1
00:00:01,800 --> 00:00:03,399
<font color="#ff0000"><i>پيش از اين در
"Hannibal"</i></font>

2
00:00:03,424 --> 00:00:04,703
<i>به نظرت اين‌کارِ يه قاتلِ مقلّد بوده؟</i>

3
00:00:04,823 --> 00:00:06,344
<i>به نظرم انگار قاتل قصدِ تحقير کردنِ
اين دختر رو داشته</i>

4
00:00:06,964 --> 00:00:09,491
<i>اسمِ تو «جورجيا مدچن» ـه</i>

5
00:00:09,611 --> 00:00:11,945
<i>تو تنها نيستي</i>

6
00:00:11,979 --> 00:00:14,212
<i>يه نفر به پدرت خبر داده بود که ما داريم ميايم -
همون مَردي که تماس گرفته بود؟ -</i>

7
00:00:14,332 --> 00:00:15,539
<i>صداش رو شناختي؟</i>

8
00:00:15,659 --> 00:00:17,418
<i>اگه اجازه بدم راجع به من کتاب بنويسي
چقدر پول دستمو مي‌گيره؟</i>

9
00:00:17,452 --> 00:00:19,703
<i>اعضاي بدنِ "نيکلاس بويل" با يه
چاقويِ شکار خارج شدن</i>

10
00:00:19,738 --> 00:00:22,079
<i>تو بلدي چطوري اين‌کار رو بکني -
فکر مي‌کني اين کارِ من بوده؟ -</i>

11
00:00:22,199 --> 00:00:23,974
<i>دکتر ، من و شما در موردِ</i>

12
00:00:24,025 --> 00:00:26,143
<i>شخصيت واقعيِ «ويل» اختلاف نظر داريم -
ويل» ، من نگران تو هستم» -</i>

13
00:00:26,177 --> 00:00:28,712
<i>اگه زمان از دستت بره و به خودت
يا به يه نفرِ ديگه صدمه بزني چي؟</i>

14
00:01:04,264 --> 00:01:06,182
سر حال‌تر به نظر مياي

15
00:01:06,216 --> 00:01:08,601
يعني سر و مر و گنده‌ام؟

16
00:01:08,635 --> 00:01:11,738
خوشگل شدي

17
00:01:15,909 --> 00:01:18,244
حتماً اکسيژن بهم ساخته

18
00:01:21,498 --> 00:01:23,516
دکترا گفتن مشکل تو چيه؟

19
00:01:24,050 --> 00:01:27,036
چيز خاصي نيست . فقط تب دارم

20
00:01:27,070 --> 00:01:29,355
دارن بررسي مي‌کنن ببينم ديگه چه مشکلي دارم

21
00:01:29,389 --> 00:01:32,041
اونا هيچ‌وقت سر درنميارن چته

22
00:01:32,075 --> 00:01:35,577
دائم معاينه‌ت مي‌کنن
هي آزمايش ازت مي‌گيرن

23
00:01:35,612 --> 00:01:39,381
در نهايت بيماريت رو اشتباه تشخيص ميدن
و داروي اشتباهي به خوردت ميدن

24
00:01:39,416 --> 00:01:42,184
امّا هيچ‌وقت نمي‌فهمن مشکل اصليت چيه

25
00:01:44,154 --> 00:01:46,088
تنها چيزي که ميدونن

26
00:01:46,122 --> 00:01:48,557
اينه که تو يه چيزيت ميشه

27
00:01:48,591 --> 00:01:50,693
فقط اميدوارم که بيمه درست حسابي داشته باشي

28
00:01:50,727 --> 00:01:53,845
منم همينطور

29
00:01:53,863 --> 00:01:57,032
قراره با شوکِ الکتريکي درمانم کنن

30
00:01:57,083 --> 00:02:01,086
اسم باکلاسش ميشه درمان
با ضربه‌ي الکتريکي تشنج‌آور

31
00:02:01,104 --> 00:02:04,657
ولي به نظر من شوک الکتريکي بهتره

32
00:02:04,691 --> 00:02:07,960
شوک الکتريکي مي‌تونه افرادي با بيماري
تو رو درمان کنه

33
00:02:07,994 --> 00:02:10,929
اصلاً ميدوني تا حالا چندبار بهم گفتن

34
00:02:10,964 --> 00:02:14,783
که با درمان پزشکي معالجه ميشم؟

35
00:02:14,818 --> 00:02:17,970
حتّي مي‌گفتن ممکنه کارايي که
کردم رو به‌خاطر بيارم

36
00:02:20,573 --> 00:02:23,108
امّا اصلاً دلم نمي‌خواد گذشته رو به ياد بيارم

37
00:02:26,096 --> 00:02:28,747
جورجيا" ، تو خوب ميدوني چي‌کار کردي"

38
00:02:30,750 --> 00:02:33,052
ولي يادم نمياد

39
00:02:35,672 --> 00:02:37,606
اينکه دوستم رو کُشتم

40
00:02:37,640 --> 00:02:40,709
بيشتر شبيه يه کابوس مي‌مونه

41
00:02:44,247 --> 00:02:47,116
راجع به کُشتن يه نفر ديگه هم خواب مي‌بيني؟

42
00:02:47,150 --> 00:02:50,536
خواب مي‌بينم که تو اون يارو دکتر رو کُشتي

43
00:02:56,976 --> 00:03:00,295
ولي نمي‌تونم صورتت رو ببينم

44
00:03:14,059 --> 00:03:15,827
بوي خوبي ميده

45
00:03:15,861 --> 00:03:19,347
مرغ ابريشمي توي سوپ ريختم
يه‌جور مرغ با استخوونِ

46
00:03:19,381 --> 00:03:21,115
که از قرنِ هفتم توي چين به‌خاطر

47
00:03:21,150 --> 00:03:24,118
استفاده دارويي که ازش ميشه
خيلي باارزش ـه

48
00:03:24,153 --> 00:03:27,855
گرگ ، تيغ جين‌سينگ ، زنجبيل ، خرما قرمز

49
00:03:27,890 --> 00:03:30,191
و رازيانه

50
00:03:30,225 --> 00:03:33,478
واسه من سوپ مرغ پختي؟

51
00:03:35,464 --> 00:03:37,115
بله

52
00:03:43,071 --> 00:03:45,556
ويل" ، پرستارها بهم گفتن تو بي‌هدف"
توي بيمارستان راه ميرفتي

53
00:03:47,542 --> 00:03:51,145
من بيدار بودم

54
00:03:51,179 --> 00:03:54,298
و البته با هدف و قصد قبلي

55
00:03:54,316 --> 00:03:56,450
راه ميرفتم

56
00:03:58,453 --> 00:04:00,904
به ملاقاتِ اون دخترِ جوان بيچاره

57
00:04:00,922 --> 00:04:03,140
که از توهم رنج مي‌بره رفته بودي

58
00:04:03,174 --> 00:04:05,142
اون تويِ گروه حمايتي منه

59
00:04:05,176 --> 00:04:07,444
اميدوارم تو هم يار اون باشي

60
00:04:07,478 --> 00:04:09,930
هيچي بيشتر از بيماري رواني باعث انزوا نميشه

61
00:04:22,127 --> 00:04:23,761
توهم

62
00:04:23,795 --> 00:04:28,983
گم کردنِ زمان خواب‌گردي

63
00:04:29,017 --> 00:04:32,486
ممکنه همه‌ي اينا علائم يه تب ساده باشن؟

64
00:04:32,520 --> 00:04:36,907
تب مي‌تونه نشانه‌ي جنون باشه

65
00:04:36,941 --> 00:04:40,010
ويل» ، زوال عقل مي‌تونه از علائم تغييرات»
بسيار زيادي باشه

66
00:04:40,045 --> 00:04:43,047
که بيشتر از اين نميشه نديده‌شون گرفت

67
00:04:49,103 --> 00:04:50,570
جک» اينو ميدونه؟»

68
00:04:50,588 --> 00:04:53,957
اينکه ممکنه مشکلت يه چيزي فراتر از يه تب ساده باشه؟
نه . من که چيزي بهش نگفتم

69
00:04:54,008 --> 00:04:55,975
خب ، بهتر نبود مي‌گفتي؟

70
00:04:56,010 --> 00:04:57,961
تا موقعي که کاملاً مطمئن نشيم چيزي نميگم

71
00:05:00,865 --> 00:05:05,702
کاري که بايد بکنيم اينه که روند بهبوديت رو
حمايت کنيم و زير نظر بگيريمش

