﻿1
00:00:00,901 --> 00:00:09,501
« فیلموژن؛ اکسیژن فیلم و سریال شما »
<font color="#fcc208">.: FilmoGen.Org :.</font>

2
00:00:09,525 --> 00:00:16,014
زیرنویس از سینا صداقت و آریـن
<font color="#1E90FF">.: Cardinal & SinCities :.</font>

3
00:00:22,480 --> 00:00:24,441
‫سالِ 2161ـه

4
00:00:24,899 --> 00:00:26,818
‫زمین یه آشغال‌دونیِ بی آب و علفه

5
00:00:26,901 --> 00:00:28,486
‫متروکه و آلوده‌ست

6
00:00:41,416 --> 00:00:43,960
‫فقط تعداد خیلی کمی از انسان‌ها زنده موندن

7
00:00:46,838 --> 00:00:49,591
‫ارتشی از ربات‌های هوشمند
‫به زمین حمله کردن

8
00:00:53,720 --> 00:00:57,265
‫متجاوزانی از سیّاره‌ی رایکون-7
‫کهکشانِ آندرومدا

9
00:01:02,687 --> 00:01:05,190
‫خب، اونا فقط دارن اون وامونده
‫رو همه جا شلیک می‌کنن

10
00:01:05,273 --> 00:01:07,317
‫تا ببینن کی پا به فرار می‌ذاره.
‫واقعآً قشنگ نیست.

11
00:01:07,400 --> 00:01:10,653
‫- زایمورکس، محضِ رضای سگ بیا پایین
‫- چرا؟ تو که برات مهم نیست من بمیرم

12
00:01:10,737 --> 00:01:13,740
‫نه، برام مهم نیست، ولی اگه قبل از این
‫که برای پاتک آماده باشیم دیده بشی،

13
00:01:13,823 --> 00:01:15,116
‫همه‌مون رو به کشتن میدی

14
00:01:25,627 --> 00:01:28,630
‫تو که واقعاً نمی‌خوای بهشون
‫حمله کنی، مگه نه، پرس؟

15
00:01:28,713 --> 00:01:29,798
‫چون این خودکشیه

16
00:01:30,215 --> 00:01:32,008
و تعدادمون به چند نفر رسیده؟

17
00:01:32,550 --> 00:01:33,676
چندتا جوخه؟

18
00:01:33,760 --> 00:01:35,762
‫پس هم خودکشیه هم قتله

19
00:01:35,845 --> 00:01:39,099
‫- جایگزینش منتظر موندن برای مرگه
‫- همه‌مون منتظریم بمیریم

20
00:01:39,182 --> 00:01:43,228
‫جایگزین اینه که پس بکشیم،
‫عقب‌نشینی کنیم و یه روز دیگه بجنگیم

21
00:01:43,311 --> 00:01:45,855
‫آره، اگه فرار کنیم رفقای رایکونیاییت
‫خیلی خوش‌شون میاد

22
00:01:45,939 --> 00:01:47,774
‫اونا رفقای من نیستن

23
00:01:48,566 --> 00:01:49,734
‫دارم از تو حرف می‌زنم

24
00:01:50,318 --> 00:01:51,653
‫واقعاً داری با کی می‌جنگی؟

25
00:01:53,196 --> 00:01:54,447
‫حاضرش کنید، راه بیوفتید بریم

26
00:02:00,745 --> 00:02:02,747
‫زایمورکس یه رباتِ هوشمنده

27
00:02:02,831 --> 00:02:03,790
‫یه رایکونیایی،

28
00:02:04,958 --> 00:02:06,543
‫ولی به خاطرِ یه نقص در ساخت:

29
00:02:07,043 --> 00:02:09,045
‫اونا تصادفی با وجدان ساختنش

30
00:02:10,839 --> 00:02:12,173
‫البته اینطور می‌گفتن

31
00:02:12,257 --> 00:02:13,675
‫پرسی هیچوقت باور نمی‌کرد

32
00:02:14,342 --> 00:02:15,468
‫تو سردت نمیشه

33
00:02:16,219 --> 00:02:17,345
‫جدیداً سردم میشه

34
00:02:18,513 --> 00:02:20,682
‫سرما رو حس می‌کنم.
‫گرما رو حس می‌کنم.

35
00:02:23,226 --> 00:02:24,144
‫خب...

36
00:02:24,978 --> 00:02:25,937
‫دلت براش تنگ میشه؟

37
00:02:26,855 --> 00:02:28,815
‫اینجوری مفهوم درد کشیدن رو درک می‌کنم

38
00:02:33,444 --> 00:02:34,863
‫اون رو می‌بخشی؟

39
00:02:35,321 --> 00:02:36,322
‫به خاطر رفتن؟

40
00:02:40,410 --> 00:02:41,286
‫هی!

41
00:02:43,121 --> 00:02:44,164
‫رایکون!

42
00:02:48,168 --> 00:02:50,712
‫قوطی حلبی های لعنتی
‫رود رو بند آوردن،

43
00:02:50,795 --> 00:02:52,797
‫واسه همین مجبور شدم از فاضلاب رد بشم!

44
00:02:54,591 --> 00:02:56,342
‫سلام بچه‌ها

45
00:02:57,385 --> 00:02:58,344
‫من برگشتم

46
00:03:00,388 --> 00:03:01,389
‫استرید

47
00:03:01,472 --> 00:03:02,515
‫اوه، خدا رو شکر

48
00:03:05,018 --> 00:03:07,353
‫رُبات‌ها افراد کاملاً بالغ رو جمع می‌کنن،

49
00:03:07,437 --> 00:03:10,106
‫پس تنها چیزی که برای جنگیدن باهاشون مونده،
‫ارتشی از بچه‌هاست

50
00:03:10,190 --> 00:03:11,524
‫لطفاً کمک کنید!

51
00:03:12,150 --> 00:03:15,236
‫که با دنیای نامساعدی می‌جنگن
‫که بچگی‌شون رو ازشون گرفته

52
00:03:16,279 --> 00:03:19,991
‫ما تو خط مقدم بودیم.
‫ربات‌های شناسایی‌شون خیلی سریعن!

53
00:03:20,074 --> 00:03:22,118
‫لعنتی! هی. بلندش کنید! زود باش!

54
00:03:22,202 --> 00:03:23,995
‫بکشیدش عقب. یالا

55
00:03:24,078 --> 00:03:26,664
‫- هی، اون امدادگر لازم داره
‫- اون کشیش لازم داره

56
00:03:26,748 --> 00:03:28,499
‫یه امدادگر برام بیار! این یه دستوره!

57
00:03:34,547 --> 00:03:38,134
‫- کارِ خیلی کمی ازمون برمیاد
‫- من فرستادمش بیرون. نمی‌ذارم بمیره

58
00:03:38,218 --> 00:03:40,553
‫اونا که سعی دارن دنیاشون رو پس بگیرن،

59
00:03:40,637 --> 00:03:42,472
مجبورن زودتر از موعد بالغ بشن

60
00:03:42,597 --> 00:03:45,433
‫تو خوب میشی، باشه؟
‫خوب میشی.

61
00:03:45,516 --> 00:03:48,853
‫متأسفم، نباید اونجوری می‌فرستادمت اون بیرون

62
00:03:48,937 --> 00:03:51,314
‫ببخشید. ولی حس کردم مجبورم

63
00:03:52,732 --> 00:03:55,360
‫ببخشید که مجبوریم چنین تصمیم‌هایی بگیریم

64
00:03:57,362 --> 00:03:59,322
‫هی. بیا اینجا

65
00:04:00,740 --> 00:04:01,824
‫من همینجام

66
00:04:01,908 --> 00:04:03,952
‫دوستاشون رو راهیِ نبرد می‌کنن...

67
00:04:04,035 --> 00:04:05,119
‫من همینجام

68
00:04:06,037 --> 00:04:07,497
‫...و مُردنشون رو تماشا می‌کنن

69
00:04:22,178 --> 00:04:25,556
‫من روزها و روزها پشت سر هم نسخه‌ای
‫از همون خواب رو می‌دیدم

70
00:04:26,557 --> 00:04:28,434
‫یه سرباز جوان رو فرستادم بمیره

71
00:04:28,851 --> 00:04:30,687
‫متوجه میشم که کارِ اشتباهی کردم

72
00:04:34,315 --> 00:04:38,236
‫خب شماها شنیدید که یه عملیات هست،
‫و می‌خواستید به تایلر هشدار بدید؟

73
00:04:39,529 --> 00:04:41,281
‫- بله، جناب
‫- درسته

74
00:04:42,115 --> 00:04:44,909
‫چی باعث شد که فکر کنید تایلر
‫سلاح‌های غیرقانونی رو می‌خره؟

75
00:04:45,785 --> 00:04:49,539
‫من در حین مانور تیراندازی تو مدرسه
‫عکس‌های اسلحه تو کیفش پیدا کردم،

76
00:04:49,622 --> 00:04:52,083
‫که از اینترنت پرینت شده بودن
‫انگار می‌خواست اونا رو بخره

77
00:04:52,917 --> 00:04:55,086
‫من... ترسیده بودم

78
00:04:55,169 --> 00:04:57,755
‫و این تنها دلیلی بود که برای
‫مشکوک شدن بهش داشتی؟

79
00:04:58,589 --> 00:04:59,549
‫بله

80
00:05:02,593 --> 00:05:06,014
‫بهت نگفت چرا مجبور شدی شبِ کریسمس
‫با ماشین برسونیش کلانتری؟

81
00:05:06,389 --> 00:05:09,225
‫نه، ولی نگرانش بودم. تو دردسر افتاده بود

82
00:05:10,643 --> 00:05:12,395
‫و به فکرتون رسید بهش هشدار بدید

83
00:05:12,478 --> 00:05:14,605
‫بله، جناب

84
00:05:15,481 --> 00:05:16,441
‫اون دوستِ ماست

85
00:05:18,943 --> 00:05:20,820
‫تایلر یه خبرچین بود،

86
00:05:21,612 --> 00:05:25,283
‫و تو تعدادی از عملیات‌ها بهمون کمک کرده

87
00:05:27,577 --> 00:05:29,787
‫با ردیابیِ یه کیف پر از اسلحه‌ی
‫غیرقانونی به اون رسیدیم

88
00:05:30,496 --> 00:05:34,083
‫در ازای کمک برای جمع‌آوری چنین تفنگ‌هایی
‫از خیابون عفو موقت گرفت

89
00:05:34,542 --> 00:05:35,710
‫خدای من

90
00:05:35,793 --> 00:05:38,963
‫این ایده‌ی معاون استندال بود،
‫و ایده‌ی خوبی هم بود

91
00:05:40,340 --> 00:05:43,134
‫ببیند، تایلر برای کمک به ما خودش
‫رو در معرض خطر قرار داد

92
00:05:44,052 --> 00:05:45,803
‫و ما باید بابتش ممنون باشیم

93
00:05:46,262 --> 00:05:50,725
‫همه‌مون، کل جامعه‌مون به خاطر
‫فداکاریش جای امن‌تریه

94
00:05:54,395 --> 00:05:55,396
‫بله، جناب

95
00:05:56,022 --> 00:05:57,774
‫- می‌تونیم باهاش حرف بزنیم؟
‫- نه

96
00:05:58,608 --> 00:05:59,609
‫هنوز نه

97
00:06:01,277 --> 00:06:02,904
‫من خوابِ جنگ می‌دیدم،

98
00:06:04,113 --> 00:06:06,449
‫و بعدش یه جور جنگِ واقعی شکل گرفت...

