﻿1
00:00:01,010 --> 00:00:02,788
‫آنچه در وایکینگ‌ها دیدید...

2
00:00:02,812 --> 00:00:04,812
دروازه‌ی جهنم

3
00:00:04,836 --> 00:00:06,836
می‌دونم شما خدایان اینجا هستید

4
00:00:08,141 --> 00:00:09,340
‫لاگرتا، خودتی؟

5
00:00:09,342 --> 00:00:11,609
‫- من کجا هستم؟
‫- ویلای سلطنتی وسکس

6
00:00:11,611 --> 00:00:14,078
‫یه غده تو سینه‌م داره و الان دارم می‌میرم

7
00:00:14,080 --> 00:00:16,581
‫شاه اولاف، اومدم اینجا تا
‫ازتون بخوام به آیوار حمله کنید

8
00:00:16,583 --> 00:00:18,249
‫و از پادشاهی کتگات ساقطش کنید

9
00:00:18,251 --> 00:00:20,284
‫منظورت این نیست که تو
‫این موقع از سال به دریا بزنی

10
00:00:20,286 --> 00:00:21,786
‫دقیقاً همچین قصدی دارم

11
00:00:21,788 --> 00:00:23,554
‫آیوار انتظار اومدنمون رو نمی‌کشه

12
00:00:23,556 --> 00:00:24,989
‫صاحب یه پسر شدین شاه آیوار

13
00:00:24,991 --> 00:00:27,992
‫نقص عضو نشانه‌ای واقعی از لطف خدایانه

14
00:00:27,994 --> 00:00:29,827
‫نمی‌تونم بذارم همونطور که من

15
00:00:29,829 --> 00:00:31,929
‫تموم عمرم زجر کشیدم، تو هم بکشی

16
00:00:31,931 --> 00:00:33,965
‫سه پادشاه دانمارکی، در تدارک حمله هستن

17
00:00:33,967 --> 00:00:35,700
‫پیشنهاد می‌کنم بریم اونجا و باهاشون صحبت کنیم

18
00:00:35,702 --> 00:00:37,835
‫اگه ارتش‌های شما مایل باشن
‫شمشیرشون رو زمین بذارن،

19
00:00:37,837 --> 00:00:40,238
‫می‌تونین سریعاً به زمین‌های آنگلیای شرقی بیاید

20
00:00:40,240 --> 00:00:41,606
‫شاه فرودو امتناع می‌کنه

21
00:00:41,608 --> 00:00:43,074
‫من امتناع شما رو توهین تلقی می‌کنم

22
00:00:43,076 --> 00:00:44,775
‫و به مبارزه‌ی تن به تن می‌طلبمتون

23
00:00:45,099 --> 00:00:53,099
[سايت ايران زيرنويس تقديم مي کند]
<font color=#FF0000>>> IranZirnevis <<</font>

24
00:01:36,470 --> 00:01:44,470
ترجمه از ناصر اسماعیلی

25
00:04:25,294 --> 00:04:27,994
‫زیادی عزاداری نکن

26
00:04:27,997 --> 00:04:31,231
‫اون در ماموریت زندگیش موفق شد،

27
00:04:31,233 --> 00:04:33,166
‫تا ببینه که تو یه شاه میشی،

28
00:04:33,168 --> 00:04:36,603
‫و بعد از تختت حفاظت کرد.

29
00:04:36,605 --> 00:04:40,540
‫بخاطر تو مشکلات و سختی‌های زیادی رو گذروند

30
00:04:44,113 --> 00:04:47,080
‫الان وظیفه‌ت اینه که با تبدیل شدن

31
00:04:47,082 --> 00:04:50,584
‫به پادشاهی بزرگ، پاسخ عشقش رو بدی

32
00:05:26,821 --> 00:05:28,553
‫سکوت!

