﻿1
00:00:06,250 --> 00:00:08,630
‫خب تو گفتی بیا یه سریال درست کنیم راجب اون اسبه

2
00:00:08,710 --> 00:00:11,010
‫- اما این دفه بدون اسبه.
‫- من میدونم، شرمندم.

3
00:00:11,090 --> 00:00:13,050
‫- و من گفتم: "این ایده مزخرفی‌ـه"

4
00:00:13,130 --> 00:00:15,590
‫و تو گفتی: من حتی یه نفر بهترش رو دارم.
‫من این یارو رو دارم...

5
00:00:15,680 --> 00:00:19,350
‫- دوباره بگو اسم کونیش چی بود؟
‫- وینسونس دنافریو
‫<font color="#ffff00">[بازیگر نقش فیسک توی سریال دردویل]</font>

6
00:00:19,430 --> 00:00:22,020
‫- و حالا توی این وضعیم
‫- باشه. حرکت!

7
00:00:23,440 --> 00:00:26,310
‫هی، زویی. هی، زلدا.

8
00:00:26,400 --> 00:00:29,770
‫- من ضبط صوتم رو فراموش کردم.
‫- و خوش بو کُننده بدنت رو.

9
00:00:29,860 --> 00:00:31,820
‫حالمو آشوب کردی آقا.

10
00:00:31,900 --> 00:00:35,280
‫- زویی این راهی نیست که سرپرستیمون
‫رو به عهده بگیرن.
‫- سرپرستی اونم توسط من؟

11
00:00:35,360 --> 00:00:37,620
‫بچه ها من یه مربی بریک دنس مُجردم

12
00:00:37,700 --> 00:00:39,450
‫کسی که به زور میتونه مراقب خودش باشه.

13
00:00:39,530 --> 00:00:43,120
‫به علاوه من خفن تر از اونم که بابا باشم.

14
00:00:43,200 --> 00:00:44,830
‫اوه!

15
00:00:44,910 --> 00:00:47,130
‫و یه تکون به بالا. آها!

16
00:00:47,210 --> 00:00:48,790
‫کات!

17
00:00:49,840 --> 00:00:53,920
‫مشکلی نیست کاترینا.
‫اگر من هر دفه به طور شانسی کله ام
‫رو نمی انداختم برم تو اتاق های مختلف

18
00:00:54,010 --> 00:00:56,550
‫من هیچوقت کمک خلبان همون هواپیمایی که

19
00:00:56,630 --> 00:00:58,090
‫من رو به لس آنجلس آورد نمی شدم.

20
00:00:58,180 --> 00:01:01,640
‫ببخشید شما اون چراغ چشمک زن قرمز بیرون در رو ندیدید؟

21
00:01:01,720 --> 00:01:04,100
‫البته که دیدم. برای همین وایسادم...

22
00:01:04,180 --> 00:01:06,020
‫که ببینم دارم چیکار میکنم که بیام داخل.
‫<font color="#ffff00">[اشاره به قوانین راهنمایی رانندگی]</font>

23
00:01:07,190 --> 00:01:10,480
‫اوهه شما دارید یه سیتکام فیلم برداری میکنید؟
‫من عاشق سیتکامم!

24
00:01:10,570 --> 00:01:12,940
‫شما باید یه کاراکتر داشته باشید که بگه:
‫"با دست حرف بزن"

25
00:01:13,940 --> 00:01:16,530
‫با دست! نه صورت،
‫گوشاش کجاست.

26
00:01:16,610 --> 00:01:18,570
‫خبر فوری: دست ها نمیتونن بشنون.

27
00:01:18,660 --> 00:01:21,410
‫منظورت چیه که کاراکتر نیاز داره بیشتر
‫دوست داشتنی باشه؟

28
00:01:21,490 --> 00:01:24,250
‫کسی دوست داشتنی بودن رو توی
‫تئاتر آمریکای استین لافسکی که درس نمیده.
‫<font color="#ffff00">[همچین تائتری توی آمریکا نیست در اصل توی روسیه است اشاره به خشن بودن]</font>

29
00:01:24,330 --> 00:01:25,870
‫نگاه کن این درباره بازیگری تو نیست.

30
00:01:25,960 --> 00:01:28,170
‫تو یه بازیگر نمیخوای، تو یه بوم تو خالی میخوای

31
00:01:28,250 --> 00:01:32,420
‫که روش مفاهیم خوب و خسته کنندت رو بریزی

32
00:01:32,500 --> 00:01:35,340
‫یه مردی برای تمام فصل ها؛
‫آماده برای یکم از همه چیز

33
00:01:35,420 --> 00:01:37,680
‫بشاش، خوش بین و سرکش.

34
00:01:37,760 --> 00:01:40,800
‫من بهت اطمینان میدم؛ همچین مردی وجود نداره.

35
00:01:40,890 --> 00:01:43,010
‫اما مهمون من باش اگر میخوای دنبالش بگردی.

36
00:01:43,100 --> 00:01:45,730
‫این دنافریو به اندازه کافی از دستت کشیده.

37
00:01:45,810 --> 00:01:46,890
‫ها ها ها!
‫هوم.

38
00:01:46,980 --> 00:01:49,310
‫اما صحنه مورد علاقه من
‫زمانی‌ـه که یک شخصیت

39
00:01:49,400 --> 00:01:52,940
‫کاملاً نسبت به یه چیز مهمی که داره
‫پشت سرش اتفاق می‌افته بی‌توجهی می‌کنه.

40
00:01:53,020 --> 00:01:56,490
‫این قضیه، دوستان عزیزم، باعث میشه
‫که سیتکام به معنی واقعی کلمه شکل بگیره

41
00:01:56,570 --> 00:01:58,450
‫- عذر میخوام.
‫- یه جورایی وسط حرف زدن بودم.

42
00:01:58,530 --> 00:02:00,700
‫- یارو همینطوری هِی حرف میزنه، تنش به وجود میاد
‫- هی، شما، جناب.

43
00:02:00,780 --> 00:02:02,490
‫...مخاطبا میگن:
‫"هی، برگرد پشت سرت."

44
00:02:02,580 --> 00:02:04,490
‫شاید حتی اون شخص پشت سرش
‫هِی بپره تو حرفش...

45
00:02:04,580 --> 00:02:06,620
‫- میتونیم یه لحظه با هم صحبت کنیم؟
‫- دقیقاً همین شکلی.

46
00:02:06,700 --> 00:02:10,380
‫و بعدش، قضیه وقتی خنده‌دارتر میشه
‫که یارو همینطوری به حرف زدنش ادامه بده

47
00:02:10,460 --> 00:02:12,290
‫- اسم من "دیوید چیس" هست.
‫- دست بر نمیداری؟
‫<font color="#ffff00">[دیوید چیس: خالق سریال محبوب سوپرانو]</font>

48
00:02:12,380 --> 00:02:15,050
‫اون موقع‌ـس که اونم با اوقات تلخی میگه:

49
00:02:15,130 --> 00:02:17,090
‫"چیه؟ چی می‌خوای؟"

50
00:02:17,170 --> 00:02:20,840
‫صورتتو میخوام ببرم روی بیلبوردها،
‫شازده مُهملِ دلقکِ خوشگلِ من.

51
00:02:20,930 --> 00:02:23,970
‫چـــــــی شـد؟

52
00:02:24,060 --> 00:02:29,190
‫بچه جون، دوس داری ستارۀ 
‫"نسخۀ کپی بدونِ عنوانِ اسب کَلَک بازی" باشی؟
‫<font color="#ffff00">[هورسین اروند: عنوان سریالی که بوجک نقش اولش بود]</font>

53
00:02:29,270 --> 00:02:33,650
‫من؟ ستاره باشم؟ ولی من که تجربه ندارم.
‫هیچ آموزش رسمی‌ای هم ندیدم.

54
00:02:33,730 --> 00:02:36,690
‫هی تو به هیچ کدوم
‫از اونا نیاز نداری.

55
00:02:36,780 --> 00:02:38,950
‫بازیگری توی ذاتته.

56
00:02:39,030 --> 00:02:41,280
‫...اوه

57
00:02:41,360 --> 00:02:56,370
 <font color="#00ff00">۩۞۩ஜஜ۩۞۩ஜஜ۩۞۩ஜ(◡‿◡✿)</font>
<font color="#ffffff"> باکمال افتخار تقدیم می‌کنند Samya و Shima2016</font>
<font color="#ff0000">۩۞۩ஜஜ۩۞۩ஜஜ۩۞۩ஜ(◡‿◡✿)</font>

58
00:03:37,380 --> 00:03:40,300
‫هی، بوجک، منم دوباره.

59
00:03:40,380 --> 00:03:42,470
‫هوم؟

60
00:03:42,550 --> 00:03:44,800
‫تقریبا یه چیزی حدود 3 ماهه که
‫هیچ خبری ازت نشنیدم.

61
00:03:44,890 --> 00:03:48,850
‫واسه همین دوباره دارم بهت زنگ میزنم
‫تا مطمئن شم حالت خوبه.

