﻿1
00:00:08,935 --> 00:00:13,894
دنـیـای فـیـلـم و سـریـال، بـا یـک کـلـیـک
:.:.: TvWorld.Info :.:.:

2
00:01:55,935 --> 00:02:00,435
مترجم: آرمــینـــا
Armina90

3
00:02:00,732 --> 00:02:04,732
ويرايش شده توسطِ سياوش
Stark Man

4
00:02:23,894 --> 00:02:25,102
ممکن بود من رو بکُشی

5
00:02:33,561 --> 00:02:35,561
داشتی چه غلطی می‌کردی؟

6
00:02:35,561 --> 00:02:37,853
داشتم جنگُ تموم می‌کردم

7
00:02:37,853 --> 00:02:40,060
داشتم می‌کُشتمش

8
00:02:40,060 --> 00:02:42,477
اون اژدها رو بین خودت و اون دیدی؟

9
00:02:45,603 --> 00:02:48,477
خب؟

10
00:02:55,227 --> 00:02:57,060
گوش کن چی میگم مردک

11
00:02:57,060 --> 00:02:58,603
تا زمانی که اون چیزی که طلبکارمُ نگیرم

12
00:02:58,603 --> 00:03:00,436
اژدهایی مَجاله کُشتنه تو رو نداره

13
00:03:00,436 --> 00:03:02,311
خودت مَجاله کُشتنـه خودتُ نداری

14
00:03:02,311 --> 00:03:03,769
فقط من مَجاله کُشتنـه تو رو دارم

15
00:03:06,894 --> 00:03:09,769
اون فقط یکی از سه اژدهاش بود

16
00:03:09,769 --> 00:03:12,603
دو تا دیگه هم داره

17
00:03:12,603 --> 00:03:15,686
،اگر تصمیم بگیره ازشون استفاده کنه
...واقعاً ازشون استفاده کنه

18
00:03:15,686 --> 00:03:18,311
."به گا "میرین -
منظورت به گا "میریم" نیست؟ -

19
00:03:18,311 --> 00:03:20,311
نه، نیست

20
00:03:20,311 --> 00:03:23,477
اژدهاها همون نقطه‌ای هستن که دیگه
شراکتـه ما تموم میشه

21
00:03:23,477 --> 00:03:25,102
وقتی اونا شروع به آتیش انداختن
رو باراندازه پادشاه می‌کُنن

22
00:03:25,102 --> 00:03:26,853
من قرار نیست که این دور و بَرا باشم

23
00:03:28,894 --> 00:03:30,352
.باید به سرسی بگم

24
00:03:33,185 --> 00:03:35,144
شاید هم لازم باشه دوباره بپری تو رودخونه

25
00:04:49,519 --> 00:04:52,477
من می‌دونم که سرسی بهتون چی گُفته

26
00:04:52,477 --> 00:04:57,227
،که من اومدم شهرهاتونُ نابود کنم

27
00:04:57,227 --> 00:04:58,477
،خونه‌هاتونُ بسوزونم و با خاک یکسان کنم

28
00:04:58,477 --> 00:05:00,227
،شما رو بکُشم
.و بچه‌هاتونُ یَتیم کنم

29
00:05:03,060 --> 00:05:06,853
سرسی لنیستر همچین آدمیـه، نه من

30
00:05:06,853 --> 00:05:09,060
من اینجا نیومدم که کَسی رو بکُشم

31
00:05:09,060 --> 00:05:10,811
و تنها چیزی که میخوام نابود کُنم

32
00:05:10,811 --> 00:05:13,894
چرخه‌ایـه که بَر فقر و ثروت در جهتِ

33
00:05:13,894 --> 00:05:18,102
سوده هیچکس جز امثاله سرسی لنیستر در دنیا، می‌چرخیده

34
00:05:19,311 --> 00:05:21,561
...من بهتون یه حقِ انتخاب میدم

35
00:05:21,561 --> 00:05:23,894
.زانو زده و به من ملحق بشید

36
00:05:23,894 --> 00:05:28,060
در کناره هم، دنیایی بهتر از اونی که
بهش پی بُردیم بَر جا میگذاریم

37
00:05:28,060 --> 00:05:31,060
...یا پیشنهادمُ رد کنید

38
00:05:31,060 --> 00:05:32,561
و بمیرین

39
00:06:01,561 --> 00:06:03,102
جلو بیاین، جنابِ لُرد

40
00:06:12,269 --> 00:06:14,227
زانو نمی‌زنید؟

41
00:06:14,227 --> 00:06:15,603
.من همین الانشم یه ملکه دارم

42
00:06:16,811 --> 00:06:18,311
خواهرم

43
00:06:18,311 --> 00:06:19,519
.اون تا همین اواخر ملکه تو نبود

44
00:06:19,519 --> 00:06:21,561
مگه نه؟

45
00:06:21,561 --> 00:06:23,894
وقتی که ملکه‌ی بَر حقـتـون رو کُشت

46
00:06:23,894 --> 00:06:26,519
و خاندانِ تایرل رو برای همیشه نابود کرد

47
00:06:26,519 --> 00:06:29,811
پس بنظر میاد وفاداری‌هاتون
نسبتاً قابل انعطاف هستن

48
00:06:30,935 --> 00:06:33,853
در جنگ، هیچ تصمیمی آسون نیست

49
00:06:33,853 --> 00:06:36,227
هرچی دلت میخواد راجع به خواهرت بگو

50
00:06:36,227 --> 00:06:38,728
اون در وستروس بدنیا اومده

51
00:06:38,728 --> 00:06:40,977
همه‌ی عمرش اینجا زندگی کرده

52
00:06:42,977 --> 00:06:45,811
،اما تو، از طرفه دیگه

53
00:06:45,811 --> 00:06:48,561
.پدر خودتُ کُشتی

54
00:06:48,561 --> 00:06:51,686
و حمایت از یه متجاوزه بیگانه رو انتخاب کردی

55
00:06:51,686 --> 00:06:54,519
کسی که هیچ همبستگی‌ای
به این سرزمین نداره

56
00:06:56,144 --> 00:06:58,519
با یه ارتش از وحشی‌ها پشتِ سرش

57
00:07:00,352 --> 00:07:02,185
تو شرافتـتِ در عوضه جونت نمیدی

58
00:07:04,185 --> 00:07:05,644
براش احترام قائلم

59
00:07:05,644 --> 00:07:08,686
.شاید بتونه "سیاه‌پوش" بشه، علیاحضرت
[ عضوه برادرانِ شب ]

60
00:07:08,686 --> 00:07:11,102
هرچیزه دیگه‌ای که باشه، یه سربازه واقعیه

61
00:07:11,102 --> 00:07:13,352
توی دیوار خیلی بدرد میخوره

62
00:07:13,352 --> 00:07:15,686
.تو نمی‌تونی منو بفرستی به دیوار

63
00:07:17,060 --> 00:07:18,686
.تو ملکه‌ی من نیستی

64
00:07:32,144 --> 00:07:33,477
پس باید منم بکُشی

65
00:07:33,477 --> 00:07:35,352
.برگرد عقب و دهنتُ ببند

66
00:07:36,894 --> 00:07:38,311
تو کی هستی؟

67
00:07:38,311 --> 00:07:39,561
.یه پسره احمق

68
00:07:40,686 --> 00:07:42,894
.من دیکون تارلی هستم

69
00:07:42,894 --> 00:07:44,311
.پسره رندیل تارلی

70
00:07:44,311 --> 00:07:46,519
.تو آینده‌ی خاندانت هستی

71
00:07:46,519 --> 00:07:49,894
این جنگ همین الانش هم یه خاندان بزرگُ منقرض کرده

72
00:07:49,894 --> 00:07:51,769
.اجازه نده دوباره این اتفاق بیوفته
.زانو بزن

73
00:07:59,436 --> 00:08:00,894
.نمی‌زنم

74
00:08:05,227 --> 00:08:08,935
اولیاحضرت، هیچی مثله چند هفته حبس
در یک سلوله تاریک

75
00:08:08,935 --> 00:08:10,519
نمی‌تونه نظریاتِ جسورانه یک مَرد رو از سرش پاک کنه

76
00:08:10,519 --> 00:08:13,185
حرفی که زدمُ جدی گفتم

77
00:08:13,185 --> 00:08:14,728
.من نیومدم اینجا که آدم‌ها رو به قُل و زنجیر بکِشونم

78
00:08:14,728 --> 00:08:17,060
،اگر این موضوع تبدیل به یک گزینه بشه
خیلی‌ها انتخابش میکُنن

79
00:08:17,060 --> 00:08:18,436
.من بهشون یه انتخاب دادم

80
00:08:19,935 --> 00:08:21,269
اونا هم انتخابشونُ کَردن

81
00:08:21,269 --> 00:08:24,436
اولیاحضرت، اگر شما بخواید شروع به
...گردن زدنِ کلِ خاندان‌ها کُنید

82
00:08:24,436 --> 00:08:26,603
من کَسی رو گردن نمی‌زنم

83
00:08:31,977 --> 00:08:33,436
اولیاحضرت

84
00:08:57,769 --> 00:09:01,311
،لُرد رندیل تارلی
دیکون تارلی

85
00:09:01,311 --> 00:09:03,977
،من، دنریس تارگرین
،نخستین ملکه با نامـم

86
00:09:03,977 --> 00:09:07,102
شکننده‌ی زنجیرها و مادرِ اژدهاها

87
00:09:07,102 --> 00:09:08,935
شما رو به مرگ محکوم می‌کُنم

88
00:09:12,519 --> 00:09:13,686
.دراکاریس

89
00:10:01,686 --> 00:10:03,227
سر..سرورم

90
00:10:13,144 --> 00:10:14,728
چند نفرُ از دست دادیم؟

91
00:10:17,311 --> 00:10:19,352
تا حالا شمارشِ کاملی انجام ندادیم

92
00:10:21,060 --> 00:10:24,519
فقط ارتش‌ها نیستن که جنگ‌ها رو پیروز میشن

93
00:10:24,519 --> 00:10:27,019
.ما طلای خاندانِ تایرل‌ رو داریم
بانک آهنین رو پُشتِ سرمون داریم

