله‌ها رو تو یه خط صاف ببینی... 199 00:12:40,509 --> 00:12:41,509 ‫آره! 200 00:12:41,552 --> 00:12:43,763 ‫یه شانسی داری که یه چیزی رو بزنی 201 00:12:44,764 --> 00:12:46,766 ‫حالا، وزنت رو بنداز رو پای چپت 202 00:12:47,224 --> 00:12:49,727 ‫یه نفس عمیق بکش و پرتش کن 203 00:13:01,739 --> 00:13:02,673 ‫پیشرفت کردی! 204 00:13:04,283 --> 00:13:07,369 ‫زیاد خوب نبود، ولی برا بار اول بد هم نبود 205 00:13:07,453 --> 00:13:09,431 ‫آره، انقدر مطمئنی که خودم نذاشتم ببری؟ 206 00:13:09,455 --> 00:13:11,290 ‫اوه، کاملاً مطمئنم 207 00:13:18,138 --> 00:13:21,842 ‫خب، این آدمی که خیلی وقت باهاش بودی، 208 00:13:23,177 --> 00:13:24,133 ‫داستانی براش هست؟ 209 00:13:24,136 --> 00:13:25,554 ‫اوه، این یه کلیشه‌ست 210 00:13:25,638 --> 00:13:29,016 ‫خب، من یه دانشجوی جوون و باهوش بودم، ‫اونم یه استاد باهوش بود 211 00:13:29,266 --> 00:13:32,204 ‫میدونی، اونقدر باهوش که ‫بدون تاییدش نفس هم نمی‌کشیدم، 212 00:13:32,228 --> 00:13:33,896 ‫که البته، هیچوقت نصیبم نشد 213 00:13:34,605 --> 00:13:37,024 ‫پس نوبت توئه 214 00:13:37,441 --> 00:13:39,652 ‫آخه با کار کردن تو بار میخوای به چی برسی؟ 215 00:13:40,069 --> 00:13:42,488 ‫اشتباه نکن. راه عالی‌ایه برا مُخ زدن 216 00:13:42,571 --> 00:13:45,324 ‫من که یادمه تنها چیز دیدنی اونجا فقط تو بودی 217 00:13:45,908 --> 00:13:47,785 ‫ولی واقعاً، چیز دیگه‌ای هم هست؟ 218 00:13:48,452 --> 00:13:50,663 ‫مثل چیزی که دوست داری انجام بدی که... 219 00:13:50,746 --> 00:13:52,748 ‫- بهتر باشه؟ ‫- نه، منظورم این نبود که... 220 00:13:52,832 --> 00:13:53,749 ‫نه مشکلی نیست 221 00:13:53,833 --> 00:13:56,627 ‫فکر نمیکنم زندگی همه ‫باید درباره‌ی کارشون باشه 222 00:13:56,710 --> 00:13:59,213 ‫میدونی، اونجا میتونم خودم باشم، و پسرا... 223 00:13:59,839 --> 00:14:02,675 ‫بعضی وقتا من تنها کسی تو زندگی‌شون هستم ‫که قضاوتشون نمیکنه 224 00:14:03,300 --> 00:14:04,793 ‫مجبور نیستم کسی که هستم رو پنهان کنم 225 00:14:05,678 --> 00:14:08,973 ‫- ولی این مهمترین چیزه؟ ‫- قبلاً اینطور فکر نمیکردم 226 00:14:09,056 --> 00:14:12,810 ‫ولی به خودم قول دادم که ‫تا میتونم با صداقت تمام زندگی کنم 227 00:14:13,310 --> 00:14:14,395 ‫چی شد؟ 228 00:14:15,237 --> 00:14:21,277 ‫بعضی وقتا بهت آرامش میده که بدونی ‫بدترین کاری که تو عمرت ممکن بود بکنی رو کردی 229 00:14:21,694 --> 00:14:24,154 ‫شوهرم رو ترک کردم و همه چی رو نابود کردم 230 00:14:24,655 --> 00:14:27,074 ‫چیزایی که پدر مادرم و شوهرم ‫میخواستن رو انجام دادم 231 00:14:27,157 --> 00:14:28,158 ‫یه بچه داشتیم 232 00:14:28,784 --> 00:14:29,784 ‫تام بابای فوق‌العاده‌ای هست 233 00:14:29,827 --> 00:14:32,538 و تا ابد از دستم عصبانی نمی‌مونه 234 00:14:33,622 --> 00:14:37,076 ‫نمیدونم که آماده هستم یه مامان بشم یا نه، ‫ولی کاملاً مطمئنم برا همسر شدن آماده نیستم 235 00:14:40,921 --> 00:14:42,965 ‫- برا قرار اول زیادی گفتم؟ ‫- نه 236 00:14:43,173 --> 00:14:45,009 ‫نه، فقط... غیرمنتظره بود 237 00:14:45,092 --> 00:14:47,696 ‫اگه میخوای صداقت گیرت بیاد، ‫به جای درستی اومدی 238 00:14:47,720 --> 00:14:48,720 ‫میخوام 239 00:14:49,096 --> 00:14:50,347 ‫فقط غافلگیر شدم 240 00:14:52,224 --> 00:14:53,592 ‫غافلگیرم کردی 241 00:14:55,311 --> 00:14:57,396 ‫خیلی‌خب 242 00:15:07,406 --> 00:15:10,159 ‫بیشتر تیم‌ها یه نفر اصلی دارن 243 00:15:10,242 --> 00:15:13,078 ‫در این مورد، اون نفر ‫«دین کوریل» بود، سی ساله 244 00:15:13,162 --> 00:15:14,914 ‫در هیوستون بعنوان «مرد شکلاتی» می‌شناسنش 245 00:15:14,997 --> 00:15:16,165 ‫درباره‌ش خوندم 246 00:15:16,415 --> 00:15:19,394 ‫شکلات رایگان به پسرای نوجوون میداد، ‫بعد هم تجاوز، شکنجه و می‌کشتشون 247 00:15:19,418 --> 00:15:20,961 ‫یادمه پرونده‌ی بزرگی بود 248 00:15:21,045 --> 00:15:23,464 ‫- چقدر بود؟ 25 پس؟ ‫- 28 تا. ولی کی میشمره؟ 249 00:15:23,547 --> 00:15:25,232 ‫کی بخاطر «توتسی رولز» سوار یه ماشین میشه؟ 250 00:15:25,507 --> 00:15:28,218 ‫خب، در این مورد، "شکلات"، ‫یه حسن‌تعبیر برا مواده 251 00:15:30,220 --> 00:15:32,380 ‫- نگران نباش، تو هواپیما می‌خونیمش ‫- اون مُرده 252 00:15:33,974 --> 00:15:35,809 ‫- کی؟ ‫- مرد شکلاتی 253 00:15:36,727 --> 00:15:37,853 ‫اوه. پس... 254 00:15:37,937 --> 00:15:39,057 ‫اون سوژه‌ی ما نیست 255 00:15:39,521 --> 00:15:42,358 ‫مردی که اونو کشته هست: ‫المر وین هنلی جونیور 256 00:15:43,901 --> 00:15:47,237 ‫هنلی وقتی اولین بار کوریل، ‫مرد شکلاتی رو دید 14 سالش بود 257 00:15:47,905 --> 00:15:50,658 ‫ولی پلیس اعتقاد داره ‫اون تو بیست تا از قتل‌ها مشارکت داشته 258 00:15:50,741 --> 00:15:53,243 ‫حالا میگه تنها نقشش فقط ‫تطمیع بچه‌ها و آوردنشون بوده 259 00:15:53,327 --> 00:15:55,496 ‫تو این اعتراف، اقرار کرده که شش نفر رو کشته 260 00:15:55,579 --> 00:15:57,265 ‫این حتماً برا قبل این بوده که وکیل بگیره 261 00:15:57,289 --> 00:16:00,584 ‫پس داریم روی هنلی تحقیق میکنیم، ‫که مرد شکلاتی نیست؟ 262 00:16:00,668 --> 00:16:03,837 ‫بیل، اگه میخوایم اینکارو بکنیم، ‫باید زمان زیادی برای آماده‌سازیش بذاریم 263 00:16:03,921 --> 00:16:05,756 ‫اینجا موارد خیلی زیادی هست 264 00:16:10,886 --> 00:16:13,138 ‫ارتباط کاری‌شون با هم هست که میخوام روش تمرکز کنم 265 00:16:13,639 --> 00:16:16,558 ‫هنلی و یه مرد جوون دیگه، دیوید بروکز 266 00:16:16,642 --> 00:16:18,811 ‫18 ساله، دستیارهای کوریل بودن 267 00:16:18,894 --> 00:16:20,854 ‫نقش‌های اون‌ها کاملاً تعریف شده 268 00:16:21,146 --> 00:16:25,484 ‫بروکز و هنلی با وعده‌ی مواد و الکل ‫قربانی‌ها رو تو دام خودشون میاوردن 269 00:16:25,567 --> 00:16:28,278 ‫و بعد کوریل صبر میکرد ‫تا حسابی سرخوش بشن، 270 00:16:28,362 --> 00:16:30,864 ‫و بعد اونا رو به تخته شنای خودش می‌بست 271 00:16:31,323 --> 00:16:32,825 ‫اغلب دو نفر همزمان 272 00:16:32,908 --> 00:16:36,704 ‫روزها بهشون تجاوز میکرد، شکنجه‌شون میداد، ‫و بعد می‌کشتشون 273 00:16:37,037 --> 00:16:40,374 ‫هنلی به مشاهده‌ی همه چیز اعتراف میکنه، ‫ولی مشارکت کردن رو انکار میکنه 274 00:16:40,457 --> 00:16:41,917 ‫مشاهده کردن هم مشارکت هست 275 00:16:42,001 --> 00:16:43,460 ‫کی قربانی‌ها رو انتخاب کرده؟ 276 00:16:43,544 --> 00:16:47,047 ‫ما فکر میکنیم هنلی، چون اغلب، ‫بچه‌هایی بودن که از مدرسه می‌شناخته 277 00:16:47,131 --> 00:16:48,132 ‫با همچین دوست‌هایی... 278 00:16:48,215 --> 00:16:51,314 ‫کوریل برا هر کسی که میاورد دویست دلار میداد ‫بهش میگفت برای یه حلقه‌ی سکس هست 279 00:16:51,343 --> 00:16:53,780 ‫- باعث تبرئه‌ش نمیشه ‫- خب، شاید برای اولی باشه 280 00:16:53,804 --> 00:16:56,282 ‫بعدش، دقیقاً می‌دونست چی سر اون بچه‌ها میاد 281 00:16:56,306 --> 00:16:59,034 ‫اینو گوش بدین. هنلی در اصل بعنوان قربانی ‫برای کوریل آورده شده بود 282 00:16:59,935 --> 00:17:02,938 ‫تونست تا با صحبت خودش رو از مرگ نجات بده، ‫ولی بجای اینکه کوریل رو لو بده، 283 00:17:03,022 --> 00:17:04,064 ‫بهش می‌پیونده 284 00:17:04,148 --> 00:17:06,108 ‫کوریل حتماً بدجور خاطرخواه این پسر شده 285 00:17:06,150 --> 00:17:08,485 ‫بس کن، مگه اینکه یکی رو سرت ‫تفنگ گرفته باشه... 286 00:17:08,569 --> 00:17:11,905 ‫خب، چطوری میشه یه نوجوون که قرار بود ‫قربانی باشه، میشه همدست و شریک جرمش؟ 