﻿1
00:00:17,900 --> 00:00:21,000
«پیتزبورگ، پنسیلوانیا»

2
00:00:22,424 --> 00:00:24,424
‫«28 اکتبر، سال 1984»

3
00:00:34,434 --> 00:00:35,769
‫برین، برین، برین!

4
00:00:36,269 --> 00:00:37,938
‫- بجنبین
‫- بیاین از اینجا بریم

5
00:00:50,784 --> 00:00:52,118
‫از پولار به طرف خیابان اصلی میرن

6
00:01:07,801 --> 00:01:10,053
‫- ما رو از شرشون خلاص کن، میک!
‫- دارم روش کار می‌کنم!

7
00:01:12,847 --> 00:01:15,725
‫- بپیچ به خیابون سمت راستت
‫- باشه

8
00:01:20,063 --> 00:01:21,314
‫لعنتی!

9
00:01:21,982 --> 00:01:23,817
‫لعنتی! لعنتی! لعنتی!

10
00:01:24,859 --> 00:01:25,777
‫لعنتی!

11
00:01:41,292 --> 00:01:44,087
‫خیلی‌خب

12
00:01:48,383 --> 00:01:50,635
‫- حرومی! چند تا دیگه دنبال‌مونن!
‫- لعنتی!

13
00:01:52,470 --> 00:01:53,471
‫دارن به طرف خیابان هفتم میرن

14
00:01:56,182 --> 00:01:58,518
‫یه کاری بکن، کالی.
‫یه کاری بکن!

15
00:01:58,601 --> 00:02:01,896
‫بپیچ به راست، یه تونل هست.
‫از اونجا برو

16
00:02:09,571 --> 00:02:10,655
‫این حرومی‌ها رو گیر انداختیم!

17
00:02:25,920 --> 00:02:26,755
‫بوم

18
00:02:28,131 --> 00:02:29,591
‫لعنت به شیطون!

19
00:02:32,135 --> 00:02:34,220
‫لعنتی!

20
00:02:37,182 --> 00:02:40,435
‫چه مرگته، آدامز؟
‫چه غلطی می‌کنی؟

21
00:02:40,518 --> 00:02:43,688
‫آدامز! با تو هستما!
‫چه مرگته؟ چرا نگه داشتی؟

22
00:02:43,772 --> 00:02:46,066
‫آدامز! آدامز!

23
00:02:46,149 --> 00:02:47,734
‫آدامز، با تو هستما!

24
00:02:50,904 --> 00:02:53,823
‫آدامز! آدامز!

25
00:04:12,900 --> 00:04:17,900
«قسمت اول»
«مکس دیوانه»

26
00:04:17,924 --> 00:04:24,924
ترجمه از رضا حضرتی
Death.Stroke2@yahoo.com

27
00:04:32,172 --> 00:04:35,758
‫ای حرومزاده! لعنتی!

28
00:04:36,634 --> 00:04:40,388
‫امروز عصر در یک تعقیب و گریز پلیس
‫در مرکز شهر پیتزبورگ...

29
00:04:40,471 --> 00:04:44,142
‫- یه 1 سنتیِ مسخره‌ی دیگه!
‫- داستی، مراقب باش! کم مونده بود به میوز بخوره

30
00:04:44,225 --> 00:04:46,269
‫- میشه لطفاً زیر کوسن تو رو هم ببینم؟
‫- داستی

31
00:04:46,352 --> 00:04:49,147
‫مامان، خواهش می‌کنم.
‫واجب‌ـه

32
00:04:50,732 --> 00:04:52,817
‫رفیقت کیه؟
‫رفیقت کیه؟

33
00:04:55,069 --> 00:04:56,321
‫دوستت دارم، مامان

34
00:04:56,404 --> 00:04:59,699
‫لوکاس، می‌شنوی؟ چهار تا 25 سنتی دارم.
‫تو چقدر داری؟

35
00:04:59,782 --> 00:05:02,702
‫مال خودت رو ضربدر 5 کن

36
00:05:02,785 --> 00:05:04,787
‫- چطوری؟
‫- وقتی داشتی مثل بی‌خانمان‌های بیکار

37
00:05:04,871 --> 00:05:07,332
‫ولگردی می‌کردی، من چمن‌های
‫هامفری پیرو می‌زدم

38
00:05:07,415 --> 00:05:09,834
‫هامفری پیر همچین پولی داشت؟

39
00:05:09,918 --> 00:05:11,794
‫- به مایک زنگ بزن
‫- خودت بهش زنگ بزن

40
00:05:11,878 --> 00:05:14,839
‫باید بعد از یه روز سخت که
‫عین یه مرد کار کردم، دوش بگیرم

41
00:05:14,923 --> 00:05:16,090
‫تمام و پايان

42
00:05:16,799 --> 00:05:19,636
‫مایک، صدام رو دای؟
‫مایک، صدام رو داری؟

43
00:05:20,470 --> 00:05:22,013
‫آره، صدات رو دارم

44
00:05:22,096 --> 00:05:24,390
‫- توی این کانال چیکار می‌کنی؟
‫- هیچ کار

45
00:05:24,474 --> 00:05:25,892
‫من و لوکاس روی هم 6 دلار داریم

46
00:05:25,975 --> 00:05:28,353
‫- تو چقدر داری؟
‫- لعنتی! هنوز حساب نکردم

47
00:05:28,436 --> 00:05:31,439
‫- منظورت چیه که حساب نکردی؟
‫- یه لحظه. به ویل زنگ بزن

48
00:05:41,699 --> 00:05:43,159
‫داری چه غلطی می‌کنی؟

49
00:05:43,701 --> 00:05:44,577
‫بعداً پولت رو پس میدم!

50
00:05:47,246 --> 00:05:49,165
‫- خدافظ!
‫- مایک!

51
00:05:49,916 --> 00:05:54,003
‫- مایک! برگرد اینجا ببینم!
‫- هی، تو خونه ندوین

52
00:05:54,087 --> 00:05:55,672
‫چه خبره؟

53
00:05:55,755 --> 00:05:58,257
‫مایک! مایک!

54
00:06:02,804 --> 00:06:03,972
‫عوضی!

55
00:06:25,034 --> 00:06:27,662
‫- هی!
‫- خب، دو ساعت دیگه میام دنبالت

56
00:06:27,745 --> 00:06:30,081
‫- سر ساعت 9، خب؟
‫- باشه

57
00:06:30,164 --> 00:06:31,958
‫اگه اتفاقی افتاد و خواستی بیای خونه

58
00:06:32,041 --> 00:06:34,252
‫ازشون اجازه بگیر که از تلفن‌شون
استفاده کنی ‫و به ما زنگ بزنی، خب؟

59
00:06:34,335 --> 00:06:36,796
‫- پیاده...
‫- پیاده یا با دوچرخه نیام خونه. می‌دونم

60
00:06:36,879 --> 00:06:39,090
‫- باشه، ولی عزیزم...
‫- مامان، باید برم

61
00:06:39,173 --> 00:06:40,508
‫خوش بگذره

62
00:06:48,474 --> 00:06:52,311
‫برای کشتن اژدها از شمشیر جادویی استفاده کن

63
00:06:52,395 --> 00:06:54,856
‫وای خدا! من به منطقه
ممنوعه وارد شدم، بچه‌ها

64
00:06:54,939 --> 00:06:57,692
‫- پایین! پایین! پایین!
‫- همین‌کارو می‌کنم!

65
00:07:02,864 --> 00:07:04,949
‫همین‌کارو می‌کنم!

66
00:07:06,534 --> 00:07:09,162
‫باشه، ساکت شین، ساکت شین!