62
00:03:50,060 --> 00:03:51,390
‫چه خبر از من؟

63
00:03:51,480 --> 00:03:52,440
‫...خب

64
00:03:52,520 --> 00:03:56,770
‫مونیکال؟ نه... فکر کنم
‫شما دارید به آقای پینات فکر می کنید.

65
00:03:56,860 --> 00:03:58,020
‫نمیدونم شنیدی یا نه

66
00:03:58,110 --> 00:04:00,690
‫اما آقای پینات باتر
‫داره برای فرمانداری رقابت میکنه... یه جورایی!

67
00:04:00,780 --> 00:04:04,240
‫من تماس های جامع و چند جانبۀ
‫تصادفی به شهرستان کنترا کوستا میخوام.
‫<font color="#ffff00">[بخشی در ایالت کالیفرنیا]</font>

68
00:04:04,320 --> 00:04:06,160
‫یعنی جون مادرتون
‫واسم امضا جمع کنید جماعت

69
00:04:06,240 --> 00:04:09,240
‫ اول اونا باید "وُدچاک چودچاک برکویتس" رو برکنار کنن
‫<font color="#ffff00">[انتخابات برکناری: امضای دادخواست برای انتخابات زود هنگام به علت عمل کرد بد فرد مورد نظر]</font>

70
00:04:09,330 --> 00:04:11,250
‫که اساساً غیر ممکنه.

71
00:04:11,330 --> 00:04:13,830
‫خب که در اصل برای من خیلی
‫ساده میشه که حمایت کننده باشم

72
00:04:15,250 --> 00:04:17,590
‫- تلاش ها برای برکناری در چه حاله؟
‫- حرف نداره!

73
00:04:17,670 --> 00:04:21,340
‫آم نخیرم. ما یه چیزی حدود 4000 تا امضا 
‫با "حرف‌نداره" فاصله داریم

74
00:04:21,420 --> 00:04:22,840
‫و یه هفته هم بیشتر وقت نداریم.

75
00:04:22,920 --> 00:04:25,930
‫حتی اگه تو تمام امضاها رو هم نگیری،
‫بازم بهت افتخار می‌کنم.

76
00:04:26,010 --> 00:04:26,890
‫حتی شایدم بیشتر.

77
00:04:26,970 --> 00:04:28,970
‫ اما زمانی که ما امضاهایی رو که میخوایم بگیریم

78
00:04:29,060 --> 00:04:31,310
‫- "لطفاً یادت باشه که گفتم "زمانی که" نه "اگه...
‫- به خاطر سپرده شد

79
00:04:31,390 --> 00:04:34,940
‫بعدش کمپین توی...
‫میشه یه بار دیگه بگی کجا رو گفتی کاترینا؟

80
00:04:35,020 --> 00:04:38,440
‫جِدی؛  وقتی امضاها رو بگیریم،
‫کمپین به شکل جدی شروع به کار می‌کنه.

81
00:04:38,520 --> 00:04:40,610
‫درسته. ارنست کالیفرنیا.
‫<font color="#ffff00">[بازی با کلمه ارنست که هم اسم شهره 
‫و هم به معنیِ جدی و پر شور و حرارت هست]</font>

82
00:04:40,690 --> 00:04:43,650
‫ارنست که یه شهر توی کالی...
‫چرا الکی اعصاب خودمو خُرد می‌کنم؟

83
00:04:43,740 --> 00:04:45,700
‫انگار شما دوتا همه چیز رو راست و ریس کردین.

84
00:04:45,780 --> 00:04:48,160
‫فقط یادت باشه که من پُشتتم.

85
00:04:48,240 --> 00:04:49,080
‫به خاطر سپرده شد!

86
00:04:49,160 --> 00:04:51,240
‫بیشتر زن‌ها دوست ندارن زن قبلی شوهرشون

87
00:04:51,330 --> 00:04:53,870
‫بیشتر وقتا کنارشون باشه،
‫اما من مشکلی با این قضیه ندارم.

88
00:04:53,960 --> 00:04:56,270
‫چون من رو یه جوری نشون میده
‫که انگار نسبت به خودش خیلی بهترم

89
00:04:56,350 --> 00:04:57,920
‫اوه آم... باشه.

90
00:04:58,000 --> 00:05:00,000
‫به هرحال... بعداً بهم زنگ بزن.

91
00:05:00,090 --> 00:05:03,550
‫راستی دایان هستما.
‫نوُعین... مشخصاً.

92
00:05:06,050 --> 00:05:08,050
‫تو مطمئنی که ترجیح نمیدی فقط
‫نقش فرماندار رو بازی کنی

93
00:05:08,140 --> 00:05:09,800
‫توی یه فیلم یا سریال؟

94
00:05:09,890 --> 00:05:11,720
‫من میتونم تامی اِشلامی رو
‫ راضی کنم کارگردانیش کنه

95
00:05:11,810 --> 00:05:14,270
‫تامی اِشلامی، اشمامی اشلامی.

96
00:05:14,350 --> 00:05:16,390
‫این بزرگ تر از همه اوناست.
‫مگه یادت نیست؟

97
00:05:16,480 --> 00:05:19,150
‫- چی رو یادم نیس؟
‫- فرماندار رو دیگه. ما امضا میخوایم.
‫<font color="#ffff00">[بازی با کلمه ریکال؛ معنی اول: به خاطر آوردن، معنی دوم برکناری انتخابات]</font>

98
00:05:19,230 --> 00:05:21,610
‫اوه البته.
‫موضع تو الان نسبت به قضایا چیه؟

99
00:05:21,690 --> 00:05:25,820
‫اوه اون الان هیچ موضع خاصی نسبت به قضایا نداره
‫چون که الان اون برای فرمانداری رقابت نمیکنه.

100
00:05:25,900 --> 00:05:29,240
‫من در حال حاضر به طور عمده متعلق به
‫مردم و همچنین آینده ام.

101
00:05:29,320 --> 00:05:32,200
‫گوش کن، من حالم خیلی میزون نیست.

102
00:05:32,290 --> 00:05:34,660
‫چرا تو نمیری طبقه پایین امضا جمع کنی؟

103
00:05:34,750 --> 00:05:37,750
‫جنیفر گارنر داخل سالنه.
‫اون همه چی رو امضا میکنه.
‫<font color="#ffff00">[اشاره به شروع کارش و سریال ایلیس]</font>

104
00:05:37,830 --> 00:05:40,080
‫جودا! میتونم جان ویل هنکات رو بگیرم؟
‫<font color="#ffff00">[اشاره به جان ویل سیاستمدار قرن 17 
‫Hancock نام فیلم]</font>

105
00:05:40,170 --> 00:05:43,340
‫من هیچوقت امضا کردن رو یاد نگرفتم.
‫امضا کردن رو بی ارزش و سطحی میدونم.

106
00:05:43,420 --> 00:05:45,300
‫اما میتونم اسمم رو براتون خوانا چاپ کنم.

107
00:05:45,380 --> 00:05:47,800
‫ممنون ریمن بان.
‫همینم خوبه.
‫<font color="#ffff00">[اشاره به فیلمی با نامی مشابه با بازی تام کروز]</font>

108
00:05:47,880 --> 00:05:50,600
‫.باشه

109
00:05:50,680 --> 00:05:51,890
‫رالف این رو داد بدم به شما.

110
00:05:51,970 --> 00:05:57,480
‫من همیشه در مسیر میمونم تا خط پایانم را ببینم.
‫آخی!
‫<font color="#ffff00">[بازی با کلمات]</font>

111
00:05:57,560 --> 00:06:01,560
‫همچنین ازم خواسته بودین که در مورد مینی سریال شبکه اف ایکس 
‫"دختر مُردۀ آمریکایی" بهتون یادآوری کنم

112
00:06:01,650 --> 00:06:04,940
‫اوه درسته! امسال دارن در مورد کدوم مادر مُرده‌ای سریال میسازن؟

113
00:06:05,030 --> 00:06:06,860
‫دارن داستان سارا لین رو درست میکنن

114
00:06:06,940 --> 00:06:09,700
‫و دنبال یه نفر میگردن که نقش بوجک رو بازی کنه.

115
00:06:09,780 --> 00:06:12,870
‫اوه!

116
00:06:12,950 --> 00:06:15,370
‫خب همونطور که داشتم می گفتم
‫اف ایکس داره دنبال بوجک هورسمن میگرده

117
00:06:15,450 --> 00:06:17,330
‫اُغ!

118
00:06:17,410 --> 00:06:19,500
‫هورسمن... هو...

119
00:06:19,580 --> 00:06:22,210
‫خب همونطور که یه کمی پیش صحبت کردیم

120
00:06:22,290 --> 00:06:24,800
‫این یکی از همون لحظاتی‌ـه که
‫نیاز به حریم خصوصی داشتید؟

121
00:06:27,220 --> 00:06:30,220
‫میدونی اگه 8 میلیون دلار داشتم 
‫چی کار می کردم؟

122
00:06:30,300 --> 00:06:32,430
‫- آره، می‌دادیش به یکی از خدمت کارا.
‫- اُه، نه، نه، نه.