33
00:05:34,361 --> 00:05:36,194
‫سلاحتون رو انتخاب کردید

34
00:05:36,197 --> 00:05:38,397
‫اگه سپرتون شکست،

35
00:05:38,399 --> 00:05:39,865
‫می‌تونید یک سپر دیگه بردارید

36
00:05:41,668 --> 00:05:44,169
‫این نبرد تا مرگ یکی‌تون ادامه داره

37
00:05:44,171 --> 00:05:46,438
‫جفت‌تون وارد دایره‌ی مقّدس می‌شید،

38
00:05:46,440 --> 00:05:49,340
‫ولی فقط یکی‌تون زنده خارج میشه

39
00:05:49,343 --> 00:05:53,144
‫شاه فرودو، اگه بمیری، مردمت اینجا ساکن میشن

40
00:05:53,146 --> 00:05:54,712
‫اگه اوبه بمیره،

41
00:05:54,715 --> 00:05:57,081
‫با همدیگه به وسکس حمله می‌کنیم

42
00:05:57,084 --> 00:05:58,683
‫قانون اینه

43
00:06:25,746 --> 00:06:27,779
‫بجنب بجنب

44
00:08:15,182 --> 00:08:19,182
،امیدوارم روح شیطانی الان از بدنت خارج بشه

45
00:08:20,906 --> 00:08:23,306
،چرا که نفس زنده‌ها به راحتی

46
00:08:25,030 --> 00:08:29,030
ارواح قدیسان را از آتش خارج می‌سازد

47
00:08:30,054 --> 00:08:31,654
!من در کتگات هستم

48
00:08:31,978 --> 00:08:32,978
نه

49
00:08:34,002 --> 00:08:35,502
اینجا وسکسه

50
00:08:37,997 --> 00:08:41,031
‫وقتی پیدات کردم داشتی می‌مردی

51
00:08:42,334 --> 00:08:43,967
‫حالا،

52
00:08:43,969 --> 00:08:46,470
‫دوباره متولد شدی

53
00:08:56,148 --> 00:08:59,483
‫زندگی قبلیت مرده

54
00:08:59,485 --> 00:09:01,384
‫باید فراموشش کنی

55
00:09:04,055 --> 00:09:06,956
‫- چی، داری چیکار می‌کنی؟
‫- نگران نباش

56
00:09:23,107 --> 00:09:26,976
‫این شروع زندگی جدیدته

57
00:10:00,490 --> 00:10:02,190
می‌دونم اینجایید

58
00:10:02,514 --> 00:10:04,214
می‌تونم حسش کنم

59
00:10:04,838 --> 00:10:06,838
درونم حسش می‌کنم

60
00:10:13,962 --> 00:10:15,662
...مطمئنم دارم می‌شنوم که

61
00:10:15,986 --> 00:10:18,086
،دورف‌ها در دل زمین

62
00:10:19,310 --> 00:10:21,310
دارن با سندان‌شون کار می‌کنن

63
00:13:01,587 --> 00:13:03,988
‫فرودو، بلند شو!

64
00:14:05,917 --> 00:14:07,016
‫اودین

65
00:14:08,753 --> 00:14:09,818
‫خدای خدایان

66
00:14:11,255 --> 00:14:12,454
‫کمکم کن

67
00:14:13,524 --> 00:14:14,790
‫کمک

68
00:14:29,006 --> 00:14:31,707
‫تمومش کن! تمومش کن!

69
00:14:47,759 --> 00:14:48,891
‫بجنب!

70
00:15:48,850 --> 00:15:50,316
‫اوبه برنده شد

71
00:15:51,286 --> 00:15:53,085
‫پسر رگنار برنده شد

72
00:15:59,594 --> 00:16:04,096
‫اوبه!

73
00:16:04,098 --> 00:16:07,667
‫اوبه!

74
00:16:07,669 --> 00:16:12,038
‫اوبه!

75
00:16:12,040 --> 00:16:13,873
‫اوبه!

76
00:16:25,717 --> 00:16:27,483
‫چی سر اوبه اومده؟

77
00:16:29,688 --> 00:16:31,321
‫اوبه بدجور صدمه دیده

78
00:16:31,323 --> 00:16:34,457
‫- ببرش به اقامت‌گاه من
‫- ولی جلوی جنگ رو گرفت

79
00:16:39,631 --> 00:16:42,031
‫لاگرتا؟

80
00:16:42,033 --> 00:16:45,201
‫زنده‌ای؟

81
00:16:45,203 --> 00:16:48,271
‫بله زنده‌ام

82
00:16:49,407 --> 00:16:52,075
‫همونطور که می‌بینی، کشتن من سخته

83
00:16:57,716 --> 00:17:00,116
‫ولی اوبه چی؟

84
00:17:06,457 --> 00:17:08,190
‫بچه‌ی من کجاست؟

85
00:17:08,192 --> 00:17:10,659
‫- باهاش چیکار کردی؟
‫- مهم نیست کجاست

86
00:17:10,661 --> 00:17:13,428
‫بهانه‌ت برای به دنیا آوردن همچین هیولایی چیه؟

87
00:17:13,431 --> 00:17:16,298
‫بهم قول دادی، بهم قول یه بچه‌ی زیبا رو دادی

88
00:17:16,300 --> 00:17:18,801
‫اون بچه‌مون بود

89
00:17:18,803 --> 00:17:21,203
‫بچه‌ی یه خدا

90
00:17:21,205 --> 00:17:23,138
‫بچه‌ی تو

91
00:17:23,140 --> 00:17:25,207
‫بچه‌ی من؟ پسر اودین

92
00:17:25,209 --> 00:17:27,843
‫سفید‌ترین و زیباترین خدایان بود

93
00:17:27,845 --> 00:17:30,212
‫- فکر می‌کردم...
‫- مهم نیست

94
00:17:30,714 --> 00:17:32,914
‫آیوار، لطفاً بهم بگو...

