﻿1
00:00:15,432 --> 00:00:17,184
. صبح بخیر صبح

2
00:00:20,354 --> 00:00:23,065
. صبح بخیر خورشید
. صبح بخیر درخت ها

3
00:00:23,148 --> 00:00:25,651
. صبح بخیر زنبور های کارگر وزوزوُ

4
00:00:26,860 --> 00:00:29,071
. صبح بخیر سار لین
. خوشحالیم که میبینیمت سارا لین

5
00:00:29,154 --> 00:00:31,281
. گل های لاله و داوودی واقعا شِکُفتند

6
00:00:31,365 --> 00:00:33,700
. صبح بخیر مورچه خوشتیپ باغبون

7
00:00:33,784 --> 00:00:36,036
. عاشق روشیم که تو گل هام رو میکاری

8
00:00:36,119 --> 00:00:40,499
. گل های تو باعث میشن به من احساس خوبی دست
بده. لباس باغبونی خوشگلت رو هم خیلی دوست دارم

9
00:00:42,209 --> 00:00:44,544
! خدا لعنتتون کنه
چرا شما ها ؟

10
00:00:46,004 --> 00:00:47,004
. مشکلی نیست

11
00:00:47,047 --> 00:00:49,967
. سارا لین تو آرومی تو لاغری

12
00:00:50,050 --> 00:00:54,263
پوست تو انقدر نرمه که مثل این میمونه
یه نوزاد رو کُشتی و پُوست اونو دزدیدی

13
00:00:54,346 --> 00:00:57,867
.پوست تو به صافی قاتل پوست دزد نوزاده

14
00:00:57,891 --> 00:00:58,891
.باشه

15
00:01:00,394 --> 00:01:02,688
, زغال اخته، توت سیاه، بذرک،

16
00:01:02,771 --> 00:01:06,611
. دونه چیا*، بال کوسه و... شاخ سفید کرگدن
<font color="#ffff00">نوعی تخم شربت که خاصیت لاغری داره</font>

17
00:01:13,532 --> 00:01:15,492
.پاک بودن خیلی خوبه
- <font color="#ff0080">9 ماه پاک!</font>

18
00:01:15,576 --> 00:01:17,077
اوه

19
00:01:17,160 --> 00:01:19,037
بوجک ؟
. هی سارا لین

20
00:01:19,121 --> 00:01:21,957
میخوای مهمونی بگیری ؟
! اوه خدا رو شُکر آره

21
00:01:22,040 --> 00:02:19,040
<font color="#00ff00">۩۞۩ஜஜ۩۞۩ஜஜ۩۞۩ஜ(◡‿◡✿)</font>
<font color="#ffffff"> باکمال افتخار تقدیم میکند Shima2016</font>
<font color="#ff0000">۩۞۩ஜஜ۩۞۩ஜஜ۩۞۩ஜ(◡‿◡✿)</font>

22
00:02:21,767 --> 00:02:24,561
آسای ها رو بده دست من
باشه

23
00:02:24,645 --> 00:02:26,104
این اسم درستشه واقعا ؟
کی میدونه ؟

24
00:02:26,188 --> 00:02:29,149
اونا واقعا باید اسمش رو بزارن زغال
. اخته های واقعا گرون برای کسخل ها

25
00:02:29,524 --> 00:02:30,567
. اَو
زندگی بر وفق مرادِ ؟

26
00:02:30,651 --> 00:02:34,321
خب راستش
نگرفتم چی گفتی اما همه چی حله ؟

27
00:02:34,404 --> 00:02:36,198
نه . در اصل من هیچوقت انقد احساس تنهای

28
00:02:36,281 --> 00:02:38,909
!شرمنده نشنیدم
! تو باید یاد بگیری بلند تر حرف بزنی رفیق

29
00:02:38,992 --> 00:02:41,411
اوه هی راستی راجب این که اول
, نامزد شدی

30
00:02:41,495 --> 00:02:43,872
. اما بعدش معلوم شد که نشدی حالگیری بود

31
00:02:43,955 --> 00:02:44,998
. خبر خیلی بزرگی بود دیروز

32
00:02:45,082 --> 00:02:47,268
,آره درست حسابی در ما گذاشتن
و میدونی کی تو اون موقعیت پیشم بود ؟

33
00:02:47,292 --> 00:02:50,587
هیچ خری چون همه یه مُشت کونی هستن
. و کل دنیا هم هم ریده آب هم قطع

34
00:02:50,670 --> 00:02:53,256
. بگذریم ممنون منو دعوت کردی
. من باهاتم مرد

35
00:02:53,340 --> 00:02:57,844
. همه چیز ریده! به خصوص این حالت هشیاری
چرا من بدنم رو مثل یه معبد کردم ؟

36
00:02:57,928 --> 00:03:00,472
. من معبد بودم
. معبد خیلی خسته کننده است

37
00:03:00,555 --> 00:03:02,808
چی میگی ما بریم به یه عشق حال حماسی ؟

38
00:03:02,891 --> 00:03:05,995
! آره .بیا بریم فضا بالا تر از کیر یه استیلت واکر*
<font color="#ffff00">ادم های که در سیرک ها بر روی پای چوبی
را میروند و به نظر میرسد قد بسیار بلندی دارند</font>

39
00:03:06,019 --> 00:03:08,688
. همینه
. بیا یه مقدار مشروب ُ مواده بگیریم

40
00:03:08,772 --> 00:03:11,417
. ما میتونیم حساب بانکی منو خالی کنیم
. من هیچی دیگه برام نمونده که مهم باشه

41
00:03:11,441 --> 00:03:14,319
منظورت چیه که بگیریم ؟
. کل این خونه مشروب ُ مواده

42
00:03:14,403 --> 00:03:16,339
. اینجا
ماست پوشیده با کشمش ؟

43
00:03:16,363 --> 00:03:19,283
. نوچ . ویکودین* پوشیده با ویکودین
! اوه
<font color="#ffff00">ویکودین مسکن قوی و شادی آور</font>

44
00:03:20,033 --> 00:03:21,118
. ال اس دی
. واو

45
00:03:21,201 --> 00:03:23,370
. یَ! شیشه
! ها-ها

46
00:03:23,453 --> 00:03:25,622
! ای - یا

47
00:03:25,705 --> 00:03:28,291
. کوکاین... نه! دیوار خشک* بود
<font color="#ffff00">نوعی دیوار از پیش ساخته شده.</font>

48
00:03:28,375 --> 00:03:30,877
آهخ! کوکاین ها رو کدوم گوری قایم کردم ؟

49
00:03:31,711 --> 00:03:34,172
اوه آره من همچنین به مشروب
. فروشی گفتم که برامون جنس بیاره

50
00:03:34,256 --> 00:03:36,717
. به سلامتی 9 ماه هشیاری

51
00:03:36,800 --> 00:03:38,969
! به سلامتی زندگی و تموم شدن کارمون باهاش

52
00:03:42,472 --> 00:03:44,307
باشه . باشه . این یکی چی ؟

53
00:03:44,391 --> 00:03:46,411
یادته وقتی رو که اریکا النیاک*
<font color="#ffff00">بازیگر و مدل متولد 1969</font>

54
00:03:46,435 --> 00:03:48,871
بازیگر مهمان بود و به عنوان دختر خاله گوبر
, اومده بود از بیرون از شهر

55
00:03:48,895 --> 00:03:51,523
و برد کل قسمت رو شق کرده بود ؟

56
00:03:51,606 --> 00:03:55,068
. چی ؟ نه
. تو میتونستی تویه همه قسمت ها ببینیش

57
00:03:55,152 --> 00:03:57,279
! شروع، شق!صحنه اول شق

58
00:03:57,362 --> 00:04:00,883
! پیام بازرگانی... سلام ما از طرف شرکت ویتیز* هستیم! برمیگردیم
به شق کردن ها
<font color="#ffff00">تولید کننده غلات صبحانه</font>

59
00:04:00,907 --> 00:04:03,535
. باشه ما میزاریمش داخل لیست
. ما باید اونو ببینیمش

60
00:04:03,618 --> 00:04:07,080
درباره اون چی اونی که نویسنده ها جولول
رو مجبور کرده بودن لباس مثل کدو حلوای بپوشه

61
00:04:07,164 --> 00:04:11,001
, و کل قسمت راجب جک های چاقی بود که بعدش
جولول اختلال در غذا خوردن پیدا کرد ؟

62
00:04:11,084 --> 00:04:12,711
. همه چیز خیلی ساده تر بود اون زمان

63
00:04:12,794 --> 00:04:15,672
.اون مجبور شد بره به کلینیک
. اون تقریبا پنج قسمت رو از دست داد