72
00:05:05,736 --> 00:05:09,473
روند بهبوديِ اون دختر جوان

73
00:05:09,507 --> 00:05:12,108
که به ملاقاتش ميري چطور پيش ميره؟

74
00:05:12,143 --> 00:05:15,829
به نظرم خودش نمي‌خواد که بهبود پيدا کنه

75
00:05:15,863 --> 00:05:18,532
مي‌ترسه کاري که کرده رو به‌خاطر بياره

76
00:05:20,551 --> 00:05:22,502
منم سرزنشش نمي‌کنم

77
00:06:53,800 --> 00:06:54,800
: ارائه‌اي مشترک از تيم‌هاي ترجمه
<font color="red">9movie </font> , <font color="#0054ff">TvCenter </font>
<font color="#ae00ff">PersianTrans </font>

78
00:06:55,800 --> 00:06:59,000
<font color="#ff0000">"Hannibal"
فصل 1
قسمت 12 : خواندني‌ها</font>

79
00:07:00,000 --> 00:07:01,000
<font color="#00d2ff">: مترجمين
«The Doctor» و هرمز «S@eideH» ســعـيــده</font>

80
00:07:23,945 --> 00:07:27,665
بيمارستان حدس ميزنه که کوتاه بودن مدار الکتريکي
مسبب آتش‌سوزي بوده

81
00:07:27,785 --> 00:07:30,906
ولي به نظر مياد سيم‌ها در وضعيت مناسبي بودن
هيچ‌کدوم بدون حفاظ رها نشدن

82
00:07:33,361 --> 00:07:35,295
روش وحشتناکي واسه مردن ـه

83
00:07:35,329 --> 00:07:38,248
يه پسره توي ايتاليا داخلِ يکي از همين دستگاه‌ها بوده

84
00:07:38,266 --> 00:07:41,434
يه جرقه از پيژامه‌ش آتش رو راه ميندازه

85
00:07:41,469 --> 00:07:45,689
يه دفعه کپسول‌هاي اکسيژنش آتيش مي‌گيرن

86
00:07:45,723 --> 00:07:47,624
احتمالش هست که آتش‌سوزي کارِ خود دختره بوده باشه؟

87
00:07:47,658 --> 00:07:49,576
دستکش‌هاي محافظش که

88
00:07:49,610 --> 00:07:52,212
از جريان الکتريسته محافظتش مي‌کرده رو نپوشيده بوده

89
00:07:52,263 --> 00:07:55,949
با اين هدف که خودش رو به کشتن بده
دستکش ـش رو درمياره؟

90
00:07:55,983 --> 00:07:57,884
اون با 2تا اتهام قتل روبرو بود

91
00:07:58,419 --> 00:08:00,703
نه «جک» . اون اهل خودکشي کردن نبود

92
00:08:00,738 --> 00:08:02,989
اون بيمار بود

93
00:08:03,023 --> 00:08:05,491
من همينجا بودم . باهاش حرف زدم

94
00:08:07,928 --> 00:08:11,013
واسه چي باهاش حرف زدي؟

95
00:08:11,048 --> 00:08:14,434
چون درک مي‌کردم چه احساسي داره

96
00:08:14,468 --> 00:08:17,387
اون مظنون به قتل بود
حتّي سعي کرد تو رو بُکشه

97
00:08:17,421 --> 00:08:19,839
اينکه سعي کني باهاش دوست بشي روي
پرونده‌اي که عليه‌ش داريم تأثير منفي ميذاره

98
00:08:19,873 --> 00:08:22,291
راستش «جک» ، پرونده‌سازي عليه اون

99
00:08:22,326 --> 00:08:23,776
ديگه اهميتي نداره ، مگه نه؟

100
00:08:33,369 --> 00:08:36,304
ميشه از مقالاتي که در زمان وقوعِ
هر کدوم از قتل‌ها نوشتم

101
00:08:36,339 --> 00:08:39,874
براي فصول اصلي کتاب استفاده کنيم

102
00:08:39,892 --> 00:08:43,178
خود فصل‌ها هم شامل ماجراي قتل‌ها از
زبانِ تو ميشن

103
00:08:43,196 --> 00:08:46,164
اينکه تو در زمان وقوع تک تکشون کجا بودي
و به چي فکر مي‌کردي

104
00:08:46,215 --> 00:08:49,985
وقتي هشت دختر که شبيه تو بودن در سرتاسرِ
مينِسوتا" ناپديد مي‌شدن"

105
00:08:50,019 --> 00:08:53,371
اسم کتاب رو قراره چي بذاريم؟

106
00:08:53,423 --> 00:08:57,809
داشتم به عنوان "آخرين قرباني" فکر مي‌کردم

107
00:08:57,860 --> 00:09:01,830
امّا قبلاً يه کتاب با همين نام راجع به
قاتلين سريالي نوشته شده

108
00:09:01,864 --> 00:09:04,166
کتابِ پُر فروشي بوده؟

109
00:09:04,200 --> 00:09:05,750
خيلي زياد

110
00:09:05,802 --> 00:09:08,470
بخصوص بعد از اينکه نويسنده‌ي کتاب
خودش رو کُشت

111
00:09:11,607 --> 00:09:13,208
درست مثلِ پدرم

112
00:09:13,242 --> 00:09:16,394
با اين وجود فکر نکنم من آخرين قرباني
پدرم بودم . درسته؟

113
00:09:21,583 --> 00:09:23,017
پس کي بوده؟

114
00:09:23,052 --> 00:09:25,687
«ماريسا»

115
00:09:25,721 --> 00:09:29,807
ماريسا شور» توسط يه قاتل مقلد کُشته شد»

116
00:09:30,342 --> 00:09:32,995
«درست مثلِ «کسي بويل -
با اينحال من پدرم رو مقصر ميدونم -

117
00:09:35,848 --> 00:09:38,065
پدرت رو مسئولِ قتلِ «نيک بويل» ميدوني؟

118
00:09:38,083 --> 00:09:42,503
من «نيک بويل» رو مسئول قتل خودش ميدونم

119
00:09:42,521 --> 00:09:45,106
اون «ماريسا» رو کشت
هر بلايي که سرش اومد حقش بود

120
00:09:45,140 --> 00:09:46,958
نيک بويل" دوستِ تو رو نکشته"

121
00:09:46,992 --> 00:09:48,509
پس کارِ کي بوده؟

122
00:09:51,096 --> 00:09:54,032
شايد بهتر باشه بپرسي که
کي "نيک" رو کشت؟

123
00:09:57,553 --> 00:10:00,488
نيک بويل» يه پسر ساده بود که»

124
00:10:00,522 --> 00:10:05,410
به‌خاطر مرگ خواهرش حسابي قاطي کرده بود

125
00:10:05,444 --> 00:10:08,096
ولي قاتل نبود

126
00:10:08,130 --> 00:10:11,683
من با قاتل‌هاي زيادي مصاحبه کردم . واسه همين هم
خيلي راحت مي‌تونم بگم کي قاتله و کي نيست

127
00:10:15,253 --> 00:10:17,221
چي باعث تمايزشون ميشه؟

128
00:10:20,308 --> 00:10:23,410
يه نوع خاص از خشونت

129
00:10:25,413 --> 00:10:28,732
که توي "ويل گراهم" اين نوع از خشونت رو مي‌بينم

130
00:10:28,767 --> 00:10:31,685
اون پدر منو کُشت

131
00:10:33,655 --> 00:10:36,040
تا جايي که به من مربوطه اون
نيک بويل» رو کُشت»

132
00:10:36,074 --> 00:10:41,695
اون و «جک کرافورد» هر جا نشستن گفتن 
نيک» همون قاتل مقلد ـست»

133
00:10:41,729 --> 00:10:44,532
بعدش يه نفر به همين دليل «نيک» رو کُشت

134
00:10:44,566 --> 00:10:47,952
تو که واقعاً فکر نمي‌کني اون
نيک» رو کُشته باشه؟»

135
00:10:50,388 --> 00:10:54,358
هر کسي که مرتکبِ قتلِ «نيکلاس بويل» شد
يه انسان بي‌گناه رو کُشته

136
00:11:56,487 --> 00:11:58,488
مي‌بيني؟

137
00:12:03,577 --> 00:12:05,945
مي‌بيني؟

138
00:12:30,857 --> 00:12:32,002
اينجا چي‌کار مي‌کني؟

139
00:12:32,122 --> 00:12:33,584
خودم رو از بيمارستان مرخص کردم

140
00:12:33,704 --> 00:12:35,082
خب ، بهتره دوباره خودت رو بستري کني

141
00:12:35,202 --> 00:12:36,815
تبم قطع شده بود -
اهميتي نداره -

142
00:12:36,935 --> 00:12:38,566
جورجيا مدچن» خودکشي نکرده»

143
00:12:38,686 --> 00:12:41,175
و اتفاقي هم که براش افتاد يه تصادف نبوده

144
00:12:41,394 --> 00:12:43,431
الان ميگم «زي» بياد بالا يه تب سنج تو دهنت بذاره

145
00:12:43,551 --> 00:12:45,232
...و اگه درجه تب تو بالاتر از 99 باشه

146
00:12:45,352 --> 00:12:46,814
جک» ، اون به قتل رسيده»

