﻿1
00:00:01,036 --> 00:00:02,567
‌‌‌‌‌...آنچه در «وايکينگ‌ها» گذشت

2
00:00:02,786 --> 00:00:03,785
...تو من رو زجر دادي

3
00:00:03,854 --> 00:00:05,621
.و حالا، من تو رو زجر مي‌دم

4
00:00:07,858 --> 00:00:09,724
فقط يه مسيحي رو کشت

5
00:00:09,793 --> 00:00:11,302
!اين درمورد مسيحيان نيست

6
00:00:11,537 --> 00:00:12,936
...درمورد وفاداري‌ـه

7
00:00:13,005 --> 00:00:14,443
!و اعتماد

8
00:00:14,498 --> 00:00:16,532
من تن به ازدواج مقدس با کسي

9
00:00:16,600 --> 00:00:18,434
که بيشتر يه حيوان‌ـه تا انسان نمي‌دم

10
00:00:18,608 --> 00:00:20,982
نمي‌توني به‌زور من رو مجبور
کني روي يه تخت باهات بخوابم

11
00:00:21,053 --> 00:00:24,822
زور تنها در مقابل دشمن
ضروري‌ـه

12
00:00:24,891 --> 00:00:27,258
ملکه "کوين‌تريث" و پسرش
زنداني شدن

13
00:00:27,326 --> 00:00:29,159
!هر طور شده، پسرش رو نجات بده

14
00:00:31,229 --> 00:00:32,396
!ملکه رو بکشيد

15
00:00:39,605 --> 00:00:41,271
اين بالا چيکار مي‌کني؟

16
00:00:41,340 --> 00:00:43,973
.دارم سعي مي‌کنم يه قبر براي دخترم بکنم

17
00:00:44,042 --> 00:00:46,142
به "فلوکي" گفتي؟ -
.نه -

18
00:02:38,315 --> 00:02:39,281
.عاشقتم

19
00:02:44,604 --> 00:02:45,836
،تا جايي که حافظه‌ام ياري مي‌کنه

20
00:02:47,273 --> 00:02:48,406
،خاطرخواه تو بودم

21
00:02:50,018 --> 00:02:52,885
و گرچه فکر مي‌کردم اين
قدرت‌ـه که من مي‌خوام

22
00:02:52,953 --> 00:02:54,287
حقيقت نداره

23
00:02:55,862 --> 00:02:59,908
تنها چيزي که از ته دل مي‌خواستم تو بودي

24
00:03:02,902 --> 00:03:05,314
و حالا که مي‌بينم تو هنوز
به اندازه‌ي کافي جوان هستي

25
00:03:05,362 --> 00:03:10,353
آرزو و رويام اينه که
بتونيم با هم بچه‌دار بشيم

26
00:03:12,799 --> 00:03:14,632
اونوقت خوشبختي من تکميل مي‌شه

27
00:03:30,186 --> 00:03:31,486
.بايد بشاشم

28
00:03:59,362 --> 00:04:02,029
بيورن لوثبروک" از «کاتگات» رفته"

29
00:04:02,097 --> 00:04:03,764
داره تنها تو يه کلبه داخل مرز زندگي مي‌کنه

30
00:04:05,435 --> 00:04:07,968
بهترين فرصت براي کشتنش‌ـه

31
00:04:14,596 --> 00:04:18,998
فکر مي‌کردم من و تو با همديگه اومديم تا
خانواده‌ي "رگنار لوثبروک" رو نابود کنيم

32
00:04:19,067 --> 00:04:22,034
فکر مي‌کردم اين
جاه‌طلبي تو باشه مثل من

33
00:04:22,502 --> 00:04:26,877
چون من، تا زماني که انتقام
پدرم گرفته نشده آرام نمي‌گيرم

34
00:04:29,205 --> 00:04:30,171
.موافقم

35
00:04:31,107 --> 00:04:32,638
بهترين فرصت‌ـه

36
00:04:33,698 --> 00:04:35,464
و همچنين بهترين آدم رو
براي اين کار سراغ دارم

37
00:04:35,533 --> 00:04:36,699
«*يه «برزرکر
<font color="#004080">[در ادبيات نروژي قديم به معنی مبارز ديوانه]</font>

38
00:04:50,600 --> 00:04:51,569
What are you doing?

