﻿1
00:00:05,241 --> 00:00:08,301
‫به سلامتی آیوار بی‌استخون، شاه جدید کتگات!

2
00:00:09,469 --> 00:00:11,436
‫- شاه آیوار
‫- رولو

3
00:00:11,471 --> 00:00:12,771
‫کجا می‌تونیم بریم؟

4
00:00:12,805 --> 00:00:14,639
‫آیوار حتمآً تا اون سر دنیا هم تعقیبمون میکنه

5
00:00:14,674 --> 00:00:17,034
‫از جانب شما پیش شاه اثلولف پادرمیانی میکنم

6
00:00:17,110 --> 00:00:18,310
‫ولی ازتون می‌خواد که براش بجنگین

7
00:00:18,344 --> 00:00:20,979
‫بریم. بریم به انگلستان

8
00:00:21,013 --> 00:00:23,248
‫اسقف کلیسای مقدس باید مجرد باشه

9
00:00:23,282 --> 00:00:25,016
‫نمی‌تونم داشتن تو رو تایید کنم

10
00:00:25,051 --> 00:00:26,518
‫اون بهمون دروغ گفت!

11
00:00:26,552 --> 00:00:28,487
‫اگه اینجا سرزمین خدایانه،

12
00:00:28,521 --> 00:00:29,888
‫اونا کجا هستن؟

13
00:00:29,922 --> 00:00:32,791
‫از دست فلوکی عصبانی‌ان که ما رو آورده اینجا!

14
00:01:04,494 --> 00:01:12,295
[سايت ايران زيرنويس تقديم مي کند]
<font color=#FF0000>>> IranZirnevis <<</font>

15
00:01:28,154 --> 00:01:35,480
ترجمه از ناصر اسماعیلی

16
00:01:56,175 --> 00:01:57,542
‫بهم گفته بودن اون مُرده

17
00:01:57,577 --> 00:01:59,911
‫تو «یورک» کشته شده

18
00:01:59,946 --> 00:02:02,681
‫به نظر پسران رگنار با خودشون جنگ دارن

19
00:02:02,715 --> 00:02:04,416
‫هگموند مجبور شد تا در کنارشون بجنگه

20
00:02:04,450 --> 00:02:06,051
‫اون در بین کفار زندگی کرده

21
00:02:06,085 --> 00:02:08,286
‫فکر میکنی تغییر کرده؟

22
00:02:11,069 --> 00:02:12,203
‫بیارینش اینجا

23
00:02:13,693 --> 00:02:15,026
‫اسقف هگموند رو بیارید!

24
00:02:22,869 --> 00:02:24,603
‫بانوی من

25
00:02:25,423 --> 00:02:26,824
سرورم

26
00:02:30,576 --> 00:02:32,410
‫برخیز اسقف هگموند

27
00:02:35,448 --> 00:02:37,054
‫تو رو به اسارت گرفته بودن

28
00:02:37,088 --> 00:02:40,485
‫بله، من در جنگ بزرگ که
‫بین پسران رگنار بود جنگیدم

29
00:02:40,519 --> 00:02:43,788
‫پسرش، آیوار بی‌استخون پیروز جنگ شد

30
00:02:44,323 --> 00:02:46,124
‫آیوار رو می‌شناسم

31
00:02:46,158 --> 00:02:48,660
‫با رگنار لاثبروک اینجا اومد

32
00:02:48,694 --> 00:02:52,397
‫وقتی بچه بودم باهاش بازی می‌کردم

33
00:02:52,431 --> 00:02:55,233
‫و با اینحال، تو با پسرانی که
‫شکست خوردن برگشتی؟

34
00:02:55,268 --> 00:02:56,568
‫بله

35
00:02:56,602 --> 00:02:58,036
‫چرا؟

36
00:03:00,239 --> 00:03:01,373
‫اعلی‌حضرت؟

37
00:03:01,407 --> 00:03:03,675
‫چرا اومدن اینجا؟

38
00:03:08,848 --> 00:03:11,049
‫بهشون مسیر امن پیشنهاد دادم

39
00:03:14,387 --> 00:03:17,856
ساده‌تر از این هم میشه آدما رو گول زد؟ همم؟

40
00:03:19,825 --> 00:03:21,393
‫ما رو ببینین!

41
00:03:21,427 --> 00:03:23,028
‫وارد یه تله شدیم

42
00:03:23,062 --> 00:03:25,397
‫اسقف هگموند بهمون خیانت کرد

43
00:03:25,431 --> 00:03:26,765
‫باورم نمیشه

44
00:03:26,799 --> 00:03:29,634
‫جور دیگه هم می‌تونست به خونه‌ش برسه؟

45
00:03:29,669 --> 00:03:31,503
‫یه کشتی لازم داشت

46
00:03:31,537 --> 00:03:33,071
‫خدمه لازم داشت

47
00:03:33,105 --> 00:03:35,073
‫ما جفتش رو بهش دادیم

48
00:03:35,107 --> 00:03:36,808
‫تصور کنین شاه آلفرد چقدر مشهور بشه،

49
00:03:36,842 --> 00:03:38,710
‫وقتی سرهای ما رو به ساکسون‌ها نشون بده

50
00:03:38,744 --> 00:03:43,548
‫و بهترین بخشش اینه که
‫خودمون دو دستی تقدیمش کردیم!

51
00:03:43,582 --> 00:03:46,818
‫هنوز باورم نمیشه که بهمون خیانت کرده

52
00:03:46,852 --> 00:03:48,887
‫و باروم نمیشه که لارگتای مشهور

53
00:03:48,921 --> 00:03:51,022
‫گول عشق رو خورده

54
00:03:51,057 --> 00:03:53,525
‫خب، تو هیچوقت گول عشق رو نخوردی،

55
00:03:54,145 --> 00:03:55,445
‫خوردی بیورن؟

56
00:03:56,562 --> 00:03:59,831
‫رگنار همین‌جا زندانی و بهش خیانت شد

57
00:04:00,873 --> 00:04:03,274
‫و الان، همه‌ی ما هم همین‌جا می‌میریم

58
00:04:09,775 --> 00:04:13,411
‫یه پیک به سلامتی اسقف هگموند،

59
00:04:13,446 --> 00:04:17,315
‫وسیله‌ی تنبیه وایکینگ‌ها، و مرد خدا

60
00:04:17,350 --> 00:04:19,351
‫اسقف هگموند

61
00:04:34,166 --> 00:04:35,300
‫ای خدایان،

62
00:04:36,902 --> 00:04:39,637
‫چرا دوباره تصمیم گرفتید از جونم بگذرید؟

63
00:04:40,740 --> 00:04:42,540
‫نمی‌فهمم

64
00:04:43,542 --> 00:04:45,310
‫این یه جوکه؟

65
00:04:45,344 --> 00:04:48,113
‫اینکه زجر کشیدن من رو ببینید
‫باعث سرگرمی‌تون میشه؟

66
00:04:50,816 --> 00:04:53,418
‫من به چه درد این آدما می‌خورم؟

67
00:04:54,520 --> 00:04:57,322
‫خیلی تلاش کردم تا کاری کنم ببینن،

68
00:04:58,057 --> 00:04:59,958
‫ولی اونا نابینا هستن

69
00:05:04,997 --> 00:05:07,098
‫چرا جوابم رو نمیدین؟

70
00:05:08,667 --> 00:05:12,037
‫چرا عین قبلاً خودتون رو نشونم نمیدین؟

71
00:05:14,140 --> 00:05:16,074
‫شاید هیچوقت نشون ندادین

72
00:05:17,843 --> 00:05:19,778
‫شاید هیچوقت نشون ندادین

73
00:05:38,197 --> 00:05:39,664
‫بلند شین!

