1
00:00:02,002 --> 00:00:03,227
<font color="#ff0000"><i>پيش از اين در
"Hannibal"</i></font>

2
00:00:03,353 --> 00:00:06,275
<i>گَرِت جِيکوب هابز" "کسي بويل" رو نکُشت ـه"</i>

3
00:00:06,399 --> 00:00:08,342
<i>ميدونم -
بابا ، با تو کار دارن -</i>

4
00:00:08,467 --> 00:00:11,203
<i>به نظرِ من تماس گيرنده‌ي ناشناس</i>

5
00:00:11,328 --> 00:00:13,172
<i>همون قاتلِ مقلّد ما ـست</i>

6
00:00:14,585 --> 00:00:15,549
<i>مي‌خوام برم خونه</i>

7
00:00:15,798 --> 00:00:16,924
<i>تو اين‌کار رو زياد انجام ميدي؟</i>

8
00:00:17,049 --> 00:00:18,882
<i>بري به جاهاي مختلف و در مورد نحوه‌ي قتل فکر کني</i>

9
00:00:19,122 --> 00:00:19,990
<i>بيشتر اوقات</i>

10
00:00:21,921 --> 00:00:23,159
<i>من اون دختر رو نکُشتم</i>

11
00:00:23,679 --> 00:00:25,325
<i>"اين برايِ دفاع از خود نبوده "ابيگِيل</i>

12
00:00:25,611 --> 00:00:26,458
<i>تو سلاخيش کردي</i>

13
00:00:26,850 --> 00:00:28,290
<i>تو هموني هستي که با خونه‌ي ما تماس گرفتي</i>

14
00:00:28,410 --> 00:00:29,625
<i>رازت رو به کسي نميگم</i>

15
00:00:29,791 --> 00:00:30,959
<i>منم راز تو رو به کسي نميگم</i>

16
00:00:31,700 --> 00:00:34,900
<font color="#ff0000">" بالتيمور ، مريلند "</font>

17
00:00:36,984 --> 00:00:38,982
<i>...گاهي اوقات</i>

18
00:00:39,615 --> 00:00:42,925
شب که ميشه چراغ‌هاي خونه‌ي
کوچيکم رو روشن ميذارم

19
00:00:44,691 --> 00:00:48,000
و قدم‌زنان از خونه دور ميشم

20
00:00:49,749 --> 00:00:53,979
<i>وقتي از فاصله‌ي دور به عقب نگاه مي‌کنم
خونه‌ام مثلِ قايق روي دريا به نظر مياد</i>

21
00:00:57,076 --> 00:01:00,180
واقعاً تنها وقتي که احساس امنيت مي‌کنم
همين لحظه‌ست

22
00:01:02,842 --> 00:01:06,340
تو در سکوت زنده خونه‌ي
گَرِت جِيکوب هابز" حضور داشتي"

23
00:01:06,465 --> 00:01:08,596
درست همونجايي که اون ازش عبور مي‌کرده

24
00:01:09,269 --> 00:01:12,886
بهم بگو اونا با تو صحبت مي‌کردن؟

25
00:01:15,628 --> 00:01:18,637
به وضوح و با صداي بلند

26
00:01:19,621 --> 00:01:23,166
تو ديوونگي اون رو بو مي‌کشيدي
درست مثل يه سگ شکاري

27
00:01:23,292 --> 00:01:26,385
من خيلي سعي کردم تا
گَرِت جِيکوب هابز" رو بفهمم"

28
00:01:30,043 --> 00:01:31,179
تا کاملاً درکش کنم

29
00:01:31,303 --> 00:01:33,343
<i>گَرِت جِيکوب هابز"...اف.بي.آي"</i>

30
00:01:38,080 --> 00:01:41,719
وراي لغزش و گناهان

31
00:01:41,843 --> 00:01:44,035
<i>فراتر از خطوط گزارش‌هاي پليس</i>

32
00:01:44,161 --> 00:01:47,801
<i>بين پيکسل‌هاي همه‌ي اون عکساي چاپ شده</i>

33
00:01:48,479 --> 00:01:51,740
از چهره‌ي دختران غمگينِ مُرده

34
00:01:55,025 --> 00:01:56,444
<i>مي‌بيني</i>

35
00:02:01,312 --> 00:02:04,674
وقتي "ماريسا شور" رو ديدي که توي اتاقِ شاخ گوزن
آويزون شده چه احساسي بهت دست داد؟

36
00:02:11,947 --> 00:02:13,271
احساس گناه

37
00:02:14,499 --> 00:02:15,917
چون نتونسته بودي نجاتش بدي

38
00:02:17,312 --> 00:02:19,214
چون حس مي‌کردم انگار من کُشتمش

39
00:02:22,653 --> 00:02:24,615
من خيلي بهش نزديک شده بودم

40
00:02:27,167 --> 00:02:28,585
گاهي اوقات

41
00:02:29,247 --> 00:02:32,178
به اين فکر مي‌کنم که من و اون در زمان‌هاي متفاوت
يه روز کارهاي مشابه‌اي انجام ميداديم

42
00:02:32,302 --> 00:02:33,902
مثلاً من همزمان با اون غذا مي‌خوردم

43
00:02:34,304 --> 00:02:37,836
مي‌خوابيدم يا دوش مي‌گرفتم

44
00:02:37,961 --> 00:02:39,689
حتّي بعد از اينکه مُرد؟

45
00:02:43,447 --> 00:02:45,294
حتّي بعد از اينکه مُرد

46
00:02:45,418 --> 00:02:46,472
...انگار

47
00:02:47,039 --> 00:02:48,764
داري به اون تبديل ميشي

48
00:02:51,269 --> 00:02:53,089
<i>من خودم رو خوب مي‌شناسم</i>

49
00:02:53,420 --> 00:02:57,174
"من "گَرِت جِيکوب هابز" نيستم دکتر "لکتر

50
00:03:12,900 --> 00:03:13,900
: ارائه‌اي مشترک از تيم‌هاي ترجمه
<font color="red">9movie </font> , <font color="#0054ff">TvCenter </font>
<font color="#ae00ff">PersianTrans </font>

51
00:03:14,900 --> 00:03:18,100
<font color="#ff0000">"Hannibal"
فصل 1
قسمت 4 : تخم‌مرغ</font>

52
00:03:19,100 --> 00:03:20,100
<font color="#00d2ff">: مترجمين
«The Doctor» و هرمز «S@eideH» ســعـيــده</font>

53
00:04:16,065 --> 00:04:17,846
ميز چيده شده

54
00:04:18,872 --> 00:04:20,168
شام خانوادگي

55
00:04:21,946 --> 00:04:23,399
من دعوت نبودم

56
00:04:25,102 --> 00:04:27,481
من رأس ميز ميشينم

57
00:04:28,663 --> 00:04:29,571
...جايِ من

58
00:04:30,248 --> 00:04:33,170
جاي من درست کنارِ خانم "تِرنِر" ـه

59
00:04:35,453 --> 00:04:37,175
من مهمان افتخاري هستم

60
00:04:39,184 --> 00:04:40,945
هنوز هيچ‌کس لب به غذاش نزده

61
00:04:42,183 --> 00:04:45,879
اگه سبزيجاتت رو نخوري
از دسر خبري نيست

62
00:04:49,457 --> 00:04:51,411
هيچ‌کس از سر ميز جُم نمي‌خورده

63
00:04:54,526 --> 00:04:56,714
همه مي‌ترسن تکون بخورن

64
00:04:56,839 --> 00:04:59,033
حتّي بچّه‌ها هم بازيگوشي نمي‌کنن

65
00:05:01,936 --> 00:05:05,961
من خانواده‌ي خودم رو
به اين سرقت و قتل خونگي آوردم

66
00:05:06,086 --> 00:05:09,425
خانواده ي "تِرنِر" رو با تهديد
به استفاده از خشونت کنترل مي‌کنم

67
00:05:10,353 --> 00:05:12,810
تهديدي که در نهايت عملي ميشه

68
00:05:23,565 --> 00:05:26,487
خانواده‌ي "تِرنِر" همزمان دار زده ميشن

69
00:05:26,612 --> 00:05:29,195
"به جز خانم "تِرنِر

70
00:05:29,950 --> 00:05:31,286
که آخرين نفر کُشته ميشه

71
00:05:32,740 --> 00:05:34,092
اين طرح من براي اين قتل ـه

72
00:05:35,911 --> 00:05:37,906
من به خانم "تِرنِر" شليک مي‌کنم

73
00:05:50,088 --> 00:05:51,270
چي مي‌بيني "ويل"؟

74
00:05:55,951 --> 00:05:57,154
ارزش‌هاي خانوادگي

75
00:05:59,028 --> 00:06:00,382
ارزش‌هاي خانوادگي کي رو؟

76
00:06:11,200 --> 00:06:14,800
<font color="#ff0000">" ولف تِرَپ ، ويرجينيا "</font>

