﻿1
00:00:00,554 --> 00:00:07,553
[مرجع دانلود زيرنويس فارسي فيلم، سريال و انيميشن]
<font color=#FF0000>>> IranZirnevis <<</font>

2
00:00:14,801 --> 00:00:22,801
ترجمه از ناصر اسماعیلی

3
00:01:06,854 --> 00:01:07,897
‫هی!

4
00:01:30,829 --> 00:01:33,204
‫مردم کتگات!

5
00:01:33,206 --> 00:01:36,624
‫من آیوار بی‌استخون هستم!

6
00:01:36,626 --> 00:01:39,429
‫من پسر رگنار لاثبروک هستم!

7
00:01:40,338 --> 00:01:42,682
‫درود بفرستید به شاه جدیدتون!

8
00:01:51,474 --> 00:01:53,143
‫بازم بزنینش!

9
00:02:05,071 --> 00:02:06,738
‫برای کتگات!

10
00:02:06,740 --> 00:02:08,323
‫برای کتگات!

11
00:02:08,325 --> 00:02:11,728
‫بزرگ‌ترین جایزه‌ی هممون

12
00:02:12,579 --> 00:02:18,263
‫تا زمانی که لاگرتا زنده باشه،
‫هنوز انتقامم رو نگرفتم

13
00:02:18,877 --> 00:02:22,712
‫ما قلمرو کتگات رو بدست آوردیم،

14
00:02:22,914 --> 00:02:27,802
‫ولی هنوز درونم یه پوچی حس میکنم

15
00:02:28,394 --> 00:02:29,812
‫نگران نباش

16
00:02:30,764 --> 00:02:34,223
‫اون و بقیه تا کِی می‌تونن از دست ما فرار کنن؟

17
00:02:34,225 --> 00:02:36,186
‫همه جا گشتی فرستادیم!

18
00:02:37,303 --> 00:02:39,172
‫و بعدشم، کجا می‌تونن برن؟

19
00:02:39,264 --> 00:02:41,841
‫کی بهشون پناه میده؟

20
00:02:44,986 --> 00:02:46,654
‫ولی درسته

21
00:02:48,281 --> 00:02:52,785
‫منم درونم یه پوچی حس میکنم

22
00:02:53,244 --> 00:02:55,138
‫من دنیا رو بدست آوردم

23
00:02:56,289 --> 00:02:58,524
‫ولی همه چی رو از دست دادم

24
00:03:00,627 --> 00:03:02,627
‫برادر خودم رو کشتم

25
00:03:02,629 --> 00:03:04,136
‫زنم مرده

26
00:03:04,138 --> 00:03:06,347
‫و بچه‌ی دنیا نیومده‌م هم همراهش

27
00:03:06,349 --> 00:03:09,318
‫هارالد، خیلی از این بابت نگران نیستم

28
00:03:10,678 --> 00:03:12,046
‫منظورت چیه؟

29
00:03:12,555 --> 00:03:14,273
‫زندگی ادامه داره

30
00:03:15,224 --> 00:03:16,891
‫اطرافت رو یه نگاه بنداز

31
00:03:16,893 --> 00:03:19,228
‫اینجا کلی زن خوشگل هست

32
00:03:37,038 --> 00:03:38,915
‫جنگجوها!

33
00:03:41,918 --> 00:03:46,795
‫جنگجوها، وقت یه پیک دیگه‌ست!

34
00:03:46,797 --> 00:03:51,727
‫به افتخار آیوار بی‌استخون، شاه جدید کتگات

35
00:03:51,844 --> 00:03:54,180
‫- نوش!
‫- نوش!

36
00:03:54,764 --> 00:03:56,182
‫به افتخار من

37
00:04:00,478 --> 00:04:02,455
‫ملکه رو بیارید!

38
00:04:03,147 --> 00:04:05,232
‫ملکه رو بیارید!

39
00:04:18,371 --> 00:04:20,873
‫بیا! بیا

40
00:04:22,249 --> 00:04:23,791
‫درود بر ملکه!

41
00:04:23,793 --> 00:04:25,494
‫درود بر ملکه!

42
00:04:36,931 --> 00:04:38,891
‫معبد ما سوخته

43
00:04:41,143 --> 00:04:44,186
‫ایویند پسر بول کشته شده،

44
00:04:44,188 --> 00:04:47,141
‫و حالا کتیل پسر ثورگریم

45
00:04:47,817 --> 00:04:50,569
‫مشخصاً، برگشتیم به روش‌های قدیم

46
00:04:51,112 --> 00:04:53,028
‫شاید یک بار و برای همیشه ثابت کردیم،

47
00:04:53,030 --> 00:04:54,824
‫که نمی‌تونیم تغییر کنیم،

48
00:04:55,574 --> 00:04:57,618
‫که همینیم که هستیم

49
00:05:01,330 --> 00:05:03,580
‫ولی الان باید این چرخه‌ی شرورانه‌ی

50
00:05:03,582 --> 00:05:05,958
‫انتقام و کشتار رو تمومش کنیم

51
00:05:05,960 --> 00:05:11,090
‫وگرنه جامعه‌ی جوون و شکننده‌مون
‫حتماً نابود میشه

52
00:05:12,091 --> 00:05:15,384
‫برای اینکه لطف خدایان رو دوباره بدست بیاریم،

53
00:05:15,386 --> 00:05:18,139
‫مشتاقم که جسم و خونم رو قربانی کنم

54
00:05:21,517 --> 00:05:24,186
‫ولی تصمیمی نیست که بخوام تنهایی بگیرم

55
00:05:26,022 --> 00:05:29,488
‫شما باید تصمیم بگیرین که
‫قربانی من رو می‌پذیرین یا خیر

56
00:05:30,401 --> 00:05:32,668
‫من قربانی فلوکی رو نمی‌پذیرم

57
00:05:32,670 --> 00:05:33,754
‫چرا؟

58
00:05:36,282 --> 00:05:39,827
‫فلوکی از همه‌ی ما به خدایان نزدیک‌تره

59
00:05:40,202 --> 00:05:42,496
‫چرا باید بخوان تنبیهش کنن؟

60
00:05:42,747 --> 00:05:44,707
‫منطقی نیست

61
00:05:45,458 --> 00:05:48,294
‫هیچکدومتون نمی‌تونین
‫رای به قربانی شدنش بدین

62
00:05:50,671 --> 00:05:53,340
‫البته که باید فلوکی رو قربانی کنیم

63
00:05:54,759 --> 00:05:57,053
‫- اون بهمون دروغ گفت!
‫- درسته

64
00:05:57,386 --> 00:06:00,137
‫بهمون گفت سرزمین خدایان رو پیدا کرده

65
00:06:00,139 --> 00:06:03,057
‫اگه سرزمین خدایان اینه،

66
00:06:03,059 --> 00:06:04,643
‫پس اونا کجا هستن؟

67
00:06:05,686 --> 00:06:07,644
‫شاید هیچوقت نمی‌خواستن اینجا بیایم

68
00:06:07,646 --> 00:06:10,773
‫شاید از دست فلوکی عصبانی هستن،

69
00:06:10,775 --> 00:06:12,818
‫که ما رو آورده اینجا!

