﻿1
00:00:01,000 --> 00:00:05,260
دزدي از کارخونه، داري اين رو ميگي
تو هرگز نبايد خودت رو درگير همچين چيزي مي‌‌کردي، تام

2
00:00:05,310 --> 00:00:08,500
...شب 21 ژوئن، يک اعتصاب کلي به تمام شهر

3
00:00:08,550 --> 00:00:09,540
خبر داده ميشه

4
00:00:09,590 --> 00:00:11,980
از کجا بدونيم که اين مرد احمق
...وقتي که کار رو انجام داديم

5
00:00:12,030 --> 00:00:14,860
الماس‌ها رو بهمون ميده؟-
نمي‌دونيم، ولي اون يه مسئله‌ي جداست-

6
00:00:14,910 --> 00:00:17,180
...وقتي اين کار تموم شد، ديگه همه‌چي تمومه

7
00:00:17,230 --> 00:00:20,460
و بعدش تو و آرتور
مي‌تونين يه زندگي جديد رو شروع کنيد

8
00:00:20,510 --> 00:00:22,540
پس سه ‌تا سردابه زير اين خونه‌‌ست

9
00:00:22,591 --> 00:00:25,061
يه تونل اينجا هست که از زير رود
...به سمت اتاق امنِ

10
00:00:25,111 --> 00:00:26,861
زيرزميني خونه، رد ميشه

11
00:00:26,911 --> 00:00:30,621
ما تونلي مي‌خوايم که از اينجا رد بشه
و مستقيماً به اتاق امن، راه پيدا کنه

12
00:00:30,671 --> 00:00:33,611
بايد در مورد اون کشيش، باهات صحبت کنم

13
00:00:37,191 --> 00:00:39,941
خودم بهش شليک مي‌کنم، تامي

14
00:00:39,991 --> 00:00:43,191
به خدا قسم، اگه پسر من
...ماشه رو بکشه

15
00:00:44,712 --> 00:00:47,752
کل اين تشکيلات رو
جلوي چشم‌هات، نابود مي‌کنم

16
00:00:50,492 --> 00:00:55,992
تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـي‌کـنـد »
<font color="#f26522">[ TvWorld.iNFO ]</font>

17
00:01:01,493 --> 00:01:07,493
دنـيـاي فـيـلـم و سـريـال، بـا يـک کـلـيـک
<font color=Red>:.:.: TvWorld.iNFO :.:.:</font>

18
00:01:27,994 --> 00:01:35,494
تــرجــمــه از هــومــن و ارســـلان
<font color=#8000FF>Arsalan.H</font> & <font color=#FF0000>Raylan Givens</font>

19
00:01:36,634 --> 00:01:40,304
...به افتتاحيه‌ي موسسه‌ي «گريس شلبي» براي کودکانِ

20
00:01:40,355 --> 00:01:43,155
فقير بي‌سرپرست، خوش آمديد

21
00:01:44,475 --> 00:01:48,785
تمايل دارم از شما دعوت کنم
...که همراه من، از مردي تشکر کنيد

22
00:01:48,835 --> 00:01:52,585
که باعث شد اين موسسه، به واقعيت بپيونده

23
00:01:52,635 --> 00:01:54,775
...خانم‌ها و آقايون

24
00:01:55,355 --> 00:01:57,155
آقاي توماس شلبي

25
00:02:01,276 --> 00:02:03,306
سخنراني کن

26
00:02:03,356 --> 00:02:05,636
يالا، سخنراني کن

27
00:02:14,516 --> 00:02:16,466
حرف‌ـت رو بزن، تام

28
00:02:16,516 --> 00:02:18,116
حرف‌ـت رو بزن، تام

29
00:02:27,117 --> 00:02:30,467
امروز نيومدم اينجا که سخنراني کنم
...ولي اين رو ميگم

30
00:02:30,517 --> 00:02:33,147
اين بچه‌ها الان ديگه در امان هستن

31
00:02:33,197 --> 00:02:36,387
با مراقبت ما، در امان خواهند بود

32
00:02:36,437 --> 00:02:40,067
چون ما هم از همون خيابون‌هاي سردي ميايم
که اونا هم توش بودن

33
00:02:40,118 --> 00:02:44,188
و با مراقبت ما، ديگه اونا مجبور نخواهند بود
که با کشتي، به کشورهاي مستعمره فرستاده بشن

34
00:02:44,238 --> 00:02:48,028
يا از بستگان‌ـشون جدا بشن

35
00:02:48,078 --> 00:02:51,478
يا مجبور بشن به شکل‌هاي مختلف
براي مردم کار کنن

36
00:02:52,598 --> 00:02:55,108
اونا اينجا بزرگ خواهند شد، توي خونه

37
00:02:55,158 --> 00:02:56,428
و بهشون عشق ورزيده ميشه

38
00:02:58,599 --> 00:03:00,479
در بيرمنگام

39
00:03:02,119 --> 00:03:04,149
چون اينجا، شهر ماست

40
00:03:04,199 --> 00:03:06,739
به دستور پيکي بلايندرز

41
00:03:25,240 --> 00:03:28,960
حالا بياين سرود «ناپيداي فنا ناپذير» رو بخونيم

42
00:03:42,561 --> 00:03:44,561
مي‌شنوي، گريس؟

43
00:03:49,041 --> 00:03:51,391
...دعوت‌نشدن من در اين رخداد

44
00:03:51,441 --> 00:03:55,041
مشخصاً يه اشتباه سهوي
از جانب شما بوده، آقاي شلبي

45
00:03:56,321 --> 00:03:58,471
ولي ببين، من کليدها رو دارم

46
00:03:58,522 --> 00:04:00,872
يه دفتر براي خودم اختصاص دادم

47
00:04:00,922 --> 00:04:03,432
همين‌جا، دو در بعد از خيابون

48
00:04:03,482 --> 00:04:05,112
...اين تنها اتاقي‌ـه که اجاق

49
00:04:05,162 --> 00:04:07,832
و پنجره‌اي با شمايل مسيح داره

50
00:04:08,322 --> 00:04:09,792
آقاي شلبي؟

51
00:04:10,842 --> 00:04:12,952
اين تنها اتاقي‌ـه که
...پنجره‌اي با شمايل مسيح

52
00:04:13,002 --> 00:04:16,002
به رنگ نارنجي و قرمز داره
اون، دفتر من خواهد بود

53
00:04:16,282 --> 00:04:19,882
و من اونا رو براي اعتراف کردن
به کليساي «سنت آلوويشوس» مي‌برم

54
00:04:20,923 --> 00:04:23,433
...متوجه هستيد که اين کليدها

55
00:04:23,483 --> 00:04:26,223
بخشي از معاملات گسترده‌ي ما بوده؟

56
00:04:33,043 --> 00:04:37,043
در 24ساعت آينده، شما دقيقاً همون‌کاري رو
که بهتون گفته شده، انجام ميدين

57
00:04:38,204 --> 00:04:40,944
از نقشه منحرف نميشين
و شکست هم نمي‌خورين

58
00:04:50,484 --> 00:04:52,624
يالا، بچه‌ها

59
00:04:53,724 --> 00:04:55,194
آروم باشين

60
00:05:09,125 --> 00:05:11,155
شهردار ازت مي‌خواد
که بياي و کيک بخوري

61
00:05:11,205 --> 00:05:13,145
و يه مقدار چاي بنوشي

62
00:05:37,167 --> 00:05:39,507
تامي ميگه شاد باشيد و لبخند بزنيد

63
00:05:41,527 --> 00:05:43,757
بايد به خاطر قطارها باشه-
روبـن نيومده؟-

64
00:05:43,807 --> 00:05:46,797
مهمان ديگه‌اي از لندن مي‌شناسي
که هنوز نرسيده باشه؟

65
00:05:46,847 --> 00:05:48,877
چندتايي، فکر کنم. آره

66
00:05:48,927 --> 00:05:52,117
پال، من الان ديگه حقوق‌بگير شرکت هستم
پس بايد با مردم صحبت کنم

67
00:05:52,167 --> 00:05:56,597
پس شما طي چهار سال، از صنعت سوارکاري
به صنعت ماشيني، تغيير رويه داديد

68
00:05:56,648 --> 00:05:59,118
وقتي به نيويورک برسيد
هزينه‌هاي بيشتري بايد بپردازيد

69
00:05:59,168 --> 00:06:01,358
بايد اومدن پيش ما، از طريق بوستون رو
مد نظر قرار بدين

70
00:06:01,408 --> 00:06:04,238
همين‌الان با «جاني داگز» صحبت کردم
اون گفت که تونل به خاک‌ رس برخورد کرده

71
00:06:04,288 --> 00:06:05,918
سرعت‌ـش رو کم کرده-
چه‌قدر مونده؟-

72
00:06:05,968 --> 00:06:07,518
دو روز مونده تا به ديوار برسن

73
00:06:07,568 --> 00:06:09,398
بهش بگو يه چاهک حفر کنه
تا باعث خشک‌شدن خاک بشه

74
00:06:09,448 --> 00:06:11,838
اون خواست که اگه مي‌توني بري اون‌پايين
و خودت يه نگاه بهش بندازي، تام

75
00:06:11,888 --> 00:06:14,758
بهش گفتم که اسب‌هاي وحشي
تو رو نااميد نمي‌کنن

76
00:06:14,809 --> 00:06:18,799
آقاي شلبي، دوست دارم اين رو بگم
...که اي‌کاش همسر گرامي‌ـتون رو قبل از اين‌که

