﻿1
00:00:01,000 --> 00:00:02,000
<font color="#ff0080">ارائه‌ای از تيم ترجمه پرشين ترنس
WWW.MovieCenter.Org</font>

2
00:00:03,000 --> 00:00:06,200
<font color="#ff0000">"Hannibal"
فصل 1
قسمت 1 : پیش‌غذا</font>

3
00:00:07,200 --> 00:00:08,200
<font color="#00d2ff">: مترجمين
( Amirex ) و اميرحسين ( Crissangel ) عرفان.س.ا</font>

4
00:01:50,190 --> 00:01:52,157
من 2بار به آقاي " مارلو " تيراندازي مي‌کنم

5
00:01:52,192 --> 00:01:55,444
به‌طوري که شريان‌هاي اصلي و کاروتيدها رو
قطع مي‌کنه و قابل جراحي هست

6
00:01:55,478 --> 00:01:58,864
اون درحاليکه مي‌بينه من
چه چيزي رو ازش مي‌گيرم مي‌ميره

7
00:01:58,915 --> 00:02:00,816
اين طرح منه

8
00:02:17,784 --> 00:02:20,853
من به طرز حرفه‌اي به گردن خانم
مارلو " شليک مي‌کنم "

9
00:02:20,887 --> 00:02:24,006
اين يه زخم کشنده نيست
گلوله شريان‌هاي اصلي رو قطع نمي‌کنه

10
00:02:24,024 --> 00:02:27,676
اون قبل از اينکه بميره فلج ميشه

11
00:02:27,694 --> 00:02:32,014
که به اين معني نيست که اون
نمي‌تونه درد رو احساس بکنه

12
00:02:32,032 --> 00:02:34,016
اين فقط يعني اينکه

13
00:02:34,034 --> 00:02:37,369
کاري از دستش برنمياد

14
00:02:39,739 --> 00:02:41,740
اين طرح منه

15
00:02:52,802 --> 00:02:55,904
<i>شرکت امنيتي : با چه کسي صحبت مي‌کنم ؟</i>

16
00:02:58,842 --> 00:03:01,977
گزارش حادثه که به شرکت امنيتي
مربوط ميشه رو مي‌خوام

17
00:03:08,735 --> 00:03:11,053
اين گزارشات به عنوان فعال شدن
اشتباه سيستم هشدار ثبت شدن

18
00:03:15,058 --> 00:03:18,360
هفته گذشته سيستم هشدار
به اشتباه فعال شد

19
00:03:21,064 --> 00:03:23,032
اون روي تلفن‌هاي اونا شُنود گذاشته بوده

20
00:03:23,066 --> 00:03:26,568
درسته . شُنود گذاشته شده بوده

21
00:03:26,586 --> 00:03:29,571
" اون صحبت‌هاي خانم " مارلو
با شرکت امنيتي رو ضبط مي‌کرده

22
00:03:29,606 --> 00:03:31,724
<i>شرکت امنيتي : با چه کسي صحبت مي‌کنم ؟</i>

23
00:03:31,725 --> 00:03:33,842
<i>" تريسا مارلو "</i>

24
00:03:33,877 --> 00:03:36,929
<i>ميشه لطفاً به منظور اهداف امنيتي
رمز خودتون رو تأييد کنيد ؟</i>

25
00:03:36,963 --> 00:03:39,832
<i>" تي کِتِل "</i>

26
00:03:39,866 --> 00:03:43,185
<i>" ممنون خانم " مارلو
ما سيستم هشدار دَرب جلو رو شناسايي کرديم</i>

27
00:03:43,219 --> 00:03:45,688
<i>درسته . بابت اون متأسفم</i>

28
00:03:45,722 --> 00:03:49,692
<i>خانم " مارلو " ، در حال حاضر شخص
ديگه‌اي با شما توي خونه هستن ؟</i>

29
00:03:49,726 --> 00:03:53,462
<i>فقط من و شوهرم هستيم -
درخواست کمک -</i>

30
00:03:53,496 --> 00:03:56,965
<i>بيشتر نداريد ؟ -
نه . به‌خاطر تماستون ممنون -</i>

31
00:03:59,986 --> 00:04:02,738
و همين لحظه هست که به

32
00:04:02,772 --> 00:04:04,273
لحظه وحشتناکي براي خانم "مارلو" تبديل ميشه

33
00:04:10,246 --> 00:04:12,815
هر کسي که به کشتن يه نفر فکر کرده

34
00:04:12,849 --> 00:04:14,917
از اين روش يا روش ديگه

35
00:04:14,300 --> 00:04:20,400
<font color="#ff0000">" آکادمی اف.بی.آی - کوانتیکو ، ویرجینیا "</font>

36
00:04:14,951 --> 00:04:19,838
با توکل به خودش يا توکل به خدا

37
00:04:19,889 --> 00:04:24,143
حالا به کشتن خانم " مارلو " فکر مي‌کنه

38
00:04:26,162 --> 00:04:28,831
براي چي اون لايق همچين چيزيه ؟

39
00:04:28,865 --> 00:04:30,816
ايده‌ي خودتون رو به من بگين

40
00:04:30,850 --> 00:04:33,485
بهم بگين که چه کسي هستين

41
00:04:39,976 --> 00:04:41,910
" آقاي " گراهام

42
00:04:41,945 --> 00:04:44,496
مأمور ويژه

43
00:04:44,531 --> 00:04:46,982
جَک کرافورد " هستم "
رئيس مرکز تحقيقات علوم رفتاري هستم

44
00:04:47,000 --> 00:04:48,984
قبلاً ملاقات داشتيم -
درسته -

45
00:04:49,002 --> 00:04:51,587
زماني که موزه رو افتتاح کرديم
سَر يه موضوع اختلاف داشتيم

46
00:04:51,621 --> 00:04:54,590
من با اسمي که شما براش گذاشتين مخالف بودم

47
00:04:54,624 --> 00:04:56,592
" موزه تحقيقات ذهن‌هاي مريض "

48
00:04:56,626 --> 00:04:58,460
" اسم مسخره‌اي هست " جَک

49
00:04:58,494 --> 00:05:01,346
مي‌بينم که ذهنت

50
00:05:01,381 --> 00:05:03,348
درگير مسائل پيچيده‌اي شده

51
00:05:03,383 --> 00:05:06,501
و درک مي‌کنم که اين برات سخته
که گروهي کار بکني

52
00:05:06,519 --> 00:05:08,503
خب ، من فقط باهاشون صحبت مي‌کنم

53
00:05:08,521 --> 00:05:10,331
من به حرف‌هاشون گوش نميدم
اين کار گروهي نيست

54
00:05:10,332 --> 00:05:12,141
مي‌فهمم

55
00:05:12,175 --> 00:05:15,477
...ميشه يه لحظه

56
00:05:17,847 --> 00:05:19,531
با اين تصوراتت

57
00:05:19,566 --> 00:05:21,467
به کجا رسيدي ؟

58
00:05:21,501 --> 00:05:24,570
ذهنم بيشتر به اين سمت ميره که

59
00:05:24,621 --> 00:05:27,823
طرف از بيماري خود درماندگي رنج مي‌بره

60
00:05:27,857 --> 00:05:30,159
تا اينکه يه خودشيفته باشه
يا اختلال شخصيتي داشته باشه

61
00:05:30,193 --> 00:05:34,196
اما تو مي‌توني با کساني که
بيماري خودشيفتگي دارن همدردي کني

62
00:05:34,214 --> 00:05:36,331
و همينطور افراد دچار اختلال شخصيتي -
من با هر کسي مي‌تونم همدردي کنم -

63
00:05:36,365 --> 00:05:38,967
همدردي با کساني که اختلال شخصيتي دارن
راحت‌تر از کساني هست که

64
00:05:39,002 --> 00:05:41,136
تصورات فعالي دارن

65
00:05:41,171 --> 00:05:46,275
مي‌تونم تصوارتت رو قرض بگيرم ؟

66
00:05:46,309 --> 00:05:48,260
<i>8تا دختر</i>

67
00:05:48,295 --> 00:05:50,646
از هشت جاي مختلف دانشگاه
مينِسوتا " ربوده شدن "