95
00:17:35,385 --> 00:17:37,352
‫با بچه‌م چیکار کردی؟

96
00:17:37,354 --> 00:17:39,254
‫با پسرمون؟

97
00:17:39,256 --> 00:17:41,389
‫تقصیر من نیست

98
00:17:41,391 --> 00:17:42,657
‫تو باعثش شدی

99
00:17:42,659 --> 00:17:44,426
‫بچه‌ی من کجاست؟

100
00:17:46,296 --> 00:17:48,196
‫بچه‌ی من کجاست؟

101
00:18:46,954 --> 00:18:49,621
‫بهت اخطار دادم رویین‌تن!

102
00:18:49,623 --> 00:18:51,523
‫بهت اخطار دادم!

103
00:18:54,862 --> 00:18:57,329
‫بادبان‌ها رو جمع کنیم؟

104
00:18:57,331 --> 00:18:59,832
‫نه! طوفان ما رو با خودش می‌بره

105
00:19:07,374 --> 00:19:09,107
‫اسمت چیه زن مبارز؟

106
00:19:09,109 --> 00:19:10,208
‫آما

107
00:19:10,210 --> 00:19:12,077
‫مواظب برادر کوچک‌ترم مگنوس باش

108
00:19:12,079 --> 00:19:15,380
‫- خیلی‌خب
‫- وای خدا!

109
00:19:20,821 --> 00:19:22,721
‫عیسی مسیح، لطفاً منو نجات بده

110
00:19:22,723 --> 00:19:24,689
‫وای خدا، دعا می‌کنم!

111
00:19:24,692 --> 00:19:25,957
‫لطفاً کمکم کن

112
00:19:25,959 --> 00:19:28,293
‫چرا خدای مسیحی‌ها باید نجاتت بده؟

113
00:19:32,433 --> 00:19:35,200
‫مگنوس، بادبان رو جمع کن

114
00:22:11,712 --> 00:22:15,414
‫- می‌دونی کجاییم؟
‫- مطمئن نیستم

115
00:22:17,418 --> 00:22:18,884
‫یه فکری دارم

116
00:22:20,254 --> 00:22:22,454
‫فکر می‌کنم اون کوه‌ها رو می‌شناسم

117
00:22:22,456 --> 00:22:25,023
‫نمی‌دونم چند تا کشتی توی طوفان از دست دادیم

118
00:22:26,027 --> 00:22:28,460
‫اونقدری نیستن که قصدم رو تغییر بدن

119
00:22:28,462 --> 00:22:31,463
‫از اون کوه‌ها گذر می‌کنیم و
‫به کتگات حمله می‌کنیم،

120
00:22:31,465 --> 00:22:32,898
‫و از چنگ آیوار درش میاریم

121
00:22:32,900 --> 00:22:34,233
‫و این خیلی خوبه،

122
00:22:34,235 --> 00:22:36,235
‫ولی این ارتش منه، نه تو،

123
00:22:36,237 --> 00:22:38,403
‫و طبق گفته‌ی من عمل می‌کنن

124
00:22:39,706 --> 00:22:41,939
‫نمی‌فهمم

125
00:22:41,941 --> 00:22:43,507
‫تصمیمت عوض شده؟

126
00:22:43,509 --> 00:22:45,342
‫نمی‌خوای به کتگات حمله کنی؟

127
00:22:45,345 --> 00:22:47,111
‫شاید بخوام

128
00:22:47,113 --> 00:22:48,212
‫بستگی داره

129
00:22:49,215 --> 00:22:52,249
‫شاید یه معامله‌ای با آیوار بکنم. کی می‌دونه؟

130
00:22:55,488 --> 00:22:58,654
‫خب، اگه با آیوار معامله بکنی،
‫مجبوری منم بکشی

131
00:23:01,826 --> 00:23:03,760
‫می‌دونم

132
00:23:05,197 --> 00:23:08,665
‫و اگه نخوای با آیوار معامله‌ای کنم،

133
00:23:08,667 --> 00:23:12,102
‫پس شاید مجبور باشی منو بکشی بیورن رویین‌تن

134
00:23:13,305 --> 00:23:18,842
‫می‌دونم، میگن که خدایان ازت حفاظت می‌کنن،

135
00:23:18,844 --> 00:23:22,279
‫و بنابراین فناناپذیر هستی

136
00:23:23,315 --> 00:23:25,716
‫ولی اینطور فکر نمی‌کنم

137
00:23:25,718 --> 00:23:29,486
‫فکر می‌کنم مثل هر مرد دیگه‌ای خون‌ریزی می‌کنی

138
00:23:34,927 --> 00:23:37,260
‫مثل هر مرد دیگه‌ای!

139
00:24:02,420 --> 00:24:05,021
‫جفت‌تون خیلی احمقین

140
00:24:05,023 --> 00:24:07,256
‫شما یه چیز رو می‌خواین

141
00:24:07,258 --> 00:24:08,824
‫پادشاهی کتگات رو می‌خواید

142
00:24:08,826 --> 00:24:10,693
‫ولی تا از آیوار نگرفتینش

143
00:24:10,695 --> 00:24:12,495
‫نمی‌تونین داشته باشینش.