77
00:08:26,987 --> 00:08:30,430
"خيلي خب ، "کارِن" و "راجر تِرنِر
از زمان بچگي عاشق هم بودن

78
00:08:29,300 --> 00:08:31,600
<font color="#ff0000">" استنفورد ، کَنِتيکِت "</font>

79
00:08:30,555 --> 00:08:32,674
کسب و کار موفقي در زمينه مشاور املاک داشتن

80
00:08:32,800 --> 00:08:34,938
ستون جامعه که 3تا بچه داشتن

81
00:08:35,063 --> 00:08:36,040
يکيشون نيست

82
00:08:36,165 --> 00:08:38,071
"يه پسر به نامِ "جسي

83
00:08:38,634 --> 00:08:42,059
پارسال ناپديد شده . آخرين‌بار
در حال سوار شدن به يه کاروان مسافرتي

84
00:08:42,464 --> 00:08:44,476
توي جاي 47 ديده شده

85
00:08:44,961 --> 00:08:47,533
ممکنه فرار کرده باشه يا دزديده باشه -
يا شايد هم هر 2تاي اينا بوده -

86
00:08:48,307 --> 00:08:50,048
وقتي بدبختي مياد از همه طرف مياد

87
00:08:50,610 --> 00:08:52,603
ژست‌هاي دروغي در عکساي خانوادگي

88
00:08:52,893 --> 00:08:55,582
لايه لايه دروغ توسط
غمِ چشماي پسر بچه خانواده

89
00:08:56,608 --> 00:08:58,839
دستشون رو ميشه

90
00:08:59,491 --> 00:09:01,464
رومن راک‌وال" با يه گلوله"

91
00:09:02,702 --> 00:09:04,174
بسيار خب ، هيچ‌گونه نشانه‌اي دالِ بر
ورود با زور ديده ميشه؟

92
00:09:04,298 --> 00:09:05,992
نه پنجره‌اي شکسته ، نه پرده‌اي پاره شده

93
00:09:06,117 --> 00:09:08,701
هيچ‌کدوم دست نخوردن -
به احتمال زياد زنگ در جلويي رو زدن -

94
00:09:09,145 --> 00:09:11,466
سوراخ گلوله‌ها روي قسمت بالايي
اين ديوار پيدا کردم

95
00:09:11,590 --> 00:09:13,074
اينطرف هم بود

96
00:09:13,594 --> 00:09:15,008
گلوله‌ها رو براي اسلحه‌شناسي خارج کنيد

97
00:09:15,298 --> 00:09:17,099
شکننده نيستن . درآوردنشون فکر نکنم سخت باشه

98
00:09:17,162 --> 00:09:20,039
الگوي خارج شدن گلوله‌ها با اين
اجساد منطبق ـه

99
00:09:20,600 --> 00:09:22,691
زاويه شليک گلوله‌ها به‌طوري بوده که

100
00:09:22,814 --> 00:09:24,992
به راحتي از جمجمه خارج شدن
مخروطي شکل

101
00:09:25,116 --> 00:09:27,192
تيرانداز از پايين به بالا رفته
احتمال زياد قوز کرده بوده

102
00:09:28,067 --> 00:09:29,326
جسي" کي ربوده شده؟"

103
00:09:30,099 --> 00:09:31,473
بيشتر از يه سال پيش

104
00:09:38,300 --> 00:09:43,200
<font color="#ff0000">" مرکز روانپزشکي 'پورت هَوِن' - بالتيمور ، مريلند "</font>

105
00:09:51,827 --> 00:09:54,361
<i>مي‌تونم بلايي که سرم اومده رو پنهان کنم</i>

106
00:09:54,705 --> 00:09:56,802
<i>تنها چيزي که لازم دارم يه شال گردن ـه</i>

107
00:09:57,447 --> 00:10:00,390
سرپوش گذاشتن روي اتفاقي که واسه تو
افتاده اومدنت به اينجا رو بي‌فايده مي‌کنه

108
00:10:01,086 --> 00:10:02,792
در ميون گذاشتن مشکلاتت به عادي شدنت کمک مي‌کنه

109
00:10:03,205 --> 00:10:06,061
من خيلي وقته که ديگه عادي نيستم

110
00:10:07,212 --> 00:10:08,978
اتفاقي که براي تو افتاد عادي نبود

111
00:10:09,494 --> 00:10:11,055
بعضي از اين زن‌ها حتّي مشکلشون رو
با بقيه در ميون نميذارن

112
00:10:11,161 --> 00:10:13,294
با صداي بچه‌گونه حرف ميزنن

113
00:10:13,419 --> 00:10:16,196
به همه ميگن چه بلايي سرشون اومده
بدون اينکه کلمه‌اي حرف بزنن

114
00:10:16,611 --> 00:10:19,375
يه سري از ضربه‌هاي روحي
توانايي صحبت کردن رو از فرد مي‌گيرن

115
00:10:20,827 --> 00:10:24,512
و گاهي اوقات قرباني‌ها بدون اينکه بخوان
حس قرباني شدن رو منتقل مي‌کنن

116
00:10:25,847 --> 00:10:26,976
من اينطوري نيستم

117
00:10:29,074 --> 00:10:30,911
اين حرفت لزوماً درست نيست

118
00:10:32,159 --> 00:10:34,496
قرباني بودن تو از پيچيدگي زيادي برخوردارـه

119
00:10:34,620 --> 00:10:36,006
قرباني مشهور

120
00:10:37,664 --> 00:10:40,751
يه نفر توي اينجا ازم پرسيد
که لباس‌هاي خوني خودم رو نگه داشتم يا نه

121
00:10:41,374 --> 00:10:42,685
شنيدن اين حرف باعث شد چه حسي داشته باشي؟

122
00:10:43,170 --> 00:10:45,634
دلم خواست برم خونه

123
00:10:46,325 --> 00:10:49,296
امّا من ديگه‌ خونه‌اي ندارم . درسته؟

124
00:10:50,286 --> 00:10:53,215
به زودي خونه خواهي داشت
خودم کمکت مي‌کنم پيدا کني

125
00:10:56,299 --> 00:10:58,929
ابيگِيل" ، ازت مي‌خوام يه بار ديگه"
به گروه پشتيباني فرصت بدي

126
00:10:59,053 --> 00:11:01,458
گروه پشتيباني جونم رو مي‌کشه

127
00:11:02,564 --> 00:11:04,914
گوشه‌گيري هم همين تأثير رو داره

128
00:11:05,535 --> 00:11:08,737
بايد يکي رو پيدا کني که بتوني
در مورد تجربه‌ات باهاش صحبت کني

129
00:11:16,648 --> 00:11:17,558
سلام

130
00:11:18,594 --> 00:11:21,650
شما قرار ملاقات دارين؟ -
شما آبجو دارين؟ -

131
00:11:30,433 --> 00:11:32,253
امروز با "ابيگِيل" خوش گذشت؟

132
00:11:37,067 --> 00:11:38,563
آره . روي اندوهش کار کرديم

133
00:11:38,688 --> 00:11:40,359
ضربه روحي پادرميوني

134
00:11:41,212 --> 00:11:42,686
همه چيز طبق برنامه پيش ميره

135
00:11:44,298 --> 00:11:46,879
به نظرم تا حدي از افسردگي رنج مي‌بره

136
00:11:49,713 --> 00:11:50,795
اون؟

137
00:11:51,485 --> 00:11:55,263
يه‌کم خوددرماني که ايرادي نداره
درست ميگم دکتر؟

138
00:11:58,442 --> 00:12:00,813
بيخيال بي‌طرفي حرفه‌اي

139
00:12:01,229 --> 00:12:04,846
خيلي سخته ببيني يه دختر جوون باهوش
سرگردون و بي‌هدف ـه

140
00:12:05,421 --> 00:12:08,368
شايد وقتش رسيده که "ابيگِيل" از
مرکز رواني مرخص بشه