287 00:17:11,989 --> 00:17:12,989 ‫و سرآخر... 288 00:17:14,158 --> 00:17:15,951 شُد... انتقام‌جو 289 00:17:16,285 --> 00:17:18,996 ‫وقتی کوریل یه پسر و دختر رو آورد ‫همه چی تموم شد 290 00:17:19,079 --> 00:17:22,249 ‫کوریل بخاطر دختره عصبانی میشه، ‫برا همین همشون رو می‌ذاره روی تخته شنا 291 00:17:22,332 --> 00:17:25,711 ‫هنلی با کوریل صحبت میکنه که آزادش کنه، ‫ولی این دفعه بهش شلیک میکنه 292 00:17:25,794 --> 00:17:29,253 ‫احساسات همجنس‌گرایانه. همین که ‫یه دختر رو میاره، همه چی بهم میخوره 293 00:17:29,256 --> 00:17:32,426 ‫خب، جنسیت تا جایی که به قربانی‌شناسی ‫ربط داشته باشه، مربوط هست 294 00:17:32,509 --> 00:17:34,509 ‫مثل ترجیح مشخص اون‌ها به مردها، 295 00:17:34,636 --> 00:17:37,890 ‫- ولی سبب خشونت نیست ‫- همجنس‌گرایی یه انحرافه 296 00:17:37,973 --> 00:17:40,472 ‫راستش، تو کتاب راهنمای اختلالات روانی ‫دیگه بعنوان "اختلال" حساب نمیشه، 297 00:17:40,476 --> 00:17:43,228 ‫و به "به هم خوردگی گرایش جنسی" ‫تغییر پیدا کرده 298 00:17:43,312 --> 00:17:44,211 ‫خیلی بهتر بنظر میاد 299 00:17:44,229 --> 00:17:46,815 ‫باید تاثیری که کوریل ‫روی هنلی داشت رو بفهمیم: 300 00:17:47,274 --> 00:17:48,901 ‫از روی ترس بود یا جنبه‌ی سکسی داشت؟ 301 00:17:48,984 --> 00:17:50,878 ‫هر کدوم چی از این رابطه نصیبشون میشد؟ 302 00:17:53,238 --> 00:17:54,615 ‫ببخشید، این برای شماست 303 00:17:58,494 --> 00:18:00,162 ‫گان میخواد ما رو توی دفترش ببینه 304 00:18:03,791 --> 00:18:05,042 ‫منظورش ما سه تا بود 305 00:18:13,258 --> 00:18:15,594 ‫گم شدن یه بچه‌ی دیگه هم ‫تو آتلانتا گزارش شده 306 00:18:15,677 --> 00:18:17,721 ‫این دفعه، یه تماس برا باج‌خواهی داریم 307 00:18:18,180 --> 00:18:20,265 ‫"ارل پیش منه. اون تو آلاباما هست 308 00:18:20,349 --> 00:18:22,267 ‫برگردوندنش براتون دویست دلار آب میخوره" 309 00:18:22,351 --> 00:18:24,711 ‫- از خطوط ایالتی عبور کرده ‫- اف‌بی‌آی میتونه وارد بشه. عالیه 310 00:18:24,770 --> 00:18:26,021 ‫یه راه وروده 311 00:18:26,105 --> 00:18:28,941 ‫دولت یه مامور با تخصص آدم‌ربایی تعیین کرده 312 00:18:29,650 --> 00:18:31,290 ‫و دنبال انگیزه‌ی نژادی می‌گردن 313 00:18:31,360 --> 00:18:32,941 ‫ظاهراً، تماس‌گیرنده بنظر سفیدپوست میومده 314 00:18:32,945 --> 00:18:34,571 ‫ولی قربانی با الگو جور در میاد؟ 315 00:18:34,655 --> 00:18:36,490 ‫- جوون، مرد، سیاه‌پوست؟ ‫- دقیقاً 316 00:18:36,573 --> 00:18:40,160 ‫ارل لی ترل، یازده ساله. جفتتون رو می‌فرستم 317 00:18:40,953 --> 00:18:42,673 ‫- کی میریم؟ ‫- امروز 318 00:18:42,830 --> 00:18:44,331 ‫میخوام اونجا بمونید 319 00:18:44,414 --> 00:18:46,834 ‫آتلانتا برا این پرونده یه تیم ویژه گذاشته 320 00:18:46,917 --> 00:18:49,128 ‫تحت پوشش این آدم‌ربایی وارد اونجا میشیم، 321 00:18:49,211 --> 00:18:52,997 ‫ولی بذارین مامور پرونده بهش رسیدگی کنه. ‫ازش برای رفتن سراغ هدف بزرگ‌تر استفاده میکنیم. 322 00:18:54,466 --> 00:18:56,093 ‫باقاعده برو جلو. ‫کار میدانیت رو بکن 323 00:18:57,261 --> 00:18:59,221 ‫و... غرایزت رو دنبال کن 324 00:19:04,518 --> 00:19:08,021 ‫و دکتر کار، انتظار دارم تا در دسترسمون باشین 325 00:19:08,355 --> 00:19:10,315 ‫این پرونده الان داره توجه دفتر رو جلب میکنه 326 00:19:10,399 --> 00:19:13,110 ‫میخوام که روش‌های ما ‫به لحاظ عملی غیرقابل‌جدل باشن 327 00:19:19,366 --> 00:19:21,010 ‫تماس‌گیرنده شاید سفیدپوست باشه، ‌ولی... 328 00:19:21,034 --> 00:19:23,412 ‫امکان نداره اونی باشه که بچه‌ها رو سوار کرده 329 00:19:23,495 --> 00:19:24,743 ‫ما هر احتمالی رو بررسی میکنیم 330 00:19:24,746 --> 00:19:26,415 ‫باقاعده، کار میدانی 331 00:19:26,498 --> 00:19:27,624 ‫شنیدی چی گفت، درسته؟ 332 00:19:28,125 --> 00:19:29,125 ‫آره 333 00:19:29,209 --> 00:19:31,089 ‫همه‌ی پرونده‌ها رو بررسی میکنیم 334 00:19:32,171 --> 00:19:33,922 ‫من اصلاً چرا تو اون جلسه بودم؟ 335 00:19:34,464 --> 00:19:38,051 ‫میخواست فقط با گفتن کلمه‌ی علمی ‫حال منو بهتر کنه؟ 336 00:19:39,052 --> 00:19:40,345 ‫اونجا چند تا پرونده داره؟ 337 00:19:41,180 --> 00:19:42,472 ‫با این یکی میشه 12 تا 338 00:19:42,890 --> 00:19:45,601 ‫معمولاً، چقدر میکشه تا 12 قتل رو حل کنین؟ 339 00:20:01,033 --> 00:20:02,876 ‫هولدن بهم گفت که ‫پرونده‌ی هنلی رو بذارم کنار 340 00:20:04,953 --> 00:20:06,413 ‫کِی باید دوباره برنامه‌ش رو بریزم؟ 341 00:20:06,496 --> 00:20:07,497 ‫کی میدونه؟ 342 00:20:07,581 --> 00:20:10,250 ‫هولدن تمام فکر و ذکرش ‫بچه‌های به قتل رسیده بوده 343 00:20:10,334 --> 00:20:12,633 ‫گان تا زمان حل شدن پرونده ‫فرستادشون به آتلانتا 344 00:20:12,968 --> 00:20:14,588 ‫صحیح 345 00:20:18,842 --> 00:20:20,268 ‫میتونم با هنلی مصاحبه کنم 346 00:20:20,636 --> 00:20:22,054 ‫برا همین منتقل شدم به اینجا 347 00:20:22,137 --> 00:20:23,472 ‫و ما تحقیق کردیم 348 00:20:24,556 --> 00:20:25,807 ‫باید با هم انجامش بدیم 349 00:20:42,985 --> 00:20:44,985 «آتلانتا - جورجیا» 350 00:20:45,410 --> 00:20:48,497 ‫- ساختمون خودشون رو دارن ‫- دیگه کی اینجا رو میخواد؟ 351 00:20:52,876 --> 00:20:54,354 ‫یارو در رو میزنه، 352 00:20:54,378 --> 00:20:56,505 ‫کلاه پلیس گذاشته بود، میگه یه پلیسه 353 00:20:56,588 --> 00:20:58,298 ‫یه حقه‌ی قدیمی، درسته؟ 354 00:20:58,382 --> 00:21:01,635 ‫همدستش، یه زن، خودش رو ‫به شکل یه مرد درآورده 355 00:21:01,718 --> 00:21:03,262 ‫درسته؟ 356 00:21:03,345 --> 00:21:06,682 ‫نیروی ویژه همچین کاری هم نداره 357 00:21:06,765 --> 00:21:08,975 ‫- هولدن ‫- جیم 358 00:21:10,894 --> 00:21:13,522 ‫از دیدنت خوشوقتم. ‫الان تمام‌وقت اینجایی؟ 359 00:21:13,605 --> 00:21:14,873 ‫یه ارتباط با اینجا لازم داشتن 360 00:21:15,190 --> 00:21:16,233 ‫من حاضر و آماده بودم 361 00:21:16,525 --> 00:21:17,693 ‫تنها داوطلب 362 00:21:18,694 --> 00:21:20,279 ‫- مامور تنچ ‫- بیل 363 00:21:20,362 --> 00:21:21,780 ‫از دیدن دوباره‌ت خوشحالم جیم 364 00:21:22,114 --> 00:21:24,992 ‫- اینجا چی در انتظارمونه؟ ‫- کلی نشستن، انتظار کشیدن 365 00:21:25,075 --> 00:21:27,027 ‫اینجا دقیقاً یه هفته پیش برپا شده 366 00:21:27,369 --> 00:21:29,663 ‫- از هیچ هزینه‌ای دریغ نکردن ‫- با خودم قهوه‌ساز آوردم 367 00:21:30,289 --> 00:21:31,999 ‫بیشتر شبیه یه واکنش سیاسی می‌مونه 368 00:21:32,082 --> 00:21:33,602 ‫ما میخوایم تو پشت‌صحنه بمونیم 369 00:21:34,084 --> 00:21:35,544 ‫این بچه آخری چی؟ 