39
00:05:00,791 --> 00:05:05,580
I felt bad for a long time, for treating you so badly.

40
00:05:10,391 --> 00:05:13,088
Because of what happened between you and Bjorn.

41
00:05:16,103 --> 00:05:19,276
I want to say, that I have forgiven you.

42
00:05:20,150 --> 00:05:22,055
Doesn't matter to me at all.

43
00:05:23,221 --> 00:05:25,021
And I want to return this to you.

44
00:05:34,821 --> 00:05:36,121
Thank you, Erlendur.

45
00:05:39,052 --> 00:05:42,249
You see, you can be forgiven if you want to be.

46
00:07:41,698 --> 00:07:43,098
."هلگا"

47
00:07:45,869 --> 00:07:47,635
!"هلگا"! "هلگا"! "هلگا"

48
00:07:50,240 --> 00:07:51,039
."هلگا"

49
00:08:11,517 --> 00:08:12,550
متأسفم

50
00:08:13,818 --> 00:08:15,117
"متأسفم، "هلگا

51
00:08:17,088 --> 00:08:18,988
.متأسفم

52
00:08:19,057 --> 00:08:20,189
.منم متأسفم

53
00:08:21,059 --> 00:08:23,526
باور کن، منم متأسفم

54
00:08:51,857 --> 00:08:53,189
اميدوارم که خدايان با تو باشند، دوست من

55
00:08:53,266 --> 00:08:55,066
و اميدوارم که از اوقاتت لذت ببري

56
00:08:56,669 --> 00:08:58,836
اين هم يه مجوز عبور

57
00:08:58,869 --> 00:09:00,716
.اين حلقه‌ي پدرم بود

58
00:09:00,904 --> 00:09:03,705
اگه کسي جلوت رو گرفت، مي‌گي که
حلقه‌ي شاه "هوريک" رو دستت داري

59
00:09:03,773 --> 00:09:05,807
که توسط قايق‌ساز جادويي "فلوکي" ساخته
شده

60
00:09:07,130 --> 00:09:09,362
،هر کسي مي‌ذاره رد بشي

61
00:09:09,431 --> 00:09:11,065
تا زماني که به مقصدت برسي

62
00:09:15,571 --> 00:09:18,138
وقتی که برگشتی طلا و نقره انتظارت رو میکشه

63
00:09:18,207 --> 00:09:19,974
اگر موفق شده باشي

64
00:09:21,543 --> 00:09:26,083
هر طور که شده، "بيورن دلاور" رو بکش

65
00:11:03,780 --> 00:11:11,259
امروز عيد سنت "اويلاليا"ست باشد که اين
شهيد مقدس مورد مغفرت خدا قرار بگيرد

66
00:11:14,858 --> 00:11:16,023
"سنت "اويلاليا

67
00:11:17,059 --> 00:11:18,825
"سنت "اويلاليا

68
00:11:35,610 --> 00:11:36,542
.ببخشيد، پدر

69
00:11:38,322 --> 00:11:42,957
چيه، دخترم؟ -
سنت "اويلاليا". چرا لقب سنت بهش دادن؟ -

70
00:11:43,026 --> 00:11:46,995
اويلاليا" توسط امپراتور کافر"
رومي "ماکسيميان" شهيد شد

71
00:11:48,465 --> 00:11:51,766
اون قبول نکرد تا از دين
مسيحيت صرفنظر کنه

72
00:11:51,835 --> 00:11:54,836
و محکوم شد تا پاي
چوبه‌ي مرگ سوزانده بشه

73
00:11:54,905 --> 00:11:57,605
اما شعله‌ها اون رو نسوزاندن

74
00:11:57,674 --> 00:11:59,340
تو آتش هيزم‌ها زنده موند

75
00:12:00,869 --> 00:12:03,103
بدنش کاملاً دست‌نخورده بود

76
00:12:03,172 --> 00:12:04,137
و باهاش چيکار کردن؟

77
00:12:08,532 --> 00:12:13,766
دختر نازنينم پرسيد که چه بلايي
سر "اويلاليا" آوردن