70
00:06:13,360 --> 00:06:15,696
‫اون خواست خدایان رو می‌دونه؟

71
00:06:16,655 --> 00:06:19,241
‫فکر میکنه یه خداست؟

72
00:06:21,744 --> 00:06:23,829
‫فقط یه انسانه،

73
00:06:25,790 --> 00:06:27,750
‫و انسان‌ها اشتباه میکنن

74
00:06:28,751 --> 00:06:32,252
‫و اینجا بودن ما یه اشتباهه!

75
00:06:32,254 --> 00:06:34,348
‫تو این جای لامصب!

76
00:06:35,049 --> 00:06:40,179
‫اینجا سرزمین سنگ و گوگرد و مرگه!

77
00:06:43,182 --> 00:06:45,851
‫مطمئنم که خدایان دارن ما رو نگاه میکنن

78
00:06:46,477 --> 00:06:48,018
‫و دارن می‌خندن

79
00:06:48,020 --> 00:06:49,688
‫به ما می‌خندن!

80
00:06:50,940 --> 00:06:54,360
‫- فلوکی حقشه که بمیره
‫- درسته

81
00:06:55,361 --> 00:06:58,362
‫مجازات بخاطر دروغ‌هاش

82
00:06:58,364 --> 00:07:00,614
‫بخاطر عزت‌نفس ما!

83
00:07:00,616 --> 00:07:03,450
‫- کسایی که موافقن بگن "بله".
‫- بله

84
00:07:03,452 --> 00:07:05,704
‫- بله!
‫- بله!

85
00:07:07,873 --> 00:07:10,582
‫چند تا قایق داره نزدیک میشه!

86
00:07:10,584 --> 00:07:12,711
‫دارم می‌بینمشون!

87
00:07:48,664 --> 00:07:51,049
‫رولو، دوک نورماندی

88
00:07:55,212 --> 00:07:56,705
‫شاه آیوار

89
00:07:59,884 --> 00:08:01,260
‫شاه هارالد

90
00:08:03,053 --> 00:08:04,296
‫ایتسرک

91
00:08:04,597 --> 00:08:07,191
‫اعلی‌حضرت. رولو

92
00:08:07,516 --> 00:08:09,560
‫به کتگات خوش اومدید

93
00:08:10,019 --> 00:08:12,603
‫مایلیم ازتون تشکر کنیم
‫که از آرمان ما حمایت کردین

94
00:08:12,605 --> 00:08:16,366
‫و کمکمون کردین که پیروزی بزرگی
‫بر دشمنان‌مون کسب کنیم

95
00:08:16,984 --> 00:08:19,320
‫کتگات قطب تجاری بزرگیه

96
00:08:20,529 --> 00:08:24,281
‫به چندین دلیل میخوام تا باهاش متحد بشم

97
00:08:24,283 --> 00:08:27,534
‫و ایتسرک منو متقاعد کرد که تو

98
00:08:27,536 --> 00:08:29,705
‫و شاه هارالد با هم

99
00:08:30,915 --> 00:08:34,708
‫می‌تونین به نیروهای لاگرتا،
‫بیورن و اوبه چیره بشین

100
00:08:34,710 --> 00:08:37,713
‫ولی میشه بپرسم، چرا
‫خودتون شخصاً اینجا اومدین؟

101
00:08:39,256 --> 00:08:41,383
‫چون دلم برا خونه تنگ شده بود

102
00:08:47,973 --> 00:08:51,685
‫شاید، دلت میخواد به خونه حکومت کنی؟

103
00:08:52,019 --> 00:08:54,647
‫اونقدر شهر و زمین تحت حاکمیت من هست

104
00:08:55,189 --> 00:08:58,400
‫که هر مردی رو راضی میکنه

105
00:08:59,735 --> 00:09:02,718
‫چرا باید بار اضافی نگه داشتن کتگات هم
‫رو دوشم اضافه کنم؟

106
00:09:03,322 --> 00:09:07,277
‫ما می‌خوایم بخاطر کاری که برامون کردین
‫بهتون پاداش بدیم

107
00:09:07,284 --> 00:09:08,911
‫نگران نباش، میدی

108
00:09:10,162 --> 00:09:14,828
‫یک معاهده‌ی تجاری با هم برقرار می‌کنیم
‫که برای من بسیار مطلوبه

109
00:09:15,626 --> 00:09:18,627
‫همینطور بابت دفاع از سرزمین‌هامون
‫با هم متحد میشیم،

110
00:09:18,629 --> 00:09:22,240
‫تا اگه، کسی به من حمله کرد،

111
00:09:22,841 --> 00:09:26,853
‫برای حمایت از من جنگجو بفرستی

112
00:09:30,808 --> 00:09:33,517
‫حالا، قدیم،

113
00:09:33,519 --> 00:09:36,655
‫اینجا رسم مهمان‌نوازی داشتیم

114
00:09:36,772 --> 00:09:40,609
‫حتی رگنار هم به مهموناش
‫آب و غذا میداد، درسته؟

115
00:09:45,072 --> 00:09:46,615
‫کیا مخالفن؟

116
00:09:51,870 --> 00:09:53,289
‫برابره

117
00:09:55,541 --> 00:09:56,959
‫کی رای نداده؟

118
00:09:58,669 --> 00:09:59,878
‫من

119
00:10:06,343 --> 00:10:08,012
‫من نمیخوام رای بدم

120
00:10:08,345 --> 00:10:10,220
‫همه باید رای بدن

121
00:10:10,222 --> 00:10:11,680
‫قانونه

122
00:10:11,682 --> 00:10:13,475
‫تو پسر منی

123
00:10:14,101 --> 00:10:15,809
‫باید با خانواده‌ت رای بدی

124
00:10:15,811 --> 00:10:17,761
‫باید هر طور میخواد رای بده

125
00:10:17,763 --> 00:10:19,231
‫نه نباید

126
00:10:20,733 --> 00:10:22,318
‫خانواده همه چیزه

127
00:10:23,694 --> 00:10:25,027
‫باید اینو بدونی

128
00:10:25,029 --> 00:10:27,523
‫خیلی‌خب، رای میدم

129
00:10:33,829 --> 00:10:35,289
‫متاسفم فلوکی،

130
00:10:36,790 --> 00:10:41,295
‫ولی باید پیشکش قربانی خودت رو
‫بخاطر صلاحمون رد کنم

131
00:10:42,171 --> 00:10:44,340
‫زنده‌ت خیلی بیشتر برامون اهمیت داره

132
00:10:48,886 --> 00:10:50,304
‫و پدر،

133
00:10:51,180 --> 00:10:53,982
‫خانواده‌ی من الان، ثورون
‫و بچه‌ی دنیا نیومده‌مون هست