74
00:05:42,601 --> 00:05:44,035
‫برو!

75
00:05:46,839 --> 00:05:47,906
‫برو!

76
00:05:51,077 --> 00:05:52,544
‫می‌دونم کی هستین

77
00:05:52,578 --> 00:05:54,379
‫اگه قبول کنین در کنار ما،

78
00:05:54,413 --> 00:05:56,381
‫علیه ارتش هموطن‌هاتون بجنگی،

79
00:05:56,415 --> 00:05:58,349
‫اونقدری احمق نیستم که پتانسیل شما رو

80
00:05:58,384 --> 00:06:00,752
‫برای کشورم درک نکنم.

81
00:06:01,687 --> 00:06:03,388
‫شاید بجنگیم

82
00:06:03,422 --> 00:06:06,224
‫به شرطی که بهمون اجازه بدی تا در

83
00:06:06,258 --> 00:06:09,394
‫بخشی از آنگلیای شرقی که
‫شاه اکبرت بهمون داد ساکن بشیم

84
00:06:09,428 --> 00:06:11,129
‫من کاملاً تعهدات پدربزرگم

85
00:06:11,163 --> 00:06:12,664
‫رو اجرا میکنم

86
00:06:12,698 --> 00:06:15,366
‫ولی اول، شما باید در نبرد، ارزش و وفاداری خودتون رو

87
00:06:15,401 --> 00:06:17,368
‫به آرمان ما نشون بدید

88
00:06:17,403 --> 00:06:19,370
‫اون زمین حق قانونی ماست

89
00:06:19,765 --> 00:06:21,632
‫پیشنهادتون رو قبول می‌کنیم

90
00:06:23,008 --> 00:06:24,275
‫خوشحالم

91
00:06:24,310 --> 00:06:26,444
‫اسقف هگموند بود که این پیشنهاد رو داد،

92
00:06:26,479 --> 00:06:28,513
‫که از نظرم عاقلانه بود

93
00:06:31,283 --> 00:06:33,751
‫پس، تا زمانی که با هم متحد و دوست باشیم،

94
00:06:33,786 --> 00:06:35,954
‫آزادین که هر طور می‌خواین
‫از ویلای سلطنتی استفاده کنین

95
00:06:35,988 --> 00:06:38,323
‫خدمتکاران من خدمتکاران شما نیز خواهند بود

96
00:06:38,357 --> 00:06:41,025
‫آشپزخانه‌ها و انبارهای من
‫برای استفاده‌ی شما مهیا هستن

97
00:06:41,060 --> 00:06:42,227
‫انگار دو بچه‌ی کوچیک هم داری

98
00:06:42,261 --> 00:06:44,329
‫بذار مراقب اون‌ها هم باشیم

99
00:06:44,363 --> 00:06:46,831
‫ ‫ ‫می‌دونم که پدربزرگم شاه اکبرت تایید می‌کرد،

100
00:06:46,866 --> 00:06:49,667
‫چون می‌دونم چه محبتی
‫نسبت به شاه رگنار داشت

101
00:07:02,248 --> 00:07:03,882
‫می‌تونم بهشون اعتماد کنم؟

102
00:07:03,916 --> 00:07:06,084
‫می‌تونین به لاگرتا اعتماد کنین

103
00:07:10,089 --> 00:07:13,057
‫اعلی‌حضرت، یه مسئله‌ی کوچیک

104
00:07:13,092 --> 00:07:14,192
‫بله؟

105
00:07:14,226 --> 00:07:15,927
‫مقام اسقفیم رو پس می‌خوام

106
00:07:16,544 --> 00:07:20,465
‫می‌خوام یک بار دیگه اسقف هگموند شربورن باشم

107
00:07:20,499 --> 00:07:23,034
‫اعلی‌حضرت، چون فکر می‌کردیم که شما مُردین،

108
00:07:23,068 --> 00:07:24,602
‫شاه وظیفه دونست

109
00:07:24,637 --> 00:07:26,604
‫تا جایگزینی بعنوان اسقف برگزینه

110
00:07:30,643 --> 00:07:33,545
‫و کی رو منصوب کردید؟

111
00:07:33,579 --> 00:07:36,114
‫دوست شریف‌تون، لُرد کاثرد

112
00:07:40,886 --> 00:07:43,421
‫لرد کاثرد کشیش نیست

113
00:07:43,455 --> 00:07:46,157
‫ولی حامی حکومت ماست

114
00:07:46,192 --> 00:07:48,026
‫بدین سبب، به این مقام ترفیع پیدا کرد!

115
00:07:48,060 --> 00:07:51,663
‫ولی من نمردم!

116
00:07:51,697 --> 00:07:55,800
‫پس، می‌تونین انتصاب‌شون رو بی‌اعتبار اعلام کنین

117
00:07:55,834 --> 00:07:58,236
‫ایکاش یجوری می‌تونستم

118
00:07:58,270 --> 00:08:00,538
‫لرد کاثرد تا کنون اراده‌شون رو برای

119
00:08:00,573 --> 00:08:02,307
‫مبارزه علیه قدرت روحانیون نشون دادن

120
00:08:02,341 --> 00:08:05,009
‫ولی متاسفانه، من هنوز اونقدری قدرتمند نیستم

121
00:08:05,044 --> 00:08:07,412
‫تا برکنارشون کنم، مخصوصاً بخاطر شما.

122
00:08:10,616 --> 00:08:12,951
‫چرا "مخصوصا"؟

123
00:08:12,985 --> 00:08:14,085
‫همه تا الان فهمیدن،

124
00:08:14,119 --> 00:08:16,387
‫که شما در جنگ با کافرها کشته نشدید،

125
00:08:16,422 --> 00:08:17,755
‫بلکه بهشون پیوستید

126
00:08:17,790 --> 00:08:19,224
‫چاره‌ی دیگه‌ای نداشتم

127
00:08:19,258 --> 00:08:21,226
‫مدافع بزرگ جنگ‌های مسیحیت،

128
00:08:21,260 --> 00:08:24,662
‫نه به نام خدای ما، بلکه به نام خدایان کفار.

129
00:08:24,697 --> 00:08:28,600
‫من چیزی هستم که همیشه بودم...

130
00:08:29,107 --> 00:08:31,542
‫جنگجوی مسیح بر روی زمین،

131
00:08:32,471 --> 00:08:34,305
‫و براش می‌جنگم،

132
00:08:34,340 --> 00:08:38,409
‫در هر جا با هر کسی که اون بخواد.