64
00:04:15,756 --> 00:04:17,424
. ما نمیدونستیم ما چقدر خوبه که داریمش

65
00:04:17,507 --> 00:04:20,010
ما هر روز میومدیم سر کار و
هر روز تفریحمون رو میکردیم

66
00:04:20,093 --> 00:04:22,804
و نگران میراث یا جایزه هامون نبودیم

67
00:04:22,888 --> 00:04:26,308
چون که باید ساختمون ها چهار
گوش باشند خدا لعنتتون کُنه

68
00:04:27,017 --> 00:04:28,411
وایسا بینم ما داشتیم راجب چی حرف میزدیم ؟

69
00:04:28,435 --> 00:04:30,187
. ما داشتیم راجب هورسینگ اروند حرف میزدیم

70
00:04:30,270 --> 00:04:31,372
. که بعدش تو مجبور شدی بری دست به آب

71
00:04:31,396 --> 00:04:33,374
که بعدش تو در حالی برگشتی
که با کاغذ توالت پوشیده بودی

72
00:04:33,398 --> 00:04:34,598
و وانمود کردی که مومیایی هستی

73
00:04:34,649 --> 00:04:37,611
که بعدش در آوردیشون, چون که تصمیم
جدیدت این بود که مصر احمقانست

74
00:04:37,694 --> 00:04:38,862
به خصوص اهرام

75
00:04:38,945 --> 00:04:43,116
, و چون که تو فکر میکنی ساختمان های مثلثی به طرز
احمقانی ای ریدن و این نقل قول از خود تو بود

76
00:04:43,200 --> 00:04:45,577
, به نظر که آشنا میاد
. اما من هیچکودومش رو یادم نمیاد

77
00:04:45,660 --> 00:04:48,222
.حتما بلک اوت* شده بودم... شاید من باید الکل رو بزارم کنار برای ...
<font color="#ffff00">حالتی که در اثر مصرف مواد و الکل دچار فراموشی شود.</font>

78
00:04:48,246 --> 00:04:52,167
.و من گفتم: شما رو پیتزا
نشستید آقای رئیس جمهور...

79
00:04:52,250 --> 00:04:56,004
. واو! من فکر کنم یکی دیگش رو داشتم
یکی دیگیه چی رو ؟ پیتزا ؟

80
00:04:56,087 --> 00:04:59,508
نه بلک اوت . چیزی که ما همین
. الان داشتیم راجبش حرف میزدیم

81
00:04:59,591 --> 00:05:01,551
. سعی کن اینجا همراه داستان باشی
اوه

82
00:05:01,635 --> 00:05:03,929
! بوم! شق کرده! رد کن بیاد
بهت چی گفته بودم؟

83
00:05:04,012 --> 00:05:05,806
. اون که شق نکرده .سایه افتاده

84
00:05:05,889 --> 00:05:08,350
خب من فکر کنم امروز همه
ما یه درس ارزشمند گرفتیم

85
00:05:08,433 --> 00:05:10,143
. دربار نسل کشی ارامنه

86
00:05:10,227 --> 00:05:13,897
! نسل کشی ارامنه خیلی زیاد بود مرد

87
00:05:15,899 --> 00:05:17,943
. خیلی خب! قسمت بعد

88
00:05:18,026 --> 00:05:20,654
چرا زندگی نمیتونه مثل همونی باشه
که داخل هورسینگ اروند بود ؟

89
00:05:20,737 --> 00:05:24,241
تمام مشکلات ما تویه 22 دقیقه
خنده دار به راحتی حلُ فصل می شد

90
00:05:24,324 --> 00:05:27,494
میدونی این فوق العادست
. که قانونیه برای بچه ها که بازیگر بشن

91
00:05:27,577 --> 00:05:30,723
چطوری این کار کشیدن از کودکان نیست ؟ . من
نمیدونستم که برای چی دارم ثبت نام میکنم

92
00:05:30,747 --> 00:05:32,707
. من سه سالم بود
. این داره باعث میشه من افسرده شم

93
00:05:32,791 --> 00:05:35,836
. بیا یه کار باحال بکنیم
اوه! باشه میدونی چی دهن سرویس میکنه؟

94
00:05:35,919 --> 00:05:37,271
!افلاک نما
<font color="#ffff00">ساختمان های که به منظور
توضیح و شناخت ستارگان ساخته میشوند</font>

95
00:05:37,295 --> 00:05:39,422
, تو میزنی درست حساب نشه میکنی داخل پارکینگ

96
00:05:39,506 --> 00:05:43,653
و بعدش میری داخل و مُخت رو میترکونی با تمام این کهکشان های رنگی* و کسشعر ها
<font color="#ffff00">تصاویری که گاز ها نیز علاوه بر کهکشان مشخص باشند</font>

97
00:05:43,677 --> 00:05:45,971
. به نظر احمقانه میاد
. من مسئول عشق و حال میشم

98
00:05:46,054 --> 00:05:47,889
. نه نه نه! اون دیوار خشک بود

99
00:05:47,973 --> 00:05:50,201
یا عیسی مسیح . ما باید شروع کنیم مواد
هامون رو یکم واضح تر علامت بزنیم

100
00:05:50,225 --> 00:05:53,270
. بیا یه جعبه ویسکی برداریم و بریم
! واوهو

101
00:05:53,353 --> 00:05:55,522
. اون فقط خیلی سخت بود
وا... چی خبره... ؟

102
00:05:55,605 --> 00:06:00,235
من گیر کرده بودم داخل چرخه وحشت ناکی
, که می نوشیدم و سرم رو بلند میکردم

103
00:06:00,318 --> 00:06:04,131
, مینوشیدم و سرم رو بلند میکردم .مینوشیدم و سرم رو بلند میکردم
<font color="#ffff00">اشاره به یه اسباب بازی پرنده که با مکانیزم آب کار میکنه</font>

104
00:06:04,155 --> 00:06:08,493
قهوه دونات بیات توجه به خوک های کثیف
که داستان های خسته کُننده خودشون رو میگن؟

105
00:06:08,577 --> 00:06:11,764
یا عیسی مسیح! ما خبرت داخل جلسات 12 قدم* هستیم؟
الان واسه ما شُدی کاراگاه؟
<font color="#ffff00">جلساتی که در 12 قدم میشه از الکل دوری کرد</font>

106
00:06:11,788 --> 00:06:14,624
دیشب تو حتی نتونسی معمای
توالت کجاست رو حل کُنی

107
00:06:14,708 --> 00:06:16,852
خب پس کل این داستان مهمونی گرفتنمون
یه ترفند استادانه بود

108
00:06:16,876 --> 00:06:18,062
که فقط منو برگردونی به حالت هشیاری ؟

109
00:06:18,086 --> 00:06:20,380
نه کاراگاه بالا آورده داخل ماشین ظرف شوی

110
00:06:20,463 --> 00:06:22,841
تو اینجای چون که من نمی تونستم
تو رو تنهای توی خونم ول کنم

111
00:06:22,924 --> 00:06:23,985
. و من مجبور بودم امروز بیام

112
00:06:24,009 --> 00:06:25,302
. من باید کُپُن 9 ماهم رو بگیرم

113
00:06:25,385 --> 00:06:28,054
کپُن ما مستُ نئشه ایم برای... 31 ساعت؟

114
00:06:28,138 --> 00:06:29,949
این دلیلی برای من نمیشه
که من کپن ام رو نگیرم

115
00:06:29,973 --> 00:06:32,493
این دقیقا به معنی واقعی کلمه دلیل
این که تو نباید کُپُنت رو بگیری

116
00:06:32,517 --> 00:06:34,811
هیچ جای 12 قدم نگفته مشروب نخورید

117
00:06:34,894 --> 00:06:37,606
اون در اصل یکی از قدم ها نیست
. ایراد ساختاری

118
00:06:38,440 --> 00:06:39,441
. یه قُلُوپ بزن

119
00:06:39,524 --> 00:06:42,295
اگر مجبوری که به یه بازنده گوش بدی که
درباره زندگی گوهش در حالت هشیاری حرف میزنه

120
00:06:42,319 --> 00:06:44,112
. خیلی باحال تره که مست باشی وگوش بدی

121
00:06:44,195 --> 00:06:48,116
و من فهمیدم که مردم عوض نمیشن
. چون که باید بخوان که عوض بشن

