﻿1
00:00:00,934 --> 00:00:09,947
<font color="#e60000">ترجمه و زیرنویس از علیرضا سجادی و امیر فرحناک
 The Decreator | A Cad</font>

2
00:00:45,939 --> 00:00:49,173
<font color="#ffc993">«قسمت نـُه‌ام : قیــام»</font>

3
00:02:10,060 --> 00:02:11,963
اودر

4
00:02:12,354 --> 00:02:15,108
تو برگشتی
خوش اومدی

5
00:02:19,301 --> 00:02:20,455
خوش اومدی

6
00:02:21,880 --> 00:02:23,033
اودر

7
00:02:24,244 --> 00:02:26,583
لطفا بشین
نوشیدنی بخور

8
00:02:28,165 --> 00:02:29,271
اودر

9
00:02:30,334 --> 00:02:31,459
با اوبه آشنا شو

10
00:02:31,669 --> 00:02:34,264
پسرِ راگنار لاثبروک

11
00:02:34,631 --> 00:02:36,997
اون راه طولانی برای دیدنِ تو اومده

12
00:02:38,010 --> 00:02:39,691
تو اودر هستی

13
00:02:42,816 --> 00:02:45,108
این همسرم توروی هست

14
00:02:49,274 --> 00:02:53,934
اوبه به سفرهایِ تو به غربِ اینجا علاقمنده

15
00:02:56,925 --> 00:02:58,329
اونا مالِ خیلی وقت پیش بوده

16
00:02:58,472 --> 00:03:01,913
لطفاً لطفاً
دوست دارم درموردشون بشنوم

17
00:03:01,997 --> 00:03:04,919
دوست دارم درموردِ این سرزمینِ جدیدی
که پیدا کردی بشنوم

18
00:03:14,971 --> 00:03:16,393
...خیلی خب پس

19
00:03:17,558 --> 00:03:21,999
من داشتم از اینجا میرفتم سمتِ غرب
به طرف اون سرزمین

20
00:03:22,084 --> 00:03:25,484
که یک طوفان کشتی من رو از مسیر خارج کرد

21
00:03:26,276 --> 00:03:29,781
وقتی که طوفان تموم شد
دیگه سرزمینی درکار نبود

22
00:03:29,864 --> 00:03:31,616
و نمی‌دونستم کجا بودم

23
00:03:33,535 --> 00:03:35,746
روزها یکی پس از دیگری گذشتن

24
00:03:36,247 --> 00:03:39,115
دیگه آب و غذام داشت تموم میشد

25
00:03:40,335 --> 00:03:42,651
دیگه داشتم خودمو تسلیمِ مرگ میکردم

26
00:03:46,345 --> 00:03:47,778
...ولی بعدش

27
00:03:49,179 --> 00:03:53,798
یک روز صبح
خورشید پشت من بالا اومد

28
00:03:53,881 --> 00:03:58,556
و دیدمش، یک سرزمینِ جدید رو دیدم

29
00:03:59,799 --> 00:04:03,696
بادها من رو به در طول ساحل هدایت کردن

30
00:04:04,364 --> 00:04:06,450
اون زمین ها بلند بودن

31
00:04:07,409 --> 00:04:12,916
با بسیاری کوهستان هایِ مرتفع
همشون خیلی زیبا بودن

32
00:04:13,875 --> 00:04:16,295
و هزاران شکل داشتن

33
00:04:16,503 --> 00:04:19,176
و اونجا پر از درختانی بود که به قدری

34
00:04:19,215 --> 00:04:22,469
بلند بودند که انگار به خودِ
آسمان میرسیدن

35
00:04:25,055 --> 00:04:30,687
و جنگل‌هایِ کاجِ حیرت آوری دیدم
و دشت‌هایی وسیع و حاصل‌خیز

36
00:04:31,391 --> 00:04:35,646
اینو بهت میگم اوبه، پسرِ راگنار

37
00:04:37,070 --> 00:04:41,288
این به وضوح سرزمینِ طلایی بود

38
00:04:52,505 --> 00:04:54,098
چرا اونجا توقف نکردی؟

39
00:04:54,174 --> 00:04:58,978
موجهایِ زمستانی خیلی قدرتمند بودن
و به کنار هل داده شدم

40
00:04:59,062 --> 00:05:03,312
و صبحگاه دوباره برگشته بودم به
اقیانوسِ بی کران

41
00:05:03,935 --> 00:05:08,585
انقدر خوش شانس بودم که یک جزیره‌یِ کوچک
که آب و حیوون برای شکار داشت پیدا کردم

42
00:05:08,816 --> 00:05:12,939
و بالاخره جریان ها
من رو به اینجا برگردوندن

43
00:05:13,238 --> 00:05:17,648
ولی هیچوقت چیزی که دیدم رو فراموش نکردم

44
00:05:24,817 --> 00:05:27,422
تو، تو با ما میمونی

45
00:05:27,589 --> 00:05:30,092
تو میای سعی میکنی
و دوباره این سرزمین رو پیدا میکنی

46
00:05:35,474 --> 00:05:38,206
اگه فکر میکنی من میتونم
کمکی بکنم شاید بیام

47
00:05:40,730 --> 00:05:42,529
!به سلامتیِ سرزمین هایِ طلایی

48
00:05:42,613 --> 00:05:44,572
!سرزمین های طلایی

49
00:05:51,238 --> 00:05:52,953
و فلوکی چی شد هوم؟

50
00:05:54,246 --> 00:05:57,573
فلوکی؟ من هیچوقت فلوکی رو ندیدم

51
00:05:59,377 --> 00:06:03,882
فلوکی قبل از اینکه اودر برسه
و به غرب سفر کنه ناپدید شده بود