133
00:08:38,444 --> 00:08:39,510
‫حرفت رو باور میکنم

134
00:08:39,545 --> 00:08:42,213
‫ولی متاسفانه، خیلیا هستن که نمی‌کنن

135
00:08:42,748 --> 00:08:44,382
‫و برای اونا، باید خودت رو ثابت کنی،

136
00:08:44,416 --> 00:08:48,219
‫قبل اینکه دوباره تو رو
‫اسقف اعظم کلیسای مقدس‌مون بکنم

137
00:09:16,215 --> 00:09:20,618
‫مردم من! مردم عزیز من!

138
00:09:20,653 --> 00:09:24,856
‫من این زن رو بعنوان همسر جدیدم انتخاب کرده‌ام

139
00:09:24,890 --> 00:09:28,026
‫اسمش فریدیس هست و
‫به زودی همتون اون رو بعنوان

140
00:09:28,060 --> 00:09:31,229
‫ملکه‌ی جدید کتگات خواهید شناخت!

141
00:09:41,607 --> 00:09:43,608
‫سلطنت همش یعنی همین

142
00:09:45,277 --> 00:09:47,945
‫شاه یه زن می‌گیره، وارث تولید میکنه،

143
00:09:49,048 --> 00:09:53,151
‫و بعد، از چشم اون، کتگات تا ابد برا اونه

144
00:09:53,185 --> 00:09:54,619
‫یه نقشه‌ی خوب

145
00:09:54,653 --> 00:09:56,187
‫جز یه چیز

146
00:09:56,221 --> 00:09:57,355
‫چه چیزی؟

147
00:10:00,225 --> 00:10:02,827
‫نمی‌تونه بچه‌ای تولید کنه

148
00:10:03,595 --> 00:10:05,730
‫اون بی‌استخونه

149
00:10:37,386 --> 00:10:38,553
‫بله

150
00:10:38,587 --> 00:10:41,256
‫باشد که خدایان باعث شادی شما بشوند

151
00:10:51,370 --> 00:10:53,705
‫فکر کنم وقت خوابت هست ایتسرک

152
00:10:56,909 --> 00:10:58,710
‫می‌دونی چیه؟

153
00:10:58,744 --> 00:11:00,612
‫تو به خدایان توهین میکنی!

154
00:11:01,514 --> 00:11:03,581
‫چی؟

155
00:11:03,616 --> 00:11:06,551
‫خدایان منو دوست دارن! اینو می‌دونی

156
00:11:14,660 --> 00:11:16,094
‫من تو رو میخوام

157
00:11:17,696 --> 00:11:19,030
‫

158
00:11:37,449 --> 00:11:38,983
‫نه

159
00:11:39,385 --> 00:11:40,618
‫نکن

160
00:11:41,720 --> 00:11:43,121
‫می‌دونی که نمی‌تونم

161
00:11:43,155 --> 00:11:44,989
‫می‌تونی هر کاری بکنی

162
00:11:46,492 --> 00:11:47,825
‫بهم اعتماد کن

163
00:11:48,427 --> 00:11:49,561
‫فریدیس...

164
00:11:49,595 --> 00:11:51,329
‫آیوار

165
00:11:52,093 --> 00:11:54,093
‫آیوار، بهم گوش بده

166
00:11:55,167 --> 00:11:57,033
‫از نظر من تو یه خدایی

167
00:11:58,037 --> 00:11:59,804
‫برتر از همه‌ی انسان‌ها

168
00:11:59,838 --> 00:12:01,773
‫برتر از همه

169
00:12:02,264 --> 00:12:04,264
‫خدایان تو رو شکل دادن

170
00:12:04,376 --> 00:12:05,543
‫آیوار

171
00:12:08,280 --> 00:12:09,447
‫آیوار

172
00:12:13,018 --> 00:12:14,953
‫همونطور که دوستت دارم دوستم داشته باش

173
00:12:15,721 --> 00:12:17,455
‫و من برات بچه میارم

174
00:12:19,024 --> 00:12:21,392
‫برات بچه میارم

175
00:12:21,427 --> 00:12:26,130
‫خدایان هیچوقت با انسان‌ها صاحب بچه نشده‌اند

176
00:12:26,165 --> 00:12:27,498
‫اشتباه میکنی

177
00:12:27,533 --> 00:12:30,101
‫اودین با «ریند» صاحب یک پسر شد

178
00:12:30,970 --> 00:12:33,069
‫اون پسر اسمش «والا» بود،

179
00:12:33,739 --> 00:12:39,310
‫که «هود» رو در انتقام قتل «بالدور» کشت

180
00:12:46,919 --> 00:12:48,553
‫تو یه خدایی

181
00:12:51,290 --> 00:12:52,991
‫یه خدا

182
00:12:55,394 --> 00:13:00,064
‫فقط باید باور داشته باشی

183
00:13:08,474 --> 00:13:12,644
‫از خون تو بچه‌ای خواهم آورد،

184
00:13:13,479 --> 00:13:15,146
‫یه پسر

185
00:13:15,180 --> 00:13:17,682
‫و اون هم یه خدا خواهد بود...

186
00:13:19,004 --> 00:13:20,237
‫مثل خودت

187
00:13:22,221 --> 00:13:25,957
‫و اون، تجسم عشق من،

188
00:13:25,991 --> 00:13:28,159
‫همیشه در کنار تو خواهد بود،

189
00:13:28,894 --> 00:13:32,664
‫در زمان صلح و جنگ،

190
00:13:32,698 --> 00:13:34,899
‫و در زمان خیانت.

191
00:14:44,937 --> 00:14:46,504
‫سرورم هگموند

192
00:14:46,538 --> 00:14:48,106
‫برادر مسیحی من

193
00:14:48,140 --> 00:14:51,175
‫بیا بابت برگشتت هم رو در آغوش بگیریم
‫و خدا رو شکر کنیم

194
00:14:54,213 --> 00:14:56,128
‫لرد کاثرد،

195
00:14:56,915 --> 00:15:01,119
‫چقدر عجیبه که تو رو در چنین جایگاه...

196
00:15:04,256 --> 00:15:05,790
‫مقدسی می‌بینم.

197
00:15:06,658 --> 00:15:08,659
‫هیچوقت فکر نمی‌کردم سودای،

198
00:15:08,694 --> 00:15:11,395
‫کلیسای مقدس‌مون رو داری

199
00:15:11,430 --> 00:15:14,065
‫به راستی که خدایان اسرارآمیز عمل میکنن،

200
00:15:14,099 --> 00:15:15,967
‫هگموند عزیز من

201
00:15:16,001 --> 00:15:18,002
‫ولی، مثل «سینت پائول» در راه دمشق،

202
00:15:18,036 --> 00:15:20,104
،من هم دچار دگرگونی شدم

203
00:15:20,139 --> 00:15:23,007
‫و دیدم که زندگی قبلیم منتهی به پوچی بود،

204
00:15:23,041 --> 00:15:26,110
‫و نیاز به رستگاری و لطف خداوند دارم،

205
00:15:26,519 --> 00:15:28,353
‫قبل اینکه خیلی دیر بشه

206
00:15:29,121 --> 00:15:30,988
‫هنوز برام سواله...