141
00:12:08,495 --> 00:12:10,212
مرخص بشه که کجا بره؟

142
00:12:11,201 --> 00:12:12,470
برگرده به دنياي وحشي؟

143
00:12:12,595 --> 00:12:16,186
اينکه روزهاش رو با فکر کردن در مورد اون واقعه
هولناک بگذرونه بيشتر از سود ، ضرر داره

144
00:12:16,661 --> 00:12:18,343
اون بايد گام به دنياي بيرون بذاره

145
00:12:18,666 --> 00:12:21,428
وقتي خودش رو پيدا کنه اعتماد به نفسِ
لازم براي ادامه زندگيش رو بدست مياره

146
00:12:21,429 --> 00:12:24,829
ابيگِيل" توي شرايطي نيست که بخواد با مشکلاتِ"
دنياي بيرون دست و پنجه نرم کنه

147
00:12:24,895 --> 00:12:27,215
تازه کجا بياد زندگي کنه؟ -
من که نميگم تنهاش بزاريم -

148
00:12:29,030 --> 00:12:32,155
هانيبال" ، اين دختر وابستگي زيادي"
به خانواده‌اش داشته

149
00:12:32,281 --> 00:12:35,491
اگه بخواي جاي اونا رو بگيري
فقط يه سرپناه ميشي

150
00:12:36,239 --> 00:12:39,626
به نظر من "ابيگِيل" بايد خودش رو در

151
00:12:39,750 --> 00:12:41,468
يک محيط درماني امن پيدا کنه

152
00:12:42,068 --> 00:12:44,485
اين باعث ميشه اعتماد به نفس
لازم براي ادامه زندگيش رو پيدا کنه

153
00:12:44,611 --> 00:12:47,273
من در برابر اشتياقِ همکار محترمم
سر تسليم فرود ميارم

154
00:12:47,915 --> 00:12:49,458
اشتياق خيلي خوبه

155
00:12:49,585 --> 00:12:51,514
باعث گردش سريعتر خون در بدن ميشه

156
00:12:55,417 --> 00:12:57,314
خوشحالم تو خونه‌مون اسلحه نداشتيم

157
00:12:58,125 --> 00:13:00,138
چون واسه اينکه خواهرام
از حموم بيان بيرون بهشون شليک مي‌کردم

158
00:13:00,262 --> 00:13:01,839
من از خانواده‌هاي پرجمعيت خوشم مياد

159
00:13:02,248 --> 00:13:04,201
پدر و مادر من بهم يه موهبت دادن
يه دوقلو

160
00:13:04,326 --> 00:13:05,767
کي ممکن بود 2تا از من رو بخواد؟

161
00:13:06,580 --> 00:13:08,169
بذار حدس بزنم...تک فرزندي

162
00:13:09,656 --> 00:13:10,604
از کجا فهميدي؟

163
00:13:10,990 --> 00:13:14,206
چون اين نابه‌هنجاري خانواده‌ي من
باعث رشد شخصيتي ميشه

164
00:13:14,823 --> 00:13:16,197
من بزرگترين بچه بودم واسه همين

165
00:13:16,322 --> 00:13:17,725
همه مشکلات رو سر من خراب مي‌شد

166
00:13:18,790 --> 00:13:22,639
درسته . بيشتر مسئوليت‌ها و تعهدها
روي دوش بچّه اوّل قرار مي‌گيره

167
00:13:22,765 --> 00:13:24,146
اونا رو براي موفقيت در آينده

168
00:13:24,270 --> 00:13:25,601
آماده‌شون مي‌کنه

169
00:13:26,006 --> 00:13:28,000
خواهر کوچيکم از قتل قسر در رفت

170
00:13:28,560 --> 00:13:29,683
همه رو گول زده بود

171
00:13:29,807 --> 00:13:31,250
گمون مي‌کردم بچه وسطيا مشکل‌ساز هستن

172
00:13:31,375 --> 00:13:32,778
بچه وسطيا خيلي ماه هستن

173
00:13:32,903 --> 00:13:34,810
هميشه سعي مي‌کنن با همه کنار بيان
و جاي خودشون رو پيدا کنن

174
00:13:36,387 --> 00:13:39,029
مي‌تونن سياستمدارهاي موفقي بشن

175
00:13:40,223 --> 00:13:42,162
يا اينکه سياستمدار افتضاحي بشن

176
00:13:42,723 --> 00:13:45,592
همه‌ي قرباني‌ها به جز خانم "تِرنِر" جراحتي
که حاکي از دفاع و مقاومتِ دارن

177
00:13:48,567 --> 00:13:49,695
تمايل به عفو و گذشت اينجاست

178
00:13:50,152 --> 00:13:52,931
آخه کدوم قرباني توي لحظه مرگش
قاتل رو مي‌بخشه؟

179
00:13:56,461 --> 00:13:57,602
يه مادر

180
00:14:06,462 --> 00:14:10,607
راجع به مادرت واسم تعريف کن -
"روانشناسِ تنبلي هستي دکتر "لکتر -

181
00:14:11,282 --> 00:14:12,817
ميوه‌اي که خيلي راحت ميشه بهش رسيد

182
00:14:13,928 --> 00:14:16,151
گمون مي‌کردم ميوه روي شاخه بالايي باشه

183
00:14:16,825 --> 00:14:19,348
به سختي دستت بهش ميرسه -
درست مثلِ مادرِ من -

184
00:14:20,445 --> 00:14:23,624
هيچ‌وقت نشناختمش -
موضوع خوبي براي شروع مکالمه‌ست -

185
00:14:25,865 --> 00:14:28,512
راجع به مادر خودت واسم تعريف کن
بهتره از اينجا شروع کنيم

186
00:14:30,908 --> 00:14:33,155
وقتي خيلي کوچيک بودم
پدر و مادرم هر دو فوت کردن

187
00:14:34,054 --> 00:14:38,395
يتيم بودم تا وقتي که عموم "روبرتو" توي
سنِ 16 سالگي من رو به فرزندي قبول کرد

188
00:14:39,170 --> 00:14:41,524
توي يتيم بودن با "ابيگِيل" وجه اشتراک داري

189
00:14:41,650 --> 00:14:44,988
فکر مي‌کنيم به زودي مي‌فهمي که من و تو
وجه اشتراک زيادي با "ابيگِيل" داريم

190
00:14:46,461 --> 00:14:49,507
اون تمايلش به روانشناس شدن
رو نشون داده

191
00:14:51,804 --> 00:14:55,101
يه چيز غيرعادي در مورد خانواده وجود داره

192
00:14:55,499 --> 00:14:57,646
مثلِ يه کت و شلوار که به تن زار ميزنه

193
00:14:58,521 --> 00:15:01,118
هيچ‌وقت نتونستم با اين مفهوم احساس نزديکي بکنم

194
00:15:01,670 --> 00:15:03,442
تو براي خودت خانواده تشکيل دادي

195
00:15:04,541 --> 00:15:08,236
من فقط يه خانواده از سگ‌هاي ولگرد تشکيل دادم

196
00:15:08,809 --> 00:15:11,731
و خيلي ممنون که وقتي نبودم بهشون غذا دادي

197
00:15:14,086 --> 00:15:15,696
منظور من "ابيگِيل" بود

198
00:15:21,637 --> 00:15:24,988
راجع به خانواده "تِرنِر" بهم بگو
وضع مالي خوبي داشتن؟ ثروتمند بودن؟

199
00:15:25,112 --> 00:15:26,672
بهشون مي‌خورد ثروتمند باشن

200
00:15:27,680 --> 00:15:29,789
خانواده‌ي تو پولدار بود "ويل"؟ -
ما فقير بوديم -

201
00:15:31,126 --> 00:15:34,097
من به دنبال پدرم از بندر

202
00:15:34,498 --> 00:15:38,742
بيلوکسي" و "گرين‌ويل" تا"
اسکله‌ي "ايري" ميرفتم

203
00:15:39,441 --> 00:15:42,363
هميشه توي مدرسه تازه‌وارد
و هميشه غريب بودي

204
00:15:42,488 --> 00:15:44,199
هميشه

205
00:15:44,919 --> 00:15:47,745
قاتلِ خانم "تِرنِر" چه کينه‌اي نسبت به اون داشت

206
00:15:50,051 --> 00:15:50,824
مادري

207
00:15:52,180 --> 00:15:53,380
مادري نبوده

208
00:15:54,096 --> 00:15:55,386
يه‌جور تحريفِ اين مفهوم

209
00:15:59,523 --> 00:16:04,779
نسخه اصلاح شده سوسيس تيره
"از کتابِ تمرين آشپزيِ "علي باب