78
00:12:14,772 --> 00:12:16,071
سرش رو زدن

79
00:12:19,176 --> 00:12:21,510
بدن لختش رو تو ميدان شهر انداختن

80
00:12:21,578 --> 00:12:27,315
گرچه خداوند پتويي از جنس برف
فرستاد تا از عفتش محافظت کنه

81
00:12:27,384 --> 00:12:33,256
و به شکل يه کبوتر به بهشت صعود کرد

82
00:12:35,459 --> 00:12:39,627
شوهر من دقيقاً مثل همون
امپراتور کافرـه

83
00:12:39,696 --> 00:12:41,663
احتمالاً دوست داره من رو
هم به همون روش نابود کنه

84
00:12:41,731 --> 00:12:44,465
من رو بسوزونه، يا سرم رو قطع کنه

85
00:12:52,850 --> 00:12:53,782
.زن

86
00:12:55,076 --> 00:12:57,388
...زن من -
!به من دست نزن -

87
00:12:58,076 --> 00:13:00,779
،ديگه هيچ‌وقت به من دست نزن
!وحشي نادان

88
00:13:01,497 --> 00:13:03,552
.من هيچ‌وقت زن تو نمي‌شم

89
00:13:12,123 --> 00:13:14,138
.من طلاق مي‌خوام. ترتيبش رو بده

90
00:13:16,287 --> 00:13:17,619
جام "دوک" رو پر کن

91
00:13:18,764 --> 00:13:19,929
بياييد آرام باشيم

92
00:13:38,670 --> 00:13:42,772
چيکار بايد بکنيم، کنت "اودو"؟ -
بايد جلوي رفتنش رو بگيريم -

93
00:13:42,841 --> 00:13:45,041
اگه الان بره، براي اقدامات‌مون

94
00:13:45,070 --> 00:13:47,576
در جهت دفاع از شهر در برابر
برادرش مصيبت‌بار مي‌شه

95
00:13:48,186 --> 00:13:49,118
سعي کن بهش بفهموني

96
00:14:25,822 --> 00:14:26,988
سرورم؟

97
00:14:30,998 --> 00:14:31,797
.حالا

98
00:14:38,850 --> 00:14:39,983
.«پاريس»

99
00:14:41,186 --> 00:14:43,220
.من و تو

100
00:14:44,156 --> 00:14:45,055
با همديگه

101
00:14:45,925 --> 00:14:47,324
مي‌توني بفهمي؟

102
00:15:14,285 --> 00:15:16,285
!آه، مي‌فهمم

103
00:15:16,354 --> 00:15:17,888
!تو مي‌خواي ياد بگيري

104
00:15:17,971 --> 00:15:19,805
.مي‌خواي به زبان ما حرف بزني

105
00:15:22,092 --> 00:15:22,790
.به من اعتماد کن

106
00:15:25,037 --> 00:15:26,670
.يه معلم برات پيدا مي‌کنم

107
00:15:28,014 --> 00:15:30,348
.به‌زودي با هم حرف مي‌زنيم

108
00:15:47,483 --> 00:15:48,582
خب؟

109
00:15:49,959 --> 00:15:50,758
اون جايي نمي‌ره

110
00:15:53,096 --> 00:15:54,229
.خدا رو شکر

111
00:15:58,534 --> 00:16:00,201
.بخور

112
00:16:00,269 --> 00:16:01,602
!بيشتر

113
00:16:29,342 --> 00:16:31,108
بهش نگفتي، مگه‌نه؟

114
00:16:39,061 --> 00:16:40,427
"اون بايد بدونه، "هلگا

115
00:17:00,916 --> 00:17:02,482
درمورد چي حرف مي‌زنه، "هلگا"؟

116
00:17:07,422 --> 00:17:09,656
چي رو به من نگفتي؟

117
00:17:09,724 --> 00:17:13,912
.دخترمون مرده

118
00:17:16,798 --> 00:17:17,630
.تب کرد

119
00:17:18,867 --> 00:17:21,133
کاري نتونستم بکنم

120
00:18:07,601 --> 00:18:08,767
.اي لعنتي

121
00:18:12,372 --> 00:18:13,438
.خرس

122
00:18:28,157 --> 00:18:29,489
کجايي؟

123
00:18:35,750 --> 00:18:38,498
!آماده! سپرها بالا
[وسکس]

