1 00:00:01,062 --> 00:00:02,762 پیش از این در "Hannibal" 2 00:00:03,437 --> 00:00:06,956 ابيگِيل هابز» "نيک بويل" رو کشته» - و نمي‌تونيم به هيچ‌کس هم بگيم - 3 00:00:07,107 --> 00:00:08,774 «من نگرانت هستم «ويل 4 00:00:08,808 --> 00:00:11,677 «تو تا حدي با قاتل‌هايي که «جک کرافورد باهات درگيرشون مي‌کنه 5 00:00:11,695 --> 00:00:15,814 احساس همدردي مي‌کني که ذهنت رو پيچيده دورشون و خودت رو داري بين‌ـشون گم مي‌کني 6 00:00:15,848 --> 00:00:18,450 شايد بهتره باشه يه اسکن بگيرم 7 00:00:18,485 --> 00:00:21,871 احساس عدم ثُبات داري؟ - مشکلي هست «ويل»؟ - 8 00:00:21,905 --> 00:00:23,939 حواست به زمان نبوده - من يه مشکلي دارم - 9 00:00:23,990 --> 00:00:25,975 «من دوستت هستم «ويل 10 00:00:26,009 --> 00:00:28,160 اينکه چند نفر رو نجات ميدي برام مهم نيست . خودت برام مهمي 11 00:00:28,194 --> 00:00:31,196 و زندگيت داره از واقعيت جدا ميشه 12 00:00:35,400 --> 00:00:39,000 " گرین‌وود ، دلاوِر " 13 00:04:14,654 --> 00:04:17,139 مي‌تونم عصب‌هام رو حس کنم 14 00:04:17,173 --> 00:04:20,275 که مثل دندانه‌های پُرپیچ و خم ترن هوایی صدا میده 15 00:04:20,310 --> 00:04:24,113 و وارد راه دراز و اجتناب‌ناپذير طولانيش ميشه 16 00:04:24,147 --> 00:04:26,048 صداهاي سريع و يه پايان سريع 17 00:04:26,082 --> 00:04:29,651 ابيگِيل هابز» کار «نيکولاس بويل» رو تموم کرد» 18 00:04:31,371 --> 00:04:33,288 مثل يه بادکنک 19 00:04:37,944 --> 00:04:40,946 اون يه زندگي رو تموم کرد 20 00:04:40,980 --> 00:04:43,115 تو يه زندگي رو تموم کردي 21 00:04:43,149 --> 00:04:46,168 آره ، آره . تو هم همينطور 22 00:04:48,171 --> 00:04:51,540 «تو داري سوگواري مي‌کني «ويل نه براي زندگي که بهش پايان دادي 23 00:04:51,591 --> 00:04:53,559 بلکه براي زندگي که از تو گرفته شده 24 00:04:53,593 --> 00:04:57,095 اگه «ابيگِيل» مي‌تونست از اول شروع کنه و وحشتي که 25 00:04:57,130 --> 00:04:59,848 روش گذاشت رو پشت سر بذاره تو هم مي‌تونستي 26 00:04:59,883 --> 00:05:03,051 مي‌تونستي خودت رو از ديوانگي قتل‌هايي که پيش اومد خلاص کني 27 00:05:05,054 --> 00:05:06,705 ما به‌خاطرش دروغ گفتيم 28 00:05:06,739 --> 00:05:10,692 ما هر دو عدم واقعي بودنِ گرفتن يه زندگي رو ميدونيم 29 00:05:10,727 --> 00:05:13,562 کس‌هايي که مي‌ميرن وقتي که انتخابي براي ما نمي‌مونه 30 00:05:13,596 --> 00:05:16,515 در اون لحظات ما ميدونيم که از جنس گوشت نيستن 31 00:05:16,549 --> 00:05:18,700 بلکه نور 32 00:05:18,735 --> 00:05:21,270 هوا و رنگ هستند 33 00:05:21,304 --> 00:05:24,740 مگه اينها زنده بودن نيست؟ 34 00:05:24,791 --> 00:05:26,859 احساس زنده بودن مي‌کني «ويل»؟ 35 00:05:26,893 --> 00:05:28,460 ...من 36 00:05:28,494 --> 00:05:31,029 احساس محو شدن مي‌کنم 37 00:05:31,047 --> 00:05:33,365 باز هم پيش اومده که گذر زمان از دستت بره؟ 38 00:05:33,399 --> 00:05:35,217 يا توهم داشته باشي؟ 39 00:05:37,833 --> 00:05:38,833 آره 40 00:05:40,590 --> 00:05:43,091 ازت مي‌خوام يه دايره ساعت بکشي 41 00:05:43,142 --> 00:05:45,427 شماره هم بزن 42 00:05:45,478 --> 00:05:49,147 عقربه‌هاي بزرگ نشانگر ساعت کوچيک‌ها نشانگر دقيقه 43 00:05:49,182 --> 00:05:51,066 چرا؟ 44 00:05:51,100 --> 00:05:53,769 يه تمرين 45 00:05:53,820 --> 00:05:57,406 مي‌خوام روي زمان حال تمرکز کني تا حد ممکن 46 00:05:57,440 --> 00:05:59,724 فکر کُن کجا هستي و چه وقتي اونجاها هستي 47 00:05:59,742 --> 00:06:01,743 فکر اينکه کي هستي رو بکن 48 00:06:05,114 --> 00:06:07,399 هفت و شانزده دقيقه بعد از ظهر 49 00:06:07,417 --> 00:06:10,252 "توي «بالتيمور» ، "مريلند 50 00:06:13,289 --> 00:06:16,925 و اسم من هم «ويل گراهام» هست 51 00:06:16,960 --> 00:06:19,244 يه يادآور کوچيک 52 00:06:19,262 --> 00:06:23,298 يه دستگيره که باهاش بتوني بدوني واقعيت کجاست و بهش بچسبي 53 00:06:23,349 --> 00:06:25,684 و بدوني که زنده هستي 54 00:06:46,800 --> 00:06:47,800 : ارائه‌ای مشترک از تيم‌هاي ترجمه 9movie , TvCenter PersianTrans 55 00:06:48,800 --> 00:06:52,000 "Hannibal" فصل 1 قسمت 10 : بوفه سرد 56 00:06:53,000 --> 00:06:54,000 : مترجمين «The Doctor» و هرمز «S@eideH» ســعـيــده 57 00:08:03,074 --> 00:08:04,274 "ویل" 58 00:08:46,057 --> 00:08:48,025 اينجا چي شده ؟ 59 00:08:48,059 --> 00:08:51,028 گيج شدم - ديدم که گيج بشي - 60 00:08:51,062 --> 00:08:53,781 عصباني هم تو رو ديدم ولي هيچ‌وقت تا حالا اينقدر ترسيده نديدمت 61 00:08:53,815 --> 00:08:57,234 خب ، من ترس رو تجربه دارم مي‌تونم از پس اين يکي بربيام 62 00:08:57,268 --> 00:08:59,403 فقط يه ذره به‌هم ریختم برميگردم تو الان 63 00:08:59,437 --> 00:09:01,755 قيافه‌ات رو وقتي از اون اتاق اومدي بيرون 64 00:09:01,790 --> 00:09:04,959 حالا چي رو اون داخل تجربه کردي که لالت کرده 65 00:09:04,993 --> 00:09:06,961 يهويي؟ - مي‌تونم - 66 00:09:06,995 --> 00:09:09,964 بهتر ببينم و بشنوم وقتي ترسيدم ...فقط نمي‌تونم 67 00:09:09,998 --> 00:09:12,716 به همون اندازه دقيق حرف بزنم 68 00:09:12,751 --> 00:09:16,086 خُب ، صحنه جرم رو دستکاري کردي قبلاً اين‌کار رو نمي‌کردي 69 00:09:18,089 --> 00:09:20,674 فکر مي‌کردم به‌خاطر من بود 70 00:09:20,725 --> 00:09:23,794 داري چي ميگي ؟ فکر مي‌کني تو اين زن رو اينجا کُشتي؟ 71 00:09:23,812 --> 00:09:27,064 ...بعضي وقت‌ها اين کاری که مي‌کنم - کاري که مي‌کني - 72 00:09:27,098 --> 00:09:30,818 تمام مدارک موجود توي صحنه جرمِ 73 00:09:30,852 --> 00:09:33,687 چند برابرشون مي‌کني و بازسازيش مي‌کني 74 00:09:33,738 --> 00:09:36,023 وقتي فکر قاتل رو مي‌کني 75 00:09:38,026 --> 00:09:41,495 خودت رو به عنوان قاتل نميدوني 76 00:09:41,530 --> 00:09:45,616 فقط واسه يه ثانيه توي 77 00:09:45,650 --> 00:09:47,701 بازسازي گم شدم . يه چشم به‌هم زدن 78 00:09:47,752 --> 00:09:50,788 ميدونم نمي‌خواي باعث نگراني بشي ولي من نگرانم 79 00:09:50,822 --> 00:09:53,374 جداً نگرانت هستم - جداً؟ - 80 00:09:53,425 --> 00:09:56,794 آره . همينطوره 81 00:09:58,797 --> 00:10:01,265 فکر مي‌کردم دليل اينکه 82 00:10:01,299 --> 00:10:04,268 من رو به دکتر "لکتر" معرفي کردي و نه يه روانشناس اف.بي.آي 83 00:10:04,302 --> 00:10:07,555 اينه که وضعيت روانيم 84 00:10:07,606 --> 00:10:09,557 غيررسمي مي‌مونه 85 00:10:09,608 --> 00:10:11,392 مي‌خوام باهات بااحتياط برم جلو 86 00:10:11,443 --> 00:10:13,644 نمي‌خواييم اينجا بشکنيمت 87 00:10:13,678 --> 00:10:17,031 الان داره همچين اتفاقي مي‌افته؟ دارم مي‌شکنمت؟ 88 00:10:17,065 --> 00:10:19,733 جز من کس ديگه‌اي هم هست 89 00:10:19,784 --> 00:10:23,954 از من شکسته نشده اين‌کار رو بهتر ببره جلو؟ 90 00:10:26,691 --> 00:10:29,126 «ترس خيلي بي‌ادبت مي‌کنه «ويل 91 00:10:33,192 --> 00:10:35,192 اسمش "بت لِبو"ـه 92 00:10:36,217 --> 00:10:38,886 اون توي خون خودش غرق شده 93 00:10:38,920 --> 00:10:42,139 و چيزي که روش خفه نشده کل کف رو گرفته 94 00:10:42,173 --> 00:10:45,309 همينطور زير تخت مي‌خواسته از قاتل مخفي بشه 95 00:10:45,343 --> 00:10:48,012 کشيدشش اينجا . زير تخت منتظرش بوده 96 00:10:48,046 --> 00:10:50,814 جنگيده که با چنگ خودش رو آزاد کنه 97 00:10:50,849 --> 00:10:53,934 قاتل مي‌شناختتش کسي بوده که براش مهم بوده 98 00:10:53,985 --> 00:10:57,071 يا فکر کرده که اينطوره - زيادي براش فرد مهمي بوده - 99 00:10:57,105 --> 00:10:59,273 پس دنبال دوست‌پسر يا دوست‌پسر سابق هستيم 100 00:10:59,324 --> 00:11:00,908 همکار 101 00:11:00,942 --> 00:11:03,060 کسي که کيسه خريدش رو مي‌بنده 102 00:11:03,078 --> 00:11:05,996 يه سري اثر انگشت تميز رو دسته‌اش هست فکر کنم مال توئه 103 00:11:06,031 --> 00:11:09,333 ببخشيد 104 00:11:09,367 --> 00:11:12,252 يه سلول ديگه هم از طرف قاتل هست 105 00:11:12,287 --> 00:11:15,506 ولي اينقدر صدمه ديده که هيچ اثر 106 00:11:15,540 --> 00:11:19,259 به‌درد بخوري جا نذاشته - مقتول به اندازه کافي چنگش زده که پوستش - 107 00:11:19,294 --> 00:11:22,429 زير ناخنش جمع بشه ولي خوني ازش نکشيد 108 00:11:22,464 --> 00:11:24,748 چرا خونريزي نداشته؟ 109 00:11:24,783 --> 00:11:27,434 بعد اينکه قيافه يارو رو تيکه تيکه کرده 110 00:11:27,469 --> 00:11:31,305 مثل اينکه مي‌خواسته پوستش رو بکشه عقب 111 00:11:31,356 --> 00:11:33,524 انگار که يه ماسک رو برميداره؟ 112 00:11:37,979 --> 00:11:39,963 من هنوز 113 00:11:39,998 --> 00:11:42,700 بوي خونش رو روي دستم دارم 114 00:11:42,734 --> 00:11:44,652 ياد م نمياد صحنه جرم رو 115 00:11:44,703 --> 00:11:47,538 رو قبل از اينکه ببينم دارم مي‌کشمش ديدم يا نه 116 00:11:47,572 --> 00:11:50,190 اين خاطره‌ها از جلوي چشم محو ميشن 117 00:11:50,225 --> 00:11:52,159 ولي تو باز هم از غياب‌ـشون خبر داري 118 00:11:52,193 --> 00:11:56,497 يه حس مبالغه و بزرگ‌نمايي توي خشونتي که من تصور کردم بود 119 00:11:56,548 --> 00:11:59,500 که خيلي باورپذيرتر از واقعيتي که ميدونم اتفاق افتاده 120 00:11:59,551 --> 00:12:02,219 و ميدوني کجاش حقيقته؟ 121 00:12:02,253 --> 00:12:05,255 ميدونم که من نکشتمش نمي‌تونم کشته باشم 122 00:12:05,289 --> 00:12:09,727 يادم مياد که مي‌بردمش و يادم مياد در حال مرگ نگاهش مي‌کردم 123 00:12:09,761 --> 00:12:13,814 بايد بر اين خيالاتي که دارن به واقعيتت وارد ميشن تسلط پيدا کني 124 00:12:16,401 --> 00:12:20,137 اين قاتل چه نوع خيال‌هاي وحشيانه‌اي داره؟ 