77
00:06:18,849 --> 00:06:22,479
ايشون رو از دست بديم، ديده بودم
...و مي‌خوام در روز، يک ساعت از وقت هر کدوم از خانم‌ها رو

78
00:06:22,529 --> 00:06:25,959
به دوختن لباس زمستاني
براي اين بچه‌هاي کوچولو، اختصاص بدم

79
00:06:26,009 --> 00:06:28,599
با منشي من، دوشيزه استارک؛ صحبت کنيد
همون که کلاه قهوه‌اي پوشيده

80
00:06:28,649 --> 00:06:29,959
ايشون از برنامه‌ي روزانه‌ي من
باخبر هستن

81
00:06:30,009 --> 00:06:32,599
لعنتي، تام. نمي‌دونم چطور
!اين‌کار رو مي‌کني. يه نفر ديگه

82
00:06:32,649 --> 00:06:33,719
آقاي شلبي؟-
بله-

83
00:06:33,769 --> 00:06:36,399
اوه، پسر کوچولوي شما
دقيقاً شبيه خودتون‌ـه

84
00:06:36,450 --> 00:06:38,720
آره، يه کوچولوي حقه‌بازـه، مگه نه؟

85
00:06:38,770 --> 00:06:42,160
آقاي شلبي، خيلي باعث ناراحتي شما ميشه
اگه براي چند لحظه، وقت شما رو بگيرم؟

86
00:06:42,210 --> 00:06:44,680
نه، نه. اصلاً باعث ناراحتي‌ نيست

87
00:06:44,730 --> 00:06:46,160
تامي، ببخشيد
اون تو رو مي‌خواد

88
00:06:46,210 --> 00:06:50,440
بيا اينجا، چارلي
پسر کوچولو

89
00:06:50,490 --> 00:06:55,520
خيلي خوبه که ببيني يه مرد
بچه‌اش رو بين مردم، بغل مي‌کنه

90
00:06:55,571 --> 00:06:59,121
... «از طرف اعضاي موسسه‌ي «زنان بيوه‌ي جنگ موسيلي
[ موسيلي: يکي از مناطق حاشيه‌ايِ شهر بيرمنگام ]

91
00:06:59,171 --> 00:07:01,801
«ساخته‌ي درست آقاي «ويـزلـو
«از «ريختگري ويـزلـو

92
00:07:01,851 --> 00:07:03,321
اون رو نگاه کن

93
00:07:03,371 --> 00:07:05,961
از تصوير اسب‌ـتون که
توي مسابقات «دربــي» شرکت کرده

94
00:07:06,011 --> 00:07:07,801
لطف کردين
خيلي از شما ممنونم

95
00:07:07,851 --> 00:07:10,521
راز گريس-
خيلي ممنونم-

96
00:07:10,571 --> 00:07:12,681
...ميشه اين رو براي ما نگه داريد

97
00:07:12,731 --> 00:07:15,831
تا بتونيم يه عکس
براي نشريه بگيريم؟

98
00:07:19,172 --> 00:07:21,172
خيلي ممنون

99
00:07:22,292 --> 00:07:25,792
ممنونم، آقاي شلبي-
خواهش مي‌کنم-

100
00:07:26,812 --> 00:07:31,522
براي وقتي که گذاشتين ممنونم، خانم‌ها
ممنون، به خاطر وقت‌ـتون ممنون

101
00:07:31,572 --> 00:07:33,042
ممنون

102
00:07:37,773 --> 00:07:39,003
چارلز کجاست، آيدا؟

103
00:07:39,053 --> 00:07:42,643
دادمش دست خودت-
کجاست؟    -نمي‌دونم-

104
00:07:42,693 --> 00:07:44,483
پسرها

105
00:07:44,533 --> 00:07:45,803
چارلي رو نديدين؟

106
00:07:45,853 --> 00:07:46,843
نديدمش

107
00:07:46,893 --> 00:07:48,483
صبر کن، داشت بازي مي‌کرد، مگه نه؟

108
00:07:48,533 --> 00:07:50,643
پال، چارلز کجاست؟

109
00:07:50,693 --> 00:07:53,843
ليزي، چارلي کجاست؟-
نمي‌دونم-

110
00:07:53,894 --> 00:07:54,964
اون کجاست؟

111
00:07:55,014 --> 00:07:56,244
در پشتي، آشپزخونه

112
00:07:56,294 --> 00:07:57,924
«برو به خيابون «بلـيک
جايي که ماشين‌ها هستن

113
00:07:57,974 --> 00:08:00,804
تامي، يه نفر ميگه يه پرستار رو ديده
که اون رو از در پشتي، بُرده بيرون

114
00:08:00,854 --> 00:08:03,594
لعنتي        -کدوم در؟-
نمي‌دونم، برو-

115
00:08:15,855 --> 00:08:17,045
آرتور-
چيه؟-

116
00:08:17,095 --> 00:08:19,365
يه نفر، يه زن و يه بچه رو ديده
که داشتن سوار يه ماشين مي‌شدن

117
00:08:19,415 --> 00:08:20,885
لعنتي

118
00:08:26,095 --> 00:08:27,855
چارلي

119
00:08:29,775 --> 00:08:31,485
چارلي

120
00:08:31,535 --> 00:08:32,725
چارلي

121
00:08:32,776 --> 00:08:34,046
جان

122
00:08:35,016 --> 00:08:36,526
اون کجاست؟-
جان-

123
00:08:36,576 --> 00:08:38,766
برو «مـاس» رو پيدا کن-
آرتور، اون کجاست؟-

124
00:08:38,816 --> 00:08:41,726
تمام معابر رو ببندين-
اون کجاست؟-

125
00:08:41,776 --> 00:08:43,686
بهم بگو-
يه نفر اون رو بُرده-

126
00:08:43,736 --> 00:08:45,166
...خيلي‌خب

127
00:08:45,216 --> 00:08:47,406
گوش کن، اونا توي يه ماشين گذاشتنش

128
00:08:47,456 --> 00:08:50,366
توي يه ماشين گذاشتنش
و به سمت جنوب، حرکت کردن

129
00:08:50,416 --> 00:08:52,366
راه‌بند و هدف‌ياب داريم

130
00:08:52,417 --> 00:08:54,287
...خودم درستش مي‌کنم، تمام آدم‌هامون رو-
آره-

131
00:08:54,337 --> 00:08:56,247
بين معابر بين اينجا و «مـيـپـل» مي‌ذارم

132
00:08:56,297 --> 00:08:57,567
خب؟-
همين‌کار رو بکن-

133
00:08:57,617 --> 00:08:59,287
تو بايد به دفتر بري

134
00:08:59,337 --> 00:09:01,127
بايد بشيني پشت تلفن-
آره-

135
00:09:01,177 --> 00:09:02,607
هر کس که اون رو بُرده، تماس مي‌گيره

136
00:09:02,657 --> 00:09:03,927
پالي

137
00:09:04,897 --> 00:09:09,367
بريم، پال. کنار تلفن بشينيد
من و جان، جاده‌ها رو پوشش ميديم

138
00:09:09,417 --> 00:09:12,287
به مايکل توي دوراهي «مـيپـل» نياز دارم

139
00:09:13,378 --> 00:09:16,378
به «مــاس» نياز داريم
که تمام جاده‌هاي جنوب رو ببنده

140
00:09:20,858 --> 00:09:22,728
مـاس» رو بيار پشت خط»

141
00:09:22,778 --> 00:09:24,318
کجا رفته؟

142
00:09:30,018 --> 00:09:32,168
تامي-
کار اوناست-

143
00:09:32,219 --> 00:09:33,929
کي‌ها؟-
کار خودشون‌ـه-

144
00:09:33,979 --> 00:09:36,929
ببين، ممکنه فقط يه زن معمولي بوده باشه
...بعضي وقت‌ها، زن‌ها ديوونه ميشن

145
00:09:36,979 --> 00:09:39,089
نه، کار اوناست

146
00:09:39,139 --> 00:09:41,279
تلفن رو شکوندي؟

147
00:09:45,859 --> 00:09:47,489
آره، تلفن رو شکوندي

148
00:09:47,539 --> 00:09:49,249
مشکلي نيست
يه تلفن ديگه هم داريم

149
00:09:49,299 --> 00:09:51,299
تامي؟-
آيدا؟-

150
00:09:52,620 --> 00:09:54,250
يه نفر بيرون‌ـه
يه کشيش

151
00:09:54,300 --> 00:09:57,380
همين‌جا بمون، پال
همين‌جا بمون و هيچ‌ کاري نکن

152
00:10:11,101 --> 00:10:12,901
پسرت پيش ماست

153
00:10:13,541 --> 00:10:15,281
سوار ماشين شو

154
00:10:22,101 --> 00:10:23,651
...اول

155
00:10:23,701 --> 00:10:25,131
جاش امن‌ـه؟

156
00:10:25,181 --> 00:10:27,251
البته که جاش امن‌ـه

157
00:10:27,301 --> 00:10:29,641
همه‌ي بچه‌ها براي من
عزيز هستن

158
00:10:30,302 --> 00:10:32,532
همه‌ي کارت‌ها، دست توئه
[ يعني الان همه‌چي دست توئه ]

159
00:10:32,582 --> 00:10:36,092
بهم بگو ازم مي‌خواي چه‌ کاري انجام بدم
و من حتماً انجامش ميدم