370 00:21:35,919 --> 00:21:38,338 ‫تماس باج‌خواهی قراره ‫ساعت شش عصر برقرار بشه 371 00:21:38,422 --> 00:21:41,925 ‫مامور پرونده بهمون گزارش داد. ‫یکم حواسش از موضوع پرت شده 372 00:21:42,009 --> 00:21:43,343 ‫درخواست رو بهمون دادن 373 00:21:43,552 --> 00:21:44,553 ‫پونصد هزار تا 374 00:21:44,636 --> 00:21:46,847 ‫- معرفی‌تون میکنم ‫- یعنی، خیلی بود 375 00:21:46,930 --> 00:21:48,490 ‫چند ثانیه با رسوندن محموله فاصله داشتیم، 376 00:21:48,515 --> 00:21:51,310 ‫که این دو تا پلیس محلی رسیدن ‫و همه چیز رو به فنا دادن 377 00:21:51,601 --> 00:21:54,021 ‫توهین نشه، اهل شهرستان «گونت» بودن 378 00:21:55,147 --> 00:21:56,565 ‫شرمنده مزاحمتون شدیم 379 00:21:56,648 --> 00:21:58,984 ‫میخوام با مامورین تنچ و فورد ‫از کوانتیکو آشنا بشین 380 00:21:59,067 --> 00:22:01,361 ‫ایشون کن رابینسون از دفتر ممفیس هستن 381 00:22:01,445 --> 00:22:02,445 ‫پسرای زیرزمین 382 00:22:03,030 --> 00:22:05,791 خب، وقتی دو تا گلف‌باز اف‌بی‌آی رو می‌فرستن یعنی اوضاع خطریه 383 00:22:06,408 --> 00:22:07,784 چوب گلفتون رو آوردین؟ 384 00:22:08,577 --> 00:22:10,054 سر و ته قضیه تا ساعت هشت بهم میاد 385 00:22:10,078 --> 00:22:13,165 ‫- شاید فردا اول صبح بریم گلف بازی کنیم ‫- به اینجا بردنش؟ 386 00:22:13,582 --> 00:22:15,751 ‫نه، جایی هست که فکر میکنیم ‫ازش تماس می‌گیرن 387 00:22:15,834 --> 00:22:17,461 ‫یه ساعت قبلش آماده میشیم 388 00:22:17,544 --> 00:22:20,589 ‫محض اینکه در حال پاییدن ما باشه ‫ماشین‌هامون رو از خونه دور میکنیم 389 00:22:20,672 --> 00:22:23,967 ‫سه واحد در نزدیکیش هستن ‫که آماده‌ی واکنش هستن 390 00:22:24,051 --> 00:22:27,054 ‫بقیه راه‌های اصلی اینجا و اینجا رو پوشش میدن 391 00:22:29,264 --> 00:22:32,476 ‫- از کجا ربوده شده؟ ‫- از یه دریاچه تو لیکوود دزدیدنش 392 00:22:33,143 --> 00:22:36,188 ‫اینجا. بازی می‌کرده. ‫آخرین جاییه که دیده شده 393 00:22:36,813 --> 00:22:38,049 ‫تو روز روشن 394 00:22:38,073 --> 00:22:40,901 ‫به احتمال قوی، بچه فقط گم شده. ‫حتی شاید فرار کرده 395 00:22:40,984 --> 00:22:42,986 ‫با این وجود، شک دارم که این آدم‌ربایی باشه 396 00:22:43,070 --> 00:22:47,199 ‫باج‌خواهی دویست دلاری؟ این نهایت ‫یه اخاذی فرصت‌طلبانه‌ست 397 00:22:47,282 --> 00:22:48,909 ‫باج‌خواهی دویست دلاری؟ 398 00:22:48,992 --> 00:22:51,787 ‫اگه پول کم آوردین بهمون بگین 399 00:22:52,245 --> 00:22:53,830 ‫بگذریم، خب آدم‌رباها... 400 00:22:53,914 --> 00:22:56,541 ‫بنظر میاد رو این پرونده ‫واقعاً کار میدانی زیادی کردن 401 00:22:57,042 --> 00:22:58,710 ‫پرونده‌های بقیه رو داری؟ 402 00:22:59,086 --> 00:23:02,047 ‫میتونم چیزایی که میدونم رو بهتون بگم. ‫یکم وقت داریم 403 00:23:02,964 --> 00:23:05,467 ‫فرستاده‌ی امنیتی امروز بعدازظهر میرسه 404 00:23:06,009 --> 00:23:08,678 ‫اون دست راست شهرداره. ‫میخواد با اف‌بی‌آی ملاقات کنه 405 00:23:08,762 --> 00:23:12,724 ‫خب، حداقل ما انگار داریم یه کاری میکنیم 406 00:23:20,273 --> 00:23:22,275 ‫همیشه روی پروتکل‌ها اتکا کن 407 00:23:22,359 --> 00:23:24,611 ‫میدونی، با سوالات راهت رو پیش ببر 408 00:23:25,153 --> 00:23:27,322 ‫میخوام رو بخش خانواده وقت بذارم 409 00:23:27,406 --> 00:23:28,406 ‫واکنشش رو ببینم 410 00:23:28,865 --> 00:23:30,450 ‫کوریل رو تو کلاس نهم دیده، 411 00:23:30,534 --> 00:23:32,953 ‫وقتی انگیزه‌ی اصلی یه بچه قاطی گروه شدنه 412 00:23:33,036 --> 00:23:35,414 ‫و بودن با کسی بزرگ‌تر اونو متمایز میکنه 413 00:23:35,789 --> 00:23:37,624 ‫میدونی، اون رو بین رفقاش بالا میبره 414 00:23:38,875 --> 00:23:42,921 ‫همش به این فکر میکنم که هنلی یه زمانی به خانواده‌ی یه قربانی کمک کرد تا آگهی‌های گم شدنش رو بزنن رو دیوار 415 00:23:43,004 --> 00:23:45,966 ‫یه سال بعد، برادر همون بچه رو میاره برای کوریل 416 00:23:47,134 --> 00:23:48,435 ‫چطور یه نفر اینکارو میکنه؟ 417 00:23:48,635 --> 00:23:51,235 ‫خب، شاید برا یه بار، ‫جواب همه‌ی سوال‌هامون رو بگیریم 418 00:23:53,348 --> 00:23:54,549 ‫ممنون که اینکارو میکنی 419 00:23:54,808 --> 00:23:57,018 ‫راستش، باورم نمیشه پیشنهادش رو دادم 420 00:23:57,811 --> 00:23:59,571 ‫ولی تاریخچه‌ی خانواده‌ش خیلی مهمه، 421 00:23:59,604 --> 00:24:01,731 ‫پس نباید بذاری اینو یادش بره 422 00:24:04,359 --> 00:24:05,861 ‫تا حالا زندان رفتی؟ 423 00:24:06,319 --> 00:24:07,779 ‫آره. تو دبیرستان 424 00:24:09,322 --> 00:24:12,159 ‫باید واکنشش نسبت به ‫رفتار خشونت‌آمیز پدرش رو ببینیم 425 00:24:12,242 --> 00:24:15,203 ‫منظورم اینه، ازش دفاع میکنه؟ ‫سعی میکرد پدرش رو آروم کنه؟ 426 00:24:15,620 --> 00:24:16,621 ‫چه شکلی بود؟ 427 00:24:17,664 --> 00:24:19,374 ‫چی؟ زندان یقه سفیدها؟ 428 00:24:20,125 --> 00:24:21,668 ‫یه کمپ تابستونی با سیم خاردار 429 00:24:22,878 --> 00:24:25,255 ‫- شده بود بدون نگهبان باشی؟ ‫- آره 430 00:24:27,048 --> 00:24:28,633 ‫ولی هیچوقت حس ناامنی نکردم 431 00:24:34,857 --> 00:24:36,857 «هانتسویل - تگزاس» 432 00:24:45,775 --> 00:24:46,836 لازم نیست بخونیش 433 00:24:46,860 --> 00:24:49,020 من هیچوقت بدون خوندن چیزی رو امضا نمی‌کنم 434 00:24:49,696 --> 00:24:51,674 ،می‌دونی، اگه شورش بشه ،ما گروگان گرفته بشیم 435 00:24:51,698 --> 00:24:53,492 سیاستِ اف‌بی‌آی اینه که مذاکره نکنه 436 00:24:53,575 --> 00:24:55,202 منطقی‌ـه 437 00:24:56,411 --> 00:24:59,331 ،هر موقع شورشی پیش میاد همیشه به زن‌ها تجاوز میشه 438 00:24:59,748 --> 00:25:01,416 همم، صرفاً به زن‌ها که نه 439 00:25:19,017 --> 00:25:22,479 من مأمور ویژه گرگوری جی اسمیت هستم و در کنارم دکتر وندی کار حضور دارن 440 00:25:22,562 --> 00:25:25,649 کسی که امروز پشتِ میزِ اِلمر وین هنلی جونیورـه 441 00:25:25,732 --> 00:25:27,817 ممنون که امروز باهامون ملاقات کردی 442 00:25:28,401 --> 00:25:30,070 ...مطمئنم حتماً - سرم شلوغه؟ - 443 00:25:32,280 --> 00:25:34,491 ...خب، آه، کار ما اینه که 444 00:25:35,283 --> 00:25:37,118 با افرادی که به جُرم‌های خشونت‌آمیز متهم شدن حرف می‌زنیم 445 00:25:37,202 --> 00:25:40,288 ،درمورد اینکه انجام دادنِ کاری که می‌کنن.. چه حسی داره 446 00:25:40,372 --> 00:25:42,332 و معمولاً، با خانواده شروع می‌کنیم 447 00:25:42,874 --> 00:25:43,852 ...والدینت سابقاً چطور 448 00:25:43,876 --> 00:25:45,961 مایل نیستم درباره هیچکدوم از اونا حرف بزنم 449 00:25:46,753 --> 00:25:49,256 ببخشید. فکر کردی این همه راه رو واسه چی اومدیم؟ 450 00:25:49,339 --> 00:25:51,841 .گردنِ خودتون‌ـه ،من نخواستم بیاین دیدنم 451 00:25:52,259 --> 00:25:54,278 ولی صاف و ساده میگم حاضرم درباره چی صحبت کنم و نکنم 452 00:25:54,302 --> 00:25:56,763 من فقط دنبال بینش درونی می‌گردم 453 00:26:00,267 --> 00:26:01,222 ...