125 00:12:20,155 --> 00:12:23,306 وحشيانه نبود . تنها بود 126 00:12:23,324 --> 00:12:25,642 ناچار بوده و غم‌انگيز 127 00:12:25,660 --> 00:12:29,697 انگار دارم خودم رو توي آينه مي‌بينم 128 00:12:29,731 --> 00:12:33,283 و مي‌تونستم خودم رو هم بخونم 129 00:12:33,318 --> 00:12:37,421 انگاري فقط يه غريبه بودم 130 00:12:37,455 --> 00:12:41,324 بايد به‌طور جدي با محدوديت‌هات روبرو بشي 131 00:12:41,342 --> 00:12:43,660 در رابطه با قابليتت 132 00:12:43,678 --> 00:12:45,879 و اينکه چطور روت تاثير داره - اگه با محدوديت باشه - 133 00:12:45,930 --> 00:12:50,217 منظورت تفاوت و خط قرمزي که بين سلامت عقلي و ديوانگي هست من اين رو قبول ندارم 134 00:12:50,268 --> 00:12:52,770 خُب ، چي رو قبول داري؟ - ميدونم که - 135 00:12:52,804 --> 00:12:56,023 چجور ديوونه‌اي هستم و اينطور نيست 136 00:12:56,057 --> 00:12:58,876 ممکنه يه‌جور حمله باشه 137 00:12:58,910 --> 00:13:01,862 يا يه تومور 138 00:13:01,896 --> 00:13:05,348 يه لخته خون 139 00:13:05,366 --> 00:13:07,985 مي‌تونم يه متخصص اعصاب بهت معرفي کنم 140 00:13:10,155 --> 00:13:13,490 ولي اگه فيزيولوژيکي نباشه بايد قبول کني 141 00:13:13,524 --> 00:13:16,660 که داري با بيماري ذهني دست و پنجه نرم مي‌کني 142 00:13:26,100 --> 00:13:30,400 " مرکز مرقابت‌های سلامتی - بالتیمور ، مریلند " 143 00:13:29,460 --> 00:13:31,872 واقعا دکتر خوبي داريد 144 00:13:31,887 --> 00:13:33,838 "دکتر "لکتر 145 00:13:33,889 --> 00:13:37,224 يکي از سالم‌ترين افراديه که من مي‌شناسم - باهاتون موافقم - 146 00:13:37,259 --> 00:13:40,794 من و دکتر "ساوت‌کليف" باهم در بيمارستان هاپکينز" رزيدنت بوديم" 147 00:13:40,812 --> 00:13:42,229 خيلي وقت پيش 148 00:13:42,264 --> 00:13:44,899 همون وقتي که نمي‌ترسيدي يه ذره خون رو تحمل کني 149 00:13:44,933 --> 00:13:47,067 من هميشه جذب طرز کار ذهن بودم 150 00:13:47,102 --> 00:13:49,770 خيلي برام جالب‌تر از نحوه کار مغز بود 151 00:13:49,804 --> 00:13:53,891 تصوير پروژکتور خيلي از خود پروژکتور جالب‌تره 152 00:13:53,925 --> 00:13:58,028 تا وقتي که خود پروژکتور خراب بشه 153 00:13:58,063 --> 00:14:01,031 خُب «ويل» ، اين سردردها 154 00:14:01,082 --> 00:14:04,418 از کي شروع شدند؟ 155 00:14:04,452 --> 00:14:06,504 دو يا سه ماه پيش 156 00:14:06,538 --> 00:14:08,672 حدود همون وقتي که «ويل» برميگرده به کار روي صحنه جرم 157 00:14:08,707 --> 00:14:10,824 که مصادفِ با وقتي که من ديدمش 158 00:14:10,842 --> 00:14:13,511 و توهم‌ها؟ 159 00:14:13,545 --> 00:14:16,997 نمي‌تونم بگم اونها کي شروع شدند 160 00:14:19,017 --> 00:14:22,603 فقط با گذر زمان فهميدم که شايد خواب نمي‌بينم 161 00:14:43,491 --> 00:14:45,459 التهاب مغزيِ 162 00:14:45,493 --> 00:14:48,695 اين نظرِ قبل تشخيصيتِ؟ - بله - 163 00:14:48,713 --> 00:14:50,247 بر پايه‌ي؟ 164 00:14:50,298 --> 00:14:53,217 مي‌تونم بوش کنم 165 00:14:53,251 --> 00:14:56,637 پس حس بويايي از فهميدن اودکُلُن پرستار 166 00:14:56,671 --> 00:14:59,390 رفته تا تشخيص بيماري 167 00:14:59,424 --> 00:15:04,261 شروع کرده به تو خواب راه رفتن و من از اون‌روز متوجه بوي خاصي شدم 168 00:15:04,312 --> 00:15:07,731 اون‌وقت دقيقاً بوي التهاب مغزي مثل چي هست؟ 169 00:15:07,766 --> 00:15:10,017 حرارت داره 170 00:15:10,051 --> 00:15:12,052 با يه شيريني تب‌دار 171 00:15:15,890 --> 00:15:18,108 اگه به اين مظنون بودي 172 00:15:18,159 --> 00:15:21,412 چرا هيچي نگفتي؟ - بايد مطمئن مي‌شدم - 173 00:15:21,446 --> 00:15:23,864 علائم يواش يواش شروع شد 174 00:15:23,898 --> 00:15:27,051 و از ديروز به بعد بدتر و بدتر شد 175 00:15:27,085 --> 00:15:29,086 ازش خواستم يه ساعت بکشه 176 00:15:31,089 --> 00:15:33,090 اين رو کشيد 177 00:15:35,460 --> 00:15:37,628 عدم تطابق ذهني 178 00:15:37,662 --> 00:15:40,130 سردرد ، گيجي 179 00:15:40,181 --> 00:15:42,433 توهم و فکر اينکه واقعيت طوري ديگه اتفاق افتاده 180 00:15:42,467 --> 00:15:45,302 همه نشانه‌هاي لازم اونجاست 181 00:15:45,337 --> 00:15:48,806 خيلي نادره که بشه تاثيرهاي روانشناسيش رو مطالعه کرد 182 00:15:48,857 --> 00:15:52,092 اون هم براي همچين ذهني 183 00:15:52,110 --> 00:15:54,478 از نادر هم نادرتره 184 00:15:54,529 --> 00:15:58,332 که بشه تاثيرات روانشناسيش رو مطالعه کرد 185 00:15:58,366 --> 00:16:01,952 يه دکتر بايد بهاي نهايي مطالعه علمي رو بسنجه 186 00:16:01,987 --> 00:16:05,990 حتي در اين دوران هم ما خيلي کم راجع به مغز ميدونيم 187 00:16:06,041 --> 00:16:08,542 کشف‌هاي زيادي هست که بايد بشه 188 00:17:09,521 --> 00:17:13,840 قسمت راست مغزش کاملاً فعاله 189 00:17:13,858 --> 00:17:16,694 التهاب ذهني ضد ان.ام.دي.