99
00:06:08,034 --> 00:06:10,745
‫...تو مدرسه با همه

100
00:06:14,207 --> 00:06:15,458
‫کجا بودی؟

101
00:06:16,417 --> 00:06:17,418
‫خونه‌ی جسیکا

102
00:06:18,336 --> 00:06:19,962
‫- خوبی؟
‫- خودت خوبی؟

103
00:06:21,130 --> 00:06:22,131
‫جاستین...

104
00:06:24,467 --> 00:06:25,676
‫بازم مواد می‌زنی؟

105
00:06:31,349 --> 00:06:33,351
‫کلی، پسر

106
00:06:33,684 --> 00:06:36,354
‫اگه جای تو بودم، قبل از این که نگرانِ

107
00:06:36,437 --> 00:06:38,731
‫کس دیگه‌ای باشم، خودم
‫رو سر و سامون می‌دادم

108
00:06:43,653 --> 00:06:46,823
‫همه چی یه جورایی در آستانه‌ی انفجار بودن

109
00:06:48,825 --> 00:06:49,992
‫و بعدش منفجر شدن

110
00:06:52,412 --> 00:06:54,747
‫سلام دختر گلم، فقط اومدم بهت سر بزنم

111
00:06:55,915 --> 00:06:57,417
‫خبری از دانشگاه کلمبیا نشد؟

112
00:06:57,500 --> 00:06:58,584
‫آه، نه

113
00:06:59,168 --> 00:07:03,423
‫نه، فکر کنم اونا واقعاً از شکنجه کردنِ
‫ما تا آخرین لحظه لذت می‌برن

114
00:07:03,840 --> 00:07:07,135
‫آره، مطمئنم می‌تونه اینطور به نظر بیاد.
‫تو از پسش برمیای، عزیزم!

115
00:07:07,552 --> 00:07:11,556
‫و می‌خواستم منتظر بمونم،
‫بعداً این رو بهت بدم، ولی...

116
00:07:12,974 --> 00:07:14,434
‫فکر کنم الان بهش نیاز داری

117
00:07:15,601 --> 00:07:17,603
‫بابا!

118
00:07:18,229 --> 00:07:20,648
‫ممنون

119
00:07:21,774 --> 00:07:24,527
‫جسیکا از سه دانشکده‌ی اولش رد شده بود

120
00:07:25,361 --> 00:07:27,071
‫- امشب می‌بینمت
‫- می‌بینمت

121
00:07:29,574 --> 00:07:31,075
‫خبری از مصاحبه نبود

122
00:07:31,159 --> 00:07:34,787
‫اون اولین بار دو روز قبل از عفو مشروط برایس
‫آزمونِ اس‌ای‌تی داده بود

123
00:07:34,871 --> 00:07:37,540
‫و یه هفته بعد از مرگش هم
‫برای بار دوم آزمون داد

124
00:07:38,833 --> 00:07:41,294
‫حتی خبر خوب در مورد دانشگاه
‫می‌تونه آدما رو منقلب کنه

125
00:07:41,627 --> 00:07:42,670
‫به هر حال آینده‌ست

126
00:07:43,045 --> 00:07:44,964
‫چی... الان چه اتفاقی داره میوفته؟

127
00:07:46,215 --> 00:07:48,134
‫همه‌مون از آینده می‌ترسیم

128
00:07:50,928 --> 00:07:52,847
‫خب، محض رضای خدا، بازش کن دیگه!

129
00:08:01,397 --> 00:08:02,315
‫قبول شدم

130
00:08:02,398 --> 00:08:05,359
‫آره!

131
00:08:06,736 --> 00:08:08,404
‫این عالیه، مگه نه؟

132
00:08:08,488 --> 00:08:09,572
‫دانشگاه برکلی!

133
00:08:09,655 --> 00:08:11,908
‫آره. این... این عالیه

134
00:08:11,991 --> 00:08:13,117
‫فقط...

135
00:08:14,535 --> 00:08:16,829
‫حس می‌کنم نباید زیادی هیجان‌زده بشم

136
00:08:17,246 --> 00:08:18,331
‫چی؟

137
00:08:18,414 --> 00:08:21,626
‫ما هر کاری لازم باشه انجام می‌دیم

138
00:08:21,709 --> 00:08:23,711
‫اشکالی نداره چندتا وام بگیریم!

139
00:08:23,794 --> 00:08:25,755
‫آره، نه می‌دونم، فقط...

140
00:08:27,381 --> 00:08:29,509
‫آخه، فکر می‌کنی اوضاع سرِ کار خوبه؟

141
00:08:30,051 --> 00:08:32,929
‫رفیق، اوضاع سرِ کار عالیه، خب؟
‫چرا نباید عالی باشن؟

142
00:08:33,221 --> 00:08:37,433
‫واقعاً می‌تونی بهم بگی
‫که نگرانِ آینده نیستی؟

143
00:08:37,934 --> 00:08:38,976
‫ببین، رفیق،

144
00:08:40,561 --> 00:08:42,688
‫همه نگرانِ آینده هستن،

145
00:08:42,772 --> 00:08:44,899
‫ولی همه چی خوب پیش میره

146
00:08:44,982 --> 00:08:45,983
‫بهم اعتماد داری؟

147
00:08:46,567 --> 00:08:47,401
‫آره

148
00:08:50,780 --> 00:08:52,031
‫جریان چیه؟

149
00:08:52,406 --> 00:08:55,660
‫- امروز صبح یه نامه واسه جاستین اومده
‫- وای پشمام! آه...

150
00:08:55,743 --> 00:08:57,078
‫یعنی، معذرت می‌خوام

151
00:08:57,161 --> 00:08:58,496
‫نیازی به معذرت خواهی نیست

152
00:08:58,579 --> 00:09:00,414
‫ولی لطفاً بازش کن، وگرنه لینی بازش می‌کنه

153
00:09:00,498 --> 00:09:02,959
‫تمام توانم رو به کار گرفتم که جلوش رو بگیرم

154
00:09:05,920 --> 00:09:06,837
‫باشه

155
00:09:11,634 --> 00:09:13,511
‫"جاستینِ عزیز..."

156
00:09:15,388 --> 00:09:17,557
‫من... قبول شدم

157
00:09:17,640 --> 00:09:18,474
‫آره!

158
00:09:18,558 --> 00:09:19,892
‫احسنت، پسر جون

159
00:09:19,976 --> 00:09:21,143
‫این محشره!

160
00:09:21,227 --> 00:09:25,064
‫خیلی برات خوشحالیم.
‫کارت خیلی خیلی عالی بوده.

161
00:09:26,857 --> 00:09:28,734
‫و نامه‌ی قبولیِ تو هم توی راهه، می‌دونم

162
00:09:30,987 --> 00:09:34,323
‫و جلساتت با دکتر المن
‫خیلی خوب پیش میره، و...

163
00:09:35,241 --> 00:09:38,578
‫باید جشن بگیریم؟ هان؟ آخر هفته
‫شام بریم رستورانِ مجی؟

164
00:09:39,495 --> 00:09:41,998
‫یا می‌تونیم یه هدیه‌ی ویژه برای بچه‌ها بگیریم

165
00:09:42,707 --> 00:09:43,541
‫من...

166
00:09:43,624 --> 00:09:46,377
‫شنیدم گوردون لایتفوت
‫قراره تو شهر کنسرت بذاره،

167
00:09:46,460 --> 00:09:49,046
‫و همه‌ی بچه‌ها ازش حرف می‌زنن.
‫کنسرتش کِیه؟

168
00:09:53,342 --> 00:09:55,928
‫واقعاً؟ من... خبر نداشتم

169
00:09:56,012 --> 00:09:57,305
‫این فکرِ خیلی خوبیه

170
00:09:57,388 --> 00:09:59,682
‫تعجب می‌کنم که شماها هم
‫مثل من ازش خوشتون میاد

171
00:10:06,731 --> 00:10:07,940
‫آره، آره، آره!

172
00:10:08,941 --> 00:10:10,901
‫چیزی در موردش نشنیده بودم

173
00:10:11,319 --> 00:10:13,321
‫نه؟ خب یه فکری بکن

174
00:10:13,821 --> 00:10:14,822
‫یالا، بخورید!

175
00:10:14,905 --> 00:10:16,907
‫تخم‌مرغ‌ها رو با یه روش جدید پُختم

176
00:10:16,991 --> 00:10:18,367
‫یه ذره بهش خامه زدم

177
00:10:20,578 --> 00:10:22,788
‫هی، اونا از کجا ماجرای کنسرت
‫گوردون لایتفوت رو می‌دونن؟

178
00:10:22,872 --> 00:10:24,832
‫باید تصادفی باشه، آره؟

179
00:10:24,915 --> 00:10:26,542
‫شاید واقعاً قراره کنسرت بذاره

180
00:10:26,626 --> 00:10:28,461
‫آخه گوردون لایتفوت کِی
‫تو اورگرین اجرا کرده؟

181
00:10:28,544 --> 00:10:30,129
‫و من اصلاً گوردون لایتفوت رو نمی‌شناسم

182
00:10:30,212 --> 00:10:32,465
‫احتمالاً وقتی بلند اسمش رو می‌گفتیم شنیدن

183
00:10:32,548 --> 00:10:35,885
‫آخه، اونا فقط می‌خوان ارتباط برقرار کنن.
‫اونا هیچی نمی‌دونن.

184
00:10:37,094 --> 00:10:39,680
‫وگرنه باهامون در مورد رفتن
‫به دانشگاه حرف نمی‌زدن

185
00:10:39,764 --> 00:10:40,848
‫رفتنِ تو به دانشگاه

186
00:10:40,931 --> 00:10:42,558
‫تو هم میری دانشگاه

187
00:10:44,185 --> 00:10:45,102
‫باشه؟

188
00:10:45,895 --> 00:10:47,647
‫خدای من، فقط آروم باش

189
00:10:48,731 --> 00:10:49,732
‫بیا بریم

190
00:10:51,901 --> 00:10:55,571
‫یه حسی بهم می‌گفت که قراره اتفاقِ بدی بیوفته

191
00:10:58,240 --> 00:11:00,201
‫برات بهترین آرزوها رو دارم، جس

192
00:11:00,660 --> 00:11:01,619
‫واقعاً

193
00:11:03,663 --> 00:11:04,580
‫خداحافظ

194
00:11:08,626 --> 00:11:11,170
‫این دیشب تو تاریکخونه بود

195
00:11:12,171 --> 00:11:13,923
‫پاکتی که اسمم روش نوشته شده بود

196
00:11:14,382 --> 00:11:15,758
‫از طرفِ تایلر بود؟

197
00:11:17,551 --> 00:11:18,678
‫نمی‌دونم

198
00:11:18,761 --> 00:11:21,639
‫ولی ما که نمی‌دونیم جسیکا این
‫رو شنیده باشه یا نه، درسته؟

199
00:11:22,056 --> 00:11:23,808
‫به نظرم حتماً شنیده،

200
00:11:24,934 --> 00:11:28,270
‫و جاستین رو فرستاده حسابِ برایس رو برسه

201
00:11:28,354 --> 00:11:29,980
‫به نظرت همچین کاری ازش بر میاد؟

202
00:11:31,232 --> 00:11:35,277
‫کلی و آنی سر به سرم می‌ذاشتن...

203
00:11:35,861 --> 00:11:38,322
‫و الکس رو وادار می‌کردن باهام بهم بزنه
‫تا از اون محافظت کنن

204
00:11:38,406 --> 00:11:41,325
‫امکان نداره! اون هیچوقت همچین کاری نمی‌کنه

205
00:11:41,742 --> 00:11:45,538
‫- می‌دونم که فکر می‌کنی دوستش داری...
‫- فکر نمی‌کنم، می‌دونم

206
00:11:46,038 --> 00:11:49,125
‫و می‌دونم که اون همچین کاری نکرده.
‫کارِ اون نیست.