94
00:10:27,019 --> 00:10:28,686
.می‌تونیم مُزدور بخریم

95
00:10:30,603 --> 00:10:32,477
،اگر خوب بهشون پول داده بشه
،نه مثلِ افرادِ خودمون

96
00:10:32,477 --> 00:10:34,686
ولی خب میجنگن، که خوب
هم بهشون پول داده میشه

97
00:10:34,686 --> 00:10:38,144
من به تازگی جنگیدنِ دوتراکی‌ها رو دیدم

98
00:10:38,144 --> 00:10:39,769
اونا هر ارتشِ مزدوری رو شکست میدن

99
00:10:39,769 --> 00:10:41,853
.اونا هر ارتشی که من تا به حال دیدمُ شکست میدن

100
00:10:41,853 --> 00:10:44,728
.کُشتنِ سربازانِ ما براشون جنگ نبود، تفریح بود

101
00:10:44,728 --> 00:10:46,935
.اژدهاش هزار تا ارابه رو سوزوند

102
00:10:46,935 --> 00:10:49,185
کمان عقربی‌ـه کایبورن پیکان‌هایی
بزرگتر از تو پرتاب کرد

103
00:10:49,185 --> 00:10:51,728
.اون پیکان‌ها نتونستن جلوشُ بگیرن
تازه اون سه تا اژدها داره

104
00:10:53,769 --> 00:10:55,686
.این جنگی نیست که بتونیم برنده بشیم

105
00:10:55,686 --> 00:10:57,060
خب چیکار کنیم؟

106
00:10:58,477 --> 00:10:59,728
درخواستِ صلح کُنیم؟

107
00:11:01,060 --> 00:11:02,644
من رو تختِ پادشاهی‌ـه پدرش نشستم

108
00:11:02,644 --> 00:11:05,311
.پدری که تو بهش خیانت کردی و کُشتیش

109
00:11:05,311 --> 00:11:08,144
و اون در ذهنش خیال میکُنه
که داره برنده میشه

110
00:11:08,144 --> 00:11:10,227
فکر میکُنی چه جور پیشنهادی میده؟

111
00:11:12,686 --> 00:11:16,102
شاید بتونیم رو تیریون حساب کنیم
تا از طرفِ ما پا در میونی کنه

112
00:11:16,102 --> 00:11:18,477
بِـعنوانِ یک عُذرخواهی بخاطرِ کُشتن‌ـه پدر و پسرمون

113
00:11:20,227 --> 00:11:21,728
تیریون این کارو نکرد

114
00:11:21,728 --> 00:11:23,728
.تو خودت کمانُ دیدی، خودت جسدشُ دیدی

115
00:11:23,728 --> 00:11:25,603
.راجع به پدر حرف نمیزنم

116
00:11:25,603 --> 00:11:29,144
.تیریون جافری رو نکُشت
اون هیچ دخلی به این قضیه نداشت

117
00:11:29,144 --> 00:11:32,436
...بعد از این همه مدت، هنوزم متحیرم میکُنه که تو چطور -
.کارِ اولنا بود -

118
00:11:34,811 --> 00:11:37,144
.قبل از مرگش اعتراف کرد

119
00:11:39,436 --> 00:11:41,686
و این اعتراف بعد از این بود که

120
00:11:41,686 --> 00:11:44,769
اون سمی که تو از روی مهربانی‌ـه بسیار
براش فراهم کرده بودی رو نوشید، یا قبلش؟

121
00:11:44,769 --> 00:11:46,394
بعدش

122
00:11:46,394 --> 00:11:47,894
و تو هم حرفشُ باور کردی؟

123
00:11:47,894 --> 00:11:50,644
اگر تو جای اولنا بودی، ترجیح میدادی که میدیدی

124
00:11:50,644 --> 00:11:53,311
نوه‌ی دخترت با جافری ازدواج کرده یا تامن؟

125
00:11:55,686 --> 00:11:58,060
مارجری کدومُ بهتر می‌تونست بهتر کنترل کنه؟

126
00:11:58,060 --> 00:11:59,603
کدوم یکی اولنا رو

127
00:11:59,603 --> 00:12:02,311
تبدیل به حاکمِ حقیقی‌ـه هفت پادشاهی میکرد؟

128
00:12:02,311 --> 00:12:04,185
.اون داشت حقیقت رو میگفت

129
00:12:11,561 --> 00:12:13,769
.نباید به حرفت گوش می‌کَردم

130
00:12:15,561 --> 00:12:17,352
.باید در حالی که جیغ و داد می‌کِشید می‌مُرد

131
00:12:17,352 --> 00:12:18,644
اون مُرده، مثلِ پسرش

132
00:12:18,644 --> 00:12:20,728
،مثلِ نوه‌هاش
.مثلِ کلِ خاندانش

133
00:12:20,728 --> 00:12:24,311
،و اگر ما هم یه راهی برای خروج از این جنگ پیدا نکُنیم
به سرنوشتِ تایرل‌ها دچار میشیم

134
00:12:24,311 --> 00:12:26,853
خب می‌جنگیم و می‌میریم یا
تسلیم میشیم و می‌میریم

135
00:12:26,853 --> 00:12:29,019
من انتخابِ خودمُ می‌دونم

136
00:12:29,019 --> 00:12:31,519
یه سرباز هم باید انتخاب خودشُ بدونه

137
00:14:38,644 --> 00:14:40,811
زیبا هستن، مگه نه؟

138
00:14:40,811 --> 00:14:43,603
زیبا" کلمه‌ای نیست که داشتم"
...بهش فکر می‌کَردم، ولی

139
00:14:44,853 --> 00:14:47,603
.ولی بله، زیبان

140
00:14:47,603 --> 00:14:49,102
.هیولاهای قشنگی هستن

141
00:14:49,102 --> 00:14:51,019
.اونا برای من هیولا نیستن

142
00:14:51,019 --> 00:14:52,853
هر چقدر هم که بزرگ بشن

143
00:14:52,853 --> 00:14:55,019
یا هر قدر که برای بقیه ترسناک باشن

144
00:14:55,019 --> 00:14:56,644
.اونا بچه‌های منن

145
00:15:02,311 --> 00:15:03,644
خیلی وقت نبود که رفتید

146
00:15:03,644 --> 00:15:05,811
نه

147
00:15:05,811 --> 00:15:07,811
خب؟

148
00:15:07,811 --> 00:15:10,519
و امروز دشمنانِ کمتری نسبت به دیروز دارم

149
00:15:13,185 --> 00:15:15,269
مطمئن نیستی که چه احساسی راجع بهش داری

150
00:15:15,269 --> 00:15:16,977
.نه، نیستم

151
00:15:18,894 --> 00:15:20,352
ارتشِ تو برای پس گرفتنِ وینترفل از

152
00:15:20,352 --> 00:15:22,352
خاندانِ بولتون چند نفر رو کُشتن؟

153
00:15:23,519 --> 00:15:24,894
هزاران نفر

154
00:15:24,894 --> 00:15:27,019
.ما هر دو میخوایم که به مَردم کمک کنیم

155
00:15:27,019 --> 00:15:30,728
ما فقط از جایگاهِ قدرت می‌تونیم بهشون کمک کنیم

156
00:15:30,728 --> 00:15:32,811
گاهی اوقات قدرت وحشتناک‌ـه

157
00:15:36,019 --> 00:15:38,686
،وقتی اولین بار اومدی اینجا

158
00:15:38,686 --> 00:15:42,436
سِر داووس گفت که بخاطره مَردمت
خنجر تو قلبت فرو رفته

159
00:15:42,436 --> 00:15:44,060
سِر داووس زیاد جو گیر میشه

160
00:15:45,811 --> 00:15:47,519
پس یه اِستعاره بود؟

161
00:15:51,982 --> 00:15:55,482
این مَرد میگه که دوستِ شماست، کالیسی

162
00:16:02,072 --> 00:16:04,772
اون دوستم‌ـه

163
00:16:08,060 --> 00:16:08,894
اولیاحضرت

164
00:16:15,102 --> 00:16:18,477
جان اسنو، ایشون سِر جوراه مورمونت هستن

165
00:16:18,477 --> 00:16:20,728
یه دوستِ قدیمی

166
00:16:20,728 --> 00:16:22,227
.من به همراهِ پدرتون خدمت کردم

167
00:16:22,227 --> 00:16:24,394
ایشون مَردِ بزرگی بودن

168
00:16:25,935 --> 00:16:27,603
.قوی بنظر میای

169
00:16:29,436 --> 00:16:30,769
درمان پیدا کردی؟

170
00:16:30,769 --> 00:16:32,728
.اگر پیدا نکرده بودم که الان اینجا نبودم

171
00:16:32,728 --> 00:16:37,227
من دوباره به خدمتـتـون برگشتم ملکه‌ی من

172
00:16:37,227 --> 00:16:39,019
البته اگر بهم اجازه بدید

173
00:16:39,019 --> 00:16:41,394
باعثِ افتخارِ من‌ـه

174
00:18:20,853 --> 00:18:22,311
کلاغ

175
00:18:22,311 --> 00:18:24,144
باید کلاغ بفرستیم

176
00:18:26,603 --> 00:18:29,352
من خودم به شخصه اعتقادِ چندانی بهش ندارم

177
00:18:29,352 --> 00:18:31,811
پیش‌گویی‌های سرنوشتِ شوم هرگز چیزِ کمیابی نیستن