اینجا نوشته که 454 00:26:01,226 --> 00:26:03,853 خیلی چیزها خیلی چی‌ها میگن حالا، خودم می‌دونم چه اتفاقی افتاد 455 00:26:03,937 --> 00:26:05,647 و می‌دونم مردم میگن چی کار کردم 456 00:26:06,314 --> 00:26:08,900 تو چی می‌دونی؟ فقط یه جایی درباره‌ش خوندی 457 00:26:11,695 --> 00:26:14,322 ،اگه ناراحت نمیشی بیا با تحصیلات شروع کنیم 458 00:26:14,698 --> 00:26:17,242 ...بالاترین سطح تحصیلی که گرفتی - ناراحت میشم - 459 00:26:17,367 --> 00:26:19,953 ببخشید؟ - دلم نمی‌خواد درموردش حرف بزنم - 460 00:26:23,039 --> 00:26:25,500 قسمتِ مربوط به تحصیلات رو رَد می‌کنیم 461 00:26:25,792 --> 00:26:27,669 ارتش 462 00:26:27,752 --> 00:26:29,963 .سِنت نمی‌خوره از این قسمت هم می‌گذریم 463 00:26:30,630 --> 00:26:32,090 اینجا. مشاغل 464 00:26:32,591 --> 00:26:34,134 توصیفِ ثباتِ شغلی 465 00:26:34,217 --> 00:26:37,470 کدوم یکی از این موارد بیشتر مناسبه؛ ،معمولاً باثبات، بی‌ثبات 466 00:26:38,138 --> 00:26:39,431 به طرز طولانی مدت بدون شغل؟ 467 00:26:39,514 --> 00:26:40,514 نظر خودت چیه؟ 468 00:26:41,308 --> 00:26:42,392 ...این چطوره، آم 469 00:26:45,854 --> 00:26:47,534 ،هیچ وقت دچار اختلالِ خواب 470 00:26:47,564 --> 00:26:49,024 سردرد، سرگیجه، بیهوشی بودی؟ 471 00:26:49,107 --> 00:26:51,234 همه‌ی سوال‌هات اینقدر مسخره‌ان؟ 472 00:26:54,863 --> 00:26:57,115 اینجا اومدیم تا درباره قتلِ دین کورل 473 00:26:57,198 --> 00:26:58,533 ...و مشارکت شما حرف بزنیم 474 00:26:58,617 --> 00:27:00,410 من تو هیچی دست نداشتم 475 00:27:00,493 --> 00:27:02,242 فقط می‌تونیم بر طبق استشهادنامه‌ت پیش بریم 476 00:27:02,245 --> 00:27:05,165 .برام مهم نیست اونجا نوشته چی کار کردم من هیچوقت کسی رو نکشتم 477 00:27:05,248 --> 00:27:07,083 مگه اینکه بگی قضیه‌ی دین یه آدم کُشی بوده 478 00:27:07,167 --> 00:27:09,461 .من از خودم دفاع کردم پلیسِ هیوستون می‌تونه گواهی بده 479 00:27:09,544 --> 00:27:12,422 ..یه لحظه. من ببخشید، وین 480 00:27:12,505 --> 00:27:15,008 !هی! اونجوری صدام نکن 481 00:27:15,091 --> 00:27:17,820 اسمِ درستم جونیور یا آقای هنلی‌ـه 482 00:27:17,844 --> 00:27:20,639 اِلمر وین، یا اِلمر یا وین صدام نکن 483 00:27:21,181 --> 00:27:23,016 هیچوقت اونطوری صدام نکن 484 00:27:23,767 --> 00:27:27,145 !اِلمر وین - از اسمِ پدرت خوشت نمیاد؟ - 485 00:27:27,979 --> 00:27:30,315 زبون داره - !هی، وین - 486 00:27:30,899 --> 00:27:32,984 فکر کردم تو رو آوردن تا فقط حواس منو پرت کنی 487 00:27:33,902 --> 00:27:36,404 حالا چیه این؟ یه موقعیتِ پلیسِ بد و روان‌شناس خوب؟ 488 00:27:36,821 --> 00:27:38,741 نمی‌خوای درمورد پدرت حرف بزنی؟ 489 00:27:39,741 --> 00:27:41,451 فکر کردم اومدین درمورد من حرف بزنیم 490 00:27:42,285 --> 00:27:45,038 می‌دونیم وقتی بچه بودی کتکت می‌زده 491 00:27:45,747 --> 00:27:47,248 می‌دونیم که مادرت رو هم می‌زده 492 00:27:47,749 --> 00:27:50,085 به‌خاطر همین به سمتِ دین کورل گرایش داشتی؟ 493 00:27:51,378 --> 00:27:54,005 مادرت به پلیس گفت که دین واست مثل یه پدر می‌مونده 494 00:27:54,089 --> 00:27:56,549 نمی‌دونی چی داری بلغور می‌کنی 495 00:27:57,676 --> 00:27:59,260 همه‌تون مثل همدیگه‌این 496 00:27:59,552 --> 00:28:01,155 خیلی اشتیاق دارین بیاین اینجا و دوربین 497 00:28:01,179 --> 00:28:03,515 ،و میکروفن فرو کنید تو صورتم ولی هیچکس نمی‌خواد گوش کنه واقعاً چه اتفاقی افتاد 498 00:28:03,539 --> 00:28:04,492 من می‌خوام 499 00:28:04,516 --> 00:28:06,142 شاید بخوای. شاید نخوای 500 00:28:07,268 --> 00:28:08,269 از همه‌ش خسته شدم 501 00:28:09,145 --> 00:28:11,940 ،پدرت تصور می‌کنم تو رو خیلی ناچیز می‌دونسته 502 00:28:12,565 --> 00:28:14,442 نمی‌تونست اونطوری که هستی ببینتت 503 00:28:15,110 --> 00:28:18,238 واضحه که باهوش و قابل هستی 504 00:28:19,197 --> 00:28:20,448 دین اینا رو دید، مگه نه؟ 505 00:28:20,949 --> 00:28:22,117 باید حس قدرت رو منتقل کنه 506 00:28:22,200 --> 00:28:24,452 که دوستِ بزرگ‌تری مثل دین داشته باشی تا باورت داشته باشه 507 00:28:24,536 --> 00:28:26,579 اونقدر بهت اعتماد کنه که انجام کارو بهت بسپاره 508 00:28:27,122 --> 00:28:29,249 ...اون کاری هست که یه پدرِ واقعی باید انجام بده 509 00:28:31,459 --> 00:28:34,462 دین رو به عنوان یه الگوی پدری می‌دیدی؟ - الگوی پدری تو کیه؟ - 510 00:28:34,963 --> 00:28:35,963 باباییِ خودت بود؟ 511 00:28:37,799 --> 00:28:39,342 بابایی چی سرت می‌آورده؟ 512 00:28:39,843 --> 00:28:41,683 دخترهایی مثل تو می‌خوان با مردهایی مثل باباشون قرار بذارن 513 00:28:41,720 --> 00:28:43,920 چون می‌خوان درست مثل بابایی باهاشون رفتار کنه 514 00:28:45,265 --> 00:28:48,685 درست دارم میگم؟ دیدی، منم می‌تونم روان‌شناس باشم 515 00:28:48,768 --> 00:28:51,288 کلِ کاری که می‌کنید پرسیدنِ سوال‌های زیاد و یه عالمه فرض گرفتن‌ـه 516 00:28:51,312 --> 00:28:52,814 می‌دونی حدس و گمان‌ها چی بهم میگن؟ 517 00:28:52,897 --> 00:28:55,137 درمورد شما خیلی بیشتر از خودم بهم میگن 518 00:29:00,405 --> 00:29:03,700 من یه زمانی تو رابطه‌ای بودم که فکر می‌کنم خیلی شبیه به 519 00:29:03,783 --> 00:29:05,493 رابطه‌ایه که تو با دین داشتی 520 00:29:07,162 --> 00:29:08,288 ،اون (زن) رئیسم بود 521 00:29:09,873 --> 00:29:10,874 ،مُربیم 522 00:29:11,750 --> 00:29:12,750 معشوقه‌ام 523 00:29:15,628 --> 00:29:16,546 شِر و ور 524 00:29:16,629 --> 00:29:19,799 از موقعیتش استفاده می‌کرد تا منو کنترل کنه و تحت اطاعت در بیاره 525 00:29:20,175 --> 00:29:22,802 تا وقتی ازش جدا شدم هرگز متوجه این قضیه نبودم 526 00:29:22,886 --> 00:29:24,387 دروغ میگی - نمیگم - 527 00:29:26,389 --> 00:29:28,850 ،می‌دونم اون حسِ سردرگمی چطوریه 528 00:29:28,933 --> 00:29:32,595 وقتی بین یه نفر که برات محترمه و کُلی تصمیماتِ بد گیر می‌کنی 529 00:29:33,313 --> 00:29:36,232 علاقه‌ای ندارم که جزئیاتِ پرونده‌ت رو به دادگاه ببرم 530 00:29:36,316 --> 00:29:38,193 اگه انتخاب کنی آزادی که درباره‌شون حرف بزنی 531 00:29:39,152 --> 00:29:41,529 من اینجام تا درک کنم کی هستی 532 00:29:42,947 --> 00:29:44,507 اینجا نیومدم که تقصیر گردنِ کسی بندازم 533 00:29:45,116 --> 00:29:48,203 ،من فقط به بیان تو از داستان علاقه دارم 534 00:29:49,245 --> 00:29:50,288 آقای هنلی 535 00:30:00,089 --> 00:30:02,926 اولین بار که دیدمش 14 سالم بود 536 00:30:03,676 --> 00:30:04,677 فقط یه بچه 537 00:30:05,762 --> 00:30:06,846 چطور آدمی بود؟ 