﻿1
00:00:01,080 --> 00:00:02,420
...تا اطلاع بعدي

2
00:00:02,470 --> 00:00:08,220
با خارجي‌ها ارتباط برقرار نمي‌کني-
پسر من با هر زني که بخواد، توي اين شهر قدم مي‌زنه-

3
00:00:08,270 --> 00:00:12,330
براي پسرت سخت خواهد بود که با وجود يه ‌گلوله
توي هر زانوش، بخواد هر جايي قدم بزنه

4
00:00:13,971 --> 00:00:17,071
تو گفتي که مي‌خواي توی شهر خودمون، صلح برقرار باشه-
حالا ما در حالت تهاجمي قرار مي‌گيريم-

5
00:00:18,672 --> 00:00:20,322
شما زني ثروتمند و باوقار هستيد

6
00:00:20,372 --> 00:00:23,022
من از زن‌هاي زيادي نگارگري کردم
براي شما هزينه‌اي نخواهد داشت

7
00:00:23,072 --> 00:00:26,022
اسمي که من شنيدم، «بخش دي» بوده

8
00:00:26,073 --> 00:00:28,023
اعضاي پارلمان، افسرهاي ارتش

9
00:00:28,073 --> 00:00:31,023
،تمام کاري که ما داريم مي‌کنيم
نجات کشور از وقوع يه انقلاب‌ـه

10
00:00:31,073 --> 00:00:33,023
اين، براي کشتن اون جاسوس‌ـه

11
00:00:33,074 --> 00:00:35,024
و خدمات بعدي‌اي
که در آينده انجام خواهيد داد

12
00:00:35,074 --> 00:00:38,024
...همسرت مي‌دونه که اون ياقوت کبودي که انداخته گردنش

13
00:00:38,074 --> 00:00:39,024
توسط يه کولي، نفرين شده؟

14
00:00:39,074 --> 00:00:41,024
هيچ چيزي باعث نميشه
که من مجبور بشم اون رو بندازم گردن خودم

15
00:00:41,075 --> 00:00:42,615
به‌خاطر آنجل

16
00:00:51,076 --> 00:01:01,077
تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـي‌کـنـد »
<font color="#f26522">[ TvWorld.iNFO ]</font>

17
00:01:01,525 --> 00:01:11,526
دنـيـاي فـيـلـم و سـريـال، بـا يـک کـلـيـک
<font color=Red>:.:.: TvWorld.iNFO :.:.:</font>

18
00:01:29,629 --> 00:01:39,182
تــرجــمــه از: هــومــن، ارســلـان، جــواد
<font color=#FF0000>Jimmy Darmody</font> & <font color=#FF0000>Arsalan.H </font>& <font color=#FF0000>Raylan Givens</font>

19
00:02:12,086 --> 00:02:13,626
اون برگشت

20
00:02:14,087 --> 00:02:17,037
تمام ‌شب رو اون‌بيرون بود؟

21
00:02:17,087 --> 00:02:19,037
هر شب، از زمان خاکسپاري

22
00:02:19,087 --> 00:02:22,037
صبح‌ها برمي‌گرده تا چارلي رو ببينه
و به اسب‌ها غذا بده

23
00:02:22,088 --> 00:02:25,038
و دوباره که هوا تاريک ميشه
برمي‌گرده همون‌جا

24
00:02:25,088 --> 00:02:29,038
وقتي بچه بود، عادت داشت بيرون بخوابه

25
00:02:29,089 --> 00:02:31,959
کرلي» اون رو توي بوته‌زار پيدا مي‌کرد»

26
00:02:33,089 --> 00:02:34,889
بچه چطوره؟

27
00:02:36,090 --> 00:02:38,690
شب که ميشه، سراغ مامانش رو مي‌گيره

28
00:02:40,090 --> 00:02:43,040
تامي يه ليست درست کرده
مي‌خواد که اول، شما دوتا ببينينش

29
00:02:43,090 --> 00:02:45,560
جان و آرتور چي؟

30
00:03:05,093 --> 00:03:07,093
حساب‌کتاب‌ها چطوره؟

31
00:03:10,094 --> 00:03:12,044
مثل هميشه

32
00:03:12,094 --> 00:03:13,764
رو به رشد

33
00:03:16,095 --> 00:03:19,045
يه رشد سه‌برابر هم
...توي اهدايي‌هايي

34
00:03:19,095 --> 00:03:22,045
که به «بنياد خيريه‌ي شلبي» بوده، داشتيم

35
00:03:22,095 --> 00:03:24,045
شورا پيشنهاد کردن
...که يه مدرسه‌ي جديد

36
00:03:24,096 --> 00:03:26,566
به نام «موسسه‌ي گريس شلبي» نام‌گذاري بشه

37
00:03:33,097 --> 00:03:35,047
... «به شورا بگو که اسم «موسسه‌ي گريس شلبي

38
00:03:35,097 --> 00:03:37,167
مورد قبول ماست

39
00:03:43,098 --> 00:03:46,798
اين ليسـتِ چيزهاي ديگه‌اي هست
که مي‌خوام انجام بشن

40
00:03:47,099 --> 00:03:48,699
همين

41
00:03:54,100 --> 00:03:58,100
تامي-
همين بود، پال-

42
00:04:08,101 --> 00:04:10,571
و هر دوي شما، کارـتون خوب بود

43
00:04:19,103 --> 00:04:21,053
خيلي‌خب، بريم

44
00:04:21,103 --> 00:04:23,643
ما اون رو ديديم

45
00:04:27,104 --> 00:04:30,104
اون مي‌خواست که اشخاص رو
با ترتيب خاصي ببينه

46
00:04:32,105 --> 00:04:36,055
معمولاً مي‌تونم بفهمم توي سرش، چي مي‌گذره
ولي الان، سخت ميشه اون رو فهميد

47
00:04:36,105 --> 00:04:38,045
...پس، مراقب باشيد

48
00:04:38,105 --> 00:04:41,055
فکر کردم که اين يه جلسه‌ي خونوادگي باشه-
آره-

49
00:04:41,106 --> 00:04:42,056
فکر کردم، همه‌مون با هم

50
00:04:42,106 --> 00:04:44,056
جان، اون عزاداره

51
00:04:44,106 --> 00:04:46,056
ديدن همه با هم، ممکنه براش مشکل باشه

52
00:04:46,106 --> 00:04:49,106
آره، خيلي‌خب
يالا، جان

53
00:04:51,107 --> 00:04:54,057
آرتور، ما نياز داريم که اون برگرده

54
00:04:54,107 --> 00:04:58,057
«سابيني» و «سالامونز»
دسته‌گل و نامه‌ي تسليت فرستادن

55
00:04:58,108 --> 00:05:02,058
پس خيلي طول نمي‌کشه
که مثل گرگ‌ها، شروع کنن به يکه‌تازي

56
00:05:02,108 --> 00:05:04,578
عجله کنين، وقت نيست

57
00:05:07,109 --> 00:05:09,059
فقط خبرهاي خوب بهش بدين

58
00:05:09,109 --> 00:05:12,059
فقط هم خبر خوب هست، پالي

59
00:05:12,110 --> 00:05:14,060
بالاخره اومدن

60
00:05:14,110 --> 00:05:17,110
ايناهاش

61
00:05:19,111 --> 00:05:21,061
خوبي تام؟

62
00:05:21,111 --> 00:05:23,061
حال‌ـتون خوبه، بچه‌ها؟

63
00:05:23,111 --> 00:05:24,651
...ما

64
00:05:25,111 --> 00:05:28,061
،بعد از مراسم خاکسپاري
وقت نشد که تو رو ببينيم

65
00:05:28,112 --> 00:05:31,112
...خب، تو ناپديد شدي، ولي

66
00:05:32,062 --> 00:05:33,062
خب، من و جان
...مي‌خواستيم بگيم که

67
00:05:33,112 --> 00:05:35,852
آرتور، خفه شو-
باشه-

68
00:05:36,113 --> 00:05:39,063
بسيار خب، حالا حرف بزنين

69
00:05:39,113 --> 00:05:41,063
ما رفتيم سراغ آنجل
توي بيمارستان

70
00:05:41,113 --> 00:05:45,113
جايي‌ که دراز کشيده بود، گلوش رو بُريديم
اون ديگه مُرده

71
00:05:46,114 --> 00:05:48,064
...توي خارج شهر هم

72
00:05:48,114 --> 00:05:49,064
حساب بقيه‌ي ايتاليايي‌ها رو رسيديم

73
00:05:49,114 --> 00:05:51,064
اونا اکثراً به «بلک‌کانتري» رفتن
[ ناحيه‌اي در نزديکي شهر بيرمنگهام ]

74
00:05:51,115 --> 00:05:53,065
ولي به «بتي کيتچن» گفتيم
کاري کنه که اونا در حرکت بمونن

75
00:05:53,115 --> 00:05:56,065
و بتي هم گفت که بهت تسليت بگيم-
اون پيرمرد چي؟-

76
00:05:56,115 --> 00:05:58,065
از افرادش بازجويي کرديم

77
00:05:58,116 --> 00:06:00,066
آره، اون رفته به ليورپول

78
00:06:00,116 --> 00:06:03,066
منتظر يه کشتي‌ـه که به نيويورک ميره-
کِي؟-

79
00:06:03,116 --> 00:06:05,516
اولين کشتي‌اي که شنبه حرکت مي‌کنه

80
00:06:06,117 --> 00:06:08,067
خيلي‌خب

81
00:06:08,117 --> 00:06:11,067
من در ليورپول، توي «کونارد» آشناهايي دارم
[ نام يک شرکت کشتي‌راني در انگلستان ]