207
00:15:32,248 --> 00:15:34,819
‫که روی تابه‌ی سوزان دراز می‌کشی،

208
00:15:34,853 --> 00:15:38,489
‫یا خودت رو اخته می‌کنی،
‫یا چشمانت رو از کاسه در میاری،

209
00:15:38,524 --> 00:15:40,625
‫اگه خداوند بخواد،

210
00:15:41,560 --> 00:15:42,960
‫مثل من

211
00:15:42,995 --> 00:15:44,862
‫همش این فکر رو می‌کنم،

212
00:15:44,897 --> 00:15:47,098
‫که آرزوهای تو بیشتر دنیوی هستن،

213
00:15:47,132 --> 00:15:49,300
‫و کمتر مُقّدس هستند.

214
00:15:49,334 --> 00:15:52,203
‫هگموند، خودت هم همچین قدّیس نیستی

215
00:15:52,237 --> 00:15:54,639
‫خداوند از کشمکش‌های من باخبره

216
00:15:56,375 --> 00:16:00,545
‫مثل سرورمون من هم در بیابان
‫با شیطان در کشمکش بودم،

217
00:16:01,613 --> 00:16:04,348
‫ولی حداقل کشمکش‌های من روحانی هستن.

218
00:16:08,387 --> 00:16:09,921
‫می‌شناسمت

219
00:16:12,090 --> 00:16:14,458
‫تو دوست داری بخاطر این رداهای دوست‌داشتنی،

220
00:16:14,957 --> 00:16:16,828
‫اسقف اعظم بشی،

221
00:16:16,862 --> 00:16:20,164
‫و تجملات مقام والا...

222
00:16:23,068 --> 00:16:24,302
‫و قدرت.

223
00:16:24,336 --> 00:16:26,103
‫و اگه من این قدرت رو دارم،

224
00:16:26,138 --> 00:16:28,239
‫فکر میکنی با میل خودم ازش دست می‌کشم؟

225
00:16:28,273 --> 00:16:30,708
‫اینجا جایگاه منه!

226
00:16:30,742 --> 00:16:34,946
‫من اسقف واقعی شربورن هستم، نه تو

227
00:16:35,848 --> 00:16:38,950
‫تو یه ریاکار هستی،

228
00:16:39,815 --> 00:16:41,786
‫و باید کنار بکشی،

229
00:16:42,855 --> 00:16:45,321
‫قبل اینکه خداوند اینکارو بکنه!

230
00:16:52,197 --> 00:16:54,791
‫برعکس،
‫من معتقدم، من و سایرینی که با من هم‌نظرن،

231
00:16:54,833 --> 00:16:57,334
‫در برابر حملات شاه جدیدمون،
‫داریم فرامین خدا رو اجرا می‌کنیم

232
00:16:57,369 --> 00:16:59,203
‫و از کلیسا محافظت می‌کنیم

233
00:16:59,238 --> 00:17:00,671
‫تو از اینجا دور بودی

234
00:17:00,706 --> 00:17:03,107
‫مرگ شاه اثلولف مصیبت بزرگی برای وسکس بوده،

235
00:17:03,141 --> 00:17:05,543
‫و تاجگذاری پسرش رویداد بسیار خطرناکی‌ست،

236
00:17:05,577 --> 00:17:08,512
‫برای همه‌ی ما که به
‫کلیسای مقدس کاتولیک‌مون باور داریم،

237
00:17:08,547 --> 00:17:10,387
‫و آینده‌ی کشورمون.

238
00:17:11,450 --> 00:17:16,153
‫و پس، تو و این بقیه،

239
00:17:16,769 --> 00:17:18,623
‫دنبال سرنگونی آلفرد هستید؟

240
00:17:18,657 --> 00:17:22,149
‫هگموند، من این رو نگفتم

241
00:17:25,390 --> 00:17:27,224
‫نیاز نبود بگی

242
00:17:28,834 --> 00:17:30,067
‫گفتگوی ما تمومه

243
00:17:30,102 --> 00:17:32,670
‫متاسفم که سفرت به اینجا بی‌فایده بود

244
00:17:32,704 --> 00:17:35,139
‫من اسقف شربورن هستم، و خواهم بود،

245
00:17:35,173 --> 00:17:36,908
‫به فیض و مرحمت خدا!

246
00:17:42,320 --> 00:17:43,954
‫محصولی نداریم

247
00:17:46,925 --> 00:17:48,225
‫غذایی نداریم

248
00:17:50,195 --> 00:17:51,795
‫چیزی برای خوردن نداریم

249
00:17:56,234 --> 00:17:58,502
‫از این زمستون زنده نمی‌مونیم!

250
00:18:02,407 --> 00:18:03,740
‫فرودی!

251
00:18:03,775 --> 00:18:05,509
‫چی میخوای؟

252
00:18:05,543 --> 00:18:07,311
‫هر کسی که اینجاست می‌خواد تظاهر کنه

253
00:18:07,345 --> 00:18:09,146
‫که مرگ ثورگریم یه حادثه بود

254
00:18:09,180 --> 00:18:12,049
‫حادثه نبود! تو کشتیش!

255
00:18:12,083 --> 00:18:13,884
‫تو برادرم رو کشتی!

256
00:18:13,918 --> 00:18:16,853
‫و می‌خوام به جفت‌تون یادآوری کنم
‫که حقیقت رو می‌دونم!

257
00:18:16,888 --> 00:18:19,556
‫ما نکشتیمش

258
00:18:19,591 --> 00:18:22,025
‫اینو تو کله‌ی پوکت فرو کن!

259
00:18:22,060 --> 00:18:23,927
‫فرودی، تو پسر خوبی هستی

260
00:18:25,663 --> 00:18:29,733
‫همونطور که برادرت بود،
‫همونطور که پسرم بول بود

261
00:18:29,767 --> 00:18:32,202
‫ولی اگه یه بار دیگه با من اینطوری صحبت کنی،

262
00:18:32,237 --> 00:18:35,439
‫این جامعه یه پسر خوب دیگه
‫رو هم از دست میده

263
00:18:35,473 --> 00:18:38,542
‫تو به فکر این جامعه نیستی ایویند

264
00:18:38,576 --> 00:18:40,143
‫به فکرم

265
00:18:40,178 --> 00:18:42,980
‫بیشتر از چیزی که می‌دونی به فکرم

266
00:18:43,014 --> 00:18:44,748
‫و بیشتر از اون فلوکی کسخل!

267
00:18:53,891 --> 00:18:56,727
‫همشون فکر میکنن که من دروغ می‌گفتم،

268
00:18:56,761 --> 00:18:58,962
‫که دروغ می‌گفتم تا با دلایل احمقانه‌ی خودم

269
00:18:58,997 --> 00:19:01,231
‫همتون رو تطمیع کنم که به اینجا بیاید

270
00:19:02,133 --> 00:19:05,461
‫یا اینکه من دیوانه‌ام

271
00:19:07,605 --> 00:19:09,773
‫و شاید حق با اوناست

272
00:19:12,844 --> 00:19:15,145
‫اگه هیچوقت خدایان رو ندیده باشم چی؟

273
00:19:17,315 --> 00:19:19,883
‫اگه همش توهم بوده چی؟

274
00:19:19,917 --> 00:19:22,185
‫اگه حق با اوبه بود چی؟

275
00:19:22,220 --> 00:19:27,066
‫شاید من فقط یه پیرمرد احمق و خنگم!