52
00:06:06,552 --> 00:06:08,930
روزِ طولانی ای بوده
من خستم

53
00:06:12,351 --> 00:06:14,061
از همتون بابت این مهمونی تشکر میکنم

54
00:06:14,812 --> 00:06:18,696
ما خیلی خوشحالیم که اینجا تویِ ایسلند در
گوشه  دنیا هستیم

55
00:06:18,696 --> 00:06:21,195
خوب بخوابی-
شبت خوش-

56
00:06:30,038 --> 00:06:31,919
لازم نیست اون همه چیز رو بدونه

57
00:07:36,311 --> 00:07:37,996
ملکه گانهیلد

58
00:07:38,162 --> 00:07:39,080
اریک

59
00:07:39,907 --> 00:07:41,834
فقط اریک

60
00:07:43,961 --> 00:07:46,714
من خیلی توسط شما تحت تاثیر واقع شدم

61
00:07:47,263 --> 00:07:49,384
تحت تأثیر؟ چرا؟

62
00:07:49,898 --> 00:07:53,984
چون که حسود نیستید
برای اینکه میذارید این اتفاق بیوفته

63
00:08:00,898 --> 00:08:01,941
اریک

64
00:08:02,567 --> 00:08:06,280
تو جانِ همسرِ من رو نجات دادی
ولی جونِ من رو نجات ندادی

65
00:08:07,614 --> 00:08:10,618
تو به اندازه کافی من رو نمیشناسی که
بتونی وانمود کنی از احساساتم خبر داری

66
00:08:10,785 --> 00:08:12,412
احساساتِ من متعلق به خودم هستن

67
00:08:14,164 --> 00:08:16,125
متأسفم ملکه گانهیلد

68
00:08:17,168 --> 00:08:18,336
من رو ببخشید

69
00:08:36,649 --> 00:08:37,859
تو جوان هستی

70
00:08:38,068 --> 00:08:40,925
نمیدونم واقعاً داستان های
خدایان رو میدونی یا نه

71
00:08:42,650 --> 00:08:43,992
البته که میدونم

72
00:08:44,784 --> 00:08:46,620
پس داستان فریا رو هم میدونی

73
00:08:47,996 --> 00:08:50,791
آری
اون الهه باروریه

74
00:08:51,501 --> 00:08:53,420
اون در قصری به نامِ سسرومنیر زندگی میکنه

75
00:08:53,586 --> 00:08:55,338
و با ارابه ای سفر میکنه که گربه ها میکِشنش

76
00:08:55,505 --> 00:08:58,092
بله بله بله
هر بچه ای این رو میدونه

77
00:08:59,927 --> 00:09:02,764
حقیقت اینه که بهای گردنبندش،بریسینگامن، با

78
00:09:03,265 --> 00:09:06,101
سکس با کوتوله هایی که اون رو براش
ساخته بودن پرداخته شد

79
00:09:06,267 --> 00:09:11,650
لوکی اون رو متهم به سکس داشتن با
تک تک الف هایِ تویِ اسیر کرد
(آخه سکس با اِلف؟)

80
00:09:11,817 --> 00:09:14,591
و اون شریک نیمی از سلاخی های نبرد با اودین هست

81
00:09:15,105 --> 00:09:17,699
ولی وقتی همسرش دور میشه
اون گریه میکنه

82
00:09:18,450 --> 00:09:22,329
ولی نه با اشک هایِ آبگون اینگرید
با اشک هایِ طلایی

83
00:09:23,280 --> 00:09:24,749
یک گنجینه یِ واقعی

84
00:09:35,845 --> 00:09:37,764
اگه میخوای بری پیشِ اون باید بری

85
00:09:38,140 --> 00:09:40,935
امشب شبِ عروسی ـت هست
اون منتظرِ توئه

86
00:09:42,395 --> 00:09:43,855
من بچه دارم

87
00:09:44,648 --> 00:09:46,483
و با یک نیمه خدا ازدواج کردم

88
00:09:47,484 --> 00:09:48,486
همونطور که تو الآن ازدواج کردی

89
00:09:49,529 --> 00:09:51,906
با من درموردِ چیزای احمقانه درموردِ

90
00:09:52,365 --> 00:09:53,825
حسودیِ آدم‌ها و درموردِ

91
00:09:53,992 --> 00:09:56,927
نگرانی هایِ بیهوده و تکراری
صحبت نکن

92
00:09:57,663 --> 00:09:59,374
فکر کردم تو والاتر از اونا هستی

93
00:10:00,083 --> 00:10:03,808
فکر کردم تو یک روحِ آزاد هستی

94
00:10:09,797 --> 00:10:11,217
حالا تو آزادی

95
00:10:12,556 --> 00:10:16,227
برو و با دعایِ خیرِ من با همسرم ازدواج کن

96
00:10:26,460 --> 00:10:27,825
من نمیخواستم به تو اسیب بزنم

97
00:10:29,910 --> 00:10:31,120
مطمئن نبودم

98
00:10:32,372 --> 00:10:34,207
نه، گمونم در این مورد شکست خوردی

99
00:10:35,250 --> 00:10:36,251
ولی حالا مطمئن باش

100
00:10:37,419 --> 00:10:40,048
تو یک تصمیم گرفتی
باهاش زندگی کن

101
00:10:40,632 --> 00:10:44,178
بهش اعتقاد داشته باش
وگرنه من چطور میتونم بهت احترام بذارم؟

102
00:11:48,311 --> 00:11:50,814
میدونم که پادشاه هرالد میاد سراغم

103
00:11:50,891 --> 00:11:53,787
اگه اون میخواد پادشاه نروژِ ما باشه
باید من رو شکست بده

