﻿1
00:01:43,300 --> 00:01:44,300
<font color="#00ff00">.::IMDB-DL ارائه‌ای از تيم ترجمه‌ي::.</font>
<font color="#de2504">.:: WWW.iMovie-DL.COM ::.</font>

2
00:01:45,300 --> 00:01:49,800
<font color="#ff0000">"Game Of Thrones"
فصل 6
قسمت 2 : خانه</font>

3
00:01:50,800 --> 00:01:51,800
<font color ="#7FFF00">: مترجم</font>
<font color ="#F0FFFF"> داوود </font>
<font color ="#D2691E">Highbury</font>

4
00:02:43,160 --> 00:02:46,862
"1بار دیگه بهش نشون بده "ند

5
00:02:46,864 --> 00:02:48,864
اون پدرمه

6
00:02:48,866 --> 00:02:50,532
"و عموم "بِنجِن

7
00:02:50,534 --> 00:02:54,837
سپرت رو بالا نگه دار یا اینکه
مثل یه زنگ سرت رو تکون میدم

8
00:03:02,546 --> 00:03:05,247
خیلی خوشحال بودن

9
00:03:05,983 --> 00:03:08,517
تو هم زمانی بودی

10
00:03:12,623 --> 00:03:16,558
دست از خودنمایی بردار

11
00:03:16,560 --> 00:03:18,160
"لیانا"

12
00:03:18,162 --> 00:03:19,628
"عمه‌ام "لیانا

13
00:03:19,630 --> 00:03:22,130
تو سردابه مجسمه‌اش رو دیدم

14
00:03:22,132 --> 00:03:26,535
پدرم هیچ‌وقت در موردش حرف نمیزد

15
00:03:30,941 --> 00:03:33,775
میشه از اینجا بری بیرون؟
اینجا داریم تمرین می‌کنیم

16
00:03:33,777 --> 00:03:38,780
می‌خوای با کی تمرین کنی
وقتی "ند" بره به "ایری"؟

17
00:03:38,782 --> 00:03:39,982
نمیدونم

18
00:03:39,984 --> 00:03:42,084
اون چی؟

19
00:03:42,987 --> 00:03:45,787
ویلیس" ، بیا اینجا"

20
00:03:50,761 --> 00:03:52,127
هودور"؟"

21
00:03:52,129 --> 00:03:53,896
اما خون غول‌ها تو رگ‌هاش جریان داره

22
00:03:53,898 --> 00:03:57,733
و تو داری تمرین می‌کنی
به نظر من که یه مسابقه عادلانه‌ست

23
00:03:57,735 --> 00:04:00,269
بِنجِن" همیشه وقتی"
می‌خواد حمله کنه چونه‌اش رو می‌گیره بالا

24
00:04:00,271 --> 00:04:03,939
و وقتی می‌خواد جاخالی بده
میاردش پایین بانوی من

25
00:04:03,941 --> 00:04:06,575
هودور" حرف میزنه؟"

26
00:04:10,614 --> 00:04:13,849
"جنگیدن رو برای اربابان کوچک بذار "ویلیس

27
00:04:13,851 --> 00:04:16,585
حالا بیا بریم . اینجا جای تو نیست

28
00:04:16,587 --> 00:04:18,887
نان" ، به هیکلش یه نگاهی بنداز"

29
00:04:18,889 --> 00:04:20,923
اگر اصلا یاد می‌گرفت که بجنگه
اون‌وقت توقف‌ناپذیر می‌شد

30
00:04:20,925 --> 00:04:24,927
خب ، هیچ‌وقت یاد نمی‌گیره که بجنگه
چون یه پادوی اصطبل ـه

31
00:04:24,929 --> 00:04:26,828
پس به حال خودش بذارش

32
00:04:26,830 --> 00:04:29,064
وقتشه که بریم

33
00:04:29,066 --> 00:04:31,800
خواهش می‌کنم یه‌کم بیشتر

34
00:04:43,581 --> 00:04:46,949
بالاخره یه چیزی بهم نشون میدی
که برام مهمه

35
00:04:46,951 --> 00:04:48,283
و بعدش من رو می‌کشی و می‌بری

36
00:04:48,285 --> 00:04:52,054
زیر دریا زیباست

37
00:04:52,056 --> 00:04:54,623
اما اگر زیادی بمونی غرق میشی

38
00:04:54,625 --> 00:04:59,361
غرق نمی‌شدم . توی خونه بودم

39
00:05:12,176 --> 00:05:14,643
"ویلیس"

40
00:05:14,645 --> 00:05:16,044
"هودور"

41
00:05:16,046 --> 00:05:17,946
مثل یه پسربچه دیدمت

42
00:05:17,948 --> 00:05:20,949
می‌تونستی حرف بزنی

43
00:05:20,951 --> 00:05:23,785
چی شد؟

44
00:05:23,787 --> 00:05:25,954
"هودور"

45
00:05:29,927 --> 00:05:31,927
میرا" کجاست؟"

46
00:05:33,864 --> 00:05:36,031
"هودور"

47
00:06:01,692 --> 00:06:03,125
نباید بیای اینجا

48
00:06:03,127 --> 00:06:06,061
بیرون غار امن نیست

49
00:06:06,063 --> 00:06:08,363
هیچ‌جا امن نیست

50
00:06:11,001 --> 00:06:13,335
دیدم که "هودور" همیشه "هودور" نبوده

51
00:06:13,337 --> 00:06:15,337
"هودور" -
اسم واقعیش "ویلیس" ـه -

52
00:06:15,339 --> 00:06:20,676
...و می‌تونسته بجنگه و حرف بزنه و بعدش

53
00:06:21,211 --> 00:06:22,944
چی شده؟

54
00:06:25,115 --> 00:06:28,216
کلاغ 3 چشم" میگه"
که جنگی تو راه ـه

55
00:06:28,218 --> 00:06:31,286
و ما هم می‌خوایم در اون شرکت کنیم؟

56
00:07:00,184 --> 00:07:02,951
برندون استارک" بهت نیاز داره"

57
00:07:05,122 --> 00:07:06,788
برای چی؟ اونجا بشینم

58
00:07:06,790 --> 00:07:09,458
و الهاماتش رو تماشا کنم
و اینکه هیچ اتفاقی نمی‌افته