134
00:11:07,613 --> 00:11:10,197
‫اعتراف میکنم، وقتی ایسترک سراغ من اومد

135
00:11:10,199 --> 00:11:12,451
‫و درباره‌ی جنگ داخلیت بهم گفت،

136
00:11:14,411 --> 00:11:15,712
‫حسادت کردم

137
00:11:17,956 --> 00:11:19,833
‫دیگه نمی‌تونم بجنگم

138
00:11:21,835 --> 00:11:23,629
‫اجازه‌ش رو ندارم

139
00:11:25,964 --> 00:11:29,341
‫خیلی مهمتر از این چیزا هستم

140
00:11:35,349 --> 00:11:36,592
یادمه یه بار

141
00:11:37,835 --> 00:11:40,492
داستان یه دیوانه‌ی جنگجو رو شنیدم

142
00:11:41,217 --> 00:11:44,186
که بر خلاف تصور همه، عمر دراز

143
00:11:45,187 --> 00:11:48,490
عصبانی و خسته‌کننده‌ای رو داشت

144
00:11:48,846 --> 00:11:52,263
به خدمتکارانش گفت تا برن و

145
00:11:52,573 --> 00:11:55,438
. تمام وسایل آهنیش رو جمع کنن
،می‌دونین، دیگ‌ها و تابه‌هاش

146
00:11:55,473 --> 00:11:56,474
...چیز

147
00:11:56,785 --> 00:11:58,062
...سلاح‌هاش

148
00:11:58,752 --> 00:12:01,859
و به بالای یه صخره‌ی بلند ببرنشون

149
00:12:02,480 --> 00:12:05,069
و پرتشون کنن تا بتونه برای آخرین بار

150
00:12:07,105 --> 00:12:08,382
صدای نبرد رو بشنوه

151
00:12:09,349 --> 00:12:12,143
‫عاشقش میشدی عمو

152
00:12:12,644 --> 00:12:14,521
‫نبردها خشن بودن

153
00:12:14,896 --> 00:12:17,690
‫جنگجویان بزرگی از هر دو طرف کشته شدن

154
00:12:18,233 --> 00:12:21,983
‫اودین حتما خوشحال شده که اون همه رو برده پیش خودش
‫تا در کنارش در والهالا جشن بگیرن

155
00:12:21,986 --> 00:12:23,152
‫تو نه برادر

156
00:12:23,154 --> 00:12:24,489
‫نه، من نه

157
00:12:25,281 --> 00:12:27,033
‫اوبه از جونم گذشت

158
00:12:27,742 --> 00:12:30,662
‫خب، هر چی باشه برادرته

159
00:12:38,002 --> 00:12:39,545
‫چی رو باید بدونم؟

160
00:12:46,219 --> 00:12:47,846
‫من هافلدان رو کشتم

161
00:12:50,056 --> 00:12:51,558
‫من برادرم رو کشتم

162
00:12:53,977 --> 00:12:55,562
‫منم یه بار خواستم برادر خودم رو بکشم

163
00:13:00,608 --> 00:13:04,454
‫پس، اوبه زنده‌ست؟

164
00:13:04,612 --> 00:13:05,864
‫بله

165
00:13:07,490 --> 00:13:08,823
‫و بیورن؟

166
00:13:08,825 --> 00:13:10,867
‫پس چی که بیورن روئین‌تن زنده‌ست!

167
00:13:10,869 --> 00:13:13,369
‫من مبارزه کردن رو بهش یاد دادم!

168
00:13:13,371 --> 00:13:15,206
‫کی می‌تونه اونو بکشه، ها؟

169
00:13:17,834 --> 00:13:19,744
‫یکی دیگه هم هست که هنوز زنده‌ست

170
00:13:20,879 --> 00:13:24,140
‫زنی که شب و روز کابوسش رو می‌بینم

171
00:13:24,799 --> 00:13:30,162
‫زنی که به حلقه‌ی مقدسم
‫قسم خوردم که می‌کشمش

172
00:13:31,139 --> 00:13:32,307
‫منظورت لاگرتا ست

173
00:13:34,225 --> 00:13:35,391
‫کجاست؟

174
00:13:35,393 --> 00:13:36,684
‫نمی‌دونیم

175
00:13:36,686 --> 00:13:39,397
‫ما فقط می‌دونیم بعد از شکست،

176
00:13:40,940 --> 00:13:45,570
‫لاگرتا، اوبه، بیورن و توروی
‫با عجله کتگات رو ترک کردن

177
00:13:46,863 --> 00:13:48,404
‫ناپدید شدن

178
00:13:48,406 --> 00:13:50,325
‫گشتی فرستادیم دنبالشون

179
00:13:52,952 --> 00:13:54,996
‫طولی نکشیده پیداشون می‌کنیم

180
00:13:55,872 --> 00:14:00,335
‫خب... امیدوارم موفق بشین

181
00:14:20,982 --> 00:14:22,273
‫اونجا رو ببینین!

182
00:14:22,275 --> 00:14:23,944
‫- خوردنیه؟
‫- آره

183
00:14:30,283 --> 00:14:32,200
‫چرا به هدبی نمیریم؟

184
00:14:32,202 --> 00:14:33,870
‫هنوز مردمت اونجا هستن؟

185
00:14:34,538 --> 00:14:36,037
‫وقتی آیوار از نقشه‌مون مطلع بشه

186
00:14:36,039 --> 00:14:38,206
‫زیاد اونجا نمی‌مونن

187
00:14:38,208 --> 00:14:40,293
‫چقدر میکشه تا گشتی‌هاش پیدامون کنن؟

188
00:14:41,211 --> 00:14:43,338
‫اگه شانس بیاریم، شاید چند هفته

189
00:14:44,297 --> 00:14:48,176
‫نمیخوام قبول کنم که پایان داستانم اینه

190
00:14:49,135 --> 00:14:54,474
‫اینکه اسیر بشم، تحقیر بشم،
‫و توسط آیوار کشته بشم. نه

191
00:14:55,850 --> 00:14:57,475
‫لیاقتم بیشتر از ایناست

192
00:14:57,477 --> 00:14:59,980
‫ارتشمون توان مقابله باهاش رو نداره

193
00:15:00,564 --> 00:15:01,771
‫باید بتونیم یه کاری بکنیم،

194
00:15:01,773 --> 00:15:02,899
‫بتونیم یه جایی بریم

195
00:15:03,567 --> 00:15:05,900
‫کجا؟ کجا اوبه؟

196
00:15:05,902 --> 00:15:08,069
‫چیکار می‌تونیم بکنیم؟
‫کجا می‌تونیم بریم؟

197
00:15:08,071 --> 00:15:09,988
‫آیوار تا اون سر دنیا هم تعقیبمون میکنه

198
00:15:09,990 --> 00:15:11,698
‫می‌تونیم به انگلستان بریم

199
00:15:11,700 --> 00:15:13,366
‫جایی که ما رو میکشن

200
00:15:13,368 --> 00:15:16,538
‫احتمالش هست. لازم نیست بکشن

201
00:15:17,163 --> 00:15:20,125
‫از طرف شما پیش شاه اثلولف پادرمیانی میکنم

202
00:15:21,001 --> 00:15:22,792
‫حتماً ازتون استقبال میکنه

203
00:15:22,794 --> 00:15:25,169
‫ولی ازتون میخواد تا براش بجنگین

204
00:15:25,171 --> 00:15:29,158
‫در برابر دانمارکی‌ها یا سایر وایکینگ‌های مهاجم