82
00:06:11,117 --> 00:06:13,067
اونا ليست مسافرين رو دارن

83
00:06:13,118 --> 00:06:15,068
مي‌تونن شما رو به محل حرکت ببرن

84
00:06:15,118 --> 00:06:17,068
اون رو بگيرين و بيارينش پيش من

85
00:06:17,118 --> 00:06:19,068
کي همراهش سفر مي‌کنه؟

86
00:06:19,118 --> 00:06:21,068
زن‌ـش

87
00:06:21,119 --> 00:06:22,069
چي؟

88
00:06:22,119 --> 00:06:24,069
زن‌ـش

89
00:06:24,119 --> 00:06:26,989
خب، به زن‌ـش شليک کنين
و خودش رو بيارين پيش من

90
00:06:31,120 --> 00:06:35,070
تامي؟ خانم چنگرتا توي مدرسه‌ي ما، معلم بود

91
00:06:35,120 --> 00:06:38,120
اون زن خوبي‌ـه، تام
زن خوبي‌ـه

92
00:06:43,121 --> 00:06:46,121
خيلي‌خب، اگه زن خوبي‌ـه
پس ميره بهشت، درسته آرتور؟

93
00:06:48,122 --> 00:06:51,072
فقط کاري که توي ليست نوشتم رو انجام بدين
ديگه هيچي، بعد هم کاغذ رو بسوزونين

94
00:06:51,123 --> 00:06:56,123
و پشت تلفن هم صحبت نکنيد
سرويس مخفي» شنود مي‌کنه»
[ سازمان اطلاعاتي‌جاسوسي بريتانيا ]

95
00:06:58,123 --> 00:07:00,073
و اون پيرمرد رو زنده مي‌خوام

96
00:07:00,124 --> 00:07:02,394
مي‌خوام خودم بکشمش

97
00:07:09,125 --> 00:07:11,725
بسيار خب، همين
مي‌تونيد بريد

98
00:07:16,076 --> 00:07:17,076
بيا، جان

99
00:07:17,126 --> 00:07:20,076
...تامي، اگه تو اينجا نباشي

100
00:07:20,126 --> 00:07:22,076
بايد يه‌چيزي بهمون بگي

101
00:07:22,127 --> 00:07:25,077
از پالي بپرس

102
00:07:25,127 --> 00:07:27,077
مايکل نه؟

103
00:07:27,127 --> 00:07:28,077
چي؟

104
00:07:28,127 --> 00:07:30,077
مايکل نه، ها؟

105
00:07:30,128 --> 00:07:31,078
نه، مايکل نه

106
00:07:31,128 --> 00:07:34,078
چون مايکل با کسب و کار قانوني
سر و کار داره

107
00:07:34,128 --> 00:07:35,078
با اون، قبل از ما
ملاقات کردي

108
00:07:35,128 --> 00:07:38,078
جان، الان نه

109
00:07:38,129 --> 00:07:40,079
صبر کن، چي گفتي؟

110
00:07:40,129 --> 00:07:43,079
با مايکل، قبل از ما
ملاقات کردي

111
00:07:43,129 --> 00:07:45,329
محض رضاي خدا، جان

112
00:07:46,130 --> 00:07:50,130
چون کسب و کار قانوني
در اولويت قرار داره، جان

113
00:07:51,130 --> 00:07:54,080
...کسب و کار قانوني-
از کي تا حالا؟-

114
00:07:54,131 --> 00:07:59,131
از وقتي که زن لعنتي‌ـم
به‌خاطر من، گلوله خورد

115
00:08:04,132 --> 00:08:08,082
آره، باشه. همه‌چي درباره‌ي «سرويس مخفي» شده
سرويس مخفي» لعنتي»

116
00:08:08,132 --> 00:08:11,082
چرت و پرت، ولي تو ما رو
در جريان هيچ کوفتي نمي‌ذاري

117
00:08:11,133 --> 00:08:15,083
شديم دو تا سرباز اسباب‌بازي
اين‌کار رو بکن، جان

118
00:08:15,133 --> 00:08:18,133
اون‌کار رو بکن، جان
معلم لعنتي‌ـت رو بُکش، جان

119
00:08:28,135 --> 00:08:30,735
حالا ديگه اوضاع، اين‌طوري شده؟

120
00:08:32,086 --> 00:08:33,086
خيلي‌خب، گوش کنين

121
00:08:33,136 --> 00:08:35,086
قراره يه جنگ کوچيک اتفاق بيفته

122
00:08:35,136 --> 00:08:38,086
،توي يه جاي کوچيک
که هيچکس براش مهم نيست

123
00:08:38,136 --> 00:08:42,086
،و اون‌طرف از اين جنگ که قراره ببازن
به يه‌مقدار کمک نياز دارن

124
00:08:42,137 --> 00:08:44,087
و هزينه‌شو هم مي‌پردازن

125
00:08:44,137 --> 00:08:49,087
وقتي اون‌کار تموم شد
ديگه اولويت‌ـمون با کسب و کار قانوني ميشه

126
00:08:49,138 --> 00:08:52,138
حالا، کاري که توي ليست نوشتم رو
انجام بدين و گُم شين

127
00:09:06,140 --> 00:09:09,090
و کي قراره برگردي، ها؟
[ کي قراره از اين وضعي که توش هستي، در بياي؟ ]

128
00:09:09,140 --> 00:09:11,080
برگشتم، آرتور

129
00:09:24,142 --> 00:09:27,092
جالب اينجاست که همه‌مون
از روي غريزه، ميايم اينجا

130
00:09:27,143 --> 00:09:28,093
جايي که پيش‌خدمت‌ها غذا مي‌خورن

131
00:09:28,143 --> 00:09:30,093
ربطي به سياست نداره، آيدا

132
00:09:30,143 --> 00:09:32,093
توي اون اتاق بزرگ لعنتي، خيلي سرده

133
00:09:32,143 --> 00:09:34,093
جان، جلوي کارل حواس‌ـت
به حرف‌زدن‌ـت باشه

134
00:09:34,144 --> 00:09:36,094
آيدا، ما توي اتاق پيش‌خدمت‌ها هستيم

135
00:09:36,144 --> 00:09:39,094
چون مشروب‌هاي کوفتي رو اينجا نگه مي‌دارن

136
00:09:39,144 --> 00:09:41,094
آرتور، از کلمات بهتري استفاده کن

137
00:09:41,144 --> 00:09:43,094
هي پال، فحش‌دادن به زبون کولي‌ها هم
حساب ميشه؟

138
00:09:43,145 --> 00:09:45,095
...دليلي نداره که ما

139
00:09:45,145 --> 00:09:48,095
به زبان ايرلندي يا رومانيايي صحبت کنيم

140
00:09:48,145 --> 00:09:51,095
هي، ميگم نيازي نيست

141
00:09:51,146 --> 00:09:53,096
زن‌ـم وقتي مست ميشه
ديگه نمي‌تونه به‌زبون لعنتي انگليسي، صحبت کنه

142
00:09:53,146 --> 00:09:55,486
جان-
کاملاً درسته-

143
00:09:59,097 --> 00:10:00,097
راست و ريست‌ـش کردي؟

144
00:10:00,147 --> 00:10:03,097
انگيزه دادم، تهديد نکردم

145
00:10:03,147 --> 00:10:05,097
...عواقب ضمني رو بدون اشاره‌ي خاصي

146
00:10:05,148 --> 00:10:06,098
به صدمه‌ي فيزيکي
توضيح دادم

147
00:10:06,148 --> 00:10:10,098
به‌خاطر همين‌ـه که مايکل جوون، رئيس شده

148
00:10:10,148 --> 00:10:13,098
کلمه‌هاي بهتري بلده
درسته، پال؟

149
00:10:13,149 --> 00:10:15,099
از کي تا حالا من شدم رئيس تو، آرتور؟

150
00:10:15,149 --> 00:10:18,099
اول ملاقات مربوط به رئيس‌ها
بعد ملاقات مربوط به کارگرها، ها؟

151
00:10:18,149 --> 00:10:20,099
کِي شده که شما دو نفر
يه روز کار کرده باشيد؟

152
00:10:20,150 --> 00:10:23,100
...فين، قبلاً اين‌جوري بود که

153
00:10:23,150 --> 00:10:26,100
...توي جلسه‌هاي خونوادگي، همه بوديم

154
00:10:26,150 --> 00:10:29,020
با هم-
آرتور، خفه شو-

155
00:10:33,151 --> 00:10:35,151
...حالا، من و جان

156
00:10:36,152 --> 00:10:38,822
شديم مثل دو تا رُفتگر لعنتي

157
00:10:39,152 --> 00:10:42,152
که بايد از دستورات، اطاعت کنن

158
00:10:44,153 --> 00:10:45,293
ها؟

159
00:10:49,153 --> 00:10:50,953
خانم چنگرتا

160
00:10:54,154 --> 00:10:55,554
آرتور

161
00:10:56,154 --> 00:10:58,104
خفه شو

162
00:10:58,154 --> 00:11:00,104
فين، برو سيگارهاي اون رو بيار

163
00:11:00,155 --> 00:11:03,105
خب، تمام شب رو بايد چي‌کار کنيم، ها؟

164
00:11:03,155 --> 00:11:04,105
از درخت‌هاي لعنتي بريم بالا؟

165
00:11:04,155 --> 00:11:06,105
جان، اين‌قدر جلوي بچه‌ها
حرف زشت نزن

166
00:11:06,155 --> 00:11:08,105
آره و کي گفته که شما
قراره شب رو اينجا بمونين؟

167
00:11:08,156 --> 00:11:10,106
مي‌دونم چي‌کار مي‌تونيم بکنيم

168
00:11:10,156 --> 00:11:12,106
اسلحه‌ها رو مياريم بيرون، جان

169
00:11:12,156 --> 00:11:15,156
ميريم بيرون و به چندتا قرقاول لعنتي
شليک مي‌کنيم