124
00:18:38,567 --> 00:18:40,032
!خودشه! يک

125
00:18:40,101 --> 00:18:41,701
!دو

126
00:18:42,001 --> 00:18:47,001
میخوام طريقه‌ ساخت رنگدانه رو یادت بدم
کاربردش در براق کردن کتاب مقدسه

127
00:18:48,100 --> 00:18:55,300
These pigments, or colors, come from various sources of anim

128
00:18:55,600 --> 00:19:00,600
The illuminator must be a skilled chemist, as well as an artist.

129
00:19:01,500 --> 00:19:07,800
These ingredients, carefully mixed, form the basis of many of the colo

130
00:19:08,525 --> 00:19:13,125
Some are poisonous and some are very rare.

131
00:19:13,750 --> 00:19:19,750
But, those found in the earth are common, if you know what to look

132
00:19:21,531 --> 00:19:23,131
Today, I would like to show you

133
00:19:23,199 --> 00:19:25,500
how to make the color known as vermillion.

134
00:19:26,400 --> 00:19:34,000
Vermillion, is formed from this mineral known as cinnabar, the p

135
00:19:34,300 --> 00:19:44,500
To form the dye, the mix, there is proportions of cinnabar and sulfur.

136
00:19:46,500 --> 00:19:49,000
Into a well sealed jar.

137
00:19:51,000 --> 00:19:56,900
Then place the jar over heat until a blue vapor is emitted.

138
00:19:57,568 --> 00:20:00,636
پرودنتيوس"، تو يه «فرانکي» هستي"

139
00:20:00,704 --> 00:20:04,840
بهم بگو درمورد حمله‌ي اخير
شمالي‌ها به «پاريس» چي مي‌دوني

140
00:20:06,677 --> 00:20:09,366
به‌گمونم، درموردش شنيده باشي؟

141
00:20:09,680 --> 00:20:12,280
کيه که نشنيده باشه؟

142
00:20:12,349 --> 00:20:14,816
حرفش تو کل اروپا پخش شده

143
00:20:14,885 --> 00:20:16,451
شهر رو محاصره کردن؟

144
00:20:16,520 --> 00:20:18,253
.دقيقاً. محاصره‌اش کرده بودن

145
00:20:19,723 --> 00:20:22,554
از چهار طرف بهش حمله کردن

146
00:20:22,836 --> 00:20:26,371
خدا مي‌دونه چقدر اون مردم مسيحي زجر ديدن

147
00:20:26,439 --> 00:20:28,406
ولي پيروز شدن؟

148
00:20:28,475 --> 00:20:30,175
.البته

149
00:20:30,244 --> 00:20:31,810
.خدا طرف اون‌ها بود

150
00:20:33,847 --> 00:20:38,183
من قبلاً جزئيات زيادي از محاصره شنیدم

151
00:20:38,252 --> 00:20:42,153
و عواقبش رو از زبون راهب بزرگ
صومعه‌ي «سنت دنيس» شنيدم

152
00:20:42,221 --> 00:20:45,490
از قرار معلوم تعداد زيادي از کافراني

153
00:20:45,558 --> 00:20:47,958
که وارد کليساي جامع «نوتر دام» شدن

154
00:20:48,027 --> 00:20:51,228
بعد از حمله توسط بيماري زمين‌گير شدن

155
00:20:51,298 --> 00:20:54,198
راهب بزرگ هويت مردان شمالی که به
شهر حمله کردن رو مي‌دونست؟

156
00:20:58,724 --> 00:21:02,663
رهبرشون وايکينگ معروف "رگنار لوثبروک" بود

157
00:21:03,195 --> 00:21:04,327
،خشم خدا

158
00:21:05,343 --> 00:21:09,077
کسي که حتي خودش رو به مردن
زد تا بتونه وارد ديوارها بشه

159
00:21:10,179 --> 00:21:13,359
اما احتمالاً الان واقعاً
به خاطر بي‌حرمتيش مرده باشه