67
00:07:11,205 --> 00:07:13,541
‫نه، نه، نه!

68
00:07:13,624 --> 00:07:16,711
‫نه! نه! نه!
‫از این بازی مسخره‌ی گرون متنفرم!

69
00:07:16,794 --> 00:07:18,880
‫حرومی آشغال!

70
00:07:18,963 --> 00:07:21,424
‫به اندازه کافی فرز نیستی.
‫ولی یه روزی میشی

71
00:07:21,507 --> 00:07:24,510
‫اما تا اونموقع، پرنسس دفني هنوزم مال منه

72
00:07:24,594 --> 00:07:28,097
‫حالا هر چی. هنوزم توی "هزارپا و دیگ داگ" اولم

73
00:07:28,181 --> 00:07:29,390
‫مطمئنی؟

74
00:07:30,767 --> 00:07:31,851
‫درمورد چی؟

75
00:07:35,146 --> 00:07:36,522
‫شوخی نکن.
‫نه، نه، نه

76
00:07:36,606 --> 00:07:39,734
‫برو کنار! برو کنار! نه، نه، نه.
‫هی، نه! نه! نه!

77
00:07:41,235 --> 00:07:45,281
‫- 751,300 امتیاز
‫- محاله

78
00:07:45,365 --> 00:07:47,784
‫- مکس دیوانه کیه؟
‫- یکی بهتر از تو

79
00:07:47,867 --> 00:07:50,870
‫- تویی؟
‫- می‌دونین که از دیگ داگ متنفرم

80
00:07:50,953 --> 00:07:52,830
‫- پس کیه؟
‫- آره، بنال کیث

81
00:07:52,914 --> 00:07:57,210
‫اگه اطلاعات می‌خواین،
‫باید عوضش یه چیزی بدین

82
00:07:59,837 --> 00:08:03,257
‫نه، نه، نه. عمراً.
‫براش یه قرار ترتیب نمیدم

83
00:08:03,341 --> 00:08:04,926
‫مایک، یالا.
‫یه قرار براش جور کن

84
00:08:05,009 --> 00:08:06,761
‫من خواهرم رو نمی‌فروشم!

85
00:08:06,844 --> 00:08:09,430
‫- ولی واسه قصد خوبیه
‫- نه، براش باهاش قرار ترتیب نده

86
00:08:09,514 --> 00:08:12,350
‫وگرنه جوش‌های کثیفش به
‫خونواده‌ی شما هم سرایت می‌کنه

87
00:08:12,433 --> 00:08:15,853
‫آکنه جوش نیست و مسری 
هم نیست، مرتیکه پریود مغزی

88
00:08:15,937 --> 00:08:19,065
‫من پریودم؟
‫عمراً باهات سرقرار بیاد

89
00:08:19,148 --> 00:08:21,567
‫ساعتی چقدر در میاری؟
‫2.5 دلار؟

90
00:08:21,651 --> 00:08:23,528
‫- چه موهای فری
‫- می‌خوای موهام رو مسخره کنی؟

91
00:08:27,407 --> 00:08:29,951
‫هی بچه‌ها، شماهام این...

92
00:09:08,656 --> 00:09:11,117
‫ویل! حالت خوبه؟

93
00:09:15,371 --> 00:09:17,165
‫آره، فقط...

94
00:09:18,666 --> 00:09:21,711
‫- باید یکم هوا می‌خوردم
‫- بیا، واسه دیگ داگ نوبت توئه

95
00:09:22,295 --> 00:09:24,321
‫بریم مقام بالاترین امتیازمون
 رو پس بگیریم، خب؟

96
00:09:53,117 --> 00:09:54,202
‫صبح بخیر، جیم

97
00:09:55,661 --> 00:09:59,540
‫- جیم، یه لحظه وایسا. باید حرف بزنیم
‫- دست از سرم بردار

98
00:09:59,624 --> 00:10:01,834
‫باشه، نه... به نظرم مسئله‌ای
 مهمیه ‫که باید بدونی

99
00:10:01,918 --> 00:10:05,129
‫- ازم دور شو
‫- باور کن. فقط 5 دقیقه وقت بذار!

100
00:10:05,213 --> 00:10:08,716
‫آره، می‌خوام با "بو درک" قرار بذار.
‫همه خواسته‌هایی داریم

101
00:10:08,799 --> 00:10:10,551
‫این مسئله شوخی‌بردار نیست، جیم

102
00:10:10,635 --> 00:10:12,178
‫جدیه، خب؟

103
00:10:12,261 --> 00:10:14,180
‫واقعاً یه چیزایی فهمیدم.
‫گوش کن!

104
00:10:14,263 --> 00:10:15,598
‫- سلام، صبح بخیر رئیس
‫- صبح بخیر

105
00:10:15,681 --> 00:10:16,766
‫صبح بخیر، موری

106
00:10:16,849 --> 00:10:19,393
‫مدرکی از وجود فضایی‌هایی 
کثافت‌کارت ‫پیدا نکردی، موری؟

107
00:10:19,477 --> 00:10:22,813
‫معتقد بودم و هنوزم هستم که

108
00:10:22,897 --> 00:10:24,732
‫یه جاسوس روسی در هاوکینز هست

109
00:10:24,815 --> 00:10:26,275
‫جاسوس روسی!

110
00:10:26,359 --> 00:10:31,948
‫این جاسوس‌ها با فضایی‌ها هم‌دستن؟
‫یا اصلاً چه ربطی داره؟ گیج شدم

111
00:10:32,031 --> 00:10:34,825
‫الان دیگه چندین گزارش داریم.
‫چندین گزارش، خب؟

112
00:10:34,909 --> 00:10:36,410
‫گزارشاتی از یه بچه‌ی روسی در هاوکینز

113
00:10:36,494 --> 00:10:40,581
‫- یه بچه؟ منظورت چیه؟
‫  - دختری که احتمالاً قدرت‌های دورکاری ذهنی داره

114
00:10:40,665 --> 00:10:42,083
‫- دورکاری ذهنی؟
‫- ذهنی

115
00:10:42,166 --> 00:10:44,252
‫اون دختری که یه کار کرد
‫اون بچه خودش رو خیس کنه چی؟

116
00:10:44,335 --> 00:10:45,211
‫- یه شوخی بود
‫- کدوم دختر؟

117
00:10:45,294 --> 00:10:46,587
‫شوخی نبود

118
00:10:46,671 --> 00:10:48,548
‫5 دقیقه وقت داری.
‫حتی یه ثانیه هم بیشتر نشه

119
00:10:49,632 --> 00:10:51,634
‫با یه کارمند سابق بیگ‌بوی صحبت کردم

120
00:10:51,717 --> 00:10:55,513
‫اون گفت که یه دختر کوچیک
‫درو با ذهنش تیکه تیکه کرد

121
00:10:55,596 --> 00:10:56,472
‫اون داستان رو شنیدم

122
00:10:56,556 --> 00:10:59,684
‫اون داستان رو شنیدی که یه چاقال ریشو
‫از یه دودکش پایین رفته؟

123
00:10:59,767 --> 00:11:02,270
‫خب ماه پیش، یکی از همکارای تد ویلر گفت که

124
00:11:02,353 --> 00:11:05,815
‫یه دختر روسی با سر کچل
‫توی زیرزمینش قایم شده بود

125
00:11:05,898 --> 00:11:07,149
‫الانم انکارش می‌کنه

126
00:11:07,233 --> 00:11:09,777
‫- عجب، جا خوردم
‫- ولی به هم مربوط میشه

127
00:11:09,860 --> 00:11:11,279
‫- روشنم کن
‫- این دختر...