59
00:07:09,460 --> 00:07:12,294
نمی‌خواد همیشه اینجا بمونه

60
00:07:12,296 --> 00:07:16,498
و بیرون از اینجا بهت نیاز داره

61
00:07:41,425 --> 00:07:44,392
<i>"وقتشه سِر "داوُس</i>

62
00:07:44,394 --> 00:07:46,962
در رو باز کن و مردانی که داخل هستن

63
00:07:46,964 --> 00:07:50,065
می‌تونن در صلح و آرامش به برادرهاشون بپیوندن

64
00:07:54,071 --> 00:08:00,108
حتی گرگ در شمال "دیوار" آزاد می‌کنیم
تا به جایی که تعلق داره بره

65
00:08:02,780 --> 00:08:05,814
لازم نیست کسی امشب بمیره

66
00:08:08,786 --> 00:08:11,853
هیچ‌وقت جنگجوی خوبی نبودم

67
00:08:18,028 --> 00:08:21,129
به‌خاطر چیزی که قراره ببینین عذر می‌خوام

68
00:08:28,272 --> 00:08:30,138
زود باشین

69
00:09:16,486 --> 00:09:18,086
حمله

70
00:09:26,029 --> 00:09:28,396
بجنگید ای بزدل‌ها

71
00:10:00,130 --> 00:10:02,030
ای خیانتکار لعنتی

72
00:10:02,032 --> 00:10:03,665
تنها خیانتکارهایی که اینجان

73
00:10:03,667 --> 00:10:07,202
اونایی هستن که چاقوهاشون رو
توی قلب فرمانده ارشد فرو کردن

74
00:10:07,204 --> 00:10:10,572
"هزاران سال "نگهبانان شب

75
00:10:10,574 --> 00:10:14,075
قلعه سیاه" رو در برابر وحشی‌ها محافظت کردن"

76
00:10:14,077 --> 00:10:16,177
تا زمان تو

77
00:10:25,289 --> 00:10:29,424
بندازینشون داخل زندان جایی که بهش تعلق دارن

78
00:11:00,991 --> 00:11:04,526
کلی چاقو به کار رفته

79
00:11:06,697 --> 00:11:10,332
به افرادم میگم به جنگل برن
تا چوب برای آتش بیارن

80
00:11:11,101 --> 00:11:13,168
جسدها رو باید سوزوند

81
00:11:20,010 --> 00:11:23,078
<i>هی</i>

82
00:11:23,080 --> 00:11:27,015
"درسته . اینم از ملکه بلند بالا و قدرتمند "سِرسی

83
00:11:27,017 --> 00:11:29,284
سینه‌هاش و کونش با نسیمی تکون می‌خوره

84
00:11:29,286 --> 00:11:32,253
یهو سر راهم ظاهر میشه

85
00:11:32,255 --> 00:11:35,223
بهم یه لبخند کوچولو میزنه
"انگار که میگه : "خب؟

86
00:11:35,225 --> 00:11:37,459
خب ، میدونین که من هیچ‌وقت خجالتی نبودم

87
00:11:37,461 --> 00:11:40,261
و اون پایین خیلی چیز خوبی دارم
و گذاشتم بیاد بیرون

88
00:11:40,263 --> 00:11:43,198
هیچ‌وقت همچین چیزی ندیده بود

89
00:11:43,200 --> 00:11:45,767
منظورم اینه که قبلا از مال برادرش
استفاده می‌کرده و از اونجایی که من شنیدم

90
00:11:45,769 --> 00:11:48,770
مال "جِیمی لنیستر" نیم اینچ بیشتر نیست

91
00:11:49,639 --> 00:11:54,576
وقتی دیدش به خدایان قسم
که لب‌هاش رو لیس زد

92
00:11:55,479 --> 00:11:56,778
خب ، همگی من رو می‌شناسین

93
00:11:56,780 --> 00:11:59,447
میدونین که من در این مورد دروغ نمیگم

94
00:13:17,327 --> 00:13:18,493
از سر راهم برو کنار

95
00:13:18,495 --> 00:13:21,296
دستورات پادشاه‌ست اعلی‌حضرت

96
00:13:23,700 --> 00:13:24,833
دستورات پادشاه چی هستن؟

97
00:13:24,835 --> 00:13:28,436
دوست دارن در "رِد کیپ" بمونین اعلی‌حضرت

98
00:13:28,438 --> 00:13:30,371
برای امنیت خودتون

99
00:13:30,841 --> 00:13:33,508
داری جلوی من رو می‌گیری
که در مراسم سوگواری دختر خودم شرکت نکنم؟

100
00:13:33,510 --> 00:13:39,180
من رو ببخشین اعلی‌حضرت . با توجه به
دستور پادشاه نمی‌تونم اجازه بدم رد بشین

101
00:13:39,816 --> 00:13:41,850
می‌خوام با پسرم صحبت کنم

102
00:13:41,852 --> 00:13:45,353
ایشون "رِد کیپ" رو ترک کردن اعلی‌حضرت

103
00:14:14,885 --> 00:14:17,352
بزرگ شده

104
00:14:17,354 --> 00:14:18,820
تقریبا

105
00:14:18,822 --> 00:14:22,590
قاتلین شاهزاده "تریستِین" رو دستگیر کردیم؟

106
00:14:24,327 --> 00:14:26,427
انتظار دارم کار مادر بوده باشه

107
00:14:26,429 --> 00:14:28,696
مادرت همچین کاری نمی‌کنه

108
00:14:28,698 --> 00:14:30,598
چرا ، می‌کنه

109
00:14:32,469 --> 00:14:34,702
از دستش عصبانی هستی؟

110
00:14:34,704 --> 00:14:38,173
البته که نه -
پس چرا نذاشتی بیای؟ -

111
00:14:38,175 --> 00:14:40,575
کاملا حق داره اینجا باشه

112
00:14:40,577 --> 00:14:44,679
بهم گفتن که اجازه نداره تو معبد باشه

113
00:14:44,681 --> 00:14:49,951
...اگر سعی کنه -
دوباره مادرت رو نمیندازن تو زندان . هرگز -

114
00:14:49,953 --> 00:14:52,587
نه تا وقتی که من اینجا باشم

115
00:14:54,391 --> 00:14:57,592
چرا نرفتی ببینیش؟

116
00:15:00,363 --> 00:15:02,931
هر چیزی که تحمل کرده
هر کاری کرده برای تو بوده

117
00:15:02,933 --> 00:15:06,201
فکر می‌کنی خودم این رو نمیدونم؟

118
00:15:09,639 --> 00:15:11,806
متاسفم

119
00:15:13,476 --> 00:15:15,476
اما نمی‌تونم

120
00:15:15,478 --> 00:15:17,245
چرا نمی‌تونی؟

121
00:15:17,514 --> 00:15:21,716
وقتی که "ارتش ایمان" اون
و "مارجری" رو دستگیر کردن

