﻿1
00:01:09,066 --> 00:01:14,065
دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم
www.DibaMoviez.Com

2
00:01:14,289 --> 00:01:19,289
پروژه‌ی مشترک با وبسایت رسانه‌ی کوچک
LiLMeDiA.TV

3
00:01:19,513 --> 00:01:24,513
ترجمه از ناصر اسماعیلی

4
00:03:11,066 --> 00:03:14,461
‫- میرم قهوه بگیرم، قهوه میخوری؟
‫- تو هواپیما یکم خوردم

5
00:03:20,450 --> 00:03:22,719
‫می‌بخشید، اجازه هست؟

6
00:03:23,161 --> 00:03:25,222
‫دانش‌آموزها اجازه‌ی هر کاری رو دارن

7
00:03:36,633 --> 00:03:38,902
‫- فصل سرماست
‫- ببخشید، چی؟

8
00:03:39,553 --> 00:03:42,656
‫فقط گفتم فصل سرماست

9
00:03:48,353 --> 00:03:49,496
‫بیل

10
00:03:50,856 --> 00:03:53,816
‫- چطوری؟ خوش اومدی
‫- ممنونم

11
00:03:53,817 --> 00:03:55,401
‫خانواده‌ت چطوره؟

12
00:03:55,402 --> 00:03:57,862
‫از کِی تا حالا این چیزا برات مهم شده؟

13
00:03:57,863 --> 00:04:00,072
‫تازگی‌ها دارم وانمود میکنم مهمه

14
00:04:00,073 --> 00:04:01,967
‫- میخوای یه‌راست بریم سر اصل مطلب؟
‫- آره

15
00:04:03,076 --> 00:04:04,452
‫اومدش

16
00:04:04,453 --> 00:04:07,430
‫دکتر وندی کار
‫همکار من هولدن فورد

17
00:04:07,506 --> 00:04:08,622
‫دکتر کار

18
00:04:08,623 --> 00:04:11,417
‫مامور فورد
‫مطالب زیادی درباره‌تون خوندم

19
00:04:11,418 --> 00:04:13,419
‫- درباره‌ی من؟
‫- یادداشت‌هاتون

20
00:04:13,420 --> 00:04:14,938
‫ممنونم

21
00:04:15,547 --> 00:04:17,691
‫خیلی‌خب، بریم به دفتر من

22
00:04:20,844 --> 00:04:22,279
‫خوشحالم این جلسه ترتیب داده شد

23
00:04:22,637 --> 00:04:24,889
‫می‌دونین، وقتی نوشته‌هاتون از
‫جلسات با «کمپر» رو برام فرستادید

24
00:04:24,890 --> 00:04:26,640
‫شدیداً گرم نوشتن کتاب جدیدم بودم

25
00:04:26,641 --> 00:04:29,560
‫- کتاب جدیدتون درباره‌ی چیه؟
‫- درباره‌ی مجرمان رده‌بالاست

26
00:04:29,561 --> 00:04:31,395
‫مردانی که زیاد با
‫ادموند کمپر شما فرق ندارن

27
00:04:31,396 --> 00:04:34,231
‫چطور میگین که مردانی که شما درباره‌شون
‫مطالعه می‌کنید شبیه ادموند کمپر هستن؟

28
00:04:34,232 --> 00:04:37,234
‫خب، اول از همه
‫همشون جامعه‌ستیز هستن

29
00:04:37,235 --> 00:04:39,445
‫من درباره‌ی غول‌های صنعت مطالعه کردم:

30
00:04:39,446 --> 00:04:42,698
‫IBM, MGM, Ford, Exxon
‫هر چی که بگی

31
00:04:42,699 --> 00:04:46,035
‫و البته، همه‌ی این مردان
‫زن، بچه، سگ و ماهی قرمز دارن

32
00:04:46,036 --> 00:04:48,662
‫ولی نه چون دیگه از
‫جامعه‌ستیز بودن دست برداشتن

33
00:04:48,663 --> 00:04:50,998
‫بلکه چون اونا فقط
‫تمایلات مختلفی داشتن

34
00:04:50,999 --> 00:04:53,626
‫ولی شما فکر می‌کنین اونا
‫ویژگی‌های شخصیتی بارزی دارن؟

35
00:04:53,627 --> 00:04:55,920
‫خب، کمپر که اصلاً پشیمونی رو
‫در خودش نشون نمیده

36
00:04:55,921 --> 00:04:58,172
‫نداشتن ساختار احساسی درونی

37
00:04:58,173 --> 00:05:01,050
‫نداشتن توانایی اندیشیدن
‫به تجربه‌ی دیگران

38
00:05:01,051 --> 00:05:03,552
‫- این‌ها رو تو نوشته‌های من دیدید؟
‫- واضح‌تر میشد اگه...

39
00:05:03,553 --> 00:05:06,347
‫شما کلمه‌به‌کلمه مصاحبه‌هاتون رو
‫صبط و رونویسی می‌کردید

40
00:05:06,348 --> 00:05:07,723
‫ولی بله

41
00:05:07,724 --> 00:05:10,518
‫گرچه بدیهیه که پروژه‌ی شما
در مراحل اولیه‌ست

42
00:05:10,519 --> 00:05:13,395
‫ولی از همین جا احساس میشه که
‫جانشین کتاب «ماسک سلامت عقل» هست

43
00:05:13,396 --> 00:05:15,457
‫که همونطور که می‌دونید
‫تعریف بزرگیه

44
00:05:15,899 --> 00:05:17,316
‫دوباره میگین؟ ماسک...

45
00:05:17,317 --> 00:05:19,235
‫پس شما میگین که فکر نمی‌کنین

46
00:05:19,236 --> 00:05:22,238
‫اینکه ما با این آدم‌کش‌ها
‫مصاحبه می‌کنیم دیوانگیه؟

47
00:05:22,239 --> 00:05:23,405
‫کاملاً برعکس

48
00:05:23,406 --> 00:05:26,867
‫ببینید، دیوانه به شکلی که هر کسی
‫با یه ایده‌ی کاملاً جدید دیوانه‌ست

49
00:05:26,868 --> 00:05:29,512
‫- ولی نه
‫- وای. خیلی‌خب

50
00:05:29,913 --> 00:05:31,205
‫خیالم راحت شد

51
00:05:31,206 --> 00:05:33,541
‫راستش این بازخوردی نبود
‫که ما تا حالا داشتیم

52
00:05:33,542 --> 00:05:36,085
‫راستش، این تنها بازخوردیه
‫که ما تا حالا داشتیم

53
00:05:36,086 --> 00:05:38,295
‫خب، این مردان درست همینجا
‫نشستن، زندانی هستن

54
00:05:38,296 --> 00:05:40,506
‫و ما اونقدر از بُعد اخلاقیش می‌ترسیم

55
00:05:40,507 --> 00:05:42,675
‫که نمی‌تونیم اهمیت گسترده‌ی
‫اندیشه‌ی اونا رو ببینیم

56
00:05:42,676 --> 00:05:44,760
‫گسترده در اجرای قانون؟

57
00:05:44,761 --> 00:05:48,990
‫در دانش رفتاری، ردیابی اولیه
‫جرم‌شناسی، هر چی بگین

58
00:05:49,015 --> 00:05:51,559
‫بله بله، این چیزیه که من
‫از همون اول می‌گفتم

59
00:05:51,560 --> 00:05:52,643
‫جدی؟

60
00:05:52,644 --> 00:05:55,145
‫شما فقط باید این نوشته‌هاتون رو
‫به شکل رسمی‌تری در بیارین

61
00:05:55,146 --> 00:05:56,897
‫وقت و انرژی زیادی می‌بره

62
00:05:56,898 --> 00:06:00,543
‫تا به پروژه‌ی بزرگ‌تری با پرسش‌نامه‌ی
‫مشخص گسترشش بدین

63
00:06:00,944 --> 00:06:02,278
‫تاریخچه‌ی خانواده‌شون

64
00:06:02,279 --> 00:06:04,572
‫افکارشون چی بود
‫. چرا اونکارو کردن

65
00:06:04,573 --> 00:06:07,741
‫در هنگام قتل‌ها کِی تحریک شدن و این چیزا

66
00:06:07,742 --> 00:06:10,579
‫بعدش مقابله و مقایسه کنید و منتشرش کنید

67
00:06:10,580 --> 00:06:11,579
‫منتشر؟

68
00:06:11,580 --> 00:06:14,248
‫خب، نمی‌تونین که انتشار یافته‌هاتون رو
‫محدود به اف‌بی‌آی کنین

69
00:06:14,249 --> 00:06:16,375
‫- منظورم اینه حتی تبدیل به یه کتابش کنین
‫- یه کتاب؟

70
00:06:16,376 --> 00:06:18,961
‫وای. ما کاملاً بابت این اعتقادی
‫که بهمون دارین ممنونیم

71
00:06:18,962 --> 00:06:21,422
‫ولی ما اجازه نداشتیم تا اون
‫نوشته‌ها رو براتون بفرستیم

72
00:06:21,423 --> 00:06:24,425
‫- ما به هیچ شکلی نمی‌تونیم کارمون
‫رو منتشر کنیم - چرا نتونین؟

73
00:06:24,426 --> 00:06:26,385
‫رئیس بخش ما فقط آخر هفته‌ها
‫رو بهمون وقت داده

74
00:06:26,386 --> 00:06:27,970
‫و یه دفتر توی زیرزمین

75
00:06:27,971 --> 00:06:30,472
‫شاگرد هم داریم برا تدریس
‫تمام وقت باید در «تدریس جاده‌ای» باشیم

76
00:06:30,473 --> 00:06:32,433
‫- نمی‌تونیم همه چی رو رها کنیم تا...
‫- تدریس جاده‌ای؟

77
00:06:32,434 --> 00:06:35,519
‫میریم به سرتاسر کشور و تکنیک‌های اف‌بی‌آی
‫رو به پلیس‌ها آموزش میدیم

78
00:06:35,520 --> 00:06:37,313
‫امروز بعدازظهر با بنجامین میلر

79
00:06:37,314 --> 00:06:38,606
‫تو «بریجواتر» دیدار داریم

80
00:06:38,607 --> 00:06:40,287
‫تدریس جاده‌ای چیزیه که
‫بهمون این آزادی رو میده

81
00:06:40,288 --> 00:06:41,650
‫که بریم بیرون و با این آدما مصاحبه کنیم

82
00:06:41,651 --> 00:06:43,277
‫می‌تونیم ذره ذره پیش بریم

83
00:06:43,278 --> 00:06:45,279
‫کمپر و میلر و از اینا شروع کنیم

84
00:06:45,280 --> 00:06:47,114
‫همونطور که گفتین تو زمان آزادمون مطالعه کنیم

85
00:06:47,115 --> 00:06:49,241
‫نمی‌دونستم این کارتون اینقدر غیر رسمیه

86
00:06:49,242 --> 00:06:53,412
‫می‌تونیم رسمیش کنیم، می‌تونیم راحت
‫انجامش بدیم، و بعد بریم سراغ کتاب

87
00:06:53,413 --> 00:06:54,955
‫جانشین ماسک...