160
00:10:36,142 --> 00:10:38,132
تا حالا يکي از ماشين‌هاي غول‌پيکر رو روندي؟

161
00:10:38,182 --> 00:10:40,612
دارم ازت مي‌خوام
که اوضاع رو درست کني

162
00:10:40,662 --> 00:10:42,212
اين رو امانت گرفتم

163
00:10:42,262 --> 00:10:44,252
...از يه لـُرد

164
00:10:44,302 --> 00:10:46,852
براي مدتي که اين کار انجام بشه

165
00:10:46,902 --> 00:10:51,812
من بدون‌شک، کاري که ازم مي‌خواي رو
بدون چون و چرا، انجام ميدم

166
00:10:51,863 --> 00:10:54,863
ما مجبور شديم
که همچين کار بدي رو انجام بديم

167
00:10:55,623 --> 00:10:57,613
بهت اخطار داده بوديم
...که اگه از نقشه، منحرف بشي

168
00:10:57,663 --> 00:11:00,133
پسرت در خطر قرار خواهد گرفت

169
00:11:01,063 --> 00:11:03,413
اين تو بودي که اشتباه کردي، مي‌فهمي؟-
آره-

170
00:11:03,463 --> 00:11:05,973
چه اشتباهي کردي؟
اصلاً خودت مي‌دوني؟

171
00:11:06,023 --> 00:11:08,563
بهم بگو ازم مي‌خواي چي‌کار کنم

172
00:11:08,904 --> 00:11:12,014
تو با دشمنان ما، يه قرار گذاشتي-
من هر کاري که بخواي، انجام ميدم-

173
00:11:12,064 --> 00:11:13,534
...پشت سر ما، يه کارهايي کردي

174
00:11:13,584 --> 00:11:16,784
تا جلوي روس‌ها رو بگيري
که قطار رو منفجر نکنن

175
00:11:19,344 --> 00:11:22,014
ولي اشکالي نداره
اشکال نداره

176
00:11:22,064 --> 00:11:24,464
ما اشتباه تو رو اصلاح کرديم

177
00:11:25,184 --> 00:11:27,694
از من مي‌پرسي
«بايد چي‌کار کنم؟»

178
00:11:27,744 --> 00:11:31,024
خب، اين کاري‌ـه که بايد انجام بدي
...توئه دورگه‌ي عوضي

179
00:11:35,905 --> 00:11:38,255
از اونجا که بلشويک‌ها
...ديگه قرار نيست قطار رو منفجر کنن

180
00:11:38,305 --> 00:11:40,975
خودت بايد اون قطار رو منفجر کني

181
00:11:42,665 --> 00:11:45,295
هميشه مهم همون انفجار بوده

182
00:11:45,345 --> 00:11:46,455
از همون اول

183
00:11:46,505 --> 00:11:49,095
انفجار، خشم

184
00:11:49,146 --> 00:11:50,686
متوجهي؟

185
00:11:52,466 --> 00:11:55,736
اونا يادداشت‌ها و تکه‌‌هايي هستن
...که بايد به عنوان يه اعلاميه‌ي رسمي

186
00:11:55,786 --> 00:11:59,456
از طرف سفارت شوروي، پخش کني

187
00:11:59,506 --> 00:12:02,656
اونا رو پخش مي‌کنم، اين‌کار رو مي‌کنم-
خوبه-

188
00:12:02,706 --> 00:12:06,256
«دوستان ما در روزنامه‌هاي «تايمز
و «ديـلـي‌مـيـل» بقيه‌ي کارها رو انجام ميدن

189
00:12:06,306 --> 00:12:09,736
و به محض اين‌که دولت بريتانيا
...روابط ديپلماتيک خودش رو

190
00:12:09,787 --> 00:12:13,347
با جماهير شوروي قطع کرد
ماموريت ما به سرانجام رسيده

191
00:12:14,347 --> 00:12:17,347
تو بخشي از يه ماجراجويي خوب، خواهي بود

192
00:12:18,587 --> 00:12:22,897
براي اين‌که خشم عمومي رو برانگيخته کنيم
بايد تعدادي از مردم، توي اون انفجار بميرن

193
00:12:22,947 --> 00:12:24,417
چند نفر؟

194
00:12:25,747 --> 00:12:27,827
..بيا بگيم
شش نفر

195
00:12:29,668 --> 00:12:32,668
کارکنان راه‌آهن
يا کارگرهاي کارخونه

196
00:12:38,948 --> 00:12:44,708
بعدش من مي‌خوام که يک ساعت بعد از انفجار
پسرم رو بهم برگردونيد

197
00:12:45,828 --> 00:12:47,858
اوه، حالا ديگه شرط هم مي‌ذاري، آره؟

198
00:12:47,909 --> 00:12:49,899
بايد اول، مسائل رو بين خودمون حل کنيم

199
00:12:49,949 --> 00:12:52,949
هنوز کارم باهات تموم نشده، آقاي شلبي

200
00:12:54,549 --> 00:12:57,349
همچنين شنيديم که دارين يه تونل، حفر مي‌کنين

201
00:12:58,549 --> 00:13:01,589
براي دست‌يابي به سنگ‌هاي
باارزشِ زير خونه‌ي «وايـلــدرنس» راه زيرزميني مي‌زنيد

202
00:13:05,109 --> 00:13:08,579
بهم گفته شده که اونا
يه تخم‌مرغ «فبرج» توي اتاق امن‌ـشون دارن

203
00:13:08,630 --> 00:13:11,630
«تخم‌مرغ «لـيلـي از دره
ساخته شده در سال 1898

204
00:13:13,030 --> 00:13:16,500
يکي از «رفقاي عجيب» يه زن داره
که از تخم‌مرغ‌هاي فبرج، خيلي خوشش مياد

205
00:13:16,550 --> 00:13:20,270
مي‌خواد براي تولد زن‌ـش، اون رو بهش هديه بده-
پس اون رو بهش ميديم-

206
00:13:21,670 --> 00:13:24,460
و «اتحاديه‌ي اقتصادي» تمام جواهراتي رو که مي‌دزدي، برمي‌داره

207
00:13:24,510 --> 00:13:27,180
تا هزينه‌هاي زيادي رو که متحمل ميشيم، پوشش بده

208
00:13:28,511 --> 00:13:31,701
جنگ عليه کمونيسم، ارزون نيست
تو که مي‌دوني

209
00:13:31,751 --> 00:13:35,941
...پس اگه مي‌خواي پسرت رو ببيني-
تمام جواهرات رو بهتون ميدم-

210
00:13:35,991 --> 00:13:37,591
اول يه انفجار

211
00:13:38,351 --> 00:13:42,701
بعدش تمام چيز‌هايي رو که دزديدي
تا سپيده‌دم، به دفترت بيار

212
00:13:42,751 --> 00:13:44,101
نه

213
00:13:44,151 --> 00:13:48,061
نه، من نمي‌تونم جواهرات رو
تا سپيده‌دم بيارم

214
00:13:48,112 --> 00:13:49,222
تونل به خاک رس، برخورد کرده

215
00:13:49,272 --> 00:13:53,022
«اگه ساعت کليساي «سنت اندرو
...در شب سرقت، به پنج برسه

216
00:13:53,072 --> 00:13:55,542
...و ما به چيزي که مي‌خواستيم، نرسيده باشيم

217
00:13:55,592 --> 00:13:58,462
اون ساعت، براي مرگ پسر تو
به صدا در خواهد اومد

218
00:14:01,152 --> 00:14:03,622
حالا از ماشين من
گمشو بيرون

219
00:14:16,793 --> 00:14:18,463
ليندا کجاست؟-
پيش ازمه-

220
00:14:18,513 --> 00:14:21,183
کيسه‌ي آب ازمه پاره شده
همين‌الان پيشش بودم

221
00:14:21,233 --> 00:14:24,263
دويدن اين‌طرف و اون‌طرف، باعث شد-
کيسه‌ي آب‌ـش پاره شه
فين کجاست؟-

222
00:14:24,313 --> 00:14:26,543
با چند تا از جوون‌ها
بيرون داره دنبال رايلي مي‌گرده

223
00:14:26,594 --> 00:14:27,624
نتونستيم پيداش کنيم

224
00:14:27,674 --> 00:14:29,104
بايد بدونم که کي، حرف زده

225
00:14:29,154 --> 00:14:31,704
دشمن‌هاي ما، همه‌چي رو مي‌دونن
همه‌چي رو

226
00:14:31,754 --> 00:14:34,864
بايد بدونم که کي درباره‌ي کسب و کار
بيرون از خانواده حرف زده

227
00:14:34,914 --> 00:14:37,384
بايد بدونم که کي حرف زده
و با کي‌ها حرف زده، همين‌الان

228
00:14:37,434 --> 00:14:38,464
تامي، گوش کن

229
00:14:38,514 --> 00:14:40,384
زن تو، آرتور؟

230
00:14:42,194 --> 00:14:44,264
...بايد به خودم بگم که تو

231
00:14:44,314 --> 00:14:46,824
الان درست فکر نمي‌کني

232
00:14:46,875 --> 00:14:48,945
ذهن‌ـت آشفته‌ست

233
00:14:48,995 --> 00:14:52,745
يا ازمه براي کوکائين
به پول نياز داره، آره جان؟

