﻿1
00:00:04,054 --> 00:00:12,054
[سايت ايران زيرنويس تقديم مي کند]
<font color=#FF0000>>> IranZirnevis <<</font>

2
00:01:00,075 --> 00:01:08,075
ترجمه از ناصر اسماعیلی

3
00:01:17,920 --> 00:01:19,510
‫خب؟

4
00:01:19,540 --> 00:01:21,030
‫هیچکس ندیدش

5
00:01:23,200 --> 00:01:26,030
‫اگه هنوز زنده باشه، ناپدید شده

6
00:01:29,170 --> 00:01:31,280
‫من به زندگی و خدای خودم قسم خوردم،

7
00:01:31,310 --> 00:01:33,900
‫اگه با کمک شما دشمنمون رو شکست بدیم،

8
00:01:33,940 --> 00:01:38,320
‫تعهداتی که پدربزرگم، شاه اکبرت
‫به شما داده رو اجرا میکنم

9
00:01:42,430 --> 00:01:45,910
‫این پیمانی هست که با فرمان سلطنتی ما به شما،

10
00:01:45,950 --> 00:01:49,570
‫تمام زمین‌هایی که جزء قلمرو باستانی
‫آنگلیای شرقی هستند رو بهتون میده

11
00:01:52,060 --> 00:01:54,650
‫این زمین‌ها رو بطور دائمی به شما می‌بخشم،

12
00:01:54,680 --> 00:01:57,930
‫تا هر طور می‌خواهید، در آن
‫ساکن شوید و کشاورزی کنید

13
00:01:57,960 --> 00:02:00,550
‫حالا، اونجا جمعیت بالایی نداره

14
00:02:00,580 --> 00:02:03,590
‫ولی بازم، سکونت‌گاه‌ها و مزارعی داره

15
00:02:03,620 --> 00:02:06,660
‫برخی‌ها از اونجا رفتن
‫ولی سایرین تصمیم گرفتن بمونن

16
00:02:06,690 --> 00:02:08,830
‫توصیه میکنم باهاشون خوب رفتار کنین

17
00:02:08,870 --> 00:02:10,660
‫نفرت چندان عمیقی از شما ندارن،

18
00:02:10,700 --> 00:02:13,460
‫ولی محتاط و بیمناک خواهند بود

19
00:02:15,120 --> 00:02:17,740
‫- آخرین باری که این اتفاق افتاد...
‫- بله

20
00:02:17,770 --> 00:02:21,120
‫من فقط می‌تونم بگم که
‫این بار متفاوت خواهد بود

21
00:02:21,160 --> 00:02:23,950
‫من چند نفر از محافظینم رو بعنوان حرکتی
‫از حمایتم، در آنجا خواهم گذاشت،

22
00:02:23,990 --> 00:02:27,650
‫و از اختیارم بعنوان پادشاه استفاده میکنم
‫تا از حقوقتون دفاع کنم

23
00:02:27,680 --> 00:02:29,300
‫جز این، دلیلی برای ترس ندارین

24
00:02:37,100 --> 00:02:39,900
‫مهر سلطنتی رو پیوستش میکنم

25
00:02:40,870 --> 00:02:42,140
‫و تمام شد

26
00:02:46,420 --> 00:02:52,400
‫و حالا رسماً به شما بعنوان
‫متحد و دوست خوش‌آمد میگم

27
00:03:06,890 --> 00:03:08,860
‫این پایان کارهای امروزمون نیست

28
00:03:12,970 --> 00:03:14,560
‫نگهبان‌ها!

29
00:03:14,590 --> 00:03:16,420
‫خائنین رو دستگیر کنید!

30
00:03:17,520 --> 00:03:19,730
‫نه! نمی‌تونین اینکارو کنین!

31
00:03:19,770 --> 00:03:20,816
‫دستت رو ازم بکش!

32
00:03:20,840 --> 00:03:23,640
‫- ولم کن!
‫- نه! نه سرورم! من بی‌گناهم!

33
00:03:24,700 --> 00:03:27,500
‫به زودی از این اقدامات‌تون
‫پشیمان خواهید شد لُرد آلفرد!

34
00:03:27,530 --> 00:03:28,910
‫این رو بهتون قول میدم!

35
00:03:30,570 --> 00:03:33,260
‫من بی‌گناهم! من بی‌گناهم!

36
00:04:02,840 --> 00:04:08,640
‫خب شاه هارالد، شکست‌خورده... برگشتی

37
00:04:08,680 --> 00:04:12,100
‫بیورن رویین‌تن مسخره‌ت کرد

38
00:04:12,130 --> 00:04:16,760
‫و اثری از یارل اولاوسون، رهبرمون نیست

39
00:04:16,790 --> 00:04:19,280
‫یارل اولاوسون مرگ افتخارآمیزی در نبرد داشت...

40
00:04:23,420 --> 00:04:28,010
‫و قطعآً الان در والهالا ست

41
00:04:28,040 --> 00:04:29,770
خب به ما چه؟

42
00:04:31,530 --> 00:04:33,430
‫باید به رهبرانتون باور داشته باشین

43
00:04:35,570 --> 00:04:37,640
‫می‌تونن متحمل شکست یا بداقبالی بشن...

44
00:04:39,260 --> 00:04:41,400
‫ولی شما باید شانس این رو
‫بهشون بدید تا ثابت کنن،

45
00:04:41,440 --> 00:04:43,890
‫که چرا از اول به این مقام رسیدن

46
00:04:46,130 --> 00:04:49,680
‫من به دادن شانس دوم اعتقادی ندارم

47
00:04:51,200 --> 00:04:53,860
‫نه به احمقا و شکست‌خورده‌ها

48
00:04:56,970 --> 00:04:58,140
‫نه

49
00:05:02,080 --> 00:05:05,320
‫دقیقاً مثل سخنان زمان جوانی منه،

50
00:05:05,800 --> 00:05:07,080
‫ولی...

51
00:05:09,390 --> 00:05:12,780
‫در طول زمان یاد می‌گیری

52
00:05:39,220 --> 00:05:44,220
‫دوستان. فرصت این پیش نیومد که بهتون...

53
00:05:44,260 --> 00:05:48,470
‫مگنوس، پسر رگنار لاثبروک رو معرفی کنم

54
00:05:48,500 --> 00:05:50,476
‫درود بر رگنار!