88
00:06:54,956 --> 00:06:57,499
‫راستش من فقط می‌خواستم
‫نظر یکی دیگه رو هم بدونم

89
00:06:57,500 --> 00:07:00,895
‫ببینم از نظر شما کار ما از دیدگاه آکادمیک
‫ارزشمند هست یا خیر

90
00:07:03,131 --> 00:07:05,442
‫نوشته‌هاتون درباره‌ی کمپر رو به
‫رئیس بخشتون نشون دادین؟

91
00:07:06,926 --> 00:07:07,968
‫خیر

92
00:07:07,969 --> 00:07:10,387
‫اینکه به اداره‌های پلیس درس بدین
‫کس دیگه هم می‌تونه انجامش بده؟

93
00:07:10,388 --> 00:07:13,223
‫- هر کسی می‌تونه، اصلاً اونقدرا سخت نیست
‫- این درست نیست

94
00:07:13,224 --> 00:07:14,642
‫و ربطی به موضوع صحبتمون نداره

95
00:07:14,643 --> 00:07:16,769
‫شپارد اصلاً نمی‌خواد ما دراین‌باره صحبت کنیم

96
00:07:16,770 --> 00:07:20,105
‫تو فکر میکنی اجازه‌ی اینکه تمام‌وقت
‫مطالعه‌ی آکادمیک بکنیم رو بهمون میده؟

97
00:07:20,106 --> 00:07:21,241
‫نوشتن کتاب هم فراموش کردی؟

98
00:07:24,027 --> 00:07:25,723
‫شما واقعاً فکر می‌کنین مردم به حاشیه‌های

99
00:07:25,724 --> 00:07:27,172
‫اجرای قانون علاقه‌مند میشن؟

100
00:07:28,782 --> 00:07:30,366
‫آخه تصور کنید

101
00:07:30,367 --> 00:07:34,804
‫واقعآً تصور کنین چه شهامتی میخواد
‫که یکی رو با چماق اونقدر بزنی تا بمیره

102
00:07:35,455 --> 00:07:37,748
‫عطش زندانی نگه داشتن

103
00:07:37,749 --> 00:07:39,750
‫احساس تحریک شدن

104
00:07:39,751 --> 00:07:43,003
‫تصمیم بر تجاوز به
‫سر جدا شده‌ی قربانی‌تون

105
00:07:43,004 --> 00:07:45,398
‫تا جنازه‌ش رو تحقیر کنین

106
00:07:46,841 --> 00:07:49,986
‫آخه چطور تونستین اینا رو از یه
‫گزارش عادی پلیس به دست بیارین؟

107
00:07:50,804 --> 00:07:54,074
‫می‌دونین چرا نزدیک ده سال طول کشید
‫تا کتابم رو منتشر کنم؟

108
00:07:54,391 --> 00:07:57,410
‫چون خودشیفته‌ها پیش دکتر نمیرن

109
00:07:57,811 --> 00:08:00,521
‫جامعه‌ستیزها این باور رو دارن
‫که هیچ ایرادی ندارن

110
00:08:00,522 --> 00:08:03,065
‫پس مطالعه روی این مردان واقعاً غیرممکنه

111
00:08:03,066 --> 00:08:05,164
‫با این‌حال شما راهی رو پیدا کردین
‫تا روشون مطالعه کنین

112
00:08:05,165 --> 00:08:08,195
‫اونم تو شرایط شبه آزمایشگاهی

113
00:08:08,196 --> 00:08:11,907
‫این چیزیه که این کارتون رو اینقدر
‫هیجان‌انگیز و به شکل بالقوه وسیع میکنه

114
00:08:11,908 --> 00:08:14,618
‫نه اینکه من مخالفم، من اندازه کافی
‫با هولدن وقت گذروندم

115
00:08:14,619 --> 00:08:17,246
‫که می‌دونم وقتی این نگاه ترسناک
‫تو چشماش هست معنیش چیه

116
00:08:17,247 --> 00:08:20,666
‫متاسفانه مسئله فقط اینه که این کار
‫با قوانین اف‌بی‌آی سنخیت داره

117
00:08:20,667 --> 00:08:23,836
‫آخر هفته‌ها رو داریم
‫عصرهای بعد از تدریس جاده‌ای رو داریم

118
00:08:23,837 --> 00:08:26,880
‫یه ساعت‌های قبل از تدریس جاده‌ای
‫نیازی نیست به شپارد بگیم

119
00:08:26,881 --> 00:08:29,675
‫مصاحبه با چهل مرد که در
‫سرتاسر کشور هستن کاری تمام وقته

120
00:08:29,676 --> 00:08:32,136
‫و اگه میخواین این کار یه
‫مطالعه‌ی آکادمیک رسمی حساب بشه

121
00:08:32,137 --> 00:08:34,388
‫پس باید چهار یا پنج سال رو در نظر بگیرین

122
00:08:34,389 --> 00:08:36,491
‫- و تالیف کتاب، تجزیه و تحلیل اطلاعات
‫- درسته

123
00:08:38,893 --> 00:08:39,994
‫خب...

124
00:08:42,063 --> 00:08:43,164
‫شرم‌آوره

125
00:08:44,816 --> 00:08:47,794
‫ما تا یه ساعت دیگه با میلر مصاحبه داریم
‫و یه ساعتی با ماشین راهه

126
00:08:50,864 --> 00:08:52,740
‫می‌دونین، این کارتون واقعاً مهمه

127
00:08:52,741 --> 00:08:54,450
‫اگه رئیستون بهتون اجازه نمیده انجامش بدین

128
00:08:54,451 --> 00:08:57,453
‫پس باید با کسی صحبت کنید که
‫آزادی و منابع این رو داره که...

129
00:08:57,454 --> 00:08:59,204
‫فعلاً به همین منوال ادامه میدیم

130
00:08:59,205 --> 00:09:01,790
‫سرعت کارمون پایین خواهد بود
‫ولی قعلاً که قصد تسلیم شدن نداریم

131
00:09:01,791 --> 00:09:03,042
‫البته که ندارین

132
00:09:03,043 --> 00:09:06,437
‫ولی خوبه که یکم تشویق بشیم
‫حتی اگه دستامون بسته باشه

133
00:09:07,005 --> 00:09:08,139
‫ممنونم

134
00:09:08,673 --> 00:09:09,932
‫خوشبخت شدم

135
00:09:11,618 --> 00:09:12,718
‫- اگه...
‫- نمیخواد

136
00:09:12,719 --> 00:09:14,237
‫- فقط میگم می‌تونیم...
‫- هولدن

137
00:09:16,890 --> 00:09:18,741
‫ببین، منم خسته شدم

138
00:09:21,352 --> 00:09:23,038
‫می‌دونی، به پرنده‌ها توی حیاط شلیک میکنن

139
00:09:23,039 --> 00:09:25,748
‫چون ممکنه مواد قاچاق کنن

140
00:09:27,859 --> 00:09:31,087
‫راستش نمیدونم حقیقت داره یا نه
‫یکی از دوست‌دخترام یه بار بهم گفت

141
00:09:31,488 --> 00:09:33,673
‫- با زنهای سابقه‌دار زیادی دوست میشی؟
‫- نه

142
00:09:34,991 --> 00:09:36,320
‫راستش، دِبی اولین دختریه

143
00:09:36,321 --> 00:09:38,911
‫که از دبیرستان به اینور
‫باهاش واقعاً دوست شدم

144
00:09:38,912 --> 00:09:40,680
‫- واقعاً دوست
‫- آره

145
00:09:41,164 --> 00:09:43,933
‫زنم اولین زنی هست که
‫باهاش واقعاً ازدواج کردم

146
00:09:46,336 --> 00:09:48,754
‫فکر کنم اونا گفتن ساعت سه
‫منتظر چی هستیم؟

147
00:09:48,755 --> 00:09:50,899
‫اگه سیگاری بودی کمتر بی‌قرار میشدی

148
00:09:52,133 --> 00:09:53,818
‫باید یه ضبط صوت میاوردم

149
00:09:56,554 --> 00:09:58,531
‫مامورین فدرال تنچ و فورد؟

150
00:10:15,198 --> 00:10:18,408
‫آقایون، من دکتر کیل هستم
‫یکم پیش پشت گوشی با هم حرف زدیم

151
00:10:18,409 --> 00:10:21,829
‫ممنون که اینکارو می‌کنین
‫می‌دونیم که درخواستمون یکم غیرمعقوله

152
00:10:21,830 --> 00:10:24,123
‫متاسفانه میلر میگه با شما صحبت نمیکنه

153
00:10:24,124 --> 00:10:26,389
‫ببینین، قبلش بهم گفتیم و اون موافقت کرد

154
00:10:26,390 --> 00:10:28,335
‫ولی الان دیگه هیچ کاری
‫از دستمون بر نمیاد

155
00:10:28,336 --> 00:10:31,046
‫- فردا باید حال بهتری داشته باشه
‫- فردا؟

156
00:10:31,047 --> 00:10:32,714
‫خب، گاهی اوقات اینطوری میشه

157
00:10:32,715 --> 00:10:35,425
‫فقط یه دوره‌ی زمانی باید بگذره تا
‫بتونه با مردم ارتباط برقرار کنه

158
00:10:35,426 --> 00:10:38,345
‫اغلب مجبوریم غذاش رو ببریم تو سلولش
‫چون اون بیرون نمیاد

159
00:10:38,346 --> 00:10:40,514
‫امشب از اینجا میریم
‫نمی‌تونیم فردا بیایم

160
00:10:40,515 --> 00:10:43,534
‫شرمنده‌ام، دوباره هم
‫به بوستون برمی‌گردین؟

161
00:10:44,435 --> 00:10:45,602
‫شاید

162
00:10:45,603 --> 00:10:47,646
‫ممنون از وقتی که دادین دکتر. ممنونیم

163
00:10:47,647 --> 00:10:48,748
‫خواهش میکنم

164
00:10:51,818 --> 00:10:54,629
‫خب، این بار آخریه که
‫از قبل بهشون خبر میدیم

165
00:11:15,466 --> 00:11:16,609
‫هولدن؟

166
00:11:17,552 --> 00:11:19,469
‫تا حالا این حس رو داشتی
‫که لبه‌ی چیزی بزرگ ایستادی

167
00:11:19,470 --> 00:11:21,489
‫و اون مدام توی سرت می‌چرخه؟

168
00:11:22,432 --> 00:11:24,892
‫- اون میز اتو رو از کجا آوردی؟
‫- کمدت

169
00:11:24,893 --> 00:11:27,311
‫نمی‌تونم فکرم رو از رو این پروژه بردارم

170
00:11:27,312 --> 00:11:29,521
‫دکتر کار گفت می‌تونه
‫نتایج گسترده‌ای داشته باشه

171
00:11:29,522 --> 00:11:32,107
‫چرا بیداری؟ علف منو تو کشیدی؟

172
00:11:32,108 --> 00:11:35,628
‫نمی‌تونم فکرم رو از رو این پروژه بردارم
‫ایده‌ش خیلی هیجان‌انگیزه

173
00:11:38,948 --> 00:11:40,049
‫خیلی‌خب

174
00:11:41,326 --> 00:11:43,928
‫فقط وقتی برگشتی به تخت منو بیدار نکن

175
00:11:44,579 --> 00:11:46,121
‫ریسل تا یه ساعت دیگه میاد اینجا

176
00:11:46,122 --> 00:11:48,308
‫پس ما لازم نیست بریم سر
‫تدریس جاده‌ای تا بهش برسیم

177
00:11:49,042 --> 00:11:51,960
‫وان گرینوود هست

178
00:11:51,961 --> 00:11:54,671
‫- چاقوکش «اسکید رو»؟
‫- آره، تو کالیفرنیاست

179
00:11:54,672 --> 00:11:56,232
‫همراه با هربرت مالین

180
00:11:56,799 --> 00:11:58,467
‫خفه‌کننده‌ی سینسیناتی...