123
00:06:32,510 --> 00:06:34,970
‫منظورم اینه که اگه الان 8 میلیون دلار داشتم

124
00:06:35,060 --> 00:06:38,640
‫یه کمپانی رو راه مینداختم که 
‫پهباد های کنترلی میسازه

125
00:06:38,730 --> 00:06:42,060
‫اما این پهبادها صندلی دارن
‫که از پاینشون آویزونه

126
00:06:42,150 --> 00:06:43,900
‫تا بتونی بری داخلش و باهاش 
‫اینور و اونور پرواز کنی.

127
00:06:43,980 --> 00:06:47,650
‫یه پهباد با یه عرش.
‫پهباد عرشی

128
00:06:47,740 --> 00:06:50,400
‫اما اگه داخلش باشی که دیگه پهباد نمیشه؟

129
00:06:50,490 --> 00:06:53,320
‫یه جورایی احساس میکنم که خیلی دوس داری
‫به همه چی برچسب بزنی.

130
00:06:53,410 --> 00:06:55,160
‫خب، حالا هر چی.
‫من با 8 میلیون دلارم،

131
00:06:55,240 --> 00:06:58,660
‫یه برنامۀ موبایل "قرار گذاشتن" 
‫درست می‌کردم که فقط واسۀ آتش‌نشانا باشه

132
00:06:58,750 --> 00:07:00,580
‫و دخترایی که موهاشون قرمزه
‫و اسمشونم "امیلی" هستش.

133
00:07:00,670 --> 00:07:03,330
‫آآآآ، تو که به برنامۀ موبایل نیاز نداری،
‫فقط با من باش.

134
00:07:03,420 --> 00:07:05,090
‫تاد تو عالی هستی.

135
00:07:05,170 --> 00:07:06,710
‫چقدر جمله رو قشنگ تموم کردی.

136
00:07:06,800 --> 00:07:10,380
‫اما من یه دوست پسر میخوام که خنثی نباشه.

137
00:07:10,470 --> 00:07:12,300
‫واو. چرا به من اون رو گفتی؟

138
00:07:12,390 --> 00:07:14,800
‫نه، نه، چیز بدی نیست.
‫منظور بدی نداشتم.

139
00:07:14,890 --> 00:07:18,430
‫- فقط داشتم یه جورایی می‌گفتم که...
‫- من که... اون کلمه لزوماً نمیتونه من رو توصیف ‌کنه.

140
00:07:18,520 --> 00:07:20,980
‫باشه، باشه، من متأسفم.
‫هر چی که خودت به خودت میگی

141
00:07:21,060 --> 00:07:22,980
‫تو دوست من هستی و من ازت حمایت میکنم.

142
00:07:23,060 --> 00:07:26,190
‫اما بعضی وقتا برچسب ها میتونن کمک کنن.

143
00:07:26,270 --> 00:07:30,610
‫واو. خب من این مکالمه رو سخت برچسب میزنم.

144
00:07:30,700 --> 00:07:32,360
‫اینم صورت حساب.

145
00:07:32,450 --> 00:07:35,580
‫و این گاو دوست داره انعام بگیره.

146
00:07:38,160 --> 00:07:41,290
‫هی بوجک منم دوباره،
‫پیام صوتی 17 ام.

147
00:07:41,370 --> 00:07:43,040
‫بهت گفته بودم دارم واسۀ یه وبلاگ کار میکنم؟

148
00:07:43,120 --> 00:07:45,420
‫ من یه داستان راجب تمام دختر های پناهنده
‫ که توی لیگ کیک بال بازی میکنن نوشتم
‫<font color="#ffff00">[کیک بال ورزشی ترکیبی از بیسبال و فوتبال]</font>

149
00:07:45,500 --> 00:07:48,170
‫که به اندازه داستان جیلین راجب این که
‫توی چندتا عکس به طور قطعی میتونید

150
00:07:48,250 --> 00:07:50,090
‫خط آلت کریس همسورث ببینید کیلیک نشد روش.
‫<font color="#ffff00">[کریس همسورث بازیگر نقش ثور]</font>

151
00:07:50,170 --> 00:07:52,720
‫اما، میدونی، همۀ ما به روش خودمون
‫همه ی جوانب رو پوشش میدیم.

152
00:07:52,800 --> 00:07:55,720
‫به هر حال، عجیبه که تو رو این دور و اطراف نداشته باشم.

153
00:07:55,800 --> 00:07:58,760
‫امیدوارم حالت خوب باشه، هر جا که هستی.

154
00:08:02,730 --> 00:08:07,270
‫من خیلی خارج از کُنترل و ذوق مرگم وقتی
‫.که با گربه کوچولوی مورد علاقه بزرگ سالمم
‫<font color="#ffff00">[بازی با کلماته. اسِمیتن به خوشحالی غیر قابل کنترلی گفته میشه که وقتی به کسی فکر میکنی روی میده]</font>

155
00:08:07,360 --> 00:08:08,650
‫اوه! عاشقشم.

156
00:08:08,730 --> 00:08:10,110
‫متاسفم من نتونستم برسم.

157
00:08:10,190 --> 00:08:13,150
‫به پیش نمایش دیشب
‫پال برت 3: تا مرگ ما را از بین ببرد.
‫<font color="#ffff00">[اشاره داره mall cop 3 به فیلم]</font>

158
00:08:13,240 --> 00:08:14,490
‫وقت دکتر داشتم.

159
00:08:14,570 --> 00:08:17,120
‫واو. همه چیز روبه راه؟
‫آره. آره مشکلی نیست.

160
00:08:17,200 --> 00:08:20,290
‫من دوست ندارم ندونم تو کجایی،
‫به‌خصوص زمانی که ما سه تا بزرگ راه

161
00:08:20,370 --> 00:08:22,370
‫و یک پیچ به چپ محافظ نشده
‫دور تر از هم زندگی می کنیم.

162
00:08:22,460 --> 00:08:25,370
‫داشتم فکر میکردم، چی میشد اگه تو
‫به یه جا نزدیک تر به من نقل مکان کنی

163
00:08:25,460 --> 00:08:26,960
‫مثلاً به خونۀ من؟

164
00:08:27,040 --> 00:08:28,670
‫اوه. واو!

165
00:08:28,750 --> 00:08:30,920
‫آیا تو، میتونی تو، با یه موش؟

166
00:08:31,010 --> 00:08:34,550
‫من... تونستنش رو می‌تونم و خواستنش رو هم می‌خوام
‫اما الان وقت مناسبی نیست.

167
00:08:34,630 --> 00:08:35,840
‫اوه، باشه.

168
00:08:35,930 --> 00:08:38,390
‫- متاسفم.
‫- نه، نه، مشکلی نیست. عجله ای که نیست.

169
00:08:38,470 --> 00:08:41,020
‫- هنوز جوونیم درسته؟
‫- اوه، آره، من یکی که خیلی جوونم.

170
00:08:41,100 --> 00:08:43,600
‫بلیک لیولی دیروز تصادفاً به من گفت مامانی
‫<font color="#ffff00">[Blake Lively بازیگر آمریکایی</font>
‫<font color="#ffff00">متولد 1987]</font>

171
00:08:43,680 --> 00:08:47,020
‫اما مطمئنم همیشه اینو
‫به زن‌های جوونِ دیگه هم میگه.

172
00:08:52,570 --> 00:08:54,070
‫!چوا با وافل طعم دار
‫<font color="#ffff00">[دو نوع دسر و صبحانه آمریکایی]</font>

173
00:08:54,150 --> 00:08:55,490
‫ها؟

174
00:09:01,620 --> 00:09:03,540
‫پهباد عرشی.

175
00:09:04,870 --> 00:09:06,210
‫واو، واَوهو!

176
00:09:06,290 --> 00:09:08,330
‫باشه، تاد. واو!

177
00:09:08,420 --> 00:09:10,000
‫اوه، خدا، روزش امروزه.

178
00:09:10,090 --> 00:09:12,260
‫من از زمانی که دایان داشت جاروبرقی میکشید

179
00:09:12,340 --> 00:09:13,840
‫توی طوفان اونم توی روز چهارم جولای
‫<font color="#ffff00">[چهارم جولای روز استقلال امریکا]</font>

180
00:09:13,920 --> 00:09:16,130
‫و مجبور بودم دوش بگیرم و یه غریبه هم توی
‫حیاطمون وایساده بود انقدر عصبی نبودم.

181
00:09:16,220 --> 00:09:18,800
‫هیچ نیازی نیست برای اون موضوع
‫عصبی یا آروم باشی.

182
00:09:18,890 --> 00:09:20,050
‫چون تو همین الانش هم باختی.

183
00:09:20,140 --> 00:09:23,430
‫ما 1600 تا امضا کم داریم
‫و وقت هم سر ساعت 9 صبح تمومه.

184
00:09:23,520 --> 00:09:25,390
‫پس به یه معجزه نیاز دارم، ها؟

185
00:09:26,890 --> 00:09:28,440
‫اوه، نه! تموم شد.

186
00:09:28,520 --> 00:09:31,190
‫الان همه میتونن از خونه‌ـم برن بیرون.

187
00:09:31,270 --> 00:09:33,480
‫اوه، باخت سختی بود، بچه جون.
‫همه‌ـمون توی شُک هستیم.