122
00:06:48,199 --> 00:06:51,202
. اونا عوض میشن چون باید عوض بشن

123
00:06:51,286 --> 00:06:53,163
!اوه خدا بووو

124
00:06:53,246 --> 00:06:55,749
اوه بو کردن اینجا یه جور های حالگیریه

125
00:06:55,832 --> 00:06:58,561
خب من خبرم دیگه چطوری باید بیان کنم
که این داستان ها چقدر خسته کُنندن ؟

126
00:06:58,585 --> 00:07:03,214
اسم من سایمون و من یک الکلی هستم

127
00:07:03,298 --> 00:07:04,758
سلام سایمون

128
00:07:04,841 --> 00:07:10,055
ته خار و خفیف شدن من زمانی بود که
در اصل من زیر یک سنگ بیدار شدم
<font color="#ffff00">بازی با اصطلاحات</font>

129
00:07:10,138 --> 00:07:12,223
. از اون که پست تر نمی شه شد

130
00:07:12,307 --> 00:07:14,517
! بیخیال بابا
شما ملت اسم خودتون رو گذاشتید الکلی ؟

131
00:07:14,601 --> 00:07:17,479
بیشتر این جور کار ها رو من
.روزمره وقتی که کاملا هشیارم میکُنم

132
00:07:17,562 --> 00:07:19,940
, بهم اعتماد کن رفیق
. همه ما کار های خیلی بدی کردیم

133
00:07:20,023 --> 00:07:22,043
یک بار من نمیخواستم دوستم از خونم بره

134
00:07:22,067 --> 00:07:26,589
پس من از بازیگر و هنرپیشه آن داود* استفاده کردم که به من کمک کنه
که اوپرای هیپ هاپش رو خراب کنم
<font color="#ffff00">بازیگر هالیود متولد 1956</font>

135
00:07:26,613 --> 00:07:28,031
. اوه لطفا اینا بچه بازیه

136
00:07:28,114 --> 00:07:31,242
خب پس شما خود مست خوانده ها
یه چیزی میخواین که احساس گوهی راجبش کنید ؟

137
00:07:31,326 --> 00:07:34,371
. بوجک شاید بهتر باشه ما بریم
. من یه چیزی دارم برای شما ها . واو

138
00:07:34,454 --> 00:07:35,789
. اسم من بوجک

139
00:07:35,872 --> 00:07:37,374
سلام بوجک

140
00:07:37,457 --> 00:07:38,917
اوه مثلا شما ها نمی دونستید ؟

141
00:07:39,000 --> 00:07:42,545
بگذریم من یک بار این همه راه رو رفتم تا
نیو مکزیکو, تا زنی رو ببینم که میشناختمش

142
00:07:42,629 --> 00:07:44,464
. و اون یه دختر جون داشت پنی

143
00:07:44,547 --> 00:07:47,342
. پنی کارسون . و این اسم واقعی اون
. میتونید چکش کنید . برام مهم نیست

144
00:07:47,425 --> 00:07:50,220
و در اول من سعی کردم با مادر بخوابم
. اما اون گفتش نه

145
00:07:50,303 --> 00:07:52,263
. بعدش سعی کردم با دختر بخوابم

146
00:07:52,347 --> 00:07:54,975
بعدش مادره اومد تو و دید
که میخوام با دخترش بخوابم

147
00:07:55,058 --> 00:07:58,311
! و من مثل این که اوخ اِشتپ شد!
بدو که رفتیم

148
00:07:58,395 --> 00:07:59,437
. اوه خدا

149
00:07:59,521 --> 00:08:02,357
و بدترین بخشش این که من حتی نمیدونم
. بعد از این که رفتم چی شد

150
00:08:02,440 --> 00:08:05,795
من خانواده رو خراب کردم رفت ؟ من اون دختر
کوچولو رو برای تمام زندگیش زخمی کردم رفت ؟

151
00:08:05,819 --> 00:08:07,254
. من نمیدونم . هیچوقت هم نخواهم دونست

152
00:08:07,278 --> 00:08:09,572
, و این فقط یکی از میلیارد ها چیزی که

153
00:08:09,656 --> 00:08:12,200
در ذهن من تمام وقت میگذره

154
00:08:12,283 --> 00:08:14,160
خب, کسی داستانی بهتر از این داره خبرش ؟

155
00:08:14,244 --> 00:08:15,453
. واو

156
00:08:15,537 --> 00:08:16,997
. من که فکر نکنم جَکُ جنده ها

157
00:08:17,080 --> 00:08:19,120
این جایزه من کجاست یا کُپُن یا
هر شعر وری که میدید؟

158
00:08:20,792 --> 00:08:21,793
! واو

159
00:08:23,211 --> 00:08:25,338
.اون خیلی چشمگیر بود بوجک

160
00:08:25,422 --> 00:08:29,110
من هیچوقت ندیده بودم اونا جلسه اِی اِی* .رو کنسل کنن چون که حال همه گرفته شده
<font color="#ffff00">مجموعه جلسات بنیادی تاسیس شده در 1935 برای کمک به الکلی ها</font>

161
00:08:29,134 --> 00:08:30,176
آها راجب چی حرف میزنی ؟

162
00:08:30,260 --> 00:08:32,554
. تو به همه راجب اون دختره پنی گفتی

163
00:08:32,637 --> 00:08:34,615
و بعدش همش گفتی و هی گفتی راجب این که
. چطور نمیخوای عوض بشی

164
00:08:34,639 --> 00:08:37,392
, بعدش تو حلزون رو تعقیب کردی
. و تهدید کردی که روی سرش نمک میریزی

165
00:08:37,475 --> 00:08:41,104
من راجب پنی حرف زدم ؟
. هی! همه ما گوه کاری قبلا کردیم

166
00:08:42,439 --> 00:08:44,667
بیشتر ما به انداز که تو بهش به نظر
میاد افتخار میکنی افتخار نمی کنیم

167
00:08:44,691 --> 00:08:48,778
من بهش افتخار نمی کنم من واقعا احساس افتضاحی
دارم که ممکنه واقعا به اون دختر گند زده باشم

168
00:08:48,862 --> 00:08:51,239
. اوه اون حالش خوبه
. من چکش کردم رو فیسبوک

169
00:08:51,322 --> 00:08:52,383
, اون به کالج اوبرلین* میره
<font color="#ffff00">کالجی تاسیس شده در 1833</font>

170
00:08:52,407 --> 00:08:56,494
از غذای تایلندی خوشش میاد و
.بوی آتیش در اولین روز سرد زمستانی

171
00:08:56,578 --> 00:08:58,418
. این که هیچ معنی نمیده
همه خبرشون بوی آتیش رو

172
00:08:58,455 --> 00:08:59,515
. توی اولین روز سرد زمستونی دوست دارن

173
00:08:59,539 --> 00:09:02,959
میدونی من دقیقا قبلا حس تو رو داشتم
قبل از این که ای چیز 12 قدم رو برم

174
00:09:03,043 --> 00:09:04,562
. اونا بهم یاد دادن که
چطور ابراز شرمندگی کنم

175
00:09:04,586 --> 00:09:06,463
تو فقط میگی که متاسفی برای کارای که کردی

176
00:09:06,546 --> 00:09:07,797
. و تو یه روح پاک گیرت میاد

177
00:09:07,881 --> 00:09:11,509
. خب که چی ؟ بعدش که دوباره گند میزنم بهش
. بعد فقط کافیه که ابراز پشیمونی کنی دوباره

178
00:09:11,593 --> 00:09:12,927
, یه چرخه بی پایانه

179
00:09:13,011 --> 00:09:15,597
که تو همیشه به حس خوبی راجب خودت میرسی

180
00:09:15,680 --> 00:09:16,806
! نه
میدونی چیه ؟

181
00:09:16,890 --> 00:09:19,285
این ممکنه حرف های نیتروژن و شیشه* باشه
<font color="#ffff00">برای تثبیت شیشه به اون هیدروژن اکسید اضافه میکنن</font>

182
00:09:19,309 --> 00:09:21,227
اما من میخوام بازم نیتروژن با شیشه بزنم

183
00:09:22,395 --> 00:09:24,290
و بعد از اون بیا یه چند تا
ابراز شرمندگی لعنتی کنیم

184
00:09:24,314 --> 00:09:28,068
شاید باید با این خانواده شروع کنی که زدی کل
خونه بازی بچشون رو همین الان صاف کردی

185
00:09:28,151 --> 00:09:29,652
! اوه نه
! اوه هی بچه جون

186
00:09:29,736 --> 00:09:32,655
من متاسفم که بابای ضایع ات
! همچین خونه بازی ارزون کسشعری ساخته برات