104
00:11:54,909 --> 00:11:57,661
که به این دلیل ما باید پاسبانی ـمون
در فلات رو چندبرابر کنیم

105
00:11:58,851 --> 00:12:00,311
و تو باید اونا رو هدایت کنی

106
00:12:03,568 --> 00:12:04,775
من؟

107
00:12:08,025 --> 00:12:13,076
من به تو اعتماد دارم چون تو
باید من رو زنده نگه داری

108
00:12:14,328 --> 00:12:15,704
تا بتونی خودت زنده بمونی

109
00:12:33,642 --> 00:12:35,436
مطمئناً این داره خیلی طول میکشه

110
00:12:37,814 --> 00:12:38,690
چی شده؟

111
00:12:46,205 --> 00:12:47,292
مشکل چیه؟

112
00:12:47,710 --> 00:12:49,649
بچه تویِ موقعیتِ اشتباهی خوابیده

113
00:12:49,962 --> 00:12:52,182
توروی نمیتونه بطور طبیعی اون رو به دنیا بیاره
(وایکینگ‌ها اولین افرادی بودن که سزارین کردن)

114
00:13:05,231 --> 00:13:09,209
من اومدم تا برای زن و بچه دعا کنم

115
00:13:37,144 --> 00:13:37,937
این واسه چیه؟

116
00:13:38,771 --> 00:13:43,051
ممکنه مجبور بشم شکمش رو پاره کنم
تا بچه رو بیرون بیارم

117
00:13:48,753 --> 00:13:50,393
این یعنی اون میمیره؟

118
00:14:39,886 --> 00:14:42,228
هنوز نه

119
00:14:42,866 --> 00:14:44,617
هالی عزیزم

120
00:15:10,671 --> 00:15:11,966
آره، الآن داره میاد بیرون

121
00:15:12,050 --> 00:15:12,717
خیلی خب

122
00:15:14,761 --> 00:15:16,722
حالا شروع کن

123
00:15:19,767 --> 00:15:21,988
!میتونم سرش رو ببینم

124
00:15:23,230 --> 00:15:24,189
!یه بار دیگه ،آره

125
00:15:24,273 --> 00:15:27,193
ادامه بده ادامه بده
ادامه بده، آره

126
00:15:27,318 --> 00:15:29,237
!آره، اومد

127
00:16:22,843 --> 00:16:25,221
اینا کی هستن؟

128
00:16:25,304 --> 00:16:25,972
نمیدونم

129
00:16:26,639 --> 00:16:27,807
ولی وایکینگ نیستن

130
00:16:28,642 --> 00:16:30,269
و اون یکی از کشتی های پادشاه هرالد هم نیست

131
00:16:31,395 --> 00:16:32,438
اونا دیده بان هستن

132
00:16:33,397 --> 00:16:34,357
ولی از کجا؟

133
00:16:49,638 --> 00:16:50,772
!محاصرشون کنید

134
00:16:53,587 --> 00:16:55,520
!راه عقب نشینیشون رو ببندید

135
00:17:40,560 --> 00:17:41,560
!عقب نشینی

136
00:17:42,693 --> 00:17:43,959
!برگردید به قایق ها

137
00:18:16,873 --> 00:18:18,503
بلانسبت شبیه گوه شدی

138
00:18:21,653 --> 00:18:23,149
همچین حسی هم دارم

139
00:18:28,950 --> 00:18:30,091
این چیه پوشیدی؟

140
00:18:57,070 --> 00:18:58,744
چرا همش برمیگردی؟

141
00:18:59,634 --> 00:19:00,699
ها؟

142
00:19:00,825 --> 00:19:02,639
چرا اینقدر دنبالِ منی؟

143
00:19:04,913 --> 00:19:07,200
نمیفهمم

144
00:19:10,962 --> 00:19:12,764
ولی از دیدنت خوشحالم

145
00:19:17,242 --> 00:19:19,168
واقعاً از دیدنت خوشحالم

146
00:19:54,556 --> 00:19:56,016
اینا کی هستن؟

147
00:19:56,141 --> 00:19:58,707
روس هستن
همونایی که تویِ کیِـف دیدیم

148
00:19:59,061 --> 00:20:00,605
همونایی که آیوار همراهشون هست

149
00:20:05,065 --> 00:20:06,267
این به چه معناست؟

150
00:20:06,695 --> 00:20:08,257
چرا اومدن و به اینجا حمله کردن؟

151
00:20:09,365 --> 00:20:11,117
حمله نکردن
دیده بانی میکردن

152
00:20:12,756 --> 00:20:14,288
با تفحص در دفاعیاتِ ما

153
00:20:14,371 --> 00:20:16,165
اونا میخوان به کشورِ ما حمله کنن

154
00:20:18,174 --> 00:20:19,933
داستان هایی از روس ها شنیدم

155
00:20:20,784 --> 00:20:24,452
اونا یک پادشاهیِ وسیع دارن
منابعِ سرشاری دارن

156
00:20:24,818 --> 00:20:25,760
لشکرهایِ بزرگی دارن

157
00:20:27,296 --> 00:20:29,820
شاید بخوان به کل اسکاندیناوی حمله کنن

158
00:20:31,225 --> 00:20:35,355
با کمک و دانشِ آیوار
حتماً چقدر خوشحال شده که

159
00:20:36,098 --> 00:20:38,609
فکر میکنه داره با پیروزی برمیگرده

160
00:20:38,692 --> 00:20:43,113
ما امکان نداره بتونیم در برابرِ حمله‌یِ
چنین دشمنِ قدرتمندی مقاومت کنیم