170
00:11:18,157 --> 00:11:20,107
رئيس‌ها از اين‌کارها مي‌کنن، مگه نه؟

171
00:11:20,157 --> 00:11:22,157
...خفه شو، آرتور

172
00:11:23,158 --> 00:11:25,898
الان چه گُهي خوردي؟

173
00:11:27,158 --> 00:11:30,158
من درخواست ملاقات‌هاي جداگانه رو ندادم، باشه؟

174
00:11:32,159 --> 00:11:35,109
الان چه گُهي خوردي؟

175
00:11:35,159 --> 00:11:37,959
چون درست نشنيدم

176
00:11:38,160 --> 00:11:43,110
من درخواست ملاقات‌هاي جداگانه رو ندادم، باشه؟

177
00:11:43,160 --> 00:11:45,110
قرقاول لعنتي

178
00:11:45,161 --> 00:11:51,111
کارل، تو نبايد اين‌جوري حرف بزني-
ببينيد چي‌کار کرديد-

179
00:11:53,162 --> 00:11:58,112
خيلي‌خب برادرها
اين حرف‌ها به‌خاطر ويسکي‌اي‌ـه که خورديم

180
00:11:58,162 --> 00:12:00,112
من نخواستم که ازم محافظت بشه، خب؟

181
00:12:00,162 --> 00:12:02,112
باشه، خفه‌شين ديگه
جفت‌تون

182
00:12:02,163 --> 00:12:03,633
بشينيد

183
00:12:05,113 --> 00:12:06,113
بشينيد

184
00:12:06,163 --> 00:12:08,113
...آره آره آره

185
00:12:08,164 --> 00:12:10,114
يه نگاه به اطراف‌ـتون بندازين

186
00:12:10,164 --> 00:12:12,114
يه نگاه به اين خونه بندازين

187
00:12:12,164 --> 00:12:14,114
ببينيد کجا هستيم

188
00:12:14,164 --> 00:12:16,114
ببينيد به کجا رسيديم

189
00:12:16,165 --> 00:12:19,115
...فکر کنم وقتش شده که همه‌مون

190
00:12:19,165 --> 00:12:22,265
يه‌جوري رفتار کنيم
که مناسب جايگاه‌ـمون باشه

191
00:12:23,165 --> 00:12:26,165
...ما ديگه يه‌مشت رُفتگر نيستيم، آرتور

192
00:12:27,166 --> 00:12:29,706
تامي به همه‌مون نياز داره

193
00:12:30,166 --> 00:12:32,706
مي‌خوام يه‌ سلامتي بگم

194
00:12:40,168 --> 00:12:44,168
با اتحاد خونوادگي ـه که آدم
هرگز شکست نمی‌خوره

195
00:12:47,169 --> 00:12:50,169
تامي رفت، به خدا قسم
همراه «جاني داگز» نشسته توي يه کالسکه

196
00:12:53,119 --> 00:12:54,119
لعنتي

197
00:12:54,169 --> 00:12:56,509
حالا ديگه از اين‌کارها مي‌کنه

198
00:13:04,171 --> 00:13:06,121
تامي، صبر کن

199
00:13:06,171 --> 00:13:08,121
آرتور-
تامي-

200
00:13:08,171 --> 00:13:09,121
آرتور، بذار بره

201
00:13:09,171 --> 00:13:13,171
تامي، تامي، تامي

202
00:13:19,173 --> 00:13:21,113
حرکت کن، حرکت کن

203
00:13:22,173 --> 00:13:24,123
تامي؟
حرکت کن

204
00:13:24,173 --> 00:13:26,123
اونا اومدن بيرون، توي جاده

205
00:13:26,174 --> 00:13:29,124
نمي‌خواي بهشون بگي؟-
چي رو بهشون بگم؟-

206
00:13:29,174 --> 00:13:31,124
«که داريم ميريم به کشور «ولز

207
00:13:31,174 --> 00:13:32,914
يه يادداشت گذاشتم

208
00:13:34,175 --> 00:13:37,125
براشون نوشتي که چرا داريم به «ولز» ميريم؟-
نه-

209
00:13:37,175 --> 00:13:39,125
بالاخره مي‌خواي به من بگي
که چرا داريم به «ولز» ميريم؟

210
00:13:39,175 --> 00:13:42,125
آره، وقتي رسيديم اونجا

211
00:13:42,176 --> 00:13:43,126
حرکت کن

212
00:13:43,176 --> 00:13:45,126
بايد حداقل يه زن
همراه‌ خودمون مي‌آورديم، تامي

213
00:13:45,176 --> 00:13:48,126
جاني، قراره بريم يه زن رو ببينيم

214
00:13:48,176 --> 00:13:50,126
برو پسر، حرکت کن-
باشه-

215
00:13:50,177 --> 00:13:51,647
حرکت کن

216
00:13:54,177 --> 00:13:58,127
گفته سه‌ روز ديگه برمي‌گرده به بيرمنگام

217
00:13:58,178 --> 00:13:59,778
بذار بره

218
00:14:00,178 --> 00:14:02,128
نکته‌ي مهم اين‌ـه
...که اگه گفته برمي‌گرده

219
00:14:02,178 --> 00:14:04,128
پس برمي‌گرده

220
00:14:04,179 --> 00:14:07,129
يالا، بياين بريم توي اون اتاق بزرگ
يه آتيش روشن کنيم

221
00:14:07,179 --> 00:14:10,129
بريم ويسکي بنوشيم

222
00:14:10,179 --> 00:14:11,779
با آب

223
00:14:22,131 --> 00:14:23,131
برو به اسب‌ها يه سري بزن، جاني

224
00:14:23,181 --> 00:14:24,781
باشه، تام

225
00:14:40,183 --> 00:14:44,183
«خب، از راه «مريديان» ميريم به «رشته ‌کوه‌هاي سياه
[ مريديان: دهکده‌اي در انگلستان ]
[ رشته کوه‌هاي سياه: واقع در کشور ولز ]

226
00:14:47,134 --> 00:14:48,134
آره

227
00:14:48,184 --> 00:14:51,184
بيا، يه‌کم هم به من بده
پسر خوب

228
00:14:54,185 --> 00:14:55,855
خوبه

229
00:14:59,186 --> 00:15:03,186
حالا، ديشب رو يادته
که سراغ مامان رو گرفتي؟

230
00:15:05,186 --> 00:15:07,136
اون ديگه رفته، چارلي
...ولي يه‌سري چيزها هست

231
00:15:07,187 --> 00:15:10,137
که بايد حل‌ـشون کنيم

232
00:15:10,187 --> 00:15:13,187
عکس‌هاي اون هست
لباس‌هاش هست

233
00:15:17,188 --> 00:15:20,188
وسايل رو همون‌طوري که هستن
توي اتاق، نگه مي‌داريم

234
00:15:22,189 --> 00:15:26,189
دقیقاً همون‌طوري که هستن
نگه مي‌داريم

235
00:15:31,190 --> 00:15:33,190
بگيرش

236
00:15:35,190 --> 00:15:37,190
بيا، بگير

237
00:15:38,191 --> 00:15:40,661
من خيلي خوب نيستم، چارلي

238
00:15:42,191 --> 00:15:45,291
و اونا به‌زودي خواهند فهميد

239
00:15:47,192 --> 00:15:50,192
ولي مامانت ديگه برنمي‌گرده
پس فقط من و تو هستيم

240
00:15:52,192 --> 00:15:55,142
ولي هميشه توي قلب‌‌ـمون
باقي مي‌مونه

241
00:15:55,193 --> 00:15:57,143
چون عاشقش هستيم

242
00:15:57,193 --> 00:15:58,143
تامي؟-
بله؟-

243
00:15:58,193 --> 00:16:01,143
اين اسب لعنتي‌ـت پيش من نمياد، يالا-
خيلي‌خب-

244
00:16:01,194 --> 00:16:04,144
خيلي‌خب، الان ميام
خيلي‌خب

245
00:16:04,194 --> 00:16:08,144
اون، اسب مورد علاقه‌ي مامانت بود، چارلي

246
00:16:08,195 --> 00:16:12,145
و از وقتي که مامانت رفته
ديگه يه‌جا بند نميشه

247
00:16:12,195 --> 00:16:13,145
تام؟-
باشه، حواس‌ـت بهش باشه-

248
00:16:13,195 --> 00:16:16,195
باشه، آره، ها؟

249
00:16:27,197 --> 00:16:29,147
خيلي‌خب

250
00:16:29,197 --> 00:16:31,797
،حالا، با انگشت شست‌
اون رو آماده‌ي شليک کن

251
00:16:38,198 --> 00:16:40,148
آفرين

252
00:16:40,199 --> 00:16:42,149
حالا، آماده‌ي شليک شده

253
00:16:42,199 --> 00:16:44,149
توي دست تو، زنده‌ست

254
00:16:44,199 --> 00:16:46,149
وقتي ماشه رو مي‌کشي
مثل اين‌ـه که يه دختر رو بيدار کردي

255
00:16:46,199 --> 00:16:47,149
آره

256
00:16:47,200 --> 00:16:53,200
:با اون چشم‌های خمارش بلند میشه میگه
«. . . مایکل . . . مایکل»

257
00:16:56,201 --> 00:16:59,151
« می‌خوای مجبورم کنی چی کار کنم، مایکل؟ »

258
00:16:59,201 --> 00:17:01,871
شما پسرا عقل ندارین، پسر

259
00:17:02,202 --> 00:17:05,152
آره. ولی حسـش می‌کنی، درسته؟

260
00:17:05,202 --> 00:17:06,152
حسـش می‌کنی

261
00:17:06,202 --> 00:17:09,152
آره. می‌تونی قدرت رو حس کنی

262
00:17:09,202 --> 00:17:11,152
... حالا

263
00:17:11,203 --> 00:17:12,803
ماشه رو بچکون

264
00:17:18,204 --> 00:17:20,154
. . . اه، تـُف

265
00:17:20,204 --> 00:17:22,154
وامونده‌ی بی‌عرضه

266
00:17:22,204 --> 00:17:23,154
گمشو، جان

267
00:17:23,204 --> 00:17:28,154
مایکل، چرا یه نفر که کار دفتری می‌کنه
و تمام روز از جاش بلند نمیشه