128
00:11:11,362 --> 00:11:13,948
‫ یه جور اسلحه‌ی روسی‌ـه، نه؟

129
00:11:14,031 --> 00:11:16,075
‫باربارا این دختر رو می‌بینه،
‫احتمالاً سعی می‌کنه کمک‌ش کنه

130
00:11:16,158 --> 00:11:19,136
‫ولی قبل از اینکه بتونه این‌کارو بکنه،
‫روس‌ها پیداشون می‌کنن، می‌گیرنشون...

131
00:11:19,220 --> 00:11:23,165
‫وایسا ببینم. یعنی میگی که باربارا هالند 
رو ‫جاسوس‌های روسی دزدیدن؟

132
00:11:23,249 --> 00:11:25,793
‫- دزدیدن و کشتنش
‫- کشتن؟

133
00:11:25,876 --> 00:11:27,295
‫- متوجه نمیشی، جیم؟
‫- نه

134
00:11:27,378 --> 00:11:30,423
‫این مسئله احتمالاً پیامدهای 
بین‌المللی داره

135
00:11:30,506 --> 00:11:34,051
‫منظورم یه حمله‌ی همه‌جانبه 
روس‌ها ‫همینجا در هاوکینزه

136
00:11:37,013 --> 00:11:40,224
‫هیچ مردک مستدلی از این دختر داری؟
‫اخیراً کسی اونو ندیده؟

137
00:11:40,308 --> 00:11:41,434
‫نه، ولی اینا جدا از...

138
00:11:41,517 --> 00:11:42,727
‫ببخشید، یه لحظه

139
00:11:42,810 --> 00:11:43,936
‫- باشه
‫- الو؟

140
00:11:44,020 --> 00:11:46,647
میرل زنگ زد، می‌خواد ببینی کدو 
تنبل‌هاش‫ در چه وضعی هستن

141
00:11:46,731 --> 00:11:49,191
‫- میگه که همسایه‌ی انتقام‌جوی اون...
‫- خیلی‌خب

142
00:11:49,275 --> 00:11:52,903
‫یعنی یوجین، کدوهاش رو آلوده کرده.
‫خواهش می‌کنم

143
00:11:53,904 --> 00:11:56,090
‫شرمنده، دوست ندارم حرف‌مون
‫نیمه تموم بمونه، ولی باید برم

144
00:11:56,173 --> 00:11:58,451
‫- ضروریه
‫- 5 دقیقه بهم وقت دادی

145
00:11:58,534 --> 00:12:01,162
‫آره. گوش کن، می‌دونی چیه؟
‫از نظریه‌ی فضایی‌هات بیشتر خوشم می‌اومد

146
00:12:01,245 --> 00:12:02,830
‫توصیه‌ام رو می‌خوای بشنوی؟

147
00:12:02,913 --> 00:12:06,000
‫اینقدر مردم رو اذیت نکن و برو خونه، خب؟

148
00:12:06,083 --> 00:12:09,003
‫- من هیچکسی رو اذیت... نمی‌کنم
‫- گوش کن. برو خونه

149
00:12:19,180 --> 00:12:20,639
‫آشغاله، می‌دونم

150
00:12:22,058 --> 00:12:23,267
‫نه، آشغال نیست

151
00:12:25,019 --> 00:12:27,313
‫- خوب نیست
‫- خوب میشه

152
00:12:27,396 --> 00:12:31,150
‫فقط... یکم سازماندهی مجدد می‌خواد

153
00:12:31,233 --> 00:12:33,069
‫- می‌تونم روش علامت بزنم؟
‫- آره

154
00:12:33,152 --> 00:12:34,779
‫خب توی پاراگراف اول

155
00:12:34,862 --> 00:12:37,865
‫از بازی بسکتبال در مقابل ایالت شمالی

156
00:12:37,948 --> 00:12:40,576
‫به عنوان یه استعاره برای زندگیت 
استفاده کردی ‫که عالی هم شده

157
00:12:40,659 --> 00:12:43,204
‫ولی بعدش، این جا...

158
00:12:43,287 --> 00:12:46,332
‫درمورد تجربیات پدربزرگت در جنگ نوشتی

159
00:12:47,333 --> 00:12:50,628
‫و من... و متوجه نمیشم چه ربطی دارن

160
00:12:50,711 --> 00:12:52,129
‫مربوطه چون...

161
00:12:52,963 --> 00:12:54,548
‫چون... می‌دونی، هر دومون پیروز شدیم

162
00:12:58,135 --> 00:13:01,013
‫- به نظرت باید یکی دیگه بنویسم؟
‫- نه، آخه...

163
00:13:02,848 --> 00:13:03,891
‫مهلتش تا کی هست؟

164
00:13:03,974 --> 00:13:05,810
‫فردا واسه درخواست اولیه

165
00:13:05,893 --> 00:13:08,145
‫امشب می‌تونی بیای و کمکم کنی؟

166
00:13:08,229 --> 00:13:10,523
‫امشب قرار شام داریم، یادته؟

167
00:13:10,606 --> 00:13:13,067
‫- خدای من!
‫- هفته پیش هم کنسلش کردیم

168
00:13:14,235 --> 00:13:18,531
‫- لازم نیست بری. روی همین کار کن
‫- نه، نه. چه فایده؟

169
00:13:19,573 --> 00:13:21,867
‫- هی، آروم بگیر
‫- آرومم، آرومم

170
00:13:21,951 --> 00:13:23,661
‫دارم راستش رو میگم دیگه.
‫آخه...

171
00:13:24,870 --> 00:13:27,289
‫- هر چی بشه آخرش واسه بابام کار می‌کنم
‫- درست نیست

172
00:13:27,373 --> 00:13:29,166
‫چه می‌دونم، نانس.
‫چیز بدیه؟

173
00:13:29,250 --> 00:13:32,962
‫بیمه و مزایا و همه چیزای
آدم بزرگ‌ها رو داره

174
00:13:35,214 --> 00:13:39,385
‫و اگه همین‌کارو کنم،
‫می‌تونم توی این سال آخریت پیشت باشم

175
00:13:39,468 --> 00:13:41,595
‫- استیو
‫- واسه اینکه یکم چشمم بهت باشه

176
00:13:41,679 --> 00:13:43,681
‫مطمئن بشم که این صورت خوشگل رو فراموش نکنی

177
00:13:45,224 --> 00:13:46,642
‫نانس، جدی میگم

178
00:13:52,648 --> 00:13:55,067
‫- دوستت دارم
‫- منم دوستت دارم

179
00:14:36,150 --> 00:14:38,319
‫اون کیه؟

180
00:14:38,402 --> 00:14:40,571
‫نمی‌دونم والا

181
00:14:41,155 --> 00:14:43,032
‫کونش رو می‌بینین؟

182
00:14:43,741 --> 00:14:45,493
‫عجب چیزیه

183
00:15:09,391 --> 00:15:11,101
‫با مغز انسان آشنا بشید

184
00:15:11,185 --> 00:15:13,521
‫می‌دونم، می‌دونم، ظاهر خوبی نداره

185
00:15:13,604 --> 00:15:16,440
‫حتی یکم هم حال به هم زنه، نه؟
‫ولی اینو در نظر بگیرین

186
00:15:16,524 --> 00:15:20,986
‫صد میلیارد سلول داخل این
‫معجزه‌ی تکامل وجود داره