538 00:30:07,931 --> 00:30:08,931 ساکت 539 00:30:09,766 --> 00:30:10,766 آدمِ تک پَری بود 540 00:30:12,560 --> 00:30:14,270 ولی، درمورد دین کنجکاو بودم 541 00:30:14,354 --> 00:30:16,231 می‌خواستم بدونم داستانش چیه 542 00:30:17,357 --> 00:30:20,777 ،با همه خوب کنار می‌اومد ولی هیچوقت نمیشد بفهمی به چی فکر می‌کنه 543 00:30:21,736 --> 00:30:23,446 ،شغلِ باثباتی داشت، یه چیزی که من نداشتم 544 00:30:23,530 --> 00:30:26,741 و پیشنهاد داد که من و دیوید بروکز براش از چندتا خونه دزدی کنیم 545 00:30:26,908 --> 00:30:29,118 ،من پول لازم بودم، پس فکر کردم حتماً، چرا که نه 546 00:30:29,202 --> 00:30:32,163 ولی بعد دین قوانین رو تغییر داد، مگه نه؟ 547 00:30:32,247 --> 00:30:36,793 ازمون می‌خواست یه سری نوجوان رو واسه‌ی سکس زیر سن قانونی با چندتا کونی جور کنیم 548 00:30:37,669 --> 00:30:39,003 نظرت درمورد این قضیه چی بود؟ 549 00:30:39,087 --> 00:30:41,506 .زیاد بهش فکر نکردم بابت هرکدوم 200 تا میداد 550 00:30:42,507 --> 00:30:44,509 این قبل از وقتی بود که صحبت کُشتن رو وسط کشید 551 00:30:44,592 --> 00:30:47,905 چطور درمورد کُشتن شروع به صحبت کرد؟ - اول، فقط می‌گفت می‌تونم یا نه - 552 00:30:47,929 --> 00:30:50,574 می‌دونی، موقع دزدی از ،خونه‌ای چیزی، اگه گیر می‌افتادم 553 00:30:50,598 --> 00:30:52,475 حاضر می‌شدم کسی رو ناکار کنم؟ 554 00:30:53,393 --> 00:30:56,646 .البته، گفتم آره غرور دوره‌ی دبیرستان حکم می‌کرد 555 00:30:56,980 --> 00:30:59,274 باور داشتی که توانایی آدم کُشتن داری؟ 556 00:30:59,357 --> 00:31:01,484 .می‌خواستم بدونم چطوریه همه‌مون همچین فکری داشتیم 557 00:31:01,568 --> 00:31:04,612 چه مردم بهش اعتراف کنن چه نکنن 558 00:31:04,988 --> 00:31:07,782 قبل از اینکه با دین آشنا بشی درمورد کشتن کسی خیال‌پردازی کرده بودی؟ 559 00:31:13,997 --> 00:31:14,997 نه 560 00:31:20,879 --> 00:31:22,773 ،به پلیس گفتی اولین بار که دیدیش 561 00:31:22,797 --> 00:31:25,383 به عنوان یه قربانیِ بالقوه پیشش آورده شده بودی 562 00:31:25,466 --> 00:31:27,218 اینطور به نظر می‌اومد - چرا؟ - 563 00:31:27,886 --> 00:31:29,262 به‌خاطر کارایی که می‌خواست بکنه 564 00:31:30,096 --> 00:31:32,849 ،دست‌بندهاش رو نشونم داد پرسید قبلاً دستم بستم یا نه 565 00:31:35,393 --> 00:31:36,393 چیزهای دیگه هم بود 566 00:31:36,686 --> 00:31:38,354 بهش گفتم من اون کاره نبودم 567 00:31:39,606 --> 00:31:41,232 ،پس، با تجربه خودت 568 00:31:41,316 --> 00:31:44,777 می‌دونستی هرکسی که براش می‌آوردی بهش حمله می‌شده 569 00:31:44,861 --> 00:31:46,696 من فقط به پول فکر می‌کردم 570 00:31:47,030 --> 00:31:49,699 ،دین هیچوقت اشاره کرد چه پسرهایی می‌خواد 571 00:31:49,782 --> 00:31:51,784 یا بهت اعتماد داشت که خودت انتخابشون کنی؟ 572 00:31:51,868 --> 00:31:53,578 اُه، بهم اعتماد داشت. بذار فکر کنم 573 00:31:53,661 --> 00:31:56,080 .گفت خوب صحبت می‌کنم می‌تونم هرکسی رو ردیف کنم 574 00:31:56,164 --> 00:31:58,833 "بهم گفت دنبال بچه‌های "سفید، خوش‌قیافه و جوان‌ـه 575 00:31:58,917 --> 00:32:01,061 کجا پیداشون می‌کردی؟ - هرکی راحت‌ترین بود، می‌دونی؟ - 576 00:32:01,085 --> 00:32:03,137 .مسافرهای کنار جاده‌ای بچه‌هایی که دنبال پارتی بودن 577 00:32:03,296 --> 00:32:05,548 احمق‌هایی که اگه می‌گفتی علف داری حاضر بودن هرجایی بیان 578 00:32:05,632 --> 00:32:09,260 به نظرم راحت‌ترین‌ها اون بچه‌هایی ،می‌شدن که از قبل می‌شناختی 579 00:32:09,802 --> 00:32:10,803 بهت اعتماد داشتن 580 00:32:13,306 --> 00:32:14,849 گرفتم داری چی کار می‌کنی 581 00:32:16,059 --> 00:32:18,954 من هیچ کاری نکردم، پس نمی‌دونم چرا یه جوری نگاهم می‌کنی انگار کردم 582 00:32:18,978 --> 00:32:21,540 توی استشهادنامه‌ت، اعتراف کردی ...که توی قتل‌ها دست داشتی 583 00:32:21,564 --> 00:32:24,442 .همچین اتفاقی نیفتاد ...من هیچوقت کسی رو نکشتم. جز 584 00:32:24,525 --> 00:32:27,153 .به جز دین و اون دفاع از خود بود، گفتم که 585 00:32:27,236 --> 00:32:28,356 ولی نگاه می‌کردی که دین اون پسرها رو مورد 586 00:32:28,404 --> 00:32:30,486 شکنجه و تجاوز قرار میداد - من هیچوقت به کسی تجاوز نکردم - 587 00:32:30,490 --> 00:32:31,890 بُردن قربانی براش رو ادامه دادی 588 00:32:31,950 --> 00:32:32,950 ...آره 589 00:32:35,119 --> 00:32:38,414 هیچوقت بر اساس انتخاب خواست یا نیاز من انجام نمیشد 590 00:32:38,498 --> 00:32:40,041 ولی توی کار موندی 591 00:32:40,541 --> 00:32:43,211 اگه نمی‌خواستی تو هم شرکت داشته باشی چرا نگاه می‌کردی؟ 592 00:32:44,337 --> 00:32:46,756 دین می‌خواست بمونم - می‌خواستی راضیش کنی - 593 00:32:46,839 --> 00:32:47,983 دین باهام خوب بود 594 00:32:48,007 --> 00:32:50,677 ،نمیگم تماماً آدمِ خوبی بود ولی با من خوب بود 595 00:32:51,552 --> 00:32:53,346 کُشتنِ دین چطوری بود؟ 596 00:32:54,180 --> 00:32:56,933 نمی‌تونم تصور کنم برات چقدر سخت بوده 597 00:32:57,016 --> 00:33:00,144 تنها کسی که با احترام باهات برخورد می‌کرده رو بُکشی 598 00:33:03,439 --> 00:33:04,439 نه، ردیف بود 599 00:33:07,151 --> 00:33:08,319 ...ببین، دین بهم یاد داد 600 00:33:08,945 --> 00:33:11,739 اگه یه وقت تو موقعیتی ،بودی که باید به کسی شلیک کنی 601 00:33:12,115 --> 00:33:13,574 اونقدر بهشون شلیک کن که بیُفتن زمین 602 00:33:14,158 --> 00:33:15,886 ،چون زدی بین دو تا چشم‌هاش بس نکن 603 00:33:15,910 --> 00:33:17,912 اونقدر بهش شلیک کن تا بخوره زمین 604 00:33:20,039 --> 00:33:21,708 حالا، سه بار به دین شلیک کردم 605 00:33:21,958 --> 00:33:24,085 ،از کنارم رد شد سه بار هم به پشتش شلیک کردم 606 00:33:24,168 --> 00:33:25,920 اونقدر بهش شلیک کردم تا افتاد زمین 607 00:33:26,587 --> 00:33:28,673 اگه بود به روشی که انجامش دادم افتخار می‌کرد 608 00:33:32,176 --> 00:33:34,303 فکر کنم درست قبل از اینکه بمیره بهم افتخار می‌کرد 609 00:33:35,805 --> 00:33:37,056 ولی چرا کُشتیش؟ 610 00:33:37,432 --> 00:33:38,432 تا ازش فاصله بگیرم 611 00:33:40,226 --> 00:33:42,645 فقط تا وقتی انجامش دادم جرأت انجامش رو نداشتم 612 00:33:43,312 --> 00:33:44,856 چی باعث شد یه دفعه جرأتش رو پیدا کنی؟ 613 00:33:44,939 --> 00:33:45,939 ...چیزه 614 00:33:49,527 --> 00:33:51,571 فقط دیگه نمی‌خواستم 615 00:33:51,654 --> 00:33:54,032 بیدار شدن با دستبند هیچ تأثیری روت نداشت؟ 616 00:33:54,115 --> 00:33:56,868 .تأثیر کیری‌ای روم داشت باید از خودم دفاع می‌کردم 617 00:33:57,243 --> 00:33:59,996 هیچوقت فکر کردی شاید دین با همون چشمی که به بقیه‌ی پسرهایی 618 00:34:00,079 --> 00:34:03,332 که براش می‌آوردی نگاه می‌کرده تو رو هم می‌دیده؟ 619 00:34:03,875 --> 00:34:04,875 من کونی نیستم 620 00:34:05,960 --> 00:34:08,629 ،تو دبیرستان به دخترباز بودن منو می‌شناختن اهل پارتی 621 00:34:09,172 --> 00:34:11,108 ملت می‌دونستن گشتن با من معنیش نشست و برخواست با دخترهاست 622 00:34:11,132 --> 00:34:12,026 سوال من این نبود 623 00:34:12,050 --> 00:34:14,028 دیوید بود که واسه کونی بودن زور می‌زد. با اون حرف بزنید 624 00:34:14,052 --> 00:34:15,636 ...دین هیچوقت ازت درخواست کرد 625 00:34:15,720 --> 00:34:18,360 هیچوقت ازم خواست کیرش رو ساک بزنم؟ می‌خوای اینو بدونی؟ 