234
00:14:52,795 --> 00:14:53,785
لعنتي

235
00:14:53,835 --> 00:14:55,665
يهويي برگشتي به خانواده، آره آيدا؟

236
00:14:55,715 --> 00:14:59,745
غافلگير کننده‌ست، يهو پيدات شد
به دستور کي؟

237
00:14:59,795 --> 00:15:01,545
تامي، اين‌کارها کمکي
به پيدا شدن اون نمي‌کنه

238
00:15:01,595 --> 00:15:03,785
و تو اون نقاش‌ـت

239
00:15:03,835 --> 00:15:05,265
اون گفت که تو رو مي‌شناسه

240
00:15:05,316 --> 00:15:06,626
مسائل، گسترش پيدا کردن

241
00:15:06,676 --> 00:15:08,386
تو حرف زدي

242
00:15:08,436 --> 00:15:12,226
اگه کسي درباره‌ي تونل
...با کس ديگه‌اي حرف زده

243
00:15:12,276 --> 00:15:14,586
من بايد بدونم
و بايد همين‌الان بدونم

244
00:15:14,636 --> 00:15:17,106
اون حفارهاي تو چي؟

245
00:15:17,156 --> 00:15:18,506
توي مي‌خونه، مشروب مي‌خورن

246
00:15:18,556 --> 00:15:21,746
من با تمام وجود به اون مردها اعتماد دارم-
بيشتر از ما، بهشون اعتماد داري-

247
00:15:21,796 --> 00:15:24,626
آره، از يک ساعت پيش تا الان، آره

248
00:15:24,677 --> 00:15:26,787
پس مايکل توي اين بازجويي، کجاست؟

249
00:15:26,837 --> 00:15:29,427
مايکل رو وارد اين موضوع نکن-
نه، اون بايد اينجا باشه-

250
00:15:29,477 --> 00:15:30,747
من حتي اون رو نمي‌شناسم

251
00:15:30,797 --> 00:15:33,267
تو چه مدت‌ـه که اون رو مي‌شناسي؟
فقط سه سال

252
00:15:33,317 --> 00:15:35,987
اون کسي نيست که بهش تهمت بزني-
من حتي اون پسر رو نمي‌شناسم-

253
00:15:36,037 --> 00:15:39,077
«من هرگز درباره‌ي تخم‌مرغ «ليلي در دره
به مايکل، چيزي نگفتم

254
00:15:40,917 --> 00:15:44,717
تنها کسايي که راجع به تخم‌مرغ فبرج
بهشون گفتم، الان توي اين اتاق هستن

255
00:15:49,478 --> 00:15:52,878
تامي، مي‌خوام اين رو بدوني
...من به خاطر عشق

256
00:15:55,718 --> 00:15:57,718
و عقل و درايت برگشتم

257
00:16:01,838 --> 00:16:04,708
و ازمه نيازي به پول بيشتر نداره

258
00:16:10,199 --> 00:16:12,539
...اگه زن من رو وارد اين ماجرا کني

259
00:16:13,479 --> 00:16:16,479
يعني بعد از اين‌که اين ‌کار تموم شد
بايد يه صحبتي با هم بکنيم

260
00:16:21,159 --> 00:16:22,749
جان، آرتور

261
00:16:22,799 --> 00:16:25,269
من تا فردا ظهر
...به پنجاه تا ديناميت نوع بي.اس.اي

262
00:16:25,320 --> 00:16:27,230
...و سيصد متر کابل

263
00:16:27,280 --> 00:16:30,150
و شش چاشني، نياز دارم

264
00:16:31,600 --> 00:16:33,910
اين مدرک‌ـه
مي‌خوام اونا رو پخش کنيد

265
00:16:33,960 --> 00:16:37,460
قراره يه قطار رو منفجر کنيم
مردم قراره بميرن

266
00:16:54,601 --> 00:16:57,401
...روبـن» و من، درباره‌ي خيلي چيزها حرف زديم»

267
00:16:59,801 --> 00:17:01,941
ولي نه در اين‌مورد، هيچ‌وقت

268
00:17:03,362 --> 00:17:06,352
تامي، ببخشيد که دير کردم
ما همه‌جا رو گشتيم

269
00:17:06,402 --> 00:17:09,112
«تمام مسير رو تا «هــي‌ميلز
ولي هيچي نبود

270
00:17:09,162 --> 00:17:12,792
چهار بشکه بنزين بذار پشت ماشين من
و برام بيارش اينجا

271
00:17:12,842 --> 00:17:15,272
سيگارها و يه فانوس رو بذار توي جعبه

272
00:17:15,322 --> 00:17:17,792
و مايکل رو پيدا کن، بهش نياز دارم

273
00:17:19,402 --> 00:17:21,672
آيدا گفت که «روبن» بهت شراب قرمز داده بوده

274
00:17:21,722 --> 00:17:24,072
و تصور مي‌کنم نصف چيزهايي
که راجع‌بهشون صحبت کردي رو يادت نمياد

275
00:17:24,123 --> 00:17:26,863
اون هيچ‌وقت علاقمند به کسب و کار نبود

276
00:17:27,083 --> 00:17:29,483
اون توي مراسم عروسي من
پيش تو اومد

277
00:17:31,603 --> 00:17:34,143
دنبال‌ـت کرد، تو رو طلبيد

278
00:17:35,803 --> 00:17:39,123
چرا يه همچين مرد باسوادي
بايد چنين کاري بکنه؟

279
00:17:41,924 --> 00:17:44,034
منظورت اينه با يه زني مثل من؟

280
00:17:44,084 --> 00:17:45,284
آره

281
00:17:49,564 --> 00:17:52,964
من درباره‌ي همه‌ي شما فکر کردم
و حس مي‌کنم کار اون باشه

282
00:17:54,444 --> 00:17:57,844
يه امکان ديگه هم وجود داره
ولي کار خودش‌ـه

283
00:19:04,128 --> 00:19:05,728
لعنتي

284
00:19:13,568 --> 00:19:15,598
ازت خواستم که تنها و غير مسلح بياي

285
00:19:15,648 --> 00:19:18,198
آره، خب
من تنها جايي نميرم، درسته؟

286
00:19:18,248 --> 00:19:20,158
و نگران اين چوب‌دستي هم نباش

287
00:19:20,209 --> 00:19:21,639
فقط به خاطر سياتيک‌ـه

288
00:19:21,689 --> 00:19:25,159
هميشه بين تابستون و زمستون
بازي در مياره

289
00:19:25,209 --> 00:19:26,919
برام چي داري، الفي؟

290
00:19:26,969 --> 00:19:28,559
براي چي من رو کشوندي اينجا؟

291
00:19:28,609 --> 00:19:31,119
توي راه جايي هستم
بايد سريع برم

292
00:19:31,169 --> 00:19:32,719
برام چي داري؟

293
00:19:32,769 --> 00:19:37,039
خب، با توجه به اين‌که
...حاضر بودي که هزينه‌ي گزافـي

294
00:19:37,089 --> 00:19:41,679
براي اين اطلاعات بپردازي
تصميم گرفتم به خاطر پول، بهت بها بدم

295
00:19:41,730 --> 00:19:45,440
...پس اين، اسم آدم‌هايي‌ـه که توي انگلستان

296
00:19:45,490 --> 00:19:49,600
اگه يه تخم‌مرغ فبرج داشتم
پيش‌ـشون مي‌رفتم

297
00:19:49,650 --> 00:19:51,200
بفرماييد

298
00:19:51,250 --> 00:19:54,280
...و اين هم اسم تمام آدم‌هايي‌ـه

299
00:19:54,330 --> 00:19:56,240
...که تخم‌مرغ فبرج قديمي رو مي‌خرن

300
00:19:56,290 --> 00:19:58,760
حتي اگه بدونن
که اون يه جنس دزدي‌ـه

301
00:19:58,810 --> 00:20:00,560
آره؟

302
00:20:00,611 --> 00:20:03,321
بعد ياد اون سوال‌هاي شک‌برانگيزت
که فقط مخصوص کولي‌هاست، افتادم

303
00:20:03,371 --> 00:20:05,961
...چيزي نمي‌پرسم، ولي

304
00:20:06,011 --> 00:20:10,601
اين هم ليست آدم‌هايي‌ـه که
...فقط به خاطر علاقه‌ي زن‌هاشون

305
00:20:10,651 --> 00:20:13,321
يه تخم‌مرغ فبرج مي‌خرن

306
00:20:22,052 --> 00:20:24,042
اوه بله، ممنون، آقاي شلبي

307
00:20:24,092 --> 00:20:26,632
کار کردن با تو، خيلي دوست‌داشتني‌ـه

308
00:20:43,573 --> 00:20:47,123
يه اسم رو توي ليست ننوشتي، الفي-
واقعاً؟               -آره-

309
00:20:47,173 --> 00:20:49,723
قبلاً از آدم‌هام توي حرفه‌ي جواهرسازي، سوال پرسيدم

310
00:20:49,773 --> 00:20:51,773
دلال‌هاي باتجربه

311
00:20:52,093 --> 00:20:54,883
...اونا بهم گفتن که فقط سه تا مرد توي بريتانيا هست

312
00:20:54,933 --> 00:20:57,123
...که زن‌هاشون به تخم‌مرغ فبرج، علاقمند هستن

313
00:20:57,173 --> 00:20:58,683
و باعث ميشه
مشتري‌هاي خوبي باشن

314
00:20:58,734 --> 00:21:01,404
ولي تو ثروتمندترين‌ـشون رو توي اين ليست ننوشتي-
...آره، خب-

315
00:21:01,454 --> 00:21:03,764
اگه خودت مي‌دونستي
...پس چرا من رو اين همه راه

316
00:21:03,814 --> 00:21:06,964
به اينجا کشوندي، رفيق؟-
به دو دليل-

317
00:21:07,014 --> 00:21:08,484
دليل اول

318
00:21:08,534 --> 00:21:11,924
...با جا انداختن اسمي که مطمئناً مي‌دوني

319
00:21:11,974 --> 00:21:15,524
«به من ثابت شد که تو با «رفقاي عجيب
يه روابطي داري