207
00:11:54,171 --> 00:11:56,465
‫باید منطقی فکر کنیم...

208
00:11:56,549 --> 00:11:58,217
‫...و نه احساسی

209
00:12:00,136 --> 00:12:01,470
‫تو داری این کارو می‌کنی؟

210
00:12:03,514 --> 00:12:04,390
‫آخه،

211
00:12:05,266 --> 00:12:06,976
‫به خاطر مانتی می‌خوای انتقام بگیری...

212
00:12:08,769 --> 00:12:09,645
‫یا به خاطر خودت؟

213
00:12:18,988 --> 00:12:20,865
‫زندگیِ همه لنگ بود

214
00:12:20,948 --> 00:12:22,116
‫صبح بخیر!

215
00:12:22,199 --> 00:12:26,036
‫کیلب! خیلی زود زحمت رو کم می‌کنم
‫(از لای موهات میرم بیرون)

216
00:12:26,120 --> 00:12:27,121
‫قول میدم

217
00:12:27,538 --> 00:12:29,874
‫اولاً، من موهام خیلی کوتاهه

218
00:12:29,957 --> 00:12:33,085
‫و دوماً، تا هر وقت بخوای اینجا خونه‌ی خودته

219
00:12:33,169 --> 00:12:34,336
‫اینجا روال‌مون همینه

220
00:12:34,962 --> 00:12:37,506
‫خب، ای کاش می‌تونستم یه جوری جبران کنم

221
00:12:37,965 --> 00:12:40,843
‫اگه بتونی اون رو سرِ وقت بیدار کنی
‫بره مدرسه، برای من کافیه

222
00:12:40,926 --> 00:12:43,554
‫- من بچه نیستم!
‫- پس مثلِ بچه‌ها رفتار نکن!

223
00:12:43,637 --> 00:12:45,055
‫فردا مبارزه دارم!

224
00:12:45,139 --> 00:12:48,142
‫چون یه بچه‌ی کله‌شقی که آرزوی مرگ داره

225
00:12:49,351 --> 00:12:50,853
‫جدی می‌گم، بمون

226
00:12:51,270 --> 00:12:53,230
‫تو تنها کسی هستی که به حرفش گوش میده

227
00:12:53,814 --> 00:12:54,774
‫بعداً می‌بینمت

228
00:12:54,857 --> 00:12:55,775
‫خیلی خب

229
00:12:58,694 --> 00:12:59,987
‫من صبحونه درست می‌کنم!

230
00:13:00,070 --> 00:13:05,034
‫امروز غذای کتوژنیک می‌خوری
‫یا بدونِ کربوهیدارت؟

231
00:13:05,117 --> 00:13:07,328
‫امروز روزِ روزه گرفتن تا ساعت یکه

232
00:13:09,079 --> 00:13:12,792
‫- روزِ قبل از مسابقه غذا نمی‌خوری؟
‫- زیاد می‌خورم، فقط بعد از ساعت 1

233
00:13:15,795 --> 00:13:17,963
‫دانشگاه استنفورد

234
00:13:19,173 --> 00:13:20,674
‫پشمام ریخت، دختر!

235
00:13:20,758 --> 00:13:23,427
‫حتماً الان یه ده دوازده تا از اینا داری

236
00:13:23,511 --> 00:13:24,553
‫‏9 نامه از 9 دانشگاه!

237
00:13:24,637 --> 00:13:27,890
‫و حتی یکیشون هم نزدیکِ
‫بورسیه‌ی کامل نیست

238
00:13:30,017 --> 00:13:31,602
‫می‌تونی پولش رو بگیری

239
00:13:32,061 --> 00:13:34,021
‫این منصفانه‌ترین کارِ ممکنه

240
00:13:34,396 --> 00:13:35,773
‫تو بودی پولش رو قبول می‌کردی؟

241
00:13:39,652 --> 00:13:41,403
‫آخه الان فقط بحثِ من نیست

242
00:13:41,779 --> 00:13:44,990
‫الان دیگه نباید نگرانِ اونا باشی

243
00:13:45,407 --> 00:13:49,328
‫من و تو... برای کلی، برای جسیکا، برای الکس،

244
00:13:49,411 --> 00:13:51,580
‫برای همه‌شون بی‌معطلی فداکاری می‌کنیم

245
00:13:52,623 --> 00:13:55,084
‫ولی اگه اتفاقِ بدی بیوفته،
‫چه بلایی سرشون میاد؟

246
00:13:56,502 --> 00:13:57,837
‫و چه بلایی سرِ ما میاد؟

247
00:13:58,504 --> 00:14:00,548
‫اونا پدر و مادری دارن که شهروندِ آمریکان

248
00:14:02,174 --> 00:14:03,467
‫قضیه‌ی ما فرق می‌کنه

249
00:14:05,219 --> 00:14:06,262
‫بگو که اشتباه می‌کنم

250
00:14:07,263 --> 00:14:08,180
‫که چی؟

251
00:14:08,806 --> 00:14:09,932
‫سوار ماشین میشی و میری؟

252
00:14:10,349 --> 00:14:12,101
‫کلی رو ول می‌کنی به حال خودش؟

253
00:14:14,186 --> 00:14:15,521
‫اون رفیقِ صمیمی و همیشگی‌ته

254
00:14:18,482 --> 00:14:19,525
‫نمی‌دونم

255
00:14:21,402 --> 00:14:22,945
‫اون برای تایلر اومد، ولی...

256
00:14:29,535 --> 00:14:30,995
‫دیگه نمی‌شناسمش

257
00:14:36,876 --> 00:14:39,295
‫کل مدرسه یه جورایی بی‌تاب و بی‌قراره

258
00:14:43,382 --> 00:14:45,175
‫بعد از قرنطینه اینطوری بوده

259
00:14:49,221 --> 00:14:50,598
‫نه!

260
00:14:56,478 --> 00:14:57,605
‫و به نظر میاد

261
00:14:57,688 --> 00:15:00,733
‫چیزهایی که یکم پیش به یه مو بند بودن...

262
00:15:02,318 --> 00:15:04,403
‫حالا دارن مستقیم رو سرمون خراب میشن

263
00:15:05,613 --> 00:15:06,530
‫سلام

264
00:15:12,369 --> 00:15:15,080
‫لوک دیشب تو رو با فولی دیده

265
00:15:15,873 --> 00:15:17,082
‫که چی؟

266
00:15:17,166 --> 00:15:19,543
‫یه ذره باهم وقت گذرونی می‌کنیم. دوستیم دیگه

267
00:15:24,506 --> 00:15:27,051
‫چرا بهم نگفتی؟

268
00:15:28,135 --> 00:15:29,887
‫من نیازی به اجازه‌ی تو ندارم

269
00:15:33,974 --> 00:15:36,060
‫یه مدته من رو نادیده می‌گیری

270
00:15:37,603 --> 00:15:39,521
‫مامانش هفته‌ی پیش مُرد

271
00:15:41,774 --> 00:15:42,733
‫لعنتی. من...

272
00:15:43,984 --> 00:15:45,486
‫من... نمی‌دونستم

273
00:15:45,569 --> 00:15:47,571
‫فقط سعی دارم ازش حمایت کنم

274
00:15:49,323 --> 00:15:51,367
‫و همین؟ فقط دوستید؟

275
00:15:52,701 --> 00:15:55,955
‫می‌دونی، چون وینستون فکر می‌کنه
‫تمام این مدت من رو بازی می‌دادی

276
00:15:56,956 --> 00:15:59,249
‫انگار شاید ما داریم زیادی به حقیقت
‫در مورد برایس نزدیک می‌شیم

277
00:15:59,333 --> 00:16:00,501
‫این احمقانه‌ست

278
00:16:00,584 --> 00:16:02,795
‫فقط واسه همین با من رابطه داشتی؟

279
00:16:03,128 --> 00:16:05,172
‫تمام مدت داشتی از فولی محافظت می‌کردی

280
00:16:05,255 --> 00:16:07,883
‫اون فقط دوستِ منه. هیچ کاری نکرده

281
00:16:07,967 --> 00:16:09,843
‫اون یه معتادِ آشغاله، جس!

282
00:16:10,511 --> 00:16:11,762
‫یه سیاه‌چاله‌ست

283
00:16:12,096 --> 00:16:14,640
‫نمی‌خوام ببینم تو هم مثل
‫اون درگیرِ اعتیاد بشی

284
00:16:18,560 --> 00:16:21,021
‫هی، درگیر نمیشم، باشه؟

285
00:16:21,397 --> 00:16:22,564
‫قول میدم

286
00:16:33,534 --> 00:16:36,912
‫فکر نکنم متوجه دشواریِ وضعیت باشی، زک

287
00:16:36,996 --> 00:16:40,874
‫اگه نمراتت رو بالا نبری، مجبور میشی
‫سالِ آخر رو تکرار کنی

288
00:16:40,958 --> 00:16:43,377
‫می‌دونم نمی‌خوای بیشتر از
‫اونی که لازمه اینجا بمونی

289
00:16:43,460 --> 00:16:47,506
‫نمی‌دونم. لیبرتی جای نسبتاً قشنگ و دلپذیریه

290
00:16:47,965 --> 00:16:50,759
‫بچه‌ای که بلده با لحنِ پرمدعا
‫از کلمه‌ی "دلپذیر" استفاده کنه

291
00:16:50,843 --> 00:16:52,219
‫نباید مردود بشه

292
00:16:52,302 --> 00:16:53,303
‫پس فارغ‌التحصیل نمیشم

293
00:16:54,221 --> 00:16:55,055
‫اشکالی نداره

294
00:16:55,139 --> 00:16:56,849
‫خب باقیِ این برنامه چیه؟

295
00:16:56,932 --> 00:17:00,978
‫به نظر شما در کل برنامه‌ها
‫فرقی هم ایجاد می‌کنن؟

296
00:17:01,311 --> 00:17:04,064
‫- یعنی اصلاً به نتیجه می‌رسن؟
‫- البته که به نتیجه می‌رسن

297
00:17:04,481 --> 00:17:06,108
‫گاهی اوقات نمی‌رسن، ولی...

298
00:17:06,608 --> 00:17:10,112
‫تنها تضمینِ شکست اینه که
‫هیچ برنامه‌ای نداشته باشی

299
00:17:10,195 --> 00:17:11,947
‫خب، شنیدم والپلکس استخدام می‌کنه،

300
00:17:12,448 --> 00:17:16,118
‫و همیشه تو یکی از چندین رستورانِ فست‌فود
‫اورگرین فرصتِ شغلی هست

301
00:17:16,201 --> 00:17:17,411
‫فکر می‌کنید که...

302
00:17:19,121 --> 00:17:20,581
‫من استعداد مدیریتی دارم؟

303
00:17:22,082 --> 00:17:24,501
‫باشه، اگه تصمیم گرفتی
‫اهمیتی بدی به دیدنم بیا

304
00:17:39,099 --> 00:17:41,060
‫تو فروشگاه سواره می‌بینم‌تون

305
00:17:41,143 --> 00:17:42,186
‫به نظر خوب میاد

306
00:17:44,563 --> 00:17:46,356
‫تایلر بالأخره به مدرسه برگشت

307
00:17:47,691 --> 00:17:49,526
‫و فکر می‌کردم اینجوری خیالم راحت میشه

308
00:17:49,943 --> 00:17:51,403
‫ولی اصلاً اینطور نبود

309
00:17:51,487 --> 00:17:54,782
اون چیزی در مورد مجلس رقص بهاری
می‌دونست؟ از چیزی خبری داشت؟

310
00:17:55,866 --> 00:17:56,784
‫نه

311
00:17:58,368 --> 00:17:59,286
‫هیچی

312
00:17:59,828 --> 00:18:02,206
‫بابای الکس دیاز رو قانع کرد
‫که من دنبالِ خشونت نبودم

313
00:18:02,623 --> 00:18:04,958
‫فقط یه بچه‌ی منحرفم که
‫زیادی عاشقِ اسلحه‌ست

314
00:18:05,375 --> 00:18:07,336
‫و می‌تونم به پلیس کمک کنم

315
00:18:10,589 --> 00:18:12,591
‫خب هفته‌ی گذشته رو کجا بودی؟

316
00:18:13,383 --> 00:18:16,804
‫باید مخفیانه می‌رفتم جلوی
‫یه قاضی و شهادت می‌دادم

317
00:18:16,887 --> 00:18:19,348
‫نیاز به دوری از مدرسه...