178
00:18:31,811 --> 00:18:34,019
بخصوص وقتی پای
فَرا رسیدنِ زمستان در میون باشه

179
00:18:34,019 --> 00:18:36,352
اُستاد وُلکان رو یادمه
[ اُستادی که اول به خاندانِ بولتون و الان به خاندانِ استارک خدمت میکُنه ]

180
00:18:36,352 --> 00:18:38,728
یکم ترسو بود ولی تیزهوش بود

181
00:18:38,728 --> 00:18:42,227
شمال هوشِ اُستادانِ خوبِ زیادی رو کُند کرده

182
00:18:42,227 --> 00:18:44,436
گفتنِ اینکه بخاطرِ سرماشِ یا مشروبش

183
00:18:44,436 --> 00:18:46,227
یا هم نشین‌هاش سخته

184
00:18:46,227 --> 00:18:48,394
یه پسرِ فلج ادعا میکُنه که

185
00:18:48,394 --> 00:18:50,519
.مُرده‌ها رو اونورِ دیوار دیده که دارن پیشروی میکُنن

186
00:18:50,519 --> 00:18:53,686
اونم به لطفِ کمکِ جادویی‌‌ـه یه کلاغِ سه چشم

187
00:18:53,686 --> 00:18:55,352
بله، این غیرِ منطقی‌ـه

188
00:18:55,352 --> 00:18:58,060
... با این وجود ما باید جوابِ این -
برندون استارک -

189
00:19:01,561 --> 00:19:04,728
همون پسرِ فلج -
تو میشناسیش؟ -

190
00:19:05,894 --> 00:19:08,060
من سال ها پیش از دیوار ردش کردم

191
00:19:08,060 --> 00:19:11,227
من دیدم که رفت اونورِ دیوار

192
00:19:11,227 --> 00:19:12,811
خب؟

193
00:19:12,811 --> 00:19:15,728
یه جورایی، یه پسرِ فلج

194
00:19:15,728 --> 00:19:17,811
سال‌ها اونورِ دیوار دووم آورد، در حالی که
هیچ کَسِ دیگه‌ای نتونسته بود

195
00:19:17,811 --> 00:19:21,561
نه نگهبانانِ شب، نه وحشی‌ها، هیچکس

196
00:19:23,185 --> 00:19:25,269
شاید ما باید به حرفش گوش کُنیم

197
00:19:25,269 --> 00:19:28,394
شاید تو برای نظم بخشیدن به ذهنت
باید بیشتر کارِ رونویسی انجام بدی

198
00:19:28,394 --> 00:19:31,811
اِحساس میکُنم که پیشنهادِ پُرجزئیات‌تری
به زودی میخوای ارائه بدی؟

199
00:19:42,436 --> 00:19:46,436
همه توی وستروس به شما اعتماد دارن
و بهتون احترام میذارن

200
00:19:46,436 --> 00:19:50,603
اگر به مردم بگین که این خطر واقعی‌ـه، باور میکُنن

201
00:19:50,603 --> 00:19:52,977
اگر به همه‌ی لُردها توصیه کُنید که
نیروهاشون رو به شمال بفرستن

202
00:19:52,977 --> 00:19:54,935
تا از دیوار محافظت کنن، اینکارو میکُنن

203
00:19:54,935 --> 00:19:58,436
و اگر به تمامِ اَساتیدِ سیتادل بگین

204
00:19:58,436 --> 00:20:00,769
که کلمه به کلمه‌ی تمامِ طومارهای کم رنگ شده

205
00:20:00,769 --> 00:20:02,561
،در موردِ شب طولانی رو بگردن

206
00:20:02,561 --> 00:20:04,394
شاید چیزی پیدا کُنن که به ما اجازه بده

207
00:20:04,394 --> 00:20:06,311
ارتشِ مُردگان رو برای همیشه شکست بدیم

208
00:20:11,394 --> 00:20:12,603
اینکار شُدنی‌ـه

209
00:20:14,019 --> 00:20:16,811
و این خبر میتونه موثق باشه

210
00:20:16,811 --> 00:20:18,477
.ممکنه

211
00:20:20,977 --> 00:20:23,311
همچنین ممکنه که این نامه

212
00:20:23,311 --> 00:20:25,603
بخشی از حُقه‌ی ملکه‌ی اژدها باشه

213
00:20:25,603 --> 00:20:28,561
برای اینکه سپاهیانِ جنوبی رو از سرزمین‌هایی که در حالِ حاضر
دارن ازشون دفاع میکُنن، به سمتِ خودش جلب کُنه

214
00:20:28,561 --> 00:20:30,603
تا اون سرزمین‌ها رو برای فتحِ آسان قابلِ دسترس کُنه

215
00:20:30,603 --> 00:20:32,311
این خیلی مُحتمل‌تُر از حرف زدنِ

216
00:20:32,311 --> 00:20:34,269
پرنده‌های جادویی با فلج‌ها بنظر میاد

217
00:20:34,269 --> 00:20:36,811
اُستادِ اَعظم، خواهش میکُنم

218
00:20:36,811 --> 00:20:37,977
این حقیقت داره

219
00:20:39,894 --> 00:20:40,977
.من دیدمش

220
00:20:43,811 --> 00:20:45,311
ما  جهتِ شفاف‌سازی‌ـه موضوع

221
00:20:45,311 --> 00:20:47,686
به اُستاد ولکان در وینترفل نامه می‌نـویسیم

222
00:20:47,686 --> 00:20:50,561
من بهت قول میدم هر جور شده
به حقیقتِ این موضوع می‌رسیم

223
00:20:50,561 --> 00:20:53,269
...ًاُستادِ اَعظم، لطفا -
.همین که گفتم، تارلی -

224
00:20:53,269 --> 00:20:55,769
این منُ یادِ کارِ جـنی از اولداِستون میندازه

225
00:20:55,769 --> 00:20:58,394
همون شارلاتانی که ادعا می‌کرد
از نسلِ فرزندانِ جنگل‌ـه

226
00:20:58,394 --> 00:21:01,185
پیشگو لودوس رو فراموش نکنید

227
00:21:01,185 --> 00:21:04,853
که وعده داد خدای مغروق
برمیخیزه و اگانِ فاتح رو نابود میکُنه

228
00:21:04,853 --> 00:21:07,144
لودوس

229
00:21:10,436 --> 00:21:14,977
اون همونی‌‌ـه که به تازگی
برادر و پدرش زنده سوزونده شدن؟

230
00:21:14,977 --> 00:21:16,935
متاسفانه بله

231
00:21:16,935 --> 00:21:18,185
عَمل‌ـه وحشتناکی‌ـه

232
00:21:18,185 --> 00:21:20,811
هنوز دلم نیومده که بهش بگم

233
00:21:20,811 --> 00:21:22,853
پسرِ خوبی‌ـه

234
00:21:22,853 --> 00:21:24,603
صحیح

235
00:21:24,603 --> 00:21:27,519
آخرین باری که بررسی کردم، آشیانه‌‌ی کلاغ‌ها داشت فرو می‌ریخت
[ جایی در سیتادل، که آشیانه‌ی کلاغ‌های نامه‌رسان هست ]

236
00:21:32,728 --> 00:21:35,352
همه‌ی حاکمان میخوان که مردم زانو بزنن

237
00:21:35,352 --> 00:21:36,561
بخاطرِ همین هم هست که حاکم هستن

238
00:21:39,686 --> 00:21:41,686
اون به تارلی یه حقِ انتخاب داد

239
00:21:41,686 --> 00:21:44,519
مَردی که بَر علیه‌ی دنریس واردِ جنگ شده بود

240
00:21:44,519 --> 00:21:46,269
چه کارِ دیگه‌ای می‌تونست انجام بده؟

241
00:21:46,269 --> 00:21:49,394
در کنارِ پسرش زنده نمی‌سوزوندش؟

242
00:21:49,394 --> 00:21:51,728
(من دسِتِ راستشم، نه سَرش (ذهنش

243
00:21:51,728 --> 00:21:53,977
من نمی‌تونم براش تصمیماتشُ بگیرم

244
00:21:53,977 --> 00:21:57,269
این همون چیزیه که من
راجع به پدرش به خودم می‌گفتم

245
00:21:57,269 --> 00:22:01,644
من خیانتکارها رو پیدا می‌کَردم، ولی
این من نبودم که اونا رو زنده میسوزوند

246
00:22:01,644 --> 00:22:04,394
من فقط یه اطلاعات‌رِسان بودم

247
00:22:09,561 --> 00:22:13,603
این همون چیزی‌ـه که وقتی اون خیانتکاران داشتن
برای عَفو التماس می‌کَردن به خودم می‌گُفتم

248
00:22:13,603 --> 00:22:16,185
این من نیستم که این کارو میکُنه

249
00:22:16,185 --> 00:22:18,644
...وقتی شدتِ فریادهاشون بالاتر می‌گرفت

250
00:22:18,644 --> 00:22:20,686
با خودم می‌گُفتم من
اون کسی نیستم که اینکارُ میکُنه

251
00:22:20,686 --> 00:22:22,269
وقتی موهاشون آتیش می‌گِرفت

252
00:22:22,269 --> 00:22:25,144
و بوی گوشتِ در حالِ سوختنِ‌شون
تالارِ تختِ پادشاهی رو پُر می‌کَرد

253
00:22:25,144 --> 00:22:26,769
می‌گُفتم این من نیستم که اینکارو میکُنه

254
00:22:35,436 --> 00:22:37,644
دنریس مثلِ پدرش نیست

255
00:22:37,644 --> 00:22:40,060
و با شورُ و مشورتِ درست

256
00:22:40,060 --> 00:22:42,102
هرگز هم نخواهد شد

257
00:22:45,352 --> 00:22:47,769
باید یه راهی پیدا کنی که
وادارش کُنی به حرفمون گوش کُنه