68
00:05:50,680 --> 00:05:52,948
همش توي اين 8 ماه اخير اتفاق افتاده -
فکر مي‌کردم 7 نفر بودن -

69
00:05:52,983 --> 00:05:56,035
7تا بودن -
نفر هشتم رو از کجا آوردي ؟ -

70
00:05:56,069 --> 00:06:00,205
حدود 3 دقيقه قبل از اينکه
بيام به سالن کنفرانس تو

71
00:06:00,240 --> 00:06:03,208
" تو به اونا ميگي " ربوده شده
چون هيچ جسدي پيدا نکردي ؟

72
00:06:03,243 --> 00:06:04,911
نَه جسد ، نَه قسمتي از بدنشون

73
00:06:04,912 --> 00:06:06,578
نَه چيزي که از بدن خارج بشه . هيچي

74
00:06:06,630 --> 00:06:09,581
پس اون دخترها از اونجايي که
تو فکر مي‌کني ربوده نشدن

75
00:06:09,633 --> 00:06:11,583
پس از کجا ربوده شدن ؟

76
00:06:11,635 --> 00:06:13,585
نميدونم . يه جاي ديگه

77
00:06:13,637 --> 00:06:15,921
همشون روز جمعه ربوده شدن

78
00:06:15,972 --> 00:06:17,923
در نتيجه اونا نمي‌تونستن تا
روز دوشنبه گزارش ربوده شدن بدن

79
00:06:17,974 --> 00:06:22,210
هر چند که اون رَد خودش رو مي‌پوشونه
و براي اين‌کار به تعطيلي آخر هفته نياز داره

80
00:06:25,315 --> 00:06:26,765
اين نفر هشتم هست ؟

81
00:06:26,816 --> 00:06:29,401
اِليس نيکولز " دانشجوي دانشگاه "
کلاود استِيت " تو " ميسي‌سيپي " ـه "

82
00:06:29,436 --> 00:06:31,904
روز جمعه ناپديد شده
قرار بوده تعطيلات آخر هفته رو

83
00:06:31,938 --> 00:06:34,606
پيش خانواده ـش بره
به گربه ـش غذا بده

84
00:06:34,658 --> 00:06:36,108
اون هيچ‌وقت به خونه نرسيده

85
00:06:36,159 --> 00:06:38,193
درسته . يه نفر از اون هفت نفر مُرده
تو اينطور فکر نمي‌کني ؟

86
00:06:38,227 --> 00:06:40,746
اونا رو نگه نميداره . اون براي خودش

87
00:06:40,780 --> 00:06:43,832
آدم‌هاي جديد انتخاب مي‌کنه -
پس ما روي مورد "اِليس نيکولز" متمرکز ميشيم -

88
00:06:46,419 --> 00:06:49,588
اونا همشون خيلي شبيه هم هستن

89
00:06:51,591 --> 00:06:53,842
خيلي ويژگي‌هاي مشترکي دارن

90
00:06:53,877 --> 00:06:55,844
رنگ موي مشابه ، رنگ چشم مشابه

91
00:06:55,879 --> 00:06:59,264
و تقريبا همسن و سال
قَدهاي مشابه ، وزن‌هاي مشابه

92
00:06:59,299 --> 00:07:01,266
پس موضوع اين دخترها چيه ؟

93
00:07:01,301 --> 00:07:05,554
موضوع سَر همه‌ي اين دخترها نيست
موضوع فقط سَر يکيشون هست

94
00:07:05,588 --> 00:07:09,274
اون مثل " ويلي وُنکا " ـه
هر دختري که اون انتخاب مي‌کنه شبيه همديگه هستن
<font color="#ff8000">( ويلي وُنکا : شخصيت داستاني کارخانه شکلات )</font>

95
00:07:09,309 --> 00:07:12,120
و نکته پنهان بين همه اونا

96
00:07:12,121 --> 00:07:14,930
اينه که يه قرباني وجود داره

97
00:07:14,948 --> 00:07:17,016
که اگه ما بر طبق تعاريفمون جلو بريم

98
00:07:17,050 --> 00:07:20,202
اون همون برگ برنده هستش -
پس اون -

99
00:07:20,236 --> 00:07:22,204
داره با اين‌کار برگ برنده‌ي
خودش رو سرگرم مي‌کنه

100
00:07:22,238 --> 00:07:24,239
يا مي‌خواد کارهايي که با اون کرده رو
دوباره زنده کنه ؟

101
00:07:24,273 --> 00:07:25,758
برگ برنده اون جزو دو نفر

102
00:07:25,759 --> 00:07:27,242
اول و آخري نيست که اون دزديده

103
00:07:27,276 --> 00:07:29,695
اون مي‌خواسته با اين‌کار نفهميم
که اون برگ برنده چقدر براش باارزشه

104
00:07:29,696 --> 00:07:32,114
منظورم اينه که منم بودم اين‌کار رو مي‌کردم
تو چي ؟

105
00:07:32,132 --> 00:07:34,116
ازت مي‌خوام که بيشتر
روي اين موضوع تمرکز کني

106
00:07:34,134 --> 00:07:36,969
نه . تو افرادي مثل " هايمليک " و " بلوم " رو
توی دانشگاه "هاوارد" و "جورج تاون" داري

107
00:07:37,003 --> 00:07:40,472
اونا دقيقاً همون کاري رو مي‌کنن که من مي‌کنم -
اين حرف حقيقت نداره . اينطور نيست ؟ -

108
00:07:40,507 --> 00:07:42,624
تو شيوه‌ي خيلي خاصي
تو فکر کردن به همه چيز داري

109
00:07:42,642 --> 00:07:46,645
قبلاً درباره اين روش خاص فکر کردن
خيلي مذاکرات انجام شده

110
00:07:46,679 --> 00:07:49,798
اگه اشتباه نکنم -
"داري خودت رو به اون راه ميزني "ويل -

111
00:07:49,833 --> 00:07:52,151
نه ، نه . شواهد همه چيز رو توضيح ميدن

112
00:07:52,185 --> 00:07:54,436
پس کمک کن که اين شواهد رو پيدا کنم

113
00:07:58,324 --> 00:08:01,110
شايد لازم باشه که آدم با معاشرتي باشم

114
00:08:02,900 --> 00:08:07,400
<font color="#ff0000">" دولوت ، مینِسوتا "</font>

115
00:08:12,889 --> 00:08:15,924
اون خودش مي‌تونست به اونجا بره

116
00:08:15,959 --> 00:08:20,212
اون يه زن جوون و شهروند داخلي بود

117
00:08:22,215 --> 00:08:24,499
اون دوست نداشت توي خوابگاه زندگي کنه

118
00:08:24,517 --> 00:08:27,836
تصور مي‌کنم که فشار درس و مدرسه

119
00:08:27,854 --> 00:08:29,621
اونو خسته کرده بوده

120
00:08:29,656 --> 00:08:32,674
اون قطار رو دوست داره

121
00:08:32,692 --> 00:08:35,277
ممکنه اون سوار قطار شده بوده

122
00:08:35,311 --> 00:08:37,479
اونم شبيه دختراي ديگه ـس

123
00:08:37,513 --> 00:08:40,382
درسته . همينطوره

124
00:08:42,652 --> 00:08:44,987
يعني ممکنه که "اِليس" هنوز زنده باشه ؟

125
00:08:49,492 --> 00:08:51,693
خيلي راحت بگم که راهي
براي فهميدنش نداريم

126
00:08:51,711 --> 00:08:55,581
حال گربه چطوره ؟ -
جان ؟ -

127
00:08:58,001 --> 00:08:59,468
حال گربه چطوره ؟

128
00:08:59,893 --> 00:09:01,193
اِليس" قرار بوده بهش غذا بده"

129
00:09:01,554 --> 00:09:04,173
زماني که شما به خونه اومدين
رفتار گربه عجيب نبود ؟