122
00:15:21,718 --> 00:15:24,219
چکار کردم؟

123
00:15:24,454 --> 00:15:28,957
وقتی مثل یه فاحشه اون رو
تو خیابون‌ها گردوندن

124
00:15:28,959 --> 00:15:31,359
چکار کردم؟

125
00:15:31,728 --> 00:15:33,695
همگی گاهی اوقات شکست می‌خوریم

126
00:15:33,697 --> 00:15:36,965
پادشاه قراره محافظت قلمرو باشه

127
00:15:36,967 --> 00:15:41,436
اگر حتی نتونم از مادر و همسرم محافظت کنم

128
00:15:41,438 --> 00:15:42,637
به چه دردی می‌خورم؟

129
00:15:42,639 --> 00:15:46,741
برو و مادرت رو ببین و ازش بخواه تو رو ببخشه

130
00:15:48,712 --> 00:15:50,912
اعلی‌حضرت

131
00:15:50,914 --> 00:15:52,714
فرمانده ارشد

132
00:15:52,716 --> 00:15:55,416
می‌خوام همسرم رو ببینم

133
00:15:55,418 --> 00:15:57,552
خدایان منتظر ملکه "مارجری" هستن

134
00:15:57,554 --> 00:16:01,456
تا به گناهانش اعتراف کنه
و براشون طلب بخشش کنن

135
00:16:01,458 --> 00:16:04,425
پادشاه هم باید صبر کنن

136
00:16:04,427 --> 00:16:07,595
"برو و مادرت رو ببین "تامن

137
00:16:17,440 --> 00:16:19,607
تو مرد شجاعی هستی

138
00:16:21,011 --> 00:16:22,710
درست برعکس

139
00:16:22,712 --> 00:16:25,380
از یه کار بزرگ می‌ترسم

140
00:16:25,382 --> 00:16:28,783
پدر ، مادر

141
00:16:28,785 --> 00:16:31,452
جنگجو

142
00:16:40,497 --> 00:16:44,565
میدونی برای چی از این سنگ‌ها
استفاده می‌کنیم؟

143
00:16:45,435 --> 00:16:47,802
برای اینکه یادمون بندازه از مرگ نترسیم

144
00:16:47,804 --> 00:16:51,706
چشم‌هامون رو در این دنیا می‌بندیم
و در دنیای دیگه باز می‌کنیم

145
00:16:51,708 --> 00:16:54,809
باید خیلی انتظار زندگی بعدی رو کشیده باشی

146
00:16:55,945 --> 00:16:57,512
راستش منم ازش می‌ترسم

147
00:16:57,514 --> 00:17:00,615
تو خواهر من رو زندانی کردی و تحقیرش کردی

148
00:17:00,617 --> 00:17:03,584
خواهر شما در جستجوی بخشش خدایان بود

149
00:17:03,586 --> 00:17:05,553
و اینکه از گناهانش پاک بشه

150
00:17:05,555 --> 00:17:08,389
گناهان من چی میشه؟

151
00:17:09,392 --> 00:17:14,028
یه سوگند مقدس را شکستم
و از پشت به پادشاه خنجر زدم

152
00:17:15,398 --> 00:17:17,632
پسرعموی خودم رو کشتم

153
00:17:17,634 --> 00:17:19,701
وقتی خدایان قضاوت کردن که برادرم گناهکاره

154
00:17:19,703 --> 00:17:22,837
کمکش کردم تا از قضاوتشون فرار کنه

155
00:17:23,673 --> 00:17:27,041
من چه کفاره‌ای رو باید برای پاک شدن بدم؟

156
00:17:28,511 --> 00:17:31,112
در این مکان مقدس می‌خوای خون بریزی؟

157
00:17:31,114 --> 00:17:33,047
خدایان اهمیتی نمیدن

158
00:17:33,049 --> 00:17:36,818
اونا بیشتر از هر دو ما خون ریختن

159
00:17:38,421 --> 00:17:40,421
پس ادامه بده

160
00:17:40,423 --> 00:17:43,925
لیاقتش رو دارم . همگی داریم

161
00:17:43,927 --> 00:17:46,627
ما موجودات ضعیف و بیهوده هستیم

162
00:17:46,629 --> 00:17:49,897
تنها با "بخشش مادر" زنده هستیم

163
00:18:04,447 --> 00:18:08,449
باید نزدیک باشن اگر قصد داری
که اونا نجاتت بدن

164
00:18:08,451 --> 00:18:09,717
این رو نمی‌خوام

165
00:18:09,719 --> 00:18:12,920
قبل از اینکه بهم ضربه بزنی
بهم نمیرسن

166
00:18:12,922 --> 00:18:14,689
بر ضد مشکلات بدتری جنگیدم

167
00:18:14,691 --> 00:18:17,925
شکی نیست که خیلی از ما شکست خواهند خورد

168
00:18:17,927 --> 00:18:20,895
اما ما کی هستیم؟

169
00:18:20,897 --> 00:18:23,564
اسمی نداریم . خانواده‌ای نداریم

170
00:18:23,566 --> 00:18:27,902
هر کدوم از ما فقیر و ناتوان ـه

171
00:18:27,904 --> 00:18:30,138
و با اینحال باهم

172
00:18:30,140 --> 00:18:33,674
می‌تونیم یه امپراطور رو از تخت به زیر بکشیم

173
00:19:03,473 --> 00:19:05,606
مادر

174
00:19:16,052 --> 00:19:19,921
اون رو در لباس قرمز گذاشتن یا طلایی؟

175
00:19:21,090 --> 00:19:22,457
طلایی

176
00:19:22,459 --> 00:19:25,760
خوبه . رنگش همیشه همون بوده

177
00:19:27,130 --> 00:19:31,199
متاسفم که تو رو اینجا نگه داشتم

178
00:19:32,769 --> 00:19:36,003
...نباید این‌کار رو می‌کردم اما

179
00:19:37,874 --> 00:19:41,542
نمی‌خواستم دوباره از دستت بدم

180
00:19:41,544 --> 00:19:43,811
درک می‌کنم

181
00:19:45,515 --> 00:19:47,815
خوشحالم که می‌بینمت

182
00:19:50,153 --> 00:19:52,887
میدونم که باید زودتر می‌اومدم

183
00:19:52,889 --> 00:19:56,958
می‌خواستم . اشتباه می‌کردم

184
00:19:57,894 --> 00:20:00,194
عیبی نداره

185
00:20:02,632 --> 00:20:05,199
نه . عیب داره

186
00:20:06,135 --> 00:20:08,970
باید همه اونا رو اعدام می‌کردم

187
00:20:08,972 --> 00:20:10,505
باید معبد رو

188
00:20:10,507 --> 00:20:15,109
روی سر "گنجشک اعظم" خراب می‌کردم
قبل از اینکه بذارم اون‌کار رو باهات بکنن