160
00:21:15,183 --> 00:21:19,265
حرفي از يه راهب انگليسي
"به نام "اتلستن

161
00:21:20,088 --> 00:21:23,289
که احتمالاً کنار گروه
رگنار" مي‌جنگيده زده نشد؟"

162
00:21:23,358 --> 00:21:25,191
يه مسيحي؟

163
00:21:25,260 --> 00:21:29,827
اگه حقيقت داشته باشه، بايد دستگير
و به صليب کشيده بشه

164
00:21:35,765 --> 00:21:38,452
سفيده‌ي تخم‌مرغ، براي چسبندگي

165
00:22:10,666 --> 00:22:12,332
خودش رو به مردن زده

166
00:22:14,503 --> 00:22:16,403
از کارهاي "رگنار" خودمون‌ـه

167
00:22:16,471 --> 00:22:19,938
نمي‌توني از نبوغش عيبي پيدا کني، مثل هميشه

168
00:22:21,009 --> 00:22:23,308
از "اتلستن"مون خبري نداشت

169
00:22:25,680 --> 00:22:28,114
به من گفت که تعداد زيادي از مهاجمان 

170
00:22:28,183 --> 00:22:31,604
وقتي وارد کليساي جامع شدن 
مريضي گرفتن و مردن

171
00:22:32,120 --> 00:22:34,253
،دوست ما "اتلستن" هم

172
00:22:34,322 --> 00:22:38,657
در "آلفرد" و هم در تو "جوديث" زنده‌ست

173
00:22:38,726 --> 00:22:42,394
پيکره‌ي مقدس خداوند، انتخاب شده تا
بچه‌ي مرد مقدس رو به دنيا بياره

174
00:22:44,932 --> 00:22:49,320
ولي من واقعاً جزء يه زن گناه‌کار چي هستم؟

175
00:22:50,270 --> 00:22:54,226
"همه‌ي ما گناه‌کار هستيم، "جوديث

176
00:22:54,260 --> 00:22:56,060
از زماني که از بهشت رانده شديم

177
00:22:57,610 --> 00:22:59,945
سنگيني اين گناه بر دوش همه‌ي ماست

178
00:23:02,883 --> 00:23:07,252
اسم من دوک "رولو"ـه

179
00:23:07,321 --> 00:23:09,420
اسم من دوک "رولو"ـه

180
00:23:15,551 --> 00:23:17,771
اسم من دوک "رولو"ـه

181
00:23:19,666 --> 00:23:22,967
از آشنايي با شما خوشوقتم

182
00:23:27,578 --> 00:23:30,007
...من

183
00:23:30,218 --> 00:23:31,283
...خوشوقتم

184
00:23:31,577 --> 00:23:33,610
...من خوشوقتم از

185
00:23:33,679 --> 00:23:37,017
از آشنايي با شما...

186
00:23:38,117 --> 00:23:42,353
.شما...حالا هر چي...

187
00:23:46,434 --> 00:23:50,345
.تو از پسش بر مياي. مي‌توني
.به لب‌هاي من نگاه کن

188
00:23:51,322 --> 00:24:02,605
من يه وحشي بودم. اما الان مردي
با ثروت و نزاکت فراوان هستم

189
00:27:00,043 --> 00:27:02,020
ثور" به يه آب‌راه عميق رسيد"

190
00:27:03,113 --> 00:27:06,214
خورشيد بر روي آب مي‌درخشيد

191
00:27:06,283 --> 00:27:10,651
تو ساحل دوردست، يه
شخص تو خورشيد ظاهر شد

192
00:27:10,720 --> 00:27:12,486
کشتي ته‌صاف هم کنارش بود

193
00:27:14,256 --> 00:27:16,183
«ثور" فرياد زد: «هي"

194
00:27:16,258 --> 00:27:17,824
«!تويي که اونجا هستي»

195
00:27:17,894 --> 00:27:21,396
«تو ناخداي "فري*" هستي و اون "فري" مال کيه؟»
<font color="#004080">[نوعي کشتي*]</font>