55
00:05:50,500 --> 00:05:53,510
‫با بودن اون در کنارمون، می‌تونیم
‫به چیزهای فوق‌العاده‌ای دست پیدا کنیم

56
00:05:55,030 --> 00:05:58,580
‫شهر یورک شهر فوق‌العاده‌ای خواهد شد!

57
00:05:59,960 --> 00:06:04,210
‫مرکز یه امپراطوری! امپراطوری ما!

58
00:06:05,450 --> 00:06:08,420
‫که از اینجا تا کتگات امتداد خواهد داشت،

59
00:06:08,450 --> 00:06:12,250
‫از ایرلند تا فرانسه،

60
00:06:12,280 --> 00:06:15,740
‫از اسکاتلند تا استپ‌های روسیه!

61
00:06:15,770 --> 00:06:17,840
‫آره!

62
00:06:29,720 --> 00:06:30,720
‫بشین

63
00:06:37,450 --> 00:06:39,730
‫تو هگموند رو کشتی

64
00:06:39,760 --> 00:06:41,800
‫یکی از بهترین جنگجویان ساکسون‌ها

65
00:06:41,830 --> 00:06:44,140
‫از قبل زخم عمیقی داشت

66
00:06:44,180 --> 00:06:45,900
‫من فقط کارش رو تموم کردم

67
00:06:48,490 --> 00:06:50,600
‫چرا برای شاه هارالد می‌جنگی؟

68
00:06:50,630 --> 00:06:54,050
‫من با شوهرم یارل اولاوسون در یورک بودم

69
00:06:54,080 --> 00:06:56,120
‫قبول کردیم که به ارتش پادشاه بپیوندیم

70
00:06:56,160 --> 00:06:57,740
‫و شوهرت الان کجاست؟

71
00:06:57,780 --> 00:07:00,300
‫در نبرد کشته شد

72
00:07:00,330 --> 00:07:02,270
‫حیف شد، شوهر خوبی بود

73
00:07:03,200 --> 00:07:04,230
‫مردی خوب

74
00:07:05,680 --> 00:07:07,130
‫من مادرم رو در نبرد از دست دادم

75
00:07:08,310 --> 00:07:11,270
‫مادرت؟ کی هستی؟

76
00:07:12,930 --> 00:07:15,590
‫بیورن. بیورن رویین‌تن

77
00:07:16,560 --> 00:07:17,800
‫مشهوری

78
00:07:19,250 --> 00:07:21,840
‫فکر کنم این یعنی هر کاری بخوای می‌تونی بکنی

79
00:07:21,870 --> 00:07:23,740
‫هر چی میخوای از مردم بخوای

80
00:07:25,980 --> 00:07:27,120
‫اسمت چیه؟

81
00:07:27,150 --> 00:07:28,190
‫گانهیلد

82
00:07:28,880 --> 00:07:29,880
‫گانهیلد

83
00:07:31,400 --> 00:07:33,020
‫میخوام بهتر بشناسمت

84
00:07:33,850 --> 00:07:36,370
‫میخوای چی بگم؟

85
00:07:36,400 --> 00:07:40,480
‫می‌بینی وضعم چیه. در بندم. زندانی

86
00:07:41,340 --> 00:07:42,580
‫شوهرم مرده

87
00:07:43,690 --> 00:07:46,100
‫می‌تونم پیشنهاداتت رو رد کنم؟

88
00:07:47,210 --> 00:07:49,110
‫می‌تونم ازت سوءاستفاده کنم

89
00:07:52,520 --> 00:07:53,520
‫ولی نمیخوام

90
00:07:55,040 --> 00:07:56,770
‫من و تو، با هم برابریم

91
00:07:58,360 --> 00:08:01,980
‫اگه جواب یه سوالم رو بدی طناب‌هات رو باز میکنم

92
00:08:02,570 --> 00:08:03,600
‫بله؟

93
00:08:04,910 --> 00:08:06,430
‫بعد اینکه هگموند مرد،

94
00:08:06,470 --> 00:08:09,780
‫مادرم زخمی بود و ناپدید شده

95
00:08:09,820 --> 00:08:13,790
‫میخوام بدونم چیزی دیدی که به دردم بخوره

96
00:08:13,820 --> 00:08:16,410
‫میخوام بدونم ناپدید شدنش با میل خودش بوده...

97
00:08:17,240 --> 00:08:18,480
‫یا کسی اینکارو کرده

98
00:08:20,030 --> 00:08:23,520
‫من نمی‌تونم کمکت کنم. من چیزی ندیدم

99
00:08:37,530 --> 00:08:40,780
‫تو زن آزادی هستی. می‌تونی
‫هر کاری خواستی بکنی

100
00:08:47,060 --> 00:08:49,650
‫این برای چی بود؟

101
00:08:49,680 --> 00:08:52,100
‫فقط داشتم آزادیم رو تمرین می‌کردم

102
00:08:54,340 --> 00:08:55,720
‫شاید دوباره همو ببینیم

103
00:08:56,620 --> 00:08:57,690
‫کی می‌دونه؟

104
00:08:58,800 --> 00:09:00,040
‫می‌تونی الان بری

105
00:09:14,850 --> 00:09:16,120
‫چی سر اون اومد؟

106
00:09:19,400 --> 00:09:21,920
‫آدما چطوری همینطوری ناپدید میشن؟

107
00:09:21,960 --> 00:09:23,580
‫خب، می‌دونی چطوری

108
00:09:23,610 --> 00:09:25,370
‫پدرمون همینطوری ناپدید نشد؟

109
00:09:27,270 --> 00:09:29,000
‫لاگرتا اینطوری نیست

110
00:09:30,480 --> 00:09:32,210
‫یهو نمی‌ذاره فرار کنه

111
00:09:32,240 --> 00:09:33,830
‫اونم وسط نبرد؟

112
00:09:34,870 --> 00:09:36,180
‫و اصلآً چطوری اینکارو کرده؟

113
00:09:36,210 --> 00:09:37,676
‫انگار آب شده رفته تو زمین

114
00:09:37,700 --> 00:09:39,940
‫- می‌شناسمش...
‫- نه نمی‌شناسی!