189
00:20:15,111 --> 00:20:18,145
اگه تو به جای من بودی
برای منم همین کار رو می‌کردی

190
00:20:18,615 --> 00:20:21,883
من رو طوری بزرگ کردی که قوی باشم

191
00:20:23,620 --> 00:20:25,686
و من قوی نبودم

192
00:20:26,523 --> 00:20:29,056
اما می‌خوام باشم

193
00:20:31,294 --> 00:20:33,594
کمکم کن

194
00:20:37,567 --> 00:20:39,634
همیشه

195
00:21:06,863 --> 00:21:10,565
اگر آلتم رو از دست بدم همیشه می‌نوشم

196
00:21:14,003 --> 00:21:16,003
قصد توهین ندارم

197
00:21:16,005 --> 00:21:19,206
اون جوک‌های کوتوله‌ای می‌سازه
منم جوک‌هایی در مورد آدم‌های اخته

198
00:21:19,208 --> 00:21:20,641
من جوک‌های کوتوله‌ای نمی‌سازم

199
00:21:20,643 --> 00:21:22,777
بهشون فکر می‌کنی

200
00:21:22,779 --> 00:21:26,347
خب پس ناوگان سوزونده شده

201
00:21:26,349 --> 00:21:30,851
دنبال مردانی هستیم
که کشتی‌ها رو سوزوندن اما کسی چیزی ندیده

202
00:21:30,853 --> 00:21:33,187
حتما خبرهای خوبی
یه جایی همین اطراف هستن

203
00:21:33,189 --> 00:21:36,757
"آستاپور" و "یونکای"
دیگه ازمون کمک نمی‌خوان

204
00:21:36,759 --> 00:21:39,594
شاید بتونن رازشون رو بهمون بگن

205
00:21:39,596 --> 00:21:41,362
اربابان هر دو شهر رو پس گرفتن

206
00:21:41,364 --> 00:21:47,702
"بیرون از "میرین" تمام "خلیج برده‌داران
به بردگان برگردونده شده

207
00:21:48,037 --> 00:21:53,140
اژدهایان چی؟
زیر همین هرم 2تاشون رو داریم

208
00:21:53,142 --> 00:21:54,342
غذا نمی‌خورن

209
00:21:54,344 --> 00:21:57,778
از زمانی که ملکه "دِنِریس" رفته
به غذاشون دست نزدن

210
00:21:57,780 --> 00:22:00,047
دِنِریس" ملکه اژدهاست"

211
00:22:00,049 --> 00:22:02,917
همینطوری نمیذاره اژدهایان گرسنگی بکشن
این واضحه

212
00:22:02,919 --> 00:22:06,787
اگر یه اژدها نخواد غذا بخوره
چطوری باید مجبورش کنی که بخوره؟

213
00:22:06,789 --> 00:22:08,956
اژدهایان در اسارت زیاد حالشون خوب نیست

214
00:22:08,958 --> 00:22:11,792
از کجا این رو میدونی؟ -
کار من همینه -

215
00:22:11,794 --> 00:22:15,363
می‌نوشم و چیزهایی میدونم

216
00:22:16,366 --> 00:22:19,934
اژدهایان "اِگون" که "وستروس" رو فتح کردن

217
00:22:19,936 --> 00:22:22,670
تا صدها مایل اجازه داشتن پرواز کنن

218
00:22:22,672 --> 00:22:24,271
"بعدش اجداد "دِنِریس

219
00:22:24,273 --> 00:22:27,408
شروع کردن به زنجیر کردن اونا تو آغل‌ها

220
00:22:27,410 --> 00:22:29,176
چندین نسل بعد

221
00:22:29,178 --> 00:22:32,947
آخرین اژدهایان چیزی
بیشتر از چندتا گربه نبودن

222
00:22:32,949 --> 00:22:36,951
باید آزاد بشن یا اینکه از بین میرن

223
00:22:38,087 --> 00:22:39,253
"میساندِی"

224
00:22:39,255 --> 00:22:43,057
چندبار در برابر این اژدهایان بودی؟

225
00:22:43,059 --> 00:22:47,695
بارها -
و تا به حال بهت آسیبی زدن؟ -

226
00:22:47,697 --> 00:22:49,363
هیچ‌وقت

227
00:22:49,365 --> 00:22:51,098
اژدهایان باهوش هستن

228
00:22:51,100 --> 00:22:54,335
باهوش‌تر از مردان بر اساس
گفته برخی از استادان

229
00:22:54,337 --> 00:22:56,971
برای دوستشان عشق می‌ورزن

230
00:22:56,973 --> 00:22:59,440
و برای دشمنانشون خشم

231
00:23:00,176 --> 00:23:02,777
من دوستشون هستم -
آیا این رو میدونن؟ -

232
00:23:02,779 --> 00:23:06,914
میدونن . وقتش شده
که شام‌شون رو بخورن

233
00:24:37,106 --> 00:24:39,874
من با مادرتون دوستم

234
00:24:46,415 --> 00:24:48,816
اومدم تا کمک کنم

235
00:24:48,818 --> 00:24:51,418
کمک‌کننده رو نخور

236
00:24:56,058 --> 00:24:57,057
وقتی یه بچه بودم

237
00:24:57,059 --> 00:25:01,128
یه عمویی ازم پرسید
که برای روز نام‌گذارـیم چه هدیه‌ای می‌خوام