626 00:34:18,806 --> 00:34:20,933 ،خب، حتی اگه هم خواسته بود من همجنس‌باز نیستم 627 00:34:21,017 --> 00:34:23,144 ،هیچوقت به من دست نزد و منم هیچوقت بهش دست نزدم 628 00:34:23,227 --> 00:34:25,787 من که نگفتم زدی - !می‌دونم به چی فکر می‌کنی - 629 00:34:27,482 --> 00:34:29,942 با این داستانِ کوچولوی غم‌انگیز همجنس‌گرایی خودت اومدی اینجا 630 00:34:30,026 --> 00:34:31,712 .چون خودت این کاره‌ای میگی منم هستم داری همین رو میگی؟ 631 00:34:31,736 --> 00:34:35,055 ،زنیکه‌ی لِز می‌خواد بگه من کی هستم اونم وقتی خودم گفتم که میگم 632 00:34:35,656 --> 00:34:36,949 خب، داشتم همین رو می‌گفتم 633 00:34:37,492 --> 00:34:38,826 من کونی نیستم 634 00:34:38,910 --> 00:34:41,537 به هرکی که قراره اون نوار رو گوش بده بگینش 635 00:34:49,087 --> 00:34:50,505 ،پس کونی نیستی 636 00:34:51,964 --> 00:34:53,132 ،متجاوز نیستی 637 00:34:54,717 --> 00:34:55,718 قاتل نیستی 638 00:34:55,802 --> 00:34:58,554 یه پسر که مسیرش به یه قاتل خورد 639 00:34:59,430 --> 00:35:00,723 تمام اتفاقی که افتاد همین بود 640 00:35:01,265 --> 00:35:05,603 دیوید بروکس به پلیس هیوستون گفت ،که به نظر از ایجاد درد لذت می‌بردی 641 00:35:05,686 --> 00:35:07,486 و واسه همین کُشتیش 642 00:35:11,859 --> 00:35:14,278 من یه شعاری دارم 643 00:35:15,363 --> 00:35:17,657 ،یا از کاری که میکنی لذت می‌بری" ".یا دیوونه میشی 644 00:35:18,574 --> 00:35:22,078 ،پس وقتی کاری می‌کردم ،هرچی که بود، سعی می‌کردم ازش لذت ببرم 645 00:35:22,703 --> 00:35:24,288 و بعداً تو فکرش نمی‌موندم 646 00:35:24,997 --> 00:35:26,332 الان احساس پشیمونی می‌کنم 647 00:35:29,385 --> 00:35:30,628 خوشحالم تموم شده 648 00:35:30,711 --> 00:35:32,839 خوشحالم که دین حالا دیگه بچه نمی‌کُشه 649 00:35:33,548 --> 00:35:35,883 ولی تا جایی که ربط به احساس من بهش داره؟ 650 00:35:38,845 --> 00:35:40,838 هیچ احساس بدی نیست که تو دلم حسش کنم 651 00:35:44,016 --> 00:35:45,560 ...ضربه‌ی غیرنافذ، جای چاقو 652 00:35:45,643 --> 00:35:47,329 ،می‌خوایم فرستاده رو در جریان بذاریم 653 00:35:47,353 --> 00:35:48,354 مگه چیزی تغییر کنه 654 00:35:48,437 --> 00:35:50,791 ،هرچی جنازه‌های بیشتری گیر میاریم سخت‌تر میشه الگویی توش دید 655 00:35:50,815 --> 00:35:53,127 می‌دونی که نمی‌تونیم به شیوه‌ی کار طرف تکیه کنیم - آره، اون رسید - 656 00:35:53,151 --> 00:35:54,586 و دو قربانی مونث - بهش میگم - 657 00:35:54,610 --> 00:35:56,421 یه متجاوز جنسی که کارش با هر دو جنس باشه ندیدیم 658 00:35:56,445 --> 00:35:58,948 بیل. دفتر میدانی گفت که زنت زنگ زده 659 00:36:12,753 --> 00:36:15,006 .یه چیزی که بیشتر براشون دائمی باشه ... 660 00:36:15,089 --> 00:36:16,567 این واحد عملیاتی‌ـه - فرستاده‌ی شهرداری؟ - 661 00:36:16,591 --> 00:36:17,591 شروع شد 662 00:36:20,678 --> 00:36:21,846 فرمانده ردینگ 663 00:36:22,305 --> 00:36:24,724 ،فرمانده براون ایشون مأمور ویژه جیم بارنی‌ـه 664 00:36:24,807 --> 00:36:26,893 ،مأمور بارنی یه مدتی میشه که می‌خواستم 665 00:36:26,976 --> 00:36:29,187 شما یا صادقانه بگم هرکسی از اف‌بی‌آی رو ببینم 666 00:36:29,270 --> 00:36:30,470 خوشحالم که می‌تونیم کمک کنیم 667 00:36:31,022 --> 00:36:33,441 ،حالا، ایشون مأمور ویژه رابینز‌ـه از دفترمون در ممفیس 668 00:36:33,524 --> 00:36:34,734 اون متخصص کودک رُبایی‌ـه 669 00:36:34,817 --> 00:36:37,177 همراهی‌تون می‌کنه - فرمانده - 670 00:36:37,236 --> 00:36:40,448 انتظار داریم 6 بعد از ظهر تماسی با خونه‌ی عمه‌ی بچه که خونه‌ی کناریه گرفته بشه 671 00:36:40,740 --> 00:36:44,410 .حالا، تو خانواده فقط اون تلفن داره رو خط ردیاب کار گذاشتیم 672 00:36:44,493 --> 00:36:46,454 ،مادره در طول مسیر کار راهنمایی می‌کنم 673 00:36:46,537 --> 00:36:48,873 تماس گیرنده رو به حرف می‌گیرم - و وقتی تماس گرفته بشه؟ - 674 00:36:48,956 --> 00:36:51,459 یه کانالِ اختصاصی با مأمورینِ حاضر به پاسخ‌دهی رو آماده کردیم 675 00:36:51,542 --> 00:36:53,437 و افراد من در سراسر ناحیه قرار گرفتن 676 00:36:53,461 --> 00:36:55,087 ممکنه با تلفن عمومی زنگ بزنه 677 00:36:55,171 --> 00:36:56,070 ممنون 678 00:36:56,088 --> 00:36:58,400 و اداره در بقیه‌ی پرونده‌ها هم پیشنهاد همکاری میده؟ 679 00:36:58,424 --> 00:37:00,652 بله. فرمانده، می‌خوام به مأمور تنچ و فورد 680 00:37:00,676 --> 00:37:03,030 از واحد علوم رفتاری آشنا بشین - علوم رفتاری؟ - 681 00:37:03,054 --> 00:37:05,056 یه شاخه‌ی قانونی جدید که کوانتیکو توسعه داده 682 00:37:05,139 --> 00:37:06,182 نماینده 683 00:37:06,682 --> 00:37:08,392 بیل تنچ - موریس ردینگ - 684 00:37:08,476 --> 00:37:10,853 و نقشتون در آدم رُبایی و بازیابی چیه؟ 685 00:37:10,937 --> 00:37:12,730 اساساً در این مرحله حمایت کردن 686 00:37:12,813 --> 00:37:14,493 حتی مطمئن نیستیم که آدم ربایی در کار باشه 687 00:37:15,316 --> 00:37:16,316 نیستین؟ 688 00:37:17,735 --> 00:37:18,819 به الگو نمی‌خوره 689 00:37:19,779 --> 00:37:23,950 الگویی می‌بینی؟ لطفاً بیشتر درموردش بهم بگو 690 00:37:27,787 --> 00:37:30,665 اتفاقاتی که برای این بچه‌ها می‌اُفته یه موج تصادفی از خشونت نیست 691 00:37:30,748 --> 00:37:33,209 یه روش قطعی در انتخاب قربانی وجود داره 692 00:37:33,292 --> 00:37:35,461 ،در این موارد علاقه‌ی شدید و واضحش رو نسبت به 693 00:37:35,544 --> 00:37:37,555 پسرهای کم سن و سال نشون میده - میگی طرف یه مرده؟ - 694 00:37:39,947 --> 00:37:42,509 به نظرم با یه متجاوز سر و کار دارین 695 00:37:43,636 --> 00:37:45,554 نماینده، هنوز اول کاریم 696 00:37:45,638 --> 00:37:47,515 کُلی کار پیش رومون داریم 697 00:37:47,598 --> 00:37:49,016 نمی‌تونیم هیچ چیز رو رد کنیم 698 00:37:49,100 --> 00:37:51,420 وجه اشتراکات دیگه هم وجود داره که نشون میده قاتل یه نفره 699 00:37:51,686 --> 00:37:53,854 همه از پس‌زمینه‌ی اقتصادی اجتماعی یکسانی هستن 700 00:37:53,938 --> 00:37:56,899 تمام جنازه‌ها بعد از مرگ جابه‌جا و برای کشف شدن رها شدن 701 00:37:56,983 --> 00:37:58,776 چندین تاشون با خفگی 702 00:37:58,859 --> 00:38:01,320 این قتل‌ها شخصی هستن و احتمال داره با انگیزه جنسی هم باشن 703 00:38:01,404 --> 00:38:03,823 در هیچکدوم از این پسرها مدرکی دال بر تجاوز نداشتیم 704 00:38:03,906 --> 00:38:07,065 داره ثابت میشه که ارضا شدن جنسی می‌تونه به واسطه‌ی خشونت هم انجام بشه 705 00:38:08,494 --> 00:38:11,289 .فکر می‌کنم این مرد بچه‌باز باشه اون دنبال بچه‌های نزدیک سن بلوغه 706 00:38:11,372 --> 00:38:13,183 حداقل سه تا از قربانی‌ها 14 ساله‌ان 707 00:38:13,207 --> 00:38:14,207 ...