188
00:09:33,570 --> 00:09:35,740
‫مک‌جی! تو هنوز دنبال یه ستاره
‫<font color="#ffff00">[مک جی کارگردان آمریکایی]</font>

189
00:09:35,820 --> 00:09:38,950
‫برای هواپیماها، قطارها و اتومبیل های تغییر
‫جنسیت تدی روزولت میگردی که راهش بندازی؟
‫<font color="#ffff00">[تئودور روزولت 26 جمهور ایالات متحده آمریکا]</font>

190
00:09:39,030 --> 00:09:40,990
‫هواپیماها، قطارها
‫یه مرد، یه کانال، پاناما؟

191
00:09:41,080 --> 00:09:42,870
‫چون یه نفر همین الان وقتش خالی شد.

192
00:09:42,950 --> 00:09:44,250
‫واو! واو!

193
00:09:44,330 --> 00:09:46,250
‫من نمیفهمم چی شده.

194
00:09:46,330 --> 00:09:49,540
‫بذار من توی حالتی بگم که 
‫مُخِ پوکِ سگی‌ـت درک کُنه.

195
00:09:49,630 --> 00:09:52,710
‫کل زندگیت مردم برات استخون مینداختن

196
00:09:52,800 --> 00:09:54,010
‫چون ازت خوششون میومد،

197
00:09:54,090 --> 00:09:56,420
‫اما همه یه سقف دوست داشتن دارن.

198
00:09:56,510 --> 00:10:01,470
‫این اُستخونی‌ـه که تو نمیتونی داشته باشیش.
‫چون مردم تو رو فقط به اندازه کافی دوست ندارن.

199
00:10:03,310 --> 00:10:06,100
‫- متاسفم، آقای پینات باتر.
‫- میدونی، خنده داره.

200
00:10:06,180 --> 00:10:09,230
‫به شخصه من وُدچاک رو دوست دارم
‫و اون فرماندار خوبی‌ـه،

201
00:10:09,310 --> 00:10:12,440
‫اما به بعضی دلایل با این که
‫من هیچ صلاحیتی ندارم،

202
00:10:12,520 --> 00:10:14,940
‫صادقانه فکر میکردم 
‫می‌تونستم نسبت به اون فرماندار بهتری باشم

203
00:10:15,030 --> 00:10:18,570
‫- خب، مهم اینه که تو تلاش کردی.
‫- اما من یه فرماندار خوب می شدم دیگه، درسته؟

204
00:10:18,650 --> 00:10:21,370
‫الان که دیگه هیچ شانسی نداری
‫،که هیچوقت یه فرماندار بشی

205
00:10:21,450 --> 00:10:23,080
‫میتونم بهت صادقانه بگم...

206
00:10:23,660 --> 00:10:25,950
‫بله. یه فرماندار عالی می شدی.

207
00:10:26,040 --> 00:10:28,580
‫بس کن. اما جداً، هرچند، یکم دقیق تر بگو.

208
00:10:28,660 --> 00:10:31,580
‫تو به مردم اهمیت میدی.
‫تو به ندای قلبت گوش میدی.

209
00:10:31,670 --> 00:10:33,960
‫این ها جنبه های مهم تو هستن که هیچوقت
‫نباید ازشون دست بکشی.

210
00:10:34,050 --> 00:10:36,130
‫یعنی میگی که نباید دست بکشم؟

211
00:10:36,210 --> 00:10:38,800
‫- روی اون جنبه ها.
‫- آره. هیچوقت تسلیم نشو.

212
00:10:38,880 --> 00:10:40,930
‫- بچسب به داستان، توی مسابقه بمون
‫- آم... نه...

213
00:10:41,010 --> 00:10:43,300
‫آم شاید باید کاترینا رو هم بیاریم
‫از این موضوع هم منطقی دربیاره.

214
00:10:43,390 --> 00:10:45,470
‫- کاترینا؟
‫- مسابقه. همینه، دایان.

215
00:10:45,560 --> 00:10:47,310
‫بیسکویت نعنایی شیطونِ من.

216
00:10:47,390 --> 00:10:52,060
‫تو و تنها تو مسئول تمام چیز های
‫عالی‌ای هستی که من قراره انجام بدم

217
00:10:52,730 --> 00:10:54,610
‫کاترینا؟

218
00:10:57,610 --> 00:10:58,650
‫ممنون، ممنون.

219
00:10:58,740 --> 00:11:02,620
‫لحظاتی پیش من خودم رو در موقعیتی
‫به نظر غیر قابل پیروزی یافتم.

220
00:11:02,700 --> 00:11:05,910
‫اما مشخص شد یه موقعیت "نوئین" بوده.
‫<font color="#ffff00">[شباهت فامیل دایان به کلمۀ غیر قابل پیروزی]</font>

221
00:11:05,990 --> 00:11:09,210
‫البته ارجاعم به همسر حامیم هستش، 
‫دایان نوئین

222
00:11:09,290 --> 00:11:12,250
‫که به من گفت هیچوقت تسلیم نشم!

223
00:11:12,330 --> 00:11:16,130
‫و به همین خاطر که من وُدچاک
‫چودچاک برکویتس رو به چالش می‌کشم

224
00:11:16,210 --> 00:11:19,130
‫- که تا پایین کوهستان شیطان با هم مسابقه اسکی بدیم
‫- چی؟

225
00:11:19,220 --> 00:11:21,720
‫درخواست دیگه ای نیست
‫یا ابتکارات فانتزی برای جمع آوری رأی،

226
00:11:21,800 --> 00:11:25,430
‫فقط دست در دست بدون این که هیچ چیز
‫نگه داریم یه مسابقه سرعت اسکی لغزنده
‫به صورت برنامه ریزی شده

227
00:11:25,510 --> 00:11:26,680
‫تا پایین قله یخ زده.

228
00:11:26,760 --> 00:11:29,480
‫برنده فرماندار میشه،
‫بازنده میره خونه.

229
00:11:29,560 --> 00:11:32,620
‫نوبت شماست، فرماندار.
‫میکروفن افتاد!
‫<font color="#ffff00">[حرکتی مرسوم در مسابقات ورزشی رزمی هنگام رجز خوانی]</font>

230
00:11:33,400 --> 00:11:35,770
‫آهههه!

231
00:11:35,860 --> 00:11:37,900
‫اون درباره چه کوفتی داره حرف میزنه؟!

232
00:11:37,980 --> 00:11:41,610
‫به نظر میاد که اون شما رو به چالش مسابقه
‫اسکی تا پایین کوهستان شیطان کشیده.

233
00:11:41,700 --> 00:11:44,570
‫عجب آدم مغرور و مزخرفی هستا.
‫لازمه جوابش رو بدم اصن؟

234
00:11:44,660 --> 00:11:45,490
‫نخیر، قربان.

235
00:11:45,570 --> 00:11:48,950
‫چون که من بیشتر ترجیح میدم روی
‫بهینه سازیِ رهایی از خشکسالی

236
00:11:49,040 --> 00:11:53,580
‫ با استفاده از تکنولوژی هیدراتاسیون جغرافیایی، 
‫یا به اختصار طرح خشک سالی تمرکز کنم.

237
00:11:53,670 --> 00:11:57,290
‫اگر من هر چیزی رو بدونم، اون اینه که این
‫داستان طی چند روز میره پی کارش.

238
00:11:57,314 --> 00:11:58,709
‫یک ماهِ تمام، بعد...

239
00:11:59,010 --> 00:12:02,070
‫آقای پینات باتر، یک ماه پیش شما ودچاک
‫رو به چالش مسابقه اسکی کشیدید.

240
00:12:03,050 --> 00:12:05,930
‫نه هر مسابقه اسکی‌ای، یه پُرمخاطره اش
‫خط تیر تا پایین کوهستان شیطان

241
00:12:06,010 --> 00:12:08,930
‫برای خود مقام فرمانداری.
‫اما هنوز هیچ نظری از طرف فرماندار نیست.

242
00:12:09,010 --> 00:12:11,890
‫چرا با شما مسابقه نمیده؟
‫این همون چیزی‌ـه که منم میخوام بدونم.

243
00:12:11,980 --> 00:12:13,480
‫تو و من، هر دو رفیق.

244
00:12:13,560 --> 00:12:17,230
‫اما این راجب نظر ما نیست،
‫بلکه راجب دموکراسی‌ـه
‫<font color="#ffff00">[بازی با کلمۀ دموکراسی و ما]</font>

245
00:12:17,310 --> 00:12:19,820
‫- اوه!
‫- پس بیا از اونا بپرسیم اونا چی فکر میکنن.
‫<font color="#ffff00">[همچنان بازی با کلمه دموکراسی]</font>

246
00:12:19,900 --> 00:12:22,610
‫سؤالی برای فرماندار دارید، رفقا؟

247
00:12:22,700 --> 00:12:25,700
‫چرا ودچاک مسابقه نمیده؟

248
00:12:25,780 --> 00:12:30,330
‫خب، برای شفاف سازی، برنامه خشکسالی من
‫در اصل یه طرح رهایی از خشکسالی هستش.