238
00:25:01,130 --> 00:25:03,230
بهش التماس کردم که یکی از شماها رو بهم بده

239
00:25:03,232 --> 00:25:08,068
بهش گفتم که حتی لازم نیست
یه اژدهای بزرگ باشه

240
00:25:09,138 --> 00:25:12,139
می‌تونه مثل من کوچولو باشه

241
00:25:17,280 --> 00:25:23,017
همگی یه طوری خندیدن
که انگار خنده‌دارترین چیزی بوده که شنیدن

242
00:25:23,586 --> 00:25:25,820
بعدش پدرم بهم گفت

243
00:25:25,822 --> 00:25:29,824
آخرین اژدها 1 قرن پیش مرده

244
00:25:29,826 --> 00:25:33,828
اون‌شب اونقدر گریه کردم تا خوابم برد

245
00:25:42,205 --> 00:25:44,839
اما شماها اینجایین

246
00:26:50,973 --> 00:26:54,341
دفعه بعد که همچین ایده‌ای داشتم

247
00:26:54,343 --> 00:26:56,677
با مشت بزن تو صورتم

248
00:27:10,259 --> 00:27:12,192
اسمت چیه؟

249
00:27:18,501 --> 00:27:20,334
اسمت چیه؟

250
00:27:20,336 --> 00:27:23,938
هیچ‌کس -
باور نمی‌کنم -

251
00:27:23,940 --> 00:27:27,174
خودت هم باور نمی‌کنی

252
00:27:58,074 --> 00:28:00,975
کی هستی؟

253
00:28:02,178 --> 00:28:02,977
هیچ‌کس

254
00:28:02,979 --> 00:28:05,145
اگر دختر اسمش رو بگه

255
00:28:05,147 --> 00:28:08,582
مرد میذاره امشب زیر یه سقف بخوابه

256
00:28:08,584 --> 00:28:11,051
دختر اسمی نداره

257
00:28:11,053 --> 00:28:13,253
اگر دختر اسمش رو بگه

258
00:28:13,255 --> 00:28:15,522
مرد امشب بهش غذا میده

259
00:28:15,524 --> 00:28:18,525
دختر اسمی نداره

260
00:28:19,295 --> 00:28:21,061
اگر دختر اسمش رو بگه

261
00:28:21,063 --> 00:28:24,131
مرد چشم‌هاش رو بهش برمیگردونه

262
00:28:25,234 --> 00:28:28,135
دختر اسمی نداره

263
00:28:35,311 --> 00:28:37,711
بیا

264
00:28:45,654 --> 00:28:47,287
ولش کن

265
00:28:47,289 --> 00:28:50,624
دختر دیگه یه گدا نیست

266
00:28:58,601 --> 00:29:02,469
سر راهمون به اینجا به چندتا جسد برخوردیم

267
00:29:03,105 --> 00:29:06,507
چندین مرد؟ بهترین شکارچی‌هات؟

268
00:29:06,509 --> 00:29:07,708
مشخصه که کمک داشتن

269
00:29:07,710 --> 00:29:11,779
"فکر نمی‌کردم که بانو "سانسا
همه‌شون رو تنهایی کشته باشه

270
00:29:12,248 --> 00:29:14,748
"به‌خاطر این گزارش ازتون ممنونم لرد "کاراستارک

271
00:29:14,750 --> 00:29:17,217
میدونیم که کجا داره میره

272
00:29:17,219 --> 00:29:19,119
برادرش در "قلعه سیاه" ـه

273
00:29:19,121 --> 00:29:20,721
آخرین پسر زنده "ند استارک"؟

274
00:29:20,723 --> 00:29:23,290
جان اسنو" یه حرومزاده‌ست"
استارک" نیست"

275
00:29:23,292 --> 00:29:25,826
خب ، منم بودم پدر

276
00:29:25,828 --> 00:29:28,128
ادعات برای شمال هرگز در امان نیست

277
00:29:28,130 --> 00:29:30,364
"تا وقتی که یه "استارک
از اون در بتونه وارد بشه

278
00:29:30,366 --> 00:29:32,699
قلعه سیاه" در بخش"
جنوبی دفاعی نداره

279
00:29:32,701 --> 00:29:36,703
و چندین مردی که موندن اصلا مرد نیستن
چندتا کشاورز و دزد

280
00:29:36,705 --> 00:29:41,208
با یه نیروی کوچیک می‌تونیم
به قلعه یورش ببریم و "جان اسنو" رو بکشیم

281
00:29:41,210 --> 00:29:44,211
کشتن فرمانده ارشد "نگهبانان شب"؟

282
00:29:44,213 --> 00:29:47,848
اینطوری تمام خاندان‌های شمال رو
ضد ما متحد می‌کنی

283
00:29:48,617 --> 00:29:50,617
به تمام خاندان‌های شمال نیازی نداریم

284
00:29:50,619 --> 00:29:53,287
آمبر"ها ، "مندرلی"ها و "کاراستارک"ها"

285
00:29:53,289 --> 00:29:57,424
سربازان بیشتری از تمام
خاندان‌های دیگه دارن

286
00:29:57,426 --> 00:29:59,860
با حمایت اونا هیچ‌کس نمی‌تونه
ما رو به مبارزه بطلبه

287
00:29:59,862 --> 00:30:04,665
استارک"ها روزی که پادشاه "راب" سر پدر من رو"
قطع کردن خاندان من رو از دست دادن

288
00:30:04,667 --> 00:30:08,569
وقتش شده که خون جدیدی در شمال جریان پیدا کنه

289
00:30:16,579 --> 00:30:19,646
اگر اعتبار یه سگ دیوونه رو بخوای بدست بیاری

290
00:30:19,648 --> 00:30:21,281
مثل یه سگ دیوونه باهات رفتار میشه

291
00:30:21,283 --> 00:30:25,319
بیرون برده میشی
و سلاخی میشی تا غذای خوک بشی

292
00:30:26,122 --> 00:30:27,788
سروران من

293
00:30:27,790 --> 00:30:30,691
بانو "والدا" بچه‌ای به دنیا آوردن

294
00:30:30,693 --> 00:30:32,459
یه پسر

295
00:30:32,461 --> 00:30:34,828
گونه سرخ و سالم

296
00:30:34,830 --> 00:30:38,899
"تبریک میگم لرد "بولتون

297
00:30:47,576 --> 00:30:50,177
تبریک میگم پدر

298
00:30:50,546 --> 00:30:54,381
مشتاقم که برادر جدیدم رو ببینم

299
00:30:57,887 --> 00:31:01,288
تو همیشه پسر اول من هستی

300
00:31:01,857 --> 00:31:04,358
ممنون که این رو میگی

301
00:31:04,360 --> 00:31:07,361
برام اهمیت خیلی زیادی داره

302
00:31:43,365 --> 00:31:44,731
"استاد "وُلکان

303
00:31:44,733 --> 00:31:49,937
کلاغ‌ها رو به خاندان‌های شمال بفرست
روس بولتون" مرده"