187
00:15:21,070 --> 00:15:22,488
‫همه در قالب یک عضو کار می‌کنن

188
00:15:22,571 --> 00:15:26,283
‫نه، نه، اشتباه نگفتم.
‫قاطیش نکردم

189
00:15:26,367 --> 00:15:28,786
‫صد میلیارد

190
00:15:29,495 --> 00:15:32,039
‫این باید دانش آموز جدیدمون باشه

191
00:15:32,122 --> 00:15:33,499
‫درسته، خدمت شما

192
00:15:33,582 --> 00:15:36,043
‫خب، وایسا ببینم.
‫به این راحتی نمی‌تونی در بری

193
00:15:36,126 --> 00:15:37,670
‫بیا بالا. خجالت نکش

194
00:15:37,753 --> 00:15:39,797
‫داستین، درام بزن

195
00:15:41,215 --> 00:15:45,010
‫کلاس، لطفاً خوشامد بگین
‫به دختر کالیفرنیایی آفتابی

196
00:15:45,094 --> 00:15:50,015
‫جدیدترین مسافر که به سفر 
کنجکاوی‌مون ‫ملحق شده... مکسین

197
00:15:50,641 --> 00:15:52,226
‫- مکس هستم
‫- جانم؟

198
00:15:52,309 --> 00:15:54,937
‫کسی مکسین صدام نمی‌کنه.
‫مکس میگن

199
00:15:55,020 --> 00:15:57,857
‫- مکس دیوانه
‫- خب، برو قاطی بقیه، مکس

200
00:16:18,627 --> 00:16:20,129
‫- سلام علیکم
‫- سلام

201
00:16:20,212 --> 00:16:23,674
‫رنگ دیگه‌ای ندارین؟
‫خیلی از نارنجی خوشم نمیاد

202
00:16:25,217 --> 00:16:26,427
‫باید انبار رو ببینم

203
00:16:33,559 --> 00:16:34,518
‫لعنتی!

204
00:16:35,644 --> 00:16:38,022
‫- آخرش کاری می‌کنی اخراجم کنن
‫- این نقشه‌ی زیرکانه‌ی منه

205
00:16:38,105 --> 00:16:40,733
‫کاری کنم اخراج بشی تا خودم بتونم استخدامت کنم
‫و دیگه لازم نباشه این پشت قایم بشیم

206
00:16:42,776 --> 00:16:45,863
‫باب؟ باب، باید برگردم سر کار

207
00:16:45,946 --> 00:16:48,741
‫می‌دونم، شرمنده.
‫همه‌اش فکرت تو ذهنمه

208
00:16:48,824 --> 00:16:51,243
‫- دیوونه کننده‌ست. احساس می‌کنم یه نوجوونم
‫- منم همینطور

209
00:16:51,327 --> 00:16:53,829
‫می‌دونی، توی دبیرستان
‫نمی‌دونستم کی هستم

210
00:16:53,913 --> 00:16:55,789
‫بیخیال

211
00:16:55,873 --> 00:16:58,751
‫باب، باید برگردم سر کار

212
00:16:58,834 --> 00:17:00,085
‫باشه

213
00:17:00,169 --> 00:17:05,507
‫برو اون وسایل الکترونیکیت رو بفروش.
‫امشب واسه شبِ فیلم می‌بینمت

214
00:17:05,591 --> 00:17:06,842
‫جاناتان انتخاب می‌کنه؟

215
00:17:06,926 --> 00:17:08,218
‫- بله
‫- باشه

216
00:17:16,936 --> 00:17:20,230
‫- خیلی‌خب
‫- باشه

217
00:17:20,856 --> 00:17:22,107
‫هی ببین، یه سبز دارین

218
00:17:23,484 --> 00:17:27,446
‫به جاناتان بگو که فیلم ترسناکی انتخاب نکنه.
‫از فیلم‌های ترسناک متنفرم

219
00:17:45,172 --> 00:17:47,132
‫میگی دیروز سالم بودن؟

220
00:17:47,216 --> 00:17:48,217
‫سالم؟

221
00:17:48,300 --> 00:17:51,178
‫بی‌نظیر بودن، کلانتر.
‫باید می‌دیدیشون

222
00:17:51,261 --> 00:17:53,639
‫اصلاً نتونستم بفهمم چی سرشون اومده

223
00:17:53,722 --> 00:17:55,933
‫بعدش یوجین رو یادم اومد

224
00:17:57,142 --> 00:17:58,143
‫چیش؟

225
00:17:58,227 --> 00:18:00,813
‫به هر کی که می‌رسید
‫ازم بد می‌گفت

226
00:18:00,896 --> 00:18:02,564
‫چرا؟

227
00:18:02,648 --> 00:18:05,776
‫خب، اون با شعار "کدوتون رو خودتون انتخاب کنین"
‫کدوهاش رو می‌فروخت

228
00:18:05,859 --> 00:18:07,403
‫یه جوری رفتار می‌کرد که انگار
علامت تجاری خاص خودشه

229
00:18:07,486 --> 00:18:10,614
‫گفتم "یه وکیل کوفتی بگیر.
‫ببین تا کجا می‌تونی پیش بری"

230
00:18:10,698 --> 00:18:13,659
‫یعنی میگی که یوجین مهربون و پیر

231
00:18:14,118 --> 00:18:18,330
‫شب توی تاریکی هوا اومده اینجا
‫و زمینت رو سمی کرده؟

232
00:18:18,414 --> 00:18:19,540
‫خود یوجین که نه

233
00:18:19,623 --> 00:18:22,584
‫به نظرم یکی از کارگراش این کارو کرده

234
00:18:22,668 --> 00:18:27,131
‫گوش کن کلانتر، خودت که منو می‌شناسی،
‫الکی به کسی تهمت نمی‌زنم

235
00:18:27,214 --> 00:18:30,509
‫ولی اینکه روزِ قبلِ هالووین، اونم وقتی که
‫فروش به اوج می‌رسه این اتفاق بی‌افته...

236
00:18:30,592 --> 00:18:32,094
‫یعنی تصادفی اینطوری شده؟

237
00:18:32,177 --> 00:18:34,430
‫تصادف به درک

238
00:18:36,140 --> 00:18:37,975
‫کسی از کارگرات تو اون زمین کار می‌کنه؟

239
00:19:22,936 --> 00:19:24,438
‫آره، گور بابای خودت

240
00:19:24,980 --> 00:19:28,317
‫سلام. حتماً بیا

241
00:19:30,027 --> 00:19:32,154
‫- سلام نانسی
‫- سلام! ممنون

242
00:19:32,488 --> 00:19:34,615
‫- میشه یکی دیگه هم بدی؟
‫- آره، البته

243
00:19:37,743 --> 00:19:39,078
‫تو هم میای

244
00:19:40,162 --> 00:19:41,997
‫"بیاید روح بشیم"

245
00:19:43,165 --> 00:19:44,374
‫نه، نمیام

246
00:19:44,458 --> 00:19:49,213
‫نمی‌تونم بذارم شب هالووین تنها باشی.
‫قابل قبول نیست

247
00:19:49,296 --> 00:19:52,007
‫خب می‌تونی ریلکس باشی.
‫تنها نیستم

248
00:19:52,800 --> 00:19:54,760
‫منم با ویل میرم واسه قاشق زنی

249
00:19:54,843 --> 00:19:56,637
كل شب؟ -
‫- آره

250
00:19:57,554 --> 00:20:00,390
‫نه، عمراً. تا هشت میای خونه

251
00:20:01,100 --> 00:20:06,897
‫به آهنگای تاکینگ‌هدز گوش میدی ‫و از 
کتابای وانگت می‌خونی يا همين چيزايي

252
00:20:06,980 --> 00:20:08,524
‫انگار شب خوبی در پیشه

253
00:20:08,607 --> 00:20:12,986
‫جاناتان، باید بیای. آخه از کجا معلوم،
‫شاید حتی با یکی آشنا شدی