249
00:12:30,410 --> 00:12:33,040
‫فهمیدم چطور این باعث گمراهی شده.
‫سؤال دیگه ای هست؟

250
00:12:33,120 --> 00:12:34,870
‫آیا شما قراره با آقای پینات باتر مسابقه بدید؟

251
00:12:34,960 --> 00:12:37,710
‫سؤال دیگه ای راجب طرح خشکسالی نبود؟

252
00:12:38,710 --> 00:12:40,420
‫اسکی کنیم یا نکنیم؟

253
00:12:40,500 --> 00:12:42,920
‫این سؤالی بود که توسط
‫ویلیام شکسپیر مطرح شده

254
00:12:43,010 --> 00:12:45,340
‫و شاید بیشتر به امروز مربوط باشه.

255
00:12:45,430 --> 00:12:48,800
‫البته، دلیل هایی وجود داره که چرا انتخابات حکومتی

256
00:12:48,890 --> 00:12:50,560
‫نباید با مسابقه اسکی راجبش تصمیم گیری بشه،

257
00:12:50,640 --> 00:12:53,020
‫اما آیا همچنین دلیلی هم وجود
‫داره که باید بشه؟

258
00:12:53,100 --> 00:12:54,730
‫به خاطر انصاف هم که شده

259
00:12:54,810 --> 00:12:57,310
‫ما دو کارشناس با دیدگاه‌های 
‫مخالف رو آوردیم اینجا

260
00:12:57,400 --> 00:12:59,820
‫که هر دو زمان مساوی‌ای رو دارن
‫که فقط اون دیدگاه ها رو بگن

261
00:12:59,900 --> 00:13:02,280
‫چون اخبار واسه همین جور کاراس دیگه.

262
00:13:02,360 --> 00:13:04,780
‫تو فکر میکنی اونا واقعاً تا پایین
‫کوهستان شیطان مسابقه میدن؟

263
00:13:04,860 --> 00:13:08,320
‫به من چه ربطی داره آخه؟ تا زمانی که
‫من کیسه گُنده ذرت بو داده شیرینم رو دارم

264
00:13:08,410 --> 00:13:10,370
‫این تنها چیزی‌ـه که برای من اهمیت داره.

265
00:13:11,580 --> 00:13:14,660
‫- اون چه کوفتی بود؟
‫- تخت عرشی دوباره زد به هدف! ها ها!

266
00:13:14,750 --> 00:13:16,170
‫برگرد اینجا با ذرت بو داده شیرینم!

267
00:13:16,250 --> 00:13:18,830
‫نمیتونی بهش بگی پهباد وقتی سوارش میشی.

268
00:13:18,920 --> 00:13:20,710
‫بدبختا! هورا!

269
00:13:20,790 --> 00:13:22,170
‫هاها! اوه.. اوه، نه!

270
00:13:23,300 --> 00:13:24,720
‫اُه، مرد.

271
00:13:24,800 --> 00:13:27,340
‫توی دامِ خودم افتادم
‫<font color="#ffff00">[اشاره به اصطلاحی که شکسپیر به کار برده]</font>

272
00:13:27,430 --> 00:13:31,180
‫دامی که فکرش رو هم نمی‌کردم من رو اسیر کنه

273
00:13:31,890 --> 00:13:33,810
‫چه مزخرفات بی‌سابقه‌ای.

274
00:13:33,890 --> 00:13:35,770
‫این مزخرفات تا الان سابقه نداشته!

275
00:13:35,850 --> 00:13:38,730
‫شاید وقتش باشه یه بیانیه‌ای بدی.

276
00:13:38,810 --> 00:13:39,980
‫"مدلین"، نه.

277
00:13:40,060 --> 00:13:42,690
‫این مسخره‌بازی عجیب و غریب در
‫شأنِ دفتر یه فرماندار نیست.

278
00:13:42,780 --> 00:13:45,400
‫نمی‌تونم به میراث اجدادم بی‌حرمتی کنم.

279
00:13:45,490 --> 00:13:48,660
‫کسایی که پل "گلدن گیت" رو ساختن،
‫"درۀ مرکزی" رو آبیاری و سیراب کردن.
‫<font color="#ffff00">[هر دو مورد مذکور در ایالت کالیفرنیا هستن]</font>

280
00:13:48,740 --> 00:13:50,950
‫و اونایی که شخصیت "آقای فریز" رو توی فیلم بتمن بازی کردن.
‫<font color="#ffff00">[آقای فریز، شخصیت شرور و دشمن بتمن]</font>
‫<font color="#ffff00">[اشاره به آرنولد شوارتزنگر فرماندار سابق کالیفرنیا]</font>

281
00:13:51,030 --> 00:13:54,410
‫مگه نمی‌بینی این قضیه حسابی کلافه‌ـت کرده؟

282
00:13:54,500 --> 00:13:58,210
‫این کارو واسه ما انجام بده، "وودچارلز".
‫واسه ما هم که شده انجامش بده.

283
00:13:58,290 --> 00:13:59,380
‫اَه!

284
00:14:00,080 --> 00:14:05,970
‫و خب این مسابقۀ اسکی، هم از اصول
‫دموکراسی به دور هست 
‫و هم خلاف قانون اساسی هست.

285
00:14:06,050 --> 00:14:10,890
‫واسه همینم من با آقای پینات باتر
‫تا پایین کوه شیطان مسابقه نمیدم.

286
00:14:10,970 --> 00:14:13,760
‫حالا اگه قانون اساسی ایالت طوری
‫تغییر کنه که یه چنین اجازه‌ای بده چی؟

287
00:14:13,850 --> 00:14:17,230
‫- اون موقع با آقای پینات باتر مسابقه میدین؟
‫- من... آه

288
00:14:17,310 --> 00:14:20,650
‫باشه. اگه یه سناتور ایالتی خواست
‫که وقتِ همه رو تلف کنه

289
00:14:20,730 --> 00:14:23,360
‫تا یه اصلاحیه برای قانون اساسی بفرسته،

290
00:14:23,440 --> 00:14:25,940
‫و پیشنهادش دو سومِ اکثریت آرا 
‫از دو حزب رو کسب کرد،

291
00:14:26,030 --> 00:14:29,530
‫که به یه فرماندار منتخب مردم
‫اجازه بده که

292
00:14:29,610 --> 00:14:32,700
‫چالش مسابقۀ اسکی برای دفترش
‫رو بپذیره،

293
00:14:32,780 --> 00:14:36,450
‫اون موقع میگم بله،
‫با آقای پینات باتر مسابقه میدم.

294
00:14:36,540 --> 00:14:38,760
‫خب، فکر می کنم دیگه با این حرفایی که زده شد
‫قضیه واسه همیشه ختم به خیر شد، درسته؟

295
00:14:38,840 --> 00:14:40,580
‫- هممم.
‫- مگه نه؟

296
00:14:40,670 --> 00:14:42,920
‫- هممم...
‫- مگه نه؟!

297
00:14:46,880 --> 00:14:50,930
‫ازم میخوای که یه اصلاحیه برای مسابقۀ اسکی
‫برای قانون اساسی بفرستم؟

298
00:14:51,010 --> 00:14:53,930
‫یا شایدم بتونید یه اصلاحیه‌ای رو حمایت کنید
‫که یه الحاقیۀ مخفی داشته باشه

299
00:14:54,010 --> 00:14:56,560
‫که یارانۀ مزارع منطقه‌ـتون رو دو برابر کنه.

300
00:14:56,640 --> 00:15:00,020
‫- مزارع واسه "اینگلوود" بد نیستن.
‫- دقیقاً همینطوره.
‫<font color="#ffff00">[اینگلوود: شهری در کالیفرنیا]</font>

301
00:15:00,100 --> 00:15:02,900
‫من این حامیان مالی ستاد رو دارم...
‫آآآ، یعنی، افراد حوزۀ انتخاباتی...

302
00:15:02,980 --> 00:15:05,650
‫که خیلی نگران دسترسی کودکان به
‫دستگاه های استنشاق هستن
‫<font color="#ffff00">[دستگاهی برای کشیدنِ مواد مخدر مثل ماری جوانا]</font>

303
00:15:05,730 --> 00:15:07,480
‫- اهه، اهه.
‫- آها.

304
00:15:07,570 --> 00:15:11,030
‫من همیشه می‌خواستم از یه پل
‫به سمت هاوایی رانندگی کنم.

305
00:15:11,110 --> 00:15:13,030
‫- می‌تونیم یه همچین کاری کنیم؟
‫- معلومه که میشه.

306
00:15:13,120 --> 00:15:14,530
‫یوهو!

307
00:15:14,620 --> 00:15:16,830
‫هو هو هو هو! هووو!

308
00:15:17,490 --> 00:15:20,250
‫هو هو هو هو!
‫قلقلکم اومد!

309
00:15:21,750 --> 00:15:23,670
‫هِعی.

310
00:15:23,750 --> 00:15:27,090
‫من در حیرتم که کار به اینجا رسید.