304
00:31:50,940 --> 00:31:53,807
توسط دشمنانمون مسموم شده

305
00:31:59,682 --> 00:32:02,316
چطوری مرده؟

306
00:32:05,287 --> 00:32:07,721
توسط دشمنانش مسموم شده

307
00:32:07,723 --> 00:32:11,592
وقتی با اربابت حرف میزنی با احترام حرف بزن

308
00:32:12,528 --> 00:32:14,795
من رو ببخشید سرور من

309
00:32:17,299 --> 00:32:19,967
بفرست دنبال بانو "والدا" و بچه‌اش

310
00:32:20,903 --> 00:32:23,637
داره استراحت می‌کنه سرور من

311
00:32:26,475 --> 00:32:28,976
همین الان سرورم

312
00:32:53,602 --> 00:32:55,469
پس اینجاست

313
00:32:55,471 --> 00:32:57,904
شگفت‌انگیز نیست؟

314
00:33:01,010 --> 00:33:03,477
میشه نگهش دارم؟

315
00:33:04,313 --> 00:33:06,813
البته

316
00:33:16,458 --> 00:33:18,825
برادر کوچولو

317
00:33:19,395 --> 00:33:21,528
لرد "بولتون" دنبالمون فرستاده بود

318
00:33:21,530 --> 00:33:23,664
اون رو دیدی؟

319
00:33:31,507 --> 00:33:35,475
البته . دنبالم بیا مادر

320
00:33:52,361 --> 00:33:54,828
لرد "بولتون" کجاست؟

321
00:34:04,106 --> 00:34:05,672
خفه بشین

322
00:34:05,674 --> 00:34:08,842
عیبی نداره . بیخیال

323
00:34:08,844 --> 00:34:13,480
اینجا سرده "رمزی" . باید بهش غذا بدم

324
00:34:18,754 --> 00:34:22,689
رمزی" ، پدرت کجاست؟"

325
00:34:22,959 --> 00:34:24,492
"رمزی"

326
00:34:32,835 --> 00:34:35,702
لرد "بولتون" کجاست؟

327
00:34:41,677 --> 00:34:44,378
من لرد "بولتون" هستم

328
00:34:53,756 --> 00:34:55,856
"رمزی"

329
00:34:55,858 --> 00:34:56,923
رمزی" ، خواهش می‌کنم"

330
00:34:56,925 --> 00:35:00,794
وینترفِل" رو ترک می‌کنم"
"برمیگردم به "ریوِرلند

331
00:35:05,834 --> 00:35:07,868
خواهش می‌کنم

332
00:35:07,870 --> 00:35:10,170
"رمزی"

333
00:35:11,640 --> 00:35:13,940
این برادرته

334
00:35:16,078 --> 00:35:18,912
ترجیح میدم تنها بچه باشم

335
00:35:38,934 --> 00:35:42,002
با یه مرد دیدمش

336
00:35:42,004 --> 00:35:43,470
فکر نکنم بهش آسیبی زده باشه

337
00:35:43,472 --> 00:35:47,808
اون نمی‌خواست ولش کنه
و اون مرد هم نمی‌خواست اون رو ول کنه

338
00:35:48,977 --> 00:35:50,944
نمیدونی که از کدوم طرف رفت؟

339
00:35:50,946 --> 00:35:53,713
3روز دنبالش گشتم

340
00:35:53,715 --> 00:35:55,715
ناپدید شد

341
00:35:57,586 --> 00:35:59,052
حالش چطور بود؟

342
00:35:59,054 --> 00:36:00,921
به نظر خوب می‌اومد

343
00:36:00,923 --> 00:36:04,858
دقیقا مثل یه بانو لباس نپوشیده بود

344
00:36:05,694 --> 00:36:07,894
نه . اینطوری لباس نمی‌پوشه

345
00:36:09,198 --> 00:36:11,965
توی "وینترفِل" چه اتفاقی افتاد؟

346
00:36:22,511 --> 00:36:26,580
باید وقتی فرصت داشتم باهات می‌اومدم

347
00:36:26,582 --> 00:36:30,217
تصمیم سختی بود بانوی من

348
00:36:33,755 --> 00:36:37,057
همه ما باید تصمیمات سختی بگیریم

349
00:36:56,812 --> 00:36:59,513
نباید آتش روشن کنیم

350
00:36:59,515 --> 00:37:00,280
امن نیست

351
00:37:00,282 --> 00:37:01,648
دست از شکار ما برنمیداره

352
00:37:01,650 --> 00:37:03,083
فقط باید به "قلعه سیاه" برسیم

353
00:37:03,085 --> 00:37:05,652
وقتی که با "جان" باشیم
رمزی" دستش به ما نمیرسه"

354
00:37:05,654 --> 00:37:09,222
جان" به محض اینکه وارد اون دروازه بشم"
من رو می‌کشه

355
00:37:09,224 --> 00:37:10,624
بهش این اجازه رو نمیدم

356
00:37:10,626 --> 00:37:13,627
در مورد "برَن" و "ریکان" بهش حقیقت رو میگم

357
00:37:13,962 --> 00:37:17,631
و حقیقت در مورد پسران کشاورزی
که به جاشون کشتم

358
00:37:17,633 --> 00:37:22,269
و حقیقت در مورد
سِر "رادریک" که من سرش رو بریدم

359
00:37:23,539 --> 00:37:27,274
و حقیقت در مورد "راب" که بهش خیانت کردم

360
00:37:27,809 --> 00:37:31,144
وقتی لباس نگهبانی بپوشی
تمام جنایاتت بخشیده میشه