147
00:12:51,120 --> 00:12:52,554
توسط کي؟

148
00:12:52,588 --> 00:12:56,525
توسط هموني که دکتر «ساوت‌کليف» رو کُشت

149
00:12:56,559 --> 00:13:00,812
خونِ «ساوت‌کليف» روي «جورجيا مدچن» ريخته بود
«دي.ان.اِي «جورجيا

150
00:13:00,847 --> 00:13:02,814
روي بدنِ مقتول بود -
جورجيا» بهم گفت يه نفر ديگه» -

151
00:13:02,865 --> 00:13:06,635
هم اونجا بوده امّا اون نتونسته صورتِ
قاتل رو ببينه

152
00:13:06,669 --> 00:13:09,338
درسته . يه نفر ديگه هم اونجا بوده
دکتر «ساوت‌کليف» اونجا بوده

153
00:13:09,372 --> 00:13:11,773
ويل» ، اون نتونسته صورتش رو ببينه چون»

154
00:13:11,808 --> 00:13:13,558
زده بوده داغونش کرده بوده

155
00:13:13,593 --> 00:13:15,627
متوجهم تو دنبال يه توضيح مي‌گردي

156
00:13:15,678 --> 00:13:17,729
يه توضيح براي منطقي کردن همه‌ي اين ماجراها

157
00:13:17,764 --> 00:13:20,315
نه ، نه ، نه ، نه . اينطور نيست
من دنبال توجيه کردن نيستم . گوش کن

158
00:13:20,350 --> 00:13:22,668
يه مشکلي وجود داشته و ما هيچ‌وقت
نمي‌فهميم اين مشکل چيه

159
00:13:22,702 --> 00:13:26,938
اما با وجود همه دکترايي که ويزيتش مي‌کردن
علي‌رغم مشاورهايي که «جورجيا» داشته

160
00:13:26,973 --> 00:13:29,057
اون تنهايي با اين مشکل مبارزه مي‌کرد

161
00:13:29,092 --> 00:13:31,043
در اين مورد کاري از دستِ تو برنمياد

162
00:13:31,077 --> 00:13:33,745
تمام دوران جواني اين زن
هيچ‌کس نتونست درست درکش کنه

163
00:13:33,796 --> 00:13:35,230
الان تنها کاري که از دستِ من برمياد اينه که

164
00:13:35,264 --> 00:13:39,618
مرگش هم دچار سوءتفاهم و کج‌فهمي نشه

165
00:13:40,152 --> 00:13:43,371
اون خودکشي نکرده

166
00:13:43,405 --> 00:13:46,224
و مرگش هم يه تصادف نبوده

167
00:14:04,926 --> 00:14:08,462
خب ، ما اتاقک اکسيژن رو باز کرديم تا ببينيم
امکانش هست کسي انگولکش کرده باشه يا نه

168
00:14:08,497 --> 00:14:10,564
يا حتي با مدارها ور رفته باشه
امّا هيچ مشکلي نبود

169
00:14:10,599 --> 00:14:11,982
خب پس چي آتش رو شروع کرده؟

170
00:14:12,017 --> 00:14:13,451
...قطعي نيست امّا

171
00:14:13,485 --> 00:14:17,254
نامشخص مشخص هم که نيست
اينو پيدا کرديم

172
00:14:17,289 --> 00:14:19,557
گمون مي‌کردم يه تيکه از تخت يا دستگاه نظارتي باشه

173
00:14:19,591 --> 00:14:22,526
اما نتيجه "اسپکترومتر" مشخص کرد که
پلاستيک "سلولوئيد"ـه

174
00:14:22,561 --> 00:14:24,511
توي اون دستگاه‌ها از پلاستيک استفاده نميشه

175
00:14:24,529 --> 00:14:27,281
درسته . درسته چون باعثِ توليد الکتريسيته ميشه

176
00:14:27,299 --> 00:14:30,785
موهاش داخلِ اون ذوب شدن

177
00:14:34,906 --> 00:14:37,041
ممکنه يه شونه پلاستيکي باشه؟

178
00:14:37,075 --> 00:14:39,176
خب ، جرقه الکتريستيه از يه شونه پلاستيکي

179
00:14:39,211 --> 00:14:41,145
اونم توي يه فضاي پر از اکسيژن

180
00:14:41,179 --> 00:14:42,700
مي‌تونه عامل آتش‌سوزي باشه

181
00:14:42,820 --> 00:14:44,346
هر چيز قابل احتراقي در اون دستگاه
به راحتي سبب آتش‌سوزي ميشه

182
00:14:44,466 --> 00:14:46,417
تو آلت قتاله رو توي دستت گرفتي

183
00:14:46,451 --> 00:14:49,120
يا وسيله‌اي که «جورجيا» براي خودکشي
استفاده کرده . درسته؟

184
00:14:49,171 --> 00:14:51,639
«ويل» -
وايسا . وايسا -

185
00:14:51,673 --> 00:14:53,307
قاتلِ «ساوت‌کليف» هر کس که هست

186
00:14:53,341 --> 00:14:55,476
مي‌خواسته اون رو به روشِ "جورجيا مدچن" بُکشه

187
00:14:55,510 --> 00:14:59,497
امّا موفق نبوده . درست ميگم؟

188
00:14:59,548 --> 00:15:02,716
جورجيا مدچن» صورتِ قرباني‌هاش رو»
داغون مي‌کرد

189
00:15:02,751 --> 00:15:06,270
...صورتِ «ساوت‌کليف» از فکش قطع شده بود يعني

190
00:15:06,304 --> 00:15:08,239
خب ، براي بار دوم پيشروي کرده بوده

191
00:15:08,290 --> 00:15:11,242
قاتلين سريالي گاهي اين‌کار رو مي‌کنن -
ازش تقليد شده بوده . انگار -

192
00:15:11,293 --> 00:15:14,678
قاتلِ «ماريسا شور» و «کسي بويل» مي‌خواسته

193
00:15:14,729 --> 00:15:17,698
از روش «گَرِت جِيکوب هابز» براي
کشتن قربانيانش استفاده کنه

194
00:15:25,423 --> 00:15:28,225
امّا کاملاً مشابه اون عمل نکرده

195
00:15:28,259 --> 00:15:30,477
وايسا ببينم . منظورت اينه که

196
00:15:30,495 --> 00:15:34,931
«مقلد «گَرِت جِيکوب هابز» دکتر «ساوت‌کليف
رو به قتل رسونده؟

197
00:15:38,219 --> 00:15:40,654
همينطور «جورجيا مدچن» رو

198
00:15:42,790 --> 00:15:45,409
چون خيال مي‌کنه «جورجيا» صورتش رو ديده

199
00:15:45,460 --> 00:15:47,527
خودت گفتي «نيکلاس بويل» همون مقلده‌ست

200
00:15:47,545 --> 00:15:50,964
خون اون روي بدن قرباني‌ها بود
نيکلاس بويل» مُرده»

201
00:15:50,982 --> 00:15:54,401
پس اون قاتل مقلدمون نيست

202
00:15:54,435 --> 00:15:57,654
<i>احتمالش هست که مشکلش يه چيزي
بيشتر از تب معمولي باشه؟</i>

203
00:15:57,705 --> 00:16:01,274
ويل» داره قتل‌هايي که قبلاً هيچ»
ربطي به‌هم نداشتن رو

204
00:16:01,309 --> 00:16:02,776
فراتر از ربطشون

205
00:16:02,810 --> 00:16:05,429
توي تحقيقاتش به‌هم ربط ميده؟ -
درسته -

206
00:16:05,480 --> 00:16:08,848
پس الآن موندي که خطوط براش مبهم هستن
يا اينکه حرفاش با عقل جور درميان

207
00:16:08,866 --> 00:16:10,884
والا خودمم گيج شدم

208
00:16:14,072 --> 00:16:16,973
«در حال حاضر رابطه‌ي «ويل» با «ابيگِيل هابز
به چه صورت ـه؟

209
00:16:23,113 --> 00:16:25,582
به نظرت اون داره از «ابيگِيل» حمايت مي‌کنه -
«از موقعي که به پدرِ «ابيگِيل -

210
00:16:25,616 --> 00:16:29,152
شليک کرد داشته ازش حمايت مي‌کرده
فقط نميدونم در مقابل چي ازش محافظت مي‌کنه

211
00:16:29,203 --> 00:16:31,988
گمون نکنم «ويل» افکار جنايي‌ش رو
با تو در ميون نذاره

212
00:16:32,022 --> 00:16:35,725
من فقط ميدونم «ويل» تقلا مي‌کنه
که آدم خوبي باشه