254
00:20:15,739 --> 00:20:19,952
‫- خدای من! دستای کوفتیت رو بردار
‫- دلم برات تنگ شده بود

255
00:20:20,035 --> 00:20:22,371
‫- یه ساعتم نگذشته
‫- می‌دونم

256
00:20:26,375 --> 00:20:29,002
‫خیلی‌خب، باشه.
‫منو کشتی

257
00:20:30,420 --> 00:20:31,421
‫شرمنده

258
00:20:39,930 --> 00:20:43,851
‫- عمراً اون مکس دیوانه باشه
‫- آره، دخترا که بازی ویدیویی نمی‌کنن

259
00:20:43,934 --> 00:20:47,437
‫حتی اگرم بازی کنن، نمی‌تونن توی
‫دیگ داگ 750 هزار امتیاز بگیرن

260
00:20:47,521 --> 00:20:49,690
‫- غیرممکنه
‫- ولی اسمش که مکسه

261
00:20:49,773 --> 00:20:52,568
‫- که چی؟
‫- خب، چند تا مکس می‌شناسی؟

262
00:20:52,651 --> 00:20:54,862
‫- چه بدونم
‫- هیچی. همینقدر

263
00:20:54,945 --> 00:20:56,113
‫یه روز بعدِ اینکه یه نفر

264
00:20:56,196 --> 00:20:59,074
‫رکورد بالاترین امتیازمون رو می‌زنه
‫این دختره میاد مدرسه

265
00:20:59,158 --> 00:21:03,036
‫- شوخیت گرفته؟
‫- دقیقاً. پس حتماً مکس دیوانه‌ست. بايد خودش باشه

266
00:21:03,120 --> 00:21:05,455
‫اسکلیت هم که بلده،
‫پس خیلی باحاله

267
00:21:05,539 --> 00:21:08,000
‫باحاله؟ تو که حتی یه کلمه هم باهاش حرف نزدی

268
00:21:08,083 --> 00:21:12,087
‫لازم نیست. آخه ببینش.
‫لعنتی، هدف رو گم کردم

269
00:21:12,171 --> 00:21:13,714
‫اوناهاش

270
00:21:30,397 --> 00:21:32,399
‫پیداش کردم. بفرما

271
00:21:34,401 --> 00:21:37,571
‫"منو نپایین، عجیب الخلقه‌ها"

272
00:21:37,654 --> 00:21:38,864
‫ریدیم

273
00:21:38,947 --> 00:21:39,990
‫ویلیام بایرز

274
00:21:41,283 --> 00:21:42,743
‫مادرت اومده

275
00:22:06,266 --> 00:22:07,976
‫به نظرتون حالش خوبه؟

276
00:22:08,060 --> 00:22:10,312
‫همیشه وقتی مجبوره بره، عجیب رفتار می‌کنه

277
00:22:10,395 --> 00:22:13,065
‫فکر نکنم. امروز که ساکت بود

278
00:22:13,857 --> 00:22:15,067
‫همیشه ساکته

279
00:22:34,211 --> 00:22:35,712
‫حالت بهتر شده؟

280
00:22:37,381 --> 00:22:38,215
‫ویل؟

281
00:22:38,298 --> 00:22:40,425
‫ها؟

282
00:22:40,509 --> 00:22:42,970
‫آره، آره. شرمنده

283
00:22:43,595 --> 00:22:47,432
‫هی، درمورد چی حرف زده بودیم؟
‫نباید اینقدر معذرت خواهی کنی

284
00:22:48,016 --> 00:22:52,187
‫شرمنده. منظورم اینه که آره، می‌دونم

285
00:22:53,105 --> 00:22:57,943
‫گوش کن، لازم نیست نگران چیزی باشی

286
00:22:58,026 --> 00:23:01,822
‫فقط بهشون بگو دیشب چی حس کردی
‫و چی دیدی

287
00:23:02,406 --> 00:23:07,452
‫تا آخرش اونجا پیشتم.
‫برای همین چیزی نمیشه، خب؟

288
00:23:09,538 --> 00:23:10,539
‫باشه

289
00:23:30,350 --> 00:23:32,269
‫- سلام رفیق
‫- سلام

290
00:23:33,645 --> 00:23:34,730
‫سلام

291
00:24:19,900 --> 00:24:21,943
‫سر ویل، حالتون چطوره؟

292
00:24:22,027 --> 00:24:23,737
‫مامان، بابا

293
00:24:23,820 --> 00:24:26,448
‫بذار یه نگاهی بکنیم ببینیم جریان چیه

294
00:24:26,531 --> 00:24:30,077
‫می‌بینم از دفعه پیش که هم رو دیدیم
‫نیم کیلو کم کردی

295
00:24:30,160 --> 00:24:32,913
‫حتماً می‌خواستی واسه 
شکلات‌های هالووین ‫جا خالی کنی

296
00:24:32,996 --> 00:24:34,122
‫آبنبات موردعلاقه‌ات چیه؟

297
00:24:34,206 --> 00:24:36,750
‫فکر کن فقط یه نوع می‌تونستی بخوری
‫چه نوعی رو انتخاب می‌کردی؟

298
00:24:36,833 --> 00:24:38,293
‫- نمی‌دونم
‫- یالا بگو

299
00:24:38,376 --> 00:24:40,295
‫موضوع مرگ و زندگی باشه چی؟

300
00:24:40,378 --> 00:24:42,881
‫- به گمونم اسمارتیز
‫- اسمارتیز

301
00:24:42,964 --> 00:24:45,717
‫تصمیم خوبی بود.
‫تصمیم خوبی بود

302
00:24:45,801 --> 00:24:47,094
‫من بیشتر شکلات تخته‌ای دوست دارم

303
00:24:47,177 --> 00:24:51,390
‫ولی باید بگم، کره بادوم زمینی و شکلات...
‫بیخیال، اصلاً قابل مقایسه نیست

304
00:24:51,473 --> 00:24:53,308
‫خب، بگو چت شده

305
00:24:53,391 --> 00:24:55,060
‫درمورد اختلالی که داشتی بهم بگو

306
00:24:56,645 --> 00:25:01,566
‫خب، با دوستام بودم که یهو دیگه ندیدمشون

307
00:25:01,650 --> 00:25:03,318
‫دوباره رفته بودم اونجا

308
00:25:03,944 --> 00:25:05,195
‫توی دنیای وارون؟

309
00:25:06,571 --> 00:25:08,323
‫خب، بعدش چی شد؟

310
00:25:08,406 --> 00:25:14,913
‫یه صدایی شنیدم، واسه همین رفتم بیرون،
‫و بدتر شده بود

311
00:25:14,996 --> 00:25:16,248
‫بدتر از چه لحاظ؟

312
00:25:16,915 --> 00:25:18,208
‫یه طوفانی می‌اومد

313
00:25:22,170 --> 00:25:24,923
‫خیلی‌خب. وقتی اون طوفان رو دیدی
‫چه حسی بهت دست داد

314
00:25:25,006 --> 00:25:26,007
‫احساس...