205
00:15:38,768 --> 00:15:41,936
‫می‌تونیم ادعامون بر زمین‌ها آنگلیای شرقی

206
00:15:41,938 --> 00:15:44,024
‫که شاه اکبرت بهمون داد رو بدست بیاریم

207
00:15:44,774 --> 00:15:47,569
‫نمیخوام کشور و خونه‌م رو ترک کنم

208
00:15:52,991 --> 00:15:56,870
‫از جنگیدن خسته شدم

209
00:15:58,330 --> 00:16:01,374
‫ولی، باشه

210
00:16:05,086 --> 00:16:06,880
‫بریم به انگلستان

211
00:16:45,168 --> 00:16:46,753
‫یکم غذا برات آوردم

212
00:16:53,677 --> 00:16:55,395
‫میخوام اوبه رو ببینم!

213
00:16:55,929 --> 00:16:57,931
‫میخوام شوهرم رو ببینم!

214
00:16:59,307 --> 00:17:01,685
‫نمی‌ذاری منو ببینه. می‌دونم

215
00:17:02,268 --> 00:17:03,269
‫تو یه شیطانی

216
00:17:06,398 --> 00:17:08,608
‫ازش میخوام تا بیاد و تو رو ببینه

217
00:17:12,487 --> 00:17:14,362
‫می‌کشمت!

218
00:17:14,364 --> 00:17:16,614
‫تو شوهرم رو دزدیدی!

219
00:17:16,616 --> 00:17:18,034
‫ایکاش مُرده بودی!

220
00:17:30,213 --> 00:17:31,297
‫شوهر

221
00:17:32,048 --> 00:17:34,884
‫نیاز نیست زنجیرم کنی

222
00:17:35,969 --> 00:17:37,637
‫من یه حیوون نیستم

223
00:17:43,560 --> 00:17:45,729
‫آزاد گذاشتنت خیلی خطرناکه مارگارت

224
00:17:47,897 --> 00:17:49,223
‫هر کاری میخوای بکن!

225
00:17:49,315 --> 00:17:50,773
‫جفت‌تون!

226
00:17:50,775 --> 00:17:54,037
‫خواهین فهمید که هیچ زنجیری
‫نمی‌تونه جلوی منو بگیره،

227
00:17:55,447 --> 00:17:58,158
‫حتی اگه دورف‌ها اونارو ساخته باشن!

228
00:18:00,744 --> 00:18:02,537
‫- دست خودش نیست
‫- نه

229
00:18:03,246 --> 00:18:04,748
‫ولی نمی‌تونیم به انگلستان ببریمش

230
00:18:05,999 --> 00:18:07,834
‫پس چیکارش کنیم؟

231
00:18:14,048 --> 00:18:15,759
‫میخوای برگردی؟

232
00:18:16,968 --> 00:18:18,511
‫فکر کنم

233
00:18:19,179 --> 00:18:20,221
‫بله

234
00:18:21,473 --> 00:18:23,349
‫بخاطر خودت و خودم

235
00:18:25,602 --> 00:18:28,605
‫و دوباره اسقف کلیسات میشی؟

236
00:18:29,481 --> 00:18:31,858
‫دوباره اسقف هگموند میشی؟

237
00:18:33,109 --> 00:18:35,695
‫فکر میکنم شاه اثلولف من رو به مقامم برگردونن

238
00:18:36,780 --> 00:18:38,031
‫ما متحدین قدیمی هستیم

239
00:18:45,538 --> 00:18:46,956
‫در دین من،

240
00:18:48,166 --> 00:18:51,127
‫اسقف کلیسای اعظم باید مجرد باشه

241
00:18:52,545 --> 00:18:54,130
‫نمی‌تونم قبولتون کنم

242
00:18:55,131 --> 00:18:57,133
‫نمی‌تونم باهاتون زندگی کنم

243
00:19:01,221 --> 00:19:02,889
‫این شما رو ناراحت میکنه؟

244
00:19:04,265 --> 00:19:05,558
‫خودت چی فکر میکنی؟

245
00:19:06,142 --> 00:19:08,228
‫خب، امیدوارم ناراحت‌تون کنه

246
00:19:09,979 --> 00:19:11,773
‫نمی‌تونم از دستت بدم

247
00:19:12,106 --> 00:19:14,565
‫اگرچه برخلاف آموزه‌هام،

248
00:19:14,567 --> 00:19:17,120
‫ایمانم، کلیسام، و
‫وقف خودم به مسیح باشه

249
00:19:21,407 --> 00:19:23,366
‫قبلاً هم به زنانی علاقه‌مند شده بودم،

250
00:19:23,368 --> 00:19:26,079
‫و انکارشون کردم، و مسیر برگشتم
‫به سوی مسیح رو پیدا کردم

251
00:19:26,955 --> 00:19:28,496
‫ولی تو،

252
00:19:28,498 --> 00:19:30,333
‫نمی‌تونم انکارت کنم

253
00:19:34,045 --> 00:19:36,840
‫تو زن فوق‌العاده‌ای هستی لاگرتا

254
00:19:37,882 --> 00:19:41,594
‫ولی خدا حتماً خواسته که همدیگه رو ببینیم

255
00:19:50,144 --> 00:19:52,522
‫سوارها! سوارها!