318
00:18:20,015 --> 00:18:21,058
‫و دوستام داشتم

319
00:18:21,892 --> 00:18:24,103
‫- تایلر...
‫- نه رفیق، من بهت گفتم

320
00:18:24,186 --> 00:18:26,647
‫بهتون گفتم که تفنگ‌ها فقط
‫قابل ردیابی به منه،

321
00:18:26,730 --> 00:18:30,859
‫و همه چی درست میشه. اونا بهم
‫اجازه نمی‌دادن راستش رو بهتون بگم

322
00:18:32,569 --> 00:18:33,737
‫ما خیلی متأسفیم

323
00:18:34,238 --> 00:18:35,614
‫اونا اتهاماتم رو رفع کردن

324
00:18:36,365 --> 00:18:38,408
‫جدی می‌گم، اونا... اونا بهم اعتماد داشتن

325
00:18:38,867 --> 00:18:40,953
‫تو از اول می‌گفتی اگه بهم
‫اعتماد داشته باشیم،

326
00:18:41,036 --> 00:18:42,454
‫همه چی درست میشه

327
00:18:43,038 --> 00:18:43,914
‫آره گفتم

328
00:18:44,456 --> 00:18:45,833
‫اوضاع پیچیده شد، تای

329
00:18:45,916 --> 00:18:48,752
‫ولی راستش اینطوری نیست...

330
00:18:50,003 --> 00:18:53,132
‫یعنی، تنها کاری که باید بکنی اینه که
‫به رفقات ایمان داشته باشی، درسته؟

331
00:18:54,216 --> 00:18:55,551
‫شما دوتا این رو بهم یاد دادید

332
00:18:56,385 --> 00:18:57,427
‫یا یادتون رفته؟

333
00:19:02,015 --> 00:19:03,517
‫تایلر خیلی عصبانی بود

334
00:19:05,978 --> 00:19:08,522
‫ولی خب، همه عصبانی بودن

335
00:19:09,606 --> 00:19:11,733
‫مثل انبارِ باروتی بود که منتظر کبریته

336
00:19:13,068 --> 00:19:15,279
‫اوضاع فقط داره بدتر میشه

337
00:19:15,362 --> 00:19:19,491
‫اونا دارن تو رختکن‌ها دوربین کار می‌ذارن.
‫این باید یه قانونی رو نقض کنه، درسته؟

338
00:19:19,575 --> 00:19:21,577
‫بعدش قوانین رو عوض می‌کنن

339
00:19:21,994 --> 00:19:23,453
‫اینجا رسماً حکومت نظامیه

340
00:19:24,246 --> 00:19:25,956
‫جس، نمی‌تونی با بولان حرف بزنی؟

341
00:19:31,461 --> 00:19:34,131
‫بچه‌ها، من کاملاً باهاتون صادق نبودم

342
00:19:38,343 --> 00:19:40,846
‫اولِ این ترم،

343
00:19:43,724 --> 00:19:47,394
‫بولان ازم خواست نظرم رو در مورد
‫تدابیر امنیتی بهش بگم...

344
00:19:48,562 --> 00:19:51,982
‫...و اطلاعاتی در مورد نحوه‌ی واکنش
‫بچه‌ها به اوضاع بهشون بدم

345
00:19:52,065 --> 00:19:54,568
‫صبر کن، پس تو بهش کمک می‌کردی؟

346
00:19:54,651 --> 00:19:57,404
‫فقط... ببین، می‌خواستم کمک کنم
‫مدرسه جای امن‌تری بشه

347
00:19:57,487 --> 00:20:01,909
‫قسم می‌خورم، اون هرگز چیزی در مورد
‫مانور و هیچکدوم از این چیزها بهم نگفته بود

348
00:20:01,992 --> 00:20:03,702
‫ولی تو بهمون دروغ می‌گفتی

349
00:20:03,785 --> 00:20:06,747
‫مطمئنم که جس داشت کاری رو می‌کرد
‫که فکر می‌کرد به صلاحه

350
00:20:06,830 --> 00:20:08,749
‫همیشه...

351
00:20:08,832 --> 00:20:12,294
‫...تشخیصِ این که چه کاری درسته آسون نیست

352
00:20:13,253 --> 00:20:15,130
‫وقتی سعی داری از یه عده محافظت کنی

353
00:20:18,425 --> 00:20:20,761
‫کاری ازمون برمیاد؟

354
00:20:23,722 --> 00:20:25,557
‫قبلاً حرف زدن با بولان رو امتحان کردم

355
00:20:26,350 --> 00:20:28,143
‫اون دیگه به حرفم گوش نمیده

356
00:20:28,227 --> 00:20:30,229
‫شاید این خارج از اختیاراتِ ماست

357
00:20:31,980 --> 00:20:33,649
‫شاید ما اینجا هیچ قدرتی نداریم

358
00:20:34,483 --> 00:20:35,442
‫آره

359
00:20:36,401 --> 00:20:38,028
‫واسه من که عادی شده

360
00:20:46,286 --> 00:20:49,539
‫تونی، اون یارو نازیه

361
00:20:49,623 --> 00:20:51,625
‫خالکوبیِ نژادپرستانه زده

362
00:20:52,042 --> 00:20:54,336
‫- خب؟
‫- خب حس می‌کنم اومده اینجا تو رو بکشه

363
00:20:54,419 --> 00:20:55,671
‫خب بهش اجازه نمیدم

364
00:20:55,754 --> 00:20:57,089
‫نمی‌دونم، تونی

365
00:20:57,506 --> 00:21:00,342
‫می‌ذارم این مسابقه رو میزبانی کنی
‫تا حواست به من باشه

366
00:21:00,425 --> 00:21:02,344
‫تو مبارزه کردن رو بهم یاد دادی!

367
00:21:03,470 --> 00:21:05,055
‫چرا نمی‌خوای مبارزه کنم؟

368
00:21:06,640 --> 00:21:09,351
‫چون فکر می‌کنم داری مبارزه می‌کنی
‫که به خودت صدمه بزنی

369
00:21:10,185 --> 00:21:11,603
‫اگه سعی داشته باشم برنده شم چی؟

370
00:21:11,687 --> 00:21:13,855
‫تو یه ناک‌اوت و دو تصمیم داوری
‫تو کارنامه داری، تونی

371
00:21:13,939 --> 00:21:16,024
‫- آره
‫- کِی قراره کافی باشه؟

372
00:21:16,108 --> 00:21:19,486
‫من کلی گندکاری تو زندگیم دارم...

373
00:21:21,321 --> 00:21:22,406
‫که ازشون می‌ترسم

374
00:21:23,657 --> 00:21:25,450
‫که نمی‌تونم باهاشون مبارزه کنم

375
00:21:25,909 --> 00:21:26,868
‫این...

376
00:21:28,704 --> 00:21:31,540
‫این تنها مبارزه‌ی منصفانه‌ی زندگیِ منه

377
00:21:31,623 --> 00:21:33,208
‫اگه منصفانه نباشه چی؟

378
00:21:33,292 --> 00:21:35,460
‫این آتیشِ خشمم رو تندتر می‌کنه

379
00:21:36,003 --> 00:21:37,045
‫واقعاً؟

380
00:21:37,504 --> 00:21:40,882
‫یا یه رازِ دیگه‌ست که تنهایی
‫بارش رو به دوش می‌کشی؟

381
00:21:45,846 --> 00:21:48,390
‫خیلی خب، آقایون، بیاید تو.
‫بیاید شروع کنیم.

382
00:21:50,183 --> 00:21:52,477
‫خیلی خب، من یه مبارزه‌ی
‫خوب و تر و تمیز می‌خوام

383
00:21:52,978 --> 00:21:53,979
‫فهمیدی؟

384
00:21:54,896 --> 00:21:55,772
‫فهمیدی؟

385
00:21:56,106 --> 00:21:57,316
‫باشه، مشت‌هاتون رو بزنید به هم

386
00:21:57,649 --> 00:21:59,901
‫بچه کونی! امروز می‌میری

387
00:22:00,694 --> 00:22:02,279
‫برگردید به گوشه‌هاتون. برید

388
00:22:13,665 --> 00:22:14,708
‫برو عقب!

389
00:22:33,643 --> 00:22:34,603
‫سلام

390
00:22:38,690 --> 00:22:40,317
‫تو باید سرِ کار باشی

391
00:22:40,859 --> 00:22:44,529
‫ولی بهم گفتن که دیگه اونجا کار نمی‌کنی؟

392
00:22:47,407 --> 00:22:48,617
‫ولش کردم

393
00:22:48,700 --> 00:22:50,827
‫همچنین بهم گفتن که اخراج شدی

394
00:22:55,916 --> 00:22:56,958
‫جاستین...

395
00:22:59,127 --> 00:23:01,421
‫آره، حالا هرچی

396
00:23:06,009 --> 00:23:08,261
‫امروز تو رو با دیگو دیدم

397
00:23:11,348 --> 00:23:12,599
‫تو سالنِ مطالعه

398
00:23:17,020 --> 00:23:18,814
‫تو واقعاً ازش خوشت میاد

399
00:23:19,815 --> 00:23:20,941
‫مزخرف میگی

400
00:23:21,024 --> 00:23:22,109
‫بگو که ازش خوشت نمیاد

401
00:23:26,571 --> 00:23:28,240
‫چون می... می‌تونم ببینمش

402
00:23:32,202 --> 00:23:35,622
‫فکر می‌کنی اون جذابه، یا هرچی،
‫و من درب و داغونم

403
00:23:35,705 --> 00:23:38,333
‫اصلاً چنین فکری نمی‌کنم، جاستین!

404
00:23:38,417 --> 00:23:39,793
‫خب، من اینطور فکر می‌کنم

405
00:23:42,796 --> 00:23:44,756
‫و قرارم نیست بهتر بشم، پس...

406
00:23:47,342 --> 00:23:48,218
‫پس...

407
00:23:50,137 --> 00:23:52,764
‫بهتره با اون باشی تا این که...

408
00:23:54,683 --> 00:23:57,185
‫...بشینی و منتظر بمونی که اوردوز کنم

409
00:23:59,062 --> 00:24:00,897
‫پس اوردوز نکن!

410
00:24:04,151 --> 00:24:04,985
‫گو...

411
00:24:07,237 --> 00:24:08,363
‫گورت رو...

412
00:24:09,573 --> 00:24:10,574
‫از اینجا گُم کن

413
00:24:13,285 --> 00:24:14,202
‫باشه؟

414
00:24:17,497 --> 00:24:19,291
‫من ازت نخواستم بیای دنبالم بگردی

415
00:24:19,374 --> 00:24:22,377
‫من به یه دلیلی اومدم تو این کوچه‌ی تخمی

416
00:24:25,464 --> 00:24:27,257
‫من همیشه میام دنبالت می‌گردم

417
00:24:32,471 --> 00:24:34,055
‫این خیلی رقت انگیزه

418
00:24:42,189 --> 00:24:43,023
‫برو

419
00:24:43,106 --> 00:24:43,940
‫نه

420
00:24:45,150 --> 00:24:45,984
‫برو!