311
00:15:27,170 --> 00:15:29,670
‫اما از اونجایی که اصلاحیۀ فوق‌العاده
‫گروه و شگفت آورِ

312
00:15:29,760 --> 00:15:34,640
‫تحت عنوانِ "من کالیفرنیا رو دوس دارم"
‫الان تبدیل شده به قانون،

313
00:15:34,720 --> 00:15:38,640
‫من رسماً چالش آقای پینات باتر
‫برای مسابقۀ اسکی رو می پذیرم.

314
00:15:38,720 --> 00:15:40,390
‫اتفاقاً من اسکی‌باز حرفه‌ای هستم

315
00:15:40,480 --> 00:15:43,150
‫که وقتی برای "دارتموث" مسابقه دادم، 
‫چندین مدال در این رشتۀ ورزشی کسب کردم.
‫<font color="#ffff00">[دارتمورث: کالجی در نیوهمپشر]</font>

316
00:15:43,230 --> 00:15:45,650
‫ولی بازم میگم، این قضیه
‫شوکه‌کننده‌ـست که اصن

317
00:15:45,730 --> 00:15:48,730
‫یه چنین چیزی به انتخاب شدن یه نفر
‫برای موقعیت فرمانداری یه ایالت مرتبطه!

318
00:15:48,820 --> 00:15:53,950
‫آقای پینات باتر، شما رو روی
‫کوه شیطان خواهم دید.

319
00:15:54,370 --> 00:15:55,990
‫- ووو!
‫- احمقانه‌ـس!

320
00:15:56,080 --> 00:15:58,870
‫عملاً می‌تونی با برنده شدن 
‫توی یه مسابقه فرماندار بشی!

321
00:15:58,950 --> 00:16:00,290
‫آره. واو.

322
00:16:00,370 --> 00:16:03,370
‫می‌دونی، واسه یه همچین روزایی بود
‫که آرزو می‌کردم ای کاش بلد بودم اسکی کنم.

323
00:16:04,330 --> 00:16:07,380
‫- مگه اسکی نمی کنی؟
‫- چندان علاقه نداشته بهش متأسفانه، نه.

324
00:16:07,460 --> 00:16:11,550
‫پس واسه چی فرماندار رو به 
‫چالش مسابقۀ اسکی دعوت کردی؟

325
00:16:11,630 --> 00:16:13,340
‫خب فکر نمی کردم تا اینجا
‫کِش پیدا کنه قضیه!

326
00:16:13,430 --> 00:16:15,470
‫ولی باید قبول کنی، قضیه یه کمی
‫عجیب و غریب و غیر عادی‌ـه!

327
00:16:15,550 --> 00:16:18,590
‫خب، به نظرم دیگه تمومه. اُه، خب.
‫شکست سختی بود. برای همیشه خداحافظ، کاترینا.

328
00:16:18,670 --> 00:16:21,680
‫نخیرم، هنوز چیزی تموم نشده.
‫تازه شروع شده!

329
00:16:21,770 --> 00:16:25,310
‫آقای پینات باتر،
‫شما قراره وارد مدرسۀ اسکی‌بازی بشین!

330
00:16:25,400 --> 00:16:27,610
‫چــی شــد الان؟

331
00:16:27,690 --> 00:16:29,780
‫هی، بوجک، منم دوباره.

332
00:16:29,860 --> 00:16:30,990
‫تو کجایی، من نگرانتم.

333
00:16:31,070 --> 00:16:32,610
‫امیدوارم نمرده باشی،
‫از این جور چیزا میگیری چی میگم که.

334
00:16:32,700 --> 00:16:35,950
‫به هر حال، اوضاع اینجا جدیداً
‫خیلی دیونه وار تر شده.

335
00:16:36,030 --> 00:16:39,410
‫نمیدونم اخبار رو دیدی یا نه،
‫اما واقعاً آرزو داشتم تو برای این اینجا بودی.

336
00:16:39,490 --> 00:16:42,450
‫خب، من دارم میرم به مدرسه اسکی
‫تا یاد بگیرم چطور اسکی کنم.

337
00:16:42,540 --> 00:16:43,960
‫تا بعدش بتونم فرماندار بشم.

338
00:16:44,040 --> 00:16:45,420
‫من مطمئنم تو یه چیزی شبیه به این میگفتی که...

339
00:16:45,500 --> 00:16:47,500
‫"این احمقانه ترین چیزی که من تا بحال شنیدم"

340
00:16:47,580 --> 00:16:49,250
‫به نظر عالی میاد عزیزم.

341
00:16:49,340 --> 00:16:51,960
‫همون طور که از قدیم گفتن،
‫به این میگن سیاست.

342
00:16:52,050 --> 00:16:54,630
‫بعدش احتمالاً تو میگی،
‫اولاً اینو هیچم از قدیم نگفتن،

343
00:16:54,720 --> 00:16:58,180
‫و دوماً اینم سیاست نیست!
‫هیچ کوفتی راجب اون سیاست نیست!

344
00:16:58,260 --> 00:17:00,100
‫این خیلی عالی‌ـه!

345
00:17:00,180 --> 00:17:01,600
‫بعدش تو احتمالاً انقدر آب روغن قاطی میکنی

346
00:17:01,680 --> 00:17:03,770
‫از کل این وضعیت مسخرۀ غیر قابل تحمل که

347
00:17:03,850 --> 00:17:06,100
‫میری میشینی توی ماشینت
‫و تا هاوایی رانندگی میکنی،

348
00:17:06,190 --> 00:17:08,110
‫که در اصل کاری که الان میتونی انجام بدی.

349
00:17:08,190 --> 00:17:10,900
‫به خاطر تمام این لایحه های جدید که برای
‫ایالتمون میلیاردها دلار خرج تراشیده.

350
00:17:10,980 --> 00:17:12,610
‫همه اینا خیلی عالی‌ـن!

351
00:17:14,530 --> 00:17:18,570
‫میدونی، خنده داره،
‫چون که دفعه قبلی که من تو رو دیدم،

352
00:17:18,660 --> 00:17:21,790
‫تو به من گفتی که توی زندگیت بهم نیاز داری،

353
00:17:21,870 --> 00:17:23,330
‫و بعدش فقط تو ناپدید شدی.

354
00:17:23,410 --> 00:17:25,080
‫خب پس فکر می‌کنی این باعث میشه
‫من چه احساسی پیدا کنم؟

355
00:17:25,960 --> 00:17:29,380
‫خب، هر جا که هستی،
‫امیدوارم خوشحال باشی.

356
00:17:29,460 --> 00:17:31,710
‫واقعا امیدوارم، بوجک.

357
00:17:31,800 --> 00:17:34,510
‫در ضمن، من تاد رو هم یه مدتی هست ندیدم.
‫اون که با تو نیست، هست؟

358
00:17:38,140 --> 00:17:40,010
‫اُه ذرت شیرین بو دادۀ ساده.

359
00:17:40,100 --> 00:17:44,060
‫که بین کلمات خوشمزه و شیرین جا داری.

360
00:17:44,140 --> 00:17:47,850
‫نه کامل ذرت بو داده ای، نه شُکلات.

361
00:17:47,940 --> 00:17:50,400
‫ما چی هستیم؟

362
00:17:50,480 --> 00:17:52,440
‫هی، گم شو! گم، شو!

363
00:17:57,320 --> 00:17:59,700
‫واو، اولین روز من توی آکادمی اسکی.

364
00:17:59,780 --> 00:18:02,120
‫چه مسخره بازی های 
‫دانشجویی که برام اتفاق نیفته

365
00:18:02,200 --> 00:18:05,540
‫هیچ مسخره بازی‌ای در کار نخواهد بود
‫تحت نظارت من.

366
00:18:05,620 --> 00:18:06,870
‫پروفسور دیسلتُرف،

367
00:18:06,960 --> 00:18:09,830
‫مربی اسکی معروف و خشک اما با
‫این حال یه جورایی دوست داشتنی؟

368
00:18:09,920 --> 00:18:13,590
‫پینات باتر، درسته؟
‫همه چیز راجب تو حال منو بهم میزنه.

369
00:18:13,670 --> 00:18:14,510
‫آم...

370
00:18:14,590 --> 00:18:18,550
‫اما، با این حال ممکنه یه چیزی در تو باشه.

371
00:18:18,630 --> 00:18:19,890
‫واقعاً جدی میگی؟

372
00:18:19,970 --> 00:18:22,640
‫این بزرگترین چالشِ من خواهد بود.

373
00:18:22,720 --> 00:18:25,270
‫فردا صبح سحرخون
‫بیا روی قله که منتظرتم.

374
00:18:25,350 --> 00:18:27,980
‫خب، صبح سحرخون هست
‫و ما هم الان روی قله هستیم.

375
00:18:28,060 --> 00:18:30,900
‫درس اول، اسکی‌هات رو از وسط بشکن.

376
00:18:30,980 --> 00:18:33,320
‫اُه، من که اسکی ندارم.
‫یعنی باید اسکی با خودم می‌آوردم؟

377
00:18:33,400 --> 00:18:36,240
‫- نگفتید بیارم که.
‫- اشکالی نداره. اصن لازم نبود بیاری.

378
00:18:36,320 --> 00:18:39,450
‫به جاش، بشین این کتابِ شعرو بخون.