144
00:24:12,497 --> 00:24:13,929
‫پس چرا الان دارین می‌جنگین؟

145
00:24:16,301 --> 00:24:18,701
‫اگه لازم بود، بعداً بجنگید

146
00:24:18,703 --> 00:24:20,469
‫درباره‌ی کتگات بجنگید

147
00:24:20,471 --> 00:24:22,471
‫یا هر چیز دیگه‌ای که می‌خواید درباره‌ش بجنگید

148
00:25:37,245 --> 00:25:39,546
‫چرا خدای مسیحی‌ها رو صدا کردی؟

149
00:25:39,548 --> 00:25:40,780
‫چی؟

150
00:25:40,782 --> 00:25:44,017
‫توی طوفان. از عیسی خواستی تا نجاتت بده

151
00:25:44,019 --> 00:25:45,885
‫به خدای مسیحی‌ها ایمان داری،

152
00:25:45,887 --> 00:25:48,088
‫اگرچه برادر بیورن رویین‌تن هستی؟

153
00:25:48,090 --> 00:25:49,289
‫البته که ندارم

154
00:25:49,291 --> 00:25:50,790
‫پس چرا ازش کمک خواستی؟

155
00:25:50,792 --> 00:25:53,326
‫من سال‌ها بین ساکسون‌ها زندگی کردم

156
00:25:53,328 --> 00:25:54,994
‫مجبور بودم به کلیساشون برم

157
00:25:54,997 --> 00:25:57,030
‫مجبور بودم وانمود کنم به خدایانشون باور دارم

158
00:25:57,632 --> 00:25:59,465
‫وگرنه منو می‌کشتن

159
00:25:59,467 --> 00:26:02,635
‫ولی بازم، وقتی از مردن ترسیدی اسم اون رو آوردی،

160
00:26:02,637 --> 00:26:05,705
‫پس فکر می‌کنم حتماً بهش ایمان داری

161
00:26:05,707 --> 00:26:07,973
‫چرا همش این سوالات رو ازم می‌پرسی؟

162
00:26:07,976 --> 00:26:10,176
‫چون بیورن ازم خواست مراقبت باشم

163
00:26:10,178 --> 00:26:12,445
‫نیاز ندارم کسی مراقبم باشه

164
00:26:12,447 --> 00:26:14,413
‫مخصوصاً تو

165
00:26:23,725 --> 00:26:27,059
‫می‌دونستی که برادر کوچیکت مسیحیه؟

166
00:26:53,787 --> 00:26:55,153
‫پادشاه

167
00:27:25,585 --> 00:27:27,518
‫سرزمینتون اینجاست،

168
00:27:27,521 --> 00:27:29,721
‫دنیای جدیدتون اینجاست،

169
00:27:29,723 --> 00:27:32,290
‫دنیایی که رگنار لاثبروک بهتون وعده داده بود،

170
00:27:32,292 --> 00:27:35,259
‫و پسرش اوبه، بهتون تحویلش داد

171
00:27:35,262 --> 00:27:38,730
‫این شروع چیزی جدید برای همه‌ی ماست

172
00:27:38,732 --> 00:27:41,766
‫باشد که خدایان شما و من باعث خیر
‫و موفقیت این سکونت‌گاه بشوند،

173
00:27:41,768 --> 00:27:45,103
‫و باشد که به سمت صلح ابدی
‫بین همه‌ی مردمانمان سوقش دهند.

174
00:27:45,105 --> 00:27:48,106
‫در چنین سرزمینی شاه آلفرد،
‫مطمئناً کامیاب خواهیم شد،

175
00:27:48,108 --> 00:27:51,342
‫چرا که مردمان سخت‌کوش و با پشتکاری هستیم

176
00:27:51,344 --> 00:27:54,379
‫در گذشته، ما رو با وحشی‌ها اشتباه گرفتین

177
00:27:54,381 --> 00:27:57,548
‫بله

178
00:28:13,933 --> 00:28:17,334
‫رگنار، اینو می‌بینی؟

179
00:28:19,305 --> 00:28:21,672
‫داری اینو می‌بینی؟

180
00:28:23,542 --> 00:28:25,642
‫این رویای ماست

181
00:28:34,403 --> 00:28:35,702
‫درود بر آیوار!

182
00:29:01,796 --> 00:29:03,095
‫ادامه بدید

183
00:29:07,368 --> 00:29:09,268
‫ادامه بدید!

184
00:29:20,648 --> 00:29:22,748
‫پسرمون رو پیدا کردن

185
00:29:25,553 --> 00:29:28,053
‫خب، بخشی ازش رو پیدا کردن

186
00:29:28,055 --> 00:29:29,455
‫شکارچی‌ها

187
00:29:29,457 --> 00:29:32,758
‫رفته بودن شکار روباه، و تو لونه‌شون...