213
00:16:35,759 --> 00:16:39,312
پس خيلي خوب نمي‌شناسيش

214
00:16:39,346 --> 00:16:41,931
امّا هردومون اينقدري مي‌شناسيمش که
بدونيم اين اواخر خودش نبوده

215
00:16:41,966 --> 00:16:45,251
اون به حمايت ما نياز داره

216
00:16:45,269 --> 00:16:47,403
چه بخوايم چه نخوايم بيماري رواني
يکي از مشکلاتش ـه

217
00:16:47,438 --> 00:16:51,090
بيماري رواني

218
00:16:51,108 --> 00:16:53,259
دکتر ، به نظرت اون دچار بيماري رواني ـه

219
00:16:53,277 --> 00:16:55,595
يا اينکه اون متفاوت از بقيه مردم فکر مي‌کنه

220
00:16:55,613 --> 00:16:58,231
و ما نمي‌تونيم براي اين شرايطش اسم بذاريم؟

221
00:17:00,451 --> 00:17:03,786
گاهي اوقات حتّي خودِ «ويل» هم
افکارش رو درک نمي‌کنه

222
00:17:11,545 --> 00:17:12,996
«دکتر «دامورير

223
00:17:13,047 --> 00:17:15,298
من مأمور اف.بي.آي «جک کرافورد» ـم

224
00:17:15,332 --> 00:17:17,984
مي‌خوام در مورد يکي از بيماران‌تون
باهاتون صحبت کنم

225
00:17:24,721 --> 00:17:26,926
دستور قضايي داريد؟

226
00:17:28,236 --> 00:17:30,980
راستش ترجيح ميدم تا موقعي که مجبور نشدم
از اينجور مجوزها نگيرم

227
00:17:32,761 --> 00:17:34,591
بنابراين اين يه جلسه بازجويي رسمي نيست

228
00:17:34,730 --> 00:17:36,297
البته فعلاً

229
00:17:36,348 --> 00:17:38,433
خوش ندارم بيخود و بي‌جهت

230
00:17:38,467 --> 00:17:40,368
با آبروي مردم بازي کنم

231
00:17:40,402 --> 00:17:43,054
اون‌وقت آبرو و اعتبار کي مد نظرتون ـه؟

232
00:17:43,588 --> 00:17:45,940
«من شک کردم که دکتر «هانيبال لکتر

233
00:17:45,974 --> 00:17:48,125
ممکنه که از دادن اطلاعات مربوط به

234
00:17:48,160 --> 00:17:51,846
يه پرونده قتل اجتناب مي‌کنن

235
00:17:51,897 --> 00:17:54,832
نمي‌خورم . ممنون

236
00:17:54,866 --> 00:17:59,019
پس اون در اف.بي.آي حرفاش رو بازگو نمي‌کنه

237
00:17:59,054 --> 00:18:03,057
حالا شما اميدواريد که با روانشناسش
درد و دل کرده باشه

238
00:18:03,091 --> 00:18:05,092
منم حرفاش رو بهتون بگم

239
00:18:05,127 --> 00:18:06,761
درسته خانم

240
00:18:08,747 --> 00:18:11,015
"موضوع اين نيست که من فکر کنم دکتر "لکتر
خطرناک هستن . اينطور فکر نمي‌کنم

241
00:18:11,049 --> 00:18:13,934
من بيشتر در مورد يکي از روابط ايشون با بيماري

242
00:18:13,969 --> 00:18:16,036
به اسمِ «ويل گراهم» نگران هستم

243
00:18:16,071 --> 00:18:19,156
بدون رضايت ايشون يا دستور قضايي

244
00:18:19,174 --> 00:18:21,826
اگر حرفي بزنم قانون رو زير پا گذاشتم

245
00:18:21,860 --> 00:18:24,578
فرمايشتون متين ـه

246
00:18:24,613 --> 00:18:26,964
حالا که نميشه راجع به دکتر «لکتر» صحبت کنيم

247
00:18:26,998 --> 00:18:29,517
شايد بهتر باشه در مورد شما حرف بزنيم

248
00:18:29,568 --> 00:18:33,838
چند وقت پيش يه بيمار به شما حمله مي‌کنه

249
00:18:33,872 --> 00:18:35,756
گزارشش رو خوندم

250
00:18:35,791 --> 00:18:39,126
اينم ميدونم که دکتر «لکتر» اظهاريه پُر کردن

251
00:18:39,661 --> 00:18:42,796
بيماري که به من حمله کرد

252
00:18:42,830 --> 00:18:46,116
سابقاً جز بيمارانِ دکتر «لکتر» بود

253
00:18:46,150 --> 00:18:48,719
و دکتر «لکتر» شما رو به اون بيمار معرفي کرده بودن؟

254
00:18:48,753 --> 00:18:51,672
بله -
و نزديک بود بيمارشون شما رو بُکشه -

255
00:18:53,658 --> 00:18:56,827
وقتي به من حمله کرد زبونش رو قورت داد

256
00:18:56,861 --> 00:18:59,363
تنها چيزي که جونم رو نجات بود
همين اتفاق بود

257
00:18:59,397 --> 00:19:03,033
خب ، بابت اين رحمت بايد خدا رو شکر کرد

258
00:19:03,051 --> 00:19:05,185
درسته . خدا رو شکر

259
00:19:08,489 --> 00:19:10,590
حتماً ميدونيد جديداً يه حمله ديگه در

260
00:19:10,624 --> 00:19:13,860
دفتر دکتر «لکتر» رخ داده و يکي
ديگه از بيمار‌هاي ايشون نقش داشتن

261
00:19:13,894 --> 00:19:16,863
دو کشته که يکي‌شون از بيمارها بوده

262
00:19:16,897 --> 00:19:21,451
مأمور «کرافورد» ، ترفندتون بد نيست

263
00:19:21,485 --> 00:19:24,003
اينکه منو در موقعيتي قرار بدين که يا

264
00:19:24,038 --> 00:19:26,639
بايد از دکتر «لکتر» دفاع کنم يا پشتش رو خالي کنم -
بايد قبول کنيد که -

265
00:19:26,674 --> 00:19:29,659
ايشون با بعضي از بيمارانشون
رابطه عجيبي برقرار مي‌کنن

266
00:19:31,595 --> 00:19:35,464
بيماراني که پيچيده‌ان باعث شکل‌گيري
روابط پيچيده ميشن

267
00:19:36,483 --> 00:19:38,317
بسيار خب

268
00:19:38,368 --> 00:19:41,353
«به نظرتون دکتر «لکتر

269
00:19:41,387 --> 00:19:45,224
براي درمانِ يه بيمار تا کجا حاضره پيش بره؟
واضح‌تر بگم

270
00:19:45,275 --> 00:19:46,925
ويل گراهام» رو منظورمه»

271
00:19:46,960 --> 00:19:51,013
هانيبال» «ويل گراهام» رو بيشتر»

272
00:19:51,047 --> 00:19:54,583
دوست خودش ميدونه تا يه بيمار

273
00:19:54,617 --> 00:19:57,786
خب ، به نظرتون براي درمان يه دوست
تا کجا حاضره پيش بره؟

274
00:19:57,821 --> 00:20:00,205
راستش «هانيبال» دوستاي زيادي نداره

275
00:20:00,240 --> 00:20:03,609
پس گمون کنم از دل و جون مايه بذاره

276
00:20:03,643 --> 00:20:07,079
اينم ميدونم که "هانيبال" نگرانِ «ويل گراهام» ـه

277
00:20:07,113 --> 00:20:10,883
و خيلي دوست داره که کمکش کنه

278
00:20:10,917 --> 00:20:13,902
خب ، منم «ويل» رو دوستِ خودم ميدونم

279
00:20:13,937 --> 00:20:16,255
و خيلي مشتاقم که کمکش کنم

280
00:20:16,289 --> 00:20:19,508
از نظر من «ويل گراهام» ترجيح ميده که

281
00:20:19,542 --> 00:20:23,879
دوستاني مثلِ دکتر «لکتر» داشته باشه

282
00:20:31,654 --> 00:20:34,255
نظريه «ويل گراهام» اينه که قاتل مقلد

283
00:20:34,290 --> 00:20:37,959
و «گَرِت جِيکوب هابز» به گونه‌اي باهم ارتباط دارن

284
00:20:37,977 --> 00:20:39,927
اينکه اون نسبت به زندگيِ شخصيِ «هابز» آگاهي داشته

285
00:20:39,945 --> 00:20:42,397
حتّي شايد باهم ملاقات داشتن

286
00:20:42,415 --> 00:20:44,866
و همديگه رو مي‌شناختن
حتي شايد باهم آدم مي‌کُشتن

287
00:20:44,884 --> 00:20:47,802
من که اسم حرفاي اون رو فرضيه ميذارم ، نه نظريه

288
00:20:47,836 --> 00:20:50,271
نظريه نيازمندِ مدرکِ

289
00:20:50,306 --> 00:20:53,775
من صورت مسأله رو ميگم . روشش رو شما بهم بگيد
موضوع اينه که