379
00:18:39,530 --> 00:18:42,200
‫توی کلاس می‌بینمت.

380
00:18:42,950 --> 00:18:45,830
‫آآه، ایناهاشی پس.
‫کتاب شعرو خوندی؟

381
00:18:45,910 --> 00:18:47,620
‫نه! یادم رفت.

382
00:18:47,700 --> 00:18:49,750
‫- خیلی‌ـم عالی!
‫- معذرت... عالی‌ـه؟

383
00:18:49,830 --> 00:18:51,630
‫تکلیفی که بهت داده بودم، یه آزمایش بود.

384
00:18:51,710 --> 00:18:54,090
‫اسکی‌بازی در مورد خوندنِ 
‫کتابای قدیمی نیس که!

385
00:18:54,170 --> 00:18:56,710
‫- در مورد غلبه کردن حقیقت بر قدرت هست!
‫- اُه!

386
00:18:56,800 --> 00:18:59,300
‫و تو هم این حقیقت رو 
‫به زیبایی هر چه تمام بیان کردی.

387
00:18:59,380 --> 00:19:02,340
‫تو بهترین دانش آموز من هستی.

388
00:19:02,430 --> 00:19:04,260
‫من دوسِت دارم.

389
00:19:04,350 --> 00:19:05,560
‫اِهِه.

390
00:19:05,640 --> 00:19:07,890
‫- حالتون خوبه، پروفسور؟
‫- فقط یه سرفۀ ساده بود.

391
00:19:07,980 --> 00:19:11,440
‫مطمئنم چیز خاصی نیس. فردا میتونی
‫بیای دیپلمت رو بگیری بری.

392
00:19:13,440 --> 00:19:16,280
‫باورم نمیشه هنوز نیومده از مدرسۀ
‫اسکی‌بازی فارغ‌التحصیل شدم و تموم شد!

393
00:19:16,360 --> 00:19:18,690
‫پروفسور دیسلتُرف؟
‫پروفسور دیسلتُرف!

394
00:19:18,780 --> 00:19:22,910
‫تموم اون چیزایی که بهت یاد دادم رو
‫به خاطر بسپار.

395
00:19:22,990 --> 00:19:23,990
‫باشه.

396
00:19:24,070 --> 00:19:27,040
‫راستی، اگه بشه یه چند تا نکته در مورد
‫اسکی کردن بهم بگید، خیلی خوب میشه‌ها.

397
00:19:27,120 --> 00:19:30,620
‫مهم‌ترین قسمت اسکی کردن این که

398
00:19:30,710 --> 00:19:35,290
‫پاهات رو خم نگهداری...

399
00:19:39,760 --> 00:19:41,340
‫بن دیگه کیه؟
‫<font color="#ffff00">[شباهت اسم بن با واژه خم]</font>

400
00:19:53,520 --> 00:19:56,690
‫کوهستان شیطان یک جاست،
‫و اسکی ورزششه.

401
00:19:56,770 --> 00:19:58,860
‫من راحت نیستم.
‫خیلی سرد شده.

402
00:19:58,940 --> 00:20:01,320
‫بگو ببینم، فکر میکنی کی امروز برنده بشه؟

403
00:20:01,400 --> 00:20:03,320
‫و این به چه معنا برای 
‫آیندۀ کالیفرنیا خواهد بود؟

404
00:20:03,410 --> 00:20:04,870
‫من از ورزش های زمستانه متنفرم.

405
00:20:04,950 --> 00:20:07,120
‫میخوام برم داخل و یه شراب سیب بنوشم.

406
00:20:07,200 --> 00:20:08,790
‫و اونا راه افتادن!

407
00:20:12,330 --> 00:20:14,080
‫ودچاک با یه شروع عالی راه افتاد.

408
00:20:14,170 --> 00:20:16,540
‫آقای پینات باتر به نظر میاد با بکار گرفتن

409
00:20:16,630 --> 00:20:19,960
‫یه جور تکنیک سقوط ضایع اسکی میکنه.

410
00:20:20,050 --> 00:20:22,720
‫- نشونه ای ازشون هست؟
‫- هنوز هیچی.

411
00:20:22,800 --> 00:20:25,260
‫- اوه! من برات یه کارت درست کردم.
‫- واقعاً درست کردی؟

412
00:20:25,340 --> 00:20:27,800
‫اوه، واو، درخشانه.

413
00:20:27,890 --> 00:20:29,890
‫ببخشید، من یکم توی اکلیل زیاده روی کردم.

414
00:20:29,970 --> 00:20:31,560
‫و یکم هم با چسب کنار نیومدم.

415
00:20:31,640 --> 00:20:34,690
‫"بیا پیش هم زندگی کنم.
‫فکر کنم الان آماده ام."

416
00:20:34,770 --> 00:20:36,940
‫این عالی‌ـه.
‫مطمئنی؟

417
00:20:37,020 --> 00:20:39,690
‫چون که دفعه قبلی به نظر می اومد 
‫یکم شک داری.

418
00:20:39,780 --> 00:20:42,690
‫- نه، من فقط یکم حامله بودم.
‫- اُه!

419
00:20:42,780 --> 00:20:43,990
‫میخواستم بهت بگم، واقعاً،

420
00:20:44,070 --> 00:20:46,780
‫اما بعدش قبل از این که بتونم بگم
‫چیزی برای گفتن به تو نبود.

421
00:20:46,870 --> 00:20:47,990
‫اوه.

422
00:20:48,080 --> 00:20:52,040
‫من خیلی متأسفم. من هنوز آرزو
‫میکنم کاشکی بهم میگفتی.

423
00:20:52,120 --> 00:20:55,580
‫براش یه کارت دارم.
‫روش نوشته "زندگی قابل محاسبه نیست".

424
00:20:55,670 --> 00:20:59,540
‫متأسفم. من فقط احساس حماقت میکردم.
‫چون که تمام زندگیم من یه خانواده میخواستم.

425
00:20:59,630 --> 00:21:02,510
‫اما من نمیخواستم اتفاق بیفته فقط به
‫خاطر این که من اتفاقی حامله شدم

426
00:21:02,590 --> 00:21:04,840
‫- و بعدش تو با من گیر بیفتی.
‫- باشه، اول از همه،

427
00:21:04,930 --> 00:21:07,680
‫اگه من با چیزی گیر بیفتم،
‫تو خوشگل ترین چسب گیر اندازی
‫هستی که من تاحالا دیدم.

428
00:21:07,760 --> 00:21:09,930
‫- تو میدونی منظورم چی بود.
‫- دوماً، اگر این احساسی که تو میکنی

429
00:21:10,010 --> 00:21:12,930
‫شاید نباید اتفاقی حامله می شدی.

430
00:21:13,020 --> 00:21:14,770
‫- خب، من که سعی نکردم!
‫- نه!

431
00:21:14,850 --> 00:21:17,650
‫من میگم که شاید ما باید 
‫تو رو از قصد حامله کنیم.

432
00:21:17,730 --> 00:21:19,060
‫- واقعاً؟
‫- آره.

433
00:21:19,150 --> 00:21:21,690
‫ما عاشق همدیگه هستیم،
‫و ما از سکس کردن با همدیگه لذت میبریم...

434
00:21:21,780 --> 00:21:23,570
‫و ما توی سکس کردن با همیدگه هم خیلی خوبیم،

435
00:21:23,650 --> 00:21:26,530
‫و همچنین من فکر میکنم تو مادر فوق العاده ای میشی.

436
00:21:26,610 --> 00:21:29,870
‫حتی بلیک لیولی اینطوری فکر میکنه.

437
00:21:29,950 --> 00:21:31,910
‫آه، هنوز دارمش.

438
00:21:34,660 --> 00:21:35,660
‫آره!

439
00:21:37,000 --> 00:21:38,330
‫واو! واو، هو، هو!

440
00:21:40,170 --> 00:21:42,000
‫اوه! کنترل رو بدست بیار.

441
00:21:42,090 --> 00:21:44,720
‫ودچاک پیشتازه،
‫هنوز هم پیشتازه.

442
00:21:44,800 --> 00:21:47,260
‫ودچاک هنوز هم بیشتر پیشتاز هستش.

443
00:21:48,090 --> 00:21:49,890
‫خداحافظ، دوست عزیز.

444
00:21:49,970 --> 00:21:51,810
‫تو خوب بهم خدمت کردی.

445
00:21:51,890 --> 00:21:54,390
‫باشه، خیلی خب، برو که رفتیم.

446
00:21:55,100 --> 00:21:56,560
‫آقای پینات باتر؟

447
00:21:56,640 --> 00:21:58,770
‫اوه!

448
00:22:08,990 --> 00:22:10,070
‫من ودچاک رو میبینم!

449
00:22:10,160 --> 00:22:11,580
‫آره!

450
00:22:11,660 --> 00:22:14,200
‫برو، ودچالورز!

451
00:22:14,290 --> 00:22:16,460
‫اوه... واو.. واو!

452
00:22:16,540 --> 00:22:17,370
‫اوه، خدای من.

453
00:22:19,250 --> 00:22:22,040
‫تاد برای همیشه!

454
00:22:22,130 --> 00:22:23,750
‫واااااا!