181
00:11:58,468 --> 00:12:00,427
‫- اسمش چیه؟
‫- پوستیل لسکی جونیور

182
00:12:00,428 --> 00:12:02,947
‫توی سینسیناتی هست؟

183
00:12:03,148 --> 00:12:04,264
‫آره

184
00:12:04,265 --> 00:12:07,684
‫درس دادن به پلیس‌های غرب‌میانه رو دوست دارم
‫آدمای مهمون‌نوازی هستن

185
00:12:07,685 --> 00:12:09,353
‫همیشه یه «ریچارد اسپک» تو ایلینویز هست
‫( یکی از آدم‌کش‌های فوت‌شده‌ی آمریکایی)

186
00:12:09,354 --> 00:12:12,522
‫- عالیه، می‌تونیم غرب‌میانه رو یه چرخ بزنیم
‫- جرج جان شیفر

187
00:12:12,523 --> 00:12:15,651
‫احتمال میدن حداقل سی نفر رو کشته
‫اگرچه تو فلوریدا بوده

188
00:12:15,652 --> 00:12:17,587
‫اینو که میدونی نمی‌تونم
‫به خلیج فلوریدا نه بگم

189
00:12:26,855 --> 00:12:27,996
‫بیل تنچ هستم

190
00:12:27,997 --> 00:12:30,832
‫- سلام بیل. روی کارور هستم
‫- سلام روی، چه کمکی از دستم ساخته‌ست؟

191
00:12:30,833 --> 00:12:33,085
‫باید حرف بزنیم
‫یه حمله‌ی دیگه هم شده

192
00:12:33,086 --> 00:12:34,771
‫این بار منجر به تلفات شده

193
00:12:36,881 --> 00:12:39,091
‫- فهمیدم
‫- شماها می‌تونین برگردین اینجا؟

194
00:12:39,092 --> 00:12:40,943
‫باشه، میایم پیشت

195
00:12:42,845 --> 00:12:44,930
‫- چی شده؟
‫- کارور

196
00:12:44,931 --> 00:12:45,931
‫یه مورد دیگه

197
00:12:45,932 --> 00:12:48,868
‫همسن رزماری گونزالز
‫فقط این بار اون مرده

198
00:12:50,436 --> 00:12:53,271
‫خدای من بیل!
‫حقانیت ما ثابت شد!

199
00:12:53,272 --> 00:12:55,875
‫مشکلت چیه؟
‫یه پیرزن یکم پیش کشته شده

200
00:12:59,278 --> 00:13:01,089
‫می‌تونیم دوباره با کمپر حرف بزنیم

201
00:13:07,203 --> 00:13:09,579
‫اون سگ داره؟
‫لطفاً بهم بگو که یه سگ داره

202
00:13:09,580 --> 00:13:12,249
‫یه سگ بزرگ
‫یه متر دهن داره

203
00:13:12,250 --> 00:13:14,227
‫خدیا شکر

204
00:13:15,795 --> 00:13:17,963
‫نه تنها این چیزیه که
‫ما پیشبینی کرده بودیم

205
00:13:17,964 --> 00:13:20,132
‫بلکه تازه به دهنش مزه کرده
‫قتل‌های بعدی هم در کاره

206
00:13:20,133 --> 00:13:21,550
‫یه قاتل زنجیره‌ای

207
00:13:21,551 --> 00:13:22,884
‫یه قاتل زنجیره‌ای؟

208
00:13:22,885 --> 00:13:24,970
‫وقتی سه نفر یا بیشتر رو میکشن
‫این اسم رو روشون می‌ذاریم

209
00:13:24,971 --> 00:13:28,473
‫این یه طبقه‌بندی جدیده؟
‫باید یه تُندنویس گیر بیاری تا بنویسیش

210
00:13:28,474 --> 00:13:29,992
‫حتماً، با مارج حرف میزنم

211
00:13:30,435 --> 00:13:32,477
‫این چیزیه که درباره‌ی
‫پرونده‌ی کمپر حرف میزدی؟

212
00:13:32,478 --> 00:13:33,851
‫با یه توصیف کامل بهشون گفتیم

213
00:13:33,852 --> 00:13:35,564
‫باید مطمئن بشیم که واردش میکنن

214
00:13:35,565 --> 00:13:38,442
‫- چیزیه که ما پیشبینی کردیم
‫- ممنون هولدن، داشتم گوش می‌دادم

215
00:13:38,443 --> 00:13:41,879
‫- ما وظیفه داریم اینو درست کنیم
‫- موافقم، الان اینکارو کنید

216
00:13:43,156 --> 00:13:45,925
‫منتظر چی هستین؟
‫باید به هواپیماتون برسید

217
00:13:46,326 --> 00:13:47,460
‫بله قربان

218
00:14:07,972 --> 00:14:09,389
‫اسمش لورا کانوی بود

219
00:14:09,390 --> 00:14:12,392
‫حالا دقیقاً یه هشتصد متر اونورتر زندگی میکنه
‫درست بالای خیابون

220
00:14:12,393 --> 00:14:14,272
‫درست مثل همون مورد
‫درست همون موقع شب

221
00:14:14,273 --> 00:14:15,520
‫که رزماری گونزالز مورد حمله قرار گرفت

222
00:14:15,521 --> 00:14:16,563
‫بین 10:30 تا 11:00

223
00:14:16,564 --> 00:14:17,606
‫سگه چی؟

224
00:14:17,607 --> 00:14:19,203
‫سگی مثل اون باید مبارزه میکرد

225
00:14:19,204 --> 00:14:21,085
‫مظنون شما شباهت‌هایی با این مورد داره

226
00:14:21,778 --> 00:14:23,028
‫اون سگه دیوانه‌ست

227
00:14:23,029 --> 00:14:24,488
‫از چند تا نوجوون بازجویی کردیم

228
00:14:24,489 --> 00:14:26,052
‫به یه پسر هجده ساله
‫از این محله مشکوک شدیم

229
00:14:26,053 --> 00:14:27,699
‫ولی یه همدست داشت

230
00:14:27,700 --> 00:14:29,493
‫- چیکاره بود؟
‫- ساندویچ زن

231
00:14:29,494 --> 00:14:32,120
‫تا نصفه‌شب سر کار بوده
‫صاحب‌کارش اینو تایید کرده

232
00:14:32,121 --> 00:14:33,663
‫با رئیسش صحبت کردی؟

233
00:14:33,664 --> 00:14:36,041
‫آره، یکی از این همبرگر فروشی‌های زنجیره‌ای
‫جدید، شرکت بزرگی راه انداختن

234
00:14:36,042 --> 00:14:37,334
‫مثل مک‌دونالدز؟

235
00:14:37,335 --> 00:14:39,753
‫- راستش یادم نمیاد
‫- شاید باید دوباره فکر کنیم

236
00:14:39,754 --> 00:14:41,314
‫این سگ رو ببینین

237
00:14:42,215 --> 00:14:45,818
‫یکی زده حسابی لت و پارش کرده
‫بیشتر دل و روده‌ش رو ریخته بیرون

238
00:14:46,803 --> 00:14:49,638
‫این زنه عین خانم گونزالز ضعیف نبوده

239
00:14:49,639 --> 00:14:51,908
‫هر کسی که اینکارو کرده
‫به این راحتی‌ها نمی‌ترسه

240
00:14:53,851 --> 00:14:55,310
‫- پیرتره
‫- و مصمم

241
00:14:55,311 --> 00:14:57,646
‫بخش تجاوز جنسی رو نمی‌فهمم

242
00:14:57,647 --> 00:15:00,482
‫- چرا فقط دست‌مالیش کرده؟ چرا بهش تجاوز نکرده؟
‫- بهش تجاوز نکرده چون هدفش این نبوده

243
00:15:00,483 --> 00:15:02,943
‫فقط میخواسته بهش حکمفرما باشه
‫و تحقیرش کنه

244
00:15:02,944 --> 00:15:06,196
‫- عجب تخم حروم مریضیه
‫- به گمونم 35 تا چهل سالشه

245
00:15:06,197 --> 00:15:08,448
‫به گمونم این زن‌ها همسن مامانش هستن

246
00:15:08,449 --> 00:15:11,076
‫- قضیه مامان بازیه
‫- وایسا، چهل؟ الان درست شنیدم؟

247
00:15:11,077 --> 00:15:13,912
‫- این یه نوجوون نیست
‫- من داشتم نوجوون‌ها رو بازجویی می‌کردم

248
00:15:13,913 --> 00:15:16,581
‫این بار قاتل عنان‌گسیخته نشده
‫کار یه نوجوون نیست

249
00:15:16,582 --> 00:15:20,043
‫پلیس ساکرامنتو دهن منو سرویس کرد
‫که چرا بچه مدرسه‌ای‌ها رو بازداشت میکنم

250
00:15:20,044 --> 00:15:21,378
‫و شما نظرتون رو تغییر دادین؟

251
00:15:21,379 --> 00:15:24,256
‫این یه قتل یک مورده نیست
‫این یه قاطی کردن اتفاقی نیست

252
00:15:24,257 --> 00:15:26,591
‫- این یارو داره اعتماد به نفس پیدا میکنه
‫- حداقل نزدیک سی سالشه

253
00:15:26,592 --> 00:15:29,845
‫از لحاظ فیزیکی بالغ، احساسی نابالغ
‫اجتماعی در سطح پایین

254
00:15:29,846 --> 00:15:32,514
‫- احتمالاً هنوز مجرده
‫- احتمالاً مواد هم میزنه

255
00:15:32,515 --> 00:15:35,225
‫برا همین اینو اینجوری لت و پار کرد
‫نمی‌دونست کِی تمومش کنه

256
00:15:35,226 --> 00:15:36,393
‫- اینطور فکر میکنی؟
‫- چرا نه؟

257
00:15:36,394 --> 00:15:38,770
‫اگه هنوز مجرد نباشه چی
‫شاید متاهل باشه

258
00:15:38,771 --> 00:15:40,856
‫- یا طلاق گرفته باشه
‫- طلاق؟

259
00:15:40,857 --> 00:15:42,983
‫مردایی که ازدواج ناموفقی داشتن
‫انگیزه‌های خودشون رو دارن

260
00:15:42,984 --> 00:15:45,360
‫افسار گسیخته میشن
‫مخصوصاً وقتی پای زن‌ها وسط بیاد