210
00:16:07,401 --> 00:16:09,789
قول داده بودي همسرت
رو همراه خودت بياري

211
00:16:09,913 --> 00:16:12,321
ما مي‌خوايم خوب عمل کنيم
نميشه که

212
00:16:12,446 --> 00:16:15,191
همه‌ي مشکلات زناشويي ما رو
يه دفعه‌اي متوجه بشيد

213
00:16:16,291 --> 00:16:18,664
الان چي رو دارم مي‌خورم؟ -
خرگوش -

214
00:16:18,787 --> 00:16:22,015
بايد با سرعت بيشتري فرار مي‌کرد -
همينطوره -

215
00:16:24,831 --> 00:16:27,727
امّا از خوش‌شانسي ما اين‌کار رو نکرده

216
00:16:30,942 --> 00:16:34,115
دوستِ عزيزمون "ويل" امروز شبيه جن‌زده‌ها شده بود

217
00:16:34,240 --> 00:16:37,489
ما که نميدونيم شب‌ها اون چجور
کابوسي مي‌بينه

218
00:16:37,796 --> 00:16:39,635
به قتل رسيدن چندتا بچه توسط چندتا بچه ديگه

219
00:16:40,061 --> 00:16:42,016
مفهوم شناخته شده‌اي براي "ويل" نيست

220
00:16:42,326 --> 00:16:44,764
اون هنوزم به "ابيگِيل" شک داره
که تو جنايت‌هاي پدرش دست داشته

221
00:16:44,890 --> 00:16:47,969
شايد کابوسِ "ويل" همينه

222
00:16:48,442 --> 00:16:50,523
اينکه در موردِ "ابيگِيل" اشتباه قضاوت کرده

223
00:16:50,648 --> 00:16:52,812
بچه‌ها باعث ميشن ما به دوران بچگي خودمون برگرديم

224
00:16:53,637 --> 00:16:56,906
ممکنه "ويل" کشش زندگي رو قبل از شما
يا قبل از اف.بي.آي حس کنه

225
00:16:57,382 --> 00:16:59,529
زماني که زندگي همراه پدر توي اسکله راحت‌تر بود

226
00:17:00,153 --> 00:17:03,398
اون زندگي باعث ميشه نتونه به
جلو حرکت کنه

227
00:17:05,146 --> 00:17:06,871
"اون به لنگر نياز داره "جک

228
00:17:38,367 --> 00:17:40,902
يه جفت کفش کتوني سايز 6
توي خونه‌ي "تِرنِر"ها

229
00:17:41,028 --> 00:17:43,305
بند کفش لنگه سمت چپ
نشون ميده اندازه پاها يکسان نبودن

230
00:17:43,429 --> 00:17:45,666
اين غيرطبيعي ـه؟ -
نه واسه يه بچه 12 ساله -

231
00:17:45,792 --> 00:17:47,118
رشدش به درستي صورت نگرفته

232
00:17:47,544 --> 00:17:49,345
يکي از پاهاش از اون يکي بزرگترـه

233
00:17:49,470 --> 00:17:52,417
يکي از پاهاش بلندتره
در واقع توي سن بلوغ ـه

234
00:17:52,544 --> 00:17:54,023
جسي" چطور؟"

235
00:17:54,148 --> 00:17:55,416
بيشتر از يک سالِ که کسي نديدتش

236
00:17:55,540 --> 00:17:57,953
من قد و وزن فعلي اون رو بر اساس آمارِ

237
00:17:58,078 --> 00:17:59,161
زمانِ ربوده شدنش مشخص کردم

238
00:17:59,287 --> 00:18:01,636
حتّي با وجود سرعت رشد معمولي
بين سنين 10 تا 12 سالگي

239
00:18:01,761 --> 00:18:03,681
اون نهايتاً بايد 130 سانتيمتر قد
و 40 کيلو وزن داشته باشه

240
00:18:04,230 --> 00:18:06,167
خدا به اين آمارا خير بده

241
00:18:06,292 --> 00:18:08,219
اثر انگشت‌هاي چرب روي همه‌ي اين چيزا هست

242
00:18:08,742 --> 00:18:11,007
نمونه‌ي مطابق پيدا نشده ولي براق هستن

243
00:18:11,132 --> 00:18:13,413
7جفت اثر کفش جداگونه به‌جا مونده

244
00:18:13,539 --> 00:18:15,351
اگه خانواده‌ي "تِرنِر" که شاملِ
جسي" هم ميشه جدا کنيم"

245
00:18:15,476 --> 00:18:18,857
ليست مظنونين محدود به 3 نفر ميشه
سايزِ کتوني‌ها 7

246
00:18:18,982 --> 00:18:20,322
سه و نيم و واسه پسره 11 ـه

247
00:18:20,446 --> 00:18:21,482
پسره که گمشده

248
00:18:22,084 --> 00:18:24,388
گمون کنم يکيشون رو پيدا کردم

249
00:18:25,568 --> 00:18:27,757
بيشتر اوقات در تجاوزهاي جنسي

250
00:18:27,882 --> 00:18:30,429
گاز يه اثر کبودي در مرکز به‌جا ميذاره

251
00:18:30,553 --> 00:18:33,315
کبودي ناشي از مکيدن

252
00:18:34,282 --> 00:18:35,868
در بعضي موارد هم نميذاره

253
00:18:36,276 --> 00:18:38,755
براي بعضي از قاتلين گاز گرفتن
به همون اندازه که نشونه‌ي رفتار جنسي ـه

254
00:18:38,879 --> 00:18:41,892
ممکنه يه الگوي مبارزه باشه -
خيلي خب ، کلاس تعطيل ـه . همگي بريد بيرون -

255
00:18:42,859 --> 00:18:44,854
نشنيدين چي گفتم؟ همگي بيرون

256
00:18:53,169 --> 00:18:55,435
"تو نميذاري راحت به درس دادنم برسم "جک

257
00:18:57,177 --> 00:18:59,638
ما براي چندتا از اثر انگشت‌هايي که
از خونه‌ي "تِرنِر"‌ها پيدا کرديم نمونه مطابق گير آورديم

258
00:18:59,763 --> 00:19:02,163
مالِ به يه پسر 13 ساله اهلِ
رِستون" "ويرجيانا" هستن"

259
00:19:02,677 --> 00:19:03,854
اسمش "کانِر فريست" ـه

260
00:19:04,244 --> 00:19:06,259
يه بچه ديگه؟ -
يه بچه گمشده ديگه -

261
00:19:07,305 --> 00:19:10,151
10ماه پيش غيب شده
پرونده‌اش هرگز حل نشد

262
00:19:11,865 --> 00:19:15,514
خانواده اول چندتا بچه داشتن؟ -
"3تا . درست مثلِ خانواده‌ي "تِرنِر -

263
00:19:18,747 --> 00:19:21,587
هر موقعي که تو آماده باشي حرکت مي‌کنيم
الان هم که تو آماده‌اي . پس بزن بريم

264
00:19:23,201 --> 00:19:24,729
تو انتظار يه صحنه جرم رو داري

265
00:19:27,200 --> 00:19:31,500
<font color="#ff0000">" رِستون ، ويرجينيا "</font>

266
00:20:11,470 --> 00:20:13,697
اوّل آقاي "فريست" و بچّه‌ها کُشته شدن

267
00:20:13,822 --> 00:20:15,498
خانم "فريست" آخر سر به قتل ميرسه

268
00:20:15,943 --> 00:20:18,904
"دقيقاً مثلِ خانواده‌ي "تِرنِر -
نه . دقيقاً مثل اونا نيست -

269
00:20:19,795 --> 00:20:21,441
يه چيزي اشتباه پيش رفته

270
00:20:21,566 --> 00:20:24,247
براي خانم "فريست" زير درخت هديه نذاشته

271
00:20:24,373 --> 00:20:26,495
اون هديه‌اش رو گرفته
مادريش رو ازش گرفته

272
00:20:26,921 --> 00:20:28,701
يه بار بهش شليک کردن بهش کافي نبوده

273
00:20:28,825 --> 00:20:31,469
اوّلين گلوله از زير پوست سرش عبور مي‌کنه

274
00:20:31,594 --> 00:20:33,715
تا ميرسه به جايي که الان قرار داره
پايينِ گردنش

275
00:20:33,839 --> 00:20:34,799
با اينحال اين گلوله نمي‌کشتش

276
00:20:34,924 --> 00:20:37,896
اثر شوک برخورد گلوله با جمجمه
احتمالاً سبب آسيب مغزيش شده