455
00:22:23,840 --> 00:22:26,340
‫او، او، او، او!

456
00:22:27,800 --> 00:22:30,260
‫شکست ناپذیر!

457
00:22:30,340 --> 00:22:32,850
‫اوه! اوه.

458
00:22:32,930 --> 00:22:35,720
‫اوه... ووه.

459
00:22:35,810 --> 00:22:37,890
‫- من بُردم؟
‫- بیخیال، عزیزم.

460
00:22:37,980 --> 00:22:39,310
‫بیا بریم خونه.

461
00:22:39,390 --> 00:22:41,100
‫خب، من امیدوارم این حل و فصلش کنه.

462
00:22:41,190 --> 00:22:44,020
‫بالاخره ما میتونیم به این حماقت پایان بدیم.

463
00:22:44,110 --> 00:22:47,650
‫قربان قوانین به روشنی میگن که: اولین نفر که
‫از خط پایان عبور کنه فرماندار میشه،

464
00:22:47,740 --> 00:22:50,950
‫و خب یه پسر عجیب از آسمان سقوط کرد

465
00:22:51,030 --> 00:22:52,570
‫و اول از همه از خط گذشت.

466
00:22:52,660 --> 00:22:54,160
‫اونا دارن مراسم قسم خوردنش رو پیاده میکنن.

467
00:22:54,240 --> 00:22:57,870
‫- پس بهم کمک کن تاد.
‫- تبریک میگم، فرماندار چاوز.

468
00:22:59,410 --> 00:23:02,500
‫میدونید، از اول زمانی که من فرماندار شدم.

469
00:23:02,580 --> 00:23:04,800
‫فکر کردم،
‫"من نمیخوام فرماندار باشم".

470
00:23:04,880 --> 00:23:06,630
‫و این الان اون جایی که من ایستادم.

471
00:23:06,710 --> 00:23:08,840
‫خب میشه من فرماندار نباشم؟

472
00:23:10,050 --> 00:23:11,300
‫شما مایل هستید استعفا کنید؟

473
00:23:11,380 --> 00:23:14,220
‫آره. من فقط الان خیلی تو فاز برچسب و نامُ اینا نیستم.

474
00:23:14,300 --> 00:23:17,810
‫شاید بعد از یکم برسی روحی و درونی
‫آماده بشم برای این که بدونم واقعاً چی هستم.

475
00:23:17,890 --> 00:23:21,730
‫اما برای حال حاضر،
‫فکر کنم از تمام کالیفرنیایی ها صحبت میکنم.

476
00:23:21,810 --> 00:23:24,860
‫وقتی که میگم من خیلی 
‫ذرت بو داده شیرین خوردم

477
00:23:24,940 --> 00:23:29,320
‫مدتی زمانی که در آسمان رها شده بودم
‫بدون کنترل بر روی یه پهباد عرشی.

478
00:23:29,400 --> 00:23:32,320
‫باشه این لوس بازی ها تمومه؟
‫من میتونم دوباره فرماندار بشم؟

479
00:23:32,410 --> 00:23:35,160
‫قربان ما در جامعه ای از 
‫قوانین زندگی میکنیم.

480
00:23:35,240 --> 00:23:38,290
‫زمانی که فرمانداری استعفا بده،
‫این ماشه یک انتخابات ویژه رو میکشه.

481
00:23:38,370 --> 00:23:41,120
‫تا آن زمان که فرماندار انتخاب شود،
‫مسند قدرت خالی خواهد ماند.

482
00:23:41,210 --> 00:23:43,420
‫گفتید انتخابات؟

483
00:23:43,500 --> 00:23:45,960
‫آقای پینات باتر، شما رقابت می کنید؟

484
00:23:46,040 --> 00:23:48,880
‫- میتونی سرش شرط ببندی و میدونی چرا؟
‫- نه، بهم بگید.

485
00:23:49,550 --> 00:23:51,970
‫چون که کل این مسابقه اسکی 
‫یک جوک بیشتر نبود.

486
00:23:52,050 --> 00:23:54,970
‫البته که ودچاک میتونست من رو شکست بده.
‫اون به "دارتموث" رفته.

487
00:23:55,050 --> 00:23:57,720
‫خب کاندیدایی برای احمقایی مثل من کجان،

488
00:23:57,810 --> 00:24:00,310
‫- که به نورث وسترن رفتن؟
‫- الان جدی میگه؟
‫<font color="#ffff00">[نورث وسترن دانشگاهی در ایالت ایلینوی این ایالت خیلی کوهستانی نیست]</font>

489
00:24:00,390 --> 00:24:03,020
‫میدونید، وُدچاک چودچاک برکویتس

490
00:24:03,100 --> 00:24:05,900
‫فکر میکنه بهتر از ماست،
‫اما اون بهتر از ماست؟

491
00:24:05,980 --> 00:24:08,070
‫- نه!
‫- آم، اگه منم بتونم چند کلمه بگم...

492
00:24:08,150 --> 00:24:09,650
‫اون فکر میکنه مسابقه تموم شده.

493
00:24:09,730 --> 00:24:12,360
‫خب، من میگم تازه فقط شروع شده.

494
00:24:12,450 --> 00:24:15,780
‫و اون میخواد که من بشینم و همون
‫جا وایسم و قل بخورم رو زمین؟

495
00:24:15,870 --> 00:24:19,540
‫- نه!
‫- من میگم کالیفرنیا از این قل خوردنا خسته شده.
‫<font color="#ffff00">[منظور نادیده گرفتن تمسخر شده]</font>

496
00:24:19,620 --> 00:24:21,580
‫شما ها چی میگید؟

497
00:24:21,660 --> 00:24:23,210
‫- آره!
‫- من خستم.

498
00:24:23,290 --> 00:24:26,460
‫من میگم وقتشه که من بلند شم و صحبت کنم.

499
00:24:26,540 --> 00:24:28,340
‫دایان دایان چی چی شده حالا؟

500
00:24:28,420 --> 00:24:31,130
‫تا جایی که میتونید بلند بگید،
‫بذارید بشنوم چی میخواین.

501
00:24:31,210 --> 00:24:34,050
‫پینات باتر!
‫پینات باتر!

502
00:24:34,130 --> 00:24:36,140
‫- آها، شهروندان...
‫- من نمیتونم صداتون رو بشنوم!

503
00:24:36,220 --> 00:24:39,310
‫پینات باتر!
‫پینات باتر!

504
00:24:39,390 --> 00:24:40,720
‫پینات باتر!

505
00:24:40,810 --> 00:24:43,940
‫پینات باتر!
‫دوستان، یکم رعایت کنید، لطفاً.

506
00:24:44,480 --> 00:24:47,810
‫پینات باتر! پینات باتر!
‫آها!

507
00:24:47,900 --> 00:24:51,440
‫پینات باتر! پینات باتر!

508
00:24:51,530 --> 00:24:53,490
‫پینات باتر!
‫پینات باتر!

509
00:24:55,530 --> 00:24:58,580
‫صندوق صوتی متعلق به...
‫بوجک هورس مک..

510
00:24:58,660 --> 00:25:02,540
‫هورسمن.. اوه، صبرکن، چطوری من...
‫پُر شده. خدانگهدار.

511
00:25:02,620 --> 00:25:09,290
‫<i>♪ اون زمان توی دهه 90</i>
‫<i> من توی یه سریال خیلی معروف بودم ♪</i>

512
00:25:11,800 --> 00:25:13,670
‫- ♪  من آقای پینات باترم ♪
‫- ♪ اوه، آره ♪

513
00:25:13,760 --> 00:25:18,640
‫ ♪ حالا بهم بگو چطور میشه من 
‫هیچ رأی‌ای نیاورده باشم؟ ♪

514
00:25:20,850 --> 00:25:24,480
‫آره، من متعلق به آینده ام ♪
‫♪ آره، همه یک تلویزیون مجانی میگیرند

515
00:25:24,560 --> 00:25:27,440
‫♪ ایول! ♪
‫- ♪ من چهره ام رو میندازم روی بیلبوردها ♪

516
00:25:27,520 --> 00:25:30,070
‫♪  تا همه دنیا ببینند ♪

517
00:25:30,150 --> 00:25:33,990
‫ آره، من قول صلح و عشق میدم ♪
‫♪ سرتاسر این سرزمین شکسته

518
00:25:34,070 --> 00:25:38,530
‫آره، من فرماندار تو ام ♪
‫♪ آقای مردِ پینات باتری

519
00:25:38,620 --> 00:25:42,620
‫من خوش سلیقه و خوش تیپم ♪
‫♪ چون من اینطوری‌ام دیگه

520
00:25:42,700 --> 00:25:44,120
‫♪ برو رأی بده! ♪

521
00:25:47,290 --> 00:25:59,310
<font color="#00ff00">۩۞۩ஜஜ۩۞۩ஜஜ۩۞۩ஜ(◡‿◡✿)</font>
<font color="#ffffff"> امیدوارم لذت برده باشید  Samya و Shima2016</font>
<font color="#ff0000">۩۞۩ஜஜ۩۞۩ஜஜ۩۞۩ஜ(◡‿◡✿)</font>