258
00:22:50,227 --> 00:22:53,603
اون برای کیه؟ -
.جان اسنو -

259
00:22:53,603 --> 00:22:55,144
خوندیش؟

260
00:22:55,144 --> 00:22:58,185
این یه طومارِ مُهر و موم شده برای پادشاهِ شمالِ

261
00:23:04,311 --> 00:23:05,769
چی نوشته؟

262
00:23:06,853 --> 00:23:08,436
چیزِ خوبی نیست

263
00:23:14,935 --> 00:23:18,311
فکر می‌کَردم آریا مُرده

264
00:23:18,311 --> 00:23:21,394
.فکر می‌کَردم برن مُرده

265
00:23:21,394 --> 00:23:22,811
.برات خوشحالم

266
00:23:25,185 --> 00:23:26,603
.خوشحال بنظر نمیای

267
00:23:26,603 --> 00:23:28,977
برن پادشاه شب و ارتششُ دیده

268
00:23:28,977 --> 00:23:30,977
.که به سمتِ ایست‌واچ پیشروی میکُنن

269
00:23:32,561 --> 00:23:34,561
...اگر بتونن از دیوار عبور کُنن

270
00:23:34,561 --> 00:23:37,269
دیوار احتمالاً برای هزاران سال
اونا رو دور نگاه داشته

271
00:23:37,269 --> 00:23:38,935
من باید برم خونه

272
00:23:38,935 --> 00:23:40,644
.تو که گفتی به اندازه کافی نیرو نداری

273
00:23:40,644 --> 00:23:43,227
.با همین سربازانی که داریم می‌جنگیم

274
00:23:43,227 --> 00:23:44,853
مگر اینکه شما هم به ما ملحق بشین

275
00:23:44,853 --> 00:23:47,019
و سرزمینُ بدیم دستِ سرسی؟

276
00:23:47,019 --> 00:23:50,853
به محضِ اینکه من به بیرون از اینجا
پیشروی کُنم، اون به سوی داخل پیشروی میکُنه

277
00:23:50,853 --> 00:23:53,185
شاید هم نه

278
00:23:53,185 --> 00:23:56,603
سرسی فکر میکُنه ارتشِ مُردگان
چیزی جُز داستان نیست

279
00:23:56,603 --> 00:23:59,853
داستانی که دایه‌ها برای ترسوندنِ
بچه‌ها از خودشون در آوردن

280
00:23:59,853 --> 00:24:01,603
اگر بهش ثابت کُنیم که اشتباه میکُنه چی؟

281
00:24:01,603 --> 00:24:05,019
فکر نمی‌کُنم اون به دعوتِ من بیاد مُردگان رو ببینه

282
00:24:06,311 --> 00:24:08,352
پس مردگان رو ببرین پیشش

283
00:24:09,811 --> 00:24:11,686
فک می‌کردم این همون کاری‌ـه که
میخواستیم از انجامش اِجتناب کنیم

284
00:24:11,686 --> 00:24:14,060
لازم نیست کُلِ ارتش‌‍شونُ بیاریم

285
00:24:14,060 --> 00:24:16,102
فقط یه سرباز

286
00:24:16,102 --> 00:24:18,019
این اَمر مُمکنه؟

287
00:24:21,853 --> 00:24:23,561
اولین وایت‌واکری که تا حالا دیده بودم

288
00:24:23,561 --> 00:24:26,394
از اونورِ دیوار به کسل‌بلک آورده شده بود

289
00:24:26,394 --> 00:24:28,728
یکی از اون موجوداتُ به بارندازِ پادشاه بیارین

290
00:24:28,728 --> 00:24:31,019
و به سرسی حقیقت رو نشون بدین

291
00:24:31,019 --> 00:24:33,060
هر چیزی که با خودتون بیارین بی‌فایده خواهد بود

292
00:24:33,060 --> 00:24:34,894
مگر اینکه سرسی بهمون یه
وقتِ ملاقاتِ رسمی بده

293
00:24:34,894 --> 00:24:37,436
و یه جورایی متقاعد بشه که ما رو

294
00:24:37,436 --> 00:24:39,686
به محضِ اینکه پامونُ تو پایتخت گذاشتیم، نکُشه

295
00:24:39,686 --> 00:24:43,269
تنها آدمی که اون به حرفش گوش میده جیمی‌ـه

296
00:24:43,269 --> 00:24:45,102
.جیمی هم شاید به حرفِ من گوش کنه

297
00:24:49,102 --> 00:24:50,935
و اونوقت چطوری میخوای
واردِ باراندازِ پادشاه بشی؟

298
00:24:57,102 --> 00:24:58,935
من می‌تونم قاچاقی واردت کُنم

299
00:24:58,935 --> 00:25:01,561
ولی اگر "ردا طلایی‌ها" بشناسنت
[ محافظینِ باراندازِ پادشاه ]

300
00:25:01,561 --> 00:25:04,769
دارم بهت هشدار میدم، من جنگجو نیستم

301
00:25:04,769 --> 00:25:06,185
خب، اگر ما یکی از اون مُرده‌ها رو

302
00:25:06,185 --> 00:25:07,977
نداشته باشیم، همه‌ی اینکارا بیهوده‌‍ست

303
00:25:07,977 --> 00:25:09,352
نکته‌ی قابلِ قبولی‌ـه

304
00:25:09,352 --> 00:25:10,644
برای پیدا کردنِ یکی از اونا چه پیشنهادی میکُنی؟

305
00:25:14,060 --> 00:25:17,269
با اجازه‌ی ملکه، من میرم شمال و یکی‌شونُ میارم

306
00:25:18,977 --> 00:25:22,311
شما از من خواستید تا یه درمان پیدا کنم
که بتونم بهتون خدمت کُنم

307
00:25:22,311 --> 00:25:23,935
اجازه بدید تا بهتون خدمت کنم

308
00:25:27,935 --> 00:25:29,436
مردمِ آزاد کمکمون میکُنن

309
00:25:29,436 --> 00:25:32,185
اونا شمالِ واقعی رو بهتر از هر کسِ دیگه‌ای میشناسن

310
00:25:32,185 --> 00:25:33,728
اونا از سِر جوراه اطاعت نمی‌کُنن

311
00:25:33,728 --> 00:25:34,935
لازم نیست اینکارُ کنن

312
00:25:41,977 --> 00:25:44,394
تو نباید یک یورش در آنسوی دیوارُ رهبری کنی

313
00:25:44,394 --> 00:25:47,019
تو دیگه عُضوِ برادرانِ شب نیستی، پادشاهِ شمالی

314
00:25:47,019 --> 00:25:49,603
من اینجا تنها کسی هستم که
باهاشون مبارزه کرده

315
00:25:49,603 --> 00:25:51,977
من اینجا تنها کسی هستم که اونا رو میشناسه

316
00:25:53,352 --> 00:25:55,352
من بهت اجازه ندادم که بری

317
00:25:58,185 --> 00:26:01,561
با کمالِ احترام، اولیاحضرت، من به
اجازه‌ی شما نیاز ندارم

318
00:26:01,561 --> 00:26:02,769
من یه پادشاهم

319
00:26:04,394 --> 00:26:05,811
و من با دونستنِ اینکه شما

320
00:26:05,811 --> 00:26:07,644
می‌تونستید بِدید افرادتون منُ گَردن بزنن
یا اژدهاهاتون منُ زنده بسوزونن

321
00:26:07,644 --> 00:26:10,853
اینجا اومدم

322
00:26:10,853 --> 00:26:15,269
من به شما اعتماد کردم، به یه غریبه

323
00:26:15,269 --> 00:26:18,269
چون می‌دونستم این بهترین شانس برای مردمم بود

324
00:26:18,269 --> 00:26:20,436
برای همه‌ی مردمانِ ما

325
00:26:21,977 --> 00:26:26,311
...حالا من ازتون میخوام که به یه غریبه اعتماد کُنین

326
00:26:28,019 --> 00:26:30,519
.چونکه این بهترین شانسِ ماست

327
00:26:48,519 --> 00:26:52,853
پادشاهِ شمال باید توی شمال بمونه

328
00:26:55,394 --> 00:26:59,769
ما شما رو انتخاب نکردیم
که بَر ما حکومت کنید، بانوی من

329
00:26:59,769 --> 00:27:02,603
ولی شاید باید انتخاب می‌کَردیم

330
00:27:05,102 --> 00:27:09,894
شوالیه‌های ویل بخاطرِ
شما اومدن اینجا بانو استارک

331
00:27:09,894 --> 00:27:11,352
درسته

332
00:27:15,811 --> 00:27:19,227
شما خیلی لُطف دارید، سرورانِ من

333
00:27:19,227 --> 00:27:21,269
.اما جان پادشاهِ ماست

334
00:27:21,269 --> 00:27:23,811
اون کاری رو میکنه که فکر میکنه بهترین کارِ

335
00:27:33,728 --> 00:27:35,769
به جان هشدار داده بودم که این اتفاق میوفته

336
00:27:35,769 --> 00:27:37,436
اینکه نمیتونه شمالُ ترک کنه و

337
00:27:37,436 --> 00:27:40,269
انتظار داشته باشه که مَردمش مثلِ
گوست" بشینن و منتظرش بمونن"
[ اسمِ دایروُلفِ جان ]

338
00:27:40,269 --> 00:27:42,644
اون اینکارُ نکرد. جان به تو اعتماد کرد
تا براش شمالُ نگه داری

339
00:27:42,644 --> 00:27:45,436
،خب، خودِ جان هم به راحتی از پسِ نگه داشتنش بر نمیاد
لُردهای شمال مغرورن