161
00:20:43,198 --> 00:20:45,245
ولی بازم باید مقاومت کنیم

162
00:20:47,344 --> 00:20:49,455
اونا تویِ زمستان لشکرشون رو حرکت نمیدن

163
00:20:51,324 --> 00:20:54,136
تا بهار وقت داریم که تصمیم بگیریم چیکار کنیم

164
00:20:59,654 --> 00:21:02,991
تو در قلبت میدونی
که باید چیکار کنی

165
00:21:03,281 --> 00:21:05,070
هرالد پادشاهِ کلِّ نروژ ـه

166
00:21:05,516 --> 00:21:09,557
باید باهاش صحبت کنی
پیشنهادِ صلح و مقابله یِ متحد بدی

167
00:21:11,064 --> 00:21:13,975
تو اینو بخاطرِ گذشته ـت میگی

168
00:21:14,763 --> 00:21:15,739
منظورت چیه؟

169
00:21:16,988 --> 00:21:19,576
بهم گفته شده که پادشاه هرالد کمکِ تو رو خواسته

170
00:21:20,576 --> 00:21:24,560
با احترام
چه نبردِ دیگه ای ممکنه در پیش باشه؟

171
00:21:25,832 --> 00:21:28,252
کتگات نمیتونه دربرابرِ روسیه مقاومت کنه

172
00:21:28,377 --> 00:21:29,211
تو درست میگی

173
00:21:29,920 --> 00:21:33,041
و گانهیلد هم درست میگه، ما باید
با پادشاه هرالد به یک آرمانِ مشترک برسیم

174
00:21:33,883 --> 00:21:37,012
من تو رو مسئولِ سفرِ سریع به
سمتِ حکومتِ پادشاه هرالد میکنم

175
00:21:37,137 --> 00:21:40,642
شاید سر عقل بیاد و
غرور خودش رو کنار بذاره

176
00:21:42,394 --> 00:21:44,560
مردم روسیه به چی اعتقاد دارن؟

177
00:21:45,314 --> 00:21:46,695
اونا مسیحی هستن

178
00:21:49,027 --> 00:21:50,570
اونا به خدایِ مسیح اعتقاد دارن

179
00:21:50,695 --> 00:21:52,865
پس ما فقط برای خودمون نمیجنگیم

180
00:21:52,956 --> 00:21:55,028
!بلکه برای خدایانمون هم میجنگیم

181
00:21:56,035 --> 00:21:59,273
و با کمکِ اودین
ما باید پیروز بشیم

182
00:22:06,172 --> 00:22:08,009
هرچقدرم که اینکار غیرممکن باشه

183
00:22:12,797 --> 00:22:15,551
میخوام هممون به سلامتی
تولد پسرِ ما بنوشیم

184
00:22:16,695 --> 00:22:20,265
تصمیم گرفتیم اسمش رو هم نامِ
پدربزرگش "راگنار" بذاریم

185
00:22:22,734 --> 00:22:25,696
!درود بر راگنار
باشد که راگنار عمری بلند داشته باشد

186
00:22:25,779 --> 00:22:27,031
به سلامتی-
به سلامتی-

187
00:22:30,460 --> 00:22:32,446
میخوام از همتون بابت کمکتون تشکر کنم

188
00:22:34,158 --> 00:22:36,366
و میخوام از تو تشکر کنم اودر

189
00:22:37,213 --> 00:22:40,338
بابتِ دعاهات برایِ همسرم و پسرم

190
00:22:43,805 --> 00:22:46,456
ولی از اونجایی که من توی انگلیس زندگی کردم
میتونستم فقط به یاد بیارمشون

191
00:22:50,309 --> 00:22:53,895
اونا دعاهایِ مسیحی به درگاهِ خدایی مسیحی بودن

192
00:23:02,629 --> 00:23:06,691
من فقط از خدایانمون درخواست کمک کردم
بالاخره چیکار دیگه باید میکردم؟

193
00:23:08,247 --> 00:23:11,424
نمیدونم خودت بهم بگو

194
00:23:22,959 --> 00:23:23,731
...من

195
00:23:24,758 --> 00:23:28,421
خیلی وقت پیش در انگلستان یک
کشیش بودم

196
00:23:30,599 --> 00:23:32,871
اسمِ من اون موقع اتلستن بود

197
00:23:36,531 --> 00:23:37,615
اتلستن؟

198
00:23:38,825 --> 00:23:39,242
 اره

199
00:23:44,624 --> 00:23:48,381
من به یک دانشکده علوم دینی در رُم فرستاده شدم

200
00:23:50,491 --> 00:23:54,100
اونا من رو بعنوانِ یک مُبَلِغ فرستادن به دنیای بیرون

201
00:23:55,846 --> 00:23:58,766
که سخنِ خدا رو به کسانی برسونم
که تا حالا اون رو نشنیدن

202
00:24:02,020 --> 00:24:04,857
هنوز سفرِ دریاییم به اسکاندیناوی رو
به یاد میارم

203
00:24:05,691 --> 00:24:09,821
ساکنانِ محلی ای که هدفم رو
میفهمیدن تقریباً میخواستن من رو بکشن

204
00:24:11,656 --> 00:24:12,741
و من رو بیرون کردن

205
00:24:14,243 --> 00:24:20,624
و همچنین در بقیه یِ جاها هم

206
00:24:20,709 --> 00:24:23,212
بعنوانِ یک مُبلِغ شکست خوردم

207
00:24:24,764 --> 00:24:26,132
یکم زبان نروژی یادگرفتم

208
00:24:26,257 --> 00:24:31,284
...و با یک سرگَردانِ دانمارکی

209
00:24:32,672 --> 00:24:36,353
بنامِ اودر آشنا شدم

210
00:24:37,479 --> 00:24:40,349
باهام درمورد سفرهاش صحبت کرد

211
00:24:41,484 --> 00:24:44,810
درموردِ مناظرِ شگفت انگیزی که دیده بود
و درموردِ معجزاتی که در طول مسیر