315
00:25:27,050 --> 00:25:27,926
‫انجماد کردم

316
00:25:31,388 --> 00:25:34,224
‫- تپش قلب؟
‫- فقط انجماد

317
00:25:34,307 --> 00:25:37,310
‫منظورت از لحاظ سردیه؟
‫از لحاظ حسی؟

318
00:25:37,394 --> 00:25:40,397
‫نه، مثل همون حسی که وقتی آدم می‌ترسه

319
00:25:40,480 --> 00:25:44,860
‫و نمی‌تونه نفس بکشه یا صحبت کنه
‫و کاری بکنه، بهش دست میده

320
00:25:44,943 --> 00:25:48,947
‫احساس کردم... یه اهریمن رو احساس کردم،
‫انگار داشت بهم نگاه می‌کرد

321
00:25:50,657 --> 00:25:52,701
‫اهریمن بود؟

322
00:25:52,784 --> 00:25:55,996
‫خب... به نظرت این اهریمن چی می‌خواست؟

323
00:25:56,079 --> 00:25:57,330
‫بکشه

324
00:25:59,207 --> 00:26:00,709
‫تو رو بکشه؟

325
00:26:01,334 --> 00:26:02,335
‫من نه

326
00:26:04,921 --> 00:26:06,214
‫بقیه رو

327
00:26:19,352 --> 00:26:21,271
‫خب، باهاتون روراست باشم...

328
00:26:21,354 --> 00:26:24,274
‫باید بگم که احتمالاً قبل از اینکه
بهتر بشه، بدتر میشه

329
00:26:24,357 --> 00:26:28,069
‫بدتر؟ توی این ماه دو بار بروز علائم داشته

330
00:26:28,153 --> 00:26:30,697
‫احتمالاً تا آخر ماه بازم تجربه‌اش می‌کنه

331
00:26:30,780 --> 00:26:34,492
‫بهش میگن اثر یادبود.
‫توی سربازها با این مورد روبرو بودیم

332
00:26:34,576 --> 00:26:37,996
‫یادبود یک حادثه، خاطرات روانی و استرسیِ
‫گذشته رو به یاد بیمار میاره

333
00:26:38,079 --> 00:26:40,540
‫میشه گفت یه جور دریچه‌ی روانی ایجاد می‌کنه

334
00:26:40,624 --> 00:26:42,250
‫یعنی بچه‌مون چطور میشه؟

335
00:26:42,334 --> 00:26:44,211
‫یعنی اختلال استرسی و کابوس‌های
‫بیشتری رو تجربه می‌کنه؟

336
00:26:44,294 --> 00:26:47,214
‫آره، این و شاید یک سری
‫تغییرات شخصیتی

337
00:26:47,297 --> 00:26:49,966
‫ممکنه زود رنجیده بشه، زود قاطی کنه

338
00:26:50,050 --> 00:26:51,568
‫وقتی این اتفاق بی‌افته باید چیکار کنیم؟

339
00:26:51,651 --> 00:26:55,931
‫خب، طبق چیزایی که از اختلال استرسی
‫پس از ضایعه می‌دونیم...

340
00:26:56,014 --> 00:26:59,809
‫که هنوزم در حال یادگیری هستیم، خب؟
‫عادی باهاش رفتار کنین

341
00:26:59,893 --> 00:27:03,396
‫صبور باشین. برای حرف زدن بهش فشار نیارین

342
00:27:03,480 --> 00:27:04,898
‫بذارین خودش همینطور پیش بره

343
00:27:04,981 --> 00:27:08,193
‫ببخشید، منظورتون اینه که
‫مشکلش بدتر و بدتر میشه

344
00:27:08,276 --> 00:27:10,487
‫و ما باید وانمود کنیم که چیزی نشده؟

345
00:27:10,570 --> 00:27:12,239
‫می‌دونم منطقی به نظر نمیاد

346
00:27:12,322 --> 00:27:15,700
‫ولی مطمئن باشید این بهترین
‫کاریه که می‌تونین براش بکنین

347
00:27:19,788 --> 00:27:23,500
‫گوش کنین، می‌دونم پارسال چی کشیدین.
‫درک می‌کنم

348
00:27:23,583 --> 00:27:27,212
‫ولی اون آدما دیگه رفتن.
‫دیگه نیستن، خب؟

349
00:27:27,837 --> 00:27:29,422
‫پس اگه بخوایم این رو پشت سر بذاریم

350
00:27:30,298 --> 00:27:33,718
‫باید بدونین که من طرف شمام

351
00:27:36,137 --> 00:27:37,514
‫باید بهم اعتماد کنین

352
00:27:40,267 --> 00:27:41,142
‫"اعتماد کنین"؟

353
00:27:41,226 --> 00:27:43,228
‫- شوخیت گرفته؟
‫- آره، می‌دونم چی میگی

354
00:27:43,311 --> 00:27:47,065
‫ولی دانشگاه که یه مدرک میده
‫این یارو می‌گیره

355
00:27:47,148 --> 00:27:51,152
‫و این اختلال استرسی که میگه، واقعیه

356
00:27:52,612 --> 00:27:54,739
‫حالش خوب میشه. خب؟

357
00:27:56,199 --> 00:27:58,034
‫باب خل‌مغز چطوره؟

358
00:27:58,868 --> 00:28:00,203
‫اینطوری صداش نکن

359
00:28:00,287 --> 00:28:01,788
‫شرمنده. یه عادت قدیمیه

360
00:28:02,414 --> 00:28:04,416
‫خوبه. روبراهیم

361
00:28:04,499 --> 00:28:06,584
‫خوبه. برات خوشحالم

362
00:28:06,668 --> 00:28:08,753
‫جدی میگم. هی...

363
00:28:09,421 --> 00:28:11,756
‫اگه اوضاع بدتر شد، قبل همه چی به من زنگ بزن

364
00:28:13,341 --> 00:28:14,342
‫حتماً زنگ بزن

365
00:28:14,968 --> 00:28:15,969
‫باشه

366
00:28:38,825 --> 00:28:40,076
‫منتظرتون هستن، قربان

367
00:28:55,759 --> 00:28:57,093
‫- پتی
‫- سم

368
00:28:58,553 --> 00:28:59,512
‫عصر بخیر، قربان

369
00:28:59,596 --> 00:29:02,974
‫- انگار امروزم روز داغی داریم، نه؟
‫- هیچوقت تکراری نمیشه، قربان

370
00:29:50,355 --> 00:29:51,940
‫هنوزی اثری ازش نیست؟

371
00:29:52,023 --> 00:29:53,066
‫هیچی نیست

372
00:29:53,149 --> 00:29:58,279
‫- لعنتی. مادرم منو می‌کشه
‫- پس برو خونه. اگه اومد با بی‌سیم بهت میگم

373
00:29:58,363 --> 00:30:01,574
‫کور خوندی. می‌خوای برم که
‫بتونی زودتر مخش رو بزنی

374
00:30:01,658 --> 00:30:03,576
‫- نه که رقیب سختی هستی
‫- درسته

375
00:30:03,660 --> 00:30:06,121
‫عمراً بتونه جلوی این مرواریدها مقاومت کنه

376
00:30:08,873 --> 00:30:10,750
‫- موقعیت ساعت ده، موقعیت ساعت ده
‫- چی؟

377
00:30:18,675 --> 00:30:20,552
‫- دارن بحث می‌کنن، دارن بحث می‌کنن
‫- خدای من

378
00:30:20,635 --> 00:30:22,929
‫دارم می‌بینم. نمی‌دونم دوربین می‌خوای چیکار

379
00:30:23,012 --> 00:30:24,389
‫خدایا. خیلی اسکلی

380
00:30:41,156 --> 00:30:42,323
‫حرف نداره

381
00:30:44,409 --> 00:30:45,410
‫اون...