276
00:19:27,358 --> 00:19:29,293
‫خدایان اینجا نیستن

277
00:19:29,861 --> 00:19:31,795
‫اینجا نیستن!

278
00:20:17,408 --> 00:20:18,642
‫

279
00:20:26,451 --> 00:20:27,684
‫کجا بودی؟

280
00:20:27,719 --> 00:20:28,785
‫نه

281
00:20:33,725 --> 00:20:35,292
‫جایی که قبلاً اسقفش بودم

282
00:20:35,326 --> 00:20:37,194
‫رفتم جانشینم رو ببینم

283
00:20:45,169 --> 00:20:46,470
‫چی شده؟

284
00:20:47,138 --> 00:20:48,739
‫می‌خوان بکشنش

285
00:20:48,773 --> 00:20:51,174
‫کی رو می‌خوان بکشن؟

286
00:20:51,209 --> 00:20:53,235
‫میخوان آلفرد رو بکشن

287
00:20:53,911 --> 00:20:56,079
‫میخوان شاه رو بکشن

288
00:21:17,301 --> 00:21:19,035
‫شاهدخت الثویث

289
00:21:20,004 --> 00:21:21,138
‫بانوی من

290
00:21:21,172 --> 00:21:23,006
‫به وسکس خوش اومدی

291
00:21:24,442 --> 00:21:27,310
‫حتماً سفر دراز و سختی داشتی

292
00:21:27,345 --> 00:21:29,413
‫می‌تونم شما رو به پسر بزرگم،

293
00:21:29,447 --> 00:21:31,281
‫شاهزاده اثلرد معرفی کنم؟

294
00:21:31,315 --> 00:21:33,083
‫سرورم

295
00:21:33,117 --> 00:21:35,085
‫باید بیاید داخل و استراحت کنید

296
00:21:35,119 --> 00:21:37,621
‫و بعد، شاه رو خواهی دید

297
00:21:39,257 --> 00:21:42,859
‫بهمون گفتی که تعهد شاه اکبرت رو اجرا میکنی

298
00:21:43,995 --> 00:21:45,629
‫که زمین‌هایی که حق ما هستن رو

299
00:21:45,663 --> 00:21:47,063
‫بهمون میدی

300
00:21:47,098 --> 00:21:48,765
‫اگه یادتون بیاد، بهتون گفتم اول باید

301
00:21:48,800 --> 00:21:50,700
‫ارزش‌تون رو برای ما ثابت کنید.

302
00:21:50,735 --> 00:21:53,036
‫نیاز نیست هیچی رو ثابت کنیم!

303
00:21:53,070 --> 00:21:54,371
‫این حق قانونی ماست!

304
00:21:54,405 --> 00:21:58,041
‫بیا، در حضور ما شاه اکبرت امضاش کرده!

305
00:22:01,879 --> 00:22:03,447
‫پدربزرگم هیچ اختیاری نداشته

306
00:22:03,481 --> 00:22:04,981
‫که بهتون زمینی بده

307
00:22:05,016 --> 00:22:07,617
‫قبلش تاج و تخت رو به پدرم واگذار کرده بود،

308
00:22:07,652 --> 00:22:10,187
‫که چند روز قبل رسیدن‌تون در اینجا تاجگذاری کرد

309
00:22:11,122 --> 00:22:13,223
‫پس، همش فقط یه دروغ بود؟

310
00:22:17,495 --> 00:22:19,863
‫ولی الان، شما شاه هستید

311
00:22:22,266 --> 00:22:24,234
‫پس، می‌تونید برای ما امضاش کنید

312
00:22:24,268 --> 00:22:27,003
‫و می‌تونید همین الان اون زمین‌ها رو به ما بدید

313
00:22:28,072 --> 00:22:30,340
‫در حرف می‌تونم آره

314
00:22:30,374 --> 00:22:31,741
‫یعنی چی؟

315
00:22:31,776 --> 00:22:33,109
‫اینجا آدم‌های مهمی هستن،

316
00:22:33,144 --> 00:22:35,145
‫که نمی‌خوان من به کسانی زمین بدم،

317
00:22:35,179 --> 00:22:37,614
‫که در گذشته بهمون حمله و تجاوز کردن.

318
00:22:37,648 --> 00:22:38,882
‫پس، چرا باید براتون بجنگیم،

319
00:22:38,916 --> 00:22:40,984
‫وقتی هر چیزی که میگین فقط یه دروغه؟

320
00:22:41,018 --> 00:22:43,620
‫من دروغ نمیگم

321
00:22:43,654 --> 00:22:46,888
‫خیلی بیشتر از چیزی که حق داشته باشین
‫انتظار داشته باشین باهاتون صداقت دارم!

322
00:22:46,958 --> 00:22:49,559
‫شما خودتون رو در دامن مرحمت من انداختید!

323
00:22:49,594 --> 00:22:52,262
‫پس، انتظار لطف بی‌جا از من نداشته باشید

324
00:22:52,296 --> 00:22:55,098
‫هر وقت بتونم، اون زمین رو بهتون میدم

325
00:22:57,935 --> 00:23:00,770
‫در همین حین، باید برم و همسر آینده‌م رو ببینم

326
00:23:10,882 --> 00:23:13,283
‫نترسین، تا چند لحظه دیگه میاد

327
00:23:17,421 --> 00:23:18,788
‫پادشاه!

328
00:23:22,793 --> 00:23:24,636
‫اومدی

329
00:23:25,496 --> 00:23:29,332
‫مایلم برادرزاده‌م رو بهتون معرفی کنم،
‫شاهدخت الثویث.

330
00:23:29,367 --> 00:23:30,867
‫شاهدخت

331
00:23:30,902 --> 00:23:32,369
‫لطفاً، بنشینید

332
00:23:58,329 --> 00:24:00,438
‫- خب، شما دختر «منل» هستید؟
‫- بله

333
00:24:00,472 --> 00:24:03,066
‫منل رو در دروازه‌های یورک به یاد دارم

334
00:24:03,100 --> 00:24:05,101
‫مرد بسیار شجاعی بود

335
00:24:05,136 --> 00:24:06,703
‫جونم رو نجات داد

336
00:24:06,737 --> 00:24:08,430
‫اینو نمی‌دونستم

337
00:24:09,307 --> 00:24:11,767
‫فقط شنیدم در نبرد کشته شد

338
00:24:12,476 --> 00:24:14,711
‫شمالی‌ها داشتن ما رو به عقب می‌روندن

339
00:24:14,745 --> 00:24:16,546
‫خودش رو برای ما قربانی کرد

340
00:24:20,952 --> 00:24:23,111
‫ولی این‌ها شمالی نیستن؟

341
00:24:23,588 --> 00:24:25,121
‫که اینجا در دربار شما هستن؟

342
00:24:25,156 --> 00:24:27,223
‫پسران شاه رگنار لاثبروک،

343
00:24:27,258 --> 00:24:28,892
‫مشهورترین انسان شمالی،

344
00:24:28,926 --> 00:24:31,761
‫سمت ما هستن و آماده‌ان برای ما بجنگن

345
00:24:32,430 --> 00:24:33,897
‫اون کیه؟

346
00:24:34,398 --> 00:24:35,799
‫بیورن رویین‌تن

347
00:24:38,135 --> 00:24:39,903
‫داستان‌هاش رو شنیدم

348
00:24:39,937 --> 00:24:41,371
‫آلفرد!