115
00:09:39,970 --> 00:09:41,840
‫هیچی نمی‌دونی

116
00:09:41,870 --> 00:09:43,250
‫لاگرتا مادرت رو کشت

117
00:09:43,290 --> 00:09:46,360
‫تا جایی که به تو مربوط میشه،
‫ترجیح می‌دادی اون بمیره

118
00:09:46,390 --> 00:09:47,910
‫چرا دارم با تو صحبت میکنم؟

119
00:09:49,470 --> 00:09:50,850
‫من لاگرتا رو می‌شناسم

120
00:09:53,020 --> 00:09:57,960
‫من دوستش داشتم و بهش اعتماد داشتم
‫و اونم منو دوست داشت و بهم اعتماد داشت

121
00:10:00,480 --> 00:10:03,860
‫نمی‌تونه همینطوری ناپدید شده باشه،
‫مگه اینکه دلیلی داشته باشه

122
00:10:05,070 --> 00:10:06,860
‫این حرفت یعنی چی؟

123
00:10:06,900 --> 00:10:09,040
‫شاید دیوونه شده بود

124
00:10:15,180 --> 00:10:16,980
‫اون جونم رو نجات داد

125
00:10:17,010 --> 00:10:21,080
پای اونم گیره

126
00:10:21,120 --> 00:10:23,740
‫- تو...
‫- من تصمیم گرفتم ببخشمش

127
00:10:28,510 --> 00:10:29,960
‫اینو بهش گفتی؟

128
00:10:36,480 --> 00:10:37,620
‫آلفرد...

129
00:10:39,760 --> 00:10:43,000
‫باید درباره‌ش صحبت کنه

130
00:10:43,040 --> 00:10:45,970
‫باید صادق باشه

131
00:10:46,010 --> 00:10:48,700
‫بعد، بعد می‌تونی ببخشیش

132
00:10:48,730 --> 00:10:50,010
‫محض رضای خدا!

133
00:10:50,980 --> 00:10:53,250
‫می‌فهمم. می‌فهمم

134
00:10:56,530 --> 00:10:59,710
‫ولی اگه تو باهاش صحبت نکنی،

135
00:10:59,740 --> 00:11:03,230
‫لطفاً بهم این اجازه رو بدید

136
00:11:03,260 --> 00:11:06,850
‫خواهش میکنم. باید بدونم چرا

137
00:11:09,750 --> 00:11:12,070
‫پس شاید بتونم ببخشمش

138
00:11:27,810 --> 00:11:29,190
‫آشغال خیانت‌کار

139
00:11:34,360 --> 00:11:35,370
‫خیانت

140
00:11:39,160 --> 00:11:41,610
‫مرگ بر پادشاه!

141
00:11:48,210 --> 00:11:49,240
‫خائن!

142
00:11:50,310 --> 00:11:51,350
‫زنده باد پادشاه

143
00:12:22,310 --> 00:12:24,480
‫غذا!

144
00:12:32,870 --> 00:12:33,870
‫فلوکی!

145
00:12:34,770 --> 00:12:36,220
‫چی بود؟

146
00:12:36,250 --> 00:12:37,260
‫فلوکی!

147
00:12:39,600 --> 00:12:40,640
‫همینجا بمونین

148
00:12:57,340 --> 00:12:58,380
‫هلگی!

149
00:13:05,210 --> 00:13:06,420
‫بیا تو

150
00:13:09,290 --> 00:13:11,530
‫بدجور یخ کردی

151
00:13:11,570 --> 00:13:13,670
‫حداقل یکی از انگشت‌هات رو از دست میدی

152
00:13:15,160 --> 00:13:17,500
‫چرا این همه راه رو تو این هوا اومدی؟

153
00:13:18,400 --> 00:13:21,230
‫من... من چاره‌ای نداشتم

154
00:13:21,820 --> 00:13:23,130
‫چرا؟

155
00:13:23,160 --> 00:13:24,820
‫همه دارن می‌میرن

156
00:13:27,680 --> 00:13:29,240
‫منظورت چیه هلگی؟

157
00:13:29,270 --> 00:13:30,410
‫کی داره می‌میره؟

158
00:13:32,760 --> 00:13:35,690
‫همینکه از اینجا رفتیم، پدرم مریض شد

159
00:13:37,900 --> 00:13:41,350
‫راه درازی رفتیم. یه خونه ساختیم

160
00:13:41,390 --> 00:13:44,360
‫ولی غذا خیلی کمه و همه مریضن

161
00:13:46,770 --> 00:13:48,740
‫فکر میکنم ایویند داره می‌میره

162
00:13:50,780 --> 00:13:53,570
‫و وقتی اونجا رو ترک کردم
‫خواهرم یورون خیلی مریض بود

163
00:13:54,880 --> 00:13:57,340
‫و تا حالا مجبور شدیم دو تا...

164
00:13:57,370 --> 00:13:59,370
‫دو یا سه تا از بچه‌ها رو خاک کنیم

165
00:13:59,410 --> 00:14:02,860
‫ششش. دیگه حرف نزن

166
00:14:02,890 --> 00:14:05,960
‫خواهش میکنم. لطفاً کمکمون کنین!

167
00:14:06,000 --> 00:14:08,310
‫برید و خانواده‌م رو نجات بدید

168
00:14:08,350 --> 00:14:11,590
‫می‌دونم لایق این نیستیم که نجات
‫داده بشیم، ولی خواهش میکنم، فلوکی

169
00:14:16,010 --> 00:14:18,390
‫قبل اینکه خیلی دیر بشه نجات‌شون بده

170
00:14:19,770 --> 00:14:20,980
‫خواهش میکنم!

171
00:14:25,710 --> 00:14:30,540
‫به مجولنیر فکر کنم، پُتک ثور، برای قدرت

172
00:14:47,390 --> 00:14:48,900
‫چرا خواستی منو ببینی؟

173
00:14:53,180 --> 00:14:55,260
‫میدونی چرا

174
00:14:55,290 --> 00:14:58,020
‫اگه می‌دونستم، نمی‌پرسیدم

175
00:15:00,050 --> 00:15:05,710
‫تمام دوستات بازداشت شدن اثلرد

176
00:15:06,850 --> 00:15:11,060
‫لُرد کاینهرد به همه چی اعتراف کرده

177
00:15:12,820 --> 00:15:15,070
‫خیلی‌خب

178
00:15:15,100 --> 00:15:18,170
درسته، اومدن سراغم

179
00:15:18,210 --> 00:15:20,210
‫هنوز عصبانی بودم که کنار زده شدم،

180
00:15:20,250 --> 00:15:24,560
‫پس به نظرم اومد، تا تاجی که
‫به عقیده‌ی خودم مال منه انکار کنم

181
00:15:24,590 --> 00:15:27,800
‫منو متقاعد کردن که آلفرد بعنوان پادشاه
‫از هیچ حمایتی برخوردار نیست

182
00:15:27,840 --> 00:15:29,320
‫که بهرحال سرنگون میشه...