290
00:20:53,793 --> 00:20:56,177
قرباني‌ها توسط مقلد کشته شدن کسي که

291
00:20:56,212 --> 00:20:58,179
به «گَرِت جِيکوب هابز» يه ربطي داره
چطوريش رو شماها بهم بگيد

292
00:20:58,214 --> 00:21:00,148
منظورت اينه که

293
00:21:00,182 --> 00:21:02,117
بدون در نظر گرفتن مدارک نظر بديم؟

294
00:21:02,151 --> 00:21:04,803
آره ، درسته -
از ته دلم مي‌خوام -

295
00:21:04,854 --> 00:21:06,971
به اصول اوليه تحقيق برگرديم

296
00:21:07,022 --> 00:21:08,523
درسته؟

297
00:21:08,557 --> 00:21:10,492
بِوِرلي» کجاست؟»

298
00:21:10,526 --> 00:21:13,628
عضو هيأت منصفه‌ست -
توي دادگاه داره شهادت ميده -

299
00:21:13,662 --> 00:21:16,948
از دادگاهش بياريدش بيرون
بعدش کاري که مي‌کنيم اينه

300
00:21:17,482 --> 00:21:22,036
مي‌خوام همه ايستگاه‌هاي راه‌آهن ، فرودگاه
اطلاعات هتل‌ها بررسي بشه

301
00:21:22,070 --> 00:21:26,807
همينطور مي‌خوام عکس شماره پلاک
گَرِت جِيکوب هابز" رو از دوربين‌هاي مدار بسته بگيريد"

302
00:21:26,842 --> 00:21:31,362
همينطور مي‌خوام بدونم به کجاها
زنگ زده و از کجاها زنگ زده

303
00:21:31,396 --> 00:21:34,632
ببينم مي‌تونم کمک بگيرم که بتونيم
باهم تطبيق بديم

304
00:21:34,666 --> 00:21:37,885
خوبه . مي‌خوام همينطور بدونم کجاها رفته
که خونه‌اش نبوده

305
00:21:37,920 --> 00:21:40,237
مي‌خوام بدونم چه مدت اونجا بوده
و کي هم بوده

306
00:21:40,272 --> 00:21:43,658
و مي‌خوام زمان مسافرت
با نزديکترين دختر گم شده‌مون

307
00:21:43,692 --> 00:21:45,626
تو پرونده "شرايک‌" "مينِسوتا" رو بدونم
متوجه شدين؟

308
00:21:45,661 --> 00:21:47,795
آره -
باشه -

309
00:21:50,465 --> 00:21:52,616
تو بهم گفتي کشتن يه نفر

310
00:21:52,667 --> 00:21:54,618
زشت‌ترين چيز توي دنياست

311
00:21:57,589 --> 00:22:01,024
يکي از زشت‌ترين چيزها

312
00:22:01,059 --> 00:22:03,026
بالاخره متوجه شدم

313
00:22:05,530 --> 00:22:07,798
فکر مي‌کردم من يه چيزيم شده

314
00:22:07,832 --> 00:22:11,485
چون که وقتي "نيک بويل" رو کشتم
احساس زشت و بدي نداشتم

315
00:22:11,519 --> 00:22:13,370
احساس خوبي داشتم

316
00:22:15,857 --> 00:22:18,392
به همين خاطر دروغ گفتن راجع بهش
دروغ گفتن هم آسونه

317
00:22:20,361 --> 00:22:22,579
انگار که کار اشتباهي نکرده‌اي

318
00:22:22,614 --> 00:22:26,049
وقتي پدرم رو کشتي احساس
کردي کار اشتباهي کردي؟

319
00:22:26,084 --> 00:22:29,820
احساس وحشت کردم

320
00:22:32,123 --> 00:22:34,374
...بعدش

321
00:22:34,392 --> 00:22:36,376
احساس قدرت کردم

322
00:22:39,980 --> 00:22:42,082
احساس خوبي داشت

323
00:22:42,116 --> 00:22:45,769
که تمومش کرد . که قالش رو کند

324
00:22:45,803 --> 00:22:49,706
فکر کردم ازش دور شدم

325
00:22:49,740 --> 00:22:52,876
فکر نکنم ما از پدرت دور شده باشيم

326
00:22:54,862 --> 00:22:56,696
اي‌کاش مي‌کشتمش

327
00:22:58,649 --> 00:23:00,517
به‌خاطر اينکه مامانم رو کشت

328
00:23:00,551 --> 00:23:03,553
به‌خاطر اينکه اون همه دختر رو کشت
...به‌خاطر اينکه منُ

329
00:23:03,604 --> 00:23:06,272
تو رو چي "ابيگِيل"؟

330
00:23:06,290 --> 00:23:09,025
پاي من رو توش کشوند

331
00:23:09,060 --> 00:23:12,696
توي هر چي ازش کشوند

332
00:23:12,730 --> 00:23:15,198
قرار نبود زندگي من اينطوري باشه

333
00:23:20,270 --> 00:23:23,105
احساس مي‌کنم بابام هنوز
اون بيرون زنده‌ست

334
00:23:23,139 --> 00:23:26,091
يه‌جورايي هست

335
00:23:28,061 --> 00:23:30,279
منظورت اونيه که از رو کارش کپي مي‌کنه

336
00:23:32,248 --> 00:23:34,333
فکر کنم بتونم بگيرمش

337
00:23:42,492 --> 00:23:45,094
ولي به کمکت احتياج دارم

338
00:24:00,977 --> 00:24:03,812
يه مامور اف.بي.آي اومد ديدن من

339
00:24:05,815 --> 00:24:10,235
راجع به رابطه‌ات با «ويل گراهام» ازم پرسيد

340
00:24:10,270 --> 00:24:14,022
جک کرافورد» اينجا بود؟»

341
00:24:14,074 --> 00:24:16,225
آره

342
00:24:16,259 --> 00:24:18,243
به اندازه کافي به

343
00:24:18,261 --> 00:24:21,463
هر چيزي که راجع به مريضت بهش گفتي

344
00:24:21,514 --> 00:24:23,799
شک داشت که تاييدش کنه

345
00:24:23,833 --> 00:24:27,519
اون فکر مي‌کنه «ابيگِيل هابز» در جرايم
پدرش دست داشته

346
00:24:27,537 --> 00:24:29,805
و فکر مي‌کنه «ويل» داره ازش محافظت مي‌کنه

347
00:24:29,839 --> 00:24:33,642
و طبيعتاً شک داره تو هم داري
از «ويل» محافظت مي‌کني

348
00:24:33,676 --> 00:24:36,862
خُب ، ازش محافظت مي‌کني؟

349
00:24:36,896 --> 00:24:40,299
داري به عنوان روانشناسم
اين سوال رو مي‌پرسي؟

350
00:24:42,302 --> 00:24:45,387
دارم از نقشم به عنوان روانشناست ميام بيرون

351
00:24:45,438 --> 00:24:48,357
و به عنوان يه همکار باهات حرف ميزنم

352
00:24:50,826 --> 00:24:53,311
هر کاري که داري با
ويل گراهام» انجام ميدي»

353
00:24:53,346 --> 00:24:55,830
تمومش کُن

354
00:24:55,865 --> 00:24:58,583
ويل» به کمکم احتياج داره»

355
00:24:58,618 --> 00:25:02,053
تو مرزهاي حرفه‌اي رو زيرپا گذاشتي

356
00:25:02,088 --> 00:25:04,222
با دوست شدن با «ويل»؟

357
00:25:04,256 --> 00:25:07,525
نمي‌توني به عنوان نماينده دوستي

358
00:25:07,543 --> 00:25:10,662
با مردي که از ايده و ذهنيتش بويي نبرده

359
00:25:10,680 --> 00:25:14,065
به عنوان مردي که ازش بويي
نبرده بري جلو

360
00:25:14,100 --> 00:25:17,319
دارم از «ويل» در برابر تاثير دفاع مي‌کنم

361
00:25:17,353 --> 00:25:20,955
در زمينه باور و هويتش و اينکه
کي هست نقص‌هايي داره

362
00:25:20,990 --> 00:25:23,091
دارم سعي مي‌کنم
کمکش کنم که درک کنه

363
00:25:23,125 --> 00:25:25,460
شايد نتوني

364
00:25:25,494 --> 00:25:28,630
من راحت نيستم که به «ويل» بگم

365
00:25:28,664 --> 00:25:30,915
بهترين تلاش‌هايي که مي‌کنم
ممکنه به شکست سرانجام بشه

366
00:25:30,949 --> 00:25:34,252
و وفاداريم به اون و همينطور درمانش
به خطر بيافته