اِي هست 190 00:17:16,728 --> 00:17:18,696 علائمي که الان داره به شدت بدتر ميشه 191 00:17:18,730 --> 00:17:20,214 ميدونم 192 00:17:20,248 --> 00:17:22,199 براي «ويل» خيلي ناخوشاينده 193 00:17:24,202 --> 00:17:26,203 الان چي رو بو کردي؟ 194 00:17:28,223 --> 00:17:29,873 فرصت 195 00:17:38,717 --> 00:17:41,101 هيچ چيز غيرعادي پيدا نکرديم 196 00:17:41,136 --> 00:17:42,953 نه مشکل رگ خوني 197 00:17:42,987 --> 00:17:44,471 نه توموري 198 00:17:44,506 --> 00:17:46,540 نه التهاب يا خونريزي . هيچ علامتي از سکته 199 00:17:46,574 --> 00:17:48,258 هيچي 200 00:17:48,309 --> 00:17:50,811 تو هيچ مشکلي از نظر عصبي نداري 201 00:17:52,814 --> 00:17:55,766 پس مشکلم روانشناسيه 202 00:17:55,817 --> 00:18:00,154 خُب ، اسکن مغز نمي‌تونه 203 00:18:00,188 --> 00:18:03,073 مشکلات رواني رو تشخيص بده 204 00:18:03,108 --> 00:18:05,826 فقط مي‌تونن مشکلات پزشکي رو رفع کنن 205 00:18:05,860 --> 00:18:08,695 مثل تومور که مي‌تونن علائم مشابهي داشته باشند 206 00:18:11,199 --> 00:18:13,000 ببين يه سري 207 00:18:13,034 --> 00:18:14,501 آزمايش ديگه انجام ميدبم 208 00:18:14,536 --> 00:18:17,588 يه سری نمونه خون ديگه مي‌گيريم ولي فرضم اينه 209 00:18:17,622 --> 00:18:21,125 که به اندازه همين به جايي نميرسیم 210 00:18:25,513 --> 00:18:27,747 تو از لحظه‌اي که پا توي کلاسش گذاشتي 211 00:18:27,766 --> 00:18:29,767 ميدونستي وارد موقعيتيش مي‌کني 212 00:18:29,801 --> 00:18:32,085 که مي‌تونه نابودکننده باشه 213 00:18:32,103 --> 00:18:37,074 من 8تا دختر دانشگاهي توي "مینِسوتا" کشته داشتم ويل» قاتل‌ـشون رو برام گرفت» 214 00:18:37,108 --> 00:18:40,477 همينطور بيماري قاتل رو هم مبتلا شده 215 00:18:40,528 --> 00:18:43,363 نمي‌تونه به اينکه زندگي کسي رو گرفتن چه حسي داره فکر نکنه 216 00:18:43,398 --> 00:18:45,783 ترجيح ميدم اون يه ذره ديوونه بشه تا آدم‌هاي بي‌گناه بيشتر بميرن 217 00:18:45,817 --> 00:18:47,835 و فکر کنم خودش هم همينطوري فکر بکنه 218 00:18:47,869 --> 00:18:50,654 ويل» هم بي‌گناهه» 219 00:18:52,707 --> 00:18:54,658 بله . همينطوره 220 00:18:54,709 --> 00:18:57,161 ويل» مي‌تونه» 221 00:18:57,212 --> 00:19:00,164 از هر چيزي جون سالم به‌در مي‌بره 222 00:19:00,198 --> 00:19:02,949 هميشه برميگرده و خودش رو دوباره بدست مياره 223 00:19:02,967 --> 00:19:06,236 نه هميشه تا حالا 224 00:19:09,257 --> 00:19:13,827 امروز پيش يه متخصص اعصاب رفت اونها گفتن مشکلي نداره 225 00:19:13,862 --> 00:19:15,829 به‌خاطر اين خيلي ناراحت بود 226 00:19:15,864 --> 00:19:18,649 داري ميگي خواسته که مريضي داشته باشه؟ 227 00:19:18,683 --> 00:19:22,069 فکر مي‌کنم دنبال جوابي بوده که بيماري رواني نباشه 228 00:19:22,103 --> 00:19:25,172 فکر مي‌کني اون مشکل رواني داره؟ 229 00:19:25,206 --> 00:19:29,526 مشکلي که «ويل» داره نورون‌هاي آينه‌ايه 230 00:19:29,577 --> 00:19:32,579 تمام مغزمون وقتي بچه هستيم از اين نوع نورون تشکيل ميشه 231 00:19:32,614 --> 00:19:35,499 که کارشون بهمون کمک کردن براي اجتماعي بودن و بعدش ذوب شدن 232 00:19:35,533 --> 00:19:37,951 ولي «ويل» مال خودش رو ول نکرده 233 00:19:37,985 --> 00:19:40,404 که باعث ميشه شناختنش سخت بشه 234 00:19:40,438 --> 00:19:43,223 «وقتي که مي‌بريش سر يه صحنه جرم «جک 235 00:19:43,258 --> 00:19:47,211 اون هواي اونجا آغشته است به جيغ‌هاي دردش 236 00:19:47,262 --> 00:19:50,697 همچين جاهايي فقط منعکس نمي‌کنه 237 00:19:50,732 --> 00:19:52,716 جذب مي‌کنه 238 00:21:23,758 --> 00:21:26,593 ساعت 10:26 239 00:21:26,628 --> 00:21:30,447 من در "گرين‌وود" «دلاوِر» هستم 240 00:21:30,481 --> 00:21:33,233 اسم من «ويل گراهام»ـه 241 00:22:08,569 --> 00:22:10,570 ساعت 1:17 صبح 242 00:22:10,605 --> 00:22:13,156 ما در "گرين‌وود" «دلاوِر» هستيم 243 00:22:13,191 --> 00:22:15,659 اسم من هم «ويل گراهام» هست 244 00:22:15,693 --> 00:22:17,828 و تو زنده‌اي 245 00:22:17,862 --> 00:22:20,247 اگه مي‌توني صدام رو بشنوي 246 00:22:20,281 --> 00:22:22,866 تو زنده‌ای 247 00:22:29,100 --> 00:22:32,400 " گرين‌وود ، دلاوِر " 248 00:22:44,587 --> 00:22:46,443 چرا با من تماس گرفتی؟ 249 00:22:46,460 --> 00:22:48,661 چرا به "جک" یا به پلیس زنگ نزدی؟ 250 00:22:48,679 --> 00:22:51,814 ...با تو تماس گرفتم چون 251 00:22:51,849 --> 00:22:55,518 کاملاً مطمئن نبودم چیزی که دیدم واقعیت داره یا نه 252 00:23:00,791 --> 00:23:02,775 پس بیا اثباتش کنیم 253 00:23:02,810 --> 00:23:04,527 دستش رو به زور گرفتم 254 00:23:06,113 --> 00:23:08,397 بعدش یه لایه کامل از پوست بی‌حسش 255 00:23:08,449 --> 00:23:11,067 از بافت‌های زیرین دستش جدا شد انگار که دستکش دست کرده بود 256 00:23:11,118 --> 00:23:14,854 واسه همین بود که خونریزی نکرده بود - درسته . گردش خون نداشت - 257 00:23:14,888 --> 00:23:18,040 و هیچ بافت زنده‌ای نبود که ببندتش - خب ، با پوستش چی‌کار کردی؟ - 258 00:23:23,046 --> 00:23:25,314 نمیدونم - یادت نمیاد؟ - 259 00:23:29,219 --> 00:23:31,704 شاید عفونت "استافیلوکوک" باشه 260 00:23:31,722 --> 00:23:34,423 یا اونه یا اینکه جذام بوده - چشماش تغییر رنگ داده بودن - 261 00:23:34,475 --> 00:23:36,709 سوءتغذیه یا زردی داشت 262 00:23:36,727 --> 00:23:40,096 ...کبدش کاملاً از کار افتاده بود . اون 263 00:23:40,147 --> 00:23:42,148 مثله دیوونه‌ها رفتار می‌کرد 264 00:23:44,151 --> 00:23:47,904 پس اون صورت یه زن رو داغون کرده چون خیال می‌کرده صورتش یه نقاب ـه 265 00:23:51,024 --> 00:23:53,476 اون نمی‌تونه صورت‌ها رو ببینه 266 00:23:53,510 --> 00:23:55,728 اگه اون 267 00:23:55,762 --> 00:23:58,130 بت لِبو" رو کشته باشه ممکنه" حتّی متوجه نشده باشه که این‌کار رو کرده 268 00:23:58,165 --> 00:24:01,567 خب پس چرا برگشته به محل قتل؟ 269 00:24:01,585 --> 00:24:06,539 تا خودش رو متقاعد کنه که مرتکب قتل نشده - تو هم به همین دلیل برگشتی؟ - 270 00:24:10,377 --> 00:24:12,962 بذار روشنت کنم 271 00:24:13,013 --> 00:24:16,833 من مطمئنم که "بت لِبو" رو نکُشتم 272 00:24:16,867 --> 00:24:18,901 فقط می‌خوام سر دربیارم که کارِ کی بوده 273 00:24:18,936 --> 00:24:21,571 منم همینطور 274 00:24:21,605 --> 00:24:23,472 آره 275 00:24:25,492 --> 00:24:28,194 راجع به تو حدس و گمان‌های زیادی توی اداره زده میشه 276 00:24:28,228 --> 00:24:30,363 جدی؟ چجور حدس و گمان‌هایی؟ 277 00:24:30,397 --> 00:24:32,198 اینکه "جک" تو رو تحت فشار گذاشته 278 00:24:32,232 --> 00:24:35,484 و تا لبه‌ی پرتگاه بردتت و حالا تو داری خودت رو به بالا می‌کشی 279 00:24:41,491 --> 00:24:43,626 این قاتل 280 00:24:43,660 --> 00:24:45,661 نمی‌تونه هویت اصلی خودش رو بپذیره 281 00:24:50,167 --> 00:24:52,835 منم هر از گاهی اینطوری میشم 282 00:24:54,838 --> 00:24:58,140 که میشه گفت من 283 00:24:58,175 --> 00:25:00,560 از نظر عقلی سالمم 284 00:25:10,821 --> 00:25:13,639 ساعت 7:05 عصر ـه 285 00:25:13,657 --> 00:25:16,525 من توی "بالتیمورِ" "مریلند" هستم 286 00:25:16,577 --> 00:25:19,996 اسمِ من "ویل گراهم" ـه 287 00:25:20,030 --> 00:25:22,198 ازت ممنونم که به درخواستم عمل کردی 288 00:25:27,371 --> 00:25:29,655 حس می‌کنم انگار یه روح رو می‌بینم 289 00:25:29,673 --> 00:25:32,992 خودت رو میگی یا قاتل رو؟ - هر 2تا - 290 00:25:33,010 --> 00:25:36,262 خب ، این قاتل وجود خارجی داره . تو هم مطمئنی که همینطوره چون براش مدرک وجود داره 291 00:25:36,296 --> 00:25:38,664 وقتی پیداش کردی 292 00:25:38,682 --> 00:25:41,550 سلامت روانت همراهت بود 293 00:25:41,602 --> 00:25:45,855 ولی زمان نبود - دوباره زمان رو گم کردی؟ - 294 00:25:52,129 --> 00:25:54,313 من با دکتر "ساوت‌کلیف" صحبت کردم 295 00:25:54,347 --> 00:25:56,532 خیلی خلاصه راجع به جزئیات ملاقاتت صحبت کردیم 296 00:25:56,566 --> 00:25:58,534 تمایل داری راجع به جلسه‌ـت با من صحبت کنی؟ 297 00:25:58,568 --> 00:26:01,621 چیزی برای حرف زدن وجود نداره گفت من مشکلی ندارم 298 00:26:01,655 --> 00:26:04,189 پس ما به تلاشمون برای پیدا کردن راه‌حل ادامه میدیم 299 00:26:04,207 --> 00:26:07,693 اگه بهم اجازه بدی منم یه سری آزمایشات انجام میدم 300 00:26:07,711 --> 00:26:12,131 دکتر "لکتر" ، تو که برنمیداری راجع به من مقاله بنویسی 301 00:26:12,165 --> 00:26:14,133 مگه نه؟ 302 00:26:14,167 --> 00:26:18,004 اگه نکته‌ای باشه که برای حفظ سلامت روانی عموم به‌درد بخوره 303 00:26:18,038 --> 00:26:21,557 سعی می‌کنم به گونه‌ای بیانش کنم که اسمی از تو به میون نیاد 304 00:26:21,591 --> 00:26:26,062 فقط یه لطفی بهم بکن و بعد از مرگ چاپش کن 305 00:26:26,096 --> 00:26:28,597 بعد از مرگ تو یا خودم؟ 306 00:26:28,649 --> 00:26:31,350 هر کدوم که زودتر مُردیم 307 00:26:38,659 --> 00:26:40,943 نظرت راجع به "سندروم کوتارد" چیه؟ 308 00:26:40,994 --> 00:26:43,079 این "سندروم" یه‌جور اختلال توهم‌بینی نادرِ که 309 00:26:43,113 --> 00:26:45,748 شخص گمان می‌کنه مُرده 310 00:26:45,782 --> 00:26:48,067 داری راجع به قاتل حرف میزنی یا من؟ 311 00:26:48,085 --> 00:26:51,003 معلومه که قاتل - ...