183
00:15:31,840 --> 00:15:35,810
‫ولی، اگه قبول می‌کردم جایگزینش بشم،
‫کودتا بدون خونریزی میشد

184
00:15:37,330 --> 00:15:42,370
‫و قبول کردی همراهشون بشی؟

185
00:15:42,410 --> 00:15:45,510
‫می‌خواستن درست قبل از عزیمت‌مون
‫به نبرد، کودتا رو اجرا کنن

186
00:15:45,550 --> 00:15:48,340
‫منتظر من بودن تا علامت رو بدم. من امتناع کردم

187
00:15:49,310 --> 00:15:51,550
‫پس تو هم دست داشتی

188
00:15:51,590 --> 00:15:54,040
‫بهتون گفتم، امتناع کردم

189
00:15:58,210 --> 00:16:00,800
‫از اینکه به حرفشون گوش دادم پشیمونم

190
00:16:00,840 --> 00:16:02,630
‫من احمق و خیلی مغرور بودم

191
00:16:02,670 --> 00:16:04,390
‫در میدان نبرد سعی کردم رفتارم رو اصلاح کنم

192
00:16:04,430 --> 00:16:07,710
‫من با کمال میل حاضر بودم برای
‫نجات جان برادرم، جانم رو بدم.

193
00:16:09,190 --> 00:16:12,680
‫هیچوقت، تا ابد دوباره بهش خیانت نمی‌کنم!

194
00:16:17,160 --> 00:16:20,440
‫برو و مادرت رو پیدا کن پسر!

195
00:16:20,480 --> 00:16:24,310
‫چاقو تیز میکنم! چاقوهاتون رو بیارید اینجا!
‫چاقوهاتون رو بیارید!

196
00:16:46,400 --> 00:16:47,510
‫این یه خداست؟

197
00:16:48,200 --> 00:16:49,300
‫خدا نیست

198
00:16:50,130 --> 00:16:51,960
‫این بودا ست

199
00:16:54,200 --> 00:16:55,380
‫و بودا کیه؟

200
00:17:07,040 --> 00:17:08,150
‫ممنون

201
00:17:13,220 --> 00:17:18,050
‫ایتسرک، اخبار خیلی جالبی دریافت کردم

202
00:17:19,850 --> 00:17:25,130
‫انگاری شاه جدید آلفرد،
‫شاه هارالد رو در وسکس شکست داده

203
00:17:27,060 --> 00:17:31,240
‫ولی با کمک لاگرتا، بیورن و اوبه

204
00:17:31,270 --> 00:17:34,030
‫پس تمام مدت می‌دونستی که لاگرتا رو قربانی نکردی

205
00:17:38,070 --> 00:17:39,630
‫هارالد زنده مونده؟

206
00:17:39,660 --> 00:17:41,110
‫بله، به یورک عقب‌نشینی کرده

207
00:17:44,600 --> 00:17:48,190
‫از نظر من الان زمان اینه که به انگلستان برگردیم

208
00:17:48,220 --> 00:17:51,120
‫هارالد درسش رو یاد گرفته.
‫نمی‌تونه بدون من برنده بشه.

209
00:17:52,260 --> 00:17:53,470
‫اون چیه؟

210
00:17:58,300 --> 00:18:00,650
‫وقتی پدرم منو به انگلستان برد،

211
00:18:00,680 --> 00:18:02,720
‫و توسط شاه اکبرت زندانی شد،

212
00:18:03,930 --> 00:18:06,340
‫من با شاهزاده آلفرد شطرنج بازی می‌کردم

213
00:18:09,100 --> 00:18:11,450
‫حالا بازم میخوام باهاش شطرنج بازی کنم

214
00:18:12,830 --> 00:18:16,390
‫فقط این بار در میدان نبرد

215
00:19:05,470 --> 00:19:06,750
‫اون شاهه!

216
00:19:06,780 --> 00:19:07,820
‫آره

217
00:19:09,160 --> 00:19:11,340
‫شاه و افرادش. اونا اینجاین

218
00:19:14,240 --> 00:19:17,550
‫اینجا مرز ملک قانونی شماست

219
00:19:17,590 --> 00:19:21,210
‫از اینجا تا دریا، قلمرو آنگلیای شرقی هست

220
00:19:21,250 --> 00:19:24,520
‫همیشه برای من بود. من هم به شما میدمش

221
00:19:29,980 --> 00:19:32,770
‫ببین بیورن. گنجینه‌ها رو ببین!

222
00:20:09,290 --> 00:20:10,950
‫اونا به تمام اصول،

223
00:20:12,740 --> 00:20:15,920
‫رویاها، و امیدهای سکونت‌گاهمون خیانت کردن

224
00:20:16,920 --> 00:20:19,440
‫ولی هنوز خانواده‌ی منن

225
00:20:19,480 --> 00:20:21,790
‫و نیاز به کمک دارن. و می‌تونی کمکشون کنی

226
00:20:21,820 --> 00:20:24,830
‫اگه بازم تاخیر کنیم، همشون خواهند مرد

227
00:20:28,420 --> 00:20:30,520
‫به چی فکر میکنی؟

228
00:20:30,560 --> 00:20:34,390
‫داشتم فکر می‌کردم که بالاخره
‫سکونت‌گاهمون داره عملی میشه

229
00:20:35,660 --> 00:20:37,010
‫دیگه کینه‌ورزی نبود

230
00:20:39,940 --> 00:20:41,700
‫نیازی به انتقام یا کشتار نبود

231
00:20:43,360 --> 00:20:45,330
‫و حالا میخوای این آدما رو برگردونی

232
00:20:47,330 --> 00:20:49,230
‫این آدمایی که این زنجیره رو شروع کردن

233
00:20:51,850 --> 00:20:53,200
‫که نمی‌خواستن به من گوش بدن

234
00:20:55,240 --> 00:20:57,930
‫فلوکی، من می‌فهمم

235
00:20:59,240 --> 00:21:01,930
‫می‌تونم نگرانی‌هات رو درک کنم،
‫ولی الان اوضاع فرق داره