367
00:25:34,286 --> 00:25:37,639
خُب ، يه چيز ديگه بهش بگو

368
00:25:37,673 --> 00:25:42,310
مامور «کرافورد» راجع به حمله بهم هم پرسيد

369
00:25:46,131 --> 00:25:47,632
متوجه‌ام

370
00:25:49,802 --> 00:25:51,803
بهش چي کفتيد؟

371
00:25:54,139 --> 00:25:55,623
نصفه و نيمه حقيقت رو

372
00:25:58,144 --> 00:26:03,081
که يه بيمار خشن زبونش رو موقع
حمله به من قوت داد

373
00:26:05,084 --> 00:26:08,837
بهش نگفتم چطوري يا چرا

374
00:26:08,871 --> 00:26:11,506
يا کي مسئولش بود

375
00:26:14,326 --> 00:26:18,680
«تو مي‌توني از مريض‌هات در برابر «جک کرافورد
مراقبت کني ولي من نمي‌تونم؟

376
00:26:18,714 --> 00:26:20,248
از اين به بعد نه

377
00:26:20,282 --> 00:26:23,218
حتي بهترين روانشناس‌ها هم

378
00:26:23,269 --> 00:26:27,472
محدوديت نسبي نسبت به بيمارهاشون دارن

379
00:26:27,506 --> 00:26:31,009
شايد قبول کردن اين برات سخت باشه

380
00:26:31,043 --> 00:26:33,344
درست ميگي. همينطوره

381
00:26:33,379 --> 00:26:36,815
«بايد حد و مرزت رو رعايت کني «هانيبال

382
00:26:38,951 --> 00:26:40,919
وقتي که فشار امور حرفه‌اي

383
00:26:40,953 --> 00:26:44,572
و شخصيم با «ويل» خيلي زياد شد

384
00:26:44,623 --> 00:26:47,242
بهت اطمينان خاطر ميدم

385
00:26:47,293 --> 00:26:49,627
يه راهي براي مرخص کردنش پيدا مي‌کنم

386
00:26:59,522 --> 00:27:01,239
حالا خيلي بهترم

387
00:27:02,989 --> 00:27:04,958
احساس دقيق‌تر بودن مي‌کنم

388
00:27:05,889 --> 00:27:08,824
بايستي به‌خاطر تب بوده باشه

389
00:27:08,858 --> 00:27:12,745
بالاخره دارم دقيق راجع به اين
قاتل مقلد کار فکر مي‌کنم

390
00:27:15,081 --> 00:27:17,933
اين قتل‌هايي که داري به‌اين قاتل مقلد
ربط ميدي خودشون مظنون دارن

391
00:27:17,968 --> 00:27:21,370
که دي.ان.اِي‌ـشون هم رو مقتول‌ها پيدا شده -
خُب که چي؟ -

392
00:27:21,904 --> 00:27:25,173
داري اين رو ناديده مي‌گيري؟

393
00:27:25,208 --> 00:27:27,859
هر 2تا مظنون مرده‌اند

394
00:27:27,894 --> 00:27:31,079
دارم اين رو وارد پرونده‌ام از قاتل مي‌کنم

395
00:27:31,114 --> 00:27:33,065
جورجيا مدچن» من رو تا دفتر «ساوت‌کليف» تعقيب کرده»

396
00:27:33,099 --> 00:27:35,600
خودش شاهد قتل بوده
و قاتل مقلد رو هم ديده

397
00:27:35,634 --> 00:27:37,368
خُب ، چرا همونجا نکشدش؟

398
00:27:37,403 --> 00:27:40,138
شايد وقتش رو نداشته . ميدوني ، اون

399
00:27:40,172 --> 00:27:42,724
يه شاهد بي‌اعتبارِ بود پس
اين براش مثبت تموم شده

400
00:27:42,758 --> 00:27:46,027
پس قتل رو گردنش انداخته

401
00:27:48,731 --> 00:27:51,182
ولي نقشه پاپوش درست کردن نداشته

402
00:27:54,136 --> 00:27:56,187
نقشه داشته براي من پاپوش درست کنه

403
00:27:56,221 --> 00:27:57,905
فکر مي‌کني اين قضيه شخصيه؟

404
00:28:01,010 --> 00:28:02,961
اگه قبلاً نبوده باشه

405
00:28:02,995 --> 00:28:04,963
الان هست

406
00:28:04,997 --> 00:28:07,031
ممکنه يه نفر تو خود اف.بي.آي باشه

407
00:28:07,066 --> 00:28:09,384
يه نفر تو اداره پليس
يه نفر که جرام ما رو مي‌شناسه

408
00:28:09,418 --> 00:28:12,520
و به تحقيقات‌مون دسترسي داره

409
00:28:12,554 --> 00:28:14,689
يه نفر مثل خودت

410
00:28:16,659 --> 00:28:18,793
مدرک گير مياد

411
00:28:18,844 --> 00:28:22,179
من يه ارتباط مشخص پيدا کردم
و مي‌خوام طرز فکرش رو بازسازي کنم

412
00:28:23,197 --> 00:28:25,966
اون‌وقت چطوري مي‌خواي اين‌کار رو بکني؟

413
00:28:26,000 --> 00:28:27,934
«با بُردن «ابيگِيل» به «مينِسوتا

414
00:28:27,969 --> 00:28:30,520
جايي که اين مقلد شروع کرده شروع کنم

415
00:28:30,555 --> 00:28:32,489
وقتي که با «گَرِت جِيکوب هابز» تماس گرفته

416
00:28:32,523 --> 00:28:35,258
ويل» ، داري وارد منطقه پارانوي ميشي»

417
00:28:35,293 --> 00:28:38,245
نمي‌تونم اجازه بدم «ابيگِيل» رو
وارد اين خيالات بکني

418
00:28:38,279 --> 00:28:40,213
اين خيال نيست

419
00:28:40,248 --> 00:28:42,733
من توهم نداشتم و زمان هم از دست ندادم

420
00:28:42,767 --> 00:28:45,752
من بيدارم و اين قضيه هم واقعيه

421
00:28:57,131 --> 00:28:59,682
ما بليط قطار پيدا کرديم

422
00:28:59,700 --> 00:29:01,985
که «گَرِت جِيکوب هابز» خريده -
بليط؟ -

423
00:29:02,105 --> 00:29:02,848
2تا

424
00:29:02,968 --> 00:29:05,605
همون خطي که يکي از مقتول‌هاش استفاده کرده

425
00:29:05,725 --> 00:29:06,470
اليس نيکولز»؟»

426
00:29:06,590 --> 00:29:09,259
چند مورد ديگه اينطوري با مقتول‌هاي «هابز» پيدا کرديم

427
00:29:09,293 --> 00:29:11,728
رسيد شام براي دو نفر و 2تا اتاق

428
00:29:11,762 --> 00:29:13,680
نزديک همون دانشکده‌ها -
ميدونيم -

429
00:29:13,731 --> 00:29:16,331
که تنها سفر نمي‌کرده -
با دخترش سفر مي‌کرده؟ -

430
00:29:16,451 --> 00:29:18,601
هر دو نفر براي يه برنامه آشنايي
ثبت‌نام کرده بودن

431
00:29:18,636 --> 00:29:20,387
«توي دانشگاه «سِينت کلاود
«توي ايالت «ميسي‌سيپي

432
00:29:20,507 --> 00:29:22,388
يعني همونجايي که اين دختره
نيکولز" ميرفت مدرسه"

433
00:29:22,508 --> 00:29:25,008
ابيگِيل هابز» تو همه آشنايي با مدارس شرکت کرده»

434
00:29:25,042 --> 00:29:28,511
که يه دختر همونجاها و در همون موقعيت‌ها گم شده

435
00:29:28,546 --> 00:29:31,281
وقتي که اين دخترها رو انتخاب مي‌کرده باهم بودن

436
00:29:31,815 --> 00:29:33,649
طعمه بوده

437
00:29:33,684 --> 00:29:37,420
بهش کمک مي‌کرده دخترها رو انتخاب کنن

438
00:29:37,454 --> 00:29:41,207
«ارتباط بين اين قاتل مقلد و «هابز
ممکنه به خانواده ربط داشته باشه

439
00:29:41,258 --> 00:29:43,693
کسي بويل» رو مي‌کشه که»
بابا رو تحت تاثير قرار بده؟

440
00:29:43,727 --> 00:29:45,778
ماريسا شور» رو هم به عنوان يادبود مي‌کشه»

441
00:29:45,812 --> 00:29:48,214
بعدش "نيکولاس بويل" رو که لو نره؟

442
00:29:48,248 --> 00:29:51,734
چرا دکتر «ساوت‌کليف» رو بايد بکشه؟
يا اون دختره ديگه؟