188
00:29:39,667 --> 00:29:42,668
‫فقط فکر کن،

189
00:29:42,670 --> 00:29:45,270
‫پسر یه خدا،

190
00:29:45,273 --> 00:29:46,805
‫به درون زمین کشیده شده،

191
00:29:46,807 --> 00:29:48,607
‫و توسط روباه‌ها خورده شده

192
00:29:50,811 --> 00:29:52,878
‫برام سواله هنوز زنده بود؟

193
00:29:55,715 --> 00:29:57,048
‫نه

194
00:29:57,150 --> 00:29:58,182
‫نه، البته که نبود

195
00:29:59,519 --> 00:30:02,320
‫خیلی سرد بود

196
00:30:06,759 --> 00:30:09,560
‫از کجا می‌دونستن اون بود؟

197
00:30:09,562 --> 00:30:13,264
‫حق با توئه، می‌تونست هر بچه‌ای باشه

198
00:30:13,266 --> 00:30:16,667
‫و شاید اشتباه کردم که
‫درباره‌ی بچه‌ی خودمون صحبت کردم،

199
00:30:16,669 --> 00:30:18,469
‫چرا که اون یه خدا بود

200
00:30:18,871 --> 00:30:21,772
‫هر چی باشه، بازم یه بچه بود

201
00:30:24,410 --> 00:30:26,711
‫حقیقت رو بهم بگو آیوار

202
00:30:27,013 --> 00:30:29,546
‫تو پسرمون رو کشتی؟

203
00:30:31,283 --> 00:30:33,783
‫بعد از اون همه کاری که برات کردم

204
00:30:33,785 --> 00:30:37,654
‫بعد از اون همه کاری که برام کردی؟

205
00:30:37,656 --> 00:30:40,256
‫برام چیکار کردی فریدیس، ها؟

206
00:30:43,862 --> 00:30:45,628
‫اون واقعاً پسر من بود؟

207
00:30:45,631 --> 00:30:49,399
‫بود؟ می‌دونی، دیگه زیاد مطمئن نیستم!

208
00:30:49,401 --> 00:30:53,370
‫مطمئن نیستم که اون حروم‌زاده‌ی
‫بیچاره‌ی ناقص پسر من بود

209
00:30:53,372 --> 00:30:54,704
‫- بله
‫- بود؟

210
00:30:54,706 --> 00:30:56,406
‫بله

211
00:30:57,208 --> 00:30:59,308
‫نه. بهم دروغ گفتی

212
00:30:59,310 --> 00:31:02,645
‫- نه
‫- بهم دروغ گفتی

213
00:31:02,647 --> 00:31:06,182
‫هر چیزی که تا حالا گفتی یه دروغ بود

214
00:31:07,552 --> 00:31:08,584
‫هر چیز

215
00:31:10,588 --> 00:31:11,754
‫نه

216
00:32:00,003 --> 00:32:02,370
‫خب، رسیدیم

217
00:32:02,372 --> 00:32:06,407
‫- بله
‫- هنوز برام سواله

218
00:32:06,409 --> 00:32:08,709
‫که تصمیم درستی گرفتم یا نه

219
00:32:08,711 --> 00:32:12,013
‫با چیزایی که درباره‌ی آیوار شنیدم،

220
00:32:12,015 --> 00:32:14,915
‫باعث میشه باور کنم اون مردیه که،

221
00:32:14,918 --> 00:32:17,285
‫برخلاف بقیه‌ی مردها،

222
00:32:17,287 --> 00:32:19,320
‫قدرتی ماورایی داره

223
00:32:20,857 --> 00:32:22,523
‫اگه به سرنوشت باور داری،

224
00:32:22,525 --> 00:32:24,525
‫پس بنظر میرسه که ستاره‌ی اون،

225
00:32:24,527 --> 00:32:27,194
‫در فراز آسمونه

226
00:32:27,197 --> 00:32:30,831
‫فکر می‌کنم درکت از سرنوشت خیلی سطحیه

227
00:32:33,635 --> 00:32:35,268
‫کمی موفقیت می‌بینی،

228
00:32:35,270 --> 00:32:38,204
‫و فکر می‌کنی اون مرد خیلی قدرتمنده

229
00:32:38,206 --> 00:32:41,341
‫و فکر می‌کنی سرنوشت با اون همراهه

230
00:32:41,343 --> 00:32:43,610
‫تمام عمرم رو صرف این کردم،

231
00:32:43,612 --> 00:32:47,147
‫تا بفهمم سرنوشت چی برام کنار گذاشته

232
00:32:47,149 --> 00:32:51,518
‫و فقط می‌دونم که خدایان
‫روش‌های اسرارآمیزی دارن،

233
00:32:51,520 --> 00:32:54,287
‫روش‌هایی که من و تو
‫اصلاً نمی‌تونیم درکشون کنیم