261
00:15:45,361 --> 00:15:48,405
‫- من که هیچ نظری ندارم
‫- خوش به حالت

262
00:15:48,406 --> 00:15:51,050
‫شما هنوز فکر میکنین اون سفیدپوسته؟
‫لاتین نیست؟ سیاه پوست چی؟

263
00:15:52,326 --> 00:15:56,496
‫فکر میکنم سیاه‌پوستا و لاتین زبان‌ها
‫به یه پیرزن خیلی احترام میذارن

264
00:15:56,497 --> 00:16:00,208
‫- احتمال من سفیدپوستای الواط هستن
‫- گوش کنین، با چند تا آدم بالغ هم حرف زدیم

265
00:16:00,209 --> 00:16:02,562
‫و این یه مورد خیلی جالبه

266
00:16:04,172 --> 00:16:05,964
‫داشت تو خیابون راه میرفت

267
00:16:05,965 --> 00:16:08,467
‫"هی چی شده؟ کسی چیزی دید؟"
‫داشت مشروب میخورد

268
00:16:08,468 --> 00:16:10,903
‫یکی از اونایی که دوست داره
‫با پلیس‌ها حرف بزنه

269
00:16:14,849 --> 00:16:16,033
‫باید باهاش حرف بزنیم

270
00:16:17,477 --> 00:16:18,636
‫البته

271
00:16:34,869 --> 00:16:36,846
‫مامان

272
00:16:39,081 --> 00:16:40,182
‫صبح بخیر

273
00:16:41,083 --> 00:16:42,584
‫منو یادته؟

274
00:16:42,585 --> 00:16:44,186
‫آره یادمه

275
00:16:45,880 --> 00:16:47,014
‫مامان!

276
00:16:51,344 --> 00:16:52,886
‫خانم، من کارآگاه روی کارور هستم

277
00:16:52,887 --> 00:16:55,055
‫این‌ها همکارهای من هستن
‫بیل تنچ و هولدن فورد

278
00:16:55,056 --> 00:16:56,640
‫- سلام
‫- چی میخواین؟

279
00:16:56,641 --> 00:16:57,849
‫دوایت هستی درسته؟

280
00:16:57,850 --> 00:17:00,786
‫- چی ازش میخواین؟
‫- این آقایون از اف‌بی‌آی هستن

281
00:17:01,687 --> 00:17:03,772
‫خب، باز چیکار کرده؟

282
00:17:03,773 --> 00:17:06,876
‫کیا رو آوردی توی خونه‌ی من؟

283
00:17:07,902 --> 00:17:09,086
‫میشه بیایم تو؟

284
00:17:18,037 --> 00:17:20,181
‫اف‌بی‌آی اومده خونه‌ی من

285
00:17:22,333 --> 00:17:24,960
‫بمیرم هم براش مهم نیست

286
00:17:24,961 --> 00:17:27,754
‫بگیر منو بکش دیگه
‫چون این کاریه که داری میکنی

287
00:17:27,755 --> 00:17:29,607
‫و مرگ من مرگ طولانی‌ای هست

288
00:17:30,007 --> 00:17:33,385
‫اون تنها پسر منه
‫آخر میرم تا لب آزادراه

289
00:17:33,386 --> 00:17:37,531
‫و سرم رو میذارم زیر یه کامیون
‫و خودم رو از بدبختی نجات میدم

290
00:17:39,225 --> 00:17:41,601
‫فقط میخوایم از دوایت چند تا سوال بپرسیم

291
00:17:41,602 --> 00:17:43,019
‫اینا مال تو هستن دوایت؟

292
00:17:43,020 --> 00:17:47,667
‫حتماً فکر میکنین دیگه اذیتم نمی‌کنه
‫بی‌خیال بابا، اینطور نیست

293
00:17:48,401 --> 00:17:51,545
‫- روی مبل میخوابی؟
‫- وقتی اونقدری مست نیست که نتونه روش بره

294
00:17:53,114 --> 00:17:56,074
‫شاید بهتر باشه بیرون حرف بزنیم دوایت
‫یه سیگاری بکشیم

295
00:17:56,075 --> 00:17:57,259
‫ببرینش

296
00:17:57,743 --> 00:18:00,971
‫یه لحظه بهم فرصت نفس کشیدن بدین

297
00:18:10,881 --> 00:18:12,041
‫سیگار؟

298
00:18:16,721 --> 00:18:17,947
‫خانم خوبیه

299
00:18:19,223 --> 00:18:20,533
‫حس مادریش واقعیه

300
00:18:27,273 --> 00:18:28,916
‫دوستای زیادی داری دوایت؟

301
00:18:29,692 --> 00:18:30,960
‫شما دارین؟

302
00:18:32,862 --> 00:18:36,298
‫یه قلاده‌ی سگ توی خونه دیدم
‫ولی سگی این اطراف نمی‌بینم

303
00:18:44,915 --> 00:18:46,350
‫دوست‌دختر داری؟

304
00:18:48,169 --> 00:18:49,753
‫وقتی مامان پیرت اینجوری همیشه تو خونه‌ست

305
00:18:49,754 --> 00:18:51,814
‫باید سخت باشه که دوست‌دخترت رو بیاری خونه

306
00:18:52,882 --> 00:18:54,150
‫- نه
‫- نه؟

307
00:18:54,634 --> 00:18:55,818
‫سخت نیست؟

308
00:18:56,719 --> 00:18:58,219
‫من دوست‌دختر ندارم

309
00:18:58,220 --> 00:19:00,513
‫پسر خوشتیپی مثل تو؟
‫باورم نمیشه

310
00:19:00,514 --> 00:19:03,367
‫میخواین برام ساک بزنین؟

311
00:19:03,851 --> 00:19:06,203
‫بذار اینجوری بپرسم
‫تا حالا اصلاً دوست‌دختر نداشتی؟

312
00:19:08,689 --> 00:19:09,957
‫یه بار داشتم

313
00:19:10,316 --> 00:19:11,625
‫چی شد؟

314
00:19:12,443 --> 00:19:13,836
‫حامله شد

315
00:19:14,820 --> 00:19:18,156
‫مامانم گفت که زیادی جوونیم که
‫بخوایم ازدواج کنیم، به پدر مادرش گفت

316
00:19:18,157 --> 00:19:19,675
‫اون تو رو فروخت

317
00:19:21,786 --> 00:19:22,928
‫سر بچه چی اومد؟

318
00:19:23,829 --> 00:19:26,015
‫- تراشیده شد
‫- تراشیده شد؟

319
00:19:26,374 --> 00:19:27,499
‫سقط شد

320
00:19:27,500 --> 00:19:30,293
‫- چند سالت بود؟
‫- بیست

321
00:19:30,294 --> 00:19:32,545
‫- دختره چی؟
‫- بیست

322
00:19:32,546 --> 00:19:36,066
‫این از نظر جوون نیست
‫دوستش داشتی؟

323
00:19:37,176 --> 00:19:39,386
‫نمی‌دونم، این دیگه چه جور سوالیه؟

324
00:19:39,387 --> 00:19:41,638
‫من کنجکاوم
‫بد اخلاق نباش

325
00:19:41,639 --> 00:19:43,908
‫خب جوابش "نمیدونم" هست

326
00:19:44,850 --> 00:19:46,368
‫فکر میکنی اون دوستت داشت؟

327
00:19:50,314 --> 00:19:53,358
‫- خوبی دوایت؟
‫- چی؟

328
00:19:53,359 --> 00:19:55,836
‫انگار همش میخوای دستت رو بپوشونی

329
00:19:57,071 --> 00:19:58,380
‫دستت خراش برداشته؟

330
00:19:58,948 --> 00:20:01,383
‫- نه
‫- بذار دستت رو ببینم

331
00:20:04,453 --> 00:20:05,995
‫اون خراش‌ها از کجا اومده؟

332
00:20:05,996 --> 00:20:07,872
‫من مست میکنم، نمیدونم

333
00:20:07,873 --> 00:20:09,892
‫هیچوقت تا حالا ندیدم
‫الکل آدما رو خط خطی کنه

334
00:20:10,334 --> 00:20:12,419
‫به گمونم به بعضی چیزا ضربه میزنم

335
00:20:12,420 --> 00:20:13,579
‫مثل چی؟

336
00:20:14,880 --> 00:20:17,483
‫اینا از یه تیکه چوب شدن

337
00:20:18,008 --> 00:20:20,486
‫- چیزی نیست، من خوبم
‫- بذار دوباره نگاهش کنم دوایت

338
00:20:25,725 --> 00:20:27,076
‫من سگ ندارم

339
00:20:28,102 --> 00:20:31,205
‫- اون سگ داره، نه من
‫- مامانت؟

340
00:20:32,732 --> 00:20:33,866
‫دوایت

341
00:20:36,402 --> 00:20:39,505
‫چرا الان بهمون نمیگی
‫اون خراش‌ها چطوری شدن

342
00:20:39,989 --> 00:20:43,050
‫تا به یه مامور اف‌بی‌آی دروغ نگی، باشه؟

343
00:20:44,493 --> 00:20:49,223
‫یه تیکه چوب باعثش شد

344
00:20:54,253 --> 00:20:56,838
‫- فقط تو و مامانت اونجا زندگی میکنین؟
‫- و جسی

345
00:20:56,839 --> 00:20:58,256
‫جسی کیه؟

346
00:20:58,257 --> 00:20:59,692
‫یه مرد

347
00:21:03,471 --> 00:21:05,781
‫- سیگاری شدید نیست؟
‫- من سیگار میکشم

348
00:21:06,682 --> 00:21:09,368
‫اینکه سه‌تایی‌تون اینجا زندگی میکنین
‫زیادی اذیت‌تون نمیکنه؟

349
00:21:10,811 --> 00:21:13,539
‫- چرا - تازگیا اینطوری شده؟
‫اینکه جسی با شما زندگی کنه؟

350
00:21:15,441 --> 00:21:17,042
‫چند هفته‌ست

351
00:21:18,444 --> 00:21:22,172
‫یهو با هم آشنا شدن یا هر چی

352
00:21:22,531 --> 00:21:24,574
‫- نمی‌دونم
‫- اون اتاق نزدیکه

353
00:21:24,575 --> 00:21:26,910
‫اینکه صدای مامانت با دوست‌پسرش
‫رو بشنوی عجیبه؟

354
00:21:26,911 --> 00:21:29,579
‫- نه
‫- منو که دیوونه میکنه

355
00:21:29,580 --> 00:21:31,289
‫ظاهرش جوریه که انگار ارضا کردنش سخته

356
00:21:31,290 --> 00:21:34,125
‫- کارهایی که میخواد رو براش میکنه؟
‫- خودشم نمیدونه چی میخواد

357
00:21:34,126 --> 00:21:35,244
‫جدی؟

358
00:21:36,879 --> 00:21:41,549
‫آخه کی یکی که تازه دیده رو
‫میاره تو خونه‌ش؟ اینطور نیست؟

359
00:21:41,550 --> 00:21:43,719
‫- خیلی عجیبه
‫- تا حالا درباره‌ش باهاش صحبت کردی؟