320
00:21:15,574 --> 00:21:18,484
اين تو بودي که درباره‌ي تونل، بهشون گفتي

321
00:21:18,535 --> 00:21:21,615
تو کسي بودي
که درباره‌ي قرار با روس‌ها، بهشون گفتي

322
00:21:22,975 --> 00:21:24,565
دليل دوم

323
00:21:24,615 --> 00:21:27,605
اسمي که تو توي ليست، جا انداختي
...بايد دشمن من باشه

324
00:21:27,655 --> 00:21:29,925
وگرنه ازش محافظت نمي‌کردي

325
00:21:29,975 --> 00:21:31,765
اون، حالا مردي‌ـه که مي‌تونم ازش استفاده کنم

326
00:21:31,815 --> 00:21:34,285
گوش کن، عزيزدلم
...تو نمي‌توني يه مرد رو

327
00:21:34,335 --> 00:21:35,885
تو اطلاعات رو دادي

328
00:21:35,935 --> 00:21:37,525
...در ازاي يه سهم از

329
00:21:37,576 --> 00:21:40,006
...تامي، يه چيزهايي توي اون خزانه بود

330
00:21:40,056 --> 00:21:42,046
که خود خدا، شخصاً
...باهام صحبت کرد و بهم گفت

331
00:21:42,096 --> 00:21:44,286
«الفي، قرار بوده که تو اين چيزها رو داشته باشي»

332
00:21:44,336 --> 00:21:46,886
تو خط قرمزها رو رد کردي، الفي-
چه کوفتي؟-

333
00:21:46,936 --> 00:21:48,846
خط قرمزها رو رد کردي-
خط قرمزها؟-

334
00:21:48,896 --> 00:21:50,896
اونا دارن از پسرم سوءاستفاده مي‌کنن

335
00:21:56,056 --> 00:21:57,526
توئه لعنتي، مي‌دونستي؟

336
00:21:57,577 --> 00:21:59,607
آره، مي‌دونستم
مي‌دوني؟

337
00:21:59,657 --> 00:22:03,497
ولي لعنت به من
چون براي من هيچ تفاوتي نداشت، رفيق

338
00:22:10,697 --> 00:22:13,007
لعنت بهت، تامي

339
00:22:15,337 --> 00:22:19,207
...اوه، محض رضاي خدا
چي خبره؟

340
00:22:23,578 --> 00:22:26,048
مشکل‌ـت چيه، تامي؟

341
00:22:26,098 --> 00:22:29,168
ها؟ داري خيلي عصبي ميشي، مگه نه؟-
...آره، خيلي عصبي شدم-

342
00:22:29,218 --> 00:22:31,648
اين توي مغز لعنتي توئه، رفيق

343
00:22:31,698 --> 00:22:34,288
اين حرومزاده، حقـش‌ـه

344
00:22:34,338 --> 00:22:36,008
اين توي مغز لعنتي توئه، رفيق

345
00:22:36,058 --> 00:22:38,048
مي‌دونم که اين حرومزاده، حقـش‌ـه

346
00:22:38,099 --> 00:22:40,129
خودم مي‌دونم

347
00:22:40,179 --> 00:22:43,569
ولي اگه الان اون رو بُکشي
...پيمان صلح با مافياي لندن

348
00:22:43,619 --> 00:22:46,489
نابود ميشه، خيلي‌خب؟-
...مايکل، مايکل-

349
00:22:46,539 --> 00:22:50,059
تو نگران پيمان صلح نباش، بچه
چون ديگه از بين رفته

350
00:22:51,659 --> 00:22:53,209
...تو نمي‌خواد نگران چيزي باشي

351
00:22:53,259 --> 00:22:55,249
وقتي پاي بزرگتر‌ها، وسط کشيده ميشه
...پسرهاي ترسناک لندني

352
00:22:55,299 --> 00:22:57,289
تو کدوم طرف هستي، الفي؟

353
00:22:57,340 --> 00:23:00,340
درحال حاضر به يه‌ورمـم نيست، بچه! خب؟

354
00:23:01,740 --> 00:23:06,380
نمي‌خوام اون به خاطر يه پيمان صلـحِ وامونده
!از جون من بگذره

355
00:23:08,260 --> 00:23:14,090
!مي‌خوام اقرار کنه که خشمـش، توجيه نشده ـست

356
00:23:14,140 --> 00:23:16,450
مي‌خوام اقرار کنه که

357
00:23:16,501 --> 00:23:18,611
با شمشير بجنگه

358
00:23:18,661 --> 00:23:20,651
توسط همون شمشير، مي‌ميره، تامي

359
00:23:20,701 --> 00:23:23,491
خب، چيه، اونا پسرتو ازت گرفتن، گرفتن، آره؟

360
00:23:23,541 --> 00:23:25,411
اونا پسرتو دراختيار دارن

361
00:23:25,461 --> 00:23:29,161
!و من بايد از چه خط قرمزي بگذرم؟

362
00:23:31,981 --> 00:23:33,571
چندتا پدر، خب؟

363
00:23:33,621 --> 00:23:37,491
چندتا پسر، آره، زخمي کردي، کشتي، به قتل رسوندي؟

364
00:23:37,542 --> 00:23:39,732
آدم کشتي ... بي‌گناه و گناهکار

365
00:23:39,782 --> 00:23:42,982
!مستقيم فرستاديـشون به جهنم، مگه نه؟! مثل من

366
00:23:44,302 --> 00:23:46,572
... وايستادي اونجا

367
00:23:47,302 --> 00:23:48,932
!منو قضاوت مي‌کني؟

368
00:23:48,982 --> 00:23:53,302
اونجا وايستادي و در مورد رد شدن از
خط قرمزها با من حرف مي‌زني؟

369
00:23:55,743 --> 00:23:57,693
اگه اون ماشه رو بکشي، خب

370
00:23:57,743 --> 00:24:01,133
اون ماشه رو به يه دليل قابل احترام، مي‌کـِشي

371
00:24:01,183 --> 00:24:05,413
مثل يه مرد قابل احترام
نه مثل يه شهروند عادي که

372
00:24:05,463 --> 00:24:07,453
...وضعيت شرارت‌آميزِ

373
00:24:07,503 --> 00:24:10,173
دنياي ما رو درک نمي‌کنه، رفيق

374
00:24:12,103 --> 00:24:13,933
ببين، تامي

375
00:24:13,983 --> 00:24:17,583
کشتن الفي سالامونز، کمکي نمي‌کنه

376
00:24:19,264 --> 00:24:21,804
خيلي به ضرر کسب و کار ميشه

377
00:24:24,664 --> 00:24:26,264
... مايکل

378
00:24:29,104 --> 00:24:31,054
برو با بازرس ماس، تماس بگير

379
00:24:31,104 --> 00:24:33,104
بهش بگو پالمرـه

380
00:24:38,865 --> 00:24:40,665
خوب گفتي، الفي

381
00:24:41,945 --> 00:24:43,615
خوب گفتي

382
00:24:49,945 --> 00:24:53,305
هر چند، از قضيه‌ي پسرت خبر نداشتم -
مي‌دونم -

383
00:24:54,786 --> 00:24:56,226
ديدم

384
00:25:16,587 --> 00:25:17,857
سلام؟

385
00:25:47,468 --> 00:25:49,068
... خداي بزرگ

386
00:25:56,709 --> 00:25:58,109
... پالي

387
00:25:59,389 --> 00:26:01,389
چرا نيومدي؟

388
00:26:03,309 --> 00:26:06,859
ديشب مي‌خواستم برم
... سوار قطار بشم، ولي بعدش

389
00:26:06,909 --> 00:26:10,189
متوجه شدم، صرفاً آماده‌ي ورود به زندگي تو، نبودم

390
00:26:11,989 --> 00:26:14,659
... خداي بزرگ، دارم مي‌لرزم -
خوبه -

391
00:26:17,350 --> 00:26:20,750
ولي حالا، آماده‌ام. تمام شب رو
داشتم دنبالـت مي‌گشتم

392
00:26:22,470 --> 00:26:25,770
پالي، هر چيزي که بهت گفته شده
حقيقت نداره

393
00:26:42,471 --> 00:26:44,611
اون نگارگري، اشتباه بود

394
00:26:49,191 --> 00:26:51,531
اون خيلي از خودش مطمئن بود

395
00:26:55,112 --> 00:26:56,712
و من نيستم

396
00:27:00,072 --> 00:27:01,812
... ديگه نيستم

397
00:27:04,352 --> 00:27:06,352
مي‌تونم يه بار ديگه نگارگري کنم

398
00:27:11,033 --> 00:27:12,633
... اوه، پالي

399
00:27:16,753 --> 00:27:18,953
من چه گهي دارم مي‌خورم؟

400
00:27:23,873 --> 00:27:25,823
من يه زندگي کسل‌کننده مي‌خوام

401
00:27:25,873 --> 00:27:28,583
تو رو مي‌خوام
تو رو مي‌خوام

402
00:27:28,633 --> 00:27:29,903
تو رو مي‌خوام

403
00:27:29,953 --> 00:27:33,993
مي‌خوام توي يه لباسي که از يه مغازه خريدم
ازم نگارگري کني

404
00:27:36,194 --> 00:27:37,934
ما يه زندگي داريم؟

405
00:27:41,674 --> 00:27:43,214
آره فکر کنم

406
00:27:51,515 --> 00:27:52,955
الو؟

407
00:28:01,675 --> 00:28:06,505
مي‌خوام مشاور حقوقيـم رو ببينم! اين حق رو دارم
!که مشاور حقوقيـم اينجا باشه