382
00:30:46,244 --> 00:30:47,579
‫مکس دیوانه‌ست

383
00:30:51,791 --> 00:30:55,211
‫بعد از شام، می‌خوام اسباب‌بازی‌هات 
رو ‫واسه فروش جدا کنی

384
00:30:55,295 --> 00:30:57,046
‫- باشه
‫- دو جعبه

385
00:30:57,130 --> 00:30:58,923
‫- دو جعبه؟
‫- شنیدی که چی گفتم

386
00:30:59,007 --> 00:31:00,800
‫مشکلی با اینکه چند تاشون رو بدم برن، ندارم

387
00:31:00,884 --> 00:31:02,969
‫ولی بقیه خیلی ارزش احساسی دارن

388
00:31:03,052 --> 00:31:05,638
‫- ارزش احساسی؟
‫- اونا یه مشت پلاستیکن، مایکل

389
00:31:05,722 --> 00:31:06,973
‫آتاریم رو هم که گرفتین

390
00:31:07,056 --> 00:31:09,601
‫اگه نمی‌خواستی اسباب‌بازی‌های بیشتری
‫از دست بدی، نباید از نانسی دزدی می‌کردی

391
00:31:09,684 --> 00:31:11,144
‫من ندزدیدمش، قرض کردم

392
00:31:11,227 --> 00:31:13,813
‫هفته پیش هم که به آقای کوالسکی
‫فحش ندادی، درسته؟

393
00:31:13,897 --> 00:31:16,441
‫یا اون انشا رو ندزدیدی؟
‫دیوار سرویس بهداشتی رو هم نقاشی نکردی؟

394
00:31:16,524 --> 00:31:18,234
‫همه رو دیوارش نقاشی می‌کشن

395
00:31:18,318 --> 00:31:21,905
‫پس اگه دوستت خودش رو از کوه بندازه،
‫تو هم پشت سرش می‌پری؟

396
00:31:21,988 --> 00:31:25,784
‫می‌دونیم که سال سختی داشتی، مایکل.
‫ولی ما هم خیلی تحمل کردیم

397
00:31:25,867 --> 00:31:28,578
‫اولین خطا نیست.
‫حتی سومیش هم نیست

398
00:31:28,661 --> 00:31:31,206
‫بیستمی‌ـه. دیگه نیمکت‌نشینی، پسرم

399
00:31:31,289 --> 00:31:35,043
‫و اگه مربی من بود و می‌ذاشت توی تیم بمونی،
‫باید خدا رو شکر می‌کردی

400
00:31:35,126 --> 00:31:38,213
‫دو جعبه، دو تا

401
00:31:45,345 --> 00:31:47,263
‫خیلی‌خب. حاضری؟

402
00:31:48,181 --> 00:31:49,307
‫آره

403
00:31:50,558 --> 00:31:52,101
‫خیلی‌خب

404
00:31:58,525 --> 00:32:00,568
‫خیلی متأسفم که وقت نشد آشپزی کنم

405
00:32:00,652 --> 00:32:03,571
‫می‌خواستم از اون پاستایی که
‫خیلی دوست دارین بپزم

406
00:32:03,655 --> 00:32:05,949
‫ولی زمان از دستم در رفت
‫و تا به خودم اومدم

407
00:32:06,032 --> 00:32:07,617
‫دیدم وای خدا، ساعت 5 شده

408
00:32:07,700 --> 00:32:10,662
‫- اشکالی نداره. عالیه
‫- بله. عاشق غذاهای کی‌اف‌سی هستم

409
00:32:12,288 --> 00:32:16,501
‫خب، متوجه تابلوی "فروشی" جلوی حیاطتون شدم

410
00:32:16,584 --> 00:32:19,128
‫به خاطر همسایه‌هاست یا...

411
00:32:19,212 --> 00:32:21,714
‫- می‌خوای بهشون بگی؟
‫- بگو

412
00:32:24,133 --> 00:32:27,846
‫یه نفر به اسم موری بومن رو استخدام کردیم.
‫اسمش رو شنیدین؟

413
00:32:29,055 --> 00:32:31,099
‫- نه
‫- نه، فکر نکنم

414
00:32:31,182 --> 00:32:34,727
‫اون یه روزنامه‌نگار محقق
‫برای شیکاگو سان‌تایمزه

415
00:32:34,811 --> 00:32:36,104
‫روزنامه‌نگار معروفیه

416
00:32:36,187 --> 00:32:40,733
‫بگذریم، الان آزاد کار می‌کنه،
‫و قبول کرده که پرونده رو بگیره

417
00:32:41,359 --> 00:32:43,778
‫این... این که عالیه

418
00:32:44,571 --> 00:32:46,781
‫نه، واقعاً... عالیه، نه؟

419
00:32:46,865 --> 00:32:50,326
‫این یعنی چی؟

420
00:32:50,410 --> 00:32:53,371
‫یعنی کاری که اون حرومی جیم هاپ...

421
00:32:55,707 --> 00:32:56,708
‫شرمنده

422
00:32:58,918 --> 00:33:01,421
‫کاری که پلیس هاوکینز نتونسته انجام بده

423
00:33:02,213 --> 00:33:05,383
‫یعنی ما یه کارآگاه واقعی 
برای ‫این پرونده داریم

424
00:33:05,466 --> 00:33:06,467
‫یعنی...

425
00:33:07,677 --> 00:33:09,345
‫بارب عزیزمون رو پیدا می‌کنیم

426
00:33:09,971 --> 00:33:13,016
‫اگه کسی بتونه پیداش کنه، این یاروئه

427
00:33:14,058 --> 00:33:18,521
‫از همین الان سرنخ پیدا کرده.
‫واقعاً که ارزش پولی که خرجش کردیم رو داره

428
00:33:19,522 --> 00:33:21,858
‫برای همین دارین خونه رو می‌فروشین؟

429
00:33:21,941 --> 00:33:24,360
‫نگرانمون نباش، عزیزم.
‫روبراهیم

430
00:33:25,111 --> 00:33:26,237
‫بهتر از روبراهیم

431
00:33:26,321 --> 00:33:30,158
‫از اونموقع برای اولین بار، امیدواریم

432
00:33:33,578 --> 00:33:36,247
‫ببخشید. زود برمی‌گردم

433
00:33:46,549 --> 00:33:48,927
‫انقدر خوشمزه‌ست که آدم می‌خواد
‫انگشت‌هاش رو هم بخوره

434
00:35:16,597 --> 00:35:19,225
‫ال، می‌شنوی؟
‫ال؟

435
00:35:22,437 --> 00:35:24,772
‫منم، مایک هستم

436
00:35:25,523 --> 00:35:29,527
‫روز 352ام، ساعت 7:40 ـه

437
00:35:31,112 --> 00:35:32,113
‫هنوز اینجام

438
00:35:36,659 --> 00:35:39,537
‫اگه می‌شنوی، یه چیزی بگو.
‫یا یه علامت بده

439
00:35:39,620 --> 00:35:43,374
‫چیزی نمی‌خوام بگم.
‫فقط می‌خوام بدونم حالت خوبه یا نه

440
00:35:48,463 --> 00:35:49,547
‫خیلی احمقم

441
00:35:52,467 --> 00:35:53,468
‫مایک

442
00:35:55,511 --> 00:35:57,930
‫- مایک؟
‫- الو، تویی؟

443
00:35:58,014 --> 00:36:01,100
‫آره، منم داستین.
‫دوباره تو این کانال چه غلطی می‌کنی؟

444
00:36:01,184 --> 00:36:04,604
‫کل روز می‌خواستم باهات تماس بگیرم.
‫حق با تو بود. مکس همون مکس دیوانه‌ست

445
00:36:04,687 --> 00:36:06,147
‫- سرم شلوغه
‫- ولی...