256
00:20:03,575 --> 00:20:05,201
‫سلاح‌هاتون رو بردارید

257
00:20:08,288 --> 00:20:09,873
‫به همه‌ی خدایان قسم،

258
00:20:10,915 --> 00:20:12,000
‫رولوئه

259
00:20:54,252 --> 00:20:56,546
‫این اولین شورای من بعنوان شاه جدید شماست

260
00:20:57,422 --> 00:21:01,656
‫می‌دونم که ساده نیست که
‫جا پای پدر و اجدادم بگذارم

261
00:21:02,260 --> 00:21:04,679
‫با این حال، تمام تلاشم را میکنم

262
00:21:05,931 --> 00:21:09,797
‫همچنان تهدید جدی تهاجمات شمالی‌ها رو داریم

263
00:21:10,185 --> 00:21:12,310
‫قصد من اینه که دفاعیات‌مون رو

264
00:21:12,312 --> 00:21:14,604
‫با ساخت پادگان‌ها و برج‌های دیده‌بانی جدید

265
00:21:14,606 --> 00:21:16,839
در امتداد ساحل‌مون و در امتداد
رودهای درون کشور افزایش بدم

266
00:21:16,841 --> 00:21:19,840
‫همینطور دستور شروع به کار ساخت
‫ناوگان جدیدی از کشتی‌ها رو دادم

267
00:21:20,862 --> 00:21:22,239
‫ولی بعنوان پادشاه،

268
00:21:23,156 --> 00:21:25,915
‫حس میکنم نه تنها بر جان مردممون،

269
00:21:25,917 --> 00:21:28,211
‫بلکه بر روحشون هم مسئولم

270
00:21:28,787 --> 00:21:31,287
‫برای همین، به تمام صومعه‌ها،

271
00:21:31,289 --> 00:21:33,289
‫و دِیرها در کشورم دستور داده‌ام،

272
00:21:33,291 --> 00:21:36,002
‫تا دعاها و دروس را
‫به انگلیسی تدریس و بیان کنند

273
00:21:37,671 --> 00:21:38,836
‫عالی‌جناب، اگر اجازه هست...

274
00:21:38,838 --> 00:21:41,130
‫به شدت مایلم،

275
00:21:41,132 --> 00:21:44,300
‫تا دانش، آموزش و فرصت را،

276
00:21:44,302 --> 00:21:45,835
‫در اختیار بخش عامه‌ی مردم ساکسون بگذرام

277
00:21:45,837 --> 00:21:47,095
‫عالی‌جناب، مرا ببخشید،

278
00:21:47,097 --> 00:21:49,597
‫ولی گرفتن چنین تصمیاتی با شما نیست

279
00:21:49,599 --> 00:21:51,057
‫شما با لطف خدا،

280
00:21:51,059 --> 00:21:53,678
‫و تایید و تقدیس کلیسای مقدس ما شاه هستید

281
00:21:53,937 --> 00:21:56,229
‫ولی در مسائل تکالیف و اعمال دینی،

282
00:21:56,231 --> 00:21:57,730
‫برای به چالش کشیدن قدرت کلیسا

283
00:21:57,732 --> 00:21:59,941
‫همانطور که نمی‌توانید
‫جلوی مد آب دریا بگیرید،

284
00:21:59,943 --> 00:22:01,611
‫در برابر ما نیز قدرتی ندارید

285
00:22:03,947 --> 00:22:07,198
‫مطمئنم برادر ما قصد حمله به کلیسا را نداشت

286
00:22:07,200 --> 00:22:09,536
‫پس مطمئن نیستم منظورشان چه بوده

287
00:22:13,707 --> 00:22:16,126
‫"آنچه متعلق به سزار است به سزار بده"
‫[انجیل متی، فصل 22، آیه‌ی 21]

288
00:22:17,585 --> 00:22:19,252
‫در مسائل الهی، اعلی‌حضرت،

289
00:22:19,254 --> 00:22:22,630
‫من آگاهم که حضرت عالی
‫اختیار دار کلیسای مقدس هستید

290
00:22:22,632 --> 00:22:25,758
‫ولی هدیه‌ی دانش متعلق به همه‌ی انسان‌هاست!

291
00:22:25,760 --> 00:22:27,303
‫این چیزی است که من میخوام

292
00:22:27,679 --> 00:22:29,929
‫ولی نیاز نیست اکنون درباره‌ی
‫این مسائل بحث کنیم

293
00:22:29,931 --> 00:22:33,351
‫نه زمانی که شمالی‌ها مثل گرگ‌های گرسنه
‫ما رو محاصره کرده‌اند

294
00:22:33,351 --> 00:22:34,767
‫اون‌ها مشغول تاخت و تاز در اسکاتلند،

295
00:22:34,769 --> 00:22:36,930
‫در ایرلند، و تمام انگلستان هستند.

296
00:22:37,063 --> 00:22:38,438
‫همین امروز صبح سروران من،

297
00:22:38,440 --> 00:22:40,264
‫قبل اینکه گرد هم بیایم، بهم اطلاع دادن که

298
00:22:40,266 --> 00:22:42,692
‫ارتشی جدید از وایکینگزهای دانمارکی
‫از رودخانه بالا آمده‌اند

299
00:22:42,694 --> 00:22:45,130
‫و اکنون پایگاه مقدس «وینچستر» رو تهدید میکنند

300
00:22:45,363 --> 00:22:48,281
‫باید سریعآً ارتشی برای شکست‌شون گرد هم بیاریم

301
00:22:48,283 --> 00:22:51,155
‫و برادرم شاهزاده اثلرد رو منصوب میکنم،
‫تا فرماندهی‌شون کنه

302
00:22:51,161 --> 00:22:52,829
‫و باشد که خداوند یاور ما باشد

303
00:23:02,672 --> 00:23:03,882
‫ببینین!

304
00:23:04,466 --> 00:23:05,967
‫خدایا!

305
00:23:32,077 --> 00:23:33,910
‫چطوری پیدامون کردی؟

306
00:23:33,912 --> 00:23:35,663
‫می‌دونی چطوری

307
00:23:37,082 --> 00:23:38,956
‫وقتی ارل بورگ اون همه سال پیش

308
00:23:38,958 --> 00:23:42,784
‫ما رو از کتگات بیرون روند
هممون اینجا پنهان شدیم

309
00:23:44,422 --> 00:23:46,464
‫چرا اومدی اینجا رولو؟

310
00:23:46,466 --> 00:23:48,426
‫تا جونت رو نجات بدم

311
00:23:49,844 --> 00:23:50,968
‫و جون بیورن

312
00:23:50,970 --> 00:23:52,386
‫چطوری می‌تونی اینکارو بکنی؟

313
00:23:52,388 --> 00:23:55,149
‫بهتون مسیر امن میدم
‫تا به فرانسه برگردین

314
00:24:00,605 --> 00:24:03,699
‫نه آیوار و نه هارالد نمی‌تونن جلوم رو بگیرن

315
00:24:04,984 --> 00:24:06,943
‫نمی‌فهمم

316
00:24:06,945 --> 00:24:08,402
‫اولش

317
00:24:08,404 --> 00:24:11,531
‫با آیوار علیه ما متحد میشی،

318
00:24:11,533 --> 00:24:13,699
‫کمکش کردی تا شکستمون بده، و حالا،

319
00:24:13,701 --> 00:24:16,285
‫بی هیچ دلیلی،
‫بهمون مسیر امن پیشنهاد میدی؟

320
00:24:16,287 --> 00:24:17,914
‫اصلاً منطقی نیست

321
00:24:19,749 --> 00:24:23,511
‫خوب می‌دونی چرا اینجایم
‫و اینو بهت پیشنهاد میدم