130
00:09:04,207 --> 00:09:06,809
احتمالاً بايد گرسنه باشه
اون تموم آخر هفته رو چيزي نخورده

131
00:09:06,843 --> 00:09:09,678
من از اين موضوع خبر نداشتم

132
00:09:14,734 --> 00:09:16,885
امکانش هست يه چند لحظه تنها باشيم ؟

133
00:09:26,196 --> 00:09:29,198
اون دختره رو از اينجا دزديده

134
00:09:31,451 --> 00:09:34,119
اون سوار قطار شده . اومده خونه

135
00:09:34,170 --> 00:09:36,121
اون به گربه غذا داده

136
00:09:36,172 --> 00:09:38,173
و بعدش ربوده شده

137
00:09:42,378 --> 00:09:44,847
خونه‌ي خانواده " نيکولز " صحنه جُرمه

138
00:09:44,881 --> 00:09:46,849
به يه تماس اضطراري نياز دارم

139
00:09:46,883 --> 00:09:49,935
" مي‌خوام با " زِلِر " ، " کَتز
و " جيمي پرايس " حرف بزنم

140
00:09:49,969 --> 00:09:51,937
درسته و همينطور هم عکاس صحنه

141
00:09:51,971 --> 00:09:55,224
چرا اينجا صحنه جُرمه ؟

142
00:09:55,258 --> 00:09:57,442
مي‌تونم اتاق دخترتون رو ببينم ؟

143
00:09:59,163 --> 00:10:00,963
پلیس امروز صبح اونجا رو بررسی کرده

144
00:10:10,439 --> 00:10:12,440
من باز مي‌کنم

145
00:10:12,458 --> 00:10:15,494
آقاي " نيکولز " ، لطفاً دست‌هاتون رو
بکنيد توي جيبتون

146
00:10:15,545 --> 00:10:17,612
و از دست زدن به هر چيزي خودداري کنيد

147
00:10:17,630 --> 00:10:21,616
اما ما تمام روز رو اينجا بوديم

148
00:10:21,634 --> 00:10:25,003
شما مي‌تونيد گربه رو نگه داريد
البته اگر اين‌کار رو آسون‌تر مي‌کنه

149
00:10:34,097 --> 00:10:36,965
" اِليس " -
ازتون مي‌خوام که -

150
00:10:36,983 --> 00:10:38,650
اتاق رو ترک کنين

151
00:10:51,484 --> 00:10:52,584
هر چقدر که بخوای زمان داری

152
00:10:52,609 --> 00:10:54,576
هر وقت آماده‌ي حرف زدن بودي
حرف بزن

153
00:10:54,611 --> 00:10:58,414
اگه حسش رو نداري حرف نزن

154
00:10:58,448 --> 00:11:00,416
ما طبقه‌ي پايين هستيم

155
00:11:00,450 --> 00:11:02,651
هر وقت آمادگي داشتي که ما بيايم داخل
بهم خبر بده

156
00:12:09,185 --> 00:12:12,554
تو " ويل گراهام " هستي -
قرار نبود شما بياين اينجا -

157
00:12:12,572 --> 00:12:17,693
شما مقاله تحقيقاتي " زمان مرگ
به وسيله فعاليت حشرات " رو نوشتين

158
00:12:17,727 --> 00:12:20,445
توي 2تا از زخم‌ها شاخ گوزن پيدا کردم

159
00:12:20,997 --> 00:12:23,331
تو مأمور "اف.بي.آي" نيستي ؟

160
00:12:23,366 --> 00:12:25,834
من يه بازپرس ويژه هستم

161
00:12:25,868 --> 00:12:28,503
هيچ‌وقت مأمور " اف.بي.آي " نبودي ؟

162
00:12:28,537 --> 00:12:30,789
تو بخش

163
00:12:30,840 --> 00:12:33,675
بررسي روش‌هاي غربالگري" بودم" -
کشف بي‌ثباتي -

164
00:12:33,709 --> 00:12:36,344
تو آدم بي‌ثباتي هستي ؟

165
00:12:36,379 --> 00:12:39,080
خودتم ميدوني که قرار نبود
الان اينجا باشي

166
00:12:39,098 --> 00:12:42,183
توي 2تا از زخم‌ها شاخ گوزن پيدا کردم
انگار که بهش شاخ زدن

167
00:12:42,218 --> 00:12:43,685
داشتم دنبال يکي ديگه مي‌گشتم که

168
00:12:43,720 --> 00:12:46,355
تو کارم وقفه ايجاد شد -
صبرکن ، ببخشيد . نگاه کن -

169
00:12:46,389 --> 00:12:47,832
آهو و گوزن شکار خودشون
رو محبوس مي‌کنن . فهميدي ؟

170
00:12:47,833 --> 00:12:49,274
اونا تمام وزن خودشون رو
روي شاخ‌هاشون قرار ميدن

171
00:12:49,309 --> 00:12:50,793
و سعي مي‌کنن قرباني رو خفه کنن
اونا به اين روش

172
00:12:50,794 --> 00:12:52,277
شکار مي‌کنن مثل روباه يا گرگ صحرايي

173
00:12:52,312 --> 00:12:54,229
خيلي خب ، " اِليس نيکولز " خفه شده بود

174
00:12:54,263 --> 00:12:56,448
دنده‌هاش هم شکسته شده -
شاخ گوزن توي -

175
00:12:56,482 --> 00:12:58,559
مواد مغذي استفاده ميشه
در واقع يه‌جور داروي شفابخش هستش

176
00:12:58,560 --> 00:13:00,435
ممکنه اونا رو به يه
هدف ديگه اونجا گذاشته باشه

177
00:13:00,469 --> 00:13:02,738
فکر مي‌کني مي‌خواسته دختره رو شفا بده ؟

178
00:13:02,772 --> 00:13:06,641
مي‌خواسته تا جايي که مي‌تونه
چيزي که به اون دختر داده

179
00:13:06,659 --> 00:13:08,994
تا بکشتش رو خنثي بکنه

180
00:13:09,028 --> 00:13:11,246
اون دختره رو برگردونده
به همونجايي که پيداش کرده

181
00:13:11,280 --> 00:13:14,482
هر کاري که اون با بقيه کرده
نتونسته با اين دختر بکنه

182
00:13:14,500 --> 00:13:17,452
اين همون برگ برنده هست ؟

183
00:13:20,123 --> 00:13:22,657
نه

184
00:13:22,675 --> 00:13:24,676
اين‌کار يه‌جور عذرخواهي هستش

185
00:13:29,015 --> 00:13:31,466
کسي قرص آسپرين نداره ؟

186
00:13:38,400 --> 00:13:41,900
<font color="#ff0000">" ولف تِرَپ ، ویرجینیا "</font>

187
00:13:45,681 --> 00:13:47,732
سلام

188
00:13:49,869 --> 00:13:52,520
هي

189
00:13:52,538 --> 00:13:57,492
هي ، هي ، هي . بيا ، بيا

190
00:14:11,674 --> 00:14:14,226
هي

191
00:14:14,260 --> 00:14:16,978
هي ، بيا اينجا

192
00:14:17,013 --> 00:14:18,513
هي

193
00:14:35,715 --> 00:14:39,401
وينستون" ، اينا بقيه بچه‌ها هستن"

194
00:14:39,435 --> 00:14:41,920
بچه‌ها ، اين "وينستون" ـه

195
00:14:46,375 --> 00:14:48,293
خودشه

196
00:16:14,759 --> 00:16:15,693
اينجا چي‌کار مي‌کني ؟

197
00:16:16,680 --> 00:16:18,631
از بوي ادرار خوشم مياد

198
00:16:18,666 --> 00:16:20,333
منم همينطور . بايد حرف بزنيم

199
00:16:20,384 --> 00:16:23,002
از دستشويي خانم‌ها استفاده کن

200
00:16:28,459 --> 00:16:30,643
تو به قضاوت من احترام ميذاري "ويل" ؟

201
00:16:30,678 --> 00:16:32,729
آره

202
00:16:32,763 --> 00:16:35,165
خوبه چون با همکاري تو

203
00:16:35,166 --> 00:16:37,567
ما شانس بيشتري براي دستگيري

204
00:16:37,601 --> 00:16:40,353
اين يارو داريم -
باشه . من هستم -

205
00:16:40,404 --> 00:16:44,607
من فقط گيج شدم
که الان چي رو بايد بررسي کنم

206
00:16:44,641 --> 00:16:47,243
نميدونم

207
00:16:47,278 --> 00:16:49,245
اين يه‌جور بيماري روانيه
هيچ‌وقت هيچ چيز درباره‌ـش نخوندم