443
00:29:51,768 --> 00:29:53,853
چون که حالا ديگه ازش لذت مي‌بره

444
00:29:56,156 --> 00:29:59,191
مي‌خواد يه نفر تازه رو تحت تاثير قرار بده

445
00:30:04,581 --> 00:30:06,531
«سلام مامور «کرافورد

446
00:30:06,566 --> 00:30:08,667
«فِرِدي لَوندز»

447
00:30:08,718 --> 00:30:10,903
به نظر مياد اومديد اينجا که کسي
رو بازداشت کنيد

448
00:30:10,937 --> 00:30:12,888
ابيگِيل هابز» يا «ويل گراهام»؟»

449
00:30:12,922 --> 00:30:14,439
ويل گراهام» اينجا بود؟»

450
00:30:14,474 --> 00:30:17,209
پس براي «ابيگِيل هابز» اومديد -
کجاست؟ -

451
00:30:17,260 --> 00:30:20,612
يکي از مامورها گفت مامور ويژه
گراهام» بردتش بيرون»

452
00:30:20,647 --> 00:30:22,731
نميدونم چرا بايد يواشکي اين کار رو بکنه

453
00:30:22,749 --> 00:30:27,019
اسمش به عنوان يکي از سرپرست‌ها
نوشته شده . چه جالب

454
00:30:27,070 --> 00:30:29,238
يه دقيقه بهمون وقت بديد

455
00:30:38,731 --> 00:30:40,482
اوضاع کتاب چطوره؟

456
00:30:40,516 --> 00:30:42,934
چند جاش به هم نمي‌خوره

457
00:30:42,968 --> 00:30:44,952
بهم بگو چطوري مي‌خواي وصلش کني

458
00:30:44,970 --> 00:30:49,274
ابيگِيل هابز» «نيک بويل» رو کشته؟»

459
00:30:49,308 --> 00:30:51,760
چرا همچين چيزي رو ميگي؟

460
00:30:51,794 --> 00:30:56,798
ابيگِيل» از اون دختر باهوش‌هاست»

461
00:30:56,816 --> 00:30:59,934
که هنوز نفهميده دختر باهوش‌ها بزرگ ميشن

462
00:30:59,969 --> 00:31:02,220
و ميدونن چه حرکت‌هايي رو مي‌برن جلو

463
00:31:02,254 --> 00:31:05,323
وقتي که مي‌خوان يه کاري بکنن

464
00:31:05,357 --> 00:31:07,859
ويل گراهام» مي‌خواد چي رو مخفي کنه؟»

465
00:31:13,432 --> 00:31:16,417
ببخشيد اينطوري سرزده ميام تو دکتر
ولي ضروريه

466
00:31:16,435 --> 00:31:21,328
«مي‌خواييد بهم بگيد بين «ويل گراهام
و «ابيگِيل هابز» چه خبره ؟

467
00:31:23,292 --> 00:31:27,128
ويل» تحت تاثير افکار غيرمنطقي»
و غيرعادي قرار گرفته

468
00:31:27,146 --> 00:31:30,498
بر طبق اين افکاري کاري انجام داده؟ -
تا جايي که من ميدونم نه -

469
00:31:30,533 --> 00:31:33,468
يا خودش مطلع باشه

470
00:31:33,502 --> 00:31:36,604
ولي تجربه از دست دادن هوشيار زماني رو داشته

471
00:31:37,139 --> 00:31:39,156
بله . ديدم تو صحنه جرم‌ها گيج شده باشه

472
00:31:39,207 --> 00:31:41,592
ديدم که گيج باشه

473
00:31:41,626 --> 00:31:44,161
ممکنه گيج شده باشه چون که داشت بلند مي‌شد

474
00:31:44,196 --> 00:31:47,031
ممکنه ندونسته باشه کجا بوده
يا چطور به اونجا رسيده

475
00:31:47,065 --> 00:31:48,516
بيدار؟

476
00:31:48,550 --> 00:31:50,518
از يه حالت به‌هم ريختگي شخصيتي

477
00:31:50,552 --> 00:31:55,006
ممکنه به نظر خيلي عادي بياد
و هيچي يادش نباشه

478
00:31:55,040 --> 00:31:57,174
ولي قسمتِ شکسته‌اي ازش يادش باشه

479
00:31:57,209 --> 00:31:59,677
چه مدته از اين وضعيت اطلاع داريد؟

480
00:31:59,711 --> 00:32:01,662
اخيراً به اين اشاره کرده

481
00:32:01,697 --> 00:32:04,115
خُب ، اخيراً يعني بعد از اينکه اومدم اين تو

482
00:32:04,149 --> 00:32:06,117
شما هيچ‌کدوم از اين چيزها رو
به اطلاع من نرسونده‌ايد

483
00:32:06,151 --> 00:32:09,286
چون که مي‌خواستم مشخص کنم دليلش فشار
و استرس روحيِ کاري هست که با شما مي‌کنه

484
00:32:09,321 --> 00:32:11,972
يا بيماري رواني . فکر کردم حرکت عاقلانه‌ايه

485
00:32:12,006 --> 00:32:15,509
که قبل از ادعاي عدم سلامت
عقلاني «ويل» مطمئنم باشم

486
00:32:16,544 --> 00:32:19,629
ابيگِيل هابز» رو با خودش بُرده»

487
00:32:19,680 --> 00:32:21,848
ميدونيد ممکنه کجا رفته باشن؟

488
00:32:21,882 --> 00:32:24,684
نه -
مدرک داريم -

489
00:32:24,719 --> 00:32:26,836
که توي بعضي از جرايم پدرش دست داشته

490
00:32:26,871 --> 00:32:29,806
فقط نميدونم چقدر ممکنه که «ويل» دونسته باشه

491
00:32:29,840 --> 00:32:32,342
ابيگِيل» چي‌کار مي‌کرده؟»
به همين خاطر ازش محافظت مي‌کنه؟

492
00:32:40,418 --> 00:32:42,869
يه چيزي هست که بايد بهش گوش بديد

493
00:32:48,025 --> 00:32:52,312
<i>«وقتي که ديدي «ماريسا شور
از اون شاخه‌ها آويزون شده چه حسي داشتي؟</i>

494
00:32:52,346 --> 00:32:54,114
<i>گناه</i>

495
00:32:54,148 --> 00:32:56,249
<i>چون که نتونستي نجاتش بدي؟</i>

496
00:32:56,283 --> 00:32:58,551
<i>چون که احساس کردم خودم کشتمش</i>

497
00:33:03,224 --> 00:33:06,393
«آويل» اون‌شبي که «ماريسا شور»
به قتل رسيد کجا بود؟

498
00:33:08,362 --> 00:33:10,814
مي‌بايست توي اتاقش تو هتل باشه

499
00:33:10,848 --> 00:33:14,534
من در اتاقش رو زدم . جوابي نداد

500
00:33:14,568 --> 00:33:18,822
«ميدونيم شبي که دکتر «ساوت‌کليف
کشته شد توي اتاقش بود

501
00:33:18,856 --> 00:33:22,325
ويل» هم آخرين نفري بود که»
جورجيا مدچن» رو قبل از مرگش ديد»

502
00:33:27,798 --> 00:33:32,168
اين حالتي که گفتيد واردش ميشه

503
00:33:32,203 --> 00:33:34,204
شخصيت کي هست؟

504
00:33:36,440 --> 00:33:39,425
خودش مي‌گفت به حدي نزديکِ «گَرِت جِيکوب هابز» شد

505
00:33:39,443 --> 00:33:41,444
...و کارهايي که مي‌کرده

506
00:33:43,464 --> 00:33:45,431
که احساس مي‌کرد داره تبديل به اون ميشه

507
00:33:45,449 --> 00:33:48,635
حالا هم دختر «هابز» باهاشه

508
00:33:53,124 --> 00:33:55,875
که خود «هابز» مي‌خواست بکشه

509
00:34:02,466 --> 00:34:04,467
«واقعاً متاسفم «جک

510
00:34:26,235 --> 00:34:27,968
رنگت يه مقدار پريده

511
00:34:27,978 --> 00:34:30,029
شايد بهتر بود ميرفتي بيمارستان

512
00:34:30,063 --> 00:34:31,547
حالم خوبه

513
00:34:40,523 --> 00:34:43,459
هفته ديگه تولد مادرم هست

514
00:34:45,412 --> 00:34:47,746
قرار بود براي جشن گرفتنش تا نوک کوه بريم

515
00:34:49,699 --> 00:34:52,234
بالاترين نقطه ايالت ولي

516
00:34:52,268 --> 00:34:55,170
اونقدر هم بلند نيست

517
00:34:55,205 --> 00:34:58,023
يه سه ساعتي راه ميشه

518
00:34:58,057 --> 00:35:00,876
رودخانه «سوپرير» رو از اونجا ديد -
مي‌تونم ببرمت -