268
00:17:28,205 --> 00:17:31,205
دلش می‌خواد با اسلحه، شلیک کنه؟ هم؟ هان؟

269
00:17:32,205 --> 00:17:34,205
دوباره آماده‌ی شلیکـش کن

270
00:17:35,206 --> 00:17:37,156
!دوباره آماده‌ی شلیکـش کن

271
00:17:37,206 --> 00:17:39,806
دوباره آماده‌ی شلیکـش کن -
دور دوم -

272
00:17:41,207 --> 00:17:43,157
اوه

273
00:17:43,207 --> 00:17:46,157
اون قیافه‌ی وامونده رو ببین، جان

274
00:17:46,207 --> 00:17:49,157
اون قیافه رو ببین

275
00:17:49,208 --> 00:17:51,078
حالا حسـش می‌کنه

276
00:17:51,208 --> 00:17:54,158
ولی تا با اون، یه آدم رو نشونه نگیری

277
00:17:54,208 --> 00:17:59,208
هیچی احساس نمی‌کنی

278
00:18:01,209 --> 00:18:03,209
پس انجامـش بده

279
00:18:11,210 --> 00:18:13,550
بفرما، رئیس جوان

280
00:18:15,211 --> 00:18:18,161
بفرما
حالا احساسـش می‌کنی

281
00:18:18,211 --> 00:18:21,161
حالا چیزی که ما حس می‌کنیم رو حس می‌کنی

282
00:18:21,212 --> 00:18:23,482
این حس رو داره

283
00:18:25,212 --> 00:18:29,162
مایکل، اون یه وبله ـست
هفت‌تیر وبله، هفت‌تیر رایج نیروهای مسلح ]
[ امپراطوری بریتانیا بود

284
00:18:29,213 --> 00:18:31,163
خودبه‌خود شلیک می‌کنه

285
00:18:31,213 --> 00:18:33,883
چه حسی داره، مایکل، هان؟

286
00:18:34,213 --> 00:18:37,163
بهتر از حسی ـه که یه قلم بگیری دست ـت، نه؟

287
00:18:37,214 --> 00:18:42,164
بیشتر حس اینو داره که آلت ـتو بگیری دست ـت. آره

288
00:18:42,214 --> 00:18:44,164
آره، همینطوره

289
00:18:44,215 --> 00:18:45,165
آره

290
00:18:45,215 --> 00:18:47,215
. . . یه فشار

291
00:18:50,215 --> 00:18:51,885
و من مرده ـم

292
00:18:53,166 --> 00:18:54,166
میشم یه جسد

293
00:18:54,216 --> 00:18:58,166
مایکل، حواست به اون وبله‌ی وامونده باشه
خودبه‌خود شلیک نکنه

294
00:18:58,217 --> 00:19:02,167
وقتی اون ماشه‌ی وامونده رو کشیدی

295
00:19:02,217 --> 00:19:07,217
و جسد اون یارو می‌پیچه دور قوزک پاهات

296
00:19:09,218 --> 00:19:10,958
جنازه‌ها روی هم تلنبار میشن

297
00:19:12,218 --> 00:19:16,168
به جایی می‌رسه که نمی‌تونی بدون یه اسلحه‌ی پر

298
00:19:16,219 --> 00:19:19,219
وارد یه اتاق بشی

299
00:19:24,220 --> 00:19:26,090
چه خبر شده؟

300
00:19:34,171 --> 00:19:35,171
چه خبر شده؟

301
00:19:35,221 --> 00:19:42,221
پالی، ما داریم به این رئیس ـمون که اینجاست
نحوه‌ی کسب و کارـمون رو آموزش می‌دیم

302
00:19:45,223 --> 00:19:48,223
. . . مایکل، برو داخل خونه

303
00:20:05,225 --> 00:20:08,175
من دیگه بچه نیستم

304
00:21:35,237 --> 00:21:38,187
اومدین بهم بگین لغو شده -
نه. چرا باید لغو بشه؟ -

305
00:21:38,237 --> 00:21:40,187
برگه‌ها رو خوندم -
این کسب و کارـه -

306
00:21:40,237 --> 00:21:42,187
جواب نمیده

307
00:21:42,238 --> 00:21:44,188
به برادرتون گفتم

308
00:21:44,238 --> 00:21:45,188
کل این نقشه‌ی وامونده، جواب نمیده

309
00:21:45,238 --> 00:21:47,188
و اگه تامی می‌خواد این قضیه یه راز
باقی بمونه

310
00:21:47,238 --> 00:21:50,188
بهش بگید یه زن با لباس خزدار، توی روز روشن

311
00:21:50,239 --> 00:21:52,189
داشت مثل ملکه‌ی سبا، اینجا قدم می‌زد

312
00:21:52,239 --> 00:21:53,189
در مورد ماشین‌های زره‌پوش، پرس‌وجـو می‌کرد
ماشین‌هایی که پوشش فلزی سختی دارند ]
و در مقابل شلیک گلوله و یا توپ، از خود مقاومت
[ نشان می‌دهند

313
00:21:53,239 --> 00:21:57,189
در حین دوره‌ی عزاداری
میشد در مورد بعضی مسائل، اشتباه بشه

314
00:21:57,240 --> 00:22:01,190
ما اون زن رو می‌شناسیم
خودمون بهش رسیدگی می‌کنیم

315
00:22:01,240 --> 00:22:04,190
حالا، یه نگاه به این لیست بنداز

316
00:22:04,241 --> 00:22:07,191
این لیست تمام افرادی ـه که شیفت شب
کار می‌کنن

317
00:22:07,241 --> 00:22:09,191
که عضو حزب کمونیست جنوب بیرمنگام ـن

318
00:22:09,241 --> 00:22:12,191
شش هفته وقت داری

319
00:22:12,242 --> 00:22:13,982
همه ـشونو اخراج کن

320
00:22:24,243 --> 00:22:26,193
عقل کوفتی ـتونو از دست دادین؟

321
00:22:26,243 --> 00:22:28,193
اون آره

322
00:22:28,244 --> 00:22:29,194
آره

323
00:22:29,244 --> 00:22:31,194
. . . تمام کارخونه‌های شهر، اعتصاب می‌کنن

324
00:22:31,244 --> 00:22:33,194
خب؟

325
00:22:33,244 --> 00:22:35,184
دلیل پیدا کن

326
00:22:36,245 --> 00:22:38,115
براشون پاپوش درست کن

327
00:22:39,195 --> 00:22:40,195
اخراج ـشون کن

328
00:22:40,245 --> 00:22:42,195
دوباره به لیست نگاه کن

329
00:22:42,245 --> 00:22:45,245
کمونیستی توی شیفت ـت هست که
اسمـش توی این لیست نباشه؟

330
00:22:47,246 --> 00:22:48,386
نه

331
00:22:50,247 --> 00:22:52,197
لطفاً بهمون دروغ نگو

332
00:22:52,247 --> 00:22:53,197
کی رو جا انداختیم؟

333
00:22:53,247 --> 00:22:54,987
نمی‌دونم

334
00:22:58,248 --> 00:23:00,118
امانوئل هانتر

335
00:23:01,248 --> 00:23:02,388
هم؟

336
00:23:04,248 --> 00:23:05,718
گردآورنده
شخصی که افراد را برای یک جلسه و یا یک دیدار ]
[ دور یکدیگر جمع می‌کند

337
00:23:06,249 --> 00:23:10,199
معاون گنجور حزب کمونیست اسپارک

338
00:23:10,249 --> 00:23:12,199
متصدی ماشین‌تراش تو

339
00:23:12,249 --> 00:23:14,199
نمی‌دونستم اون یه کمونیست ـه

340
00:23:14,250 --> 00:23:18,200
ما از قصد اون اسم رو نیاوردیم توی لیست

341
00:23:18,250 --> 00:23:20,920
تا ببینیم میشه به تو اعتماد کرد یا نه

342
00:23:22,251 --> 00:23:24,201
و نمیشه بهت اعتماد کرد

343
00:23:24,251 --> 00:23:26,201
ببینید، من فقط یه کارگرـم

344
00:23:26,251 --> 00:23:28,921
تو رو تحت نظر می‌گیریم

345
00:23:29,252 --> 00:23:31,202
خونه‌ی وامونده ـتو تحت نظر می‌گیریم -
من بچه دارم -

346
00:23:31,252 --> 00:23:32,392
هوم

347
00:23:34,252 --> 00:23:35,992
ادنا و جان

348
00:23:40,253 --> 00:23:42,393
فقط اونا رو اخراج کن

349
00:23:43,253 --> 00:23:45,203
به همون ترتیبی که توی لیست ـه

350
00:23:45,254 --> 00:23:47,204
هفته‌ای دو نفر

351
00:23:47,254 --> 00:23:50,454
اولین نفر هم کمتر از یک ساعت دیگه

352
00:23:52,255 --> 00:23:54,455
این یعنی آره یا نه؟

353
00:23:55,255 --> 00:23:57,325
آره -
ممنون -

354
00:24:14,257 --> 00:24:16,257
خوبه
خوبه

355
00:24:29,259 --> 00:24:31,209
به نظرت اون برمی‌گرده

356
00:24:31,260 --> 00:24:32,600
تامی؟

357
00:24:36,260 --> 00:24:38,600
اون همیشه برمی‌گرده

358
00:24:40,261 --> 00:24:42,211
وقتی در مورد [ . . . ] حرف می‌زنی، طرز حرف زدنـت -
تغییر می‌کنه
آره، ترجیح میدم در مورد -