349
00:24:42,974 --> 00:24:44,574
‫باید بدونی،

350
00:24:44,609 --> 00:24:46,943
‫اسقف اعظم «کانتربوری» درخواست
‫تشکیل «شورای کلیسایی» رو کرده

351
00:24:46,978 --> 00:24:48,044
‫برای چی؟

352
00:24:48,079 --> 00:24:50,013
‫تا در برابر حملات‌تون به کلیسا بحث کنن

353
00:24:50,047 --> 00:24:52,148
‫و پناه دادن‌تون به کفار در ویلای سلطنتی

354
00:24:52,183 --> 00:24:54,250
‫باید این موضوع رو جدی بگیری آلفرد

355
00:24:54,285 --> 00:24:56,853
‫اون‌ها تنها صداهایی نیستن
‫که علیهت بلند شدن

356
00:25:13,958 --> 00:25:15,292
‫خیلی آرومی

357
00:25:20,231 --> 00:25:22,432
‫چرا این کفار رو نگاه میکنی؟

358
00:25:22,466 --> 00:25:25,635
‫میخوام جنگیدن یه زن پا به پای یه مرد رو ببینم

359
00:25:29,040 --> 00:25:30,607
‫درباره‌ی این به اصطلاح بانوان جنگجو شنیدم

360
00:25:31,742 --> 00:25:33,643
‫فکر نمی‌کردم واقعاً وجود داشته باشن

361
00:25:33,678 --> 00:25:37,347
‫جنگیدن زنان درست یا شایسته نیست

362
00:25:37,381 --> 00:25:38,949
‫فقط این کفار ترسناک،

363
00:25:38,983 --> 00:25:41,117
‫ستایش‌کنندگان شیطان، همچین اجازه ای میدن

364
00:25:43,521 --> 00:25:46,423
‫باعث شگفتی و ناراحتی من
‫میشه که شاه وسکس،

365
00:25:46,457 --> 00:25:49,259
‫اجازه میده همچین آدمایی
‫آزادانه در ویلاش زندگی کنن

366
00:25:49,293 --> 00:25:52,429
‫پسران رگنار، که با خشونت تمام،

367
00:25:52,463 --> 00:25:54,698
‫هم شاه الا و هم شاه اکبرت رو به قتل رسوندن

368
00:25:54,732 --> 00:25:56,733
‫و الان مثل مهمون‌های محترم
‫باهاشون برخورد میشه

369
00:26:12,516 --> 00:26:14,651
‫باید به اسب‌ها استراحت بدیم

370
00:26:54,525 --> 00:26:56,192
‫خواستی منو ببینی

371
00:26:56,227 --> 00:26:57,360
‫بله

372
00:26:57,995 --> 00:26:59,893
‫لطفاً بنشینید

373
00:27:04,068 --> 00:27:06,136
‫شراب می‌خواید؟

374
00:27:14,111 --> 00:27:17,047
‫فکر میکنم برادرت بیورن از من خوشش نمیاد

375
00:27:17,081 --> 00:27:18,515
‫حس میکنه...

376
00:27:19,450 --> 00:27:20,717
‫بهش خیانت شده

377
00:27:20,751 --> 00:27:22,419
‫درک میکنم

378
00:27:22,453 --> 00:27:25,155
‫ولی چیکار می‌تونم بکنم؟
‫من اون قول رو نداده بودم

379
00:27:25,189 --> 00:27:27,424
‫و برای الان، برام آسون نیست

380
00:27:27,458 --> 00:27:28,892
‫تا اون زمین‌ها رو دوباره بهتون بدم

381
00:27:28,926 --> 00:27:31,061
‫خیلی‌ها مخالفش هستن

382
00:27:31,095 --> 00:27:32,762
‫پس، چیکار باید بکنیم؟

383
00:27:32,797 --> 00:27:34,531
‫یه شورا

384
00:27:34,565 --> 00:27:37,334
‫می‌تونین بین عده‌ی زیادی
‫خدایان کفار رو انکار کنید،

385
00:27:37,368 --> 00:27:40,103
‫و بعنوان مسیحی غسل تعمید داده بشید.

386
00:27:42,340 --> 00:27:44,975
‫بعید می‌دونم بیورن همچین چیزی رو قبول کنه

387
00:27:45,776 --> 00:27:47,978
‫من درباره‌ی بیورن حرف نمی‌زنم،

388
00:27:48,913 --> 00:27:50,847
‫تو رو میگم

389
00:28:07,665 --> 00:28:10,100
‫اینکارو برای من بکن اوبه،

390
00:28:10,134 --> 00:28:12,702
‫و بخشی از بار از دوش من برداشته میشه

391
00:28:12,737 --> 00:28:14,838
‫وقتی یه پسربچه بودم رگنار باهام صحبت کرد

392
00:28:14,872 --> 00:28:17,307
‫و درباره‌ی مردم تو و من صحبت کرد،

393
00:28:17,341 --> 00:28:20,110
‫که با هم زندگی کنن.

394
00:28:20,144 --> 00:28:22,746
‫و فکر میکنم، در بین همه‌ی پسرهاش،

395
00:28:22,780 --> 00:28:24,936
‫تو از همه بیشتر بهش نزدیکی

396
00:28:25,316 --> 00:28:27,350
‫اون به پدربزرگم گفت،

397
00:28:27,385 --> 00:28:30,153
‫که دیگه به خدایان شما باور نداره

398
00:28:31,922 --> 00:28:33,356
‫این درست نیست

399
00:28:33,391 --> 00:28:36,393
‫پدربزرگم همه چیز رو بهم گفته

400
00:28:36,427 --> 00:28:39,095
‫می‌خواست منو برای چنین روزهایی آماده کنه

401
00:28:39,130 --> 00:28:40,663
‫و پدرت رو دوست داشت

402
00:28:40,698 --> 00:28:41,798
‫می‌دونم

403
00:28:41,832 --> 00:28:44,034
‫مرگ پدرت ضربه‌ی سختی بهش زد

404
00:28:44,068 --> 00:28:45,635
‫نابودش کرد

405
00:28:57,148 --> 00:29:00,817
‫زمان می‌خوام تا درباره‌ی
‫چیزی که به من گفتی فکر کنم

406
00:29:14,398 --> 00:29:16,066
‫ ‫ ‫ ‫ ‫ ‫ ‫ ‫ ‫ ‫ ‫ ‫ ‫ ‫ ‫من باردارم

407
00:29:17,068 --> 00:29:18,134
‫چی؟

408
00:29:18,169 --> 00:29:20,070
‫من باردارم

409
00:29:30,634 --> 00:29:32,949
‫با بچه‌ی...