340
00:27:50,102 --> 00:27:52,394
این‌ها اتاق‌های مادر و پدر هستن

341
00:27:52,394 --> 00:27:53,935
خب؟

342
00:27:56,644 --> 00:27:58,977
.هیچی

343
00:27:58,977 --> 00:28:01,769
.اینکارو نکن

344
00:28:01,769 --> 00:28:04,269
چی؟ -
منظورت رو بگو -

345
00:28:05,935 --> 00:28:08,394
تو همیشه از چیزهای قشنگ خوشت میومد

346
00:28:09,769 --> 00:28:12,102
باعث میشدن احساس کُنی از همه بهتری

347
00:28:17,019 --> 00:28:18,603
از دستم عصبانی هستی؟

348
00:28:18,603 --> 00:28:20,935
،اونا داشتن به جان توهین می‌کَردن

349
00:28:20,935 --> 00:28:22,311
و تو فقط اونجا نشسته بودی و گوش میکَردی

350
00:28:22,311 --> 00:28:23,811
.من به گِله‌هاشون گوش می‌کَردم

351
00:28:23,811 --> 00:28:26,853
که بـعنوانِ بانوی وینترفل، اینکار مسئولیتِ من‌ـه

352
00:28:26,853 --> 00:28:29,811
نظرات‌‍شون برات مهم هستن

353
00:28:29,811 --> 00:28:32,519
،خاندانِ گلاور 500 تا نیرو داره
خاندانِ رویس 2000 تا نیرو داره

354
00:28:32,519 --> 00:28:35,477
با عصبانی کَردنشون جان ارتششُ از دست میده

355
00:28:35,477 --> 00:28:37,477
نه اگر اول سرشونُ از دست بدن

356
00:28:40,935 --> 00:28:44,102
وینترفل همینطوری به ما نرسید

357
00:28:44,102 --> 00:28:45,977
ما پسش گرفتیم

358
00:28:45,977 --> 00:28:47,935
و همراه با خاندانِ مورمونت و  خاندانِ هورن‌وود

359
00:28:47,935 --> 00:28:49,394
و وحشی‌ها و اهالی‌ـه دره

360
00:28:49,394 --> 00:28:50,935
.همه‌ی ما، با هم کار کردیم

361
00:28:50,935 --> 00:28:55,269
مطمئنم که گَردن زدن خیلی رضایت‌بخش‌ـه

362
00:28:55,269 --> 00:28:58,811
ولی این راهی نیست که بتونی
کاری کنی که مردم باهم تلاش کنن

363
00:29:01,977 --> 00:29:04,269
،و اگر جان برنگرده

364
00:29:04,269 --> 00:29:06,227
...تو به حمایتشون نیاز داری

365
00:29:06,227 --> 00:29:08,352
تا بتونید با هم دیگه تلاش کُنید

366
00:29:08,352 --> 00:29:10,311
تا اون چیزی که واقعاً میخوای رو بهت بدن

367
00:29:10,311 --> 00:29:12,894
اصلاً چطور میتونی به همچین چیزِ وحشتناکی فکر کُنی؟

368
00:29:15,603 --> 00:29:17,644
.همین الان داری بهش فکر میکنی

369
00:29:19,644 --> 00:29:22,603
خودت نمیخوای بهش فکر کُنی

370
00:29:22,603 --> 00:29:24,894
ولی فکرش از سرت بیرون نمیره

371
00:29:30,811 --> 00:29:32,686
.من کار دارم

372
00:29:36,352 --> 00:29:37,644
.بانوی من

373
00:29:49,686 --> 00:29:52,935
آخرین باری که اینجا بودم، پدرمُ
با یه کمان زنبورکی کُشتم

374
00:29:52,935 --> 00:29:55,894
آخرین باری که من اینجا بودم، تو پسرمُ با
ماده‌ی آتش‌گیر کُشتی

375
00:29:59,060 --> 00:30:01,894
یه مسیر در سمتِ چپ هست
که به موازاتِ پرتگاه اِمتداد داره

376
00:30:01,894 --> 00:30:04,561
محافظان به نُدرت اونجا گَشت میزنن

377
00:30:04,561 --> 00:30:05,935
خیلی پله داره

378
00:30:10,811 --> 00:30:12,102
اینجا نمی‌مونی؟

379
00:30:12,102 --> 00:30:15,603
من ودم تو "چاله‌ی کَک" کار دارم
[ یه محله‌ی فقیرنشین در باراندازِ پادشاه که داووس اهلِ اونجاست ]

380
00:30:15,603 --> 00:30:17,436
اگه یه نفر قایقُ ببره چی؟

381
00:30:17,436 --> 00:30:19,728
.اونوقت به فَنا رفتیم. بهتره عجله کنی

382
00:30:25,144 --> 00:30:26,561
برای اینکارها وقت نداریم

383
00:30:26,561 --> 00:30:28,728
باید شهرُ برای مقابله با یک محاصره آماده کُنیم

384
00:30:28,728 --> 00:30:29,894
دوتراکی‌ها دارن میان

385
00:30:29,894 --> 00:30:32,019
این حتی یه دلیلِ بهتر برای توئه که تمرین کُنی

386
00:30:32,019 --> 00:30:34,019
مگر اینکه قصد داشته باشی با
دوتراکی‌های 12 سالِ بجنگی

387
00:30:34,019 --> 00:30:36,561
خب، بنظرم میاد که به یاد آوُردنشون
تو رو هم یکم اذیت میکُنه

388
00:30:36,561 --> 00:30:38,561
و من اینجام، آماده‌ی تمرین

389
00:30:38,561 --> 00:30:40,519
چرا این پایین؟

390
00:30:40,519 --> 00:30:42,352
فکر نکنم هنوز بخوای مردم ببینن

391
00:30:42,352 --> 00:30:45,269
که وقتی اون شمشیرُ حرکت میدی
چطور بنظر میای

392
00:30:45,269 --> 00:30:48,060
امروز شاید روزی باشه که من بطورِ تصادفی بکُشمت

393
00:30:48,060 --> 00:30:50,603
خب شمشیرتُ به طرفِ من که تکون نمیدی

394
00:30:58,811 --> 00:31:00,477
باهاش تنهات میذارم

395
00:31:04,269 --> 00:31:05,603
لازم بود ببینمت

396
00:31:07,060 --> 00:31:08,894
و می‌دونستم که هیچوقت برای یه قرارِ
ملاقات موافقت نمی‌کُنی

397
00:31:12,436 --> 00:31:15,394
تو کاری کردی که من به نظر
یه احمقِ تمام عَیار بیام

398
00:31:15,394 --> 00:31:17,686
فک می‌کردم که با حمله به
کسترلی راک سورپرایزت می‌کُنم

399
00:31:17,686 --> 00:31:20,644
ولی تو سه قدم جلوتر از من بودی

400
00:31:20,644 --> 00:31:23,227
،ترک کردنِ خانه‌ی خانوادگیـت
کاملا کارِ بی‌عاطفه‌ای بود

401
00:31:23,227 --> 00:31:24,728
پدر اگر زنده بود بهت افتخار می‌کَرد

402
00:31:24,728 --> 00:31:26,477
تو راجع به پدر حرف نزن -
به من گوش کن -

403
00:31:26,477 --> 00:31:27,977
یه بار به بران گفتم

404
00:31:27,977 --> 00:31:30,811
که اگر هرگز دوباره ببینمت، نصفت میکنم

405
00:31:33,811 --> 00:31:36,311
با شمشیرِ تمرینی یکم طول میکشه واست

406
00:31:45,477 --> 00:31:47,394
اون می‌خواست منُ اعدام کُنه

407
00:31:47,394 --> 00:31:50,102
خودش می‌دونست که بیگناه بودم

408
00:31:50,102 --> 00:31:52,436
،اون بخاطرِ هیچکدوم از کارهای من ازم متنفر نبود

409
00:31:52,436 --> 00:31:54,811
بخاطر چیزی که هستم ازم متنفر بود

410
00:31:54,811 --> 00:31:57,977
یه هیولای کوچولو که برای
تنبیه کردنش فرستاده شده

411
00:31:59,853 --> 00:32:02,060
...اون... اون فکر می‌کرد

412
00:32:02,060 --> 00:32:03,853
فک می‌کرد که من خودم میخواستم اونطوری به دنیا بیام؟

413
00:32:03,853 --> 00:32:05,728
...فکر میکرد خودم انتخاب کردم -
چی میخوای؟ -

414
00:32:12,269 --> 00:32:13,811
دنریس این جنگُ میبره

415
00:32:16,185 --> 00:32:17,603
تو یه مَردِ نظامی هستی

416
00:32:17,603 --> 00:32:20,352
خودتم باید بدونی که راهی جُز این وجود نداره

417
00:32:22,394 --> 00:32:23,977
دنریس مثلِ پدرش نیست

418
00:32:23,977 --> 00:32:26,853
اون حتی مایلِ که اگر سرسی
با شرایطی مطمئن موافقت کُنه