359
00:24:42,261 --> 00:24:44,211
چیزهای دیگه، صحبت کنم

360
00:24:44,261 --> 00:24:46,211
بذار ببینم

361
00:24:46,262 --> 00:24:50,212
چه کتابی رو دوست داری؟

362
00:24:50,262 --> 00:24:53,212
سواری؟ طبقه‌بندی گل؟ گلدوزی؟

363
00:24:53,262 --> 00:24:56,262
از چیزهایی که من می‌دونم، شگفت‌زده میشی

364
00:24:59,263 --> 00:25:02,213
ولی همچنین از چیزهایی که نمی‌دونم هم
شگفت‌زده میشی

365
00:25:02,264 --> 00:25:05,214
چه چیزی رو ممکنه ندونی؟

366
00:25:05,264 --> 00:25:07,334
. . . من اصلاً

367
00:25:13,215 --> 00:25:14,215
تحصیل نکردم

368
00:25:14,265 --> 00:25:17,065
دیگه چه چیزی برای یاد گرفتن مونده؟

369
00:25:24,266 --> 00:25:25,736
خدایا

370
00:25:27,267 --> 00:25:30,267
معذرت می‌خوام. حتماً به استراحت نیاز داری

371
00:25:42,269 --> 00:25:45,269
به دوستات میگی که از یه گنگستر
نگارگری می‌کنی؟

372
00:25:47,269 --> 00:25:50,219
تمام کـِیف این قضیه به همینه؟

373
00:25:50,270 --> 00:25:53,210
در حقیقت، من هیچ دوستی ندارم

374
00:25:53,270 --> 00:25:56,010
من همه رو به‌واسطه‌ی همسرم، می‌شناختم

375
00:25:57,271 --> 00:25:59,271
. . . وقتی فوت شد

376
00:26:03,271 --> 00:26:04,671
. . . خب

377
00:26:08,272 --> 00:26:13,272
ببین، پالی، انگیزه‌ی من برای انجام این کار
مضاعفـه

378
00:26:14,273 --> 00:26:20,223
اولاً، تو چهره‌ی پر تناقضی داری

379
00:26:20,274 --> 00:26:24,224
و یک چالش ـه که همه‌شو در یک تصویر، مجسم کرد

380
00:26:24,274 --> 00:26:26,544
اون عرضه‌ی فروشـه
در مهارت‌های فروش، یک عرضه یا ارائه، صحبتی ـست ]
برای سعی در متقاعد کردن یک شخص برای آغاز کردن
[ و به اتمام رساندن یک معامله

381
00:26:27,275 --> 00:26:30,225
دومین محرک، اینه که

382
00:26:30,275 --> 00:26:34,225
من برنامه دارم، عاقبت، تو رو اغوا کنم

383
00:26:34,275 --> 00:26:37,225
و دلم می‌خواد، خدایا، باهات سکس کنم

384
00:26:37,276 --> 00:26:39,226
اونطوری چطور خدا خشنود میشه؟

385
00:26:39,276 --> 00:26:40,816
من خشنود میشم

386
00:27:18,281 --> 00:27:19,751
و نگه دار

387
00:27:24,282 --> 00:27:27,232
و نگفت که چی می‌خواد؟

388
00:27:27,282 --> 00:27:29,232
«وقتی مست بود، گفت: «آمرزش

389
00:27:29,283 --> 00:27:31,623
به غیر از اون، هیچی

390
00:27:52,286 --> 00:27:55,236
ممنون از وقتی که گذاشتید، خانم بازول

391
00:27:55,286 --> 00:27:57,956
شنیدم یک نفر به همسرت شلیک کرده

392
00:28:02,287 --> 00:28:05,237
اگه دنبال سرباز هستی
تمام افرادمون رفتن به اپلبی
اپلبی: شهرکی در بخش كامبريا در شمال انگليس ]
[ و هم‌مرز اسكاتلند

393
00:28:05,287 --> 00:28:09,287
من نیازی به سرباز ندارم
به این دلیل نیومدم اینجا

394
00:28:22,239 --> 00:28:23,239
نظرت چیه؟

395
00:28:23,290 --> 00:28:24,240
می‌فروشیـش؟

396
00:28:24,290 --> 00:28:25,690
اهدا می‌کنمـش

397
00:28:27,290 --> 00:28:29,830
چرا؟ -
قبولـش می‌کنی؟ -

398
00:28:31,291 --> 00:28:32,961
قبولـش می‌کنم

399
00:28:33,291 --> 00:28:35,241
می‌ندازی گردنـت؟ -
چرا نباید بندازم؟ -

400
00:28:35,291 --> 00:28:37,291
سؤال منم همینه

401
00:28:43,292 --> 00:28:46,292
همسرم شبی که بهش شلیک شد
اینو انداخته بود گردنـش

402
00:28:49,293 --> 00:28:51,243
. . . و

403
00:28:51,293 --> 00:28:53,243
من اون شب بیدار موندم

404
00:28:53,293 --> 00:28:57,293
تا چهار صبح، و خودم رو برای مرگـش مقصر دونستم

405
00:28:59,294 --> 00:29:01,894
به یه سری از افراد
خیلی فشار آوردم

406
00:29:02,295 --> 00:29:05,295
می‌خوای بهت بگم که این جواهر، طلسم شده یا نه

407
00:29:07,295 --> 00:29:10,695
و در اونصورت، مرگـش تماماً تقصیر تو نیست

408
00:29:17,297 --> 00:29:20,247
اگه به کشیش‌ها اعتقاد داشتم

409
00:29:20,297 --> 00:29:24,247
پیشـشون اعتراف می‌کردم و طلب بخشش می‌کردم

410
00:29:24,297 --> 00:29:27,297
ولی فقط تو رو دارم، خانم بازول

411
00:29:28,298 --> 00:29:30,038
من یه پسر دارم

412
00:29:32,299 --> 00:29:34,249
یه کسب و کار دارم

413
00:29:34,299 --> 00:29:36,639
باید یه مقدار بخوابم

414
00:29:39,299 --> 00:29:41,299
طلسم شده ـست

415
00:29:43,300 --> 00:29:46,300
طلسم ـشو از طریق سوزونده شدن دست ـم
حس می‌کنم

416
00:29:53,301 --> 00:29:55,641
خدا حفظت کنه، تامی شلبی

417
00:29:56,302 --> 00:29:58,252
از حالا به بعد، بخت خوبی خواهی داشت

418
00:29:58,302 --> 00:30:02,252
کار، تموم شد؟ -
تموم شد -

419
00:30:02,302 --> 00:30:05,252
نمی‌خوای هیچی در مورد اینکه
اون قضیه در مورد چی بود، بهم بگی؟

420
00:30:05,303 --> 00:30:09,253
کل مذهب‌، یه جواب احمقانه به یه سؤال احمقانه ـست

421
00:30:09,303 --> 00:30:10,253
یعنی چی؟

422
00:30:10,303 --> 00:30:12,253
میریم و چارلی رو از اردوگاه برمی‌داریم

423
00:30:12,304 --> 00:30:15,254
تا حالا باید به قدر کافی، عادت‌های بد، یاد گرفته باشه

424
00:30:15,304 --> 00:30:18,254
بعدش می‌تونی ما رو برسونی به ایستگاه قطار

425
00:30:18,304 --> 00:30:24,254
و، جانی، اگه من جای تو بودم
امشب برمی‌گشتم اینجا

426
00:30:24,305 --> 00:30:26,305
. . . چون از این پس

427
00:30:27,306 --> 00:30:30,306
قراره مهمونی خفنی راه بیوفته

428
00:30:33,306 --> 00:30:37,256
تاریخ روی بلیطـتون رو چک کنید

429
00:30:37,307 --> 00:30:42,257
اگه سواد خوندن ندارید
یه نفر رو پیدا کنید که براتون بخونه

430
00:30:42,308 --> 00:30:45,258
بلیط‌هایی به غیر از بلیط‌های حرکت با کشتی
از بین میرن

431
00:30:45,308 --> 00:30:48,258
اون در سرتاسر لنگرگاه، آدم داره

432
00:30:48,308 --> 00:30:50,258
اگه قراره انجام بشه
همین الان انجام میشه

433
00:30:50,309 --> 00:30:51,259
مشکلی برامون پیش نمیاد

434
00:30:51,309 --> 00:30:54,259
چرا این ایرلندی‌ها بلیطـشون رو از قبل، چک نمی‌‍کنن؟

435
00:30:54,309 --> 00:30:56,259
به خیابون مـات، فکر کن

436
00:30:56,309 --> 00:30:59,309
اون کافه. بوی قهوه

437
00:30:59,310 --> 00:31:02,310
پروردگارا، لطفاً اجازه‌ی گذشتن رو به ما بده

438
00:31:46,316 --> 00:31:49,316
!پلیس! کمک! پلیس

439
00:31:52,317 --> 00:31:55,267
سرکار، چندتا مرد هستن
قصد دارن به ما آسیب بزنن

440
00:31:55,317 --> 00:31:59,317
ما اینجا در خطرـیم
می‌تونی ما رو تا لنگرگاه، همراهی کنی؟

441
00:32:01,268 --> 00:32:02,268
خواهش می‌کنم

442
00:32:02,318 --> 00:32:04,118
. . . با من بیاید

443
00:32:05,318 --> 00:32:08,418
ببخشید، برادر، کبریت داری؟

444
00:32:56,325 --> 00:32:59,275
ممنون، سرکار
تمومه

445
00:32:59,325 --> 00:33:01,275
جان شلبی

446
00:33:01,326 --> 00:33:04,276
این همون پسریه که قبلاً بهش درس می‌دادم؟

447
00:33:04,326 --> 00:33:07,126
جان شلبی، من تو رو کتک می‌زدم

448
00:33:07,326 --> 00:33:08,926
ولش کن

449
00:33:10,327 --> 00:33:12,277
خواهش می‌کنم . . . خواهش می‌کنم، بذارید اون بره