234
00:32:54,289 --> 00:32:56,589
‫خیلی باهوشی ایتسرک

235
00:32:56,591 --> 00:32:58,758
‫اینو بدون

236
00:32:58,760 --> 00:33:03,329
‫ولی هنوز نمی‌دونم تصمیم درستی گرفتم یا نه

237
00:33:03,832 --> 00:33:10,469
‫می‌تونیم همین الان با پای خودمون،

238
00:33:10,471 --> 00:33:12,171
‫به سمت مرگ‌مون حرکت کنیم

239
00:34:20,748 --> 00:34:22,014
‫- دوستت دارم
‫- می‌دونم

240
00:34:23,050 --> 00:34:24,650
‫زنده بودن حس خوبی داره

241
00:34:27,221 --> 00:34:30,956
‫باید بهت بگم که رویای پدرت رو تحقق بخشیدی

242
00:34:30,958 --> 00:34:34,326
‫سه هزار دانمارکی به سکونت‌گاه رفتن

243
00:34:34,328 --> 00:34:36,161
‫سه هزار

244
00:34:36,164 --> 00:34:39,565
‫حالا می‌تونه به خودش متکی باشه،
‫حالا می‌تونه بقا پیدا کنه

245
00:34:41,068 --> 00:34:43,468
‫خوشحالم

246
00:34:44,171 --> 00:34:45,537
‫واقعاً خوشحالی؟

247
00:34:46,873 --> 00:34:48,706
‫بله

248
00:34:48,708 --> 00:34:50,875
‫بله. هزار بار بله

249
00:34:56,316 --> 00:34:57,448
‫ترکمون کنین

250
00:35:07,961 --> 00:35:09,460
‫پس چی شده؟

251
00:35:09,462 --> 00:35:12,797
‫چی شده؟ می‌تونم ببینم که یه مشکلی هست

252
00:35:12,799 --> 00:35:14,465
‫صلیب رو برام بیار

253
00:35:33,353 --> 00:35:35,986
‫یه چیزی درونم تغییر کرده

254
00:35:35,989 --> 00:35:38,389
‫منظورت چیه؟

255
00:35:38,391 --> 00:35:40,858
‫نمی‌دونم در طول مبارزه این اتفاق افتاده،

256
00:35:40,860 --> 00:35:43,594
‫یا بعدش، وقتی فکر می‌کردم دارم می‌میرم...

257
00:35:47,232 --> 00:35:49,332
‫ولی این صلیب برام معنایی نداره

258
00:35:49,334 --> 00:35:51,601
‫مثل یه سیخ می‌ندازمش گردنم،

259
00:35:51,603 --> 00:35:53,770
‫یه گردن‌بند، یه چیز تزیینی

260
00:35:54,873 --> 00:35:57,373
فقط با بقیه صحبت می‌کنه

261
00:35:58,376 --> 00:36:00,042
‫با من صحبت نمی‌کنه

262
00:36:01,446 --> 00:36:03,946
‫ولی خودت می‌خواستی مسیحی بشی

263
00:36:03,948 --> 00:36:08,084
‫نه. می‌خواستم بدونم مسیحی بودن
‫برای من و مردمم،

264
00:36:08,086 --> 00:36:10,219
‫چه فایده‌ای داره.

265
00:36:16,060 --> 00:36:18,260
‫پس هنوز به خدایان خودمون باور داری؟

266
00:36:19,697 --> 00:36:21,363
‫بله

267
00:36:21,365 --> 00:36:22,798
‫بله، وقتی مبارزه می‌کردم،

268
00:36:22,800 --> 00:36:24,466
‫شهامت اون‌ها، منو لبریز کرد

269
00:36:26,203 --> 00:36:29,004
‫چطور می‌تونم برای یه خدای مسیحی بجنگم؟

270
00:36:29,006 --> 00:36:31,540
‫یه غریبه

271
00:36:31,542 --> 00:36:33,075
‫نه

272
00:36:33,077 --> 00:36:36,345
‫من با شهامت اودین لبریز شده بودم،

273
00:36:36,347 --> 00:36:37,846
‫ثور،

274
00:36:37,848 --> 00:36:38,947
‫و فری

275
00:36:42,319 --> 00:36:44,619
‫اون‌ها برای من آشنا بودن

276
00:36:46,623 --> 00:36:49,357
‫در قلبم، صداشون کردم،
‫و اون‌ها پاسخم رو دادن

277
00:36:52,562 --> 00:36:56,564
‫پس یه بار دیگه، یه بار دیگه...

278
00:36:58,301 --> 00:37:00,301
‫به خدایان حقیقی ایمان میارم...

279
00:37:00,303 --> 00:37:02,136
‫خدایان پدرم...