208
00:16:49,280 --> 00:16:51,048
من حتي نميدونم که اون يه روانيه يا نه

209
00:16:51,049 --> 00:16:52,815
اون آدم بي‌احساسي نيست
اون آدم سطحي‌نگري نيست

210
00:16:52,833 --> 00:16:55,410
تو يه چيزي درباره‌ي اون ميدوني
در غير اينصورت

211
00:16:55,411 --> 00:16:57,787
: هيچ‌وقت نميگي که
" اين يه عذرخواهي‌ـه "

212
00:16:57,805 --> 00:17:01,091
اون براي چي بايد عذرخواهي بکنه ؟ -
ممکنه بهش علاقه داشته و از کشتنش ناراحت شده -

213
00:17:01,125 --> 00:17:02,959
خب پس داشتن احساس بد
فرضيه‌ي رواني بودن

214
00:17:02,977 --> 00:17:04,811
اونو نقض مي‌کنه . درسته ؟ -
آره ، درسته -

215
00:17:04,845 --> 00:17:07,347
پس اون چجور ديوونه‌اي هست ؟

216
00:17:09,500 --> 00:17:13,286
اون نتونسته به دختره بفهمونه که عاشقشه
پس به همين خاطر جسد اون رو به همونجايي که

217
00:17:13,321 --> 00:17:15,305
اونو کشته برگردونده
اون يه همچين ديوونه‌اي هستش

218
00:17:15,323 --> 00:17:17,574
تو فکر مي‌کني اون به اين دخترها علاقه‌منده ؟

219
00:17:17,608 --> 00:17:20,193
اون به يکيشون علاقه‌منده
و آره ، نظر من اينه

220
00:17:20,244 --> 00:17:23,280
و با توجه به شباهت‌هاشون ميشه گفت
اون به يه نوعي به اين دخترها علاقه‌منده

221
00:17:23,314 --> 00:17:27,150
هيچ آب مَني يا بزاق دهاني وجود نداشت
اِليس نيکولز " درحالیکه باکره بود مُرد "

222
00:17:27,168 --> 00:17:29,152
اون دختر باهاش حال نکرده -
اون به يه نوع ديگه -

223
00:17:29,170 --> 00:17:31,471
بهشون علاقه داره . اون با اين‌کار
بهشون بي‌احترامي نمي‌کنه

224
00:17:31,505 --> 00:17:33,489
اون نمي‌خواد اين دخترها رو عذاب بده

225
00:17:33,507 --> 00:17:36,876
...اون سريعاً اونا رو مي‌کشه و

226
00:17:36,928 --> 00:17:40,964
به خيال خودش به اونا رحم مي‌کنه

227
00:17:43,634 --> 00:17:46,336
يه رواني احساساتي

228
00:17:46,354 --> 00:17:49,022
کسي که ريسک به خطر افتادن رو به جون خريده

229
00:17:49,056 --> 00:17:52,025
پس اون مي‌تونسته " اِليس نيکولز " رو به زور
به تختش برگردونده باشه

230
00:17:52,059 --> 00:17:55,678
اون به زودي ميره سراغ دختر بعدي

231
00:17:55,696 --> 00:17:59,616
چون اون ميدونه که تو دردسر ميفته

232
00:17:59,650 --> 00:18:02,369
با همين روش يا يه روش ديگه

233
00:18:18,869 --> 00:18:20,353
گرفتمت

234
00:18:42,100 --> 00:18:47,400
<font color="#ff0000">" آکادمی اف.بی.آی - کوانتیکو ، ویرجینیا "</font>

235
00:18:42,443 --> 00:18:44,828
گراهام " از تو خوشش مياد "

236
00:18:44,862 --> 00:18:47,831
فکرش رو نمي‌کنه که تو
داري با ذهنش بازي مي‌کني

237
00:18:47,865 --> 00:18:51,668
اين‌کار رو نمي‌کنم . من به اندازه‌ي بقيه‌ي
بيمارهام با اون روراست بودم

238
00:18:51,702 --> 00:18:53,670
زماني که اينجا مهمان مراسم سخنراني بودين

239
00:18:53,704 --> 00:18:56,006
اونو زيرنظر داشتين . درسته ؟

240
00:18:56,040 --> 00:18:58,541
من هيچ‌وقت توي يه اتاق
با "ويل" تنها نبودم

241
00:18:58,575 --> 00:19:00,310
چرا ؟

242
00:19:00,311 --> 00:19:02,045
چون مي‌خواد دوست اون باشم
و الان هم هستم

243
00:19:02,079 --> 00:19:05,849
به نظر مياد خجالت زيادي از ماجراجويت
جلوگيري مي‌کنه . علمي صحبت مي‌کني

244
00:19:05,883 --> 00:19:08,218
تو قبلاً هم از من خواستي
" که درباره اون مطالعه کنم " جَک

245
00:19:08,252 --> 00:19:10,720
منم بهت گفتم نه و هر چيز علمي که

246
00:19:10,754 --> 00:19:14,724
به "ويل گراهام" مربوط ميشه
بايد بعد از مرگش به چاپ برسه

247
00:19:14,758 --> 00:19:17,794
پس تو هيچ‌وقت با اون تنها نبودي
به‌خاطر اينکه حس کنجکاوي

248
00:19:17,828 --> 00:19:21,031
حرفه‌اي داري

249
00:19:21,065 --> 00:19:23,366
تو حالت طبيعي من نمي‌خوام
اين موضوع رو مطرح کنم

250
00:19:23,401 --> 00:19:28,038
اما به نظر تو چه چيزي بيشتر از
همه مي‌تونه باعث تحريک شدن "ويلز" بشه ؟

251
00:19:28,072 --> 00:19:30,290
ترس

252
00:19:30,324 --> 00:19:32,775
ويل گراهام " با ترس "

253
00:19:32,793 --> 00:19:35,945
زيادي سر و کله ميزنه
اين ترس ناشي از تصوراتش هست

254
00:19:35,963 --> 00:19:38,114
اين بهاي تصورات هست

255
00:19:38,132 --> 00:19:40,509
آلانا" ، اگه يه درصد فکر کنم "
نمي‌تونم اونو پوشش بدم

256
00:19:40,510 --> 00:19:42,886
نمي‌خوام اونو وارد ماجرا کنم

257
00:19:42,920 --> 00:19:44,954
%خيلي ، خب اگه ببينم تا 80
نمي‌تونم اونو پوشش بدم

258
00:19:44,972 --> 00:19:46,456
نمي‌خوام اونو وارد اين ماجرا بکنم

259
00:19:46,474 --> 00:19:49,059
اون الان وارد ماجرا شده
من به کمکش نياز دارم

260
00:19:49,093 --> 00:19:50,678
وقتي خيلي نزديک شد ازت مي‌خوام

261
00:19:50,679 --> 00:19:52,262
مطمئن بشي که توي اين ماجرا تنها نيست

262
00:19:55,149 --> 00:19:57,150
"يه چيزي رو به من قول بده "جَک

263
00:19:59,970 --> 00:20:01,938
اجازه نده خيلي نزديک بشه

264
00:20:01,972 --> 00:20:04,657
نميشه . خيلي نزديک نميشه

265
00:20:09,847 --> 00:20:12,215
خيلي خب

266
00:20:12,233 --> 00:20:15,402
نمونه پوستش رو براي اثر انگشت آزمايش کرديم
و البته چيزي دستگيرمون نشد

267
00:20:15,436 --> 00:20:18,554
روي گردنش جاي يه دست پيدا کرديم -
گزارشات چيزي درباره‌ي -