212
00:24:44,835 --> 00:24:46,334
شاهدشون بوده باهام صحبت کرد

213
00:24:50,262 --> 00:24:54,158
ولی مریض شده بود و داشت میمُرد

214
00:25:06,097 --> 00:25:06,848
من دفنش کردم

215
00:25:09,559 --> 00:25:10,769
و اسمش رو گرفتم

216
00:25:18,612 --> 00:25:25,745
بعد به اینجا، به این دهکده یِ
جوان اومدم

217
00:25:28,290 --> 00:25:29,568
دوباره متولد شدم

218
00:25:34,172 --> 00:25:38,094
اون موقع بود که تصمیم گرفتم
دوباره سفر کنم

219
00:25:40,221 --> 00:25:43,809
و تویِ اون سفرِ بعدی بود که

220
00:25:45,477 --> 00:25:49,399
سرزمینِ طلایی رو دیدم

221
00:25:53,112 --> 00:25:58,451
ولی همونطور که میدونید
من برگشتم، شکست خوردم

222
00:25:58,577 --> 00:26:06,252
پذیرفتم که این با این هویتِ دروغین
برای باقیِ عمرم زندگی کنم

223
00:26:11,110 --> 00:26:14,313
تو به همه افرادِ اینجا دروغ گفتی

224
00:26:15,712 --> 00:26:18,488
و از اونموقع در یک زندگیِ دروغین زندگی کردی

225
00:26:20,144 --> 00:26:21,437
تو یک مسیحی هستی

226
00:26:22,480 --> 00:26:24,733
تو یک دشمن برایِ خدایانِ ما هستی

227
00:26:26,568 --> 00:26:28,830
پس مستحق مرگی

228
00:26:32,331 --> 00:26:33,731
این حقیقت نداره

229
00:26:36,566 --> 00:26:39,551
من همیشه میدونستم اودر اون چیزی که ادعا میکنه نیست

230
00:26:39,871 --> 00:26:43,624
ولی باز تو این وضعیت بُغرنج، هرکسی
که به ما آسیبی نمیرسوند رو پذیرفتم

231
00:26:43,669 --> 00:26:46,734
ولی باز هم در اشتباه بودی

232
00:26:48,860 --> 00:26:54,560
...شاید اودر تهدید فیزیکی نباشه ولی افکار و اعتقاداتش

233
00:26:54,585 --> 00:27:01,390
دروغ‌هاش... اونا تهدیدهای واقعی هستن

234
00:27:02,126 --> 00:27:04,052
برای همگیِ ما

235
00:27:04,683 --> 00:27:06,162
برای بچه‌های ما

236
00:27:06,248 --> 00:27:07,964
متوجه نیستی؟

237
00:27:12,968 --> 00:27:16,142
تو باید برای خدایان ما قربانی بشی

238
00:27:17,601 --> 00:27:22,780
و اونوقت، عشقم، ما دیگه
هیچوقت نمیتونیم سرزمینِ طلایی رو پیدا کنیم

239
00:27:23,950 --> 00:27:25,764
بدونِ اودر ما هیچ شانسی نداریم

240
00:27:26,286 --> 00:27:27,996
ممکنه همین الآن بیخیالش بشیم

241
00:27:34,754 --> 00:27:36,824
این صلیبی هست که اون گردن مینداخت

242
00:27:37,716 --> 00:27:39,613
چطور میتونی فراموش کرده باشی؟

243
00:27:40,136 --> 00:27:42,514
تو بعنوانِ یک مسیحی غسل تعمید داده شدی

244
00:27:43,494 --> 00:27:46,017
تو با صدای بلند به درگاهِ خدایِ مسیحی دعا خواندی

245
00:28:21,269 --> 00:28:22,478
تو کی هستی؟

246
00:28:22,921 --> 00:28:24,047
اسمِ من اریک هست

247
00:28:24,815 --> 00:28:29,077
من بعنوانِ یک سفیر از طرفِ پادشاه بیورن اومدم
اینم حلقه ـش برای اثبات

248
00:28:29,102 --> 00:28:29,919
خیلی خب

249
00:28:31,156 --> 00:28:36,619
و پادشاه بیورن چرا تو رو فرستاده؟

250
00:28:36,704 --> 00:28:38,873
اون میخواد یک اتحاد برقرار کنه

251
00:28:41,266 --> 00:28:42,734
یک اتحاد؟

252
00:28:43,087 --> 00:28:45,631
من به اتحادی با بیورن نیاز ندارم

253
00:28:46,132 --> 00:28:50,238
اون همین الآن هم رعیتِ من هست
و من پادشاه و مافوقِ اون هستم

254
00:28:50,519 --> 00:28:52,014
شاید فراموش کرده

255
00:28:52,097 --> 00:28:53,808
فکر نمیکنم درک کنی

256
00:28:53,933 --> 00:28:57,587
...تو دشمنی که ما باهاش-
!برعکس-

257
00:28:59,648 --> 00:29:03,569
من همه چیز رو میدونم

258
00:29:05,488 --> 00:29:09,752
من تو رو میشناسم طرد شده‌ی جنگلی

259
00:29:09,869 --> 00:29:11,529
یـه یــاغــی

260
00:29:13,860 --> 00:29:16,060
تو قبلاً هم به حکومتِ من اومده بودی

261
00:29:16,085 --> 00:29:18,891
یه تجارتِ برده یِ مخفیانه داشتی

262
00:29:19,672 --> 00:29:23,024
و همچنین سابقه یِ خشونت داری

263
00:29:24,026 --> 00:29:25,779
و همچنین قتل

264
00:29:27,223 --> 00:29:32,312
تو اینجا درگیر شدی و
افرادِ بسیاری از من رو کشتی