آره . خب - 312 00:26:51,038 --> 00:26:53,789 اون نمی‌تونسته صورت مقتول رو ببینه 313 00:26:53,840 --> 00:26:56,792 یا اینکه سعی داشته شناساییش کنه 314 00:26:56,843 --> 00:27:01,297 ناتوانی در تشخیص هویت بقیه یکی از علائم "سندروم کوتارد"ـه 315 00:27:01,348 --> 00:27:03,466 این "سندروم" روی قسمت‌های از مغز که 316 00:27:03,500 --> 00:27:06,852 در تشخیص چهره نقش دارن اثر میذاره و همینطور روی "آمیگدال" مغز 317 00:27:06,887 --> 00:27:09,254 که باعث میشه احساس رو قاطی تشخیص چهره‌ها بشه 318 00:27:09,272 --> 00:27:13,759 حتّی نزدیکترین افراد به خودش به نظرش آدم ناجوری میان 319 00:27:13,777 --> 00:27:15,978 واسه همین هم اون دنبالِ یکی که عاشقشه 320 00:27:16,029 --> 00:27:18,147 کسی که بهش اعتماد داشته می‌گرده 321 00:27:18,181 --> 00:27:21,434 احساس می‌کنه بهش خیانت شده برای همین از خودش خشونت نشون میده 322 00:27:21,468 --> 00:27:25,154 دیگه نمی‌تونه به اطرافیان یا چیزهایی که یه زمانی بهشون اعتماد داشته اعتماد کنه 323 00:27:25,188 --> 00:27:28,391 بیماری روانیش بهش اجازه نمیده 324 00:28:19,553 --> 00:28:21,016 ما نمونه بافت‌های موجود در صحنه قتل رو با 325 00:28:21,025 --> 00:28:23,379 الیاف لباس دختر شما مطابقت دادیم 326 00:28:23,720 --> 00:28:26,318 وقتی شما تماس گرفتین خیالم راحت شد 327 00:28:26,867 --> 00:28:33,573 فکر می‌کردم شما دخترم رو پیدا کردین و روحِ اون به آرامش رسیده 328 00:28:33,591 --> 00:28:36,092 خیال می‌کردین ممکنه دخترتون مُرده باشه؟ 329 00:28:36,127 --> 00:28:38,845 درسته که به نظر مادر وحشتناکی میام 330 00:28:38,879 --> 00:28:41,164 امّا من تمام تلاشم رو کردم که مادر خوبی باشم 331 00:28:41,198 --> 00:28:43,183 هر کاری از دستم برمیومد انجام دادم 332 00:28:43,217 --> 00:28:46,252 فقط دوست ندارم دخترم رنج بکشه - خانم "مدچن" ، هیچ‌کس به اینکه - 333 00:28:46,287 --> 00:28:48,855 شما برای دخترتون فداکاری کردین شک نداره 334 00:28:48,889 --> 00:28:51,591 دخترتون چقدر "بت لِبو" رو می‌شناخت؟ 335 00:28:51,609 --> 00:28:56,279 اونا دوستای صمیمی بودن باهم به یه مدرسه میرفتن 336 00:28:56,313 --> 00:28:59,949 تا اینکه رفتن به مدرسه‌ای در "جورجیا" که امن نبود 337 00:28:59,984 --> 00:29:03,936 اولین‌بار کِی متوجه شدین دخترتون 338 00:29:03,954 --> 00:29:06,022 از بیماری روانی رنج می‌بره؟ 339 00:29:08,042 --> 00:29:10,710 زمانی که 9 سالش بود و بهم گفت 340 00:29:10,744 --> 00:29:12,712 داره به کُشتن من فکر می‌کنه 341 00:29:12,746 --> 00:29:15,948 و مدعی شد خودش هم خیلی وقته که مُرده 342 00:29:15,966 --> 00:29:19,052 چجور علائم بیماری از خودش بروز میداد؟ 343 00:29:19,086 --> 00:29:22,305 دچارِ حمله صرع می‌شد . توهم میزد 344 00:29:22,339 --> 00:29:25,458 افسردگی روانی داشت 345 00:29:25,476 --> 00:29:27,677 وقتی از خود بیخود می‌شد و به حالت کاتاتونی میرفت خدا رو شکر می‌کردم 346 00:29:27,728 --> 00:29:31,147 شده بود از خودش خشونت نشون بده؟ 347 00:29:31,182 --> 00:29:32,782 گاهی اوقات 348 00:29:32,816 --> 00:29:35,568 نظر دکتر چی بود؟ 349 00:29:35,603 --> 00:29:38,404 نظر خاصی نداشت 350 00:29:38,439 --> 00:29:41,908 یه چند ماهی رو توی بیمارستان بستری بود 351 00:29:41,942 --> 00:29:44,494 ازش آزمایش خون و نوار مغز می‌گرفتن 352 00:29:44,528 --> 00:29:47,813 هرگز نتونستن یه نظر قطعی به من بدن دکترا هیچ‌وقت نتونستن 353 00:29:47,831 --> 00:29:50,650 بهم بگن مشکلِ اصلیِ دخترم چیه 354 00:29:50,668 --> 00:29:53,586 شما هنوزم نمیدونید مشکلش چیه؟ 355 00:29:59,126 --> 00:30:01,261 اونا فقط می‌گفتن ممکنه این بیماری یا اون بیماری رو داشته باشه 356 00:30:01,295 --> 00:30:02,962 ...میدونید ، دکترا فقط 357 00:30:04,965 --> 00:30:06,999 همیشه فقط حدس و گمان میزدن 358 00:30:07,017 --> 00:30:10,169 منم دست به کار شدم و خودم تحقیق کردم 359 00:30:10,187 --> 00:30:13,373 هر کلمه‌ای که دکترا می‌گفتن رو یادداشت می‌کردم 360 00:30:13,407 --> 00:30:15,909 اصطلاحات متفاوتی که به کار می‌بردن خیلی چیزا یاد گرفتم 361 00:30:15,943 --> 00:30:20,196 امّا بیشترین چیزی که یاد گرفتم 362 00:30:20,231 --> 00:30:26,336 این بود که دانش بشر در مورد مشکلات روانی خیلی محدوده 363 00:30:26,370 --> 00:30:30,573 و چیزایی که میدونن خیلی کم به درمان منتهی میشه 364 00:30:32,576 --> 00:30:35,578 بیشتر راجع به مدیریت و تنظیم انتظارات میدونن 365 00:30:55,767 --> 00:30:58,568 داری انتظاراتت رو مدیریت می‌کنی؟ 366 00:30:58,603 --> 00:31:01,154 دارم تغییرشون میدم 367 00:31:01,189 --> 00:31:05,325 میدونی ، وقتی "میریام لَس" فوت کرد 368 00:31:05,359 --> 00:31:08,578 مجبور بودم به این اداره برگردم تا وسایلم رو جمع و جور کنم 369 00:31:08,613 --> 00:31:10,280 ...