187
00:09:32,739 --> 00:09:36,743
آره تو باید از مفاصل موازی استفاد کنی
! که اون پایه رو حمایت کُنه کُس مغز

188
00:09:36,826 --> 00:09:40,246
! درضمن کیر بخور
. میدونی چیه ؟ من احساس بهتری میکنم

189
00:09:46,044 --> 00:09:48,421
. من فکر نکنم اونا خونه باشن
. خب پس وایمیسیم

190
00:09:48,505 --> 00:09:50,816
, من باید به دایان ابراز شرمندگی بکنم
. و ما نمیریم تا وقتی که من انجامش بدم

191
00:09:50,840 --> 00:09:55,470
, اما این بیرون خسته کنندست
! ومن گشنمه و حوصلم سر رفته

192
00:09:55,553 --> 00:09:56,971
. من شرط میبندم اونا غذا داخل دارن

193
00:09:57,055 --> 00:09:59,682
بیا ببینیم هنوز اون کلید یدکی رو دارم
. ایناهاش

194
00:09:59,766 --> 00:10:00,934
! آره

195
00:10:01,017 --> 00:10:02,203
, باشه بعد از این که غذا برداشتیم

196
00:10:02,227 --> 00:10:04,854
یادم بنداز اینم یه مورد دیگست
که باید براش ابراز شرمندگی کنم

197
00:10:07,148 --> 00:10:08,608
اون دوتا کجان ؟

198
00:10:08,632 --> 00:10:10,509
یخچالشون رو به اندازه کافی

199
00:10:10,593 --> 00:10:12,553
برای دوتا آدم گرسنه که براشون
.چند ساعت صبر کنن، پر نکردن

200
00:10:12,636 --> 00:10:15,765
.فقط، حدوداً، ده دقیقه شده
.واقعاً مشکل جدی‌ای با غذا داری

201
00:10:15,848 --> 00:10:18,100
این اتفاقیه که می‌افته وقتی
اشتهای یه اسب رو قاطی کنی

202
00:10:18,184 --> 00:10:20,078
با اشتهای کسی که یه سوراخ داره

203
00:10:20,102 --> 00:10:22,662
.که لازمه دائماً با توجه، غذا و سکس پر شه

204
00:10:23,373 --> 00:10:25,184
. یه بیگل* بده بهم
. دیگه بیگلی نمونده
<font color="#ffff00">برند چیپس آمریکایی</font>

205
00:10:25,208 --> 00:10:26,960
دیگه هیچی از هیچ چیزی نمونده
. بیا فقط بریم

206
00:10:27,043 --> 00:10:31,339
. من نمیتونم برم تا زمانی که ابراز
شرمندگی نکنم! من یه ایده دارم

207
00:10:31,422 --> 00:10:35,677
اسم من دوست بوجک معلوم نیست چه شکلی هستشه
. و من عینک میزنم

208
00:10:35,760 --> 00:10:37,595
تو چیزی داری که به من بگی بوجک ؟

209
00:10:37,679 --> 00:10:40,849
من بوجکم خبرم یا مستر پینتباتر ؟
. تو میتونی هرکسی که میخوای باشی

210
00:10:40,932 --> 00:10:44,018
این رویای تو... رویا تو... رویا تو

211
00:10:44,102 --> 00:10:46,980
. این کار رو تمومش کن . ما جفتمون بیداریم
. بیا فقط بریم تو کارش

212
00:10:47,063 --> 00:10:49,274
دایان من متاسفم که چیز های بدی بهت گفتم

213
00:10:49,357 --> 00:10:52,902
. مشکلی نیست حله . من می بخشمت
صبر کن کاراکتر من همچین چیزی میگه؟

214
00:10:52,986 --> 00:10:55,864
دوباره بگو داستان دایان چیه ؟
اون مثل داریا*ی آسیاییه ؟
<font color="#ffff00">شخصیت انیمیشنی در سریال Daria</font>

215
00:10:55,947 --> 00:10:59,784
. اون یکم پیچیده تر از این حرف هاست اما اون
اساسا داریای آسیاییه، درسته ؟

216
00:10:59,868 --> 00:11:03,329
با عینک شو کُت شو و کل این چرت گفتنش

217
00:11:03,413 --> 00:11:05,582
. باشه خفه شو
الان من میشم مستر پینتباتر

218
00:11:05,665 --> 00:11:06,945
. و تو به من ابراز شرمندگی میکنی

219
00:11:07,000 --> 00:11:08,334
مستر پینتباتر دیگه کیه ؟

220
00:11:08,418 --> 00:11:11,171
والان تو میشی آقای کرولاین
. و من میشم پرنسس دایان

221
00:11:11,254 --> 00:11:13,339
. اوه, آره . فکر خوبیه

222
00:11:13,423 --> 00:11:16,259
آم... ما باید کاری راجب این بُکنیم ؟

223
00:11:16,342 --> 00:11:20,471
هی چرا شما دوتا نمیرید توی
اتاق مهمون ما استراحت کنید ؟

224
00:11:20,555 --> 00:11:22,348
! اوه خدای من اون آینه داره با ما حرف میزنه

225
00:11:22,432 --> 00:11:24,632
! شما نمیتونید جلوی ما رو بگیرید.
ماِ ی اومده از اینده

226
00:11:24,684 --> 00:11:26,769
! ما داریم جبران میکنیم کونیا

227
00:11:27,896 --> 00:11:29,689
! اَوه! بیخیال بابا

228
00:11:31,149 --> 00:11:33,276
! اون حس خیلی خوبی داشت
 دیدی ؟

229
00:11:33,359 --> 00:11:35,719
, وقتی که ابراز شرمندگی و جبران میکنی
حس نمیکنی سبک تر شدی ؟

230
00:11:35,778 --> 00:11:37,697
خب من یه تُنی بیگل خوردم پس نه

231
00:11:37,780 --> 00:11:40,676
اما من حس میکنم ما ته توی قضیه این که کی پرنسس دای* رو واقعا کُشت در آوردیم
<font color="#ffff00">پرنسس دایانا متولد 1961، شاهزاده ولز که در یک سانحه
رانندگی کشته شده ولی ظاهراً قتل بوده که هیچگاه اثبات نمیشود.</font>

232
00:11:40,700 --> 00:11:43,786
. همه ما بودیم
! ایستگاه بعدی تاد

233
00:11:43,870 --> 00:11:47,957
تاد من متاسفم . من میخوام مسئولیت تمام و
کمال اتفاقی که افتاد رو به عهده بگیرم

234
00:11:48,041 --> 00:11:50,960
حتی اگر چه این تقصیر من نیست
و من هیچکار اشتباهی نکردم

235
00:11:51,044 --> 00:11:53,546
امیلی یه زن بالغ
.که میتونه تصمیماتش رو خودش بگیره

236
00:11:53,630 --> 00:11:55,882
, و بعلاوه
تو واقعا اصلا تو نخ دختر ها هستی ؟

237
00:11:55,965 --> 00:11:58,092
منظورم این که قضیه تو چیه ؟
آها

238
00:11:58,176 --> 00:11:59,856
هی تو داری با پسرمون چیکار میکنی ؟
آها

239
00:11:59,886 --> 00:12:01,095
. صبر کن تو بوجک هورسمنی

240
00:12:01,179 --> 00:12:04,641
من هستم و این
بهترین دوستم تاد

241
00:12:04,665 --> 00:12:07,626
اون ستاره فیلم واقعاً خیلی
.سریع از پسرمون خوشش اومده

242
00:12:07,710 --> 00:12:08,937
فکر میکنی این موقعیت استثناییمونه؟

243
00:12:08,961 --> 00:12:12,006
فکر نمیکنی که به طور
نامناسبی علاقه‌منده، میکنی؟

244
00:12:12,089 --> 00:12:15,050
چی؟ نه. اما اگه باشه هم، اونم
.میتونه یه موقعیت استثنایی باشه

245
00:12:15,193 --> 00:12:16,194
. من فقط دارم میگم

246
00:12:17,779 --> 00:12:19,364
! هی صبر کن
وایسا کجا داری میری ؟

247
00:12:19,447 --> 00:12:21,783
. برگرد
تو میخوای تاد رو ببری شب پیشت باشه ؟

248
00:12:21,866 --> 00:12:23,146
شب پیشم باشه ؟
, توهین نباشه تاد

249
00:12:23,201 --> 00:12:24,678
.اما پدر مادرت دارن باعث میشن چندشم شه

250
00:12:24,702 --> 00:12:26,412
!به سمت ابراز شرمندگی بعدی

251
00:12:31,084 --> 00:12:33,252
چی میخوای بوجک؟
. نمیدونم

252
00:12:33,336 --> 00:12:35,088
, من خیلی مستم و یکمی هم حالت تهوع دارم

253
00:12:35,171 --> 00:12:37,924
, اما اگر من اینجام دم در خونت
. این باید برای این باشه که جبران کنم