بله، ولی 708 00:38:14,667 --> 00:38:16,669 حتی 14 ساله‌ها هم کوچک‌تر از سنشون بودن 709 00:38:17,086 --> 00:38:19,356 ،برای کسی که سوار یه ماشین بوده کم سن‌تر هم به نظر می‌اومدن 710 00:38:19,380 --> 00:38:22,049 پس، تمام این بچه‌ها؛ یه قاتل دارن 711 00:38:22,925 --> 00:38:24,468 فکر می‌کنم همینطور باشه 712 00:38:26,470 --> 00:38:28,014 این واقعاً جالبه 713 00:38:28,556 --> 00:38:31,058 ابداً نمی‌دونستم اف‌بی‌آی همچین منبعی داره 714 00:38:31,142 --> 00:38:34,812 می‌تونیم تحقیقات رو به سمت مظنونینی که بیشترین احتمال مُجرم بودن رو دارن سوق بدیم 715 00:38:34,895 --> 00:38:37,148 پس می‌خواین دنبال متجاوزینِ سابقه‌دار باشین؟ 716 00:38:37,565 --> 00:38:38,933 یه پرونده درست کردم 717 00:38:39,233 --> 00:38:41,944 تقریباً مطمئنم مظنونِ ناشناسی که دنبالش می‌گردیم سیاه‌پوسته 718 00:38:42,486 --> 00:38:44,572 ،امکان نداره یه سفیدپوست ،مثل تماس‌گیرنده‌تون 719 00:38:44,655 --> 00:38:47,324 بتونه بدون اینکه توجه جلب کنه از این محله‌ها بچه بدزده 720 00:38:47,575 --> 00:38:49,855 احتمالاً وسیله‌ی نقلیه‌ای رو سوار میشه که برای بچه‌ها جلب‌کننده‌ست 721 00:38:49,869 --> 00:38:51,662 یه کامیون بستنی‌فروشی یا ماشین پلیس 722 00:38:51,746 --> 00:38:53,890 ،آقایون ،می‌دونم تمام اینا می‌تونه فرضی به نظر بیاد 723 00:38:53,914 --> 00:38:56,834 ،ولی بهتون اطمینان میدیم ما کارمون رو خیلی با قاعده و منظم انجام میدیم 724 00:38:56,917 --> 00:38:58,294 من شکی ندارم 725 00:38:58,753 --> 00:39:00,755 این اطلاعات... شدیداً مفید بوده 726 00:39:02,590 --> 00:39:03,591 ممنون از هر دوتون 727 00:39:10,097 --> 00:39:12,725 خوب پیش رفت - وقتی اینجا بود همسرت دوبار زنگ زد - 728 00:39:13,267 --> 00:39:14,685 از تلفنی که پشته استفاده کن 729 00:39:29,992 --> 00:39:32,286 سلام، عسل - کجا بودی؟ سه دفعه زنگ زدم - 730 00:39:32,870 --> 00:39:34,413 سر جلسه بودم. چه خبر شده؟ 731 00:39:34,497 --> 00:39:36,499 باید بیای خونه - چرا؟ - 732 00:39:36,582 --> 00:39:38,000 پلیس می‌خواد با برایان حرف بزنه 733 00:39:40,669 --> 00:39:42,505 منظورت چیه؟ کی اینو بهت گفته؟ 734 00:39:42,588 --> 00:39:43,714 اون کارآگاه‌ـه بود 735 00:39:44,090 --> 00:39:46,634 اسپنسر؟ - بله. گفت لازمه تو اینجا باشی - 736 00:39:47,551 --> 00:39:50,221 می‌خواستن درمورد چی صحبت...؟ دقیقاً چی گفت؟ 737 00:39:50,304 --> 00:39:52,603 ،می‌خواست با برایان صبحت کنه و از جفتمون می‌خواد اونجا باشیم 738 00:39:52,640 --> 00:39:54,433 همه‌ش همین رو می‌دونم. چی کار کنم؟ 739 00:39:54,517 --> 00:39:57,853 تا وقتی من نرسیدم نذار با برایان حرف بزنه. تحت هیچ شرایطی 740 00:39:57,937 --> 00:39:59,563 باشه، چطوری بهش بگم؟ 741 00:40:00,022 --> 00:40:02,525 فقط به آرت بگو با هواپیمای بعدی میام 742 00:40:02,608 --> 00:40:06,070 به محض اینکه بتونم خودم رو می‌رسونم - باشه، فقط لطفاً عجله کن - 743 00:40:13,369 --> 00:40:15,788 بچه‌ها، یه وضعیتِ نیمه اورژانسیِ خانوادگی دارم 744 00:40:16,288 --> 00:40:18,749 چیز جدی‌ای نیست. مامانِ نانسی از جایی افتاده 745 00:40:18,833 --> 00:40:20,913 ولی تا فردا کسی نیست که مراقبِ برایان باشه 746 00:40:21,168 --> 00:40:22,253 اگه لازمه برو 747 00:40:22,336 --> 00:40:24,147 ،یه تاکسی می‌گیرم با هواپیمای بعدی می‌پرم 748 00:40:24,171 --> 00:40:26,006 فردا برمی‌گردم - باشه - 749 00:40:26,090 --> 00:40:27,090 مرسی 750 00:40:31,387 --> 00:40:32,680 ...وقتی درمورد 751 00:40:34,181 --> 00:40:36,308 ...اون زن حرف زدی، اون رابطه عاطفی، اون 752 00:40:39,520 --> 00:40:41,439 چطوری همچین چیزی به ذهنت رسید؟ 753 00:40:44,191 --> 00:40:46,527 ،دقیقاً تو زمانِ به جا داستانِ به جایی بود 754 00:40:47,361 --> 00:40:50,156 هنگ کردم. کاملاً خفه شده بودم 755 00:40:50,406 --> 00:40:52,992 .نه، گرگ نسبت به تو بیشتر دشمنانه برخورد می‌کرد 756 00:40:53,075 --> 00:40:55,786 حتی نتونستم کاری کنم جواب سوالات رو بده 757 00:40:56,787 --> 00:40:58,706 خیلی متأسفم. معذرت می‌خوام 758 00:40:58,789 --> 00:41:00,851 همه‌مون لحظات وحشت‌زدگی داریم - توی نوار نه - 759 00:41:00,875 --> 00:41:03,501 که همکارات بتونن دوباره پخشش کنن 760 00:41:31,822 --> 00:41:33,240 ببین کی برگشته 761 00:41:34,241 --> 00:41:37,203 ،اگه دنبال پیشنهادات واسه شام می‌گردی یه جای خوب همین گوشه هست 762 00:41:39,413 --> 00:41:40,498 دست‌هام بسته بود 763 00:41:40,581 --> 00:41:41,790 امیدوارم بدونی 764 00:41:42,791 --> 00:41:45,961 ولی اینجام که بهت بگم رسماً برگشتم 765 00:41:46,045 --> 00:41:48,506 رسماً". و دفعه‌ی آخر؟" 766 00:41:48,589 --> 00:41:50,257 دفعه قبل، خودم و خودم بودم 767 00:41:51,634 --> 00:41:53,469 ،شیش تا بچه‌ی دیگه گم شدن 768 00:41:54,053 --> 00:41:55,679 سه تاشون مُرده پیدا شدن 769 00:41:55,763 --> 00:41:57,443 واسه «رسمی» شدن همچین اتفاقی لازمه؟ 770 00:41:57,473 --> 00:41:58,933 ،متقاعد کردنِ زیادی لازم داشت 771 00:41:59,016 --> 00:42:03,395 ولی تونستم کاری کنم اف‌بی‌آی با حمایت از ایده‌ی آدم‌ربایی اینجا بیاد 772 00:42:03,479 --> 00:42:05,079 اِرل ترل - بله - 773 00:42:05,105 --> 00:42:08,422 همین الان از هماهنگ‌سازی با نیروی ویژه و جلسه با نماینده براون اومدم 774 00:42:08,484 --> 00:42:09,961 منم با نماینده براون صحبت داشتم 775 00:42:09,985 --> 00:42:12,947 ،دو هفته پیش درست بعد از کنفرانس مطبوعاتی‌ش 776 00:42:13,030 --> 00:42:15,613 که درش از مسئولین شهر دلیل کم‌توجهی به بچه‌های به قتل رسیده‌مون رو می‌پرسید 777 00:42:15,616 --> 00:42:17,493 فکر می‌کنی نیروی ویژه چطوری راه‌اندازی شد؟ 778 00:42:17,576 --> 00:42:20,743 خانم بل، خودم شخصاً دیدم که تمام پرونده‌هاتون هنوز درحال بررسی‌ـه 779 00:42:20,746 --> 00:42:23,146 خارج از خانواده‌ها دنبال مظنونی می‌گردن؟ 780 00:42:23,874 --> 00:42:26,385 اینا که اینجاست طوری به نظر میاد که به بچه‌هامون اهمیت نمیدیم؟ 781 00:42:27,545 --> 00:42:29,171 نه، اینطور نیست 782 00:42:29,505 --> 00:42:33,300 ،خب، حالا که رسماً اینجایی برامون چی کار می‌تونی بکنی؟ 783 00:42:33,384 --> 00:42:35,403 نیروی کامل اداره فدرال رو پشت خودم دارم 784 00:42:35,427 --> 00:42:37,763 ،دسترسی به آخرین کامپیوترها ،آزمایشگاه مدارک 785 00:42:37,846 --> 00:42:39,473 پایگاه داده‌های مجرمانه و اثرانگشت 786 00:42:39,932 --> 00:42:42,685 می‌خوایم هر پرونده رو با قاعده بررسی کنیم 787 00:42:42,768 --> 00:42:45,968 هر احتمالی رو مورد تحقیق قرار بدیم - اون شامل ک.ک.ک (گروهی نژادپرست) هم میشه؟ - 788 00:42:45,980 --> 00:42:49,858 .چون می‌دونیم اداره‌ی پلیس همچین کاری نمی‌کنه نصف نیروهاش قبلاً عضو گروه نژادپرستی بودن 789 00:42:49,942 --> 00:42:51,735 خیال می‌کنی خودشون رو بررسی می‌کنن؟ 