236
00:21:03,420 --> 00:21:05,590
‫پدرم درسش رو فرا گرفته

237
00:21:06,760 --> 00:21:09,150
‫عمیقاً پشیمونه

238
00:21:10,770 --> 00:21:12,460
‫و تو حرفش رو باور میکنی؟

239
00:21:12,490 --> 00:21:13,840
‫اون تغییر کرده فلوکی

240
00:21:15,360 --> 00:21:16,710
‫تغییر کرده

241
00:21:18,050 --> 00:21:20,300
‫این شدنیه

242
00:21:20,330 --> 00:21:22,950
‫این چیزی نیست که گفتی اینجا ممکن میشه فلوکی؟

243
00:21:24,160 --> 00:21:25,990
‫که زندگی متفاوتی خواهیم داشت

244
00:21:26,780 --> 00:21:28,440
‫که تغییر خواهیم کرد

245
00:21:58,090 --> 00:21:59,370
‫خوش اومدید اعلیحضرت

246
00:21:59,400 --> 00:22:00,400
‫همم

247
00:22:02,580 --> 00:22:03,750
‫خوش اومدید

248
00:22:06,720 --> 00:22:08,650
‫نمی‌تونم برم داخل

249
00:22:08,690 --> 00:22:10,930
‫نه، منم نمی‌تونم

250
00:22:10,970 --> 00:22:13,000
‫اونا خدای اشتباهی رو می‌پرستن

251
00:22:20,840 --> 00:22:22,220
‫میخوای حرف بزنی؟

252
00:22:27,810 --> 00:22:29,570
‫من پدرم رو از دست دادم

253
00:22:31,540 --> 00:22:33,260
‫و حالا مادرم

254
00:22:35,780 --> 00:22:38,130
‫و با اینحال، این رویای پدرمه

255
00:22:39,480 --> 00:22:40,860
‫همین‌جا

256
00:22:42,930 --> 00:22:44,970
‫همه‌ی چیزی که همیشه برامون می‌خواست

257
00:22:48,660 --> 00:22:50,140
‫چه عجیب

258
00:23:13,130 --> 00:23:15,270
‫چیزی نیست

259
00:23:15,310 --> 00:23:17,860
‫همه چی درست میشه

260
00:23:17,900 --> 00:23:19,280
‫همه چیز

261
00:23:38,050 --> 00:23:40,230
‫ ‫راه رو باز کنید! میدان رو خالی کنید!

262
00:23:40,260 --> 00:23:42,440
‫راه رو باز کنید! برید کنار! از سر راه برید کنار!

263
00:23:45,680 --> 00:23:46,820
‫بانوی من

264
00:23:50,410 --> 00:23:51,690
‫پادشاهه

265
00:23:53,520 --> 00:23:56,040
‫برو و طبیب‌ها رو خبر کن

266
00:23:56,070 --> 00:23:57,620
‫بله بانوی من

267
00:23:57,660 --> 00:23:59,590
‫همتون، برید

268
00:23:59,630 --> 00:24:01,080
‫- بله بانوی من
‫- بانوی من

269
00:24:04,530 --> 00:24:08,280
‫الثویث، این اولین باری نیست که
‫آلفرد اینطوری بیمار میشه

270
00:24:08,290 --> 00:24:09,330
‫قبلآً هم اتفاق افتاده

271
00:24:14,920 --> 00:24:16,300
‫چیکار می‌تونیم بکنیم؟

272
00:24:20,920 --> 00:24:23,030
‫خب،

273
00:24:23,060 --> 00:24:24,860
‫کار خیلی کمی از دستمون بر میاد

274
00:24:24,890 --> 00:24:26,960
‫ایکاش می‌تونستیم کاری بکنیم

275
00:24:27,000 --> 00:24:30,420
‫حداقل می‌تونم مواد یه مرهم گرم رو پیدا کنم

276
00:24:36,150 --> 00:24:37,150
‫تو...