410
00:29:32,983 --> 00:29:34,918
‫با بچه‌ی تو آیوار

411
00:29:43,627 --> 00:29:45,061
‫دوستت دارم

412
00:29:46,797 --> 00:29:47,897
‫دوستت دارم

413
00:30:37,406 --> 00:30:41,281
‫می‌خوای باهاش چیکار کنی، همم؟

414
00:30:41,685 --> 00:30:43,186
‫مارگارت؟

415
00:30:43,687 --> 00:30:45,221
‫اون دیوانه‌ست

416
00:30:46,157 --> 00:30:47,991
‫اون هممون رو میکشه

417
00:30:48,025 --> 00:30:49,622
‫نگران نباش آیوار

418
00:30:50,094 --> 00:30:51,708
‫تو رو نمی‌کشه

419
00:30:55,266 --> 00:30:56,900
‫چرا هنوز اینجایی؟

420
00:30:58,169 --> 00:30:59,269
‫همم؟

421
00:30:59,970 --> 00:31:01,137
‫چی؟

422
00:31:01,172 --> 00:31:05,307
‫هیچ دلیلی نداره که اینجا بمونی
‫مگه اینکه نقشه داشته باشی که منو بکشی،

423
00:31:05,376 --> 00:31:07,443
‫و خودت رو شاه کتگات کنی

424
00:31:07,478 --> 00:31:09,913
‫نه، نمیخوام اینکارو کنم

425
00:31:09,947 --> 00:31:11,394
‫آشوبش رو...

426
00:31:12,049 --> 00:31:13,550
.نمی‌خوام

427
00:31:13,584 --> 00:31:15,451
‫پس چرا موندی؟

428
00:31:17,521 --> 00:31:19,656
‫نمی‌خوام بمونم

429
00:31:19,690 --> 00:31:21,090
‫باور کن

430
00:31:21,125 --> 00:31:23,726
‫نقشه‌های جدیدی برای حمله به انگلستان دارم

431
00:31:23,761 --> 00:31:26,196
‫بقیه همه دارن به اونجا حمله میکنن

432
00:31:26,230 --> 00:31:28,077
‫من نمیخوام این رو از دست بدم

433
00:31:29,733 --> 00:31:32,902
‫خب، خیلی خوبه

434
00:31:32,937 --> 00:31:35,672
‫زنم فریدیس بارداره

435
00:31:40,544 --> 00:31:42,212
‫تبریک میگم

436
00:31:43,414 --> 00:31:47,083
‫همه‌ی زوج‌ها اینقدر زود بچه‌دار نمیشن

437
00:33:01,138 --> 00:33:02,972
‫متاسفم که بهت بی‌توجهی کردم

438
00:33:03,007 --> 00:33:04,474
‫خواهش میکنم اعلی‌حضرت

439
00:33:04,508 --> 00:33:06,276
‫ذهنتون رو درگیر من نکنید

440
00:33:06,310 --> 00:33:08,945
‫تقصیر من بود که فرصت نشد باهاتون صحبت کنم،

441
00:33:08,979 --> 00:33:10,280
‫بتونم بهتر بشناسمتون

442
00:33:11,582 --> 00:33:13,917
‫برنامه‌ی ازدواج ما رو چیدن

443
00:33:13,951 --> 00:33:15,385
‫می‌خواین با من ازدواج کنین؟

444
00:33:15,419 --> 00:33:16,720
‫من...

445
00:33:16,754 --> 00:33:18,822
‫اصلآً نمی‌دونم

446
00:33:18,856 --> 00:33:21,591
‫ببین، قول میدم بهتر بشناسمت

447
00:33:21,625 --> 00:33:22,759
‫ولی فعلاً...

448
00:33:22,793 --> 00:33:24,494
‫می‌دونم

449
00:33:24,528 --> 00:33:26,930
‫کارهای بسیار مهم‌تری دارین

450
00:33:29,066 --> 00:33:30,767
‫بعدآً می‌بینمت

451
00:33:32,069 --> 00:33:33,436
‫اعلی‌حضرت

452
00:33:38,743 --> 00:33:40,110
‫اون مهربون نیست!

453
00:33:40,144 --> 00:33:41,845
‫تنهام بذار

454
00:33:41,879 --> 00:33:43,513
‫می‌خوام تنها فکر کنم

455
00:33:44,481 --> 00:33:46,048
‫اگه اینطور می‌خواین

456
00:34:05,842 --> 00:34:07,543
‫تو بیورن رویین‌تن هستی

457
00:34:08,406 --> 00:34:10,073
‫بله

458
00:34:10,107 --> 00:34:11,808
‫برو

459
00:34:11,842 --> 00:34:13,309
‫اگه اینطور می‌خواین

460
00:34:42,052 --> 00:34:43,619
‫داری چیکار میکنی؟

461
00:35:14,472 --> 00:35:16,372
‫و دیدی که همو بوسیدن؟

462
00:35:16,407 --> 00:35:17,841
‫بله سرورم

463
00:35:17,875 --> 00:35:21,044
‫و بعد... با هم زنا کردن؟

464
00:35:21,078 --> 00:35:22,512
‫بله سرورم

465
00:35:22,546 --> 00:35:24,948
‫روی هم خوابیده بودن

466
00:35:25,683 --> 00:35:27,400
‫هگموند بیچاره

467
00:35:27,918 --> 00:35:30,753
‫اون مردی بود که هیچوقت
‫نمی‌تونست جلوی هوس‌هاش رو بگیره

468
00:35:30,788 --> 00:35:33,122
‫و الان هوس‌هاش نابودش میکنه

469
00:35:34,692 --> 00:35:37,892
‫ولی اول، بواسطه‌ی عشقی که بهش مدیونم،
‫براش نامه می‌نویسم

470
00:35:37,962 --> 00:35:39,562
‫برای هممون بهتره که بفهمه،

471
00:35:39,597 --> 00:35:43,132
‫که اون دوباره هیچوقت نمی‌تونه اسقف اعظم بشه

472
00:36:09,326 --> 00:36:11,094
‫ ‫مارگارت

473
00:36:30,014 --> 00:36:31,114
‫سلام

474
00:36:33,851 --> 00:36:35,752
‫من دیدمش

475
00:36:35,786 --> 00:36:37,453
‫ملکه‌ی کتگات رو

476
00:36:37,488 --> 00:36:39,289
‫فریدیس. دیدمش

477
00:36:40,257 --> 00:36:42,759
‫میگن بارداره

478
00:36:42,793 --> 00:36:44,694
‫بله

479
00:36:45,396 --> 00:36:46,696
‫من نمی‌تونم بچه‌دار بشم

480
00:36:46,730 --> 00:36:49,532
‫از هیچکس

481
00:36:49,567 --> 00:36:51,467
‫این موضوع دیوونه‌م کرده

482
00:36:51,502 --> 00:36:53,002
‫می‌خواستم ملکه بشم!
‫ولی اوبه یه بُزدل بود!

483
00:36:53,037 --> 00:36:54,604
‫اینطور فکر نمی‌کنم

484
00:36:54,638 --> 00:36:57,340
‫بهش گفتم برای لاگرتا و بیورن نجنگه!