408
00:28:06,555 --> 00:28:09,835
گيلبرت پالمر، مي‌خوام در مورد يه بچه‌ي مفقود شده
باهات صحبت کنم

409
00:28:11,676 --> 00:28:14,426
ما پيکي بلايندرها هستيم

410
00:28:14,476 --> 00:28:16,666
اون کجاست؟

411
00:28:16,716 --> 00:28:18,346
نفس عميق بکش

412
00:28:19,396 --> 00:28:20,996
کجاست؟

413
00:28:40,797 --> 00:28:42,547
!جاني -
تامي؟ -

414
00:28:42,597 --> 00:28:44,427
اينجا چه گهي مي‌خوري، تامي؟

415
00:28:44,477 --> 00:28:47,227
اونا پسرمو گرفتن، جاني
همه‌چيز عوض شده

416
00:28:47,277 --> 00:28:49,667
بايد تا قبل از نيمه‌شب، حفاري رو کامل کنم
وگرنه پسرمو از دست ميدم

417
00:28:49,718 --> 00:28:50,988
مي‌شنوي؟

418
00:28:51,038 --> 00:28:53,468
خودت نمي‌ري دنبال چارلز؟

419
00:28:53,518 --> 00:28:54,858
!تامي؟

420
00:29:30,080 --> 00:29:31,680
... من

421
00:29:32,440 --> 00:29:35,440
امروز صبح، من با تامي توي جاده بودم

422
00:29:37,720 --> 00:29:39,460
من يه آدم رو کشتم

423
00:29:40,000 --> 00:29:41,950
اون به حفاظت احتياج داشت
منم تنها کسي بودم که اون داشت

424
00:29:42,000 --> 00:29:44,200
خب، چي بهت داد؟

425
00:29:46,920 --> 00:29:49,270
گفت واسه تيررسِ نزديک، خوبه

426
00:29:49,321 --> 00:29:51,631
با «اسميت و ويسون» من، بهتر عمل مي‌کني
[ نام نوعي هفت‌تير ]

427
00:29:51,681 --> 00:29:53,881
نه، نه. الان ديگه اين مال منه

428
00:29:54,401 --> 00:29:56,471
حس مي‌کنم بخشي از دستـمه

429
00:29:56,881 --> 00:29:58,881
به کجاش شليک کردي؟

430
00:30:00,281 --> 00:30:01,911
از کنار به سرـش، شليک کردم

431
00:30:01,961 --> 00:30:03,751
وقتي مرد، چه حالي داشتي؟

432
00:30:03,801 --> 00:30:06,141
تامي گفت، کارمو خوب انجام دادم

433
00:30:06,561 --> 00:30:09,661
اينجا، جاييه ‌که فکر مي‌کنيم چارلي رو نگه داشتن

434
00:30:11,242 --> 00:30:12,712
اونا انتظار هيچکسي رو ندارن

435
00:30:12,762 --> 00:30:15,682
پس ... اون بايد تنها باشه

436
00:30:22,602 --> 00:30:24,942
دوتا مرد خوب اونجان

437
00:30:26,482 --> 00:30:28,482
کاري که مي‌گن رو انجام بده

438
00:30:29,483 --> 00:30:32,083
ولي من شليک مي‌کنم، خيلي‌خب؟

439
00:30:32,883 --> 00:30:34,793
آره، تو هم مي‌توني اونجا باشي

440
00:30:34,843 --> 00:30:37,313
ولي اگه اونا شليک کنن، بهتره

441
00:30:38,283 --> 00:30:41,223
ببين، اينا افراد باتجربه‌اي هستن، مايکل

442
00:30:44,003 --> 00:30:46,673
... وقتي مطمئن شدي بچه در امانه

443
00:30:46,963 --> 00:30:48,393
با فين تماس بگير

444
00:30:48,444 --> 00:30:49,914
بسيارخب

445
00:30:57,524 --> 00:30:59,194
يالا، پسرا

446
00:31:26,966 --> 00:31:28,766
سلام عليکم

447
00:31:31,366 --> 00:31:33,566
بفرما. چطوره؟

448
00:31:34,406 --> 00:31:36,756
از قاشق خوشـت مياد، از يه قاشق براق؟

449
00:31:36,806 --> 00:31:39,606
دوست داري قاشق رو نگه داري؟

450
00:31:50,927 --> 00:31:52,597
!همه بريد بيرون، پسرا

451
00:31:52,647 --> 00:31:54,677
!اعتصاب سرخود

452
00:32:04,407 --> 00:32:06,447
... اين لوکوموتيو

453
00:32:09,048 --> 00:32:11,968
تا 15 دقيقه‌ي ديگه، جفت ميشه

454
00:32:13,768 --> 00:32:16,708
... اگه تا سر ساعت ده، خبري بهمون نرسه

455
00:32:18,528 --> 00:32:20,328
مي‌فرستيمـش هوا

456
00:32:22,688 --> 00:32:25,088
مرداني سوار قطار هستن، آرتور

457
00:32:25,849 --> 00:32:27,359
آره

458
00:32:27,409 --> 00:32:29,679
شش نفر سوار قطارـن، چارلي

459
00:32:29,769 --> 00:32:30,999
راننده

460
00:32:31,049 --> 00:32:32,729
... سوخت‌رسان

461
00:32:34,329 --> 00:32:36,799
چهار نفر که خودم انتخابـشون کردم

462
00:32:40,729 --> 00:32:43,129
من و جان، اون مردها رو انتخاب کرديم

463
00:32:45,690 --> 00:32:48,690
پس، من و جان هستيم که دکمه رو مي‌زنيم

464
00:32:54,130 --> 00:32:56,670
باقيـتون مي‌تونيد بريد خونه

465
00:33:01,410 --> 00:33:03,000
!تامي! تامي

466
00:33:03,050 --> 00:33:05,920
داره مي‌لرزه، کمک کن

467
00:33:06,931 --> 00:33:08,721
!ببرش بيرون. ببرش بيرون

468
00:33:08,771 --> 00:33:10,441
خيلي‌خب. دارم مي‌برمـش بيرون

469
00:33:10,491 --> 00:33:12,491
!بايد تکون بخوريم! همين الان

470
00:33:50,733 --> 00:33:52,403
شما همينجا منتظر بمونيد

471
00:33:54,733 --> 00:33:56,733
من قتل رو انجام ميدم

472
00:33:59,813 --> 00:34:01,953
اين يه دستـوره

473
00:34:27,815 --> 00:34:30,085
!خيلي داري سريع انجامـش ميدي، توماس

474
00:34:38,935 --> 00:34:40,125
!به الوار بيشتري احتياج داريم

475
00:34:40,175 --> 00:34:41,685
محتاطانه انجامـش بده
من ميرم

476
00:34:41,735 --> 00:34:44,005
!توماس خيلي خيسـه! لجنـه

477
00:34:44,056 --> 00:34:46,796
!محتاطانه انجامـش بده و من ميرم

478
00:34:48,376 --> 00:34:49,516
خيلي‌خب

479
00:35:54,459 --> 00:35:57,209
به نظرت چي کار داري مي‌کني، پسر؟

480
00:36:00,819 --> 00:36:02,489
... خواهش مي‌کنم، شليک

481
00:36:02,540 --> 00:36:04,650
... خواهش مي‌کنم، شليک نکن

482
00:36:05,700 --> 00:36:06,890
خواهش مي‌کنم، شليک نکن

483
00:36:06,940 --> 00:36:09,740
... خواهش مي‌کنم، شليک نکن. خواهش مي‌کنم

484
00:36:23,021 --> 00:36:24,131
!خائن

485
00:36:24,181 --> 00:36:26,851
به نظرت چي کار داري مي‌کني، هان؟

486
00:36:27,901 --> 00:36:31,001
!هيچ مي‌دوني داري سربه‌سر کي مي‌ذاري؟

487
00:36:47,062 --> 00:36:48,732
زمان زيادي نداريم

488
00:36:48,782 --> 00:36:51,812
جونـتو مي‌گيرم، خب؟

489
00:36:57,382 --> 00:36:58,852
!بيا بريم

490
00:37:08,623 --> 00:37:10,763
تو يه کولي حرومزاده‌اي

491
00:37:32,424 --> 00:37:34,894
کي مي‌خواد جاش توي بهشت باشه، نه؟

492
00:37:35,384 --> 00:37:38,854
کي مي‌خواد توي بهشت باشه، وقتي ميشه
آدم‌ها رو فرستاد به جهنـمِ وامونده؟