421
00:24:47,486 --> 00:24:48,403
‫برو، جس

422
00:24:48,487 --> 00:24:50,197
‫برو با دیگو سکس کن!

423
00:24:54,493 --> 00:24:55,452
‫برو!

424
00:25:13,970 --> 00:25:16,932
‫یادت بیاد واسه چی مبارزه می‌کنی!
‫به یاد بیار!

425
00:25:17,015 --> 00:25:20,268
‫چون، یه وقتی می‌رسه که میگی دیگه بسه...

426
00:25:20,352 --> 00:25:22,270
‫اینجاست که باید بلند شی!

427
00:25:22,354 --> 00:25:27,192
‫...و باید بلند شی و سرت رو بالا بگیری
‫و مقابله به مثل کنی

428
00:25:28,944 --> 00:25:29,945
‫خودشـه!

429
00:25:30,278 --> 00:25:32,781
‫خیلی خب، منو ببین!

430
00:25:33,782 --> 00:25:35,617
‫خوبی؟ می‌تونی ادامه بدی؟

431
00:25:35,700 --> 00:25:38,745
‫- خیلی خب، بریم. مبارزه کنید!
‫- حسابشو برس، تونی!

432
00:25:38,828 --> 00:25:39,996
‫نشونش بده!

433
00:25:56,429 --> 00:25:58,014
‫- آره!
‫- تمومـه!

434
00:26:06,648 --> 00:26:08,066
‫- دوستت دارم
‫- دوستت دارم

435
00:26:11,903 --> 00:26:13,572
‫- موفق شدی!
‫- دوستت دارم

436
00:26:14,322 --> 00:26:16,074
‫- نباید انقدر مشت بخورم
‫- آره، همینطوره

437
00:26:16,157 --> 00:26:16,992
‫تونی!

438
00:26:17,367 --> 00:26:19,411
‫سلام، مبارزه‌ی خیلی خوبی بود

439
00:26:20,453 --> 00:26:22,581
‫- ممنون
‫- گوش کن، اسم من جک راسـه

440
00:26:22,664 --> 00:26:25,625
‫من دستیار مربیِ بوکس توی
‫دانشگاه نوادا هستم

441
00:26:26,126 --> 00:26:28,962
‫چند باری مبارزه‌هات رو دیدیم.
‫پدر و مادرت هستن؟

442
00:26:30,213 --> 00:26:32,048
‫آه...اونا اینجا زندگی نمی‌کنن

443
00:26:32,132 --> 00:26:35,635
‫خوشحال میشم یه زمانی ببینم‌شون.
‫می‌خوایم بهت یه بورسیه بدیم.

444
00:26:38,179 --> 00:26:39,806
‫واسه مبارزه؟

445
00:26:39,889 --> 00:26:42,976
‫آره. می‌دونم الان باید یه دوش بگیری و غذا بخوری،

446
00:26:43,059 --> 00:26:44,603
‫ولی بهم زنگ بزن

447
00:26:45,186 --> 00:26:46,605
‫یه روز دیگه هم توی شهرم

448
00:26:50,108 --> 00:26:51,443
‫خب، اینو چی میگی؟

449
00:26:52,986 --> 00:26:54,154
‫آه...

450
00:26:56,489 --> 00:26:57,907
‫نمیگم برام مهم نیست،

451
00:26:57,991 --> 00:27:00,201
‫میگم مطمئن نیستم الان بهترین موقع

452
00:27:00,285 --> 00:27:03,038
‫- برای رفتن به یه جای مسخره...
‫- مسخره نیست

453
00:27:03,121 --> 00:27:05,874
‫و ما قول دادیم اینکارو می‌کنیم، به خاطر اونا

454
00:27:05,957 --> 00:27:08,460
‫ولی جدی به خاطر اوناست؟
‫یا فقط به خاطر خودمونـه؟

455
00:27:09,836 --> 00:27:11,171
‫آم...

456
00:27:11,796 --> 00:27:13,256
‫می‌خواستید ما رو ببینید؟

457
00:27:13,340 --> 00:27:17,385
‫آره...ما داریم میریم بیرون واسه شب قرارمون

458
00:27:20,930 --> 00:27:23,850
‫چرا این اواخر انقدر از این شب‌های قرار داشتید و

459
00:27:23,933 --> 00:27:25,935
‫چه قولی دادید؟

460
00:27:26,645 --> 00:27:29,064
‫به هم قول دادیم عشق و علاقه‌مون رو زنده نگه داریم

461
00:27:29,522 --> 00:27:31,066
‫این هم یکم پول برای پیتزا

462
00:27:31,608 --> 00:27:35,028
‫و راستش داره دیرمون میشه،
‫پس پسرای خوبی باشید

463
00:27:35,904 --> 00:27:37,739
‫آره، شما هم همینطور

464
00:27:38,615 --> 00:27:39,741
‫عجیب بود، نه؟

465
00:27:39,824 --> 00:27:42,827
‫احتمالاً میرن به یه جلسه‌ی
‫عجیب غریبِ فرقه‌ی سکس‌شون

466
00:27:43,370 --> 00:27:46,790
‫رفیق، چرا باید همچین چیزی رو
‫بندازی توی کله‌ام؟

467
00:27:46,873 --> 00:27:48,833
‫شرمنده، شب قراره دیگه

468
00:27:49,584 --> 00:27:51,461
‫امسال شیش هفت بار از این قرارها رفتن و

469
00:27:51,544 --> 00:27:53,338
‫اصلاً به نظر نمیاد ازشون لذت می‌برن

470
00:27:53,421 --> 00:27:55,215
‫شاید واسه همین همینطوری میرن

471
00:27:55,757 --> 00:27:58,385
‫شاید واسه اینه که آتیش عشق‌شون
‫روشن بمونه، می‌گیری؟

472
00:27:58,468 --> 00:28:00,387
‫خدای من، رفیق، دارم میگم،

473
00:28:01,012 --> 00:28:02,472
‫شاید اصلاً قراری در کار نباشه

474
00:28:39,634 --> 00:28:42,387
‫و بابت حمایت فوق‌العاده‌تون و

475
00:28:42,470 --> 00:28:46,891
‫کمک‌های مالی طی ترم گذشته ممنونم.
‫ما موفقیت‌های زیادی در رابطه با

476
00:28:46,975 --> 00:28:49,602
‫چندتا از اقدامات امنیتیِ
‫نوآورانه‌مون داشتیم

477
00:28:50,228 --> 00:28:51,187
‫ممنونم

478
00:28:51,938 --> 00:28:56,025
‫امشب به زندگی‌های آنلاین
‫بچه‌هاتون می‌پردازیم

479
00:28:56,109 --> 00:29:01,865
‫می‌دونیم خیلی‌هاتون برنامه‌های دِیو رو دانلود کردید،
‫تا ایمیل‌ها و پیام‌های بچه‌هاتون رو بخونید و

480
00:29:01,948 --> 00:29:04,993
‫فعالیت‌های آنلاین رو دنبال کنید و
‫موقعیت بچه‌هاتون رو بفهمید،

481
00:29:05,076 --> 00:29:09,205
‫ولی اگه هنوز برنامه‌ها رو ندارید،
‫بعد جلسه با دِیو صحبت کنید

482
00:29:09,289 --> 00:29:12,417
‫و...اون می‌تونه شما رو
‫به لپ‌تاپ‌ها و وبکم‌هاشون هم

483
00:29:12,500 --> 00:29:14,502
‫وصل کنه و راه‌حل‌هایی برای
‫خونه‌تون پیدا کنه

484
00:29:15,086 --> 00:29:16,212
‫هر چی که لازم دارید

485
00:29:17,172 --> 00:29:19,090
‫نکته‌ی خوب این برنامه‌ها اینه که

486
00:29:19,174 --> 00:29:22,552
‫دیو و تیمش می‌تونن اطلاعات
‫رو جمع آوری کنن

487
00:29:22,635 --> 00:29:28,183
‫که باعث میشه در جریانِ موضوعات
‫داغ یا بحث‌های حساس قرار بگیریم

488
00:29:28,516 --> 00:29:31,144
‫در واقع هر چیزی که بچه‌هاتون
‫دربارش با بقیه حرف می‌زنن

489
00:29:31,227 --> 00:29:33,354
‫البته ما اخیراً یه مانورِ تیراندازیِ

490
00:29:33,438 --> 00:29:36,566
‫موفق توی دبیرستان داشتیم که

491
00:29:36,649 --> 00:29:39,486
‫باعث شده آماده باشیم تا به یه مورد اضطراری

492
00:29:39,569 --> 00:29:43,239
‫سریع‌تر و مؤثرتر واکنش نشون بدیم

493
00:29:45,116 --> 00:29:47,035
‫بله، سؤال‌تون چیه؟

494
00:29:47,118 --> 00:29:50,538
‫آره...اون مانور باعث فروپاشیِ
‫روانیِ پسرم شده

495
00:29:50,622 --> 00:29:52,624
‫چطوری می‌تونی بگی موفق بوده؟

496
00:29:52,707 --> 00:29:56,503
‫نه، عده‌ی کمی از دانش‌آموزا بودن که
‫به خاطر مانور آشفته بودن و

497
00:29:56,586 --> 00:29:58,463
‫ما بعدش مشاوره انجام دادیم

498
00:29:58,546 --> 00:30:01,549
‫فقط آشفته نبود!
‫سر از تیمارستان در آورد و می‌شاشید تو تختش!

499
00:30:01,633 --> 00:30:02,592
‫- عزیزم!
‫- خب...

500
00:30:02,675 --> 00:30:04,385
‫اون دلش نمی‌خواد این چیزا رو بگیم

501
00:30:04,928 --> 00:30:07,347
‫می‌خواستیم سؤالات رو بذاریم برای آخر

502
00:30:11,643 --> 00:30:16,314
‫پس یه جلسه با اولیا داشتن.
‫جدی فکر نمی‌کنم چیز مهمی باشه.

503
00:30:18,358 --> 00:30:20,235
‫اونا دسترسی کامل دارن

504
00:30:20,568 --> 00:30:23,822
‫هر کار و حرکتی که می‌کردیم رو زیر نظر داشتن

505
00:30:24,197 --> 00:30:27,659
‫اگه تنها چیزی که می‌دونن اینه که
‫درباره‌ی گوردن لایتفوت حرف می‌زدیم،

506
00:30:27,742 --> 00:30:29,536
‫واقعاً چقدر می‌دونن؟

507
00:30:29,619 --> 00:30:31,496
‫ببین، فکر نکنم هنوز از رمزها سر در آورده باشن،

508
00:30:31,579 --> 00:30:33,915
‫ولی یه تیم امنیتی دارن که
‫داره روش کار می‌کنه

509
00:30:33,998 --> 00:30:36,084
‫تا جایی که می‌دونیم احتمالاً
‫همین الان دارن گوش میدن!