265
00:29:39,738 --> 00:29:45,327
حالا، همه میدونن که اسکوگاموری که از جنگل بیاد بیرون

266
00:29:45,411 --> 00:29:48,728
میتونه با بی رحمی کشته بشه

267
00:30:00,930 --> 00:30:05,503
بنابراین فردا صبح اعدام میشی

268
00:30:06,061 --> 00:30:07,907
و این برام لذت بخش ـه

269
00:30:11,660 --> 00:30:12,778
ببریدش

270
00:30:13,570 --> 00:30:14,405
غُل و زنجیرش کنید

271
00:30:16,240 --> 00:30:18,159
کلِّ شب آب سرد بریزید روش

272
00:30:18,409 --> 00:30:21,705
که حتی لحظه ای تقدیرش رو فراموش نکنه

273
00:30:24,375 --> 00:30:26,085
نه! نه تو باید گوش بدی

274
00:30:26,210 --> 00:30:29,446
!به من گوش کن
ما همه در خطر هستیم

275
00:30:40,144 --> 00:30:42,814
برادرِ ما ذهنِ تو رو مسموم کرده

276
00:30:43,108 --> 00:30:47,155
و تو رو متقاعد کرده که من دشمنتون هستم
من دشمنتون نیستم

277
00:30:56,080 --> 00:30:59,574
خوب شو، قوی شو

278
00:31:01,086 --> 00:31:04,453
ما نیروهامون رو در برابرِ برادرانمون
آزاد میکنیم

279
00:31:05,508 --> 00:31:08,052
اونا شاهدِ پیروزیِ ما خواهند بود

280
00:31:25,073 --> 00:31:28,414
من اون رو کشتم آیوار

281
00:31:29,036 --> 00:31:32,534
این کارِ من بود، نه تو

282
00:31:33,228 --> 00:31:34,299
من

283
00:31:35,544 --> 00:31:37,907
من اونو کشتم
و الآن اون مُرده

284
00:31:39,182 --> 00:31:39,939
کی رو؟

285
00:31:40,551 --> 00:31:42,162
خودت میدونی کی رو

286
00:31:43,033 --> 00:31:44,202
لاگراتا رو

287
00:31:45,125 --> 00:31:46,287
اون هرزه رو

288
00:31:48,996 --> 00:31:50,997
تو فکر میکردی اون تقدیر توئه

289
00:31:53,065 --> 00:31:55,538
تقدیر من بوده آیوار

290
00:31:56,545 --> 00:31:57,456
سرنوشت من

291
00:32:04,307 --> 00:32:05,457
من کشتمش

292
00:32:09,084 --> 00:32:10,141
من کشتمش

293
00:32:34,351 --> 00:32:35,533
چی میخوای؟

294
00:32:36,649 --> 00:32:38,981
یه چیزی برات آوردم

295
00:32:50,843 --> 00:32:52,511
این یه حلقه ازدواجه، که چی؟

296
00:32:52,636 --> 00:32:55,849
این فقط یک حلقه یِ ازدواج نیست
حلقه یِ ازدواجِ فلوکی ـه

297
00:33:00,076 --> 00:33:01,773
چرا حلقه یِ ازدواجِ فلوکی دست توئه؟

298
00:33:05,902 --> 00:33:08,197
من فلوکی رو دیدم، من فلوکی رو میشناختم

299
00:33:09,466 --> 00:33:11,218
فلوکی میدونست که تو یک مسیحی هستی؟

300
00:33:12,327 --> 00:33:14,643
بله، مطمئنم

301
00:33:15,643 --> 00:33:18,895
پس اینجا چه اتفاقی افتاده؟
چرا فلوکی یهو ناپدید شده؟

302
00:33:19,585 --> 00:33:20,128
هوم؟

303
00:33:20,253 --> 00:33:24,792
...میدونم که حتماً اتفاق وحشتناکی افتاده
کارِ شتیل بوده؟ اون چیکار کرده؟

304
00:33:26,594 --> 00:33:31,017
فلوکی رفت چون دیگه هیچ
امیدی به انسانیت نداشت

305
00:33:35,158 --> 00:33:37,190
اون حلقه ـش رو داد به تو؟

306
00:33:38,692 --> 00:33:40,648
این باارزش ترین دارایی ـش بود

307
00:33:42,029 --> 00:33:44,442
ولی دیگه نمیخواستش

308
00:33:44,938 --> 00:33:46,855
اون اینجا رو برهنه ترک کرد

309
00:33:53,084 --> 00:33:54,711
من فلوکی رو دوست داشتم

310
00:33:54,753 --> 00:33:56,246
من حقیقت رو بهت گفتم

311
00:33:57,715 --> 00:34:00,551
من التماست میکنم که من رو با خودت ببری
به سفر برای پیدا کردنِ سرزمینِ طلایی

312
00:34:00,635 --> 00:34:02,137
این خیلی برام ارزش داره

313
00:34:02,220 --> 00:34:04,287
واقعاً اسمِ تو اتلستن؟

314
00:34:10,605 --> 00:34:14,309
تو اصلاً نمیدونی این اسم
چه معنایی برایِ من داره