196
00:27:21,731 --> 00:27:23,931
اون شخص بلند مي‌شه

197
00:27:24,000 --> 00:27:27,339
دست‌هاش رو به ‌هم مي‌زنه و فرياد مي‌زنه

198
00:27:27,509 --> 00:27:31,691
« هيدالف"، گرگ ذبح شده، "فري" رو سپرده به من"»

199
00:27:31,907 --> 00:27:34,274
«!و دستوراتم رو به من داده»

200
00:27:34,343 --> 00:27:37,144
پس، اگه مي‌خواي از اينجا رد بشي»

201
00:27:37,213 --> 00:27:40,284
«!اسمت رو بهم بگو
ناخداي فري اين رو خواست

202
00:27:41,117 --> 00:27:44,450
«هوم، بهت مي‌گم»

203
00:27:44,519 --> 00:27:48,088
«من پسر "اودين"، قدرتمندترينِ خدايان هستم»

204
00:27:48,156 --> 00:27:51,625
«پس ناخداي فري، تو داري با "ثور" حرف مي‌زني»

205
00:27:54,062 --> 00:27:57,563
حرف‌هاي خدا باعث شد
تو آب موج درست بشه

206
00:27:58,700 --> 00:28:00,833
موج‌ها کنار پاي ناخداي فري شکستن

207
00:28:01,802 --> 00:28:05,886
«ثور" گفت: «حالا تو اسمت رو به من بگو"

208
00:28:09,210 --> 00:28:11,210
،و ناخداي فري

209
00:28:11,317 --> 00:28:15,574
،بلند شد و فرياد زد

210
00:28:16,570 --> 00:28:18,456
«اسم من "هاربارد"ـه»

211
00:28:20,972 --> 00:28:22,371
".به ندرت اسمم رو مخفي مي‌کنم"

212
00:28:33,500 --> 00:28:34,766
تو تا حالا "هاربارد" رو ديدي؟

213
00:28:35,569 --> 00:28:38,066
نه، من نه

214
00:28:39,667 --> 00:28:41,034
شايد مادرت ديده باشه

215
00:28:45,426 --> 00:28:46,491
.بايد غذا بخوريم

216
00:28:49,367 --> 00:28:53,670
تو بهار، ما رو مي‌بري «پاريس»؟
من و "ويتسرک" رو؟

217
00:28:53,739 --> 00:28:55,404
اول بايد «يول» رو جشن بگيريم

218
00:28:55,473 --> 00:28:57,206
.الان تو دل زمستان هستيم

219
00:28:57,275 --> 00:28:58,708
ولي "بيورن" براي «يول» برمي‌گرده؟

220
00:29:02,047 --> 00:29:05,007
مطمئن نيستم حتما يا
کي برادرتون برمي‌گرده

221
00:29:06,284 --> 00:29:07,350
بياين و غذا بخورين

222
00:31:17,870 --> 00:31:19,569
.ماهي

223
00:31:39,050 --> 00:31:41,050
[مرسيا]

224
00:31:45,199 --> 00:31:46,699
.بايد يه آتش روشن کنيم

225
00:31:49,670 --> 00:31:51,703
.نمي‌تونيم

226
00:31:51,772 --> 00:31:55,034
هنوز تو «مرسيا» هستيم و اون‌ها
هم دنبال‌مون مي‌گردن

227
00:31:56,143 --> 00:31:58,643
.به بچه‌ام نگاه کن

228
00:31:58,712 --> 00:32:01,988
،اون هيچ غذايي نخورده
.و داره از سرما يخ مي‌زنه

229
00:32:12,626 --> 00:32:15,193
.نه، نمي‌تونه اين رو بخوره -
.تو بايد بخوريش -

230
00:32:16,379 --> 00:32:18,636
.تو بايد زنده بموني

231
00:32:25,388 --> 00:32:26,787
آماده‌ايد، افراد؟

232
00:32:26,856 --> 00:32:30,591
بله، سرورم -
.خوبه، اسب‌ها رو آماده کنيد -

233
00:32:46,408 --> 00:32:48,241
.چيزي نيست

234
00:33:49,086 --> 00:33:52,343
،اگه من خودم رو آزادانه تقديم تو کنم

235
00:33:53,477 --> 00:33:56,445
تو هم بايد من رو به عنوان
شخصي آزاد برابر با خودت بشناسي