277
00:20:38,020 --> 00:20:40,704
بدنش دچار تشنج مشه -
قاتل مجدداً بهش شليک مي‌کنه -

278
00:20:41,438 --> 00:20:43,607
اون رو از درد و رنج خلاص مي‌کنه
با يه اسلحه ديگه

279
00:20:43,733 --> 00:20:45,447
بنابراين يه نفر ديگه به مادرِ "کانِر" شليک کرده

280
00:20:46,143 --> 00:20:49,474
اين يکي جسدِ که توي شومينه‌ست کيه ديگه؟

281
00:20:49,937 --> 00:20:52,127
من که ميگم "کانِر فريست" ـه

282
00:20:52,646 --> 00:20:55,473
اون آماده بود تا به مادرش شليک کنه
نه اينکه زجر کشيدنش رو تماشا کنه

283
00:20:55,599 --> 00:20:57,564
کانِر" نتونست ترسش رو کنترل کنه"

284
00:20:57,690 --> 00:20:59,443
براي همين اون‌هم تير خورد

285
00:20:59,568 --> 00:21:00,487
هر کي که بهش شليک کرده

286
00:21:02,346 --> 00:21:03,837
کاملا ارتباط خودش رو باهاش قطع کرده

287
00:21:14,215 --> 00:21:15,647
نگران "کانِر" نباش

288
00:21:17,291 --> 00:21:19,131
فکر کنم نتونستم متوجهش کنم

289
00:21:21,783 --> 00:21:24,631
خانوا‌ده‌اي که تو توش به دنيا اومدي
يک خانواده‌ي واقعي نيست

290
00:21:24,756 --> 00:21:26,237
چون که اون‌ها آدمايي نبودند که تو انتخابشون کني

291
00:21:26,403 --> 00:21:29,606
تو بايد خانواده رو بسازي . اين کاريه که مي‌کنيم
بايد خانواده‌مون رو بسازيم

292
00:21:30,497 --> 00:21:31,891
چه بلايي که سر خانواده‌ات اومد؟

293
00:21:32,199 --> 00:21:33,633
ما خانواده‌اش‌ هستيم

294
00:21:34,852 --> 00:21:36,961
منظورم اون يکي خانوادت ـه

295
00:21:38,006 --> 00:21:41,802
خانواده‌اي که فکر مي‌کني خانواده‌ هست فقط يک
نقطه‌ي شروع هست براي داشتنِ خانواده‌ي واقعي

296
00:21:45,635 --> 00:21:47,493
حالت خوبه عزيز دلم ؟

297
00:21:49,739 --> 00:21:50,843
اون خوبه

298
00:21:50,930 --> 00:21:52,430
"سي.جِي"

299
00:22:01,582 --> 00:22:03,388
بايد خوشحال باشي که برميگردي خونه

300
00:22:03,513 --> 00:22:07,125
حتي با اينکه الان وقت خداحافظيه
"چون که ما الان ديگه خانواده‌ي تو هستيم "کريستوفر

301
00:22:08,943 --> 00:22:10,668
تو فقط مي‌توني يک خانواده داشته باشي

302
00:22:28,513 --> 00:22:30,488
تا حالا در مورد "ويلارد ويگن" شنيدي ؟

303
00:22:31,901 --> 00:22:34,225
اون هنرمندي‌ـه که در ابعاد
خيلي کوچيک پيکرتراشي مي‌کنه

304
00:22:34,349 --> 00:22:37,148
مثل قرار دادن "اوباما" تو سوراخ سوزن

305
00:22:38,290 --> 00:22:41,484
اون انقدر تمرکز داره که کارش رو بين فاصله‌ي
ضربان قلبش انجام ميده

306
00:22:41,813 --> 00:22:43,634
فکر کنم کمان‌گيرها هم همينطوري کار مي‌کنند . درسته ؟

307
00:22:45,235 --> 00:22:46,557
به چي نگاه مي‌کني ؟

308
00:22:47,197 --> 00:22:50,512
جفت اين بچه‌ها کوچيکن
تو سن خودشون وزنشون خيلي کمه

309
00:22:51,532 --> 00:22:53,003
فکر مي‌کني ارتباطي هست ؟

310
00:22:54,455 --> 00:22:57,630
دارم به آزمايش‌هاي کم‌توجهي يا بيش‌فعالي فکر مي‌کنم

311
00:22:58,309 --> 00:23:00,904
ريتالين ، فوکالين...هر دارويي که

312
00:23:01,028 --> 00:23:03,613
متيل فنيديت" داره و مي‌تونه"

313
00:23:03,738 --> 00:23:06,227
سرعت رشد اين بچه‌ها رو پايين بياره

314
00:23:07,098 --> 00:23:08,995
"چيز ديگه در مورد "ويلارد ويگن

315
00:23:09,119 --> 00:23:10,659
اينه که اون دوران کودکيِ خيلي تنهايي داشت

316
00:23:11,298 --> 00:23:13,564
اون از کارهاي کوچيکش براي گريز استفاده مي‌کرد

317
00:23:14,259 --> 00:23:15,500
ويلارد ويگن " کيه ؟ "

318
00:23:17,802 --> 00:23:20,223
پرايس " روي مطابقت‌دهي گلوله‌ها يه چيزي بدست آورده "

319
00:23:20,348 --> 00:23:22,101
اون قتل دو خانواده رو بررسي کرده

320
00:23:22,226 --> 00:23:24,811
گلوله‌اي که خانم "فريست" رو از زجر کشيدن نجات داده

321
00:23:24,936 --> 00:23:27,580
با يک قتل تو " بانگور " که حدود 1 سال پيش
رُخ داده مطابقت داره

322
00:23:29,070 --> 00:23:32,090
مادر يه پسر 13 ساله که با
اسلحه‌ي خودش کشته شد

323
00:23:33,389 --> 00:23:35,673
مطالب راجع به شيشه شير يه پسر 13 ساله

324
00:23:37,402 --> 00:23:40,951
سي.جِي لينکلن " شش ماه قبل از اينکه مادرش "
به قتل برسه ناپديد شده بود

325
00:23:41,074 --> 00:23:42,739
تا امروز هم ديده نشده

326
00:23:42,866 --> 00:23:45,896
اون هيچ‌کدوم از نشانه‌هاي ساديسم
يا جامعه‌گريزي رو نداره

327
00:23:46,021 --> 00:23:48,624
درسته . هيچ سرقت از مغازه‌اي
هيچ ايجاد مزاحمت و خرابکاري

328
00:23:48,751 --> 00:23:51,645
هيچ‌گونه پرخاشگري يا ضرب و جرحي انجام نداده
حتّي با حيوونا هم مهربون بوده

329
00:23:51,772 --> 00:23:55,014
اسلحه‌ي گرم ميگه داريم به پسر‌هاي گمشده‌مون به
چشم "پيتر پن" نگاه مي‌کنيم

330
00:23:55,140 --> 00:23:58,442
ولي يک سطح بالاي آسيب‌‌ديدگي رواني سبب اين ميشه

331
00:23:58,565 --> 00:24:00,445
پسرهاي جوون مادرشون رو با خونسردي مي‌کشند

332
00:24:00,561 --> 00:24:03,668
مهربوني با حيوانات اين رفتار رو ايجاب نمي‌کنه

333
00:24:03,793 --> 00:24:06,508
خب ، اون بزرگتره
اون بيشتر توي اين جهان بوده

334
00:24:07,269 --> 00:24:08,721
<i>شايد چندتا چيز رو برداشته</i>

335
00:24:21,566 --> 00:24:22,456
بفرماييد

336
00:24:34,229 --> 00:24:36,280
خيلي ممنون

337
00:24:36,688 --> 00:24:39,398
واي عزيزم ، واي خدا

338
00:24:39,787 --> 00:24:41,315
حالت خوبه عزيزم ؟

339
00:24:41,703 --> 00:24:42,844
تب داري ؟

340
00:24:44,762 --> 00:24:46,871
داغ نيستي -
بيا مامان -

341
00:24:46,997 --> 00:24:49,891
ممنون . اون قبلا اين‌کار رو نکرده بود

342
00:24:50,259 --> 00:24:52,428
من پول دستمال‌ها رو ميدم -
نگرانش نباش -

343
00:24:52,854 --> 00:24:56,029
عزيزم

344
00:24:56,154 --> 00:24:57,889
خيلي خجالت کشيدم

345
00:24:59,642 --> 00:25:03,019
ولي نبايد اينطوري احساس کني
مثانه‌هاي کوچيک اينطوري ميشن . باشه ؟