280
00:37:04,040 --> 00:37:06,207
‫خدایان مردمم

281
00:37:45,280 --> 00:37:47,280
‫بدرود اوبه

282
00:37:47,282 --> 00:37:49,449
‫من و کشورم بهت دِین بزرگی بدهکاریم

283
00:37:49,451 --> 00:37:51,184
‫امیدوارم روزی دوباره همدیگه رو ببینیم،

284
00:37:51,186 --> 00:37:54,554
‫زمانی که صلح بالاخره به کشورم بیاد

285
00:37:54,856 --> 00:37:59,359
‫ثابت کردی که شاه خوب و دانایی هستی آلفرد

286
00:37:59,361 --> 00:38:01,995
‫کسی بهتر از تو برای رهبری کشورت وجود نداره

287
00:38:01,997 --> 00:38:04,998
‫و به تو هم بدرود میگم توروی، و بچه‌هات

288
00:38:05,000 --> 00:38:07,033
‫خیلی چیزا برای تشکر ازت داریم

289
00:38:07,035 --> 00:38:08,902
‫باشد که خداوند نگهدار و حافظت باشد،

290
00:38:08,904 --> 00:38:10,904
‫در تمام روزهای زندگی‌ت

291
00:38:10,906 --> 00:38:12,772
‫وایسا!

292
00:38:14,075 --> 00:38:16,242
‫اگه از نظرت اشکالی نداره اوبه،

293
00:38:16,244 --> 00:38:18,077
‫می‌خوام باهات بیام

294
00:38:18,079 --> 00:38:20,179
‫وقتشه که برم خونه

295
00:38:40,447 --> 00:38:42,447
مردم من

296
00:38:42,472 --> 00:38:44,472
بهار داره میاد

297
00:38:44,497 --> 00:38:46,697
‫زمین حیات تازه یافته

298
00:38:46,699 --> 00:38:48,633
‫چیزی که مُرده بود،

299
00:38:48,635 --> 00:38:50,201
‫دوباره زنده شده

300
00:38:50,203 --> 00:38:51,836
‫همه چی تغییر می‌کنه

301
00:38:52,838 --> 00:38:56,539
‫همسرم بچه‌ای به دنیا آورد

302
00:38:56,542 --> 00:38:59,376
‫پسری بسیار زیبا

303
00:38:59,378 --> 00:39:02,145
‫تو دستانم نگهش داشتم و اون به زیبایی،

304
00:39:02,147 --> 00:39:05,949
‫و درخشانی پسر اودین، بالدور بود

305
00:39:05,951 --> 00:39:08,151
‫قلبم سرشار شد از،

306
00:39:08,153 --> 00:39:10,320
‫عشق به اون بچه.

307
00:39:14,626 --> 00:39:16,393
‫ولی خدایان،

308
00:39:16,395 --> 00:39:18,628
‫زندگیش رو کوتاه کردن

309
00:39:18,630 --> 00:39:21,031
‫اصلاً نمی‌دونم چرا

310
00:39:21,033 --> 00:39:23,533
‫دلایل خودشون رو دارن

311
00:39:23,535 --> 00:39:25,568
‫ولی برای یک مادر سخته،

312
00:39:25,571 --> 00:39:28,505
‫تا چنین چیزهایی رو قبول کنه،

313
00:39:28,507 --> 00:39:33,176
‫بچه‌ای رو که خدایان درونش کاشتن رو از دست بده

314
00:39:36,014 --> 00:39:39,148
‫ولی نمیشه منکر خواست خدایان شد

315
00:39:39,150 --> 00:39:40,950
‫اون‌ها نقشه‌های دیگه‌ای دارن

316
00:39:40,952 --> 00:39:42,885
‫و، با کمال فروتنی،

317
00:39:42,887 --> 00:39:45,853
‫باید رای اون‌ها رو بپذیریم

318
00:39:47,525 --> 00:39:51,027
‫شاه هارالد و برادرم بیورن یورک رو ترک کردن،

319
00:39:51,029 --> 00:39:54,096
‫و ساکسون‌ها دوباره شهر رو گرفتن

320
00:39:54,798 --> 00:39:59,301
‫نقشه‌مون برای این فصل آماده کردن یه ارتش،

321
00:39:59,303 --> 00:40:00,669
‫رفتن به یورک،

322
00:40:00,671 --> 00:40:02,104
‫و دوباره بدست آوردنش،

323
00:40:02,106 --> 00:40:05,307
‫بعنوان بخشی از امپراطوری کتگات بود.

324
00:40:06,209 --> 00:40:10,845
‫منتظر برادرم ایتسرک بودم،

325
00:40:10,847 --> 00:40:14,081
‫تا با شاه اولاف و ارتشش برگرده

326
00:40:14,083 --> 00:40:17,084
‫می‌خواستیم تا با هم به یورک حمله کنیم

327
00:40:19,989 --> 00:40:21,989
‫متاسفانه...