236
00:33:57,310 --> 00:34:00,554
ولي تنها در صورتي دوباره معشوقه تو مي‌شم

237
00:34:01,084 --> 00:34:05,253
که تو به جان "اتلستن" قسم بخوري

238
00:34:05,322 --> 00:34:07,989
که براي من ارزش و احترام قائل مي‌شي

239
00:34:09,367 --> 00:34:10,566
...در غير اين صورت

240
00:34:13,016 --> 00:34:17,664
به جان اون که براي من حتي از خودم هم عزيزترـه

241
00:34:18,898 --> 00:34:20,130
قسم مي‌خورم

242
00:34:21,618 --> 00:34:25,234
قسم به اين که نه تنها
به پسرت عشق مي‌ورزم

243
00:34:26,672 --> 00:34:28,038
بلکه همچنين به تو هم

244
00:34:33,645 --> 00:34:36,578
حالا، بمون، يا برو

245
00:34:38,984 --> 00:34:40,183
هر طور دوست داري

246
00:38:45,959 --> 00:38:46,924
رحم

247
00:38:49,896 --> 00:38:50,828
رحم

248
00:38:53,700 --> 00:38:54,632
رحم

249
00:39:00,982 --> 00:39:04,350
.اوه، چقدر من منتظر تو بودم، دوست من

250
00:39:32,846 --> 00:39:35,716
!نه، نه! نرو

251
00:39:46,137 --> 00:39:48,582
!يک -
!يک -
[وسکس]

252
00:39:47,903 --> 00:39:48,582


253
00:39:48,582 --> 00:39:50,048
!دو! سه

254
00:39:51,318 --> 00:39:52,417
!دوباره

255
00:39:52,486 --> 00:39:53,985
!پنج

256
00:39:54,054 --> 00:39:54,886
!چهار

257
00:39:55,655 --> 00:39:56,788
!سه

258
00:39:57,458 --> 00:39:58,323
!خوبه

259
00:40:22,117 --> 00:40:23,883
ببخش اگه مزاحمت شدم

260
00:40:38,109 --> 00:40:39,041
...فکر کنم

261
00:40:41,359 --> 00:40:43,619
فکر کنم "اتلستن" مرده باشه

262
00:40:47,559 --> 00:40:48,925
از کجا مي‌دوني؟

263
00:40:49,962 --> 00:40:51,495
اومد پيش من

264
00:40:52,286 --> 00:40:55,754
اينجا، تو اين اتاق

265
00:40:55,879 --> 00:40:59,129
براي من طلب سعادت کرد و با
دستش نشان صليب رو کشيد