510
00:30:36,584 --> 00:30:39,712
‫- کلی، به نظرم خیلی شکاک شدی
‫- به نظرم خیلی احمق شدی

511
00:30:41,214 --> 00:30:44,050
‫ببین، تو از یه تیمارستان فرار کردی

512
00:30:44,133 --> 00:30:46,302
‫چطور انتظار داری کسی بهت اعتماد کنه؟

513
00:30:46,386 --> 00:30:49,097
‫تو هنوز با دیگو رابطه داری.
‫ما چطوری بهت اعتماد کنیم؟

514
00:30:49,973 --> 00:30:51,975
‫تو بودی که می‌خواستی همدیگه رو ببینیم

515
00:30:52,851 --> 00:30:57,313
‫ببین، ما باید همه رو دور هم جمع کنیم،
‫یا تو باید بکنی

516
00:30:57,397 --> 00:30:58,690
‫کی مونده؟

517
00:30:59,399 --> 00:31:01,734
‫جاستین با من حرف نمی‌زنه،
‫زک دیگه نیست

518
00:31:02,485 --> 00:31:04,821
‫یعنی...الکس؟ آنی؟

519
00:31:04,904 --> 00:31:08,575
‫آنی از پیش‌مون رفته و
‫می‌رفته دیدن خانم واکر

520
00:31:09,617 --> 00:31:10,702
‫الکس دیدش

521
00:31:15,206 --> 00:31:16,541
‫وضع‌مون خرابـه

522
00:31:18,543 --> 00:31:20,295
‫و خرج همه چی داده شده؟

523
00:31:20,378 --> 00:31:21,921
‫این نامه‌ی پیشنهاده

524
00:31:22,005 --> 00:31:25,216
‫شهریه‌ی کامل، خونه، غذا،
‫و یه مستمری برای هزینه‌های دیگه

525
00:31:27,760 --> 00:31:28,761
‫تونی!

526
00:31:29,262 --> 00:31:32,056
‫- تونی، مربی راس داشت...
‫- مربی راس داشت می‌رفت

527
00:31:33,266 --> 00:31:36,227
‫- تونی، شاید بتونم توضیح بدم که...
‫- چیزی برای توضیح نمونده

528
00:31:37,729 --> 00:31:39,731
‫من اینجا مسئولیت‌هایی دارم

529
00:31:42,025 --> 00:31:43,192
‫نمی‌تونم برم نوادا

530
00:31:43,276 --> 00:31:44,944
‫اگه میشه یکم بیشتر بهش وقت بدید تا فکر...

531
00:31:45,028 --> 00:31:47,947
‫- لازم نیست بهش فکر کنم!
‫- البته

532
00:31:48,781 --> 00:31:49,782
‫دربارش صحبت کنید

533
00:31:50,408 --> 00:31:52,410
‫پیشنهاد تا 30 روز سر جاشـه

534
00:31:53,786 --> 00:31:54,662
‫ممنون

535
00:31:58,875 --> 00:32:01,002
‫ببخشید که وقت‌تون رو تلف کردم

536
00:32:06,883 --> 00:32:08,885
‫تماشای مبارزه‌ات باعث افتخارم بود، تونی

537
00:32:09,510 --> 00:32:12,305
‫امیدوارم به مبارزه ادامه بدی...
‫توی رینگ‌های درست

538
00:32:20,396 --> 00:32:24,651
‫پس، صبرکن، این جدیـه یا
‫کلی دیوونه شده؟

539
00:32:24,734 --> 00:32:26,569
‫یه جلسه‌ی اولیا بوده

540
00:32:26,653 --> 00:32:28,780
‫پدر و مادر تو بودن، پدر من بوده

541
00:32:29,822 --> 00:32:31,991
‫کلی میگه که همه چی دست‌شونـه

542
00:32:32,075 --> 00:32:32,992
‫خدایا

543
00:32:33,493 --> 00:32:34,452
‫لعنتی...

544
00:32:35,119 --> 00:32:37,497
‫چند روز پیش شنیدم دیاز داشت با پدرم حرف می‌زد و

545
00:32:37,580 --> 00:32:39,749
‫انگار می‌خواد دوباره پرونده رو باز کنه

546
00:32:41,292 --> 00:32:42,877
‫چرا هیچی نگفتی؟

547
00:32:42,961 --> 00:32:44,462
‫الان دارم میگم

548
00:32:44,754 --> 00:32:46,881
‫شاید حق با کلی باشه.
‫شاید باید جلسه بذاریم.

549
00:32:46,965 --> 00:32:50,635
‫سعیمو کردم. معلوم شد هر کی که
‫توی زندگیم بوده رو عصبی کردم،

550
00:32:50,718 --> 00:32:52,720
‫پس گمونم جلسه همینـه

551
00:32:54,764 --> 00:32:56,516
‫خب، منطقیـه

552
00:32:56,599 --> 00:32:58,267
‫همیشه فقط من و تو بودیم

553
00:33:00,728 --> 00:33:01,980
‫چیکار باید بکنیم؟

554
00:33:04,273 --> 00:33:05,108
‫نمی‌دونم

555
00:33:12,323 --> 00:33:14,867
‫می‌دونی، نتونستم علتشو بفهمم

556
00:33:16,285 --> 00:33:18,246
‫اینکه جس تو رو به من ترجیح داده

557
00:33:21,082 --> 00:33:22,041
‫یعنی...

558
00:33:23,126 --> 00:33:25,044
‫توی زمین که مضحکه‌ای،

559
00:33:25,878 --> 00:33:28,256
‫مشخصاً دوست‌پسر افتضاحی هستی

560
00:33:30,800 --> 00:33:32,635
‫پس چی توی تو می‌بینه؟

561
00:33:33,636 --> 00:33:34,554
‫جدی میگم

562
00:33:34,637 --> 00:33:36,931
‫الان وقت برای این مسخره‌بازیا ندارم

563
00:33:37,015 --> 00:33:38,349
‫ولی بعدش نوار رو شنیدم

564
00:33:42,228 --> 00:33:43,229
‫کدوم نوار؟

565
00:33:44,230 --> 00:33:46,232
‫نواری که برایس واسش درست کرد

566
00:33:47,108 --> 00:33:49,068
‫اون ازت حفاظت می‌کنه، مگه نه؟

567
00:33:50,695 --> 00:33:52,030
‫چون کار تو بود

568
00:33:53,114 --> 00:33:54,115
‫تو کُشتیش

569
00:33:59,370 --> 00:34:01,914
‫تو جدی نمی‌دونی چی داری بلغور می‌کنی

570
00:34:03,708 --> 00:34:04,959
‫ولی اگه جای تو بودم،

571
00:34:05,668 --> 00:34:07,503
‫زیپ دهنمو می‌کشیدم

572
00:34:10,048 --> 00:34:11,382
‫من حقیقت رو می‌فهمم

573
00:34:12,467 --> 00:34:13,926
‫جدی؟

574
00:34:14,844 --> 00:34:16,971
‫دقیقاً چطوری؟

575
00:34:21,809 --> 00:34:23,770
‫اگه مجبور بشم مثل سگ کتکت می‌زنم

576
00:34:24,395 --> 00:34:27,899
‫ولی یه حسی بهم میگه که
‫به اندازه رفیقت زک دووم نمیاری

577
00:34:42,330 --> 00:34:44,999
‫هی! بسه! بسه، تمومش کنید!

578
00:34:45,083 --> 00:34:47,251
‫تو، برگرد کلاست.
‫تو، روتو بکن سمت کمدا.

579
00:34:47,335 --> 00:34:49,295
‫- من؟ چرا فقط من؟
‫- گفتم روتو بکن سمت کمدا

580
00:34:49,378 --> 00:34:51,005
‫چه غلطی می‌کنی، مرد؟
‫فقط داشتیم صحبت می‌کردیم!

581
00:34:51,089 --> 00:34:52,715
‫- گفتم برگرد به کلاست!
‫- چه غلطا؟

582
00:34:52,799 --> 00:34:54,842
‫یه بچه‌ی مکزیکیِ دیگه دعوا راه میندازه؟

583
00:34:54,926 --> 00:34:57,261
‫- باشه، من دومنیکنی هستم. یعنی چی؟
‫- نمی‌تونی از این حرفا بزنی

584
00:34:57,345 --> 00:34:59,055
‫- ولش کن!
‫- برو عقب! هی!

585
00:35:01,182 --> 00:35:03,434
‫لعنتی! شلیک نکن! نکن! خواهش می‌کنم!

586
00:35:03,518 --> 00:35:05,144
‫تفنگ رو بذار کنار.
‫هر کاری بخوای می‌کنم.

587
00:35:05,228 --> 00:35:06,729
‫برو عقب. گمشو عقب!

588
00:35:07,188 --> 00:35:10,691
‫رو به کمد!
‫رو به کمد، دستات رو هم باز کن!

589
00:35:17,115 --> 00:35:19,492
‫بیخیال. اون کاری نکرده، مرد.
‫ولش کن.

590
00:35:20,076 --> 00:35:23,246
‫- ولش کن!
‫- هی، چه غلطی می‌کنی؟

591
00:35:23,329 --> 00:35:24,413
‫هی!

592
00:35:24,497 --> 00:35:26,082
‫- خدایا!
‫- یعنی چی؟

593
00:35:29,043 --> 00:35:32,463
‫باورنکردنیـه

594
00:35:35,174 --> 00:35:36,384
‫براشون مهم نیست!

595
00:35:42,849 --> 00:35:45,351
‫با آدمای بی‌گناه مثل جنایتکار رفتار میشه

596
00:35:45,434 --> 00:35:47,019
‫بهم گفته شده که داشتن دعوا می‌کردن

597
00:35:47,103 --> 00:35:48,855
‫اوه، مزخرفـه!

598
00:35:48,938 --> 00:35:51,232
‫و فقط اونا نیستن، پای همه‌مون وسطه!

599
00:35:51,315 --> 00:35:54,026
‫- آره!
‫- گناهکار فرض میشیم؟ بدون اتهام؟

600
00:35:54,110 --> 00:35:55,653
‫بدون رویه‌ی عادلانه؟

601
00:35:55,736 --> 00:35:57,446
‫خیلی خب، عزیزان. بچه‌ها!

602
00:35:57,530 --> 00:35:59,699
‫هی، خواهش می‌کنم

603
00:35:59,782 --> 00:36:01,742
‫وضعیت داره پیگیری میشه

604
00:36:01,826 --> 00:36:03,411
‫بیاید برگردیم به کلاس‌هامون

605
00:36:04,954 --> 00:36:05,913
‫نه!

606
00:36:06,330 --> 00:36:08,374
‫شرایط رو بدتر نکنید

607
00:36:08,875 --> 00:36:10,376
‫برگردید به کلاس‌هاتون

608
00:36:11,169 --> 00:36:14,046
‫نه. ما برنمی‌گردیم سر کلاس

609
00:36:14,130 --> 00:36:18,843
‫کلی، قول میدم وضعیت رو بررسی می‌کنیم

610
00:36:18,926 --> 00:36:20,386
‫دیگو آزاد میشه و

611
00:36:20,469 --> 00:36:23,347
‫اگه لازم باشه اون افسر تنبیه میشه...

612
00:36:24,807 --> 00:36:28,227
‫...و مسئله رو پیگیری می‌کنیم مطابق...

613
00:36:28,311 --> 00:36:31,731
‫گوه توش! بسه دیگه!

614
00:36:32,273 --> 00:36:33,191
‫راست میگی

615
00:36:33,274 --> 00:36:37,028
‫خیلی خب، بدون این کلمات توهین‌آمیز
‫منظورتون رو متوجه میشم

616
00:36:37,111 --> 00:36:38,529
‫کیرم دهنت، مادرجنده

617
00:36:41,032 --> 00:36:42,200
‫این دفعه با همیم

618
00:36:42,283 --> 00:36:45,161
‫همگی همین الان برگردید سر کلاس‌هاتون،

619
00:36:45,828 --> 00:36:47,872
‫وگرنه عواقبش پای خودتونـه

620
00:36:47,955 --> 00:36:48,956
‫عواقب رو نشون بده ببینیم

621
00:36:49,457 --> 00:36:50,541
‫ما نمی‌ترسیم

622
00:36:53,544 --> 00:36:55,171
‫ما بالاخره یه کاری می‌کنیم

623
00:36:56,214 --> 00:36:58,090
‫دقیقاً چیکار می‌کنید؟

624
00:37:15,942 --> 00:37:16,817
‫هی

625
00:37:17,985 --> 00:37:19,111
‫برگردید

626
00:37:19,612 --> 00:37:20,947
‫نه

627
00:37:21,030 --> 00:37:22,615
‫نه، برگردید! جفتتون...