315
00:34:17,811 --> 00:34:19,574
چی میخوای پیرِ خرفت؟

316
00:34:21,785 --> 00:34:23,871
تقریباً فراموش کرده بودم که وجود داری

317
00:34:27,056 --> 00:34:31,754
یکبار بهم گفتی که تنها دلیلِ اینکه
من رو زنده نگه میداری

318
00:34:31,922 --> 00:34:37,052
اینه که ممکنه یک روز
بعنوانِ یک پیرِ خرفت

319
00:34:37,077 --> 00:34:38,985
چیزی خردمندانه بگم

320
00:34:40,787 --> 00:34:43,875
بنابراین، الآن اینو بهت میگم

321
00:34:44,797 --> 00:34:47,646
به اون مرد گوش کن

322
00:34:48,380 --> 00:34:50,778
واسه کی مهمه که اون یک اسکوگامور ـه؟

323
00:34:50,903 --> 00:34:55,909
ما هممون اسکوگامور هستیم
هممون ازجنگل اومدیم

324
00:34:56,994 --> 00:34:59,138
اگه میخوای اون رو اعدام کن

325
00:34:59,218 --> 00:35:04,420
ولی اول، گوش کن
به چیزی که اون میگه گوش کن

326
00:35:05,463 --> 00:35:08,258
اون با اینجا اومدنش زندگیِ خودش رو به خطر انداخته

327
00:35:09,676 --> 00:35:13,527
اینقدر مغروری که نمیخوای بپرسی چرا؟

328
00:35:23,109 --> 00:35:26,888
همون نمادها
همون مردم

329
00:35:27,773 --> 00:35:28,858
اینا مالِ روس‌ها هستن

330
00:35:30,284 --> 00:35:36,556
و تو باید بفهمی که اونا چقدر قوی
هستن و چه تهدیدی به حساب میان

331
00:35:37,780 --> 00:35:38,971
حتی با این وجود

332
00:35:40,213 --> 00:35:46,721
اینکه باید به یک مجرمی مثل تو گوش بدم
من رو عذاب میده و عصبی میکنه

333
00:35:50,934 --> 00:35:54,672
یا اینکه به یک پادشاهِ شکست خورده مثلِ
بیورن گوش بدم

334
00:35:59,673 --> 00:36:03,431
بزرگترین خواسته یِ من و هدفِ زندگیم

335
00:36:03,824 --> 00:36:06,244
این بوده که پادشاهِ کلِّ نروژ بشم

336
00:36:06,368 --> 00:36:11,750
و حالا که بهش دستیابی پیدا کردم
نمیدونم چرا

337
00:36:11,834 --> 00:36:17,673
باید پایین کشیده بشم و مجبور بشم
رویِ متحدینی غیرقابلِ پیش بینی حساب کنم

338
00:36:17,758 --> 00:36:22,041
که قبلاً هم اینو نشون دادن که ضعیف
و غیرقابلِ اعتماد هستن

339
00:36:26,059 --> 00:36:27,853
چرا باید اینطور باشه؟

340
00:36:31,232 --> 00:36:34,901
تویِ رویاهایِ من هیچوقت
اینطوری نبوده

341
00:36:37,031 --> 00:36:40,493
حرف نمیتونه این رو دور کنه

342
00:36:47,335 --> 00:36:50,417
روس ها دارن میان

343
00:37:03,688 --> 00:37:07,325
خیلی خب، موافقم

344
00:37:07,901 --> 00:37:11,905
ولی فقط اگه نیروهای بیورن و جنگجوهاش

345
00:37:11,990 --> 00:37:13,909
و زنانِ مبارزش پیشِ من بیان

346
00:37:13,983 --> 00:37:17,733
که از پایتخت محافظت کنن نه از کتگات
اونموقع موافقت میکنم

347
00:37:19,624 --> 00:37:23,753
ما میتونیم متحد باشیم، ها؟
چرا که نه؟ چرا که نه؟

348
00:37:23,837 --> 00:37:27,620
من مطمئنم که بیورن موافقت میکنه

349
00:37:27,703 --> 00:37:30,912
...بالاخره اونا بیشتر دوست دارن که-
ما توافق کردیم-

350
00:37:36,774 --> 00:37:42,611
به بیورن خبر بده که نیروهاش رو به اینجا بیاره

351
00:37:42,808 --> 00:37:46,344
و من هم باید به همه یِ
پادشاهانِ زیردستم خبر بدم

352
00:37:46,601 --> 00:37:51,534
بالاخره انگار به کمکِ همه یِ اونا نیاز داریم

353
00:37:57,714 --> 00:37:58,912
پرنس اولگ

354
00:37:59,062 --> 00:38:00,850
پرنسس کاتیا

355
00:38:01,474 --> 00:38:03,066
عالیجناب

356
00:38:03,190 --> 00:38:07,028
اجازه بدید برادرم، ویتسرک رو بهتون معرفی کنم

357
00:38:08,649 --> 00:38:10,985
که همین تازگیا از مرگ برخاسته

358
00:38:11,010 --> 00:38:11,760
عالیجناب

359
00:38:11,876 --> 00:38:14,754
یک پسرِ دیگه از راگنار لاثبروک

360
00:38:14,791 --> 00:38:15,875
خوش اومدی

361
00:38:17,337 --> 00:38:19,173
در زمانِ جالبی رسیدی

362
00:38:19,792 --> 00:38:21,836
متوجهم

363
00:38:21,861 --> 00:38:26,093
برادرم بهم گفت که شما قصد دارید
به سرزمینِ مادریِ ما حمله کنید