450
00:33:12,327 --> 00:33:15,277
آرتور، چند بار به خاطر اون لبخند قشنگت

451
00:33:15,327 --> 00:33:17,277
بیخیالـت شدم؟

452
00:33:17,328 --> 00:33:20,328
گفتم ولش کن
اون همراه ما میاد

453
00:33:21,328 --> 00:33:24,128
نه تا زمانی‌که مطمئن بشم همسرم در امنیتـه

454
00:33:25,279 --> 00:33:26,279
اون در امنیتـه

455
00:33:26,329 --> 00:33:28,279
قرار نیست بهش آسیب بزنیم

456
00:33:28,329 --> 00:33:30,279
فقط بیا بریم

457
00:33:30,329 --> 00:33:33,329
ببین، ما حتی با حرف زدن با شما
داریم از فرمان تامی، سرپیچی می‌کنیم

458
00:33:35,280 --> 00:33:36,280
مقاومت نکنید

459
00:33:36,330 --> 00:33:40,280
لطفاً، با ما بیا
ولش کن

460
00:33:40,331 --> 00:33:43,281
شما هم اونو ول کنید
بگید کارشو تموم کردید

461
00:33:43,331 --> 00:33:44,281
بگید اون توی لنگرگاه ـه

462
00:33:44,331 --> 00:33:46,281
اون از نیویورک نمی‌تونه ضرری بهتون برسونه

463
00:33:46,331 --> 00:33:49,281
نمی‌تونم این‌کارو بکنم، خانم چنگرتا

464
00:33:49,332 --> 00:33:52,282
نمی‌تونم این‌کارو بکنم، متأسفم -
خیلی‌خب. چیزی نیست، آدری. گوش کن -

465
00:33:52,332 --> 00:33:54,532
!نه -
!گوش کن چی میگم -

466
00:33:55,333 --> 00:33:57,283
برو به اون کافه توی خیابون مـات

467
00:33:57,333 --> 00:33:59,283
بنیتو ازت مراقبت می‌کنه

468
00:33:59,333 --> 00:34:03,283
!ولـش کنید! اون یه پیرمرد ـه

469
00:34:03,334 --> 00:34:04,284
من بهتون کیک و شیرینی دادم

470
00:34:04,334 --> 00:34:07,284
خانم چنگرتا، قوانینی وجود داره

471
00:34:07,334 --> 00:34:09,934
شوهرتون، قوانین رو می‌دونه

472
00:34:10,334 --> 00:34:12,734
بیا بریم، پیرمرد -
!نه -

473
00:34:13,335 --> 00:34:14,675
متأسفم

474
00:34:16,335 --> 00:34:19,285
!ما اینجا داریم از دستورات، سرپیچی می‌کنیم

475
00:34:19,336 --> 00:34:21,336
!اون وامونده رو ول کن

476
00:34:24,336 --> 00:34:27,286
ده ثانیه فرصت داری
وگرنه دستور تامی، اجرا میشه

477
00:34:27,337 --> 00:34:29,287
دستوراتـش اجرا میشه

478
00:34:29,337 --> 00:34:31,287
. . . یک، دو

479
00:34:31,337 --> 00:34:32,737
!خواهش می‌کنم

480
00:34:35,338 --> 00:34:36,938
. . . سه

481
00:34:40,288 --> 00:34:41,288
!تا ابد، عاشق ـتم

482
00:34:41,338 --> 00:34:42,878
. . . چهار

483
00:34:53,340 --> 00:34:56,290
!نه! نه! نه

484
00:34:56,340 --> 00:34:59,290
امریکا. یه زندگی نو

485
00:34:59,341 --> 00:35:02,291
نه. نه. نه

486
00:35:02,341 --> 00:35:03,941
یه زندگی نو

487
00:36:36,353 --> 00:36:39,353
می‌دونی ساعت چنده، پیرمرد؟

488
00:36:42,354 --> 00:36:44,094
من بهت میگم

489
00:36:48,355 --> 00:36:51,095
ساعت هفت بعد از ظهرـه

490
00:36:53,356 --> 00:36:58,356
و میخوام تا وقتی که هوا روشن میشه
.زنده نگه ـت دارم

491
00:37:03,357 --> 00:37:06,157
ضربه آخر رو بهت نمیزنم

492
00:37:07,357 --> 00:37:10,357
تا وقتی که جفتمون صدای
.توکا رو از بیرون بشنویم

493
00:37:16,359 --> 00:37:18,629
.صدای قشنگی داره

494
00:37:21,359 --> 00:37:25,309
.که زنم دیگه این صدا رو نمیتونه بشنوه

495
00:37:38,361 --> 00:37:46,312
حالا ازت میخوام با دقت انتخاب کنی
که اول میخوای

496
00:37:46,362 --> 00:37:48,302
.کدوم عضوت رو ببُرم

497
00:37:51,363 --> 00:37:53,163
.چشمهات رو بازکن

498
00:37:54,363 --> 00:37:58,363
چشمهات رو باز کن
.یا اول پلک‌هات رو از جا درمیارم

499
00:38:02,364 --> 00:38:05,314
.منو نگاه کن

500
00:38:05,365 --> 00:38:06,965
.منو نگاه کن

501
00:38:09,365 --> 00:38:11,235
.این آخر خطه

502
00:38:12,366 --> 00:38:14,236
.آخر خطه

503
00:38:21,367 --> 00:38:24,367
.با همین زبون، اون دستور رو دادی

504
00:38:27,368 --> 00:38:29,908
.اول زبونت رو از جا درمیارم

505
00:38:32,368 --> 00:38:34,708
.بعدش نوبت گوشهات میرسه

506
00:38:36,369 --> 00:38:39,319
بعد انگشت‌هات رو میبرم

507
00:38:39,369 --> 00:38:41,569
.و انگشت‌های پای بی صاحابت

508
00:38:43,370 --> 00:38:46,320
اول تخم‌هات رو از جا درمیارم
.تا خیلی سریع خون بدن ـت، خالی بشه

509
00:38:46,370 --> 00:38:48,440
.مثل همون کاری که شما حرومیا انجام میدین

510
00:38:50,371 --> 00:38:52,511
.فکر کنم اول زبون بهتر باشه

511
00:38:58,372 --> 00:39:00,112
.اول زبون

512
00:39:06,373 --> 00:39:10,323
.اگه اول زبونت رو بکنم که نمیتونی توضیح بدی

513
00:39:10,373 --> 00:39:13,323
.و میخوام برام توضیح بدی

514
00:39:13,374 --> 00:39:15,974
.میخوام برام توضیح بدی لعنتی

515
00:39:48,378 --> 00:39:50,178
.یالا باش تامی

516
00:39:51,379 --> 00:39:53,379
.من فراموش کردم کی هستم

517
00:39:54,379 --> 00:39:57,329
.فراموش کردم کی هستم

518
00:39:57,379 --> 00:39:58,329
.من یک "بلایندر" هستم

519
00:39:58,379 --> 00:40:01,249
.اول چشم‌های وامونده ـتو درمیارم

520
00:40:07,381 --> 00:40:09,851
.من صدای توکا رو شنیدم

521
00:40:22,383 --> 00:40:26,333
و ما اجازه دادیم که زنش با کشتی
.به نیویورک مهاجرت کنه

522
00:40:26,383 --> 00:40:28,983
.خانم چنگرتا رو نکشتیم

523
00:40:30,384 --> 00:40:32,384
.امشب

524
00:40:35,384 --> 00:40:37,924
.ما از اون مدل آدم‌ها نیستیم

525
00:41:08,389 --> 00:41:10,989
.شر جسد رو از سرمون کم کن جان

526
00:41:12,389 --> 00:41:14,339
.و از شر اونها هم خلاص شو

527
00:41:14,389 --> 00:41:16,339
.برای همیشه

528
00:42:54,402 --> 00:42:57,352
کاری که توی لیست بود رو انجام دادی آیدا؟

529
00:42:57,403 --> 00:42:59,353
.از دست تو و اون لیستِ کوفتی

530
00:42:59,403 --> 00:43:00,873
انجام دادی؟

531
00:43:03,403 --> 00:43:06,353
.با یکی از دوستهای قدیمی فردی صحبت کردم

532
00:43:06,404 --> 00:43:09,354
.اون از کاندیدهای حذب کمونیست «بالسل هیث»ـه
[ https://en.wikipedia.org/wiki/Balsall_Heath ]

533
00:43:09,404 --> 00:43:10,354
ازش درباره‌ی سندیکای ملی

534
00:43:10,404 --> 00:43:14,354
.بیرمنگام پرسیدم

535
00:43:14,405 --> 00:43:16,355
گفت که از بقیه شنیده که از طرف سفارت شوروی

536
00:43:16,405 --> 00:43:18,355
.اومدن و دارن اطلاعات کسب میکنن

537
00:43:18,405 --> 00:43:21,405
و اسمی هم بهت گفت؟

538
00:43:22,406 --> 00:43:23,606
.آره

539
00:43:26,406 --> 00:43:28,356
فقط بهم قول بده که
.کسی کشته نمیشه

540
00:43:28,407 --> 00:43:33,357
،آیدا؛ اگه اون اسم رو بهم نگی
من یا جان یا آرتور

541
00:43:33,407 --> 00:43:35,357
.کشته میشیم

542
00:43:35,408 --> 00:43:38,408
.یکی دنبال ماست و من باید دلیلش رو بدونم

543
00:43:40,408 --> 00:43:42,408
.جیمز مانکلند

544
00:43:43,409 --> 00:43:46,359
.اون بیمه‌گر لویده. توی خیابون کورزون دفتر داره
[ https://en.wikipedia.org/wiki/Lloyd's_of_London ]