277
00:24:37,770 --> 00:24:39,050
‫بله

278
00:24:40,010 --> 00:24:41,740
‫فکر میکنم باردارم

279
00:24:46,190 --> 00:24:50,540
‫الثویث، نباید این بچه رو از دست بدی

280
00:24:50,570 --> 00:24:53,540
‫انتظارات زیادی از این بچه‌ی دنیا نیومده میره

281
00:24:53,580 --> 00:24:55,230
‫شاید آینده‌ی انگلستان

282
00:25:08,180 --> 00:25:09,560
‫برادر بیچاره‌ی من

283
00:25:13,770 --> 00:25:15,560
‫اون باید زنده بمونه

284
00:25:15,600 --> 00:25:16,910
‫چیز دیگه‌ای مهم نیست

285
00:25:21,980 --> 00:25:25,300
‫همه چی از یه چیزه. و فقط اون چیز وجود داره

286
00:25:26,960 --> 00:25:30,130
‫زندگی یک پُل هست،
‫روی آن خانه‌ای نسازید

287
00:25:30,170 --> 00:25:33,000
‫یه رودخانه‌ست، ولی به کناره‌هاش نچسب

288
00:25:34,130 --> 00:25:35,900
‫شما در یک سفر هستید

289
00:25:37,380 --> 00:25:40,560
‫این پیرمرد عجیب این چیزا رو بهت گفته؟

290
00:25:40,590 --> 00:25:43,210
‫و خیلی چیزای دیگه که فراموش کردم

291
00:25:43,250 --> 00:25:45,530
‫شاید همش یه جوک باشه

292
00:25:45,560 --> 00:25:47,770
‫اگه فلوکی بود اینطور میگفت

293
00:25:47,800 --> 00:25:50,740
‫یعنی چی؟ سفر به کجا؟

294
00:25:53,290 --> 00:25:55,810
‫بهم گفت می‌تونم برم دوباره باهاش صحبت کنم

295
00:25:55,850 --> 00:25:58,090
‫که منو آگاه میکنه

296
00:25:59,330 --> 00:26:00,370
‫ولی فعلاً،

297
00:26:02,780 --> 00:26:04,300
‫بیا فقط رابطه برقرار کنیم

298
00:26:28,840 --> 00:26:30,160
‫ممنون

299
00:26:35,400 --> 00:26:39,510
‫اون فرستاده‌ی شاه اولاف نیرومند بود

300
00:26:42,380 --> 00:26:46,450
‫از اولاف دعوت کردم تا به ارتشمون بپیونده

301
00:26:47,930 --> 00:26:49,760
‫کِی میخوای به سمت یورک حرکت کنی؟

302
00:26:52,560 --> 00:26:55,630
‫باید تا بهار صبر کنیم

303
00:26:55,660 --> 00:26:59,050
‫و تولد بچه‌ی خدایی من

304
00:27:05,710 --> 00:27:09,330
‫چرا انقدر بدگمان شدی برادر عزیزم، ها؟

305
00:27:09,370 --> 00:27:11,470
‫بدگمانی ذهن رو آلوده میکنه برادر

306
00:27:11,510 --> 00:27:16,450
‫در آخر، نمی‌تونی خوبی‌های
‫کسی رو ببینی، یا هر چیزی

307
00:27:16,480 --> 00:27:19,760
‫نمی‌بینی که فریدیس الان
‫خیلی بیشتر شبیه فریا شده،

308
00:27:20,790 --> 00:27:23,070
‫الهه‌ی باروری

309
00:27:26,700 --> 00:27:27,900
‫نه؟

310
00:27:29,840 --> 00:27:34,150
‫بنظر من تو در کشمکش هستی ایتسرک

311
00:27:36,500 --> 00:27:38,260
‫از کشتی پریدی تا به من بپیوندی،

312
00:27:38,290 --> 00:27:41,300
‫چون فکر کردی خدایان این رو مقّدر کردن

313
00:27:41,330 --> 00:27:43,920
‫ولی بعد، هر چیزی که میگم یا
‫هر کاری میکنم باعث ناراحتیت میشه،

314
00:27:43,950 --> 00:27:46,340
‫انگار که هیچوقت دلت نمی‌خواست از کشتی بپری

315
00:27:48,100 --> 00:27:49,750
‫تناقضی وجود نداره

316
00:27:52,000 --> 00:27:53,246
‫البته که تناقض هست

317
00:27:53,270 --> 00:27:55,170
‫درباره‌ی چی حرف میزنی؟

318
00:27:55,210 --> 00:27:56,860
‫تناقضی نیست چون،

319
00:27:56,900 --> 00:28:00,350
‫ممکنه که همه چیز بخشی از یک چیز باشه

320
00:28:01,940 --> 00:28:03,150
‫چی؟

321
00:28:04,840 --> 00:28:06,800
‫داری چرت و پرت میگی!

322
00:28:08,120 --> 00:28:09,500
‫می‌دونی، خیلی وقتا برام سوال بود،

323
00:28:09,530 --> 00:28:11,360
‫که یکم دیوونه هستی یا نه

324
00:28:13,050 --> 00:28:14,050
‫من دیوونه‌ام؟

325
00:28:15,050 --> 00:28:17,130
‫درست مثل مارگارت

326
00:28:17,160 --> 00:28:19,440
‫می‌دونی چه بلایی سرش اومد

327
00:28:45,120 --> 00:28:47,530
‫باید یک قربانی آماده می‌کردیم

328
00:28:48,810 --> 00:28:50,546
‫باید قربانی‌ای برای خدایان آماده می‌کردیم

329
00:28:50,570 --> 00:28:52,780
‫تا از خشمشون بکاهیم،

330
00:28:52,820 --> 00:28:56,440
‫و ازشون بخوایم این زمین جدید رو متبرک کنن

331
00:28:56,470 --> 00:28:57,680
‫فکر میکنی خدایان عصبانی هستن؟

332
00:28:57,720 --> 00:28:59,480
‫البته که هستن

333
00:28:59,510 --> 00:29:01,620
‫اوبه بین عموم انکارشون کرد!

334
00:29:03,340 --> 00:29:06,756
‫و الان اوبه و توروی صلیب
‫خدای مسیحی‌ها رو میندازن دور گردنشون

335
00:29:11,900 --> 00:29:14,110
‫باید یه کاری برای خودم بکنم

336
00:29:19,390 --> 00:29:21,430
‫من به اینجا تعلق ندارم

337
00:29:22,360 --> 00:29:23,540
‫چیکار کنی؟

338
00:29:25,750 --> 00:29:28,370
‫میخوام کتگات رو از آیوار پس بگیرم

339
00:29:29,990 --> 00:29:31,370
‫چطوری؟

340
00:29:31,410 --> 00:29:32,820
‫ارتشی نداری

341
00:29:34,310 --> 00:29:36,200
‫ولی شاه هارالد داره

342
00:29:38,860 --> 00:29:41,970
‫قانعش میکنم تا با من به کتگات حمله کنه

343
00:29:42,000 --> 00:29:45,560
‫یه چیزی که شوهرم بهم گفت رو به یاد دارم

344
00:29:45,590 --> 00:29:47,970
‫گفت که شاه هارالد بهش گفته که،

345
00:29:48,010 --> 00:29:50,220
‫بعد از حمله‌شون به وسکس،

346
00:29:50,250 --> 00:29:53,570
‫جفتشون برمی‌گردن و با هم به کتگات حمله میکنن

347
00:29:54,360 --> 00:29:56,330
‫پس بهم گوش میده

348
00:29:57,160 --> 00:29:59,640
‫یا گوش میده یا فقط تو رو می‌کشه

349
00:30:12,550 --> 00:30:16,800
‫پسر و دخترت رو کشتن

350
00:30:18,760 --> 00:30:21,660
‫حالا ازمون خواستن تا این آدما رو نجات بدیم

351
00:30:24,910 --> 00:30:27,600
‫این تصمیم رو به تو می‌سپارم کتیل

352
00:30:29,880 --> 00:30:31,810
‫منو می‌شناسی فلوکی

353
00:30:33,710 --> 00:30:36,640
‫می‌دونی که نمی‌تونم بدون امید زنده بمونم

354
00:30:36,680 --> 00:30:38,780
‫باید به آینده‌ی خانواده‌م،

355
00:30:40,580 --> 00:30:42,720
‫امید داشته باشم

356
00:30:45,100 --> 00:30:46,900
‫پس...