360
00:21:43,720 --> 00:21:44,719
‫چی؟

361
00:21:44,720 --> 00:21:46,805
‫دوست‌دخترت رو مجبور کرد سقط کنه

362
00:21:46,806 --> 00:21:49,158
‫تو هم چیزی درباره‌ی زندگی عشقیش گفتی؟

363
00:21:50,476 --> 00:21:51,724
‫آخه درست کنار تو زندگی میکنه

364
00:21:51,725 --> 00:21:54,062
‫وقتی صدای سکسشون رو می‌شنوی چیزی نمیگی؟

365
00:21:54,063 --> 00:21:55,387
‫فکر میکنم اینو منو کُفری میکنه

366
00:21:55,388 --> 00:21:57,649
‫اینکه مامانم همیشه بهم بگه چیکار کنم

367
00:21:57,650 --> 00:21:59,526
‫ببرش سقط کنه
‫اینو براش بگیر، اونو براش بگیر

368
00:21:59,527 --> 00:22:01,653
‫آره، چطوری میذاری مامانت
‫باهات اینطوری رفتار کنه؟

369
00:22:01,654 --> 00:22:04,656
‫- برا خودت تصمیم نمیگیری؟
‫- برا خودم تصمیم میگیرم

370
00:22:04,657 --> 00:22:07,033
‫- من که نشنیدم اینکارو کنی
‫- من نشنیدم چیزی بگه

371
00:22:07,034 --> 00:22:09,160
‫من مستقلم، من بی‌عرضه نیستم

372
00:22:09,161 --> 00:22:12,539
‫من نمیگم بی‌عرضه‌ای
‫چرا هیچی نمیگی و حرفش رو قبول میکنی؟

373
00:22:12,540 --> 00:22:15,726
‫- شماها نمیدونین درباره‌ی چی حرف میزنین
‫- تا حالا بهش فحش دادی؟

374
00:22:16,126 --> 00:22:18,378
‫- هر جوری باهام رفتار میکنه جوابش رو میدم
‫- این یعنی چی؟

375
00:22:18,379 --> 00:22:21,631
‫- تا حالا دعوا کردی؟
‫- شاید

376
00:22:21,632 --> 00:22:24,342
‫- ولی با مامانت نه، درسته؟ مامان فرق داره
‫- یه مامان که بیشتر نداری

377
00:22:24,343 --> 00:22:27,428
‫یه انگشتت هم روش بلند نکردی
‫دست بلند کردن که بماند

378
00:22:27,429 --> 00:22:29,990
‫اگه دست رو مامانت بلند کنی
‫حسابی ناجور میشه نه؟

379
00:22:37,898 --> 00:22:40,984
‫تا حالا کنترلت رو از دست دادی؟

380
00:22:40,985 --> 00:22:43,611
‫- با اون نه، اقلاً
‫- "با اون نه"

381
00:22:43,612 --> 00:22:46,990
‫با عقل جور در میاد که خشمت رو
‫خالی کنی، بهش نشون بدی رئیس کیه

382
00:22:46,991 --> 00:22:48,449
‫هیچوقت مامان پیرت رو اذیت نکردی ولی...

383
00:22:48,450 --> 00:22:50,969
‫هیچوقت اذیتش نکردی چون عاشقته

384
00:23:01,463 --> 00:23:03,923
<i>‫شهروندان فلورین امشب می‌تونن آسوده‌تر بخوابن</i>

385
00:23:03,924 --> 00:23:07,135
<i>‫پلیس ساکرامنتو دوایت تیلور
‫سی ساله رو در ارتباط با</i>

386
00:23:07,136 --> 00:23:10,471
<i>‫دو قتل دیوانه‌وار اخیر دستگیر کرده</i>

387
00:23:10,472 --> 00:23:13,600
<i>‫پلیس میگه تیلور خودش ساکن
‫محله‌ی فقیر نشین خلوتی هست</i>

388
00:23:13,601 --> 00:23:16,769
<i>‫که رزماری گونزالز 74 ساله رو به کما برده</i>

389
00:23:16,770 --> 00:23:19,564
<i>‫و لورا کانوی 64 ساله با ضربات چاقو کشته</i>

390
00:23:19,565 --> 00:23:21,816
<i>‫قربانی‌ها کمتر از هشتصد متر
‫با منزل قاتل فاصله داشتن</i>

391
00:23:21,817 --> 00:23:23,130
<i>‫در اوضاعی آشفته،</i>

392
00:23:23,131 --> 00:23:25,713
<i>‫بعد اینکه وحشیانه به
‫قربانیان سالخورده‌ش حمله...</i>

393
00:23:32,536 --> 00:23:34,346
‫خیلی‌خب

394
00:23:34,788 --> 00:23:38,058
‫گوش کنین، هر کسی تو این اتاق
‫بچگی اونا رو یادشون میاد

395
00:23:38,292 --> 00:23:40,352
‫وقتی فهمیدن که میخوان یه پلیس بشن

396
00:23:41,337 --> 00:23:43,630
‫توی کلاس سوم می‌دونستم
‫که میخوام یه کارآگاه بشم

397
00:23:43,631 --> 00:23:47,151
‫وقتی که کتاب «مشاهده‌ی سرخ» اثر
‫سر آرتور کانن دویل رو خوندم
‫(نویسنده‌ی شرلوک‌هولمز)

398
00:23:48,260 --> 00:23:49,862
‫خب، این آقایی که اینجاست

399
00:23:50,971 --> 00:23:53,991
‫- شرلوک‌هولمز عصر ماست
‫- ایول!

400
00:23:55,225 --> 00:23:57,935
‫و شما هم دکتر واتسون هستین
‫(دستیار شرلوک هولمز)

401
00:23:57,936 --> 00:23:59,187
‫ممنونم

402
00:23:59,188 --> 00:24:00,855
‫شوخی نکردم

403
00:24:00,856 --> 00:24:03,775
‫یا یکی‌تون یا جفت‌تون دیوانه‌اید

404
00:24:03,776 --> 00:24:06,194
‫هی نخندین، کلی روانی تو کالیفرنیا هست

405
00:24:06,195 --> 00:24:08,363
‫- و همشون میخوان پلیس بشن
‫- آره!

406
00:24:08,364 --> 00:24:11,240
‫همه‌ی پلیس‌ها میخوان وارد اف‌بی‌آی بشن
‫و همه‌ی اف‌بی‌آی‌ها میخوان...

407
00:24:11,241 --> 00:24:13,743
‫دیگه نمیدونم

408
00:24:13,744 --> 00:24:16,871
‫اوه! میخواد سخنرانی کنه
‫مستفیظ بفرمایید ای خردمند

409
00:24:16,872 --> 00:24:18,498
‫سخنرانی!

410
00:24:18,499 --> 00:24:20,500
‫- ممنونم
‫- سخنرانی!

411
00:24:20,501 --> 00:24:23,211
‫فقط میخواستم ازتون تشکر کنم
‫که این جمع رو تشکیل دادین

412
00:24:23,212 --> 00:24:25,538
‫و روی، ممنون که از کاری که من و بیل

413
00:24:25,539 --> 00:24:26,915
‫داریم انجام میدیم قدردانی میکنی

414
00:24:29,802 --> 00:24:32,488
‫و برای اینکه باهاش رو در رو بشیم
‫اگه همه‌مون با هم کار کنیم

415
00:24:33,389 --> 00:24:35,449
‫می‌تونیم در تاریک‌ترین شب‌ها مخاطره کنیم

416
00:24:35,450 --> 00:24:37,367
‫و نوری رو در تاریکی بتابونیم

417
00:24:41,230 --> 00:24:43,749
‫و دارم درباره‌ی تاریکی مطلق حرف میزنم

418
00:24:45,109 --> 00:24:48,027
‫و ممنون بابت آبجو!

419
00:24:48,028 --> 00:24:49,546
‫خوشحال میشیم کمک کنیم

420
00:24:50,197 --> 00:24:52,073
‫تبریک میگم رفقا

421
00:24:52,074 --> 00:24:53,592
‫کارتون عالی بود

422
00:25:01,083 --> 00:25:03,418
‫اگه می‌تونی توی تاریکی نور بتابونی

423
00:25:03,419 --> 00:25:06,897
‫پس می‌تونی کلیدهای منم نورانی کنی

424
00:25:11,093 --> 00:25:13,278
‫خیلی خیلی خنده‌دار بود

425
00:25:30,863 --> 00:25:32,155
‫عالی بود!

426
00:25:32,156 --> 00:25:34,174
‫خیلی‌خب، ایستگاه ما رو گرفتین

427
00:25:34,783 --> 00:25:35,884
‫کارتون خوب بود

428
00:25:44,084 --> 00:25:47,062
‫آره، میخواستم ببینم چطوری، همین

429
00:25:51,717 --> 00:25:52,985
‫معلمش؟

430
00:25:59,808 --> 00:26:01,076
‫متاسفم که اینو می‌شنوم

431
00:26:04,688 --> 00:26:06,790
‫نه، فکر نمیکنم به موقع برسیم

432
00:26:10,235 --> 00:26:11,336
‫خب...

433
00:26:14,490 --> 00:26:17,676
‫خیلی‌خب، فقط میخواستم صدات رو بشنوم

434
00:26:19,077 --> 00:26:20,679
‫از ظرف بابایی یه یوسش بکن

435
00:26:23,248 --> 00:26:24,516
‫منم دوستت دارم

436
00:26:34,301 --> 00:26:35,426
‫متاسفم اد

437
00:26:35,427 --> 00:26:38,638
‫منظورت اینه خشونت توی فیلم‌ها
‫باعث شد اون زن‌ها رو بکشی؟

438
00:26:38,639 --> 00:26:39,680
‫نه

439
00:26:39,681 --> 00:26:43,893
‫منظورم اینه توی واقعیت اوضاع
‫اونجوری که انتظار داری پیش نمیره

440
00:26:43,894 --> 00:26:47,230
‫وقتی کسی رو چاقو میزنی
‫باید بیفتن بمیرن

441
00:26:47,231 --> 00:26:48,272
‫اونا...