346
00:25:04,412 --> 00:25:05,574
خب ؟

347
00:25:16,756 --> 00:25:19,237
عصر بخير "ويل" . لطفاً بيا داخل

348
00:25:21,485 --> 00:25:24,834
کريسمس زود اومده يا دير ؟

349
00:25:26,918 --> 00:25:29,334
واسه " ابيگِيل " بود -
بود ؟‌ -

350
00:25:29,460 --> 00:25:33,281
در موردش فکر کردم . درست فکر نمي‌کردم
وقتي خريدمش ناراحت بودم

351
00:25:34,012 --> 00:25:35,510
شايدم هنوزم هستم

352
00:25:36,517 --> 00:25:38,910
چي هست ؟ -
ذره‌بين -

353
00:25:39,222 --> 00:25:40,880
گيره قلاب ماهيگيري

354
00:25:43,722 --> 00:25:45,582
ماهيگيري رو بهش ياد بدي

355
00:25:46,229 --> 00:25:50,479
درحاليکه پدرش شکار کردن رو يادش داده بود -
به‌خاطر همين بيشتر راجع بهش فکر کردم -

356
00:25:51,803 --> 00:25:55,242
" مثل پدرها عمل کردي " ويل -
تو اين احساس رو نداري ؟ -

357
00:25:55,367 --> 00:25:56,369
چرا ، دارم

358
00:25:57,741 --> 00:26:00,445
دوست خوبمون دکتر "بلوم" پيشنهاد کرده که چيزي

359
00:26:00,570 --> 00:26:03,127
چيزي رو به صورت شخصي
براي بهبودي "ابيگِيل" در نظر نگيريم

360
00:26:05,122 --> 00:26:06,477
بهم بگو چرا انقدر عصباني هستي ؟

361
00:26:06,602 --> 00:26:10,697
به‌خاطر اون پسرها عصباني هستم . عصبانيم چون
ميدونم وقتي پيداشون کنيم نمي‌تونم کمکشون کنم

362
00:26:10,822 --> 00:26:13,757
نمي‌تونم . نمي‌تونم چيزي که از دست دادند
رو بهشون برگردونم

363
00:26:14,687 --> 00:26:15,559
خانواده

364
00:26:17,204 --> 00:26:18,009
آره

365
00:26:18,927 --> 00:26:20,725
"ما بهشون ميگيم "پسران گمشده

366
00:26:23,011 --> 00:26:24,328
ابيگِيل" هم گم شده"

367
00:26:27,368 --> 00:26:29,395
و شايد اين مسئوليت ماست

368
00:26:29,520 --> 00:26:31,731
من و تو که بهش کمک کنيم راهش رو پيدا کنه

369
00:26:40,120 --> 00:26:43,892
فکر نمي‌کنم بعد از اينکه از حصارها بالا برم
بهم اجازه خروج بدن

370
00:26:44,877 --> 00:26:46,650
من ترتيب يک‌سري کارها رو دادم

371
00:26:46,776 --> 00:26:49,860
مي‌توني بگي من يکي از قيم‌هات هستم

372
00:26:50,997 --> 00:26:54,505
کجا ميريم ؟ -
خونه . خونه‌ي من -

373
00:26:55,576 --> 00:26:57,687
فکر کردم خوشت بياد اگر برات آشپزي کنم

374
00:26:58,389 --> 00:27:01,844
قبل ساعت خواب برميگردونم‌ـت -
نميشه شب رو بمونم ؟ -

375
00:27:02,866 --> 00:27:06,184
خوشم نمياد اينجا بخوابم
خواب‌هاي بد مي‌بينم

376
00:27:07,257 --> 00:27:10,917
بايد توي تخت خودت بخوابي -
اين تخت من نيست -

377
00:27:12,774 --> 00:27:15,319
درباره‌ي خواب‌هاي بدت برام بگو

378
00:27:18,151 --> 00:27:20,318
يه خواب ديدم که

379
00:27:21,051 --> 00:27:23,444
ماريسا" داشت برام پيام تصويري مي‌فرستاد "

380
00:27:24,916 --> 00:27:28,707
مثل عکس‌هاي صحنه‌ي قتل " نيکولاس بويل " بود

381
00:27:29,496 --> 00:27:32,508
به شاخ کشيده شده بود -
چطور ترکش کردي؟ -

382
00:27:39,490 --> 00:27:41,940
"حتي با اينکه اون مرده مي‌ترسم که "ماريسا

383
00:27:42,064 --> 00:27:45,825
به همه بگه من "نيکولاس" رو کشتم
و همه فکر کنن منم مثل پدرم هستم

384
00:27:47,542 --> 00:27:48,752
ببخشيد

385
00:27:49,850 --> 00:27:52,889
نمي‌تونم راجع بهش توي گروه صحبت کنم

386
00:27:53,869 --> 00:27:55,788
تو ديگه نمي‌توني هر حرفي رو به هر کسي بگي

387
00:27:56,719 --> 00:27:58,971
فقط بايد به دروغ گفتن عادت کنم

388
00:28:03,256 --> 00:28:05,248
فقط بايد در مورد يک چيز دروغ بگي

389
00:28:06,825 --> 00:28:10,370
و وقتي که با من هستي لازم نيست
در مورد چيزي دروغ بگي

390
00:28:11,384 --> 00:28:15,663
توي خواب‌ها با خودم ميگم که چطور بايد
با خودم کنار بيام و به زندگي ادامه بدم

391
00:28:16,394 --> 00:28:18,844
وقتي همچين کاري ازم سر زده

392
00:28:19,406 --> 00:28:21,603
وقتي پا ميشي چطور ؟

393
00:28:22,363 --> 00:28:25,036
وقتي پا ميشم ميدونم که مي‌تونم خودم
رو تحمل کنم

394
00:28:25,741 --> 00:28:28,360
فقط بايد به کاري که کردم عادت کنم

395
00:28:30,922 --> 00:28:33,285
اين من رو جامعه‌گريز مي‌کنه ؟ -
نه -

396
00:28:34,299 --> 00:28:36,418
تو رو يک بازمانده مي‌کنه

397
00:29:04,608 --> 00:29:06,769
خيلي مهمه بدوني کي وقتشه يه
تکوني به زندگيت بدي

398
00:29:07,417 --> 00:29:09,235
راجع به مدرسه رفتن فکر کردي ؟

399
00:29:10,213 --> 00:29:13,577
پدرم دخترهاي تمام مدرسه‌هايي
که توشون ثبت‌نام کردم رو کشته

400
00:29:15,578 --> 00:29:19,572
بنابراين فعلاً بايد مدرسه رفتن رو فراموش کنيم -
دوست دارم براي اف.بي.آي کار کنم -

401
00:29:22,381 --> 00:29:25,512
مطمناً اگه تو توي اف.بي.آي کار مي‌کردي
خيالِ منم راحت‌تر بود

402
00:29:26,103 --> 00:29:27,798
چون از منافع من رو حفظ مي‌کردي

403
00:29:27,922 --> 00:29:30,081
بهم اين اجازه رو نميدن . درسته؟

404
00:29:31,749 --> 00:29:32,957
به‌خاطر کاري که پدرم کرد

405
00:29:33,082 --> 00:29:35,190
فقط اگر به اين باور برسن که اون‌کار توي
طبيعت تو هم وجود داره

406
00:29:35,618 --> 00:29:37,161
ذات اون در مقابل ذات تو

407
00:29:37,833 --> 00:29:40,996
تو ديگه دختر پدرت نيستي . ديگه نيستي

408
00:29:47,232 --> 00:29:51,206
چي مي‌شد اگر فکر کردن بهش
ديگه انقدر آزاددهنده نبود؟

409
00:29:53,083 --> 00:29:55,161
به پدرم ؟ -
آره -

410
00:29:57,830 --> 00:30:00,169
تا حالا "سيلوسيبين" رو امتحان کردي ؟
<font color="#ff8000">(نوعي دارو‌ي هزيان‌آور)</font>

411
00:30:01,092 --> 00:30:05,147
قارچ‌هاش رو ؟ توي اين چايي همين هست ؟ -
بله -

412
00:30:05,877 --> 00:30:09,767
روان‌شناس‌هايي هستند که معتقدند ميشه از
وضعيت‌هاي متبادل استفاده کرد