322
00:24:23,962 --> 00:24:25,130
‫جدی؟

323
00:24:27,882 --> 00:24:28,925
‫بله

324
00:24:29,884 --> 00:24:32,804
‫می‌دونی همیشه دوستت داشتم لاگرتا،

325
00:24:34,222 --> 00:24:36,558
‫و بیورن پسر منه

326
00:24:39,644 --> 00:24:41,563
‫اون پسر تو نیست

327
00:24:41,896 --> 00:24:44,313
‫نمی‌تونی تو روی من انکارش کنی

328
00:24:44,315 --> 00:24:45,567
‫می‌تونی؟

329
00:24:47,694 --> 00:24:49,070
‫می‌تونی؟

330
00:24:50,937 --> 00:24:54,447
می‌دونی، خیلی درباره‌ی این لحظه

331
00:24:54,527 --> 00:24:56,149
فکر کردم لاگرتا

332
00:24:57,392 --> 00:25:00,913
و می‌دونم هیچوقت نمی‌تونی حقیقت رو انکار کنی

333
00:25:04,399 --> 00:25:06,534
فکر کردی من می‌تونم دراین‌باره با بیورن صحبت کنم؟

334
00:25:06,539 --> 00:25:07,678
البته که نه -
... و نکردم -

335
00:25:07,713 --> 00:25:08,990
منم نکردم

336
00:25:09,024 --> 00:25:10,681
!و الانم نمیخوام بگم

337
00:25:18,460 --> 00:25:20,462
‫شما دو تا مدت زیادی اینجا بودید

338
00:25:38,063 --> 00:25:41,471
‫اینجایم تا به تو و مادرت
‫مسیر امن به فرانسه پیشنهاد کنم

339
00:25:42,025 --> 00:25:43,068
‫چرا؟

340
00:25:45,404 --> 00:25:46,571
‫تو...

341
00:25:52,786 --> 00:25:54,329
‫تو پسر منی

342
00:25:57,958 --> 00:26:00,458
‫یه چیزایی دراین‌باره شنیدم

343
00:26:00,460 --> 00:26:02,460
‫ولی شایعات رو نمیشه باور کرد

344
00:26:02,462 --> 00:26:06,538
‫وقتی بچه بودی رابطه‌ی
‫خیلی خاصی با مادرت داشتم

345
00:26:07,384 --> 00:26:08,885
‫اگه می‌دونستی...

346
00:26:13,223 --> 00:26:17,644
‫شاید پدرم باشی، ولی شایدم نباشی

347
00:26:18,020 --> 00:26:19,519
‫در زمانی که من شکل گرفتم،

348
00:26:19,521 --> 00:26:21,438
‫شاید با مادرم خوابیده باشی،

349
00:26:21,440 --> 00:26:23,316
‫ولی رگنار هم خوابیده بود

350
00:26:23,692 --> 00:26:25,927
‫خب، بیشتر شبیه کی هستم؟

351
00:26:27,279 --> 00:26:32,157
‫در روحیه و اخلاق بیشتر شبیه کی هستم؟

352
00:26:32,159 --> 00:26:34,784
‫این خیلی مهمه!

353
00:26:34,786 --> 00:26:38,723
‫و بدون شک رگنار

354
00:26:40,459 --> 00:26:46,373
‫رولو، نمی‌خوام تموم عمرم در نزاع باشم

355
00:26:47,883 --> 00:26:50,135
‫همونطور که تو با پدرم داشتی

356
00:26:52,679 --> 00:26:55,557
‫اونقدری برام مهم نیستی که نگرانت باشم

357
00:26:56,224 --> 00:26:58,060
‫و اینو می‌دونم

358
00:27:00,437 --> 00:27:02,896
‫ولی من با تو نمی‌جنگم بیورن

359
00:27:02,898 --> 00:27:04,858
‫این پیشنهاد رو همینطوری رد نکن

360
00:27:05,609 --> 00:27:07,901
‫با من به فرانسه برگرد

361
00:27:07,903 --> 00:27:10,236
‫هر چیزی لازم باشه خواهی داشت،

362
00:27:10,238 --> 00:27:12,074
‫هر چیزی که همیشه می‌خواستی!

363
00:27:12,824 --> 00:27:15,035
‫خودم ترتیبش رو میدم

364
00:27:15,911 --> 00:27:20,332
‫زندگی بسیار شیرینی رو
‫در اونجا خواهی داشت

365
00:27:21,833 --> 00:27:23,541
‫برای عشقی که به مادرت دارم،

366
00:27:23,543 --> 00:27:25,627
‫حداقل بذار اینکارو برات بکنم!

367
00:27:25,629 --> 00:27:28,924
‫با ایستادنت کنار آیوار تصمیمت رو گرفتی

368
00:27:44,483 --> 00:27:46,235
‫می‌تونیم پیشنهادش رو باور کنیم؟

369
00:27:52,199 --> 00:27:53,534
‫بیورن؟

370
00:27:56,870 --> 00:27:58,205
‫من می‌خوام بکشمش

371
00:28:00,707 --> 00:28:02,207
‫اون بهمون خیانت کرد

372
00:28:02,209 --> 00:28:03,585
‫به پدرم خیانت کرد

373
00:28:03,961 --> 00:28:06,211
‫نزدیک بود بخاطرش بمیری لاگرتا!

374
00:28:06,213 --> 00:28:07,422
‫بخاطر خیانتش!

375
00:28:08,173 --> 00:28:12,302
‫و حالا، دوباره با آیوار بهمون خیانت کرد!

376
00:28:13,303 --> 00:28:15,222
‫تو باید اسقف هگموند باشی

377
00:28:15,973 --> 00:28:17,391
‫و تو کنت رولو

378
00:28:18,350 --> 00:28:20,102
‫یه هم‌کیش مسیحی

379
00:28:21,103 --> 00:28:22,896
‫خدا نگهدارت

380
00:28:23,730 --> 00:28:26,064
خوشا بحال کسی که از خداوند می‌ترسد

381
00:28:26,066 --> 00:28:28,066
و در وصایای او بسیار رغبت دارد
[انجیل مزامیر، فصل 112، آیه‌ی یک]

382
00:28:28,068 --> 00:28:29,901
‫درسته

383
00:28:29,903 --> 00:28:31,738
‫من سعی دارم از وصایای او اطاعت کنم

384
00:28:33,991 --> 00:28:36,575
‫سعی دارم در مسیر رحمت و بخشایش گام بردارم

385
00:28:36,577 --> 00:28:40,328
‫و الان، شما همتون راحت اینجا نشستید

386
00:28:40,330 --> 00:28:43,623
‫و پیشنهاد میدین که ما صرفاً
‫خودمون رو به دست اون بسپریم!

387
00:28:43,625 --> 00:28:45,294
‫هیچ غروری ندارین؟!

388
00:28:48,547 --> 00:28:50,382
‫ما از مرگ می‌ترسیم؟

389
00:28:50,716 --> 00:28:52,267
‫من نمی‌ترسم!