419
00:32:26,853 --> 00:32:29,352
به دُشمنی‌ها خاتمه بده

420
00:32:30,519 --> 00:32:31,894
،اگر میخوای که سرسی زانو بزنه

421
00:32:31,894 --> 00:32:33,352
میتونی خودت ازش بپرسی

422
00:32:33,352 --> 00:32:35,728
من ...من نمی‌پرسم. و دنریس هم اینکارُ نمی‌کُنه

423
00:32:37,144 --> 00:32:38,853
به هرحال در حالِ حاضر نه

424
00:32:41,019 --> 00:32:43,269
اون درخواستِ مهم‌تَری داره

425
00:33:22,769 --> 00:33:24,977
مطمئن نبودم که پیدات کُنم

426
00:33:32,269 --> 00:33:34,269
فکر می‌کردم شاید هنوزم داری پارو میزنی

427
00:33:37,894 --> 00:33:40,977
تو مغازه‌ها، میخانه‌ها، فاحشه‌خونه‌ها گَشتم

428
00:33:40,977 --> 00:33:44,269
باید می‌دونستم که مستقیم به خیابون فولاد بیام

429
00:33:44,269 --> 00:33:46,769
نگرانِ ردا طلایی‌ها نیستی؟

430
00:33:46,769 --> 00:33:48,185
.من سال‌هاست اینجا نبودم

431
00:33:48,185 --> 00:33:50,603
چرا باید منو بشناسن؟

432
00:33:50,603 --> 00:33:53,269
بعضی وقت‌ها خودمم به سختی خودمُ میشناسم

433
00:33:54,935 --> 00:33:57,102
هیچی بَدتر از زمان آدمُ به گا نمیده

434
00:34:01,894 --> 00:34:03,977
کَسی اذیتـت میکُنه؟

435
00:34:03,977 --> 00:34:06,436
.اینم از من، لنیسترها رو مسلح می‌کُنم

436
00:34:06,436 --> 00:34:08,311
و هرگز کسی دو بار بهم نگاه نمیکُنه

437
00:34:08,311 --> 00:34:09,811
اما حق با تو بود

438
00:34:09,811 --> 00:34:12,352
.امن‌ترین جا برای من درست کنارِ ملکه‌‍ست

439
00:34:12,352 --> 00:34:13,853
اونقدرها هم مطمئن نباش

440
00:34:13,853 --> 00:34:16,769
امنیت هرگز یه وضعِ دائمی نیست

441
00:34:18,977 --> 00:34:20,519
چیزهای بدی در راه هستن

442
00:34:23,019 --> 00:34:25,977
.اومدی که منُ ببری. میخوای که باهات بیام

443
00:34:25,977 --> 00:34:28,102
...خب چیزی که باید متوجه بشی اینه که -
.من حاضرم -

444
00:34:28,102 --> 00:34:29,561
...تو -
.بریم -

445
00:34:29,561 --> 00:34:31,477
باید بدونی که داری واردِ چه چیزی میشه

446
00:34:31,477 --> 00:34:33,477
فکر میکُنی با هر ضربه چکش

447
00:34:33,477 --> 00:34:34,853
داشتم به چی فکر می‌کردم؟

448
00:34:34,853 --> 00:34:37,311
فکر میکُنی چقدر از بابتِ ساختِ سلاح برای

449
00:34:37,311 --> 00:34:39,769
خاندانی که پدرمُ کُشت خوشحالم؟

450
00:34:39,769 --> 00:34:41,477
خاندانی که سعی کرد منو بکُشه؟

451
00:34:43,603 --> 00:34:45,853
.من داشتم آماده میشدم

452
00:34:45,853 --> 00:34:47,311
،هرگز نمی‌دونستم برای چی

453
00:34:47,311 --> 00:34:49,853
ولی همیشه می‌دونستم وقتی که برسه میفهمم

454
00:34:51,519 --> 00:34:54,603
شاید بخوای یکی از اون شمشیرها رو بیاری

455
00:34:54,603 --> 00:34:56,519
من خیلی راجع به چرخوندنِ شمشیر چیزی نمی‌دونم

456
00:34:58,019 --> 00:34:59,352
...اما این

457
00:35:01,185 --> 00:35:02,519
ضربه با اینُ بلدم

458
00:35:11,603 --> 00:35:13,019
اسم پدرتُ پیشِ خودت مخفی نگه دار

459
00:35:13,019 --> 00:35:15,811
وضعیت همین حالاشم به قدرِ کافی پیچیده‌‍ست

460
00:35:17,185 --> 00:35:18,853
خب، باید بگم که من کی‌ام؟

461
00:35:22,686 --> 00:35:25,102
بهت که گفتم، کلاویس، اگر زودی از اینجا نریم

462
00:35:25,102 --> 00:35:26,603
... یکی -
!شماها -

463
00:35:29,227 --> 00:35:31,561
.اسلحه‌ نداریم رفقا. قول میدم

464
00:35:32,769 --> 00:35:34,227
چیکار میتونم براتون بکُنم؟

465
00:35:34,227 --> 00:35:36,728
این قایقِ شماست؟ -
بله -

466
00:35:36,728 --> 00:35:39,144
.لنگرگاه‌ها که اون طرفی هستن -
.البته که اون طرفی‌ هستن -

467
00:35:39,144 --> 00:35:40,644
سعی میکُنم نزدیک‌شون نشم

468
00:35:40,644 --> 00:35:42,894
تا از مردانِ شریفی مثلِ شما دوری کنم

469
00:35:45,519 --> 00:35:48,894
هنوزم 5 سکه اژدهای طلایی‌ـه؟ -
داری شوخی میکنی؟ -

470
00:35:48,894 --> 00:35:51,144
حتی باید پیرتر از اونی باشی که به نظر میای

471
00:35:51,144 --> 00:35:53,060
15 -
15؟ -

472
00:35:53,060 --> 00:35:54,185
برای هر نفر

473
00:36:02,603 --> 00:36:04,728
نمی‌تونم بگم که معامله باهاتون باعثِ افتخار بود

474
00:36:07,227 --> 00:36:08,603
توی قایق چی هست؟

475
00:36:14,144 --> 00:36:15,311
طلای بیشتری نیست

476
00:36:15,311 --> 00:36:17,060
شراب؟

477
00:36:17,060 --> 00:36:19,060
از شراب خوشم میاد -
یا ژامبون -

478
00:36:20,977 --> 00:36:22,102
بیاین یه نگاه بندازین

479
00:36:30,644 --> 00:36:32,561
خرچنگِ تخمیر شده -
چی؟ -

480
00:36:32,561 --> 00:36:34,436
خرچنگِ تخمیر شده

481
00:36:34,436 --> 00:36:37,436
یه سَطل از اینا درآمدِ یه فاحشه‌خونه
در هفته رو سه برابر میکُنه

482
00:36:37,436 --> 00:36:39,394
مَرد فکر میکُنه که کارش با فاحشه تمومه

483
00:36:39,394 --> 00:36:41,977
.آماده‌‍ست که برگرده پیشِ خونواده‌‌ی مهربونش

484
00:36:41,977 --> 00:36:43,894
 ،اما قبل از اینکه بتونه شلوارشُ بالا بکِشه

485
00:36:43,894 --> 00:36:47,269
خانومِی که اون ساعت باهاشه
یه قاشقِ کوچیک از اینا میذاره تو دهنش

486
00:36:47,269 --> 00:36:50,811
پنج دقیقه بعد، دوباره برمیگرده رو دور

487
00:36:50,811 --> 00:36:53,311
بفرمایید، امتحان کُنید

488
00:37:05,977 --> 00:37:07,853
من بودم با عجله میرفتم به
فاحشه‌خونه‌ی مورد علاقه‌م

489
00:37:07,853 --> 00:37:10,352
وگرنه یه سوراخ تو اون
زره‌ی زنجیرى درست میکُنی

490
00:37:37,352 --> 00:37:39,352
!آهای، کوتوله

491
00:37:40,686 --> 00:37:42,227
واقعاً اگر من بودم تا زمانی که نمی‌دیدم

492
00:37:42,227 --> 00:37:44,269
اولین گاز چطوری تحتِ تاثیر قرارم میده، بیشتر
ازش امتحان نمی‌کردم

493
00:37:44,269 --> 00:37:46,144
...اون کوتوله

494
00:37:46,144 --> 00:37:47,769
اون زخمُ از کُجا برداشتی؟

495
00:37:47,769 --> 00:37:50,311
قلابِ ماهی. به بعضی‌ها نمیشه آموزش داد دیگه

496
00:37:50,311 --> 00:37:53,394
ما یه مدت پیش دنبالِ یه کوتوله با
یه زخمِ این شکلی می‌گشتیم

497
00:37:53,394 --> 00:37:55,436
شاید بتونیم به توافق برسیم؟

498
00:37:57,853 --> 00:37:59,811
توافق؟

499
00:37:59,811 --> 00:38:03,019
میخوای توافق کُنی که بیشتر از
...ملکه سرسی بهمون پول بدی

500
00:38:10,853 --> 00:38:12,561
این گندری‌ـه

501
00:38:12,561 --> 00:38:14,060
خوبه

502
00:38:16,769 --> 00:38:17,769
برین، برین، برین

503
00:38:20,561 --> 00:38:22,060
میتونم بهتون چیزی بدم

504
00:38:22,060 --> 00:38:23,561
.لازم نیست

505
00:38:32,227 --> 00:38:33,102
سِر جیمی

506
00:38:36,060 --> 00:38:38,728
چرا کایبورن اینجا بود؟

507
00:38:40,144 --> 00:38:42,394
اون دستِ راستِ ملکه‌‍ست. تو چرا اینجایی؟

508
00:38:47,060 --> 00:38:49,603
من تیریون رو دیدم

509
00:38:57,477 --> 00:39:00,227
برادرمون چی داشت بگه؟

510
00:39:02,811 --> 00:39:05,269
دنریس میخواد یه گردهمایی تشکیل بده

511
00:39:05,269 --> 00:39:07,894
تا درباره‌ی تسلیم شدنشِ صحبت کُنه؟

512
00:39:07,894 --> 00:39:09,728
تا درباره یه آتش‌بسِ موقت صحبت کُنه

513
00:39:09,728 --> 00:39:12,519
.اون به تازگی یه پیروزی‌ـه بزرگ بدست آورده
چرا الان یه آتش‌بسِ موقت میخواد؟