328
00:40:23,626 --> 00:40:25,459
‫اون‌ها اینجا نیستن

329
00:40:28,264 --> 00:40:29,797
‫می‌دونم. می‌دونم

330
00:40:31,434 --> 00:40:33,167
‫اوضاع تغییر کرده

331
00:41:04,934 --> 00:41:07,000
‫سلام ایتسرک

332
00:41:07,002 --> 00:41:08,335
‫بیورن

333
00:41:10,439 --> 00:41:13,307
‫با همچین ارتشی داری کجا میری؟

334
00:41:14,777 --> 00:41:16,743
‫برای حمایت از آیوار احتمالاً؟

335
00:41:19,715 --> 00:41:21,548
‫برعکس

336
00:41:21,550 --> 00:41:23,516
‫میرم بهش حمله کنم

337
00:41:23,518 --> 00:41:25,852
‫میرم با شاه اولاف به کتگات حمله کنم

338
00:41:25,854 --> 00:41:28,021
‫و با تو،

339
00:41:28,023 --> 00:41:29,789
‫به گمونم

340
00:41:38,533 --> 00:41:39,632
‫برادرم!

341
00:41:39,634 --> 00:41:43,636
‫این یکی از شادترین روزهای زندگی منه

342
00:41:43,638 --> 00:41:46,005
‫عجیب نیست که مسیرمون اینطور به هم رسیده؟

343
00:41:46,007 --> 00:41:48,908
‫چرا عجیب باشه؟ سرنوشتمون اینطور نبوده؟

344
00:41:48,910 --> 00:41:49,909
‫همم

345
00:41:49,911 --> 00:41:51,945
‫سرنوشتمون این بوده که آیوار رو بکشیم؟

346
00:41:51,947 --> 00:41:54,714
‫با وجود جرائمش، هنوز برادرمونه

347
00:41:54,716 --> 00:41:58,151
‫در نزد خدایان کار شرم‌آوری نیست؟

348
00:41:58,153 --> 00:42:00,219
‫بارها از خدایان پرسیدم،

349
00:42:00,222 --> 00:42:01,821
‫چرا از کشتی پریدم،

350
00:42:02,823 --> 00:42:06,224
‫چرا اوبه رو ترک کردم تا پیش آیوار بمونم

351
00:42:06,227 --> 00:42:08,427
‫چرا اجازه دادم آیوار

352
00:42:08,429 --> 00:42:11,430
‫منو تحقیر کنه، بهم بخنده

353
00:42:11,432 --> 00:42:15,233
‫تمام این سال‌ها خدایان و خودم رو...

354
00:42:15,236 --> 00:42:16,768
‫زیر سوال بردم

355
00:42:16,770 --> 00:42:19,605
‫ولی الان دلیلش رو می‌دونم

356
00:42:19,607 --> 00:42:21,707
‫سرنوشتم رو می‌دونم

357
00:42:22,309 --> 00:42:26,278
‫سرنوشتم اینه که آیوار رو بکشم

358
00:42:35,389 --> 00:42:37,956
‫مردم من، ما بی‌گدار به آب نمی‌زنیم

359
00:42:37,958 --> 00:42:40,158
‫به یورک حمله نمی‌کنیم

360
00:42:40,660 --> 00:42:44,929
‫در عوض، با توجه به
‫آسیب‌پذیری خودمون در برابر حمله،

361
00:42:44,931 --> 00:42:49,234
‫دفاعیات شهر بزرگ خودمون رو
‫تجدید و تقویت می‌کنیم

362
00:42:49,236 --> 00:42:50,401
‫آره

363
00:42:50,404 --> 00:42:51,803
‫من با شما هستم!

364
00:42:51,805 --> 00:42:54,272
‫از جانب شما حرف می‌زنم!

365
00:42:54,274 --> 00:42:56,074
‫آره

366
00:42:56,076 --> 00:42:59,978
‫بذارید اونا که می‌خوان ما رو نابود کنن، اینو بدونن

367
00:42:59,980 --> 00:43:03,515
‫هیچوقت نمی‌تونین به کتگات غلبه کنید!

368
00:43:03,517 --> 00:43:06,885
‫همیشه شکست‌تون میدیم!

369
00:43:06,887 --> 00:43:09,420
‫خدایان با ما هستن

370
00:43:09,423 --> 00:43:10,522
‫آره!

371
00:43:10,524 --> 00:43:11,723
‫خدایان عاشق ما هستن

372
00:43:11,725 --> 00:43:14,592
‫- آره!
‫- عاشق ما مردم!

373
00:43:15,595 --> 00:43:17,729
‫آیوار!

374
00:43:17,731 --> 00:43:21,299
‫آیوار! اودین! آيوار! اودین!

375
00:43:21,301 --> 00:43:25,337
‫آیوار! اودین! آيوار! اودین!

376
00:43:25,339 --> 00:43:27,639
‫آیوار! اودین!

377
00:43:27,641 --> 00:43:29,407
‫آیوار! اودین!

378
00:43:29,631 --> 00:43:34,631
ترجمه از ناصر اسماعیلی

379
00:43:34,755 --> 00:43:39,755
[مرجع دانلود زيرنويس فارسي فيلم، سريال و انيميشن]
<font color=#FF0000>>> IranZirnevis <<</font>