امّا 370 00:31:10,331 --> 00:31:13,450 اگه همینطوری میذاشتم میرفتم خیلی روم تأثیر میذاشت 371 00:31:13,501 --> 00:31:16,169 با توجه به اینکه من باعث شدم یه کارآموز کشته بشه 372 00:31:16,204 --> 00:31:20,573 ناتوانی من در رهبری گروه باعث مرگ اون شد من مسئول مرگ اون هستم 373 00:31:20,591 --> 00:31:23,643 میریام لَس" رو تو نکشتی" کارِ "سلاخ چساپیک" بود 374 00:31:23,678 --> 00:31:27,297 از نظر خودم که اینطوری نبود من "میریام" رو از کلاس درس کشیدم بیرون 375 00:31:27,331 --> 00:31:29,316 درست مثلِ تو که از کلاس و تدریس دور کردم 376 00:31:29,350 --> 00:31:33,019 اون یه دانشجو بود امّا من استادم 377 00:31:33,054 --> 00:31:35,588 با اینحال در قبال جفتتون به یه اندازه مسئول هستم 378 00:31:35,606 --> 00:31:38,758 من مسؤولیت زندگی خودم رو قبول می‌کنم - نخیر . از نظر من همچین چیزی امکان نداره - 379 00:31:38,776 --> 00:31:41,645 باهم می‌تونیم از پسش بربیایم من در موردِ "میریام" قوانین رو نقض کردم 380 00:31:41,679 --> 00:31:44,314 تشویقش کردم تا قانون رو زیر پا بذاره 381 00:31:44,365 --> 00:31:47,317 الان هم در مورد تو قوانین رو زیر پا گذاشتم - منظورت اینه که به یه مأمور که - 382 00:31:47,368 --> 00:31:50,770 تعادل روانی نداره اجازه دادی وارد صحنه جرم بشه؟ - مأمور ویژه اف.بی.آی - 383 00:31:50,788 --> 00:31:53,190 این به این معنیِ که تو نماینده اف.بی.آی هستی تو هنوزم نماینده منی 384 00:31:53,224 --> 00:31:54,492 جک" ، تا به‌حال آبروی تو رو بردم؟" 385 00:31:54,526 --> 00:31:57,294 نه ، نه امّا باعث شدی این سوال برای من پیش بیاد که 386 00:31:57,328 --> 00:32:00,247 وقتی جفتمون میدونیم انجام این‌کار برای تو ضرر داره 387 00:32:00,281 --> 00:32:02,299 چرا تو هنوزم اینجا هستی؟ 388 00:32:02,333 --> 00:32:04,801 ازم می‌خوای استعفا بدم؟ - نه - 389 00:32:04,836 --> 00:32:07,337 نه . تو فرصتش رو داشتی که از کار بکشی کنار 390 00:32:07,388 --> 00:32:09,840 امّا قبول نکردی . چرا خب؟ 391 00:32:09,891 --> 00:32:13,009 بذار بهت بگم چی فکر می‌کنم به نظر من این کاری که تو انجام میدی 392 00:32:13,060 --> 00:32:16,663 باعث شده به ‌یه‌جور ثبات روحی برسی 393 00:32:16,697 --> 00:32:18,899 ویل" ، ثبات روانی برای تو مفیده" 394 00:32:18,933 --> 00:32:21,101 جک" ، ثبات روانی نیازمند زیرسازی" و پایه‌هایِ محکم‌ ـه 395 00:32:21,135 --> 00:32:23,737 پایه احساساتِ من روی شن بنا شده - من شن نیستم - 396 00:32:23,771 --> 00:32:27,524 من یه سنگ محکم هستم 397 00:32:27,575 --> 00:32:29,693 وقتی به خودت شک داری 398 00:32:29,744 --> 00:32:32,779 لازم نیست به توانایی‌های منم شک کنی 399 00:32:39,086 --> 00:32:41,204 "ژامبون گوشت خوک "آیبریا 400 00:32:41,255 --> 00:32:43,590 هانیبال" ، هنوزم به چیزای نادر علاقه‌مندی . درسته؟" 401 00:32:43,624 --> 00:32:46,543 هر چی سخت‌تر بدست بیاد و گرون‌تر باشه کیفیت بهتری هم داره 402 00:32:46,594 --> 00:32:50,430 این تمایز سبب بالا بردن انتظارات از کیفیت میشه 403 00:32:50,464 --> 00:32:52,682 البته همیشه اینطور نیست - خب ، برای ژامبون خوک "آیبریا" که همینطوره - 404 00:32:52,717 --> 00:32:56,336 هر سال فقط چند هزارتا خوک برگزیده میشن 405 00:32:56,354 --> 00:32:59,105 امّا خوک 406 00:32:59,140 --> 00:33:02,726 به محض اینکه فربه بشه و کشته بشه و در هوای آزاد دودی بشه 407 00:33:02,777 --> 00:33:05,511 واقعاً از هر خوک دیگه‌ای بهتره؟ 408 00:33:05,529 --> 00:33:08,698 یا اینکه الکی 409 00:33:08,733 --> 00:33:10,567 به‌خاطر مارکشِ که معروف شده؟ 410 00:33:10,618 --> 00:33:13,403 ربطی نداره 411 00:33:13,454 --> 00:33:16,122 اگه گوشتخوار بر این باور باشه که این گوشت بهترین ـه 412 00:33:16,157 --> 00:33:18,625 باور اون ارزش گوشت رو مشخص می‌کنه 413 00:33:20,628 --> 00:33:24,881 جنبه روانشناختی بر عصب‌شناسی غلبه می‌کنه - خب ، ما میدونیم - 414 00:33:24,916 --> 00:33:27,367 آیبریا" چطور خوک‌هاش رو بدست میاره" 415 00:33:27,385 --> 00:33:29,552 امّا نمیدونیم شما از چه راهی اونا رو بدست میارین؟ 416 00:33:32,340 --> 00:33:34,540 داری به "ویل گراهم" اشاره می‌کنی؟ 417 00:33:34,558 --> 00:33:38,211 ما خوب میدونیم شما به سوژه‌های نادر علاقه‌مند هستین 418 00:33:38,229 --> 00:33:40,647 چه چیزی "ویل" رو خاص می‌کنه؟ 419 00:33:44,235 --> 00:33:49,406 ویل" قوه تخیلِ پویایی داره" 420 00:33:49,440 --> 00:33:51,057 زیباست 421 00:33:51,075 --> 00:33:53,726 همدلی خالص ـه 422 00:33:53,744 --> 00:33:58,081 خیلی چیزا رو می‌بینه و همین باعث ترسوندش میشه 423 00:33:58,115 --> 00:34:01,668 به همین دلیل شما افکارش رو به جاهای خطرناک راهنمایی می‌کنید 424 00:34:01,702 --> 00:34:06,256 قوه تخیل باعث افزایش هیجان و داغی میشه 425 00:34:11,295 --> 00:34:14,914 خب ، این تا کجا پیش میره؟ 426 00:34:14,932 --> 00:34:16,933 شما آتش رو خاموش می‌کنید 427 00:34:16,968 --> 00:34:20,120 یا اینکه اجازه میدین بسوزه؟ 