268
00:20:18,572 --> 00:20:20,065
چنگ انداختن گفتن ؟

269
00:20:20,066 --> 00:20:21,557
وقتي داشتيم خراشيدگي رو بررسي
مي‌کرديم ديديم انگشت‌هاش کبود شده

270
00:20:21,575 --> 00:20:24,194
خراش‌ها روي کف دست
خودش ايجاد شده بوده

271
00:20:24,228 --> 00:20:26,179
پس وقتي کف دست خودش رو چنگ انداخته
هرگز به اون يارو چنگ نداخته

272
00:20:26,213 --> 00:20:28,198
تمام چيزي که داريم يه تيکه فلز هست -
پس بايد دنبال -

273
00:20:28,232 --> 00:20:30,450
يه لوله‌کش يا مسئول سيستم تهويه
و يه کارگر بگرديم

274
00:20:57,111 --> 00:21:00,447
آسيب‌هاي ديگه‌اي هم هست که
قطعاً نميشه گفت بعد از مرگ اتفاق افتاده

275
00:21:00,481 --> 00:21:02,358
پسشاخ گوزن در کار نيست

276
00:21:02,359 --> 00:21:04,234
توي بدن اون سوراخ‌هاي
زيادي ايجاد شده که به نظر مياد

277
00:21:04,268 --> 00:21:06,103
به وسيله يه آهوي کوهي ايجاد شده
من نگفتم که آهوي کوهي

278
00:21:06,104 --> 00:21:07,937
به‌طور حتم اين سوراخ‌ها رو ايجاد کرده

279
00:21:07,955 --> 00:21:09,873
اون عين قلاب

280
00:21:09,907 --> 00:21:12,359
بهشون آويزون شده

281
00:21:12,393 --> 00:21:16,880
حتما خونريزي هم داشته -
کبدش در اومده -

282
00:21:16,914 --> 00:21:18,965
مي‌بيني ؟ درش‌آورده و بعد

283
00:21:18,999 --> 00:21:21,784
گذاشتتش سر جاش

284
00:21:21,802 --> 00:21:24,454
اگه فقط مي‌خواسته کبدش رو به بدنش بدوزه

285
00:21:24,472 --> 00:21:25,955
از اول چرا درش‌آورده؟

286
00:21:25,973 --> 00:21:28,141
کبدش يه مشکلي داشته

287
00:21:30,144 --> 00:21:31,845
آره . سرطان کبد داره

288
00:21:35,349 --> 00:21:37,851
اون داره مي‌خورتشون

289
00:22:15,800 --> 00:22:19,900
<font color="#ff0000">" بالتیمور ، مریلند "</font>

290
00:22:23,571 --> 00:22:25,638
ميشه لطفا؟

291
00:22:33,648 --> 00:22:35,649
ممنون

292
00:22:37,837 --> 00:22:39,674
از اين مشکلات اعصابم متنفرم

293
00:22:39,799 --> 00:22:41,489
اگه اينجوري نمي‌بودي

294
00:22:41,507 --> 00:22:43,710
"خيلي بدتر از اينا مي‌شدي "فرانکلين

295
00:22:51,834 --> 00:22:55,204
مغز ما انسان‌ها اينطوري طراحي شده که
عصبانيت رو به‌طور لحظه‌اي تجربه کنه

296
00:22:55,238 --> 00:22:59,208
نه به اين طولاني که مغز تو بهش عادت کرده

297
00:22:59,242 --> 00:23:01,043
براي همينه که حس مي‌کني عصبانيتت

298
00:23:01,044 --> 00:23:03,844
مثل يه شير به جونت افتاده
و داره تو رو مي‌خوره

299
00:23:05,515 --> 00:23:07,683
"فرانکلين" -
بله؟ -

300
00:23:07,717 --> 00:23:11,053
بايد به خودت بقبولوني که
هيچ شيري در کار نيست

301
00:23:11,087 --> 00:23:13,055
وقتي اين‌کار رو کردي

302
00:23:13,089 --> 00:23:15,423
...اطمينان ميدم

303
00:23:15,441 --> 00:23:17,442
متوجه حرفام ميشي

304
00:23:22,282 --> 00:23:25,117
...دکتر "لکتر" ، من مامور ويژه

305
00:23:25,151 --> 00:23:26,627
دوست ندارم بي‌ادبي کرده باشم

306
00:23:26,628 --> 00:23:28,103
ولي اين خروجي مخصوص بيماران منه

307
00:23:28,121 --> 00:23:32,624
"بايد ببخشيد دکتر "لکتر

308
00:23:32,659 --> 00:23:34,776
من مامور ويژه‌ي اف.بي.آي

309
00:23:34,794 --> 00:23:37,563
جک کراوفورد" هستم . ميشه بيام داخل؟"

310
00:23:37,597 --> 00:23:39,581
مي‌تونيد در سالن انتظار باشيد

311
00:23:39,615 --> 00:23:41,583
فرانکلين" ، هفته‌ي بعد مي‌بينمت"

312
00:23:41,617 --> 00:23:43,585
بله -
مگه اينکه -

313
00:23:43,619 --> 00:23:45,287
به ايشون مربوط بشه

314
00:23:45,305 --> 00:23:47,639
نه . کاملا به خودتون مربوط ميشه

315
00:23:56,099 --> 00:23:58,483
لطفا بفرماييد داخل

316
00:24:01,971 --> 00:24:05,807
خب ، ميشه بپرسم قضيه چيه؟

317
00:24:05,825 --> 00:24:08,443
بله ، ميشه اما قبلش بايد

318
00:24:08,477 --> 00:24:11,146
يه چندتا سوال ازتون بپرسم

319
00:24:11,164 --> 00:24:13,282
منتظر بيمار ديگه‌اي هستيد؟

320
00:24:13,316 --> 00:24:15,200
فقط خودمونيم

321
00:24:15,214 --> 00:24:17,586
خوبه

322
00:24:17,620 --> 00:24:20,005
منشي نداريد؟ -
يه سري -

323
00:24:20,039 --> 00:24:23,425
مسائل عاشقانه اونو به انگلستان کشوند

324
00:24:23,459 --> 00:24:25,877
باعثه تاسفه که رفت

325
00:24:35,004 --> 00:24:37,856
اينا مال شماست دکتر؟ -
اون اولي -

326
00:24:37,890 --> 00:24:40,475
مدرسه‌ي شبانه روزي دوران کودکيمه تو پاريس

327
00:24:40,509 --> 00:24:42,477
ترسيم با اين همه جزئيات خارق‌العاده‌ست

328
00:24:42,511 --> 00:24:44,279
خيلي زود فهميدم

329
00:24:44,314 --> 00:24:47,115
چاقوي جراحي بهتر از مدادتراش عمل مي‌کنه

330
00:24:47,150 --> 00:24:49,851
حالا مي‌فهمم که چرا اين نقاشي‌ها

331
00:24:49,869 --> 00:24:53,987
"براي شما دوره‌ي "اَنتِرني
در بيمارستان "هاپکينز" به دنبال داشته

332
00:24:53,990 --> 00:24:56,191
حس مي‌کنم داريد ازم بازجويي مي‌کنيد

333
00:24:56,209 --> 00:25:00,045
"جناب "کرافورد -
نه ، نه -

334
00:25:00,079 --> 00:25:03,198
نه . راستش شما رو " آلانا بلوم" از مرکز

335
00:25:03,216 --> 00:25:06,635
روانشناسي"جرج تاون" به من معرفي کرده

336
00:25:06,669 --> 00:25:09,871
تو مراکز روانشانسي که يه مشت افراد

337
00:25:09,889 --> 00:25:12,924
ناقص‌العقل جمع شدن
البته دکتر" بلوم" استثناست

338
00:25:12,975 --> 00:25:15,210
بله ، بله . همينطوره

339
00:25:15,228 --> 00:25:17,213
ايشون مي‌گفت شما در مدت اقامتش

340
00:25:17,214 --> 00:25:19,197
"تو بيمارستان "جانز هاپکينز
براشون در جايگاه مربي بوديد