628
00:37:23,824 --> 00:37:25,368
‫- آره!
‫- خداحافظ!

629
00:37:25,451 --> 00:37:27,119
‫به خیال خودتون دارید چیکار می‌کنید؟

630
00:37:27,203 --> 00:37:29,038
‫گمونم داریم میریم، قربان

631
00:37:32,667 --> 00:37:35,002
‫- ممنون، آقای داون
‫- خداحافظ

632
00:37:35,127 --> 00:37:37,004
‫فقط محض شفاف‌سازی بگم که
‫من نقشه‌ای ندارم

633
00:37:37,088 --> 00:37:40,508
‫- یجورایی دارم تو رو دنبال می‌کنم
‫- منو؟ فکر می‌کردم من دارم دنبالت می‌کنم

634
00:37:41,634 --> 00:37:42,760
‫نه، من...

635
00:37:45,096 --> 00:37:49,350
‫هی، شما باید یه فکری بکنید،
‫چون، آخه همه...

636
00:37:50,810 --> 00:37:53,396
‫آره، یعنی...یجورایی همه اومدن

637
00:38:05,992 --> 00:38:09,036
‫- یالا!
‫- دنبالم بیا، مرد

638
00:38:09,120 --> 00:38:10,705
‫یالا. زودباش، مرد!

639
00:38:14,166 --> 00:38:16,961
‫هی. نباید بریم بیرون، درسته؟

640
00:38:17,044 --> 00:38:19,130
‫- فکر خوبی نیست؟
‫- نه، کاملاً وقت تلف کردنـه

641
00:38:19,213 --> 00:38:22,341
‫آخه کی بیرون رفتن چند نفر
‫واقعاً نتیجه داده؟

642
00:38:22,425 --> 00:38:25,511
‫در واقع حس می‌کنم به لحاظ تاریخی
‫نتایجی داشته و

643
00:38:25,594 --> 00:38:27,221
‫حس می‌کنم اینطوری جس رو ناامید می‌کنم

644
00:38:27,305 --> 00:38:30,266
‫چرا؟ جسیکا خودش تنهایی
‫می‌تونه حسابی سر و صدا به پا کنه

645
00:38:30,349 --> 00:38:34,020
‫خدایا، زک. از تظاهر به عوضی بودن خسته نشدی؟

646
00:38:36,814 --> 00:38:38,691
‫تو از ترسیدن خسته نشدی؟

647
00:38:40,026 --> 00:38:40,860
‫چرا

648
00:38:42,236 --> 00:38:43,612
‫پس بیا یکم سر و صدا به پا کنیم

649
00:38:44,405 --> 00:38:46,615
‫ولی بیا درست انجامش بدیم. یالا

650
00:38:50,328 --> 00:38:51,662
‫داریم چه غلطی می‌کنیم؟

651
00:38:51,746 --> 00:38:53,998
‫همینطوری اینجا وایمیستیم یا
‫یه کاری هم می‌کنیم؟

652
00:38:55,458 --> 00:38:58,169
‫من که میگم مغزشونو بریزیم زمین!

653
00:38:58,252 --> 00:38:59,086
‫آره!

654
00:38:59,170 --> 00:39:01,881
‫یا می‌تونیم از مغزهامون استفاده کنیم،
‫برق مدرسه رو قطع کنیم،

655
00:39:01,964 --> 00:39:03,507
‫شایدم یه چیزایی رو آتیش بزنیم

656
00:39:03,591 --> 00:39:04,592
‫آره!

657
00:39:05,968 --> 00:39:09,597
‫- ببینیم رئیس انجمن‌مون چی میگه
‫- لعنتی، فکر می‌کردم رفتی

658
00:39:09,680 --> 00:39:12,016
‫باید یه سر می‌رفتم غارم. بگیر دیگه!

659
00:39:13,309 --> 00:39:14,352
‫آم...

660
00:39:17,563 --> 00:39:18,731
‫هی، بچه‌ها!

661
00:39:21,650 --> 00:39:25,946
‫می‌دونم درباره‌ی خیلی چیزا اختلاف نظر داریم،
‫ولی می‌دونم که یه چیز رو همه قبول داریم

662
00:39:27,156 --> 00:39:28,616
‫ما عصبانی‌ایم، درسته؟

663
00:39:28,699 --> 00:39:30,117
‫آره!

664
00:39:30,201 --> 00:39:32,745
‫چون اینجا شرایط باید تغییر کنه،

665
00:39:32,828 --> 00:39:36,123
‫پس بیاید مطمئن بشیم همین امروز بکنه.
‫شما با من هستید؟

666
00:39:36,207 --> 00:39:38,376
‫آره!

667
00:39:38,501 --> 00:39:40,169
‫یه شعار می‌خوایم!

668
00:39:40,795 --> 00:39:42,004
‫آره!

669
00:39:42,088 --> 00:39:43,923
‫پلیس مدرسه...

670
00:39:44,006 --> 00:39:45,841
‫نمی‌خوایم، نمی‌خوایم!

671
00:39:45,925 --> 00:39:47,927
‫پلیس مدرسه...

672
00:39:48,010 --> 00:39:49,470
‫نمی‌خوایم، نمی‌خوایم!

673
00:39:49,553 --> 00:39:51,472
‫پلیس مدرسه...

674
00:39:51,555 --> 00:39:53,099
‫نمی‌خوایم، نمی‌خوایم!

675
00:39:53,182 --> 00:39:54,850
‫پلیس مدرسه...

676
00:39:54,934 --> 00:39:56,644
‫نمی‌خوایم، نمی‌خوایم!

677
00:39:56,727 --> 00:39:58,270
‫پلیس مدرسه...

678
00:39:58,354 --> 00:39:59,814
‫نمی‌خوایم...!

679
00:40:03,526 --> 00:40:06,695
‫عاشق این کارم.
‫و مطمئنم گیر میفتیم.

680
00:40:06,779 --> 00:40:08,906
‫دیگه به هر حال پای من گیره

681
00:40:08,989 --> 00:40:12,118
‫زندگیم تا ابد به گاست پس...

682
00:40:15,079 --> 00:40:16,330
‫می‌دونی که نیست، درسته؟

683
00:40:17,706 --> 00:40:21,877
‫فقط قرار نیست فوتبال بازی کنی.
‫این اصلاً چیز مهمی نیست.

684
00:40:21,961 --> 00:40:25,464
‫چون من باهوش و مهربونم و
‫کسایی رو دارم که دوستم دارن؟

685
00:40:25,881 --> 00:40:27,883
‫خب، آره

686
00:40:30,845 --> 00:40:32,054
‫اوه، لعنتی!

687
00:40:36,851 --> 00:40:37,810
‫آره!

688
00:40:40,354 --> 00:40:42,106
‫پلیس مدرسه...

689
00:40:42,189 --> 00:40:43,649
‫نمی‌خوایم، نمی‌خوایم!

690
00:40:43,732 --> 00:40:45,359
‫پلیس مدرسه...

691
00:40:45,443 --> 00:40:47,570
‫نمی‌خوایم، نمی‌خوایم!

692
00:40:47,653 --> 00:40:51,115
‫ما می‌خوایم تمام پلیس‌های مدرسه
‫از این دبیرستان برن،

693
00:40:51,198 --> 00:40:52,825
‫همینطور تمام اقدامات امنیتی

694
00:40:52,908 --> 00:40:55,494
‫یعنی دیگه نه خبری از دوربین باشه،
‫نه فلزیاب،

695
00:40:55,578 --> 00:40:57,997
‫نه آموزش‌های مهار خونریزی،
‫نه مانور

696
00:40:58,080 --> 00:40:59,665
‫ما می‌خوایم مدرسه‌مون مثل سابق بشه!

697
00:40:59,748 --> 00:41:02,960
‫پیچیده‌تر از این حرفاست.
‫ما از قوانین ایالتی پیروی می‌کنیم.

698
00:41:03,377 --> 00:41:06,755
‫قوانینی که تعبیه شدن تا
‫امنیت این بچه‌ها رو تأمین کنن

699
00:41:07,673 --> 00:41:09,967
‫پس قوانین بد هستن و
‫باید اونا رو زیر پا بذارید

700
00:41:10,759 --> 00:41:12,845
‫وقتی فیلم‌های امروز توی اینترنت پخش بشن،

701
00:41:12,928 --> 00:41:14,930
‫می‌خواید همه‌ی دنیا بدونن که کاری نکردید؟

702
00:41:15,014 --> 00:41:17,016
‫پلیس مدرسه...

703
00:41:17,099 --> 00:41:18,726
‫نمی‌خوایم، نمی‌خوایم!

704
00:41:18,809 --> 00:41:20,394
‫پلیس مدرسه...

705
00:41:20,811 --> 00:41:22,354
‫نمی‌خوایم، نمی‌خوایم!

706
00:41:22,438 --> 00:41:24,023
‫پلیس مدرسه...

707
00:41:24,106 --> 00:41:25,900
‫نمی‌خوایم، نمی‌خوایم!

708
00:41:44,710 --> 00:41:45,920
‫اینجا پیدامون می‌کنن

709
00:41:48,923 --> 00:41:50,090
‫پشت در رو می‌بندیم

710
00:42:12,446 --> 00:42:14,365
‫یعنی، گمونم جوابشون اینـه

711
00:42:14,782 --> 00:42:18,786
‫خدایا، بولان و فاندری چطوری انتظار دارن
‫با وجود تمام اونا برگردیم تو؟

712
00:42:19,203 --> 00:42:21,372
‫دیگه نمی‌خوان برگردیم داخل

713
00:42:22,039 --> 00:42:24,458
‫می‌خوان از اینجا بریم

714
00:42:24,542 --> 00:42:27,169
‫کلانتری شهرستان اورگرین صحبت می‌کنه

715
00:42:27,253 --> 00:42:29,672
‫شما دو دقیقه وقت دارید تا از اینجا برید،

716
00:42:30,089 --> 00:42:31,757
‫وگرنه به زور خارج‌تون می‌کنیم

717
00:42:32,633 --> 00:42:34,176
‫دو دقیقه!

718
00:42:35,135 --> 00:42:36,428
‫ببین، یعنی، من...

719
00:42:36,512 --> 00:42:39,181
‫من حاضرم بجنگم ولی...جس، اونا تفنگ دارن

720
00:42:39,265 --> 00:42:40,599
‫و ما هیچی نداریم

721
00:42:45,938 --> 00:42:47,314
‫این کاملاً درست نیست

722
00:42:48,649 --> 00:42:50,526
‫ما رو برای این لحظه آموزش دادن

723
00:42:51,277 --> 00:42:52,778
‫بگو ببینم، نقشه چیه؟

724
00:42:53,445 --> 00:42:54,822
‫به همه بگو...

725
00:42:55,197 --> 00:42:56,365
‫وقتی اومدن طرف‌مون...

726
00:42:58,492 --> 00:42:59,618
‫تونی؟ هی!

727
00:42:59,702 --> 00:43:01,662
‫تونی؟ کجا میری؟

728
00:43:01,745 --> 00:43:05,583
‫تای، من نمی‌تونم. ببخشید،
‫نه وقتی این همه پلیس اینجاست

729
00:43:05,666 --> 00:43:06,792
‫می‌دونی که من سابقه دارم

730
00:43:07,668 --> 00:43:08,711
‫نه، می‌دونم!

731
00:43:10,879 --> 00:43:11,922
‫وقت تمومـه

732
00:43:18,679 --> 00:43:19,805
‫ها؟

733
00:43:31,859 --> 00:43:34,445
‫مأمورین، لطفاً حرکت کنید

734
00:43:35,988 --> 00:43:37,990
‫- بریم!
‫- سر جاتون بمونید!