519
00:35:00,910 --> 00:35:03,595
اگه دوست داري بري

520
00:35:05,982 --> 00:35:09,151
فکر کنم فقط ناراحتم کنه

521
00:35:09,185 --> 00:35:12,938
بعضي جاها برام لکه‌دار شدن

522
00:35:12,989 --> 00:35:15,057
بعضي افراد هم همينطور

523
00:35:17,677 --> 00:35:19,645
ميدونم خودم هم همينطورم

524
00:35:59,651 --> 00:36:04,222
مقلد به اندازه کافي پدرت رو شناخته که از
وجود اينجا اطلاع داشته باشه

525
00:36:04,256 --> 00:36:06,691
احساس مي‌کني پدرم رو مي‌شناختي؟

526
00:36:13,047 --> 00:36:15,299
مي‌خواستم درکش کنم

527
00:36:17,285 --> 00:36:19,753
احساس کردم بايستي درکش مي‌کردم

528
00:36:24,825 --> 00:36:27,677
تو شکار هم مي‌کني؟

529
00:36:27,712 --> 00:36:30,614
ماهيگيري -
فرقي ندارن -

530
00:36:30,665 --> 00:36:32,582
دارن؟

531
00:36:32,633 --> 00:36:34,568
دنبال يکي ميفتي

532
00:36:34,602 --> 00:36:36,570
و مي‌کشيش

533
00:36:46,113 --> 00:36:48,414
تو بيشتر ماهيگير بودي يا شکارچي؟

534
00:36:48,449 --> 00:36:51,017
پدرم بهم ياد داد شکار کنم

535
00:36:51,051 --> 00:36:53,152
نه . منظورم اين نيست

536
00:36:58,175 --> 00:37:02,745
اون همه دختر که بابات کشت

537
00:37:02,796 --> 00:37:05,681
ماهيگيري مي‌کردي

538
00:37:05,716 --> 00:37:08,134
يا شکار «ابيگِيل»؟

539
00:37:12,573 --> 00:37:14,524
من طعمه بودم

540
00:37:16,493 --> 00:37:18,478
هانيبال» بهت گفت؟»

541
00:37:20,431 --> 00:37:22,381
نه ، نگفت

542
00:37:22,399 --> 00:37:26,719
اون گفت تو ازم مراقبت مي‌کني
که رازم رو نگه ميداري

543
00:37:35,595 --> 00:37:37,347
تو هنوز يه مشکلي داري

544
00:37:38,582 --> 00:37:40,832
فکر کنم تو هنوز مريضي

545
00:37:42,319 --> 00:37:45,254
جک کرافورد» راجع بهت راست مي‌گفت»

546
00:37:45,288 --> 00:37:48,240
ميدونست

547
00:37:48,275 --> 00:37:50,159
تو «نيک بويل» رو کشتي

548
00:37:50,193 --> 00:37:52,845
و به پدرت کمک کردي بقيه رو هم بکشي

549
00:37:52,879 --> 00:37:55,598
نه . به پدرم کمک نکردم کسي رو بکشه

550
00:37:55,632 --> 00:37:58,400
نه . تو جذب شون مي‌کردي . مي‌کشتيشون

551
00:37:58,435 --> 00:38:00,369
چند نفر ديگه رو کشتي؟

552
00:38:00,420 --> 00:38:03,803
فکر مي‌کني من همون مقلدم؟
فکر مي‌کني من «ماريسا» رو کشتم؟

553
00:38:03,923 --> 00:38:07,142
«اگه تو نکشته باشيش «ابيگِيل
پس يه نفر که تو مي‌شناسي هست

554
00:38:07,693 --> 00:38:10,479
تا حالا فکر کردي اون يه نفر شايد تو باشي؟

555
00:38:10,513 --> 00:38:12,798
تو اونجا بودي . «ماريسا شور» رو ديدي

556
00:38:12,832 --> 00:38:14,766
راجع به اينجا هم ميدونستي

557
00:38:14,800 --> 00:38:16,487
يه مشکليه هم با خودت داري

558
00:38:25,144 --> 00:38:27,546
قربان ، بايد بلنيد بشيد و بريد

559
00:38:27,580 --> 00:38:30,215
داريم کابين رو براي مسافرهاي
بعدي آماده مي‌کنيم

560
00:38:34,654 --> 00:38:36,171
...ببخشيد ، کجا

561
00:38:36,222 --> 00:38:40,572
کجا هستيم؟ -
"فرودگاه بين‌المللي «دِلوز» "ورجينيا -

562
00:38:40,692 --> 00:38:42,994
يه خانم جوان با من بود و در حال سفر؟

563
00:38:43,029 --> 00:38:46,631
همه مسافرهاي ديگه پياده شدن
فقط شما هستيد قربان

564
00:39:27,105 --> 00:39:29,423
«ابيگِيل»

565
00:39:33,545 --> 00:39:36,714
اينجا چي‌کار مي‌کني؟ -
خيلي نگرانت شدم -

566
00:39:36,748 --> 00:39:40,234
«ويل» بهم گفت مي‌برتت «مينِسوتا»

567
00:39:40,268 --> 00:39:42,670
من هم شديداً مخالفت کردم

568
00:39:42,704 --> 00:39:45,990
ويل» کجاست؟»

569
00:39:46,024 --> 00:39:48,659
توي کابين جاش گذاشتم

570
00:39:50,645 --> 00:39:54,014
باهاش احساس امنيت نکردم
پس اونجا جاش گذاشتم

571
00:39:57,586 --> 00:39:59,520
همه چيز رو ميدونه

572
00:39:59,554 --> 00:40:02,573
جک کرافورد» هم همينطور»

573
00:40:08,146 --> 00:40:10,814
اگه فرار کنم من رو ميگيرن ، نه؟

574
00:40:13,284 --> 00:40:15,368
ديگه نمي‌توني ازم محافظت کني

575
00:40:15,403 --> 00:40:17,821
وقتي که پيدات کنن دستگيرت مي‌کنن . آره

576
00:40:17,855 --> 00:40:19,673
«همينطور «ويل

577
00:40:22,560 --> 00:40:24,528
اون «ماريسا» رو کشته؟

578
00:40:27,231 --> 00:40:29,199
اونها فکر مي‌کنن که اينطوره

579
00:40:31,152 --> 00:40:33,637
فکر مي‌کنن افراد ديگه‌اي رو هم کشته

580
00:40:39,410 --> 00:40:42,646
ويل» گفت هر کسي اون صبح»
به خونه ما زنگ زده

581
00:40:42,680 --> 00:40:44,631
يه قاتل زنجيري بوده

582
00:40:47,485 --> 00:40:50,454
تو چرا زنگ زدي؟

583
00:40:51,488 --> 00:40:54,173
مي‌خواستم به پدرت اخطار بدم

584
00:40:54,224 --> 00:40:57,243
بهش بگم که «ويل گراهام» داره مياد

585
00:40:57,277 --> 00:40:59,829
چرا؟

586
00:41:03,633 --> 00:41:06,102
کنجکاو بودم ببينم چه اتفاقي مي‌افته

587
00:41:08,071 --> 00:41:11,440
کنجکاو بودم وقتي «ماريسا» رو بکشم
چه اتفاقي مي‌افته

588
00:41:13,410 --> 00:41:16,445
کنجکاو بودم ببينم تو چي‌کار مي‌کني

589
00:41:19,866 --> 00:41:22,434
تو مي‌خواستي من «نيک بويل» رو بکشم

590
00:41:22,469 --> 00:41:24,786
اميدوار بودم

591
00:41:24,805 --> 00:41:27,422
مي‌خواستم ببينم چقدر شبيه پدرت هستي

592
00:41:27,440 --> 00:41:29,074
خداي من

593
00:41:29,109 --> 00:41:33,078
نيکولاس بويل» اهميتش براي تو در کشتنش هست»

594
00:41:33,113 --> 00:41:35,047
«اون تو رو عوض کرد «ابيگِيل

595
00:41:35,081 --> 00:41:38,184
اين مهم‌تر از تاثيري هست که در زندگيش داشت

596
00:41:41,855 --> 00:41:43,823
تو چند نفر رو کشتي؟

597
00:41:49,496 --> 00:41:52,598
خيلي بيشتر از پدرت

598
00:42:00,473 --> 00:42:03,108
مي‌خواي من رو بکشي؟

599
00:42:05,111 --> 00:42:07,346
«خيلي متاسفم «ابيگِيل

600
00:42:09,566 --> 00:42:13,319
متاسفم که توي اين دنيا نتونستم ازت محافظت کنم

601
00:42:18,800 --> 00:42:19,800
<font color="#00d2ff">: مترجمين
«The Doctor» و هرمز «S@eideH» ســعـيــده</font>

602
00:42:20,800 --> 00:42:21,800
: ارائه‌اي مشترک از تيم‌هاي ترجمه
<font color="red">9movie </font> , <font color="#0054ff">TvCenter </font>
<font color="#ae00ff">PersianTrans </font>