341
00:25:19,232 --> 00:25:21,400
خير . هر دو به يه اندازه از هم ياد مي‌گرفتيم

342
00:25:21,434 --> 00:25:23,518
بله اما ايشون يه مقاله از شما بهم نشون داد

343
00:25:23,552 --> 00:25:25,437
..."اسمش "منابع

344
00:25:25,488 --> 00:25:28,023
منابع تکامليِ محروميت‌هاي اجتماعي" بود . درسته؟"

345
00:25:28,057 --> 00:25:29,524
بله

346
00:25:29,558 --> 00:25:31,526
بسيار عالي ، بسيار عالي

347
00:25:31,560 --> 00:25:33,061
حتي براي يه فرد آماتور

348
00:25:33,079 --> 00:25:35,697
آماتور؟ -
بله -

349
00:25:35,731 --> 00:25:37,316
اين همه فرد مجرب در ساختمان

350
00:25:37,317 --> 00:25:38,900
علوم رفتاري اف.بي.آي هستن

351
00:25:38,918 --> 00:25:41,828
اون‌وقت شما خودتون رو آماتور به حساب ميارين؟

352
00:25:41,829 --> 00:25:43,737
در برابر شما آماتورم دکتر

353
00:25:45,525 --> 00:25:48,611
مي‌خواستم در يه پرونده‌ي روانشناسي کمکم کنيد

354
00:25:49,000 --> 00:25:54,200
<font color="#ff0000">" آکادمی اف.بی.آی - کوانتیکو ، ویرجینیا "</font>

355
00:25:52,265 --> 00:25:54,749
<i>خب ، بگو ببينم چندتا گزارش جرم هست؟</i>

356
00:25:54,767 --> 00:25:57,436
آخرين بررسي کردم 144تا بود

357
00:25:57,470 --> 00:25:59,721
تا به امروز صبح شرحي ازش نبود

358
00:25:59,755 --> 00:26:02,357
اما الان همه دارن

359
00:26:02,392 --> 00:26:05,777
يه نفر حرفه‌اي تو کلانتري "دولوت" با موبايل از
"جسد "اِليس نيکولز

360
00:26:05,812 --> 00:26:07,946
يه عکس گرفته و براي دوستاش فرستاده

361
00:26:07,980 --> 00:26:09,548
"و بعدش "فِرِدي لاونز

362
00:26:09,582 --> 00:26:11,783
قرار داده Tattlecrime.com عکس رو در سايت

363
00:26:11,818 --> 00:26:13,285
فکر مسخره و بي‌مزه‌ايه

364
00:26:13,319 --> 00:26:16,872
مشکلي با مزه‌ـش داري؟

365
00:26:16,906 --> 00:26:19,374
اغلب افکارم بي‌مزه‌ست

366
00:26:19,409 --> 00:26:22,043
منم همينطور

367
00:26:22,078 --> 00:26:24,713
حصار محکمي نداره -
من باشم قلعه مي‌سازم -

368
00:26:24,747 --> 00:26:27,782
پيوستگي‌ها به سرعت در ادامه‌ي هم ميان -
پس قلعه‌ـت رو بساز -

369
00:26:31,954 --> 00:26:34,122
من به تماس چشمي علاقه ندارم . شما چي؟

370
00:26:34,140 --> 00:26:36,124
چشم حواس آدمو پرت مي‌کنه

371
00:26:36,142 --> 00:26:38,927
زياد مي‌بيني ولي به اندازه کافي نمي‌بيني

372
00:26:38,961 --> 00:26:42,147
وقتي به اين فکر مي‌کني که
"اون شيء سفيد واقعا سفيده"

373
00:26:42,181 --> 00:26:44,466
خيلي سخت ميشه تمرکز کرد

374
00:26:44,484 --> 00:26:47,652
"يا مثلا "طرف تورم کبدي داشته
"يا "رگش پاره شده

375
00:26:47,687 --> 00:26:50,473
در نتيجه بله

376
00:26:50,507 --> 00:26:53,575
تا جاي ممکن از تماس چشمي دوري مي‌کنم

377
00:26:53,609 --> 00:26:55,994
جک"؟" -
بله؟ -

378
00:26:56,028 --> 00:26:58,163
مي‌تونم هر چي که مي‌بيني رو تصور کنم

379
00:26:58,197 --> 00:27:00,165
و ذهنت رو بخونم

380
00:27:00,199 --> 00:27:02,167
ارزش‌ها و شايستگي‌هات

381
00:27:02,201 --> 00:27:04,486
همه اينجا حاضره

382
00:27:04,504 --> 00:27:07,689
و تو خواب تو رو به وحشت ميندازه

383
00:27:07,723 --> 00:27:11,009
هيچ قلعه‌اي توي محدود استخوان
سَر شما براي چيزهايي که دوستش دارين وجود نداره

384
00:27:11,043 --> 00:27:14,496
شما روی پرونده‌ي کي کار مي‌کني؟

385
00:27:14,530 --> 00:27:16,932
اون روی پرونده‌ي کي کار مي‌کنه؟

386
00:27:16,966 --> 00:27:20,335
"ببخشيد آقاي "ويل
داريم کار خودمونو مي‌کنيم

387
00:27:20,353 --> 00:27:22,337
به همون اندازه که شما نمي‌تونيد
منم نمي‌تونم بيکار باشم

388
00:27:22,355 --> 00:27:25,273
لطفا منو روانکاوي نکن

389
00:27:25,308 --> 00:27:27,943
وقتي کسي روانکاويم مي‌کنه
شايد آدم خيلي جالبي نباشم

390
00:27:27,977 --> 00:27:30,111
"ويل" -
الانم با اجازه‌ي شما -

391
00:27:30,146 --> 00:27:33,565
درباره‌ي همين قضيه روانکاوي سخنراني دارم

392
00:27:36,352 --> 00:27:38,320
شايد بهتر باشه اينطوري تحريکش نکنيم دکتر

393
00:27:38,354 --> 00:27:42,607
به نظرم يه‌کم غيرمستقيم‌تر باشه بهتره

394
00:27:42,642 --> 00:27:44,626
اون يه‌جور تلقين

395
00:27:44,660 --> 00:27:46,411
به خودش مي‌کنه

396
00:27:46,462 --> 00:27:48,630
ممکنه از نگاه من يا شما نگاه کنه

397
00:27:48,664 --> 00:27:50,799
يا هر کس ديگه‌اي که اونو مي‌ترسونه

398
00:27:50,833 --> 00:27:55,420
اين يه استعداد ذاتي‌ـه که
"خيلي هم خوشايند نيست "جک

399
00:27:55,471 --> 00:27:59,207
قوه‌ي احساس مثل يه ابزار با دو سر تيزه

400
00:27:59,225 --> 00:28:04,596
در مورد اين آدمخواري که مي‌خوايد بشناسيدش

401
00:28:04,630 --> 00:28:07,632
فکر کنم بتونم در پيدا کردنش به "ويل" کمک کنم

402
00:28:21,500 --> 00:28:27,600
<font color="#ff0000">" هیبینگ ، مینِسوتا "</font>

403
00:28:29,324 --> 00:28:31,084
گزارش دادن ديشب در يک مايلي اينجا

404
00:28:31,085 --> 00:28:32,843
يه سر گوزن دزديده شده

405
00:28:32,878 --> 00:28:34,345
فقط يه سر؟

406
00:28:34,379 --> 00:28:36,797
پليس "مینِئاپوليس" گفته

407
00:28:36,831 --> 00:28:38,799
"طرف معروفه به "شرايکِ" ايالت "مينِسوتا

408
00:28:38,833 --> 00:28:40,301
اسم پرنده‌ست؟

409
00:28:40,335 --> 00:28:44,472
شرايک" پرنده‌ايه که"
موش‌ها و مارمولک‌ها رو

410
00:28:44,506 --> 00:28:47,274
رو از شاخه‌هاي تيغ‌دار
و سيم‌هاي خاردار آويزون مي‌کنه