442
00:26:48,273 --> 00:26:50,691
‫و بیفتن بمیرن، درسته؟
‫- درسته

443
00:26:50,692 --> 00:26:54,362
‫تو واقعیت، وقتی کسی رو چاقو میکنی
‫فشار خونشون میفته

444
00:26:54,363 --> 00:26:57,698
‫و خیلی آروم می‌میرن

445
00:26:57,699 --> 00:27:00,510
‫پس من بی‌میل بودم
‫ازش لذتی نمی‌بردم

446
00:27:01,703 --> 00:27:03,305
‫اینو ضبط کردین؟

447
00:27:03,872 --> 00:27:04,990
‫آره

448
00:27:08,001 --> 00:27:10,044
‫می‌دونین، راستش همه‌ش برمی‌گرده

449
00:27:10,045 --> 00:27:15,359
‫به ناتوانی ادراکی من در
‫برقراری ارتباط اجتماعی و سکسی

450
00:27:16,134 --> 00:27:19,804
‫از اینکه در رباطه‌های مرد و زن
‫قرار بگیرم تا سرحد مرگ می‌ترسیدم

451
00:27:19,805 --> 00:27:22,157
‫حتی نشستن کنار یه زن جوون
‫و حرف زدن باهاش

452
00:27:23,475 --> 00:27:25,243
‫می‌خواستم ارتباط برقرار کنم

453
00:27:25,686 --> 00:27:28,980
‫حالا عجیبش اینه که برا همین
‫من شروع به سوار کردن آدما کردم

454
00:27:28,981 --> 00:27:30,731
‫یه دختر رو سوار می‌کردم

455
00:27:30,732 --> 00:27:33,150
‫و هر بار یکم پیش می‌رفتم

456
00:27:33,151 --> 00:27:35,236
‫و این کار برام جرات میخواست

457
00:27:35,237 --> 00:27:37,530
‫آخه اولش تفنگی در کار نبود

458
00:27:37,531 --> 00:27:39,490
‫و من تنها بودم

459
00:27:39,491 --> 00:27:42,535
‫می‌رفتیم به یه دشت باز
‫که کسی نبود ما رو ببینه

460
00:27:42,536 --> 00:27:43,953
‫ولی من میگفتم
‫"نه من نمیتونم"

461
00:27:43,954 --> 00:27:46,205
‫پس تو زن‌ها رو سوار می‌کردی
‫ولی اونا رو نمی‌کشتی؟

462
00:27:46,206 --> 00:27:49,125
‫ولی بعد، یه تفنگ رو تو ماشین می‌بینم

463
00:27:49,126 --> 00:27:50,960
‫و این احساس

464
00:27:50,961 --> 00:27:54,606
‫طلبیدن و خشونت زشت
‫که از درون منو میخوره هست

465
00:27:55,757 --> 00:27:57,567
‫خیلی دوست داشتم که
‫فقط بهشون تجاوز کنم

466
00:27:58,051 --> 00:28:00,654
‫ولی هیچ تجربه‌ای نداشتم

467
00:28:01,054 --> 00:28:05,057
‫می‌تونستم حسش کنم که این
‫اشتیاق شگفت‌انگیز داره درونم رو می‌خوره

468
00:28:05,058 --> 00:28:07,018
‫اشتیاق شگفت‌انگیز؟

469
00:28:07,019 --> 00:28:10,354
‫- عبارت قشنگیه نه؟
‫- بعدش چی میشد؟

470
00:28:10,355 --> 00:28:12,398
‫می‌دونین، دارم به نوشتن
‫کتاب خودم فکر میکنم

471
00:28:12,399 --> 00:28:15,443
‫چند وقته میخوام یه دستگاه تایپ جور کنم
‫می‌تونین کمکم کنین؟

472
00:28:15,444 --> 00:28:17,504
‫مطمئنم می‌تونیم یه کمک‌هایی بکنیم

473
00:28:17,696 --> 00:28:19,363
‫بعدس احساست رو می‌سازه؟

474
00:28:19,364 --> 00:28:21,049
‫در یه نقطه‌ای، تو شروع میکنی به...

475
00:28:21,408 --> 00:28:23,343
‫- لذت بردن از هیجان
‫- ببینین...

476
00:28:24,077 --> 00:28:26,287
‫وقتی گلوی کسی رو می‌بُری

477
00:28:26,288 --> 00:28:28,414
‫باید گوش تا گوش ببریش

478
00:28:28,415 --> 00:28:31,459
‫تا بتونی نای و شاهرگ گردن رو ببُری

479
00:28:31,460 --> 00:28:33,794
‫تا همزمان خونریزی کنن و بمیرن

480
00:28:33,795 --> 00:28:35,981
‫وگرنه، درد زیادی رو می‌کشن

481
00:28:37,299 --> 00:28:39,800
‫اینجا بود که عبارت "گوش تا گوش" رو یاد گرفتم

482
00:28:39,801 --> 00:28:41,177
‫اینکه دقیقاً معنیش چیه

483
00:28:41,178 --> 00:28:43,596
‫مردم فکر میکنن فقط یه اصطلاحه

484
00:28:43,597 --> 00:28:45,556
‫نیست، یه دستورالعمله

485
00:28:45,557 --> 00:28:48,392
‫نمیخوای اینکارو کنی، مجبوری

486
00:28:48,393 --> 00:28:49,852
‫پس لذتی نداره اد؟

487
00:28:49,853 --> 00:28:51,187
‫البته که داره

488
00:28:51,188 --> 00:28:54,082
‫فقط میخواستم ازشون تجلیل کنم

489
00:28:54,608 --> 00:28:56,543
‫به بیان دیگه، پیروزی بر مرگ

490
00:28:57,027 --> 00:28:59,904
‫اونا مرده بودن و من زنده بودم
‫لذتش اینجا بود

491
00:28:59,905 --> 00:29:02,698
‫من شکارچی بودم
‫اونا قربانی بودن

492
00:29:02,699 --> 00:29:04,843
‫خب بعد از قتل‌های اولت چه حسی داشتی؟

493
00:29:11,416 --> 00:29:13,584
‫مری رو از همه بیشتر دوست داشتم

494
00:29:13,585 --> 00:29:15,604
‫به آنیتا بی‌اشتیاق بودم

495
00:29:17,214 --> 00:29:18,607
‫مشکلش چی بود؟

496
00:29:19,049 --> 00:29:20,609
‫چیز خاصی نبود

497
00:29:21,009 --> 00:29:22,944
‫بیشتر این بود که مری...

498
00:29:25,264 --> 00:29:29,141
‫من کاملاً توسط شخصیت و
‫چهره‌ش تحت تاثیر قرار گرفته بودم

499
00:29:29,142 --> 00:29:31,769
‫و بینمون فقط احترام بود

500
00:29:31,770 --> 00:29:33,955
‫- احترام؟
‫- البته

501
00:29:34,356 --> 00:29:36,524
‫بعد قتل گاهی اوقات
‫می‌رفتم به اونجا تا نزدیکش باشم

502
00:29:36,525 --> 00:29:38,460
‫چون دوستش داشتم و می‌خواستمش

503
00:29:39,027 --> 00:29:40,361
‫به محل قتل می‌رفتی؟

504
00:29:40,362 --> 00:29:42,446
‫هیچوقت زیاد به خودم نگاه نمی‌کردم

505
00:29:42,447 --> 00:29:44,949
‫ولی همیشه دنبال دخترای خوشگل می‌رفتم

506
00:29:44,950 --> 00:29:46,134
‫شرط می‌بندم تو هم همینی

507
00:29:47,619 --> 00:29:48,720
‫البته

508
00:29:49,830 --> 00:29:51,622
‫احتمالاً نمی‌تونین تصور اینو بکنین

509
00:29:51,623 --> 00:29:54,625
‫ولی از اونجایی که من بین سنین
‫15 تا 21 سالگی بخاطر قتل

510
00:29:54,626 --> 00:29:56,794
‫پدربزرگ مادربزرگم زندانی بودم

511
00:29:56,795 --> 00:30:00,357
‫مدت زیادی با زنان همسن خودم
‫هیچ تماسی نداشتم

512
00:30:00,799 --> 00:30:04,444
‫وقتی دوباره آزاد شدم
‫انگار روی یه سیاره‌ی جدید اومده بودم

513
00:30:04,928 --> 00:30:07,638
‫مدت‌ها پیش آدمایی که از من
‫خیلی پیرتر بودن زندگی کردم

514
00:30:07,639 --> 00:30:09,223
‫مثل یه اُمل پیر بودم

515
00:30:09,224 --> 00:30:10,891
‫چه تکان‌دهنده بوده

516
00:30:10,892 --> 00:30:12,810
‫می‌دونین، وقتی پیش پلیس اعتراف کردم

517
00:30:12,811 --> 00:30:14,636
‫منو از کالیفرنیا آوردن

518
00:30:14,637 --> 00:30:16,897
‫و تو یه غذاخوری برا غذا خوردن ایستادیم

519
00:30:16,898 --> 00:30:20,085
‫چند تا خانم جذاب از کنار ماشین رد شدن

520
00:30:20,736 --> 00:30:22,003
‫من بالا آوردم

521
00:30:22,321 --> 00:30:25,823
‫درست همونجا و بعدش روی ماشین پلیس
‫جلوی همه‌ی پلیسا

522
00:30:25,824 --> 00:30:26,949
‫خیلی شدید بود

523
00:30:26,950 --> 00:30:29,535
‫من اینجوری به زن‌ها واکنش نشون می‌دادم

524
00:30:29,536 --> 00:30:31,012
‫شکل دیگه‌ای نبودم

525
00:30:31,913 --> 00:30:33,265
‫بذار یه چیزی ازت بپرسم

526
00:30:35,542 --> 00:30:37,102
‫تا حالا با کسی دراین‌باره حرف زدی؟

527
00:30:37,878 --> 00:30:39,563
‫درباره‌ی تمایلاتت؟

528
00:30:41,298 --> 00:30:43,483
‫مثلاً مامانت؟

529
00:30:44,009 --> 00:30:46,278
‫مسلماً نه اینطوری که
‫داری با ما حرف میزنی

530
00:30:48,555 --> 00:30:51,199
‫اگه می‌تونستم دهنم رو باز کنم

531
00:30:52,559 --> 00:30:54,435
‫اوضاع الان کاملاً متفاوت بود

532
00:30:54,436 --> 00:30:56,677
‫از همون لحظه‌ای که صبح بیدار میشدم

533
00:30:56,678 --> 00:30:58,856
‫بدجنسی و منو تحقیر میکرد

534
00:30:58,857 --> 00:31:00,649
‫و همه‌ی دکمه‌های منو می‌شناخت

535
00:31:00,650 --> 00:31:02,127
‫چون خودش اونارو گذاشته بود اونجا

536
00:31:03,320 --> 00:31:05,279
‫تموم زندگیم اسباب‌بازیش بودم

537
00:31:05,280 --> 00:31:08,175
‫درست تا زمانی که با یه
‫چاقوی شکار گلوش رو بریدم

538
00:31:10,702 --> 00:31:11,803
‫اد...

539
00:31:13,163 --> 00:31:15,307
‫چرا این کاری رو که کردی...

540
00:31:16,875 --> 00:31:18,059
‫با سرش کردی؟

541
00:31:20,545 --> 00:31:22,063
‫چرا بقیه میکنن؟

542
00:31:23,965 --> 00:31:26,092
‫می‌دونین، اون شب رفتم سر تختش

543
00:31:26,093 --> 00:31:27,786
‫اونجا خوابیده بود و داشت کتاب میخوند

544
00:31:27,787 --> 00:31:30,572
‫درست مثل هزاران شب قبل از اون

545
00:31:31,598 --> 00:31:35,334
‫اون گفت " اوه، فکر کنم الان میخوای
‫تموم شب رو منتظر بمونی

546
00:31:35,335 --> 00:31:36,912
‫و حرف بزنی"

547
00:31:38,230 --> 00:31:39,664
‫باورتون میشه؟

548
00:31:40,232 --> 00:31:42,417
‫"تموم شب منتظر بمونی تا حرف بزنی"

549
00:31:43,527 --> 00:31:44,669
‫لعنتی

550
00:31:47,406 --> 00:31:49,341
‫و می‌دونستم میخوام بکشمش...