545
00:43:46,409 --> 00:43:49,359
تامی، بهم بگو کی دنبالتونه؟

546
00:43:49,409 --> 00:43:51,359
.میدونستم که میتونم روت حساب کنم آیدا

547
00:43:51,410 --> 00:43:54,410
.نه، نمیتونی و من الان ازت یک سوال پرسیدم

548
00:43:59,411 --> 00:44:02,411
و منم متوجه شدم که تو دوباره داری
.رژ لب میزنی

549
00:44:04,411 --> 00:44:06,411
که چی؟

550
00:44:10,362 --> 00:44:11,362
...خسته شدم

551
00:44:11,412 --> 00:44:15,412
کاری که میکنی رو میشه عوض کرد
.ولی چیزی که میخوای رو نمیشه

552
00:44:17,413 --> 00:44:19,883
و من چی میخوام؟

553
00:44:26,414 --> 00:44:31,414
.توی شرکت انحصاری شلبی قراره یک جا خالی بشه

554
00:44:35,415 --> 00:44:37,365
.دفتر بوستون

555
00:44:37,416 --> 00:44:39,286
بوستون؛ آمریکا؟

556
00:44:40,416 --> 00:44:43,016
رژ لب، لباس‌های پاریسی

557
00:44:44,416 --> 00:44:46,756
.همه چیز قانونیه و خبری از هفت‌تیر نیست

558
00:44:47,417 --> 00:44:50,817
فقط یک اشاره بکن
.تا کار گذرنامه رو عملی کنم

559
00:45:00,419 --> 00:45:02,619
جیمز ماکلند دیگه، آره؟

560
00:45:05,419 --> 00:45:07,369
.شب بخیر آیدا

561
00:45:18,421 --> 00:45:22,421
.جیمز ماکلند -
.مالِ شماست قربان -

562
00:45:48,425 --> 00:45:51,375
تو دیگه کدوم خری هستی؟

563
00:45:51,425 --> 00:45:52,375
با من چیکار داری؟

564
00:45:52,425 --> 00:45:55,375
تو درباره‌ی یک دزدی از کارخونه‌ی لنچستر توی اسپارک‌بروک

565
00:45:55,426 --> 00:45:58,376
.داشتی اطلاعات جمع میکردی

566
00:45:58,426 --> 00:46:01,376
...تو

567
00:46:01,426 --> 00:46:02,376
تامی شلبی هستی؟

568
00:46:02,427 --> 00:46:05,377
اسم کسی که از داخل سازمان داره بهت

569
00:46:05,427 --> 00:46:08,027
.اطلاعات میده رو لازم دارم

570
00:46:09,427 --> 00:46:11,427
کدوم سازمان؟

571
00:46:12,428 --> 00:46:15,378
اتحادیه‌ی اقتصادی؛ کمیته‌ی حراست شهروندان
.اون رفقای عجیبمون

572
00:46:15,428 --> 00:46:17,378
«بخش دي»

573
00:46:17,428 --> 00:46:18,378
.اسم زیاد دارن

574
00:46:18,429 --> 00:46:20,379
...لعنتی، لعنت بهش

575
00:46:20,429 --> 00:46:23,299
.اسم مخبر رو بهم بگو

576
00:46:29,430 --> 00:46:31,430
.آقای شلبی

577
00:46:33,431 --> 00:46:35,381
.اونها آدم‌های خیلی خطرناکی هستند

578
00:46:35,431 --> 00:46:37,431
!اوه! اوه

579
00:46:40,431 --> 00:46:43,431
.خب، متأسفانه ما هم خطرناکیم

580
00:46:45,432 --> 00:46:48,382
.باید انتخاب کنی که از کی بیشتر میترسی

581
00:46:48,432 --> 00:46:50,382
پیکی بلایندرز، در ساعت 11:43 دقیقه

582
00:46:50,433 --> 00:46:55,433
.یا «بخش دي» در هر زمانی در آینده

583
00:46:59,434 --> 00:47:02,434
اگه اشتباه انتخاب کنی دیگه
.برات ساعت 11:44 وجود نداره

584
00:47:04,435 --> 00:47:07,385
واقعا هر شب لازمـه پیگیری‌ها رو انجام بدن آرتور؟

585
00:47:07,435 --> 00:47:11,385
.خب میدونی، روند تولید داره آهسته میشه

586
00:47:11,435 --> 00:47:12,975
.ممنونم

587
00:47:16,436 --> 00:47:17,976
.ممنونم

588
00:47:30,438 --> 00:47:33,388
.کارهای شبانه رو باید تموم کنین

589
00:47:33,438 --> 00:47:35,388
.تموم میشه

590
00:47:35,439 --> 00:47:38,309
.ما خودمون شب‌ها کار داریم

591
00:47:43,440 --> 00:47:44,710
.آره

592
00:47:46,440 --> 00:47:48,440
.آره میدونم

593
00:47:49,440 --> 00:47:51,390
.ما دربارش صحبت کردیم

594
00:47:51,441 --> 00:47:53,391
.میخواستم تا وقتی که چای نخوردی صبر کنم

595
00:47:53,441 --> 00:47:55,391
.بیا بریم پس

596
00:47:55,441 --> 00:47:58,941
.ولی خب... ما قراره بچه‌دار شیم آرتور

597
00:48:13,443 --> 00:48:15,393
حامله‌ای؟

598
00:48:15,444 --> 00:48:16,714
.آره

599
00:48:19,444 --> 00:48:22,394
.گفتی شب‌ها رو همش به این مسئله فکر میکنی

600
00:48:22,445 --> 00:48:24,245
.منم همینطور

601
00:48:24,445 --> 00:48:27,445
.این شب کاری‌ها رو باید تموم کنی

602
00:48:35,396 --> 00:48:36,396
قراره بچه‌دار شیم؟

603
00:48:36,446 --> 00:48:37,646
.آره

604
00:48:48,448 --> 00:48:51,448
.اوه! عجب خبر معرکه‌ای

605
00:48:56,449 --> 00:49:00,449
.خب بیا بریم چای بخوریم

606
00:49:01,450 --> 00:49:02,920
.بیا

607
00:49:11,451 --> 00:49:14,051
.بیا بریم چای بخوریم

608
00:49:20,402 --> 00:49:21,402
خدا لعنتت کنه آرتور، چی شده؟

609
00:49:21,452 --> 00:49:24,452
.نه. منتظر تامی بمونین

610
00:49:26,453 --> 00:49:29,403
من یک مجسمه دزدیده شده برام اومده
که خایه‌هاش آویزونه

611
00:49:29,453 --> 00:49:31,403
.و منتظر اینه که ذوبش کنیم

612
00:49:31,454 --> 00:49:33,404
...به ما بگو. بعدا به تامی میگی

613
00:49:33,454 --> 00:49:37,404
.آره، اون اینجا نیست
.نمیاد؛ من که رفتم

614
00:49:37,454 --> 00:49:39,404
.صبرکنین -
.بیاین بریم -

615
00:49:39,455 --> 00:49:40,405
.اوناهاش -
خب، چی شده؟ -

616
00:49:40,455 --> 00:49:42,405
.ما رو مچل خودش کرده

617
00:49:42,455 --> 00:49:45,055
.بیا، بیا

618
00:49:47,456 --> 00:49:49,406
.آرتور، روی چوب‌پنبه ـش، سیم داره
.بده من

619
00:49:49,456 --> 00:49:51,406
!حرومزاده‌

620
00:49:51,456 --> 00:49:53,456
!خب، آقایون

621
00:49:59,457 --> 00:50:00,927
... لیندا

622
00:50:02,458 --> 00:50:05,408
.شکمش بالا اومده، من قراره بابا بشم

623
00:50:05,458 --> 00:50:06,928
!گم شو

624
00:50:08,458 --> 00:50:09,928
!آره رفیق

625
00:50:11,459 --> 00:50:14,259
.آرتور، میدونستم از پسش برمیای

626
00:50:15,409 --> 00:50:16,409
.میدونستم از پسش برمیاد

627
00:50:16,459 --> 00:50:20,409
از سپتامبر حامله ـست. سینه‌هاش
.داره تغییر حالت میده

628
00:50:20,460 --> 00:50:22,410
.فقط همین یه مورد قرار نیست تغییر پیدا کنه داداش

629
00:50:22,460 --> 00:50:24,410
.گاییده شده مرتیکه

630
00:50:24,460 --> 00:50:26,410
!گاییده! قشنگ بگا رفتی

631
00:50:26,461 --> 00:50:29,401
.نه، چیزی عوض نمیشه جان

632
00:50:30,461 --> 00:50:32,331
.خدافظ آرتور

633
00:50:33,462 --> 00:50:35,412
.باید به قرار ملاقاتم برسم

634
00:50:35,462 --> 00:50:38,462
.آره! باید به اون برسی

635
00:50:42,463 --> 00:50:44,463
...آره. تو

636
00:50:45,463 --> 00:50:47,733
.به همون قرار ملاقاتت برو

637
00:50:48,464 --> 00:50:50,414
.تبریک میگم

638
00:50:50,464 --> 00:50:53,404
.قراره بابا بشم -
.بهت افتخار میکنم -

639
00:51:31,469 --> 00:51:34,209
.اعلیحضرت؛ آقای توماس شلبی

640
00:51:38,470 --> 00:51:43,420
،خوش آمدید آقای شلبی
فکر میکنم به جز همسرم با بقیه‌ی

641
00:51:43,471 --> 00:51:45,421
.افراد آشنایی قبلی دارید

642
00:51:45,471 --> 00:51:48,211
.دوشس اعظم ایزابلا پترونا

643
00:51:49,471 --> 00:51:51,541
.خواهش میکنم بشینید

644
00:51:56,472 --> 00:52:00,422
قبل از اینکه شروع کنی آقای شلبی
تسلیت صمیمانه‌ی ما رو

645
00:52:00,473 --> 00:52:03,343
...بخاطر فقدان اخیرت، پذیرا باش

646
00:52:03,473 --> 00:52:06,073
.که برخی از ما شاهدش بودیم

647
00:52:09,474 --> 00:52:12,414
با ماشین خودتون اومدید، آقای شلبی؟ -
.بله -

648
00:52:17,475 --> 00:52:20,425
.میگن که حرفه‌ی خاصی توی ماشین دارید -
.بله همینطوره -