514
00:39:12,519 --> 00:39:14,269
چون یه ارتش از مُردگان

515
00:39:14,269 --> 00:39:16,811
دارن به سوی هفت پادشاهی پیشروی میکُنن

516
00:39:19,311 --> 00:39:21,144
تیریون ادعا میکُنه که مدرک داره

517
00:39:25,019 --> 00:39:27,394
میخوای مجازاتش کنی؟ -
تیریون رو؟ -

518
00:39:27,394 --> 00:39:28,894
بران رو

519
00:39:31,436 --> 00:39:33,811
اون بهت خیانت کرد

520
00:39:33,811 --> 00:39:36,185
اون بدونِ اطلاع و اجازه‌ی تو یه قرارِ ملاقات ترتیب داد

521
00:39:40,019 --> 00:39:41,311
واقعاً فکر میکُنی اتفاقِ حائزِ اهمیتی

522
00:39:41,311 --> 00:39:43,811
بدونِ اطلاعِ من در این شهر رخ میده؟

523
00:39:43,811 --> 00:39:47,060
تو گذاشتی اتفاق بیوفته. چرا؟

524
00:39:47,060 --> 00:39:49,728
به این باور رسیدم

525
00:39:49,728 --> 00:39:52,436
که سازش با ملکه‌ی اژدها

526
00:39:52,436 --> 00:39:54,977
میتونه در جهتِ سودِ فوری‌ـه ما باشه

527
00:39:54,977 --> 00:39:58,311
اون افرادِ بیشتری داره، اگر میخوایم
شکستش بدیم، باید زیرک باشیم

528
00:39:58,311 --> 00:40:00,477
باید جوری باهاش بجنگیم که
پدر اگر زنده بود می‌جنگید

529
00:40:03,935 --> 00:40:07,102
...مُردگان، اژدهاها، و ملکه‌های اژدها

530
00:40:09,144 --> 00:40:12,144
،هر چیزی که سَدِ راهمون بشه

531
00:40:12,144 --> 00:40:13,894
ما شکستش میدیم

532
00:40:13,894 --> 00:40:16,686
بخاطرِ خودمون، بخاطرِ خاندان‌‍مون

533
00:40:16,686 --> 00:40:18,686
بخاطرِ این بچه

534
00:40:31,311 --> 00:40:32,894
میگی کی پدرشه؟

535
00:40:32,894 --> 00:40:34,185
.تو

536
00:40:40,102 --> 00:40:41,352
.مردم خوششون نمیاد

537
00:40:44,977 --> 00:40:49,394
یادته پدر قبلنا راجع به مردم چی می‌گفت؟

538
00:40:49,394 --> 00:40:53,352
.یه شیر خودشُ نگرانِ نظراتِ گوسفندان نمی‌کُنه

539
00:41:07,269 --> 00:41:09,227
.هرگز دوباره بهم خیانت نکن

540
00:41:14,311 --> 00:41:16,227
.امروز میریم

541
00:41:16,227 --> 00:41:19,811
.پادشاه فکرش درگیرِ خیلی چیزهاست -
.متوجه‌م -

542
00:41:19,811 --> 00:41:22,394
نیازی نداره که به پناه دادن به حرومزاده‌ی‌
یه پادشاهِ مُرده فکر کنه

543
00:41:22,394 --> 00:41:24,853
.لازم نیست نگران باشی -
.تو فقط کلاویس هستی -

544
00:41:24,853 --> 00:41:27,185
یه آهنگر که قبل از اینکه بره تو آهنگرخانه‌های

545
00:41:27,185 --> 00:41:30,185
وینترفل کار کُنه، اومده تا اَدای اِحترام کُنه

546
00:41:30,185 --> 00:41:32,185
.فهمیدم

547
00:41:33,644 --> 00:41:35,811
میبخشید، اعلیـحضرت

548
00:41:35,811 --> 00:41:37,269
از باراندازِ پادشاه جون به دَر بردین

549
00:41:37,269 --> 00:41:40,269
.یه بارِ دیگه جون به دَر بُردم
...اعلیـحضرت، این کلا

550
00:41:40,269 --> 00:41:42,686
گندری هستم اعلیـحضرت

551
00:41:42,686 --> 00:41:44,269
.من پسرِ رابرت براتیون هستم

552
00:41:44,269 --> 00:41:45,394
پسرِ حرومزاده‌

553
00:41:48,477 --> 00:41:50,935
مثلاً میخواست این رازُ
پیشِ خودش نگه داره

554
00:41:50,935 --> 00:41:52,769
.پدران‌مون به هم اعتماد داشتن

555
00:41:52,769 --> 00:41:54,102
چرا ما نباید به هم اعتماد کُنیم؟

556
00:41:56,394 --> 00:41:58,894
.من پدرتُ یه بار در وینترفل دیدم

557
00:41:58,894 --> 00:42:02,102
من پدر شما رو در مغازه‌م دیدم

558
00:42:03,811 --> 00:42:06,144
تو خیلی لاغرتَـر از اونی  -
.شما هم خیلی کوتاه‌تَـر از پدرتون هستید -

559
00:42:16,227 --> 00:42:20,019
من با داستان‌های راجع به اونا بزرگ شدم

560
00:42:20,019 --> 00:42:23,019
تمام چیزی که من همیشه می‌دونستم این بود که
اونا با هم می‌جنگیدن و پیروز می‌شدن

561
00:42:24,769 --> 00:42:27,561
اعلیـحضرت، سِر داووس به من گفتن که شما
کجا میخواید برید، و دلیلشُ هم گُفتن

562
00:42:27,561 --> 00:42:29,352
.بذارید منم با شما بیام

563
00:42:29,352 --> 00:42:31,227
احمق نباش. تو سرباز نیستی

564
00:42:31,227 --> 00:42:33,060
نه، ولی جنگجو که هستم

565
00:42:33,060 --> 00:42:36,144
و ایشون به یه آهنگر با چنین شمشیری نیاز ندارن

566
00:42:38,561 --> 00:42:40,060
بلدی چطوری از شمشیر استفاده کنی؟

567
00:42:40,060 --> 00:42:42,436
.خب این یه مُشکل‌ـه

568
00:42:42,436 --> 00:42:43,977
.من چکش رو ترجیح میدم

569
00:42:46,977 --> 00:42:48,686
از پس خودش برمیاد

570
00:42:50,477 --> 00:42:52,561
می‌تونیم از کمکـت استفاده کُنیم

571
00:42:52,561 --> 00:42:54,436
،همانطور که پدرم قبلنا می‌گفت

572
00:42:54,436 --> 00:42:56,519
بهتره آدم واسه چند لحظه بُـزدل باشه"

573
00:42:56,519 --> 00:42:58,769
"تا اینکه باقی عُمرش یه مُرده باشه

574
00:42:58,769 --> 00:43:01,185
من جونم رو مدیون شما هستم

575
00:43:01,185 --> 00:43:02,977
دو بار

576
00:43:02,977 --> 00:43:06,227
اما اگر آنچه که شما راجع به اون موجوداتی که
در شمال هستن می‌گید، حقیقت داشته باشه

577
00:43:06,227 --> 00:43:08,686
من نمی‌تونم منتظر بمونم تا این جنگ تموم بشه

578
00:43:12,477 --> 00:43:14,394
خب، کسی به حرفِ من گوش نمیده

579
00:43:14,394 --> 00:43:18,436
تنها کاری که همیشه کَردم
زندگی تا سَرحدِ پیری بوده

580
00:43:18,436 --> 00:43:20,352
خیل‌ِخب، زودباشید

581
00:43:29,935 --> 00:43:32,185
،شاید باورت نشه

582
00:43:32,185 --> 00:43:34,894
ولی دلم برات تنگ شده بود مورمونت

583
00:43:34,894 --> 00:43:38,019
هیچکس واقعاً مثلِ تو
با خشم به آدم نگاه نمی‌کُنه

584
00:43:38,019 --> 00:43:39,311
حتی کِرمِ خاکستری هم اینطوری نگاه نمی‌کُنه

585
00:43:45,102 --> 00:43:47,060
این همون سکه‌ای‌ـه که اون تاجرِ بَرده بهم داد

586
00:43:47,060 --> 00:43:50,060
وقتی که پیشنهاد دادم آزادمون کنه
و بهمون پول بده، یادته؟

587
00:43:50,060 --> 00:43:53,894
قرار بود برای باقی‌ـه عُمرمون کفاف‌مونُ بده

588
00:43:58,352 --> 00:43:59,728
.اینم با خودت ببر

589
00:44:02,394 --> 00:44:03,894
اما برش گردون

590
00:44:03,894 --> 00:44:05,060
ملکه‌مون بهت احتیاج داره

591
00:44:14,436 --> 00:44:16,894
بهتره کم کم خداحافظی کُنیم

592
00:44:18,561 --> 00:44:20,060
...اولیاحضرت، من

593
00:44:37,477 --> 00:44:39,728
اگر برنگشتم، حداقل دیگه لازم نیست با

594
00:44:39,728 --> 00:44:41,060
پادشاهِ شمال سر و کله بزنید

595
00:44:43,394 --> 00:44:45,269
داشتم بهش عادت می‌کَردم

596
00:44:47,352 --> 00:44:49,977
براتون در جنگ‌های پیشِ رو
آرزوی موفقیت می‌کُنم اولیاحضرت

597
00:44:59,060 --> 00:45:00,728
!بکِشید

598
00:45:23,853 --> 00:45:28,311
میدونی چند تا پله توی سیتادل هست؟

599
00:45:28,311 --> 00:45:29,519
نه

600
00:45:29,519 --> 00:45:32,477
15,782تـا

601
00:45:37,060 --> 00:45:40,501
حدس بزن چند تا پنجره توی
سپتِ اعظمِ بیلور هست

602
00:45:42,603 --> 00:45:45,144
.دیگه هیچی نیست

603
00:45:45,144 --> 00:45:46,811
درسته

604
00:45:46,811 --> 00:45:51,144
سپتونِ اعظم مینارد، همه چیز رو ثبت می‌کَردِ

605
00:45:51,144 --> 00:45:53,352
حتی اَعمالِ مزاجِ خودش رو هم یادداشت می‌کردِ
[ عَملِ خروجِ مدفوع ]