254
00:12:38,007 --> 00:12:40,426
جبران کنی... برای چی ؟
. من چه میدونم

255
00:12:40,510 --> 00:12:42,863
هرچیزی که تو فکر میکنی که من انجام
دادم و باعث شده که تو ناپدید بشی

256
00:12:42,887 --> 00:12:44,448
بوجک
چطوری تونستی من رو اون طوری ول کنی

257
00:12:44,472 --> 00:12:45,532
وقتی که من بیشترین نیاز رو بهت داشتم ؟

258
00:12:45,556 --> 00:12:48,935
من متاسفم بوجک . من فکر میکردم
. تو یک برنده ای . من اشتباه میکردم

259
00:12:49,018 --> 00:12:51,521
.این برای منم خیلی سخته
من شهرت خودم رو به خطر انداختم

260
00:12:51,604 --> 00:12:52,981
. نه این درباره کمپین اسکار نیست

261
00:12:53,064 --> 00:12:55,024
چطور تونستی فکر کنی
این درباره کمپین اسکاره ؟

262
00:12:55,108 --> 00:12:56,651
ما یه چیز بیشتری داشتیم مگه نداشتیم ؟

263
00:12:56,675 --> 00:12:59,261
.نوشیدنی مصرف کردی -
.خب، فقط نوشیدنی نه -

264
00:12:59,345 --> 00:13:01,972
.بله، آنا، من افتضاحم

265
00:13:02,056 --> 00:13:05,225
من یه پسر داغونِ به گا رفته‌ی ناجورم

266
00:13:05,309 --> 00:13:07,728
و تو طوری رفتار میکنی که
همه چیز رو تحت کنترل داری،

267
00:13:07,811 --> 00:13:10,773
.اما اینو میدونم که، در اعماق، تو هم داغونی

268
00:13:10,856 --> 00:13:15,110
و نمیدونم که چرا بهمون یه فرصت
.نمیدی که با هم داغون باشیم

269
00:13:15,194 --> 00:13:16,820
چی در اون مورد باعث میشه راضی نشی؟

270
00:13:18,948 --> 00:13:23,661
بوجک، وقتی من تو کالج بودم، یه
...شغل به عنوان نجات غریق داشتم

271
00:13:25,037 --> 00:13:27,331
وایستا، ما رفتیم خونه‌ی آنا؟
به کار خاتمه دادیم؟

272
00:13:27,414 --> 00:13:30,709
اگه از "خاتمه" منظورت اینه که
.صندلیش رو آتیش زدم، پس آره

273
00:13:30,852 --> 00:13:32,020
. ما باید برگردیم

274
00:13:32,103 --> 00:13:34,063
چه مرگته ؟
, من میدونم همین الان من اینجا بودم

275
00:13:34,087 --> 00:13:36,130
اما احساس میکنم که تو
بهم یه داستان مهم گفتی

276
00:13:36,214 --> 00:13:37,757
.که همه چیز رو در مورد ما توضیح داد

277
00:13:37,840 --> 00:13:40,343
.متاسفانه، کاملاً جا انداختمش

278
00:13:40,426 --> 00:13:42,178
.باید صادق باشم
.یه چندتایی آبجو زدم

279
00:13:42,321 --> 00:13:46,534
, آخ! خیلی خب, من دوباره برات تعریف میکنم
. اگر که باعث میشه تو بری

280
00:13:46,617 --> 00:13:48,327
زمانی که من نجات غریق بودم, من

281
00:13:48,578 --> 00:13:51,414
. اوه کوفتی
تو میخوای برگردیم خونه آنا مگه نه ؟

282
00:13:51,497 --> 00:13:53,875
من حس میکنم که دیگه حتما این سری میگیرمش

283
00:13:53,958 --> 00:13:55,668
نجات غریق

284
00:13:55,793 --> 00:13:58,671
یه بار دیگه ؟
. نه این سری نوشتمش

285
00:13:59,338 --> 00:14:03,134
من یه نجات غریقم . خونه این زنه
بوی عجیبی میده یا این منم ؟

286
00:14:03,217 --> 00:14:04,469
. حواست رو جمع کن سارا لین

287
00:14:04,493 --> 00:14:06,596
اون کار رو نکن که افکارت رو مینویسی

288
00:14:06,620 --> 00:14:08,580
به جای این که چیزی که واقعاً طرف
.داره میگه رو بنویسی

289
00:14:08,664 --> 00:14:11,333
نمیدونم وقت شده که دوباره
". ممه‌هام رو عمل کنم

290
00:14:11,476 --> 00:14:13,019
. ممم-مم
. این خیلی کمک کرد خبرش

291
00:14:13,102 --> 00:14:14,270
ممنون . بعدی کیه؟

292
00:14:14,353 --> 00:14:16,272
! من متاسفم

293
00:14:16,355 --> 00:14:18,900
! من متاسفم, من متاسفم, من متاسفم

294
00:14:20,735 --> 00:14:22,487
! من متاسفم

295
00:14:30,453 --> 00:14:32,622
باشه خب من میدونم
من هم اش انشب مزاحمت میشم

296
00:14:32,705 --> 00:14:35,416
انشب ؟ من دو هفته است که ندیدمت

297
00:14:35,500 --> 00:14:36,334
اوه, واقعا ؟

298
00:14:36,358 --> 00:14:39,403
فقط لازمه که بدونم سعی داشتی چی در
مورد یه نجات غریق بودن بهم بگی،

299
00:14:39,486 --> 00:14:41,655
و بعدش، من میرم و تو هیچوقت
.دوباره من رو نمیبینی

300
00:14:43,282 --> 00:14:47,286
بعد از این که تقریباً غرق شدم، تصمیم
.گرفتم که هیجوقت ضعیف‌تر از آب نباشم

301
00:14:47,369 --> 00:14:49,371
.پس، تبدیل به یه غریق نجات شدم

302
00:14:49,455 --> 00:14:52,166
تو اولین روز تمرین من،
مربی‌م بهم گفت

303
00:14:52,249 --> 00:14:56,128
که وقت‌هایی میان که کسی
.رو تو دردسر میبینی

304
00:14:56,211 --> 00:14:59,423
با عجله به سمتشون میری تا هر کاری که
میتونی بکنی و انجام بدی تا نجاتشون بدی،

305
00:14:59,506 --> 00:15:02,092
اما باید خودت رو متوقف کنی،

306
00:15:02,176 --> 00:15:05,387
.چون کسایی هستن که نمیتونی نجات بدی

307
00:15:05,471 --> 00:15:07,973
چون اون آدم‌ها دست و پا میزنن

308
00:15:08,057 --> 00:15:11,435
.و سعی میکنن تو رو با خودشون پایین ببرن

309
00:15:13,103 --> 00:15:15,314
اون چه ربطی به من داشت؟

310
00:15:16,607 --> 00:15:18,650
چی شد...؟
الان کدوم جهنی هستیم؟

311
00:15:18,734 --> 00:15:19,943
...اوها -
اوهای؟ -

312
00:15:20,027 --> 00:15:22,613
تا اوهای روندیم؟ -
.بذار تموم کنیم -

313
00:15:22,696 --> 00:15:25,699
.اوها، و این باعث تغییره... ی

314
00:15:25,783 --> 00:15:28,535
.اوهایو -
تا اوهایو روندیم؟ -

315
00:15:28,619 --> 00:15:32,081
من میخواستم برم افلاک نما،
.اما تو خواستی که بیایم اینجا

316
00:15:32,164 --> 00:15:36,001
گفتی که باید یه جبران دیگه
.کنی، برای اون دختره پنی

317
00:15:36,085 --> 00:15:37,878
.چی؟ نه! این ایده‌ی وحشتناکیه

318
00:15:37,961 --> 00:15:39,797
.بیا همین الآن ماشین رو برگردونیم

319
00:15:39,880 --> 00:15:41,340
...آه

320
00:15:41,423 --> 00:15:43,717
.احساس میکنم ماشین رو برنگردوندیم -
نه، برگردوندیم، -

321
00:15:43,801 --> 00:15:45,594
اما بعدش، دوباره برگردوندیش،

322
00:15:45,677 --> 00:15:48,138
چون واقعاً میخواستی اون
دختر گوزن رو پیدا کنی،

323
00:15:48,222 --> 00:15:50,140
.پس تصمیم گرفتیم که مخفیانه تحت نظر بگیریم

324
00:15:50,224 --> 00:15:52,810
یه سکانس کاملاً قبلی‌ای وجود داره،
جایی که رفتیم به یه مرکز خرید