413
00:30:09,892 --> 00:30:10,486
تا به خاطرات تکان‌دهنده دست پيدا کرد

414
00:30:10,611 --> 00:30:13,412
من تمام دسترسيم رو به خاطرات تکان‌دهنده دارم

415
00:30:13,823 --> 00:30:15,298
دسترسي بدون محدوديت

416
00:30:15,425 --> 00:30:18,717
براي همين بايد با پيوند‌هاي مثبت اونها رو کامل کني

417
00:30:18,842 --> 00:30:21,779
"ديگه خبري از خواب‌هاي بد نيست "ابيگِيل

418
00:30:24,089 --> 00:30:27,272
مي‌خواي من مواد مخدر مصرف کنم؟ -
مي‌خوام اين مواد مخدر رو مصرف کني -

419
00:30:27,399 --> 00:30:30,712
زيرنظر من هيچ مشکلي واست پيش نمياد

420
00:30:32,765 --> 00:30:34,099
به من اعتماد داري؟

421
00:30:51,985 --> 00:30:53,339
"بنگور ، مِين"

422
00:30:55,272 --> 00:30:56,480
"استنفورد ، کَنِتيکِت"

423
00:30:57,072 --> 00:30:58,812
"و اخيراً "رِستون ، ويرجينيا

424
00:30:58,936 --> 00:31:01,559
اينطوري هر کدوم از قتل‌ها حدود 500 مايل از

425
00:31:01,682 --> 00:31:03,346
از قتل قبلي فاصله داشتن -
درسته -

426
00:31:03,348 --> 00:31:08,271
تو داري سعي مي‌کني يه ارتباط جغرافيايي پيدا کني
درحاليکه قتل‌ها چندين هفته از هم فاصله داشتن

427
00:31:08,396 --> 00:31:10,824
علاوه بر فاکتورهاي ديگه
تيراندازهامون کوچولو هستند

428
00:31:10,949 --> 00:31:13,745
بچه‌هاي وسط خانواده‌هاي سنتي و ثروتمند

429
00:31:13,870 --> 00:31:17,400
ميدونيم دارن ميرن سمت جنوب پس يعني
مرز "کاروليناي جنوبي" بايد مورد نظرمون باشه

430
00:31:17,524 --> 00:31:18,086
"و "جورجيا

431
00:31:18,211 --> 00:31:21,480
بايد پرونده همه‌ي پسراي گمشده در

432
00:31:21,606 --> 00:31:24,362
تا 200 مايلي "کاروليناي شمالي" رو گير بياريم -
يه الگوي ثابتي هست -

433
00:31:25,620 --> 00:31:28,077
که بيشتر مرتبط به روانشناسيِ تا جغرافيا

434
00:31:29,063 --> 00:31:30,261
چجور بچه‌اي اين‌کار رو مي‌کنه؟

435
00:31:30,387 --> 00:31:33,260
و چطور بچه‌اي ، بچه‌اي ديگه
که اين‌کار رو مي‌کنه الگو قرار ميده؟

436
00:31:33,385 --> 00:31:36,335
هيچ نشوني هم وجود نداره که اين بچه‌ها توي
خانواده‌هاي خشن بزرگ شدن

437
00:31:36,460 --> 00:31:37,496
نه ، نه ، نه

438
00:31:38,567 --> 00:31:39,863
سلطه داشتن به وسيله محبت ورزيدن

439
00:31:40,985 --> 00:31:44,680
يه‌جور تسليم شدن نسبت به ارباب جديد

440
00:31:44,804 --> 00:31:47,581
که ساليانِ ساله ضروري‌ترين وسيله ادامه حياتِ بشرـه

441
00:31:47,707 --> 00:31:50,269
با زندانبان‌ـت دوست بشو تا زنده بموني

442
00:31:51,763 --> 00:31:52,802
دوست نشي

443
00:31:54,021 --> 00:31:55,453
صبحونه‌اش ميشي

444
00:32:14,402 --> 00:32:15,936
<i>درست همونطوري که راجع بهش حرف زديم</i>

445
00:32:28,725 --> 00:32:31,241
دکتر "بلوم" گفت اين‌کار اشکالي نداره

446
00:32:31,881 --> 00:32:35,065
البته که نگفت . ما بيشتر وقتا باهم
اختلاف نظر داريم

447
00:32:39,494 --> 00:32:42,046
اينم يه رازه ديگه بين ما -
...خُب -

448
00:32:42,453 --> 00:32:45,384
من و تو رازهاي زيادي خواهيم داشت

449
00:32:50,289 --> 00:32:53,777
وارد کردن "سيلوسيبين" به جريان خون
قبل از روان‌درماني

450
00:32:53,902 --> 00:32:58,090
مي‌تونه سبب ايجاد يک تجربه عالي
و حتي روحاني براي بيماران بشه

451
00:32:58,577 --> 00:33:01,374
ضربه رواني معمولاً رابطه مستقيمي
با ضعيف بودن داره

452
00:33:03,069 --> 00:33:04,813
مي‌خوام قدرتت رو بهت برگردونم

453
00:33:05,764 --> 00:33:07,741
حالم زياد خوب نيست

454
00:33:08,972 --> 00:33:11,204
اين حسي که داري مي‌گذره

455
00:33:13,311 --> 00:33:16,467
بذار وجودت رو فرار بگيره و از درونت رد بشه

456
00:33:17,776 --> 00:33:19,216
بذار من راهنماي تو باشم

457
00:33:22,062 --> 00:33:23,801
براي شام صبحونه درست مي‌کني؟

458
00:33:25,966 --> 00:33:27,658
تخم‌مرغ‌هايي که طول عمر رو افزايش ميدن

459
00:33:28,094 --> 00:33:32,201
يه آشپز اسپانيايي به اسم "مورو" ادعا کرد
اينو توي قرن نوزدهم کشف کرده

460
00:33:35,179 --> 00:33:38,764
مزه فقط يه فرآيند شيميايي نيست
بلکه روانشناسي هم هست

461
00:33:39,465 --> 00:33:42,557
سوسيس و تخم‌مرغ آخرين وعده غذايي بود که
با پدر و مادرم خوردم

462
00:33:43,006 --> 00:33:46,856
ميدونم . همينطور اولين غذايي هست
که با من مي‌خوري

463
00:33:50,452 --> 00:33:52,097
بدون دخالتِ يه رهبر

464
00:33:52,221 --> 00:33:54,062
اين بچه‌ها هيچ‌وقت به عمل خشني دست نميزنن

465
00:33:54,532 --> 00:33:56,140
بچه گمشده‌مون يه پسرِـه

466
00:33:57,743 --> 00:34:03,082
اون توي خانواده‌اش با همه فرق داشته
يه غريبه که شبيه هيچ‌کدوم نبوده

467
00:34:04,611 --> 00:34:08,130
بايستي يه شغل داشته باشه
يه کار مکانيکي يا خلاقانه

468
00:34:08,256 --> 00:34:09,504
اين يکيش ـه

469
00:34:09,628 --> 00:34:13,837
"خانواده‌اش از "بيلوکسي" به "چارلستون
و "فِيت‌ويل" در طي 3 سال اخير نقل مکان کردن

470
00:34:14,126 --> 00:34:15,812
اون يه جايزه سال اول دبيرستاني به‌خاطر کار

471
00:34:15,937 --> 00:34:17,936
روي يه مدار پيچيده کامپيوتري برنده شده

472
00:34:18,692 --> 00:34:21,611
چرا فکر مي‌کني اين پسرا تحت تأثير
سي.جِي لينکلن" بودن؟"

473
00:34:21,737 --> 00:34:25,093
چون احتمالش هست اين پسر يه برادر داشته
امّا سن يا علايق متفاوتشون

474
00:34:25,219 --> 00:34:28,401
اونا رو از هم دور نگه ميداشته
بنابراين اون شده يه برادر بدون برادر

475
00:34:29,348 --> 00:34:30,819
برادرهايي که دنبال يه مادر هستند

476
00:34:33,313 --> 00:34:34,764
مادرها رو آخر از همه مي‌کشن

477
00:34:42,225 --> 00:34:42,826
بله

478
00:34:42,950 --> 00:34:44,700
فقط "سي.جِي لينکلن" نيست

479
00:34:45,204 --> 00:34:47,080
يه بزرگسال با نفوذ زياد هم حضور داره

480
00:34:47,206 --> 00:34:49,424
به احتمال زياد يه زن

481
00:34:50,059 --> 00:34:51,992
که به دنبال تشکيل خانواده‌ست

482
00:34:53,386 --> 00:34:55,745
خانواده تأثير مخرب و واگيرداري روي
بعضي از افراد بذاره