790 00:42:53,571 --> 00:42:56,073 ،نمی‌تونم درباره جزئیات تحقیقات بحث کنم 791 00:42:56,865 --> 00:42:58,534 ولی هیچکس رو استثنا قرار نمیدیم 792 00:43:01,453 --> 00:43:03,330 ،بچه‌ی ویلی مِی، جفری هنوز پیداش نیست 793 00:43:04,123 --> 00:43:05,124 هیچ حرفی ازش نشنیده 794 00:43:05,207 --> 00:43:06,250 از طرف هیچکس 795 00:43:06,834 --> 00:43:08,210 امیدوارم در دسترس بمونی 796 00:43:09,336 --> 00:43:10,504 جایی نمیرم 797 00:43:12,548 --> 00:43:14,109 اونجا یه مقدار نون ذرت هست 798 00:43:14,133 --> 00:43:15,718 وقتی داری می‌ری یه تیکه واسه خودت بردار 799 00:43:18,512 --> 00:43:19,722 یه دلار میشه 800 00:43:37,197 --> 00:43:38,198 ...خانم 801 00:43:39,783 --> 00:43:41,201 تقریباً چهار ساعت شده 802 00:43:42,119 --> 00:43:44,163 به نظر نمیاد که تماسی گرفته بشه 803 00:43:44,246 --> 00:43:45,581 نه 804 00:43:45,664 --> 00:43:46,749 متأسفم - نه - 805 00:43:46,832 --> 00:43:49,752 ...هنوز افسرهایی داریم که دنبالش - جایی نمی‌رید - 806 00:43:49,835 --> 00:43:51,754 نه، خانم. جایی نمی‌ریم 807 00:43:53,255 --> 00:43:54,381 اون مرد زنگ می‌زنه 808 00:43:54,798 --> 00:43:56,998 پولش رو می‌خواد. زنگ می‌زنه - بله، خانم - 809 00:43:57,718 --> 00:43:58,719 درست همینجا هستیم 810 00:43:59,136 --> 00:44:01,430 ...اگه تماس گرفته بشه، ما - وقتی تماس گرفته بشه - 811 00:44:01,513 --> 00:44:03,265 اِرلِ من، اون بیرونه 812 00:44:03,349 --> 00:44:06,851 می‌دونم چون روحش هنوز ساکت نشده 813 00:44:35,631 --> 00:44:36,631 ،خانم بلت 814 00:44:37,257 --> 00:44:38,257 خیلی متأسفم 815 00:44:38,300 --> 00:44:39,677 هنوز اِرل پیششه 816 00:44:40,844 --> 00:44:43,180 نگو که قرار نیست تماسی گرفته بشه 817 00:44:43,263 --> 00:44:44,807 من پسرم رو پس می‌خوام 818 00:44:44,890 --> 00:44:47,142 هر کاری که از دستمون بر میاد می‌کنیم. هرکاری 819 00:44:47,226 --> 00:44:48,686 در سراسر شهر افرادمون رو مستقر کردیم 820 00:44:49,144 --> 00:44:51,522 وقتی زنگ بزنه، اِرل رو صحیح و سالم پس می‌گیریم 821 00:44:51,605 --> 00:44:53,357 باشه 822 00:45:02,700 --> 00:45:05,369 کاملاً درمورد اینکه گفتی این یه مورد آدم‌رُبایی نیست درست میگی 823 00:45:05,452 --> 00:45:06,662 متأسفانه 824 00:45:07,413 --> 00:45:09,081 چقدر بیشتر باید بمونیم؟ 825 00:45:09,790 --> 00:45:10,833 یه ساعت دیگه بمونید 826 00:45:10,916 --> 00:45:13,544 ،ردیاب رو بذارین روی تلفن باشه بقیه چیزها رو جمع کنید 827 00:45:13,627 --> 00:45:14,787 می‌تونید برگردین به ممفیس 828 00:45:14,837 --> 00:45:16,797 الساعه - حرکتِ هوشمندانه‌ایه، جناب - 829 00:45:17,047 --> 00:45:18,983 حالا می‌تونیم منابعمون رو به بازبینی پرونده‌ها اختصاص بدیم 830 00:45:19,007 --> 00:45:20,884 ممنون که به آتلانتا اومدی 831 00:45:20,968 --> 00:45:23,429 ،ولی بدون آدم‌رُبایی جرم فدرالی در کار نیست 832 00:45:23,512 --> 00:45:25,432 اُه، لازم نیست بریم 833 00:45:25,514 --> 00:45:27,409 ...تازه شروع کردیم - لازمه که برید - 834 00:45:27,433 --> 00:45:30,394 .این دیگه تو حوزه‌ی اف‌بی‌آی نیست بابت کمکتون متشکریم 835 00:45:37,568 --> 00:45:39,236 الان چی شد؟ 836 00:45:39,445 --> 00:45:41,447 دوشاخه رو کشید 837 00:45:41,739 --> 00:45:43,339 نمی‌تونه اون کارو بکنه 838 00:45:43,407 --> 00:45:44,908 می‌تونه بکنه؟ - اُه، آره - 839 00:45:45,451 --> 00:45:46,451 می‌تونه بکنه 840 00:45:50,205 --> 00:45:53,125 ،خود شهر ازمون کمک می‌خواست حتی نماینده براون هم همینو گفت 841 00:45:53,208 --> 00:45:55,878 شاید مدیرهای شهر از مُدلِ کمکی که پیشنهاد میدادی خوششون نیومده 842 00:45:55,961 --> 00:45:57,379 بهمون احتیاج دارن و اینو می‌دونن 843 00:45:57,463 --> 00:46:00,966 ،ببین، شهردار با واشینگتون تماس گرفت و اف‌بی‌آی هم اومد 844 00:46:01,049 --> 00:46:03,343 .برای وجهه‌ش خوب شد نشون داد که نفوذ داره 845 00:46:03,761 --> 00:46:05,761 چیزی که خوب به نظر نمیاد اینه که ،مردم عادی یا مطبوعات 846 00:46:05,804 --> 00:46:07,431 وحشت‌زده بشن که یه متجاوز آزاد می‌گرده 847 00:46:07,514 --> 00:46:10,851 و اینکه مسیر تحقیقات رو برای گشتن دنبال یه مجرم سیاه‌پوست تغییر بدی؟ 848 00:46:11,685 --> 00:46:13,879 این قضیه به بالا بردن تعداد رأی‌دهنده‌هاش کمکی نمی‌کنه 849 00:46:14,354 --> 00:46:15,957 اگه می‌گفتم باید دنبال یه سفیدپوست باشیم چی؟ 850 00:46:15,981 --> 00:46:18,901 حدس من اینه که مسئولین نمی‌خوان بگن که اصلاً متجاوزی هم هست 851 00:46:18,984 --> 00:46:20,694 سیاه یا سفید، برای منصبشون خوب نیست 852 00:46:20,778 --> 00:46:23,906 انکار کردن فقط گرفتنش رو سخت‌تر می‌کنه 853 00:46:24,406 --> 00:46:26,116 سیاه و سفید نباید اهمیت داشته باشه 854 00:46:27,409 --> 00:46:28,409 خب، داره 855 00:46:34,374 --> 00:46:35,793 مرسی، رفیق. واسه خودت 856 00:46:42,508 --> 00:46:43,592 خونه‌ی منه 857 00:46:51,767 --> 00:46:54,078 چه خبر شده، آرت؟ - ببخشید، بیل - 858 00:46:54,102 --> 00:46:55,354 باید با همسرت صبحت کنی 859 00:46:56,605 --> 00:46:57,605 اون پشته 860 00:47:02,569 --> 00:47:03,569 نانس 861 00:47:12,162 --> 00:47:13,163 برایان کجاست؟ 862 00:47:13,247 --> 00:47:14,247 حالش خوبه؟ 863 00:47:14,706 --> 00:47:17,793 تو تختِ ماست تلویزیون می‌بینه - بگو چی شده - 864 00:47:17,876 --> 00:47:21,713 ،بهشون گفتم باید منتظر تو بمونن ولی نیاز نبود حتی ازش بپرسن 865 00:47:21,797 --> 00:47:22,923 ازش چی بپرسن؟ 866 00:47:23,507 --> 00:47:26,718 داشتن از من می‌پرسیدن که هیچوقت برایان رو اونجا بردم یا نه 867 00:47:26,802 --> 00:47:29,137 اینکه منو موقعِ باز کردن صندوقچه دیده یا نه 868 00:47:29,221 --> 00:47:30,722 برایان، حتماً صداشون رو شنیده 869 00:47:30,806 --> 00:47:33,517 ،شنیده که سوال می‌پرسیدن و اومد توی آشپزخونه 870 00:47:34,810 --> 00:47:35,978 عزیزم، چه اتفاقی افتاده؟ 871 00:47:37,521 --> 00:47:38,689 این دستش بود 872 00:47:39,898 --> 00:47:42,067 حتماً پیداش کرده - اونجا بوده - 873 00:47:43,569 --> 00:47:45,070 بُردشون اونجا - کی رو؟ - 874 00:47:45,153 --> 00:47:47,489 اون بچه‌ها که باهاشون بازی می‌کنه. اونایی که بزرگ‌ترن 875 00:47:49,324 --> 00:47:50,492 اونا این کارو کردن، بیل 876 00:47:51,034 --> 00:47:52,703 اونا به اون پسر کوچولو صدمه زدن 877 00:47:52,786 --> 00:47:53,787 تصادفی بوده 878 00:47:53,871 --> 00:47:54,872 برایان اینو گفت؟ 879 00:47:55,205 --> 00:47:57,583 قبلاً داستان رو از پسرهای بزرگ‌تر شنیده بودن 880 00:47:57,666 --> 00:48:00,627 برایان... فقط.. سر تکون داد 881 00:48:00,711 --> 00:48:02,337 بارها و بارها - خدای من - 882 00:48:04,256 --> 00:48:05,716 می‌دونی، مگه نه؟ 883 00:48:05,799 --> 00:48:07,509 که با بدنِ کوچیکش چی کار کردن؟ 884 00:48:09,094 --> 00:48:10,637 ایده‌ی برایان بوده 885 00:48:11,805 --> 00:48:14,766 فکرِ اون بوده که بذارنش روی یه صلیب 886 00:48:25,100 --> 00:48:33,100 ترجمه از ناصر اسماعیلی و رضا کارگران 887 00:48:33,224 --> 00:48:41,224 دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم www.DibaMoviez.Com 888 00:48:41,348 --> 00:48:49,348 کانال تلگرام تیم ترجمه‌ی دیباموویز @DibaSub