325
00:15:52,893 --> 00:15:54,621
و برای هم لباس بارونی‌های
.متفاوتی رو تست کردیم

326
00:15:54,645 --> 00:15:56,522
هیچ کدوم از اونا رو یادت میاد؟

327
00:15:56,605 --> 00:15:59,274
این دیوونگیه. همین الآنش هم
.برای بقیه زندگی ترسوندمش

328
00:15:59,358 --> 00:16:02,278
اگه دوباره ببینمش، دوباره آخرش
.وحشتم رو به سراغش میارم

329
00:16:02,361 --> 00:16:04,405
فکر میکنی خیلی برام دیره که به کالج برم؟

330
00:16:04,488 --> 00:16:05,948
.همیشه میخواستم معمار باشم

331
00:16:06,031 --> 00:16:07,324
اما یکی از اون معمارها،

332
00:16:07,408 --> 00:16:09,493
اونجا، شب‌ها، یه فاحشه
تلفنی از بهترین جنسه،

333
00:16:09,576 --> 00:16:12,162
.و، روزها، یه فوق جاسوس بین‌المللیه

334
00:16:12,246 --> 00:16:15,416
پس، کی معماره؟ -
نمیدونم. بینشون؟ -

335
00:16:15,499 --> 00:16:16,875
.نه، نگفتم چه دوره زمانی‌ای

336
00:16:16,959 --> 00:16:19,503
اگه دختره شب‌ها فاحشه تلفنیه
...و روزها یه جاسوس

337
00:16:19,586 --> 00:16:22,172
.اوه، نگاه کن، پنی -
اوه، خدایا، داره چیکار میکنه؟ -

338
00:16:22,256 --> 00:16:24,651
از نظر احساسی آسیب خورده به نظر میاد؟ -
.فقط داره میره سر وقت کامپیوتر -

339
00:16:24,675 --> 00:16:27,469
احتمالاً تو یه چت روم سکس با یه
اسب میان ساله

340
00:16:27,553 --> 00:16:30,264
چون که این تنها راهیه که هنوز
.میتونه عشق رو احساس کنه

341
00:16:30,347 --> 00:16:33,767
.آره، احتمالاً -
یا در مورد کاری که تو کردی اونقدر ناراحته -

342
00:16:33,851 --> 00:16:36,687
که داره تو اینترنت دنبال راه‌هایی
.برای خودکشی میگرده

343
00:16:36,770 --> 00:16:37,831
.این منطقی‌تر به نظر میرسه

344
00:16:37,855 --> 00:16:40,691
.خیلی‌خب، ما تعیین کردیم که تو خرابش کردی

345
00:16:40,774 --> 00:16:43,193
حالا میتونیم برگردیم به لس‌آنجلس؟ -
.بله -

346
00:16:43,277 --> 00:16:46,905
پس... واضیحاً، میخواستم هنوزم هم
.پنی رو تعقیب کنم چون یه احمقم

347
00:16:46,989 --> 00:16:48,449
.بیا قبل از این که خراب‌تر شه تمومش کنیم

348
00:16:48,532 --> 00:16:51,076
میخوام روی دست‌هام
".بنویسم "پنی رو دنبال نکن

349
00:16:51,160 --> 00:16:53,704
برای یه سناریو نا محتمل
.که دوباره توش از هوش برم

350
00:16:53,787 --> 00:16:56,331
"روی این دستم مینویسم "دنبال پنی

351
00:16:56,415 --> 00:16:57,916
...و بعدش، رو این یکی، مینویسم

352
00:16:58,792 --> 00:17:00,294
!لعنت بهش -
چیه؟ -

353
00:17:00,377 --> 00:17:02,212
.داریم کاری رو میکنیم که دستت گفته

354
00:17:04,381 --> 00:17:07,009
آه، چی؟ -
.دست خواستار دونات شده -

355
00:17:07,092 --> 00:17:09,386
.اوناهاش -
.داره آبجو مینوشه -

356
00:17:09,470 --> 00:17:11,614
اوه، خدایا، این دقیقاً شبیه اون
قسمت <i>هورسینگ ارواند</i>ـه

357
00:17:11,638 --> 00:17:13,098
که توش اولیویا رفت به سکس پارتی

358
00:17:13,182 --> 00:17:16,059
اما پنی یه فرشته‌ی مهربون
با بازی خوزه کنسکو نداره

359
00:17:16,143 --> 00:17:17,686
!که بهش کمک کنه از این وضع خارج شه

360
00:17:17,769 --> 00:17:20,647
.آه. باشه، حالا، دوباره حوصله‌م سر رفته
.دیگه زیادی حرف نزن

361
00:17:20,731 --> 00:17:23,734
.داره فقط رد بول مینوشه
.وایستا. حالا، داره میره

362
00:17:23,817 --> 00:17:26,320
!هی، نگاه کن، اوبرتون‌ها

363
00:17:26,403 --> 00:17:27,946
!عاشق صداتون هستم، رفقا

364
00:17:28,030 --> 00:17:29,132
<i>- ♪ ممنون! ♪
♪ ممنون! ♪</i> -

365
00:17:29,156 --> 00:17:31,283
<i>- ♪ ممنون! ♪
♪ ممنون! ♪</i> -

366
00:17:31,366 --> 00:17:33,827
.به نظر... خوب میاد

367
00:17:33,911 --> 00:17:37,498
بیش از حد خوب، انگار که یه راز تاریک رو
.مخفی میکنه که داره روحش رو میخوره

368
00:17:37,581 --> 00:17:40,209
.یا، احتمالاً... خوبه

369
00:17:40,292 --> 00:17:41,919
.شاید من زندگیش رو خراب نکردم

370
00:17:42,002 --> 00:17:44,796
هی، تو یه نماد پدر بودی، که از نظر
من از لحاظ جنسی نامناسب بودی،

371
00:17:44,880 --> 00:17:46,089
.و بی‌نقص شدم

372
00:17:46,173 --> 00:17:48,383
حالا، میشه خواهشاً بریم خونه؟ -
.باشه، نقشه خوبیه -

373
00:17:48,467 --> 00:17:52,596
فقط برم اون 20 تا آبجوی آخری رو که نوشیدم
.رو خالی کنم. منو ببین، دارم درست راه میرم

374
00:17:56,099 --> 00:17:57,434
!نه، نه، نه

375
00:17:58,185 --> 00:17:59,520
بوجک؟ -
!اوه -

376
00:17:59,603 --> 00:18:02,022
اینجا چیکار میکنی؟ -
.هی، پنی -

377
00:18:02,105 --> 00:18:05,275
اومدی اینجا که من رو پیدا کنی؟ -
...نه، من -

378
00:18:05,359 --> 00:18:08,529
.تو نمیتونی اینجا باشی
.من، من نمیخوام تو رو اینجا ببینم

379
00:18:08,612 --> 00:18:12,407
.اصلاً نمیخوام ببینمت. من 17 سالم بود
.چیزی نمیفهمیدم

380
00:18:12,491 --> 00:18:13,825
.من سعی کردم -
.لازمه که بری -

381
00:18:13,909 --> 00:18:16,203
!این بوجک هورسمن و سارا لینه

382
00:18:16,286 --> 00:18:18,723
!اوه، خدای من! اوه، خدای من -
.بوجک، باید همین الآن از اینجا بریم -

383
00:18:18,747 --> 00:18:22,125
میتونم یه سلفی بگیرم و یه سلفی
دیگه اگه اولین سلفی خوب نیفتاد؟

384
00:18:22,209 --> 00:18:24,878
!بوجک، اینجا

385
00:18:24,962 --> 00:18:26,171
.پنی، نه

386
00:18:27,005 --> 00:18:28,005
پنی؟

387
00:18:30,842 --> 00:18:33,554
میدونی، از جنبه مثبت،
.واقعاً خوب به نظر اومد

388
00:18:34,555 --> 00:18:36,682
.تا وقتی که تو رو دید و وحشت کرد

389
00:18:36,765 --> 00:18:39,935
اما احتمالاً اگه سر و کله‌ت پیدا
.نمیشد کاملاً خوب میبود

390
00:18:40,018 --> 00:18:43,230
.اوه، خدایا -
فکر میکنم اون زخم کاملاً ترمیم پیدا کرده بود، -

391
00:18:43,313 --> 00:18:46,358
قبل از این که تو دوباره با پیدا شدنت
تو کالجش بدون اعلام بازش کنی،