361
00:37:31,146 --> 00:37:33,780
نمی‌خوام بخشیده بشم

362
00:37:35,217 --> 00:37:37,684
هرگز نمی‌تونم کاری

363
00:37:37,686 --> 00:37:39,853
که با خانواده‌ات کردم رو جبران کنم

364
00:37:40,822 --> 00:37:44,157
اونا خیلی بیشتر از من می‌تونن ازت مراقبت کنن

365
00:37:48,130 --> 00:37:51,631
تو با ما نمیای؟

366
00:37:52,701 --> 00:37:57,003
اگه می‌تونستم تا خود "دیوار" باهات می‌اومدم

367
00:37:57,606 --> 00:38:00,073
حاضرم برای اینکه اونجا برسی بمیرم

368
00:38:16,124 --> 00:38:19,259
ممکنه یکی از اسب‌ها رو بردارم؟

369
00:38:22,197 --> 00:38:25,065
کجا میری؟

370
00:38:27,336 --> 00:38:29,803
خونه

371
00:38:37,179 --> 00:38:41,881
گلاوِر"ها "جنگل عمیق موت" رو پس گرفتن"

372
00:38:41,883 --> 00:38:44,117
و "تخت آهنین" رو کی گرفته؟

373
00:38:44,119 --> 00:38:48,121
در جنگیدن با مردی مردن

374
00:38:49,024 --> 00:38:51,224
چیزی که مرده باشد هرگز نمی‌میرد

375
00:38:51,226 --> 00:38:53,893
چیزی که مرده باشد هرگز نمی‌میرد

376
00:38:53,895 --> 00:38:55,695
اما اونا مردن

377
00:38:55,697 --> 00:38:57,931
و تاخت‌وتاز ما با مردن اونا مرد

378
00:38:57,933 --> 00:39:01,801
"جنگل عمیق موت"
آخرین قلعه ما در سرزمین اصلی بود

379
00:39:01,803 --> 00:39:03,203
پس باید قلعه‌های بیشتری بگیریم

380
00:39:03,205 --> 00:39:07,340
چرا؟ برای گرفتن درختان کاج و یه مشت صخره؟

381
00:39:09,011 --> 00:39:11,277
به‌خاطر اینکه من دستور میدم

382
00:39:11,279 --> 00:39:13,213
می‌تونیم هر کسی رو در دریا شکست بدیم

383
00:39:13,215 --> 00:39:15,915
اما هرگز نمی‌تونیم در برابر ارتش سرزمین اصلی

384
00:39:15,917 --> 00:39:17,117
قلعه‌ها و زمین‌ها رو نگه داریم

385
00:39:17,119 --> 00:39:19,019
نه اگر فرماندهانم از دستوراتم سرپیچی کنن

386
00:39:19,021 --> 00:39:23,923
پست‌هاشون رو ترک کنن
و برای ماموریت‌های احمقانه افرادمون رو قربانی کنن

387
00:39:23,925 --> 00:39:26,660
برای سعی در نجات "تئون" عذرخواهی نمی‌کنم

388
00:39:26,662 --> 00:39:27,727
پس کجاست؟

389
00:39:27,729 --> 00:39:29,362
قلمروت کجاست؟

390
00:39:29,364 --> 00:39:34,334
به‌خاطر این اون قلعه‌ها رو گرفتیم
چون شمالی‌ها برای جنگ رفته بودن

391
00:39:34,336 --> 00:39:36,102
اون جنگ تموم شده

392
00:39:36,104 --> 00:39:37,837
آخرین‌باری که زیادی تحریکشون کردیم

393
00:39:37,839 --> 00:39:40,940
از اون پنجره دیدم
که به دیوارهامون رسیدن

394
00:39:40,942 --> 00:39:42,942
و برج‌هامون رو خراب کردن

395
00:39:42,944 --> 00:39:45,078
اون روز 2 برادر رو از دست دادم

396
00:39:45,080 --> 00:39:48,281
و من 3 پسر رو

397
00:39:48,684 --> 00:39:50,917
"بهش میگن "جنگ پنج پادشاه

398
00:39:50,919 --> 00:39:52,152
خب ، اون 4تای دیگه مردن

399
00:39:52,154 --> 00:39:56,122
وقتی که به "جزایر آهنین" حکومت کنی
می‌تونی تمام صلح و آرامشی که می‌خوای برسی

400
00:39:56,124 --> 00:39:58,058
اما الان دهنت رو ببند و اطاعت کن

401
00:39:58,060 --> 00:40:01,761
یا اینکه یه وارث دیگه میارم که این‌کار رو بکنه

402
00:40:40,035 --> 00:40:42,268
بذار رد بشم

403
00:40:43,939 --> 00:40:48,108
ای احمق ، از سر راه پادشاهت برو کنار

404
00:40:48,376 --> 00:40:51,077
همیشه کنار نرفتم برادر؟

405
00:40:59,488 --> 00:41:04,524
فکر کردم تا الان زیر
یه دریای بیگانه پوسیده باشی

406
00:41:04,526 --> 00:41:08,828
چیزی که مرده باشد هرگز نمی‌میرد

407
00:41:09,931 --> 00:41:13,032
رسم و رسوم از وقتی
که من رفتم تغییری کرده؟

408
00:41:13,034 --> 00:41:15,368
قرار نیست تو هم همین کلمات رو تکرار کنی؟

409
00:41:15,370 --> 00:41:18,805
می‌تونی بدون کمک من خدامون رو مسخره کنی

410
00:41:18,807 --> 00:41:21,841
من خدای غرق شده رو مسخره نمی‌کنم

411
00:41:21,843 --> 00:41:24,844
من خود خدای غرق شده‌ام

412
00:41:24,846 --> 00:41:26,446
"از شهر قدیمی به "کارت

413
00:41:26,448 --> 00:41:30,416
وقتی مردان بادبان‌های من رو می‌ببینن
دعا می‌کنن

414
00:41:38,960 --> 00:41:42,562
تو پیری برادر

415
00:41:42,564 --> 00:41:44,531
زمان خودت رو داشتی

416
00:41:44,533 --> 00:41:46,933
حالا بذار یکی دیگه حکومت کنه

417
00:41:46,935 --> 00:41:50,103
شنیدم که عقلت رو

418
00:41:50,105 --> 00:41:52,572
در طوفانی در "دریای یشم" از دست دادی

419
00:41:52,574 --> 00:41:59,145
تو رو به دکل بستن تا نذارن
خودت رو پرت کنی تو آب