551
00:31:50,158 --> 00:31:51,276
‫می‌دونین؟

552
00:31:52,327 --> 00:31:54,763
‫برای اولین بار با خودم راستگو بودم

553
00:31:56,415 --> 00:31:58,541
‫چون من یه مارمولک نیستم

554
00:31:58,542 --> 00:32:02,020
‫من از زیر بوته به عمل نیومدم
‫من از شکم اون بیرون اومدم

555
00:32:02,587 --> 00:32:03,897
‫از مادرم بیرون اومدم

556
00:32:05,006 --> 00:32:08,527
‫درسته که تو بخشی از جسدش رو
‫داخل سطل آشغال انداختی؟

557
00:32:10,595 --> 00:32:12,113
‫تارهای صوتیش

558
00:32:12,681 --> 00:32:13,931
‫چرا؟

559
00:32:13,932 --> 00:32:15,700
‫چون نمی‌تونستم خفه‌ش کنم

560
00:32:16,101 --> 00:32:20,271
‫اون دقیقاً میخواست با حرفاش منو نابود کنه

561
00:32:20,272 --> 00:32:22,040
‫پس منم برای همیشه خفه‌ش کردم

562
00:32:23,275 --> 00:32:26,402
‫و الان همه میدونن بخاطر
‫کارهایی بود که با من کرد

563
00:32:26,403 --> 00:32:29,047
‫بخاطر راهی که با پسرش رفتار کرد

564
00:32:38,582 --> 00:32:39,724
‫پیتزا!

565
00:32:40,542 --> 00:32:42,018
‫ای بچه‌ها

566
00:32:44,588 --> 00:32:47,315
‫خیلی‌خب، پس از ماشین میای بیرون...

567
00:32:47,507 --> 00:32:50,801
‫- فقط میرم به سمت ساختمون آپارتمان
‫- کسی اونجا بود؟

568
00:32:50,802 --> 00:32:51,927
‫خب من رسیدم خونه

569
00:32:51,928 --> 00:32:54,096
‫پله‌ها رو میرم بالا به سمت آپارتمانمون

570
00:32:54,097 --> 00:32:55,351
‫با یه سر تازه جدا شده

571
00:32:55,352 --> 00:32:57,433
‫که تقریباً نیم لیتر خون ازش
‫داخل ساک ورزشیم ریخته

572
00:32:57,434 --> 00:33:00,203
‫همینجوری زده بودیش زیر بازوت؟
‫به همین راحتی؟

573
00:33:00,562 --> 00:33:02,521
‫- بفرما، یه تیکه بردار
‫- ممنونم

574
00:33:02,522 --> 00:33:05,316
‫بعدش روی پله‌ها رسیدم به اون

575
00:33:05,317 --> 00:33:07,526
‫کارت‌پستال تصویری زوج شاد عادی

576
00:33:07,527 --> 00:33:10,321
‫- درست از کنار من رد شدن
‫- دو دنیای شما با هم برخورد میکنه...

577
00:33:10,322 --> 00:33:12,948
‫زندگی خیالی کُشنده‌ی من و این چیزا

578
00:33:12,949 --> 00:33:16,177
‫دختر خوشگل، اسم قشنگی داشت
‫کیم یا همچین چیزی بود

579
00:33:16,495 --> 00:33:18,329
‫با دوست‌پسرش میرفت بیرون سر قرار

580
00:33:18,330 --> 00:33:21,040
‫و به همون راحتی می‌تونست
‫سر کیم توی این ساک باشه

581
00:33:21,041 --> 00:33:23,000
‫- داری نقش خدا رو بازی میکنی
‫- دقیقاً

582
00:33:23,001 --> 00:33:27,689
‫و فهمیدم من هیچوقت تا حالا
‫تو عمرم سر یه قرار نرفتم

583
00:33:28,173 --> 00:33:30,841
‫و می‌دونین، از در وارد شدم
‫و به مامانم گفتم

584
00:33:30,842 --> 00:33:33,093
‫"من تا حالا با یه دختر سر قرار نبودم مامان"

585
00:33:33,094 --> 00:33:35,095
‫- و اون چی گفت؟
‫- "خدایا رو شکر"

586
00:33:35,096 --> 00:33:37,556
‫- باورتون میشه؟
‫- عجب عوضی‌ای بوده

587
00:33:37,557 --> 00:33:40,559
‫اونموقع بود که شروع کردم به
‫خاک کردن سرش توی حیاط پشتی

588
00:33:40,560 --> 00:33:43,270
‫- صحیح
‫- درست پایین پنجره‌ی اتاق‌خواب مامانی

589
00:33:43,271 --> 00:33:46,482
‫وقتایی که خونه بود چشم اونا
‫درست به پنجره‌ی اون بود

590
00:33:46,483 --> 00:33:48,859
‫درست کنارش مرد
‫دست خودم نبود

591
00:33:48,860 --> 00:33:49,978
‫چی میگی بابا؟

592
00:33:50,862 --> 00:33:54,406
‫می‌دونم احمقانه‌ست، ولی مامانم همیشه
‫دوست داشت بقیه به اون نگاه کنن

593
00:33:54,407 --> 00:33:57,093
‫وای

594
00:34:38,159 --> 00:34:40,828
‫آخ!

595
00:34:40,829 --> 00:34:42,347
‫هنوزم بوی کمپر رو میدم

596
00:34:43,540 --> 00:34:46,125
‫یا شاید فقط بوی
‫مرکز بهداشت کالیفرنیاست

597
00:34:46,126 --> 00:34:49,020
‫بوی خیلی بدی داشت
‫مثل بوی کمد دانش‌آموزها بود

598
00:34:49,337 --> 00:34:51,147
‫یه کاری کرد اشتهام رو از دست بدم

599
00:35:00,056 --> 00:35:01,157
‫خب...

600
00:35:02,100 --> 00:35:03,326
‫مامانم رو دوست داری؟

601
00:35:05,103 --> 00:35:06,538
‫ببخشید، خنده‌دار نبود

602
00:35:08,398 --> 00:35:10,625
‫آره، مامانم رو دوست داشتم

603
00:35:11,151 --> 00:35:12,711
‫ولی دیگه بین ما نیست

604
00:35:16,448 --> 00:35:17,799
‫زنت رو دوست داری؟

605
00:35:19,576 --> 00:35:21,720
‫- آره دارم
‫- خوبه

606
00:35:23,204 --> 00:35:26,766
‫تموم زندگیم می‌شناختمش
‫مطمئن نیستم بدون اون چیکار کنم

607
00:35:27,834 --> 00:35:29,728
‫- اون دوست‌دخترت چطور؟
‫- آره

608
00:35:30,712 --> 00:35:32,647
‫اون عالیه، باهوشه

609
00:35:33,465 --> 00:35:34,774
‫فکر کنم واقعاً ازم خوشش میاد

610
00:35:36,843 --> 00:35:38,403
‫به نظر ما عملیش کردیم

611
00:35:39,638 --> 00:35:41,406
‫حس خوبی داره مگه نه؟

612
00:35:41,514 --> 00:35:44,576
‫اینکه پرواز کنی خونه و آدم بدا رو دستگیر کنی
‫درست مثل فیلم‌ها

613
00:35:45,143 --> 00:35:47,478
‫اره حس خوبی داره که دوایت
‫توی خیابون‌ها نیست

614
00:35:47,479 --> 00:35:49,706
‫ولی کمپر اونو ملایم‌تر میکنه

615
00:35:50,106 --> 00:35:52,667
‫حالت رو کامل بد میکنه مگه نه؟

616
00:35:53,109 --> 00:35:54,318
‫بله

617
00:35:54,319 --> 00:35:55,444
‫بیشتر از دوایت؟

618
00:35:55,445 --> 00:35:57,355
‫چیزی پشت چشم‌های کمپر نیست

619
00:35:57,356 --> 00:35:59,424
‫انگار که نزدیک یه سیاه‌چاله ایستادی

620
00:36:00,909 --> 00:36:03,869
‫- درسته
‫- و اون فکر میکنه ما دوستانشیم

621
00:36:03,870 --> 00:36:06,848
‫خب، اون فکر میکنه تو دوستشی

622
00:36:08,875 --> 00:36:11,227
‫که تو رو یه مامور اف‌بی‌آی عالی میکنه

623
00:36:22,055 --> 00:36:24,449
‫میدونی، داشتم درباره‌ی گفت‌وگو مون با
‫دکتر کار فکر می‌کردم

624
00:36:27,602 --> 00:36:28,787
‫جدی؟

625
00:36:30,730 --> 00:36:32,290
‫تو این کار حرف نداریم

626
00:36:32,816 --> 00:36:34,542
‫حتی اگه حالم رو بد کنه

627
00:36:34,984 --> 00:36:37,277
‫اگه بخوایم از هر چیز جدیدی
‫شونه خالی کنیم

628
00:36:37,278 --> 00:36:38,487
‫هر چیز جالب...

629
00:36:38,488 --> 00:36:39,697
‫آره

630
00:36:39,698 --> 00:36:42,157
‫اگه اون واقعاً فکر میکنه این ایده خیلی خوبه

631
00:36:42,158 --> 00:36:45,762
‫که توان زیادی برای تغییر
‫زندگی مردم داره...

632
00:36:46,871 --> 00:36:49,140
‫- خب؟
‫- شاید بهتر باشه دعوتش کنیم

633
00:36:49,499 --> 00:36:52,101
‫فقط برا یه روز
‫تا استراتژی بچینیم

634
00:36:53,002 --> 00:36:54,920
‫فکر میکنم ایده‌ی معرکه‌ایه

635
00:36:54,921 --> 00:36:57,047
‫حداقل می‌تونیم چیزهایی که
‫تا الان جمع کردیم تالیف کنیم

636
00:36:57,048 --> 00:36:59,842
‫و نقشه‌ای درست کنیم تا یه موقع
‫اگه خواستیم با شپارد صحبت کنیم

637
00:36:59,843 --> 00:37:01,152
‫تا بتونیم آماده باشیم

638
00:37:03,555 --> 00:37:04,823
‫کار سختیه

639
00:37:05,306 --> 00:37:06,574
‫از الانش ازت متنفره

640
00:37:07,767 --> 00:37:09,702
‫داره از تو هم تنفر میشه

641
00:37:12,397 --> 00:37:13,498
‫درسته

642
00:37:14,983 --> 00:37:16,709
‫پس چرا زور الکی بزنیم؟

643
00:37:18,945 --> 00:37:22,114
‫دوایت بازم ادامه میداد
‫درست مثل کمپر

644
00:37:22,115 --> 00:37:24,551
‫تا اینکه بالاخره رسید به منبع

645
00:37:25,160 --> 00:37:27,762
‫یجورایی کسل‌کننده‌ست که همیشه
‫به مادر ختم میشه

646
00:37:28,246 --> 00:37:32,100
‫مادر بود، ولی به یه شکل خیلی متفاوت

647
00:37:33,126 --> 00:37:34,227
‫بیشتر...