649
00:52:20,475 --> 00:52:25,425
کنجکاو شدم که حرفه‌ی پدرتون چی بوده؟ -
...خب اون -

650
00:52:25,476 --> 00:52:27,426
.اون آینده رو پیش‌بینی میکرده و اسب میفروخته

651
00:52:27,476 --> 00:52:30,426
برخی اوقات به بقیه میگفت که اسبشون دزدیده میشه

652
00:52:30,477 --> 00:52:34,477
و وقتی اینطور میشد، ملت
.از قدرتی که توی پیش‌بینی داشته تعجب میکردن

653
00:52:39,478 --> 00:52:42,418
قبل از غذا خوردن میشه دعا بکنیم؟

654
00:52:46,479 --> 00:52:49,429
برای چیزی که قراره به ما برسه

655
00:52:49,479 --> 00:52:53,429
.باشد که ما صادقانه از خدا سپاسگزار باشیم

656
00:52:53,480 --> 00:52:57,430
.آمین -
.من برای غذا خوردن به اینجا نیومدم، برای کار اومدم -

657
00:52:57,480 --> 00:53:00,430
.قبل از غذا خوردن هم میشه حرفم رو بزنم

658
00:53:00,481 --> 00:53:02,431
.بعدش همه ـتون رو تنها میذارم

659
00:53:02,481 --> 00:53:08,431
دوشس اعظم، من بابت رفتار ناشایست
.هم وطنم از شما عذرخواهی میکنم

660
00:53:08,482 --> 00:53:11,432
فقط میخوام از وضعیت
.پیشرفت ماموریت بهتون اطلاع رسانی کنم

661
00:53:11,482 --> 00:53:14,482
.محض اطمینان فقط یک نسخه تهیه کردم

662
00:53:15,483 --> 00:53:17,433
اینو باید به کی بدم؟

663
00:53:17,483 --> 00:53:20,433
.همسرم مسئول این ماموریته

664
00:53:20,483 --> 00:53:25,433
اما از اونجایی که بدون شک
بعدا قراره ودکا بخورین

665
00:53:25,484 --> 00:53:29,284
.شاید بهتر باشه اونو به من بدی تا ازش مراقبت کنم

666
00:53:30,484 --> 00:53:33,484
.تا ما داریم غذا میخوریم حرفت رو بزن آقای شلبی

667
00:53:37,485 --> 00:53:40,435
پنج کارخونه‌ای که حقوقشون رو ما پرداخت میکنیم

668
00:53:40,486 --> 00:53:43,436
در برابر پنج کارخونه‌ی کمونیستی در اطراف بیرمنگام

669
00:53:43,486 --> 00:53:45,436
.وارد مبارزه شدن

670
00:53:45,486 --> 00:53:48,436
.خشم کارگرها زیاد میشه ولی کنترلش میکنیم

671
00:53:48,487 --> 00:53:52,437
شب 21 ژوئن، یک اعتصاب کلی به تمام شهر

672
00:53:52,487 --> 00:53:53,437
.خبر داده میشه

673
00:53:53,487 --> 00:53:57,437
.معترضان شروع به آشوب کردن میکنن

674
00:53:57,488 --> 00:54:01,438
و پلیس‌هایی که تحت کنترل ما نیستند هم
.مشغول کار دیگه‌ای هستند

675
00:54:01,488 --> 00:54:04,438
.شهر قراره فلج بشه -
قطار رو قراره چطور به حرکت بندازی؟ -

676
00:54:04,489 --> 00:54:08,439
دوتا لوکوموتیوران داریم که مسئول این هستند که
قطار باری نیمه شب

677
00:54:08,489 --> 00:54:10,439
.به سمت لندن رو برونن

678
00:54:10,490 --> 00:54:12,440
ماشین‌های زرهی هم روی
.بارگیر کامیون منتظر هستند

679
00:54:12,490 --> 00:54:14,440
و مهمات؟ -
...مهمات -

680
00:54:14,490 --> 00:54:17,490
.باید بگم که این سوپ معرکه ـست

681
00:54:20,491 --> 00:54:23,441
.واقعا خوشمزه ـست

682
00:54:23,491 --> 00:54:26,441
مهمات و آتشزاها همین الان هم از استانبول

683
00:54:26,492 --> 00:54:28,442
.بارگیری شدن و آماده‌ی ارسال هستند‎

684
00:54:28,492 --> 00:54:31,442
و کی به لندن میرسن؟

685
00:54:31,492 --> 00:54:32,442
.قرار نیست به لندن برسن

686
00:54:32,492 --> 00:54:35,442
همه‌ی جنس‌ها در یک زمین ذغال سنگ

687
00:54:35,493 --> 00:54:38,443
در «سنت آلبانس» تخلیه میشن و
.وارد کامیون‌های شرکت شلبی میشن

688
00:54:38,493 --> 00:54:40,443
.و از اونجا مستقیما به سمت اسکله‌ها میرن

689
00:54:40,494 --> 00:54:43,444
اعلیحضرت، اگه شما مشکلی با لهجه‌ی اون دارین

690
00:54:43,494 --> 00:54:47,444
.من میتونم بعدا بصورت کامل براتون توضیح بدم

691
00:54:47,494 --> 00:54:49,444
اگه برای آدم‌های من کشتی حاضر نشده باشه

692
00:54:49,495 --> 00:54:53,445
تمام جنس‌ها قبل از اولین روشنایی صبح
.توی دریا ریخته میشن

693
00:54:53,495 --> 00:54:55,445
وقتی متوجه بشن که
ماشین‌های مسلح گم شدن چی میشه؟

694
00:54:55,495 --> 00:54:59,445
.در حین آشوب، کارخونه‌ی لنچستر منفجر میشه‎‌

695
00:54:59,496 --> 00:55:02,446
یکی از آشناهای من که آهن قراضه میفروشه

696
00:55:02,496 --> 00:55:04,446
بهمون اعلام میکنه که
ماشین‌های زرهی ـمون، لاشه شدن

697
00:55:04,497 --> 00:55:06,447
.و باید به فکر بازیافت کردنشون باشیم

698
00:55:06,497 --> 00:55:09,447
.کسی خبردار نمیشه که اونها جزء دارایی شماست

699
00:55:09,497 --> 00:55:12,497
ما وقتی که همدیگه رو توی بیرمنگام دیدیم
.این برنامه رو به‌طور دقیق، مشخص کردیم

700
00:55:13,498 --> 00:55:16,498
.مطمئنم که از چیزی چشم پوشی نشده

701
00:55:18,498 --> 00:55:20,448
...خب

702
00:55:20,499 --> 00:55:23,449
این هزینه‌ی اضافی‌ای هست که

703
00:55:23,499 --> 00:55:25,449
من بابت کامیون و سوخت

704
00:55:25,499 --> 00:55:27,639
.باید خرج کنم

705
00:55:28,500 --> 00:55:31,300
.مطمئنم که جواب درست رو براش دارین

706
00:55:31,500 --> 00:55:33,840
.البته آقای شلبی

707
00:55:36,501 --> 00:55:42,451
قبل از اینکه برم، دوست دارم بدونین که

708
00:55:42,502 --> 00:55:46,502
توی اتاقی که این کشیش با من نشسته
غذا از گلوم پایین نمیره

709
00:55:50,503 --> 00:55:52,503
.عصربخیر

710
00:56:00,504 --> 00:56:04,454
.تاتیانا. آقای شلبی رو تا ماشینـش، همراهی کن

711
00:56:04,504 --> 00:56:05,704
.بله

712
00:56:14,506 --> 00:56:16,506
ببین چی برای گفتن داره

713
00:56:33,508 --> 00:56:35,248
.با من بیا

714
00:56:58,511 --> 00:57:00,461
اون کشیش داره اطلاعات سرقت رو

715
00:57:00,512 --> 00:57:02,462
.به یکی از بیمه‌گذارهای لوید به اسم مانکلند خبر میده

716
00:57:02,512 --> 00:57:06,462
و اون هم داره این اطلاعات رو
.به سفارت شوروی اطلاع‌رسانی میکنه

717
00:57:06,512 --> 00:57:09,512
.اگه میخوای اون بمیره، من بدون هیچ هزینه‌ای، اونو میکشم

718
00:57:10,513 --> 00:57:13,513
چرا کشيش مي‌خواد اطلاعات رو
با دشمنان‌مون در ميون بذاره؟

719
00:57:19,514 --> 00:57:24,464
به من پول دادن تا مثل یک سرباز
.رفتار و مشاهده کنم

720
00:57:24,515 --> 00:57:27,465
.پیچیدگی‌ها، کار توئه

721
00:57:27,515 --> 00:57:30,515
.برو و با ایزابلا حرف بزن
.من به تصمیم اون اعتماد دارم

722
00:57:34,516 --> 00:57:36,466
بعد از اتفاقی که افتاده، تو هنوز هم میتونی

723
00:57:36,516 --> 00:57:38,856
.به کسب و کارـت ادامه بدی

724
00:57:39,517 --> 00:57:42,057
شاید عاشق گریس نبودی

725
00:57:49,518 --> 00:57:51,118
.اون اینجاست

726
00:57:51,518 --> 00:57:53,118
.کنار من

727
00:57:54,519 --> 00:57:57,519
«و بهم میگه: «به این افراد اعتماد نکن

728
00:58:01,520 --> 00:58:05,520
.حالا، اجازه‌ی کشتن اون کشیش رو برام بگیر

729
00:58:06,000 --> 00:55:12,500
ترجمه و زيرنويس از
<font color=#FF0000>Jimmy Darmody</font> & <font color=#FF0000>Arsalan.H </font>& <font color=#FF0000>Raylan Givens</font>
</font><font color=Gray>:.:.: TvWorld.iNFO :.:.:</font>