483
00:34:56,578 --> 00:34:58,956
باعث ميشه اعضاي خانواده

484
00:34:59,082 --> 00:35:02,261
رفتارها و برخوردهاي مشابه‌اي بروز بدن

485
00:35:03,328 --> 00:35:05,900
اين زن هر کي هست
مي‌خواد اين بچه‌ها

486
00:35:06,674 --> 00:35:09,169
عميقاً بهش عشق بورزن

487
00:35:10,002 --> 00:35:12,593
امّا براي رسيدن به اين هدف بايد اوّل
خانواده‌ي بچه‌ها رو از ذهنشون پاک کنه

488
00:35:12,717 --> 00:35:14,103
بنابراين ميدزدتشون

489
00:35:14,392 --> 00:35:15,784
بچه‌ها رو متقاعد مي‌کنه هيچ‌کس به اندازه‌يِ
اون دوستشون نداره

490
00:35:15,909 --> 00:35:17,912
بعد از اين‌کار مطمئن ميشه
بچه‌ها به اين باور رسيدن

491
00:35:18,899 --> 00:35:21,122
يه دوربين امنيتي

492
00:35:21,607 --> 00:35:23,560
"تويِ يه فروشگاه در "آلکساندارا"ـيِ "ويرجينيا

493
00:35:23,685 --> 00:35:25,765
فيلمِ شخصي به نامِ"کريس اوهالِرِن" رو گرفته

494
00:35:25,890 --> 00:35:28,280
اون امروز صبح با يه زن ناشناس بوده

495
00:35:28,917 --> 00:35:32,186
والدين اين بچه کجا هستن؟ -
"فِيت‌ويل ، کاروليناي شمالي" -

496
00:35:33,900 --> 00:35:38,300
<font color="#ff0000">" فِيت‌ويل ، کاروليناي شمالي "</font>

497
00:35:51,240 --> 00:35:53,387
کريستوفر"؟ "-
سلام مامان -

498
00:36:00,022 --> 00:36:01,357
واي خداي من

499
00:36:02,286 --> 00:36:03,546
"کريس"

500
00:36:43,177 --> 00:36:44,346
نه ، نه ، نه

501
00:36:46,238 --> 00:36:48,309
بخواب روي زمين . همين حالا بخواب روي زمين

502
00:36:57,890 --> 00:36:59,264
کريس" ، وايسا"

503
00:37:01,915 --> 00:37:02,786
شليک نکن

504
00:37:04,237 --> 00:37:05,244
چيزي نيست

505
00:37:06,309 --> 00:37:08,381
الان تو خونه‌اي
"اسلحه رو بذار زمين "کريستفر

506
00:37:13,489 --> 00:37:14,728
"بهش شليک کن "کريستوفر

507
00:37:19,548 --> 00:37:20,614
"کريستوفر"

508
00:37:22,567 --> 00:37:23,722
خواهش مي‌کنم

509
00:37:54,013 --> 00:37:55,193
الان ميشه برم خونه؟

510
00:37:55,697 --> 00:37:58,638
راستش گمون نکنم حالا حالاها بري خونه

511
00:37:58,968 --> 00:38:02,548
تو اومدي اينجا تا خونواده‌ات رو بکشي
بقيه فقط همين رو ميدونن

512
00:38:03,130 --> 00:38:05,375
شايد اين تنها چيزي باشه که بقيه باور کنن

513
00:38:06,866 --> 00:38:08,085
نمي‌خواستم بکشمشون

514
00:38:09,169 --> 00:38:11,628
خُب ، بايد راجع بهش با خيلي‌ها حرف بزني

515
00:38:12,479 --> 00:38:14,666
و اونها هم سعي مي‌کنن که بهت
کمک کنن بفهمي

516
00:38:14,790 --> 00:38:16,444
واقعاً مي‌خواستي چي‌کار کني

517
00:38:20,958 --> 00:38:21,984
...اون بهم گفت

518
00:38:23,804 --> 00:38:25,313
که اونها خانواده واقعي من نيستن

519
00:38:27,229 --> 00:38:29,011
که ما بايد خانواده خودمون رو بسازيم

520
00:38:32,964 --> 00:38:34,256
تو خانواده‌اي داري؟

521
00:38:34,682 --> 00:38:36,578
من بچه ندارم . نه

522
00:38:40,200 --> 00:38:41,521
پس نمي‌توني درک کني چه حسي داره

523
00:38:49,277 --> 00:38:50,458
ميشه با مامانم حرف بزنم؟

524
00:38:52,258 --> 00:38:53,554
مامان واقعيم

525
00:38:55,045 --> 00:38:56,148
يه‌کم ديگه مي‌توني

526
00:38:57,194 --> 00:38:59,632
ولي اول ازت مي‌خوام با من حرف بزني

527
00:39:06,213 --> 00:39:08,898
از کسي که هميشه حرف از ادب و نزاکت ميزنه

528
00:39:09,024 --> 00:39:10,287
انتظار چنين رفتاري رو نداشتم

529
00:39:10,674 --> 00:39:14,542
...راستش خيلي بهم برخورد که بيمارِ من رو

530
00:39:14,665 --> 00:39:16,000
بيمار من رو

531
00:39:16,126 --> 00:39:18,482
از بيمارستان بدون اجازه من آوردي بيرون

532
00:39:21,442 --> 00:39:23,194
تازه من آدم بددهني نيستم

533
00:39:24,105 --> 00:39:26,404
ولي هيچ‌وقت دوباره من رو توي اين موقعيت قرار نده

534
00:39:29,819 --> 00:39:31,048
ببخشيد

535
00:39:32,119 --> 00:39:34,814
"گستاخانه...به طرز فجيعي گستاخانه بود "هانيبال

536
00:39:34,940 --> 00:39:38,127
تو کاملاً حق داري از دستِ من عصباني باشي
پام رو از گليمم درازتر کردم

537
00:39:40,360 --> 00:39:43,136
اون کجاست؟ -
توي نهارخوري نشسته -

538
00:39:50,556 --> 00:39:53,675
و "آلانا" ، حق با تو بود

539
00:39:55,929 --> 00:39:58,479
بيشتر اوقات حق با منه
بايد با جزئيات بيشتري توضيح بدي

540
00:39:59,959 --> 00:40:01,520
ابيگِيل" آمادگي مرخص شدن از بيمارستان رو نداشت"

541
00:40:01,631 --> 00:40:05,262
اون يه‌کم مضطرب بود . واسه همين
بهش يه مسکن دادم

542
00:40:07,081 --> 00:40:09,792
مسکن؟ چي بهش دادي؟ -
فقط يه نصف "واليوم" بهش دادم -

543
00:40:09,916 --> 00:40:11,546
ولي شايد يه مقدار گيج به نظر بياد

544
00:40:16,531 --> 00:40:19,126
"سلام دکتر "بلوم -
"سلام "ابيگِيل -

545
00:40:22,473 --> 00:40:23,928
منتظر من بودي؟

546
00:40:25,750 --> 00:40:26,979
خواهش مي‌کنم

547
00:40:33,308 --> 00:40:35,015
گرسنه‌اي؟

548
00:40:35,880 --> 00:40:37,882
هانيبال" به جاي شام ، صبحونه درست کرده"

549
00:40:39,363 --> 00:40:40,843
مي‌تونم بخورم

550
00:40:47,467 --> 00:40:48,833
چي شده؟

551
00:40:53,135 --> 00:40:54,001
<i>"ابيگِيل"</i>

552
00:40:57,096 --> 00:40:58,212
<i>چي مي‌بيني؟</i>

553
00:41:03,880 --> 00:41:05,155
خانواده‌ام رو مي‌بينم

554
00:41:15,056 --> 00:41:16,214
سلام

555
00:41:30,362 --> 00:41:32,432
فکر مي‌کني ديگه از ما گذشته
که بخوايم بچه‌دار بشيم؟

556
00:41:42,931 --> 00:41:44,206
براي من که دير شده

557
00:42:20,700 --> 00:42:21,700
<font color="#00d2ff">: مترجمين
«The Doctor» و هرمز «S@eideH» ســعـيــده</font>

558
00:42:22,700 --> 00:42:23,700
: ارائه‌اي مشترک از تيم‌هاي ترجمه
<font color="red">9movie </font> , <font color="#0054ff">TvCenter </font>
<font color="#ae00ff">PersianTrans </font>