357
00:30:46,930 --> 00:30:49,930
‫پس میگی که باید نجاتشون بدیم

358
00:30:53,730 --> 00:30:54,900
‫بله

359
00:31:01,250 --> 00:31:04,670
‫اگه هلگی میگه پدرش تغییر کرده،

360
00:31:04,710 --> 00:31:06,160
‫منم حرفش رو باور میکنم

361
00:31:08,740 --> 00:31:12,580
‫و خودم پا در این زمستان سوزناک می‌ذارم

362
00:31:12,610 --> 00:31:16,410
‫و اگه لازم باشه، خودم ایویند رو
‫بر پشتم تا اینجا حمل میکنم

363
00:31:39,840 --> 00:31:41,160
‫هلگی!

364
00:31:48,470 --> 00:31:49,480
‫کمکم کن

365
00:32:05,420 --> 00:32:06,530
‫برو

366
00:32:07,800 --> 00:32:08,940
‫برو!

367
00:32:31,690 --> 00:32:34,350
‫من تصمیمم رو گرفتم اوبه

368
00:32:34,380 --> 00:32:37,900
‫بخاطر مادرم، و بخاطر خودم،

369
00:32:37,940 --> 00:32:39,590
‫باید سعی کنم دوباره کتگات رو بدست بیارم

370
00:32:40,320 --> 00:32:42,110
‫اینجا بهت نیاز داریم

371
00:32:42,150 --> 00:32:44,810
‫بازم حمله خواهند کرد و خودت اینو می‌دونی

372
00:32:44,840 --> 00:32:47,530
‫باید از رویای رگنار دفاع کنیم

373
00:32:47,570 --> 00:32:50,540
‫هممون سعی داریم از رویای رگنار دفاع کنیم

374
00:32:50,570 --> 00:32:53,500
‫ولی شاید بعضیامون انتخاب کنیم
‫به شکل متفاوتی اینکارو کنیم

375
00:32:54,570 --> 00:32:56,230
‫می‌فهمم چیکار کردی

376
00:32:57,410 --> 00:32:59,890
‫مسیری رو انتخاب کردی که من نمی‌تونستم

377
00:33:00,820 --> 00:33:03,760
‫برادرم، هنوز قهرمان منی

378
00:33:09,210 --> 00:33:11,700
‫و توروی

379
00:33:11,730 --> 00:33:13,520
‫به تو هم میخوام چیزی بگم

380
00:33:14,940 --> 00:33:17,110
‫تو از بچه‌های ما محافظت و بزرگشون کردی

381
00:33:19,250 --> 00:33:21,330
‫حتی وقتی ترکت کردم،

382
00:33:23,260 --> 00:33:25,470
‫هیچوقت کینه نداشتی یا انتقام‌جو نبودی

383
00:33:29,090 --> 00:33:31,300
‫همیشه به مادرم وفادار بودی

384
00:33:33,370 --> 00:33:36,310
‫هیچوقت چیزی برای خودت نمی‌خواستی

385
00:33:36,340 --> 00:33:38,170
‫من لاگرتا رو دوست دارم

386
00:33:38,200 --> 00:33:40,970
‫همیشه همه چیز من بوده

387
00:33:41,000 --> 00:33:42,210
‫می‌دونم که هنوز زنده‌ست،

388
00:33:42,240 --> 00:33:44,560
‫و یه روز برمی‌گرده

389
00:33:44,590 --> 00:33:46,800
‫همیشه زنده می‌مونه،

390
00:33:46,830 --> 00:33:48,210
‫مثل تو

391
00:33:50,220 --> 00:33:52,320
‫من عاشق بچه‌هامون هستم،

392
00:33:53,980 --> 00:33:56,500
‫و همیشه کاری میکنم بهت افتخار کنن

393
00:34:06,990 --> 00:34:07,990
‫ممنون

394
00:34:20,800 --> 00:34:22,770
‫سرورانم

395
00:34:24,010 --> 00:34:28,520
‫همتون اخبار بیماری پادشاه رو شنیدید،

396
00:34:28,600 --> 00:34:32,220
‫و برا همین می‌خواستم باهاتون صحبت کنم

397
00:34:32,260 --> 00:34:36,470
‫تا بهتون اطمینان بدم که آلفرد حالش خوب میشه

398
00:34:36,500 --> 00:34:38,230
‫- مشکلش چیه؟
‫- بله

399
00:34:38,260 --> 00:34:40,440
‫هیچکس دقیقاً نمی‌دونه

400
00:34:40,470 --> 00:34:41,680
‫پس ضعیفه

401
00:34:41,720 --> 00:34:44,170
‫- باید حقیقت رو بدونیم
‫- چه خبر شده؟

402
00:34:48,070 --> 00:34:50,900
‫حق با مادرمه

403
00:34:50,930 --> 00:34:53,070
‫آلفرد قبلآً هم این ناخوشی‌ها رو داشته،

404
00:34:53,110 --> 00:34:55,320
‫و همیشه زنده مونده

405
00:34:56,590 --> 00:34:58,870
‫باید ایمان داشته باشین

406
00:34:58,910 --> 00:35:00,800
‫شاهی که همیشه بیماره

407
00:35:02,050 --> 00:35:04,120
‫چجور پادشاهیه؟

408
00:35:05,330 --> 00:35:07,810
‫نمی‌تونیم یه شاه بیمار داشته باشیم!

409
00:35:12,260 --> 00:35:14,340
‫اثلرد خیلی محبوبه

410
00:35:15,850 --> 00:35:17,650
‫بله

411
00:35:17,680 --> 00:35:19,580
‫می‌تونی بهم اعتماد کنی. بهم اعتماد داری؟

412
00:35:19,620 --> 00:35:23,220
‫همیشه دعا می‌کردم،
‫که اینقدر محبوب نشه

413
00:35:23,310 --> 00:35:24,860
و کلیسا؟ ... -
‫- بله

414
00:35:24,900 --> 00:35:26,210
‫ممنون

415
00:35:36,120 --> 00:35:38,570
‫چه چیزی برای گفتن به این مردان،

416
00:35:39,980 --> 00:35:43,640
‫جز اینکه برای بهبود برادرت دعا کنن داری؟

417
00:35:47,230 --> 00:35:50,130
‫چیزی که تو ذهنمه رو بهشون میگم

418
00:35:52,930 --> 00:35:55,000
‫دخالت نکن مادر!