364
00:38:29,813 --> 00:38:32,180
زمانی سرزمینِ مادریِ من بود

365
00:38:32,220 --> 00:38:34,139
من فقط گذشته رو دوباره به دست میارم

366
00:38:35,466 --> 00:38:40,354
باور میکنم که تو خوشحال میشی که
به من و پادشاه آیوار در این

367
00:38:40,419 --> 00:38:42,633
سرنگونیِ بزرگ ملحق بشی

368
00:38:46,292 --> 00:38:48,322
من جایِ دیگه ای برایِ رفتن ندارم

369
00:38:49,647 --> 00:38:51,566
در خدمتِ شما هستم
پرنس اولگ

370
00:38:52,313 --> 00:38:55,764
من هم باید گذشته ام
رو دوباره بدست بیارم

371
00:38:56,231 --> 00:39:00,503
من و پرنس بسیار خوشحالیم که تو رو
در دربارمون داریم ویتسرک

372
00:39:01,570 --> 00:39:04,574
آیورا خیلی درمورد تو صحبت کرده

373
00:39:05,127 --> 00:39:09,909
از وقتی که بچه بودید
از وقتی که کشتی سواری میکردید

374
00:39:10,285 --> 00:39:14,737
اون بهم گفت که تو همیشه معتقد بودی که
تقدیر شما این بوده که با هم باشید

375
00:39:15,199 --> 00:39:20,519
اگرچه دفعاتِ بسیاری خودِ تقدیر
انگار شما رو از هم جدا کرده

376
00:39:21,386 --> 00:39:26,345
خودم فهمیدم که تقدیر
به روش های مرموزی کار میکنه

377
00:39:35,353 --> 00:39:37,365
لشکرِ ما داره گردهمایی میکنه

378
00:39:39,059 --> 00:39:44,486
امشب بخشی از اون رو خواهید دید که

379
00:39:44,700 --> 00:39:46,764
در برابرِ قصر رژه میرن

380
00:39:53,076 --> 00:39:56,424
باید تجربه جالبی باشه

381
00:40:10,789 --> 00:40:11,629
خب؟

382
00:40:13,033 --> 00:40:13,895
خب؟

383
00:40:15,978 --> 00:40:17,353
نظر تو چیه؟

384
00:40:18,450 --> 00:40:20,905
درموردِ اولگ؟-
اوه نه درموردِ اولگ-

385
00:40:21,028 --> 00:40:22,112
درموردِ همسرش

386
00:40:22,636 --> 00:40:25,556
به نظرم جذاب بود
نسبتاً تحریک کننده بود

387
00:40:25,682 --> 00:40:26,641
هیچی دیگه؟

388
00:40:27,142 --> 00:40:29,121
نه، چی دیگه؟

389
00:40:29,478 --> 00:40:32,832
اون تو رو یادِ کسی نمینداخت؟

390
00:40:33,065 --> 00:40:35,118
تو اون دیدی
خودت میدونی اون کیه

391
00:40:35,235 --> 00:40:38,541
میدونم؟-
البته که میدونی برادر-

392
00:40:39,740 --> 00:40:41,371
اون فریدیسِ

393
00:40:42,833 --> 00:40:44,417
همسرت؟

394
00:40:46,623 --> 00:40:49,185
فریدیس مُرده آیوار
من جسدش رو دیدم

395
00:40:49,210 --> 00:40:51,573
آره آره آره میدونم
خودم کشتمش

396
00:40:51,796 --> 00:40:54,007
ولی الآن اون برگشته و
من نمیدونم چطور

397
00:40:54,049 --> 00:40:57,545
ولی اون خودشه. اون کاملاً خودشه

398
00:40:59,013 --> 00:41:00,860
تو هنوز دیوانه‌ای آیوار

399
00:41:14,824 --> 00:41:16,280
آیوار

400
00:41:17,827 --> 00:41:20,315
پرنس دیر بهت سلام رسوند

401
00:41:20,966 --> 00:41:22,847
اون میدونه که برادرت بهت ملحق شده

402
00:41:23,543 --> 00:41:26,676
اون امیدواره که همتون در لشکرکشیتون موفق بشید

403
00:41:27,631 --> 00:41:32,761
ولی بعدش، اون میخواد که تو در سرنگونیِ
پرنس اولگ به اون ملحق بشی

404
00:41:32,846 --> 00:41:36,302
و همچنین در نجاتِ پرنس ایگور از بردگی

405
00:41:36,725 --> 00:41:40,053
اگه هنوز با این برنامه موافقی
خیلی ساده فقط سرتکون بده

406
00:41:41,168 --> 00:41:42,095
خوبه

407
00:41:42,482 --> 00:41:46,012
خودت میدونی پرنس
دیـــر چقدر تو رو دوست داره

408
00:43:54,071 --> 00:43:56,405
کی میتونه در برابرِ چنین ارتشی مقاومت کنه؟

409
00:43:57,227 --> 00:43:58,270
هیچکس

410
00:43:59,480 --> 00:44:03,568
نه پادشاه هرالد
نه بیورن رویین تن

411
00:44:05,320 --> 00:44:07,457
اونا مثل بچه ها هستن

412
00:44:08,741 --> 00:44:11,000
اونا و خدایانشون نابود میشن

413
00:44:12,829 --> 00:44:18,475
دوستِ خوب من، این پایانِ پاگانیسم ـه
(دوره‌ای که در آن مردم، روستایی یا غیر مسیحی بودن)

414
00:44:19,454 --> 00:44:22,242
این پایانِ خدایانِ پاگان ـه

415
00:44:26,691 --> 00:45:32,103
<font color="#e60000">ترجمه و زیرنویس از علیرضا سجادی و امیر فرحناک
 The Decreator | A Cad</font>