493
00:37:40,405 --> 00:37:41,745
... هـي

494
00:37:41,825 --> 00:37:43,495
من انجامـش ميدم، آرتور

495
00:37:43,545 --> 00:37:45,095
هان؟

496
00:37:45,145 --> 00:37:46,255
من انجامـش ميدم

497
00:37:46,305 --> 00:37:47,445
!نه

498
00:37:48,345 --> 00:37:49,975
خودم جونـشو مي‌گيرم -
!نه -

499
00:37:50,025 --> 00:37:52,135
!اين حرومزاده مال خودمه

500
00:37:52,185 --> 00:37:53,785
!برو با فين تماس بگير

501
00:37:57,025 --> 00:37:59,165
به تامي گفتم من انجامـش ميدم

502
00:38:00,426 --> 00:38:02,456
پس، من انجامـش ميدم

503
00:38:14,826 --> 00:38:16,816
!آرتور، صبر کن

504
00:38:16,866 --> 00:38:18,606
!چارلي در امانه

505
00:39:15,629 --> 00:39:17,369
چيزي نيست

506
00:40:15,272 --> 00:40:17,272
بذار باهاش صحبت کنم

507
00:40:18,543 --> 00:40:20,283
الو، چارلي؟

508
00:40:20,993 --> 00:40:22,783
الو، چارلي

509
00:40:22,833 --> 00:40:24,633
صدامو مي‌شنوي؟

510
00:40:25,753 --> 00:40:27,033
آره

511
00:40:28,273 --> 00:40:30,623
آره، برو بخواب

512
00:40:30,673 --> 00:40:32,143
پسر خوب

513
00:41:10,835 --> 00:41:13,235
کدوم گوري بودي؟

514
00:41:14,235 --> 00:41:16,435
توي «ميپل» بودم

515
00:41:17,276 --> 00:41:19,546
يه مشکلاتي وجود داشت

516
00:41:21,916 --> 00:41:23,516
نمي‌تونم بمونم

517
00:41:28,836 --> 00:41:30,576
نمي‌توني بموني؟

518
00:41:32,116 --> 00:41:34,116
تامي به کمکـم احتياج داره

519
00:41:36,037 --> 00:41:38,027
کار خونوادگيـه

520
00:41:38,077 --> 00:41:40,107
... نه، نه ... خواهش مي‌کنم -
متأسفم -

521
00:41:40,157 --> 00:41:41,677
... خواهش مي‌کنم

522
00:42:13,798 --> 00:42:16,338
کجاست؟ -
طبقه‌ي بالاست -

523
00:43:18,322 --> 00:43:22,032
آقاي شلبي، ايشون
آقاي سيلک هستند

524
00:43:22,082 --> 00:43:25,352
از طرف خريداران پاريسي به اينجا اومدن

525
00:43:25,402 --> 00:43:27,802
بايد مرغوبيت رو تأييد کنن

526
00:43:30,962 --> 00:43:35,362
طي اين چند ماه گذشته، کسب و کار با شما
باعث لذت بود

527
00:43:44,603 --> 00:43:48,103
آدم که از خانواده ـش دزدي نمي‌کنه، مي‌کنه؟

528
00:43:49,803 --> 00:43:52,513
اون مجموعه اکثرش براي مادرم بود، به هر حال

529
00:43:52,563 --> 00:43:54,593
بيشتر مال منـه، تا مال اونا

530
00:43:54,644 --> 00:43:56,234
و اونا هرگز نمي‌فروختنـش

531
00:43:56,284 --> 00:44:00,124
سر يه آرمان از دست رفته، حرومـش مي‌کردن -
شما به يه تونل نياز داشتي -

532
00:44:01,604 --> 00:44:04,514
به امضاتون نياز دارم تا اين فروش، قانوني بشه

533
00:44:04,564 --> 00:44:07,074
تاييد شد

534
00:44:07,124 --> 00:44:10,724
مجموعه‌ي اصلي دوک الگزاندر پتروويچ

535
00:44:12,725 --> 00:44:16,435
براي به‌وجود آوردن يه صورت‌حساب قانوني از فروش
و رد کردن اين از مرز

536
00:44:16,485 --> 00:44:20,475
به يه مدرک قانوني با امضاي خود شما، نياز دارم

537
00:44:20,525 --> 00:44:23,795
با نام خانوادگي، در حضور من

538
00:44:23,845 --> 00:44:26,195
همونطور که توافق کرديم
نصف براي تونل

539
00:44:26,245 --> 00:44:28,385
نصف براي امضا

540
00:44:29,165 --> 00:44:30,395
کجا مي‌رين؟

541
00:44:30,445 --> 00:44:31,785
وين
[ شهر وين: پايتخت اتريش ]

542
00:44:33,286 --> 00:44:35,686
اونجا يه مرد منتظر منه

543
00:44:36,366 --> 00:44:37,596
!مرد بي‌چاره

544
00:44:37,646 --> 00:44:39,436
شما چي؟

545
00:44:39,486 --> 00:44:41,086
بيرمنگام

546
00:44:42,126 --> 00:44:44,526
ميرم يه اسب مسابقه بخرم

547
00:44:45,326 --> 00:44:47,326
ميدم آموزشـش بدن

548
00:45:17,008 --> 00:45:20,408
همچنين ... پنج‌هزار پوند براي سکس

549
00:45:39,409 --> 00:45:43,809
و پنج‌هزار پوند هم براي کمک کردن بهت
تا به سوگ از دست دادن همسرت، پايان بدي

550
00:45:53,170 --> 00:45:55,510
تو حتي نزديک هم نشدي

551
00:45:58,090 --> 00:46:00,430
مدارک مشکلي نداره

552
00:46:01,050 --> 00:46:03,480
حالا فقط براي منشأ، به امضاتون نياز دارم

553
00:46:03,530 --> 00:46:05,800
... البته. من يه قلم دارم

554
00:46:16,851 --> 00:46:19,591
در خونه، اين جواهر خيلي بدتر از اين به‌نظر مي‌رسيدن

555
00:46:20,811 --> 00:46:23,351
به خاطر اينکه همه‌شون نفرين شده‌ان

556
00:46:24,011 --> 00:46:25,921
... مثل ما

557
00:46:25,971 --> 00:46:27,571
آقاي شلبي

558
00:46:30,172 --> 00:46:32,972
هر وقت اومدي به وين، بيا به ديدن من

559
00:47:02,053 --> 00:47:04,243
!بله، بله

560
00:47:44,895 --> 00:47:46,695
... قبل از اينکه شروع کنم

561
00:47:48,976 --> 00:47:52,276
مي‌خوام بدونيد که من مرتکب يه اشتباه شدم

562
00:47:55,496 --> 00:47:57,436
... من مرتکب يه اشتباه شدم

563
00:47:58,416 --> 00:48:01,416
و مي‌خوام از همه‌تون عذرخواهي کنم

564
00:48:02,416 --> 00:48:03,926
آرتور

565
00:48:03,976 --> 00:48:07,096
تو در مورد درگير شدن توي کار روس‌ها
... بهم هشدار دادي

566
00:48:08,857 --> 00:48:10,207
و حق داشتي

567
00:48:10,257 --> 00:48:11,537
هوم

568
00:48:12,817 --> 00:48:14,767
من به همسرت شک کردم

569
00:48:14,817 --> 00:48:16,817
به اون خاطر، معذرت مي‌خوام

570
00:48:17,377 --> 00:48:21,617
ليندا، من سه‌هزارتا هم بهش اضافه کردم
به اميد اينکه منو ببخشي

571
00:48:31,298 --> 00:48:33,098
معذرت‌خواهيـت، پذيرفته شد

572
00:48:37,898 --> 00:48:39,808
ازمه، به تو هم شک کردم

573
00:48:39,858 --> 00:48:42,808
حالا، جان، جون آدم‌هاي بي‌گناهي رو گرفته
که روي وجدانـش سنگيني مي‌کنه

574
00:48:42,858 --> 00:48:45,648
... کارهاي مردونه‌ي روزمره -
... آره، بسيارخب، ازمه. فهميديم -

575
00:48:45,698 --> 00:48:47,968
نه، درست ميگه

576
00:48:48,019 --> 00:48:52,019
و قراره اون بار روي وجدان تو و آرتور، سنگيني کنه

577
00:48:53,699 --> 00:48:56,569
ولي، اميدوارم اون خونه‌اي که مي‌تونيد
با اين پول، بخريد

578
00:48:56,619 --> 00:48:58,759
بتونه تبديل به مکانِ تفکر و

579
00:48:59,699 --> 00:49:01,499
عبادت بشه

580
00:49:02,219 --> 00:49:04,159
چه بسا، رستگاري

581
00:49:09,060 --> 00:49:11,610
چارلي، براي ابزار از دست رفته‌، اجناس خطرناک

582
00:49:11,660 --> 00:49:14,450
و حرف‌هاي خردمندانه‌ي کرلي

583
00:49:14,500 --> 00:49:17,060
جاني، براي تخته چوب و مسکن موقت

584
00:49:19,220 --> 00:49:20,740
... ليزي

585
00:49:26,460 --> 00:49:28,300
مايکل

586
00:49:29,381 --> 00:49:31,181
براي قتل‌ها

587
00:49:32,021 --> 00:49:34,051
پنج‌تا براي زخمي کردن و پنج‌تا براي شليک

588
00:49:34,101 --> 00:49:35,851
... نه، تامي، نه -
!چيه؟ -

589
00:49:35,901 --> 00:49:37,811
بهم بگو، هان؟

590
00:49:37,861 --> 00:49:39,661
!من چنين آدمي هستم

591
00:49:41,181 --> 00:49:44,331
و اين تمام چيزيـه که مي‌تونم
در ازاي چيزي که بهم ميدين، بهتون بدم