648
00:37:34,961 --> 00:37:36,295
‫عاشقانه بود

649
00:37:36,296 --> 00:37:37,981
‫اگه بتونی این اسم رو روش بذاری

650
00:37:38,590 --> 00:37:39,774
‫زن جیگری بود؟

651
00:37:40,216 --> 00:37:41,967
‫- کی؟
‫- مامانش

652
00:37:41,968 --> 00:37:43,903
‫ها...

653
00:37:44,971 --> 00:37:46,990
‫پسرای توی دبیرستان
‫میگفتن مامان من خوب چیزیه

654
00:37:46,991 --> 00:37:49,242
‫و همیشه بابتش عصبانی میشدم

655
00:37:49,684 --> 00:37:50,761
‫ولی بعدش کارش به شیمی‌درمانی کشید

656
00:37:50,762 --> 00:37:52,811
‫و دیگه کسی درباره‌ش چیزی نگفت

657
00:37:52,812 --> 00:37:55,915
‫- و این منو ناراحت میکرد
‫- نمیدونستم مامانت سرطان داشت

658
00:37:56,316 --> 00:37:59,276
‫برا همین همیشه وقت سکس
‫ازت میخوام سینه‌هام رو بگیری

659
00:37:59,277 --> 00:38:03,882
‫- اینطوری تومورهای سرطانی
‫رو بررسی میکنی - جدی؟

660
00:38:09,537 --> 00:38:11,872
‫نمی‌تونم بذارم اون پسرا از من یاد بگیرن

661
00:38:11,873 --> 00:38:14,225
‫- اونم با اون دیدگاهشون به سکس
‫- و زنها

662
00:38:24,302 --> 00:38:25,653
‫ممنون که اومدی

663
00:38:26,721 --> 00:38:28,239
‫نیاز داشتم ببینمت

664
00:38:32,519 --> 00:38:34,162
‫و حالا که تمیز شدم...

665
00:38:37,232 --> 00:38:39,712
‫اگه وقتی دارم ناخنام رو
‫سوهان میکشم میخوای بری اون پایین

666
00:38:39,713 --> 00:38:41,544
‫تعریفت از عجیب غریب بودنه...

667
00:38:42,111 --> 00:38:43,338
‫من عجیب غریبم

668
00:38:48,451 --> 00:38:49,552
‫من خیلی عجیب غریبم

669
00:38:50,995 --> 00:38:53,681
‫می‌تونم با این سوهان ناخن
‫سوراخ سوراخت کنم

670
00:38:54,457 --> 00:38:56,834
‫بعد می‌تونم تبدیل به بخشی از
‫پرونده‌ی مطالعاتیت بشم

671
00:38:56,835 --> 00:38:59,437
‫مصاحبه شونده‌ی خیلی چالشی‌ای خواهی شد

672
00:39:17,063 --> 00:39:19,189
‫سلام کنث، می‌تونم یه چیزی ازت بپرسم؟

673
00:39:19,190 --> 00:39:20,875
‫البته، چی شده؟

674
00:39:21,025 --> 00:39:23,385
‫درباره‌ی بعضی از چیزایی که درس میدیم

675
00:39:23,386 --> 00:39:24,903
‫یکم فکر کردم

676
00:39:24,904 --> 00:39:28,115
‫به طور خاص، فهرست واژگان منحرف

677
00:39:28,116 --> 00:39:29,241
‫فحش‌ها رو میگی؟

678
00:39:29,242 --> 00:39:31,427
‫درسته، خب، بیشتر درباره‌ی...

679
00:39:32,287 --> 00:39:34,997
‫توصیف‌گر کردارها فکر میکردم

680
00:39:34,998 --> 00:39:36,957
‫می‌دونی، کیر خوری، کس لیسی

681
00:39:36,958 --> 00:39:39,084
‫خیلی‌خب، مشکل دقیقاً چیه؟

682
00:39:39,085 --> 00:39:41,437
‫خب، مسئله همینه کن
‫مشکل نمی‌دونم چیه

683
00:39:41,754 --> 00:39:43,856
‫واقعاً نمی‌دونم که اونا منحرفن

684
00:39:44,757 --> 00:39:45,900
‫خشونت مقعدی؟

685
00:39:46,426 --> 00:39:47,634
‫خب نه، نه اون یکی

686
00:39:47,635 --> 00:39:49,803
‫- با بیل دراین‌باره حرف زدی؟
‫- معلومه

687
00:39:49,804 --> 00:39:51,364
‫بیل با من موافقه

688
00:39:52,098 --> 00:39:54,200
‫و فکر میکنی باید
‫برنامه‌ی آموزشی رو تغییر بدیم؟

689
00:39:54,559 --> 00:39:57,036
‫فقط... یه نگاه به این بنداز

690
00:39:57,645 --> 00:39:59,664
‫درباره‌ش فکر کن، باشه؟

691
00:40:03,568 --> 00:40:05,611
‫- کله‌کیری؟
‫- این واسه خودت

692
00:40:05,612 --> 00:40:06,838
‫کونی؟

693
00:40:07,280 --> 00:40:08,363
‫اونم همینطور

694
00:40:08,364 --> 00:40:10,073
‫و "سکس گروهی" هم نمیخوای؟

695
00:40:10,074 --> 00:40:11,342
‫چیزی که درسته درسته

696
00:40:12,118 --> 00:40:13,394
‫کلیسمافیلیا؟

697
00:40:14,120 --> 00:40:15,254
‫کلیسما... چی؟

698
00:40:15,747 --> 00:40:17,849
‫انما، دادن یا کردن

699
00:40:20,001 --> 00:40:21,135
‫این می‌تونه بمونه

700
00:40:22,921 --> 00:40:26,274
‫و اینا هم فاکتور می‌گیریم
‫"کفس"، "کیر مصنوعی"

701
00:40:26,758 --> 00:40:29,384
‫"کیر خوری"، "کس لیسی"

702
00:40:29,385 --> 00:40:30,802
‫دراین‌باره مطمئنی؟

703
00:40:30,803 --> 00:40:31,845
‫بله

704
00:40:31,846 --> 00:40:33,031
‫ممنون مارج

705
00:40:34,349 --> 00:40:35,533
‫بهتر از چیزیه که فکر میکنی

706
00:40:36,726 --> 00:40:37,827
‫خیلی‌خب

707
00:40:38,603 --> 00:40:40,496
‫خب، تو و دکتر کار برمی‌گردین؟

708
00:40:40,980 --> 00:40:43,190
‫اینجا و اونجا درباره‌ی
‫چند تا پرونده باهاش مشورت کردم

709
00:40:43,191 --> 00:40:45,776
‫چند سالی برمی‌گردیم عقب
‫چرا می‌پرسی؟

710
00:40:45,777 --> 00:40:46,878
‫فقط کنجکاو شدم

711
00:40:50,323 --> 00:40:51,406
‫نه

712
00:40:51,407 --> 00:40:53,158
‫- نه؟
‫- میدونی معنیش چیه

713
00:40:53,159 --> 00:40:55,744
‫- منظورم این نبود که...
‫- از ازدواجم لذت می‌برم، ممنونم

714
00:40:55,745 --> 00:40:57,055
‫منظورم...

715
00:40:58,790 --> 00:41:00,332
‫فقط... وندی یه طوریش هست

716
00:41:00,333 --> 00:41:01,768
‫سکسی نیست

717
00:41:04,045 --> 00:41:05,295
‫شاید یکم سکسی باشه

718
00:41:05,296 --> 00:41:09,358
‫ولی نظریه‌های و انرژیش
‫اون... شبیه احمقا شدم

719
00:41:09,801 --> 00:41:11,677
‫انگاری نمی‌تونی عشقت
‫به معلمت رو ابراز کنی

720
00:41:11,678 --> 00:41:15,114
‫قضیه فقط اینه که یکی مثل اون
‫این پروژه رو پذیرفته و حرفایی داره

721
00:41:16,641 --> 00:41:19,017
‫- اینطور فکر نمیکنی؟
‫- فهمیدم

722
00:41:19,018 --> 00:41:21,228
‫تنچ پیرمرد وارد بازی میشه، که چی؟

723
00:41:21,229 --> 00:41:23,355
‫شپارد پیر بداخلاق، مهمه مگه؟

724
00:41:23,356 --> 00:41:25,833
‫- ولی استاد ترشیده
‫- عادلانه نیست

725
00:41:27,443 --> 00:41:28,544
‫خودشه

726
00:41:33,408 --> 00:41:35,117
‫- دکتر کار
‫- مامور فورد

727
00:41:35,118 --> 00:41:37,261
‫- به کوانتیکو خوش اومدید
‫- ممنونم

728
00:41:37,620 --> 00:41:38,805
‫سفرتون چطور بود؟

729
00:41:39,372 --> 00:41:42,416
‫راستش رو بگم یکم خسته‌کننده بود
‫داشتم مدارکم رو طبقه‌بندی می‌کردم، ولی...

730
00:41:42,417 --> 00:41:44,835
‫اگه مایل باشیم می‌تونیم بریم
‫کافه‌تریا و یه قهوه بخوریم

731
00:41:44,836 --> 00:41:46,854
‫نه میل ندارم
‫امروز صبح یکم خوردم

732
00:41:47,922 --> 00:41:49,357
‫اتاقمون همین نزدیکه

733
00:41:51,175 --> 00:41:52,652
‫خب، چی درس میدین؟

734
00:41:53,344 --> 00:41:55,637
‫به یه کلاس در مورد

735
00:41:55,638 --> 00:41:58,199
‫اشتراک جامعه‌ستیزی و شهرت درس میدم

736
00:41:58,641 --> 00:42:01,828
‫آدمایی مثل اندی وارهول
‫جیم موریسون

737
00:42:02,020 --> 00:42:05,605
‫سلبریتی بودنشون شده تنها چیزی که
‫لازم دارن تا مَنیّت خودشون رو نگه دارن

738
00:42:05,606 --> 00:42:08,459
‫- نیکسون یه جامعه‌ستیز بود
‫- خیلی شبیهش بود

739
00:42:08,776 --> 00:42:10,861
‫اگه یه جامعه‌ستیز باشی
‫چطوری می‌تونی رئیس‌جمهور

740
00:42:10,862 --> 00:42:12,195
‫ایالات متحده بشی؟

741
00:42:12,196 --> 00:42:15,282
‫سوال اینه که اگه یه جامعه‌ستیز نباشی
‫چطوری می‌تونی رئیس‌جمهور

742
00:42:15,283 --> 00:42:17,576
‫ایالات متحده بشی؟

743
00:42:17,577 --> 00:42:21,955
‫برا همین این کار انقدر حیاتیه
‫خیلی از اف‌بی‌آی بالاتره

744
00:42:21,956 --> 00:42:25,476
‫- تا خود کاخ سفید میرسه
‫- شاید، بله

745
00:42:25,918 --> 00:42:30,918
‫ترجمه از ناصر اسماعیلی

746
00:42:31,142 --> 00:42:36,142
دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم
www.DibaMoviez.Com

747
00:42:36,366 --> 00:42:41,366
پروژه‌ی مشترک با وبسایت رسانه‌ی کوچک
LiLMeDiA.TV