392
00:18:46,441 --> 00:18:48,235
.و تموم درد دوباره به سمتش هجوم آوردن

393
00:18:48,318 --> 00:18:49,236
!اوه، خدای مهربون

394
00:18:49,319 --> 00:18:51,655
یه جورایی، انگار که دوبار
.زندگیش رو نابود کردی

395
00:18:51,738 --> 00:18:54,533
میشه از حرف زدن در موردش دست برداری؟ -
.باشه، خب -

396
00:18:56,618 --> 00:18:58,704
.پسر، اوهایو ریده

397
00:18:58,787 --> 00:19:01,832
دفعه بعد، میشه به یه نفر که تو هاوایی
زندگی میکنه تقریباً تجاوز کنی؟

398
00:19:01,915 --> 00:19:04,376
میتونستی الآن از یه جشن
.مجلل با ناامیدی بری بیرون

399
00:19:04,459 --> 00:19:05,711
.بیا فقط بریم خونه

400
00:19:05,794 --> 00:19:07,713
درب باز کن داری؟ -
.داشبورد -

401
00:19:08,964 --> 00:19:12,217
!خب، من کیر یه کسخل رو میخورم
اینجا چی داریم؟

402
00:19:12,301 --> 00:19:14,970
اوه، اون؟ معلوم شده یه برند
.هروئینه که بهش میگن بوجک

403
00:19:15,053 --> 00:19:17,514
.رفیق، این قضیه خیلی بزرگیه

404
00:19:17,598 --> 00:19:20,601
یه مواد به اسمت بزنن باحال‌تر
.از گرفتن یه اسکاره

405
00:19:20,684 --> 00:19:23,186
یعنی، شیشه‌ی بیلی هست،
فرشته‌ی داستین هافمن هست،

406
00:19:23,270 --> 00:19:24,938
.لوسیل ایت بال هست و حالا هم تو

407
00:19:25,022 --> 00:19:27,858
.جنس رقیقیه، پسر. تبریک

408
00:19:27,941 --> 00:19:30,110
ممنونم؟ -
.اوه، باید بوجک رو بزنیم -

409
00:19:30,193 --> 00:19:32,070
.خیلی عالیه -
.نمیدونم -

410
00:19:32,154 --> 00:19:34,573
یه حرف قدیمی هست که میگه
.مشروب قبل از آبجو، هیچوقت نترس"

411
00:19:34,656 --> 00:19:35,782
".هروئین مصرف نکن

412
00:19:35,866 --> 00:19:38,452
من بوجکم. خواهشاً،"
".من رو ببر درونت

413
00:19:38,535 --> 00:19:40,996
.من باهات هروئین تزریق نمیکنم، سارا لین

414
00:19:41,079 --> 00:19:43,749
میتونیم هروئین رو مثل جوون‌های
.تازه به دوران رسیده بالا بریم

415
00:19:43,832 --> 00:19:45,167
.از تو خیلی جلوترم

416
00:19:52,883 --> 00:19:56,428
.باشه، ممنونم
.عید شکرگزاری 2007ـت مبارک

417
00:19:56,511 --> 00:19:58,305
الآن گفتی که چه سالیه؟

418
00:19:58,388 --> 00:20:01,350
به گمونم موقع حرف زدن با
.مدیران شبکه مضطرب شدم

419
00:20:01,433 --> 00:20:04,436
.آخرین قسمت بدترین نمرات رو تا حالا داشته

420
00:20:04,519 --> 00:20:07,981
میترسیدم که شخصیتت سعی به مصرف
.هروئین داشته باشه خیلی زیاده رویه

421
00:20:08,065 --> 00:20:10,567
.اوه -
و ساختار بی‌هوشی گسیخته -

422
00:20:10,651 --> 00:20:13,862
با یه فلش بک تو وسط، واقعاً
.مخاطب‌هامون رو گیج کرد

423
00:20:13,945 --> 00:20:14,780
.آره

424
00:20:14,922 --> 00:20:17,550
از تموم شوخی به خودهای دیوار چهارم شکون* متنفر بودن.
<font color="#ffff00">شکستن دیوار چهارم یعنی شخصیت فیلم/سریال با مخاطب به صورت مستقیم ارتباط برقرار کند</font>

425
00:20:17,574 --> 00:20:21,411
.البته. مخاطب‌ها از شوخی‌های به خود متنفرن
کِی نویسنده‌های کمدی یاد میگیرن؟

426
00:20:21,495 --> 00:20:24,081
بوجک، میدونم اون بیرون یه سری
.مخاطب برای سریال ما هست

427
00:20:24,164 --> 00:20:27,459
فقط باید یه راهی پیدا کنیم که
.آدم‌های بیشتری نگاهش کنن

428
00:20:27,542 --> 00:20:29,262
...میدونم به چی فکر میکنی
.برهنگی کامل از جلو

429
00:20:29,336 --> 00:20:31,588
.به بازیگر مهمون داشتم فکر میکردم

430
00:20:31,672 --> 00:20:34,508
به یه سلبریتی نیاز داریم که همین حالا
...شدیداً محبوبه، مثل

431
00:20:34,591 --> 00:20:37,552
اوه، سارا لین چطوره؟ -
.اوه، هوشمندانه‌ست -

432
00:20:37,636 --> 00:20:40,514
سارا لین؟ نمیدونم. چندین
.ساله که باهاش حرف نزدم

433
00:20:40,597 --> 00:20:42,683
.تازه، اون نمیخواد این کار رو کنه

434
00:20:42,766 --> 00:20:44,726
.اون بزرگ‌ترین ستاره‌ی موزیک پاپ دنیاست

435
00:20:44,810 --> 00:20:47,062
اون تنها امیدیه که میتونیم این
.سریال رو باهاش زنده نگه داریم

436
00:20:47,145 --> 00:20:49,231
ازش میپرسی؟ مطمئنم
.برای تو انجامش میده

437
00:20:49,314 --> 00:20:51,483
.برای اون مثل یه پدر هستی

438
00:20:57,114 --> 00:20:59,282
پس، چیه؟ -
چی چیه؟ -

439
00:20:59,366 --> 00:21:02,244
داشتی در مورد این که چطوری باید
.ازم یه چیزی بپرسی مِن منِ میکردی

440
00:21:02,327 --> 00:21:06,289
اوه! آم، بیخیال. هی، چند
وقته همدیگه رو میشناسیم؟

441
00:21:06,373 --> 00:21:09,918
.اینطور به نظر میاد که تموم زندگیمون -
.خب، تموم زندگی من -

442
00:21:10,001 --> 00:21:12,671
.ما تو یه سریال تلویزیونی بودیم
دیوونه کننده نیست؟

443
00:21:12,754 --> 00:21:14,214
.آره، نسبتاً دیوونه کننده‌ست

444
00:21:14,297 --> 00:21:17,360
میدونی، بعضی وقت‌ها اینطور احساس میشه که
تو تنها کسی هستی که واقعاً من رو درک میکنه،

445
00:21:17,384 --> 00:21:18,969
چون، بقیه چطور میتونن؟

446
00:21:19,052 --> 00:21:22,180
هیچکس نمیدونه ما از چه چیزهایی رد شدیم،
.هیچکسی که تو اون سریال نبوده باشه

447
00:21:22,264 --> 00:21:24,850
اما ما هم رو قبل از این که کس
خاصی باشیم میشناختیم،

448
00:21:24,933 --> 00:21:28,270
و اینطوری میتونیم دوست باشیم،
.چون ما مثل اون آدم‌ها نیستیم

449
00:21:28,353 --> 00:21:31,106
آدم‌هایی که باهات صمیمی میشن
به خاطر کسی که فکر میکنن هستی،

450
00:21:31,189 --> 00:21:33,650
و فکر میکنن میتونن رو کاناپه‌ت
.بخوابن و از غذات بخورن

451
00:21:33,734 --> 00:21:35,294
.فکر میکنن تو میخوای آژانسشون رو نجات بدی

452
00:21:35,318 --> 00:21:37,279
من هیچوقت چنین فشاری رو نخواسته بودم،

453
00:21:37,362 --> 00:21:40,532
اما تو و من، ما هیچ چیزی از
.همدیگه نمیخوایم

454
00:21:40,615 --> 00:21:43,827
میدونی، من... من هیچوقت نمیتونستم
بفهمم که عشق چه معنی‌ای میده،

455
00:21:43,910 --> 00:21:46,580
اما، تو این لحظه، لازم نیست که
.هیچ چیزی رو بفهمم