411
00:28:47,309 --> 00:28:50,194
و دل‌اندرونشون رو از بدنشون درمياره

412
00:28:50,228 --> 00:28:52,947
و اونا رو تو انبارش نگه ميداره
که بعدا بخورتشون

413
00:28:52,981 --> 00:28:55,116
نميدونم بگم کثيف و مزخرفه

414
00:28:55,150 --> 00:28:57,518
يا بگم زيرکانه‌ست -
اون مي‌خواد به -

415
00:28:57,536 --> 00:28:59,686
اين طريق بقيه پيداش کنن

416
00:29:01,156 --> 00:29:04,158
جسورانه‌ست

417
00:29:04,192 --> 00:29:07,027
حس مي‌کنم مي‌خواسته به نوعي
اون زن رو تحقير کنه

418
00:29:07,045 --> 00:29:09,880
يا شايدم ما رو

419
00:29:12,217 --> 00:29:14,635
پس اون همه عشق چي شد؟

420
00:29:14,669 --> 00:29:19,373
ايني که اين‌کار رو کرده اوني نيست که
اِليس نيکولز" رو تو تختخوابش کشت"

421
00:29:19,391 --> 00:29:23,344
ريه‌هاش رو درآورده

422
00:29:23,378 --> 00:29:25,130
مطمئنم زنده زنده ريه‌هاشو از بدنش درآورده

423
00:29:41,279 --> 00:29:44,198
اين آدمخوار داستان ما عاشق زن‌هاست

424
00:29:44,232 --> 00:29:47,201
نمي‌خواد بکشتشون
بلکه به نوعي مصرفشون مي‌کنه

425
00:29:47,235 --> 00:29:50,037
بعضي از قسمت‌هاي بدنشون رو هم ميذاره سر جاش

426
00:29:50,071 --> 00:29:52,173
قاتل اين يکي دختر رسما يه خوک فرضش کرده

427
00:29:52,207 --> 00:29:55,709
فکر مي‌کني داره تقليد مي‌کنه؟ -
"اون آدمخواري که "اِليس نيکولز -

428
00:29:55,743 --> 00:29:57,711
رو کشت يه جايي براي کاراي

429
00:29:57,745 --> 00:30:01,515
شومش داره و مطمئنا اونجا
يه تئاتر رقص و آواز نيست

430
00:30:01,550 --> 00:30:04,435
اون يک يا 2تا خونه داره
يا شايدم يه کلبه

431
00:30:04,469 --> 00:30:06,637
و يه اتاق با يه سر گوزن

432
00:30:13,311 --> 00:30:16,530
اون يه دختر داره

433
00:30:16,565 --> 00:30:20,100
که همسن اون دخترا هست
با همون رنگ مو

434
00:30:20,118 --> 00:30:22,119
رنگ چشم ، قد و وزن

435
00:30:24,990 --> 00:30:28,409
اون فقط يه بچه‌ست
که خونه‌شو ترک مي‌کنه

436
00:30:30,412 --> 00:30:33,414
اون نمي‌تونه از دست دادن دخترشو تحمل کنه

437
00:30:35,417 --> 00:30:37,451
دخترش برگ برنده‌ي اون به حساب مياد

438
00:30:37,469 --> 00:30:40,454
اون تقليد کننده چي؟

439
00:30:40,472 --> 00:30:42,556
ميدوني که گرفتن يه قاتل روانيِ زيرک

440
00:30:42,591 --> 00:30:45,392
بخصوص که ساديسم هم داره واقعا سخته

441
00:30:45,427 --> 00:30:47,394
هيچ سرنخي وجود نداره
و الگويي هم وجود نخواهد داشت

442
00:30:47,429 --> 00:30:49,396
شايد اصلا ديگه به اين روش قتل انجام نده

443
00:30:49,431 --> 00:30:51,732
اين پرونده‌ي دکتر "لکتر" ـه

444
00:30:51,766 --> 00:30:54,268
به نظر خودت بيشتر تحت تاثيرش قرار گرفتي

445
00:31:17,200 --> 00:31:22,000
<font color="#ff0000">" دولوت ، مینِسوتا "</font>

446
00:31:47,039 --> 00:31:50,708
صبح بخير "ويل" . ميشه بيام داخل؟

447
00:31:50,743 --> 00:31:53,828
کراوفورد" کجاست؟" -
در حال شهادت تو دادگاهه -

448
00:31:53,862 --> 00:31:57,548
ماجراجويي‌هاي امروز کار خودمون 2تاست

449
00:31:57,583 --> 00:31:59,250
حالا مي‌تونم بيام داخل؟

450
00:32:08,043 --> 00:32:10,962
<i>در مورد غذايي که مي‌خورم خيلي محتاطم</i>

451
00:32:10,996 --> 00:32:14,182
در نتيجه غذامو خودم درست مي‌کنم

452
00:32:14,216 --> 00:32:18,052
يه غذاي قروقاطي ولي پروتئين‌دار براي شروع روز

453
00:32:18,070 --> 00:32:21,072
تخم مرغ  ،سوسيس

454
00:32:27,395 --> 00:32:29,163
خوشمزه‌ست . مرسي

455
00:32:29,198 --> 00:32:31,699
خواهش مي‌کنم

456
00:32:34,787 --> 00:32:37,672
بايد بابت حرکات مخفيانه
و روانکاوانه‌ام ازت معذرت بخوام

457
00:32:37,706 --> 00:32:40,341
ولي ميدونم بزودي ديگه معذرت‌خواهي نخواهم کرد

458
00:32:40,375 --> 00:32:42,343
چرا که بالاخره از دستم کلافه ميشي

459
00:32:42,377 --> 00:32:44,195
پس سعي مي‌کنم کمتر معذرت‌خواهي کنم

460
00:32:44,196 --> 00:32:46,013
همون رسمي باشيد خوبه

461
00:32:46,048 --> 00:32:50,435
يا مي‌تونيم مثل آدماي بالغ معاشرت کنيم

462
00:32:50,469 --> 00:32:52,437
انگار خدا ممنوع کرده باهم صميمي باشيم

463
00:32:52,471 --> 00:32:54,922
اونقدرام برام جالب توجه نيستي

464
00:32:54,940 --> 00:32:57,108
جالب خواهم شد

465
00:33:03,982 --> 00:33:06,984
مامور "کرافورد" خيلي ازتون راضي نيست

466
00:33:08,987 --> 00:33:11,789
فکر نکنم "شرايک" اون دختره

467
00:33:11,824 --> 00:33:13,324
تو مزرعه رو کشته باشه

468
00:33:16,211 --> 00:33:18,162
معما پشت پرده‌ست

469
00:33:18,213 --> 00:33:19,914
چه کاري بوده که اون قاتل

470
00:33:19,915 --> 00:33:21,615
با اون دختره نکرده؟

471
00:33:21,633 --> 00:33:23,835
هر کاري که بگيد کرده

472
00:33:23,886 --> 00:33:27,181
انگار مي‌خواسته يه جنبه‌ي منفي نشونم بده

473
00:33:27,182 --> 00:33:30,475
تا بتونم جنبه‌ي مثبت رو ببينم

474
00:33:30,509 --> 00:33:32,977
عملا صحنه‌ي جرم تو کاغذ کادو پيچيده شده

475
00:33:33,011 --> 00:33:36,063
رياضيات رفتار انساني ممکنه شامل متغيرهاي

476
00:33:36,098 --> 00:33:38,065
ناخوشايندي بشه

477
00:33:38,100 --> 00:33:42,803
رياضيات اين يارو "شرايک" هم انگار خوب نيست

478
00:33:42,821 --> 00:33:45,773
خيالاتش رو بازسازي مي‌کني؟

479
00:33:45,807 --> 00:33:47,775
چجور مشکلي داره؟

480
00:33:47,809 --> 00:33:49,827
مشکل رو که داره

481
00:33:52,281 --> 00:33:55,249
خودت چه مشکلي داري "ويل"؟

482
00:33:55,284 --> 00:33:57,368
نه

483
00:33:57,419 --> 00:33:59,086
نبايدم داشته باشي

484
00:33:59,121 --> 00:34:01,422
من و تو عاري از هر گونه مشکليم

485
00:34:01,456 --> 00:34:03,424
هيچ چيزي نيست که

486
00:34:03,458 --> 00:34:06,493
بخوايم ازش بترسيم

487
00:34:08,496 --> 00:34:11,465
"ميدوني "ويل

488
00:34:11,499 --> 00:34:14,835
به نظرم عمو "جک" تو رو مثل يه
استکان کوچک و ظريف فرض مي‌کنه