428 00:34:22,123 --> 00:34:24,024 ویل" دوستِ منه" 429 00:34:24,058 --> 00:34:27,293 هر موقع لازم باشه آتش رو خاموش می‌کنیم 430 00:34:27,328 --> 00:34:30,230 اون تقاضای انجام آزمایش‌های بیشتر رو کرده 431 00:34:33,401 --> 00:34:35,485 حالا که فهمیدیم مشکلش چیه 432 00:34:35,536 --> 00:34:37,654 خیلی راحت‌تر می‌تونیم علّتش رو ازش پنهان کنیم 433 00:34:45,663 --> 00:34:47,664 اینا رو بذار توی گوشت 434 00:34:53,587 --> 00:34:56,840 خیلی زودتر از اون چیزی که فکرش رو بکنی تموم میشه 435 00:36:38,359 --> 00:36:40,360 دکتر "ساوت‌کلیف"؟ 436 00:37:02,591 --> 00:37:03,872 تو تمیزِ تمیزی 437 00:37:03,926 --> 00:37:06,094 امکان نداره مرتکب قتل شده باشی 438 00:37:06,128 --> 00:37:09,597 ولی خون روت نپاشیده باشه و می‌بینی که هیچ لکِّ خونی روت نیست 439 00:37:09,631 --> 00:37:12,450 ولی من احساس نمی‌کنم تمیزم 440 00:37:12,484 --> 00:37:16,854 روی آلتِ قتل همون بافت‌های ناقص یا معیوبی که توی خونه‌ی 441 00:37:16,905 --> 00:37:19,640 بت لِبو" پیدا کردیم هستش" - این مقتول چه ربطی - 442 00:37:19,658 --> 00:37:21,642 به اون یکی مقتول می‌تونه داشته باشه؟ 443 00:37:21,660 --> 00:37:23,361 فقط من 444 00:37:23,412 --> 00:37:25,029 چی یادت میاد؟ 445 00:37:25,080 --> 00:37:28,199 یادم میاد اومدم اینجا 446 00:37:28,250 --> 00:37:30,551 رفتم توی دستگاهِ ام.آر.آی . بعد اومدم بیرون 447 00:37:30,586 --> 00:37:33,821 و جسدِ دکتر "ساوت‌کلیف" رو پیدا کردم 448 00:37:33,839 --> 00:37:38,259 اصلاً گیج نشدی؟ - خب ، تا اونجا که خبر دارم نه - 449 00:37:38,293 --> 00:37:42,496 دکتر "ساوت‌کلیف" عادت به ملاقاتِ 450 00:37:42,514 --> 00:37:46,884 بیمارها خارج از ساعت اداری و وقتی که تنها بود داشت؟ 451 00:37:46,935 --> 00:37:49,354 اون خیلی مشتاق به کمک کردن بهم بود 452 00:37:49,388 --> 00:37:52,940 جورجیا مدچن" تا اینجا تعقیبت کرده" 453 00:37:52,975 --> 00:37:56,110 و زمانی که تو توی دستگاهِ ام.آر.آی بودی 454 00:37:56,145 --> 00:37:58,396 این بلا رو سر دکترت آورده 455 00:37:58,447 --> 00:38:01,866 چرا اون؟ - جورجیا" نمی‌تونه چهره‌ها رو تشخیص بده" - 456 00:38:01,900 --> 00:38:04,369 شاید فکر کرده داره منو می‌کشه 457 00:38:04,403 --> 00:38:07,905 بسیار خب ، چرا تو؟ 458 00:38:07,940 --> 00:38:09,907 نمیدونم 459 00:38:09,958 --> 00:38:12,910 من عادت به جذب ولگردها به سمت خودم دارم 460 00:38:12,961 --> 00:38:15,580 من بهش گفتم سعی کردم اون‌شبی که دیدمش اینو بهش بگم 461 00:38:15,631 --> 00:38:18,833 سعی کردم بهش بگم اون زنده‌ست شاید اون صدام رو شنیده 462 00:38:23,222 --> 00:38:26,224 شاید یه مدتی این موضوع به ذهنش خطور نکرده بوده 463 00:39:08,634 --> 00:39:10,768 جورجیا" ، من می‌تونم تو رو ببینم" 464 00:39:13,539 --> 00:39:16,207 به کسی که واقعاً هستی فکر کن 465 00:39:21,697 --> 00:39:23,264 نیمه‌شب ـه 466 00:39:23,282 --> 00:39:26,017 تو توی "تله گرگ" توی "ویرجینیا" هستی 467 00:39:26,051 --> 00:39:28,686 اسمت "جورجیا مدچن" ـه 468 00:39:31,673 --> 00:39:33,624 تو تنها نیستی 469 00:39:33,659 --> 00:39:36,160 ما اینجا باهم هستیم 470 00:39:39,548 --> 00:39:41,532 من زنده‌ام؟ 471 00:40:20,339 --> 00:40:22,590 حالش خوب میشه؟ 472 00:40:22,625 --> 00:40:26,878 خطر عفونت خیلی بالاست اون بیشتر عناصر حیاتی‌ـش رو از دست داده 473 00:40:26,929 --> 00:40:29,097 حتّی استخوان‌هاش رو از دست داده اون تحتِ درمان 474 00:40:29,131 --> 00:40:31,999 مشابه قربانی‌های آتش‌سوزی قرار گرفته 475 00:40:32,018 --> 00:40:34,168 از نظر روانی چی؟ خوب میشه؟ 476 00:40:34,186 --> 00:40:37,155 اون "سندروم کوتارد" داره . تقریباً تمام 477 00:40:37,189 --> 00:40:39,190 توهماتش با درمان برطرف میشن 478 00:40:39,225 --> 00:40:43,895 در مورد بیمارانی با وضعیت وخیم مثلِ این دختر الکترو درمانی جواب میده 479 00:40:43,946 --> 00:40:45,897 من بیشتر نگرانِ "ویل" ـم 480 00:40:45,948 --> 00:40:50,668 گمون می‌کردم باید بیشتر ناراحتِ همکارت دکتر "ساوت‌کلیف" باشی 481 00:40:50,703 --> 00:40:53,121 من برای دکتر "ساوت‌کلیف" سوگوار هستم 482 00:40:53,155 --> 00:40:56,207 امّا "ویل" ـه که الان زنده‌ست 483 00:40:56,242 --> 00:40:59,878 اون با جدیت دنبال پیدا کردن یه توضیح برای راست و ریس کردن همه چیز ـه 484 00:40:59,912 --> 00:41:03,998 من خودمم با جدیت دنبال توجیه می‌گردم 485 00:41:04,032 --> 00:41:07,201 مشتاقم با این دختر خانم جوون وقتی بهتر شد یه گفتمانی داشته باشم 486 00:41:07,219 --> 00:41:10,705 به نظرت چقدر از مسائل رو بخاطر بیاره؟ 487 00:41:10,723 --> 00:41:14,426 راستش به‌خاطر خودش هم که شده امیدوارم چیز زیادی بخاطر نیاره 488 00:42:24,800 --> 00:42:25,800 : مترجمين «The Doctor» و هرمز «S@eideH» ســعـيــده 489 00:42:26,800 --> 00:42:27,800 : ارائه‌ای مشترک از تيم‌هاي ترجمه 9movie , TvCenter PersianTrans