735
00:43:38,073 --> 00:43:40,075
‫بزنید بریم!

736
00:43:48,083 --> 00:43:49,293
‫الان!

737
00:44:59,071 --> 00:45:00,072
‫چیـه؟

738
00:45:01,448 --> 00:45:02,866
‫پرونده‌ی کوفتیمـه

739
00:45:03,450 --> 00:45:04,618
‫چی نوشته؟

740
00:45:07,246 --> 00:45:09,998
‫پلیس اورگرین!

741
00:45:10,874 --> 00:45:14,128
‫لعنتی. برو. از اینجا برو.
‫از در پشتی برو.

742
00:45:14,211 --> 00:45:15,170
‫- یالا
‫- زک!

743
00:45:15,254 --> 00:45:17,089
‫چرا پیش منی و با چارلی نیستی؟

744
00:45:18,298 --> 00:45:19,299
‫برو پیداش کن

745
00:45:20,884 --> 00:45:22,594
‫برو!

746
00:45:35,107 --> 00:45:37,776
‫آره، خودشـه. خودشـه

747
00:45:51,373 --> 00:45:53,917
‫نه! دستتو بکش...

748
00:45:54,001 --> 00:45:55,502
‫هی!

749
00:45:55,919 --> 00:45:57,588
‫چیزی واسم نمونده! چیکار کنیم؟

750
00:45:58,005 --> 00:45:59,131
‫کمک!

751
00:45:59,548 --> 00:46:00,966
‫می‌جنگیم. یالا!

752
00:46:01,175 --> 00:46:02,092
‫ریدم دهن‌تون!

753
00:46:02,176 --> 00:46:06,346
‫جس! جس! هی، هی، هی! بیخیال،
‫نباید دستگیر بشی، خودت خوب می‌دونی

754
00:46:06,430 --> 00:46:08,599
‫باید مراقب خودت باشی، جس

755
00:46:08,682 --> 00:46:11,310
‫- تو بیخیال خودت شدی، جاستین!
‫- دیگه برام مهم نیست

756
00:46:14,021 --> 00:46:15,856
‫- هی، ریدم دهنت!
‫- جس، نکن

757
00:46:17,191 --> 00:46:19,151
‫عوضی!

758
00:46:19,568 --> 00:46:20,778
‫عوضی لعنتی!

759
00:46:25,991 --> 00:46:27,284
‫هی!

760
00:46:27,367 --> 00:46:29,369
‫- هی!
‫- ولش کن!

761
00:46:55,020 --> 00:46:55,896
‫کلی!

762
00:47:05,948 --> 00:47:07,324
‫هی! هی، صبرکنید!

763
00:47:07,407 --> 00:47:09,701
‫فرار نکنید.
‫گوش بدید! گوش کنید!

764
00:47:09,785 --> 00:47:13,163
‫ببینید، اونا سعی می‌کنن کاری کنن
‫ما فکر کنیم مشکل ماییم،

765
00:47:13,580 --> 00:47:15,249
‫ولی مشکل ما نیستیم!

766
00:47:15,332 --> 00:47:17,751
‫ما میریم به مدرسه‌ای که اونا برامون ساختن

767
00:47:17,835 --> 00:47:20,629
‫توی جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که
‫اونا برامون ساختن

768
00:47:20,712 --> 00:47:22,464
‫و همش خرابـه!

769
00:47:22,548 --> 00:47:23,757
‫همش اشتباهـه!

770
00:47:23,841 --> 00:47:27,052
‫و اونا نمی‌تونن درستش کنن. اینکارو نمی‌کنن!

771
00:47:27,135 --> 00:47:28,679
‫پس الان نوبت ماست

772
00:47:29,096 --> 00:47:32,975
‫ما همشو اصلاح می‌کنیم،
‫حتی اگه مجبور بشیم بسوزونیمش و از نو شروع کنیم

773
00:47:33,058 --> 00:47:34,268
‫پس من میگم کیر تو همش!

774
00:47:34,351 --> 00:47:35,352
‫آره!

775
00:47:35,435 --> 00:47:37,062
‫ما می‌جنگیم. کی با منـه؟

776
00:47:37,145 --> 00:47:39,565
‫- آره!
‫- کیر تو همش!

777
00:47:40,232 --> 00:47:42,609
‫- کیر تو همش! بیاید بریم!
‫- آره!

778
00:48:14,766 --> 00:48:16,476
‫- خوبی؟
‫- آره

779
00:48:16,560 --> 00:48:17,603
‫مرسی، مرد

780
00:48:17,686 --> 00:48:20,522
‫هی، چرا نباید دستگیر بشه؟

781
00:48:20,606 --> 00:48:21,565
‫چی؟

782
00:48:21,648 --> 00:48:24,359
‫چرا جسیکا نباید دستگیر بشه؟

783
00:48:28,488 --> 00:48:30,407
‫خدایا، کار اونـه

784
00:48:39,625 --> 00:48:41,001
‫فرار کن. برو!

785
00:48:41,084 --> 00:48:42,794
‫- تونی!
‫- برو!

786
00:48:48,050 --> 00:48:50,010
‫هی، هی! من این عوضی رو می‌شناسم

787
00:48:50,093 --> 00:48:51,887
‫برو به یکی دیگه کمک کن، باشه؟
‫این با من

788
00:48:52,471 --> 00:48:55,015
‫ای احمق...می‌دونی چقدر
‫توی دردسر افتادی؟

789
00:48:55,098 --> 00:48:57,059
‫- این سومین باره، درسته؟
‫- آره

790
00:48:57,142 --> 00:48:59,686
‫آره! وقتی کار رو قبول کردم،
‫تحقیقاتم رو انجام دادم

791
00:48:59,770 --> 00:49:02,773
‫یا جدی فکر کردی باور کردم که
‫اسمت پدیلا تلفظ میشه؟

792
00:49:03,523 --> 00:49:06,360
‫- ولم می‌کنی؟
‫- اگه بکنم، برمی‌گردی توی دعوا؟

793
00:49:06,443 --> 00:49:08,362
‫تا وقتی دوستام می‌جنگن، آره

794
00:49:09,655 --> 00:49:11,907
‫اگه من هم هم‌سنت بودم، همینو می‌گفتم

795
00:49:12,574 --> 00:49:14,952
‫به خاطر زنگ زدن به اون
‫استعدادیاب دانشگاه پشیمونم نکن

796
00:49:15,702 --> 00:49:16,662
‫آره

797
00:49:17,704 --> 00:49:20,165
‫حالا قبل اینکه نظرم عوض بشه، برو

798
00:49:20,958 --> 00:49:21,917
‫هی، تونی!

799
00:49:23,543 --> 00:49:24,878
‫مراقب خودت باش تا یه روز دیگه بجنگی

800
00:49:25,963 --> 00:49:26,880
‫چشم، قربان!

801
00:49:29,841 --> 00:49:30,759
‫چارلی؟

802
00:49:31,635 --> 00:49:32,511
‫چارلی؟

803
00:49:34,596 --> 00:49:35,847
‫چار...چارلی؟

804
00:49:36,306 --> 00:49:38,058
‫چارلی، هی

805
00:49:38,892 --> 00:49:39,768
‫بیدار شو!

806
00:49:39,851 --> 00:49:42,688
‫بیدار شو! چارلی، یالا. زودباش!

807
00:49:43,105 --> 00:49:44,439
‫چارلی، پاشو. زودباش

808
00:49:45,107 --> 00:49:46,566
‫آتیش! آتیش!

809
00:49:46,650 --> 00:49:48,068
‫همه برید عقب!

810
00:49:48,443 --> 00:49:50,529
‫جس! بخواب زمین!

811
00:50:07,087 --> 00:50:10,590
‫و پلیس هیچوقت نفهمید کی ماشینِ
‫مدیر رو خراب کرده؟

812
00:50:12,342 --> 00:50:13,301
‫نه

813
00:50:16,722 --> 00:50:20,392
‫کلی، تو چندین بار بهم گفتی که
‫الان من تنها فرد توی زندگیتم که

814
00:50:20,475 --> 00:50:22,728
‫می‌تونی کاملاً باهاش روراست باشی

815
00:50:23,311 --> 00:50:24,563
‫هنوزم همینطوره؟

816
00:50:25,731 --> 00:50:26,648
‫آم...

817
00:50:28,108 --> 00:50:29,359
‫کاملاً، آره

818
00:50:31,153 --> 00:50:32,988
‫مدیر بولان باهام تماس گرفت

819
00:50:35,532 --> 00:50:37,909
‫قبل گرفتن تصمیم انضباطی،

820
00:50:39,369 --> 00:50:41,329
‫می‌خواست درباره‌ی پیشرفتت بدونه

821
00:50:43,290 --> 00:50:44,583
‫وضعیت ذهنی‌ات

822
00:50:46,043 --> 00:50:50,172
‫می‌تونم به طور محدود درباره‌ی
‫کارمون باهاش صحبت کنم...

823
00:50:51,131 --> 00:50:52,549
‫اگه بهم اجازه بدی

824
00:50:56,720 --> 00:50:57,804
‫اون اینو نشونم داد

825
00:51:14,988 --> 00:51:16,114
‫یعنی چی؟

826
00:51:18,033 --> 00:51:20,452
‫اگه بهم بگی اونو یادت نمیاد،

827
00:51:21,078 --> 00:51:22,621
‫اگه توی چشمام نگاه کنی و...

828
00:51:24,247 --> 00:51:25,248
‫بهم بگی،

829
00:51:26,625 --> 00:51:27,793
‫حرفتو باور می‌کنم

830
00:51:33,632 --> 00:51:34,883
‫یادم نمیاد...

831
00:51:36,343 --> 00:51:37,260
‫اصلاً

832
00:51:45,268 --> 00:51:46,978
‫پس یه مشکلی داریم

833
00:51:52,776 --> 00:51:53,735
‫یعنی چی؟

834
00:51:54,236 --> 00:51:55,362
‫کی اینکارو کرده؟

835
00:51:55,445 --> 00:51:56,696
‫چه بدونم

836
00:52:02,911 --> 00:52:04,871
‫گمشو، عوضی!

837
00:52:05,288 --> 00:52:06,790
‫به قدر کافی ترسیدیم!

838
00:52:09,251 --> 00:52:11,628
‫چیزی هست که بخوای درباره‌ی
‫دوربین‌ها بهم بگی؟

839
00:52:12,170 --> 00:52:13,672
‫اینکه کی ممکنه خراب‌شون کرده باشه؟

840
00:52:15,799 --> 00:52:17,259
‫آتیش! آتیش!

841
00:52:33,108 --> 00:52:34,401
‫من...

842
00:52:36,820 --> 00:52:37,863
‫من...اون...

843
00:52:38,155 --> 00:52:42,450
‫به نظرم رازهایی رو پنهان کردی،
‫از همه، از من،

844
00:52:43,660 --> 00:52:45,203
‫و در مضرترین حالت،

845
00:52:46,413 --> 00:52:47,581
‫از خودت

846
00:52:48,415 --> 00:52:49,291
‫آره

847
00:52:52,002 --> 00:52:54,379
‫حاضری این رازها رو فاش کنی؟

848
00:53:00,927 --> 00:53:01,887
‫آره

849
00:53:01,911 --> 00:53:06,911
زیرنویس از سینا صداقت و آریـن
<font color="#1E90FF">.: Cardinal & SinCities :.</font>

850
00:53:06,935 --> 00:53:13,935
« فیلموژن؛ اکسیژن فیلم و سریال شما »
<font color="#fcc208">.: FilmoGen.Org :.</font>