606
00:45:56,894 --> 00:46:00,102
اِبطالِ ازدواج" یعنی چی؟"

607
00:46:00,102 --> 00:46:03,977
وقتی که یه مَرد زنِ قانونیشُ کنار بذاره

608
00:46:03,977 --> 00:46:09,352
مینارد اینجا نوشته که برای
شاهزاده "ریگار" یه اِبطال صادر کرده

609
00:46:09,352 --> 00:46:12,853
و در عینِ حال در مراسمی مخفی در دورن

610
00:46:12,853 --> 00:46:15,394
اونُ به ازدواج دوباره با کَسِ دیگه‌ای در آورده

611
00:46:15,394 --> 00:46:17,311
این یه اَمرِ عادی توی جنوبِ یا...؟

612
00:46:17,311 --> 00:46:18,686
...اون اُستادان

613
00:46:20,561 --> 00:46:24,144
(من رو مُوظف به انجامِ کارِ محافظت(رونویسی
از نوشته‌هایی کَردن که توشون شمارشِ تعدادِ پنجره‌ها و

614
00:46:24,144 --> 00:46:26,436
اِبطال‌سازی‌ها و کار کَردن‌های مِزاجِ
یه مرد هست، که تا ابد حِفظ بشن

615
00:46:26,436 --> 00:46:28,227
درحالی که رازِ شکستِ پادشاهِ شب

616
00:46:28,227 --> 00:46:30,894
احتمالاً رو یه قفسه‌ی گَرد و خاک گرفته
تو یه جایی قرار گرفته، که کاملاً نادیده گرفته شده

617
00:46:30,894 --> 00:46:32,811
اما این اشکالی نداره، مگه نه؟

618
00:46:32,811 --> 00:46:36,894
تا زمانی که بتونیم به تمامِ نوشته‌های

619
00:46:36,894 --> 00:46:38,519
سپتونِ اعظم مینارد درباره‌ی مزخرفاتِ 15،782
دسترسی داشته باشیم

620
00:46:38,519 --> 00:46:42,561
همه‌مون می‌تونیم احمق‌های جنایت‌بارِ فرمان‌برداری بشیم که
تحتِ سلطه‌ی شیطانِ ظاهر شده در قالب انسان هستن

621
00:46:44,894 --> 00:46:46,519
پله‌ها

622
00:46:49,561 --> 00:46:51,686
اون عدد تعدادِ پله‌هاست

623
00:48:13,644 --> 00:48:16,227
مطمئنی میخوای اینکارو بکُنی؟

624
00:48:16,227 --> 00:48:18,644
تو همیشه میخواستی اُستاد بشی

625
00:48:20,269 --> 00:48:24,436
از خوندنِ دستاوردهای انسان‌های بهتر خسته شدم

626
00:49:53,519 --> 00:49:55,394
پیداش کردم، سرورم

627
00:49:59,102 --> 00:50:00,811
یکم جستجو لازم داشت

628
00:50:00,811 --> 00:50:02,894
بایگانی‌ـه اُستاد لووین خیلی کاملِ

629
00:50:07,603 --> 00:50:10,227
مطمئنی این تنها نسخه در وینترفل‌ـه؟

630
00:50:10,227 --> 00:50:12,102
بله، سرورم

631
00:50:16,894 --> 00:50:18,811
بانو استارک بابتِ خدمت‌تون ازتون ممنون هستن

632
00:52:50,935 --> 00:52:52,811
این کارِ تو نیست که باهاش

633
00:52:52,811 --> 00:52:54,811
حرف بزنی و از این ایده‌های احمقانه منصرفش کُنی؟

634
00:52:54,811 --> 00:52:57,603
من اخیراً در انجامِ کار شکست خوردم

635
00:52:59,227 --> 00:53:01,269
الان چند تا ملکه اونجا هست؟

636
00:53:01,269 --> 00:53:02,603
دو تا

637
00:53:02,603 --> 00:53:05,769
و تو باید اونی که اژدها داره رو متقاعد کُنی

638
00:53:05,769 --> 00:53:07,603
یا اونی که با برادرش میخوابه؟

639
00:53:09,436 --> 00:53:10,436
هر دوشون

640
00:53:10,436 --> 00:53:12,477
چند نفر آوردی؟

641
00:53:15,561 --> 00:53:17,102
نه به اندازه‌ی کافی

642
00:53:17,102 --> 00:53:18,728
اون زنِ گُنده چی؟

643
00:53:22,060 --> 00:53:24,853
اُمیدوار بودیم که چند تا از افرادِ
تو بتونن کمک‌‍مون کنن

644
00:53:24,853 --> 00:53:27,686
من همینجا می‌مونم

645
00:53:27,686 --> 00:53:30,811
،همونطور که خودتون خوب می‌دونید
من اون بیرون فقط یه سَر بارم

646
00:53:30,811 --> 00:53:31,811
آره

647
00:53:34,603 --> 00:53:37,811
واقعاً میخوای بری اون بیرون؟
دوباره؟

648
00:53:44,102 --> 00:53:45,853
شما تنها کسانی نیستید که میخوان برن

649
00:53:49,477 --> 00:53:52,977
دیده‌بان‌هام یه مایلی‌ـه جنوبِ دیوار پیداشون کَردن

650
00:53:52,977 --> 00:53:54,853
دیده‌بان‌ها گُفتن که اونا داشتن میومدن اینجا

651
00:54:01,686 --> 00:54:03,144
تو همون سگِ شکاری هستی

652
00:54:05,144 --> 00:54:06,977
یه بار تو وینترفل دیدمت

653
00:54:12,686 --> 00:54:14,853
اونا هم میخوان برن اونورِ دیوار

654
00:54:14,853 --> 00:54:18,144
ما نمی‌خوایم که بریم اونورِ دیوار، "باید" بریم

655
00:54:18,144 --> 00:54:20,311
...خداوندمون بهمون گفت که جنگِ بزرگ در راهه

656
00:54:20,311 --> 00:54:22,519
بهش اعتماد نکن

657
00:54:22,519 --> 00:54:24,477
به هیچکدوم‌‍شون اعتماد نکن

658
00:54:30,102 --> 00:54:31,728
اونا انجمنِ برادری هستن

659
00:54:31,728 --> 00:54:34,311
و آخرین کاری که خداوندشون
بهشون گفت که انجام بدن

660
00:54:34,311 --> 00:54:36,686
فروختنِ من به یه ساحره‌ی
سرخ‌پوش بود تا کُشته بشم

661
00:54:36,686 --> 00:54:38,394
توروس؟

662
00:54:43,436 --> 00:54:45,519
به سختی شناختمت

663
00:54:45,519 --> 00:54:47,728
سِر جوراه مورمونت

664
00:54:47,728 --> 00:54:50,686
اونا اینجا چیزی بهم نمیدن که بنوشم

665
00:54:50,686 --> 00:54:53,728
احساسِ پریشونی و مریضی کَردم

666
00:54:53,728 --> 00:54:56,561
تو یه مورمونتِ کوفتی هستی؟

667
00:54:56,561 --> 00:54:58,686
مثلِ آخرین لُردِ فرمانده؟

668
00:54:58,686 --> 00:55:00,894
اون پدرم بود

669
00:55:00,894 --> 00:55:03,894
اون ما رو مثلِ حیوون شکار می‌کرد

670
00:55:03,894 --> 00:55:06,935
تا اونجایی که یادمه، شما هم لطفشُ جبران کَردید

671
00:55:08,603 --> 00:55:11,227
حالا که همه‌مون اینجاییم

672
00:55:11,227 --> 00:55:12,811
رو لبه‌ی دنیا

673
00:55:12,811 --> 00:55:14,394
در یه زمان

674
00:55:14,394 --> 00:55:16,894
همه‌مون به یک دلیل به یک سمت بریم

675
00:55:18,728 --> 00:55:20,977
دلایلِ ما مثلِ دلایلِ شما نیستن

676
00:55:20,977 --> 00:55:23,352
اینکه فکر می‌کُنیم دلایل‌مون
چی هستن مهم نیست

677
00:55:25,561 --> 00:55:27,352
هدف بزرگتری در جریانِ

678
00:55:27,352 --> 00:55:30,644
و ما با هم بهش خدمت می‌کُنیم

679
00:55:30,644 --> 00:55:32,935
.چه بدونیم چیه و چه ندونیم

680
00:55:32,935 --> 00:55:35,853
شاید این ما باشیم که گام‌ها رو
...بر می‌داریم، ولی خداوندِ نور

681
00:55:35,853 --> 00:55:39,227
محضِ رضای خدا، میشه دهنتُ ببندی؟

682
00:55:39,227 --> 00:55:42,019
ما باهاتون میایم یا نه؟

683
00:55:42,019 --> 00:55:44,227
نمیخواید بدونین که ما چیکار می‌کُنیم؟

684
00:55:44,227 --> 00:55:48,644
بَدتر از اینه که تو یه سلولِ مثلِ یخِ بشینیم
و منتظر بمونیم تا بمیریم؟

685
00:55:48,644 --> 00:55:50,644
حق با اون‌ـه

686
00:55:50,644 --> 00:55:52,644
ما همه تو یه جبهه هستیم

687
00:55:55,144 --> 00:55:56,269
چطور ممکنه در یه جبهه باشیم؟

688
00:55:57,894 --> 00:55:59,977
همه‌مون نفس می‌کِشیم

689
00:56:07,894 --> 00:56:11,994
Armina90
:.:.: TvWorld.Info :.:.:

690
00:56:12,102 --> 00:56:16,686
کانال فروش محصولات مرتبط با فیلم و سریال
@TvFanCh