592
00:49:44,381 --> 00:49:47,021
به خاطر قلب و روحـتـون

593
00:49:51,462 --> 00:49:54,622
ديروز، تقريباً پسرم رو از دست داده بودم

594
00:49:56,982 --> 00:49:59,652
تو بايد اينو درک کني

595
00:50:00,782 --> 00:50:02,932
واسه چي؟

596
00:50:02,982 --> 00:50:04,652
واسه چي؟ واسه اين؟

597
00:50:04,702 --> 00:50:06,302
!واسه اين ...؟

598
00:50:08,103 --> 00:50:11,773
و مي‌دونم مي‌خوايد بهتون بگم که عوض ميشم

599
00:50:11,823 --> 00:50:13,733
که اين کسب و کار وامونده، تغيير مي‌کنه

600
00:50:13,783 --> 00:50:16,013
ولي طي چند روز گذشته، يه چيزي فهميدم

601
00:50:16,063 --> 00:50:19,423
... اون حرومزاده‌ها. اون حرومزاده‌ها

602
00:50:21,023 --> 00:50:23,253
بدتر از ما هستن

603
00:50:23,303 --> 00:50:25,973
سياستمدارها، قاضي‌هاي وامونده

604
00:50:26,024 --> 00:50:28,934
ارباب‌ها و همسرانـشون
اونا بدتر از ما هستن

605
00:50:28,984 --> 00:50:32,454
و اونا هرگز ما رو به کاخ‌هاشون راه نميدن

606
00:50:32,504 --> 00:50:35,304
... صرف نظر از اينکه چقدر طبق قانون عمل کنيم

607
00:50:36,304 --> 00:50:37,814
به خاطر آدمايي که هستيم

608
00:50:37,864 --> 00:50:40,894
به خاطر آدمايي که هستيم
به خاطر ريشه‌ي وامونده ـمون

609
00:50:40,944 --> 00:50:42,334
درست نيست، آيدا؟

610
00:50:42,384 --> 00:50:44,304
آيدامون مي‌دونه

611
00:50:45,625 --> 00:50:48,175
اون در مورد تحول، هوش زيادي داره

612
00:50:48,225 --> 00:50:51,545
و مي‌دونه که آدم بايد هر چيزي رو که مي‌خواد
به روش خودش به‌دست بياره

613
00:50:54,745 --> 00:50:58,895
ليزي، مي‌خوام همه بدونن، اون پول

614
00:50:58,945 --> 00:51:01,945
براي تو بود، چون
... بعضي شب‌ها، تو بودي

615
00:51:03,265 --> 00:51:06,425
که جلوي شکسته شدن قلب من رو مي‌گرفتي
کس ديگه‌اي نبود

616
00:51:10,266 --> 00:51:13,766
و بقيه‌تون، شيلينگ پادشاه رو مي‌گيريد
[ واحد پول انگلستان که تا سال 1971 کاربرد داشت ]

617
00:51:15,906 --> 00:51:18,706
شيلينـگِ وامونده‌ي پادشاه رو مي‌گيريد

618
00:51:19,466 --> 00:51:21,456
وقتي شيلينگ پادشاه رو بگيريد

619
00:51:21,506 --> 00:51:23,906
پادشاه ازتون انتظار داره براش آدم بکشيد

620
00:51:25,787 --> 00:51:27,257
درسته، آرتور؟

621
00:51:27,307 --> 00:51:28,577
آره

622
00:51:29,547 --> 00:51:32,147
روال کار همينه، درسته، جان؟

623
00:51:38,227 --> 00:51:39,827
درسته

624
00:51:40,947 --> 00:51:43,187
درسته، پال

625
00:51:44,508 --> 00:51:46,508
کاملاً درسته

626
00:51:50,028 --> 00:51:51,428
... تامي

627
00:51:53,068 --> 00:51:55,138
تو دوران بدي رو پشت سر گذاشتي

628
00:51:55,748 --> 00:51:57,418
ما درک مي‌کنيم

629
00:51:59,828 --> 00:52:02,228
... پس، يه موقع ديگه

630
00:52:04,949 --> 00:52:07,489
... زماني‌که همه‌مون بهبود پيدا کرديم

631
00:52:08,669 --> 00:52:10,899
...دلم مي‌خواد

632
00:52:10,949 --> 00:52:13,019
...يک ديدگاه ثانويه

633
00:52:13,069 --> 00:52:15,229
...از آينده‌ي شرکتِ

634
00:52:16,829 --> 00:52:20,389
انحصاري شلبي رو به خانواده پيشنهاد کنم

635
00:52:22,869 --> 00:52:24,949
يه ديدگاه اميدبخش‌تر

636
00:52:29,990 --> 00:52:32,180
که من به شخصه، خيلي دوست دارم اين ايده رو بشنوم

637
00:52:32,230 --> 00:52:34,380
منم همينطور

638
00:52:34,430 --> 00:52:36,670
منم همينطور

639
00:52:42,630 --> 00:52:44,380
يالا، آرتور

640
00:52:44,431 --> 00:52:47,531
قطارِ به مقصد لنگرگاه
تا يک ساعت ديگه، راه ميوفته

641
00:52:48,071 --> 00:52:51,261
بعدش سوار قايق به مسير نيويورک مي‌شيم

642
00:52:51,311 --> 00:52:53,711
و همه‌ي اين مسائل رو به گذشته مي‌سپاريم

643
00:53:28,033 --> 00:53:30,553
پس من ميرم، تام

644
00:53:36,273 --> 00:53:38,073
مي‌بينمـت، هان؟

645
00:53:40,393 --> 00:53:42,463
مي‌بينمـت، برادر

646
00:53:51,754 --> 00:53:53,314
خدافظ، کرلي

647
00:53:55,154 --> 00:53:58,264
مي‌توني بري، ولي زياد دور نميشي، آرتور

648
00:53:58,314 --> 00:53:59,904
... اه

649
00:53:59,954 --> 00:54:01,584
باشه، تام

650
00:54:01,635 --> 00:54:03,975
ديشب با ماس، صحبت کردم

651
00:54:04,835 --> 00:54:07,305
بهم گفت که رئيس پليس بيرمنگام

652
00:54:07,355 --> 00:54:10,625
يه حکم بازداشت برات، صادر کرده

653
00:54:10,675 --> 00:54:12,145
قتل

654
00:54:12,195 --> 00:54:13,625
فتنه‌انگيزي

655
00:54:13,675 --> 00:54:16,145
توطئه با هدف انفجار

656
00:54:16,675 --> 00:54:19,265
جان، سراغ تو هم ميان

657
00:54:19,315 --> 00:54:20,985
قتل

658
00:54:21,035 --> 00:54:23,465
توطئه با هدف انفجار

659
00:54:23,516 --> 00:54:25,546
... مايکل -
يعني چي؟ -

660
00:54:25,596 --> 00:54:27,786
قتل کشيش هيوز

661
00:54:27,836 --> 00:54:29,236
... پالي

662
00:54:30,756 --> 00:54:33,066
يه لحظه صبر کن، در مورد چي داري گه مي‌خوري ...؟

663
00:54:33,116 --> 00:54:36,506
قتل سربازرس چستر کمپل

664
00:54:36,556 --> 00:54:40,466
چرا بهمون نگفتي؟ -
افرادي که ديشب بهشون خيانت کرديم -
مي‌خوان ما رو از پا دربيارن

665
00:54:40,516 --> 00:54:43,386
اونا پليس رو توي مشتـشون دارن
اونا قاضي‌ها رو توي مشتـشون دارن

666
00:54:43,437 --> 00:54:46,467
اونا هيئت منصفه رو توي مشتـشون دارن
اونا زندان‌ها رو توي مشتـشون دارن

667
00:54:46,517 --> 00:54:49,827
ولي اونا دولت منتخب رو توي مشتـشون ندارن

668
00:54:49,877 --> 00:54:51,747
!گوش کنيد چي ميگم -
!چرا قبلاً بهمون نگفتي؟ -

669
00:54:51,797 --> 00:54:53,587
!تو برادر مني -
... گوش کنيد چي ميگم -

670
00:54:53,637 --> 00:54:55,387
... پس من يه معامله کردم

671
00:54:55,437 --> 00:54:59,027
!اونا دارـمون مي‌زنن -
در ازاي دادن مدرک برعليه اونا -

672
00:54:59,077 --> 00:55:02,227
!دارمون مي‌زنن -
ترتيب همه‌‌ش داده شده -

673
00:55:02,278 --> 00:55:05,068
ليزي، پول رو جمع کن و ببرش توي زيرزمين

674
00:55:05,118 --> 00:55:08,308
به موقعـش، همه‌تون پولـتونو مي‌گيريد

675
00:55:08,358 --> 00:55:10,948
وقتي پليس اومد، مقاومت نکنيد

676
00:55:10,998 --> 00:55:14,068
... باهاشون مي‌ريد و هيچ حرفي نمي‌زنيد -
!آرتور -

677
00:55:14,118 --> 00:55:16,708
آرتور، من يه معامله‌ با افرادي حتي

678
00:55:16,758 --> 00:55:19,228
قدرتمندتر از دشمنانـمون، انجام دادم -
!آرتور -

679
00:55:19,278 --> 00:55:20,708
بهم اعتماد کن، برادر

680
00:55:20,759 --> 00:55:21,899
هان؟

681
00:55:22,599 --> 00:55:24,109
بهم اعتماد مي‌کني؟

682
00:55:24,159 --> 00:55:26,549
... ليندا! ليندا -
!عمداً اين‌کارو کردي -

683
00:55:26,599 --> 00:55:29,709
!اين‌کارو کردي تا مانع رفتن ما بشي

684
00:55:29,759 --> 00:55:31,069
بيا اينجا. بيا اينجا

685
00:55:31,119 --> 00:55:32,629
تنها چيزي که مي‌دونم، بايد فرار کنيم

686
00:55:32,679 --> 00:55:34,419
بايد فرار کنيم

687
00:55:39,599 --> 00:55:41,549
!کــون لـقــت

688
00:57:11,000 --> 00:57:20,000
ترجمه و زيرنويس از
<font color=#8000FF>Arsalan.H</font> & <font color=#FF0000>Raylan Givens</font></font>
<font color=Gray>:.:.: TvWorld.iNFO :.:.:</font>

689
00:57:30,800 --> 00:57:33,080
«پــــايـــان فـــصـــل ســـــــوم»