266
00:40:59,426 --> 00:41:01,558
،ولي اون ساکت بود

267
00:41:01,609 --> 00:41:04,082
و تصويرش به محض اين که ديدمش
محو شد

268
00:41:04,231 --> 00:41:05,723
،و اون‌موقع فهميدم

269
00:41:05,895 --> 00:41:09,029
از ته قلبم فهميدم که اون مرده

270
00:41:17,239 --> 00:41:20,039
.من عاشقش بودم -
.منم همينطور -

271
00:41:54,823 --> 00:41:56,213
"ملکه "کوين‌تريث

272
00:41:57,360 --> 00:41:58,959
خدا رو شکر، شما آزاد شدين

273
00:42:00,112 --> 00:42:02,646
"من هم شکرگزار خداوند هستم، شاه "اکبرت

274
00:42:02,715 --> 00:42:05,015
"اما همچنين ممنون پسر شما، "اتلوولف

275
00:42:06,451 --> 00:42:08,785
اون من و بچه‌ام رو از مرگ حتمي نجات داد

276
00:42:10,656 --> 00:42:14,393
پس، "مگنوس" اينه

277
00:42:14,927 --> 00:42:17,307
آره، اين "مگنوس"ـه

278
00:42:17,762 --> 00:42:20,930
"پسر "رگنار لوثبروک

279
00:42:20,999 --> 00:42:24,601
«بله، و وارث سلطنت «مرسيا

280
00:42:26,070 --> 00:42:29,872
بياين داخل. غذا بخورين، بخوابين، حمام کنين

281
00:42:29,941 --> 00:42:32,008
ترس‌تون رو فراموش کنين

282
00:42:32,151 --> 00:42:33,503
حالا ديگه در امان هستين

283
00:42:35,121 --> 00:42:36,286
!آزاد

284
00:42:36,355 --> 00:42:38,198
داشتي گريه مي‌کردي

285
00:42:38,269 --> 00:42:41,565
يه زن نمي‌تونه وقتي شوهرش از يه
جاي خطرناک برمي‌گرده گريه کنه؟

286
00:42:43,550 --> 00:42:46,218
،اين‌ها اشک شوق هستن
اتلوولف"، اشک شوق"

287
00:42:57,000 --> 00:42:59,000
How is Magnus?

288
00:42:59,000 --> 00:43:00,800
He's sleeping.

289
00:43:01,300 --> 00:43:04,800
He ate well. For the first time in many days.

290
00:43:06,300 --> 00:43:08,300
I did not think he would survive.

291
00:43:08,300 --> 00:43:10,300
He is a Viking.

292
00:43:12,200 --> 00:43:12,800
Yes.

293
00:43:15,000 --> 00:43:18,500
Did you hear about the latest exploits of Ragnar?

294
00:43:19,000 --> 00:43:19,800
No.

295
00:43:20,000 --> 00:43:23,200
He and a great army attacked Paris.

296
00:43:23,500 --> 00:43:28,000
Ragnar pretended to be dead and was carried into the city

297
00:43:28,000 --> 00:43:32,500
only to jump out of his coffin and open the gates for his warriors.

298
00:43:38,000 --> 00:43:40,500
It's so ridiculous it must be true.

299
00:43:41,800 --> 00:43:48,100
My teacher Prudentius told me that many of the Northmen fell sick an

300
00:43:48,500 --> 00:43:50,500
That God punished them.

301
00:43:53,800 --> 00:43:55,800
I cannot believe Ragnar died.

302
00:43:57,024 --> 00:43:59,224
Ragnar Lothbrok is not dead.

303
00:43:59,700 --> 00:44:02,700
He is no ordinary mortal.

304
00:44:04,000 --> 00:44:08,500
I know it. I can feel it in my soul. I... I just know.

305
00:44:11,200 --> 00:44:15,200
- But Athelstan... - The monk?

306
00:44:17,500 --> 00:44:20,300
Aethelstan is dead.

307
00:44:23,000 --> 00:44:25,500
Why is that so important to you?

308
00:44:35,200 --> 00:44:41,500
Aethelstan is the father of my child, Alfred.

309
00:44:42,500 --> 00:44:45,500
The father? But...

310
00:44:45,500 --> 00:44:51,500
When Aethelwulf found out, they cut off my ear as punishment.

311
00:44:57,931 --> 00:44:59,431
Judith.

312
00:45:27,061 --> 00:45:28,026
."اتلوولف"

313
00:45:29,330 --> 00:45:31,737
.آره، بيا پيش من

314
00:47:02,024 --> 00:47:05,726
و تو اسم مرا نه بار صدا خواهي زد

315
00:47:05,794 --> 00:47:07,893
و من نه بار به ملاقات تو خواهم آمد

316
00:47:09,882 --> 00:47:11,014
.نه بار

317
00:47:15,993 --> 00:47:18,149
...و تو... بسيار مهربان خواهي بود

318
00:47:18,446 --> 00:47:19,745
مي‌خواي چيکار کني؟

319
00:47:21,783 --> 00:47:22,915
...و تو همراه من خواهي آمد

320
00:47:22,984 --> 00:47:24,249
"تو به اندازه‌ي کافي زجر کشيدي، "هلگا

321
00:47:26,253 --> 00:47:27,867
.بسيار سخاوتمند

322
00:47:31,425 --> 00:47:33,725
و تو بسيار سخاوتمند خواهي بود
تا مرا رهايي دهي

323
00:47:33,794 --> 00:47:35,494
...من خواهم رفت و تو