390
00:28:52,426 --> 00:28:55,596
‫مرا تقدیس کن اسقف هگموند

391
00:28:56,555 --> 00:28:59,266
‫چرا که گناهان بی‌شماری دارم

392
00:29:15,490 --> 00:29:19,995
‫اگه رولو رو بکشم، بعنوان مرد شادی می‌میرم

393
00:29:22,372 --> 00:29:23,788
‫بیورن! بیورن!

394
00:29:23,790 --> 00:29:25,540
‫وایسا بیورن!

395
00:29:25,542 --> 00:29:27,044
‫الان وقتش نیست!

396
00:29:30,380 --> 00:29:31,381
‫بیورن!

397
00:29:35,010 --> 00:29:36,218
‫نه!

398
00:29:36,220 --> 00:29:37,554
‫برو!

399
00:29:38,096 --> 00:29:39,389
‫ولش کنین!

400
00:29:41,099 --> 00:29:44,061
‫اگه میخوای منو بکشی، بکش!

401
00:29:52,236 --> 00:29:54,402
‫ارزش وقتی که باید بذارم و خون

402
00:29:54,404 --> 00:29:56,240
‫از روی تبرم پاک کنم رو نداری

403
00:30:03,455 --> 00:30:05,082
‫پیشنهادت رو رد میکنیم

404
00:30:05,624 --> 00:30:07,167
‫متاسفم

405
00:30:09,211 --> 00:30:10,837
‫نیازی نیست خائن

406
00:30:23,475 --> 00:30:25,060
‫هیچوقت دوباره همو نمی‌بینیم

407
00:30:35,112 --> 00:30:36,613
‫پیداشون کردی؟

408
00:30:40,033 --> 00:30:41,076
‫بله

409
00:30:42,869 --> 00:30:44,788
‫کجا هستن رولو؟

410
00:30:45,080 --> 00:30:46,415
‫می‌تونم بهت بگم

411
00:30:47,541 --> 00:30:49,084
‫ولی قبل اینکه بگم،

412
00:30:51,169 --> 00:30:52,846
‫باید درباره‌ی قرارمون صحبت کنیم

413
00:30:56,717 --> 00:31:01,388
‫باید قبول کنی بهم پول بدی، خراج سالانه،

414
00:31:04,391 --> 00:31:06,933
‫2700 کیلو نقره

415
00:31:06,935 --> 00:31:10,147
‫2000 سکه‌ی طلای رومی

416
00:31:11,898 --> 00:31:14,983
‫بهم 2300 کیلو

417
00:31:14,985 --> 00:31:18,304
‫خز، عاج و پوست میدی

418
00:31:18,363 --> 00:31:22,142
‫همچنین، هزار برده،

419
00:31:23,410 --> 00:31:25,854
‫سالانه دویست تُن گوشت و،

420
00:31:27,497 --> 00:31:29,666
‫سیصد سنگ قیمتی

421
00:31:30,417 --> 00:31:33,962
‫و پونصد متر ابریشم

422
00:31:35,172 --> 00:31:38,006
‫همینطور پونصد نفر از بهترین جنگجویانت،

423
00:31:38,008 --> 00:31:40,427
‫برای گارد محافظینم بهم میدی،

424
00:31:41,553 --> 00:31:44,888
‫و میخوام هر کدومتون

425
00:31:44,890 --> 00:31:47,809
‫به بازوبندهاتون قسم بخورید

426
00:31:49,936 --> 00:31:54,754
‫که اگه بهم حمله شد به یاری‌ام میاید

427
00:31:55,859 --> 00:31:58,153
‫قیمتت خیلی بالاست

428
00:31:58,528 --> 00:32:00,781
‫چون تو جایگاهی هستم که می‌تونم اینارو بخوام

429
00:32:51,289 --> 00:32:52,831
‫کسی اینجا نیست

430
00:32:52,833 --> 00:32:54,251
‫همشون رفتن

431
00:33:05,303 --> 00:33:08,056
‫می‌شناسمت. نمی‌شناسم؟

432
00:33:11,643 --> 00:33:13,019
‫مارگارت

433
00:34:01,114 --> 00:34:03,910
‫می‌ترسم از الان تبدیل به
‫دشمن کلیسا شده باشم

434
00:34:06,734 --> 00:34:09,945
‫یه شاه دشمنان زیاد و دوستان کم داره

435
00:34:10,821 --> 00:34:13,488
‫برا همین باید هر کاری می‌تونه بکنه
‫تا فرمانروانییش رو تثبیت کنه

436
00:34:13,490 --> 00:34:15,909
‫قبل اینکه بطور جدی تهدید بشه

437
00:34:16,160 --> 00:34:17,828
‫چطوری اینکارو میکنه؟

438
00:34:18,454 --> 00:34:19,747
‫وارث تولید میکنه

439
00:34:21,373 --> 00:34:23,332
‫یه خاندان تشکیل میده

440
00:34:23,334 --> 00:34:26,754
‫عین اِکبرت، با تمام خِرَدی که داشت

441
00:34:29,048 --> 00:34:30,839
‫ولی من ازدواج نکردم

442
00:34:30,841 --> 00:34:32,334
‫میلی هم به ازدواج ندارم

443
00:34:33,010 --> 00:34:37,052
‫میشه تا عروس انتخاب کنم درنگ نکنیم؟
‫میشه جنگ‌ها رو کم‌اهمیت‌تر از عروسی‌ها ندونیم؟

444
00:34:37,056 --> 00:34:40,599
‫این احمقانه‌ست آلفرد

445
00:34:40,601 --> 00:34:42,184
‫بدون یک وارث زنده،

446
00:34:42,186 --> 00:34:44,313
‫آسیب پذیرتر از اونی هستی که فکرش رو کنی

447
00:34:44,688 --> 00:34:47,397
‫پس بهم بگو مادر، با کی باید ازدواج کنم؟

448
00:34:47,399 --> 00:34:49,777
‫خودت رو درگیر همچین فکری نکن

449
00:34:52,446 --> 00:34:54,531
‫عروس مناسبی برات پیدا میکنم

450
00:34:56,784 --> 00:34:59,194
‫بله. فکرش رو می‌کردم همچین چیزی بگی

451
00:35:07,220 --> 00:35:10,620
[رود آلره، وینچستر]

452
00:35:16,387 --> 00:35:17,388
‫بهشون شلیک کنین!

453
00:35:57,386 --> 00:35:58,387
‫هی!

454
00:36:02,433 --> 00:36:03,807
‫هی!