485
00:36:57,374 --> 00:37:01,452
‫بهم بی‌اعتنایی کرد و با اون
‫زنیکه توروی بهم خیانت کرد!

486
00:37:06,317 --> 00:37:07,917
‫ولی تو مهربونی

487
00:37:07,952 --> 00:37:09,485
‫- گوش کن...
‫- تو گوش کن

488
00:37:09,520 --> 00:37:11,754
‫آیوار مهربون نیست

489
00:37:11,789 --> 00:37:14,023
‫با تو مهربون نیست

490
00:37:14,058 --> 00:37:17,393
‫در پایان، تو رو می‌کشه

491
00:37:17,428 --> 00:37:20,763
‫پس، تنها گزینه عشق من،
‫اینه که اول ما بکشیمش

492
00:37:20,798 --> 00:37:23,166
‫تو یه بزدل نیستی، هستی؟

493
00:37:23,200 --> 00:37:24,267
‫نه

494
00:37:24,301 --> 00:37:26,369
‫فکر نمی‌کنم باشی

495
00:37:26,403 --> 00:37:29,806
‫پس، اگه آیوار رو بکشی،

496
00:37:29,840 --> 00:37:32,141
‫بعدش من ملکه میشم!

497
00:37:32,176 --> 00:37:34,010
‫و همه چی درست میشه

498
00:37:34,044 --> 00:37:35,612
‫من...

499
00:37:35,646 --> 00:37:38,414
‫منو سرافکنده نکن!
‫باید اینکارو بکنی!

500
00:37:39,383 --> 00:37:41,517
‫و فکر نکن من دیوونه‌ام! من دیوونه نیستم!

501
00:37:41,552 --> 00:37:43,186
‫نه نه نه. تو دیوونه نیستی.

502
00:37:43,220 --> 00:37:44,387
‫بیا

503
00:37:45,122 --> 00:37:48,858
‫ ‫فقط خسته‌ای، ها؟

504
00:37:50,594 --> 00:37:52,495
‫باید استراحت کنی

505
00:37:52,529 --> 00:37:54,197
‫من چه مرگمه؟

506
00:37:54,231 --> 00:37:55,598
‫هیچ مرگیت نیست

507
00:37:59,803 --> 00:38:02,205
‫بخواب مارگارت عزیز

508
00:38:02,940 --> 00:38:04,607
‫به زودی می‌بینمت

509
00:38:09,647 --> 00:38:10,813
‫بخواب

510
00:38:11,949 --> 00:38:13,950
‫بخواب پسرم

511
00:38:13,984 --> 00:38:17,453
‫خوک آبی در دریا خوابیده

512
00:38:17,488 --> 00:38:22,191
‫قو بر روی موج‌های لب ساحل

513
00:38:22,226 --> 00:38:26,129
‫مرغ دریایی بر روی تپه

514
00:38:26,163 --> 00:38:32,835
‫ماهی «کاد» در آب‌های عمیق

515
00:39:00,645 --> 00:39:02,179
‫ ‫من نباید اینجا باشم

516
00:39:02,213 --> 00:39:03,780
‫چرا نه؟

517
00:39:03,815 --> 00:39:05,615
‫خدا منو مجازات میکنه

518
00:39:06,791 --> 00:39:08,858
‫خدایان من مجازاتت نمی‌کنن

519
00:39:32,049 --> 00:39:33,583
‫من باکره‌ام

520
00:39:56,560 --> 00:39:57,727
‫شما کی هستین؟

521
00:40:00,138 --> 00:40:02,339
‫چرا نمیرین؟

522
00:40:21,993 --> 00:40:23,560
‫منو نکشین

523
00:40:24,128 --> 00:40:25,829
‫من آیوار رو دوست دارم!

524
00:40:26,664 --> 00:40:28,198
‫ارزش نداره منو بکشی!

525
00:40:28,232 --> 00:40:30,066
‫من بی‌خطرم!

526
00:40:30,101 --> 00:40:32,169
‫من دیوونه‌ام! من مارگارت دیوونه‌ام!

527
00:40:43,815 --> 00:40:45,148
‫به سرورم هگموند،

528
00:40:45,183 --> 00:40:46,383
‫برادر مسیحی من،

529
00:40:46,417 --> 00:40:49,719
‫در روزی که قلبی بسیار سنگین دارم می‌نویسم،

530
00:40:49,754 --> 00:40:52,355
‫مدارکی غیرقابل‌انکار دارم که،

531
00:40:52,390 --> 00:40:55,025
‫بجای رعایت سوگند تجردتون،

532
00:40:55,059 --> 00:40:57,527
‫تقریباً هر روز مرتکب زنا می‌شوید

533
00:40:58,496 --> 00:41:00,163
‫و نه با زنان مسیحی،

534
00:41:00,198 --> 00:41:02,899
‫بلکه، اونطور که بنظر می‌رسه، با یک زن کافر،

535
00:41:02,934 --> 00:41:05,435
‫بنابراین، گناه‌های شما چند برابر می‌شوند.

536
00:41:05,469 --> 00:41:09,005
‫و شاه و ارباب شما باید از حقیقت مطلع بشوند

537
00:41:09,539 --> 00:41:11,139
‫کاثرد

538
00:41:23,664 --> 00:41:24,924
‫

539
00:41:31,929 --> 00:41:35,999
‫سرورم هگموند، چه چیز شما را به اینجا آورده؟

540
00:41:41,339 --> 00:41:44,007
‫می‌دونید که باید در این

541
00:41:44,041 --> 00:41:46,409
‫مقدس‌ترین مکان احترام نشون بدید

542
00:41:46,444 --> 00:41:50,347
‫تو منو مجبور کردی لُرد کاثرد

543
00:41:50,381 --> 00:41:53,683
‫با ریاکاری خودت منو مجبور کردی

544
00:41:53,718 --> 00:41:56,720
‫با خطرت برای پادشاهم!

545
00:41:56,754 --> 00:41:59,890
‫با اینحال هگموند، اینکارو نکن

546
00:41:59,924 --> 00:42:02,592
‫در برابر چشمان پروردگار مرتکب گناه نشو

547
00:42:02,627 --> 00:42:03,894
‫خودت رو مورد لعن قرار نده

548
00:42:03,928 --> 00:42:07,697
‫تو کشیش پردردسری هستی

549
00:42:09,834 --> 00:42:11,595
‫یه مرد تُهی

550
00:42:12,069 --> 00:42:14,932
‫و دیگه ایمانی نداری

551
00:42:22,879 --> 00:42:24,012
‫لعنت بهت!

552
00:42:24,495 --> 00:42:26,129
‫بری به جهنم!

553
00:42:44,201 --> 00:42:48,799
‫هگموند، دنیا اینطوری به پایان می‌رسه!

554
00:42:49,907 --> 00:42:51,844
‫نه، فقط دنیای تو

555
00:43:30,081 --> 00:43:31,548
‫آمین

556
00:43:33,572 --> 00:43:37,572
ترجمه از ناصر اسماعیلی

557
00:43:37,696 --> 00:43:41,696
[مرجع دانلود زيرنويس فارسي فيلم، سريال و انيميشن]
<font color=#FF0000>>> IranZirnevis <<</font>