489
00:34:14,853 --> 00:34:19,006
اونم از نوع مرغوب چينيش
که براي مهمان‌هاي ويژه استفاده ميشه

490
00:34:25,480 --> 00:34:27,381
برداشتت از من چيه؟

491
00:34:31,670 --> 00:34:35,690
راسويي که مي‌خوام تو خونه‌ام باشه
تا مارها رو از پا دربياره

492
00:34:39,511 --> 00:34:41,528
صبحونه‌ـت رو بخور

493
00:34:48,086 --> 00:34:50,588
<i>به چي لبخند ميزني؟</i>

494
00:34:52,891 --> 00:34:55,542
نگاه دزدانه‌ي پشت پرده

495
00:34:55,561 --> 00:34:58,054
فقط کنجکاوم بدونم چجوري وقتي هيچ

496
00:34:58,055 --> 00:35:00,547
سرنخي نيست اف.بي.آي کارشو پيش مي‌بره؟

497
00:35:00,566 --> 00:35:03,884
شانس آوردي مصاحبه‌ي خونگي نمي‌کنيم

498
00:35:03,902 --> 00:35:06,387
يه تيکه فلز لاي لباس‌هاي "اِليس نيکولز" پيدا کرديم

499
00:35:06,405 --> 00:35:08,739
يه براده از يه لوله‌کش

500
00:35:08,774 --> 00:35:13,560
بايد ساختمون‌هاي زيادي تو "مينِسوتا" باشه

501
00:35:13,579 --> 00:35:15,246
يه‌جور فلز خاصه

502
00:35:15,280 --> 00:35:17,248
از يه نوع لوله‌ي خاص با روکشي خاص

503
00:35:17,282 --> 00:35:18,908
پس بايد همه‌ي ساختمونايي رو

504
00:35:18,909 --> 00:35:20,534
که از اين نوع لوله‌ها استفاده مي‌کنن بررسي کنيم

505
00:35:20,568 --> 00:35:22,536
که به دنبال چي بگرديم؟

506
00:35:22,570 --> 00:35:25,022
تا اينجا فعلا هيچي اما بيشتر

507
00:35:25,057 --> 00:35:27,208
هر چيزي که به نوعي عجيب باشه

508
00:35:33,131 --> 00:35:35,516
<i>دو نفر از اف.بي.آي اومدن</i>

509
00:35:35,550 --> 00:35:38,252
<i>الان رفتن سر کشُوها</i>

510
00:35:38,270 --> 00:35:40,921
دارن برگه‌ها رو تو جعبه ميذارن

511
00:35:40,939 --> 00:35:44,191
آره ، دارن مي‌برنشون

512
00:35:44,226 --> 00:35:46,861
نه . چيزي راجبش نگفتن

513
00:35:46,895 --> 00:35:49,196
آره ، مي‌تونن

514
00:35:49,231 --> 00:35:51,232
فرموديد اسمتون چي بود؟

515
00:35:53,235 --> 00:35:55,036
گَرِت جِيکوب هابز" کيه؟"

516
00:35:55,070 --> 00:35:56,821
اون از لوله‌برهامونه

517
00:35:56,822 --> 00:35:58,572
اونا همش استفعانامه‌ست

518
00:35:58,606 --> 00:36:02,443
وقتي کسي کارش تموم ميشه
اتحاديه‌ي لوله‌کشي اون برگه‌ها رو از ما مي‌خواد

519
00:36:02,461 --> 00:36:04,545
بعدا باهات تماس مي‌گيرم

520
00:36:04,579 --> 00:36:08,382
آقاي "هابز" دختر داره؟ -
شايد -

521
00:36:08,417 --> 00:36:12,453
18یا 19ساله با پوست زيبا

522
00:36:12,471 --> 00:36:16,123
موهاي بور و حدودا اين قدي -
نميدونم . شايد -

523
00:36:16,141 --> 00:36:18,625
من با اينجور افراد معاشرت ندارم

524
00:36:18,644 --> 00:36:21,562
چي از "گَرِت جِيکوب هابز" پيدا کردي

525
00:36:21,596 --> 00:36:23,047
که برات عجيب شده؟

526
00:36:23,081 --> 00:36:25,799
يه شماره‌ي بدون آدرس گذاشته

527
00:36:25,817 --> 00:36:28,653
پس يه چيزايي هست که مخفي کرده باشه

528
00:36:28,687 --> 00:36:32,287
بقيه همگي آدرس گذاشته بودن
همچنین چند روزی سر کار غیبت داشته

529
00:36:32,941 --> 00:36:35,192
شما آدرسي از آقاي "هابز" نداريد؟

530
00:36:43,952 --> 00:36:45,652
من جمعش مي‌کنم

531
00:37:02,200 --> 00:37:06,200
<font color="#ff0000">" بلومینگتون ، مینِسوتا "</font>

532
00:37:07,682 --> 00:37:10,682
الو؟ يه لحظه صبر کنيد

533
00:37:10,722 --> 00:37:15,682
بابا ، با تو کار دارن -
کيه؟ -

534
00:37:15,683 --> 00:37:17,851
شماره‌اي روي تلفن نيفتاده

535
00:37:19,854 --> 00:37:23,354
الو؟ -
<i>آقای "گَرِت جِيکوب هابز"؟ -</i>

536
00:37:25,193 --> 00:37:26,860
بله

537
00:37:26,878 --> 00:37:29,663
شما منو نمي‌شناسيد
و بعيد ميدونم همديگه رو ديده باشيم

538
00:37:29,697 --> 00:37:32,366
اين يه تماس محترمانه‌ست
لطفا به دقت گوش کنيد

539
00:37:35,887 --> 00:37:38,205
داريد گوش ميديد؟

540
00:37:38,240 --> 00:37:40,207
بله

541
00:37:42,227 --> 00:37:44,228
اونا ميدونن

542
00:38:25,200 --> 00:38:29,400
<font color="#ff0000">" محل اقامت مظنون : گَرِت جِيکوب هابز "</font>

543
00:39:05,333 --> 00:39:07,951
گَرِت جِيکوب هابز"...اف.بي.آي"

544
00:39:36,731 --> 00:39:39,149
نه ، نه ، نه

545
00:39:42,070 --> 00:39:44,037
مي‌بيني؟

546
00:39:44,072 --> 00:39:46,323
مي‌بيني؟

547
00:39:56,801 --> 00:39:58,502
نه ، نه ، نه

548
00:40:49,654 --> 00:40:53,673
در مورد تجاوزاتي از قبيل
حمله با باتوم ، تجاوز به کودک

549
00:40:53,691 --> 00:40:57,010
تيم حوادث اضطراري مي‌تونه
در اين زمينه خيلي موثر باشه

550
00:40:57,028 --> 00:41:01,031
اگه خاطره‌ي بدي از گاز گرفتن دارن

551
00:41:01,065 --> 00:41:02,533
...فرقي نمي‌کنه کي گازشون

552
00:41:06,487 --> 00:41:08,155
گراهم" کجاست؟"

553
00:41:10,158 --> 00:41:12,659
شما گفتي نبايد اون خيلي نزديک بشه

554
00:42:22,800 --> 00:42:23,800
<font color="#ff0080">: مترجمين
( Amirex ) و اميرحسين ( Crissangel ) عرفان.س.ا</font>

555
00:42:24,800 --> 00:42:25,800
<font color="#ff0080">ارائه‌ای از تيم ترجمه پرشين ترنس
WWW.MovieCenter.Org</font>