455
00:36:03,809 --> 00:36:05,769
‫پس پیداشون نکردی؟

456
00:36:06,645 --> 00:36:08,355
‫نه. رفته بودن

457
00:36:09,148 --> 00:36:10,232
‫جز این یکی

458
00:36:10,941 --> 00:36:12,609
‫جا گذاشتنش

459
00:36:13,777 --> 00:36:15,112
‫چرا بستنش؟

460
00:36:15,821 --> 00:36:18,073
‫چون دیوونه‌ست

461
00:36:19,450 --> 00:36:21,952
‫ایتسرک، می‌شناسیش، مگه نه؟

462
00:36:22,661 --> 00:36:24,288
‫البته که یادم میاد

463
00:36:25,497 --> 00:36:27,207
‫سلام مارگارت

464
00:36:31,712 --> 00:36:34,754
‫چیزی نیست. چیزی نیست

465
00:36:34,756 --> 00:36:36,423
‫اذیتت نمی‌کنم

466
00:36:36,425 --> 00:36:38,717
‫چیکار میکنی برادر؟

467
00:36:38,719 --> 00:36:41,305
‫یه روح شیطانی تسخیرش کرده

468
00:36:43,891 --> 00:36:45,225
‫اون تو رو میکشه

469
00:36:45,851 --> 00:36:47,311
‫شانسم رو امتحان میکنم

470
00:36:48,395 --> 00:36:50,481
‫خب، شاید تو هم دیوونه شدی!

471
00:37:33,190 --> 00:37:34,525
‫هو! هو!

472
00:37:35,234 --> 00:37:37,778
‫هو! هو! ببینین چی پیدا کردیم!

473
00:37:42,366 --> 00:37:43,782
‫گوسفند صداش چطوریه؟

474
00:37:43,784 --> 00:37:45,118
‫- بع!
‫- آره!

475
00:37:46,912 --> 00:37:49,623
‫حرفی که زدی جدی بود، مگه نه؟

476
00:37:49,873 --> 00:37:51,623
‫حرفی که زدم؟

477
00:37:51,625 --> 00:37:53,502
‫که ازمون محافظت میکنی

478
00:37:54,211 --> 00:37:56,964
‫نه اینکه بدی‌مون به گرگ‌ها بخورن

479
00:37:58,048 --> 00:37:59,716
‫چرا باید بهت دروغ بگم؟

480
00:38:00,551 --> 00:38:02,636
‫چون برگشتی به انگلستان

481
00:38:04,805 --> 00:38:07,649
‫چون همه چیز رو متفاوت میکنه

482
00:38:11,395 --> 00:38:14,614
‫می‌ترسی بهت خیانت کنم؟

483
00:38:14,815 --> 00:38:16,233
‫نمی‌ترسم

484
00:38:17,943 --> 00:38:19,442
‫فقط برام سواله

485
00:38:19,444 --> 00:38:20,988
‫چرا باید بهت خیانت کنم؟

486
00:38:22,823 --> 00:38:24,241
‫دوستت دارم

487
00:38:34,962 --> 00:38:36,171
‫من رو ببخش پادشاهم

488
00:38:42,094 --> 00:38:44,553
‫دیگه اشتباه نمی‌کنی. همم؟

489
00:39:05,701 --> 00:39:09,038
‫خواهش میکنم، اونجا سرپا ایست نکن. بیا تو

490
00:39:20,716 --> 00:39:21,759
‫بشین

491
00:39:29,892 --> 00:39:31,060
‫چطوری؟

492
00:39:33,062 --> 00:39:35,481
‫داشتم بهت فکر می‌کردم

493
00:39:36,565 --> 00:39:37,816
‫ازدواج کردی؟

494
00:39:39,109 --> 00:39:40,152
‫نه

495
00:39:41,070 --> 00:39:42,738
‫ازدواج نکردم

496
00:39:43,447 --> 00:39:44,907
‫تنها زندگی میکنم

497
00:39:45,699 --> 00:39:47,451
‫مجردی رو دوست دارم

498
00:39:48,535 --> 00:39:52,498
‫تو آزادم کردی و پس آزادانه زندگی میکنم،

499
00:39:53,624 --> 00:39:59,004
‫بدون اینکه مردی در زندگیم باشه،
‫وظیفه و محدودیتی داشته باشم.

500
00:40:00,464 --> 00:40:02,547
‫حتی اسمت رو نمی‌دونم

501
00:40:02,549 --> 00:40:04,259
‫اسم من فریدیس هست

502
00:40:06,553 --> 00:40:07,638
‫شبیه فریا

503
00:40:10,891 --> 00:40:13,350
‫هیچوقت چیزی که بهم گفتی رو فراموش نمی‌کنم

504
00:40:13,352 --> 00:40:15,437
‫چیزی که بهت گفتم واقعیته

505
00:40:15,771 --> 00:40:17,898
‫تو انسان خیلی خاصی هستی آیوار

506
00:40:20,275 --> 00:40:23,278
‫هنوز برام سخته که اینو باور کنم

507
00:40:25,114 --> 00:40:27,199
‫تمام زندگیم یه نزاع بوده

508
00:40:28,575 --> 00:40:30,325
‫یک جنگ علیه خودم

509
00:40:30,327 --> 00:40:32,371
‫ولی ببین تا الان به کجا رسیدی

510
00:40:33,372 --> 00:40:35,624
‫خدایان نگاه ویژه‌ای بهت دارن

511
00:40:36,542 --> 00:40:39,878
‫از همه‌ی انسان‌ها براشون عزیزتری

512
00:40:40,838 --> 00:40:42,047
‫با اینحال،

513
00:40:44,550 --> 00:40:47,052
‫هر روز خطر کشته شدنم هست

514
00:40:47,636 --> 00:40:48,637
‫کشته شدن؟

515
00:40:49,972 --> 00:40:51,140
‫توسط کی؟

516
00:40:52,766 --> 00:40:56,562
‫می‌تونم رُک و راست باهات صحبت کنم؟

517
00:40:57,563 --> 00:41:00,399
‫یجورایی، حس میکنم می‌تونم بهت اعتماد کنم

518
00:41:02,401 --> 00:41:05,154
‫شاید بیشتر از هر کس دیگه‌ای که اینجاست

519
00:41:06,572 --> 00:41:08,365
‫می‌تونی بهم اعتماد کنی

520
00:41:08,699 --> 00:41:11,744
‫اگه بخوای، جونم رو هم برات میدم

521
00:41:13,287 --> 00:41:14,747
‫اینو می‌دونی

522
00:41:16,248 --> 00:41:18,248
‫چه کمکی از دستم بر میاد؟

523
00:41:18,250 --> 00:41:20,335
‫میخوای چیکار کنم؟

524
00:43:13,073 --> 00:43:14,199
‫قاتل‌ها!

525
00:43:38,932 --> 00:43:40,350
‫قاتل‌ها!

526
00:43:42,374 --> 00:43:49,374
ترجمه از ناصر اسماعیلی

527
00:43:49,498 --> 00:43:56,498
[مرجع دانلود زيرنويس فارسي فيلم، سريال و انيميشن]
<font color=#FF0000>>> IranZirnevis <<</font>