456
00:21:46,663 --> 00:21:50,417
.فقط احساس میکنمش
.عاشقتم، سارا لین

457
00:21:50,559 --> 00:21:52,853
سارا لین ؟

458
00:21:53,646 --> 00:21:54,814
سارا لین ؟
چیه ؟

459
00:21:54,897 --> 00:21:58,067
! اوه خدای من! خدا رو شُکر که حالت خوبه
. من حالم خوب نیست . من حوصلم سر رفته

460
00:21:58,150 --> 00:21:59,985
! این اتاق هتل خسته کنندست

461
00:22:00,069 --> 00:22:01,237
تلویزیون چی داره ؟

462
00:22:02,696 --> 00:22:05,407
اسکار رو داره پخش میکنه
واقعا ؟

463
00:22:05,431 --> 00:22:08,893
چند وقته که ما توی این عشق حال حماسیم؟ -
.من عاشق اسکارم -

464
00:22:08,976 --> 00:22:11,103
مراسم فرش قرمز، فشن،

465
00:22:11,187 --> 00:22:14,690
تموم جادوی هالیوو تو یه
.شب هیجان انگیز جمع شده

466
00:22:14,774 --> 00:22:17,610
<i>و برنده‌ی بهترین ترانه...</i>

467
00:22:17,693 --> 00:22:20,237
<i>"ترانه‌ی احمقانه موز" ـه.</i>

468
00:22:20,321 --> 00:22:22,656
"<i>از فیلم "نازی‌ای که یاهتازی بازی کرد
توسط سارا لین.</i>

469
00:22:22,740 --> 00:22:24,533
<i>بیا این بالا، دختر.</i>

470
00:22:24,617 --> 00:22:29,455
!من بردم! اوه، خدای من
.من اصلاً یادم رفته بود که نامزد شدم

471
00:22:29,538 --> 00:22:32,458
<i>من این رو از طرف اون دختر میگیرم.</i>

472
00:22:32,541 --> 00:22:35,127
<i>و اگه داری این رو تماشا میکنی،
سارا لین،</i>

473
00:22:35,211 --> 00:22:38,297
<i>هر جا که هستی، خواهشاً بیا خونه.</i>

474
00:22:41,652 --> 00:22:44,446
. اوه, مرد, من باید اونجا میبودم

475
00:22:45,990 --> 00:22:48,701
, زمانی که من بچه بودم
, اگر بهم میگفتی یه روزی اسکار میبرم

476
00:22:48,784 --> 00:22:50,536
. هیچوقت باورش نمی کردم

477
00:22:50,619 --> 00:22:52,913
و, الان, من انجامش دادم و

478
00:22:54,582 --> 00:22:58,085
بوجک... من

479
00:22:58,168 --> 00:23:00,504
. هیچی رو درباره خودم دوست ندارم

480
00:23:00,588 --> 00:23:02,339
. هی
. هیچکودوم این ها من نیستم

481
00:23:02,423 --> 00:23:04,008
. این سینه ها من نیستم

482
00:23:04,091 --> 00:23:06,861
. این خونه من نیستم
. ما الان تو خونه ات نیستیم

483
00:23:06,885 --> 00:23:08,554
تنها دلیلی که من این لباس رو میپوشم

484
00:23:08,637 --> 00:23:11,932
این که یک کمپانی 8000 دلار
بهم داده که بپوشمش

485
00:23:12,016 --> 00:23:14,018
. و من حتی به پولش نیاز هم ندارم

486
00:23:14,101 --> 00:23:17,313
من فقط این رو دوست دارم که یک نفر
. هنوز هم میخواد که من لباششون رو بپوشم

487
00:23:17,396 --> 00:23:19,898
. هی, هی, هی, چیزی نیست
همه چیز قرار حل بشه

488
00:23:19,982 --> 00:23:22,818
من قرار چیکار کنم ؟
. من نمیدونم چیکار کنم

489
00:23:22,901 --> 00:23:25,738
آیا من به فنا رفتم ؟ آیا تو به فنا رفتی ؟
آیا همه ما به فنا رفتیم ؟

490
00:23:25,821 --> 00:23:28,324
. نه, نه! آروم باش . هیچکسی به فنا نرفته

491
00:23:28,407 --> 00:23:31,785
و بهت میگم که چیکار میکنیم.
میریم به افلاک نما.

492
00:23:31,869 --> 00:23:33,454
واقعا ؟

493
00:23:35,478 --> 00:23:39,148
<i>منظومه شمسی ما حدوداً چهار و نیم
میلیارد سال پیش تشکیل شد...</i>

494
00:23:39,232 --> 00:23:41,734
اینجا شگفت انگیز نیست؟ -
.کاملاً -

495
00:23:41,818 --> 00:23:44,320
همیشه فراموش میکنم که بیشتر
از شیش تا ستاره هست

496
00:23:44,404 --> 00:23:45,947
.که میتونی تو آسمون لس‌آنجلس ببینی

497
00:23:46,030 --> 00:23:48,491
آره، اونم باحاله، اما منظورم
.این ساختمون هست

498
00:23:48,575 --> 00:23:51,536
.یه گنبد غول آساست
.گنبدها باحالن

499
00:23:51,619 --> 00:23:54,706
من ساختمون‌ها مستطیلی رو ترجیح میدم،
.که قاطعانه گفتم

500
00:23:54,789 --> 00:23:58,459
.میخوام یه معمار بشم

501
00:23:58,543 --> 00:24:02,338
<i>چه اسب باشی، چه گربه،
چه آدم یا حتی مارمولک،</i>

502
00:24:02,422 --> 00:24:04,924
<i>زندگی ما کوتاه‌ترین تلالوها</i>

503
00:24:05,008 --> 00:24:08,595
<i>تو یه دنیاییه که میلیاردها سال
عمر کرده‌ست، هستن.</i>

504
00:24:08,678 --> 00:24:10,889
.ببین، سارا لین، ما محکوم به فنا نیستیم

505
00:24:10,972 --> 00:24:14,642
تو برنامه عظیم چیزها، ما فقط
نقطه‌های کوچیک هستیم

506
00:24:14,726 --> 00:24:16,644
.که یک روز فراموش میشن

507
00:24:16,728 --> 00:24:20,273
پس، مهم نیست که تو گذشته چیکار کردیم،
.یا چطوری به یاد آورده میشیم

508
00:24:20,356 --> 00:24:23,902
تنها چیزی که اهمیت داره همین
همین الآنه، این لحظه،

509
00:24:23,985 --> 00:24:27,530
این لحظه تماشایی که با
.هم به اشتراک میذاریم

510
00:24:27,383 --> 00:24:28,717
مگه نه سارا لین ؟

511
00:24:30,803 --> 00:24:31,804
سارا لین ؟

512
00:24:33,972 --> 00:24:35,015
سارا لین ؟

513
00:24:37,226 --> 00:24:43,565
<i>♪ اون زمان توی دهه 90
من توی یه سریال خیلی معروف بودم ♪</i>

514
00:24:46,151 --> 00:24:48,404
<i>- ♪ من بوجک هورسمن هستم ♪
- ♪ بوجک ♪</i>

515
00:24:48,487 --> 00:24:52,658
<i>♪ بوجک هورسمن
اَدا در نیار که مثلا منو نمیشناسی ♪</i>

516
00:24:55,327 --> 00:24:59,498
<i>♪ و من در تلاشم که گذشتم رو نگهدارم ♪</i>

517
00:24:59,581 --> 00:25:04,294
<i>♪ خیلی وقته دیگه گذشته
فکر نکنم دیگه دوام بیارم ♪</i>

518
00:25:04,378 --> 00:25:08,048
<i>♪ پس حدس میزنم و فقط تلاش میکنم
تا تو سعی کنی درک کنی♪</i>

519
00:25:08,173 --> 00:25:12,469
<i>♪ که من بیشتر اسب هستم تا یک مرد♪</i>

520
00:25:12,553 --> 00:25:16,682
<i>♪ یا من بیشتر یک مرد هستم تا یک اسب ♪</i>

521
00:25:16,765 --> 00:25:18,016
<i>♪ بوجک ♪</i>

522
00:25:21,353 --> 00:25:25,593
بُکسر در مقابل دانیاسور نه نه نه
<font color="#00ff00">۩۞۩ஜஜ۩۞۩ஜஜ۩۞۩ஜ(◡‿◡✿)</font>
<font color="#ffffff"> امیدوارم لذت برده باشید Shima2016</font>
<font color="#ff0000">۩۞۩ஜஜ۩۞۩ஜஜ۩۞۩ஜ(◡‿◡✿)</font>