446
00:36:08,524 --> 00:36:10,693
‫- الان چیکار کنیم؟
‫- به نقشه‌مون می‌چسبیم

447
00:36:10,777 --> 00:36:11,778
‫مایک خوشش نمیاد

448
00:36:11,861 --> 00:36:13,988
‫تا جایی که یادمه، گروهمون دیکتاتوری نبود

449
00:36:14,072 --> 00:36:16,115
‫- دموکراسی بود
‫- اگه مکس نخواد چی؟

450
00:36:16,199 --> 00:36:18,993
‫مکس چطوری جلوی اینا نه بگه؟

451
00:36:19,077 --> 00:36:20,620
‫بهت که گفتم تمومش کنی

452
00:36:20,703 --> 00:36:22,330
‫- فردا می‌بینمت
‫- تا بعد

453
00:36:41,390 --> 00:36:42,266
‫میوز!

454
00:36:48,481 --> 00:36:49,482
‫میوز!

455
00:37:04,539 --> 00:37:06,582
‫- دست بردار، دست بردار
‫- چیه؟

456
00:37:06,666 --> 00:37:08,960
‫بیخیال، باید بهش عادت کنی.
‫این آینده‌ست

457
00:37:09,043 --> 00:37:11,045
‫خب، آینده رو بذار کنار
‫و یه ظرف تمیز بهم بده

458
00:37:17,927 --> 00:37:22,473
‫هی رفیق، نمی‌دونستم از چی
‫خوشت میاد، واسه همین چند تا گرفتم

459
00:37:23,224 --> 00:37:25,560
‫- خودت انتخاب کن
‫- هر چی که خودت دوست داری

460
00:37:26,811 --> 00:37:27,687
‫باشه

461
00:37:30,106 --> 00:37:31,440
‫روی چی کار می‌کنی؟

462
00:37:32,942 --> 00:37:36,028
‫پسر زامبی؟ این زامبی کیه؟

463
00:37:37,655 --> 00:37:40,408
‫- من
‫- کسی اینطوری صدات کرده؟

464
00:37:41,617 --> 00:37:45,663
‫هی. می‌تونی باهام صحبت کنی.
‫اینو که می‌دونی، نه؟

465
00:37:45,746 --> 00:37:48,499
‫هر اتفاقی که افتاده باشه می‌تونی بگی.
‫ویل، یالا، بگو چی شده

466
00:37:48,583 --> 00:37:50,543
‫- اینطوری باهام رفتار نکن
‫- چی؟ چطورِی؟

467
00:37:50,626 --> 00:37:53,004
‫مثل بقیه. انگار که یه مشکلی دارم

468
00:37:53,087 --> 00:37:54,839
‫منظورت چیه؟

469
00:37:54,922 --> 00:37:57,175
‫مامان، داستین، لوکاس، همه

470
00:37:57,258 --> 00:37:59,302
‫همه باهام جوری رفتار می‌کنن
‫که انگاره کم کم از پا درمیام

471
00:37:59,385 --> 00:38:01,971
‫انگار که یه بچه‌ام و نمی‌تونم کارام رو خودم بکنم

472
00:38:03,097 --> 00:38:06,309
‫این کارا فایده‌ای نداره. باعث میشه
‫بیشتر احساس کنم که یه عجیب الخلقه‌ام

473
00:38:06,392 --> 00:38:09,562
‫- تو عجیب الخلقه نیستی
‫- چرا، هستم

474
00:38:10,479 --> 00:38:11,480
‫هستم

475
00:38:14,817 --> 00:38:17,486
‫می‌دونی چیه؟ حق با توئه

476
00:38:19,113 --> 00:38:20,406
‫یه عجیب الخلقه‌ای

477
00:38:21,490 --> 00:38:23,701
‫- چی؟
‫- نه، جدی میگم. تو یه عجیب الخلقه‌ای

478
00:38:23,784 --> 00:38:28,414
‫ولی چیه؟ می‌خوای عادی باشی؟
‫می‌خوای مثل بقیه آدما باشی؟

479
00:38:28,497 --> 00:38:30,625
‫عجیب الخلقه بودن عالیه.
‫من یه عجیب الخلقه‌ام

480
00:38:30,708 --> 00:38:32,919
‫واسه همینه که دوستی نداری؟

481
00:38:33,544 --> 00:38:36,130
‫دوست دارم، ویل

482
00:38:36,214 --> 00:38:38,341
‫پس چرا همیشه با من وقت می‌گذرونی؟

483
00:38:39,634 --> 00:38:42,011
‫چون تو بهترین دوستمی، خب؟

484
00:38:42,094 --> 00:38:46,182
‫و حاضرم یه پسر زامبی بهترین دوستم باشه
‫تا یه آدم خسته کننده

485
00:38:46,265 --> 00:38:47,600
‫می‌دونی منظورم چیه؟

486
00:38:48,309 --> 00:38:49,810
‫خیلی‌خب، ببین...

487
00:38:50,728 --> 00:38:54,315
‫ترجیح میدی با کی دوست باشی؟
‫بویی یا کنی راجرز؟

488
00:38:54,398 --> 00:38:55,608
‫

489
00:38:55,691 --> 00:38:57,860
‫دقیقاً. اصلاً قابل مقایسه نیستن

490
00:38:58,569 --> 00:39:01,113
‫مسئله اینه که هیچ آدم معمولی‌ای

491
00:39:01,197 --> 00:39:03,658
‫تاحالا توی این دنیا به چیز باارزشی نرسیده

492
00:39:04,575 --> 00:39:06,327
‫- فهمیدی؟
‫- خب...

493
00:39:07,203 --> 00:39:09,914
‫- بعضیا از کنی راجرز خوششون میاد
‫- کنی راجرز

494
00:39:09,997 --> 00:39:12,625
‫عاشق کنی راجرزم

495
00:39:13,417 --> 00:39:15,211
‫- چرا می‌خندی؟
‫- همینطوری

496
00:39:15,962 --> 00:39:19,382
‫آقای مامان. عالیه!

497
00:39:24,762 --> 00:39:26,430
‫مامان پوشک‌های اضافی رو کجا می‌ذاره؟

498
00:39:31,560 --> 00:39:34,105
‫هی! بزدل‌ها

499
00:39:42,530 --> 00:39:43,531
‫هی

500
00:39:44,657 --> 00:39:47,159
‫طوری نیست. بیخیالش شو

501
00:39:47,243 --> 00:39:48,619
‫احتمالاً مزاحم هستن

502
00:39:49,954 --> 00:39:51,706
‫باشه

503
00:39:51,789 --> 00:39:53,833
‫- بیخیالش
‫- وای پسر!

504
00:43:55,491 --> 00:43:58,285
‫هی، درمورد چی حرف زده بودیم؟

505
00:44:00,371 --> 00:44:01,539
‫خبر ندادی

506
00:44:04,500 --> 00:44:06,835
‫- چی؟
‫- خبر ندادی

507
00:44:06,919 --> 00:44:09,213
‫8-1-5 شده. دیر اومدی

508
00:44:10,464 --> 00:44:13,801
‫آره، متوجه گذر زمان نشدم.
‫دفعه بعد علامت میدم، خب؟

509
00:44:13,968 --> 00:44:18,681
‫تازه 8:15 میگن نه 5-1-8

510
00:44:21,225 --> 00:44:22,851
‫8-15

511
00:44:23,435 --> 00:44:24,728
‫خب، چی گفته بودم؟

512
00:44:26,438 --> 00:44:29,858
‫اول شام، بعد دسر. همیشه

513
00:44:30,568 --> 00:44:31,860
‫قانون همینه

514
00:44:33,862 --> 00:44:34,863
‫باشه؟

515
00:44:36,323 --> 00:44:37,324
‫باشه

516
00:44:40,425 --> 00:44:47,425
ترجمه از رضا حضرتی
Death.Stroke2@yahoo.com