419
00:35:56,690 --> 00:35:59,660
‫حالا برید و کمی گاوزبان بچینید

420
00:35:59,690 --> 00:36:01,730
‫تا برادر بیچاره‌م درمان بشه

421
00:37:27,850 --> 00:37:29,190
‫برادر بیچاره‌ت

422
00:37:29,820 --> 00:37:31,090
‫بله

423
00:37:33,540 --> 00:37:37,340
‫اگه مُرد، شما شاه میشین؟

424
00:37:38,860 --> 00:37:39,890
‫بله

425
00:37:46,000 --> 00:37:48,420
‫پس امیدوارم بمیره

426
00:38:01,500 --> 00:38:04,020
‫بیورنه! خودشه!

427
00:38:04,060 --> 00:38:05,440
‫بیورن رویین‌تن

428
00:38:15,380 --> 00:38:17,100
‫- برادر!
‫- مگنوس

429
00:38:18,450 --> 00:38:20,210
‫بیورن رویین‌تن

430
00:38:24,150 --> 00:38:26,040
‫خب،‌ بیا، بیا! بیا

431
00:38:29,980 --> 00:38:32,150
‫بیورن رویین‌تن،

432
00:38:33,910 --> 00:38:36,920
‫خیلی از دیدنت خوشحالم

433
00:38:36,950 --> 00:38:39,130
‫و گانهیلد

434
00:38:39,160 --> 00:38:40,370
‫بنظر میرسه که سرنوشت،

435
00:38:40,400 --> 00:38:42,920
‫دوباره ما رو پیش هم آورده

436
00:38:42,960 --> 00:38:46,130
‫کی می‌دونست خدایان
‫چه سرنوشتی برامون مقّدر کرده بودن؟

437
00:38:47,960 --> 00:38:49,200
‫بله

438
00:38:49,240 --> 00:38:50,830
‫کی می‌دونست

439
00:38:50,860 --> 00:38:52,100
‫این چیزا برام مهم نیست

440
00:38:52,140 --> 00:38:54,210
‫برا من فقط این مهمه که برادرم بیورن رو پیدا کردم

441
00:38:54,240 --> 00:38:56,040
‫که من یه وایکینگم

442
00:38:56,070 --> 00:38:58,040
‫و اینکه به کتگات حمله خواهیم کرد...

443
00:38:58,080 --> 00:38:59,080
‫همه با هم!

444
00:39:06,810 --> 00:39:10,230
‫خب بهم بگو، برادرم چطوره؟

445
00:39:10,260 --> 00:39:12,500
‫تغییری در شرایطش پیش نیومده

446
00:39:15,440 --> 00:39:17,650
‫نمی‌دونم اصلاً هوشیاره یا نه

447
00:39:19,030 --> 00:39:20,790
‫شربت‌هایی رو درست کردم

448
00:39:20,820 --> 00:39:22,760
‫تا از دردش کم کنم

449
00:39:22,790 --> 00:39:24,450
‫مثل قبل

450
00:39:25,620 --> 00:39:27,970
‫تو مادر فوق‌العاده‌ای هستی

451
00:39:28,000 --> 00:39:30,070
‫برای آلفرد، و من

452
00:39:39,880 --> 00:39:43,260
‫حداقل می‌دونم نگران برادرت هستی

453
00:39:44,640 --> 00:39:45,740
‫چرا نباید باشم؟

454
00:39:48,510 --> 00:39:52,750
‫فقط خیلی وحشتناکه که،

455
00:39:52,790 --> 00:39:56,650
‫همینکه مریض شده، اشراف شروع به

456
00:39:58,270 --> 00:40:00,070
‫توطئه علیهش کردن!

457
00:40:01,280 --> 00:40:03,620
‫اون‌ها مسیحی‌های واقعی نیستن

458
00:40:04,630 --> 00:40:06,970
‫اونا...

459
00:40:07,010 --> 00:40:11,010
‫هیچ خوبی‌ای در ذات‌شون نیست

460
00:40:13,740 --> 00:40:15,570
‫فقط میخوان از شرش خلاص بشن

461
00:40:17,290 --> 00:40:18,400
‫درسته

462
00:40:18,430 --> 00:40:21,300
‫و با اینحال، باید ترسشون رو درک کنی

463
00:40:23,440 --> 00:40:25,300
‫نه فقط برای خودشون،

464
00:40:25,340 --> 00:40:27,580
‫بلکه برای وسکس و انگلستان

465
00:40:51,330 --> 00:40:53,020
‫البته

466
00:40:53,050 --> 00:40:54,990
‫من می‌فهمم

467
00:40:57,850 --> 00:40:59,200
‫ولی مطمئناً...

468
00:41:01,160 --> 00:41:05,440
‫مطمئناً می‌تونن ببینن که
‫آلفرد بهترین شانس اوناست

469
00:41:07,170 --> 00:41:10,140
‫اگه وسکس و انگلستان،

470
00:41:10,660 --> 00:41:12,350
‫براشون مهم باشه،

471
00:41:12,380 --> 00:41:15,250
‫پس باید آلفرد هم براشون مهم باشه!

472
00:41:17,280 --> 00:41:18,980
‫چی... چیکار کردی؟

473
00:41:25,570 --> 00:41:27,640
‫باور ندارم،

474
00:41:27,670 --> 00:41:32,020
‫که تا حالا برادرت رو
‫بعنوان پادشاه قبول کرده باشی

475
00:41:34,160 --> 00:41:36,340
‫فکر نمیکنم بعد این هم داشته باشی

476
00:41:39,750 --> 00:41:42,450
‫همیشه براش یه خطر خواهی بود

477
00:41:44,210 --> 00:41:46,420
‫پس تو مسمومم کردی؟

478
00:42:08,580 --> 00:42:10,160
‫چجور مادری هستی؟

479
00:42:50,034 --> 00:42:58,034
ترجمه از ناصر اسماعیلی

480
00:42:58,158 --> 00:43:06,158
[مرجع دانلود زيرنويس فارسي فيلم، سريال و انيميشن]
<font color=#FF0000>>> IranZirnevis <<</font>