420
00:41:59,147 --> 00:42:00,079
این‌کار رو کردن

421
00:42:00,081 --> 00:42:05,285
و وقتی که طوفان تموم شد
تو زبونشون رو بریدی

422
00:42:05,287 --> 00:42:07,854
سکوت می‌خواستم

423
00:42:08,356 --> 00:42:10,456
چطور زاده‌ی آهن‌ـی

424
00:42:10,458 --> 00:42:14,861
عقلش رو در یه طوفان از دست میده؟

425
00:42:14,863 --> 00:42:18,464
من طوفان هستم برادر

426
00:42:18,466 --> 00:42:21,568
اولین و آخرین طوفان

427
00:42:22,470 --> 00:42:25,205
و تو سر راه منی

428
00:43:02,043 --> 00:43:06,579
خدایا ، خدمتکارت "بِیلون" رو
به امواج برگردان

429
00:43:06,581 --> 00:43:10,316
موجودات قلمروت رو با گوشت او تغذیه کن

430
00:43:10,318 --> 00:43:12,218
<i>استخوان‌هایش رو به اعماق قلمروت ببر</i>

431
00:43:12,220 --> 00:43:15,321
<i>تا در کنار اجدادش و بچه‌هاش بیارامد</i>

432
00:43:15,323 --> 00:43:18,491
چیزی که مرده باشد هرگز نمی‌میرد

433
00:43:26,902 --> 00:43:29,202
<i>می‌فهمم که کی این‌کار رو کرده</i>

434
00:43:29,204 --> 00:43:33,406
اون‌وقت درحالی‌که زنده‌ان
غذای کوسه‌هاشون می‌کنم

435
00:43:34,276 --> 00:43:37,010
به تخت "سالت" سوگند می‌خورم

436
00:43:37,012 --> 00:43:40,113
تخت "سالت" مال
تو نیست که بهش سوگند بخوری

437
00:43:40,115 --> 00:43:42,181
نه تا وقتی که شورای پادشاهی تو رو انتخاب کنه

438
00:43:42,183 --> 00:43:43,650
پدرم می‌خواست من حکومت کنم

439
00:43:43,652 --> 00:43:48,321
پدرت اجازه نداشت انتخاب کنه
قانون روشنه

440
00:43:50,058 --> 00:43:51,357
شاید تو بردی

441
00:43:51,359 --> 00:43:56,129
شاید تو اولین زنی شدی
در تاریخ شدی که بر زاده‌های آهن حکومت می‌کنه

442
00:43:56,965 --> 00:43:59,165
و شایدم نه

443
00:44:15,517 --> 00:44:17,650
بیا تو

444
00:44:22,657 --> 00:44:27,026
متاسفم بانوی من . قصد نداشتم که مزاحم بشم

445
00:44:27,028 --> 00:44:29,629
مزاحم چیزی نشدی

446
00:44:40,508 --> 00:44:44,510
فکر می‌کنم بدونین برای چی اینجا اومدم

447
00:44:45,146 --> 00:44:46,579
بعد از اینکه بهم گفتی می‌فهمم

448
00:44:46,581 --> 00:44:49,082
در مورد فرمانده ارشده

449
00:44:49,084 --> 00:44:52,018
فرمانده ارشد سابق

450
00:44:53,054 --> 00:44:55,121
باید فرمانده ارشد سابق باشه؟

451
00:44:58,026 --> 00:45:00,693
چی می‌خوای؟

452
00:45:03,999 --> 00:45:08,468
هیچ جادویی بلدین

453
00:45:09,571 --> 00:45:11,371
که بتونه کمکش کنه؟

454
00:45:11,373 --> 00:45:12,438
برش‌گردونه؟

455
00:45:12,440 --> 00:45:15,541
اگر می‌خوای کمکش کنی بذار همینطوری باشه

456
00:45:15,543 --> 00:45:17,510
امکانش نیست؟

457
00:45:17,512 --> 00:45:20,313
جادوهایی با این قدرت هستن

458
00:45:20,315 --> 00:45:23,116
چطوری؟ -
نمیدونم -

459
00:45:23,118 --> 00:45:24,684
تا حالا انجام دادنشون رو دیدین؟

460
00:45:27,088 --> 00:45:29,789
مردی رو دیدم که از مرگ برگشته بود

461
00:45:29,791 --> 00:45:32,792
...اما کشیشی که این‌کار رو کرده بود

462
00:45:32,794 --> 00:45:35,061
نباید ممکن بوده باشه

463
00:45:35,063 --> 00:45:38,531
اما بوده . الان امکان داره

464
00:45:38,533 --> 00:45:41,367
نه برای من

465
00:45:45,173 --> 00:45:47,540
برای شما هم نه؟

466
00:45:50,078 --> 00:45:53,780
دیدم که سمی رو نوشیدین
که باید شما رو می‌کشت

467
00:45:53,782 --> 00:45:57,550
دیدم که شیطانی از سایه‌ها رو به دنیا آوردین

468
00:45:57,552 --> 00:46:00,053
هر چیزی که باور داشتم

469
00:46:00,055 --> 00:46:03,756
پیروزی بزرگی که در شعله‌ها دیدم

470
00:46:03,758 --> 00:46:06,092
همه‌ـش یه دروغ بود

471
00:46:09,597 --> 00:46:11,631
تو همیشه درست می‌گفتی

472
00:46:11,633 --> 00:46:14,667
خدا هرگز با من صحبت نکرده

473
00:46:14,669 --> 00:46:16,669
پس لعنت بهش

474
00:46:16,671 --> 00:46:19,272
لعنت به همه‌شون

475
00:46:20,208 --> 00:46:23,476
مشخصه که من مرد دین‌داری نیستم

476
00:46:23,478 --> 00:46:28,181
هفت خدا ، خدای غرق شده
خدایان درخت...همگی مثل هم هستن

477
00:46:30,251 --> 00:46:32,785
من از خدای نور تقاضای کمک نمی‌کنم

478
00:46:32,787 --> 00:46:38,558
از زنی تقاضا می‌کنم
که بهم نشون داد معجزه وجود داره

479
00:46:39,828 --> 00:46:42,295
هرگز چنین موهبتی نداشتم

480
00:46:42,297 --> 00:46:44,730
تا حالا سعی کردین؟

481
00:50:27,088 --> 00:50:30,389
خواهش می‌کنم

482
00:52:20,400 --> 00:52:21,400
<font color ="#7FFF00">: مترجم</font>
<font color ="#F0FFFF"> داوود </font>
<font color ="#D2691E">Highbury</font>

483
00:52:22,400 --> 00:52:23,400
: ارائه‌ای از تیم ترجمه
<font color="#ff0000">:.: WWW.iMovie-DL.COM :.:</font>

